سر تیتر خبرها
رهبر مسلمین جهان در مشهد  زُل زد به چشم مردم و دروغ گفت! + مصاحبه

رهبر مسلمین جهان در مشهد زُل زد به چشم مردم و دروغ گفت! + مصاحبه

یک: سخنان رهبر در مشهد، بیش از آنکه به یک ضرورتِ بایسته بند باشد، به نیاز و احتیاج خودِ وی اشاره داشت. تا با سخن گفتن های همینجوری اش، عقده ی دل وا کند و بخیال خود ناگفته هایی را که قولش داده بود، بیرون بریزد. جماعتی برسم سنتِ هرساله باید می نشستند تا رهبر سخن بگوید. فراوان نیز. وگرنه او از درون می فرسود.

دو: آنچه که رهبر را ناشکیبای بیرون ریختنِ اضطرابِ درونی اش کرده بود، خیزشِ دیماه مردمی بود که خشماگین، “مرگ بر آخوند” می سرودند و با شعارهای تندشان، دیلم بر بیخِ بیت رهبری می نهادند و با پتکِ نفرت شان، فرقِ جمهوری اسلامی را می نواختند. سخنانِ مشهدِ رهبر، نشان داد که هم بلندای دیلمِ خشم مردم، و هم ضربه های پتکِ نفرت شان، از دیوارهای ضخیمِ بیت رهبری بداخل خزیده و زمینِ زیرپای تختِ شاهنشاهیِ رهبر را به ارتعاش انداخته.

سه: رهبر هرچه صبر کرد و چشم به اطراف دواند تا مگر مسئولی پیدا شود و لب به سخن واگشاید و بگوید: ای مردمِ متنفر، بحضرت عباس جمهوری اسلامی زیاد هم بد نبوده و نیست، شوربختا که مسئولی اما پیدا نشد که نشد. اینجا بود که ناگهان خود رهبر دست بکار شد و همان دست را بر کنده ی زانویش نهاد و از زمین برخاست و خود را به مشهد رساند و یک به یک آمار داد که: اگر راهسازی و بندرسازی و سد سازی و صنعت پتروشیمی و صادرات غیرنفتی و تولید برق و محصولات فولادی و تعداد دانشجویان در دوره ی طاغوت اینقدر بوده، در دوره ی یاقوتیِ حضرتِ ما فزونی گرفته. به قبر همین امام هشتم قسم که راست می گویم!

چهار: رهبر خود می دانست که دروغ می گوید. خواست اما امام رضا شاهد کرشمه ها و تقیه های ولایی اش باشد. که: برای بقای نظام، می شود دروغ که هیچ، با خود امام زمان نیز در افتاد. در سخنانِ مشهدِ رهبر، کیسه های دروغ بود که پُر می شدند و شخص رهبر با همان یکدست یداللهی اش، کیسه های دروغ را یک به یک بر پشتِ مردم بینوا می نهاد برسمِ تبرّک. ملات سخنان رهبر، جز دروغ نبود. من خود که گزیده ای از دروغ هایش را شماره می کردم، به او حق دادم که دروغ بگوید. او را چاره ای جز فریب نبود و نیست. کسی که کشتیِ رهبری اش به گِل نشسته، و همان کشتیِ به گل نشسته را در تسخیرِ موش های جونده اش می بیند، چاره ای مگر جز فریبِ مسافران رمیده اش دارد؟ بمانید مردم، این کشتی زیاد هم سوراخ نیست!

پنج: رهبر در مشهد، دوباره و چند باره، جمعیتِ میلیونیِ مردمی را که در بیست و دو بهمن و در حمایت از جمهوری اسلامی بخیابان ها آمدند، به رخ کشید. او نیک می داند که جمعیت مشتاقش، همان سه چهار میلیونی هستند که به جلیلی رأی دادند. رهبر اما از این روی دروغ گفت و دلبستگیِ مردم را به جمهوری اسلامی به رخ کشید، که هرگز اشاره به شمارگانِ مردم مخالفِ خودش و مردم مخالف جمهوری اسلامی نکرد. تا خیابان ها را بدانها وانهد و فزونیِ حتمی و مطلق شان را شماره کند. من البته حس و حال رهبر را می فهمم. چرا باید به مردم مخالف اجازه داده شود تا شمارگانشان را به رخِ وی و به رخِ مردمان جهان بکشند؟

شش: رهبر به دروغ در مشهد گفت: “مردم باید وضعیت اقتصادی کشور را از ما مسئولین مطالبه کنند”. وی اما اشاره ای به مطالبات کارگران و معلمان و کشاورزان و صنعتگران و ورشکستگانی نکرد که صرفاً و صرفاً و صرفاً بخاطر همین مطالبه گری، کارشان به زندان و تبعید و محرومیت وگلوله های ساچمه ای کشیده و بعضی ها نیز در زندان های حضرت رهبری خودکشانیده شده اند!

هفت: رهبر زُل زد به چشم مردم و به دروغ گفت: ” توجه کنید که اولویت دشمن، مسائل اقتصادی ست”. و هیچ از نقش خودش و حواریون خودش در رواجِ فضاحت های اقتصادی نگفت. من – محمد نوری زاد – اعلام می کنم که هیچ شکستِ اقتصادی – چه خرد و چه کلان – ندیده ام که ردی از آمریکا و اسراییل و انگلیس ( دشمنانِ همیشه خانه کرده در ذهن رهبر) در آنها بوده باشد، مگر این که فراوان دیده ام فضاحت های اقتصادی و دزدی های کلان کشوری را که حتماً و مطلقاً دستِ آشکار آیت الله ها و سرداران سپاه و آقا زاده ها و حواریونِ حضرات در آنها بوده و هست به وفور!

هشت: رهبر به دروغ به مردم گفت: ” دشمن با فشار اقتصادی می خواهد مردم را نسبت به نظام دلسرد کند”. شاید اشاره ی رهبر به تحریم های بین المللی باشد که الحق جمهوری اسلامی را با چالش های بزرگ اقتصادی روبرو کرده است. رهبر اما نگفت: ما علاوه بر آنکه پول های گنده ی مردم ایران را از جیب شان بیرون کشیده ایم، و همان پول های گنده ی دزدیده شده را برای شیعه گستری هایِ خودمان، بر سرِ مردم لبنان و افغانستان و نیجریه و عراق و بشار اسد و حوثی های یمن و شیعیان بحرین بارانده ایم. نیز رهبر در مشهد نگفت: سوریه و عراق را که شخم زدیم، درست وسط مذاکرات هسته ای، موشک بهوا شلیک کردیم و بر بدنه ی موشک به زبان عبری نوشتیم: اسرائیل باید از صفحه ی روزگار محو شود. می گویم: عجبا که رهبر و مغز فندقی های اطرافش، انتظار دارند مجامع جهانی با تماشای شیعه گستری های خونینِ نظام، و با تماشای شلیک موشک های تبلیغی شان، برایشان کف بزنند و سرِ کیسه های دُلارین را واکنندشان!

نه: رهبر در سخنرانی مشهدش، به دروغ و به سنتِ نیازِ هماره اش، مرتب و به هر بهانه پای دشمن را وسط کشید و تا توانست بخیال خود کاسه کوزه ی خرابی های کشور را برسرِ دشمن شکست و پای بصیرتِ رهبریِ خودش را و وجاهت نظامش را از مفسده های جاری بِدَر بُرد. من – محمد نوری زاد – رازِ رمزگشایی از دروغ های رهبر را برای شما بر ملا می کنم. اینجور که: سخنان پیوسته ی رهبر را پیشِ روی نهید و هر کجا در آنها به واژه ی دشمن برخوردید، آن را بردارید و بجایش ” بیت رهبری و رهبر و سرداران سپاه و آیت الله ها و حواریون قالتاقِ نظام” بگذارید. این کار را که بکنید، به اصل سخنِ رهبر و درستیِ سخنش راه خواهید یافت. که یعنی: هرکجا که رهبر از دشمن می گوید: وی دارد از خودش و از سرداران سپاه و از جماعتی از آیت الله ها و از حواریون قالتاقش می گوید.

ده: رهبر در مشهد به دروغ گفت: ” دشمن با تبلیغات تلاش می کند کاستی ها را به نظام جمهوری اسلامی ربط دهد”. با همان شیوه ای که گفتم، در همین جمله ی بالا، بجای دشمن، رهبر و آیت الله ها و سرداران سپاه و حواریون قالتاق نظام بگذارید و بجای کاستی ها، پیشرفت ها و شکوفایی ها و برخورداری ها را بنشانید.

یازده: رهبر در مشهد گفت: ” در این سالهای پس از انقلاب، هر جا مدیر انقلابی داشته ایم کارها پیش رفته و در هر کجا مدیر بی حال و غیر انقلابی داشته ایم، کارها به انحراف رفته. رهبر برای گفتنِ همین یک جمله، با ناراستیِ آشکارش، بر یک واقعیت حتمی و بر یک حقیقت بزرگ پرده افکنده است. و آن این که: آقا جان، کار درست و بایسته، به “سیستم”ی درست و بایسته، و به آدم هایی درست و بایسته محتاج است. و این که: آقا جان، نظام اسلامی مطلقاً سیستم پذیر نیست. نمی شود به یک استاندار فرمان داد که برو این کارِ بایسته را انجام بده، و همزمان، امام جمعه ی نابکار و بی سواد و مداخله گرِ همان استان را نادیده گرفت. نمی شود نابغه ای چون امید کوکبی را برای همکاری با بساط هسته ای دعوت کرد و وقتی نپذیرفت، رهایش کنی که برود. نخیر، باید برایش جاسوسی تراشید و او را به شیوه ی نظام مقدس: چزاند.

