سر تیتر خبرها
یک پیشنهاد خوب + مصاحبه

یک پیشنهاد خوب + مصاحبه

درود دوستان خوبم
من در این سخن( فایل صوتی اش در زیر تقدیم شده)، یک پیشنهاد خیرخواهانه به سران جمهوری اسلامی و به شخص رهبر ارائه داده ام. با انتشار این سخن، جمعی در فضای مجازی، بخاطر همین پیشنهاد، ناسزاها بر من باریدند. تلخ و بی ادبانه. که چرا می خواهی با این راهکار به عمر پوشالین این نظام بقا ببخشی؟ برخی نیز اصرار به این داشتند که: ابتدا سرنگونی، بعد رفراندوم. گرچه جمعی نیز به اصلاح همین روند موجود دلخوش کرده اند و همین را سفارش می کنند. که: با بد و خوب این نظام بسازیم و متلاشی اش نکنیم. لایه ی سطحی فکرشان نیز به این است که ای بسا کشور شقه شقه شود و اوضاع به گونه ای شبیه سوریه رقم بخورد. پیشنهاد می کنم سخنان مرا بشنوید و در باره ی پیشنهادم با هم صحبت کنیم.

راستی، چهره ی رهبر چرا اغلب اخموست؟ او از چه در رنج است؟ من می گویم: در قمار، همه چیزش را باخته. با این تفاوت که داشته های قماری اش، همه از مردم است. ملایان مگر چیزی از خود دارند؟

چهارم خرداد نود و هفت – تهران


یک: سخن روز محمد نوری زاد و پیشنهاد به رهبر:

دو: مصاحبه با محمد نوری زاد (دیگر میهمانان: دکتر زیباکلام – آقای نوید جمشیدی)

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

168 نظر

  1. اخبار: دعوت حسن/* از ایرانیان به سرمایه‌گذاری درایران.

    مش قاسم: که بیان پولشون رو بدن دست یه مشت دزد و آدمکش و شکنجهگر؟ گمون نکنم.

    /*: ک

     
  2. درود
    درود و احترام بر رانندگان و کامیون داران ، این نظام هیچگاه بشما جوابی جز کشتار و زندان نخواهد داد.دیگر اصناف باید به کامیوندارا ن بپیوندند…

     
    • آخه اعتراض صنفی کامیون داران در مورد دستمزد و شرائط کاری چه ربطی به مزخرف گوئی های ضد انقلابی امثال شماها داره؟! همین رویکردهای فرصت طلبانه امثال شما سند واضحی است بر اینکه درد شما مردم و مطالبات مردم نیست،درد شما همان مخالفت کلیشه ای با اصل نظام جمهوری اسلامی ایران است که علیرغم فرصت طلبی های شما پایدار است و خواهد بود در عین اینکه حق اعتراض های صنفی و احقاق حقوق دیگر برای مردم باقیست و معترضان صنفی اعم از کامیوندار و معلم و اصناف دیگر اعتنائی به مزخرف گوئی های امثال شما بی دینان شیفته غرب ندارند،آنها در اصل ضمن اعتقاد اصولی به اصل نظام جمهوری اسلامی حقوق خود را مطالبه می کنند.بیخود اینجور چیزها شماها را ذوق زده نکند.

       
  3. مردی از آران

    آیت الله خامنه‌ای “از اول” چه می‌گفت؟

    ✍️ #حسین‌باستانی:

    بلافاصله بعد از خروج آمریکا از برجام، آیت الله خامنه ای گفتنند “از روز اول” می‌دانستند توافق هسته ای به چنین سرانجامی می‌رسد.

    برای یادآوری بهتر، شاید بازخوانی اینکه ایشان “از روز اول” در مورد برنامه هسته ای چه می‌گفتند و چطور شد که نظرشان تغییر کرد بی‌مناسبت نباشد:

    ۸۴/۱۰/۱۹ (دو ماه قبل از ارسال پرونده هسته‌ای به شورای امنیت): “وقتی ما را تحریم کردند، امام اظهار خوشوقتی کردند و گفتند بهتر…حالا هم همین‌طور است.”

    ۸۵/۱/۱ (دو هفته بعد از ارسال پرونده به شورای امنیت): “مگر تا حالا تحریم نکردید؟… ما را از تحریم می‌ترسانید؟”

    ۸۶/۱/۱ (سه روز قبل از سومین قطعنامه تحریم شورای امنیت): “تحریم در شرایطی حتی ممکن است به نفع ما تمام شود.”

    ۸۷/۲/۱۱ (سه ماه بعد از چهارمین قطعنامه تحریم شورای امنیت): “در این سی سال… تحریم به ما ضرر نزد… امروز هم همین‌جور است.”

    ۸۹/۶/۱۶ (سه ماه بعد از صدور ششمین قطعنامه تحریم شورای امنیت): “دوستان [مقام‌های دولتی] درست گفته‌اند که ما تحریم‌ها را دور می‌زنیم؛ بنده هم یقین دارم. ملت ایران و مسئولین کشور تحریم‌ها را دور می‌زنند.”

    ۹۰/۵/۱۶: “آنها ایران را تحریم کردند، اما بحران اقتصادی گریبان خودشان را گرفت.”

    ۹۰/۵/۲۶:”می‌توانیم به شکل‌های مختلف با تحریم‌ها مقابله کنیم… دور زدن تحریم‌ها… شگرد خوب و جالب و ظریفی است.”

    ۹۰/۶/۶ (در دیدار با اعضای دولت): “از همه روش‌های درست و منطقی و زیرکانه و عاقلانه باید استفاده کرد و استفاده کنید. تحریم‌ها را خنثی کنید… این تحریم‌ها خنثی خواهد شد.”

    ۹۰/۶/۶: “این جور نیست که اینها بتوانند و طاقت بیاورند که این حرکت و این رفتار [تحریم] را مدت طولانی ادامه بدهند.”

    ۹۰/۷/۲۰: “تحریم برای ما چیز تازه‌ای نیست. از سال اول پیروزی انقلاب، تحریم‌های یکجانبه از طرف آمریکا و کشورهای اروپایی شروع شد.”

    ۹۰/۱۱/۱۴: “در برابر تهدید به جنگ و تهدید به تحریم نفتی، تهدیدهایی داریم که در وقت خودش… اعمال خواهد شد.”

    ۹۱/۴/۲۱: “ما واکسینه شده‌ایم در مقابل تحریم؛ تحریم به ما ضربه نمی‌زند”.

    ۹۱/۵/۳: “[تحریم‌ها با] زور و فشار و رودربایستی نمی‌تواند خیلی ادامه پیدا کند”.

    ۹۱/۱۲/۱۷: “کشورهایی که امروز ملت ایران را تحت تحریم قرار داده‌اند، خودشان گرفتار مشکلات اقتصادی به‌مراتب سخت‌تر، سنگین‌تر و غیر قابل حل هستند… این در حالی است که آنها برای مشکلات خود راه حل ندارند، اما ایران برای مشکلات اقتصادی خود راه حل دارد.”

    ۹۲/۱۲/۱۵ (وقتی دارایی‌های ایران بلوکه و نفت تحریم شده بود): “این اقتصاد مقاومتی فائق خواهد آمد بر ترفندهای آنها.”

    ۹۳/۱۱/۲۹: “اگر بنای بر تحریم باشد، در آینده این ملّت ایران است که آنها را تحریم خواهد کرد… جمهوری اسلامی می‌تواند این کار را بکند.”

    ۸۸/۱/۱ ( بین پنجمین و ششمین قطعنامه تحریم شورای امنیت): “این تحریم [ها] به سود ما تمام شد… باید از آمریکایی‌ها از این بخش تشکر کنیم.”

    ۹۰/۸/۱۱ (بعد از ششمین قطعنامه تحریم شورای امنیت و دو ماه قبل از تحریم بانک مرکزی از سوی آمریکا): “ممکن است تحریم فشاری به وجود بیاورد… [ولی] ملت ایران را یک درجه جلو می‌برد؛ توانایی او را بیشتر می‌کند.”

    ۹۰/۱۲/۱۰ (یک ماه بعد از توافق بر تحریم تدریجی نفت ایران در اتحادیه اروپا): “تحریم نفت، تحریم بانک مرکزی، تحریم چه، تحریم چه، تحریم چه… برای اینکه ملت ایران خسته بشود. عجیب است؛ هرچه گذشته، ملت ایران شاداب‌تر، زنده‌تر، بااستقامت‌تر و مصمم‌تر شده “.

    ۹۱/۱/۱: “چند نفر به من گفتند الحمدللَّه که ما را تحریم کردند! ما به خودمان آمدیم.”

    [پی بردن تدریجی به نادرست بودن پیش بینی‌های اولیه در مورد بی‌اثر بودن و دور زدن تحریم‌ها: ]

    ۹۱/۷/۱۹: “از روی بغض و کینه‌ای که دارند، تحریم‌های غیر منطقی می‌کنند… اینها کارهای غیر منطقی و در واقع وحشیانه است.”

    ۹۲/۱/۱ (با اشاره تحریم نفت و مبادلات پولی ایران): “من این را بگویم ــ این را یک بار دیگر هم چند ماه قبل از این گفتم که آمریکایی‌ها اظهار خوشحالی کردند و گفتند که فلانی اعتراف کرد که تحریم‌ها اثر گذاشتهــ بله، تحریم‌ها بی‌اثر نبود؛ می‌خواهند خوشحالی کنند، بکنند.”

    ۹۲/۱۲/۲۰:”تحریم‌ها از قبل بود، منتها این تحریم‌ها از حدود زمستان سال ۹۰ تا امروز، تبدیل شده به جنگ اقتصادی، دیگر اسم آن تحریم هدفمند نیست، یک جنگ تمام‌عیار اقتصادی است.”

    ۹۴/۲/۹: “بنده انکار نمی‌کنم که این تحریم‌های ظالمانه‌ای که دشمنان ملّت ایران و دشمنان انقلاب بر ملّت ایران تحمیل کرده‌اند تأثیر دارد؛ بلاشک بی‌تأثیر نیست”.

    ۹۴/۴/۲:”ما دنبال از بین بردن و برداشتن تحریم‌ها هستیم؛ هدف ما از این مذاکرات لغو تحریم‌ها است؛ جداً دنبال این هستیم که این تحریم‌ها لغو بشود”.

     
  4. جناب نوریزاد گرامی ؛
    آنروز در پاتوق اراذل و دزدان(مجلس) وکلای بی موکل برای برای جلب خوشنودی سید علی بابا و ادای سرسپردگی وپاچه خواری خود به رهبرشان به سوزو گداز پرداختند و در یک مسابقه عربده کشی گوی سبقت را ازیکدیگر ربوده، بانعره مرگ برامریکابرجام و پرچم آن کشورمترقی و پیشرفته را به آتش کشیدند. نعره مستانه ایی که ۴۰سال است بقمیت ویرانی ایران به آسمان بلندست و گوش ساکنان کرات دیگر را هم کر کرده. که البته این بار نعره ها ازسرافلاس و درماندگی و از سوزجگر بود که با عربده کشیهای گذشته فرق داشت . چرا که بوی الرحمن رژیم به مشام حضرات رسیده است . اگر این نعره ها مشمئزکننده در طول چهاردهه تلف شده ازعمر مُلک و ملت منتج به نتیجه میشد امروز جمهوری اسلامی در لجنزارخودساخته تا خرخره فرو نرفته بود و سرفرازانه باد در غبغب با افتخار به دنیا اعلام میکرد…..آهااای مردم دنیا، این جمهوری اسلامیست که امریکا را تحریم میکند، نه امریکا جمهوری اسلامی را!.
    اما طنز تلخیست وقتی سیاستگزاران مملکت برای مقابله بانفی برجام از طرف امریکا راه حل مشکلات سیاسی،اقتصادی مملکت را در به آتش کشیدن پرچم امریکایافته اند . عجیب نیست راه حل نظامی آنرا هم سرداران سپاه در به آتش کشیدن ناو فرضی امریکا در دریاچه ارومیه جستجوکنند.
    دریغ از یک جو خرد و عقلانیت که مملکت را با چه مشکلاتی که روبرو نساخته!!.
    ملت حق دارداز مسئولین سؤال کند که اگر یک دشمن خارجی به ایران حمله میکرد آنگاه چه بلایی برسر این مملکت می آورد که تاکنون جمهوری اسلامی نیاورده؟.
    گیرم که برجام را هم آتش زدید و غنی سازی راهم از سرگرفتید ، به بمب اتم هم دست پیدا کردید و اسرائیل را هم ازصفحه روزگار حذف کردید ، آیا این میشود نان در سفره مردم ؟.
    بااین اوضاع و احوال آیا برای ملت دشمنی خطرناکتر از جمهوری اسلامی قابل تصورهست؟.
    و در پایان ، آیا برجامی که فرجامی جز ریختن دارائیهای بلوکه شده ملت ایران به حلقوم حسن نصرالله و اسماعیل هنیه و سرانجامی جز شعله ور نگاه داشتن تنورجنگ سوریه ویمن نداشته باشد همان بهتر نیست که سوزانده شود؟. ما که خوشحالیم ، شما چطور؟ . مرگ یک بار شیون هم یک بار.

     
  5. ….رابطه انسان با خدا باید بدون دخالت ادیانی که خود ساخته دست بشر هستند و اشخاصی که خود را پیامبر یا نماینده خدا بر روی زمین نامیده اند انجام شود……. اگر خدا قرار بود که از جانب خود دین و رسولی و کتابی برای هدایت ما به زمین بفرستد…یک دین واحد یک پیامبر واحد و یک فلسفه واحد را به سر تا سر کره زمین میفرستاد… نه اینکه هزار مدل دین با هزار نوع عقیده که حتی حضور یکدیگر را برنمی تابند…….پس‌به این نتیجه میرسم که تمامی ادیان و کتابهای آسمانی به خاطر دلایلی چون منافع شخصی و حس قدرت طلبی و منافع مالی و غیره ساخته دست بشر هستند… بیایید خدا رو که قدرت مطلق جهان هست و خالق تمام هستی است و تمام بندگانش را بدون در نظر گرفتن رنگ پوست و ملیت دوست دارد را بدون دخالت ادیان و انسانهایی که خود را پیامبر و اشخاص مقدس نامیده اند بپرستیم…..

     
    • رابطه انسان بدون نزول وحی و شریعت و شناخت خدا از طریق تعریف ادیان ممکن نیست،نیز همه ادیان و مذاهب ساخته بشر نیستند برای اینکه بین مدعیان کاذب (کسانی که بدروغ خود را فرستاده خدا نامیدند) و مدعیان صادق (یعنی پیامبران راستین خدا) ممیّزات و ویژگیها و علائمی وجود دارد که عمده آن محتوای دعوت و مساله معجزات است.نزول دین نیز تابع فرایند تکاملی فکر بشری است چون جنبه مهمی از دین تابع متغیرات زمانی و کمالی بشر است پس نمی شده یک دین واحد از صدر خلقت بیاید برای همه زمانها چون کلاس انبیاء از باب تشبیه مثل کلاس های متدرج تحصیلی یک محصّل در دوران های مختلف ابتدائی و متوسطه و دانشگاهی است با اینکه جوهره و عنصر ادیان که عبودیت خداست یکی است.و از نظر قرآن دين خدا از آدم تا خاتم يكى است، همه پيامبران اعم از پيامبران صاحب شريعت و پيامبران غيرصاحب شريعت به يك مكتب دعوت مى‏ كرده ‏اند،و اصول مكتب انبياء كه دين ناميده مى ‏شود يكى بوده است و تفاوت شرايع آسمانى يكى در يك “سلسله مسائل فرعى” و شاخه ‏اى بوده كه برحسب مقتضيات زمان و خصوصيات محيط و ويژگيهاى مردمى كه دعوت مى‏ شده‏ اند متفاوت مى‏ شده ، و همه شكلهاى متفاوت و اندامهاى مختلف يك حقيقت و به سوى يك هدف و مقصود بوده است، و ديگری در “سطح تعليمات” بوده كه پيامبران بعدى به موازات تكامل بشر، در سطح بالاترى تعليمات خويش را كه همه در يك زمينه بوده القاء كرده ‏اند، مثلًا ميان تعليمات و معارف اسلام در مورد مبدأ و معاد و جهان، و معارف پيامبران پيشين از نظر “سطح مسائل”، تفاوت از زمين تا آسمان است، و به تعبير ديگر که اشاره شد بشر در تعليمات انبياء مانند يك دانش ‏آموز بوده كه او را از كلاس اول تا آخرين كلاس بالا برده ‏اندو اين تكامل دين است نه اختلاف اديان.
      قرآن هم تصريح مى‏ كند كه پيامبران يك رشته واحدى را تشكيل مى ‏دهند و پيامبران پيشين مبشّر پيامبران پسين بوده ‏اند و پسينيان مؤيد و مصدّق پيشينيان بوده‏ اند، و هم تصريح مى‏ كند كه از همه پيامبران بر اين مطلب كه مبشّر و مؤيّد يكديگر باشند پيمان اكيد و شديد گرفته شده است‏.قرآن كريم كه دين خدا را از آدم تا خاتم يك جريان پيوسته معرفى مى‏ كند نه چندتا، يك نام روى آن مى‏ گذارد و آن “اسلام” است. البته مقصود اين نيست كه در همه دوره‏ ها دين خدا با اين نام خوانده مى‏ شده است و با اين نام در ميان مردم معروف بوده است، بلكه مقصود اين است كه حقيقت دين داراى ماهيتى است كه‏ بهترين معرّف آن لفظ “اسلام” است،لذا می گوید‏ :ان الدین عند الله الاسلام.
      (برگرفته از کتاب وحی و نبوت مرحوم استاد مرتضی مطهری).

       
      • جناب سید مرتضی شما معجزه پیامبران را بعنوان دلیلی برصدق ادعای انها بیان کرده اید- به اینمعنا که : خدا برای اینکه مردم باور کنند که یک پیامبر فرستاده او هست یا نیست ، با معجزه این موضوع را مشخص میکند. – اکنون سوال این است که چرا خداوند فقط برای مردم هم عصر با پیامبرش ارزش قایل است و برای تصدیق فرستاده اش برای انها معجزه خلق میکند و چرا برای باور و عدم باور مردمانی که بعدا بدنیا می ایند تره هم خرد نمیکند و معجزه ای خلق نمیکند ؟ اگر مردمی که هم عصر پیامبرند و او را میبینند با معجزه باید صدق ادعای او را بپذیرند پس چرا مردمی که هزاران سال بعد بدنیا می ایند و پیامبر را نیز نمیبینند ، مجبورند بدون دلیل قانع کننده ای چون معجزه ، صدق ادعای فردی که هزاران سال قبل میزیسته را بپدیرند و حتی اگر به صدق این ادعا شک هم بکنند ، بسختی مجازات میشوند؟
        اگر مردم هم عصر پیامبر میتوانسته اند شک کنند و نپذیرند و نازشان خریدار داشته و برای پذیرششان خداوند قوانین خودش را هم نادیده میگرفته و از کوه گوساله درست میکرده و از عصا مار میساخته خوب چرا مردم هزار سال بعد باید بدون دلیل بپذیرند و حنی اگر ناخواسته شک هم بکنند بشدت مجازات میشوند؟

         
        • معجزات هر پیامبر در عصر و زمان خود حجت و دلیل بر صدق ادعای رسالت آنان بوده است در حق معاصران آنها که معمولا معجزاتی قولی و فعلی بوده است مثل خبر غیبی،یا اژدها شدن عصای موسی یا شکافته شدن دریا،شفای کور مادر زاد یا کسی که مادر زاد مبتلا به برص بوده است و معجزات دیگر و این در همه امت های معاصر انبیاء بوده است که اقتضای پیوستگی و پیاپی بودن انبیاء بوده است،بنابر این اینکه عصای موسی تبدیل به مار بزرگ یا اژدها شود معجزه برای امت های بعد نیست زیرا امت بعد پیامبر و معجزه دیگری داشته است.
          اما در مورد وجود مبارک پیامبر اسلام که خاتم و پایان دهنده پیامبری بوده است علاوه بر معجزات قولی و فعلی که بتواتر نقلی ثابت است،معجزه خالده ایشان همین قرآن کریم است که الی یوم القیامه معجزه و دال بر صدق دعوت پیامبر اسلام است،بنابر این فرضا که کسی تواتر در نقل معجزات دیگر پیامبر برای او اقناع کننده نباشد همین قرآن و وجوه مختلف اعجاز آن کفایت می کند.

           
          • نکته جالبی است

            رستم 700 سال عمر کرد
            #افسانه است
            نــوح 950 سال عمر کرد
            #حقیقت است
            کــاوه ضحاک را از مـیـان برد
            #افسانه است
            موسی فرعون را از میان برد
            #حقیقت است
            از دوش ضحاک مـار رویید
            #افسانه است
            عـصـای مـوسـی اژدهـا شد
            #حقیقت است
            کیکاووس بــا عقاب‌ها پرواز کرد
            #افسانه است
            سلیمان بر قالی پرنده پرواز کرد
            #حقیقت است
            رستم دیو سپید را شکست داد
            #افسانه است
            داوود جــالــوت را شکست داد
            #حقیقت است
            زال توسط سیمرغ پرورش یافت
            #افسانه است
            یونس در شکم نهنگ زندگی کرد
            #حقیقت است
            بـیـژن مدتی درون چـاه زندگی کرد
            #افسانه است
            یوسف مدتی درون چاه زندگی کرد
            #حقیقت است
            داراب در سبدی روی آب پیدا شد
            #افسانه است
            موسی در سبدی روی آب پیدا شد
            #حقیقت است
            سیاوش به سلامت از آتش گذشت
            #افسانه است
            ابراهیم به سلامت از آتش گذشت
            #حقیقت است
            فریدون و یارانش از دجله گذشتند
            #افسانه است
            موسی و یارانش از نیل گذشتند
            #حقیقت است
            آرش با کمان مرز ایران را تعیین کرد
            #افسانه است
            نوح حیواناتش را سوار کشتی کرد
            #حقیقت است
            سیاوش از وسوسۀ نامادری گریخت
            #افسانه است
            یوسف از وسوسۀ نامادری گریخت
            #حقیقت است

            ‼️ به راستی چرا آنچه به نفع باور دینی مردم است معجزه و حقیقت محسوب می‌شود اما آنچه مربوط به تمدن ماست افسانه و خرافات است.

            لطفا بدون #تعصب وارد شوید
            ✔️ @iran_neiws
            ✔️ @iran_neiws

             
    • جالب ترین قسمت ماجرا اینکه این خدای خود ساخته متدین ها بعد از اینکه ۱۲۳،۹۹۹ پیغمبر جور واجور به چهار دیواری خاورمیانه فرستاد بالاخره ۱۵۰۰ سال پیش خسته شد و فهمید که اینها آدم بشو نیستند. اینجا بود که به آصد و بیست وچهار هزارمی گفت برو بگو تموم شد ، دیگه بعد از من پیغمبری نمیاد ! و اینجوری بود که قرار شد داعش و آخوندهای شیعه دیگه خودشون هر جور که صلاح میدانند عرب و عجم را براه راست هدایت کنند.

       
      • دیدم 14 نفر مجموعا به مزخرفات یک ناشناس امتیاز مثبت داده اند (اگر از امکان رفتن به ستینگ و پاک کردن دیتا و هیستوری بگذریم!) ،خوب واقعا اینقدر انسان باید تابع هوای نفس باشد و خرد و عقل خود را تعطیل کند فقط برای مخالفت یا لج بازی با یک فرد یا یک دین؟! بنده دهها بار اینجا در مورد عدد 124 هزار پیامبر که اعداد دیگری نیز در روایاتی منفرد وارد شده است توضیح دادم که چنین اعدادی مستند به برخی خبرهای واحد است و خبر واحد در مسائل تاریخی یا اعتقادی مفید چیزی جز یک ظن و احتمال نیست در حالیکه آنچه در اعتقادیات معیار است یکی برهان عقلی متشکل از مقدمات صحیح است و دیگری تواتر مفید علم و یقین،نیز متن قرآن کریم که خود قطعی الصدور است و معجزه جاوید پیامبر خاتم،عرض شد که در قرآن ضمن اینکه اسامی محدودی از پیامبران را تصریح کرده (27 اسم) در آیه ای فرموده است ما ماجرای برخی پیامبران را برای تو بازگو کردیم و بسیاری از آنها را بازگو نکردیم بنابر این عدد 124 هزار یا اعداد مشابه یا کمتر قطعی نیست در عین حال که امر محالی نیست که جدای از پیامبران بزرگ صاحب شریعت (اولو العزم) انبیاء زیاد دیگری را به مناطق مختلف از ربع مسکون این سیاره فرستاده باشند.
        نیز مکرر توضیح دادم که شما هیچ دلیل روشن عقلی یا علمی یا تجربی ندارید بر اینکه پیامبران فقط به منطقه خاورمیانه اعزام می شده اند! دلیل شما بر این ادعا چیست؟ آیا جز این است که بتاریخ مذکور در قرآن و انجیل و تورات تمسک می کنید؟ چه دلیل قاطعی دارید بر اینکه در افریقا و اروپا و امریکا و مناطق دیگر پیامبری وجود نداشته است؟! ضمن اینکه گفتم که قرآن فقط از برخی از انبیاء سخن گفته است و در مورد برخی دیگر به پیامبر خود فرمود :”و منهم من لم نقصص علیک”یعنی سرگذشت برخی انبیاء دیگر را برای تو بازگو نکردیم.بنابر این می بینید که مطالب شما چیزی جز مهملات و تکرار یک انکار و استبعاد بیجا نیست که اساس آن نیز تبعیت از میل و هوای نفس و دنیا طلبی در نفی دعوت انبیاء و ارزش های متعالی پیام آنان است.البته بارها گفته ام که انبیاء وظیفه ابلاغ خویش را بجد انجام می دادند،صدمه می دیدند،شکنجه می شدند و حتی در مواردی بقتل می رسیدند اما در امر ابلاغ وظیفه خویش کوشا و پایدار و با استقامت بودند،بله درست است آنها بتمام معنا موفق نبودند گرچه هرچه برکت از انسانیت و رسم عبودیت و ارزش های متعالی انسانی و معرفت مبدا و معاد انسان و عاقبت او هست از کوشش انبیاء بوده است،اما مع الاسف هواهای نفسانی ما انسانها و دنیا پرستی و اخلاد الی الارض همیشه غالب بوده است و اگر اینطور نبود الان امثال شمای نویسنده و آنها که امتیاز خوب به این چرندیات دادند این رویکرد را نداشتند،اما سرّ اینکه نبوت ختم شد این نبود که خدا خسته شد! یا اینکه امثال شما آدم بشو نبوده اند! بلکه سرّ آن مساله کمال و اکمال دین در شریعت خاتم انبیاء الهی است (الیوم اکملت لکم دینکم و اتتمت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا) این باز می گردد به بنیاد شریعت نبوت ختمی که عناصر ثابت آن قابلیت انطباق با وضعیت بشر تا آخر الزمان دارد.شما با ان طرز تفکر از همان داعش و آخوندهای شیعه بدترید!

         
  6. آقای نوری زاد

    ببین چه خشتکی داشت جر میداد
    حالا شمام همون رویه رو دارید پیش میرید برای برجامهای بعدی:
    قبل اینکه روحانی بره واسه مذاکره برجام سخنرانیهای بی وقفه صادق زیباکلام تو دانشگاهارو هیچ وقت یادم نمیره…انقد حرفای خوشگل،که وای ما باید با دنیا تعامل داشته باشیم وای بسه دیگه انقد انزوا…بسه دیگه انقد مرگ بر امریکا و درخواست مرگ برای دیگران الان دنیا دنیای مذاکراته…ما باید با امریکا مذاکره کنیم….وازین قسم حرفا بعدشم عینه مارمولک میچسبید درو دیوار که از رو پرچم امریکاواسرائیل رد نشه یادم تمام کلیپهاش و حرفاش تاثیر به سزایی تو جامعه غرب زده ما داشت و پستاش همینجوری فروارد میشد…همه مردم حرفاشو تکرار میکردند…
    برجام امضا شد و همون ملت در حالیکه یه دستشون یک دلاری بود و دست دیگشون هزاری تومنی ریختند تو خیابان و خوشحالی…والان بعد سه سال دیدیم چی شد…بله صادق خان خوش رقصیشو برای اربابش به جا اورد…
    تا اونجایی که عقل ناقص من میدونه هفت هشت تا برجام برای ایران توسط امریکا طراحی شده
    ۱:هسته ای
    ۲:موشکی
    ۳:دست کشین حمایت از حزب الله،سوریه،غزه،یمن غیره
    ….همچنین تو وبلاگ نوریزاد که میچرخیدم دیدم این بنده خدا هم خیلی نگران اموال مردم که داره تزریق میشه. به سوریه و لبنان و….وداره رو این قضیه خوب کار میکنه واذهان عمومی مثل دوستشون صادق خان خوب داره امده میکنه….
    اینکه تمام این کشور داره از طرف ایران ساپورت میشه از دید هیچکس پنهان نیست ولی اینکه شما داری رو این قضیه موج سواری میکنی و این عمل پسندیده سیاسی رو به سلیقه اربابت شنیع و بد جلوه میدی جای سوال داره…
    بله شما و دارو دستت داری فکر ملتو اماده میکنین برای برجام ۳
    خلاصه که حرف واسه گفتن زیاده…
    ان شا الله که دستتون برای اون دسته از مردم هم به زودی رو میشه و ریشهاتون خشکونده میشه….

     
  7. حق انتخاب 10 سال طول کشید تا فهمیدیم حمل و نقل آلات موسیقی جرم نیست.
    20 سال طول کشید تا فهمیدیم که ویدئو عامل فحشا نیست.
    30 سال طول کشید تا فهمیدیم میزان رأی ملت نیست.
    40 طول کشید تا فهمیدیم دیپلماسی عرصه تفاهم، اما تقابل نیست.

    امــــــــا

    50 سال طول خواهد کشید تا بفهمیم پارازیت و فیلترینگ مانع کار نیست.
    60 سال طول خواهد کشید تا بفهمیم که حجاب اجباری چاره کار نیست.
    70 سال طول خواهد کشید تا بفهمیم “دشمن” از شاهرگ گردن به ما نزدیکتر است.
    80 سال طول خواهد کشید تا بفهمیم مخربترین سلاح بی اعتمادی و ارزشمندترین سرمایه انسجام ملی و اعتماد عمومی است.
    90 سال طول خواهد کشید تا بفهمیم چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.

    100 سال طول خواهد کشید تا بفهمیم عبادت بجز خدمت خلق نیست، به تسبیح و سجاده و دلق نیست.
    150 سال طول خواهد کشید تا بفهمیم اداره امور کشور و سعادت و خوشبختی ملت جز با “اصلاح قانون اساسی” امکانپذیر نیست.

    200 سال طول خواهد کشید تا بفهمیم خردورزی نشانه انحراف، انتقاد نشانه دشمنی، تعصب نشانه دینداری و خشونت نشانه انقلابی گری نیست.
    250 سال طول خواهد کشید تا بفهمیم اعمال “خشونت” روش اصلاح و ضامن بقا نیست.

    اما 1000 سال طول خواهد کشید تا بفهمیم که باید به “حق انتخاب مردم” احترام بگذاریم.

    کاش به جای فیلتر تلگرام:

    “آب شرب مردم را فیلتر می کردند تا این همه سنگ کلیه نبود”
    “بیت المال را فیلتر می کردند تا این همه اختلاس و دزدی نبود”
    “مواد غذایی را فیلتر می کردند تا این همه سرطان نبود”
    “خودروهای بی کیفیت را فیلتر می کردند تا این همه آلودگی نبود”
    “دروغ و وعده های سر خرمن مسولین را فیلتر می کردند تا این همه بی اعتمادی نبود”
    “فقر را فیلتر می کردند تا این همه فساد نبود. !!!! ايكاش. !!! ايكاش.

    ————–

    درود بانوی گرامی
    اگر این نوشته از خودتان است که : سپاس
    اما اگر از جایی برداشته اید لطفا نام نویسنده را بیاورید
    بازهم سپاس

    .

     
  8. تقدیم می کنم به دوستانم در این سایت

    زندگی موقّت تا کی؟

    درست همین روزها در ماه میِ ۱۹۴۵ جنگ جهانی دوم به پایان رسید. در این ۷۳سال اروپا «هر کاری» کرد تا فرزندانش دیگر آن روزهای وحشت و اضطراب را تجربه نکنند. تا توانست صلح و مصلحت مردمش را به جای هر سیاست و دیانت و معرفتی نشاند تا مبادا جنگ از یکی از این پنجره‌ها برگردد!

    از جنگ ما و عراق حالا ۳۰سال می‌گذرد. در ایران هم بودند و هستند جریانی که تمام تلاش‌شان را کردند تا مردم به جای «مرگ بر این و آن» و بی‌ثباتی اقتصادی، سرانجام امنیتِ همه‌جانبه را تجربه کنند؛ اما قدرت و ثروت و اسلحه و رسانه در دست کسانی است که بقای‌شان به بقای حالتِ «نه صلح و نه جنگ» وابسته است!

    امروز تردیدی نیست که آمریکا ناقض برجام است اما مشکل، فقط برجام و تباهیِ ناقضِ آن نیست. رهبری دیروز گفت به سه کشور دیگرِ شریک در توافق هسته‌ای هم اعتماد ندارد. واقعیت این است که «ما» به اروپا بی‌اعتمادیم. با اکثر کشورهای منطقه درگیریم؛ با عربستان و اسرائیل تا آستانه‌ی جنگ پیش رفته‌ایم. میلیون‌ها دلار در سوریه و لبنان و یمن و عراق هزینه‌ی نظامی می‌کنیم. به روسیه هم که اعتماد می‌کنیم تجربه نشان داده در بزنگاه نهاییِ تحریم‌ها، ما را رها می‌کند. من نمی‌گویم «همه جا» ما مقصریم، اما می‌پرسم چرا در همه جا ما حق داریم و دیگران باطل‌اند ‌حتی منتقدانی که پیش‌کسوت انقلاب بوده‌اند؟ چرا هر کس خواست این وضعیت را تغییر دهد تاوانش را پرداخت؟!

    روحانی انتخاب شد چون می‌دانست و می‌توانست و گفت که برجام را به برجامِ ۲ و ۳ پیوند می‌زند و مشکلات را به صورت اساسی با جهان حل می‌کند. حتی در تماس با اوباما هر دو خواستند این دیوار را کوتاه کنند تا ایران هم مثل «تمام کشورهای جهان» با آمریکا رابطه داشته باشد، اما نشد. وقتی چیزی تغییر نمی‌کند مردم از جیب و جان‌شان تاوانش را می‌پردازند، و وقتی شکایت می‌کنند سرکوب می‌شوند و صدای دادخواهی‌شان در آژیرِ تیترهای جنگ‌آلود گم می‌شود. (از زندانیان سیاسی و عقیدتی نوبت به کارگران و معلمان رسیده؛ حتی همین امروز که دارم این یادداشت را می‌نویسم تجمع معلمان در تهران سرکوب و معترضان بازداشت شده‌اند).

    آیت‌الله خمینی سه ماه پیش از مرگش (اسفند ۶۷) در پیامی نوشت: «جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنی نیست». جانشین او هم به همین منطق استناد می‌کند. اینکه چه کسی به رهبران ایران گفته «حق مطلق»اند و به آنها حق داده که کشور را تا ابد در تهدیدِ نزاع حق و باطل نگهدارند کسی نمی‌داند! مهم این است که ۳۰سال از جنگِ ۸ساله می‌گذرد؛ ما اما هنوز در میانه‌ی اشباحِ تحریم و جنگ، «زندگی موقت» داریم!

     
  9. درود بر شما استاد گرامی. خدایا ما ایرانیها چقدر بدبخت و گرفتار شدیم در این دنیای پر از دروغ. این همه تلاش و کوشش مردم ایران و مبارزه بر علیه استبداد ملایی تا بخواهد کمی تاثیر گذار بشود یک دوست نادان همه رشته ها را پنبه میکند. بقول معروف میگویند ادم دشمن دانا داشته باشد ولی دوست نادان نه. حکایت ملت ایران هم شده دوست نادان و دشمن دانا. دوست نادان ما هم شده امریکا، چرا دوت نادان زیرا امریکا در شرایطی که حکومت از نظر فشار سیاسی از طرف ملت ایران در درون شدیدا تحت فشار بود و کم کم کشورهای دیگر داشتند همسو با ملت قدم میگذاشتند و به حکومت فشار میاوردند، این دوست نادان ینی امریکا بحث خروج از برجام را پیش کشید و با این عمل اول اینکه بهانه دست حکومت داد تا شرایط سیاسی درون ایران را سختر کند و دوم اینکه به بهانه تحریمهای جدید مانند سالهای قبل ان اندک رمق اقتصادی ملت را گرفته و با این کار شکل گیری اجتماعات سیاسی را به حداقل خود برساند و مطمینا با این کار کمی خیالش از گسترش تجمعات راحت میشود. سوم اینکه این کار دوست نادان باعث شد که کشورهای اروپایی که الارقم میل باطنی خود و با دیدن اعتراضات مردم درون در بینشان از نظر حمایت حکومت ایران اختلاف پیش امده بود با هم متعهد و در یک صف قرار بگیرند. و باز هم در این میان تنها کسانی که سرشان کلا رفته فقط مردم ستمدیده و زیر شکنجه ایران هستند، کشورها اروپایی که به برکات ملاها جیبهایشان از پول نفت ملت ایران پر و از انطرف هم امریکا با این کار میتواند عربستان را بیشتر از قبل سرکیسه کند و اقتصاد خود را از بر رونقی خارج کند.وای بر ما ملت که همه برکات مملکتمان برای همه خوب بود غیراز خود مردم بی پناه ایران.

     
  10. درود فراوان بر استاد محمد نوری زاد عزیز .
    استاد اگر این آقایان غیرت ملی داشتند و در کنار آن سواد و علم هم داشتند کشور ایران با این همه آفتاب نیاز به انرژی هسته ای که هیچ ،حتی نیاز به مصرف نفت هم نداشتند .
    لذا باید دید که اینها که طی 30 سال گذشته که نیمی از بوجه کشور را به پروژه هسته ای اختصاش دادند دنبال چی بودند ؟ترامپ ماهیت آخوند را خوب فهمیده و به ذات کثیف آنها پی برده زیرا می داند که اگر غفلت کند و این جانوران به سلاح هسته ای دست پیدا کنند دنیا را به آتش می کشند و کره زمین را نابود می کنند .
    لذا اعتقادم این است که ترامپ درست تشخیص داده و عاقلانه عمل نموده و مردم ایران هم باید درستی این عمل را درک کنند و به دولت آمریکا حق بدهند .

    گاوان فربه از مال مردم ایران در طویله مجلس اقدام به آتش زدن توافق نامه برجام و پرچم مردم آمریکا نمودند و همزمان لگد پراکنی کرده و باد معده هم بدر کردند .!
    البته گوساله های آنها در کشور آمریکا ودر سایه همین پرچمی که آتش زدند در حال عیش و نشاط بوده و از مواهب موجود در آن کشور که شامل علفزاران زیاد و باغهای پر از نهرهای شیر وشکر و درختان میوه به همراه حور العین و …میباشند استفاده و فارغ از این همه مشگلاتی که گاوان پدرشان برای مردم ایران فراهم نموده اند به خوشی و خرمی زندگی میکنند !

     
    • استفاده از انرژی های گوناگون در عرض هم هیچ منافاتی با یکدیگر ندارند،هر نوع انرژی نیز بلحاظ کمّی و کیفی ویژگیهایی دارد و تابع متغیّراتی است،روش عقلاء نیز استفاده از همه امکانات موجود در طبیعت و بهره گیری از داده های علم در زمینه های گوناگون است، و نمی شود گفت بهره گیری از یک قسم از انرژی جایگزین اقسام دیگر باشد،الان رویکرد عمومی در دنیا نیز هم استفاده از نیرو و نیروگاههای بادی است،هم استفاده از نیرو و نیروگاههای گازی است،هم استفاده از نیرو و نیروگاههای خورشیدی ،و هم نیرو و نیروگاههای هسته ای و اینها با هم تنافی ندارند و البته تابع شرائط زمانی و مکانی و جغرافیائی و نوع استفاده و بهره مندی از تکنولوژی است و این روشی عمومی است،بنابر این معلوم شد که رویکرد شما رویکردی شعاری و سیاسی است نه ارزیابی واقعی و عینی.

       
  11. محمد از کانادا

    نوريزاد عزيز سلام
    اميدوارم خوب باشي و سلامت و بدور از الطاف برادران مجذوب در ولايت !
    بر كسي پوشيده نيست هنر هاي تجسمي و كلامي شما ولي من در شما نيرو و هنري بسيار موثر هم سراغ دارم كه خود به نوعي توكيبي از هنر كلامي و جامعه شناسي، دليري، جان بر كفي و … شما
    (البته قصد تمجيد و تعريف شما را ندارم كه آنرا فقط لائق خداوند ميدانم )
    ما در جامعه اي بدنيا آمده ايم كه مردمانش از جهاتي بسيار مغرور و از جهات ديگر خود را بسيار ناتوان و عاجز ميپندارند ! كه همين پندار غلط مايه اي سوء استفاده افراد مكار روزگار بوده که با عناوین مختلف بر مردم خدایی کرده اند. مردم گروه گروه خود را مقید به اطاعت بی چون و چرا از مراد خود میدانند . حا لا که ما خود قلم تقدیر خود را اینگونه بر صفحه زندگی خود کشیده ایم ، خوب چرا شما یکی از آن مراد ها نباشید و عده ای مرید شما . شما قدرت بیان و ظرافت خاصی در فتاوای خود دارید و اغلب باشرایط روز سازگاری خوبی دارند . حالا که اینطور است چرا فتاوای خود را در قالب یک رساله ( هر چند بصورت دیجیتالی) به اطلاع عموم نمی رسانید . منظورم جمع آوری تمامی فتاوای شماست که اگر با نقاشی و کاریکاتور تلفیق شود بسیار خواندنی و جذاب خواهد بود . این کار نه تنها در رساندن پیام مفید است که صد البته باعث سرگرمی و شعف خوانند ه و کسادی بازار به اصطلاح مجتهدین خواهد شد. البته اگر کارتان به مرز مقلدین میلیونی رسید ( که من مطمین هستم چنین خواهد بود ) باز هم همین راه آگاهی دادن به مردم را در قالب طنز ادامه دهید تا ریشه هر چه مقدس و بت و تابو در جامعه است از بین برود . به امید آنروز نه چندان دور …………… دوستدار شما محمد – کانادا

     
  12. سید رضی کشتی ما رو از بس خندیدیم این ها حالیشون نیست اصلا نمی فهمند قضیه را
    نوشته هات چون وسیله سنجش آی کیوی بعضی است من رو یاد یک جوان دهه هفتادی انداخت که دستگاهی اختراع کرده بود الاغ سنج
    می گفت با این دستگاه می توان درصد الاغ بودن را تعیین کرد.
    برای کالیبراسیون و راستی آزمایی خری آوردند سنبش را گذاشتند روی دستگاه فوری پاسخ آمد صد در صد الاغ صد در صد الاغ صد در صد الاغ
    رفتند یک از همین هایی که سر به سرشان می گذاری آوردند دستش را گذاشت روی دستگاه پاسخ آمد صد رحمت به الاغ صد رحمت به الاغ صد رحمت به الاغ
    توی این مملکت هر کی هوش و حواس درست و حسابی داره میره دانشگاه دنبال علم و فضیلت
    اون هایی که نه هوش دارند و نه حواس درست و حسابی میروند پشت بشکه صف می بندند .

