سر تیتر خبرها
بهروز وثوقی، گلپا، شجریان

بهروز وثوقی، گلپا، شجریان

یک: دیروز، هنرمندان و هنر دوستان و سینماگران و سینما بروها و بویژه آنانی که با سینمای پیش از انقلاب خاطره ها دارند، جنازه ی جناب ناصر ملک مطیعی را تشییع کردند. مردمان فراوانی آمده بودند. هریک با خاطره ای و افسوسی و اندوهی. چند نفری سخن گفتند و سرانجام جنازه بر سر دستها به راه افتاد و در راه، هیاهویی در پیچید و سرآخر: تمام! این هیاهو، فردا به تکراری مرگ آور در می غلتد و در اطراف هر یک از ما چرخ می خورد. چرخه ی مرگ، ناگزیر و بیرون از اراده ی مردمان است. اما بدا به مرگِ تحمیلی که بسیاری از مردمان یخ زده ی ایران را در آغوش گرفته. بله دوستانم. من دیروز در آن مراسم، دیدم که ما به مرگی تحمیلی دچار شده ایم. چند نفری، ما را بر سر دست می برند و هیاهویی در می پیچانند و در گورمان می کنند و دیگر هیچ! مرگ های تحمیلی، تلخی اش به این است که ما زنده ایم و پوست از تنمان می کنند.

دو: فردا بهروز وثوقی و اکبر گلپایگانی و محمد رضا شجریان با مرگ های تحمیلی و هیاهویی که از حنجره های “هیچ” بر می خیزد، بر سر دست ها تشییع می شوند و به گور خود در انداخته می شوند. مرگ های تحمیلی، تلخی اش به این است که زندگان را زنده زنده پوست می کنند. پرسشم این است که مردمانی که به چرخه ی مرگ تحمیلی دچار شده اند، یا بهتر بگویم: به این چرخه خو گرفته اند، چرا رغبتی برای بیرون زدن از این مهلکه ندارند؟ وقتی سرگرمی و رفت و آمد متداول مردم را می بینم، به یاد صحنه ای می افتم که خودم، به یارویی که زنده زنده پوست از تنم می کند، می گویم: بمیرم، خسته شدی!

سه: پیش از این چند باری هم نوشته و هم گفته ام که: نکند هنرمندان ما، پایانی ترین مردمانی باشند که به فهمِ دست های مشت شده، نائل آیند؟ من چاره ی زدودنِ بن بست های ملی را در مشت شدن دست های پراکنده می بینم. نه برای این که همین مشت، بر بیخ بیت رهبری و بر قپه ی سرداران سیری ناپذیر کوفته شود. بل در گام نخست، بر بساط چرخه ی مرگ تحمیلی فرود آید و این بازی مسخره را مفتضح کند. ما یکبار باید بر دریدنِ پوستِ زنده زنده ی خویش بر بشوریم. هر چه بادا باد!

چهار: پیشنهادم این است که خوانندگان و بازیگران و کارگردانان و هنرمندان صاحب نام، یعنی آنانی که مشکل معیشت ندارند و نگران کار و بی کاری نیستند، دست از کار بشویند. در اینجا از باب مثال، تنها به خوانندگان می پردازم. دیگران نیز بر همین روند پایه می گسترند. خوانندگانی چون استادان: شهرام ناظری، علیرضا قربانی، همایون شجریان، محمد اصفهانی، علیرضا افتخاری، سالار عقیلی، و… نامه ای ملایم و محترمانه بنویسند که: تا زمانی که شجریان و گلپا از حصر هنری خارج نشده اند، ما نیز به احترامشان نه می خوانیم و نه راضی به این هستیم که صدایمان از صدا و سیما پخش شود.

پنج: با اطمینان می گویم: با انتشار این نامه، بسیاری از خوانندگان دیگر – چه نام آشنا و چه کم آشنا – از این حرکت شایسته ی استادان خود استقبال می کنند و بدان می پیوندند. بعدش شما ببینید از رادیو و تلویزیون چه پخش می شود؟ و دستگاههای امنیتی با امضاء کنندگان این بیانیه چه می توانند کرد؟

شش: به سینماگران نیز سفارش می کنم بهروز وثوقی را دریابند. من – محمد نوری زاد – شخصاً او را به ایران فرا می خوانم و شاید حرکتی نیز به راه انداختم در همین راستا. که بهروز وثوقی بیاید و با سری افراخته در وطنش بمیرد. بیاید و توسط همان کسانی که زنده زنده پوست می کنند، مستقیم به زندان برده شود. من با اطمینان می گویم اگر بهروز وثوقی به ایران باز آید، دستگاههای امنیتی دست از پا خطا نمی کنند. شهرت ملی و جهانی وی، بزرگ ترین سپر ایمنیِ اوست. بهروز وثوقی در این چهل سال دوری از کشور، دست به خطاهایی که از هر جور و جنسش در بساط حضرات ولایی فراوان است، نیالوده و سلامت خویش را نگاه داشته است. من بهروز وثوقی و اکبر گلپایگانی و دیگرانی چون اینان را ایرانی تر و پاک تر و انسان تر و شایسته تر از بسیاری از سرداران ایرانخوار و آیت الله ها و ملاها و مسئولین و نمایندگان ترسیده و مزدور و چاکر مسلک می دانم حتماً و مطلقاً!


محمد نوری زاد

هفتم خرداد نود و هفت – تهران
Share This Post

درباره محمد نوری زاد

359 نظر

  1. سایت یکی از مفتخورهای اسلامی: آیا اردن در آستانه انقلاب است؟
    مش قاسم: نه حاجی، بیخود صابون به دلت نزن. اردنیها یه نیگاه به حال و روز ما میکنن و عقلشون رو میبرن بالاتر. در دنیا فقط مشت نادان وجود داشت اونم توی این مملکت آخوند زده اسلام زده سال ۵۷.

     
  2. علی زین الدین

    سلام و درود

    مدیر گرامی جناب دکتر نوریزاد! بنده رمانی در دست تألیف دارم که تا کنون قریب سه جلدش را که حدود 1200 صفحه میشود نوشته ام، این رمان بر اساس واقعیت نوشته شده و بخش عمده اش خاطرات دو تن از تبلیغاتچی های رژیم بعث عراق است که در جوانی به استخدام دایره تبلیغات حزب بعث در آمدند و همراه با بدلهای صدام حسین مدام در مناطق مختلف عراق جهت تشجیع و تشویق و تحریک ارتش و مردم فریب خور عراق به شرکت در فعالیتهای مختلف بخدمت گرفته شده بودند. هدف نخست اخراج و تاراندن و مصادره اموال یهودیان و ایرانیان و بعد شرکت داطلبانه مردم عراق جهت پیوستن به ارتش و جیش الشعبی بطور اجباری در جنگهایی بود که اول جهت سرکوبی مردم کوردستان عراق و بعد قتل عام شیعیان معترض جنوب عراق و بعد اعدام و سرکوب نظامیان متمردی که مخالف سیاستهای تجاوزکارانه حزب و ارتش بعث بودند و بعد جنگ تجاوز کارنه بر علیه ایران و پس از آنها نسل کشی مردم کورد در جریان بمباران حلبچه و زنده بگور کردن 283000 نفر از اکراد تحت عنوان انفال و فروش زنان و دختران
    به اعراب در کشورهای مختلف عربی، سپس تجاوز به کویت و اشغال وضمیمه کردن آن کشور به عراق، سر انجام شکست مفتضحانه و فرو پاشی آن رژیم متجاوز و ستمگر و حوادث فراوانی که در متن و حواشی وقایع آن سالهای شوم روی داد میشود. آن دو نفر که بنا بدستور مقامات دایره تبلیغات حزب بعث با هم عقد ازدواج بسته بودند و در طول خدمت طولانی با سه تن از بدلهای صدام در اغلب نقاط جبهه و شهرهای مختلف عراق حضور تبلیغاتی فعال داشته بودند، ضمن خدمت شاهد حوادث دهشتناکی از خشونت، جرم و جنایت سیستماتیک و اعدامهای دسته جمعی، شکنجه و محو و سر به نیست کردن جمع کثیری از مردمان شجاعی بودند که جرأت و شهامت مخالفت علنی و فعالیتهای انقلابی و بر اندازانه و جان باختن در این مسیر و گواه نهایت سؤاستفاده از قدرت دولتی توسط صدام و اعضای متعصب و نژاد پرست حزب بعث،و استخبارات، بویژه ارتکاب جنایات سبعانه، ابتکاری و خارج از هر گونه اطلاع و نظارت مجامع جهانی، توسط پسر بزرگ صدام« عُدی » که شخصی دیوانه و بمراتب سفاکتر از صدام بود، بودند. با باز گویی آن فجایع از شدت وحشت موی بر اندام مردگان هم راست میشود .آن زن و شوهر در طول خدمت طولانی با سه تن از بدلهای صدام همکار بودند، در جریان حوادث مختلف دو تن از بدلهای صدام کشته میشوند. هنگام جنگ اول خلیج فارس و عقب نشینی هزیمت وار ارتش متجاوز و شکست خورده بعث عراق از کویت و تخریب و مسدود شدن راههای مواصلاتی و بمباران 24 ساعته و بدون وقفه ارتش شکست خورده و درحال فرار و کشته شدن بدل صدام و فرو پاشی تیم تبلیغاتی، توسط نیروهای ائتلاف، ناچار به ایران پناهنده شده بودند و در یکی از شهرهای مرکزی( کاشان) توسط یکی از آشنایان بسیار فقیرشان پناه و اسکان داده شده بودند. آنها در حالیکه فقیر و گرسنه و درمانده و در سن پیری، بدون دانستن زبان فارسی جویای کار بودند،کاملاً بطور تصادفی با نگارنده آشنا شدند ،آشنایی با خاطرات دست اول آنها از بخشی از فعالیتهای تبلیغاتی و فریبنده ارتش و حزب بعث عراق منجر به دوستی و ثبت و یادداشت برداری از خاطرات مخوف آنها منجر شد.سختی و صعوبت کار و تنگی معیشت نگارنده ، همراه با داشتن کودکی بیمار در حد ایزوله و نبود کار و در آمد ثابت و مستمر، طوری نگارنده را در منگنه میفشرد که کمترین امید و احتمالی جهت نگارش و انتشار یادداشتها در آن هنگام یا در آینده نزدیک باقی نمیگذاشت ،با اینحال اهمیت خاطرات آنها که بخشی از تاریخ مستند معاصر بود و کنجکاوی و علاقه ذاتی این بنده سبب شد که از نقل شفاهی خاطرات آنها نت برداری کنم، بتدریج اشخاص دیگری به نقل حوادث زندگی خود پرداختند که گرچه مستقیماً به زندگی آن دو بی ارتباط بودند، اما هر یک از آنها در صحنه ای دیگر از آن تراژدی عظیم به تناسب نقشی بزرگ یا کوچک بازی کرده بودند و در مجموع خط اصلی جنگ و دفاع و حوادث داخلی چون رشته ای، تسبیح وار همه مهره ها را به هم ربط میداد . چنانچه مدیر محترم اجازه دهد و اعضای مکرم بپسندند قصد دارم که بخشهایی از رمان را که اندکی از آن( حدود15 قسمت) درشماره های متوالی هفته نامه« امید کرمانشاه » با همان عنوان« رقاصه های صدام » و ایضاً در هفته نامه« مبشر کرمانشاه »که بنا به سلیقه ناشر و حساسیت مأموران بسیار مؤمن و وظیفه شناس ممیزی به کلمه« رقاصه ها » ناگزیر با عنوان« جهانی میان ترس و بیم »منتشر شد، همچنین همان قسمتها همراه با سایر قسمتهایی که در گروههای کتاب خوانی و چند گروه با اعضای محدود در فضای مجازی نشر یافت را به صورت قسمتهای کوتاه دنباله دار تقدیم اعضای محترم این وبسایت فخیمه و علاقه مندانش بکنم. بدیهی است که صدور اجازه بستگی به موافقت مدیرمحترم و پسند اعضای ارجمند خواهد داشت.
    در انتظار موافقت با انتشار یا رد درخواست هستم.

    پ. ن آثاری که پیرامون دفاع مردم اتحاد جماهیر شوروی در مقابل هجوم آلمان نازی طی مدت 3 سال از 1942 تا 1945 نوشته شده و بعضی از آنها شهرت جهانی دارند هزاران عنوان
    کتاب و رمان ارزشمند است .دریغ و درد که بیگانگی با کتاب و عجز در نگارش خاطرات مستند ، تاریخ و درسهای 8 سال جنگ و دفاع را به باد فراموشی سپرد و آثار که هیچ ،حتی اثر قابل توجهی که قابل مقایسه با ادبیات روسی و فرانسوی و آلمانی و سایر کشورهایی که در گیر جنگ و دفاع شدند در زبان فارسی پدید نیاورد و از هیچ ناحیه ای هم نه تنها به نویسندگان کمکی نمیشود بلکه با اعمال سانسور،هنر و کار و افکار نویسنده عقیم و مردم بیگانه با کتاب هم با نخریدن و نخواندن انگیزه روانی و مالی را در وجود نویسنده میکشند .

    علی زین الدین.

     
  3. ایران دوست واقعی

    استاد گرامی با درود خواهش میکنم شما و یا هر کسی که میتواند راهنمایی کنید که باید چگونه مردم ایران بویژه جوانان چه کنند که جلو جنگی که رهبر موقت و دولت نابخرد حسن کلید ساز و اخوند های نامرد میخواهند برای بقا خود براه بیاندازند گرفته شود تا دوباره دستاوردهای جنگ با عراق نصیبمان نشود (یاداوری اینکه دستاورد شامل خرابی شهرهای مرزی که هنوز هم درست نشده و کشته و معلول شدن جوانان این مرزو بوم و بدنیا امدن بچه های ناقص بدلیل شیمیایی شدن پدران انها و ووو).

     
  4. جناب آریایی
    چه کسی گفته دولت ثروت تولید کند؟ اصلا دولت کی از خودش دارایی دارد؟ هر چه است مال مردم است. اموال ملت است.
    آن کس که ثروت تولید می کند مردم اند. بهترین و موثر ترین تولید کنندگان ثروت مردم اند. صاحبان اصلی کشور مردم اند. صاحب اموال مردم اند. دولت در تولید ثروت هیچ کاره است. تنها وظیفه دولت نظارت بر حسن اجرای امور است. حسن اجرای قانون . دولت مستخدمی بیش نیست. مستخدم مردم. حقوقی هم از کارفرما که ملت باشد دریافت میکند. تا جایی که در خدمت مردم است اجازه فعالیت دارد. هر گاه مردم خوششان نیامد مستخدم را اخراج می کنند و کس مورد علاقه خود را استخدام می کنند.
    نمایندگان مردم با وضع قوانین مناسب کاری می کنند تا ثروت تولید شده به نحو عادلانه در جامعه تقسیم شود. نمایندگان مردم هم تا زمانی که موافق میل مردم کار می کنند هستند وقتی مردم از آن ها راضی نبودند تعویض می شوند.
    این ها مبانی ابتدایی دمکراسی است که شما از آن درک درستی ندارید. دمکراسی ستیز هستید بدون آن که بدانید دمکراسی چیست.
    بهترین نظام حکومتی دنیا آن است که جمع و جور و کم هزینه باشد. مثل سوییس. تعداد وزرا و دفاتر آنان و ادارات تحت نظرشان و کارمندان دولتی حد اقل ممکن باید باشد. بسیاری از امور اکنون از طریق اینترنت انجام می شود که نیاز به ادارات و دفاتر مراجعه عمومی را کاهش داده است.
    قوه مجریه قوه مقننه و قوه قضاییه. علاوه بر این ها مردم حق دارند و می بایست نهاد های مدنی بی شماری در هر زمینه مورد علاقه راه اندازی کنند که بر حسن عمل کرد دولت و مجلس و قاضیان نظارت داشته باشند. مردم با مشاهده هر خطایی از سوی مستخدمین خود بلافاصله به رسانه های جمعی مراجعه می کنند و دیگر آحاد جامعه را از کج روی ها مطلع می کنند و خرد جمعی که از طریق گفتمان گسترده در جامعه شکل می گیرد در باره نحوه برخورد با خطایا تصمیم گیری می کند.
    این ها همه برای آن است که از تمرکز قدرت در دست عده ای معدود جلوگیری شود چرا که قدرت مساوی است با فساد. هر اندازه قدرت متمرکز تر شد فساد هم بیشتر می شود.
    در دوران حاضر زور و فشار از بالا دیگر اثر ندارد. مردم آگاه تر اند و صغیر نیستند بلکه صاحب اراده اند.
    بجای زور گویی می بایست قلب ها را تسخیر کرد. قلب ها که تسخیر شد سرزمین ها هم پیوند می خورد.
    در کشور های کمونیستی یا دیکتاتوری مثل ایران البته حاکمان اموال مردم را سرقت می کنند و به اسم خود در می آورند و مدعی صاحب خانه بودن می شوند و خود را حاکم و مردم را رعیت می شمرند. این بد ترین نوع و نا کار آمد ترین روش اداره امور است و باعث کندی اقتصاد و در نتیجه رشد فقر می شود.
    دمکراسی ستیزی نتیجه معکوس می دهد. باید به مردم اعتماد داشت. چاره دیگری نیست. چرا؟ قدرت دیر یا زود به فساد می انجامد و جامعه را بیمار می کند.
    این ها اکنون در دنیا عمل شده و نتیجه داده است. مشکل امروز دنیای مدرن دیکتاتور ها نیستند بلکه شرکت های بزرگ و بسیار بزرگ اند که تبدیل به نیروی انحصاری یا نزدیک به انحصاری می شوند و خواست خود را بر مردم دیکته می کنند. بسته به سلامت قوای سه گانه و حضور فعال نهاد های مدنی غیر دولتی و مستقل می توان با زور گویی این شرکت ها مقابله کرد. مقابله به معنی دشمنی و ریشه کنی نیست. مقابله یعنی تعدیل. برخورد هوشمندانه چرا که همین شرکت ها هستند که نهایتا باعث رفاه و ثروتمند شدن جامعه می شوند.
    بگذارید شرکت ها کار کنند و ثروت تولید کنند تقسیم ثروت بر عهده نظام دمکراسی است. با وضع مالیات و عوارض و غیره و ذالک در حدی که برای چرخه اقتصاد قابل تحمل و توجیه پذیر باشد.

     
    • جاویدان سپاه ایران

      جناب ساسان
      منظور من همان سیاست وبرنامه دولت ونه خود دولت است والبته دولتهایی نظیر ما در حال حاضر به دلیل تهدیداتی که وجود دارد حضور نهادهای مانند سپاه ونیروی های مسلح در مساییل اقتصادی ضروریست چون سرمایه ترسو است سپاه خانه هایی را که برای زلزله زدگان به عهده داشت ساخت وتحویل داد اما شرکتهایی که قرارداد بسته بودند به دلیل بالا رفتن قیمت دلار فعالیتهای خود را تعطیل کردند البته نتیجه دمکراسی شایسته سالاری نیست ما هر وقت به سمت دمکراسی رفتیم با فروپاشی ایران روبرو شدیم در ابتدای مشروطه خوانده اید که پادشاه مملکت به سفارت روسیه در کشور خودمان پناهنده شد این ننگ برای ما ثبت شده وکاری هم نمیتوانیم بکنیم واگر مردی چون رضا شاه پیدا نشده بود ایران همان زمان فرو پاشیده بود مشروطیت افتخاری برای ملت ما نداشت اقتدارگرایی رضا شاه همه چیز ما را حفظ کرد همان زمان که محمدرضا شاه سلطنت میکرد ونه حکومت ترور شد اما جان سالم بدر بردمصدق مملکت را به توده ایها داشت تحویل میداد امروز دمکراسی وحقوق بشر برای بی ثبات کردن جهان سوم بکار گرفته میشود تا دولتهای اقتدارگرا برای پیشبرد این کشورها روی کار نیاید وهمیشه مسئولین انها انرژی خود را برای خنثی کردن همدیگر بکار گیرند از مشروطه تا کنون این دمکرسی بوده کشور ما را به عقب انداخته شما با دقت نگاه کنید متوجه میشوید

       
  5. در این لینک https://youtu.be/ecqYgpMZ6EE زن و شوهری بسیار مسن در اوج نداری در یک دخمه غمبار و دهشتناک زندگی میکنند که ایرانی هستند و در این لینک https://youtu.be/ATT0DJVwT6k یک جنایتکار دشمن ایران و ایرانی غیر ایرانی می‌‌گوید هست و نیست ایران برای و در خدمت فلسطین هست و در نهایت وقاحت و بی‌ شرمی که در ذات وی و از سرشت آموزه‌های ضد ایرانی و ضد بشری این خون آشامان الهام می‌گیرد می‌‌گوید ابایی هم از این گفته نداریم. حرامی مزدور اجانب ایران به ایرانی و ایرانی به ایران مربوط است، به توی بیگانه که عمری را با وحوش تروریست و ضد بشر سپری کرده ای، چه ربطی‌ دارد ؟

     
  6. آن که مرا مردک خطاب کرد
    ششصد هزار کیلومتر مربع از سرزمین های ایران در اثر حماقت آخوند ها در جنگ های ایران و روس از دست رفت. با فتوای جهاد مشتی احمق و نفهم. که چه؟ که ملایکه به مدد سپاه اسلام خواهند آمد.
    این شجاعت بود یا حماقت؟
    البته از نظر من خیانت در کار بود. تحریک انگلیس ها در میان بود که می خواستند جبهه دومی بر ضد روس ها باز کنند و فشار نظامی را بر اروپا بکاهند.
    مشکل امثال شما این است که حافظه تاریخی ندارید. سرتان را شیره مالیده اند. مگر این که خیانتکار باشید و هدفتان نابودی کامل ایران باشد که این البته حسابش جدا است.
    بروید با دعا و توسل و تذر صلوات و دعای جوشن کبیر به جنگ ترامپ. اگر توده ای هستید هم که سابقه خیانتکاریتان بر همه آشکار است و حق دارید رفیق استالین و لنین باشید و غرب ستیز آمریکا ستیز و ترامپ ستیز.

     
  7. داش محمد سلام، اینم یه مقاله جدید ا روزنامه عصر امروز چاپ لس آنجلس.
    آقای زاهدی چکار میکنی؟
    آقای زاهدی اصل را گذاشته‌ای و فرع را گرفته ای!!؟؟ حیف از عمر عزیز و دریغ از چنین سرمایه‌گذاری بی سود! اینهمه درد که میبایست امثال شما آنرا فریاد کنند و آنگاه فریادی پر طنین برای کاری که نه ایران از آن سودی میبرد ونه ایرانی میهنپرست ! خیل پارسی گویان بخواب رفته درون مرز و مستان برون مرز به ظاهر ایرانی و آنگاه هی هی شما به فردی که دنیای ما او را نیمه دیوانه قلمداد کرده و البته کارهای او را در عین دیوانگی سودمند میداند و تائید میکند. نمیدانم دور و بری های شما چه کسانی هستند که اینگونه افکار را بشما تلقین میکنند؟! این سرمایه دار آلمانی تبار امریکائی نشان نه خیال جنگ تمام عیار با استفاده از نیروهای نظامی علیه حاکمیت فقیهان فتنه گر را دارد و نه شرایط کنون چنین رخدادی را ایجاب میکند، آنهم در روزگاری که ایرانی تیره بخت میهنپرست برای رهائی ایران از سلطه این از خدا بیخبران دست به هر کاری میزند از جمله نوشتن نامه به کاخ سفید و استمداد از ترامپ با ابراز مفهومی اینچنین که « ای رئیس جمهور ایالات متحده اگر شما حمله نظامی به رژیم ملایان را آغاز کنید ، من بعنوان یک ایرانی میهنپرست در کنار سربازان شما خواهم جنگید» !!! آقا شما خواهان نجات ایران هستید یا تعامل با فقیهان فتنه گر ؟ امروز ایرانی میهنپرست و آزاده تا آنجا از زندگی به تنگ آمده که راضی به مرگ است و کمترین آرزوی او وقوع یک جنگ جهانی است! وقتی که فقط در پایتخت جمهوری اسلامی و تحت لوای الله و لااله الا الله روزانه بیش از ششصد هزار زن و دختر تن فروشی کنند تا نان روزانه شان تأمین شود، آنهم در حالیکه خوش نشینان درونمرز و برونمرز به تماشا ایستاده‌اند و کاری از شمار اندک جوانمردان میهنپرست ساخته نیست، آیا تهاجم نیروئی توفانزا از جبهه ای رهائیبخش، آرزوی جان به لب رسیدگان نباید باشد؟، آری فقط آرزو و نه بیشتر! آرزوئی که در شرایط کنونی ودر عرصه بین‌المللی امیدی به عملی شدن آن نیست ! طی این همه سال از شما و دیگر دولتمردان عصر پهلوی نگونبخت حتی یک دهم اسرار سیاسی که نمایانگر هویت مستقل ملی دولت های هردو پادشاه باشد در رسانه‌ها منتشر نشده در حالیکه نخستین مسئولیت شما افشای چنین اسرار بوده و هست! روزیکه خاطرات خود را در باره روز و شب قیام ملی که کودتای امریکائی خوانده شد و وصف لحظاتی که شما از جمله بدر خانه سفیر آمریکا رفته بودید و او خود را مخفی کرده بود، منتشر شد ، بسیاری هیجان‌زده منتظر ارائه اسنادی در رد این حقیقت از سوی مدعیان شدند وچون واکنشی دیده نشد، بسیاری از روشنفکران که معتقد به کودتای آمریکائی بودند تغیر عقیده دادند. وقتی امثال شما به گوشه عزلت رفته باشید ، میهنپرست ایرانی دست نیاز بسوی کی دراز کند؟ مرتکب دهها اشتباه شدید وگویا امروز برای جبران آن دست به چنین کارها میزنید. مثلا چرا در روزگار نوجوانی شاهزاده نگونبخت ، در شرایطی که غلبه هورمونهای بلوغ او را سردرگم کرده بود بیاری او نرفتید و مشاور او درامور سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نشدید؟! تا سرنوشت او بدست احمد عنکبوتی ها و دیگر افراد مشکوک الهویه و معلوم الحال نیفتد؟! البته معلوم است که شما دیپلمات بزرگمرد و میهنپرستی چون مرحوم مخبر السلطنه هدایت نبودید ولی اندکی از دانش او را داشتید و این میتوانست اثرات مثبت و مهمی در سرنوشت شاهزاده و نهایتاً ایران داشته باشد. اینرا هم بدانید که من نه سلطنت طلبم و نه کمونیست و روزگاری در زندانهای شاه فقید بجرم فعالیت‌های سیاسی زندان بوده ام، پس آنچه میگویم بنا بفرموده نیست و صرفاً از میهنپرستی من وهویت ایرانی ام مایه میگیرد.!! وشاید روزی در خاطراتم نیز نوشته شود شرح حال دانشجوی همبندی که با شما خویشاوند بود و می‌گفت بمجرد اینکه آقای زاهدی مطلع شود من آزاد خواهم شد و چنین نیز شد. آقای زاهدی انگیزه شما از نوشتن این مقاله چه بود و کی این انگیزه را در شما بوجود آورد؟ نکند دور وبر شما هم احمد عنکبوتی ها هستند؟ چرا در باره هویت امثال قطبی ها سکوت کرده اید؟ من در روزگار نوجوانی بارها به صاحب اختیاران تلویزیون آنروزگار نامه نوشتم و درخواست کردم تمام برنامه‌ها را به آموزش بویژه تاریخ، بهداشت وفنآوری اختصاص دهند تا ذهن ملت ابن الوقت ایران از دیدن یاوه های غرب بیمار نشود، استدعا کردم و حتی گاهی با نام مستعار تهدید کردم ولی وقعی گذاشته نشد که گویی امثال قطبی به مسموم کردن ذهن ایرانی تازه بدوران رسیده مامور بودند.!! شگفتا که من نوجوان تشنگی نسل جوان را در زمینه‌های مختلف دانش از طریق رسانه‌های آنروز حتی رادیو میدیدم و تعجب میکردم که چرا کسی کاری نمیکند و از رادیو و تلویزیون مطالب بی‌ارزش ارائه میشود!!و به همین خاطر بسیاری از نسل جوان آنروزگار به یاوه های رادیو های اغواگر بیگانه از جمله رادیوی فارسی بغداد گوش فرا میدادند! محمد رضا شاه بدبخت میدانست که ایران ظرفیت بیش از سی میلیون نفر را ندارد و نجات ایران تنها اشتغال نیروی کار و مصرف معقول در چارچوب اصل استقلال ملی و میهنی است اما بگونه ای مرموزهمه جریانها بر خلاف این خواسته بود.!! آقای زاهدی سخن برای گفتن بسیار دارم ولی در حوصله این مقال نمیگنجد، پس برای جبران مافات سخنی تازه بگوئید تا اگر نظر خیری داشه اید که باعث سو تفاوهم شده بدین وسیله رفع سو تفاهم شود. خوشبختانه رسانه عصر امروز که کاملاً دمکراتیک عمل میکند در اختیار همگان است و شما میتوانید تفسیری دیپلماتیک و اصلاحی ارائه کنید. به امید اینکه امثال شما از طریق همین رسانه خاطرات سیاسی خود را که میتوانند اسناد تاریخی گرانبهائی باشند به اطلاع ایرانیان برسانند

    البرز ایرانزاد

     
  8. سایت یکی از این مفتخورهای اسلامی: حیرت خارجی‌ها از حرم امام خمینی (ره).
    مش قاسم: کاملا درسته! خارجی‌ها حیرت زده شده بودن ملتی که نونشو از سطل اشغال در میاره و شب تو گور و کارتون میخوابه و کودک کاری داره و بچهاش توی کلاس درس جزغاله میشن، زلزله زدگانش هنوز توی چادر زندگی میکنن و …….. واسه چی اینقده خرج مرده میکنه؟ اگه شما فهمیدید به من هم خبر بدین.

     
  9. فرصتتون شد یه نگاهی به مصاحبه احمد زیدآبادی بکنید.
    http://www.iran-emrooz.net/index.php/politic/more/75156/

     
  10. حاج علیرضا علوی‌تبار*: برجام یکی از مهم‌ترین دستاوردهای دولت و ملت ایران در سال‌های پس از انقلاب است.
    مش قاسم: ….در کنال قرارداد الجزیره و ۵۶۰. اینا بضاعت عقلشون بیش از این نیست.

    *: این یارو هم با اونو سابقه خرابش ر…(سه نقطه از مش قاسم)ده به تبارش، اونا هم لابد دست کمی از این نداشتن.

     
  11. آرتین ایران

    سلام بر ناظران گرامی
    به راستی برای حوزه های اعتقادی و بزرگانشان به جز مسایل پیش افتاده ای نظیر نمایش چهره ابالفضل در یک سریال تلویزیونی و حجاب اجباری و از این دست چیز دیگری هم اهمیت دارد.این خفتگان گویی نسبت به رنج و بدبختی مردم آنچنان بی نفاوتند که پوشاندن چهار تار موی گرسنگان از به خطر افتادن حیات آنها با اهمیت تر است!
    https://www.radiofarda.com/amp/top-cleric-makarem-warned-over-disobeying-hijab/29269982.html
    پاینده باد ایران و ایرانی

     
  12. نه هیچ کشوری و نه هیچ خبرگزاری و نه هیچ منبعی در نیا و نه دولت و ملت خود اسرائیل، کمترین خبری اعلام نکرده ا‌ند که رسما یا بطور نیمه رسمی‌ یا به تلویح ” عمر دولت اسرائیل به سر رسیده” جز جنتی که حتی می‌‌گوید رسما این را اعلام می‌کنم. چرا؟ چون خودش را عین حق و شرع و ذات اسلام می‌‌داند که الله به وی قول قطعی و تردید ناپذیر داده است چون تو بر حقی‌ و اسرائیل بر باطل غم مخور عزیزی که همه اسرار من الله را تو و آن دومی و ناصر مکارم و نوری همدانی و مصباح یزدی می‌‌دانید، خودم اسرائیل را نابود می‌کنم و مبادا شما سرخود دست به اقدامی بزنید. فقط چون من که الله باشم نمیتوانم خودم رسما این را اعلام کنم، چون به بنی اسرائیل هم سابق قول پیروزی آنها را داده بودم، یعنی‌ یک بار چون موسی‌ مرا ذله کرده بود ما هم که خدای آنها باشیم و الله شما، چیزی تو مایه‌های وعده‌های پیروزی آنها از زبونمون پرید و اونام صفت و سخت دو دستی‌ بهش چسبیدن. فعلا صلاح اینه تا میتونین برین سوریه و رو بلندی‌های جولان آماده باشین تا بگم کی‌ حمله را شروع کنه.ما که خدا باشیم خلف وعده نمی کنیم و دیدید که این چند ماه اخیر چه‌ها که نکردیم در سوریه لاکن شعور نداری تو که میایی اسرار ما را برملا میکنی‌ و رسما هم اعلام میکنی‌.

     
  13. با سحنان دیروز خامنه ایی سرنگونی درد اور حرامیان اسلامی آغاز شده .در حقیقت خامنه ایی همچون صدام که در زمین جرچ بوش بازیکرد در دام ترامپ افتاد و راه بر گشتی نبست بچز سرنگونی درد اور!

     
  14. آرتین ایران

    سلام بر ناظران گرامی
    آقای خامنه ای روز گذشته در برنامه حکومتی ۱۴ خرداد که به لطف سازمان تبلیغات اسلامی برای ایشان تدارک دیده شده بود دستور به آمادگی برای غنی سازی تا سطحی بیش از سطح قبل دادند و بدینگونه تصور فرمودند که با این دست اقدامات نخ نما شده دست بالا را در مذاکرات خواهند داشت غافل از اینکه کشوری نظیر کره شمالی به بمب اتم هم دسترسی دارد و ادامه کار را با این شرایط غیرممکن دیده است!کاری به این نداریم که اگر کسی از ایشان می پرسید ۱۹۰ هزار سو که شما می فرمایید یعنی چه می دانست یا خیر ولی به راستی کسانیکه به او چنین مشاوره هایی را می دهند و یک بار این راه اشتباه را طی کرده و کار ایشان را به جام زهر دوم یا نرمش قهرمانانه و چرخش پهلوانانه رسانده اند از خود پرسیده اند که همین فرد عبوس که در زمان پیش از برجام دم از دور زدن تحریمها و بی اثر بودن آنها می زد چه شد که کارش به خفت برجامی رسید که هنوز هم طرف غربی دارای زیاده خواهی بیش از آن است؟!ایشان در روزی این سخنان را بیان می کردند که پلیس راه جاده های منتهی به شمال را از حجم انبوه سینه چاکان بنیان گزار نظام دینی یک طرفه اعلام کرده بود آنهم در ماهیکه سابق بر این حجم مسافرت در حداقل ممکن بود و دست برقضا چنین ایامی پایه مشروعیت ادعایی نظام دینی بوده است.اگر سران حکومت اسلامی قدری بصیرت داشتند به جای حمله به غرب خطر را در بیخ گوش خود احساس می کردند.مردمیکه از کارآیی چنین نظامی ناامید شده اند از خود می پرسند به راستی منافع برجام و فرجام برای ملت ایران چه بوده است؟!
    آقای ترامپ با زیرکی در سخنان خود به نکته ای اشاره کرد که بسیاری از مردم ایران را به فکر فرو برد و آن اینکه دین سالاران حاکم بر ایران در قبال نوشیدن جام زهر ۱۵۰ملیارد دلار کسب درآمد کرده اند ولی چرا وضع امروز مردم ایران پس از گذشت ۲ سال از برجام چنین خفت بارتر شده است؟!این در حالیست که سیاستهای شکست خورده این نظام در قبال منطقه را این روزها همگات شاهدند که گویا فرد کله شق بی خردی در میان بوده که زیرکان برای او دامی پهن کرده و پس از خسارتهای بی شمار مالی و جانی همانها حکم به خروج او با سر بی کلاه دادند و باز همانها در ادامه این پازل این پخمگان را به بازی برجام۲ کشانده اند که قطعا انتهای آن سرشکستگی مجدد این نظام غیرمردمی خواهد بود.آیا مردم ایران مایل به چنین ماجراجوییها و به باد دادن سرمایه خویش بدون هیچ دستاوردی بودند؟!بدیهیست که پاسخ این سوال را باید در حجم انبوه مسافران شمال در سالگرد فوت بنیان گزار نظام اسلامی جستجو کرد.

    http://m.dw.com/fa-ir/خامنهای-مقدمات-رسیدن-هرچه-سریعتر-به-۱۹۰-هزار-سو-فراهم-شود/a-44074016?xtref=https%253A%252F%252Fwww.balatarin.com%252Ftopic%252F2018%252F6%252F4%252F1018411

    https://www.mehrnews.com/news/4312812/محدودیت-های-ترافیکی-تعطیلات-پیش-رو-هراز-و-کندوان-یک-طرفه-می-شود

    http://amp.dw.com/fa-ir/%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%B1-%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC-%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%81%D9%82-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%85/a-44051914

    پاینده و پیروز باشید

     
  15. خرزو خان برره

    تفخیذ را تعریف کنید ؟

    هاااا بهره گیری جنسی آخوند از بچه شیرخوار را ویگولنزج تفخیذ ! لازم به ذکر بید که این جرکت وحشیانه صد بشری مختص آخوند ها و مشابه شخصی آنها مانند سعید طوسی ها بید هاااا

     
    • خرزور خان بره سری به یوتیوب بزنید .خود خمینی طبق روایت شاهد عینی با این موضوع بیگانه نبوده.

       
  16. فيلسوف بزرگ

    دانش ما نمودي از نداني ما است و نداني ما بخشي از دانش ماست- اين سخن يكي از تعبيرات ژرف و عميق من از رابطه جهل و دانش است كه شايد درك ان فعلن براي شما سخت باشد ولي من تلاش خاهم كرد با زباني ساده تر و قابل فهم براي شما انرا توزيح دهم . دانش ما نمود و پيدايشش از ناداني ما بوجود مياييد زيرا اگر ما از اغاز نادان نبوديم هيچوقت به دنبال دانش نميرفتيم پس دانش ما مديون ناداني ماست و همينطور نداني ما قسمتي از دانش ماست يعني ناداني ما مقدمه و ستون دانش ماست پس بدون وجود ناداني هيچ دانشي بوجود نمياييد و به همين دليل نزد ما فلاسفه ناداني بيشتر از دانايي ارزش دارد زيرا ناداني چون پديد اورنده دانش و دانايي است پس ميشود گفت ناداني مادر دانش است و دانش كودك ناداني است پس هميشه ارزش مادر بيشتر از كودك است و هر فيلسوفي كه قدر ناداني را نداند در نظر من ارزشي بيشتر از يك رفتگر ندارد و رفتگري كه ارزش نداني را بداند نزد من ارزش فيلسوفي در حدو اندازه خودم را دارد. اميد دارم مه سخنم را درك كرده باشيد و اگر نظري در باره ان داريد ويا هر سوال فلسفي كه داريد در زير بنويسيد تا پاسخ بدهم و بر دانايتان بيفزايم.

     
    • دوست فیلسوف ما سلام
      ما ارزش بوی خوش را فقط در مقایسه با بوی بد می شناسیم ‘ ولی این به این معنا نیست که ارزش آنها یکسان است
      پوست گردو محافظ مغز گردوست ‘ ولی این به این معنا نیست که ارزش آنها یکسان است .
      استشمام چند بار بوی بد کافیست که شما در زندگی همیشه به دنبال بوی خوش باشید پس ارزش آنها به هیچ وجه یکسان نیست .

       
  17. ایران دوست واقعی

    استاد گرامی با درود از سید گرامی و دیگر اسلامدوستان خواهش میکنم نظرشان را بگویند

    هیچ فکرش رو کردین!
    ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻧﺎﺭﺍﺿﯿﻨﺪ :
    ﺩﺭ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﻧﺎﺭﺍﺿﯿﻨﺪ …
    ﺩﺭ ﻣﺼﺮ ﻧﺎﺭﺍﺿﯿﻨﺪ …
    ﺩﺭ ﻟﯿﺒﯽ ﻧﺎﺭﺍﺿﯿﻨﺪ …
    ﺩﺭ ﻣﺮﺍﮐﺶ ﻧﺎﺭﺍﺿﯿﻨﺪ ……
    ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻧﺎﺭﺍﺿﯿﻨﺪ …
    ﺩﺭ ﻋﺮﺍﻕ ﻧﺎﺭﺍﺿﯿﻨﺪ …
    ﺩﺭ ﯾﻤﻦ ﻧﺎﺭﺍﺿﯿﻨﺪ …
    ﺩﺭ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎﻥ ﻧﺎﺭﺍﺿﯿﻨﺪ …
    ﺩﺭ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﻧﺎﺭﺍﺿﯿﻨﺪ …
    ﺩﺭ ﺳﻮﺭﯾﻪ ﻧﺎﺭﺍﺿﯿﻨﺪ …
    ﺩﺭ ﻟﺒﻨﺎﻥ ﻧﺎﺭﺍﺿﯿﻨﺪ …
    ﺩﺭ ﺍﻧﺪﻭﻧﺰﯼ ﻧﺎ ﺭﺍﺿﯿﻨﺪ …

    ﭘﺲ ﺩﺭ ﮐﺠﺎ ﺭﺍﺿﯿﻨﺪ؟

    ﺩﺭ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﺭﺍﺿﯿﻨﺪ …
    ﺩﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺭﺍﺿﯿﻨﺪ …
    ﺩﺭ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﺭﺍﺿﯿﻨﺪ …
    ﺩﺭ ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎ ﺭﺍﺿﯿﻨﺪ …
    ﺩﺭ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺭﺍﺿﯿﻨﺪ …
    ﺩﺭ ﺳﻮﺋﺪ ﺭﺍﺿﯿﻨﺪ …
    ﺩﺭ ﻧﺮﻭﮊ ﺭﺍﺿﯿﻨﺪ …
    ﺩﺭ ﺩﺍﻧﻤﺎﺭﮎ ﺭﺍﺿﯿﻨﺪ …
    ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺮﺍﻟﯿﺎ ﺭﺍﺿﯿﻨﺪ …
    ﺩﺭ ﻫﻠﻨﺪ ﺭﺍﺿﯿﻨﺪ …
    ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺸﻮﺭ ﻫﺎﯼ ﻏﯿﺮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ
    ﺭﺍﺿﯿﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺸﻮﺭ ﻫﺎﯼ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ
    ﻧﺎﺭﺍﺿﯽ …
    ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺪﻡ ﺭﺿﺎﯾﺖ ﺧﻮﺩ ﻣﻘﺼﺮ ﻣﯽ
    ﺩﺍﻧﻨﺪ؟
    ﺍﺳﻼﻡ؟ ﻧﻪ …
    ﺭﻫﺒﺮﺍﻧﺸﺎﻥ؟ ﻧﻪ …
    ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ؟ ﻧﻪ …
    ﻭﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺭﺍﺿﯿﻨﺪ ﻣﻘﺼﺮ میدﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺁﻥ ﮐﺸﻮﺭ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺒﯿﻪ ﮐﺸﻮﺭﯼ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﻧﺎﺭﺍﺿﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ

     
  18. سلام جناب باصفا

    منابع فقهي ماشيعيان ؛كتاب خدا يعني قرآن وسنت يعني قول وفعل پيامبر وامام است وديگراجماع وعقل ؛ وجوب روزه راننده وامثالهم كه كثير السفر ويادائم السفرويا شغله في السفر هستند ازروايات متواترمستفاداست ونكته قابل توجه اينستكه رواياتي كه احكام را متحمل هستند دقيقا صحت وسقم آن هاوثقه وصحيح الصدوربودنش ازامام معصوم دقيقا علماي فقه بررسي كرده اند .

    ودرموردنجاست سگ عمده دليل اجماع است ورواياتي نيزبرطبق اجماع واردشده است واين عبارت فتواي مرحوم فيض كاشاني است ازمفتاح شرايع:
    79 – مفتاح:
    [ نجاسة الكلب والخنزير والكافر ]
    الكلب والخنزير غير المائيين ، والكافر غير اليهودي والنصراني والمجوسي ، نجسة عينا ولعابا بالإجماع . والصحاح في الأول مستفيضة وبالثاني واردة ، وفي القرآن « فَإِنَّهُ رِجْسٌ » ( 2 )
    وللثالث « إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ » ( 3 )
    و « كَذلِكَ يَجْعَلُ الله الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ » . ( 4 )
    والأكثر على نجاسة الفرق الثلاث أيضا ، لا شراكهم ، وفيهم ورد « سُبْحانَهُ
    عَمَّا يُشْرِكُونَ » ( 1 )}.
    مي بينيدكه نجاست گوشت خوك به تصريح قرآن است درآيات بقره /173 مائده /3 نحل 115؛ بعنوان {… حرم عليكم }آورده است ؛ودرآيه 145/انعام نيز دررديف ميته وخون ريخته شده آورده است وتصريح به رجس كرده است {….. اولحم خنزير فانه رجس…}ونجاست سگ وكافر غير كتابي ازاجماع وروايات مستفيضه مستفاداست
    ونجاست مشركان نيز مستفادازقرآن است آيه 28 /توبه:”… انما المشركون نجس…}.

    وشكار سگ شكاري تعليم ديده ،كه خوردن ازگوشت آن شكار براي شماحلال است فقط ؛نه ازشكار درندگان شكاري وطيورشكاري ديگر؛كه براي مسلمانان شكار غيرسگ شكاري حلال نيست؛ ازآيه 4 سوره مائده مستفاداست كه به تصريح قرآن است: {…احل لكم الطيبات وماعلمتم من الجوارح مكلبين تعلمونهن مماعلمكم الله فكلوا مما امسكن عليكم …}.

    مكلبين قيد جوارح است وجوارح بمعناي حيوانات شكاري است چه حيوان درنده وچه طيور شكاري؛ ومكلبين يعني صاحب كلب كه آن رابراي شكارتعليم داده است.اگرچه شكارسگ كشته شده باشد وشكارچي نرسيده اوراذبح كند بازهم حلال است گوشت آن شكارفقط ؛ودرفرستادن آن سگ بسم الله گفته باشد كافي است براي تذكيه اش.
    والسلام علي عبادالله الصالحين
    مصلح

     
    • یاران جان درود

      برادر عالم جناب آقای مصلح گرامی

      چندی است کوشش ومطالعه فرموده اید کی راز بی مهری به مهربان حیوانی

      که سگ است راروشن کنید.دستتان درد نکند اما چرا در مورد علت وچرایی وتفاوت این

      نازنین دوست انسان با دیگر حیواناتی که در آن زمان مورد مشاهده بودند چیزی نمی فرمایید

      توجه کنید این الله که به نجاست سگ رای می دهد همان است که عنکبوت را آفریده اما نمی

      داند انچه سست است دام عنکبوت است نه خانه اش و اگر این دام را محکم وغیر لرزان می ساخت

      از وجود آنچه در تله است یا بی اطلاع یا دیر اطلاع می شد وصید از دام می رهید یا دیگری می برد.
      ——————————

      درمورد سگ هم میدانیم سرمایه اولیه اسلام همان ماترک خانم خدیجه صرف معاش عده ای که با

      کار وزحمت میانه ای نداشتند می شدودر همین زمان است که هم روایت هر خانه ای که در آن سگ

      باشد فرشته نباشد و روایت دیگری که فلان ابن فلان از ترشرویی پیامبر نسبت به خودش می پرسد

      جواب هم آن است که در خانه ات حرف هایی بد زده ای و در جواب که این بگفت او”ملایک سخن را رساندند

      می شنود” برادر گرامی بجز شنود افراد توسط ملایک زمینی که سگ ها مزاحم کار بودند از یک سو و

      حضور سگ در افراد سریه رو وحتا آنانی که آزادی وجان ومالشان را در سریه هااز دست می دادند وجود

      یک سگ تمام معادلات را بهم می ریخت چه بسا مهاجمان شکست میخوردند.بنا بر این با عنایت به

      سرمایه اولیه اسلام که ارث خدیجه ودخترانش بود ومال بدست آمده از سریه ها وبعد از به حد نصاب

      رسیدن مسلمانان از نظر تعداد و ابزار غزوات وحمله به عشیره وایلات وسپس به دیگر کشور ها که

      تمامی تاریخ مسلمانی است این حیوان مزاحم بوده والله هم از خلقت آن لابد پشیمان.بنا براین شوما

      زیاد خودتان را اذیت نکنید مگر الله که خیرالماکرین وانتقام گیرنده ترین وغضبناک ترین است حق ندارد

      از این همه خلقت از آفرینش خوک و سگ پشیمان باشد .توجه فرمایید که گراز وگربه و… که پسر

      عموها هستند را شامل نشده وجای شکرش باقیست .نمی دانم کجا دیدم که بیشتر اوقات تین ایجری

      امام اول شیعیان صرف امحا ی این بیچاره حیوان مهربان در شهر شان شده است .

       
  19. تام و جری، گربه و موش، ترامپ و خامنه ای

    روزی اندر شرابخانه شدی/
    از برای شکارِ موشانا /

    در پس خُم می‌نمود کمین/
    همچو دزدی که در بیابانا/

    ناگهان موشکی ز دیواری/
    جَست بر خُمِ مِی خروشانا/

    سر به خُم برنهاد و مِی نوشید/
    مست شد همچو شیرِ غُرانا/

    گفت: کو گربه تا سرش بکنم/
    پوستش پر کُنم ز کاهانا /

    گربه در پیش من چو سگ باشد/
    که شود روبرو به میدانا/

    گربه این را شنید و دم نَزَدی/
    چنگ و دندان زدی به سوهانا/

    ناگهان جست و موش را بگرفت/
    چون پلنگی شکار کوهانا/

    موش گفتا که من غلام توام/
    عفو کن بر من این گناهانا/

    مست بودم اگر گُهی خوردم/
    گُه فراوان خورند مستانا…

     
  20. امام علی /// فاطمه را به عنوان گرو به یک یهودی داد! .

    علامه مجلسى در جلد ٤٣ از كتاب معروف خود، بحار الأنوار روايتى را بدين مضمون آورده كه : حضرت علی از فرط گرسنگى و نداشتن چيزى براى خوردن در خانه, به سوى شخص يهودى رفته و از وى طلب جو ميكند. آن شخص یهودی برای ضمانت از وى چيزى بعنوان گرو ميخواهد. امام علی نيز ////////////////////////////////////////////////////////////////// همانطور كه مجلسى در توضيح كلمه الملاءة اورده) حضرت فاطمه را كه از جنس ابريشم بود را بعنوان گرو به شخص يهودى ميدهد. در ادامه روايت امده كه آن شخص یهودی، لباس /////حضرت فاطمه را به خانه اش ميبرد و در اتاقی نگه ميدارد و شب هنگام همسر وى وارد اتاقی که لباس //// فاطمه آنجا بود، ميشود و مشاهد ميكند که نوری از آن اتاق بلند شده که تمام آن اتاق را روشن کرده است. وى برگشت و پیش شوهرش رفت و به او گفت : من از آن اتاق نور بسیار بزرگی را دیدم. مرد یهودی با تعجب و بعلت فراموش کردن موضوع لباسى که آورده و در آن اتاق گذاشته، شتابان بلند شد و به داخل اتاق رفت و مشاهده کرد که شعله های نور از آنجا متساطع شده كه به ماه درخشان شبيه است. مرد يهودى ازين ماجرا خیلی تعجب کرد و به نور خیره شد و متوجه لباس /// فاطمه شد. پس یهودی و همسرش از خانه خارج شدند و هر کدام پیش خویشاوندان خود رفتند سپس با هشتاد نفر یهودی امدند و زمانی که انان متوجه این ماجرا شدند همه مسلمان شدند. متن عربى روايت: ٣٦ ـ قب ، يج : روي أن عليا استقرض من يهودي شعيرا فاسترهنه شيئا فدفع إليه ملاءة فاطمة رهنا وكانت من الصوف فأدخلها اليهودي إلى دار ووضعها في بيت فلما كانت الليلة دخلت زوجته البيت الذي فيه الملاءة بشغل فرأت نورا ساطعا في البيت أضاءبه كله فانصرفت إلى زوجها فأخبرته بأنها رأت في ذلك البيت ضوءا عظيما فتعجب اليهودي زوجها وقد نسي أن في بيته ملاءة فاطمة ، فنهض مسرعا ودخل البيت فاذا ضياء الملاءة ينشر شعاعها كأنه يشتعل من بدر منير يلمع من قريب ، فتعجب من ذلك فأنعم النظر في موضع الملاءة فعلم أن ذلك النور من ملاءة فاطمة ، فخرج اليهودي يعدو إلى أقربائه وزوجته تعدو إلى أقربائها فاجتمع ثمانون من اليهود فرأوا ذلك فأسلموا كلهم. بيان : الملاءة بالضم والمد الازار والريطة [١]. [١]كذا في القاموس. وفى اقرب الموارد : هى الريطة ذات لفقين و ـ ثوب يلبس على الفخذين. توضیح مجلسی در مورد لباس مورد نظر: شورتک یا شورت بلندی که رانها را پوشش میدهد _منابع : بحار الأنوار – ط دارالاحیاء التراث نویسنده : العلامة المجلسي جلد : ٤٣ صفحه : ٣٠ و در چاپ ديگر بحار الأنوار جلد ٤٣ ص ٢٧-٢٨ الثاقب فى المناقب از علامه طوسى ص ٣٠١ و ٣٠٢ الخرائج و الجرائح از قطب راوندى ص ٥٣٧ و ٥٣٨

     
    • المُلاءه بمعناي لباس بلندی است که زنان عرب می پوشیدند،معادل لغوی دیگر آن نیز الازار است که بمعنای بالاپوش است،برخی از اهل لغت ملاءه را دامن نیز ترجمه کرده اند:
      المُلاءَة، و هي الإزار و الرَبْطَة، و هي المِلْحَفَة. و قيل: هو كلّ ثوب ليّن رقيق. لسان‏العرب، ج 1، ص 160؛ مجمع البحرين، ج 1، ص 398

      و الملاءة: الربطة، و هي مثل الرداء في العرض و الطول.

      الملاءة- بالضم و المد-: الازار و الريطة- الملحفة-، و الجمع: ملاء.
      —–
      «ملاءة» به معنى چادر، و پارچه مستطيل شكل طويلى كه مانند لنگ از كمر به پايين بدن را با آن مى‏ پوشاندند، ملافه، و نيز به معنى رو تختى آمده است.
      (زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) ترجمه روحانى، ص: 229
      —-
      المِلْحَفَةُ: بِالْكَسْرِ هِيَ المُلَاءَةُ الَّتِي‏ تَلْتَحِفُ‏ بِهَا الْمَرْأَة=ملحفه نیز هم معنای با ملاءه است،صاحب کتاب مصباح المنیر می گوید ملحفه بالاپوش بلندی است که زن خود را به آن می پیچد.
      المصباح المنیر ج2 ص 551
      —–
      و در فرهنگ ابجدی اینطور آمده است:
      المُلَاءَة- مرادف (المُلَاء) است،- ج‏ مُلَاء: جامه‏ اى كه از دو تكه بهم دوخته باشند. دامن‏
      فرهنگ ابجدی ص 857
      —-
      این روایت حاوی معنای نادرستی نیست،و محتوای آن وثیقه گذاشتن چیزی در ازای قرض گرفتن است برای اداء دین.با همه اینها این روایت روایتی مرسله است که از اقسام روایت ضعیف است.

       
  21. نمایش خنده دار تجهیزات نظامی جمهوری اسلامی در روز ارتش

    این لینک رو چند سال پیش گذاشته بودم دیدم دوباره بدنیست برای یادآوری بهش اشاره ای کرده باشم:

    https://www.youtube.com/watch?v=fB8RurljUks

     
  22. بزرگترین مار جهان که در تربت حیدریه دیده شده:

    https://www.youtube.com/watch?v=HSAu7b39FYM

     
  23. جناب شفیعی جواب سوالهای شما نه است. ولی فراموش نکنید که ما هنوز در ان مرحله نیستیم. ایران هنوز گرفتار ///////////////////////////////////////////// اسلامی است.در چنین مرحله ایی نمی توان از رعایت حقوق /////////////////////// حرف زد که در قدرتند و براحتی ادم می کشند و از هیچ جنایتی فروگذار نیستند.آنچه را شما مطرح کرده اید بعد از خلع ید از //////////////// اسلامی حاکم بوقوع خواهد پیوست.

     
  24. اخبار: از نظر مقامات ایران حضور نظامی این کشور در سوریه ربطی به روسیه ندارد.
    مش قاسم: این مقامات برن از اربابشون بپرسن که ارباب اون بهش چی دستور داده. ای مقامات/*ها! با یه درجه فاصله همتون شدین نوکر حاجی پوتین. اگه اون نوکره، شماها نوکر نوکر شدین. به حکومت اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات خوش آمدید.

     
  25. اخبار:
    براساس مقاله جدیدی که در نشریه نیچر به چاپ رسیده است، دانشمندان موفق شده‌اند پالس‌های لیزری فروسرخ (مادون قرمز) را روی ساختاری لانه زنبوری از جنس تنگستن بتابانند. با این راه می‌توان پردازشگرهایی ساخت که میلیون‌ها بار بیشتر از پردازشگرهای امروزی سرعت دارند. این راه می‌توان در پنجاه سال آینده زندگی انسان را دچار تحول بزرگی کند. با پردازنده‌های جدید، تجهیزات ساخت بشر تغییرات چشم‌گیری خواهند کرد.

    این دومی : سازمان انرژی اتمی مقدمات ۱۹۰ هزار سو غنی‌سازی اورانیوم را فراهم کند.

    مش قاسم: عالم هپروت که میگن همون عالمیه که این دومی توش سیر میکنه. دنیا هر روز پیش میره این یکی چسبیده به یه تکنولوژی آواسط قرن گذاشته که کلی هم مضرات برای خاص و عام داره، کشورهایی هم که ۵۰ سال پیش بهش رسیدن هم داران ازش دست میکشن. بضاعت عقلی اونایی رو ببینین که دنبال ک…(سه نقطه از مش قاسم)ن این راه افتادن (به خودشون هم میگن روشنفکر و فرهیخته) و میخوان به هر قیمتی که شده نگرش دارن و یا یکی مثل اینو دوباره بیارن. اگه اون توی عالم هپروته، اینا حداقل یه درجه بالاتر در عالم هپروت هپروتن. به حکومت اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات خوش آمدید.

     
  26. از اسناد فوق سري امريكا كه سايت وي كليپس فاش ساخت:
    قدرتمندترين دشمن امريكا رهبر محبوب ايران است و هيئت دولت بايد تمركز خود را در چهار سال اينده روي كاستن از قدرت منطقه اي و جهاني او قرار دهد و مهار او را در راس برنامه اي فراگير تدوين كند.
    امضا : پرريدنت ترامپ

     
  27. سلام و درود

    مدیر گرامی جناب دکتر نوریزاد.
    چنانچه مستحضرید پاسخ هر کامنت با عرض کمتری در زیر کامنتها میآید، اگر به پاسخ هم جوابیه ای داده شود باز هم با عرض کمتری منتشر میشود، چنانچه چند بار این موضوع تکرار شود سرانجام جوابیه نهایی که معمولاً و اغلب حاوی نتیجه گفتگوها و کامنت گذاریها ست بقدری باریک و طولانی نمایش داده میشود که به ندرت کسی زحمت خواندنشان را متحمل میشود.
    لطفاً تدبیری بیندیشید که کل نوشته ها با عرضی یکسان نمایش داده شود. مثلاً میشود برای هر کامنت کُدی تعریف شده گذاشت. فرضاً کامنتی از سید مرتضی یا مهرداد با شماره 53 منتشر شده، کسی که بخواهد در آن خصوص مطلبی، یا پاسخی بنویسد کافیست فقط به کُد یا شماره اشاره کند. لطف کنید با هر روشی که برایتان ممکن است جهت پیشگیری از باریک شدن متون تدبیری بیندیشید.

    ———

    درود دوست گرامی
    این مشکل از جانب اینترنت و دستگاه شماست. ما که با این مشکل مواجه نیستیم. فعلا البته
    با احترام

    .

     
  28. سردار: خواهش می کنم اسرائیل را نابود نکن!

    اکبر گنجی

    سردار محمد حسین سپهر، جانشین سازمان بسیج، در ۱۲ خرداد ۹۷ گفت:”اسراییل در طول ۷۰ سال گذشته حدو د یک میلیون نفر از مردم فلسطین را زندانی کرده است و بسیاری از آنان را به شهادت رسانده است و امروز مورد خشم و نفرت ملتهای جهان است. وقتی عده ای مثل سران وهابی کشورهای منطقه از راه حق خارج می شوند خداوند کسانی را به جای آنان حاکم می کند که از دشمن نمی ترسند و وقتی از پیامبر در مورد این افراد پرسیده شد فرمودند که اینها از تبار سلمان فارسی هستند. رهبر انقلاب فرمودند که تا ۲۵ سال آینده رژیم صهیونیستی ‌وجود نخواهد داشت. به یاری خدا قول می دهیم که اسراییل را نابود کنیم و آنها خودشان هم یقین دارند که در مسیر نابودی هستند”.

    ویژگی های دولت اسرائیل

    براساس قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد، اسرائیل دولتی اشغالگر است و باید به مرزهای ۱۹۶۷ بازگردد. براساس طرح صلح چهار جانبه امریکا، اتحادیه اروپا، روسیه و سازمان ملل نیز اسرائیل باید به مرزهای ۱۹۶۷ بازگردد تا دولت فلسطینی در کنار دولت اسرائیل تشکیل شود.
    براساس مصوبه شورای حقوق بشر سازمان ملل، دولت اسرائیل دو بار در غزه مرتکب “جنایات جنگی” شده است.
    مطابق کنوانسیون ژنو، هرگونه دگرگونی جغرافیایی و تغییر جمعیتی در مناطق اشغالی، “جنایات جنگی” به شمار می رود. دولت اسرائیل با شهرک سازی در مناطق اشغالی، از سال ۱۹۶۷ تاکنون، به طور دائمی در حال ارتکاب “جنایات جنگی” بوده است.
    دولت اسرائیل براساس تبعیض میان اسرائیلی ها و فلسطینی ها، نظام آپارتاید بر آن ها حاکم کرده است. آیارتاید بودن اسرائیل موضوعی است که نه تنها جیمی کارتر – رئیس جمهور اسبق آمریکا و طراح صلح کمپ دیوید میان اسرائیل و مصر- کتابی در مورد آن نوشته است، بلکه جان کری (وزیر امور خارجه دولت اوباما) خطر آن را گوشزد کرده، رون ریولین، رئیس جمهور اسرائیل، هم گفته که شهرک سازی در سرزمین های اشغالی ما را به دولت آپارتاید تبدیل می سازد، و بسیاری دیگر از مقامات جهانی و تحلیل گران بر آن تأکید کرده اند.

    اسرائیل نظام دموکراتیک نبوده و نیست. برای این که برابری کلیه شهروندان و بهره مندی کلیه آن ها از حقوق شهروندی و سیاسی ، اساس دموکراتیک بودن یک نظام سیاسی است. فرض کنید دولت آمریکا- به عنوان یک نظام دموکراتیک- اقدام به اشغال کشور کانادا کرده و به مرور سرزمین های کانادا را جزیی از آمریکا سازد و در عین حال، در مناطق اشغالی و مناطقی از کانادا که به خاک خود اضافه کرده است، تبعیض اعمال کرده و کلیه آنها را از همه حقوق شهروندی محروم سازد. در این صورت دیگر دولت آمریکا یک دولت دموکراتیک نخواهد بود. برای این که نمی تواند ادعا کند من به آمریکایی ها حقوق شهروندی می دهم، ولی کانادایی ها را نه تنها از حقوق شهروندی محروم می سازم، بلکه نظام آپارتاید بر آنان اعمال می کنم. این فرایند با نظام دموکراتیک تعارض بنیادین دارد. به همین دلیل، اسرائیل دولتی دموکراتیک به شمار نمی رود. چون حقوق شهروندی را نه تنها منحصر به اسرائیلی ها کرده ، بلکه می گوید آنان باید اسرائیل را به عنوان یک “دولت یهودی” با همین ساختار تبعیض آمیز میان یهودیان و غیر یهودیان به رسمیت بشناسند……
    ……
    http://news.gooya.com/2018/06/post-15413.php

     
    • سید به ///////////// که همه فلسطینیها توسط یهود نابود شود. یهود و عرب نزدیک ۳۰۰۰ سالست که مثل ///////////////// همدیگر را می درند.این موضوع بما چه ربطی دارد؟ از ان گذشته مگر عرب فلسطینی به ///// هم هست اگر ایران نابود شود؟

       
  29. “پس از نامه رهبر ايران به جوانان غربي ما شاهديم كه حضور جوانان غربي در مساجد و گرايش انها به اسلام و نيز محبوبيت رهبر ايران در بين انها به نحو چشمگيري افزايش يافته و ما را نگران ساخته و لازم است دولتين دوست و برادر انگلستان و امريكا قبل از اينكه زمام امور از دست خارج شود چاره اي بينديشند”
    اين متن نامه محرمانه نخست وزير انگليس به اوباما ميباشد كه همراه بسياري از اسناد محرمانه امريكا دو سال قبل فاش شد.
    اما جالب نامه سري ديگري است كه اخيرا فاش شده؛
    از ترامپ به نخست وزير انگلستان:
    عطف به نامه شما با موضوع نامه رهبر ايران به جوانان غربي متذكر ميشود كه متاسفانه دولت اوباما بر اساس سياست هاي غلط خود و تعامل با ايران به تذكرات مشفقانه شما در ان نامه توجهي نكرده ولي اينجانب با درك نگراني شما سعي خواهم كرد با پيش كشيدن موضوع برجام توجه رهبر ايران را از موضوع جوانان غرب منحرف كنم تا به اين طريق مانع از توجه بيشتر جوانان غرب به اسلام و رهبر ايران شوم و سپس در اينده با همفكري شما راه حلي براي اين مشكل بزرگ و حاد پيدا كنيم”
    حالا علت اصلي قهر و اشتي امريكا و تشديد تحريم ها مشخص شد و من شخصا با خواندن اين دو نامه احساس غرور كردم و اين بعنوان افتخارات ايران در تاريخ ثبت خواهد شد .

     
  30. سلام و درود
    پاسخ جناب سید مرتضی در گوشیهای اندرویدی به قدری کم عرض
    نشر میشود که اغلب از خیر خواندنش میگذرند. اینست جوابیه و روشنگری ایشان در خصوص کتاب« پشت پرده های انقلاب ایران و فاجعه سینما رکس »:
    سید مرتضی
    8:52 ق.ظ / ژوئن 2, 2018
    حسینبروجردی؟!بهرام چوبینه؟! خاطرات؟!
    —–

    حسین بروجردی پسرعموی شهید محمد بروجردی معروف بوده که قبل از انتشار این کتاب، یه نفر بخشی از خاطرات شفاهیش رو توی کتابی به همین اسم پشت پرده انقلاب با نام خاطرات جعفر شفیع زاده استفاده میکنه، با توجه به اینکه چنین شخصی وجود خارجی نداشته بعدا ادعا شد که این کتاب جعلیه و شخصیت واقعی اسدالله شفیع زاده بوده
    به هر حال موضوع کتاب قبل از انتشار به نوعی دچار بدنامی شد..
    “این کتاب رو کامل نخوندمقسمتیش داستان شخصی رو نقل کرده بود که من از نزدیک میشناختم و هر چی دربارش نوشته بود کذب محض بود! همین باعث شد به صحت کتاب شک کنم.اصلاً توصیه نمیشه.
    https://www.goodreads.com/book/show/5899096-
    —-
    “کتاب «پشت پرده های انقلاب اسلامی. اعترافات حسین بروجردی» به شکل تقریباً گفتگو بین حسین بروجردی و بهرام چوبینه (عضو قدیمی حزب توده) توسط «بنیاد فرهنگ ایران در فرانسه» در فرمای پی دی اف در انترنت منتشر شده. البته در مورد شکل کتاب نمی توانیم بگوئیم «گفتگو»، زیرا مداخلات بهرام چوبینه بسیار مختصر و فقط بهانه ای است تا حسین لاجوردی بتواند به گزارشاتش ادامه دهد. علاوه بر این خلاف کتابهای دیگر که بهرام چوبینه خیلی سخاوتمندانه و با قلم پر توانی که دارد ده ها برگ پیشگفتار نوشته است (برای مثال پیشگفتار او برای کتاب 23 سال اثر علی دشتی، بالغ بر 47 صفحه می شود) ولی صرفه جوئی او در مورد کتاب اعترافات حسین بروجردی می تواند تردیدهائی را در مورد محتوای کتاب به ذهن متبادر کند….”
    “…یکی از وقایع مهمی که حسین بروجردی روایت می کند، ماجرای هولناک آتش زدن سینما رکس آبادان با صدها قربانی ست. بروجردی چگونگی عملیات تروریستی را شرح می دهد، خود او به شکل غیر مستقیم در آتش زدن سینما رکس آبادان شرکت دارد، بر اساس روایت او حکم اجرای این طرح به دست آقای خامنه ای ولایت فقیه کنونی به دست عاملان این ترور سپرده شده بوده است….البته باید دانست که روایتهای مختلفی در رابطه با این ماجرا وجود دارد. زیرا برخی این عملیات تروریستی را به خود رژیم وقت نسبت می دهند…”
    “..یکی از مسائلی که این کتاب را ابهام انگیز می کند، فقدان تاریخ دقیق رویدادهاست، که با تاریخ نشر خود کتاب شروع می شود، بجز تاریخی که بهرام چوبینه برای پیشگفتارش قید کرده، یعنی تابستان 2002 تاریخ دیگری قید نشده و یا خیلی به ندرت…”
    https://mejalehhafteh.com/2016/11/26/
    —–
    “…همانگونه كه شما نيز گفته ايد مدتي است كتابي با عنوان «پشت پرده هاي انقلاب» انتشار يافته است كه در آن از زبان و بيان فردي كه ادعا مي شود يكي از محافظان امام خميني ره و حتي فرمانده محافظان مي باشد به خيال خام خود به افشاگري درباره رازها و پشت پرده هاي انقلاب اسلامي ، افراد صاحب نام انقلاب و به ويژه تحولات رخ داده در جريان انقلاب اسلامي پرداخته شده است . البته براي كساني كه از تحوّلات انقلاب اسلامي اطلاع و آگاهي لازم را دارند و از نزديك شاهد بسياري از جريانات مرتبط با انقلاب اسلامي بوده اند به ويژه نسل اول و دوم انقلاب ، اين كتاب و كتاب هاي مشابه كه در سال هاي اخير چندان هم كم نبوده اند صرفا در حد يك رمان خيالي از تحولاتي كه به صورت اتفاقي تشابه اسمي با انقلاب اسلامي و افراد صاحب نام آن دارد ، مطرح باشد و نسبت هايي كه اين كتاب در صدد القاي آن مي باشد به اندازه اي سخفيف است كه به نظر نمي رسد كه حتي خود اپوزيسيون هم اگر ذره اي انصاف داشته باشد آن را باور نمايد….”
    “… نخستين نكته در باره اين كتاب اين است كه اساسا فردي با عنوان «جعفر شفيع زاده» و يا حتي «حسين بروجردي» وجود خارجي ندارند تا اينكه به عنوان محافظ مخصوص امام خميني ره و يا هر عنوان ديگري مطرح باشند و هيچ عكسي از چنين فردي كه بايد قاعدتا فرد بسيار مهمي بوده باشد و حداقل در يك تصوير در كنار حضرت امام ديده شده باشد وجود ندارد و تنها تصويري كه در اين زمينه مطرح شده است تصويري است كه از نويسنده كتاب نخست ، كه به نام جعفر شفيع زاده منتشر شده است در روي جلد كتاب درج شده است كه آن هم به تصريح نويسنده كتاب دوم ، تصويري است كه وي به ويراستار كتاب اول داده است..”
    “…به هر حال اين دو فرد كه به عنوان نويسندگان دو كتاب با عنوان «پشت پرده انقلاب» معرفي شده اند افرادي مجهول الهويه هستند كه در هيچ منبعي نامي از آنها به ميان نمي آيد و حال آنكه كليه كساني كه به نوعي در انقلاب اسلامي در كنار حضرت امام خميني بودند ، حتي كساني كه كار هاي خدماتي را انجام مي دادند نام و عنوانشان مشخص است..”
    http://www.siasi.porsemani.ir/content/
    —-
    https://www.balatarin.com/permlink/2018/1/25/4743832

    “…شاید مهمترین قسمت از خاطرات بروجردی، فراز مربوط به فاجعه سینما رکس آبادان باشد.بهانه نوشتن این یادداشت نیز اشاره به سوتی(!) بزرگی است که چوبینه و بروجردی درخاطره سازی خود پیرامون این حادثه داده اند. ابتدا خلاصه ای از روایت بروجردی:
    بروجردی مدعی است که در اواخر اردیبهشت یا اوایل خرداد سال 57 به همراه دوستان خود ملاقاتی با آیت الله خامنه ای داشته است و مکان این ملاقات نیز محله بوذرجمهری تهران( خیابان امام زاده یحیی) بوده است. او می گوید در این ملاقات، آیت الله خامنه ای به آنها نامه ای می دهد تا آن را به همراه مواد آتش زا به حجت الاسلام موسوی تبریزی در آبادان برسانند. بروجردی مدعی است که این نامه حاوی دستور و فتوای به آتش کشیدن سینما رکس آبادان بوده است که مدتی بعد در تاریخ 28 مرداد57، چهارصد نفر در آن زنده زنده، سوختند!!….”
    http://www.iranclubs.org/forums/archive/index.php/t-938.html

    پی نوشت :دوستان! فجایع هولناکی که بر مردم ما گذشت ارزش تحقیق و کنکاش بیطرفانه دارد.