دوازده: رهبر به دروغ در مشهد گفت: “صاحبنظران و کارشناسان، مشکل اقتصادیِ کشور را در دو عاملِ بیکاری و رکود تولید می دانند”. رهبر اما نگفت: کارشناسان و صاحبنظران اقتصادی، نیز حرفهای دیگری دم گوش من گفته اند که من متعمدانه آنها را نمی گویم. یعنی نمی توانم بگویم. رویم نمی شود که بگویم. آخر چگونه بگویم: مشکل ریشه ای اقتصاد در جمهوری اسلامی، اسکله های چند بچند سپاه برای قاچاقچیگری، و دخالت های سپاه در تمامی حوزه های اقتصادی و سیاسی و امنیتی، و امپراطوری ستاد اجرایی فرمان امام ( در اختیار رهبر)، و امپراطوری هایی چون آستانقدس و بنیاد مستضعفان و بنیاد شهید و بنیاد پانزده خرداد و دزدی های آشکار و نهان شان اینان است!؟

سیزده: رهبر به دروغ در مشهد گفت: جوانان ما غنی سازی اورانیوم را از 3.5 درصد به 20 درصد رساندند و همین جوانان می توانند غنی سازی را از 20 درصد تا 90 درصد برسانند. آیا این جوان ما نمی تواند اتومبیل پیشرفته بسازند و….؟ رهبر در این آشفتگیِ سخن، اما نگفت: ما با میلیاردها دلار نقد، دانش هسته ای را بشکل بسته بندی از روس ها و کره ی شمالی و هرجای دیگر خریدیم و آوردیم اینجا و تلاش کردیم در بیست سی متریِ زیر زمین باهاش بمب اتمی بسازیم. رهبر در مشهد نگفت: ما نمی دانستیم و البته نمی خواهیم هم بدانیم که “آخوند با سانتریفیوژ” قابل جمع نیست! مگر این که امضاء با آخوند باشد، برای جارو کردن دلارهای مردم ایران، برای دستیابی به بمب اتمی، برای محو اسراییل قربةً الی الله! رهبر نگفت: شخص خودش با آنهمه پولی که برای تأسیسات هسته ای دود کرد و بهوا فرستاد و سرآخر هم با بتنِ آمیخته به نرمشِ قهرمانانه، سر و تهش را بهم آورد، چی نصیبِ مردم ایران شد جز خفت؟

چهارده: رهبر به دروغ گفت: ” مردم را باید در تولید دخالت بدهیم”! و نگفت: که مردم و تولید، با نظام ملایی، قابل جمع نیستند. یعنی دخالت مردم در تولید به مقدماتی محتاج است که به زنجیره ای از سیستم های مدیریتی محتاج است که این زنجیره، دو قدم آنسوتر به داستانِ استاندار و امام جمعه بر می خورد. و نگفت: دخالت مردم در تولید، به باورِ مردم محتاج است. یعنی ماها باید مردم را بفهمیم و باور داشته باشیم و آنان را در فکر و نو آوری و سرمایه گذاری و تولید به بازی بگیریم و درهای بسته را به رویشان وا کنیم. که این گشایش ها، بسرعت به بن بست های ولاییِ خود ما بر می خورد و به مضحکه می انجامد. بعدش، یک نفر از جمعیت حاضر در مشهد، بلند نشد تا از رهبر بپرسد: حضرت آقا صبح بخیر. در چهل سالگی انقلاب تان، تازه می فرمایید: مردم را باید در تولید دخالت بدهیم؟ یعنی تا کنون نبوده و از این به بعد باید بنشینیم و یک فکری برای این مردم و دخالتشان بکنیم در تولید!؟

پانزده: حضرت رهبری به دروغ در مشهد گفت: “باید به مصرف تولیدات داخلی روی برد و از خرید کالای ایرانی حمایت کرد”. این سخن، آیا کشفِ تازه ی ایشان است؟ یا از قدیم به آن باور داشته اند؟ تولید داخلی یعنی عرق جبین و برنامه و مدیریت و دانش و سرمایه گذاری خصوصی. که می گویم: هرگاه ملاهای ایرانیِ حاکم بر ایران، دست بکار شدند و زیر نظرِ دانشمندان آگاه و مدیر، برای تولید کالای ایرانی، از جبین شان عرق سرازیر شد، می شود به تولید داخلی امید داشت. در یک کلام، رهبری که تا همین اکنون، هم خودش و هم خویشانش، بجای سوار شدن به پراید، سوار گرانقیمت ترین و شیک ترین اتومبیل های خارجی می شوند، لیاقت و اجازه ی این را ندارد که مردم را به خرید کالاهای تولید شده در داخل دعوت کند!

شانزده: دروغ دیگر رهبر در سخنان مشهدش این بود: ” جوانان دنبال کار باشند و بی حال نباشند”. که یعنی انگار در اطراف جوانان ما به وفور کار هست، اما این جوانان مایند که بی حال اند و تن به کار نمی دهند. این بی حالی گرچه با قاچاق و توزیعِ مواد مخدر توسط سپاه و اطلاعات گریبانگیر بخشی از جوانان ما شده، اما حتماً علت اصلی بی کاریِ جوانان ما، تاراج سرمایه های نقد کشور است که باید در داخل، خرج و صرف تولید می شد اما بیت رهبری و سپاه ترجیح دادند که در امتداد شیعه گستری، می شود بی حالی و اعتیاد و بی کاری را مشت کرد و همان مشت را به صورت جوانان ایرانی کوفت و هر از گاه به سرشان شیره مالید که: کار هست اما این شمایید که بی حالید!

هفده: در مشهد، رهبر از یکی دیگر از دروغ های آشکارِ خود پرده برداشت. این که: ” قاچاق و مبارزه با قاچاق جدی گرفته شود”. به رهبر می گویم: چه دستگاهی باید مخاطب این هشدار شما باشد که تا کنون اگر با قاچاق جدی نبوده، از این پس باشد؟ راستی این را شما چرا رو به مردم می گویید؟ و چرا جرأت نمی کنید به نفرات بغل دستی تان – سرداران سپاه – بگویید؟ یکی از پایه های فلاکت اقتصادی در ایران، همین قاچاقچیگری سرداران سپاه است. جوری که همه ی مسئولانِ ریز و درشت، از نقش قپه های سرداران در این نکبتِ ولایی خبر دارند اما جرأت نمی کنند آن را رسانه ای کنند یا بر زبان آورند. درست مثل خودِ رهبر. که حاضر است دروغ بگوید اما به سپاه نگوید: ببینم، تو واسه چی قاچاق می کنی؟ می دانید سپاه در جواب رهبر چه می گوید؟ می گوید: برو کنار بذار هوا بیاد. و به رهبر هشدار می دهد: این آخرین باریه که تو کار ما دخالت می کنی ها؟!

هجده: دروغ دیگر رهبر در مشهد این بود: ” ما برای انتخابات هایی که در ایران انجام می شود به دنیا فخر می فروشیم” و گفت: “دنیا مجذوب مردمسالاری دینی امام خمینی در ایران شده است”. من تنها و تنها به کنایه ای از این دروغ بزرگ اشاره می کنم و از آن در می گذرم. این که: آهای ای جناب حضرت رهبری، بیایید در آینه بخود بنگرید و به این پرسش پاسخ بدهید که: چرا غیر از خودتان همه ی رییس جمهورها یا نابکار و ناجور و منحرف و فریب خورده اند یا ضد انقلاب و مزدور اجانب؟ مشکل از شماست یا از آنان؟ بگویم؟ مشکل نه از شماست و نه از آنان. بل مشکل هم از شماست و هم از آنان. مگر می شود؟ بله، مشکل، از قرار گرفتن آخوند بر سرِ منصب هاست. آخوند، نه نظم پذیر است و نه قانون پذیر! او خود را فراتر از نظم و قانون می داند. عین ریگ دروغ می گوید و می دزدد و آدم می کشد اما همزمان خود را در متن آغوشِ خدا می پندارد! همان امام خمینی و مردمسالاری دینی اش را ( که دنیا را مجذوب خود کرده) به یاد بیاورید که با چهارخط نوشته، چند هزار زندانی بی گناه را به سینه ی دیوار سپرد و وقتی که رفت، از قبل وصیت نامه ای نوشته بود با این جمله ی ملکوتی: “با قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از بین خواهران و برادران مرخص و به محضر خدا می روم”! بقول جوونا: اینهمه اعتماد بنفستو!

نوزده: آن روز، در جوار امام رضا، دروغ بر دروغ می غلتید. که یکی از آنها این بود: ” من هرگز در انتخابات دخالت نمی کنم”. که می گویم: در یک قلم، کودتا و کشتار سال 88 و بر نشاندن فرد نامتعادلی بر منصبِ دستگاه اجراییِ کشور و اعتراف سرداران سپاه به دخالت مستقیم شان در انتخابات، مگر نه این که بخاطرِ جلوگیری از ورود یک نامحرم به دخمه های پنهان بیت رهبری و سپاه بود از یک طرف، و تداومِ غارت کشور با همکاریِ همان فرد نامتعادل از طرف دیگر؟ مجبتی خامنه ای مگر نه این که بخاطر همین دخالت های نیابتی اش اشتهار یافت؟

بیست: شاید گنده ترین دروغ رهبر در سخنان مشهدش این بود: “عده‌ای بی‌انصافی می کنند و می‌گویند در کشور آزادی فکر، بیان و انتخاب وجود ندارد! هیچ کس به خاطر اینکه فکرش مخالف حکومت است مورد فشار و تعقیب قرار نمی‌گیرد. هر کسی چنین ادعایی کند دروغ گفته است”! من – محمد نوری زاد – کاری به زندان و شکنجه و محرومیت و تبعید عزیزانی چون: سعید مدنی و احمد زید آبادی و ضیاء نبوی و عماد بهاور و مجید توکلی و نرگس محمدی و آتنا دائمی و معلمان و کارگران زندانی و شلاق خورده و هموطنان محرومیت کشیده و زندان رفته و اعدام شده ی بهایی و کشته هایی چون ستار بهشتی ندارم، خودِ من بخاطر سه نامه ای که با قلمی بسیار دوستانه به شخص رهبر نوشتم و منتشر کردم، متحمل یک سال و نیم زندان و ضرب و شتم و فحش های ناموسی شدم!

بیست و یک: و دروغ دیگر رهبر: ” امروز کشور از استقلال برخوردار است”. می گویم: هرگاه کشوری از استقلال برخوردار باشد، طعم این استقلال را باید بشود در هر کنج و گوشه ای از مواضع سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و مدنی و بین المللی اش چشید. استقلال گرچه یک واژه ی سیاسی است اما اگر بر سر همه ی مواضع مملکتی سایه نیندازد، فریبی بیش نیست. کره ی شمالی نیز می تواند بگوید: من استقلال دارم. کشوری استقلال دارد که هم در داخل سرشار از کار و تلاش و نشاط باشد و هم رغبت دیگران را بر بیانگیزد برای حضور همه جانبه در آن کشور. به دیگر سخن، کشوری مستقل است که دیگران به دیده ی احترام بدو بنگرند. آیا در جهان مردمانی پیدا می شوند که جمهوری اسلام و کره ی شمالی و حاکمانشان را دوست بدارند؟ و یا دوست داشته باشند به این دو کشور سفر کنند و پول و سرمایه ی شان را بدانجا ببرند و در آنجا سرمایه گذاری کنند و یکی دوسالی و عمری نیز در آنجا زندگی کنند؟ استقلال اما به معنای “ناهمپیمانی با قدرت های بزرگ”، برای هیچ کشوری ممکن نیست. در عین حال که “همپیمانی با قدرت های بزرگ”، داغ ننگی نیز برای کشورها بشمار نمی رود. گرچه در نسبت با روسیه، پای بوسیِ سران جمهوری اسلامی، حیثیتی از استقلال برای این نظام باقی نگذارده است.

