سر تیتر خبرها
بُرشی از نامه ی محمد نوری زاد به امام علی(ع)

بُرشی از نامه ی محمد نوری زاد به امام علی(ع)


دوستان خوبم،
من در راه ناهموار روشنگری، و برای این که بر دیوار بلند تعصب های مذهبی تَرَک بیندازم، بارها دست به خودکشی زده ام. دوبارش، که مرا تا پای معرکه ی “ارتداد” کشاند، نامه به امام علی و نامه به خدا بود. پیشنهاد می کنم این دو نامه را در گوگل پیدا کنید و بخوانید. به مناسبت روز میلاد علی (ع)، برش کوچکی از نامه ام به امام علی را تقدیمتان می کنم. انتشار این نوشته ها حتمآ می تواند عصبیت متعصبان خشک مغز را بر بیانگیزد، و دودمان نویسنده اش را بر خاک نشاند. اما چه جای واهمه، که من، سالهاست در این راه ناهموار، برای هر حادثه ی خونباری آغوش گشوده ام.

محمد نوری زاد
دوازدهم فروردین نود و هفت – تهران

برشی از نامه ی محمد نوری زاد به امام علی:

……. علی جان، نیک تر از من می دانی، وقتی عقل از کله ی مردمی برود، بجایش تعصب می نشیند. جوری که چشم هایشان نمی بیند و گوش هایشان نیز نمی شنوند. اینجاست که محبت ها و کینه های کور به جهالت می انجامند. و این جهالت، گوهر شاهواری بوده است برای دکانداران و حوزویان و آیت الله های تاریخی. مردمی که کرکره ی عقل خود را پایین کشیده باشند، ناگزیر به کسانی که ظاهراً می دانند مراجعه می کنند. اینجا درست همانجایی ست که سرکیسه کردن ها رونق می گیرد.

پس به من حق بده از تو بپرسم: راه تو ای علی چه بوده مگر که این همه قرن، جماعتی در محبتِ به تو مستغرق بوده اند و جنگ ها پرداخته اند و نفرت ها برجوشانده اند و و زشتی ها سامان داده اند و هیچ نیز جز اندکی، بر درستی های انسانی متمایل نشده اند. من وقتی می بینم خروجیِ تشیعی که امامش تویی، شیخ فضل الله ها و جنتی ها و علم الهدی ها و پورمحمدی ها و فلاحیان های قاتل و منگ اند، چگونه دریابم که تشیعی که امروز در جامعه ی ما جاریست همانست که تو پیموده ای و تو می خواسته ای؟

اگر این تشیعی که در ایران جاری است، همان باشد که تو می خواسته ای، من این علی را قبول ندارم. من آن علی ای را دوست می دارم که خروجیِ تشیع اش گالیه ها و گاندی ها و نلسون ماندلاها و مارتین لوترها باشد نه شیعیان تیزکلام و تیز رفتاری چون خمینی و خامنه ای که خساراتشان برای بشر، کم از خسارات کل تاریخ ادیان توحیدی نبوده و نیست. چرا که اگر خسارات دیگران، در عصر بی خردی بوده، اینان در عصر خردمندی تیغ بر خرد کشیده اند و بر نام تو خراش انداخته اند.

با این همه علی جان بنشین تا نصیحتت کنم. من اگر تو را نصیحت نکنم، هرگز نمی توانم خمینی و خامنه ای را نصیحت کنم. من اگر از تو ایراد نگیرم و به تو انتقاد نکنم، کجا می توانم به رهبر بگویم: این ره که تو رفته ای و می روی همان راه اشقیاست؟ اطمینان دارم با من موافقی که: رهبر و امام و پیغمبر و حتی خدایی که نشود نقدشان کرد، هیچ به کار بشر که نمی آیند، نیز هیچ جز مزاحمت برای بشر نخواهند داشت. جماعتی اما برای رهاندن خودشان از نهیبِ نقد، شما را به وادی عصمت رانده اند تا غباری بر دامان کبریایی خودشان ننشیند. وگرنه شما را که تقوای الهی است و علم الهی و زهد و فهم و شجاعت،چه باک از پرسش و نقد این و آن.

آن کسی از پرسش و نقد می هراسد که دستش تهی از درستی است. علی ای که من می شناسم و علی ای که من قبولش دارم، جز با درستی نیست. این علی، بر من نهیب می زند که شیعیان من، مرا نقد کنید و رفتار مرا وابشکافید با هر تندی که می توانید! که من، علی، پاسخگوی هرچه گفته ام و هرچه که کرده ام هستم. خودت بگو علی جان، این علیِ نقد پذیر دوست داشتنی است، یا آن علی ای که دیگران بسته بندی اش کرده اند و در زرورق پیچانده اندش بی هیچ اعوجاج؟

علی جان، تو مگر نه این که بهنگام عبور از شهر انبار–شهر ایرانیِ تازه مسلمان شده – بر مردمِ هلهله گری که پیشاپیش تو می دویدند و دست افشانی می کردند و پای می کوفتند، سرکوفت زدی؟ نیز نه مگر از آنان پرسیدی: این چه کاری است که می کنید؟ گفتند: این عادت ما است. ما اینگونه به امرای خود تعظیم می کنیم. تو چه گفتی؟ گفتی: بخدا قسم امرای شما از این کار شما هیچ سودی نمی برند. این را تو گفتی علی جان. اما خبر نداشتی روزگاری بر شیعیانت گذر می کند که یکی در لباس تو و با اسم تو بر صندلی می نشیند تک و تنها، و همگانِ مردم و مخاطبانش را بر زمین می نشاند از سرِ تکبر. و همو در سفر به شهرها و استان ها، کل ادارات و مدارس را تعطیل می کند و مردم را به استقبالِ از خود فرا می خواند. اتومبیل ضد گلوله اش که در خیابانها براه می افتد، مردم در ازدحامی مست کننده، پیشاپیش و از پی او می دوند و هلهله سر می دهند و اشک می ریزند و حضرتش با تکان دست مبارک تشویقشان می کند که مرحبا بدوید. چرا که بساط رهبری ما به گرمای هجوم همینجوریِ شما بی نوایان محتاج است. تو به مردمِ پایکوبِ شهر انبار گفتی: امرای شما از این پایکوبی ها هیچ سودی نمی برند. برخیز و سوووووود را در بساط حضرت رهبر ِما تماشا کن.

علی جان، رک بگویم: رهبر و امام و پیشوا و پیغمبر و خدایی که نشود نقدشان کرد، از دسترس و از درستی خارج اند. آنان که نقد نمی شوند یا اجازه نمی دهند که مردم نقدشان بکنند، به دو سوی روی دارند. یا آسمانی اند یا دزد و آدمکش و دروغ پرداز. ما زمینیان را که به آسمان راهی نیست. پس، نقد می کنیم. هم تو را و هم سیدعلی خامنه ای را و هم همه ی آنانی را که به اسم تو و به اسم خدا و پیغمبر، قرن های قرن بر پشت مردم هودج بسته اند و دستشان مدام در جیب مردم بوده است…..

ادامه دارد

نامه ی محمد نوری زاد به امام علی
http://www.nurizad.info/blog/30084

فیس بوکfacebook.com/m.nourizad
اینستاگرام: mohammadnourizad
تلگرام: @nooriZADmohammad1331
ایمیل جدید: mnoorizaad@gmail.com
Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

270 نظر

  1. سلام بر ناظران گرامی
    شاید این سخن معروف چندان بیراه هم نباشد که می گوید در مورد یک اتفاق یک صدسال باید به انتظار نشست تا در مورد آن بتوان قضاوت کرد .انقلاب ۵۷ هم از این قاعده مستثنی نیست.زوایای پنهان بسیاری تا کنون روشن شده و زوایای دیگری هم روشن خواهد شد تا نشان دهد آیا این بلوا صرفا آنچیزی بود که مردم می پنداشتند به خواست آنان در حال وقوع است؟!
    http://melliun.org/iran/161750
    موفق باشید

     
  2. چندی پبش اقای رییس جمهور فرمودند به چه حق و مجوزی امریکا بمب های ناپالم را برای کشتار مردم یمن در اختیار عربستان میگذارد .
    در نقدی منصفانه میگویم به همان حقی که شما روغن پالم را برای کشتاری خواسته یا ناخواسته به رگ های ملت ایران میدوانید

     
  3. ایران دوست واقعی

    استاد گرامی با درود امروز در گروه … که عضو هستم این را نوشته بودند . نمیدانم واقعی است یا نه ولی خواندنش جالب است و کمی تفکر که چه بودیم و به برکت این رژیم چه شدیم :

    با پاسپورت ایرانی بدون ویزا میتوان به کشورهای زیر سفر کرد:

    تانزانیا( کشور بدون آسفالت)
    موزامبیک(کشور بدون قاشق و چنگال)
    سودان( کشور بدون حمام)
    کامبوج( کشور بدون امنیت یادآور خمرهای سرخ)
    گینه بیسائو(کشور بدون آدرس زیر پونز نقشه)
    ساموآ( کشور بدون زبان با اشاره حرف میزنن)
    میکرونزی( دو روزه تاسیس شده)
    بولیوی( کشور بدون لباس. برگ میبندن جلوشون)
    سومالی( کشور بدون غذا)
    دومینیکا ( کشور بی قانون.جمعیت در حدی نبوده بشینن قانون بنویسن)
    لاچاکا ( جزیره آدمخوارها)

    با تشکر و سپاس از مسئولین که باعث سربلندی ما تو جهان شدن

     
    • آرتین ایران

      سلام بر ایراندوست گرامی
      اگر اشتباه نکنم با پاسپورت ایرانی در حال حاضر می توان به ۳۸ کشور دنیا سفر کرد بدون نیاز به ویزا یا با اخذ ویزای فرودگاهی که مهمترین این کشورها ترکیه و مالزی است.البته این به این معنا نیست که حکومت ایران با رایزنی دیپلماتیک امکان رفت و آمد با سایر کشورها را هموار کرده باشد بلکه به این دلیل است که این کشورها اصولا ویزا را برای جز معدود کشورها لغو کرده اند.ضعف پاسپورت ایرانی زمانی بارزتر می گردد که می بینیم اکثر کشورها بیش از یکصد کشور و کشورهای طراز اول چون کشورهای اسکاندیناوی،آمریکا،آلمان و بسیاری از کشورهای اروپایی حتی کشورهایی نظیر مجارستان بیش از ۱۵۰ کشور را پوشش می دهند و کشورهایی چون عمان و امارات و کویت و ترکیه در منطقه از ما بسیار جلوتر هستند.
      موفق باشید

       
  4. محّمد را چه پیامبر بدانیم و چه ندانیم نمیتوانیم ویژگی برجسته اودر سیاستمداری و فهم عمیق مدیریتی او را منکر شویم و اصولا کسانی از مشاهیر بشری که به تمجید وی پرداخته اند چندان کاری به ارمغان ایمانی او ندارند بلکه زیرکی و فهم او از مسائل را که ورای زمان خودش بود را تحسین میکنند.
    برجسته ترین و ماندگار ترین حرکت سیاسی او که جزء شاهکارهای سیاسی و مدیریتی وی است ماجرای صلح حدیبیه است که برابر نقل های تاریخی،محمد با زیرکی محاصره اقتصادی ویرانگر مدینه را در هم شکست. او برای اینکار تن به امضای پیمانی داد که در آن در مقابل چشم پیروانش هم نام “الله” را از آن حذف کرد و هم عنوان خودش بعنوان رسول خدا بودن را. میگویند کاتب این قرار داد هم “علی” بود که از خط زدن این دو مطلب در متن خود داری میکرد ولی محمد خودش اینکار را کرد. شاید به این جهت که بعد ها کسی متهم به آن نشود و یا هزینه ای بابت آن نپردازد.
    نتیجه آن پیمان که از نظر بخش عمده صحابی خفت بار بود شکستن محاصره اقتصادی و سیاسی مدینه شد. در اثز این رفع محدودیتها نهضت وی قوی شد و در نهایت مکه را هم فتح کرد. جالب آنکه آیات سوره فتح هم بعد از این قرار داد نازل شده که به محمّد و پیروانش وعده پیروزی بزرگی را میدهد. آیا این پیروزی بزرگ را میتوان نتیجه لغو محاصره اقتصادی مدینه دانست و یا همین دست آورد خودش همان فتح مبین است؟
    مولوی هم به زیبائی حدیبیه را یک پیروزی میداند و میگوید وقتی او از حدیبیه با شکست سیاسی به زعم دیگران برگشت در همان حال دهل فتح را هم به صدا در آورد.
    حال اگر ما این سنت را در مقابل اعمال و رفتار خمینی و خامنه ای قرار دهیم میتوانیم تفاوت اسلام تا اسلام را در یابیم. قریب به 40 سال است که این دو با ادعای تبعیت از پیامبر و اسلام ایران را در معرض وحشیانه ترین نحریمهای اقتصادی قرار داده اند در حالیکه آن خدا و پیامبری که از پیرویشان دم میزنند شکستن محاصره اقتصادی را میخواستند.
    این نمونه ای از انحراف آقایان از همان اسلامی است که از آن دم می زنند!

     
    • جناب علوی،من نمیدانم شما برحسب اعتقاد،پیامبر اسلام حضرت محمد بن عبدالله (که درود خدا بر او باد) را پیامبر می دانید یا نمیدانید و حجت شما بر پیامبر دانستن یا ندانستن آن سرور چیست،اما توصیه بنده بشما بعنوان یک دوست این است که اگر هم در مواردی خواستید ادای روشنفکران غرب زده -که هویت خویش را براحتی در برابر مبانی الحادی و روشنفکرانه و قابل بحث و تعقیب از دست می دهند و عارشان می آید با تعبیرات احترام آمیز از ایشان یاد کنند-در آورید و از پیامبر اسلام،و رحمه للعالمین- بتعبیر قرآن – که مورد احترام و عشق و عاطفه بیش از یک میلیارد مسلمان در جهان است، با تعبیرات نخوت آلود و فرادستانه ای مثل “محمد”، یا ابراز تردید های معنا دار مثل”پیامبرش بدانیم یا ندانیم” (یعنی از نظر منِ چیز فهم مهم نیست که او پیامبر باشد یا نباشد هرچند در مقام مدح او بهوشمندی هستم!) یاد کنید ،لااقل برای ادای احترام به مسلمانان و مراعات عواطف قلبی آنان همین تعبیر رایج بین روشنفکران منصف را پیشه کنید:
      حضرت محمد پیامبر اسلام یا پیامبر مسلمانان یا حضرت محمد یا …
      زیرا احترام به بزرگ یک قوم حاکی از کرامت و بزرگی شخصیت احترام کننده است.
      با پوزش

       
  5. پینک فلوید (دیوار)The Wall
    تقدیم می کنم به نسل سرخورده جوان و جوان های قدیم از جمله خودم….
    بهتر دیدم ترجمه نکنم چون متن خیلی گویا است و ترجمه خرابش میکند.
    توضیح کوتاه این که سراینده شعر قصه فردی منزوی و سرخورده رو بیان می کند که با خودش در کلنجار است و دنبال راهی برای رهایی. بسیار شبیه نسل سرخورده و ناامید امروز.
    صحبت از خطرات سرخوردگی و لزوم مبارزه وخسته نشدن و نا امید نشدن و در نهایت این که ما با هم پیروزیم و جدایی باعث سقوط مان است.
    شروع میشه با این جمله که: آهای تو! (آهای با تو ام!) که در واقع خطاب به خودش است…..
    آهنگ جادویی طوری تنظیم شده که مرهم است بر زخم های درون…….
    حافظ می گوید: الا ای آهوی وحشی کجایی مرا با توست چندین آشنایی دو تنها و دو سرگردان دو بی کس……

    Hey you, out there in the cold
    Getting lonely, getting old
    Can you feel me?
    Hey you, standing in the aisles
    With itchy feet and fading smiles
    Can you feel me?
    Hey you, don’t help them to bury the light
    Don’t give in without a fight
    Hey you out there on your own
    Sitting naked by the phone
    Would you touch me?
    Hey you with you ear against the wall
    Waiting for someone to call out
    Would you touch me?
    Hey you, would you help me to carry the stone?
    Open your heart, I’m coming home
    But it was only fantasy
    The wall was too high
    As you can see
    No matter how he tried
    He could not break free
    And the worms ate into his brain
    Hey you, out there on the road
    Always doing what you’re told
    Can you help me?
    Hey you, out there beyond the wall
    Breaking bottles in the hall
    Can you help me?
    Hey you, don’t tell me there’s no hope at all
    Together we stand, divided we fall
    Songwriter: Roger Waters
    https://www.youtube.com/watch?v=D1l_l_dP99Y

     
  6. محمد نوری زاد

    روزی روزگاری محمد نوری زاد

     
  7. سید مرتضی خطاب به من نوشته: ” جناب نوید نمیدانم چند سالته ولی بنظرم خیلی گنده تر از دهان سخن می گوئی یا می نویسی،از نوشته هایت خامی در پندار و گفتار آشکار است و مطالبت ارزشی جز شجاع نمائی و ترشروئی گوشه یک سایت سیاسی منزوی ندارد. ”
    سید مرتضی فقط یک نفر در این سایت هست که همه را با معیار آموزه‌های دقیانوسی حوزوی خود می‌‌سنجد، تقدسی برای گنده‌های حوزوی قائل است ولو که طرف ناصر مکارم یا نوری همدانی یا مصباح یزدی یا محمد یزدی یا احمد جنتی و امثالهم باشند که مستقیم یا غیر مستقیم دستشان تا مرفق به خون و کشتار و غارت و جنایت و ریا و تزویر آغشته است، تمام قد از جانیان و غارتگران و اشغالگران و شکنجه گران و بیگانه پرستان حمایت می‌‌کند و بشمار. و اگر این حکومت نماینده اکثریت مردم ایران است این نوشتجات شما، جایش در کیهان رهبرت و سایر نشریاتی هست که با غارت پول ایرانیان منتشر میشوند و نه در این سایت که پر واضح است آن انزوای آرزومندانه شما برای من، در عمل گریبان چه کسی‌ را گرفته است. پرسش‌های اطلاعاتی‌ امنیتی ممنوع سید مرتضی.دیدی که من از مصلح تمجید و تقدیر کردم و بدیهی است به باورمندی ایشان احترام می‌‌گذارم و دلایل هم برای شما پر واضح.

     
  8. بقلم ابوالفضل قدیانی

    قدیانی: آقای خامنه‌ای اگر صادق است بیاید و خود را در معرض انتخاب عمومی بگذارد

    ابوالفضل قدیانی، از فعالین سیاسی و از اعضا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در بیانیه‌ای با توصیفی از وضعیت سیاسی اقتصادی و اجتماعی نوشته است:

    مدتی است که از قیام خودجوش و اصیل دی ماه می‌گذرد. هموطنان بسیاری به خاطر اعتراضاتی که می‌بایست طبق نص صریح اصل بیست هفتم قانون اساسی مبنی بر آزادی اجتماعات و راهپیمایی‌ها آزادانه انجام می‌شد به حبس و بند کشیده شدند و متأسفانه تعدادی از ایشان نیز در جریان اعتراضات و تعدادی نیز در زندان‌های رژیم استبداد دینی جان خویش را از دست دادند.

    پیش از آن هم بسیاری از بهترین فرزندان این آب و خاک به جرم مخالفت با استبداد و چپاول و غارت ثروت ملی این سرزمین طعم زندان و شکنجه را کشیده‌اند بعضی همچون رهبران سرفراز جنبش سبز آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و خانم زهرا رهنورد در حصر هفت‌ساله به سر می‌برند و بعضی نیز همچون عبدالفتاح سلطانی، نرگس محمدی، اسماعیل عبدی، محمود بهشتی لنگرودی، گلرخ ایرایی، آتنا دائمی، عطوفت رویین، رضا ملک، محمد حبیبی و … همچنان در زندان استبداد اسیرند. علاوه بر این فعالین بسیاری از فعالین صنفی و کارگری –که اساسا جنس اعتراضاتشان سیاسی نیست- به انحاء مختلف در حبس غیر قانونی به سر می‌برند. جرم ایشان جز دادخواهی و اعتراض به ظلم و سرکوب و نقض حقوق بشر و چپاول ثروت ملی و تقلب انتخاباتی و … چه بوده است؟

    دایره خودی‌های نظام ولایت فقیه چنان تنگ شده است که حبس و بند شامل نزدیکان رییس جمهور سابق –که با تقلب و کودتای انتخاباتی سال ۸۸ به فرمان آقای خامنه‌ای و به دست سپاه بر سر کار ماند و خود در بستن فضای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی همدست استبداد بوده و راه را برای ایلغار اقتصاد این کشور به دست مستبد و نهادهای وابسته به او بیش از همه گشوده- نیز شده است. کسی –جز خودبرخواب‌زدگان- نیست که نداند سزای مقاوت در برابر آقای خامنه‌ای و نقد و سنجش کارنامه تباه او چیست. کیفر این جرم نابخشودنی‌ همانا پرونده‌سازی‌های دستگاه‌های امنیتی و نهایتا حبس و زندان و … از سوی دستگاه بیداد است.

    در سرزمینی که چنین آشکار بدیهی‌ترین حقوق انسانی –یعنی حق آزادی بیان و عقیده منکوب و سرکوب شده است، آقای خامنه‌ای –گویی به پیروی از سنت سیئه وزیر تبلیغات آلمان نازی، گوبلز که می‌پنداشت دروغ را هرچه بزرگتر بگویند راست‌نماتر می‌شود- مدعی وجود آزادی و مردمسالاری و حق انتخاب برای مردم می‌شود و ادعا می‌کند که حکومت او متعرض منتقدانش نمی‌شود. باید از او و متصدیان دستگاه‌های امنیتی و قضایی‌اش پرسید که فهرست بلندبالای زندانیانی که جرمشان تبلیغ علیه نظام (بخوانید نقد دستگاه حکومت ایشان) بوده است از کجا آمده است؟ آزادی انتخاب با وجود نظارت غیر قانونی استصوابی و سلب حق قانونی انتخاب شدن و انتخاب کردن چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ آزادی انتخاب در سرزمینی که شورای نگهبان استبداد دینی با دستچین کردن کاندیداها مجلس خبرگانی تشکیل می‌دهد که کارش مجیزگویی مستبد به جای نظارت بر اوست، چگونه متحقق شده است؟

     
  9. ضمن عرض سلام و با تبریک سال نو و با آرزوی سلامتی و موفقیت و سربلندی حضرتعالی در تمام مراحل زندگی فردی و اجتماعی.

    چرا کمک ھای مالی و پولی بە گروھھایی همچون فلسطین و غیره همچنان ادامە دارد؟
    چرا ما خود را موظف به هرنوع حمایتی از گروهای فلسطینی و غیره میدانیم؟
    چرا ما خودمان را کاسه ی گرمتر از آش دانسته و در مورد مسائل داخلی سازمانها و گروه های جهادی و کشورهای دیگر دخالت میکنیم؟

    چرا در کشوری که هزاران کودک کار و خیابانی دارد، و مردم برای گذران زندگی روزمره باید اعضای بدن خود بفروشند، میبایست همچنان از طرف مسئولین سرمایه های ما ایرانیان خرج مبارزه با اسراییل و دیگر کشورهای دیگر کرد، که حتی تا بحال در این چهار دهه هیچگونه دستاوردی جر بدبختی برایمان نداشته است؟
    و آیا جز دشمنی و سر ستیز با نظام چیز دیگری بدنبال داشته؟
    البته امروز بر همگان هویدا و آشکار گردیده که هر بی سر وپایی در منطقه برایمان شاخه و شونه میکشد!
    آیا نیروهای فلسطینی از زلزله زدگان سرپل ذهاب و دیگر ساکنان این آب و خاک حق بیشتری نسبت به ما ایرانیان دارند؟
    چرا مسئولین به این ضرب المثل بومی،ملی و میهنی که میگوید ” چیزی که در خانه رواست در مسجد حرام است ” عمل نمی کنند، تا قلوب اکثریت منتقدین و مخالفین و اگر اغراق نکرده باشم حتی معاندین به خود نزدیک کنند.
    تا کی باید مردم به این شرایط تحقیرکننده و دردآور و غیرقابل تحمل و نداشتن آینده ای روشن برای خود و فرزندانشان بسر برند!
    چرا اقلیتی نشسته بر قدرت و ثروت تمام سرمایه های مادی و معنوی در ید خود قرار داده و همانند طلق پدری در انحصار گرفته، و اکثریتی را از آن مواهب خدادادی محروم کرده، و همه را به فقر و بدبختی و سیه روزی و عده ای را به فساد و فحشا و اعتیاد و آفتابه دزدی و امراض روحی و روانی کشانده است؟
    ما و پدرانمان که انقلاب کرده ایم
    تا کی باید صبر کنیم تا شاید روزی کشور دیگری نابود گردد، تا آسایش و آرامش بردر خانه یمان دلق الباب کند.
    البته اگر هم که نابود گردد، معادلش با نابودی مردم کشور خودمان میباشد که با محرومیت ها به نابودی کشانده شده است!
    اصلا آقایان به همه پرسی گذارند، اگر اکثریت مردم رای آری دادند حق با آقایان هست و به عمل گذشته ی خود ادامه دهند، ما هم کمک میکنیم، هر کسی هم که اعتراض کرد ما او را قانع میکنیم چون طبق اصول و موازین دموکراسی حق با اکثریت بوده که رای به آن داده ایم…ادامه دارد…والسلام.ابراهیم گدسنی

     
  10. سلام اقای نوری زاد شما وهفت نفر دیگر از دوستانتان بتازگی یازده پرسش از اصلاح طلبها پرسیدید دیدم که خودشان به پرسش‌های شما جواب ندادند شاید هم ترسیدند چون هر چه باشد اصلاح طلبها در خیلی از جنایات حکومت ولایی شریک هستند ورد پایشان کاملا مشخص است من بنام یک ایرانی زحمت جواب دادن به سؤالات شما را می‌کشم شما می توانید از تصویر زیر جوابتان راکاملا بگیرید، باسپاس

     
  11. تو از اصلاح بگو، آن یکی از اصول / روزنوشت
    #رضا رئیسی

    راست است که هیچ گاه نمی توان شما را از هم جدا کرد
    فقط سری دارید از هم سوا
    دو روی یک سکه
    هر دو از جنس همید
    شتاب زده اید برای کسب قدرت
    از نفس افتاده اید برای جمع کردن ثروت
    به وقت حادثه نیز
    هر دو دوستدار چهارپایه اید و طناب
    کمین نشستن و انتظار کشیدن تنها کاری است که خوب آن را می دانید
    فرصت جویی برای دستبوسی مقام والاتر
    تعظیم و سلام برای بیشتر دیده شدن
    اما، چه آشفته حالید این روزها
    مثل خواب دیده ای در کنج بستر، که رؤیاهایش یکباره بر سر او آوار می شوند
    غرق سکوت در برابر آنان که در حبس و حصرند
    و تنها در برابر مردمی که شما را به پشیزی نمی گیرند
    حالا هر قدر می خواهی تو از اصلاح بگو و آن یکی از اصول
    غافل از آن که ما دل خستگان خواهان عزلیم

     
  12. آقای نوری زاد
    اصلاح طلبان ایران همان آدمکشان
    دیروزند.. فقط فشنگ هایشان تمام شده.
    بقولی دعوا بر سر حقوق مردم و آزادی نیست بلکه بر سر سهم خواهی از سر سفره انقلاب است

     
  13. درود
    نکته !
    چرا بین ایرانیان ، در طول تاریخ و تا این حد ، که هرکجای آن را می نگریم ، اثرات خائنین ، کشور فروشان و آدم فروشان ، پر رنگ است ؟!
    بعضیاً حتی مانند وثوق الدوله ها را داریم که کار را به جایی رسانده اند تا کل کشور را برای فروش ( قرار داد ۱۹۰۳ ) به انگلستان به مثابه ارث پدری تلقی نموده اند !!!!
    از نبرد قادسیه ، که خیانت و بی تدبیری ، کار ایران و ایرانیان را در مقابله و مواجه با ده هزار عرب لخت و پا پتی به جایی رساند که هنوز بعد از هزار و چهارصد و اندی سال تاوان سنگین آن را پرداخت می کنیم ، تا همین جنگ آخری ایران با عراق که خیانت از سر روی آن می ریزد !

    آری ، مائیم آن قناری ، که بر آتش سوسن و یاس کباب می شویم و خائنین اند که پیمانه بر دست بر این خوان یغما نشسته و منتظرند .
    آری اینست شرح احوال ما از بابک خرمدین تا قتل های زنجیره ای این رژیم سفاک و همچنان ادامه دارد !

    آیا هست قیام کننده ای که آتش در سفره ضحاک بریزد ؟! و آیا هستند کسانی که آماده قیام باشند ؟ یا باز هم نوای خائنان بلندتر از همیشه خواهد بود ؟!

     
  14. خبر فوری….خبر فوری

    تبریک به مسئولین دولت اسلامی و ملت شهید پرور وهمیشه در؟صحنه ولی خواب:

    فلسطین هم به قطعنامه عربستان رای مثبت داد

    فلسطین نیزچون دیگرکشورهای عربی به قطعنامه عربستان رای مثبت داد واعلام کرد مانیز چون برادران درکنار عربستان پدرکشورهای عرب ومسلمان می ایستیم وباایران قطع رابطه کرده وایران راعامل تروریست ودخالت درکشورهای منطقه میدانیم !!!
    هموطن روز قدس یادت نره
    *
    در پی بیانیه تمام ضد ایرانی اتحادیه عرب آنچه بیش از هر چیز نفرت بر انگیز است رای نماینده عراق در محکومیت ایران است کشوری که جان صدها هزار نفر از هموطنانمان را گرفت دهها هزار نفر را در گیر عوارض پس از جنگ کرد و از همه مهمتر بعد از جنگ هم به جای آنکه ما از آنها غرامت بگیریم سالانه میلیونها دلار بابت بازسازی و… به آن کشور پولی که هم وطن خودمان نیاز دارد میدهیم، آن وقت در اتحادیه عرب علیه ما رای میدهد و از همه سخیف تر اینکه تلویزیون ما از خبری شدن این خیانت عراق جلو گیری میکند.

     
    • میدانید چاره کار چیست؟ بپا خیزیم و همه ی این خائنان وطنی را //// روانه ی عربستان و فلسطین عزیزشان کنیم.

       
  15. سلام و روز بخیر
    سوالی ذهنم رو مشغول کرده، که بعید نیست سوال دیگر دوستان هم باشه، ممنون میشم اگر وقت داشتید پاسخ بفرمایید.
    اینکه شما اسرار خصوصی مخالفان تون رو افشا نمی کنید کاری ست در نهایت زیبایی چراکه غیر مستقیم می فرمائید تا زمانی که حقی از مردم ضایع نشده و فرد در منزل یا خلوت خود غفلت ی داشته به کسی ارتباط نداره. اما سوال دیگری که پیش میاد اینه؛ اینان که برای تنبیه هیچ احدی هیچ خط قرمزی ندارند و صریح تر بگم اگر همینان سر سوزنی از خلوت ناثواب خود شما داشتند رو میکردند، آیا نباید با خودشان همین رفتار رو داشت؟
    البته همچنان با شما هم نظرم و از شما آموختم که خلوت هر کس خصوصی ست و افشای اسرار هیچ احدی در هیچ مسلکی کاری اخلاقی نیست، اما خوب ذهن پرسشگر گاهی انسان رو رها نمیکنه
    و در پایان عرض ی داشتم که از دل بر آمده و باشد که بر دل نشیند.
    چقدر خوبه که شما با ادب هستید چقدر عالیه که حتی با افراد ناصالح هم مودب هستید چه زیباست که زبان شیرین پارسی رو آهنگین بکار میبرید چه نیکوست بیانتان در مواجه شدن با مخالف و چه زیباست حتی از کوره در رفتنتان یا بهتر بگم هیجانی شدنتان از ناملایمات چون همون هم در دایره ادب و متانت هست.
    به راحتی قابل درک هست اهل مطالعه شعر ادب و مهمتر اهل تفکر هستید. سعی دارم چون شما همیشه مودب باشم و مردم دار.
    ایام بکام

    ————-

    رضای گرامی درود

    اگر حریم خصوصی افراد -چه مردم چه مسئولان و چه آیت الله ها – دستخوش افشاگری ها و پرده دری ها شود، سنگ بر سنگ اخلاق و ادب و آرامش و انسانیت بند نمی شود. اگر دیگران بر رواج زشتکاری اصرار دارند ما که نباید با زشتکاری پاسخ شان بدهیم. که اگر این بکنیم، هم آرامش جامعه را بهم ریخته ایم هم خودمان را در اندازه ی زشتکاران پایین آورده ایم.
    با احترام

     
  16. سلام و درود بر برادر بزرگوار جناب آقای نوری زاد.
    با توجه به اصراری که آقای احمدی نژاد و خود آقای حمید بقایی بر عیان کردن مدارک موجود بر علیه وی و یا علنی کردن دادگاه داشتند و نهایتا توسل آقای بقایی به اعتصاب غذا بر اثبات بیگناهی خود ، در کنار سکوت آقای قاسم سلیمانی به درخواست آقای احمدی نژاد در مورد دلارها و یوروهای ادعایی تحویلی به آقای بقایی به نظر می رسد صرف نظر از سوابق و گرایشات سیاسی آقای بقایی او بیگناه به بند کشیده شده باشد ، سکوت قبرستانی مدعیان اصلاح طلبی را که همیشه چشمی به سفره انقلاب دارند می توانم درک کنم ولی سکوت و عدم اظهار نظر حضرتعالی که از همه ایرانیان صرفنظر از دین و مذهب و اعتقاد دفاع کرده اید برایم قابل فهم نیست !!!!!

     
  17. جناب نوری زاد درود
    روزی که به دیدار نوروزی همراه با دوستان نزد شما شرفیاب شدیم، ایده ای را حضورتان ارائه دادم که فرمودید ایده جایگزین بهتری دارید.
    ایده بنده آن بود که با استناد به ادعای خامنه ای در مشهد در نوروز 97 مبنی بر وجود آزادی در کشور و استقبال او از انتقاد، در مقابل تعدادی از صاحب نظران، و بزرگان عرصه سیاسی و اجتماعی در کشور، اقدام به نامه های سرگشاده نمایند و او را به چالش کشند. شما فرمودید که عملیاتی نمودن این ایده به شیوه تصویری را در نظر دارید.
    تاکید و تعجیل من به مناسبت 12 فروردین بود تا بر اساس واژه های شعار “استقلال، آزادی، جمهوری و اسلامی” و “نه شرقی، نه غربی”، ادعای پوشالی نظام را به چالش کشیده، و ایده رفراندوم در نامه 15 نفر را تکرار کنیم.
    اکنون آن ایده اولیه را تکمیل تر به حضورتان ارائه می کنم؛ بدینترتیب که میتوان:
    1- سعی کرد تا صاحب نظرانی نام آور، ترجیحا بدون داشتن مسئولیت حکومتی و وجیه المله را
    2- در حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، مدنی، دینی و حتی افراد عادی سخنور را یافت
    3- و از هریک درخواست کرد تا بصورت کارشناسی (و ترجیحا با زبان ساده) و در سطح ملی و بین المللی به تحلیل اوضاع و احوال کشور بپردازند
    4- این تحلیل می تواند در قالب بیانیه مفصل (کتابچه)
    5- یا بصورت تصویری(فیلم کوتاه) تهیه شود.
    البته باتوجه حوصله خوانندگان، تعجیل در تهیه آن، فراگیری آن و…توصیه می شود بصورت فایل صوتی و تصویری تهیه گردد.

    تاخیر در عملیاتی نمودن این ایده راه را برای فرصت طلبان و ریاکاران برای حفظ وضع موجود و ایجاد اپوزیسیون قلابی، هموار می سازد.
    ضمن اینکه بازخورد و تاثیر اقدام فردی در این زمینه موجب افزایش هزینه و زمان آن می شود.
    لطفا ارشاد و راهنمائی فرمائید، من در خصوص اجرائی کردن این ایده چه بصورت فردی یا جمعی، سعی خود را بکار خواهم بست.

     
  18. من غافل نیستم از این که بعضی از شما که به اینجا آمدهاید، سختیهای بسیاری
    را تحمل کردهاید. بعضی از شما تازه از سلولهای تنگ زندان بیرون آمدهاید. بعضی
    از شما از مناطقی آمدهاید که جستجویتان برای آزادی شما را در معرض توفانهای
    آزار و شکنجه، و بادهای خشونت پلیس قرار داده است. شما کهنه سربازان رنج
    خالقاید. همچنان با ایمان به اینکه رنج ناعادالنه رهایی بخش است، به راه خود
    ادامه دهید.
    به میسیسیپی برگردید، به آلاباما، به کارولینای جنوبی، به لوییزیانا، به
    محله های فقیرنشین شهرهای شمالی برگردید و بدانید که این وضعیت عوض خواهد
    شد. بیایید در دره نومیدی گرفتار نشویم.
    دوستان من، امروز به شما می گویم که به رغم سختی ها و نومیدی های امروز، من
    هنوز رویایی دارم که عمیقا در رویای آمریکایی ریشه دارد.
    رویای من این است که روزی این کشور برمی خیزد و به معنای واقعی به اعتقادش
    عمل میکند: »این حقایق را بدیهی می دانیم که همه انسانها برابر آفریده شده اند.«
    رویای من این است که روزی روی تپه های سرخ جورجیا، پسران بردگان پیشین
    و پسران برده داران پیشین بتوانند با هم دور میز برادری بنشینند.
    رویای من این است که روزی حتی ایالت میسیسیپی، ایالتی کویری که در
    آتش بی عدالتی و سرکوب می سوزد، به واحه آزادی و عدالت تبدیل شود.
    رویای من این است که چهار فرزند کوچک من روزی در کشوری زندگی کنند
    که در آن نه بر اساس رنگ پوستشان بلکه بر مبنای شخصیت شان قضاوت شوند.
    امروز رویایی دارم.
    رویای من این است که روزی ایالت آالباما، با آن فرمانداری که واژه های
    مداخله و ابطال از لبانش دور نمی شود، چنان تغییر کند که پسربچه ها و دختر بچه های
    سیاهپوست بتوانند با پسر بچه ها و دختر بچه های سفیدپوست دست به دست هم دهند
    و مثل خواهر و برادر کنار هم راه بروند.
    امروز رویایی دارم.
    رویای من این است که روزی هر دره ای ارتفاع یابد، هر تپه و هر کوهی کوتاه
    شود، مکانهای ناهموار هموار شوند و جاهای پیچ و خم دار راست شوند و شکوه
    خداوند بر همه آشکار شود و همه باهم شاهد آن باشند.
    این امید ماست. با این ایمان است که به جنوب بر می گردم. با این ایمان خواهیم
    توانست از کوه نومیدی، سنگ امید بتراشیم. با این ایمان خواهیم توانست غوغای
    اختالف های کشورمان را به سمفونی زیبای برادری تبدیل کنیم.
    با این ایمان خواهیم توانست با هم کار کنیم، با هم عبادت کنیم، با هم مبارزه
    کنیم، با هم به زندان برویم، با هم برای آزادی بکوشیم، و بدانیم که روزی آزاد
    خواهیم شد.
    این روز همان روزی خواهد بود که همه فرزندان خداوند خواهند توانست این
    سرود را با معنایی تازه بخوانند: »وطنم، سرزمین شیرین آزادی، از تو میخوانم.

    سرزمینی که پدرم در آن درگذشت، سرزمین افتخار زائران، بگذار که از هر
    کوهستان صدای آزادی به گوش برسد.«
    بگذار آزادی طنین انداز شود!
    اگر آمریکا بخواهد ملتی بزرگ باشد، این رویا باید به حقیقت بپیوندد. پس
    بگذارید آزادی از تپه های شگرف نیوهمشایر طنین انداز شود. بگذارید آزادی از
    کوههای عظیم نیویورک طنین انداز شود. بگذارید آزادی از رشته کوه های بلند
    آلگینی پنسیلوانیا طنین انداز شود!
    بگذارید آزادی از کوه های برف گرفته راکی کلرادو طنین انداز شود! بگذارید
    آزادی از قله های قوسدار کالیفرنیا طنین انداز شود! اما نه فقط این؛ بگذارید آزادی
    از کوه سنگی جورجیا هم طنین انداز شود! بگذارید آزادی از کوه لوک آوت تنسی
    هم طنین انداز شود!
    بگذارید آزادی از همه ی تپه های میسیسیپی طنین انداز شود. بگذارید آزادی
    از همه کوهستانها طنین انداز شود.
    وقتی بگذاریم آزادی طنین انداز شود، بگذاریم در هر روستا، دهکده، ایالت،
    و شهر طنین انداز شود، میتوانیم به فرا رسیدن روزی سرعت ببخشیم که همه
    فرزندان خداوند، اعم از سیاهپوست و سفیدپوست، یهودی و غیریهودی، پروتستان
    و کاتولیک، بتوانند دست به دست یکدیگر دهند و آن آواز قدیمی سیاهپوستان
    را بخوانند: »سرانجام آزاد شدیم! سرانجام آزاد شدیم! خداوند بزرگ تو را سپاس
    میگوییم، ما سرانجام آزاد شدیم!«

     
  19. ترجمه: آموزشکده توانا
    آموزشکده الکترونیکی برای جامعه مدنی ایران
    در 28 آگوست 1963 ،بیش از دویست هزار آمریکایی در واشنگتن گرد آمدند
    و در مقابل بنای یادبود آبراهام لینکلن در تظاهراتی آرام خواستار عدالت و برابری
    برای همه شدند. در آن روز که پر بود از سخنرانی های تکان دهنده، سخنرانی
    مارتین لوتر کینگ اعجاب آور بود…..
    https://tavaana.org/en/content/martin-luther-king-jr-i-have-dream
    سخنان مارتین لوتر کینگ:

    تبعیدی در وطن
    صد سال پیش یک فرد آمریکایی بزرگ که امروز ما در سایه نمادینش
    ایستاده ایم، اعلامیه آزادسازی بردگان را امضا کرد. این فرمان مهم بارقه امید بود
    برای میلیونها برده سیاهپوست که در شعله های مخرب بیعدالتی سوخته بودند. این
    فرمان مانند بامدادی شاد برای پایان دادن به شب بلند اسارت آنها بود.
    اما صد سال بعد از آن فرمان، با این واقعیت تراژیک رو به رو هستیم که
    سیاهپوستان هنوز آزاد نیستند. صد سال بعد، زندگی سیاهپوستان شوربختانه هنوز در
    غل و زنجیر تفکیک نژادی و تبعیض گرفتار است. صد سال بعد، سیاهپوستان هنوز
    در جزیره تنهای فقر در میانه اقیانوس پهناور رفاه مادی زندگی میکنند. صد سال
    بعد، سیاهپوستان هنوز در حاشیه جامعه آمریکا سست پژمرده و افسرده اند و خود را
    در وطنشان تبعیدی می بینند. بنابراین، امروز به اینجا آمده ایم تا از یک وضعیت
    ترس آور پرده برداریم.
    به عبارتی، میتوان گفت که به پایتخت کشورمان آمده ایم تا چکی را نقد کنیم.
    آن روز که معماران جمهوری ما آن واژه های باشکوه قانون اساسی و اعلامیه استقلال
    را نوشتند، داشتند تعهدنامه ای را امضا می کردند که هر آمریکایی وارث آن میشد.
    این نوشته عهدی بود به این که همه انسانها از حق انکارناپذیر زندگی، آزادی و
    پیگیری خوشبختی برخوردارند.
    امروز واضح است که آمریکا تا آنجایی که به شهروندان رنگین پوستش مربوط
    می شود، در انجام عهدش قصور کرده است. آمریکا به جای احترام گذاشتن به این
    تعهد مقدس، برای مردم سیاهپوست چک بی محل کشیده، چکی که برگشت خورده
    و روی آن نوشته شده »موجودی حساب کافی نیست.« اما ما باور نمی کنیم که بانک
    عدالت ورشکسته شده باشد. ما باور نمیکنیم که صندوقهای بزرگ فرصت این
    کشور به اندازه کافی موجودی نداشته باشند. به همین خاطر آمده ایم که این چک را
    نقد کنیم، چکی که در صورت مطالبه به ما ثروت آزادی و عدالت میدهد.
    صخره استوار برادری
    ما همچنین به این مکان مقدس آمده ایم تا فوریت بسیار این مسئله را به آمریکا
    یادآوری کنیم. اکنون وقتش نیست که بخواهیم از تجمل آرام گرفتن حرف بزنیم یا
    داروی آرامبخش حرکت تدریجی مصرف کنیم. اکنون زمان آن است که وعدههای
    دموکراسی را به واقعیت تبدیل کنیم. اکنون زمان آن است که از دره تاریک و ویران
    تفکیک نژادی برخیزیم و به جاده آفتابی عدالت نژادی پا بگذاریم. اکنون زمان آن
    است که درهای فرصت را به روی همه فرزندان خدا بگشاییم. اکنون وقت آن است
    که ملت مان را از باتلاق بیعدالتی نژادی نجات دهیم و بر بلندای صخره استوار
    برادری ببریم.
    بی توجهی به فوریت این لحظه و نادیده گرفتن عزم سیاهپوستان برای ملت
    مصیبت بار خواهد بود. این تابستان سوزان نارضایتی مشروع سیاهپوستان نخواهد
    گذشت مگر اینکه پاییز شادی بخش آزادی و برابری از راه برسد. سال 1963 نه
    پایان که آغاز راه است. آنهایی که فکر میکنند سیاهپوستان میخواستند خشمشان
    را خالی کنند و حال راضی و قانع اند و کشور به روال همیشگی خود برمیگردد،
    ناگهان از خواب غفلت بیدار خواهند شد. هیچ آرام و قراری در آمریکا نخواهد بود
    مگر اینکه سیاهپوستان از حقوق شهروندیشان برخوردار شوند. تا فرا رسیدن روز
    روشن عدالت، گردباد طغیان همچنان پایه های کشورمان را خواهد لرزاند.
    آزادی سیاهان از سفیدها جدا نیست
    اما چیزی هست که باید برای مردمام بازگو کنم، برای آنها که در آستانه گرمی
    که به کاخ عدالت منتهی میشود ایستاده اند: در راه رسیدن به جایگاه بحق خود نباید
    مرتکب کارهای نادرست شویم. بیایید برای رفع آتش تشنگی مان برای آزادی به
    سراغ جام تلخی و نفرت نرویم. باید برای همیشه مبارزه خود را در پهنه رفیع عزت
    و انضباط دنبال کنیم. نباید بگذاریم اعتراض خالق ما به خشونت فیزیکی نزول کند.
    همواره باید نیروی جسمی را به قله های رفیع نیروی روحی ببریم.
    این روحیه عالی مبارزه طلبی که جامعه سیاهپوستان را فرا گرفته، نباید باعث
    شود به همه سفیدپوستان بی اعتماد شویم، چون بسیاری از برادران سفیدپوست ما،
    همانطور که از حضورشان در اینجا پیداست، دریافته اند که آزادی آنها به شکلی
    جدایی ناپذیر به آزادی ما پیوند خورده است. ما نمی توانیم تنها قدم برداریم.
    و در حالی که قدم برمیداریم، باید عهد کنیم که همواره به پیش برویم.
    نمیتوانیم به عقب برگردیم. کسانی هستند که از طرفداران حقوق مدنی می پرسند
    »کی راضی میشوید؟«
    مادامی که سیاهپوستان قربانی وحشت وصف ناپذیر خشونت پلیس اند، نمی توانیم
    راضی باشیم.
    مادامی که بدنهای ما، خسته از بار سفر، نتواند در مسافرخانه های کنار بزرگراه ها
    و شهرها مسکن بگیرد، نمیتوانیم راضی باشیم.
    مادامی که جابجایی سیاهپوستان فقط از یک محله فقیرنشین کوچک به محله
    فقیرنشین بزرگتر ممکن است، نمیتوانیم راضی باشیم.
    مادامی که سیاهپوستان ساکن میسیسیپی نتوانند رأی بدهد و سیاهپوستان ساکن
    نیویورک معتقد باشند که چیزی ندارند که به خاطرش رأی بدهند، هرگز نمیتوانیم
    راضی باشیم.
    نه، نه، راضی نیستیم و نخواهیم بود تا وقتی که عدالت همچون آب روانی باشد
    و درستکاری همچون رودی عظیم جاری.
    رویای من رویای آمریکایی است
    من غافل نیستم از این که بعضی از شما که به اینجا آمدهاید، سختیهای بسیاری
    را تحمل کردهاید. بعضی از شما تازه از سلولهای تنگ زندان بیرون آمدهاید. بعضی
    از شما از مناطقی آمدهاید که جستجویتان برای آزادی شما را در معرض توفانهای
    آزار و شکنجه، و بادهای خشونت پلیس قرار داده است. شما کهنه سربازان رنج
    خالقاید. همچنان با ایمان به اینکه رنج ناعادالنه رهایی بخش است، به راه خود
    ادامه دهید.
    به میسیسیپی برگردید، به آلابا

     
  20. زن در اسلام

    خونبهاي قتل زن مسلمان خواه اين قتل عمدا صورت گرفته باشد خواه غير عمدي پنجاه شتر است. ماده435 قانون مجازات اسلامي: خونبهاي قطع بيضه چپ يک مرد مسلمان 66! شتر است و خونبهاي قطع بيضه راست او 34 شتر.خونبهاي قطع هر دو بيضه چپ و راست مرد مسلمان صد شتر است. این روش برخورد با زنان در تمام رساله های مراجع تقلید ، به چشم می خورد.

     
  21. در چنین شرایطی چه کنیم

    درود وعرض ادب فراوان

    نوشته مربوط به زمان ورزش در پارک است ، راستی فکر میکردم که بهشت وجهنم در ذهن ما ونگاه ما به اطراف مان است ، که قادریم از زوایای زیبا به زندگی نگاه کنیم ، یا بر عکس ، ولی
    همانطور که میتوانیم زیبایی ها را ببینیم دیدن زشتی ها نیز اجتناب ناپذیرند . عمدی در نگاه ما به زشتی ها وجود ندارد ولی اگر اندکی به اطراف خودمان نگاه کنیم در نظر اول بیشتر پلیدی وزشتی ونارسایی است که می بینیم ، زشتی های یک جامعه را نوع حکومت آن جامعه باز تولید میکند ، در تمام زمان حضور درپارک به نو جوانان دختر وپسر حاضر در پارک فکر میکردم ، به کودکان دختر وپسر توی پارک نظر داشتم ، به جوانان وپیران آنجا ، که همگی آنها رها هستند . چه آنهایی که دست در دست پدر یا مادرشان هستند ، چه آنهایی که تنها آمده اند در نهایت همه شان تنهایند وکاملا رها وفراموش شده ، فراموش شده از طرف مسولین کشور ، که کل وظیفه ای را که نسبت به اقشار مختلف جامعه بر عهده دارند انجام نداده اند ، زیرا ما هم به حقوق خود آگاه نبوده ایم تا از آنها بخواهیم ، از این گذشته آنها هم شعور اداره ی یک کشور قرن بیست ویکمی را ندارند ، در این جامعه برای پرورش نسل انسانها چه قدمی برداشته شده ، معاونت پرورشی خلاصه شده به نصب عکس در اماکن فرهنگی فقط به جهت تبلیغ فکر حکومتی ورهبران آن ، همانهایی که در کشاندن جامعه به شرک سهم عمده دارند ، چه بسیار دختران وپسرانی را میبینی که سرگردانند وهیچگونه اردوی های تقریحی ندارند ، بعبارتی زمان پرورش سنتی سالهاست سپری شده ، زمان قابل رجعت به گذشته نیست که روش های ارتجاعی نتیجه داشته باشد ،همان طور که دیگر از الاغ وشتر نمی توان به عنوان وسیله ی نقلیه استفاده نمود ، از نوع پرورش مدرن نیز که لازمه ی این زمانه است ، هیچ خبری نیست وبزرگان فارغ از آن ، چه بسیار جوانان ونوجوانان پر شور وپر انرژی رو میبینی که پدر ومادر بزرگشان نموده اند ، چه بسیارشان سهم خود را در بالندگی آنها ادا نموده اند ولی آنجا که به نهادهای تربیتی وپرورشی مربوط می شود ، آنها کاملا بی تفاوتند و فقط در غالب اردو های پیاده روی حرم تاحرم ، کارهای مسخره ای انجام میشود که جز رواج بت پرستی وکیش شخصیت در آن نتیجه ی تربیتی مثبتی ندارد، سرپرستان آنها لمپن های حکومتند وچه بسا با هر معیار تربیتی بیگانه ، که مثلا در هوای داغ تابستان یاهوای سرد زمستان ، فرسنگها پیاده روی میکنند تا به حرم برسند که مثلا چی بشه ؟ به حرم برسند یا نرسند چه خاصیتی دارد ؟ جز رواج خاصیت تخدیری مذهب وانحراف از اهداف انسانی تربیتی
    این جوانان آموزش وپرورش با استاندارد جهانی لازم دارند
    شغل میخواهند ، کودکان بازی های دسته جمعی نیاز دارند که تحت سرپرستی مربیان تربیتی ، با هم بتوانند خود را و هم دیگر را درجمع پیدا کنند ، تا در آینده با خود ودیگران بیگانه نباشند . هرچه در مقوله آموزش وبویژه پرورش وجود دارد ، سطحی وتاریخ گذشته است ، هر چه هم پدران ومادران برای تربیت فرزندانشان تلاش می کنند ، به دلایلی بی ثمر است چه هم تخصص لازم را ندارند وهم توان آن را ، چه بسا که آنها می خواهند از بابت سهم دولت نیر تلاش کنند که قادر نیستند وظیفه دولت را نیز انجام دهند ،فقط سعی آنها اندکی درمقوله کمک مالی ثمر دارد ، که این تلاش بیش از حد نیز وجه دیگر آنها را کمرنگ تر میکند ، هم چنین این موضوع شخصبت بزرگان خانواده را به سطح نازلی تنزل میدهد ، بروز زشتی هایی را باعث میشود که مثلا بهر روشی درآمد کسب کنند تا به بخش غافل مانده که فقط از عهد ه ی یک دولت مدرن وامروزی که دولت رفاه اجتماعی بر می آیدپاسخ مناسب دهند ، نه اینکه قادر نیستند ، بلکه خودش می تواند منشا خود فروشی ها ، اختلاس ها ، رشوه گیری ها ، گران فروشی ها ، گوش بریدن ها در محیط های کاسبانه وتقلب ها در محیط های تولیدی باشد ، که همه ی اینها مناظر ی زشت است ، که می بینی وفکر تورو هم مشغول زشتی ها میکند ، تویی که دوست داری اطرافت را سرحال وزیبا ببینی. پدران ومادرانی که سعی دارند وداشتند هر دو وظیفه را انجام دهند ، اکنون گرفتار سستی وپیری خودشانند ، که متاسفانه وسیله ی حکو مت پر مدعایشان که گوش جهانیان را کر کرده ، هیچ فکری برای آنها نیر نشده است، تا چند سال گذشته کشوری جوان بوده ایم ، در آینده کشور ی سالمند خواهیم داشت ، که رهبران قدمی برای سالمندان بر نداشته اند ، همانطور که دخالت اولیا در انجام وظایف حکومت خود زشتی ها آفرید ، برای فرزندانمان رهبران الگو نبوده ونیستند اولیا ی متقلب ، رشوه گیر ،خود فروش ، اختلاسگر ، ربا خوار نیز نمی توانند الگوی قابل قبولی باشند ، این خود قابل تامل نیست ؟
    که باید به خود آییم ، تا فرزندانمان را از بی پناهی نجات دهیم ، چه آنها به پدران ومادران ورهبرانی نیاز دارند که ، برایشان نمونه ی شخصیت انسانی وروز باشند ، پس در می یابیم بجای سعی والدین ، در دو ویا سه شیفت کاری ، یا تلاش وارونه ی رهبران ، که هر دو نتیجه ی عکس دارد، باید همه مان انرژیمان وفکر مون را همسو کنیم ، تا دولت مدرن ودموکراتیک رفاه اجتماعی را پی ریزی کنیم
    در غیر اینصورت جامعه ای داریم وخواهیم داشت که ، تمام نیروی حکومتش در جهت به تباهی کشاندن خودش صرف وهزینه میشود ، همچون نیرویی اشغالگر که سعی می کند کلیه ی بنیانهای فرهنگی واقتصادی کشور تحت اشغال را به هم ریخته ونابود کند ، آنچه در چنین جامعه ای آموزش داده می شود فساد ، رشوه ،اختلاس ،دزدی ، غارت ودر نهایت شرک وبت پرستی است ، وظیفه داریم به عنوان انسان ، محیط زندگی مان را اصلاح کنیم ، آنرا از لوث وجود رهبران جاهل ونفهم کنونی پاک کنیم ،
    در غیر اینصورت زندگی غیر قابل تحملی داشته وخواهیم داشت
    این زندگی نمونه ی نادری از زندگی قرون وسطایی در قرن بیست ویکم است
    همگی مان به سهم خودمان ، باید در کنار زدن این نظام نا کار آمد سعی کنیم ودر پی ریزی جامعه ای دموکراتیک بکوشیم ،
    کشور را به حالت سقوط آزاد رسانده اند
    که هر لحظه برایمان ونسلها مشکلات بیشتر خواهد شد .
    آمادگی داشته باشیم که در یک زمان طلایی که در آینده ی نزدیک پیش خواهد آمد ، با یاری به هم وکار زیاد ، گذشته هایمان را که کم کار وبی خیال اجتماعمان بوده ایم راجبران کنیم
    گذشته ای که اگر هم کار کرده ایم عبث وبیهوده بوده است

    شمعدونی

     
  22. سلام
    آنچه عراق وکویت بر سر آن توافق کردند پرداخت مبلغ ۴ میلیارد دلار تتمه غرامت ۴۷ میلیارد دلاری است وگرنه بقیه را بصورت نقد دریافت کرده است
    ما برای دریافت ادعای ۱۰۰۰ میلیارد دلار غرامت جنگی که بمیزان ۹۷ میلیارد دلار آن مورد قبول مجامع بین الملی است چه کرده ایم

    ————–

    سعید گرامی
    در بساط شیعه گستری ملایی که خود را – همنیجوری – رهبر مسلمین جهان می داند، از اینجور بذل و بخشش ها فراوان دیده می شود. ارث پدرش که نیست. می بخشد تا ای بسا دو نفر به جمعیت شیعیانش افزوده شد همینجوری!

    .

     
    • این مطالب نادرست چه از ناحیه اصل کامنت و چه از ناحیه پانویس،ناشی از غرض ورزی های کلیشه ای سیاسی و کمی دقت و مطالعه است،قطعنامه 598 که مورد قبول ایران و عراق زمان صدام قرار گرفت 10 بند دارد که اکثر بندهای آن بتدریج و با نظارت سازمان ملل متحد و دبیر کل وقت اجراء شده است و بندهای 7 و 8 آن که متفرع بر بند 6 (یعنی تعیین متجاوز و آغاز کننده جنگ) است هنوز اجرایی نشده است با اینکه بر اساس تحقیقات دبیر کل وقت سازمان ملل و اعلان رسمی این سازمان،طرف متجاوز و مسئول اصلی جنگ دولت وقت عراق بریاست صدام حسین بوده است.ایران هیچگاه نگفته است که از گرفتن غرامت جنگ چشم پوشی کرده است،بلکه همیشه اعلام کرده است که دو بند 7 و 8 این قطعنامه لازم است اجراء شود،منتها اجرای این دو بند موکول به تلاش های جمعی بین المللی بکمک سازمان ملل متحد است،در واقع ایران قطعنامه را پذیرفت که بر اساس بند 6 این قطعنامه دبیر کل موظف شده بود مسئول و متجاوز جنگ را از طریق یک هیئت کارشناسی بین المللی شناسائی کند که این کار انجام شد و عراق و صدام حسین مسئول و آغازگر جنگ اعلام شدند،به بندهای این قطعنامه نگاه کنید:
      …..

      6- از دبیر کل درخواست می‌کند تا مشورت با ایران و عراق، مسئله ارجاع تحقیق دربارهٔ مسئولیت منازعه به هیئت بی‌طرفی را بررسی کنند و هرچه زودتر به شورای امنیت گزارش دهد.

      7- با تصدیق ابعاد عظیم خساراتی که در طول منازعه داده شده و ضرورت تلاشهای بازسازی با کمکهای مناسب بین‌المللی پس از خاتمه منازعه، از دبیر کل درخواست می‌کند که گروهی از کارشناسان را برای بررسی مسئله بازسازی تعیین و به شورای امنیت گزارش کند.

      8- همچنین از دبیر کل درخواست می‌کند از طریق مشورت با ایران و عراق و سایر کشورهای منطقه، راه‌های افزایش امنیت و ثبات منطقه را بررسی کند.
      https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%B7%D8%B9%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%DB%B5%DB%B9%DB%B8_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA
      —-
      می بینید که بعد از اجرای بند6 و شناخته شدن مسئول جنگ بطور اتومات متجاوز و مسئول جنگ مسئول پرداخت غرامت ها و خسارت های وارده به ایران است اما مسیر این پرداخت خسارت در دو بند 7 و 8 موکول به تلاش های بین المللی تحت اشراف و نظارت سازمان ملل شده است و فقط موکول به مطالبه ایران نیست،ایران نیز همیشه این مطالبه را تعقیب کرده است و ماجرا هنوز تمام نشده است،حال اینکه کسی روی عدم دقت و مطالعه و غرض ورزی سیاسی امروز قلم دست بگیرد و چیزهایی بدروغ و تهمت در باب بذل و بخشش و ارث پدری بنویسد باز می گردد به میزان شرافت و آزادگی او در تجزیه و تحلیل مسائل.بنده اینجا لینک هایی را هم در این رابطه ضمیمه می کنم:
      ولایتی: اجرایی شدن غرامت ایران از عراق احتیاج به تلاش مضاعف دیپلماتیک دارد
      مشاور مقام معظم رهبری در امور بین‌الملل گفت: موضوع غرامت ایران در چارچوب بند هفتم قطعنامه 598 از عراق احتیاج به تلاش مضاعف و دیپلماتیک در سطح منطقه و بین‌الملل دارد و قابلیت محقق شدن این غرامت برای ایران وجود دارد….
      https://www.khabaronline.ir/detail/303897/World/diplomacy
      ———
      ولايتی: نپذيرفتن غرامت از عراق شايعه است
      ایرنا: دکتر “علي اکبر ولايتي” مشاور عالي رهبر معظم انقلاب اسلامي در امور بين الملل گفت: اينکه برخي ها مي گويند ما حاضر به دريافت غرامت از عراق نشديم شايعه است ؛ اگر کسي ادعايي در اين مورد دارد مستندات خود را ارائه دهد..
      https://www.fardanews.com/fa/news/83598/%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%8A%D8%AA%DB%8C-%D9%86%D9%BE%D8%B0%D9%8A%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%BA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82-%D8%B4%D8%A7%D9%8A%D8%B9%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
      —-
      غرامت ایران از جنگ عراق؛ شاید وقتی دیگر
      محمد قوام

      …خاویر پرز دو کوئیار، دبیر کل وقت سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۱ دسامبر ۱۹۹۱ در گزارشی به شورای امنیت عراق را آغاز گر جنگ معرفی کرد….بر اساس بند ۶ این قطعنامه، شورای امنیت از دبیر کل سازمان ملل خواست که پس از مشورت با ایران و عراق، کمیته ای متشکل از افراد بی طرف را برای تعیین مسئولیت ناشی از جنگ تعیین کند.
      بند ۷ همان قطعنامه مقرر داشت که دبیر کل گروهی از متخصصان را برای مطالعه موضوع بازسازی ویرانی های جنگ تشکیل دهد. تعیین کمیته مزبور و گروه متخصصان به دلیل عدم توافق طرفین مخاصمه و خصوصا اشکال تراشی های عراق به فوریت صورت نگرفت….
      http://www.bbc.com/persian/iran/2011/09/110922_l23_war30th_598_compensation_iran_iraq
      —-
      رئیس فراکسیون حقوق بشر مجلس :حق ایران در دریافت غرامت جنگ تحمیلی محفوظ است/ همکاری با عراق در تأمین امنیت ادامه دارد..
      ابوالفضل ابوترابی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری خانه ملت، با اشاره به غرامتی که باید جمهوری اسلامی از خسارات خود در جریان جنگ تحمیلی دریافت کند، گفت: غرامت جمهوری اسلامی ایران از نظر قوانین بین المللی تثبیت شده و محرز است.
      نماینده مردم نجف آباد در مجلس شورای اسلامی بر همین اساس تصریح کرد: حق جمهوری اسلامی به جهت مطالبه غرامت 8 سال دفاع مقدس به دلیل تجاوز صدام که متجاوزگر و آغازگر جنگ شناخته شده، محفوظ است…

      http://www.icana.ir/Fa/News/349680/%D8%AD%D9%82-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA-%D8%BA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%81%D9%88%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A3%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF

       
  23. باهر
    باعرض ادب
    جناب آقای نوریزاد ‌٬ دوستان

    بعداز دولت نهم و دهم ٬ شاهد ظهور اصلاح طلبان نسل دوم هستیم که بعداز دستگیری آقایان بقایی و مشایی فعالیتشان رت دوچندان کردند.
    دیروز یک نامه با امضا‌‌‌‌‌ی ۳۰۰ نفری در سایتشان منتشرنمودند که تاربخ مصرف همچون نامه ها بسر رسیده ودیر شده چرا که کشتی سوراخ شده است . همچون نامه ها وقتی اعتبار دارد که نظام اصلاحپذیر باشد .
    اگر حجم اختلافات سیاسی درهیات حاکمه مثلا – آرژانتین یا همین عربستان – بود حتما راه را به یک دگرگونی عظیمی میبرد ٬ ولی درحاکمه ایران چنین نخواهد شد . برای اینکه این اختلافات در باندهای هیات حاکمه ای جریان دارد که مرزهایشان بخوبی روشن است .
    حدود ۱۴ سال اصلاح طلبان نسل اول و حدودا. ۵ سال اصلاح طلبان نسل دوم ، دعوا دارند ولی این دعوا هرگز به سود ایران و ملت ایران نبود ، مگر به سود ، سودجویان و فرصت طلبان و حاکمان.
    ابن نظام اصلاح پذیر نخواهد بود.در صورتی اصلاح خواهد شد که خصوصیات اصلیش را تغییر دهد٬ راه تغییردر خصوصیت اصلی آن مسدود نباشد .
    شاید سوال شود که پس راه چاره چیست ؟
    جواب روشن است ٬ باید انتخابات آزاد شود و یک رفراندوم با نظارت سازمان ملل با یک مقام بیطرف حکمیت کند .
    چنین راه حل دموکراتیکی را که تضمین داشته باشیم و نظارت بیطرف روی آن باشد ٫ اصلاح طلبان نسل دوم (۳۰۰)نفر جواب خوبی خواهند گرفت و لاغیر .
    اگر سیر تحولات نظام را در ۳۹ سال گذشته نگاه کنیم ٬ خواهیم دید که خیلی چیزها در نظام تغییر کرده ٬ خیلی ها بالا ٬ پایین شدند و خیلی ها آمدند و رفتند ، ولی آن پایه های اصلی همیشه ثابت بودند و تحولات نظام تنها در جهت محکم کردن میخهای تخت ولابت است و بس
    به امید یک رفراندوم سالم با نظارت جوامع ملل .

