سر تیتر خبرها
بد مستی های مذهبی

بد مستی های مذهبی

یک: محصول زحمتِ یک معلم را اگر در باسوادی دانش آموزانش بدانیم، و محصول زحمت و تخصص و فعالیتِ پزشکان و مهندسان و استادان و کارگران و کارکنان و بازرگانان و مغازه داران و خدمتکاران را اگر در رواجِ بهینه های زندگی، می شود آیا پرسید: محصول زحمتِ روحانیان چه است؟ اگر پاسخ به پرسش های شرعی، و تعلیم طلاب، و منبرهای پند و اندرز و روضه خوانی، کار و حرفه ی رایج روحانیان باشد، خروجیِ این فعالیت های نچندان ارزان، چه بوده است؟

دو: خروجیِ فعالیت یک معلم، باسوادیِ دانش آموزانِ وی است. این باسوادی، دانش آموزان را رفته رفته در معرض آگاهی های علمی و اجتماعی قرار می دهد. خروجیِ داد و ستدهای روحانیان را در کجا بجوییم جز در وادیِ تربیتِ مذهبیِ مردمان؟ یعنی روحانیان جز تربیتِ مذهبیِ مردم چه وظیفه ی دیگری دارند؟ و این تربیت مذهبی، چه مشخصه ی بارز و مجزایی بر تربیتِ جاری و غیرمذهبیِ مردمان دارد؟

سه: یک فرد مذهبی، که توسط طلاب و مراجع تقلید و آموزه های مذهبی تربیت شده، چه مزیتی دارد بر فرد دیگری که مذهبی نیست و در جای دیگری چون خانواده تربیت شده؟ تفاوتِ یک فرد مذهبی با غیر مذهبی در چیست؟ آیا بجای آوردنِ نماز و روزه و وفاداری به آیین های مذهبی و حرف شنوی از مراجع، یعنی مذهبی بودن؟ این مذهبی بودن، قرار است یک فرد را از کجا به کجا برساند؟ مثلاً آیا چه تفاوتی ست میانِ یک کارمند ریش دار و نماز خوان و اهل بیتی که در حوزه ی کاری اش خوب کار می کند، با کارمند دیگری که او نیز با وجدان و زحمت کش است اما ریشی به صورت ندارد و هیچ اعتقادی به هیچ آیین مذهبی ندارد؟

چهار: معمولاً برای ارزیابیِ کیفیتِ کاریِ کارگران، به سرعتِ کاریِ آنان و کیفیتِ محصولاتی که از دمِ دست شان خارج می شود، نمره می دهند. کیفیتِ کارِ استادان دانشگاه چه؟ نه آیا در میزان دانش و علمی است که بر دانسته های دانشجویان می افزایند؟ برویم سروقتِ روحانیان. کیفیتِ کاری روحانیان را از کجا و در کجا رصد کنیم؟ جز در اخلاق مردمی که با آنان در ارتباط اند؟ این اخلاق را چگونه و با چه میزانی نمره بدهیم؟ جز در خروجیِ رفتار مردمان مذهبی؟

پنج: اجازه بدهید به یک آمار جهانی بسنده کنیم. که: بد اخلاق ترین و بد کار ترین و فحاش ترین و فریبکارترین و دزد ترین و نابکارترین آدمها را باید در میان آدمهای مذهبی جست. کشورهای مذهبی، در آمارهای جهانی، در ردیفِ ناجورترین های مردمان جهان اند. این آمار، بسیار هولناک است. در یک قلم، شهر قم، که مذهبی ترین شهر کشور است، چرا باید فاسد ترین شهر کشور باشد؟ روحانیانی که نمی توانند مردمان اطراف خود را هدایت کنند، با چه جسارتی سخن از هدایت مردمان جهان، و بهشتی بودنِ خود و جهنمی بودن دیگران می رانند؟

شش: دلیلِ منحط بودنِ تربیت مذهبی، شاید به این باشد که: قوانین الهی، بسیار فراتر از قوانین مدنی، قد می افرازند و به آدمهای مذهبی می آموزند که هر چه می خواهی بکن و حتی پوست از تن دیگران بدر و همچنان به بخشایشگریِ خدای متعال امیدوار باش. در کشورهای غربی، تربیت مذهبی و قوانین محکم الهی، آنچنان به سایه ی قوانین مدنی فرو شده اند که هرگز فرصتی برای ابراز وجود نمی یابند و ناگزیر به اندرونِ افراد مذهبی رانده می شوند. برخلاف کشورهای مذهبی که قوانین محکم الهی بر همه ی دستاوردهای انسانی و مدنیِ و بشری تفوق می یابند و حتی به اندرون افراد نیز سر می زنند و حساب و کتاب می کنند.

هفت: با جوامع دیگر کاری نداریم اما فساد در جامعه ی ما، ربط مستقیم و وثیقی با مذهب دارد. این مذهب است که جلال الدین فارسیِ قاتل را می رهاند و سعید طوسی لواطکار را امنیت می بخشد و جمعی را به اسم دانشمند هسته ای می کشد و به گردن اسراییل می اندازد و سید ابراهیم رییسی آدمکش را بر می کشد و جایگاه می دهد. در پسِ تک تکِ این فسادها، حکم و مصلحت الهی، بیخ گلوی قوانین مدنی را می فشارد و راهی نیز برای تربیتِ مدنیِ مردمان باقی نمی گذارد.

هشت: خروجیِ رفتار و گفتار روحانیان در ایران، همین مردم اند. با اخلاق و رفتاری که دارند. مردمان ما آیا رتبه های خفیفِ بدکاری و زشتکاری را در آمارهای جهانی از کجا بدست آورده اند؟ و مردمان قم؟ جز از آنچه که از رفتار و گفتار روحانیان بر سرشان آوار شده؟ این تربیت مذهبی ست که یکجا دست یک دزد مختصر را قطع می کند و درجایی دیگر، به شخصِ رهبر اجازه می دهد که هر چه می خواهد از اموال شخصی و ملیِ مردم بردارد و به هرکجا که می خواهد ببخشاید.

نه: تربیت مذهبی، در نهایت به فساد می انجامد. نیازی به دلیل و سند نیست. نگاهی به ریختِ غلامحسین اژه ای که بیندازید، تجلی تربیت مذهبی را می توانید در کلام او بجویید. که: مستقیم و بی هیچ شرمی زل می زند به چشم مردم و به آنان خبر می دهد که: بچه های معتادتان در زندان خودکشی کردند.

ده: برای رهاییِ ایران، ما را چاره ای جز این نیست که خود و خویشان و مردمان خود را از شرّ تربیت مذهبی برهانیم. و اگر علاقه ای نیز به آیین ها و شعائرِ مذهبی داریم، آنها را به اندرون خویش برانیم و جامعه را از عربده کشی های مذهبی خلوت کنیم. ما می توانیم برای امام حسین عزاداری کنیم و به حج برویم و نماز بخوانیم و روزه بگیریم و مذهبی باشیم، اما هرگز اجازه نداریم هر آنچه را که خود بدان مزین ایم، برای دیگران چماق کنیم.

محمد نوری زاد
پنجم بهمن نود و شش – تهران
Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

293 نظر

  1. درود
    کارناوال ۲۲ بهمن نیز برای همیشه پایان یافت.آمین
    روحانی گفت، معترضین را آزاد کنید، پنج میلیون به زلزله زدگان می دهیم، و…. من هم رفراندم میخواهم و …چه و چه. خوب حرف است دیگر “بخصوص برای اهالی نظام “مالیات که ندارد،حرف مفت بی کنتور است. مگر روحانی از احمدی نژاد کمتره؟این وسط بالاخره عده ای پیدا می شوند که این روضه های تریبونی را باور کنند.اما ،آنچه مردم رفراندم می نامند، ورای ولایت فقیه و با ناظران و استاندارهای بین المللی است نه خیمه شب بازی انتصابات مسخره نظام.

    نظام ( دولت، سپاه، ولایت و رهبر) همچنان به سرکوب و ترور خود ادامه داده و مردم را دستگیر و در زندانهایش شکنجه وکشتار می کند ،به هیچ کس هم جوابگونیست. البته ، چه موقع او جوابگو بوده که اکنون باشد!

    ملت بیدار شده و برای گرفتن حقوقشان تلاش می کنند. راه زندگی همیشه هموار نیست.سختی ها انسان را آبدیده می کنند. خورد و خوراک و سرپناه و امنیت اولین احتیاجات بشرند و مردم ایران بدانها نخواهند رسید مگر اینکه خود را آزاد کنند ، آزاد از بندهای جهل و خرافات و دستورات ضد ارزشی ولایت فقیه، آزاد از ولایت فقیه واز شریعت .

     
  2. بعد از پیامبر متاسفانه دین اسلام مانند همه ادیان دیگر توسط شیعه وسنی به انحراف رفته وچیزی از آن نمانده . مخصوصا مذهب ما شیعیان که اساسا بر پایه دروغ وابهامات عجیب وغریب بنا شده و عقل واندیشه در آن جایگاهی ندارد . ودر طول تاریخ افرادی بوده اند که قصد روشنگری داشتند اما با خشونت مذهبی آنها را از بین برده اند . واین طوق جهالت معلوم نیست تاکی باید بر گردن مردم ایران بماند واز رشد وبالندگی این ملت جلوگیری کند .؟!!

     
    • مشگل همین جاست که بیشتر مردم فکر میکنند بعد از پیامبر اسلام به انجراف کشیده شده در صورتی گه از روز هجرت مجمد به مدیته اسلام او هم به انجراف و کشت کشتار کشیده شد و هنوز این مسیر ادامه دارد

      ————

      دوست گرامی
      شما در یک جمله و یک خط، طومار یک اندیشه و اعتقاد را بر چیده اید. اینجوری نباید با یک عقیده مواجه شد. کاش یکی دو خط دلیل می آوردید و سستی کلام را به قوت بدل می کردید.
      سپاس

      .

       
  3. تحلیل یکی از دختران خیابان منقلاب. ای اسلامیچیا شرمتان* باد!

    “فکر می‌کنم امکانش هست که موجی از خشونت توسط آتش‌به‌اختیارها در جامعه راه بیفتد. از کتک زدن دخترها تا چاقوکشی و اسیدپاشی. این چیزها از ذهن ما می‌گذرد، به زبان نمی‌آوریم، ولی می‌دانیم چه کارهایی که از دست این‌ها برنمی‌آید. وقتی یک امام جمعه در اصفهان در مورد بدحجابی حرف می‌زند و می‌گوید خودمان باید برخورد کنیم و از فردایش روی صورت دختران اسید می‌پاشند، چرا فکر نمی‌کنیم بعد از این جنبش هم این اتفاق و خیلی اتفاق‌های دیگر می‌تواند بیفتد؟ وثیقه‌های سنگین را که همین حالا شروع کرده‌اند، قدم بعدی‌شان هم می‌تواند حکم‌های سنگین باشد. اگر این حرکت شکست بخورد و ما عقب‌نشینی کنیم، آن‌ها چند قدم دیگر جلو خواهند آمد. آخرش آن بود که گفتم، حداقلش هم می‌تواند حضور وحشی‌تر گشت‌ ارشاد باشد.”

    *: میبخشد، حالیم نبود، شرم برای اسلامیچیا معنا نداره، مونده بودم که چه لغت دیگری استفاده کنم، دیدم هیچ لغتی که در این مقوله باشه پیش اینا مفهوم نیست.

     
  4. حاجی ولایتی مشتری سناتوری حاج قاسم در واکنش به اظهارات مکرون گفته بود: «به نفع آقای مکرون و فرانسه نیست که در موضوع موشکی و امور راهبردی جمهوری اسلامی ایران که در آن حساسیت بسیار داریم، دخالت کند؛ این دخالت‌ها جز کاستن از اعتبار دولت فرانسه نزد جمهوری اسلامی ایران خاصیت دیگری ندارد.
    مش قاسم: از پشت منقل وافور زر زیادی میزنی حاجی.

     
  5. روزو بخصوص شب خوش

    منادیان اسلام فقاهتی با سرقت و سزکوب 80 میلیون ایرانی را بفلاکت کشاندهاند!

    در طغیان عمومی دیماه مردم جان به لب رسیده ازدست و رفتار حکومتگران اسلامی دستاورد هایی بیشماری درو کردند و ضفوف مخالفین این رژیم قرون وسطایی فشرده تر شد و گروهای جدید مطالبه گر بمیدان آمدند و مطالبات بمدت 40 سال انباشته تر شد بدون راه حل.
    اولین دست آورد گذشتن از سد ومانع اصلاح طلبان واقعی وقلابی که سوپاب رژیم بودند و مردم آنها را روانه آرشیو نمودند واز شرشان هرچند آزاد نشده اند چون روی دیگر این سکه نظامند ولی بی اغتبار شان کردند، چه اصلاح یا رقورمی تا کنون در دستور کار آنها بوده، آنها حتی با گرد همایی وتظاهرات مندرج در قانون اساسی خودشان مخالفند در مجلس چرا حجاب اجباری را با قانونی منسوخ نمیکنند؟

    و اما این روزها از رضا پهلوی پسر شاه سابق و مریم رجوی ودم و دستگاهش خبری نیست و مجددا خفشانه بخواب رفته اند و سکوت مرگبارشان احساس میشود ولی بمحض خروج و ظغیان مردم در ایران این دسته های خارج نشین زنده میشوند و ساز و عربده جانشینی یا التیناتوری می نوازند و میکشند و چنین وانمود میکنند که مردم منتظر آنها هستند و آماده قرصت طلبی هستند در صورتیکه جیغ های خارج از ولایتشان چوبیست لای چرج مردم منزجر وبستوه آمده ازین رژیم و حرکت وتظاهرات آنها را با پارازیت خود آلوده ومسموم میکنند، آفای رضا پهلوی هرگز نکرده کار در غمر خود و آخوند وار تغذیه کرده از جیب ملت ایران نمیداند اگر مردم یادی از رضا شاه میرپنج میکنند بیشتر بخاطر حط حطی کردن اغصاب آخوند جماعت دولتیست، اگر مردم فرانسه احترام به ژنرال دوگل میگذارند اعتباری بر مسند نشاندن فرزند یا نوه اونیست.

    خب چطورست که خارج نشینان این همه شعار آزادی و دمکراسی سر میدهند و ده ها گروه هستند و متفرق و هیچگاه نمیشود آنها را دور یک میز جمع کرد یعنی شعار ها توخالیست و بغضی مواقع هم که 20 نفری جایی جمع میشوند در سنین ما قبل آخرند و خیلی از هم سن وسالهای آنها در ایران از روی کره زمین به متری پایین تر فرستاده شدهاند و بدرود، همین 20 نفر هم که از چند کشور آمده اند بعد از جلسه بیش از قبلش تضاد و اختلاف دارند، یعنی امیدی بهشان نباید داشت.

    و اما بعد از مرگ Bhumibol شاهی که 70 سال در تایلند سلطنت کرد ولی سالهای زیادی بی حرکت ونیم مرده بود تا تمام مرده شدو اکنون مسن ترین رجال ملکه الیزابت و احمد حنتی هستند،جناب جنتی بنفل از فرزندشان غلی بتازگی ازدواج کرده امیدواریم که عروس 9 سال نباشد، سئوالی هست که آیا احمد جنتی میتواند وظایف زناشویی را انجام بدهد؟
    تغذیه و لباس و زیارت بلی ولی اطاق خواب چظور؟ آیت اله ریاست های شورای نگهبان، مجلس خفتگان و حجاب وعفاف را داراست وشاید شغل های دیگر ومسلما حقوقی قابل ملاحظه ای هرچند محدودیتی هم برای دریافت پول از دولت یعنی جیب ملت برای آیت اله ها نیست، اگر روز گار نخواسته حضور احمد جنتی برزمین پاپان یابد خوشبختانه همسر کنونی ماهانه دریافتی بالایی خواهد داشت و مسلما به پیشباز ازدواج جدیدی میرود که حق اوست ومبارکش باد، ولی ولی باز هم حقوق دریافتی این خانم از جیب ملت که امامشان میگفت پا برهنه ها بسرقت میرود وخواهد رقت،آیا راه دیگری وجود نداشت که کشی به این شیخ کهنه فکر ،جسم و روح کمک کند؟ مسلما بود وچند نمونه اش که به یکی بسنده میکنیم گرفتن گارگری برای اجرای امور خانه شیخ فرسوده، امروزه خیلی از متمولین ایران گارگر خانه دارند، ودیگر لازم نمود شیخ بخاطر اموری از وظایف زناشویی در تنگنا باشد ویا مجبور به عذر خواهی.

     
  6. بحثی تامل انگیز در مورد رفراندوم ، قانون اساسی ، رای مردم و نظر رهبران اولیه انقلاب

    قابل توجه دوستان عزیز سید مرتضی .ساسانم، علی ۱

    خواست مردم، رضایت مردم، رأی مردم
    http://www.sharghdaily.ir/News/151695/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%D8%8C-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%D8%8C-%D8%B1%D8%A3%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85

     
  7. روزنامه قانون- مجید سجادی پناه/ مشاور وزیر دادگستری
    ایران، بهشت قاچاقچیان بین‌المللی: از نظر حمل کالای قاچاق نیز می‌بینیم که تهران بارانداز بیش از ۶۰ درصد کالای قاچاق کشور است و روشن نیست که این کالاهای قاچاق چگونه این هزاران کیلومتر را طی و سالم به پایتخت این کشور می‌رسند.
    مش قاسم: لطفا زنگ بزنید به حاج مصطفی …(سه نقطه از مش قاسم) این دومی، بهت میگه.

     
  8. وزوزیر/* نه آموزش و نه پرورش گفت: اشتیاق دانش‌آموزان به مدرسه بسیار کاهش یافته. ما باید برای فرزندان و امیدهای آینده روشن کنیم که امام چگونه فردی بود.
    مش قاسم: ۱- حتی بچههای ۴-۵-۶-۷ ساله هم دیگه تاب و توان شنیدن …(سه نقطه از مش قاسم) شعر هایی که شماها توی مدرسه بارشون میکنین ندارن. دارن بالا میران!
    ۲- ای نادان، بچهها هر روز با گوشت پوست و استخونشون احساس میکنن اون اولی چگونه …(سه نقطه از مش قاسم) بود، واسه همینه که فریاد مرگ بر این و اونشون هوا رفته.

    /*: ک

     
  9. حاج اسمال نجار، رئیس/* سازمان/* مدیریت/* بحران چند روز پیش به گلایه از سلبریتی‌ها پرداخته و گفته است: «هنوز پولی که هنرمندان جمع‌آوری کردند برای زلزله کرمانشاه به دستگاه‌ها پرداخت نشده و امیدواریم این مبالغ که جمع‌آوری شده زودتر پرداخت شود.
    مش قاسم: بجنبین! چرا پولها رو نمیدین؟ خرید خونه جدید توی کانادا با مشکل مواجه شده! ضعیفه و بچها منتظرن!

     
  10. ۲۲ بهمن روزی که ما به نظام مقدس نشون میدیم که برای ما چی مقدسه.

     
  11. بدون شرح!!!

     
  12. //// قتل ٬ غارت ٬ کودک آزاری ٬ دزدی ٬ شهوت پرستی ٬ جنایت ٬ اعدام ٬ سنگسار زنان و کودکان ٬ قطع اعضای بدن ٬ فقر و فلاکت و گرسنگی ٬ تجاوز جنسی به زنان و کودکان ٬ توحش بی حد و مرز ٬ تروریسم دولتی و سازمان یافته ٬ بیسوادی و بی//////////// فوق العاده شدید و … بدون شك //// مادون ////ترين نوع نگاه به قبايل بدوي بت پرست عرب //// اون موقع بوده و هيچ سنخيتي با دنياي مدرن امروزي نداره #آخوند////////////////////////////////////////////////////

     
    • گل سر سبد مودب های عالم , محمد نازنین , این چیه که در سایت حالا دیگه خیلی وزین شده ات گذاشته ای ؟ این که همش فحش و مایه شره عزیز دل برادر , چه دردی را دوا میکند ؟ تنها فایده اش اینه که عده ای از مسلمانان معتقد , که از این نظام هم نفرت دارند , را از بیم آدمهای فحاش و درنده ای , مثل همین ناشناس بی شعور , لااقل برای حفظ اعتقادات خود راحت به جبهه استبداد میراند . تو نوریزاد این را میفهمی اصلا ؟ این قدر از نفرت پر شده ای که عقلت را از دست داده ای و شده ای آدمی که کارش ریختن آب به آسیاب استبداد است . قصدت نکند اصلا همین باشد ؟ اینقدر چهره کریه از خودت در مخالفت با نظام نشان داده ای که همه مخالفان نظام را بیشتر از خودت متنفر کرده ای تا از نظام . راهش این است برادر ؟ نه تحلیل های خودت دیگر بدرد میخورند و نه مطالب ارسالی دیگران ارزش خواندن دارند , که اکثر آ نها هم در واقع اصلا خوانده نمیشوند به نظر من . چه فایده از این همه هیاهو پس ؟

       
  13. آهای اهالی شریف ومحترم باشتین، لطفا یک نفر به من کمک کند که این مشکل مذهبی من حل شود!!- عبید سن خوزانی

    اصلن من بواقع، از یک مطلبی سردر نمی آورم، لطفا شما کمک کنید. فاطمه دختر پیامبر هیجده سال بیشتر عمر نکرد، درنه سالگی با علی ازدواج کرد، در عرض نه سال ازقرار چهار شکم زائید و یک بچه اوهم پیش از زایمان سقط شد (قضیه قلابی و ساختگی خشم عمر و بازکردن درخانه علی به زور که شکم پر فاطمه بین در ودیوار گیر کرد و بچه که حتا نام او هم پیشاپیش تعیین شده بود یعنی محسن ساقط شد!

    گذشته از این که این قضیه کاملا ساختگی است، اصلا بفرمائید این فاطمه مگر با این همه گرفتاری های شوهر داری و تربیت و بزرگ کردن آن همه فرزندانی که هریک براثر تربیت این مادر بسیار فهمیده به آن جایگاه های رفیع رسیدند که موجب رشک و حسرت آن همه از عوام شد، مگر چقدر وقت برایش باقی مانده بود که کار مفید و مثبت دیگری بکند، یا بنای خیری بسازد و اهدا کند، یا فرمایشات ماندگاری بکند که شما این اندازه فاطمه فاطمه می کنید و تازه بعد چهارده قرن، یک مراسمی هم به نام “دهه فاطمیه” برای او ایجاد کرده اید و آن را به زور به خورد ما مردم می دهید؟

    درضمن یک پرسش کناری هم دارم، مگر آدم از مادر هم سید می شود؟ مگر نگفته اند فرزندانی که فقط مادرشان سید باشد، آنها فقط و فقط شب های جمعه سید محسوب میشوند؟ که البته آنهم ازهمین شایعاتی است که ساخته و پرداخته اند و آنهم برای جوری جنس که مبادا این فرزندان دلخور شوند که پس چرا ما سید نشدیم که از مزایای آن(مثلا به عنوان نمونه، خمس) استفاده کنیم؟

    پس به این ترتیب چرا حسن و حسین را اصلن سید می خوانند که به استناد آن، اولاد و نوادگان و احفاد آنان نیز سید باشند و امروزه پس از 14 قرن، این همه سید قلابی داشته باشیم و از شدت تورم سید ندانیم که با آنها چه معامله ای بکنیم و این وجوهات خمس را چطور بین آنان تقسیم کنیم که خلاصه دعوا و کشمکش بین آنان نیفتد و خدای ناکرده کار به کمیته و … نکشد؟

    فرضا اگر داستان “سید” و “سید بودن” درست هم باشد، از بین چهارده معصوم یعنی پیامبر، فاطمه و علی و یازده امام پس از علی و فاطمه، تنها یک نفر سید است که آن هم همان شخص شخیص حضرت فاطمه است وبس. بقیه را چرا باید سید خطاب کنیم؟ مگر علی فرزند پیامبر یا فرزند فاطمه بود؟ پس این داستان سید بودن امامان شیعه هم به نظر میرسد اندکی کشک باشد و امام حسن و امام حسین هم بنا بر ادعای شیعیان تنها شبهای جمعه می توانستند ادعا کنند که سید هستند. اگر من حرف خلافی میزنم لطفا یکی از میلیون ها ساداتی که به نظرم “هامسی یالان” و قلابی هم باشند، با دلیل و مدرک، نه رگ های بیرون زده گردن وبقیه اعضاء، ثابت کنند که نخیر من اشتباه می کنم و به این دلیل و به این دلیل اینها همه سادات جلیل القدر هستند وحتما باید وجوهات شرعیه “خمس” به صورت عادلانه بین همه آن ها تقسیم شود. خداوند همه شما عزیزان را دراین ایام مبارکه فاطمیه سبز و سلامت نگهدارد.

     
    • این مطالب اشتباه است، تعبیر سیّد یا سادات تعبیری عرفی است نزد مردم نه تعبیر شرعی ،و معیار در سیادت در اسلام که منشا برخی آثار مثل جواز گرفتن خمس یا حرام بودن گرفتن صدقه واجبه است ،انتساب به هاشم بن عبد مناف جد پیامبر اسلام است ،خواه این انتساب از طریق دخت گرامی پیامبر باشد خواه از طریق پدری مثل همه ائمه و فرزندان آنها که از طریق علی بن ابیطالب سلام الله علیه نیز به هاشم بن عبد مناف مربوط می شوند ،ببیان فقهی ،عنوانی که موضوع برخی احکام شرعی مثل جواز اخذ خمس یا حرمت اخذ زکوات و امور دیگر است عنوان “هاشمی” است نه عنوان “سید” که عنوانی احترامی و عرفی بوده و هست ،بنابر این همه نسل هایی که به ائمه علیهم السلام منتسب می شوند سید و هاشمی هستند ،هم باعتبار انتساب فرزندان علی علیه السلام بفاطمه و انتساب فاطمه سلام الله علیها به رسول خدا که منتهی می شود به هاشم بن عبد مناف جد ایشان ،و هم باعتبار انتساب به ائمه هدی علیهم السلام چه از طریق امام حسن و چه از طریق امام حسین علیهما السلام که به علی بن ابیطالبی ختم می شوند که ایشان هم از طریق پدر به هاشم بن عبد مناف منتهی می شوند.بنابر این مطلبی که مورد اشاره شما قرار گرفت مربوط می شود به بحث خمس و حرمت اخذ زکات که در این بحث فقط ساداتی که از طریق پدر سید هستند می توانند اخذ خمس کنند و صدقه و زکات گرفتن بر آنان حرام است نه اینکه کسی که از طریق مادر به ائمه و فاطمه ختم می شود سید نیست.حتی در فقه برخی از فقهاء مثل مرحوم سید مرتضی قدس سره معتقدند که کسی که از طریق مادر سید است هم گرفتن خمس بر او جایز است.
      علاوه بر این و فارغ از معیار بودن انتهاء به هاشم بن عبد مناف ،درمورد فاطمه سلام الله علیها ،که دختر رسولخداست ،برحسب عرف “ابن البنت”(پسر دختر) نیز ابن (پسر) است ،و روایاتی مثل روایت معروف نبوی در اشاره به امام حسن و امام حسین :هذان ابنای قاما او قعدا ،یعنی ایندو (حسن و حسین) فرزندان من هستند چه قیام کنند و چه قیام نکنند و روایات فراوان دیگری نظیر این موید همین مطلبند،بنابر این همه فرزندان فاطمه فرزندان رسولخدا هستند و روی همین نکته است که فارغ از بحث خمس و زکات ،در ابوابی مثل “ارث” یا “وقف” همین معیار “ابن البنت ابن” یعنی فرزند دختر فرزند شخص است معیار است و پسران دختر شخص وارثند چنانکه پسران پسر وارثند،بنابر این روشن شد که روی معیار ها و آموزه های اسلامی،در انتساب به پیامبر نیازی به وجود فرزند ذکور برای ایشان نبوده است و همه فرزندان نسل اندر نسل ائمه علیهم السلام که هم از طریق مولا علی و هم از طریق فاطمه سلام الله علیها به هاشم بن عبد مناف ختم می شوند همه “هاشمی” یا باصطلاح متاخر امروزی “سید” بحساب می آیند.
      در مورد حضرت فاطمه علیها سلام دخت گرامی پیامبر اسلام علیه السلام سعی کنید مودّب باشید و چنانچه اعتقادی به اسلام و موازین آن ندارید اما به اعتقادات و باورهای مومنان احترام بگذارید که این حسّ احترام یکی از شاخص های انسانیت و ادب انسانی است.

       
      • حضرت آقای بنی کذّاب

        جد پیغمبر شما “هاشم بن عبد طناب” که بت پرست بوده. پس هرچه بافتی پنبه شد. ////…

         
      • توی آخوند اگر اینها را هم نمیگفتی که دق میکردی و بساط سفره ات که همانا /// کردن مردم باشد کمی جمع و جور می شد .

         
      • گیرم که همه فرمایشات شما درست باشه،بگذریم از اینکه اینهمه سید و سیده های ریز و درشت معلوم نیست که سر و ته شان از کجا و بکجا وصل شده،چه ربطی بزندگی روزمره ما ایرانیها داره،آخر دین و مذهب و اعتقاد و یا بی اعتقادی به آن مگر یک امر خصوصی نیست و نباید با مسائل عادی و جمعی مردمان یک جامعه ربطی داده شود،اینهمه خزعبلات که هزاروچهارصد سال و بخصوص در ۴۰ سال گذشته بخورد مردمان ایران زمین داده شده ما را بکجا رسانده،چه کسی برای شما و امثال شما از آن دنیا خبر آورده که همه اینها درست است اینهمه عرب زاده از کجا پیدا شده اند اگر عربند چگونه خود را ایرانی میدانند،و اصولا کدام درد ما را مطرح کردن این افسانه ها دوا نموده،اقا خسته نشدین ؟

         
  14. به نقل از https://ghalamro.net/
    جواد طباطبایی، در مصاحبه لِکسپانسیون (L’expansion) می‌گوید «جهان اسلام رویاروی تجدد قرار گرفت، ولی هنوز در قرن چهارده خود مانده است… تفسیرِ حاکم اسلامِ سنتی که در قلمرو اجتماعی توتالیتر بوده، ولی چون منطقی توتالیتر یا دست‌کم یا تمامیت‌ساز (totalisante) در قرآن نبود، از نظر سیاسی توتالیتر نمی‌شد. اسلام تحت تأثیر ایدئولوژی‌های غربی، به ویژه مارکسیسم توتالیتر شده است.»