محمد نوری زاد
ششم فروردین نود و هفت – تهران

مصاحبه شبکه تلویزیونی ایران فردا با محمد نوری زاد در باره ی سخنان نوروزی رهبر در مشهد

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

269 نظر

  1. ‌همه حرفهایت بجا ولی اشتباه بزرگی را میکنی وتکرار هم میکنی حالا خوبه خودت شیعه هستی شیعه گستری کیلویی چنده جناب یا شیعه را نمیشناسی ویا عمدا داعش گستری والقاعده وطالبان و..گستری را بنام شیعه گستری خامنه ای وهابی جا میزنی حداقل همین نطرات آقای بروجردی که نسبتا عالم محترم وقابل قبولی در گذشته نه چندان دور بود که بسیار هم مخالف خمینی وافکار انقلابی گری بنام مدهب شیعه بود را هم لحاط کن واینقدر شیعه واقعی را که بارها وبارها در سخنان امامان شیعه انقلاب وقیام را قبل از طهور محکوم وحق هیچ نوع قیامی را جهت تشکیل حکومت شیعی واسلامی به شیعیان نداده اند البته روشنه دلیلش چون نهایتا بضرر مدهب شیعه میشود چنانچه الان شاهدش هستیم موفق باشید

     
  2. جناب مزدک با درود، اجازه بده بگویم “جمهوری اسلامی” حتی لایق نامیده شدن با پیشوند “پدیده” را هم ندارد چون “پدیده” در مفهوم ماهیتی خویش شامل چیزی یا کسی‌ که ساختار منفی‌ و مخرب و ویرانگر داشته باشد، نمی شود. باید گفت‌ جمهوری اسلامی چیزی یا بلایی یا مصیبتی یا طاعونی یا فلاکتی یا.. یا… هست. یک ترکیبی‌ است از چیدمان دو نقیض یا دو تضاد مطلق و حاصل تراوشات موجودی بیگانه با ایران و ‌ایرانی و حمایت مشتی عرب زده مفلوک.

     
  3. حاج اسحاق نادان: اگر لازم باشد برای دریاچه ارومیه آب از خارج وارد می‌کنیم و وعده داد که اگر لازم باشد برای احیای این دریاچه “میلیاردها دلار اعتبار خارجی” اختصاص خواهد یافت.
    مش قاسم: در حکومت اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات توانایی …(سه نقطه از مش قاسم) شعرگویی یکی از شرایط رسیدن به مقام و موقعیت میباشد. البته دزدی و آدمکشی و شکنجهگری هم در کنار این توانایی لازمه.

    این یارو نه وزن حالیشه، نه حجم، نه فاصله، پول هم خیال میکنه علف خرسه که میلیارد دلار میلیارد دلار اختصاص بده. ای نادان، تو اگه از این پولها داری چرا پول معالجه اون بچههای ایرانی که توی اتشی گرفتن مدرسه شون دچار سوختگی شدن پرداخت نمیشه؟ چرا زلزله زدگان توی سرمای زمستون نه سرپناهی، نه آبی و نه غذای گرم دارن؟ چرا آبادان و خرمشهر هنوز خرابه هستن؟ هان؟ بگو ببینم شیاد!

    ولکن داستان اصلی: برادران قاچاقچی خودشون سالیان سال میلیارد میلیارد سرمایه این ملت رو بالا کشیدن و کشکی سد ساختن تا به اینجا رسیدیم. حالا میخوان میلیارد میلیارد سرمایه رو بالا بکشن و حسابهای بانکی رو توی کانادا و استرالیا و انگلیس و …..پرتر کنن با پروژهای واهی، خود حاجی نادان و اخوی و بقیه افراد خانواده هم شریک هستن توی شرکتهایی که قراره این کار رو بکنن. هیچ کاری هم نخواهد شد الا بالاتر رفتن حسابهای بانکی دولت دزدزن حکومت اسلامی کره شمالی مرزعه حیوانات.

    /*: ک

     
  4. درود سید مرتضای گرامی
    از باب ادبِ انسانی و لباسی که بر تن دارید و آیه های قرآنی که بدان معتقدید، یک وقت بگذارید و با خانواده ی مردی که جلال الدین فارسی زد و کشتش، صحبت کنید. لااقل اینقدر که باید خون آن مرد برای اسلام شما مهم باشد که بالشخصه پیشقدم شوید و همین یک مورد را واشکافی کنید. هماهنگی هایش با من. من با خانوده اش از نزدیک آشنایم و رفت و آمد خانوادگی داریم. این رفت و آمد هم از پسر مرحوم شروع شد که در زندان با او که هجده بیست ساله بود همبند بودم. همه ی اسناد و شهود در صحنه موجودند. جلال الدین فارسی دقیقا و مطلقا به سفارش آقای خامنه ای و با کارگزاری آخوند نابکاری چون شیخ محمد یزدی بدون پرداخت یک ریال دیه، از قصاص رهید. گرچه خانواده اش اعلام کرده بودند که: دادگاه اگر حکم به قصاص بدهد او را خواهند بخشید.
    بااحترام
    ……………….
    نوریزاد گرامی این عنصری را که شما بعنوان انسان مورد خطاب قرار میدهید نان خود را از قبل این /////////////////////////////// دریافت می کند. ما بارها از ایشان خواسته ایم که منبع درامد خود را که پزوهش می نامد در این سایت بگذارد. میدانید چرا اینکار را نمی کند؟چون بخوبی می داند که آنچه را پزوهش می نامد مثل همان علم لدنی چیزی جز ///// نیست و نفعی برای جامعه ایکه ایشان//// از خزانه عمومی اش ارتزاق می کند نیست. دوست فداکار و ارجمند ما با موجوداتی سرو کار داریم که نه بویی از شرافت و انسانیت و معرفت برده اند و نه اصولان برایشان ایراندوستی و انساندوستی و فرهنگ و تاریخ و تمدن ایرانی مفهومی دارد. اینها موجودات تازی پرستی هستند که نه عرب انها را می پذیرد و نه دلی در گرو ایران و فرهنگ ان دارند.دوست من من دست عرب خوزستانی را بعنوان هموطنم می فشارم و در برابر بی عدالتی به انها می ایستم حتی به قیمت جانم .بحث ما بحث عرب و عجم و نژاد پرستی نیست بلکه بحث مشتی ////////////و آدمخوار و اشغالگریست که هیچ پرینسیپی بجز آدمخواری و غارت و روفتن و ویرانی ندارند. این جماعت///////////// متجاوزان به ایران و ایرانیند بهمین جهت نه عربند که لاقل شرافت قوم عرب را داشته باشند و نه ایرانیند که همچون مردمانی آزاده و جوانمرد غیرتی در بساط داشته باشندواینها همان هیبریدها(///قاطی پاتی) یی هستند که فردوسی بزرگ در نامه رستم فرخ زاد به برادرش بخوبی توصیف کرده.

    از ایران وز ترک وز تازیان
    نژادی پدید آید اندر میان
    نه دهقان نه ترک و نه تازی بود
    سخنها به کردار بازی بود
    همه گنجها زیر دامن نهند
    بمیرند و کوشش به دشمن دهند
    بود دانشومند و زاهد به نام
    بکوشد ازین تا که آید به کام
    چنان فاش گردد غم و رنج و شور
    که شادی به هنگام بهرام گور
    نه جشن ونه رامش نه کوشش نه کام
    همه چارهٔ ورزش و ساز دام
    پدر با پسر کین سیم آورد
    خورش کشک و پوشش گلیم آورد
    زیان کسان از پی سود خویش
    بجویند و دین اندر آرند پیش
    نباشد بهار و زمستان پدید
    نیارند هنگام رامش نبید
    چو بسیار ازین داستان بگذرد
    کسی سوی آزادگی ننگرد
    بریزند خون ازپی خواسته
    شود روزگار مهان کاسته
    ………….

     
    • چند بیت از حماسه های ضد میهنی سید مرتضی و شرکاء:

      اگر جملگی پشت به دشمن دهیم
      ازآن به که خود را به کشتن دهیم

      تو بگذار ایران که ویران شود
      کنام پلنگان و شیران شود

      چو ایران نباشد میریم ما فرنگ
      پیش دلبران بسی شوخ و شنگ

      می بندیم برای وطن شیشکی
      بکوشیم در خوردن ویسَکی

      الا مزدک ضد ملا بدان
      مرا دوستی نیست اندر جهان

      منم سید ساکن شهر قم
      در عمامه دارم بمب اتم

      از ما ///مزدک و برو به یه حاجیزاده بند کن. گفته باشم ها…

       
    • مزدک گرامی من اشکالات ومطالب غیر عقلی فراوانی در روایات واخادیث شیعه وسنی میبینم تعدادی را یادداشت کرده ام یکی دو مورد را از اقا مرتضی سوئال کرده ام که طبق معمول توجیهاتی ارائه داده اند که مورد قبول وقانع کننده نبوده متاسفانه چون در انشائ مطالب بسیار ضعیف هستم خیلی کم و مختصر مینویسم این مقدمه را از ان جهت نوشتم تا متوجه شوی قصد طرفداری از اقا مرتضی و افکار وباورهایش ندارم فقط فکر میکنم اگر من نوعی با دین ومذهب مخالفت داریم و به این دلیل با اقا متضی هم هم فکر وموافق نیستیم بهتر است از لغاط توهین امیز و ناجور استفاده نکیم چون این نوع برخورد اصل انتقاد ما راخدشه دار میکند باپوزش از وارد شدن به بحث شما وسپاس

       
  5. سید مرتضی
    6:49 ب.ظ / مارس 31, 2018

    بقول بابا پنجعلی در سریال پایتخت:نافهم بفهم! بیچاره اید امثال شما چسبیدگان به دنیا، نه توی نافهم درکی از مقامات معنوی امام و بزرگان از اولیاء داری نه آنکه از او به زنده یاد تعبیر می کنی،خرق عادت و معجزات از مقامات عادی و معمولی انبیاء و اولیاء الهیست،مطابق نصوص دینی اعم از کتاب و سنت،شراشر هستی و هرجا حیات متحقق است درک و شعور وجود دارد :”تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فيهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبيحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَليماً غَفُورا.الاسراء/44
    آسمانهاى هفتگانه و زمين و هر كس كه در آنهاست او را تسبيح مى‏گويند، و هيچ چيز نيست مگر اينكه در حال ستايش، تسبيح او مى‏ گويد، ولى شما تسبيح آنها را درنمى‏ يابيد. به راستى كه او همواره بردبار [و] آمرزنده است‏.
    و عالم سراسر حیات و شعور و نطق و ادراک است،امام هم مطابق نصوص روایی آگاه بزبان حیوانات است،بنابر این اگر آهو یا حیوانات دیگر با امام نطق کنند این اعجاز ولائی امام است نه اعجاز حیوان،شما را چه به درک اینها،شما سر در آخور طبیعت و ماده دارید تا آنکه زمان وعده الهی فرا رسد و طعم مرگ را بچشید،چنانکه قرآن فرمود:
    “حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُون‏،لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ “.المومنون/100
    تا آنگاه كه مرگ يكى از ايشان فرا رسد، مى ‏گويد: «پروردگارا، مرا بازگردانيد، شايد من در آنچه وانهاده‏ ام كار نيكى انجام دهم. نه چنين است، اين سخنى است كه او گوينده آن است و پشاپيش آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته خواهند شد.
    ………
    شما چسبیدگان به دنیا،
    ……
    سید جان یعنی شما نان نمی خورید سکس ندارید نمی شاشید و نمی رینید و راه نمی روید و حرف نمی زنید و ماشین سوار نمی شوید و بیمه تمام خانواه را ندارید و لباس نمی پوشید از طرفی از گرده ایرانیان بدون کوچکترین نفعی به انها!؟اگر اینها دنیا نیست سید بفرمائید چیست؟ای تف به اون ///////////////////////////////////////////////////////////////////و دروغگو نبودند! سید خودتی! دوران خر کردن مردم تمام شد و مرگتون نزدیکه اون اذا زلزلت که در قرانت به آن اشاره شده درست برای شما مسلمین و بخصوص برای شما ///////////////////////////// لقمه ها(نان ایرانی را می خورید و ایران ستیزید) فرا رسیده. در ضمن /////////////////////////////////