     
  24. حسن شماعی‌زاده در ایسنتاگرام خود بار دیگر نسبت به مصادره و فروش خانه‌اش واکنش نشان داد.

    او در پست اینستاگرامش نوشت: “هر گونه معامله روی این خانه را غیر قانونی اعلام میکنم و به خریدار ان متذکر میشوم روزی نه زیاد دور برمیگردم و هر که باشی از ان خانه بیرونت خواهم کرد چه بسا قبل از رسیدن من و یا فرزندانم خود مردم شما را از این خانه ببرون نمایند

    —–

    جناب نوریزاد عزیز
    درود
    مدت هاست در این خصوص خواستم صحبتی با شما داشته باشم ، این مورد ارسالی نمونه کوچک و شخصی از لفت و لیس های اعوان و انصار این رژیم هست ، به عقیده من میبایست کمپینی در سطح وسیع و گسترده به منظور جلوگیری از چپاول و به تاراج بردن سرمایه های ملی توسط ایادی این نظام به راه انداخت که تا بواسطه آن کمپین توانست هشدارهای لازم به طرف مقابل قراردادهای ترکمان چای گونه مخابره نمود ، حال میخواهد طرف قرارداد یک شخص ایرانی باشد و یا دوول خارجی ، یقیناً اینگونه میشود تا حدود زیادی از دست اندازی به ثروت های ملی جلوگیری نمود.
    – مانند معامله کردن سهم ایران از دریای خزر با روسیه.
    – مانند اعطای حق صیادی بی حساب و کتاب از خلیج فارس توسط چینی ها.
    – مانند اعطای مجوز شکار بی رویه و انقراض برخی از گونه های حیوانی توسط برخی از ثروتمندان روس و عرب.
    – هشدار به سوریه
    – هشدار به عراق
    – هشدار به فلسطین
    – هشدار به لبنان ( حزب الله )
    – هشدار به روسیه بابت فروش نفت در قبال هواپیماهای فرسوده.

    در صورت توافقات غیر ملی و ننگین میبایست به موقع هشدار های لازم رو به هریک از این کشورها ارسال نمود.

     
  25. استاد گرامی با درود این نوشته را دیدم ، بیاد شما افتادم که بارها ان را نوشتید و گفتید ولی ….. افسوس

    “این کشور برای کمک به مردم مظلوم سوریه، لبنان، عراق، یمن و فلسطین بفروش می رسد”

     
  26. تعدادی از این اسلامیچیا رفتن پیش این دومی. بهش گفتن توی مملکت تعداد روزهای تعطیلی مذهبی خیلی زیاده، سالی ۵۰-۶۰ روز تولید داخلی خوابیده و با حرفات جور در نمیاد، کمشون کن. بهشون ژواب داد میدونم ولکن شماها حالیتون نیست و ادامه داد، ما توی این مملکت به هرچی توی این ۴۰ سال دست زدیم ر…(سه نقطه از مش قاسم)دیم توش، حداقل توی این روزهای تعطیل ر…(سه نقطه از مش قاسم)دمان کمتر میشه. بعد با اردنگ اینا رو انداخت بیرون بهشون گفت برین چند روز بیشتر به تعطیلات اضافه کنید.

     
  27. نام “خیابان نفت” تهران واقع در بلوار میرداماد در تاریخ 22 اسفند ماه توسط شورای شهر به “خیابان مصدق” تغییر نام یاقت.
    امروز یه سر رفته بودم اون طرفها ولی خبری از نام مصدق نبود و هنوز تابلوها خیابان نفت را نشان میداد!
    در مورد تغییر نام “بزرگراه نیایش” به آیت اله هاشمی رفسنجانی ( معلوم نیست کی آیت اله شد؟)، شورای شهر هنوز تشکیل جلسه نداده روی تابلوها برچسب را چسباندند تا سر فرصت تابلوها آماده شن و کمپلت عوض کنن، اونم تابلوهای بزرگ و مخصوص بزرگراه ها.
    چطور شد؟! پس چرا تابلوی خیابان نفت هنوز عوض نشده؟
    چون شهرداری اول فساد و دزدی قالیباف را افشا کرد و بعد رفت به یه همایش و چندتا دختر کوچولو جلوی وی رقصیدند.
    شهردار را مجبور به استعفا کردند و خود جنابشون بهانه آوردند که مریض احوال تشریف دارن و نمیتونن ادامه بدن!
    حالا هم که سید علی خامنه ای، ولی امر مسلمین جهان! اعضای شورای شهر را به حضور نمیپذیره و به تمامی اعضای شورای شهر به اضافه شهردار لقب پر افتخار “فتنه گر ” را که همردیف لقب “سِر” در بریتانیاس اعطا کرده! دلیلش هم به احتمال زیاد یکی همین تغییر دادن نام خیابان نفت به مصدق و حمایت شورای شهر و پافشاری آنها به ماندن شهردار و دیگری همراه شدن با شهردار در افشا کردن فساد چند هزار میلیاردی فامیل نزدیک رهبر، یعنی قالیباف!
    تهران دو خیابان بسیار طولانی داره که یکی از آنها جاده قدیم شمیران یا خیابان کورش کبیر بود که از پیچ شمیران تا شمیران ادامه داره و دیگری خیابان پهلوی بود که میدان راه آهن را به میدان تجریش وصل میکنه.
    بعد از انقلاب نام این دو خیابان تغییر کرد یعنی “خیابان کورش کبیر” یا “جاده قدیم شمیران” به “خیابان شریعتی” و “خیابان پهلوی” به “خیابان مصدق”؛ یعنی دو تا از خیابانهای اصلی تهران. نام خیابان شریعتی هنوز برقراره، اگر چه چند بار خواستند آن را تغییر دهند، که البته زورشون نرسید! ولی نام خیابان مصدق بعد از جریانات سال 60 توسط شیخ مهدوی کنی ملعون، به خیابان ولیعصر تغییر کرد.
    مهدوی کنی که الان به درک واصل شده، اونموقع وزیر کشور بود و در عین حال سرپرست کمیته و چندین پست دیگه هم داشت که مهمترینش مسئولیت هاپولی کردن اموال و ثروت بجا مانده در کاخها و خانه های فراریان با او بود! او به عبارتی پرچمدار دزدان و مفسدان آخوند پس از انقلاب اسلامی و پدر خواندۀ تمامی آخوندهای دزد و مافیای فعلی بود.
    مهدوی کنی، این سیاستمدار و دزد حرفه ای، یه نامی را جایگزین خیابان مصدق کرد که دیگه کسی نتونه اعتراض کنه، مگه میشه کسی بگه برای چی نام خیابان شد ” ولیعصر “؟!
    مخلص کلوم اینکه:
    من که چشمم آب نمیخوره تابلوی خیابان نفت عوض بشه! شاید این تغییر نام در حد حرف بمونه و یا بعد از عوض شدن توسط نیروهای خودسر، همان ها که بر جای نشیمنگاه آقا بوسه میزنند و رخ میمالند، کنده بشه!
    میگن تا تنور داغه باید نون بچسبونی. ولی مثل اینکه شورای شهر میترسه و بوش میاد که سید علی حتی نمیخواد یه خیابان فرعی در پایتخت بنام مصدق باشه؛ مصدقی را که بیش از نود درصد مردم ایران می شناسند. این در حالیه که تا دلت بخواد خیابان داریم هم طولانی تر و هم در نقاطی بهتر که بنام افراد خارجی نامگذری شده. مثل : پاتریس لومومبا، احمد قصیر، خالد اسلامبولی، حجر بن عدی، بابی ساندز و … که در کل ایران شاید 100 نفر ندونن این افراد چه کسانی بودند!
    چی بگم!؟

     
  28. #افشاگری دکتر محمود احمدی نژاد

    قبل از هر چیزی اعلام کنم این دومین افشاگری برای این است که مردم عزیز ایران سرمایه هایشان بر باد نرود و بدانید در سال ۱۳۸۸سیزدهم مردادماه
    ۱۸ ميليارد و ۵۰۰ ميليون دلار سرمايه ايرانيان، ۱۰ ماه پيش از مرز بازرگان خارج شد و در حوادث پس از ۲۲خرداد به فراموشی سپرده شد. در حالی كه رسانه‌های ترك بيش از خبرنگاران ايرانی به كنكاش پيرامون سرنوشت كانتينر ۱۸/۵ ميليارد دلاری پرداخته‌اند اما هنوز پرسش‌هايی چون، اين سرمايه هنگفت از چه راهی به دست آمده بود؟ به چه دليل از طريق مرز زمينی حمل شد؟ چرا به خاك تركيه منتقل شد؟ و چرا در گمرك دو كشور به ثبت نرسيد؟ بي پاسخ مانده است. مقامات دو كشور همسايه اما در اين مدت وجود چنين كانتينری را تكذيب كرده‌اند. پس اسماعيل صفاريان‌نسب كيست؟ كسي كه تصوير گذرنامه‌اش را تلويزيون D تركيه به نمايش گذاشت
    البته ما ادعا کردیم این دلار و شمش مربوط به آقای اسماعیل صفاریان نسب بود ولی در اصل شمش ها و چهار بخش دلارها متعلق به بیت المال بود که به دستور شخص اول مملکت از کشور خارج شد و من هیچ نقشی نداشتم…
    بعدآ با ذکر نام تمام دستندرکاران این سناریو به اطلاع شما مردم عزیز خواهم رساند
    یک بخش دلارها مربوط به دلارهایی بود که بعدها به دلار دو قلو معروف شده و با کلیشه های تقلبی ساخته شده در کره شمالی و کاغذ اسکناس دلار چینی و حمایت چاپ و شماره از طرف روسیه انجام شد…ولی محل چاپ را هیچ کشوری مطلع نیست ما از سال ۱۳۸۸تا به امروز از این ارز در کشور برای معاملات کوچک بین دلالان داخلی و مسافران استفاده میکنیم در حال حاضر دلالان و واسطه ها در کیف های یکصد میلیون دلاری با اختلاف قیمت بین ۱۵%تا۶۰%زیر قیمت تابلو در سطح بالا مشغول خرید و فروش دلار هستند …سه برابر شدن قیمت ارز در زمان دولت دهم برای جبران همین درصد زیر قیمت انجام شد و اختلاسهایی مثل آقای خاوری به دلیل اطلاع از این عملکرد بانک مرکزی انجام شد…لازم میدانم ملت بزرگ ایران را آگاه کنم تا متوجه افزایش قیمت دلار این روزها بشوید و سرمایه عزیزانتان را بابت دلارهای جعلی بازار ارز به هدر ندهید… بخش اعظم این دلارها در تهران و مشهد در حال تبدیل و دادو ستد هست حتی تجار افغانی برای خرید افیون از دلالان از این دلارها استفاده میکنند در حال حاضر هم نوسانات قیمت دلار برای جبران درصد فروش زیر قیمت توسط بانک مرکزی و برادران زحمتکش انجام میشود لازم به تذکر است دلارهای چاپ شده فقط در صورت قرار گرفتن شماره مشابه قابل تشخیص میباشد بازار ارز شما را گول نزند این اتفاق عقبه سنگینی برای نظام و کشورهای هم پیمان برای چاپ و توزیع در خاور میانه دارد یک نکته را خاطر نشان کنم واردات کود انسانی از ترکیه به ایران حامل همین دلارهای دوقلو بود و بازار گرم دلار برای پنهان کردن اصل داستان همینطور توزیع کم دلار به صرافی ها برای حفظ قیمت بازار دنبال همین سیاست اجرا شده توضیحات کامل را حتمآ بشما ملت شریف و عزیز ایران خواهم رساند
    اگر دو برادر من را قوه قضاییه تا پایان سیزدهم فروردین آزاد نکند نحسی سیزده گریبانشان را خواهد گرفت
    این باتلاق همه را فرو خواهد کشید من هیچ ترسی ندارم و تا آخر ایستاده ام
    گفتنی زیاد است و وقت کم
    محمود احمدی نژاد ۱۳۹۷/۰۱/۰۷

     
  29. محو شد ایران ز بلوای فقیه!

    http://sokhan-rooz.blogspot.com/2015/09/blog-post_17.html

     
  30. آيت الله #مکارم شيرازی در دیدار با #وزیربهداشت: در روايات و احاديث اهل بیت(ع) چيزی به نام #طب_اسلامی وجود ندارد، برخی با يک مشت #خرافات هم به #اسلام و هم به طب سنتی آسيب می‌زنند.

    البته این طب اسلامی را همه جا میشه گفت الا وقتی که خود مرجع بیمار شود!!

     
  31. جناب نوری زاد درود
    اعمالی که شخص جناب عالی طی سال ها در سایت خودتان انجام میدهید کمی باعث ایجاد شک و وهن میشود هنوز گرایشات آخوند دوستی و آخوند حق دارد در ذهن تان موجود است علی رغم اینکه با سخنان تان آخوند هار ا زیر ضربان سوال خورد و زیر میکنید در جای دیگر این قطعات خورد وپودر شده را با آب به هم مخلوط و دوباره به آن جان میدهید و این در مورد آخوندی که در قم زندگی میکند به نام شیخ قم نشین بسیار بارز و برجسته مینماید این شخص به دلیل ذات منفعت طلبش به خرقه آخوندی رو آورده و بدون کوچکترین کار ی در جهت تنویر افکار حداقل کاربران این سایت ! فقط به کار ماست مالی و توجیه ناجوانمردانه اعمال شنیع حکام و عمال جور که بلای جان این مملکت شده اند قامت بسته و از توهینی هم خود داری نمیکند و حضرت عالی هم از باب اینکه مسابقه وی و کاربران در رینگ ادامه داشته باشد سخنان وی را از چنگک سانسور محفوظ می دارید . جناب عالی مدعی هستید که توهین ها را حذف میکنید که سلامت این سایت حفظ شود ولی آخوند ها از الطاف بی کران شما مصون و محفوظ هستند و اجازه دارند به قول خمینی هر غلطی میخواهند بکنند . جناب نوری زاد لطف بفرمائید جهت تنویر افکار کاربران توضیح دهید طی این سالها که شیخ مرتضی قم نشین ! و دیگر آخوند هایی که در این سایت افکار قرون وسطایی خود را تخلیه کرده اند .من باب نمونه چه چیزی تا کنون آموخته اید و به بار علمی یا عملی شما افزوده شده .با پوزش و احترام .

    ————–

    درود مهرداد گرامی
    آموختم که آزادگی، بسیار ضروری تر و ناب تر از گرایشِ متعصبانه به هر مذهبی زمینی و آسمانی ست. و این که: آزادگی، گوهری ست که به راحتی صیدِ کسی نمی شود. درضمن اگر سید مرتضی – بفرض – در نوشته هایش غلیظ ترین توهین ها و ناسزاها را بکار ببرد، کلمه ای از آنها را حذف نمی کنم. تلاش کنید دلیلش را پیدا کنید خودتان.

    با احترام

    .

     
    • درود
      بارها عرض شد که مقوله “آزادگی” هرگز بمفهوم اباحیگری اعتقادی و عملی و نقض و نادیده گرفتن هنجارهای عقلی،عرفی،قانونی،و دینی نیست.
      در مورد توهین و ناسزا نیز بارها گفته ام بنای من بر توهین یا ناسزاگوئی ابتدائی به شما یا نویسندگان سایت شما نیست،باید در موارد خاص رویکرد و نوشته کسی که اهانت کرده یا ناسزا گفته را مورد توجه قرار داد و انصاف داد که علیرغم اینهمه ادعای دموکراسی و حق آزادی بیان و حقوق بشر و چیزهایی از این قبیل،در این سایت تا چه حد تحمّل حضور و نوشتن یک مخالف را دارند و تا چه حد به این بنده بارها توهین،ناسزا،تهمت و نسبت های نادرست داده شده است با اینکه بنای من کاربرد الفاظ فحش و ناسزا نیست.
      با احترام

       
  32. اطلاعات و سپاه رصد کنند بهتر است یا موساد و سیا؟

    محمدعلی پورمختار، نماینده کبودرآهنگ در مجلس شورای اسلامی، از رصد پیام‌رسان‌های داخلی توسط سپاه یا وزارت اطلاعات دفاع کرد.

    او درباره اینکه شائبه رصد پیام‌رسان‌های داخلی – همچون پیام‌رسان «سروش» – توسط وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه وجود دارد گفت: «بر فرض اینکه اطلاعات یا اطلاعات سپاه این پیام‌رسان را رصد کنند. این بهتر است یا موساد و سیا و …؟ مگر اطلاعات و سپاه دشمن این کشور هستند؟»

    آقای پورمختار که خود سابقه سرداری در سپاه پاسداران را دارد، پیش از این نیز گفته بود: «یک رییس جمهور سپاهی می‌تواند ما را از شرایط کنونی نجات دهد. سپاهی‌ها روحیه قوی و مدیریت جهادی دارند».

     
  33. دوستی از کانادا

    دوستان
    چه ساده‌انگارانه همه باور کرده‌اند که تلگرام، یک اپلیکیشن «مستقل خارجی» است!!

    به باور نگارنده، تلگرام را با بودجه‌ی ایرانی، یک نخبه‌ی روسی ساخته و همه‌ی اجزای آن در اختیار سیستم اطلاعات ایران است. البته این می‌تواند چه افتخار بزرگی باشد برای ایران، اما این کش‌وقوس‌ها و قطع‌ووصل‌ها، همه جوسازی سازنده برای کسب مشروعیت تلگرام در ایران و جهان است…

    «تلگرام» جز در روسیه و ایران، نتوانسته جمعیت کاربران انبوهی داشته باشد. روس‌ها به دلیل عِرقِ ملی و ایرانیان به دلیل محدودیت‌ها و هدایت مرکزی، به سمت تلگرام رفته‌اند.

    در واقع یکی از جنگ‌های اطلاعاتی بزرگ دنیا، در فضای مجازی بین فیس‌بوک، تویتر، اینستا… از سمت سیستم اطلاعاتی مشترک «امریکا، اروپا و اسراییل» و تلگرام و برخی اپلیکیشن‌ها از سوی سیستم‌های اطلاعاتی مشترک «روسیه، چین و ایران» در جریان است.

    با همه روش‌های متنوع تبلیغی-ترویجی، تاکنون هیچ قشر اجتماعی غربیان به تلگرام متوجه و متمایل نشده‌اند…

    سیستم اطلاعات ایران، ضمن حمایت و هدایت نرم افزارهای داخلی، با توسل به روش‌های علمی و سنجیده، در صدد کسب وجاهت روزافزون برای تلگرام است…

    همه‌ی این اقتدار و پیشرفت‌ها نه موجب خفت، که می‌تواند مایه افتخار ایرانیان باشد.

     
    • اگر اینطور است که شما توصیف می کنید پس اینهمه درگیری بین پاول دورف و جمهوری اسلامی در واگذاری سرورهای این شرکت روسی به ایران بر سر چیست؟! و اگر چنین شبکه ای با سفارش و ساپورت حکومت دینی در ایران بوده چطور در مورد فیلترینگ و کمّ و کیف خدمات و سرویس آن اختلاف وجود دارد بین حکومت ایران و این شرکت روسی؟!
      بنظر می رسد شما بدجوری در تور تئوری توهم توطئه گرفتار هستید.

       
  34. سلام ، استاد نوریزاد عزیز:
    با ارادت;
    به عرض برسانم که چند روز قبل از عید قرار بود سهمیه آجیل به کارمندان پالایشگاه شازند اراک داده بشه، که بسته بندی شده و آماده تحویل هم بود که خبر رسید که تصمیم عوض شده و سهمیه آجیل داده نمیشه. الان معلوم شده که با اجبار سپاه پالایشگاه سهمیه آجیل کارمندان رو به راهیان نور داده!!!

     
  35. جناب نوریزاد عزیز ، بشنوید سخن سهروردی رو که مصداق حکام امروز ماست.

    ‍ در دفاعیات شیخ شهاب الدین سهروردی خواندم شمایان اگر بدنبال مبارزه با فساد هم هستید به سراغ کسانی بروید که خون مردم را می آشامند و پلک نمی زنند!
    گیرم که من در انزوای خود رقصی کرده یا خدای نخواسته شرابی نوشیده ام این کجا و آن همه تفرعن علما و امرا کجا؟!
    هزاران شکم گرسنه می خوابند و هزاران نان آور خانواده از شرم آنکه نتوانستند یک لقمه نان تهیه کنند روی خانه آمدن ندارند
    اما این آقایان از دسترنج آنان تا می توانند می خورند و می نوشند و بساط عیش و عشرت ساز می کنند!
    سخن من با شما همان سخن امام ابوحنیفه است به کوفیانی که از حکم کشتن پشه و نجاست خون آن پرسیدند که او در جوابشان گفت: حسین بن علی را کشتید و پروا نداشتید! اکنون چه پروایی نسبت به خون پشه ای دارید؟!

    این حکایت همچنان باقیست و بدترین خلایق را میبینی که هر ساله برای تعزیه حسین غوغا براه انداخته و در زیر علم و کتل حسین بن علی بساط غارت دین و دنیای مردم بپا می کنند!✋️

     
  36. جناب سید مرتضی..با تشکر
    اگر امام علی دارای آن چنان ابعاد متضادی است که به لحاظ عقلی و فلسفی جمع آنها در یک بشر برای سایر ابنا بشر نا مفهموم و نا مانوس است در اینصورت باید به این سئوال هم جواب داد که چگونه یک چنین مخلوق عجیب و غریبی قرار است الگوی مردم شود و آنها را به راههای آسمان هدایت کند؟ چطور مردم میتوانند پیرو کسی باشند که اصلا از او سر در نمی آورند. اگر امام دارای یک چنین ابعاد خارق العده ای هست که قطعا شما و اساتید شما هم در طول قرنها نتوانسته اند این شخصیت را بشناسید پس همت شما و بزرگان حوزه مصروف چه امری است؟ تعریف و تمجید از یک موجود محیر العقول؟ آیا فکر نمی کنید واژه “مغالطه” بیشتر شایسته کسانی است که به اعتراف خودشان مردم را به سوی وهمیات سوق میدهند؟
    حال این امام مورد نظر شما بالاخره چه فرمی دارد؟ آیا مانند پیامبر او هم بشری است مثل بقیه که فقط در اینجا به او وحی نمیشود یا ویژگی دیگری هم دارد؟ بنظر میرسد که شما از همین چند ویژگی مشخص علی هم بشدت وحشت دارید چون از نظر شما و پیشوایان فکری شما همانطور که در جواب عثمان عزیز نوشتید، فرق است بین مقوله عدالت و حرام و حلال فقهی. یعنی از نظر شما امام علی میتواند حکم به عدالت بدهد ولی امام خمینی و امام خامنه ای تحت عنوان حلال و حرام فقهی میتوانند کاملا بر عکس نظر او رای بدهند.یعنی علی حقوق بهائیان را تضمین میکند ولی عارفان واصل شما با استناد به سایر ابزارها حکم علی را نقض میکنند و کماکان هم شیعه علی هستند.
    مشکلی هم که برای مسلمانان شیعی ایرانی دارد هر لحظه پر رنگ تر میشود همین است که این همه شکاف بین آرا روشن و مورد توافق علی و ولیان فقیه چیست؟ بالاخره پیام این اسلام چیست؟ ما قبل از این انقلاب مثلا اسلامی، بی نیاز به این حرفها “علی” را بعنوان انسانی معقول می فهمیدیم ولی دوستان هم لباس شما همه دنیای خوب ما را خراب کردند. حال با علی و حسین ناشناسی طرف هستیم که هر لحاظ بدلیل مصلحت صاحبان قدرت به رنگ و شکل خاصی در می ایند.
    امام علی هم مثل سایر شخصیتهای تاریخی مصون از نقد و تحلیل نیست ولی خوب در زمان ما نه خودش اینحا است که پاسخ بدهد و نه این حرفها فعلا بدرد کسی میخورد. ولی استناد به شخصیت و باورهای بشر دوستانه او و تاکید بر آنها میتواند برای جامعه بلا زده ایرانی مفید باشد.

     
    • باصفای گرامی….با سلام به شما،بازهم دقت کافی نکردید،بنده گفتم عموم مردم و عموم اندیشمندان شناخت اجمالی از ابعاد شخصیت معنوی و اجتماعی علی بن ابیطالب دارند،چیزی که هست این است که جامعیت و گستردگی شخصیت معنوی اجتماعی علی،متفکران را به تحیّر وا می دارد،به این نکته نیز توجه کنید که تعبیر به” جمعت فیه الاضداد”تعبیری شعری برای بیان همین جامعیت شخصیتی و تحیر متفکران است وگرنه بلحاظ برهان های فلسفی منطقی که محال بودن جمع شدن اضداد در موضوع واحد امری واضح یا تحقیق شده است،مقصود شاعر از ان تعبیر این است که وقتی بشر عادی را ارزیابی می کنیم معمولا جمع اوصافی مثل شجاعت در مبارزه و میدان جنگ با راز و نیازهای شبانه و گریه و تضرع شبانه به درگاه آفریدگار یا رحمت و عطوفت در مراعات حال ایتام و دانش و آگاهی و عدالت و اوصافی از این قبیل قابل جمع نیست،کسی ممکن است عارف و معنوی باشد و اهل مناجات و معاشقه با خدای جهان،لکن مرد جنگ و مبارزه و شجاعت نباشد،یا زاهد و بی رغبت به دنیا باشد ولی اهل کار و فعالیت ها و تولید نباشد و بالعکس،در حالیکه وقتی بدون اغراق یا مبالغه یا افراط و تفریط بلندای شخصیت مولی امام علی را وارسی کنید پی به جامعیت بلحاظ همه این اوصاف متضاد که بطور عادی قابل جمع در افراد عادی بشر نیست می برید،علی چنانکه حتی دشمنان او حکایت می کنند اینطور شخصیتی بود که همانطور که در جنگ و شجاعت و شمشیر زنی بی مانند بود در فصاحت و بلاغت و سخنوری نیز بی همتا بود،در زهد و بی رغبتی به دنیا و در عین حال کار و کوشش نیز،در عبادت و خضوع بدرگاه باری تعالی نیز،و در سخاوت و عدالت و رافت و سایر اوصاف نیز،و سائر اوصاف،از اینهمه جامعیت شاعر تعبیری شعری کرده است که گویا علی شخصیتی است که جمعت فیه الاضداد یعنی گویا اضداد فلسفی در او جمع است با اینکه عرض کردم ببرهان فلسفی اجتماع اضداد در موضوع واحد محال است.در این زمینه شما که اهل بررسی هستید مراجعه ای کنید به مقدمه ای که ابن ابی الحدید معتزلی در مقدمه شرح خویش بر نهج البلاغه در جامعیت و ذو ابعاد بودن شخصیت علی نوشته است،اینها حقیقتا مبالغه نیست،بحث عظمت و بزرگی یک شخصیت جامع است که دست پرورده تربیت وحیانی و تربیت خاص پیامبر اسلام است.اینها را تاریخ نویسان شیعه و سنی نوشته اند نه فقط شیعیان و نه فقط دوستان علی بلکه دشمنان علی نیز.
      شما لابد توصیف ضرار بن ضمره (از دوستان و اطرافیان معاویه) در مورد آنحضرت در حضور معاویه و بدرخواست معاویه را که شیعه و سنی نقل کردند شنیده اید: ضرار بن ضمرة مى ‏گويد: پس از سوء قصد به امير المؤمنين (ع) بر معاويه وارد شدم.
      معاويه گفت: على را براى من توصيف كن. گفتم: مرا از اين كار معاف دار. معاويه گفت:
      بايد او را توصيف كنى. گفتم: اگر گريزى از اين كار نيست به خدا سوگند او دور انديش بود و نيرومند. سخن انجامين را مى‏ گفت و به داد داورى مى‏ كرد. دانش از اطراف او فيضان داشت و حكمت از كناره‏ هاى او به زبان در مى ‏آمد. از دنيا و فريبندگى‏ هاى آن هراس داشت و با شب و دلتنگى آن، دمساز بود. فراوان اشك مى ‏ريخت و بسيار مى‏ انديشيد [ژرف‏انديشى مى‏ كرد و خويش را مخاطب قرار مى‏ داد و با خدايش به نجوا مى‏ پرداخت،] جامه و خوراكى او را خوش مى ‏آمد كه خشن باشد و بد مزه. او در ميان ما همچون يكى از ما بود و هر گاه از او مى ‏پرسيديم پاسخ مى‏ داد و هر گاه از او دعوت مى‏كرديم مى ‏آمد، و به خدا سوگند با وجود نزديكى او به ما و نزديكى ما به او از هيبتش با او اندك سخن مى‏ گفتيم. او دينداران را بزرگ مى‏ داشت و مساكين را به خود نزديك مى‏ ساخت. انسان قوى را در راه باطلش به طمع نمى‏ افكند و ضعيف را در عدالتش مأيوس نمى‏ كرد. يك بار او را در موضع و جايگاه خود يافتم در حالى كه شب پرده خويش افكنده بود و اخترانش به دل آسمان فرو رفته بودند [در حالى كه حضرت در محرابش ايستاده بود] و ريش خود را در دست داشت و همچون مارگزيده ‏اى به خود مى‏ پيچيد و چونان غمگينى مى‏ گريست و مى‏ گفت: اى دنيا! ديگرى را بفريب، آيا خود را به من عرضه مى‏ كنى يا به من شوق يافته ‏اى؟ هيهات هيهات كه من تو را سه طلاقه كرده ‏ام كه ديگر بازگشتى در آن نيست. عمر تو كوتاه است و خطر تو فراوان و زندگى تو ناچيز. آه از كم ‏توشه‏ گى و دورى سفر و هراس راه.وقتی سخن ضرار به اینجا رسید معاويه گريست و گفت: خداوند ابو الحسن را رحمت كند. به خدا سوگند كه چنين بود. غم تو بر او چگونه است از ضرار؟ ضرار گفت: غم كسى كه فرزندش را در دامانش سر برند. اشكش پيوسته ريزد و حزنش آرام نگيرد.
      شما بررسی کنید،این روایت تاریخی را اهل سنت و حتی مخالفان علی در کتابهای خود آورده اند.مقصود این است که جامعیت و محیّر العقول بودن شخصیت علی مصداق مبالغه و گزافه گوئی نیست چنانکه تعبیر جمعت فیه الاضداد،پس در عین حال که دریافت و نیل به درک تمام ابعاد شخصیت علی امری صعب است در عین حال علی بعنوان یک انسان وارسته و متعالی الگوی انسانیت و عدالت و همه اوصاف انسانی است،غرض اینکه شخصیت مولی علی شخصیتی سهل و ممتنع است،آسان یاب و دیر یاب،و شما تنها به برخی جنبه های شخصیتی ایشان اشاره کردی،بنده ضمنا نگفتم شما تعمدا اقدام بمغالطه کردید،گفتم شما مسائلی را با هم مخلوط می کنید و بلندای شخصیت آنحضرت را به برخی امور می کاهید و اوصافی که دیگران از شخصیت علی کرده اند را جور دیگری ارزیابی می کنید،در واقع من خواستم بگویم هم ناشناخته بودن علی بتمام ابعاد که تعبیر برخی است تعبیر درستی است و هم شناخته بودن او در آنچه که میسور فهم است و الگوی عدالت اجتماعی و فردی بودن او تعبیر درستی است و این چیزی است که از آن تعبیر به سهلِ ممتنع مي شود.
      موفق باشید

       
    • با سلام..یادداشت فوق از بنده است که به اسم ناشناس ثبت شده..با تشکر

       
    • ناشناس محترم
      این حکومتی که درحال حاظر است حکومت عدل علی نیست حکومت ظلم و جور و هزار فامیلیست در حکومت علی هیچ فامیلی در راس کار نبود حتی برادرشان .
      در واقع این حکومت /// است وقتیکه خلیفه //// حکومت میکرد تمام فک و فامیل در راس کار بودند .
      اگر به صحبتهای این دو آخوند گوش بدید به حرفهایم خواهید رسید.

      https://www.youtube.com/watch?v=y266MpbGVIQ

       
  37. اسلام دارد میرود، اسلام دارد میرود!

    ای فاسقان ای غاصبان، اسلام دارد میرود/ شیون کنند اسلامیون، کاسلام دارد میرود

    دررفتن اسلامِ من، گویند هرنوعی سخن/ من خود بچشم خویشتن، دیدم که اسلام میرود

    درقم شده غوغا بپا، گفت پیرو آل عبا/ کای شیعیان این جهان، اسلام دارد میرود

    دستاربندان درخروش، آنرانمانده عقل وهوش/ گفتند که ای خلق خموش: اسلام دارد میرود

    بازاری شد اندرهراس، گردد چوخلقی آس وپاس/ ای سارقان حق ناس، اسلام دارد میرود

    روزی که اسلام رفت زما، روحی دمید درجسم ما/ حالی چنان خشنود شدیم، کاسلام دارد میرود

    ماپیرو پنج تن شدیم، بیگانه از خویشتن شدیم/ بعداز هزارو چارصد، اکنون اسلام میرود

    این واحدی گفتا بما، ازخامس آل عبا/از خامسش مانده عبا، تزویر واسلام میرود

    ماسالها کوربوده ایم، نادان ورنجور بوده ایم/ نیک که گشودیم دیدگان، دیدیم که اسلام میرود

    گه ازعلی گفتی بما، گه ازحسین و ذوالجناح/ یا سیدی تشویش مکن، آخوند و اسلام میرود

    ای واحدی کم شکوه کن، افسوس مخوراندیشه کن/ غصه نخور داش مجتبی، کاسلام دارد میرود

    ———–

    درود دوست گرامی
    این شعر، گرچه با برنشستن بر کشتیِ شعر معروف سعدی حس نوی به خواننده می افشاند، اما بلحاظ وزنی مشکلات چند وجهی دارد. پیشنهاد می کنم روی وزن در شعر کلاسیک کار کنید. مثلا در قالبی که شما انتخاب کرده اید، نیم مصرعی مثل ” افسوس مخور اندیشه کن” سینِ افسوس اضاف بر وزنِ بنیادین است. از این نمونه ها فراوان است در همین شعرتان.
    با احترام

    .

     
    • استاد نوریزاد…اگر بنا به پیشنهاد شما “س” آخر را از افسوس برداریم، دیگر چه می ماند؟ میشود “افسو” و آن وقت سید مرتضای همیشه حاضر در صحنه ایراد خواهد گرفت که وای خلائق…این کبیری قافیه را تنگ دید و به جفنگ گوئی پرداخت. اما با عرض معذرت خدمت استاد گرامی، نه بی وزنی در شعر دیدم و نه بی قافیه گی. حتی هجا شماریها هم با هم میخوانند. این جور اشعار از نوع چارپاره اند. همانطور که فرمودید، استاد ازل سعدی در چارپاره گوئی بی همتاست:

      ای کاروان آهسته رو کارام جانم میرود/ وان دل که باخود داشتم با دلستانم میرود
      در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن/ من خود بچشم خویشتن، دیدم که جانم میرود

      اما راستی…میتوان از این شعر سعدی یک اپرای ایرانی درست کرد و اشک همۀ عاشقان بی دل را درآورد.

      شب عاشقان بی دل چه شب دراز باشد/ تو بیا کزاول شب در صبح بازباشد

      گواینکه شمار بسیاری از شعرای پارسی گوی، همش در فراق یار ندبه و زاری میکنند. بقول خودم:

      دل ما پی دلبر رفته/ دلبر گذاشته در رفته
      ازبس سخن عشق زما شنید/ حوصلش ز دست ما سررفته
      چشم ما خیره ماند بر در/ دلبرم با رقیب ددر رفته

      حتی این نوع اشعار فراقگونه به ترانه سازان مدرن ما هم سرایت کرده است. نگاه کنید به ترانۀ “کالسکۀ زرین” زنده یاد منوچهر سخائی:

      کالسکۀ زرینی در فروغ ماه/ اهسته شود پنهان در غبار راه
      بی خبر بگذشت و آرام از کنار من/ برده با خود از کنار من قرار من
      یار من در کالسکه بنشسته/ دل ز عشق و شهر خود بگسسته
      آه….چه حاصل از آشنائی…چون ببار آرد جدائی
      از چشمم بگذشت همچو رؤیائی…
      با این راه دور و دراز
      کی من به او میرسم باز
      آه…با این راه دور و دراز
      کی من به او می رسم باز

      اگر معلم ادبیات فارسی دبیرستان بجای تشویق، تو ذوقم نمیزد و لاستیک دلیجان مارو پنچر نمیکرد و زیر شعر من ننوشته بود “مدتی باید تا خون شیر شد.” شاید اکنون ما هم شاعری شده بودیم برای خودمون ها!! گفته باشم ها… با سپاس فراوان که محضر شما دانشگاهی از ادب و فرهنگ و تاریخ و فلسفه و علم است. بقول حافظ:

      سرای مدرسه و بحث علم و طاق و رواق/ چه سود چون دل دانا و چشم بینا نیست
      سرای قاضی یزد گرچه منبع فضلست/ مرا چه سود که علم موردنظر درآنجا نیست

      ———–

      دوست گرامی
      منظور من از این که در شعر شما سین افسوس زیادی ست، نه این که این سین، از دیکته و املای افسوس حذف شود، بل، درستیِ وزن به این است کلمه ای کوتاهتر بجای افسوس بکار گرفته شود که همان معنی را نیز داشته باشد.
      با احترام

      .

       
  38. سید مرتصی ایا انسانی را می شناسی که‌جمع اضداد نیست؟هر انسانی پتانسیل خوب بودن کاری بودن و انگل و زشتکار و بد بودن.درستکار و بدکار بودن …دارد.آنچه انساها را خوب بد و یا جنابکار و انساندوست …می کند فاکتورهای مخنلعی از جمله محیط و خانواده و اجتماع و تفکر …است.وقنی بچه کوچک در محیطی خشن و کینه توزانه نسبت بدیگران‌بزرگ شود براحنی ادم‌می کشد .مقا شما مسلمین./// مقل هر کس دیگری جمع اضداد بود ولی سالها جنگ و درگیری و ادمکشی ار او موچودی منعصب قدرت طلب و ادمکشی بی رحم ساخنه بود.

     
  39. جناب کتابخوان گرامی این سایت سایتی بشدت سیاسی است هر چند که مدیریت سایت چنین‌ادعایی را قبول نداشته باشد. سیاست هم در تمام جوامع چه کم و چه زیاد به تقابل برخوردهای فکر نظر ی و حتی فیزیکی می انجامد.مسلما چنین برخوردهایی در جوامع استبداد زده با شدت و حدت بیشتری کشیده می شود. بنابراین انتظار شما درست نیست .شما اگر علاقه ایی به سیاست ندارید مسلما سرزدنتان به این سایت یا سایتهای مشابه وقت تلف کردنست.در ضمن نه تنها شما و نه دیگری چنین حقی را دارد که برای دیگران‌ در مورد چی بنویسند یا نه.ولی شما می توانید مطلبی را نخوانید یا بخوانید .

     
  40. فراخوان دفتر مموتی خطاب به قربانیان “ظلم و اجحاف”مموتی: نام شاکی، شعبه دادگاه رسیدگی‌کننده، موضوع شکایت، لایحه دفاعیه، حکم دادگاه بدوی و تجدیدنظر و مشخصات کامل خود را به آدرس دفتر بفرستند.
    مش قاسم: این استمرار طلبان شیاد نادان منقلابی اخته در طول حداقل ۳۰ سال گذاشته نمیتونستن یه همچین کاری بکنن؟ حد اقل این یکی دو تا …(سه نقطه از مش قاسم) داره.

     
  41. آقای نوری زاد

    استاد جان ، من همیشه ارادتمند شدید شما هستم ، این ارادتمندی من به شما فقط و فقط بخاطر بی باکی و نترسی شماست و بعد از آن قدرت قلم تان.
    البته در برابر شجاعت ناتمام و بی انتهایتان سر تعظیم فرود میاورم.تا به حال کسی رو تا اندازه شما شجاع و نترس ندیده ام.
    متاسفانه پروفایلم برای من یک گنجینه بود ، خانمم موقع دعوا ، مشاجره چند بار نوشته هایم به نثر و به نظم را در کامپیوترم حذف کرد و بعدا که متوجه میشدم بازخواستش میکردم اونقدر احمق تشریف داشت بهم
    میگفت دوباره بنویس ،
    میگفتم این کار غیرممکن است ،
    میگفت مگر خودت ننوشته بودی؟
    جواب میدادم چرا ولی اینکار غیرممکن است هیچ کدامشان یادم نیست حتی کلیاتشان هم یادم نیست.
    میگفت اگر خودت نوشته باشی چرا غیرممکن است دوباره بنویسیشان؟

    متاسفانه این کار ایشون ضربه ی روحی بهم بود تا جایی که الان چند سال بود دیگر هیچ چیز نمینوشتم.

    البته نوشته های من ، ارزشی نداشتند فقط خودمو مشغول میکردم .
    در زمان نوجوانی قبل از سن 15سالگی( الان 43 سال سن دارم ) یه بار در تلویزیون موضوعی اعلام کردند که مسابقه داستان نویسی هم داشت.
    من داستان نسبتا بلندی نوشتم چون ورقه A4 به حد کافی پیدا نکردم ( با مقداری پول از روستا به شهر اومدم با یه مقدار پول چند ورق بهم دادند )با خط بسیار ریز در 14 صفحه ی پشت و رو نوشتم و فرستادم ، ازشون کپی تهیه کرده بودم ، بعدا این کپی ها رو به چند نفر دادم خوندند و اتفاقا همشون فوق العاده تعریف میکردند.
    ولی بعدا یک نفر که اون موقع معلم هم بود ازم گرفت و دیگر هیچ وقت بهم برنگردون ، هر چه خواهش و تمنا کردم اثری نکرد حتی به خشونت متوصل شدم باز هم موفق نشدم حتی ایشون در پیش همه منو مسخره میکرد که یه چندیاتی نوشته بودم که حتی ارزش خواندن نیز نداشت ، هر چه گفتم آقا جان در اول زندگی ام و در اولین نوشته ام باعث یاس من نشو سرکوبم نکن، لطفا ناراحتم نکن ، همون چرندیات منو بهم برگردون ، ولی هیچ وقت برنگردون که برنگردون. خدا لعنتش کند.
    در کشور بی فرهنگی مثل ایران آنهم در روستایی دورافتاده و در شهری بی هویت و بی فرهنگ و لات بازار زندگی کردن خیلی دشوار میباشد.

    موضوع داستان یک جفت کبوتر به نام های ” آزاد ” و ” آزاده ” بودند : با این جمله شروع میشد :
    آنها همچنان پرواز میکردند از سرزمینی که دوست نمیداشتند به خاطر مردمانش دور میشدند ….
    با بغض در گلو و گریه کنان این داستان را نوشته بودم.
    ولی اصلا جوابی درنیامد ، نمیدونم بخاطر ریز نوشتن به کنار انداخته بودند و حتی یه خبر کوچکی هم ازش نشد البته این برایم اصلا مهم نبود بلکه مهم اینبود که آن معلم بی خرد با احساسات من بازی کرد ، من اصلا نمیگم داستان خوبی بود ولی زاییده زحمات و احساسات عمیقم بود.
    اگر از من بپرسند که خدا خامنه ایی را زیاد لعنت کند یا آن معلم کثیف را ؟
    فورا بلافاصله بدون معطلی جواب میدهم آن معلم را ، چون ذاتش کثیفتر از خامنه ایی بود و میباشد .
    جالبه در حدود بیش از ده سال تلاش کردم تا آن داستانم را ازش بگیرم ولی موفق نشدم.

    ———————–

    درود دوست گرامی

    من خود کوهی از نوشته دارم که خودم اکنون رغبت نمی کنم نیم نگاهی نیز بدانها بیندازم.اما اما اما همان نوشته های سست یا ضعیف و پشتکار سماجت گون من برای نوشتن، هرکدام پله هایی شدند که اکنون بتوانم بهتر و بهتر بنویسم.

    نقش و سهم آن نوشته های ناپیدا همین بوده است که دست قلم من و تو را بگیرند و به بام امروز برسانند.

    اگر فرصت کنی و رمان بخوانی حتما کمک می کند که با واژگان تازه تر و ترکیبات زیباتر آشنا شوی.
    با احترام

    .

     
  42. درود بر شما. امروز کلیپی از سخنرانی امیر حاتمی در اجلاس بقول خودشون بین المللی امنیت در مسکو دیدم. صحبت من در مورد خود اجلاس و اهداف اون نیست، صحبت من در مورد حضور سران ارتش بعد چهل سال گذشته در اجلاسهای بیرون مرزی است، ارتشی که جمهوری اسلامی دوست نداشت تا بغیر از درون پادگانها و در سر مرزها با هیچ جنبنده ای ارتباط نزدیک داشته باشد. ارتشی که تا مدتها با ملت خودش غریب بود، ارتشی که حتی از نظر ملاها باید انقدر منزوی میشد که ان نیروی جنگجوی از رجال ان فاصله بگیرد. حالا چه شد که جمهوری اسلامی تصمیم گرفته که امیران ان در اجلاسهای بین المللی حضور داشته باشند و به عنوان نیروی نظامی ایران شروع به معرفی بگیرند. این نقشه شوم از زمانی در سر این شیاطین رخنه کرده که از نظر جامعه بین الملل هیچ ابروی برای سپاه تحت فرمان رهبر موقت نمانده و در این لحظه های حساس باید ارتش را فدای بی ابروی سپاه کنند. امیدوارم ارتشیان جان نثار که همیشه پاسداران واقعی این سرزمین بودنند فریب و طعمه شیاطین ملاها و سران سپاه نشوند و مانند گذشته پشتوانه ایران باشند. پاینده ایران

     
  43. با سلام خدمت آقای نوریزاد عزیز
    خواستم به اطلاع شما برسانم که ورود خانم ها به مسجد ممنوع شد .
    در شهر اصفهان محله پاچنار بک مسجد بزرگ است که برای مراسم هفته مراجعه کرده بودم ولی هیچ خانمی را به مسجد راه نمی دادند و می گفتند ممکن است بین آن خانم ها کسی عادت ماهیانه داشته باشد .
    اگر این گونه سخت گیری ها در اسلام باشد به نظر بنده هیچ مردی را هم نباید به مسجد راه دهند چون آن ها هم در بدنشان کیسه های منی خداوند قرار داده .
    همانگونه که عادت ماهیانه را خداوند در جسم خانم ها قرار داده .
    ممکن است این ها تصور می کنند که خداوند اشتباه کرده و با آن ها مشورت نکرده باشد .
    علاقمندم نظر شما را به عنوان آیت اله نوری زاد بشنوم
    سلامتی و موفقیت شما را آرزومندم

    ——————-

    درود نازنین

    همه ی این ها داستانی ست برای ابراز وجود فقها.
    به فتوای من – آیت الله محمد نوری زاد – خانمها در هر حالت به مسجد و حتی بداخل کعبه می توانند بروند!
    همین که زن و مرد پاکیزه و حمام رفته باشند بسیار بهتر است.

    با احترام

    .

     
    • خیالتون راحت باشه
      ما به کسی ظلم نمی کنیم
      دستگاه آب اسکن آقایون موجود است
      گوز سنج هم داریم روش کار می کنیم
      فقط علما گفتن فعلن دست نگه داریم چون میترسن مسجدا خالی بشه
      به زودی ورودی وی آی پی برا مسجد درست میکنیم واسه آخوندا و رفقاشون
      کنترل فقط مال مردم معمولی قراره باشه….

       
    • جناب نوریزاد، با سلام ، لطفا متّقی باشید و از شوخی و بازیگوشی در مورد احکام شریعت بپرهیزید،حال شما که آیت الله هستید و فتوا هم می دهید لطف کنید بفرمایید در مورد”جُنُب”به مسجد رفتن چه فتوائی دارید؟ جنب که عنوانی مشترک بین زن و مرد است و مع ذالک با جنابت بمسجد رفتن نیز حرام است هم بر مرد جنب و هم بر زن جنب،اینجا هم اکتفاء بطهارت ظاهری می کنید و صرف حمام رفتن و عطر و ادوکلن زدن را کافی می دانید؟!
      دوست عزیز بارها عرض شد که احکام شریعت و فتواهای فقهی،نه سلایق شخصی و میل و هوی و هوس،که بر اساس عقبه فقهی و یک سلسله مبانی و مبادی درون دینی است که باید آنها را ملاحظه کرد،زحمت کشید،شاگردی کرد و استاد دید و رنج مطالعه را بر خود هموار کرد،اینها بحث سیاسی یا هنری یا میل و سلیقه و دلبخواه نیست که همینطور جدّی یا با چاشنی طنز در مورد آن اظهار لحیه کرد یا به بزرگانی اتهام زد،با پوزش تصور بنده این است که اگر خاستگاهی برای “ابراز وجود” وجود داشته باشد این خاستگاه در شماست که مایلید با ورود جدی یا طنز گونه به مسائل تخصصی فقهی و مخلوط کردن مقولات سیاسی با این مسائل ابراز وجود کنید.
      با احترام

      ——————

      فتوای آیت الله محمد نوری زاد
      فتوا می دهم بشرطی مردم – چه زن و چه مرد – می توانند جنب به مسجد و حتی به خانه ی خدا بروند، که همان مردم جنب، با ادب باشند و از دیوار اعتماد و اموال مردم بالا نروند و دروغ نگویند و اهل خرد باشند و اهل فریب نباشند و اهل کار باشند و مفتخوار نباشند و شایستگان را بر سرِ کارها گمارند و از بیکاری و اعتیاد بپرهیزند و جانب درستی و راستی را بگیرند و در کارهایشان پارتی بازی و رانتخواری و فالیباف و مجتبی خامنه ای نباشد و ملایان پخمه ی حکومتی با پول بی زبان مردم قمار هسته ای نکنند و مردم عکس آخوندی را در ماه نبینند و دانشجویانشان از دیوار سفارتخانه ها بالا نروند و حزب اللهی هایشان سفارتخانه ای را آتش نزنند و دخترانشان بخاطر پولهای دزدیده شده توسط ملایان حکومتی بفحشا گرفتار نشده باشند و الخ…
      با احترام

      .

       
      • دوست گرامی لطفا مغالطه و بازیگوشی نکنید! اینهایی که ردیف می کنید همه در جای خود مقبول:اینکه همه از جمله شما لازم است با ادب باشیم و…وو همه اینها درست،اما دوست عزیز، احکام شریعت و نصوص قرآنی و روایی جای اینگونه بازیگوشی ها و تفنّن در تعبیر و ابراز وجودها از طریق مخلوط کردن مسائل نیست، با اینکه همان مساله ورود بانوان نیز منصوص است من مساله ورود جنب به مسجد را که نصّی قرانیست (يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‏ حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ وَ لا جُنُباً إِلاَّ عابِري سَبيلٍ حَتَّى‏ تَغْتَسِلُوا…النساء/43) عمدا مطرح کردم تا میزان اعتقاد و پایبندی شما به نصوص دینی آشکارتر شود،غرضم این است که فتوا در مسائل دینی بازی و بازیچه نیست که کسی در پیچ و خم های سیاسی آنها را به بازی گیرد و هرچه دل تنگش خواست بگوید یا بنویسد،در واقع روشن است که شما شناختی از بنیادهای فقهی ندارید،و اهلیت فتوا ندارید و مطالب شما رونقی ندارد مگر در پیشگاه افرادی دین ستیز یا مخالف دین و مذهب و این تعبیرات نزد اهل شریعت و اهل فتوا و آشنایان به بنیادهای فقهی و شرعی چیزی جز اسباب مضحکه و خنده و شوخی نیست.
        با احترام

        ——–

        دوست گرامی
        همه ی اعمال و عبادات دینی برای این است که یک نفر، انسان باشد و متصف به صفات انسانی باشد. اگر یک نفر، رسید به این صفات، آرزوی خود خدا و همه ی انبیاء را برآورده است. در اینجا، آداب به حاشیه می روند. تجسم کنید ایت الله هایی را که تا خرخره در مفسده فرو شده اند اما نماز شبشان ترک نمی شود. و تجسم کنید کافری را که همه ی خوبی های انسانی را دارد. شما بجای خدا، کدام یک را تأیید می فرمایید؟

        .

         
        • تصدیقتان می کنم ،اما مساله ممنوعیت ورود جنب و حائض به مسجد مساله منصوصی است که ربطی به اینها ندارد،اگر کسی سرشار از ادب باشد و ادب از همه جوانبش سرازیر باشد ولی جنب و حائض باشد ورود او به مسجد و مسجد الحرام در شریعت پیامبر اسلام ممنوع است،ادب شرعی اینجا اقتضا می کند که جنب و حائض با کسب طهارت به مسجد وارد شوند.

           
  44. این تعطیلات بی فایده

    مملکت هر سال از اواسط اسفند ماه تا اواسط فروردین تعطیل است.
    رسما کشور از ۲۸ اسفند تا ۱۴ فروردین به مرخصی می‌روند.
    سرخوشانه و سبکسرانه.

    تعارف که نداریم
    هرچه گرفتاری و کمبود و مشکل هست مثل آشغال زیر فرش رها می‌کنیم و دوهفته ول می‌چرخیم و بعد تعطیلات به درد نخور نوروزی باز روز از نو و مشکل از نو.

    کدام کینه را کنار گذاشته‌ایم. کدام اختلاف از اختلاف دو
    همسایه تا دو سیاستمدار تا دو مسوول کنار گذاشته شده.

    اصلا بعد از عیدمان با پیش از عیدمان چه تغییری، چه تحولی داشته؟
    باید بصراحت گفت هیچ.

    اصلا دوهفته ملک و مملکت تعطیل است و همه در تفرج باغ و بوستانند.
    اغنیا در ساحل مدیترانه و فقرا در خانه خب، نتیجه چیست؟
    دولت و ملت تعطیل، روزنامه و رسانه تعطیل، آب هم از آب تکان نمی‌خورد.
    گویا مملکت به هیچ چیز جز تعطیلات نیازمند نیست.
    این‌همه مشکل، تلاشی بی وقفه می‌طلبد، گویا همه‌ی مان به انبوه مشکلات خو گرفته‌ایم و فقط منتظر تعطیلاتیم تا دوهفته‌ای از آنها فرار کنیم.
    در دید و بازدید عید هم , ما آمدیم خانه شما , شما هم بیاییند خانه ما!!!!!

    این سنت هرساله‌ی ماست. از این تکرار هم خرسندیم….

     
    • ۴۰ سال است که مملکت تعطیل است،از همان روزی که عنتروار تقلید کردی و عقل را تعطیل. اگر تفکرتعطیل نبود که کشوربه این روز نمی افتاد. هر روز مردمرا تاسوعا وعاشورا کرده اید و جوانان را کشته و بیکار و کارخانجات را تعطیل و آخوندروضه خوان را دارای هفتاد منصب و کار کرده اید.حال چطور شد تعطیلات نوروزی برای شادمانی بد شد؟
      می دانید چرا؟
      شادمانی فکر را فعال می کند و پیوند انسانها را محکم، و ترس شما هم همین است.

       
  45. دوستان این سایت از جمله آقای سید مرتضی این مطلب را بخونن و التماس تفکر دارم ازتون

    به مناسبت سال‌گرد درگذشت آیت‌الله کاظم شریعت‌مداری

    محمدکاظم شریعت‌مداری، فقیه و مرجع تقلیدی بود که در ۱۴ فروردین‌ماه ۱۳۶۵ در تهران و در حصر خانگی درگذشت و او را شبانه و به شکلی پنهانی از تهران به قم انتقال دادند و در قبرستان ابوحسین قم به خاک سپردند.

    از ابتدای انقلاب اسلامی کاظم شریعت‌مداری با اختیارات ولی‌فقیه در اصل ۱۱۰ قانون اساسی مخالفت کرد و مخالف اختیارات نامحدود ولی‌فقیه بود و به این اصل قانون اساسی رای نداد.

    کاظم شریعتمداری در هشتم اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۶۱ به وسیله‌ی «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم» از مرجعیت عزل شد.
    آیت‌الله شریعت‌مداری پیش از انقلاب اسلامی «دارالتبلیغ اسلامی» با بنا نهاد که پس از انقلاب این سازمان به دستور روح‌الله خمینی به نفع دفتر تبلیغات اسلامی مصادره شد.
    آیت‌الله شریعت‌مداری در نامه‌ای به آیت‌الله خمینی وضعیت نامناسب خود را این‌گونه شرح می‌دهد:

    «حضرت مستطاب آيت‌الله العظمی آقای حاج آقا روح‌الله موسوی خمينی دامت برکاته. با ابلاغ سلام و تحیّات، جناب حجت‌الاسلام آقای صانعی را فرستاده بوديد و ضمناً برای حفظ امنیّت ما از طرف پاسداران اظهار اطمينان فرموده بوديد بی نهايت متشکر شدم. ضمناً مطالبی را به‌ وسيلۀ ايشان به‌حضور عالی معروض داشتيم که اميدوارم مورد لطف و عنايت مخصوص قرار بگيرد. برای توضيح و تأکيد بيش ‌تر، مجدداً مزاحم می‌شوم که وضع فعلی ما قابلِ بيان نيست و عبارتی حاضر ندارم که مقصود را روشن کند. همين‌قدر بگويم که کارد به استخوان رسيده است! زيرا از آقايان وعاظ و سخنران‌ها در نمازجمعه‌ها و غيره و در مجلس شورای اسلامی و در روزنامه‌ها، مطالبی گفته می‌شود که مردم را تحريک می‌کند و وضعی را ايجاد می‌کند که خطر قريب‌الوقوع است. همين امروز عصر، عدۀ زيادی با شعارهای مخصوص، قصد هجوم به خانۀ ما را داشتند که پاسدارها مانع شدند و تا نزديکی منزل آمده بودند خانواده و بچه‌ها و نوه‌ها نالان و گريان، در حال اضطراب و ناراحتی کامل به سرمی‌برند و خود حقير مبتلا به مرض مهمی هستم که معلوم نيست بالاخره نجات حاصل شود؛ اغلب خونريزی مفصلی دارد که خود آن ممکن است باعث خطراتی شود و دائماً با دکتر و دوا و پرستار مشغول بودم و اکنون با اين سخت‌گيری فوق‌العاده نسبت به رفت و آمد که حتی خويشان نزديک هم مجاز نيستند، ادامۀ معالجه ممکن نيست و معلوم نيست عاقبت چه خواهد شد.
    اکنون، شما را قَسَم می‌دهم به خدای لايزال و ارواح رسول اکرم و ائمۀ طاهرين و به روابط حسنۀ پنجاه‌ ساله و ارادت قبلی که ادامه دارد، توجه فوری به حال ما بفرماييد و زکات قدرت و مقام را در اين موقع، ادا فرماييد! بحمدالله شما رهبر هستيد و ولايت فقيه داريد و می‌توانيد امر صادر فرماييد که اين تحريکات را در مجلس و نمازجمعه‌ها و در روزنامه‌ها و در مجالس، به‌کلی موقوف کنند اگر مقصود بی‌آبرو کردن بوده، به‌کلی حاصل گرديد و اگر مقصود سلب مرجعیّت است، به مقصود رسيدند.»