    طباطبایی که اظهارنظر چند سال پیش وی درباره میرزای نائینی و تأکید بر درستی دریافت فقیهانی چون او از مشروطه بحث‌برانگیز شد، در این مصاحبه تأکید می‌کند: «سنتِ الاهیات اسلامی از سه چهار قرن پیش تا کنون، متصلب‌تر و متصلب‌تر شده است. بر مبنای این سنت نمی‌توان پرسش جدیدی طرح کرد… حتی آیت الله‌ها هم بدون دستگاه مفهومی غربی حرفی برای گفتن ندارند. ما هنوز به شکست اسلام از درون، به خوبی توجه نکرده‌ایم.» وی تصریح می‌کند: «باید از اسلام خارج شد. امروزه، از درون این دستگاه سنت، هیچ کاری نمی‌توان کرد. امروزه، باید از اسلام سیاسی، ایدئولوژیک و ستیزه‌جو بیرون رفت. باید اسلام دوباره به یک دین، به اخلاق بدل شود… ایرانی‌ها بهای گزافی برای طرح (حکومت اسلامی) پرداختند. در ایران، اکثریت روحانیت تجربه جمهوری اسلامی را شکست‌خورده می‌دانند.»

     
  15. ولایتی: آنهایی که «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» سر دادند جاهل و مزدور هستند.
    مش قاسم: تو که فریاد جانم فدای لبنان و حزبالله و غزه میزنی جاهل و مزدور نیستی؟! ای بیچاره، یه لحظه میخواستم بنویسم ///////.

     
  16. سلام آقا مرتضی
    به نظر شما این عکس یک فتوشاپ است؟
    نیست؟
    اگه نیست این روحانی با این عکس چی داره میگه؟
    میگه من دارم پس می خورم گور پدر اونایی که ندارن؟
    کبابهای یک متری؟

     
    • سلام، من از پرسش مربوط به حوزه کاری خودم ناراحت نمی شوم اما تشخیص اینکه این عکس یا نظائر آن فتوشاپ هست یا نیست در تخصص من نیست،ممکن است حقیقی باشد یا فتوشاپ،اما تصور ابتدایی من از دیدن این عکس این است که ممکن است این طلبه بهمراه خانواده و بستگان خود در یک یک کبابخانه سنتی عکس گرفته است،بنظر می رسد کباب به این مقدار بیش از غذای معمول یک فرد است و محتمل هست که یک خانواده سه چهار نفری این غذا را سفارش داده اند تا باتفاق مصرف کنند و من گمان نمی کنم نازل ترین مردم از نظر فرهنگ دنبال این باشد که اگر یک زمانی کباب خورد به کباب خوردن خود مباهات کند یا کباب خورد او حاوی یک پیام باشد،مثل اینکه خود شما گاهی یک کباب یا جوجه کباب می خورید،حال فرض کنید با خانواده تان در سفری جایی در یک کباب سرای سنتی کبابی به این حجم برای مصرف همه بگیرید و بعد از آماده شدن سفارش یکی از فرزندان شما ناگهان عکسی به اینصورت از شما بگیرد،توصیه من بشما این است که زیاد ذهن تان را مشغول به این امور نکنید بالاخره یک روحانی یا طلبه هم مثل شما انسان است و هر انسانی گهگاهی ممکن است کباب تناول کند حتی جناب نوریزاد! چون دیدم یک وقتی ایشان به بناب (یا جایی دیگر) رفته بودند و در کانال تلگرام خود از کباب سنتی آنجا تمجید کرده بودند،من نفهمیدم حالا مقصود ناشناس از این پرسش چه بود؟ مقصود این بود که روحانیون حق خوردن کباب ندارند؟ یا مقصود این بود که یک روحانی معمولا کباب یک متری می خورد؟! بگمانم هیچیک از این دو گزاره درست نیست.

       
    • این آخوند داره میگه خدایا شکر که بما کباب یکمتری دادی بیا و به این ناشناس هم یک میلیمتر شعور بده .

       
  17. زهرا ابراهیمیان

    ‍استاد این صحبت رفسنجانی را کاملا یادمه در نمازجمعه گفت:

    هاشمی رفسنجانی:
    “بعضی از خانم‌ها متأسفانه راضی‌اند مویشان بیرون باشد یا پشت در خانه بایستند، کسی عبور می‌کند، اندام لخت خود را نشان بدهند… به حزب‌اللَّه وعده دادیم این‌ها آدم می‌شوند؛ ولی مثل اینکه یک مقدار احتیاج به خشونت دارند. این‌ها با پول بادآورده‌ای که شوهرانشان دزدیده یا خودشان یا ارث رسیده، بار آمده‌اند.

    در هر منطقه‌ای، اردوگاه برای این‌ها درست کنند، وسایل کار بگذارند، معلمین اخلاق بگذارند. دو هفته تا یک سال در آنجا بمانند، درس بخوانند و کار کنند. خرجشان را خودشان بدهند. گفته‌ام به این‌ها اهانت مرگ بر بی‌حجاب نکنید، بگذارید کم‌کم بفهمند. اما نمی‌فهمند”./نماز جمعه اردیبهشت ۶۵
    #حجاب

     
  18. مختار سنندجی

    سلام استاد اگر قابل دیدید منتشر نمایید لطفا

    چرخش قدرت- ادامە سلسلە یاداشتهای قبلی
    سیزدە – یکی از معیارهای دمکراسی، چرخش قدرت است. دکتر سروش جملە کوتاه و زیبایی دارند؛ انتقال قدرت بدون نیاز بە قدرت. یعنی بدون توسل بە زور و کودتا و انقلاب و هر نوع خشونتی بتوان قدرت را از یک جریان یا یک شخص بە جریان یا شخص دیگری منتقل نمود. اگر در ایران مخالفان بە زور متوسل میشوند حداقل یکی از دلایلش عدم امکان انتقال مسالمت آمیز قدرت است. چرا در اروپا، آمریکا و دیگر کشورهای دمکراتیک، انقلاب تودەها، کودتای ارتش و دخالت خارجی تقریبا در حد صفر است؟ چون قدرت بسیار سادە جابەجا میشود.
    چهاردە- ممکن است بگویید خوب در ایران هم با انتخابات مکرر ریاست جمهوری، مجلس، خبرگان و شوراها، قدرت بە صورت مسالمت آمیز منتقل میشود. اولا بر انتخابات در ایران اشکالات اساسی وارد است، نبود احزاب مردمی، سرکوب و حذف مخالفان، نظارت استصوابی شورای نگهبان و … عملا انتخابات را از مفهوم واقعی خود دور و تقریبا آن را بە انتخابات درون خانوادگی تبدیل نمودە است. لذا صرف برگزاری انتخابات و حتی درصد مشارکت بالای مردم معیار دقیقی برای سنجش دمکراسی نیست کە در برگزاری چنین انتخاباتی دیکتاتورهایی همچون صدام و اسد و … بسیار موفقتر عمل کردەاند. دوما قدرت اصلی و واقعی در ایران، “رهبر” است و این امری پنهان و یا قابل کتمان نیست. خود قانون اساسی اختیارات ویژە و فوق العادەای را بە رهبر واگذار نمودە است. بە عبارتی قدرت سیاسی در ایران رهبر است نە رئیس جمهور پس اگر سخن از چرخش قدرت است باید قدرت رهبر جابەجا شود.
    اگر از بازی با کلمات عبور کنیم و جایگاه واقعی آنها را بخواهیم دریابیم. قدرت اول در ایران رهبر است. همان جایگاهی کە در کشورهای دیگر رئیس جمهور یا نخست وزیر است. بە هر حال قدرت اول در ایران رهبر است و در کشورهای دمکراتیک رئیس جمهور یا نخست وزیر. تصور کنید در کشوری مثل آمریکا، رئیس جمهور عملا ثابت باشد اما برای کسب جایگاه معاونان رئیس جمهور رقابت و انتخابات صورت بگیرد آیا میتوان آن را جابەجایی قدرت نامید؟ قطعا خیر. جابەجایی قدرت در ایران زمانی معنا میابد کە امکان انتقال قدرت از رهبری بە رهبر دیگر بە صورت مسالمت آمیز و بدون نیاز بە انقلاب یا هر کنش خشونت آمیزی صورت بگیرد و تا آن زمان انتخابات ریاست جمهوری و مجلس و … رقابت میان معاونان، مشاوران و کارگزاران درجە دو بە پایین است. این پست ادامە دارد. @muxtarzarei

     
  19. سایت چوپان-سردار/* شکست خورده: برای لبو فروشی هم باید رشوه داد. پرداخت ۱۰۰ هزار تومن در هفته به ماموران شهرداری واسه پهن کردن بساط لبو.
    مش قاسم: حسن/*! تو اول برو رشوه لبو فروش رو از ماموران شهرداری بگیر بعد برو دنبال پولهای توی امریکا!!!!!

    /*: ک

     
  20. اخبار: فرونشست خیابان ۱۵ خرداد – قم
    مش قاسم: فقط همین یه خیابون توی قم نشست نکرده. سر تا سر قم در منقلاب اسلامی نشست کرده.

     
  21. پیام حسن/* به آمریکا: اگر راست می گویید اموال مردم را که غارت کرده اید، پس دهید
    مش قاسم: ای بیچاره، کفگیرت حسابی به ته دیگ خورده. به این میگن استیصال!

    /*:ک

    ————–

    درود دوست گرمی
    بله، آمریکا باید اموال مردم را پس بدهد. اما بعدش اصلا معلوم نیست این اموال پس داده شده، سر از سوریه و لبنان و نیجریه در نیاورد و چیزی جز حسرت و آه نصیب مردم نشود.

    .

     
    • هیچ اموالی در کار نیست..بیشتر یک حرف عوام فریبانه است…

       
    • برعکس جناب نوریزاد، برعکس!

      پولهای بلوکه شده مردم ایران در بانک های امریکا بمراتب سالم تر و دست نخورده تر باقی میمانند تا اینکه بدست عده ای که راهزنی را تکلیف دینی میدانند بیافتد. سوره مبارکه انفال را حتما مطالعه فرموده اید

      این اموال بصورت راکد دربانکها ننشسته اند بلکه مثل هرحساب سپرده دیگری برقم نرخ تایین شده از طرف فدرال رزرو به آنها بهره تعلق میگیرد که از هر سه ماه بحسابها واریز میشود و شک نکیند روزی از همین روزها به نماینده های منتخب و راستین مردم سرفرازایران تحویل داده خواهند شد

      ضمنا پولی (اوراق بهادار) که دادگاهای ایالت نیویورک بشاکیانی که قربانی عملیات تروریستی برون مرزی ج.ا شده بودند داد باسم جکومت جمهوری اسلامی ثبت شده بود نه کشور ایران

      پاینده ایران بزرگ
      رسول

       
  22. ناشناس آشنای گرامی
    عجیب این نیست که هشتاد میلیون ایرانی به خیابان بریزند و حق خود را مطالبه کنند بلکه کاملا بر عکس اگر مردم برای احقاق حق خود عمل نکنند مایه تعجب است.
    فکر می کنید در کشور های دمکراتیک مردم به خیابان ها نمی ریزند؟ در هر یک از این کشور ها سالانه هزاران تظاهرات کوچک و بزرگ برپا می شود. مردم علیه دولتی که خود انتخاب کرده اند تظاهرات می کنند اعتصاب می کنند. فکر می کنید اعتصاب در کشور های پیشرفته غربی به همین سادگی است؟ فرد ممکن است شغل خود را از دست بدهد و زندگی اش نابود شود. مردم این خطر را می پذیرند و حاضر نیستند زیر بار اجحاف بروند. منتهی این کشور ها به درجه ای از پیشرفت رسیده اند که آحاد ملت از خواست بر حق هم وطن خود حمایت می کنند. یکدیگر را تنها نمی گذارند. اتحادیه های کارگری و کارمندی بسیار نیرومندی دارند.
    به طور مثال آموزگاران اگر اعتصاب کردند اتحادیه کارگری از آنان اعلام حمایت می کند. به شرطی که خواسته آموزگاران متعارف باشد. هر گاه کارفرمای آموزگاران بخواهد معلمان را تهدید به عواقب اداری و اخراج و امثالهم کند اتحادیه کارگری وارد عمل می شود و اولتیماتوم می دهد که اگر آموزگاران تهدید شوند دامنه اعتصابات را گسترش خواهد داد. اتحادیه های کارگری صندوق بیمه بیکاری مخصوص دوران اعتصاب دایر کرده اند و هزینه زندگی اعتصاب کنندگان از این صندوق تامین می شود. دارایی صندوق درصدی از حقوق کارگران و کارمندان است. لازم شود اتوبوس رانان در حمایت از آموزگاران دست به اعتصاب می زنند. دیگر کارخانجات و ادارات به اعتصابات می پیوندند تا جایی که خواسته های متعارف آموزگاران تحقق یابد. دولت ها هم این را می دانند و نمی گذارند کار به این جا بکشد و در بودجه تجدید نظر می کنند. در صورتی که توانایی اجرای خواسته معلمان را نداشته باشند دولت ناچار به استعفا می شود و کار به انتخابات می کشد و مجلس از نو شکل می گیرد. نمونه اش فرانسه است که دو حزب عمده سوسیال دمکرات و محافظه کار این کشور که ده ها سال اداره فرانسه را در دست داشتند در انتخابات اخیر بازنده شدند و تبدیل شدند به دو حزب کوچک و بی اهمیت و حزبی نو پا به رهبری ماکرون پیروز شد.
    سیاست داخلی ما البته خشن است. فکر می کنید وضع در اروپا و آمریکا چنین نبوده؟ در همین قرن اخیر نگاه کنید

     
    • ساسانم گرامی اتفاقا بر خلاف گمان شما اینکه هشتاد میلیون (یعنی کل جمعیت ایران یعنی همه اعم از زن و مرد در هر رده سنّی و کودکان از نوزادان گرفته تا کودکان خرد سال!) یکدفعه بیرون بریزند،آنهم با فراخوان یک فرد خواه نام او ساسانم باشد یا نام دیگری باشد،کاملا عجیب است،ظاهرا شما به لوازم گفتار یا نوشتار خود توجه نمی کنید،حتی ما که اصل این نظام را قبول داریم مدعی نیستیم که مثلا در 22 بهمن- علیرغم حضور کثرت های میلیونی در همه شهرها- هشتاد میلیون یعنی کل جمعیت ایران به خیابانها می آیند! مدعا این است که اکثریت افرادی که توانائی حضور در خیابانها را دارند در تظاهرات شرکت می کنند،بنابر این سخن شما حقیقتا سخن شگفت آور و نو نوبری است،البته ممکن است چنین وعده هایی یا چنین آمال و آرزوهایی مطلوبیت داشته باشند نزد شما اما خوب است که انسان در سیاست ورزی خود هرچه می تواند از ایده آیسم سیاسی فاصله گرفته و درجاتی از رئالیسم و واقع بینی و واقع گرایی ملتزم باشد،شما حتی در این مثالهایی که از کشورهای مترقی می زنید هم توجه نمی کنید که هیچگاه در هیچ زمانی و هیچ مکانی حضور همه جمعیت یک کشور عادتا ممکن نیست،فرض کنید در امریکا 200 یا 300 میلیون جمعیت وجود داشته باشد آیا همه آنها از انواع و اقسام تظاهرات صنفی و غیر صنفی حضور می یابند؟! در پاریس و لندن و جاهای دیگر وقتی تظاهرات می شود حتی همه مردم لندن یا پاریس در تظاهرات شرکت می کنند؟! اینطور نیست،بنابر این در ایران هم عادتا ممکن نیست که همه هشتاد میلیون جمعیت ایران آنهم بفراخوان یک شاهیست یا سلطنت طلب یا دموکرات جمهوری خواهی مثل ساسانم اقدام بتظاهرات یا اعتصاب کنند،بگمانم یا ساسانم این روزها با این نوشته ها در حال شوخی و بازیگوشی است یا اینکه این ساسانم آن ساسانم همیشگی سایت نوریزاد نیست و کسی بجای او می نویسد چون آن ساسانم که می شناختیم اینطور سست مسائل یا مدعاها را ارزیابی نمی کرد.اگر شما واقعا همان ساسانم هستید یک قدری فکر شده تر بنویسید،چون خوب نوشتن هنر است نه زیاد نویسی هرچه می خواهد باشد،ببینید فقط من منتقد شما نیستم حتی پروفسور کانت این سایت که مبتلا به هیچیک از امراض روحی نیست هم بشما انتقاد کرد و راهکار هم نشان داد!

       
  23. سیاست داخلی ما البته خشن است. فکر می کنید وضع در اروپا و آمریکا چنین نبوده؟ در همین قرن اخیر نگاه کنید چه تعداد کارگر و مردم بی بضاعت در آمریکا جانشان را در اعتراضات از دست دادند. روز جهانی کارگر را که همه باید بدانید سابقه اش چیست. روزی است که کارگران معترض آمریکایی به گلوله بسته شدند. ما هم باید این دوره ها را طی کنیم تا به جمع ملل متمدن وارد شویم. مللی که از گذشته خونبار خود درس گرفته اند و توحش را کنار گذاشته اند.
    اگر معلم ها جمع شدند و یک اتحادیه واقعی تشکیل دادند و اعتصاب کردند آخوند ها چطوری می خواهند جلوی این ها بایستند؟ دستگیرشان می کنند؟ زندانی و شکنجه شان می کنند؟ در هر کشور متمدن دنیا که مردمش از توحش خارج شده و به ملت تبدیل شده باشند اگر چنین خطایی از حکومت سر زند روزگار را بر آن حکومت سیاه می کنند.
    ما باید نشان دهیم از دوران توحش و بردگی و رعیتی عبور کرده ایم و ملتی با اراده و مصمم هستیم و به کسی اجازه نمی دهیم حقوق هم وطن مان را ضایع کند.
    یک حکم ناعادلانه دادگاه یک دستگیری نا متعارف یک حرکت خلاف عرف و خلاف موازین انسانی اگر از حکومت سر زد و اصلاح نشد کافی است تمامی ملت را به خیابان ها بکشاند.
    این ملایان بی شرافت به چه حقی دختران ما را دسته دسته زندانی می کنند؟ جوان های ما را در زندان می کشند؟ معترضان را دستگیر می کنند و تهدیدشان می کنند و شکنجه شان می کنند؟ تو ایرانی هستی؟ هم وطنت را جلوی چشمانت می گیرند و می برند و همه می دانیم چه جنایتکارانی هستند و چه آدمخوارانی هستند هم وطنت را می برند این آدم ربایان و تو و دور و بری ها ایستاده اید و بر و بر تماشا می کنید خجالت نمی کشید؟ تمام خیابان باید به جوش آید. بگذارید نیروی ویژه بیاید. خبرش که پخش شد تمامی شهر باید قیام کند و با این نیرو ها درگیر شود.
    این که می گویم روندی عادی و واکنشی متعارف در برابر ظلم به هم وطنان مان است. کار عجیب و خارق العاده ای نیست. کار دشواری هم نیست. اگر سازماندهی قوی باشد و مردم مصمم باشند.
    چه اشکالی دارد آموزگاران برای آزادی اعضای اتحادیه خود دست به اعتصاب زنند؟ مجموعه اتحادیه های کارگری برای آزادی زندانیان سیاسی دست به اعتصاب زنند؟ اعتصابات که گسترده باشد قابل سرکوب شدن نیست.
    کارکنان شرکت نفت تحت عنوان بیماری مرخصی استعلاجی بگیرند. به تدریج نافرمانی را توسعه دهند. کارگران کارخانجات کلیدی دست از کار بکشند.
    تعجب می کنم آن هایی که ماه ها است حقوق دریافت نمی کنند چه انگیزه ای برای کار کردن دارند؟
    تشکیل صندوق های تعاون حمایت از اعتصاب کنندگان ضروری است. همه آحاد ملت وظیفه دارند در شرایط بحرانی کنونی از تشکیل این صندوق ها حمایت کنند. لازم شد حساب ها سری باشد. یا اصلا پول نقد باشد یا ترکیبی از پول و کمک های غیر نقدی باشد.
    دوستان این که می گویم در دیگر کشور های دنیا بوده و در همه جا این مردم بوده اند که با قیام خود حاکمان را سر جایشان نشانده اند و به ترقی و کمال رسیده اند. کسی برای تشکیل اتحادیه نمی رود از حکومت زور گو و جبار اجازه بگیرد. اتحادیه ها بنا بر اراده مردم شکل می گیرد و نیرویش را از درون خود استخراج می کند.
    ما سالانه هزاران قربانی تصادفات داریم و رکورد دار جهانیم. هزاران نفر خود کشی می کنند. خدا می داند چقدر تلفات داریم بخاطر سیاست های ضد انسانی و ظالمانه حاکمان فاسد. زندگی این نیست. گذار از ملایان آدمخوار هم بدون فداکاری ممکن نخواهد بود. خود دانید. عمری در ذلت بسر بردن و زجر کش شدن یا مدتی تحمل سختی ها وفداکاری و روشن کردن تکلیف خود با جباران. انتخاب با شما است.

     
    • ناشناس آشنا

      با سلامی دیگر به ساسانم گرامی

      دوست گرامی بسیار خوب شرح داده ای که برای وادار کردن حاکمان , کارفرمایان , سیاستمداران و … به چه ابزارهایی نیاز هست . ما که در داخل محروم از این ابزار اعمال قدرت هستیم چه کار باید بکنیم ؟ نه احزاب پرطرفدار , نه سندیکا های پرقدرت , نه اتحادیه های فراگیر , نه سازمانهای زنان و جوانان و نظایر این ها , هیچکدام را نداریم در داخل و آنهایی هم که داریم مایل به انجام این کار ها نیستند . شما دوست عزیز در شرایط واقعی حا کم در ایران چگونه میتوانید میلیونها نفر را به خیابان ها بیاورید . افرادی , سازمانهایی , احزابی , که میلیونها نفر به آنها اعتقاد داشته باشند لازم هست که بتوانند صدای خود را به میلیونها طرفدار خود برسانند و آن ها را دعوت به نافرمانی مدنی کنند , دعوت به تظاهرات خیابانی کنند , دعوت به اعتصاب کنند , همینجوری که نمیشود دوست من ( حداقل یک BBC که لازم هست تا از یک آخوند رهبر بسازد که و یک لشگر آخوند هم که لااقل لازم هست برای اینکه حرکا ت اعتراضی را در نقاط مختلف کشور طبق برنامه رهبر BBC ساخته هدایت کنند ) . همین تظاهرات اخیر هم با برنامه و زیر رهبری دار و دسته دزدان و آدمکشان حرفه ای به سرکردگی باند رییسی و علم الهدا کلید زده شد و الا چنین چیزی امکان وقوع نداشت . این که نتیجه چیز دیگری شد مساله دیگریست که در باره آن بسیار گفته و نوشته شده است . خلاصه کنم , شروع , همزمانی کردن و هدایت اعتراضات نیازمند سازمان و فرماندهی واحد است چیزی که اکنون وجود ندارد . انتظار این که مردم یکروز همه بدون هیچ مقدمه ای به خیابان بیایند و اعتراضات خود را تا رسیدن به هدف, درست و یکپارچه , پیش ببرند کاملا بیهوده است . شما دوست عزیز فقط به من بگو در غیاب فرد یا افراد مورد قبول مردم که سر نگونی نظام را میخواهند و میتوانند هدایت کنند , سازمان ها و احزاب پر طرفدار و با تجربه که همین را میخواهند و میتوانند چطور میشود میلیونها نفر را به خیابان ها کشا ند ( تظاهرات کوچک پراکنده که دائما داشته ایم ) , به اعتصاب سراسری واداشت ( اعتصاب های پراکنده که دائما داشته ایم ) , چگونه میشود اعتراضات گسترده / سراسری , اعتصابات گسترده / سراسری را کلید زد و به سر انجام مطلوب رساند ؟ راه مشخص و عملی را نشان دهید دوست عزیز . ما به حرف چه کسی یا کسانی به خیابانها بیاییم؟ / اعتصاب کنیم؟ / نا فرمانی کنیم ؟ کلید زدن سر نگونی نظام , چطور ؟ امیدوارم که منظورم را توانسته باشم واضح بیان کنم . با آرزوی سلامتی برای شما .

       
  24. نامه جبهه ملی ایران به حسن روحانی: از آن جا که جنابعالی به عنوان ریاست جمهوری سوگند یاد کرده‌اید که عهده دار اجرای قانون اساسی و صیانت از حقوق ملت باشید از شما میخواهیم که به وزارت کشور دستور فرمایید موافقت با برگزاری این گردهمایی و تقبل حفظ امنیت آن را اعلام نمایند.
    مش قاسم: ببین حاجی، تو راه رو داری اشتباه میری. برو تاریخ این جبهه خودتون رو بخون تا یه چیز یاد بگیری. حسن/* شماها رو داخل آدم حساب نمیکنه تا وقتی که یکی از شماها مثل سنجابی بره پشت در خونه اش کلاه بدست سه چهار روز علاف شه و با هزار استغاثه و التماس در صورتی که چند عمل میهن فروشی هم به عنوان شیرینی به آخوند عرضه کنی تا یه جایی مثل دروازه غار بتونی بری سر و صدا کنی و اونم برای قربون صدقه شدن اون اولی و این دومی و نظام مقدس! غیر از این کلاهت پس معرکه است.

    /*:ک

     
  25. رییس جمهور: یکی‌از‌آرزوهای‌آیت‌الله‌هاشمی‌شکوفایی‌ایران‌بود.
    مش قاسم: و ادامه داد…… ولکن بسکه سرگرم دزدی و آدمکشی و شیادی بود فرصت نکرد!

    /*:ک

     
  26. رئیس اتاق بازرگانی: در صادرات دنیا عددی نیستیم.
    مش قاسم: و ادامه داد……ولکن در دزدیهای میلیاردی از همین چیزی که داریم در دنیا سر آمد هستیم!

     
  27. رییس پلیس آگاهی: کشف سرقت در استان گلستان امسال رشد داشت.
    مش قاسم: خدا را شکر که بالاخره توی یه چیزی رشد داشتیم!

     
  28. هنگامه شهیدی: ای کاش دادستان تهران به جای کینه‌توزی شخصی با اینجانب و خوش رقصی برای سلسله مراتب خود، مبنای اعمال خود را قانون و آنچه در فقه شیعه و سیره علوی در حوزه قضاوت ملاک است قرار می‌داد.
    مش قاسم: با عرض ادب خدمت خانم هنگامه شهیدی، آنچه در فقه شیعه و سیره علوی در حوزه قضاوت ملاک است همین است که میبینید. این امامزاده معجزه ای بیش از این نداره.

     
  29. یاران جان درود

    سربازی اسراییلی تفنگ بدوش وگاز اشک آور وفلفل وووو به کمر

    را دخترکی فلسطینی سیلی می زند نه یک بار بل چندین دفعه

    عکس العمل سرباز حتی دفاع نیست .توسط هم قطاران او که

    حکمن خانمی دربین آنان است دستگیر وبه دارالتعدیب کودکان

    برده ودر دادگاه کودکان محاکمه وبدون توهینی جریمه یا زندانی

    میشود.(نه به وی اتهام امنیتی نه سرنگونی اساس یهودیت و-

    اسراییلیت زده می شود).با معترضان خودمان به ویژه خانم های

    دلاورمان ونحوه دستگیری واتهامات وحدود سی سال زندان آنان

    بنگرید.بجز سستی رژیم آخوندی وتشنه بخون آیرانی بودن آنان

    به معیت بزرگانشان “دشمن همیشگی ما مجوسانند هیمنه و

    شکوهشان باید شکسته وخوار بمانند” که در عمل قادسیه و

    تکه تکه کردن فرش ارزشمندمهستان وکتک خوردن بزرگان در –

    مراسم دریافت خراج رابنگرید تا این کینه شتری رابهتر درک کنید.

    (در حین کندن خندق از کلنگ برقی جهید گفتند چیست فرمود

    هر جرقه نشان برداشتن باک… دختر کسرا است در بغل شما.

    یکی از دختران کنیز گرفته شده کسرا به کنیزی امام……….

    سینه و قمه بزنید اما برای خود ومادران کنیز شده تان با غیرتان عالم.

     
  30. محمد نوری زاد

    آنکه درخاک خفته، الآن دارد یک چیزهایی به آن بالاسری می گوید!
    چه می گوید؟
    می گوید:

    داشتیم….؟

     
    • آنکه در خاک خفته هم کم بلا سرمان نیاورد و کارمان به کجاها کشیده که باید از او و دوران او بعنوان برترین دوران یاد کنیم!!

       
  31. محمد نوری زاد

    یک دوست برای من فرستاده:

    جلسه دفاع از پایان نامه
    “ارزیابی اثرات تلاوت سوره حمد بر سلولهای سرطان پروستات” !!!

     
  32. محمد نوری زاد

    اگر در باطن و ذات رهبر و آیت الله هاو طلبه ها ومذهبی های ولایی، ذره ای،ذره ای،ذره ای، شرف و غیرت و مردانگی بود، بخاطر تبرئه سعید طوسی، خود را از تسبیح های تزویرشان حلق آویز می کردند!