     
    • جناب شفیعی رییس پلیس وقت ابادان و شاهدان بسیاری بر دست داشتن ارادل و اوباش اسلامی در اتش زدن سینما رکس ابادان شهادت داده اند.از نطر خردورزی نیز چنین جنایتی را نمی تواند به رژیم شاه منتسب دانست.آخه شما بعنوان یک انسان بالغ و خردمند می توانید اصولا بجز ضر ر نفعی برای رژیم شاه در این ماجرا بیابید؟من‌نمی دانم شما چند سال دارید و تا چه حد از رویدادهای انقلاب بیاد دارید ولی تجارب من و شناخت من از این درندگان و ادمخواران اسلامی هیچ جنایتی را از این اراذل بعید نمی داند.

       
      • چرا،همین مطلبی که به انقلابیون نسبت داده می شود در مورد رژیم شاه نیز متصور است،رژیم شاه نیز مبادرت به این کار می کند برای مظلوم نمائی و اینکه انقلابیون چنین جنایتی کردند تا مردم از انقلاب زده شوند.و در هر صورت عاملان آن جنایت از ساواکی ها دستگیر شدند و بجنایت خود اذعان کردند و اعدام شدند و در مورد دروغ های کتاب مذکور و سوتی های این مدل سازی های تاریخی! بهرام چوبینه فراری هم منابع آن ذکر شد.

         
  31. مزدک گرامی
    ماجرای اردشیر زاهدی بیش از این ها است. وی دیر بازی است هم کاسه ملایان شده و پشت به ملت کرده. همه می دانند وی بلند گوی تبلیغاتی نظام است. از پروژه اتمی حمایت می کند مداخله در یمن و سوریه را حق ایران می داند و آن طور که به نظر می رسد ایشان در سوییس و ایل و تبارشان در ایران زیر سایه منویات ملوکانه ولایت فقیه همایونی بخور بخوری راه انداخته اند که آن سرش نا پیدا است. چیزی بنام حقوق بشر را قبول ندارد از جمهوری اسلامی تمجید می کند و انواع و اقسام وصله ها را به مخالفان جمهوری اسلامی می زند. خلاصه با تغییر جهت باد ایشان هم تغییر منش داده و این تازه نوک قله یخ است.
    با پایان عمر جمهوری اسلامی پرونده این گونه افراد است که مفتوح خواهد شد و دست خیانتکارانی که در شکل گیری و طول عمر این نظام قرون وسطایی مشارکت داشته اند یکی بعد از دیگری رو خواهد شد. امثال زاهدی حق دارند وحشت زده شوند و به هر کاری دست زنند تا بلکه چند صباحی به عمر رژیم خامنه ای و شرکا بیافزایند و به هوادارانش دلگرمی دهند.
    در ضمن در این مقطع حساس یکی از طرفند های جمهوری اسلامی متهم کردن اپوزیسیون به دین ستیزی است. توجه داشته باش از هر گفتاری که بهانه دست این ها بدهد خودداری کن. نقد هایت را محدود کن به امور سیاسی و در مسایل اعتقادی و دینی تاکید کن دین آزاد است و تمامی آحاد ملت از هر دینی دارای حقوق برابرند. ما باید این را پر رنگ تر کنیم و نشان دهیم دنیای مدرن تنها راه حفظ دین به معنی واقعی کلمه است همان گونه که در اروپا اتفاق افتاد. در واقع کشیش های مسیحی اعم از کاتولیک و پروتستان پیشگامان جدایی دین از سیاست بودند و با این کار دین مسیحیت را از نابودی نجات دادند. مردم اروپا از جنگ های فاجعه آمیز دینی (معروف به جنگ های سی ساله در اروپا) خسته شده بودند و به هر چه دین بود لعنت می فرستادند تا این که حکومت های سکولار شکل گرفت و بار مسولیت کمبود های حکومتی و زد و بند های سیاسی را از دوش کلیسا برداشت و مسیحیت جان تازه ای گرفت.
    در دنیای سکولار منهای ولایت مطلقه فقیه دین داران اجازه دارند احزاب سیاسی تشکیل دهند و هم طراز با مابقی احزاب و اقشار ملت به رقابت بر سر تصاحب کرسی های مجلس برخیزند. بنا بر این هیچ اجحافی به دین داران روا نخواهد شد. البته اگر این تغییر و تحول با آرامش انجام شود آینده دین داران در امور سیاسی کشور روشن تر خواهد بود. اگر منجر به قتل و کشتار و خونریزی شود بالطبع نظام سکولار تبدیل به لاییک می شود مدل فرانسه که در آن دخالت دین داران در سیاست محدود تر و نظارت حکومت بر امور دینی شدید تر است.

     
  32. بزرگترین مجتمع اداری، تجاری و تفریحی خاورمیانه؛

    ( ایران مال )
    این مجتمع غول پیکر و عظیم الجثه در انتهای بزرگراه همت غرب یا خرازی قرار داره، در منطقه 22 تهران.
    این مجتمع متعلق به مجتبی خامنه ای و برادران انصاری ست. البته نامی از مجتبی نیست ولی بیشتر سهام متعلق به اوست. من خودم 2 بار رفتم و از نزدیک دیدم؛ بقدری بزرگ و بی در و پیکر که وحشت میکنی… روزی میلیاردها تومان فقط حقوق کارکنان است!
    یکی از کارکنان میگفت قرار شده بود مجتبی برای بازدید بیاد؛ یک هفته پروژه خوابید و بعد دیدیم یه روز بیش از 100 تا ماشین گل، آنهم چه گلهایی! فقط برای خیرمقدم ورود مجتبی خامنه ای پشت سرهم ردیف شدند. حساب کن هر شرکت بخواد یه ماشین گل سفارش بده…منم یکدفعه یاد ماشین گل رؤسای مافیا افتادم که پشت سر جنازه ی رئیس اصلی، که در بیشتر مواقع خودشون کشته بودنش براه می افتادند…
    منطقه ی 22 تهران زمانی پاک ترین هوا را در تهران داشت. ولی از زمانی که سپاه و بیت رهبری شروع به ساخت و ساز کردند، در ردیف آلوده ترین مناطق تهران قرار گرفته.
    برجهای سر بفلک کشیده هم راه ورودی هوای تهران از سمت غرب را بسته و پائیز و زمستان هر سال آلوده تر از پارسال!
    90 درصد زمین های منطقه ی 22 متعلق به بیت رهبری و سپاه پاسداران بود که در این چند ساله ساختند و فروختند و حالشو بردند! و خیلی از پروژه ها هنوز استارت نخورده…
    بمیرم باسه سد علی که نون و ماست میخوره. طفلکی!
    خدا بده برکت به آقا و خاندانش!
    بیخود نیست میگن پول توی ساخت و سازه … بیشتر پروژه های ساخت و ساز کلان در تهران مال بیت رهبری، آخوندهای درباری و سپاه پاسداران … و من و امثال من هم سرگردان در آپارتمانهای اجاره ای درب و داغان!
    بابا بی خیال! دنیا محل گذره! آخرش همه میریم توی یک وجب خاک!….خلاصه اینجوری باید ک و ن سوزی خود را مرهم نهیم! امثال من هم در زمان حیات از اطرافیان و زن و بچه فحش نوش جان میکنیم و هم پس از مرگ که هیچی براشون نذاشتیم جز بدهی!… و آل خامنه ای و دیگران امثالهم هفت پشتشان درود میفرستند برایشان!
    “الهم صل علی محمد و آل محمد”!
    اینها همان کسانی بودند که در اوایل انقلاب دم از زندگی به سبک امام علی و فاطمه میزدند و همه را تشویق به پیروی از آن شیوه، امروز اینها روی “راکفلر” را هم سفید کردند!…
    خوب، حتماً خاندان خامنه ای توی خراسان کلی باغ زعفران داشته و جد اند جد زعفران کار بودند! و این همه داستان بدبختی و فلاکت و بی چیزی که در مورد او و خاندانش خواندیم، همه شایعه بوده! و کار دشمن!
    ای بتّرکه چشم حسود و بخیل که نمیتونه رفاه جماعت آخوند را ببینه!
    برم برای رهبر عزیزم اسپند دود کنم!
    ما نه اهل کوفه هستیم، نه اهل شام … ما خیلی بدبخت تر از آنها هستیم… اونم بعد از 1400 سال! باز آنها به یه نوایی رسیدن… ما چی؟ یه تف هم کف دستمان ننداختند این جماعت آخوند…تف! بیا خودم انداختم!
    برم یه فکری برای اون دنیام بکنم… این دنیا را که باختیم!
    شاید در آن دنیا یه کاروانی، کیوسکی، چیزی نصیب ما شد با اینهمه جا نامز آب کشیدن!
    “حی علی خیر العمل”
    برای ما که دولّا راست شدن و گفتن یه سری کلمات عجیب و غریبه… اگه مسجد هم بریم که باید یه پولی هم خرج کنیم و به بهانه های مختلف کمک کنیم به این و آن.
    برای آخوندها؟، اما، یه معنی دیگه داره…یعنی بشتاب بسوی بهترین اعمال، که همان پارو کردن پول است!
    با هر رکعت نماز یه ده هزاری گیرش میاد…حداقل!
    این آخوند جماعت توی صحرا هم باشن براشون از آسمون خیر و برکت میباره…ما بهشت هم بریم یکدفعه زلزله میاد!
    دیگه بسه!…
    پسر اینقدر کفر نگو!…
    خدا خودش بلأخره یه حالی بهت میده!…
    امیدوار باش!
    میگن خدا بنده های خیلی خوبش رو زجر کش میکنه! منم احتمالاً از بدِ روزگار، نظر کرده هستم!
    کاش…ای کاش…

     
  33. سلام و درود دوست عزیز
    من یک سوال دارم؟

    این اخوندها که شما اسم میبرید چگونه انسانهایی هستند؟
    ایا انسانهای خبیثی هستند؟
    یا مهربان و لااقل در ظاهر مردم دار و خوب هستند؟
    کاری به عده ای که در راس هستند نداشته باشید .
    شاید انها انسانهای خبیثی هستند که بخاطر ریاست و پول در این لباس رفته باشند.
    ایا در کل روحانیت را انسانهای مثبت و خوب میشناسید یا بد و خطرناک؟
    و ایا انسانهای کلاشی هستند یا ساده و بی غل و غش؟
    و ایا اینگونه افراد ساده میتوان گفت خودشان و با برنامه ریزی به این مقامات رسیده باشند یا خدایی است که انها را بالا برده و به مقانات عالی رسانیده و در این پست و مقام ۴۰ سال تاکنون نگهداشته است؟ و قبل از انهم در مقامات بلند و لااقل محبوب بوده اند،
    ایا بنظر شما خدای ادعایی انها اگر دروغین است چرا به امثال شاه کمک نکرد و چرا به من و شما و اینهمه مخالفین اخوندها کمک نمیکند تا اینها را ساقط کند؟
    بنظر من خدای ادعایی انها با تغییراتی قابل اثبات است.

    که توانسته انها را همیشه در راس امور قرار دهد.
    نظر شما چیست؟

     
    • کسب قدرت و قبض حکومت ربطی به خدای من و تو و غیره نداره.هر حکومتی هم پس از طی دورانهایی که میتونه قدرتمندی یا ضعف در اون دوران داشته باشه کنار میره و بازم ربطی به خدای من و تو اون نداره.با این تفسیر مغولان که چند صدسال حکومت کردن رو خدا خیلی دوست داشت.یا با این تعریف امام علی و امام حسن و بقیه امامای موجود و غیرموجود که یا حکومت کوتاهی داشتن یا اصلا حکومت نکردن رو خدای تو دوست نداره.این آخری رو اگه به همون آخوندای محبوب بگی معنیشو بهت نشون میدن.

       
    • خدای آنها عمو سام است که شاه را فروکشید و آنها را بر کشید. و حالا میخواهد آنها را فقط برای ما نگه دارد و قدرت آنها زا محدود کند به ایجاد اختلافات فرقه ای برای ازدیاد فروش اسلحه.

       
  34. درودبرشماجناب نوریزادعزیز
    مردخستگی ناپذیر
    بزرگواردراین برهه اززمان صدایی رساترازشماسراغ ندارم وخو استم ازطریق شماناله خودرانه برای مسئولان بی کفایت بانکهاکه گوش شنوایی ندارندبلکه به گوش عده ای ازهموطنان برسانم‌
    جناب نوریزادبنده یکی ازبازنشستگان شبکه بانکی هستم که درتیرهشتا هفت بازنشست شدم ومصوبه ای درسال ۸۶ داریم که حقوق بازنشسته به مثابه شاغلین بانکهابایدافزایش داشته باشدکه ازآن‌ تاریخ تابحال هیچ زمانی حقوق بازنشسته باشاغلین افزایش نیافته حتی درچندین مرتبه به غیرازافزایش سالانه ۵۵ حتی دربهمن سال ۹۶ برای شاغلین افزایش زدندکه متاسفانه برای بازنشسته هیچ خبری نیست .
    برادرعزیزباورمیکنیدبنده باسی سال خدمت باآخرین حکم رئیس شعبه درحال حاضر۱۵۰۰۰۰۰یک میلیون وپانصدهزارتومان دریافتی ندارم یعنی یک وچهاصدخورده ای حقوق ماهانه دریافتی دارم حال بااین گرانی وتورم وداشتن عروس ودامادونوه وبیماری خودوهمسرکه خودبنده بعدازدوبارعمل جراحی هرروزبایدچهارپنج وعده دارومصرف میکنم چه خاکی به سرمان بریزیم هیچ مرجعی جواب درست حسابی دریافت نمیکنبم چون ماصندوقی بنام صندوق بازنشستگان بانکهاداریم که درطول سی سال ازحقوق مادرصدی کسرشده وبه این صندوق واریزوپس اندازشده تادراین برهه اززمان بدون دغدغه زندگی کنیم حال مشکل مااین شده جواب مشکلات ماراصندوق به بانکهاویابالعکس حواله میدهند
    ازشماعدالت خواه وبزرگ مردخواهشمندهستم درکانال خودبارگزاری فرماییدتااعضای ودوستان ازمشکلات ماباخبرباشند
    درخاتمه یادآورمیشوم که قصدتجمع درمقابل بنک مرکزی ویامقابل صندوق بازنشستگی بانکهای هشتگانه را داشتیم ولی رفتاری که نیروهای امنیتی بافرهنگیان معترض انجام دادن که نه تنهادست بندزدن بلکه پابندهم زدن دیگرجرات نکردیم اینکارراانجام دهیم.

    دردوازدهم فروردین ۵۸دوباربدون شناسنامه دریک صندوق رای (آری)دادم
    پس خودم کردم که لعنت برخودم باد

    تندرست وشادکام باشید

     
    • اقای میران گرامی شما را نمیدانم بازنشسته کدام بانک هستید ولی باز نشسته های بانک مرکزی سال پیش ماهیانه شش ملیون تومان خقوق در یافت میکردند

       
    • قصدتجمع درمقابل بانک مرکزی ویامقابل صندوق بازنشستگی بانکهای هشتگانه را داشتیم ولی رفتاری که نیروهای امنیتی بافرهنگیان معترض انجام دادن که نه تنهادست بندزدن بلکه پابندهم زدن دیگرجرات نکردیم اینکارراانجام دهیم.

      مش قاسم: جناب میران، از قدیم ندیم گفتن آدم دلیر یه دفعه میمیره آدم ترسو روزی هزار بار، چند بارش هم به خاطر گشنگی. یه چیزی رو من نفهمیدم، تقلب میتونستی بکنی، جرات اینکه حق خودتو بخواهی نداری؟

       
  35. محمد نوری زاد

    آیت الله محمد نوری زاد:

    مردمی که گرسنه اند – نیازی به آخوند و حوزه و مکانهای مذهبی ندارند. پس تا زمان برچیده شدن کامل فقر – فتوا می دهم هزینه مساجد و ملایان و حوزه ها را بدهید به گرسنگان و محرومین!

     
  36. محمد نوری زاد

    سیدحسن خمینی:
    مراسم سالگرد ارتحال امام بایداز ریخت و پاش اضافی مبرا باشد
    مراسم ساده اما باشکوه برگزارشود.

    آیت الله محمد نوری زاد:

    هزینه کردن دو تا یک ریالی برای این مراسم – دزدی از مال مردم است!

     
  37. محمد نوری زاد

    آیت الله محمد نوری زاد:

    تا زمانی که زنی و مردی و کودکی در کشورمان با شکم گرسنه سر بر بالین می نهد – دادن حتی یک یک ریالی به آیت الله های حکومتی – حرام و نادرست و نابخردانه است!

     
  38. محمد نوری زاد

    آیت الله محمد نوری زاد:

    آیت الله ها و ملاهایی را که نسبت به زندانی شدن معلمان و کارگران، و عزیزانی چون عبدالفتاح سلطانی و نرگس محمدی و آتنا دائمی و رویین عطوفت و… اعتراض نمی کنند، طرد کنید!

     
  39. محمد نوری زاد

    سیاوش:

    جناب نوری زاد
    آیاچنین سفره هایی را تآیید میکنید؟

    نوری زاد:

    سیاوش گرامی
    یکی ازچرک ترین ونجس ترین وحرام ترین خوردنی ها – همین است که جماعتی صرفآ بخاطر عبا و عمامه شان ببلعند!

     
    • جمله معترضه: اتحاد بین شیعه و سنی به شکل بخور بخور که متاسفانه عربستان به آنها اجازه شکل گیری نداد! باید دید عظما به چه شکل شیوه دیگری را در بروز این اتحاد دنبال خواهند نمود!

       
  40. محمد نوری زاد

    آیت الله محمد نوری زاد:

    تا زمانی که فقر و محرومیت و بیکاری و بی آبی و تن فروشی از کشورمان ریشه کن نشده، هزینه کردن برای کاشی و گنبد و گلدسته و مسجد و امامزاده و حوزه و روضه حرام اندر حرام است!

     
  41. محمد نوری زاد

    محمد نوری زاد:

    پوتین: می نوشم بسلامتی آقا سیدعلی که میلیاردها پول مردم ایرانو ریخت تو جیب ما !

    نتانیاهو: منهم می نوشم بسلامتی آقا سیدعلی که با پول مردم ایران – اما بنفع ما – عراق و سوریه رو شخم زد!

     
    • نمیدانم رهبری //// از خامنه ای در تاریخ بوده است. او میخواهد به کمک پوتین که با نتانیاهو شامپاین مینوشد اسراییل را از نقشه حذف کند. او به خارج شدن امریکا از برجام معترض است. و میگوید اروپا تضمین بدهد که از برجام خارج نمیشود ولی در عین حال آنها را با امکان ساخت بمب هسته ای تهدید میکند. در حالیکه حتی مردم خود را هم با خودش ندارد. هیتلر وقتی جهان را تهدید میکرد حد اقل ملت خودش را با خود داشت باضافه دو سه کشور دیگر.

       
  42. محمد نوری زاد

    آیت الله محمد نوری زاد:

    فتوا می دهم تا زمانی که بانویی ایرانی بخاطر فقر، تن به تن فروشی می سپرد، دروازه ی تمامی دم و دستگاههای مذهبی را گِل بگیرید!

    من برای صدور این فتوا از خدوند عقل اجازه گرفته ام!

     
  43. درسهای «خیزشهای اعتراضی محلی» (با تاکید بر مورد کازرون)

    حمیدرضا جلائی‌پور

    ایران معاصر یا ایران در یکصد سال گذشته شاهد انواع اعتراضات جمعی و جنبشهای ملی، اجتماعی، اقشاری و محلی بوده و در آینده خواهد بود. یکی از این اعتراضات جمعی و محلی اعتراضاتی است که در هنگام تقسیمات کشوری اتفاق می‌افتد که آخرین آن جنبش اعتراضی مردم کازرون بود. هدف این نوشته توصیف و تبیین کوتاه این رخداد است و اینکه حاکمیت و جامعه‌مدنی چه درسهایی می‌توانند از این رخداد بگیرند. اطلاعات این نوشته از اظهارات مسولین استان فارس و فعالان جامعه‌مدنی و حاضر در محل و در فضای آن‌لاین اخذ شده است- در مجموع این نوشته را باید «اکتشافی» فرض کرد.

    توصیف درونی از رخداد

    شبکه های پیام‌رسان از مردم کازرون برای اعتراض (به طرح تفکیک تقسیمات کشوری در دست اجرا) دعوت کردند. صبح چهارشنبه ۲۶/۲/۹۷ حدود سیصد نفر در میدان شهدای این شهر تجمع کردند و علیه طرح تقسیمات کشوری کازرون شعار دادند. موضوع تفکیک دو بخش چنارشاهیجان و کوهمره نودان از کازرون و ایجاد شهرستان جدیدی با نام کوه چنار از آبان سال ۹۶ مطرح بوده و از آن زمان اعتراض هایی با مراجعه به فرمانداری و حضور در میدان شهدای کازرون انجام شده است. در این منازعه امام جمعه شهر مخالف این تقسیمات کشوری بوده و نماینده پارلمان این شهر در مجلس موافق و پیگیر انجام این تقسیمات بوده است…….
    http://www.iran-emrooz.net/index.php/politic2/74978/

     
  44. آقای خامنه ای در صفحه اینستاگرام خود بازهم بحث نرمش قهرمانانه را پیش کشیده که امام حسن صلح کرد تا دوباره قوا جمع کند و جنگ راه بیاندازد. یعنی بزبان بی زبانی میخواهد بگویذ که من میروم برجام جدید امضا میکنم تا قوا جمع کنم و دوباره شرارت کنم. خوب شما اگر آمریکا باشی به یک چنین آدم بی اعتباری که بطور واضح میگوید میخواهد از مخمصه فرار کند تا دوباره به تو حمله کند چگونه اعتماد میکنی؟ این همان دیانتی است که عین سیاست است ویک ملت تاریخی را در آستانه نابودی قرار داده است!
    اما در واقع آیا امام حسن چنین شخصیت حیله گری داشت؟ تاریخ اینرا نمیگوید و شهادت میدهد که ایشان مرد و مردانه پای تعهد و امضای خود ایستاد.هم خودش و هم برادرش…در سیره امام شیعه دغلکاری نیست ولی در سیره جانشینانشان دغل کاری و حیله ورزی سکه رایج است.
    شما قضاوت کنید با چنین رهبری مزورانه ای که دائم دنبال جنگ و تروریسم و شرارت است که بقول رحیم پور ازغدی امام راحل سمبل آشوب بود و این یکی هم بدتر از اولی،چگونه میتوان اقتصاد سالم و جامعه متعادل داشت؟ آیا وقوع این میزان فجایع اجتماعی در سایه این دینداران روانی و پریشان مغز بی شخصیت باید تعجب آور باشد؟

     
    • جناب علوي گرامي
      برخلاف انچه شما بيان كرده ايد خوب يا بد دغلكاري در سيره امامان و بالتبع در مذهب شيعه وجود داشته و نهادينه نيز گرديده كه مظهر بارز ان تقيه ميباشد و حتي مشهور است حضرت علي در نبرد با عمربن عبدود ً به وي ميگويد قرار بود تنها به مبارزه بيايي اكنون اينها كه پشت سرت هستند را چرا اورده اي و وقتي عمر پشت سر را نگاه ميكند با ضربه شمشير پايش را قطع ميكند و اين موضوع به همراه چند مورد مشابه سبب ميگردد كه ان حضرت به دغلكاري معروف شود و از همين روست كه مولوي به منظور نفي اين مطلب ميفرمايد؛
      از علي اموز اخلاص عمل
      شير حق را دان منزه از دغل
      مولوي با توجه به معروفيت امام در اين زمينه سعي ميكند وي را از اين خصيصه مبرا كند زيرا اگر چنين اتهامي متوجه ان امام نبود سخن مولوي لغو و عبث مينمود و بنابراين وقتي مولوي ميگويد وي را از دغلكاري مبرا بدانيد اين بدان معناست كه اين اتهام متوجه ان امام بوده و گرنه از مولوي سوال ميشد كه ؛ مگر كسي گفته حضرت علي دغلكار است كه تو ميگويي او دغلكار نيست؟؟
      به بيان ديگر نفي اتهام زماني موضوعيت مي يابد كه اتهام متوجه شخص باشد وگرنه دفاع از اتهام مطرح نشده كاملا بي معنا و عبث است و بديهي است كه مولوي سخن عبث و بي معنا نميگويد. / با احترام

       
      • سید رصی گرامی همین موصوع در مورد عقیم(ابتر بفول قران )بودن محمد نیز صادق است.چون محمد فرزندی از خود نداشته عرب او را ابتر (عقیم بدون دنباله) می نامیده اند .بهمین‌دلیل /////////////////////////////////////////////////////////////////////////////محمد اصلا فرزندی نداشته.

         
      • جناب سید رضی گرامی درود
        من از تعداد آرا سخنان شما و جناب علوی عزیز اینطور متوجه شدم که ایشان عکس مار ! را می کشند و شما اسم مار را می نویسید . به امید تفکر همگانی .

         
  45. ایران دوست واقعی

    استاد گرامی با درود ، يادآوري بخشي از دوران طلايي امام راحل!!! را دوستی برایم فرستاده و من هم برای شما میفرستم .

    دوران طلايی امام راحل زمانی‌ بود که بازی شطرنج حکم ۷۰ بار زنا با مادر خود را داشت.
    دوران طلايی امام راحل زمانی‌ بود که برای پیدا کردن یک تکه روزنامه در جیب ,شما را اعدام میکردند.
    دوران طلايی امام راحل زمانی‌ بود که برای شنیدن موسیقی شلاق می‌خوردی و برای داشتن نوار کاست زندان میرفتی
    دوران طلايی امام راحل زمانی‌ بود که هر روز تو مدرسه بدن و کیف دختران راهنمایی و دبیرستان تفتیش میشد که مبادا با خود آیینه‌ای همراه داشته باشند.
    دوران طلايی امام راحل زمانی‌ بود که شلوار جین پوشیدن جرم بود موی بلند جرم بود عینک آفتابی جرم بود ماتیک جرم بود حرف زدن جرم بود انتقاد جرم بود ریش زدن جرم بود لباس رنگی برای جوانان جرم بود .آستين كوتاه جرم بود.
    دوران طلايی امام راحل زمانی‌ بود که در مدارس زنگ ورزش وقت تمرین نظامی بود و زنگ انشاء وقت تعریف از انقلاب زنگ تاریخ از بدی‌های شاه میگفتند و کورش داریوش خائن بودند و ظالم و زنگ تفریح جلوی درب اطاق ناظم برای سین جیم میبردند.
    دوران طلايی امام راحل زمانی‌ بود که جوانها به جای بازی بچه گانه و تفریح باید به نمازهای جماعت اجباری و حسینیه‌ها میرفتند.
    دوران طلايی امام راحل زمانی‌ بود که که اگر در خیابان با دوست جنس مخالف دستگیرت میکردند باید باهاش ازدواج میکردی يا بجرم رابطه نامشروع شلاق ميخوردي.
    دوران طلایي امام راحل زمانی‌ بود که برای راه رفتن با مادر یا خواهر خود باید شناسنامه همراه داشتی.
    دوران طلايی امام راحل دوران دفترچه بسیج و کوپن و سهمیه بندی برق و آب بود.
    دوران طلايی امام راحل زمانی‌ بود که سهم شما از آزادی گشت کلانتری، گشت کمیته انقلاب اسلامی، گشت ثار الله ، گشت منکرات،گشت یگانه ویژه، گشت بسیج، گشت مبارزه با مفاسد، گشت راهنمای و رانندگی، گشت تامین،گشت یگانه ویژه سپاه،گشت جندالله ،گشت فجر، گشت وزارت اطلاعات ،گشت مبارزه با مواد مخدر بود.
    دوران طلايی امام راحل دوران شير خشك كوپني ، بنزین كوپنی, گوشت كوپنی, شیر با دفترچه بسیج, تخم مرغ كوپنی, مرغ كوپنی, نان سهمیه ای, حتی لاستیک ماشین با دفترچه بسیج, و بگیر تا آخر
    دوران طلايی امام راحل زمانی‌ بود که به دختران ما قبل اعدام تجاوز میشد.
    دوران طلايی امام راحل زمانی‌ بود که قوانین ارزش مادر مساوی با نصف بیضه چپ یک مرد صادر شد.
    دوران طلايی امام راحل زمانی‌ بود که زنان مارو سنگسار میکردند.
    دوران طلايي امام راحل اصرار به٨سال جنگ ،ميليارد ها دلار هزينه بيمورد،صدها هزار كشته در جنگ وزندان ،صدهاهزارآواره ،صدها هزارمصدوم و…
    دوران طلايی امام راحل زمانی‌ بود که برای گریه کردن به مزار عزیزان اعدامیتان کتک می‌خوردی
    دوران طلائي امام راحل نه نفت مجاني شد نه اتوبوس

    اينها همه بخشي از دوران طلايي امام راحل است كه با تربيت ناخلف ترين وبي كفايت ترين مديران ومسولين كشوررابه قهقرا كشاند

     
  46. استاد گرامی با درود این متن زیبا را بخوان و

    سر سطر بنویس…….؟؟؟

    بابا نای، نان دادن ندارد، بابا کار ندارد…!
    بابا سهمی برای استخدام ندارد…!

    بنویس …….؟؟؟
    آن بچه سرطان دارد….!
    هزینه هر آمپولش بیشتر از 1 میلیون تومان است،
    خانه ی آنها پایین شهر است ،
    اشک چشمهای مادرش مروارید دارد ،

    بنویس……؟؟
    تلاش ما بی ثمر است !
    صاحب خانه بابا را جواب کرد…!
    حاج رحیم برای چندمین بار به حج میرود ، اما…؟
    بابای من پول قبض آب و برق را ندارد.!

    بنویس……؟؟؟
    نماز قضا دارد……. اما سفره ما غذا ندارد…!
    بنویس……؟؟
    اهل محل برای ساختن مسجد پول جمع میکنند اما …،
    سقف خانه ما چکه میکند….!

    بنویس…….؟؟؟
    پسر همسایه ما از گرسنگی “مرد” …! اما در مجلس ختمش گوسفند سر بریدند..!

    بنویس……؟؟؟
    در سرزمین من همه..؟؟
    یا سنگ میفروشند …!
    یا سنگ میزنند ….!
    یا سنگ می اندازند …!
    یا سنگ دل اند …!

    بنویس…….؟؟
    مادران داغ دارن !
    پدران بیمار !
    بنویس ……!!
    پدر “60”ساله ام نگهبان ویلای اقازاده “20” ساله شده است ،

    جوان هایمان از سر نیاز ادعای عاشقی می کنند !
    دختر هایمان از نداری خود را الوده هوس نامردان می کنند
    بنویس.زندگیمان چه سخت چه آسان ولی به اجبار میگذرد !

     
    • جاویدان سپاه ایران

      من ////// هر چی مستضعف وپابرهنه است
      هر دولتی که وظیفه خود را رسیدگی به مستضعفان میداند لیاقت ان را دارد که دستمزد خود را در شبکه فاضلاب بگیرد و ان را به بدن خود بمالد برای تبرک
      وظیفه یک دولت باید تولید ثروت وقدرت باشد هر دولتی غیر از این راه انتخاب کند لیاقت شبکه فاضلاب دارد
      تنها دولتهای ثروتمند وقدرتمند هستند که از عهده وعده ها بر می ایند ما باید به روحانی بگوییم سد تومان به شما میدهیم باید ان بکنی 110 ویا115 ویا 120 وگرنه اگر بگوید سد تومان را بین مستضعفان تقسیم کردیم بعد دیدیم چند تای دیگه پیدا شد 20تومان هم قرض کردیم به اونها دادیم این ساده ترین کار است
      اما تولید ثروت وقدرت هنر می خواهد وشما روشنفکران از ان بی هنران هستید.

       
  47. اخبار: مجمع ملی کوبا رائول کاسترو، رئیس جمهور پیشین و برادر رهبر انقلاب این کشور را به عنوان رئیس کمیسیون تغییر قانون اساسی تعیین کرد. قرار است با تغییراتی که در قانون اساسی این کشور بوجود می‌آید امکان ایجاد یک فضای باز اقتصادی و اجتماعی در این کشور جزیره‌ای فراهم شود.
    مش قاسم: کوبایی ها هم سر عقل آمدن، اسلامیچی های ما هنوز فراری از عقل.

     
  48. جناب سید مرتضی…با تشکر از زحمتی که در پاسخ به حقیر متحمل شدید..در مقام سئوال و مباحثه اگر به خود اصل سئوال عنایت داشته باشیم بسیار مفیدتر است از اینکه به کنکاش اعتقادی بنده پرداخته شود. خوب من اگر آن مبانی مورد نظر شما برایم ابهام نداشت که سئوال نمیکردم. دیگر اینکه تصور این است که علمای فقه بتوانند حداقلی قانع کنندگی در مباحث خود داشته باشند. شما فرض کنید یک فرد علاقمند به اسلام بخواهد برایش این ابهامات روشن شود، خوب باید برایش استدلال شود. وقتی ما نمیتوانیم یک استدلال منطقی برای کسی که همسلک ما هم است بیاوریم کار مشکل میشود. بحث قرآن بحث جمود در آن نیست بلکه قرآن باید پایه اصلی موارد دینی باشد که اصلا نیست و حوزه های ما که در حقیقت حوزه های فقهی هستند و نه علمی تمام تلاششان معطوف به احادیث و روایت است. بینی و بین الله شما در دروس حوزه چقدر درس و بحث قرآنی دارید؟ مطالبی که در فقه مطرح میشود عموما استنباط فقها است و معلم نیست چقدر واقعا به امامان شیعه هم مربوط میشود. کتب اربعه شیعه علیرغم همه تردیدهای که در اصالت و درستی مطالبشان است بعنوان ستون های بی تردید فقه هستند و متاسفانه بحثهای فقهی بر پایه بسیاری از موارد مشکوک و در عین حال تغییر ناپذیر بنا شده. در مورد سئوالتان در مورد روزه داری مسافر حکم آنها در قرآن تصریح شده.آنها در زمان مناسب دیگری میتوانند روزه داری کنند. این کلام کجایش مبهم است که فقها یک قوانین خاص برای آن اختراع کرده اند؟ در مورد نجاسات خون و نظائر آن اصولا این نوع نجاسات را حتی اگر فقه هم نگوید کسی جزء مطهرات نمیداند یعنی طینت بشر خود بخود با آن مشکل دارد. در مورد سگ هم شما بنوعی حرف بنده را تائید میکنید ولی سعی میکنید در عین حال بنحوی هم بفرمائید دقیق نیست. به هرحال همانطور که خودتان هم اشاره نمودید موضع نجاست سگ معطوف به آب و بزاق وبقول شما لعاب دهان است نه نجس بودن به ذات سگ. خوردن نیمخورده سگ اشکال دارد و حرف درستی هم است همانطور که طبع بشر نیمخورده سایر حیوانات را هم برنمی تابد. ولی اشاعه این ناپاکی به ذات یک حیوان آنهم مستند کردن نا درست آن به قول خدا و یا معصوم شرط انصاف نیست. در مورد سگ اصحاب کهف هم کم لطفی میفرمائید. در همین ادبیات ایران این سگ الهام بخش است. سعی نکنیم بخاطر برداشت اشتباه ،یک موضوع لطیف را با باورهای فقهی به امری ناپسند تبدیل کنیم.
    با سپاس

     
    • باصفای گرامی،در گفتگوهای متقابل می توان به مبانی مورد قبول طرف مقابل اشاره کرد یا آنرا مورد نقد و سوال قرار داد،بر اساس نوع مطالب شما و همین چیزهایی که در همین نوشته در ادامه نوشتید،می توان چنین برداشتی داشت که دیدگاه کلامی شما این است که به امامت عترت پیامبر ملتزم نیستید چون روایات منقول از آنان را نمی پذیرید و فقط به قرآن تمسک می کنید در حالیکه چنانکه بارها عرض شد قرآن یکی از منابع فقه و احکام شریعت است نه همه آن،بنابر این می توان اینطور تلقی کرد که تفکر شما تفکر کلامی فقهی اهل سنت است،البته توجه نمی کنید که خود فرق کلامی فقهی اهل سنت نیز تمسک به سنت و روایات رسول الله می کنند و منبع احکام را فقط قرآن نمی دانند،بنظر من این یک بحث دین شناسانه کلیدی است که باید آنرا حل کنید در مبنا و بسیاری از ابهامات و شبهات شما ناشی از التزام به این مبنای ناصحیح است که گاهی فائده بحث را بلا اثر می کند.
      هم در حوزه های دینی و هم در بحث های فقهی به قرآن عنایت می شود بنظرم شما یا مراجعه به بحث ها نمی کنید یا بد بین هستید،در حوزه علمیه بحث های موضوعی یا عمومی در باب تفسیر قرآن وجود دارد در گذشته بحث های تفسیری عالیقدر مرحوم علامه طباطبائی رضوان الله علیه و اکنون حدود سی سال است مجلس تفسیر استاد عالیقدر آیت الله جوادی آملی که از ابتدای قرآن آغاز شده و خود بنده حدود یازده سال در بحث های مفید و مبسوط تفسیری این استاد بزرگوار تا اوایل سوره اعراف افتخار خوشه چینی داشته ام، درس های دیگری در موضوعات قرآن شناسی یا مفاهیم موضوعی قرآن نیز در حوزه ها هست پس بحث قرآن وجود دارد. در باب فقه نیز اگر مراجعه به کتب قدیم و جدید فقهی کنید یکی از منابع و محورهای اساسی بحث های فقهی در دروس خارج فقه آیات قرآنی مربوطه است،حتی کتابهای زیادی در باب آیات الاحکام قرآن تالیف شده است مثل کنز العرفان مرحوم فاضل مقداد سیوری،و زبده البیان مرحوم مقدس اردبیلی اعلی الله مقامهما که تبیین تفصیلی آیات فقهی قرآنند البته بزبان عربی است و از ترجمه آن بی اطلاعم.مطالبی که در فقه مطرح می شود یک سلسله قواعد فقهی،ادبی،کلامی،قرآنی ،روایی و نظائر آن است،بله در فقه مجتهد واجد شرائط اجتهاد استنباط می کند لکن فقهاء از یکدیگر تقلید نمی کنند بلکه آراء فقهی گذشته و متاخر مورد سنجش،نقد و ارزیابی قرار می گیرد.تردیدی در استناد کتب اربعه (کافی-من لایحضره الفقیه-تهذیب الاحکام-استبصار)به مولفان آنها یعنی کلینی،صدوق و شیخ طوسی اعلی الله مقامهم وجود ندارد،این کتابها متاخر از زمان صادق بجهت قرب زمانی که بین این بزرگ محدثان و فقیهان امامیه به عصر ائمه طاهرین و خصوصا عصر صادقین (امام باقر و امام صادق علیهما السلام)وجود داشته است،بازتاب و جمع آوری شده اصول اربعمائه (اصول چهارصدگانه) بوده است که توسط شاگردان مستقیم امام باقر و صادق و سایر ائمه از سخنان آنان جمع آوری شده است پس در اصل کتب اربعه و اصل هایی که توسط شاگردان مستقیم امامان عترت پیامبر تالیف شده تردیدی وجود ندارد و بحث احراز سندی روایات و وسائط نقل ها نیز بخش وسیعی از فقه را در بر می گیرد که از آن به علم الرجال تعبیر می شود و روایات برحسب سند و دلالت های متنی وارسی دقیق می شوند،با قرآن مقایسه می شوند و نسبت روایات متعارض با یکدیگر و با قرآن ملاحظه می شود و اینطور نیست که در باب فتوا و استنباط سهل انگاری شود در واقع بر خلاف تلقی عوامانه یا روشنفکری که هست بتعبیری استخوان یک فقیه پوک می شود تا بتواند به حکم و فتوا در مساله برسد،بنابر این نمی شود روی انگیزه هایی فقه را استنباط فقیهان تلقی کرد و آنرا کنار گذاشت.پس فقه بر پایه امور مشکوک بنا نشده است و نمی توان به این بهانه “تک منبعی”شد و مصدر و منبع دین را منحصر در قرآنی دانست که ما را به امام ارجاع می دهد و باطاعت از رسول الله ارجاع می دهد.در مورد بحث مسافر خوب مفصل با پایه های بحث اشاره کردم،چیزی که ظاهرا توجه نمی کنید این است که معذوریت مسافر هم در قرآن و هم در روایات مورد تصریح است و کسی آنرا انکار ندارد،بحث ما در مصداق کثیر السفر یا کسی که شغل او سفر یا شغل او در سفر بود که الزامات طبیعی این مصداق این است که در رمضان بلکه سائر ایام و ماههای سال در سفر باشد من پرسیدم اگر کثیر السفر معذور باشد پس چه زمانی ظرف ادی تکلیف برای اوست؟شما نوشتید :وقت مناسب! پرسیدم وقت مناسب برای ادای تکلیف کثیر السفر چه زمانی است؟و توضیح عرض شد که بر اساس روایات عترت عالیقدر پیامبر که اساس استمرار اسلام و تبیین و تفسیرقرآنند،کثیر السفر یا من شغله السفر یا من شغله فی السفر از شمول عنوان مسافر موضوعا یا حکما خارجند،و می دانید که تخصص عمومات و اطلاقات هم در خود قرآن وجود دارد و هم تخصص قرآن بروایات معتبر فراوان است که در علم اصول فقه تحقیق شده است.و توضیح عرض شد که اساس این حکم و تخصیص مساله عادت ثانوی اینطور اشخاص است که حکمشان با مسافری که سفر از امور طاری و عارضی در زندگی اوست متفاوت است.سگ و خوک خشکی مطابق روایات نجس العین هستند،بنده لزوم احتراز از نیم خورده سگ و خوک را که مورد فتوای امامیه و فرق دیگر اسلامی است شاهدی قرار دادم بر نجاست آنان نه اینکه موضوع فقط بحث نیم خورده باشد با این حال عرض شد که بهره مندی از سگ باشکال گوناگون ربطی به لزوم احتراز از تماس مرطوب ندارد،سگ اصحاب کهف نیز حیوان باوفائی بوده است که همراه آن موحدان بوده است،اینکه حضور سگ در آن داستان افتخار تلقی شود یا نشود ربطی بمساله موضع شریعت در باب حکم وضعی نجاست یا طهارت این حیوان ندارد.چنانکه قبلا اشاره شد طرح بحث نجاست خون و بول از نظر شریعت برای این بود که توجه کنید که در قرآن همه احکام فقهی وجود ندارد،در واقع برای اینکه قرآن یک کلکسیون معارف الهی است برای ساختن انسان و قرآن کتاب احکام یا کتاب فقه نیست،و ماخذ بسیاری از حلال ها و حرام ها و مستحبات و مکروهات سنت نبوی و عترت اوست و مع الاسف به این نکته عنایت نمی کنید.
      با احترام

       
  49. دبیر/* شورای/* امنیت آخوندی دیدار با مقام‌های ایران و اسرائیل را رد کرد.
    مش قاسم: اینم از خر…(سه نقطه از مش قاسم)ت شونه. توی باتلاق سوریه افتادن، اسرائیل هم اونجا تار و مارشون کرده، شاید راهی باشه که بشه با مذاکره این مساله رو حل کرد. بضاعت عقلی این منقلابیون بیش از این نیست.

     
  50. حاج عباس گروگانگیر: هر آن ممکن است اتفاقات پیش‌بینی نشده در کشور رخ دهد.
    مش قاسم: اولا، هر آن ممکن است اتفاقات پیش‌بینی نشده در هر کشوری رخ بدهد و میدهد، برای همینه که بهش میگن اتفاقات پیش‌بینی نشده، حاجی چشم بسته غیب نگفتی. دوما، منظور حاجی از این حرف این بوده که توجه ملت رو به چیز دیگری جلب کنه که مثلا صبر کنیم ببینیم که شاید یه اتفاقی بیفته، سیاست از این ستون تا اون ستون، مثال: انتخاب اون شیاد در سال ۷۶. از اینا شیادتر وجود نداره! اینا دست ماکیاولی رو از پشت بستن.

     
    • آرتین ایران

      سلام بر مش قاسم گرامی
      راز اینکه امثال عباس عبدی این روزها بسیار پرکار شده اند ترس از همین اتفاقات غیرمترقبه است.ایشان به فراست دریافته اند جریان جدید که رو به گسترش است امثال این مزدوران را برنتافته خوان پرنعمتی که آقای خمینی برای ایشان گسترده بود در خطر جمع شدن لذا به دوگانه گویی افتاده اند از سویی حریانات چند وقت اخیر را بی اهمیت جلوه می دهند و از سویی دیگر اینگونه نگرانیهای خود را به زبان می آورند و مانند روش این سالهای استمرارطلبان مردم را به وعده های تو خالی فریب می دهند.
      موفق باشید

       
  51. جناب اردشیر زاهدی شما سوراخ دعا را گم کرده اید
    اظهارات شما بسیار یک جانبه و غیر واقعی است.
    آیا از خود پرسیده اید به چه دلیل مقامات آمریکایی جمهوری اسلامی ایران را تهدید می کنند؟ می گویید اظهارات مقامات آمریکایی خلاف عرف بین الملل است و در قرن بیست و یکم چنین اظهاراتی غیر قابل قبول است. آیا اظهارات مقامات ایرانی موافق عرف بین الملل است؟ روزی نیست که ایران اسراییل و آمریکا و همسایگان عرب خود را تهدید نکند. با ارسال نیرو و پول و سلاح. شما بین حکومت و مردم ایران تفاوت قایل شده اید لیک باید بدانید در روابط بین الملل مسولیت رفتار و گفتار مقامات رسمی کشور با مردم ایران است و اگر این مقامات جایی خسارت وارد کردند مردم ایران هستند که موظف اند خسارات وارده را جبران کنند و عواقب کار را هر چه باشد تحمل کنند. حتی جنگ و ویرانی.
    اردشیر زاهدی متوجه نیست هنگامی که مردم را دعوت می کند به وحدت در برابر مواضع برخی مقامات آمریکا در همین لحظه آن ها را در اقدامات خلاف عرف بین الملل که مقامات ایرانی مرتکب می شوند شریک می کند. زاهدی نادانسته می گوید توی آمریکایی که در واکنش به زیاده خواهی و ماجرا جویی های بچگانه خامنه ای ایران را “تهدید” می کنی به من ایرانی توهین کرده ای. بعد هم می گوید تغییر رژیم مربوط به ملت ایران است و کسی حق ندارد در آن دخالت کند. بنا بر این نادانسته تایید کرده است مردم ایران همین رژیم را می خواهند پس سیاست های مداخله جویانه ایران در منطقه و تهدید هایش علیه اسراییل و عربستان سعودی و آمریکا خواست ملت ایران است. در نتیجه عواقب آن را نیز مردم ایران باید متحمل شوند. شما وقتی به کشور های همسایه علنا اعلام جنگ می کنید و حق حاکمیت ملی آنان را نادیده می گیرید باید بپذیرید این کشور ها به خود حق دهند مقابل به مثل کنند و آنان نیز ایران را تهدید کنند. اشغال سفارت آمریکا در عرف بین الملل اعلان جنگ محسوب می شود چرا که سفارت خانه یک کشور جزو خاک آن کشور است. آتش زدن سفارت عربستان سعودی و تهدید حکومت این کشور اعلان جنگ است. تهدید اسراییل به نابودی اعلان جنگ است. آیا این رفتار احمقانه خواست مردم ایران است؟ مردم ایران موافق آن هستند؟
    آمریکا ایران را یاغی می شمرد. ادبیاتی که در قبال کشور های ضعیفی به کار می برد که موی دماغ هستند.
    از جانب دیگر باید به هوش و درایت جمعی ایرانیان آفرین گفت آن جا که به طور مثال پس از حمله تروریستی یازده سپتامبر به آمریکا به طور خود جوش به خیابان ها ریختند و با قربانیان این حملات ابراز همدردی کردند. این در حالی بود که می دانیم خامنه ای و باند حاکم بر ایران از شادی در پوست خود نمی گنجیدند. عجب شادی ابلهانه و کودکانه ای.
    مردم ایران بار ها و بار ها حساب خود را از حاکمان جدا کرده اند و نشان داده اند در درک مسایل جهانی و مناسبات بین الملل آگاه تر و بینا تر از مقامات رسمی کشورند. آمریکا این را می بیند و ارج می نهد.
    آقای زاهدی می گوید ایران هشتاد میلیون نفری قادر است در برابر آمریکا مقاومت کند و با این سخن حاکمان جمهوری اسلامی را در رفتار ابلهانه خود تشویق می کند. در حالی که مردم ایران از حاکمان خود منزجر اند و این را بار ها در تظاهرات گسترده ای که به خاک و خون کشیده شده به اثبات رسانده اند.
    وقتی توی مدرسه یک گردن کلفت با یک نحیف شاخ به شاخ می شود چاره چیست؟ برو! برو جلو بزنش! دخلش رو بیار! این ترفند شیطنت وار را بچه مدرسه ای ها بهتر از زاهدی می فهمند. کسی که فرد ضعیف تر را تشویق می کند به فحاشی و تحریک قلچماق در واقع گور این بیچاره را کنده است.
    گفتار اردشیر زاهدی غیر از تشویق ملایان حاکم برای ادامه حماقت هایشان است؟
    آیا بهتر نبود زاهدی روی سخن را متوجه خامنه ای می کرد و می گفت ////////بی سواد که از مناسبات جهانی هیچ سر رشته نداری و کشور را به ورطه نابودی کشانده ای ساکت شو و رفتار کودکانه و رویاهای ابلهان را کنار گذار!
    اگر ایران را دوست می دارید در درجه اول مقامات ایرانی را خطاب کنید. آن ها را سرزنش کنید نه مقامات آمریکایی را.
    نکند پیر مرد آخر عمری به بی پولی خورده یا طمع و آز و شهوت معروف شدن و مطرح شدن در افکار عمومی به سرش زده؟
    آمریکا در حال انباشت جنگ افزار در اقیانوس آرام برای مهار چین است. چینی ها مناطق وسیعی از آب های بین الملی را جزو قلمرو خود اعلام کرده اند که در واقع تصرف آب های بین المللی و مغایر موازین بین المللی و نوعی اعلان جنگ است. چین با یک میلیارد جمعیت. حالا شما بیا آمریکا را با جمعیت هشتاد میلیون نفری ایران تهدید کن. ایران فاقد سلاح و بی دفاع.
    بزرگ ترین خطری که در صورت بروز جنگ از جانب ایران متوجه دنیا است سیل پناهندگانی است که جهان را فرا خواهد گرفت. چرا؟ چون غرب انسان گرا است. سرنوشت انسان ها برایش مهم است. چه در افکار عمومی چه در بین نخبگان و چه در حاکمان.
    بیاندیشید و آزاد مرد باشید. غرب ستیزی آمریکا ستیزی ترامپ ستیزی انسان را کوته بین و ناتوان از درک واقعیات جهانی می کند.

     
    • دست بردار از ////// مردک ! شنیده بودم که عده ای از شناسنامه ایرانی دارها به استخدام دارو دسته ترامپ در آمده اند برای تیلیغات برای امریکا و علیه آ نها که آمریکا نا مطلوبشان میخواند ولی هیچ فکر نمیکردم که به این تعداد زیاد . در همین سایت ببین چند نفرند !

       
  52. ادعای ناگهانی ولایتی در مورد توافق هسته ای را از نگاه حقوقی بررسی می کند؛
    اگر برجام به فارسی نوشته شده بود…. / آیا تهیه نسخه ی فارسی به نفع ایران تمام می شد؟

    فرض کنیم کشورهای حاضر در برجام و براساس بند 37 برجام جهت حل اختلاف خود بین متن فارسی و انگلیسی به شورای امنیت سازمان ملل مراجعه نمایند. براساس قوانین سازمان ملل، زبان فارسی به عنوان زبان رسمی این سازمان شناخته شده نیست و عملا شورای امنیت فقط متن انگلیسی را به رسمیت می شناخت. از این جهت نیز متن فارسی برجام نه تنها گره گشا نبود بلکه موجب بروز اختلاف و تضییع حق ایران می شد.

    پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

    «انتخاب»؛ سیدمحمدهادی موسوی: در روزهای اخیر و با انتقاد دکتر علی اکبر ولایتی، عضو کمیته نظارت بر برجام، در خصوص لزوم نگارش فارسی متن برجام دوباره بحث در خصوص این معاهده بین المللی بالا گرفته است. در این مجال قصد داریم از منظر حقوقی، شرایط نگارش متن برجام به زبان فارسی را بررسی نماییم.

    پیش از هرچیز باید بدانیم، از منظر حقوق بین المللی و براساس “کنوانسیون 1969 وین، حقوق معاهدات”، برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) یک «معاهده بین المللی» است، از این رو میتوان در خصوص زبان نگارش برجام به این معاهده ارجاع داد. براساس بخش دوم، فصل سوم، ماده 33، بند 2 معاهده وین، “متن معاهده به زباني غير از زبانهايي كه اعتبار معاهده به آنها تصديق شده است تنها در صورتي معتبر محسوب خواهد شد كه معاهده آن را پيش بيني كرده باشد، يا طرفهاي متعاهد آنگونه كه توافق كرده باشند.”

    از این رو جهت نگارش متن برجام به زبان فارسی یا هر زبان دیگری اولا باید در خود برجام به وجود متون دیگر اشاره می شد ثانیا دیگر ذینفعان برجام باید آن را به عنوان متن معتبر قبول داشته باشند.

    علاوه بر آن بر اساس بخش پنجم، فصل هفتم، ماده 77 این معاهده، جهت تهیه متن قابل استناد به زبانهای دیگر، نیاز به تشکیل یک «هیات امنا» از طرفین هر معاهده است…..
    ……
    http://www.entekhab.ir/fa/news/411866/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D9%87%DB%8C%D9%87-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B9-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D8%AF

     
  53. درس انصاف اردشیر زاهدی برای برخی مدعیان داخلی!

    جای شگفتی است که وزیر خارجه و داماد شاه، ترامپ را به خاطر خروج از برجام شماتت کند اما شماری از دلواپسان داخلی بر صورت روحانی پنجه بکشند و او را و برجام را متهم کنند!

    عصر ایران؛ مهرداد خدیر- هرگز گمان نمی‌کردم در حیات اردشیر زاهدی یادداشتی در ستایش یک موضع‌گیری او بنویسم.

    نهایت این بود که وقتی درمی‌گذشت به مهم‌ترین وجوه اشتهار و ارتقای او در عصر پهلوی بپردازیم که یکی به خاطر آن بود که فرزند سپهبد فضل‌الله زاهدی نخست وزیر حاصل از کودتای 28 مرداد 1332 است و دیگری داماد محمد رضا شاه (همسر شهناز پهلوی).

    او که اکنون 90 سال دارد، سفیر و وزیر امور خارجه هم البته بوده و به این اعتبار در تمام 40 سال پس از سفارت ایران در ایالات متحده مقارن با پایان عصر پهلوی دوم هم از او با نام «دیپلمات» یاد شده اما نام پدرش آن قدر تاریک است و با خاطرات ناگوار، همراه که هر گاه نام اردشیر زاهدی را شنیده‌ایم، فضل‌الله زاهدی فرا‌یاد آمده و سپهبد زاهدی هم طبعا با کودتای 28 مرداد و نخست وزیری پس از دکتر مصدق و آرزوهای خاک شده… چندان که وقتی سند پژوه مشهور پاره‌ای صفات اخلاقی مثبت او را بازمی‌گفت که از نزدیک و در همان محل اقامت در ژنو دریافته بود، شگفت زده پرسیدم: آنچه گفتید درباره اردشیر زاهدی بود؟!

    ماجرا اما از این قرار است که اردشیر زاهدی در یادداشتی که در اختیار روزنامه نیویورک تایمز قرار داده و روزنامه هم قید کرده «آگهی» است یعنی «پول گرفته‌ایم و موضع ما نیست» از سیاست‌های خاورمیانه‌ای ایالات متحده به وضوح انتقاد کرده و اتفاقا حضور ایران در سوریه و یمن را قابل دفاع و توجیه دانسته و مداخلات آمریکا را ناموجه خوانده است.

    اردشیر زاهدی می‌نویسد: « مردم نجیب و شریف ایران – فارغ از این که چه نظری شاید دربارۀ حکومت کنونی‌شان داشته باشند- در معرض تهدیدات خارجی همیشه در کنار هم باقی می‌مانند و از وطن خود دفاع می‌کنند… تاریخ به متجاوزان خارجی درس داده خیال خام خُرد کردن ایران را رها کنند. گربه‌ها در آرزوی گرفتن موش می‌مانند. هیچ‌کس نمی‌تواند ایران را در هم بشکند و خُرد کند و هیچ قلدری هرگز در قبال ملت ایران موفق نبوده است.»…….
    ……..
    http://www.asriran.com/fa/news/613028/%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D9%81-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%D8%B2%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%DB%8C

     
  54. عباس واحدیان

    فهم سیاسی برخی از مبارزان حین گفتگو

    ✍عباس واحدیان شاهرودی

    ✅ مردمی خسته از استبداد و دیکتاتوری چند وقتی است که عزم شان را جزم نمودند تا مقدرات کشورشان را بدست خود بگیرند !
    مباحث داغ سیاسی در بسیاری از گروههای تلگرامی برپاست و آنچه که تقریبا همه مخالفان نظام در رویای بدست آوردنش هستند « دموکراسی » است !
    اما وقتی در چنین گروههایی گفتگو و چت های افراد با سلایق مختلف سیاسی را دنبال می کنیم با صحنه هایی نظیر آنچه که اینجا بازسازی می نمایم زیاد مواجه میشویم .
    این گفتگو میان ۴ نفرست که یکی جمهوریخواه ، یکی شان سلطنت طلب ، یکی ری استارتی و دیگری اصلاحطلب است .

    1⃣ جمهوری خواه : نظام بعدی فقط یک جمهوری سکولار قدرتمند است !

    2⃣ سلطنت طلب : زررررشک ، شما همین جمهوری اسلامی رو که به جهان بشریت هدیه کردین کافیه ….مردم فقط سلطنت میخوان !

    3⃣ ری استارتی : خب شازده بگو ببینم کی قراره شاه بشه ؟ حتما رضا پهلوی؟؟؟ اگه ما گذاشتیم شما و جمهوری خواه ها و‌آخوندها زنده بمونین بعدش باشه ، نظام پادشاهی برپا کنین !!!!

    4⃣ اصلاح طلب : شما بیجا میکنین که از طرف مردم ایران تصمیم میگیرین ….مردم با اصل نظام مشکلی ندارن ، فقط باید قانون اساسی کمی اصلاح بشه و حدود اختیارات رهبری کم بشه !!! شماها اصلا با کدوم برنامه و آلترناتیو میخواین از دوره گذار رد بشین؟؟

    ✅درینجا به یکباره سه مخالف دیگر که بهیچ عنوان تحمل همدیگر را نداشتن در اتحادی نانوشته بر سر اصلاح طلب یورش می برند ؛

    1⃣ جمهوری خواه : تو یکی خفه ، آلترناتیو اصلی ما کشتن اون رهبران مفتخوره شماست که نقش سوپاپ اطمینان رژیم رو دارند….ما یک حکومت دموکراسی سکولاریستی ایجاد می کنیم !

    2⃣ سلطنت طلب : یه کلام از ننه عروس اصلاح کرده بشنوید … وقتی همه تونو از تیر چراغ برقا آویزون کردیم میفهمی برنامه بعد گذارمون چیه !
    تسویه حسابمون با شماها که تموم شد و ریشه اسلام و مسلمونی رو خشک کردیم اونوقت بلدیم بر اساس دموکراسی یک حکومت مشتی بسازیم !

    3⃣ ری استارتی : ببین مزدور ، تک تک شمارو شناسایی کردیم ، منتظر باش ، نامردیم اگه شمارو آتیش نزنیم ! ما دموکراسی خواهیم میفهمی اصلاحطلب قلابی ؟!!!!

    ✅ در همه این مدت « روح دموکراسی » در گوشه ای نشسته و بحال این مدعیان و عاشقان سینه چاک خود زار زار می گرید !
    این فهم بسیاری از مبارزین ما از دموکراسی و حکومت ایده آل آینده است .

    دموکراسی هرگز پس از انتقام و کشتار ایجاد نمیشود بلکه دموکراسی پیش از حرکت و قیام باید در اندیشه مردم یک کشور نهادینه شود تا آنان به خواست شان دست یابند !
    دموکراسی یعنی ایجاد حکومتی که به خواست اقلیت و اکثریت مردم یکسان اهمیت میدهد و همانقدری حافظ امنیت اقلیت است که حقوق اکثریت را محافظت می کند.
    دموکراسی را باید از امروز تمرین کنیم آنهم با تحمل یکدیگر و حفظ حرمتها !
    در حکومتهای دموکرات کسی از کسی انتقام نمی گیرد و فرد برای جامعه تصمیم نخواهد گرفت . حال آنکه ما هنوز هیچی نشده در حال دیکته کردن رای خود بدیگرانیم و شعار دموکراسی خواهی سر میدهیم !

    همه ما فرزندان ایرانیم و آزادی و نجات مان فقط در گروی اتحاد ماست !

    ✅ ۱۳/ خرداد /۹۷

     
  55. ایران دوست واقعی

    دوست گرامی با درود و سپاس ولی کاش رهبر و دار و دسته اش سرشان را زیر برف نمیکرد و کمی بفکر مردم خودمان بود .خواهش میکنم این راببین :

    https://begoonah.wordpress.com/2018/06/02/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%84/

    در حالی کارگران ایرانی برای نان کلیه می‌فروشند، رسانه‌های فلسطینی گزارش کرده‌اند که کمیته امداد «امام خمینی» در غزه روزانه به ٣٠٠ هزار نفر در ماه رمضان در چهار وعده غذا می‌دهند!

     
  56. ایران دوست واقعی

    با درود ، چند تن از دوستان این واقعیت را می پسندند ؟

    مرد میانسالی در محله ی ما زندگی میکند که من از بچگی اورا میشناسم
    آدم تو دار و خنده روییست…

    همیشه صورتش سه تیغ و پیراهن شاد میپوشد…

    او حتی محرم هم پیرهن سفید میپوشه…

    من هرگز اونو توی هیأت و مسجد و امامزاده ها ندیدم..
    به قول بابام اصلا شاید کافر باشه…

    ولی هیچوقت کسی ازش بدی ندیده سرش تو کار خودشه…

    زنش هم تقریبا حجاب آنچنانی نداره خیلی عادی میپوشه…
    همیشه دوست داشتم بدونم که چرا اهل مسجد و هیأت نیست…

    تا اینکه یه روز دل و به دریا زدم و توی یه مسیر که با هم بودیم ازش پرسیدم آقا رضا دوست داری یه سفر بری خونه ی خدا…

    با خنده گفت تو چی، دوست داری؟
    گفتم آره چرا که نه؟

    بابام هم همیشه حسرت حج رفتن و کربلا رو داره..
    گفت انشالا نصیبش میشه…

    گفتم جوابمو ندادی دوست داری بری؟
    گفت من خونه ی خدا زیاد رفتم …
    اصلا هم حسرتش رو ندارم..گ

    چشام داشت از کاسه در میومد پرسیدم شوخی میکنی؟
    گفت شوخی چرا؟
    گفتم آخه ندیدم کسی تو محل بگه شما حج رفته باشید …

    گفت شما پرسیدید خونه ی خدا ،منم گفتم آره زیاد رفتم ،اگه بخوای تو رو هم میبرم…

    خندم گرفت گفتم چطور..
    گفت کاری نداره فردا صبح آماده باش ببرمت خونه ی خدا..اونجا خیلیا هستن خدا هم منتظره دیدنمونه…

    شب تا صبح خوابم نبرد، همش فکر میکردم چه فکرایی تو سرشه…

    صبح که شد رفتم در خونشون و صداش زدم و اونم با صورت تراشیده و پیرهن شاد و موهای براق اومد بیرون و با ماشینش رفتیم…

    وسط راه پرسیدم میخای ببریم امامزاده درسته؟
    گفت به زودی میبینی…

    با هزاران سوال بی جواب توی سرم سکوت کردم تا اینکه رسیدیم به آسایشگاه بچه های بی سر پرست…

    داشتم شاخ در میاوردم فقط نگاه میکردم..

    همینکه رفتیم داخل بچه ها دویدند بغل آقا رضا و اونو عمو صدا میزدن آقا رضا هم از وسایلی که تو مسیر خریده بود بهشون میداد وصدای خنده ی بچه ها بلند شد…

    آقا رضا برگشت طرف من و گفت اینم خونه ی خدا ،دیدی که چقدر خونش نزدیکه…ادامه داد:

    خدا توی آسایشگاه معلولان ذهنی…
    توی بیمارستانهای کودکان …
    توی آسایشگاه سالمندان …
    توی مراکز نگهداری کودکان بی سرپرست … توی مراکز درمانی بیماریهای خاص …
    و حتی حتی جاییه که ما به کودکان خیابانی گل و کتاب و آبمیوه میدیم
    ووو…..همیشه چشم به راهه…

    چرا میزان اعتقادات مردم را از ظاهر تشخیص میدهید؟
    چرا همش فکر میکنید خدا توی امامزاده ها و مساجده…

    بهشت من زمانیست که خنده ی از ته دل این انسانها را میبینم..
    خانه های خدا خیلی نزدیکتره از اونی که شما تصور می کنین..

    دل خوش از آنيم که حج ميرويم
    غافل از آنيم که کج ميرويم

    کعبه به ديدار خدا ميرويم
    او که همينجاست کجا ميرويم؟!

    حج بخدا جز به دل پاک نيست
    شستن غم از دل غمناک نيست

    دين که به تسبيح و سر وريش نيست
    هرکه علي گفت که درويش نيست

    صبح به صبح در پي مکر و فريب
    شب همه شب گريه و امن يجيب!

     
    • اونی که میگن بت پرستی رو ورداشت چرا رسمی رو راه انداخت که امت به ستایش یه اتاق که از گل و سنگ ساخته شده بپردازه؟ فرق مجسمه چوبی یا سنگی و یه اتاق گل و سنگی چیه؟ اگه یه مشت گل و سنگ مراد میده چرا یه تیکه چوب و سنگ نمیتونه مراد بده؟

       
  57. سید مرتضی
    9:01 ق.ظ / ژوئن 2, 2018

    ایکاش نوشته مورد اشاره منتشر می شد تا ببینیم جناب یاران مطلبی در آن دارد یا نه؟ چون من این نوشته را کلمه بکلمه خواندم و در آن چیزی جز شعار و موضع گیری منفی نسبت به موجودی بنام برجام ندیدم!
    ………..

    سید کسی هم توقع اینکه تو و هم فکرانت مطلبی را که با باورهای خرافی و منحرف و انسان و تمدن و ایران ستیزتان مخالف باشد ندارد. من قبلا چندین خصیصه در مورد عنصری بنام اخوند برشمرده ام.
    1.////////////////////////////////////////////////////////// و سفسطه گر ی و مغالطه کاری. و سوء استفاده از هر انچه که امکان سوء استفاده از ان می رود بمعنی دیگر ////////////////////!
    2.طلبکاری و هرزه گویی ودر عین حال قیافه حق بجانب گرفتن و نقش قربانی بازی کردن و به صحرای کربلا زدن با وجودیکه بخوبی و بهتر از همه میداند که داستان حسین و کربلا و زینب و …//////////////////////////// و در بهترین صورت داستان جنگ و کشتار مشتی ////////////////////////////////// بر سر قدرت بوده و شرافت یزید هزاران بار بر شرافت نداشته همین ////////////////////////و تمام آخوندهای شیعی چه //////////// اوباشی که در قدرتند و چه آنها که یا در طیف مخالفند و یا ساکتندبدون حتی یک استثناء هم در برخوردبا حسین و یارانش و هم در رفتار با زینب و سایر بازماندگان بلوای کربلا بیشتر وشرافتمندانه تر و انسانی تر بوده. برای ثبوت چنین ادعایی کافیست که رفتار حرامیان و اراذل و اوباش حکومت اسلامی در ایران با مخالفان فکریشان و رفتار یزید با خود حسین و بازماندگان بلوای کربلا مقایسه کرد.یزید با زینب و زین العابدین(اینکه دیگه شرکت بیمه را هم ور شکست کرده و داد شرکتهای بیمه از دست بیکاری و بی عاری حضرتش به فلک رسیده و جالبست که بدانید تقریبا تمام آخوندهای شیعی خود را درست از نسل همین /////////////////////////////////////////////////////////// می دانند و بهمین دلیل ///////////////////////////////// جامعه هستند.)

