سر تیتر خبرها
رهبر مسلمین جهان در مشهد  زُل زد به چشم مردم و دروغ گفت! + مصاحبه

رهبر مسلمین جهان در مشهد زُل زد به چشم مردم و دروغ گفت! + مصاحبه

یک: سخنان رهبر در مشهد، بیش از آنکه به یک ضرورتِ بایسته بند باشد، به نیاز و احتیاج خودِ وی اشاره داشت. تا با سخن گفتن های همینجوری اش، عقده ی دل وا کند و بخیال خود ناگفته هایی را که قولش داده بود، بیرون بریزد. جماعتی برسم سنتِ هرساله باید می نشستند تا رهبر سخن بگوید. فراوان نیز. وگرنه او از درون می فرسود.

دو: آنچه که رهبر را ناشکیبای بیرون ریختنِ اضطرابِ درونی اش کرده بود، خیزشِ دیماه مردمی بود که خشماگین، “مرگ بر آخوند” می سرودند و با شعارهای تندشان، دیلم بر بیخِ بیت رهبری می نهادند و با پتکِ نفرت شان، فرقِ جمهوری اسلامی را می نواختند. سخنانِ مشهدِ رهبر، نشان داد که هم بلندای دیلمِ خشم مردم، و هم ضربه های پتکِ نفرت شان، از دیوارهای ضخیمِ بیت رهبری بداخل خزیده و زمینِ زیرپای تختِ شاهنشاهیِ رهبر را به ارتعاش انداخته.

سه: رهبر هرچه صبر کرد و چشم به اطراف دواند تا مگر مسئولی پیدا شود و لب به سخن واگشاید و بگوید: ای مردمِ متنفر، بحضرت عباس جمهوری اسلامی زیاد هم بد نبوده و نیست، شوربختا که مسئولی اما پیدا نشد که نشد. اینجا بود که ناگهان خود رهبر دست بکار شد و همان دست را بر کنده ی زانویش نهاد و از زمین برخاست و خود را به مشهد رساند و یک به یک آمار داد که: اگر راهسازی و بندرسازی و سد سازی و صنعت پتروشیمی و صادرات غیرنفتی و تولید برق و محصولات فولادی و تعداد دانشجویان در دوره ی طاغوت اینقدر بوده، در دوره ی یاقوتیِ حضرتِ ما فزونی گرفته. به قبر همین امام هشتم قسم که راست می گویم!

چهار: رهبر خود می دانست که دروغ می گوید. خواست اما امام رضا شاهد کرشمه ها و تقیه های ولایی اش باشد. که: برای بقای نظام، می شود دروغ که هیچ، با خود امام زمان نیز در افتاد. در سخنانِ مشهدِ رهبر، کیسه های دروغ بود که پُر می شدند و شخص رهبر با همان یکدست یداللهی اش، کیسه های دروغ را یک به یک بر پشتِ مردم بینوا می نهاد برسمِ تبرّک. ملات سخنان رهبر، جز دروغ نبود. من خود که گزیده ای از دروغ هایش را شماره می کردم، به او حق دادم که دروغ بگوید. او را چاره ای جز فریب نبود و نیست. کسی که کشتیِ رهبری اش به گِل نشسته، و همان کشتیِ به گل نشسته را در تسخیرِ موش های جونده اش می بیند، چاره ای مگر جز فریبِ مسافران رمیده اش دارد؟ بمانید مردم، این کشتی زیاد هم سوراخ نیست!

پنج: رهبر در مشهد، دوباره و چند باره، جمعیتِ میلیونیِ مردمی را که در بیست و دو بهمن و در حمایت از جمهوری اسلامی بخیابان ها آمدند، به رخ کشید. او نیک می داند که جمعیت مشتاقش، همان سه چهار میلیونی هستند که به جلیلی رأی دادند. رهبر اما از این روی دروغ گفت و دلبستگیِ مردم را به جمهوری اسلامی به رخ کشید، که هرگز اشاره به شمارگانِ مردم مخالفِ خودش و مردم مخالف جمهوری اسلامی نکرد. تا خیابان ها را بدانها وانهد و فزونیِ حتمی و مطلق شان را شماره کند. من البته حس و حال رهبر را می فهمم. چرا باید به مردم مخالف اجازه داده شود تا شمارگانشان را به رخِ وی و به رخِ مردمان جهان بکشند؟

شش: رهبر به دروغ در مشهد گفت: “مردم باید وضعیت اقتصادی کشور را از ما مسئولین مطالبه کنند”. وی اما اشاره ای به مطالبات کارگران و معلمان و کشاورزان و صنعتگران و ورشکستگانی نکرد که صرفاً و صرفاً و صرفاً بخاطر همین مطالبه گری، کارشان به زندان و تبعید و محرومیت وگلوله های ساچمه ای کشیده و بعضی ها نیز در زندان های حضرت رهبری خودکشانیده شده اند!

هفت: رهبر زُل زد به چشم مردم و به دروغ گفت: ” توجه کنید که اولویت دشمن، مسائل اقتصادی ست”. و هیچ از نقش خودش و حواریون خودش در رواجِ فضاحت های اقتصادی نگفت. من – محمد نوری زاد – اعلام می کنم که هیچ شکستِ اقتصادی – چه خرد و چه کلان – ندیده ام که ردی از آمریکا و اسراییل و انگلیس ( دشمنانِ همیشه خانه کرده در ذهن رهبر) در آنها بوده باشد، مگر این که فراوان دیده ام فضاحت های اقتصادی و دزدی های کلان کشوری را که حتماً و مطلقاً دستِ آشکار آیت الله ها و سرداران سپاه و آقا زاده ها و حواریونِ حضرات در آنها بوده و هست به وفور!

هشت: رهبر به دروغ به مردم گفت: ” دشمن با فشار اقتصادی می خواهد مردم را نسبت به نظام دلسرد کند”. شاید اشاره ی رهبر به تحریم های بین المللی باشد که الحق جمهوری اسلامی را با چالش های بزرگ اقتصادی روبرو کرده است. رهبر اما نگفت: ما علاوه بر آنکه پول های گنده ی مردم ایران را از جیب شان بیرون کشیده ایم، و همان پول های گنده ی دزدیده شده را برای شیعه گستری هایِ خودمان، بر سرِ مردم لبنان و افغانستان و نیجریه و عراق و بشار اسد و حوثی های یمن و شیعیان بحرین بارانده ایم. نیز رهبر در مشهد نگفت: سوریه و عراق را که شخم زدیم، درست وسط مذاکرات هسته ای، موشک بهوا شلیک کردیم و بر بدنه ی موشک به زبان عبری نوشتیم: اسرائیل باید از صفحه ی روزگار محو شود. می گویم: عجبا که رهبر و مغز فندقی های اطرافش، انتظار دارند مجامع جهانی با تماشای شیعه گستری های خونینِ نظام، و با تماشای شلیک موشک های تبلیغی شان، برایشان کف بزنند و سرِ کیسه های دُلارین را واکنندشان!

نه: رهبر در سخنرانی مشهدش، به دروغ و به سنتِ نیازِ هماره اش، مرتب و به هر بهانه پای دشمن را وسط کشید و تا توانست بخیال خود کاسه کوزه ی خرابی های کشور را برسرِ دشمن شکست و پای بصیرتِ رهبریِ خودش را و وجاهت نظامش را از مفسده های جاری بِدَر بُرد. من – محمد نوری زاد – رازِ رمزگشایی از دروغ های رهبر را برای شما بر ملا می کنم. اینجور که: سخنان پیوسته ی رهبر را پیشِ روی نهید و هر کجا در آنها به واژه ی دشمن برخوردید، آن را بردارید و بجایش ” بیت رهبری و رهبر و سرداران سپاه و آیت الله ها و حواریون قالتاقِ نظام” بگذارید. این کار را که بکنید، به اصل سخنِ رهبر و درستیِ سخنش راه خواهید یافت. که یعنی: هرکجا که رهبر از دشمن می گوید: وی دارد از خودش و از سرداران سپاه و از جماعتی از آیت الله ها و از حواریون قالتاقش می گوید.

ده: رهبر در مشهد به دروغ گفت: ” دشمن با تبلیغات تلاش می کند کاستی ها را به نظام جمهوری اسلامی ربط دهد”. با همان شیوه ای که گفتم، در همین جمله ی بالا، بجای دشمن، رهبر و آیت الله ها و سرداران سپاه و حواریون قالتاق نظام بگذارید و بجای کاستی ها، پیشرفت ها و شکوفایی ها و برخورداری ها را بنشانید.

یازده: رهبر در مشهد گفت: ” در این سالهای پس از انقلاب، هر جا مدیر انقلابی داشته ایم کارها پیش رفته و در هر کجا مدیر بی حال و غیر انقلابی داشته ایم، کارها به انحراف رفته. رهبر برای گفتنِ همین یک جمله، با ناراستیِ آشکارش، بر یک واقعیت حتمی و بر یک حقیقت بزرگ پرده افکنده است. و آن این که: آقا جان، کار درست و بایسته، به “سیستم”ی درست و بایسته، و به آدم هایی درست و بایسته محتاج است. و این که: آقا جان، نظام اسلامی مطلقاً سیستم پذیر نیست. نمی شود به یک استاندار فرمان داد که برو این کارِ بایسته را انجام بده، و همزمان، امام جمعه ی نابکار و بی سواد و مداخله گرِ همان استان را نادیده گرفت. نمی شود نابغه ای چون امید کوکبی را برای همکاری با بساط هسته ای دعوت کرد و وقتی نپذیرفت، رهایش کنی که برود. نخیر، باید برایش جاسوسی تراشید و او را به شیوه ی نظام مقدس: چزاند.

دوازده: رهبر به دروغ در مشهد گفت: “صاحبنظران و کارشناسان، مشکل اقتصادیِ کشور را در دو عاملِ بیکاری و رکود تولید می دانند”. رهبر اما نگفت: کارشناسان و صاحبنظران اقتصادی، نیز حرفهای دیگری دم گوش من گفته اند که من متعمدانه آنها را نمی گویم. یعنی نمی توانم بگویم. رویم نمی شود که بگویم. آخر چگونه بگویم: مشکل ریشه ای اقتصاد در جمهوری اسلامی، اسکله های چند بچند سپاه برای قاچاقچیگری، و دخالت های سپاه در تمامی حوزه های اقتصادی و سیاسی و امنیتی، و امپراطوری ستاد اجرایی فرمان امام ( در اختیار رهبر)، و امپراطوری هایی چون آستانقدس و بنیاد مستضعفان و بنیاد شهید و بنیاد پانزده خرداد و دزدی های آشکار و نهان شان اینان است!؟

سیزده: رهبر به دروغ در مشهد گفت: جوانان ما غنی سازی اورانیوم را از 3.5 درصد به 20 درصد رساندند و همین جوانان می توانند غنی سازی را از 20 درصد تا 90 درصد برسانند. آیا این جوان ما نمی تواند اتومبیل پیشرفته بسازند و….؟ رهبر در این آشفتگیِ سخن، اما نگفت: ما با میلیاردها دلار نقد، دانش هسته ای را بشکل بسته بندی از روس ها و کره ی شمالی و هرجای دیگر خریدیم و آوردیم اینجا و تلاش کردیم در بیست سی متریِ زیر زمین باهاش بمب اتمی بسازیم. رهبر در مشهد نگفت: ما نمی دانستیم و البته نمی خواهیم هم بدانیم که “آخوند با سانتریفیوژ” قابل جمع نیست! مگر این که امضاء با آخوند باشد، برای جارو کردن دلارهای مردم ایران، برای دستیابی به بمب اتمی، برای محو اسراییل قربةً الی الله! رهبر نگفت: شخص خودش با آنهمه پولی که برای تأسیسات هسته ای دود کرد و بهوا فرستاد و سرآخر هم با بتنِ آمیخته به نرمشِ قهرمانانه، سر و تهش را بهم آورد، چی نصیبِ مردم ایران شد جز خفت؟

چهارده: رهبر به دروغ گفت: ” مردم را باید در تولید دخالت بدهیم”! و نگفت: که مردم و تولید، با نظام ملایی، قابل جمع نیستند. یعنی دخالت مردم در تولید به مقدماتی محتاج است که به زنجیره ای از سیستم های مدیریتی محتاج است که این زنجیره، دو قدم آنسوتر به داستانِ استاندار و امام جمعه بر می خورد. و نگفت: دخالت مردم در تولید، به باورِ مردم محتاج است. یعنی ماها باید مردم را بفهمیم و باور داشته باشیم و آنان را در فکر و نو آوری و سرمایه گذاری و تولید به بازی بگیریم و درهای بسته را به رویشان وا کنیم. که این گشایش ها، بسرعت به بن بست های ولاییِ خود ما بر می خورد و به مضحکه می انجامد. بعدش، یک نفر از جمعیت حاضر در مشهد، بلند نشد تا از رهبر بپرسد: حضرت آقا صبح بخیر. در چهل سالگی انقلاب تان، تازه می فرمایید: مردم را باید در تولید دخالت بدهیم؟ یعنی تا کنون نبوده و از این به بعد باید بنشینیم و یک فکری برای این مردم و دخالتشان بکنیم در تولید!؟

پانزده: حضرت رهبری به دروغ در مشهد گفت: “باید به مصرف تولیدات داخلی روی برد و از خرید کالای ایرانی حمایت کرد”. این سخن، آیا کشفِ تازه ی ایشان است؟ یا از قدیم به آن باور داشته اند؟ تولید داخلی یعنی عرق جبین و برنامه و مدیریت و دانش و سرمایه گذاری خصوصی. که می گویم: هرگاه ملاهای ایرانیِ حاکم بر ایران، دست بکار شدند و زیر نظرِ دانشمندان آگاه و مدیر، برای تولید کالای ایرانی، از جبین شان عرق سرازیر شد، می شود به تولید داخلی امید داشت. در یک کلام، رهبری که تا همین اکنون، هم خودش و هم خویشانش، بجای سوار شدن به پراید، سوار گرانقیمت ترین و شیک ترین اتومبیل های خارجی می شوند، لیاقت و اجازه ی این را ندارد که مردم را به خرید کالاهای تولید شده در داخل دعوت کند!

شانزده: دروغ دیگر رهبر در سخنان مشهدش این بود: ” جوانان دنبال کار باشند و بی حال نباشند”. که یعنی انگار در اطراف جوانان ما به وفور کار هست، اما این جوانان مایند که بی حال اند و تن به کار نمی دهند. این بی حالی گرچه با قاچاق و توزیعِ مواد مخدر توسط سپاه و اطلاعات گریبانگیر بخشی از جوانان ما شده، اما حتماً علت اصلی بی کاریِ جوانان ما، تاراج سرمایه های نقد کشور است که باید در داخل، خرج و صرف تولید می شد اما بیت رهبری و سپاه ترجیح دادند که در امتداد شیعه گستری، می شود بی حالی و اعتیاد و بی کاری را مشت کرد و همان مشت را به صورت جوانان ایرانی کوفت و هر از گاه به سرشان شیره مالید که: کار هست اما این شمایید که بی حالید!

هفده: در مشهد، رهبر از یکی دیگر از دروغ های آشکارِ خود پرده برداشت. این که: ” قاچاق و مبارزه با قاچاق جدی گرفته شود”. به رهبر می گویم: چه دستگاهی باید مخاطب این هشدار شما باشد که تا کنون اگر با قاچاق جدی نبوده، از این پس باشد؟ راستی این را شما چرا رو به مردم می گویید؟ و چرا جرأت نمی کنید به نفرات بغل دستی تان – سرداران سپاه – بگویید؟ یکی از پایه های فلاکت اقتصادی در ایران، همین قاچاقچیگری سرداران سپاه است. جوری که همه ی مسئولانِ ریز و درشت، از نقش قپه های سرداران در این نکبتِ ولایی خبر دارند اما جرأت نمی کنند آن را رسانه ای کنند یا بر زبان آورند. درست مثل خودِ رهبر. که حاضر است دروغ بگوید اما به سپاه نگوید: ببینم، تو واسه چی قاچاق می کنی؟ می دانید سپاه در جواب رهبر چه می گوید؟ می گوید: برو کنار بذار هوا بیاد. و به رهبر هشدار می دهد: این آخرین باریه که تو کار ما دخالت می کنی ها؟!

هجده: دروغ دیگر رهبر در مشهد این بود: ” ما برای انتخابات هایی که در ایران انجام می شود به دنیا فخر می فروشیم” و گفت: “دنیا مجذوب مردمسالاری دینی امام خمینی در ایران شده است”. من تنها و تنها به کنایه ای از این دروغ بزرگ اشاره می کنم و از آن در می گذرم. این که: آهای ای جناب حضرت رهبری، بیایید در آینه بخود بنگرید و به این پرسش پاسخ بدهید که: چرا غیر از خودتان همه ی رییس جمهورها یا نابکار و ناجور و منحرف و فریب خورده اند یا ضد انقلاب و مزدور اجانب؟ مشکل از شماست یا از آنان؟ بگویم؟ مشکل نه از شماست و نه از آنان. بل مشکل هم از شماست و هم از آنان. مگر می شود؟ بله، مشکل، از قرار گرفتن آخوند بر سرِ منصب هاست. آخوند، نه نظم پذیر است و نه قانون پذیر! او خود را فراتر از نظم و قانون می داند. عین ریگ دروغ می گوید و می دزدد و آدم می کشد اما همزمان خود را در متن آغوشِ خدا می پندارد! همان امام خمینی و مردمسالاری دینی اش را ( که دنیا را مجذوب خود کرده) به یاد بیاورید که با چهارخط نوشته، چند هزار زندانی بی گناه را به سینه ی دیوار سپرد و وقتی که رفت، از قبل وصیت نامه ای نوشته بود با این جمله ی ملکوتی: “با قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از بین خواهران و برادران مرخص و به محضر خدا می روم”! بقول جوونا: اینهمه اعتماد بنفستو!

نوزده: آن روز، در جوار امام رضا، دروغ بر دروغ می غلتید. که یکی از آنها این بود: ” من هرگز در انتخابات دخالت نمی کنم”. که می گویم: در یک قلم، کودتا و کشتار سال 88 و بر نشاندن فرد نامتعادلی بر منصبِ دستگاه اجراییِ کشور و اعتراف سرداران سپاه به دخالت مستقیم شان در انتخابات، مگر نه این که بخاطرِ جلوگیری از ورود یک نامحرم به دخمه های پنهان بیت رهبری و سپاه بود از یک طرف، و تداومِ غارت کشور با همکاریِ همان فرد نامتعادل از طرف دیگر؟ مجبتی خامنه ای مگر نه این که بخاطر همین دخالت های نیابتی اش اشتهار یافت؟

بیست: شاید گنده ترین دروغ رهبر در سخنان مشهدش این بود: “عده‌ای بی‌انصافی می کنند و می‌گویند در کشور آزادی فکر، بیان و انتخاب وجود ندارد! هیچ کس به خاطر اینکه فکرش مخالف حکومت است مورد فشار و تعقیب قرار نمی‌گیرد. هر کسی چنین ادعایی کند دروغ گفته است”! من – محمد نوری زاد – کاری به زندان و شکنجه و محرومیت و تبعید عزیزانی چون: سعید مدنی و احمد زید آبادی و ضیاء نبوی و عماد بهاور و مجید توکلی و نرگس محمدی و آتنا دائمی و معلمان و کارگران زندانی و شلاق خورده و هموطنان محرومیت کشیده و زندان رفته و اعدام شده ی بهایی و کشته هایی چون ستار بهشتی ندارم، خودِ من بخاطر سه نامه ای که با قلمی بسیار دوستانه به شخص رهبر نوشتم و منتشر کردم، متحمل یک سال و نیم زندان و ضرب و شتم و فحش های ناموسی شدم!

بیست و یک: و دروغ دیگر رهبر: ” امروز کشور از استقلال برخوردار است”. می گویم: هرگاه کشوری از استقلال برخوردار باشد، طعم این استقلال را باید بشود در هر کنج و گوشه ای از مواضع سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و مدنی و بین المللی اش چشید. استقلال گرچه یک واژه ی سیاسی است اما اگر بر سر همه ی مواضع مملکتی سایه نیندازد، فریبی بیش نیست. کره ی شمالی نیز می تواند بگوید: من استقلال دارم. کشوری استقلال دارد که هم در داخل سرشار از کار و تلاش و نشاط باشد و هم رغبت دیگران را بر بیانگیزد برای حضور همه جانبه در آن کشور. به دیگر سخن، کشوری مستقل است که دیگران به دیده ی احترام بدو بنگرند. آیا در جهان مردمانی پیدا می شوند که جمهوری اسلام و کره ی شمالی و حاکمانشان را دوست بدارند؟ و یا دوست داشته باشند به این دو کشور سفر کنند و پول و سرمایه ی شان را بدانجا ببرند و در آنجا سرمایه گذاری کنند و یکی دوسالی و عمری نیز در آنجا زندگی کنند؟ استقلال اما به معنای “ناهمپیمانی با قدرت های بزرگ”، برای هیچ کشوری ممکن نیست. در عین حال که “همپیمانی با قدرت های بزرگ”، داغ ننگی نیز برای کشورها بشمار نمی رود. گرچه در نسبت با روسیه، پای بوسیِ سران جمهوری اسلامی، حیثیتی از استقلال برای این نظام باقی نگذارده است.

محمد نوری زاد
ششم فروردین نود و هفت – تهران

مصاحبه شبکه تلویزیونی ایران فردا با محمد نوری زاد در باره ی سخنان نوروزی رهبر در مشهد

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

267 نظر

  1. ‌همه حرفهایت بجا ولی اشتباه بزرگی را میکنی وتکرار هم میکنی حالا خوبه خودت شیعه هستی شیعه گستری کیلویی چنده جناب یا شیعه را نمیشناسی ویا عمدا داعش گستری والقاعده وطالبان و..گستری را بنام شیعه گستری خامنه ای وهابی جا میزنی حداقل همین نطرات آقای بروجردی که نسبتا عالم محترم وقابل قبولی در گذشته نه چندان دور بود که بسیار هم مخالف خمینی وافکار انقلابی گری بنام مدهب شیعه بود را هم لحاط کن واینقدر شیعه واقعی را که بارها وبارها در سخنان امامان شیعه انقلاب وقیام را قبل از طهور محکوم وحق هیچ نوع قیامی را جهت تشکیل حکومت شیعی واسلامی به شیعیان نداده اند البته روشنه دلیلش چون نهایتا بضرر مدهب شیعه میشود چنانچه الان شاهدش هستیم موفق باشید

     
  2. جناب مزدک با درود، اجازه بده بگویم “جمهوری اسلامی” حتی لایق نامیده شدن با پیشوند “پدیده” را هم ندارد چون “پدیده” در مفهوم ماهیتی خویش شامل چیزی یا کسی‌ که ساختار منفی‌ و مخرب و ویرانگر داشته باشد، نمی شود. باید گفت‌ جمهوری اسلامی چیزی یا بلایی یا مصیبتی یا طاعونی یا فلاکتی یا.. یا… هست. یک ترکیبی‌ است از چیدمان دو نقیض یا دو تضاد مطلق و حاصل تراوشات موجودی بیگانه با ایران و ‌ایرانی و حمایت مشتی عرب زده مفلوک.

     
  3. حاج اسحاق نادان: اگر لازم باشد برای دریاچه ارومیه آب از خارج وارد می‌کنیم و وعده داد که اگر لازم باشد برای احیای این دریاچه “میلیاردها دلار اعتبار خارجی” اختصاص خواهد یافت.
    مش قاسم: در حکومت اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات توانایی …(سه نقطه از مش قاسم) شعرگویی یکی از شرایط رسیدن به مقام و موقعیت میباشد. البته دزدی و آدمکشی و شکنجهگری هم در کنار این توانایی لازمه.

    این یارو نه وزن حالیشه، نه حجم، نه فاصله، پول هم خیال میکنه علف خرسه که میلیارد دلار میلیارد دلار اختصاص بده. ای نادان، تو اگه از این پولها داری چرا پول معالجه اون بچههای ایرانی که توی اتشی گرفتن مدرسه شون دچار سوختگی شدن پرداخت نمیشه؟ چرا زلزله زدگان توی سرمای زمستون نه سرپناهی، نه آبی و نه غذای گرم دارن؟ چرا آبادان و خرمشهر هنوز خرابه هستن؟ هان؟ بگو ببینم شیاد!

    ولکن داستان اصلی: برادران قاچاقچی خودشون سالیان سال میلیارد میلیارد سرمایه این ملت رو بالا کشیدن و کشکی سد ساختن تا به اینجا رسیدیم. حالا میخوان میلیارد میلیارد سرمایه رو بالا بکشن و حسابهای بانکی رو توی کانادا و استرالیا و انگلیس و …..پرتر کنن با پروژهای واهی، خود حاجی نادان و اخوی و بقیه افراد خانواده هم شریک هستن توی شرکتهایی که قراره این کار رو بکنن. هیچ کاری هم نخواهد شد الا بالاتر رفتن حسابهای بانکی دولت دزدزن حکومت اسلامی کره شمالی مرزعه حیوانات.

    /*: ک

     
  4. درود سید مرتضای گرامی
    از باب ادبِ انسانی و لباسی که بر تن دارید و آیه های قرآنی که بدان معتقدید، یک وقت بگذارید و با خانواده ی مردی که جلال الدین فارسی زد و کشتش، صحبت کنید. لااقل اینقدر که باید خون آن مرد برای اسلام شما مهم باشد که بالشخصه پیشقدم شوید و همین یک مورد را واشکافی کنید. هماهنگی هایش با من. من با خانوده اش از نزدیک آشنایم و رفت و آمد خانوادگی داریم. این رفت و آمد هم از پسر مرحوم شروع شد که در زندان با او که هجده بیست ساله بود همبند بودم. همه ی اسناد و شهود در صحنه موجودند. جلال الدین فارسی دقیقا و مطلقا به سفارش آقای خامنه ای و با کارگزاری آخوند نابکاری چون شیخ محمد یزدی بدون پرداخت یک ریال دیه، از قصاص رهید. گرچه خانواده اش اعلام کرده بودند که: دادگاه اگر حکم به قصاص بدهد او را خواهند بخشید.
    بااحترام
    ……………….
    نوریزاد گرامی این عنصری را که شما بعنوان انسان مورد خطاب قرار میدهید نان خود را از قبل این /////////////////////////////// دریافت می کند. ما بارها از ایشان خواسته ایم که منبع درامد خود را که پزوهش می نامد در این سایت بگذارد. میدانید چرا اینکار را نمی کند؟چون بخوبی می داند که آنچه را پزوهش می نامد مثل همان علم لدنی چیزی جز ///// نیست و نفعی برای جامعه ایکه ایشان//// از خزانه عمومی اش ارتزاق می کند نیست. دوست فداکار و ارجمند ما با موجوداتی سرو کار داریم که نه بویی از شرافت و انسانیت و معرفت برده اند و نه اصولان برایشان ایراندوستی و انساندوستی و فرهنگ و تاریخ و تمدن ایرانی مفهومی دارد. اینها موجودات تازی پرستی هستند که نه عرب انها را می پذیرد و نه دلی در گرو ایران و فرهنگ ان دارند.دوست من من دست عرب خوزستانی را بعنوان هموطنم می فشارم و در برابر بی عدالتی به انها می ایستم حتی به قیمت جانم .بحث ما بحث عرب و عجم و نژاد پرستی نیست بلکه بحث مشتی ////////////و آدمخوار و اشغالگریست که هیچ پرینسیپی بجز آدمخواری و غارت و روفتن و ویرانی ندارند. این جماعت///////////// متجاوزان به ایران و ایرانیند بهمین جهت نه عربند که لاقل شرافت قوم عرب را داشته باشند و نه ایرانیند که همچون مردمانی آزاده و جوانمرد غیرتی در بساط داشته باشندواینها همان هیبریدها(///قاطی پاتی) یی هستند که فردوسی بزرگ در نامه رستم فرخ زاد به برادرش بخوبی توصیف کرده.

    از ایران وز ترک وز تازیان
    نژادی پدید آید اندر میان
    نه دهقان نه ترک و نه تازی بود
    سخنها به کردار بازی بود
    همه گنجها زیر دامن نهند
    بمیرند و کوشش به دشمن دهند
    بود دانشومند و زاهد به نام
    بکوشد ازین تا که آید به کام
    چنان فاش گردد غم و رنج و شور
    که شادی به هنگام بهرام گور
    نه جشن ونه رامش نه کوشش نه کام
    همه چارهٔ ورزش و ساز دام
    پدر با پسر کین سیم آورد
    خورش کشک و پوشش گلیم آورد
    زیان کسان از پی سود خویش
    بجویند و دین اندر آرند پیش
    نباشد بهار و زمستان پدید
    نیارند هنگام رامش نبید
    چو بسیار ازین داستان بگذرد
    کسی سوی آزادگی ننگرد
    بریزند خون ازپی خواسته
    شود روزگار مهان کاسته
    ………….

     
    • چند بیت از حماسه های ضد میهنی سید مرتضی و شرکاء:

      اگر جملگی پشت به دشمن دهیم
      ازآن به که خود را به کشتن دهیم

      تو بگذار ایران که ویران شود
      کنام پلنگان و شیران شود

      چو ایران نباشد میریم ما فرنگ
      پیش دلبران بسی شوخ و شنگ

      می بندیم برای وطن شیشکی
      بکوشیم در خوردن ویسَکی

      الا مزدک ضد ملا بدان
      مرا دوستی نیست اندر جهان

      منم سید ساکن شهر قم
      در عمامه دارم بمب اتم

      از ما ///مزدک و برو به یه حاجیزاده بند کن. گفته باشم ها…

       
    • مزدک گرامی من اشکالات ومطالب غیر عقلی فراوانی در روایات واخادیث شیعه وسنی میبینم تعدادی را یادداشت کرده ام یکی دو مورد را از اقا مرتضی سوئال کرده ام که طبق معمول توجیهاتی ارائه داده اند که مورد قبول وقانع کننده نبوده متاسفانه چون در انشائ مطالب بسیار ضعیف هستم خیلی کم و مختصر مینویسم این مقدمه را از ان جهت نوشتم تا متوجه شوی قصد طرفداری از اقا مرتضی و افکار وباورهایش ندارم فقط فکر میکنم اگر من نوعی با دین ومذهب مخالفت داریم و به این دلیل با اقا متضی هم هم فکر وموافق نیستیم بهتر است از لغاط توهین امیز و ناجور استفاده نکیم چون این نوع برخورد اصل انتقاد ما راخدشه دار میکند باپوزش از وارد شدن به بحث شما وسپاس

       
  5. سید مرتضی
    6:49 ب.ظ / مارس 31, 2018

    بقول بابا پنجعلی در سریال پایتخت:نافهم بفهم! بیچاره اید امثال شما چسبیدگان به دنیا، نه توی نافهم درکی از مقامات معنوی امام و بزرگان از اولیاء داری نه آنکه از او به زنده یاد تعبیر می کنی،خرق عادت و معجزات از مقامات عادی و معمولی انبیاء و اولیاء الهیست،مطابق نصوص دینی اعم از کتاب و سنت،شراشر هستی و هرجا حیات متحقق است درک و شعور وجود دارد :”تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فيهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبيحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَليماً غَفُورا.الاسراء/44
    آسمانهاى هفتگانه و زمين و هر كس كه در آنهاست او را تسبيح مى‏گويند، و هيچ چيز نيست مگر اينكه در حال ستايش، تسبيح او مى‏ گويد، ولى شما تسبيح آنها را درنمى‏ يابيد. به راستى كه او همواره بردبار [و] آمرزنده است‏.
    و عالم سراسر حیات و شعور و نطق و ادراک است،امام هم مطابق نصوص روایی آگاه بزبان حیوانات است،بنابر این اگر آهو یا حیوانات دیگر با امام نطق کنند این اعجاز ولائی امام است نه اعجاز حیوان،شما را چه به درک اینها،شما سر در آخور طبیعت و ماده دارید تا آنکه زمان وعده الهی فرا رسد و طعم مرگ را بچشید،چنانکه قرآن فرمود:
    “حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُون‏،لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ “.المومنون/100
    تا آنگاه كه مرگ يكى از ايشان فرا رسد، مى ‏گويد: «پروردگارا، مرا بازگردانيد، شايد من در آنچه وانهاده‏ ام كار نيكى انجام دهم. نه چنين است، اين سخنى است كه او گوينده آن است و پشاپيش آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته خواهند شد.
    ………
    شما چسبیدگان به دنیا،
    ……
    سید جان یعنی شما نان نمی خورید سکس ندارید نمی شاشید و نمی رینید و راه نمی روید و حرف نمی زنید و ماشین سوار نمی شوید و بیمه تمام خانواه را ندارید و لباس نمی پوشید از طرفی از گرده ایرانیان بدون کوچکترین نفعی به انها!؟اگر اینها دنیا نیست سید بفرمائید چیست؟ای تف به اون ///////////////////////////////////////////////////////////////////و دروغگو نبودند! سید خودتی! دوران خر کردن مردم تمام شد و مرگتون نزدیکه اون اذا زلزلت که در قرانت به آن اشاره شده درست برای شما مسلمین و بخصوص برای شما ///////////////////////////// لقمه ها(نان ایرانی را می خورید و ایران ستیزید) فرا رسیده. در ضمن /////////////////////////////////

     
  6. آرتین ایران
    6:10 ب.ظ / مارس 31, 2018

    سلام بر دوست گرامی
    محض رضای هر کس قبول دارید دست از این حماقتهای پانیسمی بردارید.در عقب ماندگی فعلی ما همین بس که پول ایرانی را به عنوان یکی از سندهای اعتبار ملی تا دم مرز ایران قبول تدارند چه برسد به آنسوی مرز حال اینکه با دو چشم متعجب خود دیدم ریال عربستان و درهم امارات و حتی پول عمان را به راحتی می پذیرند.حال بگردیم دنبال اینکه این اسم عرب است آن یکی اسم فارسی است این چه معنی می دهد و دیگری چه و…والله بالله عقبیم.بسیار زیاد و عقب تر هم خواهیم رفت.نیمی از این مشکلات بر می گردد به اشتباه سال ۵۷ نیمی دیگر خود ماییم.اینها را که می نویسم قلبم فشرده می شود.دیگری آمده نگاشته تا زمانیکه یک مسلمان در ایران باشد چنین و چنان!!آخر عزیز برادر مگر می شود جمعیت کثیری از ملت ایران را از بین برد برای توهمی که معلوم نیست سرانجامش چیست؟!جای اینکه فرهنگ مدارا را ترویج کنیم همان راهی را پیشنهاد می کنید که حکومت دینی چهل سال است با خودی و غیر خودی کردن ملت ایران فریاد هر آزادیخواهی را به هوا بلند کرده است!نمی دانم واقعا کی زمانی فرا خواهد رسید که به جای منم منم کردنها اعتباری برای خود دست و پا کنیم.با توهم خود برتری جز عقب ماندگی حاصلی پدید نخواهد آمد.یعنی همین که الان هستیم.
    موفق باشید
    ………..
    هموطن و دوست ارجمند ارتین گرامی! مشکل ما این //// با عقاید ایران و انسان ستیزشان است. بحث از بین بردن مسلمان نیست بلکه از قدرت انداختن دستگاه مسلمان تروریست و انسان و تمدن ستیز است. دوست من نه من و نه شما و نه هیچ ایرانی آزاده دیگری نه مسلمان کش و نه آدمکش است ولی هر مسلمانی یک انسان کش بالقوه است. چون ///// اسلامی او را موظف به دگراندیش کشی می کند. دوست من ایا شما بعنوان یک انسان آزاده و انساندوست و متمدن حاضری بچه شیرخواره خود را بدست مسلمانی بسپاری وقتی می خوانی که محمد با دختر 9 ساله همبستر شده و خمینی حتی دفع شهوت با بچه شیرخواره را مجاز می داند؟ ایا حاضرید که به مسلمانی اعتماد کنید وقتی می دانید که اینها هدفی جز گرفتن قدرت به هر وسیله ایی ندارند؟

     
    • آرتین ایران

      سلام بر مزدک گرامی
      فرمودید:”ولی هر مسلمانی یک انسان کش بالقوه است. چون ///// اسلامی او را موظف به دگراندیش کشی می کند”دوست گرامی مشکل امثال من با این هر اول جمله شماست.آرزوی من دنیایی با پذیرش تنوع انسانهاست.تصور ایران بدون مسلمان به غایت دور از واقعیت و فی الواقع توهم است ولی چرا آرزومند ایران متنوع نباشیم؟! در کودکی در همسایگی خود یهودی و ارمنی و امثالهم داشتیم که با مدارا با مسلمین می زیستند و اگر امروز بدانجا رسیدیم که بین شیعیان هم دیوار می کشیم این بابت همین هر اول جمله شماست.مسلمان کشی دردی از شما با این تفکر دوا نمی کند ولی آدم کشی و خشونت کور را که در این چهل سال از حوزه ها به سطح جامعه تسری داد تداوم می بخشد.یکجایی باید این خشونت تمام شود.باید باید.
      موفق باشید

       
  7. سید مرتضی
    12:48 ب.ظ / مارس 31, 2018

    مزدک! نه شما و نه همفکرانتان از فراریان وطن فروش و ضد انقلاب نه تنها ایرانی نیستید بلکه ////////////////// هستید که از نام ایران تغذیه و سوء استفاده می کنید و برای اجداد ایرانی ما ایرانیان//////////////////////// سرمی دهید.مزدک اکثریت مطلق ایرانیان هیچ اعتناوی به آنچه شما میگوئید ندارند.شماها نتیجه 2500 سال زوزآورکردن دروغ و خرافت (خرافات) و سخنان و ادعاهای بی پایه و اساس و ////// و مدعیان حقوق بشر و خرد هستید.و خود نیز بخوبی از جرایم و وطن فروشی و پشت کردن به سرزمین و ملت خود با خبرید.نه ادعاهای ایرانی بودن و نه ادعاهای حقوق بشری و دموکراسی شما با
    ………….
    //// جان ر…! خواستی به خیال خود کاری کنی ولی ر…ِی!

     
  8. گوگوش و الهه در مکه:

    خواستم بگم اینم از دلایل پیروزی انقلاب اسلامی!! اما دیدم اینا که مثل الآنی های خودمون تظاهر نمی کردند! کاری هم می کردند مثه الان به بهانه اشاعه فحشا مخفی نمی کردند!!! این داستان اشاعه فحشا آخرش هم معلوم نشد که اگر بخاطر برداشته نشدن قبح عمل بوده پس چرا همه جا رو فحشا گرفته!!! هر چی بوده بد نبوده برای حضرات و مقلدین که هر کار خواستند بکنند و دروغ بگویند که اشاعه فحشا نشه!!!!

     
  9. جناب رسول تا اینجا درست که بوی الرحمن، شامه ناصر مکارم شیرازی و امثالهم را به ویژه از دی‌ ماه به این طرف، هم سریع و هم به شدت آزرده و انگار دارد مثل احمد جنتی باور می‌‌کند که پایان این بهشتی‌ که در آن بسر می‌‌برند و این بهشت را به بهای راه‌اندازی خون و جنون و جنایت و غارت و شکنجه و رواج فساد و فحشا و فقر و فلاکت برای ایران و ‌ایرانی خریده اند، عنقریب نزدیک است و شدیداً و بسرعت برق به یک باب فرودگاه جهانی‌ در ‌قم و برای ‌قم، نیاز مبرم و فوری هست و میدانیم چرا. اما چیزی که این بابا اصلا و ابدا متوجه نیست این است که به صرف اینکه ‌قم صاحب یک باب فرودگاه جهانی‌ شد به این معنی‌ نیست که هر گاه اراده کنی‌ می‌‌شود به اندازه حجم یک هواپیما آن را پر از نفر کرد و به هر کجای عالم که ایشان خواست چون رابطهٔ دربار است، آن نفر‌ها را پیاده کرد و آن نفر‌ها همانجا که رفتند گونی‌های شکر نشان پر از دلاری که با خود دارند را مثل جنوب لبنان خرج کنند. ایشان غافل است که حتی همین مسکو یعنی‌ پوتین که برادری از او نزدیک تر و مؤمن تر ندارند هم تا گونی‌های دلار را تحویل گرفت آن نفر‌ها و آن هواپیما را بر می‌‌گرداند به ‌قم یعنی‌ از همون جایی‌ که آمده اند. ایشان فرودگاه جهانی‌ را دیده اما آن چیز اندازه سنج را ندیده و اصلا عالم را با قیاس دربار سنجیده،…

     
  10. دریغم میآمد اگر این نوشتۀ زیبا را با شما دوستان قسمت نمیکردم:

    نوروز ۹۳ تاجیکستان بودم. آنجا تنها جایی است که انسان احساس ایرانی بودن میکند حتی بیشتر از خود ایران! از لحظه ورود به فرودگاه دوشنبه که بیت حافظ را بر آن نوشته اند :

    رواق منظر چشم من آشیانه توست
    کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

    این حس شروع میشود. زبان زیبای فارسی با تلفظ کهن خراسانی اندیشه را تا دوردستهای دوران سامانیان واپس میبرد با آن لغات فراموش شده کهن دری و پهلوی. وارد شهر که میشوی تمام کوچه ها و خیابانها با اسامی ایرانی نامگذاری شده و تندیسهای خیام و ابن سینا و رودکی و فردوسی و …. همه جا به چشم میخورد. واحد پولشان سامانی است که ناخودآگاه شکوه شاهنامه را در دل متجلی میکند .نامهای زنان گیسو فروهشته آنها با آن لباسهای شاد و رنگی و پوشیده ، اینهاست : دلربا، دلکش، دلبر، فرنگیس ،مشک افشان،گیسو سیاه، … نام مردانشان سیاوش و ایرج و فریدون و فرهاد ….

    همه شهر به سبک ایران باستان غرق سرود و آواز و رامشگری و خنیاگری است و در تقویمشان شش ماه سال را عزا پر نکرده.پیش از نوروز همه مردم در کوی و برزن مینوازند و میرقصند . روز اول نوروز در مکان بزرگی به نام نوروزگاه که به شیوه تخت جمشید آراسته شده جمع میشوند و هزاران هزار انسان دست افشان و پایکوبان شادی میکنند. مکانهای جغرافیایی کشورشان برای اهل ادبیات و تاریخ نامهایی رویایی است: جیحون و بدخشان و خجند و… حتی مکانهایی که جزو تاجیکستان نیستند ولی وقتی در آن فضا قرار میگیری نامشان فرایاد می آید خوارزم و بخارا و سمرقند ذهن را به هرسویی میکشانند. فاصله ده ساعته دوشنبه تا نزدیکترین ساحل فرارودان را با شوقی کودکانه طی میکنم و در ذهنم گذر کیخسرو از جیحون و تیر آرش و تسلیم شدن سیاوش که میگفت :

    یکی کشوری جویم اندر جهان
    که نامم ز کاووس ماند نهان
    ز خوی بد او سخن نشنوم
    ز پیکار او یک زمان بغنوم

    و نبرد جلال الدین با همه تلخ و شیرینشان مرور میشوند. دوست دارم به فرارودان بزنم و نهنگی هم سربر آرد و شعر مولوی را تجسم بخشد :
    چه دانستم که این سودا مرا زینسان کند مجنون
    دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون
    چه دانستم که گردابی مرا ناگاه برباید
    چو کشتیم دراندازد میان قلزم پرخون
    زند موجی بدان کشتی که تخته تخته بشکافد
    که هر تخته فروریزد ز گردشهای گوناگون
    نهنگی هم برآرد سر خورد آن آب دریا را
    چنان دریای بی پایان شود بی آب چون هامون…

    نوروز ۹۳ در تاجیکستان نوروزی رویایی بود ابتدا اندوه میخوردم که چرا این تکه از بدن ایران جدا شده ولی بعدا اندیشیدم همان بهتر که جزو ایران نیست تا حداقل بر روی این کره خاکی که روزگاری چهل و چهار صد سرزمینهایش زیر پای پادشاهی داریوش بود ، زمین کوچکی باقی مانده باشد که رنگ و روی ایرانی بخود گرفته . با درک درستتر و منطقیتری از دین ، بر گور مردگان عرب نوحه نخوانند و فرق نوزادانشان را بیاد علی اصغر نخراشند و نام خیابانهایشان حجر بن عدی و عمار یاسر نباشد و برگهای تقویم کشورشان با نام ام البنین و ابوذر ورق نخورد. کشورشان را دستاربندان تندرو که دوست دارند مملکت را با مفاتیح الجنان و حلیه المتقین اداره کنند به گروگان نگرفته نباشد.از در و دیوارش نوحه و روضه نبارد و مداحانش بر صدر ننشینند و قدر نبینند

    به امید روزی که ملک دارا از تصرف ضحاکیان بدرآید و بار دیگر جشن و شادی و سرور لبریزش کند.
    به نقل از دکتر امید مجد

     
  11. حاج عباس گروگانگیر: من طرفدار جدایی دین از سیاست نیستم، بلکه “مخالف امتزاج” آن‌ها هستم.
    مش قاسم: حاجی، خودتم فهمیدی چی گفتی؟ خدا وکیلی اگه کسی فهمید این چی گفته ترجمه کنید.

    حاجی، تو داری توی این مملکت هدر میری، راه بیفت برو سومالی، اونجا با تجربیات تو کار خیلی ریخته!

     
    • آرتین ایران

      سلام بر مش قاسم گرامی
      امثال عباس عبدی تا زمانیکه بابت خسارت سنگین به ملت ایران در حمله ابلهانه به سفارت یک کشور که در عرف بین المللی همسنگ حمله به آن کشور و منطقا وحشیگریست از مردم پوزش نخواسته و ابراز ندامت نکند و با فرار از مسولیت و بزدلانه این کار خود را به گردن دیگران می اندازد مزدوریست که در چنین برنگاههایی بیش از پیش چهره واقعی خود را نشان می دهد.به راستی بیش از این از این خود اصلاح طلبان حکومتی انتظاری داشتید؟!
      پاینده و پیروز باشید

       
  12. حاج محسن کدیور: مردم ایران دین ‌خود را از جمهوری اسلامی نگرفته‌اند که حالا با انحراف و فاسد شدن حکومت بخوا‌هند دین خود را کنار بگذارند.
    مش قاسم: اووووووه حاجی از اونور دنیا واسه ما اظهارفض…(سه نقطه از مش قاسم)ه میکنه، هنوز فکر جیبشه که از راه دین ارتزاق بکنه.

    جمله درست اینه: مردم ایران بالاخره فهم خود را از دین در جمهوری اسلامی گرفتند و حالا با دیدن انحراف و فاسد بودن حکومت دینی-اسلامی دین خود را کنار گذاشتن.

     
  13. جمهوری اسلامی پدیده ای « ایرانی» نیست، بیگانه ای اشغالگر است که جز با زور و مقاومت رفتنی نیست
    ‫۲۰۰ کلیک ‫۳٫۲۰۳ نمایش بالابلاگ
    دیروز به سوال یکی از کاربران برخوردم که پرسیده بود چرا مردم در انقلاب ۵۷ قیام کردند، اما امروز حرکتی مشابه را انجام نمیدهند؟
    فردی که در سال ۵۷ بر ایران حکمرانی میکرد، « ایرانی» بود. او به قول ابراهیم گلستان «شبه دیکتاتور» بود، چرا که اگر او را «دیکتاتور» بخوانیم، باید به «اسد» و «قذافی» و «صدام» چه بگوییم!؟
    به «خامنه ای »که صدای انقلاب مردم را نمیشنود، چه بگوییم!؟
    مقایسه رژیم پهلوی با همه کم و کاستی هایش با حکومت جمهوری اسلامی یک مقایسه اشتباه است. رژیم پهلوی به ایران و گذشته آن و هویت ایرانی ما اعتقاد داشت اما «جمهوری اسلامی» اشغالگری است که ایران را وسیله میداند برای آزادی قدس و کربلا و….
    یکی از دلایل مهم عدم موفقیت مردم ایران در برابر جمهوری اسلامی، نگاه داخلی به این «بحران» است. جمهوری اسلامی پدیده ای خارجی است، یعنی اسلام پرستانی بودند که تنها فارسی صحبت میکردند. در سال ۵۷ دوباره اسلام حکومتی پس از ۱۴ قرن موفق شد بر حکومت ایرانی با همه کم و کاستی هایش غلبه کند.آنچه که در کتاب «دو قرن سکوت» استاد عبدالحسین زرین کوب آمده است، تنها راه نجاتی میتواند باشد، برای دفع این آفت مرگبار، از خاک کهن ایران.
    تنها راه غلبه بر مهاجم خارجی، تقویت فرهنگی، ایجاد حس همدلی و از جان گذشتگی تا پای جان و مقاومتی بی پایان است که میتواند این «مهاجم خارجی» را از خاک ایران بیرون بیاندازد!
    رفتن اسلام از ایران شروع شده است اما ۱۴۰۰ سال را به ۴۰ سال نتوان از یادها برد. این هدف بزرگ به کمک گردش آزاد اطلاعاتی حداقل ۶۰ سال دیگر شاید زمان ببرد، اگر همین امروز جمهوری اسلامی را ساقط کنیم و حکومتی سکولار و ملی گرا را جایگزین آن نماییم
    مشکل ما بیش از آنکه سیاسی باشد، فرهنگی و مذهبی است.
    هر ایرانی که از اسلام خارج میشود، یک قدم ما به آزادی و سکولاریسم و آینده ای روشن، نزدیک میشویم

    ………..
    https://www.balatarin.com/permlink/2018/3/31/4791388

     
  14. قضیه را جویا شدیم و متاسفانه متوجه شدیم چندی پیش دریا را با ماهی هایش به چینی ها با 4 کشتی بزرگ ماهیگیری اجاره داده اند و آنها بسمت ماهیگیران ایرانی تیراندازی کردند.

    به گزارش سرویس استانی ذاکرنیوز، در آخرین روزهای سال 96در قشم از سمت دریا صدای تیراندازی آمد و پس از آن قایقهای ماهیگیران از دریا با اجساد خونی و زخمی و متاسفانه چند کشته به ساحل بازگشتند.
    حالا جای سئوال برای من پیش آمد چه کسی به این شرکت چینی اجازه این کار را داده و دریا را که متعلق به همه ایرانیان مخصوصا مردم قشم است اجاره داده و چه کسی پاسخ خون ماهیگیران را می دهد و اصلا چه کسی به چینیها حق تیر در خاک و آب این کشور را داده است؟
    هم چنین شرکت چینی مذکور با سیستم برق ماهی ها را کشته و از روی آب جمع میکند که این کار باعث نابودی کل جانواران آبزی از جمله دلفینهاو لاک پشتهای زیبای قشم که از جاذبه های توریستی این منطقه است را از بین می برند و جز فقر و بیکاری برای مردم منطقه حاصل دیگری ندارد.
    مردم قشم این روزها خون گریه می کنند و صدای آنها در هیچ کجا طنین و بازتابی ندارد..
    ………….
    http://tnews.ir/خبرگزاری-ذاکر/a241108211641.html#%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%b4%d9%85-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1-%d9%86%d9%85%db%8c-%d8%ae%d9%86%d8%af%d9%86%d8%af-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85

     
    • آرتین ایران

      سلام بر مزدک گرامی
      این مطلب از فردی به نام سردار سعید قاسمی ذکر شده که یحتمل درست می باشد.در اینکه حکومت دینی از اینگونه اعمال بسیار دارد و خواهد داشت شکی نیست ولی امثال سردار قاسمی با آن سوابق درخشان آزادیخواهی!!پابرهنه وسط گود نیاید بهتر است.در همان ذاکر نیوز نوشتم از اینکه امثال تو سردار ژست اپوزیسیون به خود بگیرند و ادای وطن دوستی درآورند بدجور حالمان به هم می خورد لااقل به ادعای ارادت خود به رهبرتان پایبند باشید که می گوید کسانیکه سالها در مصدر امور بودند(یا به زبان ساده تر همواره از آخور خورده اند)حق ندارند ادای اپوزیسیون را دربیاورند!و البته همانطور که انتظار داشتم این پیام هرگز منتشر نشد.
      موفق باشید

       
      • درود ارتین گرامی! حرف شما درسته ولی دوست ارجمند این جماعت هر چه بر ضد هم افشاگری کنند بنفع جنبش ضد اسلامی و مردمی است. مردم اینها را بخوبی می شناسند و کسی نقش اپوزیسیون به آنها نمی دهد. ولی این گروه چون همدیگر را بخوبی می شناسند افشاگریهایشان موثراست.

         
  15. با درود به جناب نوری زاد
    آیت الله برقعی ! را می شناسید ؟ حوزویان امثال شیخ مرتضی قم نشین ! و شیخ مصلح تازه متولد شده ! چطور؟ اگر در یو تیوب به کلیپ های صوتی این آخوند که ظاهرا فوت شده مراجعه کنید یک آزادگی خاصی از وی مشاهده میکنید که باکمال بی پروایی و نداشتن ترس اعلام میکند محمد ابن عبدالله هیچ معجزه ای نداشته . و ی که توسط زنی یهودیه مسموم میشود از مرگ گریزی نداشته آنوقت آخوند جماعت به مردم میگوید که از وی طلب شفا کنند چه و چه حال حوزویان پاسخ دهند که این آخوند دروغ میگوید یا آنها ؟

     
    • جناب مهرداد ارجمند درود بر شما

      آیت الله برقعی فوت نشدند ایشان شبانه بدست دژخیمان بیت وحشت ربوده شده و در بیابانها بقتل رسیدند و پیکر بیجان وی در صحرا رها شده تا طعمه سباع و کفتاران شود. ایشان بدون کوچکترین واهمه و یا رعایت مقّررات آخوندی آنچه که از اسلام درک کرده بود بزبان آورده و بشاگردان خود تدریس میکرد از جمله بسخره گرفتن تئوری امام زمان، عصمت امامان و نقش وابستگان این موجودات در شکل گیری فرقه شیعه

      بنده آخوند جماعت را (همگی آنان را) وبال گردن زحمت کشان و کمداران میدانم ولی به سه نفر از آنان احترام شخصی قائل هستم و با احترام به یاد آنان میافتم. بدون شک آیت الله برقعی یکی از آنان هست. دو نفر دیگر آیت الله علامه طباطبایی و آیت الله حسینعلی منتظری هستند. بروان پاک این سه انسان شریف (نه ملّا) درود میفرستم

      پاینده ایران بزرگ
      رسول

       
  16. سلام جناب دكتر
    در يك ماه گذشته چندين بار خواستم براي بعضي از متون نوشته شده جواب بنويسم كاري قبلا” بارها انجام داده
    بودم و هميشه هم چاپ شده بود ولي اخيرا” در همه ي موارد پس از كامل شدن متن و كليك روي كلمه ارسال
    يك متن ظاهر ظاهر ميشود با اين مضمون كه ” ديدگاه تكراري شناسايي شد , شما قبلا” هم چنين مطلبي را
    گفته بوديد ” در حالي كه من براي اولين بار بود كه پاسخ ميدادم .

