سر تیتر خبرها
من اعلام خطر می کنم! + مصاحبه (در باره سخنان رهبر در مشهد)

من اعلام خطر می کنم! + مصاحبه (در باره سخنان رهبر در مشهد)

یک: اگر بخواهم عصاره ی سفرم به جزیره ی هرمز و نوار ساحلی خلیج فارس (از بندرعباس تا بندر لنگه) را در یکی چند جمله بیاورم، می گویم: راز فلاکت و عقب ماندگی و پژمردگیِ این نواحی (و بسیاری جاهای دیگر البته) فقط و فقط در ام الفساد بودنِ امام جمعه ها و سردارانِ سپاه است. امام جمعه ها در تحمیق مردم نقش ایفا می کنند و سپاه در ایجاد خفقان و غارت. جیزی نزدیک به سیصد هزار ماهیگیر – بی هیچ برنامه ای از جانب شیلاتی که اصلا وجود ندارد گویا – به صید ماهیِ “اسبک” یا ماهیِ یالِ اسبی مشغولند. این ماهی مستقیم توسط دلالان به چینی ها فروخته و به کشتی هایشان منتقل می شود. درست مثل خریدن شیره ی تریاک توسط انگلیسی ها از مردمِ بینوایی که نمی دانستند در پسِ این آشوب، هم با خود و هم با فردای خود چه می کنند.

با اطمینان می گویم: تا یکی دوسال دیگر نسل اسبک از خلیج فارس ریشه کن خواهد شد. در روز پایان سفرم با یکی از مسئولان سابق( رژیم پهلوی) در بندرلنگه صحبت می کردم. می گفت: در سال 57 من شخصا بخاطر مسئولیتی که داشتم، یکصد و چهل و سه نوع ماهی در خلیج فارس شماره کردم. اکنون این شمارگان به بیست سی نوع رسیده. دو کشتیِ غول پیکر چینی که هر از گاهی در اجاره ی سپاه و شیخ نشین های مقابل است، با فاصله ی سیصد تا پانصد متر از هم حرکت می کنند. این دو کشتی را توری ضخیم و محکم به هم متصل می کند. حرکت از یکسوی به سویی دیگر، به نسل روبی و جارو کردنِ ماهیان می انجامد. امنیتی کردنِ تمامی نواحی ساحلی و بویژه جزایر جنوب( بجز کیش و مختصری: قشم)، یکی از علت های اصلی واژگونیِ اقتصاد در این حوالی ست. درست در حالی که می شد از اینجاها بهشتی از آرامش و رفاه و رشد بر آورد. آنهم با اخلاق خوبی که مردمان نازنین جنوب دارند. یادتان باشد که من – محمد نوری زاد – اعلام خطر کردم و هشدارتان دادم بقدر وسعِ خودم. گرچه می دانم آنچه که در اینجا آورده ام، یک از هزارِ واقعیت های جاری در جنوب و کلیتِ کشور است. ام الفسادیِ امام جمعگان و سپاه، دو بازویی است که حالا حالاها تا روفتنِ هست و نیست ما، با این مملکت برنامه ها دارند. بی آنکه بدانند: آنجا که مقدرات سقوط جماعتی فراهم آمده باشد، هر دستاویزی، جز به سرعتِ این سقوط، مدد نمی رساند!

دو: اگر بر واژه ی ام الفسادیِ امام جمعه ها و ابن الوقت بودن و تحمیقگرایی جماعتی از روحانیان اشاره می کنم بخاطر این است که: من از سال شصت به استان هرمزگان سفر کرده ام. در سال شصت و یک جهاد سازندگیِ منطقه ی محروم بشاگرد را تأسیس کردم و چهار سال در آنجاها با خانواده ام زندگی کردم. در این سالهای طولانی، یک مورد ندیده ام که یک ملای بومی یا غیر بومی، راه بیفتد و به مسئولان بگوید: من تا بوده از نان کارگران و کشاورزان تناول کرده ام. و برایشان از خوبی های اخلاقی و احکامی و از خوبی های اهل البیت منبر رفته ام. اکنون، این کشاورزان و این کارگران و این کارمندان و این شهروندان، کارشان به بغض انجامیده. یک مورد ندیده ام از این جنس. که طلبه ای و آیت اللهی و امام جمعه ای جلودار مردمی باشد که کارد بر گلویشان نشسته. مثلا در فاجعه ی زاینده رود و وضعیت بحرانیِ کشاورزان شرق اصفهان، شما بگردید و ببینید یک ملا در میانِ این مردم بینوا پیدا می کنید که پا به پای مردم فریاد بکشد: مرگ بر کشاورز درود بر مسئولین!؟ ملایانی که در همان شرق اصفهان، چه سالها بر منبر نرفته اند و از نان حلال این بینوایان نخورده اند. حکومتی شدنِ ملاگری جز به همین مفسده نمی انجامیده که انجامیده است. یعنی ملایان و روحانیان و حوزویان و طلبه ها و آیت الله ها، تا بوده از پول مردم ارتزاق کرده اند اما بوقت ضرورت، پشت مردم را خالی کرده اند. و عجبا که به همین پشت خالی کردن کفایت نکرده بل با سپاه آمیخته اند و بر پشت شان خنجر نشانده اند.

مصاحبه شبکه ی تلویزیونی ایران فردا با محمد نوری زاد در باره ی بی آبی و سخنان رهبر در مشهد

در بندر کنگ در کنار آثار باقیمانده از قلعه ی پرتقالی ها با شما سخن می گویم:

گزارش سفر به جزیره ی هرمز

زیر پوست بندرلنگه و بندر کنگ و آنچه که در خلیج فارس می گذرد:


تکه های بجای مانده از قلعه ی پرتقالی ها در بندر کنگ

دیدار با جناب عزت زاده
قدیمی ترین عکاس و هنرمند جزیره لاوان که سالهاست در بندر لنگه زندگی می کند. این مرد بزرگ و فهیم، پدر دو شهید جنگ ایران و عراق است.


بندر صیادی کنگ (kong)
جایی کثیف و بی اراده در سالم سازی صید و صیادی و محیط زیست. وحشت کردم از این که ماهیگیران، از دریا بجای سطل آشغال استفاده می کردند!

دوستان خوبم، من گزارش کاملی از تصاویر و فیلمهای سفرم به جنوب را در کانال تلگرامی ام آورده ام که اگر مشتاق تماشای آنها باشید، می توانید به اینجا مراجعه کنید:
https://t.me/MohammadNoorizad

اشاره:
عکسی که برای این پست انتخاب کرده ام به مسجد “بن عباس” در شهر بندری لنگه مربوط است. مناره ی این مسجد کج است. جوانها به شوخی می گویند: درلنگه اگر خیلی چیزها نداریم، شبیه برج پیزا(ی ایتالیا) را که داریم.

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

310 نظر

  1. ما امروز با پدیده ای روبرو هستیم که در چشم امام رضا نگاه میکند و دروغ می گوید.

     
  2. عیسی سحرخیز: و آن گاه که انتظار داشته‌ایم بابت این شکنجه‌های سفید و سرخ، گاز گرفته شدن و شنیدن اتهام‌های ناموسی در جلسه‌ی رسمی، یا کتک خوردن در زمان دستگیری، برای خالی نبودن عریضه هم که شده، دست کم در آن سو نیز دادگاهی نمایشی و فرمایشی برگزار شود، نه تنها پاسخ قانع کننده‌ای مشاهده نمی‌کنیم، بلکه دروغ می‌شنویم، اما دروغگو خوانده می‌شویم! این درد را به کجا باید برد؟ این زخم را کجا باید درمان کرد؟!!
    مش قاسم: با براندازی حکومت/* غدار!

    /*: ک

     
  3. آیا جمهوری اسلامی میتواند افتخار کند که استقلال سیاسی برای ایرانیان ارمغان داشته؟ فهم این مطلب بعد از فهم ماهیت استقلال سیاسی چندان دشوار نیست.
    استقلال سیاسی اگر به معنای این باشد که یک کشور رسما مستقل و دارای قدرت اعمال حق حاکمیت است، ایران همیشه مستقل بوده است.در طول تاریخ ایران، این کشور هیچگاه مستعمره کسی نبوده است.
    اما مفهموم استقلال سیاسی ورای این معنی است. استقلال سیاسی واقعی به این معنی است که مردم و شهروندان یک کشور مستقل توان ایفای نقش کلیدی و تعیین گزار در سرنوشت سیاسی کشور خود را داشته باشند. به هر میزان که نقش آفرینی مردم در تصمیم گیری کشور خود کم رنگتر شود ،به همان میزان از استقلال سیاسی کاسته میشود. یعنی شرایطی بوجود می آید که سرمایه سیاسی در دست گروه خاصی قرار میگیرد و لاجرم منافع آنها بر منافع عموم ارجحیت پیدا میکند.
    اما استقلال سیاسی بی رابطه با استقلال اقتصادی هم معنی پیدا نمیکند. استقلال اقتصادی هم به این معنی است که منابع و امکانات مادی و اقتصادی کشور در کنترل شهروندان و اتباع آن کشور باشند و منافع آنها نیز به آنها برگرددو ایشان از طریق استقلال سیاسی توان ابراز نظر در سیاستهای اقنصادی خود را دارشته باشند.
    در ایران ما استقلال سیاسی بمعنای اعمال حاکمیت مردم ،در حداقل ممکن است و به همین ترتیب هم استقلال اقتصادی تقریبا وجودندارد. به غارت رفتن اموال عمومی از طریق اختلاسها و بی کفایتی ها در واقع کشور را بیش از همیشه نیازمند منابع خارجی کرده است. در امد کشور که از فروش نفت خام است در کنترل بازار و در حقیقت تابع سیاستهای نفتی است.
    حال با اینهمه چگونه میشود ادعای استقلال سیاسی کرد و امتیازی برای جمهوری اسلامی قائل شد؟

     
    • نقد اجمالی به این نوشته این است که نویسنده محترم ابتدا مفهوم “استقلال سیاسی”را به تعریفات من درآوردی فروکاسته و با خلط مبحث چیزهای غیر مربوط به این مقوله را -که آنها هم قابل بحثند- مطرح می کند تا در انتها به مخالفت کلیشه ای با جمهوری اسلامی برسد و در نهایت این سوال که :چگونه می شود در مورد جمهوری اسلامی ادعای استقلال سیاسی کرد؟!

      اولا :این جمله که”در طول تاریخ ایران، این کشور هیچگاه مستعمره کسی نبوده است”. از نظر تاریخی منقوض است به سالیان طولانی تسلط مغول بر ایران،یا روی همین مبنائی که خود نویسنده یا همفکران او دارند در مورد حمله اعراب به ایران! بنابر این نباید همینطور بدون بررسی تاریخی ادعاهای کلی کرد.

      ثانیا:این تعبیری که شما می کنید مربوط است به اَشکال استعمار قدیم که عبارت بوده است از حمله و تسلط نظامی بر مناطق دیگر و حکومت کردن یا حکومت دست نشانده ایجاد کردن و غارت منابع و منافع سرزمین دیگر،در حالیکه بحث استقلال سیاسی در فرهنگ سیاسی اعم است از استعمارهای قدیم و استعمارها بصورت جدید (باصطلاح فرنگی نئوکلنیالیزم)،از این جهت هرچند اشغال و تسلط های سرزمینی در مورد ایران کم بوده باشد (با اینکه اگر تاریخ ایران را کسی درست مطالعه کند کم هم نیست از تسلط رومیان قدیم و مغولها و اعراب و اقوام دیگر که در جنگ های قدیم رایج هم بوده است) در عین حال چون عدم استقلال اعم از اشکال استعمار و بردگی قدیم بوده است فراوان می توان در تاریخ ایران به نفوذ و تسلط اجانب بر حکومت ها و حاکمان حتی ایرانی اشاره کرد که نمونه های ملموس و روشن آن تاریخ معاصر حکومت سلسله پهلوی با دو مصداق پدر و پسر رضا و محمد رضا پهلوی که عروسک های خیمه شب بازی انگلیس و امریکا بعنوان سردمداران استعمار قدیم و جدید بوده اند.بنابر این با پوزش ادعای مذکور “در طول تاریخ ایران، این کشور هیچگاه مستعمره کسی نبوده است”ادعایی گزاف و غیر منطبق بر واقع بود.

      ثالثا:این گزاره که “استقلال سیاسی واقعی به این معنی است که مردم و شهروندان یک کشور مستقل توان ایفای نقش کلیدی و تعیین گزار ( گذار-کننده) در سرنوشت سیاسی کشور خود را داشته باشند”.
      (پایان)
      نیز خروج از محل نزاع است،این تعریف در کدامیک از دائره المعارف های معتبر سیاسی مطرح و مورد تصدیق واقع شده است؟! ضمن اینکه استقلال سیاسی را فقط باید تعریف کرد و پیشوند و پسوند گذاشتن بر یک مفهوم و سمت و سو دادن به آن خروج از محل نزاع بانگیزه تحمیل نظر خاص و بکرسی نشاندن سخن خویش است،باید مفهوم استقلال سیاسی را درست تعریف کرد و در صورت توافق آنگاه نوبت به تطبیق مصداقی می رسد و اینکه فلان تعریف آیا مصداق و مطابق خارجی بر فلان اقلیم دارد یا ندارد،این تعریفی که مقید به وصف “واقعی” هم شد نه تعریف دقیق استقلال سیاسی بلکه اشاره به حق و حقوق شهروندی و فوائد و منافع استقلال سیاسیست که البته فرع بر تحقق استقلال سیاسی در یک اقلیم و تحت حکومت خودخوانده است.

      رابعا:ارتباط استقلال سیاسی و استقلال اقتصادی و تاثیر و تاثر ایندو از هم و بر هم مورد انکار نیست چیزی که هست این است که در مقام تعریف نمی شود مفاهیم مجزا را بطور متداخل تعریف کرد،باید استقلال سیاسی را مفهوما تعریف کرد تا به یک تعریف مورد وفاق رسید،نیز استقلال سیاسی را هم باید مفهوما تعریف کرد تا بتعریف مورد وفاق رسید،اینکه استقلال سیاسی را مفهوما مقیّد به استقلال اقتصادی کنیم خلط مبحث و خلط تعاریف مفهومیست.بنظر من استقلال سیاسی عبارت از این است که مردم در یک نظام سیاسی، ساختارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و روابط بین آنها را در راستای خواسته ‏های خودشان و برای زندگی بهتر و عادلانه ‏تر و رفاه بیشتر تنظیم کنند، يعنى اینکه از نظر سياسى خودش براى خودش تصميم بگيرد. آقا بالاسر نداشته باشد، پدر بزرگ و مادر بزرگ نداشته باشد و بعبارت دیگر یعنی اینکه یک ملت بتواند بر سرنوشت خود مسلط باشد و بیگانگان نتوانند به منافع آن‌ها دست‌درازی کنند و سرنوشت ‌آنان را رقم بزنند.این تعبیر درستی است که از استقلال سیاسی وجود دارد و روشن است که واژه استقلال واژه ای اضافی و با لحاظ غیر است یعنی تسلط حاکمیتی و تحت سلطه و اراده سیاسی غیر و اجانب نبودن،اینکه حقوق شهروندی شهروندان و میزان تاثیر گذاری آنان در سپهر سیاست چیست و تحت چه ضوابطی است ،امری ثانوی است که آنهم باز ناشی از اراده تقنینی و قانون گذاری خود مردمی است که استقلال سیاسی پیدا کرده اند.پس مطابق این تعریف نه استقلال سیاسی (بهر تعریفی) داخل تعریف مفهومی استقلال سیاسیست،و نه حقوق سیاسی و شهروندی را که امر متاخر و متفرع بر استقلال سیاسی است جزء خود مفهوم استقلال سیاسی است.
      خامسا: استقلال اقتصادی نیز به این معناست که یک کشور از نظر اقتصادى خودش براى خودش برنامه بدهد و طرح ريزى كند،و وابسته اقتصادی و تابع محض اوضاع اقتصادی کشورهای دیگر نباشد اگر بحرانی،فرضا يك نوسانی در وضع پولى كشور خاصی که این کشور به او وابسته است پيدا شود در اين جا هم اثر بگذارد یا مثلا محكوم باشد به اینكه مصرف كننده توليدات آن كشور باشد،محكوم است كه خودش توليد نكند براى اين كه توليد او به مصرف برسد چنانکه قبلا ايران محكوم بود كه كشاورزى خودش را تقليل بدهد براى اين كه از فلان جا و فلان جا گندم يا شكر وارد كند.این کلیت استقلال و وابستگی اقتصادی است که البته امروزه همه کشورهای دنیا از پیشرفته و غیر پیشرفته تا حدودی در واردات و صادرات مواد خام یا تولید شده و مصنوع بیکدیگر وابسته هستند،بالاخره مقصود این است که بین مفهوم استقلال سیاسی و اقتصادی نباید خلط کرد.
      بحث ها و نقض های مصداقی را باید جداگانه طرح و بحث کرد اما از نظر ما نظام جمهوری اسلامی ایران از بدو پیدایش استقلال سیاسی خویش -با تعریفی که عرض شد -را از بلوک های قدیم و جدید قدرت حفظ کرده است و تابع اراده سیاسی کشور خاصی یا بلوک خاصی نبوده و نیست و این حقیقتی غیر قابل انکار است که تابع هیچ خلط مبحث یا تحرّکات تبلیغاتی کلیشه ای نیست.

       
      • دو عبارت “نیز استقلال اقتصادی را هم باید مفهوما تعریف کرد تا بتعریف مورد وفاق رسید”.

        “پس مطابق این تعریف نه استقلال اقتصادی (بهر تعریفی) داخل تعریف مفهومی استقلال سیاسیست،و نه حقوق سیاسی و شهروندی را که امر متاخر و متفرع بر استقلال سیاسی است جزء خود مفهوم استقلال سیاسی است”.
        مقصود بود

         
  4. سید مرتضی »وقتی تو میگویی وطن» منظورت کدام کشوراست؟ عراق یا سوریه یا عربستان؟

     
  5. انتقاد احمدی‌نژاد از قوه قضائیه: یک مشت کاغذ را به عنوان اتهام سر هم می‌کنند.
    انتقاد مش قاسم از حکومت/* اسلامی کره شمالی: یک مشت کاغذ را به عنوان قانون اساسی و غیره سر هم کردن.

     
  6. ترجمه استقلال در حکومت اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات: من هر غلطی که دلم بخواد میکنم، انگشت به …(سه نقطه از مش قاسم) هر دولتی در هرجای دنیا که بخواهم میکنم، قانون یعنی من، خودم قانون مینویسم و خودم دستور اجراشو میدم و هر وقت هم دلم خواست عوضش میکنم، پول این مملکت رو هرجا دلم خواست و به هرکی دلم خواست میدم، گور بابای ملت و کشور ایران، اصل اینه که من باشم و بقیه مجری دستورات من، کاری هم میکنم که بعد از من هم بر و بچهها کار منو ادامه بدن.

     
  7. وقتی مصدقی استدلال کنید نتیجه اش همین اراجیف است.
    رضا شاه و محمد رضا شاه با سیاست مداری کشور را در سخت ترین شرایط داخلی و جهانی اداره کردند و به پیش بردند. آن را وابستگی سیاسی می نامید اما چهل سال حکومت جهل و دروغ آخوندی و عقب گرد به دوران قاجار را استقلال!
    به جرات می توانم سیاست خارجی محمد رضا شاه را همتای سیاست خارجی آلمان در دوران باز سازی پس از جنگ جهانی دوم بر شمرم بلکه بهتر. سیاستی که بر اساس تعامل صلح آمیز با دنیا به خصوص با همسایگان استفاده بهینه از رقابت دو ابرقدرت و ترس آمریکا از نفوذ شوروی در ایران استوار بود. نتیجه اش نه تنها شامل حال ایران می شد بلکه برای تمامی کشور های منطقه صلح و امنیت و رفاه به بار می آورد. نتیجه اش تشکیل اوپک افزایش قیمت نفت و رقص ملک فهد بود به افتخار شاه. لیاقتش را نداشتیم.
    معیار شما برای استقلال چیست؟ به غیر از فحاشی به دنیا و ویران کردن منطقه و بدنامی ایران و ایرانی چه دستاورد بین المللی داشته اید؟ هر بار که سلیمانی اسراییل را تهدید می کند آرای جناح تند روی حاکم بر این کشور افزوده می شود. نتانیاهو بود و نبودش را مستقیم مدیون سلیمانی است. ارواح اجدادتان چند کیلومتر از فلسطین را آزاد کرده اید.
    با شعار به زودی اسراییل را نابود خواهیم کرد مشتی احمق بسیجی و سپاهی را دور خودتان نگه داشته اید.
    فعلا که دارند از سوریه بیرونتان می کنند. یعنی روس ها عملا دست شما را از اقتصاد سوریه کوتاه کرده اند. تبریک. دلتان را به چند کارخانه موشک و تسلیحات حلبی خوش کرده اید که اسراییل نگه داشته برای مظلوم نمایی. موقعش که شد در عمق کوه هم که باشد نابود خواهد شد. نصایح لاوروف به ظریف هم که به سمع مبارک رسید. دست ها از اسراییل کوتاه….
    یمن هم که باتلاق دیگری است که برایتان مهیا کرده اند. وضعتان در عراق و افغانستان هم به زودی به حالت بحرانی خواهد رسید. حق آبه ما از افغانستان چه شد؟ با این همه استقلالی که داریم….
    وقتی می گوییم استقلال یعنی کوتاه کردن دست بیگانگانی که کشور را غارت می کنند. در دوران شاه فقید ایران را غارت می کردند؟ جوان ها بروید تاریخ بخوانید. دروغ های فسیل های اسلامی توده ای و مصدقی رنگ باخته است. بروید از منابع معتبر حقیقت را در یابید.
    مگر شعار نمی دادیم نه شرقی نه غربی؟ اکنون که رهبر فرمودند یا بهتر است بگوییم اقرار کردند باید به سمت شرق برویم! که همه می دانیم مدت هاست از یک سو تحت الحمایه روسیه هستیم و از سوی دیگر آشغال دانی ته مانده های صادرات چینی که روی دستشان مانده. یک عده خیانتکار به دلیل سود کلان اقتصاد رانتی وارد کننده این آشغال ها هستند. البته ما آشغال دانی همه دنیا شده ایم. واردات کود انسانی از ترکیه….. نمی دانم خنده دار است یا باید خون گریست.
    قرار داد نفتی با روسیه هشتاد دلار سهم روس بیست دلار سهم ایران؟ صد رحمت به دوران قاجار! آن موقع سهم ایران بیست و پنج دلار بود!
    کاهش سهم ما در دریای خزر از پنجاه درصد به دوازده درصد!
    قرار داد گاز پارس جنوبی با توتال فرانسه سهم ایران …. سهم فرانسه ….. (بچه ها خودتون بگید)
    این است استقلال؟
    بتن ریزی در قلب راکتور هسته ای اراک!
    این است استقلال؟
    نقض معاهدات بین المللی عدم توسعه تسلیحات هسته ای و در نتیجه نوش کردن جام زهر برجام! عجب استقلالی!
    برجام یک قرار داد اعلام شکست در برابر جامعه جهانی و نقض حاکمیت ملی است. هنگامی که ملایان را بیرون راندیم چنین قرار داد های ننگینی را بلا فاصله ملغا خواهیم کرد و من مطمینم جامعه جهانی با یک ایران صلح دوست در این باره مشکلی نخواهد داشت.
    محمد رضا شاه فقید قرار داد منع گسترش سلاح های هسته ای ان پی تی را منعقد کرد و با تکیه بر آن قرار داد تاسیس دوازده نیروگاه هسته ای را با آلمان و فرانسه امضا نمود. بوشهر که نود درصد تکمیل شده بود را شما عرضه نداشتید به اتمام برسانید. مابقی پیش کش.
    بنی صدر مصدقی می فرمایند کشوری که منابع انرژی سرشار دارد نیازی به انرژی هسته ای ندارد. وقتی از شاه پرسیدند این همه نیروگاه هسته ای می خواهید برای چه گفت جمعیت ایران به زودی از شصت میلیون نفر فرا تر خواهد رفت. این شصت میلیون دهان غذا می خواهد. برنامه توسعه صنعتی ایران به گونه ای است که این دوازده نیروگاه نیز به زحمت کفاف تامین نیروی برق مورد نیاز آینده ما را خواهد داد. بر همین اساس بود که ژاپن و فرانسه توسعه صنعتی خود را بنا نهادند. آلمان آمریکا انگلیس همگی در آن دوران با تکیه بر نیروی هسته ای و بهره وری از صنایع جانبی و وابسته به نیروی هسته ای به توسعه صنعتی رسیدند.
    البته اگر همین سوال را از خامنه ای بپرسند قادر به پاسخ گویی نخواهد بود. کدام صنعت کدام برنامه توسعه؟
    معلوم است که اقتصاد رانتی نیازمند نیروگاه هسته ای نیست.
    می دانم برخی دوستان خرده گیری می کنند که انرژی هسته ای مخاطره آمیز است و انواع دیگری از منابع نیرو ایجاد شده. با این حال اگر کشور طبق برنامه توسعه صنعتی زمان شاه به پیش رفته بود ما را چاره ای به غیر از استفاده از انرژی هسته ای نبود. ما نمی توانستیم در آن زمان منتظر بنشینیم تا فن آوری های تولید نیرویی که امروزه در درسترس است به وجود آید… شاه در این خصوص می گفت نفت صد ها مشتقات دارد و از آن می توان مواد خام بسیار با ارزش تری تولید کرد و حیف است صادر شود یا به مصرف سوخت برسد. توسعه صنعتی موجب می شد ما بجای صادرات نفت آن را در داخل کشور به مصرف برسانیم از جمله در صنایع پتروشیمی….
    در همین برجام که اکنون وبال گردنتان شده کسی سوال نکرد چرا آمریکا تعهد نداد تحریم های اقتصادی بلافاصله تمام شود؟ آمریکایی ها با زیرکی گفتند ما تحریم ها را به حال تعلیق در می آوریم. اکنون هم ترامپ گفته حالت تعلیق را تمدید نخواهد کرد. جام زهر نوش جان. بنازم به این استقلال. هم تورتوری رو ازتون گرفتند و هم اون کار بد رو باهاتون کردند…

     
    • بیشتر از اینکه محتوای غالبا نادرست ساسانم شاهیست و سلطنت طلب این سایت که هنوز شب و روز خواب جقّه همایونی را می بیند و نام و یاد مرحوم مصدق کابوسی وحشتناک برای او و دیگر سلطنت طلبان است،چیزی که حرصم را در میاورد این لحن حق بجانب و نگاه عاقل اندر سفیه و تهدید های پوچ و بی ارزش ساسانم است! بگو استدلال مصدقی اصلا یعنی چه؟! بحث از مرحوم مصدق و نقش تاریخی او و ارزیابی رویکردهای مثبت و منفی او خوب بحثی تاریخی سیاسی است و بارها هم مطرح شده است و بارها هم در این سایت ترّهات و هذیان های ساسانم در مورد مصدق از ناحیه دوستان پنبه اش زده شده ،نمیدانم چه خاصیتی دارد این نام و یاد مرحوم مصدق که بلای جان یا کابوس شاهیست هایی مثل ساسانم است،خوب حالا بحث مرحوم مصدق جدا،استدلال مصدقی یعنی چه؟! کسی تعریفی از استقلال سیاسی می دهد و عملکرد تاریخی شاهان و از جمله شاهنشاهان پهلوی را ارزیابی می کند این ارزیابی و اشاره به وابستگی های رضا و محمد رضا اینقدر شما را عصبانی می کند؟ حالا حرف ما بقول شما متحجرهای مذهبی یا توده ای ها غلط الان بعد از پنجاه سال که اسناد وزارت خارجه امریکا و پشت صحنه های کودتای امریکائی 28 مرداد و عروسک بودن رضا برای انگلیسی ها و محمد رضا برای امریکائی ها وقتی در اسناد منتشر شده خود آنها هست دیگر اینقدر بر افروختگی و عصبانیت ندارد که جانم! آیا در انتخابات های زمان شاه اسامی کاندیداهای مورد از سفارت خانه های امریکا و انگلیس به حکومت شاه القاء نمی شد؟! این می شود استقلال سیاسی مورد نظر شما فدائیان شاه؟! مگر رضا را انگلیسی ها روی کار نیاوردند و مگر وقتی تاریخ مصرفش تمام شد همان انگلیسیها او را به جزیره موریس پرتاب نکردند؟! وگرنه رضای ایرانی چکار داشت به جزیره موریس؟! خوب همین جا می مرد دیگر! جناب مورّخ بزرگ شاهیست اینها را هم برای جوانها حکایت می کنی یا نه؟!
      از سیاست خارجی هوشمندانه شاه گفتید،اینکه امریکائها ایران را بیخ گوش شوروی با پول نفت یا خود نفت ایران انبار اسلحه خویش کنند برای کنترل و تهدید شوروی ،می شود سیاست هوشمندانه محمد رضا؟! این غارت نفت ایران بنفع فروش اسلحه و بهره گیری از انبار اسلحه قرار دادن ایران نبود؟! غارت دیگر چیست پسرجان؟! بنازم به این هوش و ذکاوت! شما مطمین هستی محمد رضا اینقدر باهوش بود؟!
      روسیه چه نفوذ سیاسی در ایران دارد؟! آیا در شرائط تحریم ظالمانه و تحمیلی یا حتی شرائط غیر تحریم،همکاری سیاسی و منطقه ای یا مراوده اقتصادی با روسیه و چین می شود منافی استقلال سیاسی؟! شما از آنطرف انبار اسلحه امریکا شدن ایران زمان شاه را توجیه به هوشمندی شاه می کنی اینجا مراودات اقتصادی یا همکاری های منطقه ای برای تامین منافع را بدامن شرق رفتن می دانی؟!

      “هنگامی که ملایان را بیرون راندیم چنین قرار داد های ننگینی را بلا فاصله ملغا خواهیم کرد و من مطمینم جامعه جهانی با یک ایران صلح دوست در این باره مشکلی نخواهد داشت”.
      (پایان)
      بمسائل فابل جواب روز در مورد برجام و غیر برجام نمی پردازم چون فرصتش نیست،اما همینطور که قبلا گفتم همچین لجم می گیره از این لحن دست بالا و خود حق پندار ساسان در اینطور تعابیر،همچین ساسانم میگه “من مطمینّم”! تو گوئی مردم ایران بعد از انقلاب که با اردنگی شاه و شاهیسم و تفاله های آنها را از کشور بیرون ریختند همه نشسته اند هاج واج و منتظرند ببینند فراریان و فدائیان جقّه همایونی امثال ساسانم این سایت چه می گویند و به چه چیزی مطمین! هستند یا مطمین نیستند! بابا آخه مردم این دوران دیگر پشمی بکلاه شاه و شاهیسم و شاهیست ها و جقّه همایونی نمی بینند که برای حرفها و وعده های شما ارزشی قائل باشند،من صریح بگویم شما که یک شاهیست هستی که توی این ساین اولدورم بولدورم می کنی با وعده های سرخرمن و مطمین مطمین کردن در حالیکه بیرون از محیط این کشور نشسته ای بامیدی تیری در تاریکی بیندازی،حتی افراد منتقدی مثل دوستمان نوریزاد که این سایت را منبر برای امثال شما فراریان قرار داده است چقدر نفوذ و بُرد در این جامعه دارد جز ارتباط با چند نفر ناراضی و عکس گرفتن با چند نفر مخالف و نوشتن چیزهایی و گفتن چیزهایی؟ باز او داخل کشور است نقد و انتقادهایی دارد و حیطه های خاصی از عکس و تبلیغات و ژست های خاصی در مخالفت با جمهوری اسلامی،لا اقل چند نفر که با او مرتبط هستند و عکس می گیرند یا گفتگو می کنند او را می شناسند،آخر شما بعنوان یک فرد سلطنت طلب گریخته از وطن و بصورت ناشناس چقدر بُرد و نفوذ سیاسی در این جامعه داری که اینجور مطمینّم مطمینّم می کنی و از اخراج این و آن و الغاء این چیز و آن چیز دم می زنی؟! جانم، جقّه همایونی مرد ،رفت به درک یا زباله دانی تاریخ،اگر کسی امروز فرضا مورد حرف شنوی نسل جدید باشد امثال دموکرات های سکولار و جمهوری خواه هستند نه بیچاره های سلطنت طلبی که هنوز شب و روز خواب روزگار درخشان جقّه همایونی را می بینند و نام و یاد مرحوم مصدق کابوس ناهنجار برای آنهاست.

       
  8. ببینید این خائن و روسپی سیاسی، هوشنگ امیراحمدی چه..هی می خورد:
    پیشنهاد هوشنگ امیراحمدی به جمهوری اسلامی: دولت سپاهی- نظامی تشکیل دهید

     
  9. نوری زاد این مطالب تو رو کسی هم می خونه؟؟؟؟ به ویدیوهایی که هم می ذاری کسی گوش می ده؟؟؟؟ این نظرات رو کسی هم می خونه؟؟؟؟ اصلاً کسی حال اینجور کارا رو داره؟؟؟؟ علافها هم اینکار رو نمی کنند!!!! دلت خوشه!!!! چه جوریه در این سرزمین هر کسی فکر می کنه کاره ای هستش؟!؟!؟؟ به یکی گفتم چرا به این می گن قوری زاد، نکنه واسه منقل و بافور و قوری چای و نبات زعفرانیش باشه؟؟؟؟ گفت نه بابا اون اونقل منقل و پشتی و قوری و … ور دست یه سری آخوند بجای خود، ولی این بابا هم چون فکر می کنه کاره ای هستش مثه قورباغه باد در غبغب می کنه و به همین دلیل بهش می گن قوری زاد!!!! نوری زاد راستی کسی هم باور می کنه تو پشیمون هستی؟!؟!؟ چطور تا قبل اینکه صحبتی از حصر و اینا بشه پشیمون نبودی؟!؟!؟ مگه قبل اون ندیده بودی که رژیم دست به جنایت می زنه؟!؟!؟ گقتی بعد که دیدی مردم رو کتک می زنند به فکر افتادی؟؟؟ مگه قبلش مردم رو کتک نمی زدنند؟؟!؟! کوی دانشگاه کجا بودی؟!؟!؟ آهان!! اون موقع هنوز خاتمی کله پا نشده بود و تو چشم بندت رو برنداشته بودی!!!!!! حالا که می بینی منافعت به خطر افتاده داری این حرفها رو می زنی؟!؟!؟!؟!؟ خاک بر سر کسی که فرق بین پشیمان و متظاهر رو نمی دونه!!!!

     
    • تاریخ فراموش نشده

      دوست گرامی وقتی تو خوانده ای اطمینان داشته باش که دیگران هم میخوانند . و نوشته های این سایت در اینده ایران به عنوان تاریخ ایران یاد و نگهداری میشود . کمی به خود بیا و بجای ساز مخالف زدن فکری به حال ازادی ایران باش .

       
  10. ملت کوچک ایران سرانجام دارد راه خود را باز می یابد. او قبل از هر چیر میداند که بزرگ نیست . حد اقل به اندازه آن که مدعیان رهبری ادعا میکنند. او قبل از هرچیز میداند که برای بزرگ شدن اول باید آدم بداند که کوچک است تا بتواند عیب های خود را رفع کند.
    بزرگترین عیب ما ایرانیان غم گساری است. وقتی مشکلی پیش میآید غصه میخوریم که چرا مشکل پیدا شده است. آنقدر که به قعر نا امیدی و افسردگی فرو میرویم. آخوند ها هم این ضعف ما را میدانند و از ان سو استفاده میکنند. بما غم بیشتر میفروشند . و با پول آن شکم های خود را گنده تر میکنند. در هیچ کجای دنیا دیده نمیشود. کسانی حقوق یک ماه خود شان رادر یک جلسه به یک آخوند بدهتد تا او مجلس غمگساری جمعی درست کند.

    وقتی در زمان بهرام گور ایران در جنگی شکست خورد و مردم دچار افسردگی شدند. بهرام دستور دارد 8000 مشاطه گر در نقاط کشور بر سر کوچه و بازار شادی گستری کنند .

    هم اکنون هم مردم ما در گوشه و کنار کشور دست به مبارزه مدنی بر علیه تنها کالای آخوند ها غم زده اند. آنها هم بر آرامگاه کوزش و هم در کنار قلعه فلک واافلاک و در تمام نقاط به شادی پرداخته اند. مشاط گران با طبل و سرنا پیام پیروزی نوروز را بر روز سیاه میدهند. دختران و پسران همراه رقص شکوفه های تازه بر امده می رقصند.

    هجوم اول تازیان به کشور ما یک پرانتز بزرگ است که هنوز بسته نشده است. و هجوم دوم تازیان هم یک پرانتز کوچک است که آن هم هنوز بسته نشده است. هر دو پرانتز را بزودی حواهیم بست.

    شادی تان مبارک نور روز تان پیروز.

     
  11. سید مرتضی
    6:30 ب.ظ / مارس 22, 2018
    تهران نشین! معمولا وقتی کسی میخاد اطلاعاتی رو با دیگران باشتراک بگذاره بقول اصفهانی ها یوخده باید زحمت بکشه و معرفت داشته باشه لینک مطلبو برای دیگران باشتراک بگذاره،

    (من زیر متن مورد نظر هم تذکر دادم. ولی گفتم چون ممکن است دیده نشود بار دیگر جداگانه ارسال کردم.)

    جناب سید مرتضی
    در این متن کوتاه شما 3 غلط املایی و مفهومی داشتید:

    میخاد! نادرست
    میخواهد = میخواد درست

    باشتراک! نادرست
    به اشتراک درست

    مطلبو! نادرست (عربی)
    مطلب را = مطلب رو درست

    با احترام

     
  12. خورد آن در کلام نگفتنی را چیزک پاچه خوار درباری که گفت:
    (((مکارم شیرازی ))): با عده‌ای که با حجاب مبارزه‌طلبی می‌کنند، با شدت برخورد شود

     
  13. جناب نوریزاد مایلند با تقطیع و تکرار مطالبی که تاریخ مصرف آنها گذشته است دوباره آنها را مطرح کنند:
    “یازده پرسش از اصلاح طلبان
    پرسش دهم:
    می شود بگردید و بگردید و تنها و تنها یک مورد – و نه بیش – بله یک مورد از درستی ها و شایستگی های جمهوری اسلامی را برای ما شماره کنید؟ یک مورد. و نه بیش. می شود؟ اگر شما این یک مورد را برای ما وابگویید، ما آنقدر به همان یک مورد خیره خواهیم ماند تا مگر در آن، هموزنی برای همه ی فاجعه ها و زشتکاری ها و فریب ها و دروغ ها و بی خردی های جمهوری اسلامی پیدا کنیم و بخود بقبولانیم که: ای بسا این همه خسارت و هستی روبی های نظام برای این بوده که همین یک مورد برآورده شود! این یک مورد را برای ما بر می شمرید؟

    امضاء کنندگان:
    – دکتر مصطفی بادکوبه ای ( مولانا پژوه و شاعر – تهران)
    – گیتی پور فاضل ( وکیل – نویسنده و منتقد – وکیل خانواده ستار بهشتی و…- تهران)
    – محمد کریم بیگی و شهناز اکملی ( پدر و مادر مصطفی کریم بیگی که در عاشورای سال 88 به ضرب تیر مستقیم مآموران از پای در آمد – تهران)
    – گوهرعشقی – مادر ستار بهشتی ( کارگر وبلاگ نویسی که در زندان بدست مأموران کشته شد – تهران – رباط کریم)
    – دکتر محمد ملکی (نخستین رییس دانشگاه تهران و فعال مدنی – تهران)
    – محمد نوری زاد ( نویسنده و کارگردان و فعال مدنی – تهران)
    – مجتبی واحدی ( روزنامه نگار – آمریکا)
    =======
    پاسخ: یکی از دستاوردهای مهم و اساسی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران عبارت است از استقلال سیاسی آن.
    بنابر این ثابت شد سستی این سخن گزاف که :”برای انقلاب اسلامی ایران هیچ دستاوردی وجود ندارد”،و روشن شد که ایراد چنین سخنانی از سوی دوستان سابق انقلاب اسلامی معنایی جز ناسپاسی،بی انصافی و نمک نشناسی ندارد و چنین ادعاهایی تنها بدرد محافل داخلی ضدانقلاب و تسکین موقت برخی آلام می خورد.

    ————–

    سید مرتضای گرامی
    به گمان من، استقلال سیاسی در یک کشور می تواند سه مشخصه ی آشکار داشته باشد:
    – امنیت در هر شکلش چه در داخل و چه در فراسوی مرزها
    – رغبت دیگران به حضور و سرمایه گذاری در آن کشور و حتی رغبت شان برای زیستن در آن کشور
    – تبادل و جولان خردمندی در میان مردم و مسئولان بجوری که خروجی خردمندی مردم و مسئولان منجر به ارتقای مولفه های اقتصادی و شعوری و مدنی و بین المللی شود.

    شما با خیره شدن به این سه مولفه ای که من از میان دهها مولفه ی دیگر بر گزیده ام، تلاش کنید یک: امنیت را تعریف کنید دو: رغبت دیگران را مثلا در زیستن در این کشور اندازه بگیرید و سه: میزان خردمندی که در میان مردم و مسولان دست بدست می شود در ترازو بنهید. دم گوش تان بگویم: اوضاع بسیار بی ریخت تر از آن است که ما دره های پیش رو را به ترک های ریز مراد کنیم و دهان همان ترک ها را با کچ پر کنیم.
    با توصیف شما کره ی شمالی حتما دارای استقلال سیاسی ست اما به گمان مردمش و به گمان همه، سران کره ی شمالی گرچه با واژه ی استقلال سیاسی بستنی می لیسند، اما می شود صدای ضجه های شان را از اعماق بیچارگی شنید.

    با احترام

    .

     
    • نوریزادگرامی

      چنانکه قبلا عرض شد بنظر می رسد وجدان درونتان شما را راحت نمی گذارد از اینکه دستاورد استقلال سیاسی جمهوری اسلامی ایران و عدم وابستگی کلاسیک آن به بلوک های متعارف قدیم و جدید قدرت را مورد انکار قرار دهید،از این جهت با واقعیت تلخ درک اینکه گاهی در تعبیرات و ارزیابی اوضاع جامعه اتان زیاده روی می کنید و برای جلب توجهات سوار بر امواج الفاظ تند و خارج از متعارف می شوید روبرو هستید،از این جهت مدام در مواجهه با همین یک دستاورد عینی اینور و آنور می روید و چنگ به مقولات دیگری مثل امنیت و رغبت سرمایه گذاری و چیزهایی از این قبیل می زنید،با اینکه بر آگاهان مخفی نیست تفاوت امنیت داخلی در ایران اسلامی در مقایسه با کشورهای همسایه و کشورهای سایر مناطق حتی در کشورهای پیشرفته،البته امنیت مقوله کشداری است با مضاف الیه های مختلف، منتها بحثم این است که شما با تمسک بمطالب دیگر می خواهید وجدانتان را در عدم پذیرش همین یک دستاورد و نقض تحدّی نادرست خود راحت کنید.البته من نمی گویم همه چیز اعم از مقوله امنیت یا سرمایه گذاری و نظائر آن در ایران اموری مطلوب و صد درصدی هستند و هیچ مشکلی وجود ندارد چون هیچ جایی در جهان مطلوبیت ها ومزیت ها مطلق نیست و ارزیابی ها باید نسبی و واقع بینانه باشد،بل بحثم با شما این حرارت خاصّ و خروج از انصافیست که امروزه به آن دچار شده اید که حتی در بدیهیاتی مثل استقلال سیاسی انقلاب اسلامی ایران و نظام جمهوری اسلامی ایران تشکیک می کنید با خلط مبحث های آشکار.امنیت سرمایه گذاری هم در ایران فی الجمله وجود داشته و دارد،روند آن نیز بخصوص در دولت جناب روحانی و بعد از برجام روند رو به جلویی هست،مشکلی که هست همان دشمنی آشکار یاغی و گردنکش بین الملل یعنی امریکای جهانخوار و ولیده نامشروع آن اسرائیل غاصب و جنایتکار است،ببینید رفتار مسئولان امریکا و اسرائیل را با ایران،امریکا از کشور متبوع شما چه می خواهد؟ آنچه که از عربستان می خواهد! یعنی یک گاو نه من شیر ده که با او رقص شمشیر کنند و سلاح های خود را با هزینه میلیاردها دلار به آنها غالب کنند برای تامین منافع خود و ذخائر دلاری خود ، هیچ ککشان هم نمی گزد که وضعیت دموکراسی و حقوق بشر و انتخابات در آنجا چگونه است،هیچ ککشان نمی گزد که همین متّحد و گاو نه من شیر ده آنها با تجاوز نظامی بدون مجوّز سازمان ملل به کشور مستقلی مثل یمن زن و مرد و کودک آنجا را بخاک و خون بکشد اینها مقیاس و معیار صداقت امریکائی ها در باب حقوق بشر و احترام بحقوق کشورهای دیگر و دوستی با جهان سوم است،بعد همین امریکا وقتی به ایران می رسد از اینکه ایران بدعوت دولت قانونی و متحد استراتژیک خود و برای تامین امنیت منطقه ای در دفع شر تروریسمی که موجد آن خود این قدرتها بوده اند به سوریه کمک کرده است اینطور گیر می دهد و یک قرارداد بین المللی مهم مثل برجام را بخطر می اندازد،این امریکایی است که پیمان شکنی می کند و امریکایی است که مایل است چوب لای چرخ پیشرفت ایران بگذارد و از نفوذ بین المللی خود در این جهت کمک بگیرد و شما فارغ از بررسی های دقیق و مطالعات عمیق همینجور کلی در باره مقوله سرمایه گذاری در ایران سخن می رانید،بنابر این سرمایه گذاری داخلی و خارجی و ترقی اقتصادی چیزی نیست که برای حکومت ایران و سرمایه گذاران ایران امری نامطلوب باشد بلکه بحث بحث دشمنی است و موانعی که دشمنان ایجاد می کنند و شما مایلید بدون تحلیل درست و منطقی و واقع بینی همینجور بقول خودتان درگوشی مطالبی را تبلیغ کنید و بجای نقد مصلحانه برای اصلاح ،کاه ها را کوه جلوه دهید،با اینحال بنظر من مسیر پیشرفت های اقتصادی و علمی و فنی و صنعتی ایران روبه جلو و امیدوار کننده است اگر ما و شما مبتلا به دگم های کلیشه ای و مخلوط کردن مسائل به یکدیگر نباشیم،مقایسه ایران با کره شمالی نیز نزد آگاهان بمسائل سیاسی قیاسی مع الفارق و دلخوش کنکی سیاسی برای کوتاه نیامدن از مواضع است و گرنه پیشرفت های گوناگون ایران در زمینه های مختلف کجا و کره شمالی با داشتن صرفا بمب هسته ای و زمین سوخته کجا؟ واقع بین باشید.
      بالاخره ما دستاورد مهم “استقلال سیاسی ایران” را بحساب درک و فهم سیاسی شما واریز کنیم یا هنوز مایلید به تحدّی های همینجوری خویش ادامه دهید؟!
      با احترام

       
  14. بذری کاشته شده !

    ایران از روسیه شکست خورد و بخشی از خاک ایران از ایران جدا شد . این تکان دهنده ترین مسئله ای بود که ایرانیان را از خواب غفلت بیدار کرد . عباس میرزا علت آنرا در عقب ماندگی علمی و تکنولوژیکی یافت . اما مسئله عقب ماندگی علمی و تکنولوژیکی که علت شکست ایران و از دست رفتن بیش از ششصدهزار کیلومتر مربع از بهترین و حاصلخیزترین ولایات ایران بود خود علتِ دیگری داشت که بعضی از ایرانیان به آن “علت و العلل” توجه نشان داده و دریافته بودند که اگر آن علتِ العلل از میان نرود ، آش همان آش است و فقط کاسه همان کاسه نخواهد بود ، پس در فکر ریشه کن کردن آن بودند !
    اما بزودی دریافتند که ریشه کن نمودن آن علتِ العلل راهی دراز در پیش دارد ، به درازا ، به عرض و به عمق یک رنسانس !

    اما هیچگاه تاریخ رنسانس برای نوباوگان ایرانی واکاویده نشد ! نه در زمان شاهان سلف بعدی سلسله قاجار و نه در زمان شاهان دودمان پهلوی .

    رنسانس در بطن خود ، انقلاب خِرَد بر علیه خرافات بود و تا آنجا پیش رفت که انقلاب های ماتریالیستی را در نهاد خود به منصه ظهور رساند و نقطه مقابل آن امپریالیسم بود که رشد و شکوفایی صنعتی را عمومیت داد .
    اما این ما ایرانیان بودیم که مثل گیج ها و منگ ها فقط آلوده به ایسم ها شده بودیم و بدون داشتن عقلایی بدرد خور به مانند نی زارهایی خشکیده با قابلیت اشتعال فراوان با هر بادی به سرو صدا در می آمدیم !
    آری جامعه ما در یک عقب ماندگی فازی به درازای یک قرن ، از کسانی عقب ماند که در فرهنگ و تمدن ، در سالهای بسیار دور ، عددی قابل محاسبه نبود !

    در زمان شاهان قاجار هیچ زیرساختی برای تبیین و تشریح واقعه توفقِ خرد بر خرافات وجود نداشت . نه مدرسه ، نه معلم و حتی نه اندیشه اش ! به طور کلی هیچ ! انگار که ایران مرده بود .

    شاهان دودمان پهلوی اما با این اندیشه که می توان آن عقب ماندگی نکبت بار را به یکباره و با عبور از یک تونل زمانیِ سیاه و تاریک پشت سر گذاشت و انسان ایرانی را به فاز از دست رفته تمدن جدید پیوند زد و جامعه ای مترقی ارائه نمود ، حرکت های خود را آغاز نموده و در مطالعه بازخوردهای جامعه به توهم پیروزی و عنقریب بودن تحصیلِ تمدن بزرگ رسیدند . اما غافل از اینکه عقب ماندگی فازی را نمی توان با تونل زدن در زمان پیمایش نمود . سهل است که با هر ناپایداری و چالشی ، دروازه های خیالی تمدنِ بزرگِ بر ساخته از طریق تونلِ زمان ، مجددا به درکات قبل از فاز مصنوعی پیشرفت سقوط و اسباب سقوط ملت های منطقه را نیز فراهم می آورد !
    در سیستم های ناپایدار فقط یک حرکت ضد تعادلی کافی است تا تمامی زحماتی را که متعادل کننده کشیده است بر باد فنا دهد ! و این همان رویداد شومی بود که ملت ایران در سقوط محمدرضا تجربه کرد . محمد رضا آدم خوبی بود اما برای اداره کشوری مثل ایران آدم کوچکی بود چون حاضر نبود با خرد جمعی کشور اداره شود ، چه با نیت خوب او و خرد جمعی می شد از باتلاق دین گذر نمود و از خباثت های دین مداران و شریعت طلبان در امان ماند !
    اما او راه غرور ، به قیمت از دست رفتن ملک و مملکت را انتخاب ، و سرگذشت خود را مشاهده کرد .

    آنانکه اما به دنبال آن علت العلل ، مقاله ها و مطالب می نوشتند به سختی درافتاده و بعضی نیز ذبح شدند .
    احمد کسروی از نمونه آن ذبح شدگان است .
    اما میرزا فتحعلی آخوند زاده بود که آن بذر را کاشت ، بذر رنسانس ایرانی ، بذر توفق خرد بر خرافات و جهل . این بذر سر راه خود کشته ها داد و زمین و آسمان بر او شورید ، اما چون حقیقت بود ، بعد از و بیش از یک قرن در حال متولد شدن است .
    واقعیت ماجرا این است که رنسانس و برآمدن توفق خرد بر خرافات نیازمند حکومتی برآمده از دین است ، چه این نیز در اروپای قرون وستا بوده و هیچ دلیلی بر استثناء بودن آن برای ایران و ایرانیان نیست . وجود حکومت دینی به معنای به چالش کشیده شدن تمام زوایای پیدا و پنهان اش است و میبینیم که شکستی سنگین را بر اساس ماهیت خود متحمل شده است .
    جمهوری اسلامی ، مشابه همان حکومت کلیسا در قرون وستا است و این نظام با اندیشه های واپس مانده و سرتاسر خرافی یک رنسانس ایرانی در ابعاد ایران و ایرانیان بوجود خواهد آورد .
    کی و چگونگی آن پرسش دیگری است که مهندسانِ سیاسی و کنش گران باید به آن پاسخ گویند .
    تمامی آنان که انقلاب اسلامی را با خون و جان خود عجین دانسته بودند و البته انسانهایی تا حدودی صادق بودند ، یک به یک عذرخواهی نموده و استغفار کرده اند . و این بزرگترین نشانه گذر از حکومت مذهبی و تا حدود بسیار زیادی مذهب است .

    رنسانس ایرانیان در حال وقوع است و ما هستیم که از اعماق جهل و خرافات بدر آمده و هوایی تازه را تجربه خواهیم کرد .

     
  15. نامه جمعی از مردم و كشاورزان اصفهان به دبيركل ملل متحد، کمیسرعالی حقوق بشر سازمان ملل و اتحادیه بین المللی کشاورزان جوان
    جناب آقای آنتونیو گوترز
    دبیر کل سازمان ملل متحد
    عالیجناب
    احتراماً به استحضار می رسانیم، اینجانبان جمعی از مردم و کشاورزان استان اصفهان به سیاست گذاری ها و مدیریت غلط دولت جمهوری اسلامی در حوزه محیط زیست و تقسیم منابع آبی کشور، که باعث خشکاندن رودخانه زاینده رود و تالاب بین المللی گاوخونی شده است معترض هستیم.
    خشکاندن رودخانه زاینده رود و تالاب گاوخونی باعث شده تا زندگی ما مردم و کشاورزان استان، بخصوص کشاورزان شرق اصفهان، که بیش از ۵۰۰ سال از طریق کشاورزی با آب زاینده رود و تقسیم آب آن توسط سند معتبر و قانونی و شرعی در زمان شیخ بهایی تأمین معیشت می شد، دچار معضلات و مشکلات فراوانی گردیده بطوریکه به فقر و گرسنگی ما منجر شده و دیگر قادر به ادامه زندگی نیستیم.
    از طرفی نیز خشکی تالاب گاوخونی بحرانهای زیست محیطی فراوانی مانند تغییر اقلیم آب و هوایی و نابودی اکوسیستم طبیعی منطقه، افزایش ریزگردهای سرطان زا ناشی از خشکی تالاب و … را بوجود آورده است که به شدت سلامت و امنیت جانی مردم استان را تهدید می کند.
    در واقع اکنون ۲۱ سال است ما را از حقابه ای که بین کشاورزان منطقه سهمیه بندی شده بود محروم کرده اند و برای بهره برداری در صنایع متعلق به ارگانهاي دولتي استانهای مجاور که در خدمت منافع قشر مشخصی در حاکمیت است، استفاده می کنند.
    از آنجایی که با وجود اعتراضات مداوم و چندساله ما، تاکنون مسئولین دولتی هیچ اقدام جدی و عملی برای حل این بحران نکرده اند و متقابلاً با قوه قهریه و خشونت و شلیک گلوله اقدام به سرکوب این اعتراضات مسالمت آمیز نموده اند، لذا بر آن شدیم تا شکایت خود را نزد شما مطرح نماییم.
    بدینوسیله از شما به عنوان بالاترین مرجع رسیدگی به حقوق بشر تقاضا داریم برای رسیدگی و بررسی این موضوع، اقدامات لازم برای فشار به دولت ایران و احقاق حقوق اولیه و انسانی ما به عمل بیاورید.
    با احترامات فراوان
    جمعی از مردم و کشاورزان اصفهان
    رونوشت به‌:
    – زید رئد الحسین کمیسر عالی حقوق بشر ملل متحد
    – اتحادیه بین المللی کشاورزان جوان

     
  16. تقدیم به نوری زاد خودمون

    دوستان درود

    نحوه اداره جهان در سال ۹۷

    نوشته مشترک ۸ عضو گروه تحقیق محمد حسین ادیب
    ( این مقاله ۵۹ بار به درخواست محمد حسین ادیب مورد ویرایش قرار گرفت ، این مقاله با ۵ رای مثبت و ۴ رای منفی انتشار یافت )

    یونانی ها ملتی به شدت ولخرج هستند و آلمانی ها ملتی به شدت حسابگر ، یونان در دهه گذشته ۲۳۰ میلیارد دلار وام خارجی گرفت و با وام خارجی به ولخرجی ادامه داد

    اما ۷۰ درصد وام پرداختی به یونان را بانکهای آلمان و فرانسه پرداخت کردند

    سیستمی در اروپا ایجاد شده تا پس انداز های آلمانی ها و فرانسوی ها را در اختیار یونانی ها ، ایتالیائی ها ، اسپانیائی ها و پرتفالی ها قرار گیرد

    ملت های ولخرج؛ هیچ گاه نمی توانند وام خود را پرداخت کنند

    ایتالیا در دهه گذشته ۵۲۰ میلیارد دلار از فرانسه استقراض و در رفاه زندگی کرد، سیستمی در فرانسه ایجاد شده تا پس انداز فرانسوی ها به ایتالیايی هايی پرداخت شود که هر گز نمی توانند آن را پس دهند

    ۸۰ درصد مردم آمریکا ۱۱۰ درصد درآمد خود مصرف می کنند ، نه یک ماه نه دو ماه ؛ بلکه یک عمر

    استیگلیتز برنده جایزه نوبل در رشته اقتصاد می نویسد سیستمی در جهان ایجاد شده که مقصد همه پس انداز ها در جهان آمریکا و انگلیس باشد ، برای فهم بهتر مطلب ، ایران ۵۵ میلیارد دلار سپرده ارزی دارد اما ۵۴ میلیارد دلار آن در بانکهای اروپا ( منهای انگلیس ) و شرق آسیا نگهداری میشود ، اما سپرده های بانکهای شرق آسیا و اروپا هم در بانکهای آمریکا و انگلیس است یعنی نقدینگی جهانی در بانکهای آمریکا و انگلیس نگهداری میشود

    ۸۰ درصد آمریکائی ها ده درصد بیش از درآمدشان مصرف می کنند اما اضافه مصرف از محل استقراض از جهان تامین میشود ، استقراضی که هیچ گاه قرار نیست پرداخت شود

    سیستمی در جهان ایجاد شده تا پس انداز همه مردم سیاره زمین جمع شود و در اختیار ۸۰ درصد مردم آمریکا قرار گیرد تا ۱۰ درصد بیشتر از درآمد خود مصرف کنند

    در ژاپن سیستمی ایجاد شده که پس انداز مردم دهها سال است در اختیار دولت قرار می گیرد ، دولت ژاپن مالیات جدی نمی گیرد اما مثل همه دولتها هزینه دارد ، دولت ژاپن هزینه خود را بیشتر از طریق استقراض از مردم تحت عنوان اوراق قرضه تامین می کند اما تورم در ژاپن باید حدود صفر باشد تا سود یک درصدی اوراق قرضه جذابیت داشته باشد

    هشتاد درصد از مردم ایران بسیار کمتر از درآمد خود زندگی می کنند و اختلاف را پس انداز می کنند ، اما ۸۰ درصد مردم ایران پس انداز خود را به بانک می دهند و بعد بانکها این پس انداز را در اختیار ۵۰۰۰ شرکت بزرگ قرار می دهند که از سال ۹۱ زیان ده هستند و به جای تعطیل شدن وام می گیرند و ادامه می دهند ، پس انداز ۸۰ درصد قشر ضعیف و متوسط را صرف ادامه فعالیت ۵۰۰۰ شرکت کرده اند که ۶ سال قبل باید به خاطر زیان دهی تعطیل می شدند

    رئیس بانک مرکزی اظهار داشتند ۴۰ درصد وام های بانکی در اختیار ۲۰۰ شرکت بزرگ است که نه اصل وام را پرداخت می کنند و نه فرع آن را و هم اصل وام را تمدید می کنند و هم فرع آن را ، چون قصد باز پرداخت ندارند ، معاون نظارت بانک مرکزی هم سه سال قبل گفتند ۵۰ درصد وام های بانکی را به شرکتهای بزرگ داده اند که آن را پرداخت نمی کنند و اگر پرداخت کنند از یک بانک می گیرند و به بانک دیگر می دهند، یعنی حاصل جمع مثبت آن برای نظام بانکی صفر است

    نتیجه گیری :

    در ایران هم مثل بقیه دنیا عمل میشود ، در دنیا سیستمی ایجاد شده تا پس انداز مردم دنیا صرف ولخرجی مردم آمریکا شود

    در ژاپن پس انداز مردم صرف هزینه های دولت شود

    در ایران هم پس انداز مردم صرف جبران زیان ۵ هزار شرکت بزرگ شود

    کسی نباید نگران این وضعیت باشد ، در همه دنیا سیستمی ایجاد میشود تا پس انداز یک عده صرف اداره یک عده دیگر شود

    بدهی ها نباید پرداخت شود بدهی ها باید مدیریت شود

    ذکر یک خاطره از محمد حسین ادیب
    مدیر عامل یکی از بانکهای بزرگ ایتالیا به ایران آمده بود در سر میز ناهار مدیر عامل بانک ایتالیائی بگونه ای تهاجمی شروع به دفاع از نظام بانکی منطقه یورو کرد

    من قصد ورود به بحث را نداشتم اما شیوه تهاجمی او کم کم من را وارد بحث کرد

    از او پرسیدم منطقه یورو ۱۶ هزار میلیارد دلار بدهی خارجی دارد و این بدهی را چگونه می خواهد باز پس دهد ؟

    ابتدا به پاسخ های متعارف پرداخت که منطبق با صورت های مالی است و وقتی اظهار شد که دو فروپاشی بانکی در غرب طی ۱۵ سال گذشته هیچ کدام با صورت های مالی نشان داده نمی شد و در حالتی که صورت های مالی همه چیز را عالی نشان می داد فروپاشی بانکی اتفاق افتاد ؛ جمله سنگینی گفت که مگر قرار است این بدهی ها پرداخت شود ؟ این بدهی ها فقط باید مدیریت شود ؛ همین

    با جمله او من معنی بانکداری را فهمیدم

    و مگر غیر از این است ؟

    دنیا با این منطق اداره میشود که بخشی از مردم با پس انداز بخشی دیگر ، اداره شود

    باید معنی مدیریت بدهی را فهمید.
    @Business_News

     
    • با سلام و درود به نوری‌زاد گرامی‌ و دوستان

      http://www.nurizad.info/blog/31428#comment-319112/
      نظام بانکی جهانی‌ و وطنی را بهتر بشناسیم

      کلّ تولید ناخالص جهانی‌ بر طبق آخرین آمار بانک جهانی‌ بیش از ۷۵ تریلیون دلار است در حالیکه تخمین زده میشود که کلّ میزان بدهی جهان حدود ۳۰۰ تریلیون دلار است. اولین نتیجهٔ ساده که از این ارقام میشود گرفت این است که این میزان بدهی هرگز قابل باز پرداخت نیست، جزیره‌ اقتصاد جهانی‌ در اقیانوس بدهی محاصره است. و نتیجه‌ دوم این است که نظام منوتوریسم بر آماده از شبکه جهانی‌ بانک داری کسری ذخیره متکی‌ بر ساختار تولید نجومی بدهی این صنعت را تبدیل به منشأٔ اصلی‌ ثروت کلان ثروتمندان جهانی‌ در رأس هرم طبقاتی جهانی‌ تبدیل کرده.
      بانکداران قدرتمند جهانی‌ اکنون بر این باورند که حتا نیازی به سپردهٔ بانکی سپرده گذاران برای ادامهٔ حیات انگل وار خود ندارند چون که آنها میتواند بدون زحمت و به مانند شعبده بازی اعتبار و بدهی الکترونیکی تولید کنند. نظام بانکی هر زمان که وام میدهد یا دارایی (املاک، کار خانه، فرود گاه، تابلو نقاشی، شمش طلا، سهام بورس، و غیره..) خریداری می‌کند در واقع تولید پول مجازی یا بدهی می‌کند. شبکه پولی‌ بانکی‌ جهانی‌ و وطنی باخته‌های قمار سوداگریهای خود را از طریق کاهش ارزش پول (تورم پول، و تورم قیمتی یا به مفهوم عامیانه گرانی) تحت سلطه خود همواره بر گردهٔ حقوق و دستمزد و مستمری بگیران و باز نشتستگان و اقشار فرو دست دهکده جهان و وطنی آوار میکند.
      عمو سام با ۲۰ تریلیون دلار بدهی (۱۰۵% تولید ناخالص ملی‌) در صدر لیست بدهکاران جهانیست. آقای دوید واکر مدیر کلّ دفتر حسابرسی دولت ایالات متحده در مصاحبهٔ با روزنامهٔ تایمز انگلیس ۱۰ سال پیش با اشاره و یادآوری تاریخ سقوط امپراطوری روم دیوان سالاری و کارگزاران امپراطوری عصر ما را ترغیب به یاد گیری از درس تاریخ می‌کنند.
      اقتصادانان مکتب اتریش قویاً نظام بانک داری ذخیره کسری را نقد و ردّ می‌کنند و بر آن باورند که این سیستم میبایست غیر قانونی و تبهکارانه اعلام شود. بر طبق نظریه این مکتب اقتصادی تولید پول (به زعم مکتب مونوتریسم شیکاکو گسترش اعتبارات) نه تنها موجب بی‌ثباتی در اقتصاد کلان (مکرو‌اکنمیکس) بر طبق نظریه چرخه‌ٔ تجارت مکتب اتریش میگردد بلکه یک نو اختلاس و کلاهبرداری “قانونیست” که با اعمال نفوذ و قدرت بانکدارن ثروتمند و همراهی دولتهای فاسد در اکناف جهان استقرار یافته.

      ——————————————————————–
      http://www.nurizad.info/blog/29737#comment-226988/ تجارت نفت از زمان جنگ جهانی‌ دوم تا امروز
      ———————————————————————————————————————-
      http://www.nurizad.info/blog/32189#comment-402251/ نگاهی دقیقتر به بودجه کلی‌ سال ۹۷

       
      • کاوش گرامی
        از تحلیل های سیاسی شما اینطور بر می آید که بسیاری از مشکلات و معضلات اقتصادی حاکم بر اقتصاد جهانی را ناشی از خوی امپریالیسی عمو سام می دانید،اما سوالی که برایم پیش آمد این است که شما معمولا در نقدهای اقتصادی اتان کارکرد بانک جهانی را نیز مورد طعن و پرسش قرار می دهید،مفهوم این روش شما این است که شما اساسا با وجود بانک جهانی و کارکردهای آن بطور کلی مخالفید و نبود آنرا بهتر از بود آن می دانید یا صرفا نقدهایی به برخی کارکردهای بانک جهانی دارید ولی اصل فلسفه وجودی آنرا می پذیرید؟

         
  17. درودبرشما،استادواقعامشکل حکومت بافرهنگ ایرانی چی میتونه باشه به غیرازاینکه سردمداران حکومت همه یه مشت اجنبی وجیره خورکشورهای اروپایی باشن،به نظرمن اگه این آقایون بادین زرتشت به مردم حکومت میکردندبهترمیتونستندچپاول کنندمثلامیومدن ونوروز رو جشن میگرفتن وبرای مخارج این جشن جیب هاشونو پرمیکردندیابرای مرگ بابک خرمدین یاامیرکبیرسینه زنی وعذاداری میکردندواراجیف سرهم میکردن ازهفت خوان رستم بالامنبرمیگفتن وخیلی چیزای دیگه که میتونستندباهاش سرمردم روگول بمالندومردم دم نزنندچون مثل الان به ملیت وفرهنگشون توهین نمیشد،من نمیدونم هزاروچهارصدسال ازاسلام میگذره وتوچندین صده آسیب ندیده اماحالامیخوادنابودبشه وچندمیلیون شیعه ایرانی میخوان اسلام رونجات بدن ،عجب ترفندی برای دوشیدن یه ملت تعصبی وبی سواد،صدافسوس که اینهاهمه تازی زاده ونمایندگان اروپاهستندوخصومتی چندهزارساله دارن بامردم این کشوروتانابودی این سرزمین قصددیگری ندارند،فقط وفقط بابالابردن سطح فرهنگ ودانش این مردم وآگاهی دادن میشه ازدست این زالوهای مردم ستیزنجات پیداکرد.