     
    • آنقدر که در رسالات علمای والا مقام دین موضوعات جنسی و دخولات ذکر شده گاه آدم به فکر می افتد این همه ایده پردازی از کجا ناشی می شود؟؟؟ مگر اینکه او [نگارنده] و مقلدین او کم و بیش بر سر این موضوعات در حال تفکر و رویا پردازی بوده اند!!! چه کسی رویا پردازی می کند؟؟؟! کسی که بر گونه های مختلفی از این موضوعات حس لذت بخشی در خود می یابد و دوست دارد آن را نیز به دیگران نسبت دهد!!! یکی از همین موضوعات دخول در دبر (بقول اونها) هستش و حالا باید دید این دخولات در قبل انقلاب بیشتر بوده یا بعد انقلاب؟!؟!؟ چرا این مطالب بعد انقلاب بر سر زبانها افتاد در حالی که قبل انقلاب مجله زن روز عکس هم جنس بازهای مرد در فلان کشور ثالت را چاپ می کرد و کسی آنقدر در آن دوران بر روی اونها زوم نمی کرد یا اصلاً توجهی نمی کرد!!!! چه شد با آمدن آخوندها و پیروان ///شان این مطالب این همه بر سر زبانها افتاد؟!؟!؟ این چه شدها بسیار است!!!!!! سعید طوسی نیز یکی از همین افراد اسن که مورد علاقه بسیار بسیار شدید خامنه ای است!!!!!

       
  33. محمد نوری زاد

    کاش
    نمازنمی خواندی
    عبا و عمامه نداشتی
    گم و بی نشان بودی
    به ایران نمی آمدی
    اما آمدی،
    و با باورهای کهنه ات،
    ایران و ایرانی را کشتی و ذلیل کردی!

    (نماز درهواپیمایی که خمینی را از فرانسه به ایران آورد)

     
  34. محمد نوری زاد

    صنعت توریسم وگردشگری،بسیار فراتر از نفت،می تواند برای کشور ما درآمد زایی داشته باشد.
    بزرگترین مانع برای این درآمد درشت، تفکرمنحط آخوندهای ولایی ست!

    ما این مانع را ازپیش پا برمی چینیم

     
  35. محمد نوری زاد

    ما به این روحانی که گویا خواهان جمهوری اسلامی ست احترام می گذاریم. بشرطی که او نیز به خواست ما – که خواهان واژگونی جمهوری اسلامی هستیم – احترام بگذارد!

    گرچه به گمان من این روحانی، اشتباهی پرچم جمهوری اسلامی را بالا گرفته. بانوانی که از یک بلندی بالا می روند و روسری خود را بر سر یک چوب می زنند، تنفر خود را از حجاب اجباری فریاد می زنند. این روحانی اگر عمامه اش را بر سر چوب می زد، تنفرش را از عمامه و تفکر آخوندی ابراز می کرد. اکنون که پرچم جمهوری اسلامی را بالا گرفته، این بدان معناست که از جمهوری اسلامی متنفر است نه این که خواهان آن است!

     
  36. استاد گرانقدرم
    من برای همه دوستهام این فایلهارو میفرستم و وظیفه خودم میدونم که ستم و جنایت جنایتکارهارو آنقدر پخش کنم که رسوای زمانه بشن, فارغ از هر بحث نژادی, ما قومیتهای متفاوت مستقر در منطقه هزاران ساله در منطقه کنار هم زندگی میکنیم و هزاران سال دیگر هم باید در کنار هم با توافق و حفظ حرمت انسانی هم زندگی کنیم.

    آنچه باید هر کدام بر آن استوار و پافشاری کنیم انسانیت و دوستی ملتهاست فارغ از هر نژاد و مذهب و دین

    و هرسیاستمدار و هر حاکم و هر ظالم به حقوق انسانها ی منطقه که اخلاق را زیر پا گذاشته و از جهالت مردم سو استفاده میکنه باید رسوا کنیم, این خائنین به اخلاق و تمدن و انسانیت از هر قوم و دین و مذهب و حکومتی باشند فرق نمیکنه

    باید رسوا کنیم

    گذشت زمانی که رسانه دست حکومتها بود

    فکر میکنم اگر مقابل این حقایق خودمان را به خواب بزنیم بزودی این اتفاقات رو سر کوچه و دم خونه های خودمان خواهیم دید, آنروز نمیتوانیم بگیم لطفا مارا نکشید, اگر امروز معترض به این جنایات نباشیم.

     
  37. انگلیس دزد نفت را از خانه خوزستان می دزدید اما از مال دزدی کوچه های خاکی آبادان و مسجدسلیمان را آسفالت می کرد از مال دزدی درخت می کاشت از مال دزدی جاده می ساخت تا خود عبور کند ولی ما هم از آن جاده استفاده می کردیم با مال دزدی کلوپ ورزشی ساخت ما با ورزش های جدیدی آشنا شدیم و ورزشی شدیم هنوز هستند چند بیمارستان ساخته شد در مسجدسلیمان و آبادان اهواز حداقل برای درمان دردمان به آنجا مراجعه می کردیم . انگلیس لعنتی نفتمان را می دزدید اما هزاران شغل هم ایجاد می کرد تا برخی توانستیم تعداد از فرزندانمان را به ینگه دنیا بفرستیم درس جدیده بخوانند و برگردند و به مام خود خدمت کنند. انگلیس از مال دزدی …..
    اما ما توانستیم این دزد نابکار را با اردنگی از کشورمان به بیرون پرت کنیم و خودمان صاحب نفتمان باشیم او می دزدید و ناچیزی به ما می داد اما حال همه اش ما خودمان است اما نمی دانم چرا از وقتی که نفت را گرفتیم دیگر مانند زمان ان دزد نابکار انگلیس نیستیم نه جاده ای نه بیمارستانی نه ورزشگاهی نه پس چه شد نفت ملی ؟ …..
    تازه نفت بلای جانمان شده تمام خوزستان دارد خشک می شود تالاب ها خشک ، رودخانه ها طغیان گر شدند باریکه رود و کشاورزی که میراث پدری بود هم در حال نابودی است از آسمان هم بلای گرد و خاک است ده ها نوع بیماری فرو می ریزد خوزستان دارد به خاکستان ( قبرستان ) تبدیل می شود .

    لعنت به تو ای انگلیس ای دزد نابکار
    که نفت را کشف کردی در این دیار
    که الان دارد از ما در می آورد دمار
    با این هم حال نمی دانم چرا دوست ندارم بگویم
    باز بیا فکری کن شاید نیرنگت آید بکار

     
  38. نوريزاد عزيز

    سلام

    روز هاي سختي است براي مردم ولي ميخواستم با جان و دل به شما و همه كساني كه بت هاي درونتان را شكستيد و با عزم راسخ به درجه امنيت كامل رسيديد

    ترس طاغوت و نوكرانش در عزم شما خللي وارد نكرد

    ميخواستم به شخص شما تبريك بگويم كه نوريزاد هاي متولد شده اند

    درخت اميدتان به بار نشسته

    ببينيد دختران خيابان انقلاب را كه چون كوهي در مقابل تابو هاي جامعه ايستاده اند

    و نامه آقاي كروبي

     
    • آقای کروبی؟؟؟؟ مقایسه این افراد حتی با امثال هویدا هم کار غلطی است!!! کروبی هم یک /// مثه ///های دیگر است! مثه رفسنجانی و خیلی های دیگه که هنوز اسم اونها رو می آورید و پند نمی گیرید!!!

       
  39. سلام یا با درود آقای نوریزاد
    من هم با شما موافق بودم که اعتراضات باید از خشونت فاصله بگیره. من اعتقاد دارم کانال هایی مانند امد نیوز دقیقا در جهت منافع رژیم گام برمیداشتند زمانی که مردم را تشویق به خشونت میکردند. شما فکر کنید اگر این اعتراضات بدون خشونت ادامه میافت و مردم تمام خواسته هاشون را بدون شعار و فقط پلاکاردهایی داشتند که خواسته هاشون را روی ان نوشته و توسط تعدادی از معترضین حمل میشد حتی شعارهای ساختارشکنانه مانند تغییر رژیم یا رفراندم و خلاصه تمام خواسته هاشون را به این شکل بیان و ابراز میکردند دیگه بهانه ای دست حکومت نمیدادند که بخواهد به زور و خشونت متوصل بشه و اگه بعد از اینکه ملت خواسته هاشون را بدون اینکه به خشونت روی بیاره بیان میکردند مورد ضرب و شتم قرار میگرفتند حکومت به شدت مورد انتقاد مجامع جهانی قرار میگرفت. مردم باید یاد بگیرند خواسته هاشون را به صورت مسالمت آمیز و در ابتدای راهپیمایی های اعتراضی به وسیله چند پلاکارد اعلام کنند کسانی که خشونت میکنند از ما نیستند و از ابتدای کار صف آنهایی را که میخواهند تظاهرات و اعتراض ها را به خشونت بکشند و بهانه دست حکومت بدهند برای سرکوب را جدا کنند. تظاهرات سیاه پوستان امریکا را در زمان مارتین لوتر کینگ ببینید تمام تظاهرکننگان فقط هر کدام یک پلاکارد کوچک همراه دارند و بس.

     
  40. ولی امرمسلمین جهان دیروز تو کلاس فقه شون ازمردم مظلوم افغانستان وغیره یاد کرد ولی کینه او نسبت به کورد اجازه نمیده این حرکت ترکیه رو که مردم بی پناه عفرین رو فقط بخاطر کورد بودن زیر آتش گرفته محکوم کنه.مرگ بر دیکتاتور چه خامنه‌ای باشه چه خردوغان فاشیست

     
  41. آقای محمد نوری زاد شما که از گلپا تا رقص مینایی و آهنگ استانبولی و از دید و بازدید تون در کانال تون کوتاهی نمی کنید و حتی ساعت عبورتون رو در جاده ها می گید!
    این سوال و شائبه در ذهن بوجود میاد آیا از اینکه کسی برجسته بشه نگران می شید!!
    آیا شما هم در تکاپوی فردای بعد پیروزی هستید و شما هم غیر از نوشته ها و رهنمودهای خودتون رو بر نمی تابید ؟!
    آیا نامه آقای کروبی که از درون حصر آن را به شخص خامنه ای جلاد و قاتل نوشته حائز اهمیت نمی دانید ! که حتی یه نیم خط هم از آن یاد نکردید؟!
    و بی شک شما هم تا چندی قبل نان خور و ثناگوی این دستگاه و همکار شریعتمداری بوده اید ما هم شائبه آن روحیه انحصار طلبی را در شما حس می کنیم با تمام احترامی که برایتان قائلم ناچار به گفتن هستم !!
    ولی چون من را از ارتباط مستقیم با خودتون بلوک کردید نامه ام رو از طریق دیگه ای شاید به دید شما برسد نوشتم .

     
  42. درود جناب نوریزاد؛

    بارها خواستم باهاتون درد دل کنم،
    بارها نوشتم، پاک کردم و پشیمان شدم!
    “گفتی که کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش”

    خیلی فکر کردم، دیدم با وجود تمام مشکلات روزمره ای که دارم، ولی این دردها پیش درد و رنج این مردم هیچ هستن و این بی انصافی هست که بخوام گله کنم…
    شرم میکنم از خودم که توی این تهران پایتخت آلوده از هر لحاظ، راست راست راه میرم و گوشه گوشه ی این سرزمین مردم ستمدیده، توی رنج و فقر و مشکلات غرق هستن…
    “کاشکی آخر این سوز بهاری باشد”

    شرم میکنم از خودم وقتی هر لحظه، هر ساعت، هر روز و شب، خبری تلخ از گوشه کنار این سرزمین میشنوم و میبینم ولی کاری از دستم برنمیاد جز اشک و اشک و اشک…
    “کاشکی باز بخوابیم ولی تا به ابد”

    تلخ و غم انگیز وقتی که با وجود این همه منابع طبیعی و سرمایه که این سرزمین داره، مردم در سختی به سر میبرن و امید به زندگی و رفاه و شادی و خوشی تبدیل شده به محال!
    “زیستن بهر چه بود؟!”

    نمیدونم راه نجاتی هست یا نه!
    شاید محکومیم به جبر این روزگار و این دوران و این نامردان…

    “تبرها اره برقی های وحشی،
    نباید هم غم باغ رو بدونن…
    داره سربالا میره آب و،
    دارن قورباغه ها آواز میخونن”

    در اوج ناامیدی به امید راه نجات…

    دلتون گرم و راهتون سبز…❤️

    “یک جوان دل مرده ی ایرانی _ ایران همیشه زمستان”

     
  43. سلام ارباب به حضرت آقابفرماییدکه شماکه ترامپ رومسخره کردی که متشکریم که چهره واقعی آمریکارونشون دادپس ماهم ازشمامتشکریم که باحمایت ازسعیدطوسی چهره واقعی خودتون واسلام سرکوبگرتون وفاسدتون براهمه عیان شد

     
  44. سلام محمد عزیزم
    دیروز با ارسال کلیپ اهنگ راز و نیاز با صدای استاد بزرگوار گلپای عزیز
    اشگ های خشکیده چشمانم را جاری نمودی
    چندین وچند بار گوش دادم ودر خلوت تنهایی خود های های گریه کردم
    والان نیز دوباره با چشمانی اشکبار
    برایت می نویسم
    چنان حال مرا منقلب کرد که نگو ونپرس
    چهل سال مرا به دوران گذشته برد
    نه فقط بحال خودم گریه کردم بلکه بحال مردم وکشورم بیشتر گریه کردم
    زمانیکه اصلا من نمیدانستم غم وغصه چیه فکر وخیال چیه
    در دورانی بودم که بوی صفا وصمیمت مردی ومردانگی
    لوطی ولوطی گری مروت وجوانمردی مهر ومحبت در سراسر ای میهن جاری بود
    وحال منکه متعلق به ان دوران هستم
    حالا در محاصره حیله گران ودغلبازان ودروغگویان وکلاشان ودیکتاتوران وچپاولگران وصدها نیرنگ وجقه بازی ها که توسط حاکمان جور وظلم وستم شگل گرفته قرار بگیرم
    ودیگه این جسم نحیف وضعیف تحمل وطاقت اینهمه درد ورنج را ندارد
    محمد جان در فرهنگ ما پیمان شکنی ونامردی صفت وعملی بسیار زشت وناپسند است
    متاسفانه این انقلاب که دست اورد
    وبقولی میراث خمینی است
    از ابتدا چنین روش ومرامی نداشتند. ولی خوب ما بر اصل اصالت وپاکی نیت وداشتن اخلاص وصداقت پی به این روش ناجوانمردانه حکومت نشدیم
    وانچه داشتیم دار وندار خود و بخشی از عمر گرانمایه خود را در طبق اخلاص قرار داده وتقدیم نمودیم
    واین حکومت ودولتمردان هستند که باید پاسخگوی اینهمه جوانمردی وایثار واخلاص وفداکار را بدهند
    که متاسفانه مستی ریاست عقل انها را فنا داده
    حاکمان جور وستم چگونه میخواهند پاسخگوی اینهمه خون جوانان وطن را در مقابل تاریخ خونبار ایران بدهند به قیامت خودشان هم که قبول ندارند
    محمد جان چگونه شد که مردم فراموش شدند چرا باید برای همان ازادی که قیام کردیم از ازادی فردی واجتماعی محروم باشند چرا اینهمه بگیر وبه بند وشلاق وشکنجه وزندان وقول وزنجیر
    چرا اینهمه ظلم؟
    بخدا سوگند وقتی چهره این حاکمان ودولتمردان را نگاه میکردم
    چیزی جز روباه وگرگ وکفتار نمی بینم
    الغرض درد دل به دراز کشید
    ونکته اخر وقتی حضور شما را در منزل با صفای گلپا دیدم خیلی غبطه وحسرت خوردم ووگفتم خوشا بحال محمد
    ارزوی من است که بروم دستبوس هنرمندان
    ولی نمی دانم چگونه وچطور واز چه راهی
    واخر اینکه خیلی ارزو مندم قدوم محمد را در منزل خود ببینم دیدن بی هنران نیز خالی از لطف نیست
    محمد جان
    برای من یک سند افتخاری است که میزبان یک مرد با معرفت وبا مرام باشم
    عزت زیاد
    ارادتمند و خاک پای همه با معرفتا
    غلامرضا محمدی

     
  45. درود براستاد نوریزادعزیز .جناب آقای کروبی همه چیزرا میداند اما خودرابه کوچه علی چپ میزند میداند روزی که به روزگارشان به سرمیرسد تر وخشک را باهم میسوزاند خودآقا نیز کم خیانت وظلم وستم به ما ایرانیان دربدر نکرده است زمانی که تیغش میبرید زندان خصوصی دربنیادشهیددرست کرده بود.که اگربنده ای ازبندگان خدا که تحت پوشش بنیاد شهید بود به ایشان میگفت بالای چشمت ابروست ویا عمامه ات کمی کج است هم پسر ویابرادرش ویا کسی ازبندگانش درجبهه شهیدشده بود ایرادی ازآن مقام میگرفت باید هم بردلش داغ داشت وهم برجسمش شلاق .زمانی که با هرانگی فرزندان باهوش این مرزوبوم راهمانند خوداینجانب را که دردانشگاه تهران قبول شدم درسال67 به بهانه ای واهی راه ندادند آقازاده ایشان ازبورسیه استفاده نمودند وراهی انگلیس شدند ودکترای جامعه شناسی گرفتند وهم اکنون من حاضرم با ایشان امتحان معلومات عمومی بدهم ببیند چه کسانی را ازدرس وتحصیل کنارزدند وبه چه کسانی میدان دادند که شد آخر وعاقبت این ملک…وجناب نوریزاد ترس دیگرآقا اینست که اگردردادگاه خلق ودادگاهی عادلانه محاکمه شود پولهایی که بناحق ازبیت المال کش رفتند وپولهایی که ازطرق ارتشاء به چنگ آوردند ازخود وخانواده ونوه ونتیجه خواهند گرفت فی المثل پولی که ازشهرام جزایری گرفتند واحمدی نژاد درمصاحبه گردنش گذاشت وشروع کرد به لرزیدن که دندانهای مصنوعیش نیز نزدیک بود ازدهانش بیفت .ودکتر نوریزادعزیز زمانی که روزنامه ها را فله ای میبستند وپرونده به مجلس رسید هم ایشان بود با فرمان رهبر حکم حکومتی را درمورد روزنلمه ها درمجلس باصدای بلند گفت رهبرفرمودند وحکم حکومتیست وهیچ کس دیگر نمیتولن دررابطه با آن صحبت کند ودرهمان مجلس به نمایندگان معترض پشت کرد .دکترعزیز ایشان دیگرشمشیرش ابر پاره نمیکند ولی ازآنان صدپله بدتر بود………جناب دکتر خواهش میکنم این متن رابگذارید که همه بدانند سگ زرد برادر عموش شغاله

     
  46. جناب نوریزاد درود برشما .
    ازقدیم گفته اند : از کوزه همان برون تراود که در اوست .
    ماهیت پنهان آخوند و مریدانش جز این نمیتواند باشد. محبت و تنفر نسبت به اعرابی که با هم دوست و متحد بوده اند. و اتحاد آنها ثروت ،خرد ، فرهنگ و حتی عقل ازسر این فرومایگان دلقک ربوده ، اما این خردباخته گان هیچیک از آنان را نمیشناسند. آنهم محبت و تنفر به اعرابی که متعلق به هزار و چهارصد سال پیش هستند که هیچ ارتباطی با دنیای امروز ندارند.
    و در پایان، از همه مشمئز کننده تر اینکه در ظاهر هرسال هفته وحدت برپا میکنند ولی در خفا هر لحظه تخم نفاق و تفرقه می پراگنند

     
  47. جناب نوری زاد
    من قلم این خانم را خیلی می پسندم
    چقدر مستدل و منطقی نوشته
    مثل خودتون

    چونان مجسمه
    مینو مرتاضی

    موجی به راه افتاده که در آن دختران انقلاب به جای اینکه مانند مادران انقلابی‌شان با شور و شعارنمایشی چارقدشان را به سر کنند، چارقدشان را بر سر چوب می‌کشند و بی هیچ شورو شعاری خموشانه چونان مجسمه در گوشه و حاشیه میدان انقلاب می‌ایستند. بنظر خسته می آیند. اعتنایی به موبایل‌هایی که بسمت شان نشانه رفته ندارند. گوشهای بدون پوشششان انواع متلک‌ها را تاب می‌آورد. صورتهاشان برای تعریف جدیت اقدامشان به سردی و سختی سنگ در آمده است. خلاف آمد عادت مجسمه‌ها که شبیه جانداران اما بی جان‌اند. این بانو مجسمان که جان و رگ و پی و هوش و حواس دارند و نفس می‌کشند خلاف آمد مجسمه مردان قهرمان و نامدار که وسط میدان‌ها جا خوش کرده و نشسته‌اند، دختران انقلاب در حاشیه و اطراف میدانهای شهر روی نیمکتی. جعبه تقسیم برقی، جعبه خالی میوه ایی در سکوت با بیرقی که از چارقدشان ساخته‌اند ایستاده‌اند.

    در واقع این دختران تجسم زندگی میلیونها زنی هستند که هر روزدر حواشی میادین و خیابانهای هستی شهر را می‌سازند اما برغم تفاوت‌ها در سبک زندگی و زیست زنانه‌شان چندان تکرار شده‌اند که دیگر بچشم نمی ایند. انان برای زدودن تکرار باید مجسمه می‌شدند تا دیده شوند. استفاده از هنر تجسمی دربرانگیختن احساس دیدن و زدودن اشنایی از امر اشنا، کنش خلاق و نابی است. باشد تا با مجسمه شدگی انکار سیلان زنانگی و اندام دارای سر زنان را در حیات و هستی جامعه رویت پذیر سازند. دختران انقلاب با نقد رفتار انقلابی و اسلامی که حضور زنان را به صورت اندامهای بی سر در متن و بطن اجتماع می‌پسندد، چارقدهاشان را گل میخ و چوب می‌زنند تا زن به منزله انسان صاحب اندیشه و اراده و مؤثر در اداره جامعه را رویت پذیرکنند.

    این کنش در عین سکوت؛ هستی سیال زنان و بودگی انان در انبوه نابودگی ها و نا دیده انگاری هارا فریاد می زند. زنانگی در جامعه ایی که حتی مانکن پلاستیکی‌اش هم اندام بی سر و صورتش را در چارقد و چادرهای چینی و ژاپنی پیچانده است زائده و حد اکثر زینت محسوب می‌شود و ویژگی انسانی قابل اعتنا در هستی به حساب نمی اید. از این رو این کنش زنان چونان دردی مشترک درک می‌شود. دردی که هیچ جناح سیاسی اصلاح طلب و اصولگرا و چپ و راست و انقلاب و ضد انقلاب قادر به مصادره ان نیست. چنین کنشی برخاسته از جاذبه و. کشش انسانیت بالقوه زنان برای بالفعل شدن و به حساب آمدن در هستی انسانی جامعه است. دختران انقلاب تلاش دارند زنانگی‌شان را ازخفگی و سوختن زیر خاکسترزندگی انقلابی نمای والدینشان نجات دهند. آنان درتمنای برسمیت شناختن هستن زنان در متن و بطن حیات اجتماعی‌شان بیرق افراشته‌اند. چنین انگیختگی قابل تقلیل به بود و نبود و گذاشتن و برداشتن تکه پارچه ایی بر سر زنان نیست. باور کنیم این کنشی معطوف به خلق حرکت است و بازنمایی نوستالژیک دوران سپری شده وغیر قابل بازگشت که مدام در فضای مجازی تبلیغ و ترویج می‌شود نیست. مجسمگی زنان در پی بر انگیختن احساس مشترک موجود بین تمامی انسان‌هایی است که امر سیاسی انها را به منزله بدن‌های بی سر از متن به حاشیه رانده است. در این وضعیت به میخ و چوب زدن چارقد کنشی جهت فراتر رفتن از قلمروهایی است که نظام قدرت و سرمایه برای انسان‌ها ساخته و هر کس را به بهانه ایی درون انها جا داده است. قدرت انحصار طلب بر هراندامی برچسبی می زند تا تبعیض علیهان را روا جلوه دهد. رهایی از قلمروهای تبعیض ساخت الزاماً ضد ایده نیستند. بلکه ضد تهی شدن جامعه از حضور همه ایده‌های موجود و انکار ایده‌های ممکن آینده هستند. و از این روست که هر انقلابی به محض نفی ازادی و ارتکاب تبعیض به دالی میان تهی تبدیل می شودو جامعه را از سرها تهی می‌سازد. جریان انقلابی از مشروطه به اینطرف سرشار از سیلان بی کم و کاست اندیشه‌ها و انسان‌ها بود. سیلان زنان و مردان اندیشمند. زن و مرد کارگر. زن و مرد دانشجو. بازاری کارمند کشاورز. اما خیلی زود به هزار دلیل و بهانه و بتدریج بهر بهانه جلوی این سیلانات سدها ساخته شدند. در حالیکه تمام اندامها و سرهای سیلان ساز برای بقا و دوام حیات جامعه به انقلاب روی آورد بودند.. اشتباه کلان انقلابیون به قدرت رسیده ان است که با ممانعت از جریان یافتن افکار و تثبیت تبعیض‌ها در سطح و عمق جامعه سبب سر ریز سیلانات و جریان‌هایی می‌شوند که ماشین قدرت قادر به شناخت وکنترل انها از طریق برچسب گذاری نیست. فلذا در وهله نخست انها را به عنوان دشمن سرکوب می‌کند. کنش‌های دردمندانه انها را به غیر و خارجی نسبت می‌دهد. اما ایکاش بفهمد باید انها را واقع بینانه باز شناسی کند. حکومت چند سالی است با مردانی که گیسوان شان را بلند می‌کنند و دخترانی که گیسوانشان را از ته می‌زنند و با مردانی که گوشوار می‌اندازند و دخترانی که برای رفتن به ورزشگاه ریش می‌گذارند مواجه است.
    اما با نادیده گرفتن ویا با سرکوب اینها چشمها را بر تغییرات بنیادین در شرف وقوع بست. حال بنظر می‌رسد ناگهان با جامعه ایی بسیار جوان و سر شار از سیلان مواجه شد ه است که قلمرو مطلق و سراسر بدن قدرت را به چالش کشیده است و نمی‌ترسد. این دختران در درون خانه‌های انقلابیون و در دل جامعه و فرهنگ انقلابی رشد کرده و بالیده‌اند. زیر گوش‌هایی که خود را به کری زده بودند و چشم‌هایی که نمی‌خواستند ببینند و سرهایی ظاهراً به زیر که جواب سر بالا می‌دادند. همان‌ها که نفهمیدند اگر تا دو دهه قبل ازدواج راهکار حل مشکلات زنان محسوب می‌شد امروز. اولین چیزی که در کوچ اختیاری و دستجمعی زنان کنار زده شده است ازدواج است. امروز حاکمیت با کنش‌های اجتماعی زنان به منزله موج اجتماعی مواجه است. بیش از آنکه زنی در کار باشد، سیلان کنشهای اجتماعی است که زنان را از درون خانه‌ها به جامعه کشاند یا رانده است. به هر روی نگرش زنانه بصورت جریانی مدعی در نظام فکری و ساختار سیاسی اجتماعی کنونی وارد شده و قابل انکار نیست. نمی‌توان با رفتارهای متناقض این جریان به بازی گرفت و یا انکار کرد.

     
  48. اینو بین و لذت ببرین. من که اشک تو چشام حلقه بست. درود بر شیرزنان ایرانی!
    https://www.youtube.com/watch?v=4L1Q-ohW3Jo

     
  49. مهرداد گریوانی دانشجوی رشته‌ی فیزیک دانشگاه قم بخاطر طراحی چند پوستر از تجاوز جنسی سعید طوسی قاری محبوب علی خامنه‌ای و یار غار سید علی مقدم در بهمن‌ماه سال 95 توسط سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب (ساس) در منزلش بازداشت و سپس زندانی شد.