     
  6. آرتین ایران
    6:10 ب.ظ / مارس 31, 2018

    سلام بر دوست گرامی
    محض رضای هر کس قبول دارید دست از این حماقتهای پانیسمی بردارید.در عقب ماندگی فعلی ما همین بس که پول ایرانی را به عنوان یکی از سندهای اعتبار ملی تا دم مرز ایران قبول تدارند چه برسد به آنسوی مرز حال اینکه با دو چشم متعجب خود دیدم ریال عربستان و درهم امارات و حتی پول عمان را به راحتی می پذیرند.حال بگردیم دنبال اینکه این اسم عرب است آن یکی اسم فارسی است این چه معنی می دهد و دیگری چه و…والله بالله عقبیم.بسیار زیاد و عقب تر هم خواهیم رفت.نیمی از این مشکلات بر می گردد به اشتباه سال ۵۷ نیمی دیگر خود ماییم.اینها را که می نویسم قلبم فشرده می شود.دیگری آمده نگاشته تا زمانیکه یک مسلمان در ایران باشد چنین و چنان!!آخر عزیز برادر مگر می شود جمعیت کثیری از ملت ایران را از بین برد برای توهمی که معلوم نیست سرانجامش چیست؟!جای اینکه فرهنگ مدارا را ترویج کنیم همان راهی را پیشنهاد می کنید که حکومت دینی چهل سال است با خودی و غیر خودی کردن ملت ایران فریاد هر آزادیخواهی را به هوا بلند کرده است!نمی دانم واقعا کی زمانی فرا خواهد رسید که به جای منم منم کردنها اعتباری برای خود دست و پا کنیم.با توهم خود برتری جز عقب ماندگی حاصلی پدید نخواهد آمد.یعنی همین که الان هستیم.
    موفق باشید
    ………..
    هموطن و دوست ارجمند ارتین گرامی! مشکل ما این //// با عقاید ایران و انسان ستیزشان است. بحث از بین بردن مسلمان نیست بلکه از قدرت انداختن دستگاه مسلمان تروریست و انسان و تمدن ستیز است. دوست من نه من و نه شما و نه هیچ ایرانی آزاده دیگری نه مسلمان کش و نه آدمکش است ولی هر مسلمانی یک انسان کش بالقوه است. چون ///// اسلامی او را موظف به دگراندیش کشی می کند. دوست من ایا شما بعنوان یک انسان آزاده و انساندوست و متمدن حاضری بچه شیرخواره خود را بدست مسلمانی بسپاری وقتی می خوانی که محمد با دختر 9 ساله همبستر شده و خمینی حتی دفع شهوت با بچه شیرخواره را مجاز می داند؟ ایا حاضرید که به مسلمانی اعتماد کنید وقتی می دانید که اینها هدفی جز گرفتن قدرت به هر وسیله ایی ندارند؟

     
    • آرتین ایران

      سلام بر مزدک گرامی
      فرمودید:”ولی هر مسلمانی یک انسان کش بالقوه است. چون ///// اسلامی او را موظف به دگراندیش کشی می کند”دوست گرامی مشکل امثال من با این هر اول جمله شماست.آرزوی من دنیایی با پذیرش تنوع انسانهاست.تصور ایران بدون مسلمان به غایت دور از واقعیت و فی الواقع توهم است ولی چرا آرزومند ایران متنوع نباشیم؟! در کودکی در همسایگی خود یهودی و ارمنی و امثالهم داشتیم که با مدارا با مسلمین می زیستند و اگر امروز بدانجا رسیدیم که بین شیعیان هم دیوار می کشیم این بابت همین هر اول جمله شماست.مسلمان کشی دردی از شما با این تفکر دوا نمی کند ولی آدم کشی و خشونت کور را که در این چهل سال از حوزه ها به سطح جامعه تسری داد تداوم می بخشد.یکجایی باید این خشونت تمام شود.باید باید.
      موفق باشید

       
  7. سید مرتضی
    12:48 ب.ظ / مارس 31, 2018

    مزدک! نه شما و نه همفکرانتان از فراریان وطن فروش و ضد انقلاب نه تنها ایرانی نیستید بلکه ////////////////// هستید که از نام ایران تغذیه و سوء استفاده می کنید و برای اجداد ایرانی ما ایرانیان//////////////////////// سرمی دهید.مزدک اکثریت مطلق ایرانیان هیچ اعتناوی به آنچه شما میگوئید ندارند.شماها نتیجه 2500 سال زوزآورکردن دروغ و خرافت (خرافات) و سخنان و ادعاهای بی پایه و اساس و ////// و مدعیان حقوق بشر و خرد هستید.و خود نیز بخوبی از جرایم و وطن فروشی و پشت کردن به سرزمین و ملت خود با خبرید.نه ادعاهای ایرانی بودن و نه ادعاهای حقوق بشری و دموکراسی شما با
    ………….
    //// جان ر…! خواستی به خیال خود کاری کنی ولی ر…ِی!

     
  8. گوگوش و الهه در مکه:

    خواستم بگم اینم از دلایل پیروزی انقلاب اسلامی!! اما دیدم اینا که مثل الآنی های خودمون تظاهر نمی کردند! کاری هم می کردند مثه الان به بهانه اشاعه فحشا مخفی نمی کردند!!! این داستان اشاعه فحشا آخرش هم معلوم نشد که اگر بخاطر برداشته نشدن قبح عمل بوده پس چرا همه جا رو فحشا گرفته!!! هر چی بوده بد نبوده برای حضرات و مقلدین که هر کار خواستند بکنند و دروغ بگویند که اشاعه فحشا نشه!!!!

     
  9. جناب رسول تا اینجا درست که بوی الرحمن، شامه ناصر مکارم شیرازی و امثالهم را به ویژه از دی‌ ماه به این طرف، هم سریع و هم به شدت آزرده و انگار دارد مثل احمد جنتی باور می‌‌کند که پایان این بهشتی‌ که در آن بسر می‌‌برند و این بهشت را به بهای راه‌اندازی خون و جنون و جنایت و غارت و شکنجه و رواج فساد و فحشا و فقر و فلاکت برای ایران و ‌ایرانی خریده اند، عنقریب نزدیک است و شدیداً و بسرعت برق به یک باب فرودگاه جهانی‌ در ‌قم و برای ‌قم، نیاز مبرم و فوری هست و میدانیم چرا. اما چیزی که این بابا اصلا و ابدا متوجه نیست این است که به صرف اینکه ‌قم صاحب یک باب فرودگاه جهانی‌ شد به این معنی‌ نیست که هر گاه اراده کنی‌ می‌‌شود به اندازه حجم یک هواپیما آن را پر از نفر کرد و به هر کجای عالم که ایشان خواست چون رابطهٔ دربار است، آن نفر‌ها را پیاده کرد و آن نفر‌ها همانجا که رفتند گونی‌های شکر نشان پر از دلاری که با خود دارند را مثل جنوب لبنان خرج کنند. ایشان غافل است که حتی همین مسکو یعنی‌ پوتین که برادری از او نزدیک تر و مؤمن تر ندارند هم تا گونی‌های دلار را تحویل گرفت آن نفر‌ها و آن هواپیما را بر می‌‌گرداند به ‌قم یعنی‌ از همون جایی‌ که آمده اند. ایشان فرودگاه جهانی‌ را دیده اما آن چیز اندازه سنج را ندیده و اصلا عالم را با قیاس دربار سنجیده،…

     
  10. دریغم میآمد اگر این نوشتۀ زیبا را با شما دوستان قسمت نمیکردم:

    نوروز ۹۳ تاجیکستان بودم. آنجا تنها جایی است که انسان احساس ایرانی بودن میکند حتی بیشتر از خود ایران! از لحظه ورود به فرودگاه دوشنبه که بیت حافظ را بر آن نوشته اند :

    رواق منظر چشم من آشیانه توست
    کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

    این حس شروع میشود. زبان زیبای فارسی با تلفظ کهن خراسانی اندیشه را تا دوردستهای دوران سامانیان واپس میبرد با آن لغات فراموش شده کهن دری و پهلوی. وارد شهر که میشوی تمام کوچه ها و خیابانها با اسامی ایرانی نامگذاری شده و تندیسهای خیام و ابن سینا و رودکی و فردوسی و …. همه جا به چشم میخورد. واحد پولشان سامانی است که ناخودآگاه شکوه شاهنامه را در دل متجلی میکند .نامهای زنان گیسو فروهشته آنها با آن لباسهای شاد و رنگی و پوشیده ، اینهاست : دلربا، دلکش، دلبر، فرنگیس ،مشک افشان،گیسو سیاه، … نام مردانشان سیاوش و ایرج و فریدون و فرهاد ….

    همه شهر به سبک ایران باستان غرق سرود و آواز و رامشگری و خنیاگری است و در تقویمشان شش ماه سال را عزا پر نکرده.پیش از نوروز همه مردم در کوی و برزن مینوازند و میرقصند . روز اول نوروز در مکان بزرگی به نام نوروزگاه که به شیوه تخت جمشید آراسته شده جمع میشوند و هزاران هزار انسان دست افشان و پایکوبان شادی میکنند. مکانهای جغرافیایی کشورشان برای اهل ادبیات و تاریخ نامهایی رویایی است: جیحون و بدخشان و خجند و… حتی مکانهایی که جزو تاجیکستان نیستند ولی وقتی در آن فضا قرار میگیری نامشان فرایاد می آید خوارزم و بخارا و سمرقند ذهن را به هرسویی میکشانند. فاصله ده ساعته دوشنبه تا نزدیکترین ساحل فرارودان را با شوقی کودکانه طی میکنم و در ذهنم گذر کیخسرو از جیحون و تیر آرش و تسلیم شدن سیاوش که میگفت :

    یکی کشوری جویم اندر جهان
    که نامم ز کاووس ماند نهان
    ز خوی بد او سخن نشنوم
    ز پیکار او یک زمان بغنوم

    و نبرد جلال الدین با همه تلخ و شیرینشان مرور میشوند. دوست دارم به فرارودان بزنم و نهنگی هم سربر آرد و شعر مولوی را تجسم بخشد :
    چه دانستم که این سودا مرا زینسان کند مجنون
    دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون
    چه دانستم که گردابی مرا ناگاه برباید
    چو کشتیم دراندازد میان قلزم پرخون
    زند موجی بدان کشتی که تخته تخته بشکافد
    که هر تخته فروریزد ز گردشهای گوناگون
    نهنگی هم برآرد سر خورد آن آب دریا را
    چنان دریای بی پایان شود بی آب چون هامون…

    نوروز ۹۳ در تاجیکستان نوروزی رویایی بود ابتدا اندوه میخوردم که چرا این تکه از بدن ایران جدا شده ولی بعدا اندیشیدم همان بهتر که جزو ایران نیست تا حداقل بر روی این کره خاکی که روزگاری چهل و چهار صد سرزمینهایش زیر پای پادشاهی داریوش بود ، زمین کوچکی باقی مانده باشد که رنگ و روی ایرانی بخود گرفته . با درک درستتر و منطقیتری از دین ، بر گور مردگان عرب نوحه نخوانند و فرق نوزادانشان را بیاد علی اصغر نخراشند و نام خیابانهایشان حجر بن عدی و عمار یاسر نباشد و برگهای تقویم کشورشان با نام ام البنین و ابوذر ورق نخورد. کشورشان را دستاربندان تندرو که دوست دارند مملکت را با مفاتیح الجنان و حلیه المتقین اداره کنند به گروگان نگرفته نباشد.از در و دیوارش نوحه و روضه نبارد و مداحانش بر صدر ننشینند و قدر نبینند

    به امید روزی که ملک دارا از تصرف ضحاکیان بدرآید و بار دیگر جشن و شادی و سرور لبریزش کند.
    به نقل از دکتر امید مجد

     
  11. حاج عباس گروگانگیر: من طرفدار جدایی دین از سیاست نیستم، بلکه “مخالف امتزاج” آن‌ها هستم.
    مش قاسم: حاجی، خودتم فهمیدی چی گفتی؟ خدا وکیلی اگه کسی فهمید این چی گفته ترجمه کنید.