     
  18. مختار سنندجی

    سلام جناب نوری زاد

    مردمان ما و مردان آنها
    غروب سشنبە بیست و نە اسفند بنا بر برنامە قبلی قرار بود کل خانوادە لحظە تحویل سال را در خانە باغ کنار هم باشیم. خروجی شهر(سنندج) بە سمت جادە قدیم مریوان، پاسدارها راه را بستە بودند. بعضیهایشان با نقاب سیاه و اسلحە آمادە شلیک، رعب و وحشت را دوچندان کردە بودند. ترافیک سنگینی بود و اتومبیلها را مجبور میکردند دور بزنند. وقتی نوبت بە ما رسید ازشان پرسیدم چرا راه را بستەاید؟ جز دستور بە برگشت هیچ پاسخ قانع کنندەای نداشتند من هم تمکین را عین رذالت دانستم لذا مانع سر راه را برداشتم و عبور کردم و تهدید آنها بە تیراندازی مانع حرکتم نشد. البتە کە خانوادە ترسیدە بودند بە پشت سر نگاه میکردند ببینند تیراندازی میشە یا نە. چرا؟ چرا باید مردهایی با نقاب سیاه آنچنان کە فقط دهان و چشمشان بیرون بود نوروز را بر ما تلخ کنند؟ در مسیر، دو تصویر کاملا متفاوت را میدیدیم. مردمانی با لباسهای کوردی و شاد و صدای موسیقی شاد کوردی و مردانی با نقاب سیاه و اسلحە بە دست.
    نوروز یک روز ملی و حتی فراتر از مرزهای این کیان سیاسی است. مخالفت و ممانعت فقط نفرت و تنفر را افزایش میدهد. ممکن است گفتە شود با نوروز و برپایی مراسم جشن و پایکوبی مشکلی نیست اما ربط دادن آن بە احزاب سیاسی مشکل دارد. من هم معتقدم نوروز را نباید و نمیتوان بە یک ایدئولوژی سیاسی تقلیل داد اما وقتی احزاب اپوزیسیون کورد همگی بە برپایی مراسم نوروز دعوت میکنند و تمام تلاش مردهای نقاب پوش در ایجاد محدودیت است البتە کە مردم شادی را ترجیح میدهند.
    @muxtarzarei

     
  19. داوود فرهادپور

    ” حمایت از کالای ایرانی ” دم خروس را باور کنم یا قسم حضرت عباس را

    شعار امسال ، حمایت از کالای ایرانیست! کدام کالای ایرانی، تا آنجایی که ما میدانیم تمامی شرکتهای بزرگ مثل کارخانجات ارج و آزمایش و نساجی مازندران و چیت سازی تهران و ….. یا ورشکسته شده تا تولیداتشان متوقف شده اند، بهتر نبود بجای شعار حمایت از کالای ایرانی، شعار حمایت از تولید کنندگان ایرانی و باز گشایی کارخانجات تعطیل شده را برای سال 97 انتخاب میکردند؟
    تا اراده دولت و حکومت، و وضع قوانینی در حمایت از تولید کنندگان و مصرف کنندگان داخلی نباشد، راه بجایی نخواهیم برد.
    از یک طرف میگویند حمایت از کالای ایرانی، اما میبینیم امامان جمعه و وزراء دولت و مدیران کل با آخرین مدل اتومبیلهای خارجی در کلانشهر ها و کاهی هم در شهرستانهای کم جمعیت، تردد میکنند و به ریش ملت میخنددند، و اگر پرسشی هم از آنان شود، میگویند، به مکانهای مین گذاری شده قدم نگذارید که پاهایتان قلم میشود، با این افکار پوسیده و ارتجاعی میخواهیم از کالای ایرانی حمایت کنیم.
    بهتر نیست در عمل اثبات کنیم؟! بیائید تمامی اتومبیلهای ساخت کشورهای اجنبی را از امامان جمعه بگیرید و خودرو ملی به آنان بدهید، اینگونه است که مردم به شعارها اعتماد کرده و خود نیز سعی در خرید کالای وطنی و حمایت از تولیدات ایرانی میکنند، مردم باید دم خروس را باور کنند یا قسم حضرت عباس ( ع ) را.

    داوود فرهادپور

     
  20. جناب نوریزاد
    نسل جدید اجازه میدهد که این فنر هرچه بیشتر فشرده شود تا زمان ازادی بیشتری را تجربه کند
    عباسیان
    پایان حکومت 1258واغاز حکومت صفویه 1501 میلادی
    اغاز صفویه 1135وپایان قاجار 1304 شمسی
    حکومت پهلوی 1304تا 1357
    700سال حکومت دینی به 240 سال حکومت غیر دینی بعد عباسیان منجر شد که دوباره 370 سال حکومت دینی بعد تیموریان تا کنون این فنر را با 40 سال حکومت شیعی جمهوری اسلامی بسیار فشرده تر کرد شاید شراکت در حکومت برای روحانیت شیعی در 330 سال قبل جمهوری اسلامی بسیار بنفع ایشان بود ولی سیاست قدرتهای جهانی و نخبگان ایرانی(امثال شما وجناب شایگان و قطب زاده وبنی صدر وبازرگان و…در بین انها نبودید) به این سمت وسو رفت که امام (ره)مسیر شراکت را به ولایت فقیه تغییر دهد خب این فنر سخت در حال فشرده شدن است !!!البته با ورود اصلاح طلبان شاید نظام بدنبال گشایشی در فشار وارده بود ولی سیاست یک بام ودوهوای اصلاح طلبان از یک طرف و از طرف دیگر عملکرد رقبای قدرت در قرار دادن انها مقابل مردم باز این فنر را فشرده نگاه داشت و البته من هنوز به جناب روحانی امید دارم که کلیدش را بهتر بکار گیرد !!!

     
  21. درود بر شما. یادم اون اوایل که اوباما امد سر کار شروع کرد به سرصدا کردن و بر علیه حکومت اخوندی شعار محور شرارت سر دادن و جمهوری اسلامی را گذاشتن در یکی از محورهای این شرارت. ولی در اخرهای کار اوباما شدن فامیل و شروع به خوش وبش کردند و نشستن روبروی هم در کمال ارامش قهوه نوش جان کردند و کار تا جای پیش رفت که حتی پول تو جیبی اخوندها را هم با جت خصوصی واسشون فرستاد و این وسط همه به ریش ملت ایران خندیدن. الان نوبت ترامپ شده که همان سیاست را دنبال کند و در بوق و کرنا نام جمهوری اسلامی را بعنوان شرور فریاد بزند تا کشورهای مثل عربستان از بیم ایران هرچه دلار نفتی دارند دو دستی به پرزیدنت بدهند تا موشک و سلاح جنگی انبار کنند. دست اخر هم این سریال تکراری که چهل سال از عمر ان گذشته تکرار خواهد شد، و خدا میداند که به بهانه کدام موضوع با هم پشت یک میز مینشینند و این وسط سری که بی کلا خواهد مانند سر ملت ایران است.نمیدونم ما مردم باید خودمان را نفرین کنیم که زود خام میشویم یا دشمنانمان را نفرین کنیم که هنرپیشه های خوبی هستند.این وسط شکم ایران و ایرانی با همه ثروتش کرسنه خواهد مانند و تنها رنگی که نخواهد دید رنگ ازادیست.

     
  22. جناب نوری زاد
    ایرادی نداره که من این نوشته را تقدیم کنم به سیدمرتضی و مصلح و همه روحانیون و آیتالله و مرجع ها؟

    ——————-

    شفافیت برای همه است، از جمله مجلس
    محمد فاضلی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی.

    سازوکار سیاست باید به گونه‌ای باشد که سیاستمداران احساس کنند هر تصمیمی که می‌گیرند، بالاخره باید یک جایی، دیر یا زود، برای آن پاسخ‌گو باشند. هیلاری کلینتون زمانی که سناتور بود به جنگ با عراق توسط دولت بوش پسر رأی مثبت داد. آراء سناتورها در آمریکا ثبت می‌شود و معلوم است که هر سناتوری به هر مصوبه یا قانونی، چگونه رأی داده است. این رأی مثبت سال 2002 چهارده سال بعد یقه خانم کلینتون را گرفت و مجبور شد در انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 بگوید «حمایت از جنگ عراق بزرگ‌ترین اشتباه سیاسی من بود.» وی در کتابش می‌نویسد: «همه سناتورهایی که در آن جلسه سال 2002 حضور داشتند آرزو می کنند ای کاش به قطعنامه جنگ عراق رای مثبت نمی دادند؛ دوست دارم به همه مادران، فرزندان و زنانی که عزیزان خود را در این جنگ از دست دادند نامه بنویسم و بگویم اشتباه من و دیگران بسیار گران و دردناک تمام شد. … اگر اطلاعات دقیق تر و بهتری داشتم می توانستم بهتر تصمیم بگیرم.»
    این اعتراف و پرداختن هزینه آن، نتیجه شفافیت در ثبت آرای نمایندگان مجلس آمریکاست. هیچ نماینده‌ای نمی‌تواند بعدها که نتایج منفی تصمیمات روشن شد، ژست اپوزیسیون بگیرد و بگوید «من می‌دونستم، من که بهتون گفته بودم این تصمیم بدی است.» آراء ثبت می‌شود و هر نماینده باید پاسخ‌گوی تصمیم خودش باشد.
    این سازوکار شفاف در ایران تا حدودی در دولت وجود دارد. تصمیم‌ها و اقدامات توسط دولتی‌ها اتخاذ می‌شود و مشخص است که کدام وزیر درخصوص احداث یک جاده، خرید هواپیما، صندوق‌های بازنشستگی، انتقال آب، ساخت سد، مذاکرات برجام، طرح تحول سلامت و … چه تصمیمی گرفته است. همین شفافیت نسبی است که اجازه می‌دهد وزرا برای سؤال یا استیضاح به مجلس فراخوانده شوند و در افکار عمومی نیز از آن‌ها سؤال شود و هر شب چند مدیر دولتی برای پاسخ میهمان تلویزیون باشند.
    اما سازوکار آشکارسازی آراء در مجلس شورای اسلامی حاکم نیست. این بدان معناست که نماینده می‌تواند در ابهام کامل، به برخی مصوبات و قوانین رأی مثبت دهد و یک ساعت بعد جلوی دوربین‌های خبرنگاران و برای کسب رضایت افکار عمومی، ژست مخالف بگیرد و بقیه را متهم کند. نمایندگان می‌توانند بودجه‌ای ناقص، بدون منابع کافی، بدون ملاحظات توسعه پایدار را تصویب کنند، و به دلیل همین بودجه ناکارآمد، دولت و وزرا را مؤاخذه نمایند. نمایندگان می‌توانند در امنیت کامل ناشی از پنهان بودن رأی‌گیری، هر قانون یا طرح ضدفساد را تصویب نکنند و به آن رأی منفی بدهند، و بعد یقه دولت را برای گسترش فساد بگیرند.
    نمایندگان می‌توانند به بودجه تخصیص‌یافته به ساخت هر سد، انتقال آب، پتروشیمی، فولاد، توسعه کشاورزی و سایر اقدامات عمرانی نامناسب از نظر محیط‌زیستی در حوزه انتخابیه خود رأی مثبت بدهند و بعد ژست توسعه پایدار بگیرند و به خاطر تخریب منابع محیط‌زیستی، وزرا را برای سؤال و استیضاح به پای میز مؤاخذه بکشند. اختیار رأی پنهان دادن و هم‌زمان اختیار داشتن برای مطالبه شفافیت از دولت، يک تناقض آشکار است. البته دولت باید شفاف و پاسخ‌گو باشد، اما این شفافیت به همان اندازه و بیشتر برای مجلس ضروری است. مجلس قانون‌گذار است و شفافیت در قانون‌گذاری که قاعده اداره جامعه را تعیین می‌کند، ضروری‌تر است. اگر دنبال پاسخ‌گویی، شفافیت و اصلاحات هستیم، از اصلاح آئین‌نامه‌ و قواعد حاکم بر مجلس، و الزام به آشکار شدن رأی‌ نمایندگان در هر تصمیمی، آغاز کنیم. سعی کنیم به اندازه کنگره آمریکا شفاف باشیم. مجلس، اصلاح کشور را از خودش شروع کند؛
    من آقایان علی مطهری، مسعود پزشکیان، محمود صادقی و محمدرضا عارف را به چالشی درباره توضیح این‌که چرا تاکنون اقدامی برای آشکار و شفاف شدن رأی نمایندگان مجلس، انجام نشده است دعوت می‌کنم. #چالش_رأی_آشکار_نمایندگان_مجلس.

     
    • با تشکّر از ابراهیم گرامی بابت تقدیم این نوشته،البته لمّ اصلی رای مخفی در مجلس یا هر جای دیگر این است که شبهه دسیسه،تقلّب،فشار و شانتاژ و چیزهایی از این قبیل درکار نباشد و رای دهندگان بتوانند با اختیار و آزادی کامل به چیزی که به آن گرایش پیدا کرده اند رای مثبت یا منفی دهند،اما بنظرم اصل این پیشنهاد قابل توجه و جالب است که باید جوانب مختلف آن کارشناسی شود،مثلا در این نکته باید تامل کرد که ممکن است تفاوت ماهوی وجود داشته باشد بین مسئولیت ها و تصمیمات خاص و سرنوشت سازی که یک رئیس جمهور مثل خانم کلینتون می گیرد و باید طبعا مسئولیت پیامدهای حقوقی،اقتصادی و موارد دیگر آنرا بعهده بگیرد و بین تصمیماتی که برآیند تصمیم جمعی حاصل از تجمیع آراء نمایندگان یک مجلس است،چون ممکن است چنین تبعات مترتب بر تصمیمات مربوط به وظائف کاری،افراد را از مسئولیت پذیری اعراض دهد،ضمن اینکه اینطور که در این نوشته وصف شده است رئیس جمهوری امریکا فقط یک پوزش خواهی لفظی کرده است،اگر فی المثل استارت جنگ با عراق تبعات و خسارات جانی و مالی فراوانی به مردم عراق و حتی خود امریکائی ها وارد کرده باشد صرف پوزشخواهی لفظی خانک کلینتون چه مشکلی را حل خواهد کرد؟!
      از این جهت بنده بنظرم می رسد معیار تبعات کارهایی که مسئولان یک کشور در هر سطح باید بعهده بگیرند باید منحصر در این باشد که کجا تخلّف از قوانین و مقررات در حیطه وظائف خویش کرده اند،هرجا تخلّف از قانون،یا مقررات یا الزامات حقوقی و مشورتی صورت گرفته مورد تعقیب و سوال قانونی باشند،بنابر این ثبت و ضبط و شفافیت آراء نمایندگان اگر برای بررسی تخلفات از قانون باشد امر خوبی است.

       
  23. دکترازکانادا

    جناب نوری‌زاد سلام،

    می‌خواهم توجه شما و دوستان را به‌طور سربسته به نکته‌ای جلب کنم.

    تشکیلات سدسازی و اتوبان‌سازی سپاه، در پی معضلات ریشه‌ای که با اقدامات خود برای مملکت ایجاد کردند، رفته‌رفته کارش رو به کسادی رفت. با داشتن سرمایه‌ی عظیم و ماشین‌آلات عجیب و غریبی که عمدتاً از چین وارد کرده‌بودند، چندسالی است برنامه‌ی دیگری را در دست اجرا گرفته‌اند که چندان جلب توجه جامعه را نمی‌کند و همه دارند از کنار آن آسان می‌گذرند و حتی به‌به می‌کنند! این همان غفلت بزرگی است که پر دوران سدسازی‌ها وجود داشت و تحت‌تأثیر تبلیغات، همه کف‌می‌زدیم. این فعالیت جدید نیز مانند سدسازی‌ها، چندسال دیگر خسارت سنگین‌اش روشن خواهد شد: «پل‌سازی»!

    پل‌سازی‌هایی به طور وسیع در شهرها و استان‌های مختلف در جریان است که آغاز آن از زمان شهرداری سردار قالی‌باف بود،.مضرات بسیار زیادی از این پل‌سازی‌های غیرضروری و یا فاقد کارشناسی کافی حال رخ‌دادن است که متخصصین ما، ساکت و نظاره‌گر مانده و جرأت یا فرصت اظهارنظر ندارند. خوب است این هدررفت عظیم سرمایه‌ها که توأم با لطمه‌ی شدید به نماهای شهری، نابودی فضاهای سبز، تغییرات نامطلوب مهندسی ترافیکی، ضعف‌های اسکلتی، مشکلات معماری، نابخردی‌های لند اِسکِیپ، ناهماهنگی محیطی،… انجام می‌شود، مورد ارزیابی و اطلاع‌رسانی قرار گیرد.

    بودجه‌های هنگفت استان‌ها با روش‌های ناجوانمردانه‌ی رانتی در حال تخصیص به شرکت‌های وابسته به سپاه است و خیابان‌های ساده و مسیرهای زیبا و مناسب بسیاری از شهرها، بدون هیچ ضرورتِ جدی و کارشناسی اصولی، در حال تخریب و عَلَم‌شدن ستون‌ها و سازه‌های بتونی بی‌قواره است.

    علاوه بر همه مضرات و لطمات این کار، در آینده‌ای نه چندان دور که بخواهند این بناهای زائد را جمع کنند، چه بودجه‌های بزرگ و لطمه‌های محیط زیستی در انتظار کشور ماست!

    بااحترام

     
    • جناب دکتر از کانادا ،ضمن سلام به شما،باید عرض کنم با اینکه در کانادا هستید اطلاعات خوبی از پلها و سدها و روند سد سازی و پل سازی در ایران دارید بطوریکه ما که در ایران هستیم و از نزدیک پلها یا سدها را می بینیم یا روی پل ها تردد می کنیم باندازه شما اطلاعات نداریم! در هر حال پل یا سد که می سازند لابد با نظارت کارشناسان و مهندسان احداث می شود و اینطور نیست که فقط عمله ها اقدام به این کار کرده باشند،بنظرم شما در ارزیابی مسائل ایران آنهم از راه دور ،نگرشی سیاسی به مسائل دارید ،جای سوال از شماست که بالاخره پل سازی و سد سازی در این کشور باید انجام شود یا انجام نشود؟! اگر انجام شود منتقدینی مثل شما اینگونه اما و اگر می کنید و اگر نکنند یا برخی از آن بی خبر باشند شاهد رویکردهایی مثل رویکرد مدیریت محترم این سایت هستیم که همچون سوفسطائیان که خودشان وجود دارند و وجود و هستی و آثار هستی را دور و بر خود وجدان می کنند در عین حال نفی هستی می کنند و جهان را هیچ در هیچ می دانند،ایشان نیز هرقدر هزینه شود و پل ساخته شود و سد بندی شود یا راه سازی شود مایلند همینجوری همه چیز را نفی کنند و با عینک بد بینی تنها دست روی نکرده ها بگذارند و کرده ها و دستاوردها و حتی استقلال سیاسی جمهوری اسلامی یعنی کشور خود را با اوهام یا امور نامربوط نفی کنند.نمیدانم این چه حکمتی است که برخی فقط عادت دارند ایران ایران کنند برای نفی اسلام و بجای یاری رساندن یا نقد مصلحانه فقط بلدند نق بزنند و زحمات دیگران را نادیده بگیرند.

       
  24. آرش کمانگیر

    گفتگوی یک مسلمان با یک کافر:
    مسلمان:
    من الان تو را یافته ام و تو الان در مقابل من دو راه بیشتر نداری:
    یا کشته شوی یا بیای با خفت و خواری به من جزیه بدهی
    … (191 بقره ، ایه 29 سوره توبه)
    کافر:
    خوب من با تو کاری ندارم تو به من چی کار داری؟
    مسلمان:
    اگه من تو رو به هلاکت برسانم خداوند با من است و از سوی خداوند پاداش خواهم گرفت
    (سوره توبه 123)
    کافر:
    اگه من تو رو به هلاکت برسانم چی؟
    مسلمان:
    تو منو به هلاکت نمیرسانی بلکه شهید خواهی کرد و اگه من شهید بشم خداوند باز هم به من پاداش خواهد داد
    (ایه 4 سوره محمد)
    کافر:
    حالا نمیشه بدون جنگ و خونریزی در کنار هم زندگی کنیم؟
    مسلمان:
    با تو کافردر یکجا زندگی کنم؟ ابدا, کفار نجس هستند
    (ایه 28 سوره توبه)
    در ضمن وقتی تو رو به هلاکت برسونم مال و اموال تو بعلاوه زن تو برای من میشه جزو غنیمت و به من حلال میشه
    (سوره نسا 24) *حلال شد بر شما زنان شوهردار اسیر شده*
    (سوره فتح ایه 19) *و غنيمتهاى فراوانى خواهید گرفت*
    کافر:
    این چه عقایدیه چه دینیه داری اخه؟
    مسلمان:
    خوب وقتی بکشمت پاداش از خدا که میگیرم ، زنت هم واسه من میشه اموالت هم به نام من میشه ، تازه اگه منو بکشی باز میرم بهشت حوریها واسه من میشه با نعمتهای دیگه بهشتی
    دینمو چرا عوض کنم؟
    ***
    پرسش: واقعا چه وعده ای از این بهتر میشد به اعراب داد تا اسلام بیاورند؟ اینکه در مقابل دگراندیشان چه بکشی چه کشته شوی پاداش خواهی گرفت. اگه تا دیروز قتل و غارت میکردی به همان کارت ادامه بدهی و فقط واژه غارت را با غنیمت تغییر بدهی به حکم الله.

     
    • آرش کمانگیر افسانه ای! چرندیاتی را سرهم کردی و بخورد خلق الله دادی!
      آیات و تعبیراتی که به آنها اشاره کرده ای مربوط به تقابل ،ضدّیت،بلکه تهاجمی بوده است که مشرکان جزیره العرب نسبت به پیامبر و دین تازه ایجاد کرده بودند و قصد نابودی پیامبر و اسلام را داشتند و با شکنجه و اذیت پیامبر و مسلمانان در مکه آنها را مجبور به خروج از مکه و هجرت بمدینه کردند و جنگهایی را به پیامبر تحمیل کردند از جملهدر جنگ احزاب که همه احزاب و طوائف مشرکان حجاز بر محاصره و کشتن پیامبر و مسلمانان متحد شدند وگرنه پیامبر اسلام حین ورود به مدینه با کفار اهل کتاب (یهود و نصاری) صلح کرد و آنانرا در انتخاب دین آزاد گذاشت،ضمنا کفار اهل کتاب بفتوای نوع علمای شیعه و بیشتر علمای اهل سنت نجس نیستند.
      اگه گفتین آرش کمانگیر سایت نوریزاد که سواد و درک درستی در خوانش و فهم آیات قتال ندارد کیست؟! همان هفت خط معروف سایت که هرروز با نامی جدید خودنمائی می کند!

       
  25. محمد نوری زاد

    یازده پرسش از اصلاح طلبان

    پرسش دهم:
    می شود بگردید و بگردید و تنها و تنها یک مورد – و نه بیش – بله یک مورد از درستی ها و شایستگی های جمهوری اسلامی را برای ما شماره کنید؟ یک مورد. و نه بیش. می شود؟ اگر شما این یک مورد را برای ما وابگویید، ما آنقدر به همان یک مورد خیره خواهیم ماند تا مگر در آن، هموزنی برای همه ی فاجعه ها و زشتکاری ها و فریب ها و دروغ ها و بی خردی های جمهوری اسلامی پیدا کنیم و بخود بقبولانیم که: ای بسا این همه خسارت و هستی روبی های نظام برای این بوده که همین یک مورد برآورده شود! این یک مورد را برای ما بر می شمرید؟

    امضاء کنندگان:
    – دکتر مصطفی بادکوبه ای ( مولانا پژوه و شاعر – تهران)
    – گیتی پور فاضل ( وکیل – نویسنده و منتقد – وکیل خانواده ستار بهشتی و…- تهران)
    – محمد کریم بیگی و شهناز اکملی ( پدر و مادر مصطفی کریم بیگی که در عاشورای سال 88 به ضرب تیر مستقیم مآموران از پای در آمد – تهران)
    – گوهرعشقی – مادر ستار بهشتی ( کارگر وبلاگ نویسی که در زندان بدست مأموران کشته شد – تهران – رباط کریم)
    – دکتر محمد ملکی (نخستین رییس دانشگاه تهران و فعال مدنی – تهران)
    – محمد نوری زاد ( نویسنده و کارگردان و فعال مدنی – تهران)
    – مجتبی واحدی ( روزنامه نگار – آمریکا)
    https://t.me/MohammadNoorizad/16241

     
  26. آقا سید مرتضی
    درود
    با این لحنی که شما داری با مخالفان منجمله با نوری زاد صحبت می کنی من دارم به روزی فکر می کنم که اختیار اعدامها در دست شما باشه مهلت به نوری زاد نمی دی سرضرت از چوبه دار می فرستیش بالا ما این تحمل اجباری شمارو می گزاریم بحساب فضای مجازی که فعلا افتاده وسط سفره شماها و چاره ای ندارین بچز تحملش به این عکس نگاه کنین بعدش از رهبرتون بپرسین خرید کالای ایرانی معنیش چیه؟ مرسی

     
    • آقای جورابچی،درود و تبریک نوروز،لحن من با نوری زاد چطور است؟ من با ایشان و هرکس دیگری که مودبانه گفتگو می کند گفتگو می کنم،و مطابق با لحن گفتار طرف گفتگو با او صحبت می کنم،ضمنا بنده اگر هم اختیاری بدستم باشد یا تصدی امری بعهده من باشد اهل اعدام مخالفی که بدون اهانت،افتراء و تهمت گفتگو می کند نیستم و آزادی مخالف را پاس می دارم،اعدام در اسلام هم مربوط به مجازات هایی خاص از جمله قصاص نفس در قتل عمد،یا ترور و قیام مسلحانه و چیزهایی از این قبیل است و من نه تنها خواستار اعدام یا نابودی جناب نوریزاد نیستم بلکه خواهان بقاء و سلامت ایشان هستم و تنها ایشان را در برخی رویکردها و تفکرات و تعبیرات در نوشته ها و گفته ها تندرو و خاطی می دانم،اگر دقت هم کرده باشید و از قدماء این سایت باشید من قبلا فقط با کامنت گذاران سایت گفتگوی انتقادی متقابل داشتم و ایشان تلاش می کرد با بی طرفی فقط مشوّق بودن و گفتگوی من باشد منتها اخیرا چون ایشان تقریبا بدون استثناء ذیل نوشته های بنده پانوشت می زنند و بنده هم متقابلا مطابق لحن و منطق گفتار ایشان پاسخ می دهم این برای شما چشمگیر شده و موجب تخیلات و توهماتی برای شما شده است وگرنه بنده در دوستی (علیرغم تفاوت عقیده آشکار) خواه در فضای مجازی خواه در زندگی عادی با دوستان خود اعم از موافق و مخالف کما فی السابق پایدار هستم،شما هرچه بذهن اتان آمد را صحیح مپندارید.

       
  27. خدا خود و پدر و هفت جد و آباد محمدرضا شاه رو بیامرزه که با درایتش دست این موجودات رو بعد از ۱۴۰۰ سال بر ما رو کرد.

    آقای بی نیاز (داریوش) کتابی نوشته درباره دین مبین اسلام که دیگه چیزی از مبین بودن اون باقی نذاشته. https://mamnoe.wordpress.com/
    اگه محمدرضا شاه نرفته بود و با زور و قدرت غائله ۵۷ رو تموم کرده بود این استخون تا ابد لای این زخم میموند. به عنوان مثال دیگه کسی چون آقای بی نیاز نمیرفت تحقیق کنه که این داستان از کجا و چهگونه آغاز شد. و خیلیهای دیگه هم این راه رو رفتن و این دروغها رو کردن. …(سه نقطه از مش قاسم)ها فردوسی و حافظ و سعدی ناصرخسرو (با پوزش از همه بزرگان دیگر) نخوندن یا اگه خوندن نفهمیدن، ولکن دو صفحه از حاجی مارکس و حاجی انگلس و حاجی استالین و حاجی مائو و برادر فیدل و برادر چه ناگوارا و خس و خاشاکی امثالهم خوندن و این بلا رو به سر ملت آوردن.

    شاید که بعضی از افراد نه تنها دنبال رو کردن این جفنگیات نمیرفتن، بلکه در شان و منزلت اون اولی کتابها مینوشتن که ای ملت اگه شاه گذاشته بود اون اولی بیاد این مملکت گل و بلبل میشد و دولتش سرآمد همه دولتهای دنیا! همه این منقلابیون میشدن بزرگان این خاک و بوم تا ابد، هر کدومشون یه امام حسین.

    درایت اون بود که بزاره اینا بیان و اون سفره باز نشده باز شه که ملت ببین توش مشک و عنبر نبوده بلکه مواد بوگندو و فاسد که ۱۴۰۰ سال با دروغ و نیرنگ چهره اصلیش پنهان پنهان شده بود.
    =======================================
    حاج مم رضا اخوی حاج ممد فریبا: ایرانیان مردم کره شمالی نیستند که بگوییم اشکنه بخورید.
    مش قاسم: حالا هی یه عده به من میپرن که میگم حکومت اسلامی کره شمالی. مزرعه حیوانات هم همینه که این یارو که در راه رهبر شدن خوک بزرگ مجاهدت کرد میتونه این حرف رو بزنه. به حکومت اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات خوش آمدید.

     
    • مش قاسم،تصادفا بعکس تصور شما ،برخی معتقدند این پدر و پسر در کمال بی درایتی با هجمه به روحانیت شیعه و حوزه های علمیه باعث تحریک آنها و بدنبال آن تحریک عموم مردم ایران و پیدایش انقلاب اسلامی شدند! بطور مثال اگر محمد رضا درایت درستی داشت اجازه نمی داد در برخی روزنامه ها از روحانیت شیعه به “ارتجاع سیاه” تعبیرشود یا با پذیرش ننگ کاپیتولاسیون و برگزاری جشن های دو هزار و پانصد ساله باعث تحریک و قیام مرحوم آیت الله خمینی قدس سره شود! از این جهت می توان اینطور تعبیر کرد که خدا این پدر و پسر را بیامرزد و بجهنّم نبرد چون یکی از عوامل مهم پیدایش انقلاب اسلامی ایران و جوشش -بقول تو- منقلابیون شدند تا الان مش قاسم را مجبور کنند گوشه این سایت هی زور بزنه ولی نتیجه ای جز خستگی نگیره!

       
  28. آرتین ایران

    سلام بر ناظران گرامی
    “شما را به مقام انسانیت میرسانیم.اینها شما را منحط کردند.اینقدر دنیا را پیش شما جلوه دادند که خیال کردید همه چیز این است.ما هم دنیا را آباد میکنیم و هم آخرت را. یکی از اموری که باید بشد همین معناست که خواهد شد. این دارایی ها از غنائم ملت است و مال ملت است و مستضعفین.من امر کرده ام که به مستضعفین بدهند و خواهند داد. و پس از این هم تغییراتی دیگر در امور خواهد حاصل شد.لکن قدری باید تحمل کنید.به این حرفهای باطل گوش نکنید.اینها حرف میزنند.ما عمل میکنیم.”
    http://melliun.org/iran/160409
    دیگران اگر حرف زدند تو….
    پاینده باد ایران و ایرانی

     
  29. اقای نوریزاد عصر امروز بکی از دوستان به دیدن من امده بود متنی را در ای پدش به من نشان داد که مصاحبه اقای دکتر ولایتی با خبر گزاری فارس بود ایشان فرموده بودند که امامزاده ها در شفا دادن بیماران یکسان نیستند بلکه هر امامزاده بیماری خاصی را شفا میدهد واین مطلب در طب سنتی ما سابقه دارد وبایستی انراروشمند کرد وقرار است ایشان با کسانیکه از طریق امامزاده های مختلف شفا یافته اند تماس گرفته ودر اینده تخصص امامزاده ها را تعیین کنند (نقل به مضمون چون ازاین مطلب یادداشت بر نداشه ام) اگر این موضوع صحت داشته باشد باید وقتی تحصص ها مشخص شد در نظام پزشگی ثبت شده برای امامزاده ها شماره تعیین شود بعد ببینیم که حق عضویت نظام پزشگی انان را متولی ها پرداحت کنند یااوقاف ویامعاف از حق عضویت میشوند امیدوارم این یک طنز باشد

     
    • پ چرا خودشون بجای شفا گرفتن ا امامزاده های درمونبخش و متخصص میرن سراغ پزشکای متخصص آلمانو انگل یس. همین چن وخ پیش یکیشون رف آلمان که با اعتراض حقوق بشریای آلمان فرار کرد اومد ایرون. ای که گردنای کلفتشون بسته به ضریح امام سیزدهم

       
    • امی گرامی اگر ممکن است لینک مصاحبه ولایتی با فارس را ارائه دهید ما هم ببینیم ایشان چه گفته است.

       
  30. https://www.youtube.com/watch?v=C_iYh7xi4RM

    ریش‌خند: سلطان غم کیم کارداشیان!

    شبیخون فرهنگی کیم کارداشیان به میهن اسلامی با هوشیاری ماموران امنیتی ناکام ماند. آنها موفق شدند در همین ارتباط خوشگل جنتلمنی را بازداشت کنند که در ادامه اعترافات او را درباره کیم و مدل‌های اینستاگرامی می‌بینید. هرگونه شباهتی میان فرد معترف و علیرضا رضایی کاملا اتفاقی است

     
    • بیچاره مزدک! دلتو توی غربت به این مزخرفات خوش کن تا اجلت بسر آید! قبلا نوشته بودی توی آیندگان مطلب می نوشتی،چی می شد بیچاره اگر چیزی بلد هستی بین هم میهنانت می ماندی و به آنها و کشور خدمت می کردی تا به مزخرف گوئی و بی وطنی در غربت مبتلا نشی! نمیدانم این بیت از کیست که قدیمها می شنیدم،ولی تو حقیقتا مصداق بارز و غیر قابل تردید این بیتی که میگه : “نه در غربت دلم شاد و نه رویی در وطن دارم”!
      البته ممکنه در غربت دلت بمزخرفات امثال علیرضا رضائی ملحد بدبخت شاد بشه و از این طریق لحظاتی خودتو از افسردگی نجات دهی اما حقیقتا رویی (آبرویی) در وطن نداری، از این جهته که مایلی هرچند با دست بدامان ترامپ شدن هم باشه رویی برای بازگشت بوطن پیدا کنی،اما بهرحال وطن جای خائنان وطن فروش نیست حتی اگر جمهوری اسلامی سقوط کنه .

       
      • هی سید!! مشکل تو و این بچه مزدک بجایی رسیده که نه اینوری نه اونوری هیچکدوم دوست ندارند سر به تن هیچکدومتون باشه!!! ضمناً غلطهای زیادی!!! مگه این پسره مزدک خارج نشینه!!!! پس چرا هی بق بقو می کنه که بچه داره و نمی تونه!!!! نکنه برای وضع حمل مثه مهناز افشار رفته اونور آب وگرنه به گروه خونیش مبارز و این حرفا که نمی خوره!!!! در مورد این شعر هم که سرودی من یه چیزی برات بگم!! بچه که بودم پیش خودم می گفتم چطور ممکنه یه آدم دست به کارایی بزنه که هم چیزی تو این دنیا نداشته باشه و هم چیزی توی اون دنیا نداشته باشه!!! بزرگتر که شدم از امثال تو بیزاری جستم…………. بزرگتر و بزرگتر از قبل شدم و سبیل و مویم رو به سفیدی گذاشت دست به کارایی زدم که فکرش را نمی کردم و همه و همه بخاطر تنفر از امثال تو وجمهوری اسلامی و کارهایی که کردید و می کنید بود!!! پیش خودم گفتم اگه اون دنیا هم باشه من به این دنیا می چسبم که اون دنیا با اراجیف امثال تو لطفی نداره!!! هر چند توی این دنیا هم سرانجامی نداشتیم!!! بقول صمد آقا گور بابای اون دنیا ما می خوایم توی این دنیا خوش باشیم!!!! بی تعارف بگم همیشه فکر می کنم بیشتر مردم ایرون جن زده شده اند که هم باعث نفرت هستند و هم اینکه فرد را وادار به انجام اعمالی می کنند که در بچگی هم به خواب نمی دیدیم!!! چیزایی توی زندگی دیدم که امثال تو و مزدک ندیده اید پس به اون چیزایی که بهم حواله می کنین خوش باشین که آخر و عاقبت هم تو هم اون بچه از حالا مشخصه!!!

         
  31. عالیجناب ترامپ! بالاغیرتا به جان بولتون بگویید مجاهدین خلق را روی دوش ما سوار نکند!؛ /// ف. م. سخن

    در خبرها آمده است که:
    جان بولتون، به جای هربرت مک مستر، رییس شورای امنیت ملی امریکا می شود.

    مبارک است ان شاءالله! ما همین جوری پیش پیش این انتصاب فرخنده را به ایشان و عالیجناب ترامپ، رییس جمهور ایالات متحده ی امریکا تبریک عرض می نماییم.

    فقط یک نکته ی کوچولو در این میان هست که به ما ایرانی ها مربوط می شود و آن روابط حسنه ی جناب بولتون با مجاهدین خلق و بانو مریم رجوی ست.

    البته هنوز آشی که برای ایران پخته شده، کاملا جا نیفتاده، و آن چه می گوییم فقط حدس و گمان است ولی حدس و گمان های ما، بر اساس تجارب چند دهه ی اخیر، اگر نگوییم همگی، دستکم بخش اعظم اش صورت تحقق پیدا کرده است.

    آشِ مزبور، آشِ برداشتن حکومت اسلامی آخوندها، و گذاشتن حکومت اسلامی مجاهدین خلق است. چشم سیاستمداران امریکایی، به هر دلیل مجاهدین را گرفته و آن ها را آلترناتیو خوبی برای آینده ی ایران به شمار می آورند.

    ولی ما خدمت جناب ترامپ عرض می کنیم که این انتخاب از نگاه مردم ایران که به دنبال ایران آزاد و آباد هستند نه تنها غلط است، بلکه غلط اندر غلط اندر غلط به توان «اِن» می باشد.

    مجاهدین خلق، که بعد از جریانات عراق، در آب نمک آلبانی خوابانده شده اند، اگر بر سر کار «آورده شوند» تنها به یک قصد است:
    سوریه ای کردن و کلنگی کردن ایران. تجزیه ی ایران به بخش های مختلف درگیری و در نهایت تجزیه ی خاک ایران. بدبخت کردن مردم ایران برای چهل پنجاه سال دیگر.

    از ما که گذشت ولی انتخاب جیمی کارتر، ما و کشور ما را به مدت چهل سال به قهقرا برد. البته منافع بسیاری تامین شد و نیک و بد بسیاری نصیب خودِ امریکا گشت. ولی از دیدگاه ما مردم، «آورده شدن» این حکومت با سلام و صلوات امریکایی ها فقط باعث بدبختی و تیره بختی بود.

    آن زمان ف. م. سخن جوان بود و جاهل و چیزی به نام اینترنت نبود که بخواهد نظرش را بنویسد. ولی حالا که سن و سالی از او گذشته و اینترنتی برای نشر نظرش هست دارد صریحا به شما می گوید:
    اگر می خواهید ایران را کلنگی کنید و از لا به لای خرابه های آن نفعی مادی ببرید، انتخاب تان عالی ست، ولی اگر به فکر این هستید که یک مزاحم و موی دماغ جهانی را از بین ببرید و در پی آن مثل آدمیزادهای سالم، نفع مادی و مشروع ببرید، انتخاب تان افتضاح است. رهبران مجاهدین خلق دست کمی از خمینی و بدنه ی مجاهدین، دست کمی از خمینی چی ها ندارند و اگر بر خر قدرت سوار شوند، پیاده کردن آن ها از این خر، به مراتب دشوار تر از پیاده کردن آخوندها خواهد بود که مشهور است، به هیچ وجه پیاده کردنی نیستند.

    حالا این شما و این جان بولتون و آن مریم رجویِ سابقا تروریست و باطنا تروریست. آن هم دیگ آشی که برای مردم ایران بار گذاشته اید. ببینیم چهل سال دیگر این مملکت خراب شده به دست آخوندها به چه صورت در خواهد آمد. که مشهور است، به هیچ وجه پیاده کردنی نیستند.حالا این شما و این جان بولتون و آن مریم رجویِ سابقا تروریست و باطنا تروریست. آن هم دیگ آشی که برای مردم ایران بار گذاشته اید. ببینیم چهل سال دیگر این مملکت خراب شده به دست آخوندها به چه صورت در خواهد آمد.
    http://news.gooya.com/2018/03/post-13198.php

     
  32. هرکی بخواد جوونمرد دوران داش محمد رو بشناسه به این سخن دلنشین با دلو جون گوش بده. چش دشمناش کور گوش دشمناش کر.حق نگهدار داش محمد
    https://www.youtube.com/watch?v=Uv-ws1W-07g

     
  33. این (اعلام خطر میکنم) جناب نوری زاد، توجه مرا بار دیگر به سمت سخنان آیت اله خمینی در مورد هم صنفان خودش یعنی روحانیون، روحانیین، معمم ها یا ملاها معطوف کرد. در دو تاریخ و مکان متفاوت.
    گوشه ای از سخنان آیت اله خمینی در نجف و قبل از انقلاب در مورد آخوندهای مجیز گوی حکومت:
    با مثال زدن یک آخوند دربار معاویه(… اینهان که وضعیت اسلام را بهم زدند و میزنند و لکه دار میکنند. اینها، در این روایت هست که از دینشون به اینها بترسید. بترسید از دینشون از این اشخاص؛ اینها دین رو را از بین مى‏برند. اینهایی ست که جایز است غیبتشون در یک روایتی، در جایی هست که الان یادم نیست که اونجاست، که تهمت هم به اونها، این تهمتی که از گناهان کبیره است در یه همچین مواردی گاهی وقتها جایز میشه، گاهی وقتهام واجب میشد که این آخوند اگر آبرو داشته باشه ساقط بشه در جمعیت. اگر این ساقط نشد در جمعیت، امام زمان را ساقط میکند، اسلام را ساقط میکند. اینو باید ساقطش کرد. اینو جوان هاى ما باید عمامه شو بردارند من نمى‏دونم مُردن این جوان هاى ما در ایران؟ اینو، عمامه اینو باید بردارن. نمیگم بکُشنِش. قابل کشتن نیست. عمامه شو بردارن تو این کوچه ها. چرا مُردن این جوان های ما؟ ما که بودیم اینجور نبود. امثال اینهایی که به اسلام اینجور لطمه هارو دارن وارد میکنن، به اسم فقهای اسلام، به اسم علمای اسلام، دارن اینطور مفسده هارو در جوامع ما ایجاد میکنند. اینها رو مردم موظفند، این جوانهای غیور ما موظفند که اینها را، کتکشون لازم نیست خیلی بزنند (خندۀ حاضرین).لکن خوب عمامه را بردارند نگذارند اینها معمم بیان توی انظار. اینها را عمامه شون رو بردارن نگذارن بیان. این لباس شریف است نباید تن هرکسی باشد. )
    گوشه ای از سخنان آیت اله خمینی در جماران و بعد از انقلاب در مورد آخوندهای عالم که تهذیب نفس ندارند:
    (… اگر تهذیب در کار نباشد، علم توحید هم بدرد نمیخورد. العلم هو الحجاب الاکبر. هر چه انباشته تر بِشد علم، حتی توحید که بالاترین علم است. انباشته بشد در مغز انسان و قلب انسان. انسان را اگر مُهذَّب نباشد از خدای تبارک و تعالی دورتر میکند. باید کوشش بشد در این حوزه های علمیه، چه حال و چه بعدها. کوشش بشد که اینها را مهذّب کنند. در کنار علم فقه و فلسفه و امثال اینها، حوزه های اخلاقی، حوزه های تهذیب باشد و حوزه های سلوک الی الله تعالی. شما میدونید که مرحوم شیخ فضل الله نوری را کی محاکمه کرد؟ یک معمم زنجانی. یک ملّای زنجانی…( تکبیر یکی از حاضرین که از مرحله پرت بوده… و گفتن آقا و اشاره خمینی که خفه شو! )محاکمه کرد… (تکبیر!)…آقا!…محاکمه کرد و حکم قتل را او صادر کرد. وقتی معمم، ملّا، مهذّب نباشد فسادش از همه کس بیشتر است. در بعض روایات هست که در جهنم، بعضی ها، اهل جهنم، از تعفّن بعض روحانیین در عذاب هستند. و دنیا هم از تعفّن بعض اینها در عذاب است…)
    درس 1: غیبت آخوندهای مجیز گوی ولی فقیه (حاکم جائر زمان ) جایز بلکه واجب است.
    درس 2: تهمت زدن به آخوند مجیز گوی ولی فقیه ( حاکم جائر زمان ) جایز بلکه واجب است.
    درس 3: بی آبرو کردن آخوند مجیز گوی ولی فقیه ( حاکم جائر زمان ) جایز بلکه واجب است.
    درس 4: برداشتن عمامه و ساقط کردن آخوند مجیز گوی ولی فقیه ( حاکم جائر زمان ) جایز بلکه واجب است.
    درس 5: کتک زدن ( تا حدی که نمیرد) آخوند مجیز گوی ولی فقیه (حاکم جائر زمان) جایز بلکه واجب است.
    درس 6: آخوند مجیز گوی ولی فقیه (حاکم جائر زمان ) اشاعه دهندۀ فساد بر زمین است و باید آنها را حبس خانگی کرد تا در انظار عموم حاضر نشوند. ( همانطور که گفته شد هر بلایی سرشان بیاورید فقط نکشیدشان چون اینقدر حقیر هستند که حتی ارزش کشتن را ندارند!)
    درس 7: آخوند را فقط آخوند اجازه دارد بکشد و حکم به قتلش بدهد. مثال روشن بلایی که سر شیخ نوری آمد.
    درس 8 : آخوند فاسد و تهذیب نفس نشده مفسدترین فاسد فی الارض است و به او نباید رحم کرد.
    درس 9 : آخوند فاسد و تهذیب نفس نشده بوی گند میدهد و دنیا از بوی گندش در عذاب، پس باید هر چه زودتر ساقط شود.
    – طنز سیاه از زبان خمینی:
    آیا مُردن و از مَردانگی افتادن این جوان های مفنگی، ترسو و بی بخار ما؟ چرا هیچ اقدامی نمیکنن؟ میخواین من از قبر بیام بیرون و یک بار دیگر رهبری شما را به حول و قوه الهی عهده دار شوم؟
    کجان این جوانان غیور و نترس و مدافع راستین ایران زمین و همچنین تک و توک روحانیون اصیل!؟ آیا مردم نمی بینن که امروز از هر صد آخوند 90 تایشان مجیز گوی حاکم جائر زمان هستند و تهذیب نفس نکرده اند و عالم بی عمل هستند و فاسدترین مفسدان؟ و بدتر از همه اینکه حاکم جائر، خود یک فرد معمم است. پس چرا هیچ اقدامی نمیکنید؟
    خدای تبارک و تعالی میشود آیا دوباره مرا مانند اجل معلّق بر سر مردم ایران خراب کنی تا با پشتوانۀ من هم که شده جوانان جانی بگیرند و همگی باهم بریم سراغ خامنه ای و آخوندهای مجیزگویش؟ فقط خلخالی را هم به من قرض بدهی بد نمیشود!من به پشتوانۀ این ملت!…
    = خمینی، زمان شاه از آخوندهای مجیز گوی درباری مینالید و پس از انقلاب از آخوندهایی که تهذیب نفس نکرده اند. من مانده ام مگر داریم آخوندی که مجیز گوی حاکم وقت نباشد، تهذیب نفس کرده باشد و فاسد هم نشده باشد؟ شخص خمینی پس از به قدرت رسیدن نشان داد که منظور او از تهذیب نفس کنندگان همان مجیز گویان خودش بود و دیگر آخوندهای مستقل را بی آبرو و ساقط کرد. نمونه کامل یک عالم با عمل!
    امروز هم حاکم جائر آخوند هست و هم مجیز گوی حاکم آخوند. و نه تنها آخوندها تهذیب نفس نکرده اند بلکه بدنبال رفع حوائج هوای نفس خویش هستند و از انواع سوبسیدها برخوردارند و از وجوه بیت المال استفاده نامشروع میکنند.
    پس به قول شاعر:
    گر حکم شود که آخوند گیرند
    در شهر هر آنکه هست گیرند
    آیا باید بار دیگر منتظر یک رهبر از جنس آخوند باشیم یا خود مردم میتوانند؟ یعنی میشه!؟
    ما مردم ایران یه چهل سالی میشه که مانند اصحاب کهف به خواب رفته ایم.
    شاید سال 1397 سال بیداری باشه!

     
    • غیر از این عبارت :(… اگر تهذیب در کار نباشد، علم توحید هم بدرد نمیخورد. العلم هو الحجاب الاکبر. هر چه انباشته تر بِشد علم، حتی توحید که بالاترین علم است. انباشته بشد در مغز انسان و قلب انسان. انسان را اگر مُهذَّب نباشد از خدای تبارک و تعالی دورتر میکند. باید کوشش بشد در این حوزه های علمیه، چه حال و چه بعدها. کوشش بشد که اینها را مهذّب کنند. در کنار علم فقه و فلسفه و امثال اینها، حوزه های اخلاقی، حوزه های تهذیب باشد و حوزه های سلوک الی الله تعالی. شما میدونید که مرحوم شیخ فضل الله نوری را کی محاکمه کرد؟ یک معمم زنجانی. یک ملّای زنجانی…( تکبیر یکی از حاضرین که از مرحله پرت بوده… و گفتن آقا و اشاره خمینی که خفه شو! )محاکمه کرد… (تکبیر!)…آقا!…محاکمه کرد و حکم قتل را او صادر کرد. وقتی معمم، ملّا، مهذّب نباشد فسادش از همه کس بیشتر است. در بعض روایات هست که در جهنم، بعضی ها، اهل جهنم، از تعفّن بعض روحانیین در عذاب هستند. و دنیا هم از تعفّن بعض اینها در عذاب است…)”.
      که در صحیفه امام ج 13 ص 420 با این مشخصات :
      سخنرانى [در جمع طلاب و دانشجويان (روز وحدت حوزه و دانشگاه)]
      زمان: قبل از ظهر 27 آذر 1359/ 10 صفر 1401
      مكان: تهران، جماران‏
      —-
      آمده است و عبارت آن مرحوم است،باقی عبارات این کامنت در صحیفه امام که مجموعه گفتارها و نوشتارهای ایشان پیش و پس از انقلاب است،وجود ندارد و افتراء به ایشان است،باید ناشناس هفت خطّی که این مزخرفات را جعل یا کپی کرده و به ایشان نسبت می دهد اگر بوئی از انسانیت برده باشد خجالت بکشد،یا ماخذ این مطالب را مستند نشان دهد.

       
    • ( جناب نوری زاد این متن کاملتر است )

      https://www.youtube.com/watch?v=_HSkwy23lus

      جناب سید مرتضی ضمن سلام و تبریک سال نو باید عرض کنم که من از شما نا امید شدم!
      باید اگر ذره ای مرام و مردانگی دارید رسماً عذر خواهی کنید.
      من پاسخ توهین های شما را نمیدهم به سبب سابقۀ دوستی های مجازی.
      باید قبل از پاسخ های ناشی از عدم کنترل هوای نفس و خشم کور، خودتان یک سرچ میکردید.
      (سخنان خمینی در نجف ) به همین سادگی!
      من افتراء میبندم؟ من هفت خط هستم آیا؟ من مزخرف گفته ام آیا؟من جعل کرده ام آیا؟ من کپی کرده ام آیا؟ من بوئی از انسانیت نبرده ام آیا؟ من باید خجالت بکشم آیا؟ شما که سابقۀ تحقیق و تجسس دارید دیگر چرا؟
      توصیه دوستانۀ من به شما اینست که، آزادگی پیشه کنید!
      ممکن است حقایقی در آن کتاب ثبت نشده باشد؟ آیا این امکان از نظر شما در حد صفر است؟
      آیا بسیاری از سخنان و نظرات خمینی که در خلوت و بین خواص گفته شده در آن کتاب موجود است؟ یعنی شما معتقد هستید که خمینی ظاهر و باطنش یکی بود و چیزی برای پنهان کاری نداشت؟ یعنی او معصوم بود و خطایی نکرد؟

       
      • سلام و تبریک دوست ناشناس،پوزش اگر باعث رنجش شما شدم،ببینید مگر من چه گفتم؟تعبیر من این بود که این جملات داخل پرانتز :
        (… اینهان که وضعیت اسلام را بهم زدند و میزنند و لکه دار میکنند. اینها، در این روایت هست که از دینشون به اینها بترسید. بترسید از دینشون از این اشخاص؛ اینها دین رو را از بین مى‏برند. اینهایی ست که جایز است غیبتشون در یک روایتی، در جایی هست که الان یادم نیست که اونجاست، که تهمت هم به اونها، این تهمتی که از گناهان کبیره است در یه همچین مواردی گاهی وقتها جایز میشه، گاهی وقتهام واجب میشد که این آخوند اگر آبرو داشته باشه ساقط بشه در جمعیت. اگر این ساقط نشد در جمعیت، امام زمان را ساقط میکند، اسلام را ساقط میکند. اینو باید ساقطش کرد. اینو جوان هاى ما باید عمامه شو بردارند من نمى‏دونم مُردن این جوان هاى ما در ایران؟ اینو، عمامه اینو باید بردارن. نمیگم بکُشنِش. قابل کشتن نیست. عمامه شو بردارن تو این کوچه ها. چرا مُردن این جوان های ما؟ ما که بودیم اینجور نبود. امثال اینهایی که به اسلام اینجور لطمه هارو دارن وارد میکنن، به اسم فقهای اسلام، به اسم علمای اسلام، دارن اینطور مفسده هارو در جوامع ما ایجاد میکنند. اینها رو مردم موظفند، این جوانهای غیور ما موظفند که اینها را، کتکشون لازم نیست خیلی بزنند (خندۀ حاضرین).لکن خوب عمامه را بردارند نگذارند اینها معمم بیان توی انظار. اینها را عمامه شون رو بردارن نگذارن بیان. این لباس شریف است نباید تن هرکسی باشد)”.

        در صحیفه امام که مجموعه سخنان و مکتوبات ایشان پیش و پس از انقلاب است نیست،البته من این صوت را شنیدم،صدا شباهت به صدای ایشان دارد اگرچه تقلید صوت در زمان ما با تکنیک های تقلید صوت و ابزارها کاملا ممکن است،بحث من در همان نقطه چین های داخل پرانتز است و درس ها و استفاده هایی که شما دنبال آن ذکر کردید یا از جایی کپی کرده اید،ببینید در اول این صوت که من هنوز اطمینان به واقعی بودن آن ندارم بحث از عالمان سوء و علمای درباری است که آبروی اسلام را می برند،چه به عمل خود چه به جعل احادیث و چیزهایی از این قبیل،نام معاویه و علمای زمان معاویه امثال ابوهریره جعّال حدیث و خادم السلطان موضوع گفتار است،باصطلاح علمی “عقد الوضع”این گفتار عالمان سوء امثال ابوهریره هستند،نمی گویم شما که ناقلید اما کسانی که دنبال سوء استفاده اند این “عقد الوضع” یا موضوع مورد بحث یا بتعبیر ادبی مبتدا را حذف می کنند و می چسبند به ذیل مطالب و سوء استفاده های من در آوردی بعنوان “درس1″ درس 2” و غیر دالک،این کلام اگر هم از ایشان صادر شده باشد با توجه به عقد الوضع یا موضوع و مبتدای این گزاره عالمان سوء و غیر مهذب امثال ابوهریره ها را هدف قرار داده است که باید آنها را رسوا کرد،افشاء کرد و عمامه های آنان را بتعبیر ایشان برداشت،بحث اصلا مربوط به زمان ولی فقیه یا ولایت فقیه نیست و فضای بحث فضائی اخلاقی مربوط به پیش از انقلاب است (اگر واقعا این کلمات صادر شده و در نجف صادر شده باشد)،بعد سوء استفاده کنندگان و مخالفان آیت الله خمینی ذیل این مطالب هرچه دلبخواه خودشان هست می نویسند،بحث من این بود که این سخنان در صحیفه امام نیست،ضمنا بنده نگفتم و خود ایشان هم ادعای عصمت نداشتند،اما بگمانم زندگی و تاریخ و سیره ایشان نشان می دهد که ظاهر و باطنش یکی بود چون در ایفاء تکلیف خوفی از احدی نداشت،در واقع خلوتی برای امثال ایشان متصور نیست برای دوگانگی،هرچه مطلب گفته است و نوشته است ایشان،در مرآی و منظر شاگردان،و دوستان و در منبرها و درس ها یا مکتوبات بوده است،پس بحث من بحث عصمت نبوده و نیست بحث جعل در برخی موارد،و تقطیع و تحریف سخن و آنرا از فضا و قرائن مختلف حاکم بر کلام خارج کردن و سوء استفاده است که بارها در این سایت آنرا نشان داده ام.
        معذرت مجدد از شما،عیدتان مبارک

         
        • اضافه می کنم مقصود من از تعبیر هفت خط،کسی نبود جز مهرداد این سایت،من این تعبیر بجا را از دوست غائبی بنام آنارشیست وام گرفتم،چون در این سایت بنده با دو نفر هرگز بصلح نیستم یکی کامنت گذار هفت خطی بنام مهرداد که با نامهای متعدّد آشنا! و نا آشنا، ناشناس و آشناس و چیزهایی از این قبیل می نویسد در عین حال با بدبینی و نقش های پلیسی امنیتی دیگران را مورد اتهام قرار می دهد،دیگری مزدک ملعون این سایت که کاری جز چرند گوئی و فحاشی نسبت به اسلام و مسلمانان ندارد.بنده شما را با مهرداد هفت خط اشتباه گرفتم،مجددا عذرخواهی می کنم،پوزش مرا بپذیرید.حالا دوباره هفت خط مکرر خواهد آمد که :ای قم نشین! و اینجور مزخرفات و جیغ بنفش! مزدک ملعون هم که دیگر رفع القلم است،توهین بمقدسات دینی من نکند تا لعنش نکنم.

           
        • جناب سید مرتضی
          من الان حدود 25 سال است تمام تلاشم این بوده که واقع بین باشم. روزگاری من هم مثل نوری زاد تمام سخنان و رفتار و کردار آیت اله خمینی را وحی منزل میدانستم.
          من در ابتدای متن مورد نظر آورده ام که :
          گوشه ای از سخنان آیت اله خمینی در نجف و قبل از انقلاب در مورد آخوندهای مجیز گوی حکومت:
          با مثال زدن یک آخوند دربار معاویه
          این یعنی اینکه من اشاره کردم به موضوع سخن.
          در مورد متن، من خودم بیش از 20 بار آن سخنرانی را گوش کردم و خودم متن را نوشتم در هیچ کجای اینترنت نمیتوانید نمونه ای بیابید. پس کپی نیست.
          در مورد درس ها:
          همه نتیجه گیری خودم است و هیچ کجا نمیتوانید مانند آن را بیابید. پس کپی نیست.
          من عکس استنباط شما دقیقاً خامنه ای را با معاویه تشبیه کردم.
          اگر قرار است آخوند مجیز گو اینقدر ملعون باشد؛ پس مجیزگویی حاکم جرم است. حال میخواهد حاکم معاویه باشد یا شاه و یا خامنه ای.
          آخوند مجیز گو در زمان معاویه نمره منفی اش 1
          ( بدلیل رواج رسم مجیزگویی در آن زمان و وجود تنها یک حاکم در بلاد اسلامی )
          آخوند مجیز گو در زمان شاه نمره منفی اش 10
          آخوند مجیز گو در زمان خامنه ای نمره منفی اش 20
          سخن من اینست که اگر حاکم جائر، که من اطمینان دارم خامنه ای جائر است و مستبد، خودش آخوند باشد پس وظیفۀ شرعی دیگر آخوندها که ادعای شیعه بودن و عالم بودن و مهذّب بودن دارند این است که مجیز خامنه ای را نه تنها نگویند بلکه او را زیر باران نقد قرار دهند. یکی از علل فلاکت ایران و رسیدن به این روزها که خود شاهدش هستید همین بوده که آخوندها اکثریت درباری شده اند و مجیز گو، حقوق بگیر دولت و حکومت و همچنین ترسو و عافیت اندیش. و در همان حال در فکر دنیا و امور دنیوی.
          خیانتی که آخوندهای درباری خامنه ای کردند منجر به این وضعیت شده که دیگر نمیتوان یک نقد کوچک هم به خامنه ای کرد. او که بعد از تولد یا علی گویان آمده بود برای اینکه دنیای ما را بهشت کند! دنیا و آخرت ما را اگر آخرتی باشد باهم تبدیل به جهنم کرد.
          استدعای من از شما اینست که اگر حقیقتی دیدید چشم بر آن نبندید و آزادگی روح خود را خدشه دار نکنید. روحتان را در بند نکنید.
          این سخنان خمینی در نجف با توجه به کیفیت و محیط و تکنیک ضبط صدا واقعی و صدای خود خود خمینی است. شما هم بپذیرید.
          عزیز من، حقیقت حقیقت است، چه من و شما بپذیریم چه انکار کنیم.
          سخن آخر اینکه:
          تمام متن و هر آنچه خواندید متعلق به خود من است و مسئولیتش با من.
          من یک مخالف سرسخت حکومت مستبد آخوندی هستم. مخالفی با چشم و ذهن باز.
          معاویه نزدیکترین حاکم به زمان پیامبر بود و یک خلیفه و عمامه به سر.
          خامنه ای هم خود را امام و ولی فقیه میداند و عمامه بر سر دارد و نمایندگی امام زمان و خود خدا بر عهدۀ اوست.
          فهم و درک یک آخوند عرب 1400 سال پیش با یک آخوند ساکن در ایران امروز با هر ملیتی آیا باید یکی باشد؟ چه تفاوتی است بین آخوند مجیز گوی آن زمان و این زمان؟ هر دو مجیز خلیفه و حاکم اسلامی را میگویند و هر دو حقوق بگیر او هستند و هر دو دنیادوست و عافیت طلب. شاهان پهلوی نه آخوند بودند، نه ولی فقیه و نه خلیفه و نه دم از نمایندگی شیعیان و یا مسلمانان میزدند. پس آخوند مجیز گوی امروز بسیار بدتر از آخوند مجیز گوی زمان معاویه و یا شاهان پهلوی ست.
          از نظر من آخوندها به اعتماد مردم خیانت کردند. با توجه به آنچه امروز میبینیم هدف آخوندها از نقد پهلوی و یا مجیز گویی او فقط و فقط تصاحب قدرت و منفعت شخصی یا گروهی بوده. چه آنها که مجیز گو بودند بدنبال نفع دنیوی و شخصی بودند و چه آنها که نقد میکردند.

           
          • جناب ناشناس
            سلام مجدّد
            ممنون از جزئیاتی که مطرح کردید،توجه کنید که بنده به مخالفت سیاسی شما با حکومت فعلی ایران یا بقول شما استبداد آخوندی کاری ندارم و برای مخالفت شما احترام قائلم،شما مخالف باشید و مخالفتان را هم بهر طریقی که صلاح میدانید ابراز کنید،مجیز گوئی نیز در سنّت و اخلاق اسلامی عمل نادرست و خلاف اخلاقیست،من هم مثل شما با مجیزگوئی نسبت به هرکسی مخالفم،پس بحث و اختلاف نظر مربوط به مفهوم مجیزگوئی و مذمومیّت آن نیست،شما نیز هرجا و هر موردی احساس کردید مجیزگوئی است آنرا نقد کنید و نشان دهید،اما حمایت کلی از یک نظام یا یک مقام حقوقی ناشی از قانون و رای و انتخاب مردم را نمی توان بطور مطلق مجیزگوئی نامید،بنده هم با شما موافقم در مواردی برخی اشخاص مجیز گوئی کرده اند یا می کنند مثل ماجرای نسبت دادن یاعلی حین تولد یک فرد عادی توسط یک امام جمعه،من اینرا بارها در این سایت محکوم کرده ام و گفته ام این خلاف مبانی اسلامی و کلامی شیعه است،پس بحث بحث در مصادیق چیزی است که عنوان مجیز گوئی می گیرد و بحثی در نکوهیده بودن مجیزگوئی نیست.بحث من حال این نیست که شما مطلقا با کسی مخالف نباشید یا در مورد حکومت و حامیان اصل حکومت جمهوری اسلامی ارزیابی نداشته باشید،بحث من این بود که فضای این سخنی که منتسب به مرحوم امام خمینی است یا فرضا از ایشان صادر شده باشد فضای محکوم کردن علمای سوء،جاعلین و کاذبین و آخوندهای درباری زمان شاه بوده است در زمان ما،و این سخنرانی اگر صادر شده باشد نقد به آخوندهای درباری زمان شاه است،منتها شما باصطلاح ما طلبه ها اینجا سخن ایشان را تنقیح مناط می کنید و با تعمیم دادن آن، وضعیت فعلی جمهوری اسلامی را منطبق با حکومت های امثال معاویه می دانید و طبیعتا به این استنتاج می رسید که هرکس از روحانیون (هرچند انتقاداتی به اشخاص یا مدیریت های خرد و کلان داشته باشد) بر اساس دریافت های خاص خود از اسلام و از جهان معاصر در وضع فعلی از نظام جمهوری اسلامی و یک مقام حقوقی ولو بطور اجمال حمایت کرد او مصداق مجیزگوی حکومت و حاکم است،البته این نظر شماست و محترم است اما این گزاره ها قابل بررسی دقیق است و ممکن است برای دیگران بدیهی یا تبیین شده نباشد ،حرف من این است که با جدا کردن حمایت های چاپلوسانه یا ناشی از جهل یا منفعت طلبی مثل اشتباه آن امام جمعه،نمی شود هر حمایت کلی از نظام اسلامی که مورد تایید اکثر مردم ایران است را مجیزگوئی نامید،این نقطه تفاوت دیدگاه من با شماست.ضمنا بنظرم اینکه معاویه را یک آخوند اصطلاحی بدانیم محل بحث و اختلاف نظر است.معاویه هرچند از صحابه پیامبر بوده است و از کُتّاب وحی،اما او را نمی توان یک آخوند یا مبلّغ دین که اصطلاح متاخّر است نامید و ما برای ابراز مخالفت سیاسی با یک حکومت یا یک فرد یا بخشی از یک حکومت نیازمند این نیستیم که جعل اصطلاح کنیم یا تطبیق مصادیق قابل بحث و نظر.
            موفق باشید

             
  34. دکتر از کانادا
    9:56 ق.ظ / مارس 19, 2018

    جناب نوری‌زاد عزیز سلام،
    من حیران مانده‌ام که این‌همه تقدیر از واقعه‌ی ملی شدن صنعت نفت برای چیست و ملت ما برای چه این روز ۲۹اسفند را جشن می‌گیرند؟!!
    ……………..
    جناب دکتر با درود. من اینو سالها پیش بصورت ارزویی چنین بیان کردم و در همین سایت هم در کامنتی نوشتم… ای کاش ما اصلا نفت نداشتیم! چون اگر ما نفت نداشتیم هر حکومتی که در قدرت قرار می گرفت مجبور بود که به مالیات مردم تکیه کند و همین تکیه اجباری باعث می شد که مردم بناچار یقه حکومت را بچسبند. در کشورهای متمدن مثلا در همان کانادا یکی از عوامل مهم پاسخگویی حاکمان در جامعه همین وابستگی قدرت به مالیات و درآمد مردم است. ولی در کشورهایی مثل ایران استبداد حاکم چه شاه و چه شیخ بقول کاوش گرامی خام فروشند و بهمین دلیل ههم در حقیقت احتیاجی به بمردم بجز برای مثلا گوشت دم توپ و حمالی و غیره ندارند. در دید اسلامیان هم که مردم با گوسفند فرق چندانی ندارند و اخوندها هم نماینده خدا و چوپان بر روی زمین هستند!حرف شما کاملا درست است. ولی مسلما آخوندیکه نون مفت و بدون دردسرو بدون زحمت میخورد حالا طرفدار مصدق هم شده مثل طرفداریش از موسیقی و اراچیفی که قبلا در چواب من بهم بافته بود.نه خیال کنی ایشان یادشون نبود که مصدق ملی گرا بود و موسیقی در اسلام حرامست و خنیاگر نجس!؟

     
  35. سید مرتضی
    10:07 ق.ظ / مارس 21, 2018

    یکی از شرائط عمومی صحت و نافذ بودن عقود و از جمله عقد ازدواج در اسلام چه ازدواج موقت و چه ازدواج دائم،اختیار و آزادی و عدم اکراه طرفین و وجود شرائط برابر برای طرفین عقد است، البته بلوغ فکری انسان غیر از بلوغ جسمی است و جزء آن نیست و هیچ میزان مشخص سنّی برای بلوغ فکری وجود ندارد و صرف اینکه در غرب بلوغ فکری موکول به سن 18 سال شده است دلیل درستی چنین میزانی نیست و در اسلام ازدواج دختر باکره هم موکول به اذن و رضایت خود اوست هم موکول به رضایت ولی شرعی او که سرد و گرم روزگار چشیده و طبیعتا و فطرتا مصلحت فرزند خویش را در لحاظ می کند ،زن غیر باکره نیز اختیارش با خود است ودر موارد خارج از این ضوابط نظارت و حکم دادگاه معیار است.

    …………….