    3.حریصی و سیری ناپذیری و براحتی قربانی نمودن انچه و انکس و یا گروهی که در مقابل چنین //////////////////////// قد علم کنند و براحتی پا گذاشتن روی همه ارزشهای انسانی مثل شرافت و جوانمردی و … بخصوص وقتی که نان ناندونی اخوند آجر شود. و خم شدن و بدتر ازان //////////////// کردن در مقابل هر انکسی و یا قدرتی که به آخوند در این وادی کمک کند. نگاه کنید به خم شدن و چیره خوار بودن همه این ///////////////// در مقابل شاه و فرح دیبا و رابطه و حقوق گرفتنشان از ساواک

    بنابراین جناب سید اولاد یا نیمه اولاد و یا خود اولاد خوانده(چون اولا محمد////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////و هیچ رابطه ایی با محمد ی اگر هم بوده ندارید .و ثانیا اگر ما بپذیریم که شما /////////////////////////////////////////بوده اید که گویا منتسب به محمدی بوده در دنیای عرب و اسلام وراثت از طرف پدر است و نه مادر !) شما بعنوان یک آخوند حق دارید که هیچ درکی از گفتار مخالفان خود نداشته و اصولا کسی را در قد و قواره /////////// خود ندانید! ولی حیف از انسانهایی که با عناصری مثل ///////////////////////////////// بحث می کنند.آخوندی که از مال ///////////////////////////////////////گشته تنها بدرد سلاخی می خورد نه طرف گفتگو!

     
  58. مرحوم آیت الله روح الله خمینی قدّس سرّه
    ……..
    گویا منظور همان قدح بسر است؟ رجوع شود به داستان خود گم کرده از زنده یاد صادق چوبک!

    بگذریم زنده یاد عارف قزوینی شاعر نامدار مشروطیت در مورد عمامه بسرها شعر جالبی دارد

    عمامه بسر هر که نهادست /////////////
    ///////////////////////////////////////////

    ————–

    دوست گرامی
    از پرداختن به ظاهر و لباس همدیگر پرهیز کنیم.
    و از کنایه و مسخره کردن همدیگر
    و از توهین نیز البته
    سپاس

    .

     
  59. فيلسوف بزرگ

    روي سخنم با تمام كاربران محترم اين سايت است چه دين باوران و چه دين گريزان ، چه بخردان و چه نابخردان
    دوستان عزيزم
    هميشه در يك بزنگاه بايدها نمودي واقعي از نبايدهاي روزمره را بع نمايش ميگذارد و از تلاطم ناشي از برخورد انديشه ها فضاي خود را نمود ميدهد ولي تمام ماجرا در كميت همين تلاطم ها خلاصه ميشود و پرتوقع ترين انسانها را به فرافكني وادار ميسازد تا انديشه ناب ادمي را به سخره بگيرد.
    وقتي هابز گفت ادمي در انديشه خام نمود مي يابد شايد نيم نگاهي به دستاوردهاي نه چندان پررنگ فلاسفه شرق از گم شدن در حكمت بلاتكليفي داشته و شايد از كور سوي همين حكمت ناتمام به وسعت درياي تفكر چشم دوخته بوده ، اين پسامدهاي هول انگيز تكرار و روزمرگي در تالابي كه ناگزير از خود خواهد ساخت دفن نميشود و همواره چون طوقي از طلاي بدلي تو را در ترديد نگاه ميدارد پس دلخوش نباش و تلفيق نگاهت را از هرانچه ميبيني به نيكي پاس دار تا سرنوشت رقم خورده را دوباره رمق بزني . اينگونه باد.

     
    • جناب،با فوریت تام و تمام به فکر انتخاب نام مجازی دیگری باشد گرامی‌ که با این نام، کسی‌ حتی زحمت خواندن کامنت شما را به خود نمی‌‌دهد. بوی اهانت میدهد این نام مجازی.

       
  60. گروهبان والش ( دستیار جانی دالر )

    آخه پدر جان آخوند که دیگه خوب و بد نداره مثل اینه که بگی گرگ خوب و گرگ بد ! معنی نداره درنده درنده است اتفاقا آخوندهایی که ظاهرساری میکنند و خندانند بیشترین خیانت را به مردم میکنند چون مردم را بلاتکلیف و تو شش و بش قرار میدن !
    باید اینجوری بشه و باید اونجوری بشه ! مخاطب این بایدها کیه ؟ خود ایشون ! خود ایشون کیه ؟ آلت دست اوشون !
    با کی حرف میزنی والش ؟
    با /// عرب فارسی هم که بلد نیست !

     
  61. درود
    فوتبال بی تماشاچی ،خواسته نظام ایران در بازی های المپیک ، همان حکومت دیکتاتوری نظام تروریستی بدون ملت ایران است.
    براستی چه چیز این نظام را نگاه داشته است؟
    چرا ورزشکاران، اعتصاب نمی کنند؟
    چرا “هنرمندان “جیره خوار حکومتی بر سر سفره دزدی ها نشسته و جشن می گیرند؟
    چرا ناظم تجاوزگر مدرسه ؟ و یا مدارس؟
    چهره وحشتناک نظام هر روز نمایانتر می شود.
    واین نشاندهنده نفسهای آخر نظام پلیدی است.

    ملت و کشور ایران سزاوار آزادی، برابری و عدالت اجتماعی اند و با تلاش بدان خواهند رسید وجسد پوسیده وفرسوده نظام ، باهمت مردم ایران بگور سپرده خواهد شد.

     
    • جاویدان سپاه ایران

      فریبا خانم خفه شی بهتر نیست؟

      این ملتی که قراره اینهمه کار انجام بده به رهبری چه کسی اینکار را میکنه در دی ماه که تعدادی فریب خورده به خیابان آمدند مردم در مغازه های خود را بستند که از شر چنین افرادی در امان باشند یعنی اینکه شما در اولین قدمتان از نظر اخلاقی همه چیز را باختید نوریزاد وشما باید برید عزا بگیرید در انقلاب 57 انقلابیون وقتی به خیابان می آمدند مردم به انهابا دید انسانهای فرهیخته نگاه میکردند وبه انها می پیوستند شما با رعب و وحشت به دنبال پیروزی خیالی خود هستید ساختار جمهوری اسلامی با همه انتقاداتی که میشود به آن داشت قدرتمند ترین ساختار حکومتی در سطح منطقه میباشد این حکومت صرفا یک قدرت سیاسی نیست بلکه برای خود یک نظام فکری وایدئولوژیک دارد به همراه یک قدرت نظامی بلا منازع که همه نیازهای نظامی خود را براورده میکند در برجام بزرگترین ماراتن دیپلماسی جهان به خدمت گرفته شد تا با همین نظامی که شما میخواد با فوت سرنگون کنید به نتیجه رسید یک کشور در مقابل همه قدرتهای جهان وامروز همین قدرتها خود را بازنده میبینند وگرنه نیازی نبود امریکا کنار بکشد هر چند که من ایران را با سدها بمب اتم دوست دارم

       
      • گفتم ،شعارهای تکراری ات چون رهبرت است. چه قدرتی؟ چه کشکی؟ چه آبی؟ کشتن و تهدید و زندان و شکنجه مردم را قدرت می نامید؟
        گول زدن و کشتن جوانان بنام دفاع حرمین ؟ ولی برای حفظ اسد و منافع روسیه را ایدئولوژی می نامید.
        فشفشه پرانی را قدرت می نامید؟
        سپاه پاس داران مزدور روسیه و ونوکر بیگانه و خائن به ایران باید حساب پس بدهد.هنوز اول کار است. یک بار جستی ملخک دوبارجستی ملخک آخر به دستی ملخک.

         
  62. اخبار: توافق اسرائیل و روسیه بر سر عقب‌نشینی نیروهای ایرانی از جنوب سوریه.
    مش قاسم: اسمشو هرچی میخوان بذارن از قبیل جام زهر، کرنش و نرمش قهرمانانه (همون دولا شدن معروف)، به این میگن ری…(سه نقطه از مش قاسم)مان به سر تا پای حکومت و حکومتگران اسلامی در ایران.

     
  63. حاجی شمخونی: ایران هیچ‌گونه حضوری در جنوب سوریه ندارد.
    مش قاسم: به این میگن شیکر خوری، یا آش نخورده و ک…(سه نقطه از مش قاسم)ن سوخته، یا انشالله گربه بود؟ یا سرانجام بلاهت و ندانم کاری.

     
  64. تلگراف فوری از خاله جون به مزی جون

    ای خاله فدات شه , ما را خیلی نگران حالت کرده ای عزیز جون , میترسیم یهو سکته کنی بشی شهید راه آزادی وطن , ای وطن و هشتاد میلیون نفوس اون فدای یه تار مویت اینقدر خودت رو عذاب نده , برای کیا ؟ برای چی ؟ اینا مسلمونن و تو هم که از همه مسلمونا بدت میاد و دستت برسه همه رو قتل عام میکنی , پس دیگه چرا اصلا اهمیت میدی این جا چی میگذره ! تو که این مردم رو دوست نداری دیگه چرا اهمیت میدی که اونا چطوری زندگی میکنند . گور پدر ترامپ هم کرده اگه تو برای اون دلت میسوزه که چرا ایرانی ها آنطور که او میخواد نیستند . گور پدر اون به تو چه مزی جون ! از همون بچگیت مایه نگرانی همه بودی و کارت بند کردن به این و اون بود . ای خدا ذلیل کنه اونایی رو که این نوری زاد بدتر از خودت رو اذیت کردن . آخه ای برادران نامرد اطلاعاتی مریض بودین وسائل کار اونو گرفتین و از اون آدم قرآن به سر گیر و عجل عجل گوی منتظر ظهور حضرت صاحب الزمان یه آدم عجل , عجل گوی منتظر ظهور حضرت صاحب الزنان ترامپ ساختید ؟ چقدر شما اطلاعاتی ها, بلانسبت الاغ , الاغید آخه ! اگه دم و دستگاه اونو نمیگرفتید این بیچاره حالا هم کنار بقیه حزب الهی ها , دم به دم و بوی عرق تن قاطی بوی عرق تن , قرآن به سر عجل , عجل میکرد براتون , بد بود این نا مردها ؟ و این بچه خواهر ما هم اینقدر از وقت و سلامتیش به خاطر مرد می که از اونا خیلی نفرت داره مایه نمی گذاشت . مزی خاله به قربونت شه به خاطر منم که شده دیگه کاری به کار این مردم نداشته باش و دیگه حرفهای صد بار تکرار کرده ات را نزن در عوض یه طشت پر از آب سرد رو بذ ار زیرت هر جا میشینی , برای خوبه !

     
    • خب ///// عراقی تو ایران چکار می کنی؟ الان تو عراق خود همین شیعیان سعی در بیرون راندن اراذل و اوباش اسلامی/شیعی ایرانی هستند چون در عمل جنایات و پستی و پلاشتی و تجاوز و دزدی و کشت و کشتار ////// ها را در عراق و ایران گرفتار و اشغال شده توسط مشتی دزد و آدمکش و ایران و انسان و تمدن ستیز و خروجی آن و تبعات بین المللی انرا دیده اند. خب عزیز ما که با تو و ///// امثال تو دشمنی و کینه ایی نداریم. تنها خواهش و تمنای ما از شما //// اینه که نه بخاطر ما بلکه بخاطر اعتبار و شرف و انسانیت خود را به جنایتکاران و دزدان و فریبکاران انسانمای//// اشغالگر درایران ارزان نفروشید! در یک کلام دست از جا…ی بردارید!

       
  65. نوری زاد ساییتت رو از فیلتر برادرا درآوردن شاید به پاس قدرشناسی شاید هم به پاس کنترل نامحسوسِ اشخاص! امروز از یک دیگه هم سدوال کردم گفت همه اش بدون فیلتر شکن می آن توی سایتت!!!!! اما چون دیدم دست برادرا در کاره موقع نظر دادن از فیلتر شکن استفاده کردم! میدونی که اینجوری برادرا ترافیک روی سایت رو دنبال می کنن و می تونن آی پی افرادی که از فیلتر شکن استفاده نمی کنن رو موقع ارسال نظرات پیدا کنن! کنترل پاکِت های ارسالی یکی از شیوه های برادرا در پیدا کردن مخالفان است که مخابرات هم نقش کمکی و اصلی رو براشون بازی می کته!

     
    • تا الان 9 تا رای منفی نشون می ده یا ما با 9 تا برادر جان برکف در این سایت مواجه هستیم یا چند تای اونها برادر جان برکف و چند تا دیگه اونها مثل مزدک خارج نشین هستند که از اوضاع این مملکت خبر ندارند! اگه از برادرای جان بر کف باشند که ایرادی بهشون نیست ولی اگه از این خارج نشین ها باشند باید بگم ثنار بدین آش به همین خیال باشید که با این بابا (نوری زاد) و سایتش رژیم برگرده! خود این بابا (نوری زاد) هم هنوز در مرحله شک و ظنین هستش! ولی واقعاً سایت از فیلتر خارج شده! نوری زاد فردیه که تنها بخاطر دوستی هاش با موسوی و کروبی که خودشون از جلادهای دوره خودشون بودند دست به مخالفت زد یعنی در یک کلمه نوری زاد خودش مجرم به معاونت در کشتار و قتل هست! حمایت و پشتیبانی و نوکری کردن قاتل در حقوق جزای کلیه ممالک معاونت در قتل محسوب می شه و باید بگم همونطور که دیدید با این افراد نیز هیچ نتیجه معقولی گرفته نشد! زندانی شدنشون هم برخلاف سایرین حالت تافته جدا بافته داشت و در مجموع بگم همین فرد (نوری زاد) نه تنها در راهپیمایی روز قدس شرکت کرد بلکه در مراسم قاتل بالفطره دیگری به نام رفسنجانی نیز مشارکت داشت! آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است!

       
  66. آقای اردشیر زاهدی
    والله بالله به خدا ما کار و زندگی داریم وقت نداریم روز و شب مقالات عجیب و غریب بخونیم و تحریک بشیم یکی یکی در بارشون حرف بزنیم. اون از خانم فرخنده مدرس بنیاد داریوش همایون این هم از جناب اردشیر زاهدی. بعید نیست همشهری باشند. والله اعلم. ما شا الله یکی از دیگری وطن پرست تر. خدا را شکر.
    حقیقت امر خودم کمی احساس گناه می کنم. فکر می کنم باعث و بانی این نوع مقالات تند و تیز و حملات به آمریکا و وزیر خارجه اش چند سطری باشد که به طور رتوریک در باره اشغال ایران توسط آمریکا نوشتم. یعنی این امکان وجود دارد که دوستان نوشته من را مثل بعضی ها وارونه فهمیده باشند و باور کرده اند آمریکا هر آن احتمال دارد به ایران حمله کند و صغیر و کبیر را از دم تیغ بگذراند؟
    من فقط گفتم “اگر” آمریکا ایران را اشغال کند. هدفم این بود که نشان دهم ملایان ولایت فقیهی عصر حجری به مراتب خطرناک ترند از یک قوای اشغالگر خارجی و صدماتی که به کشور می زنند بیش از یک نیروی مهاجم است. از قدیم گفته اند دشمن دانا بلندت می کند بر زمینت می زند نادان دوست.
    خوب این باید زمینه ساز این همه بحث و جدل و پرخاش به آمریکا شود؟ چون من هر چه در سخنان مایک پومپیو نگاه کردم اثری از تهدید به حمله نظامی ندیدم. بیچاره در یک کلام از ایرانیان عزیز تقاضا کرده بجای این که جان و مال خود را در سوریه و یمن به هدر دهند به فکر ساختن کشور خود باشند. به جای رویای نابودی اسراییل اقتصاد ورشکسته خود را از نابودی نجات دهند. یعنی آقای اردشیر زاهدی از کجای صحبت های پمپیو برداشت کرده که می خواهد به ایران حمله کند؟ والله اعلم. آقای عزیز اون نوشته های من رو فراموش کن من همه رو پس گرفتم. چه می دونستم مردم این همه تنگ نظرند و متوجه منظورم نیستند. بعد هم که پمپیو در مصاحبه جداگانه ای تاکید کرده حتی قصد تغییر رژیم هم ندارد و اگر ملایان دست از ماجرا جویی های بچگانه خود بر دارند آمریکا حاضر است مناسباتش را با ایران عادی کند و سیل پول و سرمایه است که روانه کشور خواهد کرد. نمی دانم این ها را به عرض حضرت عالی رسانده اند یا در جریان امور نیستید پدر جان. خدا سایه وطن پرستان را از سر ملت ایران کم نکند . آمین یا رب العالمین.
    حالا بینی و بین کلاه قاضی بیا منصفانه خودت رو بگذار جای آمریکا بگو ببینم با سربازان امام زمان آریایی که به چیزی کمتر از احیای امپراطوری صفوی بل ساسانی راضی نیستند و تمامی کشور های منطقه رو تهدید می کنند و مثل ممد رینگو یکدفعه سر از یمن در می آورند و یکدفعه در سوریه پایگاه موشکی دایر می کنند و به حشد الشعبی عراق و حزب الله لبنان حقوق ماهانه می پردازند تا خدای ناکرده ایران از گرسنگی و گدایی چیزی کم نیاورد این آمریکا با این وضع چه باید بکند؟ بنشیند و تماشا کند؟ من ایرانی گرسنه و گدا و بی پول اگر شنیدم یک شیر پاک خورده ای آمده و به خامنه ای و شرکا می گوید دارایی های مردم ایران را هدر ندهید لطفا ! باید ناراحت شوم و به آمریکا فحش دهم که پدر سوخته ها دوباره در امور داخلی ما دخالت کردند این ها. اصلا به شما چه که خامنه ای آش رو با جاش یکجا بالا کشیده و ککش هم نمی گزد که ملت گرسنه بل تشنه اند؟ بگذارید ما در ضل منویات اختر همایونی ولایی امام زمانی عصر حجری از گرسنگی و تشنگی بمیریم و تن فروشی کنیم به دنیا چه مربوط؟ اصلا مرگ بر….. پدر سوخته های اجنبی اشغالگر دزد امپریالیست چپاولگر بی همه چیز. جرات دارید بیایید قلم همه تان را خورد می کنیم. با چی؟ توپ و تانکمون که زنگ زده و مال عهد دقیانوسه راست می گی چمیدونم با چنگ و دندان. تیر و کمان. سنگ. هر چی دم دستمون اومد بر میداریم پرت می کنیم به اشغالگر ها می زنیم تو سرشون تا خجالت بکشند و به یک ملت بی دفاع و بی سلاح و فلک زده و بد بخت رحم کنند و راهشون رو بگیرند بر گردند و بگذارند ما از گرسنگی زیر سایه امام زمان زجر کش بشیم. با برجام یا بی برجام که برامون فرقی نمی کنه. پول هایی هم که قراره به ملا ها بدهند هم که همه اش توی جیب مش مجتبی و شرکا واریز خواهد شد و ما حتی جیلینگ جیلینگش رو هم نخواهیم شنید. سویفته دیگه. دیجیتالیه.

    (اردشیر زاهدی خطاب به مایک پامپئو: ایران شکست ناپذیر است ترجمه محمد سهیمی – خبرنامه گویا)

     
    • ساسانم , میشه یه خورده به دهان مبارکت و ماتحت مبارک امریکا استراحت بدهی ؟ این همه شر و ور نوشته ای که بگی کسی , گویا در جایی , به چرندیاتت اهمیت داده ؟
      عزیزم از خیلی قبل از تو ما در این سایت وطنفروشان حرفه ای صاحب شناسنامه و امتیاز رسمی وطنفروشی از آمریکا داشته ایم و تو اصلا سعی نکن که مدال افتخار وطنفروشی را از سینه مثلامزدک بکنی و به سینه خودت بزنی . توی وطنفروش لازم نیست نگران این باشی که مردم چگونه از وطن خود دفاع میکنند .

       
    • می خواهید بدونید چرا “تئوریسین وطن پرست و رتوریک! نویس اشغال ایران توسط امریکا”اینطور هول شده و شرم آلود دست بتوجیه تئوریهای میهن پرستانه پیشین زده؟! چون دیده حتی دور و بری های شاه هم علیرغم مخالفت با حکومت دینی در ایران اینقدر شرف و مرام و معرفت دارند که اشغال ایران توسط یانکی ها را تئوریزه نکنند! به ترجمه یادداشت اردشیر زاهدی در نیویورک تایمز توجه کنید:

      “یادداشت مهم اردشیر زاهدی در نیویورک تایمز
      گربه رؤیای موش دارد، افکار احمقانه پوچ!

      کانال تلگرامی «مجید تفرشی»، پژوهشگر تاریخی، متنی منتشر کرده است با عنوان «ترجمه یادداشت آقای «اردشیر زاهدی» داماد سابق محمد رضا شاه پهلوی، سفیر اسبق ایران در آمریکا و بریتانیا، و وزیر خارجه عهد پهلوی دوم، منتشر شده در روزنامه نیویورک تایمز» که در پی می‌آید:

      «سخنرانی وزیر خارجه آمریکا، مایک پامپئو، درباره ایران هم غم انگیز بود، و هم گیج کننده. به‌عنوان رئیس سیاست خارجی یک قدرت بزرگ، و مدیر سابق سازمان سیا، ایشان باید ایران، مردم آن و تاریخ آن‌را بهتر بشناسد.

      قلدری به ندرت به نتیجه می‌رسد، و در مورد ایران هیچگاه به نتیجه [مطلوب] نرسیده است. در طول هزاران سال تاریخ خود، کشور من هرگز در برابر خارجی‌ها سرخم نکرده و تسلیم نشده است، و در شرایط مصیبت بار متحد مانده است. مستقل از عقیده خود درباره دولت کنونی [ایران]، تحت تهدیدهای خارجی، مردم نجیب ایران با هم متحد بوده، و از سرزمین مادری دفاع کرده و می‌کنند. تاریخ به متجاوزان خارجی سریعاً می‌آموزد که از افکار پوچ خود برای ویرانی ایران دست بردارند. گربه‌ها رؤیای موش دارند، [ولی] احدی قادر به خرد کردن ایران نیست.

      با سرزمینی به وسعت ۶۳۶،۰۰۰ مایل مربع و ۸۲ میلیون جمعیت، ایران عراق نیست. ایران قادر خواهد بود در برابر حمله نظامی خارجی مقاومت کند. باید [هجوم غیر قانونی به] عراق را به یاد آوریم که بر اساس دروغ و اسناد تقلبی بود. حمله [به عراق] نه اجازه قانونی داشت، و نه اتوریته اخلاقی. نتیجه آن کشتار و ویرانی عظیم بود. صدها هزار مردم بیگناه کشته شدند، و آینده و زندگی میلیون‌ها نفر ویران شد. و، بر طبق گفته رئیس جمهوری آمریکا [ترامپ]، ۷،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰ دلار هدر رفت. آیا مغزها [ی آمریکا] در سازمان سیا و وزارت خارجه تاریخ را نمی‌دانند؟

      ایران به خاطر حضور خود در سوریه محکوم می‌شود. ولی گفته نمی‌شود که ایران در سوریه به دعوت دولت [قانونی] کشور مستقل سوریه حضور دارد. حضور ارتش‌های مخفی آمریکا و دولت‌های غربی در سوریه است که نقض قوانین بین المللی است [نه ایران].

      کشتار ادامه دار، بیرحمی و جنایات دیگر بر علیه مردم غیر نظامی یمن [که توسط عربستان و امارات با پشتیبانی آمریکا انجام می‌شود] نه تنها جنایات جنگی هستند، بلکه حمله به بشریت نیز هستند. آیا قادر خواهیم بود که این بربریت را ببخشیم و فراموش کنیم؟ در ۲۳ و ۲۴ ماه مه خبر اصلی بی بی سی یک گزارش درد آور بود که یک عروسی در دهکده یمنی را نشان می‌داد که در آن مردان، زنان، و بچه‌ها مشغول جشن گرفتن ازدواج عزیزان خود بودند. آن روز قرار بود شادترین روز زندگی آنها باشد. در یک لحظه عربستان سعودی به دهکده حمله کرد و ۲۲ نفر را کشت. جشن تبدیل به عزا شد. چگونه می‌توان گرسنگی بچه‌ها و ویرانی یک کشور [یمن را توسط عربستان و متحدان] را توجیه کرد؟ کدام دیوانه مسوول این فاجعه بی سابقه است؟ عدالت غرب بیست و یکم این است؟…..
      http://www.ensafnews.com/115958/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%D8%B2%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D9%88%DB%8C%D9%88%D8%B1%DA%A9-%D8%AA%D8%A7/
      —–
      http://www.bbc.com/persian/iran-44344788

       
      • یکی از مشکلات برخی سکولارهای وطنی مدعی ایرانیت همین است که قدرت تفکیک تحلیلی بین مسائل مختلف ندارند،از این جهت می بینیم وقتی یک از سلطنت طلبان و اطرافیان شاه معدوم وقتی با سعه صدر بین مخالفت خود با جمهوری اسلامی و لزوم صیانت از ایران و وطن خود در برابر چشمداشت یا تجاوز نفع طلبان بین المللی تفکیک می کند و بر حقوق مسلّم ملت ایران انگشت تاکید می گذارد مورد ریشخند،اهانت و توهین سکولارهای وطنی خائنی که حاضرند بخاطر مخالفت خود با جمهوری اسلامی خاک ایران مورد اشغال و تعرض یاغیان و نفع محوران بین المللی قرار گیرد،واقع می شود،در واقع میزان صداقت مدعیان ایرانیت ،ملیت،مردم ایران،منافع ایران در همین بزنگاه ها آشکار می شود،از نظر من اردشیر زاهدی یکی از بستگان شاه معدوم،خواه گذشته بدی داشته باشد و خواه در نفی اراده سیاسی ملت ایران در نفی شاهیسم و سلطنت و استقرار جمهوری اسلامی،خاطی و خطاکار باشد،لکن در اوج دوران پختگی سنّی و سیاسی خود اینقدر قدرت تشخیص،شرف،رئالیسم و واقع گرائی و پرهیز از خودبینی های سیاسی را دارد که همانند سکولارهای خائن مدعی ایرانیت برای مخالفت با جمهوری اسلامی با دشمنان غدّار ایران همسو و همراه نشود و اشغال ایران توسط دشمنان را با توجیهات مضحکی مثل بیان رتوریک! تئوریزه نکند و منافع عمومی مردم شریف ایران را قربانی تمایلات خودخواهانه شخصی نکند و صرفا منافع ملی کشور را مدار تحلیل خویش قرار دهد.
        آفرین بر اردشیر زاهدی که در انتهای عمر سیاسی و طبیعی خویش با رسوا کردن خائنان وطن فروش و مدعیان توخالی ایرانیت و ملیتامثال ساسانم و مزدک این سایت،در عرصه تاریخ عاقبت بخیر و جاویدان شد.

         
    • جناب ساسانم امان از دست پیری و ////! متاسفانه این بابا هم سر پیری زده به سرش !زیاد سخت نگیر!

       
      • امان از دست نوکری و وطنفروشی ! تو مزدک جون , در عوض , در کار وطنفروشیت تا میتونی سخت بگیر مبادا از وطنفروش های دیگه سایت عقب بمونی ها ! کار “تحقیقاتت” به کجا کشیده ؟ مطلب تازه ای نشنیده ای برایمان اینجا تعریف کنی ؟

         
    • “اردشیر زاهدی در گفتگو با شبکه پارس از برنامه هسته‌ای ایران دفاع کرد. وی با انتقاد از ایرانیان خارج‌نشین گفت: «بزرگترین گرفتاری که برای مملکت ما هست و خارجیها استفاده می‌کنند و می‌خواهند میان من و شما را به هم بریزند و از آب گل آلود ماهی بگیرند حق اتم است». وی با اشاره به امضاء ان‌پی‌تی و تعهدنامه‌های بین‌المللی توسط ایران، به تسلیحات اتمی در دست سایر کشورهای منطقه خاورمیانه پرداخت و خطاب به مجری گفت: «اسرائیل چهل سال است که این را دارد و کسی حرفی نمی‌زند. هندوستان و پاکستان این دو امضاء نکردند. این حق و حقانیت ایران است و باید به شما بگویم که گول نخورید و باید به شما بگویم که این اختلافات نباید آنچه را که مربوط به ملت و خواهران و برادران ما است از بین ببرد این مال تاریخ و آینده کشور است گول نخورید که کاری بکنید که آیندگان به ما فحش بدهند.»
      https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D8%B1_%D8%B2%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C

       
      • اقا مرتضی گرامی چطور شده گه محمدرضا پهلوی شاه معدوم بده اما وزیر امور حارجه اش اردشیر زاهدی که داماد شاه هم بود و پدرش که ازبنیان گزاران کودتای بیست هشت مرداد(شاهیسم) بوده خوب وبا انصاف است

         
        • امی گرامی
          نقد کلی ما به شاه و اطرافیانش از جمله اردشیر زاهدی و پدرش بجای خود،اشاره من به شرافت و میهن دوستی و عدم انفعال نسبت به اشغال خاک این کشور و تحمیل جنگ و فشارهای اقتصادی زورگویانه به آن است.و شما بعینه در این سایت می بینید که چنین شرافت و وطن دوستی از اردشیر زاهدی مورد طعن و ریشخند و نفرت سکولارهای وطنی مدعی وطن دوستی قرار می گیرد،یعنی ترجیح دشمنان بر منافع عمومی مردم ایران.

           
  67. درود
    بار دیگر لاریجانی و ریاست مجلس؟فقط احمقانند که به این مجلس دزدان شک نمی کنند.
    فساد گسترده ی نظام داعشی، چاه ویلی است که مردم ایران را در خود فرو می بلعد. فساد همان ماهی از سر گندیده نظام داعشی غاصب ،تا هریک از سلولهای اجتماع رخنه کرده ، زمانی که بجای شایسته سالاری و تخصص ، فامیل فلان کس ناظم و مدیر و صاحب و مالک می شود . نباید از اوضاع نابسامان ایران متعجب بود.
    این حکومت هدفش غارت است وچون ایران برای نظام مهم نیست مردم به این روز و فلاکت دچارند. زیرا وطن دوستی جدا از مردم دوستی نیست. این نظام داعشی خود بارها از امت و اسلامش گفته .
    ایران در طول تاریخ ، ایران بوده و خواهد ماند و برچسبی چون ایران اسلامی بدان نمی چسبد.
    ملت ایران در طول تاریخ طیف رنگارنگی از مذاهب و اقوام بوده اند و دلیل ماندگاری ایران نیز همین رنگارگی و احترام به آزادی دیگران می بوده وگرنه چون رومیان از صحنه تاریخ حذف می شدند و بدین خاطر به ایران هیچ پسوند و پیشوندی نمی چسبد و هر حکومتی اهدافش جزبرای وطن ایران ومردم ایران باشد را باید تجزیه طلب و خائن به ایران و ایرانی دانست چون نظام داعشی ولایت و همبستگانشان .

     
  68. نوری زاد گرامی
    احساس می کنم ما دچار آن چنان روز مرگی شده ایم که فراموش کرده ایم عمق جنایت و فاجعه به بار آمده را. آنقدر تحقیر شده ایم و تو سری خورده ایم و دم بر نیاورده ایم که عادت کرده ایم. شاید اگر روزی از خواب بیدار شویم و آخوند علم الهدی و جنتی و خاتمی یک و دو و مابقی اراذل واوباش چیزی بارمان نکنند احساس کمبود کنیم.
    گفتار محترمانه مربوط به دنیایی است که شخصیت ها و احزاب سیاسی رقیب و آحاد جامعه در یک چار چوب متمدن عمل می کنند و حدود انسانیت را مراعات می کنند.
    ما اما در دنیایی هستیم که بربریت حاکم است. توحش حاکم است. بد تر از تجاوز به نوامیس سر هم وطنانمان می آورند. چهل سال تمام است بلکه چهار صد سال است ملا ها همچون وحوش با مردم رفتار می کنند. افکار پوسیده متعفن عصر حجری (صد رحمت به قرون وسطا!) خود را گوهر ناب معرفی می کنند و با تکبر تمام به جهانیان فخر هم می فروشند به اتم مکارم الاخلاق! که یک میراثش فلاکت دختر بچگان نا بالغ است زیر هیکل خیک های کثیف. تصورش هم تهوع آور است چه رسد به تحققش. آیت الشیاطینی را در نظر بگیرید که تلاش های همین مجلس فرمایشی و نمایشی استصوابی برای نجات این بخت برگشتگان و بردگان جنسی را نقش بر آب می کنند که چه؟ که مجلس حق ندارد به “فقه ما” خدشه وارد کند و این ماییم که نمایندگان خداییم و می دانیم خدا اراده کرده دختر بچه ها بروند زیر خیک های کثافت و بدنشان له و لورده شود و روحشان به گه کشیده شود و نابود شود و دست به دست شوند و ملعبه هوس بازی های پیرکفتار ها و به طور حتم بسیاری از همین آیت الشیطان ها شوند.
    حال کسی را در نظر بگیرید که تمامی این صحنه ها را می بیند و بسیار چیز ها ی فجیع تر که من نمی دانم را هم خوب می داند و بیست میلیون رای هم می آورد و دم بر نمی آورد و سکوت می کند و در بهترین و شجاعانه ترین موضع گیری اش می گوید من تدارکاتچی بیش نیستم و بعد از این هم عدول می کند و می گوید من یزدی ام . همان مردی ام که مغول جلوی چشمانم به ناموسم تجاوز کرد و من با افتخار اعلام کردم شجاعانه نوک پایم را از دایره بیرون بردم. خاتمی البته جرات همین را هم نمی داشت.
    ببینید دوست گرامی یک وقتی یک کسی یک ناجوانمردی سیلی به گوش بی گناهی می نوازد. آن کس که سیلی خورده و ناتوان است از دفاع در برابر قلدر و قلچماقی که به جانش افتاده حق ندارد در جای مناسب فریاد بر آورد و بگوید یک بی شرف سیلی نثارم کرد؟ مثلا انتظار دارید بگوید جناب آقای فلان یا حجت الاسلام و المسلمین یا آیت الله العظمی فلان دامه ظله دیروز ساعت چهار بعد از ظهر چنان سیلی به گوشم نواخت که هوش از سرم برفت؟ اصلا چنین ادبیاتی جور در می آید؟
    لغت بی شرف و پست فطرت بخشی از ادبیات ما است و در تمامی فرهنگ های دنیا از این گونه لغات داریم. البته به کار گیری نا درست آن خلاف ادب است و بی نزاکتی است لیک اگر حکم کنیم هر کس از این الفاظ در هر شرایطی استفاده کرد خطا کرده و هیچ کس حق ندارد فحش بر زبان براند پس می فرمایید تمامی فرهنگ های دنیا بی ادبند و نمی دانند چنین لغاتی نمی بایست اختراع شوند؟ آن جایی که شما در وصف یک فرد که دارای صفات ویژه ای است لغت مناسبی نمی یابید چه صفتی می خواهید بکار برید؟ مثلا آدولف هیتلر یک جنایتکار است. آیا حق ندارم بگویم هیتلر یک جنایتکار است؟ این بی ادبی است؟ اگر بگویم هیتلر یک قاتل و عامل کشتار جمعی یهودیان بی پناه است بی ادبی کرده ام؟
    وقتی سیاستمداران ما کسانی که به ما وعده اصلاحات می دهند و ما را امید وار می کنند که اگر چند صباحی تحقیر ها را تحمل کنیم بالاخره روزی روزگاری به سعادت خواهیم رسید. (که سکوت در برابر یک لحظه اش هم بی شرافتی است.) مانع قیام حق طلبانه مردم شوند یکسال دوسال ده سال بیست سال سی سال عمرمان تمام شد مردیم. بعد هم که بالاخره فهمیدیم همه اش تیاتر بوده و مسخره مان کرده و سرمان شیره مالیده و باید خودمان دست بکار شویم با بی شرمی تمام ما را اغتشاشگر می نامد. مای ساده لوح هالو بعد سی چهل سال کم کم به ماجرا مشکوک می شویم که پس چرا هیچ بهبودی در وضع حاصل نشده بلکه روز به روز تحقیری بیشتر تحمل و توسری تازه تر تناول می کنیم زن و مرد و پیر و جوانمان امنیت جانی و ناموسی و مالی در برابر داعشیان ندارند واحد دزدی شده میلیارد دلار در این شرایط من به خاتمی چه بگویم؟ حجت الاسلام و المسلمین خاتمی دامه افاضاته؟ خاتمی را که معلوم شده دستش با داعشی ها در یک کاسه است و هر دو از یک توبره می خورند را چه توصیف کنم؟
    آنچه خاتمی و امثالهم بر سر ما ملت بی نوا و ساده لوح و زود باور آورده از سیلی که آن قلچماق بر گوش بی گناهی نواخته کمتر است؟
    به عقیده من پست فطرت و ملعون کفاف توصیف شخصیت چنین فردی را نمی کند. لغت تازه ای باید اختراع کرد.
    هشدار می دهم اگر یک بار دیگر فریب جنگ زرگری خاتمی و خامنه ای را بخوریم دیگر هالو تر از ما در دنیا یافت نخواهد شد.
    نسل ها سوختند. چه بسیار پاکان که زجر کش شدند. نرگس محمدی ها به زندان در افتادند و همچو شمع آب می شوند. تحت سلطه وحوشی که با تمسک به “فقه ما” زندانیان را زجر می دهند از مداوایشان جلوگیری می کنند بل زمینه بیماری ایشان را فراهم می آورند. من اگر به این وحشی ها و آمرانشان و روسایشان نگویم پدر سوخته های مادر قحبه پس چه بگویم؟
    خاتمی را با ماندلا و گاندی و مارتین لوتر کینگ مقایسه می کنند. اف بر تو ای دنیا که دنی هستی. بی شرمی در برابر این ها احساس شرم می کند.
    ماندلا گاندی و مارتین لوتر کینگ مبارزان جسور و قهرمانان شجاعی که هر یک جان شان را در طبق اخلاص نهاده و هر لحظه مرگ را در آغوش گرفته بودند.
    این چنین کلاه برداری نجومی در روز روشن. شرم بر ما. شرم بر ما که اجازه دادیم بی مایگان ما را تا این حد ملعبه خود کنند.
    زیبایی زیباست ولی زشتی زشت است. زشتی را با صفات زشت وصف می کنند و این هیچ خلاف ادب نیست.

     
  69. عباس واحدیان

    اعتصاب در جاده آزادی

    ✍ عباس واحدیان شاهرودی

    سرانجام کاسه صبر کامیونداران هم لبریز شد .
    جماعتی که سالهاست با دنده ای صدتا یه غاز ساختن و شبانه و‌روز بی وقفه در جاده های پر پیچ و خم روزگار تاختند تا مبادا چرخ اقتصاد و یا بهتر بگم چرخ زندگی مملکت از حرکت نیفتد!
    چون دور و بر بنده همیشه دوستان و اقوامی بودند که ماشین سنگین داشتن و راننده بیابان بودند تقریبا بخوبی از مشکلات و دربدری های این شغل سخت و خطرناک باخبرم !

    چند ماه پیش به شوهر خواهرم که همکار شماست میگفتم :
    «« آخه بجز ^عشق آغشته به جنون جاده^ چه توجیه دیگه ای اینکار شما داره؟
    آدم کامیون و تریلی و اتوبوس های چند صد میلیونی رو بندازه توی جاده های پر از مرگ کشور اونم با این دستمزدها و استهلاک سنگین و کلی مکافات دیگه که چی بشه ؟»»

    حقیقتا فکر نمی کردم که جماعت کامیوندار با اینهمه مشکلات سر حرف مردانه خود بایستند ….اما بقول خودتان :« دمت گرم سالار جاده ها »!
    شما حرف نزدید و نزدید وقتی هم زدید مرد و مردانه پاش ایستادید ، پس حالا نوبت ماست …بله، نوبت مردم است که بکمک شما بیایند!
    بعنوان یک ایرانی بنده از همه هموطنانم تمنا دارم در جهت حمایت از #اعتصاب بزرگ‌کامیونداران سختی های پیشروی خود را تحمل کنند!
    اعتصاب این مردان آزاده و دلاور سبب شده تا حکومت تحت فشار قرار بگیرد.

    #اعتراضات مدنی و عاری از خشونت برای دستیابی به مطالبات بر حق مان تنها راه مقابله با خودکامگی و استبداد حکومتی است که تن بهیچ اصلاحی نمی دهد.
    از همه هموطنان غیور و آزادیخواهی که مستقیما با رانندگان اعتصاب کننده سر و کار دارند تمنا داریم با حمایت خویش باری از دوش خسته آن مردان بردارند.
    _ اگر شما مستاجری دارید که راننده بیابان و یا کامیوندار در اعتصاب است ،
    _اگر شما لوازم یدکی قسطی و چکی به رانندگان اعتصابی فروختید،
    _ و اگر بهر طریقی ازین دلاور مردان عزیز طلبی دارید که سررسیدش این روزهاست ،
    ✋لطفا بخاطر حرمت کشور و آزادی به آنها فشار نیاورید .

    حتی اگر در همسایگی و یا میان بستگان تان راننده کامیونی وجود دارد که بخاطر اعتصاب دست و بالش تنگ شده سعی کنید جوری که عزتش حفظ شود به او و خانواده اش کمک کنید .
    نظام بخوبی از فقر و گرفتاری گسترده ای که برای ملت ساخته باخبرست و اینکه به اعتراضات و اعتصابات تاکنون هیچ توجهی نداشته بهمین خاطرست چرا که میداند هیچکسی درین روزگار مصیبت زای قادر نیست چند روز و هفته بدون درآمد دوام آورد !!!
    پس بیاییم همچون پیکری واحد و انگشتان یکدست که مبدل به مشت ✊ شده اند کنار عزیزان اعتصاب کننده بایستیم و آنانرا مورد حمایت خویش قرار دهیم!

    باور کنید همراهی ما درین روزهای سخت بهترین قوت قلب آنانست.
    پس باید بخاطر نجات ایران مان از #اعتصاب کامیونداران بصورت عملی حمایت کنیم !
    همراه آنان، اینبار تخته گاز در جاده آزادی پیش می رانیم !

    بامید رهایی ایران عزیز ✌️
    و با آرزوی سلامتی و عزت افزونتر برای کامیونداران خوب میهن

    ۱۲/ خرداد /۹۷

     
    • (جناب نوری زاد

      به نظر من:
      به احتمال قریب به یقین اعتصاب کامیون داران، از طرف حکومت ساماندهی میشود.
      برای گران کردن اقلام و خورد و خوراک و مایحتاج مردم، بهترین بهانه همین اعتصاب کامیونداران است. خوب این اعتصاب چه دردی از مردم دوا میکند…هیچ…تازه بر درد مردم هم اضافه میکند.
      میوه گران شده، لبنیات گران شده، گوشت گران شده…همه چیز دارد گران میشود….چرا؟…چون کامیونداران اعتصاب کردند.
      کامیونداران با این اعتصاب نه مشکلات خودشان را حل میکنند و نه دیگران را؛ تنها بر مشکلات می افزایند.
      اعتصاب کامیونداران اگر هم دلیل موجهی داشته باشد که دارد، باید دقت داشت که این تنها این گروه نیستند که در این رژیم تحت فشار هستند؛ تمامی صنف ها مشکل دارند.
      همین امروز هم مرغداران شروع به اعتصاب کردند تا چه شود؟ تا اینکه مرغ و تخم مرغ هم گران شود.
      توی این وانفسا هر کس داره خر خودش را میرونه…نه کامیوندار به فکر دیگرانه و نه مرغدار…همه به فکر خویشن و کوسه هم به فکر ریش!
      این راه و روش اعتصاب، همان روش مورد دلخواه و مورد پسند رژیم آخوندی ست و خودش بدون شک تشویق کنندۀ آن.
      به این حرکات نمیگویند اعتصاب…به این حرکات میگویند خودخواهی! و خود بینی!
      همین کامیوندار نمیداند که با بیشتر شدن کرایه. اولین نفر خود اوست که ضربه میخورد…دلش خوش است پول بیشتری میگیرد ولی غافل از آنکه بیشتر هم باید خرج کند.
      هم لوازم یدکی گرانتر میشود و هم کرایه خانه ها و هم هزینه های جاری زندگی.
      این افراد دلاور مرد نیستند؛ آنها گروهی هستند که فقط جلوی دماغ خودشان را میبینند. آنها گرفتار دام حکومتیان شده اند.
      در این هنگامه ی تشدید و افزایش تحریم ها، حکومت چاره ای ندارد که به بهانه های مختلف از سوبسیدها بکاهد و بر قیمتها بیافزاید…
      اعتصاب ها به نظر من هدایت شده و کار خود حکومت است. این موزیان تازه دارند یاد میگیرند چطور مشکلات و حل مشکلات را بندازند گردن مردم.
      مردم دیگه اینطوری به گرانی ها هم معترض نمیشوند…چرا؟…چون کامیونداران حق دارند و دست مزدشون کم است…انگاری دیگران دست مزد خوبی میگیرند و فقط جماعت کامیوندار این وسط حقشان ضایع شده!
      تصور کنید همینطور پشت سرهم اصناف دیگه اعتصاب کنند…آیا به نفع مردم است یا به ضرر مردم. حکومت میخواهد با این روش مردم را در برابر مردم قرار دهد و خودش را بیگناه جلوه دهد. هرچه مردم بخود مشغول باشند به نفع حکومت است.
      مطمئن باشید که حکومت در پایان، قائله ها و اعتصابات را، با دادن وعده وعید و اضافه کردن قیمتها و کرایه ها، ختم به خیر میکند. حکومت پیروز میدان است و مردم بازنده…درست مثل همیشه!
      این خود ما هستیم که از هم دیگر میکنیم تا چاله چوله های زندگی خود را پر کنیم. این ما مردم هستیم که در این 40 سال به حرام خواری و دزدی عادت کرده ایم…میروی بقالی میبینی قیمت ماست پاک شده و ماست را به قیمت جدید میدهند! در صورتی که خرید مغازه با قیمت قبلی بوده ولی قیمت فروش را هنوز خرید جدید نکرده همینطوری عشقی بالا میبرد و فکر میکند زرنگ است… همینطور بگیر برو جلو…این از جیب آن میزند و آن از جیب این…حکومت هم همین را میخواهد!
      وای بحال ما مردم عافیت طلب!
      وجود نداریم بر حکومت بشوریم که باعث و بانی تمامی این انحرافات اخلاقی ست؛ ولی برای دست بردن در جیب هم و دستبرد به هم از همدیگر سبقت میگیریم.
      ما مردم ایران یه مشکل جدی داریم! شاید از چنین حکومتهایی که نه قانون دارند و نه انصاف و نه اخلاق، همین ما مردم استقبال میکنیم. چون که در این بلبشو میتوانیم از آب گل آلود ماهی بگیریم…وقتی افراد نزدیک به حکومت میلیاردی میدزدند، چرا من ندزدم، حتی شده پانصد تا تک تومن، یا ترازو را دستکاری کنم و کم فروشی کنم، یا توی جنسم دست ببرم و درجه یک و درجه 3 را مخلوط کنم، یا …
      ما مردم ایران بیماریم! نام بیماری هم دزدی ست. همه به نوعی دزد شده ایم و خودمان را عمداً به خریت میزنیم!
      همه ی ما فقط به خودمان فکر میکنیم و اینکه چگونه از عهدۀ مخارج این زندگی نکبت بار بر آییم.
      کامیوندار نه به فکر مردم که بفکر خودش است و همینطور دیگر اعتصاب کنندگان!
      شد در طول این 40 سال، یک صنفی بیاید و بگوید که حاضر است برای کم کردن قیمتها، خدماتش را با حداقل سود انجام دهد؟ شد در این 40 سال دست دلالان بریده شود تا محصول ارزان بدست مردم برسد؟ …و ده ها شد دیگر!
      عامل اصلی فلاکت اخلاقی، اقتصادی و اجتماعی مردم، همین حکومت جمهوری اسلامی ست. مردم را دله دزد کرده!
      بله، پرسش اینست که اعتصاب کامیونداران چه نفعی برای مردم دارد؟
      از کشاورز بگیر که محصولش روی دستش میماند و فاسد میشود بدلیل نبود کامیون برای حمل و جابجایی، تا دیگران که باید محصولاتی مانند لبنیات و گوشت و دیگر فاسد شدنی ها را به دست مشتریان برسانند…
      این وسط تنها کسی که ضرر نمیکند حکومت است! حکومت از این آب گل آلود ماهی میگیرد…گران کردن و فشار بر خود مردم تا بتواند کسری بودجه را جبران کند.
      راه حل مشکل ساده است… دست مزد کامیون دار افزایش میابد… دلال و بنگاه چی درصد بیشتری میگیرد…تمام محصولاتی که با کامیون حمل میشود هم گران میشود…به همین راحتی!
      یعنی همه چیز به خیر و خوشی گران میشود…
      مگر شد در این 40 سال چیزی ارزان شود؟! حکومتی که قرار بود پیش درآمدی باشد برای حکومت امام زمان!
      40 سال وقت کمی نیست تا اینکه به شعار نه غربی و نه شرقی جامه ی عمل بپوشانند…ولی همه دزد از آب درآمدند و زیر آب زن و مثل آبدزدک در پی باز کردن روزنی برای عبور خود!
      حالا هم با یک آروغ رئیس جمهور آمریکا و یا یک باد ماتحت رئیس جمهور روسیه و چین…این آقایان به چه کنم چه کنم می افتند! و فاجعه ی بزرگتر اینست که در همین گیر و دار هم آقایان فقط به فکر پر کردن کیسه های خود هستند!
      خدایا، ما مردم ایران را چه میشود؟!
      حالا هی اعتراض کنید که چرا میگم اکثریت مردم ایران بی شعور هستند!

       
  70. جناب سید مرتضی…در پاسخ به یاداشت شما مطلبی فرستادم که ظاهرا جناب نوریزاد آنرا دریافت نکرده و لذا بطور خلاصه مظالبی را عرض میکنم. قبلا هم مثل خود شما معتقدم شما حق دارید که با تمام سیاستهای خانمان برانداز حکومت دینی مورد علاقه خود موافق باشید ولی شما هم مجاز نیستید که به دروغ و مطالب خلاف واقع تمسک نمائید. امیدوارم که چنین نباشد.
    اما بنده فکر میکنم این حمایت شما از برجام حاوی یک نکته مهمتر است و آن اینکه شما نمیتوانید بپذیرید که برجامی که الان میبینیم نتیجه و دست پخت حکومت دینی مورد نظر شما است. سختی مطلب هم همیجاست که شما را مجبور میکند به هر نحوی از آن دفاع کنید.
    برجام یک تسلیم نامه کامل بود که شرحش را عرض کردم و حال و روز امروز آن هم حکایت از همان ماجرا دارد. اینکه برجام دست اوردی داشته یا نه مگر مورد تردید است که شما از موضع دفاع از آن ظاهر میشوید؟ برجام در عمر کوتاه خود منجر به رفع پاره ای از تحریمها شد .ولی این دلیل خوب بودن آن نیست. چون اولا بقیه تحریمها ادامه پیدا کرد و شدیدتر هم شد و دیگر آنکه خود این تحریمهای بر طرف شده هم به سرعت برگشت. شما بقرمائید تقصیر ترامپ است. بسیار خوب ولی منکر آن هستید که این توافق طوری است که ایران دست بسته باید تمام ضربات را تحمل کند؟ آیا باید بدیهیات را هم توضیح داد؟ بنظرم شما در جریان مسائل و گرفتاریها نیستید والا این میزان به نفی واقعیت نمیپرداختید.
    اما برجام سرنوشت بهتری نمیتوانست داشته باشد چون شرایطی که منجر به برجام شد امکان هر مانوری را از حکومت گرفت و مسئله اصلی همین جاست نه محتوی برجام که مشکلات خودش را دارد. مشکل ایران حکومت نالایقی است که شرایطی را ایجاد کرد که کشور را بدهان شورای امنیت و در حقیقت اسرائیل فرستاد.
    تمام کسانی که از ابتدا به ایجاد و توسعه فاجعه هسته ای کمک کرده اند کسانی هستند که میخواهند امروز آنرا حل کنند. شما به اسامی نگاه کنید”روحانی،ظریف، صالحی،موسویان که محور اصلی این داستان از اول بوده اند . به آن اضافه کنید جلیلی و احمدی نژاد را و البته ثابت ترین عنصر تعیین کننده که همان رهبر است.
    همانطور که ترکمن چای محصول بی لیاقتی و حماقت قاجار و روحانیون هم عصرش بود،برجام هم دست پخت حکومت دینی و روحانیون و سیاستمداران عوام فریبش است که بجای پذیرفتن خطای خود و بازگشت به ملت کماکان به حیله ورزی و لفاظی ادامه میدهند غافل از اینکه علائم سیل بنیان کن هر روز شنیده میشود و تکذیب چنابعالی هم تاثیری ندارد…وقتی واقعه ای صورت بگیرد تلاش در نفی آن بی بصرتی است.. اینرا قرآن میگوید..

    ————-

    درود یاران گرامی
    من نوشته ای از شما دریافت نکرده ام مگر این که منتشرش کرده باشم.
    هرگز از شما نوشته ای حذف نشده. در ضمن این نوشته ی شما را کلمه به کلمه خواندم و بر آن تأیید و تأکید می ورزم.
    با احترام

    .

     
    • ایکاش نوشته مورد اشاره منتشر می شد تا ببینیم جناب یاران مطلبی در آن دارد یا نه؟ چون من این نوشته را کلمه بکلمه خواندم و در آن چیزی جز شعار و موضع گیری منفی نسبت به موجودی بنام برجام ندیدم!

       
  71. سلام اقای نوری زاد عریز

    ارتباط ما ایرانی‌ ها با قبرها ناگسستنی است.!!!
    کار ما با قبر است.!
    نشاط را ما از قبر طلب می‌کنیم!
    سعادت را ما از قبر می‌جوئیم.!
    بار و بندیل تان راببندید، برویم کربلا سر قبر …
    از آنجا هم میرویم نجف سر قبر …
    بعد میرویم به مدینه سر قبر …
    سپس میرویم سوریه سر قبر ..
    برمیگردیم به مشهد سر قبر …
    میرویم قم سر قبر …
    میرویم شیرازسرقبر…
    و اینجا همه قبر هست
    میرویم سر قبر؛ سر قبر…
    اصلا زندگی ما همه در قبر است.!!!!
    به همین خاطر آباد ترین جاهای ما گورستان ها هستند.!!!
    حتی تورهایمان هم گورستانی است.!!!
    بعد از قبر دیگر چه داریم؟!
    مسجد.!!!
    در حالی كه این مسجد هم در ارتباط با آن قبر ساخته شده
    عزیزان، ما آدم های قبرستانی هستیم.!!!
    اهل زندگی نیستیم
    ما را این گونه بار آورده اند.
    این کشورپر از قبراست، هرروز هم گوری به گورهااضافه میشود.!!!
    امام زاده پشت امام زاده کشف
    وبرآنها بارگاه ساخته و
    به امت همیشه درصحنه جهت
    پرداخت نذوراتشان تقدیم
    می شود.!!!
    پس کاخ ها کو؟
    سالن های عظیم نمایش کو؟
    سالن های بزرگ موسیقی کو؟
    سالن های بزرگ ورزشی چه شد؟
    شادی وشادمانی کو؟
    و…
    انگارهدف ازآفرینش مردم دراین محنتکده رفتن برسرگورهابوده است ؟
    دوستان؛
    همه ی زندگی ما برای قبر است.!!!
    مملکت ما هم شبیه قبر شده؟ ومردمان ما شبیه ادمهای زنده بگور شده اند
    حیف ازاین کشورکه گرفتار چنین بلای ویرانگری شد.
    عزیزان؛
    ایران بزرگ آرمان بزرگ میخواهد!!!
    ما نباید با سکوت مهر تایید بر ظلم ظالمان بزنیم .دیگر دوران قبرپرستی ومرده پرستی بسر امده است زمان زمان تغییر است.ملت مادر طول تاریخ بارها ثابت کرده است که مانند ققنوس است ومیتواند دوباره سر از خاک برآورد وبه پرواز دراید .سحر نزدیک است به امید آزادی. درود بر شما

    ————–

    راستی چه زيباسخن گفته است پروفسور اسماعيل ملک زاده مرودشتی در باره ی این نسل ما نسل سوخته:

    نسل مزخرفی بوديم ……!!!!
    نسل انتخاب بين بد و بدتر ……!!!!
    به ما که رسيد رودخانه ها خشکيد ، جنگل ها سوخت ،
    و ابر ها نباريد …..
    دل به هر کس داديم ، قبل از ما دل داده بود …..
    نسلي هستيم نه به پدرمان رفتيم و نه به مادرمان !!!!!
    بلکه به فنا رفتيم …..
    نسلی هستيم از بيرون تحريم شديم !!!!!
    از داخل فيلتر …..
    هم از دزد می ترسيم هم از پليس !!!!! حيف ؛
    نسل ديدن و نداشتن ،
    خواستن و نتوانستن ،
    رفتن و نرسيدن …..
    نسل آرزو های که تا آخرش بر دل ماند !!!!!
    نسل آهنگ هاي سوزناک …..
    نسل طلاق هفتاد درصد …..
    نسل فيس بوک از سر بی کسی …..
    نسل درد و دل با هر کسی …..
    نسل ماندن سر بی راهی …..
    نسلی که ناله های همو فقط لايک می کنيم !!!!!
    نسل خوابيدن با اس ام اس …..
    نسل جمله های کوروش و دکتر شريعتی …..
    نسل کادو هاي يواشکی …..
    … يادمان باشد وقتي به جهنم رفتيم ،
    بگوييم يادش بخير آن دنيا هم جهنمی داشتيم ….!!!!!!

     
    • داریوش شایگان معتقد است که ما صاحب تفکر اسطوره ای هستیم. صاجب تفکر شهودی هستیم یعنی برای اینکه چه خوب است یا ید است به آنچه که در حافظه تاریخی ماست چه درست چه غلط رجوع میکنیم. ما دچار نوعی افسردگی دست جمعی هستیم. ما باید برای خارج شدن از این وضعیت به عقل نقاد روی آوریم. مثل ژاپنی ها مثل همه کشور های پیشرفته. و در این مرحله به آدم های شاداب و یا رهبران شاداب مثل ماندلا و گاندی نیاز داریم. رهبرانی که خود دچار افسردگی هستند ما را بیشتر در عمق غم و ناامیدی فرو میبرند مثل کسی که خود را رهبر مینامد. قصه او از صحرای کربلا شروع شده است. و بطرف امام مهدی میرود که همه جهان را به خون خواهد کشید. راه او پر ازسنگ و تیغ و مار و عقرب و دشمن و نفس او پر از چس ناله و درد وزجه و اندوه است.

       
  72. سلام آقای نوری زاد

    رمز نجات وطنم ایران❤️

    مقتدی صدر را در عراق باهمه فراز و فرودهایش دیده‌ایم اما و آیا او در حال تبدیل شدن به یک صدر مطلوب است!؟!

    مقتدی صدر عراق را بفهمیم و جدی بگیریم آیا او نشانه ای، هر چند کوچک، از پسر عمویش امام موسی صدر خواهد شد!؟

    امروز او منادی هم زیستی اقوام و مذاهب و منادی اتحاد و دوستی طوایف شده، همان پرچمی که یک ایرانی شجاع و روشنفکر به نام سید موسی صدر پنجاه سال قبل در منطقه و لبنان بلند کرد… آیا می‌توان امیدوار بود که مقتدی در حال نجات عراق از دست خونریزی و تفرقه و دخالت بیگانگان است .!؟!

    مسلما صلح و همزیستی بین اقوام و مذاهب و دولت های مسلمان منطقه با سیاست های صهیونیست های زمین خوار و سرمایه داران جهانی منافات و تضاد ذاتی دارد، چرا که آنان همیشه از تفرقه و جنگ در منطقه با فروش اسلحه و تجهیزات بهره ها برده اند، لذا طی یک نقشه وحشتناک و حساب شده…دقیقا در سال ۱۳۵۷ امام مهربانی و صلح وامام مبارزه و جهاد برعلیه استبداد و صهیونیسم و امام اندیشه پاک آزادی….. سید موسی صدر… را دشمنان ایران و منطقه٬ ربوده و زندانی کردند….
    …البته حاکمان انقلابی ایران همدلی غریبی با ربایندگان موسی صدر داشتند.!!

    از طرف دیگر دسیسه گران بین المللی خصوصا جمهوری خواهان آمریکاو صهیونیست ها بیشترین همکاری پنهان و آشکار را برای حاکمیت و دوام افراطیون خشمگین و قدرت طلب در جمهوری اسلامی ایران نمودند…

    ….بازار بده بستان افراطیون جهان کاملا داغ بود…از یک طرف آقای خمینی در حالی که کارکنان سفارت آمریکا را در دست داشت برای کارتر دمکرات خط و نشان کشید و فرمود در انتخابات آینده شکست خواهد خورد!؟ و از جانب دیگر یاران امام به مذاکرات مخفی با ریگان جمهوری خواه مشغول شدند و هماهنگی ها انجام گرفت و دقیقا روز تاجگذاری ریگان کارکنان سفارت آمریکا آزاد شدند تا جناح جمهوری خواه انگیزه همکاری برای تامین مهمات آمریکایی ارتش ایران را داشته باشد ،.و البته از منظر ریگان ٬ ایران برای ادامه جنگ نباید درمانده می ماند و البته پیروز هم نباید می شد!!!!؟و جناب اسراییل هم خیلی خوشحال.!!

    ملیون وطن پرست ایرانی تدریجا از حاکمیت حذف شدند…بیگانگان با ارسال اسلحه برای طرفین جنگ و اعزام نماینده پنهانی ..مک فارلین …برای آقای رفسنجانی به ادامه جنگ ایران و عراق کمک فراوان کردند و از شعارهای پوچ ضد آمریکایی و ضد صهیونیستی و ضد عربی حاکمان مقدس و مستبد ایران بهره ها بردند..و منطقه را جولانگاه خونریزی مردم مسلمان و بی پناه کردند…

    آقا موسی فرزند ایران کسی که همه جناح ها در لبنان اورا امام موسی صدا می‌کردند و مقتدر ودانا ترین مرد صلح در منطقه بود، زندان رفت و حاکمان ایران بیشترین همکاری و همدلی را با رباینده های پنهان و آشکار او و..معمر قذافی.. داشتند به زیر خیمه عربی او مهمان شده و شیر شتر ناب نوشیدند و آرامش گرفتند!! و به همراهی او فریادهای دشمن شاد کن ضد آمریکایی و ضد صهیونیستی و ضد سعودی سر دادند..!!!

    …منطقه جولانگاه جنگ و تفرقه و فروش سلاح و بهره برداری اروپا و آمریکا و اسرائیل و بعد روسیه و چین شد، همه بیگانگان، ایران و منطقه مسلمان را دوشیدند و چاپیدند و لذت ها بردند…!!

    …. و امروز آقای ترامپ دهان آلوده اش را بر علیه ایران و ایرانی باز کرده و برای ما بینوایان و عقب مانده های فکری خاورمیانه مسلمان!! قیمت ارزاق و دلار را مشخص می کند…منادی جنگ و ویرانی شده، دندان قروچه رفته و خط و نشان می‌کشد.. شاید هم فکر کرده ایران همان افغانستان و عراق است! البته ما مطمئن هستیم نجات و سعادت وطن مظلوممان قطعی است و ما به یاری ایزد پاک ایرانی هستیم و ایرانی خواهیم ماند..

    خدایا کو استقلال..‌خدایا کو آزادی!؟؟ کو مهر و صلح و بین مسلمانان!؟ و تمامی انسانها… کو منادی آزادی انسان؟!.. کو فرزند کوچه پس کوچه های شهر قم!؟ ..خدایا کو آنکه دلش برای انسان و ایران می تپید…!؟!

    خدایا کو معشوق و محبوب دل فهمیده و رنج کشیده چمران … خدایا کو… سیدموسی.. فرزند ایران..!!؟!؟

    فقط با اندیشه خاموش ولی جاویدان و نورانی امثال سید موسی صدر و بازرگان و مصدق میتوان ایران و ایرانی را نجات داد:
    … با همزیستی اقوام ومذاهب و سلیقه های مختلف سیاسی و اجتماعی و با اتحاد بر سر کلمه مقدس آزادی و استقلال …یعنی همان دمکراسی و رای بی چون و چرای مردم …می توانیم ایران را نجات داده و امثال آقای ترامپ را از بهره کشی و جنگ طلبی جنون آمیز ناامید کنیم…

    زنده باد راه و نام پهلوانان و جانبازان ایران زمین:

    …بانو نرگس محمدی…ستار بهشتی و چمران و باکری و عبدالفتاح سلطانی و محمد مهدوی فر…و آتنا دایمی..و…❤️

    نوشته: بهزاد همایونی,تهران خرداد۹۷

     
    • بهزاد گرامی زیاد به مسلمون بخصوص شیعی دخیل نبند! بر تو همان خواهد رفت که بر ایرانیان دراین چهل سال از ما گفتن بعد نگویی نگفتی؟

       
  73. سلام و درود

    پاسخی به جناب سید مرتضی در رابطه با مطلبی که با جملات زیر آغاز شده است :

    سید مرتضی
    12:04 ب.ظ / می 31, 2018
    سلام و درود شفیعی گرامی
    « شما می گوئید جامعه شناس هستید و تحصیلات جامعه شناسی داشته اید….. »
    بنده تنها کمی مطالعات جامعه شناختی در گذشته یعنی 20 الی 30 سال پیش بطور پراکنده و به صورت آماتوری داشته ام و نمیتوانم ادعا کنم که جامعه شناسم و هیچ ادعایی هم ندارم. اما این را هم میدانم که به هیچ وجه داده های آماری ایران قابل اعتنا و استناد نیستند. وقتی در یک شهرک یا محله چند برابر جمعیتی که میتوانند رأی بدهند، رأی از صندقها خارج میشود چه اعتمادی به صحت آن میشود کرد؟ یکی از آشنایانم که اهل همدان و کمیته چی بود پس از فرار بنی صدر میگفت: حیف که برای این پدر…… پوست خر کن آنهمه رأی ساختم!!!. ایشان سوگند جلاله میخورد که خود و برادرانش بیشتر از یکصد هزار رأی تقلبی به سود بنی صدر ساخته اند. حتی همین آقای احمدی نژاد حی و حاضر راجع به وارونه خوانی آمار آراء در انتخابات( کودتا)مفتضح 88 به قول خودش افشاگری کرده است. همین چند هفته پیش بطور رسمی، در رسانه ملی صحبت از کوچ 26 میلیون کاربر تلگرام به سروش بود و ناگهان همه این آمارها چون کف صابون فرونشستند و کذب و روسیاهی مدعیان خود را آشکار کردند. وقتی رئیس دولت پیشین چشم در چشم مردم ایران با آن وضوح و وقاحت دروغ میگفت، وقتی تمام اخبار فضایی و ارسال میمون به فضا دروغی ناشیانه و مفتضحانه از آب در آمد، کدام جامعه شناس میتواند به داده های آماری اعتماد کند؟ وقتی روزنامه نگارانی که دست به سنجش افکار عمومی میزنند با اتهامات جاسوسی و براندازی و حبس و اخراج مواجهه میشوند، وقتی هر چشم انتقاد گری را کور و هر زبان راستگویی را میبرند، وقتی نمایندگان بیسوادی که حتی از تلفظ یک نام و یک لغت عاجزند و برای 80 میلیون مردم بلازده قانون مینویسند، در حالیکه هنگام رأی گیری جهت تصویب خرّ و پف بسیاریشان بلند است، وقتی پیران فرسوده ای که قادر به کنترل ادرار خود نیستند ولی صلاحیت افراد تحصیل کرده و لایق و کاردان و میهن دوست و مردم گرا را رد میکنند و مدیریت جامعه را به افراد استخاره چی و رمال و جن گیر و رجاله های فاقد سواد و صلاحیت و مجانین میسپارند و…..
    به هیچ آمار و ارقام رسمی نمیشود اعتماد کرد. اتکا و اعتماد به آمار رسمی در کشوری چون انگلستان قابل باور و استناد است که نخست وزیرش هنگام جنگ جهانی دوم و روزهای سختی که لندن بطور شبانه روز توسط لوفت وافه( نیروی هوایی آلمان نازی)بمباران میشد و موجودیتشان به مویی بند بود هم، حتی یک کلمه دروغ نگفت. در فرهنگ دینی به کسانیکه ظاهر و باطن متضادی داشته باشند منافق میگویند، زندگی تحت سیطره و ستم آخوندها طوری ایرانیان را مسخ کرده و به انحطاط کشیده که مردم، بویژه مسئولین ایران اغلب یک جور فکر میکنند و متضادش حرف میزنند و متفاوت با پندار و گفتار عمل میکنند! در این جامعه منحط و عوضی نه میشود به حرف حاکمان باور داشت و نه میشود به آمارهایشان استناد کرد و نه اصولاً اجازه نظر سنجی و آمارگیری و تحقیق بیطرفانه به کسی میدهند. اینجاست که هیچ تحلیل علمی و جامعه شناختی هم درست در نمیآید و دوست و دشمن در تحلیل اوضاع و آینده چنین کشوری درمانده اند و بالاجبار هر تجزیه و تحلیلی مبتنی و متکی به حدس و گمان و تخمین است. از شخص با سواد و اهل تحقیقی چون جنابعالی انتظار میرود که واسطه انتقال اخبار و آمار صحیح به حکومت و مردم باشید نه آنکه ناراستیهای سیاسی و کژیهای ایمانی و اخلاقی و انحرافات دینی و تربیتی را توجیه کنی.

    گر تو مشک و عنبری را بشکنی
    عالمی از فوخ ریحان پر کنی

    ور شکستی ناگهان سرگین خر
    خانه ها پر گند گردد سر بسر

    اخبار فساد اخلاقی قاری و مداح و علما و اقمارشان، و دزدی و اختلاسهای زنجیره ای بی پایان ، داستان جن و پری و اتهامات ضد انقلاب نیست، هنوز دیواره های حکومت ترک بر نداشته و اطلاعات سرّی و محرمانه و فوق محرمانه افشا نشده، این مقدار فساد و تباهی که بوی مشمئز کننده اش عالم را برداشته، تنها حاصل لبریز شدن ظرفیت نظام است.

    این نجاست بویش آید بیست گام
    وآن نجاست بویش از ری تا بشام *

    از ری تا به شام؟ در شعر حضرت مولانا سؤال بر انگیز و عجیب نیست؟

     
    • سلام و درود
      بسیار خوب جناب شفیعی،پس شما جامعه شناس اصطلاحی نیستید،ممنون از صداقتتان،اما من در این نوشته چیزی جز بدبینی و اکتفاء به یکی دو نمونه نقل جزئی خاص و تعمیم و نتیجه گیری خاص ندیدم،دقیقا این روش همان چیزی بود که مورد نقد من بود در همان اصل بحث یعنی علامت پیشانی،آری باید در بحث ها و استناد به آمار دقیق بود اما دقیق بودن غیر از بدبینی و حکم کلی صادر کردن بر اساس فکت ها و گزارش های جزئی نامستند است بنده هم بهمین گزارشهایی که مستند شماست شک دارم.