    حاجی، تو داری توی این مملکت هدر میری، راه بیفت برو سومالی، اونجا با تجربیات تو کار خیلی ریخته!

     
    • آرتین ایران

      سلام بر مش قاسم گرامی
      امثال عباس عبدی تا زمانیکه بابت خسارت سنگین به ملت ایران در حمله ابلهانه به سفارت یک کشور که در عرف بین المللی همسنگ حمله به آن کشور و منطقا وحشیگریست از مردم پوزش نخواسته و ابراز ندامت نکند و با فرار از مسولیت و بزدلانه این کار خود را به گردن دیگران می اندازد مزدوریست که در چنین برنگاههایی بیش از پیش چهره واقعی خود را نشان می دهد.به راستی بیش از این از این خود اصلاح طلبان حکومتی انتظاری داشتید؟!
      پاینده و پیروز باشید

       
  12. حاج محسن کدیور: مردم ایران دین ‌خود را از جمهوری اسلامی نگرفته‌اند که حالا با انحراف و فاسد شدن حکومت بخوا‌هند دین خود را کنار بگذارند.
    مش قاسم: اووووووه حاجی از اونور دنیا واسه ما اظهارفض…(سه نقطه از مش قاسم)ه میکنه، هنوز فکر جیبشه که از راه دین ارتزاق بکنه.

    جمله درست اینه: مردم ایران بالاخره فهم خود را از دین در جمهوری اسلامی گرفتند و حالا با دیدن انحراف و فاسد بودن حکومت دینی-اسلامی دین خود را کنار گذاشتن.

     
  13. جمهوری اسلامی پدیده ای « ایرانی» نیست، بیگانه ای اشغالگر است که جز با زور و مقاومت رفتنی نیست
    ‫۲۰۰ کلیک ‫۳٫۲۰۳ نمایش بالابلاگ
    دیروز به سوال یکی از کاربران برخوردم که پرسیده بود چرا مردم در انقلاب ۵۷ قیام کردند، اما امروز حرکتی مشابه را انجام نمیدهند؟
    فردی که در سال ۵۷ بر ایران حکمرانی میکرد، « ایرانی» بود. او به قول ابراهیم گلستان «شبه دیکتاتور» بود، چرا که اگر او را «دیکتاتور» بخوانیم، باید به «اسد» و «قذافی» و «صدام» چه بگوییم!؟
    به «خامنه ای »که صدای انقلاب مردم را نمیشنود، چه بگوییم!؟
    مقایسه رژیم پهلوی با همه کم و کاستی هایش با حکومت جمهوری اسلامی یک مقایسه اشتباه است. رژیم پهلوی به ایران و گذشته آن و هویت ایرانی ما اعتقاد داشت اما «جمهوری اسلامی» اشغالگری است که ایران را وسیله میداند برای آزادی قدس و کربلا و….
    یکی از دلایل مهم عدم موفقیت مردم ایران در برابر جمهوری اسلامی، نگاه داخلی به این «بحران» است. جمهوری اسلامی پدیده ای خارجی است، یعنی اسلام پرستانی بودند که تنها فارسی صحبت میکردند. در سال ۵۷ دوباره اسلام حکومتی پس از ۱۴ قرن موفق شد بر حکومت ایرانی با همه کم و کاستی هایش غلبه کند.آنچه که در کتاب «دو قرن سکوت» استاد عبدالحسین زرین کوب آمده است، تنها راه نجاتی میتواند باشد، برای دفع این آفت مرگبار، از خاک کهن ایران.
    تنها راه غلبه بر مهاجم خارجی، تقویت فرهنگی، ایجاد حس همدلی و از جان گذشتگی تا پای جان و مقاومتی بی پایان است که میتواند این «مهاجم خارجی» را از خاک ایران بیرون بیاندازد!
    رفتن اسلام از ایران شروع شده است اما ۱۴۰۰ سال را به ۴۰ سال نتوان از یادها برد. این هدف بزرگ به کمک گردش آزاد اطلاعاتی حداقل ۶۰ سال دیگر شاید زمان ببرد، اگر همین امروز جمهوری اسلامی را ساقط کنیم و حکومتی سکولار و ملی گرا را جایگزین آن نماییم
    مشکل ما بیش از آنکه سیاسی باشد، فرهنگی و مذهبی است.
    هر ایرانی که از اسلام خارج میشود، یک قدم ما به آزادی و سکولاریسم و آینده ای روشن، نزدیک میشویم

    ………..
    https://www.balatarin.com/permlink/2018/3/31/4791388

     
    • جناب مزدک ایده شما کاملا درست است بقیه حرفهای شبکهای خارجی وگفتارهایشان که مردم باید با تظاهراتهای بی سلاح حکومت را بیرون کنند حرفیست بیخود وسلام باید اخوند وزیارتگاه از بیخ وبن نابود شود وکلیه کتابهای شیعه خمیر وکارتن ساخت

      ————-

      درود محمد گرامی
      خب داعش مگر همین پیشنهاد شما را عملی نمی کرد؟ خیلی ها را کافر می دانست و خودش را بهشتی. دوست من، شما از همین جا دارید حکم می کنید که: زیارتگاه ها را باید از بیخ و بن نابود کرد و کتاب های شیعه را خمیر کرد. این پیشنهاد شما دست کمی از رفتار تندخویان ریش بلند اسلامی ندارد. شما اگر در هندوستان باشید و صاحب اختیار چه می کنید؟ بهتر نبود می گفتید: شیعیان تند رو را وادار می کنیم مثل بقیه باشند. زیر چتر قانون و : محترم. بی هیچ تفاوتی. و بی هیچ دستی بر حکومت و تحکم.
      با احترام

      .

       
      • با سلام درود بشما بزرگوار در حقیقت درست میفرمائید تفکر ظاهری حقیر داعشیست اولا قسم بقران وسوره ال یس داعش وطالبان والقاعده وجبهته نصره ووو همه از همین حکومتند شک نکنید دوما هنوز چون در وجودتان واز خلقت از نطفه انسانیت بسته دارید درست میفرمائید ولی میبخشید هنوز اینها را نشناختهاید در عرض دو دقیقه میشوند وهابی یهودی وهرچه در ان جلسه برایشان باشد همانا میشوند چون به هیچ پرستشی ویا خالقی ویا دانشمندی ویا به علم منطقی بحق قران معتقد نیستند بهمان اندازه شناختم گفتم باید حتی گربهای منازلهای ما کشته شوند تا روزی جهانی ارامش بخود ببیند یقین دارم اینشاالله روزگاری نه چندان دور میشناسید ومیدانید چه گفتهام

         
  14. قضیه را جویا شدیم و متاسفانه متوجه شدیم چندی پیش دریا را با ماهی هایش به چینی ها با 4 کشتی بزرگ ماهیگیری اجاره داده اند و آنها بسمت ماهیگیران ایرانی تیراندازی کردند.

    به گزارش سرویس استانی ذاکرنیوز، در آخرین روزهای سال 96در قشم از سمت دریا صدای تیراندازی آمد و پس از آن قایقهای ماهیگیران از دریا با اجساد خونی و زخمی و متاسفانه چند کشته به ساحل بازگشتند.
    حالا جای سئوال برای من پیش آمد چه کسی به این شرکت چینی اجازه این کار را داده و دریا را که متعلق به همه ایرانیان مخصوصا مردم قشم است اجاره داده و چه کسی پاسخ خون ماهیگیران را می دهد و اصلا چه کسی به چینیها حق تیر در خاک و آب این کشور را داده است؟
    هم چنین شرکت چینی مذکور با سیستم برق ماهی ها را کشته و از روی آب جمع میکند که این کار باعث نابودی کل جانواران آبزی از جمله دلفینهاو لاک پشتهای زیبای قشم که از جاذبه های توریستی این منطقه است را از بین می برند و جز فقر و بیکاری برای مردم منطقه حاصل دیگری ندارد.
    مردم قشم این روزها خون گریه می کنند و صدای آنها در هیچ کجا طنین و بازتابی ندارد..
    ………….
    http://tnews.ir/خبرگزاری-ذاکر/a241108211641.html#%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%b4%d9%85-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1-%d9%86%d9%85%db%8c-%d8%ae%d9%86%d8%af%d9%86%d8%af-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85

     
    • آرتین ایران

      سلام بر مزدک گرامی
      این مطلب از فردی به نام سردار سعید قاسمی ذکر شده که یحتمل درست می باشد.در اینکه حکومت دینی از اینگونه اعمال بسیار دارد و خواهد داشت شکی نیست ولی امثال سردار قاسمی با آن سوابق درخشان آزادیخواهی!!پابرهنه وسط گود نیاید بهتر است.در همان ذاکر نیوز نوشتم از اینکه امثال تو سردار ژست اپوزیسیون به خود بگیرند و ادای وطن دوستی درآورند بدجور حالمان به هم می خورد لااقل به ادعای ارادت خود به رهبرتان پایبند باشید که می گوید کسانیکه سالها در مصدر امور بودند(یا به زبان ساده تر همواره از آخور خورده اند)حق ندارند ادای اپوزیسیون را دربیاورند!و البته همانطور که انتظار داشتم این پیام هرگز منتشر نشد.
      موفق باشید

       
      • درود ارتین گرامی! حرف شما درسته ولی دوست ارجمند این جماعت هر چه بر ضد هم افشاگری کنند بنفع جنبش ضد اسلامی و مردمی است. مردم اینها را بخوبی می شناسند و کسی نقش اپوزیسیون به آنها نمی دهد. ولی این گروه چون همدیگر را بخوبی می شناسند افشاگریهایشان موثراست.