     
  13. آرتین ایران

    سلام بر ناظرام گرامی
    روز گذشته پاسخهای سخنگوی قوه قضاییه نظام دینی را خواندم و افسوس خوردم که چنین کسانی بر مسند قضا و دفاع از عدالت تکیه زده اند!جناب اژه ای در این به ظاهر پاسخگویی به عقبه امنیتی خود برگشته تهدید می کند.دروغ می گوید،فرار به جلو می کند منافق است و باز خود را در مقام پاسخگویی می بیند!مثلا می گوید فلان مدیر در مورد زیر دست خود اظهار نظر نکند چون ممکن است فلان شود! و بدینوسیله او را تهدید می کند!با این توجیه سست که هر کس در تخصص خود باید سخن بگوید!(این یعنی اینکه فرضا آقایان هر غلطی به نام عدالت کردند مردم نباید نظر بدهند چون در تخصص آنان نیست!)بعد در مورد فیلترینگ به دروغ متوسل شده و در اظهارنظری بی ارتباط با خود می گوید ۱۷ ملیون نفر از تلگرم کوچ کرده اند !و بدینوسیله سخن قبلی خود که هر که باید در تخصص خود سخن بگوید را به کنار نهاده و سخنان وزیر ارتباطات دولت اسلامی را به زیر سوال می برد و….آری او سخنگوی قضا نبوده یک دروغگوست و باعث شرم است که چنین دروغگویانی خود را در مقام حفاظت از حقوق مردم نشانده اند.دروغگویی که به سان همپالگی های خود صرفا یک وظیفه را می شناسد و آن حفظ نظام به هر قیمتی ولو به سخره گرفتن حقوق عمومیست.
    http://m.dw.com/fa-ir/اژهای-مطلقا-مورد-شکنجه-نداریم/a-43951450?xtref=https%253A%252F%252Fwww.balatarin.com%252F
    پاینده و پیروز باشید

     
  14. کاملا موافقم با این دیدگاه.
    اینرا کوتاهترین (؟) و، اما بهترین نوشته‌ای دیدم که پیشوند جناب را ارزانی‌ نام شفیعی میدانم و امتیاز مثبت دادم. هر ایدئولوژی بدون هیچ استثنایی اگر از حوزهٔ باورمندی فردی و شخصی خروج کرد و در جایی‌ از اجتماع به حوزهٔ مدنیت جمعی و عمومی‌ ورود پیدا کرد، فاجعه پشت فاجعه نتیجه محتوم و بلافصل آن است و این تجربهٔ بشر در درازنای تاریخ است.

     
  15. به نظرم جاسم فقط می‌‌نویسد که عقده‌های خود را خالی‌ کند و حساسیت و واکنش در دیگران را تحریک و تهییج کند. این فرد همانی هست که معرف وجود همه هست. حیف امتیاز منفی‌ حتی.

     
  16. سلام و درود

    به جناب مزدک1

    برنارد ماندویل اقتصاد دان هلندی در سال ۱۷۱۴ کتابی منتشر می‌کند به نام «افسانه‌ی زنبورها»، که بر خلاف «ماجراهای هاچ زنبور عسل» متاسفانه هرگز به فارسی ترجمه نشده. البته با نگاهی به جامعه‌ی ما می‌توان درک کرد که سی صد سال تاخیر هنوز قابل توجیه است.

    برنارد ماندویل در بخشی از این کتاب میگوید : «فضیلتهای فردی رذیلتهای جمعی اند، و فضیلتهای جمعی رذیلتهای فردیند»
    معنای این سخن چیست؟ فرض کنیم آقای مزدک1 انسانی سخاوتمند است و ابداً از خانواده اش حسابکشی نمیکند و آنان اختیار دارند که بدون اطلاع و اجازه او از جیبش و حسابش پول بردارند، همچنین ایشان بسیار نجیب است و از ضعفهای احتمالی اطرافیانش چشم پوشی میکند و خطاهایشان را بطور مستقیم به رویشان نمیآورد، مردی مهربان و سازگار با اخلاق و خواست دوستان و خانواده اش میباشد. اینها همه در مقام فردی فضیلت و نیکوکاری و اخلاقمندی محسوب میشوند. حال فرض کنیم آقای مزدک1 وزیر دارایی یا مدیر کل اداره ایست و با همین اخلاق فردی ستودنی میخواهد وزارتخانه یا اداره تحت مدیریتش را اداره کند. او از کارمندانش حسابکشی نمیکند، پس آنها هم به دلخواه و میل خود از بودجه اداره میبرند و میدزدند و ایشان هم برویشان نمیآورد، کارمندان رشوه میگیرند، ولی آقای مزدک1 بقدری نجیب و خوشخو است که ابداً آنها را مؤاخذه نمیکند،نهایتاً غیرمستقیم میگوید :امیدوارم دوستان بیشتر رعایت حال ارباب رجوع بفرمایند و خدای ناکرده هرگز این شائبه بوجود نیاید که کارمندان این اداره چنین و چنانند!!!اینجاست که فضائل فردیش به رذائل جمعی تبدیل شده و گرچه در خانواده پدری خوب، شوهری خوب و مرد خوبیست، به مدیری ضعیف و اهمال کار و نالایق تبدیل و اداره تحت مدیریتش تبدیل به دزدخانه میشود.
    لذا باید هر کار و کنش و اخلاق و اعتقادی را در چهار چوب خودش قرار داد و ابتدا جایگاهش را معین کنیم و ببینیم آیا این عمل یا ایده در حوزه فردی تجزیه و تحلیل میشود یا در حوزه جمعی. اعتقاد به دین یا فلسفه خاصی و اینکه انسان بنا به هر باوری فردی راستگو، درستکار، مهربان، پایبند حق و ناحق و حلال و حرام و محرم و نامحرم باشد، با تقوا و پرهیزگار باشد، باور داشته باشد که :نتیجه اعمال بدش بدیست و خطا و جرم و جنایتش نادیده گرفته نمیشود و تمام مهربانیها و نیکو کاریهایش و نوعدوستی و ستم ستیزی و دستگیری از بینوایان و هر گونه گذشت و ایثارش به سود اجتماع یا دیگران، بدون پاداش نمیماند، را باید در حوزه فردی بررسی کرد. حال اگر فرد بخواهد همین خو وخصال و عقاید خود را به حوزه جمعی بیاورد و بخواهد دیگران را هم به زور پرهیزگار کند! اینجاست که ناچار دست به تحمیل و جرم و جنایت و اجبار و آدمکشی میزند.(در کتاب «روبسپیر» اثر رومن رولان این خطای بزرگ «ماکسیمیلیان روبسپیر» انقلابی بزرگ فرانسوی مورد بررسی قرار گرفته و نشان میدهد که مرد انقلابی بزرگ و با تقوایی چون او، چگونه برای بسط تقوا و پرهیزگاری و راستی و درستی دست به اعدامهای وسیع و قتل عامهای وحشتناکی میزند که اوجش بنام کشتار ماه «ترمیدور» معروف است. بنده وقتی از باور و ایمان فردی صحبت میکنم در حدود فهم دینی و آنچه برایم قابل درک است، به اسلام و اصول اسلام معتقدم و کمی احساس مسلمانی میکنم و در کنار سید مرتضی و جناب مصلح و تفکر و عقاید فردی جناب سید مرتضی و جناب مصلح هستم و با کنجکاوی از آنها میآموزم. اما هنگامیکه در جامعه ام، و ستم آخوندها و بیتفاوتی جانبدارانه اکثریت شیعیان را نسبت به اقلیتهای اهل حق، سنی، بهایی و…. را میبینم، درست در کنار مزدک1 ایستاده و نگاهم به دست اوست و خود را همدست و همسنگر او میبینم. یک سوسیالیست تنوع جامعه را میبیند و آنها را به رسمیت میشناسد بدون آنکه لزوماً عقاید فردیش با اکثریت یا اقلیتها همرنگ و هماهنگ باشد. یک سوسیالیست، سوسیالیسم را برای همان مردمی میخواهد که عقاید رنگارنگی دارند و ممکنست عقاید فردیشان درست ضد عقاید فردی او باشد ، یک سوسیالیست معتقد است افرادی که بر سر یک سفره نشسته اند نباید بگونه ای بنشینند که تعداد اندکی از پرخوری بترکند و تعداد کثیری از گرسنگی رنج ببرند، یک انسان دمکرات عقاید خود را توضیح میدهد و اجازه میدهد تا هر صاحب ایده ای هم در آزادی و امنیت و احترام کامل عقاید خودش را بگوید و بنویسد و نشر دهد .
    ( ولتر، فیلسوف فرانسوی در نامه ای به فیلسوف انقلابی دیگر یعنی« ژان ژاک روسو » مینویسد:
    آقای من، من با تمام عقاید شما مخالفم، هیچ کس چون شما اینهمه کوشش نکرده تا مردم را قانع کند که چهار دست و پا به طویله بروند و در آن زندگی کنند، ولی تا زنده ام میکوشم که تو با آزادی و در امنیت کامل بنویسی و عقایدت را منتشر کنی.) شما جناب مزدک1 اخیراً در چند متن که هاشور کمتری دارند و البته جای تبریک دارند، نشان داده ای که عقاید خوب و پذیرفتنی هم داری ولی چون اغلب تابع احساساتی، و عصبانی میشوی به جای نشر افکار درست، مطالبت هاشور میخورد و نا مفهوم و گنگ میماند، و چون آلوده به کلمات رکیک است، خواننده بیشتر متوجه فحاشیها میشود و زحمات تو و خواننده به هدر میرود. اینطوری هم به خودت جفا میکنی و هم به خواننده. بنده در صحنه اجتماع بیشتر خود را همراه و شانه بشانه شما میبینم، هر چند در خلوت فردی و ایمان مذهبی به سید مرتضی اقتدا میکنم.(مسائل و عقاید خود را، از ابتدا در چهار چوب فردی یا اجتماعی قرار میدهم و این دو را با هم مخلوط نمیکنم.)
    لطفا بدون عصبانیت و بکار بردن کلمات رماننده دانش و عقایدت را عرضه کن.

     
    • سلام و درود

      «فضیلتهای فردی رذیلتهای جمعی اند، و فضیلتهای جمعی رذیلتهای فردیند»
      اگر عبارت ترجمه شده از ماندویل همینطور دقیق ترجمه شده باشد باید گفت که این گزاره کلی نیست یعنی باصطلاح منطق،سور آن نمی توان سور کلی باشد زیرا نمی توان حکم کلی کرد (بر هر مبنای اخلاقی یا اجتماعی یا اقتصادی) که همه فضائل شخصی و فردی رذائل جمعی هستند،یا همه فضیلت های جمعی رذیلت فردی هستند زیرا برخی از اوصاف و فضائل فردی را می توان نشان داد که رذیلت جمعی نیستند مثل عدالت،عفت،شجاعت و ….،و همینطور بالعکس،بنابر این چنین گزاره هایی اگر فرضا در قالب مثالهایی ارائه شوند و آن مثالها فرضا غیر قابل مناقشه باشند،بلحاظ منطقی گزاره هایی هستند از قبیل گزاره های موجبه جزئیه که یک یا چند مصداق خاص دارند ،از این جهت یا باید گفت فرد ابداع کننده چنین عبارتی اشتباه کرده است یا مترجم آن در انتقال مفهوم دچار سوء برداشت بوده است.

       
  17. حاجی شمخونی: ترامپ گنده‌گویی میکنه و جمهوری/* اسلامی همواره ثابت کرده تسلیم نمی‌شود.

    مش قاسم: ۱- راه قدس از کربلا میگذاره. ۲- جام زهر. ۳- نرمش قهرمانانه….بازم بگم …. بازم بگم؟

    اخبار: بچههای این مملکت توی زمستون توی کلاس درسشون جزغاله میشن چون پول بخاری ایمنی ندارن. تعداد زیادی از افراد این ملت از سطل اشغال غذاشون رو میخورن. کارتون خوابی که هیچ، مردم توی قبر میخوابن……..بازم بگم؟ نعلت بر هرچه منقلابی.

     
  18. چند اشتباه دیگر آرتین

    استاد آرتین :

    “سلام بر جاسم
    یعنی واقعا شما فرق این موضوع را نمی دانید که نوشتن با نام ثابت یا عاریتی چه تفاوتی دارد یا خود را به تجاهل می زنید دوست گرامی؟!حداقل تفاوت آن اینست که دیگر کاربران متوجه می شوند با چه فردی و چه عقاید و طرز تفکری روبرو هستند.اینکه مدام مسیر عوض کنیم یعنی نسبت به گفتار پیشین خود پاسخگو نیستیم.مثلا اگر جایی چیزی گفتیم که مشخص شد پایه سستی داشته در نوبت بعد با تغییر آیدی از زیر بار مسولیت پذیرش آن شانه خالی نخواهیم کرد که البته موارد در مورد شما کم نیست.لذا اگر موافقید من بعد با همان آیدی کمال حسینی بنویسید.بهتر نیست؟
    موفق باشید”
    ——-

    با سلامی دیگر به جناب آرتین

    ما در این جا نباید جمع شده باشیم که ببینیم ” با چه فردی و ( با ) چه عقاید و طرز تفکری روبرو ” هستیم بلکه ما در این جا باید جمع شده باشیم که ببینیم دیگران چه نظری ( نظری و نه شخصیتی ) دارند . این را هم شما حتما می دانید که ” بقدر دانش خود هر کسی کند ادراک (مولوی ) و دانش هرکس هم دائم بیشتر و بیشتر میتواند بشود نسبت به امور گوناگون و در نتیجه امروز چیزی بگوید که دیروز خلاف ان را گفته بود . پس اینکه ما ” مدام مسیر عوض کنیم یعنی نسبت به گفتار پیشین خود پاسخگو ” نباشیم هم امری قابل نکوهش نیست عزیز من بلکه بر عکس باید , اگر گفته تازه بر گفته قبل برتری داشته باشد , با استقبال ما روبرو شود و نه با “مچگیری” ما . تقریبا همه ما امروز حرفهایی را میزنیم که کاملا خلاف حرفهای زده شده در یکسال . ده سال , بیست سال , سی سال و چهل سال و حتی در مواردی یک ساعت قبلمان هستند به این خاطر که اطلاعات تازه ای در باره چیزی کسب کرده ایم . ما این جا جمع نشده ایم که مج هم را بگیریم و در دل کینه نسبت به هم انبار کنیم یا بر شدت مهر خود به کسی بیفزایم . ما باید ببینیم که “چه میگویند نه آنکه کیستند که میگویند . سعدی میفرماید : “مرد باید که گیرد اندر گوش ¤ ور نوشته است پند بر دیوار” . بر عکس شما و دوست عزیزتان نوریزاد پیشنهاد من این است که تمام کامنت گذاران هر بار با نامی تازه بنویسند و برای آنکه احتمال استفاده همزمان از یک اسم مشخص توسط دو تن یا بیشتر کمتر شود اسمی مانند حسن ۱۲۳ انتخاب کنند و در دو سطر هم در ابتدا خلاصه ای از کل مطلب را ارائه دهند تا خواننده مجبور نباشد ۵۰۰۰ کلمه و یا فحش را بخواند و بعد به بخود بگوید ” حیف وقت ” و اگر کسی اظهار نظری کرد او با همان اسم جواب دهد تا بحث به سر انجام خود برسد . پیشنهاد شما دوست عزیز همانطور که در جواب به جناب نوریزاد قبلا هم گفته ام چیزی را تغیر نمیدهد برای آنها که به دنبال مچگیری نیستند . یکی از معایب داشتن نامی ثابت همین شکل گرفتن دسته بندی های کاملا آشکار در این سایت است و میبینیم که چطور این دسته بندی ها کار را به جنگی آشکار نیز کشانده است . در خاتمه این را هم بگویم که این دوست ما جناب نوریزاد قاعدتا باید این اصل بدیهی را بداند که اگر در زیر کامنت کسی اظهار فضل کرد و صاحب کامنت در جواب چیزی نوشت او اخلاقا موظف است که پاسخ گوید . ظاهر ایشان جاده یکطرفه است , یا در خشابشان تنها یک گلوله دارد و یا معتقد به اصل ” بزن و در رو ” هستند .

    توضیح : این نوشته مستقل , و نه در زیر کامنت اخیر جناب آرتین در جواب به من , گذاشته شده تنها برای آنکه در آن به نظرم مطالبی هست که به خیلی های دیگر از دوستان هم مربوط میشوند . ما قصدی برای خودنمایی نداریم جناب آرتین که اگر داشتیم از همان ابتدا با یک اسم مینوشتیم نه با لااقل بیش از بیست نام گوناگون دیگر همانطور که قبلا هم عرض شد .

     
    • به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک

      تصحیح : حافظه متاسفانه به خطا رفت , نیم بیت ” به قدر دانش خود هرکسی کند ادراک ” از حافظ است نه مولوی . با پوزش از دوستان .

       
  19. درود بر همه
    توضیحی کوتاه(خلاصه صد صفحه در یک صفحه)
    عدالت اجتماعی ، یک هدف است، و این عدالت چیست؟ همانگونه که در طول تاریخ شاهدیم، عدالت در ایران زمین در قدیم تا انقلاب مشروطه بر فرمان شاهان بوده ، خواست پادشاه عین عدالت می بوده، این سنتی هزاران ساله بوده و ماتاکنون با این سنت مواجه ایم.

    ازمجلس ملی مشروطه خواهان و رضا شاه کبیر و پسرش عدالت تعریفی مدرن می گیرد . به ایران قحطی زده ومستعمره و فلک زده رضاشاه کبیر، مدرنیته از بالابه بدن نحیفش تزریق می کند وایران نحیف و در نزار یکمرتبه قد بلند کرده، قوی و سالم می شود. اما چرا دوباره به بستر بیماری و بدتر از قبل به هزیان و وهم هم دچار می شود؟
    زیرا، تغییر و تحول بسته به تغییر و تحول فکر و اندیشه دارد. زیرا این پیکر بیمار احتیاج به مداوای دائم دارد وباید خود به تحرک و ورزش بیافتد تا دوباره به بستر بیماری نیافتد.

    وسیله رسیدن به عدالت اجتماعی در ایران چیست؟
    ابتدا باید جامعه کنونی ایران از لحاظ جامعه شناسی و تاریخی بررسی شود. پس از آن باید به بحث فلسفی، سیاسی، اقتصادی پرداخت که چگونه می شود در این جامعه مشخص به عدالت اجتماعی رسید.
    بقول حافظ، همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست
    در بحث فلسفی ،عدالت ، بنیادش آزادی و برابری وتعریف انسان اند. این آزادی و برابری در حکومتهای دیکتاتوری، نظامی، مذهبی، اولیگارشی و یا تروریستی امکانپذیر نیست. بنابراین عدالتی در کار نیست.زیرا مردم نه آزادند و نه برابر.
    حکومتی بر مبنای قوانین جدایی دین از قدرت و حقوق بشردر جامعه ایران ، با تقسیم قدرت و نظارت مردم بر آنها وچگونگی اقتصاد از مبنایهای مهم حفظ برقراری عدالت اند.یکی از مهمترین اصول ،خارج کردن اقتصاد از دست دولت و نهادها وکارگزان حاکم است.چگونه؟

    تنها با مشارکت مستقیم مردم در هر گونه تصمیم گیری است، در اینجاست که مشارکت اجتماعی / سوسیالیسم که وسیله و نه هدف است مطرح می شود. بدون شرکت آزادنه مردم بدون جدایی دین از حاکمیت و قدرت هیچگاه عدالت اجتماعی که هدف است اجرا نخواهد شد.
    تجربه جوامع پیشرفته و مدرن نشان می هد که هرگاه میزان قشر متوسط افزایش یافته، رفاه اجتماعی گسترده تر شده و هرچه میزان قشر متوسط کاهش یافته از عدالت اجتماعی کاسته شده است. قشر متوسط همان کارمندان، کارگران،پزشکان و افراد متخصص اند.
    وسیله سوسیالیسم /مشارکت مردم برای هدف اجرای عدالت ، از پایین به بالا یعنی مشارکت مردم امکانپذیر است، در غیر این صورت، دیکتاتوری باید آنرا نامید.
    جامعه ایران ، محتاج آزادی و برابری و عدالت اجتماعی است و مردم شریف ایران زمین بدان دست خواهند یافت .

     
  20. آقای قاسم شعله سعدی کتابچه قانون اساسی را درآورد و خواند: “ماده ؟؟ (شماره را فراموش کردم ) سیاستهای کلی نظام توسط رهبر با مشاورت تشخیص مصلحت تعین میشود و رهبر نظارت مستمر بر حسن اجرای آن را دارد”. حال چگونه است که رهبر زحمتکش ما در آن بخشهائی هم که به ایشان مربوط نیست دخالت میکنند اما در مورد سیاست هسته ای و توافقنامه برجام منتج از آن، با آنهمه هزینه که ما را با دنیا سرشاخ کرد ، میگوید من که گفته بودم …طوری افاضه میفرمایند که او هیچ دخالتی نداشته است. ایشان فکر میکنند ملت هم مانند چاکران دربارش ، خودشان را به نفهمی میزنند ؟ و به روی مبارکشان نمیاورند؟ چرا حاضر نیستند مسئولیت تصمیمات خود را به پذیرند ؟ آیا ولایت فقیه در شیعه اینست که خطاهای بزرگ ، خانمان برانداز و ملت برباد ده انجام دهد و بدتر از همه بعد دروغ بگوید که من که گفته بودم …زهی خیال باطل اگر ایشان فکر میکند ملت خر هستند.

     
  21. سفره افطار و اینبار نرمش قهرمانانه داخلی
    رهبر در سفره افطارش امسال از همه جناحهای خودی حتی از آنها که به زندانشان انداخته بود دعوت کرد. بهرصورت خودی بودند مغضوب یا غیرمغضوب ، گمان میرود پیام هنوز درست نفهیم نشده باشد “دیگر تمام است ماجرا” اینهم مانند همان نرمش خارجیش است !.

     
  22. جاویدان سپاه ایران

    ایران درود
    درود بر سپاه پاسداران
    درود بر سید مرتضی
    مرگ بر دمکراسی با صدای بلند
    درود بر اقتدارگرایی نخبه گرا

    نوری زاد خون آشامی که پشت نقاب حقوق بشر ودمکراسی گندیده پنهان شده است.

    جناب نوری زاد پیام شما را تا آخر شنیدم وجز مشتی اراجیف که سرم هم کرده اید چیزی نیافتم اینکه پیام شما با حقیقت چقدر فاصله دارد بماند اما میخواهم بگویم نه امریکا ونه اسراییل مثل شما فکر نمیکنند و از توانمندی سپاه در پاسخ به هرزگیهای آنها بسیار نگرانند.یادتان هست موشکهای ذوالفقار چگونه از پنجره ساختمان به درون نفوذ میکردند وداعشیها این نور چشمیهای امریکا وصهیونیست را نابود کردند ودل شما برای داعشیان سوخت .چگونه؟ با نادیده گرفتن این توانایی . به گفته خود ترامپ امریکا درنزدیک به بیست سال گذشته بالغ بر هفت ترلیون دلار برای حضور خود در غرب آسیا هزینه کرده ونتیجه آن ویران کردن منطقه وآوردن فقر وبدبختی چیزی دیگر نبوده وبا سرافکندگی نیروهای خودرا از منطقه تا آنجایی که میتوانست تخلیه کرد امریکا با ویرانی منطقه بازار امریکا وقدرت خرید مردم را نیز نابود کرد واین بازار را به کشوری همچون چین سپرد که با کالایی که مردم قدرت خرید آن را داشته باشند جایگزین ساخت در واقع امریکا هیچ چیز نبرد وفقط هزینه کرد اقتصاد دانان مستقل امریکایی بر این نظر تکیه دارند.امروز همه مرم منطقه میدانند حضور امریکا جز ویرانی و نکبت چیزی به همراه ندارد.امروز هیچ سیاست مداری به خود جرات نمیدهد که به امریکا آفرین بگوید مگر صهیونیستها وعربهای عهد دقیانوس وشما وهمپالگیهایتان ودیگر اینکه این مقاومتی که در منطقه شکل گرفته اگر ریشه در جان مردم نداشته باشد نه سپاه ونه هیچ قدرتی به تنهایی نمیتواند پرچم دار آن باشد.عجیب است شما ویرانگری امریکا را در افغانستان عراق سوریه لیبی ویمن به چشم می بینی آنگاه روسها را به بد عهدی متهم میکنید روسها بعد از اتفاقات اوکرایین به طور جد دامی را که به نام دمکراسی وحقوق بشر برایشان پهن شده بود را دریافتند وبا هوشیاری وقدرت به مقابله برخاستند ودر این میان ایران را متحدی راستین با نگرانیهای مشترک یافتند وبا حفظ احترام به حقوق یکدیگر در این راه گام گذاشتند…..

     
    • یاخدا!!این چه موشکیه که از پنجره ساختمون رد می شه!!!فقط موندم چرا وقتی اسراییل داشت مثل پنبه اینارو تو سوریه می زد این موشکای پنجره رو کجا بودن؟؟؟جالبه که سپاه قهرمان حتی جرات نکرد اسم کشته هاشو بگه مبادا با اینهمه اولدروم اولدروم بهش بخندن.

       
    • چاپیدن سپاه، ایرانزمین را
      یادت رفت بجای روسیه درود ،ایران درود نوشتی؟ یا برای بچه گول زنی ؟جه می شود کرد ، زمانی که یک سپاهی انواع اقسام اسمها دارد و زیر پرچمهای بیگانه و برای ملت بیگانه به ملت و سرزمینش خیانت می کند، دچار توهم و شیزروفرنی می شود و شعارش هم باید من آنم که رستم بود پهلوان باشد.

      حالا چرا اقتدارگرایی نخبه گرا؟
      این نخبه را از کدام عبا و عمامه یا سرداران فشفشه هوا کن درآوردی؟

      واما، مرگ بر دموکراسی ! اونهم صدای بلند؟!اینقدر خودت را خسته نکن ، وجود نظام ولایت فقیه و سپاه قاچاق گر دزد نشانه مرگ دموکراسی ، سر مرده داد نزن!

      از پهلوان پنبه سپاهی نوکر اجنبی انتظاری جز خرابی ایران نمی توان داشت.

       
    • بوي كثيف حزب نجس و بي وطن توده ميدهي برادر

       
    • خداوند به شما توفیق این را عنایت بفرماید تا همان اندازه که چشم و گوش خود را د راختیار رسانه های جمهوری اسلامی گذاشته اید به همان اندازه نیز گوش و چشم به رسانه های مخالف بدهید و انشالله توفیق این را بیابید که پس از دیدن و شنیدن انها بتوانید در باره هردو بیندیشید تا درست از نادرست و خوب از بد آشکار شود.

       
    • آیا هزینه‌های Maintenance میدونید چیه؟
      نیروهای آمریکا چه در خود کشور و یا هر نقطه‌ایی دیگر در جهان مستقر باشند میبایست بودجه Maintenance یا نگهداری را هزینه کنند, این آن چیزیست که متاسفانه هیچکس به آن توجه نمیکند و با صِرف بیان یکسری بودجه‌های عظیم همه باور میکنند.

       
    • نکنه خیال کرده‌ای چیزی بنام “سپاه” که به ایران و ایرانی مربوط باشه داریم؟جاوید سپاه پوتین هم شد اسم و عنوان؟
      اگه همنیا را نمی‌‌نوشتی‌ از کجا معلوم میشد که هیچی‌ در چنته نداری و ندارید و کسی‌ جز خودت از تو نخواسته اوج فلاکت خود را رو کنی‌.

       
  23. نوریزاد زمونه بدی شده از یه افغانی /// گرفته تا یه هموطن که از اون افغانی هم داره بدتر می شه همه و همه دلشون در گرو پولی شده که در ازاء اون پول کاری واسه یکی انجام بدن! منظورم از کار در حوزه ای است که اون کار مستلزم هیچ پولی نیز نیست! این اسمش همون رشوه ای هستش که از مامور و قوه عدلیه فاسد شروع شده و به درون اجتماع راه پیدا کرده!! بشدت فرد تیزبینی هستم و متوجه این موضوع شدم که برای هیچ کس تره خورد نمی کنی مگر اونی که یه پولی واست فرستاده باشه! عکس جعلی یه تعداد که توی این سایت بطور ثابت می چرخند اینجا منتشر شده (حتی اونها که برایت ایمیل قراردادی درست کردند یا همون یه نفری که تنها نفری بود که پیش تو آمده بود!!!!) اما یک نفر اینجا هست که سهم تو رو قبلاً در کمک کنید کمک کنیدهای بی شمارت برایت فرستاده! این فرد کسی نیست جز آرتین ایران! می بینی تو هم به جرگه بی غیرتها و دزدها ورود کرده ای و خبر نداری! البته تجربه نشون داده سهمی که در این حوزه رد و بدل می شه باید مقبول طرف مقابل باشه وگرنه ثمری ندارد! این آرتینک ایرون با چقدر تونسته دل تو را به سمت خودش بکشونه که اینجا بتونه با خیال راحت هر چی دوست داره بار این و اون کنه!!

     
    • آرتینک ایرون یه 200 تا منفی دیگه هم اینجا بذار! مراقب باش مودمت کم نیاره و نسوزه!

       
  24. سلام برجناب نوري زاد عزيزوگرامي وهمچنين سلام برجناب شفيعي نازنينم

    جناب آقاي نوري زاد التفاتي كه به نوشتاروسؤآل اين مسكين كرده ايد وجوابي طولاني درذيل آن نوشته ايدبسيارمتشكرم وموردامتنان اين حقيراست.

    البته زحمت كشيده ايد وازآثاروشكوفه هاي طزب انگيز واشتها آور وآرماني آن حكومت جايگزين ؛ترسيم فرموده ايداگراز نوع حكومتي كه ماملايان به مردم قبل ازانقلاب وعده مي داديم ،ودرعمل نشد؛واگروعده شمايان عملي خواهدشد ؛خيلي عالي است آنوقت ايرانمان بهشت برين ازلحاظ سياسي واقتصادي واجتماعي وفرهنگي خواهدشد؛ فقط درگرو اين اگراست.

    واما يادتان باشد اسم آن حكومت را معرفي نكرديدكه ما دركتب مكاتب سياسي مزايا ومضار وشيوه آن را مطالعه كنيم وببينيم دركدام سرزمين چنين اتفاقي افتاده است وبراي ماهم الگوي مناسبي است.
    به هرحال ،به اميدداشتن چنين حكومتي منتظرمي مانيم.اميدبرجوانان عيب نيست هرچندماديگرپيرشده ايم ولي ازرسيدن جوانانمان بدين بهشت آرماني هم خوشحاليم .بقولي پايان شب سياه سپيده مي دمدوآفتاب هم برآيد؛ همچنانكه بعد ازساعتي سپيده امروز شنبه هم مي دمد.

    واما جناب شفيعي عزيز وگرامي سلام مجدد ماراپذيراباشند.
    جناب عالي درآن نوشته قبلي چنين آورده بوديد:

    “بنا بر این ایجاد دمکراسی و پلورالیسم سیاسی و دینی و نگاه و نگرشی یکسان به اکثریت و اقلیتهای اجتماع یک ضرورت و نیاز است که علیرغم تمام مقاومتها سرانجام در هم شکسته میشوند . جامعه سالم دارای رشدی هماهنگ است و تمام اجزایش با هم رشد میکنند، اما جامعه بیمار رشدی کاریکاتور گونه دارد. “}.
    وبنده هم درجوابتان چنين نوشتم:
    “وخلاصه نظرآقاي شفيعي ونتيجه آن: جامعه بیمار رشدی کاریکاتور گونه است. ملت ماهم جامعه بيمارگونه كاريكاتورگونه را نمي خواهند وگرنه الآن موجوداست باخفقانش.اين ازاين”.}

    شايدكج فهمي من كم فهم ازعبارت شما موجب چنين برداشتي شده است كه جمله:” اماجامعه بيماررشدي كاريكاتورگونه دارد”را ازتوصيف جامعه دموكراسي وپلوراليسم سياسي،دانسته وفهم كرده ام وگفته ام جامعه ماچنين جامعه بيماررانمي خواهد. پس اشتباه برداشت ازمن مسكين بن مسكين بوده است. اگرچنين است پوزش مي خواهم والسلام.
    اما دراين پست چنين سروده ايد :
    “جناب مصلح گرامی، آرزوهای جناب دکتر نوریزاد هم همانست که بنده عرض کردم، ولی با ادبیاتی متفاوت. ”
    وهمچنين ازحكومتي بنام سوسياليزم نام برده ايد:
    “بیشک میدانی که سوسیالیسم واژه لاتین« عدالت اجتماعی »است و طبعاً میدانی که به قدرت رسیدن احزاب سوسیال دمکرات در کثیری از کشورها به مفهوم الغای مالکیت خصوصی و کمونیسم نیست و اگر احزاب سوسیال دمکرات به قدرت میرسند نه تنها کل شیرازه اجتماع را تغییر نمیدهند،….}.

    اين سوسياليزم كه بمعناي “عدالت اجتماعي” است نام برديد ؛شما كه باقرآن آشنائي خوبي داريد ومخصوصا دراين ايام كه ماه نزول قرآن وبهار قرآن ناميده مي شود “البته بااجازه معاندان قرآن وكلام خداوند”؛ مي دانيد وقرائت كرده ايد كه خداوند درسوره نحل آيه نود چنين مي فرمايد:{ ان الله يامر بالعدل والاحسان وايتاء ذي القربي وينهي عن الفحشاء والمنكر والبغي يعظكم لعلكم تذكرون }= خداوند دراين آيه شريفه دستور به اجراي عدالت واحسان ونيكي به يكديگررادرجامعه مي دهدوداده اند وازفحشاء ومنكر وكارزشت وستمگري هم نهي كرده اند؛موعظه ايست براي پندگيران جامعه ؛البه درشكل دستوراست}.

    مي خواهم عرض كنم ماوياخودمن مسكين از سوسياليسم وياعدالت اجتماعي متنفر نيستيم اما تعريف باعمل خيلي تفاوت دارد . جواب شما هم همانند جواب به جناب نوري زادعزيز است كه ماملايان هم قبل ازانقلاب ودرشرف انقلاب ازهمين وعده هاي عدالت اجتماعي را مي داديم ولي درعمل چيزي غير ازستمگري وآدمكشي ومخالف كشي وسرقت واختلاس ووو… نديديم.
    ودرآيه ديگر مي فرمايندوالبته دستورمي دهند:
    ياايها الذين آمنوا كونواقوامين بالقسط ولايجرمنكم شنآن قوم علي ان لاتعدلوا ،اعدلوا هواقرب للتقوي … آيه هشت سوره مائده } ديگر ترجمه نمي كنم .

    اين آيه بالاتر ومهمترازآن آيه فوق الذكراست به اجراي عدالت اجتماعي درون مؤمنان دستور داده است وشايددستور آيه قبلي مقصودش اجراي عدالت درجامعه ايست كه ازهمه مردمان باْآئين هاي مختلف درآن زندگي مي كنند ،چون خداوند به همه انسان ها كرامت واحترام قائل است وبه همه تاج كرامت بخشيده است با “ولقدكرمنا بني آدم ” راسروده است .ودرآيه 152 انعام نيز امر به عدالت درگفتار فرموده اند:”واذاقلتم فاعدلوا…}. پس آئين ما ازاجراي عدالت درتمام سطوهش نه كه بيگانه نيست بلكه بهترين نوع عدالت رابراي همه جامعه اعم ازبادين وبي دين ارائه نموده ودستور اكيد داده است اما مجريان دغلبازي كنند همانند معاويه ومامون گونه ويابهتر بگويم مثل فرعون بادين بت پرستي اش سياست بازي مي كردند وخودي وناخودي راه بيندازندويا غبطي وغيرغبطي سياست بازي كنند وغيرغبطيان حق نفس كشي نداشته باشند و نه شايسته سالاري .