       
      • جناب شفیعی درود
        با پوزش تو خواه از سخنم پند گیر خواه ملال
        در مور شیخ قم نشین! یعنی ملا مرتضی خودمان احتجاج بر وی کردن مانند مشت بر سندان کوبیدن است که طی این پنج شش سال سخن گفتن البته به صورت مجازی! با وی داشته ام هست وی حتی جرئت ملاقات حظوری در نمایشگاه جناب نوری زاد را هم ندارد زیرا نیک میداند که کفگیر ولایت مداریش! در سخن رودر رو به ته دیگ خالی میخورد . نمونه های بسیاری از کار بران را میتوانم برایتان مثال بزنم امثال کورس عزیز که در گیر آموزش شده و دیگر وقتی برای این سایت ندارد . مزدک . خانم شیرین هوشمند . جهنمی. سید رضی . عثمان.ساسانم.علی۱.رسول.آرتین .عقرب ودیگر عزیزان بسیاری! که از ذکر نامشان سرتان به دوران می افتد خلاصه عرض کنم نرود میخ آهنین بر سنگ شما خودتان را خسته نکنید البته گزافه گویی های وی هگزنباید بی پاسخ بماند ولی اینکه بتوانید وی را مجاب کنید محال است نمونه بارز آن همین جناب نوری زاد خودمان است که نتوانست هیچ حقیقت شیادی هم لباسان این شیخ ولایی را به وی بقبولاند .با پوزش.

         
  74. جناب نوری زاد
    سلام

    اینجا همه به این دلخوش هستند که خودی نشان دهند و پافشاری کنند بر هرآنچه که میخواهند و یا درست می پندارند، بدون ذره ای کم و کاست.
    اینجا همه شخصیتی مجازی دارند و هرکس با دیگری درگیر. و پس از اینهمه سال تلاش و جانفشانی نوری زاد! هیچ بارقه ای از امید به اتحاد نمی بینی!
    نوری زاد از همان موقع که به درخواست گردهمایی اش در فضای واقعی، هیچکس لبیک نگفت ( البته غیر از یک نفر ) دیگر رفت برا خودش!
    اینهمه سال تلاش نوری زاد چه ارمغانی داشته؟ من بارها گفتم که : نوری زاد من به تو مشکوکم!
    چرا؟! چون اینطور به نظر میرسد که تو خواهان اتحاد و همدلی افراد در این سایت نیستی، حتی بشکل مجازی. تو همیشه به اختلافات دامن زده ای، همیشه به حاشیه های دلخواه خودت پرداختی، همیشه خودت بودی، همیشه خواستی کم نیاری… درست مثل تمامی افراد حاضر در این سایت.
    نوری زاد، درست مثل بقیه در این سایت، بدنبال یک مدینه ی فاضله است؛ مدینه ای فاضله که فقط برای خودش میخواهد و تنها خودش آدرسش را میداند.
    علت اینکه این سایت در این همه سال بجای پیشرفت، پسرفت کرده باید از خود نوری زاد پرسید که: چرا؟
    در این سایت همه باهم اختلاف دارند و اصلاً برای بیشتر افراد، هدف از حضور در این سایت، درگیری و دعوا با دیگران و خط و نشان کشیدن برای دیگران است. و یا توهین به مقدسات دیگران و یا تهمت و افترا به دیگران و یا تمسخر دیگران…و این شده یک قسمت از روزمرگی ما. و البته یک مقدار هم مجیز گویی و رفاقت مجازی و زود گذر هم وجود دارد!
    حرف بسیار است! ولی…
    نوری زاد به کجا میخواهی برسی؟!
    با این رویه، چه چشم اندازی را تصور میکنی برای خودت و ما؟

    شاید همه ی ما به نوعی اعتیاد گرفتار شده ایم…اعتیاد به نوشتن در این سایت، اعتیاد به درگیری و زخم زدن به دیگری، اعتیاد به وجود مجازی و خودنمایی مجازی، اعتیاد به باوری بسته، اعتیاد به لج بازی، توهین و تمسخر و …
    همه ادعای “ان الحق” بودن داریم. نه میخواهیم و نه میتوانیم دیگری را باور کنیم.
    خوب، آخرش که چی؟
    هیچی!
    از فردا، هم من و هم شما و هم نوری زاد، همه باز پیگیر اعتیاد و عناد!
    دوباره روز از نو و روزی از نو!
    حالا هی من بیام بگم :
    بابا تا دیر نشده بیاییم به یک نقطه ی مشترک برسیم برای شروعی دوباره، بیایید دلسوزی ها و دلشوره هاو دغدغه ها را به زبان ساده باهم در میان بگذاریم و کمی فقط کمی واقع بین باشیم و زمان و مکان را درک کنیم…شده فقط به شکل مجازی نشان دهیم که میتوانیم راهی برای آینده ای بهتر پیدا کنیم. بیایید حداقل به شکل مجازی دلخوش باشیم که بله، نوری زاد و دیگر حاضران و ناظران، همه یک هدف را دنبال میکنند.بیایید فقط به فکر از دور خارج کردن دیگری نباشیم. بیایید بجای من بودن یاد بگیریم که ما باشیم… این کار شدنی ست ولی افسوس که نه نوری زاد و نه من و تو، نمیخواهیم.
    همه ی درد ما نا امیدی ست!
    ما امیدی به آینده ای بهتر نداریم!
    و این نا امیدی منجر به پرخاشگری میشه. ما به آینده ای بهتر امیدوار نیستیم؛ چه مذهبی، چه بی دین، چه خداشناس، چه پوچ گرا و … هیچکدام مان یقین بدانید که امیدوار نیستیم؛ همه مضطرب، همه نگران و این میشود بهانه ای برای حملات بی امان!
    ختم کلام:
    این سایت شده خانه ی افرادی خود خواه، معتاد، پرتوقع، لج باز و البته نا امید!
    وضعیت این سایت، توی این چند ساله، هیچ بهتر نشده…پسرفت کرده که پیشرفت نکرده.
    هر روز هم بدتر از دیروز.
    تا تقّی به توقّی میخوره، تازه درگیری ها به اوج میرسه و زخم های کهنه دهن باز میکنه!
    خود من یکی از این افراد؛ منهم اعتراف میکنم که هم خودخواهم، هم به مطلب نوشتن در این سایت اعتیاد دارم، هم پر توقع هستم، هم لج بازم و مهمتر از همه…نا امیدم!
    نا امید از خودم، نا امید از هموطنانم و نا امید از آینده.
    پس از چند سال نوشتن با عنوان های مختلف در این سایت، اکنون رسیدم به عنوان “ناشناس”.
    جناب نوری زاد
    اگر حدس زدید چرا؟

    با احترام

    ——————

    درود دوست گرامی
    نوشته ی خوبی برای ما بجای نهاده اید. نوشته ای که نویسنده اش برای نگارش آن زحمت کشیده و نشان می دهد که مدتها با آن درگیر بوده. سپاس از شما. و اما دوست من، قرار بوده با این سایت چه سنگی جابجا شود؟ کدام سایت سیاسی و اجتماعی و فرهنگی توانسته سنگی را جابجا کند؟ نشانی اش را به من می دهید؟ سایتهای آیت الله ها؟ رییس جمهور و رهبر و فلان مسئول؟ انتظار شما از پیشرفت یک سایت چه است؟ این که بداخلاقان با مطالعه ی نوشته هایش خوش اخلاق شوند و دزدان و آدمکشان توبه کنند و بدطینتان خوش طینت شوند و خوبان خوب تر؟ گرچه من خود باور دارم که همین تلگرام، بیش از کارکرد همه ی آیت الله ها و وزارت ارشادها و فرهنگ و هنرها و پلیس ها و کارآگاهها و بقدر چند قرن و در دایره ی فکر و ذهن مردم ایران تأثیر نهاده و به روشنگری و راهبری یا کج روی پرداخته و برای فهم مردم بها قائل شده و نیز باعث شده جماعتی از کاسبان ، از بدفهمیِ مردم سود برند، اما، کارکرد سایت نوری زاد و سایت دیگران نه به اندازه ای ست که بتوانند اخلاقی و عادتی و سنتی را جابجا کنند. من هماره گفته و نوشته ام که من در اینجا سفره ای واگشوده ام برای خوردنی های گوناگون خود شما. جمعی تلخ می پسندند و جمعی گس و جمعی شیرین یا شور یا بی نمک یا چرب یا شیرین یا حرام یا حلال یا دروغ یا راست یا تند یا نرم یا مؤدبانه یا بی ادبانه و یا…. سفره دار را در این میان نقشی نیست جز این که سفره اش را گشوده نگاهدارد و خود نیز چون دیگران هر از گاه خوردنی ای بر سفره نهد. خوردنی ها را نه مگر خود میهمانان با خود می آورند و به اشتراک می گذارند؟ اما چرا نگویم در این سالها یک اخلاق خوب در مردم پیدا شده. نه در این سایت بل در بسیاری سایت ها و حتی – تا حدودی – در صورت جامعه. و آن این که: بشدت از حجم فحاشی ها کاسته شده. سابقا فحش های رکیک فراوان بود. یادم هست یک بار یکی با اسم ابالفضل ( نه ابالفضل خودمان که در این سایت می نوشت) فحش های بسیار ناجوری به شخص خود من – در صفحه ام در فیسبوک – نوشته بود. ضمن حذف فحش هایش، برایش نوشتم: درود ابالفضل گرامی. آدمی اسمش ابالفضل باشد و اینجور فحش و ناسزا بنویسد؟ کمی بعد جواب داد: نوری زاد مرا ببخش. حالم خوب نبود.

    با احترام
    .

     
  75. دوستان گرامی
    بحث اثبات وجود یا عدم وجود خدا با افراد فرهیخته و اهل علم و دانش میسر است.
    شما وقتی با اراذل و اوباش این گونه مباحث را مطرح می کنید به آن ها نوعی اعتبار و آبرو می دهید.
    به فرض که خدا هست.
    این چه ارتباطی دارد با این که ما زیر بار آداب و رسوم اقوام وحشی بیابانگرد هزار و چهارصد سال قبل بیابان های داغ و تفتیده عربستان رویم؟ این ها همین الانش چه اعجوبه هایی هستند که هزار و چهار صد سال قبل چه بودند؟ به غیر از غارت و تجاوز و برده گیری و قتل دانشمندان و فیلسوفان و فضلا چه دستاوردی برای بشر داشته اند؟ غیر از این که در طول حیات خود بشر را از دستیابی به علم و دانش و شناخت هستی محروم کرده اند چه از اینان دیده ایم؟
    نمایندگان “فقه ما” نیازمند روان درمانی اند حال می خواهیم با آنان در باره کاینات و هستی و زمان مباحثه کنیم؟
    ما که نمی توانیم با یک فرد غیر متمدن و وحشی که برای دگر اندیشان حق حیات قایل نیست چه رسد حق اظهار نظر چنین مباحث عمیق علمی و فکری و فلسفی راه اندازیم.
    وقت خودتان را تلف نکنید. چه بسا این گونه مباحث را خودشان به عمد مطرح می کنند و دامن می زنند تا مسایل حاد سیاسی روز تحت الشعاع قرار گیرد.
    مسایل اعتقادی امری است شخصی و خصوصی. من به خدا اعتقاد دارم تو نداری. جنبه های سیاسی کار را مورد نقد قرار دهید. این را نقد کنید که اگر تو به خدا اعتقاد داری چه کسی به تو اجازه داده حق مردم را ضایع کنی؟ آن کنی که در چهل سال حکومت ولایت فقیه عصر حجری دیدیم.
    به قول احسان نراقی گ…… خدایی که این ها نمایندگانش باشند.

     
  76. شفیعی گرامی آنچه من درباره اسلام می گویم برداشت من از قران و سنت محمد است چون من بجز اینها هیچ تفسیر و نوشته دیگر را نه اسلامی می دانم و نه ارزش رجوع کردن. دلیلش هم خود قران است. اسلام هر چه هست در گفتار محمد (قران و بعضی احادیث که اختلافات در تعداشان بین مسلمین انچنان زیاد است (بین 17 تا بیش از 4000حدیث و روایات و خرافات و دروغ …از قول محمد!)که مغز خواننده سوت می کشد! ) و قران آمده (مسلما اگر روایت سنتی از اسلام را بپذیریم )و غیر از آن همه مزخرفات و دروغ و اراجیفی است که دکانداران و انگلهای دین خواری ///////////////////////////////////////// سر هم کرده و بمردم بی فکر و گرفتار تنبلی فکری با حیله و یا شمشیر و کشت و کشتار و ترساندن زورآور کرده اند.
    قران خود مدعی است که مبین است! و مبین بودن ان چنانست که عرب بی سوادیکه کاری جز دزدی و غارت و ادمکشی و سرگردنه زدن نداشت براحتی انرا می فهمید و برایش خون داد و یا در تقابل با ان از جان خود گذشت! بنابراین وقتی الله یا محمد که بنیانگذار چنین تفکری و یا باور و یا ایدیولوزیی هست به این روشنی قران را مبین و و روشن و ساده و قابل فهم می داند مفسران کفاری (از چمله همین طباطبایی ..فیوز صاحب المیزان که شما بسیار به ایشان ارادت دارید!)هستند که حقیقتی چنین آشکار را نادیده گرفته و به الله و یا محمد مستقیما توهین می کنند و آنها را ناتوان و گنگی میدانند که توانایی فهماندن گفتارش به بندگانش را ندارد و احتیاج به تفسیر و کمک دارد! بهمین دلیل رابطه مفسران قران با الله یا محمد به رابطه محلل و دامادی انهم در شب زفاف می ماند!
    قران خود مدعیست که کلام الله است و بعربی آورده شده تا عرب تعقل کند و در چندین آیه به منطقه ایی بودن و برای عرب بودن سخن قران اشاره می کند. بنابراین تبلیغ برای اسلام و یا زور آور کردنش به مردمانی غیر از عرب بخصوص با جنگ و کشت و کشتار و تجاوز … چیزی جز غارت و راهزنی و دزدی و تجاوز نیست و هیچ توجیه اسلامی/قرانی ندارد.
    اما با کمال شرمنده گی و افسوس مشتی فرصت طلب و شاید ابله و فرصت طلب از سرزمینهایی (بخصوص ایرانیان) بعد از شکست نظامی در برابر عرب به نوعی خود فروختگی و حراج فرهنگ و گذشته خود دچار شدند و درست بر ضد آنچه خود قران گفته به تحمیق و خر کردن ایرانیان و سرزمینهای اشغالی توسط اسلامیان برخاستند و با پشتوانه قدرت اشغالگران اسلام را دینی جهانی و نجات دهنده جهانیان به ایرانیان و سایر ملل اشغال شده قالب کردند. لاقل اگر اسلام در همین مرحله یعنی قبل از 500 سال پیش و حکومت شمشیر کشان و آدمخواران و صوفیان صفویی در ایران ادامه پیدا میکرد می توان گفت که ایران براحتی می توانست اسلام و قوانین شرعی اش را کنار زده و براحتی با کوششهای نادر و بعدا رضا شاه و روشنفکران ایرانی و ظهور شخصیتی ایرانی بنام باب و نسخ اسلام و نوعی نوآوری دینی به ترقی و پیشرفت دست یابد. ولی از بخت بد حکومت مشتی متعصب و خون اشام و آدمخوار قزلباش با اوردن مشتی مفتخور و انگل از لبنان و عراق… (اجداد تمام اخوندهای کنونی در ایران از جمله ///////////24 ساعت علاف در این سایت ) و آوار کردنشان با زور شمشیر بر گرده ایرانیان نه تنها باعث انحراف از اسلام شدند بلکه ایرانیان را در مقابل 90% مسلمین قرار داده و منفور اکثریت مسلمین ساختند. حال شما شفیعی ارجمند چه توقعی از من بعنوان یک ایرانی وطن پرست در مقابله با چنین جنایتکارنی با ایدیولوزی ادمخواری و انسان و ایران و تمدن ستیز دارید؟ ایا شما انتظار دارید که من و بسیاری از ایرانیان وطن پرست که سودایی جز وطن پرستی و ترقی و سعادت ایران و ایرانی در سر ندارند بخاطر شما و مصلح و اکثریتی از ایرانیان که فریب مشتی ادمخوار و //////////////////////////////////////را خورده اند سکوت کرده و دم فرو بندیم؟ شفیعی گرامی من بر خلاف شما و دیگر هموطنان که تمام مشکلات را بر گردن امپریالیسم و نیروهای خارجی و یا سرمایه داری می اندازند به این نتیجه رسیده ام که مشکل ما ایرانیان مسلمان بودن مان و اسلام و اسلامیانی است که بر ما اوار شده اند. راستی مگر سرمایه داری در کشور ژاپن نیست؟ هموطن سرمایه داری با تمام مشکلاتی که برای بشر بوجود آورده موتور پیشرفت و ترقی جوامع بشری بوده. من با وجودیکه با نیو لیبرالیسم و سرمایه داری افسار گسیخته مخالفم ولی پیشرفتهای بشر در تمام سطوح اجتماع و جامعه را در دوران تسلط سرمایه داری نمی توانم نادیده بگیرم. شکست مارکسیسم و لنینیسم در برابر سرمایه داری نیولیبرالیسم تلنگریست به هواداران سوسیالیسم و عدالت پروری.
    ترامپ شاید در نظر من و شما و ملیونها مردم جهان انسانی ابله و خود محور و …جلوه کند ولی نه من و نه شما و نه ملیونها مخالفش نمی توانند برد و اثر سخنان و گفتار ایشا ن را بر اقتصاد وتصمیمات جهانیان برای زندگی نادیده بگیریم. همین بس که با اقدامش از خروج از برجام جهان را دچار گه گیجه کند و حرامیان اسلامی در ایران را بخود ر..ن وادارد!
    اینست واقعیت زندگی و امروز من و شما ! هموطن من و شما که سید علی خامنه ایی و یا سید 24 ساعت علاف این سایت نیستیم. ما زنده ایم و کار می کنیم و مزد می گیریم و مفتخور هم نیستیم و ناچارا واقع گرائیم!
    اسلام ما را از هست و نیست و فرهنگ و تاریخ و آنچه بما هویت میدهد تهی نموده .ما را چاره ایی جز بازگشت به آنچه غیره اسلامی است نیست. هر کس غیر از این فکری داشته باشد حتی اگر ایرانی هم باشد دشمن ایران و ایرانیست.

     
    • سلام و درود

      این نوشته شما میتواند مبنای کار یک فیلسوف یا یک نویسنده باشد که میخواهد کتابی در رد اسلام بنویسد. اما در یک سایت سیاسی چالش بر انگیز و سبب مشاجرات بی پایان میشود. شما که خود را سکولار و جمهوریخواه میدانی فرض کن رئیس جمهور ایران شده ای، بدیهی است نه شما و نه هیچ رئیس جمهوری نمیتواند فهرستی طولانی از ادیان و مذاهب و تفکرات فلسفی مختلف را با هم و به یک اندازه قبول داشته باشد،با فرض رئیس جمهور شدنت، آیا فقط از حقوق همفکران خود دفاع میکنی؟ با افرادی که مثل خودت سکولار و جمهوریخواه هستند ولی در ضمن به ادیانی که شما قبول نداری باورمندند چکار میکنی؟
      فکر میکنی بشود با همین ادبیات با مردمی که بشما رأی داده اند صحبت بکنی؟

       
  77. اشکالی دارد من ثابت کنم خاتمی و عبدی و دیگر تیوریسین های اصلاح طلبی بی شرف ترین انسان های روی زمین اند؟ پست فطرت ترین افراد هستند از خامنه ای و جنتی پست فطرت ترند؟
    این همه شنیده ایم اصلاح طلبی یک نفر جایی دیده یا شنیده اصلاح طلبی یعنی چه؟ آغاز و پایان اصلاح طلبی چیست؟ در چهار چوب نظام فاسد ولایت مطلقه فقیه که فسادش اظهر من الشمس است و بوی تعفن استبدادش جهان را خفه کرده می خواهند چه چیزی را اصلاح کنند؟
    این ها می گویند مردم سالاری. لا اقل یکی از شعار های اصلاح طلبی مردم سالاری است. دمکراسی است. رای مردم است. بسیار خوب.
    خاتمی می دانی رای مردم یعنی چه؟ هان؟ رای مردم فقط شامل اکثریت نمی شود خاتمی تو این را باید بدانی. اقلیت هم حق رای و حق نظر و حق اعتراض دارد. حتی اگر یک نفر تک و تنها باشد.
    من فرض می گیرم آن هایی که در دیماه فریاد آزادی خواهی سر دادند و با دستان خالی ولی عزمی آهنین در برابر دژخیمان تا دندان مسلح فریاد رهایی از استبداد بر آوردند و مرگ بر دیکتاتور گفتند در اقلیتند. تو باید با بی شرمی تمام این مردم را اغتشاشگر بنامی؟ و با این کار بی شرافتی خود را به اثبات برسانی؟ حتی اگر فرض کنیم طرفدارانت بی شمارند و مخالفانت در اقلیت آیا این اقلیت حق اظهار نظر ندارد؟ حق اعتراض ندارد؟ آیا تو نبایستی می گفتی مردمی که در خیابان فریاد زدند اصلاح طلب اصول گرا دیگه تمومه ماجرا مخالف من هستند ولی من آنچه در توانم داشته باشم را انجام می دهم تا این مردم بتوانند حرفشان را بزنند و عقیده شان را ابراز کنند؟
    پس معلوم شد ملعونی بیش نیستی و دیکتاتوری خندان و دغلکار و حقه باز و فرصت طلب. تو و مابقی اصلاح طلبان از ذیل تا صدر. دعا کن که آخرتی در کار نباشد. نه فقط برای خودت بلکه برای تمامی حامیانت که آتش جهنم بد جایگاهی است.
    خامنه ای و جنتی در برابر تو باشرافت اند. اگر چه نمایندگان شیطان اند لیک روزی که به حساب مردم رسیدگی خواهد شد جایگاه توی فریبکار از این دو بسیار نازل تر است.

    —————-

    درود ساسانم گرامی
    این نوشته ی خوب شما می توانست تهی از عصبیت باشد.
    نمی شد؟
    حیف شما نیست با این همه ترشرویی؟
    سپاس

    .

     
    • اینها (سلطنت طلبان) چیزی جز ترشروئی و هوار زدن و شعار ندارند جناب نوریزاد،این سلطنت طلب گرامی که ینگه دنیا نشسته معلوم نیست چکار می کند،آگاهی از مسائل ایران ندارد،هر چند یکبار می آید پشت کی برد یارانه چند شعار و کف و سوت بنفع اعلیحضرت فقید مومیائی یا نوه او نثار خوانندگان سایت می کند،اصلا اینقدر اطلاع ندارد که تصادفا هم همه مسئولان تا سطوح بالا و هم آقای سید محمد خاتمی که این فرد غرب نشین به او بی تربیتی کرد در مورد وقایع دی ماه بر اصل حق اعتراض معترضان صنفی یا سیاسی صحّه گذاشتند هم نسبت به اغتشاش و زدن و کشتن و تخریب اموال عمومی و چیزهایی از این قبیل هشدار دادند،آنها اغتشاشگر را در مورد کسانی بکار بردند که نظم اعتراضات را بهم می زنند،بانک ها را آتش می زنند،کلانتری را می سوزانند،ماشین آتش نشانی را روی سر شهروندان بیگناه آوار می کنند و چیزهایی از این قبیل ،پس اغتشاشگر بر این نوع افراد اطلاق شد،بعد این آقا آنور دنیا نشسته پشت رایانه و با ادبیاتی سلطنت طلبانه و متکبر به محترمین مردم ایران ناسزا می گوید،اینها همین اند دیگر! شما چیزی جز ترشروئی و دروغگوئی از این افراد متوقعید؟!

      ———–

      درود دوست گرامی
      (شوخی):
      یارانه به همین شندرقازی می گویند که مردم ایران را به خامخواریِ تنبل کننده مبتلا کرده.
      رایانه به همین کامپیوتر و لپ تاپ و .. می گویند.
      با احترام

      .

       
      • درود
        بله درست است الان دیدم سهوا رایانه را یارانه نوشته ام!
        یک غلط از من نمره ام نوزده!
        سپاس از تصحیحتان
        با احترام

         
  78. دنباله آنچه برای آقای حسن زده نوشتم را ادامه می‌‌دهم. چند روز پیش جایی‌ که نگهبان هستم دو نفر خارجی موقع برگشت از جلسه با آنها که پیشوند “دکتر ” و “مهندس ” مثل جای مهر در پیشانی، جلو اسم خود دارند، توقفی کردند و انگار نگاه آنها می‌‌گفت سقف سر اتاق نگهبانی شما از ما دریغ مباد، حدسم درست بود دو لیوان آب نوش کردند و دود سیگاری از پنجره باز روبرو، حوالهٔ لایتناهی و تشکری از من. دیدم تعجب می‌‌کنند که لت و پتی به زبان آنها می‌کنم و گفتند و زبان من هم راه افتاد و حیرت آنها از این لحاظ بیشتر شد که خیال کرده بودند در این جا پست مهم را به نگهبان می‌‌دهند چون برای جماعت دکتر و مهندس مثل همیشه مترجم آورده بودند. چنان گرم و راحت و صمیمی‌ با من حرف میزدند که گویی آشنایی ما سابقه در این چند دقیقه ندارد. آنکه مسن بود کارتی به من داد و در این وقت سر و کلهٔ یکی‌ از روسا که، هم پیشوند دکتری را یدک میکشد و هم شکل جای سم بچه بزی در پیشانی دارد ، آمده یکریز هی‌ مستر مستر می‌کند و پشتبندش یک گو غلیظ و بلند میگوید تا همه بدانند زبان می‌‌داند (و از نظر خودش با تکرار “مستر گو” یعنی‌ گفته است: جناب آقای مارتین… خواهش می‌کنم بفرمایید برویم به جایی‌ که قرار است برویم). این آقای خارجی که فقط به اسم کوچکش خود را به من معرفی کرده بود و من نیز گفته بودم نویدم و واسلام، مرا صدا زد که چند جمله‌ای را او بگوید و من حالی‌ حلقه اینها کنم. من میگفتم مارتین میگه….این آقای دکتر هی‌ میگفت ولش کن، خودمون می‌‌دونیم. وقتی‌ راه افتادند چنان این مارتین دست گرمی‌ داد و تقدیر و تشکر جانانه‌ای از من کرد که شد حسادت و رفت در وجود لقب و پیشوند داران. آقای نوریزاد وقتی‌ رفتند نگاهی‌ به کارت انداختم دیدم نوشته دکتر پروفسور مارتین….فردای آن روز آقای دکتر سم بچه بز به پیشانی احظارم کرد و آنقدر از علم دینی خود گفت که هم حسرت بخورم که چرا اینقدر اراجیف نمیدانم و هم حالیم کرد که انگار همه شهدا برای این شهید شده بوده ا‌ند که این مارتین و همکارش نیایند در ماه رمضان در آن اتاق نگهبای آبی میل کنند و دوست مارتین دودی هوا کند. و قرار شده نگهبانی شبانه من بیشتر شود مبادا مارتین دیگری فکر کنددر ایران پست مهم را به نگهبان می‌‌دهند.

     
    • سلام و درود

      شانس آورده ای با یک بزغاله پیشانی طرف بوده ای و با قدری حسادت بخیر گذشته، بنده 8 سال کنتراتچی شرکتی
      بودم و با داشتن چند کارگر نسبت به کارگران دیگر استقلال بیشتری داشتم، بجرم گفتگو با مهندسی روسی که در یکی از جزایر خلیج فارس مسئولیتی داشت و گاهی به بازرسی قالبها و قطعات در حال ساخت میآمد و ضمن بازرسی و گزارش پیشرفت کار در بعضیها تغییراتی میداد، با آنکه در ساعت استراحت هم صحبت شدیم و گفتگوی ما پیرامون ادبیات روسی بود و همه اش هم در باره نمایشنامه های چخوف و رمانهای تولستوی و گورکی و مقالات چرنیشفسکی و اشعار گریبایدف و دن آرام شولوخف و آثار پوشکین گذشت چنان گرفتار عتاب غلاظ و شداد رئیس گوساله پیشانی شدم که فوری اخراج شدم.
      صد رحمت به دکتر یا مهندس بزغاله پیشانی شما، حاج آقای گوساله پیشانی من فوراً من و تیمم را اخراجم کرد. نمیدانم با آنان که گرفتار یابو پیشانی ها میشوند چگونه رفتار میکنند؟
      اللهُ اعلم.

       
      • جناب شفیعی گرامی‌، نمی دونم به ویژه این سینه چاکان پیشانی نشان که اینهمه شیفتهٔ حک کردن جای پای این زبان بسته‌ها در پیشانی خود هستند زیر پای هر کسی‌ که در حوزهٔ زیست اشتقالی آنها درخششی و سوادی و وجدانی و ارزش‌های انسانی‌ داشته باشد را با ناجوانمردی و رذالت تمام جارو می‌‌کنند و تحمل آن شخص یعنی‌ عذابی مهلک و کینه‌ای که درون آنها را آنی‌ رها نمی کند.

         
  79. داش محمد سلام، ما اینو تو آرشیو روزنامه عصر امروز چاپ لس آنجلس پیدا کردیم ، خیلی به آهنگ ننگو نفرین باد بر آل سعود می مونه. یعنی باور کنم که خارج نشینای بیخیال هم دلی با وطن دارن، جالبه اگه جوونای خودمون اینو دسه جمعی بخونن

    فراخوان به آفرینش یک اثرهنری تاریخی

    ای هنرمندان میهنپرست آواره و دور از وطن، هنگام آن رسیده است که همگی یکصدا مظلومیت ایران را فریاد کنید. فریادی رسا که بگوش همه جهانیان رسد. اگراین سروده را که آهنگش نیز آشناست همخوانی کنید از غارتگرانی که به شما و ما ستم ها کرده اند انتقام گرفته اید. مطمئن باشید که این سرود جاودانه خواهد شد.

    کیاوش

    چاووش ننگ و نفرين

    ننگ و نفرين ننگ و نفرين باد بر اين واليان

    بر فقيه وبر سپاهش بر بسيج این جانيان

    ننگ و نفرين ننگ و نفرين باد بر اين حاكمان

    دين فروشان ريا كار و شرارت پيشگان

    غاصبان ملك ايران نوكر بيگانگان

    دشمن ايرانزمين و دشمن ايرانيان

    ننگ و نفرين ننگ و نفرين باد بر اين ظالمان

    مظهر كفر و نفاق و جلوه اهريمنان

    صد هزاران كشته دستاورد اين بيدانشان

    صد هزاران زخمي و زنداني و بيخانمان

    فتنه شان چون فتنه مقدونيان و تازيان

    سلطه شان چون سلطه تيموريان چنگيزيان

    شد وطن بار دگر زين بت پرستان لاله گون

    بار ديگر شد درفش كاوياني سرنگون

    بار ديگر بارديگر مادرانی داغدار

    بار ديگر بار ديگر خاندانها سوگوار

    اي خدا بر ما ستم زين نادرستان تا بكي

    بندگي در قلعه اين بت پرستان تابكي

    اي اهورا اي خداوند اي اله العالمين

    پاك گردان زين شريران پهنه ايرانزمين

     
  80. اخبار: حاج نامندار زنگزده خواستار حمایت اوپک از تهران در مقابل تحریم‌های آمریکا شد.
    مش قاسم: ۴۰ سال آزگاره که دری وری و تهدید و مزخرف به اوپک و کشورهای عضو گفتن حالا یه هویی خواستار حمایت شدن؟ اونم توی این شیر تو شیر. حاجی! مطمئن باش غیر از یه بیلاخ گنده بهت جواب دیگری نمیدن.

    یه روزی نفت ایران در دنیا یه سلاح استراتژیک برنده بود. اینقده بچه بازی (نه از اون قسمی که توی دخمه های قم و مشهد و اینجور جاها میشه) و مسخره بازی در آوردن که حالا این سلاح شده یه کارد کوچولوی زنگ زده. اینا مملکت داری حالیشون نیست. تنها کاری که ازشون ور میاد توی سر و کله زن و بچه ملت توی خیابونا زدن و اعدام و کشتن و شکنجه کردن و زندان انداختن و دزدی توی مملکت و تروریست بازی و گروگانگیری و معرکه گرفتن توی دنیا. همون کارایی که بهش میگن شامورتی بازی. به حکومت اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات خوش آمدید.

     
  81. بسم الله رحمن رحيم
    بخشي از ترجمه تفسير الميزان از سوره نسا ايه ٢٣ و ٢٤؛

    حكم منعى كه درمحصنات بود از كنيزان محصنه بردارد، يعنى بفرمايد زنانى كه ازدواج كرده اند، و يابگو شوهر دارند، ازدواج با آنها حرام است به استثناى كنيزان كه در عين اينكه شوهردارند ازدواج با آنها حلال است به اين معنا كه صاحب كنيز كه او را شوهر داده مى تواند بين كنيز و شوهرش حائل شود، و در مدت استبرا نگذارد با شوهرش تماس ‍ بگيرد، وآنگاه خودش با او همخوابگى نموده ، دوباره به شوهرش ‍ تحويل دهد، كه سنت هم بر اين معنا وارد شده است»
    ——————————

    اگر با تفاسير و توجيه هاي جناب سيد مرتضي بتوانيم
    از كل اين بخش از تفسير الميزان چشم پوشي كنيم ولي بي گمان از سطر اخر نميتوان با هيچ لطايف الحيلي درگذشت ، انجا كه ميگويد
    “….سنت هم بر همين معنا وارد شده”
    اين يعني انچه را كه قبلش در اين خصوص بيان كرده كه ؛
    مالك كنيز ميتواند او را (ان را) شوهر دهد و سپس درحاليكه ان كنيز شوهر دارد خودش با او همخوابگي كند و مجدد او را به شوهرش تسليم كند و اين عمل را هر چند بار كه خواست تكرار كند ،
    عملا در سنت رسواللله وتوسط ايشان انجام گرفته.
    بنابراين وقتي سنت هم بر اين معنا وارد شده و اين عمل بعنوان سنت رسول االله شناخته شده ديگر هيچ تفسير و تاويل و تعديلي را بر نميتابد و بايد انرا به همان شكل پذيرفت. و هر توجيهي در واقع به معناي مخالفت ورزيدن با سنت رسوالله است.

     
    • لو لاك لما خلقت الافلاك

      خوب چه اشكالي دارد؟ كنيز است ديگر ميخواست چشمش كور با اسلام در نيفتد تا كنيز نشود . همه غير مسلمين برده و كنيز مسلمين هستند و مسلمين از جانب خدا حق دارند هرگونه خواستند با انها رفتار كنند و اسلام هم سفارش كرده با انها مهربان باشيم همينطور كه انسان بايد با حيوانات مهربان باشد ولي اگر مهربان هم نبود اشكال ندارد چون مال خودش هست و هر طور خواست ميتواند با او رفتار كند اسلام قوانينش الهي است و مانند قاوانين زميني ديگران نيست كه شما بتواني نسبت به ان فضولي كني اينها همه حكمت دارد بايد قرنها بگذرد تا كم كم حكمتش معلوم شود فعلا علم انقدر پيشرفت نكرده كه بتواند حكمت قانون خدا را بفهمد پس فضولي موقوف . خدا ميبخشد انوقت بنده اش اما و اگر ميكند. اگر خدا صلاح ميدانست انها را برده و كنيز نمي افريد همانطور كه اگر ميخواست ميتوانيت سگ را ادم بيافريند ولي حكمتش اينگونه بوده كه سگ را سگ بيافريند و برده را برده و ادم را ادم بيافريند . حالا حالا علم بايد پيشرفت كند تا حكمتش را بفهمد همانطور كه همه علوم در قران امده و بعضي كشف شده و بعضي هنوز كشف نشده و با پيشرفت علم كشف ميشود و همانطور كه اوروپايي ها تمام علم. و اختراعشان را از قران سرقت كردند و بنام خودشان ثبت كردند ولي ما مثل احمق ها دارين به دستورات خدا ايراد ميگيريم بجاي اينكه در قران دنبال علم و دانش كشف نشده دگرديم به دنبال ايرادهاي احمقانه ميگرديم و همين حالا غربي ها در حال كشف علوم و اختراعات جديد از لابه لاي ايه هاي شريف قران هستند و به ريش ما ميخندند. تو فقط اگر معجزه١٩قران كه به ان معجزه اعداد هم ميگويند را بفهمي سرت سوت ميكشد و اين تازه كوچكترين معجزه قران است و حالا كه لو رفته مشخص شده برق تلفن ميكرب هواپيما ويروس و هزاران اختراع ديگر از قران سرقت شده انوقت تو داري سر يك كنيز خودت را جر ميدهي بدبخت كه چرا با شوهرش و صاحبش همرمان ميتواند بخوابد، خوب خدا اينطور خواسته به تو چه ربط دارد تو هم اگر خدا شدي بگو با هم نخوابند. بدبخت برو در قران دنبال علم بگود تا غربي ها علم قران كه براي ما امده را ندزدند و بنام خودشان ثبت نكنند و برايت قيافه بگيرند كه تو جهان سومي و ما جهان اولي.

       
  82. سلام و درود

    چند روزیست که از مزدک1 خبری نیست. ایشان در آخرین کامنتهایشان ادبیاتی شایسته و محترمانه بکار برد و تعریف نسبتاً خوبی از نظام سوسیال دمکراسی ارائه داد که حاوی نکات تازه و قابل استفاده ای بود. چنانچه ایشان این سبک و روش را برای بیان مقصود ادامه ندهند یا دیگر ننویسند باعث تأسف خواهد بود.

    برایشان سلامتی آرزومندم.

     
    • مزدک خبرش این زیر نظر داده کجای کاری عمو! به شما هم مثل مهرداد باید گفت ساعت خواب!

       
  83. بزرگترین دلیل آشفتگی و اختلاف در میان مردمان ایران، کاربرد کلمات در نا بجاهاست.
    آقای زیبا کلام ادعا میکند فدایی نظام است و آقای نوریزاد ادعا میکند تا نظام برچیده نشود مملکت اصلاح نمیشود..
    درد اصلی که تصور میکنم از نظر هر دو بزرگوار پنهان مانده این است که نظام بسیار عالی است چرا که در صورت نبود نظام؛ هرج و مرج حاکم میشود و آنگاه همه باید زیان بدهند، مشکل اینجاست که الان در مملکت نظام نیست؛ چرا که اگر نظام بود همه امور برپایه نظم استوار بود؛ در واقع اگر نظام بود همه منظم به وظیفه شان عمل میکردند..
    متاسفانه امروز هیچ کجای مملکت نظم وجود ندارد؛ اما برخی نظام را بد میدانند و برخی خوب و بر سر مسئله ای که درست روشن نشده موضع گیری و مقابله میکنند.
    در صورتی که هر دو بزرگوار یک هدف را دنبال میکنند و آنهم نظام مندی در امور مملکت است…

     
    • رضا شاه همین کار رو کرد. مملکت بینظمی رو به نظم اون زمان رسوند، ایران رو از افغانستان بودن آورد به قرن بیستم و محمد رضاشاه ادامه داد. توده ایها و خود-روشنفکر-خواندگان و اسلامیچیا و خرابکاران اون نظم رو از بین بردن و نظم شد همینی که امروز میبینین، جنگ و اعدام، زندان و شکنجه،دزدی و تحریم و مستمره روسها. به این میگن گنجیشک رنگ کردن و به اسم قناری فروختن. ای که مرده شور همه این منقلابیون ۵۷ و حداقل هفت جد و آبادشون رو ببرن که این بلای سیاه رو سر ما آوردن. خدا شاهده اگه ۱۰۰۰ تا آدم رو از توی خیابون جمع میکردن و مملکت رو بهشون میسپردن از اینا بیشتر خرابکاری نمیکردن.

       
  84. استاد درود .
    روحانی چوب بی عرضگی و بی وجودیش را می خورد ، زیرا او در مملکت کاره ای نیست ،بلکه این سرداران و بیت رهبریست که برای مملکت تصمیم می گیرند و ملت ایران هم فقط هر چهار سال یکبار همانند ماشین رای هستند که پای صندوق می روند و حاکمیت را با رای خود مشروعیت میبخشند .آن زمان که بت بزرگ به دلیل استیصال و ضعف با قبول قطعنامه 598جام زهر را محترمانه نوشید .بایستی درس عبرتی برای آیندگان این نظام می شد ،که نشد !
    در حقیقت این ماهیت ایدئولوژی نظام است که به او اجازه نمی دهد که واقع گرا باشد ،زیرا این ایدئولوژی ملی گرا نیست و مرزهای جغرافیایی را قبول ندارد و به بیرون از مرزهای بین المللی فکر می کند و شاهد و دلیل این گفتارم دخالتهای سیاسی ،نظامی و تروریستی جمهوری آخوندی در کشورهای مختلف جهان میباشد .

     
    • اسلام ملت نداره امت داره. اسلام کشور نداره دارالسلام داره. ملت و و زبون و فرهنگ تاریخ و اینجور چیزا در اسلام وجود نداره، دنیا رو هم باید بگیره. واسه همین فضولیش در بیرون از مرزهای بین المللی فکر کردنه که ماها داریم چوبشو میخوریم. ما هم تا چوبخورمون ملسه اونا به چوب زدنشون ادامه میدن.

       
  85. جناب نوری زاد درود
    هیچ گربه ای بخاطر رضای خدا موش نمی گیرد.
    البته کارکرد آشکار خروج ترامپ از برجام می تواند برخلاف منافع رژیم حاکم بر ایران باشد. اما در عین حال توجیه مناسبی است برای یکی از ۱۲ سناریویی که آشنا مشاور روحانی و کلا ملایان منتظر پرده برداری از آنانند، یعنی کودتای نظامیان یا ایجاد جنگ خارجی. که هریک به ضرر جامعه مدنی نحیفی است که در ایران است. چیزی که در شرایط بحرانی تاحدودی نتیجه فساد و جنایات ۴۰ ساله این رژیم را تا زمان نامشخصی، بسختی قابل پیگیری و رفع می کند. نامشخص از آن جهت که محاسبه زمان خیزش مردمی و حمایت بین المللی قابل پیش بینی نیست.
    بنظر من می بایست حساسیت اجتماعی، آگاهی عمومی و دیگرخواهی مردم بحدی ارتقاء یابد که ترفندهای بظاهر تهدید، تطمیع، و یا ملتمسانه رژیم بازهم آنها را نفریبد تا در نمایش های رژیم نه تنها مشارکت، بلکه کارشکنی کنند. شما بنگریید چند درصد از مردم مخالف نظری این حکومت و چند درصد در عمل مخالفت خود را به منصه ظهور می رسانند حتی با اشکال کم هزینه نافرمانی مدنی.
    اینکه ترامپ بدنبال منافع ملی خود است، قابل انتظار است، اما اینکه خروج او می تواند ملت ایران را برعلیه نظام حاکم بشوراند، محتمل است. بنگرید اتحاد نامیمون اصلاح طلبان با اصولگرایان را در این موضوع.
    با اینحال حداقل این انتظار از ترامپ می رود، حالا که از رنج و ستم بر ملت ایران مایه می گذارد، علاوه بر راهکارهای فشار بر رژیم، راههای کاهش فشار بر مردم را نیز اعلام و اجرا کند. یک مورد آن همین سهولت دسترسی آزاد به اطلاعات و ارتباطات…

     
  86. گیرم که هزار و یک آمپول و کوفت و زهر مار هم به این عروسک خیمه شب بازی که مش قاسم وی را دومی خطاب میکند ترزیق و اماله نمی کنند تا بیاید منویات سپاه و پوتین را تکرار کند که محال اندر محال است اما باز هم همین دومی به ویژه از دیماه به این طرف هرچی‌ زور میزند کمترین توفیقی نداشته تا واقعیت اغتشاش فکری و گسیختگی روانی‌ و پریشانی حالی‌ خود را کتمان و پنهان کند در لابلای اراجیفی که به او دیکته شده است. در حیرتم که امثال سید مرتضی چطور چنین واقعیت
    ملموسی را متوجه نمی شوند و خود را فریب می‌‌دهند که انشالله سیاه دونه هست؟ دیگه امروزه روز در حبشه هم چند کارشناس زبده و خبره و مبرز تصویر و حالات شناسی گوینده ‌ای که دارد حرف میزند را با اعتبار درستی بالای ۹۰ درصد، پیدا میشود چه برسد در کشور‌های نیمه قدرتمند و قدرتمند و قدرت‌های بزرگ و ابر قدرت ها. دنیا پی برده این طوطی و این بازیچه سپاه و این عروسک خیمه شب بازی روس‌ها دارد ریق رحمت را سر می‌‌کشد اما این بیچاره‌های بی‌ خبر هنوز القاب گنده گنده به ریش این محتضر گره می‌‌زنند تا شاید اندکی‌ آرام گیرند.جناب به مردم بپیوند که این /////خود را گم می‌‌کند اگر اندکی حاذقی و شم سیاسی داری.

     
  87. آرتین ایران

    سلام بر ناظران گرامی
    پس از سخنان بی منطق جناب عباس عبدی که صرفا بیانگر دست و پازدن جریان موسوم به اصلاح طلب برای بقا در چهارچوب قدرت است نقد زیر در رد افاضات ایشان را امروز خواندم که هر چند جای بیان برخی مطالب دیگر در آن خالیست اما خواندن آن خالی از لطف نیست.
    https://kayhan.london/fa/1397/03/10/عباس-عبدی-اصلاح‌طلب-اپوزيسيون-براندا
    پاینده و پیروز باشید

     
  88. درود
    جناب سید مرتضی و سایر علاقه‌مندان؛ مبحث ذیل بقدری بزرگ, پیچیده و به همراه جزئیات علمی است که قطعا علاوه بر مباحث فلسفه و کلام که رشته اینجانب نیست نیاز به آگاهی از یکسری تئوری‌ها , اصول و مفاهیم علمی بعنوان پیش‌نیاز دارد که در بدو کلام نه بنده و نه هیچکس در مقام یک پاسخ کوتاه و خوشامدگویی به مطلب یک دوست (علی1), قصد نگارش چند کتاب سنگین را داشته باشد, کوت و سطربندی و پایان گذارادن به قصد یک انتظار بر جملات یک عرض‌حالِ دوستانه کمی تا بینهایت جنبه اغراق آمیز دارد.

    جملات “عالم ساخته هیچ موجودی نیست” یا “هیچ متفکر یا مغز هوشمندی در بالا وجود ندارد” و امثالهم در جنبۀ کلی بحث که اهم موضوع است همگی به یک معنا است, به عبارت صحیح اصل و جان فرض و سخن یا واقعیت قضیه همین است که حال سعی در کشاندن به مباحث کلامی شده, در حالیکه کلام یا فلسفه بدون ورود به دانش شامل بیوشیمی, بیولژی, کیهان شناسی و ژنتیک توان ورود به قصد نتیجه در این موضوع را ندارد, زیراکه در این دو رویه (کلام و فلسفه) همواره مبنا بر یک یا چند پیش فرض گذارده میشود و سپس توسط جملات سنگین و قامض‌الهضم به استنتاجاتی کشانده میشوند که حتا چنانچه شروطِ استنتاج صحیح باشد ولی از آنجهت که پیش فرض‌ها غلط است لذا بجز دست یازیدن به یک شعبده و ماهی خویش صید نمودن, در جهت رسیدن به حقیقت موضوع دچار درماندگی میشود.

    بی شک در اینجا کوشش من در استدلال از جنبۀ علمی خواهد بود با اینحال تا جایی حافظۀ فلسفی سالیان پیشین یاری نماید پاسخگوی این جنبه نیز خواهم بود, بیان داشته‌اید:

    پرسش: برهان گزاره “عالم ساخته هیچ موجودی نیست” از نظر فلسفی کلامی چیست؟ برهان آن “تصادف”است؟
    پاسخ: سئوال غلط است, برهان بر اقامه ادعا است نه بر نفی صورت ادعا, به عبارت صحیح ابتدا مدعی میبایست بر ادعای خویش برهان صادر نماید و از نافی طلب برهان بر نفیِ براهینِ ادعا داشته باشد.
    در طول چند هزار سال برخی اشخاص ادعای کشف رازهای هستی و حیات را داشته‌اند, کوشش‌های آنان در قانع نمودن بشر نه در بدو امر و نه بعدها که توسط بسیاری از متفکران و فیلسوفان توضیح و بسط یافت و شاکله اصلی آن قوام پرهیمنه دینی یافت نتوانست مورد قبول برخی انسان‌های دقیق و پرسشگر واقع شده و بمرور زمان و پیشرفت علم این ادله یکی پس از دیگری مورد خدشۀ انواع شاخه‌های علمی و دانشمندان و البته فلسفه علمی قرار گرفته, و همانگونه که بیان شد علم علیرغم تشریح تمامی اسرار حیات در کره زمین و تعیین و تخمین بسیاری از پدیده‌های کهکشانی از آغاز بیگ بنگ تاکنون شامل پیدایش و زمان الکترون و پروتن و سایر اجزای ماده و سپس سایر عناصر, هنوز در درک “نیستی” (چنانچه بوده باشد) و پیدایش هستی از نیستی نظری ندارد, ولی علوم تجربی و دانشمندان هرگز قادر به قبول تلاش‌های کلامی-فلسفی در تبعیین راز خلقت و بخصوص پیدایش حیات در کره زمین که به دین نیز ارث رسیده نخواهند بود.

    نکته مهم در ادامه بحث اشاره به عدم مفهوم و تطابق برخی از واژگان که لوازم دیدگاه فلسفی در این مباحث محسوب میشوند با دیدگاه علمی میباشد, مفهوم “تصادف” از دید علمی به منزله ایجاد یک ماده یا پدیده و پروسه ادامه آن خارج از داشته‌ها و قوانین موجود نبوده بلکه صرفا به معنای عدم نقش یک اراده و عدم یک نظم متساوی بصورت متواتر است, و یگانه پارامترهای دخیل در وقایع عالم “زمان” و “دیتا” است, در توضیح میتوان گفت در هر تایم عالم مثلا دوازده میلیارد سال پیش ماده یا پدیده‌ایی بر اساس اجزاء و قوانین محدودِ پیش از آن بوجود میاید, سپس جزء جدید یا ماده جدید یا عنصر جدید با خود یکسری تبعات و قوانین جدید حادث میکند که به مجموعه پیشین افزوده میگردد حال بنا به قوانین آمار و احتمال هر ترکیب چندتایی از آنان نیز ایجاد ترکیبات و قوانین و پدیده‌های جدیدی خواهد داشت.

    نظم موجود است, ماده و قوانین موجود است, ولی وجود تمامی اینها حاصل تقابل مرحله‌ایی یکدیگر در یک ظرف زمانی است و خواست یا اراده موجد هیچیک نبوده. عناصر ید و فلوئور قطعا پس از هیدروژن و هلیم ایجاد شده‌اند چون ساختارشان بزرگتر و پیچیده‌تر است ولی تا زمان پیدایش, ماهیت و خواص آنان نه مشخص و نه تابع هیچ اراده‌ایی بوده که بعدها در نگاتیو فیلم یا دهان شویه استفاده شوند, دو میلیارد سال بعد کهکشان راه شیری با همسایه ما کهکشان اندرومدا برخورد خواهند داشت, حیات در کره زمین و سایر سیاراتی که احتمال حیات در این دو کهکشان دارند ممکن است نابود شود, ممکن است صاحب چند خورشید و یا قمر دیگر بشویم و حیات بگونه دیگری فرگشت یابد. و ممکن است هیچیک رخ ندهد در اینجا موجود متافیزیکی تعیین کننده نیست فقط زمان و داشته‌ها تعیین کننده است, ممکن است هزار سال دیگر صد موشک عظیم همزمان از نقطه‌ایی در زمین به فضا پرتاپ شوند و ضربه ناشی از آنان زمین را چند درجه از مدار انتقالی خود منحرف کند و دو میلیارد سال بعد از یک سانحه جلوگیری شود یا باعث سانحه شود.
    در مثال فوق میتوان هم شاهد نظم عالم بود و هم وجود تصادفی بودن رویدادها, هم از دو میلیارد سال قبل قادر به تخمین و تعیین این رویداد بودیم و هم تصادفی بودن آن.

    دیدگاه کلامی و فلسفی در آشکار ساختن اسرار پیدایش عالم به هیچوجه کفایت نمیکند و بیشتر شبیه نوعی بازی است, همانگونه که در پرسش‌های جناب مرتضی بعوض بحث علمی و ریشه‌ایی از بالا یعنی به نتیجۀ نهایی پرداخته شده و چهار میلیارد سال فرگشت حیات در کره زمین و هزاران سال تفکرات بشر و هزاران کیلو کتاب علمی یکسره از نظر غایب است, هدف باید مشخص باشد, جستجوی حقیقت یا خشکه کلام.
    بی شک دیده منت بر دعوت دوستان گذارده و یک به یک پرسش‌ها پرداخته خواهد شد و به مرور در ریشه‌ها نیز گام خواهیم نهاد.

     
    • اغراقی در کار نبود،اینجا گزاره هایی مطرح شد که نه بیّن (بدیهی) است نه مبیَّن (نظری تبیین شده) خواه در قالب خوشامد خواه در هر قالبی.
      گزاره هایی مثل “عالم ساخته هیچ موجودی نیست” یا “هیچ متفکر یا مغز هوشمندی در بالا وجود ندارد” گزاره هایی خبری هستند که محتوای آنها محتوائی فلسفی است خواه مترادف باشند خواه نباشند،این گزاره ها با محتوای فلسفی نیازمند تبیین است و گزاره خبری بما اینکه گزاره خبری است محتمل الصدق و الکذب است یعنی یا صادق است یا کاذب و هردو طرف احتمال نیازمند اثبات است.
      عبارت “در حالیکه کلام یا فلسفه بدون ورود به دانش شامل بیوشیمی, بیولژی, کیهان شناسی و ژنتیک توان ورود به قصد نتیجه در این موضوع را ندارد”.
      عبارت مبهمی است،اولا دانش های بیوشیمی ،بیولوژی،کیهان شناسی و ژنتیک فقط پیرامون موضوعات خاص بحث و گفتگو می کنند،فی المثل دانش ژنتیک بخشی از دانش زیست‌شناسی است که به وراثت و تفاوتهای جانداران زنده می‌پردازد یعنی از قوانین و مفاهیم موجود در این دانش می‌توانیم به همانندی یا ناهمانندی دو اندامگان نسبت به یکدیگر پی ببریم و بدانیم که چگونه و چرا چنین همانندی یا ناهمانندی در داخل یک جامعه گیاهی یا جامعه جانوری، بوجود آمده‌است،بنابر این داوری در مفاد گزاره های پیش گفته در صلاحیت این شاخه از دانش زیست شناسی که مثلا با قواعد و قوانین داخلی خود بتواند بگوید عالم ساخته هیچ موجودی نیست یا شعوری منشا وجود جهان نشده است بنابر این لطفا با اینگونه الفاظ قلمبه سعی نکنید مفاهیم مورد بحث را ارزشیابی کنید.ثانیا فلسفه را باید تفسیر کرد ،فلسفه اینجا عبارت از یک دانش کلی است که در صدد تبیین هستی و تقسیمات موجود در هستی است با اتکاء بر بدیهیات و نظریات تثبیت شده،بنابر این بحث هایی که مطرح کرده اید ماهیتا بحث فلسفی است و بحث فلسفی را نمی توان با داده های علوم تجربی و روش علوم تجربی خلط کرد.
      پرسش از برهان گزاره “عالم ساخته هیچ موجودی نیست” پرسش نادرستی نیست،شما این گزاره را بعنوان گزاره ای صادق مطرح کردید،از طرفی پیدایش جهان را به “تصادف”نسبت دادید،سوال از لمیّت و چرایی این گزاره سوالی منطقی است،برای اینکه مدعای شما همین دو مدعا بود،آری برهان برای اقامه دلیل بر مدعاست،اینجا چه کسی ادعا کرد عالم ساخته هیچ موجودی نیست؟! من یا شما؟! چه کسی ادعا کرد پدید آمدن جهان معلول یک تصادف است؟ من یا شما؟! پس شما مدعی هستید و بتعبیر معروف البینه علی عهده المدعی.
      مقصود از “فلسفه علمی”را باید روشن کرد،از نظر من فلسفه تعریفی جدای از علم دارد و عنوان فلسفه علمی چیزی است از قبیل کوسه و ریشه پهن.شما در این بخش باز ادعاهای پیشین را فقط تکرار کردید،من می گویم داشته ها و داده های علم در هر بخش از علوم هیچگاه نافی این نبوده است که منشا پیدایش جهان یک شعور باشد و جهان مستند به یک موجود ازلی باشد،شما فقط می گویید ادعاهای الهیون ابطال شده است.اینها فقط ادعاست باید اینها را بتوان مطرح و تبیین کرد.
      اینهم که گفته شد :”علم علیرغم تشریح تمامی اسرار حیات در کره زمین و تعیین و تخمین بسیاری از پدیده‌های کهکشانی از آغاز بیگ بنگ تاکنون شامل پیدایش و زمان الکترون و پروتن و سایر اجزای ماده و سپس سایر عناصر, هنوز در درک “نیستی” (چنانچه بوده باشد) و پیدایش هستی از نیستی نظری ندارد”.
      ظاهرا هم ناشی از نا آشنائی با مفاهیم فلسفی است و هم ناشی از عدم توجه به ماهیت علم و رسالت علم و منطق علم،چنانکه قبلا عرض شد مفاهیمی مثل “وجود” و عدم” از بدیهی ترین مفاهیم فلسفی نزد انسان هستند،عدم یعنی هیچ یعنی مفهومی که هیچ مطابَق يا مصداق یا مابازائی در خارج از ذهن ما وجود ندارد،هیچ هیچ است وقتی هیچ هیچ است و حظی از هستی و وجود ندارد چیزی نیست تا قابل اثبات باشد،پس چیزی جز وجود وجود ندارد،هرچه هست هستی است،الان شما با من در حال گفتگو هستید چون فرض شما وجود و هستی کسی است که گفتار شما را نقد کرده است وگرنه عدم که قابل گفتگو نیست پس شما پیش از اینکه با من گفتگو کنید درکی از مفاهیم وجود و عدم دارید.بله اما بحث از این بود که آیا جهان وجود بعد از عدم داشته است یا جهان خودبخود همیشه بوده است یا جهان حادث است و تصادفا حادث شده است،بحث ما از این گزاره ها و مدعی این گزاره ها فردی با آی دی شهداد بود،شهداد گفت من یافته ام که جهان بتصادف وجود پیدا کرده است،پس شهداد :1- جهان را حادث دانست و 2- تحقق جهان را ناشی از یک تصادف دانست.آیا این گزاره ها را نباید تبیین و مستدل کرد؟ بنده گفتم اینکه آیا پیدایش جهان یعنی پیدایش هستی از نیستی یا پیدایش هستی از هستی؟ فرع بر حدوث آن است،در آغاز باید تبیین کرد که آیا جهان ازلی است یا حادث است؟ و آیا جهان که علی الفرض حادث است حدوث آن ناشی از یک تصادف است یا نه؟ شما گفتید تصادف منشا حدوث است،آیا چنین ادعایی نیازمند تبیین نیست؟
      اینکه می گویید علوم تجربی و دانشمندان تجربی قادر به پذیرش تبیین فلسفی جهان نیستند سخن عجیبی است! اولا الان بحث ما در امکان یا عدم امکان مقوله تصادف است،بله الهیون و ادیان و برهان های فلسفی و قانون علیت می گوید جهان نمی تواند پدیده ای تصادفی باشد ،شما می گویید علم اینرا نمی پذیرد؟! خوب علم چه تبیینی برای تصادفی بودن مجموعه جهان و هستی دارد و چه تبیینی برای تصادفی بودن پیدایش حیات لااقل روی زمین دارد؟ ثانیا مگر توجه ندارید که نطاق و سیطره علوم تجربی فقط بر دانسته ها و دریافت های خویش است؟ زبان علم این است که تا جایی که من یافته ام فلان پدیده ناشی از فلان پدیده در فلان شرائط است،پس “نمی دانم” برای علوم تجربی حتی در محدوده تحلیل و تجزیه اجزاء درونی جهان وجود دارد تا چه رسد به داوری در مورد مجموعه جهان و اول و آخریت آن یا حدوث و قدم و ازلی بودن یا نبودن آن،نیز اگر توجه کنید خود مساله علیت پایه کشفیات و فرضیات علوم تجربی است یعنی علم حتی در محدوده آنالیز و تحلیل اجزاء درونی عالم قائل بتصادف نیست تا چه رسد به مجموعه هستی و جهان یا جهان هایی که هست..

       
      • درود
        فلسفه ، تا حدود سیصد سال پیش ، که علوم متعدد خود را جدا کردند، تنها علم بشمار می آمد.این علم شامل ریاضیات و هندسه و ستاره شناسی حقوق، منطق و استدلال و … بوده ، عمده تفاوت فلسفه جدید و قدیم در جدایی علوم از فلسفه است. و در عصر حاضر اینگونه تصور می شود که فلسفه فقط به یک تئوری محض تبدیل شده است.
        فلسفه اجتماعی، فلسفه اقتصاد، فلسفه حقوق، فلسفه سیاسی…. انواع فلسفه جدیدند که مبنایشان همان علم است و چرا؟

        گرچه علوم خود را از فلسفه جدا کرده اند . هنوز به فلسفه محتاجند. زیرا فلسفه دیدگاهی کلی را بر اساس واقعییات اراعه می دهد . جهان بینی فلسفی / جهان را در یک مجموعه دیدن همان اصل تغییر نکرده فلسفه قدیم و جدید است.
        بخش تئوری و عملی فلسفه گرچه اکنون به بخشهای مختلف تقسیم شده اند، مبنایشان علم و تجربه است .همانقدر علم به فلسفه محتاج است که فلسفه به علم.فلسفه تئوری و نظریه به تنهایی نیست، بلکه نتیجه اثبات ویا رد علوم تجربی است. و در عین حال بخاطر جهان بینی اش نقطه اتصال علوم .

         
    • در ادامه شما خواستید تحلیل دیگری از مقوله “تصادف” کنید و تصادف باصطلاح فلسفی را غیر از تصادف بکار رفته در علوم تجربی قلمداد کنید،اولین بار است که چنین ادعایی را می بینم،صدفه و تصادف باصطلاح فلسفی یعنی پدیده ای خود بخود از کتم عدم بعرصه وجود بیاید یعنی بدون هیچ دخالت خارجی (خواه خدا و خواه غیر خدا) ،یا پدیده موجود خودبخود و اتومات و بدون موثر یا فاکتور خارجی متحول به ماده و شکل و هیئت خاصی شود. خوب چنین فرضی مستلزم تناقض و مستلزم بطلان و نقض قانون علیت است،در حالیکه علیت (یعنی اینکه هیچ پدیده ای بدون موثر خارجی بوجود نمی آید یا بدون موثر خارجی از حالتی بحالت دیگر متحول نمی شود) اساس همه علوم است،و اساس تجربه در علوم همین قانون علیت است،شما در اینجا می گویید ماده خودبخود در چندین هزار سال متحول می شود!کدام نظریه علمی چنین چیزی رامی گوید؟! حتی همین نظریه بیگ بنگ یا مه بانگ هاوکینگ که می گوید یک انفجار منشا پیدایش جهان فعلی شده است مبتنی بر قانون علیت است یعنی اینکه یک انفجار در فلان میلیارد سال منشا صورت بندی جهان کنونی بوده است (حال با توجیهات علمی و ریاضی و فیزیکی درون این نظریه) پس انفجار منشا وضع فعلی است روی این نظریه،یعنی چه؟یعنی قانون علیت،یعنی اینکه تصادف بهر معنایی ناممکن است و منشا چیزی نیست.حال اینکه خود آن انفجار چه منشائی دارد؟ ظاهرا به این نظریه و صاحب آن اینطور نسبت می دهند که جهان در پیدایش خود نیازمند خدا نبوده،من برای هاوکینگ بعنوان یک فیزیکدان برجسته احترام قائلم اما این گزاره الان گزاره ای فلسفی است،شما می توانید و توانسته اید تحلیل علمی کنید که یک انفجار منشا صورت بندی فعلی بوده است،این یعنی نفی تصادف،اما توضیح دهند خود آن انفجار منشاش چیست؟ آیا انفجار نیازمند منشا نیست؟ آیا انفجار از شمول قاعده علیت مستثناست؟! چرا؟ آیا انفجار تصادفی بوده؟ چرا؟ من صلاحیت بحث از درون محتوای نظزیه بیگ بنگ ندارم چون داخل این نظریه محتواها و گزاره ها گزاره هایی فیزیکی ریاضی است که متکی بر قانون علیت است،عرضم این است که این سخن هاوکینگ که جهان در صورت بندی فعلی خود نیازمند خدا نبوده و نیست گزاره ای مبتنی بر تحلیل فیزیکی نیست،این یک گزاره فلسفی است که از وسع دانش او خارج است،هاوکینگ می تواند در قلمرو دانش فیزیک خود توضیح دهد که صورت بندی فعلی جهان ناشی از یک انفجار یا مه بانگ بوده است اما اینکه آن مه بانگ یا انفجار معلول چه فاکتوری بوده است این نظریه آنرا تبیین نمی کند،یعنی چون نتوانسته تبیین کند بجای اینکه بگوید علت آن انفجار را نمی فهمم گفته است جهان نیازمند خدا نیست.اما من گمان نمی کنم جناب هاوکینگ بزرگ اینطور مثل شما ساده و راحت حکم کند جهان ناشی از یک تصادف است یا ماده در فلان میلیارد سال قبل صورت بندی داشته و خودبخود متبدل به وضع دیگری تا وضع کنونی شده است! این چیزی است که الان از شما شنیده می شود.مطلب و سوال روشن است شما به هیچ بیانی نمی توانید تصادف را منشا پدید آمدن اصل جهان یا منشا تحولات و صورت بصورت شدن آن بدانید. بحث زمان و دیتا هم در فیزیک و فلسفه بجای خود،حرف این است که حادث و پدیده چه در مرحله اصل وجود و چه در تحولات کمّی و کیفی خود بخود متحول نمی شود یا بوجود نمی آید یعنی تصادف محال است زیرا تصادف با اصل علیت قابل جمع نیست و اصل علیت امری ارتکازی است و اختصاصی به فلسفه ندارد.
      یک نکته ای هم در مورد این مطلب آخرتان بگویم،اینکه تحقیقات علمی با تحلیل فلسفی تباین دارد یا تحلیل فلسفی عاری از تحلیل ها و اصطلاحات علم است،یک مغالطه آشکار است،نه کسی مخالفت و تقابلی با تحقیقات علمی و فرایند تکامل علوم تجربی دارد،و نه حوزه و نطاق فلسفه را با علم باید خلط کرد،البته فلسفه و علم تبادلاتی دارند اما چنانکه گذشت موضوع علوم تجربی و روش علوم تجربی غیر از موضوع و روش فلسفی است،از باب مثال در فلسفه همین بحثی که شما از آن آغازیدید و اکنون از آن طفره می روید یعنی قانون علیت حاکم بر جهان و استحاله و امتناع تصادف،تحلیل و تبیین می شود و بر آن اقامه برهان می شود از این جهت علم و علوم در باب قانون علیت مرهون فلسفه اند،اما حوزه بحث فلسفی این نیست که فلان عنصر ناشی از کدام عنصر یا ناشی از کدام ترکیب است،این بعهده علم است و همین که علم (مثلا شیمی) می رود دنبال اینکه چرا فلان ترکیب پدید آمد؟ و چه عناصری با هم در چه شرائطی ترکیب شدند که این ترکیب پدید آمد مبنای آن پذیرش قانون علیت و عدم امکان تصادف حتی در اجزاء درونی جهان است،این واقعیتی است در خصوص اجزاء عالم که تصادف حتی در اجزاء جهان و تحولات آن ناممکن است بعد شما اینجا آمدید در قالب یک درد دل مدعی می شوید که مجموعه جهان پدید آمده از تصادف است؟!

       
    • شهداد گرامی با این بار دانسته ها خالی از شناخت هستید! دوست ارجمند پشه مالاریا را از نیش زدن و انتشار بیماری مالاریا تنها با د.د.ت یعنی از بین بردن تخم ان می توان باز داشت و آخوند را تنها با در …زدن و از قدرت انداختن دین و باور او و بی قدر و ارزش کردن باورهایش در ذهن تودهای مسحور و بی شعور می توان طرد و منزوی کرد. بحث با سید مرتضی و آخوند به هیچ جا نمی رسد. بابا جان این بشر و بشرهای هم فکر و هم پالکیهایش از این دکانیکه بر دوش ملیونها ابله بی شعور اویزانست تغذیه می کنند.24 ساعت طرف در این سایت علاف است. پدر خانواده هم هست و حتما عیالوار چون طبق دستورات رهبر ////////////// باید تولید مثل کند! دیگران با یکی دو بچه باید از کله سحر تا نصف شب سگ دویی کنند ولی /// انگار از اسمان برایش مائده می بارد!

       
  89. درود برنوریزاد گرامی ویاران ارجمند

    آقا مرتضی تورا به جدّت شما دیگه به گسترش ضداطلاعات منتشرشده ازطرف اسرائیل کمک نکن. این خبری که ازرادیوفردا گرفته ودر اینجا پست کردید چیزی جزضداطلاعات سرهم شده توسط اسراییل برای هدفی ویژه نیست.