    ———–

    دوست گرامی
    هرگاه با چنان نوشته ای مواجه شدید، در متن ارسالی تان یک “نقطه” اضافه کنید. حتما ارسال می شود
    سپاس

    .

     
  17. سلام و درود

    پرسشی از جناب سید مرتضای مجتهد :

    انواع زنا در تعالیم دینی گناه و زنای محصنه هم از گناهان کبیره شمرده میشود. تقریباً در میان تمام ملل متمدن نیز، زنا امری مذموم و ناپسند به حساب میآید. بنده در محل تولد و موطن خود شاهد بوده ام که مردم با کودک حاصل از زنا بسیار بدتر از جذامی رفتار میکردند و بدون آنکه آن کودک کوچکترین گناهی مرتکب شده باشد به عقوبت گناه والدین گرفتار شده بود. ( بیشتر گناه والد فئودال و ستم پیشه و ضعیف آزار).
    حتی مردمیکه اصولاً اعتقادات مذهبی سستی داشته و دارند یا لامذهب بوده و هستند زنا را امری محکوم و مذموم و غیر قابل قبول میدانند. (حتی در میان قبایل ایزدی و شیطان پرست هم زنا پذیرفتنی نیست و بدترین مجازاتهای ممکن را دارد و آمار زانی و زانیه در میانشان بیشتر از سایر نقاط نیست. )
    با توجه به اینکه استفاده از وسایل پیشگیری از حاملگی مانع شکل گیری و تولد کودک نامشروع میشود، آیا نمیشود استنباط کرد که دیگر گناه عمل زنا شدت و قبح پیشین را ندارد؟ (منظورم آنست که آیا پیشرفتهای علمی و فنی در صدور فتاوی شرعی مؤثر واقع میشوند یا نه؟)

     
    • سلام و درود شفیعی گرامی
      حرمت وقبح زنا در اسلام مقیّد به این نیست که زنا منجر به انعقاد نطفه و تولد ولد الزنا شود،بلکه همینطور که اشاره کردید زنا از گناهان کبیره ای است که حرمت آن حرمت ذاتی است و مطلقا حرام است و قبح عمل زنا متوقف بر پیدایش فرزند حاصل از زنا نیست .

       
    • جناب شفیعی زنا یعنی چه؟ مردی بالغ با زنی بالغ همبستر می شود این چه ربطی به اراجیف و مزخرفات //////////////////// از قبایل وحشی در 1400 سال پیش دارد؟ این مزخرفات یعنی نان به نان دونی مشتی ///// ریختن! بس کنید از این بی شرمیها و اینهمه پستی و پلاشتی و زیر ////////////////////////////// خوابیدن!

       
      • زنا چند نوع است و یکی این است که مثلن همسر /// که شوهر دارد و /// شوهرش هستی برود با یک پسر خوشگل و یا یه مرد دیگه همبستر شود. این یعنی از نظر تو اشکال ندارد؟ یه مرد بالغ با همسر ///که زنی بالغ هم هست همبستر میشود. به تو چه مربوط!
        همینطوری در … رو باز میکنی و … میزنی!
        خسته نشدی؟! از این همه …. و … گیری؟!

         
      • ناظران مشاهده کردند؟! زنا یعنی چه؟! زن و مرد بالغ خارج از چهارچوبه ازدواج قانونی و شرعی با هم همبستر شوند هیچ ایراد و مانع اخلاقی و دینی ندارد،اما اگر همین زن و مرد بالغ در چهرچوبه ازدواج شرعی و تحت یک انضباط و میثاق و پیوند درست و انسانی و حضور و شهادت دیگر نزدیکان با هم باشند و بهم نزدیک شوند بفتوای ایشان بد است و اشکال دارد!
        آن دنیائی که عرض شد شما اهل آن هستی همین است،یعنی وابستگی های اینطوری به دنیای فانی و مظاهر آن والا خوردن و آشامیدن و دفع کردن و بقول شما سکس داشتن و چیزهایی از این قبیل که برای همه انسانها و حتی حیوانات وجود دارد،پس دنیایی که وابستگی به آن مذموم است همین خوش باش دو روزه دنیا و فراموشی جهان پس از مرگ و بی اعتنائی به دعوت و تعلیمات انبیاء و راضی شدن به گناه و از جمله زناست،قرآن در بسیاری از آیات به این رویکرد اشاره کرده است:
        فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلاَّ الْحَياةَ الدُّنْيا،ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدى‏.
        (النجم/29)
        پس، از هر كس كه از ياد ما روى برتافته و جز زندگى دنيا را خواستار نبوده است، روى برتاب‏، اين منتهاى دانش آنان است. پروردگار تو، خود به [حال‏] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر، و او به كسى كه راه يافته [نيز] آگاه‏تر است‏.

        يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُون‏.الروم/7
        (اهل دنیا) از زندگى دنيا، ظاهرى را مى‏ شناسند، و حال آنكه از آخرت غافلند.

        “وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُون‏”.الانعام/32
        و زندگى دنيا جز بازى و سرگرمى نيست، و قطعاً سراى بازپسين براى كسانى كه پرهيزگارى مى‏ كنند بهتر است. آيا نمى‏ انديشيد؟
        —-
        فَما مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلاَّ قَليلٌ .التوبه(38)
        متاع زندگى دنيا در برابر آخرت، جز اندكى نيست‏.

        ُ وَ فَرِحُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلاَّ مَتاعٌ.الرعد (26)
        به زندگى دنيا شاد شده ‏اند، و زندگى دنيا در [برابر] آخرت جز بهره ‏اى [ناچيز] نيست.

        الَّذينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَياةَ الدُّنْيا عَلَى الْآخِرَةِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ وَ يَبْغُونَها عِوَجاً أُولئِكَ في‏ ضَلالٍ بَعيدٍ .ابراهیم(3)
        (اهل دنیا) آنانند كه زندگى دنيا را بر آخرت ترجيح مى ‏دهند و مانع راه خدا مى‏ شوند و آن را كج مى‏ شمارند. آنانند كه در گمراهى دور و درازى هستند.

        ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَياةَ الدُّنْيا عَلَى الْآخِرَةِ وَ أَنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ .النحل(107)
        زيرا آنان زندگى دنيا را بر آخرت برترى دادند و [هم‏] اينكه خدا گروه كافران را هدايت نمى‏ كند.

        وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ .العنکبوت(64)
        اين زندگى دنيا جز سرگرمى و بازيچه نيست، و زندگى حقيقى همانا [در] سراى آخرت است؛ اى كاش (اینرا) مى فهمیدند.

        اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ يَهيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً وَ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ شَديدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ.الحدید (20)
        بدانيد كه زندگى دنيا، در حقيقت، بازى و سرگرمى و آرايش و فخرفروشىِ شما به يكديگر و فزون‏جويى در اموال و فرزندان است. [مَثَل آنها] چون مثل بارانى است كه كشاورزان را رُستنى آن [باران‏] به شگفتى اندازد، سپس [آن كشت‏] خشك شود و آن را زرد بينى، آنگاه خاشاك شود. و در آخرت [دنيا پرستان را] عذابى سخت است و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودى است، و زندگانى دنيا جز كالاى فريبنده نيست.

        و….

        مزدک ! امید که از خواب و رخوت دنیا و طبیعت برخیزی و ابدیت خود را قربانی زندگی کوتاه دنیا نکنی.

         
  18. شیرزنان در غل و زنجیر همچنان میغرند. وای براین همه ظلم و نابکاری!!

    به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مریم اکبری منفرد زندانی سیاسی محبوس در بند زنان زندان اوین نامه ای سرگشاده خطاب به قاضی صلواتی، از قضات بدسابقه دادگاه انقلاب تهران نوشته است.
    خانم اکبری منفرد گفته است که این نامه سرگشاده جوابیه ای است به قاضی صلواتی که پس از حضور همسر خانم اکبری منفرد در دادگاه برای رسیدگی به وضعیت پرونده، به او گفته بود “پیگیری می‎کند ببیند نام او در لیست در لیست عفو است یا نه”.

    او در قسمتی از این نامه نوشته است “در بحبوحه ی این همه افلاس و بدبختی که آغاز پایان خود را احساس کرده اند می خواهند با دریچه ی عفو سرپوش بگذارند به این همه سال ظلم و با فریب عفو پاک کنند آنچه را بر ملت ایران روا داشته اند.”

    متن کامل این نامه را به نقل از هرانا بخوانید:

    جامعه ایران در حال و هوای انقلاب بود و طلیعه ی اولین نوروز پس از انقلاب پدیدار می شد و خلافت اسلامی در تلاش بود که ماهیت استبدادی خود را زیر پرده دموکراسی پنهان کند( رفراندوم برای جمهوری اسلامی) و ارزشهای ضد تاریخی و ضد انسانی خود از زیر این پرده غوطه ورسازد. پس از آن بود که روزهای سیاه یکی پس از دیگری ظاهر شد.

    در تاریخ زندگی ملتها حوادثی وجود دارد که تاثیر و ماهیت آنها گاه تا نسلها بعد امتداد می یابد. وقایع دهه ی شصت ، جنگ هشت ساله ایران و عراق، سربازهای یک بار مصرف، دانش آموزان یکبار مصرف میدانهای مین، اعدام رشیدترین فرزندان ایران نخستین ارمغان جمهوری اسلامی برای مردم ایران بود. در کنارجانها و سالهایی که از بین می رفت، زیر ساختهای جامعه هم در سراشیب انهدام سریع قرار گرفته بود، فاجعه ای که دهه ها پس از پایان جنگ هنوز هم عوارض ناشی از آن قابل لمس است.
    دیوار اختناق و سرکوب هر روز بیش از پیش نمایان می گردید و ماهیت توتالیتر جمهوری اسلامی که همواره سعی می کرد تمامی هستی جامعه را به تملک خودش در بیاورد آشکارتر میگشت.در آن محیط تاریک که کمترین روزنه ای از آزادی و عدالت دیده نمی شد نسلی پیشتاز،نسلی که به تملک در آوردنی نبود ماهیت ضد انسانی و قرون وسطایی این حاکمیت را برملا ساخت. سلام بر شهیدان راه آزادی، شهیدان دهه ی شصت، شهیدان قتل عام ۶۷ که بذرهای اعتراض و مقاومت را در جامعه ایران فشاندند و چنان رستاخیز عظیمی برپا کردند که دنیا در مقابل عظمت آن سر فرود می آورد.

    کشتار جمعی ۶۷ و پنهان کردن مزارها، مخفی کردن اسامی شهیدان. از سال ۵۹ زندانها و اتاقهای بازجویی با منطق انکار وجود قربانی تداوم و دوام یافته و در بیرون از زندانها نیز مقلدان رژیم این منطق را پرورش دادند تا جایی که وزیر امور خارجه دولت اعتدالی محمدجوادظریف وجود زندانی سیاسی و عقیدتی را در ایران انکار می‏‎کند، اما جنبش دادخواهی آن را به چالش کشید.

    کشتار جمعی۶۷ بنیانی شد برای برقراری یک نظام اعدام و چرخه ی بی وقفه ی اعدام و اجرای آن تا به امروز؛ جمهوری اسلامی جز قتل و غارت و خون ریزی هیچ چیز برای ایران و ایرانی به ارمغان نیاورد؛ به یغما بردن ثروت ها و منابع کشور، بانک های ورشکسته، صندوق های بازنشستگی ورشکسته، سفره های خالی مردم، اقتصاد فلج شده کشور، انشقاق و شکاف موجود میان عوامل ساختار حاکمکه با گسست قراردادها و مناسبات تضادها عمیق تر می گردد.

    در بحبوحه ی این همه افلاس و بدبختی که آغاز پایان خود را احساس کرده اند می خواهند با دریچه ی عفو سرپوش بگذارند به این همه سال ظلم و با فریب عفو پاک کنند آنچه را بر ملت ایران روا داشته اند.

    آنچه در این مکتوب خلاصه مطرح کردم در جواب ابوالقاسم صلواتی بود که در آخرین مراجعه همسرم به ایشان گفته بود :”پیگیری می کند ببیند نام اش در لیست عفو است یا نه”
    پر غرور و شعله ور با دلی سرشار از نشاط بعد از ۹سال زندانی که تک تک لحظه هایش را به آغوش می کشم نه تنها دادخواه خون خواهر و برادرانم می باشم، نه تنها دادخواه تمام زندگی ام که از من به یغما بردید می‎باشم، بلکه دادخواه ۹ سال زندگی کودکانم که از آنها دریغ داشتید و لحظه های کودکانه شان را به یغما بردید نیز هستم و خواهم بود. پس آن کس که در مقام بخشیدن و عفو دادن است من و هم وطنان همیشه در زنجیر هستیم.

    با تمامی عشق و ایمانم، گرمترین درودهای خود را به شهدای راه آزادی ، شهدای قیام دی ماه آن گواهان صدق و فدا و پایداری تقدیم می‎کنم.
    مریم اکبری منفرد – اوین-بهار۱۳۹۷
    لازم به توضیح است مریم اکبری منفرد در دی ماه سال ۱۳۸۸ و پس از حوادث عاشورای ۸۸ بازداشت شد، در ۱۱ خرداد ۱۳۸۹ و توسط صلواتی، قاضی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. اتهام این زندانی سیاسی محاربه از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران است. اتهامی که او آن را وارد ندانسته بود.

     
  19. خمینی می‎گوید: هر پیامبری برای اجرای عدالت آمده است و هدف آنها اجرای عدالت در دنیا بوده است، ولی موفق نشدند.حتی محمد (ص) خاتم پیامبران که برای اصلاح و پاک کردن بشر و اجرای عدالت آمده بود، او نیز موفق نشد. و کسی که به معنای واقعی کلمه پیروز خواهد شد و عدالت را در تمام دنیا اجرا خواهد كرد، مهدى منتظر است (مختارات من احاديث و خطابات الامام الخمينی، 2/42 ).

    مطلب فوق از کلام آقای خمینی است که در سایت آیت الله سبحانی بعنوان شبه ای طرح و ایشان پاسخی داده است ولی مهم این است که اصل این کلام را مردود ندانسته است که نشان از صحت نقل قول است.ما سعی میکنیم از زاویه دیگری به ان بپردازیم.
    از نظر آقتی خمینی، هر پیامبری هدفش ایجاد عدالت در دنیا بوده است. در قرآن ما هیچگونه سابقه ای از این ادعای بزرگ نمی بینیم هر چند که خود این ادعا بسیار خام و بی محتوی است. در قرآن پیامبر بعنوان بشیر و نذیر معرفی شده که وظیفه اش بیان معارفی برای تزکیه و تعلیم مردم است. معلوم نیست آقای خمینی به استناد جه بحثی و یا با چه استدلالی برای پیغمبر چنین ماموریتی قائل شده.
    دکنه دیگر اینکه ایشان میگوید به هر حال هیچ پیامبری منجمله پیامبر اسلام هم در این ماموریت موفق نشد و شکست خورد. خوب پس این پیامبران برای شکست خوردن امدند و معلوم نیست که خدای متعال هدفش از ارسال این لشکر رسولان شکست خورده چه بوده؟ و دیگر اینکه کدام عقلی حکم میکند که ما دنبال پیامبران شکست خورده ای که خدا هم هیچ پشتیبانی از انها نکرده راه بیفتیم؟ آنها چه دارند که به ما بیاموزند؟!
    اما ادعای انتهائی آن مرحوم هم جالب است که معلوم نیست با چه منطقی حکم میکند قرار است امام عائب مورد نطر ایشان بیاید و کار را تمام کند. حال جای این دارد که بپرسیم این خبر را چه کسی به ایشان داده؟ آیا از همان پیامبر شکست خورده شنیده یا امام غائب در عالم رویا به ایشان خبر داده؟
    و سئوال دیگر اینکه چند هزار نفر دیگر باید قربانی این بافته های پریشان شوند؟

     
    • در قرآن کریم و در سوره حدید آیه 25 فرمود :”لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيز”.
      ترجمه:به راستى [ما] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آنها كتاب و ترازو را فرود آورديم تا مردم به انصاف برخيزند، و آهن را كه در آن براى مردم خطرى سخت و سودهايى است، پديد آورديم، تا خدا معلوم بدارد چه كسى در نهان، او و پيامبرانش را يارى مى ‏كند.
      ——
      این یکی از آیاتی است در قرآن کریم که اشاره می کند به اینکه غیر از دعوت به توحید و عبودیت خدای یگانه، یکی از اهداف بعثت انبیاء و نزول وحی،ایجاد قسط و عدل و متحوّل کردن انسانها به و جامعه انسانی به انسان های عادل و مقسط است.
      —-
      آنچه که مرحوم آیت الله روح الله خمینی قدس سره ضمن کلام مورد اشاره به آن اشاره کرده اند این است که پیامبران برای تحکیم توحید و عبودیت الهی و ایجاد قسط و عدل مبعوث شدند و در این راه رنجها و شکنجه ها متحمل شدند،برخی از آنان بمقام شهادت رسیدند،انسانهایی را متحول کردند و بسیاری از برکاتی که در جهان پدید آمده است نتیجه کوشش های انبیاء است،در عین حال مقصود این است که انبیاء آنطور که مورد نظر خدای متعال و خود آنان بوده است بلحاظ کمّی و کیفی موفق نبودند به این معنا که علیرغم کوشش های انبیاء ،آنان نتوانستند بطور کلی و کامل همه انسانها را به صراط مستقیم الهی انسانی سوق دهند و بتعبیر ایشان هواهای نفسانی غالب بشریت بر اهداف معنوی و اجتماعی انبیاء غلبه کرد و اگر انبیاء بطور کامل موفق در اهداف خود بودند ابولهب ها و ابوجهل ها طواغیت و فسقه و فجره وجود نمی داشتند،و سامری ها در غیاب موسی امت موسی را بانحراف نمی کشاندند،این در حکایت تکذیب و عقاب و هلاک بسیاری از امت های گذشته در قرآن آمده است مثل اینکه فرمود حضرت نوح که عمر طولانی داشت فقط 950 سال تبلیغ و دعوت کرد در نهایت عده قلیلی ایمان آوردند و با انکار رسالت او و مسخر وعده عذاب در اثر طوفان و سیلاب مهیب هلاک شدند.بنابر این سخن مرحوم امام خمینی موافق تحقیق و حکایت سیره انبیاء در قرآن و روایات و تاریخ است و این بمعنای این نیست که پیامبران می آمدند شکست بخورند،بلکه پیامبران می آمدند برای هدایت انسانها بر مبنای اختیار و اراده خود انسانها نه هدایت اجباری و جبری که فاقد ارزش است.

      وعده اقامه قسط و عدل در زمان خاتم الاوصیاء امام عصر مهدی موعود سلام الله علیه،وعده صدها روایت معتبر نبوی در کتب فریقین است و چنین وعده ای ارتباطی با عدم توفیق کامل انبیاء در آدم کردن انسانها ندارد.

       
    • جناب علوی مهدی همان استمرار ناندونی این /////////////// است!

       
  20. محمد نوری زاد

    به یاد پدری که هم هست هم نیست. و مادری که در هر سخنش، یاد سادگی های پدر را پاس می دارد. مادری که هماره مرا به حق گویی و حق نویسی هشدار می دهد و البته به نترسیدن!

     
    • یاد پدرنازنینتان گرامی باد. با آرزوی سلامتی و عمر طولانی و با عزت برای شما و مادر عزیزتان.

       
    • جناب نوری زاد
      مناسبت امروز بهانه ایست که روز پدر را گرامی داریم.
      من هم به شما عرض میکنم که : یادش گرامی و روحش شاد.
      (حق گویی، حق نویسی و البته نترسی.)
      امید که سایه ی مادر سالها همچنان بالای سر شما باشد.

       
  21. درود
    دشمن در درون ایران با نام اطلاعات سپاه ترور و شکنجه می کند. این دشمن نوکر روسیه و عوامل روسیه است و دم ازامت و نه ملت می زند تا کشوری بنام ایران را نابود و تجزیه کند. کشوری که قدمت کشوریش (به مثابه حکومت مرکزی )قدیمیترن در جهان است.کشور به معنای مجموعه ای از اقوام و ملتهای مختلف با هر دین و زبان و فرهنگ تحت فرمان یک مرکزیت .کشور ایران.
    نظام اولیگارشی داعشی با نوکران روسی سعی در تکه شدن کشورایران برای سود خود دارد و نوکران اجنبی عملا ایران را بین خودشان تقسیم کرده اند. هر اقدامی بر علیه ملت ایران حساب شده و برنامه ریزی شده است، بدینخاطر حرکتهای مردم نیز باید برنامه ریزی شده باشد، مردم باید با هم متحد باشند .تنها اتحاد و باهم بودن ملت است که ایران را نجات خواهد داد.

     
  22. نوری زاد یه نامه هم برای بقایی بنویس دست از اعتصاب غذا برداره!! گوشت هم رو هم بخورین استخوون همدیگر رو که دور نمی ریزین!!!

     
  23. دوستمان جناب سید مرتضی در یادداشتی به آقای نوریزاد خرده گرفته که چرا میگوئی آقای هاشمی در کشتار مردم دست داشته؟مگر به چشم خود دیده ای؟ ِا جرا این ادعا را در باره رهبر داری؟ و بعد هم توصیه های اخلاقی در مورد احتیاط در چنین اظهار نظرهائی.
    باید از ایشان پرسید مگر خود شما و یا دوستان روحانی و مداح شما و سایر هم لباسهایتان که 1400 سال است از کشته شدن حسین بن علی بدست یزید صحبت میکنید ،خودتان به چشم دیده اید که یزید آن بزرگوار را شهید کند؟ آیا قوم بنی امیه را که این سان در زیارت عاشورا آرزوی نیست و نابود شدنشان را دارید دیده اید که در کربلا به امام حمله کرده باشند؟ از این دست جکایات و سئوالات فراوان میشود طرح کرد که بی تردید دوست ما در آنجا از موضع دیگری جواب ما را خواهد داد.
    در یک نظام حکومتی، مسئولیت اعمال و رفتار حکومتیان با حاکمان و قدر تمداران خکومت است و هیچ عذر و بهانه ای هم نافی این مسئولیت نیست. به همین دلیل آقای خمینی شاه را مستقیما مسئول خیلی کارها دانست که قطعا شاه شخصا به انها مبادرت نکرده و یا شاید بی اطلاع هم بوده ولی به هر حال نافی مسئولیت و پاسخگوئی وی نمیشد.
    اصل مسولیت داشتن و پاسخ گوئی مسئولان یک حکومت امری نیست که بخواهیم در مورد ان استدلال چندانی بکنیم چون امری روشن بر خرد آدمیان است.
    اما شاید بنظر برسد دغدغه دوست ما از نفس “سئوال” کردن است و اینکه شاید چطور میشود یک فردی مثل نوریزاد اصلا از مخیله اش موضوع سئوال از یک روحانی مثل آقای هاشمی و یا خمینی و یا خامنه ای بگذرد و یا کسی بتواند از آقای جوادی آملی و امثال وی ایراد بگیرد.
    بقول مرحوم شایگان مشکل ما هم در اینجا است که وقتی دین بازیچه دست قدرت سیاسی و مقاصد قدرت طلبانه بشود به ناچار تمامی مفاهیم متعالیش بازیچه منافع سیاسی میشود و در اینجا موعظه ها هم رنگ عوض میکنند. در دین ایدئولوژی شده دیگر آقای خمینی سایه خدا بر زمین است و آقایان هاشمی و خامنه ای دو بازوی امام زمان.
    وقتی در این معرکه شخصیتی الهام بخش مثل امام حسین(ع) بازیچه دست مشتی مداح و روضه خوان و منبری بشود که او و خاندان پاکش را برای مقاصد پست خود هر روز بشکلی بخورد مردم بدهند و امام حسینی درست کنند که با توسل به او بشود مردم را از روی پل ها به پائین پرت کرد و یا مردم را زیر ماشین گرفت و یا زیر شکنجه نابود کرد و هزار فاجعه دیگر را رقم زد و با 8 سال جنگ ویرانگر بنام حسین میلیونها نفر را به سینه قبرستان فرستاد و هنوز هم مقتدای مردم معرفی شد، معلوم است که سئوال کردن از مسئولیت های کشور داری چه میزان میتواند دردناک باشد.
    باید حال این دوستان را درک کرد.

     
    • جناب باصفا،بحث من بحث سوال کردن و سوال نکردن نیست ،بحث بی تقوائی،بی اخلاقی و خروج از دائره عقل و عدل و انصاف و تهمت زدن و نسبت نارواست. شما اینجا ضمن ارتکاب قیاسی مع الفارق مطالبی را بهم مخلوط کردید و از دائره انصاف خارج شدید،مقصود شما از مقایسه اسناد دادن یک قتل بفردی معاصر ما که صدور قتل بالمباشره را از او ندیدیم با قتلی که 1400 سال قبل توسط کسانی صورت گرفته و بتواتر نقلی خبر آن بما رسیده چه بود؟ مقصودتان این بود که امام حسین علیه السلام کشته نشد و خبر کشته شدن ایشان یک جعل تاریخی بوده است؟! یا مقصودتان این بود که ایشان بقتل رسیدند اما بدست بنی امیه کشته نشدند و بدست برخی هاشمیان بقتل رسیدند؟! واقعا طرح این مقایسه بی ارتباط اصلا برای چه بود؟ برای این بود که صرفا نسبت قتل بمرحوم رفسنجانی را اینجوری محرز کنید؟! دوست گرامی اینکه امام حسین شهید شد یا نشد؟اینکه قاتلین آنحضرت چه کسانی بودند و کمّ و کیف قضیه چه بود موضوعی تاریخی است که تابع دلایل و اسناد و شواهد و قرائن مربوط به آن است،اینهم که در واگویه قتل و شهادت ایشان برخی مداح ها چه می کنند و سخنانشان تاکجا مستند هست و کجا نیست نیز باز بحث دیگری است،شما چرا برای تثبیت یک ظن و گمان نامستند مایلید بهر چیزی تمسک کنید؟ بعد اگر بحث شما بحث مسئولیت های اشخاص در زمینه های اجتماعیست چرا مقایسه بی ربط می کنید.بحث ما این بود که دوستمان نوریزاد همینجور قلم و زبان را می گرداند و راحت به این و آن می گوید:دزد،آدمکش و چیزهایی از این قبیل، عنوان “آدمکش” که عرفا بکسی اطلاق می شود که شغل و پیشه او پول گرفتن و آدمکشی است اما الان بحث ما نسبت دادن حتی یک مورد قتل به یک عالم،یک مسئول یا یک خدمتگذار منتخب مردم است،ایشان می گوید من رفتم به آقای هاشمی گفتم شما آدم کشته اید یا آدمکشید یا یکی از دو فردی هستید که آدمکشید،من فقط سوال کردم شما وقتی نسبت “قتل” آنهم قتل عمد بکسی می دهید شرعا،عرفا،قانونا و اخلاقا موظّف هستید این اتهام را اثبات کنید،آیا خوشایند ایشان است که کس دیگری بیاید بملاقات ایشان و برود در سینه ایشان و بگوید:آقای نوریزاد شما آن زمانی که در جهاد سازندگی بودید یا با کیهان همکاری می کردید یا در تلویزیون بودید یا در جبهه های جنگ بودید یا به بیت رهبری می رفتید،آدم کشته اید،و شما آدمکشید یا دزدید! و چیزهایی از این قبیل،چرا؟ چون شما مسئولیت داشتید در این زمینه ها! این صغرای قیاس! هرکس هم در جمهوری اسلامی مسئولیت داشته حتما آدمکش و دزد است! اینهم کبرای قیاس! پس اثبات شد محمد نوریزاد فیلمساز جهادی یک قاتل،آدمکش،و دزد بوده است! شما آیا بعنوان یک انسان خردمند و منصف چنین استدلالی را می پذیرید؟! خوب لازمه استدلال شما همین است دیگر،چون شما گفتید مرحوم رفسنجانی چون فرمانده جنگ بوده،چون رئیس مجلس بوده،چون رئیس جمهور بوده،چون رئیس مجلس مصلحت بوده پس حتما آدم کشته است! در حالیکه چنین استدلالی نه عرفا و نزد خردمندان جهان پذیرفته است و نه شرعا قابل قبول است،و قتل -آنهم از نوع عمدی آن- فقط به بینه و شهادت به رویت صدور آن و مقتول شدن فرد دیگر اثبات می شود یا باقرار و اذعان خود شخص،و شما و آقای نوریزاد وقتی مایلید روی اغراض سیاسی بکسی نسبت قتل عمد دهید
      شرعا و قانونا و عرفا و اخلاقاموظف هستید چنین نسبتی را اثبات کنید،یعنی اینکه اگر در زمان مسئولیت کسی قتلی وقوع یافت می توان او را توبیخ و سرزنش کرد که شما چرا مسئولیت خویش را درست انجام ندادید که در حوزه حکمرانی شما فرضا یک بیگناه عمدا بقتل رسید،اما اینکه بگوییم چون در زمان صدارت شما کسی بقتل رسید (فرض را این می گیریم که حتما حتما حتما بیگناهی بقتل عمد کشته شده است) پس شما آدمکشید،بنظرم این سخن از عقل و خرد صادر نمی شود بلکه مبنا و مصدر آن هوی و میل نفسانی است،چون نسبت قتل بکسی یعنی نسبت مباشری به او و اینکه قطع حیات مقتول مستند به سببیت شخص متهم به قتل است و می دانید که تشخیص چنین امری در عهده دادگاه و موازین قضاوت در هر کشور است.

       
      • سید مرتضی
        10:26 ق.ظ / مارس 31, 2018

        جناب باصفا،بحث من بحث سوال کردن و سوال نکردن نیست ،بحث بی تقوائی،بی اخلاقی و خروج از دائره عقل و عدل و انصاف و تهمت زدن و نسبت نارواست. شما اینجا ضمن ارتکاب قیاسی مع الفارق مطالبی را بهم مخلوط کردید و از دائره انصاف خارج شدید،مقصود شما از مقایسه اسناد دادن یک قتل بفردی معاصر ما که صدور قتل بالمباشره را از او ندیدیم با قتلی که 1400 سال قبل توسط کسانی صورت گرفته و بتواتر نقلی خبر آن بما رسیده چه بود؟ مقصودتان این بود که امام حسین علیه السلام کشته نشد و خبر کشته شدن ایشان یک جعل تاریخی بوده است؟!
        …………
        سید مرتضی خود تی!

         
    • خدا شاهده اینا بسکه همه چیز رو وارونه میبینن اگه توی جنگ یزید و امام حسین یزید کشته شده بود اینا امروز همین اعمالی که واسه امام حسین انجام میدن واسه یزید انجام میدادن. چیزی که برای اینا مهمه اینه که یه یکی یه جایی کشته شده باشه اینا علمش کنن و زیر اون سینه بزنن. مثلا، خیابون بابی سندز داریم ولی هیچ کدوم از اینا جیکشون در نمیاد که چرا چند نفر همین امروز توی زندونهای حکومت/* اسلامی خودشون اعتصاب غذا کردن. به حکومت اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات خوش آمدید.
      /*: ک

       
      • مش قاسم شما بهتر است به حلاّجی اخبار و کم و زیاد کردن آن و تحریف معنایی اخبار ادامه دهی،و مطالعه و تحلیل تاریخ را به اهل آن واگذار کنی چون هرکسی را برای کاری ساخته اند،مش قاسم را هم برای کم و زیاد کردن اخبار و طعن و لعن ساخته اند بنابر این یزید و امام حسین علیه السلام را رها کن.

         
  24. سلام اقای نوری زاد نوشته شما بنام رهبر در مشهد به چشم مردم زل زد و دروغ گفت را خواندم و منتشر کردم اما من میخواهم خدمتتان عرض کنم که ایا مگر این اولین باری است که ازرهبران جمهوری اسلامی دروغ شنیده اید مگر 12بهمن ماه 57وان سخنرانی جنجالی وپر از وعدهای دروغین بنیانگذار جمهوری اسلامی را بیاد ندارید مگر ندیدید که اقای خمینی چگونه به چشمان مردم هیجانزده وسر مست ایران ان زمان زل زد وتا توانست دروغ گفت نفت مال ملت است پول اب وبرق ندید پول خط واحد ندید به این مقدار دلخوش نباشید ما هم دنیای شما را اباد میکنیم وهم اخرت شما را ایا نشنیدید چگونه ایران را غنیمت جنگی دانست وگفت این غنائم مال ملت است و به ارتشیان بدروغ امان داد وبد به جوخه های مرگشان سپرد به همین راحتی خدای من ایت اله العظمی خمینی به چشمان 36میلیون ایرانی ومیلیونها نفر مردم جهان زل زد وتا توانست دروغ گفت وبعدها هر گز از ملت عذر خواهی نکرد وبابت سخنان خسارت بارش پاسخگو نبود وناباورانه گفت من خدعه کردم او در واقع خواسته یا ناخواسته به مکر خود اعتراف کرد راستش من بنام یک ایرانی از شنیدن سخنرانی اقای خامنه ای رهبر وزل زدنش به چشمان مردم ایران در مشهد اصولا تعجب نکردم چون ۱. اولین بار ی نبود که رهبر به چشمان ما زل میزد ودروغ میگفت ۲ ایشان از رهبرش پیروی کرد همانکه این زل زدنها را از او اموخته بود پس بسیار طبیعی است که مانند او عمل بکند ۳ ذات حکومت دینی بر دروغ استوار است همانگونه که رهبران دینی وایت اله ها بارها وبارها گفته اند برای حفظ نظام دروغ بگویید واز هیچ کار غیر انسانی نپرهیزید ۴. ایا قانون اساسی حکومت ولایی مگر نه اینکه پر از دروغ است قانون احترام به حقوق اقلیتهای مذهبی وقانون برابری حقوق زن ومرد وصدها قانون ریز ودرشتی که هرگز به انها عمل نمیشود وهمه دروغ است ونیرنگ باز هم بگویم ، پیامبران ویرانی که رسالتشان افسرده کردن وغارت مردم ایران است 40سال است که بر چشمان مردم ما زل زدن ودروغ گفتند وخجالت هم نکشیدند وفعلا این قصه تلخ ادامه دارد اما بزودی حتما ایرانیان خردمند وباتمدن انان رابه زیر می کشندو سر جایشان می‌نشانند ، درپایان بیایید همچون کوروش کبیر برای کشورمان دعا کنیم خدایا ایرانیان رااز دشمن و ازخشکسالی واز دروغ محفوظ بدار، پاینده باشید

     
    • جناب منوچهر،شما خودتان در این نوشته چندین دروغ سرهم کرده اید بعد دیگران را بدروغ متهم می کنید؟ مرحوم آقای خمینی در کدام عبارت گفتند:” پول اب وبرق ندید پول خط واحد ندید”؟! عبارت ایشان این بود یا این وعده ای بود که در زبان برخی از مسئولان بود و ایشان در بحثی اخلاقی در مقام بیان این نکته بود که فلسفه تشکیل حکومت اسلامی فقط آب یا برق مجانی نیست؟! به آن سخنرانی مراجعه کنید و ببینید صدر و ذیل و هدف اصلی از آن چه بود،پس خود شما دروغ نگویید.
      همینطور عبارت “نفت مال ملت است” را در سخنان ایشان نشان دهید،اما مگر حالا کسی گفت نفت مال ملت نیست یا عوائد آن صرف رفاه و منافع و مصالح عمومی نمی شود؟
      شما در ادامه گفتید:”ذات حکومت دینی بر دروغ استوار است همانگونه که رهبران دینی وایت اله ها بارها وبارها گفته اند برای حفظ نظام دروغ بگویید واز هیچ کار غیر انسانی نپرهیزید”.
      استناد شما در این نسبت دروغ به چیست؟ کی گفته ذات حکومت دینی بر دروغ استوار است؟! این جمله شما الان جمله ای خبری است یا انشائی؟ یعنی شما اگر درحال گزارش و اِخبار و ادعای چنین مطلبی هستید خوب در مورد ادعای خود استدلال کنید،از منابع دینی استناد کنید یا در مورد زمان خود ما ادعای خود را اثبات کنید،اگر هم در حال انشاء چنین گزاره ای هستید یعنی می گویید ذات حکومت اسلامی باید بر دروغ استوار باشد،خوب شما چنین حقی ندارد و چنین بایدی از جانب شما بر چه منطقی استوار است؟
      این ادعای شما هم که “وایت اله ها بارها وبارها گفته اند برای حفظ نظام دروغ بگویید واز هیچ کار غیر انسانی نپرهیزید”.
      هم اگر آنرا مستند نشان دهید نشان از دروغگوئی خود شماست.
      بعد گفتید قانون اساسی ایران پر از دروغ است،این یعنی چه؟ یعنی خود قانون اساسی دروغ گفته است؟ قانون اساسی که یک عهدنامه تایید شده توسط رای مردم است یعنی چه که قانون اساسی دروغ گفته است؟! نهایت این است که مدعی باشید که بقانون اساسی عمل نشده یا نمی شود،که این مستلزم بیان موارد نقض قانون اساسی است نه دروغگوئی قانون اساسی، بله اگر موارد نقض قانون اساسی را نشان دادید ما هم با شما در این انتقاد همراه می شویم اما شما بدروغ قانون اساسی مورد تصویب مردم ایران را بدروغ نسبت ندهید.

       
      • عبارتهای:
        “خوب شما چنین حقی ندارید”.
        و
        “اگر آنرا مستند نشان ندهید نشان از دروغگوئی خود شماست”.
        مقصود و صحیح است

         
  25. جانباز شیمیایی

    ❇️درخواستی از سید محمود علوی وزیر محترم اطلاعات

    جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای دکتر سید محمود علوی شیّدالله ارکانکم
    چنانچه مستحضرید از اواخر سال 1367 تاکنون اتهامی متوجه آیت الله منتظری و بیت آن مرجع مجاهد از ناحیه سید احمد خمینی و قبل از آن در نامه 6 / 1/ 68 امام خمینی مطرح است مبنی بر “ارتباط ایشان با سازمان مجاهدین خلق؛ بیان مطالب دیکته شده این سازمان توسط ایشان؛ و بیت ایشان سهم امام را به حلقوم آنان می ریخته است.”
    حضرت آقای علوی دام شوکتم!
    قاعدتا نه امام و نه سید احمد خمینی هیچ یک از نزدیک شاهد این ارتباط و مابقی قضایا نبوده اند و مهم ترین مرکزیت اطلاعاتی در آن زمان، در اختیار وزارت اطلاعات بوده است. اگر براساس چتر اطلاعاتی آن وزارت بر این کیس، خاصه اداره اطلاعات قم، چنین گزارشاتی به امام و سید احمد خمینی داده شده که مستند نامه های آن دو قرار گرفته و زوایای تاریکی از تاریخ را رقم زده است؛ برای خدمت به واقعیت و تاریخ و جلوگیری از تکرار شبهه افکنی ها در باره نامه آیت الله خمینی و سید احمد خمینی؛ از مسؤلان وقت اداره کل اطلاعات قم و مرکز، بخواهید به این پرسش ها پاسخ مستند دهند:
    1.بر اساس کدام اجازه قانونی، قضایی و شرعی، بیت و مکالمات دفتر آیت الله منتظری و خود ایشان شنود و رصد می شده است؟ نام قاضی صادر کننده حکم؟
    2.فرد گزارش دهنده(نفوذی یا مرکز شنود)، دریافت کننده، رهبر عملیات، و معاونت روحانیت وزرات چه کسانی بوده و چه گزارش هایی داده اند؟
    3.نام و مشخصات و رده اعضای سازمان مجاهدین خلق که با بیت و شخص آیت الله مرتبط بوده اند ذکر گردد.
    3.نام و مشخصات اعضای سازمان مجاهدین خلق(قاعدتا آخوند) که از سوی آیت الله منتظری و بیت ایشان شهریه می گرفته اند را مشخصا ذکر نمایند.
    4.اعضای سازمان مجاهدین خلق که اطلاعات و اخبار به آیت الله منتظری می دادند تا ایشان بیان کند! چه کسانی بودند، در چه رده ای، چه گزارشاتی و از چه طریق اخبار را به ایشان منتقل می کردند؟
    جناب آقای دکتر علوی دام ظلکم العالی!
    اگر هیأتی مستقل و حقیقت یاب زیر نظر مستقیم حضرتعالی به این عملیات اقدام نموده و مشخص شود اتهام ارتباط مجاهدین خلق با دومین شخصیت وقت کشور درست بوده باید مستندات آن پس از29 سال بطور شفاف به عرض عموم برسد و بیت آیت الله منتظری و مسؤل وقت دفتر یعنی “آقای سید هادی هاشمی” باید در این باره پاسخ گو باشد. هم چنین اعضای وقت خبرگان رهبری(70 مجتهد و نماینده مردم)!
    اما اگر چنین گزارشاتی از اساس کذب محض بوده و امام خمینی و سید احمد خمینی توسط معاونت های وزارت اطلاعات و به ویژه وزیر وقت آن کانالیزه شده باشند، وزیر وقت اطلاعات آقای محمد محمدی ری شهری باید پاسخ گوی فضاسازی از طریق گزارش کذب علیه بزرگترین مرجع تقلید مجاهد از یک سو، و اغفال امام خمینی و فرزندش سید احمد خمینی باشد.
    بدون تردید روشن شدن زوایای این اتهام، عاری از هر گونه پیش فرض، برگ زرینی در کارنامه نه فقط امنیتی – اطلاعاتی مستطاب عالی بلکه در کارنامه حیات شما ثبت و ضبط خواهد نمود.

    والامر الیکم. مجتبی لطفی/ جانباز شیمیایی جنگ/ نهم فروردین 97

     
  26. همیشه ۴ فروردین که میشود یاد آن تلویزیون سونی ٢٨ اینچ که تازه خریده بودم می افتم و رهبر و بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم رضوی در ۴ فروردین ۱۳۷۵:
    «…. ایالات متحده امریکا با آن عرض و طول و با آن پیشرفتهای علمی و یک کشور و ملت بزرگ، بازیچه دست صهیونیستها شده است؛ مثل فیلمی که سابقا تلویزیون نشان میداد، غولی که افسارش دست یک سگ است و هر جا میخواهد، او را می‌برد!…»
    میبینم آن موقع خجالت می‌کشید بگوید گوریل انگوری
    ولی الان چقدر صادقانه میگوید رئال و قرمز و ابی
    آنهایی که میگویند رهبری تغییر نمیکند اشتباه میکنند!

     
  27. سلام بزرگوار
    به اعتقاد من علت سکوت این است که روحانی با توجه به سابقه ی انقلابی اش و سوادش و اجتهادش و دکترایش و جایگاه بین المللی اش و شیخوخیتی که در خود می بیند و وقتی خود را با امثال رییسی و آملی لاریجانی مقایسه می کند ، احساس می کند مناسب ترین گزینه برای رهبری است
    لذا تحت هیچ شرایطی دوست ندارد به سرنوشت خاتمی و احمدی نژاد دچار شود
    می خواهد هر طور شده خودش را حفظ کند تا روزی که بحث انتخاب رهبری مطرح شود ، آن روز در حبس و حصر و انزوا نباشد و بتواند نقش ایفا کند

     
  28. سلام آقای نوری زاد حمل بر گزاف گویی نباشد !
    من از جوانان کرد طبقه پرولتاریا هستم
    فرودست بودن فقط در هنر زیباست نه چیزه دیگری!
    سال نو که میشود با هر لحظه ی آن تشویشی در من به عمل میاید چرا اسم این لحظه سال نو است؟!!
    وقتی همه چیز در زندگی ام بوی کهنگی میدهد!
    سیزده روز تمام در خانه می نشینم و یا شب ها به همراه پدرم اسباب و اساس مردم را به خانه ی جدیدشان میبریم تا بابت حمالی یه پولی به ما بدهند!
    نمی دانم بیرون از شهرم چه روی می دهد هرگز از شهرم بیرون نرفته ام برای همینم خشمم برانگیخته میشود وقتی سفرنامه ای میخوانم !
    خیلی برایم مضحکانه است مردم می گویند غذا ( شاید مقصود انان همه غذا ها باشد )
    درین خانه ی موش خورده نان مان در سیب زمینی و گوجه خلاصه است
    تازه هیچ سهمی هم ازین خانه نداریم اگر یه روز اجاره خانه به عقب بیفتد ماهم باید به عقب برویم و الا اسبابمان سر کوچه است .
    نمی دانم این حرف هارا بایستی به کی زد من فقط هفده سالم دارم اما هیج وقت نبوده که به مرگ فکر نکنم
    خیلی از سرمایه دار ها متنفرم
    از حاکم ایران
    از همانی که از حق دم میزند و حتی مفهوم حق را نمی داند .
    از کسی که جان میگیرد تا پابرجا بماند!
    از بس کهنه پوشیده ام نمی دانم نو چیست!
    دفعه نشده که بخاطر لباس و کفشم در داخل مدرسه بهم بخندند .
    فقر پایه و زمینه ساز خودکشی ، فحشا و دله دزدی در ایران است …
    زمانی فقر ریشه کن میشود که فرودستانی چون من نباشند …
    از بس گریسته ام و نالانده ام دیگر سست شده ام …
    امیدم به زندگی زیر صفر است !

     
  29. سلام آقای نوری زاد گرامی
    ما از شکست نماد کاوه آهنگر در عفرین سوریه توسط ارتش ترکیه خیلی به درد آمدیم وبی مهابا در دنیای واقعی ومجازی بر همسایه ترک امان تاختیم و هرآنچه که می دیدیم مستحقش است نثارش کردیم
    اما اگر منصفانه بنشینیم ونمادهایی را که روزانه درما وچندباره می شکنند را بشماریم بی شک مثنوی هفتاد منی خواهدشد
    نمادهایی که پی درپی درما می شکنند وما را عاری از هم وطن بودن هم زبان بودن هم کیش بودن و چندین حلقه وصل دیگر خالی می نماید
    نمادهای که در گوشه و کنار این آب و خاک می شکند
    مثلا دربلوچستان بی آب می شکند
    یا در کردستان پر از کولبر ویا در همین پایتخت آنهم به شکل دست فروش ویا سطل زباله چندین بار جلوی چشمانمان خرد می شود می شکند
    اما هم وطن من نسبت به چنین نمادهایی بی تفاوت است و حتی در دنیای مجازی هم لب به هم دردی نمی گشاید و حتی اگر لب بگشاید محدود و گذرا است
    هم وطن من گویی در تاریخ جامانده است و شاید هم تاریخ مصرفش تمام شده است
    نمی دانم تاکی هم وطن من تاریخ زده خواهد ماند ونبش قبر خواهد کرد
    هم وطن من کشورش وهم وطن نانش را مصادره به مطلوب می کند
    خوب و بد می کند و چشم بر آلام و رنج های دور از خودش بسته است بر بی آبی بیکاری گرد و خاک و هزاران مصیبت دیگر
    واین آخرین رنج نفی ونادیده گرفتن هم وطنان چندین میلیونی عربش است آن هم‌ توسط صدا وسیمایی که قرار بود ملی باشد
    هم وطن من یادت باشد این نماد را توشکسته ای نماد هم وطن بودن را ودیگر ارتش ترکیه ای دخیل نبوده است
    هم وطن من ؟

    احمددریس
    شاعر- مترجم

     
  30. صدای حمید رضا امینی باشیم
    که با نام آریو برزن در فضای مجازی فعالیت میکرد
    مسئولان ذیربط جهت تحت فشار قرار دادن ایشان با نقض قانون تفکیک جرائم ، ایشان رو بجای زندان اوین به زندان فشافویه که ویژه نگهداری مجرمین عادی و خطرناک هست منتقل کرده اند

    آقای امینی در اعتراض به این اقدام مسئولان ذیربط اکنون در اعتصاب غذا هستند

     
    • به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حمیدرضا امینی که از تاریخ ۱۱ آذرماه سال جاری به اتهام نشر اکاذیب، توهین مقدسات و توهین به مقامات جمهوری اسلامی در بازداشت به سر می‌برد، از تاریخ ۲۸ بهمن‌ماه سال جاری در پی انتقال غیرقانونی خود از زندان اوین به زندان فشافویه دست به اعتصاب زده است.
      https://www.hra-news.org/2018/hranews/a-14278/

       
  31. درود بر شما جناب آقای دکتر نوریزاد عزیز.
    ضمن عرض تبریک برای فرارسیدن بهار طبیعت، و آرزوی تنی سالم، همراه با شادی و موفقیت روز افزون.
    استاد گرامی، امروز مطلبی در کانال شما در مورد اردوغان و ترکیه، خواندم، ضمن تشکر از شما و جناب اردوغانی که توانسته این همه خدمت اول به ملت ترک بعد به بشریت ارائه دهد، بله خدمت به بشریت وقتی مسئولی برای مسئولیت و ملت و کشور خود ارزش میگذارد، هم باعث سرفرازی مملکت خویش میشود و باعث ایجاد آرامش در جهان،و این آرامش باعث گسیل شدن سیل جهانگردان، و تجار به این کشور میشود، که باعث آرامش ملت خویش میشود! از طرفی در مقابل این اندیشه، همسایگان همین ترکیه! با داشتن منابع غنی نفتی بجای ایجاد آرامش، با چراغ قوه به دنبال تنش و جنگ هستند،کشورهایی مثل ایران، عراق، سوریه، که هم کیش و همسایگان ترکیه هستند که از نظر آرامش و رفاه جزء بدترینهای جهانند.
    ولی آنچه برای من در این مورد تداعی پیدا کرد! وعده هایی بود که شاه بعد از اعلام انقلاب سفید به مردم ایران و جهانیان داد، وتا حدودی هم پیش رفت البته با سرعتی بیش از ترکیه!
    بطوری که در سالهای قبل از انقلاب، یعنی چهل سال پیش تحصیل در ایران رایگان،وپیش آهنگهایی که در روستاها و شهرها مجانی خدمت رسانی میکردند. که ناگهان توطئه جهانی لوکوموتیو راه افتاده ایران را با شورشی نابخردانه از حرکت باز ایستاندند، شاید در حال حاضر هم هر موفقیتی در ایران دیده میشود، تتمه همان خیزش انقلاب سفید است، با ناتمام ماند، شاید کشورهایی مثل ترکیه وعربستان، امارات که جایگاه خود را در خاورمیانه به بالا کشیده اند، همان انقلاب سفید شاه را الگوی خود قرار داده، و به سرعت در حال پیشروی هستند. امید وارم روزی برسد که کشور عزیزم ایران، با قطع دست خائنین، دزدان بیت المال،و بدور از جانیانی که همه چیزمان را فدای افکار ستیزه جویانه خود درجهان کرده اند،
    راه اصلی و پیشرفت را یافته و با جهانیان با صلح و آرامش زیست نماییم.
    با تشکر. هادی

     
  32. آقای نوری زاد
    این حرفها را اگه سید احمد خاتمی هم نگفته باشه اما محتوای این حرف در ذهن و زبان و باطن اغلب آخوندها هست:

    به نظر جک میاد ولی گفته

    پاسخ نمایندە ولی فقیە بە مردم ایران: “ھر کس خودش را ایرانی میداند برود گورش را گم کند!”

    احمد خاتمی : مردم ایران غلط کرده اند قصد انقلاب یا رفراندم داشته باشند. این حکومت متعلق به امام زمان است. هر کس خود را ایرانی می داند، برود گورش را گم کند.
    این خاک مال ما پیروان امام زمان و امت ولایتمدار است.
    نام کشور را طاغوت ها انتخاب کرده اند. ایران اسم تحریک کننده ای است. این نام طاغوتی باید به یک نام ولایی تغییر یابد تا بيگانگان تحریک نشوند.
    احمد خاتمی در جلسه محرمانه با علماء قم گفته است:
    این کشور ولایی متعلق به تمام شیعیان جهان است. کسی خود را ایرانی بداند،باید نابود شود. باید خاک ما را ترک کند.
    امت ولایتمدار سوریه،یمن،بحرین،عراق و لبنان،به منابع مالی سرزمين امام که متعلق به آنهاست احتیاج دارند.
    در پایان احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران،خواهان تغییر نام ایران به کشور “ولایت” شد.