    1. اختیار و آزادی و عدم اکراه! مثلا عایشه 7 ساله هم اختیار داشته و هم آگاهانه و آزادانه رفته خونه محمد!
    2.بلوغ دختر در اسلام بستگی به نیاز والدین و ولی دختر و خریدارش است نه به بدن و فکر و نیاز دختر.
    3. دختر باکره چون بین مسلمین خریدار دارد فروشش راحت تره.برای فروشنده(ولی) درآمد بیشتری دارد و برای خریدار هم دست نخورده است. ولی زن باکره بخاطر کهنه شدن ارزشی ندارد. چون در اسلام عقد یا همان قراردارد اولا بین دونفر آزاد و مستقل و بالغ بسته نمی شود بلکه بین قوم و قبیله و فامیل …در درچه اول و بعد بین دوخانواده قرارداد بسته می شود.و در ضمن در خرید و فروش چون مبلغ مورد توافق بین خانوادها و فامیل معلومست کالا(زن) هم باید دربسته باشد.
    در خود خطبه عقد هم بطور روشن و آشکار و بدون هیچ ملاحظه ایی از زن خواسته می شود که سه(3) بار در حضور آخوند(دلال محبت) اقرار به گ…ن در برابر مبلغ (وچه)معلومی نماید.بنابراین براحتی می توان گفت که ازدواچ در اسلام چیزی غیر از همان //////////// و خرید فروش زن بعنوان یک کالا نیست.منتهی دلالی دراین میان تنها به آخوندها و کسانیکه دراینکار خبره اند می رسد و درست همین مبلغ دلالیست که باعث حلال و حرامی چنین قرارداد شرم اور و زشت و غیره انسانی یعنی خرید و فروش قانونی زن شده.هیچ فرقی هم بین صیغه موقت و دائم نیست.مسلما برای کسانیکه نان دلالی این معامله را می خورند تقدس از آن منافعشانست نه کرامت انسانی!
    ……….
    این ضابطه اسلامی است و مازاد بر این در روابط بین زن و مرد چیزی جز ناهنجاری و سوء استفاده جنسی و هرزگی و عدم انضباط در روابط جنسی بین زن و مرد و فساد در جامعه تحت عناوین دهان پرکن آزادی و مالکیت بر بدن و سیستم بوی فریند و گرل فریند و فرار از تعهدات انسانی و شرعی نیست.
    ………….
    مسلما سید درست می گوید.چون تجاوز به دختر شیرخواره ایکه با اختیار کامل و در ازادی کامل طبق نظر امام خمینی برای دفع شهوت عالمی و یا بزرگی و فردی بالغ و …مالیده بشود سوءاستفاده جنسی نیست.و همخوابی دختر بچه 9 ساله چون بر طبق شرع مبین اسلام است سوءاستفاده جنسی بحساب نمی اید ولی اگر دونفر مثلا جوان و مسن … 20 و 30 و 40…بدون حضور سرخر(آخوند و شرع) با ازادی کامل و به اختیار خود در پارکی و یا کافه ایی نشستند و بعد از حرف زدن به خانه همدیگر رفتند و با هم خوابیدند این تجاوز جنسی و ناهنجاری و سوئاستفاده جنسی و هرزه گیست .دلیل اش ؟ اول از همه سهم آخوند را نپرداخته اند! و بعد هم دست آخوند را از خصوصی ترین رابطه بین دو انسان آزاد و بالغ کوتاه کرده اند و خود را بی نیاز از چوپان کرده اند.شما یک لحظه تصور کنید که بدن زنان را از اسلام بگیرند هیچی از اسلام باقی نخواهد ماند!
    تعهد انسانی در قرن 21 چه ربطی به شرع آنهم به مزخرفات 1400 سال مشتی بدوی و وحشی و آدمکش و غارتگر و سوءاستفاده گران جنسی از کودکان و حتی شیرخواره گان دارد را تنها نوندونی مشتی مفتخور و انگل در جامعه تعیین می کند نه واقعیتهای اچتماعی و …
    …………..
    به یزدان که گر ما خرد داشتیم!
    ……….
    در مورد آزادی و اختیار و مالکیت بر بدن خود جناب سید آیا اگر کسی شما را ///////////////قرار دهد حتی شرعی می پسندید؟ایا حاضرید دختر شیرخواره یا نوه شیرخواره و یا 7و8و9 ساله ات را بر طبق موازین شرعی خود(که چنانچه در بالا ذکر شد از نظر من فاحشه گی شرعی است) بعقد مردی 50 ساله در بیاورید؟ مگر زنان چه چیزی بیش از آدم بودن و اختیار خصوصی ترین سرنوشت خود را طلب می کنند؟ اگر در جامعه ناهنجاری و تجاوز و …است چرا باید زنان و کودکان را از زندگی محروم کرد و مورد تجاوز قرار داد؟ ایا برای برطرف کردن ناهنجاریهای اجتماعی بهتر نیست که قوانینی تنظیم کنیم که انسانها در مقابلش بدون درنظر گرفتن تفاوتها برابر باشند و هر فردی را که جرمی کرد مجازات کنیم.و قانون و مجریان قانون مهم ترین وظیفه خود را حمایت از قربانیان این ناهنجاریها بدانند؟ آیا وقتی محمد خود دختری 9 ساله را شرعی بزنی می گیرد و امام خمینی از شیرخواره هم نمی گذرد جوانیکه هیچ امکانی برای دفع شهوت خود ندارد دختر 5/6 ساله را مورد تجاوز قرار نمی دهد و بعد هم با اسید جسدش را بسوزاند؟ایا نباید بجای آن جوان شما آیه الله ها را به دارالمجانین فرستاد و جامعه را از/// شماها پاک کرد؟میذانی که در تاجیکسان توضیح المسائل خمینی ممنوع شده؟ هر چند که بنظر من کار درستی نکرده اند ولی گویا چاره ایی دیگر نداشته اند؟

     
    • مزدک! خودت خوب میدانی که فقط چرند می نویسی،من برای مخاطبی ارزش قائل هستم که مودبانه نقد کند و فقط چرند ننویسد،مطالبی که شما می نویسی فقط ناشی از غرض و مرض و کم سوادی و کمی مطالعه است،چیزی که بنده نوشتم و شما اینجا آنرا تقطیع و باصطلاح نقد کردی این بود که بنای کلی ازدواج در اسلام و بطور کلی همه عقود و معاملاتی که در اسلام مورد امضاء قرار گرفته یا چیزهایی از آن کم یا به آن زیاد شده،بر آزادی و اختیار طرف عقد یا معامله است و عقدی و معامله ای که با اکراه یکطرف باشد اساسا عقد صحیح نیست و باطل است و اثری بر آن مترتب نیست،این کلی مطلب است که مورد اتفاق فقهی است،بعد شما می روی با نادانی و کم و زیاد و دخل و تصرف،اشاره به برخی مصادیق تاریخی یا موهوماتی میکنی که واقعیت ندارد،من گفتم ازدواجی که باصطلاح امروز بین زن و مرد بالای سن 18 سال صورت می گیرد آنهم باید مختارانه و در کمال آزادی باشد خواه ازدواج موقت خواه ازدواج دائم،و طبیعتا غالب مصادق خارجی ازدواج از این قسم است،منتها مطابق حکم شرعی اگر دختر باکره باشد و اولین بار است که ازدواج می کند مطابق فتوا یا احتیاط واجب فقهی هم اذن و رضایت خود او شرط است ،هم اذن و رضایت ولی شرعی او (پدر یا جد پدری)،در موارد نادری هم که عقد ازدواج چه در مورد پسر و چه در مورد دختر از سوی ولی شرعی و در سنین قبل از بلوغ واقع می شود (که نادری هم هست) ولی طفل هم بر اساس حکم شرعی و هم برحسب فطرت و غریزه پدر و فرزندی مکلف است مصلحت و غبطه طفل را مراعات کند و اگر فرضا یک در هزار ازدواجی بر خلاف غبطه و مصلحت طفل (اعم از پسر یا دختر) بوده باشد،بعد از بلوغ خیار و اختیار فسخ و طلاق برای آن وجود دارد.بنابر این مزخرفاتی که در این زمینه نوشته ربطی به حکم ازدواج اسلامی نداشت.
      همینطور پیش کشیدن یک قضیه تاریخی و مصداقی تاریخی از یک ازدواج (ازدواج پیامبر اسلام با عائشه دختر باکره ابوبکر) ربطی به اصل حکم شرعی یعنی لزوم وجود اختیار و رضایت در هر ازدواج چه از ناحیه زن و چه از ناحیه مرد ندارد.در خصوص قضیه تاریخی نیز بارها بحث شد و عرض شد که در مورد سن عائشه حین ازدواج با پیامبر اسلام نقلهای تاریخی مختلفی وجود دارد که مطابق برخی از آنها سن ایشان بسیار بیشتر از 9 سال هنگام زفاف بوده است،این بهر حال یک مساله تاریخی است که باید در جای خود بحث شود اما ما از نظر اسلامی بلوغ و توان جسمی دختر و پسر برای ازدواج را کافی می دانیم و این چیزی که در غرب رایج است که ازدواج در سنین پایین تر از سن 18 سال را نادرست می دانند آیه قرآن نمیدانیم و آنرا نادرست می دانیم چیزی که هست همان است که عرض شد که مشروعیت ازدواج دختر بالغه که در سن کمتر از هیجده سال است بر دو پایه استوار است :اذن و رضایت دختر باکره و اذن و رضایت ولی شرعی او (پدر یا جد پدری) که بحکم شرعی و بحکم فطرت و بحکم چشیدن سرد و گرم روزگار طبیعتا باید غبطه و مصلحت فرزند خود را در نظر گیرد و موارد نادر و خارج از طبع و تعادل از شمول این حکم خارجند و در نظام اسلامی نیز در مواردی به رای و تشخیص دادگاه موکول شده است.در خصوص ازدواج پیامبر و عائشه چنانکه اشاره شد غیر از مساله نقل های دیگر تاریخی،واقعیت تاریخی چنانکه از نقل های همین تاریخ مکتوب بر می آید این است که این ازدواج با شوق واختیار و اراده و رضایت خود ابوبکر و مادر عائشه و خود عائشه صورت گرفته است،و چنین ازدواج هایی در صدر اسلام و تاریخ عرب رواج داشته است،اینکه عرف متغیر باشد و در عرف های متاخر دیگر چنین نکاحی مقدوح باشد ارتباطی با حکم شرعی یا مساله تاریخی نداشته است،و شما با این جفنگیات تکراری و تهوّع آور طوری وانمود می کنی که گویا ازدواج پیامبر با عائشه یک ازدواج زوری،و غیر اختیاری و مکرهانه بوده است در حالیکه در صدر اسلام ازدواج با پیامبر اسلام از شوقها و آمال و آرزوهای خانواده ها و قبائل عرب بوده است،و این متن تاریخ و احادیث مرویه از خود عائشه است که بارها در مورد ازدواج خود با پیامبر و اینکه تنها زن باکره و مورد مهر و محبت خاص پیامبر بوده است افتخار و مباهات می کند و حتی نسبت به زنان دیگر پیامبر احساس تکبّر و برتری و مباهات می کند،بنابر این هیچگاه چنین ازدواجی ازدواجی اکراهی و جبری نبوده ،نه که جبری نبوده بلکه جزء آرزوهای خانواده های عرب وصلت با پیامبر بوده منتها شما چون جاهل به تاریخ هستی و مطالعات ات ضعیف و انظارت مغرضانه وناشی از دشمنی با اسلام و پیامبر است این چرندیات بی ارزش را تکرار می کنی. ضمنا بهره مندی زن از بدن مرد و بهره مندی مرد از بدن مرد امری فطری و ناموس طبیعت و خلقت و مورد سفارش و تشویق شرع مقدس اسلام است و چنین رویکرد طبیعی و فطری و غریزی اختصاصی به ازدواج های اسلامی ندارد،در همه جای جهان و بین همه عقلاء و طوائف،استفاده و بهره مندی زن از مرد و بالعکس سنت رایج ازدواج و یکی از اهداف و لوازم قطعی پیوند زناشوئی بین زن و مرد است،البته در اسلام و آنچه که از قرآن و روایات استفاده می شود این است که هدف اصلی ازدواج تحصیل آرامش روحی و جسمی و پرهیز از گناه و دغدغه های فکری و مهمتر از همه حفظ و بقاء نسل است،شما جوری مطلب می نویسی و ازدواج اسلامی را مورد اهانت و دشنام وتهمت قرار می دهی که گویا در غرب یا فرهنگ های دیگر وقتی دو نفر با هم ازدواج می کنند مرد،مادمازل را می گذارد طاقچه بالا یا در ویترین و فقط از دور ندا می دهد:عشقم! عسلم! و…! همینطور خانم هم مستر را می گذارد در طاقچه و می گوید عزیزم! جیگرم! و همینطور هردو بدون هیچ اختلاط و تماسی با هم عمر می گذرانند!
      نه بابا مرد مکمّل طبیعی زن است و زن نیز مکمّل طبیعی مرد و هردو از یکدیگر بهره مند می شوند،مزدک بقول اصفهانی ها یوخده خجالت بکش و با نفهم فرض کردن مخاطبان در فضای عمومی اینهمه جفنگ و دروغ سر هم نکن!

       
  36. جناب اسید مرتضی :پرداخت نرخ بهره بالاتر از نرخ تورم دریک اقتصاد نرمال هرگز اتفاق نمیافتد مبادرت به اینکار انهم از طرف یک دولت نشان از حجم عظیم نقدینگی غیر قابل کنترل یا همان پول بدون پشتوانه در دست مردم است و این را هم باید اضافه کرد که این عمل اگرچه در کوتاه مدت شاید منجر به جلوگیری ار ریزش بهمن پولی به روی اقتصاد گردد اما در میان مدت و بلند مدت هم موجب رکود بیشتر و هم انباشته شدن نقدینگی و بدهی بانکها و ورشکستگی انها میشود واز نشانه های ان نزول مداوم ارزش پول ملی و فقیر شدن مداوم مردم است اتفاقی که شاهد ان هستیم اما همانطور که گفتم تقریبا در هیچ اقتصاد نرمالی که هدایت ان به دست نه نوابغ اقتصاد بلکه کارشناسان معمولی اقتصاد هم باشد نرخ بهره بالا تر از تورم پرداخت نمیشود چون معنی ان غارت منابع ملی و خشکاندن فعالیت های تولیدی است تنها در در گشورهای که با اقتصاد مقاومتی تحت رهبری مقامهای عظما مثل کشور خودمان یا زیمباوه و ونوزیلاوبه شکل های دیگر در کره شمالی و کوبا میتونید شاهد چنین معجزاتی باشید البته جنابعالی زیاد فکر شریفتان با این چیزها بی اهمیت که به قول بنیاگذار فقید مربوط به خر است مشغول نکنید به تحقیق و تفحص درمنابع لایزال فقه ادامه دهید و از برکات یافته های خود مردم و کشور را بهرهمند سازید همانگونه که در طول این چهل سال پربرکت انجام دادید ومردم شریف ایران از انها لذت میبرند

     
  37. جناب سید مرتضی..من هم مثل آقای نوریزاد از همان سئوال شما استفاده میکنم که مگر چه شده که نیاز به رفراندوم طرح است؟جواب سئوال شما بطور خلاصه و برای پرهیز از اطاله کلام این است که تنها اتفاق مهمی که این امر را واجب کرده عدم کارآئی نظام مستقر است که نتوانسته به توقعات ملی جامعه عمل بپوشاند.شما اگر اوضاع فعلی را مطلوب میدانید حرف دیگری است و به این ترتیب فکر و راه ما از هم جدا میشود ولی از نظر بنده و کسانی که مثل بنده فکر میکنند جمهوری اسلامی در تحقق وعد های خود و آرزوهای ملی شکست خورده و بر عکس آنچه که قرار بود عمل میکند. اینجا نه بحث فقه شیعه مطرح است و نه مشکل با نظام دینی. این نظام اگر کار آئی داشت هیچکس به این حرفها نگاه نمیکرد.
    به لحاظ شرعی و درون دینی که این حکومت مدعی وفاداری به ان هست هم باز رفراندوم توجیح دارد و آن بیان صریح آقای خمینی در بهشت زهرا است که با صراحت گفت نسل قبل نمیتواند برای نسل بعد تصمیم بگیرد. شما که به ایشان علاقه دارید این حکم ایشان هم برای شما راهگشا است.
    اما نکته دیگری که شما فرمودید در مورد آمریکا و دموکراسی و کشور های دیگر فکر نمیکنم کمکی به شما بکند. شما اگر همه چیزتان مثل نظام سیاسی آمریکا بود میتوانستید استدلالی بکنید. در آنجا رهبر اصلی کشور با اختیارات مشابه رهبر ما حداکثر 8 سا ل میتوتند بر صندلی ریاست باشد و مرتب هم پاسخگوی افکار عمومی و رسانه ها است. شما بی جهت از نظامهائی که نسبتی با شما ندارند خرج نکنید.
    بنده تاکید میکنم که بحران نا کارآئی به لحاظ میثاق مردم و حکومت و نظریه ولی فقیه و بنیانگذار این نظام باید شما را قانع کند که شما هم بدنبال رفراندوم باشید. البته منتظر توجیهات شما میمانیم ولی با همه اینها در مبانی استدلال ما خللی وارد نمیکند.

     
    • جناب با صفا…،سوال من از شما و امثال آقای نوریزاد که همفکر شماست این است که مگر معیار درک ناکارآمدی نظام مستقر شما هستید؟! بله خوب این نظر شما باشد که این نظام نا کارآمد است اما نظر شما معیار کلی برای آحاد مردم ایران نیست،با پوزش همان که بجناب نوریزاد عرض شد:اینکه شما جنابان به “خود همه پنداری”مبتلا هستید، در حالیکه شما و ایشان فقط می توانید ثبوتا نظر خود را نمایندگی کنید،بنده چیزی که عرض کردم این بود که بر خلاف گمان شما عموم مردم ایران چنین نظری ندارند و اینرا در تظاهرات عمومی حمایت از اصل نظام در روزهایی مثل 22 بهمن هرسال و برخی مناسبت ها یا مشارکت های بالا در انتخابات نشان می دهند،شما هروقت در 22 بهمن خیابانها در همه شهرهای ایران را از حضور میلیونی خالی دیدید آنگاه می توانید بر نظر خود پافشاری کنید یا آنرا بدیگران تلقین کنید وگرنه مادامی که قرائن پیش گفته برخلاف رای و نظر شماست نمی توانید با خود همه پنداری نظر خود را بدیگران تلقین و دیکته کنید چون معیار و میزان رای و نظر اکثریت مردم است.البته بنده هیچگاه نگفته و نمی گویم که همه آمال و مطلوب های این نظام که در قوانین و در سخنان موسسین آن مطرح شده بنحو صدر در صدی و کمال مطلوب متحقق شده است،عرضم این است که سمت و سوی حرکت نظام اسلامی در جهت پیشرفت و رفع معایب و کاستی ها و عمل بقانون اساسی و قوانین است و این عینک تیره ای که شما و امثال جناب نوریزاد بر چشم زده اید ناشی از این است که برخی قوانین اسلامی یا برخی اصول قانون اساسی مورد رای و تایید مردم را قبول ندارید وگرنه اگر بهمین قانون اساسی درست عمل شود دارای ظرفیت های بالایی است.و در یک جمله کارآیی صد درصدی و غیر قابل کلام در هیچ جا وجود ندارد مگر در تخیلات شما.
      در مورد آن نکته تاریخی درستی که مرحوم امام خمینی در بهشت زهرا مطرح کردند چنانکه قبلا بارها عرض شد باید دید این سخن ایشان در کدام برهه از تاریخ و در چه مقطعی از انقلاب و حرکت عمومی مردم صادر شد،این سخن مربوط به زمانیست که خروش 98 درصدی بلکه صد در صدی مردم ایران یکصدا نفی نظام شاهی و مرگ بر شاه و خواست خروج و اخراج شاه بود،و این زمانی بود که ملت ایران شاه و اطرافیان او و نظام سلطنت پادشاهی را با یک اردنگی از کشور اخراج کرده بودند،اینجا جای این استدلال عقلی است که :نسل ها و اعقاب ما چه حقی داشتند برای ما- که الان متفق الکلمه می گوییم :”شاهیسم و سلطنت نه!” و “شاه باید برود”- تعیین تکلیف کنند،بنابر این ما که امروز متفق الکلمه بر علیه نظام شاهی شوریده ایم و شاه را با اردنگی اخراج کرده ایم حق داریم آزادانه نوع و سیستم حکومتی خویش را انتخاب کنیم.
      این شان نزول و محتوای استدلال عقلی مرحوم امام خمینی موسس این نظام است،حال الان از شما میپرسم آیا وجدانا الان مجموعه مردم ایران به این نتیجه ای که شما یا امثال آقای نوریزاد رسیده اید مبنی بر اینکه”ما باید جمهوری اسلامی را سرنگون کنیم”رسیده اند؟! چه شاهد یا قرینه عینی چنین تخیّل و ادعایی را تایید می کند؟ اینکه مردم ایران در تظاهرات میلیونی هرساله در 22 بهمن بخیابانها می آیند موید این است که نظام اسلامی ناکارآمد است و موید این است که مردم از نظام اسلامی اعراض کرده اند؟! یا اینکه مردم بعد از اینکه نهایتا 40 یا پنجاه هزار ضد انقلاب در اواخر دیماه تحت تحریک شبکه های اجتماعی و تبلیغات دشمنان اسلام و نظام بخیابان آمدند و شعارهای هتاکانه و ضد انقلابی دادند و متقابلا میلیونها نفر چند روز بعد بصورت متوالی و در همه شهرهای بزرگ و کوچک بخیابانها آمدند موید اعراض آنها از جمهوری اسلامی و ادعای لزوم رفراندوم است؟! یا اینکه مردم در هر شرائطی و هر چند یکبار در انتخابات هایی با مشارکت هایی بالای 50 در صد تا هفتاد یا هشتاد درصد- که بی سابقه و لاحقه در سپهر سیاست در دنیاست- شرکت می کنند،رئیس جمهور انتخاب می کنند،نمایندگان مجلس انتخاب می کنند،نمایندگان شورای شهر انتخاب می کنند و.. اینها همه موید نظر شماست؟! یا اینها تداعی کننده شرائط چهل سال پیش بعد از اخراج شاه از ایران است؟! پس این دموکراسی و معیار بودن رای مردم که شما دموکرات ها و معتقدین به دموکراسی ادعا می کنید کجا و کی کاربرد دارد؟!
      این نکته ای نیز که در ذیل فرمایشتان گفتید نیز ربطی به استدلال بنده نداشت،عرض من این بود که در امریکا و دموکراسی های رایج و پیشرفته در دنیا،در کدامیک با گذشتن چهل سال ،الزام یک رفراندوم در مورد تغییر نظام با وجود قرائن بر خلاف را ایجاب می کند؟ استدلال شما و نوریزاد و خیلی های دیگر این بود که الان نسلها عوض شده اند و خیلی از آنها که به جمهوری اسلامی رای دادند الان نیستند یا خیلی از نسل فعلی ابتدای انقلاب را ندیده اند پس لازم است رفراندوم کنیم!عرض من این بود مگر سیستم امریکا الان نزدیک به چهار صد سال نیست که احداث شده؟ آیا دگردیسی نسلی طی سیصد چهار صد سال در آنجا صورت نگرفته؟! آیا آن نسلی که نظام فدرال امریکا را تاسیس کردند یا قانون اساسی آن را نوشتند الان در سنین دویست سیصد سالگی حضور دارند؟! پس چرا تاکنون هیچ رفراندومی در مورد سیستم حکومتی فدرالی فعلی امریکا صورت نگرفته؟! البته چنین پرسش و پاسخی هیچ تلازمی با این ندارد که جامعه امریکا یا قوانین امریکا و خصوصیات امریکا در همه جهات با اینجا طابق النعل بالنعل مشترک باشد،البته ما اذعان به تکنولوژی پیشرفته و اقتصاد پیشرفته امریکا داریم اما چرا شما تصور می کنید هرآنچه از قوانین و عرف و عادات که در آنجا هست حتما برتر از جامعه ماست؟ در آنجا هم نکات قابل بحث و مناقشه در قوانین یا سیاست ها یا اقتصادشان وجود دارد نمونه اش همین قضیه قانون حق در اختیار داشتن سلاح در امریکاست که محل بحث و گفتگوست الان،یا رویکردهای عجیب و غریب و عامیانه رئیس جمهوری فعلی امریکا،بنابر این مقایسه از یک جهت تلازمی با تشابه از همه جهات ندارد.
      موفق باشید

       
  38. دخترافسرتاجیک می‌خواند ومی‌نوازد، تاجیکستان حدود دویست سال پیش براساس عهدنامه گلستان ازایران جدا شد

    https://www.youtube.com/watch?v=-nVCAQ2JX9U

     
  39. نوریزاد گرامی می بینم که در فکر رام کردن سید هستی؟ دوست گرامی همانطوریکه بارها ما (من و دیگر هموطنان و خود شما هم )در این سایت یاد آور شده ایم سید از قبل این /// قال صادق و باقر و …نان میخورد عزیز.در حقیقت دفاع سید از منبع در آمد خود سپاس از رازق خود است و این نمک شناسی او را می رساند.چون کار این رازاق چیزی جز فقر و فلاکت و زجز و زنجیر و کشت و کشتار برای ما ایرانیان و رزق و روزی برای این انیرانیان نیست.

     
  40. درود بر هموطنان گرامی و نورزتان شاد و خرم باد!

     
    • بیشین بینیم با!!! نوروزتان شاد و خرم؟!؟!؟!؟ با امثال تو که کارای ما رو هدر می دن و فقط ور می زنن مگه آدم شاد و خرم می مونه!!! دلِ خجسته ات رو ببر بیمارستان نشون بده چون یه چیزیت می شه!!! فکر کردی با فحش و ور ور کردن یا روسری برداشتن و … رژیم عوض می شه!! اون عده که مثه امثال تو نبودن و روسری برداشتن و دست به کارای دیگه زدنند الان یا زندون هستن یا زیر خاک خوابیدن!!! برای یه عده خاک بر سر کارایی مثه روسری برداشتن نه عین کار سیاسی بلکه واسه کلاس گذاشتن هستش!! بخصوص این دهاتی ها مثه تو که شهر اومدن اینجوری هستن!!!مطمئن باش اگه می دونستم کی هستی بجای سید مرتضی اول شاه رگ تو رو می زدم و بعد می رفتم سراغ اون شیخ شنگول!!!!

       
  41. دیدم ملایی قلم برداشته می نویسه: ” وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ محمد خاتمی وَ آلَ اصلاحیون وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنی خاتمی الیزدی قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ خاتمی…”
    گفتم خجالت بکش این ها چیه گفت دارم کار و کاسبی بعد جمهوری اسلامی رو تدارک می بینم.
    گفتم حالا چرا بند کردی به محمد خاتمی بنده خدا؟ پس خامنه ای و جنتی و شرکا چی؟
    گفت ممکنه بعضی ها در جهنمی بودن خامنه ای شک داشته باشند ولی هیچ کی در جهنمی بودن خاتمی شکی نداره. واسه این که با وعده و وعید اصلاحات نگذاشتند مردم زود تر کلک خامنه ای رو بکنند و کار رو اونقدر کش دادند که جان بولتون اومد و مملکت به کل نابود شد…

     
  42. علم “لدنّی” و سهم ما از آن

    باز خدمت سید مبتلا هستیم تا از دانش بیکران حضرتش بهره دیگری ببریم .
    من : با تشکر از شما که باز ما را پذیرفتید . ما هیچ ادعایی در مورد دین و مقدسات نداریم که این محدوده یقینا به شما روحانیون تعلق دارد و بقیه مردم چشمشان کور که رفتند و زمین بیل زدند و یا در معدن جان کندند و ننشستند سی , چهل سال علم الهی بیاموزند و حالا هم باید دندشان نرم از شما روحانیون راه و چاه را بپرسند . راستش اخیرا مطلبی درباره علم لدنی خواندم و سئوال هایی برایم پیش آمده که اگر اجازه بدهید طرح کنم
    سید مبتلا : بفرمایید
    من : من اینطور فهمیده ام که علم لدنی برای انسانهای معمولی مثل ما کاملا ناشناخته است و اصلا ما ظرفیت درک آن و فهم آثار آن را نداریم و در واقع ما هیچ چیزی در باره ان نمیتوانیم بدانیم , ظرفیتش را نداریم و خداوند آن را , یا بخشی از آن را , تنهابه اولیاء خود داده است . درست فهمیده ام حضرت ایت الله ؟
    سید مبتلا : بله صحیح میفرمایید ما انسانهای عادی نه میتوانیم آن را بفهمیم و به تبع ان هم نمیتوانیم هم آن را دریافت کنیم
    من : بفرمایید که چیزی که تا این حد دور از فهم و دسترس ماست را چگونه از وجودش باخبر شده ایم
    سید مبتلا : این در قرآن و احادیث معتبر آمده . مثلا در حدیث کاملا معتبر آمده که حضرت رسول سلام الله علیه هنگامی که در بستر مرگ بودند هزار باب از این علم را به حضرت امیر سلام الله علیه یاد دادند که هر باب هم به نوبه خود هزار باب داشت که میشود جمعا یک میلیون باب و هر باب هم به نوبه خود دریاییست از علم
    من : خیلی هیجان انگیز است حضرت آیت الله که حضرت رسول در آن حالت که در حال رحلت به سوی پروردگارش بود این همه علم را به حضرت امیر منتقل کرد . خیلی باید با سرعت این کار شده باشد
    سید مبتلا : بله همینطور است .شما تعجب میکنید شاید ولی همین حالا در کشور های درست و حسابی که سرعت ا ینترنتشان چند گیگا بایت در ثانیه است مگر میلیونها کتاب را شما نمیتوانید در عرض ده بیست ثانیه دانلود کنید ؟ حالا شما سرعت اینترنت بیسیم الهی را حدس بزن که چه میکند .
    من : بفرماید که ما از کجا دانستیم که هر باب آن هم دریاییست از علم ؟
    سید مبتلا : باید همنطور باشد , عقل و منطق این را میگوید . مثل این که ما میگوییم خدا بزرگ است چون منطق نمیپذیرد که خدا کوچک باشد
    من : واقعا که شما چه خوب توضیح میدهید حضرت ایت الله
    سید : بله دوستان هم همین را میگویند
    من : راستش من وقتی که راجع به این علم خاص میخواندم , دائم شیطان رجیم مرا وسوسه میکرد و میخواست که مرا وادار به تمسخر کند
    سید : اشکالی ندارد در واقع که شیطان کسی را وسوسه کند . در واقع همین وسوسه های شیطانی و حسادت های شیطانی پایه و اساس همه کشفیات و علم تجربیست که اگر انسان وسوسه نمیشد و حسود نبود که دنبال علم نمیرفت وچیزی کشف نمیشد .
    من : چه زیبا گفتید . بفرمایید این علم لدنی وجودش برای ما آدم های معمولی چه فایده ای دارد ؟ مثلا برای ما چه فرقی میکند که این علم واقعا وجود دارد یا نه , یا مثلا حضرت رسول این علم را داشت یا نه
    سید مبتلا : خوب ما این را نمیدانیم و فقط میتوانیم حدس بزنیم . در جایی هم بنده نخوانده ام که حضرت از این علم خود در جایی استفاده کردند یا نه , همنطور اولیای دیگر الله .
    من : میبخشید حضرت آیت الله که من قدری فضولی میکنم ولی علمی که ما نه میتوانیم بفهمم و نه دریافت کنیم و آ نها هم که توانستند درک کنند و دریافت کنند هم از آ ن استفاده ای نکردند که ما بدانیم خوب بوده یا بد فکر نمیکنید که بودن و نبودن آن یکیست و اصلا صحبت در باره آن بیمورد ؟
    سید مبتلا : خیر بیمورد اصلا و ابدا نیست . اینکه عده ای از ما انسان ها لایق داشتن چیزی به این باشکوهی شدند البته که خیلی مهم است . این نشان میدهد که اولیاء خدا تا چه حد بزرگ و عزیز بودند پیش حضرت حق و به همین دلیل هم باید ما انسانهای معمولی قدر آ نها را بدانیم و در حل مشکلاتمان از آن ها عاجزانه طلب کمک کنیم .
    من : از کجا میشود فهمید که این علم باشکوه است وقتی ما چیزی در باره آن نمیدانیم ؟ از این که بگذریم ما که نمیدانیم چطور باید عاجزانه از اولیاء الله طلب کمک کنیم , ما آدم های عادی که اینکار ها را بلد نیستیم که
    سید مبتلا . خوب به همین دلیل هم ما این همه درس خوانده ایم دیگر , برای کمک به شما دیگر .
    من : آ خ خدا عمر و عزتت را زیادتر کند حضرت آیت الله . حالا میفهمم که چرا خدا به یک عده از اولیاء خودش علم لدنی داد . خدا به آنها علم لدنی داد تا ما بفهمیم که آن ها خیلی مهم بودند و ما باید از آنها همیشه کمک بخواهیم و چون ما را ه ا ین کمک خواستن را نمیدانیم باید از شما که میدانید کمک بگیریم . درست فهمیدم ؟
    سید مبتلا : کاملا
    من : بفرمایید چقدر باید تقدیم کنم ؟
    سید مبتلا : چون شما از آشنایان خودمان هستید این بار لازم نیست چیزی بپردازید .
    من : خدا از بزرگی کمتان نکند . من این بار هم از گفتگو با شما لذت بردم امیدوارم که خسته اتان نکرده باشم
    سید مبتلا : خیر من هم از صحبت با شما خوشحال میشوم . وقت نماز عصراست دیگر , نماز را میخواهید این جا بخوانید ؟
    من : نه حضرت آیت الله من نماز عصر و عشاء را با همان نماز ظهر میخوانم , فکر نمیکنم که حضرت حق انتظار دوباره خواندنش را از ما داشته باشد . با اجازه مرخص میشوم . خدا حا فظ شما
    سید مبتلا : خدا حافظ شما هم باشد انشاالله

     
    • سید مبتلا : بله صحیح میفرمایید ما انسانهای عادی نه میتوانیم آن را بفهمیم و به تبع ان هم نمیتوانیم هم آن را دریافت کنیم
      من : بفرمایید که چیزی که تا این حد دور از فهم و دسترس ماست را چگونه از وجودش باخبر شده ایم
      …………
      جناب گنجعلی با درود! این جمله شما مرا بیاد جوکی انداخت. یک دهاتی از یک آخوند پرسید.اقا این پل صراط چیه ؟ آخوند هم شروع کرد به توصیف پل صراط که از مو هم باریکتره و دیده نمیشه…مرد دهاتی گفت سید چرا شر و ور می گی؟ بگو راهی نیست و تمام!

       
    • عجب روانشناس ماهری هستی تو گنجعلی.خداییش بی خود نبود آسید مرتضی همون اول کار گفت گنجعلی روانشناس خوبیه.منم تایید می کنم.

       
  43. آرتین ایران

    سلام بر ناظران گرامی
    آرزو بر دل ایرانیان باقی ماند که یکی از بزرگان حوزه اعتقادی با دیدن چنین تصاویری که به وفور در جامعه ایرانی مشهود است لرزه ای ایجاد کرده و قربه الی الله بگوید ضربه ای که فقر بر پیکر دین می زند از هر ضربه ای مهلک تر است.اما تا جاییکه بتوان انتظار داشت صبر شنونده به پایان برسد اینان مزخرفاتی از کشته شدن فاطمه و دشمنی علی و عمر و علم تخیلی لدن افرادی نظیر جعفر ابن علی و محمد ابن علی و امثالهم و تبدیل واقعه یکساعته عاشورا به داستان هزار و یک شب و هر چیز غیر سودمند دیگری که صرفا نمایانگر باقی ماندن ایشان در اوهام و تحجر است در چنته خویش دارند.افسوس از اینکه این جماعت خویشتن را عالم هم می دانند!
    پاینده و پیروز باشید

     
  44. موسی
    درود وسلام نوریزاد عزیز
    لطفن شما نصیحتش کنید شاید حرف شما رو بهتر بفهمه این ملا مرتضی

    به ملا سید مرتضی
    سر بسر من نذار کم میاری!
    مثل گذشته ای که وقتی روش زیاد می شد ریش اون سید قلابی رو می کشیدم و از ش می خواستم که ازکی سّید شدی! تا به گریه می افتاد میگفت خان آبروی منو نبر من ولش می کردم! حا لا هم کوتاه بیا سید وگرنه داستان اون سید قلابی رو اینجا نقل خواهم که داستان همه سّید هاست!!!!!

     
  45. سلام
    علت اینکه تور های پلاستیکی ممنوع است بخاطر این نیست که اسراییلی است بخاطر این است که صیادان تور های مندرس را در دریا رها میکنند. اگر پلاستیکی باشد در دریا معلق میماند و برای یک میلیون سال باقی میماند و نسل ماهیان و جانوران آبزی را بر میکند. یکی ار دلایلی که ماهی ها در دریا کم میشوند این است. تور های نخی پس از مدت کوتاهی از بین میروند. پلاستیک ها و زباله هایی که که صیاذان به دریا میریزند باز زیست محیط را از بین میبرد.
    جهالت برای هیچ کس مقدس نیست نه برای صیاد نه برای مقام معظم و نا برای پاسداران. از آنچه همه رنج میبریم آگاه شویم. اگر جهالت های ما کم شود شاید زهبر هم از ما چیزی بیاموزد. وقتی آقای نوری زاد هنوز فکر میکند که شیعی بودن مردمان هرمز باید برای آنها مزیتی داشته باشد. او هم دچار همان جهالت است. او جهالت های صیادان را میبیند و به آنها تذکر نمیدهد. آنها باید بدانند اگر هر شب کنسرو بخورند و آنرا بشقاب نداشته باشند بیمار میشوند اگر یک آمریکایی این را ببیند خشمگین میشود و حتی با آنها گل آویز میشود. ما 25 قرن در مدرسه شاهنشاهی درس خوانده ایم و از این مدرسه فارغ ارلتخصیل شده ایم و همه مسولیت را بر کردنپادشاه میاندازیم و نمیدانیم خود نیز مسیول بدبختی و خوشبختی خود هستیم. صیادان حتما نمیدانند که در خود اسراییل از این طور های پلاستیکی استفاده نمیکنند. صیادان یحچال دارند و براحتی میتوانند از خانه یک قابلمه غذا و سبزی با حود ببرند. اگر پول خرید نوشابه را دارند پول خرید سیزی زا هم دارند.

     
  46. خطر جنگ برعلیه ایران هر روز جدی تر میشود!
    یادداشتی کوتاه

    حتماً شنیده اید که جان بولتون، جنگ افروز مشهور آمریکائی به عنوان مشاور امنیت ملی، دارد به تیم ترامپ می پیوندد وبیاد دارید اخطار نمایندۀ آمریکا در سازمان ملل را گفته بود اکنون باید به ایران پرداخت. چنین پیوندی و چنان اخطاری مبین هشدارجدی زنگ خطر جنگ همه جانبه بر علیه ایران به منظور رهائی از خطر تحریکات نظامی ملاها در منطقه است. شیخ نشینهای عرب خلیج فارس از ترس تحرکات نظامی آخوندها تاحالا میلیاردها دلار صرف خرید جنگ افزار کرده و رمقشان از نظرمالی کشیده شده است. ازطرفی حالا که سیاستهای اسرائیل و اعراب براثر تحریکات نظامی آخوندها در یک جهت قرار گرفته و برعلیه ملاها همه با هم متحد شده اند، آمریکا هم کوشش میکند از این فرصت استفاده کرده و خود را از زیر بار کمکهای نظامی بلاعوض یا کاهش این کمکها به اسرائیل از طریق حذف خطر آخوندها، رها کند. بنابراین، همۀ اینها اکنون دارای نفع مشترک در حذف خطرنظامی ملاها واز بین بردن تحریکات آنها در منطقه هستند. چنین اتحادی مبین زنگ خطرجدی جنگ برعلیه ایران است و آخوندها باید متوجه باشند که از این منبعد راهبردهای قبلی شان مبنی بربهبود روابط با اروپا برعلیه آمریکا و یا اتحاد با چین و روسیه در مقابل آمریکا، جواب نمیدهد. در واقع اتحاد اعراب، مصر، اسرائیل و آمریکا، مؤید آنست که جان همه از دست جنگ افروزیهای ملاها در منطقه به لب آمده و اگر جنگی اتفاق بیافتد، چین و روسیه نیز بخاطر منافع مشترکشان با اعراب و مصر و اسرائیل، از آخوندها پشتیبانی عملی نخواهند کرد. بعید نیست که اتحادیۀ اروپا نیزبه ائتلاف آمریکا- اسرائیل- مصرو اعراب به پیوندد.

    http://sokhan-rooz.blogspot.com/2018/03/blog-post_24.html

     
    • جناب کبیری گرامی عید تان مبارک
      به قول مش قاسم عزیز اون اولی که میگفت جنگ نعمت است و این دومی هم اصلا برایش مهم نیست که چه به روز ایرانی جماعت بیاید و اگرهم در گیری پیش بیاید اول به مکان های امن پناه میبرد و اگر سکته نکرد مانند صدام در سوراخ موش هم پیدایش کردند با کمال پررویی میگوید وظیفه بود !تکلیف این بود ! الان اون نامردی که میگفت تحریم چی هست ؟ حالا برای ما شده اپوزیسیون . مشکل اصلی ساکنان ایران هستند که نمی دانند چه باید بکنند و متاسفانه شست و شوی مغزی آخوند جماعت باعث شده که منتظر کمک غیبی باشند و کمک غیبی هم اگر بیاید عرب هست و عرب پسند و کاری ندارد جز کشتن و قتل عام و ما ایرانی جماعت هم میشویم عمله قتل تازه اگر بر دنیا پیروز شویم . این امداد غیبی عمر را زنده میکند و میسوزاند . عایشه را زنده میکند و وی را در حضور شوهرش کتک میزند ود در پایان یک زن ریش دار وی را با گوشت کوب شهید میکند . از جماعتی که به این چرندیات باور دارند چه توقعی دارید .

       
      • مهرداد جان، نوروز بر شما و همۀ دوستان مبارک باد.

        از زن ریشدار و گوشتکوب گفتی، بذار من هم داستانی از سردار بگم. در هندوستان رسم است که مردهای سیک عمامه بسر را سردار مینامند. روزی یکی از همین سردارها از دهکده ای رد میشد، دید عدۀ زیادی از مردم جلوی جنگل ایستاده و تو سروکلۀ خودشون میزنند.
        پرسید: چه خبره؟
        گفتند: یک شیر نر تو جنگله و هر چند روزی بیرون میاد و به گاوهای مردم حمله میکنه.
        گفت: این همه مردای گردن کلفت ده عرضه ندارن از پس یک شیر بربیان؟
        گفتند: سردار…کی جرأت داره با شیر و اونم شیر نر در بیفته؟

        از پس شیر نر خونخواره ای/ غیر تسلیم و قضا کو چاره ای

        سردار گفت: من. من یه نفری از پس صدتا شیر بر میام.
        مردم کلی خوشحال شدند و از سردار خواستند کمک کنه و دخل شیرو بیاره.
        سردار از اونا خواست گاوی را بکشند و پوستش را به سردار بدهند. مردم هم به دستور سردار عمل کردند و پوست گاو را تحویل سردار دادند. سردار پوست گاو را تن اش کرد و رفت توی جنگل. یک ساعت گذشت، خبری از سردار نشد. دوساعت گذشت، خبری نشد. بالأخره پس از چند ساعت از داخل جنگل گرد و خاک زیادی بلند شد و مردم هم نگران جان سردار بودند و با خودشون گفتند، بطور حتم شیره سردار را خورد. بعد از اینکه گرد و خاک فروکش کرد، با خوشحالی دیدند که سردار پیداش شد، ولی گشاد گشاد راه میره.
        پرسیدند: سردار شیر را کشتی؟
        سردار گفت: نه…شما احمقا پوست گاو ماده به من داده بودین؟

         
      • شعر نوشتن من هم داستانی شده ها!!!!!!! تصحیح میکنم:

        در پیش شیر نر خونخواره ای/ غیر تسلیم و رضا کو چاره ای

        یاد دائی جان ناپلئون و پزشکزاد خودمون هم بخیر!

         
        • جناب کبیری عزیز !ابتدا پوزش میخواهم ! تا شیخ قم نشین ! به قول آخوند جماعت اشکال نکرده عرض کنم که
          در کف شیر نر خونخواری ای جز به تسلیم و رضا کو چاره ای درست هست

           
          • مهرداد عزیز…حرف راست جواب نداره. سپاس و باز هم سپاس. چه میشه کرد گرامی، مث اینکه یواش یواش داره آلزایمر میاد سراغمون.

             
          • منظورم این بود که “حرف حساب جواب نداره” بقول داش مشتی ها “حرف حساب جوب آب نداره”

             
        • میدونسی که ///////////// سیک هس که نوکر انگلی سیا و جاسوسشون بوده. اون ///////////بجای پوس گاو ////////////////// هم که داشته فارسی هم میدونسه، کنسول انگل یس تو کرمونشاه بهش ماموریت میده به اسمو مدرک جعلی سید احمد تو فلون آبادی مالک بشه و و مخفیونه اوامر دولت علیه رو اجرا کنه. ای که لعنت به هرچی انگلی سیه که ایرون رو ویرون کردن. اگه دسم برسه یه سیک تو این دنیا زنده نمیزارم که تجسم شیطون لعین هسن

           
  47. اخبار: سوال از دستیار/* اقتصادی حسن/* روحانی. آیا اداره‌کنندگان کشور را برای اجرای اصلاحات و حل مشکلات واجد شرایط می‌شناسیم یا نه؟» جواب: اساسا «واجد شرایط بودن یعنی این‌که مسئولان سه ویژگی داشته باشند: می‌دانند، می‌خواهند و می‌توانند. اگر ضلع سوم (اعتماد به مسئولان) مورد خدشه واقع شده باشد، پیگیری آن دو ضلع دیگر یعنی اصلاحات اقتصادی و حل مشکلات رفاهی، هزینه‌بر است و در شرایط موجود خطرناک!
    ترجمه: چهل سال آزگار یه مشت نادان و ناتوان و نفهم ر…(سه نقطه از مش قاسم)دن به این مملکت.

    /*: ک

     
  48. سید مرتضی وقتی اساس و بنیان باورمندنی و اعتقاد شما بر فقه است و بنیاد فقه بر تحقیر و استهزا و ریشخند و تمسخر و توهین و خوار دیدن فکر و خرد و خرد ورزی و دانش و آگاهی‌ و شرافتمندانه زیستن است و انبار محملات و یاوه گویی‌ها و مزخرفات امثال ملا باقر مجلسی ابزار و وسایل سر کیسه کردن و نان از سفره دیگران ربودن، انتظار داری جویای بحث و صرف کردن استدلال و منطق و برهان برای چیزهایی‌ چون علم لدنی که چیزی نیستند جز توهین به دانش و خرد و فهم و درک اسان باشم و پیش پای یاوه و استهزا و تحقیر تعظیم کنم؟ اگر در این لدنی لگنی‌های شما چیزی بود ‌یک سر سوزن آن را به کسی‌ نمی دادید و معرف آن نمی شدید و مجبور نیز تا جیب خلایق را خالی‌ کنید. شما یکی‌ از هر آنچه به استدلال و منطق و دانش و خرد و خرد ورزی و اخلاق و انسانیت و آزادگی و شرافت و عدالت و انصاف و مروت و جوانمردی مربوط می‌‌شود لااقل کمتر دم بزن به استناد مکتوباتی عریانی که در دفاع از جانیان و خونخواران و غارتگران و رذیلان و شیادان تا کنون داشته‌ای و رسما شریک جرم هستی‌.

     
    • جناب نوید تا شیخ مرتضی قم نشین نانش را از سفره دین فروشی و غور در گذشته وبه قول خودش علوم اسلامی بر می چیند همین هست که هست چرا میخواهید نانش را آجر کنید ؟ این موجود کار دیگری بلد نیست و اگر دین فروشی نکند چه کار کند ؟ آیا شما متکفل اهل و عیالش میشوید ؟

      ———-

      مهرداد گرامی
      این که یک روحانی یک معلم یک استاد دانشگاه، بخاطر دانشش پولی دریافت کند، ایرادی ندارد. مشکل از آنجا آغاز می شود که یک استاد دانشگاه اگر سخنی غیر علمی بگوید: جامعه ی علمی نخست او را هو می کند و سپس از گردونه ی تعلیم و تعلم دورش می اندازد. اما یک روحانی، گاه پول می گیرد بخاطر انتشار خرافه. اینجا را باید خود روحانیان جلوگیری کنند که نمی کنند و امثال ما با نقد این خرافه ها می شویم آدم بده و کارمان به زندان و … می کشد اما بعضی ها که همین خرافه ها را پاس می دارند می شوند آدم خوبه و قدر پیدا می کنند. من از این که دوستانی چون سید مرتضی از انتشار هر آنچه که در حوزه های دینی دست بدست می شود دستمزد و شهریه بگیرند ناخرسند نیستم بل ناخرسندی در آنجاست که دوست ما سید مرتضی با استناد به همان مفاهیم حوزوی، کشتار زندانیان در سال 67 را منطبق با حکم خدا تلقی می کند و جواز اعدام بیگناهان زندانی را صادر می کند و با استناد به همان مفاهیم، فضاحت هسته ای و پیامدهای ویرانگرش را عین درستی می داند و حضور نظامی ایران در سوریه را منطبق با حکم خدا می داند. مشکل اینجاست دوست من.
      با احترام

      .

       
      • سلام جناب نوریزاد
        بخوبی می دانید که مطالبی که می گویید و می نویسید بر اساس مستحکمی استوار نیست،من با اجازه شما از رویکردهای سیاسی شما چه در نوشتن و چه در گفتن به حرّافی،تبلیغات کور و سیاست ورزی نامنسجم تعبیر می کنم،اولا اینکه هرکس-اعم از طلبه،معلم،استاد-یا هرکس در برابر خدمات فرهنگی یا علمی در حیطه مربوط به خود اخذ اجرت کند بشما بعنوان یک هنرمند و فیلمساز مربوط نیست،نسبت دادن خرافه یا خرافه پراکنی به دین،مذهب،روحانی و هرکس،البته در مقام حرف و تلفّظ و نمایش امر سهلی است،دیگران نیز ممکن است شما را بخرافه یا خرافه پراکنی متهم کنند و این روش میزان درستی رویکردها نیست،اگر کسی دهان باز می کند یا قلم می زند و سخن از خرافه و خرافه ورزی بمیان می کشد باید توان این را داشته باشد که در بحث های علمی کارشناسی مستدل خرافه را تبیین کند و بحث کند وگرنه حرف زدن و ریش جنباندن در حضور مریدان و کسانی که فقط برای انسان هورا می کشند امر سهلی است.
        نیز بارها عرض شد که سیاست ورزی و تبلیغات شما معمولا بر تکیه بر اموری استوار است که اموری تاویلی و قابل بحث است درست مثل سوالاتی که متوجه اصلاح طلبان کردید که همه بر اموری استوار بودند که در آنها با شما موافقت وجود ندارد و شما صرفا با تکیه بر اینطور امور قابل بحث فقط علیه طرف مقابل تبلیغات سوء می کنید،شاید در این روش احساس التذاذ یا احساس آزادگی و حرّیت می کنید یا هر نفع دیگری که مطلوب شماست،باید در مفاهیم گفتگو نکرد و کافی نیست که همینطوری بگویید فلانی بر مفاهیم حوزوی تکیه می کند برای چیزهایی که مورد قبول شما نیست،خوب ماجرای اعدام منافقین خائن از نظر شما کشتار نام دارد چون شما به قانون و لزوم اجرای قانون ملتزم نیستید،دائم اینها را تکرار می کنید و نمی خواهید درک کنید که مجازات مجرم،خائن،جاسوس،قاتل،تروریست و چیزهایی از این قبیل مصداق مجازات مجرمی است که نقض قانون کرده نه مصداق مخالفت با آزادی و چیزهایی از این قبیل،بعد بدون درک درست ماجرا -با اینکه دهها بار در مورد آن قانونا و موضوعا توضیح داده شد- همینجور مایلید با مانور روی این طور چیزها خود را آزاده بدانید و دیگری را محکوم کنید،پس می بینید بحث هایی که مطرح می کنید بحث های بدیهی و چیزهایی از قبیل مفاهیم ریاضی و دو دو تا چهار تا نیست که با تکرار اینطور مطالب کلیشه ای اثبات درستی سیاست ورزی خویش و آزادگی و اینطور ادعاها را کنید،در مورد مسائل هسته ای نیز بارها بحث شد،این نظر شماست که حرکت هسته ای ایران یک فضاحت است، وقتی دیگران نظر شما را و برداشت شما را نادرست می دانند نمی شود بر اساس خود حق پنداری و گمان درستی برداشت های خود علیه دیگران تبلیغات کنید،در ماجرای سوریه هم شما صد در صد در اشتباهید و با نادیده گرفتن بسیاری از مسائل و فاکتورهای پیچیده در معادلات سوریه مایلید همینجوری مسائل پیچیده را به عناوین تکراری و منزجر کننده ای مثل شیعه گستری تعبیر کنید یا بدون درک شرائط منطقه ای و دخالت های قدرت های بزرگ و نقشه های پیچیده آنها در تسلط بر منطقه خاورمیانه ؛همینجور کلیشه ای سیاست کشور متبوع خود را مورد هجمه وتهمت قرار دهید تا شاید عده ای دور و بر شما برای شما هورا بکشند و شما متوهمانه احساس آزادگی کنید.
        با احترام

         
    • “محملات”غلط است نوید گرامی،”مهملات” املاء صحیح است،ابتدا ادب و ادبیات و املاء فارسی یاد بگیرید بعد یک فرهنگ را تمسخر کنید،ضمنا “فقه”علم به احکام عملی اسلامی است و اساس و بنیان اسلام و عقائد اسلامی بر برهان و دلائل عقلی استوار است،مقصود از علم “لدنّی”نیز علم وحیانی ناشی از اتصال پیامبران به مبدا جهان هستی یعنی خدای تبارک و تعالی است،سنخ این علم هم سنخ کشف و تجربه معنوی اتصال به مبدا غیب است و اختصاص به انبیاء و اولیاء و برگزیدگان الهی دارد،پس اشتراک این نحوه از درک و آگاهی با علم و علوم تجربی طبیعی و انسانی فقط اشتراک در لفظ است.مرحوم محمد باقر مجلسی نیز یکی از محدثان اسلامی است که مجموعه هایی از روایات را از کتب و نسخه های پراکنده جمع آوری کرده است برای پیشگیری از نابودی کلی احادیث پیامبر و آل او،و مدعای او و دیگر عالمان اسلامی و شیعه این نیست که همه احادیث جمع آوری شده در مجموعه هایی که او پدید آورده ،احادیث صحیح و حتما صادر شده از پیامبر و آل اوست،بلکه لازم است سند و محتوای احادیث را یک یک بررسی و تحلیل کرد و محتواها را اصول مسلم قرآنی،اسلامی و روایات معتبر و براهین عقلی سنجید و بررسی کرد،توصیه ام این است که هیچگاه با خشم،تندی ،ریشخند و عصبیت و ذهن مشوب به پیش فرض های دین ستیزانه مسائل دینی را ارزیابی نکنید و مسائل را یک به یک مورد نقد و بررسی قرار دهید،فی المثل شما وقتی درک درستی از تعبیر قرآنی “علم لدنّی”نداری شایسته نیست با زیر پا نهادن اخلاق فقط آنرا تمسخر کنی و از آن به “لگنی”تعبیر کنی چون ممکن است فرد دیگری مثل خود شما پیدا شود که بجای نقد گرایشات شما آنها را فقط تمسخر کند و این مناسب رفتار انسانی و اخلاقی و عقلانیت رفتاری نیست.من اینجا تا زمانی که مدیر سایت از نوشتن من ناخرسند نباشد و مرا اخراج نکرده باشد آماده هستم در مقولات اسلامی با شما گفتگو کنم مشروط به اینکه تمسخر و تعبیرات زشت در گفتار شما جایگزین منطق،استدلال و برهان نشود.نوروز مبارک

       
  49. درود آقای نوری زاد، سال نو مبارک

    نمیدانم این تخم لق را چه کسی در دهان رهبر فرزانه(!) شکسته که با برآمدن سال نو، باید نامگذاریهای ایشان روال و رواج پیدا کند و اگر چنین نباشد کار ملک و ملت به سامان نمیشود؟!

    شاید در ابتدا این نامگذاریها برای مردم اهمیت چندانی نداشت، تا این یک دهه اخیر که سمت و سوی اقتصادی و معیشتی پیدا کرد.
    و جالب(تاسف) اینکه هر سالی را که ایشان به چنین مناسبتی نامگذاری فرمودند، نتیجه عکس داد و از قضا با افول هر چه بیشتر نظام مقدس و از دست دادن مشروعیت، این وارونگی تشدید شد!
    به عنوان مثال:
    جهاد اقتصادی=جهاد اختلاسی
    تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی=حل شدن بیشتر در مناسبات اقتصادی چین
    اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل=افزایش وابستگی اقتصادی و فزونی گرفتن قدرت بخش خصولتی
    اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال=رکود و بیکاری بی سابقه
    و سال۹۷: حمایت از کالای ایرانی=خواندن فاتحه بر تولید ملی

    شاید هم این نامگذاریها، کد یا اسم رمزی باشد که به وابستگان قدرت داده میشود که تا فرصت باقیست و بر خر مراد سوارند از غنیمت اسلام(که سرمایه و ثروت کشور ایران باشد) بیشتر نصیب ببرند و در غارت و چپاول گوی سبقت را از هم بربایند، باشد که کامیاب شوند!!

    با سپاس- سیاوش

     
  50. بقلم؟
    پیشنهادجوادی آملی برای اسلامی کردن علوم تجربی ودانشگاه‌ها: عنوان طبیعت را بردارید و جای آن عنوان خلقت را قرار دهید!خوب دیگه!
    قبلا در سایتی فکر کنم سایت منسوب به رهبری بود خواندم که از حضرت آیت الله آملی طی مصاحبه ایی میپرسند که چرا مرحوم عیالتان را در منزلتان دفن کرده اید یه عکسی هم گذاشته بودند که ایشون در کنار قبری که در داخل هال منزلشان بود روی فرش نشسته بودند.؟
    جواب ایشون : میخواستم بهش بهتر خدمت کنم!!!
    از اون روز یه سوالی به این ذهن معیوب من اومد که البته نمیدونم این ذهنم منو دچار معصیت کرد یا نه؟ اینو گفتم اگه کسی بخاد منو بخاطر این سوال بازخواست کنه لطفا ذهنم رو محاکمه کنه که با من دشمنی داره و مدام میخاد کار دست منه بینوا بده.
    حال اون سوال: با دفن عزیزانمان در داخل خانه ی مسکونی خود چه خدمت بهتری میتونیم بهشون بکنیم بفرمایید تا ما هم از این خدمات بهتر انجام بدیم؟بهر حال ایشون یه دانشمند میباشند.در زمانهای دور و در دوران نوجوانی در حدود تقریبا 30سال پیش یه مجله ایی خریده بودم که در مورد ایشون ( حضرت آیت الله آملی ) مقاله ایی داشتند تا اونجایی که یادمه در اون مقاله ضمن شمردن حسن های ایشان نوشته بودند که به چندین زبان بین المللی هم مسلط هستند.این در دشمن من که ذهنم باشد مونده بود در دبیرستان یکی از دبیران صحبت دانشمندان دنیا میکردند من دستم را بلند کردم و گفتم آقا اجازه هست؟ گفتند بله بفرما، گفتم آقا آیت الله آملی خودش یک دانشمند جهانی است با یادآوری آن مقاله ( البته قبل از دبیرستان اون مجله رو مطالعه کرده بودم ولی بخاطر فقط این مقاله نگه اش داشته بودم ) و با پر رو بال دادن همه ی آن حسن ها را بیان کردم و در آخر گفتم ما قدر دانشمندان خودمان را نمیدانیم.
    از اون روزی که آن مقاله رو خوندم و چندین سال از وجود این دانشمند عالی مقام در بین دوستان صحبت میکردم تا به امروز منتظر این هستم که ایشون با چه کشفیاتی کل دنیا و خود منو تحت تاثیر قرار خواهد داد؟
    البته اون روزی که اون مصاحبه رو خوندم بکلی مایوس شدم ایشون با اون فکرش و بدون جواب ماندن دشمن خونی من که ذهنم باشد آب پاک رو دستم ریخت و نه تنها از ایشون بلکه از کل جامعه ایران مایوس شدم به همین خاطر این موضوع باعث افسردگی من شد چون متخصصین عقیده دارند یاس هم باعث افسردگی میشود.

     
    • تا جایی که بنده خبر دارم همسر جناب استاد آیت الله جوادی آملی زاد الله توفیقاته مرحوم نشده اند و هنوز در قید حیات هستند،شما اگر دلیل متقنی بر مرحوم شدن همسر ایشان و مدفون بودن ایشان در منزلشان دارید دلیلتان را ارائه کنید.
      در بحث “طبیعت” و “خلقت”در نگرش تحلیلی به همه علوم بشری اعم از انسانی و تجربی،بحث ایشان جابجا کردن یک لفظ و جایگزین کردن یک لفظ بجای لفظ دیگر نبوده و نیست،خود این نوشته ناقصی هم که اینجا ارائه شده شاهد بر این است که نگرش ایشان یک نگرش تحلیلی به علوم و دانش های بشری ناظر به تفسیر پدیده های طبیعی و نحوه ارتباط آنها با یکدیگر است و در یک کلام مقصود ایشان این است که وقتی پدیده های طبیعی در جهان طبیعت و ارتباطات آنها را بروش علوم تجربی بشری مورد بررسی قرار می دهیم فارغ از روش های تجربی خود علوم و تئوری ها و نظریه هایی که این پدیده ها و فعل و انفعالات را تحلیل و تفسیر و تحلیل می کنند لازم است پدیده های طبیعی و خود طبیعت را بحکم برهان در ارتباط با مبدا پدید آورنده عالم ببینیم و طبیعت را بما هی طبیغت منحاز و جدای از مبدا فاعلی آن نبینیم،چه اگر چنین تحلیل عقلی و عقلانی برهانی داشتیم در اینصوزت از طبیعت به عنوان مخلوق و طبیعت مخلوق یاد می کنیم یعنی طبیعتی که حیثیت مخلوقیت آن در ربط با مبدا فاعلی جهان است،در اینصورت است که می توان همه علوم تجربی و طبیعی بشری را نیز تحلیلا علوم دینی و خدائی دانست،و نکته جایگزینی تحلیلی -و نه لفظی- طبیعت و مخلوق همین است که عرض شد.

       
      • شما چرا از علم تجربی دینی و خدایی پزشکی که در حوزه دسترسی به آن راحت است در قم استفاده نمیکنید و راهی آلمان میشوید جایی که این ریسک وجود دارد که در سرزمین کفر دسترسی به علم خدایی ناب مقدور نباشد.

         
        • اونجا ها واحد های اندازه گیری اندازه گرفتنی ها در دانش های گوناگون را با مقیاس هایی می سنجند که انگار با واحدی بنام لدن بروزن لگن که همه هم آن را باخود حمل می کنند کینه و یک چیزی کشتگی دارند. حال آنکه یک کمچه یا یک پیمانه دانش لدنی قادر است فوری شیرینی ثروت نیشکر یک کشور را به آن کمچه بدست لدنی مدنی هبه کند یا به دیگری معادن و دیگه در حد ابتداییش هر چی بخواد لاستیک ماشین.

           
        • سید هنوز /////////// درد نگرفته که بی عمامه و قبا بدود دنبال پزشک صاحب علم پزشکی غیر خدایی و غیر دینی.

           
        • معلوم می شود مطلبی که بالا عرض شد دور از درک و فهم سه شناس یا ناشناسی که سه بار نوشت بوده است،عذر خواهی می کنم از اینکه فوق حد فهم ناشناس یا ناشناس ها مطلب نوشته شد،در توهم خود بدانید اما اجمالا بدانید که بهره گیری از دانش های بشری و از جمله پزشکی که مورد توصیه و سفارش اکید کتاب و سنت است هیچ تنافی با دعا و توسّل ندارد.بحثی که بود بحث از تصحیح نگرش به طبیعت و طبیعت را الهی دیدن و در ربط با مبدا طبیعت دیدن بود،در اینصورت همه علوم الهی خواهند بود

           
  51. با عرض سلام و درود و تبریک و تهنیت سال نو

    سیّد مرتضای گرامی در پاسخ نقد شما به کامنت اخیر توضیحاتی‌ را در مورد چند نکته که موجب ابهام و یا تصور بی‌ ارتباطی‌ با موضوع نقد اقتصاد سیاسی اینجابب راموجب شده بود، بیان می‌کنم. اشاره ظاهرا سربسته به سردار قلم، چریک پیر و فیلسوف تدلیس بترتیب به
    آقایان حسین شریعتمداری ، بهزاد نبوی و سعید حجاریان منظور بود. نه تنها فلسفه عقیدتی‌ و سیاسی بلکه فلسفه تاریخی و وجودی اصول گرایان در مقابل اصلاح طلبان را این افراد به وضوح در نوشته‌ها و مصاحبه‌ها و موضع گیری‌های فردی و جناهی خود حول موضوعات و سیاست‌های گوناگون اجتماعی فرهنگی، نظامی امنیتی سیاست خارجی‌ صریحاً بنمایش میگذارند. نقد اقتصاد سیاسی اینجانب فرای این تقابل و تضاد‌های جناحیست، چون که سیاستهای‌های هر دو جریان اصلی‌ حکومتی بر یک ساختار اقتصاد سیاسی متکی‌ بر خام فروشی منابع انرژی و معادن و سلطه بخش انگلی خوصولتی و رانت خواری خویشاوندی رفاقتی و مونوتوریسم و تولید بدهی و بنگاه داری نظام بانکی‌ مبتنیست.
    فیلسوف تدلیس کنایه منتسب به سعید حجاریان تئوریسین امنیتی اصلاحات و دولت تدرکاتچی آقای خاتمیست است. در پی‌ نتایج جنجالی انتخابات ریاست جمهوری دولت نهم در سال ۸۸ و اعتراضات و موضع گیریهای ایشان، دستگیر و بازداشت و به مدت ۳ ماه زندانی شد که در طی‌ این مدت با کمک توجیهی‌ برادران امنیتی از شرکت نا خود آگاهانه در “کودتای مخملی” محصول اتاق فکر سیروس ونس و مایکل لدن و هدایت مثلث غربی – عبری – عربی‌ دشمنان قسم خورده بردار حسین، توبه کرد.
    و چند سال بعد نظریه تدلیس (به قول شما فقها غش در معامله) را در برابر تقلب برای بیان نارضایتی‌ عمیق اصلاح طلبان از نتایج نامطلوب انتخابات دولت مستعجل خود شیفته آن زمان نزدیک و حال در جبهه‌ تقابل آقا نظام طبق قاعده بدون استثنا دول انقلابی و مطرود سابق، مطرح کرد. پس تعبیر شما از تعبیر فیلسوف تدلیس اینجانب که آنرا منتسب به آقای محمّد خاتمی دانستید، درست نیست. معهاذا فیلسوف تدلیس همانطور که مستضرید ایدولوگ فلسفی‌ امنیتی اصلاح طلبان و ازمشاورین نزدیک و معتمد آقای خاتمیست و در کنار تحلیل‌های فقهی‌ گهگاهی هم تحلیل‌های گوگولی مگولی به قول خودش “وبری‌هگلی” برای پل سازی یا حفاری تونل بین سنت گرایی و تجدد اصلاح طلبانه طراحی و مهندسی‌ مطبوعاتی می‌کند.
    سید گرامی طبق محاسبه بر مبنای ارقام محافظه کارانه که این جابب از طریق رسانه‌ها جمع آوری کردم بطور متوسط سالیانه رشد نقدینگی (تورم پولی‌) در دولت مستعجل محمود در دوری اول ۲۸% (۶۰ منتهی‌ به ۱۶۰ هزار تومان در پایان ۴ سال) و در دوری دوم ۳۲% (۱۶۰ منتهی‌ به ۴۹۰ هزار تومان) بود. ارقام ماساژ شده تک رقمی “تورم” که با هیاهو در رسانه‌ها به خورد شهروندان داده میشود مرتبط با “شاخص بهای مصرف کننده” که بانک مرکزی تحت عنوان شاخص بهای کالا و خدمات منتشر می‌کند با نرخ واقعی تورم که همان نرخ رشد نقدینگیست فرق دارد. سیّد گرامی مگر میشود وقتی‌ تورم پولی‌ تک رقمیست نرخ بهره بانک دو رقمی باشد؟؟؟؟ همواره نرخ تورم پولی‌ بین ۱۰% الی‌ ۲۰% بیشتر از نرخ بهره بانکی در نوسان بوده.
    سیّد گرامی شما که بهتر از اینجابب باید بدانید که سیاست‌های کلان امنیتی، هسته ای، دفاعی و موشکی و سیاست خارجی‌ خصوصاً مرتبط با استکبار جهانی فقط توسط مقام معظم رهبری تبیین و هدایت میشود، نه دولت‌های تدارکاتچی، چه اصول گرا چه اصلاح طلب. آغاز مذاکرات و صلح قهرمانه که به توافق برجام (فروش نفت برای تامین مایحتاج و تعلیق بعضی‌ از تحریمات اما همچنان قفل بودن شبکه ی جهانی‌ نقل و انتقال دلار و محدودیت انتقال دلار به بانک مرکزی به میزان ۷۰۰ میلیون دلار در ماه) منتهی‌ شد با پا درمیانی سلطان قابوس در عمان و در دولت محمود بدون اطلاع ایشان و مدیریت آقای دکتر صالحی وزیر خارجه ورئیس سابق سازمان اتمی‌ ایران انجام گرفت.
    و اما اشاره به ساسانیان عرب اشاره به ساکنین عرب زبان میا‌‌ن رودان (شبه جزیره‌ در محاصره دو رود دجله و فرات) اهالی عمدتا مسیحی‌ و کلیمی عرب امپراطوری ساسانیان بود که یا بومی بوده یا از سرزمینهای شام ، مناطق ساحلی سرزمین حجاز و خلیج فارس و یمن در دوران امپراتوران ساسانی از این مناطق به منطقهٔ میا‌‌ن رودان و سرزمین امروزی ایران مهاجرت کرده یا کوچانده می‌شدند.
    شاپوران اول و دوم (هوید سنبا یا ذوالکتاف، با سابقه‌ترین پادشاه تاریخ ایران؛ تاجگذاری وی هنگامی که در رحم مادر بود انجام شد و تا هنگام مرگ، در ۷۰ سالگی با عنوان امپراطور ایران تاجداری کرد) و خسرو اول انوشیروان و نو‌ه‌ا‌‌ش خسرو دوم پرویز در دورانهای اقتدار امپراتوری ساسانی بر ملل گوناگون که پیرو ادیان و مذاهب و آئینهای گوناگونی بودند حکومت کرده و در اجرای اهداف راهبردی سیاسی، امنیتی و احتمالا اقتصادی در جابجایی و کوچاندن اجباری ملل تحت سلطه خود ید طولانی‌ داشتند.
    آنها حتا از میا‌‌ن اشراف و نجبای ادیان دیگر با اهداف سیاسی و امنیتی همسران کلیمی و مسیحی اختیار میکردند تا با نشان دادن رواداری دینی مذهبی آیینی در میا‌‌ن اقوام مختلف تحت حکومت خود از تنش‌های قومی و مذهبی‌ در محدودهٔ جغرافیایی امپراطوری بکاهند.
    سید گرامی به نظر شما احتمال این که آقایان عظام شیعه همسر اول نه دوم نه بلکه سوم را از میا‌‌ن اهل سنت با اهداف تحکیم مذاهب اسلام اختیار کند چه قدر است؟ کلیمیان متعصب نیز با غیر هم کیش خود ازدواج نمیکنند.
    کوچ اجباری اقوام ایرانی با اهداف سیاسی‌امنیتی در جغرافیای کنونی ایران توسط رضا شاه در عصر معاصر با کوچندان اقوام کرد به خراسان نیز انجام گرفته.