    درحكومت سوسيال دموكرات نيز اگرهمين دغلبازي نخواهدبودونمي شود ،پس اعتراض وزيركشور فرانسه سوسيال دموكرات ومهدتمدن بردختران دانشجوي محجب به حجاب سر وبدنش،چه اعتراضي بود ؟درهمين ايام وجواب اون دختر؟

    وياقانون ممنوعيت حجاب بردختران مدرسه دبستاني ودبيرستاني ازچندسال گذشته ،چه بود؟ كه خبرش رادرپست قبلي گذاشتم وازهيچ كسي از سوسياليزم خواهان جوابي نشنيدم. والسلام علي عبادالله الصالحين.
    ضمنا همين كامنت را ديشب بسختي فرستاده بودم نمي دانم چرامنتشر نشدويابازهم سايت نوري زاد بروزنيست وياارسال نشده است.
    مصلح

     
  25. لازم نیست که ما در هر رشته و زمینه علمی متخصص باشیم تا بتوانیم نسبت به قواعد و قوانین ان رشته اظهار نظر کنیم مثلا همانگونه که قبلا یکبار گفتته ام من با وجود اینکه هیچ سررشته ای در فیزیک ندارم لیکن با کمی تحقیق متوجه شدم بر خلاف نظر اساتید این علم ، نور نه ذره است و نه موج زیرا اگر موجی بود نور چراغ قوه نمی بایست مستقیم بتابد بلکه موج دار بود و همچنین ذره ای نیست زیرا اگر ذره ای بود وقتی ما کلید لامپ را می زدیم اتاق به یکباره روشن نمیشد بلکه ذره ذره روشن میشد و بنابراین دریافتم که حرکت نور انفجاری و انتشاری به تمام جهات است و نیز دریافتم که سرعت همه نورها با هم یکی نیست و مثلا سرعت نور مهتابی کمتر از سرعت نور لامپ کم مصرف است و سرعت لامپ کم مصرف کمتر از سرعت لامپ معمولی است و این تفاوت را میتوان با انداره گیری زمان زدن کلید هر یک از این لامپ ها تا روشن شدن هر کدام از این سه لامپ دریافت زیرا زمانی که شما کلید مهتابی را میزنید زمان بیشتری نسبت به زمان زدن کلید لامپ معمولی لازم است تا اتاق روشن شود که این بیانگر سرعت کمتر نور مهتابی نسبت به سرعت لامپ معمولی میباشد ، من همین روش را در علوم دیگر نیز بکار بستم و به نتایج جالب و ارزنده ای دست یافتم که بیان انها در این نوشته مختصر ممکن نیست ، اما ذکر این مطلب بدین جهت است که میخواهم بگویم بر خلاف نظر جناب سید مرتضی اظهار نظر و تایید یا رد امور دینی و قواعد و قوانین فقهی مستلزم تخصص در امور دینی یا طی مراحل سطح و خارج در حوزه علمیه نیست و هر کس بعنوان مثال میتواند نسبت به این قسمت از تفسیر المیزان در خصوص ایه 23 سوره اظهار نظر کند:
    ترجمه ی تفسیر المیزان (4/425):
    «و بنابراين جمله “الا ماملكت ايمانكم” در اين مقام خواهد بود كه حكم منعى كه درمحصنات بود از كنيزان محصنه بردارد، يعنى بفرمايد زنانى كه ازدواج كرده اند، و يابگو شوهر دارند، ازدواج با آنها حرام است به استثناى كنيزان كه در عين اينكه شوهردارند ازدواج با آنها حلال است به اين معنا كه صاحب كنيز كه او را شوهر داده مى تواند بين كنيز و شوهرش حائل شود، و در مدت استبرا نگذارد با شوهرش تماس ‍ بگيرد، وآنگاه خودش با او همخوابگى نموده ، دوباره به شوهرش ‍ تحويل دهد، كه سنت هم بر اين معنا وارد شده است»

    (والمحصنات من النساء الا ما ملکت ایمانکم کتاب الله علیکم واحل لکم ما وراء ذلکم ان تبتغوا باموالکم محصنین غیر مسافحین ):(و زنان شوهردار مگر کنیزانی از شما که شوهر دارند، که می توانید آنها را بعد از استبراءبه خود اختصاص دهید، پس حکمی را که خدا بر شما کرده ، ملازم باشید و اماغیر از آنچه بر شمردیم بر شما حلال شده اند، تا به وسیله اموالتان زنان پاک وعفیف بگیرید نه زنا کار) ازدواج با زنان شوهر دار نیز بر شما حرام است ،جزکنیزانتان که بعد از استبراء حق ازدواج با آنان را داری

     
    • سلام بر سید رضی
      ظاهرا خمیره و ذات شما بر بذله گوئی و مجادله بیهوده استوار است،اولا در مورد کشفیات عمیق! فیزیکی شما بگمانم انیشتین و فیزیکدانان گذشته در گور خواهند لرزید! همینطور فیزیکدانان جدید،من البته فیزیکدان نیستم و در بیرون از حوزه تخصص و آگاهی خود اظهار نظر نمی کنم مگر بعنوان اصل موضوعی پذیرفته شده در علوم دیگر که توسط متخصصان آن علوم ارائه می شود،آنچه که من میدانم این است که بر اساس داده های تاکنون پذیرفته شده فیزیک،نور متشکّل از اجزاء ریزی بنام فوتون است که در خلا و نبود عائق ،این ذرات وقتی از منبع صدور نور خارج می شوند با سرعتی قریب به 300 هزار کیلومتر در ساعت حرکت می کنند،و تاکنون تئوری یا نظریه تجربه شده یا پذیرفته شده در مراکز علمی دیده نشده است که بین نورهای صادر شده از منبع های مختلف تفاوتی قائل شده باشند! نور و ماهیت نور خواه از هر منبع و مصدری صادر شده باشد دارای این سرعت است،و امروزه حتی روستائیان کم سواد نیز می دانند که فاصله زمانی کوتاه بین فشردن کلید لامپ و صدور و حرکت اجزاء نوریه با ورود به لامپ و انتشار آن در یک فضا ربطی به اصل سرعت نوری که از لامپ ساطع می شود ندارد! همینطور نوع روستائیان نیز می فهمند که بعد از فشردن کلید لامپ های فلورسنت(مهتابی) تاخیر در رویت نور مهتابی مربوط به مکانیزم و عملیات برق رسانی استپ هایی است که در آن وجود دارد نه مربوط به سرعت اصل نور لامپ مهتابی،و وقتی کلید و استپ و مکانیزم داخلی لامپ مهتابی عملیات رساندن انرژی برق به لامپ را بانجام رساند دیگر سرعت حرکت ذرات نوری ساطع از لامپای مهتابی با سرعت حرکت ذرات نوری ساطع از منابع دیگر (شمع-نور خورشید-و نورهای دیگر) تفاوتی ندارد.و این چیزی است که مورد تایید فیزیک امروزی و فیزیکدانان گذشته و امروزی است،شما اگر غیر از شوخی و بازیگوشی و طنّازی نظریه جدیدی در فیزیک بوجود آورده ای که موجب تحولی دیگر است لطف کن آنرا در آکادمی های فیزیک یا مجلات علمی با زبان علمی و ارائه دلیل علمی قابل قبول باثبات برسان ولی پیش از آن اینطور در سایت نوریزاد آبرو ریزی نکن.
      در مورد بحث قرآنی از آیه “الا ما ملکت ایمانکم” بنده هم به بیان خودم و هم با اشاره المیزان و تفسیر فارسی و روان نمونه مطلب را بیان کرد که سیاق آیه در مقام چیست،اینکه نکاح با زنانی در این آیه حریم شده است و از جمله زنان شوهر دار که عرض شد آیه اطلاق دارد و اختصاصی بزنان شوهردار مسلمان ندارد و حتی زنان مشرکه و زنان کافره را نیز شامل می شود که اساس این اطلاق نیز این نکته است که اسلام نکاح و ازدواجی که بین خود کفار یا مشرکان صورت می گیرد را امضاء فرموده است،از این جهت ازدواج با زنان مشرکه یا کافره که در حباله زوجیت شوهران کافر یا مشرک خود هستند حرام است وضعا،وضعا یعنی اینکه اگر عقد نکاح دائم یا موقتی هم واقع شود این عقد باطل است و زن بشوهر خود تعلق دارد،آیه” الا ملکت ایمانکم”موردی را استثناء فرمود:اینکه زن شوهر دار مشرکه یا کافره در جنگ اسیر شود که نفس اسارت او (در فرضی که شوهر او با او اسیر نشده باشد) سبب انحلال عقد زوجیت سابق است درست مثل طلاق یا فسخ نکاح یا مسلمان شدن زن که هریک سبب انحلال عقد زوجیت سابق است،بنابر این زن اسیر شده در جنگ متعلق به اسیر کننده است و باصطلاح ملک یمین اوست،می تواند با او باشد یا او را بدیگری بفروشد یا از او بارث برسد یا او را آزاد کند،همینطور آیه شریفه کنیزهایی که متعلق به دیگر مومنان هستند را نیز شامل می شود که ممکن است به بیع یا عتق یا تحلیل یا هبه و بخشیدن تعلق بدیگری گیرند،البته برخی آیات دیگر مثل “و لا تنکحوا المشرکات حتی یومنّ” تقیید کننده اطلاق آیه الاما ملکت ایمانکم است یعنی اینکه با کنیز مشرکه نیز نمی توان ازدواج کرد مگر آنکه مسلمان شوند همینطور در مورد اهل کتاب که بنابر قول مشهور فقط ازدواج دائم با آنان جایز است. این مجموعه مفاد این آیه است که قبلا اشاره شد،من نمیدانم مقصود شما از تکرار نقل یک ترجمه چیست و چه تنافی و تعارضی بین توضیحات بنده با آنچه که در المیزان هست وجود دارد. شما اگر یادت باشد سابقا گفته بودی که طلبه بوده ای و حتی کتاب کلیات فی علم الرجال که یکی از کتب معمول و رایج در حوزه ها هست را تدریس می کرده ای و اگر فراموش کردی چند بار برای احراز صدق مدعا گفتم اگر آماده هستی بروش رایج در حوزه ها امتحانی از شما در مورد مضامین و عبارات این کتاب بگیرم که طفره رفتید،خوب حالا ظاهرا باز اینجا باید همین نکته را مورد توجه قرار دهیم،شما اگر طلبه ای بوده ای در این سطح که یکی از کتب دروس عمومی حوزه سطح حوزه را (کلیات فی علم الرجال) را تدریس می کرده ای،بنابر این فاکت آوردن و تکرار نقل ترجمه تفسیر المیزان در اینجا به چه معناست؟ شما مگر علی القاعده که طلبه بوده ای و صرف و نحو و معانی و بیان و ادبیات ابتدائی حوزوی را خوانده ای آشنای بزبان عربی نیستی که در ترجمه المیزان توقف کرده ای؟!
      این است که مثل سابق می گویم :اولا شما بترجمه تفسیر المیزان کاری نداشته باشد،مطالبی که ایشان در متن عربی المیزان در مورد آیه مورد نظر آورده است در حد دو ورق بیشتر نیست،شما لطف کن بجای حاشیه روی فیزیکی و جوک های فیزیکی،این دو ورق مطلب عربی المیزان را نقل و دقیقا برای ما ترجمه کن.
      ثانیا:بعد از ترجمه متن عربی المیزان برای ما توضیح بده که مطالبی که بنده تاکنون گفته ام با کجای از عبارت تفسیر المیزان تعارض دارد.
      متشکرم

       
      • با پوزش “300 هزار کیلومتر در ثانیه”صحیح و مورد نظر بود

         
      • با سلام
        من اینجا بحث علمی کردم بدون هیچگونه شوخی-
        اما سخن شما غیر از اشکالات علمی بار کفر امیز هم دارد زیرا گفته اید نور از عایق نمیواند رد شود و این در حالیست که در قران گفته شده خدا نور محض است و بنابر نظر شما خدا نمیتواند از جسم عایق رد شود و این بمعنای عجز خداوند است مضاف بر اینکه شما خدواند را در سطح چیزی “متشکّل از اجزاء ریزی بنام فوتون” که فقط در خلاء قادر بحرکت است ، تنزل داده اید.
        اما از نظر علمی اگر بنا به گفته شما نور قدرت رد شدن از عایق را نداشته باشد پس باید بتوانیم مقداری نور را در ظرف عایقی قرار دهیم و انرا بجای دیگری برده و از ظرف خارج کرد ، در حالیکه اینطور نیست. اما تفاوت سرعت نورهای مختلف را نیز میتوان با ازمایش دریافت ولی طبق نظر شما سرعت نور یک چوب کبریت با سرعت نور یک نور افکن باید یکسان باشد که هر بقول شما “روستایی” (ضمن عذر خواهی از روستاییان عزیز که خودم نیز از ان جمله ام) اینرا میداند که ایندو متفاوتند و در ضمن شما با این سخن داریدقدرت و سرعت نور خداوند را در حد قدرت و سرعت نور یک چوب کبریت ناچیز تنزل میدهید .

         
        • در مورد اطلاق واژه “نور”بر خدای جهان در قرآن کریم بحث جدایی است هم از منظر لغت شناسی و هم از جهت تفسیری و هم از جهت روایاتی که ذیل آیه وجود دارد،اجمالا واژه نور یک مشترک لفظی است و لبّا نمی توان اطلاق نور حسی بر خدای تبارک و تعالی نمود،خوب این بحثی است که وقتی از بحث قبلی فارغ شدیم می شود آنرا پی گرفت.
          در پاسخت و پاسخ آن جفنگ گوی همیشگی که هنرش همین نشستن و دید زدن مطالب و ناگهان عصبانی شدن و پریدن وسط حرف دیگران و نقد شخصیت است می گویم من ادعایی در فیزیک ندارم و کلاس درس فیزیک ندارم،اشاره کردم بصورت اصل موضوعی به داده های تثبیت شده در علم فیزیک،یک اشتباه همیشگی آن جفنگ گو هم همیشه این بوده که تعاند بین یافت های علمی و تدیّن وجود دارد و تنها جفنگ گویانی که از دین کوچ کرده اند مجازند از داده های علوم تجربی و کمالات و دستاوردهای علوم بگویند،حال چه او و چه شما،بحث را بحاشیه نبرید،اگر کسی مطلبی علمی برای اثبات این مدعا که سرعت نور ساطع از منابع مختلف نور با هم متفاوتند دارد بدون مزخرف گوئی یا شوخی یا حاشیه روی بیان کند،بحث من این بود که داده های رایج و پذیرفته شده یا نقض نشده در فیزیک این است که سرعت حرکت نور در شرائط معمول و بدون مانع از شکست نور 300 هزار کیلومتر در ثانیه است حال منبع نور یک فندک کوچک باشد یا یک شمع باشد یا یک لامپ معمولی باشد یا لامپ ال ای دی باشد یا یک پروژکتور باشد یا نورهای حاصل از اجرام سماوی کوچک یا غول پیکر باشد،حرف من بر اساس تمسک به اصول موضوعه و شناخته شده فیزیک این بود،اگر شما سید رضی چیزی بر خلاف داده های رایج فیزیک بعنوان نظریه یا تئوری علمی جدید داری اولا باید آنرا ببیان علمی قابل عرضه در آکادمی های علوم یا محافل و مجلات علمی بیان کنی و کافی نیست به سخنان مسخره ای مثل فاصله زمانی بین فشردن کلید لامپ اتاق و انتشار نور از لامپ تمسک کنی! چون توضیح آنرا دادم ضمن اینکه اندازه گرفتن سرعت نور یا مقایسه انوار مختلف کار ابزار های دقیق علمی است نه حس و وجدان شما.
          و ثانیا من گفتم بحث از مفاهیم دینی را نباید با مسخرگی و لودگی در مسائل مربوط به علوم دیگر مخلوط کرد،باید یا متخصص در یک رشته علمی بود یا به ارباب علوم و تحقیقات علمی و داده های تثبیت شده علم بصورت تمسک به اصل موضوعی احترام گذاشت.البته آنها که دقیق تر مسائل را می بینند بخوبی می فهمند که حاشیه روی و خروج از بحث اصلی چه نکته ای داشت.

           
          • گرچه این کامنت در پاسخ به جناب سید مرتضی است و باید زیر کامنت ایشان باشد لیکن با اجازه دوستان من این پاسخ را برای انتشار در بالای صفحه ، بعنوان کامنتی مجزا ارسال میکنم
            ———————————————–
            جناب سید مرتضی گرامی
            مطالب علمی که من مطرح میکنم حاصل ازمایشات و تجربیات خودم میباشد- یکی از روش اموختن ازمایش و تجربه است و من برای اثبات نادرستی سخن شما در خصوص رد نشدن نور از عایق ، ازمایشی را پیشنهاد میکنم:
            شما یک صندوق بزرگ از هر جیزی که انرا عایق میدانید درست کنید و انرا در زیر نور خورشید قرار دهید و خودتان داخل صندوق منتظر بمانید تا حجم فراوانی از نور خورشید وارد صندق شود سپس دفعتا از داخل درب صندوق را ببندید ، حال اگر طبق نظر شما نور از عایق رد نشود باید نوری که داخل صندوق وارد شده امکان خروج از صندوق عایق شما را نداشته باشد و داخل صندوق همچنان روشن بماند- در حالیکه میدانید اینگونه نیست و با بستن درب صندوق ، صندوق تاریک و خالی از نور میشود. پس اگر نور از عایق رد نمیشود و صندوق هم عایق است ، نور داخل صندوق کجاست و چگونه از صندوق خارج شده؟
            اما در خصوص تفاوت سرعت بین نورهای مختلف نیز اشتباه شما از انجا ناشی میشود که شما برق و جریان برق موجود در لامپ را با نور مترداف میدانید و چون جریان برق همیشه سرعت ثابتی دارد تصور مینمایید سرعت نور هم همیشه ثابت است ولی اینگونه نیست برق با نور یکی نیست ، برق از جنس ماده است و نور غیر مادی است و بنابراین شما نمتوانید سرعت نور خداوند یا حتی سرعت نور خورشید را با سرعت نور یک کرم شب تاب یکسان بدانید زیرا این صرفنظر از ایراد علمی ان ، توهینی به خداوند نیز هست.
            ایا تاکنون فکر کرده اید که چرا شما نور خورشید را با وجود این فاصله زیاد میبینید ولی نور یک کبریت را از صدمتری نیز نمیتوانید رویت کنید؟
            این دفیفا بجهت تفاوت سرعت این دو میباشد زیرا سرعت نور خورشید بقدری زیاد است که قادر به طی فاصله تا زمین میباشد ولی نور یک کبریت بجهت سرعت کم ان ده بیست متر بیشتر نمیتواند طی کند در حالیکه اگر نور کبریت سرعت نور خورشید را داشت ،در هر فاصله ای میتوانست به شما برسد و شما انرا میدیدید. امیدوارم توضیحاتم قانع کننده باشد.

             
          • قانع کننده بود! فقط بگویید اگر “نور غیر مادی است”چگونه است که یکی از موضوعات و مسائل علم فیزیک است؟!

             
      • همچنین من با سرعت شما نمیتوانم تایپ کنم و برای تایپ هر حرف باید کلی وقت روی کیبورد دنبال جای ان حرف بگردم لذا ترجمه دو صفحه عربی برایم مقدور نیست.

         
      • این دو سه جمله آیت الله در باره فیزیک به چه معناست؟ به این معناست که من فیزیک می فهمم علاوه بر اینکه بر کتب حوزوی تسلط دارم! درجات غرور و تکبر سیدمرتضی قابل اندازه گیری نیست . سیدرضی هزار بار این مطالب مربوط به فیزیک را به شوخی و طنز نوشته و الان هم قصد شوخی دارد و فقط یک /// یا مغرور، منظور او را نمی فهمد! /// نمی فهمد برای اینکه توانایی تشخیص ندارد و مغرور نمی فهمد زیرا پرده ای روی حقیقت می کشد تا خودش را ببیند نه حقیقت را. حقیقت در اینجا چیست؟ این است که سیدمرتضی خبر دارد که منظور سیدرضی چیست ولی آگاهانه و عامدانه به روی آن پرده می کشد و به نفع شخص خودش-خود سیدمرتضی- مسئله را دگرگون می کند. یعنی می گوید که: سیدرضی تو نه در دروس طلبگی به پای من می رسی و نه در فیزیک. !
        سیدمرتضی سیصد سال دیگر هم عمر از خدا بگیری، یک بیچاره هستی زیرا تنها بیچارگان آگاهانه روی حقیقت پرده می کشند!
        در باره بقیه چیزهایی هم که نوشته ای و می نویسی تنها یک چیز می شود دید: غروری که اندازه ندارد!
        فقط یک گله از مصلح پاک دل و عزیز دارم. تو در دنیا و آخرت حتما مسئولی و من یکی یقه ات را خواهم گرفت در آخرت(طبق باورت) و در دنیا(طبق باورم و باورت). چرا باید یقه ات را بگیرم؟ چون میدانی که سیدمرتضی غرق در غرور است ولی خودت را به راه دیگری می زنی و از کنارش می گذری و بلکه سعی می کنی به خودت بگویی نه خیر اینها غرور نیست و عصبانیت صرف است و یا از باب «تکبر با متکبر عبادت است» و خلاصه انشالا گربه است.! به این ترتیب همچنان بوی تعفن غرور او را نمی بینی و حس نمی کنی. چرا؟ چون مصلح برغم خوبیهای خیلی زیادش، دلش در تردید است که آیا اگر هم لباسم را نقد کنم به معنای نقد دین و پر رو شدن سکولارها تمام نمی شود؟ این هم بر می گردد به این که مصلح، در تنهایی کمتر فکر می کند و بیشتر دین می ورزد! ولی او از اساس و از ریشه یک انسان شریف است و من دست او را می فشارم و حاضرم با او به جهنم هم بروم ولی با سیدمرتضی به بهشت نه.!(مگر تعفن این همه غرور را می شود در بهشت تصور کرد و جای داد و تحمل کرد؟)

         
        • چه ندا و آوای آشنائی!
          نتونستی بتوصیه مرشدت در سکوت بمانی؟!
          دلت لک زده برای خودنمائی؟!
          خوب بیا و توصیه بزرگترت را نادیده بگیر!
          اما اینقدر ناجوانمرد و خبیث نباش و دنبال تفرقه بین مومنان به شریعت نباش.

           
        • ضمنا فراموشم شد بگویم خود سید رضی در کامنت بالا گفت در حال شوخی نبوده و اعتقاد عمیق! علمی دارد که سرعت حرکت اجزاء تشکیل دهنده نور برحسب منابع مختلف ایجاد نور متفاوت است! شما غیر از دخالت های ناگهانی و بیجا در بحث ها از پشت حجاب،توی دل اشخاص هستی و از نیات آنها آگاهی؟! نمی شد صبر کنی ببینی واکنش طرف بحث چیست بعد عصبانیت و کینه و حسد و نمّامی و عقده گشائی های ناشی از شکست ها را بطرف سایت پرتاب کنی؟!
          مرد باش و بیا و با آی دی همیشگی در بحث ها شرکت کن و مثل مخدّرات فی الحجال هم قهر نکن و پنهان شو ،هم بصورت ناشناس انتقام بگیر.

           
          • ببخشید که در غرور شما دخالت کردم! حجال یعنی چی؟برام توضیح بده که کمی با غرورت هم همراهی کرده باشم. خلاصه پدر بزرگ ناراحت نشو. فکر کنم من رو با کس دیگه ای اشتباه گرفته ای؟ چه خوب. پدرش را در بیاور که من هم از دستش ذله شده ام.

             
          • حجال جمع حجله است،و مخدّرات هم کنایه از بانوان است،مخدرات فی الحجال یعنی بانوان حجله نشین!
            خودت از دست خودت ذلّه شدی؟! خیلی ناقلایی! در نوشته جدیدت نیز هم نکته سید مرتضی را سید مرتضا نوشتن مراعات کردی،هم حجال را خوب معنا کردی! هم اشاره ای بمهارت ناشناسی که نوشتن ترا خوب تقلید می کند کردی! هم مرشد و بزرگت را خوب تاویل کردی! هم سناریوی نماینده ای ناشناس که واسطه نقل مطالب این سایت بتوست را نوشتی! (پزهای توخالی! یعنی پز قیافه اینکه من دیگه از این سایت رفتم و شانم بالاتر از این است که بیایم بخوانم نماینده ام اخبار این سایت را بسمع و نظرم می رساند!) کور بشه اونکه تو رو و طعم نوشته هایت را نشناسه! با اینحال از سناریوی جدیدت استقبال می کنم و از حضور مجددت،من نگفتم اینجا ننویس یا دنبال بیکار کردن ات هستم،گفتم مودب بنویس،به بزرگان احترام بگذار و پز توخالی نیا،در یک کلمه خودت باش و خودت که فردی عادی هستی مثل دیگر افراد این جامعه که ممکن است برداشت های درست یا غلط داشته باشد،و اینکه من از وانمود متنفرم و شما سعی کن فقط خودت باشی و خودت بعد هرچه می خواهی بنویس.

             
        • یک مطلب دیگر نیز فراموشم شد،و آن بوی گند تعفّن خباثت کافرانه ات است،الان که مصلح از مشی اصلاح طلبانه فاصله گرفت و خواهان رفراندوم شد و با جمهوری اسلامی فعلی مخالفت کرد و اندکی با شما همزبانی کرد شد “عزیز”! آن تعفّن خباثت که می گویم در تو هست و بارها آنرا در بحث ها نشان دادی همین است،می خواهی بروم عبارت ها و تعبیرات گذشته ات در این سایت را نسبت به این دوستمان جمع آوری کنم بیاورم و نشان دهم که چه نفرت آمیز و کینه آلود از او تعبیر می کردی یا متکبرانه بمطالب دینی اش اشاره می کردی؟! می دانی که از من ساخته است بنابر این خجالت بکش و مثل مخدّرات فی الحجال نرو پشت پرده و در عین حال با عنوان ناشناس کینه و حقد و حسدت را ابراز کن..

          ———

          دوست من
          هرکس فحش می دهد، شما ندهید
          باشد؟
          باور کنید شما اگر فحش ندهید، هیچکس نمی گوید: طرف جا زد و کم آورد. اما اگر فحش بدهید، می گویند: طرف یکی مثل خودمان است.
          با احترام

          .

           
        • دوست ناشناس گرامی
          من با حرف شما در مورد سید مرتضی موافق نیستم چون ایشان از انجا که به اشتباه تصور میکردند مطالب علمی که من مطرح کردم ، غلط است لذا خواستند پاسخی به مطالب من بدهند و اشتباهات علمی من را تصحیح کنند و بنطر من این اصلا جنبه خودنمایی و اظهار فضل نداشت و انتقاد شما غیر منصفانه بود زیرا ایشان سالها در حوزه دروس واقعا مشکل و سختی (والبته صرفنظر از اینکه به نظر من بعضی از این دروس بیفایده هستند) را تحصیل نموده و اینقدر ذهن ایشان مملو از مطالبی است که تحصیل کرده و میتواند در خصوص انها مطلب بیان کند که دیگر ایشان لازم ندارد با بیان چهار خط مطلب در خصوص فیزیک ، فضل و دانش خود را نمایش دهد. بنابراین من واقعا میگویم نقد شما غیرمنصفانه و تا حدی توهین امیز بود امیدوارم جناب سید مرتضی به دل نگیرند. / با احترام

           
          • ممنون سید رضی از اینکه از من دفاع کردی و به ناشناس فهموندی که در مورد نظریه ابتکاری ات در فیزیک آنرا بشوخی نگفته بودی بلکه کاملا جدی و با توجه به تجربیات و وجدانیات شخصی به نظریه تفاوت سرعت نور صادر از منابع مختلف رسیده ای،باز هم تشکر،اما سید یک سوال شخصی از شما دارم :این تن بمیره راست و حسینی و صادقانه بگو تاکنون غیر از آی دی سید رضی با چند اسم و عنوان دیگر مطب نوشته ای؟ اگر در اینمورد صادق باشی من آنرا فی الوقع کفاره آن گناهی که یکبار باسم من نوشتی و چیزهایی را بمن نسبت دادی که هنوز هم بابت آن دلخورم قرار خواهم داد.
            با احترام

             
          • من قبلا هم گفته ام با هر اسمی که نوشته ام بلافاصله گفته ام و تا انجا که یادم هست: سید رضوی- رهبردوست – و عاشق رهبر

             
          • و طاهر

             
    • دوست عزیز شما نه معنای موج را از جنبه فیزیکی متوجه شده‌اید و نه ذره و خواص ذره.

       
      • جناب سعید شاید جناب سید رضی‌ (ره – و چرا این ره را دیگر داخل پرانتز نمی نویسد باید حکمت متاخر حادث شده باشد در احوالات سید رضی‌ ره که حداقل من از آن بی‌ خبرم) را خوب نمی‌‌شناسی‌ که چنین پرسشی را پیش کشیده ای؟ اگر با نوشته‌های ایشان آشنا باشید ،می‌بینید وقتی‌ نیست یا کمتر هست چقدر نبودنش یا کمتر بودنش را از دست داده ای. من که با نوشته‌هایش ،طنز ملیح دلنشین را همچون رایحه دل انگیزی استنشاق می‌کنم. قلم و ژرفای نگاه و اندیشه وی پربارتر و پایدار تر باد.

         
  26. سازمان مجاهدین خلق و حزب توده جز خرابکاری در حرکت های اعتراضی مردم چه کرده اند؟
    ف. م. سخن

    در گذشته، سازمان ها و احزاب سیاسی، اصولی داشتند که کمتر شاهد تخطی از آن بودیم. این اصول آن قدر مهم تلقی می شد که حتی اگر صدها هزار ایرانی، علیه حکومت قیام می کردند، این سازمان ها و احزاب، آن را می توانستند به طور کامل نفی کنند.
    چه دوران خوبی بود!

    مردم کار خود را می کردند و این گونه تشکلات کار خود را! آن ها همیشه خود را برتر از مردم می دانستند. آن ها عقل کل بودند و عقل جمعی مردم را قبول نداشتند.

    در زندان های زمان شاه، هنگامی که مردم در حال ریشه کن کردن بنیاد حکومت بودند، آقایان مشغول بحث در باره ی اعتبار یا بی اعتباری حرکت مردم بودند و بر سر کلمات و اصطلاحات بحث و جدل می کردند. بعد که سونامی مردم، ایران را زیر امواج مهیب خود برد، این ها مثل از خواب پریدگان، چشم مالیدند و خمینی را که بر این امواج سوار شده بود به عنوان رهبر انقلاب مردمی و ضد امپریالیستی پذیرفتند! به عبارتی آن اصول گرایی یکشبه، تبدیل شد به دنباله روی کورکورانه که عاقبت اش را دیدیم.

    به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

    اکنون، دوباره امواج اعتراضات مردمی در حال اوج گرفتن است ولی پسمانده ی این سازمان ها و احزاب، که دیگر اصل و اصولی برایشان باقی نمانده، در صدد مالِ خود کردن «تمام» حرکت های به وجود آمده در کشور هستند.

    سازمان مجاهدین خلق و حزب توده، مانند ترمز، در مقابل حرکت مردم عمل می کنند.

    اولی، فرصت طلبانه، هر حرکت و هر جان باخته در راه آزادی را به نام خود ثبت می کند، و دومی، مردم را از عواقب حرکت شان می ترساند.

    مجاهدین، که جز رهبر معظمی به نام «مریم رجوی» و مقدار زیادی پول و سرمایه ی به دست آمده از دوران خوش بغداد چیزی برایشان نمانده، هر اتفاقی که در داخل کشور رخ می دهد را به خود منسوب می کنند و با این کار، هم مردم بیزار از مجاهدین را در حرکت شان متزلزل می کنند هم بهانه ای مناسب برای سرکوب به دست حکومت می دهند.

    حزب توده هم که مانند انسان های آلزایمری تصور می کند شوروی همچنان وجود دارد و جنگ میان امپریالیسم و سوسیالیسم به زودی موجب تسلط کمونیسم بر جهان خواهد شد، به محض آغاز حرکت های مردمی، به یاد امپریالیسم جهان خوار می افتد و همراه با اصلاح طلبان حکومتی، مردم را از فجایع نفوذ غرب و جنگ می ترساند.

    خوشبختانه صدای این دو گروه، با وجود تمام وسایل ارتباطی مدرن، جز به گوش ما خارج نشینان نمی رسد و مردم و جوانان ایران، بی توجه به یاوه گویی های آن ها کار خود را می کنند، ولی حکومت از سم پاشی های این دو گروه، نهایت استفاده را برای تبلیغات علیه حرکت های مردمی می برد.

    قصد نصیحت این دو گروه را نداریم چون این ها چنان در پوسته ی سختی به حیات زالووار خود ادامه می دهند که فانکشن های عقل سلیم را کلا از دست داده اند و حرف و سخن بر آن ها تاثیر ندارد.

    می ماند وظیفه ی نویسندگان آزاد و فرا حزبی و فرا سازمانی که گهگاه عملکرد تخریبگر این دو گروه را یاد آور شوند تا مردم، بر اساس عقل جمعی، راه هایی برای ایزوله کردن و خنثی کردن تشبثات آن ها پیدا کنند.

     
  27. Kayhan London
    حسین علیزاده سفیر سابق جمهوری اسلامی در فنلاند: خامنه‌ای دچار آشفتگی و پریشانی است

    شرایط علی خامنه‌ای برای باقی ماندن جمهوری اسلامی در برجام بدون آمریکا، به گفته سفیر سابق ایران در فنلاند، نشان از آشفتگی و پریشانی او دارد.
    شرایطی که علی خامنه‌ای برای کشورهای اروپایی گذاشته است نه تنها نمی‌توانند مورد قبول واقع شوند، بلکه کاملا غیرمنطقی و غیرعملی هستند.
    روسیه هر روز از جمهوری اسلامی بیشتر فاصله می‌گیرد. ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، خواهان خروج نیروهای قدس و حزب‌الله لبنان از سوریه شد.

    شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷ برابر با ۲۶ مه ۲۰۱۸

     
  28. سلام،

    با پیشنهاد رفراندم موافقم البته نه زیر نظر شورای نگهبان رهبری!

     
  29. یاران جان درود

    اعتصمو به بند پوتین سفتا و ول نکنین حالا— حکایت این روزای ماس از یک طرف حرف

    اونایی که میگفتن خوب اگه بهترین وضعیت رو نزدیکی به شوری سابق

    روسیه فعلی وحضرت پوتین میدونید هم لازم است مقداری ناز فرموده و یه خورده ای

    عنایت به ضد روسا نشون بدین مث دختری که گله منده پسره پدر ومادرشو برا

    خواستگاری علی رغم قول های قبلی نفرستاده اونم هی میگه اگه تا هفته آینده

    نیامده باشین دیگه فایده نداره منو عقد فلانی کردن.مام اگه یه خورده مخ داشتیم

    همون نوشته سر در وزارت خارجه رو جدی تر میگرفتیم وگاهگاهی قمیشی نازی

    لب ورچیدنی هم نثار آمریکاییا میکردیم.این یارو ترومپت ببینین چطور بعد همه حرفاش

    یه دونه اگه باما را بیاین چه میکنم وچه نمی کنم ته حرفاش میذاره.بازاریا و

    فروشنده ها خوب میدونن چی میگه. خوب الان که آمریکای رقیب پوتین دعوت میکنه چرا

    دل پوتین رو نلرزونیم ؟ همین کارا رو کردیم که چن وقت دیگه بچه های اعزامی به سوریه

    با یه مارک پوتین پشت خشتکشون توسط پوتین اخراج میشن .بابا والا بللا این نه شرقی

    نه غربی که رو سر در وزارت خارجه نوشتین اگه شوخیم باشه که هس معنیش اینه

    پوتین جان همه تخم مرغای ما تو پوتین مبارک شوماس هر وخ خواسی یک جفتک

    به هر طرفی که خواسی بزن تخم وتخم مرغای ما فناس.خوب معلومه دیگه اونم روش

    زیاد شده قران کپی جای اصل میده با علم به اینکه این همه خبره قران داریم ومعلم

    های قرانی داریم که از هر انگشتشون سدتا هنر یهو میریزه بیرون حالا ببین جای اس 300

    که میدونن تا حالا ما فقط عسکشو دیدیم چی بدن از این ودکا خورات هرچی بگی میاد.

    ماکه گفتیم تا فردا پس فردا نگین هیچکی بما نگفت ها.

     
    • درود بیسوات جان
      آی که خوب گفتی،سپاه و ولایت بدجوری به خماری افتاده اند.ازفکر “یوزپلنگ کشی” به دریوزگی افتادن کلی ژن برتروآقازادگی می خواهد . بیچارهها نمی دانند که همان بوزینگان قرآنی اند.

       
  30. عباس واحدیان

    جهل مقدس
    هر حکومتی که بتواند عقلانیت را بر ایران حاکم کند ووو این جهل مقدس را از بین ببرد بهترین خواهدبود!!!

    ✍عباس واحدیان شاهرودی

    ✅ اما جهل مقدس چیست ؟
    بسیاری از انسانها بر اساس فطرت خدا جوی خویش تمایل به دینداری و عبادت و دعا دارند .
    اما همیشه تاریخ در میان همه اقوام عده ای مرد رند بوده اند که با سو استفاده از ناآگاهی توده خود را میاندار ارتباط خالق و مخلوق جا زدند. هنر این عده آنست که کلیه احکام و عبادات و مسائل عقیدتی و مذهبی را بگونه ای طراحی می کنند که وجود خودشان بعنوان جزءلاینفک دین بشمار می آید.
    طبقه روحانیون در مذهب تشیع دقیقا چنین ساختاری ایجاد نموده و با تغییر اساس فرامین الهی در دین اسلام که مردم را مستقیم بسوی پرستش خود میخواند با القای خرافات و بدعتها ضمن اسیر کردن پیروانشان در « جهلی مقدس » از آنان بهره کشی های عظیم مالی می کنند تا خود بی هیچ کار و تلاش سازنده ای صدها سال بخورند و استراحت نمایند !

    ✅ پس لازمست که روحانیت حاکم در مقابل هرگونه روشنگری بایستند تا مبادا مقلدین شان ازین جهل مقدس بگریزند.
    بعنوان مثال آنان خود را اندیشمند و علمای دین و ‌مذهب میدانند اما در طی چهل سال حکومت شان بر این کشور حتی یکبار حاضر نشدند تا در رسانه های ملی مقابل مخالفین و‌منتقدین مذهب تشیع، جوانمردانه و عالمانه به بحث و گفتگو بپردازند و از آنچه که مذهب حقه اهلبیت می نامند دفاع کنند.
    در عوض هر گاه اصحاب قلم و اندیشه به انتقاد از آنان پرداختند خود را در پستوها پنهان نمودند و از دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی کشور خواستند تا صدای آن منتقدین را در نطفه خفه کنند!!!

    ✅ پس جای تعجب ندارد که بزرگترین مخالفین « سکولاریسم سیاسی »، جامعه روحانیت حاکم بر کشور و تئوریسین های ولایی باشند که منافع شان درین جهل مقدس است !
    نواندیشان مسلمان و دگر اندیشان ایرانی در طی چند دهه اخیر بارها به تبیین « سکولاریسم سیاسی » پرداختند تا مردم بخوبی بفهمند اصلا هدف از ایجاد یک جامعه سکولار مبارزه با اسلام و دین و عقاید مردم نیست !
    حکومت سکولار وظیفه دارد تا با تصویب قانون اساسی کاملی که حافظ منافع کلیه شهروندان خویش است از ادغام دین و حکومت برای سالم نگهداشتن هر دوی آنها جلوگیری نماید و بستری مهیا کند که همه شهروندان کشور ضمن حفظ و انجام مناسک عقیدتی شان از مواهب حکومتی مستقل و پویا برخوردار باشند!

    ✅ تاریخ کشورمان نشان داده که نه با استبداد دینی( مدل حکومت فعلی ) و نه با استبداد غیر دینی ( مدل حکومت رضا خانی ) نمیشود راه بجایی برد و تنها راه نجات و توسعه کشورمان حرکت در راهی میانه است .
    باید مردم را در عقیده خود راحت گذارد و بجای تحمیل عقیده از سوی حکومت مرکزی ، بستر جامعه را برای همزیستی همه عقاید و اقوام و احزاب مهیا ساخت و حکومت فقط بفکر توسعه و پویایی کشور باشد !!
    در ساختار مذاهبی چون مذهب شیعه صفوی که امروز بر کشور حاکم شده زمینه رشد دیکتاتوری مهیاست چرا که درین حکومت عده ای با قدیس پنداشتن خویش مردم را صغیر و بی عقل و‌ خود را « ولی » جامع الشرایط بر آنان تصور می کنند !

    ✅ آخر اینکه سکولاریسم بمعنای ضد دین بودن حکومت نیست بلکه دور نگهداشتن امور سیاسی و کشور داری از مسائل دینی است.
    ملت ایران تلخ ترین تجربه داشتن یک حکومت دینی را در حال پشت سر گذاردن است و هیچ ملتی در جهان امروز به اندازه ما نمی فهمد که چگونه حاکمیت طبقه روحانیون موجب بی دینی مردم و گسترش فقر و فساد و البته « جهل مقدس » میگردد!
    پس آنچه که برای آینده و امروز ایران بسیار خطرناک است حرکت بسوی سکولاریسم سیاسی نیست بلکه ابقای حکومت مذهبی است !!

    ۴/ خرداد/۹۷

     
  31. جناب نوریزاد در انتهای نوشته فوق این سوال را مطرح کرده است :

    “راستی، چهره ی رهبر چرا اغلب اخموست؟ ”

    بنده با نقد رهبر و انتقاد محترمانه نسبت به او مشکلی ندارم اما نمی توانم از اشاره به یک ناحق و سخن غیر منصفانه و ناجوانمردانه اجتناب کنم ،بسیار خوب شما مخالف باش با رهبر ،اما آیا مخالفت و نقد و انتقاد نباید بر یک اساس معقول، انسانی و منصفانه استوار باشد؟! این یکی از موارد بی انصافی های حاشیه ای و ناجور جناب شماست که روی عکس خاصی از کسی که الان کینه او را بدل گرفته زوم کنید و بر اساس آن حکمی کلی صادر کنید! برادر من، آیا همه انسان ها و از جمله خود شما در همه حالات و آنات شبانه روز خویش در حال اخمند و اخمید؟! آیا همه انسانها و از جمله خود شما در همه حالات و آنات شبانه روز خود در حال خنده و لبخندند؟! خوب این روشن است که یکوقت انسان جایی در حال گفتگو و سخن جدی است،جایی در حال مزاح و بذله گوئیست،گاهی شاد است گاهی غمگین است و هکذا،سوال من از شما که خودتان سابقا از حواریون و نزدیکان رهبر بوده اید این است که شما در همه ملاقات های و گفتگوهای شخصی یا عمومی که با او داشته اید او را عبوس یافته اید؟ یعنی هیچوقت شما خنده یا لبخند یا شوخی از آقای خامنه ای ندیده اید؟شما جدای از مساله خدا و حساب و کتاب قیامت چطور وجدان خودتان را راضی می کنید که سخنی اینچنین ناروا بقلم و زبان بیاورید؟ روشن است که اشخاص مقامات و حالات مختلفی دارند،رئیس جمهور امریکا و رئیس جمهور روسیه هم ممکن است یکجا اخمو و جدی بنظر برسند و جایی لبخند بزنند،آیا باید مخالفان ترامپ و پوتین بروند همه عکس های حالت جدی و اخم آنها را بگذارند روی دایره و روی آن مانور دهند؟! یا همینطور مخالفان آنها باید بروند همه عکس ها و فیلم های در حال لبخند و قهقهه آنها را بریزند روی دایره و احکام کلی صادر کنند؟! این روشها حقیقتا از انصاف و اخلاق دور است و من آنرا بارها
    تعبیر به مخالفت کلیشه ای کرده ام،من الان خودتان را معیار قرار می دهم آیا این هنر است که شما -خصوصا اینکه هنرمند و نقاش و عکاس و فیلمساز هم هستید- بروید اینجا و آنجا ژست خاصی کنار کسی یا کسانی بگیرید و لبخند از پیش مفروض و تعیین شده بزنید؟! یعنی شما در همه آنات شب و روز و در همه حالات خویش در حال خنده و لبخندید حتی مثلا آنجا که بر مقبره یا پیکر عزیزتان نشسته اید؟! حتی آنجاها که در مصاحبه ها با مشدّد کردن و غلیظ کردن الفاظ این و آن را دزد و آدمکش قلمداد می کنید آنجاها هم در حال خنده و لبخندید؟! و بالاخره شما راضی هستید که یکوقت که در حال خشم بوده اید یا جایی در حال مصاحبه یا سخنرانی جدی بوده اید کسی عکس شما را بگیرد در آن حالت و ذیل آن بنویسد :”راستی، چهره ی محمد نوریزاد چرا اغلب اخموست؟!”

     
    • تف بر اين دنيا كه انسان را براي يك لقمه نان راحت تا كجا پست و بي ارزش ميكند كه تن به هر خفت
      و خواري بدهد و تا مرزهاي پوچي و بي هويتي چاپلوس و دستمال به دست شود …..

       
      • معمولا تعبیراتی مثل تف و اف و نفرین از کسانی صادر می شوذ که یا در مقابل یک سخن و استدلال حرف و سخن معقول و منطقی ندارند و باصطلاح چنته آنان از سخن مستدل یا نقد دقیق خالیست پس چاره ای ندارند جز اینکه تف و اف بر زبان جاری کنند و بمخالف خود تهمت هایی بزنند که خود به آن تهمت ها سزاوارترند،یا اینکه طرز تفکر آنان (اگر تفکری در کار باشد) این است که مدیر این سایت هرچه بیندیشد یا بگوید یا بنویسد عین واقع است و باید گوسفند وار دائم او را تایید و تصدیق کرد که البته این خصیصه خصیصه انسان بما هو انسان نیست زیرا چنانکه شیخ فلاسفه اسلام فرموده است :من تعوّد ان یصدّق من غیر دلیل فقد خرج عن فطره الانسانیه.یعنی هرکس عادت کرده است به اینکه سخن دیگری را بدون دلیل منطقی و قابل قبول تصدیق کند یا چیزی را بدون دلیل تکذیب کند از فطرت انسان بما هو انسان خروج کرده است. و این سخن مرحوم شیخ سخنی است موافق با فطرت و طبیعت فطری انسان.