     
    • مفاهیم متعالیش بازیچه منافع سیاسی میشود و در اینجا موعظه ها هم رنگ عوض میکنند. در دین ایدئولوژی شده دیگر آقای خمینی سایه خدا بر زمین است و آقایان هاشمی و خامنه ای دو بازوی امام زمان.
      وقتی در این معرکه شخصیتی الهام بخش مثل امام حسین(ع) بازیچه دست مشتی مداح و روضه خوان و منبری بشود که او و خاندان پاکش را برای مقاصد پست خود هر روز بشکلی بخورد مردم بدهند و امام حسینی درست
      ……………
      با صفای گرامی از نوشته های شما چنین بر می اید که انسانی خردمند هستید.میشه لطفا خاندان پاک حسین یا هر کس دیگر را تعریف کنید؟اقای خمینی که خودش دین اسلام را نیاورده بلکه دین اسلام چکیده افکار و یا رویاها و…همین بقول شما خاندان پاک از 1400 سال پیش بوده.جالبه که خود عرب اینها را قبول ندارند و پدر همین حسین را نپذیرفتند و خود حسن و حسین را نیز.همین افراد برای گرفتن قدرت همانکاری را کردند که سایر سیاستمداران و تشنه گان قدرت چه قبل و چه بعد از آنها کرده اند.که چیزی از اعمال آنها الهام بخش بوده .دین اسلام بر طبق قران و سنت محمد هست و خود محمد هم بهمین روش با دگراندیشان برخورد کرده اند.بنابراین نمی توان گفت که اسلام را خمینی و خامنه ایی وارد سیاست کرده اند.بدبختی ما با اسلام و اسلامیان نیز وارد شدن اسلام به سیاست مثل سایر ایدیولوژیها نیست بلکه مقدس کردن یک ایدیولوژی حکومتی و وصل آن بماورالطبیعه و کشیدن هاله ایی از تقدس دور کسانیکه زندگی عادی مثل هر شهروندی داشته اند و برای کسب قدرت آدم کشته اند و به قتل و غارت و خیانت و …پرداخته اند و گاهی کارهایی کرده اند که حتی افراد عادی در همان زمان از انجامش شرمنده می شده اند میباشد.بنابراین پاک نامیدن خاندان چنین کسانی فریب و دروغ و شعله ور کردن آتش ویرانگر خرافات است. هموطن با اینها نیز باید همچون دیگر سیاستمداران بدون در هیچ اما و اگری برخورد شود.

       
      • جناب باصفا،با سلام به شما لازم دیدم یک انتقاد کوچک بشما داشته باشم،ظاهرا حضور شما در این سایت فقط برای مباحثه و گفتگو با من است و هیچ نیازی نمی بینید که با دیگران گفتگو کنید،دوست گرامی شما چرا در مورد مطالبی که می نویسید پاسخ اینطور سوالات را نمی دهید؟مگر فضای عمومی محل گفتگو و تبادل نظر با عموم نیست؟

         
  33. بقلم محسن آرمین

    احمدی نژاد با افشای سوابق تحصیلی اقای احمد توکلی به همگان نشان داد بسیار بیشتر از توکلی گرفتار فساد و رانت خواری و زد و بند بوده است

    ◀️افشای سوابق تحصیلی توکلی در عرصه سیاست ایران پدیده نمادین بسیار جالبی است که نباید به سادگی از ان گذشت. مقصودم اصلاً رانت خواری توکلی نیست. کاری که توکلی کرده است حد اقل امروز دیگر در این کشور اتفاق عجیب و نادری نیست و موارد انبوه مشابه آن را می‌توان در حوزه‌های اقتصاد و سیاست و اجتماع و حتی تحصیلات دانشگاهی به وفور مشاهد کرد. افشای سوابق تحصیلی توکلی از بیماری عمیق‌تری حکایت می‌کند. به نظر من اقدام احمدی نژاد بیانگر اوج فساد و رانت خواری و بی اخلاقی نهادینه شده در عرصه سیاست و قدرت در این کشور است.احمدی نژاد با افشای سوابق تحصیلی اقای احمد توکلی به همگان نشان داد بسیار بیشتر از توکلی گرفتار فساد و رانت خواری و زد و بند سیاسی است. او هشت سال رئیس جمهور بود و از این ماجرا مطلع بود اما به جای جلوگیری از رانت خواری خود به این پدیده زشت د ر همه حوزه‌ها دامن زد و براساس منطق «انا شریک» با دیگر رانت خواران هم کیسه شد. بلکه بسیاری را هم آلوده کرد و به خدمت خود درآورد.ماجرای بورسیه های دکتری افراد با معدل ۱۲ و ۱۴ در زمان ریاست جمهوری وی نمونه کوچکی از فسادی است که امروز توکلی را بدان متهم می‌کند. بی شک فساد و رانت خواری پدیده‌ای نیست که بتوان آن را ریشه کن کرد در هر نظامی چنین مواردی کم و بیش رخ می‌دهد. اما اقدام احمدی نژاد از چیزی فراتر از رانت خواری حکایت می کند و آن توافق بخش‌های مختلف قدرت در رانت خواری و چپاول است. معنای اقدام احمدی نژاد علیه توکلی این است که مراکز و باندهای قدرت در حاکمیت بر سر سهمی که می‌برند با هم به توافق و نوعی موازنه رسیده‌اند. این منافع مشترک و توافق که به توافق باندهای مافیایی بیشتر شبیه است موجب می شود هیچ یک دیگری را افشا نکند. و این یعنی فساد نهادینه. در چنین حالتی که فساد و رانت خواری نهادینه شده است و در غیاب مطبوعات و رسانه‌های آزاد تنها در یک صورت امکان ابرملا شدن فساد و رانت خواری وجود دارد و آن این که باندهای مافیایی به جان یکدیگر بیفتند و باهم تسویه حساب کنند. براساس همین قانون نانوشته احمدی نژاد تا امروز سوابق تحصیلی توکلی را افشا نکرد چون توکلی پیش از این به او رأی داده بود و در حرکت به اصطلاح مبارزه برای شفافیت نیز برخلاف چشم چپش خیلی تیز بین بوده و در عملکرد دولت روحانی و اصلاح طلبان مو را از ماست می ‌کشید(که البته کار خوبی هم بود) ،چشم راستش خیلی کم سو بوده است. او هرگز متعرض فساد و رانت خواری احمدی نژاد و اطرافیانش نمی‌شد بنابراین احمدی نژاد هم دلیلی برای مقابله نمی‌دید. اما به محض این که توکلی علیه دار و دسته احمدی نژاد موضوع گرفت احمدی نژاد هم این حرکت را اعلان جنگ علیه خود تلقی کرد و دست به افشا گری زد. به گمان من تمامی مواضع ماه‌های اخیر احمدی نژاد و باند او با همین منطق قابل تبیین و تحلیل است. تا زمانی که در قدرت بود و منافعش تضمین شده بود وجود زندانی سیاسی در ایران را انکار می کرد و احکام محاکم قضایی ایران را عادلانه ترین احکام می‌دانست و مدعی بود ایران آزادترین کشور دنیا حتی آزادتر از آمریکا و اروپا است و امروز که در آستانه حذف از عرصه قدرت قرار گرفته است قوه قضائیه شده است انگلیسی. منطق احمدی نژاد امروز این است: «دیگی که برای من نمی‌جوشد سر سگ در آن بجوشد» نتیجه‌ای که می‌خواهم بگیرم این است که اقدام احمدی نژاد و باند او در افشای سوابق تحصیلی توکلی نه تنها شرافتمندانه و تحسین برانگیز نیست که حکایت از بی اخلاقی و آلودگی او به فساد دارد. اصلاح طلبان به هیچ وجه نباید فریب بخورند و تصور کنندکه او و همفکرانش در نقد قدرت صریح‌ و شجاعانه عمل می‌کند. اگر تسویه‌ حساب‌های خونین باندهای مافیایی نشانه صراحت و شجاعت و اخلاق و شرافت باشد مواضع اخیر باند احمدی نژاد علیه رقیب هم چنین معنایی دارد. مسئله آنان نه کشور است و نه تمامیت ارضی و نه نظام و نه مردم. مسئله آنان منافع است. نتیجه آن که اصلاح طلبان نباید به نفع یک طرف و علیه طرف دیگر موضع بگیرند. آنان باید بی اعتنا به درگیری مافیای قدرت پروژه خود را دنبال کنند.

     
    • آقای آرمین ، اصلاح طلبان هم بخشی از مافیای قدرت و چپاول هستند . مجزا گردن این گروه از دیگران ؛ که با وعده و لبخند و دروغ عمر رژیم جنایتکار را طولانی کرده اند و با ظاهری غلط انداز مشغول چپاول و ظلمند ، یا نشانه بی بصیرتی سیاسی شماست ،یا علامت سر در سفره اطلاح طلبان داشتن !!!

       
    • اقای ارمین گرامی مگر اصلاخ طلبان به جز سهم خواهی از قدرت پروزه دیگری هم دارند که دنبال کنند

       
      • تلاش برای رسیدن بقدرت از طرق قانونی و با جلب آراء مردم امر مذموم و غیر معقولی نیست،اگر چنین تلاشی مذموم،غلط یا غیر اخلاقی است چرا سکولارها طالب در اختیار گرفتن قدرتند؟! منتها بغضی که سکولارها و مخالفان اصل نظام با اصلاح طلبان دارند این است که چرا اصلاح طلبان اصل نظام جمهوری اسلامی را قبول داشته و علیرغم انتقاد به مدیریت اصولگرایان یا قوانین، مثل سکولارها خواهان براندازی و اسقاط جمهوری اسلامی نیستند!

         
      • دوستان نا شناس و امی گرامی جناب ارمین بحث مهمی را مطرح کرده اند. ایشان نوشته اند که احمدی نژادی که خود در لجنزار فساد و تباهی غرقست اگر اعتراضی اکنون دارد از سر فرصت طلبی و ضعف است نه بخاطر مردم دوستی و مردمی بودنش.چون همین حرامی و حرامیان معترضین را خس و خاشاک می نامیدند.

         
  34. خدمت برادر بزرگوار جناب آقای محمد نورى زاد محترم که به شهرمان تشريف آوردین باعث افتخارى بود اما نتوانستم يك درد دلى با شما در میان بگذارم كه صدایم را به مسئولان برسانيد. پدر دو شهيد ١٤ساله و١٧ساله هستم از شهادتشان چيزى نخواهم گفت فقط صدايم اين است كه دخترم مدت ٣سال است که بیکار میباشد، قبلاً كارمند بانك امام رضا بنام ثامن الحجج بود با ٧سال سابقه و مدرک فوق ليسانس، تمام ادارات براى كار سر زدم كه در شهرمان بانك ملى اعلام كرد اگر استان دستور دهد ما يك نيرو لازم داريم، این بود که با مادر شهيدان روانه بندرعباس شديم نزد مدير كل، كه خدا رحمت كند دكتر اقبال وزير نفت شاه هم چنان دفتر و محافظان مفت خوری نداشت وخدا نصيبتان كند دفتر به این بزرگی و با این تجهیزات، خلاصه با نامه بنیاد شهید بعد از مدت يكساعت معطلی به ما وقت داد و جوابش به ما بعد از یک ساعت یک جمله بود: برود شغل آزاد.*
    جناب اقاى نورى زاد هرگز منت اینها را نکشیدم و نخواستم که بكشم چون من از اين نظام راضى نيستم با بودن همچون مسئولانی
    در پست كليدى، و باشد كه مانند ۷۵ ميليون نفر درد و رنجم از نظام در سينه ها حبس بماند.
    برادرت اسماعیل عزت زاده

    (آنروزها نصف شب از خواب پا میشدیم و درنمازمان صدام را نفرين میکردیم و این روزها نصف شب ها مسئولین این نظام را نفرین میکنیم. و خدا شاهد است که روزى به سرنوشت صدام دچار خواهند شد ان شاء الله طبق آيهء كلام الله)
    *لازم به ذکر است که هیچ کدام از فرزندانم شغل دولتی ندارند

     
  35. ناشنیاس
    12:42 ب.ظ / مارس 26, 2018

    جناب نوری زاد
    از شما آموختم که به دیگران احترام بذارم
    منم مثل شما قائل به این هستم که عمامه و عبا و ردا و تسبیح و منبر هیچ بار منفی ندارن بلکه این آدمهایی که ملبس به این لباس می شوند خودشان احترام این لباس را نگه نمی دارند و کاری می کنند که مردم به دیده نفرت و تردید به اینها نگاه می کنن
    …………..
    ناشناس گرامی عبا و عمامه و تسبیح و مهر نماز و منبر اسباب یک ایدیولوژی مخربند همانطور که چادر درست همین مفهموم را دارد. بنابراین پوشیدن آن توسط فردی نشانه باور به خرافات اسلامی و قبول زندگی //// بحساب و فریب دیگران و ایدیولوژی مخرب و انسان و تمدن ستیز است. بنظر شما چرا صلیب شکسته در اروپا ممنوع است؟

     
  36. سید مرتضی
    12:04 ق.ظ / مارس 30, 2018

    امی گرامی بنده بعنوان یک ایرانی مسلمان نه با ایران جنگی دارم و نه با ایرانی،اگر از شما به ایران یعنی وطنم علاقمندتر نباشم کمتر از شما علاقمند نیستم،سعی کنیم مجموعه سخن و مقصود دیگران را دریابیم،لطفا توضیحات تمکیلی بنده بعد از ارسال یک مطلب تلگرامی ببینید
    ………..
    سید نه شما و نه همفکرانتان نه تنها ایرانی نیستید بلکه ////////////////// هستید که از /// ایرانیان تغذیه می کنید و برای دشمنان اجداد ایرانی //////////////////////// سرمی دهید. اکثریت مطلق ایرانیان هیچ درکی از انچه شما میگوئید ندارند.شماها نتیجه 1400 سال زوزآورکردن دروغ و خرافت و روایات بی پایه و اساس و ////// از قبیله فلان وحشی و بربر و آدمخوار هستید.و خود نیز به بربریت و وحشیگری و برای ادامه غارت و زندگی ///// خود همچون بختکی بر گرده ایرانیان سوارید.نه کتاب شما و نه زبان شما و نه باورها و مقدساتتان با ایرانیان کوچکترین رابطه ایی ندارد. همین بس که ایرانیان از هر فرصتی در طول این 1400 سال برای رهایی از یوغ //////////// شما برخاسته اند و بهایی بالا داده اند. خوشبختانه دوران شما بسر رسیده و امروز حتی در دور افتاده ترین نقاط ایران جز ناسزا و دشنام بسوی شما و ///////////////// روان نیست. بهمین دلیل ساده چون جنبش ضد ///////////////////////////// بدرون تودها راه یافته دیری نخواهد پائید که شما /////////////(نان ایران و ایرانی را میخورید بدون هیچ نفعی برای ایرانیان و به تمسخر فرهنگ و سنت و تاریخ و ایران و ایرانی مشغولید و سنت مشتی //////////و متچاوز و غارتگر و کودک آزار را انسانی و برتر میدانید .) باید دنبال سوراخی برای فرار بگردید. خوشبختانه جو بین المللی هم بنفع جنبش ضد/// ایرانیان است و شما ///// از همه طرف در محاصره اید و راه فراری هم ندارید.متاسفانه سرنوشت وحشتناکی در انتظار شماهاست و بقولی خود کرده را چاره ایی نیست.

     
    • مزدک! نه شما و نه همفکرانتان از فراریان وطن فروش و ضد انقلاب نه تنها ایرانی نیستید بلکه ////////////////// هستید که از نام ایران تغذیه و سوء استفاده می کنید و برای اجداد ایرانی ما ایرانیان//////////////////////// سرمی دهید.مزدک اکثریت مطلق ایرانیان هیچ اعتناوی به آنچه شما میگوئید ندارند.شماها نتیجه 2500 سال زوزآورکردن دروغ و خرافت (خرافات) و سخنان و ادعاهای بی پایه و اساس و ////// و مدعیان حقوق بشر و خرد هستید.و خود نیز بخوبی از جرایم و وطن فروشی و پشت کردن به سرزمین و ملت خود با خبرید.نه ادعاهای ایرانی بودن و نه ادعاهای حقوق بشری و دموکراسی شما با ایرانیان کوچکترین رابطه ایی ندارد. همین بس که ایرانیان از هر فرصتی در طول این 2500 سال برای رهایی از یوغ //////////// شما برخاسته اند و بهایی بالا داده اند. خوشبختانه دوران شما فراریان و وطن فروشان پس از انقلاب اسلامی ایران بسر رسیده و امروز حتی در دور افتاده ترین نقاط ایران جز ناسزا و دشنام بسوی شما و ///////////////// روان نیست. بهمین دلیل ساده چون جنبش ضد انقلابی و عشق و علاقه مردم ایران به انقلاب اسلامی ایران همه جا فراگیر شده و شما وطن فروشان و دشمنان دین و آیین مردم ایران چون راه بجائی نداشته اید چاره ای جز پناه بردن به سوراخ ها و زندگی انگلی و کرنش در برابر بیگانگان در شهرهای اروپا یا امریکا و دریوزگی و التماس از ترامپ و سایر دشمنان ایران نداشته اید و ندارید جز مزخرف گوئی و سوء استفاده از آزادی بی حساب و کتاب در گوشه یک سایت ،شما فراریان وطن فروش و معاند با فرار از ایرانی و ایرانی و پناه بردن به زندگی انگلی در غرب نان اسم ایران و ایرانی را میخورید بدون اینکه هیچ نفعی برای ایرانیان داشته باشید و هنری ندارید جز مزخرف گوئی و تمسخر فرهنگ و ودین سنت و تاریخ اکثریت ایرانیان ،بنابر این باید هم در آن سوراخی که به آن پناه برده اید بمانید و با مزخرف گوئی دست گدائی بسوی ترامپ و دیگر دشمنان این مردم دراز کنید شاید از طریق این خیانت و وطن فروشی فرش قرمزی برای بازگشت به ایران برایتان پهن شود که باید گفت زهی خوش خیالی و خیال باطل. خوشبختانه این نظام اسلامی باراده عموم مردم ایران در کمال قوت و استحکام علیرغم آرزوهای شما نهادینه شده و شما چاره ای جز فحاشی و مزخرف گوئی و کاسه گدائی بسوی امثال ترامپ دراز کردن ندارید!متاسفانه سرنوشت وحشتناکی در انتظار شماها فراریان و وطن فروشان است :اینکه روزی در همین نزدیکیها در غربت و ناف غرب شراب مرگ را نوشیده و به دیار باقی و حساب و کتاب رهسپار شوید و از آن پس نام و یادی از شما بیاد نخواهد ماند مگر عربده کشیها و مزخرف گوئی هایی که گوشه این سایت داشته اید و بقولی:عاقبت فراریان خائن وطن فروش که پشت بمردم ایران کرده اند چیزی جز ین نیست بقول معروف: خود کرده را تدبیر نیست!

      ———–

      جاهای حذف شده کارِ من نیست. خودِ سید مرتضی اینجور آراسته

      .

       
      • مزدک خارج نشین علاف و وراج و سید مرتضی قم و تهران نشین علاف و وراج:

        چقدر کری الکی برای هم می خوانید! مشکل اصلی دیکتاتوری و ترس مردم است وگرنه عمامه بسرهای دور و بر هم می دانند رفراندوم آزاد برگزار شود جمهوری اسلامی کله پا می شود که اگر جز این نبود اینقدر خودتان را زرد نمی کردید!!! به خطبه های نماز جمعه حضرات و سخنرانی های ضمن دخول آنان به مکانهای مقدسه بیشتر گوش کنید!

         
  37. من فقیرم!
    ( توضیح: سال 1398 محاسبه نشده چون تازه شروع شده. منظور از امسال 1397 است )

    1- زیر پیراهنم بدن نما شده و چند تا سوراخ روش داره. تا پارسال چندتا زیر پیراهن اضافه توی کمد داشتم ولی امثال رفتم سر کمد دیدم دیگه زیر پیراهن اضافی ندارم. پول برای خرید زیر پیراهن هم ندارم. باید اول کرایه خانه، قبوض و خورد و خوراک خانواده و دیگر هزینه ها را تأمین کنم.

    2- تا دو سال قبل گوشت گوسفند را شقه ای میگرفتم. پارسال رسید به قلوه گاه و گردن فقط برای هفته ای یک وعده آبگوشت یا دیگر خورش ها. امسال فقط تونستم ماهانه یکی دو کیلو چرخکرده بگیرم و چندتا همبرگر و مقداری سوسیس. تا دو سال قبل گوشت ماهی هم هر ماه یکبار میخوردیم. پارسال رسید به سه ماه یکبار و امسال 6 ماه یکبار. گوشت مرغ تا پارسال 6 یا 7 عدد میگرفتم برای مصرف هر ماه. امسال رسید به خرید بسته های بال و کتف از فروشگاه تازه روزهایی که تخفیف داره.

    3- امسال عید 1398 هیچ چیزی نتونستم برای خودم بگیرم و فقط برای بچه ها خرید کردم . این سومین عیدی میشه که برای خودم خرید پوشاک و کفش نداشتم.

    4- کارم آزاد و درآمدم به نصف رسیده ولی هزینه های زندگی دو برابر شده.

    آره من فقیرم! و هر سال دارم فقیرتر میشم.

     
    • ولی امسال رفتم

       
    • داداش سال 97 هستش نه 98 چقدر تو عجله داری! صبر کن اگه عمری باقی بود این یه سال کوفتی هم بگذره تا برسیم به 98!!! در سال 98 مطمئن باش فقیر تر هم می شی! دو سال قبل هم بدجوری گرونی بود اما راست می گی دلار 5000 تومنی الان یواش یواش داره می ره سمت 10 هزار تومن!! پیش بینی کردند برای سال 98!

       
      • آره راست میگی.
        ببین آمار روزها، ماه ها و سالها هم از دستم در رفته!
        یعنی مهمه امسال 97 باشه یا 98

         
        • داداش برات فال گرفتم پیامی داشت! اوضاعت بهتر می شه… کائنات گفتند ارث یا پولی (درست نمی دانم) از سوی یک فرد مسن (احتمالاً مادر) برایت در راه است!

           
  38. درود
    مشکل اقتصادی و سیاسی ایران باحکومت آخوندان به دو جهت حل نخواهد شد.
    ۱- ولایت فقیه و قوانین و حکومت شریعتی
    ۲- نظام اولیگارشی /مولوک الطوایفی یعنی حکومت عده ای معدود برسرزمینی ( ایران از باز پسین دارای حکومت پادشاهی و کشور بوده ، در حالی که اولیگارشی سرزمینهایی بدون مرکزیت/شاه بوده اند ) است. این عده آخوند با تصاحب و تقسیم منابع ملی ایران زیر پوشش ۱- انتخابات و دولتی نمایشی ودروغین۲- رهبری که رهبر نیست خود را مخفی کرده اند .

    مردم ایران باید این افراد را هدف قراردهد. دستگاه اولیگارشی حاکم بر ایران باعث تجزیه ایران است. این دستگاه با قدرت مایل است که دوران فئودالی در ایران برقرار شود [آنهم با مبایل] وبدین خاطر با سرمایه داری که اولین بنایش آزادی است مخالف است.
    ترجیح می دهد شکر وارد کند کالای ترکی و چینی وارد کند ووو….تا کارخانه ای در آن ایجاد کند.

    چرا یوگوسلاوی از هم پاشید و خورد شد؟ وچگونه روسیه صاحب قسمتی از اوکراین شد؟
    درس های بسیاری ازتاریخ معاصر می توان گرفت . این دم و دستگاه که پشتیبانش نیز روسیه است خطر بزرگی برای تجزیه ایران است .وجود این نظام باعث تجزیه ایران است .

    مردم ایران باید درخیابانها ریخته و از حقوق هم پشتیبانی کنند. مردم تهران باید به دفاع از هموطنان خوزستانی و بلوچستانی بر خیزند وهمینطوردیگران و بر عکس همه به هم یاری کنند. سپاه که دستگاه نظامی این اولیگارشی عقب افتاده ومعلول است نیزجزوی از این نظام است و در کشتار ایرانیان و سوریان در خط مقدم است نیز جزغارت و کشتار و نوکری روسیه کاری انجام نداده است. مردم ایران برای حفظ ایران باید با هم متحد و یکصدا شوند و این دستگاه بی بنیان را فرو ریزند.

     
  39. نوری زاد من هم اعلام خطر می کنم!!!!! اگر با این شیوه ای که در پیش گرفته اید حتی توانستید کاسه ای را بردارید و جایش یه کوزه نیم بنده شده هم بگذارید من اسم خود را “زلیخا” می گذارم!! اصلاً از این هم بالاتر، تغییر جنسیت می دهم و با هورمون تراپی خودم را بطور حقیقی تبدیل به یه زلیخا می کنم!!! یا از اینهم بالاتر یه بچه هم براتون می آرم!! یا از این هم بالاتر تو کوچه جار می زنم که این همه بلا سر خودم آوردم!!! مردک ناحسابی شما ها خودتون رو مسخره کردین یا می خواین دیگران رو سر کار بگذارین!!!! آخه بدبختانه به نظر می رسه یه جورایی در هپروت هم سیر می کنین!!!!! تو خواب سوپر من هستین و بیرون موش!!!! همین شما ها نبودین هی خاتمی خاتمی می کردین!!! آخه مگه امثال خاتمی هم آدم حساب می شن که بشه روشون حساب باز کرد یا همین تو نبودی که رفسنجانی جنایتکار رو حلوا حلوا می کردی و واسش خیرات می دادی!!!!! آخه بدبختانه امثال شما آدمای سگ مذهبی که یه ورتون یه جوریه و یه ور دیگتون هم یه جور دیگه و همش به فکر بچه پس انداختن هستین به یه طرف، جناب شاهزاده هم یه چیزیش می شه!!!! جناب شاهزاده هم در هپروت سیر می کنه فکر می کنه با یه قلم و کاغذ رژیم بر می گرده!!! یا اصلاً همه اونایی هم که در رفتن و رفته اند اون ور آب فقط چسبیدند به اینکه کی داره از آمریکا پول می گیره و کی نمی گیره!!! اینم شد کار؟!؟!؟ اون یکی می آد می گه مجاهدا خالی می بندند و اونا باور می کنند و بهشون پول می دن!! اون یکی میگه از اساس همین رژیم خوبه کی بیاد از اینا بهتر اون یکی معلوم نیست چی میزنه می گه برید شکایت نامه تنظیم کنید یکی دیگه یه چیز قویتر می زنه امام زمان رو می بینه و می گه بهش گفته خامنه ای دروغ می گه!!! یه بار هم گفتم دنبال سر خر بودن همین میشه که الان دارین می بینین!! بجای دنبال سر خر بودن بر ترسهاتون غلبه کنین!!

     
  40. به نظر شما در این تصویر اخوند به این خانواده چه میگوید؟ایا اصلاحقی دارد که مزاحم حریم خانوادگی انان شود؟احساس این خانواده از مزاحمت او در نوع نشستن و برگرداندن چهره تاحدودی میتوان فهمیدبنظر شما این جماعت اخوند که روزی منزلتی نزد مردم داشتندچرا به این روز افتادند؟منفور ولگرد و بیکار و مزاحم،بنظر شما با این موجودات ///////// و شرور چه باید کرد؟

     
    • این تصویر خودبخود مطلب قطعی را تفهیم نمی کند،خوب این برداشت بدبینانه خاص شماست که مایلی از تصویر سوء استفاده کرده و مهملاتی سرهم کنی،این خانواده محترم هیچ ایراد خاصی متوجه آنها نیست،خانواده ای هستند که با رعایت هنجارها و قوانین و پوشش اسلامی کنار دریا و مناظر طبیعی نشسته اند و از فوائد آن بهره مند شده اند ،ممکن است این روحانی در حال پاسخگوئی به سوال شرعی آنها باشد یا در حال گپ و گفتگوی با آنها باشد یا اصلا قوم و خویش یا دوست و آشنا هستند،شما چرا مایلید از هر سوژه ای در جهت نق زدن های خاص خود استفاده کنید؟

       
  41. دیدم سید مرتضی با آوردن بعضی از اسامی ایران باستان به تمسخر فرهنگ و تاریخ و تمدن ایرانیان پرداخته مسلما از ناپاکان و تازی پرستان و اشغالگران ///////که نان ایرانیان را بدون هیچ رنج و کاری مفید می خورند و ایران را در تملک خود دارند و ملک مشاع خویش می دانند غیر از این نیز انتظاری نیست ولی برای اطلاع امثال ایشان باید گفت که تقریبا تمام اسامی ایران باستان از زندگی روزمره و طبیعت گرفته شده و مثل تمام جوامع اولیه با طبیعت و محیط اطراف خود سازگار بوده اند. ولی از زمانیکه ادیان تک خدایی و خرافی بوجود آمدند و سلاحی برنده و تخدیر کننده و منحرف کننده در دست عده ایی شیاد برای ادامه زندگی /// خود گشتند نه تنها روح و روان و زبان بلکه زندگی روزمره و اسامی و فرهنگ نیز به لجن کشیده شدند و چرخ زندگی انسانها از مسیر طبیعی خود خارج و به /// یهودیت و مسیحیت و اسلام مبتلا گردید.اتفاقا این تغیر در اسامی عربی هم بخوبی دیده می شود. کافیست نگاهی به معانی نامهای عربی نمائیم.
    بیشتر این لغت ها را در واژه نامه دهخدا دیدم و معنی آنها درست بود اگر
    شما هم شک دارین میتونید برین واژه نامه ببینین
    کلثوم: زن خیکی
    خدیجه: سقط جنین شتر
    بتول: زن دوشیزه که از مردان رغبت و حاجت خود بریده باشد
    رقیه: بندگی کردن و غلامی
    نمودن
    عذرا:زنی که همیشه باکره بماند
    جعفر: جوی کوچک
    ذبیح: چارپایی که گلویش را ببرند. گلو بریده .
    عثمان: بچه مار .
    صغری: حقیر
    اصغر نیز از همین خانواده و ازریشه صغرا است، به معنای کوچکتر!
    مقایسه کنید با معنی اسمهای ایرانی
    منوچهر : کسی که چهره بهشتی دارد
    دلارام : مایه آرامش دل
    بهرام : پیروز
    سهیلا: نورانی ترین ستاره
    بهروز : خوشبخت
    پروین :ستارگان درخشان
    پوران : یادگار
    روشن: نور
    نوشا : گوارا و شیرین
    مرجان : جان من – گلی دریایی
    مینو : بهشت
    رکسان : روشن
    پریسا : همچون پری

    اگر ملاحظه کنید اغلب اسامی از طبیعت گرفته شده اتفاقا درست این موضوع در مورد اسامی مثلا در اروپا و یا دیگر کشورها صدق می کند.اسامی خرس و جوی و شاخه و برگ و کوه و صحرا و خورشید و بکه…بوفور دراین فرهنگها جدا و یا امیخته با اسامی مسیحی یهودی یافت می شود. خوشبختانه اروپائیان از شر مسیحیت با هوشیاری ازاد شدند ولی متاسفانه نا آگاهی و جهالت ما ایرانیان از یکطرف و سودجویی مشتی لاشه خور و فرصت طلب و زور و فریب مشتی غارتگر و انگل و ناپاک از طرفی باعث شده که فرهنگ جهانی و مترقی ایرانی زیر سلطه مشتی خرافات ایران و انسان ستیز مشتی بربر که کاری بجز کشت و کشتار و غارت و میراثی جز مردم ازاری و بی شرافتی و بچه آزاری و نفرت و کینه بر جای نگذاشته اند بفراموشی سپرده شود. کافیست ما به همین تاجیکستان امروز نگاهی بیفکنیم که با وجود همه کمبودها سعی در بزرگداشت شمه ایی از فرهنگ ایرانی دارد.همه جا جشن و سرور و شادی و نوروز را با شادی و سرور و دهل و آواز در نوروزگاه مردم جشن می گیرند .نامهای ایرانی همه خیابانها ی شهرهای مهم را داراست و شکوه و عظمت فرهنگ تاجیکی نه مرده گان مشتی غارتگر و وحشی بلکه بزرگان ایران زمین است. هموطن کافیست که شمازکریای رازی را با محمدبن عبدالله مقایسه کنید و ابوریحان بیرونی را با علی و سایر امامان و بزرگان اسلام. راستی این اسلام و سردمداران اسلامی از 1400 سال تا کنون چه نفعی به بشریت رسانده اند؟ اسلام حتی بین حیوانات تبعیض قائل شده و تعدادی را بر تعدادی برتر دانسته تا چه رسد به انسانها. هموطن ما با موجوداتی//////////////////////////////////////////////مسلح به ایدیولوژی مرگ و نیستی و بربرهایی تمدن و انسان ستیز سروکار داریم.اگر در هند گاندی ظهور کرد علتش متمدن بودن انگلیسی ها بود .ما را چاره ایی جز تنفر از این حرامیان آدمخوار و به لجن کشیدن باورها و مقدسات و نابودی حتی شیرخوارگان این حرامیان نیست. رهایی ما تازمانیکه حتی یک مسلمان درایران وجود دارد بسیار مشکل است آخوند که جای خود دارد.

    ————-

    درود دوست گرامی
    بسیار تند می رانید. قرار نیست اسلام یا باوری ریشه کن شود. که شدنی نیز نیست. ادیان و باورها تا قیام قیامت هستند و خواهند بود. اسلام نیز. مهم این است که این باور و این اعتقاد، از سرک کشیدن و تعیین تکلیف به و برای جامعه ای که برای کاری دیگر شکل گرفته، باز داشته شود. مثل مسیحیت در غرب. بعد از بجای نهادن هزاران هزار خسارت بشری و عاطفی و شعوری و زیست محیطی و علمی!

    با احترام

    .

     
    • ” رهایی ما تازمانیکه حتی یک مسلمان درایران وجود دارد بسیار مشکل است آخوند که جای خود دارد.”
      احمق جان بیش از نود درصد جمعیت ایران مسلمان هستند. خودت میفهمی داری چه زری میزنی؟!
      نگفتی دین خودت، فک و فامیل و جد و آبادت چیه؟

      و یا میگی :
      “اسلام حتی بین حیوانات تبعیض قائل شده و تعدادی را بر تعدادی برتر دانسته تا چه رسد به انسانها”
      ” اگر در هند گاندی ظهور کرد علتش متمدن بودن انگلیسی ها بود.”
      من نمیدونم این حرفارو از کجات در آوردی؟

      تا افرادی مثل توی سبک مغز و دمدمی مزاج در ایران است، رهایی ایران ممکن نیست.

       
    • درود
      معانی را اگر بدون ارزش گذاری مثبت و منفی بررسی کنیم، شاهد دو طرز بینشیم. اسمهای عربی با مسایل عینی جاری و متداول آمیخته است که بیانگر گوشه ای ازذهنیت و فرهنگ اعراب قدیم است وهمینطور اسمهای ایرانی.می توان تصادم و اختلاف دو فرهنگ قدیم را مشاهده کرد.

       
    • چنانکه بعد از ارسال آن مطلبی تلگرامی توضیح داده شد،اسم علامت و وسیله ارتباطی و تفهیم و سهولت در ارتباطات است و از منظر دینی انسانها در انتخاب اسامی بر فرزندان خویش آزادند و در رسم و سنت اسلامی فقط توصیه هایی غیر الزامی نسبت به برخی اسامی یعنی اسامی که عبودیت و بندگی جهان آفرین یعنی الله خالق جهان را می رسانند یا اسامی بزرگان و الگوهای دینی مثل پیامبران و ائمه شده است.در هر حال معیار انسانیت و فهم، فقط ادعا نیست،مهم اثبات ادعاهاست،بحث های لغوی مستند و اقامه شواهد برای آنها هم معمولا طولانی است،من چند مورد از دروغ ها و اکاذیبی که این دوست ناشناس در مورد برخی اسماء عربی که تصادفا توصیه ای در مورد آنها وجود ندارد را از همان لغت نامه یا واژه یاب دهخدا نشان می دهم تا میزان صداقت،انسانیت و عقلانیت کسانی که جز بدزبانی،سوء فهم و سوء نیت در گفتمان آنان وجود ندارد آشکار شود:

      (کلثوم)
      (کُ) [ ع . ] 1 – (ص .) رخسار بی ترش – رویی . 2 – نامی است از نام های زنان . ؛~ ننه(یعنی ترکیب کلثوم ننه) کنایه از: زن سالمند با اعتقادات کهنه و قدیمی شده یا خرافی .
      —-
      خدیجه
      درخت نخلِ باروَر ابرِ باران زا
      واژه‌نامه آزاد

      خدیجه
      خدیجه . [ خ َ ج َ ] (اِخ ) الکبری مشهور به ام المؤمنین ، اول زن پیغمبر اسلام است که دختر خویلدبن اسدبن عبدالعزی بن قصی از اشراف قریش بود. مادر مشارالیها فاطمه بنت زائدةالاصم از اولاد عامربن لؤی است . بزمان جاهلیت خدیجه را طاهره می گفتند و حضرت رسال…
      لغت‌نامه دهخدا
      =====
      بتول

      (بَ) [ ع . ] (ص .) 1 – کسی که از دنیا بریده و به خدا پیوسته و نیز از ازدواج خودداری کند. 2 – پارسا، پاکدامن ، لقب حضرت فاطمه (ص ) و حضرت مریم .
      فرهنگ فارسی معین
      ——
      بتول
      بتول . [ ب َ ] (ع ص ) قطوع . قطعکننده . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). || منقطعه ٔ از زواج . (از اقرب الموارد). || پاک دامن . پارسا. (فرهنگ فارسی معین ). || زن دوشیزه که از مردان رغبت و حاجت خود بریده باشد. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). زن دوشیزه و جداش…
      لغت‌نامه دهخدا
      ———————
      بنده بعد از ارسال آن مطلب که نویسندگان آن مشخص نیستند در یک ارزیابی خطاب به یکی از دوستان عرض کردم که با همه مطالب آن نوشته موافق نیستم،و در مورد تسمیه و اسم گذاری از دیدگاه دینی و آزادی و اختیار از این جهت توضیح دادم،و به آن دوست هم گفتم که مادامی که امثال اینگونه تمویه و تندروی ها و مزخرف گوئی های مبتنی بر پان ایرانیسم و نژاد پرستی در ادعای ایرانیت و تقابل با دین و فرهنگ اسلام وجود دارد طبیعتا عده ای هم ممکن است از آنطرف بتمسخر و ریشه یابی هایی حق یا باطل در باب اسماء رایج بین ایرانیان قدیم و جدید اقدام کنند و این روش و منش از هردو سو رویه ای نادرست و دور از فهم و عقلانیت است و ارتباطی هم با دین مبین اسلام ندارد،برای اینکه جایی که منطق اسلام این است که نکاح و ازدواج و سنن رایج بین اقوام و ادیان و مذاهب را مادامی که منافی با توحید و عبودیت خدا نباشد امضاء و مورد تایید قرار می دهد،طبیعتا اسم گذاری والدین هر قوم یا طائفه یا دین و آیینی را نیز مورد امضاء قرار می دهد.

       
    • آرتین ایران

      سلام بر دوست گرامی
      محض رضای هر کس قبول دارید دست از این حماقتهای پانیسمی بردارید.در عقب ماندگی فعلی ما همین بس که پول ایرانی را به عنوان یکی از سندهای اعتبار ملی تا دم مرز ایران قبول تدارند چه برسد به آنسوی مرز حال اینکه با دو چشم متعجب خود دیدم ریال عربستان و درهم امارات و حتی پول عمان را به راحتی می پذیرند.حال بگردیم دنبال اینکه این اسم عرب است آن یکی اسم فارسی است این چه معنی می دهد و دیگری چه و…والله بالله عقبیم.بسیار زیاد و عقب تر هم خواهیم رفت.نیمی از این مشکلات بر می گردد به اشتباه سال ۵۷ نیمی دیگر خود ماییم.اینها را که می نویسم قلبم فشرده می شود.دیگری آمده نگاشته تا زمانیکه یک مسلمان در ایران باشد چنین و چنان!!آخر عزیز برادر مگر می شود جمعیت کثیری از ملت ایران را از بین برد برای توهمی که معلوم نیست سرانجامش چیست؟!جای اینکه فرهنگ مدارا را ترویج کنیم همان راهی را پیشنهاد می کنید که حکومت دینی چهل سال است با خودی و غیر خودی کردن ملت ایران فریاد هر آزادیخواهی را به هوا بلند کرده است!نمی دانم واقعا کی زمانی فرا خواهد رسید که به جای منم منم کردنها اعتباری برای خود دست و پا کنیم.با توهم خود برتری جز عقب ماندگی حاصلی پدید نخواهد آمد.یعنی همین که الان هستیم.
      موفق باشید

       
  42. درود استاد ایا دلیل اصلی سکوت روحانی واعلام حقیقت به مردم که چرا وچه کسانی باعث این بدبختیها ورنجهای حاصله برای مردم هستن فقط نگاه به جانشینی خامنه ای هست یا علت سکوت حذف خود واطرافیانش هست

     
  43. سلام برحقیقت مرد راه های پرپیچ وخم تاریک تاریخ
    برادرجان حس غریبی با چاشنی هراس ب جانم افتاده احساس بدی ازین فیلتر شدن نه ب جهت عوارض ویا اشکالاتی که پیش میاید ،،، بلکه تصویری درذهن ام میاید ، که نامش کودتاست گاهی حس ششم من درست تصویر میکند وگاهی نه ،،،، امیدوارم اینبارهم اشتباه کنم ،، اما خدای نکرده صحیح بود ،، هرانچه درتوان داری بگزار وازدیگران هم کمک بخواه تا مبادا فکری ازسرشان درین باره گذر کند ،،،،،
    شرمنده دستم بجایی بند نبود احساسم رابا شما بزرگوار شریک شدم.
    همین برادر،،،، خسته نباشی

     
  44. خطاب به سید مرتضی ملا جان مثل ان شاعر معروف وقتی قافیه را تنگ میبینی شروع نکن به جفنگ گفتن،فرمایشات مجتهد اعظم جناب مکارم در خصوص لزوم احداث فرودگاه معتبر (منظور بین المللی)در ناظر به جایگاه قم در علم تشیع بوده و ربطی به جمعیت ان نداشته ، بنده هم تعجب کردم که قم ارتباط و رفت و امدی با دنیای مدرن و پیشرفته ندارد که فرودگاه لازم داشته باشد طلاب خارجی قم هم عموما از کشورهای هستند که فعلا به مرحله فرودگاه نرسیدند تازه بر فرض اگر این درخواست بخاطر جمعیت قم بوده باشه انوقت چه فرقی با قزوین با جمعیت وفاصله مشابه داره ،مگر قمی ها چه فرقی با قزوینی ها دارند تازه اصلا این فرودگاه! بر فرض فرودگاه در شهر مقدستان دایر کردیم،کو هواپیما؟تازه از خیر سر شما و نکبت وجودتان هواپیما ی نداریم که شما بان بپرید مگر اینکه با تلاش ودعاهایتان امام زمان را بیاورید که سوار قالیچه حضرت سلیمانتان کند تا با ان بپرید و ان هم دیگه فرودگاه نمیخواد!

     
    • در پاسخ به جفنگ گوئی بنام نامدار
      اگر چیزی مصداق جفنگ گفتن باشد همین چیزهایی است که کامنت گذار نونهال نامدار می نویسد،بنده جفنگی ننوشتم،روشن استدلال کردم که نزد عقلاء (نه کسانی امثال نامدار) اگر مصلحت احداث فرودگاه در جایی کارشناسی شود نفع آن فرودگاه عام است و هیچ اختصاصی به طلاب حوزه های علمیه که در شهرهای دیگر هم هستند ندارد،و این اختصاصی هم بقم ندارد،بله قزوین و شهرهای دیگر ایران نیز می توانند فرودگاه داشته باشند و درک اینطور مسائل برای کسی (اگر ایرانی باشد و منافع همه شهرهای کشورش برای او مهم باشد و فقط بفکر خودنمائی و نق زدن و طعن زدن های خودنمایانه نباشد) امر مشکلی نیست،ضمن اینکه اینطور توصیه ها که معمولا در دیدار با مسئولان مربوطه صورت می گیرد ممکن است در هر شهر دیگری اتفاق بیفتد.مگر قمی ها چه فرقی دارند با دیگران؟! هیچ فرقی ندارند از نظر حقوق شهروندی قم هم مثل شهرهای دیگر می تواند مبدا یا منتهای سفرهای بین شهری داخلی باشد یا سفرهای خارجی و در این جهت تفاوتی بین قم و غیر قم نیست،باید از شما مدعیان ایرانیت پرسید که مگر شهر قم از نظر شما یکی از شهرهای قدیمی ایران نیست؟ صرف اینکه در این شهر حوزه علمیه ای هست که امراض داخلی شما آنرا بر نمی تابد موجب این است که شما حدود یک میلیون شهروند غیر طلبه قمی را نادیده بگیرید؟! این چه عقل و فهمی است که شما دارید؟! از نظر من همه شهرهای ایران چون شهرهای ایران هستند محترمند و مردم آنها حق و حقوق شهروندی دارند، و اینکه کسی،عالمی در دیدار با مسئولان مربوطه توصیه هایی کند بمعنای نفی حقوق دیگر شهرها نیست مگر نزد کسانی که مخالف با نظام،مخالف با روحانیت و دارای غرض و مرض باشند تا جایی که در یک بحث عادی بحث قالیچه حضرت سلیمان را مطرح کنند! برای مخالفت با یک شهر یا یک حوزه دینی یا یک عالم،هواپیما هم در کشور هست و خریداری هم می شود،این سخنان چنانکه اشاره شد با اینکه صاحب آن آنرا کمالی برای خود می پندارد چیزی جز امراض روحی و روانی نیست وگرنه هر فکر نازلی می داند که هیچ لزومی ندارد در فرودگاه هر شهر صدها هواپیما انباشته باشد! و هواپیماهای موجود در ترابری هوای ایران دائم بین شهرها و کشورهای دیگر در حال تردّدند.

       
      • خطاب به ملا مرتضی:ملا جان درست است که تحریف حقایق و توجیه اعمال وبافتن اسمان به ریسمان برای فریب عوام و تامین منافع در طول سالیان دراز کسب و کاراصلی شماست اما این یکی را بی خیال ملا!موضوع مربوط به هفته گذشته است که مجتهد اعظم شما جناب مکارم تخم دوزرده گذاشت در مورد خاص بودن قم و تعلق این شهر مقدس به جهان وضرورت اختصاص بودجه ویژه به ان برای احداث فرودگاه معتبر اوامر فرمودند وحتی به مردم هم دستور فرمودند که حق اعتراض ندارند چون حساب قم جداست واضافه نمودند که اگردر قم فرودگاه معتبر ایجاد گردد چه تحولات شگرفی در ان ایجاد میگردد بنابرین ملا جان موضوع مربوط به صدر اسلام و دعوی علی و معایه نیست که هرجور بخواهید دربیاورید موضوع مربوط به هفته گذشته است قشقرق نکن زمان شامورتی بازی سپری شده ملا!!!!!

        ———

        نامدار گرامی
        می شود همین حرفها را زد بی آنکه خواسته باشیم طرف مقابل را بچزانیم. شاید بگویید: خود سیدمرتضی هم کم درشت نمی گوید. می گویم: شما اما نرم بنویسید. بجای کله بر کله کوفتن، در کنار بایستید و حرفتان را بزنید.
        سپاس

        .

         
        • جناب نوریزاد گرامی من اصلا اهل درشت گویی و کله به کله کوبیدن نیستم نظرم را گفتم و سعی کردم بی هیچ تحریف و دوروغ تناقض های موجود در حرفهای یک اخوند کله گنده را که مردم او را ایت الله العظمی و مجتهد میدانند بیان کنم اما این ملا مرتضی بی هیچ شرم وازرم مطلبی را که مربوط به همین هفته قبل بود تحریف نموده و بر پایه برداشت های مطلوب و بی ربط از ان بصورت استهزا امیز به کامنت من جواب داد من ظرفیت هاو توانمندی یک اخوندرا در جعل و تحریف مطالب میدانم اما این اخوند شما چیز دیگری است اما با این حال تذکر سما را می پذیرم وتا حد امکان از دهان به دهان شدن با او اجتناب میکنم

           
          • نامدار گرامی آخوند و ///؟ کسیکه زندگی //// دارد جه می داند که شرم چیست عزیز؟

             
      • یاران جان درود

        همه استدلال های این اشخاص (آخوند ها) همین روال ومنطق را دارد.

        فاصله تهران تا فرودگاه جدید امام حدود 35 کیلومتر است(از مرکز شهر تهران) و برای شهرها

        وشهرک های حومه تهران گاهی این فاصله به بیشتر از 60 یا 70 کیلومتر می رسد.

        فاصله مرکز شهر قم تا فرودگاه امام حدود 80 کیلومتر است اگر در 35 کیلومتری قم

        به تهران فرودگاهی احداث شود فاصله این دو فرودگاهبین 60 تا 70 کیلومتر اتوبان یا

        سی تا سی وپنج دقیقه رانندگی خواهد بود.آیا اولویت بالاتری با توجه به استان های محرومی

        چون بلوچستان کردستان ایلام وووووو برای چنینین بودجه ای نداریم ؟ سد البته راحتی

        علما ونیم ساعت از وقت گران بهایشان وحلال وحرام کردن موضوعات مغفول مانده دراین

        1400 سال توجیه گر این پروژه(هزینه احداث ونگهداری وکارکنان ووووو) به بهترین صورت

        ممکن است که به هیچ وجه در اتومبیل امکانش وجود ندارد.

         
    • جناب نامدار درود بر شما

      دلیل اصلی تقاضای ساخت فرودگاه بین المللی درقم این است که در صورت پس بودن هوا در کشور (که نشانه های آن هر روز بیشتر آشکار میشود) آیات عظام و حجج اسلام بتوانند هر چه سریعتر از همان قم پا به فرار بگذارند و مجبور نباشند مسیر قم تا تهران را زمینی طی کنند و احیاناً بدست مردم خشمگین گرفتار آمده و مثل قذافی در جا دادگاهی صحرایی شوند

      پاینده ایران بزرگ
      رسول

       
      • درود جناب رسول،نظر شما بیراه تیست مخصوصا این درخواست (احداث فرودگاه معتبر در قم)از جانب ناصر مکارم است کسی که خود ومنسوبانش دستی در تجارت دارندو طبعا احداث فرودگاه کار تجارت را هم تسهیل میکند جالب اینجاست کشوری که بقول مسول نهضت سواد اموزیش میزان بیسوادی بالاتر از سی درصد است این مجتهد اعظم بجای غضه مدرسه و فضای اموزش از غم بی فرودگاهی میسوزد انهم در شهری که فقط هفتاد کیلومتر با بزرگترین فرودگاه کشور فاصله دارد

         
      • جناب رسول اگر منطق شما این است بنابر همین منطق می توان خارج شدن سی چهل سال قبل شما از کشور را به “فرار زود هنگام”!تعبیر کرد.
        من از ایده احداث کارشناسی شده فرودگاه در همه شهرهای دور و نزدیک ایران حمایت می کنم و بین شهرهای ایران در تعلّق به این آب و خاک تمایزی قائل نیستم هرچند شهرهای مذهبی ایران مثل قم و مشهد بجهت تعلقات مذهبی دارای اهمیت ویژه ای بافکشند،از کمّ و کیف عملی شدن ایده احداث فرودگاه در قم هم اطلاعی ندارم،این صرفا توصیه ای بوده است از ناحیه مرجعی خطاب بمسئولان مربوطه،اما اگر روزی فرودگاهی در قم احداث شد،از هم اکنون چهره کج و کول و درهم رفته دوستان عالیقدر ،رسول و بی سوات! و خصوصا نامدار را مشاهده می کنم!

         
  45. آقای نوری زاد عزیز
    عرض کنم خدمتتان

    در اواخر قرون وسطی، کلیسا به اوج اقتدار سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی رسیده بود. مخالفین کلیسا به مخالفت با خدا متهم می شدند و دادگاههای تفتیش عقاید هر کسی را که دستگیر می کردند، آنقدر شکنجه می دادند که یا کشته می شد و یا به گناهکار بودن خودش اعتراف می کرد.
    ظلم و فساد و تباهی تمام ساختار کلیسا را فرا گرفته بود ولی قدرت سرکوب کلیسا روز به روز افزایش می یافت. هیچ گاه مردم اروپا تا این حد ضعیف و آسیب پذیر نشده بودند.
    در تمام دوران قرون وسطی، اعتراضات و قیام مردم خسته از ستم کلیسا، به وحشیانه ترین شکل سرکوب می شد تا اینکه خرد جمعی مردم اروپا به این نتیجه رسید که تمام قدرت کلیسا، ریشه در طرفداران آن در پائین ترین سطوح جامعه دارد.
    همان مادربزرگ ها و پدربزرگ هائی که هر یکشنبه به کلیسا می رفتند و جلوی کشیش زانو می زدند و همان مردمان ساده دلی که به حقانیت کشیش و کلیسا و پاپ اعتقاد داشتند، کسانی که مراسم و فرایض دینی را به جا می آوردند، همانها بودند که تنور ستمگری حکومت صلیبی را (حتی بدون آنکه خودشان بدانند) گرم نگه می داشتند.
    البته تعداد زیادی از طرفداران کلیسا هم حقه بازهای نان به نرخ روز خوری بودند که اعتقادی به مسیح نداشتند و صرفاً به طمع قدرت و ثروت، خود را فدائی پاپ معرفی می کردند.
    مبارزات مردم اروپا با قدرت ستمگر کلیسا، زمانی به بار نشست که مردم شروع به مبارزه با پیروان مسیحیت در بین خودشان کردند. کسی از یک مغازه مسیحی خرید نمی کرد و مردم با آن دسته از اقوامشان که اعتقادات مسیحی داشتند، رفت و آمد نمی کردند. هیچ کس به یک طرفدار کلیسا سلام نمی کرد یا به سلام او پاسخ نمی داد.
    دینداران و طرفداران کلیسا در بایکوت کامل و در معرض خطر مالی و جانی قرار گرفته بودند. در برخی نقاط مردم به جان آمده، مزارع طرفداران کلیسا را پنهانی به آتش می کشیدند و صدها هزار نفر از معتقدان به پاپ، در کوچه پس کوچه های تاریک قرون وسطی با خنجرهای مسموم، کشته شدند.
    دوران تاریک حکومت کلیسا زمانی به پایان رسید که مردم به جای مبارزه با حکومت پاپ به مبارزه با معتقدان به مسیح در بین خودشان پرداختند.