    نمونه ای از پوسترهای او :

     
  50. بشنوید و لذتش را ببرید
    ما همه براندازیم ، نه اصلاح طلبیم و نه اصولگرا و نه بدنبال رفراندوم ، بلکه براندازیم ، رفراندوم تا زمانی که این حکومت جانی بر سرکار است نه معنا دارد و نه مفهوم .
    ما بدنبال انقلاب قانون اساسی و براندازی جمهوری ننگین اسلامی هستیم و اعتراضات و تظاهرات ما خاموش نخواهد شد و در همه جا گسترش یافته است و از فازی به فاز دیگر خواهد رفت .
    اصلاح طلب ، اصول گرا
    دیگر تمام ماجرا

    https://www.youtube.com/watch?v=wr1CTOkWoDk

     
  51. چو خواهی که ماند ز ایـــــــران نژاد/
    سر شیــــــــخ بر دار باید نهاد/

     
  52. با پدر گفت روزی چنین
    چه کردید با مرز ایران زمین

    یکی دین گرفتید از تازیان
    سپردید کشور به بیگانه گان

    همه هستی ِ نسل ِ ما باختید
    به چنگال ِ ضحّاک انداختید

    همه خانه داریم و بی خانه ایم
    که در خانه ِ خود چو بیگانه ایم

    مرا زندگی کردن از یاد رفت
    ترا مُلک و ناموس بر باد رفت

    چه حس و چه روح و دلی داشتید
    که دروازه بر دشمن افراشتید

    کنون بس ز گُلها سر انداختند
    هم از مام ِ میهن قفس ساختند

    شما خویش را عقل ِکُل خوانده اید
    ز دیوانه گان هم عقب مانده اید

    به گیتی چو ما نیست دیوانه ای
    که بر سر زند خاک ِ بیگانه ای

    نه امّا دگر ما چو ما نیستیم
    بدانید ما چون شما نیستیم

    نتازند دیگر درین سرزمین
    نگیرند ما را نفس بیش ازین

    که ما یادگاران ِ آهنگریم
    مباد آنکه ازحقّ ِ خود بگذریم

    شما آنچه کردید غم بود و درد
    بدانید ما آن نخواهیم کرد

    بدانید ما دیده خواهیم شست
    نیاکان زتاریخ خواهیم جُست

    وزان پس بتازد به ما روز و شب
    شبیخون بر آرَد وجب تا وجب

    ولایت کجا دست ِ باطل دهیم
    به فرزند ِ خود نام ِ قاتل دهیم

    به آنان که جانی صفت زاده اند
    به نابودی اجداد ما داده اند

    بسی تن عرب شد درین سال سی
    وزین پس نجوییم جز پارسی

    نداریم اینباره حقّی چنان
    که نابود سازیم آینده گان

    چگونه شویم اندرین غم سهیم
    جگر گوشه گان را جهنّم دهیم

    مرا مادرم دوش در گوش گفت
    که تا زنده هستی نبایست خُفت

    به یغما همه هستی ات برده اند
    وزین بیش ناموس ات آزرده اند؟

    رد ِقفل و زنجیر بردست وپاست
    کنون نازنین خانه شیطانسراست

    چنین گر بمانَد ترا آب و خاک
    گریزد ز دستت تن و روح ِ پاک

    چنانت بکوبند بر سر همی
    نخیزد دگر زین سرا رستمی

    ازین بوم و برزن یکی آریا
    نمانَد برای نمونه به جا

    ز میهن زبان ِ دری بر کَنند
    عرب را کیان تاج بر سر زنند

    شبانگه شبیخون به حافظ برند
    بجایش امامزاده بس گسترند

    همه ثروت ِ ملًی ِ خانه را
    ببخشند دستان ِ بیگانه را

    بسی مُهر ِ باطل به آرَش کِشند
    خِرَد خانه ها را به آتش کشند

    اگر هوش ات از تو گریزان شود
    دوصد نسلِ بعد ازتوویران شود

    نشینند زان پس سر ِ هر گذر
    به شمشیر تازی برآرند سر

    بزودی چنین واعظان ِ لجن
    اَلْ ایران بنامند نام ِ وطن :((

    نگه کن سراپای ایرانزمین
    چه آمد سر ِ پرچم ِ راستین

    کجا شد سرود ِخوشاهنگ ِما
    همه تازیانیست فرهنگ ِ ما

    بسی اسمها را زمذهب زدند
    بسی دُخت ِکورش سمیّه شدند

    چو خواهی که مانَد ز ایران نژاد
    سر ِ شیخ بر دار باید نهاد

    وگر نه چنین بگذرد روزگار
    که جایی نمانَد ز ما یادگار :((

    دریغ است ایران اَلْ ایران شود
    مَلَخ جای بلبل فراوان شود

    اگر من در آینده گشتم پدر
    گذارم کمانگیر نام ِ پسر

    بخوانم به گوش ِدلش پند ِخویش
    که گوید به نوبه بفرزندِ خویش

    که گریک به یک تن به تن جان دهیم
    از آن به که کشور به دشمن دهیم

    بیا دست در دست ِ یاران کنیم
    وطن را سراسر گلستان کنیم

     
  53. حسن/*: مادام که مردم ایران عاشق فرهنگ اسلامی هستند هیچ قدرتی نمی تواند مسیر ملت را عوض کند.
    دادنستان کل/*: نمی‌توانیم اسامی قاچاقچیان را اعلام کنیم.
    مش قاسم: به حکومت اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات خوش آمدید!

    /*: ک

     
  54. سخنگوی/* ووززارت/* خارجکی: ، رئیس سی‌آی‌ای بدنبال تفرقه‌افکنی در منطقه است.
    مش قاسم: من نمیدونم رئیس سی‌آی‌ای بدنبال تفرقه‌افکنی در منطقه است یا نیست. ولکن اینو خوب میدونم حکومت/* اسلامی ۴۰ ساله که هم در این مملکت و هم خارج بدنبال تفرقه‌افکنی بوده. اخوندا و نوچهاشون این درس رو از انگلیسا خوب یاد گرفتن!

    /*: ک

     
  55. حاج عباس گروگانگیر: مساله حجاب که یک رفتار دینی و فرهنگی است تبدیل به یک مقوله سیاسی شده است.
    مش قاسم: ما نه رفتار دین خشونت پرداز میخواهیم نه این فرهنگ مبتذل و نه سیاست رذالت و رذالت پروری که ۴۰ ساله تو همپلکیات میخواهین به زور به ما تحمیل کنین.

     
  56. یاران جان درود

    بدیهی است در سد پیشرفت هر امری را سنجه لازم است .

    آیا باور می کنید دراین 180 کامنت گذاشته شده بالغ بر 25 تای

    آن را صید مرتضا نگاشته است .(خودتان بشمارید) کل کامنت های

    بسیار دراز ایشان سعی می کند بقبولاند که الله بزرگتر (از دیگر بت ها)

    از یزدان پاک هم بزرگتر است یا به عبارت دیگر خیر الماکرینی از بی مکری

    یا همان دروغ گفتن بهتر است.یادتان نرفته است که “همه جا دارها را برپا

    می کردیم قلم ها را می شکستیم و…”. این بیچاره که سالیان دراز عمرش

    صرف دروغ گویی ویا در بهترین حالت بخشی از حقیقت گویی را پیشه کرده و

    سرمایه عمر داده می بیند که کودکان این دوره زمانه پی برده اند که پیامبرشان

    در بستر مرگ بیماری مغزی (تومور یا مننژیت یامشابه ) داشته وبنا بر حکم پزشگان

    بسیار معتقد هم ایشان نیز در ساعات پایانی این بیماری به مالیخولیا گویی می رسند.

    به عبارت روشن تر سخن دشمن این صید کاملن صحیح است نه قول دوستانش .
    —————————————————

    راستی اگر در یکی از آن سریه ها(شبیخون ) گیر می افتادند انگشتان دست یا

    دست راست وپای چپشان باید مثل دزد اخیر گوسفند قطع می شد . بلی شلاق زدن

    وتجاوز به زن ریس قبیله ای که خراج را دیر داده بودند(سیف الاسلام) حکم است نه ربای

    دیر کردی که بانک ها می گیرند. صید مرتضای عزیز در اعماق وجودت میدانی اساس

    حمله به ایرانی که خدایشان نه کدخدا بود نه به پیام رسان باج خمس غارت وغنیمت و

    زنان بسیار و علم لدنی و قدرت جماع به اندازه چهل مرد جوان داده بود بسیار بسیار

    درست تر از همان اسلام ناب (به معنای حذف اصلاحات و پینه وصله های دانشمند به

    ویژه ایرانیان) است .وقت خود را صرف اسلام ناب کن واگر دریافتی عمر به فنا داده ای

    همان لحظه راه عوض کن که وقت تنگ است وکودکان پی بردند بدانچه پیران نرسیدند.

     
  57. ترکیب « حفظ نظام» یک ترکیب و یا اصطلاح تقریبا فقهی است. «تقریبا» چون کاربردهای این ترکیب گرچه در فقه وجود دارد ولی چندان برای آن چارچوب مشخص و معین تعیین نکرده اند و برایش جایگاهی مختص نساخته اند. معمولا این ترکیب حالت حاشیه ای و کمکی دارد و بیشتر در مقام استناد به دلیل به آن تکیه کرده اند.(فعلا ترکیب حفظ نظام را اصطلاح فرض می کنیم و در ادامه بررسی اجمالی می کنیم. متاسفم که در اینجا وقت ندارم و متاسفم تا بگویم و بنویسم وقت ندارم یک موجود مریض شصت ساله انگار به ناموسش توهین کرده ام، گُر می گیرد که چرا وقت نداری بیسواد؟ وقت ندارم چون برای یک مقاله که از موسسات بی خاصیت قم سفارش می گیرم، ساعتها باید وقت بگذارم و ثمن بخسی از این موسسات مسخره ی قم دریافتم می کنم در حالی که اینان قبلا بابتش ملیون ها تومن بودجه گرفته اند و چندرش را به نویسنده اصلی مقاله که رنج و مایه اصلی را به کار برده می دهند. آخوندهای بی خاصیتی که بودجه را از نفت می گیرند و سرازیر می کنند به این موسسات برای خود و خانواده شا و اندک ترین مبلغ را به نویسندگان مقالات می دهند تا گزارش بنویسند که چقدر کار فرهنگی و پژوهشی کرده اند در حالی که بودجه ها به جیب کسانی رفته که هیج کاری نکرده اند و نمی کنند. ما انبوه نویسندگان بی نا و نشان مجبوریم چند جا کار کنیم تا بچه هایمان را از گرسنگی نجات دهیم و در حقیقت هم از کار کردن در این موسسات متنفریم و هم از سردمداران بی خاصیت شان زیرا باید باید در ماه چند مقاله! بنویسیم که کفاف زندگی مان را بدهد و تقریبا وقت آزادی برای تحقیق بیشتر نمی ماند. من شخصا هرچه اینجا نوشته ام از مطالعات پیشینم بوده و گرچه هنوز هم روزانه فلسفه می خوانم و زبان را دنبال می کنم ولی برای مباحثات اسلامی هیچ فرصت مطالعه جزیی ندارم. چه کنیم که مجموعه آخوندهای بی خاصیت که به اندازه گندگی عمامه شان پول دریافت می کنند، چون درکی از این مطلب ندارند، مدام سرکوفت می زنند که اگر سواد داری چرا صحبت از کمبود وقت می کنی؟. خلاصه اینکه نوشتن مطلبی در باره حفظ نظام ساعت ها وقت آزاد می خواهد. شک وجود ندارد که آخوندهای بی خاصیت، فرصت دارند و پولهایی کلان بابت هر ساعت در موسساتی که انبوه انبوه بودجه دارند، دریافت می کنند و بابت هزینه کردن وقت آزاد در اینجا کمبودی ندارند پس طبیعی است که آنها درکی از کمبود وقت نداشته باشند. باری..)
    در منابع فقهی، معمولا ترکیب «حفظ نظام» و «اخلال به نظام» حالت حاشیه ای دارد و کمتر چارچوب نظری آن از منظر فقهی تبیین شده و تنها گاه به آن استناد می کنند در مقام دلیل. پس اجمالا بگوییم که در کتب و متون فقهی بارها عبارت«اخلال به نظام» و «حفظ نظام» به کار رفته است. سوال این است که منظور از «حفظ» چیست؟ منظور از «نظام» چیست؟. ظاهرا فقها منظورشان از این عبارت را مشخص نکرده اند و مجبوریم بیانات و قطعات گفتاری آنها را کنار هم بگذاریم و بخوانیم و سپس به نیتجه گیری بپردازیم و سوال اصلی در اینجا این است: آیا حفظ نظام در کلمات فقهای قبلی به معنای حفظ حکومت فقها از نابودی است؟ به معنای حفظ حکومت معصوم است؟ اصلا ربطی به حکومت ندارد و در باره کیان جامعه است؟و….
    بنابرین اینجا دو بحث داریم یکی حفظ نظام در کلمات فقهای قبل از خمینی و دوم حفظ نظام در کلمات خمینی. فرضیه این نوشته این است که حفظ نظام در کلمات فقهای قبلی به معنای حفظ حکومت اسلامی به کار نرفته و در موارد زیادی این کلمه در اشاره به حفظ کیان جامعه از فروپاشی به کار رفته و نه حکومت مشخص و معین. اما در کلمات آقای خمینی حفظ نظام به معنای«نگه داشتن نظام ولایت فقیه از نابودی» است و مربوط به بعد از تشکیل آن است. طبق این نظر، او برخی کارها مانند جاسوسی کردن مردم از مردم را برای مراقبت از نظام جایز می داند!. بعد از نظر او به سراغ ادله اش می رویم و می پرسیم آیا او حفظ ولایت فقیه و حکومت اسلامی تشکیل شده در ایران بعد از سال 57 را به عنوان مقدمه ی واجب، واجب می داند یا به عنوان یک واجب اصلی؟ آیا به نظر او حفظ این حکومت از فروپاشی، «عقلا» واجب است؟ سپس اگر این برداشت درست باشد در این واجب عقلی او در می پیچیم که آن را از کجایش در آورده است؟ و از او می پرسیم آیا در فقه در جای دیگری چنین واجباتی داریم که عقلا واجب باشند ولی شرع در باره آنها سکوت کرده باشد. این بحثها را در فرصتی که به دست بیاورم و در پست های بعد سعی می کنم با مواردی از سخنان فقهای قبلی و سپس سخن خود آقای خمینی مستند کنم.
    پس فعلا به صورت کلی طرح مطلب کردم که براستی حفظ به چه معناست؟ نظام به چه معناست؟ آیا نظام کلمه ای سیاسی است یا فقهی؟ در فقه چگونه و کجا از این مطلب بحث کرده اند؟ مطلب بعدی این است: اگر حکومت کردن جزء اختصاصات امام معصوم باشد و اگر حکم به جهاد ابتدایی مختص امام معصوم باشد(طبق نظر عموم فقهای شیعه) و اگر اجرای احکام منوط به اذن امام معصوم باشد(طبق نظر شماری از فقهای شیعه)، آیا اساسا حفظ نظام به عنوان مقدمه ی واجب( در خدمت اجرای احکام به عنوان واجب اصلی) معنا دارد؟ و واجب است یا نه تنها واجب که حرام است؟ به عبارت دیگر فقهای قائل به تعطیلی جهاد در عصر غیبیت چه نظری در باره حکومت فقهای 57 می توانند داشته باشند. امیدوارم فرصت کنم این بخش را ادامه دهم واگر فرصت نکردم تنها بخش اول و بحث از حفظ نظام در کلمه فقهای قبل از خمینی و خود او را می آورم-در پست های آتی.

     
  58. ‍ پرزیدنت ترامپ دستور داد کلیه لوازم و ابزار و نمادهای مربوط به اسلام و مسلمانی از کاخ سفید جمع آوری و به ذباله دان ریخته شود.
    در میان اشیاء جمع آوری شده، سجاده نماز و مُهر مربوط به حاجی اوبااونا نیز دیده شده است. قرآن ها، سجاده ها، تسبیح ها، کتب اسلامی و دیگر ملزومات مرسوم میان مسلمان ها که در دو دوره اشغال کاخ سفید توسط حاجی اباما از سراسر دول و بلاد اسلامی به آنجا سرازیر شده بود، به دستور ترامپ به آشغال دانی ریخته شد.
    پرزیدنت ترامپ گفت: کاخ سفید محل تصمیم گیری بالاترین مرجع سیاسی و اجتماعی کشور آمریکاست و از بس آشغال در کاخ جمع شده بود، دیگر جایی برای فکر کردن و تصمیم گیری نمانده بود، و برای همین دستور دادیم آشغال ها را جمع آوری با خاکروبه بیرون بریزند.

     
  59. حوادث بزرگی را در پشت صحنه تدارک می بینند

    نه سپاه حاضر است به این آسانی بنگاههای اقتصادی را به دولت باز گرداند و نه نهادهای مذهبی حاضرند از ردیف بودجه های چند ده میلیارد تومانی خود صرفنظر کرده و چشم پوشی کنند. بدین ترتیب است که باید در آینده نزدیک منتظر حوادث مهمی در ایران بود که ارتباط مستقیم به شورش و اعتراضات مردم ندارد اما ادامه و بازتاب آن در حاکمیت و بحث های جدی پشت صحنه برای تغییرات ساختاری حکومت و مقاومت در برابر آن می تواند باشد. به ما اطلاع داده اند که از آغاز این هفته پیمانکارانی که با سپاه در ارتباط هستند، بدستور مستقیم و غیر مستقیم طرف قراردادها (نهادهای اقتصادی سپاه) دست از کار کشیده و برنامه ها (پروژه ها) را خوابانده اند و عوامل آنها سرگرم تحریک کارمندان و کارگران برای اعتراض های کنترل شده خیابانی اند. به یکباره تئوریسین های بشدت راست و ارتجاعی (باصطلاح تندرو) نظیر سربازجوی دهه 60 “رحیم پورازغدی” مدافع آیت الله مطهری و نظرات سوسیالیستی و آزادیخواهانه او شده اند و صدا وسیما وسیعا سخنرانی های آنها را پوشش میدهد. می خواهند آنها را سخنگویان توده مردم جان به لب رسیده از غارت و فساد و اختلاف طبقاتی کنند و جهت گیری آن را علیه دولت و شخص روحانی. یعنی جبران شکست خیز کودتائی 7 دیماه در مشهد که حساب کار از دستشان در رفت و تبدیل شد به شورش مردم علیه نظام.
    در ارتباط با حذف و کاهش ردیف بودجه شورای نگهبان، شبکه مداحان، نهادهای مذهبی نیز پس از اظهار نظرهای رسانه ای این بودجه خواران، مخالفت خوانی ها از جانب سخنگویان این طیف در مجلس آغاز شده است. بحران اقتصادی و سیاسی که تبدیل به بحران همه جانبه اجتماعی شده، هر لحظه و به هر بهانه غیر قابل پیش بینی، می تواند بار دیگر خیابانی شود. حق با شیخ مهدی کروبی است که از حصر، در نامه خود به رهبر جمهوری اسلامی او را متهم اصلی وضع کنونی مملکت اعلام و از وی خواسته است تن به تغییر ساختاری نظام بدهد. اما آیا علی خامنه ای توان و جسارت و امکان برداشتن چنین گام بزرگی را دارد؟ مقاومت هائی که در برابر تغییر ردیف بودجه و کاهش و قطع بودجه ها شده و مقاومتی که مستقیم و غیر مستقیم در برابر تحویل دادن بنگاههای اقتصادی سپاه می شود، خود گویای دشواری اقدام بزرگی است که کروبی پیشنهاد کرده است.

    http://www.pyknet.net/1396/02bahman/11/page/havades.php

     
  60. جواب به حاج عباس و حاج بهنزاد پس از چرند////
    عباس عبدی و بهزاد نبوی در یک سخنرانی میگفتن که زمان شاه آزادی سیاسی نبود و جوونا فکر نکنن اون زمان همه چی خوب بوده..! الان آزادی سیاسی خیلی بیشتر از زمان شاهه..
    بیچاره! چه زجری کشیده زمان شاه این ////.. درد این ///// آزادی سیاسی بوده.. همه چیزش تامین بوده.. فقط آزادی سیاسی نداشته بدبخت..! خمینی جونش بهش آزادی سیاسی داد..!

     
    • مش قاسم این حاج عباس مثل برادزش وقتی مدرسه ازاد میرفته همیشه دیر میشد واخر های کلاس میرسید مدرکش را هم به توصیه خاج اکبر بهش دادن پوزش از هماتتدی نوشتار شما

       
  61. محمد نوری زاد

    شلاق زدن، رسم بجای مانده از دوران برده داری و توحش است. قاضیان شیعه، این رسم را از دل متون اسلامی بیرون کشانده و بر پشت کارگران و مجرمان می نشانند!

    عمامه ی ملاهای وحشی شیعه بالا !

     
    • ایران دوست واقعی

      با درود ، برای من سوالی پیش امده که خواهش میکنم اگر کسی خودش درگیر بوده پاسخ بدهد گه ایا کسی که این قهرمان را به این روز انداخته ایا ایرانی است؟ یا حتا ایا کسی که دست دزد گوسفند را قطع کرده ایرانی است؟ و هیچ فکر نمیکند که چرا دزدی کرده و چرا دزد های میلیاری را نباید دستش را قطع کرد . ضمنا شنیده ام که قاضی هایی که این حکمها را میدهند مانند قاضی ص… کسانی هستند که در پرورشگاه بزرگ شده اند و خانواده ندارند که میتوانند اینگونه حکم ها را بدهد .ایا درست است؟

       
  62. این نامه حاجی کروبی بخشی از برنامه اسلامیچیا برای رخنه در صف آزادیخواهان میباشد. داستان خر تراوا دوباره.

     
  63. محمد نوری زاد

    چه هموطنانی که پای چنین تابلوهایی عکس گرفتند و “برادران” همان عکس ها را سند کردند و برایشان سالها زندان و محرومیت و دربدری بریدند.

    فتوشاپ که نیست؟
    ما که بخیل نیستیم.

    گوارای وجود!

     
    • انسان واقعا متاسف می شود از اینگونه رویکردهای دوستمان جناب نوریزاد،کاری که اگر کسی آنرا در این سایت و با اسم و امضاء خود ایشان نبیند تصور می کند یک جوانی یا نوجوانی در حدود بیست سال می رود دنبال اینگونه سرگرمی ها یا طنّازی ها،واقعا باید پرسید ایشان چه هذفی را دنبال می کند با اینگونه طعن ها و کنایه های بی وجه و استنادهای غیر واقعی،من حقیقتا تاکنون از وجود چنین عکسی بیخبر بودم،نمیدانم هم حقیقتا شاید هم فتوشاپ باشد،اما بر فرض حقیقی بودن این تصویر ایشان پیش از طعن زدن به منتخبین مردم ایران امثال آقای روحانی و دیگران نباید کلاه خویش را قاضی کند و این سوال را مطرح کند که یک مقام عالی مسیحی چگونه است که تصویری سمبلیک و عریان از چند زن را درست بالای جایی که میز کار یا پذیرائی اوست و ظاهرا یک انجیل مقدس کتاب مورد تقدیس مسیحیان هم روی آن قرار دارد می گذارد و با میهمانان خود عکس می گیرد؟! تصور بنده این است که اگر این عکس واقعی هم باشد مربوط به سفر گذشته رئیس جمهور به ایتالیاست،اگرچه بنظرم انتقادی متوجه مقامات تشریفات نهاد ریاست جمهور و دستگاه سیاست خارجی ایران هست که در خصوص چنین حواشی دقت کافی مبذول نکرده اند،اما اینجا گناه میهمانان چیست که میزبان لاابالی در حالیکه هم خود مقامی معنوی و دینی است و هم میهمانان او افرادی از یک کشور اسلامی هستند که اینگونه تصاویر با هنجارهای آنان تطابقی ندارد را در محلی میزبانی می کند که چنین تصاویر شرم آوری در معرض دید همه است.
      اما مطابق معمول،هدف اساسی مدیر این سایت مبالغه کردن و طعن و تهمت زدن به کسانی است که اکنون آنرا دشمن می پندارد،من گمان نمی کنم این تهمت ایشان حتی یک مصداق هم داشته باشد که اگر کسی پای چنین عکسی عکس گرفت آنرا سند کرده باشند برای ساااالها! زندااااان! و دربدری!،این واضح است که دروغی مبالغه آمیز در ردیف دروغ ها و تهمت هایی است که عادت ثانویه ایشان در وارد کردن آنها به نظام اسلامی است،البته انتشار و تکثیر اینگونه تصاویر در سطح جامعه می تواند مصداق اشاعه فحشاء باشد اما اینکه اگر کسی صرفا پای اینجور تصویر عکس گرفت او را بخاطر اینکار محکوم به سااااالها زندان کنند از دروغهای معروف و تاسف بار نوریزادیه است.

      —————-

      درود دوست گرامی
      باور کنید من نمونه های فراوانی سراغ دارم که مأموران اطلاعات و سپاه رفته اند به خانه ی دختری و پسری و خانواده ای و از اعماق کامپیوترهایی که معمولا از خانه ی متهمین برداشته و می برند، اینجور عکسها و نوشته ها و فیلمها را برده اند و از همانها برای متهمینی که خطایشان چیز دیگری بوده و مأموران دنبال آن چیز دیگر بوده اند، برای متهمین جرم ها تراشیده اند به چه سنگینی. دریغ که نمی توانم این نمونه ها را برای شما بیاورم. اما از من این سخن را باور کنید که من – نوری زاد – به نمونه های فراوانی از این دست برخورده ام. باور می کنید؟
      گرایش به نظام مقدس به شما می قبولاند که: باور نکیند. اما شما خودتان بیایید و باور کنید.
      اگر یک روز به من اعتماد کردید بیایید تا این نمونه ها را برای شما رو کنم. باشد؟
      سپاس

      .

       
      • “چه هموطنانی که پای چنین تابلوهایی عکس گرفتند و “برادران” همان عکس ها را سند کردند و برایشان سالها زندان و محرومیت و دربدری بریدند”.

         
      • سید مرتضی- این توصیف خوبی از نوریزاد بود. نوریزاد برای این که حرف خود را به کرسی بنشاند از هر دروغ و دغلی استفاده می کند. این عکس هم جعلی ست. کافی ست نوریزاد حقیقت جو در گوگل “دیدار روحانی و پاپ” را تایب کند. ولی جقیقت برای نوریزاد چیزی ست که تصدیق کننده میل او باشد.

        https://www.google.com/search?q=%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1+%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C+%D8%A8%D8%A7+%D9%BE%D8%A7%D9%BE&client=safari&rls=en&dcr=0&source=lnms&tbm=isch&sa=X&ved=0ahUKEwj7kvOq75PZAhVGa1AKHd6FAHwQ_AUICigB&biw=1471&bih=778#imgrc=ZFV4JusLPKnK0M:

         
        • بله احسان،من این تذکر شما را با تاخیر دیدم،یکی از مشکلات رفتاری جناب نوریزاد در سیاست ورزی،همین عجله و تسرّع و ترتیب اثر دادن بدون تامّل به داده ها و خبرها و عکس ها در فضای مجازیست،و اینکه هر چیزی که بنحوی اهداف سیاسی ما یا مخالف خوانی های ما را تایید کند جایز و موجّه است،تز معروفی که مارکسیستها داشتند مبنی بر اینکه “هدف” وسیله را توجیه می کند حال وسیله هر وسیله باشد هرچند غیر شرعی،غیر اخلاقی،غیر انسانی و ناجوانمردانه باشد.
          همینطور که گفتید عکس های گوگل حاکی از این است که تابلوی بالای سر جناب پاپ در دیدار با رئیس جمهور منتخب مردم ایران تابلوی دیگری غیر از تابلویی است که در این عکس جعل شده است و جناب ایشان بدون بررسی و تثبت (چیزی که قرآن کریم در سوره حجرات مومنان را به آن امر می کند) هم اصل ماجرا را مسلّم فرض می کند هم با ترتیب اثر دادن به آن تهمت بزرگ دیگری به جمهوری اسلامی می دهد.

           
  64. کروبی در بحبحه انتصابات 88: اکنون اکثریت زنان ایرانی نیز با قانون حجاب اجباری موافق هستند!
    https://www.balatarin.com/permlink/2009/4/30/1578396

    کروبی: برپایی تظاهرات و مراسم برائت از مشرکان از سوی بعثه رهبری را یک “صدور انقلاب مسالمت‌آمیز” توصیف کرد و گفت: «مسئله برائت از مشرکین و آن تظاهرات‌ها یک نوعی و یک مصداقی از صدور انقلاب بود.»

    مش قاسم: با یه نامه بعد ۴۰ سال این اسلامیچیا دوباروه میخوان سر ملت شیره بمالن. ۳۲۰ حاجی بیچاره رو تلف کردن که منقلاب صادر کنن. اینا همه سر و ته یه کرباسچی هستن!

     
  65. محمد نوری زاد

    دیشب ( سه شنبه شب) رفتم منزل جناب گلپا. هشتاد و پنجمین سالروز تولدش بود. او را هنرمندی انسان وسرشار از ادب و شجاعت و وطن دوستی یافتم.
    “برادران” 38 سال است که به وی اجازه خواندن نداده اند.

     
  66. بانوی روشندل

    مِهرِ‌ ربّانی! مرا‌ امداد‌کُن!
    جرات ِ گُل ‌کردنم، ایجاد ‌کُن!
    میهنم‌را‌ عاری‌از ‌بی‌داد ‌کُن!
    خانه‌ی ِ بی‌داد، بی‌بنیاد ‌کُن!
    خود ‌بر‌ این‌ رهبرنما ‌فریاد ‌کُن!
    .
    .
    .
    حسِّ‌ جریان، رفته ‌از‌جان ِ قلم.
    رَهبَرا! من ‌هم ‌ز‌جُورت ‌خسته‌ام.
    جانِ‌ من، جان ِخودت، کم‌ کُن‌ ستم!
    عاجِزانه‌از‌ تو ‌خواهش‌می‌کنم،
    مهدوی‌فَر را ‌ز‌ بند ‌آزاد ‌کُن!
    .
    .
    .
    می‌دَهَم، اینک ‌تو‌ را‌ پندی‌جلی.
    اِی‌به ‌زعم ِ خویشتن ‌ما‌را ‌ولی!
    این‌قَدَر با حضرت ِ مولی‌علی،
    بی‌جهت‌ یکسان ‌مَبین‌خود‌ را! ولی،
    در‌ عوض‌ قدری‌ ز‌گاندی ‌یاد‌ کُن!
    .
    .
    .
    داغُ‌درد ُُ مرگُ‌زندان‌تا ‌به ‌کِی؟
    مادران‌از‌غم‌پریشان‌تا‌به‌کِی؟
    پولِ‌ما‌وُ ُ جیبِ‌لبنان‌تا‌به‌کِی؟
    جنگِ‌آب ُُ نان‌در‌ایران‌تا‌به‌کِی؟
    لا‌اقل‌یکبار‌قلبی‌شاد‌کُن!
    .
    .
    .
    موجِ‌رفراندم‌زمینت‌کوفته.
    جرات‌از‌جان ُُ کیانت‌روفته.
    حرفِ‌حق، خواب ِ تو‌را‌آشوفته.
    داغِ‌صدها‌غنچه‌ی ِ نَشکوفته،
    بِنگَر ُُ از‌مرگ، استمداد‌کُن!
    .
    .
    .
    هیچ‌در‌هیچ‌است، امر ِ رهبری.
    تا‌که‌هست‌عمامه‌ای‌روی ِ سَری.
    ننگُ‌نفرین‌باد‌بر‌طغیانگری!
    گر‌هنوزت‌هست‌میل ِ سَروَری،
    گوش‌کُن! اندیشه‌کُن! اِرشاد‌کُن!
    .
    .
    .
    دوری‌از‌ملت‌مَکُن! آری. مَکُن!
    خونِ‌ناحق‌بر‌زمین‌جاری‌مَکُن!
    رهبری، باشد! ولی‌کاری‌مَکُن،
    که‌ِ سر‌انجامت‌شود‌خواری! مَکُن!
    مملکت‌ویران‌شده. آباد‌کُن!
    .
    .
    .
    وقت‌را‌دادی‌به‌اسلام‌اختصاص.
    زیرِ‌چترش‌کردی‌عمری، اختلاص.
    بی‌گناهان‌را‌به‌صد، عنوانِ‌خاص،
    می‌کنند‌عُمّالِ‌بی‌شرمت‌قصاص.
    اندکی‌پروا‌ز‌شرمت‌باد‌کُن!
    .
    .
    .
    یک‌طرف، عالِم‌به‌زندان‌می‌رَوَد.
    یک‌طرف‌یک‌شهر، ویران‌می‌شَوَد.
    کودکی، از‌فقر، ناخن‌می‌جَوَد.
    از‌جفایت‌بر‌زمین‌خون‌می‌دَوَد.
    گریه‌بر‌جانی‌که‌خواهی‌داد‌کُن!
    .
    .
    .
    فقرُ‌بی‌کاری‌ز‌تو ُُ معنا‌گرفت.
    و‌اندر‌ایران‌ریشه‌کَرد ُُ پا‌گرفت.
    از‌من ِِ رنجورُ‌نابینا‌گرفت،
    اعتمادم‌را. غرورم‌را‌گرفت.
    تو ُُ ولی، غبغب‌به‌مستی‌باد‌کُن!
    .
    .
    .
    راستی: اِی‌در‌فلسطینت‌گرو،
    دینُ‌دل! از‌بانگِ‌ما‌غافل‌مَشُوـ!
    این‌بُوَد‌حرف ِ دل ِ ملت به تو.
    کز‌دیار ِ ما‌وُ‌ ////////‌گُم‌شُوـ‌وُ ُُ،
    مملکت‌را‌عاری‌از‌جلّاد‌کُن!
    .
    .