         
  15. با درود به جناب نوری زاد
    آیت الله برقعی ! را می شناسید ؟ حوزویان امثال شیخ مرتضی قم نشین ! و شیخ مصلح تازه متولد شده ! چطور؟ اگر در یو تیوب به کلیپ های صوتی این آخوند که ظاهرا فوت شده مراجعه کنید یک آزادگی خاصی از وی مشاهده میکنید که باکمال بی پروایی و نداشتن ترس اعلام میکند محمد ابن عبدالله هیچ معجزه ای نداشته . و ی که توسط زنی یهودیه مسموم میشود از مرگ گریزی نداشته آنوقت آخوند جماعت به مردم میگوید که از وی طلب شفا کنند چه و چه حال حوزویان پاسخ دهند که این آخوند دروغ میگوید یا آنها ؟

     
    • جناب مهرداد ارجمند درود بر شما

      آیت الله برقعی فوت نشدند ایشان شبانه بدست دژخیمان بیت وحشت ربوده شده و در بیابانها بقتل رسیدند و پیکر بیجان وی در صحرا رها شده تا طعمه سباع و کفتاران شود. ایشان بدون کوچکترین واهمه و یا رعایت مقّررات آخوندی آنچه که از اسلام درک کرده بود بزبان آورده و بشاگردان خود تدریس میکرد از جمله بسخره گرفتن تئوری امام زمان، عصمت امامان و نقش وابستگان این موجودات در شکل گیری فرقه شیعه

      بنده آخوند جماعت را (همگی آنان را) وبال گردن زحمت کشان و کمداران میدانم ولی به سه نفر از آنان احترام شخصی قائل هستم و با احترام به یاد آنان میافتم. بدون شک آیت الله برقعی یکی از آنان هست. دو نفر دیگر آیت الله علامه طباطبایی و آیت الله حسینعلی منتظری هستند. بروان پاک این سه انسان شریف (نه ملّا) درود میفرستم

      پاینده ایران بزرگ
      رسول

       
  16. سلام جناب دكتر
    در يك ماه گذشته چندين بار خواستم براي بعضي از متون نوشته شده جواب بنويسم كاري قبلا” بارها انجام داده
    بودم و هميشه هم چاپ شده بود ولي اخيرا” در همه ي موارد پس از كامل شدن متن و كليك روي كلمه ارسال
    يك متن ظاهر ظاهر ميشود با اين مضمون كه ” ديدگاه تكراري شناسايي شد , شما قبلا” هم چنين مطلبي را
    گفته بوديد ” در حالي كه من براي اولين بار بود كه پاسخ ميدادم .

    ———–

    دوست گرامی
    هرگاه با چنان نوشته ای مواجه شدید، در متن ارسالی تان یک “نقطه” اضافه کنید. حتما ارسال می شود
    سپاس

    .

     
  17. سلام و درود

    پرسشی از جناب سید مرتضای مجتهد :

    انواع زنا در تعالیم دینی گناه و زنای محصنه هم از گناهان کبیره شمرده میشود. تقریباً در میان تمام ملل متمدن نیز، زنا امری مذموم و ناپسند به حساب میآید. بنده در محل تولد و موطن خود شاهد بوده ام که مردم با کودک حاصل از زنا بسیار بدتر از جذامی رفتار میکردند و بدون آنکه آن کودک کوچکترین گناهی مرتکب شده باشد به عقوبت گناه والدین گرفتار شده بود. ( بیشتر گناه والد فئودال و ستم پیشه و ضعیف آزار).
    حتی مردمیکه اصولاً اعتقادات مذهبی سستی داشته و دارند یا لامذهب بوده و هستند زنا را امری محکوم و مذموم و غیر قابل قبول میدانند. (حتی در میان قبایل ایزدی و شیطان پرست هم زنا پذیرفتنی نیست و بدترین مجازاتهای ممکن را دارد و آمار زانی و زانیه در میانشان بیشتر از سایر نقاط نیست. )
    با توجه به اینکه استفاده از وسایل پیشگیری از حاملگی مانع شکل گیری و تولد کودک نامشروع میشود، آیا نمیشود استنباط کرد که دیگر گناه عمل زنا شدت و قبح پیشین را ندارد؟ (منظورم آنست که آیا پیشرفتهای علمی و فنی در صدور فتاوی شرعی مؤثر واقع میشوند یا نه؟)

     
    • سلام و درود شفیعی گرامی
      حرمت وقبح زنا در اسلام مقیّد به این نیست که زنا منجر به انعقاد نطفه و تولد ولد الزنا شود،بلکه همینطور که اشاره کردید زنا از گناهان کبیره ای است که حرمت آن حرمت ذاتی است و مطلقا حرام است و قبح عمل زنا متوقف بر پیدایش فرزند حاصل از زنا نیست .

       
    • جناب شفیعی زنا یعنی چه؟ مردی بالغ با زنی بالغ همبستر می شود این چه ربطی به اراجیف و مزخرفات //////////////////// از قبایل وحشی در 1400 سال پیش دارد؟ این مزخرفات یعنی نان به نان دونی مشتی ///// ریختن! بس کنید از این بی شرمیها و اینهمه پستی و پلاشتی و زیر ////////////////////////////// خوابیدن!

       
      • زنا چند نوع است و یکی این است که مثلن همسر /// که شوهر دارد و /// شوهرش هستی برود با یک پسر خوشگل و یا یه مرد دیگه همبستر شود. این یعنی از نظر تو اشکال ندارد؟ یه مرد بالغ با همسر ///که زنی بالغ هم هست همبستر میشود. به تو چه مربوط!
        همینطوری در … رو باز میکنی و … میزنی!
        خسته نشدی؟! از این همه …. و … گیری؟!

         
      • ناظران مشاهده کردند؟! زنا یعنی چه؟! زن و مرد بالغ خارج از چهارچوبه ازدواج قانونی و شرعی با هم همبستر شوند هیچ ایراد و مانع اخلاقی و دینی ندارد،اما اگر همین زن و مرد بالغ در چهرچوبه ازدواج شرعی و تحت یک انضباط و میثاق و پیوند درست و انسانی و حضور و شهادت دیگر نزدیکان با هم باشند و بهم نزدیک شوند بفتوای ایشان بد است و اشکال دارد!
        آن دنیائی که عرض شد شما اهل آن هستی همین است،یعنی وابستگی های اینطوری به دنیای فانی و مظاهر آن والا خوردن و آشامیدن و دفع کردن و بقول شما سکس داشتن و چیزهایی از این قبیل که برای همه انسانها و حتی حیوانات وجود دارد،پس دنیایی که وابستگی به آن مذموم است همین خوش باش دو روزه دنیا و فراموشی جهان پس از مرگ و بی اعتنائی به دعوت و تعلیمات انبیاء و راضی شدن به گناه و از جمله زناست،قرآن در بسیاری از آیات به این رویکرد اشاره کرده است:
        فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلاَّ الْحَياةَ الدُّنْيا،ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدى‏.
        (النجم/29)
        پس، از هر كس كه از ياد ما روى برتافته و جز زندگى دنيا را خواستار نبوده است، روى برتاب‏، اين منتهاى دانش آنان است. پروردگار تو، خود به [حال‏] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر، و او به كسى كه راه يافته [نيز] آگاه‏تر است‏.

        يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُون‏.الروم/7
        (اهل دنیا) از زندگى دنيا، ظاهرى را مى‏ شناسند، و حال آنكه از آخرت غافلند.

        “وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُون‏”.الانعام/32
        و زندگى دنيا جز بازى و سرگرمى نيست، و قطعاً سراى بازپسين براى كسانى كه پرهيزگارى مى‏ كنند بهتر است. آيا نمى‏ انديشيد؟
        —-
        فَما مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلاَّ قَليلٌ .التوبه(38)
        متاع زندگى دنيا در برابر آخرت، جز اندكى نيست‏.

        ُ وَ فَرِحُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلاَّ مَتاعٌ.الرعد (26)
        به زندگى دنيا شاد شده ‏اند، و زندگى دنيا در [برابر] آخرت جز بهره ‏اى [ناچيز] نيست.

        الَّذينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَياةَ الدُّنْيا عَلَى الْآخِرَةِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ وَ يَبْغُونَها عِوَجاً أُولئِكَ في‏ ضَلالٍ بَعيدٍ .ابراهیم(3)
        (اهل دنیا) آنانند كه زندگى دنيا را بر آخرت ترجيح مى ‏دهند و مانع راه خدا مى‏ شوند و آن را كج مى‏ شمارند. آنانند كه در گمراهى دور و درازى هستند.

        ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَياةَ الدُّنْيا عَلَى الْآخِرَةِ وَ أَنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ .النحل(107)
        زيرا آنان زندگى دنيا را بر آخرت برترى دادند و [هم‏] اينكه خدا گروه كافران را هدايت نمى‏ كند.

        وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ .العنکبوت(64)
        اين زندگى دنيا جز سرگرمى و بازيچه نيست، و زندگى حقيقى همانا [در] سراى آخرت است؛ اى كاش (اینرا) مى فهمیدند.

        اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ يَهيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً وَ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ شَديدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ.الحدید (20)
        بدانيد كه زندگى دنيا، در حقيقت، بازى و سرگرمى و آرايش و فخرفروشىِ شما به يكديگر و فزون‏جويى در اموال و فرزندان است. [مَثَل آنها] چون مثل بارانى است كه كشاورزان را رُستنى آن [باران‏] به شگفتى اندازد، سپس [آن كشت‏] خشك شود و آن را زرد بينى، آنگاه خاشاك شود. و در آخرت [دنيا پرستان را] عذابى سخت است و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودى است، و زندگانى دنيا جز كالاى فريبنده نيست.

        و….

        مزدک ! امید که از خواب و رخوت دنیا و طبیعت برخیزی و ابدیت خود را قربانی زندگی کوتاه دنیا نکنی.

         
  18. شیرزنان در غل و زنجیر همچنان میغرند. وای براین همه ظلم و نابکاری!!

    به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مریم اکبری منفرد زندانی سیاسی محبوس در بند زنان زندان اوین نامه ای سرگشاده خطاب به قاضی صلواتی، از قضات بدسابقه دادگاه انقلاب تهران نوشته است.
    خانم اکبری منفرد گفته است که این نامه سرگشاده جوابیه ای است به قاضی صلواتی که پس از حضور همسر خانم اکبری منفرد در دادگاه برای رسیدگی به وضعیت پرونده، به او گفته بود “پیگیری می‎کند ببیند نام او در لیست در لیست عفو است یا نه”.

    او در قسمتی از این نامه نوشته است “در بحبوحه ی این همه افلاس و بدبختی که آغاز پایان خود را احساس کرده اند می خواهند با دریچه ی عفو سرپوش بگذارند به این همه سال ظلم و با فریب عفو پاک کنند آنچه را بر ملت ایران روا داشته اند.”

    متن کامل این نامه را به نقل از هرانا بخوانید:

    جامعه ایران در حال و هوای انقلاب بود و طلیعه ی اولین نوروز پس از انقلاب پدیدار می شد و خلافت اسلامی در تلاش بود که ماهیت استبدادی خود را زیر پرده دموکراسی پنهان کند( رفراندوم برای جمهوری اسلامی) و ارزشهای ضد تاریخی و ضد انسانی خود از زیر این پرده غوطه ورسازد. پس از آن بود که روزهای سیاه یکی پس از دیگری ظاهر شد.