        ———–

        درود سید مرتضای گرامی
        با اصلِ این سخن شما تماما موافقم. که در وادی نقد، هرگز نباید به الفاظ و مصطلحات دروازه غاری روی برد. من گاه به نوشته ها و نقدهای خوب و درستی از دوستان بر می خورم که صد حیف، به الفاظ ناجور آلوده اندش. کاش به استحکام نقد می پرداختیم. در “استحکام” نقد، آنچنان پتکی نهفته است که حتما کاری تر از هر کلام زشت، می تواند طرف مقابل را زمینگیر کند.
        سپاس

         
  32. یاران جان درود

    چند هفته ایست که در این سایت فعالیت تند خویان و البته فحاشان بسیار بیشتر از قبل

    شده یکی با نام شمار یکم خویش آرزوی زنده نبودن می کند چرا که به مقدساتش توهین

    شده و می شود و با نام دومی اش دم مرشد بچه مرشدی میگیرد ودر عین حال دست کم

    با خلق 20 شخصیت خوش با خودش کشتی میگرد و دلیل و رد دلیل می آورد.طبیعی است

    گاهی از زبان این شخص هزار چهره سخنان درستی هم گفته میشود.بگذریم با دعای شفا

    برایشان.دریکی از این دست کامنت ها موضوع وطن و وطن فروش بود که بیسوات پرسیده بود

    کسی که بیشتر کلماتش به عمد غیر ایرانی و گاهی بسیار نامانوس است و بعد از تحصیل

    به هیچ وجه لباس ایرانی نپوشیده وتمامی ظرفیت عقل و دلش به غیر ایرانیانی باشد آخرین

    خواسته اش در صورت امکان دفن در کنار آنان و در یک کلام دژنام تازی را بهتر وگوارا تر

    ثنای پارسی بداند را می توان ایرانی نامید؟ البته سوال بی جواب ماند حتا حدیث جعلی

    حب الو……….. جالب این بود از زبان شفیعی فرمودند””اعدام به هر عنوان وبهانه ای غلط

    است فقط قاتل را با قانون (یکی از همان بهانه ها) باید اعدام کرد بگذریم.

    جناب آقای زیبا کلام شما معلوم نیست چرا تعلل می کنید مگر شعار مردم “دشمن ما اینجاست

    دروغ میگن آمریکاست (همانی که بر روی پرچمش پا نگذاشتید) از هر کدامشان می پرسیدید

    کنار رفتن رژیم را می خواستند.بجنب پرفسور جان تفگت را از زمین بردار ورزنه هم نزدیکی های

    اصفهان (چند بار برای سخن گفتن رفتین ) است با یه دونه یا زهرا همه رو رگباری کن.

    به آقای روحانی قبل از اینکه معلوم بشه همه قولهاش پوچ وخودشان دقیقن کلید دارحصرند

    گفته می شداین آقا برای گرفتن مدرک دکتری دریکی از رشته های مربوط به دین اسلام

    اسرا مگوی فقاهت و فقه را رونمایی آنهم برای لاییک ها کرده اند .شاید ازشون پرسیدن

    این سه وجب درسه ….. از کجا حاصل شده ووجب یکی از غولتشن های بازی کن در

    بسکتبال آمریکا که کمتر از پنجاه شست سانت نیس قبوله یا وجب یه بچه یک روزه که

    همه وزنش زیر یک ونیم کیلوست ایشان (حسن کلید محبس دار) هم لابد بند رو آب

    داده و راس وحسینی گفته همین جوری برای رفع فتنه معاندین یه چیزای میگیم .بگذریم

    حضرت ایت الله اعضم الاعاضم و اکبرالاکابر علامه همین دهر وسایر دهور کشف نشده

    افاضه فرمودند””باصفای اندکی بل قدر ی عزیز شما دیگر چرا؟میدانم که میدانید امور

    عباد ی تعبدی است(حضار چندین بار الله واکبر) پس تعبد همان عبادت است که تای آن

    به اول کلمه رفته (حضار خیلی بسیار تکبیر رسا)ایشان ادامه دادندعبادت کن و هیچی

    هیچی نپرس .این زخم زبان ها هم آنتی عبادت است ولو عادت باشد .

     
  33. آرتین ایران

    سلام بر ناظران گرامی
    ما علاوه بر اینکه زندگی مادی شما را می‌خواهیم مرفه باشد،زندگی معنوی شما را هم می‌خواهیم مرفه باشد.دلخوش نباشید که مسکن فقط میسازیم آب و برق را مجانی‌ می‌کنیم ، اتوبوس را مجانی‌ می‌کنیم دلخوش به این مقدار نباشید. معنویات شما را روحیات شما را عظمت میدیم. شما را به مقام انسانیت میرسانیم!

    http://www.eghtesadonline.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-83/274018-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87-%D8%B3%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86

    پاینده باد ایران و ایرانی

     
  34. عنوان مقاله حاج حسن یوسفی‌اشکوری: جهان بی‌مسئولیت و فلسطین خونین.

    عنوان مقاله مش قاسم: حکومت بی‌مسئولیت و ایران خونین.
    خدا وکیلی از این اسلامیچیهای منقلابی …(سه نقطه از مش قاسم)تر در تاریخ این مملکت نبوده.

     
  35. جناب نوري زادسلامي مجدد؛نمي دانم آخرين نوشتارم درجواب شما وجناب شفيعي
    رسيد يانه؟ چندين دفعه ارور داد

     
  36. تقدیم به محمد نوری زاد که معتقد است بزودی توسط عناصر آخوندی ترور خواهد شد!

    https://www.youtube.com/watch?v=ioUrgvGQuxU

    نکته: “چهره زیبای نگار” در این سروده منتسب به امام چهاردهم مقام گرامی عظما حضرت آخر الزمان سید علی عالم عالمان خامنه ای است!! هرگونه اتهام یا تعبیر موهون از این سروده ممنوع است!!!!

     
  37. سلام برباصفاي گرامي

    اين كامنت را اگر كسي ديگر نوشته بود من مسكين هيچ اعتنائي نمي كردم ومي گذشتم ولي ديدم ازباصفاي بامعلومات خودمان است فقط خواستم هم تذكري بدهم وهم جوابت را،تذكر اينكه اگر مي خواهيد زخم زبان برعالمان ديني بزنيد ،من اين راازشما بعيد مي دانستم ولي متاسفانه نشان داديد باتمسخري ازجعبه سياه تلقي كردن علم فقه .
    خوب مگر نمي دانيد امورعبادي وتكليفي تعبدي محض است وتحليل وفلسفه بردارنيست ؟
    شبيه اين سوآل زياداست ويكي دوتا نيست ؛چرا برآدم مجنون روزه واجب نباشدوبرعاقل واجب باشد؟بااينكه هردوآدم هستند؟ چرابرمريض واجب نباشدهكذا؟ چرابرغش كننده واجب نباشدهكذا؟چرابرزنان حائض ونفسا واجب نباشد وبرغيرحائض ونفسا واجب باشد؟ چرا برمسافر واجب نباشد وبرحاضرين دروطنشان واجب باشد؟چرابردائم السفر واجب باشدهمانند راننده موردسوآل آن جمع ولي برمسافرين غيردائم السفر وي واجب باشد؟
    بردائم السفران واجب است روزه بگيرند چون شغلشان درسفراست مانند كاروان داران قديمي كه اسب وقاطرشان را اجاره مي دادند وخودشان هم همراه حيواناتشان درسفر بودند وشغلشان درسفربود راننده اتوبوس شماهم همينطور.

    جالب اين است كه كسي كه سفرش سفر معصيتي است مثل اينكه پدرش برآن سفركردنش راضي نيست ،نمازش رابايد تمام بخواند وروزه اش را هم نوش جان كند چون روزه اش باطل است. ديگر دراينجاها چرامعني ندارد.

    همانطور كه مي دانيد ويانمي دانيدبرخي احكام عبادي را درقرآن حكمش راخداوند فرموده اندهمين روزه مسافر ومريض كه درحال سفر ومرض واجب نيست ودرغيرآنوقت قضايش رامي گيرند؛ وبرخي ازاحكام را نفرموده اند ووقت بيانش را به پيامبر وجانشين واقعي پيامبر محول فرموده اند وعلمش را نيز به آنان آموخته اند.

    وجالبتر اينكه به پيران چه زن وچه مردوقتي روزه گرفتن برآنان حرجي ويامشقت داشته باشد،رخصت افطار برايشان صادرشده است يعني مجازند روزه نگيرند ودررمضان سحري را بخورند وناهارجانانه هم بخورند وافطارراهم باشما تناول فرمايند ؛اگر پدر ومادرپيري داريد كه روزه گرفتن برايشان مشقت است بگو بخورند ثواب هم دارد ولي براي هرروزيك چارك طعام وياقيمتش را به فقيربدهند.

    همچنين زن حامله اي كه وضع حملش نزديك است ويازن شير دهي كه روزه گرفتن براي خودشان ويابچه شان ضرردارد ،روزه برايشان واجب نيست وكفاره يك مدكه يكچارك طعام براي هرروز استبه فقيرمي دهند.

    اين احكامي را كه گفتم ازهمان كتاب فقهي عروة الوثقاي سيدمحمدكاظم يزدي طباطبائي است كه حدود بيش ازهفت مجتهد جامع الشرايط فتوي حاشيه برآن دارند جلددوم صص 219-221؛ كه متاسفانه جنابتان جعبه سياه ناميده ايد ونمي دانم خودتان چگونه مسلمان هستيد وچگونه روزه ميگيريد وبرافطاردعوت بوده ايد ويااين داستان راخودتان ساخته ايد بزعمتان يك نيشي برعلم فقه وفقها بزنيدوخوش باشيد .

    ودرثاني هرعمامه بسري كه عالم فقه نيست شايد آنان معلم صرف مير بوده اند كه خودشان هم به ترديدافتاده اند مثل شما ولي شناختي كه من ازشما داشتم ازشما چنين تعبيررا وچنين ترديد وچنين زخم زبانرا مستبعد مي شمردم ولي متاسفانه ….وبقول جناب حلاج عارف نامدار برسردار:” هيچيك ازطعنه ها وسنگ ها ي ديگران برمن سخت كارگرنشد مگرسنگ كوچكي كه شبلي ازپشت جمعيت برمن زد”
    والسلام علي عبادالله الصالحين
    مصلح

     
  38. پیام هایی خیره کننده ای از صدام حسین و آیت الله خویی برای شاه در پاییز 1357 (2)
    عمادالدین باقیMay 23, 2018
    وقتی آیت الله خمینی می خواستند از عراق بروند صدام از شاه می‌پرسد که آیا بگذارم یا نه؟ شاه می‌گوید هرچه خودشان خواستند. شما ممانعت نکنید.
    دکتر نصر در ادامه می گوید: آیت الله خویی آن وقت مرجع تقلید بزرگ شیعه بود. تقریباً تمام شیعه های پاکستان، هند و ممالک عربی از ایشان تقلید می‌کردند که تعدادشان از شیعه های ایران بیشتر یا اقلاً مساوی می‌شود. آیت الله خویی یک وزنه خیلی سنگین فقهی و دینی بود. در این جلسه (رفتن فرح به دیدار آیت الله خویی) همه چهار زانو پهلوی آیت الله خویی روی زمین نشسته بودیم. اتاق کوچک و محقری بود. بعد از سلام و علیک ایشان اول یک انگشتر به شهبانو داد و گفت این را بدهید برای حفاظت از پادشاه بعد هم گفت پیام من این است، دستش را زد به عمامه اش که روی سرش بود و گفت: «به شاه بگویید عمامه ما علما را بگیرید ببندید به لوله تفنگ های ارتش ایران».
    نصر در پاسخ اینکه منظور ایشان چه بود می گوید: یعنی اتحاد پیدا بشود بین علما و حکومت ایران و نگذارید که همه نظام به هم بخورد و گرنه فاجعه بزرگی برای شیعه، برای عراق، برای ایران خواهد بود.
    مصاحبه کننده اشاره می نماید که در اسناد ساواک دیده است که وقتی خبر این دیدار پخش می شود انقلابیون ناراحت می‌شوند و دفتر آیت الله خویی در قم مورد سوال قرار می گیرد. به فاصله کوتاهی پاسخ می دهد که آقای خویی دعوت نکردند و در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته اند. نصر می گوید ممکن است پشت پرده طوری بوده که او اطلاع نداشته مثلا شاه گفته باشد چه خوب بود ملاقاتی هم با آقای خویی بشود ولی آن قسمتی که من می دانم همان است که گفتم.(خلاصه شده صفحات247تا258).

    منبع: حکمت و سیاست(مجموعه تاریخ شفاهی و تصویری ایران معاصر)، خاطرات دکتر سیدحسین نصر، به کوشش حسین دهباشی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، 1392

    کانال گفتارهای باقی
    https://t.me/emadbaghi

     
    • پاسخ به شبهه قبول هدیه فرح پهلوی از سوی آيت الله خويي

      به گزارش شيعه آنلاين، اخبار و شايعاتي وجود دارد که مرحوم آيت الله العظمي خويي، مرجع عاليقدر جهان تشيع در ديدار با فرح پهلوي از وي هديه اي دريافت کرده بود.

      اما با هدف يافتن و دانستن حقيقت اين مسأله، به سراغ آيت الله العظمي سيد «صادق روحاني»، از شاگردان ارشد آن بزرگوار رفتيم و درباره درستی و نادرستی آن پرسیدیم.

      متن اين پرسش و پاسخ به شرح زیر است:

      پرسش: آیت الله العظمی روحانی، لطفا با توجه به رابطه نزدیک شما با آیت الله العظمی خویی بفرمایید، چرا ايشان در دیدار با فرح از وی هدیه دریافت کرد؟

      پاسخ: بسمه جلت اسمائه، همین قدر بدانید که حضرت آیت الله فرموده بودند، کسانی که این تهمت را به من زده اند، در آن دنیا در پیشگاه عدل الهی خواهند دید، چه بر سرشان می آید و چه عذابی در انتظارشان است. ایشان در همان ایام پخش این شایعات برای من نامه نوشته و مرقوم فرموده بودند که فرح اینجا آمد و من رفتار ظالمانه شاه را به عنوان اعتراض با او مطرح کردم و او هم با ناراحتی و خیلی زود از منزل خارج شد.

      لازم است، اشاره کنم که حتی پس از درگذشت آقای آیت الله حکیم، محمدرضا پهلوی شخصی را خدمت آیت الله خویی فرستاده و گفته بود، اگر حاضرید پاسخ رسمی بدهید. شاه پیام تسلیت را خطاب به شما می نویسد که ایشان فرموده بودند: خیر، جواب نخواهم داد؛ یعنی ایشان تا این حد هم به پهلوی اعتنا نداشتند.

      حتی در موردی آیت الله العظمی خویی برای درمان و معالجه به خارج رفته بودند که رئیس جمهور وقت سوریه برایشان پیام داد که به دمشق تشریف بیاورید و استقبال عظیمی از شما انجام خواهد شد که شاه به محض آگاهی، با مذاکرات گسترده سیاسی از این کار جلوگیری کرده بود.

       
      • شیخ قم نشین ! از این مرجع بسیار حق گویت !سوال میکردی که آن ها یی که اتهام خوابیدن با فواحش را به فلسفی و شجونی زدند هم در آن دنیا مورد بازخواست قرار میکیرند یا نه و با اینکه ساواک از این هم خوابگی بیشرمانه فیلم تهیه کرده بود ! و شجونی هم اعتراف کرد که انشاالله درست نیست !؟! این دو نفر هم به پیشگاه عدل الهی چه جوابی میدهند و در جای دیگر دست بوسی شهبانو توسط آن آخوند هم که در یوتیوب موجود است هم حتما دروغ است و کثافت کاری های خلخالی که اصلا حرفش را نزنید که تماما بهتان است که به صادق گیوی ! ببخشید خلخالی معدوم ! زده شده ؟ شیخ مرتضی بازبان روزه دغل کردن صواب دارد یا نه ؟

         
  39. پیام هایی خیره کننده ای از صدام حسین و آیت الله خویی برای شاه در پاییز 1357 (1)
    عمادالدین باقیMay 23, 2018
    در سال های اخیر کتاب های زیادی از سوی مراکز اسناد و مطالعات تاریخی درباره انقلاب اسلامی منتشر می شوند که بعضا داده های بسیار مهم، خیره کننده و راهگشا برای فهم رخدادهای دهه های اخیر در لابلای آنها یافت می شود. یکی از این موارد در جلد اول از دوره چهارجلدی مجموعه تاریخ شفاهی است که توسط مرکز اسناد و کتابخانه ملی منتشر شده اند. جلد نخست آن خاطرات دکتر سیدحسین نصر است. بخشی از آن درباره دیدار آیت الله خویی با فرح پهلوی و ماجرای جنجالی اهدای انگشتری است که نیازمند ارزیابی علمی پژوهشگران است. در عین حال به دلیل وجود قراین و شواهد و اهمیت روایت و شخصت راوی، نقل آن سودمند است.
    دکتر سید حسین نصر درباره دیدار فرح و خودش با آیت‌الله خویی در ۲۸ آبان ۱۳۵۷ در نجف با بیان اینکه آیت الله خویی گفته بود برای شاه پیغامی دارم و چون شاه نمی توانست برود فرح را به عراق فرستاد، افزوده است: یک روز شهبانو به من گفتند که من برای دو روز دارم می روم عراق شما هم حتما باید بیایید. دولت عراق یک مهماندار برای شهبانو تعیین کرد که وزیر و همسر وزیر بهداری عراق بودند در حالیکه اصلاً قرار نبود تماسی با صدام حسین گرفته بشود ملاقات سیاسی اصلاً قرار نبود انجام بپذیرد منتها چون ایشان شهبانو بود دولت عراق هم کسی را به عنوان مهماندار تعیین کرده بود. به یک ویلای بزرگی بردند که در آنجا اقامت داشتیم. وزیر بهداری به شهبانو گفت که صدام حسین می‌خواهد شما را ببیند. شهبانو اجازه شاه را گرفت. تلفنی با شاه صحبت کرد و شاه هم گفت که مانعی ندارد. بعد از ظهر بود که صدام حسین به دیدن ملکه آمد در حالیکه یک لباس سفید شیک فرنگی پوشیده بود و یک عبای بسیار زیبا روی دوشش بود… صدام به عنوان مهمان آمده بود و طبق پروتکل، شهبانو حاضرین را به زبان انگلیسی معرفی کردند. صدام یک مقدار انگلیسی می فهمید، شهبانو هم عربی نمی توانست صحبت کند. وقتی مرا معرفی کردند گفتند فلانی سیدحسین نصر رئیس دفتر مخصوص من، به من دست داد. من به جای اینکه بگویم سلام علیکم، با لهجه عربی گفتم السلام علیکم. گفت علیکم السلام و با من شروع کرد به عربی صحبت کردن و پرسید شما عربی بلدید؟ می‌توانید ترجمه کنید؟ گفتم بله می‌توانم. گفت من می خواهم یک حرف هایی بزنم و نمی‌خواهم هیچ مترجمی باشد. فقط من و شما و ملکه. پیغام او برای تاریخ خاورمیانه خیلی خیلی مهم است. بعد از آن به اتاق دیگری رفتیم. اول تعارف و سلام و علیک. بعد گفت. کیف اَخی الشاه؟ حال برادرم پادشاه چطور است؟ و گفت من این پیغام را برای برادر خودم شاه دارم. به او بگویید «تانک ها را بیاورند در خیابان و فقط آنجا نگه ندارند هر کسی شلوغ کرد لوله توپ را متوجه مردم کنند و در کنند». این جمله بعدی خیلی قابل توجه است:«بهتر این است که ۳۰۰ نفر الان بمیرند تا اینکه یک میلیون ایرانی و عراقی بعداً بمیرند».
    آنها برنامه‌ریزی کرده بودند از قبل که اگر مثلاً اوضاع بهم بخورد به ایران حمله کنند. بعد هم همان رقم یک میلیون که دولت ایران همیشه می‌گوید و خود سازمان ملل می‌گوید، جوان های بیچاره ایران و جوان های عراق که به زور آورده بودندشان کشته و زخمی شدند، همان رقم یک میلیون بود.
    من ترجمه کردم برای شهبانو و بعد به هم نگاه نگاه کردیم یعنی این چه دارد می‌گوید.
    دو روز بعد به تهران آمدیم. صبح زود سر صبحانه.-معمولا شاه و شهبانو با هم صبحانه نمی‌خوردند. شاه به سنت مردهای ایرانی نسل خودشان همیشه صبح زود مثلا شش، هفت صبح صبحانه می‌خوردند و خیلی اوقات ساعت هفت و نیم می رفتند دفترشان. گزارش مملکتی را خیلی زود می‌خواندند و شهبانو دیرتر راه می افتادند- شاه پرسید سفر چطور بود. من هم گفتم ملاقات آیت الله خویی و زیارت و پذیرایی. و ضمن توضیح اینکه سفر چطور بود پیغام صدام را گفتم. ایشان یک نگاهی کرد و همین طورکه قدم می زد، گفت: «من یک سرهنگی نیستم که کودتا کرده باشم.من پادشاه ایرانم. من نمی توانم دستم را به خون آغشته کنم به طوری که صدام انتظار دارد و این کار را نخواهم کرد». البته سربازها آمده بودند حمله شده بود در میدان بهارستان، در عین الدوله و جلوی دانشگاه تهران و یک عده از جوان های بیچاره ایرانی زخمی و کشته شده بودند ولی چیزی که صدام می خواست این نبود او می خواست که وقتی تانک‌ها به خیابان آمدند واقعاً توپ شلیک کنند. صدام می ترسید ایران بهم بخورد و مثلاً یک انقلاب شیعه بشود که بیایند عراق را بگیرند. ترس صدام این بود که یک انقلاب شیعه برخیزد ۶۰ درصد مردم عراق شیعه اند بیایند مملکت را بگیرند و تمام شود و برود پی کارش. صدام نمی خواست نظام سلطنتی ایران از بین برود نه این که خودش طرفدار سلطنت بود. صدام رئیس مملکتی بود که ۱۵ سال آیت الله خمینی آنجا بود…. در سال ۱۳۵۶ اگر شما به عنوان یک جوان ایرانی به خیابان می رفتید هیچ وقت اسم آیت الله را نشنیده بودید. در سال1341 که اولین بار آن نهضت شروع شد اسمشان در روزنامه بود یک مقدار اشتهار پیدا شد ولی سالها گذشته بود و مردم فراموش کرده بودند. در کوچه می‌پرسیدند آیت الله خمینی کیست؟…
    چطور شد صدام اقدامی علیه آیت الله خمینی نکرد؟ می‌توانست با یک تلفن همانطور که ایت الله صدر را از بین برد خدای ناکرده آیت الله خمینی را هم از بین ببرد.
    مصاحبه کننده: دقیقا در همان دوران بخشی از شاگردان امام خمینی رادیویی را در عراق اداره می‌کردند که برنامه‌هایش در ایران پخش می‌شد به اسم رادیو انقلاب به مسئولیت آقای دعایی. در واقع پخش دیدگاه‌های شیعه انقلابی بود و ضدیت با حکومت. پول این رادیو را تشکیلات امنیتی عراق می داد.
    نصر: همین طور است. این خیلی مهم است. شاید صدام فکر می کرد که این نهصت موفق نخواهد شد ضمنا یک تیری است که می خورد به پهلوی ایران و ایران را ضعیف تر خواهد کرد. نمی‌دانم چون به نظر منطقی نمی آید و خیلی قابل توجه است.

     
  40. استاد فرهیخته درود .
    طبق شواد ملموس این نظام اصلاح شدنی نیست ،نمونه بارز آن آتش زدن پرچم آمریکا توسط گاوان مستقر در طویله مجلس آخوندی .
    به جای درست فکر کردن و دنبال راه کار رفتن ،فقط هنرشان غوغاسالاری و حرافی و گل آلود کردن هرچه بیشتر آب است تا بلکه بتوانند به آغا! نزدکتر و از فرصت کوتاه باقیمانده بیشتر اموال ملی را بیشتر چپاول نمایند .اما این تو بمیری از اون تو بمیریها نیست و این دفعه همان دوراهی که جنابعالی ارائه کردید برایشان پیش رو مانده ،البته آن هم با خفت و خواری .

    استاد اگر این آقایان غیرت ملی داشتند و در کنار آن سواد و علم هم داشتند کشور ایران با این همه آفتاب نیاز به انرژی هسته ای که هیچ ،حتی نیاز به مصرف نفت هم نداشتند .
    لذا باید دید که اینها که طی 30 سال گذشته که نیمی از بوجه کشور را به پروژه هسته ای اختصاش دادند دنبال چی بودند ؟ترامپ ماهیت آخوند را خوب فهمیده و به ذات کثیف آنها پی برده زیرا می داند که اگر غفلت کند و این جانوران به سلاح هسته ای دست پیدا کنند دنیا را به آتش می کشند و کره زمین را نابود می کنند .
    لذا اعتقادم این است که ترامپ درست تشخیص داده و عاقلانه عمل نموده و مردم ایران هم باید درستی این عمل را درک کنند و به دولت آمریکا حق بدهند .

     
  41. باهر

    جناب آقای نوریزاد
    با درود و آرزوی سلامتی برشما و خانواده محترمتان

    آقای نوریزاد وضیعت کشورمان بدتر از آن است که میشنویم و مشاهده میکنیم ،
    دیشب (سوم خرداد) ساعت حدودا ۲۲/۴۵ که خوب بیشتر مردم بیرون از خونه هایشان بودند ، بانک سینا شعبه جهاد ( نصف راه) تبریز توسط سرنشینان یک سواری مورد تیراندازی قرار گرفته و شیشه هایش خرد شده است .
    این تیراندازی یه قصد سرقت و یا ترساندن ملت نبود، بلکه هشداری باشد به نظام که ملت مسلح شده و احتمال توسل شدن مردم به یک جنگ داخلی باشد ، البته این نظر شخصی است .
    جنابعالی که با مردم و رسانه های اجتماعی در ارتباط هستی ، سعی کنید با آگاهانیدن مردم جلوی جنگ داخلی گرفته شود که بضرر ایران و ایرانیان خواهد بود حتی بدتر از حمله نظامی بیرون از مرزها .
    جلوگیری از وضیعت ذکر شده، اقدام حاکمان به یک رفراندوم زیر نظر سازمانهای بین المللی میتواند راه حلی باشد برای ویران نشدن ایران.
    با تشکر

     
  42. اگر اجازه بدید یک پیشنهاد بدم خدمتتون؛
    به نظرم برای جلوگیری از بازداشت جوانان در اجتماعات و اعتراضات، اگر سالخوردگان یعنی همان نسلی که در وقایع سال ٥٧ مشارکت داشتند، وارد عمل شوند بهتر است … فکر کنم هزینه بازداشت و نگهداری از سالمندان در زندان برای نظام سنگین باشد… پدربزرگها و مادربزرگها به میدان بیایند و خطاب به همه دنیا بگویند ما خودمان انقلاب کردیم و حالا هم از کردهء خود پشیمانیم … نمیشود؟
    یعنی پلیس ضدشورش به روی سالمندان هم آتش میگشاید؟
    شاید بشود …
    جریانی از موی سپید در سراسر کشور … دیگر کسی نمیتواند ادعا کند مشتی جوان غربزده و فریب خورده و تطمیع شده و برانداز شلوغ کاری کرده اند …
    شاید این کمترین کاری باشد که پدران و مادران ما بتوانند در حق ما فرزندان بخت برگشته انجام بدهند …

     
    • درود بر سمیه، پیشنهادت فوق عالی‌ هست. همون نسل گیج و پخمه و ابله‌ای که ما را بکام این وحشی‌های درنده خو و خونخواران داعشی حوزوی و غارتگر کشاندند، باید حالا هم جلو دار و پیشقراول به درک واصل کردن این قوم وحشی و خونآشام باشند و فدایی و پیشمرگ نسل سوخته ما گردند تا شاید آنها را ببخشیم و تاریخ نیز پهنای خط بطلان قرمز را به درک و فهم و قدر شناسی نسل تر زده با شورش کور ۵۷ را کمرنگتر کند.
      آن نسل شوت و ابله، بدهکار ما، بدهکار تاریخ و بدهکار نسلهای آینده و بدهکار نام و آوازهٔ یک ایران سیاه شده در انظار جهانی‌ است بخاطر وجود حاکمیت نابکارترین و وحشی‌ترین موجودات نفرت انگیزی که تاریخ به خود ندیده است. دایی جا بنده را هم شامل می‌‌شود که خواننده این سایت هم هست و زحمت ارسال را از من کم می‌‌کند.

       
    • مدتهاست این کلام شما بطرق مختلف به گوش ما پیرمردها و پیرزنها میرسد. مورد بوده که در صف نانوائی به دلیل صرفا انقلاب 57 مستقیما فحش و ناسزا شنیده ام. اما دخترم قضیه را میشود طور دیگری هم دید. نسل ما به درست یا غلط ، آگاهانه یا جاهلانه حرکتی کرد (زندگی جز امید و حرکت مگر چیزیست؟). بابت همان حرکت و آرزوهایش هزینه های زیادی پرداخت ، دربدری ، جنگ ، زندانها ، قتلهای زنجیره ای ، و…نهایتا سرکوب شد تا نسلهای بعدی 77 ها و 88 ها آمدند. آیا من پیر مرد نمیتوانم بگویم چرا حرکت نسل جدید بخصوص در اقشار متوسط آنطور که بایست به چشم ما نمیآید ؟ ما مو سپیدان حتی بازهم میپذیریم بقول شما گوشت جلوی توپ باشیم. آیا شما جوانان طبقه وسط بقدر کافی انگیزه و آرزو و شهامت دارید؟ نوبت ما گذشت حالا نوبت شماست.

       
    • سمیه عزیز
      اگر نسل انقلاب 57 عقل و شعور درک سیاسی میداشتند تن به آن انقلاب شوم نمیدادند تا اخوندها //// فرصت طلب از راه برسند و همه چیز را به نفع خود ضبط کنند و حالا باید چوب ان حماقت را بخورند و شاهد نابودی مملکت و جوانانشان باشند و روزی 1000 بار بگویند مرگ بر ما که گفتیم مرگ بر شاه که خودم جزو همین نادانان نا آگاهان ان زمان هستم .
      مرگ بر ما و تمامی روشنفکران ان زمان که گول وعده های خمینی را خوردند

       
      • عزیز من اولا مردم ایران هم حق بهتر زندگی کردن را در آن زمان داشته اند و اون رژیم فقط از اینها بهتر بود نه اینکه ایده ال،دوما شما فکر می کنید مردم انقلاب کردند یا براشون انقلاب انجام شد و مردم فقط داشتند نمایشنامه از پیش نوشته شده را اجرا می کردند و یکی از علل هم نا آگاهی مردم بعلت چهار دهه حکومت شاه بود البته آن حکومت حداقل ها را داشت ،شما نقش قدرتهای بزرگ را پاک فراموش کرده اید ،بی طرفی ارتش و….. کار چه کسی بود؟ خوب چرا الان نمی شود انقلاب کرد ،مردم که خیلی ناراضی تر هستند،عزیز من حداقل در تاریخ معاصر دو بار قدرتهای بزرگ در خفا حکومت های قانونی ایران را سرنگون کرده اند ،اولی را بعد ۳۰ سال مغر اومدن نصفه و نیمه! دومی را هم حال خواهند گفت،شده این قدرتها بخواهند رژیمی را سرنگون کنند و رسما در بوق و کرنا بکنند، کاری که ترامپ می کند فقط برای رد گم کردن هست ،معنی آن این است که با این همه ناراضی چون اونها نمی خواهند اتفاق خاصی نمی افتد و اگر در آن زمان آن اتفاق افتاد دلیلش آن بود که آنها می خواستند، البته خود من جزئ منقلابیون ۵۷ نیستم

         
    • درود سمیه گرامی
      نظریه بسیار خوبی است، همراه آن زنان را اضافه کنید که نیمی بیش از جامعه اند و بیشترین ستمها بر آنان روا شده.

       
  43. درود
    بوی بد تظاهر

    روزهای عجیبی بر ایران می گذرد
    روزهایی که سرزمین کهنم ایران این روزها را،حتی با حافظه ی ضعیفش هم ،از یاد نخواهد برد…

    امروز نه خبری از چکمه های رضاخان قلدر است و نه از استعمارگر پیر!

    نه کمونیست به جان کشور افتاده و نه لائیک در حال سوزاندن اعتقاد است!

    امروز اسلام است که قلقلکمان می دهد
    با پرچمی که به دست … افتاده است و به جای برافراشتنش ، آن را به سر هم می کوبند…

    از کارمندانی که از یک ساعت قبل از نماز با جورابهای آویزان از جیب و دستهای خیس تا آرنج و کفش های سرپا،مانند پنگوئن در راهرو اداراتشان راه می روند ، جوک می گویند و به پیشواز نماز ظهر می روند!

    تا مداحان دو قرونی و هفت تیرکش که دلهای ما را به کربلا میفرستند و خودشان سر از سفارت فرانسه در می آورند !

    از جای مهر بر پیشانی ،با طرحهای جدید 2017 و رنگ ثابت !

    تا آزاده نامداری ،مجری مبلغ چادر و طرفدار حجاب و عفاف ، که اتفاقا عاشق آبجوی سوئیسی ، موهای پریشان در باد و لباسهای گلدار است…

    در این شهر شلوغ ،اصلا عجیب نیست اگر قورباغه ها هفت تیر کش بشوند و یا پیشنماز شهرمان در امور دولتی و سیاست مداخله کند و به زمین و زمان فحاشی کند..

    و این قرار عاشقانه ما بود با مردمانی که قرار بود رستگارمان کنند…

    به راستی بهتر نبود مارا به حال خود رها کنید ،تا خودمان رستگار شویم و بوی گند تظاهر را لااقل به بهشت نبریم !!

     
  44. این آمریکائی‌ها هم خیلی‌ ساده هستند یا خود را به سادگی می‌‌زنند. وزیر امور خارجه اش آمده میگه رهبران ایران عادی و درست رفتار کنند و اون کارای خیلی‌ بدی که رهبر ایران و رهبران ایران در حق مردم خودشون و منطقه انجان میدن را دیگه انجام ندن. بنده‌ی خدا کجای کاری؟ ایرانیان هر قوم مهاجم و وحشی و غیر متمدنی را ظرف چند دهه با فرهنگ غنی خود به راه راست هدایت کردند ولی‌ در آدم کردن این آخوند‌های وحشی و اسلافشان هیچ یا توفیق بسیار کمی‌ داشته ا‌ند در این هزار و چند صد سال گذشته ،که روانشاسان و روانکاوان و جامعه شناسان و دامپزشک‌های مبرز و کارکشته را می‌‌طلبد تا ببینند این جماعت چه گیر و بند‌هایی‌ در سیستم بیولوژیشان پدید آمده یا چه میشود که هر که راهی‌ حوزه میشود به این مصیبت پیدا شدن خوی وحشیگری در خود مبتلا می‌‌شود. کسی‌ می‌‌گفت شما یک بار یک جلد از کتابها مجلسی را بخوان اگر آن را پرت کردی تو سطل آشغال اهل خرد و دانش و منش هستی‌ یا میشی‌ ولی‌ اگر حتی در حد تردید تو باتلاق نابود کننده آن گیر افتادی استعداد به جمع پخمگان و وحشی ها پیوستن را در خود خیلی‌ هم ناچیز نبین.

     
  45. کارمند وزوزارت/* خاجاکی حاجی عراقچی: ما تابعیت دوم را نادیده می‌گیریم. برخی نمایندگان/* اون طویله هم نامه نوشتن برای اطمینان دادن به ایرانیان خارج از کشور برای سفر و تردد به ایران که نه، ما نمیگیریمشون.

    مش قاسم: حاجی! دمب خروس رو باور کنیم یا قسم حضرت عباس تو؟ یه مشت شیاد و دزد و آدمکش و شکنجه گر خیال میکنن تا ابد میشه سر این ملت رو شیره مالید.

    /*: ک

     
    • جدیدتر: پس افتادهای حاج آقاها و ضعیفه هایی که توی اون طویله هستن یا در حکومت/* مشغول دزدی کک به تنبونشون افتاده که اونا رو هم ممکنه وقتی برگشتن بگیرنشون. آخه همشون سیتیزنی و گیرین کارت و اقامت خارج دارن و میان و میرن که بیزنس کنن. این نامه ها و پیغومها رو واسه اینا دارن میفرستن، برگردین که آخور چربه.

      /*: ک

       
  46. جناب مصلح
    سلام
    ابتدا یک پرسش که امیدوارم صادقانه پاسخ دهید:
    در پست قبل آیا این شما بودید که کامنتی بنام و با عنوان سید مرتضی ارائه دادید؟

    در مورد حکومت آینده در ایران:
    حکومت آینده در ایران را مردم ایران تعیین میکنند و نه من یا شما یا دیگری.
    حکومت ایران در آینده بی شک حکومتی بر پایه ی دموکراسی و سکولاریزم خواهد بود؛ هر چند نسخه ای ابتدایی از آن، ولی باز بستگی دارد به جنبهی مردم و چگونگی درک و فهم آنها از دموکراسی و سکولاریزم.
    شاید حکومت آینده در ایران اینگونه باشد:
    1- مقدمه چینی چندماهه برای آشنا کردن مردم با انواع حکومت بر پایه دموکراسی و با توجه به وضعیت ایران که اکثریت شیعه و مسلمان هستند.
    2- رفراندوم برای انتخاب نوع حکومت. ( که به یقین جمهوری خواهد بود )
    3- بازنویسی قانون اساسی بر پایه ی نوع حکومت آینده و سپس رفراندوم قانون اساسی جدید.
    ( پس تا اینجای کار همه کاره مردم خواهند بود )
    قبل از این رخدادها هم که مقدمه چینی لازم است:
    1- حذف رهبری و ولایت فقیه و هر آنچه آخوند سالاری و آخوندیسم است. دخالت آخوند در تمامی انواع تصمیم گیریهای حکومتی و مدنی ممنوع میشود و فقط یک شخص پس از آنکه به عنوان مرجع انتخاب شد در پاره ای از مواقع تذکراتی در موارد دینی میدهد.
    2- حذف بسیاری از اختیارات سپاه پاسداران و حتی کل سپاه پاسداران و انتقال نیروهای کاربلد و متخصص به ارتش و دیگر ارگانهای انتظامی و بازخرید یا بازنشسته کردن دیگر نیروهای مازاد
    3- سازمانهای زیر مجموعه رهبری و سازمانهایی نظیر شورای نگهبان و غیره نیز حذف میشوند و اختیار آنها و یا کنترل آنها به موقتاً به شورای موقت واگذار میشود.

    فعلاً همن قدر کفایت میکند
    تا بعد
    سلامت باشید

     
    • عليكم السلام جناب ناشناس گرامي ومؤدب ومحترم

      كه به نظرم جناب بي نهايت باشيد ياناشناسي كه به ادب واحترام شناخته شده ايد ميان ناشناسان ولي بنده حقير تقاضا واستدعا مي كنم بايك نام مشخصي ولو استعاري دراينجا بنويسيدهمانند من مسكين كه بانام مصلح دراينجا مي نويسم واسم اصلي ام ميرآقا سجادي است وباهمين نام اصلي ام دراينستاگرام هم پست هاي زيادي گذاشته ام واكثرا هم سياسي است.

      واما جواب شما روشن است من مسكين چرا بانام سيدمرتضي كامنت بگذارم ؟هرچند آن كامنت مورد اشاره به نظر اين مسكين نزديك است واز نظرجناب آقاسيد مرتضي دوراست وايشان به اين نظرگرايش ندارند . هركسي بوده اشتباه كرده است ولي بنده نبودم بهر مقدسي مي خواهيد قسم بخورم. واحتمال مي دهم خودسؤآل كننده جناب آقاسيد مرتضي دام ظله باشد ولي آن احتمال رانيزبعيد مي دانم چون ايشان بانام ناشناس چنين سوآلي نمي كند.

      سايت جناب نوري زاد بازهم بروز نيست ؛خدايا نفسش را گرم وگرمابخش وازصحت وسلامتي برخوارداربدار تا با ايشان برآن بهشت موعودوي باهم برسيم.
      والسلام علي عبادالله الصالحين
      مصلح

       
      • سلام علیکم و طاعاتتان مقبول

        بنده چنانکه بارها عرض شد فقط با نام سید مرتضی که نام کوچک حقیقی من نیز هست می نویسم بقید آدرس جی میل واقعی (نه عاریتی) که نزد دوست گرامی محمد نوریزاد مدیر محترم این سایت گذاشته ام و هر سوال و بحثی با کسی داشته باشم فقط با همین نام ارسال می کنم و هیچ نیازی به دو دوزه بازی یا چند دوزه بازی که مع الاسف در این سایت رواج دارد نمی بینم چون انظار و معتقداتم شفاف و روشن و مستدل است هرچند از دید دیگران خاطی باشم،بنابر این ناشناسی که شما را مورد این سوال قرار داد و اکنون مخاطب شماست (هرکس هست) بنده نبودم،بنابر این چه نیکو بود که حتی از احتمال خاص در حق برادر دینی می پرهیزیم تا چه رسد به اینکه آن احتمال را در عرصه عمومی ذکر و نفی کنیم.