    @nooriZADmohammad1331

     
  67. محمد نوری زاد

    این جمع را برای سخنرانی جناب شیخ صادق لاریجانی جمع آورده بودند. اگر گفتید جای چه کسی در این میان خالی است؟
    بگم؟
    بگم؟
    بگم؟




    سعید طوسی!

     
  68. محمد نوری زاد

    زمان انتخابات که می شود، نظام مقدس از آسمانِ ویژه خواری اش به زیر می آید و زمینی می شود. جوری که برای بقای خود، حتی حاضر است عمامه اش را نادیده بگیرد!

     
    • خوب جناب نوریزاد دیگر با مزیّن کردن سایت خود به اینگونه گل کاریها که تابحال مخصوص کانال تلگرامی ایشان بود کار را برای منتقد آسان کرده است! خوب حال فرض بگیریم این تصویر حاوی چند زن غیر مقید و غیر ملتزم به قوانین اسلام و قوانین کشور،مربوط باشد به زمان انتخابات در این کشور،حال که چه؟! آیا در انتخابات مقامات و مسئولان گفته اند می شود قانون را نقض کرد؟ یا می شود همه آنات و لحظات هیجان افراد را کنترل کرد؟ خوب ممکن است در جایی و در لحظه ای بانوان غیر مقید به هنجارهای دینی و جامعه سوء استفاده کنند و مثلا روسری خود را بردارند و تعمّدا چنین شکارهایی را برای دوربین ها که امروزه با وجود گوشی های دور بین دار در جیب همه بوجود بیاورند،قطعا بدانید اگر ماموران یا مقامات مسئول در چنین مواردی حضور داشته باشند به این گونه ابتذال ها و هنجار شکنی ها واکنش نشان خواهند داد،اما طنز ماجرا این است که کسی -خصوصا مسلمان شیعه ای- بیاید در سایت خود برای چنین لحظات هیجانی،تعمدی یا سهوی حساب باز کند برای کوبیدن نظامی که خود او یکی از پدید آورندگان او بوده است و جانها و خونها برای استقرار آن نثار شده است،بنظرم آقای نوریزاد با انتشار لجوجانه چنین تصاویر و پانوشت هایی در سایت و کانال،بخوبی به خوانندگان و علاقمندان مطالب خود اثبات می کند که غیر از رویکردهای لجوجانه و طعن آمیز در نفی جمهوری اسلامی دست ایشان از ارائه نقد محتوائی مصلحانه خالی است.

       
      • آقا سید چه تلاشی داری میکنی…خسته نباشی!

         
        • ممنون عثمان! از جناب نوریزاد تشکّر کن که بانی خیر هستند و نشر اینگونه مطالب و مطایبات و طعن و تحقیرها به اشخاص یا عقائد در کانال تلگرامی را کافی نمیدانند و بعد از درج در آنجا در اینجا هم ذکر می کنند و به غنای کامنت های این سایت افزوده اند! از ایشان تشکّر کنید که با ذکر اینگونه پانویس ها ذیل عکسها برای پیشبرد فرهنگ جامعه متحمّل زحمت می شوند.

           
  69. محمد نوری زاد

    این روزها، روزِ آدمهایی چون صدیقی ست. که اشک شان دمِ دستشان است. بعضی از مردم با پول و زور و وعده فریب می خورند و خیلی ها با اشک!
    صدیقی در سبک خود صاحب شگرد است!

    هم اشک دارد هم صدای لرزان

     
  70. محمد نوری زاد

    این عکس یعنی: از گلوی مردم ایران بریدن و به کشورهای دیگر بخشیدن.

    و یعنی: گور پدر مردم ایران!

    هلال شیعی را عشق است!

     
    • این عکس یعنی: از گلوی مردم ایران بریدن و به کشورهای دیگر بخشیدن!
      این گزاره مورد ادعای جناب نوریزاد است،خوب اینجا واقع قضیه چیست؟این ماشین یک پیک سیّار است برای جمع آوری کمک ها و صدقات مردمی جهت مصارف عنوان هایی که در این عکس است،کمک به مردم محروم فلسطین،کمک به آسیب دیدگان سیل یا زلزله در مازندران و گیلان،و کمک به اعتاب مقدسه یا امور مذهبی،خوب شما در اینجا با چه چیزی مخالفید که با درج این عکس طعن می زنید؟ آیا کمک به محرومان و آسیب دیدگان داخلی و خارجی از نظر شما امر مقدوح و نامیمونی است؟! خوب پس چرا خودتان با سرو صدا و اعلام و گزارش لحظه بلحظه شهر به شهر می روید فرضا یک زندانی که کسی را بقتل عمد کشته و محکوم بقصاص شده ،یا کسی که در تصادفی دچار حادثه شده و نیازمند امداد مالی است را امداد و یاری کنید؟ کار خیری که شما بکنید کار خیر است اما اگر بطور جمعی و با تعاون اسلامی اقدام بامر خیر کنند کار قبیحی است؟! و اساسا در اینطور موارد مگر حکومت یا بانیان اینگونه خیرات کسی را مجبور به امداد می کنند؟ نخیر این پیک سیار داوطلبانه است برای جمع آوری کمک های داوطلبانه مردمی برای این موارد،مردم هم بر خلاف شما که از جیب خود خرج نمی کنید و با درخواست از دیگران کمک می برید خودشان از جیب خودشان و با اعتقاد و بطور داوطلبانه در کارهای خیر و عامّ المنفعه شرکت می کنند بدون در بوق کردن کار خیر خود و بطور ناشناس.

       
      • سید مرتضی خیلی خیلی ////
        نفسی میکونی!

         
      • اقامرتضی گرامی اصل کمک به مردم اسیب دیده چه از طرف حکومت چه افراد وهموطنان مشگلی نداشته وبسیار هم پسندیده است ولی کمک به فلسطین انهم فلستطینی که تندیس صدام را در میدان شهر گذاشته چه میتواند باشد چراغی که به خانه رواست به مسجد خرام است

         
        • به ناشناس بی ادب می گویم مودب باش و اگر انسان هستی و سخنی در نقد سخن دیگری داری آنرا مودبانه مطرح کن و با توهین به مخالف حقارت شخصی خویش را بنمایش نگذار.
          به دوستان گرامی امی و امید هم می گویم اجازه دهید در اینگونه گفتگوهای بین بنده و مدیر این سایت خود ایشان پاسخگوی مطالب باشند.اما در پاسخ به امی گرامی می گویم کمک به مردم مظلوم فلسطین کمک به آرمان و آزادی مسلمانانی است که حقوق آنها توسط رژیم وحشی و متجاوز اسرائیل پایمال می شود و این ربطی به سمبل سازی آنان (برفرض صحت ادعای شما) از صدام حسین معدوم ندارد،اگر آنان از صدام حسین تندیس ساخته اند و از او تجلیل کرده اند این از جهت کمک صدام به آنها و در زمانی موشک پرانی او به اسرائیل بوده است و این ربطی به حمله و تجاوز صدام به ایران در جنگ تحمیلی صدام علیه ایران ندارد.
          در پاسخ به امید هم می گویم اگر بنا بر تهمت زدن به مخالف باشد من نیز می توانم بگویم تعصّب ضدّ مذهبی شما جلو چشم شما را گرفته است که بین موارد کمک های داوطلبانه مردم دیوار کشی می کنید،این کمک ها داوطلبانه است و ممکن است مردم با درصدهای مختلف به همه صندوق ها کمک کنند،اینکه شما تعصّب ضد مذهبی دارید و برای کمک های مذهبی ارزش قائل نیستید موجب این حق برای شما نیست که کمک های داوطلبانه مردم به امور مذهبی را مورد شماتت قرار دهید و از آنها سلب آزادی عمل کنید.

           
      • سید عزیز
        واقعا که تعصب مذهبی جلوی عقل وچشم شما را گرفته. کمی نطر به حجم صندوق امام حسین و مردم فلسطین بنداز و با صندوق گیلان و مازندران مقایسه کن. عمق فاجعه ای که مردم را به خیابان کشید در همین عکس نمایان است.

         
  71. محمد نوری زاد

    باور کنید اولویتِ مردم ما، نفت و جنگل و معدن و طلا نیست.

    کاش نفت و آیت الله نداشتیم اما ادب داشتیم.

     
    • درود جناب نوریزاد
      می گما ما هیچ چیز در این کشور نداشته باشیم ولی سایت شما بعنوان کانون ادب و مودّبان و حزب آنها را که داریم! نه آیا؟! حالا از ناشناس ها که بگذریم، مثلا یک نگاهی به ریخت کامنت های مش قاسم سایت خودتان بیندازید،ادب از سرتاپای کامنت های او می بارد طوری که سایت شما را به کانون ادب مبدّل کرده است!
      با احترام

       
  72. جناب ناشناس آشنا
    با درود
    این ها که دیدید به خیابان آمدند پیشقراولان آزادی خواهی اند. این ها آمدند تا مابقی را از خواب بیدار کنند. این ها بزدل و ترسو نیستند بزدل ها سکوت پیشه کرده اند یا سعی می کنند چنین القا کنند که همه چیز دارد اصلاح می شود….
    ناشناس آشنای محترم
    ایرانیان چهل سال است که در کمال متانت و بزرگمنشی با ملایان دروغگو و کلاش و دغل و حقه باز سر و کله زدند دیگر بس است. دیگر زمان رفتن ملایان فرا رسیده. چرا که به تجربه ثابت شده به غیر از دروغ و ریا از ملایان چیزی نمی توان انتظار داشت. چیزی که عقلا از ابتدا می دانستند را اکنون هر بچه مدرسه ای به تجربه آموخته.
    سرنگونی یک نظام خیلی خیلی آسان است. کافی است هر ایرانی همین الان بیاید خیابان و فریاد بزند ما جمهوری اسلامی نمی خواهیم. هشتاد میلیون ایرانی که به خیابان آمد این چند هزار نیروی سرکوبگر در بین جمعیت حل می شود و قادر به کوچکترین حرکتی نخواهد بود. سرکوبگران دنبال سوراخ موش خواهند گشت…
    نافرمانی مدنی قوی ترین سلاح است. هیچ حکومتی در دنیا نمی تواند در برابر نافرمانی مدنی ایستادگی کند. تظاهرات و اعتصابات سراسری. تمامی کارخانه ها تمامی ادارات فروشگاه ها اتوبوس قطار مدارس همه با هم یک دل و متحد تعطیل. یکماه شش ماه یکسال. هر اندازه لازم باشد.
    دوست عزیز
    شما هشتاد میلیون ایرانی را دست کم گرفته اید. ایران پر است از افراد کاردان و مجرب و متخصص. چه در داخل و چه در خارج. وقتی شرط ریش و عمامه برداشته شد کاردان ها به مصادر امور باز خواهند گشت.
    برنامه من این است که یکماه جشن سراسری اعلام کنم. چه جشنی می شود این جشن.
    نه فقط ایران در تمام خاورمیانه و در تمام دنیا آزادی خواهان جشن خواهند گرفت.
    بعد هم با نیرویی دو چندان آستین ها را بالا خواهیم زد و با جان و دل برای ایران عزیز و برای خوشبختی ایرانیان دست به کار خواهیم شد.
    سرمایه داران جهان صاحبان فن آوری برای به دست آوردن پروژه های باز سازی ایران سر و دست خواهند شکست. پروژه ها را بر اساس مناقصه به کسانی اعطا می کنیم که بهترین زیبا ترین و مدرن ترین طرح را ارایه کرده باشند.
    می دانید ایرانیان خارج از کشور بالغ بر هفت میلیون تن هر یک در هر شغلی که دارد چه کوله باری از تجربه و مدیریت و فن آوری در خود جمع کرده است؟ می دانید این ایرانی ها از موفق ترین مهاجران در سطح جهان بوده اند و می دانید صد ها میلیارد دلار سرمایه در اختیار دارند؟ نه فقط پول خالی بلکه نحوه به کار گیری سرمایه و نحوه راه اندازی کارخانه و تولید و توزیع و خدمات در پیشرفته ترین نوع متداول در کشور های محل سکونت اعم از اروپا و آمریکا. چه جایی بهتر از ایران؟ همه آرزو می کنند به موطن خود باز گردند.
    ظرف یک سال چهره ایران دگر گون می شود. صد ها هزار بلکه میلیون ها فرصت شغلی بوجود می آید. با کیفیت بالا.
    تمامی ثروت ها و گنج های بی کران ایران زمین برای توسعه کشور به کار گرفته خواهد شد.
    دنیا از ما به غیر از دوستی و صلح و احترام متقابل نخواهد دید.
    مجاهدین خلق هم به دامان ملت باز خواهند گشت.
    سپاهیان و بسیجیان هم به دامان ملت باز خواهند گشت و ملت تمامی فرزندانش را در آغوش خواهد کشید.
    دنیا به عظمت و شکوه ایران زمین قبطه خواهد خورد……..
    قانون اساسی آینده تکلیف همه ایرانی ها را روشن می کند.
    حکومت قانون
    آزادی تشکیل احزاب
    دمکراسی واقعی
    مجلس شورای ملی
    مردم اند که با رای خود دولت تعیین خواهند کرد ونه عمامه داران بی سواد.

     
    • ساسانم عزیز. یک برنامه رو به شما پیشنهاد می کنم که در این سایت و جاهای دیگر راه بیندازید. فکر می کنم بهتره از نوشتن های پراکنده دوری کنیم و یک راه پیدا کنیم برای گفتن یک «حرف کوچک» اما مهم. حرف کوچک و مهم شما در این نوشته این بود که«ایران در کمترین زمان ممکن بعد از سقوط دزدان و دروغ گویان» به سطح عادی بر می گردد. خیلی هم نخواهیم اغراق کنیم، این کار شدنی است و واقعیت دارد. پیشنهاد می کنم همین خط را ادامه دهید در آینده و از هیچ چیز دیگری ننویسید. بحثهای نظری را برای امثال ما بگذارید که کمی فرصت بیشتر برای تورق کتاب داشته ایم. بحثهایی عملیاتی و میدانی را انجام دهید که ما هیچ از آن نمی دانیم و حتما جوانانی هستند که دوست دارند تصویری از آینده د اشته باشند. اگر هر کدام ما یک نقطه از آینده را -مبتنی بر واقعیت و شواهد-نمایان کنیم، سهم مان را در خدمت گزاری به ایران انجام داده ایم. شما و من و همه-به استثنای دزدان-عاشق ایرانیم و همین کافی است که تکانی بخوریم. پس اگر ممکن است یک برنامه بریزید و اینجا در هر پست، در باره توانمندی های ایرانیان مهاجر و تبعیدی بنویسید و از میزان ثروت و کاردانی و پراکندگی آنها در کشورهای مختلف بنویسید و بنوبسید که چگونه می توان اینها را به خدمت ایران گرفت. بنویسید که اگر سیستم انحطاط و دروغ برچیده شود، ما چند درصد زندگی مان از الان بهتر می شود. اینها را دقیقتر و با تحلیل بهتر و با کمک دیگران. لطفا از پراکنده نویسی پرهیز کنید و لطفا دوستان خارج نشین تکانی بخورند و ثروت شان را برای ایران به میان آورند. این اینترنت و فضای مجازی تنها راه نجات ایران است. ما همه در همه موارد ممکن است اختلاف نظر داشته باشیم ولی در ایران دوستی اختلاف نظر نداریم و اشتراک مان این است که با دزدان و دروغ گویان فاصله داریم. مطممئنیم تعداد دزدان و دروغگویان هم زیاد نیست. کل آخوندهای دروغ گو به هزار نفر نمی رسد و کل دزدان دستگاه ولایت به هزار نفر نمی رسند. عموم روحانیت متنفرند از این دستگاه و متنفرند از اختلاس گرایان و از دزدانی که مردم یمن و سوریه را به وبا و قحطی دچار کرده اند. پس لطفا نیروهای نوشتاری را متمرکز کنید روی یک نقطه مشخص. پراکندگی بس است. قلم خوبی دارید و می توانید دوستان دیگری را به همکاری بکشانید و جنتی را دق مرگ کنید. باور کنید خامنه ای از نیروی اکبر گنجی و توانایی اش در انداختن«مثلث جیم» در مرز سکته است و امثال خامنه ای رو به مرگ اند چون با انسانیت و آزادی و منطق دموکراسی لج می کنند.
      باری
      پراکنده نوشتم تا بگویم آیا می توان پراکنده ننوشت و نیروها را بر روی یک نقطه متمرکز کرد و همان را توضیح داد و پیش برد.
      سروان گرامی امثال کبیری و مزدک و ساسانم و رسول الان وقتش است که هر کار شخصی دارید تعطیل کنید و هر ثروتی دارید در راه ایران خرج کنید و هر نیرویی دارید به کار بگیرید تا به سهم خودتان جوانان را امیدوار کنید که: آینده ما تاریک نیست بلکه روشن تر از اکنون است. حکومت و اذنابش ایران را به«سوریه »ای و«لیبی» شدن تشبیه می کند، تا ترس و تاریکی پمپاژ کند در دلها. رسول عزیز یک بار در سه سال پیش به درستی نوشت و تاکید کرد که ایران در همه چیز با سوریه فرق دارد.

       
    • ساسانم گرامی،خود شما که منکر و نافی اصلاحات و اصلاح طلبی هستید در کجای این قضیه هستید؟! از پیشقراولان یا پسقراولان؟! اگر سرنگونی یک نظام ستبر و تنومندی که مردم بزرگ ایران آنرا تاسیس کرده اند از مولّفه های “بهمین سادگی” در سیاست ورزی سلطنت طلبانه شماست و واقعا سهل و ساده است، خود شما چه نقشی در آن دارید؟ نقش این است که شجاعانه پشت یک کی برد در ناف امریکا یا اروپا بنشینید و عافیت طلبانه هشتاد میلیون ایرانی را بسادگی بخیابانها بکشانید؟! بعد از کجا احراز کردید و اطمینان پیدا کردید که هشتاد میلیون ایرانی همراه و همفکر شما شاهیست ها هستند که با یک فراخوان شجاعانه کی بردی شما در گوشه یک سایت به پیام شما از ناف امریکا یا اروپا لبیک گویند؟! آیا ارزیابی های سیاسی شما و رئالیسم سیاسی شما نباید اینقدر بهره ای از واقعیت داشته باشد تا جامعه فعلی ایران را بشناسید و بفهمید که حتی همین نسل جوان متاخر از تاسیس کنندگان جمهوری اسلامی ایران یعنی پدران و مادران و گذشتگان خود هنوز وفادار به این جمهوری هستند؟! نشانه می خواهید؟ اندکی چشم و گوش های خود را پشت کی برد و صفحه تلویزیون های ماهواره ای باز کنید و مشارکت های بالای 60 درصد مردم ایران در انتخابات های ریاست جمهوری و مجلس شورا را ببینید،این مشارکت حتی در اروپا و امریکا نمونه دارد؟ آیا این مردمی که در اینهمه فراخوان ها و تظاهرات عمومی (و از جمله در 22 بهمن پیش رو که خواهید دید) میلیونی بخیابانها می آیند از نظر شما همه برگ چغندرند یا از ممالک دیگر یا شاید از کرات و سیارات دیگر می آیند و خیابانهای شهرهای بزرگ و کوچک ایران را پر می کنند؟! در همین سلسله اعتراضاتی که توسط گروهی از جوانان بمدد شبکه های اجتماعی بوجود آمد و عدد آنها بطور رسمی تا حدود پنجاه هزار اعلام شد و شاهیست ها و سلطنت طلبانی مثل شما و رضای باقیمانده از بقایای سلطنت شاهنشاهی! را بوجد آورد و باشتباه انداخت،آیا چشمان شما ندید طی سه روز میلیونها ایرانی وفادار بجمهوری اسلامی این حرکات و آشوبها را محکوم کردند؟ لابد اینها انسانهای ایرانی و آن هشتاد میلیون ساکن ایران اسلامی نبوده و از طبقه جنّیان بودند! کجایی بابا سید رضی ره جن شناس سایت نوریزاد؟! بیا و با معیارهای جن شناسانه خود این میلیونها جنّی در ایام تظاهرات عمومی و انتخابات را آنالیز فرما!

       
    • ساسانم , عزیزم اگر کار به این سادگی که میفرمایی بود که در جهان از استبداد خبری نبود . برایم ساده شرح بده چطور به سادگی میشود به قول شما “.. هر ایرانی همین الان بیاید خیابان و فریاد بزند ما جمهوری اسلامی نمی خواهیم…) تا بعد اگر عمری بود و حوصله ای در باره جزئیات دیگر با هم کلنجار برویم .

       
  73. جناب نوریزاد درود برشما .
    ازقدیم گفته اند : از کوزه همان برون تراود که در اوست .
    ماهیت پنهان آخوند و مریدانش جز این نمیتواند باشد. محبت و تنفر نسبت به اعرابی که با هم دوست و متحد بوده اند. و اتحاد آنها ثروت ،خرد ، فرهنگ و حتی عقل ازسر این فرومایگان دلقک ربوده ، اما این خردباخته گان هیچیک از آنان را نمیشناسند. آنهم محبت و تنفر به اعرابی که متعلق به هزار و چهارصد سال پیش هستند که هیچ ارتباطی با دنیای امروز ندارند.
    و در پایان، از همه مشمئز کننده تر اینکه در ظاهر هرسال هفته وحدت برپا میکنند ولی در خفا هر لحظه تخم نفاق و تفرقه می پراگنند

     
  74. آقای نوری زاد
    این شعر رو مطالعه بفرمایید خالی از لطف نیست

    اسم شعر”برخورد” است

    تا که گفتم سخن از پتک، به سندان برخورد!
    تا که گفتم ز قد سرو، به سروان برخورد!

    تا که گفتم سخن از گاو، برهمن شد شاخ!
    صحبت از هند شد و فیل، به فنجان برخورد!
    ّ
    گفتم از ضربه ی دایی، نگران شد خاله
    صحبت خاله شد و خرس، به نادان برخورد!

    گفتم از منگل و ناگاه گلی اخم نمود
    گفتم از جانی و ای وای، به جانان برخورد

    گفتم از بانک یکی پول مرا کش رفته
    صحبت کش شد و گفتند به تنبان برخورد

    قیچی و باند درون شکم من جا ماند!
    من فقط ناله نمودم، به طبیبان برخورد!

    اطلاعات سبب شد نروم جانب راست
    جانب چپ که شدم زود به کیهان برخورد

    گفتم از واقعه ی جدّه، ملامت کردند
    گفتم از سوریه، گفتند به ایران برخورد!

    یک شب آهسته در گوش زنم گفتم جان!
    صبح فردا به همه مردم زنجان برخورد!

    گفتم: آگاه که گرگان به کمینند هنوز
    دیدم این بار به استان گلستان برخورد

    گفتم: آخر به چه ساز تو برقصم من، گفت:
    صحبت ساز تو کلاً به خراسان برخورد!

    همه گفتند و شنیدم ز بدیهای دروغ
    من چه گفتم به جز از آن که به چوپان برخورد؟

    کشتی طبع تو، طنّاز، به هر سوی که رفت
    صبح سوراخ شد و عصر به طوفان برخورد

     
  75. آتشِ حاج عبدالله

    سین؛ شین ها، ب؛ زِ ها، را که بخوبی می‌شناسید. مختلسان را اینگونه معرفی می‌کنند. در اینجا لازم دانستم نام بزرگترین اختلاسگر را مانند خودشان عنوان کنم: «ع.خ»، یا بهتر است بگوییم: «عَخ».
    سال هاست که همه چیز این ملت و مملکت را همین آقای «عَخ» به تاراج برده اند. سال ۶۸ در مجلس خبرگان استارت خون گریستن جوامع مسلمانی را – هر چند با رندی – با حضورش روشن کرد. حالا بعد از گذشت سال ها مردم ایران نه تنها خون می‌گریند بلکه در خون غوطه می‌خورند. سال هاست که ایران را با تمام ساکنینش زنده زنده در آتش می‌سوزاند، این همان آتشی است که سال ۵۷ آقای «عَخ» با نام مستعار «حاج عبدالله» به جان سینما رکس آبادان انداخت و تا به امروز این آتش تمامیت ایران را خاکستر کرده است. حالا از زیر همین خاکستر مردمانی لگدکوب و تحقیر شده سر درآورده اند تا تمامیت دستگاه دیکتاتوریِ «حاج عبداللهِ» آتش زن را بر سرش آوار کنند. آقای علی خامنه ای یاخته یاخته ی وجودش به خون مردم آلوده است، نه فقط مردم ایران بلکه مردم تمام دنیا. تمامیت خواهی و ایران خواری و جهان خواری او نه تنها منطقه بلکه دنیا را به آتش کشیده است. دنیا برای او همان سینما رکسی است که صدها نفر را در آن زنده زنده سوزاند. این یعنی بی ارزش برای او: جان آدم هاست، و بی ارزش برای ما جانِ او.
    آقای خامنه ای، آقای حاج عبداللهِ آتش زن، ما همه ندا هستیم، سهراب، سینا، سارو و همه کسانی را که وحشیانه به قتل رساندید. تکثیر می‌شویم، آنچنان تکثیر که تقلیل یابید، آنچنان که نیست شوید.

     
  76. درود جناب نوری زاد

    با افتخار استقلالیم:
    آیا خدا اشتباه کرد؟!!!
    یک روز تلویزیون بخشی از پیشرفت های شگرف چین در 30 40 سال اخیر را نشان میداد؛ دود از مغزم بلند شد. یادم آمد روزهایی را که سجاده زیر بغل به نماز جمعه میرفتیم تا از خدا بخواهیم که کافران را نابود، کشورمان را آباد، زندگیمان را پربرکت، تنمان را سالم، دلمان را شاد و عمرمان را دراز گرداند؛ اما نمیدانم چه شد که سر از اینجا در آوردیم. آیا خدا اشتباه کرد؟!
    و همه چیزهایی را که همه ما ملت ایران در مدت نزدیک به 40 سال با اشک و آه و توسل به مقام کبریایی خودش، عزت و آبروی 14 معصوم، پهلوی شکسته زهرا(ع)، فرق شکسته علی(ع)، سر بریده حسین(ع)، دست قطع شده عباس، علی اکبر جوان، علی اصغر خردسال و با گرو گذاشتن خون شهدا، امام شهدا، ناله و ضجه مادران، پدران و همسر شهدا، اشک یتیمان شهدا، حرمت میلیونها جلسه قرائت قرآن، مفاتیح‌الجنان، جلسات دعای ندبه، کمیل، سمات، ابوحمزه و غیره ما از خدا میخواستیم، همه را به چینی ها کمونیست خدانشناس، داده و در عوض همه درد و رنج روحی و جسمی، فقر، خرابی مملکت، بیکاری و فحشا، خرابی اعصاب و روان، خزانه خالی، لشکر معتادین، ده ها میلیون پرونده قضایی، تهمت، افترا،دروغ، دزدی ها و اختلاس های میلیاردی، چپاول بیت المال توسط کسانی که خود را مرد خدا میخوانند، برترین مقامها در منفی ترین ها ، پایین ترین مقام ها در موضوعات مثبت، خشکسالی های ممتد و غیره
    همه را یکجا به ما داده.
    اشکال کار کجا بود؟!
    یادم میآید در خیابان منتهی به نماز جمعه، چادر و روسری و جانماز چینی به وفور دیده میشد و بعدها، قرآن چینی و مهرچینی نیز اضافه گردید.
    شاید خدا به خاطر مهربانی چینی ها، تمام موهبت ها را به آنها داده، چرا که بازار مملکت را پر کرده‌اند از تمام وسایل زندگی، از سفیدی قند تا سیاهی زغال؛ تا ما، وقت گرانبهایمان را با خیال راحت برای کسب جواز بهشت به دعا و عبادت بگذرانیم.
    یا شاید رهبران چین، مدیران فرصت طلب و زیرکی بودند! یا شاید چراغ عقل ما و رهبرانمان خاموش شده بود و در بی خبری و توهم به سر میبردیم! شاید هم هردو!
    آیا سجاده به دست شدیم، چراغ عقلمان خاموش شد؟! یا اول چراغ عقلمان خاموش شد که سجاده به دست شدیم؟!
    آیا امید نجاتی باقیمانده ست؟!
    آیا رهبران ما از عالم توهم بیرون و به دنیای واقعیت ها پا گذاشته‌اند؟!
    مگر اسلام ناب فقط مال ما نبود؟!
    مگر دیگران کافر، نجس، گمراه، منحرف و در ضلالت نبودند ؟!
    مگر ما تنها هدایت یافتگان راه حق نبودیم؟!
    چرا کارمان به اینجا کشید؟!
    مگر کافران هرروزه با بی حجابی، دنسینگ، شادی و خنده، اعصاب خدا را خورد نمیکنند؟!
    آخر داعشی ها هم میگفتند که خدا به ما وعده داده که کسانی که در زمین خدا فساد میکنند باید به دست ما تنبیه و نابود شوند تا زمین از وجود ناپاکان وکافران خالی وتمییز شود….(التماس تفکر)

     
  77. مهدی اقبال:

    وقتی سعید طوسی تبرئه میشود یعنی نه یک جای کار،که همه جای کار میلنگد. یعنی مردم رامیشود ندید.
    شعورشان را میشود به هیچ گرفت.
    یعنی میشود عدالت را به کثافت کشید و راست راست توی چشم مردم نگاه کرد و خود را پرچمدار اسلام ناب و عدالت علوی و ادامه دهندهء حکومت معرفی کرد.