     
  46. جناب نوری زاد
    این را بخون
    خیلی قلمش قشنگه

    بی‌دلیل | فهیم عطار]
    سال شصت و دو، صدام یک موشک دوازده متری پرت کرد وسط کوچه ده متری‌مان. تمام در و پنجره‌های خانه‌ از حالت مستطیل تبدیل شدند به ذوزنقه و لوزی. صدام هر وقت با نرگس و ساجده و سمیرا (آن‌وقت‌ها هنوز ندال نبود) دعوایش می‌شد، چند تا موشک پرت می‌کرد سمت دزفول. این آخری را که زد، پدرم همه‌مان را سوار رنو کرد و رفتیم مرغ‌داری دایی مادرم. ما و آن بخش از فامیل‌مان که هنوز زنده مانده بودند. دایی مادرم معتقد بود که مرغ‌داری‌اش قایم شده زیر پونز نقشه‌ای که صدام کوبیده به اتاق کارش. آن را نمی‌بیند. این یکی از جوک‌های رایج آن زمان بود. وقت‌هایی که برق می‌رفت و آژیر می‌کشیدند و ما بچه‌ها مثل ژله توی بغل مادرمان می‌لرزیدیم، این جوک را برای تلطیف فضا می‌گفتند. خب بالطبع هیچ کس هم نمی‌خندید. حتی عروس خاله‌ی مادرم که ساسات خنده‌اش به هیچ بند بود و تَرَک اریب دیوار هم او را می‌خنداند.
    این پاراگراف بالا مقدمه‌ی موعظه‌ی دیروز من بود که رفته بودیم سیزده‌بدر. لای دو میلیون نفری که آمده بودند پارک، با یک آقای هشتاد ساله که سبیل داشت و موهایش را رنگ می‌کرد تا چهل ساله به نظر بیاید، به اجبار دمخور شدم. خیلی سریع سلام کرد و عید را تبریک گفت و خودش را معرفی کرد و گفت که سی‌و‌نه سال است که ایران نبوده و بعد هم خیلی پارتیزانی و آریوبرزن‌طور بحث را کشاند به سیاست. حتی فرصت نداد که بهش بگویم من همان‌قدری از سیاست سر درمی‌آورم که پنگوئن از پرواز. بعد هر سرِ خرِ سیاست را کج کرد به سمت جنگ و نتیجه گرفت که آمریکا باید حمله کند به ایران. بعد هم گفت دلم تنگ شده برای دوراهی قلهک.
    من دیروز تازه فهمیدم که هنوز آدم‌هایی در این دنیا زندگی می‌کنند که سبیل می‌گذارند، موهای‌شان را رنگ می‌کنند و تنها راه رسیدن به دوراهی قلهک برایشان راه افتادن یک جنگ است. همین شد که پاراگراف اول را برایش گفتم. بعد هم دو پاراگراف دیگر. با طنز و لطیفه و طوری که مراعات سنش را کرده باشم، خواستم بهش بگویم که جنگ خیلی ماهیت کثیفی دارد. من هشت سال از زندگی و بچگی‌ام را دویست کیلومتری خط مقدم بودم. دقیقا همان سالی که آن آقا پرواز کرده بود آلمان، من به راحتی از روی صفیر موشک‌‎ها، مدلشان را حدس می‌زدم.
    ده دقیقه حرف زدیم. ذره‌ای از موضعش عقب‌نشینی نکرد. دو راه بیشتر نداشتم. یا با قابلمه‌ی آش بکوبم توی سرش و جهان را از شر یک جنگ‌طلب بی‌شعور خلاص کنم، یا باهاش خداحافظی کنم و بروم. خب، البته من چون خیلی آش دوست دارم، گزینه‌ی دو را انتخاب کردم. لعنت به هر آدمی که جنگ را تنها راه رسیدن به دوراهی قلهک می‌داند.
    @fahimattar

     
    • احسنت! زیبا بود.این حکایت خیلی از اپوزیسیون بی منطق فعلی ماست،نگاه کنید که در ماجرای سوریه همین دیروز رئیس جمهور رسمی یک کشور بزرگ با وقاحت تمام گفت اگر بنا باشد ما در سوریه ادامه حضور دهیم باید مخارج و هزینه حضور ما را گاو نه من شیر دهی بنام عربستان بپردازند! این ماهیت اینطور قدرت های بزرگ است که سالهاست مثل تابلو پیش روی ماست،بعد مدیر این سایت و من تبعه،بجای واقع بینی و محکوم کردن دخالت های فرامنطقه ای و جنگ طلبانه قدرت های بزرگ،با لفّاظی و عناوین و انگ هایی مثل شیعه گستری! و چیزهایی از این قبیل،سیاست های امنیتی منطقه ای حکومت متبوع کشور خودشان را محکوم می کنند و این رویکرد را خردمندی،انسانیت،آزادگی و خردورزی سیاسی می نامند! حیف که مثل نویسنده این متن قابلمه آشی دم دستم نیست یا اگر هم باشد دستم نمی رسد آنرا از راه دور بکار گیرم برای نوازش اینجور ملاج ها!

      ———–

      سید مرتضای گرامی
      این از زیرکی آمریکایی هاست که به عرب های سعودی می گویند: اگر می خواهید ما در سوریه بمانیم، خرج نظامیان ما را بدهید. درست در نقطه ی مقابل ابلهان ولایی که با آبروی ایرانیان و با تلف کردن جوانان مردم، میلیاردها دلار از پول مردم را بی اجازه ی مردم بر سر بشار اسد باریدند و سر آخر نیز – با اطمینان می گویم – دست از پا درازتر پای به ریلی دیگر می گذارند که آمریکا و اسراییل پیش پایشان تعبیه کرده اند برای غارت میلیاردها پول دیگر این مردم. این رشته ی پخمگیِ ولایی سر دراز دارد. تا آخرین ریال دارایی مردم!
      با احترام

      .

       
      • و چرایی حضور این قدرت ها و اهداف امنیتی کوتاه و بلند مدت آنها که ارتباط مستقیم با حال و آینده این سرزمین دارد اصلا برای شما مهم نیست! فقط زرنگی آمریکائی ها برای شما مهم است! این آیا ضرب المثل مو و پیچش مو نیست؟!
        با احترام

         
  47. هاشمی رفسنجانی را استخر نشان کردند.
    بلایی بر سر حسن خمینی آوردند که به مقبره داری رضایت داده است.
    ابراهیم رییسی را در یک انتخابات کنترل شده سوزاندند او نیز انتخابات نشان شد.
    سپس او را تحریک کردند تا به خد مت روحانی برسد که نشد اما روحانی به خونریزی شدید سیاسی دچار شد که نه آبرویی در مردم دارد ونه در حاکمیت البته فعلا
    او نیز اعتراض نشان شد
    ها شمی شاهرودی را به خارج فرستادند تا یک آبرو ریزی جدی اتفاق بیافتد. نشان فرار از بیمارستان نیز به او تعلق گرفت
    فیلم 16 دقیقه ای انتخاب خامنه ای را منتشر کردند تا بگوییند هر کسی با هر ایرادی توانایی رهبر شدن دارد.
    آنچنان آبرو ریزی از صادق لاریجانی کردند تا او هم بسوزد او مفتخر به نشان جاسوسی است.
    اینها همه مقدمات جانشینی رهبر آینده است.
    درک این موضوع خیلی سخت نیست الیته اگر نکته خوان باشید.
    همه این کارا برای اینه پسر آقا بشه رهبر
    حالا میبینید

     
  48. محمد نوری زاد

    داریوش:

    جناب آقای نوری زاد درود. من سومین باره که فایل صوتی شنود از زنبارگی هفت تا از سردارهای سپاه و سه تا از مراجع و آخوندها را برات میفرستم نمیدونم چرا تو کانالت نمیذاری؟؟!!!

    ——————————

    محمد نوری زاد:

    داریوش گرامی،
    من بارها گفته و نوشته ام که هرگز وارد حوزه ی خصوصی افراد – هر که هستند – نمی شوم.

    ———-

    سیاوش:

    بادرود فراوان‌جناب نوریزاد گرامی ؛

    همانگونه که مراجع تقلید نظر خود را در همه شئون زندگی مردم نافذ میدانند و بخود اجازه میدهند درباره کوچکترین ابعاد زندگی مردم از بدو تولد گرفته تا هنگام در لحد نهادن فتوا بدهند و نیز آخوندها و سردارانی که درمورد تنگترین زوایای زندگی مردم سرک میکشند و مجازات تعیین میکنند. مثل کشف نامه منتشر نشده از یک بانوی بیگناه مانند گلرخ ایرانی، زندگی خصوصی معنا ندارد.
    مردم هم حق دارند که از این دوگانگی رفتار و بی پرده بگویم ؛ دوزیست بودن حضرات مطلع شوند و بدانند که :
    چون بخلوت میروند آن کار دیگر میکنند.
    و بقول معروف : تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد.

    البته عدم دخالت شما در امور زندگی این دوزیستان را ما بحساب نجابت ، شرافت و بزرگواری شما میگزاریم ، اما آگاهی بخشی و مسئولیت اجتماعی افرادی نظیر شما وراء این حسابهاست

    ————————————-

    محمد نوری زاد:

    سیاوش گرامی:
    حریم خصوصی افراد، حتی حریم خصوصی جلادان و سرداران و آیت الله ها، هرگز نباید دستخوش عصبیت ها و نفرت ها و کینه های ما شود. اگر سرداران و مآموران اطلاعات و سپاه سر به زوایای خصوصی مردم می برند و خصوصی ترین مراتب شخصی مردم را رصد می کنند، دقیقآ بخاطر این است که ریسمان شعوری و معرفتی اینان به زشتگاهی بند است که در آنجا نه شرف معنا دارد نه ادب نه انسانیت نه شرم نه حیا نه قانون. این جماعت از همین بی شرافتی ها و بی ادبی ها و بی حیایی ها ارتزاق می کنند.

    اطمینان دارم شما نمی خواهید من مثل اینان بی شرف و بی ادب و بی حیا باشم!؟
    با احترام

    @nooriZADmohammad1331

     
  49. سلام جناب نوری زاد

    یکنفر نیست به این آقای تاج زاده بگوید اصلاحات ماشین صورتش در سرکوب دانشجویان در ۷۶ به سرقت رفت
    همین مدت که زمان به اسم امید وتدبیر خریدید کافی است
    برادرم
    اصلاح چی
    کی
    کجا
    این خونه توی هواست هم وطنم
    توی هوا

    احمد

     
  50. اخبار: کنگره تشکیل “حزب چپ ایران (فدائیان خلق)
    مش قاسم: تصویری هم ازشون پخش شد حدود ۲۰-۳۰ نفر، عکسی از پشت سر که صورت هیچکدام مشخص نباشه در یه سالن کوچک محقر. در تصویری از پشت اینایی که اونجا رفتن نشون میده همهشون یا طاس هستند،یا موهای خاکستری و سفید. آخر و عاقبت میهن فروشی همینه.

     
  51. این که عقل و درک و فهم و شعور مرجعشون هست، درک و فهم و شعور مقلدان امثال این فندق مغز اطراق کرده در عهد دقیانوس چقدر است؟

    آیت‌الله عبدالله جوادی آملی دلیل فلج و ناکارآمد بودن اقتصاد ایران را کشف کرد!
    ” دلیل فلج و ناکارآمد بودن اقتصاد کشور وجود بانک‌های ربوی است، این بانک‌ها در حکم محاربه با خدا هستند چراکه تولید کالا با سرمایه‌ای انجام می‌ شود که ربوی است و ….
    بانک های همه کشورهای توسعه یافته، ربوی هستند. پس چرا آن ها فاقد بحران های اقتصادی ایران نیستند؟ . ایشان به اصطلاح “مرجع تقلید” اند.”و چه تعصبی سید مرتضی رو این نفر داره،

     
  52. فرماندۀ/* سپاه پاسداران : سال ٩۶ سال پیروزی و تثبیت نظام جمهوری اسلامی ایران بود.
    فرماندۀ/* سپاه پاسداران : سال ۹۵سال پیروزی و تثبیت نظام جمهوری اسلامی ایران بود.
    فرماندۀ/* سپاه پاسداران : سال ۹۴سال پیروزی و تثبیت نظام جمهوری اسلامی ایران بود.
    فرماندۀ/* سپاه پاسداران : سال ۹۳سال پیروزی و تثبیت نظام جمهوری اسلامی ایران بود.
    فرماندۀ/* سپاه پاسداران : سال ۹۲سال پیروزی و تثبیت نظام جمهوری اسلامی ایران بود.
    فرماندۀ/* سپاه پاسداران : سال ۹۱سال پیروزی و تثبیت نظام جمهوری اسلامی ایران بود.
    فرماندۀ/* سپاه پاسداران : سال ۹۰سال پیروزی و تثبیت نظام جمهوری اسلامی ایران بود.
    فرماندۀ/* سپاه پاسداران : سال ۸۹سال پیروزی و تثبیت نظام جمهوری اسلامی ایران بود.
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .

     
  53. بیانیه پایانی نشست آنکارا: مناقشه سوریه راه حل نظامی ندارد.
    مش قاسم: چی شد؟ مدافعان حرم مدافعاتشون کشک بود؟ کی کجا توی باتلاق افتاده؟ جنگ جنگ تا رفع فتنه از جهان اینجا هم مالید؟

     
  54. براندازیِ جمهوری اسلامی، رو به میهن پشت به دشمن

    parham_040318.jpgرامین پرهام – تقاطع

    ائتلافِ 57، ائتلافِ همه‌یِ ابتذال‌ها بود. ائتلافِ پریشان‌گویانِ مِسکین. ائتلافِ مارکس‌زده و متشرّع با مُنَوّرِ پوشالی. ائتلافِ کم‌سواد آزرده با بی‌سوادِ هرزه. ائتلافِ عُقده‌ای‌ها با اُمّل‌ها. ائتلافِ کیانوری با خمینی. ائتلافِ سترون با عقیم. ائتلافِ عرفات با رجوی، فدایی با “یا مرگ یا مصدق”ی، بلشویک با مذهبی، مائوئیست با اثنی عشری، قَجَری با صفوی… ائتلافِ چرکین‌تار و چرکین‌پود با چرکین‌فکر. تداومِ ائتلافِ لیاخوف‌ها و شاپشال‌ها با مرتجعین و با متشرّعین و با دزدها و با متزوّرین. ائتلافِ آنهایی که ملی را به توپ بستند…

    ای درختانِ عقیمِ ریشه‌تان در خاک‌هایِ هرزگی مستور

    یک جوانه‌یِ ارجمند از هیچ جاتان رشد نتواند

    ای گروهی برگ چرکین تار چرکین پود

    یادگارِ خشکسالی‌هایِ گردآلود

    هیچ بارانی شما را شست نتواند…

    ائتلافِ 57، ائتلافِ همه‌یِ فاضلاب‌ها بود. چراکه هر فرهنگی ضایعاتی دارد. ضایعاتی که اگر راهیِ فاضلاب نشود همه چیز را به گند می‌کشد. فرهنگِ ژِرمَنیک تنها باخ و وُلفگانگ آمادئوس و گوته و نیتچه و ریلکه… نداشت. فرهنگِ ژِرمَنیک هم ضایعاتی داشت، گوبلز و هیتلر و آیشمن و امثالِهم. ضایعاتی که بجایِ فاضلاب از قدرت سردرآوردند و شد آنچه شد. ائتلافِ 57، ائتلافِ همه‌یِ فاضلاب‌ها در فرهنگِ ایران و تجمیع تمام ضایعات در تاریخ معاصر ایران بود… و شد آنچه شد…

    این ائتلاف برای به قدرت رسیدن و در قدرت ماندن به هر کاری دست زد. دروغ گفت، ریا کرد، خدعه کرد، دسته‌دسته روی بامِ مدرسه اعدام کرد، دروغ نوشت و پنهان کرد، سینما آتش زد، آدم‌سوزان بپا کرد، کتاب‌سوزان کرد، در دامونِ سیاهکل کربلا کرد و در دانشگاه “کربُبلا” برپا کرد، کتابخانه آتش زد، بانک غارت کرد، نوجوان را هزارهزار راهیِ میدانِ مین و خاکریز دشمن کرد، دیپلمات را گروگان گرفت و مخالف را ترور کرد، به زن و مرد و دختر در زندان تجاوز کرد، خنده را ویران کرد، غم را قانون کرد، موسیقی را ممنوع کرد، جرثقیل را برای دار زدن راهیِ میدان کرد، شیر و موز رایگان را بُرد و با هروئین و با شیشه نسل‌سوزان بپا کرد، مهرگان را کشت و خورشیدی را هِجریِ عنکبوتی کرد، ایرانیت را تیرِ خلاص زد و ایران را عمامه‌ای کرد…

    برای قدرت و برای حفظ قدرت، ائتلافِ 57 چه‌ها که نکرد؟

    منظور از براندازیِ مدنی در همین است: ما برانداز به هر ساز نیستیم. ما وحشی نیستیم. ما از پنجاه‌وهفتی‌ها نیستیم. ما آنتی‌تِزِ آنها هستیم.

    ما برای رسیدن به اهدافمان سینما رِکس آبادان را آتش نمی‌زنیم (رِکس در لاتین یعنی شاه!)

    ما برای قدرت چهارصد نفر را زنده‌زنده نمی‌سوزانیم.

    ما آنها نیستیم!

    آنها اهل توحّش اند، ما اهل تمدّن‌.

    آنها پاسدار بیت و مدافع حرم اند، ما سرباز ایران.

    آنها پشت به مردم، رو به شامات اند؛ ما رو به میهن، دل به دهقان، چشم به ارتش، پشت به دشمن.

    ما آنها نیستیم. ما ایران ایم!

     
  55. به نظر می‌رسد اگر ادیان نیامده بودند این‌‌همه اختلاف به وجود نیامده بود و حقیقت نزد هیچ‌کس از چنان مطلقیتی برخوردار نبود که با خاطری آسوده بتوان خون کسی را بر زمین ریخت، آن هم فقط به جرم دیگرگونه اندیشیدن. اگر ادیان نیامده بودند، بشر ناچار بود برای یافتن معنای زندگی و پاسخ پرسش‌هایش خود به پا خیزد و با روشی منطقی و بدون هیچ پیش‌داوری و تعصبی، قدم به میدان شناخت خویش و جهان پیرامونش بگذارد. اگر ادیان نیامده بودند، خدا به انحصار هیچ نهاد دینی و مذهبی در نمی‌آمد و می‌شد او را خارج از چارچوب‌های خشک و تنگ ادیان و مذاهب جستجو کرد و چه بسا به چهره‌ای بسیار زیباتر و اصیل‌تر از چهره‌ای که ادیان ترسیم کرده‌اند رسید. اگر ادیان نیامده بودند، هیچ‌کس جرآت نمی‌کرد به نام خدا دم و دستگاهی راه بیندازد و خون موجودات بی‌گناه را، آن هم به نام او اینچنین بی‌رحمانه بر زمین بریزد. اگر ادیان نیامده بودند، آدمیان شادتر بودند و این همه از ترس دستگاه‌های عظیم شکنجه‌ای که برای بعد از مرگ آنها تدارک دیده شده بر خود نمی‌لرزیدند. اگر ادیان نیامده بودند، بشر با همنوع خود بیشتر مهربان بود و به خاطر تفاوت در نوع باورها و عقاید، او را دشمن خونی خویش نمی‌پنداشت. اگر ادیان نیامده بودند، این همه هزینه‌های هنگفت برای به تصویر کشیدن حقانیت دین خود و ارجحیت آن بر دیگر ادیان نمی‌شد و تمام این سرمایه‌ها در جایی به کار می‌رفت که زخمی را دوا کند و دلی را آرام. اگر ادیان نیامده بودند، بشر خود را موجود برتر این سیاره نمی‌پنداشت و با این تصور، موجودات دیگر را به پای نذر و نیازهای کاذب خویش قربانی نمی‌کرد. اگر ادیان نیامده بودند، بشر همه‌ی تلاشش را می‌کرد تا به حقیقت وجود، نزدیک‌تر شود و در این راه فقط از مسیر واقعیت بگذرد و اگر هم به زیبایی و حقیقتی فراسوی زمان و مکان پی برد و از فرط حیرت پیشانی عجز بر زمین نهاد، دیگر آن پرستش از ترس دوزخ و طمع بهشت نخواهد نبود. اگر ادیان نیامده بودند، این خرد و عقل بود که قدر می‌دید و بر صدر می‌نشست و نه میزان پایبندی به یک دین و مذهب خاص. اگر ادیان نیامده بودند، خدا اینچنین به حاشیه نمی‌رفت و در این همه آداب و رسوم متنوع و پیچیده گم نمی‌شد. اگر ادیان نیامده بودند، خدا را درجای جای طبیعت می‌شد دید و با او سخن گفت و منتظر لحظه‌ای خاص نبود. اگر ادیان نیامده بودند، حتی اگر بشر به خدا هم نمی‌رسید می‌توانست به زندگی‌اش با خلاقیت‌ها و ذهن سازنده‌اش معنا بدهد و خودش خالقی بشود در خلق زیبایی‌هایی که تنها و تنها از موجودی همچون خودش بر‌می‌آید. اگر…

    این‌ها که نوشتم مدت‌هاست که دغدغه‌‌ی ذهنم شده است و نیت‌ام از عنوان کردنشان تنها به معرض نقد سپردنشان است.

     
    • نتیجه! تکامل یا برانش انسانها کنار زدن دین و خرافات دینی و رهایی خود از بنده و برده دین و اخوند و کشیش …بودنست.

       
    • این نوعی مرض افراط در دین ستیزی و ماتریالیسم اخلاقی و دنیا طلبی است چون لزوما همه این لوازم و تبعات،لازمه لاینفک دین نیستند،بنظر من می توان در همه این جملات شرطی بجای جمله شرطی “اگر ادیان نیامده بودند” و نسبت دادن اینهمه جملات و مضامین در جزاء به آمدن دین،اینطور تعبیر کرد که :”اگر مادیت،خودخواهی،نفع طلبی و فراموشی آخرت در بشر نبود” اینهمه فجائع و ظلم ها و جنگ و جنایات نبود،فی المثل آیا ساختن و کاربرد بمب اتم در ناکازاکی و هیروشیما نیز نتیجه آمدن ادیان بود؟! آیا وقوع جنگ های جهانی اول و دوم و کشته شدن میلیونها انسان در سرتاسر جهان و ویرانی های دنبال آن نتیجه آمدن ادیان بود؟! آیا نژاد پرستی و پایمال کردن رنگین پوستان در افریقا و امریکا نتیجه آمدن دین بود؟! آیا هولوکاست هیتلر در قتل عام یهودیان در اروپا نتیجه آمدن دین بود؟! و قس علیهذا

       
  56. درود
    برای برکناری خاندان پهلوی دستان قدرتهای استعماری و عوامل خودفروخته داخلی و مردم جاهل در کار بودند. بدبختی آنجاست که بیگانگان بهتر از ما ، ما را شناخته و بدین سان بر ما اقتدار دارند. ملت باید بیدار شود و خود را بشناسد و تصویر کریه و مفلوج خود را ببیند و سعی در ترمیم و سلامتی خود داشته باشد. انسان امروزی اروپایی باانسان اکنون ایرانی با همه تشاهباتش فرق اساسی دارد.
    این انسان در آزادی و امنیت بسر می برد راه خود را انتخاب کرده و پیش می برد، امنیت جانی و مالی دارد، آینده او تامین است بنابرین فاقد ترس است. همه این امنیت را قرنها مبارزه متفکران و مصلحان اجتماعی ایجاد کرده اندو یکدفع بوجود نیامده است.شکل هر جامعه بافته سلولی از تک تک مستقل افراد است. این افراد و توده ها زمانی که هنوز چشم به رهبری دوخته و به نقل قولهای بی مبنا و اساس و غیر قابل اثبات دلبسته اند، خود ضد خود و جمع رفتار می کنند و همان سلول سرطانی می شوند.
    ملت اکنون بر اثر فقر اقتصادی بخود آمده و طالب حقوق زیستن خودند. اما، این حقوق را بدون درگیری و مبارزه با جهل و خرافات عمیق خود بدست نخواهند یافت.

    ما کدام سازمان و اپوزیسیونی دیده ایم که با گذشته و کردار خود برخوردکرده و غلط کردم بگوید، چه برسد به پوزش خواهی؟
    هر چند این گروهها در توده ها وسعت چندانی ندارند، و قشری از متفکران را در بر می گیرند.مردم ایران ثابت کرده اند زمانی که از مرجع اسلامی دست می شویند، خود را به معنای واقعی آزاد حس کرده و فردی عمل می کنند ، یعنی تابع حتی اصول اجتماعی نیز نیستند،آنها آنچه برای خودمفید می دانند برگزیده و انتخاب می کنند. نمونه بارز را در ایرانیان مهاجر می توان یافت.

    در اصل و عمل اپوزیسیونی نبوده و نیست، اوپوزیسون زمانی می تواند عمل کند که از لحاظ کمی و کیفی توده های مختلف جامعه و افراد مختلف را در بر گیرد. اوپوزیسیون بدون جمع دگرگونه ها که در یک هدف مشخص گام بر می دارند مجبور به شکست است، اوپوزیسیون مرجع نیست بلکه فقط هدفمند است ، این هدفمندی مجموعه افکاری برای ایجاد راه و رسیدن به مقصدی است ، چون ساختن راهی باتونلها و پل ها و وسایل مختلف.
    اصل در همین جمع شدن توده های مختلف مردم با شناختن حق دگر اندیشی در زیر یک پرچم است.
    متاسفانه همه گروهها چون ملا و آخوند مرجع روضه خوان عمل کرده اند (نمونه اش مصلح سایت!) یعنی اگر چون من فکر می کنی با منی درغیر این صورت کافر و مرتد و ملحدی.
    ملت ایران باید بداند، تا زمانی که جدایی دین از قانون و حکومت صورت نگرفته، و این ولایت فقیه و مرجع و فتوا است آزاد و قوی و سالم و ثروتمند و ایمن وسربلند نخواهد شد.

     
    • برکناری رژیم سلطنتی شاه خائن و منفعل در برابر غرب با قیام و خواست اراده سیاسی عموم مردم ایران صورت گرفت،و قدرت های استعماری و غربی (بلکه روسیه یا همان شوروی سابق) تا آخرین لحظات خروج شاه از ایران و پیروزی انقلاب در 22 بهمن از شاه دفاع کردند و به او پناه دادند،پس این قدرت های استعماری دخالتی در اردنگی و اخراج شاه از ایران نداشتند،بنابر این اگر کسی باقتضای سن و سال انقلاب اسلامی ایران را درک و مشاهده حسی نکرده است باید بجای رویکردهای شعارگونه ناشی از مخالفت ها و غرض ورزی ها در مخالفت با انقلاب ایران،تاریخ وقوع انقلاب با شکوه مردم ایران را بازخوانی کند.

       
      • تاریخ فراموش نشده

        سید گرامی با درود ، ترا به جددت قسم میدم که بجای قصه پردازی و … برو و روزنامه کیهان و اطلاعات و … ان زمان را بخوان . اگر نمیدانی بدان که حتی شاه توسط پزشک امریکایی بی سر و صدا کشته شد که از زبان شهبانو در فیلمی به صورت ساده گفته شده …
        خواهش میکنم چند خیانت شاه را برای ما هم بگو تا بدانیم که البته بزرگنرین خیانتش دلار 70 ریال و گذرنامه ای که اکثر کشورها ان را قبول داشتند و پولی که در همه کشورها حتی انگلیس و امریکا و …. میتوانستی خرج کنی و فراوانی و ارزانی برای ایرانیان وووو می باشد که البته اخوند و طلبه برای کفن و دفن و روضه خوانی استفاده میشد نه حکمرانی و…

         
        • تاریخ جان سلام،بنظرم نام مناسب تر برای شما “تاریخ فراموش شده” است نه تاریخ فراموش نشده!
          من همیشه اخبار رسانه ها و روزنامه ها چه در گذشته و چه حال را مرور و مطالعه می کنم،کلی گوئی نکنید اگر مطلبی در کیهان یا اطلاعات مورد استناد است آنرا طرح کنید،شما گفتید من بدانم که شاه توسط پزشک امریکائی کشته شد.من اینرا نمیدانم و چنین چیزی هم بطور مستند مورد ادعای کسی نبوده ،شما اگر میدانی مشخصا بگو سند این ادعا چیست؟ گذشته از اینکه اصلا فرض می کنیم شاه را امریکائی ها کشتند،اینکه او را امریکائی ها کشتند می شود سند برای حدوث و پیدایش انقلاب عظیم سال 57؟! اگر انقلاب اسلامی وقوع نمی یافت اصلا شاه بتوصیه متحدانش از کشور فرار می کرد؟! شاه فرار کرد چون خیزش انقلابی مردم ایران او و اطرافیانش را وادار بفرار کرد.
          غیر از استبداد و اختناق سیاسی و سرکوب مخالفان که ویژگی اصلی حکومت شاه بود،اینکه شاه با وادادگی در برابر امریکا و فروش نفت،ایران را در همسایگی شوروی به ژاندارم اختصاصی امریکا و پایگاه او و مستشاران او قرار داده بود یکی از خیانت های بزرگ شاه بود،یعنی عدم استقلال سیاسی و نوکری امریکا .مقایسه تاریخی دلار آن زمان با دلار سی چهل سال بعد با اینهمه نوسانات و فعل و انفعالات سیاسی هم از اون مقایسه ها بود! الان کدام کشورها گذرنامه ایران را قبول ندارند؟!

           
      • این شد منطق واستدلال”اگر کسی باقتضای سن و سال انقلاب اسلامی ایران را درک و مشاهده حسی نکرده است ” ؟
        اگر شاه می خواست، آیا نمی توانست چون نظام داعشی آخوندان ،فرمان کشتار آخوندان را بدهد؟ او هم قدرت و هم افزارش را داشت؟
        اشتباه بزرگ این بود که شاه فکر می کرد چون ۲۸ مرداد است و اگر از ایران خارج شود بر خواهد گشت و البته ابر قدرتها در این دست داشتند، و تصمیم کارتر درکنفرانس گوادلوپ عملی می شود، آنها درتصمیم کلیدی، و مقابلت با نفوذ شوروی آخوند خمینی را برشاه ترجیح میدهند.کارتر تصمیم خود را با کمک ویلیام سالیوان، سفیر آمریکا در تهران عملی کرده و به شاه پیغام داده می شود که باید برود.
        دلیلش نیزبخاطر نفت و ضعیف کردن ایران بود، ایران باقدرت شده بود و در منطقه نفوذ اساسی داشت و نمونه ای برای کشورهاای همسایه بود کشورهایی که نیمی بیش از ذخایر گاز و نفت را در اختیار دارند.قدرت گیری این منطقه ، در آن زمان خطری بر ضد منافغ ابرقدرتها بود.

        خمینی برای نوکری ابرقدرتها بهترین کارگزارو مورد حمایت کارتربود . چرا که این منطقه باید برای همیشه برای غارت دست نشانده می ماندند.و همینطور هم شد. محمد رضا شاه بزرگترین اشتباهش رفتن از ایران بفرمان /تشخیص / مستشاران آمریکایی بود. حاکمان ما در تاریخ معاصر بازیچه قدرتها بوده و هستند، روزی آمریکا، اکنون نوکر روسیه و در پس همه انگلیس !
        ارجاع به(آمریکا چطور از شاه قطع امید کرد نوشته کامبیز فتاحی)

         
        • بله مشاهده حسی وقایع (اگر اقتضای سنّ کسی باشد) اهمیت زیادی در تحلیل درست وقایع دارد،تا اینکه تحلیل ها و بافته های افراد ضد انقلاب را مطالعه کند.
          “اگر شاه می خواست، آیا نمی توانست چون نظام داعشی آخوندان ،فرمان کشتار آخوندان را بدهد؟ او هم قدرت و هم افزارش را داشت؟”
          شاه می خواست و هرچه هم توانست انجام داد در حبس و کشتار پیش از انقلاب و مقارن انقلاب،منتها حکومت او از درون پوسید و متلاشی شد چون قیام مردم ایران قیامی عام و سیلی خروشان بود.( چند بار عرض شد کلمه آخوندان غلط است،کسی که از تصحیح یک لغت در ذهن خود عاجز است چگونه می تواند تحلیل درستی بر انقلاب ایران و وقایع 40 سال قبل یعنی زمانی که هنوز متولد نشده بود داشته باشد!)
          نمی شود گفت شاه در مورد خروج از ایران اشتباه کرد! چون او بتوصیه اربابانش جانش را برداشت و رفت! اگر شاه در ایران مانده بود که بسرنوشت هویدا دچار می شد نمی شد؟! پس شاه مجبور به فرار از ایران شد،البته درست است او و اربابان امریکائی اش روی سابقه تاریخی گمان می کردند این تو بمیری نیز از همان نوع تو بمیری کودتای 28 مرداد است،مدتی بیرون می رود و بعد باز می گردانندش! نقش لانه جاسوسی نیز همین جا روشن می شود.اما بهرحال شاه رفت بیرون،اما اینکه شاه بتوصیه و امید ببازگشت رفت بیرون هیچ دلالتی ندارد بر اینکه انقلاب شکوهمند اسلامی ایران ساخته دست ابر قدرت ها بود! ظاهرا بحث و ادعا این بود نه؟! کارتر چه کاره بود در مورد انقلاب ایران؟! کارتر همان نبود که در مواجهه با امر گروگان گیری عاجز شد و فرستادگانش در طبس دود شدند؟!

          ” آنها درتصمیم کلیدی، و مقابلت با نفوذ شوروی آخوند خمینی را برشاه ترجیح میدهند”
          سند این ادعا چیست؟
          —-
          “دلیلش نیزبخاطر نفت و ضعیف کردن ایران بود، ایران باقدرت شده بود ….!
          عجب حرفهای عجیب و غریبی! اینکه گفتم یا باید متولد پیش از انقلاب بود تا وقایع را حسّا و حضورا دریافت یا باید تاریخ تحلیلی انقلاب را از منابع درست دریافت همین است،اینکه ایران با قدرت شده بود دلیل برکناری شاه بود؟! شاه و رژِم شاه که ژاندارم منطقه و پایگاه اختصاصی امریکا برای کنترل و مهار شوروی بود،پس قدرتمند شدن ایران که ضرری متوجه امریکا نمی کرد! علاوه بر این،مگر امریکا و قدرت های دیگر مغز خر خورده بودند که یک نوکر بالفعل را که در جهت منافع آنان بود کنار بزنند و اجازه روی کار آمدن حکومتی دهند که شعارهای استقلال خواهی از قدرتهای بزرگ و نفی امریکا و شوروی و انگلیس شعار 20 ساله رهبر آن انقلاب بود؟!
          بنابر این باید در گزاره “خمینی برای نوکری ابرقدرتها بهترین کارگزارو مورد حمایت کارتربود”.
          بجای کلمه خمینی واژه شاه را گذاشته می شد.چون انقلاب ایران و رهبر آن از ابتدا مستقل از اراده قدرت های بزرگ و اشخاصی مثل کارتر عمل می کرد و تصمیم می گرفت.
          در یک کلمه ،آمریکا از شاه قطع امید کرد چون انقلاب ایران برگشت ناپذیر و غیر قابل کنترل بود،البته طبیعی است که بعد از یک انقلاب و تغییر معادلات ،نفع طلبان بین المللی بدنبال تعریف منافع خود در شرائط جدید باشند و با دیگران تماس بگیرند اما این رویکرد آنان هیچ دلالتی بر این ندارد که استارت و تداوم انقلاب پرشکوه مردم ایران بدست قدرت های بزرگ بوده است.
          باید دامنه مطالعات و منابع را توسعه داد و اکتفاء به کتاب کامبیز نکرد.

           
  57. محمد نوری زاد:

    بوسه بر پای پسرک چهار ساله ای که پدر و مادر بهایی اش، همزمان در زندان اند، کشیدنِ خط بطلان بر همه تعصب ها و بی خردی هایی ست که ملایان، یکصد و پنجاه سال برای ترویجش حنجره ها دریده اند!
    ————–
    آذر:

    مبارک باد این بوسه.
    شما مفتخر به این بوسه زدن خلوصانه شدید که شاید رگه هایی از احساس شرم و گناه عوض آنهایی که پنج سال همزمان والدین این کودک معصوم را محبوس کردند احساس شود که شما به تنهایی جای همه ی شان احساس شرمندگی و گناه میکنید که در این احساس نیم نگاهی هم به گذشته ی خود میکنید که چطور در فربه شدن این ظالم تلاشها کرده اید ولی خیلی ها هنوز هم از قله های تملقی و پاچه خواری و خایه مالی حاضر نیستند لحظه ایی پائین بیایند و درنگی کنند تا مبادا از زندگی بسیار،بسیار و بسیار مرفهی بهرمند نباشند در حالی که زندگی مرفهی دارند.
    آیا داشتن دین و مذهب دست خود آدم است؟مثلا منی که الان شیعه ی 12امامی هستم خودم انتخاب کرده ام و یا از پدرم به من ارث رسیده است؟
    اصلا چه نیازی به اینکار است که دین فلانی چیست؟
    در همه ی جا حتی وقتی میخای حساب بانکی باز کنی و یا اینکه کارت بانکی ات را گم کرده ایی یا خراب شده میخای یکی دیگه بگیری و یا اصلا میخای ماشین نو از نمایندگی بگیری ، یا بچه ات را در مدرسه ایی ثبت نام بکنی ، یا تصدیق رانندگی میخای بگیری یا عوض کنی و فرمی میخای پرکنی چه نیازی است که مینویسند : دین ……. ، مذهب ……. ؟
    اصلا میشه سوال کرد چرا و به چه دلیل به کسی مربوط میشودکه دین و مذهب من ( کنایه از کل افراد جامعه ) چیه؟ آیا پرسیدن این سوال جرم محسوب میشود؟ّ
    چه لزومی دارد مثلا برای انجام کارهای بانکی ، بانک مربوطه بدوند که دین مشتری اش چیه؟ و حتی چه مذهبی داره؟
    برای من یه سوالی به این ذهن دیوانه ام که اتفاقا دشمن خونی من هم میباشد میاومد که :
    اصلا اگر کسی در برگه ی مربوطه ، مقابل کلمه دین ….. بنویسد : بی دین ، چه اتفاقی براش میافتد؟ و یا بنویسد : مگه فضولید یا فضولیش به شما نیومده ، چه بلایی سرش میاد؟آیا براش مشکلی پیش میاد فرقی نمیکند همان لحظه یا بعدا؟؟؟!!!

    راستشو بخواهید چندین بار خواسته ام اینکار رو بکنم ولی عقلم فورا به کمکم اومده و بهم گفته : بابا چندبار بهت بگم به حرف و خواسته ذهن ات اصلا نه توجه کن و نه عمل ، چون او باهات دشمنه آنهم دشمن خونی ، و بعد اضافه کرده که سرم را به باد خواهد داد و از زندگی ساقط ، و اگر هم تا الان اتفاقی برات نیافته به این دلیل بوده که سربازان گمنام دلشون به حال زارت سوخته و به هم و در تنهایی به خود گفته اند که غلط کرده و نیز گفته اند بیچاره نمیفهمه ولش کنید برود عوضش بی آزاره.

    خودم هم میدونم که این ذهن من چقدر بد ذاته با من ، ولی هر چه تلاش میکنم که از دستش و از شرّش خلاص بشم نمیتونم،بخدا ول کنم نیست،چندین بار شانس آورده ام. بهرحال خدا بهم رحم کند و از شرّش به خدا پناه میبرم.
    در خدمت سربازی در حدود بیست و خرده ایی سال پیش با اینکه میتونستم خدمت راحتی داشته باشم ولی چندین بار منو به دادگاه نظامی فرستاد و حتی باعث زندانی شدنم در بند نظامی شد.
    این ذهن خودم را به دوری و دیری نفرین ابدی میکنم چون نمیگذارد یک زندگی آرامی داشته باشم و حتی از زمان نوجوانی اگر با من دشمنی نمیکرد الان یه جایی یه مسئول بلند پایه ایی بودم و دستم در داخل بیت المال بود ، تازه اگرم به اندازه نیازم برای داشتن یک زندگی بسیار بسیار مرفه از بیت المال برمیداشتم تازه میشدم یک مسئول خوشنامه با وجدان ، که همه فکر میکردند به دنیا پشت کرده ام.خنده دار نیست؟
    @AzarQimati

     
    • دفاع از حقوق شهروندی بهائی یا هر شهروند ایرانی نیازمند بوسیدن پای آنها نیست مثل سایر موارد دفاع از حقوق شهروندان،و در سرتاسر جهان و از جمله داخل ایران همیشه افراد و گروههای وجود داشته یا دارند که مدعی دفاع از حقوق انسانها یا حتی حیوانات هستند و هیچکدام اقدام به چنین روش های عوامانه ای نمی کنند،در نصوص دینی نیز اینطور وارد شده است که انسان مومن نباید (به هر انگیزه ای) کرامت و عزت خویش را بخاطر دیگران مورد تحقیر قرار دهد (لا ینبغی للمومن اَن يُذلّ نفسه) یعنی سزاوار نیست که مومن خود را بخاطر دیگران (حتی مومنان هم آیین و مذهب) خوار کند تا چه رسد به دیگر کسانی که خارج از دین و آیین اویند،تا چه رسد به فرقه های منحرف و گمراه.
      —–
      “آیا داشتن دین و مذهب دست خود آدم است؟مثلا منی که الان شیعه ی 12امامی هستم خودم انتخاب کرده ام و یا از پدرم به من ارث رسیده است؟”.

      آری داشتن دین و مذهب در اختیار فهم و درک و تحقیق خود اوست زیرا گرایش و اعتقاد نه حدوثا و نه بقائا نمی تواند تحمیلی باشد (لا اکراه فی الدین) و هیچ روح و جان و عقلی را نمی توان به نتیجه یک استدلال مجبور کرد چون آنچه که می تواند مورد اکراه و تحمیل باشد نهایتا جسم و بدن انسان است نه روح و عقل و درک او. خود دین نیز می گوید گرایش و اعتقاد به اصول و پایه های اساسی دین (بود و نبود خدا و صفات او – حقانیت دعوت پیامبران -و حقانیت معاد) باید بر اساس تحقیق،تعقل و پرسش و اقناع باشد.اینکه کسی از پدر و مادری متولد شود که بر دینی یا مذهب خاصی یا حتی بر بی دینی و ماتریالیسم باشند،هیچ اختصاصی به دین اسلام و مذهب شیعه ندارد،اگر کسی از پدر و مادر ماتریالیست متولد شد باید در حقانیت و درستی ماتریالیسم تحقیق کند،اگر از پدر و مادر یهودی یا نصرانی یا زرتشتی یا بودائی -یا هرچه- متولد شد هم باز لازم است تحقیق و بررسی کند ،پس میزان درستی یا حقانیت گرایش به یک اعتقاد،موروثی بودن آن نیست.چیزی که هست این است که الان مد شده است که کسانی بدون تحقیق دقیق در اصول مذاهب و ادیان و از جمله دین اسلام و مذهب تشیع،مایلند گرایش های روشنفکر نمایانه خود در نفی مذهب و رهایی از برخی قیود دینی و ماتریالیسم اخلاقی و نفع طلبی دنیائی را به موروثی بودن دین و مذهب پیوند دهند.

      نیز دین و مذهب بهرحال یکی از شاخصه های شناسائی هویت اشخاص است که در پرسش های رسمی و دولتی همه جا رایج است و در بحث های گوناگون جامعه شناختی،آماری و برخی ارزیابی های دیگر ثمرات گوناگونی دارد. البته تاکنون دیده نشده است که در سرویس و خدمات بانکی افراد مذهب یا دین آنها در نوع سرویس دهی به شهروندان متفاوت باشد، فی المثل آیا سپرده گذاری افراد در حسابهای مختلف متوقف بر این است که بر مذهب خاصی باشند؟! یا وام گرفتن از بانک موکول بر داشتن مذهب خاصی است؟! یا سایر خدمات گوناگون بانکی متوقف بر دین یا مذهب خاص است؟! یا هرکس که شهروند ایرانی باشد یا تابعیت ایران را داشته باشد می تواند از سرویس های مختلف بانک ها برخوردار باشد؟
      سایر موارد نیز چنین است یعنی در چیزهایی مثل پاسپورت یا گواهینامه رانندگی و چیزهایی از این قبیل،صدور و اخذ گواهینامه اختصاصی به مذهب خاصی ندارد و بتعبیر دیگر مشروط به شرط خاصی نیست.

      البته ذهن انسان برحسب ذات خود پرسشگر و کنجکاو هست اما فطرتا بد ذات نیست،چیزی که هست این است که گاه تبلیغات سوء،یا کمال فرض کردن پزیشن های خاص مثل تظاهر به روشنفکری یا بی دینی یا بد دینی یا رهایی از قید دین و احکام دین،می شود دستمایه سوء نیت و بد عملی و خودنمائی در فضای عمومی،در واقع اگر شما در کمون ذات خود ماتریالیست و نافی دین و مذهب هم باشی نیازی به خود نمائی و جلوه گری در نفی دین و مذهب در فضای عمومی نیست و میزان ارتداد از دین و عدم ارتداد همین نکته است.

      ————

      سید مرتضای گرامی
      فرموده اید بوسیدن پای پسرک چهارساله ای که پدر و مادر بهایی اش هردو همزمان در زندان اند( از باب پوزشخواهی البته) روشی عوامانه است. به ما می فرمایید: جنابعالی بوسیدنِ دست و کتف و شانه ی مراجع حتی آدمهای عجیب غریبی چون علم الهدی، و خوردنِ اخ و تف مراجع را با چه واژگانی توصیف می فرمایید؟

      با احترام

      .

       
      • سلام نوریزاد گرامی
        من آن مورد آب دهان را در مورد یک سیّدی که نمی شناسم کیست و کجاست (بر فرض درستی ویدئو) در اینترنت دیدم،این رویکرد رویکرد رایج و متداولی نیست،یعنی هیچگاه دیده نشده است یکی از مراجع سابق یا فعلی تقلید، آب دهان خود را برای تبرّک به طالب داده باشند،اما علی ایّ حال من این عمل را نیز (مثل بوسیدن پای یک بهائی توسط شما) عملی عوامانه می دانم.
        در مورد دست و شانه بوسیدن،این البته عرف رایجیست برای ادای احترام و اختصاصی به علماء ندارد،هرچند بنده شخصا این رویکرد را نیز نمی پسندم،اما بحث بوسیدن پای یک کودک بهائی آنهم از جانب کسی که می گوید مسلمانم غیر قابل توجیه است هرچند برای پوزش خواهی باشد،برای اینکه گذشته از اینکه آن پدر و مادر بهائی چه جرمی مرتکب شده اند اما استمالت و دلجوئی یک کودک می شود بشکل بوسیدن سر و صورت او یا دست نوازش بر سر او کشیدن باشد،و چه نیازی به عمل متظاهرانه بوسیدن پا و از آن مهمتر عکس گرفتن و منتشر کردن و مباهات کردن به آن بوده است وقتی نصوص دینی شما می گوید :”سزاوار نیست مومن خود را ذلیل و حقیر کند؟” از همه اینها گذشته مگر شما شخصا نسبت به آن خانواده اجحاف یا ظلمی کرده بودید که در صدد پوزشخواهی از آنها باشید،یا مگر شما وکیل یا وصی مسلمانان یا حکومت دینی بوده اید که بخواهید از جانب آنها یا بوکالت آنها پوزش خواهی کنید؟ بالاخره دادگاهی بوده،و کسی یا کسانی را به اتهامات و اسنادی محکوم کرده،اینکه شما لازم بدانید از فرزند دو مجرم -بر حسب حکم دادگاه- پوزش خواهی کنید مستلزم این است که هرگاه پدری یا مادری اعم از اینکه مسلمان یا غیر مسلمان باشند شما بروید پای فرزند آنها را ببوسید؟! پس فلسفه احکام قضائی و محکمه چیست؟! با پوزش من چنانکه قبلا گفته ام علاوه بر اینکه اینطور رفتارها را نمایشی و عوامانه می دانم آنرا نوعی اباحیگری برابر قانون می دانم.
        با احترام

         
  58. با سلام خدمت دکتر نوریزاد عزیز. نماد استقامت مردم ایران. اگرچه خیلی دوست دارم همیشه جویای حال شما باشم اما چه کنم که بقدری ما راتحت فشار اقتصادی قرار داده اند که تنها میتوانیم فقط به فکر سیر کردن خانواده باشیم واین سیاستی است که سالها برای مردم ایران اجرا شده عرب راسیر نگه دار وعجم راگرسنه. اما کاملا بانظرات شما موافقم. که شاه جز خدمت به مرم وخدمت به دین کار دیگری نکرد عموی من در گارد جاویدان خدمت می کرد وبارها شنیده بودم. که میگفت. شما باکسی دشمنی میکنید که هیچ اطلاعی از خدمات اون ندارید وباکسی دوستی می کنید که هیچ شناختی از اوندارید زمانی که با هم خدمتیهای عموم صحبت می کرم. برام اثبات شد که. هر آنچه دربار شاه گفته می شده کاملا دروغ بوده ما همه کسانیکه درگارد بودیم هم نماز می خواندیم وهم روزه می گرفتیم. درحالیکه. حتی یک بارهم شاه به مانگفت که نماز بخوانید یا نخوانید. وحالا متوجه این واقعیت شدیم که پدران مافریب. خوردند.

     
  59. به نقل از رامین پرهام – تقاطع http://news.gooya.com/2018/04/post-13512.php

    ائتلافِ 57، ائتلافِ همه‌یِ ابتذال‌ها بود. ائتلافِ پریشان‌گویانِ مِسکین. ائتلافِ مارکس‌زده و متشرّع با مُنَوّرِ پوشالی. ائتلافِ کم‌سواد آزرده با بی‌سوادِ هرزه. ائتلافِ عُقده‌ای‌ها با اُمّل‌ها. ائتلافِ کیانوری با خمینی. ائتلافِ سترون با عقیم. ائتلافِ عرفات با رجوی، فدایی با “یا مرگ یا مصدق”ی، بلشویک با مذهبی، مائوئیست با اثنی عشری، قَجَری با صفوی… ائتلافِ چرکین‌تار و چرکین‌پود با چرکین‌فکر. تداومِ ائتلافِ لیاخوف‌ها و شاپشال‌ها با مرتجعین و با متشرّعین و با دزدها و با متزوّرین. ائتلافِ آنهایی که ملی را به توپ بستند…

     
  60. جناب نوری زاد
    اپوزيسيونی که خود هيچ مرز و پرنسيپی را نمی شناسد، چگونه انتظار دارد که رژيم کشورش نظم و قاعده ای را به رسميّت شناسد. اپوزيسيون انگليس و هلند و دانمارک و فنلاند و سوئد و يا اصلآ نروژی که نفت دارد آخر چه زمانی رسمآ برای دولتهای بيگانه جاسوسی کرده اند، کی خواستار تجزيه ی کشور خود شده و کجا خواسته اند پادشاه خود را بکشند …اين جمهوری اسلامی گر چه يک نظام قرون وسطايی و بی فرهنگ و خونريز است، با اينهمه اگر مخالفانش تا اين اندازه نابخردی بخرج نمی دادند، حتی همين نظام وحشی بی فرهنگ هم هرگز نمی توانست تا بدين اندازه بدمستی کرده و هار و خونخوار شود.

    بزرگترين و اصلی ترين مسئول تمامی اين جنايات و بی آبرويی ها هم در درجه ی نخست اپوزيسيون کهنه انديش و بی برنامه و خود کاملآ غير دموکرات اين نظام است، نه خود آن نظام که اتفاقآ درخشان ترين دستاور همين اپوزيسيون است. حتی اين رقص جنون و خون جمهوری اسلامی هم در اثر بدنوازی اپوزيسيون است.

    اين نظام گر چه بلحاظ گوهری يک نظام قرون وسطايی و بی فرهنگ و خونريز است، با اينهمه اگر مخالفانش تا اين اندازه نابخردی بخرج نمی دادند، حتی همين نظام وحشی بی فرهنگ هم هرگز نمی توانست تا بدين اندازه بدمستی کرده و هار و خونخوار شود.

    وقتی مجاهد و فدائی و توده ای و جبهه ملی چی … از نخستين روز آن فتنه ی شوم از امام امت می خواهند که به هيچ کدام از مقامات رژيم پيشين رحم نکند و برای اعدام های بی محاکمه ی افراد بيگناه هورا می کشند، سپس چپ ها فورآ می خواهند در بخش هايی از کشور بزعم خودشان نيمچه حکومتهای کمونيستی بوجود آرند، مجاهدين خيزش افسران و درجه داران در نوژه را به رژيم لو می دهند و کشتن با شرف ترين سربازان جان بر کف ايران را از رژيم می خواهند و در نامناسب ترين زمان هم جنگ مسلحانه اعلام می کنند، بعد توده ای ها در ماشين های گشت کميته می نشينند و مجاهدين را در خيابانها به مأموران رژيم لو می دهند، وقتی چريکهای فدائی مترقی! خلخالی ديوانه و جنايتکار را کانديد خود می کنند و پيش از خط امامی ها هم سفارت اشغال می کنند … کاملآ طبيعی است که نظام پررو و هار و خونريز می شود.
    اين اپوزيسيون بود که راه را برای رژيم هموار ساخت که هر سياهکاری و قانون شکنی و جنايتی که می خواهد انجام دهد، همه ی گروهها را سرکوب کند و اعضای اصلی آنها را بکشد و هيچ پروايی هم از يک خيزش همگانی نداشته باشد. چه که گروهها خود با فروش همديگر به رژيم عملآ امکان هر خيزشی نيرومند را از ميان برداشتند. اينچنين اپوزيسيونی طبيعی است که سزاوار داشتن يک حکومتی بهتر از جمهوری اسلامی نيست!

    اپوزيسيونی که خود هيچ مرز و پرنسيپی را نمی شناسد، چگونه انتظار دارد که رژيم کشورش نظم و قاعده ای را به رسميّت شناسد. اپوزيسيون انگليس و هلند و دانمارک و فنلاند و سوئد و يا اصلآ نروژی که نفت دارد آخر چه زمانی توده نفتی شده و با بی شرمی تمام خواستار دادن امتياز نفت شمال به کشوری بيگانه شده اند، آنها چه زمانی رسمآ برای دولتهای بيگانه جاسوسی کرده اند، کی خواستار تجزيه ی کشور خود شده و کجا خواسته اند پادشاه خود را بکشند …
    اگر حتی زمان عبور از مرز اختيارات پادشاه از قانون اساسی را بيست و هشتم مرداد سال سی و دو هم بحساب آريم که دشمنانش می گويند، بايد توجه داشت که بوجود آوردن دو جمهوری کردستان و آذربايجان در شکم ايران، توده نفتی بودن، علنآ و رسمآ برای اتحاد شوروی جاسوسی کردن، ترور شخصيّت های سياسی و اقدام حتی به ترور شخص خود پادشاه همه و همه کار هايی ضدملی بود که سالها پيش از آن بيست و هشت مرداد لعنتی صورت گرفت نه پس از آن. يعنی در آن روزگار که پادشاه مشروطه ايران در چهارچوب اختيارات محدود خود در قانون اساسی عمل می کرد و دخالتی هم در کار دولت نداشت. بنابر اين، ما هر چه که می کشيم از دست خودمان، يعنی سياسی ها و به اصطلاح روشنفکرانمان است، نه حکومت ها.
    شما امروز به وضع قضا در کشورمان توجه کنيد، بعضی شگفت زده می شوند که چرا ملا ها تازيانه می زنند و دست و پا می برند. بی اينکه بدانند اين حقيقت کشور ما است و وضع قضا از استيلای اسلام بر ايران تا پيش از برآمدن سلسله ی پهلوی همين بود که حال هست. فقط با اندکی تفاوتهای صوری. دستکم از روزگار صفويه به بعد. چون در آن ميان، فقط مغولها قبل از اسلام آوردن ياسای خود را داشتند و سلجوقيان هم با ايجاد نهادی بنام «دیوان بیگی» امرقضا را به دو پارچه ی حکومتی و شرعی تقسيم کرده بودند، که البته احکام حکومتی ديوان بيگی آنان هم به همان وحشيگری حدود شرعی بود.

    اما از زمانی که شاه اسماعیل صفوی، محقق کَرَکی، يکی از آخوند های جبل عامل لبنان را به ایران آورد و او فقه امامیه را نوشت، تا هزار و سيصد و شش که رضا شاه کبير به اين وحشيگری ها و دست و پا بريدن ها در ايران خاتمه داد، اوضاع قضا هميشه همين گونه بوده که حال هست.

    بگذريم از اينکه شاه اسماعیل صفوی اصلآ کار را يکسره کرده بود و خود را علی، مهدی ، و حتی گاهی خداوند می خواند و جانشینان او هم خويشتن را از نوادگان امام موسی کاظم ونماینده امام غائب (ولی فقيه) می خواندند. با اين خزعبلات هم حتی زنان و دختران رعيّت (ملت) را هم حق شرعی خود می دانستند. پس از صفويه هم که به گفته استاد زنده ياد عبدالحسين زرين کوب :«نظارت امنای مذهب بر افکار و آراء هم چنان بی منازع بود.» تا برآمدن پهلوی اول که پهلوی اول وضع و اجرای قوانين را از دست ملا ها گرفت و صورت انسانی بدان داد،

    شما اگر فقط به ژرفا و مفهوم عرفی کردن امر قضا و آزادی دادن به زنان در ايران آنروز توجه کنيد، بويژه با آن قدرت عظيمی که ملا يان در ميان مردم غرقه در خرافات آن روزگار داشتند، پی خواهيد برد که آن نظام فقط و فقط با همين دو شهامت و خدمت نيز بزرگترين خدمت را به ايران و ايرانی کرده است. به اينهم توجه داشته باشيد که اينک سی‌ و هشت سال است که زنان ما برای چند سانتی متر روسری را بالا بردن، متحمل چه صدمات و توهين های روحی و شخصيّتی و جسمی می گردند.
    باز ممکن است گفته شود چرا آن حکومت را با اين حکومت مقايسه می کنيم. پاسخ اين پرسش را با پاسخی ديگر می توان داد که پس اين حکومت را با کدام حکومت ديگر بايد مقايسه کرد؟ در اين مورد هم مانند توهم انقلاب، باز بايد ايران خود را با سوئيس و فرانسه و دانمارک و هلند و آلمان و انگليس و سوئد و نروژ… مقايسه کنيم! يا به تاريخ کشور خود مراجعه کنم و ببينم کدام يک از سلسله های پادشاهی از زمان قادسيه اول تاکنون به اندازه يکصدم پادشاهان پهلوی به ايران خدمت کرده اند و آنگاه به مقايسه و داوری بنشينيم. آنهم فقط در نيم قرن.

    فرجام سخن اينکه، آيا اخلاق و شرافت و وجدان و ميهن دوستی از آدمی طلب نمی کند که از چنين شخصيّت های بزرگی قدردانی کند. از دو انسان خردمند و ايران دوست و ترقی خواهی که خدمتگذار تر از آنها در سرتاسر تاريخ پس از عهد باستان تاکنون وجود نداشته!

    ————

    این نوشته از کیست دوست گرامی؟
    اسم نویسنده؟

    .

     
  61. محمد حسین کریمی پور

    خداحافظ سياست!

    وقتي انقلاب پيروز شد، من ١٤ ساله بودم. كمي بعد، “انديشه امام خميني” را كشف كردم. قرائت خاص او از تشيع، ربع قرن بر ذهنيت سياسي و اجتماعي من، غالب بود.

    شغل من توليد و صادرات بود. خيلي جاهاي دنيا را ديدم و با خيلي ملل كار كردم. سعي كردم با افكار و دنياي آنها آشنا شوم.كشف ديگري كردم : “جامعه مدرن و حكمراني دموكراتيك”! نوعي از حكومت غيرمقدس و جامعه غير ديني كه در اخلاق حكمراني، كرامت فردي، آزادي انديشه، تدبير امور و عدالت، مسلمان تر ( بخوان اخلاقي تر ) از ما بود. پر از سوال شدم.

    رفته رفته مثل همه بچه هاي انقلاب، با مصائب كشور، آشنا مي شدم. رويت بي عدالتي، فساد وسوء مديريت فزاينده، جانم را مي آزرد. باور داشتم مدل حاكميتي بهينه اي داريم كه بد اجرا مي شود. ظهور خاتمي و انديشه اصلاحات، احيايم كرد. بايد كمك مي كردم. بخشي از وقتم را صرف كار در تشكلهاي اقتصادي و بعدها اتاق بازرگاني و صنايع ايران كردم. از سوي بخش خصوصي، با سطوح مياني دولت و مجلس به تعامل پرداختم. با دو برنامه پنجساله و چند لايحه بودجه و چند قانون در حال زايش، تماس نزديك داشتم. كشور و حاكميت را بهتر شناختم. دستاورد قابلي ندارم اما بقدر وسع، كوشيدم.

    وقايع ٨٨ ، دنياي مرا ويران كرد. مساله من، انتخابات و نتيجه اش نبود. نحوه رفتار نظام با معترضين بود كه مرا شكست. بلاتشبيه حال پسري را داشتم كه پدرش را مست ديده باشد! پايه اصلي مشروعيت حكومت، در مدل ذهني من، اسلاميت بود. غايت اسلام و هم محك آن، جز اخلاق، چيست؟

    مدل ذهنيم فروريخت. در فرآيندي طولاني، به باز تحليل همه يافته هايم با انقلاب پرداختم. دريافتم مساله، اجراي بد يك برنامه خوب نبود. پارادايم و مدل ما ايراد داشت.

    حاكميت كشورم را فاقد درك درست از جهان-اولويت هاي ملي-استراتژي مناسب- ساختار كارآمد مي ديدم. اسناد انبوه بالادستي، آشفته و ضد و نقيض بود. موجوديت توسعه يابنده نهاد رهبري و ابزارهايش، نظام سه قوه اي را مختل و كارآيي و پاسخگويي حكومت را ناممكن مي كرد. سياست خارجي ما، فارغ از محاسبه هزينه-منابع و آزاد از ملاحظات توسعه بود. در باتلاقي از تنش هاي خارجي قابل اجتناب، فرو مي رفتيم . دشمنان خارجي مان پرشمار و قوي و دوستان كم و ضعيف بودند. دادگستري و مجلس، كيفيت قابل قبول نداشت. انباشت و فربهي چالش هاي راهبردي اقتصادي-اجتماعي- زيستي ، پايايي ايران را تهديد مي كرد. حاكميت سردرگم، چاق، ناسالم و زمين گير بود و توان حل مساله بزرگ را نداشت.

    به ابزار خشونت براي تغيير اعتقاد ندارم. حركت راديكال سياسي و جنگ داخلي ثمري جز نابودي ايران ندارد. راه چاره، در تلاش براي ترغيب نظام به تغيير منش فوري و خود اصلاحي اساسي و تعامل بود. بايد به سمت گفتگوي ملي مي رفتيم. ديالوگي بين فرزندان يك ملت و نه مونولوگ خدايان با بردگان! اين تنها راه حلي بود كه مي شناختم و مي شناسم. سخن من بيش ازين نيست. كاري نشدني مي نمود، اما چاره ديگري نبود.

    من هم بدون پرده پوشي، از “حكمراني بد به عنوان امّ المصائب ” گفتم و نوشتم. وزن و اعتباري نداشتم. اما دوست داشتم نقشي كوچك دركمك به نجات ايران، بازي كنم.

    حالا، در اسفند ٩٦، ايمان آورده ام كه هسته اصلي حاكميت، اصلا و ابدا قصد ندارد در تعامل با ديگران، ببيند ، بشنود و بياموزد. راهي هم براي تغيير اين موضع نمي شناسم. يعني تايتانيك ما ، با تمام قوا، ظلمات اقيانوس را مي شكافد و به سوي كوه يخ مقدرش مي شتابد.

    در اين شرائط، تكليف آدمي مثل من چيست؟ آيا حجتي براي نوشتن و بازهم نوشتن از ضعف حكمراني و لزوم اصلاح تعاملي آن ، مي ماند؟ اين تكرار مطلب، كم فايده و آزارنده نيست؟ جز تعميق نوميدي، چه فايده دارد؟

    نوشتني كه در آن افاده نيست واضرار هست، نباشد به صلاح نزديك ترست. تصميم گرفته ام تا صحنه همين و موجودي فكري من همين است، نوشتن از “حكمراني ايراني” را وا نهم.

    من شايد باز از سر پرچانگي، اگر چيز دندان گيري از تاريخ سياسي، دين، اقوام ، آشپزي، اتل و متل يافتم براي گل وجودتان بنويسم. اما فعلا عامدا، دور سياست روز را خط مي كشم!

    گمان نمي كنم نيروهاي بزرگي كه در بستر جامعه ايراني در حال تكوين اند، مثل من آويزان، رام و آرام باشند.بل هر روز قويتر باز مي گردند و اركان كشور را مي لرزانند. مع الاسف، زلزله هاي ناگزير پيش رو ، ويران مي كنند امّا آبادي و رفاه نمي زايند.

    در افق، اصلا چيز هاي خوب نمي بينم. اما خداي مهربان ما، آن است كه بركات را از جايي كه كس گمان نمي برد، نازل مي كند. خدا كند بدبيني ام درست نباشد. خدا ايران را حفظ كند. آمين!

    https://t.me/M_H_Karimipour

     
  62. راستی ان قاضی که جوانان را در کهریزک به کشتن داد و احمدی نژاد او را ترفیع مقام داد و بر خلاف قانون کرد
    رییس. صندوق تامین اجتماعی الان کجاست؟
    چرا بقایی ان موقع. از مظلوم دفاع نکرد؟
    وقتی بچه های مردم و دانشجوها در زندان روی شیشه باید راه می رفتند؟
    چرا اجمدی نژاد از معلمان در بند که فقط به وضع بد اموزش کشور اعتراض کردند دفاع نمی کند؟

    راستی. را اینان سنگ پا را از رو برده اند

    بله
    هرگاه سخن حق از دهان ناحق بر اید
    طرفدار پیدا نمی کند
    راستی فکر کرده اید چرا هیچکس از احمدی نژاد حمایت نمی کند
    در حالی که او صریح ترین انتقاد ها را به سیستم دارد؟

    بله چون او فقط دنبال منافع خود و گروه خود است
    فرصت های طلایی دفاع را مهمل گذاشت
    او اگر راست می گوید
    همان سال 88 باید از جمعیت میلیونی حمایت می کرد
    از ندا اقا سلطان
    از …….
    از محاکمه های فله ای
    از……
    واقعا که پر رویانند اینها

    دادگاه های متنوع باید بر چیده شود
    چه معنی دارد
    دادگاه ویژه ی فلان قشر
    دادگاه انقلاب
    دادگاه نظامی
    دادگاه قصاب
    دادگاه بهمان
    دادگاه مجلس
    دادگاه وقتی چندگانه است پس عدالتی نیست
    یعنی حقوق شهروندی نیست
    یعنی رانت
    و احمدی نژاد و روحانی و قبلی ها باید به این شیوه اعتراض می کردند و نمی کنند مگر زمانی که سواری شان تمام شد

     
    • روحانی همان حسن فریدون است که درمجلس با کمال بیشرمی خواهان قطع حقوق بازنشسته گان ارتش شد . و.همان خبیث میگفت تا کی شب بخوابیم و صبح ببینیم که همه چیز گرانتر شده !آخوند و مداح این مملکت را به لجن کشیده اند و بس .