        ملتمس دعا
        الداعی سید مرتضی

         
  47. درود بیکران به آقای نوریزاد عزیز و یاران این سایت

    هول و ولایی تو جون اصلاح چی‌‌های حکومتی افتاده که نگو و نپرس. حیف از فرصت‌های برباد رفته در این دو دهه که با دخیل بستن به این چند دوزه بازان ما را سر کار گذاشتند با آنکه میدانستند تا مقام رئیس جمهوری یعنی‌ یک تدارکاتچی تو دم و دستگاه بیت ویرانگر ایران و ایرانی. طرف ۱۵ سال ادعای دوستی‌ و رفاقت با من داشت بعنوان یک مقام مهم سابق و یک اصلاحاتچی‌ و بارها نفر اولی‌ را احمق گفته به خودم. حالا پس از چند ماه که بهم رسیدیم با آنکه گپ سیاسی با او نمی زنم تا اذیت نشود درامده می‌‌گوید شنیدی افشاگری مقام معذب…ری را در باره نامه اوباما؟ اینرا گفت تا پیشدستی کرده باشد و به من حقنه کرده باشد که انگار از پیش از سن بلوغ تا بحال فقط در آن معذب، مذاب بوده و لاغیر. وقتی‌ این رفتار جنگولکی را با من بعنوان دوست دارد و در چشمم هی‌ زًل زد و هی‌ وقاحت افشانی کرد، چند روز بعد با خبر شدم که پستکی به او قرار است بدهند و ایشان از حالا خواسته به من یاداوی کند که با یک ولایی سر و کار داری اگرباز هم با هم روبرو شدیم. او میداند که حداقل چند صد رای برای روحانی به باد فنا دادم اما نمیداند که زحمت حداقل چند هزار رای را به تنهایی‌ در سبد تحریمیان بر بنیان “دیگه تمومه ماجری” خواهم کشید اگر بلا و مصیبت و نکبت اینان تا انتخاباتی دیگر این جنازهٔ گندیده را همچنان بر ایران و ایرانی آوار نگه دارند که مباد. انسان تا چه حد می‌‌تواند رنگ عوض کند و خودفروشی کند؟

     
  48. رمضانیات
    این اله تازیان چه بی توش و نواست / هرگفته و ناسزا، به /// سزاست
    این ماه نموده مردمان را مهمان / بی خوردن و نوش به روز! این کار سزاست؟

     
  49. سلام و درود

    جناب ناشناس گرامی، در قرآن کریم آیه ای هست که در آن خداوند کسانی را که قرآن را به بهایی نازل میفروشند لعنت کرده است.( بر خلاف تصور جناب سید رضی بنده به مسائل دینی و مذهبی هیچ اشرافی ندارم ولی اگر لازم شد میتوانم آیه را بیابم. جناب مصلح یا سید مرتضی هم اگر لطف کردند و آیه را نشان دادند، بنده سپاسگزارشان خواهم بود) سلطان علیشاه گنابادی در جلد سوم تفسیر بیان السعاده فروشندگان قرآن به بهایی نازل را کسانی میداند که با نوشتن یا تدریس یا چاپ یا تفسیر یا فروش آن کسب سود مادی و ایجاد شغل و در آمد کرده و از قِبَل آن امرار معاش میکنند چه رسد به اختلاس، دزدی، خیانت، رانتخواری، مفتخواری، محترم بدون دلیل بودن، بیکارگی و انگل صفتی،تحمیق توده مردم و خرافه گستری و غصب قدرت سیاسی و به کف گرفتن مدیریت جامعه و بدعت گذاری و مخلوط کردن سنت و احادیث نبوی با غیر نبی؟
    قشر مخربی بنام روحانیت در صده های اول اسلام وجود نداشت، پیامبر بزرگوار اسلام( ص) هیچگاه ادعای روحانیت و قداست نکرد و نه تنها از مسلمانان مزد رسالت نگرفت بلکه هر چه داشت صرف و هزینه تبلیغ اسلام کرد بطوریکه به علت تهیدستی هنگام رحلت او را با عبایش دفن کردند. مجالسش را دایره وار تشکیل میداد تا صدر و ذیل نداشته باشد و اگر ناشناسی وارد میشد، از حضار میپرسید :کدامیک از شما پیامبر هستید!؟ حتی میتوان گفت دین اسلام ضد روحانی بود، به همین علت با مخالفت ریش درازان کوته عقلی که پیرامون ادیان قبل از اسلام پدید آمده و بالیده و بزرگ شده و چون دستی شکسته مدام بگردن مردم بسته شده بودند مواجه شد، زیرا مریدان ابله و مؤمن کشتزار و منبع درآمد آنان بودند. در صد خاصی از افراد جوامع تنبل و بیکاره و بی استعداد و خوش اشتها و زیاده طلب و بی وجدانند. اینان با اختراع شغلی بنام روحانیت و کشف و اشاعه علوم چرکتابی بنام علوم دینی، چون افعی به دور ادیان حلقه زده و از دین و باور و جهالت جامعه تغذیه میکنند. باید طوری سر این افعی را له کرد که به جوهره و ذات دین آسیبی نرسد، آنگاه مردم آزاد و مخیّر خواهند بود که بخوانند و بدانند و بفهمند و بپذیرند یا نپذیرند.
    بستر اصلی و زمینه پدید آمدن و رشد و ماندگاری آخوندیسم جامعه طبقاتی است.این بازار است که با پرداخت وجوهات شرعی هزینه گزاف دستگاه روحانیت را میپردازد، زیرا بازاریان هم نقشی در تولید و کمیت و کیفیت کالا ندارند و از این نظر با آخوندها تجانس دارند. روحانیت به گونه ای ایدئولوگ بازاریانست و اموال حرامی که حاصل احتکار، گرانفروشی، رانتخواری، نزولخواری و…. است را با یک چشم بندی حلالتر از شیر مادر میکند! کتاب آنها هم« مفاتیح الجنان( مفاتیح الجیبان ) »است که شیخ عباس قمی با تنزل قرآن بر بازاریان نازل فرموده است. فرهنگش هم روضه خوانی و به اشتباه ذکر مصیبت نامیده میشود، در حالیکه خودش دقیقاً عین مصیبت است.

     
    • چناب شفیعی با درود! شما دو کامنت گذاشتید در مورد ایدیولوزیکی(سوسیال دمکرات )برای اداره جامعه پیشنهاد دادید که هر چند مقدمه ایی همخوان با خوانش حرامیان و اشغالگران اسلامی داشت ولی می شد در مورد ان بحث کرد . ولی من این کامنهای طرفدارانه از اسلام ات را درک نمی کنم. خود شما که از ما شدیدتر و بهتر جنایات /////////////////////////// جمعی بنام روحانیت یا آخوند را از اسلام در همین کامنت بخوبی معرفی کرده اید. پس هدف شما از طرفداری از یک ایدیولوزی انسان و تمدن ستیز ///////// چیست؟ هموطن شما حتی در مورد محمد دروغ بهم می بافید حتی سید مرتضی با شما هم نظر نیست! محمد شاید در ابتدا مثل دیگران بود و با آنها می نشست ولی بعدا راه و جایگاه و منزلت خود را از دیگران جدا می کند. محمد اسلام را با زور شمشیر علی و عمر و دیگر بزرگان قریش بر عرب مسلط کرد و از هیچ ////////////////////// به مال و زن و فرزندان و حقوق دیگران روی گردان نبود. من براستی در عجبم که شما انسانی با سواد و در عصری با انبار اطلاعات و پیشرفتهای عظیم علمی و تجربیات بشری از یکطرف خود را اسیر مشتی داستان و روایات و ترشحات ذهنی مشتی دروغگو و شیاد کرده اید. هموطن ///(اگر روایت سنتی از اسلام را قبول کنیم) نه تنها خود از غارت و دسترنج هزاران انسان مغلوب و شکست خورده و اسیر به نحو احسن استفاده کرد بلکه به تمام سرداران و سربازان خود نیز از این رهگذر دهشها کرد. آیا زندانی کردن 23 زن که اکثریت شان جوان و در بهترین دوران زندگی خود بودند و تچاوز به کودک 9 ساله هیچ حس انسانی در شما که زمانی خود را طرفدار انسان و حقوق انسانی می دانستید بر نمی انگیزد؟ /// حتی از زن پسر خوانده اش نگذشت. می دانی چرا؟ چون پسر خوانده اش از قریش و اشراف مکه نبود. و زنش از اقوام نزدیک /// بود و نه تنها ازدواج با پسر خوانده //// برای او ننگ بود بلکه خود ///(این برداشت منست) نیز به این امر راضی نبود. بگذریم! شما ناجوانمردانه بمن بارها فحاشی کرده اید و مرا مجبور ساخته اید که به شما توهین کنم. در صورتیکه من دراین چند سال حتی یکبار هم به فردی اول توهین نکرده ام. مشکل شما هموطن نداشتن درک درست از حقوق فردی دریک جامعه دمکراتیک است. شما بخوبی می بینید که اسلام همچون تیغی در دست زنگی مست وسیله ایی برای دروغ و دزدی و کشت و کشتار و تجاوز به حقوق دگراندیشان و ضدیت با حقوق دمکراتیک و زندگی مسالمت آمیز مردم در کنار یکدیگر است. نوع اقتصادی که اسلام معرفی می کند اقتصادی انگلی و گدا پرورست و حقوق انسانیش بر مبنای تبعیض و در ضدیت با ارجمندی و حقوق انسانهاست و آنها را به بردگانی بی فکر و خرد و گوسفند وار تبدیل می کند. بفرمائید این سوسیال دمکراتیکی که شما در پی ان هستید چه ربطی به این تفکر و باور ایدیولوژی اسلامی شما دارد؟ اینکه //// را مرد عدالت بدانید ولی بر آنهمه جنایت ودیدگاهای زن و انسان ستیزی اش چشم بربندید و شیفته مشی اراجیفی که مشتی ///////// برای رونق دکان کید و ریا و فریب خود بهم بافته اند شوید و فراموش کنید که پایه و اساس تفکر شیعیگری از 500 سال پیش با شمشیر قزلباش برما نگون بختان ایرانی زورآور شده نه چیزی بر عزت ما و نه شخصیت ///بعنوان مردی متعصب و خشک مغز و بی تدبیر و زورگو و گردن کلفت می افزاید.

      .

      من نزدیک 5 سالست که در این سایت می نویسم و بارها نظراتم را رک و راست تر از دیگران در این سایت نوشته ام حالا شما با خواندن جند کامنت من بدون پیش فرض و غرض ورزی با آنها موافقت کرده اید لابد با تعجب! من بارها دراین سایت نوشته ام که من طرفدار سیستمی سکولار(برابری انسانها سوای باور و دین و نزاد و جنسیت …تمام انسانهاو جدایی دین و ایدیولوزیهای مختلف از قدرت) و دمکراتیک و با قوانینی بر مبنای حقوق بشرم. چنین باوری مسلما در تضاد با یک حکومت دینی/ اسلامی و یا ایدیولوژیکی است و در بر گیرنده تمام نحله های فکری و برخورد دمکراتیک تفکرات مختلف در محیطی ارام و دور از خشونت و در امنیت کاملست. مسلما چنین دیدی نمی تواند با حکومتی بر مبنای یک دین یا ایدیولوژی سازگار باشد بخصوص زمانیکه چنین دین یا ایدیولوژی در پی حذف دیگر نحله های فکری باشد. ایا اسلام چنین نیست؟ من در کامنتی هر چند به شخص شما توهین کردم ولی ان درجواب توهینهای پی در پی شما بود و الا من هیچ وقت در توهین به دیگران پیش قدم نشده ام. چون مشکل من افراد نیست. من با رژیمی سراپا تسلیح با مشتی دزد و خونخوار و آدمکشی که///// بعنوان یک ایدیولوزی تغذیه می شود مخالفم و در حد توانم از هیچ فرصتی برای ابراز مخالفتم فروگذار نیستم. من براین عقیده ام که برای بزانو درآوردن این حرامیان بهترین راه از تقدس انداختن ایدیولوژی آنها ///// است. بهمین دلیل با وجودیکه برای بسیاری از مسلمین بعنوان انسان احترام قائلم ولی چون اسلام را مایه بدبختی و ذلت و برده گی و از تفکر تهی نمودن انسانها میدانم باور دارم که برای مبارزه با این حرامیان و جلوگیری از پیروزی خوانش جدیدی از اسلام بهترین راه از تقدس انداختن ///// در ذهن تودهاست. هموطن در حریم عمومی هیچ فکر و اندیشه و باور و حرفی مقدس نیست. این احترام گذاشتن به باور دیگران تنها اخلاقی است و بستگی به افراد دارد. شما نمی توانید باورها و اراجیف 1400 سال پیش را وسیله ایی برای کشت و کشتار و تجاوز به حقوق دیگران و اشغال خانه و زندگی دیگران نموده و انتظار احترام به باور خود از طرف ستمدیده گان و کسانیکه با پوست و گوشت خود ستم و تازیانه اسلام و باورهای شما را حس کرده اند داشته باشید. ما ستمدیدگان جز به نابودی و از قدرت انداختن چنین چنایت پیشه گانی و به زباله دان ریختن فکر و باور آنها در سر نداریم! بگذار چند عراقی مزدور //////////////////////////////////////////////////////////// کنند! ولی از شما هموطن که از یکطرف سوسیال دمکرات را ارایه می دهید بعید است که به باورهای انسان و تمدن و ایران ستیز//// باور دارید.

       
  50. توماس جفرسون، به عنوان یکی از بزرگترین چهره‌های عصر روشنگری آمریکا، تابع سنت فیلسوفان سیاسی سرشناس زمانه خود مانند توماس هابز و نیکولو ماکیاولی بود که با تنظیم اندیشه‌های خود براساس دیدگاه فیلسوفان شاخص یونان باستان و روم باستان، تلاش می‌کردند پایه‌های ساختن نظام حقوقی و دولتی نوینی برپا کنند. رواداری مذهبی و عدم تحمیل دین رسمی توسط کوروش هخامنشی که در کوروش‌نامه توضیح داده شده الگویی برای برقراری سکولاریسم از دید جفرسون بود. جفرسون باور داشت که اگر کوروش موفق شده در جهان باستان با آن همه توحش و وجود فرقه‌های بدوی دینی که در نزاعی بی‌پایان با یکدیگر بودند، بی‌طرفی حکومت را در مقیاسی به گستردگی امپراطوری هخامنشی تضمین کند، امکان تکرار این کار در جهان مدرن نیز وجود دارد. از سوی دیگر در آغاز شکل‌گیری کشوری به نام «آمریکا» چون پایه‌های قانون اساسی آن هنوز به درستی تعریف و آزمایش نشده بودند ترس از تمرکز قدرت در دست شخص رئیس‌جمهور و تبدیل او به قدرتی مطلقه و برقراری حکومتی خودکامه وجود داشت. از این رو بنیانگذاران آمریکا با احتیاط بسیار به بحث پیرامون حیطه اختیارات و نحوه حکمرانی شخص رئیس‌جمهور می‌پرداختند. در این میان، تعریفی که گزنفون از صفات اخلاقی و عملکرد کوروش در کوروشنامه ارائه می‌داد، راهنمای خوبی برای آنان بود.

    در سال ۱۸۲۰ توماس جفرسون در نامه‌ای به نوه خود «فرانسیس اپس» می‌نویسد: «به تو توصیه میکنم به طور منظم به درس‌آموزی از تاریخ و ادبیات در هر دو زبان [یونانی و لاتین] بپردازی. در یونانی اول از همه با «کوروش‌نامه» شروع کن».کوروش‌نامه یا «در باب پرورش کوروش» اثر کسنوفون، تاریخ‌نگار یونانی سده پنجم پیش از میلاد است که در آن به زندگی شرح کوروش دوم، بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی، می‌پردازد.

    در سال ۱۷۸۷ در نامه‌ای به دوست ایتالیایی خود «فیلیپ مازی» درخواست ترجمه‌ای تازه از کوروش‌نامه را به زبان ایتالیایی می‌کند.وجود دست‌کم چهار چاپ مختلف از کوروش‌نامه در کتابخانه شخصی جفرسون ثابت شده است. جفرسون در یکی از آن‌ها با خط خود، ترجمه دو نسخه از کتاب را مقایسه کرده است.

    دیدگاه مردم قاجار ویرایش
    دوران ریاست‌جمهوری توماس جفرسون برابر با سال‌های ۱۱۷۹ تا ۱۱۸۷ هجری خورشیدی و پادشاهی فتحعلی‌شاه قاجار بر ایران بود. در زمانی که توماس جفرسون و دیگران بنیان‌گذاران امریکا برای طرح‌ریزی روش حکومت‌داری مدرن و درست و بنیان‌های اندیشه‌های سیاسی نو به بررسی شیوه حکومت‌داری کوروش در آثار یونانی و لاتین بودند در ایران دوران قاجاریان او فراموش شده و مردم آرامگاه کوروش بزرگ را به جای آرامگاه مادر سلیمان نبی شناخته می‌شد. در سال ۱۸۱۸ رابرت کر پورتر، نویسنده، دیپلمات و جهانگرد بریتانیایی پس از نزدیک به هزار سال، ثابت کرد که بنای سنگی واقع‌شده در دشت مرغاب ایران، همان مقبره کوروش هخامنشی است. بعد ما در قرن بیست و یکم امامزاده ها رو برای حکومت داری
    الگو قرار دادیم.

     
  51. آرتین ایرانزمین :

    “سلام بر جاسم عزیز
    دوست عزیز اصلا فهمیدید چه گفتید؟!اگر کسی متوجه شد برای ما هم ترجمه کند!اولا شما ادعاهای جالبی کردید………..بس کنید دوست گرامی با این بضاعت دانش و سواد بیش از این وقت ما را نگیرید…. ”
    ———-
    قصد این بود که این دفاتر به تعداد اشتباهات فراوان موجود در پاسخ اول جناب آرتین به انتقاد اول من باشند اما در پاسخ اخیر آن بزرگوار اظهار ناخرسندی ایشان از ادامه بحث
    ما را برحذر داشت از تلاش برای گذاردن گردو های دیگر بر گنبدی که استعداد نگهداری آنرا ندارد . ما از این امر البته خوشحال نیستیم . در جوابیه های دوست بزرگوارمان دیده میشود که ایشان مطالب مرا با دقت نمیخوانند یا آنها را آنگونه که باید نمیفهمند و از طرف دیگر در همه پاسخ های ایشان فراوان غلط بر غلط های قبلی افزوده میشود که به این ترتیب “عمر نو ح” لازم میشود برای رسیدن به دادن جواب به آنها . از سوی دیگر لازم است این اخلاق زشت برخی از هموطنان را هم گوشزد کنیم که سعی میکنند کاستی های خود را با پنهان شدن پشت قهرمانان جنگ هشت ساله با صدام و مزدوران ایرانی آنها بپوشانند . ” گیرم پدر تو بود فاضل / از فضل پدر ترا چه حاصل ؟ ” . ما به درخواست خود جناب آرتین به این بحث خاتمه میدهیم , اما این به معنی این نیست که ایشان را در آینده هم , اگر به شکی از اشکال مرتکب گناه وطنفروشی شدند, چه خود مرتکب آن شوند و چه از دیگر وطنفروشان مستقیم یا غیر مستقیم حمایت کنند , مورد ملامت و انتقاد قرار ندهیم .

    سپاسی دیگر خدای را که بر ما منت دیگری هم نهاد و عنایتی دیگر فرمود

    به پایان آمد این دفتر , تا روزی دگر شاید
    ترا پندی دهم دیگر , گرت پندی بکار آید
    زما هم بگذرد این شب , ز پس روزی دگر آید
    تو هم حرفی بگو ای جان , که تا رنجی بسر آید

     
    • جاسم آی دزد گفتن برمی گردد به قرنها پیش اگر کمی شعور داشتی و اهل مطالعه بودی حتی در رمان چالز دیکنز اولیور تویست آنجا که قهرمان داستان که بچه ایی بی تجربه بیش نیست و برای اولین بار طعمه خیانت کودکان با تجربه تر می شود هم می توانستی این رفتار زشت و پست و پلاشت ای دزد را پیدا کنی! وطن پرستی و وطن دوستی عناصری مثل تو و سید مرتضی به همان آی دزد توسط شما /////////////////////////// می ماند! تو عراقی و سید مرتضی نیمه عربی که ///////////////////////////// به این اب و خاک است. ای خاک بر سر ایرانی که شما را وطن پرست و اصولا ایرانی بداند!
      جاسم تو اول باید ثابت کنی که مزدور //////////////////////////////////////////////////////////// نیستی بعد تقاضای گفتگو کنی! روزگار بدی در انتظار تو و هم پالکیهاست جاسم. از ما گفتن!

       
    • آرتین ایران

      سلام بر جاسم
      دوست عزیز اول یاد بگیریم که پاسخ هر مطلب را زیر آن بنویسیم.به دو دلیل یک اینکه ابتدا و انتهای بحث مشخص باشد دو اینکه گمان بر خودنمایی نباشد.خیر من از بحث با شما یا کس دیگر نه ملولم و نه ناراضی مشروط بر اینکه یک سرانجامی داشته باشد و صرف مجادله نباشد و البته اگر دوست ما که آژیرکشان به این و آن نسبت ناروا می دهد با یک تلنگر آنچنان به خشم نیاید که گوشه ای از درون واقعی خویش را به نمایش بگذارد.دو اینکه طرف بحث روی به مغالطه نیاورد که این نگارنده را میلی به بازگشایی مدام آن نیست زیرا از نظر من اینجا محل محکوم کردن افراد و …نمی باشد.شما نسبتهای ناروایی به این نگارنده دادید که هر چه منتظر شدیم بلکه اثباتی بر مدعای خود داشته باشید با صغری کبری کردن مداوم از آن طفره رفتید.دوست گرامی این نامش مغالطه است و آن چیزیست که این نگارنده از ادامه آن حذر دارد و نسبت به طرف بحث احساس هیچ نگاری می کند.برای همین است که متذکر شدم بیش از این وثت ما را نگیرید.
      امیدوارم از سبک و سیاق وطن دوستی خود بدین منوال خشنود باشید.ناشناس با نام عاریتی گونه گون و با بستن اتهامات مختلف بدون پشتوانه عقلی و منطقی.مانده ام با این تغییرات مدام و عاریتی بودن در یک سایت چگونه توان واقعی بودن در میدانهای رزم را دارید و از قهرمانان جنگ می گویید!
      ضمنا احتمالا منظور شما شکلی بود نه شکی که بدینوسیله اصلاح می گردد.
      موفق باشید

       
  52. آرتین ایران

    سلام بر ناظران گرامی
    یکی از پستهای پیشین مدیریت این سایت را بطور اتفاقی دیدم.به نظر می رسد آن زمان میزان عصبیت در این سایت هم کمتر بود.حتی به نظر می رسد مدیر سایت عزیز ما هم به سان همگی ما دچار قدری عصبانیت بیشتر نسبت به گذشته شده است.بی دلیل نیست که ایران یکی از عصبانی ترین کشورهای دنیا لقب گرفته است.اظهارات دوستی به نام مستعار وطندوست هم جالب توجه است.جای علی ۱ گرامی هم خالیست.
    http://www.nurizad.info/blog/31466
    موفق باشید

     
  53. درود
    سوسیالیسم را به معنای عدالت اجتماعی نمی توان تعبیر کرد. زیرا سوسیالیسم /اجتماع گرایی
    وسیله ای است که در هر نظام تعاریف خود را می گیرد.بدین معنا که در نظام کمونیستی نقش اساسی را دولت در اقتصاد/سیاست دارد و در نظام اقتدارگرایی و نظامی چون سوسیال ناسیونالیسم هیتلر نقشی نظامی .
    به هیچ وجه معنای سوسیالیسم با عدالت اجتماعی یکی نیست. شاید باید آنرا مشارکت اجتماعی نامید. اما، مشارکت اجتماعی را باید تعریف کرد که در کجا و چگونه وتوسط چه کسانی است؟
    جامعه مدرن اروپا، با غلبه بر قرون وسطا و جدایی دین از قدرت و مشارکت توده ها در تعیین سرنوشت خود و مبارزه دایمی اقشار مختلف برای حقوق خود تا کنون شکل گرفته و این پروسه ادامه دارد. سوسیالیسم با تغییر اهداف نیز تغییر کرده و اشکال مختلف را به خود گرفته است.
    آنچه ما شاهد بوده ایم سوسیالیسم تنها زمانی نقش مثبت و عدالت را دارد که توسط تشکلهای صنفی و اجتماعی از طریق همه اقشار مردم ونه از جانب دولت و افرا د پوپولیست شکل می گیرد.

    سوسیالیسم در کشوری با نظام اقتدارگرای مذهبی ولایت فقیه چون ایران امکان پذیر نیست. زیرا امکان مشارکت مردم در سرنوشت خود از مردم گرفته شده است. با نابودی نظام نیز بسته به حرکتها و تشکلهای صنفی واجتماعی و آگاهی مردم و نظام سکولار دارد .
    مشکل عقاید مذهبی و ایسم ها در این است که سعی می شود به یک اندازه چون لباسی بایک سایزبر اندامهای جوامع پوشانده شود .

     
    • فریبای گرامی با درود! من چند سال پیش کامنتی گذاشتم و در ان کامنت نظام سوسیال دمکرات برای شرایط ایران همچنان که این هموطن شفیعی پیشنهاد داده توصیه کردم. دلیلم هم می توان گفت همان شرایطی است که جناب شفیعی بیان نموده اند مثل تنوع قومی و تنوع جغرافیایی …من همچون شما نیز باور دارم که تا زمانیکه حکومتی تیوکرات و فاشیست بر ایران حاکم است چنین الگویی نه پذیرفتنی و نه قابل اجراست. مسلما چنین باوری یا رژیمی بعد از سرنگونی حرامیان و اشغالگران اسلامی است که به بحث یا رای گذاشته خواهد شد. ولی تنها بعنوان یک پیشنهاد می تواند چنین سیستمی قابل بحث باشد. ولی علتی که من بعنوان یک فرد به چنین سیستمی باور دارم از این قرار ست.

      1.ایران کشوری عقب افتاده وبا مردمی گرفتار خرافات و //// دینی است هر چند که خود باور ندارند. ولی در گفتار و رفتار آنها چنین عقب افتاده گی و تحجری بخوبی پیداست. بنابراین حتی زور آور کردن سیستمی سوسیال دمکرات در عمل چنبه های دینی بعلت واقع بینی و کار و فعالیت کمتر می شوند. بخصوص وقتی که زنان نیز در کنار مردان و با حقوق برابر با مردان بکار مشغولند.
      2.ایران کشوری جهان سومی با اقتصادی گداپرور و انگل پرور است. در یک نظام سوسیال دمکرات هر کس باید به اندازه توانش کار کند و به اندازه احتیاجش از جامعه کمک دریافت کند(مسلما این بند بسیار پیچیده است و مشکلاتی که بعدا پیش خواهد آمد نیز در همین بند است)
      3.ایران از نظر قومی وزبانی و جغرافیائی بسیار متنوع و گسترده است بنابراین برای سامان دادن به امور چنین کشور پهناوری چنین سیتمی لاقل در چندین دهه اول کار آمدی بسیار ارزنده خواهد داشت و برای ساختن زیر بناهای اقتصادی و اجتماعی و صنفی در جامعه و بکار گیری پتانسیل های گوناگون بسیار مفید خواهد بود.

       
      • درود مزدک گرامی
        من روی عقاید شما راجع به ایران بحث دارم.
        ۱-جامعه ایران اسیر خرافات است، اما، این بدان معنا نیست که مردم با این خرافات مبارزه نمی کنند. همانطور که می دانید خرافه زدایی یک پروسه است(در ضمن از زحمات شما در این سایت سپاسگزارم)
        ۲- اتفاقا راه حل آسان ، فدرالی کردن استانهاست، بدین معنی که همه استانها زیر پرچم ایران سکولار و دموکراتیک خودگردان شوند ، در زیر پوشش یکی برای همه، همه برای یکی.
        ۳-اقتصاد و اجتماع آینده ایران بستگی به مشارکت و نظارت مردم دارد و البته با فساد و دزدیها باید ریشه ای مقابله کرد.و این هم احتیاج به پروسه و رشد فکری جوامع دارد.

         
    • سلام و درود

      مالکیت دو شکل بیشتر نمیتواند داشته باشد، یکی مالکیت خصوصی و دیگری مالکیت عمومی. مکاتب سیاسی_ اجتماعی به هر صورت ذیل یکی از آنها تعریف میشوند. سرمایه داری دولتی هم سرمایه داریست و اساسش بر استثمار انسان توسط انسان است، ولی میتواند در خدمت سوسیالیسم یا در خدمت فاشیسم باشد. شرکتهای تعاونی خاص و عام هم دارای ماهیتی مبتنی بر مالکیت خصوصی هستند. غرض بنده این بود که تحت هر نام و عنوانی باید نظام اقتصادی_اجتماعی آینده به داد مردمانی برسد که روی خط فقر، وبه زیر خط فقر رانده شده اند. هر اندیشه و عملی که بتواند راهکاری جهت نجات مردم از فقر و مسکنت ارائه دهد و فاصله طبقاتی را کمتر و فرصتهای یکسانی ایجاد کند ، لاجرم اندیشه و عملی است که میتواند به درجات مختلفی سوسیالیستی تلقی و تعریف شود. اجرا و تأسیس نظام سوسیال_دمکراسی هم بدون اجرای وجه دمکراتیکش و مشارکت حداکثری و نگرش یکسان حاکمان به مردم، علیرغم تنوع و تکثرشان امکانپذیر نخواهد بود. حال ممکنست بر اثر تبلیغات و زهرپاشی مخالفان سوسیالیسم، و میراث جنگ سرد، مردم ناآگاه از شنیدن این اسم دچار وحشت شوند.
      ( هنوز هم در برخی نقاط محروم از سواد و دانش اجتماعی سوسیالیسم را به معنای هرج و مرج جنسی میگیرند! چه رسد به کمونیسم که معادل فیلمهای پورنو تولیدی در جهان سرمایه داری تلقی میشود!؟ )چه اشکالی دارد که نظام عدالت محور پیشنهادی با اسمی دیگر، مثلاً نظام« عدالت اجتماعی »نامگذاری شود؟
      اصل محتوا و عملکرد و جهت گیری اجتماعی آنست.

       
      • درود
        جناب شفیعی
        اینکه چه تعابیری ازسوسیالیسم در نزد مردم جاری است شاید بدین دلیل باشد که تعریف صحیحی از آن به مردم داده نشده ، قصد شما بسیار نیکوست ولی باید سره را از ناسره جداکرد.
        البته در فرهنگ سوسیالیسم و در طول تاریخ انواع تعابیر را می توان از آن یافت. هیتلر نیز شعارش ناسیونال سوسیالیسم بود.
        درتعریف عدالت اجتماعی ، البته ، سوسیالیسم نقش عمده ای پیدا می کند، و هر چه همکاری و مشارکت مردم در ساختار جامعه و حکومت بیشتر باشد به همان میزان عدالت بیشتر خواهد بود و برای رسیدن به عدالت ، باید آزادی و برابری حاکم باشد و این در حاکمیت دینی، نظامی، اقتدارگرا امکان پذیر نیست.
        حال هر چه چپ شعاردرود بر مارکس بدهد و یا راست از عدالت خواهی در قرآن مثال بیاورد. اصل عدالت بر اجرای آزادی و برابری است.و این امکانپذیر است.

         
      • جناب شفیعی نوع سومش همان سوسیال دمکراتیک است که ترکیبی از نوع سرمایه داری دولتی و خصوصی است. موضوع استثمار انسان در هر دو سیستم کم و بیش یکی است و اصولا نمی توان در جامعه از کار و سرمایه بدون استثمار حرف زد. امروزه همه این موضوع را پذیرفته اند بهمین دلیل هم مهمترین هدف هر دولتی و یا سیستمی باید کم کردن آن باشد و نه از بین بردنش که ایده آلی بیش نیست. بنابراین اول بوجود آوردن امکانات کاری و تولید کار از مهمترین وظیفه هر دولتی است. از طرف دیگر دستمزدها باید در حدی باشند که انسانیکه 8 ساعت کار می کند بتواند با دستمزدش زندگی قابل قبولی که شامل مسکن و غذا و لباس و حداقل یک سفری در سال و امکانات عادی و ضروری زندگی داشته باشد. مسلما در چنین سیستمی گروه زیادی استثمار می شوند چون برای داشتن امکانات رفاهی مثل کودکستان و مدرسه و دانشگاه و بیمارستان و خانه سالمندان و هزینه افراد ناتوان و بیکار و ساختن راهها و نگه داری و پرورش محیط زیست و برقراری ارتباطات و وسایل نقلیه عمومی و حفظ امنیت داخلی توسط پلیس و مرزها توسط ارتش …احتیاج به دادن مالیات بالا توسط مردم است. منابع طبیعی چون مربوط به تمام نسلهای یک کشورست اصولا باید برای پایه ریزی زیربناهای پایدار و استخوان بندی اقتصاد بکار گرفته شود و نه خام فروشی شده و توسط مشتی دزد و کلاش و باندهای مافیایی بالا کشیده شود. مسلم است که در چنین سیستمی باید نوعی بالانس بین درامد و هزینه های دولت و حکومت باشد.بهمین دلیل آنها که بیشتر درامد دارند مجبورند که بیشتر بپردازند و در چنین سیستمی سرمایه داری نمی تواند سیستم اقتصادی درستی باشد. هر چند که مدعیانش برانند که سرمایه داری را عامل پیشرفت و ایجاد کار و تولید … معرفی کنند.نمونه این دو طرز تفکر کشورهای اسکاندیناوی از یکطرف و آمریکا و ژاپن از طرف دیگرست. من معتقدم که لاقل تا 4 یا 5 دهه یک حکومت سوسیال دمکرات در شرایط ایران برای ساختن زیر بناهای اجتماعی و اقتصادی و ارام کردن جامعه ایران با اینهمه تنوع قومی و جغرافیایی و فکری …بهترین انتخابست. چون چنین سیستمی باعث شکل گرفتن مدرن جامعه شده و راه پیشرفت و صنعتی شدن کشور را هموار خواهد کرد و باورهای سیاسی و اجتماعی در جامعه را شکل می دهد و ایرانیان را از این سردرگمی و شتر گاو پلنگی بودن نجات داده و تعریف جامعی برای منافع ملی ایرانیان بوجود خواهد آورد چیزی که امروز بشدت نا مفهوم و در غبارست.

        درپایان در یک نظام سکولار و دمکراتیک با قوانینی بر مبنای حقوق بشر همه افراد در برابر قانون با هم برابرند و وظیفه حکومت و دولت رضایت شهروندان است و هیچ حقی برای دخالت در زندگی فردی افراد ندارد.جامعه را دولتی که با رای مستقیم مردم در احزاب مختلف جمع شده اند انتخاب می کنند و وظیفه اش پیش برد سیاستهایی است که به رفاه و امنیت مردم و پرورش و نگه داری محیط زیست کمک کند.در چنین سیستمی تمام ارگانهای حکومتی زیر نظر قانون و نمایندگان مردم قرار دارند و قوای سه گانه مجریه و قانون گذاری و قضایی هرکدام محدوده خود را دارند و هیچ فردی یا گروهی و یا حزبی نمی تواند از آنها برای پیشبرد سیاستهای خود جهت زورگویی و سرکوب استفاده کند. در چنین سیستمی حریم خصوصی افراد از حیطه دخالت حکومت بیرون است و مستقیما در پناه قانون است. دین و باور و جنسیت (مرد زن و ترانس..)و جهتگیری جنسی(هم جنسگرایی …) آزادی بیان و نوشتن جزیی از حقوق فردیست و به حریم خصوصی مربوط است و هیچ کس را اجازه ورود به آنها نیست مگر جرمی اتفاق بیفتد که دران صورت قانون و دستگاه قضایی با رعایت قوانین مربوط به حریم خصوصی فرد اجازه شکسن چنین حریمی را خواهد داشت که در بیشتر موارد بسیار دست وپاگیر و مشکلست.

         
  54. چه باید کرد؟
    ساده ترین راه حتی ساده تر از رفراندم از نظر من چنین است
    1- رفع توقیف و اعمال سانسور از رسانه ها
    2- آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی و اقلیتی و امنیتی
    3- اعلام انحلال شورای نگهبان و اعلام آزادی فعالیت احزاب
    4 – تعویض رئیس قوه قضائیه با شخصی وجیهه المله (مانند آقای سلطانی یا خانم ستوده)
    تصور من این است که ما ملت تا بدان حد از رشد رسیده ایم که در صورت باز بودن فضا الزامات یک جامعه دمکراتیک را رعایت کنیم
    سال 98 سال انتخابات نمایندگان مجلس است و چنانچه با اجرای 4 شرط فوق فضا برای انتخاب شدن نمایندگان واقعی مردم فراهم شود مسیر حرکت ملت توسط خود همان نمایندگان تعیین خواهد شد.

     
    • این حکومت با بزک و اجرای چند بند و تبصره اصلاح شدنی نیست . با اختیارات نامحدود ولی فقیه در قانون اساسی چه باید کرد ؟؟؟؟ غده سرطانی این رژیم ، ولایت و وجود قیمی نادان و بیرحم برای مردم است و نیزحکومت دینی که آزادیهای انسانی را سرکوب می کند. رفراندوم هم در زیر سایه سانسور و تقلب و سرکوب رژیم ، به نفع عده ای مصادره می شودو نظام را پابر جاتر میکند . اینها باید بروند .این تنها راه نجات ایران از سرطان استبداددینی و سیاسی است .

       
  55. به فتوای من ۱۰ مرتبه شنیدین این ۲ دقیقه و ۲۸ : https://youtu.be/LN0ODTY4umo برای سید مرتضی از نماز و روزه هم واجبتر است.

     
    • جناب ناشناس درود
      جهت اطلاع عرض شود که در مورد شیخ مرتضی هرچه بگویید آب در هاون کوفتن است شیخ مصلح گویا به راه آمده ! ولی امکان ندارد که شیخ مرتضی را بیدار کنید به گمان من فقط بانگ الرحیل ! وی را سر عقل خواهد آورد خود را خسته نکنید . با سپاس .

       
    • بنده این ویدئو را شنیدم و البته خبر مکتوب آنرا قبلا در سایت ها و کانال ها دیده بودم،کسی که این لینک را باشتراک گذاشته و البته کسانی در این سایت که همفکر او هستند به اولین و بدیهی ترین نکته ای که توجه نمی کنند این است که یک نماینده با آزادی تام و تمام در صحن علنی مجلس بقوت حرف خود را می زند و تذکر و انتقاد خود را مطرح می کند،این همان مکانی است که بارها در این سایت توسط افراد فاقد ادب و انصاف و در عین حال مدعی ادب و انسانیت از آن به “طویله” تعبیر شد،بنابر این نقل اولین نقض به خود آنانی است که بدروغ مدعی هستند در این کشور و از جمله در مجلس شورای ملت آزادی بیان و اظهار نظر وجود ندارد،بنابر این کسانی که معمولا با توهین بمردم ایران و منتخبان مردم ایران و مجلس قانون گذاری از آن به طویله تعبیر کردند یا می کنند یا حق استناد به چنین اظهاراتی را ندارند یا باید از بی ادبی و وقاحت خویش خجالت بکشند و اینجور تعبیرات را تکرار نکنند اگر به مجلس و گفتار نماینده مجلس استناد می کنند.

      نکته دیگر این است که خوب این نماینده مردم در مجلس در حال هشدار و ابراز دلسوزی برای نظامی است که آنرا قبول دارد و برای اصلاح آن می کوشد بر خلاف کسانی که معمولا با بی ادبی مجلس را طویله می دانند و مایلند بخاطر عناد و مخالفت کلیشه ای که با اصل نظام اسلامی دارند با اشاره به برخی مفاسد صادره از برخی افراد با اصل نظام اسلامی مخالفت کلیشه ای کنند و بدنبال براندازی آن باشند.خوب این نماینده مجلس بحق و از جایگاه قانونی و آزاد خود از مسئولان قضائی و امنیتی و اجرائی یا قانون گذاری می خواهد که با فساد های ریشه ای یا فسادهای پنهان و آشکار برخورد کنند و این سخن بحقی است،لکن معنای هشدار و نهی از منکر این نیست که بنای مقابله با فساد وجود ندارد یا با فساد بطور مستند برخورد نمی شود،بهرحال سامان عملیات قضائی ساز و کارها و مقدمات خود را دارد و هرجا فسادی شناسائی شده برای آن پرونده تشکیل شده و روال خود را طی می کند،همینطور پیش از وقوع فساد و بعنوان پیشگیری هم باز نهاد قانون گذاری (مجلس) سامان و ساز و کارهایی در امر تدوین و تصویب قانون دارد،یا قوه مجریه جمهوری اسلامی تلاش هایی برای ممانعت از فساد و قاچاق و اختلاس و نظائر آن دارد،پس اجمالا برخورد وجود دارد و نمی توان همینطور با کلی گوئی و ابهام آفرینی کلیت یک نظام را بفساد سیستماتیک متهم کرد و باید بطور مشخص و مستند هرکس جایی فسادی سراغ دارد آنرا با مدارک و مستندات به دستگاه های مسئول و قوه قضائیه ارائه کند،معمولا در این موارد اسامی مطرح می شود بعد تعمیم داده می شود،فردی بنام خاوری اختلاس کلانی کرده و از کشور متواری شده،پرونده او در جریان است و مورد تعقیب است،آیا باید بصرف اینکه یک مقام بانکی بی تقوائی و بی اخلاقی کرده و دزدی و اختلاس کرده و متواری شده کل یک نظام را متهم کرد؟ البته پرونده مرتبطان به او نیز در جریان است و نمی شود همینطور کلی کسانی را متهم کرد.آیا فرد متخلفی مثل زنجانی دستگیر نشده و مورد محاکمه قرار نگرفته است؟ آیا قاضی معزول و متخلفی مثل سعید مرتضوی از جهات مختلف مورد محاکمه و محکومیت و حبس و مجازات واقع نشده است؟ آیا بسیاری از افراد که ممکن است گمنام هم بوده اند و بمعروفیت اینطور افراد هم نبوده اند مورد محاکمه و انفصال از امور دولتی و محرومیت های کیفری و اجتماعی واقع نشده اند؟ خوب بروید لااقل آمار پرونده های فیصله یافته در دستگاه قضائی را مطالعه کنید،پس اینطور نیست که بنای بر مقابله با فساد و اختلاس و دزدی قانونا ی برحسب اجراء وجود ندارد،منتها مساله این است که برخورد با متخلف امری شعاری و هیاهوئی اینطور که مخالفان کلیشه ای جمهوری اسلامی می خواهند نیست،و برخورد با متخلف از قانون باید از مسیر قانونی و قضائی خود باشد،البته خیلی بحث ها هم بحث هایی رسانه ای یا تهمت و افتراء به اشخاص است یا مبتنی بر تخیلات تحلیلی یا تحلیل های تخیلی است مثل نوشته ها و رویکرذهای مدیر این سایت را که می بینیم هرجایی و در هر موردی روی تخیلات یا تحلیل های خاص خود راحت افراد نامشخص یا افراد مشخص را مورد بمباران “دزد”،”آدمکش”،”اختلاس چی” و تعبیراتی نظیر این قرار می دهد،مثل اینکه مثلا اگر ایران روی اهداف امنیتی منطقه ای یا وظائف قانونی شرعی اسلامی در سوریه دخالت کرد ایشان راحت می نویسد :”دزدان”! و “دزدی”! همینطور “آدمکشان” و “آدمکشی”! که در مورد برخورد با محاربان و جانیان و دزدان مسلح و گروهک های غیر قانونی مسلح بکار می رود! …خوب اینها چیزی جز تحلیل ها و تاویل های خاص و مخالفت های کلیشه ای با اصل نظام نیست.