     
  78. آیا میدانید....

    آیا می دانستید که: سعید طوسی …

    سعید طوسی، دو بار ازدواج کرده؛ همسر اولش که از او دو پسر دارد، دختر عمه سعید طوسی بود که متارکه کردند!

    اما همسر دوم سعید طوسی که یک دختر از او دارد؛ خواهرزاده همسرِ “سیدعلی مقدم” است و سیدعلی مقدم رئیس شورای عالی قرآن و مسئول دفتر ارتباطات مردمی رهبری و پسرخاله مقام عظمای ولایت است!

     
  79. سر مقاله دیروز زورینامه ملاخور شده کیهان به قلم نصر ایمانی(که نه نصر حالیشه نه ایمان) نوشته که این حکومت/* آخرالزامانیه و این حرفا. تهدید….اضافه کرده که خارجیها گفتن حکومت/* اسلامی هفتمین قدرت دنیاست میخواد با امریکا بجنگه و نابودش کنه. ای نادان، این چه قدرت هفتمیه که اقتصادش ورشیکسته است؟ دولت/*ش ورشیکسته است؟ بانکها ورشیکسته است؟ اقتصاد امریکا ۲۵ تریلیون دلاره (۲۵۰۰۰ میلیارد). اقتصاد آخوندی ارزشش نیم تریلیونه اونهم با دوپینگ آماری حکومت/* دروغگو. تو خیال میکنی با چنتا فشفشه و ترقه حکومت/* شده قدرت هفتم؟ روسیه شوروی خیلی از این بیشتر و بهترش رو داشت، به کجا رسید؟ به هیچ جا. ناوشکنش هم توی دریای مازندران با چهارتا قلوه سنگ غرق نشد. تو هم به هیچ جا نمیرسی، همتون هیچ و پوچ هستین.

    /*: ک

     
  80. بعد از هزار و چهارصد سال همچنان طبل حسین می غرد

    آیا صدای طبل حسین عدالت را بیدار می‌کند یا عدالت را خفه می‌کند؟

    آیا طبل حسین باعث شد که مداحان با عرق جبین ارتزاق کنند یا با تولید خرافه و گسترش دروغ در اطراف منابر ، دکان‌داری کنند؟

    پنجاه و یک میلیون نفر زیر خط فقر رفته‌اند و حقوق بازنشستگان فرهنگی کمتر از دو میلیون تومان است و طبل حسین همچنان می‌غرد.

    معادن کشور همه به بخش خصوصی که همان خاندان روحانیون و سرداران نظامی است رسیده و دریای خزر به روسیه واگذار شده تنها سهم اندکی بجا مانده و طبل حسین همچنان می‌غرد.

    کارخانه‌ها و کارگرانش با قیمت پایین به بخش خصوصی خودی‌ها رسیده و یک‌صد و پنجاه میلیارد دلار پول آزاد شده و تنها بیست میلیارد آن به صورت جنس به کشور بازگشته و بقیه به حساب‌های بانکی دیگران رفته و طبل حسین می‌غرد.

    خون‌بهای مردم ایران در سوریه و یمن و عراق و لبنان و فلسطین و بحرین و سومالی و…. هزینه می‌شود در صورتي‌كه شرافت‌مندان ایرانی با فروش کلیه و اعضای پیکر خود به پاکی زندگی می‌کنند و طبل حسین همچنان می‌غرد.

    آوای اختلاس حکومتیان کشور رکورد گینس را شکسته، ولی مسئولین کشور همچنان در ایام محرم عزادارند و پیراهن سیاه و انگشتر عقیق و موی بلند بر صورت را تبلیغ می‌کنند و طبل حسین همچنان می‌غرد.

    دو سوم مدارس ایران نا امن است و در حال ریزش اما مکتب‌خانه‌های روحانیون با بالاترین ضریب استحکام و آسایش در حال آموزش علوم بیهوده که نه سودی به دنیای مردم دارد و نه آخرتشون ، خیابان‌ها پر شده از پرچم و پارچه‌های سیاه ، و شربت نذری و پلوی نذری دولتی و یا سهم برندگان دولتی، اما دخترکان با روپوشی مندرس به مدرسه می‌روند و طبل حسین همچنان می‌غرد.

    تکایا پر شده از صلیب‌های بزرگ و غول پیکر که هیبت عزاداران مسیحی را به رخ می‌کشاند و زنجیرها و قمه‌های وارداتی همچنان پیکرها را خونین و گل مالی صورت انسان آزاده را سرافکنده و حقیر می‌سازد و طبل حسین همچنان می‌غرد.

    درد وطنم اینست
    اگر هنوز هم فکر میکنید سیاسی نیستید نخوانید و بازپخش نکنید.
    بگذارید سرتان در برف بماند و با شما هرآنچه می‌خواهند بکنند

     
  81. افشاگری یک طلبه در باره آیت الله خویی و وحید خراسانی

    https://www.youtube.com/watch?v=2m_zuO9hKLE&feature=youtu.be

     
  82. قسمت پایانی متن کامل نامه کروبی که جهت انتشار در اختیار سحام قرار گرفته :

    رهبر جمهوری اسلامی
    سه دهه است که شما در رأس نظام قرار دارید و هنوز هم از جایگاه یک اپوزسیون سخن می‌گویید. در این سه دهه بخش مهمی از نیروهای اصیل انقلاب را کنار گذاشتید تا سیاست‌های مورد نظرتان را اجرا کنید و امروز با نتایج همان سیاست‌ها مواجه هستید. پاسخگویی وظیفه همه مقامات نظام است وجنابعالی که کارکرد نهادها و سازمان‌هایی مانند سپاه، بسیج، شورای نگهبان، نهادهای انقلابی، ائمه جمعه، صداو سیما و .. را مطابق نگرش و سیاست‌های مورد نظرتان تغییر داده‌اید باید بیش از دیگران به این مهم توجه کنید. آیا این نوع دخالتها در امور جاری کشور با چارچوب تئوری ولایت فقیه مورد نظر امام و یا با آنچه مد نظر تدوین کنندگان قانون اساسی بوده است، همخوانی دارد؟ تفسیری که رسانه‌های رسمی حکومت این سالها از ولایت‌فقیه ارائه می‌کنند معنایی جز تعطیل کردن عقل جمعی و ایجاد یک نظام خودکامه فردی ندارد. این رویکرد عوارض سنگینی از خود به جای گذاشته است. به‌راستی چگونه می‌خواهید این اشتر سرکش قدرت را بدون پالایش و اصلاح ساختاری نظام به دست دیگری بسپارید؟ برای یک لحظه هم شده تصور کنید این تفسیر فراقانونی از اختیارات بی حساب و کتاب ولی‌فقیه پس از شما در ید فرد دیگری قرار گیرد و آن فرد بخواهد آراء و نظرات خود را بر یک ملت آنهم بدون نظارت و پاسخگویی تحمیل کند. چه تصویری فاجعه‌باری از آن روز برای‌تان متصور است؟

    مصرانه از شما می‌خواهم زمینه اصلاحی را فراهم کنید که تمامی ارکان کشور در مقابل مردم و نهادهای قانونی به طور عملی پاسخگو باشند و در عمل قانون حاکم باشد نه حاکمیت فرد یا گروهی خاص. میان آنچه در دوران مبارزه می‌خواستیم و به مردم وعده می‌دادیم با آنچه در عمل اتفاق افتاده اختلافی است از زمین تا آسمان. از این بابت همه ما در مقابل مردم مسئول هستیم و من خود را در مقابل شهدای سرافراز کشور، مردم بزرگ و صبور ایران و امام مسئول می‌دانم و متعهدم آنچه خیر و صلاح کشور است را با زبانی صریح بگویم، اگرچه به مذاق برخی خوش نیاید. از جنابعالی هم می‌خواهم با مطالعه دقیق وضعیت سیاسی، اقتصادی و بین‌المللی کشور و نیز بازخوانی‌سیاست‌های چند دهه گذشته‌ تا دیر نشده زمینه اصلاح ساختاری نظام را فراهم آورید به نحوی که مردم همانانی که با خروش میلیونی‌شان در ۲۲ بهمن ما را از کنج زندان‌ها به قدرت رساندند در عمل حاکم بر سرنوشت خویش گردند.
    در پایان لازم می‌دانم توجه شما را به این نکته جلب کنم. همانطور که در جریان هستید از فردای انتخابات ۸۸ تا به امروز رسانه به ظاهر ملی و جراید حکومتی نظیر کیهان به‌طور مستمر اینجانب و مهندس موسوی و مردم معترض را مورد اهانت قرار داده‌اند. در این مسیر هم هر تهمت و دروغی را مباح دانستند تا به زعم خویش افکار عمومی را نسبت به ما و معترضین مخدوش کنند. اخیراً هم برنامه‌ای سفارشی با عنوان “خارج از دید” در ده قسمت ساخته‌اند که قرائتی سرشار از دروغ‌ از حوادث۸۸ ارائه کرده است. این روش رذیلانه و ناجوانمردانه بدون به رسمیت شناختن حق پاسخ تا چه زمانی بناست ادامه پیدا کند؟ آیا پس از ۸ سال توهین، افترا و هتاکی یکطرفه نمی‌خواهید برای یکبار هم شده میان طرفین این مناقشه یک مناظره آزاد و زنده را در رسانه ملی که متعلق به کشور است نه اشخاص فراهم آورید؟ اینجانب بدینوسیله آمادگی شرکت خود را به همراه مشاورانم در هر مناظره‌ای مرتبط با انتخابات ۸۸ و حوادث پس از آن اعلام می‌نمایم.

    والسلام
    مهدی کروبی
    جماران
    ۹ بهمن ۱۳۹۶

    http://sahamnews.org/2018/01/308627/

     
  83. نامه کروبی از حصر به رهبری: یکبار مناظره آزاد فراهم آورید تا درباره انتخابات ۸۸ صحبت کنم

    سه شنبه, ۱۰ بهمن, ۱۳۹۶

    چکیده :در این سه دهه بخش مهمی از نیروهای اصیل انقلاب را کنار گذاشتید تا سیاست‌های مورد نظرتان را اجرا کنید و امروز با نتایج همان سیاست‌ها مواجه هستید. جنابعالی که کارکرد نهادها و سازمان‌ها را مطابق نگرش و سیاست‌های مورد نظرتان تغییر داده‌اید باید بیش از دیگران پاسخگو باشید. آیا این نوع دخالت ها در امور جاری کشور با چارچوب تئوری ولایت فقیه مورد نظر امام و یا با آنچه مد نظر تدوین کنندگان قانون اساسی بوده است، همخوانی دارد؟ …

    متن کامل نامه در آدرس زیر :

    http://www.kaleme.com/1396/11/10/klm-264892/

     
  84. توجه توجه توجه توجه توجه جناب رییس جمهور کلیه دزدی ها، واختلاسها ،آتش زدنها،تخریبهامث ساختمان پلاسکووووووباچراغ سبزواجازه خودتان ینی حکومت ولایت مطلقه فقیه بوده وحق نداریدازپول ملت تاوان دزدی شده سپرده گذاران را که همه دزدهاراحکومت مسخرهتان مجوز دادید.بدهیدوکل بودجه ای که به عمامه داران داده اید هم اکنون توسط فرزندان ونوادگان ولاشی های دوروبرشان درکابارها ودانسینگهاوروسپی خانه های خصوصی شبانه روزی امریکا وانگلیس وکاناداوووو.ووخرج میشود بایستی بخزانه مملکت بر گردد اگروجودولیاقت آنرا ندارید.برویددرمجلس خانه ملت تادربرنامه علنی انتقال قدرت از شمابشخصی که لایق است مث علی،، ع،،که آتش گداخته بدست برادرش که مثل همه دزدان که معرف حضورتان هستندگذاشت بجای شما معرفی کنندبحمدالله ازاینگونه اشخاص که هنوزشکمشان ازپول مفت ودزدی مانندهمه حکومتیان پیه نیاورده فراوان داریم. آقای رییس جمهور
    خوب میدانید25000000میلیونی که بشما رای دادند برای چی وب چه علت وچه منظوربودماّگفتیما نگیدنگفتیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!از. حالا بفکرش باشیدکه فردادنبال سوراخ موش نباشیدازعاقبت سرهنگ قذافی که برای ملتش خیلی عزیز بودبیاموزیدزیرا حکومت شمادراین39_40سال هیچ عزتی نزدمردم ایران ندارد!!!!

     
  85. راستی استاد بزرگوارم
    اون روز مصاحبه کرباسچی با بی بی سی در برنامه شصت دقیقه رو مشاهده کردین؟
    اخه چرا این اصلاح طلبان یهو اینطوری منفعت طلب شدن؟
    پاچه خواری چه کسی رو دارن انجام میدن؟
    اینهمه دم تکان میدن بازم وارد بازی نمیکننشون
    شایدم از اول مارو سر کار گذاشته بودن
    من که یک سال به این نتیجه رسیدم که اصلاحات بی معنی
    چون اصلاحات زمانی معنی داره که اشکالات جزئی و کمی وجود داشته باشه نه وقتیکه فساد , دروغ , ظلم و بی عدالتی نهادینه شده

    مبارکت باشه اقای طوسی!

    وقتی قدرت با دین در هم میآمیزند، قدرت دینی نمیشود، دین به خدمت قدرت درمیآید و شروع میکند به بََزک قدرت و توجیه خیانت؛ و بدین ترتیب ارزشهای دینی و اخلاقی در پای کثیف‌ترین عناصر قدرت سیاسی ذبح میشوند.

    مرحوم مطهری سخن بجا و بقاعده ای میگفت. او فیلسوف بود و تاریخ جهان را دیده بود. مضمون سخن او این بود: «ماتریالیسم در غرب، قدرت خود را از برهانهایش نگرفت، از خیانت و جنایت کلیسای وابسته به قدرت گرفت.

    مردم وقتی دیدند قدرت دینی و کلیسای سیاسی دارند حقوق طبیعی آنها را میبلعند، بطور طبیعی حقوق ذاتی خود را بر خواست کلیسا ترجیح دادند»؛ و یک بار دیگر مسیح بر صلیب شد: «مسیح باز مصلوب»! این یک حقیقت تلخ برای ما مذهبی هاست که ما خود نیز با سکوتمان به آن کمک کرده ایم!

     
    • آقای اشکان

      دوست عزیز : شما که آدم مذهبی هستید این دو آیه از قرآن را مظالعه کنید(الانعام آیه 42 ) و ( الاسراء آیه 15 ) اولی برای گذشته و دومی برای حال و جمهوری اسلامی هم به همین خاطر بوجود آمد و همچنین القایده و بوکوحرام و داعش
      موفق باشید

       
    • از همون اول ملت رو سر کار گذاشته بودن. هیچی نیستن غیر از یه مشت شیاد از خود راضی، لوس، خود محور بین و نادان!

       
  86. جناب نوریزادسلام:
    شماهم حاج دڪترنشید؛
    من بناهستم٬
    چندسال پیش درروستایی دراستان فارس ڪارمیڪردیم٬پسرصاحب ڪاردل دردداشت یڪی ازهمڪاران «استادحاجی»پیشنهادڪته ماست داد٬ازقضادل دردپسرخوب شد٬ماهم به طنزگفتیم :حاجی دڪتره؛
    مردم ساده دل هم باورڪردندوهرازگاهی وقت وبی وقت تادراون روستابودیم اهالی می آمدندپیش «حاج دڪتر»ایشان هم برای هردردی ڪته ماست تجویزمیڪرد٬تااینڪه یڪی آمدوازقضاتب مالت داشت وڪته ماست اوراحدوداًفلج ڪرده بود
    وقتی به شیرازمراجعه وجریان رابه مسئولین بیمارستان نمازی گفته بود؛باشڪایت بیمارستان ومردم حاج دڪترمابه سزای اعمالش رسید.
    آقای زیباڪلام؛«حاج دڪتر»هردردی راڪتاب درمان نمیڪند.؛؛
    مردم به شمااعتمادڪرده اند
    ڪته ماست تجویزنڪن؛

     
  87. درود بر شما
    دکتر خودم را جای خانواده قربانیان تجاوز طوسی قرار دادم خدا بهتر میداند از بس گریه کردم سرم در حال ترکیدن است که چنین جنایتی انجام شود و دستت به هیچ جایی نرسد
    امشب حکم تبرئه سعید طوسی ایران را شوکه کرد
    آیا رآفت اسلامی شامل حال طوسی شد

    ولی ای کاش برای گوسفند دزد مشهد هم که هیچ سابقه کیفری نداشت رافت اسلامی بود
    او از روی نداری مال مردم را برد و به آبروی کسی لطمه نزد . دزدی او قابل جبران بودولی او خانواده ها را رنجیده نساخت که با هیچ پولی قابل برگشت نباشد
    دلمان خون است از این اسلام
    بهلول را گفتند حکم دزد جیست ؟
    گفت اگر شغلش این باشد دستش باید قطع شود .ولی اگر از گرسنگی باشد باید دست حاکم را قطع کنند
    به امید طلوعی دل انگیز

     
  88. سلام
    پیشنهاد من
    همه را تشویق کنیم ب همراهی یک تحریم بی زرر تا ب این وسیله قدرت مردم را در درجه اول ب خود مردم نشان بدهیم و در درجه بعد ب حکومت در ضمن اینکه خسارتی هم ب مردم محتاط و میانه رو وارد نیاد و اونایی که علاقه مند همراهی هستن اما توان هزینه دادن ندارن
    دوپیشنهاد دارم
    مخابرات مربوط ب سپاه تحریم شود تلفن همراه و ثابت و همه از ایرانسل استفاده کنن و خطهای دیگر تا ورشکستگی مخابرات
    دوم برای نشان دادن همبستگی و توانایی و قدرت مردم همه با هم یکی از بانکها را ورشکست کنیم با خارج کردن همه پولها از ان بانک بخصوص و ریخت پولشان در یک بانک دیگر

     
  89. ﺳﺮﻋﺖ ﺁﻫﻮ 90 ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ ﺩﺭ ﺳﺎﻋﺖ ﺍﺳﺖ؛
    ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽﮐﻪ سرعت شیر 57 کیلومتر در ساعت ﺍﺳﺖ.
    ﭘﺲ ﭼﻄﻮﺭ ﺁﻫﻮ ﻃﻌﻤﻪ شیر می‌شود؟

    “ﺗﺮﺱ” ﺁﻫﻮ ﺍﺯ ﺷﮑﺎﺭ ﺷﺪﻥ ﺑﺎﻋﺚ میشود ﮐﻪ ﺍﻭ ﺑﺮﺍﯼ سنجیدن فاصله خود با شیر مدام به “پشت ﺳﺮ” ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﺪ، ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ همین سرعتش بسیار کم می‌شود!
    تا جایی که شیر میتواند به او برسد؛
    یعنی ﺍﮔﺮ ﺁﻫﻮ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺵ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻨﺪ ﻃﻌﻤه ﺷﯿﺮ ﻧﻤﯽ شود!
    ﺍﮔﺮ ﺁﻫﻮ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺧﻮﺩ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ شیر به نیرویش ایمان دارد؛ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﻃﻌﻤﻪ ﯼ ﺷﯿﺮ نخواهد شد.
    ﺍﯾﻦ ﻗﺼﻪ ﯼ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ
    ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ایمان نداشته باشیم
    و در طول زندگی ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻧﮕﺎﻩ کنیم
    و به مرور خاطرات ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﯾﻢ؛
    ﻫﻢ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﺎﻥ ﻋﻘﺐ میمانیم
    ﻭ ﻫﻢ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ…

    آنتونی رابینز

     
  90. سلام ودرود بردکترنوریزاد عزیز دکترجان دراین برهه از زمان وظیفه شما فراتر تزاین چیزهاست من انسانم بادردورنج هرایرانی زجرمیکشم ولی تمام ایران به تومحتاج است تمام ما به گونه ای مریضیم چه جسمی چه روحی وچه روانی وقت شما دراین موقعیت طلاست.کل را رها کرده ای وجزء را گرفته ای درست است که بیماری را ازمرگ نجات میدهی .ولی من به نوع خود زجر میکشم که دکترنوریزاد بازتوانش را جایی دیگرخرج میکند شما سرداری هستی که پرچمی رابدست گرفته ای وجلو حرکت میکنی اگریکی ازسربازانت دراین راه فداشود اگرمکث کنی وپرچمت را کناربگذاری وبرای مداوای آن سرباز بنشینی دیگرعنان کارازدستت رها خواهدشد 80 ملیون رافدای یک سرباز زخمی ومجروح مکن .دکنرجان ناراحت نشوید.

     
  91. با درود به برادر ارزشمندم
    شعري است در وصف چوپاني كه از رمه ي امام رضا گوسفندي كش رفت سراينده اخوي بنده محمد ميباشد

    داستان دزد رمه گوسپندان شاه طوس
    ——–
    نك خبرامد زشهنشاه طوس
    طوس همه شهر وطن راعروس
    شه به رضاداد يكي گوسپند
    ازرمه خويش به يك مستمند
    گفت جوان اي همه جودوسخا
    باچه زبان شكر كنم زان عطا
    لرزه براندام و به جانم فتاد
    ترسم ازانست كه دهم سربباد
    يا كه مرا دست ببرند ز تن
    با چه زباني كنم اينك سخن
    گفت رضا گر نبدم اين رضا
    پاي ترا لنگ نكردم چرا؟
    يا كه ترا دست نكردم عليل
    اين سخنم بهر عزيزان دليل
    ليك در ان محكمه پر جفا
    دست جوان شد زتن او جدا
    دوش بيامد نگرم ياد يار
    شاعر شيرين سخن اين ديار
    گنجوي خوش سخن بي بديل
    جمله سرود و سخنان را دليل
    او كه چنين گفت سخن باشهان
    زنده بود اين سخنش هر زمان

    “پيرزني را ستمي در گرفت”
    دست زد و دامن سنجر گرفت”
    كاي ملك ازرم تو كم ديده ام”
    وز تو همه ساله ستم ديده ام”
    داوري و داد نمي بينمت”
    وز ستم ازاد نمي بينمت”
    رطل زنان دخل ولايت برند”
    پير زنان را به سياست برند”

    خيزتواي گنجوي راد مرد
    اي كه سرشت تو ازاحساس ودرد
    پادشهان ،را تو ملامت نما
    دادرسان را تو قضاوت نما
    دين و سياست شده درد زمان
    چاره ى اين درد نما الامان
    شاه قضاوت كند و حكم دين
    قاضي طماع شده خوشه چين
    طبل زنان مال فراوان برند
    سارق يك شمع به زندان برند
    تيغ بكش اي كه زبانت چوتيغ
    چهره ى تزوير نهان پشت ميغ
    پرده دراني بنما از ستم
    بلكه رود از دل ما ترس و غم
    شاه نه شاهي كه خدايي كند
    دعوى احكام ولايي كند
    رنج كشان ملت مظلوم ما
    فقر و گدايي شده مرسوم ما
    جار زنان عرض خلايق برند
    ابروى زنده و لاحق برند
    مرگ فرستند براي همه
    ملت بيچاره شده چون رمه
    اي كه تو اندرز دهي سنجران
    پند بده حال به اين مردمان

     
  92. سلام آقای نوریزاد عزیز
    می دانم که خبردارید آتنا دائمی و گلرخ ایرایی را از زندان اوین به زندان قرچک منتقل کرده اند با ضرب و شتم

    “زندان قرچک یا شکنجه گاه زندانیان عادی و سیاسی زن”

    با شرح مختصری از زندان قرچک، و عدم رعایت استانداردهای لازم برای ایجاد این زندان و عدم رسیدگی به زندانیان از سوی مسئولین زندانها، میخواهم توجه دوستان را به این نکته جلب نمایم، ما فعالان مدنی نباید چشمانمان را برجنایاتی که به زندانیان عادی در این زندان روا میدارند بسته و هر گاه زندانی سیاسی به این زندان وارد میشود، مورد ارزیابی قرار دهیم.

    متاسفانه فعالان مدنی و حقوق بشر هر از چند گاهی به توصیف زندان قرچک ورامین میپردازند، هر گاه زندانیان سیاسی را برای تنبيه وشکنجه و فشار بر آنان، به زندان قرچک میفرستند، رسانه ها و فضای مجازی پر میشود از جنایاتی که در این زندان بر زندانیان عادی و خصوصاٌ زندانیان سیاسی روا میدارند.

    زندان قرچک با هفت سوله که برای مرغداری طراحی و ساخته شده بود ، اینک شکنجه گاه زنان ایرانیست.
    زندان قرچک یکی از زندان‌های ایران است که مخصوص نگهداری زندانیان زن با جرایم عمومی است. این زندان که به تعبیر برخی از زندانیان سیاسی زن “کهریزکی” دیگر است، برای 300 زندانی، فقط چند ده تخت وجود دارد، بقیه زندانیان کف خواب هستند، عدم وجود کوچک‌ترین سیستم برای تهویه هوا، وضعیت اسفبار بهداشتی، به نحوی که بوی فاضلاب و شدت گازهای ناشی از آن برای بسیاری از زندانیان ناراحتی های تنفسی جدی به وجود آورده است.

    برای هر 200الی 300 نفر 2 سرویس بهداشتی وجود دارد، زندانیان ازاین سرویسها برای شستن لباس و شستشوی ظروف و استحمام نیز استفاده میکنند، و در بیشترموارد نیز آب آن قطع است، که خود بر مشکلات بهداشتی زندان می افزاید، محدودیت‌های به وجود آمده به خاطر عدم وجود سرویس های بهداشتی، باعث شده است تا بسیاری از زندانیان از محیط سوله و مابین تخت‌ها به عنوان “سرویس بهداشتی” استفاده کنند که موجب جذب حشرات موزی و ایجاد بوی تعفن میشود.

    مسئولان زندان از دادن آب و غذا به زندانیان خودداری می‌کنند و به گفته زندانیان، وعده‌های غذایی مرتب در این زندان وجود ندارد و نگهبانان هرگاه دلشان بخواهد غذا در اختیار زندانیان قرار می‌دهند.
    به تمامی این موارد باید به عدم تفکیک جرایم نیز اشاره کنم که این مورد نیز بر مشکلات زندانیان تازه وارد و جوان افزوده است، هر گاه زن جوانی وارد زندان میشود از سوی زندانیان خطرناک، تا مدتها مورد آزار جنسی قرار میگیرند،
    و نگهبانان به شکایت آنان بی توجهی نشان میدهند، و حتی آنان را مورد ضرب و شتم قرار میدهند، به گونه ای که دیگر اعتراض نکنند.
    اکنون دو عزیز ” آتنا دائمی و گلرخ ایرایی ” به این زندان فرستاده شده اند، و من مطمئن هستم گلرخ و آتنای عزیز با آن قلب رئوف و مهربان خود و دیدن مشکلات فراوان زندان قرچک ورامین مانند دیگر زندانیان سیاسی زن که به قرچک فرستاده شده بودند ساکت نمانده و جنایاتی که در آنجا در حال وقوع است را دوباره به گوش مجامع بین المللی خواهند رساند.
    امیدوارم بعد از بازگشت این دوزندانی به زندان اوین، زندان قرچک و زندانیان زن آنجا نیز به فراموشی سپرده نشوند.
    اسامی تعدادی از زندانیان سیاسی و عقیدتی زن که به زندان قرچک فرستاده شدند.
    خانمها: حکیمه شکری، آتنا فرقدانی،خانم کبری بنازاده امیر خیزی، غنچه قوامی، مریم اکبری منفرد، مریم حاجیلویی، مطهره بهرامی، رویا صابری، بسمه الجبوری، فریبا کمال آبادی، معصومه یاوری، مهوش شهریاری، نگار حائری، آتنا دائمی و گلرخ ایرایی.