       
  63. سلام جناب نوریزاد خوشنویس کوچکی هستم ازجامعه بزرگ خوشنویسی کشور .این تابلورومیفروشم شصت درصدقیمتش روبرای هموطنان زلزله زده کرمانشاه درنظردارم اگرخواستید به اشتراک بزارید.نقاشیخط ،ابعاد:یک در یک ونیم متر نیمه کارهم هست کاملش میکنم.به هرقیمتی که خودصلاح دونستیدپیشنهاد بدید

     
    • چه نیکو سخنی گفت سعدی:
      عبادت بجز خدمت خلق نیست
      به تسبیح و سجاده و دلق نیست

      جناب علی حسینی
      با سلام
      این سایت محل مناسبی برای فروش این کار هنری زیبا نیست. شما میتوانید به فروشگاههای مجازی آگهی رایگان بدهید و یا اینکه با دیگر هنرمندان که تمایل به مشارکت در امور خیریه دارند مشترکاً نمایشگاهی تشکیل دهید. یا اینکه این اثر را در مغازه ای که آثار هنری میفروشد برای فروش بگذارید با قید کمک به زلزله زدگان.
      در ضمن دادن قیمت کارشناسی برای یک اثر فقط با دیدن اصل اثر امکان پذیر است و نه به شکل مجازی.

       
  64. البته زماني كه احمدى نژاد در دامان گرم ولي فقيه نشسته بود و يكه تاز ميدان، در پاسخ سوأل خبرنگاري در ارتباط با ١٨.٥ ميليارد دلار پول ضبط شده توسط ترك ها، با پوزخند و تمسخر ضمن تكذيب اين خبر جواب داد:
    اصلاً شما ميدونيد اين مبلغ پول چه حجمي رو اشغال ميكنه؟
    اين مبلغ تو دو سه تا اتاق هم جا نميشه!
    و در خاتمه با لبخند گفت:
    هر كى خورده نوش جانش!

     
  65. نامە بە رهبر
    بخش اول
    مقام معظم، رهبر جمهوری اسلامی ایران
    با سلام
    ضمن تبریک سال نو و آرزوی سالی پر از موفقیت و شادکامی برای حضرت عالی، جسارتا و بنا بر بیانات آن حضرت مبنی بر آزادی بیان، اجازە میخواهم نکاتی را بە عرض برسانم.
    جناب شمس الواعظین، روزنامەنگار نامی ایران، بعد از آزادی از زندان در پاسخ یک خبرنگار خارجی کە ازش پرسید، آیا در ایران آزادی بیان وجود دارد گفت: بلە. خبرنگار با تعجب پرسید مگر شما را زندانی نکردند؟! گفت: من گفتم آزادی بیان وجود دارد نە آزادی بعد از بیان. این جملە طنز گونە جناب شمس الواعظین شرح حال بسیاری از ماست. اکنون جسارتا پرسش من از حضرت عالی این است کە آیا آزادی بعد از بیان هم وجود دارد؟ اگر اینجانب بە عنوان یک شهروند ایرانی از حضرت عالی پرسش و انتقاد نمایم آیا آزادی بعد از بیان خواهم داشت؟
    بە هر حال و با این فرض کە ممکن است آزادی بعد از بیان نداشتە باشم اما عجالاتا از آزادی بیان حسن استفادە را میکنم و نظرات و انتقادات خودم را بە سمع و نظر حضرت عالی میرسانم. چون اساسا معتقدم ما فعالان مدنی در مرحلە “اعتراض” هستیم. در این مرحلە، زندان هم نوعی اعتراض محسوب میشود و لذا باکی نیست.
    اجازە بدهید از کل بە جز بپردازیم و مهمترین انتقادم را با طرع این پرسش بنیادین آغاز کنم. آیا شما بە دمکراسی، حقوق بشر و آزادی پایبند هستید؟ بندە میگویم خیر. نیستید. چون اساس دمکراسی، پذیرش خرد جمعی در تصمیمات مربوط بە منافع عمومی است. مثلا اگر چند خواهر و برادر از پدرشان زمینی بە ارث ببرند هر تصمیمی در خصوص آن باید با توافق باشد و هیچکدام حق ندارند بدون اطلاع و یا موافقت دیگران آن را بفروشد یا وقف کند چون آن زمین متعلق بە همە آنهاست و هر تصمیمی باید بە توافق همە باشد. این ملک و مملکت هم متعلق بە تمام ایرانیهاست و هر تصمیمی در بارە آن مخصوصا تصمیمات سرنوشت ساز باید با توافق همە باشد و از آنجا کە هر چقدر تعداد اعضا بالا رود امکان توافق همگانی بە همان نسبت پایین میآید لذا ناچارا رای اکثریت مبنای تصمیمات است و این یعنی دمکراسی. اساسا دمکراسی یعنی پذیرش خرد جمعی در تصمیمات عمومی.

     
  66. سلام بر شما استاد نوری زاد .خواهشی از شما داشتم و فکر میکنم که جهت همبستگی بین ادیان و اقوام ایرانی مناسب باشد .خواهش من این است که شما و دیگر نخبگان میهنم با دادن بیانیه و هر روش موثری که صلاح میدانید توهین و نادیده انگاری نظام حاکم و نیروهای سرکوبگر را محکوم کرده و از دیگر اقوام و فرق مختلف درخواست برای راهپیمایی صلح آمیز در حمایت از عربهای ایرانی بنمایید . خواهشمندم عربهای ایرانی را تنها نگذارید.اعراب ایران برای نجات این کشور کم شهید نداده و کم مصیبت نکشیدند که الان نظام حاکم قصد بی هویت کردن اعراب را داشته باشد.

     
    • ببینید این آزادی بیان یا بعد البیان که در این سایت مورد بحث و پرسش قرار می گیرد و در مورد آن سفسطه می شود،یکی همین کاریست که شما الان با این نوشته کوتاه از آن سوء استفاده کردید،مطابق قانون اساسی و قوانین موضوعه عادی، آزادی سیاسی و آزادی بیان وجود دارد و همه باید به آن ملتزم باشند،منتها آزادی بیان بمعنای آزادی نقض سایر قوانین نیست،فی المثل آزادی سیاسی و اظهار نظر و مخالفت هست و باید باشد اما آزادی فتنه و توطئه چینی برای بهم زدن نظم و امنیت جامعه وجود ندارد، یا مطابق قانون آزادی هست و باید باشد اما همان قانون توهین کردن به دیگران یا هنجارها یا اشخاص مورد علاقه اکثریت مردم را ممنوع کرده است،آزادی بیان و نوشتن بتصریح قانون هست و باید باشد اما توطئه،جاسوسی،بهم زدن امنیت جامعه از ابعاد گوناگون فرهنگی اقتصادی اجتماعی و غیر اینها،ترویج بی بند و باری،ترویج فساد،اشاعه فساد،و چیزهایی از این قبیل که در همان قانون منع شده است نمی تواند مصداق اِعمال یک حق (آزادی بیان یا نوشتن) باشد.بنابر این مشکل اساسی این است که کسانی مثل شما بر یک قانون (آزادی بیان و نوشتن) تکیه می کنند در عین حال مایلند با تکیه بر این قانون یک یا چند قاعده یا قانون را نقض کنند.
      الان اینجا شما با سوء استفاده از حق آزادی بیان یا آزادی نوشتن با نوشتن عبارت ” الان نظام حاکم قصد بی هویت کردن اعراب را داشته باشد”.
      اولا مرتکب یک “افتراء و تهمت”بدون دلیل به نظام حاکم مستقر شدید که خود مستلزم تعقیب و مجازات قانونی است،به چه دلیل و مدرکی شما مدعی هستید که حکومت یا دولت جمهوری اسلامی ایران در صدد “بی هویت کردن” اعراب ایرانی است؟ اصلا بی هویت کردن از نظر شما یعنی چه؟ شما الان نه برحسب قانون اساسی و نه بر حسب قوانین عادی و نه برحسب رویه و کارکردهای دولت های گوناگون منتخب مرد هیچ حجتی ندارید بر اینکه مرکزیت حکومت جمهوری اسلامی در صدد فرق گذاشتن یا تبعیض یا بتعبیر شما بی هویت کردن اعراب ایرانی باشد.
      ثانیا:شما با بهره گیری از یک حق قانونی (آزادی بیان یا آزادی نوشتن) در صدید با تهمت زدن و دروغگوئی اقدام به تحریک فرد یا افرادی در فضای عمومی کنید بهدف تفرقه افکنی و بهم زدن نظم جامعه از طریق ایجاد شائبه تبعیض و قطعه قطعه کردن مردم ایران از جهات قومی یا قبیله ای،در حالیکه در ایران اسلامی مطابق نص قانون قومیت ها و طوائفی حتی با گویش های گوناگون عرب و لر و آذری و بلوچ و گیلکی و کرد و نظائر اینها وجود دارند که همه علیرغم تفاوت های زبانی یا آداب و رسوم محلی، فرزندان ایرانند و تابعیت ایرانی دارند و تحت حمایت قوانین هستند.بنابر این،خود این تحریک شما در فضای عمومی مصداق نقض قوانین و توطئه برای بهم زدن نظم و امنیت جامعه است ،در حالیکه منطقا تکیه بر یک قانون یا اِعمال یک حق قانونی نمی تواند مستلزم نقض قوانین دیگر یا نقض امنیت و نظم جامعه باشد و این نکته ایست که بسیاری از کسانی که از آزادی بیان بهره می گیرند و در عین حال در مورد نبود آن نق می زنند نسبت به آن بی توجهند.

       
  67. من خودم میدانم اینگونه کارها و گاهی نوشتن مطلبی در نقد کارهای رهبر و اقمارش کار چندان شاقی نیست و الان حاکمیت اونقدر مشکل داره که وقت خودش را صرف تجزیه و تحلیل حرف های مخالفانی مثل بنده نمیکند و در وضع کنونی کاری به کار امثال بنده نداره البته اگر وضع از الان بحرانی تر بشه منکنه امثال بنده هم از لطف ولایت معاشان بی نصیب نمانیم .ولی بیشتر عرض بنده متوجه کسانی هست که حتی در خلوت خود و خانواده خودشان هم جرات گفتن حرفی در مخالفت با رژیم را ندارند .و از اون طرف امثال شما و کسانی را که در مخالفت با رهبر چیزی میگویند را به خود رژیم مرتبط میکنند و میگویند چطور ممکنه کسی از خود رژیم نباشه و مخالفت کنه و بی مجازات بماند .به ازن دوستان میگویم برای امتحان چند بار چند تا مخالفت جزءی کوچک بکنید و ببنید اونطوری هم که شما فکر میکنید نیست .البته همین مخالفت های کوچک هم هزینه داره مثلا کسی که جرات کنه و ارن مخالفت ها را ابراز کنه دیگه در محل کار و زندگی نمیتواند از مزایا و امکانات جزءی که در اختیار افرار خنثی هست استفاده کند .البته مبارزه با ظلم و فساد اول از همه دو تا اسلحه لازم داره که تا به این دو سلاح مجهز نباشی هیچ کاری نمیشه انجام بدهی .این دو سلاح عبارت هست از نداشتن و نخواستن اگر مردم ما به ازن دو سلاح مجهز میشدند دیگه هیچ کسی نمیتوانست به ملت ظلم بکند همه ترس ما برای حفظ داشته ها و کسب نداشته ها هست

     
  68. بقلم احسان محمدی

    #تلگرام و چند نکته کوتاه خطاب به خداوندگاران فیلتر!

    ✍️ احسان محمدی

    1️⃣ «اسلحه ها بی طرف هستند و این به ما بستگی دارد که چطور از آنها استفاده کنیم»/ لیلیا گرین، استاد ارتباطات و رسانه

    2️⃣ «فناوری نه خوب است، نه بد است، نه بی طرف است». / کرزنبرگ، مورخ

    3️⃣ انسان نخستین وقتی آتش را کشف کرد، چند بار دستش سوخت، حتی حریم خصوصی اش هم با روشنایی آتش به مخاطره افتاد. بعد از آن هم آتش سوزی های بزرگ شهرها و جنگل ها و کتابخانه ها و انسان های بسیاری را از بین بُرد اما آیا چاره کار حذف و سرزنش آتش بود؟!

    4⃣ حرف و حدیث در مورد فیلتر شدن تلگرام بحث روز است. نه سهام دار تلگرام هستم و نه اگر از بیخ و بن فیلتر شود ممکن است دچار سوءتغذیه بشوم. چه بسا اینجا نمی نویسم و وقت و زمان بیشتری پیدا می کنم و کمتر دردسر می کشم و اخم و تخم می بینم اما جنگیدن با تکنولوژی آن هم در عصر تکنولوژی های ارتباطی، خنده دار نیست، دردناک است.

    5⃣ به عنوان کسی که تحصیلاتش در مقطع دکتری در رشته «فرهنگ و ارتباطات» است و اندک سواد و خُردک مطالعه ای در این زمینه دارم با اطمینان می گویم راه را اشتباه می روید. همان طور که دهها سال پیش دوش حمام، برق، رادیو، تلویزیون، مدرسه رفتن دختران، رانندگی زنان، شناسنامه گرفتن، کلاه سر گذاشتن و … را ممنوع کردند و امروز خنده دار به نظر می رسد که یک نفر به خاطر اینکه به خزینه نمی رفته سرزنش می شده! همانطور که ویدئو را فیلتر و ممنوع کردید و بعد در فروشگاه های زنجیره ای دولتی ویدئو به همان مردم فروختید!!

    ⛔️ راه دور نرویم. چند سال پیش #وی_چت را فیلتر کردید و گفتید «به خاطر اینکه حریم شخصی هموطنان را به خطر می اندازد و محتوای مجرمانه دارد و فرهنگ ما را به خطر می اندازد و …» و حالا می گویند دوباره رفع فیلتر شد! در این چهارسال وی چت حیا کرد؟ مومن شد؟ توبه کرد؟ قول داد پسر خوبی باشد؟!

    عزیزان فعال و زحمتکش کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه!

    به خدا ما فقط زورمان به آقای #روحانی و #جهرمی می رسد، دیوارشان کوتاه است که به آنها غر می زنیم اما غیرمستقیم منظورمان شما هم هست! فیلتر کردن تلگرام هزاران نفر را از نان خوردن انداخت و برای چند صد نفر که فیلتر می فروشند نان به همراه آورد! شما که سر چشمه نشسته اید بررسی کنید در چند روزی که تلگرام فیلتر شد ایرانیان چند میلیون فیلترشکن دانلود کرده اند. فکر می کنید فیلترشکن را برای چه دانلود می کنند؟ برای اینکه به جای تخم مرغ بشکنند و املت درست کنند؟

    ⛔️ تلگرام را فیلتر کنید. اصلاً بساط اینترنت را از اساس جمع کنید. بیل بدهید دست مان و در این بی بارانی و خشکسالی – که البته به خاطر گناهان ماست – برویم کشاورزی کنیم. دستور بدهید برویم به دامن طبیعت! همه مان از دَم برویم گوسفند بچرانیم، گاو پرورش بدهیم، مرغ نگهداریم و مثل #کوکب_خانم شاد و خرم باشیم.

    اما این قطار به ایستگاه اول برنمی گردد.
    برنمی گردد..
    برنمی گردد…
    برنمی گردد…

    چند سال دیگر به حرف ما عوام می رسید.
    می رسید…
    می رسید…
    می رسید…
    @ehsanmohammadi95

     
    • جناب محمدی مسئله اصلی فیلتر تلگرام پول است . پاول دورف .زرنگ ! ویا مشاورین زرنگ ! به فکر ایجاد یک واحد پول دیجیتالی به نام ( گرام ) افتاده اند و.این موضوع باعث وحشت رژیم شده و بس !

       
  69. با نگاه به ليست امضا كنندگان اين نامه در مي يابيم كه چگونه روشنفكران و مبارزان و نويسندگان در دامي كه مخالفان دولت مهندس بازرگان برايش پهن كرده بودند و فقط هدفشان سرنگوني دولت موقت بود گرفتار شدند، غافل از اين كه اين حركت فريبكارانه و ضد ديپلماتيك چه خساراتي براي ملت در پي دارد! به نظر شما تاوان اين حركت احمقانه را همين حاميان اشغال سفارت امريكا و گروهها و انجمن هاي حامي نداده اند و ميدهند؟ علاوه بر ميلياردها دلار از ثروت كشور و ملت كه به خاطر ان مصادره گشته است؟!
    بسياري از چهره هاي سياسي و مبارز را با انگ هاي مختلف از سر راه برداشته اند و به ان چه خواسته اند رسيده اند. ايا اين افراد امروز از پيشگاه ملت پوزش خواهي كردند و براي جبران ان اقدامي؟
    ما كه بي تجربه و رهرو رهبران و روشنفكران بوديم امروز هزار بار توبه كرديم. ديگران و دست اندركاران ان را نميدانم .اگر ان روزها روشنفكران ونويسندگان به جاي حمايت ازحركت دانشجويان اشغال كننده سفارت به تحليل درست از عواقب ان مي پرداختند و خميني و اطرافيانش را از ان اگاه ميكردند شايد امروز اوضاع فرق ميكرد وهنوز كه چهل سال از ان اتفاق ميگذرد مردم ما خسارت ان را نميدادند.
    درود بي پايان به شما برادر و ياور مظلومان

     
  70. شنود و استراق سمع

    شنود مکالمات جرم است و هیچکس مجاز به اینکار نیست و مرتکب به حبس یا جزای نقدی محکوم خواهد شد.
    مطابق ماده ۱۵۰ قانون آیین دادرسی کیفری ، کنترل و شنود تماس های تلفنی ممنوع است ، مگر با موافقت رییس کل دادگستری استان و در مواردی که به امنیت داخلی و خارجی کشور مربوط باشد و یا برای کشف جرایمی که در آن مجرم به مجازاتهایی مثل اعدام یا حبس ابد محکوم میشود، لازم باشد.
    ضبط کردن صدا یک اماره(نشانه) است و علی القاعده دلیل محکمه پسندی در دادگاه محسوب نمی شود ، مگر اینکه در کنار دلایل مستدل دیگری به دادگاه ارائه شود.

     
  71. هر چند ماه‌هاست بشدت با کمبود نیرو و کنترل مواجه هستند ولی با توجه به اینکه در طی این مراحل مخفیانه اکثر اعمال و حرکات و روابط فرد و خانواده او بصورت نامحسوس تحت رصد بوده و تلفن‌ها کنترل است, گاها برای نوشتن گزارش اختتام کار سعی در ایجاد برخی نزاع‌‌ها و دشمنی‌ و بدبینی و مسائل مالی و غیرو در اطرافیان و دوست و دشمنان نموده که در صورت روئیت رفتارهای عجیب از اطرافیان سعی کنید وارد تنش نگردید. نخستین تجسس آنان از همسر و فرزندان بخصوص دختران و مسائل زناشوئی است, در مسیر تردد چه داخل تاکسی و یا خودروی شخصی به بهانه‌های مختلف کنارتان یک زن یا دختر مینشانند (در صورت عدم نتیجه پسر مینشانند) , و او در طی مسیر شروع به مالش با پا میکند تا ایجاد رابطه نموده و فرد را به محلی برای ضبط صدا و تصویر بکشاند, در صورتیکه گرفتار گروهی خاص از بالا شده باشید و به پسر رضایت دهید بدلیل خاصی منع تعقیب میشوید, همین کار را با یک مرد یا پسر جوان برای همسر یا دختران شما انجام
    ادامه…
    میدهند, همانگونه که مستحضر میباشید چند ارگان که مهمترین آن قوۀ قضاییه است با دختران و زنان فراری و معتاد زیادی سر و کار دارند, عمل مذکور (بهره‌برداری از رابطه جنسی) حدود دو دهه در کشور در حال انجام است. خواهشمندم لحظه‌ایی هم شک نکنید که زمانیکه در دادگاه‌های اینده ده‌ها برابر فجایع دیگر را شنیدید به ساده‌دلی خود پوزخند نزنید. اینکه مشاهده میکنید اصلاح‌طلبان هنوز در پی وصله پینه دردها هستند زیراکه بسیاری از سران آنان از این فجایع مطلعند و چند دهه سکوت پیشه کردند, و آقای خاتمی به دو جمله بسنده کرد که اکنون خوب و با نگاهی دیگر به اینها بیاندیشید:

    1- دولت نقش تدارکاتچی را ایفا میکند: ایشان هرگز مقصودش از تدارکات را بطور کامل نگفت.
    2- فقط کارشان دخالت و فضولی در زندگی مردم است: البته اینکه خود اصلاح‌طلبان چه کارهایی میکرده‌اند با وجدانشان, ولی سخن خاتمی چیز دیگری هم دارد, یعنی جرم (رابطه حرام) را کسان دیگری ایجاد میکنند.

     
  72. سلام جناب آقای نوری‌زاد
    چند سوال در مورد شهدای گمنام دارم
    یک اینکه مگر ما چند مفقودالاثر داریم
    ایا نمیشد از طریق DNAتشخیص داد که این حسد متعلق به چه کسی است؟؟
    دوم اینکه ممکنه این گمنام که میگن کشته عراقی باشه؟؟
    سوم اینکه اگر دو برادر بر سر زمین و یا هر چیز دیگر دعوا بکنند و یکی از آنها دیگری را بکشد ،ایا مقتول شهید است؟؟
    ایران و عراق هر دو مسلمانند (کار نداریم که خمینی صدام را کفار نهاد)
    کلا اطلاق کلمه شهید بر کشته های جنگ ایران و عراق اشتباه است.

     
    • خوب تو که پاسخ را میدانستی و فتوا هم صادر کردی. چرا اینهمه پرسیدی؟!
      (کلا اطلاق کلمه شهید بر کشته های جنگ ایران و عراق اشتباه است.)
      از شهید گمنام شروع کردی، رفتی توی دی ان ای، بعد یه سر رفتی عراق، بعد با اولین پرواز اومدی سر زمین دو برادر، دست آخر هم گفتی همه مسلمان بودیم و کاری هم نداشتی خمینی چی گفته بود…یکهویی به طور کلی منکر شهید شدی!
      خودت یکبار دیگه بخون چی نوشتی!

       
    • 1- مفقودالاثر به وضعیت نامشخص فردی (معمولاً یک فرد نظامی) گفته می‌شود که معلوم نیست پس از درگیری با دشمن چه اتفاقی برایش رخ داده است. فرد مفقودالاثر ممکن است کشته، مجروح یا اسیر شده باشد یا فرار کرده باشد.
      تا پیش از سال ۱۹۱۲ میلادی استفاده گسترده از پلاکهای شناسایی متداول نبود و چنانچه جسد شخصی که در جنگ کشته شده بود از روی ظاهرش قابل شناسایی نبود، از راه دیگری نمی‌توانستد آنرا شناسایی کنند. با آغاز جنگ جهانی اول و گسترش استفاده از پلاکهای جنگی، مشکل عدم شناسایی اجساد به طور قابل توجهی کاهش یافت. با این حال بنابر طبیعت جنگ و به دلایل مختلف سرنوشت برخی از سربازان گمشده در جنگ برای همیشه نامعلوم باقی می‌ماند.
      در طول جنگ ایران و عراق هزاران نظامی ایرانی و عراقی از جمله برخی از اسرا و حتی تعدادی از غیرنظامیان ناپدید شدند. براساس گمانه‌ها بیش از ۵۲ هزار عراقی و بر اساس آمار رسمی بیش از ۸ هزار ایرانی همچنان مفقود هستند.
      https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%81%D9%82%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AB%D8%B1
      بنابر این مفقود الاثر قابل انطباق با کسی که جسد او الان در دست است نیست.
      ———
      2-شهید گمنام اصطلاحاً به آن دسته از کشته‌شدگان ایرانی در جنگ ایران و عراق گفته می‌شود که هویتشان نامعلوم است. معمولاً بر سر مزار این افراد آرامگاهی ساخته می‌شود و برخی از مردم به دیدن آنها می‌آیند.تشخیص ایرانی‌بودن کشته‌شدگان از طریق اقلام و تجهیزات جانبی سربازان و سرآخر از طریق آزمایش دی‌ان‌ای انجام می‌گیرد.
      https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%DA%AF%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%85

      3-دین رسمی دو کشور ایران و عراق اسلام است هرچند شیعه و سنی در دو کشور وجود دارند،بله از دیدگاه درون دینی دو مسلمان عنوان برادر دینی دارند،البته تعبیر به کافر یا کفاری که مرحوم امام خمینی بکار بردند در مورد صدام حسین و حزب عفلقی بود،در عین حال در جنگی که بین دو کشور واقع شد باید دید بتعبیر قرآن “فئه باغیه”(گروه متجاوز و بغی کننده) کدامیک از دو طرف بوده اند (قرآن در سوره حجرات آیه 9 فرمود:وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى‏ فَقاتِلُوا الَّتي‏ تَبْغي‏ حَتَّى تَفي‏ءَ إِلى‏ أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطين‏.یعنی:و اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند، ميان آن دو را اصلاح دهيد، و اگر [باز] يكى از آن دو بر ديگرى تعدّى كرد، با آن [طايفه ‏اى‏] كه تعدّى مى‏ كند بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد. پس اگر باز گشت، ميان آنها را دادگرانه سازش دهيد و عدالت كنيد، كه خدا دادگران را دوست مى‏ دارد.)،مطابق اسناد غیر قابل انکار داخلی و خارجی این صدام حسین و حزب عفلقی او بودند که به کشور جمهوری اسلامی ایران تجاوز کردند و وارد بخش هایی از سرزمین ایران اسلامی شدند و فئه باغیه در بین دو طائفه از مسلمین بودند که بر اساس منطق شرع و عقل و لزوم دفاع از جان و مال و نوامیس و سرزمین دفاع و حمایت از آنها و طاغی و باغی را بجای خود نشاندن بر همه مسلمانان واجب است،البته مردم ایران بدفاع در برابر متجاوز برخاستند،و از دین و سرزمین و جان و مال و ناموس خویش در برابر متجاوز دفاع کردند و مطابق شرع -بلکه عرف عقلاء-هرکس در مسیر دفاع از جان ومال و ناموس و دین و سرزمین خود کشته شود شهید است،و شهید البته کسی است که در معرکه جنگ و قتال کشته شود،بنابر این از نظر ما و دین ما بدون شک کشته های بزرگوار جنگ تحمیلی صدام علیه ایران اسلامی مصداق شهید هستند و بمیزان درجات اخلاص خویش بهرمند از ثواب و فضل و قرب به پروردگار هستند،و اطلاق شهید معرکه قتال بر ایرانیان (فارغ از هر دین و مذهبی) بزرگواری که جان خویش برای حفظ امنیت و تمامیت ایران نثار کردن نه تنها نادرست نیست بلکه سزاوار و بجاست،اینکه حکومت عراق و عراقی ها نیز کشتگان خود را شهید بدانند تابع عرف خود آنان است اما در هر صورت مردم عراق با صدام حسین و دیکتاتوری او موافق نبودند و بعد از بگور رفتن و معدوم شدن او با رای و تاسیس یک نظام مردمی رفتن او را جشن گرفتند.
      سوال این است :الان زیر سوال بردن دفاع مقدس مردم ایران و مردانگی ها و جانفشانی های شهداء جنگ مصداق چیست؟ مصداق روشنفکری یا مصداق اعمال حق آزادی بیان؟ یا مصداق چیز دیگر؟

       
  73. دوستان و برادران گرامی, هرچند به دلایل موجه و منطقی تمایلی به ذکر این چند جمله نداشتم با اینحال روال در مورد نگاه اکثریت نویسندگان به چند تن معدود از بزرگواران همچنان به سمتی متمایل است که نیاز به یک توضیح ضروری را بدون احتساب نگرانی اجتناب ناپذیر میسازد, شوربختانه میزان ریسک در بیان دیدگاهها و اوضاع اجتماعی و تحلیلهای مذهبی در کشور هر چه با زمان جلوتر میرود وابستگی آن به جهت‌گیری یا دفاع و انتقاد کمتر میشود, هیچ حاشیه امنی برای موافق و مخالف وجود ندارد, میزان و تنوع واحدهای امنیتی-اطلاعاتی در وزراتخانه‌ها و سازمان‌ها و ساختارهای مختلف کشور بحدی رسیده که افراد موافق نظام به خصوص مذهبیون در خطر مستقیم بیشتری واقع شده‌اند, از مدتها پیش بتدریج سیاست داخلی نظام در بیش از دوازده جبهه مختلف از حیث دیدگاه امنیتی از یکپارچگی خارج شده و ظرف یکسال گذشته به اوج شکاف و تصفیه رسیده, تمامی نگرش‌های تنگ نظرانه و حذف فیزیکی که در گذشته از کانال حفاظت-اطلاعات بیت و رهبری بر پایین توزیع میشد در حال حاضر در کثرت و بصورت مستقل و حادتری بر صاحبان اندیشه و قلم اعمال میگردد, کثرت و عقاید تند و افراطی در تصمیم‌گیرندگان بر سرنوشت و حیات دیگران به گونه‌ایی است که تقریبا هر دیدگاه سیاسی و مذهبی با برخی از واحدهای امنیتی-اطلاعاتی ساختارهای مختلف و سران آنان به اصطکاک و تزاحم میکشاند, همچنین علاوه بر این ارگانهای مفتوح و آشکار بسیاری از اشخاص شاخص نظام مانند امام جمعه‌ها و مدیران-معاونان بنیادها و بخش‌های اقتصادی و امور فرهنگی و صدا و سیما و حوزه‌ها علمیه و گروهی از نمایندگان مجلس و سرمایه‌داران و صاحبان شرکت‌های خصوصی نیز بصورت سایه بر نیروهای امنیتی ساختارهای مختلف کشور اعمال حکم دارند و گاه خود از جانیان خطرناک استفاده میکنند.
    متاسفانه در شرایط کشور با پاره‌ایی از اشتباهات شخصی در بروز دادن نام و عکس و یا در تحریک سایرین به آشکارسازی هویت باعث بالا رفتن ریسک برخی افراد صاحب اندیشه و قلم با هر دیدگاه سیاسی یا مذهبی شده است, از سوی دیگر حضور اینگونه افراد در سایت‌هایی نظیر فیسبوک که دارای یک مرکز تحقیقی-آنالیزی (Analytica) و با یک نرم‌افزار پیشرفته کامپیوتری در کسب اطلاعات شخصی و صفات و روانکاوی فردی میباشند, درجه ریسک را بشدت بالا برده, بدون هیچگونه تعارف و اغراق تقریبا تمامی نمایندگان مقامات کشور و روسای قوا و بیت و رهبری و سازمان‌های امنیتی کشور با عناصر خاصی از اینگونه سایت‌ها و برخی کشورها مانند انگلستان در تماس مداوم و اخذ اطلاعات در ازای پرداخت هزینه‌های نسبتا بالا یا ایجاد برخی امکانات برای آنان هستند.
    نکته مهمی مطرح است که برخی از برادران مذهبی یا هواداران نظام میتوانند در نظر داشته باشند, طرح این سئوال که: “من کاری بر علیه نظام نکرده‌ام و همواره جانبدار نظام بوده‌ام, و یا انتظار پاداش هم داشته‌ام, حال چرا باید در معرض خطر باشم؟” , یک خطای جدی با دلایلی روشن است:
    1- وفور نهادهای امنیتی-اطلاعاتی در حوزه‌های مختلف تصمیم‌گیری
    2- تکثر و پراکندگی عقاید افراطی و حذفی
    3- وجود برخی افراد وهابی یا یهودی در بالاترین سطوح ریاست و قوا و تصمیم‌گیری کشور یا در نهادهای تحت امر رهبر
    4- نگرانی و احساس خطر در تمامی اشخاص و ارکان نظام در حذف یا ماندن در آینده نظام
    5- سوظن شدید و عدم اطمینان در کل نظام (که مشمول معارضان و منتقدینِ صریح نمیباشد!)
    6- عدم وجود بودجه کافی برای جانبداری از نظام
    7- مطلب مهم و در واقع پاسخ سئوال مطروحه:
    برای ایجاد خطر و آزار, جلب و حبس, و یا حذف اینگونه افراد اولا دلیل و مدرک به اندازه کافی و بر اساس نوشته‌ها و سخنان خود آنان وجود دارد:

    7.1- هرگونه توصیف یا بیان “دمکراسی” , نام بردن و مقایسه با کشورهای غربی, طنزهای ادبی و یا با ساختار کلمات, روایت تاریخ کشور یا تاریخ اسلام, دیدگاه‌های شخصی و معرفتی از دین و مذهب, قائل بودن به برخی آزادی‌های شخصی و عمومی یا انجام برخی مراسم و آیین‌ها برای مردم. قائل بودن به هر گونه آزادی یا حجابی بجز چادر مشکی و مقنعه برای بانوان.

    7.2- انکار یا مخالفت با: برخی تندروی‌ها, کج‌فهمی‌ها, عقاید افراطی, باج‌ و خراج و انواع اخذ پول و تصرف اموال و تبعیض بر غیرمسلمان, صرف هزینه‌های گزاف برای هر منظور و مکان, حبس و شکنجه و ترور.

    7.3- انکار یا اکراه یا ایجاد شبهه در: برخی احکام شرعی مانند جایز بودن روابط جنسی با کودک خردسال, احکام ازدواج یا صیغه افراد دو جنسیتی با مرد و زن, روابط جنسی یک مرجع تقلید با کودکان خردسال, انکار یا تشکیک در منابع و کتب آستان قدس, اطلاق دروغ و مزیف به نویسندگان کتب کتابخانۀ آستان قدس و دوست و یاور یک مرجع تقلید, همچنین تشکیک در اعتبار برخی حدایث که چندین قرن مورد وثوق و عمل برخی از مجتهدین و بزرگان دین واقع شده, و یا انکار و تشکیک در برخی روایت‌هایی که از صدر اسلام تاکنون در برخی منابع و عمل برخی جاری بوده.

    7.4- سلام کردن, اطلاق دوست یا الفاظ محبت‌آمیز به غیرمسلمان یا خارج شده از اسلام.

    در واقع تایید و تکذیب هر یک از موارد فوق در افراد مذهبی میتواند به مثابه سندی دال بر انحراف از دین یا نفاق یا کفر در حوزۀ عقیدتی برخی از روسا و تصمیم‌گیرندگان تلقی شده و موجب صدور حکم به دایرۀ امنیتی-اطلاعاتی خویش گردد.

    پس دلایل روشن بوده و براحتی قابل اخذ و نتیجه‌گیری مطابق با خواسته است, جانبداری از نظام و یا کار برای نظام با توجه به موارد 1-6 , در موعد مقرر دیگر قابل تاثیر نیست, تصمیم و صدور حکم با توجه به عقاید مذهبی و قوانین شریعت و ضرورت‌های شخصی-گروهی و یا مصلحت و گاه استخاره شکل میگیرد, فرد قادر به هیچگونه تلاش یا دفاعی از خویش نمیباشد زیرا که از بدو قرار تا اجرای حکم مطلقا در جریان امر واقع نبوده و کل ماجرا در پس پرده رخ میدهد.
    ادامه دارد…

    ———-

    نوشته ی خوبی ست حمید رضای گرامی
    سپاس

    .

     
    • ( آيا اخلاق و شرافت و وجدان و ميهن دوستی از آدمی طلب نمی کند که از چنين شخصيّت های بزرگی قدردانی کند. از دو انسان خردمند و ايران دوست و ترقی خواهی که خدمتگذار تر از آنها در سرتاسر تاريخ پس از عهد باستان تاکنون وجود نداشته!)
      اخلاق و شرافت و وجدان و ميهن دوستی؟!…دو انسان خردمند و ايران دوست و ترقی خواه؟!
      مهم نیست نویسنده کیست، مهم اینست که چه میگوید!
      هر چند که این نویسنده از جاهای مختلف تکه برداری کرده و آنها را ناشیانه بهم چسبانده باشد و جملاتی را دو بار تکرار کرده و فقط چند تا کلمه پس و پیش نماید!
      نمونه:
      (اپوزيسيونی که خود هيچ مرز و پرنسيپی را نمی شناسد، چگونه انتظار دارد که رژيم کشورش نظم و قاعده ای را به رسميّت شناسد. اپوزيسيون انگليس و هلند و دانمارک و فنلاند و سوئد و يا اصلآ نروژی که نفت دارد آخر چه زمانی رسمآ برای دولتهای بيگانه جاسوسی کرده اند، کی خواستار تجزيه ی کشور خود شده و کجا خواسته اند پادشاه خود را بکشند …)
      (اپوزيسيونی که خود هيچ مرز و پرنسيپی را نمی شناسد، چگونه انتظار دارد که رژيم کشورش نظم و قاعده ای را به رسميّت شناسد. اپوزيسيون انگليس و هلند و دانمارک و فنلاند و سوئد و يا اصلآ نروژی که نفت دارد آخر چه زمانی توده نفتی شده و با بی شرمی تمام خواستار دادن امتياز نفت شمال به کشوری بيگانه شده اند، آنها چه زمانی رسمآ برای دولتهای بيگانه جاسوسی کرده اند، کی خواستار تجزيه ی کشور خود شده و کجا خواسته اند پادشاه خود را بکشند …)

      این فرد اطلاع درستی از وضعیت دنیا و کشورها و سرزمینهای همسایه همزمان با تغییرات در ایران و همچنین نوع خواسته های مردم و انقلابات و چگونگی ظهور و بروز امیال تجدد خواهانه ندارد.
      همچنین نمیداند که وضعیت امروز ایران، بدون شک، خروجی عملکرد همان دو خردمند بزرگ! میباشد. مخصوصاً دومی.
      تا زمانی که شاه و ولی فقیه در ایران حکومت میکردند و میکنند. تا زمانی که آنها خود را تافته ای جدا بافته میدانند. تا زمانی که آنها بدنبال ترویج امیال نژاد پرستانه، قوم گرایانه و تمامیت خواهانه هستند. تا زمانی که مردم مانند چاکران و غلامان درگاه آنها هستند. تا زمانی که نویسنده اینگونه مطالب، کوته بین هستند و فقط نوک بینی خود را میبینند!؛ آش همان آش و کاسه همان کاسه است.
      در مورد عملکرد هر دو پهلوی، در گذشته مفصل گفته شده و نیاز به تکرار مجدد نیست.

       
  74. سلام و درود

    جنگ ایران و عراق درست مثل سناریویی از پیش آماده توسط قدرتهای بزرگ طراحی شد و 3 سال قبل از شورش ایران، پل امیل اردمن آنرا به صورت رمانی بنام« سقوط 79»
    منتشر کرد. دکتر حسین ابوترابیان هم آنرا به فارسی ترجمه کرد( لااقل ده بار آنرا خوانده ام ). همچنین تربیت جوخه های آدمکشی و نفوذ در ارتش شاهنشاهی بخصوص در میان همافران از سالها قبل از شورش کور ایران در کشورهای سوریه و لیبی
    در جریان بود که در کتابی بنام
    « پشت پرده های انقلاب ایران » که اعترافات جعفر شفیع زاده است با ذکر جزئیات تا مقطع پیروزی شورشیان و کمی پس از آن نوشته شده است.( دو کتاب به این اسم وجود دارد که هر دو به مقدمات شورش 57 پرداخته اند ولی منظور بنده خاطرات جعفر شفیع زاده است). تبلیغاتی از نوع تبلیغات
    آیت الله خمینی منجر به جنگ در میان دو کشور نمیشد. همانطور که سالها رادیو مسکو شاه را دست نشانده و مزدور امپریالیسم آمریکا مینامید و متقابلاً رژیم شاهنشاهی بشدت با افکار کمونیستی و چپ مبارزه میکرد و کمونیستها را مزدوران شوروی و کرملین مینامید بدون آنکه حتی تهدیدی لفظی صورت بگیرد، چه رسد به جنگی همه جانبه و تمام عیار؟ .
    صدام حسین هم میتوانست مقابله به مثل کند و ارتشیان ایران را به فرار یا کودتا تشویق کند. البته افکار مداخله جویانه و انعطاف ناپذیر آیت‌الله خمینی هم یکی از مواردی بود که طراحان اصلی بر روی آن حساب ویژه ای باز کرده بودند.
    غرض بنده آن است که مقدمات جنگی طولانی خود نیز، قدری طولانیست و نیاز به تغییر روحیه و فکر مردمی دارد که قرار است هیزم جنگ و طعمه مهمات تولیدی میلیتاریسم جهانی شوند و هشداری به دوستان اهل مطالعه بود که با هوشیاری بیشتری
    مطالعه کنند و نسبت به القائاتی که تحت عناوین نفرت نژادی و میهن پرستی و نژاد پرستی افراطی در فضای مجازی مطرح میشود، تنها شنونده و خواننده موافق و همراه نباشند و بیندیشند که چه کسانی و با چه اهدافی دلسوز نژاد ایرانی شده و قصد دارند انتقام کشته های 1400 سال پیش را از اعراب امروزی بگیرند؟ در قدیم معمولاً حدود یکصد سال طول میکشید تا تمام اسناد و مدارک جنگها و حوادث تاریخی از بایگانیهای سری خارج و در دسترس مورخین قرار بگیرد، با فرو پاشی رژیم بعث عراق بخش زیادی از اسناد آغاز جنگ فاش شده ولی باید منتظر افشای کامل اسناد طرف ایرانی، بخصوص اسناد طراحان اصلی جنگ بود که بعید است به این زودیها منتشر شوند.( هنوز اسناد جنایات قحطی جنگ جهانی اول در ایران، که به هلوکاست ایرانی معروف است منتشر نشده! ).

     
  75. استاد نوری زاد من همیشه ذهنم حول چند مسأله می‌چرخه و نمی‌دونم جوابشون چیه.مثلا : آن خون‌های به ناحق ریخته پس از فتنه ۵۷ اعم از وابستگان رژیم سابق و کشته شدگان دهه ۶۰ از مجاهد و فدایی و توده‌ای و عرب و عجم و شیعه و سنی و مسلمان و بهایی و یهودی و کشته شدگان جنگ تحمیلی و شهدای سال ۸۸ و ترور شدگان خارج از کشور و به خون خفتگان قتل‌های زنجیره‌ای و هر موردی که ما سراغ داریم که در این ۴۰ سال به ناجوانمردانه ترین شکل از پای درآمدند، آیا خون این هموطنان به هدر رفته است ؟ چه کسی باید جوابگوی این خون‌های به ناحق ریخته شده باشد ؟

     
  76. درود بر استاد گرامی نوریزاد عزیز. مطمینا خبرهای اعتراضات مردم اهواز هم بگوش شما رسیده و در جریان کامل ان هستید. مطمینا این اعتراضات در روزهای اینده گسترده تر میشد و خوزستان چون استانی مهم و منبع درامد حکامان ظالم هست انها مایل نبودند که اعتراضات همه گیر بشود و در این میان باز حکومت دست به دامان نقشهای شوم قدیمی خود شد این بار برای خاموش کردن اعتراضات و لازم بود حادثه دیشب اتفاق بیفتد و ان اتش زدن قهوه خانه و کشتن مردم بیگناه بدست عوامل خود.(سینما رکس ابادان) بهترین امنیت برای نظامهای سرکوبگر بیشتر کردن فضای امنیتی یک جامعه است که جمهوری ایلامی در این چهل سال استاد ایجاد این فضاها شده. امیدوارم ملت ایران هوشیار به مبارزات خود ادامه بدهند. پاینده ایران.

     
  77. با درود فراوان جناب نوریزاد گرامی.

    بنظر شما اگر این جامعه رهبر و دولت نداشته باشد بهتر اداره نمیشود؟.

    اکبر بابازاده:
    شفاف سازی بودجه برای اولین بار
    هموطن اگر اشکهایت جاری شد خودت را سرزنش نکن

    برنامه بودجه سال ۱۳۹۷ کشور

    سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
    ▫️۲۶۰ میلیاردتومان (صفحه ۱۷۴)

    وزارت جهاد کشاورزی
    ▫️۱۶۷ میلیاردتومان (صفحه ۵۶۹)

    وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی
    ▫️۱۶۲میلیارد تومان (صفحه۵۸۶)

    سازمان اورژانس
    ▫️۱۵۰ میلیارد تو مان (صفحه ۵۲۸)

    سازمان بازرسی کل کشور
    ▫️۱۲۸ میلیارد تومان

    جمعیت هلال احمر
    ▫️۱۲۵ میلیارد تومان(صفحه ۵۳۵)

    وزارت صنعت،معدن و تعاون
    ▫️۹۷ میلیارد تومان (صفحه ۵۹۳)

    وزارت راه و شهرسازی
    ▫️۸۱ میلیارد تومان(صفحه ۵۷۸)

    سازمان محیط زیست
    ▫️۵۷ میلیارد تومان (صفحه ۵۵۵)

    ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز
    ▫️۴۲ میلیارد تومان (صفحه ۵۳)

    سازمان غذا و دارو
    ▫️۳۳میلیارد تومان(صفحه ۵۲۹)

    سازمان امور شهرداری ها و دهیاری های کل کشور
    ▫️۲۱ میلیارد تومان(صفحه ۴۲)

    برنامه تامین دارو
    ▫️۱۶میلیارد تومان (صفحه۵۳۰)

    سازمان امور دانشجویان
    ▫️۱۱میلیارد تومان (صفحه ۱۷۱)

    سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور
    ▫️۱۱ میلیارد تومان (صفحه ۵۱۷)

    مرکز خدمات حوزه علمیه
    (خدمات به روحانیون و طلاب!)
    ۶۰۰ میلیارد تومان_صفحه ۱۹۶

    شورای عالی حوزه های علمیه
    ۴۴۰ میلیارد تومان _صفحه ۱۸۴

    جامعه المصطفی العالمیه
    ۳۰۰میلیارد تومان _صفحه ۲۰۱

    حق بیمه طلاب و روحانیون غیرشاغل
    ۲۹۶میلیارد تومان _صفحه ۱۹۶

    شورای سیاست گذاری حوزه علمیه خواهران
    ۲۵۸ میلیارد تومان _صفحه ۲۰۱

    نهاد رهبری در دانشگاه ها
    ۱۲۹میلیارد تومان_صفحه ۱۶۷

    شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی
    ۴۷ میلیارد تومان _صفحه ۱۸۴

    مجمع جهانی اهل بیت
    ۴۷ میلیارد تومان_صفحه ۱۸۹

    صندوق توسعه فرهنگ قرآنی
    ۴۰ میلیارد تومان_صفحه ۱۵۷

    مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی
    ۳۷ میلیارد تومان

    نشر آثار امام خمینی
    ۲۶میلیارد تومان_صفحه ۱۹۴

    راهیان نور
    ۲۲میلیارد تومان _صفحه ۹۹

    آستان مقدس امام خمینی
    ۱۸میلیارد تومان _صفحه ۱۹۶

    ستاد اقامه نماز
    ۱۸میلیارد تومان_صفحه ۲۰۰

    مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی
    ۱۶ میلیارد تومان _صفحه ۲۰۰

    مراسم ارتحال امام
    ۹ میلیارد تومان _صفحه ۱۹۶

    و اما فقط چند نکته تکان دهنده در بودجه کشور به عنوان نمونه:

    وقتی بودجه خدمات حوزه علمیه برابر است بامجموع بودجه ۴ وزارت خانه و ۳ سازمان بزرگ کشور(وزارت جهاد کشاورزی+ وزارت کار و رفاه+ وزارت صنعت و معدن + وزارت راه و شهرسازی + سازمان محیط زیست + سازمان شهرداری ها و دهیاری های کل کشور + سازمان امور دانشجویان) !!!
    .
    وقتی کل سهم سازمان غذا و دارو از بودجه سال ۹۷
    تنها ۳۳ میلیارد

    و حق بیمه طلاب و روحانیون غیرشاغل
    ۲۹۶میلیارد است

    یعنی۹برابر

    وقتی کل سهم “سازمان امور دانشجویان” از بودجه سال ۹۷
    ۱۱میلیارد
    ولی “مراسم ارتحال امام”
    ۹میلیارد بودجه می گیر د!!!

    وقتی در کشور ایران “جامعه المصطفی العالمیه” ۲۴میلیارد بیشتر از مجموع سهم های این وزارت خانه ها سهم میبرد:

    وزارت کار و رفاه اجتماعی۱۶۲میلیارد +وزارت راه و شهرسازی ۸۱ میلیارد +
    وزارت سازمان غذا و دارو ۲۶ میلیارد

    چه میزان می توان بیکاری جوانان+تلفات جاده ای، ترافیک، آلودگی+فقر مردم در برابر هزینه های بهداشت و درمان را بهبود بخشید؟

    و عجیب تر اینکه بودجه “جامعه المصطفی” بیشتر از بودجه وزارت کار و رفاه+ بودجه وزارت راه وشهرسازی+ بودجه سازمان غذا و داروست
    پس باید به حال خود و اهل وعیالمان وبه حال کشور بی پناهمان بگرییم
    ?

    لطفا برای عموم هموطنان ارسال شود!
    فقط به خاطر اصرار روحانی بر شفافسازی ردیف به ردیف بودجه اینو گذاشتیم.

     
  78. آقای نوری زاد

    من از آن دین بشدت بیزارم !

    آری بیزارم ….
    از آن دینی که بمن پیوسته درس لعن و نفرین بدهد بیزارم ؛
    من به دینی که اندیشه و ذهن مرا پر از خشم و نفرت نسبت به گذشتگان می کند کافرم !
    من از آن دینی که در کتابهایش بجای اعتلا بخشیدن رابطه میان خالق و مخلوق پر از قصه پردازیهای تاریخی گشته ،مرتدم !

    ✅ دین چیست ؟ مگر غیر از مسیری امن برای نزدیکی میان بنده و خدای اوست ؟
    من از آن دین که مالامال از افسانه این و آن است و هیچ نشانی از خدا در آن نیست بیزارم .
    من ازینهمه حجاب و دیوار که در صراط مستقیم افکندند،
    ازینهمه بت های رنگارنگ و قدیسان پر از دروغ و تزویر بیزارم !

    یاد و راه خدای را در پشت هزاران افسانه پوشالی و نیرنگ پنهان کردن تا ما خریدار بتها و زائران بتکده های آنان باشیم !
    خدایی را که از من بمن نزدیکترست, از ما گرفتند و در دورترین نقطه خیال بر بلندای « عرش دست نیافتنی» نشاندند و بجایش خدایگان دست ساز و معابد و حرم های خود ساخته شان را قالب نمودند تا هرگز پیام آن« اله واحد »را درک نکنیم که فرمود : «فقط مرا بخوانید تا اجابت تان کنم!!_ ادعونی استجب لکم »

    من از دینی که بخواهد میان من و معبودم واسطه و حجاب بگذارد بیزارم !
    در دین من ، اول و آخر فقط اوست.
    شنوا و بینا و قادر فقط اوست ،
    اجابت کننده و منجی ام هموست ،
    جز او هیچ نیست و من فقط بنده اویم !

    ✍️ عباس واحدیان شاهرودی
    ۱۴ / فروردین /۹۷

     
  79. حاج حسن یوسفی اشکوری*: آیا امام حسن خلافت را به پول فروخت؟
    مش قاسم: نه، فقط پول نبوده، تعدادی نرم افزار هم در معامله رد و بدل شده بوده.

     
    • بنظر می رسد مش قاسم اگر بجای مزه پراکنی در مقام تحلیل تاریخ به همان گزینش و دست کاری اخبار ادامه دهد برایش بهتر باشد.

       
      • آهای جناب مش قاسم ! حواست باشه !انگشت توی سوراخ زنبور نکن ! شیخ قم نشین ! ناراحت میشه

         
  80. یکی از انتقادات شخصیتهای نواندیش دینی به باور عمومی مردم شیعه مذهب این بوده است که آنها از منش و تفکر امام علی چیز زیادی نمی دانند ومبتلا به شعار هستند تا شعور. گفتن این حرف و داشتن چنین ادعائی البته در انحصار نواندیشان نیست بلکه خود روحانیون سنتی و حتی مرتجع نیز دارای چنین ادعائی هستند . ولی گویندگان این کلام هیچگاه توضیح نمیدهند پس این امامی که هیچ کس او را نمی شناسد و کارهای ما هم هیچ شباهتی به او ندارد چگونه میتواند الگوی ایمانی و یا حتی سیاسی ما باشد؟
    شریعتی میگفت علی حقیقتی بر گونه اساطیر است و ما با علی ویژه از نگاه شریعتی آشنا شدیم .با مردی که جمیع همه اضداد و خصوصیات عالی انسانی و در عین حال انقلابی است.با شخصیتی آشنا شدیم که شریعتی به نام او شیعه را یک حزب تمام نامید. وقتی خمینی آمد ما با “علی” دیگری هم اشنا شدیم که البته چندان هم بیگانه نبود. علی ویژه امام راحل بازوان آهنی داشت و 700یهود بنی قریظه را در یک روز گردن زد و آه از نهاد بینان گذار جمهوری اسلامی در اورد که افسوس که انقلابی عمل نکرده.
    اما در ورای این انواع “علی” یک “علی” دیگر هم هست که کاملا از نگاه این بزرگواران پنهان است و کسی طرف این جنبه او نمیرود. اگر نهج البلاغه را به روایت دوستان ملاک ارزیابی افکار “علی” بدانیم، ما در فرازی از آن با شخصی مواجه میشویم که هیچ حق مومنانه برای کسی قائل نیست و در تفکری ورای زمان خویش به برابری ذاتی انسانها به لحاظ خلقت قائل است. او در زمانی این حرف را در فرمان مالک اشتر میزند که بر خلاف دیگران که برای آمدن بر سر قدرت از این حرفهای خوب میزنند، بر سر قدرت است و واقعا باور خودش را میگوید. این بینش و کلام به این معنی هم میتواند باشد که اگر بر فرض حکومت علی را حکومت دینی هم بدانیم، در این نوع از حکومت دینی ، شهروندان بخاطر باورشان و حتی کافر بودنشان نباید مورد تعرض حکومت باشند و علاوه بر آن ،آیمان دیگر آنها نیز نباید منجر به از بین رفتن حقوقشان بشود.
    در کنار این دید بلند، ما با شخصیتی مواجه میشویم که برای قرآن به اعتبار ابزاری برای فساد ارزشی قائل نیست و در جنگ صفین قرآنهای بر سر نیزه را ورق پاره هائی بیش نمیداند و در جای دیگری اجازه نمیدهد که برای مذاکره با خوارج قرآن خوان از قرآن استفاده شود چون میداند که براحتی میتواند با تفسیرهای مختلف مشکل را بیشتر کند. او بخوبی میگوید که در حل مشکلات چندان به قرآن نباید دل بست چون میتواند به راحتی با نیت افراد مورد تفسیر و بهره برداری قرار گیرد.
    ما به امام علی میتوانیم از زوایای مختلف نگاه کنیم ولی بسیاری از این مباحث کمکی به حال ایرانیان و شیعیان نیست. ما امروز به نگاه انسانی “علی” نیاز داریم و میتوانیم بقیه مسائل و سئوالات را بدست تاریخ بسپاریم چون واقعیت این است که هیچ روایتی از تاریخ اسلام چندان مورد اعتنا نیست که بخواهیم وقت و انرژی ملتی را صرف آن کنیم.
    امروز ولایت فقیه با رفتارهای ظالمانه خود در راهی گام بر میدارد که با همین چند آموزه “علی” در تضاد است.پس اگر شیعیگری ولائی را نوعی بدعت ویرانگر در باور دینی مردم بدانیم راه خطا نرفته ایم.

     
    • سلام بر باصفای گرامی
      مطلب خوبی بود ولی در مورد مواجهه با خوارج فرمودید:”جای دیگری اجازه نمیدهد که برای مذاکره با خوارج قرآن خوان از قرآن استفاده شود چون میداند که براحتی میتواند با تفسیرهای مختلف مشکل را بیشتر کند. او بخوبی میگوید که در حل مشکلات چندان به قرآن نباید دل بست چون میتواند به راحتی با نیت افراد مورد تفسیر و بهره برداری قرار گیرد.”در حالیکه موضوع عکس بود و خوارج در زمانیکه مدعی قرآن بودند با اعلام وساطت قرآن در منازعات فی مابین اعلام کردند ملاک بحث قرآن نیست( زیرا به سان امروز که چنین است می توان از آن تفاسیر مختلفی خارج کرد.) از سویی دیگر علی ابن ابیطالب فصاحت کلام بالایی داشت و آشناترین افراد به قرآن بود چنانکه خود می گوید آیه ای نیست که ندانم شب نازل شده یا روز و به چه سبب نازل شده و…و این چندان به مذاق طرف مقابل خوش نمی آمد.ولی نقد وارد بر علی در سخنان دیگر اوست که در جایی جنگ صفین را سبب جدایی عده ای از بهترین یاران خود می داند(دقیقا منظور همین خوارج است)و در جایی دیگر حاضر است یک تن از یاران معاویه را با ده تن از یاران خود معامله کند!این دو مورد که شیعیان از آن به عنوان اسناد مظلومیت علی ابن ابیطالب یاد می کنند دقیقا نقطه ضعف یک فرمانده است که منجر به جدایی جمعی از بهترین یاران او یا بهتر بودن یاران طرف مقابل می گردد.بحث در این باره بسیار است که این سایت ظرفیت آن را ندارد.
      موفق باشید

       
      • سلام بر آرتین گرامی..در رابطه با مذاکره با خوارج این نقل تاریخی وجود دارد:
        امام به ابن عباس فرمود: «لَا تُخَاصِمْهُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّ الْقُرْآنَ حَمَّالٌ ذُو وُجُوهٍ تَقُولُ وَ یَقُولُونَ وَ لَكِنْ خَاصِمْهُمْ بِالسُّنَّهِ فَإِنَّهُمْ لَنْ یَجِدُوا عَنْهَا مَحِیصاً؛ به وسیله آیات قرآن با خوارج مناظره مکن، زیرا قرآن کتابی است که می توان آیاتش را با احتمالات و توجیهات گوناگون معنی کرد، تو چیزی می گویی و آنها چیز دیگر (و سخن به جایی نمی رسد) ولی با سنت پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم) با آنها بحث کن که در برابر آن پاسخی نخواهند یافت

        با سپاس از دقت نظر شما

         
    • جناب باصفا،با پوزش در مورد معرفت و شناخت ساحت شخصیت امام علی علیه السلام مغالطه کردید،مقصود از عدم شناخت بلندای شخصیت مولی علی علیه السلام که بتعبیر آن شاعر عرب “جُمِعَت فيه الاضدادُ”يعني بلندای شخصیت جمع الجمعی علی چنان عظیم است که گویا اضداد که بلحاظ فلسفی قابل اجتماع در موضوع واحد نیستند در این شخصیت جمعند،این بوده است که بدلیل همین جامعیت و بزرگی و ذو ابعاد بودن ایشان،شناخت و معرفت کامل او میسور نیست،پس مقصود این نیست که هیچکس هیچگونه معرفت بالوجه یا اجمالی به سجایای علی و ابعاد شخصیتی ایشان ندارد.از باب مثال این دو یا سه ویژگی که معلوم اجمالی شما بود و به آن اشاره کردید معلوم برای دیگران نیز هست.

       
      • آقا سید..با سلام..حال که شما همین چند نکته جناب باصفا را قبول دارید میشود بفرمائید که توجیه فتوای رهبری و مراجع علیه بهائیان که انها را از ابتدائی ترین حقوق در جامعه که کار و تحصیل است محروم میکنند چیست؟ آیا این عمل مراجع تقلید و رهبر با نکته ای که جناب با صفا ار امام نقل کرده تطابق دارد یا نه؟ آیا اگر علی امروز در بین ما بود با بهائیان همین رفتار را میکرد؟

         
        • سلام عثمان گرامی من نگفتم با کلیت مطالب باصفا موافقم،گفتم آن خصائصی که ایشان اشاره کرد در برخی کلمات حضرت مثل آن بخش معروف از عهد نامه به مالک اشتر نخعی در باره لزوم مراعات عدل و انصاف نسبت به افراد جامعه و باصطلاح امروزی شهروندان که فرمود :ْ ..وَ لَا تَكُونَنَّ عَلَيْهِمْ سَبُعاً ضَارِياً تَغْتَنِمُ أَكْلَهُمْ فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي الدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْق‏…
          یعنی ای مالک هنگامی که بعنوان والی بر مردم مصر مسلّط شدی،رفتار تو وقت حکمرانی همچون درّندگان آزار رساننده به موجودات دیگر نباشد که از هر فرصتی برای دریدن و خوردن دیگران بهره می گیرند،چون مردمی که تو بر آنها حکم می رانی از دو صنف خارج نیستند:یا برادران دینی تو هستند (مسلمان و مومنند) یا اگر هم مسلک تو نیستند ولی در خلقت با تو همسان هستند (یعنی آنان نیز انسانهایی مثل تو هستند)…
          البته این بخش از نامه حکمرانی مولا علی یکی از بخشهای درخشان و عدالت خواهانه از این نامه است که در نهج البلاغه و دیگر منابع روایی وارد شده است و اشاره به این دارد که حکمران اسلامی باید حقوق شهروندی شهروندان غیر مسلمان را نیز مراعات کند.البته مساله فتوا به نجاست یا طهارت و چیزهایی از این قبیل تابع مبادی و مبانی فتواهاست و ربط ماهوی با لزوم مراعات حقوق متعارف شهروندان ندارد.ضمن اینکه باید به این نکته توجه کرد که در جمهوری اسلامی کسی بصرف بهائی بودن مورد مواخذه قرار نمی گیرد بلکه موارد خاص برخوردهای قانونی باز می گردد به تخلف آنان از قوانین کشور و نقض قوانین یا ارتباط با بیگانگان،در واقع بهائی بودن فی نفسه جرم نیست اگر تخلفات دیگری در کار نباشد.