     
    • سید گرامی اشاره به عبدلملک مروان (خادم خدا از اهالی مرو خراسان از تبار اعراب ساسانی مسیحی‌) اشاره به تداوم رسالت
      آخرالزمانی رسیدن به ارض موعود توسط میراث داران امروزی وی سوار بر بالهای مه‌ الود افسانهٔ و اساطیر الهی و دل‌ سپرده به امواج پر تلاطم اعاده تاریخی باورها برای تسخیر مجدد قبه الصخره، برای رسیدن به نقطه‌‌ ی که در آن “ساکنان حرم عطر صفات ملکوت گِل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند”، آنجا که ابراهیم قصد قربانی کردن اسماعیل کرد، آنجا که حبیب الله به جمع قدسیان برگزیده معراج کرد و مهمان خدا شد، اشاره ی به گره زدگی سرنوشت بغرنج و غمناک این جهانی‌ ۸۰ میلیون ایرانی مجوس شیعه شده به اساطیر زنجیر شده در اذهان موبدان متعصب تنسیری و کرتیری عصر ما بود، اشاره ی به ارواح سرگردان خسرو پرویز و شهربراز در کالبد سلطانی خراسانی و سرداری سلیمانی برای تسخیر مجدد قبه الصخره و انتقال صلیب مسیح این بار به قم بود.

      شاید ترامپ هم خود را در آینه تاریخ هم رسالت با هرقل می‌بیند.

      چرچیل دستی‌ در تاریخ داشت و بر این باور بود که هر چه به گذشته دورتر نگاه کنیم آینده دورتری نیز احتمال دارد ببینیم.

      امروز ارواح سرگردان تمامی‌ امپراتوریهای گذشته میا‌‌ن رودان منجمله ساسانیان، بنی امیه، عباسیان، عثمانیان، بعلاوه میراث داران یونان و روم بیزانس – اروپای غربی و عمو سام و روسیه نیز برای سهم خواهی‌ بر سرزمین خشک و تفدیده اما شناور بر ذخائر نفت و گاز خاور میانه و تعیین منافع و حوزه اقتدار در گیر جنگ مستقیم و نیابتی همیشه تاریخ هستند.

      هنوز هم آواز تلخ سعدی با زبان سفیر زمانه می‌خواند؛ چنان قطع سالی‌ شد اندر دمشق………

       
    • درود و عرض تبریک سال نو به کاوش گرامی

      ممنون از توضیحات شما،توضیحات خوبی بود که برخی ابهامات را از بین برد،بحثی در مطالب شما و گرایشات شما ندارم جز توضیح دو سه نکته یا فراز در نوشته شما،شما از فلسفه وجودی یا تاریخی دو جناح عمده سیاسی در کشور تحت عنوان اصولگرا و اصلاح طلب سخن گفتید و اشاره کردید که تحلیل و برداشت های سیاسی اقتصادی شما ورای نگرش یا تمایل خاص به یک جناح است،در این نکته بحثی نیست فقط خواستم عرض کنم که وجود دو جناح عمده سیاسی اصولگرا و اصلاح طلب یک وجود صوری،ظاهری و عامدانه نیست،این در واقع دو گرایش و دو گونه نگرش به قوانین و نحوه مدیریت امور کشور و اجراء قوانین است که شمار کثیری از هموطنان نیز آنها را نمایندگی می کنند یا گرایش به آن دارند و معمولا در انتخابات ها این تقابل آشکارتر می شود و حتی گاه تا حد زیادی به کشمکش و حتی اتهام و بدبینی منجر می شود چیزی که هست این است که بدون تردید هردو جریان بزرگ اصلاح طلب و اصولگرا معتقد به اصل نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی هستند و موافق بقاء و استمرار نظام جمهوری اسلامی ایران،و این امر مذمومی نیست و منافاتی با اختلاف برداشت های مدیریتی یا برداشت ها از قوانین ندارد،این توضیح را عرض کردم چون باز عبارت شما موهم صوری و غیر واقعی بودن ایندو گرایش بود.
      در مورد سیاست ها و راهبردهای کلی نظام در زمینه های گوناگون اقتصادی سیاسی اجتماعی و فرهنگی و امثال اینها بدون تردید امضاء و ابلاغ این سیاست های کلی و برنامه ها از اختیارات یا وظائف رهبریت جمهوری اسلامی ایران است منتها یک اشتباه رایجی که هست و در این سایت در متن ها و کامنت ها زیاد بچشم می خورد این است که خیال می شود تنظیم و تصویب و امضاء و ابلاغ این سیاست های کلی کاری مستبدانه،فردی و غیر قابل بازگشت یا تجدید نظر هست،در حالیکه واقعیت این است که سیاست های کلی توسط رهبر و برخی نهادها با زیر مجموعه های مختلف کارشناسی کارشناسی جمعی می شود و در نهایت مطابق وظیفه امضاء و ابلاغ می شود و اینطور نیست که یک فرد یکنفره بنشیند و سیاست های کلی را یکجانبه و منفرد ابداع و ابلاغ کند.
      شما البته مصادیق تعبیراتی را که مورد نظرتان بود (فیلسوف تدلیس و..)را توضیح دادید که بحث من بحث از مصادیق نیست،البته اظهار نظر در مقولات مختلف سیاسی اجتماعی آزاد است و همه مطالب گوگولی مگولی! که بقول شما فیلسوف تدلیس (هرچند اخلاقا با کاربرد تدلیس و مدلّس در باره دیگران با شما موافق نیستم) ابراز می کند مورد قبول و پذیرش همه نیست و مبنای کار دولت های چپ و راست نیز همه تئوری ها و فرضیه ها و اظهار نظرات شخصی باصطلاح تئوریسین های طرفین نبوده و نیست ،فی المثل ممکن است وقتی دولت آقای خاتمی بعنوان جناح چپ یا اصلاح طلب روی کار بود با برخی مطالب فردی که نام بردید موافق باشد یا نباشد و اظهار نظرات شخصی یک صاحبنظر اصولگرا یا اصلاح طلب لزوما برآیند نظریات همه جناح متبوع نبوده و نیست.
      شما پرسیدید :” مگر میشود وقتی‌ تورم پولی‌ تک رقمیست نرخ بهره بانک دو رقمی باشد؟”
      این یک پرسش اقتصادی تخصصی است و از حیطه اطلاع من خارج است ،شما و دیگر آگاهان اقتصادی باید بگویند و توضیح دهند چنین مساله ای از نظر اقتصادی ممکن است یا ممکن نیست.اما چیزی که واقعیت دارد این است که آمار تک رقمی شدن تورم در چند ساله دولت بنفش آمار ماساژی نیست،هم آمارهای داخلی آمارهای دقیقی است هم کاهش تورم بعد از رفتن دولت پوپولیست محسوس و ملموس است هم آمارهای بین المللی موسسات معتبر بین المللی اینرا نشان می دهد بنظرم با پوزش شما اینجا جدای از رئالیسم و واقع گرائی در تحلیل مسائل اقتصادی کمی را مبالغه و مخالف خوانی سیاسی را می پیمائید! همینطور در مورد قفل بودن شبکه بین المللی نقل و انتقال پول و سرمایه بعد از برجام ظاهرا اندکی مسیر مبالغه را پیمودید،چون بعد از برجام مساله نقل و انتقال پول و عادی شدن روابط بانکی رو به جلو بوده،هرچند سم بزمین زدن ها و دشمنی کلیشه ای امریکائی ها و بقول شما عموسام که امروز از آستین دولت ترامپ سر بر آورده است مانع از تحقق صد در صدی اهداف استراتژیک قرار داد مهم و خوب برجام شده است و مقصر این قضیه نه جمهوری اسلامی ایران بلکه دشمنی و نفع طلبی خودخواهانه عمو سام و برخی هم پیمانان او بوده اند اما در عین حال باید واقعیت ها را دید،شما الان مگر اشراف خبری ندارید بر اینکه هند تمام بدهکاری های نفتی خود را پرداخت کرد و کشورهای مختلف طرف معاملات نفتی با ایران در حال خرید و معاملات نفتی با ایران هستند؟ بنابر این بنظرم دور از واقع گرایی است که در جهت هیچ پنداری شاهکار برجام با دلواپسان بی انصاف داخلی هماهنگ شوید.واسطه قرار گرفتن عمان و تمهید مقدمات برای رسیدن به تفاهم هم بنظرم مقوله نامطلوبی در کارکردهای سیاسی و دیپلماتیک نیست.
      در مورد خام فروشی البته درست می گویید که خام فروشی مطلق و مداوم در آینده سبب نابودی منابع خواهد بود،سیاست های کلی نظام جمهوری اسلامی نیز بر تقلیل بلکه متوقف کردن اتکاء اقتصاد بر خام فروشی نفت استوار است،این البته یکی از آرمان های اقتصادیست که باید محقق شود که ساخت پالایشگاه تولید مستقل بنزین (ستاره درخشان)در خلیج فارسی که تقریبا به بهره برداری رسیده است یکی از مقدمات آن است اما بهرحال در شرائط موجود بعد از تحریم ها و فراز و نشیب هایی مثل جنگ و دشمنی های دخلی و خارجی گریزی از تولید و فروش نفت و تلاش بر سرمایه گذاری نیست.
      در مورد اصل سوال فقهی ذیل نوشته اتان و فارغ از لوازم زیستی یا اجتماعی سیاسی آن،بفتوای مشهور و رایج فقیهان شیعه ازدواج دائم و موقت مردان شیعه با زنان اهل سنت جایز است،هرچند ازدواج زنان شیعی با مردان اهل سنت بفتوای برخی از فقهاء ممنوع و بفتوای برخی دیگر مکروه و در عین حال جایز است
      موفق باشید

       
  52. جناب نوری زاد عرض سلام وارادت ارادت
    فیلم تاریخ آنلاین گفتگوی شما با آقای دهباشی را دیدم فوق العاده بود.من این پروژه را تو اینترنت دنبال کردم نمیدونم یه حس بدی نسبت بهش دارم تو همه این گفتگوها سعی شده حقیر بودن اسم های بزرگ که ما هی میشنویم البته به حق نشون داده بشه .ولی برنامه شما یک فرق بزرگ داشت مورخ تبدیل به بازجو شد یک بازجو که روی مرز صداقت ایجاد شده با زندانی حرکت میکنه وناگهان ضربه های خودشو که قبلن روش فکر شده وارد میکنه به عنوان یک کوچیکتر میگم اونی که باعث توفیقتون شد صداقت محضی بود که تا آخر حفظ کردین نه اطلاعات وسخنوریتون هرچند هنرمند بزرگی هستین.پاهاتون استوار وراهتون پر رهرو باد.یک راه بیشتر نیست اونهم راستی است چیزی که تو مصاحبه گر (محقق ) این برنامه نبود البته خبرگی داشت تو سفسطه کردن.خسته نباشی مرد

     
  53. تردیدی نیست که اگر اداره نظام و کشور مطابق با منویات و با اتکا به بصیرت بینظیر رهبر معظم انجام میگرفت خیلی وقت پیشت تومار نظام شاید هم کشور در هم تنیده بود طوری که نه از ماه خبری مانده بود نه از ماه نشان !اما افسوس که مشتی عناصربی بصیرت اخلال کردند و نگذاشتند ایشان کار را یکسره کنند انزمان که خمینی قطعنامه ۵۹۸ را با توصیه و فشار هاشمی رفسنجانی به دلیل وضعیت اسفناک کشور پذیرفت و از ان به نوشیدن جام زهر یاد برد بسی زمان برد تا مقام عظما با بصیرت مثال زدنی دریابد که اوضاع از چه قرار است ایشان در ان زمان در جبهه ها اینور وانور میدوید و مقاومت و مقاومت سر میداد و اگر نهیب خمیتی نبود همچنان بر این باور بود که در حال پیروزی است تا اینکه خمینی مرد و ایشان در زدوبندی در یک شب از مقام حجت الاسلامی به قول معروف پشتک زد و شد رهبر واینبار هاشمی رفسنجانی با سیاست های تشنج زدایی و سازندگی موی دماغ شد و نگذاشت ایشان همه بصیرت خود اعمال کنند بعد از هاشمی رمانی که ایشان فکر میکردند که زمان برای اعمال رهبریت با بصیرتشان مهیاست دوم خرداد پیش امد و خاتمی با توسعه سیاسی و جامعه مدنی خون به دل ایشان کردند وایشان خدا میداند که در ان هشت سال چه زحمت ها کشیدند و بصیرت ها به خرج دادند تا جلوی توسعه فرهنگی و ایجاد جامعه مدنی را بگیرند اما بعد از خاتمی بالاخره نوبت به اعمال بصیرت ایشان رسید و مردم با تمامی وجود بصیرت رهبر عظما را در دولت احمدی نژاددرک نمودند ورضایت ایشان از سرعت ویرانی و اضمحلال کشور جلب گردید هم اینک اگر دولت روحانی انطباق کامل با منویات ایشان ندارد اما به حمداله روند تخریب ونابودی بد نیست و ایشان در پیام نوروزی و سخنرانی مشهد رضایتمندی خود را از وضع موجود نشان دادند البته در دل خود همچنان به هاشمی و خاتمی و مردم بی بصیرت نفرین میکنند چراکه اگر انها اخلال نمیکردند خیلی پیشترها کار نظام و کشور یکسره شده بود

     
  54. اخبار: ممانعت از حضور شهروندان در پاسارگاد و تخت‌جمشید برای تحویل سال.
    مش قاسم: باش تا صبح دولتت بدمد!!

     
  55. اخبار: این دومی به کارنامه نظام جمهوری اسلامی نمره ۲۰ داد.
    مش قاسم: قربون زبون فارسی و امثال بی مثال آن: خود گ…(سه نقطه از مش قاسم)زد و خود خندد عجب //مرد هنرمندی!

     
  56. اخبار: حسن/* روحانی و این دومی در پیام های تبریک خود به ‌مناسبت آغاز سال ۱۳۹۷، گفته اند که اهداف اصلی دولت در سال جدید اشتغال زایی، خودکفایی و حمایت از تولیدات داخلی، مبارزه با فقر و آسیب های اجتماعی خواهد بود.
    مش قاسم: اینا ملت ایران رو به هیچ و در زمره چهارپایان می انگارند که هر جفنگی رو میشه بهشون قالب کرد و انتظار داشت مثل بز سر تکون بدن. به حکومت اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات خوش آمدید.

    /*

     
  57. یادم رفت، رییس جمهور سابق فرانسه رو به دلیل فساد در امر انتخابات به زندون و تحقیق کشوندن. توی مملکت ما یه مشت دزد و آدمکش و شکنجهگر شدن همه کاره. مملکتی که از سر تا ذیل حکومتگرانش دزد و آدمکش و شکنجهگر باشن میخواستین وضعیتش از این بهتر باشه؟ از محالات!

    یه مشت شریک دزد و آدمکش و شکنجهگر شدن رفیق قافله و هر روز به ما میگن اصلاحات میخوان بکنن، با کی و با چی و چهگونه؟ جواب ندارن. ولکن از صبح تا شب های به ما میگن بزک نمیر بهار میاد……. چرا؟ واسه اینه که اینا ما رو در زمره بز و چارپایان میدونن میدونن که به هر راهی میشه کشوندشون.

     
  58. رییس جمهور پرو به دلیل دزدی و فساد از کار برکنار شد. رییس جمهور برزیل به دلیل فساد و دزدی به دادگاه کشیده شده. رییس جمهور اتژانتین به دلیل دزدی و فساد از کار برکنار شد. دولت اتیوپی با فشار ملت اتیوپی مجبور شد زندانیان سیاسی رو آزاد کنه. از رییس جمهور امریکا به دلیل دخالت در کار دستگاه قضا دارن تحقیق میکنن……….

    در حکومت اسلامی از رهبری و رئیس/* جمهور/*ش و رییس/* قوه غذایش و رییس/* مجلس/* و همه معاونین/* و مدیران/*انش و شهرداران/*ش و ……….. دزد آب از آب تکون نمیخوره. به حکومت اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات خوش آمدید.

    /*: ک

     
  59. موسی
    سلام و درود به شمای انسان آقای نوریزاد

    به سید مرتضای ملا!

    یکبار فقط یکبار شده یک سند و مدرکی که شما از همه درخواست می کنید ومثل شمشیر داموکلس بر سر همه آویزان کرده اید!
    ”(یعنی عموم مردم ایران که مسلمان و موافق با جمهوری اسلامی هستند)”

    چه مدرک وسندی یا تحقیقاتی راجع به عموم مردم انجام داده اید که اینقدر با اطمینان از عموم مردم مینویسید!
    منظورتان ار عموم مردم ایران چه کسانی هستند؟
    ( افرادی مثل ،یه بسیجی، یا زهرا ، سید مرتضای ملا، کاسه لیس ها، ساندیس خورها، بسیجی هائی که با ماشین از روی مرد م عبور میکنند ، شکنجه گرانی که در شب اعدام دختران بی گناه را مورد تجاوز قرار می دهند و روز بعد شیرینی به خوانواده اش تحویل میدهند، آیت اله ای ترسو که به این دنیا چسبیده اند وهمه را به بهشت وجهنم تحدید میکنند؟ ووووووو )
    همانطوری که قبلن نوشتم در زمان حکومت شیعی صفویان آدمخوار پرورش میدادند! در حکومت شیعی قرن بیست یکم انواع و اقسام موجودات انسان نما تربیت میکنند!!!
    جناب سید مرتضا ی ملا! در حوزه ها روی مغزتان تاثیر مخرب گذاشته اند سعی کنید حداقل با چشمان باز به دور واطرافتان بنگرید!

     
  60. دوست ما سید مرتضی که نوروز بر او مبارک باشد، مرتب مبگوبد این نظام را مردم ایران رای داه اند و باید مورد قبول همه باشد. خدمت دوست خوبمان عرض میکنم که شما فرض کن 36 میلیون به این نظام رای داه اند. الان جمعیت ما بیش از 80 میلیون نفر است. یغنی بیش از همانها که رای داده اند رای نداده اند. پس ایده رای گیری مجدد نباید اشکالی داشته باشد و بخصوص که حکومتیان معتقدند اکثر مردم آنها را قبول دارند. حال سازمان ملل هم نظارت کند که بهتر است..باعث افتخار شما است و معلوم میشود عالمان دینی را با دروغ میانه ای نیست..

     
    • سلام و تبریک به باصفای گرامی، توضیحی عرض می کنم که پاسخ به پرسش جناب نوریزاد در چند کامنت پایین تر هم هست ،بنده بارها عرض کرده ام که با نظرخواهی از مردم و رفراندوم در مقولات خرد و کلان مخالفتی ندارم و این را از خصائص مردم سالاری و جمهوریت برآمده از رای مردم می دانم و در قانون اساسی ما نیز در خصوص نظر خواهی در امور مهمه اصولی وجود دارد که برای آن راهکارها و شرائطی ارائه شده،منتها چیزی که باید به آن توجه کرد این است که برخی مثل شما یا دوستمان نوریزاد که مساله رفراندوم را مطرح می کنید باید دید آیا به لوازم آن از جمله اینکه عموم یا اکثریت مردم ایران دوباره به جمهوری اسلامی و نظام دینی مردم سالار رای دادند ملتزم هستید یا نه؟ چون التزام به نتیجه رفراندوم و رای مردم از شاخصه ها و بایسته های التزام به دموکراسی است،همین جا جای سوال هست که اگر رفراندوم طلبان بقواعد لاینفک دموکراسی از جمله التزام به نتیجه رای مردم و التزام به رفراندوم ملتزم هستند چرا ملتزم به نتیجه رفراندوم 40 سال قبل مردم ایران نیستید و نیستند؟ می خواهم بگویم بقاعده حقوقی و عقلائی استصحاب (لزوم التزام به حالت سابقه تا زمانی که خلاف یقین سابق باثبات نرسیده) که از قواعد شرعی حقوقی و حتی عقلائی رایج در امور فردی و زندگی اجتماعی است،حالت سابقه برقرار است مگر آنکه خلاف آن اثبات شود،پس یکی از نشانه های التزام به شاخصه های دموکراسی و قواعد حقوقی التزام بنتیجه رفراندوم گذشته و جر نزدن است.الان من باستدلالی که دوستمان باصفا مطرح کرد کار دارم،آیا صرفا با گذشت چهل سال از یک رفراندوم و دوبرابر شدن جمعیت یک کشور (با اینکه بخش قابل توجهی از این کثرت را کودکان و نوجوانانی که هنوز در سنین رای و فهم سیاسی نیستند تشکیل می دهند) مقتضی لزوم یک رفراندوم جدید است؟ یعنی اینکه صرفا اقلیتی مثل شما و نوریزاد و هر شخص دیگری بهر دلیلی بموضع مخالفت با نظام جمهوری اسلامی ایران افتاده اید موجب الزام رفراندوم در خصوص اصل نظام است؟ مگر چه اتفاقی از نظر شما مخالفان افتاده که موجب چنین الزامی باشد؟ و آیا لزوما دو برابر شدن یا چند برابر شدن جمعیت یک جغرافیا مقتضی حقوقی یا سیاسی تجدید رفراندوم برای اصل یک نظامی است که با وفور و کثرت خیره کننده 98 درصدی تاسیس شده است؟ اگر چنین است شما بمن یک یا چند مصداق از این رویکرد در جهان و دموکراسی های پیشرفته جهان نشان دهید،اینطور بنظر می رسد که بعد از کشف قاره امریکا،نظامو قانون اساسی که توسط مردم آن سامان تاسیس و امضاء شد شاید مربوط به دویست یا سیصد سال قبل بوده است(عدد دقیق راباید بررسی کرد) روی استدلالی که دوستمان باصفا مطرح کرد (اینکه دوبرابر یا بیشتر شدن جمعیت یک سیستم در یک جغرافیا مقتضی تجدید نظر خواهی در مورد اصل نظام است) آیا در طی این 200 یا 300 سال یا کمتر یا بیشتر چند بار رفراندوم در امریکا صورت گرفته است در مورد اصل سیستم فدرالی امریکا؟! مگر جمعیت امریکادرطی این سالهای طولانی دو یا چند برابر نشده است؟! وقتی مردم امریکا 200 سال قبل رای به تاسیس سیستم فدرال و جمهوری امریکا دادند جمعیت شان چقدر بود الان چقدر است؟گمان نمی کنم چنین معیاری در هیچ دموکراسی دیگری در اروپا و غیر اروپا هم معیار بوده باشد.بنابر این استدلال شما استدلال نامقبولیست.اگر بگویید پس چطور در انقلاب اسلامی ایران آقای خمینی و رهبران انقلاب مساله رفراندوم و سقوط نظام شاهنشاهی را خواستار شدند و تفاوت آن زمان با اکنون چیست؟پاسخ این است که هم خیزش عمومی مردم ایران چهل سال قبل و خواست رفتن نظام شاهنشاهی امر وجدانی،واضح و بدیهی برای همه بود،هم نتیجه خیره کننده 98 درصدی دو رفراندوم قرینه روشنی بر خواست عمومی مردم ایران در جهت ساقط شدن نظام شاهنشاهی و استقرار مردم سالاری دینی بود،هم تاکنون نه تنها قرینه قاطعی بر خلاف اراده گذشته تحقق پیدا نکرده است بلکه قرینه بر تداوم و پیوستگی اراده بقاء جمهوری اسلامی وجود دارد از جهت تظاهرات و میتینگ های بزرگ و عمومی در سالگرد انقلاب و مناسبت های مختلف و از جهت استمرار مشارکت های بالا در همه ادوار انتخابات از چهل سال قبل تاکنون باوجود اینکه بتعبیر دوستمان باصفا جمعیت واجد شرائط تقریبا دو برابر شده اند،در واقع اگر این ظن و گمان نادرستی که شما یا امثال جناب نوریزاد الان دارید و ادعا می کنید که بگذشت زمان و رشد تصاعدی جمعیت ایران،بیشتر مردم ایران اکنون از اصل نظام جمهوری اسلامی ایران اعراض کرده اند واقعیت داشت طبیعتا باید در انتخابات ها دعوت تحریم انتخابات مورد اعتنا قرار می گرفت و کثرت های بزرگی (حتی جوانانی که تازه به سن انتخاب رسیده اند و چهل سال قبل در رفراندوم قبل نبودند یا واجد شرائط نبودند) با درصد مشارکت های بالای پنجاه و شصت درصد شرکت نمی کردند،بنابر این هم قاعده حقوقی استصحاب،هم مشارکت خیره کننده 98 درصدی چهل سال قبل مردم ایران ،هم مطالعه تاریخ دموکراسی های دیگر حتی در پیشرفته ترین دموکراسی ها و هم قرائن مختلف حضور مردم نشان می دهد که عموم مردم ایران الان خواستار نفی نظام جمهوری اسلامی از طریق رفراندوم برای تغییر نظام نیستند و پندار برخی از مخالفان و هیاهویی که می کنند و ادعای عدول مردم از اصل نظام و مخالفت با جمهوری اسلامی را دارند پنداری غیر واقعی و ظن و گمانی باطل است.از این جهت است که می بینید امثال آقای نوریزاد به حرکت های کوچکی مثل آشوب و اغتشاش های اواخر دی ماه گذشته توسط قلیلی از جوانان دلخوش می کنند و به آن دل می بندند و روی آن مانور می دهند اما به خیزش عمومی میلیونی و عظیم مردم چند روز بعد از آن در عموم شهرهای ایران و حرکت عمومی مکرّر در 22 بهمن که می رسند غیر منصفانه در صدد تحقیر و تخفیف و بی اهمیت و غیر فهیمانه جلوه دادن آن هستند،چنانکه عرض شد این رویکرد اشتباه سیاسی ناشی از همان پندار “خود همه پنداری” و معیار را خود و رای خود دانستن است نه معیار و میزان را رای ملت دانستن و التزام بلوازم دموکراسی و مردم سالاری.

      —————

      سید مرتضای گرامی
      نوشته اید:
      ….مگر چه اتفاقی از نظر شما مخالفان افتاده که موجب چنین الزامی(رفراندوم) باشد؟….

      می گویم: چه دیگر باید رخ بدهد؟ ما بچشم خود می بینیم که ملایان حاکم برایران ، گرسنگانی هستند که هم از پول و هم از خون مردم ارتزاق می کنند. ایران را در سطح بین المللی به حقیرترین کشورها بدل کرده اند. سرمایه های پولی و انسانی ما را دود کرده اند. اینها کلی گویی نیست. واقعیت های آماری و جهانی ست. اگر مشتاق تحلیل اید، یک به یک برایتان واشکافی کنم. من از شما بارها پرسیده ام که یکی از کارهای شایسته ی جمهوری اسلامی را برای ما اسم ببرید. چرا هر چه می گردید این یک مورد را پیدا نمی کنید؟ چون وجود ندارد. چون هرچه هست، برآمده از ته مانده های غارتگری ست. پیشنهاد می کنم بجای فراوان نویسی، کوتاه و موجز برای ما بنویسید: چرا باید جمهوری اسلامی را دوست داشت؟

      با احترام

      .

       
      • جناب نوری زاد گرامی آیا گمان میکنید شیخ مرتضی قم نشین ! چشمش را به روی واقعیت باز میکند ؟ این شخص نانش از این سیستم هست و بسیار نیک میداند که اگر اگر اگر پسر عمویش ! اجازه بر گذاری رفراندم بدهد کار این حکومت دجال تمام است و بسیار نیک میداند که هیچ آخوندی اصلا میل به خلع لباس ندارد و نان وی این ردای کذایی هست حال به دروغ بگوید مایل به رفراندوم هست که چیزی تغییر نمیکند و.پسر عموی گرامی مانند شیر البته با اعوان و انصار از این حکومت دجال محافظت میکنند که نان به سفره اش برسد .پس آب در هاون نکوبید .

         
      • نوریزاد گرامی

        مطالب شما دروغ ،تهمت و درشتی های کلیشه ای همیشگی است،در واقع شما چون برابر یک تحلیل تاریخی،حقوقی، و سیاسيِ منطقی، سخنی برای گفتن ندارید فقط حرارت ها و مخالف خوانی های کلیشه ای همیشگی را بروز می دهید،من که گفتم شما الان ضد انقلاب یا هماهنگ با ضد انقلاب و مخالف جمهوری اسلامی هستید،پس من منکر ضد انقلاب و مخالف نظام بودن شما نیستم تا لازم باشد اینگونه با حرارت و غلظت موضع خود را تکرار کنید، شما مخالف انقلاب باشید اما میزان و معیار نظر اکثریت مردم ایران است که برخلاف شماست و شما و عدّه ای دیگر در انزوا قرار دهید و بهمین جهت گفتمان سیاسی شما گفتمانی عصبی،تند و دور از منطق است، البته چنانکه قبلا عرض شد درد و مشکل اساسی و در واقع خبط سیاسی امروز شما این است که به “خود همه پنداری” مبتلا هستید و خیال می کنید برداشت ها و گرایشات شما برداشت ها و گرایشات عموم مردم ایران است.
        دست آوردهای انقلاب اسلامی ،علیرغم کاستی هایی که در مدیریت های کلان و خرد وجود داشته و دارد، فراوان است که در فرصتی عرض خواهد شد(یکی از دستاوردهایی که اکنون می توان به آن اشاره کرد استقلال سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران و عدم وابستگی آن به بلوک های رایج قدرت در جهان است که همین زمینه مهمی برای دشمنی و سنگ اندازی دیرین آنان است.این پرانتز بسته) منتها مشکل جنابعالی این است که چشم فرو بسته اید و دهان بغیظ و بدگوئی و تهمت های زشت و فاقد سند می آلائید.
        چرا باید جمهوری اسلامی را دوست داشت؟ بحث بحث حب و دوست داشتن نیست،بحث لزوم التزام به دموکراسی و اراده سیاسی عموم مردم یا اکثریت آنهاست، شما بعنوان یک فرد عادی و مخالف می توانید آنرا دوست نداشته باشید اما رای و حضور مداوم اکثر مردم ایران چنانکه توضیح داده شد علیرغم شما حاکی از دوستی و موافقت با جمهوری اسلامی ایران است.
        خشمگین نشوید،باشد؟
        با احترام

        ————

        درود سید مرتضای گرامی
        نوشته اید:
        ….یکی از دستاوردهایی که اکنون می توان به آن اشاره کرد استقلال سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران و عدم وابستگی آن به بلوک های رایج قدرت در جهان است که همین زمینه مهمی برای دشمنی و سنگ اندازی دیرین آنان است…

        می دانستم که جز این چیزی برای گفتن ندارید. استقلال در یک کشور، بنایی می شود برای رشد و شکوفایی. که یعنی مردمی که به خارجی ها وابسته بودند، دست بر کنده ی زانوی خود می نهند و سرفرازی می کنند. خودشان با هر نداری، تولید می کنند و خودشان می سازند و جلو می روند. این تعریف کلی استقلال است. وجه سیاسی اش هم عدم وابستگی کشور به قدرتهای بزرگ است. شما یک نگاهی به ریخت کلی کشور بیندازید و بعد از آن که وضع تولید و سازندگی در کشور را آمار کردید، حالا بروید و دم گوش حضرت پوتین بفرمایید: استقلال را برای ما معنا کن رفیق! استقلال در این است که شما را در یک ریل ننهند و شما را به حضور در منطقه به اسم شیعه گستری نکشانند و نقدینگی کشور را در فضاحت هسته از جیب مردم بیرون نکشند و سوریه را شخم نزنند. ملاهای بیت رهبری و سرداران سپاه، داستان طنز استقلال را بجوری دیگر معنا می کنند. بگویم برایتان؟ حالا بعد از استقلال سیاسی، چیزی دیگری به اسم دستاورد دارید برای ما شماره کنید؟ بگویم چرا پرهیز می کنید از گفتنش؟ چون دستتان خالی ست. رهبر بشکل طنزگونه ای چندتایی از دستاوردهای نظام را بحساب خود واریز کرد. از جمله میزان راههای کشور که بعد از انقلاب هفده برابر شده. می شود خندید اما تلخ!>
        با احترام

        .

         
        • سلام نوریزاد گرامی

          بنده نیز می دانستم وقتی یک مورد در برابر سوالات تحدّی گونه شما ارائه کنم مطلبی برای گفتن نخواهید داشت جز همین تکرار های ملال آور همیشگی و کشاندن بحث ها به مطالب دیگر و استنادات عامیانه و کلیشه ای،روی همین جهت بارها عرض کرده ام که بحث با شما بیفائده است برای اینکه بتعبیری امروز شما برخلاف گذشته از آنطرف بام افتاده اید.
          شما چه دریافت قشنگی از “استقلال سیاسی” دارید! اینکه همیشه می گویم سیاست ورزی شما سیاست ورزی منحصریست روی همین رویکردهاست،شما پرسیدید یک دستاورد برای انقلاب اسلامی ایران ارائه کن،وقتی در برابر یک پاسخ اینگونه متعصبانه موضع می گیرید و مغالطه می کنید چه جای بحث مفید یا ذکر موارد دیگر؟! شما یک تحلیل درست و منطقی که در آکادمی های سیاسی قابل طرح و پذیرش باشد برای نفی استقلال سیاسی جمهوری اسلامی ایران یا وابستگی سیاسی آن به قدرت ها و کشورهای دیگر ندارید،لابد ارتباط استراتژیک و مبتنی بر استقلال با روسیه امروزی از نظر شما مصداق وابستگی ایران به بلوک شرق است!(همین حرف های کلیشه ای که معمولا نا آگاهان سرهم می کنند یا دروغهایی سر هم می کنند) .بنظرم امروزه عنودترین دشمنان تحلیل گر انقلاب اسلامی ایران هم می دانند و می فهمند که جمهوری اسلامی ایران از جهت سیاسی به هیچیک از دو قطب قدیمی شرق و غرب یا قطب های متکثر فعلی وابسته نیست،من استقلال سیاسی را مطرح می کنم،و شما بحث را رشد و شکوفائی اقتصادی و چیزهایی از این قبیل می کشانید! اینرا در منطق میگویند مغالطه یا سفسطه یا جدال بیهوده،روشن است که بحث از اقتصاد بحث ثانوی دیگریست و امروزه -سابقا هم اینطور بوده- هیچ کشوری حتی کشورهای بزرگ صنعتی را نمی توان بلحاظ اقتصادی مستقل مطلق فرض کرد،پس بحث من بحث استقلال اقتصادی نبود،بحث بحث استقلال سیاسی بود،چیزی که امروزه در کمتر کشوری در بلوک غرب یا شرق می توان بر روی کشوری در مورد انگشت گذاشت،این استقلال البته هزینه هم دارد وگرنه بآغوش قدرت های بزرگ رفتن -آنطور که رژیم پهلوی بود و امروز غالب کشورهای عرب و اسلامی به آن مبتلا هستند-و ضربان قلب سیاسی خویش را با اراده آنان تنظیم کردن،حقارت،بندگی و بیچارگی و حماقت -اینطور که مثلا الان عربستان سعودی و اقمار آن به آن دچارند-کار سختی نیست،و مع الاسف شمای مسلمان سابقا انقلابی برای محبوبیت و هورای دنیا طلبان چشم خود را بر این دستاورد بزرگ عینی و وجدانی فرو می بندید و در اثناء بحث اقدام به شانتاژ و پیش داوری می کنید.

          با احترام

          ———

          دوست گرامی
          شخصیت هایی چون خلخالی و لاجوردی و سید ابراهیم رییسی و شیخ علی فلاحیان و شیخ روح الله حسینیان و شیخ مصطفی پورمحمدی و… با کشتارهای همینجوری شان، شیشکی بستند به تحلیل های سیاسی برآمده از آکادمی های رایج در جهان. در این باره برایتان می نویسم حتما. خب حالا دومین شایستگی جمهوری اسلامی را بنویسید.
          با احترام

          .

           
          • نشد دوست گرامی!
            بالاخره دستاورد “استقلال سیاسی جمهوری اسلامی” را پذیرفتید یا همچنان بر تحدّی گزافی که داشتید مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی یا انقلاب اسلامی “هیچ دستاوردی”نداشته باقی هستید؟ چون اگر مثل سائر موارد یادتان نرفته باشد و عبارتتان هنوز بالاتر از این نوشته هست فرمودید :”چرا هر چه می گردید این یک مورد را پیدا نمی کنید؟ چون وجود ندارد”!
            این عبارت شما بود،یعنی باصطلاح منطقی شما ادعای “سلب کلی”کردید در باره دستاوردهای انقلاب،و گفتید یک مورد وجود ندارد،حال اگر پذیرفتید که استقلال سیاسی جمهوری اسلامی امری روشن و پذیرفته شده است – که البته چنین هم هست-بنابر این شما خط بطلان کشیدید بر ادعای کلی و تحدّی کلی که در مورد دستاورد نداشتن انقلاب کرده بودید،پس ثابت شد-ولو در همین یک مورد-که ادعای شما ادعائی کذب و غیر مطابق با واقع است.اگر هم هنوز نپذیرفته اید که “یکی از دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران”استقلال سیاسی جمهوری اسلامی ایران در جهان معاصر است هیچ نیازی نیست که در مقام استدلال همچون همیشه نام چند نفر را مطرح کرده و به تعبیرات عامیانه ای مثل “شیشکی” و نظائر آن استناد کنید! فقط استدلال کنید که استقلال سیاسی از دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران نیست تا موارد دیگر را بیادتان بیاورم و شما را از حرارت تحدّی های گزاف در سیاست ورزی جدا کنم.
            استدلالی در اینمورد دارید یا استقلال سیاسی انقلاب اسلامی را پذیرفتید یا بحث را ختم کنیم؟!
            با احترام

            ————

            سید مرتضای گرامی
            به گمان من، استقلال سیاسی در یک کشور می تواند سه مشخصه ی آشکار داشته باشد:
            – امنیت در هر شکلش چه در داخل و چه در فراسوی مرزها
            – رغبت دیگران به حضور و سرمایه گذاری در آن کشور و حتی رغبت شان برای زیستن در آن کشور
            – تبادل و جولان خردمندی در میان مردم و مسئولان بجوری که خروجی خردمندی مردم و مسئولان منجر به ارتقای مولفه های اقتصادی و شعوری و مدنی و بین المللی شود.

            شما با خیره شدن به این سه مولفه ای که من از میان دهها مولفه ی دیگر بر گزیده ام، تلاش کنید یک: امنیت را تعریف کنید دو: رغبت دیگران را مثلا در زیستن در این کشور اندازه بگیرید و سه: میزان خردمندی که در میان مردم و مسولان دست بدست می شود در ترازو بنهید. دم گوش تان بگویم: اوضاع بسیار بی ریخت تر از آن است که ما دره های پیش رو را به ترک های ریز مراد کنیم و دهان
            همان ترک ها را با کچ پر کنیم.
            با توصیف شما کره ی شمالی حتما دارای استقلال سیاسی ست اما به گمان مردمش و به گمان همه، سران کره ی شمالی گرچه با واژه ی استقلال سیاسی بستنی می لیسند، اما می شود صدای ضجه های شان را از اعماق بیچارگی شنید.

            حالا این از استقلال سیاسی تان که می شود در جمال فهم جنتی ها و نقدی ها تماشایش کرد. دومی چه؟

            .
            بگویم رضاشاه بیاید در مقابل همه تان بایستد و از هزار دستاوردش بگوید؟

            با احترام

             
  61. محمد نوری زاد

    پیام نوروزی محمد نوری زاد
    سال گذشته – 96 – به درخواست رادیو فردا این پیام را بقول برره ای ها “در وَکردم”!
    https://www.radiofarda.com/a/28395895.html

     
    • سلام به دوستان
      معمولا مجال و حوصله شنیدن ویدئوهای صوتی تصویری با کش و قوس هایی که در لحن و ادبیات گویندگان آنها وجود دارد را ندارم،خواستم متن پیام نوروزی سال 96 دوستمان جناب نوریزاد را که لینک ویدئویی آنرا اینجا گذاشتند(شاید از این جهت که امسال پیام مستقل نوروزی نداشتند و اکتفاء به هو هویت یا این همانی منطقشان با گفتار دونالد ترامپ رئیس جمهور کشور عمو سام کرده بودند) ببینم و احیانا نقدی به آن داشته باشم،تصادفا به گزارشی از مشرق نیوز برخوردم در مورد گفتگوی چالشی ایشان با حسین دهباشی و محتوای آن و اشاره به سوابق جناب نوریزاد،مناسب دیدم این گزارش را با دوستان باشتراک بگذارم :

      “بخشی از واقعیت‌های محمد نوری‌زاد که سانسور شد!

      نوری‌زاد ادعا می‌کرد که هرگز هیچ آخوند و مرجعی، یک مدرسه برای مردم نساخته! و دهباشی پرسید آقای نوری‌زاد اگر من همین حالا یک سند در رد حرف شما بیاورم، قبول می‌کنید؟ و نوری زاد می‌گفت نه!

      به گزارش مشرق، امید حسینی در کانال تلگرامی خود با اشاره به حواشی مصاحبه اخیر حسین دهباشی با محمد نوری‌زاد نوشت:

      بنده این افتخار را داشتم که در برخی مصاحبه‌های اخیر آقای حسین دهباشی، مخصوصا در مراحل پژوهشی، با ایشان همکاری داشته باشم. این رفاقت و این همکاری از جهات مختلف، برایم لذت‌بخش بود و هست، اما اخیرا در روند کار مساله‌ای پیش آمده که مجبورم چند جمله‌ای درباره‌اش بنویسم. هرچند خود آقای دهباشی ترجیح داده‌اند سکوت کنند.

      شیوه کار آقای دهباشی چنین است که برای انتخاب افراد مصاحبه شونده، نظر گروه را می‌پرسند. روزی که اسم محمد نوری‌زاد مطرح شد، من سفت و سخت مخالفت کردم؛ به دلایل مختلف. از جمله اینکه او از آن طرف بام افتاده و بعید است مصاحبه‌ای قابل پخش از او تهیه شود. نظرم این بود که نوری‌زاد به جایی رسیده که به هیچ منطقی پایبند نیست و در مصاحبه‌اش قطعا حرفهایی می‌زند که قابل پخش نیست. اما آقای دهباشی بر انجام مصاحبه مصمم بودند. ایشان از قدیم با نوری‌زاد آشنایی و رفاقت داشتند و دلسوزانه در پی این بودند که حرف‌های نوری‌زاد را بشنویم و یک گفت‌وگوی تعاملی با او داشته باشیم.

      به هرحال با آنکه هیچ امیدی به سرانجام این کار نداشتم، شروع کردم به جمع‌آوری مطالب و تهیه سوالات. هرچه بیشتر در نوشته‌های گذشته و حال نوری‌زاد غرق ‌شدم، بیشتر ناامید می‌شدم. خلاصه، مطالب و سوالات را آماده کردم و به آقای دهباشی تحویل دادم. نتیجه این مصاحبه جالب بود. مصاحبه‌ای که عملا به چالشی بین دهباشی و نوری‌زاد تبدیل شد. به نظرم هیچ چیز مثل این مصاحبه نمی‌توانست چهره امروز نوری‌زاد را به خوبی نشان بدهد.

      بی‌شک من مخالف نوری‌زاد هستم اما مخالف هرگونه برخورد با او هم بودم و هستم. پیشنهادم بیشتر نوعی مدارا و سکوت در برابرش بود. حتی اعتقاد داشتم که به هیچ‌وجه نه مطلبی درباره‌اش بنویسیم و نه به ادعاهایش پاسخی بدهیم. به مصاحبه با او هم اصلا خوشبین نبودم. چون مطمئن بودم که نمی‌شود با نوری‌زاد حرف زد اما وقتی مصاحبه آقای دهباشی را دیدم، نظرم به کلی عوض شد. تاثیر این مصاحبه از همه چیز بهتر بود.

      بازداشت و زندان و برخورد و تقابل با نوری‌زاد، باعث مظلومیت او می‌شد و انتشار نامه‌ها و مطالب و بیان یک‌طرفه افکارش هم عملا باعث پنهان ماندن منطق او(درست‌ترش این است که بگوییم بی‌منطقی او) ؛ اما حالا حسین دهباشی در قالب مصاحبه‌ای مفصل و چالشی، او را در برابر سوالاتی قرار داده بود که خیلی خوب اوج بی‌منطقی نوری‌زاد را به نمایش می‌گذاشت.

      البته من شاهد بودم که قصد و نیت و هدف دهباشی به هیچ وجه اذیت کردن نوری‌زاد نبود. دهباشی اهل رفاقت است و حرمت رفیق را خوب نگه می‌دارد حتی اگر با کسی اختلاف جدی داشته باشد. شاهد بودم که دهباشی بعد مصاحبه، ناراحت بود و از بلایی که برسر نوری‌زاد آمده غمگین. اما این بلایی است که خودش بر سر خود آورده.

      چند جای مصاحبه به جر و بحث جدی تبدیل شد. مثلا نوری‌زاد ادعا می‌کرد که هرگز هیچ آخوند و مرجعی، یک مدرسه برای مردم نساخته! و دهباشی پرسید آقای نوری‌زاد اگر من همین حالا یک سند در رد حرف شما بیاورم، قبول می‌کنید؟ و نوریزاد می‌گفت نه!

      و یا ادعایش درباره حمله ناو آمریکایی به هواپیمای مسافربری ایرانی که می‌گفت یک هواپیمای نظامی هم بالای سر ایرباس بوده و از مسیر اصلی انحراف داشته! دهباشی پرسید آقای نوری‌زاد اگر از خود وزارت خارجه آمریکا و سازمان #ایکائو سند در رد ادعای شما بیاورم، قبول می‌کنید؟ نوری‌زاد می‌گفت نه!

      و یا آن نامه‌ی مضحکش به پادشاه سعودی علیه جمهوری اسلامی و یا نامه‌اش به امام علی که می‌گفت علی جان کاش در خانه می‌نشستی و به جای جنگ، فیزیک می‌خواندی! و مطالب و شایعات دیگرش.

      بله، نوری‌زاد که همواره (مخصوصا در سال‌های اخیر) عادت کرده بود یک‌طرفه به قاضی برود و به همه فحش بدهد و همه را متهم کند، این‌بار حرفی برای گفتن نداشت. این مصاحبه برای اولین بار، او را در برابر یک چالش اساسی قرار می‌داد و نزدیک بود مردم و آن معدود موافقان نوری‌زاد، چهره بی‌منطق او را ببینند و بشناسند.

      اما متاسفانه این مصاحبه پخش نمی‌شود! نه به دستور وزارت اطلاعات و سپاه و بیت رهبری (که نوری‌زاد به همه اینها بدوبیراه می‌گوید) که دقیقا با بهانه‌های خودش. چون بعد از بازبینی فیلم، وی دستور حذف همه آن بخش‌های چالشی را صادر کرد! چون خودش متوجه شد که با پخش آن، آبرویی برایش نمی‌ماند.

      و حسین دهباشی در این مصاحبه چه زیبا به نوری‌زاد گفت که شما اصلا عوض نشدی. فقط مخاطب انتقادهایت عوض شده، وگرنه منطق برخوردت همان است!

      بله، نوری‌زاد چه آن روز که مخالفانش (اصلاح‌طلبان) را لشگر شمر و یزید می‌دانست و چه حالا که باز هم مخالفانش (اصولگرایان و انقلابیون) را لشگر شمر و یزید می‌داند، در هردو حالت، قاطعانه، مطلق و بدون کمترین تردید و کمترین احتمالی در اشتباه بودن ادعایش، مخالفانش را می‌کوبد….
      https://www.mashreghnews.ir/new

      —————

      درود سید مرتضای گرامی
      من می گویم: هیچ ملایی در درازنای تاریخ ، هیچگاه فرصتی برای رشد مردم و باسواد شدنشان فراهم نکرده است. چرا که نقطه ی مرکزی کاسبی اینجور ملایان، بر جهل و نفهمی و چشم بدهان بودنِ مردم استوار بوده و است. که اگر مردمی بفهمند، از دایره و چرخه ی مراجعه به آنها جدا می شوند. شما بگردید و در یکهزار و چهارصد سال گذشته، یک فقیه، یک فقیه ، یک فقیه پیدا کنید که جانانه به امر سواد آموزی همت کرده و بنا بر این داشته که: مردم “باید” باسواد شوند. و باورش بر این بوده که: این یک مجاهدت است و باید جانانه در این راه مجاهده نمود. البته در نقطه ی مقابلش، فراوان بوده اند فقیهانی که در برابر باسواد شدن و فهمیدن مردم سینه سپر کرده اند که برای خودش داستانی ست مفصل. مثل شیخ فضل الله نوری ها که لکه ی ننگ بشریت اند. کاش در عزیزانی چون شما آزادگی ای بود که مثلا می گفت: اینجا ها را اسلاف ما اشتباه کردند و اینجاها را درست رفته اند. می شود آیا؟
      با احترام

      .

       
  62. تاریخ فراموش نشده

    استاد گرامی با درود ، ایا واقعیتی است برای مردم ایران !!

     
    • دوست گرامی این هم جواب شما

       
      • سند این گفتگو کجاست؟

         
        • شیخ قم نشین ! سندش در آر امگاه این بزرگ مرد بود که خلخالی معدوم که در پایان عمر //////////////////// خود را نوش جان میکرد و حتی نزدیکانش از دیدنش کراهت داشتند و این خبیث آنجا را ویران کرد بود حال برو و کنکاش کن تا بیابی !

           
        • همانجاییکه سند امام زمان و سایر /// اسلامی شماست! کسی باید تقاضای سند کند که مدرکی برای گفته ها و باورهایش بتواند ارایه دهد./// و انچه شما از اسلام دارید هیچ ارزشی سندی ندارند.تازه همینها هم 200/300 سال بعد از آنچه شما تولد اسلام می دانید نوشته شده.

           
    • واقعیت چه بود ؟

      در حمایت کامل از ” تاریخ فراموش نشده ” عزیز از ملکه انگلیس و دولت فخیمه بریتانیای کبیر عاجزانه تقاضا میکنیم که با توجه به تجربیات گرانبهای خود در پیدا کردن و قالب کردن پس گردنی زن ها ی نترس و بیخیال از آزادی و این جور حرفهای مسخره و توانا در تصاحب املاک دیگران و ریختن پولهای حاصل از فروش نفت یکجا در حساب های بانکی خارج خود و توانا در فلنگ را بستن وقتی که ارباب صلاح بداند به ما کمک کنند . من ” تاریخ فراموش نشده ” از طرف همه خل و چل های ایران این درخواست را میکنم و امیدوارم که زیاد نباشند افرادی که به من میخندند و میگویند طرف یه چیزش میشه آخر عمری .

       
  63. سال بسیار سختی در پیش است سخنان سخیف و بی مایه ///////////// در مشهد بار دیگر نشان داد هیچ سیاستی از ناحیه حکومت تغییر نخواهد کرد ودر همچنان بر پاشنه قبلی خود خواهد چرخید و روند ویراتی و غارت در کشور همچنان تداوم خواهد یافت محیط زیست و بحرانهای طبیعی تشدید خواهد شد وضعیت اقتصادی با تشدید تحریمها بدتر خواهد شدو کشور در سراشیب تباهی به پیش خواهد رفت تنها راه برون رفت از این مسیر نکبت و تباهی ،خیزش مردمی است واینکه با این شرایط چقدر احتمال یک جنبش مردمی ازادیخواهانه میسر است سوالی است که پاسخ به ان چندان اسان نیست

     
  64. آقای نوریزاد،

    شما از این شیخنا سؤالای ساده می‌پرسید، و ایشون برای این سؤالای آسون وقت تلف نمیکنند. از ایشان راجع به حقانیت علی‌ به عمر بپرسید، و ۵۰۰ صفحه تحویل بگیرید.

     
  65. مقام رهبری که چندی بود وعده میداد که برای حل مشکل کشور قرار است اشاره ای بکند تا موضوع حل شود بالاخره راز چراغ جادوی خود را فاش کرد که راه حل مشکل افزایش زاد و ولد و حمایت از کالاهای ایرانی است. البته ایشان از آن حرف عدم وجود عدالت اجتماعی که بابت آن از خدا و مردم عذر خواهی کرده بود نیز قدری عقب نشست. اینکه رهبر بخواهد به موضوعی اعتراف بکند و یا نکند مربوط بخودش است ولی به لطف مرقد رضوی، معلوم شد که زاویه ایشان با مردم خیلی بیشتر از چیزی است که تصورش میرفت. در یک کلام مشکل ایشان مشکل مردم ایران نیست. ایرانیان از فقر و بدبختی و فلاکت و تحقیر در رنجند و ایشان نگرانیش چیز دیگری است.
    از سوی دیگر جمهوری اسلامی رسما وارد دو جنگ داخلی شده است. اول موضوع حجاب بانوان است و دیگری در گیری با تکنولوژی روز مثل تلگرام. نتیجه این جنگ بی تردید باخت در هر دو جبهه است…جمهوری اسلامی هم در جبهه خارجی باخته و هم در داخل.

     
  66. تاریخ فراموش نشده

    استاد کرانقدر با درود . این مطلب را خواندم حیفم امد به دیگران هدیه نکنم .امیدوارم متعصبان ان را نخوانند که ناراحت شوند .

    https://bright2012.wordpress.com/2014/04/08/%DA%A9%D8%B9%D8%A8%D9%87-%D8%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%D8%AA%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE/

     
  67. بادرود و عرض وادب

    جناب آقای نوریزاد :

    1 _ این روزها از بعضی افراد حرفهای شنیده میشود که بوی کودتا میاید . و این خیلی نگران کننده است ، چرا که شاید نااهلان دست به کارهای احمقانه بزنند که نه تنها ایران بلکه در منطقه نقشه جغرافیای جدیدی بوجود آید ، چرا که این نوع نقشه ها را خیلی وقت پیش توسط تجزیه طلبان ترسیم شده است .

    2_ هموطنان مشکله کلی ایران آخوند و سرداران و خودسرها نمیتواند باشد . مشکل ایران قانون اساسی ایران است ، با توجه به اینکه به 12 فروردین نزدیک میشویم ، تمامی روشنفکران و صاحب نظران ، نظرات خودشان را اعلام کنند .

    3_ جهت آزادی ایران زمین و ملت از دست ظلم و ستم باید رفراندوم را شعار اصلی خود قراردهند .

    4_ملت جهت آزادی واقعی ، تا اختلافات عقیدتی و سیاسی را کنار نگذارند ، تمامی احزاب سیاسی باید یخاطر ایران همصدا شوند تا اینکه یه همه پرسی در ایران بوجود آید ، حتی حزب اله و انصار الله و همه آزاد باشند .
    به امید آزادی ایران زمین در سال 97

     
  68. بنام خدا
    هموطن پاک سرشت جناب آقای محمد نوری زاد

    بنده دکتر احمد ///// پزشک ؛ نویسنده و محقق آسیب های اجتماعی پس از بیست سال تحقیق در زمینه آسیب های اجتماعی به شیوه ای از حل معضلات اجتماعی دست یافته لم که برای شرایط کنونی کشورمان قابل استفاده است. و اعلام میکنم میتوان با کمترین هزینه بسیاری از مشکلات کنونی کشور را حل کرد. تلاش پنج ساله بنده برای ملاقات با اقای روحانی به دلیل حلقه های ناسالم اطراف ایشان به جایی نرسیده است اگرچه آقای سید محمد خاتمی رییس جمهور اصلاحات نامه ای کتبی به وزیر ارشاد ایشان ( اقای صالحی امیری) برای واسطه شدن جهت ملاقات اینجانب دادند اما باز این امر مقدور نشد اقای امیری موضوع را به اقای سید عباس صالحی وزیر فعلی ارشاد واگذار کردند اما گویی موقعیت های حقوقی بزرگتر از شخصیت های حقیقی هستند و انان را در خود حل میکنند و همه چیز به راحتی فراموش میشود. بهر حال این بار تصمیم گرفتم سری به سرشت پاک شما بزنم زیرا آنچه بنده بدست آورده ام نیاز امروز کشوری است که شیاطین از هر سو به آن تاخته اند و خطرهای بزرگی کودکان البرز و زاگرس را تهدید به سوریه شدن میکند. دوست گرامی آنچه به دست من رسیده نیاز به صبر و حوصله افرادی چون شما دارد که بدرستی اجرا گردد. تاکید میکنم روش بنده علیرغم تاثیر واقعی تهدیدی را متوجه کسی نمیکند و هیچ هزینه ای همانند زندان ؛ شکنجه ؛ تجاوز و غیره را متوجه هیچکس نمیکند کافی با حوصله و درست تحویل جامعه گردد.
    با تشکر دکتر احمد ////

     
    • جناب دکتر احمد،با سلام و تبریک نوروز،صرفنظر از جنبه اجرائی شیوه ای که ادعا می کنید شیوه ای ابداعی برای حل معضلات اجتماعی است که شما منحصرا بدان دست یافته اید و صرفنظر از تلاش و سعی برای تماس با مسئولان،بنظرم رسید شما پیش از آن،شیوه ابداعی خویش در شناخت و حل آسیب ها و معضلات اجتماعی را در فضاهای عمومی و از جمله این سایت بصورت ارائه یک تئوری خاص و نتایج آن طرح و شرح و بسط دهید و از اینطریق نظریه یا تئوری که می گویید مبتکر آن هستید را در معرض نقد و قضاوت ناظران عمومی قرار دهید.
      موفق باشید

       
    • این علامتهای /// کار شما ست جناب نوری زاد!!! یعنی اسم ایشان هم نیاز به سانسور داشت!!! بیاد دارم در زمان تحصیل در راهنمایی که همزمان با آزادی خرمشهر هم بود فردی در کلاس داشتیم بنام “بردول”!!! معلم کلاس که حزب اللهی لات و لوتی هم بود موقع حضور و غیاب به این بابا می گفت: مردتیکه این چه اسمیه رو خودت گذاشتی!!! این داستان با فراموشکاری معلم و بیاد آوردن دوباره در هر سری تکرار می شد تا اینکه اسم این بابا را بخاطر سپرد!!! در دفعات بعد دیگر نمی گفت مردیتکه این چه فامیلی هست که تو داری!! تنها می گفت: مردتیکه چرا فامیلت رو هنوز عوض نکردی!!!

       
  69. نوری زاد
    دیشب وقت سال تحویل یه دعا برای خودم کردم یه دعاهم برای شما
    براخودم از خدا خواستم خدابه حق امام هادی علیه السلام ازعمر من کم کنه وبه عمررهبرعزیزم پسررسول الله وپسرفاطمه زهرا اضافه کنه تاظهورامام زمان علیه السلام وچشم دشمنانش کوربشه
    اما برای شخص شما دعاکردم که تادیرنشده خدایه عنایتی به شمابکنه ازجهالت خارج بشید و اینقدر عقده ای نباشید
    واگرنمیخواهیداصلاح بشیدخداشماروببره پیش اربابت ترامپ

     
    • منم یه دعا واسه امثال تو کردم که خدا تو رو و تموم مریضا رو شفا بده در غیر اینصورت شرتون رو کم کنه.

       
    • جناب یا زهرا معتقدم در شرایط فعلی ایران کسانیکه از رهبری و سیستم منتصب به ایشون دفاع میکنند دو قشر از اقشار جامعه و تشکیل می‌دهند .
      یک ؛ یا شیرین عقل اند با اینکه سن و سالی دارند و حتی دارای ‌ تحصیلات آکادمی هستند بدلایل گوناگون که عمده ای آن را می‌توان تعصب و یکسویه نگری نامید قدرت تشخیص خوب و بد یا بقول رهبر فتنه گر و با بصیرت را ندارند . یا اینکه منفعت دارند که البته از نگاه من اولی بدومی ارجحیت دارد .

       
  70. جناب نوری زاد عرض سلام وارادت ارادت
    فیلم تاریخ آنلاین گفتگوی شما با آقای دهباشی را دیدم فوق العاده بود.من این پروژه را تو اینترنت دنبال کردم نمیدونم یه حس بدی نسبت بهش دارم تو همه این گفتگوها سعی شده حقیر بودن اسم های بزرگ که ما هی میشنویم البته به حق نشون داده بشه .ولی برنامه شما یک فرق بزرگ داشت مورخ تبدیل به بازجو شد یک بازجو که روی مرز صداقت ایجاد شده با زندانی حرکت میکنه وناگهان ضربه های خودشو که قبلن روش فکر شده وارد میکنه به عنوان یک کوچیکتر میگم اونی که باعث توفیقتون شد صداقت محضی بود که تا آخر حفظ کردین نه اطلاعات وسخنوریتون هرچند هنرمند بزرگی هستین.پاهاتون استوار وراهتون پر رهرو باد.یک راه بیشتر نیست اونهم راستی است چیزی که تو مصاحبه گر (محقق ) این برنامه نبود البته خبرگی داشت تو سفسطه کردن.خسته نباشی مرد

     
  71. دوست آمریکایی

    سلام و سلامتی و موفقیت و سربلندی برای شما بزرگوار و ایران و ایرانی در حلول سال نو.
    اگر صلاح دیدید رنجنامه ی حقیر در اولین روز سال 1397 به اشتراک فرمائید.ابراهیم گدسنی
    که در پوشش کانال” پیام دوستان ” فعالیتی گنجشک خور دارم…ممنون از شما عزیز.

    سال نو بر همگی شما فرخنده باد.

    تا به یاد داریم هر حرکتی که در این چند دهه و امروز که اولین روز از سال 1397با آن همه تبعیض ها و نابرابری و رنجها پشت سر می گذاریم، همیشه ما را با خطوط قرمزهای ساخته شده ای روبروی کرده اند که برای عبور از آن باید متحمل پرداخت هزینه هایی سنگین شد، که حتی به قیمت محروم شدن از شرایطی که حق طبیعی و انسانی و الهی هر فرد انسان گرا و اخلاق مدار میباشد.

    یا به عبارتی دیگر آنچه در شعارهای قبل از پیروزی انقلاب که جزئی از آمال و آرزوهای بر زمین مانده در طول تاریخیمان بوده نه تنها عملی نگردید، که بخشی از آن در دایره ی خط قرمزها قرار گرفت، مضاعف اینکه برای آن داشته هایی هم که داشتیم آنرا هم وارد آن دایره ی ممنوعه نمودند، یعنی عقبگردی اجباری و تحمیلی که توسط اقلیتی با داشتن افکار و عقایدی تندرو و محافظه کارانه که مربوط به تاریخ گذشتگان بوده هدایت ناخواسته ای کردند، که هرگز آن ایده ها در آن دوران تاریخ به اجرا در نیامده بود.

    یا می‌توان به نوعی دیگر بیان کرد که به‌ موازات همان تئوری های قدیمی و واپسگرا از اول اقدام به انکار نمودن آن همچون: “چهارشنبه سوری ها، عید نوروزها،و سیزده بدرها و….و جا اندازی همچون دشمن های فرضی و خیالی، حجاب اجباری، برچسب زدن های ناچسب به این دسته و آن جناح و آن گروه، و دهها واژه و صفتهای نا همگون و متضاد دیگر”، که حاصل آن چیزی نبود جز تفرقه و حس تنفر و بدبینی، و در یک کلام شقه کردن جامعه به دو بخش خودی و غیر خودی، که حاصل آن به حاشیه راندن بخش عظیمی از مردم(به اصطلاح غیر خودی ها) “1”، که نمود آن بی مهری ها در دیماه سال گذشته پدیدار گردید، که اگر نشستگان بر قدرت و ثروت به آن خواسته ها و مطالبات پاسخ منطقی دهند، ثابت خواهد شد که آنها توجه ای کرده اند، که آن توجه لازمه‌ی بقاع و تداوم آن اقلیت بر قدرت و ثروت میباشد، که خرد و عقلانیت را پیشه خود ساخته، و راه را برای غیر خودی ها تسهیل و آسان نموده، و خواستار تجدید نظر در تئوری و عملکرد خود میباشند.

    در غیر اینصورت با دو مقوله کلی و متفاوت که در این سالیان سال تجربه کرده ایم بخواهند مجددا تکرار کنند، که بطور مثال واژه ی دشمن فرضی و خیالی که برای آنها تقریبا در طول زمان ثابت بوده، ولی خطوط قرمزهایشان بر حسب شرایط زمانی و مکانی و منافع جناحی برای آن اقلیت تغییر میکند، که دیگر از جانب به اصطلاح غیر خودی ها غیر قابل قبول و عدم پذیرش میباشد، که بسان آب در هاون کوبیدن است، که هیچگونه روزنه ای بر دردها و رنجهای مردم بینوا گشوده نمی شود بلکه بحرانی بر بحرانهای گذشته اضافه گردیده، که لاجرم روزی دیگر حرکت و اعتراضی با شدت هر چه بیشتر از طرف غیر خودی ها ظهور و بروز خواهد نمود، که برای آن اقلیت غیر قابل جبران میباشد.
    چون غیرخودی ها بخوبی فهمیده اند که دشمن فرضی و خیالی دست نیافتنی و نرسیدنی است
    ولی میتوان با جسارت و شجاعت و همدلی و همبستگی خطوط قرمزها با توجه به حفظ و حراست از مصالح ملی و میهنی و تمامیت ارضی و حتی احترام و حفظ حقوق آن اقلیت عبور کرد، و برای همبشه به دشمن فرضی و خیالی پایان داد، و آن وحدت مردمی که قبل از پیروزی انقلاب بوجود آمده بود با یک چرخش قهرمانانه مردمی و تکثر گرا درنهایت بدست آورد…ادامه دارد…والسلام.

    پ.ن: با احتساب واقعی و حقیقی رای دهندگان در انتخابات گوناگون در این چهاردهه سیر نزولی آن نمایان و احتیاج به توضیح بیشتر نداشته و ندارد.

     
  72. محمد از کانادا

    نوريزاد عزيز سلام و سال نو مبارك انشاءالله سال خوب اكنده از سلامتي باشه براي شما و خانواده اي محترمتان .
    راستي اين آقاي امير انتظام چقدر متحمل زجر و ستم بوده اند !! با ديدن گريه هاي كودكانه اش آدم ياد شكنجه گران كوردلش مي افتد كه تا چه حد قسي القلب بوده كه جهت از بين بردن حرمت انساني يك انسان كمر همت بسته بودند. آخه چرا مگر چه كار كرده بود . خدا منو ببخشه ولي من وقتي به چهره رنجديده اش رو ديدم آرزو كردم كاش كشته ميشد مثل هزاران نفر ديگر و اين همه زجر نمي ديد
    به خدا قسم ياد فيلم بينوايان ويكتور هوگو افتادم , و اينكه ما آدم هاي بيخيال در چهار ديواري خود مشغوليم غافل از اينكه در شهر خودمان جناياتي بدست همنوعان خودمان بر عليه همنوع ديگرمان در شرف وقوع است و ما خود دانسته و يا نا دانسته حامي همان جانيان خوش لباس هستيم !!!
    سرتان رابدرد آوردم من كه ديوانه ميشم و بار ها شده از آدم بودن خودم هم شرمنده شده ام
    خوش باشيد
    دوستدارتان – محمد – كانادا

     
  73. موسی
    درود وسلام به نوریزاد گرامی

    از سید مرتضای بی عصا:
    “ظاهرا موسای این سایت بلاتشبیه همچون موسای پیامبر که معجزه داشت و با عصا و ید بیضاء خرق عادت می کرد،خواست با نقل خبرهای رایج در مورد یک پرونده قضائی که در مرآی و منظر همه هست با عصای خبر رسانی معجزه کند! ”
    به سید مرتضی
    بی عصا چرا اینقدر با عجله می نویسید؟که زود سر سفریه م…… که عقب نمانید؟
    لطفن درست اول مقاله رو بخوانید !
    “بر اساس گزارش سایت «دولت بهار» و رادیو فردا/ ا.م/ ک.ر”
    “آقای محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری پیشین ایران” که نظرش به رهبر با بصیرتتان با او خیلی نزدیک بود و “حال آیت‌الله خامنه‌ای روز ششم دی تلویحا ‌رئیس‌جمهوری سابق ایران را متهم کرده بود که «کار دشمن را در داخل» کشور انجام می‌دهد”.
    از سی مرتضای بی عصا:”نقل خبرهای رایج در مورد یک پرونده قضائی که در مرآی و منظر همه هست با عصای خبر رسانی معجزه کند!”
    نه عزیز دیگه پرونده رایج؟ طرف به پانزده سال حبس محکوم شده و دستگیرش کرده اند و تو زندان هست!!!!!!

    قبلن یک مثل اروپائی برایتان نوشتم، شما درجواب نوشتید با اروپا و اروپائی ها کاری نداری!(درسته متوجه شدم شمای (ایرانی؟) با ا اعراب دمخور هستید)
    حال یک مثل ایرانی: یارو مثل گربه مرتضا علی میمونه صد بار رو هوا می چرخه ولی با چهار دست وپا میخوره زمین (مثل سید مرتضای بی عصا در آ ورن دلیل و کنایه و کلک مرقابی زدن)
    اگر مایل باشید با زهم از آدمخوار پروری حکومت شیعی شا ه عباس صفوی کتاب تاریحی در دسترس است،
    میتوانم برای شما خوانندگان بصورت خلاصه بنویسم!

     
    • موش بخوردت موسی! چقدر شما بانمکی! بد نبود اگر پاسخ نمکینت را زیر کامنت های قبل در پایین صفحه می گذاشتی تا مرور کنندگان اینترنتی بفهمند موسی چی چنتشه و چقدر فهیم و بانمکه.

       
      • موسی
        درود وسلام نوریزاد عزیز

        به ملا سید مرتضی
        واقعن فکر نمیکردم ملا واینقدر با نمک باشی!
        خوبه که موش و سرا غ من میفرستی! خوشحالم که دوران شاهان صفو ی زندگی نمی کنیم وگرنه خودت سراغ من میومدی!!!!