    در تاریخ زندگی ملتها حوادثی وجود دارد که تاثیر و ماهیت آنها گاه تا نسلها بعد امتداد می یابد. وقایع دهه ی شصت ، جنگ هشت ساله ایران و عراق، سربازهای یک بار مصرف، دانش آموزان یکبار مصرف میدانهای مین، اعدام رشیدترین فرزندان ایران نخستین ارمغان جمهوری اسلامی برای مردم ایران بود. در کنارجانها و سالهایی که از بین می رفت، زیر ساختهای جامعه هم در سراشیب انهدام سریع قرار گرفته بود، فاجعه ای که دهه ها پس از پایان جنگ هنوز هم عوارض ناشی از آن قابل لمس است.
    دیوار اختناق و سرکوب هر روز بیش از پیش نمایان می گردید و ماهیت توتالیتر جمهوری اسلامی که همواره سعی می کرد تمامی هستی جامعه را به تملک خودش در بیاورد آشکارتر میگشت.در آن محیط تاریک که کمترین روزنه ای از آزادی و عدالت دیده نمی شد نسلی پیشتاز،نسلی که به تملک در آوردنی نبود ماهیت ضد انسانی و قرون وسطایی این حاکمیت را برملا ساخت. سلام بر شهیدان راه آزادی، شهیدان دهه ی شصت، شهیدان قتل عام ۶۷ که بذرهای اعتراض و مقاومت را در جامعه ایران فشاندند و چنان رستاخیز عظیمی برپا کردند که دنیا در مقابل عظمت آن سر فرود می آورد.

    کشتار جمعی ۶۷ و پنهان کردن مزارها، مخفی کردن اسامی شهیدان. از سال ۵۹ زندانها و اتاقهای بازجویی با منطق انکار وجود قربانی تداوم و دوام یافته و در بیرون از زندانها نیز مقلدان رژیم این منطق را پرورش دادند تا جایی که وزیر امور خارجه دولت اعتدالی محمدجوادظریف وجود زندانی سیاسی و عقیدتی را در ایران انکار می‏‎کند، اما جنبش دادخواهی آن را به چالش کشید.

    کشتار جمعی۶۷ بنیانی شد برای برقراری یک نظام اعدام و چرخه ی بی وقفه ی اعدام و اجرای آن تا به امروز؛ جمهوری اسلامی جز قتل و غارت و خون ریزی هیچ چیز برای ایران و ایرانی به ارمغان نیاورد؛ به یغما بردن ثروت ها و منابع کشور، بانک های ورشکسته، صندوق های بازنشستگی ورشکسته، سفره های خالی مردم، اقتصاد فلج شده کشور، انشقاق و شکاف موجود میان عوامل ساختار حاکمکه با گسست قراردادها و مناسبات تضادها عمیق تر می گردد.

    در بحبوحه ی این همه افلاس و بدبختی که آغاز پایان خود را احساس کرده اند می خواهند با دریچه ی عفو سرپوش بگذارند به این همه سال ظلم و با فریب عفو پاک کنند آنچه را بر ملت ایران روا داشته اند.

    آنچه در این مکتوب خلاصه مطرح کردم در جواب ابوالقاسم صلواتی بود که در آخرین مراجعه همسرم به ایشان گفته بود :”پیگیری می کند ببیند نام اش در لیست عفو است یا نه”
    پر غرور و شعله ور با دلی سرشار از نشاط بعد از ۹سال زندانی که تک تک لحظه هایش را به آغوش می کشم نه تنها دادخواه خون خواهر و برادرانم می باشم، نه تنها دادخواه تمام زندگی ام که از من به یغما بردید می‎باشم، بلکه دادخواه ۹ سال زندگی کودکانم که از آنها دریغ داشتید و لحظه های کودکانه شان را به یغما بردید نیز هستم و خواهم بود. پس آن کس که در مقام بخشیدن و عفو دادن است من و هم وطنان همیشه در زنجیر هستیم.

    با تمامی عشق و ایمانم، گرمترین درودهای خود را به شهدای راه آزادی ، شهدای قیام دی ماه آن گواهان صدق و فدا و پایداری تقدیم می‎کنم.
    مریم اکبری منفرد – اوین-بهار۱۳۹۷
    لازم به توضیح است مریم اکبری منفرد در دی ماه سال ۱۳۸۸ و پس از حوادث عاشورای ۸۸ بازداشت شد، در ۱۱ خرداد ۱۳۸۹ و توسط صلواتی، قاضی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. اتهام این زندانی سیاسی محاربه از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران است. اتهامی که او آن را وارد ندانسته بود.

     
  19. خمینی می‎گوید: هر پیامبری برای اجرای عدالت آمده است و هدف آنها اجرای عدالت در دنیا بوده است، ولی موفق نشدند.حتی محمد (ص) خاتم پیامبران که برای اصلاح و پاک کردن بشر و اجرای عدالت آمده بود، او نیز موفق نشد. و کسی که به معنای واقعی کلمه پیروز خواهد شد و عدالت را در تمام دنیا اجرا خواهد كرد، مهدى منتظر است (مختارات من احاديث و خطابات الامام الخمينی، 2/42 ).

    مطلب فوق از کلام آقای خمینی است که در سایت آیت الله سبحانی بعنوان شبه ای طرح و ایشان پاسخی داده است ولی مهم این است که اصل این کلام را مردود ندانسته است که نشان از صحت نقل قول است.ما سعی میکنیم از زاویه دیگری به ان بپردازیم.
    از نظر آقتی خمینی، هر پیامبری هدفش ایجاد عدالت در دنیا بوده است. در قرآن ما هیچگونه سابقه ای از این ادعای بزرگ نمی بینیم هر چند که خود این ادعا بسیار خام و بی محتوی است. در قرآن پیامبر بعنوان بشیر و نذیر معرفی شده که وظیفه اش بیان معارفی برای تزکیه و تعلیم مردم است. معلوم نیست آقای خمینی به استناد جه بحثی و یا با چه استدلالی برای پیغمبر چنین ماموریتی قائل شده.
    دکنه دیگر اینکه ایشان میگوید به هر حال هیچ پیامبری منجمله پیامبر اسلام هم در این ماموریت موفق نشد و شکست خورد. خوب پس این پیامبران برای شکست خوردن امدند و معلوم نیست که خدای متعال هدفش از ارسال این لشکر رسولان شکست خورده چه بوده؟ و دیگر اینکه کدام عقلی حکم میکند که ما دنبال پیامبران شکست خورده ای که خدا هم هیچ پشتیبانی از انها نکرده راه بیفتیم؟ آنها چه دارند که به ما بیاموزند؟!
    اما ادعای انتهائی آن مرحوم هم جالب است که معلوم نیست با چه منطقی حکم میکند قرار است امام عائب مورد نطر ایشان بیاید و کار را تمام کند. حال جای این دارد که بپرسیم این خبر را چه کسی به ایشان داده؟ آیا از همان پیامبر شکست خورده شنیده یا امام غائب در عالم رویا به ایشان خبر داده؟
    و سئوال دیگر اینکه چند هزار نفر دیگر باید قربانی این بافته های پریشان شوند؟

     
    • در قرآن کریم و در سوره حدید آیه 25 فرمود :”لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيز”.
      ترجمه:به راستى [ما] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آنها كتاب و ترازو را فرود آورديم تا مردم به انصاف برخيزند، و آهن را كه در آن براى مردم خطرى سخت و سودهايى است، پديد آورديم، تا خدا معلوم بدارد چه كسى در نهان، او و پيامبرانش را يارى مى ‏كند.
      ——
      این یکی از آیاتی است در قرآن کریم که اشاره می کند به اینکه غیر از دعوت به توحید و عبودیت خدای یگانه، یکی از اهداف بعثت انبیاء و نزول وحی،ایجاد قسط و عدل و متحوّل کردن انسانها به و جامعه انسانی به انسان های عادل و مقسط است.
      —-
      آنچه که مرحوم آیت الله روح الله خمینی قدس سره ضمن کلام مورد اشاره به آن اشاره کرده اند این است که پیامبران برای تحکیم توحید و عبودیت الهی و ایجاد قسط و عدل مبعوث شدند و در این راه رنجها و شکنجه ها متحمل شدند،برخی از آنان بمقام شهادت رسیدند،انسانهایی را متحول کردند و بسیاری از برکاتی که در جهان پدید آمده است نتیجه کوشش های انبیاء است،در عین حال مقصود این است که انبیاء آنطور که مورد نظر خدای متعال و خود آنان بوده است بلحاظ کمّی و کیفی موفق نبودند به این معنا که علیرغم کوشش های انبیاء ،آنان نتوانستند بطور کلی و کامل همه انسانها را به صراط مستقیم الهی انسانی سوق دهند و بتعبیر ایشان هواهای نفسانی غالب بشریت بر اهداف معنوی و اجتماعی انبیاء غلبه کرد و اگر انبیاء بطور کامل موفق در اهداف خود بودند ابولهب ها و ابوجهل ها طواغیت و فسقه و فجره وجود نمی داشتند،و سامری ها در غیاب موسی امت موسی را بانحراف نمی کشاندند،این در حکایت تکذیب و عقاب و هلاک بسیاری از امت های گذشته در قرآن آمده است مثل اینکه فرمود حضرت نوح که عمر طولانی داشت فقط 950 سال تبلیغ و دعوت کرد در نهایت عده قلیلی ایمان آوردند و با انکار رسالت او و مسخر وعده عذاب در اثر طوفان و سیلاب مهیب هلاک شدند.بنابر این سخن مرحوم امام خمینی موافق تحقیق و حکایت سیره انبیاء در قرآن و روایات و تاریخ است و این بمعنای این نیست که پیامبران می آمدند شکست بخورند،بلکه پیامبران می آمدند برای هدایت انسانها بر مبنای اختیار و اراده خود انسانها نه هدایت اجباری و جبری که فاقد ارزش است.

      وعده اقامه قسط و عدل در زمان خاتم الاوصیاء امام عصر مهدی موعود سلام الله علیه،وعده صدها روایت معتبر نبوی در کتب فریقین است و چنین وعده ای ارتباطی با عدم توفیق کامل انبیاء در آدم کردن انسانها ندارد.

       
    • جناب علوی مهدی همان استمرار ناندونی این /////////////// است!

       
  20. محمد نوری زاد

    به یاد پدری که هم هست هم نیست. و مادری که در هر سخنش، یاد سادگی های پدر را پاس می دارد. مادری که هماره مرا به حق گویی و حق نویسی هشدار می دهد و البته به نترسیدن!

     
    • یاد پدرنازنینتان گرامی باد. با آرزوی سلامتی و عمر طولانی و با عزت برای شما و مادر عزیزتان.

       
    • جناب نوری زاد
      مناسبت امروز بهانه ایست که روز پدر را گرامی داریم.
      من هم به شما عرض میکنم که : یادش گرامی و روحش شاد.
      (حق گویی، حق نویسی و البته نترسی.)
      امید که سایه ی مادر سالها همچنان بالای سر شما باشد.