           
  81. مطالب این سایت مدتهاست که دیگر چیزی به کسی اضافه نمی‌کند و در بیشتر مواقع بجز تخلیه‌ی عقده‌ها و حسرت‌ها و بیان آرزوهای بر باد رفته و زندگی‌های نابود شده و تف و لعنت این به آن و آن به این، هیچ ثمر دیگری ندارد. به جای این همه نقدهای از سر بغض و تعصب، چیزی بگویید که بر دانش و آگاهی مخاطبان هم تآثیری بگذارد، به قول نوری زاد بجوری که وقتی از سایت خارج می‌شویم احساس کنیم وزنمان بیشتر شده و بر انبان دارایی‌های فکری و ذهنی‌مان چیزی اضافه شده است. من نمی‌دانم واقعآ سید مرتضی و مزدک همین‌ها را در چنته دارند!؟ من که حقیقتآ نه در انبان بی‌دینی مزدک چیز خاصی یافتم و نه در سبد دینداری سید مرتضی میوه‌ای شیرین. باور کنید مطالب این سایت از روح تشنه‌ی آدمیان در جستجوی حقیقت دارد فاصله می‌گیرد. این دیگر چه جور بحث و دیالوگی است!؟ کافی است که نظرات را مروری دوباره کنیم، فقط نوع فحش‌ها و ناسزاها فرق کرده است و محتوا همان است که بود. جناب سید مرتضی مگر اتلاف وقت و عمر در دین شما مذموم نیست؟ یعنی شما بجز جر و بحث با مزدک و تحقیق در اسناد فقهی گذشتگان چیز دیگری برای عرضه ندارید؟ در رابطه با امر قدسی و راز و نیازهای عاشقانه‌ی‌تان تا کنون هیچ چیز خاصی ندیده یا نشنیده‌اید!؟ یا هنوز آنقدر آشنا نشده‌ای تا رمزی بشنوی!؟ جناب مزدک شما چطور؟ در لحظه‌های می‌خوارگی و تهی شدن جام‌ها چیزی بجز نعره‌های مستانه و سردردهای بعد از مستی نصیبت نشده است!؟ داستایفسکی که عاشق قمار و مشروب بود، کتاب‌هایش را بخوان و ببین به چه چیزهایی می‌اندیشیده و دغدغه‌هایش چه بوده است؟ موراکامی که در یک بار فروش مشروب کار می‌کرده و دوبرابر شما مشروب دیده و خورده، کتاب‌هایش را خوانده‌ای؟ بدون تعارف بگویم تو و سید مرتضی همچون کودکانی هستید که خودشان را با توپ‌های رنگی بر سطح آب، مشغول کرده‌اند و با آنها همدیگر را هدف می‎گیرند؛ البته که عده‌ای هم از شیرین‌کاری‌ها و جاخالی دادن‌های گاه و بی‌گاه شما غرق شادی می‌شوند؛ اما بدانید آن چیزی که دارد از میان سرانگشتان تغافل شما می‌گذرد و هدر می‌رود، زمانی است که هرگز، هرگز باز نخواهد گشت و شما هم اگر این‌گونه ادامه دهید، هرگز نخواهید دانست که زیر پایتان، در اعماق آب‌ها چه خبر است.
    دوستان عزیز حاضر در این سایت، از شما هم خواهش می‌کنم که دیگر با مثبت و منفی دادن به اینها، آنها را در این اتلاف وقت خودشان و خودتان تشویق نکنید، بیایید اینجا از کتاب، فیلم و یا صحنه‌ای که دیده‌اید و شما را تکانی داده چیزی بنویسید و یا اگر در لحظه‌های ناب تنهایی و اندیشیدن، چیزی بر شما کشف شده با هم در میان بگذاریم و بر محتوای فکری این سایت بیفزاییم. باور کنید هیچ راه نجاتی برای وضعیتی که در آن گیر افتاده‌ایم نیست؛ مگر با افزودن بر آگاهی، دانش، شعور و معرفت.

    از خودم شروع می‌کنم،چند وقت پیش فیلمی دیدم با عنوان کالواری (calvary) که داستان زندگی یک کشیش را به تصویر می‌کشد، آن هم در
    زمانه ای که مردم به خاطر بی‌اعتمادی به نهاد کلیسا و جنایاتی که بعضی از کشیشان در گذشته در حق آنها کرده‌اند، به شدت دین‌گریز شده‌اند؛ اما نکته‌ی تراژیک ماجرا آنجاست که این مردم به شدت سردرگمند و هیچ مآمن و پناهی برای رنج‌ها و دردهایشان نیست. این کشیش مهربان که پی به موقعیت رنج‌زای آنها برده است تمام سعی‌اش را می‌کند تا مگر اندکی از رنج روحی آنها کم کند؛ اما…
    (ممکن است این فیلم را دیده باشید، اگر ندیده‌اید، حتمآ ببینید)

    کتابی هم خواندم به اسم صحرای تاتارها، نوشته‌ی دینو بوتزاتی که واقعآ جزء شاهکارهای ادبیات داستانی است. فیلمی هم بر اساس آن ساخته شده که قسمت‌هایی از این فیلم در ارگ بم فیلم‌برداری شده است که از نظر من اصلآ نمی‌تواند جای مطالعه‌ی این کتاب را بگیرد؛ چرا که توصیفات بی‌نظیر این کتاب را نمی‌شود به تصویر کشید. اگر این کتاب را نخوانده‌اید حتمآ بخوانید تا دریابید که اگر بدون آگاهی وارد قلعه‌ی انتخاب‌هایمان شدیم، وقتی از آن بیرون می‌زنیم هیچ‌کاری از دستمان بر نمی‌آید، مگر اینکه بر عمر تلف شده حسرت بخوریم.

     
    • کتاب خوان گرامی ممنون از منبر وعظی که بر آن نشستی،ما مشتاق هستیم که شما که کم پیدا هم هستید تشریف داشته باشید و چنته پر خویش را جهت بالا بردن آگاهی ها در این سایت خالی کنید،منتها توجه کنید که میزان و نوع آگاهی ها را تنها سلیقه و علاقه شما تعیین نمی کند مثل همین مواردی که از آن سخن گفتید مثل فلان فیلم یا فلان کتاب خاص،از شما انتظار می رود بجای ژست منبر وعظ و خطابه فرادستانه، فقط از آنچه که مورد علاقه و توجه و اهتمام شماست برای دیگران بنویسید و آنرا در معرض نقد دیگران قرار دهید و با شلتاق کردن های کودکانه مطالب یا علائق دیگران را مورد تحقیر یا بی اعتنائی قرار ندهید.
      در مورد مجادلات کلامی توهین آمیز و تندی ها تاحدی حق با شما هست اما در عین حال سعی کنید با بررسی دقیق تر اینرا در یابید که در اینگونه منازعات فرد مورد نظر است که با کاربرد الفاظ فحش و توهین به اشخاص و عقائد دیگران را تحریک به پاسخگوئی می کند و بنده در توهین کردن پیشقدم نبوده ام.

       
  82. وقتی‌ این نوری همدانی و ناصر مکارم حرف میزنن، خیال می‌کنن دنیا یه خورده بفهمی نفهی از قم بزرگتره و چون قم خیلی‌ خیلی‌ خیلی‌ بزرگه، پس وقتی‌ این دو نفر حرفی‌ میزنن همهٔ دنیا که قدری از قم بزرگتره گوش می‌کنن که ببینن ، آدمای دربار اون همیشه متوهم چی‌ میگن. جدا به بیان این جمله توجه کنید و مجسم کنید این نوری همدانی خود را در چه کهکشان و عآلمی فرض کرده زمانی که این جمله را از دهنش پرتانده بیرون، چیزی مثل آدامایی که هر جا خواستند آب دهان خود را سرازیر می‌کنن. این تازه مرجع تقلیدشون هست‌ها که می‌‌گوید: ” مسئولان با حمایت کافی از فلسطینی ها مبارزه با اسرائیل را مدنظر قرار دهند” . ای خاک عالم کجایی!؟
    ای از همه جا بی‌ خبر جا مانده و وا خورده در عصر حجر، همین که کسی‌ در حد و اندازه و قد و قواره تو نام و لباس مرجعیت را یدک می‌‌کشد و ۴۰ سال است اینطور مشغولتان کرده ا‌ند و ملتی را غارت و ریخت مملکتی را به چند صد سال پیش عقب رانده ا‌ند و فاجعه پشت فاجعه برای ایران و ایرانی رقم زده ا‌ند بدست شمایان بعنوان عوامل و اجامر خویش، ( و چه فرق می‌‌کند عوامل و اجامر مستقیم یا غیر مستقیم دشمنان ایران و ایرانی بوده باشید که نفس عمل و حاصل و نتیجه کارتان چیزی جز کشتار و غارت و ویرانگری‌های بیشمار برای ایران و ایرانی به همراه نداشته است؟) ،مگر همه و همه شاهکار پیروزی دشمنان ایران و ایرانی بدست شمایان و از طریق شما‌ها نبوده است؟

     
    • جناب نوید نمیدانم چند سالته ولی بنظرم خیلی گنده تر از دهان سخن می گوئی یا می نویسی،از نوشته هایت خامی در پندار و گفتار آشکار است و مطالبت ارزشی جز شجاع نمائی و ترشروئی گوشه یک سایت سیاسی منزوی ندارد.

       
  83. ببین سید مرتضی، در زمانهایی که آن جنگ‌ها ( که ناشناس گرامی‌ آنها را قطار کرده است) واقع شده ا‌ند که مثل زمان رویداد‌های کربلا یا زمان حمله بربر‌ها به ایران نبوده که آنهمه دوربین‌های فوق پیشرفته فیلم برداری و عکاسی مثل نقل و نبات دست همه مردم عادی بوده، چه برسد به دست هزاران خبر نگار حرفه‌ای حاضر در همهٔ صحنه‌های واقعه کربلا و حمله بدوی‌ها به ایران. و اگر امثال باقر مجلسی آمده ا‌ند با آن دقت و وسواس همه فیلم‌ها و گفتگو‌ها و مصاحبه‌های ضبط شده از صحرای محشر و کربلا و شبیخون بربر‌ها به ایران و بشمار و بشمار را عینا و دقیقا در خیلی‌ خیلی‌ مجلد پیاده کرده ا‌ند محض این بوده که دقیقا با خبر بوده ا‌ند که روزی روز گاری می‌‌رسد که شاهان صفوی خائن همه آن فیلم برداریها را نابود می‌‌کنند و ایرانیان همیشه شیعه را با هر قتل عام و به هر قیمتی هم که شده ولو نصف ایران از ایران جدا شود که شد، ایرانیان را وادار و مجبور و ناگیر می‌‌کنند که سنی‌ شوند. تاریخ آن جنگ‌ها داخل همان فیلم‌ها بوده که حاج کل مش باقر مجلسی همه را در کلی کتاب نوشته و به کتابخانه سلطنتی دولت فخیمه انگلیس هم گویا مقداری متنابهی کپی در همان زمان‌ها که دستگاه‌های کپی فوق پیشرفتهٔ کنترل از راه دور، در اختیار داشته ا‌ند را به سفارت انگلیس در ایران از طریق حوزه‌های علمیه خیلی‌ قدیم تقدیم کرده ا‌ند.

     
  84. ای به خدا، به پیر ، به پیغمبر به هر که می‌‌پرستی یا نمی‌‌پرستی، به هر چی‌ اعتقاد داری یا نداری اما و اما شما‌ ای عزیزی که از سرمایه شکوهمند شرف برخورداری اگر “به دست آهن تفته کردن خمیر ” را راه و رسم و مرام و شیوه زندگی قرار داده‌ای یا دادی ممکن است دیر و زود داشته باشد اما ندای شرف و وجدان وادارت می‌‌کند موضع “مصلح ” گرامی‌ را بگیری گر چه آخوند باشی‌ زیرا که لحظه‌ای کار و شکوه و تقدس کشاورزی را به عمری پلو چرب و گرم امیر خوردن ( بخوانید خامنه ای) را توام با پذیرش ناگزیر اوجی از ذلت و کرنش و بردگی و غلام بارگی در برابر “امیر” خونخوار و غارتگر و مطیع اوامر پوتین، که امثال حداد عادل زبون و ذلیل و خوار خود فروش و وطن فروش،انواعش را در خود انبان کرده ا‌ند و تلاش مذبوحانه نیز در شایع و رایج کردن آنها ،معامله نمی‌‌کنی. درود بر مصلح!

     
  85. باسلام برآقاسيدمرتضاي گرامي

    وبرباصفاي گرامي زيدعزه

    ونوري زاد مكرم دامت بركاتهم

    اعدلوا هواقرب للتقوي

    اينكه جناب رهبر زل زده به رخ مردم دروغ مي گويد. اين جمله خبري درآن هيچ شك وريبي نيست كه رهبر دروغ مي گويد كجاي ايران آزادي بيان وآزادي رسانه اي افشاگرانه فسادهاي سيستماتيك ودزدي واختلاس هاي كذائي وقتل وكشتارظالمانه وجود دارد ؟

    مسؤول همه اين فسادها وقتل وغارتها وكشتارها درزندان وخيابانها، شخصا رئيس حكومت ج والف است كه جناب سيدعلي خامنه اي باولايت مطلقه اش برعهده دارد.
    واين مسأله مبرهن وآشكاراست كه ايشان مسؤول همه فجايع وفسادها ودزدي هاوغارتهاواختلاسها وكشتارها وزندانها وشكنجه هامي باشد.

    بعنوان مثال زنده ،آن ياشارسلطاني است كه فسادهاي سيستمي قاليباف را درشهرداري وبذل وبخششهاي املاك نجومي را افشا كرد ،عوض تشويق او گرفتند انداختند توي زندان.

    واين نجفي شهرداراست كه غارتهاي قاليباف رادرشهرداري دوازده ساله اش راليست كرد وداد به قوه قضائيه عوض بررسي فسادقالي باف برنجفي فشار آوردندكه مجبور به استعفا شده است به بهانه جرم شركت درجشني كه دختران نابالغ درآن رقصيده اند.

    وموارد كشتار مردم معترض درخيابان ها وزيرشكنجه دربازجوئي ها همانند ستاربهشتي وكاوسي ومحمدراجي درويش وديگرمعترضان برفساد خامنه اي آدمكش، باحمايت خامنه اي اين كشتارواقع شده است خامنه اي بفرض اينكه ولايت داشت دراولين كشتارش درقتلهاي زنجيره اي وكهريزك ازولايت ساقط شد وخودبخودمنعزل گشت وبعداز آن حكومتش غاصبانه وقلدرانه است ديگرچه ساختارحقوقي مانده است كه قابل دفاع باشد.

    به نامه جناب سيدمصطفي تاجزاده مراجعه كنيد كه درجواب احمدتوكلي نوشته اند درآنجا مستندا آقاي خامنه اي را استيضاح مفتضحانه كرده اند وهمه خطاهايش راكه دخالت هاي فراقانوني وغيرقانوني وي راتك تك شمرده اند وصداي نعره هاي سايت نسيم ورجانيوزرا درآورده بود كه به قوه قضا دستورجلب تاجزاده راصادر مي كردند همراه بفحاشي هاي افسارگسيخته وچاله ميداني بود.

    جناب آقاسيدمرتضي دام عزه سخن باصفاي گرامي صحيح ومنطقي وعقلائي است كه رئيس حكومت مسؤول همه فجايع ومفاسدكشوراست ؛ديگردفاع ازروش ومنش وافعال وكردار خامنه اي ازسوي شما جاي مزيدتاسف من مسكين شده است كه چشم بسته وياازروي تعصب دفاع بي رويه وغيرعقلائي ازوي داريد. بااينكه مي دانم ازخبرهاي جنايتكارانه وي خبرداريد ،بيشتر تاسف مي خورم.

    جناب ،بايددرفكرحكومت دموكراتيك سكولار باشيم كه هرچند من مسكين چندسال پيش باآن مخالف بودم ولي چاره كار كه ازظلم طاغوت شاهخدائي وي برهيم همين است؛بايدرفراندم عمومي وهمه پرسي درتعيين نوع حكومت دير يازودانجام شود .
    دين ومتصديان دين به حكومتداري دخالت نكنند ودين رابه استخدام خويش نگيرند وظلم وستمهاي ناجوانمردانه رابنام برنامه ديني ودين اعمال نكنند وغارت هاي بي شماررا انجام ندهندكه پاسخگوهم نباشند، مسؤول بايد شفاف وپاسخگوباشد نه توجيه گر وياساكت ودرزبگير فسادوجنايات خودي هايش باشد واماخطاي غيرخودي را يابه تهمت ويافي الواقع وباپيازداغش علم شنگه درست كند ودررسانه هايش گوش فلك راكركنند ورقيب را بااتهام فتنه گري درحصروحبس زنداني وشكنجه دهند.
    وسياست هاي بين المللي بايد عاقلانه وخردورزانه ودورانديشانه باشد نه متوهمانه امپراتورانه ودخالت درامورداخلي كشورهاي ديگر وخرج هاي مالي وفداي نفس هاي محترم گول خوردهنمايندوباخرج هاي گزاف سي وشش ملياردي درآنجاها بدون رضايت ملت خرج كنند كه پوزهم بدهيم كه باسياست امريكا درمنطقه مقابله كرده ايم وازاين طرف فقر وبدبختي هاي ناشي ازآن درداخل كشور به انواع واقسام فجايع جلوه گري نمايند.والسلام علي عبادالله الصالحين
    مصلح

     
  86. بله اصلاح طلبان محافظه کار شده اند.

    آقای نوری زاد میشه بگید چرا؟

    ————

    علیرضای گرامی
    من خود سه عامل در محافظه کار شدنِ اصلاح طلبان یافته ام
    یک: ترس
    دو: منافع
    سه: شریک بودن و سهیم بودنشان در برآمدنِ بسیاری از مفسده های بنیادین در این نظام

    .

     
    • سلام نوري زاد نيمه گرامي

      جواب اين ايرادسه گانه شمابراصلاح طلبان را،جناب سيدمصطفي تاجزاده ديروز دريك ويدئوي 14 دقيقه اي داده اند كه جواب ازسوآل هائي درموردرفراندم باتكيه براصل 59 واصل27 قانون اساسي درمصاحبه آنلاين ويديوئي . لطفا به كانال تلگرامي فرداي بهتر تاجزاده مراجعه بفرمائيد .
      مصلح

       
  87. موضوع تشیع و اصرار و یا تبلیغ آن را میتوان از زاویه غیر دینی هم بررسی کرد. در زمان حاضر بدلیل مشکلاتی که باور شیعی از طریق حکومت برای ایرانیان درست کرده،بحث رفروم در شیعه نیز پر طرفدار شده وانتقاد به روحانیون و مشی آنها نیز مورد توجه قرار کرفته. ولی سئوال این است که اگر ما روحانیون را به بازنگری در شیوه تفکر و زندگی خود نیز وادار کنیم آیا مشکلات ما بر طرف میشود؟
    خارج از بحث شیعه و شیعه گری، اگر این تفکر و مذهب را در منطقه خاورمیانه در نظر بگیریم که تقابل مخامصه آمیز سنی و شیعه در آن سابقه ای طولانی دارد و شاید بشود گفت که تعداد تلفات ناشی از این تقابل کمنر از یک جنگ گسترده منطقه ای ویرانگر نیست، در اینصورت باید فکر دیگری کرد.
    تبلیغ شیعه گری و یا ایجاد حکومت شیعی به هر اسم وعنوان، در حقیقت اعلام جنگ به سنیان خاور میانه است و نتیجه اش این است که خود رهبری ایران که سردمدار مسئله سازی با اهل سنت است و در داخل نیز بنام باور شیعی سایرین از جمله بهائیان و شیعیان دگر اندیش را هم به ستوه آورده،ناچار است هر چندگاهی راجع به احترام به آنها حرفی بزند. از سوی دیگر همین اصرار بر وحدت شیعه وسنی یعنی مشکلی جدی و خطرناک وجود دارد.
    اینکه تاریخ خاورمیانه به قبل از پیدایش شیعه وسنی و بعد از آن تقسیم میشود بی دلیل نیست.
    راه نجات خودمان وخاورمیانه پیدا کردن راهی برای اتحاد وهمکاری همه این ملتها بر اساس منافع مشترک است و بی تردید تشییع و تسنن راه حل هیچ مشکلی نیستند.

     
    • هدف از این استدلال که بر پایه ها یا مقدماتی نادرست استوار است،نفی حکومت دینی و اثبات سکولاریسم است.یک پایه یا مقدمه ناصحیح این استدلال این است که برخلاف گمان نویسنده “تبلیغ شیعه گری و یا ایجاد حکومت شیعی به هر اسم وعنوان، در حقیقت اعلام جنگ به سنیان خاور میانه” نیست،فعلا مصداق منحصر یعنی جمهوری اسلامی ایران محور گفتگوست،کسانی که می گویند ایجاد حکومت شیعی یا تبلیغ محتوای تشیع که از نظر ما اسلام راستین است،اعلان جنگ به سنی های خاورمیانه است ،نشان دهند جمهوری اسلامی ایران برحسب قانون اساسی آن و برحسب قوانین عادی آن،و برحسب اظهارات رهبران و تئوریسین های آن کی و کجا حین پیدایش این نظام “اعلان جنگ با اهل سنت”را کرده اند،این اتهام بزرگی است که باید آنرا اثبات کرد و بدون اثبات چنین تهمت بزرگی آنرا نمی توان پایه یک استدلال برای حقانیت سکولاریسم یا لاحقانیت حکومت دینی قرار داد.نخیر جمهوری اسلامی برآمده از رای و خواست اکثریت مردم ایران نه مفهوما معادل ستیزه و جنگ با سنی گری یا اهل سنت است و نه چنین چیزی در سخنان رهبران آن بوده است و نه در قوانین آن چنین چیزی وجود دارد،پس این صرفا یک تهمت فاقد دلیل است.علاوه بر این،اگر ایجاد یک حکومت شیعی معادل اعلان جنگ با اهل سنت است پس باید حکومت هایی هم که توسط اهل سنت در کشورها و جغرافیاهای مختلف ایجاد شده اند نیز همه اعلان جنگ به شیعه و شیعیان باشد! و چنین نیست.مضافا اینکه چنین سخنی بر خلاف دموکراسی و اراده و اختیار مردم این سرزمین است،چون مردم ما با نفی حکومت پادشاهی و ایجاد نظام دینی در صدد جنگ با هیچ کشور،فرقه یا طائفه ای نبوده و نیستند.
      در مورد” تبلیغ شیعه گری”نیز همین سخن ساری و جاریست،اینکه شیعه و شیعیان مذهب خود را حق بدانند و بر اساس استدلال های محتوائی درون دینی مذهب خویش را ترویج کنند،اعلان جنگ با اهل سنت است؟! بنابر این استدلال ،پس اهل سنت نیز که در مناطق مختلف جهان و در شهرهای مرزی ایران با صرف هزینه های گزاف ترویج سنی گری می کنند، اعلان جنگ با شیعه و شیعیان کرده اند! گوینده این سخن ملتزم به چنین لازمی هست؟ این در حالیست که ترویج و توضیح مبانی و ساختار مذهب با بحث های کلامی و تاریخی یکی از خصوصیات درون دینی و درون مذهبی است و بحث های کلامی در این زمینه ها هرگز بمعنای اعلان جنگ نیست.
      وحدت بین شیعه و سنی نیز که یکی دیگر از مقدمات و مبانی این استدلال ناتمام است،بمعنای تکیه بر مشترکات دینی و ایجاد وحدت تحت یک بلوک اسلامی در برابر دشمنان اسلام یعنی صهیونیزم و امپریالیسم که بدنبال استعمار ،نفع کشی و بهره برداری و غارت منابع سرزمینی مسلمان است و چنین ندائی بمعنای هشدار و بیدارباش در برابر دشمن واحد و مشترک است نه اینکه فی نفسه بین شیعه و سنی مشکل خطرناکی وجود دارد.

       
  88. آرتین ایران

    سلام بر ناظران گرامی
    حکومت دینی و سردمداران آن که در این سالها به کرات شاهد بی کفایتی و سو مدیریت از ایشان بوده ایم تنها چیزی که آموخته اند فرافکنیست.ایشان هرگاه در کنجی به گیر می افتند سعی در فرافکنی داشته با کد اشتباهی که به مردم می دهند آنان را از مشکل اصلی دور کرده و به کاری غیر موضوع اصلی سرگرم می دارند.مثلا یکی از کارهایی که ایشان در این سالهای اخیر به کرات کردند و اینک تا میزان بسیاری رنگ باخته ایجاد حصرها و محدودیتهای فرمالیته برای شخصی نظیر محمد خاتمی بوده که با اندیشیدن در وضع حال این فرد پرواضح است که ایشان در زمان صدارت اقدامی بایسته در صیانت از خواستهای ملت رای هنده به خود نکرده و آخر الامر خوبشتن را با تدارکاتچی نامیدن به سان دهن کجی به ملت ایران معرفی کرد.اینک با رو شدن دست این فرد و برملاشدن چهره واقعی او بالاخص در حوادث اخیر حکومت دینی برای دادن کد اشتباهی به مردم به ستوه آمده راههای دیگری را امتحان می کند.یکی از این راهها تبلیغات پر سر و صدا پیرامون فیلترینگ تلگرام است که بسیار می بینیم در فضای مجاری به آن پرداخته شده چون در این فضا امکان تشخیص مزدوران حکومتی از مردم و کاربران معمولی وجود ندارد بحث حول و حوش آن صورت می گیرد بی آنکه امکان تشخیص سره از ناسره باشد حال اینکه این تبلیغات پر سر و صدا در زمانی صورت می گیرد که بازار ارز بسیار پرتلاطم بوده و ارزش پول ایران در حال سقوط بوده و شوربختانه سالی بسیار دشوار و بدیمن را برای سال جدید به مردم ایران پیکش می نماید.ولی آیا فیلترینگ تلگرام به سان جلوگیری از خروج آقای خاتمی از منزل مشکلی ایجاد می کند؟!واقعیت امر اینست که در دنیای امروز فیلترینگ امری مضحک و اتلاف وقت است.در همین قیام اخیر مردم به ستوه آمده از حکومت دینی در دیماه گذشته به مدت حدود ۲۰روز شاهد فیلترینگ تلگرام در ایران بودیم اما آیا این مانع از استفاده از تلگرام شد؟!این نگارنده خود تا مدتها پس از رفع فیلتر از فیلترشکن برای کار با تلگرام استفاده می نمود.به راستی مشکل مردم فیلتر یا عدم فیلتر تلگرام نیست و مشکل اصلی نظامیست که مردم و رای آنها در آن جایی ندارد.نظام ماجراجویی که اسیر شعارهای خود بوده به مردم ایران وقعی نمی نهد.نظامیکه به کرات نشان داده یک نظام ایرانی نیست و با عملکرد آن باید یک نظام بیگانه وحی بدت از آن به شمار آورده شود نظامیکه منافع ملی در آن اولویت ندارند.نظامیکه سرمایه ملی را که باید در جهت آبادانی ایران هرینه کرد صرف حفظ خود با عنوان اوجب الواجبات می کند.این فیلتر اصلی و مخرب است که باید رفع شده و مردم ایران از پرداختن و سرگرم شدن با دیگر کدهای اشتباهی پرهیز نموده و هوشیاری خویش را حفظ نمایند.
    به امید رفع تمامی صور فیلترینگ در ایران

     
  89. سلام و درود

    درفرانسه شهری هست بنام استراسبورگ، که شهری نسبتاً تمیز، خلوت، ارزان و محل زندگی اساتید باز نشسته دانشگاه است,البته بیشر این اساتید در رشته های باستانشناسی و تاریخ کار و فعالیت کرده اند,پس از بازنشستگی، گاهی دولتها یا شرکتهای بزرگ اسلحه سازی به آنان سفارش نوشتن رمان و تاریخهایی راجع به کشورهای شرقی بخصوص اسلامی میدهند و توسط مترجمهای مشهور و موجه آنها را در کشورهای هدف منتشر
    میکنند. اغلب این رمانها بسیار شیرین و پر جاذبه اند ولی رگه ای از زهر و احیاء کینه های نژادی و تاریخی و مذهبی با این عسل مخلوط کرده و در طول داستان آنرا خیلی حساب شده تکرار میکنند تا به تدریج به افکار خواننده تبدیل شود و به آن شکل و جهت دلخواهشان را بدهد. مثلا رمان تاریخی« خداوند الموت » را پل آمیر فرانسوی نوشت و زنده یاد ذبیح الله منصوری هم با قدری شاخ و برگ اضافی ترجمه و اقتباص کرد,در تمام طول این رمان تاریخی، این فکر و ایده یا بهتر بگویم نتیجه گیری و پیشداوری مرتباً تکرار میشود که: مردم ایران مردمی با پیشینه ای درخشان و فرهنگ و تمدنی بیمانند بوده اند و تمام تیره روزی ایرانیها به خاطر تسلط اعراب و اختلاط نژادی و فرهنگی با آنهاست!
    خواننده بدون آنکه خود بداند پس از خواندن رمان، از اعراب متنفر میشود بدون آنکه دلیلی منطقی برای این تنفر خود داشته باشد. قرینه این رمان را،بنا به سفارش شیاطین استعماری قدیم و جدید، مورخین دیگر برای اعراب نوشته اند و بطور سیستماتیک این فکر به ذهن خواننده آنها القاء میشود که :ایرانیان مردمانی ذاتاً منافقند و در باطن مجوس مانده اند و با تظاهر به اسلام، دین اسلام را به انحراف کشیده اند و گر نه اعراب شجاع و شمشیر زن با شمشیر خود بر جهان فرمانروایی میکردند و اگر ایرانیان آنانرا فاسد نمیکردند هم اکنون بر شرق و غرب عالم حکومت میکردند و آقای دنیا بودند!!!!! افراد ابله و کودنی مثل صدام حسین ملعون، که اندکی سواد و صدها خروار ادعا و تکبر و غرور کاذب دارند هم با خواندن این کتابها و با خوردن این شیرینی مسموم که مخصوصاً مطابق روحیه نژاد پرستی و ماجراجویی آنها نگاشته شده بود و بهانه ای جهت اثبات فضیلت شجاعتشان در دسترسشان قرار میداد باورشان میشد و مدام در پی فرصتی برای جنگ افروزی بودند و البته کل ارتش و مردم خود را هم مدام با همان ایده های اهدایی جهت دار مسموم و آماده جنگ و ستیز میکردند. اختلاف کوچکی که بر سر میزان حقوق هر دو کشور ایران و عراق وجود داشت تبدیل به جنگی تمام عیار و فرسایشی و طولانی شد و دو کشور را گرفتار پیآمدهای خونبار و خسارتبار آن کردند و کلیه اندوخته های ارزی با کل در آمد هشت سال کل دو کشور و تا جایی که توانستند بدهکار هم شدند که تمام آنها صرف خرید انواع سلاح و مهمات، جهت نابودی زیرساختها و امکانات دو کشور و از رده خارج شدن صنایع نیمه جانشان و البته کشتار انبوه جوانان و تخریب شهرهایشان شد، ولی در جهت دیگر بسیاری از شرکتهای اسلحه سازی را از ورشکستگی نجات و به اوج اعلا رساند و سبب توسعه و انباشت سرمایه
    در بسیاری از دول تولید کننده سلاح و مهمات شد .بنده خیلی از اعراب توقع ندارم، زیرا آنان را بدرستی نمیشناسم، اما از هموطنان خودم که همیشه در نوک پیکان پیشرفتهای فرهنگی بوده و نسبت به مردم اغلب کشورهای همسایه، باسوادتر و آگاهتر و زیرکترند انتظار دارم با چشم باز و با آگاهی مواظب گفته ها و نوشته های خود باشند و اجازه ندهند دیگران افکارشان را مدیریت و آنها را قربانی منافع خود کنند. ما برای دشمنی با اعراب، لااقل به علت تجاوز عراق و ساپورت بسیاری از کشورهای عربی از عراق، دلیل و بهانه بسیار داریم ولی بیندیشیم که سود این جنگ و دشمنی ها به خزانه چه کسانی میرود، و چه شرکتهایی را به بهای ورشکستگی خود، از ورشکستگی
    نجات میدهیم؟

    ظالم آن قومی که چشمان دوختند
    وز سخنها، عالمی را سوختند
    عالمی را یک سخن ویران کند
    روبهان مرده را شیران کند
    چون سلاح و جهل جمع آید بهم
    گشت فرعونی جهانسوز از ستم.

     
    • جناب شفیعی (زین الدین ) درود .به قول اندیشمندی در طبیعت رحم معنا و مفهوم ندارد ! سرکار به صدام و هوا های نفسانی وی اشاره کردید لیکن خوب توجه نفرمودید که باعث و بانی این جنگ خانمان سوز و خفت بار چه کسی بود . این شخص جز آقای خمینی بود ؟ مگر ایشان سربازان عراقی را تشویق به شورش نکرد ؟ چرا ؟ چون یک مملکت و مردمانش را با دروغ و دغل فریب داد . و وعده هایی داد که هیچ اعتقاد قلبی به آن وعده ها نداشت و فقط از باب سیاست و دودوزه بازی آن سخنان را به زبان آورد و یا اطرافیانش به وی هشدار دادند که اگر به وعده هایش عمل کند کاسه ای برای لیسیدن در کار نخواهد بود ! و گمان میکرد که یک مملکت را که فریب داد دومی و سومی هم را توان فریب دارد . و نمی دانست صدام که حتی حسن البکر را هم برای قدرت خود به قتل رسانید هشیار است و اجازه دخالت به آخوند جماعت را نخواهد داد آن هم یک آخوند هندی فارسی ! صدام بارها به خمینی هشدار داد و به وی گوشزد کرد که در عراق از وی محافظت کرده و این رسم نان و نمک نیست ! ولی خمینی که سرمست قدرت بود گمان میکرد که عراقی ها هم شورش خواهند کرد و آن شد که دیدیم ولی آخوند جماعت از رو برو نیست مثلا خمینی بلوف میزد که اگر اسلام دست ما را نبسته بود از بغداد چیزی باقی نمی ماند و هوادارانش گلو پاره میکردند و تکبیر میزدند . اواین شد که میبینید .این بماند تا وقت دگر .

       
      • البته ممکن است شفیعی گرامی خودش توجه داشته باشد اما از باب اطلاع و تاکید می گویم:شفیعی گرامی این سوالاتی را که مهرداد این سایت بصورت باز کردن نخ قرقره برای شما کوک کرده است بارها در این چند سالی که بنده در این سایتمی نویسم مطرح شده و پاسخ گرفته است و این مهرداد که یکی از شگردهای او دو بهم زنی بین نویسندگان این سایت است غرضش از پرسش و سوال، دانستن بیشتر و باصطلاح حقیقت جوئی نیست بلکه وی وقتی می بیند کسی در موردی مطابق ظن و گمان و گرایش او به سوالی پاسخ داد شروع می کند به طرح سوالات مشابه برای اینکه طرف پرسش مطابق با ظن و گمان او پاسخ دهد! و از این جهت او احساس اقناع و خود حق پنداری شود! در واقع شما اگر پاسخی اجمالی یا تفصیلی مطابق مذاق دین ستیزانه و اسلام ستیزانه او دادی شما نزد او معزّز و محترمی و بارک الله بارک الله و آماشاء الله هایش نثارت می شود،اما آنگاهی که علیرغم مزعومات او سخن بگوئی آنوقت است که می شود دشمن خونی تو و شروع می کند به هیاهو و هو و جنجال و نسبت های ناروا،این تجربه چند ساله بنده است و این سوالات هم تکراریست حال اختیار با شماست.

         
        • شیخ قم نشین ! به قول آخوند جماعت ! ///// موقوف !خودت بارها مدعی شدی در حرف های دیگران کسی دخالت نکند . آن وقت به من بگو که دو به هم زن و اختلاف افکن کیست ؟ الا ای، قم نشین ! انصاف میکن دو به هم زن تویی یا من ؟

           
  90. جناب شفیعی، بی‌ زحمت یه قطار باری بزرگ بیار که بشه لااقل نتایج نصفی از جنگ‌های پیامبر و جانشینانش را که در دو کامنت از ناشناس گرامی‌ اشاراتی بدانها رفته است، سوار آن قطار کرد و آن قطار را بسوی شعور و خرد انسانی‌ هدایت کرد، به ویژه که شما حتی بیش از حد تصور عاشق و شیفته و واله و شیدای چراغ بدست گرفتن و دنبال اسلام آرزومندانه گشتن هستی‌ و نیافته مبلغ آنی‌ و خیال میکنی‌ در عالم واقع هم شاید قدری یا اثری از آن وجود خارجی داشته است.

     
  91. جناب ناشناس کسیکه شرافت و ناموسش بین لنگ زن و دختر و …باشد بدون هیچ شکی براحتی از دستش می دهد. این حگایت تو و افراد متعصبی همچون تو است.زن من انسانی ازاد است و تا زمانیکه با من است ما همچون دو دوست بهم اعتماد داریم و زمانیکه نخواست با من باشد دوستانه از هم جدا می شویم .بنابراین دلیلی ندارد که او با دیگری برود. تازه بفرص که با دیگری همبستر شد او را نمی کشم بلکه متمدنانه جدا می شوم. من‌مثل توی متعصب انقدر ابله نیستم که خود را مالک زنم بدانم. ما دو انسان بالغی هستیم که ازادانه تصمیم به رندگی مشترک گرفته ایم و ازدواجمان یک قرارداد بوده نه خرید و فروش و تملک یکدیگر. ولی انچه در اسلام است خرید و فروش زن بعنوان یک کالاست در برابر وجهی معلوم.

     
    • “بنابراین دلیلی ندارد که او با دیگری برود”

      همین جمله نشاندهندۀ میزان درک شما از واژۀ “زنا” میباشد. متأسفانه شما همۀ دلایل را میدانید!
      خوب، بسیاری از موارد ارتباط مخفیانه با دیگران توسط زنان دارای همسر، اینست که نمیخواهند این زندگی که دارند را از دست بدهند. تازه این یکی از دلایل است. خوب ممکن است شما آدم خوشگل و خوش اندام یا خوش اخلاقی باشی و یا پولدار و زن دوست و خانواده دوستی باشی و هزارتا حسن دیگه هم داشته باشی، ولی فقط یک عیب اساسی و اصلی را که همان سرد مزاجی ست داشته باشی و یا در سکس فقط بدنبال ارضای خودت باشی؛ یعنی در سکس خودخواه باشی! خوب همسر آزاد شما، با توجه به این همه حسن شما، نمیخواهد شما را از دست بدهد، پس چه کار میکند؟ اگه گفتی؟
      بله! زن شما آزاد است و هر وقت دلش خواست با شماست و اگر دلش کس دیگری را خواست میره پیش اون! یعنی هر وقت عشقش کشید بصورت یکطرفه قرارداد دوطرفه را باطل اعلام میکنه و خیلی راحت میره برای خودش!
      واقعاً اینقدر نفهمی یا واقعاً نمیقهمی!؟
      در دنیای حیوانات اجتماعی که به خصوصیات زندگی اجتماعی انسان نزدیکترند هم، اینگونه مانند شما واکنش نشان نمیدهند! خوب بالغ بودن و آزاد بودن از نظر شما یعنی همین دیگر! یعنی عدم تعهد به یکدیگر!
      یعنی به این جفنگیات که میگی اعتقاد داری و یا فقط ژست میگیری؟!
      شما هم همین طوری پشت سرهم تز بده و خودت را عقل کل بدان! به همین سبک توهین به دیگران هم ادامه بده!
      هیچوقت نشد گفته های خودت را درست جمع و جور کنی و همیشه توجیه تو بدتر از اصل گفته بوده!
      همچنین، تا امروز هیچگاه نشده عذر خواهی کنی؛ چون اصلاً در مرام تو هیچ انسانی خطا نمیکند و یا اینکه در مرام تو ” مزدک هیچگاه حرف مفت نمیزنه و همیشه گفته هاش حکم فتوا و یا اعلامیه سازمان ملل را داره!”
      ابله خودتی!

       
    • قسمتهای ابتدائی این مزخرفات بمن مربوط نیست و احتمالا خودِ ناشناس پاسخ خواهد داد،اما در مورد جمله آخر بارها به این گوینده بی توجه و کم مطالعه توضیح داده شد که عقد ازدواج یا نکاح در اسلام نیز یک عقد دو طرفه مبتنی بر آزادی و اختیار طرفین است،اساسا “عقد”که در زبان عربی بمعنای بستن و گره زدن یا خود گره است،استعاره یا تشبیهی است از یک پیمان و میثاق دو طرفه مبتنی بر اختیار و آزادی طرفین،که این کلمه عقد یعنی گره زدن دو طرفه که کنایه از پیمان و میثاق است در بسیاری از معاملات دیگر نیز بکار می رود:عقد مضاربه،مساقات،مزارعه،بیع و خرید و فروش و چیزهایی دیگر،عقد ازدواج نیز البته از عقود و معاملات عقلائی بوده است که مورد امضاء شارع اسلام قرار گرفته است و چیزهایی به شرائط آن اضافه شده است،بنابر این اصلا ماهیتا عقد نکاح و ازدواج غیر از عقد بیع و شراء و خرید و فروش است و افراد جاهل یا مغرضی مثل نویسنده سطور بالا چون نا آگاه یا مغرضند،مایلند با مزخرف گوئی عقد ازدواج و سنت اسلامی عقلائی را که اساس آن اختیار و اراده زن و مرد در آن است مخدوش جلوه داده تا بعد بتوانند بگویند:”اصلا زنا یعنی چه”؟! یعنی سنت ازدواج از نظر این افراد لاابالی نوعی دوستی تحت عناوینی مثل گرل فریند بوی فریند! است که منافاتی هم با امکان زنا کردن یا زنا دادن ندارد! در یک جمله:یکی از شرائط عمومی و عامّ همه عقود اسلامی (امضائی یا تاسیسی) وجود اختیار در طرفین عقد است و عقدی که با اکراه یا اجبار یکی از طرفین همراه باشد اصلا از اول منعقد نشده و بر حسب حکم وضعی باطل است و هیچ اثری از آثار معمول آن عقد بر آن مترتب نیست.نیز در سنت ازدواج و نکاح اسلامی جدای از لزوم اختیار و آزادی حین عقد،بعد از عقد جامع الشرائط،مرد و زن تحت عنوان زوج و زوجه یا زن و شوهر دارای حقوق و اختیارات متقابلی هستند که باید آنها را مراعات یا اعمال کنند،یعنی مثلا همانطور که مرد تحت شرائطی اختیار طلاق و فسخ نکاح را دارد،زن نیز قادر به فسخ نکاح از طرق دیگری مثل طلاق خلع و طلاق مبارات هست. این از جنبه های حقوقی و الزامی بحث عقد نکاح ،اما مطابق برخی آیات قرآن و روایات معتبر اسلامی،اساس ازدواج اسلامی بر عشق و علاقه و محبت طرفینی و دوستی متقابل و تسامح مبتنی بر اخلاق استوار است چنانکه مکرر در قرآن کریم می خوانیم که :”و عاشروهنّ بالمعروف”یعنی با همسران خویش معاشرت به معروف کنید،و معروف یعنی آنچه شناخته شده و تصدیق شده نزد عقل و شرع و عرف است،قرآن در تشبیه زیبای دیگری که از محسّنات و زیبائیهای اعجاز نشان قرآن است ،زن و مرد را به لباس یکدیگر تشبیه فرمود :”هنّ لباس لکم و انت لباس لهنّ”.البقره/187 یعنی آنان (زنان) براى شما لباسى هستند و شما(مردان) براى آنان لباسى هستيد.
      و این تشبیه یکی از لطافت های تشبیهی در قرآن کریم است،که اهل ادب وجوهی برای آن ذکر کرده اند از جمله اینکه همانطور که نسبت لباس با صاحب لباس محافظت او و مصونیت و عیب پوشی اوست،زن و شوهر نیز چنین نسبتی دارند..
      در آیه 21سوره روم نیز به زیباترین و لطیف ترین وجه به پیوند و مودت و عشق محبت بین زن و مرد بعنوان ثمره عقد ازدواج و نکاح اشاره فرمود و این پیوند محبت آمیز بین زن و شوهر را یکی از نشانه های تکوینی خالق جهان و انسان یعنی خدای متعال معرفی فرمود، آنجا که فرمود:
      وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ .
      یعنی:و از نشانه‏ هاى او اينكه از [نوع‏] خودتان همسرانى براى شما آفريد تا بدانها آرام گيريد، و ميانتان دوستى و رحمت نهاد. آرى، در اين [نعمت‏] براى مردمى كه مى ‏انديشند قطعاً نشانه‏ هايى است.
      —-
      البته مطلب در این باب از جهات قرآنی،روایی اخلاقی طولانیست،ملاحظه شود اینها دیدگاههای قرآنی و فقهی حقوقی در باب سنت نکاح اسلامی است آنگاه نویسنده مغرضی مثل نویسنده سطور بالا دائم با فحش و ناسزا و دروغگوئی سنت و عقد ازدواج در اسلام را چیزی از قبیل خرید و فروش،یا تحمیل و زور و مزخرفاتی از این قبیل معرفی می کند تا بتواند در موارد بگوید :”اصلا زنا یعنی چه”؟!

       
    • درود مزدک گرامی
      شرف و ناموس در مسولیت پذیری برای آزادی وحفظ حقوق و وجود دیگری است. بیشرفی در ایجادفقر و کودکان کار و نوکری به بیگانگان و کشتن برای جاه طلبی است. بی ناموس و بی بنیاد وهرزه افرادی هستند که ایران امروزی را به این فلاکت کشانده اند و پلیدتر از آنان پادوهای بسیجی و قاتلان سپاهی اند. شرف و ناموس در احترام به دیگری و حفظ برابری است. هر چه جز این لاطالعات و طامات بیش نیست.انسان امروزی باید سرپای خود بیاستدو برای تصمیم گیری باید فکر خود را بکار ببردوگرنه می شود همین نظام آدمخوارداعشی.

       
  92. گفت و گویی پیرامون زنا و قبیح بودن یا مجاز بودن آن بین ناظران در گرفته و از آنجا که برخی نظرات چنین تداعی می کند غربی ها موضوعی به نام زنا ندارند و آزاد هستند و هر که هر کار خواست می تواند کند لازم دیدم نکاتی را خدمت دوستان عرض کنم.
    در قوانین جزایی کشور های غربی تا آن جا که من می دانم مجازاتی برای زناکار در نظر گرفته نشده. با این حال موضوعی به نام زنا و قباحت آن در عرف این جوامع مطرح است اگر چه به شکلی دیگر.
    واضح است مناسبات یک زوج در حالت ایدالش بر پایه عشق و محبت و ناز و نیاز دو طرفه استوار است. وفاداری و راستگویی از جمله انتظارات بدیهی است که یک زوج از یکدیگر دارند. طرفین ازدواج هنگام خطبه عقد با یکدیگر پیمان وفاداری می بندد. بنا بر این اگر یکی از دو طرف این پیمان را بشکند از دیدگاه عرفی مرتکب خیانت شده است و طرف خیانت کار البته در دادگاه های خصوصی قابل تعقیب است منتهی در حد تقاضای طلاق تا طلب خسارت که مبالغ هنگفت و کمر شکنی می تواند باشد و خیانت کار چه مرد چه زن ممکن است تا آخر عمر ناچار به پرداخت غرامت و نفقه به شاکی گردد.
    خیانت به همسر در سطح جامعه غربی امری قبیح و مردود شمرده می شود و اگر کسی مرتکب چنین کاری شود به طور پنهانی است و نه علنی. کسانی که برای خیانت به همسر قبحی قایل نیستند هنوز در اقلیت اند. در این گفتار عموم جامعه مد نظر بود. واضح است که در اقشار مذهبی دنیای غرب نادرستی خیانت جای خود دارد.

    مقایسه کنید با فقه اسلامی که به مرد اجازه می دهد بدون آگاهی همسرش هر اندازه مایل است مراودات جنسی برای کام جویی محض تحت عنوان صیغه داشته باشد یعنی هر اندازه خواست می تواند به همسرش خیانت کند….

    نگاه غرب به مذهب سلبی نیست. دین حتی در بین لامذهبیون اگر چه تقدسی ندارد و الهی شمرده نمی شود لیکن به عنوان یک میراث بشری مطرح است و نقش آفرینی می کند و آنجا که خلاف عقل نیست و در برابر دانش بشری قد علم نکرده محترم شمرده می شود.
    به طور مثال ماکس وبر که بنیان گزار جامعه شناسی مدرن شمرده می شود و نقش بسزایی در تولید اندیشه قرن بیستم ایفا می کند برخی عناصر مذهب پروتستانتیسم و فرهنگ را در کنار اقتصاد به عنوان عوامل بنیادین نافذ در تحولات اجتماعی معاصر و موفقیت سرمایه داری بر شمرده و با این کار نظریه مارکس که مذهب و فرهنگ را صرفا رو بنایی می داند به چالش کشیده است.
    Max Weber
    خدمت دوستان علاقمند به مطالعه عرض می کنم ماکس وبر نقش بسزایی در شکل گیری مدرنیته به شکل کنونی اش داشته است به خصوص در تعدیل تفکر مارکسیستی. مطالعه آثار وی را به ویژه به دوستان چپ گرا و مارکسیست توصیه می کنم. کمک بزرگی است برای درک کج روی مارکس و عدم تطبیق نظرات این فیلسوف نامی و تاثیر گزار با واقعیات.

     
    • شما گفتید :” تا آن جا که من می دانم مجازاتی برای زناکار در نظر گرفته نشده. با این حال موضوعی به نام زنا و قباحت آن در عرف این جوامع مطرح است اگر چه به شکلی دیگر”.
      (پایان نقل قول)

      بعد در چند جمله پایین تر نوشتید:”بنا بر این اگر یکی از دو طرف این پیمان را بشکند از دیدگاه عرفی مرتکب خیانت شده است و طرف خیانت کار البته در دادگاه های خصوصی قابل تعقیب است منتهی در حد تقاضای طلاق تا طلب خسارت که مبالغ هنگفت و کمر شکنی می تواند باشد و خیانت کار چه مرد چه زن ممکن است تا آخر عمر ناچار به پرداخت غرامت و نفقه به شاکی گردد”.

      (پایان نقل قول)
      این دو جمله یا پاراگراف متناقضند،چون هم حق تقاضای طلاق در صورت خیانت همسر، و هم خسارت گرفتن که ممکن است مبالغ هنگفت و کمر شکنی باشد،هردو مصداق مجازاتند! بنابر این یا اطلاعات شما ناقص است یا اینکه واقعا در نظام حقوقی غربی نیز مجازات برای خیانت در ازدواج وجود دارد که بنظر می رسد اینطور هم باشد که خیانت همسر نباید بدون مجازات باشد،وگرنه اگر زنا در غرب صرفا قباحت عرفی داشته باشد و عرف او را خیانت کار بداند اما هیچ مجازاتی وجود نداشته باشد،چه مانعیت و رادعیتی برای جلوگیری از تحقق این خیانت نکوهیده عرفی وجود خواهد داشت؟!
      —-
      در مورد اشاراتی که به برخی احکام اسلامی داشتید،البته فلسفه یا حکمت و فوائد احکام اسلامی را باید جداگانه مورد بررسی قرار داد که مثلا حکمت یا فلسفه جواز (و نه وجوب و الزام) عقد ازدواج موقت چیست؟ اما جهت اطلاع می گویم که در فقه اسلامی که در حقوق و قوانین نیز منعکس شده است بمقتضای “المومنون عند شروطهم” یا “اوفوا بالعقود” حین عقد ازدواج و ثبت و ضبط آن زن می تواند بر زوج شرط کند که اگر ازدواج دائم یا موقتی کرد او هم حق فسخ نکاح داشته باشد. در باب تعدد ازواج در ازدواج دائم (تا چهار زن) و ازدواج موقت مدتی قبل بحثهای فقهی اینجا مطرح شد و نشان داده شد که مطابق روایات که مبنای فتاوی شرعی است،تعدد ازواج چه در ازدواج دائم و چه در متعه،نه یک استحباب و سنت شرعی بلکه یک جواز (حکم غیر الزامی) است که دارای فلسفه خاص خود است که باید در مورد آن جداگانه گفتگو کرد.

       
      • توضیح تکمیلی
        در دستگاه قضایی مدرن دو گونه قوانین داریم جزایی و مدنی
        قوانین جزایی شامل خلاف کاری هایی مثل قتل و سرقت و کلاهبرداری و تجاوز و آزار جنسی و رشوه و نپرداختن مالیات می شود. مجازات این تخلفات زندان است. تعریف جرایم مذکور به گونه ای است که حق عموم ضایع شده و شاکی دادستان است به نمایندگی از جامعه ای که متضرر شده. حتی اگر طرف زیان دیده رضایت دهد برای تبریه متخلف کافی نیست و فرد زیان دیده یا اولیای مقتول تنها به عنوان شاهد در دادگاه حاضر می شوند. این ها می توانند جداگانه در دادگاه مدنی علیه مجرم شکایت طرح کنند برای طلب خسارت بیشتر.
        قوانین مدنی به اختلافاتی رسیدگی می کند که جنبه عمومی ندارد و شاکی خصوصی است. یعنی در دایره کار دادستان قرار نمی گیرد. برای این اختلافات زندان در نظر گرفته نشده و نهایت حکم قاضی شامل پرداخت خسارت به فرد زیان دیده است. خیانت در ازدواج نیز مشمول این قوانین است و تنها در صورتی دادگاهی می شود که فرد زیان دیده به دادگاه مدنی شکایت برد.
        او جی سیمسون ورزشکار سرشناس آمریکایی به اتهام قتل همسر دادگاهی شد. قاضی به دلیل بروز بر خی شبهات وی را تبریه کرد. سیمسون در دادگاه جنایی برنده شد با این حال وابستگان مقتول شکایت به دادگاه مدنی بردند و پیروز شدند که به تعیین غرامت سنگین منجر شد و سیمسون تمام ثروت و دارایی خود را از دست داد.
        درود بر بزرگان تاریخ معاصر که برای نخستین بار دستگاه قضایی مدرن را در کشور پایه ریختند و سایه جهل و خرافات قوانین شرع را از سر مردم کوتاه کردند و ننگ بر آن هایی که یک شبه ما را به قرون وسطی باز گرداندند و قوانین اقوام وحشی هزار و چهار صد ساله را به خورد ملت دادند و کشور را به فلاکتی کشاندند که شاهدیم.

         
        • در هر سیستم حقوقی قضائی،اگر برای فعل یا ترک فعلی عواقب و تبعاتی در نظر گرفته شود و بصورت قانون (خواه مدنی و خواه جزائی) به سمع و نظر افراد جامعه رسانده شود،آن عواقب را “مجازات یا تبعات قانونی”می نامند،خواه آن تبعات یا عواقب چیزی از قبیل اعدام باشد یا شلاق و تعزیر،یا حبس یا جرائم و جبران خسارت ها تحت عنوان جریمه نقدی،یا دیه،بنابر این نمی توان جریمه نقدی یا جبران خسارت را از عموم عنوان “مجازات” مستثنی دانست.

           
          • فرد بخاطر خیانت نیست که وادار به پرداخت غرامت می شود بلکه به آن دلیل است که خیانت وی موجب نقض اعتماد متقابل و برهم خوردن زندگی زناشویی شده و کار به جدایی کشیده و این جدایی زیان های مادی برای طرف مقابل ایجاد کرده و باید جبران شود.
            بنا بر این خیانت به خودی خود جرم حساب نمی شود.
            طرف زیان دیده نیز باید ثابت کند که به چه میزان لطمه مادی یا معنوی متحمل شده و اگر معلوم شود وی نیز در ماجرای طلاق و اختلاف زناشویی مقصر بوده به انحای گوناگون احتمال زیادی وجود دارد دادگاه هر دو را به پرداخت غرامت متقابل محکوم کند و قضیه به مساوات کشیده شود……

             
          • فرق نمی کند چه عنوانی در قوانین،جرم تلقّی شده،بحث من بحث عنوان نیست چه خیانت چه نتیجه خیانت که بقول شما نقض عهد و نقض اعتماد متقابل است،حرف این است که تبعات قانونی مترتب بر ارتکاب عنوانی که جرم تلقی شده،مجازات قانونی نام دارد خواه آن تبعات اعدام باشد یا شلاق یا تبعید یا حبس یا جریمه،بالاخره الزام فرد خاطی از قوانین به تحمل یک چیز عرفا و قانونا مجازات نام دارد.

             
  93. جناب نوری زاد
    این را هم از اسلام ناب تحویل بگیر برادر

    روند پيدايش و گسترش اسلام:

    تاریخ ها به میلادی

    570 – تولد محمد در عربستان، در قبیله عربستان
    577 – مادر محمد فوت می‌شود
    580 – عبدلمطلب پدربزرگ محمد فوت می‌شود
    583 – اولین مسافرت محمد به سوریه با اهداف تجارتی
    595 – محمد با خدیجه ازدواج می‌کند
    595 – مسافرت دوم به سوریه
    598 – پسرش، قاسم بدنیا می آید
    600 – دخترش زینب بدنیا می آید
    603 – دخترش ام کلثوم بدنیا می آید
    604 – دخترش رقیه بدنیا می آید
    605 – حجر الاسود در کنار کعبه قرار میگیرد
    605 – دخترش فاطمه بدنیا می آید
    610 – محمد در غار حرا جبرئیل را ملاقات می‌کند
    613 – محمد ادعای پیامبری اش را بطور عمومی اعلام می‌کند
    615 – مسلمانان توسط قریش مورد آزار قرار میگیرند
    619 – با سوده و عایشه ازدواج می‌کند
    620 – نمازهای پنجگانه اجباری میشوند
    622 – محمد از مکه به مدینه مهاجرت می‌کند
    623 – جنگ ودان
    623 – جنگ صفوان
    623 – جنگ ذوالعشير
    624 – محمد و اطرافیانش آغاز به حملات پی در پی به کاروانهای تجارتی برای غارت ثروت آنها می‌کنند
    624 – زکات اجباری می‌شود
    624 – جنگ بدر
    624 – جنگ بنی سلیم
    624 – جنگ بنی قینقاع
    624 – جنگ سویق
    624 – جنگ بنی قطفان
    624 – جنگ بحران
    625 – جنگ احد
    625 – جنگ حمراء الاسد
    625 – جنگ بنی النضیر
    625 – جنگ ذات الرقاع
    626 – جنگ بدر الاخره
    626 – جنگ دومه الجندل
    626 – جنگ بنی المصطلق
    627 – جنگ خندق
    627 – جنگ بنی قریظه
    627 – جنگ بنی لحیان
    627 – جنگ غیبه
    627 – جنگ خیبر
    628 – محمد معاهده ای را با قریش امضا می‌کند
    630 – محمد مکه را فتح می‌کند
    630 – جنگ حنین.
    630 – جنگ تبوک
    632 – محمد میمیرد.

    632 – ابوبکر، پدرزن محمد، و عمر حرکتی نظامی را آغاز می‌کنند تا اسلام را در عربستان تحمیل کنند
    633 – جنگ در عمان
    633 – جنگ حضرموت.
    633 – جنگ کازیما
    633 – جنگ ولاجه
    633 – جنگ اولیس
    633 – جنگ عنبر
    634 – جنگ بصره,
    634 – جنگ دمشق
    634 – جنگ اجنادین.
    634 – مرگ ابوبکر و به خلافت رسیدن عمر

    634 – جنگ نمارق
    634 – جنگ سقطیه.
    635 – جنگ جسر.
    635 – جنگ بویب.
    635 – فتح دمشق.
    635 – جنگ فحل.
    636 – جنگ یرموک.
    636 – جنگ قادسیه.
    636 – فتح مدائن.
    637 – جنگ جلولاء.
    638 – جنگ یرموک.
    638 – مسلمانان رومی ها را شکست می‌دهند و وارد جارالسلام میشوند
    638 – فتح جزیره.
    639 – فتح خوزستان و حرکت به سوی مصر.
    641 – جنگ نهاوند
    642 – جنگ ری در ایران
    643 – فتح آذربایجان
    644 – فتح فارس
    644 – فتح خاران.
    644 – عمر کشته می‌شود، عثمان خلیفه می‌شود

    647 – فتح جزایر قبرس
    648 – حمله به بیزانسی ها
    651 – جنگ دریایی علیه بیزانسی ها
    654 – اسلام در شمال افریقا پخش می‌شود
    656 – عثمان کشته می‌شود، علی خلیفه میگردد

    658 – جنگ نهران.
    659 – فتح مصر
    661 – علی کشته می‌شود.
    662 – مصر به دست اسلامگرایان می افتد.
    666 – مسلمانان به سیسیل ایتالیا حمله می‌کنند
    677 – محاصره قسطنطنیه
    687 – جنگ کوفه
    691 – جنگ دیر الجلیغ
    700 – حملات نظامی به شمال افریقا انجام میگیرد
    702 – جنگ دیر الجمیرا
    711 – مسلمانان به جبل الطارق حمله می‌کنند
    711 – فتح اسپانیا
    713 – فتح ملتان (منطقه ای در پاکستان)
    716 – حمله به قسطنطنیه
    732 – جنگ در فرانسه.
    740 – جنگ نوبلز.
    741 – جنگ بگدورا در شمال افریقا
    744 – جنگ عین الجر
    746 – جنگ روپار ثوثا
    748 – جنگ ری.
    749 – جنگ اصفهان
    749 – جنگ نهاوند
    750 – جنگ زب
    772 – جنگ حنبی در شمال افریقا
    777 – جنگ ساراگوسا در اسپانیا

    اسلام دین صلح و دوستی است!!!!!!
    با دوستی وارد ایران و دیگر کشورها شده!!!!!!
    همه با آغوش باز اسلام را پذیرفتند!!!!!

     
  94. سلام جناب نوری زاد عزیز
    تقدیم بشما
    تحویل بگیر برادر اسلام ناب را

    آغوش باز اسلام

    اندر این آغوش باز:

    ❶ ۱۰۰۰ نفر در دره گرگان، گردن زده شدند.
    ❷ ۵۴۰۰۰ نفر در شهر گرگان، کشته شدند.
    ❸ ۲۳۰۰ نفر در خوزستان، سیستان و تیسفون اعدام شدند.
    ❹ ۴۰۰۰۰ نفر در شهر گور، قتل عام شدند.
    ❺ ۱۰۰۰۰۰ هزار نفر در شهر استخر کشته شدند.
    ❻ ۴۰۰۰۰ نفر در طبس، هرات و کهستان قتل عام شدند.
    ❼ ۷۰۰۰۰ نفر در شهر ری و الیس گردن زده شدند.
    ❽ ۵۰۰۰۰ نفر در چالوس، رویان و سرخس اعدام شدند.
    ❾ ۸۰۰۰۰ نفر در نیشابور کشته شدند.
    ⑩ ۲۰۰۰۰۰ در شوشتر، رامهرمز، شاپور، بادغیس و کرمان کشته شدند.

    لذا من‌ حیث المجموع، لااقل حدود ۷۰۰ هزار نفر از کودکان، زنان و مردان ایران‌زمین، اعم از جوان و کهنسال، در جنگ با تازیان، به طرز بسیار فجیعانه کشته و مُثله شدند.

    فتوح البلدان، ص ۶۵
    کتاب الفتوح، ص ۲۲۳
    کتاب الفتوح، ص ۲۸۲
    کتاب الفتوح، ص ۲۱۵
    تاریخ ابن بلخی، ص ۱۱۶
    تاریخ طبری، ج ۴، ص ۱۴۹۱
    تاریخ طبری، ج ۵، ص ۱۹۷۵
    تاریخ طبری، ج ۵، ص ۲۰۱۱
    تاریخ طبری، ج ۵، ص ۲۱۱۶
    تاریخ ابن اثیر، ج ۳، ص ۳۰۸

    ایرانیان با آغوشی باز اسلام را پذیرفتند….

     
    • لطفا اعداد مورد ادعا را در متن کتابهای ارجاع داده شده نشان دهید

       
      • شیخ قم نشین تو که مدعی تحقیق در علوم مثلا اسلامی هستی اثبات کن که ناشناس کذب میگوید ویا دیگر کمی از بار تحقیق را به دوش بکش و کمی هم زحمت بکش به خدا راه دوری نمیرود !

         
        • من که نمی گویم اگر کسی با ادای احترام بین گفتگوی دو نفر در فضای عمومی وارد شد،نقد کرد یا اظهار نظر کرد فضولی کرده است اما شما مگر نگفتی نباید بین گفتگوی دو نفر وارد شد و اگر کسی وارد گفتگوی دو نفر دیگر شد فضولی کرده است و فضول است؟! بنابر این روی منطق خود شما،شما اینجا و در سایر مواردی که ذیل بحث های من با دیگران خود شیرینی می کنی فضول هستی بر اساس مبنایی که اختیار کرده ای.حالا با اینحال که روی مبنای خودت فضولی کردی،می گویم بسیار خوب ،نویسنده ناشناس این نوشته های فرمایشی کپی شده که از باب بنداز و در رو،انداخت و در رفت از استناد دقیق،حالا شما اگر مدعی صحت این گزارشات و اعداد هستی لطف کن یک یک اینها را در منابع ذکر شده بصورت عبارت عربی یا فارسی نشان بده،آندرستند؟!

           
  95. با سلام لطفا پیام بنده را که از زندانیان سیاسی دو نظام شاهنشاهی و اخوندی هستم منتشر کنید.
    امروز ۱۲ فروردین سال ۹۷ است .بنده از اینکه در دوازدهم فروردین سال ۱۳۵۸ در این انتخابات شرکت کرده و خودم نیز بر سر صندو۲ق رای از بالای پشت بام با اسلحه درمسجد امیرالمومنین تهران خیابان کارگر نصرت مسجد مرحوم موسوی اردبیلی پاسدار بودم جزیی از خادمین بوده و به جمهوری اسلامی با این وضعیت فعلی رای داده ام پشیمان و نادمم و از ملت شریف و ستمدیده و زجر کشیده و فرزندان و جوانان این ملتو کشور عذرخواهم و امیدوارم که بنده را ببخشند .شاید که ما و افرادی مثل ما باعث گردیده که این فلاکت و بدبختی بر سرکشور امده باشد البته قابل ذکر است که ما نمیدانستیم که فریبمان خواهند داد والسلام .زندانی سیاسی دو نظام سالهای پنجاه وشش و پنجاه وهفت و سال شصت .