         
  74. بچّه جوادیه

    با تبریک نوروز به دوستان هم سایت، با توجه به فرمایشات رهبری در مشهد، بنظر میرسد اولین کالای ایرانی که باید مورد حمایت کامل رهبری باشد همان “سنگ پای قزوین است”! و بهترین کار فرهنگی هم اشاعه همان صرب المثل معروف :رو که نیست ..سنگ پاس” میباشد!!

     
  75. بگو باد به مرغ تنها که درآن قفس اسیره
    رسدش روز رهائی، نکنه ازغم بمیره
    بگو که ای مرغک ناز، همۀ مرغا اسیرند
    قفس میهن چه تنگه، همه از زندگی سیرند

    http://sokhan-rooz.blogspot.com/2018/03/blog-post_20.html

     
  76. سخنی با استمرارطلبان

    حکومت سابق، یعنی مشروطه سلطنتی ذاتاً استبدادی نبود بدین صورت که اگر محمدرضاشاه فقط تعهد میداد و مردم نظاره میکردند که ایشان قانون اساسی را رعایت کند دیگر هیچ احتیاجی بانقلاب و هیاهو و ازهم پاشیدگی نبود. بهمین سادگی، قانون اساسی باید حاکم برجامعه باشد

    اما رژیم اقتدارگر جمهوری اسلامی ذاتاً استبدادیست. با بزک دوزک نمیتوان چهره کریه آنرا پوشاند وقابل تحمل نمود. استبداد در بند بند این قانون اساسی گنجانده شده است. اصلاح چنین قانون عهد غارنشینی امکان پذیرنیست

    علاوه بر همین قانون اساسی که رژیم مشروعیت خود را از آن میگیرد و در عین حال پشیزی ارزش به آن قائل نیست ما قوانین نانوشته نیز دراین میان می بینیم که با اتکا باین قوانین نانوشته هرنوع تخطی در قوانین نوشته شده مجاز میشود. بعنوان مثال شما بجمله شرم آور رهبر اولی توجه کنید «حفظ نظام از اوجب واجبات است» که می بینیم هر روز دژخیمان برای توجیه اعمال جنایتکارانه خود به آن استناد میکنند

    خودتان را سوژه استهزای عالم و آدم نکنید این رژیم سرکوبگر و سد البته ویرانگر قابل اصلاح نیست

    پاینده ایران و نوروزتان خجسته
    رسول

     
    • حکایت عجیبیه! توی این سایت حکومت سلطنت پادشاهی که حدوث و بقائش بر استبداد و زور استوار هست ذاتا غیر استبدادی معرفی میشه،از آنطرف یک حکومت جمهوری که پیدایش اون متکی بر رای قاطع 98 درصدی یک ملت بوده استبدادی معرفی میشه! حالا به نحوه رویش و پیدایش سلسله های دیگر پادشاهی در طول تاریخ کاری نداریم اما مگر همین سلسله پهلوی با زور و قلدری و نظامی گری و کودتای رضا شاه میر پنج قلدر روی کار نیامد؟! سلطنت پادشاهی که انتقال قدرت در اون میشود موروثی ذاتا استبدادی نیست اما حکومت جمهوری که پیدایش اون و قانون اساسی اون با رای 98 درصدی مردم بوجود آمده ذاتا استبدادی است؟!

      ———-

      درود سید مرتضای گرامی
      این 98 درصد رأی مردم به جمهوری اسلامی در سال 58، که در ادبیات سیاسی و اقناعیِ شما مرتب مرجع استدلال های کف دستیِ شما قرار می گیرد، قرار است تا چند قرن آینده ادامه داشته باشد؟
      می شود ما را روشن بفرمایید؟
      با احترام

      .

       
      • درود
        به چند قرن نخواهد کشید بنده و جنابعالی بدون تردید پنجاه سال دیگر در این جهان نخواهیم ماند و باید پاسخگوی نیت ،اندیشه و اعمال خویش باشیم.
        به پاسخی که خطاب بدوستمان باصفا ارائه شد مراجعه فرمایید،البته مراجعه فرمودید ولی در برابر “استدلال های کف دستی”(لزوم التزام بقواعد حقوقی و دموکراتیک و شواهد وجدانی و تاریخی در سیاست ورزی و جر نزدن) این بنده، استدلال متینِ غیر کف دستی عرضه نفرمودید مگر درشتی ها و پاسخ ها و سوالات کلیشه ای همیشگی.
        برقرار باشید
        با احترام

         
      • آقا یکنفر بیاد معنی جمهوری را به این آقا سید بفهمونه ایشون به لغات توجه می کنند نه معانی در انگلیس حکومت پادشاهی است ولی دمکراسی بر قرار، در سوریه و پاکستان جمهوری است ولی رژیم دیکتاتوری ، بازم توضیح بدم ، پادشاهان انگلیس هم با قتل عام و کشت و کشتار شاه شده اند ولی در حال حاضر سمبل اتحاد مردم هستند شما چقدر از واقعیات دور هستید ،حالا بفرض یک ملتی رای ۹۸ درصدی به یک حکومت دادند ، که اون حکومت پدرشان را در بیاره آیا این رای قابل تجدید نظر نیست؟ شما جوری از این سیستم حمایت می کنید همه فکر می کنند بند نافتون به اینا وصله ،یک کم با دقت تر دفاع بکنید شاید یک چند رای مثبت هم بدست آوردید.

         
        • لغات مدخل ها و ابزارهایی هستند برای درک مفاهیم ،نیازی نیست اینجا کسی ژست فهم معنا بگیرد ،معنای جمهوری و جمهوریت که برای همه روشن است یعنی حاکمیت و حکومت بر اساس رای جمهور مردم با انتخاب همه ارکان قدرت و تعیین رئیس جمهور و نمایندگان پارلمان و.،بله عنوان حکومت در انگلیس حکومت پادشاهیست منتها در آنجا ملکه صرفا یک مقام تشریفاتیست و سمت اجرائی ندارد،می شود گفت ماهیتا حکومت انگلیس حکومت پارلمانیست که احزاب در آن رقابت می کنند در قالب حزب کارگر و حزب محافظه کار،بله دموکراسی و رای مردم نیز آنجا معیار است،خوب حال که کمی با ماهیت حکومت در انگلیس آشنا شدید حالا بحث ما چه بود؟ بحث در حکومت پادشاهی در ایران که شاه در زمان دو پهلوی در آن فعّال ما یشاء شده بود،تا جایی که حتی می توانست با کودتا و کمک خارجی نخست وزیر محبوب و قانونی مردم را برکنار کند! و ملت ایران با قیام و انقلاب عمومی این حکومت دیکتاتوری را با اردنگی بیرون انداختند و با 98 درصد آراء به نظام جمهوری اسلامی ایران رای دادند،مش باقر حالا فهمیدن این مطالب اینقدر برای شما مشکل بود که اینطور اینجا ژست گنده گوئی و تفاوت گذاشتن بین لفظ و محتوا بگیرید؟!

           
  77. نوری زاد من دیوونه این نوشته ات هستم هزار بار آفرین می گیم بهت صد بار فرستادم برا این و اون مرسی
    وقتی اینو می خونم خون توی رگهام جلزجلز می کنه مرسی مرسی

    ———–

    خواجگانِ عمامه به سر + فایل صوتی + مصاحبه

    یک: جایگاهِ خواجگی، از آن روی که مردانی باید در حرمسرا می لولیدند و به کارِ چاکری داخل می شدند، هماره از نیاز پادشاهان و حاکمان بوده است. پس، پسران و مردانی را از مردانگی تخلیه می فرمودند تا با صورتی صاف و بی ریش، در اندرونی بلولند و سفره بیندازند و چیزهای سنگین جابجا کنند و حتی طاس و لگنِ بانوانِ حرم را تا دمِ درِ حمام ببرند. حرمسرا و خواجگانِ اندرونی اش، نه که با گذر تاریخ به اعماق افتاد و افسانه شد، نخیر، بل رنگ عوض کرد و چهره پرداخت و جورِ دیگر شد. یک پرسش؟ بیتِ حضرتِ رهبری را نیز خواجگانی ست آیا؟ بله، چرا که نه؟ یک نمونه اش را بگو! می گویم:

    دو: خواجگانِ بیت رهبری اما نه از آن جنس اند که ریشی بصورت نداشته باشند و مثلاً توتون و تنباکو بیاورند و وافور و منقل جابجا کنند و در میان بانوان بچرخند و محفل آرایی کنند. پس چه؟ خواجگان بیت رهبری را عجبا که ریشی ست به چه بلندی. و همین ریشِ بلند است که کارسازی می کند. چه در اندرونیِ بیت، و چه در میان مردم.

    سه: رهبر نه که دستی به جان و مال و آبروی ایرانیان دارد، و ولعی سیری ناپذیر در چنگ اندازی به این جان و مال و آبروی ایرانیان، نیز معترضانی دارد ناشکیبا و پرخاشگر. از هر طیف و صنف. نه مگر؟ خب؟ رهبر که بیکار نمی نشیند تا غارت شدگانِ پرخاشگر، هاله ی قدسی اش بدرند و او را از بلندای دورغینِ رهبرِ مسلمینِ جهانی اش به زیر اندازند، می زند و این ناراضیانِ معترض را ناکار می کند. یا می کشدشان یا به زندان و تبعید و ترس داخل شان می کند. کارِ خواجگانِ ریش بلندِ بیت رهبری از اینجا به بعد است که پای می گیرد. این که با عبا و عمامه و ریش های بلندشان، نقابی از منتقد و معترض و ناراضی و اصلاح طلب به صورت ببندند و به میان مردمِ معترض بروند و در صف آنان شکاف اندازند.

    چهار: این خواجگانِ عمامه به سر، کارشان این است که زل بزنند به کشته های مردم، و زل بزنند به صورت جوانانی که هست و نیست شان به تاراج بیت رهبری رفته، و زل بزنند به صورتِ زندانیان بی گناه، و بی هیچ شرمی، جمعی از آنان را ” عناصر فرصت طلب و عوامل آشوبگر” بخوانند و جمعی دیگر را اجیر و عاملِ ” دشمنان قسم خورده و کینه ‌توز ملت ایران و در رأس آنها آمریکا و عوامل زبون آنان همچون تروریست‌های منافق و برخی مزدوران منطقه ای آنان”.

    پنج: به گمانِ منِ محمد نوری زاد، اصلاح طلبان و بویژه بزرگان و صاحب نامانشان، خواجگانِ از مردانگی تهی شده ی بیت رهبری اند. این، هرگز ناسزا و توهین به آنان نیست. بل واقعیتی ست که تلخی و تیزیِ بیرونی اش، تند می نماید. ما اگر به یک خواجه ی از مردانگی تهی شده ی دربار شاه عباس بگوییم: تو خواجه ای، آیا به وی توهین کرده ایم؟ بله، خواجگانِ اصلاح طلبِ بیت رهبری، زل زدند به کشته های مردم و آنان را آشوبگر خواندند. زل زدند به غارت شدگی مردم و همان مردم غارت شده ی به تنگ آمده را مزدورِ دشمن خواندند.

    شش: توهینی اگر هست، صد پله مخوف ترش همین است که خواجگان اصلاح طلب به توصیفِ خیزشِ گرسنگان پرداختند. که توی خواجه ی عمامه به سر، زل بزنی به لخته های خونِ جوانیِ هدر شده ی یک مردم، و جاری شدنِ همان لخته های خون را یک ضرورتِ بیت رهبری بدانی. با من به تماشا بیایید و به چشم اندازی بنگرید از سرداران سپاه که یک به یک گنده نامان اصلاح طلب را پیش می آورند و از مردانگی تهی شان می کنند و آنان را با همان عبا و عمامه و ریش بلندی که دارند، به میان لخته خون های هدر شده ی مردم می فرستند تا به نفع بیت رهبری بر همان لخته های خون رقاصی کنند.

    محمد نوری زاد
    شانزدهم دیماه نود و شش – تهران

     
  78. محمد نوری زاد

    یازده پرسش از اصلاح طلبان

    پرسشِ نهم:
    شما با سکوتِ مستمرتان، دست شخصِ رهبر و سردارانش را در ویرانگری های داخلی و خارجی واگشوده اید. چرا تا کنون به حضور نظامی و تسلیحاتی و پولی جمهوری اسلامی در کشتار مردمان سوریه و شخم زدنِ شهرها و روستاهای سوریه اعتراض نکرده اید؟ به ما می فرمایید فردا اگر مردمان تکه تکه شده ی سوریه، در مجامع بین المللی، ایران را به پرداخت غرامتی هنگفت و مادام العمر محکوم کنند، این غرامت هنگفت و مادام العمر، چرا باید از جیبِ مردمِ بی نوای ایران و نسل های بدنیا نیامده اش بیرون کشیده شود؟ مردمی که هیچ نقشی در شیعه گستری های بیت رهبری و آیت الله ها و سپاه نداشته اند، بل نیز از این سیاستِ زشت، متنفر بوده اند!؟

    امضاء کنندگان:
    – دکتر مصطفی بادکوبه ای ( مولانا پژوه و شاعر – تهران)
    – گیتی پور فاضل ( وکیل – نویسنده و منتقد – وکیل خانواده ستار بهشتی و…- تهران)
    – محمد کریم بیگی و شهناز اکملی ( پدر و مادر مصطفی کریم بیگی که در عاشورای سال 88 به ضرب تیر مستقیم مآموران از پای در آمد – تهران)
    – گوهرعشقی – مادر ستار بهشتی ( کارگر وبلاگ نویسی که در زندان بدست مأموران کشته شد – تهران – رباط کریم)
    – دکتر محمد ملکی (نخستین رییس دانشگاه تهران و فعال مدنی – تهران)
    – محمد نوری زاد ( نویسنده و کارگردان و فعال مدنی – تهران)
    – مجتبی واحدی ( روزنامه نگار – آمریکا)
    https://t.me/MohammadNoorizad/16241

     
    • این سوال نادرستی است چون بر پیش فرض های نادرستی استوار است درواقع سوال کننده برداشت های قبلی خود را جزمی و درست پنداشته و آنها را بر اصلاح طلبان تحمیل می کند،پاسخ اصلاح طلبان به چنین دگم هایی این است که ما برداشت وتحلیل شما از قضایای سوریه را صحیح نمی دانیم و سیاست منطقه ای جمهوری اسلامی ایران در قبال مسائل سوریه را درست می دانیم از این جهت نه تنها اعتراضی نداریم بلکه سیاست جمهوری اسلامی را تایید می کنیم پس اصلا مبنای سوال و توقّع شما نادرست و بر یک خود حق پنداری تحلیلی استوار است که در دنباله سوال تحمیلی بیان شده،پاسخ اصلاح طلبان این است که اولا شما زبان و عقل مردم تکه تکه شده سوریه نیستید،ثانیا مردم سوریه اینقدر عقل دارند که بدانند در جوامع بین المللی از چه افراد یا گروههایی شاکی باشند و چه کسانی را محکوم کنند،مردم سوریه بخوبی می دانند که علیرغم اشتباه ابتدائی حاکمشان در سرکوب کردن تظاهر کنندگان مسالمت آمیز بهار عربی،اما این قدرت های سودجو و فرامنطقه ای بزعامت امریکا و اسرائیل و برخی کشورهای اروپائی و شیوخ منفعل در برابر آنها بودند که در سوریه دخالت کردند و از طریق ترکیه تروریست های داعش و دیگر مخالفان یک حکومت قانونی را تسلیح و به آنجا ترانزیت کردند و به جنگ های داخلی و نیابتی چند طرفه دامن زدند بی انکه هیچ مجوّزی از سازمان ملل متحد گرفته باشند یا از دولت قانونی مردم سوریه استجازه کرده باشند، و تنها این ایران و بعد روسیه بودند که بحکم اتحاد استراتژیک با دولت قانونی مردم سوریه و بر اساس درخواست خود دولت قانونی کمک به دفع تروریزم در سوریه کردند و تا حدود زیادی هم موفق شدند،بنابر این،این برخی اشخاص یا گروهها هستند که با هم گذاشتن چشمان خود از حقیقت و ابزار قرار دادن ظلمی که از سوی قدرت های فرا منطقه ای فضول به ملت و سرزمین سوریه شد مایلند دروغ ها و پسندهای خاص خویش را خودخواهانه دستمایه مخالفت کلیشه ای با جمهوری اسلامی ایران قرار دهند که صرفا بخواست شریک منطقه ای خود و در جهت تامین امنیت منطقه ای خود برای دفع شر تروریزم خصوصا داعش پلید به کمک دولت قانونی سوریه و مردم آن شتافتند،و این قدرت های منطقه ای و اذناب آنان هستند که باید پاسخگوی نیم میلیون کشته و میلیونها آواره از مردم سوریه باشند.

      ————-

      درود و سپاس سید مرتضای گرامی
      اگر به احتمال یک در هزار، مردم باقیمانده ی سوریه از جمهوری اسلامی ایران به مجامع جهانی شکایت کردند و مجامع جهانی نیز ایران را به پرداخت غرامتی مادام العمر محکوم کرد، آنگاه، واکنش شما چه خواهد بود؟ آیا در آن صورت نمی فرمایید: توطئه ی استکبار جهانی علیه مردم مسلمان و انقلابی ایران؟ نیز این بگویم که هرگز زخم مردم سوریه را در سفره ی بایستگی ننشانید. که اگر این بکنید، مطابق آموزه های دینی خودتان، این زخم، حتما بر پیکر خودتان و همفکرانتان خواهد نشست. حضور ایران در هرکجای بیرون از مرزهایش، داغ ننگی ست که مطلقا بر فساد و تباهی و نکبت و پوک مغزی حاکمان ایران استوار است. دفاع همینجوری و البته منتفعانه از جمهوری اسلامی بعضی ها را به چه ریختی از “آزادگی” مورد نظر امام حسین در کربلا می اندازد.

      با احترام

      .

       
      • سلام و سپاس نوریزاد گرامی

        باید عرض کنم متاسف شدم که تحمل انتقاد نداشتید و بحث را شخصی کردید ،لازم است اول اشاره کنم به نیش و کنایه ذیل کلامتان در نفع و انتفاع بنده در اظهار نظراتم و خدمتتان عرض کنم :دوست عزیز وقتی در بنیان و تار و پود استدلال کم میاورید لطفا با تهمت زدن و سخن بی منطق و فاقد دلیل،یک دوست را آزار ندهید وگرنه ناچارم متقابلا عرض کنم بر همین سیاق از گفتار که :پس بنابر این باید یک شک بزرگ در خصوص سابقه انقلابی گری و اتخاذ مواضع دگم و تند انقلابی و نزدیکی بمراکز قدرت در پیشینه حیات سیاسی جناب محمد نوریزاد کرد و احتمال داد که همه گذشته انقلابی و مواضع انقلابی او مواضعی نفع طلبانه برای تقرّب به هسته مرکزی قدرت و برخورداری مادی و بار خود بستن برای آجل بوده است،بنده مایل به چنین تعبیری نبودم و همیشه از گذشته جهادی و انقلابی شما به نیکی یاد می کردم،و شما با چنین تعبیر غیر دوستانه ای مرا وادار به چنین تعبیری کردید و عرض هم می کنم چنانکه قبلا بارها گفته ام که مسیر معاش و زندگی من یک مسیر واضح از طریق کار علمی و پژوهشی در برخی موسسات پژوهشی و اخذ اجرت برای آنهاست و من مطلقا برای نوشتن و گفتگو در این سایت نه تنها حظّ و بهره مالی ندارم بلکه وقت گذاری برای اظهار نظر و بحث های معتقدانه در اینجا حتی بر خلاف نفع معیشتی من است،همینجا واضح می گویم اگر مورد دیگری دست به چنین تهمت و افتراء غیر دوستانه ای بزنید اینطور تلقی خواهم کرد که از بحث و نوشتن من در این سایت ناخرسندید و برای همیشه خداحافظی خواهم کرد،نیز چنانکه قبلا عرض شد حقیقت آزادگی این تعریفی که در ذهن شماست و رویکردهای خود را بر اساس آن تنظیم می کنید نیست،یعنی آزادگی در طغیان علیه هنجارهای شرعی،عقلی،قانونی و سخنان بی دلیل و منطق و سوژه سازی های کاذبانه و تحکّم آمیز و تندی های در تعبیر و تهمت و افتراء به این و آن نیست،بلکه آزادگی در اندیشه و عمل آزاد با رعایت سنجه های عقلی شرعی قانونی و مراعات انصاف و عقلانیت و دور اندیشی است و سخن از آزادگی تنها به ادعا و اطوار و ژست های خاص نیست.
        اکنون می پردازم به اصل فرمایشتان که باز چیزی جز سخن به احتمال و تخمین و بنیان ضعیف نیست،احتمال یک در هزار در ادعایی که می کنید که هنوز تحقق نیافته است و عقلانیت جمعی و رئالیسم واقعی در جهان هنوز اینقدر وجود دارد که با تحلیل های غیر واقعی و محاسبات غلط اینطور که در تحلیل های شما و همفکران دیگر امضاء کننده ذیل این بیانیه هست به چنین پیش فرض ها و احتمالاتی نپردازند و زخم مردم سوریه که ناشی از دخالت های فرامنطقه ای قدرت های بزرگ و اذناب منفعل آنها در منطقه است را بر بنیان های تخیلی و غیر واقعی و کینه ورزی های سیاسی خاص استوار نکنند، در واقع امروزه افکار عمومی حاکم بر جهان و سازمان ملل بر واقعیت های حاکم بر وقایع سوریه اینقدر آگاه هستند که دست به چنین تحلیل های غیر واقعی و احتمالات نیش غولی نیازند.

        با احترام و سپاس

        —————

        درود سید مرتضای گرامی
        پوزش اگر از نوشته ی من استنباط شخصی نویسی فرمودید. بل مراد من اندیشه ی چون شمایانی ست که جنایت های جاری در سوریه را از جانب بیت رهبری، عین درستی می دانند. می گویم: طرفداری از جمهوری اسلامی (بهر شکل) آدمها را به چه جایگاهی از رفتار و گفتار نامنصفانه و نابحق داخل می کند. طرفداری دوستانی چون شما از هر کار جمهوری اسلامی، رازش در چه می تواند باشد؟ خود پاسخ می دهم: عمدتا منافع ! مثل این که بگوییم: اگر به هیچ آخوندی و روحانی ای پولی داده نشود، ببینیم چند نفر در این صنف باقی می مانند؟ من حس و حال دوستانی چون شما را درک می کنم. اما کشته های سوریه سخن دیگری دارند. و البته خرابی هایش. که انگشت اشاره ی مردم سوریه و خرابی هایش جز به جنایت کاری جمهوری اسلامی نیست. طرفداری شما از این جنایت ها حتما شما را در آنها سهیم خواهد کرد. فردا که در مجامع جهانی جمهوری اسلامی را با خفت به دخمه های غرامت در انداختند، شما همچنان باید از این دخمگی اش دفاع کنید. شما و همراهان شما سوار قطاری شده اید که هیچ گزینه ای جز همراهی و حمایت و جانبداری و تأیید همه جانبه از جنایت های جمهوری اسلامی باقی نمی گذارد. کاش در دوستانی چون شما، آزادگی ای بود که مثلا می فرمودید: ما تا اینجا از کارهای جمهوری اسلامی دفاع می کنیم اما از اینجا به بعدش نه. چرا که از وادی انسانی خارج شده. بعید می دانم در دوستانی چون شما ذره هایی از انسانیت باقی مانده باشد اما همزمان از کشتار خلخالی و کشتار 67 و قتل های زنجیره ای و اشغال سفارت آمریکا و تداوم بیهوده ی جنگ هشت ساله و فرو شدن به فضاحت هسته ای و زنان تن فروش و اسید پاشی همچنان حمایت کنند.
        با احترام

        .

         
        • سلام دوست گرامی
          شما فقط سخن خویش را تکرار می کنید و منطقی زائد بر تکرار مکرّرات ارائه نمی دهید،همینجور هی جنایت جنایت می کنید بی آنکه بتوانید تحلیل درست و مستندی از وقائع سوریه ارائه دهید،تکراری کودکانه و فاقد منطق،دوست عزیز بحث از این نیست که در سوریه 500 هزار نفر مطابق آمار رسمی کشته شده اند و میلیونها نفر آواره شده اند،بحث از تحلیل درست ماجراست،شما در تحلیل واقعیت و علل و اسباب این وقائع دچار اشتباه هستید و فقط سخن بی منطق خود در اسناد همه جنایات در سوریه به جمهوری اسلامی ایران بدون لحاظ دقیق علل و عوامل دیگر و دخالت های حکومت های فرا منطقه ای در آنجا را تکرار می کند و با خلط مبحث مسائل قابل بحث دیگر داخلی فقط دنبال کلیشه محکوم کردن جمهوری اسلامی هستید بادعای انسانیت،با کمال تاسف باید عرض کنم کم کم در عقلانیت و میهن دوستی شما شک می کنم.بر عقیده نادرست خویش باقی باشید فقط دم از انسانیت و آزادگی و عقلانیت و میهن دوستی نزنید که اینها هیچ ارتباطی با ریخت و شکل و منطق گفتارها و استدلال های شما ندارد.
          با احترام

          ———-

          سید مرتضای خوب
          یادتان هست یکبار از شما خواستم یکی از کارهای خوب و چشمگیر جمهوری اسلامی را برای ما اسم ببرید؟
          یادتان هست با سخن من مخالفت فرمودید که : نخیر، دراویش در هرکجا استخدام می شوند و به دانشگاه می روند؟ و من از شما خواستم یک – بله یک – دانشجو برای ما اسم ببرید که گفته باشد من درویشم و در دانشگاه مشغول تحصیل باشد. و یا یک کارمند که گفته باشد من درویشم و در جایی استخدام شده باشد. یا یک مسیحی و یهودی و زرتشتی که پس از انقلاب در جایی استخدام شده باشد. اینجور چیزها – دوست من – نیازی به تحلیل و .. ندارند. فقط کافیست بصورت مصداقی از یک نفر یا یک مورد اسم ببرید.
          لطفا یکی از کارهای خوب جمهوری اسلامی را برای ما اسم می برید.
          یا اگر مشتاق تحلیل هستید، برای ما تحلیل بفرمایید.
          یا درویش دانشجو
          یا درویش کارمند
          یا یک مسیحی و زرتشتی و یهودی ایرانی که در جایی استخدام شده باشد.
          ممکن است؟
          خواهش می کنم.
          خواهش می کنم
          خواهش می کنم.
          به التماس های من نمی خواهید اعتنایی بکنید؟
          چشم براهیم استاد گرامی
          با احترام

          .

           
          • عزیز دل نوریزاد گرامی باید عرض کنم هنوز رسوباتی از دوران دگماتیسم انقلابی گری اتان را حفظ کرده اید! من می گویم الف شما می گویید شتر؟! مثل اینکه ما در حال گفتگو از جنایات در سوریه بودیما! این وسط درویش کیلو چند بود یولداش؟! کسی وقتی میره گزینش برای استخدام یا ثبت نام وقتی از او مشخصات می پرسند می پرسند درویشی یا درویش نیستی؟! یا وقتی میخاد خودشو معرفی کنه میگه :من حسن درویش پسر حسین درویشم قارداش؟! ای بگم چی بشی ترامپ با اون پیام نوروزی مکّارانه ات!
            با احترام

            —————-

            بله دوست گرامی
            در برگه ی استخدام و کنکور گزینه ای است با عنوان “مذهب”. که بهاییان می نویسند: بهایی، و سر ضرب محرومشان می کنند. تا همین سالهای اخیر، دراویش به ناگزیر می نوشتند: شیعه. اما مدتهاست دوست دارند بنویسند: درویش. از این بگذریم، مسیحیان چه؟ یک پرسش، استخدام نکردنِ شهروندانی چون دراویش و بهاییان را تقدیم می کنیم به ساحتِ اسلام ناب طرفدارانش. بفرمایید: استخدام نشدن مسیحیان و یهودیان و زرتشتیانِ ایرانی در این سالهای ولایی، آیا در کورسوی آزادگیِ مورد اشاره ی امام حسین در کربلا، یک تکانی ایجاد می کند یا نه؟ عمامه بر زمین زدن و کفن پوشیدن بماند برای تارهای بیرون افتادنِ موی بانوان. می خواهم بدانم محروم کردن بخشی از مردم از حقوق بدیهی و حتمی شان ایا در آن اعماق ناپیدای آزادگی شما خوبان یک تکان و لرزشی ایجاد می کند یا نه؟
            می شود پاسخ بدهید؟
            می بینید طرفداریِ همینجوری از نظام، چگونه همه ی اطوار آیت اللهی و اجتهادی و حوزوی شمایان را خرج بقای خود می کند و شما را وا می دارد ازش حمایت کنید حتی بقیمت پا نهادن بر بدیهی ترین اصول انسانی!!

            برقرار باشید نازنین

            .

             
          • سلام به شما عزیز گرامی آقای نوریزاد.
            و دوست اینترنتی و ملای این سایت جناب مرتضی
            آقا مرتضی شما فقط به سوال پاسخ بده که اگر شما فرض را بر صحت تمام مطالبی که آقای نوریزاد مطرح میکند بگذارید ‘ آیا شما جواز براندازی این نظام را صادر میکنید یا نه

             
          • بارها گفته ام که اساس کار نادرست سیاست ورزی جناب نوریزاد بعد از سال 88 بر مبالغه و گزافه گوئی و درشت گوئی و سوار شدن بر الفاظ برای نفی جمهوری اسلامی و خوشامد به ضد انقلاب و استناد به استقرائات ناقص در استدلالها و سخن گفتن از جانب کلیت گروهها و فرقه ها و حتی سخن گفن از جانب مردم سوریه! استوار است،نگاه کنید به بحث های ایشان که بحث از سخنگوئی بنیابت از مردم سوریه و استنادات نادرست و تهمت ها بجمهوری اسلامی و بعد بمن، کشید به چه بحثهایی و چه استدلالهایی برای نفی جمهوری اسلامی ! نگاه کنید استدلال ایشان را:در گزینش ها شاخصه ایست بنام مذهب، دراویش به ناگزیر (حال ناگزیرش از کجا آمد از ایشان باید پرسید!) می نوشتند: شیعه. اما مدتهاست دوست دارند بنویسند: درویش!.
            اولا مگر درویشی یک مذهب است؟! ثانیا دوست دارند بنویسند درویش یعنی چه؟! در گزینش پرسیده اند مذهب تو چیست؟ آیا درویش بودن مذهب است؟! حالا بگذریم از اینکه معمولا این وجوهی که ایشان بیان می کند وجوهی از پیش خود ساخته با استناد به سخن یکی دو نفر که با ایشان در تماسند و سخن گفتن از جانب میلیونها درویش در سراسر ایران است اما مگر درویش مرض دارد که در پاسخ سوال از مذهب بنویسد درویش؟! یا مرض دارد که اتوبوس گنده را براه انداخته بزند بصف نیروهای قانون؟! آیا درویشی این است؟ پس درویش داریم تا درویش،چنانکه بهائی داریم تا بهائی،معمولا موارد خاص مواردی است که باید بررسی کرد و گرنه تا بهائی کار خاصی نکرده باشد بجرم بهائی بودن سراغ او نمی روند در حالیکه بارها دیده ایم آقای نوریزاد با دیدار با بهائی ها و احیانا کرنش در برابر آنها همین که یک متهم یا محکوم بهائی به ایشان گفت من بیگناهم همینجوری عادت کرده است حرف او را بپذیرد بدون هیچ آگاهی از پرونده او و محتویات پرونده اینکه سیره امروزی ایشان است که هرکس با جمهوری اسلامی اظهار مخالفت کند و چیزی بگوید حتما محترم است و حتما سخن او درست است و حتما اهل فهم و ادب است حتی اگر آن مجری دلقک فراری به امریکا و خائن بوطن باشد!.
            در عین حال بنده نظرم این است که حقوق شهروندی اقلیت های برسمیت شناخته شده در قانون اساسی باید مراعات شود و اگر تخصص خاصی دارند از تخصص آنها بهره گیری شود یا حق تحصیل داشته باشند مشروط به اینکه مشکل امنیتی دیگری نداشته باشند یا ترویج مذهب خود در محیط های مورد نظر نکنند،من با این کلیت موافقم و می گویم باید در این زمینه اگر کاستی یا نقض حق هست انتقاد کرد و بحث کرد اما این روش آقای نوریزاد که اول مبنا و هدف را براندازی و نابودی جمهوری اسلامی قرار دهیم بعد شروع کنیم به طرح اینجور انتقادها،من این روش را قبول ندارم،پاسخم به عرفانیان هم که مدتی بود نطقش کور شده بود و یهو توی این عیدیه اومد وسط این بحث ها همین است که :نخیر من یهیچوجه با براندازی نظامی که با وجود کاستی ها اکثریت مردم ایران پای دوام و بقای آن هستند و خونها بپای احداث و بقای آن ریخته شده موافق نیستم و با ضد انقلابیونی مثل عرفانیان که از بیخ و بطور مبنائی حکومت دینی را قبول ندارند و هرچند بتدریج اشکالات و کاستی ها برطرف شود بازهم نقّ خود را می زنند و همیشه دو قورت و نیمشان باقی است همراه نمی شوم و کسی منتظر تایید و همراهی من با ضد انقلاب اعم از جناب نوریزاد و من شاکله نباشد،بنابر این بنده در نهایت بحث همیشگی خودم را دارم :انتقاد و نقد برای اصلاح ساختار،قوانین،مدیریت ها آری،براندازی و نق زدن و مقدمه چینی برای براندازی نه!

            ————————

            سید مرتضای گرامی
            این که شما منتقد لفظیِ محرومیتِ شهروندانی باشید که از حقوق بدیهی و حتمی خود محروم مانده اند، در قاموس آخوندی چیزی نیست که بر سفره نهاده و : نان شود. جوانی را از دانشگاه و جمعیتی از اقلیت ها را از استخدام محروم می کنند و شما تنها به ” منهم انتقاد دارم” بسنده می کنید. این عمامه ای که بخاطر دو تار موی بانوان بر زمین کوفته شده در این چهل سال و این کفن پوشی های مشمئز کننده ی هم صنفان شما آیا نباید برای یک مسیحی و درویش و بهایی و یهودی و زرتشتی بکار آید. مثلا نظام مقدس شما از یک بهایی مالیات می گیرد و او را به سربازی رفتن مجبور نیز می کند، حالا همین بهایی نه به دانشگاه راه دارد و نه می تواند استخدام شود. کاش دفاع همینجوری و چشم بسته ی شما از نظام جمهوری اسلامی مختصری از آزادگی در صنف شما بجای می نهاد. کاری که شما در دفاع همینجوری از جمهوری اسلامی می کنید، حکایت مردی ست که مرتب بر ترک های ساختمانش گچ می کشید. سالها ساختمان ترک خورد و صاحب خانه مرتب بر ترک ها گچ مالید. ناگهان ساختمان فرو ریخت. صاحب خانه اعتراض کرد که: چرا فرو ریختی؟ گفت : من با هر ترک با تو سخن می گفتم و دهان مرا با گچ می بستی. دوست من، ترک های نظام تان را ببینید. پیش از آنکه فرو بریزد. این را مشفقانه می گویم.
            با احترام

            .

             
          • درود جناب نوریزاد
            هیچگاه هیچ روحانی در مورد لزوم رعایت قانون پوشش در جمهوری اسلامی ایران که از قوانین و هنجارهای مهم برای پیشگیری از فساد در سطح جامعه است،عمامه ای بزمین نزده است ممکن است با لحن های معمولی یا تند اشاره بقانون کرده باشند هرچند بنده شخصا با تندی در بیان و امر بمعروف موافقت ندارم،این تعبیر عمامه بزمین زدن که شاخص هیاهو و هوچیگری در عرصه سیاست است از شاخصه ها و ابتکارات در گفتمان سیاسی شما بعد از سال 88 است و اگر جایز باشد چنین تعبیری را بر تندروی و واکنش های عصبی استعاره کنیم ،خود شما پیش از سال 88 و در تقابل با اصلاح طلبان منتفعانه در حال عمامه بزمین کوبیدن بوده اید نبوده اید آیا؟ تعریف و تمجیدهای غیر متعارف از آقای مصباح یزدی و کوبیدن اصلاح طلبان با روش ها و گفتمان های کیهانی را که بیاد دارید؟ اما بنده با تندی و بتعبیر شما عمامه یا کلاه یا پاپیون بزمین کوفتن موافقتی ندارم ،انتقاد و امر بمعروف و نهی از منکر یکی از وظائف عمومی و اجتماعی مومنان است که لازم است با اخلاص و اعتدال و مراعات مراتب آن انجام شود، چنین رویکردی نیازمند عصبیت،تهمت زدن،بدگمانی های کلی و کلیشه ای و از آنطرف بام افتادن نیست.نیز انتقاد و منتقد لفظی و غیر لفظی ندارد! انتقاد لفظی یا مکتوب است مگر شما منتقد غیر لفظی هستید؟! منتقد غیر لفظی یعنی چه اصلا؟!
            در مورد قانون گزینش و استخدام بتدریج گفتگو خواهیم کرد،تاکنون مراجعه به قانون گزینش کرده اید؟
            با احترام

             
  79. نوروز باستانی را به همه هم میهنان عزیزم تبریک میگم. به امید پیروزی! خواستن توانستن است.

     
    • آقا یا خانم مش قاسم،عید نوروز و بهار طبیعت و تحوّل آن بر تو نیز مبارک باشد،اما لطفا توضیح بده این پیروزی که “هم میهنان”(یعنی عموم مردم ایران که مسلمان و موافق با جمهوری اسلامی هستند و اینرا در تظاهرات عمومی مثل 22 بهمن و مابعد از شورش کور دی ماه و انتخابات نشان داده و می دهند وگرنه غیر اینها هم میهنی جز معدود و اقلیتی که مثل شما مخالف جمهوری اسلامی هستند نمی ماند) خود را وعده دادی مقصود از پیروزی چیست؟ انقلاب جدید؟! براندازی مسلّحانه؟! رفراندوم؟ یا قلب و تحریف و زیاد و کم کردن اخبار روز و فحش و ناسزا و پرخاشگری عصبی و کلیشه ای نسبت به عموم مردم ایران و منتخبان آنها گوشه یک سایت؟! کدامیک پیروزی مورد نظر شماست مش قاسم؟

       
  80. بنابر گفته های علمایی چون ایت ا…مصباح یزدی یا ایت ا…شیرازی ژن برتر ولی فقیه همواره در امتداد ژن برتر امام زمان(عج) بوده که بفرمان حدا در صلب پدرانشان قرار گرفته وراهگشای ماست!!!
    اری طبقه ی فرودست همواره باید کرنشگر الطاف الهی برای طبقه ی فرادستی باشد که فرودستان هیچ دخل وتصرفی در تعیین انها ندارند !!!

     
    • این والیان فقیه دیگه آبرو واسه امام زمونو آل محمد باقی نزاشتن. بیچاره امام زمون به چه روئی بیاد که انتقام بگیره. جنایات فقیهان فتنه آخرزمون هزار بار بیشتر ا جنایات بنی امیهو بنی عباسه

       
  81. سلام جناب نوریزاد عزیز
    ترامپ رییس جمهور امریکا وزیر خارجه کشورش رکس تیلرسون را از سمت خود برکنار و بجای ایشان شخص دیگری را بسمت وزیر امور خارجه انتخاب کردند چرایی برکناری و انتخاب اقای پمپیو به خودشان مربوط می باشد نکته قابل ذکر اخباری که صدا و سیمای دولتی ایران حول برکناری اقای تیلرسون پخش کرد و ان اینکه این برکناری بودن اطلاع وزیر خارجه بوده و غیره ٬ ولی ظاهرا فراموش کرده اند وزیر خارجه خودشان در سفری به کشوری افریقایی پشت میز مذاکره با کشور میزبان خبر برکناری اش را شنید قدر نوار را به عقب برگردونند ببینند خودشان کی هستند و چه می کنند

     
  82. سلام و عرض ادب،استاد گرانقدر بنده حقیر که در این رژیم زجر و مشکلات فراوانی کشیده ام و اینک شدیدا گرفتار و شرمنده خانواده هستم از حضرتعالی که بفکر خانواده دلیران ایران زمین که دربند میباشند،هستید از صمیم قلب از شما واقعا یک انسان بتمام معنی هستید تشکر نموده و مشکلات و گرفتاریهای خود را به فراموشی میسپارم و امیدوارم مردم فهیم و باشعور ایرانی که شما را کاملا امین و درستکار هستید یاری کنند تا خانواده عزیزان دچار مشکل مالی نشوند.بنده پیرمرد۵۹ساله دست شما را میبوسم که رسم مروت و مردانگی را هرگز فراموش نمیکنید به امید روزیکه هیچکس شرمنده خانواده نباشد و سرزمین مان روی آزادی و آرامش را ببیند دستبوس شما و همراهانتان. ح.س

     
  83. سلام استاد. دلم خیلی گرفته
    من جونم برای این هم وطن ها گذاشتم و سر فعالیت های سیاسی مجبور به فرار شدم با هزار و یک بدبختی خودم رسوندم به یونان
    خانواده ام با بدبختی پنجاه میلیون پول جور کردن که تک پسر شون توی یونان کارتون خواب نشه
    پول دادم به یه هم وطن اونم پولم خورد مثل آب خوردن من موندم یه کوله پشتی و یه کشور غریب
    کاش هیچوقت نمی فهمیدم
    کاش مثل بقیه بودم
    کاش مثل دوست هام فرار نکرده بودم
    اونا رفتن نه ماه اوین حبس کشیدن و با وثیقه اومدن بیرون و الان پیش خانواده شون اند ولی من چی
    تا عمر دارم تو حسرت خانواده ام میسوزم
    لعنت به جمهوری اسلامی که من بدبخت و بیچاره کرد

     
  84. /فردریک کبیر میخواست در رقابت با ورسای قصری بسازد. در کار ساخت قصر وقفه افتاد. علت را پرسید، گفتند: در گوشه ای از زمین، آسیابی است که صاحبش نمی فروشد.
    فردریک شخصا به سراغ آسیابان رفت و علت را پرسید. آسیابان گفت: اینجا موروثی است و من نه آنقدر متموّلم که به آن احتیاج نداشته باشم و نه آنقدر فقیر، که به پولش نیازمند باشم. پس نمیفروشم.
    فردریک با پرخاش گفت: تو نمیدانی با کی حرف میزنی. من اینجا را از تو میگیرم.
    آسیابان لبخندی زد و گفت؛ نمیتوانی، چون هنوز در برلین “قاضی” هست.
    فردریک به یاد نصایح “ولتر” افتاد که به او گفت: در حکومت هر چیزی را ابزار خود کن، جز دستگاه عدالت را. چون مردمت از هر جا رانده شوند، به دستگاه عدالت رو می آورند و وقتی آنجا را نیز گوش به فرمان تو ببینند، دیگر به بیگانه پناه می برند و پای بیگانه به کشورت باز می شود.

     
    • درود
      پای بیگانه ازسال ۵۷ در ایران باز است:
      ۱- طالبان
      ۲- نصرالله و حزب الله
      ۳- روسیه
      ۴- عراق
      ۵- اسد
      اینها بیشترین امتیاز را تاکنون در چپاول ایران برده اند.

       
    • سلام و درود

      احسن! سپاس از حُسن انتخاب بجا، و درس گیری ارزنده و آموزنده شما از تاریخ و تجارب نیک دیگران.
      تاریخ اروپا از« فردریک »امپراطور پروس( آلمان)با لقب کبیر نام میبرد، همین نکته ای که انتخاب و عرضه کرده اید، درسهای ارزنده ای برای آموختن دارد، 1_اولاً نشان میدهد که آموزه های فلاسفه چه ارزش و اهمیت فوق العاده و تعیین کننده ای در رشد مدنیت و فرهنگ و حاکمیت قانون دارد .
      2_نشان میدهد که قوه قضائیه مستقل
      ، چه نعمت بزرگیست.
      3_نشان میدهد که ارج نهادن و اطاعت از اندیشمندانی که بنا به نیاز و مقتضیات روز جامعه، و بدون پناه بردن به سنت و تکرار و توجیه ستم و گردنکشی در برابر حقوق ضعفا، و بی آنکه با تکیه بر قدرت و مقام، اختیار قانون را بدست گرفتن، با تفکر و چاره اندیشی نوین، و تولید فکر و اندیشه تازه در عدالت گستری و تحکیم و اطاعت از حاکمیت قانون میکنند، چه پیامدهایی در تولید و رشد جامعه مدنی، و پیشرفت و قوام و دوام بنیانهای اجتماع دارد.( فردریک کبیر تقریباً معاصر آغا محمد خان قاجار در ایران بوده است ). اگر کیفیت و اهمیت افکار بزرگانی چون« ولتر » اندیشمند و فیلسوف فرانسوی،« به حق یکی از پدران انقلاب کبیر فرانسه لقب گرفته است. » و قانون پذیری پادشاه قَدَر قدرتی چون« فردریک کبیر »را با وضعیت آنروز و حتی امروز جامعه خودمان »ایران اسلامی »قیاس کنیم، آنگاه بدرستی به ماهیت عقب ماندگی خود و یکی از دلائل عمده و اصلی، اروپای پس از « رنسانس »و پیشرو و آوانگارد بودن جامعه و کشورهای اروپایی بویژه کشورهای فرانسه و آلمان، و عمق فاجعه در کشوری که ثروتهای قبلیش را صدام حسین ملعون، و مغزهایش را در طول چهار دهه گذشته« ولایت مطلقه فقیه » نابود کرده، و اینک، آخوندیسم تبهکار
      همزمان، دین و قانون و دانش و تولید و صنعت و اقتصاد و امروز و آینده و…. را، همه با هم منهدم، و بجایش خرافه و تعصب و اباطیل و اکاذیب و افسانه های مذهبی تولید میکند و اشاعه میدهد، همچنین به اصلاح ناپذیری نظام ولایت فقیه پی خواهیم برد.

       
  85. ایران دوست واقعی

    استاد گرامی بادرود سال نو را به شما و خانواده گرامیتان شادباش میگویم و امیدوارم که شاد و تندرست و موفق و … باشید .
    نوروز 1397 ایران دوست واقعی

     
  86. جناب نوری زاد!
    اصلی در اقتصاد داریم بنام پیش بینی های منجز خویش. مثال: گاهی پدیده ای مانند کمبود مسکن در جامعه حقیقتا وجود ندارد، کافیست ذینفعان ساخت و ساز یا دولت برای رونق بازار، تبلیغات وسیعی را به منظور تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی راه اندازند، همین پیش بینی یا پیشگویی ممکن موجب ناامنی و تبدیل یک امر غیرواقع در جامعه به واقعیت شود.
    نتیجه اینکه، سعی کنیم با آگاهی بخشی و اطلاع رسانی، از تحقق این نیت شوم جلوگیری نمائیم. یا حداقل بازی آنها را به هم زده و پیشاپیش رسوایشان کنیم. هرچند این جماعت همانطور که پیشتر گفته ام از دوره دوم خاتمی استارت اینکار را زده اند. زمینه چینی های اخیر در تضعیف دولت مستقر، انتخاب جنتی به ریاست مجلس پخمگان و هیات اندیشه ورز آن، جیغ های احمدی نژادی که بویی از پشت پرده برده و احتمال کاندیداتوری علی و صادق لاریجانی را بعنوان کاندیداهای سایه سپاه، میدهد و تلاشهای او در زمان صدارتش برای جلب نظر آمریکا، و مطرح کردن خود بعنوان منجی. تخریب رقبای استمرارطلب که احتمال اقبال مردمی داشته، برکشیدن افراد طمعکار جوان و بدون پشتوانه سواد آکادمیک، سیاسی و انقلابی که براحتی قابل حذف باشند.
    این همه تحولات داخلی را بگذارید در کنار بازی بزرگان سیاست در عرصه بین المللی که سفرهای قاسم سلیمانی نزد برادر بزرگ، پوتین، یا رابطه حسنه هیات موتلفه با چین برهمین سیاق قابل تفسیر است.
    این صرفا یک یش بینی است که بر بنیان تجربی و علمی معتبری بنا نشده است، همچنین متغیرهای مستقل آن، از اعتبار و پایائی قابل قبولی برخوردار نیستند. این پیش بینی مبتنی بر این مدعاست که “به اعتقاد سپاه پاسداران ایران و بسیاری از ایرانیان مذهبی و طبقه کارگر[طبقات فرودست]، خامنه ای 78 ساله تا زمانی که می میرد، در قدرت است.”
    دقت کنید، ماندن خامنه ای بر سریر قدرت مشروط است به:
    نظر و وفاداری سپاه، مذهبیون و طبقات فرودست.
    در حالیکه تحولات سالهای اخیر نشان میدهد:
    ۱.بدنه سپاه، خامنه ای را شایسته فرماندهی نمی دانند، ادعای پیش گفته صرفا درباره فرماندهان ارشد که نسبتا تعدادشان اندک است، صدق میکند.
    ۲.مذهبیون بویژه در دهه اخیر، از اسلام سیاسی و قرائت فاشیستی ولایت فقیه برائت جسته اند و بدنه جامعه مذهبی دین را یک امر خصوصی و فردی میدانند.
    ۳.شاید بتوان شواهدی بر صدق این ادعا تا دوره اول احمدی نژاد، یافت. اما از سال ٨٨ به اینسو پایگاه پوشالی جمهوری اسلامی، حتی در میان روستانشینان و طبقات فرودست شهری، بشدت افت کرده است.
    تحولات دهه اخیر کشور ، اعتراضات میلیونی سالهای ‎‎٨٨ و دیماه ۹۶، حذف نیروهای منتقد در بدنه حکومت، اعتراضات صنفی و شغلی، سرکوب اقلیت های مذهبی و عقیدتی، هزینه های هسته ای و سوریه، و مصیبت های زلزله، آتش سوزی، اختلاس و فساد مالی و اخلاقی، همگی بازتاب منفی در میان بدنه اجتماعی اعم از پاسدار، مذهبی و مردم فقیر، نسبت به حکومت داشته است.
    بنابراین، پایه های این پیش بینی، بر مبنای استواری بنا نشده، یا حداقل امیدواریم محقق نشود.

     
    • بله بله! یک نظامی حتماً میتواند کشور را نجات دهد. چون تفنگ دارد و فرمان «آتش به اختیار»

      پاینده ایران
      رسول

       
      • رسول گرامی،اینقدر روی اظهار نظر یک فرد سیاسی کم اهمیت مانور ندهید،موقع انتخابات مردم خودشون عقل دارند می فهمند چه کسی را انتخاب کنند و چه کسی را پس بزنند،شما که با اصل جمهوری اسلامی و انتخابات اون مخالفید،مثل همیشه بپردازید به تحریم کلی انتخابات و چیزهایی از این قبیل.
        درود

         
    • مطلب حاضر در واقع شامل اظهار نظر در دو موضوع متفاوت است که ادمین محترم سهوا هر دو مطلب را پشت سرهم درج کرده است :
      موضوع مطلب اول زمزمه های کودتای سپاه است که با این جمله خاتمه می یابد: برهمین سیاق قابل تفسیر است.
      موضوع مطلب دوم نقد پیش بینی موسسه بلومبرگ در باره محدوده زمانی قدرت و زنده مانی خامنه ای است، که با این جمله شروع می شود: این صرفا یک یش بینی است که …

       
  87. سلام اقای نوری زاد عزیز پیام تبریک سال نو اقای خامنه ای خیلی جالب بود ایشان امسال را سال کالای ایرانی نامید اما خودش حاضر نشده بود که در لحظه تحویل سال در کنار سفره هفت سین ایرانی که نماد هفت کالای با معنی ایرانی است بنشیند و تبریکش را بگوید وبرود اگر توجه کرده باشید ایشان بجای سفره هفت سین قاب عکس بزرگی از اقای خمینی را گذاشته بود عکس کسی که همچون اقای خامنه ای اصولا با عید وسبزه وبهار وشادی هیچ رابطه ای نداشت وبا ایران وایرانی بیگانه بود واین جای تاسف دارد من به شما نوید می دهم که امسال اخرین سالی بود که رهبر درپشت صفحه تلویزیون ظاهر میشود وسال نو ایرانی را نامگذاری میکند روزهای خوبی در پیش داریم

    آیت اله خمینی خیلی روشن وشفاف میگوید حفظ نظام ولایی اش از حفظ جان امام عصر هم واجب تر است بنظر من خروجی این سخن کوتاه اقای خمینی سری دراز دارد اقای خمینی خیلی شفاف و روشن به ملت ایران که در ان روزگار هنوز مست ومنگ جهالت خود بود میگوید که من برای حفظ قدرتم سرازتن همه ی مخالفین ام جدا میکنم حتی اگر ان شخص خط قرمز شیعیان یعنی امام زمان باشد ایا شما چه سخنی از این سخن شفاف تر ودقیق تر از کسی تا کنون شنیده اید اقای خمینی در واقع بااین سخن کوتاه فتوای کشتار هزاران جوانان ایرانی را در دهه ۶۰ و۷۰صادر کرد وبه خلخالی ها ولاجوردی های پیرامونش دستور داد که من میگویم بکشید هر ان کس که با عقیده ورفتار ما مخالف است سرهای نخبگان ودانشمندان این مرزوبوم را زیر اب بکنید وزندانها را پر کنید از فرزندان ایران قلمها را بشکنید زبانها را ببرید و آلات موسیقی را بشکنید ودر گوشه وکنار این مرزوبوم نابخردان وپخمگان و مفسدانی چون سعید طوسی وعلم الهدی واحمدخاتمی واحمد جنتی عتیقه ولاریجانی هاووووو را مستقر نمایید تا برای اسلام ومسلمین وحفظ نظام اسلامی بکوشند و شیعه گستری بفرمایند وایران را تا میتوانند برای بلاد اسلامی والبته برای خودشان غارت کنند .خاک بر سر من که سالهامانند خیلی از هموطنانم چشم وگوش زبان بسته در خدمت اقای خمینی بودم ودراین راه باطل جان برکف بودم وسراز پا نمی شناختم . خدایا بمن وبه هم میهنانم فرصت جبران اشتباهاتمان را بده ، سپاس

     
    • شما از کجا احراز کردید که مرحوم امام خمینی با عید نوروز و استقبال از بهار طبیعت و شادی رابطه ای نداشت؟! ایشان که هر سال در موعد نوروز پیام تبریک برای مردم ایران می فرستادند و عید مبارکی می گفتند و مردم را توصیه های اخلاقی و عرفانی می کردند،مقصود شما از شادی و توقع شما از یک پیرمرد مرجع تقلید این است که برخیزد برقصد و مثل جوانها بشکن بزند؟!

      سخنان ایشان و هر بزرگ دیگری را هم باید با همه قرائن و مقارنات و ظرف و ظروف و شرائط صدور آن سنجید و فهم کرد،بقول مرحوم حکیم سبزواری در اسرار الحکم: مهم و هنر فهمیدن سخن دیگران است نه نفهمیده نقد و نفی کردن،عبارتی که ایشان در مقام تبیین لزوم حمایت و دفاع از نظام دینی و فدا شدن حتی اولیاء و انبیاء برای اجراء اسلام و تحقق اهداف اسلامی بکار برده اند این است :

      “..امروز ما از روزهاى قبل بيشتر احتياج به همبستگى داريم. امروز ما مواجه با همه قدرتها هستيم و آنها در خارج و داخل دارند طرح ‏ريزى مى‏كنند؛ براى اينكه اين انقلاب را بشكنند و اين نهضت اسلامى و جمهورى اسلامى را شكست بدهند و نابود كنند. و اين يك تكليف الهى است براى همه كه اهمّ تكليفهايى است كه خدا دارد؛ يعنى، حفظ جمهورى اسلامى از حفظ يك نفر- و لو امام عصر باشد- اهميتش بيشتر است؛ براى اينكه امام عصر هم خودش را فدا مى ‏كند براى اسلام. همه انبيا از صدر عالَم تا حالا كه آمدند، براى كلمه حق و براى دين خدا مجاهده كردند و خودشان را فدا كردند…”
      (صحیفه امام،ج 15 ص 365)

      مغزای این سخن این است که وقتی نظام اسلامی چه در زمان حضور معصوم و چه در عصر غیبت و با حضور و گرایش مردم به نیابت از معصوم و برای اجرای احکام اجتماعی و اهداف اسلامی تاسیس شد،حفظ و صیانت آن از گزند بدخواهان و دشمنان اسلام یکی از مهمترین تکالیف اسلامی است که بر ذمّه همه امت اسلامی و حتی امام امت اسلامی است،جمله تعلیلی دنباله عبارت ایشان گویاست :”براى اينكه امام عصر هم خودش را فدا مى ‏كند براى اسلام. همه انبيا از صدر عالَم تا حالا كه آمدند، براى كلمه حق و براى دين خدا مجاهده كردند و خودشان را فدا كردند..”
      و این سخن درستی است که مسبوق به سنت و رفتارهای انبیاء و اولیاء الهی است:اینکه کلمه حق و دین خدا و احکام و اهداف آن تحقق یابد هرچند با فدا شدن یک پیامبر یا یک امام،روی همین جهت بود که بگزارش قرآن و تاریخ بسیاری از انبیاء الهی در راه اهداف دینی خود یعنی تبیین و بسط دین الهی و اجرای قسط و تحقق عدالت،جان خود را فدا کردند،تمسخر شدند ،اخراج شدند،شکنجه شدند،بقتل رسیدند،تا سخن حق و دین خدا و عدالت زمین نماند و بسط پیدا کند و مردم از زیر یوغ طواغیت،و شرک و بت پرستی و ظلم نجات یابند،اینها اهداف همه انبیاء بوده است و امام زمان سلام الله علیه و عجّل الله فرجه نیز از این قاعده مستثنا نیست و از این جهت در روایات ما هست که ایشان در آخر الزمان پس از تحکیم عدل و قسط توسط دشمنان بقتل خواهند رسید،مگر حضرت علی علیه السلام بخاطر نظام اسلامی و اجرای عدالت در محراب عبادت شربت شهادت ننوشید؟ بنابر این روی این دیدگاه فرد هرقدر هم بزرگ باشد حتی انبیاء الهی فدای مصالح اجتماع در استقرار و بقاء نظام دینی می شدند و می شوند.البته تز دینی مورد نظر بمعنای ظلم و اموری که شما باشتباه برداشت می کنید نبوده و نیست.

       
      • ایران دوست واقعی

        دوست گرامی با درود . فقط در یک جمله که “حداقل در جلو سفره هفت سین پیام میداد” .رقص و بشکن و …پیشکش !!! هیچ ایرانی ازش غیر از این توقعی نداشت .

         
        • سلام به ایران دوست واقعی،یک شوخی نوروزی! ایران دوست گرامی حالا این تن بمیره بمن بگو اگر مرحوم امام خمینی پای سفره هفت سین می نشست و عکس می انداخت شما دوستدار جمهوری اسلامی و ایشان می شدی؟!
          اما گذشته از شوخی،من بیاد ندارم ممکن است ایشان در منزل خودشان پای سفره هفت سین که خانواده می انداخته اند می نشسته اند،شما چه می دانید؟ اینکه کسی پای سفره هفت سین عکس بیندازد یا پیام بدهد که یکی از واجبات نیست،سفره هفت سین یکی از آداب و رسوم ایرانیان بوده هست،مهم این است که ایشان نوروز و بهار و عید را پاس می داشت و تبریک و پیام می فرستاد،اشعار قشنگی هم در وصف بهار و نوروز سروده اند،به این گزارش مراجعه کنید:
          امام خمینی (س) جدای از وظایف دوران رهبری شخصاً نیز از دوران کودکی عید نوروز را گرامی می داشت و پس از ازدواج تا رحلت به آشنایان، فرزندان، نوه ها، خدمت کاران، مسئولین و حتی رفتگر محله مبلغی هر چند ناچیز به عنوان عیدی می پرداخت. همچنین غالباً مبلغ قابل توجهی در اختیار همسرشان قرار می داد تا در روزهای نزدیک عید نوروز برای افراد بی بضاعتی که به آن مرحومه مراجعه می کردند، لباس نو تهیه نماید.
          و اما در مورد برخی سنت های دیگر مانند چیدن هفت سین، برگزاری چهارشنبه سوری و سیزده بدر شخصاً شرکت نمی کردند، اما اگر فرزندان ایشان علاقه به برگزاری چینین مراسمی داشتند، معترض آن ها نمی شدند.
          http://www.imam-khomeini.ir/fa/c76_119179/
          —-
          به این پیام نوروزی ایشان بنگرید،در آن ضمن اشاره به دوام ذکر خدا و بهار طبیعت ،بر عید ملی بودن نوروز تاکید کرده است :

          نكته‏ اى كه مى‏ خواستم عرض كنم اين است كه در اعيادى كه اسلام به ما عنايت فرموده است، در همه آن اعياد آنچه كه انسان ملاحظه مى‏ كند همه ‏اش مسئله ذكر و دعاست، نماز است، روزه است، ذكر است، دعاست. و در اين عيد هم كه عيد ملى است و اسلامى نيست لكن اسلام هم مخالفتى با آن ندارد باز مى‏ بينيم كه در روايتى كه وارد شده، از آداب امروز روزه گرفتن است؛ از آداب امروز دعا كردن است؛ نماز خواندن است؛ و اين به ما مى ‏فهماند اگر ملتى بخواهد به راه راست برود و بخواهد استقلال خودش را، آزادى خودش را بخواهد حفظ كند بايد در عيدش و غير عيدش تذكر داشته باشد؛ ذكر خدا بكند، ياد خدا باشد، براى خدا باشد. حتى در عيدش دستور روزه است، دستور استحبابى، روزه‏اى كه بايد انسان منقطع بشود از شهوات خودش و متوجه به خداى تبارك و تعالى شود. و اين دليل بر اين است كه ما بايد هر قدمى كه براى پيروزى پيش مى ‏رويم، هر قدمى كه براى ساختن كشورمان پيش مى‏ رويم، چند قدمى براى ساختن خودمان، براى پيروزى بر نفس خودمان، براى پيروزى بر شيطان باطنى خودمان قدم برداريم.‏
          من از خداى تبارك و تعالى خواستارم كه خداوند اين ملت را و اين جوانهاى عزيز ما را و اين شهداى ما را و تمام معلولين ما را، همه را غرق رحمت خودش كند، و ما را به هدايت خودش به راه راست هدايت بفرمايد.
          و السلام عليكم و رحمة اللَّه‏
          (صحیفه امام،ج17 ص 369)
          هم بر عید ملی بودن نوروز تاکید کرده است،هم بر عدم تنافی آن با دین و مذهب.
          —-
          برخی اشعار جالب در خصوص بهار طبیعت و نوروز هم از ایشان بجا مانده است،بنگرید:
          باد نوروز وزیده است به کوه و صحرا
          جامه عید بپوشند، چه شاه و چه گدا
          بلبل باغ جنان را نبود راه به دوست
          نازم آن مطرب مجلس که بود قبله نما
          صوفى و عارف از این بادیه دور افتادند
          جام مى گیر ز مطرب، که روى سوى صفا
          همه در عید به صحرا و گلستان بروند
          من سرمست ز میخانه کنم رو به خدا
          عید نوروز مبارک به غنى و درویش
          یار دلدار! ز بتخانه درى را بگشا
          گر مرا ره به در پیر خرابات دهى
          به سر و جان به سویش راه نوردم نه به پا
          سال‌ها در صف ارباب عمائم بودم
          تا به دلدار رسیدم، نکنم باز خطا
          —-
          بهار شد در میخانه باز باید کرد
          به سوى قبله عاشق نماز باید کرد
          نسیم قدس به عشاق باغ مژده دهد
          که دل ز هر دو جهان بى‌نیاز باید کرد
          کنون که دست به دامان سرو مى نرسد
          به بید عاشق مجنون، نیاز باید کرد
          غمى که در دلم از عشق گلعذاران است
          دوا به جام مى چاره ساز باید کرد
          کنون که دست به دامان بوستان نرسد
          نظر به سرو قدى سرفراز باید کرد
          ——
          آمد بهار و بوستان شد اشک فردوس برین
          گل‌ها شکفته در چمن، چون روى یار نازنین
          گسترده باد جان‌فزا، فرش زمرد بى شمر
          افشانده ابر پر عطا بیرون حد، در ثمین
          از ارغوان و یاسمن طرف چمن شد پرنیان
          وز اقحوان و نسترن سطح دمن دیباى چین
          از لادن و میمون رسد، هر لحظه بوى جان‌فزا
          وز سورى و نعمان وزد، هردم شمیم عنبرین
          از سنبل و نرگس جهان، باشد به مانند جنان
          وز سوسن و نسرین زمین، چون روضه خلد برین
          از فر لاله بوستان گشته به از باغ ارم
          وز فیض ژاله گلستان، رشک نگارستان چین
          از قمرى و کبک و هزار آید نواى ارغنون
          وز سیره و کوکو و سار، آواز چنگ راستین
          تا باد نوروزى وزد، هر ساله اندر بوستان
          تا ز ابر آذارى دمد ریحان و گل اندر زمین
          بر دشمنان دولتت هر فصل باشد چون خزان
          بر دوستانت هر مهى بادا چو ماه فرودین
          (دیوان شعر امام خمینىی،ص 80،196،206،261،262)
          —-
          پس فقط شما ایرانی نیستید و مدافع سنت های ملی ،بد بین نباشید،نوروز پیروز و مبارک

           
  88. او کیست؟کسی که که در پی یک زدوبند کثیف ودروغ بر تخت ولایت نشست و خود اذعان کرد که به هیچ وجه شایستگی نداشته و ملت باید بخاطر این انتخاب خون گریه کند و از ان هنگام که بر تخت ولایت نکیه زد همه هم و غمش تحکیم پایه های سلطه نامشروعش بود خود میدانست واذعان هم کرده بود که چقدر ناحق و نابجا به این مقام منتصب گردیده ایت به همین خاطر همه ترس و هراسش از این بود که این باز شاهی از دوش ضحاک گونه اش بپرد و به این خاطر بود که همه هم وغمش را برستم و سرکوب گذاست تا پایه های حاکمیت نامشروعش را تحکیم بخشد اول از همه به توسعه بیت الوده و کثیف خود پرداخت و هر ان که امتحان پست فطرتی و سرسپردگی خود را داده بود به بیت رهبری فراخواند و دستگاه موازی سرکوب را ایجاد کرد و سپس به سراغ فرومایه ترین و واپس گرایانه ترین نیروهای بازمانده از زمان جبهه و جنگ رفت و انها را تحت عنوان نیروهای حزب الله و خودسر در مقابل دشمن موهوم با عنوان تهاجم فرهنگی سازمان داد وبه میادین و خیابانها فرستاد تا هرچه بیشتر جلوی باز گشت احساس زندگی وزنده بودن را از اجتماع بگیرد و سپس ادمکشهای خود را به سراغ روشنفکران و دگراندیشان فرستاد و قتلهای زنجیره ای را ترتیب داد تا هر بارقه ای از اندیسه و فکر نو را در دم خفه کند و ان زمان که با خروش اصلاح طلبی ملت در دوم خرداد ۷۶ مواجه گردید همه توان خود را بکار گرفت تا دولت اصلاحات را به زمین بزند از بستن فله ای روزنامه ها تا سرکوب و قتل دانشجویان در سالهای ۷۸ و ۸۲ و افریدن بحران های مصنوعی هر دو روز یکبار برای دولت اصلاحات ،تا ابنکه در سال ۸۴ با تقلب و مهندسی چند لایه دولت مطلوب و دلخواه خود را درقالب یکدست کردن حکومت با عنوان حکومت امام زمانی احمدی نژاد بر پا کرد و عنان و زمام دولت را به نزدیکترین فردبه خود سپرد تا با دستی گشاده تر به امیال کثیف خود بپردازد و غارت و چپاول بصورت عریانتر اغاز شد و درامدهای حاصل از دوران طلای افزلیش قیمت نفت در سایه غارت و دزدی و سیاست های غلط و کوته فکرانه او بخار شد و به هوا رفت و کشور مانددر زنجیره ای از تحریم های در هم تنیده ،اما او نه درسی گرفت و نه چیزی اموخت و همچنان بر مواضع کوته فکرانه و خانمانسوز خود پای فشردو هر تلاش و حرکتی را در جهت اصلاح و با سازی سرکوب کردو در سال ۸۸ به عریانترین شکل و خنجر به روی مردم کشید و پاکترین جوانان کشور را به خون خود غلتاند وبسیاری را در حبس و زنجیر کشید و دوباره ناکارامد ترین و دزدترین دولت بعد از اتقلاب را دوباره بر سر کار نشاند و روند زوال و ویراتی کشور را تسزیع کرد واینک که پایه های استواری کشور به لرزه افتاده است و فقر و بدبختی و فساد از سرو روی کشور میبارد و اثار ویرانی از سطح شهرها به طبیعت و محیط زیست واسمان کشور گسترده شده است این موجود ////////// همچنان تقصیر را به گردن بیگانگان انداخته وبا صادر کردن راه حل های بی مایه و پایه ای مثل اقتصاد مقاومتی وعده حل مشکلات میدهد براستی این /////////// و حقیر ترین و پست ترین حاکم تاریخ ایران کیست ؟

     
  89. نه‌ از قضا ی روزگار که صرفاً از سر ناگزیری محض از لحظه شروع سال نو بمدت قریب ۴۵ دقیقه بیننده تلوزیون صدای آمریکا بودم. آیا تیم‌ ترامپ در خواب هم می‌‌بیند که برنامه ویژه نوروزی صدای آمریکا تا این اندازه پوک و پوچ و الکی‌ و سطحی و مبتذل بوده با آن مجری شوت و بی‌ سواد و مهمل گوی بی‌ سلیقه و آن دعوتی‌های شوت تر از مجری؟ این صدای آمریکا را چه جانوری مدیریت می‌کند؟ خاک بر سرتان با این برنامهٔ نوروزیتان. واقع حیف خاک حتی. اینا کی‌ بودن دیگه و از کجا ٔبر خوردن؟

     
  90. هر روزتان نوروز و فرخنده باد.