    ۱- اینکه تامیر پاردو یک مقام سرشناس اطلاعاتی وامنیتی هست این نوع افراد ازهرکشوری که باشند لبانشان زیپ دارد که تا پایان عمرشان حتی در بسترمرگ هم بسته میماند. پاردو را خود بی بی بریاست موساد منصوب کرد خیلی هم با هم دوست هستند وایشان ۷ سال دراین مقام باقی ماند. ایشان نمیاد بیخود و بیجهت اسرارمگو فاش کند اگراینکار را انجام میدهد هدفی لابلای آن پیچیده شده است

    ۲- درجریان جنگ یوم کیپور ۴کشورعربی که سه تای آنان قویترین ارتش های دنیای عرب را داشتند با اسراییل جنگیده و شکست خوردند و بعد ازشکست به ممالک خود برگشتند و به تناول فلافل ادامه دادند. این وضعیت برای اسراییل موجود نیست یعنی برای اسراییل انتخابی بنام شکست در جنگ وجود ندارد یا پیروز میشود یا نابود میگردد بخاطرهمین دلیل بسیارحیاتی میبایست تصمیم های رزمی خودرا درکمال احتیاط اتخاذ کند

    ۳- ایران لقمه بسیاربزرگی برای گلوگاه باریک اسراییل محسوب میشود. فاصله، وسعت، وجود حداقل ۲ کشور فیمابین وتوانایی پدافندهوایی ایران موانعی جدّی وبسیار مهلک برای نیروهای اسراییلی محسوب میشوند
    با درنظر گرفتن مبحث ۲میتوان با درسدی بالا حدس زد که این رویارویی نظامی هرگزبوقوع نخواهد پیوست چون مسلماً این اسراییل است که دست بچنین ریسک بنیان شکنی نخواهد زد

    ۴- هیچ جنگی دردنیا ودرتاریخ نگاشته شده بشریت بدون هدف شروع نشده است واین اهداف میتوانند سیاسی، اقتصادی وگسترش جغرافیایی باشند. اینکه اسراییل دوبار از روی آسمان کشورهای نه چندان دوست پرواز کند و وارد هوا فضای کشوری دشمن با وسعتی عظیم شده و۴ تا ساختمان را خراب کند وبعد بسرعت فرارکند چه هدفی را دنبال کرده است؟
    بنده نگران نیستم

    پاینده ایران بزرگ
    رسول

     
    • جناب رسول
      این گزارشها فقط اختصاصی به این آقا ندارد، در مورد قصد جنگ امریکا و اسرائیل با ایران گزارش های متعددی از زمان بوش پسر وجود دارد،ضمن جنگ اسرائیل و امریکا با ایران فقط منحصر در این نیست که چند بمب افکن بقول شما از دو هزار کیومتری پرواز کنند برای بمباران! آنها هم پایگاه هایی در کشورهای مزدور دور و بر ایران دارند و هم امکان حمله موشکی از زمین و هوا و دریا،اینها را که شما قاعدتا باید بهتر از من بدانی،پس حمله اسرائیل منحصر نیست در حمله با بمب افکن ها،ضمن اینکه این گزارشها اگر ضد اطلاعات و نادرست بود تکذیب می شد.
      پاینده ایران اسلامی

       
  90. پاسخ به سید مرتضی:

    من می‌‌گویم به فرض باور به خدا و دین و مذهب، محال است خدایی بتواند وجود خارجی داشته باشد که، هم رای و نظر و فتوای قطعی خود را بطور دقیق و شفاف و رسا از زبان جا مانده‌هایی‌ در عهد عتیق همچون ناصر مکارم و نوری همدانی و مصباح یزدی و امثالهم جاری کند ، و هم چنین خدایی سطح و کلاس و اندازه و قد و قواره خدا بودن خود را تا حد ابتذال مطلق تنزل دهد آنگاه که در زمین و زمانه ما از بین ۸ میلیارد انسان در این کرهٔ خاکی، عزیزان محرم رازش برای ابلاغ نظر و رای قطعی و قاطع خدایگانی خود در باره خفه کردن صدا و ندای آزادی اندیشه، به چنین هیولاهایی سپرده باشد. و اصلا چرا باید آزادی اندیشه را این خدا خفه کند اگر ادعای خایی دارد و خودش به بنده‌ای که به ادعای خود آفریننده اوست اتهام کفر و ارتداد بزند و مستوجب اعدام بداند؟ تجسمش بسیار آسان است که در این صورت چنین دستگاه خدایی و چنین یارانی که خدا برگزیده باشد تا چه اندازه مسخره و مبتذل و پوشالی و جنایتکارانه هست و مطلقا نمی تواند وجود خارجی داشته باشد. قصه غصه دکان دین است و غارت باورمندان و جنگیدن با دانش و خرد و شرف و آزادیو آزادی اندیشه تا در این دکان مفت خوران تخته نشود و مابقی هیچ و پوچ.

     
  91. سلام و درود

    به جناب مصلح!
    پیرامون مقاله انتخابی آقای حجاریان.

    محتوای این مقاله بسیار ارتجاعی و کهنه است، درست است که شیوه دمکراسی ابتدا در یونان باستان مطرح و تست شد، ولی دمکراسی کنونی تنها در لفظ و لغت با دمکراسی یونانی اشتراک دارد. حتی اگر آرزوی ایده آلیستی سقراط بزرگ هم محقق شود و« حاکم حکیم ، یا حکیم حاکم شود »در عصر امپریالیسم و بروز و ظهور و تکامل نظام سرمایه داری جهانی راهگشا نخواهد بود، زیرا اولاً کل مسائل کشوری و لشگری و اقتصادی و اجتماعی یونان باستان به اندازه یک شهرک کوچک فعلی هم نیست،ثانیاً روابط حاکم و مردم روابطی دو طرفه است، علاوه بر حاکم حکیم یا حکیم حاکم، مردم هم باید رشد و شایستگیهای لازمه زیست در جامعه دمکراتیک را داشته باشند. بنابر این اگر ما نیز چون سقراط بزرگ آرزو کنیم باید بجای :« ایکاش یا حکیمان حاکم بودند، یا حاکمان حکیم بودند » باید بگوییم:« ایکاش کل حاکمان اعم از رؤسای قوا و استانداران و شهرداران و فرمانداران و مدیران کل ادارات و معلمان و کارمندان و مردم شهری و روستایی و کارگر و کشاورز و حتی ارباب رجوع و مردم عادی هم همه حکیم و فیلسوف بودند یا از قوانین و تفکری حکیمانه پیروی و اطاعت میکردند !!! »اگر کل اجتماع تابع قوانین دمکراتیک مدرن باشند و مفاد و محتوای اعلامیه جهانی حقوق بشر رعایت شود ، انگار همه مردم حکیم و فیلسوفند، همینکه از قوانینی متناسب با نیاز زندگی امروز و پذیرفته شده توسط اکثریت مردم، یا نمایندگان حقوقدان اکثریت مردم تقنین، و جامعه بر اساس آن اداره شود، گویی هم حاکمان حکیمند، هم حکیمان حاکمند، هم مردم از قوانینی حکیمانه، عادلانه و آزادانه پیروی میکنند.
    دمکراسی کنونی یکی از دستاوردهای انقلاب صنعتی انگلستان و انقلاب کبیر فرانسه و پیروزی نهضت های رهایی بخش ضد استعماری(استعمار کلاسیک کهن) و تکامل و سلطه جهانی نظام سرمایه داریست(سلطه نوین امپریالیستی_استعمار نو) و عملاً هم سرمایه داران بزرگ یا نمایندگان آنها به حکومت میرسند و قانونگذاری و اجرا
    میکنند. نه دمکراسی برده داران یونان باستان، تمام مردم آنزمان را نمایندگی میکرد و پوشش میداد، نه دمکراسی بورژوایی کنونی نماینده کل طبقات و اقشار جامعه است. آن حافظ منافع برده داران بود و این حافظ منافع سرمایه دارانست. دمکراسی ماهیتی طبقاتی دارد و در خدمت تثبیت و حفظ منافع طبقات فرادست است.
    دمکراسی حقیقی تا کنون در هیچ جامعه ای تحقق پیدا نکرده و تا زمانیکه جامعه طبقاتی باشد نیز محقق نخواهد شد. اما از آنجا که جامعه ناگزیر از داشتن حکومت است این شکل حاکمیت، بطور نسبی بهتر از سایر اشکال تجربه شده حکومت است. نسخه دمکراسی برای تمام جوامع بیکسان مفید نیست، زیرا همه کشورها در یک مرحله از رشد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیستند که دارای مسائل و نیازهای همسانی باشند. از طرفی مسائل کشورها جهانی شده و در عصر سلطه امپریالیسم جهانی در یک انتخابات آزاد کشورهای امپریالیستی از طرق مختلف مداخله میکنند و میتوانند با ساپورت مالی و تبلیغاتی احزاب، جریانها، و کاندیداها، اشخاص مورد نظر خود را به قدرت برسانند،اگر تصادفاً کسانی چون دکتر محمد مصدق و سالوادر آلنده و احمد سوکارنو هم به قدرت برسند و تسلیم سیاستهای آنان نشوند با کودتاهای خونین آنان را ساقط میکنند. لذا انجام انتخابات آزاد تنها به حال کلان سرمایه داران وابسته به امپریالیسم مفید خواهد بود، مگر آنکه کشوری دارای منابع خام چون نفت و گاز و کائوچو و لاستیک نباشد(این منابع چون گنجی باد آورده اند و کشورهای خریدار برای کشور صاحب منابع حق چندانی قائل نیستند و آنان را خیلی ذیحق در فروش منابع نمیدانند و به اشکال گوناگون در آمد حاصل از فروش مواد خام را از چنگشان در میآورند. ) و میزان سواد و مطالعه و دانش سیاسی و آگاهی اجتماعی مردم چنان باشد که بتوانند بر تبلیغات کاذب و اعمال نفوذ و دخالت بیگانگان ذینفع، غلبه کنند و نمایندگان واقعی خود را بر گزینند و پشتیبانشان باشند.کشورهای اسکاندیناوی در این مورد مثال خوبیند. (در نظامیکه به لیبرال دموکراسی موسوم است، سرمایه و صاحبان سرمایه بر جامعه سلطه دارند و در عمل خود یا گماشتگانشان کرسیهای حکومت را اشغال میکنند. بیگمان در میان مردم ایالات‌متحده آمریکا افراد بسیار زیاد و شایسته تری از امثال جرج بوش پسر هستند که حقیقتاً دانش و لیاقت ریاست جمهوری چنان کشور بزرگی را داشته باشند، ولی در عمل و در یک میدان رقابتی این دلارهای نفتی و در آمدهای حاصل از فروش جنگ افزار و اراده صاحبان رسانه های همگانی هستند که با تبلیغات مؤثر جرج بوش بی فرهنگ و نیمه دیوانه را به ریاست میرسانند، البته در عمل هم چنان او را کنترل میکنند که بود و نبودش هیچ تأثیری در مدیریت و سیاست ندارد و کماکان درب سیاست و قدرت بر پایه منافع و اراده کلان سرمایه داران میچرخد. ) مقاله ای که آقای حجاریان انتخاب کرده تنها به درد تدریس در دانشکده علوم سیاسی و آموزش تاریخ جامعه مدنی به دانشجویان میخورد و بس.
    ایجاد دمکراسی واقعی تنها با داشتن نظامی دمکراتیک و مردمانی دارای آگاهی سیاسی و دانش
    آموخته و حساس نسبت به سرنوشت اجتماعی خود محقق میشود.

     
    • شفیعی گرامی شما از یک تروریست اسلامی چه انتظاری دارید؟ عبدی و حجاران و سید مرتضی و خامنه ایی و رفسنجانی و ناطق نوری و ده نمکی …سرو ته یک کرباسند. اینها نطفه های مشتی غارتگر و دزد و ایران و انسان و تمدن ستیزند. من نزدیک 40 سالست که گفتار و رفتار این اشغالگران ایران ستیز را شنیده و دیده ام. متاسفانه ایرانیان بعلت دین خویی و خرافاتی بودن مردمی احساسی و تهی از تفکرند. براحتی گول می خورند. راستی چرا فلسفه در یونان به چنان رشد بالایی رسید ولی در ایران به اراجیف///اغشته گشت و در چنبره مغالطات و سفسطه گرفتار شد. قبل از یورش وحشیانه اسلامیان و نابودی همه چیز ما کسانی مثل برزویه داریم که با یک جمله اساس و باید حکومت دمکراسی و جمعی و سکولاریسم را گوشزد می کندکه..همه چیز را همه گان دانند و همه گان از مادر نزایند!

       
      • این باز دوباره مدتی غائب شد و رفت دوپینگ کرد دوباره آمد سراغ فحاشی و مزخرف گوئی! این جناب شفیعی چقدر ساده است خیال می کند مزدک متحول می شود! نه بابا،درشتی و خشونت کلامی و فحش و تهمت و غیبت جزء خمیره ذات مزدک و از ذاتیات اوست مثل روغن که چربی ذاتی اوست! و ذات را نمی شود از ذاتی جدا کرد!

         
  92. بچّه جوادیه

    سیاست خارجی نظام مقدس:
    ببینیم اگر انشالله دموکراتها در انتخابات مجلس آمریکا پیروز بشوند چه میشود…خدا با ما است!
    ببینیم توتال تو این 50 روز چکار میکند…خدا با ما است!
    ببینیم اروپا چطور برجام را حفظ میکند..خدا با ما است!
    ظریف به شرمن: از کجا مطمئن شویم این برجام میتواند پایدار باشد؟
    شرمن به ظریف: ما چطور مطمئن شویم که قرادادی که یک طرفش شما باشید میتواند پایدار باشد؟!! آخه خدا با شماست!!

     
  93. درود
    سید مرتضا، بازم کیلویی و خرواری نوشتی و شعارههای معمول را سر می دهی و…
    ۱-کجا جناب نوری زاد کلی گویی می کند؟ شما بجز نام و دلیل مشخص چه می خواهید؟ لابد اقرار تلوزیونی نامبردگان؟ اینقدر عجله نکنید و احساساتی نباشید ، همه چیز جای خودش، مدارک جمع است فقط دادگاهش مانده که مردم ایران در حال تدارکش هستند.

    ۲-نوشتی دین یک پروگرام است و شخصی نیست ؟! بخصوص تعبیرات و تفسیرات فقهی ؟؟

    ۳- ایران ، ایران آزاد است و برچسپ اسلامی و هیچ عقیدتی به آن نمی چسبد. بدجوری در اقلیت افتادید که مدام ار اکثریت و اقلیت دم می زنید! آی که نوش جانتان.معلوم نیست کجاحاج قاسم مخفی شده؟

    ۴ – و اما، حجاب فقط برای سرکوب و سلطه گری بر زنان است و بس.
    “انسان “فارغ از هر پسوند و پیشوندی است وهیچ کدام از برچسبها چون مسلمان ، شیعه ، باحجاب، کافر، مسیحی، با ایمان ……نمیچسبد. انسانها با هم برابرند و تنها در فردیتشان با هم تفاوت دارند و هیچ کس نمی تواند فردیت خود را بر دیگری ،که هیچ ، بر دیگران تحمیل کند. این یک منطق و حساب دودوتا چهارتاست. ای پدر منافع بسوزد.ونظام داعشی آخوندی درایران اثبات شکست فلسفه سیاسی فقهی شیعه است .

     
    • شما باز جیغ زدی؟! پاسخ و توضیح به سوال از فردیت که جیغ زدن ندارد!

       
      • درود
        سید ، پایه مدرنیته براساس تعریف فردیت و انسان است. حال ربط آخوند و مدرنیته چیست؟ هیچ.
        حکومت داعشی آخوندی،را ماکیاولی بوضوح ترسیم کرده است . تعریف فرد تعریفی مدرن است. در آنجا که هابس حتا در لویاتان قرارد اجتماعی را مطرح می کند ،با تمام نقایصش حفظ مالکیت شخصی او مدرن است و از آن به بعد ما رساله های فراوانی را شاهدیم.رهبرت به روسو علاقه دارد برو نگاهی به نوشته های روسو بیانداز، البته نظریات او نیز منسوخ شده اند.

        فردیت یک اوتوپی نیست . وجود خارجی دارد و تعریف فردیت تعریفی گسترده از لحاظ حقوقی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی است. آنچه مهم است ، حفظ و قرارداد اجتماعی بین افراد یک جامعه است و این قرارداد را نمی تواند یک لویاتان و یا حاکمیت تروریست چون نظام آخوندی بر افراد تحمیل کند .فرق بین دیکتاتوری و دموکراسی هم همین است.

        اجتماع مدرن کنونی در پذیرش افراد دگر گونه و احترام حقوق افراد تعریف و نه تحمیل می شود قرارداد اجتماعی هابس را جان لاک تعریف بهتر می کند هر چند هنوز ناقص است و او تصمیم افراد درنفی قرارداد اجتماعی موجودرا در صورت لزوم جزو بدیهیات و حق افراد می داند و اینکه هیچ فرد و یا نسلی نمی تواند بر ای نسلهای بعدی تصمیم بگیرد . دموکراسی بنیادش بر فردیت است که این در نظام داعشی آخوندی تروریستی ناممکن است.

         
        • به روسو و ماکیاولی و دموکراسی و مدرنیته کاری ندارم، پرسیدم فردیت یعنی چه؟ هیچ تعریفی از فردیت ندارید؟

           
  94. رادیو آلمان: آیا “حدود الهی” نوجوانان را در برابر تعرض جنسی حفظ می‌کند؟
    مش قاسم: اینا دیگه کجا بودن توی این ۴۰ سال؟ …(سه نقطه از مش قاسم)ها، ۴۰ ساله توی این مملکت با حدود الهی هر شیکری که خواستن خوردن، تجاوز، آدمکشی، دزدی، شکنجهگری. بازم جواب میخوای؟
    ==================================================================
    حاجیه ضعیفه شهیندخت (حیف این اسم قشنگ واسه این) مولاوردی، دستیار/* حسن/* خواست که هرچه سریع‌تر “قانون حمایت از حقوق کودک و نوجوان” تصویب شود.
    مش قاسم: خدا شاهده از اینا شیادتر تو دنیا وجود نداشته. اولا، بیا بگو ببینم کار حقوق شهروندی به کجا رسیده؟ دوما، اینا همین قانون/*هایی که دارن اجرا نمیکنن، اینم یه شامورتی بازی جدیده که یه مدتی سر ملت رو با شدن و نشدن این یکی گرم کنن. سوما، با اونایی که توی قم و قزوین و مشهد و اینجورجاها مشغول تفسیر حدود الهی هستن چه خا…(سه نقطه از مش قاسم)ی میخواهی به سرت بریزی؟ با یه آیه فلان آنچنان به ملاجت میزنن که دیگه خیال یه همچین فضولیهایی در حدود الهی نکنی.

    اینا همه واسه شیره مالیدن به سر ملته، شامورتی بازی. از اینا از این بهتر نمیشه توقع دشت، ۴۰ ساله که به اینجور کارا عادت کردن.
    ===============================
    یکی به اسم حاج جلال ایجادی: در زیر سایه شاه، خمینیسم رشد کرد.
    ترجمه: ما را در زمان شاه از دایره عقل و خرد بیرون رفتیم!

     
  95. فرشاد خدایی

    زمانی که بدلیل بی کفایتی سیستم آخوندیسم بسیاری از جوانان در جنگی بی هدف پرپر شدند.
    عده ای دیگر که شهید نشده بودند و هنوز غبار جبهه را از لباس رزمشان نروفته بودند و خستگی از تن بدر نکرده بودند. به امید ساختن آینده ای درخشان راهی دیار غربت شدند .
    اگرچه روح اینان همراه با همرزمانشان در همان جبهه ها جا مانده بود و تنها جسم و اسمشان را بر دوش میکشیدند.

    ژاپن یکی از سرزمینهای رویایی جوانان آن دوران بود.
    رفتیم و با تمام غرور ملی و پیشینه ی تاریخی عظیم خود در برابر بیگانگان بخاطر لقمه نانی عرقها از شرم ریختیم و سرها از خفت در گریبان فرو بردیم .

    بیاد می آورم پیرمرد هفتاد ساله ژاپنی را که پیش آمد و پرسید .
    چطور شد شما برای کار به اینجا آمدید؟؟؟
    کشور شما که کار فراوان بود من خودم اوایل سلطنت پهلوی دوم در پالایشگاه آبادان کار میکردم .
    پرسیدم : بعنوان تکنسین مشغول بودید ؟
    گفت :نه !!! کارگر بودم چون آنزمان در کشور من کار کم پیدا می شد.

    آری!!!
    فلاکت کشور من (ایران) به همینجا ختم نمی شود.
    کار به جایی رسیده که یک زن ژاپنی (همسر سابق من) پس از طلاق به خودش اجازه داده دخترم را!!! پاره تنم را!!! بیست سال از من دور نگه دارد و حق هرگونه ارتباطی با او را از من بگیرد.
    چون میداند کشورش دروازهایش را به روی ایرانیان بسته است و آنان مثل حیوانات وحشی هرگز نمی توانند حق ورود داشته باشند و باید پشت مرزها باشند تا آسیبی از این وحوش به شهروندان ژاپنی نرسد.

    آری آری !!!
    من جامانده ای از تبار شهیدانم
    و هر روز در حسرتم از اینکه چرا باید جا می ماندم تا شاهد افسار گسیختگی ملایان باشم و ویرانی ایران و تباهی تاریخ کشورم.
    یا کم سعادتی بوده یا بدشانسی!!!

    آنچه مسلم است خوش شانسی نبوده مطلقا.

    والسلام

     
  96. سلام اقای نوری زاد من هم بعنوان یک ایرانی که بقول شما حق دارد در هر مسئله ی ریز ودرشت مربوط به کشور نظر بدهد میخواهم بااجازه شما به سید مرتضی بگویم ای سید گرامی اتفاقا مشگل اصلی تمام مبارزان وزندانیان سیاسی وایرانیان تحت ستم با حکومت اسلامی دقیقا برروی همین دیدگاه شماست شما که برای هموطنان تارانده شده ات توسط حکومت مورد تاییدت هیچ حقی قائل نیستی پس چگونه است که جنابعالی و اخوند های حکومتی و همفکرانت وقتی در بالای منبری وپشت بلندگو وتریبونی جای میگیرید دم از عدالت علی (ع)میزنید چگونه است که از حق مسلم امام حسین(ع) وبیت وهمراهانش برای ورود به کوفه سخن میرانید مگر نه ان است که در ان زمان امام حسین(ع) در جایگاه الان همین هموطنان دور از وطن بوده است پس چرا بخود اجازه میدهید که بر طبل دفاع از شیعیان بقول شما مظلوم یمن وسوریه وفلسطین وعراق ووو بزنید شما که هیچ حقی برای هموطنان بیرون از دایره خودیهای نظام ولایی قائل نیستید پس بنظر من هیچ حقی هم در دفاع از مظلومان دیگر کشورهای جهان نداری سید مرتضی کمی منصف باش…عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگران برتو نخواهند نوشت من اگر نیکم وگر بد تو برو خود را باش هرکس ان درود که عاقبت کار کشت …سپاس ازشما

     
    • سلام منوچهر
      من ذیل نوشته آقای نوریزاد توضیح دادم که برداشت ایشان از نوشته من برداشت نادرستی بود،به آن توضیح مراجعه کنید.

       
  97. دکتر حسن زاده

    سلام
    اقای نوریزاد عزیز
    در کانال یک نفر بنام مصلح از شما سوال کرده بود. بجای حکومت کنونی چه چیزی را میخواهید جانشین کنید؟
    و شما امال و ارزوهایتان را گفته بودید.شما یک جامعه ازاد را ترسیم کردید.مثل مدینه فاضله.
    ولی این کار شما جواب سوال نبود.یا لااقل جواب سوال خیلیها از جمله من نیست.چون شما که اختیار تام ندارید برای حکومت اینده .ولی میتوانید راهکار بدهید به مردم که حکومت اینده را میتوان اینچنین برقرار کرد و از اسیب به این طریق محفوظ داشت.
    این راهکار از نظر شما چیست؟
    و یا اصلا راهکاری دارید یا خیر؟
    چون شما خوب میدانید کسانی که انقلاب کردن و کشته های بیشمار هم دادند ارزو و شعارشان
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی بود.که اسلام عزیز همه سه گزینه را بلعید و اکنون فقط اسمی از انها بافیمانده است.و اسلام هم روی عبوس و داعشی اش را به ما نشان داده است.
    چطور و چگونه میتوان تضمین کرد که تغییر بعدی به انقلاب ۵۷ دچار نخواهد شد؟
    میشه لطفا توضیح دهید؟
    با سپاس دکتر حسن زاده.

     
    • جناب حسن زاده
      راه کارهایی که جناب نوریزاد در نفی و سرنگونی نظام جمهوری اسلامی (و نه اصلاح و پالایش آن) تاکنون ارائه داده یا می دهند همین است که عرض می شود :بیایید حزب مودبان تشکیل دهیم(در عین حال خودمان تعبیراتی بکنیم که دیگران هرچه بیشتر و بیشتر از ادب و مودب بودن دور شوند و فحاشی ها را منتشر کنیم)، نمایشگاه نقاشی ترتیب دهیم و تابلوهای نقاشی آماتور خود را در معرض فروش قرار دهیم و با چند نفر عکس بگیریم و برای هم کف بزنیم ،اینطرف و آنطرف برویم و بطور مطلق از هر متهم یا محکوم یا زندانی حمایت مطلق کنیم بی آنکه بدانیم واقعا اتهام او چیست؟پرونده قضائی او چیست؟جهت محکومیت او چیست؟ یا در رسانه های مختلف مثل سایت و کانال و کانال های ماهواره ای بیگانه دائم علیه جمهوری اسلامی تبلیغ کنیم که “دزدها – آدمکش ها و …” و از ارائه یک سند قابل قبول عجز باشیم،یا اینطرف و آنطرف برویم و با این و آن عکس بگیریم،یا تند و تند در عین نداشتن صلاحیت فتوا در امور دینی فتواهای خاص” داریم براشون” و “داریم براتون” صادر کنیم ،یا کلی گوئی کنیم و اطلاعات حدسی و نامستند یا دروغ منتشر کنیم،به اثر پیشانی اختیاری یا غیر اختیاری یک مسلمان گیر دهیم، یا مصادره کنیم اعتراضات صنفی و شغلی و منطقه ای اصناف مختلف مثل کامیون داران و کارگران و مردم کازرون و….اینها مجموعه راههای عملی جناب نوریزاد و مقلدان ایشان برای اسقاط یک نظام ریشه دار چهل ساله مردمی است که امروزه زیر بیشترین فشارهای ناجوانمردانه دشمنان عنود است و تلاش برای استقرار نظام موهوم یا خیالی که خودمان هم نمیدانیم مشخصات آن چیست (چون هرکداممان چیزی می گوییم:نظام سکولار و سوسیالیستی،نظام جمهوری سکولار،نظام پادشاهی مشروطه و بازگرداندن نوه رضا شاه به ایران و..) و تا چه حد توده مردم ایران با خیال بافی های ما همراه خواهند بود.

      —————

      درود سید مرتضای گرامی
      بارها از من پرسیده اید من چه سندی دالّ بر دزدی های شخص رهبر و آقا مجتبی و آدم کشی های سپاه و اطلاعات و نابخردی های روحانیان حکومتی و غصب مملکت دارم؟ سندش کارناوالی از غارت های بزرگ و ملی ست که بخشی از آنها در قاموس شیعه گستری و دخالت در اموری که مطلقا به آخوند مربوط نیست دود می شود. بر نشستن ملایان بر مسندهای کلیدی کشور خود غصب بزرگی ست که بالا و پایین کشور را به گند آلوده. نگاه به ریخت کلی کشور و آمارهای دقیق جهانی در بدکاری و تن فروشی و دزدی و دور افتادن از موازین درست انسانی و پولی و بهداشتی و تولید و اخلاق و محیط زیستی و… همه اش سند است. حالا من اگر سندی رو بکنم از دزدی های بیت رهبری و شما در پاسخ بگویید: جوهرش کم رنگ است آیا چیزی از میلیاردها دارایی ستاد اجرایی فرمان هشت ماده ای امام را که کلید صندوق هایش در دست یک آخوند حوزوی است، کم یا زیاد می کند؟ در عین حال قبول دارم برای آن مردمان بهره مندی که بی هیچ سنخیتی با موازین درست تخصصی، از سفره ی این نظام ارتزاق می کنند، دشوار است که از چرب و شیرین سفره ی نظام رو بگردانند و سفره اشان را با نیروی فهم و بازویشان بیاراید.

      با احترام

      .

       
      • جناب نوری زاد درود
        یکی از چپاول های قطعی رژیم را میتوان نام برد . و آن نیست جز پیش نماز های آدارات دولتی ! این آخوند هایی که به اجبار به ادارات دولتی گسیل میشوند و برای خواندن نماز یومیه ظهر و عصر خود که به جماعت برگذار میشود ادارات موظف به پرداخت حقوق کارشناسی به این بنده گان خاص خدا هستند البته برای خواندن نماز حداکثر نیم ساعت خودتان فقط تعداد دفاتر دولتی را حدس بزنید مثلا در تهران تعداد دفاتر مخابرات بلغ بر دویست و چهل مرکذ هست و خودتان تعداد لشکر آخوند های مفت خور را در کل ایران حدس بزنید که چه بودجه عطیمی را برای نیم ساعت نماز خواندن میبلعند و خیلی هم حلال است .شیخ قم نشین! دویوآندراستند ؟ تا بعد !

         
    • جناب حسن زاده با درود،ایرادی نداره از شما بپرسم استفاده از پیشوند “دکتر” جلو نام خانوادگی شما حامل چه پیامی برای منی که یک نگهبان یا کارگر ساده ام، هست یا باید باشد؟ فرض من این است که شما استحقاق استفاده از این پیشوند را بخاطر مدرک معتبر دکترایی که گرفته اید را دارید در حیطه کار و در زمینه تخصصی خویش و مزایای آن را هم نوش جان می‌‌کنید، اما ارتباط استفاده از این پیشوند “دکتر” در این سایت که کسی‌ کسی‌ را نمی شناسد چیست؟ و تازه بشناسند هم دلیلی‌ ندارد که خودتان آنهم بصورت مکتوب آن را قید کنید. جالب نیست. به شما توصیه می‌کنم از این پیشوند “دکتر” نه در این سایت که هیچ کجا مادامیکه اظهار نظر شما ربطی‌ به زمینه اشتغال شما ندارد استفاده نکنید جناب آقای حسن زاده گرامی‌،که اصلا جالب نیست به ویژه امروزه روز که به نسبت میزان یا مبلغی که دریافت می‌‌کنند مدارک دکترا را ظرف ۶ ماه یا یک سال یا دو سال، بسته به مبلغ، تحویل متقاضی میدهند و این نیز یکی‌ از جنایات و خیانت‌های این نظام ضد بشری دشمن ایران و ایرانی هست. لطفا این پیشوند را بردارید که توهم زاست.

      یکی‌ از بلاها و مصیبت‌هایی‌ که من زیاد شنیده‌ام و خودم نیز مطالعه کرده‌ام و به درستی آن رسیده‌ام این است که انبوهی از مردم در جای جای ایران، در جریان شورش کور ۵۷ فریب بسیاری از شوت‌ها و پخمه‌ها و ابلهانی را خورده بوده ا‌ند که پیشوند “دکتر” یا “مهندس”جلو اسم آنها بوده است، و این پیشوند “دکتر” یا “مهندس” توهم فهم و آگاهی‌ را برای خودشان رقم زده و موجب فلاکت آن انبوهی شده که این ابلهان را باور و دنبال می کرده ا‌ند.

       
  98. آرتین ایران

    سلام بر ناظران گرامی
    اگر معنای واقعی مزخرف گویی را کسی بخواهد بداند بهترین جای آن در سخنان آقای عبدی مشهود است.آقای عبدی در مصاحبه اخیر خود می فرمایند نباید اصلاح طلبان خیلی کار به کار براندازان داشته و بعد به سراغ شعارهایی نظیر اصلاح طلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا رفته ضمن فیک خواندن آن افاضه فرمودند خوب فرضا تمام بعدش چه؟!!اولا باید از ایشان پرسید یا این جریان مهم است یا خیر؟اگر مهم نیست پس خیلی کار نداشته باشند چه صیغه ایست که ایشان به کار می برند و اگر مهم است دیگر این سخن که بعدش چه می شود به شما چه که می پرسید.جریانی رشد یافته که خواهان براندازی است دیگر شما چه محلی از اعراب دارید؟!ثانیا ایشان که این روزها با بحرانی شدن شرایط نظام دینی سراسیمه بسیار فعال شده اند هنوز بابت خسارتهای ناشی از توحش سالهای ابتدایی بلوای ۵۷ به مردم یک عذرخواهی بزرگ بدهکار است که نه تنها شهامت بیان آن را تاکنون نداشته بل با بزدلی مسولیت عمل خویش را بر نتافته آنرا بر عهده دیگران نهاده است!
    http://fararu.com/fa/news/362068/واکنش-عبدی-به-شعار-اصلاح‌طلب-اصولگرا-ديگه-تمومه-ماجرا
    پاینده و پیروز ایران و ایرانی

     
    • درود بر ناظران
      حالا اینقدر عصباتیت چرا؟! عبدی به نقطه حساسی اشاره کرده بود؟! حرف او هم دقیقا همین بود که جایگاه شعار “دیگه تمومه ماجرا” و شعار دهندگان او چیست؟ او خواسته بود بگوید این گرایش اقلّی محلّی از اعراب ندارد که یک گرایش ریشه دار و وسیع یعنی اصلاح طلبی را نفی کند،دقیقا نکته عصبانیت شما براندازان همین است که او دست روی نکته اصلی گذاشته:اینکه خشم اسقاط طلبان و براندازان که عددی هم نیستند بیش از اینکه به اصولگرایان متوجه باشد متوجه اصلاح طلبان است برای اینکه از میزان نفوذ و تاثیر گذاری اصلاح طلبان و امثال آقای خاتمی در پاسداری از اصل نظام و تلاش برای اصلاح اشتباهات و کجروی ها بخوبی آگاهند! از این جهت نوک پیکان فحاشی و تندی اسقاط طلبان اقلّی بیشتر بسمت اصلاح طلبان میل می کند تا اصولگرایان،شما گفتید عبدی و اصلاح طلبان چه محلّی از اعراب دارند،خوب خود شماها چه محلّی از اعراب دارید؟! بعد شما که اینهمه پزیشن دموکراسی و دموکرات بودن می گیرید چرا برای مخالفان اتان حق ابراز نظر قائل نیستید؟ عبدی کاری نکرده جز اینکه مورد پرسش واقع شده و پاسخ یک سوال را داده است و آن سوال اینکه جایگاه شعار اقلّی “اصلاح طلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا”! و جایگاه سر دهندگان این شعار یعنی اسقاط طلبان اقلّی مثل شما چیست؟ خوب بنده خدا جواب داده اسقاط طلبان در این کشور محلّی از اعراب ندارند! خوب شما سخن او را نقد کنید اینقدر گداختن و عصبانیت ندارد که!
      موفق باشند ناظران!

       
      • آرتین ایران

        سلام بر شما
        دوست گرامی حالا اینهمه لجاجت کودکانه یعنی چه؟!اولا دوران گفتمان استمرار طلبی و حوزوی گری به پایان رسیده است خیالتان راحت.آقای جوادی عاملی بسیار خوب این را فهمیده است.البته یک محاسبه اشتباه کرده و آن اینکه فراموش کرده که بدلیل سو مدیریت نظام دینی دیگر دریایی نمانده تا ایشان در آن غرق شوند.ثانیا یکبار قبلا به شما تذکر داده ام که چون کودکان رفتار نکنید ولی کو گوش شنوا آن هم از نوع آقا مرتضی!دوست گرامی شما در اول می فرمایید سلام بر ناظران!خوب این دو معنی دارد اول اینکه قضاوت را می سپارید به ناظران که قطعا هم شما و هم من می دانیم پاسخ آن نمره منفی سنگین است که هر چند این نگارنده اعتقادی به این نمرات ندارد ولی چه می شود کرد که آقا مرتضاست دیگر!دوم اینکه این آقا مرتضی به یکباره به یاد می آورد که در این ناظران مزدک و مهرداد و فریبا و رسول و ساسانم و…هم هستند پیش خود می گوید پس گرامی ندارد.حذف می کند!آخر هم نمی دانم موفق باشند ناظران با علامت تعجب یعنی چه؟!حالا فرضا با آرتین عصبانی مشکل دارید جرا متلک بار بقیه می کنید؟!به شما توصیه می کنم قدری استراحت کنید.شوربختانه از عصبانیت خود نمی دانید چه می گویید و چه می نویسید.خداوند به شما آزادگی عطا فرماید و از تعصبات فقهی به دورتان دارد.
        موفق باشید!

         
        • سلام بر ناظران
          چنانکه قبلا اشاره کردم بر خلاف اینکه معمولا پزیشن آزادگی و جدایی از تعصب می گیرید،منطقی جز عصبیت،لجاجت و نقد شخصیت و سخنان حاشیه ای ندارید،من مطلبی در این نوشته ندیدم جز اظهار رنج و عصبیت و نقد شخصیت،در حالیکه مطلب مورد بحث بحث از مقاله عباس عبدی بود،الان اینجا چیزی جز شعارهای هاید پارکی،و اینکه سلام من چطور و سلام تو چطور و خداحافظی من چطور و خداحافظی تو چطور دیده می شود؟ اینها آیا رویکرد یک انسان متعمق و اهل فکر و آزادگی و چیزهایی از اینهاست؟ کسی که اینقدر هول است برای پرتاب الفاظ متعصبانه و دور از ادب به حریف تا جایی که نام جوادی آملی را جوادی عاملی! می نویسد دیگر چه جای گفتگو با او؟! قبلا هم در مورد مطلب ایشان و آن تعبیر اشاره کردم که آن سخنان بصورت توصیه ای نسبت به برخی از مسئولانی بود که بدیدار ایشان رفته بودند و اینکه باید برای حفظ این نظام کوشید و تلاش کرد برای رفع مشکلات و پرهیز از ناراضی بودن مردم،دفتر ایشان نیز بعد با توضیحی بیان کرد که شاکله گفتار ایشان بصورت گزینشی و تقطیع نقل شده است،حالا بهر حال اینکه ایشان ناصح و خیرخواه این نظام است مورد تردید نیست،اما کسانی که سخن جوادی عاملی! را حمل بر خیالات موهوم و فاشیستی خود کنند چیزی است مربوط به خود آنها،من خسته نیستم و با توجه می نویسم هروقت هم خسته شدم میروم استراحت می کنم اما وقتی استراحت کردم دوباره بر می گردم تا پوزه براندازانی که محلّی از اعراب ندارند اما ادعاهای بزرگ تر از دهانشان می کنند را بخاک بمالم، توصیه من نیز بشما این است که شما سعی کنید مودب باشید و اگر نقدی می نویسید در موضوع بنویسید،نه خارج از موضوع یا حاشیه سازی و بحث های شخصیتی و مانور دادن کودکانه روی امتیاز دادن این و آن،اگر هم دستتان از بحث دقیق و نقد عاقلانه خالیست خوب یا سکوت کنید یا تعصبات خود را علاج کنید و سعی کنید از تهدید دیگران و گرایش ها و رویکردهای فاشیستی و کودکانه پرهیز کنید.
          موفق باشند ناظران

           
          • آرتین ایران

            سلام بر شما
            باور نمی کنید از زمانیکه این موفق باشند ناظران!شما را دیده ام تا همین الان که می نویسم هر وقت به یاد می آورم خنده ام می گیرد.
            موفق باشید

             
          • سلام بر ناظران

            مزخرف گوئی عبدی!
            توحش!
            بلوای57!
            مخالف من محلّی از اعراب ندارد فقط من محلّ از اعراب دارم!
            بزدل!
            لجاجت کودکانه!
            حوزوی گری!
            گرامی ندارد!
            جوادی عاملی!
            می خندم!
            اینها مجموعا ادب و ادبیات فردی است که با گذاشتن یک سلام در بالا و یک موفق باشید در پایین نوشته خویش خود را اهل فهم و ادب و آزادگی می داند!

             
  99. با سلام و درودهاي گرم و پرمهر و سپاس بيكران از جناب نوري زاد بزرگوار
    ” درگيري تند و پرتنش” با ماموران امنيتي در پي ديدار با خانواده حسين پناهي
    محمد نوري زاد، چهره نام آشنا، در گفتگو با راديو ندا از ماجراي ديدار با خانواده رامين حسين پناهي ( كه زير حكم اعدام است) و در پي آن از ” درگيري تند و پرتنش با هيولاهاي اطلاعات” در زمان بازداشت شان مي گويد!

    http://radio-neda.blogspot.com/2018/05/blog-post_31.html

     
  100. اخبار: کشته شدن بیش از ۸۰ نفر در اعتراض به حکومت نیکاراگوئه.

    مش قاسم: اینهم از برادر حاجی دانیل آورتگا! همونی که برادران منقلابی سال ۵۷ کشته و مردهش بودن. به این میگن فاضل آب میگرده گودال گ…(سه نقطه از مش قاسم) پیدا میکنه. اینا همشون سر و ته یه کرباسچی هستن.

     
  101. سلام و درود نوریزاد گرامی
    از تیرماه 88 ک وجدانت بیدار شد و اینجا شروع کردی ب روشنگری مرتب دنبال کردم و مطالبی ک ب نظرم خوب بوده برای دوستان و آشنایانم ایمیل کردم و گر اشتباه نکنم این سومین کامنت یست ک مینویسم . چون واقعن از نحوه ی مدیریت شما عاجز و کلافه شدم .
    عزیز دل با شناخت نسبی ک از شما دارم مطمئن هستم ک بدنبال افزایش کامنت و لایک نیستی پـــــس لطف کن و اینجا رو بصورت مطلوب مدیریت کن !
    با وجودیکه برخی از همراهان اینجا بارها خواهش ، تاکید ، …. کردند ک ایهاالناس کامنت گذار ـ یک آی دی برای خودت انتخاب کن و با آن نام بنویس ، اما هنوز بعد از ده سال برخی هنوز با آی دی (ناشناس) کامنت مینویسن 🙁
    توجیه اینکه برخی از ایران کامنت مینویسند و ترس از شناسایی دارند ، بیجاست . اگر خودفروختگان سایبری رژیم (سربازان گمنام امام زمان) شما را هک کرده باشند و دسترسی ب پنل مدیریتی شما داشته باشند براحتی میتوانند از روی آی.پی ـ د.ان.اس و …. کامنت گذار ناشناس رو براحتی شناسایی کنند . مگر اینکه از وی.پی.ان استفاده کرده باشند . همیطور خود شما هم میتوانید این شناسایی رو براحتی از ایست آمار سایتتان بدست بیاورید . پس اگر ب پنل مدیریتی شما دسترسی ندارند لطف و محبت کن و از انتشار کامنتهای ناشناس خودداری کن تا بدین وسیله ب خونه ی مجازیت سروسامانی داده باشی .
    درمورد هموطنانی ک با جدل و پرخاش و توهین سعی در مغلوب کردن مخاطب خودشان هستند .
    آنکس ک حداقلی در علم جامعه شناسی مطالعه کرده باشد میداند ک حذف دین و مذهب تلاشی بیهوده و ناممکن هست
    و درعجبم و متاسف ک جمعی هنوز احکام و قوانین هزاروچهارصد سال پیش را میخواهند در قرن بیست و یکم اجرایی کنند . (زهی خیال باطل) آنان تاریخ بشریت و ادیان را فرا نگرفته اند و آگاهی ندارند و اگر هم خانده اند ، درکی ناقص از آن دارند .
    برای مثال آنی ک پیامبر مسلمانان را پدوفیل می انگارد . اگر مطالعه اش گسترده و جامع میبود هیچگاه چنین اظهار نظر خامی نمیکرد چون با مطالعه میدانست ک در آن عصر تقریبن در تمام جوامع بشری این رسمی متداول بوده و …..
    و آنکه قران را کلام خدا میداند هم در زمره ی همان ناآگاهان است . در سوره دوم همان اولش گفته : این کتاب بی هیچ شک و ابهامی روشنگر راه تقوی پیشه گان (کسانی ک ب غیب ایمان دارند ونماز بپا میدارند) است . پس زور نزنید ک ما گمراهان را هدایت کنید . چون خودش در همان کتاب در سوره های متعدد(آل عمران،انفال،توبه،آبراهیم،صافات و … ذکر کرده ک (فَیُضِلُ اللهُ مَن یَشاءُ وَ یَهدی مَن یَشاءُ …..) خداوند هرک را بخاهد گمراه میکند و هر ک را اراده کند هدایت خاهد کرد ….
    چقدر من خوش شانس بودم ک ناظر تحقیقات دوست نازنین زبان شناسم پرفسور پوین در مورد این کتاب باشم و چقدر متاسف ک تعهد داد تا زمانی ک زنده است تمام تحقیقاتش را منتشر نکند .
    پوزش میخام ک روده درازی کردم
    جای کورس نازنینم ســــــبز ک چقدر دلم برای نوشته هایش تنگ شده
    علی 1 عزیزم میدانم گاهی صبر و قرار از دست میدهی و پاسخی ب اراجیفی ک میخوانی میدهی ، من سکوت را انتخاب کرده ام ک آرامشی نسبی برایم همراه داشته (نرود میخ آهنین در سنگ)
    سید مرتضا الحق ک شاگرد خوبی در حوزه بوده اید و منطق و مغالطات را بخوبی فرا گرفته اید .

    سلامت باشید و برقرار

     
    • مُری جان
      با برخی مطالبت موافق و با برخی مطالبت مخالفم،شما با همین آی دی هرجا بنده مغالطه ای کردم گوشزد کن ممنون می شوم.
      اینجا فقط خواستم بگویم هم شما و هم آن پروفسور زبان شناس در فهم معنای کریمه “یهدی من یشاء و یضلّ من یشاء” در اشتباه هستید،آن آیه با توجه آیات دیگر و براهین عقلی معنایی دارد غیر از آنچه شما فهمیده اید که اگر خواستید آنرا توضیح می دهم.اما روی تلقی شما که خدا هرکس را بخواهد گمراه می کند و هرکس را که بخواهد هدایت می کند سوالی که متوجه شماست این است که پس دعوت انبیاء و فرستادن آنها بسوی مردم و ثواب و عقاب اخروی یعنی چه؟!
      موفق باشی مُری.

       
  102. رئیس سابق موساد: نتانیاهو در سال ۲۰۱۱ قصد حمله به ایران را داشت

    تامیر پاردو، رئیس سابق سازمان جاسوسی اسرائیل، در یک مصاحبه از قصد بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، برای «حمله به ایران» در سال ۲۰۱۱ خبر داد.

    خبرگزاری آسوشیتدپرس بر اساس بخش‌هایی از این مصاحبه که قرار است پنج‌شنبه شب، دهم خردادماه،‌ از تلویزیون اسرائیل پخش شود می‌گوید که آقای نتانیاهو از ارتش کشورش خواسته بود برای حمله به ایران آماده شوند.

    به گفته آقای پاردو، نخست وزیر اسرائیل در آماده‌باش خود از ارتش خواسته بود که «برای حمله به ایران تا ۱۵ روز دیگر» آماده شوند……
    …….
    https://www.radiofarda.com/a/israel-ex-mossad-cheif-netanyahu-gave-order-attack-iran/29261566.html

     
    • شیخ مرتضی این هم ننگ دیگری که جمهوری جهل و جنون برای ایران فراهم کرد ! والا اسرائیل و ایران هیچ گاه دشمنی با هم نداشتند و این دشمنی از گور شما آخوند ها برمیخیزد ولی هبچ آخوندی جرئت پرتاب حتی یک سنگ هم به اسرائیل ندارد . فقط مردم نا آگاه را تشجیع مبکند و خودتان فقط نظاره گر هستید

       
  103. وزیرخارجه روسیه در پیونگ یانگ: تضمین خلع سلاح اتمی شبه جزیره کره در یک حرکت غیرممکن است. به همین دلیل باید تعدادی مرحله تعریف شود و در هر مرحله بخشی از تحریم‌ها لغو گردد.

    قابل توجه آقا سید مرتضی برای اینکه فرق تعهد نامه یک طرفه با پروژه سیاسی را متوجه بشود..حرف جناب یاران کاملا ذرست است و شما هم بی جهت انرژی صرف میکنی..

     
    • سلام
      عثمان جان در خواندن مطالب بیشتر دقت کن.
      برجام نیز متضمن تایم ها و بازه های زمانی گوناگون در تعهد متقابل بود که بتدریج در حال اجراء بود و هنوز هم منهای امریکا و ترامپ یاغی و ناجوانمرد هست و همه ما و شما و مردم ایران در حال بهره برداری از منافع برجام بودیم ،منتها چون ترامپ خلف عهد کرد و زیر میز زد الان درایت و بصیرت برخی مثل شما و دلواپسان این است که بجای دفاع از برجام،دفاع از ایران و محکوم کردن نقض کننده،غرو لند کنیم بکسانی که زحمت برجام را کشیدند…

       
  104. واکنش عباس عبدی به شعار «اصلاح‌طلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا»

    عباس عبدی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب معتقد است که «جریان اصلاحات نباید خیلی کاری به کار این اپوزیسیون برانداز داشته باشد. آنها در شرایط کنونی خیلی اهمیتی ندارند.»

    به گزارش اعتماد، او چنین استدلال می‌کند که اگر این اپوزیسیون برانداز مهم بود، سعی نمی‌کرد با همین کارهای فیک و توییتر‌بازی اصلاحات را تخریب کند. او همچنین به شعار «اصلاح‌طلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا» اشاره کرده و این پرسش را مطرح می‌کند که «خب فرضا تمومه ماجرا؛ شما چه چیزی برای گفتن دارید؟»

    چرا نیروهای اپوزیسیون برانداز به ویژه در توییتر حمله علیه اصلاح‌طلبان را در دستور کار خود دارند؟

    اپوزیسیون برانداز به این دلیل حمله به اصلاح‌طلبان به‌ویژه در توییتر را در دستور کار خود قرار داده‌اند که تصور می‌کنند، اصلاح‌طلبان می‌توانند در مردم امید به اصلاحات و بهبود را زنده نگه دارند. بهترین راهی که اپوزیسیون خارج از کشور پیش پای خود می‌بیند این است که این امید را از بین ببرد و با از بین رفتن امید تمام نیروها متوجه براندازان خواهند شد. دلیل دیگر این است که آنها از کل سیستم عبور کرده‌اند و امکان بقایی برای آن تصور نمی‌کنند.

    فکر می‌کنند به دلیل فشار خارجی یا انواع دیگر فشارها می‌توانند به هدف‌شان برسند. تنها مانع پیش‌روی خود را بخش قابل‌توجهی از اصلاح‌طلبان می‌بینند که با وجود نقدهای جدی به نظام اما موافق این نوع رفتارهای براندازان نیستند. آنها اصلاح‌طلبان را خطرناک می‌دانند.

    برای رسیدن به اهداف خود تصور می‌کنند که باید این مانع را بیش از پیش از بین ببرند و بی‌اعتبار کنند. در مجموع فکر نمی‌کنم که در این هدف خیلی موفق شوند. مگر اینکه اصلاح‌طلبان نتوانند جایگاهی که برای خودشان تعریف کرده‌اند، به صورت درستی بازتولید کرده و پیش ببرند.

    چرا این حمله‌ها بیشتر در توییتر صورت می‌گیرد؟

    توییتر جایی نیست که خیلی نیاز به استدلال باشد. با ۱۴۰ کاراکتر که کسی نمی‌تواند استدلال کند. یک چیزی می‌گوید و اگر هم بپرسند که چرا توضیح نمی‌دهی، پاسخ می‌دهد که جایی برای پاسخ دادن نیست. خیلی از افراد در توییتر فیک هستند. خیلی به آنها نباید اهمیت داد. جریان اصلاحات نباید خیلی کاری به کار این اپوزیسیون برانداز داشته باشد.

    آنها خیلی اهمیتی در شرایط کنونی ندارند. اگر اصلاح‌طلبان خط مشی روشنی برای برون‌رفت از بحران داشته باشند، این جریانات هیچ اهمیتی ندارند. اگر مهم بودند، سعی نمی‌کردند با همین کارهای فیک و توییتر‌بازی اصلاحات را تخریب کنند.

    شعار «اصلاح‌طلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا» نیز به خودی خود خیلی مهم نیست بلکه فراگیری و پذیرش آن در جامعه باید بررسی بشود. این شعار کاملا سلبی است و خب فرضا تمومه ماجرا؛ شما چه چیزی برای گفتن دارید؟ نباید قضیه را از طریق شعار جدی گرفت. بلکه باید به مسائل اساسی‌تری پرداخت که مسائلی جدی است و زمینه‌های این شعارها را تشکیل می‌دهد.

    امروز یک شعار داده می‌شود و فردا هم شعار دیگری. در جریان حوادث سال ۸۸ هم تعداد زیادی شعار به گونه‌های مختلفی داده شد که متاسفانه آن زمان خیلی جدی گرفته شد و بعدا هم به‌سرعت فراموش شد. اصلاح‌طلبان نباید خود را خیلی دربند این شعارها بکنند. باید برای خود خط مشی روشن داشته باشند و مسائل کشور و راه‌های برون‌رفت آن را نیز بگویند.

     
  105. کاربران تلگرام
    آقای جهرمی وریر ارتباطات و مخابرات گفتند یک ملیون از کاربران تلگرام جدا شدند یکروز بعدش آخوند اژه ای سخنگوی قوه غزائیه ، همان که بنا بود چیز دیگری سرشار از پاکی و راستی باشد و به داد مردم برسد و حالا سخنگویش اینطوری شده ، گفتند 17 ملیون و فردا صبحش هنوز داشتم چشمانمان را بهم میمالیدم که از شیپور صدا و سیما ندا در رسید که 26 ملیون . فکر کنم این سه در هم اهنگی با هم درست از گوبلز درس نیاموختند. اگر میخواستند مردم آن یک ملیون را باور کنند ، اعلان همان 26 ملیون کافی بود!

     
  106. آرتین ایران

    سلام بر ناظران گرامی
    اسکاروایلد نویسنده فقید ایرلندی مجموعه داستانی دارد با نام شاهزاده خوشبخت که یکی از داستانهای آن اختصاص دارد به داستان شاهزاده و پرستو.ماجرا از این قرار است که در شهری شاهزاده ای می زیست که مردم او را دوست داشتند.این شاهزاده در جوانی مرد و برای او مجسمه ای در بالای یک بلندی ساختند که این مجسمه تماما از طلا و جواهرات بود.روزی پرستویی که در حال کوچ بود زیر این مجسمه به استراحت پرداخت.ناگهان قطره ای آب روی او چکید.ابتدا گمان کرد که باران است ولی با دقت بیشتر دید که مجسمه می گرید.از او علت را پرسید.
    “پرستو بر شانه ی مجسمه نشست و گفت:تو کی هستی؟چرا گریه می کنی؟ مجسمه گفت:به من شاهزاده ی خوشبخت می گویند.بعد از مردنم مردم مجسمه مرا از طلا و جواهر ساختند و روی این تپه گذاشتند.تا وقتی زنده بودم از چیزی خبر نداشتم اما حالا از اینجا همه چیز را می بینم و از درد همه با خبر می شوم.من از دیدن گرفتاری های مردم خیلی غصه می خورم اما کاری از دستم بر نمی اید.همین حالا،ان دور ها،مادری را می بینم که در کنار بچه ی بیمار خود اشک می ریزد.این زن بیچاره،با اینکه هر روز لباس می دوزد و کار میکند،ان قدر پول ندارد که برای فرزند خود دارو بخرد.توبیا و یاقوت شمشیر مرا برای او ببر.پرستو گفت:با اینکه خیلی خسته ام و فردا هم راه درازی در پیش دارم،این کار را برای تو می کنم.انگاه پرزنان رفت و یاقوت را برای بچه ی بیمار و مادرش برد.” و همینگونه ادامه داد تا مجسمه فرو ریخت خود از فرط خستگی و بی غذایی جان سپرد.
    در نظام دینی این داستان زیبا در قالب یک کارتون برای بچه ها به نمایش درآمد و البته از آنجاییکه شاهان جملگی بد و لابد ولی فقیهان جملگی خوبند با تحریف دوبله این کارتون تمام اقدامات را نه از روی میل شاهزاده که با تصمیم پرستوی کوچک بیان کرده و در حین دیالوگهای تحریف شده چند دشنام هم از سوی پرستو نثار شاهزاده می کند.
    می گویم در این نظام دینی از این مجسمه ها یا به عبارت دیگر بتکده های پر زرق و برق بی خاصیت بسیارند.کاش مثلا علی ابن موسی در مشهد نگاهی می انداخت و می گفت این طلاها و وجوهات به چه کار من می آید؟!بروید و اینها را قطعه قطعه کرده به دخترکانی بدهید که در همین نزدیکی من به تن فروشی روی برده اند.یا مثلا روح الله خمینی بر می خواست و می گفت من که در حیاتم برای شما عملی که دعاگویم باشید نکرده ام پس این قبر ملیاردی مرا به چه کار آید؟این اموال بی فایده را که از اموال مردم اینجا جمع کرده اید به کودکان فقیری بدهید که در نزدیکی من در کوره های آجرپزی با مرگ دست و پنجه نرم می کنند.یا به گور خوابانی بدهید که در اطراف این گور پر زرق و برق بی خاصیت از بی خانمانی به قبرها پناه برده اند.یا مثلا صاحبان حرمین عسکرین ندا در می دادند که ای بی خبران ما را چه به این بارگاه و جبروت؟!مگر نمی گویید ما در حیات خود ساده زیسته ایم این قصر نامیمون را چرا برای مرده ما بنا کرده اید؟!اینها را که چندین و چندبار دیگران به طرفه العینی متلاشی کرده اند. محض رضای خدا این ثروت و این طلاهای منفور را خرج آن کودکان شین آبادی کنید که هزینه درمان خود را ندارند یا به آن زنان سرپرست خانواری بدهید که خدای ناکرده از بینوایی گرفتار بلایای دیگر نشوند و…
    آری مشکل آنجاست که ما نه شاهزاده خوشبختی در این بین می شناسیم و نه پرستوی باوجدانی می بینیم.اینها از همان زمان که کارتون شاهزاده و پرستو توسط حکومت اسلامی حاکم بر ایران تحریف شد به ورطه فراموشی سپرده شدند.
    پاینده باد ایران و ایرانی

    ————

    عالی ست آرتین گرامی
    من نیز بارها بر این داستان خوب اشاره داشته ام.
    تصور کنید امام رضا به خواب یکی و دو تا و صد تا از آیت الله ها بیاید و بگوید: برای همچو منی یک سنگ قبر مثل سنگ قبر گاندی کافی ست. تا می توانید از زرق و برق من بکاهید و پولش را بدهید به تن فروشان و بیکاران و معتادان و اصلاح امور. اما می دانید چرا این کار را نمی کنند؟ چون در آن صورت، فکر مردم عوام با امام رضایی درگیر می شود که خودش فقیر است و دستش به مدد رسانی درماندگان نمی رسد. این زرق و برق ها در نگاه عوام نشانه ی بزرگی و ثروت و توانمندی امام رضاست و این که حتما می تواند برای بینوایان و بیماران کاری بکند. البته همه ی اینها بکنار، این زرق و برق، بساطی است برای دستگاه بیت رهبری و حماقت پرورش که تا می توانند مردم بینوا را تلکه کنند.
    ای بگم چی بشی سید ابراهیم رییسیِ آدمکش
    چه ریخت ناجوری پیدا کرده این ما
    که به شخص حضرت رهبری مالیات می دهیم تا زحمت بکشد و سرکوبمان کند!

    .

     
    • آرتین ایران

      سلام بر نوریزاد گرامی
      بیش از این داستان شخصیت و سرگذشت زندگی نویسنده آن این نگارنده را تحت تاثیر قرار می دهد.اسکار دو مجموعه کتاب داستان را برای فرزندان خود نوشته که مملو از مضامین انسانی و عشق ورزیدن به همنوع است.این دومجموعه شاهزاده خوشبخت و سایر قصه ها است که در آنها داستان بلبل و گل سرخ با اقتباس از اشعار حافظ به رشته تحریر در آمده است.او در زندگی خود با شکایت یکی آز نجیب زادگان دادگاهی شد و به اتهام گرایشات همجنسگرایی به دو سال زندان محکوم و از زندگی طرد و منفور جامعه خویش شد.در زمان خودش کاملا منزوی و بسیاری کتابها و افکار او را نظیر تصویر دوریان گری شیطانی می دانستند!او در هنگام مرگ به یکی از دوستان خود و نقاش یکی از کتابهایش می گوید بزرگترین آرزویم اینست که آنها می فهمیدند و دوست او پاسخ می دهد آنها خواهند فهمید اسکار.آنها خواهند فهمید.
      امروزه بسیاری کتابهای او را می خوانند و ضمن تحسین قلم شیوای او از اندیشهای ناب او بهره مند می شوند.این را مقایسه کنید با زندگانی آقای خمینی که در روزگار حیات خود محبوب بود و امروز مردم با دانستن اندیشه های او نظیر تمتع جنسی از کودکان مات و مبهوت می مانند.آری می توان حتی گرایشات همجنسگرایی داشت و چنین انسان بود و دم از خدا و پیغمبر و بهشت و آخرت زد و تجویز بچه بازی نمود!
      پاینده و پیروز باشید

       
      • من هروقت نوشته هایی که بالای آن عنوان آرتین ایران است می بینم و در محتوای آنها (اگر داشته باشد چون غالبا نقد شخصیت و طعنه و نیش به این و آن است) یاد کودکانی می افتم که معمولا با هم بازی می کردند و یکی از آنها که از همه ریقوتر،ترسوتر و بی عرضه تر بود وقتی با بچه های دیگر محل نزاعش می شد معمولا چون بی عرضه بود و زورش به بزرگتر ها و قویتر ها نمی رسید می رفت پشت کوچه پس کوچه کمین می کرد و یک سنگی کلوخی به سمت بزرگانی که زورش به آنها نمی رسید پرتاب می کرد و برخورد کرده یا نکرده پا بفرار می گذاشت و خیال می کرد چه محلّی از اعراب داشته و چه کار مهمی انجام داده! حالا حکایت این نیش و کنایه زدن یک آدم بیسواد و کم جنبه است به یکی از بزرگان و مراجع تقلید و نوابغ علم که اهل فن می توانند به کتب فنی علمی فلسفی عرفانی فقهی او مراجعه کنند و در مورد آن داوری کنند،در مورد مصدر و معنای مطلب مورد اشاره که پاسخی فقهی به سوالی فرض اندر فرض بوده بوده بارها توضیح داده ام اما خوب کسی که مثل آن سوسول های ریقو که کلوخ می انداختند و پا به فرار می انداختند مایل است جاهلانه طعنی به یک فقیه بزرگ بزند و عقده های خویش را خالی کند چه می شود گفت وقتی پاسخ به یک مساله فرضی ناظر به لوازم شرعی یک عقد فرضی را به “همجنسگرائی”! تعبیر می کند؟! حدّ سواد و معرفت انسان وقتی این باشد و با تعصب و عناد کودکانه ممزوج شود حاصل چیزی جز نوشته بالا نخواهد بود.

         
        • آرتین ایران

          سلام بر شهر قم
          دوست گرامی سوزن شما بدجور روی آرتین گیر کرده است!!معلوم نیست با شما چه کرده که هنوز خشم خود را کنترل نکرده اید!!بنده قبلا هم گفتم با شما دوست عزیز بسیار مماشات کردم در هر طعنه و توهین و افترایی بستید با این منطق که هرچند سخنان سستی بیان می دارد و علی رغم ادعا فاقد منطق قوی است ولی از لحاظ سنی بزرگترند و احترامش در فرهنگ ایرانیان واجب است.از جایی به بعد دیدیم که این برخورد طرف بحث را جری تر کرده است لذا درشتگو را درشتگویی لازم آمد.به فراخور حال و سبک بیانتان پاسخ دادم.مودب بودید مودبانه جواب گرفتید.طعنه و تحقیر کردید به نوعی دیگر پاسختان را دادم.آنهم فقط وقتی که در کلام ما ورود می کردید و به سخن سازی می پرداختید و در مقام پاسخگویی به لودگیها.دوست عزیز شما یک نوشته در این چند پست اخیر بیاورید که این نگارنده در کلام شما ورود کرده باشم.این نه به خاطر اینست که جای نقد ندارد بل به دو دلیل یک اینکه بحث با متعصبین را بی فایده می دانم و دوم اینکه قویا اعتقاد دارم هرکسی آزاد است سخن بگوید.شما می فرمایید چندین ساعت در این سایت وقت می گذرانید بنده مجموعا نیم ساعت هم وقت نمی گذارم.خوب متناسبا مشخص است هر کدام از ما در خارج از این سایت چقدر ذهن خود را درگیر این مطالب می کنیم.برای همین است که تا نام آرتین را می شنوید کهیر می زنید و بنده همچنان آقا مرتضی این سایت را با تمام تلخ گویی هایش دوست دارم و نسبت به او حس بدی ندارم.دوستانه به شما می گویم قدری به خود استراحت دهید.تکلیفی که بر گردن شما در دفاع از حریم الهی نهاده شده ادا شده است.نگران نباشید.
          موفق باشند شهر قم!

           
          • اینکه من چقدر بنویسم و تا کی بنویسم بخودم مربوط است نه بشما .بنده خود مصدر کاری نیستم اما می گویم مشکلی با کسی که با آی دی آرتین ایران می نویسد ندارم مگر آنکه به بنیان های دینی و مذهبی این کشور و بزرگان و محترمین این مملکت اهانت کند،شما در این نوشته بالا به مرحوم آیت الله روح الله خمینی موسس جمهوری اسلامی ایران اهانت کردید و نسبت ناروایی دادید که مطابق قانون مجازات اسلامی مصوّب مجلس مجازات حبس و تعزیر دارد،بنده که کاره ای نیستم اما اگر این آی دی مورد تعقیب قضائی قرار گرفت و مجازات شد فریاد ننه من غریبم بر نیاورد.من کودک نیستم که با یک شخص بما هو شخص لجبازی کنم،به حق آزاد نوشتن در اینجا برای همه هم احترام می گذارم اما می گویم طرز نوشتن شما موذیانه و شیطنت آمیز است،شما در مواردی نه تنها به بنیانگذار این نظام اهانت کرده اید بلکه ائمه بزرگوار شیعه را مورد تحقیر و ریشخند قرار داده اید، به ایران دو ستی و وطن دوستی کار ندارم اما این رویکرد معمولا یا از بی خداها، یا از با خداهای سنّی مذهب ،یا از وهّابی ها و یا از فرقه ضالّه و مرموز بهائی صادر می شود،از اینجهت من نمی توانم از کنار این رویکرد بگذرم هرچند یکطرف اعلام ختم گفتگو کند.شما در این جملات بالا یک مرجع تقلید و محترم و محبوب نزد مردم ایران را با کمال بی ادبی به “همجنسگرائی” متهم کردید و چنین اهانتی مطابق قوانین کتاب الحدود اسلامی و قوانین رایج کشور مستلزم حبس و تعزیر و مجازات است،این است که توصیه می کنم مطلب بنویسید،انتقاد به امور کشور کنید،حتی نقد محترمانه دینی یا مذهبی کنید اما بی ادبی و اهانت نکنید خصوصا به مرحوم آقای خمینی،ادب و مودب بودن نیز این نیست که فرمالیته سلامی در بالای کلام بیاوریم و آرزوی توفیقی در انتها،ادب این است که بحث و گفتگو کنیم اما کسی را بتعصب رمی نکنیم،این بیشتر بصلاح شماست وگرنه من عداوتی با منتقد بما هو منتقد و منتقد مودب ندارم.

            —————————

            درود سید مرتضای گرامی
            نوشته اید:
            ……،شما در این نوشته بالا به مرحوم آیت الله روح الله خمینی موسس جمهوری اسلامی ایران اهانت کردید و نسبت ناروایی دادید که مطابق قانون مجازات اسلامی مصوّب مجلس مجازات حبس و تعزیر دارد…….

            .
            خب، فرموده اید: طبق قوانین مصوب مجلس، توهین به آقای خمینی حبس و تعزیر دارد، قبول. حالا توهین آقای خمینی به مردم ایران و به بشریت را چه بکنیم؟ مثلا این که ایشان مطلقا جهان و دنیای پیچیده ی سرشار از تخصص را و علم مدیریت و علم رهبری را نمی دانست و عجبا که این مسئولیت سترگ را برای خود بلوکه کرد و با این ندانمکاری بزرگ، خسارتهای ملی به این کشور وارد آورد و آبروها و جان و مال بسیاری را دود کرد. نمونه اش مثلا در حوزه ی روحانیان: مرحوم شریعتمداری که در عصر جناب خمینی به چه بلاهایی که نائل نیامد. نامه ای که وی به آقای خمینی نوشته جگر سنگ را آب می کند. حالا نامه ی کیانوری به آقای خامنه ای بماند.
            فتوای کامجویی از نوزاد شیرخواره ی آقای خمینی در هر کجای دنیای فهم، زندان و طرد و تحقیر و شماتت داشته و دارد حتما و مطلقا
            کشتار سال 67 با چهار خط نوشته ی ایشان چه؟
            و عدم تعادل روانیِ ایشان؟
            این که بانویی در یک مصاحبه ی رادیویی می گوید: الگوی من فاطمه(س) نیست بل اوشین است. فی الفور با فتوای حضرتش به اعدام محکوم می شود. نه او تنها. که مدیر آن برنامه و گزارشگر و… همه اعدام. این عدم تعادل نشانه ی این است که این فرد اصلا در اندازه ای نیست که اداره ی یک مدرسه را به وی بسپرند چه برسد به یک کشور با جان و مال و آبروی مردم.
            گرچه می دانم جنابعالی زمین و زمان را بهم می دوزید تا غباری بر زلف حضرتش منشیند.
            ادامه دهندگان راه وی نیز بر همان صراط اند.
            بطور مثال مقبره ای که برای ایشان ساخته اند حتما دزدی از مال مردم محسوب می شود. چرا که بسیاری از مردم ما همین اکنون به نان شب محتاج اند و جمعی از بانوان ما بخاطر فقر تن به تن فروشی می سپرند. این زرق و برق نه برای این است که با زبان کاشی و گنبد طلا به مردم حقنه کنند که: این کسی که این زیر خوابیده به پیر به پیغمبر آدم مهمی بوده و است؟
            با احترام

            .

             
          • درود نوریزاد گرامی
            مطالب مورد اشاره شما مطالبی کلیشه ای و تکراری است که بارها به آن پاسخ داده شده و ارزش تکرار پاسخگوئی ندارد.
            با احترام

             
        • جناب سید مرتضی
          بنده اوایل خیلی به شما و قلمتان و اندیشه هایتان ارادت داشتم. ولی با هر یک از جوابهای اینجوری شما ارادتم کمتر شد و با این اخری تقریبا به صفر رسید. از خدا ناباوران و لا مذهبان و بیدینان و افراد بیسواد و بی فرهنگ و …. میشود چنین ادبیاتی را قبول کرد. ولی نه از شخصی که تحصیل کرده علوم دینی و روحانی و مدافع دین است. چه که اگر دین انسان را به انسانییت و ادب و احترام و شکیبایی و چشم پوشی از خطایای دیگران نراسند پس به چکار اید؟. آیا عالم دینی بودن فرقی با عالم انسانیست بودن دارد؟ وای به حال دینی و مذهبی و نظامی و کشوری که مدافعینش چنین بنویسند.
          واقعا که تعصب و عناد کودکانه همه را میتواند به ناکجا آباد بکشاند

           
    • عالی ست نوریزاد! پولا رو چیکار می کنی؟!