    داوود فرهادپور

     
  93. سلام آقای نوریزاد عزیز یکی از سوالهای مردم اینه که چه کسی بعد اینها حکومت میکنه ویا اگر قانون حکومت میکنه این قانون چیه خیلی از مردم کوچه وبازار میترسند که دین از بین برود و دینداران باچالش جدیدی مواجه شوند و یا خانواده شهدا نگرا ن حق وحقوق شهیدشان هستن خیلی ها نگرانند که شاید بدتر از ملاها بیا یند بدین جهت تز شما خواهش میکنم با وکلا وسیاستمدارن کهنه کار مثلا شیرین عبادی ودیگران اساسنامه ای تنظیم ثا حدف مشخص وشعارها یکی باشد
    بگمانم با استقبال عمومی روبرو میشود واین حرکت ادامه دار باشد ارادتمند مهرابی لطفا سکرت باشد

     
  94. سلام آقای نوری زاد
    مدت زیادی هست که عضو کانال شما هستم. نوشته هاتون عالیه و حرف های قشنگی می زنید .اماتو کشوری که مردمش ساده،احساساتی و کم سواد هستند، کسانی رو که حرف های قشنگ میزنند، باور حرف هاشون و اعتماد کردن به آنها برا یکی مثل من، که میخواهم ساده و زود باور نباشم سخت هستش.قبول کنید که برا نسل ما سخته که به راحتی بپذیریم که شما یکی مثل لاجوردی رو دیدی، اما سال ۸۸ متوجه شدی!! که چی تو این مملکت گذشته و داره میگذره، سخت هستش.قبول دارید؟اگر به این سیستم نزدیک بودید به راحتی میتونستید بدی ها و زشتی هاشون رو ببینید، همون سال های ۶۷ که الان از جنایات اون سال هابرا ما صحبت می کنید . البته ما مردم ایران مردمی بی صداقت و منفعت طلب هستیم وحقیقت رو ازقرار بر اساس منافع شخصی خودمون نادیده میگیریم و خودمون رو به طور نا خود آگاه به دالان تاریک ندیدن ونفهمیدن می اندازیم.شاید شما هم در آن دوره این چنین بودی. در هر صورت یک بار در دفاع ازشما به کسی گفتم:«نفع در بودن با حکومت هستش،نه در مقابل و همین استدلال برای باور کردن نوریزاد کافیه،چون اون الان درمقابل حکومته» والبته خودم رو هم با این حرف راضی کردم که شما در این دوره از زندگیتون؛ راه حق طلبی که البته همیشه پر از گرفتاری هست، به عافیت طلبی و طرف ناحق ایستادن ترجیح دادید. موفق باشید.

     
  95. ‌اینجا ایران است …

    اینکه شما در خانه چه برنامه ای میبیند ،
    به ما ربط دارد

    اینکه در خیابان چه میپوشید ،
    به ما ربط دارد

    آنچه مینوشید و آنچه میگویید ،
    به ما ربط دارد

    با چه کسی بیرون میروید ،
    به ما ربط دارد

    چگونه آرایش میکنید و کجا میروید ،
    به ما ربط دارد

    کلا سرک کشیدن در زندگی خصوصیتان ،
    به ما ربط دارد

    اما امنیت مالی ، وضع معیشت ، قدرت خرید ، کیفیت تحصیل ، آینده فرزندانتان ، تفریح جوانانتان ، مشکل مسکن و …
    به ما ربط ندارد و مشکل خودتان است..
    کم کم به ایام دیو چو بیرون کشید،،،فرشته عکس تو ماه دراومد اقتصاد مال خر است آب , برق , مجانی میکنیم به مردم فرو کرد

     
  96. ✳️ ماجرایی شروع نشده که تمام شود!
    شعار «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تمومه ماجرا»، یکی از شعارهای اعتراضات دی ماه ۱۳۹۶ بود. کلا شعارهایی که متضمن خروج از کل ساختار حکومت باشد در این اعتراضات زیاد شنیده شد، اما آیا این نخستین بار بود که چنین شعارهایی داده می‌شود؟! پاسخ منفی است.، در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ هم یکی از شعارهای اصلی این بود: «یا اسلام، یا قنون، یا انقلاب دیگر»، در اعتراضات عمدتاً دانشجویی خرداد ۱۳۸۲ در شهرهای تهران و تبریز و اصفهان و …، حتی شعار «خاتمی، خاتمی، ننگ به نیرنگ تو» هم شنیده شد. در جنبش سبز هم شعارها عموماً اصلاح‌طلبانه نبود. عمده ترین شعار جنبش سبز در کنار یاحسین میرحسین، شعار «مرگ بر دیکتاتور» بود، و همچنین شعار «انتخابات بهونه ست، اصل نظام نشونه ست» هم در این جنبش به وفور شنیده شد. اصلی‌ترین شعارهای روز عاشورای ۸۸ که حکومت هنوز هم بابت آن می‌لرزد و سیرک ۹ دی را برای آن خلق کرد شعار «مرگ بر جمهوری اسلامی» و «مرگ بر اصل ولایت فقیه» بود. اصلی ترین شعار ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ که به حصر موسوی و کروبی و رهنورد منجر شد، شعار «مبارک، بن علی، نوبت سیدعلی» بود. هیچکدام از این شعارها در قالب گفتمان‌های اصولگرا و اصلاح‌طلب نبود. بعد از تمام این وقایع هم بازهم انتخابات‌های پرشمار تجربه شد.
    ملت ایران، تقریبا هیچوقت زیر پرچم این دو جریان سیاسی نرفتند. قبل از انقلاب هم زیر پرچم هیچ جریان سیاسی نرفتند. گرایش سیاسی جامعه ایران را ابداً نمی‌توان با تقسیم‌بندی اصلاح‌طلب/اصول‌گرا توضیح داد! این تقسیم‌بندی متعلق به کارپردازان حکومت است. چرا که اساسأ اینها «جریان سیاسی» یا «حزب» یا «گفتمان سیاسی» به معنای واقعی کلمه محسوب نمی‌شوند. بلکه دو جناح از قدرت حاکم هستند که در حال حاضر یکی ۸۰ درصد و دیگری ۲۰ درصد سهم قدرت و ثروت را در اختیار دارند (این سهام در برهه‌های مختلف متفاوت بود)، رأی هیچ جناحی در هیچ انتخاباتی، لزوما نشانگر هوادار واقعی آن جناح نیست، جامعه ایران مثل جوامع غربی نیست، مثل جامعه مثلا آمریکا نیست که با یک نگاه بتوان پایگاه رأی جمهوری خواهان و دموکرات‌ها را تاحدودی حدس زد. رأی دادن در ایران یک تصمیم ناشی از فضای سیاسی یکی دو هفته قبل از انتخابات و همچنین سبک/سنگین کردن مردم بین گزینه‌های موجود است، بعضا در یکی دو روز مانده و حتی برخی ها در همان روز انتخابات تصمیم خود را می‌گیرند. به جز پنج تا ده درصد جمعیت ایران که وابسته به طبقه حاکم هستند، رفتار سیاسی و انتخاباتی بقیه جامعه منبعث از عواملی غیر از گفتمانهای اصولگرا و اصلاح‌طلب و …. است. اکثریت جامعه ایران از طریق صندوق رأی دنبال دادن پیام هستند نه تأیید و تقویت حکومت و فلان جناح. مثلا رای ۲۴ میلیونی روحانی در انتخابات اخیر، هرگز به این معنا نیست که جناح اصلاح‌طلب و اعتدال گرا، ۲۴ میلیون هوادار در ایران دارد. و یا رای ۱۶ میلیونی رییسی، هرگز بدین معنا نیست که جناح اصولگرا، ۱۶ میلیون هوادار در جامعه دارد.
    اصلا داخل جامعه، ماجرایی تحت عنوان حزب اصلاح‌طلب یا حزب اصول‌گرا شروع نشده که تمام شود!

    ✅ @mohebbisbs

     
  97. تبرئه سعید طوسی با قانون مغایر است؟
    به عنوان یک حقوق‌خوان، که در حوزه کیفرشناسی با اندیشه‌های پیامدگرایان هم‌فکر و همدل هست و با «سزاگرایان» موافقمت چندانی ندارد، از حکم تبرئه و یا نخفیف مجازات هر متهمی، با استفاده از ظرفیت‌های قانونی و راهکارهای عادلانه حقوقی و قضائی (نه اِعمال نفوذ ناعادلانه)، خوشحال می‌شوم. مجازات را به عنوان آخرین راه‌حل می‌دانم و معتقدم که مجازات باید یک سودی برای اجتماع داشته باشد، و نباید انگیزه انتقام از متهمین دخالتی در روند دادرسی داشته باشد. متهمین هم دارای حقوق قانونی هستند، اصلا آیین دادرسی کیفری، به عنوان یکی از قوانین پایه‌ای حقوق جزای هر کشوری، برای حفظ حقوق متهمین است. مرحوم استاد دکتر محمود آخوندی، حقوقدان برجسته و شهیر ایرانی، گفته جالبی داشت: «آن کشوری از لحاظ امنیت و جکاهش جرم، موفق و توسعه‌یافته است که کتاب قانون آیین دادرسی کیفری آن مفصل‌تر از کتاب قانون مجازات آن باشد.»
    با این مقدمه و به مناسبت رای دادگاه تجدینظر استان تهران مبنی بر تبرئه سعید طوسی، استاد صوت و لحن قرآن از جرایم جنسی خود به سراغ بزرگترین ایراد مقررات جرایم جنسی در قوانین ایران می‌پردازیم. این رأی همزمان شد با رأی یک دادگاه در ایالات متحده آمریکا که در آن لری نسار، پزشک تیم ملی ژیمناستیک آمریکا، بابت آزار جنسی چندین نوجوان به 175 سال حبس محکوم شد. شواهد و قرائن و اخبار زیادی مبنی بر اِعمال نفوذ در تبرئه سعید طوسی منتشر شده است که باعث خشم افکار عمومی شده است.
    دادگاه بدوی در بهار 1394، سعید طوسی را به اتهام «تشویق مردم به فساد یا فحشا» و مستند به بند (ب) ماده 639 قانون مجازات اسلامی، کتاب تعزیرات، مصوب 1375، با توجه به اقرارهای کتبی سعید طوسی، «اظهارات و گواهی افراد متعدد در خصوص دعوت متهم از آنان برای رفتن به استخر و سونا و همچنین اعمال و حرکات زشت و ناپسند و تشویق آنها به انجام اعمالی از قبیل ماساژ دادن، برهنه زیر رختخواب خوابیدن» و همین‌طور «ارسال پیامک‌های متعدد و حاوی متن‌های مبتذل»، دادگاه او را «مستحق تخفیف و رافت اسلامی» ندانسته، و.به چهار سال حبس تعزیری محکوم کرده بود. اما در چند هفته اخیر دو مستشار شعبه 56 دادگاه تجدیدنظر استان تهران، در رأی خود و با رد دلالت اقرار متهم بر جرم تعریف شده در بند ب ماده 639، دادنامه بدوی را نقض و حکم به تبرئه متهم دادند. در متنی که با عنوان رأی دادگاه تجدید نظر منتشر شده آمده است که، «افعال انتسابی از قبیل شوخی‌های رکیک و زننده و بیان مطالب غیراخلاقی و حتی ماساژ دادن و ملاعبه، بر فرض اثبات نمی‌توانند از ارکان متشکله بزه منتسبه محسوب گردد» و علاوه بر این شاکیان دلایل کافی برای اتهامات‌شان ارائه نکرده‌اند و آقای طوسی هم این اتهامات را رد می‌کند و منظورش از «ارتباط ناسالم با نوجوانان» صرفا «شوخی و ارسال بعضی پیامک‌ها تحت عنوان لطیفه و تقلید صدای دیگران» بوده است.

    علیرغم اینکه سند صریح اِعمال نفوذ توسط آقای محمود صادقی منتشر شده است، اما رای دادگاه بدوی هم بلااشکال نیست. دادگاه بدوی با استناد به ماده 639، طوسی را به 4 سال حبس محکوم کرده بود، آیا تحلیل قاضی دادگاه بذوی ایرادی ندارد؟ و قضات دادگاه تجدیدنظر در صورت اراده برای تبرئه متهم، راهی داشتند؟!
    ماده ماده 639 اشعار می‌دارد:
    «افراد زیر به حبس از یک تا ده سال محکوم میشوند و در مورد بند «‌الف» علاوه بر مجازات مقرر، محل مربوطه به طور موقت با نظر‌دادگاه بسته خواهد شد:
    ‌الف – کسی که مرکز فساد یا فحشا دایر یا اداره کند
    ب – کسی که مردم را به فساد یا فحشا تشویق نموده یا موجبات آن را فراهم نماید.
    تبصره – هر گاه بر عمل فوق عنوان قوادی صدق نماید علاوه بر مجازات مذکور به حد قوادی نیز محکوم میگردد.»
    دو نکته مهم در این ماده وجود دارد: نکته اول در عناوین مجرمانه این ماده آن است که «دایرکردن»، «اداره کردن» و «تشویق مردم»، هر سه عناوینی از «جرم مستمر» می باشند، البته رفتار متهم با بزه‌دیدگان مختلف، عنصر استمرار را ثابت می‌کند. نکته دوم هم اینکه مفهوم بند (ب) این ماده (که سعید طوسی با استناد به آن در دادگاه بدوی محکوم شده بود)، طبق ضوابط حقوق جزای عمومی و با توجه به مدلول بند های (الف و پ) ماده 126 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392، از مصادیق معاونت در جرم دایر کردن و یا اداره کردن مرکز فساد و فحشاء می باشد. در حالیکه در این پرونده، بحث «دایر کردن و یا اداره کردن مرکز فساد و فحشا»، موضوعیت چندانی ندارد.در این پرونده، سعید طوسی، اصالتاً و مباشرتاً اقدام به این اعمال ناشایست، برای لذت جنسی خود و یا هرچیزی برای شخص خود کرده است، نه برای یک مرکز و تشکیلات خاصی! لذا استدلال قضات دادگاه تجدیدنظر، مبنی بر اینکه اعمالی که متهم به آنها اقرار کرده است، اعم از شوخی‌های رکیک و زننده و بیان مطالب غیراخلاقی و حتی ماساژ دادن و ملاعبه بر فرض اثبات نمی‌توانند از ارکان متشکله بزه منتسبه به متهم، براساس ماده 639 محسوب گردد. زیاد هم بلاوجه نیست لذا اقاریر متهم، متضمن تحقق جرم موضوع این ماده نیستند.
    باید بدانیم که مشکل اصلی در قوانین مربوط به جرایم جنسی در حقوق کیفری ایران است، واقعیت این است که جرایم جنسی در ایران ایرادات اساسی دارند. و امثال سعید طوسی ها، حتی بدون نیاز به اِعمال نفوذ هم می‌توانند از مجازات فرار کنند و تاوان اعمال زشت خودشان را ندهند. اگر قوانین مربوط جرایم جنسی در ایران، مطابق با استانداردهای جهانی بود، سعید طوسی باید به اتهام آزار جنسی محاکمه می‌شد مثل همان مربی ژیمناستیک آمریکایی. نه به اتهام موضوع بند (ب) ماده 639 که در واقع نوعی معاونت در دایر کردن مراکز فساد و فحشاء است. معلوم است که قضات دادگاه تجدیدنظر می‌توانستند راهی برای تبرئه سعید طوسی پیدا کنند، به مثابه «جوینده یابنده است»، قضات در بلبشوی قواعد جرایم جنسی در قوانین ایران، راهی برای تبرئه سعید طوسی پیدا کردند. چون قوانین مربوط به جرایم جنسی پر از ایرادات اساسی است، تعریف مشخصی از «آزار جنسی در قوانین ایران وجود ندارد…
    در پست بعدی، مفصلاً به آن ایرادات خواهم پرداخت.

    @mohebbisbs

     
  98. جناب دکتر نوریزاد گرامی درود برشما

    درخصوص صحبتهای عبدالرضا مصری(وزیر سابق رفاه : خنده دارترین وزارتخانه حکومت اخوندی ) نماینده کرمانشاه که قصد دارند به قول چمران رئیس سابق شورای شهر تهران ، ادای تنگها رو در بیارن مواردی خدمتتان عرض میکنم

    اولا در طویله مجلس جمهوری اسلامی بجز تعداد انگشتهای دست نماینده مردمی نداریم

    همگی سرسپرده ولایت فقیه و و نان به نرخ روز خور و منافق و خائن به حقوق حقه مردم هستند زیرا هیچکدام از این به اصطلاح نماینده ها تنها چیزی که برایشان مهم نیست خواست و نظر مردمی است که به ایشان رای داده اند

    و اما در خصوص نگرانی اقای مصری از واردات قاچاق اسلحه و مشروبات که توسط هزارتانکر نفت عراقی وارد کشور میشود ، برمیگردد به مسائل پشته پرده که توسط عده ای مافیای حمل و نقل مواد نفتی که ایشان را تطمیع کرده بودند که در این خصوص شاید بتوانند پول کلانی به جیب بزنند

    چند سالی میشود که در منطقه مرزی خسروی و پرویزخان و مریوان عده ای دلال قصد داشتند بار نفتی عراق را در مخازن نفتی تخلیه کنند و بعد توسط ماشینهای ایرانی به بندر جهت تخلیه در کشتی حمل شود ، اما توفیقی نصیبشان نشد و این طرح سالهاست با وجود ساخت چندین مخزن بزرگ تقریبا متوقف شده

    و اکنون اقای مصری دایه دلسوز تر از مادر شده و نگران واردات مشروبات و اسلحه شده و به این وسیله مثلا میخواهند هشدار امنیتی بدهند

    از قول من به این ابله (مصری)بگویید که در تمامی مرزهای کردستان عراق با ایران دستگاه مجهز ایکس ری وجود دارد که بدون استثنا تمامی کامیونهای حامل بار و نفت خام از زیر دستگاه عبور داده میشوند

    نگرانی مصری راه اندازی نشدن مخازن نفتی است که میتوانست پول خوبی به جیب او و اربابانش سرازیر کند

    تا وقتی امثال مصری دلسوز مردم باشند معلوم است که اخوند به مردم رحم نمیکند

    به یزدان که گر ما خرد داشتیم
    کجا این چنین سرانجام بد داشتیم

     
  99. سلام سنگ صبور ،اخیرا اقای رئیسی به سوریه رفته وباخود ۲۰/۰۰۰شاخه گل برده،ایا میدانید چرا۲۰/۰۰۰کمتر وبیشتر نه؟کمی تمرکز ،شاید واحتمالا تعداد کشته های ایرانی وافغان،پاکستان،عراق و…درجنگ سوریه ۲۰/۰۰۰نفر بوده والا هیچ مناسبتی برای این حجم گل واین تعداد غیراز کشته ها وجود ندارد،بمیرم برای جوانان پرپر شده کشورم.متشکر

     
  100. درحالیکه میلیون‌ها تن از هموطنان امان در بیکاری و فقر مطلق بسر می‌برند و در حالیکه شرائط زندگی در ایران آخوند زده به بروز بحران‌های عمیق اجتماعی و اقتصادی راه برده است، بدستور ولی فقیه طلسم شکسته از مبلغ «۴ میلیارد دلار» برداشتی از صندوق توسعه ملی، قرار است « دو نیم میلیارد دلار» برای تقویت نیروهای سرکوبگر رژیم هزینه شود.

    یک گزارش حکومتی ضمن اشاره به ابعاد این فضیحت بیت رهبری، از جمله اعتراف کرد : «بر اساس اذن رهبری و مصوبه کمیسیون تلفیق موارد زیر برای برداشت از صندوق توسعه ملی در سال ۹۷ مورد موافقت قرار گرفته است:بنیه دفاعی ۵/ ۲ میلیارد دلار، صداوسیما ۱۵۰ میلیون دلار، بازسازی مناطق زلزله‌‌زده و سیل‌زده ۱۰۰ میلیون دلار، واکسن پنوموکوک (سینه پهلو) و روتا ویروس‌(عفونت کودکان) ۱۰۰ میلیون دلار، تسهیلات سیستان (بندز) ۳۵۰ میلیون دلار، مقابله با ریزگردها ۱۵۰ میلیون دلار، آبرسانی به روستاها ۲۰۰ میلیون دلار، آبیاری تحت‌فشار ۲۵۰ میلیون دلار، آبخیزداری ۲۰۰ میلیون دلار». (سایت حکومتی دنیای اقتصاد ۴ دی ۱۳۹۶)

    با نیم نگاهی به ارقام اعلام شده به‌خوبی می‌توان به سیاه نمایی دیکتاتوری ولی فقیه در زمینه بزک کردن ابعاد چپاول مردم از صندوق‌های مختلف رسید؛ زیرا در حالیکه برای «تقویت نیروهای سرکوبگر و رادیو تلویزیون حکومتی» بیش از ۶۳ درصد هزینه گردیده اما برای زمینه‌هایی حیاتی مردم مانند بحران‌های زیربنایی، آب، محیط‌زیست و یا زلزله‌زدگان در غرب کشور که اکنون در باد و باران و توفان بدون هرگونه حمایت دولتی به حال خود رها شده‌اند، در مجموع تنها ۱, ۲ میلیارد دلار سهمیه بندی شده است.

    به یقین با توجه به ابعاد دزدی‌ها و حرص و ولع سیری‌ناپذیری متولیان فاسد حکومتی، بخش بزرگی از این سهمیه ناچیز نیز به جیب آنان، آخوندهای حکومتی و یا آقازاده‌های غارتگر حکومت سرازیر خواهند شد.

    این خاصه خرجی از جیب مردم محروم که اکنون فریاد اعتراض و قیام‌های به‌حق آنان در شهرهای میهن ساری شده است، به موازات بودجه‌های کلان سالانه از سوی دولت آخوند روحانی برای دستگاه سرکوب، سپاه پاسداران، بسیج سرکوبگر و نیز تبلیغاتی رژیم می‌باشند.
    برای نمونه در لایحه بودجه سال آینده قرار است تا دولت آخوند شیاد روحانی بیش از «۱۰ میلیارد دلار» برای نیروهای سرکوبگر رژیم اختصاص دهد که با یک مقایسه آماری طی چهار سال گذشته به رشدی بالغ بر «۱۲۸ درصد» در این زمینه خواهیم رسید.

    پیشتر سخنگوی دولت آخوند روحانی ضمن پرده برداشتن از عمق پرداخت‌های بی دریغ دولت «تدبیر و امید» به نیروهای سرکوبگر رژیم اعلام کرده بود: «در سال ۹۲ اعتبارات دفاع و امنیت ۱۷ هزار و ۱۵۵ میلیارد تومان بود که آنچه که دولت در لایحه بودجه ارائه کرد به ۳۹ هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان رسید یعنی دولت ۱۲۸ درصد این رقم را افزایش داد». (خبرگزاری حکومتی ایلنا ۳ اسفند ۱۳۹۵)

    بر این منطق اکنون می‌توان به نیاز دیکتاتوری به‌شدت ضربه خورده ولی فقیه برای تقویت نیروهای روحیه باخته رژیم و دست درازی ولی فقیه به اموال و صندوق‌های ملی رسید.

     
    • موافقت رهبری با برداشت 4 میلیارد دلار از صندوق توسعه در سال 97

      سخنگوی کمیسیون تلفیق بودجه 97 از موافقت رهبری با برداشت مجموعاً 4 میلیارد دلار از صندوق توسعه ملی در بودجه 97 خبر داد.

      علی اصغر یوسف‌نژاد در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: براساس اذن رهبری و مصوبه کمیسیون تلفیق موارد زیر برای برداشت از صندوق توسعه ملی در سال 97 مورد موافقت قرار گرفته است:

      بنیه دفاعی 2.5 میلیارد دلار

      صداوسیما 150 میلیون دلار

      بازسازی مناطق زلزله‌ زده و سیل زده 100 میلیون دلار

      واکسن پنوموکوک (سینه پهلو) و روتا ویروس‌(عفونت کودکان) 100 میلیون دلار

      تسهیلات سیستان (بندز) 350 میلیون دلار

      مقابله با ریزگردها 150 میلیون دلار

      آبرسانی به روستاها 200 میلیون دلار

      آبیاری تحت فشار 250 میلیون دلار

      آبخیزداری 200 میلیون دلار
      ——–
      https://www.isna.ir/news/96110301799/%D9%85%D9%88%D8%A7%D9%81%D9%82%D8%AA-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-4-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D9%84%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%82-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-97
      ——–
      پی نوشت:تقویت بنیه دفاعی در قاموس شما یعنی تقویت نیروهای سرکوبگر؟! بعد،غیر از دو بند یا دو عنوان اول دوم،عنوان های سوم ببعد از نظر شما هیچ ربطی به رفاه و بهسازی وضع مردم ندارد و مصارف حکومتی است؟!

       
      • آقا سید..این برداشتها همه غیر قانونی است و رهبر حق چنین کاری را ندارد و اعتبار صندوق هم برای اینکار نیست که پول صدا وسیما از آن پرداخت شود..شما هم همینجوری دفاع چشم بسته نکن. ماموریت این صندوق این است: (ماده 16 قانون احکام دائمی برنامه‌های توسعه کشور)

        صندوق توسعه ملي كه در اين ماده صندوق ناميده مي‌شود با هدف تبديل بخشي از عوايد ناشي از فروش نفت و گاز و ميعانات گازي و فرآورده‌هاي نفتي به ثروت‌های ماندگار، مولد و سرمايه‌هاي زاينده اقتصادي و نيز حفظ سهم نسل‌های آينده از منابع نفت و گاز و فرآورده‌هاي نفتي تشكيل مي‌شود.” نه برای سپاه و صدا وسیما..از جمله باید بنحوی در اختیار بخش خصوص قرار گیرد تا به توسعه اقتصادی کمک شود..صدا و سیما چه کار مفیدی دارد میکند؟ رسانه ای که هر روز دارد مخاطب از دست میدهد..یا سپاه که حتما برای لبنان . سوریه و موشک هوا کردن و تنش درست کردن است چه نقشی دارد..بر فرض هم که درست باشد رهبر حق دخالت در آن را ندارد..متاسفانه این نظام چیزی از قانون و نظم نمیفهمد …خوب کسی که خودش غیر قانونی سرکار است چه توقعی یاید ازش داشت..

         
        • اینکه شما یا من نقدهایی به روند کارکرد صدا و سیما داشته باشیم نمی تواند منجرّ به این شود که بودجه این نهاد تامین نشود،بالاخره در مورد صدا و سیما و لزوم آن و بقاء آن هم در قانون اساسی و هم در قانون عادی چیزهایی وجود دارد،این طرز تلقّی شما احتمالا ناشی از این است که بلحاظ شخصی خودتان را مثلا با اتکاء به ماهواره یا رسانه های دیگر بی نیاز از وجود صدا و سیما کرده اید اما می دانید که مسائل حکومتی و مسائل عمومی تابع مصالح عموم مردم است نه افراد خاص،بنابر این بدون شک این نهاد علیرغم نقد شما به آن که ممکن است وارد باشد یا نباشد نیازمند بودجه هست و تابع سلیقه شما نیست. در مورد تامین و تقویت بنیه دفاعی،شما هم مثل کامنت گذار ایران احساسی و بدون منطق نوشتی،اولا اینکه دخالت امنیتی و منطقه ای در سوریه لازم است یا نیست باز تابع سلیقه فردی شما نیست،این تابع مصالحی است که مجموعه حکومت منتخب مردم آنرا کارشناسی می کند.ثانیا دقت در تعبیر نکردید،تقویت بنیه دفاعی عنوانی بسیار عامتر از چیزی است که شما نوشتی،بنیه دفاعی یعنی تامین همه امور نظامی و تسلیحاتی دفاعی و شئونات آن برای دفاع از امنیت کشور،و این اختصاصی به سپاه ندارد.بنابر این نقد شما در این موارد وارد نیست.
          اما اینکه می گویی رهبر حق ندارد یا موافقت او خلاف قانون است،می گویم من و تو می توانیم نقد به رهبر داشته باشیم اما ظاهرا شما آگاهی ندارید یا می خواهید تغافل از اختیارات و وظائفی که برای نهاد رهبری در قانون اساسی تعریف شده است کنید،اگر نظام یا قانون اساسی را قبول نداری خوب پس بحث از غیر قانونی یا حق ندارد بحث های بیفائده ای است برای اینکه شما اصلا قانون اساسی را قبول ندارید،اما اگر قانون را قبول دارید و به آن تمسک می کنید همان قانون اختیارات و وظائفی هم برای نهاد رهبری تعریف کرده است مثل رفع معضلات و تنگناهایی که از طرق عادی قابل حل نیستند،شما لطفا فقط مخالف خوانی نکن بروید اصل 110 و کلیت قانون اساسی را بخوانید بعد از قانون سخن بگویید شما هرقدر هم مثل آقای نوریزاد با رهبر مخالف باشید یا با او کینه داشته باشید اما بلحاظ شخصیت حقوقی،رهبر حسن علی بقّال نیست که یک عثمان در سایت نوریزاد بنشیند راحت بگوید حق ندارد و چه و چه.مطلبی که در مورد صندوق توسعه ملی نقل کردی درست است و ردیف کار در مورد آن هم همین بوده و هست منتها اگر دقت کرده باشی ماجرا در اینجا بحث “موافقت” رهبر بوده است با توجه به جایگاه حقوقی و قانونی او،تعبیر موافقت یعنی چه؟ یعنی اینکه در اینجا در بحث بودجه وقتی تنگناهایی وجود داشته در این مورد در مجلس یا مجمع مصلحت کارشناسی شده و صلاح در این مقطع برای رفع تنگنا این بوده ،اینرا با رهبر مطرح کرده اند و با موافقت ایشان مطلب تمام شده،شما بقول نوریزاد همینجوری و بدون مطالعه قوانین و قانون اساسی ننشین بگو حق ندارد یا خلاف قانون یا چون صدا و سیما و برخی مسائل مربوط به دفاع ملی مورد پسند و سلیقه من عثمان نیست پس مطلب غیر قانونی است یا فلانی حق ندارد و الی آخر..

           
          • آقا سید..عجب استدلالی کردی..خود رهبر هم باورش نمیشه کسی اینجوری از هر کارش دفاع کنه!!