     
  91. مژده دلا باز رسیده بهار/ لاله دمید درچمن و کوهسار

    باد صبا در پی گل میدود/ سبزه برقص آمده در سبزه زار

    بوسه زند لاله بروی چمن/ غنچه تبسم بسر شاخسار

    سرو سهی طعنه به گیتی زند/ زمزمه ای در دل این جویبار

    بلبل شوریده دل و خوش سخن/ نغمه زند بر سرِ هر لاله زار

    شاعر رئجیده دل و بی پناه/ بهر وطن مویه کند زار زار

    ملت ایران کنون بی امان/ طعمۀ افعی شده و مور ومار

    این همه سالی که به میهن گذشت/ عرصۀ ایران شده است کارزار

    پیکر ایران به سرِ مرگ رفت/ لاشخوران بر سرِ او غار غار

    این سخن عشق وطن از علیست/ نعره شود گر بروم روی دار

    ضمن شاد باش بمناسبت فرارسیدن فرخنده نوروز باستانی به دوستان گرامی و هم میهنان دربندِ ضحاکان زمانه، امیدوارم سال نو سالی پربار در دستیابی هموطنان به آزادی و برقراری حکومت مردم بر مردم و برای مردم، باشد.

     
  92. جناب نوریزاد گرامی‌ با درود و آرزوی سالی که در آن همین بهار به ” آیینی دگر” مقدم تابستان را به ایران و ایرانی و تاریخ ما خوش آمد گوید و “پدیدار گردد”. تندرست و شاد و کامیاب باشید و باشیم و در لحظه لحظه و قدم به قدم و وجب به وجب آزادی ایران و ‌ایرانی از اسارت خون خواران حاکم و دشمن ایران و ‌ایرانی با هم و در کنار هم و دوش به دوش هم باشیم و حرکت کنیم.

    این علم “لگنی” دیگه چه صیغه‌ای هست که سید مرتضی دست گرفته؟ این علمه از کجا اومده؟ کارش چیه؟ چه رشته‌هایی‌ داره؟ در چه دانشگاههایی در دنیا تدریس میشه؟ خروجی تحصیل کرده‌های این دانشگاه چیست و چه تولیداتی دارند و چه مشکلاتی را از بشر حل میکنند؟ مؤسسان علم لگنی کی‌ یا چه کسانی بوده اند؟

     
    • تمسخر انظار و آراء دیگران،هم نشانه بی ادبی و نافرهیختگیست،هم نشانه فقدان چنته از سخن مستحکم و مستدلّ.برای مخالفی ارزش قائل هستم که مودب باشد و فقط استدلال بر مطلوب کند و گرنه تمسخر و ریشخند دیگران کاریست که از هر دلقک ساخته است.

       
  93. محمد نوری زاد

    کاش همه ی ما بویژه آیت الله ها و ملاها و شخص رهبر، ادب پوزشخواهی را می داشتیم و می دانستیم در پوزشخواهی، فایده هایی ست که در تکبر نیست!

     
  94. جناب رهبر با اتکا به بصیرت بینظیرشان فرمودند مشکل لاینحلی در کشور وجود ندارد البته چندان هم بیراه نفرمودند مشکلات کشور را میتوان به مرور زمان حل کرد منتها یک شرط اصلی و اساسی لازم است و ان هم برطرف شدن خود ایشان است اگر کشور عزیزمان به طریقی بعد از بیش از سی سال زمامداری پر از نکبت وضرر و زیان ایشان و بیت مربوطه خلاصی یابد شاید راه نجاتی برای مشکلات پیدا شود و گرنه در صورت استمرار این وجود پر در راس ان هیچ اینده ای روشنی را نمیتوان متصپر شد

     
    • از قدیم گفته اند :شنونده باید عاقل باشد،مفهوم این عبارت که “امروز مشکل لاینحلّی در کشور وجود ندارد” نفی وجود مشکل بطور کلی نیست،باصطلاح منطقی این سلب کلی در مورد مشکل یا مشکلات نیست بلکه سلب مقیّد بقید است ،یعنی با توجه بامکانات کشور و ظرفیت ها و استعدادهای مردم ایران و جوانان و تحصیلکردگان و روشنفکران و اراده عمومی مردم ایران و پیشرفت های بنیادین علمی و صنعتی،مشکلی وجود ندارد که لاینحلّ باشد،یعنی اینکه مشکل و مشکلات مختلف وجود دارد اما مشکلات با توجه به ظرفیت های اشاره شده مشکلات قابل حل است نه مشکلات لاینحل.
      بقول معروف منسوب به مولی علی علیه السلام: حتی اگر با کسی دشمنی هم داری ولی “انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال”،یعنی نظر کن به آنچه گفته می شود و مراد گوینده است نه به خود گوینده،و حبّ و بغض اشخاص و ایراد و انتقاد داشتن به آنان ترا از حق بینی و داوری عادلانه باز ندارد.

       
  95. سلام اقای نوری زاد راستش دیدن مصاحبه‌ی اقای مهندس امیرانتظام عزیز وفداکار از کانال شما امانم را برید وچشمانم را بشدت بارانی کرد من بنام یک هموطن ازشما میخواهم وخواهش میکنم سلام بنده را خدمت مبارکشان ابلاغ بفرمائید وبه ایشان نوید بدهید که ملت ایران بزودی زود در یک دادگاه واقعی عادلانه منصفانه وخردمندانه اقای خامنه ای را محاکمه میکند دراینجا به شما وهمه ی اسیب دیدگان ازحکومت ولایی قول شرف میدهم که دران دادگاه تمام حق وحقوق انسانی شما درجایگاه شاکی پرونده و حق وحقوق ایشان بعنوان متهم ردیف اول رعایت بشود خوشبختانه دادگاه هیئت منصفه دارد ومتهم حق دارد آزادانه وبه انتخاب خودش برای دفاع به دادگاه یک یا چند وکیل مدافع معرفی بکند گذشته از همه چیز ملت باتمدن ایران دران دادگاه میخواهد به دوستان و دشمنانش وناظرین بین المللی وتمام دنیا درس فراموش نشدنی بنام انسان بودن و ادب داشتن بیاموزد میخواهد درس کردارنیک وپندار نیک و گفتار نیک یعنی درواقع درس زندگی کردن را به انان بیاموزد دران دادگاه ملت ایران به جهانیان میگوید اشتباه نکنید ما خمینی وخلخالی ولاجوردی نیستیم ما ایرانیان باادب و متمدنی هستیم که با کشتن وزدن شکنجه کردن انسانها سخت مخالفیم از قول من ایرانی ساده به اقای امیرانتظام بفرمائید که دادگاه ایت اله خامنه ای برای ایران وایرانی بهترین فرصت است تا بار دیگر چهره ی واقعی وانسانی خود را به دنیا معرفی بکند وبه انان بقبولاند که بله ما کشوری باتمدن وباصفا هستیم که همنوعانمان را فارغ از نژاد ودین و آئینشان بسیار دوست داریم وبه تمام ادیان وباورهای مختلف مردم احترام می گذاریم وهرگز دین خومان را برتر از ادیان دیگر نمی دانیم به انان می گوییم که ما هرگز قلم ها را نمی شکنیم چون ما کوروش را داریم و افتخار میکنیم که اولین لوح حقوق بشر وقانون برابری زن ومرد به ما تعلق دارد وبرعکس ایت اله ها افتخار میکنیم که برروی یکی از تابلوهای سازمان ملل متحد شعری از سعدی شاعر ایرانی مزین است بنی ادم همه اعضای یک پیکرند که در آفرینش زیک گوهرند چوعضوی بدرد اورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار .وسعدی شکر شکن چه خوب ادب ایرانی را به انسانها معرفی کرده. است بله ملت ایران بسیار مصمم است که بااتحاد وهمدلی وشجاعت ومسالمت این دادگاه عادلانه را بزودی تشکیل بدهد بیشک بزرگترین دستاورد این دادگاه دردرجه اول برپایی عدالت است ودوم معرفی صحیح ودرست مردم صلح جو وبا فرهنگ ایران به جهانیان است برکسی پوشیده نیست که اخوندها متاسفانه چه چهره بد وزشتی را از ایران بجهان معرفی کردند وما باید ان را خیلی زود بازسازی کنیم، به امید ان روز بزرگ آرزو میکنیم در ان روز باشکوه جناب مهندس امیرانتظام وامیرانتظامهای سرزمینمان ایران درکمال سلامتی در ان دادگاه تاریخی حضور داشته باشند تا بچشم خودشان نتیجه ان همه مبارزه وان همه شکنجه در راه ازادی را ببینند و بادیدن وحس کردن عدالت وازادی تا می‌توانند سیر سیر هوای ازادی را تنفس بکنند .درود بر امیرانتظام وامیرانتظامهای سرزمینم .

    راستی هیچ فکرش را کرده اید که بابت انقلاب پرخسارت 57چی دادیم وچی گرفتیم وای خدای من تاریخ وتمدن 2500ساله مان را دادیم و درعوض تاریخ 1400ساله اعراب مسلمان را باان همه حدیث جعلی از روحانیون شیعی تحویل گرفتیم. ازادی زنانمان را دادیم بجان گشت ارشاد وحدشرعی تحویل گرفتیم تغذیه وتحصیل رایگان مدارسمان را دادیم وبجاش کودکان کار و مدارس پر هزینه غیر انتفاعی را تحویل گرفتیم فریدون فرخزاد را دادیم وبجاش تتلو را گرفتیم استاد اکبر گلپایگانی (گلپا)را دادیم وبجاش کریمی مداح وان همه نوحه من درآوردی را تحویل گرفتیم.کراوات را دادیم وتا دلتون بخواد عباوعمامه تحویل گرفتیم ان ارتش منظم و منسجم با ان ارتشیان وطن پرست را دادیم ودر عوض این همه سردار ایرانخوارسپاه پاسداران را تحویل گرفتیم ان همه واژه واسم قشنگ ایرانی را از روی خیابانها وبزرگراها وبیمارستا نهایمان برداشتیم ودادیم وبجاش اسم‌های عربی وشیخ بررویشان گذاشتیم بزرگراه شیخ فضل اله خیابان شیخ مفتح خیابان شیخ مطهری وباز مدرسه وبیمارستان وو شیخ کی کی کی تا دلتون بخواد واین قصه تلخ متأسفانه فعلا ادامه دارد اما بزودی باید باید وباید به اصل خودمان برگردیم .درود بر شما

     
  96. محمد نوری زاد

    محمد نوری زاد:

    اگردر ایران،آیت اللهی نبود و انقلابی نشده بود و سخنی ازخدا و پیغمبر نبود، بهتر از این بود که باپول مردم ایران کودکان حومه ی دمشق، درچمدانها قرار گیرند و به جایی که نمی دانند کجاست بگریزند!

     
    • با پول کودکان حومه دمشق با پول مردم ایران در چمدان قرار گرفتند؟!
      آیا نقد و انتقاد و سخن گفتن و سیاست ورزی نباید بر بنیان درستی استوار باشد؟ بقول خودتان آیا باید ذیل هر سوژه یا عکس با ربط یا بی ربط “همینجوری” اظهار نظر کرد؟!

       
  97. محمد نوری زاد

    محمدنوری زاد:

    من ایرادی نمی بینم آخوندی درکنار چنین سفره ای بنشیند.

    مشکلِ من در پینه ی پیشانیِ این جماعت است!!

    می گویم: آقای جزایری، این چربی سرپنجه هاتو بمال به اون پینه ی پیشونیت ترک نخوره یه وقت!

     
    • خطاب به جماعتی که در جا می زند:

      انجام کارهایی را شروع کنید که بیش از همه موجب ترس ، اضطراب و استرس در شما می شود . برایان تریسی

       
  98. محمد نوری زاد

    محمد نوری زاد:

    فقر فقط به یک شرط درکشور ما پذیرفتنی ست.

    به شرطی که فقیرترین طبقه ی مردم ایران، آیت الله ها و طلبه ها و شخص رهبر باشند.

    مگر اسلام علوی را اینجوری برای ما تبلیغ نمی کردند بر منبرها؟

     
  99. محمد نوری زاد

    پیام نوروزی محمد نوری زاد:

    عزیزانم، هموطنانم، نورچشمانم

    می خواستم برای نوروز و پای نهادن تان به سال نو، نوشته ای تقدیمتان کنم و آرزوهای قشنگِ خود را یک به یک برای شما واشکافم. اما دیدم پیام نوروزی ترامپ رییس جمهور آمریکا به مردم ایران را گویا خودِ منِ محمد نوری زاد نوشته ام. بهمین خاطر، همین پیام جناب ترامپ را به شما پیشکش می کنم:

    رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا دوشنبه شب، در پیامی نوروزی، آمدن بهار را از طرف مردم آمریکا به مردم ایران تبریک گفت و تاکید کرد به مبارزه با اقدامات رژیم جمهوری اسلامی ایران ادامه می دهد.

    متن کامل بیانیه پرزیدنت ترامپ به مناسبت نوروز:

    نوروزی زیبا و مبارک را برای میلیونها نفر در سراسر دنیا که ورود بهار را جشن می گیرند، آرزو می کنم.

    تاریخچه نوروز در ایران ریشه دارد، جایی که کشوری پرافتخار برای هزاران سال، با قدرت فرهنگ و استقامت مردمش، از پس چالشهایی بزرگ برآمده است. امروز، مردم ایران با چالشی دیگر روبرو هستند؛ حاکمانی که به جای خدمت به آنها به خود خدمت می کنند.

    بیست و پنج قرن پیش، داریوش کبیر از خداوند خواست که ایران را از سه خطر حفظ کند؛ ارتش های متخاصم، خشکسالی و دروغ. امروز، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رژیم ایران نماینده هر سه آنهاست.

    اول، سپاه پاسداران نه در نام و نه در عملکرد، ایرانی نیست. سپاهی متخاصم است که مردم ایران را سرکوب کرده و از آنها سرقت می کند تا فرای مرزها از تروریسم حمایت کند. سپاه پاسداران از سال ۲۰۱۲ شانزده میلیارد دلار از ثروت ایران را صرف کمک به رژیم اسد و حمایت از تروریستها در سوریه، عراق و یمن کرده است. درعین حال، متوسط خانواده های ایرانی ۱۵ درصد از ده سال پیش فقیرتر هستند و نزدیک به ۳۰ درصد از جوانان ایرانی بیکارند. ایرانیان معمولی از نظر اقتصادی در فشارند و برگزاری جشنهایی مانند نوروز برای آنها دشوار است.

    دوم، فساد و سوءمدیریت سپاه پاسداران آثار خشکسالی ادامه دار را تشدید کرده و بحرانی زیست محیطی ایجاد کرده است. احداث بی رویه سدها توسط شرکتهایش، مانند [قرارگاه] خاتم الانبیاء، رودها و دریاچه ها را خشک کرده و کمک کرده است تا طوفانهای گرد و غبار بی سابقه، که مشاغل و جانهای ایرانیان را تهدید می کند، خلق شوند.

    سوم، فریب، سیاست رسمی حکومت شده است. سپاه پاسداران از تبلیغات و سانسور استفاده می کند تا این حقیقت را که رژیم ایران ثروت ایران را غارت کرده و با مردم آن بدرفتاری می کند، مخفی کند. حاکمان ایران برای کتمان حقیقت، حقوق شهروندان خود را در آزادی تجمعات، دسترسی به اطلاعات و فرصتهای برابر سرکوب می کنند.

    مردم ایران، علیرغم سرکوبی که با آن روبرو هستند، برای باز پس گرفتن حقوقشان مبارزه می کنند. آنها منتظر بهار امید هستند، و ایالات متحده در کنار مردم ایران و آرمان هایشان برای ارتباط با دنیای بزرگتر و داشتن حکومتی مسئول و پاسخگو که حقیقتا درخدمت منافع کشور باشد، می ایستد.

    به همین دلیل، وزارت خزانه داری آمریکا این هفته دستورالعملی را صادر می کند که بر حمایت آمریکا از آزادی جریان اطلاعات به شهروندان ایران تاکید مجدد می کند. ما همچنین متعهد می شویم که همچنان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و رژیم ایران را برای ارتکاب حملات سایبری در خارج از کشور و برای سرکوب شهروندان ایرانی که علیه سرکوب توسط حکومت خودشان در ایران، اعتراض می کنند، مسئول نگاه داریم.

    از طرف مردم آمریکا، باشد که در سال جدید نور بر ظلمت غلبه کند و باشد که مردم ایران به زودی از روزگار صلح، شکوفایی و شادی لذت ببرند.

    نوروز پیروز

    @nooriZADmohammad1331

     
    • درود بر شما
      تفاوت سیاست خارجی اوباما وترامپ
      اوباما اول جایزه صلح گرفت وبعد کشتار و جنگ فراوان کرد و حامی ترورسیتهای نظام ولایی بود.
      ترامپ باتعجب جهانی سرکار آمد، شهرهای داعشی را با کمک دیگران پاک کرد، با کمک دیگران و با قدرت سعی درسوزاندن ریشه های تروریسم و جنگهای نیابتی دارد. و در پایان نیز شایسته جایزه صلح جهانی است.

       
    • چه اتحاد و هوهویت خجسته و فرخنده ای! مبارک باشد!

       
      • شیخ مرتضی ! هویت درست است نه هو هو یت! ظاهرا دچار رعشه شدی ! کمی آرام باش !

         
        • معلوم است که مهرداد این سایت هیچ درک و آگاهی از مفاهیم و اصطلاحات منطق ارسطوئی ندارد،چیزی که مهرداد بلد است فقط غلط غلوط نوشتن تحت نام های مختلف و تلاش برای مچ گیری های پلیسی و فضولی در زندگی این و آن،نه جانم تعبیر من درست بود “هوهویت”اصطلاحی منطقی است که در کتابهایی که در فلسفه و منطق بزبان عربی نوشته شده است کثیر الاستعمال است ،هو هویت در اصطلاح منطق یعنی اتحاد معنایی ،و بتعبیر فارسی “این همانی” گفته بودی که سرچ بلدی! این تعبیر مرا بدون رعشه در گوگل سرچ کن شاید حوصله مطالعه در لینک ها را بیابی! بقول یکی از دوستان :آ ماشا الله!

           
  100. مازیار وطن‌پرست

    عید نوروز بر آقای نوریزاد و سایر دوستان و ناظران گرامی مبارک باد. به امید سالی سرشار از بهترین‌ها برای شما و عزیزانتان.

     
  101. یاران جان درود

    هر روزتان نوروز ونورزتان پیروز باد .باشد که نوروز آینده آزاد ودرپناه یزدان باشیم.

    ومشی وروشمان پندار نیک وگفتارنیک که نتجه اش کردار نیک است باشد .چنین باد.

    دلخوش وفرهمند باشید که این اندک گرفتاری ما و از دست رفتن دو سه نسل

    در مقابل چهارده قرن تبلیغات ودر باغ سبز نشان دادن عده ای است که خودتان

    میزان آبرو واعتبار آنان می بینید .با این همه نوشته ها وفیلم و….بد گمان ترین ها

    نیز دریافتند که نسل های آینده واکسینه شدند وغیر ممکن است اعتمادی

    به این جماعت واین ایدولوژی در آینده بشود . بلی خسارتمان هنگفت بوده اما

    این مرض بی این زیان بهبود نمی یافت چراکه تامغز استخوان وروان بسیاری

    ریشه دوانیده بود .پس گرچه خسارت هنگفت است دست آورد مان هنگفت تر .

    اومید وشادی ومهر همراهتان باد. بیسوات بیست ونهم اسفند نود وشش

     
  102. درود
    (سید مرتضی
    6:29 ق.ظ / مارس 19, 2018باور به وحی و ایمان به غیب و علم لدنّی هیچ تنافی با علوم تجربی و حسی بشری ندارد مگر نزد کسانی که نه
    بهره ای از علوم انسانی تجربی و فلسفه علم دارند ،نه بهره ای از ایمان به غیب و مقتضای برهان عقلی.)

    علم لدنی طامات و خرافاتی بیش نیست. علم ،تعریف مشخص خود را دارد وتجربه براساس واقعیات موجود اساس و بنیاد آن است. این مزخرفات مگر بدرد مشتی یاوه گو بخورد. ۴۰ سال از تحمیق مردم سیر نشدید؟ هرگز نوزادی دانشمند بوده است؟ بس کن سید ، اگر این فقه است که عمرت بر فناست! یک عمر بجای تفکر از بر کردن مشتی خزعبلات کرده ای ،تا کی دروغ و فریب؟

    چه ایمانی؟ ایمان نیز تجربی است مثلابر اساس تجربه ایمان داریم که پس از شب، روز است. این ایمان نیزنسبی است چون در قطبها فرق می کند.
    مثال: براساس تجربه و مدارک موجودبایدایمان و یقین داشت که ولایت فقیه عامل فلاکت و خرابی و چپاول و غارت ایران است و هر روز آن بضرر مردم ایران است.

    انسان ،با خرد تعریف می شود بدون خرد کمتر از حیوان است زیرا مانند حیوان، دارای غریزه نیست و بدون خرد چون میوه ای نارس خواهد ماند. خرد با آگاهی ودانستن همراه است، این دانستن کسبی و بدست آوردنی بر اساس تجربه است نه بر اساس خواب و خیال.
    نوروزتان مبارک

     
    • ایمان یعنی تصدیق عقلی و وجدانی به متعلَّق یا موضوع ایمان،این ایمان می تواند ناشی از درک حسی یا تکرار مشاهدات حسی باشد برای تنظیم یک برهان عقلی مثل همان مثال تعاقب و پیوستگی شب و روز،که تصادفا قرآن روی همین پیوستگی و تعاقب (اختلاف اللیل و النهار)تکیه می کند و این مشاهده حسی را بعنوان مقدمه ای از برهان عقلی قرار می دهد که پیوستگی و تعاقب و نظم در پیاپی شدن و تعاقب شب و روز بدون اختلال و گسیختگی،نشانی است برای خردمندان در اینکه کیهان و آنچه که در کیهان منظما واقع می شود پدید آورنده و تدبیر کننده ای دارد (إِنَّ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْباب‏،آل عمران/190 : مسلماً در آفرينش آسمانها و زمين، و در پى يكديگر آمدن شب و روز، براى خردمندان نشانه‏ هايى [قانع كننده‏] است‏)
      نیز ایمان می تواند بدنبال یک برهان عقلی صرف با مقدماتی عقلی باشد مثل براهین مختلف عقلی بر وجود مبدا و مدبر هستی.
      نیز ایمان ممکن است ناشی از مشاهده معجزات و خوارق عاداتی باشد که از انبیاء و اولیاء الهی صادر می شوند که باز بطن آن تنظیم برهانی عقلی مرکب از مشاهده حسی و اینکه خرق عادت مستند به متافیزیک و ما ورائی است که مدبر کائنات و نظم آنهاست.بنابر این ایمان بغیب،و علوم و مشاهدات انبیاء که از سنخ علوم لدنّی مرتبط با مبدا کائنات است خزعبل نیست،خزعبل آنجاست که مادی گرایی و حس گرائی محض چشم و دل عقل انسان را کور کند.

       
      • آیا شما چیزی را می توانید در ذهنتان تصور کنید که شامل شکل ومکانی در فضا نباشد؟
        آیا واقعییت و حقیقت جدا از زمان و مکانند؟

         
        • زمان و مکان از خصوصیات و عوارض اجسامند،زمان با دید فلسفی مقدار حرکت اجسام است که دارای ابعاد طول و عرض و عمق هستند،همه اجسام نیز با صطلاح فلسفی متحیّزند یعنی دارای مکانند،در ماهیت مکان بین حکما اختلاف هست هرچند در واقعیت و تحقق آن شکی نیست،اشراقیون از حکماء مکان را به بعد مجرّد تعریف کرده اند و مشائین و اتباع ارسطو نطیر شیخ و دیگران مکان را عبارت از سطح باطن حاوی که احاطه بر سطح ظاهر محوی می دانند که سطح باطن حاوی مماس با سطح ظاهر محوی یعنی شیئی است که در آن است،تفصیل و توضیح و برهان این مطالب در کتب فلسفه و کتابهای حکمای اشراقی و مشائی آمده است و بیان تفصیلی آن نه در حوصله سوال کننده است و نه جای آن در اینگونه سایت هاست.
          اما اجمالا باید دانست که براهین عقلی راهنمای ماست به اینکه جهان منحصر در جهان محسوس و اجسام نیست و واقعیت های و حقائق مجرد از ماده و عوارض ماده که احاطه بر جسمانیات دارند تحقق دارند هرچند نیل به آنها مقدور حواس نیست لکن درک عقلی در مورد آنها وجود دارد.
          واقعیت و حقیقت را باید معنا کرد،به دید فلسفی چیزی جز هستی و وجود تحقق و خارجیت ندارد بنابر اصالت وجود و اعتباریت ماهیت که حد وجود و انعکاس وجود است،و مقتضای برهان این است که حقائق و واقعیاتی مجرد از ماده و عوارض آن و از جمله زمان و مکان تحقق دارند و واقعیت مساوق یا منحصر در محسوس یا جسمانیات نیست،این نگرشی فلسفیست که تصور دقیق و تصدیق به آن نیازمند تبیین مقدمات و مفاهیمی است که در فلسفه بیان می شود،تفاوت گذاشتن بین لغات و الفاظی مثل واقعیت و حقیقت باعتبارات گوناگون در بحث های فلسفی بی معناست،واقعیت و حقیقت در اصطلاح فلسفه یک چیز است :هستی و وجود و تحقق و تحصّل خارجی (مقابل ذهنی) و لاشی بودن و عدم تحصل نقیض وجود یعنی عدم،و چنانکه اشاره شد می توان بر معیارهای فلسفی اینطور تعبیر کرد که :واقعیات و حقائق منحصر در ماده و جسم و جسمانیات نیستند،بلکه مطابق برهان بخشی از واقعیات یعنی واقعیات یا حقائق جسمانی محفوف به زمان و مکان اند و برخی واقعیات یا حقائق مجرد از ماده و عوارض آن لا زمان و لا مکان اند یعنی محیط به زمان و مکان اند نه محدود و محفوف به آن.

           
  103. درود
    چون که خورشید به برج بره میآید، شب و روز مساوی می شوند ونوروز است او شب را قیچی می زند و روزها پس از آن رفته رفته طولانی می شود. زندگی با بهار از نو زاده و هفت ستاره آسمان بر سفره زمین دیگربار مهمان می شوند نوروز را کشاورز ایرانی با دانش بر فصلها و ماهها و ستارگان جشن می گرفته است. این جشن فرخنده ،نشان دهنده علم باستان ایرانیان قدیم بر ستاره شناسی و علم کشاورزی است .
    ایران شاد و سرافرازباد

     
  104. درود
    دوست گرامی و آزاده ،جناب نوری زاد عزیز، آمدن نوروز را به شما و خانواده محترم تبریک می گویم.
    شاد و تندرست باشید.

     
  105. علت سقوط هوا پیمای آسمان
    لطفا به یو تیوب مراجعه و افشا گری استاد اخراجی دانشگاه را ببینید که خیلی ساده و شفاف توضیح میدهد .

     
    • مهرداد باز اول سالی اقدام بخزعبل گوئی کردی؟ اول که لینکی برای مطلب نگذاشتی!

      دوم : چون کسی استاد اخراجی دانشگاه بود اخراجی بودن او حتما و لزوما دلیل وثاقت و درستی سخن اوست؟!

      سوم:جعبه سیاه هواپیما را که می دانی چیست و چه خصوصیاتی دارد؟!جعبه را با حضور کارشناسان و نمایندگان همه اطراف قضیه گشوده اند و کارشناسی کرده اند و به این نتیجه رسیده اند که هواپیما نقص فنی نداشته و تنها علت ماجرا خطای انسانی خلبان و کاهش بیموقع ارتفاع و برخورد بکوه در اثر عدم دید یا ضعف دید در هوای ابری طوفانی دانسته اند،بعد شما مایلی با شیطنت چیزهای دیگری بر خلاف الگوهای کارشناسی اظهار کنی؟! پس این علم علم کردن ها و کارشناسی ها که دائم از آن دم می زنید کجا بدرد می خورد؟! اِسمع ، اِفهم يا مهرداد،اَفهمتَ يا مهرداد؟!

       
      • شیخ قم نشین ! خیلی بی تربیت تشریف داری اگر سواد سرچ در یو تیوب را نداری جرئت داشته باش و از کسی که وارد هست سوال کن که یاد بگیری . اگر روی دایره خالی کلیک کنی و سؤالت را با زبان فارسی شیرین تایپ کنی رهنمون میشوی ! در ضمن خزعبل معلوم هست که کیست !کمی هم به خودت زحمت بدی چیزی ازت کم نمیشه
        به قول خودت دویو آندرستند ؟

         
        • تهران نشین! معمولا وقتی کسی میخاد اطلاعاتی رو با دیگران باشتراک بگذاره بقول اصفهانی ها یوخده باید زحمت بکشه و معرفت داشته باشه لینک مطلبو برای دیگران باشتراک بگذاره،حالا شما که خیلی با تربیت هستی و خوب هم سرچ بلدی چطور نتونستی با سرچ توی سایت نوریزاد عکس منو ببینی و منو با دیگری اشتباه گرفتی؟! در مورد سرچ من که دهها بار با سرچ در گوگل در مورد مطالبت پته ات را روی آب ریخته ام! چطور مرا به ناآشنائی با سرچ متهم می کنی؟! کار و عشق و علاقه من اصولا سرچ و تحقیق و بررسی و جمع بندیست،برخلاف مهرداد که کارش خالی بندیست و رنگ برنگ شدن! حالا توضیح ندادی که اون استاد اخراجی دانشگاه چی گفته بود که اینقدر موجب شعف شد؟ بقول ذکری که هنگام دفن میت خطاب به او می خوانند:اِسمع ، اِفهم يا مهرداد،اَفهمتَ يا مهرداد؟!
          عکس چی شد پسر شجاع؟!

           
          • شیخ قم نشین ! تو که خیالت از جانب جباران راحت است چقدر گیرت میاد که ما رو هم گرفتار کنی ؟ در ضمن تو که جرئت و شهامت نداشتی که به منزل من بیایی فکر میکنی خیلی شجاعی آقا پسر ؟ خیلی هفت خطی !

            —–

            مهرداد گرامی
            اینگونه نوشتن برای چزاندن طرف، نه اخلاقی ست و نه نشانه ی منطق قوی و دلایل درست.
            بهتر بنویسیم.
            باشد؟
            سپاس

            .

             
          • جناب سید مرتضی
            در این متن کوتاه شما 3 غلط املایی و مفهومی داشتید:

            میخاد! نادرست
            میخواهد = میخواد درست

            باشتراک! نادرست
            به اشتراک درست

            مطلبو! نادرست (عربی)
            مطلب را = مطلب رو درست

            با احترام

             
          • سلام ناشناس،بنده در نوشتارهای جدی و مهم در بحث های مختلف حتما “میخاد “را “می خواهد “می نویسم،منتها اینجا چون طرف گفتگو فردی عامی و مبتذل گو هست خواستم با او بطور عامیانه و عرفی مخاطبه کنم،این ضرب المثل را حتما شنیده اید که :چون که با کودک سر و کارت فتاد …پس زبان کودکی باید گشاد!
            کلمه “باشتراک” هم در کتابت هم بصورت سرهم نوشته می شود و هم جدا :به اشتراک،تصادفا تصور من این است که بصورت چسبیده و سرهم “باشتراک” رایح تر است و در زبان عربی که حتما سرهم استعمال می شود،در هر حال در فارسی هیچکدام غلط نیست.
            حکایت “مطلبو” و “مطلب را” هم حکایت میخاد و می خواهد است،گاهی نوشته ها و گفته ها بصورت عامیانه ادا می شود ،در انگلیسی از آن به اسنگ (slang)تعبیر می شود،از شما تعجب می کنم با اینکه عامیانه نوشتن در فضای اینترنت و شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک و توئیتر و غیر اینها خیلی رایج است و برخی اصلا اسلنگ نوشتن را کاربردی تر می دانند.
            ممنون از تذکرتان

             
  106. استاد گرانقدر با درود ، تفسیر این عکس چیست؟ ایا پیام این بانو چادری چیست؟ ایا رنجش از نظام نیست؟

     
    • زنده باد شاهنشاه رضا پهلوی دوم!!!
      این مردی که چادر سرش کرده و حودشو قایم کرده دیگه چه جور زنی هست؟
      زنه میره بالای کافو مخابرات روسری خودش رو هوا میکنه و چهرۀ مثل ماهش رو همه میبینن اونم واقعی.
      این مردک شجاع! با آنکه حجابش کامله ولی یه ذره وجود نداره چهرۀ خودش را بصورت مجازی هم که شده نشان بده. بعد هم میاد یه زنده باد میفرسته برای یک فراری حرام لقمه!
      خودتی بابا!

       
  107. با درود بهاری به جناب نوری زاد و ناظرین گرامی
    در پایان سالی که گذشت تشت رسوایی قوم ولایی و مدعی اتصال به امام زمان و آن هایی که نظرشان به نظر حضرت آقا ! نزدیک تر بود سخت صدا داد و حلقه یاران احمدی یک یک به زندان افتادند که مزه آب خنک را بچشند و شب گذشته بعد از بقایی و مشایی یار دیگر احمدی یعنی جوان فکر هم در هنگام خروج از مرز دستگیر شد و گویا به دنبال احمدی نژاد هم رفته اند .
    حال میماند که شیخ قم نشین کی بیدار شود و گویا چرخ زمانه می چرخد و می چرخد و گویا آسیاب به نوبت است راستی شیخ قم نشین مدعی بود عکسش را در سایت جناب نوری زاد منتشر کرده . آیا حقیقت میگوید ؟ شیخ مصلح منتقد نظام ! آیا تو تایید میکنی یا شیخ قم نشین خالی میبندد ؟

     
    • ساعت خواب!

       
    • شما مثل اینکه چند وقتی هست در این سایت تشریف ندارید!؟
      و اصلن وقت نمیکنید یه سر بزنید ببینید چه خبره!
      سید مرتضی یه جین عکس ارسال کرد و شما ندیدی. راستی بلد نیستی بری یه سر به پستهای قبلتر تر بزنی خودت عکس را مشاهده کنی؟
      نه بابا. حالا دنبال تأییدیه هم هست!
      حرف مفت و دروغ که مالیات نداره! داره؟ نه نداره!
      آرزوی تفکر و تعقل سازنده برای شما در سال جدید. یه کم زحمت بدی به خودت و بگردی بد نمیشه ها!

       
      • یعنی همون آخوندی که ادای حرکات رزمی را نمایش میداد شیخ قم نشین بود ؟ این آخوند خیلی لاغر بود! فکر نمیکنم شیخ مرتضی که از دولتی ( سر ج.ا ) به آلاف الوفی رسیده اینقدر لاغر مردنی باشه !
        ناشناس قم نشین ! !

         
        • مهرداد تهران نشین سلام،ناشناس من نیستم،من فقط بهمین نام سید مرتضی می نویسم و بس خیالت راحت،من نیازی به بوقلمون صفتی و با چندین و چند اسم مثل مهرداد،آشنا،ناشناس و اسامی دیگر ندارم،شما سعی کن مودب باشی و با مخاطب خود با احترام خطاب کنی،من عکسم را چندین پست قبل چند بار گذاشتم در حالیکه فرزند یکی از برادرانم در آغوشم بود،جناب نوریزاد چون اخیرا آلرژی ضد آخوندی گرفته اند!(شوخی!) فرمودند کافیست من هم بس کردم،حالا اگر خواستی و نوریزاد اجازه داد دوباره عکسم رو ارسال می کنم چون ریگی بکفش ندارم و ظاهر و باطنم همین هایی است که می نویسم و به آن اعتقاد دارم،آمّا پسر شجاع شما هم حاضری عکستو زیر نوشته ات بگذاری ببینیم اهل ورزشی و لاغر یا اهل عمل و تن پروری و فقط نق زدن و رد گم کردن؟!

          ———-

          مهرداد گرامی
          این من بودم که از دوستمان سید مرتضی خواستم پای مطالبش عکسش را نگذارد. و نوشتم: همان یکی دو بار کافی ست. ایشان نیز همین کرد.
          با احترام

          .

           
          • با درود به جناب نوری زاد عزیز
            جناب نوری زاد خوب توجه فرمودید که شیخ قم نشین چه دسته گلی به آب داد ؟ این شیخ اگر مأمور مستقیم برادران ولایی اطلاعات نباشد حد اقل از نیرو های سایه که هست ! میدانید نیروهای سایه چه کسانی هستند ؟ کسانی که دنبال رد زنی هستند ! و شیخ قم نشین چون از نیرو های شناخته شده ولایی هست خیالش تخت تخت هست و فقط منتظر فرصت هست که با تحمیق و تشجیع فردی را با دردسر مواجه کند که گرفتار آدمخوار های چون /// بشود . این شخص را از شش هفت سال پیش که با خانم روشن ! راجع به قوقولی قوقو بحث میکرد می شناسم این شخص ذات آخوندی دارد و از اینکه هم پالکی هایش این مملکت را به ویرانه تبدیل کنند ککش هم نمیگیرد و من هم میدانم که شما بسیار مایل هستید که بین این آخوند و.ناظرین بحث درگیرد که ذات آخوند جماعت آشکار شود . که شد ! و حالا هم بدنبال رد زنی افتاده
            شیخ مرتضی ! برو این دام بر مرغ دگرنه که عنقا را بلند است آشیانه .

             
  108. اعلام خطر! خمینی
    آقا، من اعلام خطر می‌کنم! ای ارتش ایران، من اعلام خطر می‌کنم! ای سیاسیون ایران، من اعلام خطر می‌کنم! ای بازرگانان ایران، من اعلام خطر می‌کنم! ای علمای ایران، ای مراجع اسلام، من اعلام خطر می‌کنم! ای فضلا، ای طلاب، ای مراجع، ای آقایان، ای نجف، ای قم، ای مشهد، ای تهران، ای شیراز، من اعلام خطر می‌کنم!

    قبل از اعلام خطر:
    … اگر نفوذ روحانیون باشد نمی‌گذارد این ملتْ اسیر انگلیسْ یکوقت باشد؛ اسیر امریکا یکوقت باشد. اگر نفوذ روحانیین باشد نمی‌گذارد که اسرائیل قبضه کند اقتصاد ایران را! نمی‌گذارد که کالاهای اسرائیل در ایران بدون گمرک فروخته بشود! اگر نفوذ روحانیین باشد نمی‌گذارد که اینها سر خود یک همچو قرضه بزرگی را به گردن ملت بگذارند. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی‌گذارد این هرج و مرجی که در بیت المال هست بشود. اگر نفوذ روحانیین باشد نمی‌گذارد که هر دولتی هر کاری می‌خواهد انجام بدهد ولو صددرصد بر ضد ملت باشد. اگر نفوذ روحانیین باشد نمی‌گذارد که مجلس به این صورت مبتذل‌
    درآید. اگر نفوذ روحانیین باشد نمی‌گذارد که مجلس با سرنیزه درست بشود تا این فضاحت از آن پیدا بشود. اگر نفوذ روحانیین باشد نمی‌گذارد که دختر و پسر با هم در آغوش هم کشتی بگیرند – چنانچه در شیراز شده است! اگر نفوذ روحانیون باشد نمی‌گذارد که دخترهای معصوم مردم زیر دست جوانها در مدارس باشند. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی‌گذارد که زنها را در مدرسه مردها ببرند، مردها را در مدرسه زنها ببرند و فساد راه بیندازند. اگر نفوذ روحانیون باشد توی دهن این دولت می‌زنند! توی دهن این مجلس می‌زنند، و وکلا را از مجلس بیرون می‌کنند. اگر نفوذ روحانیون باشد تحمیل نمی‌تواند بشود، یک عده از وکلا بر سرنوشت یک مملکتی حکومت کنند. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی‌گذارند یک دست نشانده امریکایی این غلطها را بکند؛ بیرونش می‌کنند از ایران. نفوذ روحانی مضر به حال ملت است؟! نخیر، مضر به حال شماست! مضر به حال شما خائنهاست، نه مضر به حال ملت. شما دیدید با نفوذ روحانی نمی‌توانید هر کاری را انجام بدهید، هر غلطی را بکنید، می‌خواهید نفوذ روحانی را از بین ببرید. شما گمان کردید که با صحنه سازیها می‌توانید که بین روحانیون اختلاف بیندازید؟ نمی‌شود؛ این خواب باید در مرگ برای شما حاصل بشود! نمی‌توانید همچو کاری را انجام بدهید. روحانیون با هم هستند. من باز تمام روحانیین را تعظیم می‌کنم؛ دست تمام روحانیین را می‌بوسم. آن روز اگر دست مراجع را بوسیدم، امروز دست طلاب را هم می‌بوسم [گریه حضار]. من امروز دست بقال را هم می‌بوسم [گریه شدید حضار].

    = خودتان قضاوت کنید؛ آیا روحانیون همانی هستند که قبل از به حکومت رسیدن بودند؟ وضعیت ایران امروز پس از نفوذ همه جانبه روحانیون چگونه است؟ آیا تمام زور آنها فقط برای قبضه کردن حکومت بود؟ امروز آنها هم دولت را دارند هم مجلس را، هم دستگاه قضا را و هم تمام کلیات و جزئیات در اختیار آنهاست. روحت شاد خمینی!!! خوب زدی به هدف!
    پاسخ پرسش خمینی که در سال 42 پرسید: نفوذ روحانی مضر به حال ملت است؟!
    بله. مضر به حال ملت است.
    روحانیون حکومتی خوب توی دهن این ملت و صد جای دیگر زدند! خوب خوب.
    کجایی خمینی که ببینی امروز روحانیون نفوذ کردند آنهم چه نفوذی و در همۀ ابعاد.
    حالا حالاها هم بیرون بیا نیستند.
    روحانیون بر ما ملت ایران قفل کرده اند! قفلی که به این زودیها باز شدنی نیست.
    صد رحمت به سگ! که نفوذ و قفلش اگر چه طولانی مدت است ولی پس از کیفور شدن رها میکند و میرود پی کارش. یک ارتباط و یک حس مشترک دو طرفه است. ولی این جماعت روحانی نه به این راحتی کیفور میشوند و نه سیرمونی دارند و نه حسی مشترک بین ما ملت ایران با آنها وجود دارد. آنها علی رغم میل ملت همچنان بر عمق و وسعت نفوذ خود می افزایند و قفلی می آید از پس قفل دیگر. روحانیون به صف شدند برای قفل کردن بر ملت ایران، یکی از پس دیگری!
    آری، ملت ایران امروز یک همچون حسی دارد.
    امید که این وضعیت روزی به عکس شود و ما ملت ایران قفل کنیم روی روحانیون و بر آنها نفوذ کنیم تا ناکجا آباد درونشان و به این راحتی رهایشان نکنیم. ( البته با توجه به تعداد نفوس و همچنین تعداد روحانیون، صف قفل کردن ملت کیلومتری خواهد بود. گفته باشم! ). خدا را چه دیدی شاید شتر در واقعیت دید پنبه دانه!
    آمین یا رب العالمین!
    شاید امروز اگر مردم به روحانیون اعلام خطر کنند تا 15 سال دیگه به نتیجه برسند. شاید هم زودتر!
    جناب نوری زاد اعلام خطر شما به نوعی مرا یاد اعلام خطر خمینی انداخت. نکند ایندفعه نوبت نفوذ امثال شما باشد؟! ما ملت دیگر تاب و تحمل نداریم. چقدر باید نفوذ و قفل را تحمل کنیم؟!
    پس بهتر است ما مردم ایندفعه همگی باهم اعلام خطر کنیم. راهش همین است! اعلام خطر تکی خطرناک است!

     
  109. شنیده شده که روحانیون و طلاب حوزه ای قرار است در تعصیلات نوروزی بروند در مرقد کوروش کبیر در پاسارگاد و برای خارجیهائی که به انجا می آیند اسلام را تبلیغ کنند و احیانا اگر شد آنها را مسلمان کنند و باعث افتخار کوروش بشوند.
    به هر حال هر چه هست نیت انشالله که خیر است و همان بهتر که در ایام بیکاری مردم این آقایان کاری دستشان باشد تا باعث ناراحتی خود و دیگران نشوند.
    سئوالی که برای بنده پیش آمده این است که این طلاب حاذق قرار است در مواجه با خارجیها کدام مشکل آنها را حل کنند که اسلام راه حلش است؟ مثلا فرض کنید یک فنلاندی که امسال کشور و مردمش بعنوان شادترین مردم جهان انتخاب شده اند بیاید به تخت جمشید و یکی از این طلاب را ملاقات کند. طلبه ما باید اول بداند که او چه مشکلی دارد بعد به او بگوید که اسلام مشکلش را بر طرف میکند.مثلا به فنلاندی بگوید که من میدانم شما از کمبود ایمان آزار میبنی و بخاطر بی حجابی خانمهای فنلاندی الان نه آب دارید و نه نان و ارز شما هر رزو در فنلاند شیرجه میزند و پاسپورت شما را بهش تف هم نمی کنند. در تمام دنیا شما منفور هستید و حزب الله از شما حاظر نیست پول بگیرد!..قدری از این مشکلات فنلاندی ها را که بگوید و او هم بفهمند که حاج آقا با علم لدنی آخر دانشمندان عالم است، با التماس شهادتین میگوید و آدرس بیمارستان نمازی را برای اجرای باقی مراسم تشرف از ایشان میگیرد!..

     
  110. یه عکس که نشون میده کسانی از قبل برای مدیریت کشورها در آینده انتخاب و گلچین میشوند و برای آن زمان تربیت میشوند. بیخود نیست میگن که اتاق فکر کشورهایی مثل انگلستان برای 50 سال آیندۀ کشورها از الان نقشه میکشند.
    اگه باور ندارید این عکس را دقیق ببینید.
    من یک توضیح به عکس اضافه کنم:
    – نفر سمت چپ آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان
    – نفر وسط ترزا می نخست وزیر انگلستان
    – نفر سمت راست دالیا گریبوسکایته رئیس جمهور لیتوانی
    یعنی اگر بگردیم ممکنه یه عکس هم از نوجوانی ملک سلمان، علی خامنه ای و سلطان قابوس پیدا کنیم!؟ این سه نفر تقریبن هم سن و سال هستن و نامشان را به ترتیب سن آوردم.
    ملک سلمان خادم حرمین شریفین و قبلۀ اهل سنت، علی خامنه ای خادم اهل بیت و قبلۀ شیعیان، سلطان قابوس هم که خادم خود خدا بی هیچ واسطه ای و قبلۀ خوارج ( همانها که قرآن بر نیزه کردند و گفتن لا حکم الا لله ).
    براستی دنیا را چه کسانی اداره میکنند؟!

     
  111. علی زین الدین

    سلام و درود

    جناب سید مرتضی در صفحه پیش در خصوص حجاب زنان و اجبار به رعایت حجاب با هم بحثی داشتیم که با عدم پاسخگویی شما ناتمام ماند ، چون جنابعالی به عنوان فقیه و مجتهد این وبسایت در خصوص مسائل و شبهات و تشکیکات دینی و سیاسی و تاریخی دارای دانش و سابقه و صلاحیت و مطالعه هستی، طبیعتاً بیش از سایر مسائلی که مطرح میشود، انتظار میرود که در حوزه کاری، تحصیلی و تخصصی خود پاسخگو باشید و بنده همچنان منتظر پاسخ شما هستم.
    ( از آنجا که جناب مصلح گرامی گریبان دین و دانش و وجدان خود را از چنگ ایده ئولوژی و دفاع متعصبانه از نظام خلاص کرده با آزادگی بر بزرگتر بودن منکر، سلب آزادی و اختیار از بانوان صحه گذاشت و تلویحاً تحمیل اجباری حجاب را از منظر شرع مردود دانست. که بابت صراحت و پاسخگویی، از ایشان بسیار سپاسگزارم. امیدوارم که ایشان در خصوص مادر و بنیاد و سرچشمه عفن تمام منکرات یعنی نظام ضدانسانی« سرمایه داری »هم به همان صراحت اظهار نظر کنند.)
    چون از ابتدا روی سخن و سؤال با جنابعالی بود، لذا همچنان انتظار دارم که به صراحت به این دو سؤال پاسخ بگویید :

    1_آیا سلب آزادی و اختیار از بانوان و تحمیل پوشش و حجاب اجباری با این استدلال که« بی حجابی از منظر شرع امری منکر است »نسبت به بی حجابی منکر بزرگتری نیست؟
    2_آیا نظام سرمایه داری که بنیانش بر استثمار و بهره کشی انسان از انسان است و با حقی که از کارگر دزدیده شده، و با خون و عمر و عرق کارگر سرمایه انباشته شده و جامعه را به دو قطب متخاصم تبدیل و سبب حرص و آز و تولید فقر، با تمام زیر مجموعه ها و پیامد هایش میشود، و ماحصل رنج و زحمت کارگران و زحمتکشان را بر علیه خود کارگران و زحمتکشان و مستضعفین بکار میگیرند و روز بروز سبب تحکیم زنجیرهای اسارت و انقیاد آنان و تعمیق فاصله طبقاتی و تولید فقر میشود، شرعی است؟
    ( چنانچه جناب مصلح و سایر دوستانی که با منطق و مسائل شرعی آشنا هستند نیز به این دو پرسش پاسخ بگویند موجب امتنان بنده خواهند بود ).

     
    • سلام و درود

      پاسخ پرسش های شما قبلا داده شد،دفع منکر از طریق ارتکاب منکر دیگر جایز نیست،و موارد تحقق تزاحم بین اهمّ و مهمّ ،مصداق دفع منکر به منکر نیست و بتعبیر فنّی قواعد باب تزاحم و لزوم ترجیح اهم بر مهم موضوعا از قضیه دفع منکر به منکر خارج است. پس پاسخ سوال اول این است که خیر ممانعت از عریانی یا بی حجابی و عدم پوشش بانوان در سطح جامعه و پیشگیری از این منکر که فساد در جامعه یا مقدمه برای تحقق فساد و بی انضباطی های دیگر در خصوص عفت و مناسبات جنسی در جامعه است،نه تنها منکر نیست بلکه از وظائف حکومت اسلامی منتخب اکثریت مردم است،زیرا اصل حجاب و پوشش زن از احکام ضروری اسلام است که مورد تصریح قرآن و روایات فراوان است،البته چادر خصوصیتی ندارد و نوع و شکل پوشش به اختیار و انتخاب خود بانوان است و کسی حق تحمیل شکل خاصی از پوشش به زن را ندارد،و حکومت دینی لازم است نسبت به کسانی که مراعات پوشش معتبر اسلامی را نمی کنند با تبلیغات صحیح و اقدامات فرهنگی آنان را به رعایت حجاب اسلامی ترغیب کند و اقدامات پلیسی و رفتارهای خشونت آمیز معمولا اثر معکوس دارد.
      این تقریبا عبارت فتوائی مرحوم شیخنا الاستاد آیت الله منتظری قدس سره است که بنده نقل کردم و البته در این جهت اختلافی بین فقیهان شیعه نیست،غرض این است که کوشش برای نفی تحقق منکر در سطح اجتماع و مراعات واجب شرعی،مصداق دفع منکر به منکر نیست و کسانی که در این مورد بحث آزادی و اختیار مکلّف در عمل بوظائف شرعی را پیش می کشند توجه به مصالح عمومی اجتماعی و تکالیف فردی و تزاحم بین مصلحت و آزادی فردی با مصالح اجتماعی و لزوم پیشگیری از فساد یا مقدمات فساد که اهم از مصالح فردی و آزادی فرد است را نمی کنند،و روشن است که کسی در مورد عمل بوظائف و مناسک فردی به داخل حریم خصوصی افراد نمی رود که آیا بوظیفه عمل بواجب یا ترک حرام عمل می کنند یا نمی کنند،بلکه بحث بحث بود یا نبود منکر و بود یا نبود فساد یا مقدمات فساد در سطح جامعه است.

      2-تبعیض هایی که به آنها اشاره می کنید و احتمالا می خواهید از آن حقانیت سوسیالیسم را نتیجه بگیرید مورد تایید اسلام نیست،اسلام نه سوسیالیسم است و نه کاپیتالیسم با بنیان هایی که برای آنها وجود دارد چه بلحاظ فلسفی و چه بلحاظ اقتصادی ،نیز اسلام با سرمایه و سرمایه گذاری و مالکیت شخصی و حق مالکیت بر نتیجه کار و تولید فردی و جمعی مخالف نیست،چون مبنای مالکیت شخصی که مورد تایید شارع است حق مالکیت تکوینی او بر قوای خود اعم از عقل و فکر و اراده و عضلات و کارهای اوست،پس هرکس مالک کار و تولید خویش است،در عین حال اسلام احکامی مالی و اجتماعی دارد که مانع از انباشت بی رویه سرمایه بدون اتکاء بر تولید می شود مثل حرمت ربای معاملی و قرضی و واجبات مالی از قبیل خمس و زکوات،بنابر این نفی تبعیض و بهره کشی انسان از انسان و تضییع حقوق کارگر که مورد تایید شرع و عقل است لزوما بمعنای التزام به سوسیالیزم نیست.
      با احترام

       
      • سلام و درود

        ضمن سپاس از پاسخ شما، آن را قانع کننده و درست نیافتم، مالکیت دو شکل بیشتر ندارد یا باید اجتماعی( سوسیالیستی)باشد یا خصوصی( کاپیتالیستی)شق سومی برای مالکیت نه تا حالا وجود داشته و نه ممکن الوجود است.( اگر حتی یک نمونه سراغ دارید بفرمایید نشان دهید. قریب چهار دهه وقت و امکانات و قدرت مطلقه داشته اید ولی نتوانسته اید چیزی شبیه به آنچه تبلیغ میکنید ایجاد کنید و این یعنی نفی سوسیالیسم و کاپیتالیسم تنها به درد جر و بحث و کل کل خوردن میخورد و در عمل محال است که بشود اقتصادی را ایجاد کرد که نه عمومی باشد و نه خصوصی ) شما حتی در حد یک اشاره هم به منکرهای اصلی و منشأ تمام منکرات اجتماعی نپرداخته ای.
        وقتی سرمایه از اساس حاصل مال دزدی است عقلاً هر فعالیتی هم که با اموال سرقتی صورت میگیرد نباید شرعی یا قانونی باشد. واقعیت این است که قوانین شرعی جاری ضعیف کش و ضد مردم است و تنها بر ضعیفان اعمال میشود. نمیدانم چه کسی گفته :
        « قانون مثل تار عنکبوت است و فقط ضعیفان را میگیرد و اقویا آنرا از هم میدرند و کار خود میکنند. »این گفته بخوبی در باره قوانین شرعی و آنچه در عمل در ایران اعمال میشود صدق میکند. یک کارگر یا یک دهقان ساده امکانات عیاشی و ارتکاب گناه ندارد و بطور جبری از انجام بسیاری از معاصی و منکرات و مسکرات ناتوان است و این طبقه فرادست است که با حاصل رنج دیگران همه نوع امکانی دارد، در عین حال آنانکه در ملاء عام تعذیر و مجازات میشوند و جمعیت اصلی زندانها را تشکیل میدهند همان طبقه فرودست و محرومند که توان خریدن شلاق و زندان را ندارند.( در هیچ کجای دنیا کالاهایی چون شلاق و زندان و سربازی فروخته نمیشود. حتی معاویه هم دست به فروش احکام شرعی نزد ). از همه شگفت آورتر خریدن و تهیه عبادات و نوافل برای اموات است که در رساله های عملیه، نماز و روزه و حج استیجاری
        و احکام آنها به تفصیل نوشته شده.
        معلوم نیست که ماهیت این نوع خریدن بهشت و نجات از دوزخ چه فرقی با بهشت فروشی و ایمنی از جهنم، کشیشان مسیحی در قرون وسطا دارد؟ خدایی که روحانیت سنتی تعریف میکند به خود روحانیت شباهت دارد،و با پرداخت پول براحتی فریب میخورد و خود را به ندیدن میزند. همانطور که خدای داعشی ها به ابوبکر بغدادی شبیه بود،موجودی خشن، خونریز انتقامجو و سفاک.(شاید علت اصلی دشمنی متشرعین با عرفا و دراویش هم در همین تعریف خداوند باشد ).

         
        • سلام و سپاس شفیعی گرامی
          کلمه تعزیر با “ز” صحیح است نه “ذ”.من بسوالات شما که وجهه شرعی داشت پاسخ دادم اما شما مسائل مختلف و غیر مرتبطی را بهم مخلوط می کنید و ظاهرا قصد مجادله و کل کل بیهوده دارید،بنده وقت مجادلات بیهوده ندارم.پوزش

           
  112. با نهایت تاسف و تاثر فرا رسیدن نوروز نو ظهور اسلامی [غیر باستانی] را به هموطنان حقیقی تسلیت عرض نموده و صبر و رهایی از استرسهای ناشی از روزمرگی های حادث شده از هموطن های غیر ایرانی بر آنان را خواستاریم!!

    جمله معترضه: نوریزاد باور می کنی من چند سالی است دیگر به خدا اعتقاد ندارم اما در کمال تعجب در روزمرگی های خود ناخواسته از عبارات بخدا، انشالله، خداحافظ و مثل آن همچنان استفاده می کنم!! شاید بشه گفت ترک عادت موجب مرض است اما عدم ترک این عادت ناخواسته است برخلاف بسیاری از افراد که موضوعاتی را مطرح می کنند اما خود خواسته تن به حواشی پیرامون آن می دهند!! برای نمونه با وجود بی خدایی بر روی مسیحی، زرتشتی و هر دینی بجز اسلام زوم نمی کنم اما در مورد دینی که خودم هم قبل تر به آن معتقد بودم بسیار بر روی موضوعات مرتبط با آن زوم می کنم!!! بسیاری از اعمالی را که شما مسلمانان بر سر ما آوردید و بعد به سمت و سویی نگاه کردید که گویا هیچ تقصیری متوجه شما نبوده است را بی شباهت با عملکرد آن زن روسپی در کتاب دلقکهای درباری نمی دانم که در زمان زنا رو به دلقک نمود و گفت: هیچ می دانی شب جمعه ها گناه زنا را خدا دو برابر حساب می کند و ان دلقک رو به وی گفت: هیچ ایرادی ندارد! فرض کن در روز دیگری دو بار با یکدیگر زنا نموده ایم!!!! شاید مطلب را متوجه نشده باشی و من ساده تر می گویم!! مشکل ما با موضوعاتی مثل اینکه تو زنی را بغل کنی یا دستش را ببوسی یا بدون روسری کنارش بنشینی حل نمی شود!! هر فردی دیگری از قماش تو اینگونه نیز باشد بوی تظاهر و ریا از آن بمشام می رسد! چرا؟؟؟ در این دین کذایی رعایت پوشش برای زن اجباری است و حال عجیب نیست فردی که قرآن می خواند بخواهد اینگونه رفتار کند!!! حتی آنانی که بعنوان یک مسلمان نیز می گویند به حجاب اجباری معتقد نیستند بوی گند تظاهرشان که تعفن آن همه جا را در بر می گیرد از فرسنگها دور، حداقل به مشام من یکی می رسد!!!!

     
    • نوروز اساسش بر طبیعت زندگی و بنابرین شادی زا است . تسلیت را باید به رسمهایی چون عید قربان گفت.تسلیت به افکاری که برده پرورند.

       
    • از کی تا حالا نوروز عید رژیم آخوندی شده که ما خبر نداریم؟! نوروز نو ظهور اسلامی دیگه چه مدلشه؟
      این آخوندها هر بلایی سر ما آوردند ولی نتوانستند مراسم چهارشنبه سوری، عید نوروز و سیزده بدر را از ما بگیرند.
      به امید نابودی رژیم آخوندی در سال 1397.
      نوروزتان پیروز باشد!

       
  113. با عرض شاد باش نوروز و.امید دور شدن سیاهی جهل که منشأ تمام بدبختی های این مملکت از جهل هست .
    ** سال نو مبارک * *

     
    • مهرداد:

      “با عرض شاد باش نوروز”

      پیشنهاد می کنم بجای اینگونه جملات کلیشه ای و اینکه کار مثبتی نیز انجام نمی دهید حداقل در نوروز و اعیاد رژیم لباس مشکی و عزا بر تن کنید و در عزاداری و مراسم مهم آنها مثل تاسوعا، عاشورا، شبهای قدر و … لباسهای به رنگ شاد و قرمز بر تن کنید!!!!!

       
      • یعنی همون آخوندی که ادای حرکات رزمی را نمایش میداد شیخ قم نشین بود ؟ این آخوند خیلی لاغر بود! فکر نمیکنم شیخ مرتضی که از دولتی ( سر ج.ا ) به آلاف الوفی رسیده اینقدر لاغر مردنی باشه !
        ناشناس قم نشین ! !

         
  114. با سلام و درود به نوریزاد گرامی غمخوار ستمدیگان و صدای خاموشان وطن

    نرم نرمک می‌رسد اینک بهار، خوش بحال روزگار

    گرچه روزگار خیل عظیمی‌ از مردمان و اقلیم ما خوش نیست

    بهاران و روزگار مردمان و دوستان وطن خجسته باد

    سال نو مبارک

     
  115. به نقل از رادیو فردا

    سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۶ تهران ۰۰:۳۹

    تاج‌زاده: نهادهای زیر نظر رهبر یا آلوده به فسادند یا در گسترش فساد نقش دارند

    مصطفی تاج‌زاده از برخورد دوگانه رهبر با فساد «که یکی را باید کش داد و دیگری را باید درز گرفت» انتقاد کرده است.

    مصطفی تاج‌زاده٬ فعال سیاسی اصلاح‌طلب٬ در نامه سرگشاده‌ای که به احمد توکلی، فعال سیاسی اصولگرا نوشته، تصریح کرده است که رهبر جمهوری اسلامی فقط در نظر و سخنرانی «پرچمدار مبارزه با فساد» است اما در عمل، او و منصوبانش یا «خود آلوده فساد شده‌اند مانند قوه قضائیه»، «یا غیرمستقیم در گسترش فساد نقش ایفا کرده و می‌کنند؛ مانند سپاه با ورود گسترده در امور اقتصادی».

    مصطفی تاج‌زاده در نامه‌اش که روز یکشنبه ۲۷ اسفند منتشر شد همچنین نوشته است: «برخورد جناحی رهبری و منصوبانش با فساد، که یکی را باید کش داد و دیگری را باید درز گرفت، دامنه فساد را گسترش داده است».

    معاون وزارت کشور در دولت محمد خاتمی با اشاره به اینکه یکی از خطاهای «نسل انقلاب» این بود که «بازگشت استبداد را صرفا در هیأت رئیس جمهور» احتمال داد و راه را بر «دیکتاتوری او» بست نوشته است: «اما توجه نداشتیم که وقتی کنترل و مدیریت نیروهای مسلح، قوه قضائیه، شورای نگهبان، صدا و سیما و بخش مهمی از اقتصاد کشور را متمرکز می‌کنیم و در اختیار یک نفر قرار می‌دهیم، احتمال اینکه او به‌سوی خودکامگی حرکت کند» بسیار بیشتر است.

    مصطفی تاج‌زاده حدود پنج روز پیش در توئیتی نوشته بود که محاکمه غلامحسین کرباسچی، شهردار سابق تهران، و شماری از همکاران او در سال ۱۳۷۷ به دستور مستقیم آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، صورت گرفته و رهبر گفته بود: کرباسچی «باید بداند از او گردن کلفت‌تر هم وجود دارد».

    این نوشته کوتاه واکنش احمد توکلی، نماینده پیشین مجلس و از فعالان سیاسی اصولگرا را در پی داشت که روز شنبه با انتشار یادداشتی نوشت: «این طرز سخن گفتن به ادبیات رهبری شباهتی ندارد بلکه ناقض ادبیات و سیره ایشان است».

    البته احمد توکلی در دو سال اخیر چندین بار از «سیستمی شدن فساد» در ایران انتقاد کرده و هشدار داده است این عامل باعث «سقوط نظام» خواهد شد.

    نظارت استصوابی شورای نگهبان، توقیف فله‌ای مطبوعات، مواجهه جناحی قوه قضائیه، پاسخگو نبودن نهادهای زیر نظر رهبر و دخالت در انتخاب اعضای کابینه از دیگر دلایلی ست که مصطفی تاج‌زاده در رد عزم جدی آیت‌الله علی خامنه‌ای برای مبارزه با فساد ذکر کشده است.

    انتشار یادداشت‌های احمد توکلی و مصطفی تاج‌زاده در حالی صورت می‌گیرد که در روزهای اخیر نامه‌هایی از محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری سابق ایران، به آیت الله خامنه‌ای منتشر شده است که او در آنها از جمله به پاسخگو نبودن نهادهای وابسته به رهبر اشاره کرده است.

    نامه مصطفی تاج‌زاده با واکنش‌های تند برخی از فعالان اصولگرا در شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو شده و شماری از آنها خواستار بازداشت وی شده‌اند.

     
  116. به نقل از بی بی سی

    19 مارس 2018 – 28 اسفند 1396

    ‘مدیرعامل سابق بانک دی با کفالت رحیم صفوی آزاد شده’

    یاشار سلطانی روزنامه نگار ایرانی در توییتر خود خبر داده که مدیرعامل سابق بانک دی که به گفته او متهم یک پرونده مالی است، با کفالت رحیم صفوی آزاد است. آقای صفوی فرمانده مشاور نظامی آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران و فرمانده پیشین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.

    @yasharsoltani

    حال که صحبت از برخورد با دانه درشت ها شده، یادی کنیم از مدیرعامل سابق بانک دی ومتهم دیگر پرونده #خواهرزاده_ژن_خوب رییس بنیاد شهید که با وجود پرونده چند هزار میلیاردی با کفالت رحیم صفوی آزاد است وبا دلی خوش به تعطیلات میرود.
    آن چندهزار میلیارد تومان هم ارزش ناراحتی شب عید را ندارد
    ۱۳:۱۸ – ۲۸ اسفند ۱۳۹۶

    ۲٬۱۵۶
    ۳۵۵ نفر دارند درباره این صحبت می‌کنند

     
  117. سلام اقای نوری زاد آیت اله خمینی خیلی روشن وشفاف میگوید حفظ نظام ولایی اش از حفظ جان امام عصر هم واجب تر است بنظر من خروجی این سخن کوتاه اقای خمینی سری دراز دارد اقای خمینی خیلی شفاف و روشن به ملت ایران که در ان روزگار هنوز مست ومنگ جهالت خود بود میگوید که من برای حفظ قدرتم سرازتن همه ی مخالفین ام جدا میکنم حتی اگر ان شخص خط قرمز شیعیان یعنی امام زمان باشد ایا شما چه سخنی از این سخن شفاف تر ودقیق تر از کسی تا کنون شنیده اید اقای خمینی در واقع بااین سخن کوتاه فتوای کشتار هزاران جوانان ایرانی را در دهه ۶۰ و۷۰صادر کرد وبه خلخالی ها ولاجوردی های پیرامونش دستور داد که من میگویم بکشید هر ان کس که با عقیده ورفتار ما مخالف است سرهای نخبگان ودانشمندان این مرزوبوم را زیر اب بکنید وزندانها را پر کنید از فرزندان ایران قلمها را بشکنید زبانها را ببرید و آلات موسیقی را بشکنید ودر گوشه وکنار این مرزوبوم نابخردان وپخمگان و مفسدانی چون سعید طوسی وعلم الهدی واحمدخاتمی واحمد جنتی عتیقه ولاریجانی هاووووو را مستقر نمایید تا برای اسلام ومسلمین وحفظ نظام اسلامی بکوشند و شیعه گستری بفرمایند وایران را تا میتوانند برای بلاد اسلامی والبته برای خودشان غارت کنند .خاک بر سر من که سالهامانند خیلی از هموطنانم چشم وگوش زبان بسته در خدمت اقای خمینی بودم ودراین راه باطل جان برکف بودم وسراز پا نمی شناختم . خدایا بمن وبه هم میهنانم فرصت جبران اشتباهاتمان را بده ، سپاس

     
    • وجناب ناشناس ، جنایت پیشگان اسم همه توضیحاتی که به درستی داده ای را اوجب واجبات گذاشته اند یعنی که ایران وایرانی غنیمتی هست که جان ومال و ناموس و هست ونیست آنها بفرمان ابرخونخوار مقدسشان در مالکیت و اختیار ماست.