       
  107. بادرود به جناب نوری زاد
    دوستان و سروران گرامی
    ساسانم. فریبا . آرتین ایران . مش قاسم . هلیا . رهگذر . شفیعی .نوید . علی۱ .رسول .مش باقر . سید رضی. جهنمی. علوی . بردیا … و دیگر عزیزان و بخصوص جناب نوری زاد عزیز.
    در اینجا میخواهم سایتی را به شما معرفی کنم که بنده چندین سال است که با آن آشنایی دارم و در ابن سایت مسائل روز و ایران توسط گردانند فرهیخته ولی بسبار بدزبان آن اداره میشود به نام « کژدم » طی سالیان متمادی که ناطر این سایت بودم متوجه شدم که گرداننده این سایت شخص بسیار بصیری در شناخت جو و اوصاع سیاسی هست و لی تکرار میکنم بسیار بد زبان و رک در مورد اشخاص سیاس و درورو و بخصوص رژیم جلاد ابران است
    kaidoum1.blogspot.com

     
  108. درود
    سید مرتضا، خوابی یا بیدار؟
    گفتید،ذوق زده! نه ! من نگرانم، زیرا با رفتار تروریستی نظام آگاهم،بدین خاطر باید مردم و دیگر اصناف برای جلوگیری از خونریزی مشتی قاتل و دزد که بجای مجلس و منبر نشستن و حکومت کردن جایشان در زندان است دست در دست داده و اعتصابی همگانی انجام دهند. اکنون زمان عمل و ریشه کن کردن استکبار آخوندی است.
    سید، خوابی یا بیدار؟ که مثل همیشه به هزیان گویی ات ادامه می دهی؟ داستان ملت افغان و طالبان و یا سوریه و اسد نیست. داستان داعش حکومتی یعنی ولایت فقیه و ملت ایران است .

    ملت تصمیم کندن غده ی سرطانی ولایت فقیه را دارد. و بپاخاسته است.
    زیاد جوش نزن ، ترس برت داشته؟از اول گفته اند. آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است.

    پس بدان: همیشه راستی بر دروغ پیروز است.

     
    • نه ملت به شما گریختگان از وطن و منزویان ربطی دارند و نه کامیون داران،اعتراض کامیون داران اعتراضی صنفی است که در حال گفتگو و حل شدن است،شما در همان خواب خرگوشی خویش بمانید و مشغول شعار و هذیان باشید.

      ———-

      سید مرتضای گرامی
      دیدم در چندین نوشته، دوستان و هموطنان دور از کشور را از ابراز نظر پرهیز داده اید که در مسائل داخل کشور دخالت نکنند. مثل همین نوشته ی بالا. صرفا به این خاطر که: جمعی از هموطنان ما دور از وطن اند و منتقد به وضع موجود. می گویم: هر ایرانی در هر کجا که باشد ایرانی ست. حتی اگر گریخته باشد. و حتی اگر قتلی مرتکب شده باشد و پولی دزدیده باشدو با دستهای خونی و با چمدانهای پر از دلارها و شمش های بیت رهبری از مرزهای کشور به دوردست ها رفته باشد. معتقدم حتی جناب خاوریِ بیت رهبری هم یک ایرانی ست. و همین که ایرانی ست، می تواند در هر ریز و درشت مسائل ایران ابراز نظر کند و سخن بپراکند و رأی بدهد و انتقاد کند. دوست من، جناب جنتی و شخص رهبر و سعید طوسی مثلا با اعتنا به این همه خسارات ملی و حیثیتی شان صاحب حق باشند و یک ایرانی دور از وطن نباشد؟ نیز این را بدانید که من از جایگاه یک قاضی قضاوت نمی کنم. بل از موضع یک شهروند ایرانی، ایرانیان را نسبت به حقوق شهروندی شان صاحب حق می دانم. داستان محاکمه ی خطاکاران بجای خود.

      ای بگم چی بشی آقا مجتبی که معلوم نیست در قاموس قوانین کشور، شما را در کجای مسئولیت ها نشانده اند که هم تا کنون با پدر گرامی میلیاردها پول بالا کشانده اید و هم شخص خودت کودتای 88 را ساماندهی کردی و هم دست در دست سرداران و ملاهای داخل سپاه هزار هزار سند را روانه ی اسراییل فرمودی.

      آقا سید مرتضای گرامی، یکی از منفورترین ملاهای کشور در نگاه من همین آقا مجتبی خامنه ایست. با این همه، من به ایشان هم حق می دهم بعنوان کسی که هیچ دلبستگی به ایران ندارد اما چون در ایران به دنیا آمده، و ایرانی محسوب می شود، در باره ی هر ریز و درشت کشور ابراز نظر کند.

      با احترام

      .

       
      • نوریزاد گرامی

        ممنون از تذکرتان،اما برداشت نادرست کردید،من نگفتم ایرانیانی که بهر علّتی در خارج از کشور زندگی می کنند حقّ اظهار نظر در مورد وقایع ایران ندارند،گفتم حرکات صنفی و مطالبات صنفی کارگران ربطی به مطالبات ضد انقلاب و مزخرفات اقلیتی که در داخل و خارج بدنبال سوء استفاده و نقاره زدن های کلیشه ای خویش هستند ندارد.

        اما دنباله کلام شما نشان می دهد که مقصود اصلی شما رفع یک ابهام از یک کلام یا نوشته یک دوست نبود،مقصود شما همان کلّی گوئی های نامستند و تندروی های کلامی همیشگی بود که بر آن اصرار دارید و آنرا نشانه تمایز یا شجاعت می دانید،شما اینجا تعبیر کردید “جناب خاوریِ بیت رهبری هم یک ایرانی ست”.
        بدون شک خاوری مدیر سابق یک بانک و اختلاس کننده فراری فردی است با تابعیت ایرانی، اما شما به چه برهان و سندی او را منتسب به بیت رهبری کردید؟ این آیا اگر مستند بدلیل قابل قبول نباشد یک افتراء و گناه آشکار نیست؟ شما چطور در برخی نوشته ها از ماه رمضان و
        لزوم مهربانی در این ماه می گویید و مرا به آن دعوت می کنید و در عین حال اینطور پرخاشگرانه در این ماه مبارک تهمت می زنید و افتراء می پراکنید؟!

        شما در ادامه نوشتید :

        “ای بگم چی بشی آقا مجتبی که معلوم نیست در قاموس قوانین کشور، شما را در کجای مسئولیت ها نشانده اند که هم تا کنون با پدر گرامی میلیاردها پول بالا کشانده اید و هم شخص خودت کودتای 88 را ساماندهی کردی و هم دست در دست سرداران و ملاهای داخل سپاه هزار هزار سند را روانه ی اسراییل فرمودی”.

        بنده آشنائی یا ارتباطی با سید مجتبی خامنه ای فرزند رهبر این کشور ندارم،اما شما آیا سند قابل قبولی برای تهمتهایی که باشخاص می زنید دارید؟ شما مستند نشان دهید که او و پدرش میلیاردها (مقصودتان ریال یا تومان یا دلار یا یورو کدامیک است؟) پول بالا کشیده اند؟ اگر نتوانید چنین افترائی را اثبات کنید صرفنظر از امکان تعقیب قضائی شما مرتکب گناهی اخلاقی و دروغ و افتراء و خودنمائی شده اید.
        همینطور اگر نتوانید اثبات کنید که او و سرداران و ملاّهای داخل سپاه دست در دست یکدیگر هزار هزار سند روانه اسرائیل کرده اند شما مرتکب دروغ و تهمت و افتراء باشخاص متعددی شده اید.

        جناب نوریزاد گرامی، باید عرض کنم از معاشرت با شما و گپ و گفتگو با شما در این سایت و روان شناسی رفتارهای شما اینطور دریافته ام که شما انسانی احساساتی هستید که معمولا بطور آنی و دفعی مطالبی را بصورت واکنشی بفضای عمومی جامعه پرتاب و تزریق می کنید بی آنکه ورای این کلی گوئی های که ممکن است سبب انحراف و اشتباه افرادی در جامعه شود، بتوانید سند محکمه پسندی برای ادعاهایتان ارائه کنید،و از این بدتر اینکه با سوء استفاده از تسامحی که نظام اسلامی نسبت بشما می کند -و من از وجه آن واقعا بیخبرم- اینگونه کلی گوئی ها و پرخاشها را شجاعت در گفتار و رفتار تلقّی می کنید،تحلیل روان شناختی من از رویکرد شما این است که شما مبتلا بمقوله ای بنام لجاجت هستید.
        با احترام

         
      • مردی از پس فردا

        سید مرتضی! جواب سوال منو ندادی یا اگه دادی من ندیدم! آقا تورو به اسلامت قسم! چطور وقت میکنی اینهمه بنویسی؟ خواهش میکنم جواب بده.تورو به ۱۲ یا ۱۳ یا احتمالا به ۱۴ امامت قسمت میدم!

         
        • مَرد یا در گذشته وجود داشته یا الان وجود دارد،مَرد پس فردا الان وجود ندارد چون پس فردا الان وجود ندارد! پس مردی از پس فردا یعنی :توهّم!

          نیز قبلا گفته ام من در غیر اوقات کاری (پژوهش و تدریس) و صرفا در منزل ،مطالب این سایت را می بینم و برخی مطالب را پاسخ می دهم،این در حد دو سه ساعت بیشتر برای من صرف نمی کند چون هم در تایپ سریعتر شده ام،و هم غالب مطالب این سایت مطالبی سطحی و کم بنیه است و خیلی از کامنت ها را در فرصتی کوتاه در حد سه چهار دقیقه پاسخ می دهم چون محتوای مهمی ندارد،برخی مطالب دینی و فقهی و قرآنی و فلسفی را هم بخاطر تحصیلات و مطالعات و ممارساتم فوت آبم و بسته به کوتاه یا بلندی مطلب مثلا ده دقیقه یا یکربع پردازش و پاسخ می دهم،البته برخی مطالب نیز دقیق و نیازمند بررسی،مطالعه در گوگل و اینترنت و مراجعه به کتابهایم یا نرم افزارهایی که حاوی بشمار کتاب است و در دسترس من است می باشد بله آن موارد گاهی حتی یکی دو ساعت وقتم را برای مطالعه،تحلیل و آنالیز و جمع بندی و تایپ می گیرد،البته هم وقتم را تقسیم می کنم،هم روی علاقه ذاتی به تحقیق و جمع آوری و بررسی و استنتاج انگیزه قوی دارم،هم برخلاف شماها از خیلی لذائذ گشت و گذار و اتلاف وقت پای فیلم ها یا سینما رفتن یا مسافرت و گردش چشم پوشی می کنم و خانواده و فرزندان عزیزم هم با من هماهنگند اگر هم دقت کرده باشید مطالب من پنجشنبه جمعه یا اوقات تعطیل رسمی حوزه یا محیط کار بلحاظ کمّی بیشتر است، و هم بر خلاف تصور مادی شما این نحوه تلاش علمی را از وظائف تبلیغی و تکلیف الهی خود می دانم و برایم مسائل مادی ارزشی ندارند بنابر این در مجموع از شبانه روز خود استفاده بهینه می کنم در جهت استمرار مطالعه و بررسی و اداء وظیفه.خوب این بود رزومه کاری من در این سایت و مکرّر نیز گفته ام حضور من در این سایت ناشی از یک تصادف در کامنت نویسی چهار پنج سال قبل در این سایت بود در نقد مطلبی از محمد آقای نوریزاد و مطلبی از وبلاگ نویسی بنام پورشجری،که بعد گفتگوها ادامه یافت،و برخلاف تصور یا تهمت های امثال شما هیچ عائده مادی برای حضور من در این سایت وجود ندارد،می خواهید باور کنید یا باور نکنید،حال من رزومه حضورم در این سایت را گفتم اما شما بگو غیر از نگاه بدبینانه،پیش داوری و ایراد گرفتن به نوشتن دیگران در این سایت،خود شما چه به این نام نامعقول و چه با نامهای دیگر چه عرضه کرده ای در این سایت و چه انگیزه ای داری؟ و چرا از حضور و ابراز عقیده یک مخالف هراسناک یا اندوهگین هستید؟
          نمی توانید ببینید همینطور که شما مخالفان جمهوری اسلامی یا مخالفان دیانت اسلام یا هرچه خود را صاحب حق می دانید که بنویسید و اظهار نظر کنید،یک مخالف شما هم حق اظهار نظر و بحث داشته باشد؟!.

           
          • مردی از پس فردا

            مردی از پس فردا یعنی توهم! این یعنی سوال من آزارت داده سید اولاد پیغمبر. من هم دنبال سینما رفتن و گردش و لذتهای زندگی هستم! شما هم فقط درحال تحقیق هستی! دیگه درباره من چی میدونی سید جان؟! کم کم حقایقی که درباره من بیان!!! کردی منو به این فکر میندازه نکنه شما از طریق یه کامنت و یه اسم همه چیزو درباره طرف میفهمی!! جای طی طریق اینترنت طریق داری شما؟ یه سوال این همه ناراحتت کرد سید که به اسم کاربری من گیر دادی! البته انتظار دیگه ای هم نباید داشت. تفسیر اسم کاربری! خیلی بلدی ، خیلی! فوت آبی. بیشتر بنویس.

             
    • درود دوست گرامی و محترم آقای نوری زاد
      با تصدیق فرمایشات شما،وطن فراتر از یک مکان است، وطن تنها جسم و حجم ی مشخص نیست بلکه جنبه بزرگتروطن ٰ روح زنده آن است که مربوط به انسان هایش می شود و آن فرهنگ و تاریخش است. آنچه را که اوتوپیا اغلب می نامند.
      فرهنگ و تاریخ با ملت آمیخته شده و دلیل پیوستگی ملت است. مردم ایران را هزاران سال تاریخ به هم پیوند زده است فردوسی و حافظ و خورش قیمه و نذری و ضرب المثلها و….همه ریشه های گسترده پیوند ملت ووطن اند.همه نشان دهنده فرهنگی بزرگ و پیشرفته در باستانند. فرهنگی باستانی که نشانه صلح و دوستی و جهت زندگی و حفظ و محترم شمردن آن بوده است.

      جای هر یک از هموطنان من ، در بپیشرفت بشریت و جامعه ای آزاد و برابر و با عدالت نه زندان و شکنجه واسیر خرافات است ،.
      با احترام

       
  109. آرتین ایران

    سلام بر ناظران گرامی
    این صدای آی دزد آدزد در این چهل سال حکومت ناشایستگان نظام دینی چقدر آشناست.مانند همیشه دریغ از شهامت اعلام یک عذرخواهی!
    https://www.bbc.com/persian/amp/iran-44288042
    پاینده باد ایران و ایرانی

     
  110. درود برسركارخانم فريبا

    شما درنقد محققانه تان برآن مقاله اي كه جناب سعيدحجاريان هم ازتحقيق كسي ديگر نقل كرده بودند درموضوع شكل وفرم حكومت ؛ خطاب به من مسكين چنين فرموده ايد:
    “جناب مصلح،
    همه نظریات بالا رد و کامل شده اند و افراد بسیاری در طول دوهزار سال در شکل گیری فلسفه اکنون شریک بوده اند .
    اینکه می کوشید رفتار منحط نظام را در تیوریهای قدیم و منسوخ شده ، بگنجانید، تلاش بیهوده ایست.
    بقول ارسطو سه حکومت وجود دارند: حکومت تک نفره، حکومت عده ای کم ویاحکومت اکثریت.”}پا.

    خوش انصاف من مسكين بن مسكين بنام مستعاري {مصلح} كي وكجا كوشيده ام رفتارمنحط نظام رادرتئوريهاي قديم ومنسوخ شده،بگنجانم ؟ تاتلاشم بيهوده باشد ؟
    من هميشه اين نظام فعلي را ديكتاتور بتمام معناي معاويه گونه ويا فرعوني دانسته ومعرفي كرده ام وخواهان حكومت اكثريت هستم كه به آن دموكراسي ويا سوسيال دموكراسي گفته مي شود كه حقوق اقليت هارا نيز طبق اعلاميه حقوق بشري مرعي بدارد وخلاصه اش مي شود گفت رعايت حاكميت ،اصل عدالت را درتمام سطوح جامعه چه دراقتصاد وسياست وفرهنگ وچه درامور ديگرجامعه وحق آزادي وانتخاب شدن وياانتخاب كردن باشد باهردين ومرامي ويابي ديني كه مزاحم يكديگر نباشند .

    وهمين را بانام عدالت ونيكي به يكديگررا خداوند به مسلمانان گفته ودستورداده است تا درجامعه درتمام امور هم ازسوي حاكم وهم بين مومنان اجراشود وموردپذيرش وتحسين همه عقلانيز مي باشد كه مقابلش ظلم است كه موردتقبيح خداوند وهمه عقلا است :” ان الله يأمربالعدل والاحسان …الخ نحل /90. ودستور داده اند :” لاتَظلِمُون ولاتُظلَمون = نه ستم كنيد ونه مورد ستم واقع شويد،بقره 279}.
    وخداوندفريادواعتراض مظلومان وستمديده گان را دوست مي دارد .{نسا/148}. هرچند شما ازكلام ودستورخداخوشتان نيايد.

    ومسأله حجاب تحميلي نيست واما زنان مسلمانان آن را جزئي از عقايدخويش ومحترم مي دارند وديگران حق دخالت درآن ندارند هرچند اجباري بودنش مطروداست عقلا وشرعا چون امرشخصي است همانند فروع ديگرشرعي مثل نمازوروزه وغيره ؛وقانون اجباري بودن آن هم پشتوانه عقلي وشرعي نداشته وندارد.
    ودستور حفظ حجاب براي زنان مسلمان درآيه 31 سوره نور چنين است :
    ” ….ولايبدين زينتهن الا ماظهرمنها …” زنان زينت هاي خويش را اظهار وآشكارنكنند مگر آن مقداري كه طبيعتا وعرفا پيداهست مانندانگشتر ودستبندوحنا وسرمه بردست وصورت كه پيدا هست ،مجازاست”.
    زينت زنان معمولا وعرفا دردستان وگردن ها وگوش ها ودربرخي جوامع درپاها نيز ازخلخال استفاده مي كردند؛مرحوم محقق اردبيلي فقيه نامدارشيعه در”الاماظهرمنها ” توسعاتي قايل هستند كه گردن ومقداري ازسينه ومورا نيز ازموارداستثنا شمرده اند.والسلام علي عبادالله الصالحين
    مصلح

     
    • درود
      جناب مصلح
      تفسیر دینی شمایکطرف ماجراست و ردو قبولی اش طرف دیگر و بنا برآزادی تصمیم وآگاهی فردی است. اما، زمانی که همین دستورات قرآنی وسیله ای در حاکمیت می شوند، دیگر با آزادی تصمیم و آگاهی و انتخاب ،که مشخصه ی “انسان ” است، سروکاری ندارند.

      بحث بر تفاوت دینداری با حکومت داری است. ایندو چون آب و آتش و یا آب و روغنند. دین مربوط به فرد و انسان و کاملا خصوصی است. در حالی که حکومت ،مربوط به اجتماع وشامل افراد مختلف با سلایق مختلف می شود.
      یک حکومت دینی ، عقیدتی براحتی تبدیل به یک Despotism ، یعنی تحمیل زور و سرکوب دیگران و یکی کردن تفاوتها می شود. همانگونه که ما در طول تاریخ و در ایران و کره و چین …. شاهدیم. فرق بسیاری است بین حکومت یک کشور، با خانه داری ، ارسطو در کتاب سیاست اولش بدان اشاره می کند.تحمیل عقیده فردی در حکومت مساوی با دیکتاتوری است.

      حجاب در قوانین و کلا اصل قوانین اسلامی در حکومت به معنی نادیدن اصل انسان است .حجاب تنها یک مثال بود. به عقیده من هرکس آزاد است هر پوششی را انتخاب کند . اما، ما همانگونه که شاهدیم ، حجاب در دست حکومت بعنوان وسیله ای برای سرکوب مردم است. اینکه فردی به خود اجازه می دهد به حریم شخصی دیگری تجاوز کرده و نظریه خود را تحمیل کند. یک قانون بشر شکنی است. چه برسد حد و زندان و تعزیر . نهی از منکر زمانی که جایشان در خیابان بجای مجالس دینی می شود. معنی تجاوز به حقوق آزادی و انتخاب بشر را می گیرد.

      علم یک مقوله اجتماعی است ودین فردی .حکومت و حکومتداری با علم سروکار داردو این علم همیشه در پروسه تغییر و تحول است و بدین خاطر نمی توان آنرا عقیدتی و دینی کرد. در غیر اینصورت ضد خود عمل کرده و در عمل همیشه علم پیروز بوده است.

       
      • دین اسلام فقط مربوط به فرد و انسان و خصوصی نیست،جامعه متشکّل از آحاد انسانهاست و دین اسلام هم به انسان کار دارد هم به انسانها و مجموعه جامعه.شما نظرت برای خودتان محترم باشد اما مطالعه درونی دین اسلام نشان می دهد که این دین فقط به فرد و جنبه های فردی رابطه انسان و خدا کار ندارد بلکه احکامی اجتماعی مربوط به سعادت یا شقاوت جامعه دارد،شما مطالعاتت ضعیف است و شناختی از احکام اسلام و تاریخ اسلام ندارید و همینطور یک کلام نسنجیده و جامد برخاسته از سکولاریسم سیاسی یعنی “دین امر شخصی است”را دائم مضمضه می کنید،دین فقط عبادت نیست،و دین فقط رابطه شخصی بین فرد و خدا نیست،دین یک پروگرام است و شریعت مطهر اسلام برای همه زوایای زندگی فردی و جمعی انسانها حکم و قانون دارد.و در هرحال شمای اقلیت چه بخواهید و چه نخواهید در کشور اسلامی ایران مردم قانون اسلام و قوانین اسلام را معیار حکمرانی قرار داده اند و اقلیت ناچیزی مثل شما که دین را امر شخصی می دانند لازم است بقاعده عقلاء و دموکراسی به نظر اکثریت مردم احترام بگذارید،احترام هم نگذارید خیلی مهم نیستید اندکی پرخاشگری می کنید و دشنام و شعار و این مهم نیست!
        در مساله حجاب نیز معمولا توجه نمی شود که حجاب و پوشش بانوان در سطح جامعه دو حیثیت دارد،یک حیثیت شخصی و وظیفه و تکلیف شخصی بینی وبین الله و دیگری حیثیت اجتماعی و لوازم و آثار و مفاسدی که بر عدم پوشش و عدم محدودیت آن مترتب می شود،یک بانو در فضای زندگی شخصی (نه در سطح جامعه) در برابر خدا مسئول است که آیا بتکلیف پوشش عمل می کند یا نه؟ در این محدوده اکراه و اجباری در کار نیست درست مثل نماز و روزه و سایر واجبات،اما از آن حیثیت اجتماعی در جامعه ای که بنای آن بر اجراء قوانین اسلام و منع فساد و فحشاء است حکومت اسلامی نمی تواند نسبت به بد حجابی بی تفاوت باشد تا چه رسد بمقوله “بی حجابی” که حد یقفی برای آن متصور نیست و در هر حال مساله لزوم پوشش الان یک قانون است و حدود پوشش قرآنی آنطور که در رساله های فقهاء آمده است مورد اراده قانون گذار بوده است،اینکه فلان فقیه خاص چه نظریه ای را بصورت احتمال یا شبهه ارائه کرده یا حتی فتوا داده نیز ربطی به آنچه که مورد اجماع و شهرت فقهیست ندارد و معمولا در بحث های پوشش به این نکته توجه نمی شود و تعبیر می شود به حجاب اجباری،در حالیکه حجاب اجباری ما در اسلام نداریم یک تکلیف شخصی داریم مربوط به آحاد زنان مسلمان،و یک تکلیف حکومتی هست مربوط به لزوم منع و جلوگیری از فساد در عرصه اجتماع و بین این دو مقوله نباید خلط کرد.

         
    • شیخ مصلح مفسر ! سلام علیکم
      سوره نور مراجعه کردم و در آنجا هیچ گونه امر حجاب نبود و فقط گفته شده بود که روسری های خود را بر سینه ها بیفکنند که برایشان بهتر است خوب کجای این سوره اجبار داشت و جالب اینکه کنیز ها مستثنا هستند و پس به چه حقی اعوان و انصار شما آخوند ها زنانی که دین دیگری به جز اسلام دارند را مجبور به داشتن حجاب میکنند ؟ و اگر در فرانسه خانمی را به برداشتن حجاب مجبور میکنند فغان و فریاد شما ها و علی الخصوص آخوند های حکومتی البته برای مجیز گویی به رهبر در می آید شتر سواری دولا دولا نمیشه ! در ضمن اگر خانم مسلمانی نخواست که حجاب اجباری را رعایت نکند به چه حقی اورا به بیداد گاه میبرید و به تازیانه و یا جرم های سنکین محکوم میکنید ؟ آیا در حکومت بعدی که جناب عالی منتظر آن هستید وزیاد دور نیست یک چنین اجحافاتی را میتوانید صورت دهید ؟

       
  111. اخبار: دعوت حسن/* از ایرانیان به سرمایه‌گذاری درایران.

    مش قاسم: که بیان پولشون رو بدن دست یه مشت دزد و آدمکش و شکنجهگر؟ گمون نکنم.

    /*: ک

     
  112. دست‌نوشته جمشید مشایخی برای هنرمندان تحریم‌کننده مراسم افطار رییس جمهور/ عکس
    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، جمشید مشایخی بازیگر پیشکسوت سینمای ایران در دست‌خطی به تصمیم برخی از هنرمندان برای حضور نیافتن در مراسم افطار حسن روحانی رییس جمهور واکنش نشان داد.

    نوشته مشایخی به این شرح است: «زمانه، زمانه وحدت و همدلی است. فرزندان من ما همه اهل فرهنگ و هنر هستیم. اهل دل هستیم، در این وانفسای توطئه‌ها بر سفره افطار ریاست جمهور دم از وحدت و همدلی می‌زنیم.»

    روز گذشته، هنرمندانی چون پرویز پرستویی، مهناز افشار، شیلا خداداد، احسان کرمی و… به دعوت افطار روحانی جواب رد دادند و مشایخی این نامه را در واکنش به تصمیم این هنرمندان نوشت.

    و اما جواب ایشان

    احترامت واجبه خان‌دایی اما حرف از مردونگی نزن که هیچ خوشم نمی‌آد … کی واسه من قد یه نخود مردونگی رو کرد تا من واسش یه خروار رو کنم؟ … این دنیا همیشه واسه من کلک بوده و نامردی … به هر کی گفتم نوکرتم با خنجر کوبید تو این جیگرم دیگه تو این دوره زمونه کسی حوصله داستان گوش کردنو نداره هی خان دایی تو آدمو مایوس میکنی دلت میخواد تو گوشت که بزنن بگی من پهلوونم پهلوونم باید افتاده باشه تو گوشش که میزنن سرشو بندازه پایین و رد بشه

    جناب استاد مشایخی شما با همین طرز تفکر چاقو رو از دست داش فرمون گرفتی و دست خالی فرستادیش سراغ برادران آق منگل و به کشتنش دادی این حرفت مثل همون قضیه فرمونه ، ننگت باد

     
    • اتفاقا به این آدم می گویند آدم پخته،با مرام و بامعرفت و میهن دوست،و به هلیا می گویند آدم خام،ننر ،بی جنبه ،بی ادب و بی معرفت که بافراد با مرام و متواضع اهانت میکنه و احترام بزرگتر را از بزرگترهای خود نیاموخته…

       
      • شیخ قم نشین ! این واژه ننر ! واقعا برازنده توی آخوند ولابی هست که در این ماه رمضان از سر بیکاری بجای مگس پرانی و احیانا تحذیب نفس ! به فضولی و تیکه انداختن میپردازی که نفس عماره ات را شاد سازی
        تا بعد ⚽.

        ——

        مهرداد گرامی
        دلم لک زده برای یک نوشته ی محکم شما برای سید مرتضی

        .

         
        • چون جناب نوریزاد فتوا داد که در ماه مبارک با هم مهربان باشیم فقط می گویم:مهرداد تهران نشین! نکند هلیا خودت بودی که اینجور پریدی وسط؟!
          اما باز حکایت غلط نویسی ها و سواد اکابری ات باقیست!!
          ببین نه تقصیر من است و نه تقصیر اندروید! تقصیر سواد نم کشیده مهرداد است، اصلاح کن:
          “تهذیب نفس”نه “تحذیب نفس”!!
          “نفس امّاره”=یعنی امر کننده به بدی و شرارت که خودت درگیر با آن هستی! نه “نفس عمّاره”!!
          فهمتَ یا مهرداد؟! یا باز باید بگویم آندرستند؟!
          تا بعد!

           
        • جناب نوریزاد،بقول نقی بامزه سریال پایتخت:آخه مگه میشه؟! مگه داره مهرداد؟!

           
    • جمشید مشایخی با اون صحنه های تجاوز و بغل خوابی تو فیلمهاش همچنان بوی کباب به مشامش می خوره! نکته دیگه اینکه یه عده دیگه از همین افراد مثل خرمگس محله معروف به پرویز ترکه (پرستویی) هم از اون افراد نون رو به نرخ روز خور هستن! یه جا نامه عشقی برای سلیمانی قاتل می نویسه یه جای دیگه دلبری می کنه! از همه این مسائل بگذریم دوست داشتم ببینم در این جمهوری اسهالی یکی مثل خامنه ای هم دعوتشون می کرد نمی رفتند! قضیه 9 دی و جریانات بعدی اون در دیدار یا این یارو رو که یادتون نرفته!!!! قرشمال بازی یه عده تمومی نداره!

       
  113. مدافعان حریم بشار اسد قاتل

    بنام خلیج همیشه فارس
    الله عرب شاهده که من در عمرم آزارم به یک مورچه هم نرسیده و نخواهد رسید اما شوربختانه تنها راه نجات ایران که به نکبت آلوده شده و ایران اسلامی نام گرفته یک هولوکاست آخوندی است با این حال معتقدم که آخوندها را نباید کشت حتی نباید به آنها توهین کرد بل باید خیلی محترمانه همه آنها را به دریا ریخت و هر کدامشان که شنا بلد بودند آزاد هستند و میتوانند تا سرزمین آبا و اجادیشان شنا کنند و جان بدر برند چرا که انها از نسل دزدان مدینه هستند و هیچ نسبتی با ایران و ایرانی ندارند به امید آن روز .

     
  114. هنوز حرف دیروز یا پریروز رهبر از ذهن جامعه پاک نشده او زیر حرفش زد.

    همین دیروز یا پریروز بود که رهبر معظم در جمع داشجویان گفت که: من در کار رادیو تلویزیون و قوه قضایی دخالت نمی کنم ولی امروز به قوه قضاییه فرمان!! داد که با متخلفین و سو استفاده کنندگان جنسی در مدارس با شدیدترین نحو مقابله کند!! این دروغگویی را چگونه می شود توجیه کرد؟ وقاحت هم اندازه دارد.

    به پایان سلام کن دیکتاتور
    اسهال طلب ، فضول گرا ، دیگه تمو مه ماجرا

     
  115. اخبار: خرید تجهیزات الکترونیکی ساخت اسرائیل از جانب حکومت/* اسلامی.

    مش قاسم: حکایت د…( سه نقطه از مش قاسم)غ باشه مال ال…( سه نقطه از مش قاسم)غ باشه! راه و رسمش و توضیح و تفسیرش رو هم اون اولی توی کتابک هاش نوشته.

     
  116. بازنویسی از آرشیو روزنامه عصر امروز چاپ لس آنجلس
    آگای مهمل باف
    موردی پیش آمده بود که میبایست به کنسولگری ترکیه مراجعه میکردم. بجز من مراجعین دیگری نیز بودند ازین رو میبایست رعایت نوبت کرده و دقایقی به انتظار بنشینم. تا نوبت بمن رسد خود را با مبایل سرگرم کردم. بنا به عادت سراغ اخبار رفتم. در دنیای مجازی توفانی از داده‌های رسانه ای است که اکثر آن یاوه است ومشاهده یا خواندن آ نها اتلاف وقت که حیف از عمر عزیز . جوانی ترک در کنارم نشسته بود و گاهی از گوشه چشم نگاهی به مبایلم می انداخت که ناگهان با لحن خاصی گفت « آگای مهملباف» ؟!. برای یک لحظه پرسشگر اما با تحسین گفتم بارک‌الله الحق که عین حقیقت را گفتی. هاج واج نگاهم کرد و توضیح خواست. گفتم هموطنان ما نام صاحب عکس را بغلط مخملباف تلفظ میکنند ولی شما صحیح آنرا ادا کردید. بله آگای مهمل باف، چاقو کش خود چریک خوانده که شهبانوی بینوای ایران را با ادبیات آنچنانی ات دست انداخته و ببازی گرفتی و در خلوت خویش به ریش یک ملت خندیدی که مهملات ترا اظهار فضل ادیبانه از نوع روشنفکرانه اش قیاس کرده‌اند و تو خود میدانستی که چه کنایه ناجوانمردانه ای زده ای. من نه سلطنت طلبم و نه کمونیست و نه اساساً عن قلابی چون تو. من همانم که حتی در زندان شاه خدابیامرز از انتقادکردن هر خطا کاری هیچ ابا نداشتم چه هیئت حاکمه و در راس آن پادشاه و چه انقلابی روشن‌فکر نما. نه چون تو ادعای چریک بودن داشتم و نه ابن الوقت چون نیم میلیون ساواکی که پس از فتنه فقیهان بخدمت دستار بندان مشکوک الهویه در آمدند ورذائل خود را در مقیاسی وسیعتر اعمال کردند!! تا آنجا که یادم می‌آید تو در زندان هیچ‌کس نبودی و حتی چاقوکش هم بحساب نمی آمدی چون اگر وکیل بند سرکار احمدی یا سرکار مرادی موقع سرشماری به تو پس گردنی میزد جرأت یک چرا گفتن مختصر را هم نداشتی.!! سرکار ستار مرادی یادت می آید؟؟ که یکبار با لحن جدی به او گفتم سرکار مرادی ما روی این گلیم نماز میخوانیم چرا رعایت نمیکنی و با کفش برای بازرسی اتاق وارد می‌شوی ، ما روزنامه داریم پهن میکنیم تو روی آن پا بگذار!!امثال تو گفتند نمیترسی ببرند زیر هشت؟! گفتم باشد پای حرفم می‌ایستم جنایت که نکرده‌ام ، حرف حقی زده ام. جناب مهملباف تو هیچ‌کس نبودی چرا امروز ادعا میکنی آنهم برای بالا نشینی تحریف تاریخ میکنی. تو آنقدر خود فریفته ای که نمیدانی بسیاری با خواندن مهملنامه ات به شهبانوهم ترا لعن و ناسزا گفتند و هم از واکنش شهبانو متاسف شدند که از دو حال خارج نیست. یا این بانوی بیچاره متوجه کنایه موذیانه تو نشده ویا دریافته ولی از سر بیچارگی و درماندگی تظاهر به حقانیت تو کرده و محترمانه پاسخ داده. اگر این بانو استعداد کسی چون پروین اعتصامی را میداشت یا اصلاً پاسخ نمی داد و یا پاسخ میداد» تو اگر همدرد بودی پاسبان بینوائی که امثال تو را از تجاوز به جان و مال و ناموس جنوب شهر تهران محافظت میکرد چاقو نمیزدی . این مهملات تو همدردی نیست بلکه طعنه و تمسخری است تا دردی بر دردهای بینوائی بیفزاید که عمری همدرد بینوایان ایران بود و امروز بی پناه و بیکس است» . دریغا که ماملت ابن الوقتی هستیم و حق ناشناس. کاش رضا شاه بزرگ نمی‌آمد و ایران ایرانستان میشدتا امثال تو دریکی جمهوری ها یا شیخ نشین های بی نام و نشان با همان قبا و کلاه نمدی پر شپش و گیوه های متعفن دنبال الاغ میدویدی تا بار کاه را از آبادی به شهر ببرد که بفروشد. تو نمک نشناس هنوز نمیدانی که داشته هایت حاصل فداکاری های سردار سپه و پادشاهی است که جوانی و تندرستی اش را فدای تمامیت ارضی ، استقلال و اعتلای سرزمینی کرد که از دست رفته بود و اکثریت مردمانش لیاقت قیامی ملی در برابر متجاوزین روس و انگل یس را نداشتند. مهملباف تو با استناد به کدام سند تاریخی به شاهزاده رضا پهلوی میگوئی پدر بزرگت را انگل یس بر سر کار آورد در حالیکه تا به امروز ده‌ها سند تاریخی منتشر شده که انگل های جزیره انگل ستان نه تنها حامی شادروان رضا شاه نبودند بلکه در صدد از میان برداشتن این سرباز میهن پرست بودند. مهملباف دستکم پنج توطئه ترورو کشتن رضا شاه به خواست خدا خنثی شد که چهار تای آن از سوی انگل یسی ها و یکی به اشاره روس ها. مهملباف ،اگر اصلاحات انقلابی محمد رضا شاه تیره بخت نبود تو امروز یا نوکر خان محله عودلاجان بودی یا رعیت ارباب آبادی ایوانکی. آنهائی که امروز به کارهای سخیف تو به چشم یک اثر هنری نگاه میکنند یا نادانند یا تجاهل میکنند چون خائن اند. آن روزگار گذشت که کسی چون من در ایام نوجوانی بدیدن نمایشیاوه ای بنام فیلم سینمائی خاک یا گاو برود و صحنه‌های آنرا نماد جامعه تحت ستم ایران قیاس کند و دستخوش انقلابزدگی بشود. من اگر همان روزهای نخست یاوهنامه ات به شاهزاده رضا پاسخ ندادم برای آن بود که میدانستم توفانی در راه است که ارکان حکومت فقیهان را خواهد لرزاند. دیدی که چگونه آزادگان ایران فریاد زدند» رضا شاه ، روحت شاد»؟؟!!امروز هم تو سرافکنده ای هم اربابانت. من اگر هنوز به خدا و روز جزا ایمان دارم و به خاتم النبیین ارج مینهم برای آنست که پیشگوئی آن جناب را در باره فتنه فقیهان بعینه مشاهده میکنم و میدانم که بزودی بساط این رندان دین فروش و ازخدا بی‌خبر برچیده خواهد همانگونه که رسول خدا پیشگوئی کرد. اگر فقیهان بگونه ای مسالمت آمیز صحنه را ترک نکنند نه تنها خون بسیاری به انتقام ریخته خواهد شد که بسیاری گورها نیز شکافته خواهد شد . فاجعه‌ای که مانندش در تاریخ بشرتا به امروز رخ نداده. اما آنروز تو کجا خواهی بود؟! شاید کنار دست رئیس علی دلواری همراه دلیران میهنپرست تنگستان رویاروی انگلی یس های متجاوز و نوکران خوک صفت سیک شان بعنوان یک چریک ملی میهنی خواهی جنگید؟؟؟!!!؟؟ خوب این هم کنایه من به شما جناب مهملباف!! اما حرف آخرمرا بشنو: من از روئیدن خار سر دیوار دانستم که ناکس کس نمیگردد از این بالانشینی ها

    البرز ایرانزاد

     
  117. اندر افطاری حسن/* و آنها که رفتن و آنها که نرفتن

    حاج مم باقر بدبخت سخنگوی/* دولت/*: “ما تمام تلاش‌مان را کردیم که مشکلات کشور حل شود. چه کاری را دولت انجام نداده است؟ چه کسی دوست دارد که سفره مردم پربارتر نباشد؟ به ما بگویند چه کاری را باید انجام می دادیم که انجام ندادیم؟ او همچنین این سوال را مطرح کرده است که آیا سفره های مردم اردیبهشت ماه پارسال رنگین تر بود و امسال خالی تر شده است؟”

    مش قاسم: ۴۰ ساله که خودت و همین حسن/* در بالاترین سطح حکومتی ری…(سه نقطه از مش قاسم)مان کردین به این مملکت که کار به اینجا رسیده، حال یه شیادی مثل تو حرف از پارسال و امسال و این کار و اون کار میزنی؟ حاج مم باقر! تو و این حکومت/*ی چیا اینکاره نیستین! تا دیر نشده دست از شامورتی بازی ور دارین. از ما گفتن.

    حاجیه ضعیفه ناآزاده نامنداری، مجری سازمان سر و صدای آخوندی: شما از دردهای آشکار و پنهان رئیس جمهور بی خبرید؟ ازاین همه تلاش برای ماندن دربرجام، آیا حقشونه با این رفتارهای سطحی خستگی رو به تنشون بذاریم؟

    مش قاسم: آخیش حیوونی! دل والده واسش کباب شده! چه ترفدارهایی این بیچاره داره. و اما حاجیه ضعیفه، رفتارهای سطحی رو همینا توی ۴۰ سال گذاشته در این مملکت راه انداختن، همین دعوت افطاری هم یکی از اون کاراست.

    /*: ک

     
  118. سلام بر جناب محمد آقای نوریزاد

    خواستم عرض کنم بجهت مشکلاتی که بعد از فیلترینگ نرم افزار تلگرام در فضای عمومی نت پیش آمده و اختلال هایی که هنگام ارسال متن وجود دارد مع الاسف گاهی برای اطمینان از سِند و ری سیو شدن مطالب ناچار به تکرار ارسال هستم بجهت ارورهایی که وجود دارد،از این جهت اولا از شما پوزش می خواهم و ثانیا خواهش این است که اگر در موردی چند کامنت یا جوابیه متسلسل و شبیه بهم بدستتان رسید به بزرگواری خود فقط یکی از آنها را که جامع تر است منعکس فرمایید.
    باشد؟!
    سپاس و احترام

     
    • شیخ مرتضی قم نشین ! ابن اختلات و مشکلات و فیلترینگ کار امریکا و اسرائیل که نیست ! کار همان جانورانی هست که توی قم نشین طرفدار و مزدور آنان هستی میباشد پس از دست همان جانوران به خودشان شکایت کن و پستان به تنور بچسبان . واقعا که پر رو تر از توی قم نشین سراغ ندارم ! تا بعد .

       
      • مهرداد تهران نشین (بالا یا پایین شهرش نامعلوم!
        اولا اوصافی مثل جانور و پررو ببیشتر برازنده خودت است!
        ثانیا من صریح می گویم با فیلترینگ تلگرام و فیلترینگ سایت های سیاسی موافق نیستم هرچند با فیلترینگ سایت های ضد امنیتی اخلاقی و پورنو و هتاکان و ضد دین هایی که بنیان های عقیده مردم را هدف قرار می دهند موافقم.
        ثالثا :من مزدور کسی نیستم،مزدور خودم و اراده و برداشت ها و گرایش خودم بعنوان یک عالم دینی در فهم دین و بعنوان یک شهروند جمهوری اسلامی و معتقد به آن.
        رابعا:اگر خرد و سعه صدر را حاکم بر هوس و عداوت شخصی می کردی می فهمیدی که تذکر فنی من در مورد ارسال مطالب نوعی عذرخواهی از احیانا تکرار در دریافت مطالب و ایجاد زحمت برای مدیر محترم سایت بود قطع نظر از اینکه فیلترینگ کجا خوب است و کجا بد است،
        خامسا: “اختلالات” نه “اختلات”!
        ایندفعه نوزده شدی!

         
  119. خرید دختران کودک در ایران برای بوالهوسی

    ببینید با کودکان محروم ایرانی چه می کنند

    یک نماینده مجلس شورای اسلامی از وجود ۲۴ هزار کودک‌بیوه زیر ۱۸ سال خبر داده و گفته در برخی مناطق ایران افراد ثروتمند اقدام به خرید کودکان دختر می‌کنند.

    به گزارش استان‌وایر ، معصومه آقاپور علیشاهی ازدواج کودکان را معضلی جدی دانسته و نسبت به افزایش این پدیده در آذربایجان شرقی هشدار داده و گفته است: متاسفانه آذربایجان شرقی رتبه دوم کودک همسری در ازدواج کودکان ۱۰ تا ۱۵ ساله را بعد از خراسان رضوی دارد.

    وی وجود کودک بیوه‌ها را فاجعه‌ای بزرگ دانسته و گفته ازدواج کودکان برازنده جمهوری اسلامی نیست و سن ازدواج باید افزایش یابد.

    نماینده شبستر اضافه کرده برخی خانواده تنها برای مقداری پول و تامین هزینه زندگی دختران ۹ تا ۱۰ ساله را به ازدواج افرادی با سن بسیار بالا درمی‌آورند.

    عضو فراکسیون زنان در مجلس ادامه داده متاسفانه در روستاهای محروم برخی افراد متمول اقدام به خرید کودکان برای بوالهوسی و استفاده از آنان در مسیرهای غیراخلاقی می‌کنند.

     
    • آرتین ایران

      سلام بر ناظران گرامی
      “ما علاوه بر این‌که زندگی مادی شما را می‌خواهیم مرفه بشد، زندگی معنوی شما را هم می‌خواهیم مرفه باشد. شما به معنویجات احتیاج دارید. معنویات ما را بردند این‌ها. دلخوش به این مقدار نباشید که فقط مسکن می‌سازیم، آب و برق را مجانی می‌کنیم، اتوبوس را مجانی می‌کنیم.دلخوش به این مقدار نباشید. معنویات شما را، روحیات شما را عظمت می‌دیم. شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم. این‌ها شما را منحط کردند. این‌قدر دنیا را پیش شما جلوه دادند که خیال کردید همه چیز این است. ما هم دنیا را می آباد می‌کنیم و هم آخرت را…”
      موفق باشید

       
      • درود بر ناظران

        میگم شما آقای آرتین بدجوری سوزنت روی این عبارت مرحوم امام گیر کرده! چیز دیگری بلد نیستید؟! خوب اصل عبارت را و قبل و بعد و شان نزولش را چند بار نقل و توضیح دادیم اما آنچه که سخن آن نماینده است معضل ازدواج در سنین پایین دختران است که مجلس قانون گذاری در صدد تحدید و تعدیل آن است و این معضل اجتماعی ریشه دار که حتی پیش از انقلاب هم در برخی مناطق کشور وجود داشته ربطش به سخن مرحوم امام قدس سره از قبیل ربط ماست و دروازه است! پس عمده سخن آن نماینده منتقد این بوده است.اما آن قسمت آخر یعنی “خرید کودکان برای بوالهوسی” سخنی مجمل،ناگویا و بدون مستند است،که بر فرض وقوع امری نادر و از نظر آماری مبهم است که خود آن نماینده نیز نه اشاره دقیقی به آن کرده است و نه مثل موارد دیگر مستندی و آماری برای آن ذکر کرده است بنابر این دور نیست که صرفا سخنی افواهی و غیر مستند و شعاری باشد که همین را این دوست همفکر شما تیتر مطلبی قرار داده است که عمده مطلب آن معضل ازدواج دختران در سنین پایین است! و اینها ربطی به آن سخن مرحوم امام که شما سوزنتان به آن گیر کرده ندارد! خوب حالا ما فرض هم می کنیم جایی فرد ابله و ناجوانمردی (با اینکه برحسب طبع قضیه پدر و فرزندی و تعلیمات دینی چنین چیزی امکان وقوعی ندارد یا نادری الوقوع است) دختر خود را برای بولهوسی بفروش رساند (واقعا آیا مقصود همین خرید و فروش اصطلاحی بوده یا مقصود همان ازذواج در سنین پایین؟ این در عبارت نماینده مبهم است) ،اینکه فرد شاذّ و عجیب و غریب یا بیماری در مورد فرزند خود چنین کند آیا مورد رضایت و قبول حکومت است؟ و مهمتر اینکه چنین رویکرد متخلّفانه از شرع و اخلاق و انصاف و قانون چه ربطی به سخن مورد نظر مرحوم امام داشت؟!
        امید که غیر از شعار و خیال بافی خداوند بینش و انصاف بهتری بشما دهد.

         
        • آرتین ایران

          سلام بر شما
          مگر شما نبودید که اول فرمودید اصلا مرحوم امام چنین نگفته!بعد دوستان این سایت خلافش را ثابت کردند فرمودید خوب شما پیشرفتها و پسرفتها را ببینید بعد بگویید. بعدها در نقد این نگارنده فرمودید منظور امام اعتلای روحانی و معنویات بوده و….نه آب و برق و مادیات!خوب دوست گرامی گویا هدف شما صرفا دفاع متعصبانه از شخص آقای خمینیست. اگر بالارفتن میزان فحشا،پایین آمدن سن جرائم،فروش کودکان برای ازدواج ،افزایش اعتیاد،دزدی،فساد اداری،فساد مالی،فساد دستگاه قضایی،اختلاس،ارتشا،رانت و امثالهم نقصان معنویات نیست پس چیست؟!یادتان هست با دوستان این سایت در دفاع از یک حکم آقای خمینی در مورد زنان یائسه بحث و جدل می کردید کار را رساندید بدانجا که امر به سوی مضحکه کردن شعور دیگران از سوی شما پیش رفت تا دست آخر فرمودید امام اشتباه فقهی در استنباط کرده است!خوب چه می شد همان اول می گفتید؟!این دفاع از روی تعصب نیست؟هر کسی ابتدا به ساکن اشتباه می کند.اصرار بر آن تعصب و اصرار بر تعصب نتیجه اش رسواییست.
          حال ما از شما می پرسیم که اگر سوزن شما روی دفاع کورکورانه از فردی که هرگز نمی شد روی یک حرف او حساب باز کرد که این نه قضاوت من که بر مبنای سخنان به جای مانده از اوست گیر نکرده پس چیست؟!بنده نمی خواهم در سستی کلام شما ورود کنم چون آن را بی فایده می دانم.اما در همین پست شما اول منکر ممنوع الکاری زنده یاد ملک مطیعی توسط حکومت دینی شده اید!بعد که مشخص است این ادعا به شوخی بیشتر می ماند تا واقعیت کار را به سمت لجن پراکنیهای روزی نامه کیهان به عنوان مستندات برده اید تا شخص ایشان را محق در ممنوع الکاری خود معرفی کنید!این روش مالوف شماست.تمام آنچه مخالف شماست پلید و هر چیز مطابق میل و تصور شماست با تمام نقایص وارد بر آن منزه است.خوب دوست گرامی چه می شود شما هم یکبار به جای تعصب کور بگویید آقای خمینی اشتباه کرد که چنین قول و قراری با ملت ایران گذاشت.نظام دینی غلط کرد که حق نان خوردن عده ای از شهروندان را بدون هیچ مدرک و مستند محکمه پسندی قطع کرد حال اینکه خداوند سبحان که این نظام دم از مشروعیت از جانب او می زند خود را رزاق نامیده و بدین امر مباهات کرده است و…
          جناب آقا مرتضی.آقای خمینی اشتباهاتی هم داشته است مگر او معصوم بوده است؟!این نه سخن من تنها بل سخن مرحوم منتظری هم به عنوان شاگرد و نزدیک او که اتفاقا در مورد ایشان هم دوگانگی به خرج داده می باشد(البته شما او را استاد خود می دانید ولی تمکین به او نمی کنید) که می گفت امام اشتباه می کرد زیادم می کرد.مگر امام معصوم بود(نقل به مضمون)
          در انتها ما هم دعا می کنیم خداوند به جای چشمان آکنده از تعصب و نگرش بسته به دنیای پیرامون از دریچه تنگ و باریک فقه به شما قدری آزادگی عطا فرماید.
          پ.ن)راستی یکبار که سهوا پاسخ سلام شما را ندادم با عنوان اینکه عدم جواب سلام متکی بر کدام آیین است معترض شدید و من بابت آن موضوع عذرخواهی کردم.حال چندین بار است که سلام می شنوید و می گذرید.بگذریم.
          خداوند همه ما را به راه راست هدایت فرماید.
          موفق باشید

           
          • سلام بر ناظران
            این ناظران عنوان عامّی است که شامل مخاطب نیز می شود!
            غیر از حاشیه روی و نقد شخصیت و مطالب بی اساس و نقل بمضمون های نا مستند که سنّت نویسنده مطلب بالاست،توهماتی را دفع می کنم:
            من هیچگاه نگفته ام که مرحوم آیت الله روح الله خمینی قدّس سرّه مطلبی در مورد آب و برق نگفته است،حتی در مواردی آن دو سه مورد را از ماخذ صحیفه امام رفرنس کردم و آنرا توضیح دادم که اگر لازم دانستی آنرا باز نشر می کنم بنده تاجایی که بیاد دارم اصل این کلام ایشان را انکار نکردم اگر جایی عبارتی از من یافتید بیاورید،بگمانم این مساله را با آن بحث مربوط به شروع جنگ ایران و عراق اشتباه گرفته اید یا مطلبی که به ایشان نسبت داده شده بود در نجف که بنده گفتم آن مطلب در صحیفه امام نیست یا اینکه دعوت آن مرحوم از ارتش عراق مبنی بر عدم اطاعت از صدام مربوط به تاریخی است که جنگ ایران و عراق آغاز شده بود،در هر حال بارها عرض شد که مصبّ کلام مرحوم امام که اصل وعده آن از سخنگوی دولت موقت و دولت موقت مرحوم مهندس بازرگان بود،بحثی اخلاقی پیرامون این بوده است که هدف بالذات انبیاء یا حکومت اسلامی (نه اینکه رفاه و بهسازی زندگی مادی انسانها نیست) بسط عدالت و معنویات بوده است و اینکه دلخوش نکنین به اینکه فرضا آب و برق و مسکنمان درست شود..این مصب گفتار ایشان و صدر و ساقه کلامشان در آن سخنرانی است که اگر کسی واقع بین باشد و خود را از تعصبات وعداوت های خاص خالی کند آنرا درک می کند.نیز وجود فساد فی الجمله یا چیزهایی که برای محکوم کردن جمهوری اسلامی طرح می کنید مورد انکار هیچ انسان واقع بینی نیست،آسیب و فساد اجتماعی نیز بطور نسبی کم یا زیاد در همه جوامع انسانی با هر سیستم حکومتی وجود دارد من از فساد یا اختلاس یا چیزهای دیگر دفاع نمی کنم یا آنرا توجیه نمی کنم،می گویم باید با واقع بینی اینها را آسیب شناسی کرد و همه علل و عوامل داخلی و خارجی را دید و سمت و سوی برخورد یا مقابله با فساد را ملاحظه کرد و دائم یک کلیشه را تکرار نکرد،مثل مقوله فحشاء یا روسپیگری که دائم تصور می کنید علت منحصره آن فقط فقر است یا حکومت دینی با روسپیگری موافق است، افراد واقع بین و جامعه شناس بخوبی می دانند که فحشاء تنها تابع مساله فقر نیست و همه انواع فقر همیشه مستند به رویکرد حاکمیت نیست و این سخنی شعری و بی مطالعه است که طلای فلان جا و فلان جا یا هزینه های فلان بخش را برداریم بدهیم به روسپیان مشکل روسپیگری حل خواهد شد! (عطف بنوشته ای که از امام بزرگوار شیعیان جهان همچون افراد ضد دین،ضد مذهب ،بهائی یا روشنفکر نما با بی حرمتی به علی بن موسی تعبیر کردید).
            در مورد بحث سن یائسگی زنان خوب من بحث فقهی را کامل مطرح کردم،ادله و استنادات فقهی مرحوم امام خمینی و دیگر فقهاء و نقدهایی که طرفین قضیه بهم داشتند را ارائه کردم که اگر کسی بفضای بحث های فقهی آگاه باشد و از روی کم سوادی چیزی نگوید ارزش آن بحث ها را می داند،در انتها نیز بامثال نوریزاد که بحث و نظر و فتوای فقهی را دستمایه ریشخند به یک فقیه کرده بودند گفتم نهایت این است که مرحوم آقای خمینی در فضای بحث های فقهی (نه خیالات روشنفکری که شماها دارید) و ادله فقهی دچار اشتباه فقهی شده باشد چنانکه برخی از شاگردان ایشان نیز نقدی بمطالب ایشان داشتند،و اختلاف آراء فقهی بین فقیهان الی ماشاء الله است..این سخنی بود که بنده بعد از ارائه مستندات هردو طرف بحث گفتم اینکه کسی بخواهد با تکیه بر مخالفت و تعصبات کلیشه ای سخن مرا قلب و تحریف کند بخود او مربوط است.آن بحث ها هست آنها را بترتیب نقل کنید و بحث کنیم.در هرحال بنده مرحوم امام را دوست می دارم اما تعصبی به ایشان ندارم فقط بی تربیتی افراد کم اطلاع که شان علمی ایشان را نمی دانند و توهین می کنند و سبکی خود را نمایش می دهند بر نمی تابم.
            در مورد هنرمند تازه گذشته من کجا گفتم ایشان ممنوع الکار بود یا نبود؟! من یکی دو مقاله از سایت عصر ایران و جاهای دیگر ارائه کردم که نویسنده در آنجا توضیح داده بود که ایشان کارهایی داشته،البته در صدا و سیما ایشان ممنوع بود.اگر نقدی به آن مقالات دارید منصف باشید و آنرا بدروغ بمن نسبت ندهید.
            من هیچگاه نگفته ام مرحوم امام خمینی معصوم بود یعنی اشتباه نداشت اما باید توجه کنید که در مسائل اجتماعی سیاسی اختلاف برداشت وجود دارد،ممکن است شما فلان قول یا فعل ایشان را اشتباه بدانید و من بدلائلی ندانم،اینجا اگر بشود به یک مخالف نظری نسبت تعصب داد بنابر این بطرف مقابل نیز می شود نسبت تعصب داد و این همین حاشیه سازی و حاشیه روی است که معمولا شما در اینطور بحث ها دارید،می شود روی انظار خمینی بحث کرد استدلال کرد و نفی و اثبات کرد ولی نمی شود چون دیگری استدلال شما را نادرست دانست او را بتعصب متهم کرد و آنرا دستمایه فرادستی و حقانیت و روشنفکری قرار داد.
            بنده عاشق استاد عزیزم مرحوم آیت الله منتظری هستم و از او دانشها آموخته ام لکن مقلد ایشان نیستم نه در فقه (چون خودم صاحب نظرم) و نه در مسائل اجتماعی و سیاسی بهمان دلیل،آری ایشان بارها گفته بودند (با اینکه تا آخر هم عشق و ارادت خود را نسبت بمرحوم استادشان ابراز می کردند) که مرحوم امام علیرغم علمیّت و تقوا و شجاعت و خدمت بزرگی بمردم ایران در اسقاط نظام ستمشاهی کردند،معصوم نبودند،اما هیچگاه این جمله را در مکتوبات یا شفاهیات از ایشان بیاد ندارم که ” می گفت امام اشتباه می کرد زیادم می کرد.مگر امام معصوم بود(نقل به مضمون)”.
            شما اگر عبارتی به این نقل مضمون از ایشان سراغ داری ارائه کن و لطفا با مبهم گوئی و نقل بمضمون مطلب خلاف واقع به بزرگان نسبت نده،درست مثل مطالب فوق نسبت بخود این ناچیز که مطالبی را بصورت مبهم و ناقص بمن نسبت می دهید.
            موفق باشید

             
          • آرتین ایران

            سلام بر شما
            در مورد سخنان مرحوم منتظری اینهم مثل قضیه آب و یبرق مجانیست که انکار می کردید و قطعا بعدا توجیه خواهید کرد.در مطالب شما چیز جدیدی ندیدم جز تکرار مکررات!من فیلم سخنان آقای منتظری را یافته و خواهم آورد چون شخصا بی واسطه از ایشان شنیدم.امید که به جای تعصب مدام به تقوای الهی روی بیاورید و دیگر بحثی با شما ندارم.هرچند تاکنون هم نداشته ام ولی نمی دانم چرا شما مدام مایل به جدل با این نگارنده هستید؟!استدلال شما در مورد سلام بر ناظران هم در نوع خود جالب بود مخصوصا وقتی مخاطب یک نفر است!!
            موفق باشید

             
          • آرتین ایران

            این یک اشاره:
            http://nikravan.parsiblog.com/Posts/320/اشتباهات+امام+خميني+و+اشتباهات+آقاي+منتظري/
            فیلم مربوطه هم در یک فرصتی که این نگارنده یافت پیدا شده و ارائه می گردد.امید است زبان فارسی مرحوم منتظری را برای فارس زبانان تفسیر نفرمایید.

             
          • در این نوشته تحلیلی یک عبارتی به مرحوم آیت الله منتظری نسبت داده شده به این صورت :

            گفتند: «آیت الله خمینی معصوم نبودند و اشتباه هم داشته‌اند».
            بنده که خودم چنین عبارتی را از ایشان نقل کردم و بالاتر از نقل گفتم من این عبارت را از دو لب خود ایشان شنیدم،بله مرحوم ایشان گفته اند مرحوم آیت الله منتظری علیرغم علمیّت،تقوا،شجاعت و…لکن معصوم نبودند،و چنین تعبیری غیر از این است که بدروغ به ایشان (ولو با نقل مضمونی) نسبت دهیم :
            “می گفت امام اشتباه می کرد “زیادم می کرد”.مگر امام معصوم بود(نقل به مضمون)”.
            این نوشته هم یک نوشته تحلیلی است که ممکن است کسی چیزی را اشتباه بداند و طرف مقابل آنرا اشتباه نداند و حجتی برای قول یا فعل خود بیاورد.
            خوب فهمیدید؟ آن تعبیر که امام فرد بزرگی بود ولی معصوم نبود در خاطرات ایشان نیز هست اما اینها غیر از این نسبت دروغ است : امام اشتباه می کرد “زیادم می کرد”.
            ——-
            در نوشته ای بالا نوشتید که من بحثی با شما ندارم!
            شما چه بحث داشته باشید چه نداشته باشی بنده اینجا مطالب را می خوانم و سخنی را که نادرست می دانم نقد می کنم.

             
          • در عبارت ” مرحوم آیت الله منتظری علیرغم علمیّت،تقوا،شجاعت و…لکن معصوم نبودند”.
            مرحوم آیت الله خمینی صحیح و مورد نظر بود.

             
  120. سخنان سحر مهرابی در برابر خامنه ای (1)

    سحر مهرابی، نماینده مدیران مسئول در شورای مرکزی ناظر بر نشریات دانشگاهی وزارت علوم در دیدار با رهبری، بیانیه ای را خواند که در حقیقت بیانیه تغییرات اساسی در جمهوری اسلامی است. آیا این میخ بر آهن فرو خواهد رفت؟ و یا زمینه فراهم آمده تا این میخ بر تخته کوبیده شود!

    بخوانید بیانیه سحر مهرابی را:
    ایران، امروز درگیر بحران‌های متعددی است؛ تشدید نابرابری سیستماتیک میان طبقات جامعه، کاهش میزان اعتماد عمومی، فروپاشی ارزش‌های اخلاقی، شیوع آسیب‌های اجتماعی، بحران‌های محیط زیستی، افزایش حاشیه‌نشینی و طرد اقلیت‌ها و وضعیت وخیم اشتغال، تاثیر مخربی بر همبستگی اجتماعی گذاشته است.
    از آن طرف بیرون از مرزهای کشورمان، اصحاب نظام سلطه به سیاست تقویت آشکار و پنهان بنیادگرایی دینی در منطقه دامن می‌زنند.
    در داخل کشور نیز، عواملی موجب ایجاد بحران شده است. تضعیف ساختارهای قانونی از طریق ایجاد نهادهای موازی سیاسی- امنیتی، مداخلات غیرقانونی نیروهای نظامی-امنیتی در وظایف نهادهای منتخب ملت، تضییع حق انتخاب مردم با رد صلاحیت‌های سلیقه‌ای و دخالت‌های فراقانونی قوه قضاییه در وظایف دیگر قوا، ناخواسته نتیجه‌ای جز تضعیف روزافزون حق حاکمیت ملت نداشته است.
    تحدید حقوق و آزادی‌های شهروندی برای تشکیل انجمن‌های سیاسی و سندیکاهای صنفی و سمن‌ها، نقض حق برگزاری اجتماعات، تعرض مکرر به حق آزادی بیان، محدودسازی روزافزون حق دسترسی آزاد به اطلاعات با اعمال فیلترینگ غیرقانونی و برخورد با مطبوعات، همه و همه فضایی را به وجود آورده که اعتراض مدنی و قانونی به عنوان انتخابی ساده و ممکن از دسترس شهروندان خارج شده است.
    گزینش‌های سلیقه‌ای برای تحصیل و اشتغال، برخوردهای خلاف موازین شرعی با زنان به بهانه ارشاد آن‌ها، نقض حق دادرسی عادلانه در خلال رسیدگی در دادگاه‌های ویژه و یا نقض مکرر حقوق متهمان مانند حق دفاع و یا دسترسی به وکیل خصوصا در پرونده‌های سیاسی و محدودیت خودسرانه آزادی اشخاص مانند هشت سال حصر غیرقانونی، تنها نمونه‌هایی از تعرض به حقوق اولیه انسانی است که صیانت از آن، وظیفه بدیهی هر حاکمیتی و به ویژه حاکمیت دینی است.
    اما نگرانی از نبود عدالت تنها در وجوه سیاسی- فرهنگی مذکور خلاصه نمی‌شود؛ وضعیت امروز کشور در زمینه عدالت اقتصادی و اجتماعی به مراتب نگران‌کننده‌تر است؛ افزایش فقر و فلاکت، فساد ساختاری، تبعیض ناروا و کاهش عامدانه سهم دولت از هزینه‌های بهداشت، درمان و تامین اجتماعی، نفس مردم را تنگ کرده است. اصرار بر شنیده نشدن صدای اقشار فراموش‌شده و فرودست و یا نگاهی که از هر گونه انتقاد و اعتراض کارگران، معلمان و… متوهمانه پرونده امنیتی می‌سازد، هر چند ممکن است موقتا موجب پاک کردن صورت مسئله شود، اما اصل مسئله کماکان باقی است.
    از مهم‌ترین دلایل به وجود آمدن این وضعیت، سه دهه اجماع بر خصوصی‌سازی افسارگسیخته به بهانه اجرای سیاست‌های اصل ۴۴ قانون اساسی بوده که در کنار نبود ساز و کارهای حمایتی و رفاهی و بازتولید فساد سیستماتیک، نتیجه‌ای جز تعمیق شکاف طبقاتی نداشته است. ساختارهای معیوب و فسادزا در نبود قوای نظارتی سالم و مستقل و جامعه مدنی قدرتمند و پرسشگر، کارآمدی نظام را نشانه رفته است. تجمیع گسترده سرمایه در دست نیروهای برخوردار از رانت و قدرت، طبقه جدیدی را به وجود آورده. گویی که جای سرداران دیروز در میدان‌های جنگ را، برج‌سازان و زمین‌خواران و مفسدان اقتصادی امروز تنگ کرده‌اند.
    حال سوال این‌جاست که با وجود محوریت سیاست‌های خصوصی‌سازی در اقتصاد نئولیبرال، چرا جناب عالی سه دهه از اجرای این سیاست‌ها حمایت کرده‌اید؟
    عدم امکان عملی تحقیق و تفحص از برخی نهادهای تحت امر جناب عالی مانند سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی ایران، قوه قضاییه، صداوسیما، بنیاد مستضعفان و ستاد اجرایی فرمان حضرت امام، در کنار ضعف روحیه پاسخ‌گویی در مسئولان به خودی خود مشکل‌آفرین است.
    گویی در دعوای میان مسئولان کشور، هنوز مخاطب بایدها مشخص نیست. مسئولان از هر جناح در برابر انتقادات در نقش اپوزسیون ظاهر شده و با فرافکنی از زیر بار پاسخ‌گویی، شانه خالی می‌کنند و این امر، نتیجه‌ای جز تشدید شکاف میان مسئولان و مردم ندارد. لذا این سوال جدی مطرح است که رییس دولتی که مسئولیت نهادهای اجرایی را بر عهده دارد، و یا رییس قوه قضاییه‌ای که اختیارات نظارتی و قضایی دارد و یا جناب عالی که برخی، اختیارات مندرج در اصل ۱۱۰ قانون اساسی را کف اختیارات‌تان می‌دانند، در برابر پرسش‌ها، انتقادات و اعتراضات مردم چه پاسخی دارید؟
    ما نگران نفس تنگهی های طولانی‌مدت دانشگاه هستیم. حال دانشگاه خوب نیست. از برخوردهای امنیتی و انضباطی با دانشگاه خبر دارید؟ از بازداشت دانشجویان و صدور احکام حبس بلندمدت برای برخی از آن‌ها خبر دارید؟ از نظارت پیش از انتشار و توقیف نشریات دانشجویی خبر دارید؟ از اینکه تنها چند مجموعه دانشجویی غالبا همفکر و همنظر امکان تشکل‌ یابی داشته‌اند و مابقی نهادهای دانشجویی از شوراهای صنفی و کانون‌های فرهنگی گرفته تا بسیاری از تشکل‌های دانشجویی، هنوز اتحادیه ندارند، خبر دارید؟ از سخت‌گیری‌ها و تنگ‌نظری‌ها خبر دارید؟ اگر خبر نداشتید مکرر در مکرر از لزوم برخورد سهل‌گیرانه با دانشجویان نمی‌گفتید. اما متاسفانه مسئولان همچنان توصیه‌های شما را شنیده، اما عمل نمی‌کنند. در چنین فضایی آزاداندیشی تنها بخشنامه‌ای است که سال‌هاست توسط مسئولان ابلاغ شده. اما اصل نظر جناب عالی، در حد یک ایده باقی مانده است.