     
    • اتفاقا ننگستان گرامی این موضوع مهمی است و من بارها دراین سایت به آن اشاره کرده ام. ویکی از مهمترین پایه های دیکتاتوری مذهبی همین قدرت توده هایی است که کورس گرامی هم قبلا در ریشه ها به ان اشاره کرده. ولی متاسفانه درمان این درد به این اسانی نیست. چون مشتی /////////////////// متخصص فریب و دروغ هستند و باورهای خرافی هم در ذهن تودهایی که بخود زحمت فکر کردن را نمی دهند براحتی رسوب می شود. و آخوند و کشیش و خاخام … با تردستی برای حفظ موقعیت و زندگی/// خود انرا مورد استفاده قرار می دهد. بهمین دلیل هم ما را چاره ایی جز براندازی این نظام جهل و خرافات و دروغ و فریب و /////////// و زبون و برده ساز نیست. چون تا زمانیکه چنین فریبکارانی نابکار و ////////////////// (بخصوص آخوندها در ایران که زندگی///// خود را بر ایرانیان تحمیل کرده و سنگ مشتی عرب ///////////////// را بسینه می زنند و فرهنگ و تمدن ما را به تمسخر می گیرند) بر مردم حکومت می کنند راههای همه روشنگری توده ها مثل رسانه ها و راهای ارتباطی با توده ها بسته است. در همان اروپا نیز خرافات و دروغها و غیره هنوز هم کاملا از بین نرفته اند ولی از نفس افتاده اند و چون از طرفی براحتی مورد نفد و تمسخر قرار گرفته و مایه جوک هستند و از طرف دیگر علم به آزادی ریشه دین و باورهای خرافی دینی را واشکافی کرده و از تقدس انداخته دیگر انگیزاننده نیستند.
      بهمین دلیل به لجن کشیدن و از تقدس انداختن باورهای خرافی/////// در دراز مدت کاربردی درست خواهد داشت هر چند در کوتاه مدت باعث رنجش و یا طغیان گروهی ///// بی مغز باشد.

       
  46. دخترِ مادرم

    درود بر شما جناب نوریزاد
    من به کمک شما سخت احتیاج دارم آیا می توانید به من کمکی کنید مادری دارم که ساده لوح است و در دام رژیم گرفتار شده است و به قول خودمانی گفتنی مغز شویی شده است و همش از شهادت صحبت میکند مدت درازیست که به بسیج پیوسته و سخت پیرو شهید آوینی است و دیروز دیدم یک سخنی از او را بر روی صفحه تلگرام خویش گذاشته است من از این می ترسم که او را در آینده نزدیک به عنوان یک انتهاری استفاده گردد و چون میدانم تنها شما هستید که می توانید به او کمک کنید شاید چون قبلا اندیشه این چنینی داشتید با توجه به اینکه قبلا برنامه شما با محسن دهباشی را دیده ام و بنده از علاقمندات شما می باشم و همیشه کلیپهایرشما را بازدید میکنم به ذهنم رسید تنها شما هستید که می توانید به ما کمک کنید مادرم تک و تنها در تهران زندگی میکند و زنی ساده دل و روستایی است که سالهاست فریب خورده اگر امکلنش هست دیداری با او داشته باشید و از نزدیک او را هدایت کنید به راهی که خودتان میروید شاید بتوانیم در آینده از یک فاجعه انسانی جلوگیری کنیم مت عاجزانه دست یاری به سوی شما دراز میکنم در خارج از وطن دل در گروه میهن دارم و سالهاست فعالیت سیاسی دارم و برای آزادی مردم تلاش زیادی نموده ام شما هم به من کمکی کنید باشد که از طریق شما ایشان رهنمود شود.شما مرد مهربانی هستید و به قول استاد مشیری سقراط زمان هستید و دست به روشنگری میزنید امید دارم تقاضای من حقیر را رد نکنید.

     
  47. تاریخ فراموش نشده

    استاد گرامی با درود

    ‏چه کسی اصلاحات ارضی کرد؟
    چه کسی بیمه و تامین اجتماعی آورد؟
    چه کسی دانشگاه را مجانی کرد؟

    همان کسی که امروزه در دانشگاه های ایران اورا بی سواد خطاب میکنند

     
  48. خطاب به سید مرتضی در رابطه با حکایت ضامن آهو

    من نمیدونم این اتفاق واقعآ افتاده یا نه، اما میدونم اگه تمام آهوهای جهان جمع بشن و به تمام زبانهای زنده ی دنیا به شما بگن: بابا بسه دیگه، ول کنید این بیچاره ها رو، بذارین آزاد باشن و مثل ما تو این سبزه ها بچرن، محال ممکنه شما به حرفشون گوش بدین. میدونی اونوقت چی میگین: میگین یعنی بیایم اختیارمونو بدیم دست چن تا آهو….

     
    • بقول زنده یاد کسروی اگر آهو عربی با رضا حرف زده که از معجزه آهوست و رضا باید پیرو آهو میشد و مثل بچه آدم نه تنها دست از باورهای خرافی برمی داشت بلکه جد خودش را نیز بخاطر انهمه /////////////////////////////////////////////////////////////////////////// …پوزش می طلبید. نه اینکه خود همه اقوام و ایل و قبیله اش را جمع میکرد و //////////بر سفره ایرانیان تلپ میکرد.

       
      • بقول بابا پنجعلی در سریال پایتخت:نافهم بفهم! بیچاره اید امثال شما چسبیدگان به دنیا، نه توی نافهم درکی از مقامات معنوی امام و بزرگان از اولیاء داری نه آنکه از او به زنده یاد تعبیر می کنی،خرق عادت و معجزات از مقامات عادی و معمولی انبیاء و اولیاء الهیست،مطابق نصوص دینی اعم از کتاب و سنت،شراشر هستی و هرجا حیات متحقق است درک و شعور وجود دارد :”تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فيهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبيحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَليماً غَفُورا.الاسراء/44
        آسمانهاى هفتگانه و زمين و هر كس كه در آنهاست او را تسبيح مى‏گويند، و هيچ چيز نيست مگر اينكه در حال ستايش، تسبيح او مى‏ گويد، ولى شما تسبيح آنها را درنمى‏ يابيد. به راستى كه او همواره بردبار [و] آمرزنده است‏.
        و عالم سراسر حیات و شعور و نطق و ادراک است،امام هم مطابق نصوص روایی آگاه بزبان حیوانات است،بنابر این اگر آهو یا حیوانات دیگر با امام نطق کنند این اعجاز ولائی امام است نه اعجاز حیوان،شما را چه به درک اینها،شما سر در آخور طبیعت و ماده دارید تا آنکه زمان وعده الهی فرا رسد و طعم مرگ را بچشید،چنانکه قرآن فرمود:
        “حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُون‏،لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ “.المومنون/100
        تا آنگاه كه مرگ يكى از ايشان فرا رسد، مى ‏گويد: «پروردگارا، مرا بازگردانيد، شايد من در آنچه وانهاده‏ ام كار نيكى انجام دهم. نه چنين است، اين سخنى است كه او گوينده آن است و پشاپيش آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته خواهند شد.

        ————-

        توهین نکنید دوست گرامی
        توهین را با توهین پاسخ دادن، اگر برای دیگران امری بدیهی باشد، برای حوزویان و مبلغان دینی ضعف محسوب می شود
        نه اینگونه است آیا؟

        .

         
        • دوست عزیز،شما نیز توهین به بزرگان دین و مذهبمان را منعکس نکنید،شما وقتی حتی با حذف و سانسور نسبی،شاکله ای از کلام سرتاسر مزخرفی را از جانب یک فکر مسموم نقل می کنید که باز در افاده توهین رسائی دارد متوقع نباشید که کسی بدهان یاوه گو نزند،چنانکه بارها عرض شد،سرویس دادن شما به این یاوه گوی فاسد و انعکاس مطالب او توهین بزرگی به دیانت اسلام و مذهب شیعه و مردم بزرگ ایران است و اینگونه رویکردها ارتباطی با آزادگی و آزاده خواهی ندارد.نقد و ایراد در جهان تحقیق و عقلانیت سنجه ها و معیارهایی دارد که کامنت گذار هتاک مورد نظر فاقد آن است،بنابر این انتشار -هرچند ناقص-مزخرفات این ملحد هتّاک مصداق بارز تشییع و اشاعه فاحشه و ارتکاب گناه است.

          ———–

          سید مرتضای گرامی
          گرفتاری ما شیعیان در طول تاریخ، همین نگرش تلخ و غیر انسانی حوزویان بوده است. که مثلا یک آدم فحاش را فی الفور با حکم: ملحد هتّاک … اشاعه فاحشه… ارتکاب گناه و…. کافر … زندیق…. مرتد…. مفسد فی الارض…. به سینه دیوار سپرده اند. از نظر فقهی، من ذره ای تردید ندارم که شخص شما اگر دستتان به امثال مزدک برسد، بی معطلی حکم به اعدامشان می دهید. و این، آیا همان تفکر داعشی نیست. راستی چرا شمایان در برابر هتاکی به مقدسات خود بی معطلی دست به شمشیر می برید؟ برای این که شمایان سپر پولادینی در اطراف عقیده ی خود بالا برده اید برای امنیتِ خودتان. بجوری که خودتان در پس این سپر پناه بگیرید. یعنی خدا و پیغمبر بهانه اند و گرنه مثلا در نهایت، همسنگِ فحش، فحش است. نه اعدام. اگر کسی به ما فحش داد که : دین و آیینت فلان، خیلی هم که اذیت شده باشیم، می توانیم بگوییم: دین و آیین خودت فلان. نه این که بدهیم ریز ریزش کنند.
          دوست گرامی، زمانه فرق کرده. نمی شود با پای سنگین و یخ زده ی تاریخی ، از گذرگاههای فهیمانه ی امروزین عبور کرد. حتی داستان چشم در برابر چشم، حکایت از یک عدالتِ کور تاریخی دارد. که: زدی ضربتی ضربتی نوش کن.
          بی آنکه بدانیم همین داستان چشم در برابر چشم، یک حکم فرسوده ی زیرخاکی ست. که امروزه مردمان فهیم از آن عبور کرده اند و به دستاوردهای تربیتیِ نوینی دست یافته اند. بقول گاندی: سیاست چشم در برابر چشم، تنها جهانی کور بر جای خواهد گذاشت.

          آنچه که هم به شما و هم به خودم پیشنهاد می کنم این است: بگذاریم مردم حرف بزنند حتی به ما شیعیان فحش بدهند. و ما بایستیم و تماشا کنیم و با صبوری و مدارا نشان بدهیم که اهل غمض عینیم و اهل منطق و علم. و فحش را با فحش که نه بل با عدام طرف مقابل جواب نمی دهیم. عصبیت های مذهبی مردم، می توانست در همان محدوده ی تعصبات شیعه و سنی سنتی و نامبارک پیش از انقلاب باقی بماند و نرم نرم در نسبت با رواج خردمندی محو شود. اما برآمدن خلخالی ها و خمینی ها و خامنه ای ها و پورمحمدی ها و سرداران آدمکش، باعث شد تعصبات سنی گری نیز نضج بگیرد. که یعنی: توی شیعه وقتی بخاطر رواج مذهبت آدم می کشی، من مگر دستم کج است که نتوانم. اینجا بود که فاجعه ی برآمدن طالبان و القاعده و جیش الفلان ها پا گرفت و عاملش همین واژه های کهنه و زیرخاکی مذهبی برآمده از اعماق حوزه ها از یکطرف و بی خردی عوام الناس بوده و هست از طرف دیگر.
          با احترام

          .

           
  49. خودکشی پسر افغانستانی در یک مجتمع مسکونی در تهران

    رییس کلانتری ۱۰۱ تجریش گفت: دقایقی قبل ماموران کلانتری در منطقه ازگل در جریان خودکشی فردی ۱۹ ساله از تبعه افغانستان قرار گرفتند.

    به گزارش ایلنا، سرهنگ ناصری درباره این حادثه گفت: این جوان سرایدار یکی از مجتمع های مسکونی محله ازگل بوده که با حلق آویز کردن خود دست به خودکشی زد.

    وی تصریح کرد: تحقیقات تکمیلی در این خصوص ادامه دارد.

    مش قاسم: آخیش از دست یکی دیگشون هم خلاص شدیم!!! کی نوبت رهروان راه ولایت افغات دوست می رسه؟

    */ک

     
    • به تو هم میشه گفت انسان!؟
      گشتی توی خبرها و دیواری کوتاه تر از یک افغانستانی بدبخت پیدا نکردی؟
      بی وجدان!
      کی نوبت خودکشی تو میرسه؟! ولی من با شنیدن خبر خودکشی تو “آخیش” نمیگم! میگم چقدر دل و جرأت و جسارت داشت که اینگونه شجاعانه! به زندگی پوچ و بی ارزش خودش پایان داد! و چقدر به ما لطف داشت که ما را از شر وجودش خلاص کرد! بلأخره متوجه شد و فهمید که وجودش اضافی بوده و دنیا در نبودش یه اپسیلون تغییر نمیکنه!
      ایران در نبود امثال تو آباد میشه!
      موجود از خود راضی!
      برای تو که فرقی نمیکنه چی در اطرافت میگذره. تو فقط خودتو قبول داری و بس! حتماً این افغانستانی جای تو رو تنگ کرده بود که از مردنش اینقدر خوشحال شدی؟

       
    • این نظر از مش قاسم نمیباشد. یه عده خودشون رو نمیتونن درست کنن، بقیه رو میخوان خراب کنن.

       
  50. علی مطهری نایب ریس مجلس اخیراگفته است که طرح :اعاده اموال نامشروع مسولان ;بدلیل انکه رسیدگی به اموال مسولین بیت رهبری و همچنین فرماندهان نظامی(سپاه)را دربر نمیگیرد ناقص و یک تبعیض تلقی میگردد بنظر شما رهبر ساده زیست و پاکدامن که با ذکر ”یا علی”از شکم مادر محترمه خارج شده ،چرا اجازه نمیدهد کارنامه مالی افراد زیر دست خودش مورد حسابرسی قرارگیرد ؟چرا بنیادها و شرکتها ونهادهای زیردست خود را که نزدیک به نیمی از ظریفیت اقتصادی کشور را تشکیل میدهد از انجام هرگونه حسابرسی و بازرسی معاف کرده است ؟کسی که حساب پاک است از محاسبه چه باک است حساب مقام عظما پاک نیست سرچشمه دزدی و فساد و تبعیض که کشور را در بر گرفته است از بیت مقام عظما و شخص ایشان سرچشمه میگیرد همه تظاهر ایشان به پاکدستی و زهد و ساده زیستی جز تزویر وتظاهر نبوده و همه فرمایشات کذایی ایشان در رابطه با برخورد با فساد جز دروغ و فریب نیست در کشوری که رهبر ان عملا نزذیک به نیمی از اقتصاد کشور را دراختیار گرفته و اجازه هیچ گونه حسابرسی از انان را نمیدهد ودر تبعیضی اشکار اعوان وانصار خود را از شمول رسیدگی های حسابرسی معاف کرده و به جای ان به نمایش های عوامفریبانه ساده زیستی و شعار دادن بر غلیه فساد و تجمل می پردازد در واقع دروغ و ریا و تزویر و تظاهررا نهادینه کرده تارپود کشور را بر باد میدهد

     
  51. درود دوست گرامی جناب نوری زاد عزیز

    «رهبر مسلمین جهان» ؟همان خلیفه خودخوانده /// بیش نیست. شما رهبری را خطاب داده اید که رهبر نیست و در واقعیت ره-بر و /// بیگانگان است. کسی که نه ملت اورا انتخاب کرده و نه پایگاهی در بین توده ها دارد چگونه می تواند رهبر باشد؟ جز دست نشانده اجانبی چون روسیه وحزب الله تروریست ؟
    این خودخواندگی رهبری ، /// در دهانها بیش نیست. با محتوای عقاید شما موافقم جز این رهبر خواندن. چرا؟
    من این نظام را یک نظام ملوک الطوایفی می دانم، گرداننده این نظام داعشی در اصل چند خاندانند که همه در رأسند وولایت و بیت و دولت و سپاه نوکران این چند خاندانند و اینگونه وانمود می شود که رهبری نیز است و بدین سان هر غلطی خواستند می کنند . خامنه ای نیز جزوی از این خاندانان در راس اند.
    این خاندانها در ایران کنونی فقط بدین خاطر درراسند که نوکرند. ظاهربیقواره این نظام داعشی را چیزی به نام رهبر حفظ کرده که بنا برواقعیت عینی ایران باید خامنه ای رانه رهبر بلکه /// اجانب خواند.

     
  52. جناب نوریزاد هم از شما از دوستان درخواست می کنم از کلیک کردن بر روی سایت های ناشناس به طور جد خودداری کنید. در یکی از کامنتها دیدم لینک”درد کشیدن مردان از درد زایمان شبیه سازی شده!” برایتان گذاشته شده. سایتی با پسوند ir. معمولا موضوعات جذابی را انتخاب می کنند تا شما را تشویق به کلیک روی آن نموده و از آن برای ابزاری احیانا برای هک استفاده شود. از دوستانتان هم بخواهید از گذاشتن لینک در سایت و همچنین از کلیک بر روی این لینکها خودداری کنند. چه در این سایت و چه در سایر محیطهای مجازی.
    با احترام و ارادت

     
  53. درود
    عقل که نباشد ملتها در عذابند،
    همه حمایت روسیه از اسد بخاطر منابع فسفات و منابع طبیعی سوریه بود استعمار جدید چند چهره دارد.
    ۱- در قراردادهایش چون سهم ۷۰ درصدی قرارداد ۵۰ ساله روسیه با اسد .
    ۲- پول و سپرده های مالی در کشورهایی چون انگلیس و روسیه و دیگر کشورها که مخرج مشترک همه پولها بر قتل و کشتار دزدی و چپاول ملتهاست، بدین سان این کشورها را در کشتار مردم بیگناه سهیم می کند.
    ۳-تربیت تروریستها و حمایت آنها برای جنگ برافروزی و ضعیف کردن کشورهابرای سود خود و دستگاه سرکوب

    ایران مدتهات که مستقل نیست،یک دلیل عمده اش نداشتن متخصصان و یا کشتن و زندانی کردن آنان است، یک کشور مستعمره که احتیاج به کارشناس ندارد .جیره خواران روسیه ، ایران را مستعمره خود کرده اند و بدین خاطر نیز پشتیبان نظامند. سلیمانی و لاریجانی ها سرسپردگان روس و انگلیسندچرا؟ مگر بیشترین سود را آنها از ایران نداشته اند چه مالی و جانی وهمینطور کل نظام داعشی / طالبانی ( رهبر و ولایت فقیه و دولت و سپاه) همه نوکران روس اند و سفره های ملت را دزدیده و از خون ملت تغذیه می کنند.
    به آن دسته که فرزندانشان شهید راه حرم می دانند باید گفت شهید راه کرملین شدند تا روسیه بتواند سوریه و ایران را مستعمره خود کند.

     
  54. نایب رئیس اتحادیه مرغ، تخم‌مرغ و ماهی‌فروشان: قیمت مرغ و تخم‌مرغ در روزهای نخست سال جدید کاهش یافت.
    مش قاسم: ماشاالله حزبالله! حکومت اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات در نخستین روزهای سال جدید با مشت محکم مرغ و ماهیها را به کاهش قیمت مجبور کرد.

    اصل موضوع: برادران دزد اسلامی مرغ، تخم‌مرغ و ماهی‌ گرون رو دستشون مونده بود و فاسد شده بودند. به حکومت اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات خوش آمدید.

     
  55. به دوستان توصیه می کنم اگه دوست دارن مست بشن بیان اینجا

    https://www.radiofarda.com/a/f7-mizban-e34-mohammad-nourizad/28416345.html

     
  56. کرمی (از خرم آباد)

    دل نوشته ای برای محمد نوری زاد

    از جمادی مُردم و نامی شدم ** وز نما مُردم به حیوان سرزدم
    مُردم از حیوانی و آدم شدم ** پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم
    حمله‌ی دیگر بمیرم از بشر ** تا بر آرم از ملایک بال و پر

    برای توصیف نوری زاد، شایسته است تا از ادبیات خود او وام بگیرم.
    او مانند بسیاری از انسان ها با وجود تمام خصایل نیک انسانی، در برهه ای از زندگی درون پیله ای از جهل و تعصب کور بود، اما زر و زور و تزویر بر او کارگر نیفتاد، تا آنکه آن پیله را بردرید و نور وجود خود را به منبع نور یعنی مقام انسانیت و مدارا متصل کرد. او پس از این تحول، نه تنها رستگاری فردی، خودخواهی و عافیت طلبی پیشه نکرد، بلکه برای چراغ همسایه هم نور آرزو کرد، چرا که بی شک حوالیِ خانه اش روشن تر خواهد شد. در طول تاریخ بشری اندکند افرادی که در زمان حیات خویش، خود را نقد کرده و به تعبیر بهتر اعتراف کنند، در کشور ما نیز. اعتراف بزرگان و مسئولین از آن جهت اهمیت دارد که نوری می افکنند بر تاریخ، چرا که ما اگر خوشبختیم نان تاریخمان را می خوریم و اگر بدبخت، چوب آن را.

    در این عرصه نیز نوری زاد خط شکن بود، با یک تفاوت؛ اعتراف او در واقع اعتراف شخصی نبود. چرا که او نه مسئولیت کلانی داشته، نه بر خزانه ای مسلط بوده، و نه بازجو بوده و تیر خلاص زن. او – به تعبیر خودش- در دوران جهالت، “باکسر” قلعه حیوانات بود. اعتراف او در واقع وادار کردن نسل ناپخته به اصطلاح انقلاب 57 به اعتراف و در اصل: نقد انقلاب و انقلابیون همچون خودش در پیشگاه نسل حاضر و آینده است. نسلی که ابزار سیاست پیشه گان شده و فنا شدند، و هنوز هم که ظاهرا به پختگی رسیده اند، خود را نمی شکنند، حتی پس از مرگشان. الا معدودی که همچون نوری زاد روح بلندی دارند. البته این امر حکایت از آن دارد که یا نسل مذکور، “بزرگ” نبوده اند و به گزاف برجای بزرگان تکیه زده اند و یا دستشان بخون خلق آلوده گشته و یا هنوز امیدوارند بهره ای از قدرت نصیبشان گردد.

    پس نوری زاد “خط شکن” است زیرا او آرامش خانواده خود را موکول به آسایش جامعه نموده است. در سیر تکامل روحی نوری زاد، عالی ترین روش مبارزات مدنی یعنی پرهیز از خشونت نمایان است. جهل و تعصب قطب بینشی است که روش آن خشونت است، و سر دیگر طیف، شعار و هدف مدینه فاضله جامعه بشری یعنی “مدارا” است. نوری زاد تحقق عینی مفهوم مدارا در جامعه استبداد زده است. آنگاه که آسایش خود و خانواده اش را در کمک به مردم سیستان و بلوچستان معنی می کرد، تا امروز که پای پسر بچه انسان ایرانی بهائی را می بوسد؛ یا آنجا که ندای مظلومیت خانواده های کشته شدگان ایران زمین در دهه 60، 67، 78 و 88 می شود، یا آنجا که تن به محاکمه خود در سرای اهل قلم می دهد؛ و یا آنجا که به دلجویی هموطنان کردزبان و دراویش می شتابد، یا آنجا که یک تنه به زبان، قلم و قدم در مقابل نظام پوشالی قد علم می کند. بیجا نیست اگر او را بنیاد تک نفره رسیدگی به مظلومین و آسیب دیدگان ایران بنامیم.

    به عبارت دیگر، نوری زاد جامعه مدنی و توسعه یافته را یک تنه به نمایش گذارده است؛ یعنی عبور از من، خانواده، گروه، حزب، رنگ، نژاد، زبان، مذهب و دین، جنس، و در یک کلمه “خاص گرایی” که امری ایدئولوژیک و موجب تفرق و پراکندگی است، و حرکت به سوی “عام گرایی” و دیگرخواهی. محمد نوری زاد در این مسیر، بارها ترور شده است(فیزیکی، فکری، مالی، اخلاقی) که خفیف ترین شکل هر یک از این ترورها، برای اشخاص عادی غیر قابل تحمل است؛ اما او از همه این نامهربانی ها – از جانب بیگانه و دوست – سربلند بیرون آمد، چرا که او حسابش پاک است و از محاسبه باکی ندارد.

    او ایستاد تا مقاومت را معنا کند، نامه های او خطاب به راس هرم قدرت، شعار النصر بالرعب حکومت را خنثی کرد. شاید برخی خرده گیرند که چرا حکومت با امثال او کاری ندارد؟ آیا ممکن است کارکرد پنهان نامه های او در تضعیف نظام ولایت فقیه، بازیِ ناخواسته به نفع کودتاگران در آینده باشد، یا سخنان و مواضع شجاعانه او را، رژیم به حساب آزادی بیان در ایران معرفی کند؟ هرچند اینگونه اتهامات خود نوعی دیگر از ترور شخصیت به منظور ایجاد تفرقه است، اما بقول دکتر بادکوبه ای که چرا شاه با شما کاری نداشت، در پاسخ این مدعیان باید گفت آیا به بهانه زمستان می توان دست از بهار کشید؟
    محمد نوری زاد با گذشت 6 دهه از زندگی اش، نشان می دهد آنها که ایستاده بر آرمان انسانی باشند حتی به تنهائی می توانند بر خستگی و فرسودگی روحی و جسمی غلبه کنند. باور کنید با دست خالی و یک تنه، سفر به اقصی نقاط ایران بزرگ و سنگ صبور مردم ستمدیده بودن کار طاقت فرسائی است و تنها از انسانهای بزرگ بر می آید.

    مثالی وجود دارد که هرکسی را میتوان از دوستان و نزدیکانش شناخت. آیا در میان اطرافیان وی، جز ادب و انسانیت میتوان یافت؟ آیا از اختلاسگران، جانیان، ناپاکان و نابکاران، نشانی در میان دوستان او میتوان گرفت؟ آیا یک نفر چون سعیدهای امامی، مرتضوی و طوسی در میان نزدیکان او وجود دارد؟ آیا جز سیاستمداران، فرهیختگان، معلمان، دانشجویان وارسته، و خانواده های رنجدیده، آزادگان سرفراز، کارگران و کشاورزان زحمتکش، و کلا زنان و مردان وارسته، با ادب، شریف و پاکدست، کسی در میان اطرافیان و نزدیکان او وجود دارد؟
    پس، محمد نوری زاد را می ستایم زیرا:
    – خودانتقادی و اعتراف را در این مملکت استبداد زده، احیاء کرد
    – “دیگرخواه” است، چه آنروز که بی منت به بشاگرد کوچ کرد چه اکنون که پناه رنجدیدگان است
    – همانند سقراط حکیم، “سوال کردن” را باب کرد آن هم از راس هرم قدرت
    – “شک” برانگیخت و سقف معیشت حاکمان را که بر ستون جهل بنا شده، فرو ریخت
    – جام شوکران را سر کشید آنگاه که در معرض انواع ترورها قرار گرفت، اما خامشی برنگزید
    – از جان گذشته است و با هستی خود به مبارزه با ظلم پرداخت، و تهدید و تطمیع او را از راهی که برگزیده، منحرف نساخت
    – ترس را به سخره گرفت و حتی به تنهائی شجاعت و آزادگی را معنا کرد

     
    • جناب کرمی، اینکه شما نوشتی دل نوشته نام ندارد،عرفا اینرا چاپلوسی می نامند،در برخی گفتارهای حکیمانه و ضرب المثل ها نیز اینطور هست که :اگر مایلی کسی را بقتل برسانی در حضور او از او تمجید و تعریف کن! چون تعریف و تمجید در حضور شخص او را از خود بی خود کرده و از بازنگری و محاسبه نفس و نقد خود باز داشته به اشتباه می اندازد، جناب نوریزاد هم مثل من و شما یک انسان جائز الخطاست که ممکن است در گذشته و حال خطاهای فکری و عملی داشته باشد چه تضمین عینی علمی و عملی وجود دارد که ایشان قبلا بخطا بوده و در تعصب و الان در خطا و تعصب نیست؟ تعصب که فقط عبارت از آنچه که شما نادرست می دانی نیست،ممکن است آراء و انظار شما هم متعصبانه باشد،پس شما در واقع اینجا از عقائد خود حمایت کردی نه از نوریزاد! و این یعنی تعصب به نظراتی که داری یا اشتراکی که با ایشان الان احساس می کنی.

       
    • درود ضمن تایید فرموده شما

      آزادی ، فضایی است که باید ایجاد کرد،بدین معنا ، آن مقداری که هر فرد برای دیگری فضا ایجاد می کند، در حقیقت برای خود ایجاد فضا کرده است. آنقدر که برای دیگری حق کلام و عمل و برابری وآزاد ی انتخاب را قائل است ، فضای آزادی خود را گسترده است. آزادی مفهومش را در دیگری می یابد، همان آینه ای که در خود ما را نشان می دهد و این خود بودن ما در وجود دیگری امکان پذیر است و بدین خاطر “سرگذشت بشر سرگذشت آزادی” است .
      آزادی مهمترین و اصیلترین و محکمترین پیوند بین انسانهاست زیرا با آن انسان خود را می یابد.
      اینکه افکار آزادند با واقعییت پذیری آزادی متفاوت است.واقعیت وتحقق پذیری آزادی با دیگران امکا نپذیر است و چون انسان در رابطه با دیگران است روابط تعیین کننده آزادی فردی و اجتماعی اند.آزادی ، با خرد همراه است و با هردو انسان شکل می گیرد .آزادگان همیشه به زندگانی وحفظ آن می رسند. انسان احتیاجی به پری (پریان بدون تفکرند)شدن ندارد بلکه باید جایگاه انسانی خود را دریابد. بدین خاطر آقای نوری زاد یک انسان آزاده است.

       
  57. جناب نوریزاد گرامی سلام و خسته نباشیدو سپاس فراوان از تلاش بلا انقطاعتان
    من بارها و بارها این نکته را در سایت شما عنوان کردم و هیچوقت هم دو کلمه ننوشتید که چرا از این پیشنهاد بنده خوداری میکنید . شما دیگه حرفی نیست که در مورد رهبری نزده باشید و بهر دلیلی که بر هیچ کس روشن نیست کاری به کارتان ندارند و شاید بطور غیر مستقیم اعلام میکنند که اگر تمایل برای دیدن با رهبر هم داشته باشید امکان این ملاقات فراهم خواهد شد. شمایی که برای خروج ایران از این بن بست همه راه ها را امتحان کردید چرا تمایلی به این راه نشان نمیدید و چه دشواری و زیانی از این طریق متوجه شما خواهد شد؟ من فکر میکنم خود شما بعد از نوشتن ۳۵ نامه و اینهمه مصاحبه و نامه حتما بیش از همه ما در صدد هستید که ایشان جوابی برای یکی از سوال های شما داشته باشد.

    ———–

    درود علی گرامی
    من سی و نه نامه تا کنون به ایشان نوشته ام و در یکی دو نامه از ایشان تقاضای دیدار کرده ام. گرچه خود می دانم این تقاضا، تیر به تاریکی پراندن است. مسئولان دم دست نیز مایل به دیدار با من نیستند. همچنین آیت الله های قم. علتش مشخص است. من در هر دیدار، پرسش هایی مطرح می کنم که آرامش طرف را بر می آشوبد. نه این که خواسته باشم مردم آزاری کرده باشم. نخیر بل پرسش های من در حوزه ی مسئولیت های این افراد است. این پرسش ها آزار دهنده اند. مثلا در تنها دیداری که با آقای هاشمی رفسنجانی داشتم، بی تعارف به ایشان گفتم: شما یکی از دو نفری هستید که آدم کشته اید. دستتان بخون مردم آغشته است. شما یکی از دو نفری هستید که مردم را زده اید و زندانی کرده اید و اموالشان را بالا کشیده اید و عده ای را خانه نشین و جمعی را دق مرگ و افرادی را از وطنشان آواره کرده اید. و گفتم: این دو نفر، یکی شمایید یکی آقای خامنه ای. خب، آقای رفسنجانی در طول عمرش چنین حرفی را از کسی نشنیده بود. چه کسی حاضر است با همچو آدمی بنشیند و بر آشفته نشود؟ من اگر با آقای خامنه ای دیدار کنم، حتما به آدم کشی ها و دزدی ها و مال اندوزی ها و آتش افروزی ها و نکبت شیعه گستری در بیت رهبری تأکید خواهم کرد. شما آیا تصور می کنید وقت دیداری بدهند به همچو آدمی؟

    با احترام

    .

     
    • درود جناب نوریزاد

      شما می گوئید قصد مردم آزاری نداشته و ندارم و پرسشم را می کنم و حرفم را می زنم،این سخن شما درست نیست که در مورد کار مشخصی اعم از گفتن یا نوشتن صرف اینکه قصد مردم آزاری ندارم عمل من عمل مردم آزاری نیست،برای اینکه قول یا فعل مردم آزاری تابع قصد یا عدم قصد نیست ،بتعبیر ما طلبه ها مردم آزاری از عناوین قصدیه نیست که قوام آن به قصد باشد بلکه گاه قول یا فعل انسان در عالم واقع مصداق مردم آزاری است هرچند کننده یا گوینده واقعا قصد مردم آزاری نداشته باشد و این نکته دقیقی است در باب معاشرت ها،آداب گفتگو یا سیاست ورزی و فعالیت سیاسی،من صریح و دوستانه بگویم شما تصور می کنید بصرف تغلیظ در کلام ،مبالغه کردن و شذت در لحن یا محتوای کلام،حتما در حال فعالیت یا گفت و شنود نافع و مفید هستید هرچند مطالب و محتواهایی که در غالب هایی تند،غلیظ، و غیر قابل پیش بینی بکار می گیرید بلحاظ استحکام محتوائی و درستی استناد فاقد استحکام و استناد دقیق باشد که بنده بارها در مقام نقد بموارد زیادی از آنها اشاره کرده ام،و اشتباه دیگر این است که چنین رویکرد تهاجمی و گاه بی منطقی را مصداق شجاعت و بی باکی و مفاهیمی از این قبیل می دانید در حالیکه در علم اخلاق و در باب فضیلت ملکه شجاعت به ظرافت تفاوت بین شجاعت که حدّ تعادل در قوه غضب ،و تهوّر که حدّ افراط در این قوه است اشاره شده است،بنابر این صرف اینکه مطالبی ظنّی یا غیر مستند را در قالب پرسش دستمایه آزار دیگران قرار دهیم و از این کار لذت ببریم درعین حال ادعا کنیم قصد مردم آزاری نداریم سخنی به سنجه درست نیست،فی المثل همینطور آسان است که بمرحوم آقای رفسنجانی بدون اراده سند و مدرک و دلالت درست نسبت قتل و کشتار دهیم بعد اینرا کاری شجاعانه فرض کنیم بعد هم بگوییم قصد آزار نداشته ایم! حال جدای از اثرات سوء تهمت و نفرت افکنی در اجتماع که انسان مسئول از آن اجتناب می کند مساله حساب و کتاب و قیامت هم مطرح است که مربوط به جهان بعد از مرگ است و ابدیتی که با آن مواجهیم،الان شما می گویید به مرحوم رفسنجانی گفتم شما آدم کشته اید! خوب شما بطور مشخص و روی حساب و کتاب و سند دقیق نشان دهید که ایشان فردی را بقتل رسانده است، مشخص است که غالب اینجور حرفها مطالب ظنی دشمنان و ضد انقلاب و رسانه های معاند است.در مورد رهبر نیز رویکردتان همینطور تعصب آمیز و کینه ورزانه است من قبلا گفته ام حال هم می گویم که فارغ از جایگاه حقوقی و قانونی ایشان را هم می شود مورد نقد و انتقاد قرار داد،اما نقد و انتقاد مصلحانه و مشفقانه،نه کینه ورزی بقصد نابود کردن یک ساختار حقوقی قانونی،الان این نوشته بالا را دوباره بنگرید وقتی من اینرا می خواندم برایم برخی دعواهای لجوجانه خیابانی جوانها تداعی شد که یکطرف می ایستد آنسوی خیابان و هرچه دری وری بزبانش می رسد نثار طرف آنور خیابان می کند! واقعا سمت و سوی نوشته شما چیزی جز این نیست،شما همه گفتار طرف و هرچه بود و نبود اوست را حمل بر دروغ می کنید بی آنکه توجه کنید که مبنای بسیاری از اینهایی که شما در سخن و گفتمان حریف دروغ می پندارید چیزهای دیگریست غیر از آنچه که شما تحلیل می کنید درست مثل همین اختلاف نظری که با خود من در تحلیل مسائل سوریه داریم،من استناد می کنم و برداشت دیگری می کنم و مبناها و مصالح دیگری را در نظر می گیرم و شما آنطرف بایستید هی دشنام دهید هی مرا بدروغ متهم کنید،در حالیکه دروغ یک فعل و گناه کبیره ای است که تعمّد در آن لازم است و مرتبط با خبر دادن و گزاره های خبری است نه مسائل تحلیلی مبنائی،سرتاسر این نوشته شما چیزی نیست جز تهمت دروغ زدن بطرف مقابل روی فهم و تحلیلی که شما دارید و دیگران شما و تحلیل های شما را باطل می دانند،بنابر این روی منطق شما دیگران هم حق دارند محمد نوریزاد را در تحلیل ها و برداشت ها و صلاحدیدها و سیاست ورزی هایش دروغگو بدانند و این سنجه نادرستی است که شما آنرا ابزار سیاست ورزی خویش قرار داده اید برای خوشایند عده قلیلی مثل خودتان،نتیجه قهری این بی اخلاقی ها هم همین است که در نوع نوشته ها می بینید،تهمت ها و نسبت هایی می دهید و اینطور وانمود می کنید که رهبر قانونی یک مملکت هیچ ندارد جز دروغ دروغ دروغ،بقیه هم می آیند با کف زدن برای شما ناسزاهای شما را تکمیل می کنند اینها سیاست ورزی مصلحانه و نیک اندیشانه یا شجاعانه نیست برادر،اینها بی اخلاقی،تهوّر و روز مرّگی در سیاست ورزی نام دارد.
      با احترام

       
      • عبارات”در قالب هایی تند و غلیظ..”
        “بدون ارائه سند و مدرک و دلالت ”
        صحیح است

         
      • باسلام برآقاسيدمرتضاي گرامي

        ونوري زاد مكرم دامت بركاتهما

        اينكه جناب رهبر زل زده به رخ مردم دروغ مي گويد. اين جمله خبري درآن هيچ شك وريبي نيست كه رهبر دروغ مي گويد كجاي ايران آزادي بيان وآزادي رسانه اي افشاگرانه فسادهاي سيستماتيك ودزدي واختلاس هاي كذائي وجود دارد ؟

        آن ياشارسلطاني است كه فسادهاي سيستمي قاليباف را درشهرداري وبذل وبخششهاي املاك نجومي را افشا كرد ،عوض تشويق او گرفتند انداختند توي زندان.

        واين نجفي شهرداراست كه غارتهاي قاليباف رادرشهرداري دوازده ساله اش راليست كرد وداد به قوه قضائيه عوض بررسي فسادقالي باف برنجفي فشار آوردندكه مجبور به استعفا شده است به بهانه جرم شركت درجشني كه دختران نابالغ درآن رقصيده اند.

        وموارد كشتار مردم معترض درخيابان ها وزيرشكنجه دربازجوئي ها همانند ستاربهشتي وكاوسي ومحمدراجي درويش وديگرمعترضان برفساد خامنه اي آدمكش، باحمايت خامنه اي اين كشتارواقع شده است خامنه اي بفرض اينكه ولايت داشت دراولين كشتارش درقتلهاي زنجيره اي وكهريزك ازولايت ساقط شد وخودبخودمنعزل گشت ديگرچه ساختارحقوقي مانده است .

        به نامه جناب سيدمصطفي تاجزاده مراجعه كنيد كه درجواب احمدتوكلي نوشته اند درآنجا مستندا آقاي خامنه اي را استيضاح مفتضحانه كرده اند وهمه خطاهايش راكه دخالت هاي فراقانوني وغيرقانوني وي راتك تك شمرده اند وصداي نعره هاي سايت نسيم ورجانيوزرا درآورده بود كه به قوه قضا دستورجلب تاجزاده راصادر مي كردند همراه بفحاشي هاي افسارگسيخته وچاله ميداني بود.

        جناب آقاسيدمرتضي دام عزه ديگردفاع ازروش ومنش وافعال وكردار خامنه اي ازسوي شما جاي تاسف من مسكين است كه چشم بسته وياازروي تعصب دفاع بي رويه وغيرعقلائي ازوي داريد. بااينكه مي دانم ازخبرهاي جنايتكارانه وي خبرداريد ،بيشتر تاسف مي خورم.

        جناب ،بايددرفكرحكومت دموكراتيك سكولار باشيم كه دين ومتصديان دين به حكومتداري دخالت نكند ودين رابه استخدام خويش نگيرد وظلم وستمهاي ناجوانمردانه رابنام دين اعمال نكند وغارت هاي بي شمارانجام ندهد وسياست هاي بين المللي بايد عاقلانه ودورانديشانه باشد نه متوهمانه امپراتورانه ودخالت درامورداخلي كشورهاي ديگر وخرج هاي مالي گزاف درآنجاها كه پوزهم بدهيم كه باسياست امريكا درمنطقه مقابله كرده ايم وازاين طرف فقر وبدبختي هاي ناشي ازآن درداخل كشور به انواع واقسام فجايع جلوه گري نمايد.واسلام علي عبادالله الصالحين
        مصلح

         
  58. آسیدمرتضا
    حساب کردم دیه کامل انسان ایرانی به دلار تقریبا میشه ۴۰هزار تا. یعنی دلار یکم دیگه بره بالا تر خارجیا میتونن برای تفریح تابستونا بیان اینجا ایرانی بکشن. خود برگای کتاب تاریخای مدرسه, قسمت قانون کاپیتولاسیون ریخته از این قضیه.

    عزت زیاد

     
    • فرض که محاسبه شما صحیح،دیه کامل انسان فلان قدر،و بر این اساس “خارجیا”مایل باشند به ایران بیایند و “ایرانی”بکشند؟! شما که لابد ایرانی هستی از اینکه “خارجیا” بیان اینجا در کشورت ایران ایرانی بکشند احساس خوشی می کنی؟! بعد هم مساله رو خوب نفهمیدی،اگر کسی کسی را عمدا بقتل برساند مطابق قانون اسلام او را قصاصا بقتل خواهند رساند خواه ایرانی خواه خارجی،و دیه مربوط به جرائم غیر عمد است،التماس تفکّر!

       
      • یعنی حالا این جلال الدین فارسی تفریحی آدم کشت و یا عمدی؟ چون تبرئه شد و الان هم راجع به انقلاب وفاداره.یا قاتل ستار بهشتی و ندا و بقیه..اینا تفریحی بودن یا عمدی؟..پس میبنی آقا سید بسته به اینکه شمای ولی فقیه چی رو تفریحی بدونی و چی رو عمدی!..به همبن راحتی اسلام وضعش معلوم میشه!

         
        • چیزی بنام قتل تفریحی در قوانین وجود ندارد ،قتل یا عمد است یا شبه عمد یا سهو و خطا ،تشخیص نوع قتل و اینکه کدام قتل قتل عمد و کدام قتل قتل غیر عمد است نیز بعهده دادگاه صالح است نه انظار و گرایش های سیاسی، من جلال فارسی را نمی شناسم و بستگی به او ندارم اما بتشخیص و کارشناسی دادگاه کشته شدن آن فرد با گلوله تفنگ او ناشی از تعمّد نبوده است در اینجا نمی شود بصرف وقوع یک قتل براحتی حکم بقصاص و قتل عمد کرد ،همینطور کشته شدن مرحوم ستار بهشتی بر اساس تشخیص دادگاه ناشی از تعمد در قتل نبوده است بلکه سهو و خطای مامور باعث آن بوده است،در مورد ندا آقا سلطان هم که متاسفانه در شلوغی های بعد از انتخابات و در کف خیابان بقتل رسید ،تحقیقات بجایی نرسید و مصداق لوث بود یعنی قاتل مشخص نیست.شما هم قاعدتا درست نیست وقتی در مورد خصوصیات دقیق این موارد و محتویات و قرائن پرونده اطلاع دقیقی ندارید بر مبنای گرایشات مخالف سیاسی در مورد آنها بطور جزمی قضاوت کنید.

          ————

          درود سید مرتضای گرامی
          از باب ادبِ انسانی و لباسی که بر تن دارید و آیه های قرآنی که بدان معتقدید، یک وقت بگذارید و با خانواده ی مردی که جلال الدین فارسی زد و کشتش، صحبت کنید. لااقل اینقدر که باید خون آن مرد برای اسلام شما مهم باشد که بالشخصه پیشقدم شوید و همین یک مورد را واشکافی کنید. هماهنگی هایش با من. من با خانوده اش از نزدیک آشنایم و رفت و آمد خانوادگی داریم. این رفت و آمد هم از پسر مرحوم شروع شد که در زندان با او که هجده بیست ساله بود همبند بودم. همه ی اسناد و شهود در صحنه موجودند. جلال الدین فارسی دقیقا و مطلقا به سفارش آقای خامنه ای و با کارگزاری آخوند نابکاری چون شیخ محمد یزدی بدون پرداخت یک ریال دیه، از قصاص رهید. گرچه خانواده اش اعلام کرده بودند که: دادگاه اگر حکم به قصاص بدهد او را خواهند بخشید.
          بااحترام

          .

           
          • جناب نوری زاد شیخ قم نشین ! نان حکومت که مدافع امثال جلال الدین (افغانی) هست را به منزل میبرد و حتی شیخ مصلح هم از وی نا امید شد! ولی شما هنوز گمان میکنید که وی چشم بر حقیقت می گشاید ؟

             
          • سلام نوریزاد گرامی
            ببینید بنده گفتم برائت یا اعدام جلال فارسی نفع و ضرری برای شخص بنده ندارد که بخواهم در مورد هریک از دو طرف ماجرا قضاوت جزمی کنم،اختلاف نظر بنده با شما اختلاف اساسی است بنده اگر امر دائر باشد بین اینکه سخنان افواهی امثال شما با رویه ای که در اتهام زنی بی حساب و کتاب دارید و کسانی را که به آنها اشاره می کند بپذیرم یا حکم محکمه و دادگاه رسمی را،قطعا برای من معیار حکم و تحقیق و معیارهای قضائی است،بی شک همیشه در احکام قضائی یک سمت ماجرا (یعنی محکوم) از حکم صادر شده بر خلاف نظر او ناراضی است،من نمی گویم شما در بازگوئی اظهارات یک طرف قضیه دروغ می گویید که بحث ملاقات و ادب انسانی و چیزهایی از این قبیل را مطرح می کنید،بحث من این است که ادب انسانی اقتضاء می کند که احکام قضائی را بپذیریم ولو بضرر ما باشد،یعنی اگر در مسائل قضائی بنا باشد در مورد هر داوری یکطرف ماجرا یعنی محکوم علیه،هیاهو کند،زیر میز بزند و با نپذیرفتن داوری و حکم دادگاه، اقدام به اتهام زنی و تهمت کند سنگی بر سنگی باقی نخواهد ماند.بنده با سرچ در گوگل لینک های زیادی در مورد این قضیه دیدم،یک تشاجری واقع شده،کسی بیلی بدست داشته و بدیگری حمله ور شده کسی هم تفنگی بدست داشته و گلوله های در این نزاع و مدافعه به پای مقتول خورده و یکی هم بشکم او خورده و بقتل رسیده،آیامتهم بعمد و قصد قتل تیر بسوی مقتول انداخته؟ آیا در این کشمکش تیری بخطا از تفنگ خارج و بمقتول خورده؟ اینها باید با قرائن و اظهارات متهم و شواهد قضائی بررسی شود و شده،اینکه اقوام مقتول بعد بیایند با جسد او مواجه شوند و چیزهایی بگویند در حالیکه حین کشمکش و وقوع قتل آنجا نبوده اند نمی تواند دلیل قابل استناد قاضی در احراز عنصر تعمد در شلیک باشد،علاوه بر این شما همچون همیشه هیاهو می کنید که فلانی چه کرد و باعث برائت قاتل شد و چه و چه،که روش همیشگی شما در آدمکش خواندن و مقصر دانستن این و آن است،در حالیکه مطابق گزارش هایی که بنده دیدم این پرونده مسیر قضائی پر فراز و نشیبی داشته است،دادگاهی ابتدا برائت از قتل عمد صادر کرده و متهم را بانی قتل سهوی می داند،پرونده در دادگاه های عالی دوباره مطرح می شود،نماینده دادستان به جدیت بحث لزوم قصاص متهم را مطرح می کند و مطالبی دارد،دادگاه ثانوی متهم را بقصاص محکوم می کند و باز مثل سایر موارد مربوط به اعدام دادگاههای عالی نظارت می کنند،این پرونده اینهمه مسیر قضائی معمول را داشته،بعد شما راحت روی اغراض سیاسی یا بقول خودتان ادب انسانی همینجور مایلید کل دستگاه قضاوت و افرادی را متهم کنید.و این روش همیشگی شما در عدم التزام بقانون و اتکا به قول این و آن و گمانه ظنی های معمول است. بعد ببینید شما براحتی خلاف واقع می گویید من در همه این لینک ها دیدم که دادگاه متهم مورد نظر را محکوم به ارتکاب قتل غیر عمد و پرداخت دیه نموده است بعد شما اینجا با تهمت و اتهام افکنی می گویید :
            “جلال الدین فارسی دقیقا و مطلقا به سفارش آقای خامنه ای و با کارگزاری آخوند نابکاری چون شیخ محمد یزدی بدون پرداخت یک ریال دیه، از قصاص رهید”.
            (پایان نقل قول)

            ببینید در این لینک ها این عبارت حاکی از حکم دادگاه وجود دارد:

            “جلسات محاکمه جلال‌الدین فارسی روزهای بعد ادامه یافت تا اینکه شعبه 145 کیقری یک تهران رای خود را مبنی بر تبرئه جلال‌الدین فارسی از قتل عمد اعلام و وی را محکوم به قتل شبه عمد و دیه محکوم کرد. در این رای آمده بود: «جلال‌الدین فارسی فرزند محمدعلی از قتل عمدی موجب قصاص با استناد به بند ج ماده 295 قانون مجازات اسلامی‌مبرا است و با لحاظ ماده 297 و تبصره ی ذیل آن و بند الف ماده 302 و 304 قانون مجازات اسلامی، وی به تأدیه ی یکی از انواع دیات کامل به ورثه ی مرحوم آقای محمدرضا رضاخانی از زمان حادثه و همچنین در مورد ایراد صدمه بدنی غیرعمدی نسبت به آقای علیرضا رضاخانی، آقای فارسی را به تأدیه 22 درصد نصف دیه کامل (بیست و دو صدم از یک دوم) محکوم کرد»

            “دادگاه در موعد مقرر در سالن اجتماعات مجتمع قضایی امام خمینی تشکیل شد و همسر مقتول در جایگاه قرار گرفت و خطاب به قاضی گفت: «چون بعد از سه سال و اندی که شوهرم به قتل رسیده تاکنون مطابق آنچه روال عادی قضایی بوده، عمل نشده و وضعیت پرونده تاکنون در ابهام بوده است و حال نظر من تاثیری در روند پرونده در این دادگاه نخواهد گذاشت، به نشانه اعتراض، خود و دخترم دادگاه را ترک می‌کنیم»”

            http://www.tarikhirani.ir/fa/news/4/bodyView/261/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C.%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87.%DB%8C%DA%A9.%D9%82%D8%AA%D9%84%D8%9B.%D9%85%D8%AA%D9%87%D9%85:.%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86.%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C.html

            با احترام

            ————
            سید مرتضای گرامی

            بیست و دو درصدِ نصف دیه!!

            و این جمله ی همسر مقتول:
            «چون بعد از سه سال و اندی که شوهرم به قتل رسیده تاکنون مطابق آنچه روال عادی قضایی بوده، عمل نشده و وضعیت پرونده تاکنون در ابهام بوده است و حال نظر من تاثیری در روند پرونده در این دادگاه نخواهد گذاشت، به نشانه اعتراض، خود و دخترم دادگاه را ترک می‌کنیم»”

            شب راحت بخوابید.
            می دانید چرا تلاش نمی کنید خراشی در باور خود بیندازید. چون اگر بر شما مسجل شود که خطا می کنید، به زنجیره ای از خطاهای بی انتها داخل می شوید و البته این برای دوستان و آیت الله هایی چون شما ناممکن است. بهر روی من آمادگی دارم دست شما را در دست تک تک شاهدان این فاجعه ی ولایی قرار دهم تا بر شما مسجل شود که نظام ولایی شما یک قتل عمد حتمی را با یک غمض عین ولایی هیچ و پوچ کرد و رفت.
            با احترام

            .

             
          • نوریزاد گرامی
            معیار در تشخیص قتل عمد از غیر عمد،حکم دادگاه است بر موازین قضائی و آیین دادرسی، نه برداشت های خاص شما یا دیگران.اطمینان دارم زنجیره خطاهایی که به آن دچار هستید دنباله خطای اول شما یعنی اعراض از نظام اسلامی و مردمیست،و شما دست از چنین زنجیره های پیاپی خطا بر نمی دارید زیرا خطای اول خویش را بازنگری نمی کنید.