     
  96. محمد نوری زاد

    یازده پرسش از اصلاح طلبان

    پرسشِ یازدهم:
    اگر اعتراض های مردم به کارنامه ی مردودِ جمهوری اسلامی به سقوطش انجامد، شما آیا مردم معترض را برانداز خواهید نامید؟ اگر بله، پس این جمعیتِ برانداز، برنامه ها دارد برای گام های پیش رو. که با فرو شدن به اعتصاب های چند بچند و سراسری، و با پشت کردن به صندوق های رأی، و با نه گفتن به همه ی اطوار روحانیان و آیت الله و شخصیت ها و مناسبت های جمهوری اسلامی، و با حضورِ بی خشونتِ میلیونی در خیابان ها، و با بهره مندی از ظرفیت های مجامع حقوق بشری جهانی، از جمهوری اسلامی عبور کند. شما اصلاح طلبان در مواجهه با این خواستِ بزرگ، آیا در “کنارِ” این مردم خواهید ایستاد یا در “مقابل” شان؟

    پسا پرسش:
    بر این پایه، جمعیتی از مردم ایران، اراده بر این بسته اند که بی هیچ خشونتی، و با نافرمانی های مدنی و پذیرشِ هر خسارت و آسیب، از جمهوری اسلامی عبور کنند. و ساختمانی بسازند که ملاتِ آجرهایش از خردمندی و آزادی و مدارا و همدلی و همزیستی ست . شما سرانِ اصلاح طلب اما، پیوسته مردم را به سمت صندوق های رأی و به سمتِ بقای جمهوری اسلامی متمایل کرده اید. مطرح شدنِ این یازده پرسش، ای بسا بتواند تکلیفِ هواداران شما را در ترسیمِ آینده ی کشورمان آشکار سازد. آیا اصلاح طلبان اهل پاسخگویی هستند؟ هستند آیا؟ اگر نیستند که هیچ، اما اگر هستند، یکی شان به نمایندگی از همه، پاسخگوی این یازده پرسشِ ما باشد. باشد؟

    امضاء کنندگان:
    . دکتر مصطفی بادکوبه ای
    (مولانا پژوه و شاعر – تهران)

    . گیتی پور فاضل
    ( وکیل، نویسنده و منتقد،
    و وکیل خانواده ستار بهشتی)

    . محمد کریم بیگی و شهناز اکملی
    (پدر و مادر مصطفی کریم بیگی که در عاشورای 88 به ضرب تیر مستقیم مآموران از پای در آمد)

    . گوهرعشقی – مادر ستار بهشتی
    (کارگر وبلاگ نویسی که در زندان بدست مأموران کشته شد)

    . دکتر محمد ملکی
    (نخستین رئیس دانشگاه تهران و فعال مدنی)

    . محمد نوری زاد
    (نویسنده، کارگردان و فعال مدنی)

    . مجتبی واحدی (روزنامه نگار – آمریکا)

     
    • این پرسش بر پیش فرضهایی خیالی و غیر عینی استوار است و ربطی به سیاست ورزی فعلی اصلاح طلبان ندارد چون حمایت و دفاع اصلاح طلبان از اصل نظام جمهوری اسلامی -علیرغم انتقادها به برخی قوانین یا مدیریت های خرد و کلان در عرصه های مختلف-بر این اساس استوار است که اکثریت مردم ایران حامی اصل نظام جمهوری اسلامی ایران هستند ،پس اصلاح طلبان سیاست ورزی خویش را بر خواست و اراده عمومی مردم ایران استوار کرده اند.

      اینکه گفتید”اگر اعتراض های مردم به کارنامه ی مردودِ جمهوری اسلامی به سقوطش انجامد”.

      اگر مقصود از کلمه “مردم” در این گزاره تمام ملت ایران یا اکثریت قاطع ملت ایران باشند،بنابر این معنای گزاره این می شود که اگر همه مردم ایران (که قهرا اصلاح طلبان و حتی اصولگرایان نیز در زمره آنان خواهند بود) انقلابی جدید کنند آیا اصلاح طلبان هم با آنها خواهند بود؟!
      بقول معروف ابتدا چیزی را ثابت کن بعد از فروعات آن بپرس! مگر شما غیب گو یا نماینده عموم مردم ایران هستید که از اعتراض های عمومی آنان که منجر بسقوط جمهوری اسلامی خواهد شد خبر می دهید؟! آیا این یک پیش بینی است یا یک آرزو؟!
      گذشته از اینها مگر شما یا چند نفر دیگری که این نوشته را امضاء کرده اند سخنگویان یا نمایندگان مردم ایران هستید؟! یا در غالب تجمع هایی که باشکال گوناگون می کنید یا کنار هم عکس می گیرید و بیکدیگر امید می دهید چند نفر از مردم ایران با شما همراهی می کنند که از برخی چیزها مثل اعتصاب های چند بچند! پشت کردن به صنندوق های رای و چیزهایی از این قبیل سخن می گویید و اینها را مفروض می گیرید؟! از باب مثال مگر در همه انتخابات های این یکی دو دهه شما و امثال شما صحبت از “من رای نمی دهم” یا “تحریم می کنم” و چیزهایی از این قبیل نکرده اید؟ چه کمیتی از این “مردمی” که نام می برید و خیال می کنید یا آرزو می کنید که با اعتراض عمومی خواستار سقوط نظام جمهوری اسلامی باشند دعوت شما را اجابت کرده اند؟!
      بنابر این این شما هستید که لازم است از تکروی و دور شدن از مسیر ملت خودداری کرده به آغوش مردم باز گردید چون مردم ایران آنها هستند که در مناسبت هایی مثل 22 بهمن و نظائر آن (سه روز اواخر دی ماه که یادتان نرفته؟!) بخیابان ها می ریزند و حمایت خویش از اصل نظام جمهوری اسلامی را ابراز می کنند یا در انتخابات هایی خیره کننده با درصدهایی بالای پنجاه درصد خلاف خیالات و مفروضات شما را بنمایش می گذارند و اعتنائی به تحریم های فردی یا گروهی نمی کنند،مردم ایران اینها هستند نه فقط عده قلیلی که با شما عکس می گیرند یا در تماس با شما هستند.
      بنابر این مبنای این سوال فرادستانه نیز تخیلات و مفروضات خیالی و غیر عینی است.
      نیز از نشانه های نادرستی یا تناقض و بطلان این سوال و پیش فرض این است که نویسنده در اصل سوال با مغالطه می نویسد “مردم”،بعد در پسا پرسش خویش از عبارت “مردم” که ظهور در همه یا اکثریت مردم ایران دارد عدول کرده می نویسد “جمعیتی از مردم ایران”! عجب! پس شما چند نفر نماینده “جمعیتی از مردم ایران” بودید؟! خوب حالا با توصیفی که از حضور و مشارکت مردم ایران شد،این جمعیتی از مردم ایران که شما می توانید با تکیه بر آنان “اعتصابات چند بچند” یا “تحریم های انتخاباتی”راه بیندازید چند نفرند؟!
      البته حتی بخش های قلیلی از مردم ایران نیز حق اعتراض و درخواست و پرسش دارند،اما اینکه چند نفر فرادستانه خود را راهبر یا نماینده عموم مردم ایران بدانند (درحالیکه نیستند) و بخواهند برای تقویت روحیه عدد قلیل خود فرادستانه کسانی را که سیاست ورزی خویش و دفاع خویش از نظام جمهوری اسلامی ایران را بر خواست و اراده اکثریت قاطع مردم ایران استوار کرده اند مورد سوال یا فشار قرار دهند صرفا خیال پردازی،آرزومندی و دلگرمی دادن بخود و دور از منش سیاست ورزی خردمندانه و واقع بینانه است.

      ———–

      درود سید مرتضای گرامی
      نوشته اید:
      “…… اکثریت مردم ایران حامی اصل نظام جمهوری اسلامی ایران هستند…”
      می شود برای ما نیز مشخص بفرمایید این گزاره ی آماری را از کجا بدست آورده اید؟ شما با مسلّمانیدنِ این پیش فرض، بنای سخن خود را بالا برده اید. و حال آنکه بنای ما بر ناراستیِ همین گزینه ی پیشفرضانه ی جنابعالی ست. اساسا داستان رفراندوم نیز برای تعیین درستیِ جمعیتِ موافقان و مخالفان نظام است.
      با احترام

      .

       
      • سلام دوست گرامی

        اگر این نوشته بنده و نوشته های پیشین در این زمینه را دقیق بازخوانی کنید به پاسخ سوال خود خواهید رسید.

        با احترام

         
  97. سلام جناب نوری زاد بزرگوار
    با اجازه شما، دیروز در روياهاي خودم با رهبر محترم ملاقاتی داشتم و ازشون چند سوال پرسیدم :

    1- آقا، شما اگر ماهها کار کنین و بهتون حقوق ندن اعتراض نمیکنین…..؟ و حتی پس از اعتراض شما رو یا اخراج کنن و یا بندازن زندان، بازهم اعتراض نمیکنین…؟!
    2- آقا، شما اگر پولتون رو بذارین بانک و پس از مدتی اصل و فرع پولتون رو بهتون پس ندن و بگن يه نفر اختلاس کرده و فرار کرده، شما اعتراض نمیکنین…؟!
    3- آقا، شما اگر کشاورز باشین و آب رو به روی زمینتون ببندن، به مدیریت غلط کشور اعتراض نمیکنین…؟!
    4- آقا، شما اگر در شهری زندگی کنین که سالیان سال هوای آلوده با گرد و غبار بسیار بالا بره در حلق زن و بچه تون، اعتراض نمیکنین…؟!

    پس از گفتن همه این حرفها ايشون فرمودن: خانم محترم این قضایا در سالیان گذشته ” مثلا بیست سال قبل ” هم بوده، اما صداشون به این شکل قوی به گوش کسی نرسیده و هیاهو ایجاد نشده…. پس برای خاموش کردن این سر وصدا بهترین و ساده ترین راه :

    قطع تلگرامه

    تا ديگه امثال شما مزاحم اوقات من نشید……

     
    • من این پرسش‌ها به علاوۀ چند پرسش دیگر را در یک ملاقات خصوصی از آقای خامنه‌ایی پرسیده‌ام, تنها پاسخ ایشان این جمله بوده:

      ما هم میدانیم.

      باور کنید با خیر برای من دیگر اهمیتی ندارد, ولی چنانچه خود (ایشان), آقا مجتبا و اهالی بیت خواهان وقایع دیگری هستند میتوانند اینجا یا جای دیگر پرسش کنند. برای یکسال ما نزدیکترین اشخاص به یکدیگر بودیم.

       
  98. تلخ و تند و تیز -صبح از خانه بیرون امدم تا ڪمی خرید ڪرده وبر گردم . تو خیابان با جوانانی بر خوردم ڪه سر گرم نصب بنر ( ڪه مراسم عزاداری این روز هارا گوش زد می گرد ) بودند . ضمن سلام وعلیڪ واحوال پرسی ڪوتاه از انان خدا حافظی ڪردم . ڪمی ان طرف تر به مسجدی رسیدم صدای خواندن قران از مناره های ان به گوش می رسید . عڪس قاب گرفته جوانی در چند قدمی مسجد توجهم را جلب ڪرد . از صاحبان عزا علت مرگ را پرسیدم ،گفتند خود ڪشی ڪرده . بسیار غمگین شدم واز خود پرسیدم چرا در جامعه مذهبی ما این چنین ڪار هایی رخ می دهد . ایا بین دارالعباده (نام منطقه ماست )و این رخدادها رابطه ایست ؟ اگر نیست پس چرا امار خود ڪشی و افسر دگی در این جا با لا است ؟چرا هرچه طول وعرض این بنر ها بیشتر شده اتفاقات این چنینی هم امارش بالا رفته ؟هدف از این همه روضه وعزا ومراسم چیست? چرا با این ادعای بزرگ ( وڪذالڪ جعلنا ڪم امه وسطا لتڪونوا شهداء علی الناس ….) ڪه داریم به چنین ورطه ای افتادیم ؟ من نمی گویم این مراسم نباشد ،اما در ڪنار ان چند تا مرڪز درمان روح وروان داریم ؟تا ڪنون چندتا جامعه شناس و روانشناس دعوت ڪردیم ڪه نا هنجا ریهای جامعه مان را اصلاح ڪنند ؟چند تا جامعه شناس غربی دعوت ڪردیم ڪه با رونشناسان وجامعه شناسان خودی مناظره ڪنند وراهڪار بدهند فاعتبرو ایا اولی الابصار باسپاس

     
    • جناب نوری زاد
      سلام
      این جمعیت مستبد حکومتی که خود را آیت الهی میدانند و انگاری که آسمان دهان باز کرده و آنها را برای مردم ایران و مختص مردم ایران به روی زمین پرتاب کرده، با قیافه ای حق به جانب در پاسخ به شما خواهند گفت که : دلیل اصلی خودکشی آن جوان، نبود معنویت و توکل به خداوند و نبود شناخت درست از وجود مبارک خویش بوده؛ آن جوان با وجود اینهمه مسجد و پایگاه بسیج و کلاسهای قرآن و معارف که معرف همگان است! دیگر چه نیازی به روانشناس و جامعه شناس دارد. آن جوان، غرب زده شده و گرفتار مادیات و زندگی دنیوی و از دنیای معنویت دور گشته و شمای نوری زاد با چه مجوزی و چه تخصصی از جامعه شناس غربی که هیچ شناختی از معنویت و دنیای ماوراء انسانی در ایران اسلامی ندارد، دعوت میکنید بیاید ایران؟! استغفرالله! سبحان الله!
      تا یادم نرفته:
      این حرف “ک” چجوری اینجوری خوگشل موگشل شده؟

      ====
      چی شد این کامنت بنام محمد حسین تغییر کرد؟!

      ———-

      درود دوست گرامی
      دوستان گاه نوشته هایی برای من می فرستند که من با کسب اجازه از خودشان یا بنا به خواست خودشان آنها را در سایت منتشر می کنم. و چون من این نوشته ها را در بخش مدیریت منتشر می کنم در گام نخست به اسم خود من منتشر می شود که من اسم خودم را حذف و اسم خودِ دوستان را جایگزین می کنم. احتمالا شما در همین مرحله ی جایگزینی – که چند ثانیه ای طول می کشد – اسمی از من دیده اید.
      با احترام

      .

       
  99. سلام و درود

    پیرو فیلم نطق رهبر در نمازجمعه و اشاره وی به اعتصاب غذا ‌و گلایه ایشان از استانداردهای دوگانه حقوق بشر غربی ها ؛

    باید اشاره کنم ” تولد جمهوری اسلامی فقط و فقط تولد یک اهریمن دیگر در سپهر سیاسی جهان امروز بود ”

    لاف و حرف مفت !

    گیرم که رفتید و اسرائیل را هم گرفتید !

    می خواهید چه بکنید ؟! آنجا را هم مثل ایرانِ چهل سال پیش تحویل بگیرید و یک سرزمین سوخته تحویل بدهید ؟!

    مگر در دین و آئین تان نیامده که زمین از آن کسی است که آن را آباد می کند ؟!

    شما دروغگویانی هستید که دین را بهانه قرار داده اید ، شما حتی به همان دین خودتان که سرتاسر جنایتکاری و دروغگویی و غارتگری و برده داری است هم پایبند نیستید ! شما فرزندان اهریمن هستید و آمده اید کره خاکی را خواستگاه اهریمن صفاتی چون خودتان سازید .
    ///////////////////////

     
  100. با درود بر نوریزاد بزرگوار

    در خصوص فرمایشات علاالدین بروجردی که تلگرام را رسانه ای میداند که امنیت ملی را تهدید میکند،
    میخواستم عرض کنم این حضرات امنیت خود را با امنیت ملی اشتباه گرفتن و میخواهند با محدود کردن هر چه بیشتر ملت، امنیت خودشان را جهت غارت هر چه بیشتر سرمایه های ملی تامین کنند و گر نه مردم میدانند که تنها عاملی که علیه امنیت ملی و کشور اقدامات همه جانبه ای انجام داده و می دهد، جمهوری اسلامی و نهادهای وابسته اش می باشند.
    بنابر این ترسشان از تلگرام افشا کردن فساد و خیانتهایشان توسط این رسانه است و به خاطر همین برای فیلتر کردن آن حاضرند میلیاردها دلار هم از کیسه ملت خرج کنند!
    با سپاس

     
  101. استاد نوری زاد خداوند شما را در وهله اول برای خانواده محترم و سپس مردم ایران حفظ کنه .به وجود نازنینانی چون شما که ۱۳ فروردین را با مادر شهید ستار بهشتی برپا کردید من شخصا بسیار مفتخرم .این یعنی اینکه آخوندهای حاکم با بیشترین و بی سابقه ترین سانسورها و فشارها و جنایت‌ها در طول تاریخ چند هزار ساله ایران زمین نتوانستند ریشه مردانگی و انسانیت و مروت را بسوزانند و من ایمان دارم که وجود شما بزرگواران قطعا برای رسیدن به مردم سالاری و دموکراسی به عنوان کاتالیزور بیشتر نمود خواهد کرد . بنابراین خواهش دارم که بیشتر از پیش مراقب خود باشید . مطمئنا شما و دیگر آزادگان میهنم سرمایه های معنوی و فرهنگی ما هستند . امیدوارم خداوند شماها و ماها را از هر چه زشتی و پلیدی است مصون نگه دارد تا بتوانیم به یاری حضرت حق میهنمان را از نو بسازیم.

     
  102. داوود فرهاد پور

    سلام دوستانم
    “تا دیر نشده، صدای انقلاب را بشنوید”
    محمدرضا پهلوی در آخرین نطق تلویزیونی‌اش در ۱۴ آبان ۱۳۵۷ در آستانه انقلاب، ضمن وعده انتخابات آزاد و جبران اشتباهات گذشته، به مردم گفت من صدای انقلاب شما را شنیدم، اما دیگر ……

    در دیماه 1388 مردم به خیابان آمدند تا اعتراض خود را به روند انتخابات ریاست جمهوری نشان دهند، اعتراض به تقلب در انتخابات به نفع یک کاندیدای مشخص با دیدگاهی مشخص، اما جواب مردم معترض چیزی نبود جز، گلوله و دستگیری و زندان و گرفتن اعترافات تلویزیونی.
    از دیماه 1388 تا دیماه 1396 با شنیدن صدای معترضین به مقابله با آن برخواستید، آن را به بیگانه نسبت دادید، بجای شنیدن صدای مردم و رسیدگی به وضع معیشت طبقه پایین جامعه و برخورد با مفسدان اقصادی و عامران و عاملان اختلاسها، کمر به دستگیری معترضین ومنتقدین و افشا کنندگان مفاسد اقتصادی بستید.
    بجای رسیدگی به وضع جوانان و بیکاری آنان، برای دهن کجی به مردم، مبالغ زیادی از درآمد کشور را به نهادهای مذهبی در بودجه 97 اختصاص دادید نهادهایی که تا کنون هیچ گره ای از مشکلات جامعه را باز نکرده اند، و توانایی انجام آن را نیز ندارند.
    مردم به تخصیص چنین بودجه های نجومی و سفارشی که گاهی چندین برابر بودجه مراکزعلمی و حوزه سلامت و محیط زیست بوده، اعتراض نموده و اعتراضات شکل گسترده ای بخود گرفت.
    اتاق فکر براه انداختید، نه برای کاهش بیکاری و نه برای بهتر شدن وضع اقتصادی مردم، و نه در تعدیل بودجه های سفارشی حوزه های مذهبی، بلکه برای سرکوب و ارعاب مردم.
    نتیجه ای که عاید شد، اعتراضات هفتم دیماه در مشهد بود، اینبار شروع حرکت ها از پیرامون به مرکز بود، افرادی از طبقه فرودست و بخشی از طبقه متوسط که نحیف‌تر و ضعیف‌تر شده‌بودند. به ویژه جوانانی که از نظر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی چشم‌انداز روشنی پیش روی خود نمی‌دیدند، دست به اعتراض زدند.
    خواسته اصلی مردم ابتدا با خواست‌هایی اقتصادی و معیشتی، مبارزه علیه فساد گستردهٔ دولتی-حکومتی و میزان بالای بیکاری بود، اما به تدریج شکل دیگری بخود گرفت.
    آیا وقت آن نرسیده است، از اشتباهات گذشته درس بگیرید، و تا دیر نشده صدای مردم را بشنوید.
    ایران عزیز من، طاقت یک انقلاب دیگر را ندارد.

    داوود فرهادپور

     
  103. سیسی با کسب 97درصد آرا دوباره رئیس جمهوری مصر شد!

    چرا این درصد های بالای شصت یا هفتاد تا نزدیک ۱۰۰، فقط تو انتخابات های کشورهای آسیایی اتفاق میفته؟!

     
    • رضای گرامی علت اینکه در اسیا اراء بالای 90 درصد در صندوق رای زیخته میشود این است که نمیخواهند مردم زحمت کشیده راه درازی طی کنند ودر صف ارا بایستند حکومت ها کمک میکنند به جای انان رای در صندوق میریزند

       
      • باید موارد خاص در مشارکت ها را مورد مطالعه از جهات گوناگون قرار داد چون مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری در سرتاسر جهان معمولا در این حد از مشارکت نیست ،و البته نمی توان بصرف بالا بودن مشارکت در جایی حتما اینطور برداشت کرد که آنجا تقلب شده است وگرنه اگر چنین گمان هایی معتبر باشد باید در مورد مشارکت های بالای پنجاه درصد در همه انتخابات ها و دموکراسی ها شک کرد و احتمال دسیسه یا تقلب داد.

         
  104. نامه نویسی در همه سطوح ادامه دارد و همه نیز در یکمورد به هم شباهت دارند و آن بی جوابی است. من هم چون انتظار جوابی ندارم به نیامدگان نامه نوشتم.

    سلام برشما نیآمدگان و آیندگان
    اگر بدانستید که چه ها از ما مردم آزاده وانسانهای بزرگ کشیده اند ، نیمه راه برمی گشتید، اما، از آنجا که در دام بودن افتاده اید پس بگذارید به شما بگویم که چه ها کردیم، ما هر آنچه را که نباید ، انجام دادیم وبرهر آنچه باید و شاید ،فاتحه خواندیم، کلی ختم روزگار بودیم و در آخر هم در آخر صف جایمان بود. اما تا دلتان بخواهد ساده دل بوده ایم، آنقدر که لالایی بهشت و جهنم مارا بخواب فرو می برد. آنقدر بی فکر بودیم که مردگان بر ما تسلط داشته و برای ما تصمیم می گرفتند . چون گاوان آسیاب گردان، دور گذشته موهومی از قول و منقول در گردش مدام بوده ایم بدون آنکه بدانیم یا مایل به دانستن باشیم ،حاصل کارو جانمان را آسیابان روضه خوان از همان اول فروخته است .

    منتظرخطابه ای بر مبنای فلسفه و اخلاق وعلم از ما نباشید ، فقط به کردار و گفتار ما بنگیرد و ادب را از ما بیاموزید که بیخردتر از ما هرگز نخواهید یافت.اما، دغلتر و دزدترازگروهی از ما به نام آخوند نیز نخواهید یافت، که هم دنیا و هم آخرت را دوقبضه گرفته اند این دنیا را بر انسانها جهنم کرده و آخرت را هم خدایی می کنند.وبا وعذه ها وحواله های خود بهشت و جهنم را در فروشند، این دسته مجموعه خصلتهای دزد و قاتل و کلاش را در خودجمع کرده اند.و شعارشان
    دگران کاشتند و ما خوردیم/ ماکشتیم ومال مفت بردیم

    آنچه ما کردیم ، اختیارمان را دست دیگران دادیم و به جای تفکر و جستجو عنتر وارتقلید کردیم .طامات بافتیم و بدان جان باختیم. با نگاهی به ما معنی عقل که نباشد جان در عذاب است را درخواهید یافت.
    ما نه وطن پرست بودیم و نه مردم دوست . کودکان کار و سانتریفیوژ برای بمب اتم ،گرسنگان و جنگ افروزی سپاه در منطقه و غارت منابع طبیعی و خشکی رودها و تالابها….را کنار هم بگذارید و تصویر بیقواره و بی سرو ته و مفلوجی خواهید یافت ، و شما قضاوتتان درست است که ما رااحمقترین نسلها بدانید.

    با نگاهی به طبیعت نقاش ازل که به ما پاسداشت و گرامی داشت زندگی رادر تداوم درس میدهد، دریغا که ما کورانی بیش نبودیم.

     
  105. جناب مهرداد و سایر یاران ارجمند

    حضور انورتان عارضم که موشک های رزمی بدو دسته تاکتیکی و استراتژیک تقسیم میشوند

    موشکهای تاکتیکی که بعضاً به آنها راکت هم میگویند در جبهه های جنگ علیه ادوات و آلات و مقّرهای دشمن استفاده میشود و اصولا دارای بُردی کوتاه هستند

    موشکهای استراتژیک مثل شهاب۳ ، نو دانگ و یا ترایدنت در حقیقت یک وسیله نقلیه مانند یک کامیون هستند و کّل بدنه موشک از کلاهک به پائین چیزی جز باک سوخت نیست، چه سوخت مایع ویا سوخت جامد

    تمامی آن هیکل عظیم موشک که میبینید در کمتر از دو دقیقه سرعت کلاهک و وسائل هدایت آنرا به حدود بیست هزار کیلومتر رسانده و از اتسمفر خارج میکند و باصطلاح پوکه موشک بطرف زمین برگشته و بهنگام ورود به اتمسفر سوخته و از بین میرود
    مانند هر وسیله نقلیه دیگر موشک نیز ظرفیت بارمفید محدودی دارد بعنوان مثال ظرفیت موشک شهاب ۳ حدود ۲۰۰۰کیلو میباشد و این نوع کلاهک هست که قدرت تخریب آنرا تعیین میکند بعنوان مثال اگر امروز سپاه پاسداران یکی از شهرهای خاورمیانه را با یک شهاب۳ بزند درست مثل این خواهد بود که یک بمب افکن یک بمب ۲۰۰۰کیلویی روی شهر انداخته است در اواخر جنگ ایران و عراق صدام تهران و سایر کلانشهرهای ایران را با اسکاد میزد وحدّ اکثر میتوانست یک ساختمان ۳ یا۴ واحدی را خراب کند و جان دو سه نفر بیگناه را بگیرد

    فقط موشک هایی که بکلاهک هسته ای، شیمیایی و میکربی مجهز هستند ارزش استراتژیک دارند موشکهایی که مجهز به مواد منفجره معمولی مانند تی ان تی هستند ارزش نظامی ندارند و فقط بدرد پروپاگاندا، ایجاد وحشت در غیرنظامیان و اختلال موقت در اقصاد شهرمیخورند

    یعنی اگر عربستان سعودی تمامی دارایی موشکی خودرا بطرف تهران پرتاب کند فقط میتواند چندتا ساختمان تخریب کند و عده ای غیر نظامی بیگناه را کشته و زخمی نماید.

    پاینده ایران بزرگ
    رسول

     
    • بیست هزار کیلومتر در ساعت صحیح است
      با پوزش
      رسول

       
    • حالا اگر ایران همه موشکهای خود را شلیک کند بیشتر از انچه که شما کفتید تخریب ایجاد میکند؟..پاسخ منفی است و نشانه ساده لوحی رهبری و سپاهی که به امید انها عربده میکشند!!

       
  106. سپاه/* شکست خورده: کارنامه جمهوری اسلامی در آستانه ورود به دهه پنجم انقلاب را درخشان است.
    مش قاسم: منظورشون از کارنامه چند مورد کوچیک بوده مثل نوشیدن جام زهر به اون اولی، چاپیدن ثروت مملکت، شروع سه تا جنگ که معلوم نیست کی و چهگونه تموم بشن (یا نه)، دزدی، آدمکشی ،شکنجهگری و اینجور چیزا.

     
  107. حاج اسحاق نادان: اگر لازم باشد برای دریاچه ارومیه آب از خارج وارد می‌کنیم و وعده داد که اگر لازم باشد برای احیای این دریاچه “میلیاردها دلار اعتبار خارجی” اختصاص خواهد یافت.
    مش قاسم: در حکومت اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات توانایی …(سه نقطه از مش قاسم) شعرگویی یکی از شرایط رسیدن به مقام و موقعیت میباشد. البته دزدی و آدمکشی و شکنجهگری هم در کنار این توانایی لازمه.

    این یارو نه وزن حالیشه، نه حجم، نه فاصله، پول هم خیال میکنه علف خرسه که میلیارد دلار میلیارد دلار اختصاص بده. ای نادان، تو اگه از این پولها داری چرا پول معالجه اون بچههای ایرانی که توی اتشی گرفتن مدرسه شون دچار سوختگی شدن پرداخت نمیشه؟ چرا زلزله زدگان توی سرمای زمستون نه سرپناهی، نه آبی و نه غذای گرم دارن؟ چرا آبادان و خرمشهر هنوز خرابه هستن؟ هان؟ بگو ببینم شیاد!

    ولکن داستان اصلی: برادران قاچاقچی خودشون سالیان سال میلیارد میلیارد سرمایه این ملت رو بالا کشیدن و کشکی سد ساختن تا به اینجا رسیدیم. حالا میخوان میلیارد میلیارد سرمایه رو بالا بکشن و حسابهای بانکی رو توی کانادا و استرالیا و انگلیس و …..پرتر کنن با پروژهای واهی، خود حاجی نادان و اخوی و بقیه افراد خانواده هم شریک هستن توی شرکتهایی که قراره این کار رو بکنن. هیچ کاری هم نخواهد شد الا بالاتر رفتن حسابهای بانکی دولت دزدزن حکومت اسلامی کره شمالی مرزعه حیوانات.
    =============================
    حاج اسحاق: اگر لازم باشد برای دریاچه ارومیه آب از خارج وارد می‌کنیم.
    مش قاسم: حاجی بیا بگو ببینم شرایط اگر و مگرت چیه؟ این دولت دزدان دهنشون کنتور جفنگ گفتن نداره.

     
  108. #یادداشت
    خلاصه

    چرا جمهوری اسلامی اصلاح ناپذیر است؟

    ۱۲ فروردین سالگرد تاسیس #جمهوری_اسلامی زمان مناسبی برای ارزیابی راهی است که رفته ایم.

    جمهوری اسلامی از چه زمانی منحرف و فاسد شد؟
    جمهوری اسلامی امروز به چه میزان فاسد و منحرف و باطل است؟

    انتقاد منصفانه از جمهوری اسلامی همواره حتی در حال حاضر نه تنها موجه و مجاز است، بلکه لازم است.
    اینکه هر نقدی به جمهوری اسلامی به حساب آمریکا، اسرائیل، عربستان سعودی، سلطنت طلبها و مجاهدین خلق گذاشته شود منطقی علیل است.

    استقرار حکومت قانون، حاکمیت ملی، و آزادی ایران بدون رعایت استقلال و تمامیت ارضی آن غیرممکن است.
    اصلاحات ساختاری امری درون‌زا و مخالف هرگونه دخالت خارجی در امور داخلی ایران است. براندازی از طریق حمله نظامی اجنبی نقض غرض و از چاله به چاه افتادن است.

    جمهوری اسلامی از لحظه اول کج بنیاد گذاشته شده بود.
    اینگونه نبود که بعدا و بتدریج کج شده باشد.

    اینکه جمهوری اسلامی #اصلاح_ناپذیر است دو قاعده دارد:

    قاعده اول.
    جمهوری اسلامی به دلیل اینکه نمی تواند جدایی نهاد دین از حکومت را بپذیرد،
    و نمی تواند دست از ولایت مطلقه فقیه،
    شریعت به مثابه قانون کشور،
    و تبعیض‌های چهارگانه بردارد،
    اصلاح ناپذیر است.

    قاعده دوم.
    چهار اصل مذکور (ولایت مطلقه فقیه، شریعت به مثابه قانون کشور، تبعیض‌های چهارگانه و عدم باور به جدایی نهاد دین از حکومت) مانع از اجرای اکثر إصلاحات روبنایی می شود.
    مراد از إصلاحات روبنایی اجرای دیگر أصول قانون اساسی بطور کامل است.

    نتیجه: جمهوری اسلامی اصلاح ناپذیر است.
    این نتیجه ابطال پذیر است.

    به این معنی که هرکس بتواند اثبات کند
    جمهوری اسلامی می تواند باشد اما ولایت فقیه حذف شود،
    قانون مجازات اسلامی و حجاب اجباری ملغی شود،
    تبعیضهای چهارگانه مرتفع شود
    و حکومت دموکراتیک سکولار برسرکار آید
    در این صورت ادعای فوق نقض می شود.

    اگر کسی بدون ابطال ادله فوق باز دم از اصلاح جمهوری اسلامی بزند و از إصلاحات روبنایی و غیرساختاری دفاع کند، هم خود را فریب داده هم نشانی غلط داده است.

    إصلاحات ساختاری با نقد منصفانه و عمیق بنیانگذار جمهوری اسلامی آقای خمینی و جانشین وی آقای خامنه ای ملازم است.

    اصلاح ناپذیری نظام معنایش امید واهی نبستن به إصلاحات روبنایی است.

    إصلاحات ساختاری تلازمی با انقلاب و براندازی ندارد. اما از تغییر مسالمت آمیز نظام استقبال می کند.

    با توجه به ابربحرانهای زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کجای جمهوری اسلامی قابل دفاع است؟
    امنیت به معنای برهم نخوردن نظم که قبل از انقلاب هم بود!

    http://kadivar.com/?p=16531
    @Mohsen_Kadivar_Official

     
  109. رای من جمهوری اسلامی!
    ‎‌
    ✍بهرام سمیع

    ✅فروردین سال 1358 ،من رای اولی بودم رای من آری به جمهوری اسلامی بود . بیاد دارم با تمام وجود در صف طولانی رای دهندگان ایستادم و برای تغییر نظام از سلطنتی به جمهوری، رای خود را به صندوق انداختم.
    امروز پس از چهل سال از تثبیت جمهوری اسلامی نسل جدید از من ،یعنی نسل من ، میپرسند شما برای چه و با چه انگیزه ای به جمهوری اسلامی رای دادید و ما پاسخ میدهیم.

    ✅رای ما به جمهوری اسلامی بود که رهبرش چهل سال پیش در نوفل لوشاتو فرانسه آن را اینگونه توصیف کرد:

    ✅«بشر در اظهار نظر خودش آزاد ا ست.»
    «اولین چیزی که برای انسان هست آزادی بیان است.»
    «مطبوعات در نشر همه‌ حقایق و واقعیات آزادند.»
    «در جمهوری اسلامی کمونیست‌ها نیز در بیان عقاید خود آزادند.»
    «در حکومت اسلامی اگر کسی از شخص اول مملکت شکایتی داشته باشد، پیش قاضی می‌رود و قاضی او را احضار می‌کند و او هم حاضر می‌شود.»

    ✅«یکی از بنیان‌های اسلام آزادی است… بنیاد دیگر اسلام اصل استقلال ملی است.»
    «حکومت اسلامی یک حکومت مبتنی بر عدل و دموکراسی است.»
    «دولت اسلامی یک دولتدمکراتیک به معنای واقعی است و اما من هیچ فعالیت در داخل دولت ندارم و به همین نحو که الآن هستم، وقتی دولت اسلامی تشکیل شود، نقش هدایت را دارم.»
    «اما شكل حكومت ما جمهوری است، جمهوری به معنای اینكه متكی به آرای اكثریت است.»
    «حکومت جمهوری است مثل سایر جمهوری‌ها و احکام اسلام هم احکام مترقی و مبتنی بر دموکراسی و پیشرفته و با همۀ مظاهر تمدن موافق.»
    «ولایت با جمهور مردم است.»
    «عزل مقامات جمهوری اسلامی به دست مردم است. برخلاف نظام سلطنتی مقامات مادام‌العمر نیست، طول مسئولیت هر یك از مقامات محدود و موقت است. یعنی مقامات ادواری است، هر چند سال عوض می‌شود. اگر هم هر مقامی یكی از شرایطش را از دست داد، ساقط می‌شود.»
    «رژیم ایران به یک نظام دمکراسی‌ تبدیل خواهد شد که موجب ثبات منطقه می‌گردد.»
    «اختیارات شاه را نخواهم داشت.»
    «من هیچ سمت دولتی را نخواهم پذیرفت»
    «علما خود حكومت نخواهند كرد. آنان ناظر و هادی مجریان امور می‌باشند.این حكومت در همه‌مراتب خود متكی به آرای مردم و تحتِ نظارت و ارزیابی و انتقاد عمومی خواهد بود.»
    «من نمی‌خواهم ریاست دولت را داشته باشم. طرز حكومت، حكومت جمهوری است و تكیه بر آرای ملت»
    «من چنین چیزی نگفته‌ام كه روحانیون متكفل حكومت خواهند شد. روحانیون شغل شان چیز دیگری است.»
    «من و سایر روحانیون در حكومت پستی را اشغال نمی‌كنیم. وظیفۀ روحانیون ارشاد دولت‌ها است. من در حكومت آینده نقش هدایت را دارم.»
    «قانون این است. عقل این است. حقوق بشر این است که سرنوشت هر آدمی باید به دست خودش باشد.»
    «باید اختیارات دست مردم باشد. این یك مسئله عقلی است. هر عاقلی این مطلب را قبول دارد كه مقدرات هركسی باید دست خودش باشد.»
    «حكومت اسلامی بر حقوقِ بشر و ملاحظه‌ آن است. هیچ سازمانی و حكومتی به‌اندازه‌ اسلام ملاحظه‌ حقوق بشر را نكرده است. آزادی و دموكراسی به‌تمام معنا در حكومت اسلامی است، شخص اوّل حكومت اسلامی با آخرین فرد مساوی است در امور.»
    «اسلام، هم حقوق بشر را محترم می شمارد و هم عمل می كند. حقّى را از هیچ‌كس نمی گیرد. حق آزادى را از هیچ‌كس نمی گیرد. اجازه نمی دهد كه كسانى بر او سلطه پیدا كنند كه حقّ آزادى را به اسم آزادى از آنها سلب كند.»
    «دولت استبدادی را نمی‌توان حکومت اسلامی خواند… رژیم اسلامی با استبداد جمع نمی‌شود.»

    ✅«ما حکومتی را می‌خواهیم که برای اینکه یک دسته می‌گویند مرگ بر فلان کس، آنها را نکشند.»
    «حکومتی که ما می‌خواهیم مصداقش یکی حکومت پیغمبر است که حاکم بود. یکی علی و یکی هم عمر.»
    «تمام اقلیت‌های مذهبی در حکومت اسلامی می‌توانند به کلیه فرائض مذهبی خود آزادانه عمل نمایند و حکومت اسلامی موظف است از حقوق آنها به بهترین وجه دفاع کند.»
    «جامعۀ آیندۀ ما جامعۀ آزادی خواهد بود. همۀ نهادهای فشار و اختناق و همچنین استثمار از میان خواهد رفت.»

    ✅«زنان در انتخاب، فعالیت و سرنوشت و همچنین پوشش خود با رعایت موازین اسلامی آزادند.»
    «زن‌ها در حكومتِ اسلامی آزادند حقوق آنان مثل حقوق مردها. اسلام زن را از اسارت مردها بیرون آورد و آنها را هم ردیف مردها قرار داده است، تبلیغاتی كه علیه ما می‌شود برای انحراف مردم است. اسلام همۀ حقوق و امور بشر را تضمین كرده است.»
    «رأی ملت متَّبع است، ولو به ضرر خودشان باشد»
    ۹۷/۱/۱۲

    @bahramsamie
    @MostafaTajzadeh
    http://up.upinja.com/fgwss.jpeg

     
  110. آن دنیائی که عرض شد شما اهل آن هستی یعنی وابستگی ها به دنیای فانی و مظاهر آن و پشت کردن به دعوت و اهداف انبیاء و خوش باش و دلخوشی تام بدنیا و مظاهر والا خوردن و آشامیدن و دفع کردن و بقول شما سکس داشتن و چیزهایی از این قبیل که برای همه انسانها و حتی حیوانات وجود دارد،پس دنیایی که وابستگی به آن مذموم است همین خوش باش دو روزه دنیا و فراموشی جهان پس از مرگ یا انکار آن و بی اعتنائی به دعوت و تعلیمات انبیاء و راضی شدن به گناه و طغیان در برابر اوامر و نواهی خدا،قرآن (همان کتاب جامع ذو ابعاد که دوای معنوی دردهای
    …………………………..

    نوریزاد گرامی شما بفرمائید به کسی یا کسانیکه برای برخورداری و مفتخوری در همین دنیای مادی از هیچ جنایتی رویگران نیستند و برای خر کردن مردم به اراجیف بالا امده می اویزند چه بنویسید که توهین تلقی نشود. من نوع زندگی این موجودات را چون بدون هیچ منفعتی برای اجتماعیکه در ان زندگی می کنند و از تمام امکانات آن بهره می گیرند //// می نامم. و خود این موجودات را /////////// بفرمائید اگر کلماتی که بهتر بتواند آنها و روش زندگی شان را توصیف کند بیاورید تا ما نیز بنویسم که نه شما زحمت هاشورزدن داشته باشید و نه ما را فحاش بنامید. ما ایرانیان دوست فداکار و بزرگوار 1400 سالست که به این عناصر سواری داده ایم و آنها هم همچون دوالپایان پائین آمدنی نیستند. و می بینید که چگونه طلبکارانه و از موضع بالا هر کسی را که به آنها روش زندگی و پستی و پلاشتهایشان را نشان میدهد بقول خودشان تحقیر می کنند. می بینید با ///////// از دعوت //////////// برای ترک دنیا می گوید که خودش 23 زن را همچون گوسفندان در آغل داشت و کوچکترینشان 9 ساله بوده بقیه رفتار و سنتش را هم که همه بخوبی می دانند و 40 سال حکومت بر مبنای قران و سنتش را هم نتیجه اش را همه میدانیم. خب سید من نمی گویم نان نخور و ماشین سوار نشو و …ولی من می گویم اگر از منابع و امکانات مردمی استفاده می کنید شرافت انسانی بما می گوید که در قبال آن وظیفه داریم به نفع جامعه خدمتی بکنیم. نفع شما و همفکرانت برای ایران و ایرانی چی بوده و چی هست؟ ما دراین دنیای بقول خودت فانی زندگی می کنیم تو که معتقد به دنیای دیگری چرا از خرانه عمومی بدون کاری مثبت استفاده می کنی ولی شعار مال دنیا گند دنیا سر می دهی؟ منطقی ایا این نیست که شما آخوندها این دنیای فانی را بی خیالش شوید و به اخرت رخت بربندید؟ دو دستی چسبیدن به این دنیا و /////////////////// بافتن که عین////////////////////////////////// است. میدانی منافق و دروغگو کیست؟ منافق و دروغگو کسیست که عملش با حرفش یکی نیست. و شما آخوندها /////////////////////هستید.

     
  111. خیلی‌ که اصلا لازم نیست، حتی هیچ ضرورتی به درک و فهم و خرد و شعور معمولی‌ هم نیست، فقط اندکی اندکی اندکی فهم و شعور کاملا کفایت می‌کند تا انسان پی ببرد علی‌ خامنه‌ای از فرق سر تا ناخن پای ( بوده یا ) به یک دیکتاتور /// تبدیل شده است اگر روی این جمله این شخص لحظه‌ای ، فقط لحظه ای لختی اندیشه شود از طرف امثال سید مرتضی آنجا که در دیدار با یکی از اعضای هیات رئيسه شورای شهر تهران به گزارش سحام گفته ” از ابتدا هم پیغام دادم که با شهردار شدن نجفی مخالفم، با این حال او را شهردار کردید! و پرسیده که “به شورای شهری ملاقات بدهم که ۳ نفر از اعضایش از محکومین فتنه ۸۸ و زندانی بودند!؟” “

     
  112. باید چشم اسفندیار آخوند ها را بیابیم. چشم اسفندیار آنها این است که آنها از غمگساری ما تغذیه میکنند زندگی خود را تامین میکنند. هر کجا که شادی ببینند به هراس میافتند. مثل خفاشی که از نور میترسند. این است که در جزیره هرمز وقتی عده ای جوان در کنار ساحل گیتار میزنند. چند مامور میایند و بزم آنها را بهم میزنند. آنها از یک آخوند دستور میگیرند. چون آخوند میداند که گسترده شدن هر بزمی مساوی است با برچیدن سفره پلو و مرغ های چرب و چلینگ. حالا ما نقطه ضعف آنها را را دانسته ایم. اگر گیتار ما را گرفتند میرویم در یک جای ساخل دیگر و دست میزنیم. دیگر دست زدن که میدانیم. باید از تکنیک حرس را را برقص آوردیم استفاده کنیم. تا ماموران در هر جا بدنبال ما بدوند برای جلوگیری از شادیمان بالاخره حسته میشوند و میروند و ما یک مرحله از کرفتن حقوقمان را پشت سر میگذاریم. حق همیشه گرفتنی است و نه دادنی. خق شادمانیمان را بدست آوریم. مرده ها هم فهمیده اند در آخرین عکس برای مجلس ختمشان کراواتی زده اند و لبخندی بر لب دارند. بی هیچ غم واندوه. آخرین مقاومت مدنیشان

     
  113. باسلام برآقاسيدمرتضاي گرامي

    وبرباصفاي گرامي زيدعزه

    ونوري زاد مكرم دامت بركاتهم

    اعدلوا هواقرب للتقوي

    اينكه جناب رهبر زل زده به رخ مردم دروغ مي گويد. اين جمله خبري درآن هيچ شك وريبي نيست كه رهبر دروغ مي گويد كجاي ايران آزادي بيان وآزادي رسانه اي افشاگرانه فسادهاي سيستماتيك ودزدي واختلاس هاي كذائي وقتل وكشتارظالمانه وجود دارد ؟

    مسؤول همه اين فسادها وقتل وغارتها وكشتارها درزندان وخيابانها، شخصا رئيس حكومت ج والف است كه جناب سيدعلي خامنه اي باولايت مطلقه اش برعهده دارد.
    واين مسأله مبرهن وآشكاراست كه ايشان مسؤول همه فجايع وفسادها ودزدي هاوغارتهاواختلاسها وكشتارها وزندانها وشكنجه هامي باشد.

    بعنوان مثال زنده ،آن ياشارسلطاني است كه فسادهاي سيستمي قاليباف را درشهرداري وبذل وبخششهاي املاك نجومي را افشا كرد ،عوض تشويق او گرفتند انداختند توي زندان.

    واين نجفي شهرداراست كه غارتهاي قاليباف رادرشهرداري دوازده ساله اش راليست كرد وداد به قوه قضائيه عوض بررسي فسادقالي باف برنجفي فشار آوردندكه مجبور به استعفا شده است به بهانه جرم شركت درجشني كه دختران نابالغ درآن رقصيده اند.

    وموارد كشتار مردم معترض درخيابان ها وزيرشكنجه دربازجوئي ها همانند ستاربهشتي وكاوسي ومحمدراجي درويش وديگرمعترضان برفساد خامنه اي آدمكش، باحمايت خامنه اي اين كشتارواقع شده است خامنه اي بفرض اينكه ولايت داشت دراولين كشتارش درقتلهاي زنجيره اي وكهريزك ازولايت ساقط شد وخودبخودمنعزل گشت وبعداز آن حكومتش غاصبانه وقلدرانه است ديگرچه ساختارحقوقي مانده است كه قابل دفاع باشد.

    به نامه جناب سيدمصطفي تاجزاده مراجعه كنيد كه درجواب احمدتوكلي نوشته اند درآنجا مستندا آقاي خامنه اي را استيضاح مفتضحانه كرده اند وهمه خطاهايش راكه دخالت هاي فراقانوني وغيرقانوني وي راتك تك شمرده اند وصداي نعره هاي سايت نسيم ورجانيوزرا درآورده بود كه به قوه قضا دستورجلب تاجزاده راصادر مي كردند همراه بفحاشي هاي افسارگسيخته وچاله ميداني بود.

    جناب آقاسيدمرتضي دام عزه سخن باصفاي گرامي صحيح ومنطقي وعقلائي است كه رئيس حكومت مسؤول همه فجايع ومفاسدكشوراست ؛ديگردفاع ازروش ومنش وافعال وكردار خامنه اي ازسوي شما جاي مزيدتاسف من مسكين شده است كه چشم بسته وياازروي تعصب دفاع بي رويه وغيرعقلائي ازوي داريد. بااينكه مي دانم ازخبرهاي جنايتكارانه وي خبرداريد ،بيشتر تاسف مي خورم.

    جناب ،بايددرفكرحكومت دموكراتيك سكولار باشيم كه هرچند من مسكين چندسال پيش باآن مخالف بودم ولي چاره كار كه ازظلم طاغوت شاهخدائي وي برهيم همين است؛بايدرفراندم عمومي وهمه پرسي درتعيين نوع حكومت دير يازودانجام شود .
    دين ومتصديان دين به حكومتداري دخالت نكنند ودين رابه استخدام خويش نگيرند وظلم وستمهاي ناجوانمردانه رابنام برنامه ديني ودين اعمال نكنند وغارت هاي بي شماررا انجام ندهندكه پاسخگوهم نباشند، مسؤول بايد شفاف وپاسخگوباشد نه توجيه گر وياساكت ودرزبگير فسادوجنايات خودي هايش باشد واماخطاي غيرخودي را يابه تهمت ويافي الواقع وباپيازداغش علم شنگه درست كند ودررسانه هايش گوش فلك راكركنند ورقيب را بااتهام فتنه گري درحصروحبس زنداني وشكنجه دهند.
    وسياست هاي بين المللي بايد عاقلانه وخردورزانه ودورانديشانه باشد نه متوهمانه امپراتورانه ودخالت درامورداخلي كشورهاي ديگر وخرج هاي مالي وفداي نفس هاي محترم گول خوردهنمايندوباخرج هاي گزاف سي وشش ملياردي درآنجاها بدون رضايت ملت خرج كنند كه پوزهم بدهيم كه باسياست امريكا درمنطقه مقابله كرده ايم وازاين طرف فقر وبدبختي هاي ناشي ازآن درداخل كشور به انواع واقسام فجايع جلوه گري نمايند.والسلام علي عبادالله الصالحين
    مصلح

    ————

    درود مصلح گرامی
    ورود شما را به جرگه ی آزاد مردان و آزادگان به خودم و به شما و به مردمان سرزمین مان ایران تبریک می گویم. ما مگر از روحانیان چه می خواهیم؟ این که: در عین مسلمانی، آزاده باشند. که اگر رهبر و سردار و آیت اللهی خطا کرد، بی هیچ واهمه ای او را به وادی نقد اندازند. گرچه این روزها میزان خطاکاری ها و زشتکاری ها و آدمکشی های نظام ولایی از اندازه گذشته و سالهاست که این نظام، ته ریزه های اعتماد مردم را نیز بلعیده و اکنون از خون مردم ارتزاق می کند چه برسد به مالشان که بی اجازه به سوریه می برد و بر سر بشار اسد فرو می بارد. بازهم سپاس از شعور انسانی شما. هرکجا از منِ نوری زاد یا هر هموطنی و مسئولی خطایی دیدید، بی هیچ اغماضی سخن به نقد وی واگشایید. که سلامت یک جامعه در نقد مشفقانه و حتی نقد صریح و تند و تیز و دشمنانه ی ضعفها و ناهنجاری ها و نابسامانی ها است و بس.
    با احترام

    .

     
    • درود بر مصلح گرامی! ما با چنین مسلمانانی نه تنها مخالف نیستیم‌بلکه دست انها را بعنوان هموطنان ازاده و ایران و انساندوست می بوسیم.من سخصا از شما بخاطر موصع گیریهایت در این چند کامنت اخری قدر دانی می کنم.هموطن ارجمند شما هم دین خود را از به لجن کشیدن با ورود بقدرت نجات می دهید و هم با مردم خود همدردی می کنید.درود بر شما باد.بدون شک چنین موصع گیری از یک روحانی که نان کار و کوشش خود را می خورد دین و باور تودها را دستاویزی برای خورد و حوراگ حود نمی کند بسیار طبیعی است.جوانمردی و شرافت را کسانی دارند که از زندگی انگلی بیزارند. درود بر تو باد!

       
      • آرتین ایران

        سلام بر مزدک گرامی
        مگر دوست گرامی شما در پست پیشین نمی گفتید هر مسلمان یک آدم کش بالقوه است واین نگارنده عارض شدم مشکل من با این هر اول جمله شماست.مسلمانان مانند تمام ادیان تندرو و میانه رو و معتدل دارند.یاد یکی از مسلمانان به نام به نام محمدعلی کلی بوکسور معروف افتادم.شخصا مبارزات او را بسیار دوست دارم.به قول خودش واقعا به سان پروانه سبکبال حرکت می کرد و چون زنبور به حریفان نیش می زند.در یک لحظه از یک ضربه که گمان نمی کردید کاری باشد حریف را نقش زمین می کرد.او واقعا برترین بوکسور تاریخ جهان است.اما چنین شخصی که در مبارزات حریفان از رویارویی با او وحشت داشتند چندین سال از بهترین دوران حرفه ای خود را به سبب اینکه از حضور در جنگ ویتنام خودداری نمود از دست داد.او به درستی می گفت من چطور می توانم به روی کسانی اسلحه بکشم که حتی آنها را نمی شناسم.او اگر در جنگ شرکت می کرد به سبب محبوبیت بالا بسیاری دیگر را هم ترغیب به حضور می نمود.آری او یک نه بزرگ به آدم کشی گفت و بخشی از بهترین دوران مبارزات خود را فدای این کار کرد.حال دوست گرامی با وجود حتی یک استثنا بازهم می توان گفت هر مسلمان یک آدم کش بالقوه است؟!
        موفق باشید

         
  114. سلام و درود

    جناب دکتر نوریزاد از نحوه مدیریت شما در شگفتم به این نوشته که مثلاً در رابطه با پرسش بنده از سید مرتضاست توجه فرمایید :
    « ناشناس
    4:09 ب.ظ / آوریل 1, 2018
    زنا چند نوع است و یکی این است که مثلن همسر /// که شوهر دارد و /// شوهرش هستی برود با یک پسر خوشگل و یا یه مرد دیگه همبستر شود. این یعنی از نظر تو اشکال ندارد؟ یه مرد بالغ با همسر ///که زنی بالغ هم هست همبستر میشود. به تو چه مربوط!
    همینطوری در … رو باز میکنی و … میزنی!
    خسته نشدی؟! از این همه …. و … گیری؟! »

    همانطور که شما و سایر اعضای محترم ملاحظه میفرمایید این نوشته جز توهین مستقیم به بنده نه دارای بار منطقی و نه استدلالی است و نه حتی ارزش کمترین اعتنایی دارد. شما با هاشور زدن کلماتی که خطاب به بنده هتاکی کرده، مطمئناً از محتوا و لحن زننده و خارج از ادب و انسانیت نویسنده بی مایه که این اندک را چون روی خود سیاه کرده آگاه شده ای، با اینحال معلوم نیست چه فایده ای در نشر آن دیده ای؟ آیا اگر این نوشته را در حاشیه مطلب شما، یا خطاب به شما ارسال میکردند باز هم با همین غمض عین و تساهل آنرا منتشر میکردی؟
    میشود دلیل نشر آنرا و فایده احتمالی که به خواننده میرساند توضیح بفرمایید؟ از مؤسس و بنیان گزار حزب مؤدبان که متأسفانه مؤدبان را میرنجاند و میرماند و بیشتر از هر طبقه و تیپ اجتماعی به فحاشان و هتاکان فاقد دین و دانش که با گستاخی و بیباکی به تمام معتقدات و مقدسات دیگران اهانتهای زشت و طاقت سوز میکنند، حداقل انتظاری که میرود اینست که با نشر فحشا موجب اشاعه فحشا نشود. اگر قرار است هذیانهای یک فرد بی شرف و بی شرافت که ادبیاتش به بی ادبیهای پااندازهای حرفه ای شباهت دارد، منتشر شود چه نیازی به مدیریت و هاشور زنی شما دارد؟

     
    • جناب شفیعی
      سلام
      من در عجبم که شما چگونه این مدارج علمی و تحقیقی و عرفانی را طی کردید؟!
      این نوشته در پاسخ به مزدک 1 بود و درست زیر کامنت او بود که اینگونه در پاسخ به شما شروع کرده بود:

      مزدک1
      2:35 ق.ظ / آوریل 1, 2018
      جناب شفیعی زنا یعنی چه؟ مردی بالغ با زنی بالغ همبستر می شود این چه ربطی به اراجیف و مزخرفات //////////////////// از قبایل وحشی در 1400 سال پیش دارد؟ این مزخرفات یعنی نان به نان دونی مشتی ///// ریختن! بس کنید از این بی شرمیها و اینهمه پستی و پلاشتی و زیر ////////////////////////////// خوابیدن!

      و من به او ( مزدک 1 ) پاسخ دادم که زنا چند نوع است و یکی را هم که زنای محسنه است به روشی که او بهتر بفهمد توضیح دادم.
      متوجه شدی چه شد یا بازم توضیح بدم؟!
      فحشها و توهین های شما را هم میگذارم به حساب نفهمیدن و درک نکردن و پاسخی به شما نمیدهم.
      مگر شما از سید مرتضی پرسیده بودید که زنا یعنی چه؟

       
      • سلام و درود

        بابت این سؤبرداشت از جنابعالی خاضعانه پوزش میخواهم.

         
        • آرتین ایران

          سلام بر جناب شفیعی
          حالا مثلا چون روی ناسزا از سمت شما به طرف مزدک رفت مشکل حل شد؟!
          پاینده و سرفراز باشید

           
          • شما بهتر است بجای نظارت بر مطالب دیگران، یکی دوتا مطلب مستقل هم بدهی. کارت شده نشستن بالای منبر و از بالا دیگران را دید زدن!
            موش دوانی هم کار زشتی ست، نه؟
            ما یه راهی برای حل مشکلات پیدا میکنیم. شما خودشو ناراحت نکن!
            سخنان من خطاب به مزدک، در حقیقت فهماندن یک مطلب به روش خودش بود. ببین چه کسی داره ناسزا را حلاجی میکنه؟! کسی که با توسّل به امثال و حکم به دیگران توهین میکنه! چرا؟ چون شهامت رو در رو شدن نداره!
            من و مزدک یا شفیعی باهم رو بازی میکنیم، ولی تو مطمئن باش که اینگونه نیستی. تو با خودت هم رودربایستی داری!
            عجیب منو یاد “مازیار وطن پرست” میندازی!
            انسان و آدم باشید

             
    • یادم رفت:
      شما باید اگر خود را مؤدب میدانید، از جناب نوری زاد عذر خواهی کنید.
      در مورد خودم هم هیچ درخواستی ندارم که با این کامنت متوجه میزان دقت شما در خواندن مطالب شدم. شاید کتب دیگر و نوشته های دیگر را هم همینگونه میخوانید و شاید بسیاری برداشتهای غلط شما از اشعار حضرت مولانا هم همین روش ناشیانه شما در درک مطلب باشد.

       
      • سلام و درود

        دوست محترم انتقاد بنده به نحوه مدیریت جناب دکتر نوریزاد و ادبیات شما به قوت خود باقیست، گر چه بابت سؤ برداشت خود عذر و خواسته و باز هم معذرت میخواهم، اما حقیقتاً با نحوه انتقاد شما به مزدک و اشاره به همسر مزدک هم موافق نیستم. گرچه خود مزدک با پیروایی گاهی بحث را شخصی میکند و به توهین و فحاشی میپردازد ولی پاسخگویی به ایشان را با همان لحن و ادبیات نمیپسندم.
        در مورد دانش و دقت بنده، هرآنچه دانسته ام، همانها بوده که تقدیم کرده ام که نگرش انتقادی در خصوص آنها و نظریاتی از این دست بدون ذکر مصادیق و به صورت کلی نه متداول است و نه مفید. یکی از کارهای سید مرتضی را که بسیار میپسندم، رجوعش به اصل و تطبیق مدعیات با اصل است . اگر جنابعالی هم برداشت بهتری داری بفرما، بدیده منت و بگوش جان میشنوم.

         
        • سلام و درود

          قابل توجه آرتین ایران. لطفاً به تاریخ و ساعت ارسال اعتراض طعنه آمیز
          خود و این نوشته مختصر توجه بفرمایید.