       
  56. از آنجا که رئیس جمهورمان در سخنرانی خود مربوط به سخنان پمپئو رفته بود بالای پشت بام و رو به آمریکا داشت خون راه میانداخت من جهنمی جهنم وار شدیدأ بفکر فرورفتم و به چند نکته عجیب رسیدم که اکنون با شما در میان میگذارم
    اول آنکه حق با رئیس جمهور است. نباید کسی برای ما تعیین تکلیف کند و مرتب کلمه باید را بکار برد
    دوم آنکه رئیس جمهور راست میگوید او قبلا سی آی ایی بوده مانند ساواکیها و یا امنتیهای سپاه خودمان، خوب اینها تربیت شان اینطوری است
    سوم آنکه ما باید همیشه این نکته را در نظر داشته باشیم که مرگ بر این و آن گفتن نوعی زبان دیپلماسی شیعی است که بمعنای ظاهر آن نباید توجه کرد. حالا این جناب پمپئو چه گفته است
    1 – ایران باید به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گزارش کاملی از ابعاد نظامی برنامه هسته‌ای خود ارائه کند و برای همیشه از برنامه نظامی هسته‌ای خود دست بکشد
    2 – ایران باید غنی سازی اورانیوم را متوقف کند و هرگز به دنبال بازفرآوری پلوتونیوم نرود و تاسیسات آب سنگین خود را ببندد.
    3 – ایران باید به بازرسان آژانس اجازه بازدید از همه سایتهای خود در سرتاسر کشور را بدهد.
    4 – ایران باید به برنامه موشک‌های بالستیک خود پایان دهد و پرتاب یا توسعه موشک‌های با قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای را متوقف کند
    5 – ایران باید شهروندان آمریکایی و همچنین شهروندان متحدان ما که در ایران زندانی، مفقود یا در بازداشت هستند را آزاد کند.
    از 6 تا 12 یک مطلب است که بخاطر زبان دیپلماسی بخش شیعی آن تا 12 کش آمده است. خلاصه آن میشود : جل و پلاس سپاه قدس را جمع کنید واینور و آنور دخالت نکنید.
    شما خواننده عزیز بزرگی کنید و این کلمات باید را تبدیل به لطفا یا خواهشا کنید تا به بینیم مسئله چیست ؟
    1 – سلاح هسته ای نظامی یا همان بمب اتمی ،که آقا فرمودند حرام شرعی است شاید پمپئو گرایش به شیعه پیدا کرده باشد.
    2 – این پمپئو فراموش کرده که ما خودمان قبلا راکتور آب سنگین را گل گرفتیم و غنی سازی را گفتیم حق ما نیست و آنچه را هم غنی کرده بودیم دادیم دست بزرگترمان فقط چند تا سانتریفوژ عصر حجری را برای یادگار نگهداشتیم
    3 – بازرسان آژانس هم که دائما مشغول اظهار رضایت از دسترسی به همه جا هستند فقط مانده است زیر لاحاف بعضیها.
    4 – احتمالا کارشناسان وزارت خارجه آمریکا به پمپئو گفته اند: از آنجا که در ایران پدیده اختلاس بسیار رایج است و متخصصان ایرانی هم تا توانسته اند فرار کرده اند شاهدش که همه جا پراکنده اند از جمله در همین وزارت خانه خودمان . بنابراین تولید موشکهای بالستیک و دوربرد با کمک کشورهای دوست نمائی همچون کره شمالی ، برایشان هم خیلی گران تمام میشود و هم قلابی است، تجربه که شد. بنابراین بهتر است خودمان کمکشان کنیم و این تکنولوژی را در اختیارشان قرار دهیم تا حساب کار دست اروپائیان هم باشد. در همین رابطه پمپئو این مورد 4 را گفته و در انتها نیز از انتقال تکنولوژی صحبت کرده اند.
    5- فرموده اند از این بازیهای گروگانگیری با ما نکنید ما که دمکرات نیستیم .
    تا اینجا قبول بفرمائید که لحن دوستانه و ملایم است اما از مورد 6 تا 12 ایشان با زبان دیپلماسی شیعی میفرمایند:
    شما با عراق جنگیدید با آنهمه سلاح هائی که در زمان شاه به شما داده بودیم و در زمان جنگ هم میدادیم هواپیماهائی که حامل سلاح بودند و با سرمایه صیهونیست ها از آرژانتین برایتان سلاح میآوردند یادتان هست ؟ تا اینکه یکی از آنها در روسیه سقوط کرد و حکومت روسیه در بوق کرد . همین اسرائیل عزیز هم که هواپیما هایش را رنگ میکرد و تاسیسات عراق را بمباران میکرد چطور؟ ، ماجرای مک فارلین هم که فراموش نکرده اید و…حالا بقیه اش را چون لو نرفته نمیگویم . با اینهمه آخرش هم مجبور شدید جام زهر را بخورید نتیجه چه شد؟ صدام و عربها باز هم پرروتر شدند و صذام کویت را جایزه میخواست . شده بود سردار عرب. تا آخر مجبور شدیم خودمان دخالت کنیم و به دارش بکشیم و سپس وقتی برای نگهداری تحویل شما دادیم چه کردید ؟ گند زدید . میخواستید در آنجا هرچه سنی هست مانند مردم خودتان از نفس کشیدن بیاندازید تا اینکه از میانشان داعش درآمد. بهار عربی که از تونس آمد چه شد ؟ این حرامزاده های اروپائی وقت را مناسب دانستند و رفتند سراغ لیبی ، حالا هم آنجا را میان خودشان تقسیم کرده اند و هرکدام از بخش خود نفت میبرند.در سوریه هم معلوم نبود چه غلطی میخواستند بکنند که ترکیه و کردها و داعشی ها هم خود را قاطی کردند و ما صلاح در آن دیدیم که همان اسد لندهور بماند و شما هم بروید کمکش، چقدر صبر کردیم ، آیا 150 ملیارد برای شما نفرستادیم ؟ اما آیا توانستید ؟ آنجا هم گند زدید تا بالاخره ما مجبور شدیم رضایت دهیم این پوتین گستاخ به داد شما برسد
    یک زمانی اوایل انقلاب با آنکه دائما به ما فحش تقدیم میکردید ولی ما از بودنتان خوشحال بودیم و میگذاشتیم پای دیپلماسی شیعی، این عربها خیلی گستاخ شده بودند و اسرائیل عزیزمان هم در موضع ضعف بود اما مدتهاست که اینطور نیست عربها دمب شان را گذاشته اند روی کولشان و میگویند این شیعیان رافضی دیگر چیست که بجان ما انداخته اید ما که مخلص اسرائیل هم هستیم و اسرائیل عزیز هم حالا سینه سپر میکند و از اینکه شما در سوریه باشید ناراضی است بنابراین هرچه زودتر کاسه کوزه را از اینطرف و آنطرف جمع کنید و بروید . انگار امر به خودتان هم مشتبه شده که برای خودتان کسی هستید، میروید در افغانستان با دوستان سابق و دشمنان فعلی توطئه میکنید. …..برگردید سرجایتان و آرام یمانید تا به بینیم در آینده به چه کار میآئید.
    مشاهده شد، کلام ، کلام دوستانه است اما برای حکومت . ملت اگر چیز دیگری میخواهد خود باید به پا خیزد.

     
  57. بادرود به جناب نوری زاد
    در این پست سخنان شیخ مصلح را از پست قبل کپی کردید و آرزو های قشنگی نیز به آن اضافه فرمودید و گویا بر ( جوانان ) آرزو خوش است ! جناب نوری زاد در اصطلاح میگویند جن و بسم اللله . که ایندو با هم جمع نمیشوند . قاموس آخوند جماعت ! غیر قابل تغییر است . مگر اینکه این لباس را به کنار نهد . شما فقط نه درمورد آخوند ! فقط تصور کنید که یک کشیش و یا خاخام در کنار یک گروه راک شروع به رقص های آن چنانی کند .این از محالات است .مگر این که فردی خود را به لباس کشیش و یا خاخام درآورد .جناب نوری زاد فقط تصور کنید که این جناب شیخ مصلح در مکانی گیر چنان بانویی با اسباب طرب بیفتد و راه فرار نداشته باشد . این شیخ ما یا خودش را میکشد یا آن بانوی شاد و سر زنده را ! دلیل سخن من در جواب وی به جناب با صفا در پست قبل هست که این شیخ مصلح هنوز از سر تفرعن و منیت دچار توهم هست و در جواب جناب باصفا میگوید که اگر کس دیگری این گونه سخن میگفت هیچ اعتنایی نمیکرد ! و گویا هنوز در سر قدرت ناشی از لباس و ردای خود را به فراموشی نسپرده و هنوز چوب تکفیر را کنار ننهاده و گویا به خاطر جبر زمان ! گربه عابد شده !! میدانم که این گفتار من سخت به وی فشار می آورد و چاره ای هم ندارد و این از خواص این ردای کذایی وشاهزاده ! پنداری وی هست واز آن دم میزند ! خوب جناب نوری زاد آیا میتوانید این انسان متعبد را با یک خانم غیر متعبد در آن مکان کذایی بدون کشت و کشتار فرض نمایید ؟ این از محالات است . البته در آینده این قشر فقط به مساجد و قبرستان ها گسیل و به شغل آبا و اجدادی خود خواهند پرداخت . البته شیخ مرتضی هم در کنار آن مسجد و قبرستان اتاقی حجره ای هم برای کنکاش و غور در مسایل بسیار پیچیده و قامض اسلامی در اختبارخواهد داشت . آن روز دیر نیست

     
    • جناب مهرداد عزیز، با درود، کوتاه بیا شما با این جناب مصلح. ایشان نان از بازوی خویش نوش جان می‌کند و فریادش از نابکاریها و غارت‌ها و جنایت‌ها و وطن فروشی‌های نظام حاکم بلند و رساست. هیچ باور و اعتقادی به اصل خونبار و جنایت آفرین حفظ نظام که شعار و کردار جنایت پیشگان و غارتگران است که ندارد هیچ، بارها هم روی انتخاب حکومتی دمکراتیک و منتخب مردم ایران تاکید داشته است و گاه نیز راهکار ارائه می‌‌دهد. دوستانه عرض کردم خدمت شما. این هم قبول که همچون جناب مصلح بسیار کمند، اما هستند و درخور ستایش و احترام.

       
  58. دوست بزرگوار جناب مصلح
    با سلام و تهیت و آرزوی قبولی طاعات شما در این ماه مبارک..با تشکر از محبت شما، بنده بهیچوجه قصد اسهزا نداشتم و امیدوارم در حسن ظن شما به حقیر اختلالی نشود.از باب روشن شدن مطلب توضیحاتی خدمت شما عرض میکنم:
    1- اصطلاح جعبه سیاه به هر پدیده ای گفته میشود که دسترسی همگانی به آن متصور نیست و صرفا کارشناسانی باید به آن ورود کنند و دلیل انهم این است که اطلاعات و یا معلومات مهمی در آن است که قابل فهم همگان نیست. آیا بینی و بین الله وقتی از فلسفه پاره ای احکام پرسیده میشود جواب غالب آقایان این نیست که باید اطاعت کرد و یا بر شما فرض است که اطاعت کنید؟
    2- سئوالی که مطرح شد این بود که با عنایت به دستور حکیمانه سخت نگرفتن بر مسافر،چرا نباید بر راننده که در همان سفر است و چندین بار هم آن سفر را تکرار میکند آسان گرفت. شما فرض بفرمائید جنابعالی قصد رفتن به قم را دارید و سوار اتوبوسی در ترمینال جنوب میشوید و عازم میشوید. شما بعد از رسیدن به قم میتوانید با 9 روز اقامت در یک هتل مسافر محسوب شوید ولی آن راننده اتوبوس که در گرمای بالای 40 درجه جاده قم با مسئولیت سنگین رانندگی در همان روز حداقل 2 بار آن مسیر را میرود و بر میگردد حق نوشیدن حتی یک جرعه آب را هم ندارد چون دائم السفر است؟ آیا ما چنین حکمی در قرآن و یا سیره نبوی داریم؟
    3- عرض بنده این است که این چنین تفکیکی کار علمای دینی و استنباط شخصی ایشان به هر دلیل است و واقعا توجیهی ندارد.حال اگر اگر راننده ای بیاد از این مورد سئوال کند و ما اورا حواله به احکام بی دلیل بدهیم،آیا فقه را به جعبه سیاه دست نیافتنی تبدیل نکرده ایم؟ شما اگر تجربه چنین وضعی را که عرض کردم داشته باشید قطعا مثل افراد مبتلا به آن بفکر فرو میروید که حقیقت موضوع چیست؟
    4- در مورد سگ و نجاست آن بنده تا بحال ادله روشنی ندیده ام و حتی دیده ام که یک یا چند تن از فقها به طهارت آن هم رای داده اند. خوب واقعا استدلال آن چیست؟
    در جلسه ای که عرض کردم ،آن دوستان حوزوی هم دچار همین مشکلات شدند….

     
    • با سلام و آرزوی قبولی طاعات برای دوست مکرّم ام سید محترم میرآقا و همه مسلمانانی که در این روزها و شب ها بطاعت و عبادت مشغولند و با اجازه ایشان بنده نکاتی را خدمت دوست محترم باصفا عرض می کنم: یکی از مشکلاتی که بنده با گفتمان و طرز تفکر دینی باصفای این سایت دارم و همیشه گفته ام،رویکرد دین شناسانه در مورد اصول و فروع اسلام است،بارها عرض شد که منبع احکام در دیانت اسلام فقط عبارت از قرآن کریم نیست که ما مثلا یک آیه ای را مبنا قرار داده بعد بخواهیم در رویکردی غیر تخصصی (بارها خواسته ام تحصیلات و تخصص باصفا را بدانم ولی بخود نهیب زده ام که وارد حریم خصوصی او نشوم شاید خوشایندش نباشد) بقول معروف تا گاو و ماهی فتوا صادر کنیم یا با تعبیراتی تحقیر آمیز به دانش آموختگان تخصصی دین طعنه بزنیم،و مکرر عرض شد که منابع دین عبارت از کتاب (قرآن) و سنت (نقل های معتبر از پیامبر و عترت مطهر او) و احکام مسلّم عقل و اجماعات محرزه است.بنابر این وقتی موضوعی یا مساله ای دینی را مطرح می کنیم و دنبال دلیل یا استدلال می گردیم کافی نیست که اکتفاء کنیم مثلا به آنچه که می دانیم از قرآن یا آنچه که فهم معقول خویش می دانیم.همینطور که دوستمان جناب مصلح هم گفت غیر از بحث های زیربنائی در اصول اعتقادات که عرصه برهان های عقلی و استدلال ها و کنکاش های عقل است،مسائل و موضوعات فقهی نوعا در عین اتکا بر فهم عرفی و استظهارهای لغوی مبتنی بر تعبد به نصوص دینی آنهم نه فقط قرآن بلکه روایات معتبر نبوی و عترت است،از این جهت در این سنخ بحث ها هم باید همه منابع را دید و هم باید همه اقوال و انظار و برداشت ها را دید و اکتفاء به پسند خود یا پسند خاص فلان آقا و فلان آقا نکرد و معنای اجتهاد و تفقّه دینی (اگر شرائط آن در کسی جمع باشد) همین است.بنابر این تعبیراتی مثل جعبه سیاه و توجیهاتی پیرامون آن دور از آداب علم آموزی یا فهم دینی روشمند است.بعد ایشان با نفی کلی تعبدیات دینی می گوید نوع پاسخ ها همین اطاعت است،اولا مقصود شما از اطاعت چیست؟ اطاعتی که فرضا کسی در باب تعبدیات و احکام عملی دینی میگوید اطاعت از آورنده دین (پیامبر) و مفسر و مبین شریعت (امامان عترت او) و حکم غیر مشوب عقل است نه اطاعت از فلان آقا یا فلان آقا،و این همان نکته ایست که اشاره شد که منابع دین را باید بحث کنیم ببینیم چیست.بعد سوال من از شمای مسلمان این است که شما که چنین ایراداتی می کنید بمن بگویید مثلا اگر شریعت اسلام بعنوان یک حکم وضعی مسلم گفت خون نجس است،یا بول و عذره نجس است،در مورد ایندو گزاره و حکم وضعی شما چگونه آنها را می پذیرید؟ آنها را بعنوان گزاره ها و فاکت های مسلم مطرح در نصوص دینی می پذیرید یا در مورد آنها استدلال جداگانه ای دارید؟ حال اگر شمای مسلمان و پیرو دیانت اسلام مورد طعن و تحقیر کسی واقع شوید که یعنی چه که خون نجس است و بول نجس است و شما فقط از اطاعت از نصوص دینی می گویید! این رویکرد بنظر شما چگونه رویکردیست؟ مساله نجاست سگ و خوکی نیز از این قبیل احکام است،شما می گویید “ادله روشنی ندیده ام”منظورتان از ادله روشن چیست؟ شما رفته اید همه دلائلی که فقیهان اسلامی اعم از شیعه و سنی آورده اند و همه اجماعات منقوله را دنبال کرده اید و همه آنها را “ناروشن” یافته اید؟ خوب پس بر شماست که اولا اینجا برای ما یک تعریفی و مدلی از “دلیل روشن” ارائه کنید و ثانیا در مورد این مساله خاص (نجاست سگ و خوک) شفاف توضیح دهید که چرا دلایل مطرح شده در کتب فقهی فقیهان خاصه و عامه را “ناروشن” یافته اید.
      اما در مورد مساله کسانی که دائم در سفر هستند و ندرتا در منزل و وطن خویش هستند که در کتابهای فقهی از آن به “کثیر السفر” یا “من شغله السفر” یا “کسی که سفرهایش بیش از حضرهایشاست” تعبیر می شود،سوال شما سوال خوبی است اما زمینه مطالعه و تامل شما محدود است،البته تمامیت این بحث و طرح همه جزئیات آن در حقیقت طرح یک بحث در حد درس خارج فقه است که معمولا بدرازا می کشد اما کوتاه و بقدر مجال اشاره می کنم که برداشت شما برداشت درستی نیست،و این مساله هم بلحاظ قرآنی و آیه تسهیل در حق مسافر قابل تحلیل است و هم بلحاظ ده دوازده روایت معتبری که در این مساله در حد مستفیض وجود دارد که در آنها به علت ارتکازی و عرفی حکم اشاره شده است.اشاره شما در قرآن به آیه “ضرب فی الارض”(النساء/101)که کنایه از سفر است و آیه “یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر”(البقره/185)بود،در آیه سوره نساء فرمود :”وَ إِذا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذينَ كَفَرُوا ” و چون در زمين سفر كرديد، اگر بيم داشتيد كه آنان كه كفر ورزيده ‏اند به شما آزار برسانند، گناهى بر شما نيست كه نماز را كوتاه كنيد..؛تعبیر “ضرب فی الارض” اصطلاح خاص است و کنایه از سفر از یک مبدا و وطن بسمت یک مقصد،از این آیه عرفا اینطور فهمیده می شود که سفری که از نظر شارع موضوع احکام خاصه (مثل لزوم شکسته خواندن نماز یا روزه نگرفتن در سفر)است امری عارضی بر کسی است که بطور طبیعی در مکان خاصی که شرعا از آن به “وطن” تعبیر می شود ساکن است و زندگی و کسب و کار او در همان وطن است،پس طبیعتا مشقت سفر و جابجائی از موطن و محل که سبب عروض احکام خاصی مثل کوتاهی نماز یا ارفاق روزه نگرفتن می شود مخصوص چنین فردی است که اجمالا سفر و جابجائی بر خلاف طبیعت اولی زندگی اوست،لذا در آن آیه 184 بقره در مورد مریض و مسافر در ایام ماه مبارک رمضان فرمود :فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَريضاً أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَر… یعنی هرکس از شما در آن ایام مریض و معذور بود یا در سفر بود در ایام دیگر سال مبادرت به روزه کند.این مربوط به طبیعت قضیه روزه و نماز و ارفاقی که در مورد معذوران (مریض یا مسافر با تفسیری که عرض شد) وجود دارد،اما در مورد مساله “کثیر السفر” یا “کسی که دائم السفر است” یا کسی که “شغل او سفر است”…..

       
      • دنباله:

        مرحوم صاحب وسائل الشیعه در باب 11 از ابواب صلاه المسافر (وسائل الشیعه ج ص 484) دوازده روایت نقل کرده است که در آنها عنوان هایی یا موضوعا از عنوان “مسافر” مورد نظر قرآن خارجند،یا حکما از حکم مسافر و احکام آن استثناء شده اند که عبارتند از شتربان (جمّال) ،اَشتقان (كه همان پیک ها و نامه رسانهای قدیم بودند که برید هم به آنان گفته می شود) یا المکاری (کسی که وسیله نقلیه خود را کرایه می دهد) یا “ملّاح”که کشتیبان و ملوان کشتی است یا الراعی (چوپانهایی که اقتضاء چوپانی آنان دائم در سفر بودن است) یا بادیه نشینان و چادرنشینانی که محل مشخصی ندارند و دائم در حال کوچ و جابجائی و سفر هستند و … چند عنوان دیگر.خوب این عنوان ها در این روایات مطرح شده اند و حکم شده است از جانب امام علیه السلام که اینها حکم مسافر را ندارند (حال یا موضوعا و عرفا مسافر نیستند مثل صحرانشینان و چادر نشینان یا موضوعا و عرفا مسافرند و در حرکت لکن از شمول حکم مسافر استثناء شده اند و باصطلاح ادله مسافر تخصیص خورده است به این روایات معتبر).فقهاء ما از این مساله به “کثیر السفر” یا “من شغله السفر” یا “من کان شغله فی السفر” تعبیر کرده اند،و در واقع بجهت تعلیل هایی که در خود این روایات وجود دارد،معلوم شده است که معیار حتی خصوص این عنوان ها نیستند بلکه معیار این است که کسی شغل او اصلا سفر باشد (مثل راننده،مثل ملوان،مثل خلبان و ..اینها در واقع همه مثالند از یک واقعیت) یا اینکه شغل او “در سفر باشد” نه اینکه خود شغل او سفر باشد،مثل تاجری که سفر شغل او نیست لکن تجارت و بیزینس او فقط در سفرها تحقق می یابد.چنانکه عرض شد در آن روایات حتی علت حکم یا باصطلاح تعلیل حکم نیز آمده،مثلا در روایت زراره این تعبیر هست که ” أَرْبَعَةٌ قَدْ يَجِبُ عَلَيْهِمُ التَّمَامُ- فِي سَفَرٍ كَانُوا أَوْ حَضَرٍ- الْمُكَارِي وَ الْكَرِيُّ وَ الرَّاعِي وَ الْأَشْتَقَانُ لِأَنَّهُ عَمَلُهُمْ”. چهار دسته اند که تمام (نماز تمام و روزه)بر آنها واجب است خواه در سفر باشند خواه در حضر،در انتها فرمود چرا؟ “لانه عملهم” چون این عمل و سنت دائم آنهاست که به آن خو گرفته اند،روشن است که ضمیر در “لانه” به سفر راجع است که از فحوای کلام استفاده می شود.این یک تعبیر.در یک روایت دیگر(خودتان به ماخذ مراجعه کنید) در مورد بدوی ها (صحرا نشینان یا چادر نشینان یا ملاحان) امام تعبیر فرمود “بیوتهم معهم”اینها در سفر هم روزه می گیرند و نماز هم تمام (چون بین روزه و نماز تلازم شرعی هست) چرا؟ چون خانه های آنها با آنهاست،یعنی اینها خانه و مکان مشخصی ندارند گویا سفر و در حرکت بودن ماوای آنان است،یا در روایتی فرمود :ان منازلهم معهم” که قریب به آن تعبیر است.خوب این تعبیرات شده است،که باصطلاح بمنزله “تعلیل و فلسفه حکم”است،از این تعبیرات با توجه به آن آیه ارفاق در سوره بقره و معذور بودن مسافر طبیعی یا مریض چه فهمیده می شود؟ اینکه این عناوین یا هر مصداقی که مناط و معیار آن این است که گویا اصلا وطن خاصی ندارد یا اگر هم وطن خاصی دارد غالب ایام سال را بیرون از وطن خویش هست (مثل همان مثال راننده یا ملوان)،اینها از عنوان مسافر شرعی که موضوع حکم ارفاق است خارجند،چرا؟ برای اینکه سفر برای اینطور افراد بطبیعت ثانوی و خُلق و خوی ثانوی بمنزله در حضر و وطن بودن است و در واقع آن ملاک عارضی بودن سفر که در آیه “اذا ضربتم فی الارض” برای نوع انسانها ثابت است (یعنی اینکه بطور معمول و غالب در وطن و شهر خود هستند و در حرکت مسافرتی با شرائط آن نیستند و سفر که معمولا منشا مشقت و سختی است امری عارضی و غیر طبیعی برای اینهاست) برای اینها عکس آن ثابت است،یعنی بطور طبیعت ثانوی در سفر بودن و حرکت بودن زندگی طبیعی و عادی و مطابق میل آنهاست و در وطن و شهر و مکان دائمی بودن امر عارضی آنهاست،بنابر این بر خلاف نوع افراد معمول انسانها که در شهر و محل و اقامت خود هستند و راحت هستند و عروض سفر منشا برخی مشکلات برای آنان است ،ملّاح و بادیه نشین و تاجر سفری و مکاری و شتربان و نظائر اینها که همه مثال برای یک حقیقتند،در سیر و سفر بودن خو و عادت و راحتی آنان است از اینجهت اصلا شاید آنان وقتی جایی ساکن شوند برخلاف من و شما سبب کسالت و رنج و ناراحتی آنان است ولی وقتی ملوان در حال سیر و سفر و شغل رایج خویش است در طرب و خوشحالی و سرحالی است و البته این مطلب ارتباطی با خستگی طبیعی انسان که در حضر و سفر هم وجود دارد ندارد،بنابر این عند التحلیل از تعلیل های که در روایات مساله وجود دارد اینطور استفاده می شود که اینطور افراد برخلاف افراد عادی که سفر برای آنان عارضی است از تمامیت نماز یا روزه گرفتن متحمل رنج و زحمتی که افراد معمول دارند نمی شوند،تصور کنید آن بادیه گرد یا چادر نشینی که دائم در حال جابجایی است و عادت به این حرکت و سفر کرده است هیچ تفاوتی برای او نیست که برحسب عادت سیستم آب و غذا خوردنش در فلان ساعت باشد یا فلان ساعت،و همینطور مثال راننده و کشتیبان و خلبان و غیر اینها که عرض کردم این نمونه ها در روایات در واقع تمثیل از یک حقیقتند که مورد پرسش واقع شده اند و آن حقیقت این است که “لانه عملهم” یعنی اینکه کسی شغل او اصلا سفر باشد و این طبیعت و عادت ثانوی او شده باشد،یا شغل او در سفر باشد یا اصلا سیستم زندگی او دوره گردی و عدم ثبات باشد مثل صحرانشین و چادر نشین،از این جهت حکم شریعت به تمامیت نماز اینها و تمامیت روزه اینها و معذور نبودن از آن بلحاظ سفر،هیچ تعارضی با معذوریت مسافر عادی که سفر عارضی اوست و مورد ارفاق “یرید بکم الیسر و لا یرید بکم العسر”قرار گرفته است ندارد.
        در این مورد می توانید به کتاب” البدر الزاهر فی صلاه الجمعه و المسافر”مرحوم شیخنا الاستاد آیت الله العظمی منتظری قدس سره که در حقیقت تقریرات و نوشته های ایشان از درس مرحوم استاد بزرگشان آیت الله العظمی بروجردی است مراجعه کنید اگر آشنای بزبان عربی باشید چون این کتاب عربی است.

        موفق باشید

         
    • سلام جناب باصفاي گرامي

      درآن پست برايتان نوشتم كه علت وجوب روزه براي امثال رانندگان ومكاره چي ها ويابطور اعم كساني كه شغلشان درسفراست روزه گرفتن برايشان درسفر واجب است چون عنوان دائم السفر برايشان صادق است وبعبارتي مشمول كساني است كه ” شغله في السفر” است ودرحضر ووطن نيستند.

      يكي ازشرايط وجوب روزه حضور دروطن خويش است ؛مسافري كه نمازش قصر است روزه اش نيز قصر است مگر قصداقامه ده روز درغيروطن داشته باشد كه هردوي نماز وروزه تمام است ولي راننده وكساني كه حداقل سي روز درحال تردد وسفر هستند برآنان روزه گرفتن واجب استونمازشان نيزتمام است زيرا كه دروطن خويش حضور ندارند.
      وحكم دائم السفر وياشغله في السفر باغير دائم السفر متفاوت است براولي واجب وبردومي واجب نيست.
      ملاك ومدار درشكستن روزه برشكست بودن نماز است ومدار درصحت روزه برمسافر تمام بودن نماز اودرسفر اوست كه كامل خواندن نماز هم مبني بردائم السفر بودن اوست.
      واين حكم فوق فتواي سيدمحمدكاظم يزدي مرحوم درعروه است كه متخذ ازآيات وروايات اهل بيت -ع- است وهشت مجتهد جامع الشرايط بران حاشيه دارندوهمه گان همين فتواراپذيرفته اندوبرآن وصحه گذاشته اندواين آقايان عبارتنداز آقاي ميلاني ،خوئي ،گلپايگاني، خميني ،شاهرودي ،خوانساري ،رفيعي وقمي .
      منبع :{عروه الوثقي ؛ج2،ص219 شرط ششم في شرايط وجوب الصوم}.

      جناب باصفا باز بنده خاضعانه عرض مي كنم عباديات تعبدي محض است نمي شود برايش فلسفه واستدلال كرد حكمي است الهي ياخودش درقرآن بيان فرموده وياوقت بيان برعهده پيامبر -ص-وامام-ع- است .وفقه جعبه سياه نيست بلكه علمي است دردسترس همگان كه بامسلط شدن براستفاده استخراج احكام ازآيات قرآن ويا روايات اهلبيت كه دربيست جلدوسائل الشيعه شيخ حرعاملي گردآوري شده است باباب هاي مشخص آن.
      مگرما فلسفه وجوب نمازرا مي دانيم؟ وياچگونه بايدخواندنش را؟فقط خداوند فرموده :” اقم الصلاة لذكري” نمازرابراي يادمن بودن برپادار}14/طه }
      ودرچهار سوره ديگر هم بنحو”اقم الصلاة ” فرموده اند.
      آيا به يادخدابودن فقط درنماز است؟ بله دروايات درفضيلت نماز زياد سخن آمده است كه همانند چشمه ايست كه درشبانه روز پنج مرتبه شستشوي روح است.
      يِاچگونه بايد نماز خواند؟ پيامبر فرموده اند :” همانطور كه من نماز مي خوانم شماهم همينطورنمازبخوانيد”.
      براي امورعبادي فلسفه نمي توان چيد وطرح كرد.
      خداوند فرموده اند:اطيعوا الله واطيعوا الرسول واولي الامر منكم …” واولي الامر همان ائمه معصومين -ع- هستند كه جانشين پيامبر مي باشند.

      واما درموردنجاست سگ وخوك خشگي ونه دريائي دراين كتاب عروه الوثقي ج1،ص66 ؛درباب احكام نجاسات ؛ سيديزدي وديگر آقايان فوق الذكربعلاوه آيت الله نجفي مرعشي برنجاست اين دوحيوان باهمه اجزائش ،فتوا داده اند. واين فتوا متخذ ازروايات عديده اهلبيت -ع- است دروسائل اشيعه باب نجاسات .

      كدام فقيه راشمامي فرمائيد برنجاست سگ فتوانداده است لطفا معرفي كنيد. ضمنا من جواب شمارا ديشب به همين پست نيز ارسال كرده بودم كه خبري ازآن هم نيست.
      والسلام علي عبادالله الصالحين
      مصلح

       
  59. پیامد سخنان وزیر خارجه امریکا و شروط مطرح شده بارتاب زیادی در بین مردم داشته و از آنها بعنوان شروط تسلیم نظام یاد شده. البته سمت و سوی سخنان نیر همینرا نشان میدهد ولی بنظر میرسد میتوان به این موضوع از زاویه دیگری هم نگریست.
    تعهداتی که ایران در تعهد نامه موسوم به برجام پذیرهته هیچ دست کمی از این شروط ندارد و حتی باید گفت شاید بطور بسیار صریح بخشی از این شروط در برجام مورد تعهد ایران قرار گرفته. برای مثال عدم دستیابی به راکتور آب سنگین و یا محدویت فوق العاده بر غنی سازی که انرا تقریبا در حد صفر قرار میدهد و یا عدم اجرای هیچ برنامه هسته ای که رنگ و بوی نظامی داشته باشد و یا پذیرش تحریم تسلیحاتی رسمی از سوی ایران بمدت چندین سال و مساعدت و همکاری در بحرانهای منطقه ای ،مگر خارج از شروط “پمپو” میباشند؟ در مودر موشکها هم قضیه روشن الست.وقتی حق غنی سازی نداری ساخت موشکهای حمل کلاهک هسته ای جه معنائی دارد؟ اینرا هم براحتی میشود ثابت کرد و یا باز هم تعهد کرد.سایر مسائل مطرح شده هم هیج مثال ملموسی ندارند و برای مثال نفوذ منطقه ای چیزی نیست که به لحاظ خودش قابل کنترل باشد ولی دلیل طرح این موضوع این است که این نفوذ به اصطاتح منطقه ای صرفا از راه هزینه کردن پولهای نقد از دارائی مردم ایران بدست می آید و نه از علاقه آرمانی و فرهنگی.یعنی اگر جمهوری اسلامی پول پرداخت نکند هیچ علاقمند قابل نفوذی هم ندارد.
    لذا اینکه بگوش رهبری خوانده میشود که اینها شروط تسلیم هستند درست نیست بلکه باید به ایشان باید گفت اینها همان تعهداتی هستند که شما هم اکنون هم به انها متعهد هستید پس چند تا بالا و یا پائین نباید برای شما فرقی داشته باشد و انقدر شما را غیرتی کند. شما که از فاحشه شدن دختران ایرانی در شیخ نشینها و یا اعتیاد و بیکاری و فساد اصلا ککتان هم نمی گزد و هیچ گاه نشینده ایم برای یکی از این بدبختیها از روی صندلی جادوئی خویش رهنمود بدهید حقتان نیست زیر این همه فشار عصبی باشید.
    بهتر است بجای این سخنرانی های تکراری و آلوده کردن معارف اسلامی با کارتون تام و جری و معرفی کردن ولی فقیه مسلمین در شخصیت یک موش، به ظریف بگوئید سریعا برود ببیند طرف چه میگوید و مسئله را بنوعی حل کند..شما هم جند روز بعد مثل برجام بزنید زیرش..برای شما که کاری ندارد!

     
  60. جناب نوری زاد سلام نمی‌دونم نظر شما چیه ولی چند روزیه که شرایط عجیب و غریب شده ولی اخبار آنقدر زیاد و مختلفه که بیرون کشیدن و کنار هم گذاشتن مسایل مرتبط سخته ولی یه صحنه نمایش برای ما ترتیب میده. الان چند ساله که ایران توی عراق و سوریه جولان میده و با کمال تعجب آمریکا هیچ عکس‌العملی نشون نمی ده. از همون روز اول برای من سوال بود ولی بعدها پا در معرکه یمن هم گذاشت ولی باز کسی با حضرات ولایی کاری نداشت. خیلی برام عجیب بود. ولی الان ظاهراً رول آقایان داره به پایان نزدیک میشه. در همین چند روز برجام عملا لغو شد اسراییل به مراکز نظامی ایران در سوریه حمله کرد در عراق علیه ایران جبهه ضدیت مستحکمی ایجاد شده. حسابهای تبدیل ارزی ایران در امارت کشف شدهو چندین جعبه دلارهای اهدایی برای دخالت در انتخابات عراق کشف و ضبط شده. چند تن از فرماندهان حوثی کشته شدن و به سرعت حوثی ها دارن پایگاهها شونو از دست میدن و … روسیه هم که رسماً اعلام کرده ما قدرت مقابله با آمریکا رو نداریم. معنی همه اینا به نظر من یه چیز بیشتر نیست. چهل سال اینا همین کارا رو کردن کسی کارشون نداشت حالا یه پرچم کاغذی توی مجلس آتیش زدن شده تیتر همه روزنامه ها سایت ها و برنامه‌های تلویزیونی آمریکایی. عجیب نیست براتون؟

     
  61. مردی به همسرش که درحال خروج از منزل بود گفت کجا میروی ؟

    زن گفت :خانه ی همسایه عزاداریست وسوگواریست میروم آنجا.

    مرد گفت: بیا غذایی بیاور تا بخورم بعدا برو عزاداری.زن گفت غذا درخانه نداریم.
    گفت پس یک استکان چای بیاور تا بخورم.

    زن گفت؛ چای خشک هم درخانه نداریم.
    نهایتا مرد به زن گفت؛ نمیخواهد بروی
    بیا که عزا داری در خانه ی
    خودمان است.

    حالا عزیزان نو اندیش
    چه ترامپ از برجام خارج شد یا نشد. درد وعزاداری ورنج مردم کم نمیشود.

    مگر قبل از. خروج ترامپ
    پارازیت پدر مردم را در نمی آورد؟

    مگر قبل از خروج ترامپ
    تنها رسانه ی آزاد که اختلاسها وکثافتکاریهای اختلاسگران را افشا میکرد سانسور نشد.؟

    مگر قبل از خروج ترامپ
    دختری مظلوم برا پیدا شدن دوتار مویش.زیر مشت ولگد چکمه های مامورین قرار نگرفت؟

    و
    مگر قبل از خروج ازبرجام
    ده میلیون کارمند ده میلیون کار گر وباز نشسته
    حقوقهای بین یک میلیون تا دومیلیون وزیر خط فقر نبودند ؟

    مگر هرروز دزدان واختلاس گران میلیاردها دلار دزدی نمیکردند؟

    مگر در حدود یکصد هزار نفر حقوق بگیر بالای 50 میلیون تومانی در مملکت نداشتیم؟

    که بعضی ها تا 600 میلیون نیز دریافت میکردند.

    مگر چندین معلم وکارگر محروم که برای کمی حقوق ونان بخورونمیر فرزندان گرسنه شان که به خیابان امده بودند وفریاد وامصیبتا سر میدادند چند سال است در زندان جوروظلم بسر نمیبرند ؟

    چه ربطی به ورود وخروج ترامپ داشت
    مگر نه چهار سال است روزانه دومیلیون تا چار میلیون نفت 50 دلاری تا70 دلاری صادر نشد؟

    مگر پولهای بلوکه شده ازاد نشد؟

    کجارفت چه چیزش سهم بیچارگان شد
    بیکار ها بیکار تر وبیچارگان بیچاره تر
    واعتیاد بیشتر وتن فروشی بیشتر شد
    برای مردمی که کمرشان ازبار فقر خمیده شده فرقی ندارد.
    چه ترامپ برود یا بماند.

     
  62. سلام

    مشکل اصلی فرهنگ ما این است که عده ای جوان و نوجوان را در مکانهایی به نام حوزه های علمیه جذب میکنیم و همه چیز به آنها میآموزیم، بجز علم؛
    در حالی که اگر واقعا حوزه علمیه است نباید چیزی جز علم در آنجا آموزش داده شود..
    سپس فارغ التحصیلان بجای اینکه تبدیل به گنجینه های علم شده باشند و از علمشان هم خود در کسب و کار استفاده کنند، هم دیگران را به سمت کسب و کارهای مفید بحال اجتماع سوق دهند، مشغول اموری میشوند که نه برای ارتقاء اندیشه خودشان مفید است و نه در ارتقاء اندیشه دیگران موثر و مفید واقع میشوند!!
    آنها را در لباسهایی دست و پاگیر با سربندی خاص مزین میکنیم که گویی کار مفید کردن برای آنها حرام است..

    از خصوصیات بارز عقل بشر، اعتیاد به شرایط و مکانها و چیزهایی است که آموخته، در واقع عقل بشر طالب ایستایی است، حالا اگر کسی در شرایطی قرار بگیرد که عده ای هم او را در آن شرایط بپسندند و تایید و تشویق و تکریم کنند؛ دیگر بهیچ وجه حاضر نیست چیزی غیر از آنرا پذیرد و شدیدا با هر چه جز آنچه باور دارد مقابله میکند..
    در صورتی که بزرگان دین فرموده اند آنکه دو روزش یکی شد از ما نیست، اما این مدعیان و غاصبان که دین و کتاب و کلام خدا را با هزاران ترفند و جنگ و جدل تصاحب کرده اند گاه صد سال هر روز و سالشان مثل روز و سال قبل میگذرد؛
    آری که زیانکارند و عمر عاریت خود را باطل میکنند؛ اما مهمتر اینکه دیگران را هم به شکلهای مختلف به سمت باطل کردن عمر سوق میدهند..
    رنگ لباس و نام و عنوان ( شیخ، خاخام، کشیش، صوفی، آیت الله و …… الا ماشاالله فراوانند ) متفاوت است، اما در عمل همه عملکردی مشابه با مختصر تغییر دارند..
    اینان تا در حاشیه جامعه مشغول گول زدن خود و دیگرانند برای جامعه قابل تحمل و مدارا هستند؛ اما هر کجای این کره خاکی و با هر نام و عنوان بر جامعه چیره شدند؛ آنجا غرق در جنایت مقدس و ویرانگری مقدس شده است.
    البته منظور تمام حکومتهای ایدئولوژیک است که کمونیست و بودیسم و غیره هم زیر مجموعه هایی از همین دست هستند..