     
  121. سخنان سحر مهرابی در برابر خامنه ای (2)

    حذف و طرد، نه تنها به فضای سیاسی- اجتماعی دانشگاه محدود نمی‌شود، بلکه از طریق سیاست‌گذاری اقتصادی دانشگاه نیز صورت می‌پذیرد. اعمال سیاست‌های تجاری‌سازی آموزش و خدمات رفاهی و یا ساده‌تر بگویم ایده «دانشگاه خودش باید پولش را در بیاورد»، منجر به محرومیت طبقات فرودست از حق آموزش عالی رایگان شده است.
    چه باید کرد؟
    نمی‌توان برای هر مشکل، نهادی فرمایشی ساخت و راهی جدا برای حلش پی گرفت. دیگر نه کلید که باید به دنبال شاه‌کلید بود. شاه‌کلیدی که از عصر پیشامشروطه تا به امروز، تنها، از آن سخن رفته است. یعنی قانون.
    باید به قانون بازگردیم، به قانون اساسی. آن هم نه فقط چند اصل آن. راه‌کار، احیای قانون اساسی – قانون اساسی با تمامی اصول آن – است.
    راه‌کار پذیرش حق مردم بر تعیین سرنوشت خود و امکان مشارکت سازمان‌یافته در حیات سیاسی-اجتماعی- اقتصادی‌شان است.
    راه‌کار تقسیم قدرت و تفکیک قوا و امکان تغییرپذیری در قدرت با تمامی لوازم آن است.
    راه‌کار سپردن مدیریت کشور به نمایندگان مردم است. قانون‌گذاری وظیفه ذاتی و انحصاری مجلس است.
    راه‌کار وجود نهادهای نظارتی مستقل و قدرتمند و خصوصا قوه قضاییه سالم، بی ‌طرف و سفارش‌ناپذیر است. راه‌کار به رسمیت شناختن نظارت مردم، نهادهای مدنی و رسانه‌ها بر عملکرد مسئولان و قدرت است.
    راه‌کار شفافیت است. اگر به حضور مردم در نظام باور داریم، باید حق دانستن را به رسمت بشناسیم، در این صورت است که مردم به مشارکت و اثرگذاری خود در حاکمیت باور پیدا می‌کنند.
    راه‌کار برابری تمام شهروندان در برابر قانون است؛ باید بپذیریم که هیچ مقامی، هیچ شخصی بالاتر از قانون نیست. راه‌کار بسط فرهنگ گفت‌وگو و مدارا، نه فقط در روابط میان شهروندان که در رابطه میان حاکمیت و ملت است. باید بپیذیریم مردم آزادند بیندیشند، آزادی اندیشه بدون آزادی بیان آن بی‌معناست. راه‌کار آن است که ضمن پذیرش حکومت اکثریت، وجود اقلیت‌ها را با تمامی حقوق آن اعم از فرصت حفظ هویت فرهنگی، رسوم اجتماعی و فعالیت‌های دینی به رسمیت بشناسیم.
    زنان به عنوان نیمی از جامعه در موقعیتی برابر با مردان قرار ندارند؛ راه‌کار ایجاد فرصت‌های برابر از جمله تعیین شرایط و معیارهای یکسان برای تحصیل، استخدام و اشتغال زنان به ویژه در مناصب دولتی و فراهم کردن امکان مشارکت در قدرت و ایجاد فضایی امن و برابر، برای حضور و فعالیت اجتماعی زنان است.
    آقای خامنه‌ای!
    ایران، این روزها شرایط حساسی را تجربه می‌کند. تصمیمات بزرگ را افراد بزرگ می‌گیرند. در یک کلام از نظر ما، راه‌کار تعمیق دموکراسی است؛ دموکراسی مبتنی بر مردم؛ همه مردم، همه اقلیت‌ها، همه قومیت‌ها، کارگران، معلمان، دانشجویان، اقشار فراموش‌شده، کولبران، تهیدستان، حاشیه‌نشین‌ها. و ما به تصمیم بزرگ شما در این خصوص امید داریم. به خوبی می‌دانیم که به براندازان پوشالی و خارج‌نشینان منفعت‌طلب و تروریست‌ها و زادگان سلطنت و ایادی وطنی استکبار جهانی امیدی نیست. در یک کلام راه‌کار در جمهوری اسلامی است؛ نه یک کلام بیشتر، نه یک کلام کم‌تر.

     
  122. مقصود تویی کعبه و بت خانه بهانه است
    تحولات جاری ایران مایه سر افرازی و مباهات هر ایرانی است
    دنیا خرد جمعی مردم ایران را تحسین می کند. نو آوری و هوش سرشار مردم معترض در استفاده از هر فرصتی برای بلند کردن صدای اعتراض و لرزه انداختن بر پیکره نظام پوسیده ولایت مطلقه فقیهی عصر حجری حیرت انگیز است. این در حالیست که ملایان چهل سال تمام از هیج دنایتی برای شست و شوی مغزی مردم و دروغ و ریاکاری تقلب در تاریخ وصله چسباندن به مفاخر تاریخی سیاسی و هنری و وارونه کردن حقایق کوتاهی نکرده اند. از جانب دیگر دستگاه های سرکوبگر عریض و طویل سپاه و ناجا و قوه قضاییه بی وجدان ضد انسانی و تمسک به ایدیولوژی “هدف وسیله را توجیه می کند” نتوانسته راه را بر اعتراضات ببندد که سهل است هر بار موج تازه ای از نارضایتی به راه می افتد. کتاب ها خواهند نوشت و تحلیل ها خواهند کرد و راهی که ایرانیان اکنون می پیمایند سرمشق جنبش های آزادی بخش در سراسر جهان خواهد شد و آزادی خواهان از آن درس ها خواهند آموخت.
    گویی این که نوادگان عمرعاص و چه بسا روح وی است که در جلد جنتی و خامنه ای و شریعتمداری و شرکا حلول کرده و دسیسه چینی می کند مگر چند صباحی بر عمر سیاه این نظام تبهکار بیافزاید. غافل از این که این بار با ملتی آگاه و شجاع و غیور روبرو است ملتی که با چیره دستی وصف ناشدنی مکر مکاران را به خودشان باز می گرداند.
    خیمه شب بازی سید خندان ها و مموتی بگم بگم ها و کلید دار هزار چهره بنفش رنگ در این میان گم و گور است.
    هر چه می خواهد دل تنگت بگو کیهان ملت ناصر ملک مطیعی را دوست می دارد. و البته مرگ وی بهانه خوبی به دست مردم معترض داد. مردمی که حقشان لگد مال شده و رای شان شمرده نمی شود به هر وسیله ای متوسل می شوند و حق هم دارند به هر وسیله ای متوسل شوند تا صدای خود را بلند کنند. این تازه آغاز کار است. چه زیباست خیزش این مردم و چه هوشمندانه است و چه هیجان انگیز است لحظه تولد دوباره یک ملت بزرگ.
    به راستی که کار بزرگی در شرف انجام است کاری که لکه ننگ پنجاه و هفت را از دامان تاریخ ما پاک خواهد کرد.

    پ.ن.
    استفاده از نام عمرو عاص جنبه سنبلیک دارد

     
  123. سلام و درود

    پوست زنان لطیف تر و حساس تر است چرا پیشانی زنان پینه نمیبندد؟ مرحومان آیت‌الله طالقانی و آیت‌الله
    منتظری هم با آنکه حبس طولانی کشیدند و معمولاً از رنج تنهایی اغلب به عبادت و نماز میپرداختند نیز چنین پیشانیهای تابلوی نداشتند.
    آیا جز اینست که ریا کاری و تظاهر به صورت ناندونی و بهانه تقرب در آمده و درغگویان متظاهر با این گریم نان از سفره بینوایان و زحمتکشان میدزدند؟
    گویی هر یک از این عوام فریبان روی سیاه خود را بَنِر تبلیغاتی کرده اند تا ضمن تسخیر احمقان، به اولیا الحکومة تقرب بجویند.اگر این افراد در انجام واجبات و نوافل چنین حریصند، پس چه کسانی به وظیفه شرعی و امر خیر اختلاس و دزدی و چپاول و خیانت مشغولند؟( یک میلیارد عدد بسیار درشتی است، اگر یک نفر مثل یک کارگر بطور منظم روزی 8 ساعت کار کند و مثلاً سکه یک تومانی بشمارد، پس از 80 سال کار موفق به شمارش یک میلیارد سکه میشود، حال میشود حدس زد که این مؤمنین از خدا بیخبر! چقدر زحمت میکشند تا در طول 15_10 الی 30 سال خدمت به حاکمیت و خیانت به مردم موفق به دزدیدن دهها میلیارد دلار میشوند؟! که اگر به ریال تبدیلش کنیم قادر به خواندنش نخواهیم بود ) . به قول شیخ ابوسعید
    ابوالخیر :

    گیرم که هزار مصحف از برداری
    با آن چه کنی که نفس کافر داری

    سر را به زمین چه می نهی بهر نماز؟
    آنرا به زمین بنه که بر سر داری .

     
    • سلام و درود

      البته پینه بستن غیر از اینطور علائمی است که بحث اش،بنده عرض کردم خیلی از این موارد وراثتی و مادرزادی است و ربطی به کثرت سجود ندارد،در مورد زنان هم اینکه گفتید کلیت ندارد،من زنانی از محارم را دیده ام که آنها هم چنین علائمی قطع نظر از کثرت سجود در آنها وجود دارد،البته زنان هم ممکن است در اثر کثرت سجود اثری در پیشانی آنها پدید آید و این ربط به ظرافت پوست ندارد ،ضمن اینکه اصل ظریف تر بودن پوست زنان مطلب مسلمی نیست از کجا پوست زنان لطیف تر باشد،ظرافت زنان بیشتر مربوط به ساختار بدنی و اسکلت و شاکله آنان است،این را هم بگویم که خیلی از این موارد اصلا ممکن است ناشی از بی توجهی در هنگام سجود است ممکن است کسی مراقب باشد و با فشار رو دستها و تمرکز روی آنها از فشار روی پیشانی بکاهند ولو اهل سجود و کثرت سجود باشند،خیلی ها هم ممکن است بی توجه فشار را روی پیشانی بگذارند با اینکه حد شرعی سجود تماس پیشانی روی محل سجود است نه فشار فیزیکی زیاد از این جهت قطع نظر از مساله سجود برخی علائم چنانکه عرض شد خلقتی و از اوان ولادت است،برخی هم ممکن است در اثر سجود باشد و در هر حال قبلا گفتم که میزان اسلامی در اینمورد این است که باید هیئت و فعل مسلمان را حمل بصحت کرد و از تهمت اینکه کسی تعمدا چنین علامتی را ایجاد می کند تا خود را عابد و زاهد نشان دهد پرهیز کرد،مساله تخلّف از قانون و ارتکاب جرم و اختلاس و چیزهایی از این قبیل نیز ربطی به زیّ انسانها بلحاظ شکل و قیافه ندارد،متخلف متخلف است خواه اثر روی پیشانی داشته باشد یا نداشته باشد کراواتی و پاپیونی باشد یا ریش و تسبیحی،اینها را نباید بهم ربط داد و اسلام و دیانت اشخاص را زیر سوال برد،حقیقتش برای من کمی ناباورانه بود که کسی مثل شفیعی این سخن بی پایه محمد نوریزاد را تکرار کند.

       
      • سلام و درود

        جناب سید مرتضای گرامی، اگر تعداد این افراد پیشانی سیاه و پیشانی سوخته یکی و دو یا صد نفر میبود میشد حمل بر صحت و بگونه ای توجیه کرد و حدس زد که ممکنست افرادی چنین عارضه ای بر پوست پیشانی دارند، اما کثرت کمی این افراد بگونه ایست که به صورت یک قشر اجتماعی در آمده‌اند، و به گونه بسیار سؤال برانگیزی اغلب در استخدام ادارات دولتی و دستی گشاده بر منابع مالی دارند. اگر پیشانی این افراد را با پیشانی والدین و منسوبان نسبیشان مقایسه شود، باز هم مشخص است که برادران و خواهرانی که در خدمت دولت اسلامی نیستند چنین داغی بر پیشانی ندارند. اگر یک مسافر خارجی برای اولین بار به ایران بیاید احتمالاً حدس خواهد زد که یا تیره ای از نژاد ایرانیان با چنین نقص ژنتیکی( ایمانی) مسخ شده و روسیاه بدنیا میآیند یا بخشی از مردم دچار اپیدمی روسیاهی شده اند. همه ما با این تیپ از مؤمنین تابلو، متظاهر سروکار داشته ایم و نمونه های معدودی از آنها را دیده ایم، باور بفرمایید که نمیشود توجیه کرد. اگر در ادارات دولتی بخواهی با خودکارشان آدرس یا شماره تلفنی بنویسی، ناگهان خودکاری همانند از جیب مبارک در میآورند و با قدری پوزش میگویند:لطفاً با خودکار دولتی که جزء بیت المال مسلمین است ننویسید، در عوض با این خود کار که شخصی و متعلق به خودم است بنویسید!! وسواس شرعی و تظاهر ایمانشان به حدیست که میشود گفت از خود رسول اکرم(ص) و امام علی
        ( ع) هم مسلمانترند!!!!

         
        • سلام و درود شفیعی گرامی
          شما می گوئید جامعه شناس هستید و تحصیلات جامعه شناسی داشته اید،آیا احکام جامعه شناختی نباید بر مشاهدات و استقرائات دقیق جامعه شناسانه و تحقیقات میدانی استوار باشد؟ شما آیا رفتید کلیت جامعه ایران را از این نظر مورد تحقیقات و مطالعات و مشاهدات تجربی قرار دادید که اینگونه حکم می کنید؟ بنده عرض کردم خیلی از موارد مواردی مادر زادیست،ممکن است مواردی نیز واقعا ناشی از ممارست پیشانی انسان با محل سجده باشد شما از کجا استیناس و استفاده کردید که هرکس چنین اثری در پیشانی دارد حتما رفته و مثلا پوست خود را دستکاری کرده است؟! حرف من این بود که چنین حکم حدسی با منش مسلمانی و اصاله الصحه در فعل مسلمان ناسازگار است.ضمن اینکه داشتن چنین علامتی در پیشانی اختصاصی به افراد و اعضاء ارگانهای دولتی ندارد،شما در جامعه ایران و مناطق دور و نزدیک اگر مطالعه ای در وضعیت مردم عادی غیر مرتبط با ارگانها یا سازمانهای حکومتی بکنید درخواهید یافت که این اختصاصی به برخی افراد حکومتی ندارد و اساسا در همان حیطه حکومتی نیز اینها که شما یا جناب نوریزاد می گویید و حدس می زنید عمومیت و شمول ندارد و نکته اساسی اینکه وجدان مطلب این است که مبارزه و نقد فساد در جامعه یا ارگانها و اشخاص حکومتی ربطی به اینگونه رویکردهای حدسی و شعاری ندارد.
          موفق باشید.

           
        • آقای شفیعی

          در سوره الرحمن (55 ) توضیح داده شده

          يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ ﴿۴۱﴾
          تبهكاران از سيمايشان شناخته مى ‏شوند و از پيشانى و پايشان بگيرند (۴۱)

           
          • این آیه ربطی به بحث مطرح شده نداشت ،در سوره الرحمان پیش از آیه ای که مطرح کردید فرمود:
            ” فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ”
            در آن روز کسی از انس و جن در مورد گناهش مورد سوال قرار نمی گیرد ،یعنی خدا نیازی ندارد که از آنها سوال کند چون قیامت ظرف انکشاف حقایق است و خدا بر همه چیز آگاه است.
            در اینجا ممکن است سوالی مطرح باشد که وقتی سوال نشود پس مجرمین از کجا شناخته می شوند،در این آیه در پاسخ فرمود “یعرف المجرمون بسیماهم..”
            یعنی مجرمان از سیما و وجنات و هیئت ظاهرشان شناخته می شوند پس آنگاه از نواصی(جمع ناصیه است بمعنای موهای جلوی سر و بالای پیشانی) و الاقدام (جمع قدم یعنی پاها) یعنی مجرمان که سیمای آنها نزد خدا آشکار است و خدا محیط به همه اقوال و افعال آنان است از بالای پیشانی و از پاها گرفته می شوند و به دوزخ انداخته می شوند.
            این اجمالا مضمون این آیه و ارتباط آن با قبل و بعد آن است و ربطی به مساله علامتی که بوراثت یا در اثر سجود در پیشانی مومنان پدید می آید ندارد،یعنی مضمون این آیه این نیست که هرکس اثری در پیشانی دارد (اختیاری یا غیر اختیاری) مجرم است و خدا اینرا جرم تلقی می کند فیوخذ بالنواصی و الاقدام!

             
  124. با فرض باور و ایمان به خدا و دین یا مذهب: کسی‌ که حکم به ارتداد یا کفر و کافر بودن کسی‌ میدهد یعنی‌ آن کس با دقت و وسواس دقیقا نظر خدا را میداند و صرفا نظر و حکم خدا را ابلاغ کرده است. بنابرین این کس در مرتبه‌ای قرار دارد که فقط خود خدا نیست اما دقیقا به حکم و نظر خدا اطمینان و اشراف کامل دارد آنجا که کسی‌ را مرتد یا کافر اعلام می‌‌کند. من می‌‌گویم چنین کسی‌ با چنین ادعایی یا از بیماریهایی و نه که یک بیماری در رنج و عذاب است یا استعداد خوی جنایت پیشگی در او زیاد است یا چنین استعدادی با آموزه‌های غلط و تبهکارانه نیز همراه و همگام شده است. از ترکیب هر یک یا مجموعه‌ای از این عوامل و اسباب و زمینه‌ها کسی‌ باید حکم به ارتداد یا کافر بودن کسی‌ بدهد که یک لقب بلند بالایی‌ و گاه در حد یک سطر القاب پیشوندی وی را در دین یا مذهب علامه یا مرجع خطاب میکنند یعنی‌ کسی‌ که دقیقا نظر قطعی خدا را میداند. و عمق فاجعه اینجا هم هست که شما باید سر کیسه و غارت هم بشوی و به دست بوسی و پا بوسی وی هم بیفتی چون اوست که حافظ دین تو هست و بدون پیروی از او آن خدای یار و رفیق و محرم اسرار این مرجع یا مراجع، هم در این دنیا روزگارت را سیاه می‌کند و هم در آن دنیا قیر مذاب را تا ابدیت از سر خشمی که چرا بنده و عبید و غلام یاران محرم اسرارم از قبیل ناصر مکارم و نوری همدانی و مصباح یزدی و این مضحکه دومی نشدید و اینها را اطاعت نکردید، به همه جایتان میریزم. دین و مذهبی‌ که آخوند و این ولایی‌ها می‌گویند این است و باقی‌ سفسطه و مغلطه و معرکه گیری.

     
    • حکم قطعی به ارتداد یا کفر اشخاص اعم از ارتداد فطری یا ارتداد ملّی بر عهده دادگاه صالح است نه تابع میل و هوس و مخالفت ها و عصبانیت ها و نظائر اینها،و برای ارتداد فطری و ملی شرائطی در کتب مبسوط فقهی ذکر شده که می توانید مراجعه کنید،اگر حال مراجعه ندارید اجمالا انکار ضروریات دینی یا اصرار بر نفی آفریدگار جهان یا رسالت خاتم انبیاء یا انکار معاد که از ضروریات ادیان است موجب کفر و ارتداد است و بدیهی است که سوال و پرسش و تحقیق بقصد حقیقت جوئی و امتناع از اهانت به موارد ذکر شده موضوعا از عنوان ارتداد خارج است و چنانچه بارها عرض شد تحلیلی که مرحوم شیخنا الاستاد آیت الله منتظری طهر الله رمسه از مقوله ارتداد دارند این است که ارتداد از مقوله جرائم امنیتی و بخطر انداختن سلامت اعتقادی جامعه مسلمانان است به اینصورت که کسی ولو خود اندکی بشک و تردید از ایمان افتاده بجای تحقیق و بررسی بیاید در عرصه عمومی اجتماع شروع کند بابراز انکار یا شک خود و ایجاد تردید کردن در دیگران نه اینکه صرف سوال کردن و شبهه کردن و تحقیق مصداق کفر و ارتداد باشد.د این زمینه قبلا بارها بحث شده است شما می توانید بجای اینگونه بدبینی ها و یکطرفه بقضاوت رفتن ها به آثار این فقیه برجسته متاخر و دیگر فقیهان بزرگ امامیه مراجعه کنید.

       
      • شده که در طول تاریخ هیچ کشوری، یک متفکر و فیلسوف و اندیشمند و شاعر و نویسنده و نخبهٔ خرد ورز شریف و با شرفی حکم ارتداد و کافر بودن کسی‌ را صادر کرده باشد؟ اما فقط یک طبقه بوده و هست که همیشه در طول تاریخ با دانش و خرد و شعور و شرف و آزادگی و آزادی جنگیده و انسان را در نفس عمل به قهقرا و عقب ماندگی دعوت کرده و اسم آن را دین گذاشته و بابت آن هم همیشه به غارت نیاز داشته که اسم آن را تبلیغ دین یا مذهب گذاشته است. صدور حکم قتل کسی‌ که هیچ جرمی مرتکب نشده است جنایت است از طرف هر کس و بنام هر چیز یا پدیده‌ای و جز این چیزی بنام کفر و ارتداد ساختهٔ ذهن‌های بیمار و فطرت‌های جنایت پیشه هست، هر که می‌‌خواهد باشد و هر نام و عنوانی که میخواهد داشته باشد.

         
        • بحث ارتداد با توضیحی که عرض شد ربطی به تفکرو فلسفه و اندیشه و شعور و شرف و آزادگی و آزادی و چیزهایی از این قبیل ندارد چون اینها با بحث و سوال کارشناسی قابل حل است،شما مراجعه کنید به منابع ارائه شده اول موضوع و حکم بحث ارتداد را تصور کنید بعد شروع بشعار دادن کنید،نیز نمی توان هنجارهای همه جوامع را با یکدیگر قیاس کرد،از نظر ما ارتداد یک جرم امنیتی است ولو اینکه شما تعریف دیگری از جرم داشته باشی.اما چنانکه گفتم شما هنوز درک و تصور درستی از موضوع این حکم نداری و صرفا شعارهای زیبا می دهید!

           
  125. اخبار: امکان درمان دختران شین‌آباد در کشور وجود ندارد.

    مش قاسم: امکان غارت ۳ میلیارد دلاری و بالا کشیدن دکل نفتی با نفتش و هزاران مورد دیگر به دست خوش ژن ها در کشور وجود دارد. به حکومت اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات خوش آمدید.

     
  126. نوری زاد گرامی
    این نوشته یک درد دل است و یک گله سنگین. مرد حسابی آبروی افراد در این سایت هیچ مهم نیست که برود یا نرود؟
    در آن تقابل کذایی آخر سال گذشت با سیدمرتضاه، متوجه شدم که سیدمرتضا برای آزار رساندن به من حتی حاضر است به خودش آزار برساند و به همین دلیل راضی نشدم که ادامه بدهم.(ریش سفیدی که از او یاد کردم عقل است! )
    1ـ بگذار به قبلتر برگردم: از اولی که(شاید سه سال پیش) به سایت شما آمدم، به توسط دوست محترمی بود که علائق را می دانست و چیزهایی از نوشته های استاد ارجمند، کورس از اینجا، برایم می فرستاد. آمدم و نوشتم که نقد دین، بنیاد هر نقد دیگری است. از همان اول نه کوچکترین توهینی به دین و صاحبان ادیان داشته ام و نه چنین توهینهایی را تایید می کنم و گفتم در هر جای دنیا باشم، چنینم. البته در تنهایی خودم گاه عصبانی می شوم و شاید به زمین و زمان و خدا و پیغمبر هم فحش بدهم ولی عاقلان دانند که عصبانیت غیر از نظر است.
    2ـ این رویه من بود تا اواخر سال آتی که بر اثر تقابل با سیدمرتضا، رفتم به دوستم گفتم دیگر برای من نفرستد-او هم گاه به گاه مواردی می فرستاد.
    3ـ حالا علاوه بر اینها اینجا مثل اینکه دشمن جدیدی هم پیدا کرده ام! که در غیابم به ریش من و سیدمرتضا می خندد! تنها کاری که او را ناراحت کرده، نقد مقالاتش است که برای یکی از مراکز نوشته و از من نظر خواسته بودند و من همه را رد کردم.
    حدود یک ماه پیش این آقا، ادای مرا در آورد تا سیدمرتضا را به بیراهه بکشاند. به نظرم میاد آقا تصورش این است که نسبتم با دین منافقانه است و با اینکه دین نقد می کنم ولی عمیقا باور دارم به مجموعه ای از گزاره های ثابت دینی و این یعنی نفاق. چون در اینجا مدافع سکولاریسم ومنتقد دین هستم ولی در آن مقالاتی که او نوشته و رد کردم، به شدت به گرایش سکولاریستی داخل مقالات توپیدم. غافل از اینکه من نوشتم: این مقالات برای کارفرمای ضد سکولار است بو حق نیست به او، سکولاریسم تحویل بدهیم چرا که این حقه بازی است. البته من آنجا ننوشتم سکولارم چون موضوعیت نداشتم ولی اینجا می نویسم که من خودم سکولارم. بنابرین به احتمال قوی فکر می کند من یک آدم با دو شخصیت هستم!. یک دو بار حتی در یک بحث و گعده خودمانی به من گفت که: فلانی دست بردار از این حرفها. می خواست به جای این حرفها کلمه «این مزخرفات» را بگوید ولی کمی کنترل کرد. موضوع این حرفها«امکان وجود خدا» بود. او برایش قابل فهم نیست که یکی هم امکانی برای وجود خدا ببیند و هم خدا را با صداقت تمام، نقد کند!

    خلاصه این آقا می دید که سیدمرتضا سخت به بنده پیله کرده، دنبال فرصتی بود که او را به واکنش وادارد که خود سیدمرتضا بند را به آب داد. او هم منتظر فرصت بود با فحاشی به من،سیدمرتضا را غرق در گمراهی کند. یعنی هم جوری نوشت که هر کس بخواند، تصور می کند علی1 است و هم با بد و بیراه گفتن به علی1، انکار کرد که علی 1 است! یعنی کاملا حساب شده. حتی دقت کرده که کلمات عین کلمات من باشد و لحن و حتی ساعات ارسال مطالب و… به دنبال این حادثه و فرستادن آن از سوی دوستم برای من، آمدم به سایت و خواستم واکنش نشان بدهم اما دیدم بهتر است آقای شفیعی را نقد کنم زیرا کار او هم شبیه شفیعی بود: خلق را تقلیدشان بر باد داد.
    چند روز پیش باز آن آقا(دوسه بار دیگر چیزهایی به تقلید فرستاده بود) نقد تندی بر سیدمرتضا نوشت- انگار به نام من و به کام او! سیدمرتضا هم که کاملا آمادگی دارد به خودش هم آزار برساند، سنگ تمام گذاشت در توهین به فردی که تصور می کند منم!به من می گوید چرا مانند زنان در پرده رفته ای و جرات نمی کنی بیای جلو. بنده علی احمدی میراقا، محققی آزاد و بی خیال و تک افتاده هستم و اگر نوری زاد اجازه بدهد شماره تلفن و آدرس خانه ام را هم اینجا می گذارم. در خدمت هر کسانی ام که محتملا تصورشان این است که چون رب الاعلای این سرزمین بلا زده هستند پس به هر کاری توانا هستند.!
    باری
    من کافر نیستم و بلکه مومن هستم منتها مومن به اینکه پیامبران چون احتمالا خوبی ما را می خواسته اند، پس باید با نقد مشخص شود که چقدر از حرفهایشان به نفع بشر است و چقدر به نفع بشر نیست و مومن به اینکه آخرتی ممکن است باشد و مومن به اینکه خدا ممکن است باشد و بنابرین هرگز بی دین نیستم و با هر کس که خدا و آخرت را انکار کند، فاصله مشخص دارم ولی هرگز این باور را ندارم که می توان به نام خدا و پیغمبر و آخرت، جلوی توهین به خدا و پیغمبر و آخرت را گرفت بلکه معتقدم که باید اجازه داد هر کس هر کاری می تواند و هر چه می تواند علیه دین بنویسد تا جامعه به توازنی برسد نسبت به حقیقت داشتن یا نادشتن خدا و پیغمبر. بنابرین هر کس علیه محمد امین-درود بر او- مسخره کند، مطمئن باش من نیستم و هر کس آخرت را مسخره کند مطمئن باش من نیستم ولی این به آن معنا نیست که ایمانم به پیامبران و خدا و آخرت یعنی اینکه آنها آخرین حرف را زده و تمام شده و ما همه باید مثل گوسفند فقط تقلید کنیم. بلکه این را باور دارم: باور دارم که ممکن است خدایی باشد و ممکن است محمدی از طرف خدا آمده باشد و ممکن است که آخرتی باشد. برای نزدیک کردن این امکان به حقیقت باید، شب و روز در باره خدا و پیامبر و آخرت تحقیق کنم وبخوانم و فکر کنم و خودم را به هیچ پیش فرضی وابسته نکنم. در این صورت مطمئنم به خدا و پیامبر و آخرت نزدیک تر خواهم شد .به اینکه آیا هستند یا نیستند.
    ولی یک چیز آخر خطاب به فردی که ادای مرا در می آورد: تو می توانی جملات را جوری بنویسی که حتی خود من شک کنم که آیا نوشته من است یا نه؟ ولی چارچوب فکری ام را نمی توانی تقلید کنی و اگر بتوانی حداکثر نامت یا بازیگر است یا…! حتی اگر فرض اول را بپذیریم باید به حال بازیگری گریست که خود را جدی بگیرد!.

    —————-

    درود دوست خوب ما
    جای خالی قلم دوست داشتنی شما مدت هاست که در این سایت خالی است. ما را قابل بدانید و از هرچه که خود صلاح می دانید برای ما بنویسید. با هر انتقاد تندی که به شخص خود من دارید حتی!

    .

     
    • آرتین ایران

      سلام بر نوریزاد گرامی
      این نوشته به نظر این نگارنده شباهتی به قلم علی 1 این سایت ندارد.این نگارش بنده را قدری نگران می کند.آیا راهی است که بشود سره را از ناسره تشخیص داد؟!
      موفق باشید

      ———–

      درود نازنین
      این که دوستان از یک ایمیل ساختگی اما ثابت که من بتوانم آن را بخاطر بسپرم استفاده کنند.
      با احترام

      .

       
      • آرتین گرامی درود بر شما
        بنده هم در اینمورد با شما همفکر هستم. این نوشته چه از نظر دستور زبان، نحوه استفاده از کلمات و جمله بندی تشابهی با آنچه از علی۱ عزیز میشناسیم ندارد.

        پاینده ایران بزرگ
        رسول

         
    • علی1 گرامی:
      همانگونه جناب نوریزاد بیان نمودند جای قلم زیبا و صریح شما خالیست, مطلبی را میخواهم بگویم برایم سخت است و باور کنید ظرف سالیان طولانی تحقیق علمی, دینی, مذهبی, فلسفی هنوز بصراحت آنچه را که رسیده‌ام نتوانسته‌ام در جایی بیان کنم, بنده اگر قابل باشم یک محقق علمی و با تحصیلات در رشته‌های مهندسی و پزشکی هستم و با توجه به آنکه تمامی دوران تحصیلاتم در مدارس اسلامی گذشته با دین و مذهب اشنا هستم و بعدها نیز چند سالی تدریس در مباحث دینی در برخی دبیرستان‌ها داشته‌ام.
      باری تلخ یا شیرین, صواب یا ناصواب به این حقیقت رسیده‌ام که عالم ساخته هیچ موجودی نیست, هیچ متفکر یا مغز هوشمندی در بالا وجود ندارد, و عالم شامل کره زمین و تمامی کهکشانها و فضای لایتنهاهی همگی بدون هیچ تدبیری و یکسره تصادفی ولی بر مبنای اصولی علمی که به آن پدیدۀ فرگشت میگویند بنا شده, این اصول فرگشت فراتر از کشف داروین در مورد فرگشت حیات است, و شامل کلیه پدیده‌ها اعم از جاندار و بی جان میباشد.
      افکار و سخنان و ادعاهای انسانها از گذشته تا به حال در مقابل عظمت عالم بسیار کم مقدار و ضعیف است که بخواهند چیزی را به خود یا بالاتر نسبت دهند, با اندکی دید علمی, فلسفی و بخصوص روانشناسی براحتی میتوان به ضعف‌های آنان و کتب و سخنانشان پی برد, تقریبا هیچیک از ادعاهای علمی آنان صحیح بوده و همراه اشتباهات زیادی است, که بتوان بویی از علم و خالق در آنان یافت, خالقی وجود ندارد و عالم حاصل یکسری پدیده‌های تصادفی بوده و بمرور زمان پاره‌ایی از آنان کشف و اثبات شده ولی هنوز بشر قادر به تحلیل “عدم” یا “نیستی” نشده تا بتواند بصورت علمی دریابد که ایا اولا دورانی بنام نیستی وجود داشته, و ثانیا هستی چگونه از نیستی حادث شده, بیانات مذهبی در این موارد یکسره کوشش‌های کذب در پاسخ به انسان‌های کنجکاو بوده و پیامبران ناگزیر از پاسخ, و این پاسخ‌ها تماما جنبه فلسفی و کلامی دارد و بوئی از علم و حقیقت در آنان یافت نمیشود.
      بنده بدان جهت که دورانی بشدت مذهبی بوده‌ام کاری به باورها و عقاید دیگران ندارم و هرگز کسی را تشویق یا نهی به این امور نمیکنم ولی وظیفه علمی خود میدانم کسی را که علاقه به دانستن دارد با حقیقت امر که حاصل تحقیق شخصی بوده آشنا کنم, و اعتقاد راسخ دارم زمانیکه جوامع به این حقیقت برسند آنگاه به عوض احکام دینی به قوانین بشری ملتزم میشوند و هیچ اشکالی هم بوجود نخواهد آمد, زیراکه مشکلات دین و مذهب بمراتب بیشتر است.

       
      • جناب شهداد
        در نوشته شما مدعیات و گزاره های تثبیت نشده زیادی وجود دارد که آنها را آنالیز می کنیم:

        “عالم ساخته هیچ موجودی نیست”
        (پایان)

        برهان این گزاره از نظر فلسفی کلامی چیست؟ برهان آن “تصادف”است؟
        البته در کتب فلسفی برهان بر استحاله “تصادف” اقامه شده است که احتمالا آگاهی از آن خارج از تحصیلات پزشکی و مهندسی شما بوده است،سوال از شما این است که برهان شما بر صدفه و تصادف چیست؟ تصادف برهان می خواهد یا نمی خواهد؟ یا فقط احتمال تصادف کافی برای گرایش است؟

        “هیچ متفکر یا مغز هوشمندی در بالا وجود ندارد”
        (پایان)

        سوال : چرا؟ احتمال تصادف از نظر شما کافی برای چنین حکمی است؟

        اگر ممکن است در مورد مقوله”فرگشت”توضیح دهید.

        آیا قانون علیت عمومی در جهان هستی را پذیرفته اید؟ توضیح دهید نسبت مقوله تصادف را با قانون علیت عمومی.

        در مورد مقوله تصادف:چند درصد احتمال می دهید اگر الفاظ زبان فارسی را در گویی مخلوط کنند،خروجی آن دیوان حافظ یا مثنوی مولانا جلال الدین بلخی باشد؟

        “افکار و سخنان و ادعاهای انسانها از گذشته تا به حال در مقابل عظمت عالم بسیار کم مقدار و ضعیف است”
        (پایان)

        سوال:چرا؟

        “با اندکی دید علمی, فلسفی و بخصوص روانشناسی براحتی میتوان به ضعف‌های آنان و کتب و سخنانشان پی برد”
        (پایان)

        لطف کنید کلی گوئی نکنید،شمه ای از این اندکی دید علمی و فلسفی را بیان کنید،نیز توضیحی در مورد ارتباط علم روان شناسی با تحلیل معمای هستی بیان کنید.

        “تقریبا هیچیک از ادعاهای علمی آنان صحیح بوده (ظاهرا نبوده مراد بوده است تصحیح کنید) و همراه اشتباهات زیادی است”
        (پایان)

        بحث از تفسیر هستی و حدوث یا قدم آن،معلول بودن یا واجب الوجود بودن آن،تصادفی بودن یا نبودن آن اصالتا بحثی فلسفی است مگر اینکه مقصود از تعبیر علمی اصطلاحی اعم از علم بمعنای خاص و فلسفه باشد،در هرحال مایلم بدانم مقصود از “ادعاهای علمی” و “آنها” در عبارت شما چیست؟ نیز مقصود از اشتباهات در عبارتتان چیست؟
        —-
        “خالقی وجود ندارد و عالم حاصل یکسری پدیده‌های تصادفی بوده و بمرور زمان پاره‌ایی از آنان کشف و اثبات شده..”
        (پایان)

        سوال :چرا؟ آیا گزاره خبری نباید معلّل باشد؟ کدام نظریه علمی حکم قطعی کرده است که “عالم حاصل از یکسری پدیده های تصادفی بوده؟ مقصودتان نظریه بیگ بنگ است؟

        “ولی هنوز بشر قادر به تحلیل “عدم” یا “نیستی” نشده”
        (پایان)

        از کجا چنین حکمی کردید؟ مفهوم هستی و نقیض آن “نیستی” که مفهومی است که ابده بدیهیات است که حتی کودکان خردسال آنرا درک می کنند،مایلید تجربه کنید؟ شیی محبوب و متعلق به یک کودک را بزور از او بگیرید،آیا بطور طبیعی کودک اظهار کراهت و عصبانیت و ناراحتی نمی کند؟ می کند،منشا این چیست؟ آیا چیزی جز وجدان عدم آن شی است؟ بنابر این پیش از آن وجدان وجود آن شی امری بدیهی و ارتکازیست،بنابر این درک مفهوم هستی و نیستی امری ارتکازی،وجدانی و حضوریست،آری درک کنه وجود و مراتب وجود محال یا صعب است.بنابر این شما گزاره نادرست و غیر عینی خود را بگردن “بشر” نگذارید.

        “که ایا اولا دورانی بنام نیستی وجود داشته, و ثانیا هستی چگونه از نیستی حادث شده..”
        (پایان)

        اینکه جهان هستی بهمه مراتب آن حادث است یا قدیم،بحثی فلسفی است که تابع رد و اشکال های خاص مربوط به این بحث است،نیز اینکه ظواهر نصوص دینی چیست بحثی درون دینی است که باید آن ظواهر را طرح و جمع بندی کرد،اما اصل حدوث یا قدم جهان ربطی به نیاز به علت و امکان تصادف ندارد،و جهان بر فرض قدم زمانی نیز باز حادث است بحدوث ذاتی و حدوث ذاتی مناط نیاز به علت است ،این بحث گسترده و نیازمند تفصیل است..

        “این پاسخ‌ها تماما جنبه فلسفی و کلامی دارد و بوئی از علم و حقیقت در آنان یافت نمیشود”
        (پایان)

        بنابر این تکیه گاه شما جهان بینی علمی و نفی جهان بینی فلسفی است،سوال1 :آیا ادعای امکان تصادف که معادل نفی علیت عمومی است بحثی فلسفی است یا بحثی علمی؟

        سوال2:آبا اساس علوم تجربی و مشاهدات علمی و تجربی تصادف است یا علیت؟

        سوال 3:کدام علم و کدام نظریه علمی بطور جزمی نفی حدوث عالم و امکان وجود خالق و اثبات تصادف را کرده است؟ آن نظریات را مطرح و تبیین کنید
        —-
        “هستی چگونه از نیستی حادث شده”
        (پایان)

        چه کسی در فلسفه یا علم چنین ادعایی کرده است که “هستی از نیستی حادث شده”؟ توضیح دهید
        —-
        “بنده بدان جهت که دورانی بشدت مذهبی بوده‌ام کاری به باورها و عقاید دیگران ندارم و هرگز کسی را تشویق یا نهی به این امور نمیکنم ولی وظیفه علمی خود میدانم کسی را که علاقه به دانستن دارد با حقیقت امر که حاصل تحقیق شخصی بوده آشنا کنم”.
        (پایان)

        بنده اینجا چنین علاقه ای دارم،لطفا جدای از درد دل و گپ و گفت دوستانه با پاسخ بسوالات فوق حقیقت امر را که حاصل تحقیق شخصی شما بوده روشن کنید.

        بحث احکام دینی و احکام و قوانین بشری بحثی در رتبه متاخر از این سنخ بحث هاست،فعلا در بحث های عقلی فوق الذکر متمرکز باشید.

        سپاس

         
      • دوستدار کورس و علی 1

        سلام بر نوری زاد عزیز

        و درود بر شهداد گرامی ،این گوی و این هم میدان همگی ما مایلیم نتیجه تحقیقات شمارا بخوانیم . با ا

        امکانات امروزی دریغ نکنید و دیگران را هم شریک دانشتان کنید.همچون کورس عزیزمان که یادش گرامی

        باد و در انتظار بازگشت دوباره او چشم براهش هستیم .

         
      • سلام جناب شهداد

        پس هيكل نازنين شما صرفا باقاعده تودرآوردي ،تصادف به جهان هستي قدم گذاشته است بنا بردريافت شما ، يعني نه پدري ونه مادري درايجاد هيكل شما دخالتي نداشته اند وشما تصادفا مثل قارچ يك دفعه وبدون رعد وبرق ازداخل خاك سربرون كردي بااين شكل وشمايل.

        جناب همه عقلا وحكما ازبني بشر تصادف وامورتصادفي رامحال وممتنع دانسته واين انديشه قبيح رامحكوم كرده اند زيراازمسلميات عقلا است كه هرپديده حادثي محدِثي دارد وهرواقعيت خارجي علتي داردتاالي نهايه وآن علت نهائي كه خودش مستقل است وقائم بذات خويش وپابرجا واستواروبدون نياز به علت، خودش علت العللِ هستي بي كران است وخالق ومدبر ومديرهستي اوست وذاتش بي نهايت وعلم وحيات وقدرتش نيز بي نهايت است كه اين هستي بي كران را باعلم حكيمانه وباقدرت بي نهايتش آفريده است.

        هيچ تفكر وانديشه اي وهيچ ذي لبي اين قانون عليت را نتوانسته باادله عقلي خردورزانه اي انكار ويانقض نمايد مگراينكه مدعي نقض ،شيرين عقل باشد كه عقلا وخردورزان ذي لب برآن ادعا اعتنا ئي نمي كنند.
        والسلام علي عبادالله الصالحين
        مصلح

         
  127. موضوع برجام و از زیر مسئولیت فرار کردن رهبر ضرورت نگاه دوباره به برجام را یاد آوری میکند. برجام محصول مجموع سیاستهای احمقانه ای بود که منجر به تحریم جهانی بر علیه ایران شد و مذاکراتی از سر ناچاری که منجر به برجام شد. اما نکته ای که باید در مورد برجام دانست این است که برجام اصولا یک پروژه اجرائی بین ایران و 6 قدرت جهانی نبود بلکه صرفا توافقنامه ای بود بر مبنای بیش از 100 تعهد روشن و مشخص از سوی ایران و تعهداتی نامشخص و غیر قابل اندازه گیری از سوی دیگران و بخصوص آمریکا.هدف آمریکا هم از همان اول بطور واضح و روشن مرتب اعلام میشد که خارج کردن کلیه اورانیومهای عنی شده ار دست ایران،توقف ابدی راکتور آب سنگین و خود تاسیسات آب سنگین،جمع کردن مراکر غنی سازی و کنترل ابدی بر فعالیتهای هسته ای. اینها همه قابل لمس و کاملا معلوم بود. در مقابل ایران تقاضای برسمیت شناختن حق غنی سازی(که برای هر عضو ان نی تی وجود دارد) بود که بمقدار 300 کیلو موافقت شد و رفع پاره ای تحریمهای هسته ای. نکته جالب اینکه ایران رسما قبول کرد که تحریمهای غیر هسته ای موضوعیت دارند و میتوانند اعمال شوند و علاوه بر آن،5 سال دیگر تحریم تسلیحاتی را هم که باید لغو میشد پذیرفت! همچنین پذیرفت که بطور دائم زیر م.نیتورینگ آژانس(بخوانید اسرائیل) هم قرار بگیرد.
    با خروج هر یک از امضا کنندگان ایران هیج ادعای خسارتی نمیتواند بکند ولی با شکایت یک از اعضا از تخلف ایران پرونده باز گرداندن تحریمهای قبلی بجریان میافتاد و هرگاه ایران هم از این پیمان خارج شود ظرف 24 ساعت تمام تحریمهای سازمان ملل بر میگردند!
    جیغ و دادهای رهبر و حرفهای بی سرو ته مسئولین قد و نیم قد نظام نشان میدهد که یا در عوامفریبی و جقه بازی دست بدترین های عالم را از پشت بسته اند و یا اینکه واقعا نمیدانند این برجام راجع به چی است.ملت بخت برگشته هم که اصلا نمیداند مقام عظمای ولایت و اعوان و انصارش چه آشی برای آنها پخته اند و نمیدانند چه شمشیر مرکباری بر روی سرشان آویزان است!

     
    • یاران گرامی سلام و آرزوی قبولی طاعات
      شما حق مخالفت با سیاست های جمهوری اسلامی را دارید اما نه به اینکه عناصری دروغ یا نادرست را در تحلیل خود استخدام کنید:

      1-چه کسی گفته برجام یک پروژه اجرایی نبود و صرفا یک توافق نامه بود؟!عاقلانه است که چند کشور و چند دیپلمات جایی جمع شوند و یک توافق صوری کنند که جنبه اجرایی ندارد؟! نخیر برخلاف تصور شما برجام توافق نامه ای بود که حتی تاریخی برای شروع اجراء در جهت تعهد ایران به قرارهایش و عملیات استاپ یا کنسل کردن برخی تحریم های از سوی طرف مقابل تعیین شده بود البته برخی تعهدها هم موکول بتاریخ های خاص شده بود،بعد شما چطور این توافقنامه را بلاثر می دانید درحالیکه بر اساس آن چند قطعنامه رسمی سازمان ملل نسخ شد،تحریم های کشتیرانی و بیمه برداشته شد،فروش نفت بحال قبلی بازگشت،عملیات بانکی و رد و بدل کردن پول فروش نفت و واردات و صادرات معمولی شد و روابط تجاری مختلف بین ایران و اتحادیه اروپا برقرار شد،حق غنی سازی ایران در حالیکه زورگویان جهانی مدعی توقف کامل آن بودند در حد سه و نیم درصد برسمیت شناخته شد که جریان دارد و راکتور آب سنگین نیز بنحو دیگری جایگزین و باز طراحی شد،و تحریمهای مربوط به مساله هسته ای لغو یا استاپ شد..شما از این روند صرفا به یک توافق نامه و نه پروژه اجراء تعبیر می کنید؟! اینها از نظر شما اجراء نیست؟!

      2-“نکته جالب اینکه ایران رسما قبول کرد که تحریمهای غیر هسته ای موضوعیت دارند و میتوانند اعمال شوند”
      (پایان نقل قول)

      تحریم غیر هسته ای که از اول انقلاب مطرح بوده است ربطی به بحث و چالش مربوط به ماجرای هسته ای نداشت ،شما در متن برجام نشان دهید که “ایران رسما قبول کرد که تحریم غیر هسته ای موضوعیت دارند و می توانند اعمال شوند”! خوب است خودتان می گویید تحریم های غیر هسته ای! خوب روشن است که موضوع بحث در مذاکرات برجام مسائل هسته ای و تحریم های ناشی از آن بوده است نه تحریم های تسلیحاتی یا امور مربوط به نقض حقوق بشر که مدعای آنهاست.

      3-“همچنین پذیرفت که بطور دائم زیر م.نیتورینگ آژانس(بخوانید اسرائیل) هم قرار بگیرد”.
      (پایان نقل قول)

      نمیدانم این عبارت را به دوستمان یاران نسبت دهیم یا به جریده علیه السلام کیهان؟! پس شما هم معتقدید که مونیتورینگ آژانس یعنی مونیتورینگ اسرائیل؟! واقعا عجب! حالا اگر یکی داخل جمهوری اسلامی از سازمان های معتبر بین المللی اینطور تعبیر کند فورا شمشیر تحقیر و ریشخند به اینکه اینها امّل اند یا یاغی اند یا در جهان امروز زندگی نمی کنندتان بر فرق تعبیر کنند فرود می آید!

      4-“با خروج هر یک از امضا کنندگان ایران هیج ادعای خسارتی نمیتواند بکند ولی با شکایت یک از اعضا از تخلف ایران پرونده باز گرداندن تحریمهای قبلی بجریان میافتاد و هرگاه ایران هم از این پیمان خارج شود ظرف 24 ساعت تمام تحریمهای سازمان ملل بر میگردند!”
      (پایان نقل قول)

      خوب نتواند ادعای خسارت کند،ایران که الان در حال تلاش دیپلماتیک برای احقاق حق و خنثی کردن و منزوی کردن امریکاست، اما الان واقعیتی که اتفاق افتاده این است که دولت فعلی امریکا بر خلاف دولت سابق آن نقض عهد کرده ،دبّه درآورده و از برجام بیرون رفته(اینکه بعد از نظر حقوقی چه اتفاقی خواهد افتاد؟ ایران بشورای امنیت شکایت خواهد کرد؟ به دادگاههای معتبر حقوقی بین المللی شکایت خواهد کرد و نتیجه چه خواهد شد چیزی است که باید منتظر ماند) شما هم ظاهرا مثل دلواپسان داخلی مایلید در ازای نقض عهد امریکا ایران و دیپلماسی ایران و زحمات آنرا محکوم کنید! حال یکطرف خارج شده و بقیه اطراف قضیه فعلا می گویند بر توافق مصرّیم،الان باید برجام و زحمات دیپلماتیک را محکوم و ریشخند کرد؟ ببینید شما دقت نمی کنید که الان تعهد ایران در عمل بتعهداتش ما بازای خروج و نقض عهد امریکا نیست،ایران تعهداتی داشته و عمل کرده و می کند آنها هم تعهداتی داشته اند و تا قبل از عمل جاهلانه و احمقانه ترامپ هم همه بتعهداتشان عمل کرده اند،اروپا تحریم ها را برداشته،روابط تجاری و بانکی با ایران دارد نفت از ایران خریده است،مشکل سوئیفت حل شده،مشکلات تجارت دریائی و بیمه ها برداشته شده و قراردادهایی منعقد شده،شما اینها را واقعا نمی بینید تا مایلید با تغافل مخالف خوانی کلیشه ای کنید؟اینهم که می گویید اگر ایران خلافف تعهد کند 24 ساعته کذا و کذا،خوب این لازمه تفاهم بین یکطرف (ایران) و 5+1 است،ظاهرا توجه نمی کنید که یکطرف منازعه ایران بوده طرف دیگر چند کشور و حمایت سازمان ملل و شورای امنیت و آژانس،حال امریکا یانکی بازی و شرارت و نامردی کرد شمای ایرانی اینجا باید کشورتان را محکوم کنید یا یانکی بازی پوپولیستی ترامپ نامتعادل را؟!

       
  128. با درود به جناب نوری زاد
    راننده گان کامیون . این قشر که تاکنون نشان دادند که از باغیرت ترین اقشار این مرز و بوم هستند و در گرما و سرما و هزاران مشکل شب وروز به این حرفه سخت مشغول هستند دیگر کارد به استخوانشان رسید و ناچار دست به اعتصاب زدند و ثابت کردند که اگر نادیده گرفته شوند مینوانند باعث شوند که کمر رژیم شکسته شود و همه را به تکاپو انداختند ولی افراد ولایی و ژن های آنچنانی هنوز این را درک نکرده اند و نمیخواهند زیر بار حرف حق آن ها بروند کامیون داران معترص هستند که طی پنج سال گذشته که دولت تصویب کرده بود سالیانه پانزده درصد به کرابه ها اضافه شود و تا کنون بنا به هردلیلی از این مصوبه جلو گیری شده و از طرفی دیگر روند افضایش افسار گسیخته قیمت ها و مخارج به طور سرسام آوری امان از همه و این قشر نیز بریده و چاره را در مذاکره دیدند که با بی محلی مواحه شدند و به ناچار اعتصاب کردند و پس از پایمردی آن ها افراد ولایی به بیست درصد افزایش رضایت دادند که مورد توجه راننده گان واقع نشد و اعتصاب ادامه یافت که اکنون دارد نشان میدهد که چقدر این قشر در جامعه تاثیر گذار هستند و نشان دادند که حق گرفتنی است و حتما پیروز خواهند شد . به امید تفکر !

     
    • “افضایش”؟! باز دوستانی بیایند بگویند غلط های املائی برخی ممکن است ناشی از نزدیک بودن برخی کلیدهای کی بورد بهم است! بابا “افزایش” نه “افضایش”!

      مهرداد باز با غلط غلوط نویسی و بی تامل اقدام بنوشتن کردی؟! بابا همون کپی پیست های اخبار که ارائه می کردی کافی بود اهالی سایت را!

      اما کامیون داران! خوب کامیون داران یک اعتراض صنفی در اعتراض به نحوه تعیین دستمزدهایشان کرده اند که دولت هم رسیدگی کرده و رسیدگی میکند و مشغول گفتگوی با آنهاست،این اتفاقی هم هست که حتی در کشورهای بسیار پیشرفته دموکراتیک هم ممکن است اتفاق بیفتد و اتفاق هم افتاده است،اعتراض کشاورزان و حرکت انبوه تراکتورهای آنها به سمت پاریس در اعتراض به سنگنی مالیات یادت رفته؟! (https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-5/767760-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3 )
      پس اعتراض صنفی به افضایش! (افزایش) مالیات و در خواست افضایش! (افزایش) دستمزد تابعی است از متغیرات اقتصادی که ممکن است حتی در اقتصادها و کشورهای پیشرفته اتفاق بیفتد،این چه ارتباطی دارد به مزخرفاتی که ضد انقلاب تهران نشینی!( حالا بالا یا پایین شهر نشینش معلوم نیست!) مثل مهرداد در نفی نظام جمهوری اسلامی ایران می بافد؟! چطور اگر در امریکا و آلمان و فرانسه و انگلیس و جاهای دیگر اعتصاب و اعتراض صنفی اتفاق بیفتد نمی گویید :پس معترضان دنبال معارضه با اصل یک نظام یا سیستمند،اینجا تا کارگران یا اصناف و صاحبان مشاغل دیگر اعتراض و اعتصابی می کنند و دنبال مطالبات صنفی خود هستند آتو می شود برای امثال توی ضد انقلاب؟!
      آندرستند یا مهرداد؟!
      اَفهمتَ يا مهرداد يا باز نیازمند تلقین هستی؟!
      بقول خودت: تابعد!

       
      • جناب نوری زاد درود
        لطف بفرمایبد استدعا مبکنم خواهش میکنم به هیچ عنوان هاشور نزنید !
        شیخ قم نشین ! تو واقعا از جوانمردی و آبرو و متانت بویی برده ای یا نه ؟ به من که طی این چند سالی که به قلم ننگین و زهر آگین توی آخوند دیده ام گه ثابت شده که تو هرگذ و به هیچ عنوان درد ایرانی جماعت را درک نمیکنی و نخواهی کرد میدانی چرا چون سخص تو (سید مرتضی) خود را فروخته ای آن هم به خاطر منافعی که از این رژیم غیر ایرانی و جلاد و خونخوار که در هنگام ضعف بر طبل ایرانخواهی میکوبد و به هنگام قدرت و در خفا و آشکار منافع این مردم را به هرکشور که دلش بخواهد سرازیر میکند و خود را محق هم میداند و توی آخوند پیزوری هم مدافع و هوادار این ناجوانمردان هستی ! تو اگر کمی شعور و درایت داشتی متوجه میشدی که کلمه ( افزایش) رادر سطر بعد درست نوشتم و حتما علتی داشت که آن را غلط نوشتم و آن نبود جز اینکه توی آخوند قم نشین را رسوا کنم و ناظرین متوجه شوند که با چه موجود حقیری طرف هستند که مثلا با زبان روزه که به کمرت بخورد وقت میگذارد که بک لغت را که به عمد و یا سهو نکاشته ام را مثلا به من آموزش دهد که مثلا قرآن خدا غلت نشود . توی مزدور بدان و آگاه باش که از سر غرور کاذب که داشتی وعکس منحوست را به همراه آن کودک را که در سایت نوری زاد منتشر کردی عددی هستی ؟ خیر تو یک ملای پر رو و مدعی هستی و بس ! ولی دیگه تموم ماجرا .خواهی دید. در ضمن چون بنا به دلایلی از اندروید استفاده میکنم و کیبورد من کوچک است امکان غلط املایی هست مثل شخص که سهوا نوشتم سخص .
        دویو آندرستند سیخ پر رو و پر مدعا و تو خالی در ضمن گمان کنم در آینده بسیار نزدبک آن بشکه ! کذایی به فرق یر تو هم اصابت کند که به فول خمینی آدم شوی .
        جناب نوری زاد لطفا هاسور نزنید !!!!!
        منظورم هاشور بود .باشد عزیز! که به منزل سرا میبری

        ———-

        درود مهرداد گرامی
        این نوشته ی بی هاشور شماست.
        این نوشته را می شد در دو خط خلاصه کرد. که هم از استحکام و ذات درست برخوردار باشد و هم کمی دلخوری شما را برساند و هم از دایره ی ادب بیرون نباشد. نوشته ی شما نشان می دهد که شما از خود خود شخص سیدمرتضی ناراحتید. و حال آنکه باید به نقد باورهای او بپردازید.
        با احترام

        .

         
        • سلام بر تو ای مهرداد! ای تهران نشین که بالا و پایین شهرش مشخص نیست!

          قبلا گفته بودی که از دوره ابتدایی مشکل املاء فارسی را داشته ای! خوب من سعی می کنم هم اغلاط دیکته ای ترا تذکر دهم هم افکار کج و معوجت را نقد کنم،و این نشان از دوستی است چون در روایت است که “احبّ الاخوان من اَهدی اِليّ عیوبی”یعنی بهترین برادران و دوستان نزد من کسی است که عیوب مرا بمن تذکر دهد.بهرحال بحث ما در مورد کامیون داران بود نه فحش و ناسزا! مجموعا مطلب با ارزش قابل نقدی جز بالا پایین پریدن و عصبانیت و تهدید ندیدم،بنابر این برسم هدیه دوستانه مورد اشاره در کلام مولانا امام جعفر صادق علیه السلام فقط اشاره به اغلاط جدید املائی در کلامت می کنم آنها را تصحیح کن و بجای پرخاش و سوختن و بالا و پایین پریدن و التماس دعای هاشور نشدن بی تربیتی تشکر کن:
          “هرگز” صحیح بود نه “هرگذ”
          “شخص” صحیح بود نه “سخص”
          بالای کلمه “جلاد”باید حتما تشدید گذاشت به اینصورت :”جلّاد” چون اگر یادت باشد چه در دوران دبستان و چه در کلاس اکابر بابت تشدید نگذاشتن نمره کم می شد!

          گفتی :”تو اگر کمی شعور و درایت داشتی متوجه میشدی که کلمه ( افزایش) رادر سطر بعد درست نوشتم و حتما علتی داشت که آن را غلط نوشتم و آن نبود جز اینکه توی آخوند قم نشین را رسوا کنم”!
          واقعا اینطور است؟! تو یک کلمه فارسی را در فضای عمومی تعمدا غلط می نویسی که دیگری را رسوا کنی؟! ما از کجا بدانیم که در موردی که افزایش را افزایش نوشتی ازدست ات در نرفته است؟!

          ” زبان روزه که به کمرت بخورد وقت میگذارد که بک لغت را که به عمد و یا سهو نکاشته ام را مثلا به من آموزش دهد که مثلا قرآن خدا غلت نشود “!

          این گزاره ات که خیلی واضح حکایت از برافروختگی درون داشت! بقول خودت :مردحسابی! به روزه دیگران چکار داری که آنرا حواله کمر می دهی؟! حالا روزه هیچ چی،خودت فهمیدی در این جمله چه گفتی؟! چرا انسان عاقل لغتی را بعمد غلط بنگارد؟! اگر هم بسهو بوده است خوب من بهمان سهوت اشاره کردم،حالا بجای تشکر از تذکر فحش به روزه من می دهی؟!
          بعد آخر تو در همین جمله عجیب و غریب هم که باز غلط غلوط نوشتی! نکاشته ام یعنی چه؟! لغت را که نمی کارند! لغت را می نگارند،پس باید می نگاشتی: “نگاشته ام”!
          بعد “غلط” را چرا “غلت”نوشتی مومن؟! غلت در لغت فارسی یعنی اینکه مثلا شما روی برف بخوابی و چرخ بزنی! این معنای غلتیدن است آندرستند؟!
          خیلی خوب فهمیدیم که چون مهرداد اندروید دارد پس ممکن است از این ببعد در کوچه و خیابان هم وصل به نت شود و شین ها را سین بنویسد : پس ایها الناس! سخص در نوشته های مهرداد یعنی شخص! سیخ یعنی شیخ! اما یکوقت خیال نکنید سین در “سهوا” را سهوا نوشته و منظور شهوا بوده ها! نه سین در سهوا حتما سین است و عمدا!
          مهرداد تهران نشین! زود تند سریع بگو ببینم: مقصودت از جمله “اشد عزیز! که به منزل سرا میبری” چه بود؟!

           
  129. آرتین ایران

    سلام بر ناظران گرامی
    نظام دینی و رهبر مستاصل آن که این روزها بیش از هر زمان دیگر صدای فرسودگی آن به گوش می رسد بهترین راه را به سان این چهل سال در عوامفریبی،فرار به جلو و طفره رفتن از مشکلات موجود می دانند.در قضیه اخیر مرتبط با انحراف اخلاقی یک نامسول در یکی از آموزشگاههای تهران(اگر این نام زیبا برازنده چنین مکان کثیفی باشد)سوای حواشی مطرح شده پیرامون آن شاهدیم جناب ولی فقیه پیشاپیش بقیه به راه افتاده صدای آی دزد آی دزد خویش را بلند کرده است.ایشان فرموده باید با مسببین برخورد و چنین و چنان شده حکم الهی پیاده گردد!!اولا ایشان همچنان از نقش خود و نظام دینی در اینگونه موارد طفره رفته است.او اگر ذره ای احساس مسولیت می داشت حداقل کاری که می کرد عذرخواهی از ملتی بود که آنها را با وعده اعتلای معنویات فریفته بودند.ثانیا جناب رهبر در مورد قاری محبوب خود این حکم الهی را در پستوی کدام منزلی نهاده بود که فراموش کرد آن را به کار ببرد؟!در حکومتی که اینچنین از خطاهای فاحش خودیها چشم پوشی می شود بدیهیست دیگران هم زمینه را برای فساد بیشتر مناسب می بینند.وقتی امثال سعید مرتضویها و سعید طوسیها راست راست به برکت حکومت اسلامی می گردند و به ریش ملت مبهوت می خندند اینگونه ژستهای ابلهانه چه معنی دارد؟!این دغلکاران گویا خویشتن را به فراموشی زده اند که سالیان دراز از عدل علی گفتند و داستانها سرودند از برخورد او با عمال فاسد که اینگونه پس از سوار شدن بر خر مراد جملگی را به فراموشی سپردند.جناب رهبر باید به همان کارتون مورد علاقه خویش بسنده کرده و خویشتن را در نقش یک موش ببیند.او را چه به بیان اینگونه مطالب مضحک و خود را به جای متهم بودن به سان همیشه شاکی معرفی کردن؟!
    https://www.bbc.com/persian/amp/iran-44288042
    موفق باشید

     
  130. نوری زاد مشکل اصلی در غرور بیش از حدیه که ایرونی ها در عین پسرفت به اون دچار شده اند! اگر این غرور نبود تا الان و خیلی زودتر از این حرفها انقلاب شده بود! یه زمانی آخوندها آمدند و گفتند اونی که از واژه عمله استفاده می کنه طاغوتیه اما همین آخوند بعد از واژه های بیشتر و ناسزاهای عجیب تری هم استفاده کرد! بله عمله هم یه انسانه که حقوقی داره اما منظور از عمله در ناسزاها به این معنا بود که حتی اگر دکترا هم داشته باشی اما بویی از شعور یا رفتار انسانی و درست نبرده باشی تمام تحصیلت به پشیزی هم نمی ارزد و در حد یک عمله بیسواد نیز بیشتر نیستی! بجرات میشه گفت جمهوری اسلامی حکومتی عمله پرور بوده است! مشخص نیست در این همه زاد و ولد پس از انقلاب در اسپرم مردان و تخمدان زنان هورمون عملگی ریخته بوده اند که نتیجه این سرزمین نشان بزرگی از عملگی را بر دوش می کشد! فردی برایت نوشته بود تو بدنبال دوستی دوستی تا روز بهشتی با دور و بری هایی که دوستشان داشتی و اینک دشمنی آنها را بر خودت (ظاهرا) مشاهده می کنی هستی! اگر این چنین است نتیجه نهایی به سکونی می انجامد که حتی در فردی مانند تو با این همه غرور نیز دیده می شود! پس از انقلاب رژیم عمله پرور اسلامی حتی مجالی برای آسودن آنانی نیز که کاری به آنها نیز نداشتند نگذاشت و برای فردی مثل خودم که از ابتدا نیز از رژیم جمهوری اسلامی متنفر بود ولی شعار دوری و دوستی را در پیش می گرفت و سعی می نمود از نتیجه های ناشی از زاد و ولدهای اینچنانی آنهم در حکومت عمله پرور اسلامی دوری کند کار را به جایی رساند که بی تعارف بگویم از مرگ این موجودات نه تنها ناراحت نمی شوم بلکه گاه در خود احساس می کنم در زمانی که کاملاً عرصه را بر خود تنگ می بینم توانایی های بیشماری پیدا نموده ام که برای نمونه از بین بردن و کشتن یک انسانِ عمله در این ناکجا آباد از کشتن یک پشه نیز آسانتر است اما چه می شود کرد که اگر اینرا به کسی بگویی می گوید دیوانه است زیرا که نزد عملگان، دوری و دوستی بی معناست! مقصود اینکه زجری که باید ببری نبرده ای و یا آنقدر بی خیالی که همچنان بدنبال دوستی ها تا روز بهشتی هستی!

     
  131. چند لحظه پیش خبری خواندم که آقای محمد نوریزاد بازداشت شده است. جناب نوریزاد استدعا دارم با یک آپ دیت کردن به نگرانی حقیر، و اطمینان دارم همه دوستدارانت پایان بدهید

    رسول

    ————

    درود دوست گرامی
    در روستای قرو چای نزدیک سنندج با دوستان همراه به دیدن خانواده ی رامین حسین پناهی رفته بودیم که نیم روزی بازداشتمان کردند و بعد از درگیری و شکسته شدن گوشی ام نهایتا همگی آزاد شدیم.
    سپاس

    .

     
  132. سلام و درود

    به جناب مزدک1
    نوشته زیر بخشی از نوشته جناب مزدک1 خطاب به من و ارزیابی بنده است:

    «هموطن من از نوشته های شما فردی شتر گاوپلنگی می یابم! باور کنید هیچ قصد توهین ندارم. این دیگران نیستند که مشکل دارند بلکه این خود شمائید هموطن! شما موضوعاتی را با هم قاطی می کنید که در عمل نه قابل انطباقند و نه اصولا با هم جمع می شوند. مثل اسلام و حقوق بشر و یا سوسیال دمکراتی و اسلام!»

    جناب مزدک1 شما بدرستی با ایدئوژی های مختلف مخالفی و تا اینجا هم بنده با شما صد در صد موافقم. اما در ادامه با ادبیاتی توهین آمیز با ایدئولوژی اسلامی برخورد میکنی که بنده با آن به دلایل زیر موافق نیستم :
    1_ج.ا از دین اسلام و مذهب شیعه ایدئولوژی انسان ستیز و آزادی کش و خرافه گستر کنونی را ساخته و دین اسلام و مذهب شیعه را به استخدام خود در آورده و آنها را وسیله مسخ و ستم به جامعه در جهت استیلا و بقای حاکمیت خود قرار داده است بدون آنکه این سؤاستفاده مورد تأیید تمام یا اکثریت معتقدان به اسلام باشد.
    2_شیوه شما در حمله به ایدئولوژی اسلامی را مفید و مؤثر نمیدانم، زیرا ماهیت حاکمیت تمام ایدئولوژی ها همین است، مثلاً حاکمیت نازیسم و فاشیسم و راسیسم و میهن پرستی افراطی و خون و خاک پستی ، درست چون حاکمیت ایدئولوژی اسلامی و شیعه غالی است. شما اگر بجای حمله به مصداق یکی از ایدئولوژی ها بطور کلی حاکمیت و ماهیت مخرب « ایدئولوژی » بطور کلی را به نقد میکشیدی کارت بسیار مفیدتر و راحت تر بود. زیرا فرض کنیم توانستی ماهیت این یکی را بر ملا و آنرا رسوا کردی، اگر فردا کسانی دیگر از یهودیت، مسیحیت، بهائیت، هندوئیسم، سوسیالیسم و….. نیز ایدئولوژی ساختند ناچار میشوی با آنها هم درگیر و وارد چرخه مبارزه ای بی پایان شوی، در حالیکه اگر ماهیت کلی حاکمیت و پیروی از هر ایدئولوژی را بشکافی برای محکومیت همه آنان کفایت میکند.
    3_شما با تعصبی فوق العاده هر نوع بینش و اعتقاد دینی و هرگونه برداشت از ادیان را میکوبی و رد میکنی، در حالیکه خود همین تعصب نمودی از رفتاری ایدئولوژیک است، گویی با سلاح آنها به جنگشان رفته ای یعنی برای تخریب ایدئولوژی مخرب و مضر خاصی، مجبوری ایدئولوژی خشنتر و مخربتری بسازی و بکار بگیری و خود آلوده تفکرات و تعصبات ایدئولوژیک بشوی .
    4_آخرین نوشته هایت در خصوص نظام سوسیال دمکراسی و سوسیالیسم که هاشور نخورده بودند یا هاشور کمی داشتند و مفهوم بودند با آنکه بسیار کوتاه بودند، ولی نشان داده که بطور نسبی ماهیت سوسیال دمکراسی و سکولاریسم را میشناسی، میدانی که هر کنشگر و فعال اجتماعی نظام سیاسی مورد نظر خود را برای کل مردم میخواهد و مردم یکدست و یکپارچه نیستند، بسیاری از آنها پیرو ادیان ارثی والدینند. لابد از وفاداری و مقاومت بهائیها آگاهی داری، بقیه دینداران نیز اگر از بهائیان متعصبتر و مؤمن تر نباشند کمتر هم نیستند، حاکمیت و اجرای نظام سوسیال دمکراسی اگر نتواند تمام این رنگارنگی و تفاوت و تخالف و به قول شما، شتر، گاو، پلنگ را یکسان پوشش دهد و برایشان تزاحم ایجاد کند،و با آنها مبارزه و کشمکش کند در عمل اسم بی مسمایی خواهد داشت.
    5_اعلامیه جهانی حقوق بشر، حاصل تاریخ مدنیت و دستاورد بزرگ نظام سرمایه داری آزاد و درس گرفتن از چندین قرن مبارزه کلیسا با علم و جنگ داخلی در اروپا، بخصوص جنگهای جهانی اول و دوم است. از منظر دینی و اعتقادی و حتی حقوقی نمیشود مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر را با نگاه و تعریف ادیان از انسان و اجتماع مقایسه کرد، زیرا قیاسی مع الفارق خواهد بود . اصولاً در هیچ دینی، چون اعلامیه جهانی حقوق بشر، اینطور واضح و هدفمند و جهانشمول از حقوق بشر نام برده نشده، و هیچ خردمندی توقع ندارد حقوق بشری که حاصل موارد فوق و تکامل دانش حقوق در قرون 19 و 20 است، در قرون 5 و 6 میلادی و هنگام ظهور اسلام مطرح شده باشد. بنا بر این به باور بنده میشود هم به اصول دین یا فلسفه و آیینی خاص معتقد، و هم به حقوق بشر و سوسیالیسم باورمند و پایبند بود،زیرا آنها در عرض هم و مخالف هم نیستند .( یک سوسیال دمکرات با سواد باید بتواند هم از نظر تئوریک و هم از منظر پراتیک، مردم اجتماع را با تمام تنوع و تخالفشان در نظامی عادلانه بطور آزادانه در کنار هم بنشاند و آنها را قانع کند که منافع و امنیت و آزادی همه آنها در گرو تأسیس و زیستن در نظامی عادلانه و آزادنه و مرفه و ایمن است. )

     
  133. یاران جان درود

    گر چه بساط لوطی ولوطی گری به زمان های دور تر شاید عصر نماد ها واسطوره ها

    (سد البته با عناوینی دیگر )قابل ردیابی است اما با صادق هدایت و داش آکل در ادبیات

    داستانی وپس از آن بیژن مفید با شهر قصه ودیگران با فیلم های سینمایی کلاه مخملی ها

    (این کلاه اگر اشتباه نکنم نمادکانگستر های ایتالیایی تبار آمریکا بود) جانی تازه یافت.