            —————

            درود سید مرتضای گرامی
            من نیز چون شما دوست دارم به دادگاههای اسلامی شما اعتماد کنم. سابقا البته داشتم. اما بعدها که خود گرفتار همین دادگاهها شدم و احکام بسیاری دیگر – چون امیرانتظام و….. را واشکافی کردم، دانستم که این دادگاهها، هستند تا صرفاً یک جای خالی را پر کنند. و هستند تا به نفع نظام، بر بسیاری از درستی ها خاک افشانند. اصرار شما بر نظر قاضی و حکم دادگاه، اصرار بر رواج یک درستی مسجل نیست. بل اصرار بر یک روال منتهی به برخورداری های صنفی و حکومتی ست. از همین دادگاهها، پلیدی هایی بر آمده که با اطمینان به شما می گویم: اگر به روی نجاست سگ بنگرید، بهتر از نگریستن به نوشته ای ست که مثلا بایستی حکم منصفانه ی قاضی از آن مستفاد شود. من به شما حق می دهم که اصرار به درستی دادگاه بکنید و جلال الدین فارسی را آدمکش ندانید. شما که معتقد به درستی کشتار سال 67 هستید مگر خواب نما شوید و ناگهان بر یک امر درست و انسانی انگشت نهید. من مگر از شما چه خواسته ام دوست گرامی؟ خواسته ام به عنوان یک انسان مسلمان، این انگیزه را در خود پرورش دهید که : ای بسا دادگاه اشتباه کرده باشد . خودتان با هماهنگی های منِ نوری زاد بروید و لااقل سخنان زن و بچه ی مقتول را بشنوید. نه این که کاری بکنید. بل فقط بشنوید. این مسلمانی پر آوازه ی شما آیا اینقدر انگیزه در شما نمی پرورد که بلند شوید و در راه همان مسلمانی مثلا، کاری میدانی بکنید. در حد شنیدن. شنیدنِ سخنان زن و بچه ی مقتول. شنیدن. شنیدن.
            مرا بگو!!!!
            من دارم به شما چه می گویم؟
            و از شما چه می خواهم؟
            پوزش
            ببخشید
            راحت باشید
            با اسلام ناب تان

            .

             
          • سلام نوریزاد گرامی
            چنانکه گفتم بنده اظهارات رسمی بستگان و نزدیکان مقتول مورد نظر در دادگاه و خارج از دادگاه را از طریق مطالعه لینک های فراوان در این مورد که اکثرا سایت های مخالف نظام هستند رویت کردم و هیچ نیازی نمی بینم همانند شما با سفرهایی فرمایشی و انعکاس یکطرفه سخنان مخالفان نظام،ژست تحقیقات میدانی یا آزادگی بگیرم،عرض بنده این بود که نزدیکان مقتول بعد از معرکه نزاع بین قاتل و مقتول در صدد رسم ماجرا بنفع مطالبه خویش هستند و شاهد حسی اصل ماجرا نبوده اند،این مطالب نیز به سمع و نظر دادگاههای مختلف رسیده است و بررسی شده است بنابر این شما در موجهه با قانون یا قضاوت قانونی باید ملتزم به یکی از سه رویکرد باشید:1-التزام بقوانین و پذیرش احکام قضائی،2-اعتراض منطقی و مستند و قانونی به احکام قضائی از مسیر قانونی و استدلال حقوقی و قانونی ،3-یاغیگری و عدم پذیرش قانون و درشتی و گنده گوئی های ظاهری در فضاهای مجازی،مع الاسف ظاهرا شما طریق سوم را ترجیح می دهید و در هر دعوای حقوقی یا کیفری مایلید بدون منطق با محکوم علیه پرونده که طبیعی است شاکی باشد و ناراضی همراهی کنید بجهت طبیعت سیاسی مخالفت با نظام که اکنون در آنید.
            نیز منطق”ای بسا دادگاه اشتباه کرده باشد”به این نیست احکام قضائی را نپذیرید و مکرر در مکرر پیرامون آنها سمپاشی کنید،در واقع منطق شما “ای بسا دادگاه اشتباه کرده باشد”نیست ،منطق شما چند جمله بالاتر از این جمله است :
            ” از همین دادگاهها، پلیدی هایی بر آمده که با اطمینان به شما می گویم: اگر به روی نجاست سگ بنگرید، بهتر از نگریستن به نوشته ای ست که مثلا بایستی حکم منصفانه ی قاضی از آن مستفاد شود”
            (پایان نقل قول)
            این همه منطق شما در این باب است که من از آن به یاغیگری و اباحیگری برابر قوانین تعبیر می کنم،پوزش،شما نیز راحت و خوش باشید با این یاغیگری
            با احترام
            و اشتباه گرفتن یاغیگری با آزادگی.

             
  59. نسل آینده ام …سلام .
    سالها اسارت و بندگی در قفسی به نام ترس ، جانمان را به ستوه آورده بود و از غممان سینه کوفتن های غریبانه و ناله و نفرین کردنهای شبانه و غمباد گرفتنهای بغض شده در گلو برایمان مانده بود و هراسمان غم نان فردایمان بود و با چنگ و دندان ،نان از هم می ربودیم …وه ،چه روزهای سیاهی که پدر پسر نمیشناخت و مادر فرزند و هر کس در شهوت زنده ماندنی تلخ ، تلخ کرده بود سرتاسر زندگی را …
    به یاد ندارم از اوراق تاریخ ،چنین بی حیایی و نامردی که حد تمام کرد به حق زن و مرد و پیر و جوان …ندیدم حتی آنگاهی که قوم مغولان دریدند و زدند و کشتند تا این همه دیو صفتی را …در زمانه ایی بودیم که هیچ رحم و مروتی نبود و اگر هم بود تظاهر بود ، در گذری از گذرگاه تاریخ وامانده از کل جهان ، مردان و زنانی روئیدند که به اعتماد مردم خنجر از پشت به نامردی زدند و ظاهرشان را هر صبحگاه به طهارتگاه می بردند تا هفت قلم معصومیت به کار می بردند و مهرهای داغ شده از رنگ و ریا چنان بر تارخ پیشانی هاشان کبره بسته بود که هر که داغش غلیظتر مزدش بیشتر و هر که محاسنش افزونتر مقامش مقدستر و آنیکه لباسش مقدس می شد جزء معصومین بود و دهان به اعتراضش می گشودی مرگت را پیش می انداختند و در سرشت سرنوشتت که خدایگان قلم زده بود نخالگی می کردند و خود را نماینده ی خدا بر دجله گاه خونین این آب و خاک تاراج شده می دانستند …
    کاش بتوانی تصور کنی نسل آینده ام …کاش …
    در این سکوت برده وار و طغیان قدیس نماها بودند کسانیکه به جرم هوشیاری طعم تلخ زندان و شکنجه و اعدام را به زور چشیدند و سرخم نکردند مقابل آن تظاهر کنندگان منافقی که باد از هر طرف می وزید ، می وزیدند …
    کاش فراموش نکنی نسل آینده ام … کاش…
    هزاران مرد و زن مردند و در گور خفتند و برای آرامش وجدان نامردانی که دستانشان بوی خون می داد روضه ی الرحمان می خواندند و به تبانی با امنای مردم ،عمروعاصها رو کردند و قرانها به سرنیزه و تا توانستند خودفریبی کردند تا جایی که دیگر نیازی به فتوا نداشتند و خود ارضایی مد شد و در گناه می غلطیدند و در پایان شامگاهان کفتارها گرد هم می آمدند و به شهوتی سیر ناشدنی ، سیر می کردند وجدانهای عاصیشان را …
    کاش داستان ابولهب واقعیت نداشت ، اما کار از جهل و نادانی ابولهب گذشته بود این قوم در عصر تاریکی خفته، کم از اسکلت های در تابوت تونل وحشت نداشتند ، ادمهایی از جنس حسرت ، حسادت ، خشم فرو خورده ، نفرت … اما هیچ کس نمی دانست چرا ؟ شاید انها هم روزگارانی آدمهای خوبی بودند ، منصف ، با اخلاق ، مهربان اما … جهل من برایشان پول بود نادانی من برایشان پست و مقام بود خرافات در دین و مذهب برایشان نان شب و بیمه ی عمر بود و این یعنی ویران کردن آدمیت ،این یعنی لجن مال شدن معنای خوبی ، این یعنی خدایی را ساختند و هر روز تخم امامزاده ایی از زمین حاصلخیزم سبز شد و ضریح و مرقد و منبر و گل و گلدسته و آویزان شدن من و تو و مردمان نادانیکه از فرط غم به هر چیزی چنگ می انداختند تا بلکه بتوانند به زندگی نکبت بار خود ادادمه دهند …
    آه …نسل اینده ام تمام تلاشمان را کردیم تا تو رها شوی ، بخاطر رهایی تو عبدالفتاح های سلطانی ، ارش های صادقی ، اتناهای دائمی ، محمد علی های طاهری ، گلرخ های ایرایی و بسیار دیگر به رنج اسارت رنجها کشیدند و بسیار دیگر همچون فروهرها و ستارهای بهشتی و نداها و سینا ها و پدرها و مادرها … زیر گناهان گناه کاران به ضرب شکنجه های ددمنشانه شهید شدند ، نسل آینده ام ،ایرانم را آباد و از ظلم آزاد خواهیم کرد و انگاه با عطر اقاقیا به تو هدیه اش خواهیم کرد …
    نسل اینده ام برای ازادی و رهایی تو بهای سنگینی پرداخته ایم پس اینهمه رهایی را به دیگران هم هدیه کن و نترس و خست نکن …
    نسل آینده ام مراقب خوره ها و ویروسهای منیت و خودخواهی ات باش ، انسانها اسیر یکدیگر نیستند …
    نسل آینده ام تلاش کن متخصص باشی و متعهد به وجدان خودت ما در روزگاری زندگی کردیم که متخصصینمان در زندانها بودند و مدرک داران منصب دار و تعهدشان به قدیسین بود …
    نسل اینده ام نصیحتی کنمت هرگز نان ستم بر سفره ات ننشان.

    زهرا شفیعی دهاقانی

     
    • کاش داستان ابولهب واقعیت نداشت ، اما کار از جهل و نادانی ابولهب گذشته بود
      ……………..
      زهرا خانم تا روشنفکرانی همچون شما نسل آینده را مورد خطاب قرار می دهند گویا باید منتظر گزیده شدنشان توسط همین محمدیان باشیم!
      این دو نفر ابولهب عموی محمد بوده و ابو جهل هم بعضی گویند عمویش و بعضی گویند از فامیل محمد بوده. ولی هر دو انسانهایی بودند که محمد را دروغگو ///// می دانستند وشناخت بالایی از محمد داشتند. چیزیکه برای لاقل ما ایرانیان 1400 سال طول کشید و بارها زیر ظلم و ستم جنایتکاران //// خرد و خمیر شدیم و هنوز هم ///////// اسلامی ما را می دوشند و می کشند و ایرانمان را به ویرانه ایی تبدیل کرده اند ولی اگاهترین دشمنان بنیانگذار اینهمه جنایت و غارت و تجاوز و کشت و کشتار را ما نیز جاهل می نامیم! بقول زنده یاد شهریار الا ای تهرانیان انصاف کنید …؟

       
  60. برادر حسین: بولتون گربه‌ای است که ادای پلنگ درمی‌آورد.
    مش قاسم: برادر حسین شیره ای است که شامورتی بازی هم درمیاره.

     
  61. جناب ملا سید مرتضی ،نام بسیاری از انهای که در طول این چهل سال استیلای حکومت جهل و استبداد اسلامی در کشور،زدند و خوردندو بردند واز هیچ دیاثت وپستی و فرومایگی در دزدی از ثروتهای کشور و بالا کشیدن مال مردم کوتاهی نکردند علی و حسین ومحمدوزهرا و محمودبوده است نام رهبر معظم با این حد ازظلم و بیداو تباهی که پدید اورده است علی است وبی شرم تر از حسین شریعتمداری و محمود احمدی نژاد ،حسین اله کرم و،مهدی طایب ،محمدرضا نقدی و احمد جنتی و بسیاری دیگر که این قبیل نامها را یدک میکشند کمتر میشود یافت ملا جان ،دوران این حرفها گذشته است چهل سال است که مردم شاهد و ناظر تاثیرات این افکار و باورهای موهوم وبی اساس در زندگی خودبوده و زهر ان را در دهان خود چشیده اند چهل سال است که این نامها دمار از روزگار مردم دراورده اند بنابراین انتظار زیادی نداشته باش که این اراجیف و مهملات مثل سابق خریدارداشته باشد

     
    • جناب نامدار درود
      شیخ قم نشین ! همان کسی هست که میگوید
      تو بزن زار خود . من بکنم کار خود
      این شیخ از صدقه سر جمهوری جهل و جنون و خون /// به منزل سرا میبرد ! و از این همه رنج و مصیبت که بر سر ایران و ایرانی میآید اصلا ککش هم نمی گزد و اینجا هم برای تحمیق کاربران که همگی ایرانی هستند این تبلیغ اسامی تازی را شروع کرد که مثلا خود را مصلح نشان بدهد ! که باید به وی گفت
      برو این دام بر مرغ دگر نه .. که عنقا را بلند است آشیانه

       
      • فکر کنم این مهرداد تازگیها یه کتاب ضرب المثل جلوش میزاره و تو هر متنی یکی دوتا افاضه میکنه!
        تا کلاس کارش بالا بره! مخصوصاً سوزنش روی این ضرب المثل که شعری از حافظ هم هست گیر کرده:
        برو این دام بر مرغ دگر نه .. که عنقا را بلند است آشیانه

         
    • اگر بنا باشد به صرف مخالفت با دیگران نظرات و گرایش های آنان اراجیف و مهملات بنامیم،تفاوتی نمی کند دیگران هم ممکن است نظرات و گرایشات شما را اراجیف و مهملات بنامند،بنابر این سعی کنید یاد بگیرید فقط نقد کنید،نقد مستدل و دور از تعصّب و کینه ورزی و ترشروئی.من فقط اشاره به دیدگاه دین در مورد اسم گذاری کردم و در بیان مشروحی نشان دادم که اسم گذاری امری اختیاری برای والدین است و در این مورد الزامی وجود ندارد،اسم علامت است برای تمایز و جداسازی و خطاب کردن و چیزهایی از این قبیل،دیدگاه دینی در این زمینه مشخص است ،ممکن است دیگرانی هم اسماء دیگری مثلا ایرانیان قدیم و نام های پادشاهان یا نامهای اسطوره ای را ترجیح دهند،اما اسم گذاری نباید دستمایه تکبر،خود برتر بینی یا تمایزات نژادی یا حرکت جهت دار برای نفی دین یا بزرگان دین باشد،در واقع اسم بتنهایی موجب بدی یا خوبی یا اصالت و عدم اصالت ،شرافت یا عدم شرافت و دوگانه هایی از این قبیل نیست،جرم و جنایت و تخلف از شرع و قانون نیز بوسیله بسیاری از انسانها وقوع می یابد خواه نام آنها علی و محمد و حسین و حسن باشد یا کیوان و رامین و سیروس و کامبیز و کورش و اسامی دیگر،در واقع در این موارد که انسانی بهر دلیلی مرتکب جرم یا جنایت یا تخلف می شود این اسامی نیستند که مرتکب جرم می شوند بلکه انسانها یا مسمّیات این اسامی هستند،بنابر این روشن شد نادرستی و غرض ورزی و مغالطه در نوشته شما .

       
  62. بعد از گذشت ۴۰ سال از وقوع انقلاب ۵۷ و استقرار جمهوری اسلامی در ایران، هنوز که هنوز است بچه های نسل جدید، از ما نسل قدیم حساب پس می خواهند و به ما می گویند:
    شما مگر کور بودید که انقلاب کردید و ما را به این مصیبت گرفتار کردید؟ شما نمی دانستید که در کتاب «حکومت اسلامی» چه ها نوشته شده؟ اگر نمی دانستید که نادان بودید و سزایتان همین حرف هایی ست که در مذمت شما گفته می شود. اگر می دانستید که خائن بودید و آگاهانه کشورمان را به سمت تباهی و فلاکت سوق دادید.

    به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

    راست می گویند این بچه ها اما یک چیز را در نظر نمی گیرند. ما هم آن زمان بچه بودیم و خیلی چیزها را نمی دانستیم و اتفاقا خودِ ما هم انتقادهایی این چنین به گذشتگان مان داشتیم. خیلی چیزها نمی دانستیم و فکر می کردیم که می دانیم. و از همه مهم تر این که در واقعیت امر، نقشی هم در انقلاب نداشتیم. نه سر پیاز بودیم نه ته پیاز. یک مشت سیاهی لشکر بودیم. و بلافاصله بعد از وقوع انقلاب هم صدای پای استبداد و دیکتاتوری را شنیدیم و به انحاء مختلف و تا پای جان در مقابل آن ایستادیم.

    بچه های آگاه امروزی به درستی می گویند چرا به سخنان مصطفی رحیمی ها و مهشید امیرشاهی ها گوش ندادید!

    مگر در آن همهمه صدای کسی به گوش کسی می رسید و مگر رحیمی ها و امیرشاهی ها صدایشان و نظرشان چقدر برد داشت که ما بتوانیم یا بخواهیم صدای آن ها را بشنویم.

    حالا، من، به عنوان یک نویسنده با تعدادی محدود خواننده، وظیفه ی خودم می دانم که صدای پای استبداد و دیکتاتوری را که از آمدن امثال مجاهدین خلق بر سر کار می شنوم، رحیمی وار و امیر شاهی وار به گوش خوانندگان ام برسانم.

    می گویند مجاهدین که هنوز بر سر کار نیامده اند! این ها که در جامعه پایگاهی ندارند و محال ممکن است بتوانند قدرت را در دست بگیرند! این ها که وعده حکومت غیر دینی و سکولار می دهند!…

    اولا در زمانی که بختیار و بختیار ها در باره ی دیکتاتوری آقایان گفتند و نوشتند و فریاد زدند، آن ها هنوز بر سر کار نیامده بودند.

    ثانیا کسانی که می گویند مجاهدین خلق در میان مردم پایگاهی ندارند، بیش از حد به نظر و قدرت انتخاب مردم تکیه می کنند. همانگونه که حاکمان فعلی، تازه با وجود انواع و اقسام سازمان ها و احزاب متشکل در سال های میان ۵۷ تا ۶۲ توانستند صدای مردم را خفه کنند و بر خلاف نظر آن ها سیستم حکومتی شان را شکل بدهند، مجاهدین خلق هم می توانند همین کار را بکنند. فرض بگیرید که حکومت جدید تشکیل شده و مجاهدین قدرت را در دست گرفته اند. اگر «سخن»ِ نوعی بگوید من با شما -یعنی مجاهدین- مخالف ام، اولین کاری که مجاهدین می کنند و بسیار هم در این کار وارد هستند، چسباندن یک مارک به پیشانی «سخن» است و این که او خواهان برگرداندن جمهوری اسلامی ست! و تکلیف «سخن» در این حالت معلوم است که چیست!

    ثالثا آیت الله خمینی پیش از به دست گرفتن قدرت نه جنایتی کرده بود نه خیانتی کرده بود نه خود را به یک حکومت خارجی فروخته بود… تازه وعده ی آزادی و دمکراسی هم می داد و می گفت که کمونیست ها هم آزادند و خانم ها در انتخاب حجاب هم آزادند!

    حال شما نگاه کنید به رفتار مجاهدین خلق با مخالفان فکری شان! نگاه کنید به ریخت و قیافه ی زنان و پوشش و حجاب شان! گمان می کنید اگر زیر دست این ها بیفتیم به دمکراسی و سکولاریسم می رسیم؟!

    نه! باید از خطر مجاهدین گفت و همین امروز هم گفت. ما در قبال نسل های بعد مسوولیم. اگر سال ۵۷ جوان بودیم و بی اطلاع، امروز که دیگر جوان نیستیم و تجربه و سواد سیاسی هم به اندازه ی کافی داریم باید هشدار دهیم! پی در پی هم هشدار دهیم!

    من به عنوان یک ایرانی و یک نویسنده ی سیاسی اگر رفتن حکومت فعلی را می خواهم برای به سعادت رسیدن مردم کشورم است نه این که فقط رفتن حکومت هدف ام باشد و به آینده ی بعد از حکومت کاری نداشته باشم. با آمدن فرضی مجاهدین خلق بر سر کار، نه تنها به سعادت نخواهیم رسید وضع مان از وضع فعلی هم بدتر خواهد شد. رحیمی وار و امیرشاهی وار با صدای بلند می گویم که بدتر خواهد شد و بر این فرض و نظر خودم باقی خواهم ماند!

     
  63. آها راستی‌ سید مرتضی ، چرا ۱۱ امام معصوم شما که علم غیب هم می‌‌دانستند در هیچ کدام از دانش‌های بشری که همهٔ این دانش‌ها هم بنا به ادعای خودت در پست قبلی‌، تمامشان علوم الهی هستند مبتکر و مکتشف و مخترع هیچ اختراع و ابداع و اکتشافی در هیچ یک از رشته‌های علمی‌ نبوده اند؟ اگر میخواهی بگویی علم یعنی‌ علم حدیث و علم کلام و علم روایت و علم چگونگی قد و قواره ریش و عبا و عمامه‌ و تسبیح و نعلین و تا کجای انگشت (بالا و پایین: آروغ و غیره ) که امثال باقر مجلسی چیزی جز اینها نگفته اند و خودمان آدرس دخمه‌های محل نگهداری نوشتار‌های بسیار بسیار زیادی از این دست را بلدیم و خواهشاً احتیاجی به کپی پیست کیلومتری نداریم.در ضمن کی‌ قرار است بالاخره شما جواب پرسش‌های آقای نوریزاد را بدهی‌؟

     
  64. آرتین ایران

    سلام بر ناظران گرامی
    تاکنون حماقت وجهالت به سخره گرفتن اسامی سایر ملل نظیر اعراب کم بود اکنون به مسخرگی اسامی ایرانی رسید.پیشتر مطلبی در این سایت نگاشتم که اسامی ملل دیگر نزد آن ملتها دارای مفهوم و اعتبار است و تابع شرایط زمان و مکان است. چنانکه مثلا در روسیه بسیاری از اسامی و فامیلها مربوط به نام حیواناتی نظیر خرگوش و موش وسمور است!خداوندا ملت ما را از جهالت و حماقت و فلاکت ذات نجات بده.
    آمین

     
    • با سلام
      اینجا مطالب گوناگونی خواه بانشاء خود کامنت گذاران،خواه بصورت نقل قول و نظر خواهی مطرح می شود،اینکه ما برسم افراد تندخو و عصبانی با مطالب برخورد کنیم و با تعبیراتی دور ادب و اخلاق اشخاص یا اموری را مورد حمله قرار دهیم عادت پسندیده ای نیست،برای من فرقی نمی کند شما در این چند جمله بنده را احمق و جاهل تلقی کرده باشید یا نویسنده یا نویسندگانی که متن مورد نظر را تهیه کرده اند ،من شما را متقابلا احمق و جاهل نمی خوانم اما کسانی را که خود پسندانه مجموعه ملت ایران را جاهل و احمق می خوانند حتما احمق و جاهل می دانم، فقط می گویم تندی در الفاظ و تحقیر دیگران نه پیوندی با اخلاق،ادب و تربیت صحیح دارد و نه نشانه قوت و استحکام محتوای احتجاج کسی،شما تلاش کنید تنها با قوت استدلال سخن مخالف را نقد و تحلیل کنید و از واکنش های عصبی،پرخاش جویانه و کینه ای خودداری ورزید چون مطلوب های انسان چه در امور معرفتی و علمی و چه در عرصه پراتیک و عمل لزوما با تندخوئی،اخم و بداخلاقی حاصل نمی شود،همینطور مستمرّا دیده می شود که لحن و الفاظ گفتار شما نسبت به مرحوم آیت الله خمینی ره موسس جمهوری اسلامی ایران لحنی دور از ادب و رسم انسانیت است،البته ایشان یا هر انسان دیگری را می شود نقد کرد اما تلاش برای آزار دادن دیگران از طریق بد زبانی،اهانت و خروج از رویّه ادب در گفتار نسبت به بزرگان و محترمین دیگران نه تنها نشان اقتدار،قاطعیت و حقانیت در گفتار نیست،بلکه دقیقا نشان از خودنمائی ،عجز ،تحیّر و فقدان منطق و عقلانیت مرتکبان است.

       
      • آرتین ایران

        هرچند تمایلی ندارم با فرد متعصبی چون شما وارد بحث شوم زیرا آنرا باعث اتلاف وقت و سوهانی بر اعصاب خویش می دانم بالاخص اینکه با اغراض سیاسی اتهامات ناروایی چون برانداز و آشوبگر و… را هم بی هیچ باکی برای پیشبرد مقاصد خود به هر که خواستند اطلاق می کنند.بر همین سبیل مطالب شما را تماما تحقیر و توهین به شعور افراد می دانم آنجاییکه سیاهی را روشنی و روز را شب می نمایانید اما چون بر خلاف توافق نا نوشته فی مابین مستقیم خطاب کردید در پاسخ می گویم برای این نگارنده بس مایه شگفتیست شنیدن اینگونه مطالب از این نویسنده که “اما تلاش برای آزار دادن دیگران از طریق بد زبانی،اهانت و خروج از رویّه ادب در گفتار نسبت به بزرگان و محترمین دیگران نه تنها نشان اقتدار،قاطعیت و حقانیت در گفتار نیست،بلکه دقیقا نشان از خودنمائی ،عجز ،تحیّر و فقدان منطق و عقلانیت مرتکبان است.”کسیکه مطلب اخیر خود را با این مضمون آورده که سلام می خواهم نظر دیگران را راجع به این مطلب که دوستی(که این نادان ارسال کننده هم یحتمل یک پان عربیست یا پان اسلامیست به سان دیوانگان پانیسم دیگر)برایم فرستاده بدانم و بعد مشتی مزخرفات توهین آمیز از نامهای یک ملت که کاملا مقصود سادیسماتیک او را بیان می کند ردیف کرده از احترام به دیگران می گوید؟!یاللعجب!آیا مدعی احترام به دیگران همان نیست که اغیار را با اشاره به آیه ای از قرآن فاسق می نامد و با ژست حق به جانب شنوندگان را دعوت به تحقیق در اخبار وارده می کند و سپس مشتی مطالب کذب موافق میل خود را بیان می کند!به جای شنیدن مطالب یا اعراض از آنها هرچند سطحی باشند برای تحقیر طرف مقابل در جای معلم املا می نشیند!به شخص رضا پهلوی حال با هر مرامی کرارا ربع پهلوی می گوید و بی دلیل انتظار احترام به بزرگان خود را دارد!!گویی از پیامبر که مدعی راه اوست نشنیده که بزرگان هر قومی را احترام کنید!در استدلال خود چندباره سخنان طرف مقابل را با عنوان جیِغ بنفش به سخره می گیرد(گویی با کودکی طرف است که او نمی فهمد منظور دگر آزاری این مدعی از بیان این سخنان از کوره به در بردن او و به تبع آن ریشخند است به سنت مالوف!)و از یک تلنگر خود جیغ بنفش می کشد!!طرف خود را با خطاب و عتاب جاهل و عوامفریب و مجهول الحال می نامد و خود از این عناوین گله می کند!!جالب است گویی حوزویان به هر که هر چه خواهند بگویند رواست ولی تحمل یک نیشگون هم ندارند!!فی المثل اگر فرد متعصبی چون مطهری برگزار کنندگان یک مراسم سنتی را افرادی با هیکلهای گنده بی خاصیت که از روی آتش می پرند(نقل به مضمون) و…خطاب کند باکی نیست یا اگر آقای خمینی به خود حق بدهد فرد محترمی از قوم بزرگ آذری را که یک هزارم او نه سواد داشت و نه کار مفید کرد با عنوان تبریزی بی سر و پا و بی سواد نام نهد ایرادی وارد نیست ولی کسی به چنین افرد نا محترمی که پیشاپیش خود پرده حرمت را دریده بودند حق هیچگونه تعرضی را نباید داشته باشد و…بسیار در مباحث رعایت سن و سال شما را کردم بسیار .ولی گویی این سن و سال مانع از این نشد که گوینده مطالب وهن آمیز خود رعایت حال خویش را بنماید.بعضا از الفاظ شخصی شما بهره می گیرم تا حس مخاطب را از شنیدن سخنان زهرآگین جنابعالی به خود گوینده منتقل کنم بلکه از سبیل اشتباه خود بازگردید ولی زهی خیال باطل!هرچند شنیدن اینگونه سخنان برای مدعی دردآور است ولی گویی سنبه ترک عادت موجب مرض است پرزور تر است.لااقل به مقتدای خود که مدعی هستید ما ادراک ما هو اقتدا کنید که آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند تا به وقت شنیدن چنین مطالبی جیغ بنفش نکشید!

         
        • مجددا سلام،اولا: در سنت ادب و فرهنگ ایرانی و اخلاق، پاسخ سلام سلام است نه درشتی و عبوسی مجدد،نوشتید که پاس سن و سال مرا داشته ای،پاس سن و سال امتناع از قدم اول در تادّب یعنی پاسخ سلام است؟! آری اوایل گفتگوها پاس سن و سال مرا داشتید،اما دنبال طرح یک بحث (بحث رجعت) و طرح یک سوال در قالب مزاح (میکروفون در اختیار آرتین که چنین تعبیری نه فحشی بود و نه اهانتی)ناگهان با چهره ای عبوس مواجه شدم که عطای ادامه گفتگو با او را بلقائش بخشیدم و دیگر هیچ نگفتم شاید خود بازگردید به سنت ادب در گفتگو،این مهم نبود و نیست البته،بحث من این بود و هست که چرا گمان می کنید تندی کردن و ترش و عبوس نوشتن و به آراء و عقائد دیگران تاختن عین فرهمندی،حقانیت و دست بالاست با اینکه دهها ایراد ریز و درشت در گفتمان و فهم شما از اسلام و شیعه وجود داشته و دارد که بارها به آن اشاره شده است؟
          ثانیا: اینکه بنده با کسی باقتضای رفتار و گفتار او بنوع خاصی از خطاب خطاب کنم ارتباط منطقی با شما نداشته و ندارد، بنده با کسی ابتدا بتوهین نمی کنم اما در مواردی پاسخ درخور لازم است،شما نیازی نیست که در نحوه ارتباط و گفتگو با دیگران دخالتی کنید چون این مربوط به شمانیست،شما ببینید که نحوه گفتگوی من با شما چطور بود و چرا ناگهان کلمه میکروفون شما را برآشفت؟! این آیا حکایت از مزاج عصبی یا نازک نارنجی شما نداشت؟
          ثالثا:گذشته از همه اینها،من فقط بکسی که بگمان خود او نسبت به بنده کم سن و سالتر است تذکر دادم که عبوسی و درشتی در مقام نقد به بنیان ها (اعم از سیاسی و اعتقادی) و اشخاص محترم شایستگی اخلاقی ندارد ،چنانکه نامربوط گوئی و مردم بزرگ ایران را به جهالت و حمق موصوف کردن و خودخواهانه خویش را هوشمند و دانا دانستن رفتار اخلاقی نرمال نیست،پاسخ این نقد این نیست که بگفتگوی بنده با دیگران که تابع فاکتورها و مولفه های مختلف بوده است اشاره کنید،بنده اینجا با برخی افراد مودب مثل یاران و باصفا و کورس و برخی دیگر سالهاست گفتگو کرده ام،بحث جدی کرده ام بی آنکه نازک تر از گل به آنان گفته باشم چرا؟ چون جوهره آنها و گفتمان آنها حس احترام بمخالف و استدلال کردن و پرهیز از ترشروئی و شماتت در گفتار بوده است،اگر مزدک نامی (و امثال او از ناشناس های مختلف و بی ادب ها و کم ادب ها) بمباران فحاشی کند و گاهی چیزی دریافت کند یا مدعی گنده گوئی مزخرفی گوید و تعبیری بشنود این بشما چه ربطی دارد که فقدان پاسخ یا انصاف به یک نقد وارد (عبوسی و عصبیت و ترشروئی در نقد سیاست و مذهب تشیع) را با طرح مسائل نامربوط پوشش دهید؟
          در هر حال خواستم برخلاف سنت سابقه مبنی بر اعراض از گفتگو با متعصبین ترشرو که تحمّل و ظرفیت دوستی و در عین حال مخالفت را ندارند و عدم تسلط بر گفتگوی مستدل و عصبیت را که شاخصه اظهارات و تمایلات خود آنهاست به سوهان روح بودن دیگران تعبیر می کنند ،بگویم نوشتن و اظهار نظر و مطلب گذاشتن در اینجا آزاد است،نقد مستدل و مودبانه نیز آزاد است،لکن فرار از گفتگوی مستدل و ترشروئی،عصبیت،و خودخواهانه نسبت حمق و جهل بدیگران دادن و از آن فراتر نسبت جهل و حمق به مردم ایران دادن و خود را تافته جدا بافته دانستن رویکرد زشت و خودخواهانه ایست که اگر تداوم یابد پاسخ درخور خواهد یافت،ضمن اینکه بدانید که شما و امثال شما در برابر خواست و اراده و عظمت مردم عزیز ایران و بنیان مذهب تشیع چندان مهم نیستید و نیش و کنایه های تند و عبوس و جیغ بنفش کشیدن ها چنانکه قبلا اشاره شد معنایی جز ضعف و درماندگی ندارد.
          موفق باشید

           
          • آرتین ایران

            سلام بر آقا مرتضی گرامی
            اگر مشکل در این سلام بود که بدلیلی خاص که امکان بیانش اینجا نیست پاسخ قبل را سریع نگاشتم وگرنه تمام کامنتهای من بی استثنا با سلام حتی بر مخالف آغاز می گردد که البته در مورد سلام حق با شماست و اکنون که گفتید و من متوجه شدم عذرخواهی می کنم.اما بعد:
            گویا خود را به نسیان زده اید؟!شما واقعا نمی دانید کی و با چه نیتی فرمودید میکروفون در اختیار شما گویی این نگارنده فارس زبان نبوده معنی طعنه و غیر آن را تشخیص نمی دهد!یا نوع نگارش نویسنده ای چون مرتضی را نمی داند؟در همان پست مورد اشاره مشتی اتهام ناروا وارد کردید و سپس در جای دیگر چنین طعنی زدید. هر که نداند که ما دونفر آگاهیم اینطور نیست؟!بگذریم قصد واشکافی قبر گذشتگان را ندارم.ثانیا اینکه ما در یک محل عمومی سخن بگوییم نوع لحن و گفتار در حوزه عمومی چنان نیست که ما بگوییم به دیگران چه مخصوصا اگر ادعای احترام به دیگران را هم داشته باشیم.جالب است هنوز به ریخت ناهمگون کلام خود واقف نیستید!شما آنچنان در کبر و نخوت غوطه ورید که گویی مرجعی هستید که هر آنچه لازم است را شما تعیین می کنید و دیگران همچنان در نقش صغیر باید باقی بمانند تا کی آقا مرتضی این سایت به عنوان ولی به فراخور حال البته به رای خویش با ایشان چگونه برخورد کند!علی ایحال اگر کسی دشنام بدهد این لحن خواه ناخواه بر روح و روان دیگران تاثیر می گذارد و این استدلال که به شما چه من چگونه با دیگران سخن می گویم را من نمی دانم کجای دلمان بگذاریم؟جهت اطلاع جنابعالی در چند پست بعد از ترشروییهای مکرر شما از برخی کامنتها که صرفا حالت توهین به شخص شما را داشت و بسیار آزار دهنده بود به صاحب محترم همین سایت گله کردم که با منطقی بودن اعتراض منجر به حذف کامنت شد بی سر و صدا.پس اینکه در این مکان هر که بخواهد هر گونه سخن براند و به دیگران مربوط نباشد لااقل دیگر جای امثال من نیست.در مورد افرادی که نام بردید بعید می دانم ادعای درستی کرده باشید.حداقل در دو مورد از سه نفر یاد شده به یاد دارم که تعابیر خود را همچنان نثار ایشان کرده اید و در مورد کوروس گرامی این سایت هم نیک به یاد دارم در آخرین خطاب او را بس رنجاندید چنانکه به سان این نگارنده دیگر حاضر به بحث با شما نبود و در یک مورد که این نگارنده خواستم پاسخ شما را بدهدپاسخ را به من داد با این تعبیر که نمی دانم به که باید پاسخ بدهم. بازهم بگذریم.ثالثا تا مدتها کار به نویسنده ای به نام مرتضی نداشتم او نوشت و گفت ما گوش کردیم البته با الفاظ خاص خود.گفتیم سن و سالی از او گذشته و فشار زندگی او را عصبی کرده این نگارنده جوان تر است تحملش بالتبع باید بیشتر باشد.اما آیا این آقا مرتضی مدعی احترام دست از سر این نگارنده برداشت؟!در جایی اشاره به تاریخ اسلام و نحوه کشته شدن علی ابن ابیطالب از تواریخ مختلف کردم و خوانش دیگری بیان نمودم از همانجا آقا مرتضی عالم به کل امور از تاسیسات هسته ای گرفته تا مسایل فقهی نمی دانم چه برداشتی نمود که فالفور حملات خود را شروع کرد!با همان تعابیر همیشگی خود.دیدیم او ریسمان را می کشد ما شل کنیم و او شل کرد سفت بگیریم.ولی گویا فایده ای نداشت.درشتگو را درشتگویی لازم آمد.باز هم می گذریم. آخر اینکه من نمی دانم عجز در پاسخگویی و استدلال از این نگارنده است یا نویسنده ای که مدام می گوید گه خوردی گه خوردی خفه شو و…واقعا به شما برادرانه نصیحت می کنم در اینگونه موارد از فرهنگ حوزوی که فحاشی چاشنی آن است اگر قصد ژست مباحثه و عالم بودن دارید فاصله بگیرید.این الفاظ چاله میدانی را شعبان بی مخها هم به کار می گیرند بی هیچ تحصیلات و ادعای محقق بودن بعید از شما نیست که بحثهای ابتدایی خود را که ارزش شنیدن داشت با این چهره در آمیزید که مخاطب گیج و منگ بماند که مرتضی واقعی کیست؟!دوست گرامی اینجا خانواده در گذر است این الفاظ به من مربوط نیست لااقل رعایت حال آنها را بکنید.گمان دارم اینگونه سخن گفتن هر چه باشد نشان قوی بودن استدلال و موضع برتر و عقلانیت صاحب سخن نیست.بگذریم بهتر است.
            موفق باشید

             
          • سلام بر شما
            باز هم می گویم :فرو رفتن در نحوه گفتگوی دیگران با یکدیگر باشخاص دیگر ارتباطی پیدا نمی کند، چون
            ممکن است هرکس برای محتوا و نحوه گفتگوی خویش با انواع و اقسام مخاطبان توجیه و حجتی داشته باشد درست مثل اینکه خود شما در مواردی با اشخاصی و ناشناس هایی تمسک به شعر و تمثیل و کنایه کردید ،و هرکس با اسالیب گوناگون کلام و گویندگان آنها آشنائی داشته باشد می فهمد که اقتضای خطاب ها و مخاطب ها گوناگون است.حال از جزئیات مختلف این دلنوشته گلایه آمیز عبور می کنم چون شاید چنین بحث هایی انتها نداشته باشد، فقط موردی را مطرح می کنم ،شما با اشاره به به ماجرای میکروفون -که از نظر من حاوی هیچ کنایه یا ریشخندی نبود بلکه دعوت و تعارف یک دوست بود به توضیح در مورد سوال و اشکال- اینطور نوشتید:
            “شما واقعا نمی دانید کی و با چه نیتی فرمودید میکروفون در اختیار شما گویی این نگارنده فارس زبان نبوده معنی طعنه و غیر آن را تشخیص نمی دهد!یا نوع نگارش نویسنده ای چون مرتضی را نمی داند؟در همان پست مورد اشاره مشتی اتهام ناروا وارد کردید و سپس در جای دیگر چنین طعنی زدید”.
            (پایان نقل قول)

            من الان بیاد ندارم که آن پست مورد اشاره کدام بود و “مشتی اتهام ناروا” که بشما وارد کردم چه بود ،مایلم در صورت مقدور آن اتهامات و آن گفتگوی مقدماتی پیرامون مساله رجعت را اینجا بازنشر کنید تا اگر اتهام ناروائی بشما وارد کردم از آن عذرخواهی کنم.
            جدای از این ،یک نکته ای را هم که دیدم چند بار تکرار کردید در مورد آیه لزوم تثبّت در پذیرش خبر از فاسقین در قرآن کریم و سوره حجرات ،تاجایی که بنده بیاد دارم این بحث مربوط بود به نقدی که بجناب محمد نوریزاد داشتم در آن اوانی که ایشان جلوی اوین بست نشسته بود و اخباری را از هر رهگذر خیابانی نقل و به آن ترتیب اثر می داد،بنده با اشاره به آیه “ان جائکم فاسق بنبا..”به ایشان منطق قرآن را گوشزد کردم که قرآن می گوید بدون تبیّن و تثبّت به هر خبری ترتیب اثر ندهید خصوصا خبری را که شخص فاسق (یعنی کسی که ملتزم به تقوا و پرهیز از معاصی نیست) برای شما میاورد.بنابراین بنده نه نسبت فسق به ایشان دادم و نه به فرد دیگری،بلکه فقط منطق قرآن را بایشان تذکر دادم.
            چنانکه قبل از این هم عرض شد توصیه بنده بشما این است که فقط در نحوه گفتگوهای خودتان با دیگران درنگ کنید و از خرده گیری به نحوه گفتگوی دیگران بپرهیزید برای اینکه هم نحوه بحث ها در این سایت و لحن ها و گفتارها و سلایق و حوصله ها متفاوت است و هم ممکن است این تدقیق شما ناشی از نوع نگرش به محتوای مطالب بنده باشد و مخالفتی که با آن دارید وگرنه اگر معیار شما ورود به موازنه کمّ و کیف شیوه گفتگوهای افراد در این سایت باشد جای سوال است که چگونه به اینهمه طعن و لعن و فحش و ناسزاهایی که باشکال گوناگون نثار ما می شود ورود نمی کنید.
            موفق باشید

             
  65. قُلی از شیخ ميپرسه…
    اول و آخر ما کيه ؟

    شیخ ميگه:
    اولتون منم كه تو گوشتون اذان ميگم…
    آخرتون هم منم كه براتون نمازميت ميخونم …..
    مشكلی داری؟

    قُلی میگه: نه حاج آقا…
    يکی بہ ما گفت…
    ///// تو اول و آخرت ….
    ما هم مُلتفت نبوديم، پرسيديم.

    ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

     
    • این جملات که حالتی طنزگونه و جعلی دارد و حاکی از ادب و نوع تربیت خانوادگی فرستنده آن است معلوم است که واقعیت ندارد و هیچ روحانی چنین ادعایی ندارد برای اینکه عرفا مقصود از “اول و آخر” اشخاص همان اصل و نسب و تیر و طائفه و خانواده هر فرد است.الان بهتر ملتفت شدید.

       
      • شیخ قم نشین ! اگر کمی ! بله اگر کمی /// در وجودت بود . یک نفر که از ترس امثال توی قم نشین ! از گذاشتن نام خود داری کرده و سخنانی گفته که توی قم نشین را آشفته کرده چرا پای خانواده اش را به میان میکشی ؟ اینجا که محل چال میدان نیست . کمی شرم هم خوب چیزی هست که در حوزه ها یافت نمیشود . همین.

         
      • حاج آقا مهم اين نيست كه منظور از اول و آخر چيست بلكه مهم اين است كه مردم از هر وسيله اي براي نشان دادن ارادت خودشان به شما استفاده ميكنند , حتي كودن ترين افراد اين سيستم هم از
        نفرت عمومي خبردار شده اند شما كجاي دنيا ايستاده ايد ؟

         
        • شما که کودن نیستید حتما باید فهمیده باشید که بنده فقط تعبیر عرفی اول و آخر را توضیح دادم،بقیه دیگر مربوط به کامنت گذاری است که چیزهایی نوشته بود.در مورد نفرت عمومی عیبی ندارد اینکه باید باعث خوشحالی شما شود،چرا ناراحت شدید اگر سر جای خود ایستاده اید؟!

           
          • ملاجان! منظور از اول و آخر اینه که وقتی بچه به دنیا میاد ملا درگوشش اذون میگه، و وقتی میمیره تو قبر تلقینش میده. یعنی از اول تا آخر تو کار مردم /// و دخالت میکنه. افتاد؟

             
          • نه، از نظر عرفی تعبیر اول و آخر فلانی یعنی اصل و نسب و آباء و اجداد و طائفه او،این در اصطلاح عرفی فارسی زبانان روشن است.

             
  66. آقای نوری زاد
    دوستان
    اونچه که طرفدارانی چون سیدمرتضی از نظام و از خوبی های این نظام میگن، ربط پیدا می کنه به منافعی که از این نظام بهشون می رسه وگرنه همهشون می دونن پس پرده چه خبره
    افشاگری مسخره ترین چیزه تو این مملکت
    وقتی دوطرف گرو کشی می کنند

    افشاگری تکاندهنده
    دردانه ی رهبرموقت ( احمدی نژاد )
    از فساد سیستماتیک مقامات عالیرتبه کشور !!

    محمود احمدی‌نژاد در نامه‌ای
    به رئیس دادگاه تجدیدنظر حمید بقایی،
    رانت و فساد مالی شماری از نهادها و مقامات
    عالی‌رتبه کشور را افشاء کرد.

    او در بخش‌هایی از این نامه نوشته :

    ✔️ یک مشت دزد در رأس کشور نشسته اند،
    و به همه تهمت دزدی می زنند، در حالیکه در طول
    تاریخ ۲۵۰۰ساله ایران، “به این تعداد مقامات دزد”،
    کشور نداشته است!!

    ✔️ کاش امام زنده بود،
    و می دید که چه فسادی کشور در برگرفته!
    کاش امام خمینی امروز بود و می شنید که مردم
    همه یک صدا می گویند: خدا شاه را بیامرزد و
    ای کاش انقلاب نمی کردیم !!

    ✔️ آقای حداد عادل
    در ریاست مجلس برای نهادهای خصوصی
    از بیت المال بودجه تصویب می‌کردند و خودشان
    حداقل دو نهاد خصوصی را در اختیار داشتند، و برای
    آنها از پول نفت بودجه تصویب، اخذ و هزینه می‌کردند.

    ✔️ آقای لاریجانی رییس مجلس،
    هم‌زمان مدیر بنیاد شهید مطهری نیز هستند،
    و هر سال برای آن از در آمد کشور و از بیت الملل
    بودجه تصویب، اخذ و هزینه می‌کنند.

    ✔️ آقایان مصباح یزدی، ری‌شهری،
    امامی کاشانی، شاهرودی و جوادی آملی و
    بسیاری از مقامات ارشد کشور نیز موسسات
    آموزش عالی و یا فرهنگی دارند که از بیت المال
    و از در آمد نفت بودجه عمومی استفاده می‌کنند.

    ✔️ آقای ولایتی
    دو موسسه خصوصی دارند،
    که هر ساله برای آن میلیارد ها تومان
    از بیت المال بودجه اخذ و هزینه می‌کنند.

    ✔️ اگر قرار است
    رسیدگی با این شدت و حدت،
    و خارج از روال قانونی انجام شود،
    آیا اولی نیست که به ۶۳ حساب بانکی
    رئیس دستگاه قضا که بدون ذی‌حساب قانونی
    و بدون نظارت دیوان محاسبات، ماهیانه ده‌ها میلیارد تومان سود دریافتی آن با تشخیص فردی ایشان هزینه می‌شود، رسیدگی کرد؟، یا اینکه به موضوع شرکت “فؤاد ری” وابسته به آقای ری‌شهری که صدها میلیارد تومان خسارت و بدهی آن را ستاد اجرایی پرداخت کرد و یا به موسسه تعاون ناجا و بانک قوامین در نابودی هزاران میلیارد تومان اموال مردم رسیدگی کرد؟

    ✔️ خاندان لاریجانی ۵ ویلای ۱۰۰۰ متری
    در بهترین منطقه کنزینگتون لندن دارند که
    اسناد نشان میدهند که ۲ ویلای ان توسط خاندان
    سعودی خریداری شده و به لاریجانی ها هدیه داده شده، که ارزش مجموع دو ویلا 8 میلیون دلار آمریکاست.

    ✔️ یکی دیگر از این ویلاها بنام زهرا لاریجانی
    دختر صادق لاریجانی است که به قیمتی در حدود
    2 میلیون یورو خریداری شده است.

    ✔️ یکی دیگر از این ویلاها بنام جواد لاریجانی است،
    که طبق اسناد موجود توسط MI6 (سازمان اطلاعات انگلیس) به ایشان هدیه داده شده است. ارزش این ویلا 3 میلیون دلار آمریکاست.

    اسناد منتشر شده در ویکی لیس

    ✔️ ویلای دیگر متعلق به فاضل لاریجانی است،
    که طبق اسناد، ابتدا توسط بابک زنجانی خریداری
    شده و پول آن از طریق بانک مرکزی ترکیه حواله شده،
    و سپس به مبلغ 3.6 میلیون دلار آمریکا به فاضل لاریجانی فروخته شده است.

    احمدی نژاد :
    اگر ظرف ۴۸ ساعت بقایی آزاد نشود،
    و دادگاه علنی تشکیل نشود، بیش از 500 سند
    جاسوسی از خانواده ی لاریجانی در دست دارم،
    که منتشر خواهم کرد. اسناد که نشان میدهد بیش از
    5 هزار متر املاک مختلف در نقاط مختلف لندن متعلق به‌خانواده لاریجانی است، و جواد لاریجانی مسئول حفظ اموال لاریجانی ها در نقاط مختلف جهان است.

    ✔️ فاضل لاریجانی
    دارای یک فروند هواپیمای ضیافتی
    از نوع بوئینگ 737-MAX میباشد که
    قیمت این هواپیما 125میلیون دلار هست.

    ✔️ جواد لاریجانی
    دارای 200 هکتار زمین در ساوه،
    ۳۱۵ هکتار زمین کشاورزی در همدان
    ۶۰۰ هکتار زمین کشاورزی در دزفول،
    ۱۹۰ هکتار زمین کشاورزی در کازرون،
    و ۲۳ هکتار زمین زیر کشت زعفران
    در تربت حیدریه می باشد .

    ✔️ علی لاریجانی
    دارای ۱۵۰ قطعه زمین مسکونی در شهر قم،
    تعداد ۵ شهرک مسکونی در استان گیلان،
    تعداد ۳۲ واحد مسکونی در جزیره کیش،
    تعداد ۲ کارخانه در جزیره قشم (منطقه درگاهان)
    یک برج ۲۷ طبقه مسکونی در منطقه مینی سیتی تهران،
    و یک باب باغ ویلا ۲۲۰۰ متری میباشد.

     
    • ✔️ یک مشت دزد در رأس کشور نشسته اند،
      و به همه تهمت دزدی می زنند، در حالیکه در طول
      تاریخ ۲۵۰۰ساله ایران، “به این تعداد مقامات دزد”،
      کشور نداشته است!!

      ✔️ کاش امام زنده بود،
      و می دید که چه فسادی کشور در برگرفته!
      کاش امام خمینی امروز بود و می شنید که مردم
      همه یک صدا می گویند: خدا شاه را بیامرزد و
      ای کاش انقلاب نمی کردیم !!
      ===
      این دو عبارت در نامه مورد اشاره وجود ندارد و تاکید به دو علامت (!) هم دم خروس کذب بودن آن است،سعی کنید در مقام گزارش امانت را مراعات کنید بعد اگر تحلیلی داشتید آنرا بعنوان تحلیل جداگانه ذکر کنید،این روش روشی غیر اخلاقی و متعلق به مارکسیستهاست که هدف وسیله را توجیه می کند پس می شود در راه هدف (اینجا مخالفت با نظام اسلامی) از هر دروغ و فریب و حیله ای بهره برد،هرچند بُرد اینطور کارهای غیر اخلاقی خیلی وسیع نیست:خوش باش چند نفر همفکر در گوشه یک سایت منزوی،اگرچه حتی ممکن است برخی از مخالفانی که اینجا هستند هم بحکم انصاف و عقلانیت با روش تحریف و دروغ پراکنی شما موافق نباشند.
      لینک نامه مورد اشاره:
      http://www.dolatebahar.com/view-475509.html

       
      • حاج آقا آن دو قسمت را كه فرموده ايد در نامه نيست فراموش كنيد , لطفا” نظر خود را در باره
        ساير قسمت ها كه شما وجودش را در نامه تائيد مي كنيد بفرمائيد .

         
        • روی موازین قضائی،صرف ادعاها کافی در ثبوت جرم و موارد اتهامی نیست مگر آنکه این موارد با بینه و مدرک در دادگاه صالحه اثبات شود،بنده از صحت یا سقم این ادعاها اطلاعی ندارم اما گوینده او را همه می شناسند :کسی که 8 سال دست در جیب مدعی داشتن نام فاسدها را داشت ولی هیچیک از آن ادعاها را نه باثبات رساند و نه به قوه قضائیه ارائه کرد،و هیچوقت نیز شکایتی از دستگاه قضائی نداشت،اکنون که دادگاهها به فساد برخی از اطرافیان او که بتعبیر خود او خط قرمزهای دولت پاکدست او بودند رسیدگی می کند و برخی محکوم شده اند فریاد اعتراض بلند کرده و عدالت را صدا می کند!

           
  67. با سلام،کسی از طریق تلگرام این نوشته را برایم فرستاد،نظر دوستان چیست؟

    اسامی_عجیب_غریب

    مرتبا به هموطنان ما می‌گویند چرا نام فرزندان خود را از اسامی #عربی انتخاب میکنید؟؟
    فقط نامهای ایرانی بر کودکان خود بگذارید. مگر شما ایرانی نیستید؟ (تحریک حس عرب و عجم)
    البته آن هم نه همه نامهای ایرانی که بعضا زیبا و بامعنا هستند.
    بلکه بعضی نامهای #خاص! (هخامنشی، عبری و زرتشتی)
    می‌روند در کوچه پس کوچه‌های کهنه #باستان می‌گردند و اسم‌هایی به شما پیشنهاد می‌دهند که ابتدا باید بپرسید نام دختر است یا پسر؟ نامهایی که حتی طرز تلفظ آن را نمی‌دانید. چه برسد به معنایش.

    مثلا به معنی بعضی از اسامی پیشنهادیشان نگاه کنید:

    دورشاسب: دور از اسب پادشاه!
    آریو برزن: آتش!
    ديانوش: دزد دريائي
    راژانه: رازيانه
    کورش: خوار کردن. پست کردن!
    ساغر: پياله شرابخوري
    شاران: گردنبند درست شده از بادام
    اخشان: دارای گاوهای نر
    ارْ بُپال: دارای کُرّه‎‎‎‌های سفید
    فریناسپ: دارای اسپ‎‎‎‌های فراوان
    ارشام: دارای زور خرس!
    آذرچهر: از تُخمه آتش
    ارشیا: تخت و اورنگ و مرکب دوران هخامنشیان!
    آتوسا و رکسانا: دو دختر کورش و خواهران تنی کمبوجیه که اولین بار در تاریخ ایران، با محارم (برادر خود) ازدواج کردند.