     
  63. درود بر شما سابقه جمهوری اسلامی در وابستگی سیاسی به بیرون مرز از ابتدای تولد مشهود و انکار ناپذیر بوده و همه میدانند که ملاهای بیسواد و سپاهیان در راس قدرت انقدر بی کفایت هستند که بتوانند به تنهای یک مدرسه را اداره کنند چه برسد به ایران بزرگ، پس وجود سیستمی در پشت این حکومت هست که تمام سیاستهای خود را به رهبر موقت و سپاهیان بی کفایت دیکته کرده و این رفتار حکومت از ابتدا تفکرات بیرون مرز است. ولی در عمر این حکومت به شخصه مطمینا که در این دو سال اخر نظام جمهوری اسلامی ازرهبر بدلی تا سپاهیان بی کفایت هیچگونه دخالتی در پیبرد این سیاستها نداشته و فقط مترسکی بیش نیستند تا فقط صندلیها را پر کرده و در ظاهر حاکمان اصلی هستند، این سیستم را سیستمی در سایه از خارج مرزها هدایت میکند و تمام این رفتارهای حکومت تماما تفکرات انانی هستند که در حکومت سایه وجود دارند و همه کنترل انها از خارج هدایت میشود. زیرا شرایط سیاسی و اجتماعی ایران انقدر رو به وخامت دارد که ان سیستم ناچار بود که خود مستقیما اداره ایران را بدست بگیرد وگرنه الان تمام بنیاد این حکومت از هم پاشیده بود. و مطمینا حکومت سایه نمیتواند تا اخر ایران را بدینگونه اداره کند و اینگونه حکومتداریها در همه دیکتاتورها مانند مسکنی عمل میکند که شدت درد را کم میکند و راه درمان نیست.

     
  64. جناب نوریزاد
    همکلامی با این افراد کمکی به شما نمیکند وقتی در قیاس امام خمینی را مبنای رهبری موفق از خارج میدانند !!!
    یا متاسفانه خود را پتانسیل قوی برای تقویت اعتراضات مدنی داخلی میدانند !!!
    خارج نشینان جز خانواده ی پهلوی هیچکدام نمیتوانند فرارشان راتوجیه کنند!!!
    در جهان سوم فقط رهبرهایی چون نلسون ماندلا یا گاندی میتوانند معیار پیروزی یک انقلاب باشند و من چنین فردی را امروز در داخل نمیبینم !!!
    شاید خودتان یا کسانی از جنس خانم محمدی را برای رهبری مناسب ببینید ولی دو ضعف کلیدی مشهود در شما و بقیه ی مخالفان داخلی نظام وجود دارد که غیر قابل چشم پوشی است
    1:مسلما برای رهبری هر نظامی عقبه ی سیاسی که نشان از همگامی با توده از طریق اقبال نخبگان داخلی وسپس خارجی را نشان دهد لازم داریم!!!
    شما ودوستانتان چقدر توانایی اجماع بخصوص نخبگان داخلی را دارید ؟حتی امثال اقای زیبا کلام هم با شما همراه نیستند تا چه رسد به افرادی چون ایت ا…صانعی و…
    2:در تحولات جهان سومی یک فاکتور بسیار مهم است وان ارائه ی گفتمانی است که برای یکی از بلوک قدرت جهانی جذابیت داشته باشد !!!
    مگر شما فکر میکنید در نهضت ملی نفت اگر حمایت امریکاییها نبود دکتر مصدق میتوانست انگلیسیها را بزانو دراورد ؟هوشمندی او بود که سنگ را با سنگ شکست
    یا امام خمینی با کمک تریبونهای غرب توانست خوراک تبلیغاتی نهادهای معارض داخلی را فراهم کند
    پس با توجه به این دو نکته ی مهم مدیریت داخلی اپوزیسیون کار ساده ای برای نظام است ومتاسفانه مسیر غلطی که مدیران فعلی کشور طی میکنند ممکن است به نتیجه ی خطرناکی منجر شود وان این است که :
    بحران اقتصادی نظام را به پرتگاهی بکشاند که تغییر ان اجتناب ناپذیر باشد ولی حاکمان بعدی افرادی باشند که مانند انقلاب 57 نیاز به ازمون وخطاهای هزینه بردار برای کشور ومردم بوده و دوباره شاهد دور تکراری باشیم که جز خسران برای ایران نیست که باب دل قدرتهای جهانی است اشوبهایی چون عراق وافعانستان و سوریه که کارخانه های اسلحه سازی ومافیاهای نفتی انها را به سودهای سرشاری برساند !!!

    واقعا برایتان متاسفم آقای نوری زاد که در توانایی حاکمان فعلیمان شک دارید
    شما توانایی ندارید حتی فرزندانتان را کنترل کنید ولی این حاکمان توانسته اند در این 40 سال :
    1:یک میلیون شهید و جانباز ومفقود از این مردم برای حفظ نظامشان بگیرند
    2:در خصوصی ترین مسائل مردم دخالت کنند واز نوع پوشش گرفته تا روابط اجتماعی ان گونه عمل کنند که مردم خودشان مدافع قوانین نظام در برابر هم باشند
    3:نهادهای وسازمانهای امنیتی نظامی اداری را به بنگاه داری وادارند تا مزه ی پول وکسب درامد از پول شویی گرفته تا تاسیس بانکها و ورود به سفته بازی و بازار سهام و تیم داری عده ی زیادی را تطمیع کرده وبه صف مدافعان نظام قرار دهد که حتی با وجود دانستن چنین روشهای غلطی در بروکراسی اداری وبزرگتر شدن هر چه بیشتر دولت به حفظ شرایط موجود راضی باشند هرچند امروز هر کدامشان چند فرزند تحصیلکرده ی بیکار دارند
    4:توسعه ی حرمها وامام زاده ها تا حد ممکن وبکار گرفتن روحانیون حوزوی و اشتغال ایشان وحضورشان در جای جای این مملکت وبرخوردار از موهبتهای ثروت نفت وپاسخگویی نیازهای مادی مردم با وعده های اسمانی انطور که همه دلخوشند به اینده ای که دولت نقش پررنگی در ان ندارد !!!
    5:به انفعال کشاندن اپوزیسیون تا حد ممکن وهمراه کردن تنها منتقدان خودیشان یعنی اصلاح طلبان در باز کردن فضای بسته ی حکومتی برای ایشان وترک تازی بی رقیب در صحنه ی سیاسی کشور که براحتی ائمه ی جمعه بر این شرکانیز تاخته ومیدانند انها بخاطر دلایل مختلف مجبور به سکوت هستند
    6:براحتی پرچم امریکا را اتش میزنند ولی اکثریتشان گرین کارت دارند
    ادعا دارند بهترین امکانات پزشکی را داریم ولی رییس مجمع تشخیص مملکت برای درمان به المان سفر میکنند !!!
    بله حیاتی دارند با تناقضات فراوان ولی این تناقضات روبروز در صحنه ی داخلی قویترشان میکند !!!
    موارد بسیار دیگری هم هست
    واقعا برایتان متاسفم …

     
  65. پخش اول مصاحبه شما را شنیدم. عالی به شما افتخار می کنم. وسعت دیدتان خیلی بالا بلند است و منطقی صحبت می کنید. خواهان اتحاد و عدم تفرقه هستید. صحبتهای استاد خوبم متین است ولی در مورد رهبری اگر علنی در داخل باشد رژیم یکشبه سرش را زیر آب می کند. اگر به خاطر داشته باشیم ژنرال دوگل و خیلی از رهبران انقلابات آزادیبخش دولت در تبعید داشتند. درست می فرمائید مسئله رهبری خیلی مهم است و به علت نبودن رهبری ذی صلاح چند نسل ضربه خورده ایم. البته این رهبری در کارزار نبرد اگر نقش خودش را درست ایفا کند مورد شناسایی و تایید مردم هم قرار خواهد گرفت. البته این موروثی نخواهد بود و در قانون اساسی آینده حد مرز وظایفش تعیین خواهد شد. و همانند همه شهروندان در برابر قانون یکسان خواهد بود و هیچ برتری از سایرین نخواهد داشت.
    فدای استاد. دلتنگ دیدارتان هستم.

     
  66. با درود به استاد عزیز

    یک فایل صوتی برای شما از اقای اجودانی فرستادم نمیدانم فرصت گوش کردنش را داشتید یا نه.ایشان عمیقا معتقد هستند در جامعه ی ایران بیشتر از کار سیاسی باید کارفرهگی صورت پذیرد.به نظر بنده حرف ایشان درست می اید.امروز مشکل بزرگ ما ضعف فرهنگیست. این که بعد از مشروطه استبداد حاکم میشود و مردم سلطه ی پادشاهان مستبد را تحمل میکنند و یا بعد از انقلاب اخیر بدترین نوع دیکتاتوری حاکم شد بیشتر به همان ضعف فرهنگی مربوط است.چرا امروز در اروپا استبداد و دیکتاتوری محلی از اعراب ندارد؟ شما بهتر میدانید نهاد های فرهنگ پرور در غرب پر تلاشند. شمار نویسندگان و اندیشمندان غربی بسیار بالاست.مردم کتابخوان اند و در هر مکانی حتی مترو و اتوبوس مطالعه میکنند.یادم هست توریست هایی که قبل از انقلاب به ایران میامدند میدیدیم کتاب میخوانند.همین سال گذشته زوجی را دیدم با دوچرخه به ایران امدند و در مسیر رکاب زدن زیر درختی غرق در مطالعه بودند. سینما و تئاتر وبازديد از موزه جزئي از زندگيشان است. چند درصد از مردم ما كتابخوان اند و يا به سينما و موزه و تىاتر ميروند؟ اينها ضعف فرهنگيست.
    همين قانون اساسي فعلي ما اصولي دارد كه نيم بند حقوق اجتماعي و فردي را تأمين ميكند ولي بدليل روح سلطه پذيري و ضعف حمايت از حقوق جمعي مغفول و معطل مانده است.
    چند تشكل سياسي وحزبي را سراغ داريم كه در سركوب دراويش بي ازار كوچكترين اعتراض را كرده باشند؟! ايا اينهمه خودسوزي و خودكشي وجداني را ازرده است؟!
    اسيد پاشي به صورت دختران اين سرزمين كدام اعتراض عمومي را به همراه داشت؟
    اگر بخواهم از بي تفاوتي مردم نسبت به سرنوشت همنوعان بگويم سخن به درازا ميكشد. روزهايي كه مردم براي خريد دلار جلوي صرافي ها صف ميكشدند و به هر قيمتي ميخريدند ، نا اميد شدم. به ياد ان ضربالمثل معروف افتادم كه ايراني راگرسنه و عرب راسير نگه دار و حكومت كن!
    با وجود اينكه اكثريت مردم مخالف ج. ا هستند و به گفته ي زيباكلام اگر رفراندم شود ٧٥ درصد نه به اين حكومت ميگويند اقليتي برسرنوشتمان سوارند؟
    نميدانم از كجا بايد شروع كرد وايا ميشود در فضاي ايران كنوني به سراغ فرهنگ رفت؟واين كه حاكمان مستبد اجازه ي اعتلاي فرهنگ را ميدهند؟ البته كم نبودند نويسندگان و روزنامه نگاران وفيلمسازان وخوانندگان كه از ستم حاكمان فعلي نواخته شدند! كار بسيار مشكل است. خدا به ما رحم كند.

     
    • سلام و درود

      درست میفرمایی و محتوای نوشته شما را تأیید میکنم ، آنچه ایران و ایرانی را در کام خود فرو کشیده و بسوی حلقوم سیری ناپذیر ملایان بیسواد و بی دین و بی تقوا و مبتذل و نالایق سوق داده چیزی نیست بجز باتلاق جهل اجتماعی
      ، مشکل کشور و مردم ما با تغییر رژیم حل نخواهد شد. الآن مردمانی گرسنه و جاهلیم، اگر فردا سیر شویم و همچنان جاهل بمانیم با یک بلاهت دیگر زمام خود و امور کشورمان را به عوام فریبان دیگری خواهیم سپرد. تیره بختی اینست که مردم ما گرسنگی معده را احساس میکنند ولی ابداً گرسنگی فکری را حس نمیکنند و متوجه فقر فرهنگی خود نیستند. چون مطالعه ای در کار نیست هر گونه بحث و مناظره هم به جرّ و بحث و کل، کل کردنهای پایان ناپذیر و بی نتیجه و بی فرجام دینی و مذهبی منجر میشود، زیرا معلومات اغلب افراد در حد آموزشهای غلط مذهبی و خرافات و عقاید کهنه ایست که از خانواده یا جامعه گرفته اند، گاه افراد خود را درگیر مباحث بی فایده و مضر دینی میکنند، بدون آنکه خود مؤمن و لزوماً پایبند اصول و فروع مذهب ادعایی باشند. اگر اکثریت مردم ایران مطالعه میکردند و لااقل با تاریخ قرون وسطای اروپا و سلطه مخرب روحانیون مسیحی آشنا میبودند به این راحتی فریب تبلیغات و اکاذیب آخوندها را نمیخوردند و کسانی چون آیت الله حسنی معلم و مربی و مرشد مردم نمیشدند .
      هر گونه توسعه و تکامل اجتماعی جبراً بایستی از کانال خرد جمعی افراد و آحاد جامعه عبور کند.
      ( به قول امام علی( ع):مردمان لایق همان حکومتی هستند که بر سرشان حاکم است.* )

      *ویل دورانت در مقدمه جلد اول تاریخ تمدن این جمله را از قول یکی از حکما و فیلسوفان یونانی نقل میکند. این جمله خواه از امام علی( ع) باشد، خواه از خردمند دیگری درست است.

       
      • شفیعی گرامی آنچه را که مشکل و فکر و برداشت خودت است به دیگران نه بند! هموطن من از نوشته های شما فردی شتر گاوپلنگی می یابم! باور کنید هیچ قصد توهین ندارم. این دیگران نیستند که مشکل دارند بلکه این خود شمائید هموطن! شما موضوعاتی را با هم قاطی می کنید که در عمل نه قابل انطباقند و نه اصولا با هم جمع می شوند. مثل اسلام و حقوق بشر و یا سوسیال دمکراتی و اسلام! این تنها شما یستید هموطن بلکه انسانهای بسیاری که بین دین باوری و دین ناباوری سرگردانند به چنین دردی دچارند.سید مرتضی و مصلح که انتخاب خود را کرده اند و یا منی که خدا و دین و چنین اراجیفی را وانهاده ام چنین مشکلی را نداریم.

         
  67. درس سوم : ” حوزویان گسترنده وطنفروشی ” و وطنفروشان حقیقی

    استاد آرتین ایران :

    “سلام بر نوریزاد گرامی
    حوزویان با انتشار مذهب و دلخوشی کاذب ناشی از آن در بین ایرانیان سالیان درازیست که بالقوه وطن فروشی و بی وطنی را در مردمان و بالاخص پیروان مذهبی خود بسط و گسترش دادند.برای اینست که مردمان ایران زمین عقب………………
    —————–

    در درس دوم در باره ” وطنفروشی بالقوه و وطنفروشی بالفعل ” اندکی نظر دادیم . در این درس میخواهیم نگاه کوتاهی هم به کسانی بیندازیم که کارشان تربیت افراد برای وطنفروشیست . همانطور که خواندید ما تقسیم بندی بالقوه و بالفعل را در مورد وطنفروشی بیپایه میدانیم و مطرح کردن آن را هم از طرف وطنفروشان حقیقی سایت به قصد جا به جا کردن جای وطنفروش با وطندوست دانستیم .
    روحانیون ما قبل از انقلاب همانطور که میدانیم خود در زندگی زیاد در قید و بند آن چه که روی منابر به مردم میگفتند نبودند و ” چون به خلوت میرفتند ان کار دیگر میکردند ” همانطور که حالا هم اغلب “همان کار دیگر میکنند ” . البته همانطور که در میان همه صنوف آدمهای سالمی هم پیدا میشوند در میان این صنف هم آدمهای سالم قبلا بوده و حالا هم هست . این گفته خمینی که : “نگویید آخوندی دزد شده , بگویید دزدی آخوند شده ” را حتما شنیده اید که حکایت از این میکند که در بین آخوند ها دزد هم بوده و حالا هم بیشتر باید بیشتر باشد با توجه به امکانات بیشتر دزدی که آنها حالا دارند . البته گوینده این گفته قصدش پاک نشان دادن دستگاه روحانیت در کل بود . ما به چیز دیگری معتقدیم البته و آن این است که بطور میانگین و در طول یک دوره طولانی در صد آلودگی در دستگاه روحانیت همان میانگین درصد آلودگی میان کل مردم عزیزمان است که همانطور که میدانیم در میان دیگر مردم دنیا یکی از” کم آلوده ترین ها ” هستند . مرحوم شجونی در مصاحبه با یکی از مجریان سیما زمانی حرفی زد جالب در ارتباط با سئوال مجری که پرسیده بود “آیا عکسهایی که در زمان شاه از شما در آغوش فاحشه ای در مجلات آ ن زمان چاپ شده بود واقعی بودند یا نه ” او آنقدر صادق بود که دروغ نگو ید و بگوید که ” آخوند ها هم مثل دیگران بچه های همین کربلایی حسن بقال و حسینعلی بزاز و … هستند شما چه فکر میکنید ! ” . خوب اگر چنین باشد که هست پس ما آخوند ها را بطور متوسط پاکتر از دیگران نباید بدانیم و آنها پاکتر هم نیستند با این حال انداختن گناه وطنفروشی افراد به گردن آخوند جماعت درست نیست . اتفاقا در همین دوران جمهوری چهل ساله خودمان و تحت تبلیغات دائم و نفس گیر آخوند ها بزرگترین گروهی که به کار وطنفروشی مشقول شد هیچ گوشش به تبلیغات آخوند ها بدهکار نبود و نیست بلکه این مسعود و مریم جانند که افسار آنها را در دست داشته اند . برعکس ,آ نها که آن زمان برای آخوند ها احترامی داشتند و گوش به حرفهای آنها داشتند , به مقابله با عراقی های مهاجم و وطنفروشان ایرانی در خدمت آ نها رفتند . پس لااقل در بخشی از این چهل سال آخوند ها وطنفروشی را گسترش ندادند . میدانم که منظورت این است که در اعتقادات آنها وطنفروشی امری طبیعیست ولی این هم نادرست است به همان دلیل که گفتم . وطنفروشی در میان همه ملل جهان یک تعریف دارد و نه دیگر و آن این است : ” همکاری فرد یا افراد متعلق به یک کشور یا گروه با دشمن و دسته متهاجم ” . مثل عمل همین مزدک و ساسانم و مش قاسم و بقیه وطنفروشان این سایت . این همکاری میتواند مثلا اینطور باشد که در سایتی کامنت زیر را فرد وطنفروشی بگذارد به منظور آماده کردن مردم برای عدم مقابله با مهاجمان و استقبال از آنها :

    ساسانم :

    ” بی شرم ها!
    بی شرافت ها!
    ایران اگر به اشغال آمریکا در آید
    دیگر خبری از فاشیسم اسلامی نخواهد بود
    آمریکا یک رابط نظامی یک ژنرال آمریکایی برای نظارت بر امور کشور تعیین خواهد کرد

    ……
    ……

    همینجا این را هم بگوییم که ما هیچ ارادتی به روحانیون به خاطر روحانی بودنشان نداریم و در کل وجود این دستگاه روحانیت را مانعی در راه پیشرفت کشور میدانیم و این را هم صمیمانه میگوییم که دلمان برای آن جوانانی که این راه را انتخاب کردند و میکنند میسوزد و آ نها را قربانیان اصلی این دستگاه میدانیم . این ها جوانانی اکثرا با استعداد های بالا و ساعی هستند که مهندسین و تکنسین ها و پزشکان خیلی خوب و نویسندگان زبردست و …. از میانشان میتوانست بر خیزد که برای پیشرفت کشور کار کنند و نه آخوند هایی برای پسرفت آن , همانطور که در گذشته مردان بزرگی که خدمات بزرگی هم به کشورشان کردند از میان همین ها برخاست , کسانی که زود گریبان خود را رها کردند و بریدند از این دستگاه . این جوانان بااستعداد ما میروند در جایی درس میخوانند و جوانی تلف میکنند که در کل دستگاهیست برای آقایی کسانی مثل همین آیت الله های بد ناممان . اکثر همین جوانان هم پس از رفتن زیر بار ننگ عمامه میشوند به نوعی خدمتکار همین آیت الله های بد نام و اگر کسی از آن ها بخواهد مستقل بماند باید خود را برای یک زندگی پر مشقت در فقر و نگرانی دائم آماده کند . از دوستان آخوندی در همین سایت چند بار دیدم که آه و ناله میکردند از گرفتار بودن به مصیبتی که گفتم . بینوا ها خود را به قصد خدمت به دین خدا وارد معرکه ای میکنند که آخرش نوکری آیت الله های فریبکاریست که کارشان تجارت و کسب مال نامشروع است و راه پس کشیدن هم ندارند چون اندوخته فکریشان راه دیگری جلوی پایشان باز نمیکند و یا ترس از سرزنش اطرافیان نادان خود دارند .

    سپاسی دیگر خدای را که بر ما منت دیگری هم نهاد و عنایتی دیگر هم فرمود تا دفتر سوم را هم به پایان بریم .

    به پایان آمد این دفتر , تا روزی دگر شاید
    ترا پندی دهم دیگر , گرت پندی بکار آید
    زما هم بگذرد این شب , ز پس روزی دگر آید

    ———–

    درود جاسم گرامی
    دو بار پیش از این به شما نوشته ام که: با اسم خودمان بنویسیم. باور کنید اگر نویسنده ی این مطلب شما که با اسم جاسم در اینجا آورده اید، نوری زاد یا سید مرتضی یا مزدک باشد مگر چیزی از آنان کاسته یا به آنان افزوده می شود؟ خلق اسم های یک به یک و فرو شدن به پنهان کاری کار درستی نیست دوست گرامی. همین نیمچه اعتماد را نیز مخدوش می کند.
    با احترام

    .

     
    • با درود به جناب نوریزاد گرامی , دوست عزیز منظورتان از ” با اسم خودمان بنویسیم ” چیست ؟ منظورتان اسم شناسنامه ای من است ؟ این که امکان ندارد دوست عزیز ! من در یکی از نوشته هایم غیر مستقیم گفتم که من با نام های گوناگون , شاید بیش از بیست نام , در این سایت از سالها قبل نوشته ام . قصدم باز کردن دکان نبود تا به تابلوی سر در هم نیازی باشد , به همین سادگی ! فرض کنید که من تنها با یک اسم این کار را میکردم , چه تفاوتی داشت با حالا به نظر شما ؟ داشتن یک اسم در طول بحثی که احتمالا در میگیرد ضروریست و الا این اصل مطلبست که اهمیت دارد نه نام نویسنده آن . شما اگر نظری دارید راجع به متن بفرمایید و اصلا به نام نویسنده آن توجه نکنید . در این نوشته های اخیرم از شما هم یاد شده است , چرا به مطالبی که در باره شما گفته شده توجه نمیکنید و پاسخ نمیدهید و در عوض تمام تمرکز خودتان را روی اسم من گذاشته اید ؟ فرض کنید که تمام نوشته های من با تنها یک اسم بود مثلا کمال حسینی , ساکن تهرا ن , شماره شناسنامه ۱۲۶ , متولد سال ۱۳۴۲ , چه فرقی میکرد ؟ ا ین تذکر های پی در پی شما آیا به نوعی اظهار نا رضایتی از محتویات کامنت هایم نیست ؟ توضیح دهید چرا من باید تنها با یک اسم بنویسم ؟ شما حتما حدس هایی زده اید که این جاسم همان ؟ است . من اگر با ان اسم حدسی شما از این به بعد بنویسم چه چیزی تغییر میکند ؟

       
      • جناب جاسم
        سلام
        یکی از کاربران شکاک، بدبین و البته سخن چین، شما را چندین بار ربط داد به یکی از کامنت گذاران قدیمی سایت و شما تکذیب نکردید! نوری زاد هم دو باری به شما تذکر داد که با نام قبلی بنویسید که احتمالاً رفع شبهه شود و یا بگویید که قبلاً با چه عنوانی مطلب میدادید.
        حداقل وقتی کسی حدسی اشتباه در مورد نام یا نامهای قبلی شما میزند، بهتر نیست اگر آن شخص نیستید تکذیب کنید؛ من نمیگویم حدس دیگران را تأیید کنید.
        بگذارید من هم حدسی بزنم:
        با توجه به مطالب اخیر شما با نام بردن بعضی از کامنت گذاران و اشاره به یک نوع جبهه بندی و همچنین این چند بیت شعر، حدس من اینست که شما گنجعلی باشید و ممکن است حدس من درست باشد یا اشتباه؛ البته کاری به عناوین دیگر شما ندارم.
        این تذکر به شما هم وارد است: که بجای کل کل کردن با دیگران، آیا بهتر نیست به محتوای کامنت های خود بیشتر توجه کنید. در ضمن اگر با اهلش کل کل کنید ارزش دارد. مهمترین و اولین شخص خودتان هستید که به محتوای نوشته های خود رتبه میدهید.
        خوب، خواستم نظر خود را بگویم و امید که رنجیده خاطر نشوید.
        به هر روی، صلاح کار خویش خسروان دانند.
        با احترام

         
      • آرتین ایران

        سلام بر جاسم
        یعنی واقعا شما فرق این موضوع را نمی دانید که نوشتن با نام ثابت یا عاریتی چه تفاوتی دارد یا خود را به تجاهل می زنید دوست گرامی؟!حداقل تفاوت آن اینست که دیگر کاربران متوجه می شوند با چه فردی و چه عقاید و طرز تفکری روبرو هستند.اینکه مدام مسیر عوض کنیم یعنی نسبت به گفتار پیشین خود پاسخگو نیستیم.مثلا اگر جایی چیزی گفتیم که مشخص شد پایه سستی داشته در نوبت بعد با تغییر آیدی از زیر بار مسولیت پذیرش آن شانه خالی نخواهیم کرد که البته موارد در مورد شما کم نیست.لذا اگر موافقید من بعد با همان آیدی کمال حسینی بنویسید.بهتر نیست؟
        موفق باشید

         
        • دوست نازنین سلام بر شما ! دوست من به جواب اخیر من به جناب آرتین مراجعه کنید و در آنجا نظرتان را برای من بگذارید . من قصد ندارم که اسامیم را برای کسی فاش کنم دوست عزیز . از شما به خاطر توجهتان تشکر میکنم .

           
  68. تقدیم می کنم به ذهن پویای خوانندگان این سایت و آقای نوری زاد گرامی

    واقعه طبس و دروغ هایی که به خورد ما دادند!

    ⭕️حقیقت واقعه طبس

    ‎ باند فرودگاه واقع در صحرای طبس برای چندین سال مورد بهره برداری ارتش آمریکا قرار داشت که از طریق آن کمک های لجستیکی خود را به مجاهدین افغان می رساند که در حال نبرد با ارتش شوروی بودند. روس ها بارها و بارها به شاه اعتراض کردند که چرا باند صحرای طبس را در اختیار آمریکایی ها قرار داده است و حتا چندین بار نیز تلاش کردند که هواپیماهای میگ بیست و پنج خود را برای نابودی تدارکات ارتش آمریکا به سوی این پایگاه بفرستند اما با وجود هواپیمای استراتژیک و فوق مدرن آن زمان یعنی اف
    چهارده در نیروی هوایی ایران روس ها نتوانستند هیچ حمله هوایی علیه باند طبس انجام دهند. همانگونه که می دانید هواپیمای اف چهارده که در زمان خودش به مدد رادار قوی و موشک های فونیکس یک هواپیمای فوق پیشرفته در دنیا به شمار می آمد تنها در اختیار نیروی دریایی آمریکا و نیروی هوایی ایران قرار داشت و اصولا فلسفه ورود این هواپیما به نیروی هوایی ایران تجاوز میگ های بیست و پنج روسی به مرزهای شمالی ایران بود و در آن روزگار میگ بیست و پنج با سرعت سرسام آور خود (سه هزارو پانصد کیلومتر در ساعت) و سقف پروازی بسیار بالا از دسترس هر نوع جنگنده ای خارج بود اما با ظهور هواپیمای اف چهارده میگ بیست و پنج نیز آسیب پذیر شد و از زمانی که این هواپیما به نیروی هوایی ایران پیوست هواپیماهای روسی نیز شهامت عبور از نقطه صفر مرزی را از دست دادند.پس از انقلاب بخاطر نبود حکومت مرکزی قوی و منسجم در ایران راه برای هواپیماهای روسی دوباره باز شد و کار بجایی رسید که میگ های روسی حتا تا نزدیکی مشهد هم گشت زنی می کردند. این کار ادامه داشت تا اینکه آمریکایی ها تصمیم گرفتند که این بار از باند صحرای طبس برای انجام عملیات پنجه عقاب استفاده کنند. روسها که تحرکات آمریکایی ها رااز مدت ها پیش در اقیانوس هند و خلیج فارس زیر نظر داشتند متوجه ورود هواپیماها و بالگردهای آنها به درون خاک ایران شده بودند و در یک فرصت مناسب و درست در جایی که سالها انتظار آن را می کشیدند ضربه خود را به ناوگان هوایی آمریکا وارد کردند و درنیمه شب پنجم اردیبهشت پنجاه و نه باند طبس را بمباران کردند که در همان بمباران اولیه دو بالگرد و یک هواپیمای آمریکایی نابود شد و اینگونه بود که ادامه عملیات لغو شد.جالب است که روز بعد یعنی ششم اردیبهشت نیز هواپیماهای روسی دوباره وارد منطقه طبس شده و اینباردر روشنایی روز دست به بمباران گسترده منطقه زدند و هر آنچه که از شب قبل سالم بجا مانده بود را نابود کردند و جالبتر اینکه سردمداران انقلاب نوپای ایران نیز این بمباران دومی را به نیروی هوایی ایران نسبت دادند که به دستور بنی صدر منطقه را بمباران کرده و در جریان آن شماری از پرسنل سپاه یزد از جمله آقای منتظر القائم فرمانده سپاه یزد که تازه متوجه موضوع شده و به منطقه وارد شده بودند کشته شدند. بیچاره خانواده منتظر القائم که پس از 38 سال هنوز هم بنی صدر را لعن و نفرین میکنند! و اما چرا همه طرفین درگیر در این عملیات این همه سال سکوت کردند و هیچگاه حاضر به افشای واقعیت نشدند؟ ۱- جیمی کارتر رییس جمهور وقت آمریکا که انجام عملیات پنجه عقاب با دستور و نظارت مستقیم او اجرا شد پس از شکست عملیات سریعا در یک نطق تلویزیونی گناه را به گردن طوفان شن انداخت و با اینکه دقیقا می دانست که کار روس هاست اما برای فرار از اذهان عمومی آمریکا که ممکن بود در آن دوران جنگ سرد آمریکا را به سمت رویارویی مستقیم نظامی با ابرقدرت شرق سوق دهد از گفتن واقعیت به مردمش خودداری کرد ۲- روسها نیز طبق عادت همیشگی شان پنهان کاری کردند و هیچگاه نقش خود را در این ماجرا فاش نکردند چون نمی خواستند که آشکارا بهانه ای دست طرف های غربی بدهند.۳- سردمداران انقلاب نوخاسته ایران نیز که متوجه شده بودند که بستر انقلاب بر روی پایه های خرافات و امداد غیبی مستحکم تر می شود و اذهان عمومی مردم ایران را مساعد پذیرش اینگونه حرف ها می دانستند گفته های جیمی کارتر را تکرار کردند و اعلام نمودند این امداد غیبی از طرف خدا بوده و بمانند ابابیل که بر سر سپاه ابر هه فرود آمده خداوند به ما عنایت فرموده. امان از
    ‎طوفان شن طبس داستانی دروغینی که
    هنوز تکرار میکنند.

    سند منتشر شده شماره 3674 ویکیلیکس
    مکاتبات افشا شده پنتاگون
    تاریخ 27 آوریل 1980

     
    • درود بر یاران ارجمند

      بنده در پستهای گذشته یک نوشته طویل در رّد این چرندیات وشایعات نیم پز نوشتم و تکرار آن از حوصله و وقت حقیر خارج هست. فقط به چند نکته کلیدی اشاره میکنم
      ۱- نیروهای مسلح شوروی ده ماه بعد از انقلاب سال ۵۷ایران یعنی دقیقاً روز دوشنبه سوم دیماه ۱۳۵۸وارد افغانستان شدند پس نمیتوانست در زمان شاه باشد
      ۲-بعد از جنگ جهانی دوم به این طرف نیروی هوایی امریکا به چنان توانایی دست یافت که قادرهست ازخاک خود امریکا شروع و بدون توقف درمسیر بهر نقطه ای دردنیا نیرو و یا محموله بفرستد. برای رساندن کمک به مجاهدین افغان احتیاجی نداشت در بیابانهای طبس بزمین بنشیند
      ۳- در زمان شاه و حتی سالها بعد انقلاب مکانی بنام فرودگاه طبس وجود نداشت افتتاح فرودگاه فعلی طبس در کمتراز دوسال پیش انجام گرفته است
      ۴- بعد از بکار گیری جنگنده های اف-۱۴( ۱۳۵۴) روسها جرأت جولان دادن در آسمان ایران را نداشتند
      ۵- مدرک شماره ۳۶۷۴ ویکی لیکس در مورد ایمیل های هیلاری کلینتون هست

      پاینده ایران بزرگ
      رسول

      ——–

      درود و سپاس رسول گرامی
      به نکته های کلیدی و جالبی اشاره فرمودید.
      سپاس

      .

       
      • براوو جناب رسول،خیلی خوب و دقیق به این چرندیات تکراری پاسخ دادید،من هم خوب بیاد دارم که قبلا در یکی از پست ها پاسخ این مطلب مزخرف تکراری را که معمولا افراد بی توجه و مخالفان کلیشه ای جمهوری اسلامی آنرا کپی پیست می کنند داده بودید.
        تشکر از حقیقت گوئی شما

         
      • اگه بدونی چقدر بهت احترام قائلم؟

        پاینده ایران بزرگ
        رسول

         
  69. چند مورد از صدها موردی که روحانیون در ۲۰۰ سال اخیر با آنها مخالفت کرده اند:

    – تلگراف
    – قطار
    – قند
    – برق
    – بلندگو و میکروفن
    – دوچرخه
    – آب لوله کشی حمام
    – آزادی زنان
    – رآی دادن زنان
    – مدارس نوین
    – دانشگاه
    – دادگستری
    – رادیو
    – سینما
    – تلویزیون
    – موسیقی و رقص
    – شطرنج
    – ورزش زنان
    – ویدئو
    – ماهواره
    – اینترنت آزاد
    و اکنون: تلگرام

    گویا هر چه که به رفاه و شادی و رشد و آگاهی مردم بینجامد، در محدوده ی رنج این جماعت قرار دارد!
    پس اگر طالب رنج هرچه بیشتر این جماعتید:
    بیایید تا بیش از پیش بفهمیم و بیش از پیش شاد باشیم و بیش از پیش همدیگر را آگاه کنیم!

     
  70. آقای دکتر نوریزاد گرامی

    سلام و درود

    میدانید ، داشتم به این فکر می کردم که اگر امروز رهبری ای برای انقلاب مردم ایران بر علیه این نظام فاسد و منحط وجود داشت ، چه تکلیفی را بر عهده ملت ایران می گذاشت ؟!

    بلافاصله این ندا به گوشم رسید ؛

    بر تمامی ملت ایران واجب است برای درهم شکستن محاصره کازرون به طرف آنجا حرکت کرده و وحوش جاعش را سرجای خود نشانده و از هموطنان غیور و دلیر کازرونی مان دلجویی نمایند .

    – رهبر ملت ایران –

     
  71. سلام اقای نوریزاد عزیز که دیر زمانیست حسرت دیدارت بر دلم مانده و در این مدت شاگرد کوچکت چه بحرانها که نداشته و در اینمدت چقدر حس پیری و ناتوانی که بهم دست نداده ولی از شما اموختم که با شلاق زدن به خویش هم که شده لنگان لنگان رهرو باشم چیزی می خواستم بگویم چرا که حیفم می اید ما ملت فراموشکار و قدر ناشناس یادمان برود که در زمان سیاه احمدی نژاد تنها صدایی که صدای ما بود و تابو مصاحبه با صداهای بیگانه را به علت نبود بلندگو در داخل شکست تو بودی و وقتی مصاحبه هایتان را می دیدیم چه هیجانی به سمت امید داشت شما و البته جناب خزعلی اقای نوریزاد شما در اوج خفقان و سرکوب فیلم ما ادم کشتیم را ساختید. شما اولین کسی بودی تابو نامه نگاری را شکستی بعد این تابو شکنی ها بود که الان بزرگوارانی مثل زیبا کلام چنین می کنند اولین افشاگری ها از جانب شما بود اولین نمایش و اموزش عملی مبارزه مدنی از جانب شما بود در هر اعتراضی اول خود شروع کردید و …. و با عمل به گفتارتان نگذاشتید صدای مظلوم خاموش شود و چه بی وفایی ها که از طرف اصلاحطلبان ندیدید و چه دوستانی که دلشکسته ات نکردند به هوای اینکه اگر از شما کناره بگیرند شاید به نفع اصلاحطلبان باشد ( نقد نوشته های شما در سرای قلم ) و تو بزرگوار رنجش خود را کنترل کردی ویا نرنجیدی
    اینها را می گویم که بدانید که می دانیم شما پایه گذار بودید و قدر شما را حتی اگر سراسر ایران نوریزاد شود می دانیم شما یک چیز دیگری هستی. ❤️راستی این را هم بگویم چه کسی مثل نوریزاد با صداقت و بی رحمانه گذشته اش را نقد کرد درود بر شجاعتت درود بر صداقتت درود بر تو مرد بی ادعا

     
  72. درود بر آقای نوری زاد گرامی.

    باور کنید آنقدر که منتظر گفتگوی شما و آقای زیباکلام، و روشن شدن جان کلام و ماهیت سخنان ایشان بویژه پس از ادعای “سلاح به دست گرفتن وی” در یکی از مصاحبه هایش بودم، منتظر اعلام موضع ترامپ درخصوص برجام نبودم. اینکه این استاد دانشگاه (در روزگاری که جای بهترین و نخبه ترین اساتیدمان در دانشگاه های کشور به نوعی خالی شده است!!) پای همان حرفش می ایستد، آقای نوری زاد، همان قدر برایم روشن و مسجّل بود که خروج ترامپ از برجام.

    گِله ای دارم دوست من. شِکوه ام از “سادگی و سکوتِ از روی گذشت” شماست که با اینکه یکبار در طول زندگی اتان و همزمان با برآمدن رژیم ریاکار و اشغالگر فعلی، فریبتان داده و هزینه های بسیاری (زندان و کتک کاری ها و توهین ها و تهمت ها و فحش های ناموسی و آزارهای جسمی بر شما و آسیب های روانی بر خانواده و فرزندانتان و…) بر شما و خانواده ی محترمتان تحمیل نموده است؛ باز هم دست از زندگیِ والا و انسانی اتان نمی کشد. اینکه شما بارها از آن دوران به عنوانِ دوران “جاهلیت” تان نام برده اید را اصلا نمی پذیرم چون به نظرم طبیعت و اخلاق و سرشت بنیادین یک فرد هرگز نمیتواند دچار تغییری (چنین) اساسی شود. به باور من، این سادگی و گذشت توام با مهرتان بود که شما را در کنار آن “گرگهای خفته در پوستین میش” چندصباحی نگه داشت.
    پرسش من این است دوست من، در همان دوره، چنانچه مرد یا زنی گرسنه، نیازمند، ستمدیده، زندانی، اعدامی، زلزله زده، شکنجه شده و… را می دیدید، آیا با همین روحیه و اخلاق انسانی (فعلی) با او رفتار نمی کردید؟ قطعا رفتار آن زمان تان همین رفتار فعلی بوده.

    دوست من، چهل سال “زنده بودن و زندگی نکردن” دیگر برای ما ایرانیان بس است. آقای نوری زاد این رقم، نیمی از عمر (اتفاقا) با ارزش و بی بازگشت ماست… فکرش را بکنید! دیگر نمی توانیم در این جهان یکدیگر را ببینیم و بدتر اینکه نمی توانم بر سر قبول وجود جهانی دیگر هم خطر کنیم. چون هیچکس نه تابحال از آنجا برگشته و نه با آنجا ارتباطی دارد (با وجود چنین تکنولوژی های پیشرفته اینترنتی در این عصر ارتباطات) تا از او بپرسیم آیا این دین پرستان واقعا حقیقت را می گویند یا مانند بیشتر حرف هایشان، تنها یک بُلُوف مذهبی-سیاسی بوده برای امید واهی دادن به پیروانشان و خالی کردن جیب آنها.

    اینکه “پیامد هرچه بر سر ما مردم آمده، می آید و نیز خواهد آمد، بستگی به خودمان داشته و دارد” را با جان و دل می پذیرم.
    اما اینکه ما مردمان عصر ارتباطات و علم و دانش، پس از ۴۰ سال تجربه در دل تاریکی و خرافات و دروغ و ریا، نتوانیم دوست و دشمن خود را تشخیص دهیم را نمیتوانم هضم کنم.
    دوست من، چندین سال است که در وادی علم و دانش سیر میکنم و دانشمندان و اهل علم متعددی را نیز می شناسم. بارها در گفتگو با دوستان در فضای مجازی و دنیای واقعی همین حرف آقای جمشیدی را نوشتم و گفتم ما آنقدر نخبه و دانشمند در داخل و خارج داریم که به تنهایی می توانند “قاره آفریقا” را اداره کنند چه رسد به کشور ثروتمندی (با منابع طبیعی و نیروی مستعد انسانی) چون ایران.
    اما در کنار این و شاید پیش از آن، نخست ما به نخبگان و روشنفکران سیاسی نیاز مبرم داریم.
    کسی که ترسو باشد و عده زیادی را نیز به همراه بترساند نمیتواند یک روشنفکر باشد. آقای نوری زاد، من پیشتر نیز خاطر نشان کردم؛ که آیا هیچ فرقی نیست و نمیتواند باشد میان شما و زیباکلام در تحلیل مسایل روز؟ در روشنگری مردمان و جامعه؟ در شجاعت و جسارت بیان عقاید و دیدگاه ها؟ در راستی آزمایی گفتار و رفتار؟ …

    آقای نوری زاد، وجود افرادی مانند زیباکلام (که خواهان بقای نظام فاسد و جوان کُش ج. ا. که اتفاقا حاصل دسترنج زحمت و قوت بازوی خودشان نیز است، به هر قیمتی حتا دروغگویی و کتمان حقایق و آمار درست) نه تنها سودی برای جنبش آزادیخواه ایران ندارد بلکه به ریزش مردمان اصلاح طلب و یا مُردّد و خسته از انقلابی دیگر و نیز مردمان ترسویی که از هرگونه درگیری و خونریزی بیزار و فراری اند، منجر می گردد.