    با کمک نویسندگان ایرانی فیلم ها ی این نوع ژانر یک پا در میخانه و پای دیگرشان در

    مسجد که بسیار عجیب است واز همان برداشت عمومی مستی و راستی نشات

    گرفته باشد است .

    (قیصر قبل از قتل های زنجیره ای به زیارت می رود وعرق خورهاوووو ارادتی بیمارگونه به

    بعضی از بزرگان دین دارند ).این نوع از داستان ها وفیلم نامه ها راچند نفری چنان تغییر

    مسیر دادند که شاید یکی ازعوامل اتفاق 57 هم باشد ونکته اینجاست که دقیقن مسیری

    عکس منظور صادق وبیزن ووو دارد .سوال حقیر این است اگر هنرمندبزرگ ملک مطیعی

    نقش های منفی هم بازی می کردمثل بهمن مفید یا گل سرسبد این فیلم ها مرتضای

    عقیلی در آن صورت با چه شکوهی بدرقه می شد ؟بیشتر یا کمتر آن شاید معیاری برای

    سینما شناسی واز آن مهمتر درک سطح وعمق باشد .روحش شاد ودرآرامش باد.

     
  134. جاویدان سپاه ایران

    ایران درود
    درود بر سپاه پاسداران
    درود بر سید مرتضی
    مرگ بر دمکراسی با صدای بلند
    درود بر اقتدارگرایی نخبه گرا
    نوری زاد خون آشامی که پشت نقاب حقوق بشر ودمکراسی گندیده پنهان شده است.

    نوری زاد خون آشام را از ایران اخراج کنید وبه او حق بازگشت ندهید و از همه کسانی که در خارج ایران کینه ای به ایران دارند تقاضادارم یک شبکه تلویزیوی در اختیار او قرار دهند که تا میتواند عربده بکشد تا حال هرچه داشته گفته ببینیم چیز تازه ای دارد؟
    امروز در ایران تخلیه کردن خود در توالت هم سیاسی شده لوس بازی انتهایی ندارد نوری زاد به هر خس وخاشاکی چنگ میزند دنبال بهایی ها میرود تا دل صهیونیستها را بدست بیاورد تا اورا تیتر اول خبری خود کنند به انرژی هسته ای گیر میدهد تا امریکا را راضی کند به پاکترین فرزندان این ملت از سپاه گرفته تا وزارت اطلاعات تهمت میزند شاید اراده مردم در دفاع از کشورشان را تضعیف کند سی چهل مشنگ همیشه همراه او هستند با خود فکر میکند این مردم عجب بیشعورند چرا به من توجهی نمیکنند از احساسات پاک یک مادر آنهم مادر ستار بهشتی تا توانست سوئ استفاده کرد تشنه جان مادر ستار بهشتی بود تا برای خود از این نمد کلاهی بسازد هر روز سعی کرد تا جان این مادررا بیشتر بسوزاند طعمه ای از این بهتر؟یک روز کردستان میرود روز بعد خوزستان روز بعد کجا وکجا هر جا تجزیه طلبان حرفشان تا حدودی خریدار دارد این نوری زاد حضور دارد بدون دعوت هم میرود سر زده تا طرف در عمل انجام شده قرار گیرد کارش پیشنهاد وپیشنهاد….اتفاقا توافق طرفهای خود را هم بدست می آورد اما نتیجه صفر آدم خالی بند همیشه به مردم وعده بهشت میدهد اما امان از یک وفا واقعا بمیری خسته شدی…..
    نوری زاد چشم بر داشته های مردم بسته است نیازهای توهمی خلق میکند ودر آنها می دمد ومردم زندگی خود را میکنند به دنبال هر دلسوخته ای به هر بهانه است تا شاید حرفش را بخرند برای او فقط سر تکان میدند به هر صورت از هیچی بهتره..
    نوری زاد تو دیگه کی هستی؟

     
  135. اگه عکس عمامه مشکل داره، یه عکس دیگه پیدا کردم.

     
  136. 2- عکس ملک مطیعی و فردین

     
    • این همه فیلم بازی کردن ولی تو زندگیشون یک لکه سیاه نبود ،از آخوند ساواک عکس داره بهش میگن اینا درسته ،خودش بوده میگه انشاله که درست نیست ،با این گروه با صحبت به جایی نمی رسید چون اینها قوانین مذاکره رو تا وقتی به نفعشون باشه قبول می کنند

       
  137. سلام
    جناب نوری زاد
    مشکل عکس ها چیه که در یک کامنت عکس نیست و در کامنت بعدی کیفیت نداره.
    1- عکس عمامه اتمی

     
  138. کیهان: صداوسیما خجالت می کشد پاسخ بدهد که چرا ناصرملک مطیعی را سانسور کرد؟/ ملک مطیعی سمبل سینمای فحشا بود/ او جوانان را به تباهی می کشاند

    رسانه ملی همچنان سکوت کرده، گویی خجالت می‌کشد مواضع انقلابی خود را بیان کند، دقیقا مغایر با فرمایشات مقام معظم رهبری که در پیامشان به مستند‌سازان نوشتند: «… با سرِ افراشته، زبان و عمل، نشان دهید که مؤمن انقلابی‌اید…» واقعا مدیران رسانه ملی از چه موضوعی خجالت می‌کشند که مواضع انقلابی خود را بیان نکرده و پاسخ پرسش‌های را نمی‌دهند.

    کیهان نوشت: پس از فوت ناصر ملک مطیعی یکی از بازیگران سینمای قبل از انقلاب و به‌خصوص در مراسم ختم وی، این مسئله مطرح شد که چرا ملک‌مطیعی ممنوع‌التصویر بوده است؟ چرا هیچگاه خبر و عکس و تصویری از وی یا فیلم‌هایش از تلویزیون پخش نشد و حتی چندی پیش که به مناسبتی، دو شبکه تلویزیونی، وی را برای برنامه‌های خود دعوت کرده و مصاحبه‌هایی با او ضبط کردند، چرا هرگز آن مصاحبه‌ها پخش نشد؟

    این سؤالات همراه پرسش‌های مشابه دیگر وقتی برجسته می‌شود که رسانه ملی اخبار درگذشت و مراسم ختم ملک مطیعی را پخش کرده، گفتار و تصاویری از وی به همین مناسبت روی آنتن برد و حتی وی را «آقای بازیگر» نامید!

    در اینجا پرسشی که همراه با اندکی حیرت در ذهن هر مخاطبی شکل می‌گیرد، این است که اگر ناصر ملک مطیعی، «آقای بازیگر» بود، چرا تا زمان مرگش از او در رسانه ملی حرف و نقلی به‌میان نمی‌آمد که حتی برنامه‌هایش سانسور و مدیرانی که وی را دعوت کرده بودند، توبیخ شدند؟!

    اما رسانه ملی همچنان سکوت کرده، گویی خجالت می‌کشد مواضع انقلابی خود را بیان کند، دقیقا مغایر با فرمایشات مقام معظم رهبری که در پیامشان به مستند‌سازان نوشتند: «… با سرِ افراشته، زبان و عمل، نشان دهید که مؤمن انقلابی‌اید…» واقعا مدیران رسانه ملی از چه موضوعی خجالت می‌کشند که مواضع انقلابی خود را بیان نکرده و پاسخ پرسش‌های را نمی‌دهند.

    آیا نمی‌توانند بگویند که ملک مطیعی متعلق به سینمایی بود که حضرت امام خمینی رحمت‌‌الله‌علیه در همان بدو ورودشان در سخنرانی 12 بهمن 1357 در بهشت زهرا صریحا اعلام کردند که سینمای ما مرکز فحشاء است و جوانان ما را به تباهی کشانده است؟ به‌راستی چه کسانی سمبل آن سینمایی بودند که مرکز فحشاء بود و جوانان ایران را به تباهی کشانید؟

    آیا مدیران رسانه ملی نمی‌توانند توضیح دهند که به دلیل وجود صحنه‌های مستهجن و خلاف اخلاقیات جامعه، حتی تصاویر و پوستر فیلم‌های این بازیگر نیز در رسانه عمومی قابل نمایش نیست چه رسد به اصل فیلم؟ چنین تصاویر و عکس‌ها و فیلم‌هایی حتی در آمریکا درجه R گرفته یعنی نمایشش در سینماها برای زیر 18 سال ممنوع است و به جز برخی تلویزیون‌های کابلی یا ماهواره‌ای، شبکه‌های تلویزیونی عمومی، اساسا چنین فیلم‌ها و تصاویری را حتی در آمریکا نمایش نمی‌دهند.

    آیا می‌توان تعاریف او از سینمای مبتذل قبل از انقلاب را نشان داد که با به‌به و چه‌چه کردن‌ها برای فیلم‌های آن ‌اشاعه فساد می‌کند؟ آیا یک صحنه از آن فیلم‌ها را همان‌ها که مدعی ظلم نظام در حق چنین افرادی هستند، حاضرند با خانواده‌شان ببینند؟ رسانه ملی در چنین مواردی با سری افراشته باید پاسخ دهد که به چه دلیل سینمای فیلمفارسی و سمبل‌هایش را تبلیغ نمی‌کند. صراحتی که متاسفانه در مسئولین امروز تلویزیون ما یافت نمی‌شود!

    ———-
    درود دوست گرامی
    اگر آمار بگیریم چه ملایانی که مردم را به فساد و تباهی و تخریب و تحقیر و غارتزدگی نکشانده اند، منصفانه می توانستیم در باره ی فساد اندازی ملک مطیعی قضاوت کنیم.
    ای بگم چی بشی سعید طوسی
    ای بگم چی بشی آیت الله شیخ محمد یزدی لاستیک دنا
    ای بگم چی بشی ایت الله ناصر مکارم شکر دوست
    ای بگم چی بشی تریاک های بیوت حضرات آیت الله ها و روحانیان و منبریان و مداحان

    ای بگم چی بشی شیخ علی فلاحیان قاتل
    شیخ مصطفی پورمحمدی قاتل
    ای بگم چی بشید کشتارگران فاجعه ی هولوکاستی شیعی سال 67
    ای بگم چی بشید باعثان و بانیان جنگ ابلهانه ی هشت ساله
    ای بگم چی بشید قماربازان هسته ای
    ای بگم چی بشید کشتارگران عراق و سوریه

    بازم بگم؟
    بگم؟

    بگم؟

    .

     
    • (شوخی) ای بگم چی بشی نوریزاد!

      بازم بگو!

      هزار بار دیگر هم بگو!

      اما بحث من در مورد پیشینه ناجور این هنرمند مرحوم بود،پیشینه ای که قطعا با هنجارهای دینی سازگاری ندارد و شما مع الاسف هم مسائل را بهم مخلوط می کنید هم توجه به اصل ماجرا نمی کنید،حالا خدا بیامرزدش اما غرض این بود که ارزشهای دینی نه با هنر هفتم یعنی سینما مخالفتی دارد و نه با هنرمند پاک و متعهد و ملتزم به هنجارهای مورد احترام اکثریت مردم ایران…

      با احترام

      ——–

      دوست من،
      فساد ملایان حکومتی و آدمکشی ها و دزدی هایشان آیال با هنجارهای دینی سازگاری دارد؟ مثلا این که: پای هر مفسده و غارت و به باد دادن سرمایه های نقد و پولی و انسانی و آبروی ملی ایرانیان، حتما امضای یک یا چند ملا هست؟
      کجایی شریعتی
      با احترام

      .

       
      • دوست گرامی
        فساد و خیانت و آدمکشی و دزدی که قطعا با هنجارهای دینی ناسازگار است،اما لطفا دروغ نگویید پای هر مفسده و غارت و بباد دادن سرمایه های ملی امضای یک یا چند ملا نیست،مشکل شما چنانکه بارها عرض شد مشکل بحث های مصداقی و نحوه برداشت و تفسیر شما از مسائل مختلف و کلی گوئی هایی است که می کنید وگرنه من هم مثل شما اختلاس مستند و قطعی خاوری را تقبیح می کنم ،همینطور تخلفات بابک زنجانی و نظائر اینها،مشکل این است که شما مثلا تلاش برای برانداختن داعش و تروریسم و تامین امنیت خود در منطقه را “اختلاس و دزدی”می نامید،و تلاش برای پیشبرد صنعت هسته ای را “اختلاس و غارت” می نامید،یا مجازات خائنان و محاربان و تروریست های منافق را “آدمکشی” می نامید،پس می بینید که بحث بحث قبح مفاهیم اختلاس و غارت و آدمکشی است،بحث بحث مصداقی است و ارائه سند دقیق نه کلی گوئی،شما معمولا همه سرداران سپاه را دزد و غارتگر می نامید،آیا تاکنون یک سند محکمه پسند برای مدعیات خود ارائه دارید؟! اصلا سند دارید یا فقط ادعا می کنید؟ شما یکبار فقط بیا و بجای دزد دزد کردن،اسناد دزدی یک سردار را بگذار روی اینترنت! شما که هرچه می خواهید می گویید، حالا بابک زنجانی و خاوری و مرتضوی هم آخوند بودند؟!
        باز هم بگم؟!
        بگم؟!

        با احترام

         
        • شیخ قم نشین ! توکه این همه دم از اسلام و حرف حق میزنی فقط برای نمونه یک فیلم فقژ یک فیلم که مرحوم ناثر ملک مطیعی با یک خانم در رختخواب دیده شد را مثال بزن و همینطور مرحوم فردین این دو مرحوم همیشه نقش انسان های شریف و طلم ستیر داشتند که شما آخوند ها دذ خفا و آشکار به ایران و ایرانی طلم میکنید . یادت نرود اگذ شرافت داری یک فیلم رامثال بزن . تا بعد ،

           
    • مکارم شکر دزد

       
      • رهگذر،قبلا در اینمورد بحث شد که ایشان و دفتر ایشان ارتباط با آن شخصی که می گویند را نفی کردند و اینکه آن فرد داماد آنها نیست، ضمن اینکه یک مرجع تقلیدی که بیشترین مقلد در داخل ایران را دارد و وجوهات زیادی دریافت می کند و مشغول درس و بحث و تدریس و نوشتن است نیازی به ورود به تجارت شکر ندارد،اینها یک کلاغ چهل کلاغ هایی است که مخالفان و دشمنان روحانیت شایعه می کنند و با تکرار و تلقین یک شایعه و دروغ آنرا در ذهن افراد ساده که زمینه هایی برای مخالفت هم دارند مستحکم می کنند،من در پست های قبل در یک موردی با مدیر این سایت جناب نوریزاد بحث کردم گفتم سند شما بر تکرار این دروغ که خود طرف و دفتر او آنرا نفی کرده است چیست؟ دیدم ایشان لینک داد به رادیو امریکا و اینکه فردی ضد انقلاب در آنجا اینرا گفته! آیا وجدانا این می شود سند؟! آیا سندی که در محکمه شرعی قابل استناد و محکومیت باشد این است؟! نوع این مطالب مشهوری را وقتی من دنبال می کنم می بینم از همین قبیل است یعنی متراکم کردن چند دروغ نامستند بعد هی تعبیر اینکه :دزدها، مختلسان،آدمکشان و چه و چه! نظیر همین مزخرفات دروغی که آن احمق فراری در آمد نیوز روزانه تولید می کند و اذهان افراد نا آگاه را مشوّش می کند.

         
    • سینما رکس هم فراموش نشه.

       
      • این واقعه هم مبنای روشن و مستندی ندارد و معمولا مطالبی افواهی و نامستند مبنا قرار می گیرد،قرائنی آنرا مربوط به ساواک شاه می داند و قرائنی مربوط به منافقین خلق،شما که خیلی اهل دیدن اخبار و کم و زیاد کردن آنها هستی،آنرا بطور گزارش مستند نشان بده که سینمای رکس کار انقلابیون بوده:
        http://shayeaat.ir/post/88

         
        • کتاب پشت پرده های انقلاب ایران خاطرات حسین بروجردی رو بخون تا بدونی دقیقا چه کسانی سینما رکس رو با تماشا چیاش سوزاندند. او بطور کامل گفته است که چگونه و بدستور چه کسی از یک نفر یهودی در بازار تهران مقداری ماده شیمیایی نایاب و قوی خریده و چطور با کمک و همدستی موسوی تبریزی و امام جمعه آبادان که به تروریستها پناه میدهند و کمکشان میکنند تا واسه ایجاد بلوا و شورش و اعتصاب کردن کارگران شرکت نفت سینما رکسو آتش بزنند. محاکمه عاملان هم پس از انقلاب توسط همان موسوی تبریزی که خودش نقش و طراحی اصلی رو به عهده داشت و بعد دادستان انقلاب شد تا حدودی روشن کرد که چه کسانی دخیل در جنایت بوده اند . البته مثل همیشه چند عامل خرده پا و گوش بفرمان چون حسین کلبعلی زاده بینوا هم اعدام شدند تا شهود اصلی حقیقت رو به گور ببرند. حتی در تقویم و سالنامه های جمهوری اسلامی هم به فاجعه سینما رکس نمیپردازند. مگر پس از پیروزی انقلاب زنان بینوای قلعه شهر نو رو با قلعه آتش نزدند؟ از اول کار حزب الهی ها آدمکشی و آدم سوزی بود.
          حالا هی کتمان کن و ماله بکش. وجدان هم خوب جیزیه.

           
          • حسینبروجردی؟!بهرام چوبینه؟! خاطرات؟!
            —–

            حسین بروجردی پسرعموی شهید محمد بروجردی معروف بوده که قبل از انتشار این کتاب، یه نفر بخشی از خاطرات شفاهیش رو توی کتابی به همین اسم پشت پرده انقلاب با نام خاطرات جعفر شفیع زاده استفاده میکنه، با توجه به اینکه چنین شخصی وجود خارجی نداشته بعدا ادعا شد که این کتاب جعلیه و شخصیت واقعی اسدالله شفیع زاده بوده
            به هر حال موضوع کتاب قبل از انتشار به نوعی دچار بدنامی شد..
            “این کتاب رو کامل نخوندمقسمتیش داستان شخصی رو نقل کرده بود که من از نزدیک میشناختم و هر چی دربارش نوشته بود کذب محض بود! همین باعث شد به صحت کتاب شک کنم.اصلاً توصیه نمیشه.
            https://www.goodreads.com/book/show/5899096-
            —-
            “کتاب «پشت پرده های انقلاب اسلامی. اعترافات حسین بروجردی» به شکل تقریباً گفتگو بین حسین بروجردی و بهرام چوبینه (عضو قدیمی حزب توده) توسط «بنیاد فرهنگ ایران در فرانسه» در فرمای پی دی اف در انترنت منتشر شده. البته در مورد شکل کتاب نمی توانیم بگوئیم «گفتگو»، زیرا مداخلات بهرام چوبینه بسیار مختصر و فقط بهانه ای است تا حسین لاجوردی بتواند به گزارشاتش ادامه دهد. علاوه بر این خلاف کتابهای دیگر که بهرام چوبینه خیلی سخاوتمندانه و با قلم پر توانی که دارد ده ها برگ پیشگفتار نوشته است (برای مثال پیشگفتار او برای کتاب 23 سال اثر علی دشتی، بالغ بر 47 صفحه می شود) ولی صرفه جوئی او در مورد کتاب اعترافات حسین بروجردی می تواند تردیدهائی را در مورد محتوای کتاب به ذهن متبادر کند….”
            “…یکی از وقایع مهمی که حسین بروجردی روایت می کند، ماجرای هولناک آتش زدن سینما رکس آبادان با صدها قربانی ست. بروجردی چگونگی عملیات تروریستی را شرح می دهد، خود او به شکل غیر مستقیم در آتش زدن سینما رکس آبادان شرکت دارد، بر اساس روایت او حکم اجرای این طرح به دست آقای خامنه ای ولایت فقیه کنونی به دست عاملان این ترور سپرده شده بوده است….البته باید دانست که روایتهای مختلفی در رابطه با این ماجرا وجود دارد. زیرا برخی این عملیات تروریستی را به خود رژیم وقت نسبت می دهند…”
            “..یکی از مسائلی که این کتاب را ابهام انگیز می کند، فقدان تاریخ دقیق رویدادهاست، که با تاریخ نشر خود کتاب شروع می شود، بجز تاریخی که بهرام چوبینه برای پیشگفتارش قید کرده، یعنی تابستان 2002 تاریخ دیگری قید نشده و یا خیلی به ندرت…”
            https://mejalehhafteh.com/2016/11/26/
            —–
            “…همانگونه كه شما نيز گفته ايد مدتي است كتابي با عنوان «پشت پرده هاي انقلاب» انتشار يافته است كه در آن از زبان و بيان فردي كه ادعا مي شود يكي از محافظان امام خميني ره و حتي فرمانده محافظان مي باشد به خيال خام خود به افشاگري درباره رازها و پشت پرده هاي انقلاب اسلامي ، افراد صاحب نام انقلاب و به ويژه تحولات رخ داده در جريان انقلاب اسلامي پرداخته شده است . البته براي كساني كه از تحوّلات انقلاب اسلامي اطلاع و آگاهي لازم را دارند و از نزديك شاهد بسياري از جريانات مرتبط با انقلاب اسلامي بوده اند به ويژه نسل اول و دوم انقلاب ، اين كتاب و كتاب هاي مشابه كه در سال هاي اخير چندان هم كم نبوده اند صرفا در حد يك رمان خيالي از تحولاتي كه به صورت اتفاقي تشابه اسمي با انقلاب اسلامي و افراد صاحب نام آن دارد ، مطرح باشد و نسبت هايي كه اين كتاب در صدد القاي آن مي باشد به اندازه اي سخفيف است كه به نظر نمي رسد كه حتي خود اپوزيسيون هم اگر ذره اي انصاف داشته باشد آن را باور نمايد….”
            “… نخستين نكته در باره اين كتاب اين است كه اساسا فردي با عنوان «جعفر شفيع زاده» و يا حتي «حسين بروجردي» وجود خارجي ندارند تا اينكه به عنوان محافظ مخصوص امام خميني ره و يا هر عنوان ديگري مطرح باشند و هيچ عكسي از چنين فردي كه بايد قاعدتا فرد بسيار مهمي بوده باشد و حداقل در يك تصوير در كنار حضرت امام ديده شده باشد وجود ندارد و تنها تصويري كه در اين زمينه مطرح شده است تصويري است كه از نويسنده كتاب نخست ، كه به نام جعفر شفيع زاده منتشر شده است در روي جلد كتاب درج شده است كه آن هم به تصريح نويسنده كتاب دوم ، تصويري است كه وي به ويراستار كتاب اول داده است..”
            “…به هر حال اين دو فرد كه به عنوان نويسندگان دو كتاب با عنوان «پشت پرده انقلاب» معرفي شده اند افرادي مجهول الهويه هستند كه در هيچ منبعي نامي از آنها به ميان نمي آيد و حال آنكه كليه كساني كه به نوعي در انقلاب اسلامي در كنار حضرت امام خميني بودند ، حتي كساني كه كار هاي خدماتي را انجام مي دادند نام و عنوانشان مشخص است..”
            http://www.siasi.porsemani.ir/content/
            —-
            https://www.balatarin.com/permlink/2018/1/25/4743832

            “…شاید مهمترین قسمت از خاطرات بروجردی، فراز مربوط به فاجعه سینما رکس آبادان باشد.بهانه نوشتن این یادداشت نیز اشاره به سوتی(!) بزرگی است که چوبینه و بروجردی درخاطره سازی خود پیرامون این حادثه داده اند. ابتدا خلاصه ای از روایت بروجردی:
            بروجردی مدعی است که در اواخر اردیبهشت یا اوایل خرداد سال 57 به همراه دوستان خود ملاقاتی با آیت الله خامنه ای داشته است و مکان این ملاقات نیز محله بوذرجمهری تهران( خیابان امام زاده یحیی) بوده است. او می گوید در این ملاقات، آیت الله خامنه ای به آنها نامه ای می دهد تا آن را به همراه مواد آتش زا به حجت الاسلام موسوی تبریزی در آبادان برسانند. بروجردی مدعی است که این نامه حاوی دستور و فتوای به آتش کشیدن سینما رکس آبادان بوده است که مدتی بعد در تاریخ 28 مرداد57، چهارصد نفر در آن زنده زنده، سوختند!!….”
            http://www.iranclubs.org/forums/archive/index.php/t-938.html

            ….

             
  139. سید مرتضی
    11:21 ق.ظ / می 28, 2018
    رابطه انسان بدون نزول وحی و شریعت و شناخت خدا از طریق تعریف ادیان ممکن نیست،نیز همه ادیان و مذاهب ساخته بشر نیستند برای اینکه بین مدعیان کاذب (کسانی که بدروغ خود را فرستاده خدا نامیدند) و مدعیان صادق (یعنی پیامبران راستین خدا) ممیّزات و ویژگیها و علائمی وجود دارد که عمده آن محتوای دعوت و مساله معجزات است.نزول دین نیز تابع فرایند تکاملی فکر بشری است چون جنبه مهمی از دین تابع متغیرات زمانی و کمالی بشر است پس نمی شده یک دین واحد از صدر خلقت بیاید برای همه زمانها چون کلاس انبیاء از باب تشبیه مثل کلاس های متدرج تحصیلی یک محصّل در دوران های مختلف ابتدائی و متوسطه و دانشگاهی است با اینکه جوهره و عنصر ادیان که عبودیت خداست یکی است.و از نظر قرآن دين خدا از آدم تا خاتم يكى است، همه پيامبران اعم از پيامبران صاحب شريعت و پيامبران غيرصاحب شريعت به يك مكتب دعوت مى‏ كرده ‏اند،و اصول مكتب انبياء كه دين ناميده مى ‏شود يكى بوده است و تفاوت شرايع آسمانى يكى در يك “سلسله مسائل فرعى” و شاخه ‏اى بوده كه برحسب مقتضيات زمان و خصوصيات محيط و ويژگيهاى مردمى كه دعوت مى‏ شده‏ اند متفاوت مى‏ شده ، و همه شكلهاى متفاوت و اندامهاى مختلف يك حقيقت و به سوى يك هدف و مقصود بوده است، و ديگری در “سطح تعليمات” بوده كه پيامبران بعدى به موازات تكامل بشر، در سطح بالاترى تعليمات خويش را كه همه در يك زمينه بوده القاء كرده ‏اند، مثلًا ميان تعليمات و معارف اسلام در مورد مبدأ و معاد و جهان، و معارف پيامبران پيشين از نظر “سطح مسائل”، تفاوت از زمين تا آسمان است، و به تعبير ديگر که اشاره شد بشر در تعليمات انبياء مانند يك دانش ‏آموز بوده كه او را از كلاس اول تا آخرين كلاس بالا برده ‏اندو اين تكامل دين است نه اختلاف اديان.
    قرآن هم تصريح مى‏ كند كه پيامبران يك رشته واحدى را تشكيل مى ‏دهند و پيامبران پيشين مبشّر پيامبران پسين بوده ‏اند و پسينيان مؤيد و مصدّق پيشينيان بوده‏ اند، و هم تصريح مى‏ كند كه از همه پيامبران بر اين مطلب كه مبشّر و مؤيّد يكديگر باشند پيمان اكيد و شديد گرفته شده است‏.قرآن كريم كه دين خدا را از آدم تا خاتم يك جريان پيوسته معرفى مى‏ كند نه چندتا، يك نام روى آن مى‏ گذارد و آن “اسلام” است. البته مقصود اين نيست كه در همه دوره‏ ها دين خدا با اين نام خوانده مى‏ شده است و با اين نام در ميان مردم معروف بوده است، بلكه مقصود اين است كه حقيقت دين داراى ماهيتى است كه‏ بهترين معرّف آن لفظ “اسلام” است،لذا می گوید‏ :ان الدین عند الله الاسلام.
    (برگرفته از کتاب وحی و نبوت مرحوم استاد مرتضی مطهری).

    رتبه دهی (۴ رای)

    پاسخ
    سیدرضی
    11:24 ب.ظ / می 28, 2018
    جناب سید مرتضی شما معجزه پیامبران را بعنوان دلیلی برصدق ادعای انها بیان کرده اید- به اینمعنا که : خدا برای اینکه مردم باور کنند که یک پیامبر فرستاده او هست یا نیست ، با معجزه این موضوع را مشخص میکند. – اکنون سوال این است که چرا خداوند فقط برای مردم هم عصر با پیامبرش ارزش قایل است و برای تصدیق فرستاده اش برای انها معجزه خلق میکند و چرا برای باور و عدم باور مردمانی که بعدا بدنیا می ایند تره هم خرد نمیکند و معجزه ای خلق نمیکند ؟ اگر مردمی که هم عصر پیامبرند و او را میبینند با معجزه باید صدق ادعای او را بپذیرند پس چرا مردمی که هزاران سال بعد بدنیا می ایند و پیامبر را نیز نمیبینند ، مجبورند بدون دلیل قانع کننده ای چون معجزه ، صدق ادعای فردی که هزاران سال قبل میزیسته را بپدیرند و حتی اگر به صدق این ادعا شک هم بکنند ، بسختی مجازات میشوند؟
    اگر مردم هم عصر پیامبر میتوانسته اند شک کنند و نپذیرند و نازشان خریدار داشته و برای پذیرششان خداوند قوانین خودش را هم نادیده میگرفته و از کوه گوساله درست میکرده و از عصا مار میساخته خوب چرا مردم هزار سال بعد باید بدون دلیل بپذیرند و حنی اگر ناخواسته شک هم بکنند بشدت مجازات میشوند؟

    سید! من هم مخدرات علی الحجال قبلی هستم! هم این حجال رو توضیح بده که کمی آب روی آتش غرورت ریخته شده باشد و هم مرحمت کنید و پاسخ رضی را بدهید چون من هم توی شک هستم نسبت به چیزی که این پدر سوخته گفت. باور کن اشکالی که کرد(اگر درست متوجه شده باشم) ایمانم را لرزاند. اگر منظورش را درست فهمیده باشم می گوید که پدران ما برای خودشان ایمان آوردند و حق ندارند برای ما ایمان بیاورند! یعنی همان حرف خمینی. یعنی اگر محمد(ایمانم به او زیاد است برغم اشکال رضی خله) برای پدرهای ما معجزه آورده، ولی برای ما که نیاورده! لابد می فرمایید قرآن برای ما هم معجزه است؟ ولی اگر اینجوری باشه، چرا معجزه بودنش یه جوری بو داره یعنی چرا من نمی تونم بفهمم که معجزه س ولی شما می فهمید؟ مشکل ذاتی دارم؟ حرام زاده هستم؟ خب اگر حرام زاده باشم، که من گناهی مرتکب نشده ام پس چرا درک معجزه بودن قرآن برام سخته ولی برای شما آسانه. گاهی فکر می کنم چون شما مغرور هستی و بیماریت را با توسل به قرآن پنهان می کنی، پس نیاز داری به او. ولی شایدم من مریض و گمراه هستم و بیخود و الکی به شما نسبت بد می دهم. خلاصه این قرآن اگه معجزه س ولی فرقی با اینکه معجزه نباشه، نداره چون اصلا معلوم نیست چه جوری معجزه س! می فرمایید اگه همه جمع بشن نمی تونن مثل قرآن بیارن و بسازن؟ ولی مگه شما میزارید. فکر کن آدم خلی مثل رضی و آدم گمراه و مریضی مثل من(طبق این فرض که تو خوبی و من بد) بخوان مثل قرآن بیارن و از فردا اعلام کنن! همین شفیعی اینجا هزار بار سکته نمی کنه و بمب به خودش نمی بنده برای کشتن ما در راه نجات معجزه قرآن!

     
    • سلام و درود

      دوست محترم، آنچه بنده را می آزرد و با آن مشکل داشته و دارم توهین و فحاشی است. فحاشی بقدری زشت و تحمل نکردنی است که حتی فحاشان حرفه ای هم، فحاشی و توهین بخود را بر نمیتابند. لابد اطلاع داری که حداقل 2 تن از پیروان اهل حق در اعتراض به توهین به شاربشان که نمودی از باورهایشان است خود را آتش زدند، بهائیهای مظلوم هم بدون ارتکاب هیچ جرم و جنایت و قانون شکنی از همین حداقل حقوق اجتماعی و تحصیل و داشتن شغل محروم، و متحمل و محکوم حبس و شکنجه میشوند و بطور سیستماتیک آزار میبینند، حتی به گور امواتشان هم رحم نمیکنند، با اینحال دست از باور و عقیده خود نمیکشند. اگر تاریخ مسیحیت را بخوانی با صدها نمونه از کشتار و قتل عام و سوزاندن و طعمه حیوانات وحشی شدن مسیحیان اولیه و بعدها پروتستانها مواجه میشوی. حمله به باور و ایمان مذهبی افراد در حقیقت حمله و نفی وجدان آنانست. ممکنست شخصی که خود را به دین یا مذهبی منتسب میداند و به آن باورمند است تنها با خواندن کتابی یا پذیرش استدلالی منطقی و خرد پذیر براحتی تغییر عقیده بدهد. اما حمله فیزیکی و تمسخر و توهین شخص را در ایمانش راسختر میکند. راه تغییر و اصلاح عقاید دینی تنها با آگاهیهای بیشتر و ارائه دلایل بهتر و عقل پسندتر صورت میگیرد. این روشی مؤثر و پسندیده و متناسب با زیست در اجتماعی متمدن و تابع فرهنگ و قانون است و بعید است کسی با این روش مشکلی داشته باشد. بنده خود خواننده حریص کتابهای علی دشتی و احمد کسروی و کتب فلسفی ماتریالیستی بوده و هستم و بسیاری از احتجاجات آنها را قبول دارم.

      تا نداند کودکی که سیب هست
      او پیاز گَنده را ندهد ز دست

      شما یا هر یک از دوستان دلایل بهتری بیاورید و مسائل مورد مناقشه را عاقلانه تر و بهتر تجزیه و تحلیل کنید و توضیح دهید، آنگاه ببینید که شفیعی با چه شعفی با شما همراه و همنظر میشود.

       
    • اگر دنبال خودنمائی نیستی ناشناس! به پست قبل مراجعه کن و ذیل همان بحث ها بحث را ادامه بده.

       
    • منظورت از رضی خله کیست؟ اگر سید رضی را میگویی چه کینه ای از او داری؟ ایا ظرفیت تو برای فهم مطالب سید رضی همین قدر است؟ نمیدانی که توهین بدیگران برایت احترام نمی اورد؟ تو اصلا چند درصد از نوشتهایش را میفهمی که به خودت حق میدهی بدیگران توهین بکنی؟ در بهترین حالت مغزت گنجایش درک چند درصد منظور او از نوشته هایش را دارد؟ فقط راست بگو

       
      • چه کسی این تعبیر را کرد؟ این تعبیر نه در کلام جناب شفیعی بود و نه در کلام من، من با سید رضی گفتگو می کنم پاسخ سوالش را می دهم ،سخنش را نقد می کنم و گاهی با او مزاح می کنم ،کجا من چنین تعبیری در مورد او کردم؟ منظور شما ناشناس از این اسناد چه بود؟.

         
  140. آرتین ایران

    سلام بر ناظران گرامی
    در یک نظام دینی که رهبر آن به دروغگویی متوسل می شود و بدینوسیله با فرار به جلو بر خلاف ایراد خود بر برخی دیگر نقش اپوزیسیون را بازی می کند وای به حال مابقی ارکان حکومتی!بدیهیست در چنین نظامی از بام تا شام باید دروغ و دغل تحویل گرفت و کسی را پاسخگوی چنین وضعیتی ندید!
    https://www.radiofarda.com/a/khamenei-reaction-to-critics/29255731.html
    پاینده و پیروز باشید

     
  141. اقتصاد مقاومتی
    اقتصاد کاپیتالیستی و سوسیالیستی ، گاها کمونیستی به گوش ما خورده بود و حالا اقتصاد مقاومتی ، که اقتصاد دانان از مشخصه های آن اظهار بی اطلاعی میکنند ولی جهنمیان اگر مقداری فکر کنند و تمرکر ، میتوانند بسیاری از مشخصه های آنرا دریابند. در حد بضاعت ، که البته ناچیز است با شما در میان خواهم گذاشت و امیدوارم با همت دوستان این شاخه از علم اقتصاد نیز توسعه نیافته و نابارور گردد.!
    این اقتصاد قبلا مقاربتی بوده است که بعدا تبدیل به مقاومتی شده است و در واقع ریشه در همان مقاربت دارد یعنی اقربا ، نزدیکان ، ایل و تباری یعنی اگر دستت بجائی رسید یا بند شد اقربا را آویزان کن و اگر نرسید برای آنها که رسیده است تا جان در بدن داری حالا حالاها بدو و مقاومت کن، توقع هم نداشته باش که به جائی بند شود. خدا نکرده اگر بند شد اعدام در پیش است . سابق بر این نامش از هزار فامیل و اقربا گرفته شده بود اکنون چندسالی است که به همت رهبر فرهیخته نامش از طرف مقاومت کنندگان.

     
    • سلام
      بنده از علم اقتصاد سررشته ای ندارم،اما اینطور هم که شما (جهنّمی) می گویید اقتصاد مقاومتی یا اقتصادِ مقاومت (که می تواند در ردیف سائر کاربردهای اقتصاد مضاف مثل اقتصاد سیاسی و نظائر آن بکار رود) اصطلاحی بدون منطق،بدون پیشینه و صرف یک شعار نیست،و در واقع نکته اساسی این است که چنین تعبیری بمفهوم خروج از نظریه ها و سیستم های متداول، کارشناسی شده و تجربه شده اقتصادی در علم اقتصاد نیست،بلکه بمفهوم تکیه کردن بیشتر بر ظرفیت های داخلی و شرطی نشدن و انفعال نسبت به فاکتورهای بیرونی اقتصادی است،چند لینک که برخی از آنها مقاله و اظهار نظر کارشناسی است تقدیم می شود:

      اقتصاد مقاومتی (به انگلیسی: Resilient Economy یا Resistive economy)[۱][۲] روشی برای مقابله با تحریم‌های اقتصادی علیه یک منطقه یا کشور تحریم شده، با کمترین وابستگی به خارج از کشور در خصوص نیازهای اساسی و راهبردی است.[۳] در شرایطی که صادرات و واردات هیچ‌کدام برای آن کشور مجاز نمی‌باشد.[۴] معمولاً دولت‌های رانتیر که به‌لحاظ سیاسی فاقد دموکراسی یا دارای دموکراسی‌های ضعیف، و از نظر اقتصادی، دارای اقتصادی وابسته و تک‌محصولی هستند، پس از مواجهه با بحران‌های اقتصادی و تهدید به تحریم، به سمت اقتصاد مقاومتی و مقاوم‌سازی نظام اقتصادی حرکت می‌کنند.
      سایر کشورها
      به عقیده حجت‌الله عبدالملکی بیش از ۲۰۰ مورد تحریم اقتصادی در صدسال گذشته در جهان رخ داده‌است که تحریم کننده‌ها، تحریم شونده‌ها، و علل و نوع تحریم‌ها متعدد بوده‌است.[۱۴] کشورهایی نظیر ژاپن، با تولید کالاهای با کیفیت، بازارهای سایر کشورها را به خود وابسته نموده‌اند و اگر کشوری بخواهد ژاپن را تحریم کند، خود آن کشور بیشتر متضرر می‌شود.[۱۴] در کتاب روحانیت شیعه پیشگامان اقتصاد مقاومتی که نوشته محمدعلی نجفی و خلیل آقایی است، مطالبی مبتنی بر تمایل اندیشمندان اقتصاد مقاومتی عصر قاجار برای الگوبرداری از اقتصاد ژاپن آمده‌است.
      https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF_%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA%DB%8C
      —-
      برنامه‌های اقتصاد مقاومتی در برهه‌های تاریخی بسیاری از کشورهای مختلف جهان وجود داشته است. نمونه‌ای از این برنامه‌ها، احداث «باغ‌های جنگ» یا «باغ‌های پیروزی» هستند که در دوران جنگ جهانی اول و دوم در آمریکا و کشورهای اروپایی رواج داشت.
      باغ‌های پیروزی یا باغ‌های جنگ، راهکار آمریکایی مقاومت در دوران جنگ جهانی بود. این باغ‌ها که به کشت محصولات غذایی نظیر میوه، سبزیجات و غلات در خانه های شخصی و پارک های عمومی اختصاص یافته بودند با هدف رفع نیازهای جامعه در دوران قحطی و کمبود منابع غذایی در کشورهای آمریکا، کانادا، انگلستان، آلمان و اتریش ترویج شدند….
      https://www.linkedin.com/pulse/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-mehdi-ghasemzadeh
      —-
      واژه «اقتصاد مقاومتی» سابقه‌­ای در ادبیات اقتصادی جهان ندارد. مفاهیمی نزدیک به آن و البته متفاوت با آن را شاید بتوان در ادبیات اقتصادی جهان سراغ گرفت. واژه‌­هایی همچون اقتصاد جنگی یا اقتصاد ریاضتی یا تاب ­آوری اقتصادی. اما همچنان که خواهیم گفت، این نوع مفاهیم با مفهوم اقتصاد مقاومتی تفاوت دارند. البته گرایش به نوعی مقاومت اقتصادی را در کشورهای دیگر نیز کم و بیش می­توان مشاهده کرد. کشورهایی همچون روسیه و کره شمالی که در سالیان اخیر مورد تحریم اقتصادی غرب قرار گرفته­اند، به گونه‌­ای در پی مقاوم­سازی اقتصاد خود هستند….

      …بنابراین شاید بتوان تعریف نسبتا مناسبی را از اقتصاد مقاومتی این گونه بیان کرد: «اقتصاد مقاومتی یعنی رویکردی مدیریتی در اقتصاد مبتنی بر الگویی بومی و علمی و برآمده از آموزه­های اسلامی برای تشخیص حوزه­های فشار و تهدید (درشرایط کنونی تحریم) از سوی دشمنان و تلاش برای مهار و بی اثر کردن و در شرایط آرمانی تبدیل آنها به فرصت، با استفاده از توانمندی­های داخلی و مردمی به منظور ایجاد زیرساخت­‌های اقتصادی مناسب و لازم برای دستیابی به اقتصادی توانمند و در تعامل مثبت و موثر با اقتصاد منطقه­‌ای و جهانی در جهت ایجاد رفاه و آسایش مردم و پیشرفت کشور»…

      …..در تمام دانش انباشته و کتاب‌های مرسوم اقتصادی دنیا، نظریه یا تجربه‌ای مدون و مکتوب درباره‌ اقتصاد مقاومتی نمی­توان یافت. به عنوان مثال در متون علمی اقتصاد، هیچ پیشینه‌ نظری یا عملی در باره تحریم بانک مرکزی یک کشور و چگونگی مواجهه شدن با آن که امروزه کشور ما درگیر آن است یافت نخواهد شد و اگر هم مطالعاتی در این باره صورت گرفته باشد، در طبقه‌بندی‌های محرمانه و امنیتی قرار دارد و دسترسی به آن برای عموم کارشناسان امکان­پذیر نیست. با این وجود، گرایش به مقاوم­سازی اقتصاد و یا بازسازی اقتصادهای ویران شده در میان کشورهای مختلف کم و بیش وجود دارد که می تواند منبع تجربی مناسبی برای ما باشد…..
      https://www.tasnimnews.com/fa/news/1396/07/17/1540591/%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86%D8%AF
      ……

       
      • با تشکر از توضیجات مبسوط و خوب جناب سید مرتضی حرف خود را تصحیح میکنم ” اقتصاد مقاومتی جمهوری اسلامی ایران “

         
  142. سلام برنوري زادوناظران مؤدب

    يكي ازغارت هاي غارتگران راتماشا كنيد ازفرارو:

    «٣٠‌میلیارد دلار در دو – سه ماه پایانی سال گذشته از ایران خارج شد» این جمله خبرساز را محمدرضا پورابراهیمی، رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس گفته و البته دیگر درباره آن صحبت نکرد.

    البته اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهوری هم پیش از این گفته بود در دولت محمود احمدی‌نژاد ٢٢‌میلیارد توسط عده‌ای و ظرف کمتر از ١٨ ماه از ایران خارج شد و به بهانه کنترل بازار ارز در اختیار صرافی‌های خارج از کشور قرار داده شد.

    با این حال دانستن این‌که آن‌ها که بودند و این‌ها که هستند، در اقتصاد ایران که هیچ میانه‌ای با شفافیت و گزارش‌های دقیق ندارد، به سختی میسر است.
    —————————–
    بقيه مقاله را ازفرارو بخوانيد

     
  143. موضوع درگذشت مرحوم ملک مطیعی و تاثر همگانی در بین مردم از یکسو و واقعیت برخورد نظام با وی پرونده دیگری ار اعمال این حکومت را مجددا باز کرد. در این بین تلاش حکومتیان این است که ثابت کنند طرد او از صحنه هنر نه با تمهیدات حکومت بلکه بر اساس جبر زمان بوده و شاهدش هم بکار گیری سایر هنرمندان آن زمان.
    اما طرفداران حکومت هر چه هم تلاش کنند نمیتوانند واقعیت برخورد حذفی با فردین، ملک مطیعی،بهروز وثوقی،فروزان و آذر شیوا،پوری بنائی و گوگوش و چند چهره دیگر هنری یادگار پهلوی را انکار کنند. دلیل این برخورد های تاسف بر انگیز هم این بود که این افراد شاخصه های سینمای فارسی بودند و سایر هنرمندانی که بکار گرفته شدند هیچکدام در سطح انها نبودند و مورد علاقه عموم هم نبودند. همین وضع در مورد مرحوم عطا الله بهمنش هم صادق است که چهره بارز و معرف گزارشگری تلویزیون بود که بلافاصله به هیچ دلیلی از صدا و سیما کنار گذاشته شد.
    دلیل محبوبیت این چند چهره اصلی هم صرفا مردمی بودن آنها و توان ارتباط بر قرار کردن بین کار آکترهائی که ارائه میکردند با مردم کوچه و بازار بود. واکاوی زوایای تاریک زندگی جامعه در دل خانه های غم زده خیابان جمشید و معرفی بی پرده زنان بی پناهی که در چنبره فساد می افتادند فداکاری زنی مثل فروزان زا میخواست که همه تهمتها را بجان بخرد و نقش زنان روسپی را بازی کند تا انجا که دخترش از او بخواهد از این نقش دست بکشد. ملک مطیعی یکی از نقشهایش ترسیم شخصیتی بود که این زنان در مانده را به زندگی برگرداند و با انها ازدواج کند. در یک کلام این چهره ها به این دلیل محبوب بودند که اخلاقی بالاتر از نرم جامعه را در فضای آنروز ترویج میکردند. همه فیلمها و داستانهائی که این افراد در ان بودند قضه های دوست داشتنی جوانمردان بود. خود انها هم هیچکدام یک لکه سیاه در زندگی نداشتند. ملک مطیعی نتیجه تلاشش یک شیرینی فروشی بود که بعضا خودش موقعی که حالش مساعد بود در آنجا حضور داشت.
    جمهوری اسلامی در مقابل، هنرپیشگانی تحویل مردم داد که همه هنرشان زیبائی اندام و چهره بود و داستانهائی امروز در سینما به تصویر کشیده میشوند که اکثر انها هیچ ارتباطی با مردم ندارند و حتی میتوانند باعث مشکلات هم بشوند. ابتذال حاکم بر سینمای نظام دینی امری نیست که نیاز به افشاگری داشته باشید. افتخار به هنرمند نظام بودن همان قدر نفرت انگیز است که اعلام روحانی وابسته به حکومت بودن و یا روشنفکر وابسته بودن. براحتی میتوان عکس العمل مردم دردمند را در مقابل این نوع هنر مشاهده کرد.
    ملک مطیعی هرچه بود نه نوکر و وابسته آن نظام بود و نه به این خصوصیت شناخته میشد و نه حاضر شد مجیز این نظام را بگوید. پیش کشیدن مسائلی چون سابقه تئاتر داشتن و یا نداشتن از سر در ماندگی است. بهتر است انسان این میزان شرافت داشته باشد که اگر نمیتواند حرفی درستی بزند،اصرار بر خلاف گوئی هم نداشته باشد.

    ———–

    درود علوی گرامی
    نوشته ی متین و بایسته ی شما را خواندم. سپاس که چنین همه جانبه به نقد حاکمان هنری نشسته اید و به زوایای تاریک این اساطیرالاولین نور تابانده اید. به حاشیه راندن هنرمندانی چون فردین و ملک مطیعی و بهروز وثوقی و…. دقیقا بخاطر محبوبیت غلیظشان در میان توده ی مردم بوده و است. در سالهای پیش از انقلاب، رسانه ای جز رادیو و سینما – و کمی بعد: تلویزیون – به میان مردم راه پیدا نکرده بود. بهمین خاطر خانواده ها بسیار عمیق با قصه های شب رادیو و با هنرپیشه ها و خواننده ها می پیوستند و همذات پنداری می کردند. محبوبیت غلیظ خواننده ها و هنرپیشه های پیش از انقلاب، می توانست برای محبوبیت آقای خمینی و دیگر سران نظام گران تمام شود. نباید احدی بجز جناب خمینی محبوبیت داشته باشد. با اطمینان می گویم اگر در یک خیابان، مثلا فردی مثل بهشتی و مطهری و فلسفی پیاده می رفتند و کمی آنسوتر فردین و ملک مطیعی و گوگوش نیز، کسی به بهشتی و مطهری و فلسفی نگاه نمی کرد الا معدودی. خب این محبوبیت مفرط، رقیب آزار دهنده ای بود برای حضرات. به حاشیه راندن فردین و ملک مطیعی و بهروز وثوقی، دقیقا از جنس حصر خانگی آیت الله شریعتمداری است که بساطِ این جماعتِ ایرانخوار را بر نمی تافت. نامه ای که در همان دوران حصر، آقای شریعتمداری به آقای خمینی نوشته، دل سنگ را آب می کند. اما مگر دیگر روحانیان و طلاب و مسئولین با حصر روحانیان و شخصیت های معترض چه کردند؟ سکوت، و پشت بندش برخورداری های ناشی از همین سکوت. اکنون نیز داستان با همین کلمات نوشته شده. فرض کنید با بوق و کرنا اعلام کنند که قرار است آقای خامنه ای در استادیوم صد هزار نفری سخنرانی کند. چه کسانی و با چه انگیزه هایی بدانجا می روند؟ روز بعدش جناب مکارم شیرازی. بعدش نوری همدانی. بعدش سردار سلیمانی. خب انتهای این هیاهو کاملا مشخص است. جمعی می روند و شعار نیز می دهند. اما پتانسیل ذاتی مخاطبینِ خامنه ای و مکارم و سردار سلیمانی، به نمک طعام آغشته است. گرچه مختصری صداقت و علاقه مندی های فردی نیز در میانشان هست. حالا اعلام می کنند که در همان استادیوم صد هزار نفری، قرار است گوگوش و داریوش و بهروز وثوقی و ستار و لیلا فروهر و… برنامه اجرا کنند و بخوانند و برقصند. آیا مردم – حتی بسیاری از خانواده های مذهبی – مثل مور و ملخ بدانجا روی نمی برند؟ چرا؟ داستان، همان محبوبیت مفرط آن جماعت است و محبوبیتِ نداشته ی این یکی ها. مشقتِ شبانه روزی و چهل ساله ی رسانه های ریز و درشت را نیز در بارشِ محبوبیتِ ناکام برای آدمهای انقلاب و موضوعات اسلامی اضافه کنید.
    سپاس

    .

     
    • آقای نوریزاد هم شما و هم مخاطب شما فقط خیال پردازی می کنید،چرا مایلید افرادی که فیلمهای آبگوشتی و حاوی روابط آزاد سکس و رختخواب را بت سازی کنید؟ مگر نشان دادن آزاد سکس و رقص فواحش در کاباره ها چه بصورت واقع خارجی لاله زاری و چه در قالب یک فیلم،با ارزشهای مسلمانی شمای مسلمان سازگاری دارد؟! چه می گویید آقا شما با این چرندیاتتان که چند نفر افرادی که ارزش برای دوران ستم شاهی و نماد آن بوده اند را با بزرگان و پاکانی مثل مرحوم امام خمینی و مطهری و بهشتی مقایسه می کنید؟ یک قدری باقتضای مسلمانی اتان و یک قدری باقتضای انصافتان -اگر باشد-توجه کنید که چه می گویید و چه می نویسید،مگر این شجاعت است که انسان هرچه بزبان و قلمش رسید بیان کند؟
      این آقایی که دم از شرافت می زند و مخاطب شماست می گوید:”دلیل محبوبیت این چند چهره اصلی هم صرفا مردمی بودن آنها و توان ارتباط بر قرار کردن بین کار آکترهائی که ارائه میکردند”!
      خوب مگر مرحوم داود رشیدی و استاد جمشید مشایخی و مرحوم خیرآبادی و مرحوم جهانگیر فروهر و برخی دیگر که بکار هنری خود ادامه دادند محبوبیت نداشتند؟! یا مردمی نبودند؟! یا توان ارتباط برقرار کردن با مردم را نداشتند؟! هرکس که مخالف با جمهوری اسلامی شد یا بدلایل دیگری کار خود را ادامه نداد می شود محبوب و باید برای او روضه خوانی کرد؟
      آن خانمی هم که اسم او را می برند و می گویند نقش روسپی را بازی می کرد آیا واقعا فقط نقش روسپی را بازی می کرد یا در کاباره های لاله زار رقص عربی می کرد؟! فیلم قیصر را لابد دیده اید! اینها از نظر شماهای مسلمان ارزش است؟! اشاعه فحشاء و ارائه سکس در قالب فیلمهای آبگوشتی و لات بازی با کدام هنجار اسلامی سازگاری دارد که اینطور فلسفه بافی می کنید؟ لا اقل جوانمرد باشید در کسوت یک مخالف جمهوری اسلامی نه اینکه با خیال پردازی کثافات و کثافت کاری های دوره ستمشاهی را ترویج کنید خیلی بدم آمد از این مثالها و مقایسه های زشت شما در قیاس کردن افراد هرزه سینمای زمان ستمشاهی با بزرگان و پاکانی مثل مرحوم امام و مرحوم مطهری و مرحوم بهشتی در قیاسی زشت و مع الفارق.شما در واقع هم مهمل می بافید هم تهمت می زنید،و هم نیکان و پاکان را با نابکاران قیاس می کنید،مگر جمشید مشایخی محبوبیت نداشت؟ مگر محمد علی کشاورز محبوبیت نداشت یا ندارد؟ چرا مرحوم امام و دیگران بادعای دروغ شما اگر با نفی محبوبیت دیگران دنبال اثبات محبوبیت برای خویش بودند این بزرگان و معاریف عالم هنر را پس نزدند؟! بعد هم محبوبیت امثال مرحوم امام و شاگردانش پیش از اینها برای مردم مسلمان ایران ثابت بود و هست و هیچ نیازی به این نبود که با نفی محبوبیت کذائی فاسدهایی که در فیلم ها ابزار شیوع فحشاء و سکس و ارزش های غربی بودند برای خود اثبات محبوبیت کنند،لطفا حدّ خود را بشناسید.

      ———-

      ای بگم چی بشی حضرت حجت الاسلام و المسلمین شجونی
      ای بگم چی بشی فلسفی

      بازم بگم؟

      /
      .

       
      • شیخ فم نشبن !ان هایی که اسم بردی عمله و اکره آخوند های دزد و نامرد بودند و جاده صاف کن چپاول بعنی به عبارت دیگر ابن ها دزدی میکردند و به زندان می انداختند که آخوند ها حالشان را ببرند و لفت ولیسی بکنند ولی دیگه تمومه ماجرا آخوند ////// . دویو آندر استند؟ تا بعد !

         
        • مهرداد تهران نشین که بالا یا پایین شهرش معلوم نیست!
          یعنی مرحوم داود رشیدی و استاد جمشید مشایخی و مرحوم خیرآبادی و مرحوم جهانگیر فروهر و برخی دیگر، بصرف اینکه فاسد نبودند و در سینمای بعد از انقلاب مردمی حضور داشته اند عمله و اکره آخوندها و جاده صاف کن چپاول بوده اند؟!
          خیلی بی تربیت و نامرد هستی!
          دید یو آندرستند؟!
          تا بعد!

           
      • جناب سید مرتضی
        سلام

        شما فضای آن روز را، منظور زمان شاه است، به کل فراموش کردید. آن زمان، مثل امروز، فیلمها بسته به استقبال عمومی، وضعیت گیشه و حمایت مردمی به بازار عرضه میشد. سینمای ایران به نوعی تقلید از سینمای هند بود و شاید همچنان هم باشد.
        شما طوری صحبت میکنید که انگاری هنرپیشه در حین فیلمبرداری و با وجود ده ها نفر از عوامل فیلم، سرخود و از روی شهوت و به شکلی خود مختار، رفتاری آنچنانی نشان میداد… آقا، فیلم پرونو نبود که! هنرپیشه هم باید نان میخورد و زندگی میکرد، هنرپیشه ایرانی نباشد، خارجی ها را جایگزین میکنند. هنرپیشه، علی رغم آنهمه حواشی، کوچکترین نقش را درتولید یک فیلم دارد… کسی که با موج همراهی میکرد مؤفق بود و کسی که بر خلاف موج شنا میکرد دیگر فراموش میشد…درست مثل امروز.
        خوب در زمان شاه هم فیلمهای خوب هنری تولید میشد که غالباً در داخل با شکست تجاری روبرو میشد و در کشورهای دیگر از آن تقدیر میشد! فیلمهای گیشه پسند هم همیشه بوده.
        آیا از اینگونه فیلمها در دیگر کشورهای اسلامی نمایش داده نمیشد؟
        آن موقع کسی اگر از فیلمی تحریک میشد، اگه سالم بود و در ضمن متأهل هم بود که به دوام زندگی سکسی و خانوادگی او کمک میکرد، اگه مجرد و جوان بود، مکانهایی برای ارضاء بود، اگر نوجوان بود که با عشق افلاطونی سر میکرد، اگر هم اهل خلاف که فرقی نمیکرد شاه حاکم باشد یا خمینی.
        خوب، مگر جمهوری اسلامی رهاوردش چه بوده؟
        فیلم دیدن مخفیانه، کرایه کردن ویدئو، جوانان منتظر خروج و مسافرت والدین بودند تا خانه خالی شود، سی دی غیر مجاز…هیچ جایی هم برای ارضاء امیال شهوانی نبود…نتیجه هم شد خودخوری و خود ارضائی!
        جمهوری اسلامی در این 40 سال چه جایگزینی داشت؟ مهمترین کار جمهوری اسلامی مخفی کردن بود و بقول معروف پاک کردن صورت مسئله… همیشه خراب کردن آسانتر از ساختن است و آخوند جماعت هم خبره و استاد خراب کردن!
        خوب، اکثریت آخوندها که آشنا به چاله چوله ها و راه گریزهای سکسی بودند و هستند؛ هم رسمی داشتند، هم صیغه ای، هم لحظه ای، هم مسافری و … آخوند هیچگاه در نمیماند! آخوند هیچگاه خود ارضائی را تجربه نمیکند!
        (من با هر آخوندی برخورد کردم در خلوت آن کار دیگر کرده اند…از رؤسا شروع کن تا سیاسی عقیدتی و رکن دو … تا بیا برسی به یک دفتر دار ازدواج و طلاق و یا آخوند شهرستانی چشم و گوش بسته! که به تهران آمده بود. همه بدون استثناء در یک زمان با حداقل دو یا سه نفر در ارتباط بودند)…من که سعادت آشنایی با آخوند تک همسر و یا لااقل تک پر را نداشتم!
        اگه فیلم ها بد بود چرا از طرف مردم استقبال میشد؟ فیلم آبگوشتی، طالب آبگوشتی داشته!
        اگه فیلم ها بد بود چرا هیچ اعتراض مهمی از مذهبیون و یا شیوخ و یا آخوندها نمیشد؟ امر به معروف به شکل امروزی وسازمان یافته نبود؟ چرا مراجع مهم مثل بروجردی و بعد هم خمینی اعلام خطر نکردند؟! چرا شهرها شلوغ نشد؟! آن زمان، تا آنجا که یادم هست در شهرهای مذهبی و در محدودۀ مکانهای زیارتی سینمایی نبود.
        مگر الان در 90 درصد دنیا انواع اینگونه فیلمها نمایش داده نمیشود؟

        جناب سید مرتضی
        سکس هم یک غریزه ی حیاتی مثل نفس کشیدن، خوردن، نوشیدن، خوابیدن، شا…، ری… و غیره است. اگر سکس نباشد هیچکس امروز وجود نداشته. وجود هرکس بستگی تام به سکس دارد. وجود 99.99 درصد از هر موجود زنده ای بستگی تام به انواع مختلف سکس دارد.
        نسخه های جاری از دین اسلام که در محدودۀ خاورمیانه، آفریقا و دیگر نقاط جهان سومی ارائه میشود به عهد بوق و عهد عتیق تعلق دارد. اسلام در این کشورها خالی از پویایی و به روز شدن است.
        جمهوری اسلامی همه ی رذالت ها را به پستوها و اندرونی هدایت کرد و فقط تلاش کرد در حفظ ظاهر!
        حکومت جمهوری اسلامی چرا آخوندیسم است؟
        تنها یک دلیلش همین است که آخوندها حرفشان این است که:
        در منظر عموم جا نماز آب بکش و در خفا آن کار دیگر کن! آنها هر آنچه خود بودند را به مردم تجویز کردند. و این شد که مردم ایران امروز چند روترین، ریاکارترین و مزوّرترین مردم دنیا هستند.
        امروز در ایران بصورت مخفیانه و در خلوت، با چند کلیک میتوانی هر نوع فیلمی که میخواهی ببینی …پس دیگر چه احتیاجی به سینما رفتن و دیدن رقص و آواز و چهار تا متلک و پشتک! و صحنه های آنچنانی آنهم کنار ده ها نفر دیگر. … خوب، جمهوری اسلامی چه تدبیری دارد؟ الان که دیگه رژیم پهلوی حاکم نیست.
        امروز در فیلمهای سینمای جمهوری اسلامی سکس پنهان تبلیغ میشود و حتی در صدا و سیما. امروز شما در یک شهر بچرخی، همه رقم زندگی را میبینی، همه رقم هم پیدا میشه! از یکی که همه جوره داراست و طالب و یابنده ی بهترین ها میرسی به یکی که همه رقمه نداره و با خودش مشغوله یعنی فقط با خودش حال میکنه! جمهوری اسلامی چه راهکاری معرفی کرده؟
        موضوع اصلی نبود تدبیر، درایت و نداشتن عرضه ی حکومت در حاکمان است.

        حرف آخر اینکه …
        1- هنرپیشه های زمان شاه هر چقدر هم که بد بودند، فقط روی صحنه نقش بازی میکردند ولی هنرپیشه های امروز همیشه در حال نقش بازی کردن هستند… پس هر انسان منصفی بدون هیچ تردیدی جایگاه برتر را به همان قدیمی ها میدهد.
        2- انسان معتقد، باایمان و نیک کردار را باید در آزادترین شرایط اجتماعی شناخت؛ در جایی که همه گونه آزادی اجتماعی و قانون مند وجود دارد و هر کس حق انتخاب، نه در شرایطی مثل امروز ایران که مردمش گرفتار بدترین نوع حاکمان در دنیا شده اند…

        با احترام

         
        • جناب ناشناس و عزیز برادر
          سلام
          نمی خواهم چاپلوسی کنم چون تعریف روبرو خوب نیست،اما واقعیت را باید گفت،شما عزیز برادر،خوب می نویسی،باصطلاح علم بیان قادری یک مطلب را به بیانات مختلف بچرخانی،پرورش دهی و بیان کنی و من اینرا از محسّنات شما می دانم چون قدرت بیان و نوشتن غیر از ممارست و تجربه تا حد زیادی ذاتی و ذوقی است،با اینحال عیب بزرگ شما این است که گاهی یک کامنت در یک موضوع را انباشته می کنی از مطالب متنوع که انسان اگر بخواهد همه را پاسخ دهد هم طولانی می شود هم در اینجا متهم به کیلومتر نویسی می شود که می بینید،عزیز برادر! مختصر بنویس و کوتاه بنویس و همه مطالب را با تفاوت مبناها بر سرحریف نکوب،یک عیب دیگر نوشته های شما غیر از بدبینی عمومی که به آخوند و روحانیت دارید و همه را به یک چوب می رانید این است که توجه به تفاوت در مبناها نمی کنید چیزی را مبنا قرار می دهی که من آنرا قبول دارم و این گفتگو را مشکل می کند.حالا سعی می کنم کوتاه پاسخ دهم:من فضای زمان شاه را درک کرده ام و آنرا فراموش نمی کنم اما می گویم پذیرش نقش و توی رختخواب در آغوش اکترس عریان رفتن یک اجبار نبوده است و کار همه هم نبوده است،یعنی همه هنرمندان زمان شاه این نبودندآیا انتظامی و مشایخی و حسین گیل هم فیلم صحنه ای داشتند؟ بقول خود شما حسین گیل جایی نهایتا نقش جاکش داشت! اما نقش جاکش غیر از این است که در رختخواب بری زیر یک خم (بفتح خاء) تبدیل به دو خم کنی!،امکان امتناع و پذیرش نقش مثبت که با هنجار دینی یک مسلمان ناسازگار نباشد هم بوده است مثل حالا که وقتی سناریو داده می شود هنرپیشه را دست و پایش را نمی بندند که تو مجبوری! پس نقش قبول کردن امر اختیاری بوده نه اکراهی،بعد مگر ملک مطیعی و بهروز وثوقی بالاخره مسلمان نیستند؟کدام اسلام زمان شاه اجازه می داد که بهروز وثوقی برود توی قایق لامپ گوگوش را روشن کند؟! یا کدام اسلام به او اجازه می داد که ترتیب فروزان را در قیصر بدهد؟! در اسلام حتی نظر به نامحرم به زنای چشم تعبیر شده تا چه رسد به لمس و تقبیل و الخ! بله فیلمهای آن زمان پورنو اصطلاحی نبودند اما باصطلاح صحنه داشتند،البته اینها فیلمهای خوب هم داشتند مثل گوزنها را که آنوقت همسن و سالان ما می گفتند و بالاخره من ندیدم چون کم سینما می رفتم،اما نوع این فیلمها کاباره ای و نمایش عرق خوری و دانسینگ عربی جمیله و فروزان و ناز و عشوه برای کلاه مخملی ها بود! خوب مسلمان بمن بگو اینها نقض صریح احکام اسلام بود یا نبود؟! البته علماء تا می شد تذکر می دادند خصوصا امثال امام و شاگردانشان که یکی از فریادهایشان همین رواج ابتذال و فحشاء بود اما خوب اگر سنّ شما اقتضاء کند (راستی چند ساله ای عزیز برادر؟) وضع اختناق زمان شاه و دیوار گوش داره و موش هم گوش داره را که می دانید،جوری اختناق کرده بود شاه که همه بیضه ها پاپیون شده بود!بگذریم.بله فیلم خوب هم زمان شاه بوده ما که منکر فیلم خوب نیستیم ظاهرا همان گوزنهای وثوقی را می گفتند سیاسی و علیه سیاست شاه بود،به کشورهای اسلامی هم کار نداریم مگر در کشورهای اسلامی دیگر به همه احکام اسلام عمل می شد یا می شود؟ شما توجیهاتی کردید برای جواز فیلم دارای سکس،اینرا می گویم تفاوت در مبنا،شما که خوب می دانی سکس و روابط خصوصی مجاز زن و مرد منحصر است در محیط خانواده،این سخن درستی نیست که کسی برای تحریک بر سکس مجاز مرتکب عمل حرام یعنی رفتن و دیدن سکس و روابط غیر مجاز زن و مرد شود.رهاورد جمهوری اسلامی هرچه باشد اما در کشوری که بنا بر اجرای قوانین اسلام است نمی شود توقع داشت سکس یعنی رابطه حرام زن و مرد بطور رسمی بشود بازار هنری! می گویید می روند سراغ ویدئو و سی دی غیر مجاز و چه و چه؟ خوب البته این لازمه تکنولوژی و تغییر زمانه است،اگر الان زمان شاه بود امکان مراجعه به ویدئو و سی دی و فیلم ها و سایت های پورن نبود؟! اما با همه اینها نمی شود بصرف وقوع کار قاچاقی و غلط ،احکام اسلام را نقض کنیم و بگوییم باشه فیلم صحنه دار مجاز! سر در سینماها هم عکس صحنه و رختخواب هم مجاز! و ساختن چنین فیلمی و دیدن هم مجاز! این نمی شود،بالاخره باید با فحشاء و حرام مقابله کرد بقدر میسور و بقول فقهاء “المیسور لا یترک بالمعسور”.شما در فرازی هم باز مثل همیشه از خجالت آخوندها در آمدی! عزیز من ازدواج راه ارضاء و پاسخ به غریزه است حال یا دائم یا موقت،مگر موقت یا بقول شما در اسلام مختص به آخوند است؟! پس با این حرفها کم لطفی نکنید،ضمن اینکه بارها به این عادت بد شما نقد داشته ام که شما همیشه کلیت صنف ها را به یک چوب می رانی،یادت هست یکوقت کل پلیس را متهم بدزدی و خلاف کردی؟ من گفتم این جوانمردانه نیست که اگر تخلّفی در برخی از افراد هرصنف (نه فقط صنف روحانیت) دیدیم آنرا با تعمیم سرایت دهیم.”من با هر آخوندی برخورد کردم در خلوت آن کار دیگر کرده اند…”.من با اینطور تعبیر مخالفم،بخدا اینجور نیست،الان تو داری با یک آخوندراحت صحبت می کنی،بجان دوست قسم من اینجور نبوده ام و نیستم،یک ازدواج دائم کرده ام با دختر عمویم و از جان بیشتر دوستش دارم و هیچوقت دور و بر امور دیگر نرفته ام، بحثم تنزیه خودم نیست ،خیلی از افراد این صنف اینطورند و شما با این تعبیرات بی انصافی می کنی.
          “اگه فیلم ها بد بود چرا از طرف مردم استقبال میشد؟”شما آدم دقیقی هستی،آیا این جمله می شود مجوّز درستی یک رویکرد در یک جامعه یا مجوز پایمال کردن یا نقض احکام مسلم باشد؟اولا همه مردم ایران چه گذشته و چه حال اهل سینما نبوده و نیستند،پس جوانان و طبقه خاصی بودند،ثانیا خوب آنها نا آگاه بودند و اشتباه می کردند! چون استقبال می کردند پس مطلب حق بود؟! اعتراض هم گفتم فی الجمله بود اما خوب میدانی که خایه ها هم پاپیون بود!
          “مگر الان در 90 درصد دنیا انواع اینگونه فیلمها نمایش داده نمیشود؟”
          عزیز برادر، این جمله که دیگر معرکه تر از جمله قبل بود،خوب 90 درصد مردم دنیا مگر مسلمانند؟ یا در آنجاها باحکام اسلام عمل می شود؟!…
          دیدید جا کم آمد؟!
          سپاس