    بعضی از مردم ما هم نه تنها از معنای این اسم‌ها، بیخبرند و بخاطر #خاصصص! بودن! پرستیژ و کلاس گذاشتن، نام‌های عجیب را انتخاب می‌کنند. بلکه از هدف این همه اصرار که به اسم هویت ایرانی! تبلیغ می‌شود بی‌خبرند!

    به شما می‌گویند اسامی و کلمات عربی را دور بریزید! اما حتی این را نمی‌دانند که نیمی از زبان فارسی، را کلمات عربی تشکیل می‌دهد و اگر این کلمات را از زبان خود حذف کنیم، دیگر فارسی‌ای وجود ندارد!

    اما هدف این پروژه چیست؟!
    چرا مرتبا در گوش‌ها این عقیده جاهلانه را تکرار می‌کنند که مگر عرب هستیم که اسمهای #عرب انتخاب کنیم؟!

    دروغ میگویند آنها قصدشان نامهای زیبا گذاشتن بر فرزندان ما و یا حفظ هویت ایرانی نیست.
    آنها در حقیقت می خواهند بگویند اسم ائمه، اسامی قرآنی و مذهبی را بر فرزندان خود نگذارید.
    اما می دانند اگر این چنین عریان و صریح بگویند، نقشه شوم شان برای من و توی شیعه ایرانی، افشا می شود.
    بخاطر همین با تحریک حس #عرب و #عجم، و #نژادپرستی، هدف اصلی خود را پنهان می کنند.
    مشکل آنها اصلا #عرب نیست! #عرب و #عجم یک نقاب است. نقابی برای مبارزه با #اسلام. مشکل آنها پیامبر و اهلبیت و قرآن ماست.
    مشکل آنها ابدا عرب و عربیت نیست. نویسندگان و تولیدکنندگان این متن ها خودشان یا صهیونیست غیرایرانی و عرب وهابی و دشمن اهلبیت هستند یا از آنها پول می‌گیرند تا ما را از اسلام دور کنند. تا راحتتر ما را از هویت اصیل خودمان، از #یکتاپرستی جدا کنند. تا نوکران شیطان در زمین زیاد شوند.
    جلز و ولز می‌کنند تا نام اهلبیت را بر کودکان خود نگذارید.. تا #هویت آنها را بگیرند..
    هویت #ایرانی _اسلامی ما را بگیرند و بجای آن یک هویت ساختگی به اسم هویت #باستانی و #هخامنشی بگذارند.
    مشکل آنها با #ایران هم هست. آنها ضدایران هستند. چرا که هویت ایرانی با #اسلام در آمیخته، شکوفا شده و رشد کرده. و وقتی اسلام را از ایران بگیرید، دیگر اثری از ایران بالغ و پیشرفته و معنوی نخواهد بود. ایرانی که فقط در پادشاهی و شاه دوستی (نه مردم ایران، که چند شاه هخامنشی) خلاصه خواهد شد.

    ☘️ ما اما نام اهلبیت را بر فرزندان خود میگذاریم و خواهیم گذاشت. چرا که معتقدیم، انسانها به نام هایشان شبیه می شوند.
    ما دوست داریم فرزندانمان شبیه محمد(ص) شوند، ما دوست داریم فرزندانمان شبیه امام رضا، باشند. مهربان و باگذشت. شبیه جوادالائمه باشند، بخشنده و سخی. دوست داریم کودکانمان شبیه مهدی باشند. هدایت یافته. شبیه باقر(ع) باشند، شکافنده علوم. شبیه صادق باشند، راستگو. شبیه کاظم باشند، فروبرنده خشم و غضب. شبیه عباس باشند، عبوس نسبت به دشمنان. شجاع همچون شیر غرّان. ابوالفضل باشند، صاحب فضل و بزرگی. مجتبی باشند، برگزیده. شبیه حسین باشند.. حسین..

    ما دوست داریم دخترانمان، فاطمه وار زندگی کنند
    دوست داریم دختران سرزمین مان تکثیر زینب باشند. زینت پدرها و زینت دین.
    دوست داریم زنان مان خدیجه باشند. یار و غمخوار همسر که تمام ثروتش را به پای دین محمد می ریزد.
    ☘️ آری ما با این نامها، فقط کودکانمان را صدا نمی زنیم. با این نامها به آنها می آموزیم که باید شبیه چه کسی باشند.. پا جای پای کدام اسوه انسانیت و شرافت بگذارند..
    ☘️ ما نخواهیم گذاشت نام شرافتمندترین انسان‌های زمین، که همگی در راه توحید، در راه انسانیت و آزادگی جان داده‌اند، در سرزمین‌مان گم شود. و به زعم شوم دشمنان اسلام خاک بخورد.
    ☘️ ما با اسلام و هر اسمی که یادآور آن است، زندگی می‌کنیم و خواهیم کرد. اینجا ایران است. قلب اسلام.

     
    • سید هوا خیلی خیلی پسه و اوضاع حسابی قمر در عقربه. از ما گفتن و از تو نشنیدن.

       
    • بحث اصلی اساسی بنیادین و مو ضوع روز و شب و لحظه ها و امروز و فردا و آینده و آبرو و حیثیت و هست ونیست ایران و ایرانی افشاگری هر چه بیشتر این جانیان حاکم غارتگر ضد بشری بربر پرست و دشمن ایران وایرانی هست ای سید مرتضی که توهم زده ای میتوانی با پیش کشیدن این موضوعات من درآوردی ضد ایران و ایرانی مشتی بیگانه پرست ما ها را مشغول کنی تا اربابان ضد ایرانی تو همچنان به جنایات و غارتگری ها و نابود کردن هست و نیست ما ادامه دهند و سهم امثال شما بوقهای تبلیغاتی خود را به یمن خوی خیانت پیشگی که گویی با ذات شما عجین شده است را نیز جلوتان پرت کنند.پستی و رذالت تا کجا و تا کی باید بیانگر هویت اصلی امثال شما بدوی پرستان باشد؟ اگر اندکی وجود شرافتمندانه داری پرسش های کوبنده ای که انگار راهی جز فرار مفتضحانه را پیش رویت باقی نگذاشته را بده.تو نمتوانی ما را سرکار بگذاری ومشغول کنی ای بیگانه پرست ضد ایران و ایرانی نمک نشناس.وطن تو کجاست؟ عربستان؟ سوریه؟ عراق؟

       
    • جناب سید مرتضی
      با سلام

      اول اینکه این اسامی که ردیف شده گزینشی و با نیّت بد یا بد ذاتی نویسنده همراه بوده. من میتوانم به همین مقدار یا حتی بیشتر اسامی عربی برایتان ردیف کنم که معنایی به مراتب بدتر از این اسامی دارند. بله، میشود برای بدبین بودن بهانه هایی هم تراشید و به آن رنگ و بویی مذهبی یا ملی داد. چه فرقی میکند طرف جزو کدام دسته باشد، مهم نیّت نویسنده است.
      من به بقیه مطالب نویسنده پاسخی مشروح نمیدهم، چرا که تمامی آنها را نشأت گرفته از بد ذاتی نویسنده میدانم. نویسنده را فاقد هر گونه بینش و فرهنگ ایرانی میدانم که شخصیت و وجودش خلاصه شده در شیعه بودن. اینگونه افراد را کافیست شیعه بودنشان را بگیری آنوقت دیگر نه انسان هستند و نه ایرانی. فراموش نکنید که ما در ایران، ابتدا انسان هستیم سپس ایرانی چون در ایران بدنیا آمده ایم و پس از آن تازه اگر در خانواده ای شیعه باشیم به شکل موروثی میشویم شیعه و مسلمان.
      انسان بودن ما و همچنین ایرانی بودن ما غیر قابل تغییر است و از بدو تولد با ماست تا پایان عمر. ولی میشود شیعه بودن اجباری و موروثی را به کناری نهاد و دین یا مذهبی دیگر اختیار کرد. خود شما بهتر میدانید که اصول دین تقلیدی نیست و همچنین اجباری و موروثی هم نیست.
      شخصیت این شخص نویسنده را فقط میشود با معیارهای مذهبی سنجید و در ورای آن هیچ شخصیتی ندارد. تمام آنچه میگوید همه تعریف و تکریم بزرگان عرب و صدر اسلام است؛ انگاری که خودش فاقد هر گونه شخصیت و منیّت است.
      اگر و تنها اگر این نویسنده بیطرفانه قضاوت میکرد و در کنار این اسامی ایرانی، نامهای عربی بد معنا را هم می آورد و یا اینکه فقط به ردیف کردن صفات بینظیر شخصیت های عرب و امامان شیعه اکتفا نکرده و شخصیت های ملی و تاریخی را هم در کنار آنها می آورد، آن موقع میشد در مورد انسان بودن، ایرانی بودن و شیعه بودن وی، همه باهم و نه بدون هم نظر داد.

      چند پرسش:
      – آیا مشکل ایران امروز فقط و فقط انتخاب نامهایی غیر از نامهای مذهبی و عربی ست؟
      – آیا همین انتخاب نام فرزند که حق ابتدایی والدین است را هم باید بسپاریم به شما آخوندها؟
      – آیا نویسنده این مطلب درست مثل ولی فقیه خود، همه چیز را به دشمن ربط نمیدهد؟
      – ما مردم ایران اینقدر بی اختیار هستیم و اینقدر ساده لوح که هر کسی از راه رسید راحت بتواند به ما خط دهد؟
      – اینکه حُب اهلبیت کم شده، اینکه ایرانی ها خسته شدند از شیعه بودن به آن معنای بی اختیار بودنش و مانند گوسفند بدنبال چوپان رفتن، اینکه میخواهند در فامیل نامهای تکراری نباشد و مثلاً 10 تا علی و 10 تا فاطمه و … نباشد تا برای شناسایی او مجبور شوند مانند اعراب نام پدرش یا مادرش را هم بگویند، اینکه مردم از هر چه نماد مذهبی که اجباری و زور چپان است خسته شده اند، اینکه تاریخ ایران فقط خلاصه شده به تاریخ پس از اسلام ( انگاری که قبل از آن ما هیچ تاریخی نداشتیم )، اینکه در کتابهای تاریخی هیچ از نیکی های بزرگان ایرانی و شاهان گذشته یاد نمیشود و همه فقط رنگین کمانی تیره و تار از بدیهای آنهاست (انگاری که ایرانیان هیچ نبودند و همه شیطان بودند و مغضوب درگاه الهی و با ورود اسلام به این سرزمین همه شدند فرشته و مقّرب درگاهش) و در مقابل اعراب و انصار و امامان و امام زاده ها و هفت پشت آنها همگی بی چون و چرا و بدون هیچ شک و شبهه ای پاک و منزه(مانند فرشتگان) و ده ها دلیل دیگر؛ باید دید مشکل کجاست؟
      یقین بدانید که مشکل مردم نیستند. این مردم همان مردمی هستند که 40 سال پیش با رغبت و عشق و علاقه فراوان نامهای امامان و پیامبران و انصار و نزدیکان آنها را روی فرزند خود میگذاشتند(حتی خود را ذلیل و خوار میکردند و نامهایی مانند کلب علی روی فرزندان خود میگذاشتند) پس مشکل، شما آخوندها هستید که مردم را از هر چه نماد دین و مذهب است زده کرده اید و یا با نگاه مثبت اگر بنگریم: باید این اقدام آخوندها را به فال نیک گرفت تا ایرانیان پس از 1400 سال از یوغ و بند اسارت دینی و چند صد سال پیرو و شیعه بودن و مرام گوسفندی و بی اختیاری داشتن رها شوند.
      ( شیعه از نگاه شما آخوندها یعنی همان گوسفند بودن، مطیع بودن محض بدون هیچ پرسش و اعتراضی. نمونه اش همین بساط ولی امر است که راه انداختید ).
      – مردم ایران (آنها که نام عربی دارند) به هر جای دنیا میروند، بدلیل نوع نامی که دارند، اکثر مردم دنیا آنها را عرب و مسلمان میدانند و نه ایرانی. آیا ایراد دارد که نامی اختیار کنند که دیگران آنها را به عنوان یک ایرانی بشناسند؟

      تازه نمیخواستم زیاد در مورد این نویسنده بنویسم که این شد، اگه مینوشتم ببین چی میشد!

      جناب سید مرتضی
      شما درخواست کردید و من هم پاسخ دادم. حال من از شما میخواهم ابتدا خودتان در مورد این نویسنده و نوشته اش نظر بدهید تا ما هم به آنچه شما می اندیشید واقف شویم و سپس اگر خواستید پاسخی هم به پرسشهای من بدهید.

      ( به کار بردن واژه ی آخوند در متن بالا مفهوم سمبلیک و شماتیک دارد )

      با احترام

       
      • دوست محترم جناب آنارشیست
        سلام و تشکر،خوشحالم که هنوز در این سایت می نویسید و حضور دارید،بگمانم بد نیست برای عدم التباس و اشتباه با عنوان همیشگی بنویسید هرچند دلخوری هایی از نحوه مدیریت مدیر سایت دارید.
        مطالب مختلفی مطرح کردید که شاید فرصت پرداختن بهمه آنها نباشد ابتدا یکی دو نکته کلی ذکر می کنم بعد سعی می کنم بسوالات شما پاسخ دهم.این نوشته ای را که بنده ارسال کردم و ببحث گذاشتم یکی از دوستان طلبه برایم فرستاد و نمیدانم اصل مطلب انشاء چه کسی یا کسانی بوده است،من نظر تصدیق کلی همه مطالب آن ا نفی کلی همه مطالب آنرا ندارم،چون مطالب متفاوتی در این نوشته هست،بنده از دیدگاه اولی انسانی و دیدگاه سنت اسلامی،نام گذاشتن بر فرزندان را حق اولی و مسلم پدر و مادر فرزند می دانم و در این مورد هیچ تکلیف الزامی وجوبی حتی در شرع اسلام وجود ندارد،و آنچه که مدلول برخی روایات است سنت و استحباب برخی از اسامی است که متضمن عبودیت و بندگی خدای متعال است یا اسامی پیامبران الهی است یا اسامی ائمه طاهرین، فقیه بزرگ شیعه مرحوم محقق حلی در کتاب شرایع الاسلام خود نوشته است :
        ثم يسمّيه أحد الأسماء المستحسنة و أفضلها ما يتضمّن العبودية لله سبحانه و تليها أسماء الأنبياء و الأئمة.
        (شرائع الاسلام،ج2 ص 288،کتاب النکاح،احکام الولاده،سنن الولاده)
        یعنی یکی سنن مستحبی بعد از ولادت فرزند این است که او را نامگذاری کنند به یکی از اسامی نیکو (اینجا چنانکه می بینید توصیه به اسامی نیکوست مطلقا و اسم خاصی مطرح نیست یعنی اینکه نامهایی که احیانا متضمن عیب و عار یا تمسخر فرزند شود بر آنها نگذارید) و با فضیلت ترین اسامی اسمهایی است که حاکی از عبودیت برای خدا باشد(مثل عبدالله،عبد الرحمان،عبد الرحیم و چیزهایی از این قبیل که مضاف به یکی از اسماء و صفات خدای متعال باشد) و در پس این اسامی در فضیلت است اسامی پیامبران و ائمه علیهم السلام.
        (پایان ترجمه) می بینید که مطابق فتوایی که منصوص است ،هم انتخاب اسم به انتخاب آزاد والدین تفویض شده،هم بدون تعیین اسم خاص فقط مستحسن بودن و عار نبودن و عدم اشتمال بر معانی رکیک یا مبتذل قید شده،هم در عین حال به فضیلت اسامی پیامبران و ائمه توصیه شده و همه این توصیه ها نیز باصطلاح فقهی فقط سنت و توصیه غیر الزامی است،پس هیچ الزام و تحمیلی از هیچ ناحیه ای نه از ناحیه شرع و نه از ناحیه مبلغان شریعت و بتعبیر شما که چند بار تکرار کردید آخوندها وجود ندارد.بنده هم فقط این مطلب را که اشاراتی به برخی اسامی تاریخی در آن هست کردم نمیدانم چرا بحث های شما و دیگران به این پیچ و خم ها کشانده شد.یک نکته درستی هم که در این نوشته بود و بنظرم قابل توجه است این است که همینطور که برخی از اینطرف آشفته می شوند که چرا فرضا اشاره هایی معنایی و تاریخی به برخی اسامی می شود،از آنطرف هم این مساله مطرح است:چرا برخی که فقط خود و تبار خود را ایرانی می دانند بخود اجازه می دهند اسامی متداول مذهبی که خاستگاهی دینی و سنت مستحب دارد مثل اسامی پیامبران و امامان را مورد تمسخر قرار می دهند؟اینرا شما بارها در نوشته های خود این سایت دیده اید،شما آیا موافقید کسی بادعای ایرانیت و احساسات پان ایرانیستی اسامی دینی محبوب مردم مسلمان ایران را مورد ریشخند،هتک،و توهین قرار دهند؟ من البته موافق با توهین و ریشخند هیچ اسمی اعم از مذهبی و غیر مذهبی نیستم اما هرگاه شما توانستید تمسخر و ریشخند افراد هتاک و هرزه گو که ببهانه هایی مثل ایرانیت و ملیت اسامی مذهبی را تمسخر قرار می دهند یا آنها را مایه تحجّر یا پیوند با اجانب می دانند را مانع شوید چیزهایی مانند این نوشته هم نوشته نخواهد شد.مضافا اینکه نوعی نفاق هم در این رویکردها مشاهده می شود:تکیه بر نفی عربیت و نوعی نژاد پرستی در قالب پان ایرانیسم که اسم عربی نگذارند،در حالیکه واقع مطلب این است که بحث آنها عربیت نیست بحث نفی اسامی دینی و عشق و علقه های فرهنگی به دین و مذهب است و این رویکرد غیر قابل انکار است،ببیان دیگر یکوقت بحث آزادی و اختیار شمای پدر است که مایلید مثلا نام فرزند خود را رستم گذارید و از این آزادی دفاع می کنید،یکوقت بحث این است که توصیه و سفارش کنید به اینکه اسامی مذهبی و دینی اسامی نژاد پرستانه عربیست،بخشی از مطالب این نوشته ناظر به این رویکرد است وگرنه چنانکه عبارت فتوائی نقل شد و قانون کشور اقتضاء می کند هیچکس در انتخاب نام فرزند خود هیچ الزام و اجباری برای انتخاب نام خاصی ندارد.
        بنظرم از بیانی که گذشت پاسخ سوالات شما روشن شد که بترتیب اشاره می کنم:1- نخیر بنده نگفتم تنها مشکل امروز انتخاب اسامی است.
        2-نخیر کسی نگفت انتخاب اسامی فرزندان مردم ایران به آخوند سپرده شود.
        3-نمیدانم نویسنده مطلب کیست،بهرحال همه جور نوشته ای امروزه در شبکه های اجتماعی مطرح می شود اما تحقیر اسامی دینی و مذهبی مکرر در رسانه ها و نوشته ها دیده شده است و کسانی که چنین می کنند باید توقع حرکت متقابل را داشته باشند.
        4-نخیر چه کسی گفت مردم ایران ساده لوحند و تابع خط دهی هستند؟بنده بخلاف غالب اپوزیسیون که فهم و درک مردم مسلمان ایران را تحقیر م کنند برای آنان فهم و درک قائلم و آنها را از بسیاری از اپوزیسیون فهیم تر می دانم،البته شما نیز فقط نظر خودتان را نمایندگی می کنید و از شما انتظار می رود با تعبیر ما تقابل غیر واقعی بین مردم و نظام یا بقول شما آخوندها را تلقین نفرمایید.
        صریح بگویم بنده با برخی تعبیرات دامه نوشته شما موافق نیستم ،اینکه حبّ به اهلبیت کم شده نظر شماست،نظر شما البته محترم است اما نظر عمده مردم این نیست.یا شیعه بودن بمعنای گوسفند بودن نیست،تکراری بودن اسامی نیز اختصاصی به اسامی مذهبی ندارد،کامبیز و کامران و رامین و نظائر اینها هم تکرار دارد و اینها البته بقرائن مختلف متمایز می شوند.
        شما گفتید مردم از نمادهای مذهبی زورچپان خسته شده اند،اولا درست نیست کسی از جانب عموم به عموم نسبت هایی دهد،ثانیا مقصود شما از نمادهای زورچپان چیست؟ چه….

         
        • نمادهایی از نظر شما زورچپان هستند؟در مورد مسائل تاریخی،بنده که نگفتم تاریخ ایران منحصر است در تاریخ بعد از ورود اسلام به ایران،همینطور بنده ضامن تاریخ نویسی های گذشته نیستم،تاریخ مکتوب را باید بررسی کرد و با تکیه بر قرائن مختلف و دستاوردهای برخی علوم ،ظنون تاریخی را متراکم کرد و بواقع نزدیکتر شد،من که چیزی از این مقولات نگفتم اما بنظرم در نوشته مورد نظر نیز چنبن ادعاهایی نبود،در آن نوشته با اشاره به نوعی گرایش های افراطی پان ایرانیستی برای رفض و دفع دین و مذهب،اشاره شده بود به برخی اسامی و القاب تاریخی که یا مشعر به مذمومیت هستند یا ما بازاء هایی واقعی برای آنها نبوده تا الگوهای انسانی باشند یا مابازاء های آنان اشخاص معتبر و درستی نبوده اند،البته باید هریک از این دعاوی در جای خود راستی آزمائی شوند.من چنانکه عرض کردم تصورم این است که برخی از اظهارات و اینطور نوشته از قبیل جواب های هوی است می باشد و گمان می کنم دو طرف باید رعایت انصاف کنند.
          در مورد میزان سنت استحبابی اسم گذاری از عبارت مرحوم محقق حلی توضیح عرض شد،در مورد “کلبعلی” یا
          کلب علی”هیچ معیار و سند شرعی معتبری در مورد آن وجود ندارد و هیچ عالم دینی توصیه به آن نکرده است،اینکه فردی عامی یا روستائی یا نا آگاه چنین کرده باشد ربطی به سنت دینی و آزادی و اختیار در انتخاب اسم ندارد،ضمن اینکه تاجایی که بنده بیاد دارم عنوان کلبعلی عنوان اسمی نبوده و نیست و کسی نام خود یا فرزند خود را کلبعلی نمی گذاشته ،اگر در تعابیر عرفی بوده این چیزی جز یک لقب نیست،یا ممکن است مثلا یک نویسنده در مقام نوشتن از خود تعبیر کند کلب آستان فلان،بهر حال این تعابیر تعابیر رایجی نیست حتی تعبیراتی مثل عبد الحسین یا عبدالعلی یا عبد الرضا هم منصوص و روایی نیست و چنانکه اشاره شد در عبارت شرائع الاسلام،اسم نیکو که مشتمل بر معنای نیکو باشد و عاری از معانی مبتذل و عار باشد مورد توصیه مستحبی است برای والدین،و اسامی متضمن عبودیت خدا مثل عبدالله نه عبد الحسین یا چیزهای دیگر معیار است.پس مشکل در این زمینه ما آخوندها نیستیم! حال اگر شما هم مثل نوریزاد که طبیعت ثانویه ضد آخوندی پیدا کرده!(شوخی) طبیعت ضد آخوندی پیدا کرده اید و مایلیید همه مشکلات را به آخوند بر گردانید و آنرا بفال نیک بگیرید میل شماست.
          با برخی تعبیراتتان موافق نیستم،مذهب و مرام تشیع دارای نهادهای مستحکم فقهی و کلامیست و هیچگاه تشیع مساوق ومرادف با گوسفند بودن نیست،لطفا بحث های خاص را بهانه گفتن مطالب دیگر قرار ندهید.بساط ولی امر (ولایت فقیه) نیز یک نظریه فقهی است که دارای مبانی فقهی وکلامیست،بهرحال مردم ایران از این نظریه و صاحب آن تبعیت کرده اند و در چهارچوبه سیاسی و انتخاب آزاد آنرا بعنوان قانون پذیرفته اند، البته ولایت فقیه و ولی فقیه را بحکم عدم عصمت می توان نقد کرد و پرسش کرد اما مثل نوریزاد نمی شود کینه ورزانه فقط نسبت دروغ به او داد،بنابر این انتخاب آزاد مردم ایران بمعنای گوسفند بودن نیست لطفا اگر نظر دیگری دارید مراقب تعبیراتتان باشید که از آن استیناس اهانت نشود.

          “مردم ایران (آنها که نام عربی دارند) به هر جای دنیا میروند، بدلیل نوع نامی که دارند، اکثر مردم دنیا آنها را عرب و مسلمان میدانند و نه ایرانی. آیا ایراد دارد که نامی اختیار کنند که دیگران آنها را به عنوان یک ایرانی بشناسند؟”
          این ادعای شماست،مردم مطابق علائق فرهنگی و عشق و محبتی که به دین اسلام یا مذهب تشیع دارند اسامی بزرگان دینی را در یک سنت موکد اسلامی انتخاب می کنند،اگر مردم مناطق دیگر اسامی فرهنگی دینی را حمل بر نکته خاصی می کنند،این اشتباه آنهاست و نه گناه و وزری برای ایرانیان عاشق دین و اهلبیت،بنظرم دقیقا این اظهار نظرها موجب حساسیت افرادی مثل نویسندگان آن نوشته می شود، بهر حال اثبات ایرانیت موکول به این نیست که مثلا نام هوخشتر را بر خود بگذاریم تا درب دهان بیگانگان را ببندیم،بیگانگان هرچه دلشان می خواهد بگویند.اما بهر حال بنده باز بر اصل اختیار اسم تاکید می کنم و پاسخ پرسش شما این است که نخیر اشکالی ندارد.
          جناب آنارشیست،شما نمی خواستید در باره این نویسنده و این مطلب چیزی بنویسید اینهمه نوشتید خدا بما رحم کرد نخواستید بنویسید.
          بهر حال ممنون از اظهار نظر شما

           
          • جناب سید مرتضی
            سلام
            سپاس از توضیحات شما، هر چند در لفافه و با بکار بردن واژه هایی چون “جواب های، هوی است” و یا ” اما هرگاه شما توانستید تمسخر و ریشخند افراد هتاک و هرزه گو که (به) بهانه هایی مثل ایرانیت و ملیت اسامی مذهبی را (مورد) تمسخر قرار می دهند یا آنها را مایه تحجّر یا پیوند با اجانب می دانند را مانع شوید چیزهایی مانند این نوشته هم نوشته نخواهد شد.”
            و توصیه شما به انصاف، همگی حاکی از بینش موّجه و قابل قبول شماست.
            من همیشه به تمامی ادیان و تمامی نمادهای مذهبی احترام گذاشته ام و شاید تنها کسی در این سایت باشم که به توهین های دیگران در باب اعتقادات و دین پاسخی بمراتب بدتر داده ام و خود شما شاهد بر این مدّعا هستید. و همچنین از تعصبات کور مذهبی و مقدس سازی هم بیزار بوده ام. از نظر من خود خدا را هم ( آن کسانی که به وجود خداوند معتقدند ) میشود نقد کرد و باید نقد کرد؛ هر چند ثمری نداشته باشد و به تشبیه مانند غُر و لُند کردن کودکی باشد که از آنچه میگذرد بی اطلاع است. پس دیگر نیازی به نام بردن بقیه نیست!
            طبیعت انسان همراه با نقد و کنجکاوی ست و همین دو عامل باعث بسیاری از پیشرفتها شده و روزی خواهد رسید که انسان پی خواهد برد که سرچشمه و بنیان هستی کیست یا چیست؛ با نقد کردن و پرسش و کنجکاوی.
            همیشه تلاشم این بوده که آزادگی روح و جسم خود را حفظ کنم و همیشه جانب انصاف را رعایت کنم. هیچگاه بدنبال تشویق دیگران نبوده و نیستم؛ چه سکولار و دموکرات و چه مذهبی. در این چند سال و با توجه به نوشته ها و افراد حاضر شاید هیچکس به اندازۀ من خود را بدنام نکرده؛ چرا که هم کسانی که ادعای سکولار بودن و دموکرات بودن دارند از من بیزارند و هم افراد مذهبی چون شما. تنها علت آن هم این است که من متفاوت هستم؛ کسی هستم نه مثل آنها و نه مثل شما! هم مثل شما و هم مثل آنها! من در طول زندگی با افراد مختلفی دم خور بودم و همچنان هستم. از مذهبی دو آتشه بگیر تا آتئیست ضد دین!
            البته شما در اکثر موارد سعی کردید که دوستی مجازی خود و یا فاصله با من را حفظ کنید که این جای تقدیر دارد. اینکه با نام ناشناس مینویسم هم برای خودش منطقی دارد که باید از جناب نوری زاد پرسید. البته یک حُسنی هم دارد و آن اینست که شما مرا مورد الطاف کلامی خود قرار میدهید که اینگونه شاید شما هم از قید و بندهای مراعات قوائد دوستی رهایی یابید!
            من سالهاست که در این سایت مینویسم و بارها نام خود را به دلایل مختلف تغییر داده ام. شاید اگر همۀ نامها را بگویم شما و دیگران هم تعجب کنید.
            ولی هیچگاه با دو نام و در یک زمان ننوشته ام و در این مورد قسم پیشاهنگی میخورم. اگر شما و یا علی 1 ( که جایش خالی ست و امیدوارم بزودی برگردد ) و یا دیگران پی بردید من در دور قبل که بوده ام، یقین بدانید خودم خودم را لو داده ام و خودم خواستم. فقط با پیروی و تقلید از تکیه کلام ها و نوع نگارش!
            من با چند نام دیگر هم مینوشتم که تا کنون کسی پی نبرده و البته این مهم نیست. ( مهم نیست سخن از کیست، مهم اینست که سخن درخور ستایش باشد؛ سخن حق مورد تقدیر است حتی اگر مخالف من گوینده اش باشد…
            و سخن باطل مردود و محکوم است حتی اگر به آفریدگار نسبت داده شود ) من با هر نامی، فقط یک نفر هستم و نظرات خود را میگویم و اگر در بعضی موارد از تعبیر”ما” یا “مردم” استفاده میکنم، آنهم همراه با محاسبات میدانی و آمار مردم کوچه و خیابان است؛ در زندگی روزمره و نه آن آماری که حضرات دارند! و نه آن آماری که موقع رأی گیری در می آورند!. مردم ایران در چند چهره بودن در دنیا اول هستند و این چندگانه بودن شخصیت و رفتار اجتماعی مردم ایران بسیاری از معادلات اخلاقی، رفتار شناسانه و جامعه شناسانه را دگرگون کرده!

            ختم کلام اینکه:
            اینجا فضای مجازیست و تمام نامها و افراد و ادعاها و کلامها هم مجازی. برد با کسی است که از وقت خود بهترین استفاده را بکند و ذره ای هر چند ناچیز بر معرفت، شناخت و دانش خود بیافزاید. اگر بتوانیم یکدیگر را تحمل کنیم و همچنین به جای منم منم گاهی نیم من باشیم و در بینش و نگرش خود جانب انصاف را رعایت کنیم و توهین ها و ناسزاها را به حداقل برسانیم و همچنین وجود دیگران را به رسمیت بشناسیم. یقیناً اعضای این سایت میتوانند در آینده ای نزدیک انقلابی در جامعه ی کنونی ایران بوجود آورند. هنوز البته خیلی مانده تا به آنجا برسد. بهار ایران روزی میرسد که هر کس با هر سلیقه، اعتقاد و تفکری فقط یک هدف داشته باشد و آنهم سربلندی و پیشرفت ایران و ایرانی.
            چرا که بقول گفتنی: چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.

            با احترام

            ———-

            سپاس دوست گرامی
            چه نوشته ی فهیمانه ای!
            سپاس

            .

             
          • سلام بر دوست گرامی
            از موارد معدودی هست که با دوستمان محمد نوریزاد موافقم،بله این نوشته نوشته فهیمانه و هوشمندانه ای بود چون هم حاوی پاسخ به برخی مطالب بنده بود و هم خاستگاه آن انصاف و دوستی بود.
            در مورد اسم مجازی،اشاره من حاوی نکته یا روان شناسی یا گمانه زنی خاصی نبود،بلکه مغزای سخنم ابراز خرسندی از حضور و نوشتن شما بود و اینکه مثل قبل شناخته شده باشید،اینکه می گویید در هر دوره خاص تنها با یک نام نوشته اید مورد تصدیق یا گمان من است،خوب بیاد دارم که اول مرتبه با نام “بی نهایت” همراه واژه دیگری که الان بیاد ندارم می نوشتید و پیشنهاد بنده بود که اکتفاء به نام بینهایت کنید که کردید،بحث های زیبا و شیرینی داشتیم پیرامون برخی مطالب تورات و اناجیل،بعد بحث ها و سوالات مربوط به آیاتی از سوره اعراف پیرامون خلقت انسان از دیدگاه قرآن که بحثهای شیرینی بود و بیاد دارم سوالات خوبی مطرح می شد که چنانکه گفته اند:”حسن السوال نصف العلم” و خوب بیاد دارم بجز نوع برداشت ها و نوشته خودم برای پاسخ بسوالات مطرح شده تفاسیر را دقیق می دیدم،همه آن بحث ها را نیز بصورت فایل در اختیار دارم.بعد بحث هایی در نقد قانون اساسی جمهوری اسلامی مطرح شد توسط کسی با نام” آتش سوار “بنده در ابتدای امر تصورم این نبود که آتش سوار در دوره بعدی همان دوست پیشین بی نهایت باشد،بهرحال بنده نیز نقدم به آن نقدها را می نوشتم،بعد بتدریج با توجه به لحن کلام و تکیه کلام ها و مهارتی که می دیدم و می بینم در فن بیان و بیان یک مطلب بعبارات مختلف داشتید پی بردم که آتش سوار همان دوست پیشین بینهایت است،بعد هم آنارشیست را با برداشت مفهومی سیاسی که داشتید انتخاب کردید.غرضم این است که بنده این سه نام را بیاد دارم،اینکه می گویید نامهای دیگر هم بوده ،واقعا موارد دیگر را نمی دانم،در هرصورت به نوع اختیار شما در انتخاب اسم مجازی و فلسفه ای که برای آن در نظر می گیرید احترام می گذارم،چون بقول شما اگر منطق واحدی وجود داشته باشد،تعدد اسم فاقد اهمیت است که شما ظاهرا این نکته را رعایت می کنید،چیزی که از نظر من مذموم و مرجوح است این است که دیده می شود کسانی در این سایت به چند نام می نویسند و تحت هر نام از خود شخصیت خاصی بروز می دهند،تحت یک نام مودبند و فرهیخته،و تحت نام دیگر شرور هستند و طعّان و لعّان،بلکه تحت هر نامی از خود عقیده یا گرایشی بروز می دهند،بنده با این روش البته مخالفم و آنرا مصداق بارز نفاق و دو یا چند روئی می دانم وگرنه بقول شما نامهای مجازی در فضای مجازی چندان مهم نیستند مهم طرز تفکری است که در این فضا ارائه می شود و الی الابد بجا می ماند،با اینحال گمانم این است که باید یا رومی روم یا زنگی زنگ بود،از نظر من ترجیح این است که باید با یک نام نوشت و طرز تفکر واقعی و معتقدانه را با دیگران باشتراک گذاشت هرچه باداباد.
            چنانکه قبلا گفته ام و در آن مجامله و چاپلوسی ندارم دوستی بنده با شما بر اساس اشتراک در اعتقاد نیست زیرا بارها گفته اید که از همه ادیان بریده اید و فقط به ایران و منافع آن می اندیشید،برخلاف بنده که خود را مقید و معتقد به دیانت اسلام و حقانیت مذهب شیعه می دانم،پس اشتراکی در این جهت نیست،اشتراک اما در دو چیز بوده است:یک اینکه هرکس در اینجا حق اظهار نظر آزاد دارد،دو اینکه خط قرمز نوشتن آزاد و نقد،احتراز از توهین به اشخاص و عقائد و گرایش های آنان است،البته اشتراک دیگری بعد پیدا شد در این جهت که بایسته است همه مخالفان فکری به استقلال و تمامیت ارضی کشورمان ایران پایبند باشیم و حتی از اندیشه وطن فروشی و چشم امید به متجاوزان به این سرزمین نیز بیزار باشیم.
            بنابر این ضمن تصدیق به مطالب نوشته شما فقط لازم دیدم در خصوص این جمله شما که :
            ” …چرا که هم کسانی که ادعای سکولار بودن و دموکرات بودن دارند از من بیزارند و هم افراد مذهبی چون شما..”
            این توضیح را عرض کنم که بنده هرگز از شما بیزار نبوده و نیستم،در واقع ممکن است در غیر موارد اشتراک پیش گفته با نگرش شما به دین،سیاست،روحانیت،و بقیه موارد هماهنگ نباشم اما بیزاری حاشا و کلّا! و این تنها نکته اشتباه نوشته شما بود.
            با احترام

             
    • در حال حاضر که تمامی روحانیون و مراجع و سرداران و رانت خواران و ژنهای برتر که دارای اسامی ائمه و اهل بیت هستند ،اکثرا در کار خیانت به ملت و کشوراند..مثلا پدر سید علی هم میخواست پسرش مثل “علی” شود و مثل امام رضا…ولی در عمل “علی” شد معاویه و تو چشم امام رضا نگاه کردو دروعی گفت که شیطان را هم فراری داد..پس بهتر است بیخود این شعارهای بی سرو ته را ندهیم..خیلی از آن اسامی ایرانی روی ایرانی ها است و یکی از این بی وجدانیها را هم ندارند..اینرا هم تلگرام کنید!
      در ضمن مثل اینکه معاویه که برادر زن محمد بودمعنی نوعی سگ را میدهد یا سگ ماده!!

       
      • من یک ایرانیم

        جناب آخوند مرتضی

        حالا من فقط یک سوال از شما دارم و آن این است همه ما میدانیم وقتی فرزند به دنیا می آید نام او را پدر و مادر تعیین می کنند همین فرزند وقتی بزرک میشود اگر بخواهد نام عربی خود را به یک نام ایرانی از طریق ثبت احوال تغییر دهد شما آخوندها آنرا ممنوع کرده اید حتی از طریق دادگاه و گرفتن وکیل نیز موفق به تغییر نامش نمی شود ولی اگر بخواهد نام ایرانی خود را به یک نام عربی تغییر دهد فی الفور ثبت احوال با درخواستش موافقت می کند سوال من این است چه دلیل و منطقی پشت این رفتار نسبت به ایرانیها میباشد که نام خودشان را از عربی نمیتوانند به ایرانی تغییر دهند ولی برعکس آنرا یعنی تبدیل نام ایرانی به عربی را میتوانند؟ شما آخوندها از اجرا گذاشتن چنین قوانینی در مملکت ایران چه هدفی دارید؟ آیا میشود شما را ایرانی نام نهاد؟ آخر با چه منطقی باید تبدیل نام عربی به ایرانی در مملکت ایران ممنوع باشد!!؟ اگر شرف داری پاسخ منطقی این سوال را بفرمائید.

         
        • شما اگر شرف و شرافت داری پیش از طرح سوال و جواب طرف گفتگو را متهم به بیشرفی کردید و این عین بی شرافتی است،در مورد ادعاهایی که کردید اطلاع دقیقی ندارم ،اگر از قانون یا تغییر قانون اطلاع دقیقی دارید آنرا مشخصا و مستند ارائه کنید، قبلا توضیح دادم که اسم گذاری حق طبیعی و اوّلی والدین و خود فرزند است و در اسلام و قوانین نیز هیچ الزامی در مورد نامگذاری وجود ندارد،آنچه در روایات اسلامی مذهبی هست دردرجه اول استحباب (توصیه غیر الزامی) اسامی مستحسن و فاقد معانی مبتذل یا معانی که موجب عار و ننگ برای صاحب آن است،و بعد از آن فضیلت و استحباب اسامی که حاکی از اظهار عبودیت به خدای جهان آفرین است،مثل عبد الله یا عبدالرحمان و نظائر آن و در مرتبه دیگر اسامی پیامبران و ائمه علیهم السلام است،این یک توصیه غیر الزامی درون دینی و درون مذهبی است که حاکی از پیوند عاطفی و عقلانی به بزرگان یک دین و فرهنگ است و هیچ کس نگفته است گذاشتن اسامی دیگر اعم از ایرانی و غیر ایرانی یا اسامی اشیاء دیگر بر فرزندان امری ممنوع یا حرام شرعی است،منتها طالبان و خواهندگان اسامی اساطیری ایرانی نیز خوب است از اهانت و تحقیر و سبک شمردن اسامی مذهبی که بنسبت جمعیت اکثری مسلمانان در ایران کثرت عددی بیشتری از دیگر اسامی دارد خودداری کنند و اسامی را تاثیر گذار انحصاری در تخلف یا ارتکاب جرایم اشخاص قرار ندهند برای اینکه ارتکاب جرایم تحت همه جور نامی ممکن التحقق است.

           
    • اخوي حناي اين حرف ها ديگر رنگي ندارد و براي آنها خريداري نيست .

       
    • اقامرتضی به نظر میرسد که شما علاوه بر مخالفت سیاسی با ایران و ایرانی سر جنگ دارید اگر در این سایت با کسانی در گیر هستید لطفن در مورد ملیت ما حد خود را نگه دارید من در مقابل کامنت شما در مورد نام ها فقط یک مطلب را یاداوری میکنم ان اینکه صرف و نحو عربی را اعراب ننوشتند چون فرهنگ و اطلا عاتش را نداشتند لذا سیبویه ایرانی نوشت از ان به بعد بود که اعراب توانستند چیزکی از خود بنویسند دوم وقتی هنگام ان برسد که وازه های عربی از فرهنگ ابرانی برداشته شود هستند کسانی که جایگزین انرا بیابند البته نه اقای حداد عادل که برای هر وازه سه ملیون در خواست کند(ایراد نگیرید که ز غلط است چون کی بورد من غیر از حرف ز ندارد)

       
      • امی گرامی بنده بعنوان یک ایرانی مسلمان نه با ایران جنگی دارم و نه با ایرانی،اگر از شما به ایران یعنی وطنم علاقمندتر نباشم کمتر از شما علاقمند نیستم،سعی کنیم مجموعه سخن و مقصود دیگران را دریابیم،لطفا توضیحات تمکیلی بنده بعد از ارسال یک مطلب تلگرامی ببینید

         
  68. خبر امد که سردار عارف،مالک اشتر مقام عظما،ژنرال قاسم سلیمانی ،سراسیمه و با عجله، دوروز قبل از پایان دولت احمدی نژاد و اغاز دولت روحانی، مبلغ سه میلیون و هفتصد هزار یورو بعلاوه هفتصد وپنجاه هزار دلار امریکا بصورت نقد به اقای بقایی داده که به دست برخی از مقامات افریقایی برساند و اقای بقایی هم پول را بالا کشیده و به به افریقای ها نداده است درز این خبر علاوه براینکه حاکی از عمق ووسعت دزدی و تاراج سرمایه های مادی مردم مفلوک محروم توسط سرداران سپاه است نشان از حقیقت دیگری نیز دارد و ان این است که مالک اشتر حضرت رهبر جناب قاسم خان سلیمانی چندان هم عارف ومبرا نبوده و امورات شیعه گستری خود را در منطقه برخلاف ظاهر نه از طریق رشادت و دلاوری و اخلاص محض بلکه از طریق پخش پول و رشوه بین مقامات وسران فاسد منطقه پیش میبرددلیل محبوبیت و معروفیت سردار هم پخش پول و رشوه های است که از کیسه ملت دزدیده والا بدون یورو و دلار کسی برای ایشان تره هم خرد نمی کرد

     
  69. با سلام و درودهاي گرم و پرمهر و تبریک سال نو
    داوود رفيعي، كارگر اخراجي پارس خودرو، در گفتگو با راديو ندا از ظلم و تبعيض، از تهديدات دادستان، از تجربه زندان فشافويه، از فقدان امنيت جاني و از حق خواهي تا پاي مرگ مي گويد. و خاطرنشان مي شود كه به احتمال قريب به يقين شايد اين آخرين مصاحبه وي باشد!

    http://radio-neda.blogspot.com/2018/03/blog-post_25.html

     
  70. جنس ایرانی کجا بوده که ما ندیدیم تا الان
    کدام تولید داخلی
    بعد سالها کار کردن در انواع کارخانه های مختلف و شهرهای مختلف حتی یک کالای ایرانی ندیدم
    شاید منظورشان جنسهای منتاژ ایران است که خودش یجور دهن کجی محسوب میشه به مردم
    شایدم منظورشان وارداتی هست که در کشور چین سفارش چاپ ساخت ایران روی ان اجناس را میدهند بگذریم مگر همین حمایت مردم از خودروسازان داخلی به چه نتیجه خوشگواری برای مردم رسیده؟ حمایت بیشتر از این؟
    با پول یک پراید در همین ارمنستان میشود خودروی استاندارد اروپا سوار شد
    چند برابر داریم پول میدیم دیگر چگونه حمایت کنیم
    صحبت حمایت از کالای ایرانی یعنی قاچاقچی های دون پایه بروند کنار تا ما قاچاقچی های کله گنده سود کنیم موشک بدیم به یمن و دیگر تروریستهای دنیا
    تولید داخلی یعنی زرررررشک

     
  71. جناب ایتالله العظمی مکارم شیرازی از زمانی که مرغ نخورده و اندرون مبارک را از نور معرفت انباشتند زرت و فرت نظریه صادرنموده وبعد از حل مسله حجاب اجباری به سراغ شهر مقدس قم رفتند و تقاضای احداث فرودگاه معتبر در قم را از دولت کردندو به مردم فرمودند حساب قم از کشور جداست و شما اگر هم به نان شب هم محتاج باشید مهم نبست، مهم احداث فرودگاه معتبر در قم است و دولت باید هزینه کند تا علما و طلاب از این فرودگاه بپرند و زحمت رفتن به فرودگاه امام که تنها ۹۰ کیلومتر فاصله دارد را بر خود هموار نکننداینکه کلا از فرودگاه شهر مقدس قم در صورت احداث، علما و طلاب میخواهند به کجای جهان بپرند و یا از کجای جهان رغبتی به امدن به شهر مقدس قم وجود دارد فعلااطلاعی در دست نیست ،چون به جز مشتی طلاب افغانی و افزیقای و پاکستانی که از فرط بدبختی و گرسنکی به قم پناه اوردند هیچ خارجی در قم یافت می نشود و انها هم فرودگاهی در کشورشان نیست که بخواهند از قم به انجا بپرند . بنظر میرسه این عالم ربانی از زماتی که مرغ نخورده بد جوری دچار سوهاضمه شده و هی نظریه و رهنمود است که از اندرون معظم اله جهت رتق وفتق امر مسلمین صادر میشود واقعا خدای تبارک و تعالی سایه ایشان را ازسر کشور و شهر مقدس ومقلدین کم ننماید

     
    • مطابق آخرین آمارهای جمعیتی (سال 95) مجموع جمعیت شهرستان قم بیش از یک میلیون نفر بوده است،و باز مطابق آخرین آمارها تعداد مجموع طلابی که در سراسر کشور در حوزه های علمیه بزرگ و کوچک اشتغال بتحصیل مقدمات علوم دینی و علوم دینی دارند حدود 150 هزار نفر است که تقریبا ثلث این عدد یعنی 50 هزار نفر مربوط بشهر قم است،شما که با اینطور نوشته ها و تعریض ها مدعی عقل و عقلانیت هستید کلاه عقلتان را قاضی کنید اگر برای شهری مثل قم و توابع اطراف فرودگاهی تاسیس شود این فرودگاه فقط اختصاص به پنجاه هزار طلبه خارجی و داخلی در قم دارد؟! یعنی از نظر شما آن 950 هزار نفر انسان دیگر ساکن قم که طلبه نیستند نمی توانند از سرویس داشتن فرودگاه در قم برخوردار باشند؟! الان در تهران و مشهد و برخی شهرهای بزرگ و کوچک دیگر که حوزه علمیه و طلاب هم در آنجا هستند نیز فرودگاه وجود دارد،آیا فرودگاه های تهران و مشهد و شیراز و اصفهان در قرق طلاب و حوزه های علمیه است یا در خدمت رفاه عموم مردم ساکن این شهرها؟! التماس اندکی عقلانیت و تفکّر!

       
  72. پیرو یادداشت قبلی در مورد استقلال سیاسی و رابطه آن با جمهوری اسلامی و نظر متقابل ارائه شده توضیحاتی برای روشن شدن مطلب عرض میکنم:
    1- پدیده استعمار ربطی به دوران مغول و یا آن زمانها ندارد و نمیشود گفت چون مغولها ایران را اشغال کردند ایران مستعمره آنها بوده. البته اگر به این استدلال علاقه داشته باشیم در اینصورت باید بپذیریم که ایران مستعمره اعراب هم بوده و اسلام یک دین استعماری تحمیلی است که هیچ دلیلی برای وجودش در ایران نیست الا شمشیر عرب. منتهی خارج از بحث اسلام، استقلال کشورها از زمانی مطرح شد که پدیده حقوقی “ملت- دولت” در بین جوامع موضوعیت یافت و هر ملتی دارای قلمرو خاصی شد که بتواند در آن بی دخالت دیگران اعمال حاکمیت کند.
    2- در نهایت اعمال حاکمیت در قلمرو تعریف شده،حق یک ملت است. محروم کردن یک ملت از حق حاکمیت خود چه از طریق عوامل داخلی که با دیکتاتوری و زور یک اقلیت،اکثریتی از ابراز نظر در سرنوشت خود محروم شوند و چه از طریق اعمال قدرت و فشار از سوی قدرتهای خارجی باشد، هر دو حالتش نقض حاکمیت ملی و بمعنای عدم وجود استقلال سیاسی است.
    3- این استدلال هم که اقلیت زور گوی حاکم زیر بار خارجی نیست یک مغالطه آشکار است چون در نهایت ملت قادر به اعمال نظر خود در تعیین سرنوشتش نیست چه حاکمان وابسته باشند یا نباشند. از سوی دیگر عدم وابستگی حاکمان قلدر هم داستانی بی اعتبار است چون بنا به هر قانونی که قبول داشته باشیم، وقتی حاکمیتی نمیتواند مطالبق نظر مردم خود رفتار کند و حقی برای آنها در هیچ موردی اعم از ساده ترین موارد که لباس پوشیدن است تا رای آزاد به سیاستها، ناچار از کرنش و تبعیت از خارجیها است.
    4- در مورد ایران وضع عدم وجود استقلال سیاسی ملت امر پوشیده ای نیست و مغالطه استقلال و حقوق مردم هم مشکلی را از توجیه گران وضع موجود حل نمیکند. درموضوعات حساس این کشور که گروگانگیری و اشعال سفارت که بیانیه الجزائرنتیجه آن شد، ادامه جنگ و قطعنامه 598، سیاست یارانه ها و پرونده سیاه هسته ای و جنگ سوریه و یمن و لبنان . حالا هم افعانستان، کجا شما میتوانید نشانه ای ارائه کنید که ملت هم توانسته باشد نظر خود را بدهد؟ حتی همین مجلس دست نشانده شورای نگهبان هم در هیج موردی مورد مشورت نیست مگر وقتی بخواهند ذلتی را به مردم بار کنند.
    5- توافق برجام نمونه بارز این وضع است. چطور میشود یک دولتی برود و تعهدات ابدی برای نظارت بر فعالیتهای قانونی خود بدهد و یا بپذیرد شددیترین و بی سابقه ترین مونیتورینگ را در خاکش بر علیه خودش راه بیاندازند و ادعای استقلال هم داشته باشد؟ آیا اگر یک حاکمیت مردمی هم بود همین بلا بر سر این مردم نازل میشد که زیر بار تعهداتی به این وسعت برود و طرف مقابل هیچ تعهدی نداشته باشد و بتواند به طرفه العینی همان وضع را برگرداند؟ این استقلال سیاسی است؟
    6- آیا اگر رهبر معظم همان روز که این وضع را میدید استعفا میکرد و یا رسما از مردم بابت اشتباه محاسبه خود عذر خواهی میکرد و پیشنهادات 5+1 آنزمان و قطعنامه شورای امنیت را به عهده مجلسی مردمی میگذاشت هیچکدام از این خفت و خواریها را باید امروز مشاهده میکردیم؟ آیا این استقلال سیاسی است که خارجیها جرات کنند به کشوری بگویند برد موشکت چقدر باشد؟ چرا باید ما از صبح تا شب اعلام کنیم که موشکهای ما می توانند مرکز اروپا را بزنند و یا قرار است اسرائیل را از صحنه حذف کنیم؟ این ماموریت را کجا مردم به رهبر و سپاهیان قاچاقچی داده اند؟ در کجای سوگند نامه رهبری و ریاست جمهوری جنین حرفهائی است؟
    امروز نقض استقلال ایران از هر دیدگاهی قابل استدلا ل است و بهتر است به جای همدردی برای کسانی که در تاریخ نامی به غیر از وطن فروشی زیبنده آنان نیست به حال و روز مردم در مانده خود فکر کنیم. این برای ملتی که برای استقلال خود قیام کرد شرم اور است که سرنوشت ارز رسمیش را ترامپ و بولتون با یک کلام بالا و پائین کنند. وقتی خود ایرانیها چشمشان به دهان ترامپ است که با آن برابری ریال و دلار را تعیین کنند و کسی پشیزی برای حرف رئیس جمهور و رهبر و بانک مرکزی قائل نیست، حرف از استقلال سیاسی کمی خنده دار است.