    دوست من، فرق میان زیباکلام و الله کرم در چیست؟
    جز اینکه یکی با سواد و دیگری بیسواد است؟… اما در عوض هر دو شباهت و هدفی مشترک دارند: “بقای نظام بویژه از نوع بدون دموکراسیِ آن….
    باور کنید.

    پس فرق میان این ها با شما آقای نوری زاد و همینطور آنهایی که جان و مال و خون و هزینه و انرژی و خانواده ی خود را در گروِ آزادی مردم و کشور گذاشته اند (من و شما هم آنها را میشناسیم) تا فرزندان من و شما و نیز آیندگانِ همین بُزدلان سیاسی در این کشور در زیر پرچم آزادی، رفاه و دوستی زندگی کنند، چیست؟

     
    • آقای محترم اینقدر بی گذشت و خشن نباشید. مصاحبه آخر آقای زیباکلام در تفسیر خبر آقای چهارلنگی به اتفاق استاد نوریزاد بسیار بسیار با مصاحبه قبلی ایشان تفاوت داشت و گویای همفکری و همسوئی با مبارزات ملت بود. ما از کجا بدانیم آقای زیبا کلام در چه شرایطی بوده است که اینگونه قضاوت کنیم ؟

       
  73. نمایشنامه در یک پرده

    شخصیت های نمایشنامه : آقا شفیع , کبرا خانم , حسن , زهرا ,و صغرا خانم مادر آقا شفیع که شوهر کبرا خانم است ( آلزایمری اما نه حاد ) . بقیه بچه های ایندو هستند در سنین بالای بیست سال . خود آقا شفیع بالای شصت سال دارد و کبرا خانم پنجاه ساله است .
    شب یلداست و همه دور کرسی گرمی که کبرا خانم برای این شب مخصوص بطور مخصوص هم گرم و نرمش کرده و بر آن هم انواع و اقسام آ جیل ها و میوه های خاص شب یلدا نهاده پاهای خود را زیر لحاف فرو کرده اند . بیرون هم سرد و تاریک و برف هم بر خلاف سالهای قبل گوله , گوله میبارد .

    کبرا خانم : مادر جون آجیل بفرمایید
    صغرا خانم : کدومشون آجیله ؟
    زهرا : مادر جون آخه بی بی دندون داره آجیل بخوره ؟
    کبرا خانم : خوب گز بده بمکه
    زهرا : خوب پسته های توی گز رو چه کنه بعد ؟
    آقا شفیع : راست میگه کبرا , عزیزم کار مادر جونم از این حرفها گذشته دیگه . یادش به خیر اون زمانها که بچه بودیم و مامان با دندوناش پسته باز میکرد و مغزش رو تو دهن ما بچه ها میگذاشت . مادر هم اون مادر های قدیمی
    حسن : خوب همین کارهارو کرد که حالا دندون نداره دیگه

    خانواده یکی از بهترین شب های خود را میگذراند که ناگهان برق میرود

    حسن : ای تف به گور پدر هرچی آخونده
    زهرا : شب یلدا هم دست از سر مردم ور نمیدارن . صد در صد عمدی این کارو کردن لعنتی ها
    حسن : با با یکی کبریتی روشن کنه
    صغرا خانم : بیا کورم شدم دیگه
    آقا شفیع : نه مادر جون کور نشدی برق رفته
    صغرا خانم : خوب برش گردون بیچاره رو
    حسن : بابا یکی کبریت روشن کنه
    کبرا خانم : حالا ازکجا کبریتو تو این تاریکی میشه پیدا کرد . اصلا فکر نمیکنم کبریتی داشته باشیم تو خونه
    آقا شفیع : یه خورده بابا صبر داشته باشید الان برق میاد
    زهرا : بابا تو این آخوند های بیشرف رو نمیشناسی , برقو به فلسطین صادر میکنن ولی خودمان برق نداریم . اونا باید شب یلداشون پر و پیمون باشه ما خودمان اینطور
    حسن : هندونه رو چرا نمیگی . با هزار مکافات تونستم این دو تا رو بخرم از بس گرونه
    زهرا : هندونه ها باید برن سوریه دیگه چی فکر کردی
    صغرا خانم : هندونه چیه ننه جون ؟
    آقا شفیع : همون که خودت قاچ میکردی برامون دیگه ننه جون یادت نیست
    صغرا خانم : کی ؟

    تلفن زنگ میزند : رینگ , رینگ , رینگ …..

    آقا شفیع : بابا یکی بلند شه گوشی رو برداره
    زهرا : من که از جام جم نمیخورم میخوای پام به چیزی بخوره بیفتم ؟
    حسن : من میرم بابا
    حسن کورمال کورمال میرود تو هال گوشی را بر میدارد
    حسن : بفرمایید !
    مزدک : با شفیعی کار دارم
    حسن : با با شما رو میخوان
    آقا شفیع : کیه بابا ؟
    حسن : نمیدونم اسمشو نگفت
    آقا شفیع : این دیگه چه جونوریه که شب یلدا اونم وقتی برق رفته زنگ میزنه !
    زهرا : بابا اون از کجا بدونه ما برق نداریم ؟
    کبرا خانم : دختر اینقدر زبون درازی نکن , همینطوری که هنوز خونه موندی دیگه

    آقا شفیع کورمال کور مال دستش رو میگذاره به دیوار که به تلفن برسه و سر راه دنگ و دونگ پایش به صندلی و میز و پایه در گیر میکنه و آخ و اوخ کنان خودش را به گوشی میرسو نه

    آقا شفیع : بفرمایید شفیع هستم
    مزدک : توده ای تواب ////// شما آ دمفروشان /////// , ……… برادرهای مجاهد ما را شما توده ای های تواب لو دادین ///////// باشد تا ما برگردیم تا شما ////////,که /////// از ///////// تا ///////////زر زر زرز رز رزر زر زر زر زر …..

    هر چه زمان میگذرد آقا شفیع نورانیتر و نورانیتر میشود تا اینکه هال و مجلسی مثل روز روشن میشوند
    کبرا خانم : بر محمد و آل محمد صلوات
    صغرا خانم : محمد کیه ؟
    زهرا : ول کن مامان تورو به خدا
    آقا شفیع تو تلفن :آقای محترم شما کی هستید ؟ اشتباه نمیکنید ؟ من توده ای نبودم و نیستم !
    مزدک : ////// و /////////////// که ////////, زر زر زر زر زر زر زر زر…….
    زهرا : بابا کسی چندتا لامپو خا موش کنه کور شدیم . پدر سوخته ها لابد فلسطینی ها خبر مرگشون خوابیدن دیگه و اینا هم یدفه همه برقو ریختن تو خط . فکر چشای مردم که نیستند که .
    آقا شفیع گوشی را میگذارد و برمیگردد
    کبرا خانم : کی بود فهمیدی آخر ؟
    اآقا شفیع : نه خانم ! فکر میکنم کسی از دارالمجانین بود که از غیبت مراقبین استفاده کرده بود و از شانس بد ما به ما زنگ زده بود . خوب برق هم که آمد
    زهرا : بابا چه نورانی شدی

    همه تازه متوجه جریان شده اند و در حیرت و ترس به آقا شفیع نگاه میکنند .

    کبرا خانم: بدو حسن پرده ها رو بکش که اگه همسایه روبرو ببینه دیگه روزگارمون سیاهه , همه خبر دار میشن و هجوم میارن اینجا تمام لباس های تن آقات رو تکه تکه میکنن میبرند برای تبرک . خدا به دادمان برسه

    آقا شفیع نا خود آگاه دو دستش را میبرد و میگذارد روی جلویش . حسن پرده ها را میکشد.

    کبرا خانم : هر کی بود نظر کرده بود . الا مصل الا محمد و آل محمد .
    زهرا :ماما ن بس کن تورو خدا

    در میزنند
    آقا شفیع : حسن بابا جون برو ببین کیه !

    حسن میرود در را باز میکند

    همسایه روبرو همراه با همسایه های دیگر : میشه باباتون رو چند دقیقه بما قرض بدین یا شماره تلفن اونیکه به آقاتون زنگ زد رو بما هم بدین ؟

    پرده میافتد .

     
    • سلام و درود
      دوست هنرمند جناب گنجعلی از عنایت جنابعالی متشکرم. آقا شفیع که بنده باشم، چراغ موشی هم نیستم چه رسد به لامپ 500 وات و 1000 وات، بیشتر هم دود میکنم و کمتر نور میدهم. از همه عجیبتر اینست( حتی برای خودم) که نوعی احترام هم برای مزدک1 قائلم، زیرا آدم دورو و متظاهر و منافقی نیست و همانطور که هست ظاهر و باطن خود را نشان میدهد . *

      حضرت شمس الدین تبریزی با کافری مصادف شد، فرمودش حمد و سپاس خدای را بجای آر که کافری، و منافق نیستی.« نقل به مضمون از فیه مافیه »

       
      • این گنجعلی – شفیعی یکی هستند.

         
      • سلام بر جناب شفیعی شفاعت کننده اعجوبه های روزگار !
        دوست گرامی شفیع نمایشنامه الهام گرفته شده از شخصیت شما نیست و سعی نکنید که خود را مهم جلوه بدهید , مزدک اما همان مزدک خودمان است چون او مهم است . نورانی شدن شفیع نمایشنامه هم به خاطر انرزی نهفته در فحش است که بنا بر کشف دوست خودمان نوریزاد هر کس که این انرژی به او رسانده شود نورانی میشود در آسمان ادب . برای همین هم هست که رهبر و تمام آخوند ها و مسؤلین همه نورانیند . خود جناب نوریزاد که ماشاالله مثل یک جوان شانزده ساله چهره اش میدرخشد ,خدا حفظش کند . با سپاس که نمایشنامه را خواندید .

         
  74. سلام اقای نوری زاداگه گفتید درست ترین دقیق ترین وقابل قبول ترین شعار ملاهای ولایی وکلا حکومت جمهوری اسلامی درطول این چهل سال عمر نظام چه شعاری بوده ؟آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند❗️بله درست است همین شعار است راستش وقتی خوب فکرش را میکنی چقدر این شعار درست وواقعی است البته که آمریکا هیچ غلطی نمیکند اصولا آمریکاییها با غلط کردن بیگانه اند مگر میشود کشوری که توانسته این همه نخبه ودانشمند وکارشناس بسیار شایسته را از اقصی نقاط دنیاجذب کشورش بکند ودر سیستم حکومتیش جا بدهد واصولاشایسته سالاری مبنای کارش است چنانکه در دنیا یک ابرقدرت قدر است که اقتصاد دنیارا دردست گرفته غلط بکند این یک واقعیت بزرگ است که در سیستم حکومتی ایالات متحده هیچ جایی برای خطا وغلط نیست چه برای رئیس جمهور وچه برای هیچ مسئول دیگری ایا وقت ان نرسیده است که همه ی ما این واقعیت را بپذیریم که سیستم حکومتی کشورمان پراست از خطا غلط واشتباه جبران ناپذیرالبته بر همگان روشن است که غلط اصلی واضافه را نابخردانی کردند که با ندانم کاریهایشان 40سال است این کشور کهن سال وباتمدن را عقب نگه داشته اند شکی نیست که روزی انها باید تاوان غلطها واشتباهاتشان را پس بدهند ،درود برشما

     
  75. علی مسکرانیان

    اگر به مراودات اجتماعی در خانواده ودر مردم دقت کنید برگردانش را در مراودات بین المللی خواهید داشت .
    مثلا اگر شما کارمند ساده ی یک اداره یا یک روستایی ساده باشید قطعا تلاش میکنید در ان جمع توجه رییس اداره یا رییس شورا را برای ادامه ی فعالیت خود جلب کنید فقط در یک صورت شما خودسری کرده و از همراهی ابا میکنید
    یا همسنگ ان رئیس هستید وتلاش دارید جایگاه اورا تصاحب کنید
    که ایران هیچگاه در این مورد در قیاس با امریکا در ذهن هم تصور نمیشود .
    یا قدرتهای دیگری تلاش دارند جای ان رئیس را تصاحب کنند وبا سر چوب کردن شما اعتبار او را به بازی بگیرند
    گذشته از اینکه شما در این سر چوب شدن احتمال کتک خوردن یا اخراج شدن وهزاران درد بی درمان دیگر هم دارید باید پی ایجاد شدن مشکلات عدیده ی دیگر را هم به تن بمالید و متوجه باشید همکاران یا همروستاییهایی دارید که بدون ورود به درگیری شما گذران میکنند و بهترین زندگی را هم دارند
    این قیاس شاید با درگیری ما با امریکا قیاس داشته باشد .
    در جنگ 8 ساله مردم ما وعراق با اسلحه های روسیه واروپا یکدیگر را کشتند واخرش پشت مرزهایشان ارام گرفتند
    ما دشمن امریکا بودیم ولی اروپا و روسیه بیشترین بهره برداری را کردند
    در هسته ای هم روسیه تکنولوژی خودش را به ما با هزینه ی گزافی انداخت و نهایتا ما دشمن امریکا ماندیم اخرش هم روسیه برای هسته ای بر علیه ما رای داد
    اری برادر قصه ی سیاست قصه ی پردردی است
    امروز جوانان ما بدنبال اشتغالند و میلیاردها سرمایه ی هسته ای را ما گل مالیدیم .
    تا کی قرار است دشمنی با امریکا کتکش مال ما باشد وسودش برای انگلیس وروسیه ؟

     
  76. شرط و شروط وزیر خارجه امریکا برای مذاکره با ایران.

    مایک پمپئو در ارائه راهبرد جدید امریکا در برابر ایران گفت:
    ▪️رژیم ایران میلیاردها دلار را برای تسلیح گروه های خود در منطقه هزینه می کند اما ملت ایران از کمترین حقوق خود محروم اند
    ▪️ما می خواهیم حکومت ایران سر عقل بیاید و از آرزوهای مردم خود دفاع کند نه اینکه آنها را سرکوب کند
    ▪️ما می خواهیم مذاکره جدیدی را با ایران شروع کنیم مذاکره ای که منافع آمریکا تامین شود
    ▪️اگر ایران رفتار خود را تغییر دهد اماده هستیم برنامه های جدیدی را در برابر ایران در پیش بگیریم
    ▪️ایران باید تولید موشک های قابل حمل کلاهک اتمی را متوقف کند
    ▪️ایران باید تاسیسات آب سنگین خود را متوقف کند
    ▪️ایران باید جلوی توسعه موشک بالستیک را بگیرد
    ▪️ایران باید شهروندان آمریکایی را آزاد کند
    ▪️ایران باید حمایت از تروریسم، حوثی ها حزب الله لبنان حماس و جهاد اسلامی و گروه های مسلح شیعه در منطقه را متوقف کند
    ▪️ایران باید حمایت از القاعده و حملات سایبری را متوقف کند
    ▪️ایران باید نیروهایش را از سوریه خارج کند
    ▪️ایران باید از تهدید اسراییل دست بردارد
    ▪️ایران باید از حمایت شبه نظامیان در عراق دست بردارد
    ▪️به محض انجام این اقدامات، از اقتصاد ایران حمایت خواهیم کرد
    ▪️ما خواهیم دست یابی به توافقی بهتر از برجام با ایران هستیم / خبرآنلاین

    پ ن :
    جانا سخن از زبان ما میگوئی.

    عالیجناب پمپئو، وزیر محترم امور خارجه امریکا؛
    هزاران درود از جانب ملت بزرگ ایران نثار توباد.

    سخنان شما بعنوان وزیر امورخارجه امریکا بردل ملت زجرکشیده ایران نشست و باعث شور و شعف در دل آنها شد وچنان امیدواری را برای آنان به ارمغان آورد، که گوئی این وزیر امور خارجه ایران است که در مقابل دشمنان ایران از حق ملتش که مشتی بیگانه آنها را به گروگان گرفته اند دفاع میکند.‌ لذا از این منظر مراتب قدردانی خود را از اقدامات و همدردی شما اعلام و به شرفت دورد میفرستیم .
    ایکاش یک جو از شرف و غیرت جناب پمپئو در وجود ظریف وزیر امورخارجه خامنه ایی بود./

     
  77. اهای ملت و ای کسانی که مرگ را در پیش خود میبینید ولی دست از حماقت بر نمیدارید.
    بهوش ایید که خدای اخوند هیچ کاری برای شما نخواهد کرد.
    مثل زمان شاه حسین صفوی که میخواستند با دعا به جنگ بروند .
    و یا زمان قاجار که قرادادهای ننگین بخاطر نادانی علمای ما و قرار داد ننگین پشت سر هم بر ما تحمیل شد.
    و حتی مثل زمان امام خمینی که قرار بود ما در جنگ پیروز شویم و ابر قدرتها را بخاک مذلت بنشانیم و مجبور به خوردن جام زهر شدیم.
    و مثل زمان احمدی نژاد که نظرش با نظر رهبری نزدیک بود و پشت سر هم قطعنامه صادر شد و کشور به پرتگاه رسید اکنون نیز ما با دادن عقل وشعورمان به خدای اخوند نابود خواهیم شد.
    اکنون نیز ما فریب خوردیم
    همیشه و همه جا این اخوند در بدبختیها یا خودش نقش اصلی را داشته و یا پشت پرده بوده است.
    در انقلاب ایران که ما را صدها سال به عقب برد نقش اصلی و در زمان صفویه عامل اصلی شکست ایران از افغانها و در حمله مغول هم مسبب اصلی عدم دفاع و خرابی سراسر ایران شد.شما فکر میکنید چرا مغولها با شمشیر توانستند تمدن ایران را به اتش بکشند.
    چون مردم با توجه به تعلیمات روحانیون فکر میکردند خدایی است که سزای ظالمان را خواهد داد. و لذا در خانه ماندند و هرکس که کشته میشد را تصور میکردند حتما گناهی کرده؛ تا اینکه مرگ به سراغ خود و خانواده انها امد.
    اگر امید واهی به خدا نبود یقینا گروههایی تشکیل میشد و برای دفاع از میهن ؛میشد جلو شمشیر انها را گرفت.
    اکنون نیز تاریخ در حال تکرار است ما در سوریه از کشته هایمان پشته ساخته ایم با دستان مسلمانان و با بی تدبیری رهبرانمان.
    و اکنون نیز نمیتوانیم پاسخی در خور را به انها بدهیم.هر روز خبر میرسد در سوریه پایگاههای ما توسط اسرائیل هدف قرار گرفته است و رهبری که گفت تلاویو وحیفا را با خاک یکسان میکند نتوانست یک توپ را سالم به درون اسرائیل منفجر نماید.
    پس امید بستن به خدای فرضی اخوند یعنی بسوی مرگ رفتن
    و نابودی به امید واهی کمک خداوند.
    تا کی ما باید در خواب بمانیم؟

    ما را با این حرفهای بی سر و ته و گاهی به نعل و گاهی به میخ و امیدهای واهی مثل بچه ها فریب داده اند.
    این ملت از هر ملتی بیشتر برای خدا سنگ تمام گذاشت.
    یک میلیون شهید و چند میلیون جانباز و میلونها مسجد و حسینیه که از نان شب مردم ساخته شد ولی اکنون امریکا و اذنابش با بیشرمی هر قول وعده ای را که با تحریم بر رهبر ما که نرمش قهرمانانه کرد را هم نمیپذیرد.
    یعنی دعا پشیزی برای خدای ما ارزشی ندارد.
    و رهبر ما که علاوه بر پول وثروت ملت و سرمایه های مادی و معنوی را به باد فنا داده است اکنون هیچ چیز برای ارایه و جواب به ملت خویش ندارد.اگر این خدا که ما برایش از هر ملتی بیشتر فداکاری کردیم اینطور عمل میکند پس باید او را در سازمانهای جاسوسی و تدبیر غربیها پیدا کنیم.که چهل سال است ما را بدنبال خود کشانیده اند و بطریقی دیگر داعش را هم فریب دادند و اکنون دارند ثمره انرا میچینند.
    تا کی ما باید در خواب غفلت بمانیم.
    تا کی باید بگوییم خدا کریم است؟
    میدانید چرا میگویند ترامپ دیوانه است؟
    چون او و اذنابش مسبب شده است خدای ساخته شده درغرب برای ما مسلمانان (و ترویج یافته توسط اخوند)بخصوص شیعه را در ایران ابهتش ریخته شده و به ان شک برده شود.
    یعنی انچه باعث میشود ملت ما تمام ثروتش را اعم از مادی و معنوی (نخبه هایش) را دو دستی تقدیم غرب کند اخوند و افکار منجمد اوست که اکنون در حال ترک خوردن است.
    اری اگر نیک بنگریم خدای واقعی عقل و هوش ماست که از ما ربوده شده و یا بخاطر حماقت ما از کشور ما گریخته است.
    منتظر فلاکتهای بعدی باید باشیم.
    گویا حماقت در ما ایرانیان پایانی ندارد.

     
  78. بادرود و عرض ادب

    ایکاش در دیزی ما باز نمی ماند
    یا کاش گربه ما کمی شرم و حیا داشت،

    آقاش شمخانی در برابر تهدهای آقای پمپئو گفته که ” برخی کشورها حاضر نیستند که تاریخ عبرت بگیرند باید آدرس قبر صدام و نظام بعثی را به آنها یادآوری کنیم ”

    آقای شمخانی باید برای شما یادآوری کرد که نیروهای امریکایی در عرض یکهفته صدام را سرنگون کرد ، بعد از هشت سال به کشتن دادن جوانان ایران جام زهر را نوشاندید به مرحوم خمینی ، آقای پمپئو و مردم ایران و همسایه ریز و درشت قدرت شما را میدانند . تاریخ رجزخوانی انقضاء یافته ، خودتون خسته نکنید ملت به همه چیز آگاهی یافته ‌، سکوت ملت بمعنای عدم آگاهی نیست ،وقتش نرسیده .
    باعرض پوزش جناب آقای نوریزاد که فقط در سایت و کانال شما دلمونو خالی میکنیم .

     
  79. سلام برنوري زاد عزيز وواقعا هم گرامي

    طاعات وعبادات وروزه رمضان المباركت هم قبول ومقبول حق باشد ووفق به اصلاح اموركشوري ولشگري وموفق به ديدن دولتي دموكراتيك درايران البته مذهب راممنوع وقدقن نكند چون شكست مي خوردوهرج ومرج لازم آيد.

    مي پرسم چرا سايتت بروزنيست چنين جوابم رامي دهد:
    درود دوست گرامی
    از نفس افتاده بودم.
    پوزش
    باز آمده ام
    اگر که بار دیگر از نفس نیفتم
    سپاس

    .
    ——————————————————–
    مي گويم قربان نازنفست ،چراازنفس افتاده اي درراه مبارزه باطاغوت دزدوستمگروآدمكش هميشه بايدتازه نفس باشيد وازمبارزه دست نكشيدتاآخرين نفس.
    به سوآل من كه چه نظامي جايگزين اين نظام باشد ازشما وازصاحب نظران جوابي برنيامد مگرازساسان كه ايشان به نظام شاهي بسيارعلاقه مند است وآن را باقيد مجلس دموكراتيك پيش نهادكردند باجمهوري دموكراتيك ولي از عباس آقاواحديان جيكي درنيامد وازجناب شفعي نيزغير ازنظام سوسياليستي بيمار طرحي نو درنينداختند ازشماهم خبري نشد دوست عزيز اگرجايگزيني براين نظام حاكم جورنداشته باشيد براي چه مبارزه مي كنيد؟

    چون مبارزه بدون هدف موجب هرج ومرج وتقسيم كشور به اقاليم سبعه كه چه عرض كنم بل به اقليم سبعينه تقسيم خواهدشدوبرادركشي .
    خوب اين برادركشي را همين نظام جور فعلا انجام مي دهدديگر شمايان چرابه زحمت بيفتيد وازنفس هم بيفتيد .اين سزاوارخداوخلق ووجدانتان نيست.

    آرزوي صحت وسلامتي براي شماوهمه مصلحان خردورزوفهيم وفرزانه گان رادارم.
    والسلام علي عبادالله الصالحين.
    مصلح

    ———————–

    درود مصلح گرامی
    سپاس از بزرگواری شما که در این سالها – گذشته از عصبانی شدن های گاه بگاهتان – نشان داده اید درون زلالی با شماست. من با اجازه ی شما نوشته ی شما را از پست پیشین بدینجا آوردم تا بیشتر خوانده شود. از من در باره ی نظام جایگزین پرسش فرمودید. می گویم: پسندیده است تلاش همه ی ما به جایگزینی نظم و نظامی منجر شود که داشته ها و نداشته های ملی را منصفانه – و نه لزوماً به تساوی – بر همگانِ ایرانیان سرشکن کند. و مدیریت همان داشته ها و نداشته ها و تلاش برای بهروزی هرچه بیشتر، در اختیار شایستگان و باسوادان و خردمندان و وطن دوستان گذارده شود. شما نظامی را تجسم کنید که یک روحانی مثل شما در آن، همه گونه آزادی در قبال مذهبش را دارد. از تبلیغ تا ارشاد تا برپایی مراسم تا پاسداری از شعائر. و مردم مذهبی نیز. بسیار شایسته تر و پسندیده تر از اکنون. نه این که یک مذهب خاص، همه جوره فرصت تجلی و فربهی داشته باشد و همان مذهب، دیگر مذاهب را بچشم رقیب بنگرد. با اطمینان می گویم: روحانیان و مذهبی ها در نظام مورد نظر من، آرامش و شایستگی های انسانی بسیار بسیار ناب تری تا امروز خواهند داشت. چرا؟ چون ویژه خواری رخت بربسته و مردم بچشم تنفر در آنها نخواهند نگریست.

    امروز، مذهب غالب، نه که همه ی فرصت ها را برای خود بلوکه کرده، در معرکه ی تنفر جا گرفته و عجبا که انتظار دارد دیگران بدو تمایل و دلبستگی نیز داشته باشند. شما و ما و دیگران همه گونه آزادی داریم اما به یک شرط. چه شرطی؟ که هم بی دینان و هم روحانیان و هم مردم مذهبی، هر چه را که برای خود می پسندیم، برای دیگر مذهبی ها و لامذهب ها نیز بپسندیم. و هرگز روی به ترشرویی و تحکم و سهم خواهی های افزون تر نبریم. مقدرات این نظام تازه، توسط خردمندان و شایستگان، (و نه مثل جمهوری اسلامی توسط مذهبیون) ترسیم و به اجرا گذارده می شود. خلاصه مصلح گرامی، نظامی را تجسم کنید که در آن، همه و همه، احساس رضایت کنند. و تصورشان این باشد که هم به میزان فهمشان بها داده می شود و هم به شایستگی هایشان. در این نظام، استعدادها و فهم ها و لیاقت ها و شایستگی ها هستند که فرصت تجلی افزون تر پیدا می کنند. حالا در این میان اگر کسانی پیدا شوند که به فهم و شایستگی متمایل نیستند و دوست دارند در پخمگی غلت بزنند، می توانند از همه ی آزادی های دیگران بهره داشته باشند و به زندگی دلخواه خود فرو شوند و ازش لذت نیز ببرند. کسی مزاحمشان نمی شود. می دانم این جابجایی با کمی تلاطم همراه خواهد بود. و شاید سالها به درازا بینجامد تا به آرامش برسد. تجسم این که یک فرد مذهبی و یا یک روحانی در مترو در مجاورت بانویی بنشیند که با حجاب که نیست بل همانجا با دوستانش می زند و می رقصد و می خواند، به مدارا نیاز مند است. و به فهم حقوق همان بانو.

    باور کنید جناب مصلح، در نظام مطلوب من، سیطره ی نافذ قانونی که شایستگان ترسیمش کرده اند، آنقدر سرشار از لذت است که می شود با تجلی همان سیطره های قانونی، به زخم های گاه بگاه مذهبی مرهم نهاد و برای دلواپسی های همه ی مذهبی ها احترام گذارد و به آنان گفت: شما سفره ای از مذهبتان بیارایید و در کنار سفره ی دیگران به نمایش بگذارید و ادامه را به پسند مخاطبانی بگذارید که به تماشای سفره آرایی شمایان آمده اند.
    با احترام

    .

     
    • سلام و درود

      جناب مصلح گرامی، آرزوهای جناب دکتر نوریزاد هم همانست که بنده عرض کردم، ولی با ادبیاتی متفاوت. در میدان عمل نمیشود آرزوها را بجای واقعیات گرفت، امکان سنجی، کاری به عظمت تأسیس نظام اقتصادی_اجتماعی کشوری به بزرگی و تنوع ایران، بیگمان به دانشی جامعه شناختی و وسیع با مشارکت حداکثر عقلا و تحصیل کردگانی که دل در گرو رفاه و امنیت کشور و مردم دارند نیازمند است و انجام چنین مهمی کار یک یا چند نفر محدود نیست، نظام اجتماعی را مردم اجتماع میسازند. . بیشک میدانی که سوسیالیسم واژه لاتین« عدالت اجتماعی »است و طبعاً میدانی که به قدرت رسیدن احزاب سوسیال دمکرات در کثیری از کشورها به مفهوم الغای مالکیت خصوصی و کمونیسم نیست و اگر احزاب سوسیال دمکرات به قدرت میرسند نه تنها کل شیرازه اجتماع را تغییر نمیدهند، بلکه با مطالعه و مشورت با متفکرین و حقوق دانان نظام سرمایه داری توانسته اند که فقر را در جوامع خود ریشه کن کنند، کشوری سرمایه‌داری چون آلمان علاوه بر تأمین رفاه اتباع خودش مأمن و پناهگاه بیش از یک میلیون آواره و جنگ زده سوری و افغانی و تعداد کثیری از مصیبت زدگان و گرسنگان و بیکاران و پناهندگان ایرانی و عراقی شده است، اگر حقیقتاً چنان نظامی بیمار بود که اوضاعش شبیه ایران و عراق و افغانستان و سوریه و لیبی و….
      بود. این شیوه در جهان فعلی از موفقترین شیوه هاست و در عمل سبب ایجاد خوشبختی و کار و رفاه و امنیت و تحصیل و ارتقاء سطح فرهنگ مردم شده است. مشکل زمامداران ایران اینست که از لغت سوسیالیسم متنفرند و آنرا معادل کفر کبیر میگیرند و خود توان و دانش اداره کشور و ایجاد رونق اقتصادی و سامان دادن تولید و تجارت را ندارند و بجای آنها، خود و آقازادگان و نمایندگان و شرکایشان، با استفاده از رانتهای اطلاعاتی و دور زدن قوانین و معافیت گمرکی و قاچاق، و با واردات از سایر کشورها به آسانی سودهای نجومی کسب و کمر کار و تولید داخلی را شکسته و بخش تولیدی کشور را فدای بخش تجاری کرده اند، آنان بطور فزاینده ای فقر و رنج و تیره روزی و نکبت تولید میکنند و کسب هیچ مقدار ثروتی آنان را سیر نمیکند و با بلعیدنهای مسلسل وار مدام نعره« هل من مزید »میزنند.
      در کشورهای سرمایه داری بین ثروت شخصی و ثروت اجتماعی افراد فرق گذاشته میشود، قانون اساسی و قانون کار و تشکلهای طبقاتی و صنفی هم اجازه برداشت خارج از قانون و قاعده به صاحبان صنایع و مؤسسات تولیدی و تجاری خصوصی را نمیدهند و اینطور نیست که مثل خورده سرمایه دارهای ایران هر ثروتمندی هر کار که دلش خواست با سرمایه اش بکند. نظام اقتصادی_اجتماعی ایران از هیچ منطقی و قانونی پیروی نمیکند و همین امر بر تمام اوضاع زندگی توده مردم اثرات مخربی گذاشته و سبب این آشفتگی و فقر و بیکاری و معظلات بیشمار شده است. سوسیال دمکراتهای اروپایی چه دولت را در اختیار داشته باشند و چه به عنوان اقلیت در کابینه جناح رقیب مشارکت کنند، بطور مداوم با طبقه کارگر و طبقه سرمایه دار و نمایندگان سایر اقشار در حال مطالعه و مشورتند. غرض بنده چنین نظامی بود که میشود نام آشنای« نظام
      عدالت اجتماعی »بر آن نهاد.

       
    • درود بر نوریزاد گرامی و به امید تندرستی تان! دوست ارجمند در یک نظام سکولار و دمکراتیک اصولا وظفیه اصلی قانون و اکثریت رعایت حقوق اقلیت است. بنیان یک سیستم حکومتی سکولار دمکرات بر حقوق بشر گذاشته خواهد شد و هر فردی در چنین سیستمی در برابر قانون با دیگران برابر است و حق استفاده از تمام امکانات ملی را داراست و اصولا وظیفه حکومت و قدرت اینست که افراد و گروها …را با حقوق شان آشنا کند. در چنین سیستمی دین و باور اشخاص چون مربوط به حریم خصوصی است قابل احترام بوده و اصولا دستگاهی یا فردی و یا سازمانی حق پرسیدن در باره دین و باور کسی را ندارد .حریم خصوصی افراد کاملا در حمایت قانون است. اتحادیه های مختلف از تمام اصناف و گروها و تشکلهای مردمی چه دینی و چه غیره دینی و در پناه قانون و در مدارا با دیگران و متنوع با رعایت قانون بوجود خواهند آمد و هر فردی می تواند یا در یکی از تجمع ها و گروها شرکت کند. قانون در کشور سکولار و بی طرفانه است و تابع هیچ نهاد و گروه و حزبی نیست و تمام افراد در جامعه بدون در نظر گرفتن اختلافهایشان برابرند. هیچ مقام و منزلتی بالاتر از قانون نیست و قانون گذاران کشور نمایندگان مستقیم مردمی خواهند بود که در احزاب مختلف تجمع کرده اند. در ضمن پایه های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی جامعه پس از سالها تمرین دمکراسی پایدار خواهند شد و براحتی احزاب پوپولیستی و فاشیستی نمی توانند آنها را برهم زنند. قوانین به آسانی تفسیر بردار نیستند و حتی برای افراد معمولی هم قابل فهمند. اصولا یکی از مهمترین وظیفه حکومت سعی در درک و فهمیدن قوانین توسط مردم است. چیزی بنام سانسور و بازداشت سیاسیون و تسخیر قدرت توسط حزب و گروهی و سرکوب بقیه و اختلاسهای میلیاردی و پرداخته های انجنانی از خزانه ملی برای گسترش نوعی باور و یا ایدیولوژی و … در چنین سیستمی نیست. قوانین براحتی دست و پای هر گردن کلفت و مفتخور و دزد و جنایتکار و قدرت طلب را بسته و پرو بالشان را شکسته و درعین حال راه افراد درستکار و کاری و ذکی را باز گذاشته و همه نوع کمک در چنین جامعه ایی برای افراد تیز و باهوش و ذکی و پر کار و درستکار موجودست. ولی وای بحال کسانیکه در چنین جوامعی با قانون در افتند آنوقت از سر خواهد افتاد در هر شرایطی که باشد.

      در پایان نوریزاد گرامی روزهای سختی در انتظار ایران و ایرانی است سعی کنید کمی ارامش داشته باشید و استراحت کنید شما تنها متعلق بخودتان نیستید. امیدوارم اینو درک کرده باشید. وجود انسانهای بزرگ در بعضی بزنگاهای تاریخی برای مردم هر کشوری بخصوص ایران موهبتی جبران ناپذیر است. اینو من نه از سر تملق بلکه از سر دوستی و وطن پرستی و عشق به ایران و ایرانی می گویم. و الا در این 5 سال بنظرم مرا بخوبی شناخته اید که اهل تملق نیستم.

       
      • بله جناب نوریزاد شما تنها متعلق بخودتان نیستید، بلکه شما متعلق به یک مرده سیاسی گریخته از وطن به بنگال یا سنگال یا ناف اروپا هم هستید چون با این سایت اتان موجب حیات سیاسی یک مرده سیاسی گریخته به بنگال یا سنگال یا ناف اروپا شدید!

        ————-

        سید مرتضای گرامی
        اینهمه سر به سر مزدک نگذار مسلمان. (شوخی) تنت می خوارد مگر؟
        یک روز بیایید و روزه ی مهربانی بگیرید. تصمیم بگیرید با مزدک مهربان باشید.
        باشد؟
        سپاس

        .

         
      • سلام و درود

        تقریباً جمله به جمله این کامنتت را قبول دارم.چه میشد همیشه اینقدر خوب مینوشتید؟
        اگر از دین ایدئولوژی و وسیله سرکوب ساختن بدست ،که هست، از بی دینی هم ایدئولوژی ساختن بد است.
        اگر به زور به دهان کسی عسل فرو کنیم با همان عسل به او تجاوز کرده ایم. ایدئولوژیها فاجعه ببار آورده اند و ماهیت همه آنها یکیست، چه استالین از سوسیالیزم ایدئولوژی بسازد، چه هیتلر از وطن دوستی نازیسم بسازد، چه موسولینی از تاریخ روم باستان فاشیسم بسازد، چه آیت الله خمینی از مذهب شیعه، حزب‌الله پدید آورد، چه ابوبکر بغدادی از تسنن داعش را بوجود آورد همه یکیند و فرق ماهوی ندارند ، زیرا همه با سلب آزادی و اختیار از بشر به او جفا میکنند. برای نفی و زدودن ایدئولوژیها نمیشود ایدئولوژی دیگری را بکار گرفت.
        خون به خون شستن، محال آمد محال.

         
  80. کسی‌ را که به جایی‌ راه نمی دادند ۷ شرط گذاشت که اگر این شروط را اجابت کنند شاید به همونجایی که راهش نمی دهند، برود. به این می‌گویند مدلی از رهبری که عقل خودش و الله رو هم تا این حد قد میده.

     
  81. رهبری، از رهبران گربه ها
    پیش سلطان شیر, کرد او لابه ها
    گفت دیوی، خوانده خود را گربه او
    روس تا زنجیر از او کرده رها

    شیر گفتا غم مخور از کید روس
    گرچه در کابین روس است این عروس
    راه او را کرده ایم هموار ما
    خادم ما هست لیک این دیو لوس

     
  82. جناب نوری زاد درود
    لطفا توضیح دهید که رفراندوم برای چه هست ؟ رفراندومی که بطور قطع و یقین ج. ا حتما با رای منفی بسیار گسترده ساقط میشود ! به چه درد آخوند ها میخورد ؟ این دستار بندان و اعوان و اتصارشان که همگی اعتقاد قلبی دارند که دیگر در هیچ کجا جایی برای عرض اندام ندارند چرا به این فاجعه تن در دهند ؟ این ها که با دروغ ودغل و متدین نمایی برای خود کیسه ها اندوختند و برابشان اصلا آینده ایران مهم نیست . برای چه به این قمار که باخت آن ها حتمی هست تن در دهند . مگر جوادی آملی نگفت مردم ما را به دریا خواهند ریخت ! این سخن از سر حماقت نبود ! این سخن نکته هایی باریک تر از مو درخود دارد که برای اهل ولا کاملا آشکار است . سخن من بر این اساس است که در نبرد باید حرکات دشمن را شناخت و مواضع درست بر اساس آن گرفت. رهبر که تکلیفش مشخص است . برای یاد آوری عرض شود که وی با دغل و مکر بعد از واقعه و یا فاجعه دانشگاه بطور مشخص گفت «( قلب من به درد آمده )» و های های مردم شنیده میشد ! و در مورد سال ۸۸ با کمال ناجوانمردی گفت «(تن ناقصی دارم آبرویی که شما به من داده اید ) های . های و و و خوب ! نتیجه چه شد ؟ هبچ ! مطلقا هیچ ! و این همان هیچ معروف خمینی بود که در هواپیما بر تارک تمام ایرانیان نشانیدشد ! ولی عقلا و نکته سنج ها متوجه نشدند که این کلمه چه بار وحشتناکی برای ایران در پیش دارد . وآینده ثابت کرد که بی تفاوتی خمینی در بازگشت به ایران چه مصاىب وحشت ناکی در پی دارد و اصلا و ابدا حب وطن برای وی معنا و مفهوم ندارد و ایران و ایرانی را فقط برای تحقق آمال و آرزوی بر افراشتن پرچم اسلام بر روی کل کره زمین و خصوصا کاخ سفید در سر داشت و به همین جهت در سخنان چند سال بعدش گفت رفع فتنه از سراسر عالم ! و گویا خود و تفکر وی فتنه بزرگ در سراسر عالم این طور نیست ؟ الان هم بعد از نامه نگاری گسترده شما ( جناب نوری زاد ) به رهبر . چه نتیجه ای حاصل شد ؟ آیا جز سکوت و احیانا ایزا و آزار خانواده نوری زاد دست آورد دیگری به همراه داشت ؟ البته نظر جناب نوری زاد بر این نامه نگاری فقط اتمام حجت و ثبت در تاریخ بود و بس . سخن آخر ابنکه این شیادان به هبچ عنوان زیر بار رفراندوم که حتما سرنگونی قطعی آن ها را رقم خواهند زد نخواهند رفت و فقط احبانا یک کودتا ! ✌ شاید رقم بطلان بر قاموس این حکومت خواهد کشید . در پایان احضار سرکار برای گفت و گو در مورد گذرنامه نشان از آن دارد که رژیم تصمیم گرفته سر شما رادر خارج از کشور زیر آب کند البته توسط برادران ولایی ! مثل انیس نقاش . که باید بهوش باشید.

     
  83. اگه آغا میگه امریکا بده چرا دندون عاریه هاش آمریکاییه! اینو من نمی گم از اون پاسداری که هر شب دندونای حضرت آغا رو می ذاره توی لیوان آب هم سئوال کنی همین رو می گه! مگه آمریکا اووغ و نجس نیست؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! یه زمانی هم از این شورتهای اسلیپ آمریکایی تو بازار پر بود و بین بسیجی ها و قتی شورت کم می آوردند توزیع می کردند تا اینکه در تولید شورت مامان دوز به خودکفایی رسیدند مگه این آمریکاییها از اساس ایدزی و سفلیسی و سوزاکی نیستند؟!!!!!! حرفها ممکنه طنز به نظر برسه ولی همه اش حقیقت داره! شاید خود حضرت آغا هم از این شورتها استفاده کرده باشه اما این یکی رو نمی دونم!

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

82 queries in 3112 seconds.