       
  118. حبس و حصر استخوانی از جنس آتش بود

    سال نو از راه می رسد و گره کور حبس و حصر همچنان پابرجاست. حالا دیگر همه چیز برای همیشه گفته شده است و لازم نیست چیزی بر آن افزوده شود. همه یقین دارند بر کسانی که به حبس و حصر رفته اند، اهانت شده است و این هم اهانتی نابخشودنی ست.
    اعترافاتی که دال بر خشم و نفرت و بی بصیرتی سوداگران و دلالان حبس و حصر بوده و هست به گوش همه رسیده است. حالا دیگر از دهان بعضی از کسانی که در فتنه 88 نقش کلیدی داشتند و اسباب بگیر و ببند را فراهم کردند، حرف ها و بعضا اعتراضاتی شنیده می شود که سوزنده تر از موج انفجار است. همان ها که مردم را خس و خاشاک خواندند و در عین بی عدالتی با مردم رفتار می کردند، اکنون شده اند مدعیان ظلم ستیزی و حقوق شهروندی.
    حالا دیگر نظر نظریه پردازانی که روزگاری نظرشان چنان به یکدیگر نزدیک بود که همچون عاشقان در گوش یکدیگر عشق و علاقه شان را زمزمه می کردند، از یکدیگر دور شده است، گر چه هنوز از سر ناچاری و تحمل ناگزیر به هم نزدیکند.
    حالا دیگر نامه ها، درخواست ها و پیام ها برای رفع حبس و حصر به صاحبان اصلی این اهانت بزرگ ارسال و واصل گردیده است، اما چرا آنان که می دانند باید و سرانجام ناگزیرند از امر درخواست کنندگان پیروی کنند، مانند سوداگری که از درستی کار خود مطمئن است، همچنان پای بر امر نادرست خویش می فشارند؟
    کیست که نداند گرد و غبار این خانه را گرفته است؟ کیست که نداند دارایی ملتی به غارت برده شده است و دروغ و ریا همچون نقل و نبات بر زبان آنان که از خدا سخن می گویند، هچنان جاری است و کیست که نداند نُتی که روزانه از دهان مدعیان هاله نور و دلواپسان در جای جای این خانه نواخته می شود نُت ناخالصی است؟ پس چرا آنان که باید به خشونت بی منتها پایان دهند و حبس و حصر را بشکنند، همچنان از هر دو سو در سکوت اند. نه در برابر یاوه گویی رئیس پاک ترین دولت جهان و رفقایش حرف می زنند، نه قدمی برای رهایی و دلجویی توهین شدگان برمی دارند.
    اگر در انتظار معجزه اید، همچنان به خطا می روید. حبس و حصر به نام نامی شما حک شده است. از همان اول باید می دانستید که این حرکت فتح و ظفر نبود، بلکه استخوانی بود از جنس آتش که در هیجانات و بی خبری بر آن دندان زدید و خود را گرفتار باتلاقی غم افزا ساختید. حالا دیگر مردم همه چیز را می دانند و بخوبی واقف اند مسئله خود شمائید و نمی شود از شمشیر داوری شان جان سالم به در برد. بله، از آن کس که سلاح بر کمر می بندد و با صدای بلند با مردم حرف می زند باید ترسید، اما ترس کم کم می ریزد که می بینید ریخته است. زمزمه ی جنگ و وسوسه ی سوداگری هم دیگر کاری از پیش نمی برد. راه و روشی که رفتید شما را به بن بست و رودررویی با مرم کشاند. اکنون این شما و این مردم و لطافت بی پایانی که با اهل صدق و صفا دارند. فرصتی است تا با آنان خو بگیرید. حرف شان را بشنوید و باقی عمرتان را زیر سایه اشان سپری کنید.

     
  119. جناب آقای نوریزاد ، امیدوارم عذر مرا پذیرا باشید ، که فقط در کانال شما میتونم درد دل کنم و خودمو آروم کنممشاییمروز درخبرها آمده که آقای مشایی حکم دادگاه آقای بقایی را در جلوی سفارت انگلیس به آتش زده . چند سوال در اذهان امثال بنده پیش میاید که :
    آقای مشایی زندانی آزدیخواه فقط آقای بقایی است وبس .
    آقای مشایی بعداز 40 سال فهمیدی که نظام دست نشانده انگلیس میباشد.
    آقای مشایی در دولت نهم و دهم ؛عدالت پابر جا بود . من نوعی از دولت دوم خانه نشین شدم و امثال شماها مقصرید .از دولت دوم که جوان بودم با ضربات مشت دندانهایم شکست و از 26 سالگی دندون مصنوعی دارم .
    آقای مشایی بنده از طرف همفکران شما در سال 64 از دانشگاه بهشتی که حقوق میخوندم اخراج شدم .چرا؟
    چونکه این حرفهای امروز شما را در سال 62 گفته بودم .
    آقای مشایی حکم دادگاه آقای بقایی را آتش زدن چه سود ؟ مشکل آن حکم ؛ قانون اساسی کشور مان است . اگر شماها ادعای آزادیخواهی را دارد ، با همفکرانت از برگزاری رفراندوم با زیر نظر سازمان ملل بخواهید .
    آقای مشایی بیاید چگونگی تقلب سال 68 را افشا کنید .
    فکر نمیکنم جوانان امروزه ، مثل جوانان دیروزی ( ماها)گول بخورند ‘
    آقای مشایی تشت شما از بام افتاده . .

     
  120. به نام خدا
    جناب آقای محمد نوری زاد با سلام و درود
    (نکته: به علت وجود اصطلاحات و موارد فنی لطفا این نامه را برای بار دوم با یکی از مشاورین فنی مورد اعتمادتان مطالعه نمائید.)
    آرمان و رویای ما اتحاد و خیزش حداکثری با بیشترین قوا و حتی الامکان با کمترین هزینه و خشونت است. ما یک محتوا در قالب اپلیکیشن اندروید با موضوع خیزش علیه دیکتاتوری و استبداد آماده کرده ایم تا در این مبارزه سهمی هر چند کوچک داشته باشیم. اما برای انتشار آن در مارکت Google Play با کمی دشواری روبرو هستیم. Google پرداخت با گیفت کارت های بدون نام را قبول نمی کند و فقط کارت اعتباری با نام و متصل به حساب بانکی یا پرداخت با حساب پیپال (که آن هم متصل به حساب بانکی با نام و مشخصات است) را قبول می کند. از آنجایی که ما در داخل ایران هستیم برای جلوگیری از ردیابی توسط جمهوری اسلامی در داخل ایران و اطمینان هر چه بیشتر از به سرانجام رسیدن این مهم نیاز داریم تا کسی در خارج از کشور این پرداخت را برای ما انجام دهد و ما هر چه بیشتر ناشناس بمانیم.
    از آنجائی که شما را به نوعی یک مبارز سیاسی فعال میدانیم امیدمان این است که از هر فرصتی برای کمک به مبارزه استقبال می نمائید. درخواست ما از شما برای کمک در انجام این کار این است که شما زحمت ساخت یک حساب Google با نام کاربری مشابه و یا نزدیک به همین ایمیل (مانند mamardom.2nd@gmail.com) و پرداخت 25 دلار (با یک حساب اعتباری مورد قبول Google) برای فعال کردن حساب Google Play Developer را انجام دهید و پس از آن آدرس حساب Google ایجاد شده و کلمه عبور آن را برای ما ارسال کنید تا ما اپ خود و در آینده آپدیت های آن را ریلیز نمائیم. برای پرداخت هزینه هایی که میکنید ما ابتدا یک گیفت کارت (ویزا، مستر،…) 25 دلاری (و اگر بیشتر هزینه می کنید به مبلغی که بفرمائید) برایتان ارسال میکنیم. شما نیز برای اطمینان بیشتر و رفع شبهات خودتان در مورد پرداخت یا موارد مرتبط دیگر قبل از اعلام آمادگی، با دوستان متخصص خود در زمینه فناوری اطلاعات یا سایر مشاورین خودتان مشورت نمائید (اما برای احتیاط این مورد را برای رسانه ها و عموم علنی نکنید). لطفا در صورتی که از انجام این کار معذورید به ما اطلاع دهید تا بیشتر از این زمان را از دست ندهیم. ما آماده پاسخ به درخواست یا سوال های شما یا مشاورین اقتصادی یا فنی تان و همکاری از طریق همین ایمیل هستیم.
    با تشکر
    ما مردم

     
    • موسی
      درود نوری زاد گرامی
      به “ما مردم” و “یه بسیجی”!
      امکان دیگری نداشتید جهت پرونده سازی برای آقای نوری زاد!
      “ما مردم” دقیقن در گفتارهای سران رژیم هر روز تکرار میشود!
      فکر نمیکنید این تله را برای آقای احمدی نژاد و… درست کنید بهتر باشد!

       
  121. فردی از کشاورزی پرسید: آیا گندم کاشته‌ای؟

    کشاورز جواب داد: نه، ترسیدم باران نبارد

    . مرد پرسید: پس ذرت کاشته‌ای؟

    کشاورز گفت: نه، ترسیدم ذرت‌ ها را آفت بزند.
    مرد پرسید: پس چه چیزی کاشته‌ای؟

    کشاورز گفت: هیچ‌چيز، خیالم راحت است!

    بازنده‌ ترین افراد در زندگی، کسانی هستند که از ترس هرگز به هیچ کاری دست نمی‌ زنند.

     
  122. ❇️ رهبر معظم فرمود : مشکل حل نشدنی در کشور نداریم !❇️

    یادم میآد اوایل انقلاب که نوجوان بودم روزی یکی از بچه محلها که خانوادگی شور انقلابی داشتند در رابطه با نقد بچه گانه بنده در رابطه با سخنان آیت اله خمینی گفت :
    « آقا وقتی حرف میزنه همه پروفسورهای بزرگ دنیا میشنند چند بار خوب گوش میکنن تا بتونن سخنان آقارو درک کنن ، چون بقدری حرفای آقا پیچیده است که به یکبار شنیدن چیزی ازش نمیفهمند!!!!!!!!؟ »

    این حرف مصطفی با اینکه خیلی غلوآمیز بود ولی بنظرم واقعیت داشت ، چون هنوزم خیلی ها نفهمیدن رهبر فقید چی گفت بالاخره !!!؟
    حالا کم کم دارم راجب رهبر فعلی نیز بهمین نتیجه میرسم ، چون حرفایی که ایشون میزنن نه فقط پروفسورهای دنیا که کل ملت درک نمی کنند !!!
    مثلا همین سخن اخیر ایشان مغز بنده که کلا هنگ کرده و ماندم که رهبر گرامی وقتی برای ملت نجییییییب ایران سخنرانی می کنند دقیقا تصورشان ازین مردم چیه ؟؟؟!
    البته طبق اصل ولایت فقیه از آنجا که ایشان بعنوان سرپرست ملتی صغیر تعیین شدند شاید گمان دارند که این مردم کم عقل تر از آنند که حرفهای واقعی را بفهمند پس بر مدار تخیلات گوهرفشانی می کنند!!!!

    بله مشکل حل نشدنی اصلا نداریم ، چهل سالست که با تمام قوا همه مشکلات کوچک و بزرگ را حل کردید .فقط جسارتا چهارتا مشکل پیش پا افتاده مثل : نابودی اقتصاد کشور ، گرسنگی بیش از ۱۵ میلیون ایرانی ( طبق ادعای مقامات رسمی کشور کسانی که برای تهیه یک وعده غذا مشکل دارند جزء جمعیت گرسنه بشمار می آیند که این آمار بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون نفرست !) ، آمارهای طلاق ، اعتیاد و فسادهای سیستماتیک و و و … گزارش شده که چیز خاصی نیستند و بماند !
    خب ، با این احوال آیا کسی هست که فکر کند رهبر فرزانه سخنی تخیلی و گنگ گفته است؟!

    فقط جسارتا بنظرم فعلا تنها مشکل حل نشدنی این ملت نجات یافتن از شر این صغارت است. چون اگر ان شاءالله روزی بتوانیم بزرگ شویم دیگر نیازی به « ولی » و قیم نخواهیم داشت که اینگونه علاوه بر صغیر دانستن مان ما را مشتی احمق هم تصور می فرمایند !
    بالاخره روز بلوغ ملت فرا خواهد رسید و ازین صغارت خوار کننده نجات خواهیم یافت ! فعلا چون چماق دست شماست ،حق هم با شماست ، مشکلی نیست.

    روز بلوغ ملت میرسد به آمدن آنروز ایمان دارم ✋️

    ۲۵ / اسفند /۹۶

     
  123. چرا تيلرسون بر كنار شد

    ظهر سه‌شنبه 22اسفند(13مارس2018) توئیت دونالد ترامپ در مورد برکناری رکس تیلرسون وزیرخارجه آمریکا و جایگزینی‌اش با مایک پمپئو رئیس سیا، موج تازه‌یی از شوک و نگرانی را به درون رژیم وارد کرد. رسانه‌های صبح امروز(چهارشنبه23اسفند96)، موضعگیری مهره‌ها و باندهای حاکمیت را انعکاس دادند. این‌که رژیم چه راه‌حلی برای مقابله با این وضعیت اتخاذ می‌کند، موضوع بحث مهره‌ها و باندها و رسانه‌های حکومتی است. و نقدا می‌توانیم یک تصویر سرجمع در مورد این موضعگیریها داشته باشیم.در فصل‌مشترک واکنشهای هر دو جناح که تا کنون منتشرشده، سه عنصر مشترک دیده می‌شود:

    ترس، نگرانی و وحشت، اولین واکنش مشترک است که به بیانهای مختلف ابراز شده. مثلاًً روزنامه روزان نوشت: «تکمیل حلقه مخالفان ایران در کاخ سفید»، تاجیک از دیپلوماتهای رژیم گفت « یکی از ضدایرانی‌ترین دولتها در آمریکا روی کار می‌آید »، مهدی محمدی از نفرات خامنه‌ای و عضو تیم جلیلی در جریان مذاکرات هسته‌یی نوشت « با این تیم، آمریکا عصبی‌تر و غیرعادی‌تر از گذشته عمل خواهد کرد».

    دومین عنصر مشترک در موضع‌گیریهای رژیمی‌ها، که شاید هم باید آن را اولین و مهمترین نامید، نگرانی از قطعی‌تر شدن خروج آمریکا از برجام است. به‌عنوان مثال خبرگزاری مهر نوشت: «مایک پمپئو از مخالفان سرسخت توافق هسته‌یی ایران است»ِ. وخبرگزاری سپاه پاسداران با این جمله « سرنوشت برجام مبهم‌تر از همیشه» موضع خود را مشخص کرد. سایت پاسدار محسن رضایی هم نوشت: «پمپئو مأمور خروج آمریکا از برجام».

    اما عنصر سوم در موضعگیری هر دو باند، ابراز تردید نسبت به وجود یک راه‌حل روشن است که طبعاً نشاندهندهٴ بن‌بستی است که رژیم در همه زمینه‌ها با آن مواجه است و این مسأله خودش را در ارائه راه‌حلهای هرچه بیشتر نشان می‌دهد. به عبارت دیگر تا آنجا که به واکنش در قبال تغییرات جدید دولت آمریکا برمی‌گردد، ترس و نگرانی و ناامیدی نسبت به راه‌حل، فصل‌مشترک همه جناحها است، اما همین که بحث راه‌حل مشخص مطرح می‌شود، آنها و مشخصاً باند روحانی و باند دلواپسان که بخشی از باند خامنه‌ای‌ است، به کلی با هم اختلاف‌نظر دارند. دلواپسان حتی در جاهایی مثل برجام با خود خامنه‌ای هم زاویه پیدا می‌کنند. مثل دورهٴ مذاکرات برجام که خامنه‌ای موافقت کرده بود ولی آنها جلوی این موافقت می‌پیچیدند و مخالفت می‌کردند. الآن هم همین اختلاف وجود دارد. مثلاًً مهدی محمدی نوشته «در مقابل این شرخرهای کراواتی باید هر چه بیشتر قاطع و سرسخت بود- مشرق 22اسفند۹۶». رسانه‌ها و مهره‌های باند خامنه‌ای مثل کیهان یا فواد ایزدی هم قبلاً بارها از خروج از برجام صحبت کرده‌اند. اما متقابلاًً باند روحانی برای حفظ برجام، انواع توصیه‌ها را کرده‌اند. از جمله روزنامه‌ شرق توصیه کرد که با الگوی کره شمالی باید تابوی مذاکره با آمریکا را بشکنیم و افزوده بود «تحولاتی است که باید آن را جدی گرفت و برای کاهش تنش با آمریکا که در صورت استمرار ممکن است به مرحله ‌کنترل‌ناپذیری برسد، اقداماتی انجام داد-روزنامه شرق21اسفند96». علی خرم از دیپلوماتهای حرفه‌یی سابق از باند رفسنجانی، قبل از سفر لودریان گفته بود این سفر یک فرصت است، نگذاریم لودریان دست خالی برگردد. وی در روزنامه‌ آرمان(23اسفند) با اشاره به برکناری تیلرسون هشدار داده:‌« جمهوری اسلامی‌ بایستی این علائم را جدی گرفته و بسیاری از منافذ قابل فشار در صحنه داخلی و خارجی را تعدیل نماید که فرصتهای آماده برای دشمنان فراهم نگردد روزنامه بهار(23اسفند96). برخی دیگر روزنامه‌های این باند نوشتند « آیا تصمیم‌گیران ارشد نظام نسبت به این موضوع بسیار مهم توجه کافی دارند و یا هم‌چنان به همان سیاست گذشته در قبال اختلافات ایران و غرب ادامه خواهند داد؟!».

    اکنون سؤال این است که اگر رژیم در سفر لودریان به او جواب مثبت داده بود، باز هم این اتفاق(و مشخصاً برکناری تیلرسون) صورت می‌گرفت؟ آنچه مسلم است، تیلرسون قبل از برکناری، در جبهه اروپا قرار داشت که معتقدند می‌شود با تحمیل قرار داد موشکی و منطقه‌یی به رژیم، برجام را حفظ کرد. حرف ماکرون هم که اروپایی‌ها را نمایندگی می‌کند همین است. لودریان هم در سفر به تهران آمده بود همین را به رژیم بگوید. کما این‌که قبل از ورود به تهران هم گفت اگر رژیم مذاکرات منطقه‌یی و موشکی را نپذیرد با تشدید تحریمها مواجه می‌شود که معنی‌اش همین لغو برجام و پیامدهای آن است. اکنون می‌شود گفت که پیآمد بی‌جواب گذاشتن لودریان، قبل از هر چیز شکست خوردن تیلرسون و دیدگاه او در مجموعه دولت آمریکا بود و طبیعی است که این شکست می‌تواند راه برکناریش را هموار کرده باشد. منظور این است که در این روند، جناح خود ترامپ که از ابتدا معتقد بودند برجام به هر ترتیب باید لغو شود، دست بالا را پیدا کردند. بر این اساس می‌توان گفت که اگر رژیم جواب مثبت روشن و واضح به لودریان داده بود، شاید تغییر تیلرسون به تأخیر می‌افتاد. تأخیر از این جهت که همان‌طور که خود ترامپ گفت با تیلرسون اختلاف‌نظرهایی داشته که یکی از آنها برجام بوده است. البته ما از آنچه در پشت پردهٴ سیاست آمریکا گذشته خبر نداریم، اما وقتی خبرها را کنارهم می‌گذاریم چنین نتیجه‌گیری می‌توان کرد.

    و بالاخره سؤال پایانی این است که آیا اکنون که کار به این جا رسیده و خروج آمریکا از برجام تقریباً قطعی به نظر می‌رسد، آیا رژیم مسیر ایستادگی را در پیش خواهد گرفت؟!

    روشن است که وضعیت پیش آمده، رژیم را در بن‌بستی که در آن بود، بیشتر گرفتار می‌کند، یعنی دیگر فرجه‌یی برای کش دادن ندارد. آنچه روی داده پیامی است برای خلیفهٴ ارتجاع که بایستی آمادهٴ شرایط سخت‌تر و هر چه تنگ‌تر شدن حلقه انزوایش باشد که گام اول آن تحریمهای بسیار شدید است و آن‌چنان که در رسانه‌های حکومتی هم منعکس شده، پیامدهای حتی شدیدتری هم قابل پیش‌بینی است. آیا رژیم می‌تواند در تعادل‌قوای کنونی در برابر چنین فشارهایی دوام بیاورد؟ به‌طور منطقی و معتدل جواب مثبت نیست. اما آن‌طرف قضیه هم یعنی پذیرفتن برجام موشکی و منطقه‌یی، آنهم برای این رژیم سخت‌تر شده است. زیرا اگر چشم‌انداز محتملی بود که با جواب مثبت به اروپا از جمله در سفر لودریان، جبهه اروپا و تیلرسون را تقویت کند و امتیازهایی ولو اندک و ظاهری بگیرد، الآن دیگر این موقعیت هم از بین رفته و باید جام‌زهر را بلاعوض و بدون بحث و مذاکره سر بکشد. چنین وضعیتی رژیم را به‌شدت در تعادل‌قوا و در برابر جبهه مردم و قیام، پایین می‌آورد و ریزش‌ها و شکافهای درونی را خیلی بیشتر حاد و فعال می‌کند. در یک کلام، قیمت زهرخوری هم، حالا دیگر برای رژیم، خیلی بیشتر از قبل شده است. اکنون هر دو مسیر به پرتگاهی راه می‌برد که در پیش پای رژیم قرار گرفته است.

     
  124. ‍‍ خانمها و آقايان،
    على خامنه اى رهبر جمهورى اسلامى بر اساس اين دلايل يك دیکتاتور است :
    ١- چون هرگز به هیچ خطایی اعتراف نکرده است.
    ۲- چون اجازه نداده توسّط هیچ خبرنگاری مورد سؤال واقع شود.
    ۳- چون گروهی که مثلأ ناظر بر اوست، غیر مستقیم توسّط خودش انتخاب شده اند.
    ۴- چون گروهی که مثلأ ناظر بر اوست، اشخاصى صد در صد مثل خودش هستند.
    ٥- چون گروهی که مثلأ ناظر بر اوست، تا حالا فقط سالی یکی دو بار، آنهم برای تعریف و تمجید از او تشکیل جلسه داده اند.
    ٦- چون بر اساس سيستمى كه برقرار كرده، دادگاهى خاص و غير علنى به نام دادگاه ويژه روحانيت اجازه دارد به جرايم او و هم صنفانش رسیدگی كند.
    ۷- چون میزان درآمد و دارایی او معلوم نیست.
    ۸- چون مدّت زمان ممکن رهبری او نامحدود است.
    ۹- چون در حالیکه فرمانده کل قواست، هرگز مسئولیت خطای آنها را نپذیرفته است.
    ۱۰- چون برای اینکه بر این مسند تکیه بزند، در قانون اساسی حكومت دست بُرده شد.
    ۱۱- چون در شرایطی غیر عادی و تنها بر اساس نقل قول به رهبری انتخاب شد.
    ۱۲- چون برای خود موقعیت فرا زمینی قائل است.
    ۱۳- چون درحالیکه اجازهٌ ساخت حتّى یک مسجد به اهل تسنّن در تهران را نمى دهد، خود را رهبر مسلمانان جهان مى داند.
    ١٤- چون در رهبریش از تهديد و مظلوم نمایی استفاده مى كند.
    ١٥- چون در حالیکه تفرقه انگیزی مى كند و مردم را به خواص بی بصیرت و خواص بابصیرت و عوام درجه يك و عوام درجه دو تقسيم مى كند، حرف از اتّحاد می زند.
    ١٦- چون همواره از واژه هايى چون دشمن، توطئه و فتنه استفاده مى كند.
    ۱۷- چون تنها در یک دستور بیش از بيست روزنامه را تعطیل کرد.
    ۱۸- چون تنها رسانهٌ تلویزیونی کشور تحت کنترل کامل اوست و رئیس و بودجه اش را او تعیین می كند.
    ۱۹- چون دروغگوست و کشوری که رتبهٌ نخست در اعدام و مصرف مواد مخدّر و تعداد روزنامه نگار و دانشجوی زندانی را دارد، كشورى پیشرفته معرّفى مى كند.
    ٢٠- چون حاضر نيست خود را با خواستارهاى ملّت تطبيق بدهد، بلكه ملّت بايد خودشان را با خواستارهاى او تطبيق بدهند.

    به خاطر بسپاريد كه هر ديكتاتورى يك روز بازى را خواهد باخت و به پايين كشيده خواهد شد. بازنده هم اين را خوب مى داند. باور كنيد بهتر از من و شما هم مى داند !
    #جمهورى_اسلامى_بايد_برود

     
    • برا ی پاسخگویی به موارد۲۰ گانه شما انبار باقرمجلسی تعطیل است .

       
      • ظاهرا برخی توی این سایت چیزی جز خودشیرینی و مزه انداختن اونهم در قالبی عبوس و کف بدهان آورده بلد نیستند،گاهی هم با رنگ برنگ شدن اسامی بی مسمّایی مثل نوید رو ترجیح میدهند

         
        • شیخ قم نشین ! به قول خودت شنونده باید عاقل باشد ! همه ناظرین متوجه میشوند که چه کسی کف به دهان است . متوجه هستی که ؟

           
  125. سلام نوريزاد عزيز دوستت دارم بسيار خلاصه ميگم چندبار تا نزديكى هاى من امدى و در رفتى شايد دلت نخواست با ادمى مثل من بدشانس و ندار از مال دنيا يك روز يا يك شب بد بگذرونى،ولى من شخصآ اگر بگويند يك راهت اينه كه تمام خرج وحسابت براى حج وحاجى شدن و دنيادار شدن مهياست و يك راهى نوريزاده كه چند ساعت بتوانى باهش رو در رو حرف بزنى من بخداى يكتايم سوگند كه جناب نوريزادم را انتخاب ميكنم-شما نميدانى كه براى من چقدر عزيزى بخدا نميدانى چقدر دوستت دارم پس اگر وقت داشتى و توانستى برنامه هايت را جورى تنظيم بكنى كه از بندرعباس بيايى به طرف چابهار(١٧٠)كيلومترى كنارك و(١٦٠)كيلومترى بندرجاسك ودراينجا كه دقيقآ بين دو استان هرمزگان وسيستان وبلوچستان قرار دارد يه پيرپسرى قلبش را سفره مهمانى اش خواهد كرد،نزديك دهستان درك (گالك) هستم كه بخاطر خلوت بودن و امنيت داشتن ونداشتن مزاحميى بنام گشت ارشاد ويا نهى از منكر(ملا واخوندها) اين روزها مكان ارامى براى توريست هاى داخلى وخارجى ميباشد،بقول معروف اينجا هركس سلطان خودش هست، و من در دوازده كيلومترى اين مكان زندگى ميكنم و دلم به اندازه تمام آرزوهاى دنياى گذشته ام فقط ديدارى از شما ميخواهد،(شايد عمرى برايم باقى نماند)و اين جريان عمرم را اگر نمردم و ديدارى نصيبم شد حتمآ برايتان خواهم گفت…اگر توانستى حتمآ خبرم كن نوريزادم
    (ادرس=شهرستان كنارك-شهر زراباد /// شماره ت:0915////////////52)

    من منتظرت خواهم ماند حتى شده در ثانيه هاى پايان عمرم نااميدم نكن اگر صبح بيايى و يك روز هم پيشم بمانى من را عمرى بس هست يا يك شب،در كلبه فقيرانه و درويشى ام بگذرانى باور كن اگر بيايى يكى از آرزوهاى خانمم كه با گفته ها و نوشته هايت اشكهايش هميشه سرازير هست برآورده خواهد شد……

     
  126. سلام اقای نوری زاد. حضرت اقا اخیرا در آستانه سال نو فرمودند که هیچ مشکل حل نشدنی در کشور نیست؟؟ بنظر من این یعنی رهبر ما خودش بازبان خودش به ایرانیان و جهانیان رسما اعلام کردند که دیگر صلاحیت رهبری ملت بزرگ ایران را ندارد و متاسفانه مشکل دیدن وشنیدن دارند .ایا کسی که این همه مشکل حل نشدنی را نبیند چگونه میتواند همچنان خود را رهبربا بصیرت یک ملت باتمدن بداند ایا رهبر چگونه این همه دختران تن فروش وپسران معتاد واین همه اختلاس ودزدی دولتی را نمی بیند ایا صدای این همه زندانی سیاسی را نمی شنود ایا واقعا از خودکشاندن زنجیره ای معترضین در زندانها خبر ندارد ایا دستان پینه بسته میلیونها ایرانی وپیشانی های پینه بسته ریاکاران وچاپلوسان پیرامونش را نمی بیند ایا این همه فاجعه را در کشور نمی بیند ایا اعلان حکومت اسلامی در خراسان توسط ایت اله علم الهدی ودامادش را نشنیده است.ایا محرومیت شدید مردم بلوچستان را ندیده است ایا اباد کردن عراق وشهرهای شیعه نشینش را از پول ایران ندیده ونشنیده است بوجه میلیاردی حوزه های علمیه وایت اله های ساده زیست وسپاه پاسداران وبسیج وارگانهای انقلابی چی از بودجه کمیته امدادو فعالیت بنیاد شهید در کشورهای منطقه چی اگر اینچنین است ایشان دیگر قادر به دیدن وشنیدن مشکلات مردم نیستند پس باید هر چه زودتر طبق قانون بصورت مسالمت امیز وبدور از خشونت وخدای ناکرده خون وخونریزی از سمت خود کناره گیری بفرمایند وامور کشوررا بدست کاربلدها و خردمندان بدهند تا مردم ما بتوانند نفسی براحتی بکشند وبرای سلامتی ایشان هم دعا بکنند.درود بر شما

     
  127. عرض سلام و ارادت خدمت جناب آقای نوریزاد: اینجانب صداقت و صرافت و صراحت لهجه و شجاعت جنابعالی را می ستایم اما انتقادکی هم از شما دارم. به گمان اینجانب یکی از دلایل عدم توسعه‌ ی سیاسی در کشورمان با وجود بیش از یکصدو شصت سال سابقه ی آزادیخواهی، عدم هماهنگی عملکرد برخی از پیشگامان عرصه ی روشنگری با باورهایشان می‌باشد. احمقانه قلمداد کردن یک آیین خواه ملی خواه مذهبی همواره مورد طعن و نکوهش است چه از جانب یک اندیشمند مذهبی مطرح شود چه از جانب یک روشنفکر سکولار.
    همانگونه که می دانید یکی از ارکان تحقق دموکراسی رعایت اصل تسامح و تساهل می باشد، که نمود عینی نهادینه شدن این مهم، کشور هندوستان است. ما که داعیه دار احترام و رعایت حقوق بشر از سوی هیات حاکمه هستیم لاجرم باید به ماده ۱۸ اعلامیه ی جهانی حقوق بشر عنایت داشته باشیم که مقرر می دارد(هر شخص حق دارد از آزادی اندیشه، وجدان و دین بهره مند شود: این حق مستلزم آزادی تغییر دین یا اعتقاد و همچنین آزادی اظهار دین یا اعتقاد، در قالب آموزش دینی، عبادتها و اجرای آیین ها و مراسم دینی به تنهایی یا به صورت جمعی، به طور خصوصی یا عمومی است )
    در خصوص قمه زنی لازم است به استحضار برسانم هچیک از ائمه اطهار علیهم السلام به شیعیان خود نفرموده اند که مراسم قمه زنی یا زنجیر زنی یا سینه زنی برپا کنید بل فرمایش آن بزرگواران بر این حکم کلی استوار بوده که در مصائب ما خاصه حضرت سیدالشهدا علیه السلام گریه و زاری و بیقراری و جزع و فزع و صرخه و افغان بر پا کنید و اقامه ی این مراسم و آیین ها در زمره ی اعمال استحبابی است. اکثر قریب به اتفاق فقها قمه زنی را از مصادیق جزع و فزع و بقراری و مماثلت دانسته اند. مع الوصف بود و نبود قمه زنی کوچکترین خللی بر حقانیت مذهب شیعه اثناعشری نمی رساند و مانعی برای تحقق یا عدم تحقق توسعه‌ ی سیاسی محسوب نمی شود

     
  128. چرا نمیتوانم گاهی حرف بزنم…
    چرا نمیتوانم گاهی حرف بزنم؟ برای اینکه همه حرفها را حداقلش زائد می دانم و حداکثرش بماند که چه سم های کشنده ای هستند این حرفها. همین بس که حرفها فرصت عمل را از ما می گیرند. کم در حرفها نمانده ایم. چه کسی حداقل لازم برای یک زندگی راحت و زیبا را نمی داند…. اما چه کس توان انجامش را داشت! دارد!
    چرا نمیتوانیم به حرفهایمان عمل کنیم؟ غیر از اینکه در زندان شرطی شدگی های مکرر نشسته ایم. غیر از اینکه جاهلانه زندانی و زندانبان هم هستیم. غیر از اینکه حرفهای زائد توان عمل کردن ما را مسخ کرده اند.
    کودکان نیازی به سخن ندارند، آنها استاد عمل هستند. اما ما معلمین خرفت، آنها را به دنیای بیهوده سخن می کشانیم، به دنیای موهوم پندها و اندرزها.
    ما پیامبرانی راستین متولد میشویم و بعد به همت پدر و مادر و معلمیني به ظاهر دلسوز در زندان دروغ می نشینیم تا پیام آوري (چون محمد علي طاهري و…) با دنیائی از عشق و تلاش و معرفت از زیر بار هزاران آموزه دروغ دوباره متولد شود و نوید تولدی دوباره را به ما بدهد. عاشقانه به ما نهیب زند که از دین و مسلك دروغين تان كه فاصله اي بسيار با آموزه هاي ناب آن پيامبر اصلي دارد خارج شويد و ببینید که خورشید آگاهی و عشق و معرفت همواره میتابد. ما را از دنیای حرفها به دنیای سکوت و راز بخواند. عشق و عقل را دو بال پرواز دانسته و آگاهي و عبادت آمیخته با آن دو را در گرو اتصال به رحمانيت الهي، راه نجات معرفی کند.
    ما از دو سوی بام بر زمین افتادیم، افراط و تفریط ما را از تعادل خارج کرد. کودکان در تعادل محضند. ما در تعادل محض متولد شدیم و حالا که روان پریش و بیماریم به خاطر انکارهای بیهوده و اصرار های نابجای ماست.
    تنها راه رستگاری رجوع به خودمان است، اعتماد و اتصال به خدائی که از رگ گردن نزدیکتر به ماست. آب را تنها میتوان مي بايد از سرچشمه اصلي يافت و نوشید. در زمانه فعلي همه چیز سوءتفاهم و برعكس شده است.
    کاش بدانیم که جدیت سم است. کاش بدانیم که ریشه همه کژی ها و بیمارها جدیت و تعصب است. کاش از خواب عادت هایمان برخیزیم. کاش از دنیای سخن به دنیای وصل كه در آن، بهت و راز و سکوت است، سفر کنیم. به دنیای خاموش معجزه ها، حیرت ها.
    کاش هم بازی هم باشیم، کاش محبت را زنجیر نکنیم تا عشق را، آزادی را، آگاهی را، زندگی را جاهلانه گردن بزنیم.
    وقتی فکری زیبا به ذهنم می آید آن را می نویسم اما پس از نوشتن دیگر آن را زیبا نمی بینم. حس می کنم با نوشتن زیبائیش را از دست داده است. هر چیزی تازه اش زیباست. حتی یک فکر مرده ارزش نگهداری را ندارد، دل بستن به فکر های کهنه بی اعتمادی به زندگیست. بی اعتمادی به زایش های بکر مکرر ذهن.

     
  129. سلام و درود

    آقای دکتر نوریزاد عزیز

    راستش من هر زمانی که خانواده ” همسر و فرزندانم ” در کنارم باشند ، یکی از کارهایی که انجام میدهم ، خواندن مطالب شماست و یا مطالبی که با صدای گرم خودتان دکلمه نموده اید را می گذاریم و همگی باهم گوش می کنیم .

    در انتها ، هر کسی ، نظر خود را می گوید و با هم صحبت می کنیم .
    دیروز که مجموعه فعالیت ها و مطالب شما را “در حال سفر به دریا و ماهیگیری”
    گوش می دادیم و نگاه می کردیم ، یکی از بچه ها گفت ؛
    این آقای دکتر نوریزاد مثل پیامبران الهی رفتار می کند ! چقدر خونگرم و با صفا و …
    خلاصه گفت و گفت و گفت …
    اولش نمی خواستم برایتان این مطلب را بفرستم ، اما گفتم نه باید برایش بفرستم چون او بزرگتر از این حرفهاست !

    بدانید آقای دکتر ، برای بسیاری عزیز هستید پس مراقب خودتان باشید .
    به امید دیدار – سال نو بر شما و خانواده گرامی مبارک باشد .

     
  130. خوش بحال دریا و رهایی اش ( ساحل کنگ )

    سوار بر قایقی کوچک در همراهی با قایقرانانی جوان ولی بزرگ و دریا دل، از سواحل کنگ به قلب دریا زدن رویایی است !
    کسی نیست که دریا را ببیند و عاشق دریا نگردد .
    دریا مظهر آزادیست چرا که او را نمیشود به بند کشید !

    «دریا بانوی خلیج فارس» هر دم هزاران موج را که فرزندان کوچک و بزرگ اویند در دامان پر مهر و نیلگونش رها میسازد تا آزادانه بر شانه های یکدیگر بالا روند و گاه محکم و گاه نرم و لطیف فرود آیند تا سرخوش از آزادی شان ، شعر بودن سر دهند !
    کاش میشد دریا بود …یا کاش میشد حداقل فرزند دریا گردیم تا برای یکبارم که شده مزه آزادی را با همه ذرات و قطرات وجودمان لمس می کردیم !!!
    دریا یعنی تا بیکران آزادی … تا بی نهایت رهایی از بندها و حصارها ! و تا بی نهایت رها گشتن از ولایت ها و شرارتهاست!!!

    ‍♂ آری،میشود تن به دریا زد ولی دریا را نمی شود اسیر خود نمود.
    اگر مقابلش دیوارها بسازید آنقدر خود را بدان دیوارها می کوبد تا عاقبت برای در آغوش کشیدن ساحلی که دوستش دارد مانع ها را برچیند !
    هرگاه که آدم گستاخ به نبوغ و قدرتش در فتح ناممکن ها غره میگردد و تایتانیک هایش را برای رجز خوانی و حاکمیت بر دریا به آب می اندازد ، آنها را با تکه یخی ناقابل درهم می کوبد تا یادمان نرود که دریا سخاوتمند و صبورست اما برده نیست!!!
    این را ماهیگیران کنگ خوب میدانند. آنان از گذشته های دور هر روز صبح هنگام طلوع و پیش از عزیمت به آغوش« دریا بانو» برایش شعرهای زیبا می خواندند.
    دریا خانم را بیدار کرده و از او جهت ورود به حریمش رخصت می طلبیدند.
    دریای زیبا هم هرگز ماهیگیری را دست خالی و شرمنده بخانه برنگرداند !
    غروب که مردان از دریا باز می گشتند زنان و فرزندان کل کشان و آواز خوان از سخاوت دریابانو قدردانی می کردند.

    اما امان از دست آدمیان طماع و این حرص و آز تمام نشدنی !
    هزاران سالست که غذای و زیور و مایحتاجشان را از دریابانو بی وقفه ستانده و سیرایی ندارند.
    جگر دریا بانو را سوراخ می کنند تا از آن نفت به چنگ آورند. هر روز میلیونها تن مواد سمی و نفتی و پسماندهای صنایع را در حلق او می ریزند ،غافل ازینکه مرگ بانو مرگ آنانست !!!
    حال باید بنگریم کی صبر بانو با غرش سونامی وارش به پایان میرسد و یا شاید بمیرد و از دست آدمی خلاص گردد.

    حیف این شکوه و زلالی که در سیاهی حرص و آز ما در حال غرق شدن است..

    بیاد برادر دریازده ام دکتر نوریزاد عزیز و سفرنامه اش به کنگ
    ۲۶/ اسفند /۹۶

     
  131. پیام امیر انتظام

    به نام حامی حق
    پیام نوروزی

    هموطنان صبور و آگاه،
    نوروز باستانی، این کهن آیین ایرانیان بار دیگر از راه می رسد تا دلها را شاد کرده و آغاز نو سال دیگری را در گذر زمان نوید دهد. همزمان بهاران نیز از راه می رسد تا اعجاز خالق خود را به رخ روزگاران کشیده و در صدد است که با افسون نهفته در جلوه هزار رنگش حزن خفته در پاییز و زمستان زیبا را به سرخوشی و رخوتی دلنشین مبدل سازد. من اما که قدیمی ترین زندانی سیاسی این آب و خاک بوده و شاید جزء معدود بازماندگان نسل سیاسی خود باشم که همچنان در میان شما سعادت حضور دارم بایستی علی رغم خواسته باطنی ام اینبار اعتراف نمایم که غم بزرگی را در دل به یدک می کشم. در آستانه 86 سالگی و با پشت سر گذاشتن سی و هشتمین سال محکومیت ناروای خود، که نزدیک به بیش از سه دهه آنرا چه به طور مستمر و چه به تناوب در زندان های مختلف کشور گذراندم اکنون خود را به لحاظ عاطفی شکننده و آسیب پذیر تر از همیشه احساس می کنم. شاید وقایع تلخ غیر قابل جبران طی سالهای اخیر، و شاید تشدید بیماری های غیر قابل علاجم ، موجب بروز این احساس بوده باشد. اما مهم این است که حاصل تمامی این عوامل ایجاد حزنی در دل و ذهنم است که مدتهاست با آن در نبرد هستم.
    آری! من محزونم: محزون از پریشانی حال هموطنانم به خصوص در میان اقشار جوان و پاک این مرز و بوم، از نابسامانی وضعیت جامعه ای که از برای صیانت از آن فقط خود می دانم و خدای خود که چه ها کردم، چه ها کشیدم، چه ها گفتم و چه ها شنیدم!! از بابت تحمل این ناروایی ها نیز ابداً منت بر کسی نیست، زیرا آگاهانه و با دلی پر شور از نوجوانی گام در مسیری نهاده و عشق در گرو هدفی گذاردم که لاجرم می بایستی هزینه آن را با گذر سخاوتمندانه از خویشتن خویش می پرداختم. و من آگاهانه این هزینه را پرداخته و همچنان می پردازم. از این بابت همواره به درگاه خالقم شاکرم که چنان توانی را به درگاه بنده خود عطا فرمود تا بتوانم رسالت تاریخی خود را در حد قابل قبولی انجام داده، و با کشت تدریجی محکم و ثمربخش بذر خالص آزادی و آزادگی در خاک پاک میهن، دروی مطلوبی را برای سازندگان ایران فردا میسر سازم. به امید روزی که نام و یاد نیکی از یکایک دهقانان عاشق وطن در یادها ماندگار گردد.
    اکنون در کمال امید و خوش باوری آرزومند ورود مبارک شما به سال جدید می باشم. اما نمی توانم از شما که عزیزترینم هستید حزن درونی ام را کتمان نمایم. آری، بدانید که من محزونم: محزون از یاس و ناامیدی جوانان وطنم، از شکمهای گرسنه، از دلهای پر درد، از بی پناهی مظلومان در بند و عصیان زدگی خانواده های چشم به راه آنها، از فرار مغز ها و تهی شدن جامعه از آینده سازان، از مضروب کردن غرور و حیثیت ملی و به انزوا کشیده شدن میهن پر افتخارم در دهکده جهانی نیز مکدر از رویش قارچگونه برج های افسانه ای به قیمت تاراج و نابودی طبیعت خدادادی برای تنفس، از ویرانی آثار باستانی که بسیاری از جوامع در حسرت داشتن آن بوده و هستند، از تهی کردن جنگل های زیبا و خشک کردن رودخانه ها و به نابودی کشیدن ثروت ملی این آب و خاک. از همه و همه این رویدادها در خشم و اندوهم. از اینکه شاهد فجایع غیر قابل جبرانی مانند فرو ریختن ساختمان پلاسکو، یا غرق شدن کشتی سانچی، یا سرنوشت تلخ مسافران یاسوج، و مرگ مظلومانه عزیزان این آب و خاک، این ها جملگی حوادثی بودند که جامعه ما را عزادار کرده با از بین رفتن جوانان نازنین وطنمان، قلب هر انسانی را به درد می آورند. من عاجزانه به دنبال یافتن گمشده هایی می گردم: گوش شنوایی، وجدان بیداری، چشم با بصیرتی، اما در پایان روز خسته و مانده خود را در خانه اول می یابم. آنچه موجب آرامش ذهنم می گردد یادآوری این حقیقت است که حداقل خود من آنچه را که در توان داشته ام در طبق اخلاص تقدیم میهن و هم میهنانم کردم: گفتنی ها را طی سالها گفته و نوشته ام، هشدارها را داده ام، راهکارها را پیشنهاد نموده ام و رسالت عظیمی را که آینده ایران بر دوش یکایک ما پیروان صدیق و بی مدعای راه امیرکبیر و مصدق و بازرگان نهاده است بارها به همه باورمندان یاد آور شده ام. لذا نیازی نمی بینم که مصدع اوقات شما عزیزان گشته و برای هزارمین بار یادآوری کنم که ما کیستیم و چه می خواهیم و دست در راستای دستیابی به اهداف ملیمان چه بایستی بکنیم.

    خوشبختانه صدای سخن گفتن از رفراندوم و همه پرسی و اصلاح و تغییر اکنون از هر کوچه و برزنی به گوش می رسد، اما امیدوارم در یادها بماند که در زمانی که هیچ کس را یارای سخن گفتن از حقایق تاریخی نبود این خدمتگزار کوچک وطن، گوش جهان و جهانیان را از دادخواهی ملت بزرگ ایران پر نمود و در بالا بردن آگاهی همگان نسبت به رویدادهای ناخوش ایام از هیچ تلاشی فروگذار ننمود. درست است که صدای من فقط یک صدا بیش نبود، اما پژواک آن اثر گذاری های لازم را در بزنگاهان داشته به طوریکه من اکنون می توانم با وجدان آرامتری بر روی صندلی چرخدار خود نشسته، گو اینکه مشوش و بی تاب و ناآرامم ولی حداقل از کابوس های شبانه خود را در امان داشته ام. عزیزان اعتراف کرده ام که محزونم ولی بدانید که نومید هرگز! زیرا باور دارم که پیشینه درخشان ملت ایران نمایانگر این واقعیت تاریخی است که در طول زندگی پر افتخار ایرانیان پاک نهاد بارها و بارها پیشانی قلدران، قانون شکنان و متجاوزین به حقوق ملت به خاک ذلت مالیده شده است و لذا امید به رسیدن روزی را دارم که برای عموم آزادگان، آزاد زندگی کردن در این مرز و بوم میسر آید.
    اراده پولادین نیز طی سالها مبارزه بی امان از پس جنین ذهنیتی نشئت گرفت و به رغم تمامی تنگناهای غیر قابل تصوری که مرا در عرصه زندگانی در میان آنها قرار دادند، هرگز از فرا رسیدن چنین فرخنده روزی نومید نگشتم. ایمان دارم روزی فرا خواهد رسید که پرونده محکومیت ظالمانه من، که روزی به جرم صداقت مداری و وفاداری به همرزمان و آرمانهای مشترکمان و به گناه عشق ورزیدن به وطن و داشتن آرزوی خدمتگزاری شرافتمندانه به آن ناجوانمردانه گشوده شد به پیشگاه عدالتخانه تاریخ سپرده شود تا من هم یک صبح هنگامی چشم گشوده و طعم واقعی آزاد زیستن را بار دیگر تجربه کنم. روزی که دیگر شاهد آن نباشم که صدها چشم، اعمال روزانه مرا تنگ نظرانه رصد می کنند و بسیاری گوش ها که گفتارم را شنود و سایه های سرکوبگری که همه جا به دنبالم هستند. روزی فرا خواهد رسید که موجودیت خود را دیگر زیر تیغه سانسور نیابم. طی دهه ها زمامداران و مسئولین حکومتی تلاش کردند که جامعه را متقاعد سازند که امیرانتظام یک مرده سیاسی است. بدخواهان در جا انداختن این تصور تلاش کردند، بی تفاوتها آن را باور کردند ولی آنهایی که به بیگناهی من ایمان داشتند مرا همچنان در میان خود دیدند و یافتند و من اما هنوز در میان شما هموطنان آگاه و قدرشناسم قرار دارم، با شما و در میان شما نفس می کشم و این بودن در کنارتان قوی ترین انگیزه برای من در ادامه حیات و تداوم راهم بوده است.
    به طبع این “بودن” اکنون آرزوهایم را در آستانه سال نو اینگونه تقدیمتان می نمایم :
    آرزومندم سال جدید آزادی، امنیت، عدالت اجتماعی، احیای انسانیت، آبادانی کشور و ارامش دل یکایک هموطنان را با خود به همراه آورده و شادمانی را به دلهای غم گرفته در آحاد این جامعه بشارت دهد.
    امیدوارم نوروز سال 1397 روزی نو را برای همگان رقم زند، حال از هر قوم و مذهب و آیینی که باشند، اما مهم اینه این کهن مرز و بوم را آشیانه خود قرار داده اند. اگر روزی از روز های سال نو فرا رسد که شاهد احیای حقوق از دست رفته این ملت باشم، آن روز زمانی خواهد بود که من نیز هر چند در عالم خیال درب آهنین قفس تحمیلی خود را گشوده یافته و با دلی پرشور به پرواز در خواهم آمد گرچه بالهایم شاید دیگر توان پرواز پر فراز را نداشته باشد!
    سال نو بر همه شما عزیزان مبارک باد!
    عباس امیر انتظام
    تهران
    نوروز 1397

     
    • هر بدبختی که ما امروز میکشیم از دست شماها و اون خود خسر الدنیا ولآخرت خونده است (مصدق رو امروز کاری ندارم، ولکن اگه اونهم همون چیزی بود که میگین، شماها به اون هم گلاب پاشی مشعشعانه فرموده اید). من خیال میکردم در طول سالها شماها به جای اینکه شعار بدین که ما اینو میخواستیم و اونو میخواستیم ولی نشد شرمنده، یه ریزه شهامت داشتین که خودتون رو نقد بکنین. حاج آقا، چی شد که بختیار رو زمین زدین ولی آسان رفتین زیر عبای اون اولی؟ چرا؟ خدمتتون عرض میکنم: نادانی! خود شیفتگی! خود-روشنفکر-بینی! خود محور بینی! خود گنده بینی! آیا شما خبر داشتید که حاج میتی ۲۰ سال تحقیق کرد که قانون ترمو دینامیک از قران در بیاره و ۲۰ سال بعدش رو هم سپری کرد که قانون حقوق بشر رو از قران در بیاره؟ اگه میدونستی که شما هم خسر الدنیا ولآخرت میباشید. اگه نمیدونستی بیخود نبود دنبال ک…(سه نقطه از مش قاسم)ن آخوندا راه افتادی.

      اینکه به شما به دروغ انک جاسوسی زدن بر منکرش نعلت. اینکه شما رو رذیلانه زندون انداختن بر منکرش نعلت! اینکه انواع و اقسام شما رو شکنجه کردن بر منکرش نعلت! ولکن، شماها که فریاد آزادی طلبی و قانون گریتون گوش فلک رو کر کرده بود شدین مقلد (قلاده برگردن) اون اولی. نعلت بر همه اونایی که فردوسی و حافظ و سعدی و مولانا و كشف الاسرار رو نخوندن.

       
      • آقا یا خانم مش قاسم، میشه صادقانه بگی شما غیر از خودت و مدیر این سایت که زمینه طعن و لعن و تندی به دیگران در این سایت را برایت فراهم فرموده ،چه کسی یا چه کسانی را در تاریخ سیاست و اندیشه و علم و فلسفه قبول داری؟

         
  132. با درود و خسته نباشی
    جناب آقای نوریزاد
    درمورد اتهام های آقای بقایی و یا به اصطلاح دولت بهار چند مطلب خدمت ملت ایران دارم :
    1_سه و نیم میلیون یورو برای چه دست سردار قاسمی بود ؟ مگه این همه پول شخصی بود که بدون تصویب نمایندگان مجلس در اختیار آقای بقایی باشه ؟ مگه نه این است که کمک به کشورهمسایه و غیرهمسایه با تصویب مجلس باشه ؟
    گرچه این کشور عزیز ایرانمان 40سال است در دست قانون ستیز قرار گرفته .
    2_ اگه اتهام های که به آقای بقایی دادند ، درست باشه ، وای به حال ملتی که هشت سال سرنوشت شان در دست همفکران ایشون بود .
    اگه دروغ باشه باز به حال ملتی که چنین قوه قضایه داریم .
    اگه هر دوتاشان ، دروغ بگویند ومیگویند بازهم بحال این ملتی که چنین حاکمانی دارند .
    آیا باز هم ملت ایران و خصوصا جوانان خودشان را بخوابی خواهند زد ؟
    آیا باز هم روشنفکرانمان آدرس غلط خواهند داد ؟
    آیا باز هم عده ای معتقد خواهند بود که حاکمان اصلاح شدنی اند ؟
    های اصلاح طلبان امروزی و دیکتاوران دیروز خیانت و فریب تا کی ؟ چرا با ملت همصدا نمی شوید و انتظار دارید ملت همصدای شما باشند .
    کدامتان از نرگس محمدی و آتنا و مهدوی و … دفاع کردید ؟

    تنها نجات ملت ایران بیداری است و بیداری .

     
  133. سلام؛
    تصورکن، تصور کردن که جرم نیست؛ فقط تصور کن امام زمان (عج) ناگهان تشریف بیاورند ایران، چه بر سر مبارکشان می آید:
    بنابر روایات گوناگون ایشان بخاطر اقامه حق قرارست تشریف بیاورند!!
    آیا آخوندها و خانوادها و وابستگان و محافظان و کلیه آنانکه در نبود آن حضرت به عنوان نیابت از ایشان برای خود و هفت نسل بعد از خودشان سرمایه های این مملکت را تصاحب کرده اند و هر یک برای خود دستگاه سلطنت فراهم کرده اند و با تشریف فرمایی ایشان باید نه فقط همه چیز را پس بدهند، بلکه باید پاسخگوی ظلمهایی گوناگونی که کرده اند، باشند؛ آیا حضور نازنین ایشان را تحمل میکنند؟؟
    آیا اینان ممکن است به حق گردن بگذارند؛ و دکانهای گوناگونی که فقط در نبود ایشان میتوانند باشند و مردم جادو شده را بفریبند، تخته کنند؟؟
    چنین تصوری حداقل برای بنده محال به نظر میرسد؛
    چون اینان با علم بر اینکه غصب حرام است همه چیز را غصب کرده اند!!
    اینان با توجه به اینکه میدانند گناه ظالم از گناه کافر بارها سنگین تر است؛ اما ظلم میکنند!!
    با تشریف فرمایی آن حضرت همگی باید؛ نه فقط دیگر ظلم نکنند، بلکه باید پاسخگوی ظلمهایی که کرده اند باشند!!
    باید همه اموال غصبی را پس بدهند و جبران خسارت کنند؛ آیا چنین میکنند؟!
    اینان تازه منتظران سینه چاک آن حضرت که اگر حضرت تشریف بیاورد، لابد ابتدا میخواهد حساب اینان را وارسی کند؛ اما اینان با هرکسی بخواهد به حسابشان وارسی کند؛ چه میکنند؟؟!

    واما مردمانی که از اینان تحت عنوان نایبان حضرت؛ نزدیک چهل سال انواع
    ستمها را دیده اند و اموالشان به تاراج رفته؛ وقتی بفهمند تازه رئیس و فرمانده شان آمده؛ از وحشت جابجا نمیمیرند؟؟!
    آیا حق ندارند به هر قیمت شده در صدد نابودیش باشند؟؟!
    عقل به انسان دلیل است..
    وقتی آخوند شرایطی پدید آورده که متدینین به حضور خدا هم باورشان را از دست داده اند؛ بهتر است منتظر حضرت نباشیم و خود حساب خود را وارسی کنیم!!
    چون اکنون منتظران حضرت با آمدن ایشان بسیار بیشتر از سایرین زیان خواهند کرد؛ که اصلا طاقت چنین زیانی را ندارند.
    اضافه براین
    اینا اگه منتظر ظهور نبودند مثلا چه خلافی میخواستند انجام بدهند که تا حالا انجام نداده اند؟؟؟

    حق نگهدار
    (محمدی)

     
  134. جناب نوري زاد سلام نتايج سفر بندر لنگه وبندرعباس شما تلنگري بر وجدانها ي خفته شايد باشد مرگ زندگي را در جاي جاي أين سرزمين مي توان ديد از بندر انزلي و تالاب در حال مرگش هم ديدن كنيد اخيراً به همت تعدادي از علاقه مندان جشنواره اَي بنام تالاب دوخان ( تالاب رابخوان ) برگزارشد و لي ثمري ببار نياورد مديريت پخمگان ايران را هدف گرفته است چشم براهتان هستيم

     
  135. استاد عزیز درودم را پذیرا باشید .
    پیشاپیش سال 97را حضور جنابعالی و خانواده محترم تبریک و آرزوی سلامتی و بهروزی را برایتان دارم .
    استاد بنده هم با نظر جنابعالی در موارد ذیل شریکم .
    1- اینکه سپاه خصوصا سرداران متکبر و خود خواه این مجموعه همانند اختاپوس به جان منابع ملی و ثروت کشور چنگ انداخته و در حال غارت و چپاول هستند هیچ شکی نیست .
    2- از اینکه روحانیون که صدها سال نان مفت از سفره روستائیان و دیگر مردم زحمتکش این کشور خورده و از طرفی عقده به دل داشته اند نیز هیچ شکی وجود ندارد .
    3- اما مهمتر از دو مورد فوق بایدبه عامل اصلی این هردو مصیبت و بلا باید توجه کرد .
    عامل بدبختی و تمام مصیبتهای مردم ایران دین و مذهب مزخرف اسلام و تشیع میباشد .
    استاد گرام از روزی که این آوار بر کشور و مردم ما فرود آمد زمینه این رنجها و مصبیتها شروع شد .
    این دین خونریز و غارتگر با احکام عقب مانده و واپسگرایش ملت ایران را از نظر فکری و اخلاقی روز به روز عقب برد و سال به سال بازار خرافه و تحمیق مردم رواج بیشتری یافت .

     
    • مزخرف چیزهایی است که شما اینجا نوشتید،شما اگر انسان باشید و اضافه بر آن آزاده باشید و اضافه تر بر آن گرایش به دموکراسی،آزادی و حقوق بشر باشید لازم است به اختیار و گزینش اکثریت ملت ایران اسلامی در مورد دین اسلام و مذهب تشیع احترام گذاشته و مزخرفات و حماقت شخصی و فردی را برابر اختیار و انتخاب یک ملت قرار ندهید و اکثریت مردم ایران را به تحمیق نسبت ندهید چون در اینصورت آنان نیز بحکم اکثری بودن حق دارند شما را احمق و نظر شخصی شما را حماقت و تحمیق شخصی بدانند.

       
      • سید، کدام “اختیار و گزینش اکثریت ملت ایران اسلامی در مورد دین اسلام و مذهب تشیع “؟؟! دین موروثی اجباری از جانب حاکمیت ،از کی تابحال اختیاری شده؟؟ مفهوم اجبار و اختیار از کی با هم عوض شده اند!!!

         
        • اکثریت مردم ایران قرنها پیش از حاکمیت جمهوری اسلامی ایران مسلمان بوده اند و هستند و هیچ اجباری در پذیرش دین اسلام و مذهب تشیع نداشته اند اگر کسی مایل است از این به دین موروثی تعبیر کند تعبیر کند در اینصورت بی دینی نیز ممکن است موروثی و تقلیدی باشد!

           
  136. محمد کریم بیگی

    بادرودبه جناب دکترمحمدنوریزادعزیز
    فرارسیدن عیدسعیدباستانی رابه شماوتمام هموطنانم صمیمانه تبریک عرض میکنم.درسال جدیدتوفیق روزافزون شماراخواهانم امیدوارم درسال نوازادی تمامی زندانیان سیاسی وعقیدتی راازبندظلم وستم شاهدباشیم.به رسم باستانی که سفره نوروزی باهفت سین شروع میشودمن این سفره رابجای هفت سین باهفت نه بزرگ که عبارت است از یک نه به سرکوب
    دو نه به خشونت
    سه نه به زندان
    چهار نه به شکنجه
    پنج نه به اعدام
    شش نه به حجاب اجباری
    هفت نه به دیکتاتوری اغازمیکنم

    درودبه شهداراه ازادی وطن

    محمد کریم بیگی(پدر مصطفی کریم بیگی از کشته شدگان عاشورای 88)

     
  137. درود بر استادگرامی جناب نوریزاد عزیز .
    مبلغ ناچیزی که قرار بود از طرف بنده به حساب مورد نظرشما واریز گردد فرستاده شد. شرمنده ام شما و همه عزیزانی که درزندانهای قرون وسطایی دژخیمان ایران اسیرند و همچنین خانواده هامعززشان هستم که نتوانستم درشرایط سخت غربت بیشتر از این در خدمتشان باشم . البته و صد البته که شرایط بد غربت را در قیاس با رنج زندانیان و شرایط سخت خانواده هایشان استراحت مطلق میدانم . بهر حال امیدوارم که شرایطم بهتر شود و بتوانم بیشتر انجام وظیفه کنم . استدعا دارم از قول این حقیر به همه خانواده های زندانیان سیاسی، عقیدتی و شهدای راه آزادی که با آنها در ارتباط نزدیک هستید و همچنین به آقای استاد محمد ملکی سلام برسانید . بجای بنده صورت آقای مهندس عباس امیر انتظام را ببوسید که مصاحبه اش اشکم را درآورد. به امید آزادی و سربلندی ایران عزیز.

     
  138. گیتی پورفاضل - وکیل

    زنان در اسلام جق ولایت ندارندبرنامه ای که محمدبن سلمان در مورد حقوق زنان در نظر دارد نه تنها خارج از باورهای وهابی است که خارج ازمذهب های چهارگانه اسلام است زنان ایرانی باید به زنان عربستان رشک برند که چنین مرد بزرگی به فرمانروایی کشورشان رسیده که درهای مدرنیته رابه واپسگرا ترین کشور روی زمین گشوده است .
    فرمانروایان گاه با منش های بزرگی که دارند فرهنگ سازی میکنند ؛ کاری که ایران در ۸۲ سال پیش آغاز کردولی مردان واپسگرای حوزه های دینی شمشیر تکفیر را ازنیام برکشیدند و خانواده ها را به مقاومت دربرابر مدرنیته وا میداشتند
    وازسال ۵۷ نیز برسر زنان ان امده که به اشکارا می بینیم ؛ ایران تنها کشوریست که تربیت و باورهای مردم اش پس از انقلاب دینی اینک فرسنگها جلوتر و مدرن تراز فرمانروایان اش است
    گیتی پورفاضل
    ۲۸ اسپند ۹۶

     
    • خانم گیتی پورفاضل حقوق خوان ممکنه توضیح بدهید منظورتون از حق ولایت چیه؟ بعد شما ممکنه توضیح بدهید که چطور با اینکه داعیه دار آزادی و دموکراسی هستید عمل چماقی 82 سال قبل رضا قلدر مبنی بر برداشتن زوری چادر بانوان مسلمانی که اکثریت زنان این سرزمین را تشکیل می دادند و مایل بودند به وظیفه دینی خود مبنی بر لزوم پوشش عمل کنند و قزاق های رضا دیکتاتور بزور مانع از عمل بتکلیف دینی آنان می شدند را مصداق مدرنیته دانستید؟! ظاهرا سابقه مدرنیته را خیلی عقب بردید خانم وکیل!

       
      • درود
        رضا شاه بزرگ تمامی کارهای مثبتش بکنار، کوتاه کردن دست آخوند جماعت ازحکومت و قانون رابزرگترین اقدامش باید دانست ،او بدین جهت پایه ریز ایران سکولار بود. جامعه آن دوران عقب افتاده و دچار رکود و بر اثر حاکمان نالایق و روس و انگلیس وپذیرای مدرنیته نبود و احتیاج به تحکم رضا شاه داشت ، اکنون دوران دیگری است، جامعه بیدار است و حاکمان همانطورفاسد مانده اند،نظام داعشی / طالبانی بشدت مخالف جدایی دین از دولت است ، زیرا مدرنیته و سکولاریسم با آخوندان مفت خورو دزدوجلاد در ستیز است.

        دیگر دوران حاکمیت ملتهاست و حاکمیت ملت به هیچ احدی ،اجازه دخالت در امور شخصی را نخواهد داد و حقوق فردی را محافظت خواهد کرد که از جمله آزادی ، برابری و اجرای عدالت اجتماعی است. حقوق اجتماعی با حفظ حقوق فردی آغاز می شود که از جمله ،حق نوع پوشش به تصمیم فرد بستگی دارد و بس ونه نظام ایدیولوژیک و قانون باید از آن حمایت کند.

         
        • حاکمیت ملت در طلیعه انقلاب پرشکوه اسلامی ایران،دودمان رضا شاه و اذناب او را بباد داد و حاکمیت جمهوری اسلامی با بنیان احکامی دینی را ایجاد کرد که حافظ حقوق شخصی و اجتماعی است از جمله مساله پوشش که نوع آن با مراعات حکم ضروری اسلامی مورد خواست اکثریت مردم ایران است و در تعارض حقوق اقلیت و اکثریت،مراعات خواست اکثریت مطابق با عدالت و هنجارهای دموکراتیک است.

           
  139. علی زین الدین( شفیعی)

    شمیم حیات بخش حضرت بهار با انفاس قدسی و دم نفس مسیحایی خود طبیعت خاموش، اعم از جماد و نبات و حیوان و انسان را به شور و هیجان آورده است! سال جاری ساعات و لحظات پایانی خود را سپری میکند تا در سیر بی انقطاع گذر و گذشت زمان جای خود را به سالی نو و آغازی نو بدهد، سال جاری اینک نفسش به شماره افتاده است! با طی کردن واپسین لحظات و سپردن و شمردن نفسهایش و قدمهایش،، نفس در نفسهای زندگی بخش او داده، و با همگامی با قدمهایش سالی بر عمر افزوده و گامی به بلوغ فردی و جمعی نزدیکتر میشویم! نوروز از دیر باز عید و جشن ملی ایرانیان و آریایی تباران بوده و در درازنای پیشینه بشر قرنهای متمادی و متوالی دوام آورده و به عنوان بخشی از میراث معنوی و فرهنگی، و هویت ایرانیان اینک به ما رسیده است! آنچه جشن نوروز را ماندگار کرده ویژه گیهای اوست! در قرون گذشته که هنوز بشر در مقابل طبیعت عاجز و ناتوان بود فرا رسیدن پاییز و زمستان همواره با دلهره و نگرانی همراه بود ! زیرا وسایل و امکانات گرما زایی و گرما سازی مناسب به شیوه امروز نبود، آذوقه و خواربار و ارزاق به علل گوناگون همیشه به مقدارکافی هم وجود نداشت! بنا بر این غلبه بر سرما و صعوبت زمستان و سورت دیماه و گذر ازروزهای کوتاه با آفتاب کم رمق و اندک فروغش، و سپری کردن شبهای بلند و تاریک با سرمای استخوان سوزش، و رسیدن به آستانه بهار،و بر انگیختن امید به تداوم زندگی درسالی دیگر، خود بخود انسان را به جشن و شادمانی فرا میخواند!شوربختانه مردمانی که اینک وارثان اصلی جشن نوروزند چند دهه است تحت جاکمیت ستمگران و نامردمان بیدادگر قرار گرفته و کمترین دلیلی برای جشن گرفتن دارند! زیرا اکثریت مردمانش با گرسنگی ،بیکاری، بیماری، بی درآمدی، فقر، ترس، فحشا، ،کارتن خوابی، گورخوابی، آوارگی، عضوفروشی، کودک فروشی، تهدید و آلودگیهای زیست محیطی،اتمی، شیمیایی، و صوتی و موجی« پارازیتی » مواجهند و حیاتشان تهدید میشود ! با نداشتن آب و هوا و خوراک مناسب و بحد کفایت، و با زخمهای کهنه و ناسوری که از نبود فرزندانشان که درجریان انقلاب و جنگ در جبهه ها و غیر جبهه ها، شهید، مجروح و معلول و مفقود شده اند بر دل و پیکره ی خود دارند نسبت به نسلهای گذشته بهانه و دلیل کمتری برای برگزاری جشن و شادمانی دارند! اما در تاریخ طولانی این کشور اهورایی، این نوروز و جشنهای دوازده گانه بوده که با دمیدن امید و شادی، و با ایجاد روحیه ای نیرومند و بر افروختن روانی روشن و تابناک، به مردمان توان کافی میداده تا بر طبیعت و تورانی و انیرانی و مقدونی و عرب و مغول و ازبک و تورک و تازی و…. غلیه کرده و تمدن و فرهنگ خود را که مایه بقاء و وحدت ملی و تمامیت ارضی و…. اوست را نسل به نسل و دست بدست، به دست،نسل و نژاد و فرزند و نوه و نبیره و نوادگان تبار ایرانی خود برسانند! بیگمان در میان پادشاهانی که بر ایران فرمانروایی کرده اند هم پادشاهان خوب و دادگستر، هم پادشاهان سفاک و ستمگر بوده اند! هم عالیترین چهره های جاودانه در مقیاس جهانی و شایسته ماندگاری در تاریخ وجود داشته که دادگر و قانونگزار و خردمند و مردم دوست بوده اند! هم پست ترین موجوداتی بوده اند که جز شبحی از انسانیت نداشته و سرنوشت مردم را به بازی گرفته و و منافع اجتماع را فدای منافع نژادی و قبیله ای و و طبقاتی و قشری و دینی و مذهبی خود کرده و با تکیه بر زور و اسلحه و اجبار و استبداد در عمل، و ترویج خرافات و تعصبات کور و تنگ نظری و مردم فریبی و انحراف اذهان در اندیشه ، برای کشور و مردم تصمیم میگرفته اند!
    معروف است که وکیل ارعایا کریم خان زند، شیرمردی که شخصیتش برتر از آن بود که خود را پادشاه بنامد، گفته است :«یک خوردنی و یک نوشیدنی به من لذت فراوان میدهد، پلو شب عید نوروز، و آب یخ در زمستان!!!! زیرا همه یا اکثر مردم ایران در شب عید نوروز پلو میخورند، منهم میخورم، آب یخ هم در زمستان در دسترس همه هست، در دسترس منهم هست! »آن شهریار شریف بنا به فطرت پاک و خوی دادگستری و عدالت محوری و مردم دوستی و کرامت و سخاوت ذاتیش، سعادت خود را در سعادت مردم میدیده است ! تاریخ و تجربه های بسیار نشان میدهد که آن مرد خردمند و جوانمرد بر حق و بر راه راستین« صراط مستقیم »بود!و نام نیک کمترین پاداشش در میان مردم ایران است. اگر هم اکنون هموطنانمان گرفتار فقر و تهی دستی نبودند، اگر همه مردان در میان خانواده خود و نزد زن و فرزندان خویش رو سپید و سرافراز بودند، اگر همه کودکان و نوجوانان ودجوانان لباس نو میپوشیدند، اگر در سفره هر خانوادهٔ ایرانی، نان بود و گوشت بود و پلو بود و خورش بود، و میوه بود، اگر هر مادری کفش و لباس و شیرینی و آجیل و عیدی فرزندانش را ذخیره کرده بود، اگر بوی عود و عطر و اُدکلن فضای خانه ها را می انباشت، اگر در سینه های مردم ایران امید بود، اگر بر لبهای ایرانیان لبخند بود،اگر د

    ر زندگی فردی و اجتماعی و در شهرها و روستاها شادی بود، اگر شعر و موسیقی و پایکوبی شوق بود و امید بود ….. اگر….. اگر…. آنگاه براستی عید بود و نوروز بود و شادی بود و نشاط بود! چه باید کرد؟،بسان دهقانی که کندویش تهی و دستش خالی است، اما چشم امیدش به خداوند و باغ و مزرعه و سامانه اش، و دام و مزرعه و مرتعش دوخته شده، اما آخرین اندوخته های هیزم و هیمه اش را طعمه شعله های روشن و رقصان آتش نوروزی میکند، با هر آنچه از تطاول بیداد گران و چپاول تبهکاران و غارتگران مانده، باز هم نوروز را جشن میگیریم و همچون نیاکان خود، ناتوانان و ناداران و بیماران و بیکاران را هم از یاد نخواهیم برد و شادی خود را با آنان قسمت خواهیم کرد!باشد که در این روزهای سخت و تلخ، گامی دیگر به همدلی و یگانگی نزدیکتر شویم و جشن نوروز و شادی را برای همگان بخواهیم!
    جشن نوروز بر همه ایرانیان و ایرانی تباران و هر آنکس که نوروز خجسته را جشن و عید خود میداند تبریک و تهنیت و شادباش عرض میکنم!