       
  21. درود
    دشمن در درون ایران با نام اطلاعات سپاه ترور و شکنجه می کند. این دشمن نوکر روسیه و عوامل روسیه است و دم ازامت و نه ملت می زند تا کشوری بنام ایران را نابود و تجزیه کند. کشوری که قدمت کشوریش (به مثابه حکومت مرکزی )قدیمیترن در جهان است.کشور به معنای مجموعه ای از اقوام و ملتهای مختلف با هر دین و زبان و فرهنگ تحت فرمان یک مرکزیت .کشور ایران.
    نظام اولیگارشی داعشی با نوکران روسی سعی در تکه شدن کشورایران برای سود خود دارد و نوکران اجنبی عملا ایران را بین خودشان تقسیم کرده اند. هر اقدامی بر علیه ملت ایران حساب شده و برنامه ریزی شده است، بدینخاطر حرکتهای مردم نیز باید برنامه ریزی شده باشد، مردم باید با هم متحد باشند .تنها اتحاد و باهم بودن ملت است که ایران را نجات خواهد داد.

     
  22. نوری زاد یه نامه هم برای بقایی بنویس دست از اعتصاب غذا برداره!! گوشت هم رو هم بخورین استخوون همدیگر رو که دور نمی ریزین!!!

     
  23. دوستمان جناب سید مرتضی در یادداشتی به آقای نوریزاد خرده گرفته که چرا میگوئی آقای هاشمی در کشتار مردم دست داشته؟مگر به چشم خود دیده ای؟ ِا جرا این ادعا را در باره رهبر داری؟ و بعد هم توصیه های اخلاقی در مورد احتیاط در چنین اظهار نظرهائی.
    باید از ایشان پرسید مگر خود شما و یا دوستان روحانی و مداح شما و سایر هم لباسهایتان که 1400 سال است از کشته شدن حسین بن علی بدست یزید صحبت میکنید ،خودتان به چشم دیده اید که یزید آن بزرگوار را شهید کند؟ آیا قوم بنی امیه را که این سان در زیارت عاشورا آرزوی نیست و نابود شدنشان را دارید دیده اید که در کربلا به امام حمله کرده باشند؟ از این دست جکایات و سئوالات فراوان میشود طرح کرد که بی تردید دوست ما در آنجا از موضع دیگری جواب ما را خواهد داد.
    در یک نظام حکومتی، مسئولیت اعمال و رفتار حکومتیان با حاکمان و قدر تمداران خکومت است و هیچ عذر و بهانه ای هم نافی این مسئولیت نیست. به همین دلیل آقای خمینی شاه را مستقیما مسئول خیلی کارها دانست که قطعا شاه شخصا به انها مبادرت نکرده و یا شاید بی اطلاع هم بوده ولی به هر حال نافی مسئولیت و پاسخگوئی وی نمیشد.
    اصل مسولیت داشتن و پاسخ گوئی مسئولان یک حکومت امری نیست که بخواهیم در مورد ان استدلال چندانی بکنیم چون امری روشن بر خرد آدمیان است.
    اما شاید بنظر برسد دغدغه دوست ما از نفس “سئوال” کردن است و اینکه شاید چطور میشود یک فردی مثل نوریزاد اصلا از مخیله اش موضوع سئوال از یک روحانی مثل آقای هاشمی و یا خمینی و یا خامنه ای بگذرد و یا کسی بتواند از آقای جوادی آملی و امثال وی ایراد بگیرد.
    بقول مرحوم شایگان مشکل ما هم در اینجا است که وقتی دین بازیچه دست قدرت سیاسی و مقاصد قدرت طلبانه بشود به ناچار تمامی مفاهیم متعالیش بازیچه منافع سیاسی میشود و در اینجا موعظه ها هم رنگ عوض میکنند. در دین ایدئولوژی شده دیگر آقای خمینی سایه خدا بر زمین است و آقایان هاشمی و خامنه ای دو بازوی امام زمان.
    وقتی در این معرکه شخصیتی الهام بخش مثل امام حسین(ع) بازیچه دست مشتی مداح و روضه خوان و منبری بشود که او و خاندان پاکش را برای مقاصد پست خود هر روز بشکلی بخورد مردم بدهند و امام حسینی درست کنند که با توسل به او بشود مردم را از روی پل ها به پائین پرت کرد و یا مردم را زیر ماشین گرفت و یا زیر شکنجه نابود کرد و هزار فاجعه دیگر را رقم زد و با 8 سال جنگ ویرانگر بنام حسین میلیونها نفر را به سینه قبرستان فرستاد و هنوز هم مقتدای مردم معرفی شد، معلوم است که سئوال کردن از مسئولیت های کشور داری چه میزان میتواند دردناک باشد.
    باید حال این دوستان را درک کرد.

     
    • جناب باصفا،بحث من بحث سوال کردن و سوال نکردن نیست ،بحث بی تقوائی،بی اخلاقی و خروج از دائره عقل و عدل و انصاف و تهمت زدن و نسبت نارواست. شما اینجا ضمن ارتکاب قیاسی مع الفارق مطالبی را بهم مخلوط کردید و از دائره انصاف خارج شدید،مقصود شما از مقایسه اسناد دادن یک قتل بفردی معاصر ما که صدور قتل بالمباشره را از او ندیدیم با قتلی که 1400 سال قبل توسط کسانی صورت گرفته و بتواتر نقلی خبر آن بما رسیده چه بود؟ مقصودتان این بود که امام حسین علیه السلام کشته نشد و خبر کشته شدن ایشان یک جعل تاریخی بوده است؟! یا مقصودتان این بود که ایشان بقتل رسیدند اما بدست بنی امیه کشته نشدند و بدست برخی هاشمیان بقتل رسیدند؟! واقعا طرح این مقایسه بی ارتباط اصلا برای چه بود؟ برای این بود که صرفا نسبت قتل بمرحوم رفسنجانی را اینجوری محرز کنید؟! دوست گرامی اینکه امام حسین شهید شد یا نشد؟اینکه قاتلین آنحضرت چه کسانی بودند و کمّ و کیف قضیه چه بود موضوعی تاریخی است که تابع دلایل و اسناد و شواهد و قرائن مربوط به آن است،اینهم که در واگویه قتل و شهادت ایشان برخی مداح ها چه می کنند و سخنانشان تاکجا مستند هست و کجا نیست نیز باز بحث دیگری است،شما چرا برای تثبیت یک ظن و گمان نامستند مایلید بهر چیزی تمسک کنید؟ بعد اگر بحث شما بحث مسئولیت های اشخاص در زمینه های اجتماعیست چرا مقایسه بی ربط می کنید.بحث ما این بود که دوستمان نوریزاد همینجور قلم و زبان را می گرداند و راحت به این و آن می گوید:دزد،آدمکش و چیزهایی از این قبیل، عنوان “آدمکش” که عرفا بکسی اطلاق می شود که شغل و پیشه او پول گرفتن و آدمکشی است اما الان بحث ما نسبت دادن حتی یک مورد قتل به یک عالم،یک مسئول یا یک خدمتگذار منتخب مردم است،ایشان می گوید من رفتم به آقای هاشمی گفتم شما آدم کشته اید یا آدمکشید یا یکی از دو فردی هستید که آدمکشید،من فقط سوال کردم شما وقتی نسبت “قتل” آنهم قتل عمد بکسی می دهید شرعا،عرفا،قانونا و اخلاقا موظّف هستید این اتهام را اثبات کنید،آیا خوشایند ایشان است که کس دیگری بیاید بملاقات ایشان و برود در سینه ایشان و بگوید:آقای نوریزاد شما آن زمانی که در جهاد سازندگی بودید یا با کیهان همکاری می کردید یا در تلویزیون بودید یا در جبهه های جنگ بودید یا به بیت رهبری می رفتید،آدم کشته اید،و شما آدمکشید یا دزدید! و چیزهایی از این قبیل،چرا؟ چون شما مسئولیت داشتید در این زمینه ها! این صغرای قیاس! هرکس هم در جمهوری اسلامی مسئولیت داشته حتما آدمکش و دزد است! اینهم کبرای قیاس! پس اثبات شد محمد نوریزاد فیلمساز جهادی یک قاتل،آدمکش،و دزد بوده است! شما آیا بعنوان یک انسان خردمند و منصف چنین استدلالی را می پذیرید؟! خوب لازمه استدلال شما همین است دیگر،چون شما گفتید مرحوم رفسنجانی چون فرمانده جنگ بوده،چون رئیس مجلس بوده،چون رئیس جمهور بوده،چون رئیس مجلس مصلحت بوده پس حتما آدم کشته است! در حالیکه چنین استدلالی نه عرفا و نزد خردمندان جهان پذیرفته است و نه شرعا قابل قبول است،و قتل -آنهم از نوع عمدی آن- فقط به بینه و شهادت به رویت صدور آن و مقتول شدن فرد دیگر اثبات می شود یا باقرار و اذعان خود شخص،و شما و آقای نوریزاد وقتی مایلید روی اغراض سیاسی بکسی نسبت قتل عمد دهید
      شرعا و قانونا و عرفا و اخلاقاموظف هستید چنین نسبتی را اثبات کنید،یعنی اینکه اگر در زمان مسئولیت کسی قتلی وقوع یافت می توان او را توبیخ و سرزنش کرد که شما چرا مسئولیت خویش را درست انجام ندادید که در حوزه حکمرانی شما فرضا یک بیگناه عمدا بقتل رسید،اما اینکه بگوییم چون در زمان صدارت شما کسی بقتل رسید (فرض را این می گیریم که حتما حتما حتما بیگناهی بقتل عمد کشته شده است) پس شما آدمکشید،بنظرم این سخن از عقل و خرد صادر نمی شود بلکه مبنا و مصدر آن هوی و میل نفسانی است،چون نسبت قتل بکسی یعنی نسبت مباشری به او و اینکه قطع حیات مقتول مستند به سببیت شخص متهم به قتل است و می دانید که تشخیص چنین امری در عهده دادگاه و موازین قضاوت در هر کشور است.

       
      • سید مرتضی
        10:26 ق.ظ / مارس 31, 2018

        جناب باصفا،بحث من بحث سوال کردن و سوال نکردن نیست ،بحث بی تقوائی،بی اخلاقی و خروج از دائره عقل و عدل و انصاف و تهمت زدن و نسبت نارواست. شما اینجا ضمن ارتکاب قیاسی مع الفارق مطالبی را بهم مخلوط کردید و از دائره انصاف خارج شدید،مقصود شما از مقایسه اسناد دادن یک قتل بفردی معاصر ما که صدور قتل بالمباشره را از او ندیدیم با قتلی که 1400 سال قبل توسط کسانی صورت گرفته و بتواتر نقلی خبر آن بما رسیده چه بود؟ مقصودتان این بود که امام حسین علیه السلام کشته نشد و خبر کشته شدن ایشان یک جعل تاریخی بوده است؟!
        …………
        سید مرتضی خود تی!

         
    • خدا شاهده اینا بسکه همه چیز رو وارونه میبینن اگه توی جنگ یزید و امام حسین یزید کشته شده بود اینا امروز همین اعمالی که واسه امام حسین انجام م