     
    • چنانکه قبلا اشاره شد ارائه نمونه حمله مغول یا اعراب به ایران و تصرف مناطق نقض و ایراد به این ادعای نادرست بود که :”سرزمین ایران همیشه مستقل بوده است”،که در این ایراد طبعا کمّ و کیف و علل و اسباب و حقانیت یا عدم حقانیت مورد نقض مورد نظر نیست،برای اینکه نقیض ایجاب و موجبه کلیه چنانکه در منطق باثبات رسیده است موجبه جزئیه است یعنی یک مورد نقض کافی بر بطلان ادعای ایجاب و موجبه کلیه است.عرض شد که مغول سرتاسر سرزمین ایران را تصرف کردند (حق یا باطل یا کم و کیف یا علل و اسباب آن مورد نظر نیست) و مدتها در ایران ماندند و حکومت کردند،آیا بلحاظ تاریخی چنین بود یا نبود؟ بود،آیا تصرف خاک یک کشور و بهره برداری از همه منابع و منافع آن و حکمرانی بر آن چیزی جز استعمار است؟! عرض شد که استعمار نو و کهنه دارد،استعمار کهنه در اعصار دور همین بوده است و در اعصار متاخر یا نزدیک بما شکل استعمار و استحمار متفاوت شده است که اصطلاحا از آن به نیو کلنیالیزم تعبیر می شود، این شکل از استعمار نیازمند لشکر کشی سخت افزاری و تصرف سرزمینی نیست بلکه نفوذ و دست نشاندگی و چیزهایی از این قبیل تحقق دهنده استعمار و اهداف استعماری اقتصادی و فرهنگی و امثال آن است،و اینها با واژه و اصطلاح سیاسی “استقلال سیاسی”تنافی دارد،غرض اصلی این بود که استقلال سیاسی اصطلاحی اضافی و نسبی در رابطه با اینگونه تسلط های استعماری از سوی اجانب بوده است،این حاقّ اصطلاح است که استقلال سیاسی یک جغرافیا یا سرزمین یعنی عدم وابستگی او به اجانب و عدم دست نشاندگی،و مساله حقوق شهروندی و سیاست ورزی مبتنی بر رعایت حقوق شهروندان و نقش آنان در تاثیر گذاری در جامعه و حکومت لبّا خارج از این اصطلاح است و نباید اینها را برای تعریض و کنایه و نقد به مصادیق خارجی در بحث های مفهومی دخالت داد و خلط مبحث کرد.در واقع در یک بحث روشمند مفهومی اگر کسی اهل مطالعه و دقت باشد بحث های مفهومی را با مصادیق خاص خارجی اشتباه نمی گیرد.
      در مورد مواردی مثل قطعنامه 598 و جنگ و برجام و سیاست های منطقه ای امنیتی و چیزهای دیگری که برای اثبات “عدم استقلال سیاسی” نظام جمهوری اسلامی ایران ذکر می شود،اولا چنانکه عرض شد اصطلاح استقلال سیاسی ربطی به حقوق شهروندی شهروندان ندارد،ثانیا گوینده این مطالب ظاهرا توجه نمی کند که در این کشور اِعمال اراده حاکمیتی سیاسی و توابع آن در این کشور ناشی از رای و انتخاب های مستقیم و غیر مستقیم مردم است،مردم نمایندگان خود را اعم از رهبر و رئیس جمهور و نمایندگان پارلمان و سایر مناصب را انتخاب می کنند تا آنان مطابق قانون اساسی و قوانین موضوعه کشور سیاست گذاری و سیاست گزاری کنند،اینکه کسی کلیت یک سیستم را قبول نداشته باشد توجیه کننده این نیست که اِعمال سیاست و اراده حاکمیتی مردم توسط نمایندگان آنان را خلاف استقلال سیاسی این کشور بداند.

      “امروز نقض استقلال ایران از هر دیدگاهی قابل استدلا ل است”.

      این استدلال ها که چیزی جز خلط مبحث و مخالفت با ساختار سیاسی نظامی که مورد رای مردم بوده است نیست، “هر دیدگاهی “البته لازم است تابع استدلال و مستدل باشد والا هر دیدگاهی بصرف دیدگاه بودن ضامن صحت و درستی دیدگاه نیست.
      ——
      “آیا این استقلال سیاسی است که خارجیها جرات کنند به کشوری بگویند برد موشکت چقدر باشد؟”
      مگر کسی اینرا پذیرفت که فضول های بین المللی بما بگویند برد موشکمان تا کجا باشد؟! اینکه یاغیان بین المللی که دهها تناقض در رفتار و گفتار آنان هست جرات کنند زور گوئی کنند دلیل عدم استقلال سیاسی ماست؟! آیا این سخن خنده دارتر نیست؟!

       
      • وقتی خودتان اذعان دارید که استقلال سیاسی یک چیز است و حقوق شهروندی چیز دیگر آنوقت باید به این سئوال جواب بدهید که چگونه میشود تجسم کرد که مردمی که از حقوق شهر وندی برخوردار نیستند میتوانند در سرنوشت سیاسی خود موثر باشند…حتما به این موضوع خوب فکر کنید چون اکر تامل کنید میبینید که بنائی که بحث خود را بر آن استوار کرده اید سخت سست است که تصمیمات توسط نمایندگان ملت گرفته شده.
        دیگر اینکه وقتی یقول شما یاغیان جهانی میگویند برد موشکت را کم کن به این معنا است که مطمئن هستند که استقلال سیاسی برای این حاکمیت هیج ارزش ندارد و مهم بقای گروهی خاص بر قدرت است. لذا شما همان طور که بحرف من میخندید به رفتار حاکمانی که سهم ایران از دریای خزر را بی سر و صدا به روسها دادند و یا بیانیه الجزائر و برجام را امضا کردند وهر نوع نقض حاکمیت ملی را پذیرفتند هم گریه کنید..

         
        • سلام یاران گرامی
          بحث ما در توضیح مفهوم استقلال سیاسی بود و اینکه آیا استقلال سیاسی از دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران بوده یا نبوده و اینکه نظام جمهوری اسلامی ایران وابسته به بلوک های قدیم و جدید قدرت بوده است یا خیر؟ البته مطلب مستدل جدیدی در موضوع بحث مشاهده نشد جز تکرار مدعا،نیز چنانکه قبلا اشاره شد شانتاژهای یاغیان زورگوی بین المللی در باره سیستم دفاع موشکی جمهوری اسلامی ایران نه مسموع و مورد اعتنای ایران است و نه ارتباط ماهوی با مقوله استقلال سیاسی دارد،برای اینکه امریکا و روسیه نیز گاه در مورد ابزارهای جنگی و موشک های خود به یکدیگر گیر می دهند،آیا گیر دادن روسیه به امریکا و بالعکس دلیل عدم استقلال سیاسی امریکا یا روسیه است؟!
          خواهش من از شما بعنوان یک فرد اهل مطالعه این است که مقولات دیگر را ربط به مقوله دیگری که مورد بحث است ندهید و مسائل مختلف را جداگانه مورد بحث قرار دهید.
          دوستدار شما سید مرتضی

           
  73. خنده مرغ پخته!
    وقتی یک کوتوله پخمه مغز فندقی ابله هم خیلی خیال کرده باید حرف های مهم وگنده ای بزند وبیچاره باورش شده که کسی ان مدرک قلابی او را جدی گرفته میآید و میگوید :
    ” محسن رضایی در خصوص هرگونه حمله نظامی به آمریکایی‌ها هشدار داد و نوشت: آمریکا اگر به فکر جنگ افتاد، التماس های آخر جنگش را فراموش نکند.”
    خنده مرغ پخته!
    آخه ای همیشه کودن و ابله تو که نتیجه یک جنگ با آ مریکا را پیشاپیش با این دقت و یقین با چنین پیروزی بزرگی پیش بینی میکنی چرا ۴۰ سال دست رو دست گذاشتین و آمریکا را سر جای خود ننشانده اید؟

     
  74. تقدیم به نویسندگان سایت نوری زاد
    ” تاراج ”

    خانم لمبتن در كتاب مالك و زارع ميگويد يكي از پاشنه اشيل هاي ايران عوض شدن حكومت ها وقشر جديد حاكمان و مديران دولتي است كه دست در اموال مردم ميكنند

    حالا ببينيد گفتگوي حاج سياح با حاج محمد حسن تاجر را راجع به در امد مشاغل مختلف كه كدام درامد زا ترند.

    ✅من (حاج سیاح) پرسیدم:
    «كدام كار و صنعت در ايران بيشتر دخل دارد؟»

    حاجي محمد حسن تاجر گفت:
    «من اشتغال به تجارت دارم و تا چند پشت پدرانم در اين كار بوده و زحمت كشيده‌اند با همة اين‌‌ها به قدر يك نايب الحكومة بوشهر ثروت ندارم.

    در ايران حكومت و رياست است كه گنج بادآورد است هر قدر حكمران شقي‌تر و بي‌رحم‌تر است و مردم را بيشتر قتل و غارت مي‌كند، در نزد دولت محترم‌تر و معتبرتر است.»

    حاجي ميرزا محمود گفت:

    «خير! از حكومت هم بهتر ملائي است خطر حكومت را ندارد، هر چه مي‌كند منع و مذمت ندارد، معزولي ندارد، از دخل خود، به كسي نمي‌دهد، از همه راحت‌تر است و بهتر عيش مي‌كند. صدر را مي‌گيرد، دستش را مي‌بوسند، او همه وقت عزيز و محترم و ازهر تكليف آزاد است، با همه اظهارضعف و فقر بهترين اسلحه و مال را دارا است برنده‌ترين اسلحه تكفير و مال تمام نشدني اظهار فقر و گرفتن مال مردم، آيا در دنيا از اين طايفه خوشبخت‌تر وجود دارد؟
    ***
    منبع: خاطرات حاج سیاح به کوشش حمید سیاح انتشارات امیرکبیر سال ۱۳۵۹صفحه 21

     
  75. اعلام کردن شهر وان ترکیه هتلهاش جا نداره دیگه و خونه های محلی دارن اسکان میدن به ایرانیا. و ترکیه تشکر کرده از مردم ایران که باعث رونق اقتصادی منطقه ی وان شده

    دلاره که از کشور خارج میشه. فقط و فقط به خاطر اینکه اونجا یه سری محدودیت ها نیست و مردم آزادن.

    ما چقد می تونستیم پول گردشگری وارد کشورمون کنیم. چقد می تونستیم خوشبخت باشیم ولی الان این پولا میره تو جیب ترکیه و امارت و گرجستان و ارمنستان

    کشورایی که یک دهمِ زیبایی ایران رو ندارن.

    چقد زور داره!!!

     
  76. با درود بر شمابرادر عزيز
    من به وضوح صداي شكستن استخوان هاي پيكر نا توان نظام جهل و فريب و دروغ را زير فشارهاي فزاينده ي نارضايتي هاي مردم مي شنوم و ديري نخواهد پاييد كه همچون مجسمه ي گچي زير پتك سهمگين خشم مردم از هم فرو پاشد و هيچ اثري جز خرده هاي فرو پاشيده ي ان باقي نماند.
    مردم تحقير شده توسط نظام چهل ساله ولايي سربلند شوند. در ان روز نسيم ازادي به جاي شلاق استبداد ديني صورت مان را خواهد نواخت.
    رايحه ي خوش عشق و دوستي به جاي نفرت وكينه همه جا خواهد پيچيد. در ان روز ما با صداي بلند به مردم جهان خواهيم گفت اين ماييم ايرانيان صلح جو ودست دوستي به سوي انها دراز خواهيم كرد. با فروتني از مردم سوريه و عراق وهمه كساني كه ازرديمشان پوزش خواهيم خواست ودر كنار انها خواهيم بود.
    ما با ثروت خدادادي سرزمينمان راانچنان اباد گردانيم كه مردمان ديگر كشورها ارزوي زندگي در ان را كنند. ما شرايطي فراهم خواهيم كرد كه تمام عاشقان ميهن كه به هر دليلي مهاجرت كردند به سرزمين اسا طيريشان برگردند.
    ايران براي همه ي ايرانيان ، كرد و بلوچ ولر و ترك و تركمن وعرب و فارس خواهد بود. شايستگان در جايگاه خود قرار خواهند گرفت بدون هرگونه تبعيض قومي و مذهبي.
    ايران سرزمين ازاد مذاهب و عفايد خواهد بود ما منشور كوروش كبير را در اين مورد اجرا خواهيم كرد.
    ما هوشيار خواهيم بود و با همدلي همه جانبه اجازه نخواهيم داد عقده هاي فرو خورده ي چهل ساله سر از تخريب و كشتار در اورد. هرگز دستمان را به خون الوده نخواهيم كرد. كوروش با فتح بابل چه كرد؟ ما هم مرام كوروش داريم.
    از فرداي ان روز سفيراني به كشورهاي همسايه خواهيم فرستاد و دست دوستي به سويشان دراز خواهيم كرد. از حلقوم مردم ما فقط صداي درود و دوستي بر خواهد خاست. شعار مرگ را ما در قبرستان جهل و فريب براي هميشه دفن خواهيم كرد.
    ما هزار كار بايسته داريم و با عشق به انها خواهيم پرداخت. در مدت نه چندان طولاني در پتانسيلي كه در كشور داريم ويراني ها را به اباداني تبديل خواهيم كرد.
    ما رودهاي خشكيده را پر اب ودرياچه ها وتالاب ها را زنده وجنگلها را انبوه و دشت ها را سرسبز و كشاورزي را پرررنق خواهيم ساخت به همت بلند مردمان خستگي ناپذيرمان.
    ايران ابادتر از هر زماني خواهد ماند حتماً

     
    • شما گفتید :”با فروتني از مردم سوريه و عراق وهمه كساني كه ازرديمشان پوزش خواهيم خواست ودر كنار انها خواهيم بود”.
      اینکه ایران بدرخواست دولت های قانونی و نمایندگان مردم سوریه و عراق برای دفع شر تروریزم و تروریست های دست ساز قدرت های بزرگ به کمک دولت و مردم سوریه و عراق بروند می شود آزار دادن مردم عراق و سوریه؟! مردم سوریه و عراق توسط نمایندگان قانونی خود از ایران اسلامی کمک خواسته اند،اگر ما به آنها کمک انسانی کنیم،کمکی که نفع آن برای امنیت کل منطقه است،این می شود آزار دادن آنها؟!
      لابد از نظر شما امریکا و اسرائیل و دنباله روهای آنها یعنی ترکیه و عربستان و فضول های دیگر منطقه ای که بدون اخذ مجوّز از سازمان ملل متحد و بدون اخذ مجوّز از دولت های قانونی حاکم بر عراق و سوریه در آنجاها ابتدا با ترانزیت داعش و تروریست های دیگر و مسلح کردن آنها جنگ نیابتی راه انداختند و قصد ساقط کردن دولت های قانونی ایندو کشور را داشتند،برّه های بیگناه اند و ایران که بکمک عراق و سوریه مقابل دست اندازی و فضولی فضول های منطقه ای ایستاد گناه کار و آزار دهنده!
      حالا شما پیش از آنکه با گوش تیز خود صدای شکسته شدن استخوان های جمهوری اسلامی را بشنوید و بخواهید سفیر اینطرف و آنطرف بفرستید و منشور کورش را محقق کنید ممکن است برای ما توضیح دهید که اصلا جناب کورش چرا و برای چه اقدام بفتح بابل و اشغال سرزمین های دیگران کرد تا بعد چه رفتاری داشته باشد؟

       
  77. کردستانی ام

    روستای تنگی‌سَر کامیاران-کردستان/
    نوروز ۱۳۹۷

     
    • درود بر نوریزاد گرامی و هم میهنان ارجمند

      ویدیو این جشن باشکوه نوروزی دریوتیوب موجود است ودیدن آنرا بهمه ایراندوستان پیشنهاد میکنم

      بنده بعلت شغلی که داشتم (پرواز با هلیکوپتر شنوک) اکثر نقاط ایرانزمین را دیده ام نقاطی که شاید خیلی ها اسم آنان را نشنیده باشند و با یاری بخت این دیدن شامل دهکده به غایط زیبای تنگ سر هم میشود.

      به جرات میتوانم حضورتان عرض کنم که تنگ سر یکی از زیباترین و بیاد ماندنی ترین نقاط دیدنی نه فقط ایران بلکه در کّل گیتیست با مردمی دلشاد، انساندوست و میهمان نواز، انگار آغوش این مردم سرافراز هماره برای میهمان گشوده است

      درپایان باید حضور انورتان عرض کنم که به باور این حقیر هیچ ایرانی ایرانی تر از مردم سربلند کورد ایران نیست. کورد ها با تشکیل سلسله مادها و تأیین هکمتانه (همدان) بعنوان اولین پایتخت بنیانگزار کشور ایران محسوب میشوند. بهمه این بزرگان درود میفرستم

      پاینده ایران بزرگ
      رسول

       
  78. با سلام ، اميدوارم در اين سال ، يكي از روز ها با شما ديدار كنم ، ايكاش هنگامي كه شما صرفا بعنوان سينما گر كار مي كرديد در كنار شما توفيق همكاري مي داشتم ، وگرنه افتخار دوستي و هواداري از يك پرومته راستگو وبرومند معاصر، ارزوي همه ي توده هاي محروم از اتش وطن است.
    تا بازپسين لحظه كه استاده به پاييم
    اين سينه ي خود را سپر تير نماييم
    گفتيم در افلاك به پرواز در اييم
    افسوس زمين شاهد پرپر زدن ماست
    اين جا وطن ماست
    كفن پيرهن ماست

     
  79. جناب نوری زاد نمی دانم به این سخنان خمینی دفت کردین که اینها دنیا و حکومت و کشور داری را چقدر ساده می دیده اند؟

    سخنرانی امام خمینی — مسجد اعظم قم
    ۱۸ شهریور سال ۱۳۴۳

    وزارت اوقاف را دست ما بدهید، آن‌وقت خودتان ببینید که دیگر این پول‌ها مثل امروز لوطی‌خور می‌شود؟ نخواهد شد ،

    دست ما بدهید آن‌وقت ببینید که ما با همین اوقاف، فقرا را غنی‌ می‌کنیم یا نه …

    شما عرضه‌اش را ندارید، بفرمایید جاده بسازید، کارخانه ذوب‌آهن بیاورید. کدام روحانی گفته نیاورید، بفرمایید طیاره بـسـازید بفرمایید اتومبیل‌سازی کنید.

    آقا عرضه‌اش را ندارید . اما ما برای شما راه هم خواهیم ساخت، کـشـتی نیز خواهـیـم خرید…

    از همین رادیو دو ساعتش را دست روحانیون بدهید ببینید مردم را چطور با اسلام آشنا ‌میکنیم .

    شما عرضه حکومت‌داری ندارید اما فقط می‌گویید روحانیون نمی‌گذارند!
    والا چون عرضه اش را ندارند می گویند روحانیون نمی گذارند…

    __اگر از شما بهتر اداره نکردیم، بعد از ده- پانزده سال ما را بیرون کنید…

    صحیفه_نور جلد1– صفحه ۳۹۰ و ۳۹۱
    امام_خمینی

     
    • بفتوای امام راحل الان 28 سال است که وجود این نظام مقدس غیر شرعی است!پس مخالفت با آن عین راه امام است!

       
      • آرتین ایران

        سلام بر عثمان گرامی
        اگر مخالفت با این نظام فاشیستی عین راه آقای خمینی است بنده ترجیح می دهم با آن مخالفتی نکنم زیرا آقای خمینی بنا بر مقتضیات حال و هوای خود نظر خویش را رنگ به رنگ می کرد و اگر روزی مخالف استبداد بود به فراخور حال خویش روز دیگر حفظ استبداد را اوجب الواجبات می دانست.راه خمینی یعنی چندگانگی و بنده ترجیح می دهم این نظام باشد تا بخواهم به سان او رنگ به رنگ گردم.حداقل اینگونه تکلیف خود و دیگران را مشخص کرده ام.
        موفق باشید

         
      • در ارزیابی ها فقط کمال مطلوب ها و ایده آل های مطلق را معیار قرار ندهید ،آمارهای مقایسه ای در زمینه هایی که مورد اشاره قرار گرفته است (ذوب آهن،راه و جاده سازی و چیزهایی از این قبیل) قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران در دست هست و قابل مراجعه است،مشکل شما همین است که چشمان شما فقط کاستی ها و فقدان کمال مطلوب های صد در صدی را می بیند و از کارهای انجام شده نابیناست.

         
  80. سلام

    این مسئله بسیار پیچیده ای نیست که برای حلش نیازمند هوش سرشار یا استعداد فراوان باشد!!
    وقتی در جامعه قشری از جمعیت با پوشیدن لباسی متفاوت که در بین جمعیت عرف نیست؛ اجازه پیدا میکنند بر کرسی شارع (شرع، مشروع، شریعت، شروع) تکیه بزنند و هر کس وجوهاتی پرداخت و رضایت اینان را جلب کرد متدین و مقبول محسوب میشود و هرکس نسبت به اینان بی تفاوت بود به اتهامات گوناگون متهم گردیده؛ مردود و مطرود محسوب می شود؛ تصاحب مناصب تصمیم گیری و حساس و کلیدی جامعه برای استعمارگران بیگانه و آشنا نه فقط سخت نیست بلکه بسیار آسان است!!!
    شیادان دنیاپرست بیگانه و آشنا با فریب و رشوه در قالب وجوهات، رضایت این خردخفتگان گول لباس خود و احسنت دیگران خورده را کسب میکنند و بر جایگاه های تصمیم ساز تکیه میزنند و با مملکت همان میکنند که دزدان دریایی با کشتی دزدیده شده میکنند..
    خلاصه جنازه کشتی را رها میکنند تا صاحبان کشتی آنرا ترمیم کرده، بارگیری کنند و مسافرت دوباره را آغاز کنند.
    دوباره تکرار قصه دزدان دریایی!!!
    دوهزار سال گذشت و این قصه هنوز تکرار میشود .

    حق نگهدار
    ( محمدی )

     
  81. مختار از سنندج

    آقای نوری زاد
    یک رنگ یا رنگارنگ؟
    میخواهید کورد را بشناسید همین یک عکس کافیست. آن را قاب بگیرید و بە تفسیر آن بکوشید. کوردها زادە درد و رنجند اما شادی و زیبایی میآفرینند. ملتی کە میخواهد شاد باشد و زیبا زندگی کند عمرا کە اسیر غم و زشتی گردد. ملتی کە تار و پودش از دنگ(صدا) و رنگ متنوع و متفاوت بافتە شدە است محال است تسلیم سیاهی و تباهی شود. ملتی کە دارای چنین فرهنگی غنی، صلح جو، مهربان، عاشق و زیباست چرا باید بە پوشش اجباری مانتو و مقنعە محکوم شود؟ در میان کوردها حتی طرفداران اسلام و حجاب، هیچگاه زیر بار چادر سیاه و لباس غیر کوردی نرفتەاند چە رسد بە سکولارها و دگراندیشان. قریب چهار دهە است از کلاس اول دبستان تا فارغ التحصیلی، از روز اول استخدامی تا بازنشستگی ما را مجبور بە پوشیدن لباس فرم و رسمی کردەاند لباسی کە هیچ جایگاهی در تاریخ و فرهنگ ما ندارد و مردم در اولین فرصت آن را از تن بە در میکنند و بە فرهنگ و تاریخ خود اقتدا میکنند. آیا وقت آن نرسیدە است مسئولان گزینش و حکومتی کە تعدادشان معدود و تفکرشان محدود است دست از اعمال اجبار و اکراه بردارند و با این فرهنگ غنی از در دوستی وارد شوند نە از در خصومت و دشمنی؟ چرا مردم نتوانند با همین لباس و پوشش در محل کار و تحصیل حاضر شوند؟
    تلاش برای یکسان سازی جامعە چە بە روش رضاخانی و چە بە روش جمهوری اسلامی، محکوم بە شکست است. درک این موضوع بسیار سادە است. اگر بە یک قالیباف فقط یک رنگ بدهید آیا توان خلق زیبایی و گلهای رنگارنگ را خواهد داشت؟ زیبایی یک قالی بە تنوع رنگها و گلهای آن است. زیبایی یک جامعە هم بە تنوع و تعدد رنگها و دنگهاست. طرفداران جامعە یک رنگ و یک دنگ، دیکتاتوران بدبخت و نکبتی هستند کە شادی و زیبایی را نە فقط بر دیگران حتی بر خود هم تنگ میکنند.
    اگر شما بخواهید بە یک نقاش یا قالیباف بسپارید تابلویی برایتان خلق کند کدام عکس را سفارش میدهید؟ یک رنگ یا رنگارنگ؟

     
    • برادرِ كوردِ سنندجي
      در نوع و رنگ پوشش هیچ اجبار و اکراهی وجود ندارد،و چادر سیاه یا غیر سیاه هم پوشش اجباری نیست،پوشش قانونی اسلامی حدّ خاصی دارد که در کتابهای فقهی و رسائل عملیه مراجع تقلید ذکر شده و هیچ الزام و اجباری در مورد رنگ و جنس و نوع پوشش وجود ندارد.
      در مورد لباس فورم،لباس فورم برای تفکیک و تمایز و برقراری نظم در همه جای دنیا چه پیشرفته و چه غیر پیشرفته،در بخش های مختلف وجود دارد و چنین تفکیکی چه بصورت دائمی و چه بصورت مقطعی برای تفکیک وظائف و استقرار نظم است.

       
      • حاج آقا تا حالا اطلاعيه هاي نوع پوشش بانوان در ادارات دولتي را ملاحظه نكرده ايد ؟
        يك كيسه سرتاسري به اسم مانتو اسلامي و فقط در رنگهاي سياه , قهوهاي و سورمه اي

         
        • حدّ پوشش اسلامی در کتابهای فقهی استدلالی و رسائل عملیه مراجع عظام مشخص شده است و در تعیین حد پوشش یعنی لزوم پوشش همه بدن و نپوشیدن لباس های بدن نما و تحریک آمیز،هیچ بحثی در مورد رنگ لباس،جنس لباس یا نوع پوشش مطرح نیست،اگر ممکن است متن اطلاعیه ها را ارائه کنید

           
  82. رهبر معظم سی سال است که دروغ میگوید .او با دروغ بر تخت ولایت نشست ودروغ و چاپلوسی و تزویر را در تارپود حکومت خود گستراندانسانهای شریف و پاکدامن و کارامدرا به نحوی حذف کرد وبه جای انان ،دروغگوترین و ریاکارترین ونالایق ترین ها و متملق ترین افرادرا به تصدی امور گذاشت دروغ گفتن کسب وکار مقام عظماست انزمان که به دروغ تقصیر قتلهای زنجیره ای را که خود دستورش را داده بود به گردن عوامل خارجی واسراییل انداخت اشکارا به مردم دروغ گفت، در زمان سرکوب دانشجویاندر سال ۷۸که ان هم به اذن خود او بود به دروغ اعلام تاسف و انزجار کرد در زمان دولت اصلاحات با دروغ و دغل بحرانها افرید، سال ۸۴ با دروغ و تقلب و مهندسی چند لایه ،سوگلی خوداحمدی نژاد را به ریاست جمهوری رساندو در سال ۸۸با دروغ و تقلبی بس بزرگ موجب تمدید ریاست او شد ودر جریان سرکوب اعتراضات به دروغ ان همه ظلم وشقاوت را بر علیه ملت وجوانان ندیده گرفته و از مظلومیت پسیج ولباس شخصی ها یاد کرد.به دستوراو سرمایه های کشور به چاه ویل توسعه غنی سازی اورانیوم ریخته شد و به دروغ به مردم به عتوان حق مسلم تبلیغ گردید، بدستور مقام عظما، دفاع از رژیم سرکوبگر بشار اسدبه دروغ بصورت دفاع از حرم به مردم نشان داده میشودتا اتلاف سرمایه های انسانی و مادی مربوطه توجیه گرددبه دستور ایشان ،نشردروغ در برنامه های صداوسیما روزنامه ها و سایت های خبری وابسته به بیت وخطبه های نماز جمعه در جهت توجیه سیاست های ویرانکر داخلی و خارجی نهادینه شده است و در سایه رهبری های داهیانه او ”ابرو و اعتبار” در کشور تبدیل به متاعی نایاب گردیده است خسارت وارده از ناحیه گستردن دروغ و ریا وتملق در لایه های زندگی مردم توسط مقام عظما بسی بیشتر ا خسارت جنگ ۸ساله و تحریمهاست که رفع و زدودن ان مستلزم تغییر نسلهاست

     
  83. به نقل از سایت فرارو: تحلیلگر اقتصادی معتقد است: «سیاست افزایش نرخ سود از ۱۵ درصد به ۲۰ درصد موجب شده ۲۴۰ هزار میلیارد تومان سود سپرده مردم از ۱۵ درصد به ۲۰ درصد منتقل شود و آن شکاف ۵ درصد سود، زیان ۱۲ هزار میلیارد تومانی را به دولت تحمیل کرد. سال گذشته کل بودجه عمرانی ۱۳ هزار میلیارد تومان بود و حالا فقط ظرف دو هفته دولت زیان ۱۲ هزار میلیاردی را متحمل شد.
    مش قاسم: به این میگن اقتصاد اسلامی منقلابی! پول ایجاد اشتغال کجاست؟ تو حسابهای انگلیس و استرالیا و کانادا و …………….. برادران قاچاقچی خودشون.

     
  84. از حکومت دینی دموکراسی برنمی‌خیزد
    چون واحد دین #مؤمن است
    و واحد دموکراسی #شهروند ،

    در دموکراسی همه از حقوق یکسان برخوردارند چون شهروند هستند ( چه مسلمان چه کافر ) اما در حکومت دینی شما از هیچ حقوقی برخوردار نیستید مگر اینکه #مومن باشید

    در دموکراسی نظر انسان‌ها محترم است ‌چون #شهروند هستند ( چه مسلمان چه کافر ) اما در حکومت دینی نظر شما قابل احترام نیست مگر اینکه #مومن باشید

    باور کنید دین اگر وارد سیاست شود
    هم دین را خراب میکند هم سیاست را …!!

     
    • جناب ایرج،استدلال شما به عکس مورد نظر برای القاء مطالبی که ذکر کردید درست نیست،اولا در حکومت دینی هم برابر قوانین حقوق شهروندی برای همه شهروندان بتناسب اکثریت و اقلیت بودن در جامعه در نظر گرفته شده است که باید به آن عمل شود.
      همینطور انظار و نظرات انسان ها هم در حکومت دینی مورد احترام است و مومن یا کافر بودن ربطی به مساله اظهار نظر آزاد عاری از توهین و ناسزا نیست.

      ثانیا:این عکس هیچ دلالتی بر این ندارد که شهروندان در حکومت دینی از حقوق یکسان و از جمله حق پارک کردن در اماکن عمومی یا جایگاههای خاص برخوردار نیستند،این عکس و اعلان می گوید چون این مکان (مسجد یا حسینیه) هنگام ادای نماز جمعت مورد مراجعه مومنانی است که احیانا با اتومبیل به آنجا می روند در آن زمان خاص این محل برای استفاده نمازگزاران است وگرنه همه شهروندان این کشور اعم از مومن و غیر مومن در سایر نقاط عمومی از شهرها و پارکینگ ها دارای حق شهروندی یکسان در استفاده از اماکن پارکینگ و پارک کردن وسائط نقلیه خود هستند و شما اینرا خوب می دانید.

       
  85. جناب نوری زاد
    با سلام و تبریک سال نو
    شما طوری امام رضا امام رضا میکنید که انگاری او مظهر صداقت و درستی و پاکی ست و قدیسی معصوم!
    همین سید علی خامنه ای به همان امام رضا، هم از نظر خونی و هم از نظر مقام و منصب نزدیکتر است. این یعنی از کوزه همان برون تراود که در اوست. حلال زاده به داییش میره!
    صدها سال بر سر و سینه زدیم و بر مظلومیت همان امام رضا گریستیم و او را ” ضامن آهو ” لقب دادیم. بارها و بارها دعا کردیم و آمین گفتیم تا یکی از نوادگان آن حضرت بیاید و ما مردم شیعه راستین ایران زمین را به سعادت دنیا و آخرت رهنمون شود. دعای ما مستجاب شد و امروز پی بردیم بر حکمت خدا و اینکه او را نباید مجبور به پذیرش کاری کرد. باید بجای دعا کردن، خود آستین همت را بالا بزنیم و خودمان همان باشیم که میخواستیم و یا میخواهیم. هر آنچه میکشیم و هر آنچه بر سر ما می آید بی برو برگرد مقصر اصلی خودمان هستیم. حالا بازم هی دعا کنیم که “الهم عجل لولیک الفرج” و هی خدا را در منگنه بگذاریم که مهدی را بفرستد. غافل از این گفته که ” مگر چند بار باید از یک سوراخ گزیده شویم؟ “مهدی نامی هم اگر باشد و اگر هم بیاید همین آش است و همین کاسه، تازه اگر خوش شانس باشیم! مگر اسلافش چه خاکی بر سر ما ریختند؟
    پرسش های تاریخی: چگونه است که مقامات معنوی و علمی امامان در طول تاریخ توسط مردم ناسپاس کشف نشد و وضعیت مسلمانان و بخصوص شیعیان و رهروان آن امامان، چه در آن سالها فلاکت بار بود و چه امروز پس از سالها خون دل خوردن به این روز فلاکت بار رسیده؟
    امروز ایران
    امروز افغانستان
    امروز عراق
    امروز سوریه
    امروز یمن
    امروز لبنان
    مگر در این کشورها آب خوش از گلوی مردمان شیعه پایین میرود؟ مگر مسلمانان در این کشورها در آسایش هستند؟
    با توجه به وضعیت این کشورها میشود نتیجه گرفت که نه امامان لیاقت حکومت کردن داشتند و نه وابستگان به آنها. هر جا شیعه حکومت را در دست گرفته و یا قسمتی از آن بوده نتیجه اش جز آشوب، تفرقه، کشتار و بی عدالتی و چپاول و غارت نبوده. از امام علی شروع کنید تا برسید به امام رضا که آخرین نفر بود و ولیعهدی بود برای خودش در دربار پسر عمویش بنی عباس. در تاریخ شیعیان جعفری مگر روی هم رفته چند امام حکومت کردند و چند سال طول کشید؟ به هر جامعه شناس و تاریخ شناس بیطرفی هم که وضعیت موجود در زمان حکومت این تعداد را که به تعداد انگشتان یکدست هم نمیرسد نشان دهید، به بی لیاقتی امامان در حکومت کردن متفق القول نظر مثبت خواهند داد.
    دیگر اینکه میشود آگاهان مواردی از سعادت مندی شیعیان از زمان امام علی تا زمان امام رضا و برسید به امام یازدهم و چه امروز در زمان نایب برحقشان! بر ما غافلان بشمارند؟ این امامان چه کردند که دیگران نمیتوانستند؟ یا به طور واضح تر این امامان متصل به غیب با کوله باری از علوم مختلف لدّنی، چه کارهایی کردند درخور آنچه بدان شهره هستند؟
    چه تضمینی وجود دارد که مهدی موعود مؤفق باشد در آنچه بدان شهره است که بزرگترینش عدالت گستری ست؟
    پرسش هایی دیگر:
    برای ” ضامن آهو ” بودن امام رضا، آیا مدرکی وجود دارد و یا اینهم از سری افسانه های دیگر است که به ناف امامان بسته اند؟ به فرض وجود مدرک آیا امام رضا در طول حیات با ارزش خود غیر از این یک مورد کار مثبت، که دفاع از یک حیوان بود، برای انسانها و بخصوص شیعیان خود کار خداپسندانه ای کرده اند که قابل نقل باشد از همان نوع “ضامن آهو”؟
    شاید ما ایرانیان و دیگر بلاد شیعه هنوز هم اسیرانی در سرزمینهای تحت اشغال هستیم و نباید روی آسایش ببینیم.
    شاید همین لفظ شیعه منحوس باشد با توجه به اینهمه حوادث مصیبت بار تاریخی که بر سرشان می آید؟

    جناب نوری زاد
    مشکل اصلی، خود ما مردم هستیم و باورها و اعتقادات پوچ و خیالی ما؛ چرا که شمای نوری زاد هم امروز هنوز به پاکی و درستکاری امامان اعتقاد داری و دروغگویی علی خامنه ای را در آرامگاه امام رضا بسیار زشت و قبیح میدانی؟ براستی که سید علی خامنه ای از نسل امامان است و هر آنچه میگوید و میکند نسل به نسل بی هیچ کم و کاستی به او رسیده. ما مردم لیاقت مان همین است همانگونه که آن زمان بود. ما مردم فقط بدیها را میبینیم و کاستی ها را و سید علی با آن بصیرت مادر زادی و برگرفته از آبا و اجدادش خوبی ها و کامیابی ها. او دروغ نمیگوید بلکه این ما هستیم که دروغ گو هستیم! اوست که واقع بین است و این ما هستیم که پس از صدها سال هنوز خیالبافیم.
    ما هنوز هم، به خودمان دروغ میگوییم و خود را فریب میدهیم. هنوز هم، دعا میکنیم تا یکی از نسل امامان به فریادمان برسد! با اینکه امروزمان اظهر من الشمس جلوی روی ماست و یکی از نوادگان حلال زاده ی امامان حاکم بر ماست. او که زندگی را بر ما تیره و تار کرده و فقط بهشت را به خودی ها و آل عبای خودش به ارمغان آورده!
    آیا احمق تر از ما در تمام کرۀ خاکی یافت میشود؟ کدام کشور و کدام مردم در دنیا هنوز مانند ما می اندیشند؟ تا کی باید این توهمّات و تعلقّات مجازی حاکم بر زندگی و سرنوشت ما باشد؟
    حالا هی بیا بگو خامنه ای در مدفن امام رضا ( جسدی متعلق به هزار سال پیش که معلوم هم نیست جسدش در همان جا دفن شده باشد؟ و شما تازه اعتقاد به کار کردن حواس پنج گانه اش هم داری ) و زل زد در چشم مردم و دروغ گفت!
    در میان آنهمه جمعیت حاضر هم که یک نفر پیدا نشد به خامنه ای بگوید:
    مردک خجالت بکش و حیا کن و در حرم امام رضا دروغ نگو!
    شاید او راست میگوید و شاید این ماییم که دروغ گو هستیم!
    ما شیعیان همیشه ناسپاس بودیم. چه زمان امام علی و چه امروز!
    حکایت ما حکایت همان یهودی سرگردان است که هیچگاه روی خوش نمیبیند؛ ولی آن یهودی در کتابها و داستانها سرگردان است. در عالم واقعیت، امروز بر تمام دنیا مسلط است و چه کسی خوشحال تر و کامیاب تر از او. ما شیعیان در کتابها و داستانها بهترین امت هستیم از هر نظر ولی در واقعیت بدبخت و سرگردان. یک شیعه ی سرگردان!
    انگاری که ما شیعیان یک دنیا جلوتر از دیگران هستیم؛ یعنی دنیای دیگران، برزخ ماست!

     
    • ناشناس گرامی اهو جزو پستانداران مانند گوسفند وبزو……….میباشد بچه های این گروه مدت کوتاهی پس از تولد به پا میخیزند وباز پس از مدت کوتاهی به دنبال پستان مادر گشته شیر میخورند ودر گله به دنبال مادر راه میفتند هرزمان که گرسنه شدند باز از پستان مادر شیر میخورند مگر اینکه بره گوسقند ویا گوساله را چوپان به دلایل در اغل نگهدارد وپس از بازگشت از چرا اورا برای شیر خوردن کنار مادر رها گند اهو پستاندار رام شده مانند گوسفند نیست بره اهوهمیشه دنبال مادرش هست اهو خانه ندارد که کودکش را در خانه بگزارد پس از چرا به خانه امده به بره اش شیر بدهد کسی که این روایت را ساخته کلن شناختی از اهو نداشته واهو ندیده بوده روایت ساختگی است

       
      • امّی گرامی
        داستان مورد نظر بصورتی که بین مردم شایع است :

        “صیادی در بیابانی قصد شکار آهویی می‌کند و آهو شکارچی را مسافت قابل توجهی به دنبال خود می‌دواند و عاقبت خود را به دامن حضرت علی بن موسی الرضا (ع) که اتفاقاً در آن حوالی حضور داشت می‌اندازد. صیاد که می‌رود آهو را بگیرد، با ممانعت حضرت رضا (ع) مواجه می‌شود، ولی صیاد چون آهو را صید و حق شرعی خود می‌دانست، در مطالبه و استرداد آهو پافشاری می‌کند. امام حاضر می‌شود، مبلغی بیشتر از بهای آهو، به شکارچی بپردازد تا او آهو را آزاد کند. شکارچی نمی‌پذیرد و به عرض می‌رساند: الا و بالله، من همین آهو را که حق خودم است، می‌خواهم و نه غیر آن را … و آن وقت آهو به زبان می‌آید و سخن گفتن آغاز می‌کند و به عرض امام می‌رساند که من دو بچه شیری دارم که گرسنه‌اند و چشم به‌راه‌اند که بروم شیرشان بدهم و سیرشان کنم. علت فرارم هم همین است و حالا شما ضمانت مرا نزد این شکارچی بفرمایید که اجازه دهد بروم و بچه هایم را شیر دهم و برگردم و تسلیم صیاد شوم.
        امام رضا (ع) هم ضمانت آهو را نزد شکارچی کرد و خود را به صورت گروگان در اختیار وی قرار داد. آهو رفت و به‌ سرعت بازگشت و خود را تسلیم شکارچی کرد. شکارچی که این وفای به عهد را می‌بیند، منقلب می‌گردد و آن گاه متوجه می‌شود که گروگان او، علی بن موسی الرضا است. بدیهی است فوراً آهو را آزاد می‌کند و خود را به دست و پای حضرت می‌اندازد و عذر می‌خواهد و پوزش می‌طلبد. حضرت نیز مبلغ قابل توجهی به او می دهد و تعهد شفاعت او را در قیامت نزد جدش می‌کند و صیاد را خوشدل روانه می‌سازد. آهو هم که خود را آزاد شده حضرت می‌داند، اجازه مرخصی می‌طلبد و به سراغ لانه و بچه های خود می‌ رود”.
        (پایان)
        در منابع اسلامی و روایی وجود ندارد،بلکه بحث ضمانت آهو را مرحوم صدوق بصورت یک معجزه یا کرامت بعد از شهادت امام رضا علیه آلاف التحیه و الثناء و در مورد مرقد شریف ایشان نقل کرده است.
        —-
        آنچه که مرحوم صدوق بسند معتبر خود در کتاب “عیون اخبار الرضا” در مورد ضمانت نقل می کند اینطور است :
        “ابوالفضل محمّد بن احمد بن اسماعیل سلیطى گفت: از حاکم رازى، دوست ابى جعفر عتبى شنیدم که می گفت مرا ابو جعفر به عنوان پیک پیش ابو منصور بن عبد الرزاق فرستاد،‏ روز پنجشنبه برای زیارت امام رضا (ع) از او اجازه خواستم. او در پاسخ به من گفت آنچه در بارۀ این مشهد (مرقد امام رضا) برای من اتفاق افتاده، برای شما نقل می کنم: در روزگار جوانی، نظر خوشی به طرفداران این مشهد نداشتم و در راه، به غارت زائران می‌ پرداختم، لباس‌ها، خرجی، نامه‌ها و حواله‌هایشان را به زور از آنان می‌ستاندم. روزی به شکار بیرون رفتم و یوزپلنگی را به دنبال آهویی روانه کردم. یوزپلنگ همچنان به دنبال آهو می‌دوید تا به‌ ناچار، آهو به کنار دیواری پناه برد و ایستاد. یوز هم در مقابل او ایستاد، ولی به او نزدیک نمی‌شد.
        هرچه کوشش کردم که یوزپلنگ به آهو نزدیک شود، به سمت آهو نمی رفت و از جای خود تکان نمی‌خورد، ولی هر وقت که آهو از جای خود (کنار دیوار) دور می‌شد، یوز هم او را دنبال می‌کرد. اما همین که به دیوار پناه می‌برد، یوزپلنگ باز می گشت تا آن که آهو به سوراخ لانه ‌مانندی، در دیوار آن مزار داخل شد. من وارد رباط[4] شدم، پرسیدم: آهویی که هم اکنون وارد رباط شد، کجا است؟ گفتند: آهویی ندیدیم.
        آن وقت، به همان جایی که آهو داخلش شده بود آمدم، و رد پای او را دیدم، ولی خود آهو را ندیدم. پس با خدای تعالی پیمان بستم که از آن پس زائران را نیازارم و جز از راه خوبی و خوشی با آنان رفتار نکنم”
        (عیون اخبار الرضا،ج 2 ص 285)
        —–
        در مورد مطالبی که ناشناس خطاب بجناب نوریزاد و در رابطه با امام رضا سلام الله علیه نوشت، فقط بعنوان یک برادر دینی می گویم که می بینید که کسانی که با شما در مخالفت با نظام جمهوری اسلامی همراهی می کنند ،کف می زنند یا شما را تشویق می کنند،می بینید که فقط اکتفاء به ناسپاسی و مخالفت شما با این نظام نمی کنند بلکه مطالبه آنها فراتر از این “تراش دادن و مضمحل کردن تدریجی”اعتقادات و باورهای اسلامی است،در واقع آنها با وانمود کردن دوستی با شما در مخالفت با جمهوری اسلامی حتی حسّ احترام به اعتقادات و باورهای شما را ولو بصورت ظاهر هم مراعات نمی کنند.

         
        • جناب مرتضي
          آيا شما قبول داريد كه در اسلام فقط يك معجزه وجود دارد و آن هم قرآن است ؟
          داستاني كه شما تعريف ميكنيد يك معجزه است كه از اعجاز قرآن هم معجزه
          بالاتري است , چطور ميشود امام رضا كه مقامي به مراتب پائين تر از پيامبر دارد
          معجزه اي بالاتر از ايشان ارائه دهد ؟
          دقت داريد كه باور به معجزه بودن قرآن خيلي محكم نيست و بسياري سعي كردند
          كه شبيه آن را ارائه دهند اما ماجرايي كه شما تعريف ميكنيد واقعا” يك معجزه است
          و نميشود آن را تكرار كرد.

           
          • خیر در اسلام فقط یک معجزه وجود ندارد،بلکه پیامبر بزرگوار اسلام دارای معجزات قولی و معجزات فعلی بوده اند،معجزه قولی ایشان قرآن کریم است و معجزات فعلی فراوانی نیز بتواتر از ایشان نقل شده است که تواتر و کثرت طرق آن موجب یقین و علم است و در عین حال در قرآن کریم به برخی معجزات فعلی آنحضرت نیز تصریح شده است مثل قضیه معراج و نتایج آن و قضیه شقّ القمر که نصّ قرآن کریم است در سوره “القمر” که غیر قابل تاویل است،البته اصطلاحا خوارق عادت صادر از انبیاء را اعجاز و معجزه می گویند و خوارق صادره از اولیاء و اوصیاء انبیاء را کرامات می گویند.
            اعجازی که از خوارق عادات و ویژگی های پیامبران است ارائه امور خارق العاده بهمراه ادعای نبوت و سفارت از جانب خدای متعال است برای اثبات صدق ادعای پیامبران،ولی کرامات و خوارق عادات صادر از اولیاء مقرون به ادعای نبوت نیست،از نظر ما کرامات و خوارق عادت از ائمه و اولیاء الهی هم ممکن است و هم وقوع یافته است و مقامات معنوی و قرب الهی ائمه معصومین تابع ولایت کلیه الهیه محمدی است و صدور خوارق عادات از آنان برای برخی مصالح و اماریت بر امامت آن بزرگواران که استمرار بعثت نبی اکرم است مستلزم این نیست که خوارق آنان بالاتر از قرآن باشد و اساسا چنین مقایسه ای ناصحیح است زیرا خرق عادت که نقض قانون علیت عمومی نیست،راهی دیگر است که تابع علل دیگری است که برای بشر ناشناخته است نه اینکه نقض قانون علیت باشد،از این جهت خوارق عادات در ماهیت خرق عادت بودن تفاوت ماهوی ندارند تا یکی را اهم و دیگری مهم بدانیم و چنانکه اشاره شد تفاوت معجزات انبیاء با کرامات اولیاء تنها در مقرون بودن معجزات انبیاء با ادعای نبوت است که وقوع خرق عادت دلیل صدق نبوت نبی است وگرنه اگر کسی نبی نباشد و بدروغ ادعای نبوت کند خدای متعال اذن تکوینی تحقق خرق عادت یا معجزه را به او نخواهد داد و طبعا صدق ادعای او اثبات نخواهد شد.
            اعجاز قرآن دارای وجوه گوناگون و متعددی است و برخلاف گمان شما محکم است که باید جداگانه در مورد آن گفتگو کرد،تفصیل این مطالب در کتابهای کلامی هست که قابل مراجعه است.

             
    • زیدی از یک آخوند پرسید که آن آهو با چه زبانی با امام رضا صحبت کرد؟
      شیخ جواب داد: پر واضح است با زبان عربی
      زید در جواب گفت: مرد مؤمن پس آهو بوده که معجزه کرده چون امام رضا خودش عرب بود

      پاینده ایران
      رسول

       
  86. استاد عزیز درود بر روح پدری که فرزندی چون تو پرورد .
    در رابطه با تحلیلی که بر گفتمان شخص اول و آخر نظام جور و جهل و فساد که در مشهد افاضه کلام کرده بود باید گفت به راستی که تحلیلی بجا و درست و عین واقعیت بود .
    استاد من چند جمله ای به نظرم رسید که لازم دانستم به عنوان گیر کار باید به آنها هم اشاره کرد .
    علت اصلی تمام ناکاراییها ، کاستیها ، کژیها ،دروغها ، قالتاقبازیها و… را در نظام مقدس بایستی در لابلای احکام مقدس که از آسمان هفتم توسط ملک مقرب از طرف خدایی که روی تختی مجلل که تماما از سیم و زر و طلا و جواهر وهر آنچه که از جنس گران قیمت میباشد نشسته و از آن بالا بالاها گاه با خشم و غضب و گاه با لبخندی ملیح مخلوقات خود را نگاه میکند به پایین فرستاده شده دانست .
    در لابلای این احکام قوانینی وجود دارد که با استناد به آنها خون انسانها هزار هزار ریخته میشود و انسانها اعم از کوچک و بزرگ ، با گناه و بی گناه به اسارت و بندگی کشیده میشوند و …تا بلکه لبخند ملیح بر لبان آن خدا بنشیند و نمایندگانش در روی زمین با ضمیری پاک و روانی مطمئن به سوی او پر کشند تا بلکه در آن جهان در کنار حوریان و وعده های داده شده از سوی خدایشان از نعمتها برخوردار شوند .!
    استاد عزیز اینجانب با مطالعاتی که دارم ، علت همه این بدبختیها را در باورهای دینی و احکام الهی میدانم
    زیرا که خدایی که به نمایندگانش دستور میدهد شما مجازید همه انسانها را بکشید تا اینکه تابع نظرات من شوند ، چه توقعی بیش از این میتوان داست که سرداران خود خواه و بی سواد و جاهل سپاه و ملایانی که سراسر وجودشان انباشته از حیله و تزویر است بهتر از این عمل کنند ؟
    استاد با تمام وجود به گفته هایم اعتقاد دارم و تمام خرابی ملک و ملت را از دین و احکام پر از تزویرش میدانم .!

     
  87. راستی از نجفی شهردار مستفی تهران چه خبر؟
    هیچ از خود سوال میکنید که به چه دلیل با استعفای نجفی دیگر پیگیر پرونده رقص کودکان دختر در برج میلاد نمیشوند؟
    جواب این سوال خیلی ساده است :
    چون با استعفای ایشون خودشون هم پشیمون شدند که چرا پرونده سازی کردند ، نه به دلیل اینکه اون رقاصان کودک بودند بلکه به این دلیل که ویرانه ی قالیباف را چه کسی باید جمع کند؟میدونند که از پاچه خواران خودشان کسی عرضه اینکار رو نداره هیچ بلکه چه بسا کار رو بدتر هم بکنند.
    دیگه بی خیال شدند البته جناب نجفی هم میتونه ازشون تعهد کتبی بگیره که تا آواربرداری این زلزله ی قالیبافی کاری باهاش نداشته باشند.

     
  88. بعضی از دوستان بویژه حضرت سید مرتضی با این تهدید نامه چقدر همدلی یا همذات پنداری دارن؟

     
    • به این میگن یه اسلامی واقعی!

       
    • وقتی جمهوری اسلامی فرو بریزد دیگر “ما” وجود ندارد که این بوم غلطون به کمک ان ایران را بکند زمین سوخته. چون همسایه این شخص میرود و به این ابله میگوید. وقتی تو کشورت را کردی زمین سوخته دیگر کجا تخم و و ترکه هایی مثل خودت را میخواهی پروزش بدهی. از کدام عطار و بقال و قصاب میخواهی روزی یک تن غذا برای خودت تهیه کنی.

       
    • این یک نظر شخصی است،هرکس آزاد است نظر شخصی خود را بگوید اما نظر شخصی افراد نه موضع دین است و نه موضع رسمی نظام جمهوری اسلامی ایران و نباید در باره نظر شخصی افراد عادی هیاهو کرد، مهم این است که معیار در حکومت و بقاء و دوام آن رای عموم یا اکثریت مردم هر سرزمین است،و از آنجائیکه مخالفان جمهوری اسلامی جایگاه و رای قابل توجهی در قلوب عموم مردم ایران ندارند طبیعتا بدون توجه به گرایش غالب مردم ایران در لزوم بقاء جمهوری اسلامی،با طرح اینگونه انظار شاذّ و غیر قابل اعتنا هیاهو می کنند.

       
  89. مظفر :
    طرح اجبار رهبر بداشتن پراید

    فکر کنم مردم باید یک پراید نو بخرند و بصورت نمادین تقدیم رهبر کنند تا در تمام رسانها پخش شود. صدهزار تومان اولش با من. تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.
    هر نفر یک تومان(ده ریال). ما هشتاد میلیون هستیم. تأثیرش هم بیشتره موقعی که همه شرکت کنند.
    اگر این فکر روش کار بشه و بصورت پیشنهاد در شبکه های اجتماعی مطرح کنید و یک حساب بانکی هم برایش باز بشه به اسم یکی از چهره های مطرح موجود( دکتر ملکی، نوریزاد، طبرزدی و …..)و هیچ کس هم از یک تومان بیشتر حق واریز کردن نداشته باشد. همه شرکت میکنند.