    علی زین الدین.

     
  140. با درود
    سرگذشت آقای امیر انتظام گرامی، سرگذشت ملت ایران است ، ملتی که با دروغ به اسارت ۴۰ ساله کشیده شد ،فرزندانش را از او گرفتند وقلبش را هزاران بار شکستند،اما نتوانستند انسانیت را از او بگیرند.
    امیری که سلطان مقاومت و شرف انسانی است، امیری که سلطان واقعی قلبهاست.
    ملت ایران هیچگاه فرزندان واقعی خود را فراموش نخواهد کرد چه برسد بزرگ امیرانش را.
    تبریک سال نو با بهترین آرزوهابه امیر آزاده ایران زمین ، آقای امیر انتظام عالیمقام.خوشبختی ایران در داشتن آزادگانی چون شماست.

     
  141. حاج مصطفی عمامه زاده:از خطاهای ما نسل انقلاب آن بود که بازگشت استبداد را صرفا در هیات رئیس جمهور ممکن دیدیم و به همین دلیل راه بر دیکتاتوری او به خوبی بستیم. اما توجه نداشتیم که وقتی کنترل و مدیریت نیروهای مسلح، قوه قضائیه، شورای نگهبان، صدا و سیما و بخش مهمی از اقتصاد کشور را متمرکز می‌کنیم و در اختیار یک نفر قرار می‌دهیم، احتمال اینکه او به‌سوی خودکامگی حرکت کند، بسیار بیشتر از این است که حقوق و آزادی‌های سیاسی و مدنی شهروندان را رعایت کند.
    ترجمه: ما یه مشت نادان خود محور خود شیفته خود روشنفکر-خوانده احمق بودیم.

     
  142. درود
    جناب سید، بارها این مسئله مطرح شده و تکراری است،ازدواج ، نکاح و صیغه هر چه می خواهید اسمش را بگذارید، تا زمانی که شرایط برابر و رشد و بلوغ فکری بین دو انسان برقرار نباشد ، چیزی جز طوق بندگی و اسارت زنان نیستند.
    اختیار داشتن که فقط به بله ونه گفتن نیست ، لازمه اختیارداشتن بلوغ فکری و سنی و قدرت تصمیم گیری و آزادی است و از لحاظ رشد طبیعی ، انسان به زمان وابسته است. دختر بچه ۱۳ ساله با دختر ۱۹ – بیست ساله ،هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ بلوغ فکری متفاوتند در این مقایسه دختر۱۳ سااله فردی نابالغ است.

    اینکه یک فرد بالغ چه روش جنسی را پیش می گیرد و چگونه آنرا تجربه می کند به خود او بستگی دارد و مسئله ای کاملا شخصی است. اما، آنجایی ظلم و نابرابری شروع می شود که جلوی رشد و نموی طبیعی انسان گرفته شود، اینکه قوانینی موجودند که نکاح دختر بچه ۱۳ ساله را تایید می کنند، چیزی جز بچه بازی قانونی بیش نیست .

    بلوغ فکری انسان جزوی مهم از بلوغ جسمی اوست، بطور طبیعی یک فرد در حال رشد و نمو است. (هر چند جای رشد قد بعدها به گوش و دماغ و شکم داده می شود!)اما، فکرهم احتیاج به پرورش دارد ، فکر بشر تنها با آموزش پرورش می یابد.بقول فردوسی
    خرد چشم جان است چون بنگری/ تو بی چشم شادان جهان نسپری
    در نتیجه ،گرفتن خرد و رشد فکری دختران همان گرفتن آزادی، یافتن توانایی ها و استعدادهای انسانی است و نتیجه این می شود که جامعه بیمار شده ورو به انحطاط می رود .

     
    • یکی از شرائط عمومی صحت و نافذ بودن عقود و از جمله عقد ازدواج در اسلام چه ازدواج موقت و چه ازدواج دائم،اختیار و آزادی و عدم اکراه طرفین و وجود شرائط برابر برای طرفین عقد است، البته بلوغ فکری انسان غیر از بلوغ جسمی است و جزء آن نیست و هیچ میزان مشخص سنّی برای بلوغ فکری وجود ندارد و صرف اینکه در غرب بلوغ فکری موکول به سن 18 سال شده است دلیل درستی چنین میزانی نیست و در اسلام ازدواج دختر باکره هم موکول به اذن و رضایت خود اوست هم موکول به رضایت ولی شرعی او که سرد و گرم روزگار چشیده و طبیعتا و فطرتا مصلحت فرزند خویش را در لحاظ می کند ،زن غیر باکره نیز اختیارش با خود است ودر موارد خارج از این ضوابط نظارت و حکم دادگاه معیار است.این ضابطه اسلامی است و مازاد بر این در روابط بین زن و مرد چیزی جز ناهنجاری و سوء استفاده جنسی و هرزگی و عدم انضباط در روابط جنسی بین زن و مرد و فساد در جامعه تحت عناوین دهان پرکن آزادی و مالکیت بر بدن و سیستم بوی فریند و گرل فریند و فرار از تعهدات انسانی و شرعی نیست.

       
      • فکر می کنم مشکل در تفهیم مسایل است. انسان تا در شرایط آزاد و برابر اجتماعی و قانونی نباشد،صحبت از اختیار بی معنی است. عدالت و اختیار از آزادی بدنیا می آیند .آزادی حق طبیعی انسان است اینطور در نظر بگیرید که هواست و نظام های ایدیولوژیک همان گردوغبارند که مانع تنفس اند.
        تعریف انسان بالغ و خردمند با بچه یا دیوانه فرق می کند.یک سری حقوق طبیعی و یکسری اجتماعی اند . مثلا حق طبیعی آزادی و برابری انسانها ایجاب می کند که حقوق اجتماعی امکانات تعلیم و تربیت و کار اجتماعی یکسان برای اقشارو جنسییت مختلف جامعه فراهم باشد.

         
  143. فاضل غیبی: دوستان چپ، لطفاً دیگر مبارزه نکنید!

    iran-emrooz.net | Sun, 18.03.2018, 22:23

    چندی پیش مریم سطوت، از بازماندگان جنبش چریکی، از این بابت اظهار شگفتی کرد که چریک‌های کشورهای آمریکای لاتین در مقایسه با هم‌رزمان ایرانی خود از محبوبیت بسیاری برخوردارند. آنان « اینکه در جوانی خود به آن جنبش تعلق داشته‌اند را افتخار و نه سرشکستگی می‌دانند.»(۱)

     
  144. بی بی سی: معضل دایمی اقتصاد ایران: هدف عدالت، نتیجه غارت.
    مش قاسم: باز حاجی بی بی سی به مغالطه پرداخته. جمله درست اینه: معضل دایمی اقتصاد اسلامی: هدف غارت بهانه عدالت. آخه این اسلامیچیا از جد و آبادشون از ۱۴۰۰ سال پیش یاد گرفتن.
    ========================
    مکارم شیرازی و شایعاتی در باره مالکیت بر یک حساب بانکی ۶۰۰ میلیارد تومانی مش قاسم: به این میگن توهین به این یکی. ۶۰۰ میلیارد تومان چیه؟ توی حساب بانکی وزوزیر/*ان تیریلیونه حالا این با ۶۰۰ متر نخ دور کله اش فقط ۶۰۰ میلیارد؟
    ========================
    اظهار بی‌خبری عیسی کلانتری از سرنوشت فعالان بازداشتی محیط‌ زیست
    .مش قاسم: این بیچاره از چی خبر داره که از این بازداشتها خبر داشته باشه؟
    ========================
    هشدار شمخانی به اروپاییان: به بهانۀ حفظ برجام “باج‌خواهی” نکنید.
    مش قاسم: به زبون آخوندی داره میگه، (آخه زیر دستشون بزرگ شده).
    مش قاسم: منظورش این بوده: ما که واسه موندن بر قدرت سالهاست که بهتون باج میدیم، باج‌خواهی بکنین ولی از یه چیز دیگه در ضمن، حساب حاجی پوتین جداست، اون باجش جداگانه پرداخت میشه.
    ========================
    وب‌سایت خبری باشگاه خبرنگاران جوان علیه رحیم مشایی: ارتباط نزدیک با همسر دکتر فاطمی
    مش قاسم: آخر و عاقبت نوکری آخوندا همینه دیگه.
    ========================
    کرباسچی: دولت دچار فرسودگی است.
    مش قاسم: بازم برو واسه اینا منقلاب کن! این از روز اول فرسوده و مندرس بود!
    ========================
    اژه‌ای: برخی کارهای احمدی‌نژاد و یارانش همراهی با دشمن است
    مش قاسم: آخه بسکه افکار این دومی و این به هم نزدیکه.
    ========================
    روحانی: همه باید صدای اعتراض مردم را بشنوند.
    مش قاسم: حاجی، تو اول بیا بگو خودت چی شنیدی که ما بفهمیم اصلا توی باغ هستی یا داری شامورتی بازی در میاری. از مش قاسم میشنفین شامورتی بازی.
    ========================
    ادامه ناکامی سیاست‌های فرهنگی دولت روحانی در سال ۹۶ . مش قاسم: ادامه ناکامی سیاست‌های فرهنگی در ۱۴۰۰ گذشته.

     
  145. چشم بسته زیر آبی میرید جناب نوری زاد!!! از این مملکت از آدمهاش چیزی باقی نمونده چه برسه به جمادات و نباتات!!! بظاهر همه چیز سر جاشه ولی در نگاه این مردم که شاد میزنند اینگونه است!!! راستی حلول سال نو و نوروز بر شما و ملت شهید پرور تسلیت باد!!! از صمیم قلب می گم هر ساله تسلیت می گم!!! من تعادل را در جامعه ایران در چند چیز دیده ام:
    آشپزخانه، دستشویی؛ پایین تنه که خودبخود از موجبات شاد زدن این عده تاکنون بوده است!

    من عادت دارم بنویسم جامعه گوسفندی ولی سانسور می کنی چون میدونی خودت هم اینجوری هستی!!

     
  146. با سلام

    جناب نوریزاد برسم کلیشه ای همیشگی که آسیب های همه مقولات مختلف اجتماعی و زیست محیطی و چیزهایی از این قبیل را منحصرا معلول تاثیر گذاری برخی روحانیون و سپاهی ها می دانند و از بررسی علل و عوامل گوناگون این پدیده ها و اینکه اینطور مقولات و پدیده ها معلول بیشمار علل گوناگون است غفلت می کنند و فقط عاشق هیاهو و کارهای پر سر و صدا و تعبیراتی مثل عمامه بزمین زدن و غیر دالک هستند! اینطور تعبیر کرده اند :

    “…مثلا در فاجعه ی زاینده رود و وضعیت بحرانیِ کشاورزان شرق اصفهان، شما بگردید و ببینید یک ملا در میانِ این مردم بینوا پیدا می کنید که پا به پای مردم فریاد بکشد: مرگ بر کشاورز درود بر مسئولین!؟…”
    (پایان)

    آیا بهتر نیست ایشان بجای تکرار مکرّرات و تعبیراتی اینچنین کلیشه ای ،ضمن سفرهایی که بعنوان یک مصلح دلسوز اجتماعی می روند با تهیه تحقیقاتی میدانی و گزارش هایی جامع و تخصّصی نشات گرفته از متخصصان مربوطه آنرا برای اصلاح و رفع آسیب و حل شدن مشکل ارائه کنند؟ فی المثل با اینکه مشکل خشک شدن زاینده رود تابع علل و عوامل گوناگون محیط زیستی و مدیریتی و غیراینها هست آیا باید فقط با تکرار کلیشه ای مخالفت با روحانیون یا امام جمعه ها یا اتهام زدن مطلق به سپاه یا فرماندهان آنها در پی حل مشکل باشند؟!

     
    • حاجی خیلی از مرحله پرتی. دو سه بار دیگه مطلب را بخون شاید بفهمی نوریزاد چی میگه.

       
    • درود سید مرتضای گرامی
      گرچه در باره ی “عروض احکام خمسه بر عنوان نکاح و ازدواج” اشاراتی مرقوم فرمودید – که موجب امتنان است – پرسش این که: آیا “تفخیذ”ی که آقای خمینی فتوا داده اند (که می شود حتی با دختران شیرخواره التذاذ جنسی داشت) در امتداد همین پنج وجه است یا نه این تفخیذ باب مجزایی برای خود دارد؟ در ضمن من فیلمی دیدم از یک طلبه ی جوان که خاطره ای از نویسنده ی یک کتاب (که از همراهان و مجاوران آقای خمینی در نجف بوده) نقل می کند که حضرت خمینی در سفری (و حضور در میان قبیله ای که وی را بسیار دوست می داشتند) شب تا به صبح با دختر بچه ی چهار پنج ساله ای مشغول تفخیذ بوده. سند این کتاب احتمالاً محکم است. آنگونه که یکی از کتابهای مرجع انتشارات آستانقدس است. فیلمش را دارم اگر خواسته باشید برایتان می فرستم. گرچه خود مراجع نیز معتقدند : فتوا که می دهی خودت باید عامل باشی! وگرنه می شوی واعظ غیر متعظ!
      سپاس

       
      • فقط خواستم بگویم سطح تفکرات و طرز سیاست ورزی متمدنانه و فهیمانه جناب محمد نوریزادِ سابقا انقلابی و برخوردار از مواهب ارتباط با قدرت همین هاست که در این نوشته می بینید و می بینیم: فیلمی در اختیار دارم از یک طلبه جوان(؟!)،خاطره ای از نویسنده(؟!) یک کتاب که از همراهان آقای خمینی بوده در نجف..نقل می کند که ….سند این کتاب “احتمالا”محکم است (چون از انتشارات آستان قدس است)!خوب اگر یک کتاب از انتشارات رسمی آستان قدس است چرا نام نویسنده
        آن کتاب را کتمان می کنید؟! فیلمش را دارم! (یعنی این خاطره در آن کتابی که متعلق به یکی از همراهان آقای خمینی آنرا نوشته و آستان قدس آنرا منتشر کرده آمده؟! یا اینها را آن طلبه جوان ناشناس به یکی از همراهان نجف آقای خمینی نسبت میده؟!)،اگر بخواهید برایتان می فرستم! ( بلحنی که گویا دنبال آزار دادن کسیست که کینه از او به دل گرفته، خوب بفرستید شما که جی میل مرا دارید،بعد حالا چرا سرّی؟! شما که دائم در حال نشر شجاعانه اسناد متقن و محکم سیاسی علیه جمهوری اسلامی و موسس آن در مصاحبه ها و سایت و کانالتان هستید این یکی هم روی آن اسناد متقن)….الخ.
        خوب این طرز تفکر جناب محمد نوریزاد مسلمان است دیگر! ایشان را چه به تحقیقات میدانی و مستند و کارهایی از این قبیل برای نفع اجتماع؟! بقول جوونا :شعار دادن و هیاهو کردن و افتراء زدن را عشق است!

        ———-

        درود دوست گرامی
        مشتاق این بودم که ایمیل و تلگرام خودتان یا یکی از دوستان یا رهگذری را بدهید تا کل فیلم را برای شما بفرستم. رفتم و اسم کتاب را از فیلم درآوردم. اسمش : “للله ….. ثم للتاریخ (کشف الاسرار و تبرئة الائمه الاطهار) بقلم سیدحسین موسوی

        کاش در این سایت امکان انتشار فیلمهای تلگرامی بود. بهر روی این فیلم در تلگرام منتشر شده و می تواند در دسترس باشد. اگر برایم مقدور بود حتما در این سایت منتشر می کنم. حالا از این بگذریم، اگر سندش محکم بود، عکس العمل شما چه خواهد بود؟ این را برای ما روشن می فرمایید؟
        با احترام

         
        • صد البته كه روشن خواهند فرمود , با بادي در غبغب و نيشخندي كه قابل ترجمه نيست
          فرمايش خواهند كرد , دروغ است

           
        • سلام و تبریک سال نو به جناب نوریزاد و بقیه دوستان

          چنانکه قبلا عرض شد شما ایمیل مرا که در اختیاردارید،اما بنظرم نیازی به ارسال فیلم نیست،فیلم احتمالا توضیح در مورد کتابی است عربی بهمین اسمی که شما آوردید،من این کتاب را دانلود کردم،و فهرست مطالب آنرا مرور کردم،کتابی بزبان عربی در حدود 150 صفحه که شخصی بنام مستعار سید حسین موسوی آنرا نوشته است و مشحون است از افتراء و تهمت و دروغ ها به مذهب شیعه و نویسنده آن در مقدمه کتاب مدعیست شیعه بوده و نزد مرحوم محمد آل الحسین کاشف الغطاء تلمّذ کرده است اما خوب بعد متحول شده! در این کتاب نسبت به عالمان معاصر و برخی مراجع شیعه مثل مرحوم آقای خوئی و آقای سیستانی حفظه الله و برخی دیگر هم جسارت شده و جسارت و دروغگوئی او نسبت به عالمان شیعه اختصاصی به مرحوم امام خمینی ره ندارد،البته نقدهایی بر این کتاب نوشته شده و به تناقضات مختلف موجود در آن که حاکی از دروغگوئی و شیطنت نویسنده آن است اشاره شده که متاسفانه البته همه اینها بزبان عربی است ، مثلا نگاه کنید به این لینک:http://shiaweb.org/books/llah_llhaq/pa29.html
          در این لینک و کتاب بوضوح دروغ بافی های نویسنده کتاب مورد اشاره آشکار شده،مثلا به تاریخ های ملاقات هایی که نویسنده به آنها اشاره کرده است که بتناقضات روشنی می رسد،بهرحال بنظر می رسد اصل این کتاب یکی از شیطنتهای سلفی ها و دشمنان مذهب شیعه است و این دروغ و افترائی که به مرحوم آیت الله خمینی نسبت داده شده یکی از مزخرفات و دروغ های فرعی آن است که ذیل بحث از مساله متعه از نظر شیعه مطرح کرده است با اینکه پاسخ فرضی که مرحوم آقای خمینی و برخی دیگر از علماء داده اند اصلا مربوط به بحث متعه نیست،بنابر این وضع کتاب اصلا برای تخریب مذهب شیعه و تخریب علماء و بزرگان این مذهب است که روش معمول سلفیه است ،در آن نقدی هم که در لینک مورد اشاره هست توضیح داده شده که شخصی به این نام که از کربلا برخاسته باشد و شاگردی کاشف الغطاء کرده و از او اجازه اجتهاد گرفته باشد وجود ندارد پس این اسم (سید حسین موسوی)یک اسم مستعار است برای یک شیطان صفت سلفی که در این کتاب اقدام بمزخرف گوئی و افتراء کرده است که موجب فریفته شدن ساده دلان یا کسانی می شود که بخاطر اغراض سیاسی تشنه چنین هجویات بی اساسی هستند. جالب است که در ص 37 این کتاب ذیل بحث متعه عبارتی را به کتاب تحریر الوسیله ریفرنس می کند و نسبت می دهد که در تحریر وجود ندارد! :
          وكان الإمام الخميني يرى جواز التمتع حتى بالرضيعة، فقال: ( لا بأس بالتمتع بالرضيعة ضَماً وتفخيذاً – أي يضع ذَكَرَهُ بين فخذيها – وتقبيلا ) انظر كتابه تحرير الوسيلة 2/241 مسألة رقم 12.
          در حالیکه این عبارت در تحریر وجود ندارد و چنانکه در بحث های گذشته ذیل این سوال بارها توضیح داده شد عبارت مرحوم امام خمینی در تبیین یک مساله فرضی و توضیح لوازم شرعی یک عقد نکاح اینطور است :
          لا يجوز وطء الزوجة قبل إكمال تسع سنين، دواماً كان النكاح أو منقطعاً، وأما سائر الاستمتاعات كاللمس بشهوة والضم والتفخيذ فلا بأس بها حتى في الرضيعة…الخ.
          فارغ از همه این مسائل شما دروغی از آن فیلم نقل کردید مبنی بر اینکه این کتاب با این محتویات مزخرف گونه ضد شیعه و ضد عالمان شیعه بطبع آستان قدس رسیده پس سندیت دارد!در حالیکه سرچ گوگلی نام این کتاب ما را فقط به سایت هایی عربی مربوط به سلفیه و دشمنان شیعه می رساند.
          من نمیدانم شما با این تعبیرات که “سندیت محکم” چه اراده می کنید؟اینکه کسانی دروغ و تهمت هایی نسبت به علماء شیعه را کنار هم بیاورند و چیزهایی را نسبت به پاکان دهند یعنی سندیت محکم؟!
          حال فارغ از همه این مسائل و توضیحاتی که بارها در خصوص این فتوا و نقدهای مربوط به آن ارائه شد و شما همچنان به آن بی توجهید و ساز دشمنی و کینه خویش با مرحوم آقای خمینی را کوک می کنید،اساسا ایشان بعد از تبعید به عراق دائما در نجف ساکن بودند و مشغول درس و بحث و احیانا برای زیارت به کربلا می رفته اند،و سفری به جایی نداشته اند،نگاه کنید به عبارت این نویسنده دروغگو که وقتی می خواهد بدروغ بگوید من و ایشان به آنجا رفتیم نام آن محل بصورت چند علامت سوال ذکر می شود!:
          ..” لما كان الإمام الخميني مقيماً في العراق كنا نتردد إليه، ونطلب منه العلم حتى صارت علاقتنا معه وثيقة جداً، وقد اتفق مرة أن وُجِّهَتْ إليه دعوة من مدينة؟؟ وهي مدينة تقع غرب الموصل على مسيرة ساعة ونصف تقريباً بالسيارة، فطلبني للسفر معه، فسافرت معه…”ص 35
          مدینه؟؟!یعنی نام شهر را درز گرفته! شهری در غرب موصل! کدام شهر؟! بعد مرحوم آقای خمینی اصلا سفری بموصل نداشته است! و گذشته از همه اینها عقل انسان کجا رفت که از خود سوال کند که یک مرجع تقلید حدود هفتاد ساله که بطور معمول عده ای از نزدیکان و علاقمندان و شاگردان و فرزندان او در همه جا همراه او هستند چطور می شود که مصطفی و احمد خمینی و بسیاری از نزدیکان او را در یک سفر همراهی نکنند و فقط کذاب بن کذابی که همه نوشته او حاکی از شیطنت و دروغ گوئی سلفی گرایانه اوست همراه ایشان می شود؟! جای تعجب است از محمد نوریزاد مسلمان که هنوز چیزی برای او اثبات نشده سخن از سندیت محکم یک کتاب عربی می کند بصرف وجود یک فیلم که مثلا حاوی توصیفاتی یا توضیحاتی از یک طلبه (؟!) مجهول النسب!

          در انتها قرآن کتاب مسلمانان را یاد آور می شوم که :
          يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُون‏.الحشر/18
          اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد، از خدا پروا داريد؛ و هر كسى بايد بنگرد كه براى فردا[ى خود] از پيش چه فرستاده است؛ و [باز] از خدا بترسيد. در حقيقت، خدا به آنچه مى‏ كنيد آگاه است.

          ———-

          درود و سپاس دوست گرامی
          اطلاعات خوبی ست در باره ی این کتاب
          بله از اینجور کارهای زیانبار و تفرقه انداز در هر دوسوی دیده ام.
          سپاس از زمان و وقتی که صرف پاسخ به پرسش من فرمودید.
          سپاس

          .

           
          • اگر نویسنده این کتاب ( لله ثم للتاریخ کشف الاسرار و تبرئه الائمه الاطهار ) به نام مستعار سید حسین موسوی تهمت میزند و افترا میبندد و دروغ میگوید، پس چرا با توجه به فیلم های موجود در یوتوب این کتاب در کتابخانه آستان قدس و یا گوهرشاد مشهد موجود است و شاید جاهای دیگر هم همینطور؟!
            یک کتاب هم در رد این کتاب موجود است:
            به نام ( لله و للحقیقه رد علی کتاب الله ثم للتاریخ)
            نویسنده : علی آل محسن

             
          • من در مورد محتوای این کتاب و تناقضات آن توضیح کامل ارائه کردم،تاجایی که من بررسی کردم این کتاب توسط انتشارت آستان قدس یا گوهر شاهد منتشر نشده و همانطور که خطاب بجناب نوریزاد نوشتم انتشار این کتاب باز می گردد به لینک ها و سایت های مربوط به سلفیه و دشمنان تشیع،ادعاها در فیلم های یوتیوبی در زمینه های مختلف فراوان است ،معیار درستی ادعا این است که مستند و با مشخصات کتاب نشان دهند که فلان کتاب در کجا و در چه تاریخی و بدست چه ناشری منتشر شده است،اینطور که من دیدم کتاب بصورت پی دی اف و کتاب الکترونیک بود،شما اگر سند مشخصی دارید نشان دهید این کتاب در ایران بطبع رسیده،در عین حال هیچگاه انتشار یک کتاب ضامن صحت محتواهای مندرج در آن نیست چون ای بسا کتابی را بعنوان ردّ و نقد منتشر می کنند،در هر حال بنده مستند به برخی تناقضات و دروغ های کتاب اشاره کردم،شما فارغ از حواشی به اصل محتوا توجه کنید.

             
  147. استاد خوبم می بینید احمدی نژاد هم داره از خط قرمز ها عبور میکنه بعد از دستگیری بقایی و مشایی و چقدر این اصلاح طلب ها (قلابی) بزدل و ترسو هستند. بنظر میاد در سالی که در پیش داریم اتفاقات مهمی رخ خواهد داد. از این اختلاف که در میان سران نظام که بگذریم ارتش گرسنگان و محرومان که نمونه بسیار نادر آن را در اصفهان در پشت کردن کشاورزان به امام جمعه اصفهان بود. تازه حدود دو ماهی به پایان مهلت برجام باقی مانده و با احتمال خروج آمریکا از برجام فشارهای اقتصادی کمر شکن افزایش خواهد پیدا کرد. تصور کنید همین کشورهای اروپایی که در این سالها با رژیم مماشات کرده اند از ترس تحریمها حاضر نشدند به هواپیمای ظریف در مونیخ سوخت بدهند. البته استاد خوبم شاید عده ای مردم را می ترسانند ایران مثل سوریه میشود و از این قبیل حرفها که فکر میکنم از طرف خود رژیم به این شایعات دامن زده میشود.چرا مگه مردم ما استحقاق زندگی راحت و در ازادی را ندارند. شاید کمتر به این موضوع اشاره شده که در قیام دی ماه علیرغم فقر و تهی دستی خیلی ها ولی مغازه ها غارت نشدند و این نشانه شعور و آگاهی مردم است. خوشبختانه ترس مردم به یمن ایستادگی و مقاومت خیلی ها منجمله خود شما کم شده و دیگه حاضر نیستند زیر بار ظلم بروند. ۴۰ سال یک عمر است هر چه هست فکر کنم خیر و برکت برای مردم ما خواهد بود. نمی دونم نظر شما چیست . به امید دیدار شما و مراقب خودتون باشید. خیلی دوستتان داریم.

     
  148. آخرین آغوش؛

    هیچ گلوله‌ای رها نشد، مگر آنکه قلبی را به نشانه رفته باشد.. قلبی که می‌توانست مملو از راز‌های عاشقانۀ معشوقه‌ای باشد که گل‌های اقاقیایش بر دهانۀ هر نگاهی آویزان است.. در این عصرِ تراژیک چارۀ دیگری نبود، جز باختنِ تمامِ آنچه به قمار گذاشته بودیم و دل سپردن به ضربانِ ناهمگونِ عقربه‌های هستی.. ما در سوءتفاهمی رنگ و رو باخته آن‌چنان اسیرِ امرِ واقع شدیم که بی‌معنایی تا بیخِ گوش‌مان ریشه دواند و اینگونه بود که بر تَلی از آنچه که از کف داده بودیم به عزا نشستیم.. در این جهانِ عاری از عشق و بوسه بود که رابطه‌ها بر زیر چکمه‌های بی‌اصالتی لگدمال شدند..
    بنا به روایت دوباتن، بالای سر هر داستانِ عاشقانه‌ای، این تفکر ، هرچند وحشتناک و نادانسته، آویزان است که چگونه پایان می‌یابد، درست به این می‌ماند که در عینِ سلامت بکوشیم تا به مرگ بیندیشیم.. اینجا همه چیز علیهِ عشق است، ما آدم‌های خاکستری خواسته یا ناخواسته به تیر و تازیانۀ تقدیرِ جفاپیشه تن سپردیم و این آخرین چشم‌اندازی بود که برابرمان تصویر شد، ما در این سلاخ‌خانه به نامِ قربانی ورود کردیم و گردن به چاقویِ سلاخ سپردیم.. حقیقت چنان جانانه شلاقی بر این پیکره‌های نیمه‌جان نواخت که امروز هیچ رنگ و رویی بر زندگانیِ ما نیست، بی‌آغاز و بی‌پایان، بی عشق و بی‌چاره، چه شد که چنین رانده شدیم! چه شد که بی حضورِ نوازشِ عشق در این ماتکده زیستیم! شاید در عصری که گلوله‌ها هیچ مأمنِ امنی جز قلب یک سرباز برای خود نمی‌یابند، سخن از عشق به غایت گزاف و بیهوده باشد.. کنون، عشق همان بیگانه‌ایست که فرسنگ‌ها از این شهرِ سیمانی فاصله گرفته و امروز با پیکره‌هایی نیمه‌جان مواجهیم که به شدت به عشق بی‌اشتهایند..
    بنا به گفته کُلویل زندگی ذاتاً خطرآفرین است، ما در جهانی به غایت تیره و تار مشغول زندگانی هستیم و تشویش، طبیعتِ این جهانِ آلوده به اضطراب است.. اینجا و در قابی که الکساندر کُلویل قلم زده، دو تن، در شهری رنگ و رو باخته، تمرینِ عشق می‌کنند.. در اضطراری که او بر قابِ خود نشانده است، لب‌هایی به هم ساییده شده و جهان بر قامتِ عشقی مضطرب خیره مانده است.. لحظۀ عزیمت نزدیک است و عشق بر آخرین ایستگاهِ هستی انتظار یک فراق دیرینه را می‌کشد.. کُلویل عاشق و معشوقه‌ای را فارغ از هیاهویِ این جهانِ خونین بر ایستگاهِ قطاری به هم می‌رساند که در پاردوکسی تمام عیار فراق و وصال بر هم آغشته می‌شوند و عاشق در حالی معشوقه‌اش را می‌بوسد که سوتِ قطار، نوای ناقوس جنگ را به گوش‌ها می رساند.. اینچنین است که این عشقِ مضطرب چمدانش را آمادۀ نبردی می‌کند که هر آن ممکن است او را تا مرز انهدام به پیش ببرد…
    مشخص نیست که سربازِ جوان در ایستگاهِ قطار، در حالِ آمدن است یا رفتن، تنها به نظر می‌رسد که کلویل با انتخابِ رنگ‌ها و در عرصه‌ای نمادین، عشق را در گذرگاهی خاکستری به دستِ عبور می‌سپارد.. او عشق را به میانجیِ حضورِ فراغ، دو تکه می کند، نیمه ای که می رود و نیمه ای که می‌ماند و بر فقدانش اندیشه می‌کند.. اینجا و در این ایستگاه، قطاری در انتظارِ غارتِ عشقی دیرین است.. در این سکونِ به ماتم نشسته و در قابی که دو نفر تنها به میانجیِ رنگ‌ها از هم گسسته می‌شوند، دخترک بر پنجه‌های خود می‌ایستد تا لبانش را بر قامتِ نیمۀ دیگرش بساید و بر مرز فراق بایستد و تقلیل هر امرِ عشق‌آیینی را با اعتراضی عاشقانه بر بوم نقاشی بنشاند.. در این جهانِ تصویری، پس‌زمینۀ جدایی و فراغ بر اثر کلویل سنگینی می‌کند، سرباز، معشوقه‌اش را رها نخواهد کرد، مگر به ضرب گلولۀ تقدیر.. “شاید این آخرین آغوش باشد که بر بومِ کلویل نگاشته شده است”..
    در هیچ کجای تاریخ این چنین، عشق و جدایی در یک قاب هم‌زیسته نبوده‌اند، نقاش، عشق را بر ایستگاهِ قطاری نشانده است که هر لحظه رفتنش را به انتظار نشسته‌ایم.. اینجا بوسه‌ها در امتدادِ یک راه‌آهن تهدید به زنگار و گلوله می‌شوند.. او خواهد رفت و در این فضای مبهم، از او تنها زخمی برجا خواهد ماند.. در جهانی که کُلویل قلم زده، عشق تا ابد بر آستانۀ عبور خواهد نشست..

    حسام محمدی

     
  149. دکتر از کانادا

    جناب نوری‌زاد عزیز سلام،

    من حیران مانده‌ام که این‌همه تقدیر از واقعه‌ی ملی شدن صنعت نفت برای چیست و ملت ما برای چه این روز ۲۹اسفند را جشن می‌گیرند؟!!

    مگر نه این که در همان اوان ملی شدن نفت، مصدق را شاه خانه‌نشین کرد و ۱۵سال بعد هم با هدایتِ همه‌ی سیاستمداران و روشنفکران، مردم به خیابان ریختند و شهادت دادند که ثروت نفت را شاه دزدید و یا هدر داد.

    شاه را بیرون کردیم، نظامی نو بنا کردیم و گفتند برق و آب رایگان می‌دهیم و بعد ادعاشد که پول نفت را سرسفره‌تان می‌آوریم. در ۳۹سال اخیر هم که پول نفت بدون اطلاع و بدون رضایت مردم، یا صرف جنگ شده، یا به عرفات و حافظ اسد هدیه داده‌اند و یا خرج انرژی هسته‌ای و هدایت جنگ در جهان و همچنین گداپروری شده است. وقتی هم اعتراض کنی، می‌گویند نفت مثل همه منابع و مراتع و آبها و کوهها… جزو انفال است و مال نماینده‌ی خدا که هرطور ایشان صلاح بداند خرج می‌کند. حتا دولت هم با اذن نماینده‌ی خدا حق دخالت در بخشی از انفال -ازجمله نفت- را دارد ولی مردم خیال می‌کنند که دولت منتخبشان خطاکار است!!…

    پالایشگاه‌ها و شهرهای نفت‌خیز به کلی خراب و ویران و کارمندان عادی شرکت نفت مثل سایر کارمندان در فقر هستند. مردم مناطق نفتی در فقر و کمبود زندگی را در خاک و بی‌آبی هدر می‌دهند. آبادانی شهرهای جنوب همه از بین رفته و دیگر احیا نشد که نشد…

    از میزان درآمد نفت هیچ اطلاعی به ملت که مالک آن هستند داده نمی‌شود. مدام می‌شنویم و شاهدیم که فلان مقدار نفت را سپاه گرفت، بهمان میزان را نیروی انتظامی فروخت، پسر رفسنجانی فلان کمیسیون قرارداد نفتی را برد، مصطفا طبسی و بقایی فلان ارز نفتی را خورد، صدها جزایری و زنجانی و آریا سبز شد و هزاران ثروتمند نفتی مانند خاوری دررفتند. سرمایه‌های نفتی در ونزوئلا مردم بی‌خانمان را صاحب خانه کرده و اهالی غزه و لبنان را از مستأجری نجات داده. تعداد مساجدی که با پول نفت ساخته شده در افریقا، سوریه، عراق، یمن، ایران و تمام دنیا از شمار خارج است و همین پول نفت سرمایه‌ی حقوق به نوشیعیان دهات افریقا و دستمزد متولیان دین در همه جاست…

    آیا اگر نفت ملی نمی‌شد و با یک قرارداد منصفانه در اختیار خارجی بود، مگر نه این که حساب و کتاب دقیقی در کار بود و همه‌ی ما صاحبان نفت، از دخل و خرج آن اطلاع می‌یافتیم؟

    این «ملی‌شدن» چه گُلی به سر مردم ایران زده که همه مدام به مصدق درود می‌فرستند؟ مگر نه این است که مصدق این نان را در کاسه شاه و امام گذاشت و خاکش بر سر ملت شد؟!!

    هیچ مردم فکر می‌کنند که چه چیزی را هرسال جشن می‌گیریم؟!!!

    آیا اگر انگلیس نفت را استخراج می‌کرد، شرایط از این بدتر می‌شد؟!
    آیا اگر انگلیس پیمانکار نفتی ما بود، بازهم مردم ما با ذلت جلو سفارت انگلیس برای یک ویزا صف می‌کشیدند؟!

     
    • جناب دکتر! ظاهرا شما هم تنه به تنه ساسانم این سایت زده اید در نفی و اهانت به مرحوم دکتر مصدّق که با ملی کردن صنعت نفت ایران خدمت شایانی به این کشور در همیشه تاریخ کرد ،از این جمله شما شروع می کنیم:

      “آیا اگر انگلیس نفت را استخراج می‌کرد، شرایط از این بدتر می‌شد؟! آیا اگر انگلیس پیمانکار نفتی ما بود، بازهم مردم ما با ذلت جلو سفارت انگلیس برای یک ویزا صف می‌کشیدند؟!”
      (پایان)

      پس مشکل شما اینه؟! اینکه دست انگلیس و کمپانی های مربوطه از تاراج ثروت ایران با وساطت و سر سپردگی سلسله پهلوی کوتاه شد! اینطور نیست؟ یعنی مشکل شما احتمالا دو چیزه،یک اینکه دست خاندان پهلوی و حکومت های مستبده شاهنشاهی از سلطه بر این کشور کوتاه شد (البته به این تصریح نکردید ولی فحوای کلام شماست) و دیگر اینکه دست کمپانی های نفتی و دول استعماری از منابع و ثروت های مردم ایران کوتاه شد،خوب بله این خدمت بزرگی بوده که مرحوم دکتر مصدق به مردم و تاریخ ایران کرده،شما چطور ایرانی هستی که رفته ای کانادا از آنجا علیه ایرانی پرشور و فهیمی مثل مرحوم مصدق شمشیر می کشی؟ حال بهرحال شما چه ایرانی باشی و بر تابعیت این کشور باشی یا نباشی اما اکثریت مردم ایران و تاریخ ایران پاس این خدمت و دفاع از حق ملی مردم ایران از سوی مرحوم مصدق را می دارند هرچند مصدق هم مثل سایر مصلحان و خدمتگذاران این مرز و بوم ،مطلق نیست و اشتباهاتی داشته است و نقدهایی بر او هست اما در اصل میهن دوستی و دفاع از منافع ملی او تردیدی وجود ندارد و مردم ایران این روز بزرگ و مهم را جشن می گیرند هرچند اتباع شاهنشاه و شاهیست ها و سلطنت طلبان را خوش نیاید.
      در آمد نفت و حساب و کتاب آن هم برخلاف شانتاژ شما روشن است،هم گزارش های وزارت های نفت در همه دولت ها هست،هم حساب خزانه عمومی مملکت و هم دیوان محاسبات بر دخل و خرج ها نظارت دارد،بله درآمدهای نفت متعلق بمردم ایران است که جمهوری اسلامی ایران را با اکثریت آراء تاسیس کردند و هزینه های عمومی کشور نیز مطابق قانون اساسی و قوانین عادی تحت تصرّف منتخبان ملت بوده و هست،اینکه شما جمهوری اسلامی را قبول نداشته باشید و هزینه های قانونی کشور را نادرست بدانید مشکلی ایجاد نمی کند چون شما در اقلیت هستید و مهم اراده عمومی اکثریت مردم ایران است،هزینه های مربوط به جنگ (تجاوز نظامی عراق به ایران) هم هزینه هایی بوده است که عقلانیت جمعی و حکم شرعی اقتضاء می کرده است صرف دفع تجاوز و هجوم دشمنان بمرزهای مملکت اسلامی شود، برای اینکه دفاع از استقلال و تمامیت کشور و دین و ناموس و مرزهای این سرزمین حکمی عقلی و ناشی از عقلانیت بوده است،نکند شما هم از آندسته از میهن پرستانی هستید که در این سایت می نویسند و با کمال وقاحت نوشتند :ای خوش آنوقت که ترامپ عزیزم بیاید برایم فرش قرمز پهن کند؟! اگر دشمنی بمرزهای کشور شما هجوم کرد آیا عقل و منطق شما می گوید هیچ هزینه ای برای دفاع نکن و بنشین تا دشمن بیاید کشورت را تصرف کند و نوامیست را مورد تجاوز و هتک قرار دهد؟ این معنای ایران دوستی و ملیت از نظر شماست؟!
      در مورد خطا،دستبرد یا اختلاس برخی اشخاص هم شما بیخود شلوغ کردی جناب دکتر! اگر کسی تخلّفی کرده تخلّف او مورد رسیدگی قرار گرفتهو محکوم شده،مگر فرزند مرحوم رفسنجانی که از او نام بردی محاکمه و محکوم نشد و الان در حبس نیست؟ مگر بقائی همین چند روز قبل محاکمه و محکوم نشد؟ در کجای دنیای متمدن هیچ تخلف قانونی یا دستبرد یا سوء استفاده از مقام یا اختلاس و چیزهایی از این قبیل وجود ندارد؟ آیا اگر در هر سیستمی اگر تخلفی،دستبردی،اختلاسی صورت گرفت باید کلیت آن سیستم را نامشروع دانست یا گذشته های تاریخی را مورد تردید قرار داد؟!

       
      • موسی

        آقای نوری زاد گرامی نوروتان مبارک!

        جناب سید مرتضای گرامی:
        “در آمد نفت و حساب و کتاب آن هم برخلاف شانتاژ شما روشن است،هم گزارش های وزارت های نفت در همه دولت ها هست،هم حساب خزانه عمومی مملکت و هم دیوان محاسبات بر دخل و خرج ها نظارت دارد،بله درآمدهای نفت متعلق بمردم ایران است که جمهوری اسلامی ایران را با اکثریت آراء تاسیس کردند و هزینه های عمومی کشور نیز مطابق قانون اساسی و قوانین عادی تحت تصرّف منتخبان ملت بوده و هست”

        بر اساس گزارش سایت «دولت بهار» و رادیو فردا/ ا.م/ ک.ر
        “محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری پیشین ایران، در نامه‌ای به فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران بار دیگر خواستار توضیح او درباره «تحویل میلیون‌ها دلار» از سوی این نهاد به حمید بقایی شد و تلویحا تهدید کرد که «مراودات کاری» دولت خود با نیروی قدس را فاش خواهد کرد.

        به گزارش سایت «دولت بهار»، آقای احمدی‌نژاد روز شنبه ۲۶ اسفند در نامه‌ای به قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، خواستار توضیح او درباره «تحویل میلیون‌ها دلار» توسط این نهاد به حمید بقایی شد.

        وی از آقای سلیمانی خواست که در صورت پرداخت نشدن این پول، این اتهام را تکذیب کند و نوشت در صورت درست بودن این اتهام «باید معلوم شود که به چه دلیل، بابت چه کاری، از کدام محل» و «طبق کدام قانون» این پول به آقای بقایی که «فاقد هر نوع مسئولیت دولتی بوده»، پرداخت شده است.

        آقای احمدی‌نژاد همچنین با اشاره به نامه قبلی‌اش «آمادگی کامل خود را برای تبیین مراودات کاری» دولتش با نیروی سپاه قدس اعلام کرد.

        رئیس‌جمهوری سابق ایران روز ۲۱ اسفند نیز در نامه‌ای به قاسم سلیمانی نوشته بود که قوه قضائیه «به بهانه برخی مراودات کاری بین بنده و شما» اصرار دارد که حمید بقایی را «به سنگین‌ترین مجازات‌ها محکوم» کند.

        بر اساس اعلام دادستانی تهران، آقای بقایی به «اختلاس» سه میلیون و ۷۶۶ هزار یورو و ۵۹۰ هزار دلار از پول‌هایی متهم شده که از سوی نیروی قدس سپاه پاسداران به او تحویل شده است.

        بر اساس گزارش‌ها، قرار بوده این پول بین تعدادی از سران کشورهای شرکت‌کننده در اجلاس غیر متعهد‌ها توزیع شود.

        آقای بقایی به دلیل این اتهام به ۱۵ سال زندان، ۴۳ میلیارد تومان جریمه نقدی و انفصال دائم از خدمات دولتی محکوم شده است.

        معاون اجرایی رئیس‌جمهوری سابق پیش از این اتهام دریافت پول از نیروی قدس سپاه پاسداران را تکذیب کرده بود.

        رمضان شریف، سخنگوی سپاه پاسداران، در واکنش به سخنان آقای بقایی بدون اشاره به جزئیات گفته بود: «رأی محاکم قضایی بر اساس مدارک مستند، مستدل، دقیق و قوی صادر می‌شود و فرافکنی و طرح سناریوهای تکراری علیه نهادها و اشخاص در کشور بار جرایم متهمان را کاهش نمی‌دهد».

        با این حال بر اساس فایل صوتی که سایت دولت بهار روز جمعه از گفته‌های سخنگوی سپاه پاسداران در حاشیه یک سخنرانی منتشر کرده، رمضان شریف می‌گوید که سپاه قدس «اصلا ارتباطی با آقای بقایی نداشته است».

        حمید بقایی همچنین به اتهام «اختلاس مبلغ ۳۰۰ میلیون تومان از صندوق قرض‌الحسنه شهیدان رجایی و باهنر» به ۱۱ سال زندان، ۶۰۰ میلیون تومان جریمه نقدی و انفصال دائم از خدمات دولتی و رد مال محکوم شده است.

        معاون اجرایی محمود احمدی‌نژاد به دلیل «تبانی در انجام معاملات دولتی» به چهار سال زندان و۵۰۰ میلیون تومان جریمه محکوم شده که دادگاه تجدیدنظر در این اتهام «قرار رفع نقص تحقیقاتی» صادر و پرونده را به دادگاه اولیه بازگردانده است.

        بر اساس ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، بیشترین حکم یعنی ۱۵ سال زندان درباره آقای بقایی اجراء خواهد شد.

        حمید بقایی برای گذراندن این دوره محکومیت شامگاه ۲۲ اسفند بازداشت و به زندان منتقل شد.

        دو روز بعد اسفندیار رحیم مشایی، رئیس دفتر محمود احمدی‌نژاد در دوره ریاست‌جمهوری وی، در اعتراض به زندانی شدن حمید بقایی، با حضور در مقابل سفارت بریتانیا، حکم دادگاه او را آتش زد.

        محمود احمدی‌نژاد پیش از این پرونده حمید بقایی را «توطئه‌ای» برای حذف خود و نزدیکانش از سیاست ایران خوانده و برادران لاریجانی را متهم کرده است که به دنبال ریاست‌جمهوری و رهبری آینده هستند.

        آقای احمدی‌نژاد در نامه‌ای به رهبرجمهوری اسلامی که چهارم دی‌ماه نوشته و روز پنجم بهمن در وب‌سایت دولت بهار منتشر شد، خواستار ورود آیت‌الله خامنه‌ای به پرونده حمید بقایی و جلوگیری از «ظلم» به او شده بود.

        با این حال آیت‌الله خامنه‌ای روز ششم دی تلویحا ‌رئیس‌جمهوری سابق ایران را متهم کرده بود که «کار دشمن را در داخل» کشور انجام می‌دهد.”

         
        • ظاهرا موسای این سایت بلاتشبیه همچون موسای پیامبر که معجزه داشت و با عصا و ید بیضاء خرق عادت می کرد،خواست با نقل خبرهای رایج در مورد یک پرونده قضائی که در مرآی و منظر همه هست با عصای خبر رسانی معجزه کند!
          خوب این اخبار و سیر این پرونده و دنباله های آن هنوز در جریان است و در مسیر قضائی خود،اینها را همه غیر از موسای معجزه گر این سایت هم می بینند،باید مسیر رسیدگی به این پرونده و دنباله های آنرا با شکیبائی دنبال کرد و از آب گل آلود اظهار نظرات کوتاه یا مجمل یا قابل تفسیر و توضیح برای اهداف ضد جمهوری اسلامی خود ماهی نگرفت.چیزی که عرض شد پاسخ به ادعای گزاف بی حساب و کتاب بودن درآمدهای کشور و هزینه کردهای آن بود،عرض شد که هم وزارت نفت مکلف است درآمدهای نفت را بخزانه واریز کند،هم بر اساس آن گزارش دهد و هم نظارت های دیوان محاسبات بر هزینه های عمومی وجود دارد و هزینه کردهای مملکت حساب و کتاب دارد،البته تخلف هم ممکن است وجود داشته باشد که باید مسیر قانونی و قضائی آن طی شود.

           
      • دکتر از کانادا

        هموطن محترم جناب سیدمرتضا،
        درود بر شما،

        چه نام زیبایی، «آقای‌پسندیده‌شده».
        به نظر می‌رسد واعظ دینی و ملا باشید، لذا طلبه‌وار، مقدمه‌ای‌ را ذکر کرده و سپس با طرح دوپرسش، نظرم را که شما را برآشفته، روشن می‌کنم.

        دو مشکل فرهنگی که در جامعه‌ی ما رواج دارد، یکی «ورود به حاشیه‌ها به جای تمرکز بر اصل موضوع گفت‌وگو» است. در نتیجه، بسیاری از مسایل جدی زندگی فردی و اجتماعی ما حل‌ناشده باقی مانده و وقت و انرژی افراد، در مسیرهای انحرافی به هدر می‌رود. مشکل دیگر این که دوطرف بحث تنها درصدد «حاکم‌کردن نظر خود و محکوم و یا مجاب‌نمودنِ مخاطب» هستند. دو طرف خوب حرف می‌زنند، اما هنر «گوش‌دادن» و «اندیشیدن» به سخن دیگری، در کمتر افرادی دیده می‌شود.

        این مشکلات بنیادی -مثل هر چالش اجتماعی- ناشی از عوامل مختلفی است. اما به نظر می‌رسد عامل اساسی در شکل‌گیری این عادت، «شیوه‌ی رفتار علما، راهنمایان و حاکمان» است که در میان مردم نیز بر اساسِ “…عَلی دینِ مُلوکِهم”، الگوبرداری و عادت شده است. (1)

        مغالطه و سفسطه دو مهارتی است که متأسفانه پس از انقلاب بسیار رایج‌تر و موثرتر بوده، چرا؟ زیرا متولیانِ جامعه، با دانستن مهارت‌های علم منطق، فلسفه و کلام، ورزیدگی و تسلط کامل بر این دو شیوه‌ی تحمیل نظر دارند و همچنین چون سیاست کشور عین دیانت شده، تأثیرگذاری و تأثیرپذیری جامعه‌ی مؤمن، از حاکمان واعظ بیشتر بوده است…

        هموطن خوب، آقامرتضا!
        بادگیری این تکنیک‌ها برای آشنایی سخنوران و تواناسازی ایشان در دفاع از ارزش‌های تبلیغی خویش است نه این که مجاز باشند در مناظره‌ها به هر صورت ممکن، حریف را مغلوب کنند، بی‌سند و بدون این‌که حق با ایشان باشد. مغالطه که استدلالی با فساد معنوی، در استدلال‌های شما فراوان وجود دارد. اگر از مغالطه‌ها که نادانسته از سوی گوینده انجام می‌شود نیز بگذریم، متأسفانه در نظراتتان سفسطه نیز که برپایهٔ اصول تغلیط به سوی استنتاج منطبق با مقصودتان است، فراوان بچشم می‌خورد!!

        این مجال اندک، محل تحلیل منطقی، نقد کلامی و طرح دیدگاه‌های فلسفی نیست. اگر بخواهم فرمایشات شما را با چهارچوب‌های مغالطه که جزئی از برهان است و به طور قابل اثباتی در منطق آن ایراد وجود دارد بسنجم و نشان دهم که چطور کلِ برهان‌هایتان نامعتبر است و چگونه مغالطه باهدف وارونه کردنِ حقیقت به کار رفته، نیاز به بحث بسیار طولانی و نگارش یک کتاب، یا ایجاد یک وب‌سایت یا وب‌لاگ مستقل هست که دغدغه‌اش را ندارم…
        به قول دکتر خوانساری، منطق‌دان بزرگ ایران، استدلال‌های طلایی شما، “زرمغشوش و سیم دغل” است. زر ناب و سیم سره عرضه کنید..

        باری، برادر گرامی،
        فرض بگیرید بنده دشمن مرحوم مصدق، طرفدار استثمار انگلیس، مأمور سرویس‌های خارجی و هرآنچه تصور کنید هستم. شما سخنور محترم توضیح مستند زیر را ملاحظه کنید و پاسخ دو پرسش ساده‌ام که در پایان می‌آورم را بفرمایید:

        نهضت ملی‌شدن نفت ایران که از استعفای رضاشاه در ۲۰شهریور۱۳۲۰ آغاز شده بود، بیش از ۹سال بعد به ثمر رسید و بالاخره ملی‌شدن صنعت نفت ایران در ۲۴ اسفند ۱۳۲۹ در مجلس شورای ملی و در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ در مجلس سنا تصویب شد.(2)
        از ۱۲ اردیبهشت ۱۳۳۰ صددرصد درآمد نفت، به دست دولت ایران افتاد. پیش از انقلاب، ایران ۲۰درصد سهم اوپک را داشت و دومین تولیدکننده‌ی جهان بود. (3)
        ۲۶سال بعد، اکثریت ایرانیان در سال‌های ۱۳۵۶-۵۷ مدعی شدند که از مرداد۱۳۳۲ امریکا بر ایران مسلط بوده و درآمد نفت ایران نصیب دولت‌های امریکا و انگلیس و کارخانجات اسلحه‌سازی شده و با دزدی، بی‌تدبیری و ریخت‌وپاش‌ هدررفته است. رهبر انقلاب، روشنفکران و به تبع ایشان مردم، گفتند که درآمد نفت آن دوران هیچ سودی برای ملت نداشته است. این که با آشکارشدنِ بسیاری حقایق، نسل امروز درباره آن ۲۶سال طور دیگری می‌گویند، صحت و سقم هیچ‌یک مورد بحث ما نیست.

        از سال۱۳۵۸ حکومت دینی در ایران مستقر گردید و ثروت نفت، مانند همه‌ی ثروت‌های متعدد کشور، به متولیان جدید رسید. از آن زمان ۳۹سال می‌گذرد. اگر دوسال اول را که استقرار نهادهای جدید و اقدامات سازندگی پرهزینه بود نادیده بگیریم و ۸سال جنگ را نیز کنار بگذاریم، از سال ۱۳۶۸ که جنگ پایان یافته، رهبر عوض شده و پس از چنددوره ریاست‌جمهوری، ثبات در کشور حاکم شده، ۲۹سال می‌گذرد. بگذریم که تنها درآمد نفتی اواخر دهه۸۰، از درآمد نفت کل تاریخ کشور بیشتر بود.(4)

        همه واقفیم که ایران سال‌هاست به جنگ‌های لبنان، سوریه، یمن، عراق، بحرین و برخی نزاع‌های دیگر، کمک مالی مستقیم و غیرمستقیم می‌کند. مسجد و حسینیه‌سازی، پل‌سازی، ساخت مراکزدرمانی، خانه‌سازی و اقدامات عمرانی فراوان، در کشورهای مختلف از سوی ایران در حال اجراست. پرداخت حقوق حزب‌الله لبنان، بسیاری متولیان فلسطین، خانواده‌ی شهدای ایشان، نومسلمانان افریقا و بسیاری خارجیان نیز از محل بودجه‌های میلیارد دلاری ایران تأمین می‌شود.
        حال شما لطفاً این دو پرسش را پاسخ بفرمایید:

        (۱) با هر نوع مقایسه‌ و هر شاخصی نشان دهید درآمد نفتِ ملی‌شده ایران، طی سه دهه اخیر، چه تغییر مثبتی در اقتصاد جامعه و خانواده ایرانی ایجاد کرده‌است؟

        (۲) آیا تأمین هزینه‌های سنگین ایران در سایر کشورها، که دستکم بخشی از محل درآمد همین نفت به ظاهر ملی است، بر اساس چه قانونی و با کدام خواست مستند ملت بوده است؟

        عید نوروز مبارک و
        سال ۱۳۹۷ ایرانیان
        پر از برکت، فرصت و همت باد.

        بااحترام،
        دکتر از کانادا

        ‏(1) http://bit.ly/2FMoydw
        ‏(2) http://bit.ly/2Gc43GH
        ‏(3) http://bit.ly/2psi3Sc
        ‏(4) http://bit.ly/2DIMb0S

         
        • سلام و سپاس از دکتر از کانادا

          ممنون از پاسخ بلند و در عین حال غیر مرتبط اتان با موضوع بحث،شما فصل مشبعی از اطلاعات اجمالی تان از علم منطق و صناعت مغالطه و سفسطه و لزوم پرهیز از آن پرداختید که باید به شما احسنت و آفرین گفت،اما نکته اساسی شما غفلت از کاربرد مغالطه و سفسطه در نوشته خود شما بود! اینکه تفاوت های اساسی اقتصاد ایران پیش و پس از انقلاب اسلامی ایران چه بوده است و پرداختن به شاخصه های آماری و تفصیلی آن نه موضوع بحثی بود که بنده پیش کشیدم و نه امکان پرداختن تفصیلی به آن در این مجال ها هست و تخصص بنده هم اقتصاد و مسائل اقتصادی و اجرائی آن نبوده و نیست و می دانید تکلّف در جمع آوری داده های اطلاعاتی در این زمینه ها وقت و مجال فراوانی می طلبد و بررسی و سنجش معیارهای درستی یا نادرستی اطلاعات در این زمینه،شما اگر در این زمینه مقایسه و شاخصه ای دارید مطرح کنید.
          نیز اصل کمک به مظلومان یا نیازمندان در اقصی نقاط جهان مستظهر به برخی اصول قانون اساسی و قوانین عادی است،و خواست تاریخی مردم ایران نیز بدنبال پیروزی انقلاب اسلامی ایران و سرنگونی نظام مستبد شاهنشاهی بصورت دو رفراندوم تاریخی در خصوص اصل تاسیس نظام جمهوری اسلامی ایران و امضاء و تنفیذ قانون اساسی مصوب نمایندگان منتخب مردم،تحقق یافته است،اینکه کسانی و اقلیت هایی مثل شما تابع قوانین اساسی و عادی سیستم جمهوری اسلامی ایران نباشید یا آنرا اصلا سیستم را قبول نداشته باشید حق شخصی شماست اما معیار و راهبرد در اینجا خواست 98 درصد ملت ایران بوده است.

          بهر حال ایندو مقوله ای که مطرح کردید و بصورت اجمالی پاسخ آن عرض شد بحث اصلی ما نبود بلکه روشی سفسطی بود از جانب شما برای تجافی از اصل بحثی که طرح شد،نوشته من در نقد گفتار اول شما هنوز بالای این نوشته ها هست،بنده عرض کردم شما به چه حقّی نهضت ملی شدن صنعت نفت و رهبر آن مرحوم دکتر مصدق را تحقیر کردید و لزوم بزرگداشت این روز تاریخی را زیر سوال بردید؟ و بود و نبود آنرا غیر منصفانه با تسلط کمپانی های خارجی اعم از امریکائی و انگلیسی یکسان دانستید،من بجزم نگفتم اما عرضم این بود که معمولا سلطنت طلبان و خواهندگان نظام سلطنتی و شاهیسم مخالفان سرسخت مرحوم دکترمصدق و نهضت ملی شدنصنعت نفت ایران بوده اند که زمینه ای شد برای خروج یا فرار شاه از ایران و بازگشت او و انزوای مرحوم مصدق از طریق نفوذ و دخالت امریکائی ها.این یکی از نکات و نقاط بحث من بود با هموطن گرامی بنام دکتر از کانادا که البته نمیدانم دکتر در چه چیزی هستند.

          دو نقطه یا دو نکته دیگر بحث من با دکتر از کانادا این بود که برخلاف ادعای جناب دکتر مطابق قانون درآمد های حاصل از نفت در جمهوری اسلامی دارای حساب و کتاب است و مورد نظارت دستگاههای مربوطه (به عبارت خودتان در این زمینه مراجعه کنید).

          و نقطه دیگر اینکه البته تخلّف از قوانین ،نقض قوانین،یا دور زدن قوانین و سوء استفاده شخصی از مقام و منصب همیشه وجود داشته و دارد و چنین چیزی اختصاصی به جمهوری اسلامی ایران ندارد،بحث من این بود که تخلفات مورد تعقیب و نظارت قانونی و قضائی بوده و هست و بصرف تخلفات فردی اشخاص و سوء استفاده کنندگان و ناقضین قانون نمی شود کلیت یک سیستم را زیر سوال برد خواه در جمهوری اسلامی،خواه در حکومت های پادشاهی و خواه در حکومت های دموکراتیک سکولار.بحث من با دکتر از کانادا در این مقولات بود ،آیا پاسخ به نکات و نقاط پیش گفته تطویل بلاطائل و تمهید مقدمات نامربوط در باب منطق و صناعات خمس و اتهام مغالطه گری و سفسطه به نقد کننده بود؟!
          نوروز شما نیز مبارک
          با احترام

           
          • دکتر از کانادا

            سیدمرتضای گرام،
            سلام بر شما،

            سپاسگزار پاسخ مشروح شما هستم. در نوشته‌تان هیچ پاسخی به دو پرسش بنده نداده و باب بحث‌های دیگری را گشوده‌اید که این مجال کوتاه، مناسب ورود به آنها نیست. در موارد متعدد نیز مرا یا کلام مرا بدون سند قضاوت کرده‌اید. مایل هستم با خوش‌بینی نسبت به شخصیت صادق، خیرخواه و منطقی شما، مطلب را خلاصه کنم:

            غرض بنده از طرح بحث اولیه، هرگز تحقیر ملی‌شدن صنعت نفت نیست. مرحوم مصدق نیز مورد احترام اکثریت ایرانیان است. همچنین هیچ ایرانی و هیچ وطن‌دوستی حاضر نیست سرمایه‌های مملکتش را بیگانگان ببرند، چه انگلیس و امریکا و چه روسیه و چین، همه بیگانه‌اند. منظور بنده این است که ولو صنعت نفت از کمپانی‌های انگلیسی پس گرفته شد، اما درآمد آن صرف بهبود زندگی مردم و پیشرفت مملکت نشد. پس نمی‌توان این اقدام را «ملی‌شدن» نامید. اگر بخواهیم خیلی محترمانه نام‌گذاری کنیم، «دولتی‌شدن» مناسب‌تر است. البته واقعیت این نبوده است. چه در دوران شاه و چه در جمهوری اسلامی، دولت‌ها نقش کارگزاری داشته و اختیار محدودی بر درآمد نفت داشته‌اند.

            سخن دوم بنده نیز این است که چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است. نه تنها همه زیرساخت‌های مملکت در حال نابودی است، بلکه فساد و فقر همه جا را گرفته است و حکومت ما سرمایه‌های ملی ایرانیان را در کشورهای دیگر یا صرف نظامی‌گری و نابودی می‌کند، یا مسجد و حسینیه می‌سازد و یا به بیگانگان می‌بخشد. نتیجه امر نه تنها به فقر داخلی انجامیده بلکه مهاجرت وسیع ایرانیان، تحقیر جهانی و بی‌اعتباری کشور و ملت، بروندهِ این بی‌تدبیری بوده است. همین!

            ضمنا سکونت بسیاری ایرانیان چون بنده در دیار غُربت، نه به اشتیاق، که با تحمیل روزگار بوده است. صِرف تغییر محل سکونت را موجب لاقیدی، بی‌مسؤولیتی و عدم تعهد شخص به چهارچوب‌های ملی، عرفی و دینی ندانید.

            هوای کوی تو از سر نمی‌رود آری
            غریب را دل سرگشته با وطن باشد
            به سان سوسن اگر ده زبان شود حافظ
            چو غنچه پیش تواش مهر بر دهن باشد

            باقی بقایتان.
            دوم فروردین‌ماه ۱۳۹۷

             
          • سلام و سپاس از شما

            نتیجه این گفتگو این شد که مرحوم دکتر مصدق انسان خدوم و خدمتگزاری برای کشورمان ایران بوده است و ملی شدن صنعت نفت صد البته از اینکه منابع نفتی ایران بوسیله کمپانی های سودجوی بیگانه بیغما رود بهتر و یکی از ضرورت های تاریخی برای منافع ملی ایرانیان بوده است، هرچند بهره گیری از نفت و حواشی آن در جهت انتفاع اقتصادی چه پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب به هر دلیل یا شرائط قابل تحلیلی مطلوب صد در صدی نبوده است،نیز یکی از نتایج فرخنده این بحث این شد که لازم است در مقام انتقاد و تحلیل های سیاسی و غیر سیاسی در کاربرد الفاظ و پرهیز از الفاظ موهم و دو پهلو دقیق تر باشیم،چنانکه من هیچگاه نگفتم که خروج و دوری از وطنمان ایران ملازم با خیانت یا اعراض از میهن دوستی است.
            از گفتگو با شما دوست منطقی و ادیب برخوردار شدم
            موفق باشید

             
    • اقای دکتر از کانادا شما نه تاریخ مبدانید ونه در جریان گذشته سیاسی و اجتماعی ایران هستید گویا یکی دوکناب از مخالفین دکتر مصدق را تورق کرده اید اگر میخواهید اطلاع بیشتری داشته باشیدسری تاریخ بیستوپنج ساله اقای مکی را که جزومخالفین دکر مصدق بود بخوانید اگر میخواهید در همین بی خبری باشید ما را با شما حرفی نیست

       
      • دکتر از کانادا

        امی عزیزم،
        پاسخ سیدمرتضای عزیز را جداگانه تقدیم می‌کنم ولی لازم دانستم به شما عرض کنم که در سخن بنده هیچ اثری از مخالفت با مرد خردمند ملّی، مصدق نیست! لطف نمایید و در هر مطلب، «اصل کلام» را مورد توجه قرار دهید و به حاشیه ورود نکنید. ورود به بخش‌های فرعی کلام، گفتگو را به انحراف می‌کشد و مساله‌ی اصلی مورد غفلت قرار می‌گیرد. مرحوم مصدق، مورد احترام بنده و همه‌ی ایرانیان وطن‌دوست هست.

         
        • جناب دکتر از کانادا با عرض تبریک سال نو جهت اطلاع بیشتر سرکار عالی عرض شود که شیخ مرتضی قم نشین از آخوند های طرفدار بی چون و.چرای رژیم است که با شما بحث میکند اگر شناخت بیشتری از وی خواستید میتوانید به پست های قبلی مراجعه تا محتویات و.تراوشات فکری ایشان بیشتر آشنا شوید و سنگ به در بسته نکوبید . با پوزش .

           
          • دکترازکانادا

            درود بر مهرداد عزیز،

            از پیام شما سپاسگزارم.
            ما آرزوی آینده‌ای را برای ایران داریم، که همه مردم، با هر عقیده، شغل، محل سکونت، رنگ و مرامی محترم باشند. بزرگ‌ترین ضعف ریشه‌ایِ جمهوری اسلامی از همان ابتدا، این بود که آدم‌ها را در دو طیف مقابل هم فرض کرد و حقوق بدیهی شهروندی را از سمت مخالف خود سلب کرد: خودی-غیرخودی، مؤمن-کافر، متعهد-غیرمتعهد، انقلابی-سازشکار، … و شاخص‌ترینِ آن: دوست-دشمن!

            اگر ما به دنبال تحقق یک جامعه‌ی انسانی و رشدیافته هستیم که در آن، «آرامش انسان» هدف اصلی باشد، نباید برایمان آخوند و دکتر، قم‌نشین و ساکن‌کانادا، طرفدارحکومت و طرفدارحق،… تفاوت ارزشی داشته باشند.

            در یک شرایط ایده‌آل، بایستی «انتخاب گرایش» افراد -فارغ از هرگونه تحمیل- با خود شخص و «پاسداشت گرایش» و احترام به آن، دغدغه‌ی همه، بخصوص حکومت باشد.

            رفتار «نلسون ماندلا» پس از پیروزی در مبارزه، آزادی از زندان و حاکم‌شدن، الگوی بسیار قابل ملاحظه‌ای است.

            هدف از بحث‌هایی که در فضای مجازی انجام می‌شود، تنها تغییر یا اصلاح دیدگاه دونفر طرف گفت‌وگو نیست. تک‌تک خوانندگان و ناظران، مخاطب و تحت‌تأثیر این گفتگوها هستند.

            نوروزتان مبارک و
            سال نو برایتان پر از آرامش باد.

            دکترازکانادا