           
    • جناب شفیعی با سلام،شما دچار اشتباه در برداشت شدید،نوشته ناشناس نقضی بود که بر سخن گوینده این سخن :”زنا یعنی چه؟”وارد شده بود و ناشناس خواسته بود بصورت ایراد یک نقض -که طبیعتا اگر گوینده “زنا یعنی چه؟” غیور و دارای انصاف باشد ملتزم به این نقض نخواهد بود-بر کسی بود که می گوید زنا یعنی چه؟! یعنی اینکه هر دو نفری که در سن بلوغ باشند خارج از چهارچوبه ازدواج شرعی و قانونی می توانند روابط داشته باشند،و ناشناس با ذکر یک نمونه -زنای محصنه:رابطه خاص زن شوهر دار با مرد بیگانه-خواست به گوینده بفهماند که صرف بلوغ یک زن و مرد توجیه کننده (عرفا و عقلائیا و اخلاقا) این نیست که آندو خارج از محدوده سنت ازدواج که مورد امضای همه عقلای جهان و ملل و مذاهب است،با یکدیگر ارتباط خاص برقرار کنند و اینکه گوینده “زنا یعنی چه؟” آیا ملتزم برابطه نوامیس خود با بیگانگان بصرف بالغ و عاقل بودن آن نوامیس هست یا نه؟
      شما اشتباه کردی جناب شفیعی.
      با احترام

       
  115. جناب شفیعی درود
    از شما که مسلمان آزاده ای هستید سوال میکنم که آیا اعتقاد به وجود آدم و حوا با آن توصیفاتی که در تورات انجیل و قرآن آمده دارید یا نه ؟ بیسواد بودن حضرت محمد چه ؟ برده داری که در قرآن هیچ اشکالی ندارد و عین حق زورمداران هست چه ؟ قتل عام یهودیان به بهانه شکستن عهد چه؟ و بنا به صراحت قرآن زنان و کودکان تحت امر مردان هستند !چرا به جرم اثبات نشده !مردانشان به اسارت رفتند ؟ آیا این عین نادیده گرفتن حق زنان و کودکان نیست ؟ در ضمن حضرت عالی قائل به درست کرداری عمر هستید میدانید که این شخص چه بالایی به سر زن و کودک اسیر ایرانی آورد ؟ و با کمال تاسف مانند شریعتی مالیخولیایی ! فرمودید که ایرانیان با آغوش باز از اعراب وحشی استقبال کردند . که واقعا جای تاسف است مگر همین عمر نبود که میگفت از موالی اسلام را نپذیرید که به اعراب جزیه بدهند ؟ مگر علی که در بلاد عرب خطور داشت و آخوند جماعت مدعی هست که به ایتام کمک میکرد آیا به ایتام ایرانی هم سر میزد و دست بر سرشان میکشید ؟

     
    • سلام و درود
      دوست گرامی داوری در خصوص مسائل تاریخی و به یقین قطعی رسیدن به این سادگیها نیست، به خصوص این داوری در مورد شخصیتهای تاریخی که منشأ یا مؤسس یک مذهب، یا از اعتبار و شاخصیتی در یک مذهب برخوردارند دشوارتراست، زیرا دوستان بشدت در محاسنش مبالغه و دشمنان در معایبش اغراق کرده اند. . بیشک از مقام و منزلتی که امام علی
      ( ع)در ذهن و روان و اعتقادات شیعیان دارد آگاهی، اما مذهب اباضی که بازماندگان خوارجند هنوز هم با تعصب نسبت به حضرتش خصومت میورزند. کینه ای که نسبت به خلیفه دوم عمر بن خطاب در میان شیعیان ایران رایج است بیشتر منشأ ملی دارد تا دلیل و علل مذهبی، در صورتیکه عمر شخصاً در جنگ با ایرانیان شرکت نداشت و اسرایی که نژاد گرایان خیلی بر کثرت و ستم نسبت به آنها تکیه میکنند جمعیت بسیار قلیلی از کسانی بودند که ابتدا به اسارت دربار پرهزینه ساسانی در آمده و خدم و حشم دربار بودند و هر یک از گوشه ای از آن امپراتوری پهناور که در شرق به شمال شرقی هندوستان و در غرب به سواحل مدیترانه، درشمال به ماوراء گرجستان و ارمنستان و در جنوب به یمن و باب المندب محدود بود ربوده شده بودند. با شکست و فروپاشی شاهنشاهی ساسانیان به صورت افراد بی پناه و دربدر و بلاتکلیفی در آمدند که خود به دنبال صاحبی میگشتند که بتوانند به حیات خود ادامه دهند. شبه جزیره عربستان نه ظرفیت تعداد کثیری برده داشت و نه نیازی به برده های فراوانی داشتند.( در یکی از مقالات گذشته بطور مبسوط در این مورد مطالبی نوشته ام که دقیقاً نمیدانم در چه تاریخی بوده ولی در سه ماه گذشته بوده که میتوانی بیابی ). سعی میکنم در آینده در حد دانش اندک خود به پرسشهایت پاسخ بگویم، ولی عجالتاً نوشته زیر را در خصوص دشواری استناد کردن به تاریخ تقدیم میکنم :

      استاد درس تاریخ یکی از دانشگاه های ایالات متحده هفت تیری در اختیار یکی از دانشجویانش قرار داد و به او دستور داد که در میانه درس هر هفت گلوله را به جاهای مشخصی از کلاس شلیک کند و بعد با شکستن شیشه پنجره از کلاس و دانشگاه خارج شود و تا یک هفته هم آفتابی نشود.دانشجو هم دقیقأ این دستور را اجرا کرد ابتدا ,کلاس به هم ریخت و دانشجویان وحشت زده شدند و در زیر میزها پناه گرفتند,برای ساعتی درس تعطیل و همه چیز به هم خورد سرانجام وضعیت کلاس به حالت عادی برگشت و استاد به دانشجویان گفت:در پیش چشمان ما واقعه ای اتفاق افتاد که همه عینأ مشاهده کردیم ,توضیح و نگارش و چگونگی حادثه و علل آن موضوع تحقیق شماست و یک هفته فرصت دارید تا ازدیدگاه منطق تاریخ آنرا تجزیه و تحلیل کنید.پس از سپری شدن یک هفته هر یک از دانشجویان آن حادثه را به عنوان تز تحقیقاتی به استاد ارائه دادند.یکی نوشته بود این دانشجو شکست عشقی خورده بود,یکی دیگر نوشته بود تحت تأثیر گروههای تروریستی قرار گرفته بود,
      بعدی:دچاردجنون آنی شده بود.
      آن یکی:دو تیر به سمت عکس رییس جمهور شلیک کرد بنا بر این از حکومت ناراضی بود. دیگری:با گروههای نژاد پرست روابط مرموزی داشت و…..جالب است که در مورد تعداد تیرهای شلیک شده هم اختلاف زیادی وجود داشت. استادپس از بررسی تمام آراء اصل موضوع را به دانشجویان گفت و ادامه داد که :وقایع تاریخی به همین صورت بوده حتی شاهدان عینی هم مطابق حدس و گمان و برداشتهای خاص خود به نقل وقایع پرداخته اند لذا کار یک محقق در خصوص علم تاریخ بسیار دشوار و کشف حقایق تاریخی به این سادگیها میسر نیست.یکی از مورخان معروف گفته است« به شماره مورخین تاریخ وجود دارد »یکی دیگر نوشته« تاریخ عبارت است از نوشتن وقایعی که هیچ مورخی آنها را به چشم خود ندیده »
      فکر میکنم مرحوم باستانی پاریزی هم نوشته« تاریخ یعنی تاریک ». اگر عمری بود نوشته ای دیگر در مورد تاریخنگاری هدفمند مورخان استعماری و ایجاد کینه و نفرت و بر افروختن لهیب آدمیخوار جنگ در میان کشورهای دارای منابع و مواد خام به
      ویژه نفت و گاز در آینده تقدیم میکنم که متأسفانه اغلب افراد اهل مطالعه و علاقه مند به تاریخ هدف این زهر افشانی و مسمومیتند که نا خودآگاه به تبلیغاتچی استعمارگران و اینک امپریالستها مبدل میشوند و به جای دیدن و دفع دشمن حاضر، بنا به آنچه از تاریخی که برایشان نوشته اند و آنها خوانده اند به یاد دشمنان تاریخی و جنایاتی که در صده ها و هزاره های گذشته و کینه کشیهای نژاد پرستانه می افتند.

       
  116. محمد نوری زاد

    یازده پرسش از اصلاح طلبان

    پرسشِ یازدهم:
    اگر اعتراض های مردم به کارنامه ی مردودِ جمهوری اسلامی به سقوطش انجامد، شما آیا مردم معترض را برانداز خواهید نامید؟ اگر بله، پس این جمعیتِ برانداز، برنامه ها دارد برای گام های پیش رو. که با فرو شدن به اعتصاب های چند بچند و سراسری، و با پشت کردن به صندوق های رأی، و با نه گفتن به همه ی اطوار روحانیان و آیت الله و شخصیت ها و مناسبت های جمهوری اسلامی، و با حضورِ بی خشونتِ میلیونی در خیابان ها، و با بهره مندی از ظرفیت های مجامع حقوق بشری جهانی، از جمهوری اسلامی عبور کند. شما اصلاح طلبان در مواجهه با این خواستِ بزرگ، آیا در “کنارِ” این مردم خواهید ایستاد یا در “مقابل” شان؟

    پسا پرسش:
    بر این پایه، جمعیتی از مردم ایران، اراده بر این بسته اند که بی هیچ خشونتی، و با نافرمانی های مدنی و پذیرشِ هر خسارت و آسیب، از جمهوری اسلامی عبور کنند. و ساختمانی بسازند که ملاتِ آجرهایش از خردمندی و آزادی و مدارا و همدلی و همزیستی ست . شما سرانِ اصلاح طلب اما، پیوسته مردم را به سمت صندوق های رأی و به سمتِ بقای جمهوری اسلامی متمایل کرده اید. مطرح شدنِ این یازده پرسش، ای بسا بتواند تکلیفِ هواداران شما را در ترسیمِ آینده ی کشورمان آشکار سازد. آیا اصلاح طلبان اهل پاسخگویی هستند؟ هستند آیا؟ اگر نیستند که هیچ، اما اگر هستند، یکی شان به نمایندگی از همه، پاسخگوی این یازده پرسشِ ما باشد. باشد؟

    امضاء کنندگان:
    . دکتر مصطفی بادکوبه ای
    (مولانا پژوه و شاعر – تهران)

    . گیتی پور فاضل
    ( وکیل، نویسنده و منتقد،
    و وکیل خانواده ستار بهشتی)

    . محمد کریم بیگی و شهناز اکملی
    (پدر و مادر مصطفی کریم بیگی که در عاشورای 88 به ضرب تیر مستقیم مآموران از پای در آمد)

    . گوهرعشقی – مادر ستار بهشتی
    (کارگر وبلاگ نویسی که در زندان بدست مأموران کشته شد)

    . دکتر محمد ملکی
    (نخستین رئیس دانشگاه تهران و فعال مدنی)

    . محمد نوری زاد
    (نویسنده، کارگردان و فعال مدنی)

    . مجتبی واحدی (روزنامه نگار – آمریکا)
    .
    https://t.me/MohammadNoorizad/16241

     
    • سوال شما هم اشتباه است و هم تکراری! و تکرار مطلب نادرست موجب صحت و درستی آن نیست.

      ———-
      اشتباهش را کاش می فرمودید دوست گرامی
      .

       
      • من معمولا از بالای صفحه به پایین مرور و مطالعه می کنم،یعنی تکرار این سوال بالای صفحه و پاسخ بنده و پانوشت خودتان بعنوان مدیر سایت را ندیدید؟!

         
  117. بقلم دکتر مهدی خزعلی

    ديدار از مناطق جنگي!
    به قصد تجديد پيمان با ياران شهيد ديروز وارد استان خوزستان شدم، شب نخست را در شهر تركالكي نزديك سد گتوند خوابيديم!
    سدي كه بزرگترين، پرهزينه ترين و زيانبارترين سازه آبي كشور است!
    سدي كه محيط زيست خوزستان را به مخاطره انداخته است!
    سدي كه مزارع و نخلستان هاي جان به در برده از جنگ را نابود كرد!
    سدي كه كار ناتمام صدام را تمام كرد!
    مي گويند جانمايي سد قبل از انقلاب، چند كيلومتر بالاتر از كوه نمك بوده است و حضرات آنرا جابجا كردند و هم معدن نمك را نابود كردند و هم آب كارون را!
    پيرزنهاي منطقه هم از كوه نمك خبر داشتند، اما دولت معجزه هزاره سوم و سپاه(مجري پروژه هفتاد هزار ميلياردي) و آستان قدس( مشاوره پروژه) هيچ نمي دانستند!!
    در بازديد از پروژه انباشت لوله هايي جلب نظر مي كرد، مي گفتند: اين لوله ها را آورده اند تا نمك كف درياچه را به ماه شهر منتقل كنند، كه طرح روي كاغذ شكست خورده و فقط لوله هايش روي دست سد مانده است!
    در قسمتي ديگر ستون يادبود ٥٩ قرباني سد، توجه مرا جلب كرد! علت مرگ سقوط از ارتفاع، غرق شدن، برق گرفتگي، برخورد جسم سخت به سر و … بود! ديدم پروژه سد سازي سپاه هم كم از جنگ شهيد نمي گيرد!
    بر ديواره جانبي كوه با امضاي “سپاسد” وابسته به سپاه، درشت نوشته بودند:”يا مهدي ادركني” ظاهرا حضرات سرداران هفتاد هزار ميليارد بيت المال را به آب داده اند و براي اصلاح اين خطا پروژه انحراف كارون نود هزار ميليارد هزينه دارد و اينك سالي ششصد ميليارد خسارت به كشاورزي استان وارد مي شود وبراي رهايي از اين جهالت دست به دامان امام زمان شده اند!!!
    در جاي ديگري سپاه نوشته بود:”هذا من فضل ربي” نمي دانم منظورشان اين فاجعه بشري بوده! يا پولهاي هنگفتي كه ازكيسه بيت المال به جيب زده اند از فضل خدا مي دانند!
    بعد از بازديد از اين سازه آبي كه جنايت عليه محيط زيست بشري است و نان مردم خوزستان را آجر كرده است، به شوشتر رفتم و از سازه آبي ١٧٠٠ ساله آبشارها و آسياب هاي آبي شوشتر ديدن كردم! سازه اي كه افتخار ايراني است و كتاب هاي زيادي به زبان هاي زنده دنيا در وصفش نگاشته شده و هنوز براي مردم شوشتر نان و آبي به همراه دارد!!!
    اين يعني تفاوت علم و جهل!
    انتخاب كنيد، مي خواهيد كار را به كاردان بسپاريد يا سردار؟!
    نتيجه كار سردار و رمال و … را ديديد! انتخاب با شماست
    مهدي خزعلي
    يازدهم فروردين ٩٧
    شوشتر
    @drmahdikhazali

     
    • با درود به خزعلی گرامی !بفرمائید کاردان مورد نظرتان چه کسانی هستند؟ شما که خود مردم را به شرکت در انتصابات رهبر و بیت و سپاه می کنید.مگر قرار نیست مردم بین همین وابسته گان به رزیم(بیت و سپاه …) کسانی را انتخاب بعد از انتصابات نمایند؟ هموطن آنچه را شما می گوئید با آنچه مردم را تشویق به انجامش می کنید متناقض است.

       
    • ای جوونمرد همدردتم

       
    • خوب یه کاردان هم خود جنابعالی!
      شاید اگر به گروه نزدیک به شما میسپردند این فاجعه ی زیست محیطی رخ نمیداد!
      کاش شما هم رد صلاحیت نمیشدی و دو دوره رئیس جمهور میشدی تا شما را هم در زمان ریاست بسنجیم و محک بزنیم!
      شاید شما هم مانند احمدی نژاد آن زمان که دستی بر غذا ندارید اینگونه هوار میکشید که “کاردان…کاردان ” یا اینکه ” بردند…خوردند” و یا اینکه ” کجاست عدالت؟ عدالت کجاست؟”
      گربه دستش به گوشت نمیرسه و میگه : پیف پیف …بو میده!

      به قول گفتنی: الله اعلم!

       
    • خوب یه کاردان هم خود جنابعالی!
      شاید اگر به گروه نزدیک به شما میسپردند این فاجعه ی زیست محیطی رخ نمیداد!
      کاش شما هم رد صلاحیت نمیشدی و دو دوره رئیس جمهور میشدی تا شما را هم در زمان ریاست بسنجیم و محک بزنیم!
      شاید شما هم مانند احمدی نژاد آن زمان که دستی بر غذا ندارید اینگونه هوار میکشید که “کاردان…کاردان ” یا اینکه ” بردند…خوردند” و یا اینکه ” کجاست عدالت؟ عدالت کجاست؟”
      گربه دستش به گوشت نمیرسه و میگه : پیف پیف …بو میده!

      به قول گفتنی: الله اعلم!!

       
  118. فیلترینگ تلگراف در عصر قاجار

    میرزا ملکم خان از رجال عصر قاجار نقل می کند:

    من برای آوردن تلگراف به ایران جنگیدم. در حالی که شهرها و قصبات اروپا دارای خطوط ارتباطی بودند عین الدوله ، صدر اعظم ناصرالدین شاه اجازه نمی داد در شهرهای ایران ، خطوط تلگراف احداث کنم.

    عین الدوله معتقد بود: اگر رعایا دارای تلگراف شدند در ولایات و ایالات مملکت محروسه ایران، در جلوی تلگرافخانه تجمع می کنند و از احوال یک دیگر با خبر می شوند و علیه سلطنت آشوب می کنند.

    من برای احداث تلگراف با عین الدوله جنگیدم….

    “فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت”
    فريدون_آدميت

     
  119. سلام می کنم به همه در این سایت
    راستی چرا سید مرتضی که برای هر نوشته چندین نوشته در چنته دارد؛ مطلبی در باره پست قبلی آقای نوری زاد ننوشت. دروغگویی رهبر در مشهد چیز کمی نبود و باید سید مرتضی بعنوان یک روحانی آزاده در باره اش موضع می گرفت. مثلا این که رهبر می گوید در کشور ازادی هست واقعا نمی بایستی اعتراض سید مرتضی را برانگیزد یا مثلا در همین سایت خیلی ها جرأت نمی کنند اسمشان را بنویسند حتی یه اسم قلابی این دروغگویی ها آیا رهبر را از رهبری ساقط نمی کند؟ چه در شرع و چه در قانون و اخلاق؟ دروغ های دیگرش بماند کنار

     
    • جناب معتمدی شخص موصوف شیخ قم نشین ! اثبات نموده که از نیرو های تحت امر و مطیع و //// حکومت است و توقع آزادگی از این موجود بسیار نامعقول است در ضمن//// وی در ماست مالی شرارت های این رژیم سفاک است و در این موضوع شک نکنید .

       
    • جناب معتمد سید اولا انچنان سر گرم ماله کشیدن هستند که وقتی برای انتقاد از رهبر ندارند. دوما ایشان چون آنچه را رهبر خود خوانده انجام می دهند عین صواب می دانند بقیه را نادان و بی خبر و مرتد و فراری و دزد و …می دانند. این کار 1400 ساله همین آخوندهاست که با بی خطا و معصوم دانستن مقدسین شان دیگران را منحرف و دروغگو و مرتد و غیره بنامند.

       
  120. …منتها او دست بقلم بود و جزئیات مطالبش را می نوشت ونقد می شد و نقد هم شد و می شود،اما شما با خلط مبحث فقط کلی گوئی می کنید،عناوینی مثل “سخنوران” و “نویسندگان” و

    …………………
    سید احمد کسروی را /// تروریستهای اسلامی ناجوانمردانه سلاخی کردید نه نقد کردید. همانطور که هزاران انسان خردمند و منتقد را سلاخی کردید. شما چون میدانید که هیچ چیزی برای مقابله با این بزرگان و آگاهان جامعه ندارید درست به همین دلیل که آنها مردم را از فریبکاری و دروغگویی و //// شماها اگاه می کنند سلاخی می کنید.

     
  121. به مزدک 1 در پاسخ به این مطلبش:
    «
    مزدک1
    2:35 ق.ظ / آوریل 1, 2018
    جناب شفیعی زنا یعنی چه؟ مردی بالغ با زنی بالغ همبستر می شود این چه ربطی به اراجیف و مزخرفات //////////////////// از قبایل وحشی در 1400 سال پیش دارد؟ این مزخرفات یعنی نان به نان دونی مشتی ///// ریختن! بس کنید از این بی شرمیها و اینهمه پستی و پلاشتی و زیر ////////////////////////////// خوابیدن »
    جناب مزدک ظاهراً شما از فکر کردن و مطالعه عمیق عاجزید و بجز فحاشی و بد دهنی هیچ فضل و دانشی ندارید، یعنی اگر فحاشی نکنی دق مرگ میشوی. مرد حسابی تو هیچ تصور درستی از اجتماع و اولین هسته های شکل گیری جامعه ندارید. سید مرتضی در جایی به درستی نوشت که به احتمال زیاد با حال مستی و سُکر پای کیبورد مینشینی و اراجیف میبافی. تو ظاهراً همه را در سن جوانی تصور میکنی و نه از آن فراتر و نه از آن فروتر را در نظر نمیگیری. من راجع به جامعه ای که در آن زیست میکنم مینویسم نه یک جامعه غربی که به ازدواج سفید و روابط آزاد رضایت داده و البته فریاد متفکرینش هم در آمده و معلوم نیست سرانجامش هم به کجا ختم میشود؟ در جوامع غربی دولت تا حدود زیادی خلاء پدر را از نظر مادی پر کرده و با دادن امتیازات ویژه ای به بانوان و ایجاد نهادهای بیمه ای و آموزشی و تربیتی و معیشتی به میزان قابل تحملی بار معاش را از دوش خانواده تک والد برداشته و البته این حاتم بخشی را هم از کیسه مردمان ساکن کشورهای توسعه نیافته به بهای راه انداختن جنگ و فروش اسلحه و غارت منابع خام و خشکاندن سر چشمه های اقتصادیمان میکند و با چکاندن قطرات سوبسید به بحران متلاشی کردن خانواده سرپوش میگذارد.( بهای یک کلت کمری که اصولاً سلاح جنگی محسوب نمیشود و کمتر از یک کیلو فولاد است از مجموع حقوق یکسال یک کارگر جهان سومی بیشتر است، چه رسد به انواع سلاحهای تهاجمی و بمب و موشکهای خانمان برانداز که ارقام نجومی آنها در مخیله امثال من و تو نمیگنجد. )شما اگر شیوه زندگی غربی را میپسندی مختاری، ولی کشور ایران همپا و همتوان و هم فرهنگ و هم آئین غرب نیست و بنده دارم به مصالح و مصلحت جامعه خود می اندیشم.
    مردم عادی غرب دارند کفاره جنایات امپریالیسم را با فرو پاشی بنیان خانواده هایشان میپردازند. سالهاست که مصلحان و متفکران غرب دارند نسبت به پیامدهای اخلاقی و اجتماعی تلاشی خانواده ها هشدار میدهند. یک دانشمند بی دین و بی تقوا و بی ریشه میلیونها بار از یک جاهل بی دین و تقوا خطرناکتراست. هروئین و کراک را دانشمندان ساختند نه جاهلان، بمبهای اتمی و شیمیایی را دانشمندان ساختند نه جاهلان. تو چون خود فاقد دانش و دین و تقوایی نه از خطرات دانش آگاهی و نه از برکات دین و تقوا خبر داری آخر :

    ابله طرار شید آورده‌ای؟
    بنگ و افیون هر دو با هم خورده‌ای؟

     
    • جناب شفیعی تو در حقیقت آخوندی هستی که علم جامعه شناسی را برای توجیه /////////////////////خرافات دینی بکار گرفته ایی. امثال تو بسیارند و از چلال آل احمد شروع شده و از تو امثال تو ادامه دارد و من همه را همان آخوندهای کراواتی قلمداد می کنم. نوشته های تو همان////// است که آخوندها شب و روز بر روی هر منبری سوهان به اعصاب مردم می کشند. کمی بخود بیا و دست از این اراجیف بردار. در غرب بنیان خانواده اله شده و نان غرب را با غارت ما می برند…اینها آب به آسیاب آخوند ریختن است. بدبختی ما اسلام است و تفکر ویرانگر اسلامی هم باعث عقب افتادن ماست. اینو اگر به عقب برگردیم می بینیم که روشنفکران مشروطه بخوبی فهمیده بودند. ولی متاسفانه آخوندهای کراواتی امثال تو هنوز هم بعد از 40 سال نکبت و بدبختی و ویرانی کشور سر گرم ماله کشیدنی هستید! تو از غرب بجز آنچه که آخوندها رو منبر بهت القا کرده اند هیچی نمی دونی.فرهنگ غرب یا دنیای متمدن بر آزادی و اسقلال فرد بعنوان واحد انسانی بدون در نظر گرفتن جنسیت و غیره گذاشته شده. بهمین جهت هم انسانها از کودکی خودمختار و آزاد از هر گونه اجباری بار آورده می شوند و بجای اراجیف مذهبی به پرورش و آموزش درستی که نتیجه قرنها تجربه بشریست سپرده می شوند.حالا تو یی که همان جامعه شناسی را از غرب گرفته ایی و درکی هم از آن بدرستی نداری فکرت را چسبانده ایی به اراجیفی که فلان آخوند تو گوشت خوانده و برای ایرانیان نسخه اسلامی از روش زندگی و زیستن درمی اوری. نه جناب بدبختی ما از شما آخوندکراواتیهاست نه از امپریالیسم. شما آخوندهای روشنفکرنما تمام دست اوردهای علمی بشری را به طبع از آخوند به تمسخر می گیرید و با بی شرمی درعین حال همین دست آوردهای علمی را برای توجیه خرافات دینی و فریب مردم بکار می گیرید. جالبست که همچون آخوندها که به قال الباقر و قال الصادق برای توجیه //// دینی شما نیز دانشمندان انشان گفته اند!تو که آخوند نیستی بفرمائید اسم دانشمند یا دانشمندانی و نوشته ها و گفته هایشان و مقام علمی شان. همینجور کیلویی که نباید حرف برای فریب مردم زد. من از تو معنی زنا را پرسیدم و گفتم که چنین چیزی با طبیعت انسان مغایرست. انسانها آزاد بدنیا می ایند و هدف اصلی در یک جامعه متمدن امروزی اینست که همین انسانها امکان آزاد زیست را داشته باشند. کلماتی مثل زنا و فساد و اراجیفی تحقیر کننده دینی اگر نانی برای آخوندهای /////دارند ناقص حقوق و ازادی انسانهاست و بخصوص چون دراین میان همیشه زنان از طرف متدینین مقصرند زندگی آنها را بنابودی کشیده و آنها را به بردهای جنسی و کارخانه های بچه سازی تبدیل کرده. بشر امروز از این مزخرفات دینی گذشته. من بارها گفته ام که ازداوج در اسلام عین ///// است وحتی بدتر. چون یک فاحشه لاقل برای فروش تن خود اختیار دارد ولی در اکثریت ازدواجهای ///// زنان بعنوان کالایی بدون اختیار تن خود معامله می شوند. و خود خطبه عقد هم همین را می رساند که زن در مقابل وجهی معلوم تن به همخوابگی با مرد می دهد. در دنیای متمدن امروزی زن یک فرد برابر با مرد است لاقل در مقابل قانون و دارای یک شخصیت مستقل است و خود انتخاب می کند که با کی بخوابد و یا نه و با کی زندگی کند و بچه دار شود …نتیجه 40 سال تفکر اسلامی شماها فحشا را به سنین 10تا 12 سال رسانده ولی در غرب همبستری فردی بالای 18 سال با دختری زیر 17 سال جرم است. ولی دراسلام وقتی پیغمبرش با 9 ساله خوابیده و خمینی ارضاء مرد را با شیرخواره را شرعی میداند بفرمائید چه مصیبتی در جامعه اسلامی و زیر پوست شهر است. اصولا یکی از تخصص های افراد و جوامع مذهبی بخصوص مسلمین در طول تاریخ پوشاندن مشکلات بخصوص مشکلات اجتماع بوده درست بهمین دلایلی که تو مطرح کرده ایی (تفاوت چامعه ما با اونها…)ولی در دنیای متمدن کسی یا گروهی اگر بخواهند هم نمی توانند مشکلات جامعه را بپوشانند. چون جامعه باز است و رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی بدون در نظر گرفتن دیدگاهای اخلاقی و اراجیفی که متدینین و یا گروهای دیگر مطرح می کنند موضوع را برملا می کنند و دولت و مسئولین را به چالش می کشند. چون چیزی یا فکری یا عملیکه مربوط به فضای عمو.می است مقدس نیست. ولی بدبختانه آخوندکراواتی هایی همچون تو با علم کردن تفاوتهای جوامع مختلف درست همان /// آخوندها را می گویند. خب وقتی شما بین آزادی انسانها تفاوت می گذارید و ایرانی و جامعه ایرانی را لیاقت آزادی نمی دانید بفرمائید از آخوند چه توقعیست؟ بله من عرق میخورم و می رقصم و خوش می گذرانم چون هدف زندگی را خوش زیستن میدانم تا جون تو و سید هم دربیاد. اولا مال و دسترنج خودم است و دوما به کسی هم ضرری نمی زنم. ولی افکار مخرب شما آخوندکراواتیها و زندگی //// آخوندها همچون بختکهایی بر ایرانیان سوارند و ایران را بویرانه ایی تبدیل کرده است.

       
      • سلام و درود

        جناب مزدک قدری اطلاعات در خصوص زندگی زناشویی و خانوادگی در غرب داده ای که مشخص نیست اینها مشاهدات خودتان است یا حاصل مطالعه و کتابخواندن یا اطلاع از قوانین جزایی و مدنی است یا نتیجه دیدن فیلم؟ نمیشود دست از بداخلاقی بر داری و همین اطلاعات را با دقت بیشتر و دادن رفرنس تکمیل کنی؟ در ضمن غرب شامل فهرست طویلی از کشورهای مختلف در اروپا و آمریکا میشود، ممکن است بگویی که آیا کل کشورهای غرب دارای چنان آداب و سنن و قوانینند یا منظورتان تنها یک کشور یا چند کشور خاص است؟
        لطفاً دست از توهین و پرخاش بردار
        و اگر اطلاعات مستند داری با رفرنس به اطلاع دوستان برسان.

         
  122. نمیرالمومنین ر…!

     
  123. به‌‌‌ به‌‌‌، چرا سید مرتضی این جمله که خطاب به مزدک گفته‌ای را
    ” مزدک ! امید که از خواب و رخوت دنیا و طبیعت برخیزی و ابدیت خود را قربانی زندگی کوتاه دنیا نکنی. ”
    شامل مثل چراغی که در خانه روا است در مسجد حرام است نمی‌‌کنی‌؟ خوب همین را به علی‌ خامنه‌ای ، به ناصر مکارم، به مصباح یزی، به جنتی، به نوری همدانی و به سایر قاتلان و دزدان و جانیان حاکم دشمن انسانیت و بشریت و ایران و ‌ایرانی بگو اگر بنا داری گاه نیز از راستگویان شوی!!

     
    • نوید گرامی اینارو بخودش بگه که نان مردم ایران را بدون هیچ نفعی به چامعه ایرانی می خورد و نمک بحرامی می کند. من بهمین دلیل آخوندها را //////////////// می نامم. ولی نوریزاد هاشورش می زند!

       
  124. اینهمه گفتید و گفتید در حالی که همه و همه در یک کلام خلاصه می شود:

    آن را که می گویند معصوم است پس چه هنر بر گناه نکردن او!!!!

    خیلی ساده تر بگویم:

    کسی که زبان و کلیه جوارحش بر هر گونه فعل گناهکارانه ای از ازل بیمه بوده است پس کار خاصی انجام نمی دهد که بخواهیم وی را جز افراد استثنایی بدانیم! این هنر در صورتی معنا پیدا می کند که وی ریاضتِ توام با درک را تجربه نموده باشد! اینگونه جلو برویم مرتاضان هندی هم می توانند یک علی اما از نوع ریاضت کشیده حقیقی آن باشند!!!!

    محمد را نگفتید! من در مورد محمد نیز همین نظر را دارم!!! تنها علی نبود که جنگ نمود و خونها ریخت!!!

     
    • ناشناس گرامی موضوع معصومیت محمد و علی و امامان شیعه نوعی ///// بازیست. چون اولا تمام رفتار و گفتار آنها مرچع و راست و درست گرفته شده و هر گفتار و رفتار و کرداری را با آنها می سنچند. دوما درست بر خلاف نظر خود محمد است چون محمد خود را معصوم و بری از حتی گناه نمی داند و در قرآن هم در مورد برخورد با کوریکه نزد محمد می آید و مورد بی توچهی اش قرار میگیرد بوضوح اشتباه او گوشزد می شود.بنابراین معصومیت اینها چیزی چز //////بازی و کشیدن هاله ایی مقدس دور آنها برای ترساندن مردم از نقدشان و مرتد و کافر و …خواندن دگراندیشان بخاطر طرد و از بین بردن شان نیست که در حقیقت همه به دفاع از دین بعنوان نوندونی آخونهاست. ولی هر انسانی که زندگی و تاریخ نوشته شده خود مسلمین را بخواند بخوبی می فهمد که آنها مثل بقیه بوده اند می خوردند و حرف می زدند و زندگی میکردند و تا آنچا که توانسته اند به ///////////////////////// مردم دست برده اند.

       
  125. سپاس و ستایش بی حد مردم شیلی از یک بانوی رئیس جمهور خدمتگزار در پایان دوران ریاست جمهوری اش. دولتمردان دینداز به بینند و پند گیرند.

    https://www.facebook.com/esyemy/videos/2051565458192509/

     
  126. آقای نوریزاد
    با سلام به شما و تمام خوانندگان و نویسنده گانی که با سایت شما در ارتباط هستند .
    من لازم دیدم که توضیح کوتاهی در رابطه با این مقاله بدهم . به شخصه تا کنون مطلبی
    را ننوشته ام که خارج از ادب و رکیک و توهین به فرد و یا جمعی و اجتماعی باشد . به
    همین دلیل قصد انتشار این مقاله را نداشتم , اما از آنجایی که بعضی از افراد دست
    اندرکار حکومت جمهوری اسلامی حداقل شناختی از کلمه وقاحت ندارند , لازم دیدم که
    آنرا انتشار دهم . پیشاپیش از شما و خوانندگان محترم سایت شما پوزش میخواهم .

    ۵ مرداد سال ۱۳۵۹ “هادی غفاری “در مصاحبه ای عنوان کرد که : ” ما تا کنون
    فاشیست بازی در نیاورد یم , ولی از این به بعد فاشیست بازی در می آوریم .
    تصمیم ما بر این یست که تمام سازمان های غیر از خط امام را بگیریم …..”
    یعنی در حدود یک سال و نیم بعد از رویداد سال ۱۳۵۷ . در تاریخ آذر ماه ۱۳۹۶ ,
    یعنی تقریبا پس از سی و هفت سال , ” انصاف نیوز ” مصاحبه ای کرده است با
    یکی از آدم کش های رسمی جمهوری اسلامی , بنام ” اکبر خوشکوش ” که بنا به
    گفته خودش در بخش امنیت وزارت اطلاعات کار میکرده است . در این مصاحبه که
    بوی تعفن از آن میاید , افکار جنایی , لمپنیسمی که به راحتی آدم می کشد و دروغ
    گفتن که انگار امری رایج است برای او .چاپلوسیهمه افراد و جناح ها را میکند .افکار
    چاله میدونی که تفنگ و چاقو زنجیر در اختیارش هست و به راحتی آنها را برای سر
    به نیست کردن آن کسی که روئسایش به او نشان داده اند به کار میبرد .
    اکبر خوشکوش کاری ندارد که قربانیش کیست و چه افکاری دارد . او آماده جنایت
    است . در قران ( کتابی که حداقل می بایست سر لوحه افکار و رفتار این افراد قرار
    بگیرد ) در حدود بیست جا آمده که دروغ گو دشمن خداست . یعنی در حقیقت ,
    این افراد که به نام دین اسلام و بخصوص بخش شیعه , به راحتی آب خوردن ,
    دروغ میگویند , پس ملحد و کافر هستند.به دلیل اینکه دروغ می گویند . و دروغ گو
    بنا به متن قران دشمن خداست .حال تصورمی توان کرد که سردمداران ایده و لوگ
    و عربده کش جمهوری اسلامی , از جمله آخوند هادی غفاری , خامنه ای , رفسنجانی
    که در واقع از صبح تا شب در حال مکر و حیله بوده و هستند و به راحتی دروغ میگویند .
    طبیعی است که جانیانی از قماش چاله میدونی از جمله اکبر خوشکوش ها را برای
    اقتدار خودشان و رعب و وحشت انداختن و سر به نیست کردن در جامعه تربیت میکنند .
    از این مصاحبه نتیجه دیگری هم که می توان گرفت اینست که آقای اکبر خوشکوش تمام
    تلاشش را میکند که به روئسایش, غیر مستقیم عنوان کند که دارای اطلاعات زیادی
    است و میداند که چه کسانی دستور قتلها ی مخالفین و قتلهای مشهور به زنجیره ای را
    صادر کرده و او در حال حاضر آنرا عنوان نمی کند . جمله خودش در این مصاحبه اینست
    :” می دانم چه کسی دستور قتلهای زنجیره ای را داد , ولی نمی گویم .

    اوس کاظم بنا -۷ آذر ۱۳۹۶

     
  127. مزدک1:”سید جان یعنی شما نان نمی خورید سکس ندارید نمی شاشید و نمی رینید و راه نمی روید و حرف نمی زنید و ماشین سوار نمی شوید و بیمه تمام خانواه را ندارید و لباس نمی پوشید از طرفی از گرده ایرانیان بدون کوچکترین نفعی به انها!؟اگر اینها دنیا نیست سید بفرمائید چیست؟ای تف به اون ….”
    (پایان نقل قول و پوزش از ناظران)
    ———-
    آن دنیائی که عرض شد شما اهل آن هستی یعنی وابستگی ها به دنیای فانی و مظاهر آن و پشت کردن به دعوت و اهداف انبیاء و خوش باش و دلخوشی تام بدنیا و مظاهر والا خوردن و آشامیدن و دفع کردن و بقول شما سکس داشتن و چیزهایی از این قبیل که برای همه انسانها و حتی حیوانات وجود دارد،پس دنیایی که وابستگی به آن مذموم است همین خوش باش دو روزه دنیا و فراموشی جهان پس از مرگ یا انکار آن و بی اعتنائی به دعوت و تعلیمات انبیاء و راضی شدن به گناه و طغیان در برابر اوامر و نواهی خدا،قرآن (همان کتاب جامع ذو ابعاد که دوای معنوی دردهای انسان است و شما گمان کردی فقط مبیّن احکام جنگ است) در بسیاری از آیات به این رویکرد اشاره کرده است:

    فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلاَّ الْحَياةَ الدُّنْيا،ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدى‏.
    (النجم/29)
    پس، از هر كس كه از ياد ما روى برتافته و جز زندگى دنيا را خواستار نبوده است، روى برتاب‏، اين منتهاى دانش آنان است. پروردگار تو، خود به [حال‏] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر، و او به كسى كه راه يافته [نيز] آگاه‏تر است‏.

    يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُون‏.الروم/7
    (اهل دنیا) از زندگى دنيا، ظاهرى را مى‏ شناسند، و حال آنكه از آخرت غافلند.

    “وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُون‏”.الانعام/32
    و زندگى دنيا جز بازى و سرگرمى نيست، و قطعاً سراى بازپسين براى كسانى كه پرهيزگارى مى‏ كنند بهتر است. آيا نمى‏ انديشيد؟
    —-
    فَما مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلاَّ قَليلٌ .التوبه(38)
    متاع زندگى دنيا در برابر آخرت، جز اندكى نيست‏.

    ُ وَ فَرِحُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلاَّ مَتاعٌ.الرعد (26)
    به زندگى دنيا شاد شده ‏اند، و زندگى دنيا در [برابر] آخرت جز بهره ‏اى [ناچيز] نيست.

    الَّذينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَياةَ الدُّنْيا عَلَى الْآخِرَةِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ وَ يَبْغُونَها عِوَجاً أُولئِكَ في‏ ضَلالٍ بَعيدٍ .ابراهیم(3)
    (اهل دنیا) آنانند كه زندگى دنيا را بر آخرت ترجيح مى ‏دهند و مانع راه خدا مى‏ شوند و آن را كج مى‏ شمارند. آنانند كه در گمراهى دور و درازى هستند.

    ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَياةَ الدُّنْيا عَلَى الْآخِرَةِ وَ أَنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ .النحل(107)
    زيرا آنان زندگى دنيا را بر آخرت برترى دادند و [هم‏] اينكه خدا گروه كافران را هدايت نمى‏ كند.

    وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ .العنکبوت(64)
    اين زندگى دنيا جز سرگرمى و بازيچه نيست، و زندگى حقيقى همانا [در] سراى آخرت است؛ اى كاش (اینرا) مى فهمیدند.

    اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ يَهيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً وَ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ شَديدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ.الحدید (20)
    بدانيد كه زندگى دنيا، در حقيقت، بازى و سرگرمى و آرايش و فخرفروشىِ شما به يكديگر و فزون‏جويى در اموال و فرزندان است. [مَثَل آنها] چون مثل بارانى است كه كشاورزان را رُستنى آن [باران‏] به شگفتى اندازد، سپس [آن كشت‏] خشك شود و آن را زرد بينى، آنگاه خاشاك شود. و در آخرت [دنيا پرستان را] عذابى سخت است و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودى است، و زندگانى دنيا جز كالاى فريبنده نيست.

    و….

    مزدک ! امید که از خواب و رخوت دنیا و طبیعت برخیزی و ابدیت خود را قربانی زندگی کوتاه دنیا نکنی.

     
    • سید مگر شما جز همین بازی و سرگرمی خوردن و پوشیدن و دفع خوردها و نوشیدنها کار دیگری جز /////////////////////////// می کنید؟ بفرمائید پخش دروغ و خرافات و ناراستی و دروغ اگر زندگی شما نیست چیست؟ مگر شما همه این ناراستیها را برای ادامه زندگی /////////////////////// انجام نمی دهید؟ سید شما از خزانه عمومی و دست رنج دیگران بدون هیچ کار مثبتی ارتزاق می کنید. متاسفانه جناب نوری زاد کلمه حروم لقمه را هاشور می کند.ولی بنظر من این کلمه بخاطر این همه ناسپاسی نسبت به ایران و ایرانی مناسب شماهاست.من کاری به اخرت ندارم .منکه بارها به شما گفته ام که اگر بهشت همنشینی با شماهاست من حتی بزور و با پس گردنی و حتی قطعه قطه شدن حاضر نیستم که به چنین بهشتی وارد شوم. از طرفی بهشتی که شما توصیف می کنید اخوریست برای پرورش گاو و گوسفند نه جای انسان. سید همانطوریکه زندگی بدون کار و کوشش و نیکی و مثبت بودن برای خود و جامعه بی معنی و خالی از معنی است بهشتی هم اگر باشد بدون کار و کوشش جز آغل گوسفندان و گاوان نمی تواند باشد.چنین اغلی هم مبارک شما آخوندها باشد که در این دنیا به زندگی //////////////// عادت دارید.من اهل چنین مزخرفاتی نیستم.

      —————-

      مزدک گرامی
      بارها نوشته ام که شما با این غلظت تلخ گویی ها:
      یک: مدیون مخاطبین و خوانندگان نوشته های خود هستید بخاطر رواج این همه عصبیت
      دو: مدیون خود من هستید بخاطر وقت و زمانی که از من می ستانید برای حذف تلخ نویسی ها و زشت گویی هایتان

      بارها نوشته ام که نقد – هر چند تند و غلیظ و صریح – مطلقا با فحاشی و توهین نسبتی ندارد. ما می توانیم زیر و بالای یک عقیده و باور و گرایش های اعتقادی و عملیِ یک فرد یا یک جمع را زیر و رو کنیم اما هرگز اجازه نداریم به آن فرد یا جمع توهین کنیم و فحش بدهیم.
      خلاصه اگر روح سرکش شما به در و دیوار می کوبد برای ترسیم آینده ای که همه سر جای خود بنشینند، در همان جامعه ی ایده آل، بها دادن به چارچوب هایی که مدیر یک سایت برای خود ترسیم کرده هم منطقی ست و هم منصفانه.
      با احترام

      .

       
      • جناب نوریزاد،شما خودتان مدیون خدا،انسانیت،و اخلاق هستید با منعکس کردن -حتی ناقص و سانسور شده-مطالب مزدک،بنده آماده احتجاج با امثال مزدک هستم،مشکل این است که مزدک چیزی جز فحش،تندی و عصبیت ندارد،و تمام استراتژی باصطلاح مبارزه سیاسی او-چنانکه خود بارها گفته است-متمرکز است بر فحاشی،تحقیر و لجن مال کردن دین اسلام یعنی دین 90 درصد هموطنانش در ایران،البته عرضه و شجاعت مبارزه سیاسی شجاعانه و هوشمندانه امثال خسرو گلسرخی ها را هم ندارد که مردانه در کشور خود ماندند و اعدام را هم بجان خریدند و مثل مزدک با متواری شدن از وطن و پناه بردن به سوراخ ها در غرب ننشستند پای کی برد شجاعانه! فحاشی کنند.خوب این همه استراتژی مزدک است در مبارزه با حکومت دینی در ایران! مبارزه با حکومت دینی در ایران از نظر او یعنی لجن مال کردن دیانت اکثریت هموطنانش،آنهم نه بر اساس مطالعه عمیق و دقیق متن دین و تاریخ اسلام،لجن مال کردن از طریق عصبیت،فحش،تندی،نسبت های دروغ به دین و اولیاء دین.مع الاسف چنانکه بارها گفته ام اشتباه بزرگ شما همین سرویس و منبر مجانی دادن به این عنصر هتاک و بی وجدان است.بحث من بحث دنیای مذموم یعنی وابستگی و ابدی پنداشتن این دنیاست،بحث او بحث خوراک و پوشاک و نکاح و چیزهایی از این قبیل!بحث من این است که:انسان عاقل!بفهم که کوشش انبیاء این بوده است که بتو بفهمانند که زندگی تو و حیات تو منحصر در خواب و خور و خشم و شهوت نیست و ترا برای جهانی ابدی ساخته اند و این مرگ و انقطاع حیات دنیائی شب و روز و هر آن و ساعت پیش روی توست،بحث او این است که :من کاری به آخرت ندارم! خوب حرف انبیاء هم همین بود که اگر تو به آخرت کاری نداری اما لاجرم آخرت که با تو کار دارد! پس بحث من این نیست که انسان در این طبیعت خور و خواب و خشم و شهوت و چیزهای دیگر نداشته باشد یا ندارد اینها را که همه بشریت و حتی انبیاء هم داشته اند،صحبت انبیاء با همین جمله آخر توست بیچاره که :من به آخرت کاری ندارم! بهشت نیز جاودانگی و تنعّم و قرب الهیست و سیب و گلابی و حور و قصور نازلترین مراتب آن است ،تو و فهم تو کجا و درک بهشت ذات و بهشت صفات؟! بعد هم اگر بخور بخور بهشتی و حور و قصور و نعیم ابد بهشتی برای تو بی ارج و منزلت است چگونه چیزهایی دنیائی از همین اجناس (خوردن و آشامیدن و نکاح و رفاه و راحت و سلامت و …) همه غایت آمال توست و شب و روز دوان دوان پی اینهایی با اینکه میدانی نهایت برخورداری از اینها در دنیا هشتاد یا صد سال است؟! این آیا حماقت نیست که بخور بخور و نکاح دنیائی محدود مورد عشق و علاقه تست و همین بخور بخور و نکاح جاودان می شود آغل و پرورش گاو و گوسفند؟! مزدک تو چگونه از این تناقض خود را می رهانی؟! زندگی آغلی این است که تو نکاح از طریق حلال و پیوند عقلائی را مخدوش بدانی و زنا و سفاح و تعدی به ناموس یکدیگر(زنا)را تصدیق می کنی! آغل و آخور این است،البته بهشت و بهشتی بودن نیز لیاقت و استعداد می خواهد،گویا همیطور مفت و مجانی به تو می گویند:مزدک! ترا بخدا بیا برو توی بهشت! نه جانم،بهشت جای نیکان و پاکان و خوش سیرتان و خوش کلامان و خوش نیّتان است نه جای هر بی سرو پای دگم،بدخو و عصبی و طاغی برابر پیامبران الهی،ببیان دیگر بهشت و جهنم سنخیت می طلبد و بهشت و جهنم را آن فآن در این دنیا خود انسانها می سازند که بتعبیر قرآن بعد از سکر طبیعت ،بر جان و حقیقت انسان طلوع خواهد کرد،مزدک این بهشت نیست که مشتاق توست،بل جهنم است که در فوران اشتیاق تو می گدازد.

         
      • بقول بابا پنجعلی در سریال پایتخت:
        مزدک …نفهم! بفهم!
        جناب نوری زاد دارند به تو میگویند توهین و فحاشی نکن و بس کن و درست نقد کن!
        حتماً خیلی خیلی سخته!
        میگن ذات هر کسی را باید بعد از نوشیدن مشروبات الکلی شناخت.
        تو هم که خوب خودتو معرفی کردی!

        جناب نوری زاد:
        نکنه این مزدک یک عامل رژیم آخوندیه که فقط برای بدنام کردن افراد سکولار در این سایت استخدام شده. در ایجاد نفاق و جدایی و همچنین سنگ اندازی برای یافتن یک راه مشترک بین افراد مذهبی و سکولار با هدف سعادتمندی ایران و ایرانی، این مزدک حرف اول را میزنه. یک منافق و تفرقه افکن حرفه ای و شاید حقوق بگیر آخوندا. و گر نه با این همه خواهش و درخواست شما باید نشان میداد که فردی متمدن و آزاده. آزادی از نظر اون یعنی هر چی “دلت” خواست بگو. او خود خواهی را آزادی تعریف میکنه!
        او نمیفهمه که تفاوت بین “آزاد” بودن و “آزار” رساندن در چیست. او همین اندازه میفهمه که آزاد بودن یعنی آزار رساندن!

         
    • یا سیدی جمیع الجلالهی، والقامت الرعنا بفنائهی
      ذاتهو بدنیا ملالهی، حالتاً حالتا بزوالهی

      قد ندخل فی الحوزه غیر فلوسها
      قال الناس: یا ُسیدی لا جوارحی

       
  128. با درود به جناب نوری زاد
    عربستان سعودی تهدید کرده که ما خواهان جنگ نیستیم ولی اگر مجبور شویم چهار موشک .. دانگ فنگ .. برای نابودی تهران کافی است از جناب رسول و یا دیگر مطلعین !سوال میکنم که آیا این یک بلوف است یا نه و مشخصات این موشک که چینی هست و دوستان بسیار گرانقدر چینی!! به عربستان فروخته اند چیست؟
    درضمن شیخ مرتضی قم نشین! ببیند که پسر عمو.های نازنین چرا میخواهند پس از 1400سال دوباره به موالی! حمله کنند؟
    البته هم عربستان و هم آخوند ها این آرزو را به گور خواهند برد.

     
    • این چینی ها دانگ فنگ به عربستان میدن و فنگ دانگ به ایران!
      یعنی اینکه همش حرف مفت!
      آنها فعلن عربستان را خر گیر آوردن دارن تا میتونن اسلحه میفروشن تا از رقبا عقب نمونن.
      شما هم زیاد خودشو ناراحت نکن!
      اگه قرار باشه جنگی به این شدت در بگیره نه تهران و ریاض که کل منطقه و جهان درگیرش میشن!
      این پسر عموها به موال خونشون هم نمیتونن حمله کنن چه برسه به موالی!
      بنظر من شما هم یه تنظیم موتور لازم داری!

       
    • آرتین ایران

      سلام بر مهرداد گرامی
      دانفنگ موتورز نام کارخانه ای اتومبیل سازی در چین است که در حال حاضر یکی از دو خودروساز بزرگ ایرانی مشِغول ساخت آن هستند.این حرف عربستانیها را در جایی نشنیده ام ولی شاید منظور این باشد که مثل پراید این خودروها بلای جان ایرانیان هستند و به سان موشک برای آنان عمل می کنند و برخی از ایرانیها برای مزاح آن را در فضای مجازی نشر داده باشند و اصولات مراودات نظامی عربها با هر جایی باشد با چین نیست.
      موفق باشید

       
  129. پاسخی به جناب مهرداد( قسمت2)

    اگر گفته شود خلیفه سوم عثمان بن عفان که دوبار داماد پیامبر شد بزرگترین کار فرهنگی تاریخ بشر را که گرد آوری قرآن بود، چنان کامل و بی عیب و نقص و پاکیزه انجام داد که نه تنها در خصوص تعداد و ترتیب آیات و سورهای قرآن اختلافی نیست، بلکه در یک کلمه، حتی اعراب گذاری کلمات هم اختلافی در میان مذاهب و فرقه های مختلف مسلمان وجود ندارد، هرگز نمیپذیرند و دهها نسبت ناروا به او میدهند ، اگر گفته شود که عایشه همسر پیامبر و معاویه هم یکی از کاتبان وحی بوده اند زبان به توهین و ناسزا میگشایند! بدون شک هر یک از آنها انسان بوده و گاهی بر صواب و گاهی هم بر خطا بوده اند. شیعه نگاهی مطلق انگارانه دارد، از طرفی با معصوم انگاشتن 14 تن آنها را از هر گناه و عیب و ضعف و خطا و فراموشی مبرا میداند و از طرفی برای غیر از آنها هیچ گونه فضل و فضیلتی قائل نیست. ای کاش میشد با استناد به تواریخ و سیره های معتبر و کتابها و آثار به جای مانده، تک، تک خلفا و ائمه را نقد کرد، بدون آنکه، نگران امنیت خود بود و با فحاشی و توهین و واکنشهای تعصب آمیز مواجه شد. در مصحف شریف «فیه مافیه» و «مثنوی معنوی» و کتاب
    گران سنگ و بی بدیل «شرح تعرف فی المذهب التصوف» در خصوص فضائل و معارف خلفای راشدین مطالبی نقل شده که هر خواننده منصف و بی تعصبی را به تحسین و اعجاب وامیدارد. مطالعه نهج البلاغه، صدها چشمه و هزاران باب از معارف و معانی را به روی انسان میگشاید و خواننده بی اختیار به ستایش امام علی (ع) میپردازد. خواندن دعای جوشن کبیر از امام زین العابدین (ع) که در آن خداوند را با ذکر یکهزار و یک صفت سبحانی، که کنایه از بینهایت است ستوده، همچنین خواندن کتاب
    « توحید مفضل» که چند درسی از امام صادق(ع) است روح و روان خواننده را به شگفتی دچار میکند. متأسفانه چون بنده و امثال بنده در خانواده های شیعه به دنیا آمده و یا به منابع اهل سنت دسترسی نداشته ایم، یا اگر هم داشته ایم از ابتدا چنان با دیده انکار و تعصب به آنها نگریسته ایم که یا آنها را نخوانده ایم و یا به جهت یافتن نقطه ضعف و خطا یابی و بهانه جویی خوانده ایم. تعصباتی که ما را احاطه کرده بود و احاطه کرده است، مانع پذیرش و قبول حق شده و می‌شود. شهید علامه برقعی شهامت و شجاعت پذیرش حق و فضیلت تسلیم در برابر حق و بدیهیات را داشت.در میان آثار علمای راستین شیعه، کسانی چون علامه طباطبایی، شهید استاد مطهری،
    محسن کدیور، دکتر سروش، مهندس بازرگان پدر و پسر به حتی یک مورد توهین و هتاکی به اهل سنت برخورد نکرده ام و آنها با اتکا به دانش و پایبندی به تقوای خود به نوعی بی ادبی و بی تقوایی جهال شیعه را نفی و صحت روایات مجعول و مجهولی که آنها بدان استناد میکنند را تکذیب کرده و میکنند.
    ( مرحوم پدر نگارنده تا سن
    35سالگیش هر سال مراسم عمر کشان را با شور و تعصبی جانانه بر گزار میکرد و عروسکی زشت و بد هیبت بنام عمر میساخت که این بنده مسکین وظیفه فحاشی و توهین و نهایتاً آتش زدنش را عهده دار بود. البته همان حساسیت ها و تعصب ها سبب اندکی کنجکاوی و در بزرگسالی باعث کمی تحقیق شد. )
    پایان.

     
    • جناب شفیعی گرامی از کامنت سرکار بسیار شادمان شدم و از اینکه دوست مسلمانی که شریعت اسلام را درک میکند و در این وبلاگ شریف نظر های خود را بدون تعصب کور ! می نگارد بسیار خرسند هستم اینطور که از سخنان حضرت عالی استنباط نمودم سرکار هم قائل به معجزه و کار های محیر العقول که آخوند جماعت به پیامبر و ائمه اطلاق میکنند نیستید و آن خوارق را کذب میدانید اگر به بنده اجازه دهید که طی کامنتت هایی سؤالات خود را از آن جناب داشته باشم بسیار موجب سپاس خواهد شد .

       
      • سلام و درود

        دوست ارجمند اینکه کسی یا کسانی به بزرگان دین و مذهب خود نسبت معجزه بدهند، هیچ مشکلی حل نمیکند و مشکل چندانی هم نمی آفریند و تأثیری در زندگی اجتماعی ما ندارد.
        بنده بشخصه در هستی چیزی بجز انواع بیشمار معجزات نمیبینم. توجه فرمایید:

        این چراغ شمس کاو روشن بود
        نه از فتیل و پنبه و روغن بود
        سقف گردون کاو چنین دایم بود
        نه از طناب و اُستنی*قایم بود…..

        *اُستن=ستون

        اینهمه کرات و کهکشانها که هر یک در مداری و طبق قوانین و قواعدی خاص در این فضای بی انتها بدون تکیه به جایی شناورند همه معجزه اند. ساختار یک پروانه، یک ماهی، یک گل، یک انسان و….. همه معجزه است. نمیدانم شما چه تعریفی از معجزه دارید، اما بنده به هر جا و هر پدیده ای مینگرم چیزی بجز انبوه بیشماری از علم و قدرت و حکمت و معجزه نمیبینم.
        تمام ذرات وجود ما و دنیای پیرامونمان هر یک از کره یا گوشه ای از آسمان لایتناهی، سر چشمه گرفته و سالیان بیشمار بسوی هم حرکت کرده و هر لحظه شکل و آرایش جدیدی بخود گرفته اند تا در این زمان خاص ما و گیاهان و جانوران و حشرات و آبزیان به صورت امروزی وجود پیدا کرده ایم و این سیر بی انتها پس از مرگ ما هم تا بینهایت ادامه دارد. هم اکنون اتمها و کوانتهایی که وجود موجودات آینده را میسازند همه در حرکت و سیری منظم و محاسبه شده در حرکتند، بعضی ممکن است ساعتی دیگر بعضی، سالی دیگر، بعضی قرنی دیگر و بعضی در هزاره ها و میلیونها سال آینده لباس هستی بپوشند. لحظه ای در تنهایی و بی اعتنا به داوری دیگران به این انبوه بیشمار حس و حرکت و نظم تفکر کن و ببین براستی چیزی بجز معجزه اند؟
        اگر به مجموع قوانین و نظم و حکمت و فرمولهایی که دنیای مادی با آنها ساخته و هر یک طبق قواعد و قوانینی ویژه تبدل و تحول یافته و مییابند توجه کنی، دنیای مادی بیشتر به معنا شبیه است. اصولاً ماده و معنا از هم جدا نیستند و هر دو صورتهای مختلف یک حقیقتند. متأسفانه به علت حاکمیت روحانیون خشک مغز و کذاب و ستم پیشه، دین گریزی و دین ستیزی به صورت یکی از معیارهای روشنفکری در آمده و هر کس میخواهد روشنفکر به حساب آید نک و نیشی به دین میزند و چیزهایی را به سخره میگیرد که جای مطالعه و تأمل و تحقیق بسیار دارد. بنده به عزیزترین دوستانم توصیه میکنم که حتماً « مثنوی معنوی » را بخوانند و از دریچه چشم عارفان هم نگاهی به هستی بیندازند. به همه اعضای محترم این وبسایت بویژه به شما دوست گرامی هم توصیه میکنم که حتماً مثنوی را بخوانید. جهان هستی، بینهایت زیباتر از آنست که تا کنون دیده ایم.

         
    • جناب شفیعی
      سلام
      بدبختی ما ایرانیها همین نفرین شدن ماست و همین ماندن در گذشته! طوری این آخوندها و مداحّان از جزئیات سخن میگن که باور کنید تن و بدن امامان ( چون روایت است که بدنشان نمی پوسد! ) در قبرهاشون میلرزه و مات و مبهوت میمونن که چگونه اینها به حریم خصوصی آنها ورود کردند و جاسوسی آنها را کردند؟ خود آنها هم گذشته را اینگونه که مداحان و اخوندها میگن به یاد ندارن؟ جل الخالق!
      خوب، اینکه فلانی و بهمانی در گذشته خوب بودند یا بد، چه دردی از امروز ما درمان میکند؟ نفع و زیان آنها مربوط به زمان خودشان بوده. چرا اینهمه اثرات الباقیات آنهم به مدت بیش از هزار سال و برای ما که نه ته پیاز بودیم و نه سرش به یادگار مانده؟
      حیف اینهمه انرژی، وقت و عمر ما نیست که در پیچ و خم این جاده های بی انتهای وهم و خیال و روایات بی پایه و بنیان که هیچ سودی هم برایمان نداره به هدر میره؟! آخرش که چی؟ خوب، قابیل هابیل را کشت! به من و تو چه مربوط!
      بیخود نیست میگم ما ایرانی ها مشکل از خودمونه و هیچ کس دیگری مقصر نیست.
      در این دنیای بزرگ هیچ عقل سلیمی تا امروز به یک نتیجۀ معقول در مورد این رفتار ایرانیان نرسیده.
      پس یقین بدانید که ما ایرانی ها نفرین شده ایم! ما ایرانیها در گذشته مانده ایم، کینه ها، خشم ها، عشق ها و شادمانی ها… همه و همه مربوط به گذشته است. گذشته ای که خود ما حضور نداشتیم و با هیچ حسی از حواس پنجگانه درک نکردیم. آیا ما مسئول تمامی حوادث تاریخ در گذشته هستیم؟ آیا تقصیری بر گردن ماست؟ آیا ما نقشی داشتیم در آن حوادث؟ …پس چرا اینقدر برای ما مهم است و با ارزش که حاضریم خود و خاندان خود را قربانی کنیم؟ آنهم ندانسته و با حماقت تمام! آیا ما ایرانی ها از زندگی در زمان حال فراری هستیم و آیا ما بدنبال هویت خود در گذشته میگردیم؟ … پرسش زیاد است، اینها نه تقصیر اعراب است، نه مغولان و نه دیگران. مقصر خود ما هستیم!
      من به خودم میگم که به کسی بر نخوره:
      خاک بر سر من!

       
  130. سلام و درود

    پاسخی به جناب مهرداد(قسمت1)

    دوست ارجمند جناب مهرداد، پرسش شما وضوح کافی ندارد و دقیقاً نمیدانم به چه پرسشی پاسخ بگویم. علامه شهید برقعی از نوادر عصر و دوران ما و مردی فرهیخته، شجاع، دانشمند و حق پذیر و بی اعتنا به مصلحت شخصی و فردی خود بود. گرچه از خانواده ای شیعه برخاسته بود و در مرکز تعالیم شیعه درس خوانده و تقریباً تمام اساتید و همکاران و هم کسوتهایش هم شیعه بودند و میتوانست بسیار بیشتر از آخوندهای بی دانش و مداحان و روضه خوانان بیسواد و بی قضل و بی فضیلتی که گاه و اکثراً با لحن لاتی و ادبیات لاتهای چاله میدان حرف میزنند، و انبوه بیشماری لات منش و لات مآب و لات پسند را بر گرد شمع بی فروغ شخصیت سرتا پا دروغ خود گرد آورده و احمق تسخیر و مرید جمع میکنند، قدر بیند و بر صدر بنشیند و از مواهب دنیوی برخوردار باشد و اسامی و عناوین و القابش در دو سطر بنویسد ، اما، نکرد و تسلیم نفس نشد و دین به دنیا نفروخت. او با تقوایی مثال زدنی و ایمانی سترگ و ستودنی، پا بر روی تمام خواهشهای نفسانی خود گذارد و به آنچه حق میدانست و ایمان داشت پایبند ماند و بر باور خود استقامت ورزید و جان شیرین را هم فدیه ایمان خویش ساخت . حضرت رسول اکرم (ص) به مسلمین وصیت فرمود که به هیچ وجه در مقابل مزارش تعظیم نکنند و به تکرار فرموده که :منهم انسانی هستم چون سایر انسانها، فقط به من وحی میشود. «نقل به مضمون».
    صنعت گنبد و بارگاه و زیارتخانه سازی و مقدس بازی و امامزاده پرستی در دوره های بعد از پیامبر و خلفای راشدین و ائمه شیعه پدیدار شد و به تدریج قبور مجهول بسیاری بنام امامزاده فلان بن فلان و بهمان بن بهمان جای معابد و بتکده ها را گرفت و شرک لباس دین پوشید و آخوندیسم هم تبدیل به حرفه ای نان و آب دار و احترام و قدرت ساز شد و همان مناسبات عصر بت پرستی زیر لفافه اسلام احیاء شدند. اگر به قرآن و نهج‌البلاغه و نهج الفصاحه و آثاری که از خلفا و ائمه مانده رجوع کنیم مطلقاً چیزی از این انبوه خرافه ها را در آنها نمییابیم، مگر آنکه بخشی از خرافه ها و اباطیل غیر عقلی و غیر منطقی را به آنها نسبت داده باشند. شخص پیامبر معیار را قرآن قرار داده، وقتی خرافاتی که حول محور دین و مذهب جمع شده را با آن معیار بسنجیم آنها را نه تنها جزئی از دین و مذهب نمییابیم بلکه دقیقاً در تضاد و تقابل با روح رسالت پیامبرند. بهترین و خرد پذیرترین برداشت از اسلام برداشت عرفانی است. (گرچه درویش نماهای بیسواد و متظاهر هاله ای از خرافه به دورش پیچیده اند) ، به ابیات ذیل توجه فرمایید تا نه تنها توحید ذاتی در میان مذاهب اسلامی را در یابی، بلکه تمام ادیان و مذاهب را هم دارای یک منشأ و یک اصل، و همه ادیان را تنها یک دین واحد ببینی :

    چونکه ممدوح جز یک بیش نیست
    کیشها زین روی جز یک کیش نیست
    مؤمن و ترسا، جهود و گبر و مغ
    جمله را رو سوی آن سلطان الغ*
    بلکه سنگ و کوه و خاک و آب را
    هست واگشت نهانی با خدا

    (*سلطان الغ که ترکیبی عربی_ تورکی است به معنای «شاه شجاع» و یکی از القاب و اوصاف خداوند است، نیز همان است که حضرت حافظ شیرین سخن میفرماید :

    قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع
    که نیست با کسم از بهر مال و جاه نزاع
    …………..
    یا:

    صد چراغ ار حاضر آید در مکان
    هر یکی باشد به ظاهر غیر از آن
    فرق نتوان کرد نور هر یکی
    گر بنورش روی آری بی شکی

    یا:

    متصل نبود سفال دو چراغ
    نورشان ممزوج باشد در مساغ*……..