     
    • جناب مظفر ! فکر میکنید رهبر معظم ! ناراحت میشود ؟ نخیر عزیز من . ایشان این هدایا ! را که شامل چهار فروند! پراید میشود را به موسسات تحت فرمان خود اضافه خواهند کرد و تشکرهم میکنند ! می‌فرماید که ببینید چقدر هواخواه دارم . ای امت من !باز هم از این کارها بکنید .!!!!

       
  90. جناب نوری زاد
    خودت را در این قصه پیدا کن

    ملا نصرالدین کمونیست شده بود.
    از او پرسیدند: ملا میدونی کمونیسم یعنی چه؟
    گفت: میدانم
    گفتند: میدانی اگر دو تا اتومبیل داشته باشی و یکی دیگر اتومبیل نداشته باشد ناچار خواهی بود یکی از آن دو را بدهی!؟
    گفت: بله کاملاً حاضرم همین حالا
    گفتند: میدانی اگر دو تا الاغ داشته باشی باید یکی را بدهی به کسی که الاغ ندارد!

    گفت: با این مخالفم!
    این کار را نمی توانم انجام دهم…
    گفتند: چرا این که همان منطق است و همان نتیجه؟
    گفت: نه این همان نیست چون من الان دو تا الاغ دارم ولی دو تا اتومبیل ندارم!

     
  91. با سلام و عرض شب بخیر ، استاد بی نهایت از شما تشکر میکنم بابت نکته سنجیتان از بینش صحیح درک مطالب و جمع بندی زیبا.بنحوی از عبارت دروغ و دروغگو استفاده کردید که قطعا رهبری بعد از مطالعه این بیست بند اشاره ، متوجه میشود سالهاست که دروغهایش تکراری بوده و مخاطبانش کسانی نیستند جز چندتایی بیسواد کم سواد و یک مشت بادمجان دوره قاب چینه بله قربان گوی. بقول بچها دم شما گرم .مراقب سلامتیتان باشید ایزد نگهدارتان بهروز

     
  92. “خود من – محمد نوری زاد – بخاطر سه نامه ای که با قلمی بسیار دوستانه به شخص رهبر نوشتم، متحمل یک سال و نیم زندان و ضرب و شتم و فحش های ناموسی شدم!”

    گذشته ها گذشته، حالا چرا بکار همه کار دارند بجز شما؟!!!! مگه شما هم محمود عنتری تشریف دارید که از ترس لو دادن اسرار رژیم آنهم با مدارکی که در اختیار دارد کاری به کارش نداشته باشند؟؟!؟!؟ یادتان باشد احمدی نژاد کسی بود که می گفت من به چنین وزارتخانه ای (اطلاعات) نیاز ندارم و بر رشته تمام موضوعات کنونی کشور مسلطم!!! اما عجیب بود که در همان زمان در ساختمان ریاست جمهوری در دفتر ایکس آن نهاد مواد مخدر رد و بدل می شد! شاید هم می دانست و بدلیل آنکه جز اسرار رژیم بود به آن اشاره ای نمی کرد!!! فکر می کنم مقصود حضرت آغا از آزادی، وضعیت کنونی شما در نامه های متعددی است که برای حضرت آغا می نویسید و با کاری نداشتن به شما به دنبال نشان دادن همان آزادی باشند و یا نه شاید …….!!!!!! شما که در فیلم خود در زندان می گویید حضرت آغا به کنار ایشان چیز دیگری است!!! این لعبت چگونه چیز دیگری است که ما نمی دانستیم؟!؟!؟!؟ هیچ زمان توضیح ندادید و فقط سعی نمودید با عصبانی نشان دادن خود از فاش شدن این فیلم سر و ته قضیه را هم بیاورید!!

     
  93. خطاب به مهرداد:

    در اینکه می گویی ایرانیها مایه افتخار هستند چند مطلب را باید گوشزد کنم:

    در وضعیت کنونی نه تنها هر ایرانی باعث افتخار نیست بلکه بیشتر آنها نیز با رفتارشان باعث شرمساریند!!! اینکه هر ایرانی که ریشه در یکی از آبا و اجداد آخوندها داشته باشد باعث شرمساری است نیز مغلطه است!!! تو را بسادگی می شود روانشناسی کرد! فردی ضعیف و بی اراده که ریشه تمام ناکامی های خود را در این موضوع می داند که مبادا فردی به او گیر سه پیچ بدهد!!! من می دانم آخوندها بدترین ضربه را به جامعه زدنند، همین جامعه ای که بیشتر مردم مسخ شده آن باعث شرمساریند!!! اما تو فردی اهل مغلطه هستی و بس!!!

    مدتی قبل فیلمی از چند توریست فرانسوی اینجا ارسال کردم که مشغول استعمال مواد مخدر در جمع فرهیخته ایرانیان بودند!! نکته ای که در پس ورود این توریستها که شاید آدم حسابی نیز به نظر نیایند بچشم می خورد این است که اغلب این افراد در کشور خود تابع قوانینی هستند که آنان را وادار به مبادی آداب بودن می کند اما در ایران به محض آشنایی با یک ایرانی پی به زوایای کاملاً تهی و بی ارزش در این جمع شده و در اینکه چگونه خودشان را همرنگ با این موضوعات بسادگی نمایند نیز بسیار استاد تشریف دارند!!!! حال همین فرد را اگر در کشور مربوط بخودش ملاقات کنی آنگونه که او را در ایران دیده ای نخواهی یافت و به زبان بی زبانی بگویم تحویلت نخواهد گرفت!!! همین توریست فرانسوی که پای منقل تو تریاک کشیده در کشورش دیگر تو را نمی شناسد و موضوعات ساده تر نیز همین گونه است!!! راه دور نرو “رونی کلمن” پای قبر شهیدان کربلایی فاتحه می خواند و در کشورش به ریش تو می خندد و … اینکه یک افغانی غربتی نیز تو را آدم حساب نمی کند، جوابت را می دهد و مشابه مردم همین سرزمین خود را با فرهنگی که رو به عقب ماندگی توام با وراجی های بی اساس و کورکورانه در بالا بودن فرهنگ است می کند برایت عجیب نیست!!!!! آنعده ای که باعث افتخار هستند مطمئناً تعداشان زیاد نیست و یقیناً تو نیز جز آنان نیستی!!

     
    • جناب ناشناس روانکاو ! اون ایرانیان فرهیخته ! هم درحال استعمال مواد بودند ؟ اگر به تاریخ مراجعه کنی متوجه میشوی که دنیارا همیشه آخوند جماعت حالا از دینی که باشد به گند میکشد !البته اگر قدرت سیاسی داشته باشد . من مخالف دین از هر نوعش که باشد نیستم . دین اگر با سیاست مخلوط شود باعث فلاکت و نابودی میشود . به عنوان مثال در کشور هند تعدد ادیان باعث سرگیجه میشود و چون دین از سیاست جداست هند بااین جمعیت در مسیر پیشرفت قرار گرفته . متوجه شدی عزیز ؟

       
      • مهرداد آره عمو تو کارت درسته!! هیچ ماست بندی نمی گه ماستم ترشه!!! همین جاست که معلوم میشه کی دروغگو هست کی نیست!!! امیدوارم از این ایرونیهای فرهیخته که منم معتقدم بعضی هاشون دوست دارند ادای خارجی ها رو در بیارند ولی دو زار هم بارشون نیست کیلو کیلو نصیب همین افرادی که خیلی ایرونشون رو تحویل می گیرن بشه و زیر یه سقف با هم بخوشی زندگی کنید!!! اون قیلم رو توی کدوم پست گذاشته بودید و لینکش هم چیه من ندیدیمش اما همین قدر که توریست فرانسوی اونجا دود و دمش براه بوده معلومه اون افراد هم چیکاره بودند!!! ضمناً مهری جون هند کجاست پیشرفته است؟!؟!؟!؟

         
  94. نوری زاد من حوصله خواندن این متن طولانی را ندارم در یک کلام اگر بخواهی بگی آغا کجا داشته دروغ می گفته اون رو می خونم!!! پیشنهاد می کنم یه جمع بندی چند کلمه ای در آخر هر نوشته بگذاری تا همان را بخوانیم.

    ممنون

     
  95. جناب نوریزاد نقد نظام فعلی توسط شما با بی انصافی تمام در حال انجام است من قصد دفاع ندارم ولی همواره معتقد بوده ام که اپوزیسیون از مردم ما عقبترند نه بلحاظ اندیشه که بلحاظ پراگماتیسم فلسفی !!!انها خود را تافته ای جدا بافته میدانند پس با کلونی خودساخته ی خود متشکل از زخم خوردگانی چون زندانیان سیاسی وخانواده هایشان و…مسیر غلطی را طی میکنند که به راههای تکرا ری منجر میشود !!!فرادستان در طول تاریخ از این کاستی مخالفینشان حد اکثر استفاده را کرده اند وهیچگاه در پی خاموش کردن صداهایی چون شما نخواهند بود چرا که دقیقا در زمین انها بازی میکنید !!!نقد غیر منصفانه اب حیاتی در استمرار حکومت فرادستان نخبه بوده وهست !!!

     
    • اوا…نوریزاد…چرا با کلونی خود ساخته، مسیر غلطی رو طی میکنی؟ خواهش دارم…تمنا میکنم…بما بگو این کلونی که ساختی چطوری داره مسیر غلطی رو طی میکنه؟! مگه این کلون همون کلونِ درِ طویله ی گاوداری بهارستان نبود؟ چیکار کردی که کلون درِ طویله راه افتاده و داره مسیر رو طی میکنه؟ بگو دیگه بلا گرفته! این اختراع به این مهمی رو کجا ثبت کردی ناقلا؟!

       
  96. سلام اقای نوری زادعزیز وقتی فرمانده کل سپاه بر دستان یکی از اسیب دیدگان خیابان پاسداران عضو (لباس شخصی های بسیج) بوسه میزند پس باید برای کشته شدن اقای راجی از دراویش خیابان پاسداران ویکی از فرماندهان دلیرزمان جنگ کفن می پوشید وسینه چاک می کرد اما کفن نپوشید وسینه چاک نکرد وفقط سکوت کرد دلیلش هم روشن است اقای راجی دروحله اول یک ایرانی معترض بود وهرگز دزدیها وایران خواری ها وجنایات سرداران سپاه را تایید نمی کرد وبهمین جرم مدتهابود که از دایره خودیهای نظام ولایی خارجش کرده بودندو صدالبته که جای او درمیان دزدان نبود بنظر من سردار جعفری بابوسه بر دست یک سرکوبگر لباس شخصی کاملا هوچیگری وخشونت رادر نظام ولایی تبلیغ میکند و میگوید که نظام با هرگونه اعتراضی حتی بصورت مسالمت آمیز هم مخالف است و تأکید می‌کند که نظام و سپاه وسردارانش هیچ میانه ای با مردم وانسانیت وادب واخلاق ومدارا ندارند .من بنام یک ایرانی ساده دراینجا بشما وملت بزرگ ایران قول شرف می‌دهم که بزودی زود سرداران و تمام ایرانخواران را در یک دادگاه صالح و منصف ومستقل می‌بینیم که بپای مردم می افتند والتمای میکنند درانجا باید به تک تک سؤالات مردم پاسخ بدهند ما به انان پاسخگویی را می آموزیم .درود برشما

     
    • جناب منوچهر ما هم امیدواریم ! فقط تکلیف آخوند ها را این وسط مشخص نفرمودید چون فلسفه این سرداران !ببخشید !به قول احمدی جون.!برادران قاچاقچی !حفاظت و نگهبانی از آخوند جماعت هست را مشخص بفرمائید .باعث امتنان است .

       
  97. مردم عجیبی هستیم، حتی هندوانه را به شرط چاقو می‌خریم که مبادا کال باشد و کلاه سرمان برود، اما در افکار و عقایدی که خانواده و جامعه از بدو تولد به ما تحمیل کرده‌اند، ذره‌ای تأمل و تحقیق نمی‌کنیم و همچون هندوانه‌ای دربسته با ایمان به شیرین و سرخ بودنش می‌پذیریم.

    در حالی که هندوانه کال و نارس آسیبی به ما نمی‌زند و در بدترین حالت چند هزار تومان زیان مالی می‌بینیم، ولی افکار و عقایدی که از خانواده و محیط جغرافیایی که در آن زاده و رشد کرده‌ایم به ارث برده‌ایم، در صورت اشتباه بودن، زندگی و عمرمان را تباه خواهند کرد.

     
    • ننه جون…درست میگی ها…من اینو از آرامش دوستدار کافر شنیده بودم: امتناع تفکر در دین.
      میدونی یعنی چی ننه جون؟ یعنی وقتی دین همه جور فکری از//////مامان جونت و از گهواره تا گور برات کرده، تو دیگه عزیز دلم احتیاجی به تفکر و تجسس و تأمل نداری. فقط روزی 17 رکعت نماز یادت نره. خدا ایشالله حِذفت کنه ننه جون.

       
  98. سلام خدمت استاد نوری زاد عزیزمن خانمی 38 ساله هستم که درشش سالگی مادرم از دست دادم ازسختیهایی که بر من گذشت درسن 20 سالگی با مردی که زن دیگری داشت ازدواج کردم بعد در21سالگی پدرم از دست دادم الان دوبچه دارم هردو عقب ماندگي ذهنی دارند خیلی هم اذیتم یکیشون که فقط معلول ذهنی یه از صبح تا شب گریه میکنه منو میزنه که بریم خونه دیگران من که ببرمش مردم نمیذارنش پیش خودشون همیشه دستشوبامیخ بادیوارمیبندم از صبح تا شب گریه میکنه دلم میخواهد که یه بچه دیگه بیارم که بزرگ شه وباهاش مشغول بشه دکتر بمن گفته نباید بچه بیاری اونا هم امکان داره که مثل اینا عقب مانده میشن پول ندارم که ببرمشون بهزیستی تحویلش بدم دکتر بمن میگه از تخمک اهدایی استفاده کنم ولی هزینه اش رو ندارم خیلی گرونه خواهش میکنم اگه میتونین بمن کمک کنید اگه میخواهید عکس بچه ها رو براتون می فرستم به خدا روزی ده بار دلم میخواهد که خودمو بچه ها مو یه جوری بکشم لطفا بمن کمک کنید

     
    • خانم محترم و درد مند !امیدوارم که دو باره مرتکب اشتباه جبران ناپذیر !،نشوید اگر با داشتن دو.فرزند معلول که خودتان فرمودید !باز هم وقت کافی برای تربیت و گذراندن زندگی با کودکی دیگر داشته باشید به بهزیستی مراجعه و اگر مسئولین تشخیص دادند کودکی دیگر را به فرزندی بگیرید . البته اگر فرزند تنی شما وی را به چشم رقیب نبیند که وی را آزارنده ! لطفا با این همه دردسر و نداشتن امکانات درد سر جدیدی نیافرینید .سپاس،.

       
  99. باسلام خدمت شما
    درخواستی از شما دارم( هرچند بر این باورم یک نظر کاملا شخصی است و توجه نکردن به آن از طرف شما امری کاملا طبیعی است)
    در برخی پیامهاتون از کلمه برادران( هر چند به جهت طعنه زدن و نه واقعی) استفاده می کنید,
    به نظر من در هر صورت حیف است که این کلمه مبارک را برای همچین آدمهایی(نه انسان, بلکه آدم های انسان نمای حیوان و بل هم أضل) هر چند برای طعنه به کار برد.( حداقل می توانید به جای آن نابرادران را به کار ببرید تا منظور شما را هم برای مخاطب روشن سازد که منظور و مخاطبتان کیست)
    باتشکر و معذرت خواهی بابت گرفتن وقتتان
    از خدا میخواهم که عاقبت به خیرتر(هر روز بیشتر به نسبت دیروز) باشید.

     
  100. چه کسانی آماده ان برای وطن شان “کار” بکنند؟

     
  101. سلام و درود بر استاد گرامی جناب نوری زاد بزرگ
    ایام عید و سال نو بر شما و خانواده ارجمندتان مهنا و مبارک

    نامه وزین و سراسر حقیقت محضتان را برای همه گروه‌ها و دوستانی که احتمال میدهم شاید نبینند و نخوانند ارسال کردم از جمله برای ////////////////////////////////////// مثلأ مدیر ///////// قوه قضائیه که معمولأ با تعبیر امام خامنه ای از او یاد میکنند اما همیشه بر سر دوراهی اند..!

    هیچکدام تاکنون هیچ واکنشی نشان نداده اند و بقول معروف گویا لالمونی گرفته باشند!
    گقتم شمایان که معمولأ با بیت و حضرتشان مراوده دارید اگر مرد هستید برایشان بازخوانی کنید..

    پنبه خرده فرمایشات آغا در مشهدش را در این کیفرخواست جامع و کامل ؛ بخوبی زده اید ازین بهتر نمی‌شود.

    یکدنیا سپاس و درود بر شما

     
  102. با درود به جناب نوری زاد
    در پست قبل شیخ قم نشین مرا به بعضی عناوین که گمان کنم آخوند جماعت بیشتر لایق آن هست متهم کرد و آن هم به دلیل اطلاع رسانی من در مورد علت سقوط هوا پیمای آسمان بود جهت تنویر کاربران عزیز و علی الخصوص شیخ پرمدعای قم نشین ! لطفا به یو تیوب مراجعه و این جمله ( افشا گری بی سابقه استاد دانشگاه ) را سرچ بفرمائید تا متوجه اوضاع بلبشوی ترابری هوایی مملکت امام زمان بشوید .
    شیخ قم نشین حالا اگر معرفت داری پاسخ شایسته بده !

     
    • مهرداد ارجمند درود بر شما

      بنده بمدت ۸ سال عضو کمسیون سانحه بودم و دراین مورد میتوانم کمی ادعای تجربه بکنم. حسب الامر شما (درپست قبلی) من این ویدئو را در یوتیوب پیدا کرده و آنرا دو بار با دقت تماشا کردم و درآخر به این نتیجه رسیدم که این استاد دانشگاه در هر موردی اظهار نظر بکند مختار است و تجزیه تحلیل سوانح هوایی را باید به متخصصین واگزار کند

      اول از همه اینکه ایشان راجع به سانحه ۶ سال پیش که در حوالی خرم آباد اتفاق افتاد صحبت میکند نه هواپیمای ای تی آر۷۲ در قله دنا.

      دو اینکه ایشان میگوید هوا شناسی به خلبان گفته که شما پرواز کن برو ما تو راه گزارش هوا را بشما میرسانیم. در هیچ کجای دنیا خلبان هواپیمای مسافر بری را نمیتوان مجبور بپرواز کرد. مسؤلیت بلند شدن هواپیما مستقیما بر دوش خلبان هست بدین معنی که اگر خلبان شرایط لازم برای یک پرواز بی خطر مهیا حس نکند قادر است از پرواز امتناع ورزد

      و اینکه ازبدو کشف اینترنت هوا شناسی بین المللی هست خیلی از آنها برای استفاده رایگان هستند ولی پایگاهای هوا شناسی که اطلاعات آنان دقیقتر و بدرد هوانوردی میخورند با مبلغ بسیار ناچیز ماهانه خلبان ها را آبونه میکنند یعنی اینکه ۶ سال پیش خلبان مزبور میتوانست گزارش هوا را از طریق موبایل خودش بدست بیاورد. حتی اکثریت خلبانها با بالا آوردن یکی از وبسایت های هواشناسی موبایل خودرا روشن بر روی زانو قرار داده و در طول پرواز دائما از آن کسب اطلاعات میکنند

      ادعای مضحک دیگری که ایشان میکند این است که که هواپیما بفرودگاه رسیده بوده ولی برج مراقبت اجازه فرود نداده است. این امر ناممکن ترین نا ممکن هاست. برج های مراقبت حتی جرأت و یا قدرت برگرداندن هواپیمای دشمن را که قصد فرود دارد ندارند

      توجه بفرمایید بندرت اتفاق میافتد که یک هواپیما، بخصوص مسافربری بیک علت واحد دچار سانحه شود همیشه زنجیری از عملکردها و اشتباهات پی درپی یک فاجعه هوایی را بوجود میاورد

      بنده بعد از مطلع شدن از سانحه دنا یک تحقیق کوچک انجام دادم و فکر میکنم بیکی از دلایل این سانحه پی برده باشم

      ببینید ای تی آر۷۲ یک هواپیمای مدرن، پیشرفته و مجهز به انواع دستگاه های لازم برای پرواز سالم است و در ایمنی شهرت جهانی دارد. یکی از این دستگاه ها دستگاه پیشگیری برخورد با موانع جغرافیایی و یا مصنوعی هست که امروزه حتی هواپیماهای یک موتوره شخصی نیز به آن مجهز هستند. این دستگاه اخطار مانع در مسیر پرواز را فقط بر روی یک مانیتورباطلاع خلبان نمیرساند بلکه بصورت صوتی و با صدای بلند فریاد میزند «مانع..مانع..بروبالا..بروبالا» و این صدای اخطار در گوشی خلبان (خلبانها) و فضای کابین پی درپی میپیچد و تا رفع شدن مانع ادامه مییابد. دستگاه مزبور ۱۰ تا ۸ کیلومتر قبل از مانع اخطار را شروع میکند.

      با نگاه کردن بقطعات متلاشی شده و نحوه پخش شدن آنان بنظر میرسد این هواپیما با سینه با کوه برخورد کرده نه با نوک. یعنی در حالت اوج گرفتن بوده است. و اگر درست توجه کنید خواهید دید که اگر تقریبا دویست متر بیشتر ارتفاع داشت کوه را رد میکرد. بنظر بنده دلیل اینکه هواپیما قادر به اوج گرفتن کافی نبوده بخاطر اینست که موتورها جوابگو نبودند. یعنی اینکه در آن ارتفاع، هوای مهآلود و درجه هوا هواپیما سنگین بوده.

      حد اکثر ظرفیت بار ای تی آر۷۲، ۱۳ تن هست که شامل سوخت و سایر مایعات لازم و ابزار ادوات نیز میشود ولی این محاسبه در تمامی دنیا در ارتفاع صفر یعنی سطح دریای آزاد محاسبه میشود یعنی هر چقدر بعلت رقت هوا و وجود قطرات میکروسکپی (ابر، مه) ارتفاع بیشتر شود از این ظرفیت کاسته میشود. یکی از وظائف خطیر خلبانان قبل از پرواز محاسبه وزن و ارتفاع در مسیر هست

      این هواپیما ۶۶ نفر سرنشین داشت که با معدل ۸۰ کیلو برای هر نفر ما با وزن ۵۳۰۰ کیلو فقط برای سرنشینان روبرو هستیم باضاع ۱۵ کیلو بار برای هر نفر تقریبا ۱۰۰۰ کیلو بان اضافه میشود. برای ۲ ساعت پرواز و ۴۵ دقیقه رزرو ۳۰۰۰ کیلو وزن سوخت به آن اضافه خواهد شد. سایر مایعات مانند روغن موتورها، ضد یخ برای بالها و فرامین، آشامیدنی ها، خوراک ، ابزار ووو..
      میبینید که ما براحتی از مرز ده تُن میگذریم و این وزن برای این هواپیما در ارتفاع ۱۸۰۰۰پایی بطور حتم سنگین محسوب میشود

      پاینده ایران بزرگ
      رسول

       
    • گفت:شاهد از غیب رسید!
      مهردادِ تهران نشین! اینهم جواب شایسته! بقول آذری زبانها :بویور! این هم شهادت کسی که تخصص او اینجور امور مربوط به هواپیما و هلی و کوپتر و پرواز است! دیدی چه جور تنویر افکار عمومی کردی؟! سائر موارد مطالعات ات در امور دینی و تاریخی هم چیزی از قبیل همین سوتی ها و دست گل به آب دادن هاست! آندرستند مهرداد؟!
      گذشته از شوخی،من نظر خاصی در این امور تخصصی و کارشناسی ندارم،قبلا اشاره کردم که جعبه سیاه این هواپیما جلوی دوربین ها پیدا شد و بمبدا اصلی ساخت این هواپیما ارسال شد و با حضور همه طرفین ذو حق گشوده و اطلاعات آن کامل در اختیار همه قرار گرفت،من در مورد استنتاجی که دوستمان رسول در مورد سنگین تر بودن بیش از حد هواپیما کرد قضاوتی نمی کنم چون در تخصص من نیست اما گزارش کارشناسی نهائی که در رسانه های داخل و خارج منتشر شد حاکی از این بود که این هواپیما هیچ نقص فنی نداشت و تنها دلیل حادثه اشتباه انسانی یعنی اشتباه خلبان در تنظیم ارتفاع پیش از فرود بوده است که آنهم ناشی از مواجه شدن ناگهانی با هوای نامساعد و طوفان و برف بوده است.برای همه مشخص هست که شما حتی در آنالیز و تحلیل و بررسی حوادث و مسائلی این چنینی هم سمت گیری و غرض ورزی سیاسی داری و دنبال دریافت حق و حقیقت وقایع نیستی ،چه اگر چنین بود توجه می کردی که روزانه در شهرهای مختلف ایران دهها پرواز داخلی و خارجی صورت می گیرد و این مسائل مطرح نیست، شما اگر انسانی واقع گرا و پرهیز کننده از غرض و مرض بودی اینطور در فضای عمومی بندها را آب نمی دادی و خود را مفتضح نمی کردی.

       
  103. درود
    کلمه Civilization در قرن ۱۸ میلادی در برابر بربریت و وحشی گری بکار برده شد. این کلمه هزاران سال وجود داشته با اولین تمدنها چون بابل و اکد و سومر و ومصر و…وتا کنون نیزهمراه انسان در تکامل است. پروسه (نوربرت الیاس آنرا پروسه می نامد)و راه وخود را پیش می برد در واقع بیانگر روابط اجتماعی مردم است. این روابط چندین جنبه دارند.
    روابط از خانواده شروع شده و به اجتماع می رسند و نه تنها رابطه با دیگران ، بلکه با محیط زیست نیز شامل می شود.
    آغاز تمدن با شهرسازی است، زمانی که فرد نه تنها در برابر اعضای خانواده و قبیله احساس وظیفه و مجبور به اطاعت می شودبلکه نسبت به بیگانگان نیز دارای وظایفی است و در همین روابط نیز میزان تمدن نهفته است. مسئله با قاشق و چنگال وو یا با دست غذا خوردن نیست، مسئله درک بهداشت و حفظ سلامتی است. مسئله تمدن در ایران ،حجاب داشتن یا نداشتن نیست، بلکه درک و فهم دیگری وشناخت و احترام به فردیت دیگری است. مسئله آزادی ” من” نیست، بلکه آزادی و حق دیگری است. اینکه شناخت محیط زیست چون خانه و اتاق فردی است و باید تمیز و پاک وسالم و زیبا باشد و همه ما رادررابطه با فرهنگ ایران باستان با تمدن بزرگی روبرو می کند. احترام و پاک نگاهداشتن آب و خاک و هوا از آلودگی وحشرات موذی .
    حال ما در کجای تمدن بشریم؟

    تمدن امروز بشر را حقوق بشر به هم پیوند زده و حقوق بشر جزوی از تمدن بشر است. ترور دستگاه آخوندی با قواعد شریعتش ضد بشر و ضد تمدن است . یعنی برعلیه روابط سالم و مسولیت فرد نسبت به خود و دیگری و جامعه است.این انسان پا منبری با ترس بسر می برد ونشانی از خرد و شجاعت انسانی را در خود ندارد تا می تواند دروغ می گوید و از زیر بار مسولیت شانه خالی می کند و چون روحانی وعده های دروغ می دهد. مرز بربریت و وحشیگیری و تمدن چگونگی همین روابطند.

    اینکه زمانی که خانم نرگس محمدی، آتنا دایمی، گلرخ ایرایی در زندانند ، بدین معنا است که ” من نوعی” در زندانم.زمانی که مردم تک تکشان حقوق خود را در حفظ حقوق دیگری بدانند، آن مردم هیچگاه اجازه ای به بربریت و وحشیگری نخواهند داد.

     
  104. دلار به ۵۰۰۰ تومن رسید، به ۱۰۰۰۰ تومن هم میرسه. در طول حکومت اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات درآمد سرانه چین ۱۲۵ برابر شده، کره جنوبی و ژاپون سنگاپور و مالزی و اندونزی که دیگه هیچ.

    با این حکومت/* به هیچ عنوان امکان نداره چرخ اقتصادی این مملکت راه بیفته. از کله سحر تا بوق سگ همه این اسلامیچیهای حکومتی ۴۰ ساله بهمون میگن اله کردیم و بله، همش شامورتی بازی. باورتون میشه رشد اقتصادی کره شمالی و افغانستان از ایران بیشتره؟ ای که مردشور این منقلابون ۵۷ رو ببرن، یه مشت نادان از خود راضی پر حرف و کم عمل. رضا شاه این مملکتو در طول ده سال از قرون وسطا آورد به قرن بیستم با یک ده هزارم پولی که اینا داشتن. اینا ما رو رسوندن به افغانستان ماقبل تاریخ.

    /*: ک

     
  105. در پست قبلی‌ دیدم که سید مرتضی در جایی‌ نتیجه گرفته “همهٔ علوم الهی هستند”. معنی‌ این حرف را باید ” آنها یی” که جدای از علومی بشری از قبیل فیزیک و شیمی‌ و ریاضی و بشمار، به علوم غیبی هم مسلح و مسلط بوده اند و تعدادشان از ده نفر هم بیشتر بوده است و از بیش از هزار سال پیش نیز می‌زیسته اند، خیلی‌ بهتر و بیشتر و عمیقتر از سید مرتضی و امثال ایشان می‌‌فهمیده اند و در نتیجه می‌‌بایست صدها کتاب مرجع در زمینه ‌های اقلا علوم غیر غیبی و ناقابل همچون فیزیک کوانتوم و همهٔ رشته‌های علوم دقیق و صد‌ها اختراع در دانش‌های ناچیز بشری از برق و پزشکی گرفته تا نجوم و ستاره شناسی حاصل وجود آنها می‌‌بوده و همین برق و مبایل در زمان خود آنها و بوسیله خود آنها که از علم غیب هم حتی مملو و سرشار بوده اند کشف می‌‌شده و در اختیار بشر قرار می‌‌گرفت. البته حرف و ادعا که استخوان نداره و چه حرف‌ها و ادعا‌ها که همه چشم امید شان، فقط و فقط به جهل و عقب افتادگی و پخمگی و کودنی و فلاکت و بی‌ سوادی شنونده دوخته شده تا بساط غارت شیادان برقرار گردد و تداوم داشته باشد.
    این ناصر مکارم شیرازی و نوری همدانی و مصباح یزدی و جنتی و علی‌ خامنه‌ای هم توهم می‌‌فرمایند که در رشته‌هایی‌ از بهترین علوم از قبیل فقه و حدیث و کلام و همهٔ رشته‌ها و شاخه‌های علوم قیل و قال و زیر و زبر و زبرجد و امجد و پدر جدّ احاطه و تسلط کامل دارند و انیشتین با همهٔ آوازهٔ خود ذره‌ای از این علوم را نمی دانست.

     
  106. روزی که هنوزچارتا آخوند اعتباری داشتن دو ازپاچه خواران دربار خون وجنون و غارت ،که وجود نحس و پلیدشان معرف حضور همه ایرانیان شریف و خرد ورز و آزاده و اگاه بوده و هست ،بی آبروتر ازآن بودند که کسی تره ای برای فتواهای کیلو یی آن دو ////////// فقهی خرد کند چه رسد به امروز که آن دو ////////// از همیشه، هیچ اعتبار و آبرو یی نزد ایرانان ندارند. خیال کرده اتم را شکافته این خونخوارغارتگر شکرکه کلمه الزام را جای اجباردر پوشش به خورد چارتا فاطی کوماندو مرده متحرک مزدور و مزور قالب کرده تا ضحاک را خوش آید.

     
  107. مقام عظما بار دیگر با بصیرت بینظیرشان ،همان بصیرتی که احمدی نژاد را کشف ودر سفره مردم گذاشت راه حل مشکلات اقتصادی،اجتماعی،قضایی،و محیط زیستی کشور را کشف و ومردم را اگاه نمودندتفریبا راه حلهای مکشوفه توسط مقام عظما در بساط هیچ اقتصاددانی و یا هیچ دانشگاهی یافت نمیشود این راه حلهامخصوص مغز معظم اله میباشدایشان با اتصال با امام زمان و منبع لایزال فقه کشفیات خود را انجام و مردم را مستفیض و بهرمند مینمایند و معمولا هم برکات بکار بستن فرمایشات ایشان سریع و زود شانل حال مردم شریف و ولایت پذیر گردیده و مردم از اثار بهرمند میگردند تحریمهای گسترده و انزوای روزافزون،تنش بین گروههای شیعه و اهل تسنن در سطح بین الملل و گسترده شدن میزان فقر و تبعیض و بالا رفتن میزان فساد و رانت خواری و افسردگی ملی و حس سرکوب و بی عذالتی و فرار نخبه ها و جوانان از کشور و غارت همه جانبه منابع مال و طبیعی در داخل کشور از نتایج مستقیم و غیر قابل انکار رهنمودهای معظم اله میباشددر خصوص تحریم کالای خارجی و رو اوردن به کالای داخلی ایشان با درایت بینظیر در صدد نابودی فضای رقابت برای صنایع داخلی و نابود کردن انگیزه رشد و توسعه انها و تنبل کردن انان از طریق ایجاد فضای غیر رقابتی و انحصاری برامدند یعنی همان گلی که تا بحال به سر صنعت خودروسازی زده شده واز طریق ایجادرانت بازار انحصار ی این صنایع به یک صنعت تن لش وبی کیفیت تبدیل گردیده به سایر صنایع هم گسترش میابد وبدین طریق با رهنمود داهیانه معظم گامی دیگر در راه نابودی اقتصاد گشور برداشته میشود

     
  108. آرتین ایران

    سلام بر نوریزاد گرامی
    می گویند سالی که نکوست از بهارش پیداست.جناب رهبر موقت کشور وارونه گویی را از همان نامگذاری سال ۹۷ آغاز فرمود.او این سال را سال حمایت از کالای ایرانی نام نهاد.در اینکه این نام فریبنده تا چه میزان مورد اعتنای دین مداران حاکم بر ایران است لازم است در بدو امر توضیحی در مورد بهای تولید یک کالا بدهیم.در ساخت یک کالا نزدیک به ۸۰ درصد بهای تمام شده ناشی از بهای مواد اولیه بوده و مابقی مربوط به هزینه های کارگری،لجستیک،سود تولید و …می باشد.به علت سیاستهای نابخردانه حکومت دینی که منجر به وضع تحریمهای کمرشکن علیه کشور ایران شد شوربختانه شاهد کاهش شدید ارزش پولی کشور بودیم. هرچند پس از چندسال حکومت که جیب خویش را تهی برای ادامه عربده کشیهای سیاسی می دید با نرمش قهرمانانه و چرخش پهلوانانه سعی در بازگرداندن آب رفته به جوی نمود.اما مطلعین اقتصادی و دلسوزان واقعی ایران هرچند بدانها انگهای مختلفی از سوی همین آقایان زده شد پیشتر به حکومت دینی اخطار داده بودند که این تحریمها تاثیراتی کوتاه مدت و بلند مدت داشته پس از برجام آثار آن همچنان تا مدتهای مدید دامنگیر کشور ایران خواهد بود.
    در سالی که گذشت تولیدکنندگان داخلی افزایش شدید بهای مواداولیه را برای چندمین بار پس از وضع تحریمها به خود دیدند.آهن آلات در حدود ۴۰درصد،فلزات رنگین در حدود ۴۵ درصد،مواد پلیمری و پلاستیکی در بعضی موارد تا بیش از ۵۰ درصد و در کف قیمت حدود ۳۰ درصد و اقلام بسته بندی نظیر کاغذ و مقوا و نایلون در کف قیمتی ۳۰ درصدافزایش قیمت را تجربه کردند.این یعنی اینکه در بهترین حالت تولید کننده با افزایش حدود ۴۰ درصدی بهای تمام شده برای کالایی مواجه شد که بدلیل محدودیت مواد مرغوب فاقد کیفیت لازم هم بود.همچنین تولید کنندگان که ناچار از واردات برخی اقلام مورد نیاز تولیدی خود از خارج از کشور بودند بعضا تا بیش از ۵۰ درصد بهای اصلی ناگزیر از پرداخت وجه بابت دریافت کالای خویش آنهم از برخی کشورهای محدود و با پذیرش شرایط خاص شدند.از سویی دیگر برخی واردکنندگان با استفاده از ارز مبادله ای سعی در واردات کالا بالاخص مواد اولیه نمودند که این خود دو مشکل دیگر را بر تولید و اقتصاد ایران وارد نمود.اول اینکه ارز یعنی سرمایه ملی با بهایی کمتر از ارزش واقعی به بخشی خاص واگذار گردید و از سوی دیگر برخی تولیدکنندگان اقلامی نظیر فلزات رنگین را که در داخل ایران تولید می شدند با قیمتی پایین تر از خارج از کشور وارد نمودند که همین امر سبب تضعیف این بخشهای تولیدی در کشور شد.اینها همه ناشی از هوچیگریهای جمعی بی خرد حاکم بر کشور ایران به سرکردگی همین جناب رهبر بود که اینک از مردم ایران توقع دارد کالای بی کیفیت و گران تولیدکنندگان باقی مانده داخلی را خریدار شوند تا بهای اینگونه ماجراجوییهای نظام دینی را به مانند همیشه مردم ایران پرداخته باشند.آری بزرگترین دشمن تولید و تولیدکننده همین جناب رهبر و حکومت دینی است که ایشان زعامت آن را عهده دار هستند.همان رهبر که روزی سینه سپر می کرد و بدون توجه به اینگونه حماقتهای حکومت دینی ایران دم از دور زدن تحریمها از سوی مسولان می زد!
    عکس زیر مربوط به یکی از هزاران شاهکار حکومت دینیست.این عکس مربوط به مجسمه زن بافنده در کنار خرابه های نساجی قائمشهر است.روزی این کارخانه با۲۵۰۰نفر در سه شیفت تولید می کرد و افتخار مردم منطقه و ایران بود ولی امروز به دست یاوه سرایانی که دم از حمایت از کالای ایرانی می زنند بدین روز افتاده است.دیگر خسته شدم از بس وعده های دورغین آقای خمینی را یادآوری کردم.آقایان این کاره نبودید.شرتان را به عنوان غرامت بخشی از ویرانیهایی که به جای نهادید لااقل کم کنید.
    موفق باشید

     
    • اینا از صنعت و تولید و اقتصاد هیچ حالیشون نیست. ولکن در شامورتی بازی هرچه دلتون بخواد. مثلا همین مجسمه، اینا خیال میکنن با مجسمه سازی با حجاب اسلامی کارخونه نساجی میچرخه. توی اون کارخونه، و همه کارخونهای این مملکت دو چیز برای اینا مهمه، ۱- همه سرمایه و پول کارخونه رو بدزدن بفرستن خارج، تا اینکه دیگه یه ریال برای نوسازی نمونده باشه. ۲- زنها توی کارخونه حجاب اسلامی داشته باشه. اینا بیش از این بضاعت عقلی ندارن.

       
  109. کاکو مگه تو ایرونی غیر دروغگو هم پیدا میشه؟!؟!؟ اغلب ایرونی ها الان کلاهبردار و دروغگو و شارلاتان تشریف دارند!!! شما هم یه جا تو یه جمع از خودت تعریف کردی و نوشتی خوشا بحال ما که اینقدر خوبین!!! خوب کاکو یه سری به خنداونه بزن و شایدم یه جایزه از این رامبد هرزه برنده شدی!!! همین ایرونی ها که قبلاً باعث افتخار بودن الان در خارج از کشور هم آبرو برامون نذاشتن!!!! این پولا از کجا می اد کاکو!! من ایرونم ولی از هر جا خبر دارم و شرمم می آد بگم ایرونیم!!!!

     
    • کاکویه خالی بند ناشناس تو.اگر احساس شرم . میکنی به خودت ربط داره درضمن همه ایرانی ها دروغ نمی گن مگر آخوند باشن ا ایرانی هرکجا پا بگذارد باعث افتخار میشود مگر رگه آخوندی داشته باشه . متوجه شدی ؟

       
    • کاکو جون…ایشالله مامانت قربونت بره ننه جون. خب اگه همه ایرونیا دروغگو هستن، پس تو هم که جزو ایرونیا هستی، یکی از اون دروغگوهائی. پس این حرفت هم دروغه. یعنی، همه ایرونیا راستگو هستن و فقط تو ورپریده دروغگوئی ننه جون. وای…پناه به خدا…زبون آدم مو درمیاره از بس که باید به این خلق خدا الف لام میم یاد بده.

       
  110. با درود فراوان و تبریک سال نو ایرانیان به همه آزاد زنان و آزاد مردان وطن دوست ….
    مژده ای دل که مسیحا نفسی میاید……. این روزها بد جوری بوی الرحمان برای آخوندها فضای ایران را پر کرده مبارکشان باد….. با فشاری که اروپا و آمریکا به روسیه و چین وارد میکنند عنقریب است که پشت آخوندها را خالی کنند و علی بماند حوزش …………

     
  111. اینجور نگاه کردن رهبر مخصوص چپی های دوره شاه بود. یعنی آن چنان با خشم و اراده نگاه می کنم که لرزه بر اندام هر امپریالیست است بیافتد. یعنی آنقدر با هوش هستم که همه ترفند های امپریالیست را می فهمم. یعنی اینکه مه نور فشاند و سگ عو عو کند. یعنی از طرز نگاه کردن چپی ها شما میتوانستید در یابید که بکدام حزب تعلق دارند.

     
  112. ملت کوچک ایران سرانجام دارد راه خود را باز می یابد. او قبل از هر چیر میداند که بزرگ نیست . حد اقل به اندازه آن که مدعیان رهبری ادعا میکنند. او قبل از هرچیز میداند که برای بزرگ شدن اول باید آدم بداند که کوچک است تا بتواند عیب های خود را رفع کند.
    بزرگترین عیب ما ایرانیان غم گساری است. وقتی مشکلی پیش میآید غصه میخوریم که چرا مشکل پیدا شده است. آنقدر که به قعر نا امیدی و افسردگی فرو میرویم. آخوند ها هم این ضعف ما را میدانند و از ان سو استفاده میکنند. بما غم بیشتر میفروشند . و با پول آن شکم های خود را گنده تر میکنند. در هیچ کجای دنیا دیده نمیشود. کسانی حقوق یک ماه خود شان رادر یک جلسه به یک آخوند بدهتد تا او مجلس غمگساری جمعی درست کند.

    وقتی در زمان بهرام گور ایران در جنگی شکست خورد و مردم دچار افسردگی شدند. بهرام دستور دارد 8000 مشاطه گر در نقاط کشور بر سر کوچه و بازار شادی گستری کنند .

    هم اکنون هم مردم ما در گوشه و کنار کشور دست به مبارزه مدنی بر علیه تنها کالای آخوند ها غم زده اند. آنها هم بر آرامگاه کوزش و هم در کنار قلعه فلک واافلاک و در تمام نقاط به شادی پرداخته اند. مشاط گران با طبل و سرنا پیام پیروزی نوروز را بر روز سیاه میدهند. دختران و پسران همراه رقص شکوفه های تازه بر امده می رقصند.

    هجوم اول تازیان به کشور ما یک پرانتز بزرگ است که هنوز بسته نشده است. و هجوم دوم تازیان هم یک پرانتز کوچک است که آن هم هنوز بسته نشده است. هر دو پرانتز را بزودی حواهیم بست.

    هرجا شادی هست شیطان و آخوند از آنجا می گریزند. شادی کنید تا دکان آخوند تخته شود.

    شادی تان مبارک نور روز تان پیروز.

     
  113. سلام می کنم به دوستان این سایت سال نو را به همگی منجمله به آقای نوری زاد عزیز تبریک می گویم
    سخنان آقای خامنه ای را در مشهد شنیدم و دیدم . خودم از خوانواده شهید هستم برادرم هم جانبازه راستش خجالت کشیدم یه رهبر بجای انگشت نهادن به مهر و دوستی هم داشت گزارش می داد که بقول شما نظام زیادم بد نیست و هم داشت خودشو تخلیه می کرد . بیشتر داشت به خودش آرامش میداد و اصلا هم یا متوجه نبود که داره دروغ می گه یا می دونست اما فکر می کرد اگه همه چیز را گل و بلبل نشون بده به نفع شه

     
  114. هروقت این عکس را می بینم آتیش می گیرم آقای نوری زاد
    این مرد داره از یه سوراخ تلاش می کنه ببینه آیا عزیزانش زنده هستن یا نه؟
    در این خراب شده آیا کسی هست که اینجور بگرده ببینه مردم آیا زنده هستن یا نه؟

     
  115. جناب نوری زاد
    از شما آموختم که به دیگران احترام بذارم
    منم مثل شما قائل به این هستم که عمامه و عبا و ردا و تسبیح و منبر هیچ بار منفی ندارن بلکه این آدمهایی که ملبس به این لباس می شوند خودشان احترام این لباس را نگه نمی دارند و کاری می کنند که مردم به دیده نفرت و تردید به اینها نگاه می کنن

     
    • اینجا کجاست؟ مرده شور خونست؟!؟!؟ گفتم مرده شور خونه، خواستم سئوال کنم چه فرقی می کنه یکی رو قبل دفن بشوری یا نشوری؟!! این مزخرفات از کجا اومده!!!! سوزاندن یک مرده و گرد آن را به باد دادن بازگشتی سریعتر به طبیعت دارد یا دفن و تجزیه او؟؟؟ می بینی نوریزاد این دین حتی مرده را نیز عذاب می دهد!!! اگر یک نفر این وسط کافر بود و نمی خواست بشور بشورش کنن و خواست جسدش رو بسوزونن چی؟!؟!؟ می بینی نوریزاد مرده ها نیز آزادی عمل در تصمیم گیری پس از مرگ ندارند!!!

       
    • حالا شما به ما بگین که فایده و لازمه این لباس و کسی که آن را بتن میکند در کجاست؟من که هنوز نفهمیدم،جز شیادی و دروغ چه از این جماعت آخوند بر میاد؟

       
    • خب هم شما اشتباه میکنید هم نوری زاد زیرا اصلا این لباش تبعیض آمیزست و حمل کننده وپوشنده آن آمتیازهایی از جیب ملت دریافت میکند و تازه رنگ عمامه شطرنجی هم بین آنها تفاوت تولید میکند،رفسنجانی اگر عمامه مشکی داشت مسلما خودش رهبر میشد ودربین این قوم منتظری هم مقداری مغلوب همین رنگ سفید شد بله بزرگان سیه مهره بازی کنند، این جماعت لباسی برتن دارند که لباس کار نیست وتنها لباس فریب ومفت خواریست و هرگز آخوندی در مدت غمرش مالیات نداده همان که تشکیلات مشهد مالیات نمی پردازد و کشیش های ارتدکس یونان هم ازدست رنج کارگران تغذیه میکنند، اگر مردم ایران بخواهند ذهنکجی به این باند بکنند همه باید همین لباس را به تن کنند و این لباس کاملا ایرانیست در قدیم مردم چنین می پوشیدند، شما ببینید آنچه آخوند مرتضی در انینجا مینویسد و با همه کلنجار میرود و آنهم ذرین حجم بدو دلیل است یکی حرفه و کاری ندارد و دوم اینکه باید چنین امرارمعاش کند، یک آخوند شوفر اتوبوس،تاکسی،مکانیک، پزشک، نانوا معرفی کنید؟
      نوریزاد اگر تفاوت میگذارد اولا آخوند قصر رهبری داریم و آخوند غیر دولتی ولی ذات //////////// یکی است واز آن گذشته نمیخواهد همه آخوندها ضد او باشند و یکصدا در به نیست کردنش شبانه فتوا که کلمه ای احمقانه است بدهند.

       
  116. سلام آقای نوری زاد
    امروز شما را در دایرة المعارف و در تشییع پیکر داریوش شایگان دیدم.از دور تماشایتان می کردم و می دیدم که فرهیختگان جامعه چطور به شما احترام می گذاشتند و تقدیرتان می کردند. نصف آنان را می دیدم که همین نوشته امروز شما را خوانده اند و آفرینتان می گویند و با زبان بی زبانی به شما می گفتن ببخشنید که ما شما رو تنها گذاشتیم و شما یه تنه دارید جور ماها رو می کشید. این راهم بگم که من خودم این نوشته رو سه بار خوندم و هر بار به نکته تازه ای دست یافتم خدا خیرتان بدهد که پته این حضرات رو به آب می اندازید

     
    • به روباه گفتند شاهدت کیه گفت دمبم؟!؟!؟ دست از این ریاکاری و نون را به هم حواله دادن بردارید!!! حنای شما بچه مسلمونای دو زاری دیگر رنگ ندارد!!!!!

      یادآوری: نوری زاد من قبلاً با شما در تماس بودم و گفتم یک هکرم و معایب این سایت را نیز گفتم و همچنین اشاره کردم به این سایت بندرت سر می زنم و کاری هم به آن ندارم چون برایم مهم نیست! شاید برای عده ای عجیب باشه که من در پسِ هر دینداری ریاکاری دیده باشم!!!! از آنکه خود و جد و آبادش را حواله به حضرت زهرا می داد و در گوشی تلفنش عکس او با ویسکی را بدست آوردم و از موضوعات دیگه ای که مجال گفتنشان نیست!!!! دست از ریا بردارید این قالتاق بازیها را کنار بگذارید و ادم بشین!!! فرقی بین آنکه ادب دارد و آنکه ندارد در این بین وجود ندارد زیرا ادب آنکه می گوید با ادب هستم نیز از روی دروغ و دو رنگی است!!!

       
      • مردک مریض و ناخوش احوال!
        هکر بی دین و اینهمه ادعای درست کاری!
        آیا هک کردن دزدی، راهزنی، فضولی و باج خواهی نیست؟
        فتوا هم میدهی در نبود تفاوت بین فرد با ادب و بی ادب!
        بچه نامسلمون تو اینهمه بافتی ولی از خودت فقط هکر بودنت را گفتی.
        خوب، تا اینجا متوجه شدیم که هکر بودن یعنی صداقت، حنای با رنگ، ارزش بیش از دوزار داشتن، روراست بودن، محرم اسرار، آدم بودن و ادب داشتن؟!
        ادعا کردن و گنده گ و ز ی که مالیات نداره!؟
        خوب یه چیزی نشون بده از توانایی های خودت و کم زارت و زورت کن. این بهتر نیست؟

         
        • ایرانی با غیرت!!!! غیرتت کجاست اگه همین هکرها یه چیزایی از تو و افرادی که به اصطلاح ناموس خودت می دونی در بیارن!!! راست می گه آدم بشین!!!! امیدوارم بیاد ببینه چی نوشتی و سایت قوری زاد رو بدلیل دهان گشادتون هک کنه!!!

           
          • من هم یک هکرم ولی برعکس دوست ندارم این سایت هک بشه! باعث سرگرمیه!! قبلاً می رفتم اینستا و سایت رهبر معظم انقلاب و هی بلوک می شدم!! البته قبلاً اینستا شماره تلفن مجازی هم قبول می کرد دید رهبر معظم انقلاب فحش می خوره اونم دیگه شماره مجازی نمی پذیره!!! این فردی هم که رو ترش کرده اون بالا می گه هکر هم مگه دین داره؟!؟! باید بگم ایشون رو نمی دونم ولی خود من سالهای سال پیش کارهای هک قابل توجهی داشتم. الان برای اینکه بتونی پرایویت عمل کنی سایتهای مجانی هشیار شدند و دیگه قبولت نمی کنن چرا که ما برای کارامون عموماً احتیاج به به سرور برای آپلود یه تعداد از برنامه ها پیدا می کنیم و دیگری چاره ای جز خرید هاست بطور ناشناس نمی مونه که برای هکرها بهترین گزینه استفاده از بیت کوین هست!!! الان دستیابی به این چیزا پول می خواد وگرنه قبلاً استخراج بیت کوین مجانی هم ساده بود!!! حالا من ایشون رو نمی دونم ولی بعید می دونم هیچ هکری ادعای دیندار بودن بکنه و مگه جمله ای آورده شده که ایشون بگه من دیتدارم!!! هکرها باهوش هستند و شما که پاچه می گیری نشون از مشکل دار بودنتون می کنه!!! شما این حکومت رو بچسبید براتون خوبه چرا که این حکومت با اینجور ادمها بهتر کنار می اد یعنی آدمهای مشکل دار که از صبح تا شب مشغول جا نماز آب کشیدن هستند!! هکرها بدنبال نشان دادن نقطه ضعف هستند از این نقطه ضعفها یا برای آموزش استفاده می کنند یا برای ضربه! جامعه اسلامی جون می ده برای ضربه اونم با این همه نقطه ضعف!

             
  117. وجود نازنین پربرکت ایات اعظام برای کشور و ملت همواره رهگشا بوده وهست و واقعا تصور اینکه اگر این موجودات نازنین بالا سر ما نبودندچه برسرمان میومد خیلی سخته،مثلا همین ایت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی را ببیند چه خون دلی میخورد که یه جورای فضای مجازی بیشتر بسته بشه یا خدای نکرده خانمها به استادیوم نروند اخیرا هم مرغ نخورده و دیده اتفاق خاصی نیافتاده و به مردم گفته مرغ نخورند وتازه وقتی اندرون نازنین خود را از مرغ خالی نگهداشته، ناگهان نور معرفت بیشتری به ان وجود پربرکت تابیده و به کشف بزرگی برای حل مشکل حجاب اجباری نایل امده و با جایگزین کردن ان با حجاب الزامی نظام و کشور را از یک بحران نجات داده والان خانمها از ذست حجاب اجباری راحت شده و با حجاب الزامی دارند حال میکنند واقعا این مردم هرچقدر به خاطر این موجودات نازنین شکر کنند نمیتونند حق مطلب را ادا کنند

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

88 queries in 4021 seconds.