    *مساغ=دالان، راهرو، تونل

    از دیدگاه عرفانی و برداشت عارفانه از دین بویژه دین اسلام تمام ادیان و مذاهب یکی بوده و معناً از توحیدی ذاتی بر خوردارند. از روزی که دینداری و دین آموزی به صورت یک شغل و یک حرفه در آمد، دین به بیماری تعصب مبتلا شد و در حقیقت به صورت ایده ئولوژی در آمد و از مسیر اصلی و رسالت نبوی منحرف شد.
    مذهب شیعه بر روی دوپا ایستاده، یک پا، محبت و مبالغه های اغراق آمیز نسبت به بخشی از باز ماندگان و نزدیکان پیامبر و یک پا هم کینه و نفرت و توهین فوق العاده به بخشی دیگر از نزدیکان پیامبر! اگر به یک شیعه گفته شود که خلیفه اول تمام هستی خود را در راه اسلام فدا کرد و یار غار پیامبر بود و با اکراه و بناگزیر امر خلافت را پذیرفت و هنگام مرگ با فروش اسب و اسلحه خود هر آنچه را در مدت کوتاه (2/5)سال خلافت از بیت المال حقوق گرفته بود را به جایش باز گرداند، ابداً باور نمیکنند، اگر گفته شود که عمر بن خطاب خلیفه دوم با آنکه با فرماندهیش سه امپراتوری روم در اروپا و ایران در آسیا و مصر در آفریقا فتح، و اکثر مردمانشان هم با رضا و رغبت مسلمان شدند و در حالیکه بر آنهمه متصرفات در سه قاره فرمانروایی میکرد، خودش شخصاً با خشت مالی مخارج خود و خانواده را تأمین میکرد، (مثل اینکه کسی امروز بر سه قاره حکومت کند ولی خود و خانواده اش با بلوک زنی و بلوک فروشی امرار معاش کنند!! ) تنها به صرف شنیدن نام عمر زبان به طعن و لعن و فحاشی میگشایند…….
    ادامه دارد.

     
  131. https://www.iranrights.org/fa/memorial/story/-4151/rahmatullah-vafai

    نگاهی به وضعیت بهائیان در جمهوری اسلامی
    بهایی ها یک مذهب نیستند، یک حزب هستند، یک حزب که در سابق انگلستان پشتیبانی آنها را می کرد و حالا هم آمریکا دارد پشتیبانی می کند. اینها هم جاسوس هستند …
    آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران.*
    قرآن تنها اهل کتاب را به عنوان جوامع مذهبی میشناسد. بقیه کافرند. کافران باید از بین بروند.
    دادستان کل، سید حسین موسوی تبریزی.**
    مرتد بر دو قسم است. مرتد فطری و مرتد ملی. مرتد فطری کسی است که تولدش همراه با اسلام بوده باین معنی که ابوینش یا یکی از آندو در هنگام ولادتش مسلمان بوده اند، و مرتد ملی کسی است که ولادتش این چنین نباشد. کیفر مرتد فطری، قتل است و توبه وی پذیرفته نمیشود.
    آیت الله محمدی گیلانی حاکم شرع دادگاههای انقلاب اسلامی مرکز.***
    ……………..

     
  132. ….و عالم سراسر حیات و شعور و نطق و ادراک است،امام هم مطابق نصوص روایی آگاه بزبان حیوانات است،بنابر این اگر آهو یا حیوانات دیگر با امام نطق کنند این اعجاز ولائی امام است نه اعجاز حیوان،شما را چه به درک اینها،شما سر در آخور طبیعت و ماده دارید تا آنکه زمان وعده الهی فرا رسد و طعم مرگ را بچشید(سید مرتضی)
    ………….
    سید بفرمائید این نصوص روایی از کی صادر شده؟ از طرفی مگر بعد از محمد هم پیغمبری آمده و مگر محمد خود نگفته که غیب نمی داند؟پس غیب دانستن رضا نامی که بقول تاریخ خود شماها به ///گرفتن قدرت و///// ایرانیان تمام فک و فامیل و ایل و قبیله اش را بر ما ایرانیان ///فرمودند از کجا بوده؟ اگر رضا و پدر و جدش و پسر …/////////// هم داشته باشند که چنین ارزشی بخاطر نسبتی است که شما آخوندها به محمد زورآورکرده اید در صورتیکه میدانید محمد //////////////////////////// نداشته.خب چطور می شود که محمد خود از زبان غیب بی خبر باشد ولی نتیجه نتیجه ////////////////////// نه تنها زبان غیب بلکه زبان حیوانات را هم بداند؟
    بفرمائید این زبان حیوانات که هنوز هم بشر انرا کشف نکرده چی بوده؟تا آنجا که علم و پژوهشهای علمی نشان می دهد حیوانات توانایی حرف زدن بصورتیکه ما می شناسیم ندارند چون اصولا از نظر زنتیکی چنین توانایی را ندارند.بگذریم که حیواناتی کلماتی را درست یا غلط و انهم بعد از سالها پرورش و اموزش ادا می کنند.خب این امام حیوان و زبان حیوان شناس شما در کدام /////////////////// مزرعه پرورش حیوانات گوناگون پزوهش کرده و زبان حیوانات را فرا گرفته؟ آیا این ادعای //////////////////// شما توهین به امامتان نیست؟شما که با چنین ادعایی ایشان را از انسانیت خارج می کنید.شما با این /// که بیشتر از مخالفین به مقدساتتان توهین می کنید.سید زندگی //// باعث سقوط انسانها از شرافت و راستی و پاکی به پستی و پلاشتی و دروغ و ناپاکی می شود. شما آخوندها به چنین زندگی ایی عادت کرده اید بهمین دلیل هم براحتی هر //// را می بافید و بخورد مردم می دهید. ولی سید دوران شما دیگر بسر رسیده و روزگار بدی درانتظار شماست!

     
  133. اگر تنها ثمره این انقلاب برای ما ایرانیان از تقدس افتادن آنچه که به حریم عمومی وارد می شود باشد با تمام این خرابیها و ویرانیها و فرصت سوزیها و کشت و کشتارها و غارتگریها باز هم نتیجه اش مثبت است! چون لاقل همین مصونیتی برای نسلهای آینده خواهد بود تا هیچ شارلاتانی نتواند با کشیدن هاله تقدس بدور نوشته و فردی و چیزی دهان دیگران را ببندد. خدا و پیغمبر و امام و رهبر و …درست مثل دیگرآن چون به حریم عمومی وارد می شوند باید تن به قواعد بازی دهند نه اینکه برایشان امتیازی قائل شد.در حریم عمومی همه باید با هم برابر باشند و هیچ فردی و یا گروهی نمی تواند و نباید پون اضافی طلب کند.
    در جواب هموطن ناشناسیکه علی و محمد …را بعلت اینکه مربوط به گذشته هستند از نقد مبرا می کند باید گفت هموطن نقد علی و محمد نقد تفکریست که خوب یا بد به آنها نسبت داده شده و دکانی برای مشتی جنایتکار و آدمخوار گردیده. بنابراین برای مبارزه با این آدمخواران باید این طرز تفکر را از تقدس انداختن و به چالش کشید تا شیادان بی رحم و آدمخوار را براحتی بتوان از قدرت بزیر کشید. آنچه را شما عشق ایرانی به امامان و محمد و مشتی عرب ترجمه می کنید همه بر اثر زور و فشار بر مردم در طول 1400 سال تحمیل شده و من در کامنتی قبلا در مورد موسیقی ایرانی نوشتم که زور و استبداد و رواج فرهنگ عقب افتاده زوزه کردن و چس ناله های مذهبی و سوگواری و بازی با اعصاب مردم باعث بوجود آمدن عرفان و عشق های ماورائی و غیره زمین گردیده و از ما مردمانی زود رنج و احساسی و افسرده و بی حوصله ایی ساخته که قبل از تفکر به چیزی همه پاسخها را در جیب خود داریم. چرا بنظر شما ما یک فیلسوف نداریم ولی تا بخواهید عاشق و شاعر داریم؟ درد ما هموطن استبدادیست مسلح به خرافات دینی .یکی کمر بسته عباس و دیگری نواده او ! بنابراین از تقدس انداختن عباس و ///////////////// …یعنی از بین بردن زمینه های فریب و دروغ و خرافات و از قدرت انداختن خمینی و خامنه ایی …

     
    • مزدک! تو اصلا ارزش پاسخگوئی نداری،اینقدر وقیح و بی ادب و بی سر و پا هستی که هر بار تصمیم می گیرم آن بخش هایی از مطالبت که قابل پاسخ است نگاه کنم و پاسخ دهم،وقتی به کلمات زشت و توهین های وقیحانه ات می رسم پشیمان می شوم که ارزشی برای پاسخ دادنت قائل باشم،اینقدر بی منطق و زشت گو و بداخلاق هستی که کلامت ارزش پرداختن ندارد.واقعا چه حرفی داری جز :مشتی فلان مشتی بیسار،و …ناله و سخنان بی ارزش،اگر کسانی دکانی دارند دکان تو هم همین مطالب تکراری و بی ارزش است.

       
  134. در این سال جدید من از همگی دوستان در این سایت خواهش میکنم و به خودم و جناب نوری زاد هم نهیب میزنم که بیایید تلاش کنیم تا در مقابل یکدیگر جبهه نگیریم و به یکدیگر حمله نکنیم. به یکدیگر فحاشی نکنیم و نقدی هم اگر داریم خالی از هر گونه کینه و نفرت باشد. تلاش ما بیشتر صرف پیدا کردن اشتراکات باشد و نه اختلافات. منم منم را به کناری نهیم.
    ما همگی ایرانی هستیم و مهمترین نقطه ی اشتراک ما که شاید همگی در آن ادعا داریم این است که خواهان ایرانی سربلند هستیم و همگی بدنبال سعادت و بهروزی برای خود، خانواده و تمامی مردم ایران هستیم.
    هدف اصلی ما مشخص است و باید بدنبال راهی برای رسیدن به آن باشیم. بی شک یکدست صدا ندارد و پیروزی با جمع است. بیایید گذشته را به کناری بگذاریم و امروز راهی بجوییم برای فردایی بهتر. همگی ما بی شک در آنچه امروز گرفتارش هستیم به نوعی مقصریم. به یکدیگر سرکوفت زدن و دیگری را مقصر جلوه دادن راهش نیست.
    اگر بواقع بدنبال آبادانی ایران هستیم باید از تجربیات موفق رهبرانی چون گاندی و نلسون ماندلا الهام بگیریم.
    با کینه ورزی، دشمنی با یکدیگر و نفاق و تفرقه راه بجایی نخواهیم برد. این وضعیتی که در این سایت موجود است و اینهمه کینه و دشمنی بین افراد، دقیقاً همان چیزی ست که حاکمان مستبد بدنبالش هستند؛ آنها از اتحاد بیزارند.
    راه رهایی ایران فقط در اتحاد تمامی ایرانیان و دنبال کردن یک هدف خلاصه میشود:
    سربلندی، سعادت و بهروزی برای تمامی ایرانیان

     
    • جناب ناشناس،کلام متینی داشتی،من اولین کسی هستم که از آن استقبال می کنم و آماده ام برای گفتگوهای منطقی دو جانبه مشروط به اینکه کسی الفاظ زشت و دور از اخلاق در نوشته خود بکار نبرد،البته عمدتا در این سایت چند نفر زشت گو و بی منطق هستند مثل مزدک و مهرداد و نوید و برخی ناشناس ها که بعید می دانم قدرت روحی در آنها وجود داشته باشد که بتوانند مطالب هرچند باطل خود را از الفاظ فحش و توهین و کنایه و طعن خالی کنند.اگر دقت هم کرده باشید غالبا تندی های بنده تندی های ابتدائی نیست بلکه واکنشی به عصبیت ها و بداخلاقی ها و زشت گوئی های افراد مورد اشاره است که گویا چون منطقی در گفتگو ندارند ناچارند معمولا آنچه خود لایق آن هستند را نثار مخالف خود کنند.
      موفق باشید

       
  135. آرزوم اصابت شهابسنگی به بزرگی کوه البرز به کره لعنتی زمینه اونم میون خلیج فارس اونوقته که ا دماغه امید نیک تا مسکو حتی یه باکتری باقی نمیمونه. آ خدا دعای مارو اجابت کن که کفرمون در اومده

     
    • با دعای گربه سیاه بارون نمیاد!
      اول اینکه البرز کوه نیست و نام رشته کوه است.
      دوم اینکه شهاب سنگی به اندازۀ همین کوه دماوند اگه با اون سرعت به زمین برخورد کنه تمام کره زمین پودر میشه! تازه اگر بتونه از موانع طبیعی مثل اتمسفر زمین و یا برخورد موشکهای بازدارنده فرار کنه و تکه تکه نشه.
      سوم اینکه مگر تو در دعای خودت مختصات سقوط شهاب سنگ رو هم قید میکنی که کجا بخوره و کی بخوره که از دماغه نیک تا مسکو را نابود کنه، نه کمتر و نه بیشتر.
      ناراحت نباش و عجله نکن! چشم رو هم بزاری بزودی مرگ تو هم فرا میرسه و راحت میشی.پس اجازه بده دیگران آنگونه که باید زندگی کنند، از زندگی خودشون لذت ببرند و بمیرند. تمام طول زندگی تو روی کره زمین در گوشه ای دیگر از همین کهکشان یا کهکشان دیگر و یا کرات دیگر به اندازۀ چند ماه، چند روز، چند دقیقه و یا چند ثانیه است. این زندگی شاید برای ما که در قید زمان و حرکت زمین به دور خورشید و در یک قسمت کوچکی از کهکشان راه شیری هستیم در خوش بینانه ترین حالت، نزدیک به 100 سال طول بکشه ولی در نگاه همان خداوندی که از او یاد کردی شاید به اندازۀ 100 ثانیه باشه. میگن تمام زندگی انسان قبل از نفس های آخر تازه اگه فرصت داشته باشه و یکهویی پودر نشه، ظرف چند ثانیه جلوش رژه میره!
      یک راه دیگه هم اینه که خودت رو خلاص کنی و منتظر نمونی، که دعات مستجاب بشه! که دعات مستجاب نمیشه!

       
      • نمیدونسم بهتون خوش میگذره. باشه حرفی نیس . ایشالا در ظل توجهات امامای ۱۳ و ۱۴ مستدام باشین ۱۰۰ سال به این سالا

         
        • نادان!
          وقتی از دماغه ی امید نیک تا مسکو را گرا میدی، یعنی توی این چند میلیون کیلومتر مربع چند نفر پیدا نمیشه از زندگی لذت ببره! یعنی همه مثل تو شخصیتی متناقض دارند و در عین پوچ گرا و نا امید و افسرده بودن، آرزو هم میکنن!؟ آرزو داشتن یعنی امیدوار بودن!خوب، وقتی تو نمیفهمی که برای هر کسی میزان رضایتمندی از زندگی، شکلی نسبی داره و میلیونها نفر ممکنه با کمترین نشانه ها، احساس خوشبختی کنن و همه مثل تو نیستن که همه چیز رو باهم میخوان و تازه میخوان کسایی براشون سرویس بدن!
          باید هم بگی نمیدونستم بهتون خوش میگذره!
          بقول گفتنی: یه چی بگو بگنجه دادا!
          تازه بعدش میای و صغرا کبرا میبافی و امام 13 و 14!
          نه به اون مطالب گاهاً کلاس بالا، که احتمالاً آنها هم از جایی کپی شده، و نه به این مزخرفات! که نشاندهندۀ روح پر از کینه به همنوع خودته!
          با این وضعیت روحی، شرافتمندانه ترین کاری که میتونی انجام بدی، همون خودکشیه!
          آره حرفی نیس! ببینم چی کار میکنی!

           
          • اونی که مظلومای خون بجگر رو دوروبر خودش میبینه و بازم از زندگی سیر نیس و لذت میبره آدم نیس بلکه هیتلریا شمر ذولجوشنه. هربارکه ا شابدولعظیم میام تهرون و خیل آدمای بیخیالو میبینم به آمار بالای نیم میلیون زنو دختر تهرونی بدبختی فکر میکنم که واسه سیرکردن شکمشون باس خودفروشی کنن ا همه متنفر میشم. آ ملا تو شرافت بخرج بده و ا مالو جون مایه بزار دس چندتا ا این بیچاره ها رو به کار شرافتمندونه بند کن. من نه مث تو اهل علمم نه روشنفکر پر مدعا. اگه هم مطلبی ا رهگذر اینجا رسیده آشکارا منبعش رو ذکر کردم. تا بحال هم ا روزنومه عصر امروز چاپ لس آنجلس و کیهان لندن نقل مقاله کردم. خودنمائی امثال تو هم ا کینه من و مظلومای این دیار چیزی کم نمیکنه. تا امثال تو تو این مملکته امیدی به نجات نیس. بکوری چشتون زنده میمونم و ا دسترنج کار فقیرونم زندگی خونوادم رو تامین میکنم هرچن وقت هم تو شابدولعظیم خودمون میرم زیارت خاک پای شادروان رضا شاه بزرگ .اگه هم شهابسنگی ا آسمون اومد بهش خوشامد میگم

             
    • آرتین ایران

      سلام بر دوست گرامی
      با این طرز تفکر خوب بزرگوار سریعتر خودکشی کنید چرا از دیگران مایه می گذارید؟!نوع خودکشی هم می تواند در یک اتاق بسته مملو از TNT در یک بیابان خالی از سکنه مثلا در بیابانهای قم یا سایرجاها که به وفور در ایران موجود است باشد که این احساس زیبای مورد نظر جنابعالی را صرفا خودتان تجربه کنید.اینگونه بهتر نیست؟دیگر نیازی به انتظار طولانی مدت هم نیست.
      موفق باشید

       
    • کاش به جای دعا کردن برای نابودی جهان امیدوار بودی مردم متفکر بشن. اگر این همه انرژی که صرف نفرت از نابخردی ناآگاهان میشه صرف راهنمائی مردم میشد، فکر میکنم نتایج بهتری داشت.
      بعضی وقتها که پر از نفرت از هر آنچه در دوررو برم رخ میده هستم و حتی تمایل چندانی به ادامه این زندگی نکبت بار ندارم بناگاه به حادثه ای خوب برخورد میکنم، مثل نجات جان یک سگ رنجدیده که دست و پائی رو هم از دست داده به دست موجوداتی که هیچ ادعائی ندارند (و اکثرا باور دینی خاصی هم ندارند)یا دیدن زیبائی یک پرتره از کودکی معصوم که تنها موجوداتی هستندکه سزاوار معصوم خوانده شدن هستند. شنیدن موزیکی که ترنم حیات رو فریاد میزنه و یا حتی یک نگاه روشن و لبخندی مهربانانه و ساده، گه ایمانم رو به زندگی و زنده بودن بیشتر از نقرتم میکنه میفهمم که زندگی ارزش زنده بودن رو داره
      اگر انسان میفهمید که نسبت انسان به جهان خلقت از نسبت یک مورچه به منظومه شمسی هم کمتره نه ادعای پیغمبری میکرد و نه ادعای ورا بشری و نه پادشاهی در نتیجه هیچ وقت جنگی روی نمیداد و نه ظلمی بود و نه ظالمی و نه مظلومی. نه به زندگی آنقدر دل می بست که به هر قیمتی اویزانش شود و نه انقدر ناامید میشد که به دنبال تباهیش باشد. اگر حقیقت را درک می کرد، می امد و می دید و می رفت.

       
    • طبق نظر استاد جغرافی تصحیح میکنم کوه دماوند با دیوای دربند

       
  136. نوریزاد نازنین درود برتو
    خدا جوی بیرنم و چند رباعی تازه برایت میفرستم. اگر قیود مجال نشر نمیدهد خود بخوان که میدانم راه دراز تو از دین تا به کفر از کفر تا حقیقت چیست. سربلند باشید تمام کسانی که برای روشنی و شرف میرزمید.خدای جان وخرد شما را از شر خدا و خود ملایان نگاهبان باشد
    اسماعیل وفا یغمائی
    رباعی ها.
    سی رباعی تازه
    از ساغر و باده تا به مستی رفتن
    اسماعیل وفا یغمائی
    _______

    لفظ است جهان» و «معنی اش جان جهان»
    گیرم که بخندند به من پیر و جوان!
    چونان دو لبت،دو برگ از یک گل سرخ
    وین بوسه که معناش! در آن هست نها
    کار تاریخ و فعالیتهای رسانه ای وکار برای زیستن مجالی برای انزوای جهان شعر باقی نمیگذارد. رفتن به بیمارستان فرصتی برای اندیشیدن بود و سرودن چند رباعی. بجز آخرین رباعی بقیه تازه است.بادا که شمعی برای تامل برافروزد

    رباعی ها.
    سی رباعی تازه
    از ساغر و باده تا به مستی رفتن
    اسماعیل وفا یغمائی
    «لفظ است جهان» و «معنی اش جان جهان»
    گیرم که بخندند به من پیر و جوان!
    چونان دو لبت،دو برگ از یک گل سرخ
    وین بوسه که معناش! در آن هست نها
    کار تاریخ و فعالیتهای رسانه ای وکار برای زیستن مجالی برای انزوای جهان شعر باقی نمیگذارد. رفتن سه چهار روزه به بیمارستان فرصتی و فراغتی برای اندیشیدن بود و سرودن چند رباعی. بجز آخرین رباعی بقیه تازه است.بادا که شمعی برای تامل برافروزد

    1

    از سنگ و گیاه و جانور تا انسان

    از آنچه که پیرامن من در کیهان

    دارنده معنائی و باور نکنم

    بی معنی و مقصود بوَد کل جهان!

    2

    در دیده ی من هرآنچه هستی ست خداست

    زیرا که نه او زهستی خویش جداست

    سنگ است و درخت و جانور آتش و خاک

    وآنکو که به چشم ما نهان یا پیداست

    3

    ما گبر و مسیحی و مسلمان کردیم

    «او»را و اسیر قید «قرآن» کردیم

    بر گردنش،«انجیل» و«اوستا»بستیم

    در«تورات»اش اسیر وپنهان کردیم

    4

    «لفظ است جهان» و «معنی اش جان جهان»

    گیرم که بخندند به من پیر و جوان!

    چونان دو لبت،دو برگ از یک گل سرخ

    وین بوسه که معناش! در آن هست نهان

    5

    آنکو که به لبت معنی بوسیدن داد

    تا بو کنمت دماغ بوئیدن داد!

    در آینه ی جمالت ای جان دلم

    من را به وجود خویشتن دیدن داد

    6

    با«مصحف»خویش خلوتی خوش دارم

    یعنی زلبت! تلاوتی خوش دارم

    بگشای دولب به«آیه» هائی دیگر

    کز گرمی «وحی»تو تبی خوش دارم

    7

    «آدم» چو گزید سیب «حوا» به بهشت

    گویند بهشت را زکف یکسر هشت

    بنگر تو خدای من! که چون میگزمت

    بر ما بگشاید اودرباغ بهشت!

    8

    ای سیب که بین شاخه ها پنهانی

    ای ماه که بر بلند شب رخشانی

    ای گربه ی بیدار به روی دیوار

    ای سگ تو مرا رسول آن جانانی

    9

    بیرازم از آن خدا که آدم سوزد

    در «مصحف» خود زخون چراغ افروزد

    بیزارم از آن خدا که با ترسِ عذاب

    با دوزخ خویش اقتدار اندوزد

    10

    گر «کفر» نبود و «ارتداد» ای یاران

    بودیم همه، تا به ابد در زندان

    کفرست دری به سوی مقصود و رهی ست

    از وادی ارتداد رو بر ایمان

    11

    روی سخنم نه با عوامان باشد

    نی نیز،سخن زبهر خامان باشد

    روی سخنم به کفر و دین بیزاران

    روی سخنم به تلخکامان باشد

    12

    نی در طلب دین ، که تو یک معتادی

    معتاد خرافات تو در بنیادی

    یک عده به افیون خرد خود گادند

    تو با دین ات، خود خدا را گادی

    13

    یک معجزه از جمله ی قدیسان کو؟

    یک شمع زدین به ظلمت ایران کو؟

    گفتیم که«جمهوری اسلامی» و آه

    زین جمهوری! یکی مرا شادان کو؟

    14

    برخانه ی هشتمین امام اندر «طوس»

    با یاد شهان و دوره ی کیکاووس

    مرغی میگفت!جای بوسه به ضریح

    صیغه شده خواهرم،فروشنده ی بوس

    15

    مرغی دیدم نشسته بر باره ی «قم»

    میگفت در این ملک شده غیرت گم

    زیرا که تن زنان ایرانی را

    با صیغه بکوبند،اجانب با سُم

    16

    مرغی دیدم نشسته بر بام وطن

    میگفت زبان بنده باشد الکن

    از آنچه که اسلام ز نکبت ریزد

    بر پیر و جوان به هستی مرد و زن

    17

    چون ما همگی زملت اسلامیم

    مغروق لجن ز دولت اسلامیم

    بی فخر و فریبخورده !اما غم نیست!!

    چون باعث فخر و حشمت اسلامیم

    18

    اسلام عزیز زاده ی ملا نیست

    با بنده بگو که مادر ملاکیست

    هر چند که آخوندندارد پدری

    بی شک! که جز اسلام ورا بابا نیست

    19

    از ساحل «ماشکید» تا رود «تجن»

    از دولت اسلام نگه کن به وطن

    بند است و فساد و فقر و فحشا یکسر

    تاریکی و سوگ ولوش و دردست و لجن

    20

    گر در پی معرفت تو ره می پوئی

    ز«اسلام» اگر تو راز و رمزی جوئی

    از «فرع» گذر نما،همان به کاین راز

    ز«الله» و «محمد» و ز«قرآن» جوئی

    21

    «الله» ترا ز پای تا سر نگریست

    یک عمر، دمی نگر که این یزدان کیست؟

    با آدمی، آفریده ی خویش ورا

    جز جبر و فشار و کهنگی، فرمان چیست؟

    22

    ای دوست قوانین «شتر سالاران»

    دردی نکند دوا ز ملک ایران

    ای آنکه ز«اسلام سیاسی»گوئی

    از بهر خدا دمی! به فکر انسان

    23

    اسلام به طول چارده قرن دراز

    از روزه گذشته، خمس واز حج و نماز

    بر گردن من بگو کدامین گل را

    آویخته تا نهم بر او روی نیاز

    24

    اسلام و نو اندیشی!!ای یاوه سخن

    کاین «کهنه» زکهنگیست سرزنده به تن

    یک قطره ز«نو» به کام این مرده بریز

    زآن پیش ولی برو، پی گور و کفن!!

    26

    چون مرُدم من، رها شد از تن جانم

    وین قطره چکد به بحر جاویدانم

    دورا که به گور من بیازاریدم

    با زوزه ی «شیخ» و«صیحه» ی قرآنم

    26

    بر سنگ مزار من ! اگر سنگی بود

    بنویسیدم: مرید بیرنگی بود

    یعنی که به قرآن وبه الله و رسول

    کافر، مرتد، رها ز هر ننگی بود

    27

    با چنگ و نی وباده ونای ودف وتار

    رقصید به گور من زشادی سرشار

    رفتم زخزان عمر تا باز رسم

    درچرخه ی بیکران هستی به بهار

    28

    تا هستی نیستی ز هستی رفتم

    از«ساغر و باده» تا به «مستی» رفتم

    «لفظ» است همه هستی و معنایش «او»

    با مرگ سوی «هستیٍ هستی» رفتم

    29

    زآغوش جهان برآمدم تا اینجا

    تآغوش جهان روم چه انده من را

    ای «مادر من جهان!» مرا در برگیر

    وز بحر محیط در محاطم بفزا

    30

    بگذار خدا برهنه عریان باشد

    نی گبر و نه ترسا نه مسلمان باشد

    تا چند درین لباسهای چرکین

    زیبائی او زچشم پنهان باشد

     
  137. آقای سید مرتضی..طبق همان آیه ای که آوردید قیام به قسط کار مردم است و نه پیامبران. آنها قرار است به مردم کتاب و جکمت بیاموزند تا مردم بدنبال قسط بروند. در قرآن هم چنین تصریح شده که سرنوشت هر مردمی با تغییر در نفسهایشان محقق میشود. وظیفه ای بر خلاف گفته آقای خمینی متوجه پیامبران بیش از این نیست که نتیجه بگیریم آنها شکست خورده اند. پس استنباط آقای خمینی صد در صد اشتباه است. نه پیامبران چنین ماموریتی داشته اند و نه شکستی بوده است و نه در قرآن و سیره نبوی طرحی برای عدالت در جهان داده شده.
    در مورد روایات که میفرمائید ما با وحی باید سر و کار داشته باشیم ونه با فریقین و علمای آنها..در وحی چنین اشاراتی نیست و بهتر است بیش از این برای مقاصد سیاسی با دین و ایمان مردم بازی نشود..در قرآن با صراحت اشاره به علمائی که کلام خدا را تحریف میکنند شده است..حواسمان باشد آخرتمان را به اهداف سیاسی و یا تفکرات غلط دیگران هر که میخواهند باشند نفروشیم..

     
    • نه علوی گرامی اینجور نیست،در مورد مقصود آقای خمینی توضیح دادم که چرا توفیق صد درصدی نداشتند،اگر بخواهیم میزان توفیق انبیاء در تحقق اهدافشان را ارزیابی کنیم طبعا باید ببینیم اهداف آنها چقدر متحقق شده است،اهداف انبیاء اینطور که از قرآن کریم استفاده می شود متحوّل کردن انسان غیر موحّد به موحّد و پذیرش بندگی جهان آفرین و انسان آفرین و متحول کردن جامعه و انسان به جامعه و انسان عادل و مقسط،حرف مرحوم آقای خمینی این بود که انبیاء زحمات و مرارت های زیادی کشیدند اما توفیق صد درصدی نداشتند برای اینکه آنان دشمن داشتند و هنوز هم دارند و امثال ابولهب ها و ابوجهل ها و دیگر معاندان متعصب همیشه تاریخ بوده اند و هستند و خواهند بود که مزدک این سایت یکی از نمونه های عینی آن است.
      در مورد آیه شریفه هم ظاهرا خوب دقت نکردید یا با قواعد صرف و نحو و ادبیات زبان عربی آشنائی ندارید،در آیه شریفه سوره حدید تعبیر “لیقوم الناس بالقسط” باصطلاح ادبی تعلیل و علت آوری برای ارسال و فرستادن انبیاء ذکر شده،فرمود:ما پیامبران را بسوی انسانها فرستادیم بهمراه “بینات”یعنی معجزات و بیانات و استدلال های عقلی،چرا فرستادیم؟ “لیقوم الناس بالقسط” یعنی برای اینکه مردم (انسانها،بشریت و جامعه انسانی) قیام به قسط کنند،یعنی قیام مردم بقسط و تحقق قسط در جامعه انسانی،علت فرستادن انبیاء است و این قیام بقسط با عمل بموازین و تعلیمات و بینات انبیاء تحقق می باید،باصطلاح ادبی حرف “لام”در کلمه “لیقوم” لام تعلیل و علت آوردن است،پس انبیاء آمدند دست بشر را بگیرند و با تعلیمات توحیدی خود آنان را از بت پرستی،خود پرستی و غیر آفریدگار پرستی جدا کرده و به آنان هشدار دهند که زندگی دنیوی زندگی ابدی نیست بلکه زندگی دنیوی مقدمه ای برای سعادت یا شقاوت ابدی و اخروی است زیرا انسان به مرگ پایان نمی یابد و زندگی طولی ابدی در نشئات دیگر در انتظار اوست،آری اینکه فرمود لیقوم الناس بالقسط (انبیاء با معجزات و بینات آمدند تا مردم قائم بقسط شوند) نشان می دهد که قیام ناس بقسط موکول بر تحول انسان به انسان موحد و قاسط و عادل است و چنین تحولی دنباله پیروی کامل از تعلیمات و شرایع انبیاء و بهره گیری از موازین عقل است.

       
  138. محمد نوری زاد

    سید مرتضای گرامی
    گرفتاری ما شیعیان در طول تاریخ، همین نگرش تلخ و غیر انسانی حوزویان بوده است. که مثلا یک آدم فحاش را فی الفور با حکم: ملحد هتّاک … اشاعه فاحشه… ارتکاب گناه و…. کافر … زندیق…. مرتد…. مفسد فی الارض…. به سینه دیوار سپرده اند. از نظر فقهی، من ذره ای تردید ندارم که شخص شما اگر دستتان به امثال مزدک برسد، بی معطلی حکم به اعدامشان می دهید. و این، آیا همان تفکر داعشی نیست. راستی چرا شمایان در برابر هتاکی به مقدسات خود بی معطلی دست به شمشیر می برید؟ برای این که شمایان سپر پولادینی در اطراف عقیده ی خود بالا برده اید برای امنیتِ خودتان. بجوری که خودتان در پس این سپر پناه بگیرید. یعنی خدا و پیغمبر بهانه اند و گرنه مثلا در نهایت، همسنگِ فحش، فحش است. نه اعدام. اگر کسی به ما فحش داد که : دین و آیینت فلان، خیلی هم که اذیت شده باشیم، می توانیم بگوییم: دین و آیین خودت فلان. نه این که بدهیم ریز ریزش کنند.
    دوست گرامی، زمانه فرق کرده. نمی شود با پای سنگین و یخ زده ی تاریخی ، از گذرگاههای فهیمانه ی امروزین عبور کرد. حتی داستان چشم در برابر چشم، حکایت از یک عدالتِ کور تاریخی دارد. که: زدی ضربتی ضربتی نوش کن.
    بی آنکه بدانیم همین داستان چشم در برابر چشم، یک حکم فرسوده ی زیرخاکی ست. که امروزه مردمان فهیم از آن عبور کرده اند و به دستاوردهای تربیتیِ نوینی دست یافته اند. بقول گاندی: سیاست چشم در برابر چشم، تنها جهانی کور بر جای خواهد گذاشت.

    آنچه که هم به شما و هم به خودم پیشنهاد می کنم این است: بگذاریم مردم حرف بزنند حتی به ما شیعیان فحش بدهند. و ما بایستیم و تماشا کنیم و با صبوری و مدارا نشان بدهیم که اهل غمض عینیم و اهل منطق و علم. و فحش را با فحش که نه بل با عدام طرف مقابل جواب نمی دهیم. عصبیت های مذهبی مردم، می توانست در همان محدوده ی تعصبات شیعه و سنی سنتی و نامبارک پیش از انقلاب باقی بماند و نرم نرم در نسبت با رواج خردمندی محو شود. اما برآمدن خلخالی ها و خمینی ها و خامنه ای ها و پورمحمدی ها و سرداران آدمکش، باعث شد تعصبات سنی گری نیز نضج بگیرد. که یعنی: توی شیعه وقتی بخاطر رواج مذهبت آدم می کشی، من مگر دستم کج است که نتوانم. اینجا بود که فاجعه ی برآمدن طالبان و القاعده و جیش الفلان ها پا گرفت و عاملش همین واژه های کهنه و زیرخاکی مذهبی برآمده از اعماق حوزه ها از یکطرف و بی خردی عوام الناس بوده و هست از طرف دیگر.
    با احترام

     
    • سلام بر شما
      جناب نوریزاد،بنظر من خود شما در مراحلی از افراط و تفریط در معرفت و عمل دست و پا می زنید از این جهت گاهی فکر می کنم بحث و گفتگو با خود شما بدون فائده است تا چه رسد بکسانی و هتاکانی که اینجا سرویسی مجانی برای آنها فراهم کرده اید برای هتک دین،بزرگان دین و فحش و ناسزا به این و آن در قالب مد روز:نقد!،الان در صدد واکاوی جزئیات این مطلب ظاهر الصلاح شما را ندارم ،فقط می گویم مشکل اصلی در رویکرد شما پس از یک انتخابات و فراز و نشیب های آن این است که با بی توجهی به قوانین،اعم از قوانین شرع و قوانین کشور و یک عصیان کور و بی منطق فقط هیاهو و سروصدا می کنید و بدون در نظر گرفتن علائق انسانی،عاطفی،عقلانی خودتان که بظاهر می گویید مسلمانم و شیعه ام،با مخلوط کردن مقوله ای بنام نقد اندیشمندانه با مقوله فحش و ناسزا،مایلید با ساپورت از فحاشان و هتاکان،احساس یا وانمود آزادگی کنید و بدون رو دربایستی دکّان اینترنتی که گشوده اید را رونق بخشید،این پاسخ شما پاسخ اتان به نوشته ای از من است که شب گذشته در پست قبل نوشتم در خصوص سرویس مجانی دادن شما بفردی بی ادب،نامتعادل و بی مقدار که هیچ ندارد جز تندی،فحش و بی تربیتی به دین و آیین و مذهب اکثریت مردم ایران و شما با مدافعه از انتشار نوشته های هتاکانه او مایلید هم ژست آزادی و آزادگی بگیرید و هم با بی توجهی و ناآگاهی و یا شاید متعمّدانه و آگاهانه مقوله نقد اندیشمندانه دین و مظاهر دینی را با رواج عنصر فحش،هتک چیزهایی از این قبیل دکان خود را پررو نقتر کنید وگرنه می دانید و آنها که ناظر گفتگوهای اینجا هستند می دانند که بنده با نقد مودبانه و پرسش معقول و بدون هتاکی مشکلی نداشته و ندارم،حال از آنجا که شما در این زمینه و بیشتر زمینه ها دچار روزمرّگی و تکرار مکرّرات هستید،در مورد این اختلاف شدیدی که با شما در این زمینه بخصوص دارم،از این پس بجای تکرار پاسخ به مطالب تکراری و خلط مبحث های شما در مورد این فرد فراری نابکار،هرگاه متظاهرانه چیزی از این قبیل (خلط مبحث بین مقوله نقد که چیزی از سنخ تفکر معقول،انسانی و آزاد است با مقوله فحش،عقده گشائی و کینه جوئی و انتقام که رویکرد این مجرم فراری است) نوشتید فقط بخش هایی از مزخرفات او را که از فیلتر سانسور و نقطه چین شما گذشته و حاوی تهمت،توهین و ناسزاست به رختان خواهم کشید تا ناظران بیشتر پی به بی مسئولیتی ، مغالطه و تسامح بی منطق شما در این زمینه برند و ببینند چگونه محمد نوریزاد بظاهر مسلمان و سابقا انقلابی بین مقوله نقد و مقوله هتک و فحش خلط می کند و با حذف کردن چند کلمه چگونه در هتاکی و نفرت پراکنی و توهین و کینه جوئی با عنصر هتاک همراهی و همدردی کرده بلکه احتمالا خود نیز از باقی الفاظ او احساس لذت و بهجت و آرامش می کند،نمونه ها:

      “..دوست فداکار و ارجمند ما با موجوداتی سرو کار داریم که نه بویی از شرافت و انسانیت و معرفت برده اند و نه اصولان برایشان ایراندوستی و انساندوستی و فرهنگ و تاریخ و تمدن ایرانی مفهومی دارد،اینها موجودات تازی پرستی هستند که نه عرب انها را می پذیرد و نه دلی در گرو ایران و فرهنگ ان دارند..”.

      “..بحث ما بحث عرب و عجم و نژاد پرستی نیست بلکه بحث مشتی ////////////و آدمخوار و اشغالگریست که هیچ پرینسیپی بجز آدمخواری و غارت و روفتن و ویرانی ندارند..”.

      “..این جماعت///////////// متجاوزان به ایران و ایرانیند بهمین جهت نه عربند که لاقل شرافت قوم عرب را داشته باشند و نه ایرانیند که همچون مردمانی آزاده و جوانمرد غیرتی در بساط داشته باشندواینها همان هیبریدها(///قاطی پاتی) یی هستند که فردوسی بزرگ در نامه رستم فرخ زاد به برادرش بخوبی توصیف کرده…”.

      “سید جان یعنی شما نان نمی خورید سکس ندارید نمی شاشید و نمی رینید و راه نمی روید و حرف نمی زنید و ماشین سوار نمی شوید و بیمه تمام خانواه را ندارید و لباس نمی پوشید از طرفی از گرده ایرانیان بدون کوچکترین نفعی به انها!؟اگر اینها دنیا نیست سید بفرمائید چیست؟ای تف به اون ///////////////////////////////////////////////////////////////////و دروغگو نبودند! سید خودتی! دوران خر کردن مردم تمام شد و مرگتون نزدیکه اون اذا زلزلت که در قرانت به آن اشاره شده درست برای شما مسلمین و بخصوص برای شما ///////////////////////////// لقمه ها(نان ایرانی را می خورید و ایران ستیزید) فرا رسیده. در ضمن /////////////////////////////////..”

      “هموطن و دوست ارجمند ارتین گرامی! مشکل ما این //// با عقاید ایران و انسان ستیزشان است. بحث از بین بردن مسلمان نیست بلکه از قدرت انداختن دستگاه مسلمان تروریست و انسان و تمدن ستیز است. دوست من نه من و نه شما و نه هیچ ایرانی آزاده دیگری نه مسلمان کش و نه آدمکش است ولی هر مسلمانی یک انسان کش بالقوه است. چون ///// اسلامی او را موظف به دگراندیش کشی می کند. دوست من ایا شما بعنوان یک انسان آزاده و انساندوست و متمدن حاضری بچه شیرخواره خود را بدست مسلمانی بسپاری وقتی می خوانی که محمد با دختر 9 ساله همبستر شده و خمینی حتی دفع شهوت با بچه شیرخواره را مجاز می داند؟ ایا حاضرید که به مسلمانی اعتماد کنید وقتی می دانید که اینها هدفی جز گرفتن قدرت به هر وسیله ایی ندارند؟”.

      “//// جان ر…! خواستی به خیال خود کاری کنی ولی ر…ِی!”

      توضیح:این قسمت آخر یکی از واکنشهای دیوانه وار یک عنصر نامتعادل،هتاک و فراری از وطن است که معلوم نیست سابقه سیاسی او چیست و چرا از وطن گریخته است و چرا اینگونه وحشی و افسار گسیخته است به یکی از نوشته های من است،بعد جناب نوریزاد مسلمان مایل است با تظاهر به آزادمنشی با حذف یکی دو کلمه،عصاره فحش ،هتک و توهین او را نسبت به یک منتقد و مخالف روحانی خود منعکس کرده از این طریق اندکی گداختگی های ناشی از نقدهایی که این روحانی به او کرده را تسکین دهد،خود ناظران قضاوت کنند در باره جایگاه نقد و جایگاه این نحوه تسامح و سرویس دهی به هتاکانی که از وطن گریخته و کین ورزی می کنند.
      بی احترام!

       
      • اضافه می کنم،الان سوال اساسی از مدیر این سایت این است،آیا شما در غیر مواردی و الفاظی از این فرد که تحت چنگک و سانسور شما قرار می گیرد که طبیعتا باید معرّف بیشتری باشد برای شما نسبت به این ملحد هتاک،اینکه بقیه الفاظ او -نظیر نمونه هایی که فوقا ارائه شد-را در فضای عمومی نشر و جاودانه می کنید،مقصودتان این است که این الفاظ را مصداق توهین و هتک نمیدانید؟! و مقصودتان این است که این الفاظ چیزهایی است که شما هم بدان رغبت و اعتقاد دارید؟ و مقصودتان این است که انتشار اینها مصداق آزادی و آزادگیست؟ یا مقصودتان اینها نیست و شما اینها را توهین می دانید یا به آنها اعتقادی ندارید؟
        اگر مقصودتان از نشر این الفاظ این است که این الفاظ مصداق توهین باشخاص،هنجارها و عقائد نیست و شما به آن اعتقاد دارید،پس لطف کنید وجوه دلایل و استدلالهای خویش در این مورد را ذیل این الفاظ بیان کنید.
        اگر هم مقصودتان این است اینها مصداق هتک،توهین و نفرت پراکنی است،پس چگونه شمایی که تظاهر بمسلمانی می کنید منافقانه چند کلمه را رویش خط می کشید و بقیه را منتشر می کنید؟ مگر شمای مسلمان باور به قرآن ندارید که نباید فحش،هتک و فاحشه را شیوع و رواج داد؟!

         
      • سید باز هم که ///////////! سید اصلا وجود شما اخوندها در ایران از هزاران ////////////////////////////// بدتراست. شرافت//////// از شما صدها برابر بهتر است. چون آنها اگر هم الوده کنند خود و حداکثر چند نفری را که با آنه آمیزش بدون حفاظ کنند می الایند ولی شما //////////////////////////////////////////خرافات را به کل جامعه سرایت می دهید. ////////// در کمال راستی می گوید که /////////است ولی شما آخوندها /////////////////////////////////////////////هستید. شما باور مردم را برای رونق زندگی/////////خود به بازی گرفته اید. مقدسات شما همه دروغین و روایات شما همه بی سر و ته ولی هدف مندند. چون شما آنها را برای رواج دکان ریو و ریا بکار می گیرید.
        سید دورانی که با مرتد و منافق و ملحد خواندن دیگران انها را از میدان بدر کنید گذشته چون مردم حتی نا اگاه ترین مردم دست شماها را خوانده اند.شماها نفسهای اخر را می کشید.

         
      • جنابان سید مرتضی و نوری زاد
        سلام
        هر چند من با این قسمت از نوشته ی سید مرتضی، کمی تا قسمتی موافقم:
        “…جناب نوریزاد مسلمان مایل است با تظاهر به آزادمنشی با حذف یکی دو کلمه،عصاره فحش ،هتک و توهین او را نسبت به یک منتقد و مخالف روحانی خود منعکس کرده از این طریق اندکی گداختگی های ناشی از نقدهایی که این روحانی به او کرده را تسکین دهد،…”

        به نظر من شما جناب نوری زاد یک کمی بُز دارید! یعنی هر زمان کسی در این سایت به پر و پای شما پیچید و زیادی نقد کرد، فرقی نمیکنه آخوند باشه یا آتئیست، یه چند تا کامنت پر شور از افراد پیشانی سفید مثل برگ آس مخفی شده در آستین رو میکنید!

        و بدتر از همه سکوت شما نوری زاد است در برابر اینهمه پرسش که پرسیده میشود!؟

        شاید نوری زاد هم، در تخیلاتش روزی را تجسم میکند که آخوندها از هر طرف آماج توهین و فحاشی قرار گرفته و هرکس به آنها چیزکی پرت میکند که کمترینش آب دهان است!

        سید مرتضی به او هم حق بدهید مگر او دل نداره!؟

        ولی این یک فقره از سید مرتضی دیگه جدید بود! حداقل من ندیده بودم.
        ( بی احترام! )
        و نشاندهندۀ شدت ناراحتی وی.
        امید که نوری زاد عزیز کمی بیشتر سعۀ صدر داشته باشه و حداقل به هیزم شعله ور اختلافات و درگیری ها بین افراد در این سایت، بنزین یا از این مایعات آبی رنگ آتشزنه نپاشه!

        ( یاد منقل و کباب و 13 بدر افتادم )

        راستی 13 بدر امسال باید چیکار کنیم؟ نکنه باید مثل ملا نصرالدین رو به یک طرف شادباش بگیم و بطرف دیگر تسلیت! به یک سمت برقصیم و به سمت دیگر بر سر و سینه بزنیم؟
        امان از وقتی که جشن های ملی با عزای مذهبی هم زمان میشه!
        این دیگه اوج بد شانسی ماست!

         
        • جناب ناشناس
          با سلام به شما،سپاس از توضیحات شما،عرضم این است که بنده بطور عادی و معمولی برای همه و از جمله جناب نوریزاد که میزبان ماست و همه میهمان او هستیم احترام قائل هستم،اما در نادر مواردی مثل نوشته ایشان که فوقا ملاحظه می کنید بحثم نوع تعبیراتی که در مورد بنده م کنند نیست بلکه چون در گفتار و روش و منش ایشان عنصر بی احترامی و اهانت به دین اسلام و احکام آن و قوانین کشور مشاهده می کنم نه تنها نمی توانم احترامی برای ایشان و کلام ایشان قائل باشم بلکه حقیقتا از طرز نوشته و منطق ایشان لجم گرفته و عصبانی می شوم،مثل این سخن که “دوست گرامی، زمانه فرق کرده. نمی شود با پای سنگین و یخ زده ی تاریخی ، از گذرگاههای فهیمانه ی امروزین عبور کرد. حتی داستان چشم در برابر چشم، حکایت از یک عدالتِ کور تاریخی دارد. که: زدی ضربتی ضربتی نوش کن”.
          (پایان نقل قول)
          که هم حاوی انکار احکام مسلّم قرآن است در عین تظاهر بمسلمانی و ایمان،هم ناراحت کننده است از این جهت که تظاهر به رشد و پیشرفتگی خویش و متقابلا جمود و تحجّر مخاطب خویش می کند که عین بی احترامی بمخاطب،خود برتر بینی و بد بینی است،در حالیکه چنانکه توضیح دادم ایشان اصلا توجه نمی کند بمغالطه واضح در خلط بین مقوله نقد و مقوله فحش و هتک و توهین،توگوئی چون “زمانه فرق کرده”می شود در پوشش ریاکارانه نقد،با پایمال کردن عواطف و احساسات و علائق و عقائد دیگران به هر چیزی فحش داد و تندی کرد یا به هر نابکار بی خبری سرویس مجانی در توهین به دین و عقائد هموطنان را داد با تعبیرات خنک و یخ زده ای مثل “پای سنگین یخ زده تاریخی”! از این جهت ،هم بلحاظ اینگونه تعبیرات تهی و فرادستانه ،هم رویکرد عملی ایشان در حذف ظاهرسازانه چند کلمه ( که آنها هم بقرائن دیگر و فراست اشخاص قابل فهم است!) و درج باقی واژه های این کامنت گذار بی ادب و بی منطق ،نمی توانم در این موارد برای ایشان و اظهارات ایشان احترامی قائل باشم و برایم شائبه خوشایند و همراهی ایشان با برخی مزخرفات کامنت گذار عنود مورد نظر وجود دارد.
          و نکته اساسی تر اینکه ایشان در اینگونه اظهارات بی توجهی یا عدم التزام خود بقوانین این کشور را نشان می دهد کاری که من از آن تعبیر به یاغیگری و اباحیگری در برابر قوانین می کنم،چیزی که کامنت گذار فراری از وطن با سوء استفاده از فضای مجازی و فضای آزاد این سایت در حال نقض آن است و ایشان صرفا برای گرفتن برخی ژست ها و احساس آزادگی مایل است همه اینها را با حذف چند کلمه شرم آور و ابقاء شاکله اهانت و توهین زیر پا گذارد.
          روز طبیعت بر شما گرامی! بنظرم رفتن به طبیعت و بهره مندی از آن و رعایت هنجارها منافاتی با چیزهای دیگر ندارد.
          با احترام

           
    • توضیحا عرض کنم که نوشته ای از بنده در پست قبل که موجب این پاسخ و نوشته مدیریت این سایت شد این بود:

      سید مرتضی
      1:59 ق.ظ / آوریل 1, 2018
      دوست عزیز،شما نیز توهین به بزرگان دین و مذهبمان را منعکس نکنید،شما وقتی حتی با حذف و سانسور نسبی،شاکله ای از کلام سرتاسر مزخرفی را از جانب یک فکر مسموم نقل می کنید که باز در افاده توهین رسائی دارد متوقع نباشید که کسی بدهان یاوه گو نزند،چنانکه بارها عرض شد،سرویس دادن شما به این یاوه گوی فاسد و انعکاس مطالب او توهین بزرگی به دیانت اسلام و مذهب شیعه و مردم بزرگ ایران است و اینگونه رویکردها ارتباطی با آزادگی و آزاده خواهی ندارد.نقد و ایراد در جهان تحقیق و عقلانیت سنجه ها و معیارهایی دارد که کامنت گذار هتاک مورد نظر فاقد آن است،بنابر این انتشار -هرچند ناقص-مزخرفات این ملحد هتّاک مصداق بارز تشییع و اشاعه فاحشه و ارتکاب گناه است.
      ———–
      سید مرتضای گرامی
      گرفتاری ما شیعیان در طول تاریخ، همین نگرش تلخ و غیر انسانی حوزویان بوده است…الخ.

       
    • گل من مشکل در بیسوادی تاریخی ما می باشد،در عدم تفکر وخرد ورزی ما،در اینکه دستی از غیب باید برای ما کارها را درست کند،در عدم تحمل مخالف،تاروزی که همه به امید دیگران باشیم خواهند خورد وبه من وشما خواهند خندید،با کمال ادب وعدم قصد توهین به شما عزیزان به قول شادروان غلامرضا روحانی(((چه خوش گفت فقیه شهر به گوش حمارش که البته هر که شودخر،شوند سوارش)))تا خر باشد خر سوار پیدا می شودما خوب سواری میدیم ،نمونه های رو می گویم منابع ومعادن ومنابع طبیعی رو که می فروشند ولش،مالیات بر ارزش افزوده رو بی خیالش،سهم امام وزکات وهدیه وهبه رز هم بی خیالش،جریمه های سنگین از پرونده های قضایی در حق دولت قبض های جریمه ماشین ،در روز می دونی چقدر؟به بهانه واهی عدم حجاب در خودرو می دونی روزانه چقدر ماشین حکم توقیف وپس از اون جریمه توسط عوامل بی خرد وهزاران نوع محل درآمد پیش بینی کردن ،خاطر جمع باشین ایناتامردم نجنبند از هر خونخاری خونخارترند ..!!!!پیروز وسربلند باشید

       
  139. با درود به جناب نوری زاد
    در پست قبل سوالی از حوزویان کژدم که در این پست آن را از همه و بخصوص از جناب شفیعی می نمایم
    در یو تیوب به آخوندی به نام( آ یت الله برقعی ) برخوردم که گفتاری مستدل داشت و شفاعت پیامبر و ائمه و وجود امام زمان را با دلایل عقلی منکر میشود و یکی از دلایل وی را اینجا می آورم
    حضرت محمد بنا به دلایلی توسط زنی یهودی مسموم میشود و.با این مسمومیت نمی‌تواند مبارزه کند تا سرانجام از دنیا می رود و چرا باید از وی که توان.شفاعت و معجزه در مورد خودش را نداشت توقع شفاعت و تغییر در امور دنیوی را داشت .مگر نه این است که اینهمه گنبد.و.بارگاه ائمه برای تحمیق مسلمین و درخواست شفاعت و در اصل برای خالی کردن جیب آنها برای پروار نمودن آخوند جماعت ساخته شده ؟

     
  140. “مردمی که کرکره ی عقل خود را پایین کشیده باشند، ناگزیر به کسانی که ظاهراً می دانند مراجعه می کنند. اینجا درست همانجایی ست که سرکیسه کردن ها رونق می گیرد.”

    ” رهبر و امام و پیغمبر و حتی خدایی که نشود نقدشان کرد، هیچ به کار بشر که نمی آیند، نیز هیچ جز مزاحمت برای بشر نخواهند داشت.”

    “آن کسی از پرسش و نقد می هراسد که دستش تهی از درستی است”

    “رهبر و امام و پیشوا و پیغمبر و خدایی که نشود نقدشان کرد، از دسترس و از درستی خارج اند.”

    – جناب نوری زاد خاطرم هست که آن زمان که شما نقدی به امام علی نوشتید، من با شما مخالفت کردم و دلیل آنهم این بود که نقد باید از فرد زنده و حاضر انجام شود تا آن فرد بتواند از خود و عملکرد و گفته هایش دفاع کند.
    امروز ما دسترسی نداریم به امامان، پیامبران و دیگرانی که هزاران سال است وجود ندارند و نقد کردن آنها بیفایده است. این اشخاص را باید مردمان هم عصر خودشان نقد میکردند که کمابیش نقد کرده اند.
    ولی ما میتوانیم و باید سید علی خامنه ای و آل عبایش و دیگر مسئولان را نقد کنیم و شاید اگر نقد کردن در ایران نهادینه میشد، امروز شاهد اینهمه دزدی و فساد نبودیم. بیشترین و مهم ترین اثرگذاری نقد به موقع از حکومت و حاکمان، پیشگیری و جلوگیری از فساد و استبداد است.
    نقد کردن خدا هم، چون خداوند حاضر است و ناظر، بواقع اشکالی ندارد ولی بازهم بدلیل عدم درک و شناخت کافی ما از حکمت های پنهان وی و همچنین کاربردی نبودن، در حقیقت بجایی نخواهد رسید. ولی اگر در جامعه ای نقد از خداوند تابو و ممنوع نباشد؛ بی شک در آن جامعه، دیگر واژه هایی چون مقدس، معصوم و آسمانی معنایی نخواهند داشت.
    در این کرۀ خاکی، نقد کردن همانند عشق ورزیدن مختص به انسان است و شاید این دو در نقطۀ مقابل هم باشند. میگویند عاشق کور و کر است و حقایق را نمیبیند.
    از امام علی یاد کردید و من یاد این گفته از ایشان افتادم (فرقی نمیکند چه کسی گفته، مهم اینست که واقعیت است):
    (عین المحبّ عمیه عن معایب المحبوب، و أذنه صمّاء عن قبح مساویه
    چشم عاشق از دیدن معایب معشوق کور، و گوشش از شنیدن زشتی هاى او کر است.)
    پس یکی از شرایط اصلی برای نقد سازنده اینست که نباید عاشق طرفِ نقد باشی، چرا که عاشق کور و کر قادر به نقد کردن نیست. شرط عاشق بودن، مطیع معشوق بودن و چاپلوسی او را کردن است؛ جلب رضایت معشوق در درجۀ اول اهمیت قرار دارد. شاید عاشق و ناقد را بتوان دشمنان سرسخت یکدیگر دانست.
    چشم عاشق فقط زیبایی ها را هر چند ناقص آنهم با کیفیت بالای 4K میبیند و برایش همین کافیست و از سرش هم زیاد است. ولی چشم ناقد، زیبایی ها و زشتی ها را باهم میبیند و خواستار ارتقای زیبایی ها و کاستن از زشتی هاست، بدنبال پیکسلها و نقاط معیوب است و همچنان خواستار کیفیت بالاتر.
    ما ایرانیان شیعه، عاشق خداوند یا امامان و پیامبر و امام زاده ها و دیگر وابستگان نسبی و سببی به آنها هستیم و به دلیل همین عشق، کور و کر شده ایم و حقایق را درک نمیکنیم. ما از معشوق خود، بتی بی عیب و نقص ساخته ایم و خود را سرسپرده میدانیم. ما فقط بدنبال کسب رضایت معشوق هستیم، حال میخواهد او وجودی حقیقی داشته باشد و یا خیالی. میخواهد امروز حاضر باشد و یا هزاران سال از مرگش گذشته باشد.
    با این وضعیت، آنچه ما میخواهیم مگر اهمیتی دارد!
    خلاصه اینکه تا نگرش ما تغییر نکند، هرگز از عاشقی خودخواه و سرسپرده ( که معشوق را فقط برای خود میخواهد و برای رسیدن به او با دیگران مسابقه میدهد و حاضر به تحمل هر نوع خفت و خواری است) به ناقدی دلسوز تبدیل نخواهیم شد.

    سخن پایانی اینکه:
    خود ما مردم مقصر هستیم. بجای نقد کردن بجا و بموقع از خمینی و خامنه ای از آنها بتی بی عیب ساختیم و عاشق آنها شدیم و به آنها لقب امام ، نایب بر حق امام زمان، ولی مطلق فقیه دادیم. این ما بودیم که منجر به انحراف آنها شدیم. کافی بود آنها را هم انسانهایی جایز الخطا بدانیم و بموقع تیغ نقد را با گلویشان آشنا کنیم!
    به خمینی گفتیم: روح منی خمینی
    به خامنه ای میگوییم: ما اهل کوفه نیستیم
    و اینگونه بود که راه نقد را بستیم.

    —————

    سپاس دوست گرامی
    نوشته ی متین و فهیمانه ی شما را خواندم. انگیزه ی من برای نگارش نامه به امام علی و به خدا، تنها و تنها برای کنایه زدن و نقد سیدعلی خامنه ای و روفتنِ مختصری از خرافه های شیعی بود. نویسندگان و سخنوران و منبریان و بعدها دانشگاهیانی چون علی شریعتی، از تشیع، حزبی تمام و بی نقص برکشیدند و با مقیاس های امروزین همسنگش کردند تا به جهان بگویند: ما خیلی پیشتر از شما امروزیان، دارای حزب بوده ایم و حتی برتر از شماییم. چرا که ما مردم را نه توده و قبیله و طایفه، بل امت می دانیم. چرا که بر سر هر امت، امامی هست برای هدایت. خلاصه این که: نامه به امام علی، نخست، آواری ست بر سر خودم. و بعد، بر سر خرافه هایی که خفه ام کرده بود قرن های قرن. در هر بندش، کنایه ای ست به سید علی خامنه ای. که مگر می شود از اریکه ی خداوندگاری اش پایین کشید این روزها؟ و همه ی بلندپروازی های سیدعلی را ما بنجل های اساطیری بر ساخته ایم. وگرنه او یک ملای متوسط حوزوی بود. او کجا و سانتریفیوژ و ساخت بمب هسته ای و شیعه گستری در هرکجا و به هر قیمت؟
    سپاس

    /

     
    • درود جناب نوریزاد
      در آن نقدی که ذیل اصل این نامه نوشتم هم نوشتم که این توجیه شما توجیه ناروائی است،شما اگر به سید علی خامنه ای یا هر فرد دیگری نقد و اعتراضی دارید نقد و اعتراضتان را خطاب به خود او بنویسید و قبلا نشان داده اید که چنین کرده اید یعنی نامه و مطلب در باره رهبر جمهوری اسلامی ایران آقای خامنه ای یا مرحوم آیت الله خمینی نوشته اید که حال در کمّ و کیف آن بحثی نداریم، یعنی چه که با سخنانی دو پهلو یا چند پهلو بین ائمه معصومین و رهبران غیر معصوم خلط مبحث کنید؟ مگر شما با مشار الیهما رودربایستی داشته اید که اکنون نیازی به کنایه نویسی داشته باشید،بنابر این توجیه شما توجیه موجّهی نیست،بلکه مشکل اساسی شما طرز تفکر ضد شیعی است که پیدا کرده اید و مایلید با کلی گوئی ها و خلط کردن مبحث شیعه شناسی با مبحث نقد و امر بمعروف و نهی از منکر رهبران غیر معصوم ،باورهای شیعی را زیر سوالو گاه تهاجم قرار دهید منتها اشکال کارتان همین کلی گوئی و پرهیز از جزئیات است،شما مایلید همینطور کلی و برای اثبات خود از “خرافه های شیعی” سخن بگوئید،کاری که احمد کسروی می کرد منتها او دست بقلم بود و جزئیات مطالبش را می نوشت ونقد می شد و نقد هم شد و می شود،اما شما با خلط مبحث فقط کلی گوئی می کنید،عناوینی مثل “سخنوران” و “نویسندگان” و “منبریان”و “دانشگاهیانی مثل دکتر علی شریعتی” را بکار می برید و با نفی و نقد کلی آنها در صدد اثبات خود و خود بهتر و برتر فهمی هستید،در حالیکه عیار نقد منطقی اینگونه کلی گوئی ها نیست،و اینگونه خلط مبحث های سیاسی نیست،آری مرحوم دکتر علی شریعتی نیز همچون دیگر متفکران غیر معصوم،معصوم و مصون از خطای در تفکر و داده های ذهنی نبوده است،لکن نقد شریعتی به این نیست که تنها با طرح نام او او را نفی کنیم یا نگرش شیعه حزب تمام او را نفی کنیم،این میزان نقد صحیح نیست،خوب حال شمایی که می گویید شیعه هستم نقدتان به امت و امام چیست؟ همیجور باید گفت و رد شد و با پوزش ریشی جنباند؟ یا باید مثل احمد کسروی شجاعانه آنچه که مافی الضمیر است نوشت و تن به نقد تحلیلی داد؟
      با احترام

       
      • ناب نوری زاد ضمن آرزوی سالی خوب وخوش برای شما وهمه هم میهنانم حاکمیت روسی وافکار انگلیسی که درحوزه ها ازقدیم الایام تدریس میشود باین معنا که زمانی که تریبون دراختیار شمااست شنوندگان را سنگ تصور کنید که صدا واعتراضی از آن بلند نمیشود وافکار سیاستمداران کهنه کار بریتانیا دقیقا” ثابت شده که مجتبی خامنه ای چطور بااطرافیان خوداین ایام دربریتانیا بسر میبرد البته برای سروسامان دادن به پولهای دزدیده شده ازمردم ایران وآموزش مواردی که ام آی 6بایشان آموزش بدهد که چطور خواست بحق مردم را با انگ دشمن سرکوب کند وبحکومت نحس //// ادامه بدهند

         
        • اینجا که تریبون آزاد است و کسی نمی تواند مانع کسی شود مگر بقوّت استدلال و برهان و اقناع ناظران عمومی که در حکم داورند،اما لا اقل شما که پز روشنفکری و عدم وابستگی به روس و انگلیس دادید لااقل در نسبت هایی که بدیگران می دهید آزاد مرد باشید و بدون ارائه سند و مدرک در حق اشخاص،گروهها یا طوائف حرف مفت نزنید آنهم در پوشش ناشناس ترسو.

           

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

88 queries in 4441 seconds.