             
  101. وقتی ارنست چگوارا را در پناهگاهش باکمک چوپان خبرچین دستگیر کردند…
    یکی از چوپان پرسید:چرا خبرچینی کردی درحالی که چگوارا برای آزادی شماها مبارزه می‌کرد؟
    چوپان جواب داد:باجنگهایش گوسفندان مرا می‌ترساند.
    بعداز مقاومت محمدکریم درمقابل فرانسوی‌ها در مصر و شکست او، قرار براعدامش شد، که ناپلئون او را فراخواند و گفت:
    سخت است برایم کسی را اعدام کنم که برای وطنش مبارزه می‌کرد. من به تو فرصتی می‌دهم که ده هزارسکه طلا غرامت سربازهای کشته را بدهی…
    محمدکریم گفت:من الآن این پول را ندارم اما صدهزارسکه از تاجران می‌خواهم، می‌روم تهیه می‌کنم و باز می‌گردم…
    محمدکریم به مدت چندروز در بازارها با زنجیر برای تهیه پول گردانیده می‌شد اما هیچ تاجری این پول را نمی‌داد و حتی بعضی طلبکارانه می‌گفتند که با جنگ‌هایش وضعیت اقتصادی را نابسامان کرد و …
    نزد ناپلئون برگشت…ناپلئون به او گفت:
    چاره ایی جز اعدام تو ندارم نه بخاطر کشتن سربازهایم به دلیل جنگیدن برای مردمی که پول را مقدم بر وطن می‌دانند.
    محمد رشید می‌گوید:آدم انقلابی که برای جامعه‌ی نادان مجاهدت کند مانند کسی است که به خود آتش می‌زند تا روشنایی را برای آدم نابینا فراهم کند.

     
  102. طوسی قاری محبوب رهبری

    اعلام شد که سعید طوسی ،قاری قرآن مورد توجه رهبر انقلاب اسلامی ، علی رقم پیگیریها و شکایتهای تعداد زیادی از نوجوانان مورد تعرض قرار گرفته و خانواده هایشان تبرئه شده است . هر چند این اتفاقی بود که کاملا قابل پیش بینی بود اما میتوان نتایج زیر را از این مساله گرفت .
    ۱. در جمهوری اسلامی اگر شما قاری قرآن باشی لازم نیست انسان باشی .
    ۲. در جمهوری اسلامی توجه رهبری به یک نفر میتواند به معنای مجوزی برای آن فرد برای تجاوز به نوامیس و حیثیت افراد باشد .
    ۳. در جمهوری اسلامی استفاده از چفیه شرط لازم و کافی برای دیوث بودن است .
    ۴. در جمهوری اسلامی مهم نیست شما دزد باشی یا متجاوز به ناموس یا قاتل و یا هر چیز دیگر ، مهم این است که شما التزام به ولایت فقیه داشته باشی . با همین امتیاز شما در همه جا برنده اید .

     
  103. سلام دکتر صبح بخیر
    فکری بحال واژه رزمنده ، بسبجی و خانواده شهدا بکنید . دکتر اغلب رزمندگان دوران جنگ حرف دارند ، منتقدند و معترض وضع موجود ولی متاسفانه همه را با هم به مَسلَخ بردن جفا در حق رزمندگان دوران جنگ است .
    ترتیبی اتخاذ کنید تا این بین واژه ها تمایز قائل شوند . صدها نفر همچو مهدوی فر هستند اما ایشان دست از جان شسته اند . مگر در جنگ تخریب چی ، با غواص و غواص با دیدبان و تدارکاتچی به یک اندازه جرات و جسارت داشتند ؟!!
    وقتی گفته می شود بسیحی سرکوب گر ! به رزمند گان بر می خورد ، تازه مگر افرادی که در پایگاه ها هستند بسیجی محسوب می شوند ؟!
    مخالف شدید اتش زدن کارت رزمندگی دوران جنگ هستم ، ما از شرف و ناموس کشورمان دفاع کردیم ، فلسفه جنگ و ادامه آن چیز دیگری و جان نثاری و فداکاری رزمندگان چیز دیگری است .
    شما که دستتان در رسانه های مجازی و غیره باز و مستمع زیادی دارید این را توضیح دهید . تشکر

     
  104. دورد جناب نوری زاد بزرگوار
    مشکل اصلی مردم در برابر رژیم آخوندی اپوزوسیون داخل و خارج از کشور است یکی از علل اصلی پیروزی انقلاب ۵۷ اتحاد اپوزوسیون واحزاب ونیروهای چپ و راست ومذهبی ودموکراتیک و ایسم کوفت وزهرمار با هر ایده و عقیده ای سینه زدن زیر پرچم اخوندی خمینی بود یادم میاد یکی از بانوان عضو مرکزی چریک های فدایی خلق گفته بودند اگر انقلاب با لچک به سر کردن من پیروز میشود حاضرم با افتخار لچک به سر کنم!!! حال نمی‌دانم این احزاب و گروه ها اپوزوسیون در مقابل دیکتاتوری حاکم آخوندی که نیازی هم به لچک به سر کردن نیست از اتحاد و همدلی وائتلاف برای بر اندازی رژیم آخوندی هراس دارند؟!!! وبجای مبارزه و نقد جمهوری اسلامی به تخریب همدیگر که خواست و آرزوی حاکمان آخوندی است برای نجات خودو مردم با کنار گذاشتن عقده ها اختلافات دیرین خود دور هم جمع نمی شوند تا با نوشتن میثاق نامه خودشان را در معرض انتخابات مردم بعد از پیروزی قرار دهند
    جناب نوری زاد شما در این راه قدم پیش نهاده حتی از طریق التماس هم که شده از رهبران اپوزوسیون و احزاب و گروه ها بخواهید با تشکل متحد ومنسجم رهبریت شورایی اعتراضات را به عهده گرفته تا مردم به ستوه آمده با دلگرمی وامیدواری اعتراضات خود را شروع کنند
    جناب نوری زاد عاجزانه خواهش و التماست میکنم این مهم را جدی جدی جدی بگیرید التماس التماس التماس

     
  105. سلام. یک برف امد مدارس تعطیل شد،جاده ها بسته شد،پروازها کنسل شد،مردم در جاده هابدون کمک و امداد ساعتها درسرما ماندند.زلزله آمد ترافیک کور شد سوخت نایاب شد.هروضعیتی و حادثه ای رخ دهد اوضاع با درصدی کم و بیش به همین روال خواهد بود. مگر در اروپا برفهای سنگین و سرمای طاقت فرسا به وجود میاید آب از آب تکان می خورد؟طوفان های سهمگین آمریکا مملکت را تعطیل می کند؟جهت رنگ کردن مردم وبالا کشیدن بودجه کشور کمیته بحران تشکیل می‌دهند؟
    بابا مملکت داری علم میخواهد،دانش میخواهد،آدم خودش را طلب می کند،کشور داری فقط عزا،روضه،غم،حجاب و……نیست.شما که شاید قادر نباشید خانواده ای را اداره کنید نمیتوانید مملکت را اداره کنید.
    مملکت داری علم میخواهد،دانش میخواهد،انسانهای بزرگ و از خود گذشته میخواهد.اخوند و شیخ فقط قادر است به مسایل شرعی بپردازد.اگر ایرانی هستید و یا اگر انسانیت دارید کار را به کاردان بسپارید.بیشتر از این این مملکت را به قهقرا نبرید.بیش از این خون این مردم ستمدیده را نخورید.اگر اخرتی وجود دارد و قیامت راست است از خدا بترسید.مولا علی را الگو سازید.

     
  106. ما که تمدن بزرگ را نخواستیم ، انرژی هسته ای و دفع فلسطین و مرگ آمریکا را هم نمیخواهیم ، فقط و فقط خواسته ما احداث مستراح به اندازه نیاز در فواصل جاده ها و قدم به قدم گوشه و کنار معابر است ! دیشب همزمان با گره کور ترافیکی بیست ساعته اتوبان تهران کرج ، آقایان مانده در راه تمامی مسیر را تبدیل به توالت سرپایی کردند و بیچاره خانم ها و دختران با چهره های در هم و خسته توام با شرم ، در به در به دنبال پناهگاهی دور از چشم هزاران مسافر متوقف در مسیر ، تا خود و مثانه پر دردشان را راحت کنند اما هیهات از جای مناسبی . من به چشم خود دیدم که مسافران ماشینها همگی پیاده می شدند تا یکنفر داخل ماشین با سطل و مشمع و کیسه پلاستیکی خود را از عذاب برهاند. این درخواست واقعی کسی است که از ساعت هشت شب شنبه هفتم بهمن تا دوازده ظهر یکشنبه هشتم بهمن در ترافیک کور اتوبان تهران کرج و بالعکس گرفتار بوده است . محمد باقر سجادی

     
  107. دیکتاتور ای بت روز های برفی
    تو را باگرمای اراده ام آب خواهم کرد
    تو که ردای شیطان بر دوش داری
    تو که با دستهای دشمن بزک شدی
    و به نام دین شکوفه های یخی را خرد می کنی
    تو با اهریمن شراب وصل می نوشی
    صدای مستانه تو را می شنوم
    که سلول انفرادی ام را پر کرده
    تو را خواهم شکست
    ای بت برفی ماه سرد بهمن
    شکارچی اسیران بی دفاع و دربند
    تو در دریای مواج ملت غرق خواهی شد
    ای فرعون باریش مرصع…

    عنوان شعر: بت برفی
    8 بهمن 1396

    *تقدیم به برادرم مهندس رضا کنعانی

    فرهاد طاهری

     
  108. سلام نوریزاد عزیز
    در رابطه باعکس خدای ایران در زیر برف!!!بی ربط ندیدم این شعر شهریار را که:

    زمستان پوستین افزود بر تن کدخدایان را

    ولیکن پوست خواهد کند ما یک لا قبایان را

    ره ماتم سرای ما ندانم از که می پرسد

    زمستانی که نشناسد در دولت سرایان را

    به دوش از برف بالاپوش خز ارباب می آید

    که لرزاند تن عریان بی برگ و نوایان را

    به کاخ ظلم باران هم که آید سر فرود آرد

    ولیکن خانه بر سر کوفتن داند گدایان را

    طبیب بی مروت کی به بالین فقیر آید

    که کس در بند درمان نیست درد بی دوایان را

    به تلخی جان سپردن در صفای اشک خود بهتر

    که حاجت بردن ای آزاده مرد این بی صفایان را

    به هر کس مشکلی بردیم و از کس مشکلی نگشود

    کجا بستند یا رب دست آن مشکل گشایان را

    نقاب آشنا بستند کز بیگانگان رستیم

    چو بازی ختم شد بیگانه دیدیم آشنایان را

    به هر فرمان آتش عالمی در خاک و خون غلطید

    خدا ویران گذارد کاخ این فرمانروایان را

    به کام محتکر روزی مردم دیدم وگفتم

    که روزی سفره خواهدشد شکم این اژدهایان را

    به عزت چون نبخشیدی به ذلت می ستانندت

    چرا عاقل نیندیشد هم از آغاز پایان را

     
  109. دعوت به تظاهرات در تهران

    در روز 22 بهمن ماه از ساعت 4 بعدازظهر به بعد در نقاط زیر در تهران گرد هم اییم و با فریاد ننگ بر جمهوری اسلامی اعتراض خود را به حکومت شیادان و جنایتکاران اعلام داریم.

    1- میدان ونک 2- میدان تجریش 3- میدان هفت تیر 4- میدان انقلاب 5- فلکه دوم تهرانپارس 6- فلکه نور 7- میدان کاج سعادت اباد 8- میدان راه آهن 9- زیر پل سید خندان 10- میدان امام حسین 11- میدان نبوت 12- میدان حسن اباد

    —————–

    دعوت کنندگان چه کسانی هستند؟ یعنی مردم با دعوت چه کسانی به خیابانها بروند؟ همینجوری؟

    سپاس

    .

     
    • با دعوت بلند گوی مرکزی!

       
    • دعوت از جانب همه ماها است یعنی ایرانیان ! یعنی ضاحبان اصلی این آب و خاک ! ایا دعوت از این بالاتر می شود؟ در ان روز همه ما فریاد ننگت باد ای جمهوری اسلامی سر خواهیم داد.

       
      • “دعوت از جانب “همه” ماهاست یعنی ایرانیان!”
        وقتی مدیر سابقا انقلابی این سایت شب روز در کانال و سایت خود ذیل هر تصویر بی ربط یا باربط وعده هایی با تعبیراتی مثل “بهمین زودیها” چنین می کنیم یا چنان می کنیم یا چنین می شود و چنان می شود،باید هم برخی مخاطبان او در سایت یا کانال مثل ساسانم فرام نمیدانم کجا،یا کاوه آهنگر نمیدانم فرام کجا! اینطور مبتلا به دگم اندیشی و “خود همه پنداری”!شوند،این تعبیر را خوانندگان ببینند که چگونه کسی با تناقض گوئی در صدر و ذیل،خود را زبان ناطق “همه ایرانیان”! پنداشته و در برابر مدیر این سایت که به او ایراد کرده که چنین فراخوانی در 22 بهمن از سوی چه کسی یا کسانی اعلام شده،می گوید این دعوت از سوی “همه ایرانیان”! است، اگر کسی اینجا بپرسد خوب تو که نام کاوه آهنگر را هم بدنام می کنی چرا می گوئی فراخوان عصر 22 بهمن دعوت از سوی “همه ایرانیان”است؟!
        لابد پاسخ او این است که :چون من “همه” ایرانیانم! یا با اندکی تخفیف:چون من کاوه آهنگر سایت نوریزاد سخنگوی یکطرفه “همه” ایرانیانم!
        واقعا نباید در خرد چنین اشخاصی تردید کرد؟ لااقل اگر می خواهید کسی در خرد شما شک نکند کلام خود را طوری تنظیم کنید که قابل حمل بر شوخی هم باشد! و گرنه این یاوه سرائی در مورد فراخوان در عصر 22 بهمنی که حتی محمد نوریزاد سابقا انقلابی نیز می داند معنایی جز یاوه سرائی نیست (برای اینکه خود ایشان هم می داند که صبح 22 بهمن تا بعد از ظهر در همه شهرهای ایران چه خبر خواهد بود!) معنایی جز “خود همه پنداری” یا یاوه سرائی ندارد.
        گذشته از همه اینها کاوه آهنگرها نباید لحظه ای در وجدان خود بیندیشند که اگر “فراخوان عصر 22 بهمن”فراخوان “همه ایرانیان”است،پس دیگر فراخوان یکنفر بنام کاوه آهنگر گوشه یک سایت چه معنایی دارد؟! خوب اجازه دهند این “همه ایرانیان” خودشان خودبخود اقدام به چنین اجتماعی کنند! دیگر فراخوان چرا؟! ضمن اینکه عقل اینان نباید خود انتقادی داشته باشد به اینکه پس اگر “همه ایرانیان” چنین فراخوانی دارند پس آنهمه جمعیتی که در شهرهای بزرگ و کوچک ایران در صبح روز 22 بهمن بیرون می آیند آیا ایرانی یا جزء آن “همه ایرانیان” نیستند؟!

         
  110. یاران جان درود

    ناو شکن دماوند در نبردی سهمگین با دجمن فرضی به صورتی ناجوانمردانه

    دچار لطمات مهلک گردید وقهرمانانه در یکی دو کیلو متری موج شکن انزلی به قعر

    آبهای ده دوازده در سدی دریای خزر سابق (روم سیاه دریا) خزیده و برای همیشه دریایی

    گردید. پرسنل پارو بکف آن تا ساحل را بمدت سه دقیقه در نوردیده وبه سر کار اداری

    برگشتند .دجمن فرضی نتوانست به کاپیتان دلاور ودیگر پرسنل دلاور کوچکترین خراشی

    وارد نمایداگر چه لباس چند تن نیمه خیس گردید.دجمنان با دیدن این دلاوری ها

    فهمیدند که بزودی آمریکا وصهیونیزم با ناوهای هواپیما بر ودیگر تجهیزات شان را

    چگونه نابود خواهیم کرد. ما با خودمان اینجوریم وای به حال دجمنان قسم خورده و

    قسم نخورده.دست روس وچین و کره شان برسرمان مستدام باد.چنین باد. هورا

     
  111. با درود و سلام

    همانطور که انتظار میرفت دستگاه بی حیثیت و بی اعتبار قضایی سعید طوسی را علیرغم انبوهی از اسناد مستند و زنده از جنایاتش تبرئه کرد! چرا انتظار میرفت؟ زیرا سعید طوسی سمبل نظام و دقیقاً بطور اعم خود نظام، و بطور اخص نماد روحانیت و مذهبیون غیر روحانی در آستانه شورش شوم 1357 است. آن کودکان نگون بخت نیز سمبل مردم ایران و دقیقاً برشی و نمونه ای از جامعه مسخ شده مذهبیند. بویژه بیشترین شباهت را به مردم ایران در سال 1357 دارند. در یک طرف مردکی پلید و خبیث و بد ذات و بد عمل که از مقدسترین چیزها و با تکیه بر ایمان و باورهای مذهبی مردم مرتکب پلیدترین و شنیع ترین کاری میشود که هیچ حیوانی تا این درجه از تنزل و سقوط منحط، و مرتکب چنان جنایات نفرت انگیزی نمیشود و از طرفی بهانه و ابزار ارتکاب جنایتش هم خداوند و دین و مذهب و قرآن و دفاع و ترویج اسلام و خدمت به انقلاب اسلامیست! در جهت دیگر کودکان معصومی قرار دارند که هنوز دارای مسئولیت اجتماعی و خانوادگی نشده و دغدغه معاش ندارند( همچون مردم ایران در سال 57 که بدلیل فراونی کار و بالا بودن ارزش پول ملی در مدتی کوتاه اکثراً خوش خور و خوش پوش شده بودند بطوریکه دغدغه معاش و دنیا را نداشتند و در اندیشه آخرتشان بودند! ) و برای آینده دور و حتی پس از مرگ میکوشیدند که دارای سعادت دنیوی و اخروی شوند. آخوندها با درب باغ سبز نشان دادن و وعده های محال و فریب مردم، قدرت سیاسی را قبضه کرده و اختیار قانون را بدست گرفتندو گویی غنیمت جنگی از مردمی بیگانه گرفته اند، چون افعی به دور همه چیز حلقه زدند. از آن پس خود و ایدئولوژی مخرب و آیین و سلایق و اعتقادات غیر انسانیشان را به مردم ایران به معنای واقعی کلمه حقنه کردند، مردم نیز بسان آن کودکان معصوم و مورد تجاوز قرار گرفته در هیچ جا داد رسی و فریاد رسی نداشتند و نیافتند. به بهانه حفظ حرمت نظام دردها و رنجهایشان نادیده گرفته و انکار شد. محاکمه و محکومیت سعید طوسی محکومیت کلیت نظام بود و بویژه اگر ایشان طبق وعده ای که داده بود عمل میکرد و صدها تن از« بالایی ها »را به زیر میکشید و هریک از آن« صدها تن »نیز صدها تن را به زیر میکشیدند، کل نظام پوسیده اسلامی بسان دو مینویی سست و بی بنیاد زنجیر وار در هم فرو میریخت. بی دلیل نیست که این بنیان عنکبوتی از آزادی اجتماعی و حتی کشف حجاب بشدت میترسد، از استادطاهری و حسینی و روح الله زم و از جوانمردی ووکلای زن وکارگرو کاسب حتی از سایه خودش هم میترسد و دلیل عمده این بگیر و ببند و شلاق و شکنجه و زندان و زنجیر و جمع آوری، اینهمه جلاد و جاسوس و مزدور و مفتخوار بدور خود، همه، ناشی از اینست که خود بدرستی میداند هیچ انسان صاحب شرافتی تن به همکاری با او و احکام ننگین و ضد مردمیش نمیدهد و انسانهای شریف و با وجدان یا با او زاویه پیدا کرده و یا رو در رویش ایستاده، و یا از او برائت میجویند. این سنت ستمگران است که چون در میان مردم پایگاهی و در اذهان عمومی جایگاهی ندارند، پیوسته از توده های تحت حاکمیت خود میترسند، لذا به استخدام مزدوران بیگانه میپردازند.( مردم بخوبی دیده اند که عمده نیروهایی که برای سرکوب اعتراضات راهی حمله به مردم میکنند، حتی زبان فارسی و رسمی کشور را نمیدانند، اخیراً هم عمله های افغانی سازمان داده شده تحت عنوان فاطمیون را برای سرکوب مردم بپا خاسته اصفهان بردند. )
    دوستانی که تاریخ هخامنشیان را خوانده اند میدانند که پادشاهان پایانی آن سلسله، دچار غرور شده و به ستم گراییده بودند، چون هیچ اعتمادی به مردم ایران نداشتند مزدوران یونانی راجهت گارد شخصی خود استخدام کرده بودند و پس از مرگ پادشاه، شاهزادگان مدعی قصد انتقام کشی از آنها را داشتند که گارد یونانی ناچار دست به عقب نشینی بسوی موطن خود زد و سپاهیان و مردم چنان از پادشاهان آخر سلسله بیزار بودند که مانع فرار آنها نشدند در نتیجه آنان توانستند ضمن دادن تلفات اندک و قابل تحمل از استخر« تخت جمشید » خود را به یونان و مقدونیه برسانند و به رؤسا و فرماندهان ارتش گزارش دهند که امپراطوری مهیب نمای هخامنشی از درون پوک شده است. گزنفون مورخ مشهور یکی از اعضا و سربازان ساده آن گارد بود ولی در منازل پایانی بر اثر کشته شدن فرماندهان، فرماندهی به او سپرده شد و توانست زنده بماند و کتاب ارزشمند
    « از سربازی تا سرداری »را بنویسد که گزارش روز بروز آن عقب نشینی تاریخی بود . بعدها اسکندر مقدونی آن کتاب را خواند و فهمید که امپراطوری هخامنشی در حال احتضار است و با نیروی اندکی مضمحل و نابود خواهد شد. و با لشکر کشی در مدت کوتاهی آن امپراطوری را که از شرق هندوستان تا سواحل مدیترانه و از نواحی سیبری تا آنسوی دریای پارس
    ( خلیج فارس)گسترده بود و جمعیت و ثروت و امکاناتی چند صد برابر ارتش کوچک اسکندر داشت فتح خواهد شد، همانطور که با تجاوز و لشکر کشی ایران مقهور اسکندر شد و تا چند قرن به زیر سلطه هلنی ها در آمد. گرچه هر دوره تاریخی ویژگیهای خاص خود دارد، اما پوکی و پوچی و بیدادگری و خیانت حکام و دشمنی با مردم تابع و تحت حاکمیت، همیشه مقدمه فاجعه و سبب افول قدرتهای بزرگ و مدعی بوده است. در اینجا بد نیست که یکی از تئوریهای« آرنولد توین بی » مورخ مشهور انگلیسی را یاد آور شوم، او میگوید : نظامات و تمدنهای اجتماعی در آستانه مرگ و فروپاشی رشدی بادکنکی پیدا خواهند کرد و چنان بر آن میدمند که سبب ترکیدنش میشوند! و به میلیتاریسم( نظامی گری) و جنگ روی میآورند.
    شعارهای تند و تیز و جنگ طلبانه و دخالت نظامی در عراق و سوریه و یمن و لبنان، نشان میدهد که نظامی که افرادی مثل سعید طوسی بنیانش را موریانه خور کرده و کسانی امثال فلاحیان و پور محمدی و لاریجانیها با ریختن خون بزرگان و روشنفکرانش و حبس وجدانهای بیدار و کور کردن چشم منتقدینش، در اذهان عمومی، هیچ حیثیت و اعتباری برایش باقی نگذاشته اند، دارد به کدام سو سیر میکند و چگونه فرجامش رقم میخورد.

     
  112. خدا شاهده هرچی میخوام برم بخوابم نمیشه. این دولت دزدان اسلامی جفنگیاتی میگن که آدم حیفش میاد یه چیزی ننویسه.

    وزوزیر/* نفتی: اختلافات در مورد پول گاز نیز به دلیل بوده که “درآمد حاصله صرف بازپرداخت بدهی ترکیه” شده است. موضوعی که بد و ناراحت‌کننده است این است که به مردم این طور القا می‌کنند که منابعی که باید صرف هزینه‌های عمومی می‌شده، نشده است.

    ترجمه: منابع صرف هزینه‌های عمومی شده، ولکن توی ترکیه!

    /*: ک

     
  113. پاسخ وزوزارت خارجکی آخوندا به منتقدان: معاهده پالرمو به تامین مالی تروریسم نمی‌پردازد.
    مش قاسم: به این میگن اذعان به شیوه آخوندی! اینا آدمی که فارسی حالش باشه اون تو ندارن؟

     
  114. حاج صادق لاری جانی: حمله به آرای قضات بدون اشراف به پرونده ها قابل هضم نیست.
    مش قاسم: ولکن پولهای میلیاردی و زمین مجانی، حساب بانکی خارجی و بوقلمون که قابل هضم هست! هاضمه حاجی ماشالله خیلی گشاده.

     
  115. ناوشکن دماوند که در «صنایع دریایی شهید تمجیدی» بندر انزلی ساخته شده بود غرق شد.
    مش قاسم: آبروی اون شهید رو که با این ناوشکن سازی بردن. چهارتا تیکه قلوه سنگ شیکستش؟ تا اونجایی که مش قاسم یه لا قبا میدونه ناوشکن اگه گلوله توپ بهش بخوره نباید چیزش بشه. نمیدونم، لابد دعای ضد غرق شدن ناوشکن رو یادشون رفت دورش بخونن و فوت کنن، شاید یادشون رفت از زیر قران ردش کنن، نفال سبز دورش ببندن؟ شاید هم مثلا میگم ها، مهندسان خوب ایرانی که موندن و نکشتنشون و فراریشون ندادن طراحیشون عالی بوده، مصالح درست و حسابی گفته بودن استفاده بشه ولکن برادران دزد خودشون پولها رو خوردن، مشابه چینی رو قالب کردن و پولها رو هم فرستادن کانادا، آمریکا، دوبی، استرالیا، انگلیس…..

    برادرانی که روی کپی این ناوشکن توی خلیج فارس میخوان به جنگ ناوگانهای دیگه برن توجه فرمایند، برادرانی که روی اون ناوشکنی که قراره به سمت سواحل آمریکا بره توجه فرمایند، قلوه سنگ و قلوه سنگ پرتاب کن دور و بر خلیج فارس زیاده، توی دریاهای بین ایران و امریکا زیاده. از ما گفتن!

    اینا گردنکلفتیشون فقط واسه توی سر و کله زن و بچه مردم زدن توی خیابونای ایرانه. بیش از این ازشون ور نمیاد.

     
  116. سخنی کوتاه با ساسانم
    با سلام
    ساسانم , عزیزم همین چند هفته قبل بود که مردم همانطور که شما آرزومیکنید به خیابانها آمدند و کلی هم کشته دادند و هزاران نفر هم در زندانها هستند همین حالا پس چرا اینقدر به آنها بزدل و ترسو میگویید ؟ سرنگون کردن یک نظام که کار ساده ای نیست , تازه بعد از سرنگونی چه چیزی جانشینش میشود ؟ چاه نکنده که نمیشود منار دزدید جانم . از روی احساسات هم که نمیشود نسخه پیچید . هزاران نفر در درون همین حاکمیت همین حالا تلاش میکنند که مسیر غلط طی شده در این سی , چهل سال را تصحیح کنند . نباید به آنها یک شانس داد و کمکشان کرد ؟ در همین سالهای اخیر , پس از احمدی نژاد , کارهای درستی انجام شده و در همین روزهای اخیر هم خبر های مهم خوبی در باره تصمیمات درستی که اتخاذ شده , از جمله شکستن بازوی اقتصادی سپاه , اعلام شده . بجای سرنگونی بهترنیست از تلاش های کسانیکه میخواهند جلوی نابکاران درون حا کمیت را بگیرند حمایت کرد و به آنها کمک کرد ؟ از کسانی که بر طبل سرنگونی میزنند باید پرسید خوب بعد چه ؟ کشور را با این همه مشکلات چه کسانی میخواهند اداره کنند ؟ چند هزار کادر ورزیده برای این کار دارید ؟ با کدام برنامه درست ؟ آیا مردم شما را قبول دارند و اصلا شما را میشناسند ؟ با گروه های طلبکار حرفه ای مثل همدستان سابق صدام چه میخواهید بکنید ؟ با ده ها گروهی که چشم دیدن هم را ندارند چه میخواهید بکنید ؟ خوب این ها همه پس از سر نگونی به داخل میایند و همه هم طلبکار و ده ها سئوال نظیر این ها . میبینید که کار به این سادگی نیست . یکی از دلایل انحراف انقلاب و کشیدن کار به این جا هم از جمله همین نبودن سازمانها و احزاب ریشه دار در درون کشور با برنامه های شناخته شده برای مردم , رهبران شناخته شده و مورد احترام مردم , نبودن کادر های باتجربه که طبق برنامه مشخصی پس از بدست گرفتن قدرت کشور را اداره کنند بود . نتیجه این شد که هرکسی ریشی گذاشت و چادری رو سر گذاشت و شد کآدر حزب من درآوردی “حزب الله” , از اسمال تیغ زن بگیر تا زهرا خانم . اینکه کار انقلاب کشید به این جا به همین علت بود . نبود سازمان ها و احزاب ریشه دار در داخل , ارثیه شوم محمد رضا شاه و پدرش . در عوض چیزی در حدود صد و پنجاه هزار آخوند خوب پروارشده در عهد محمد رضا شاه , که گر چه منافع و هدفهای مختلفی در زمینه های گوناگون داشتند ولی در این که حکومت تا قبل از “ظهور؟؟؟؟؟” به روحانیون تعلق دارد مشترک بودند , در غیاب احزاب و سازمان های واقعی قدرت را راحت بدست گرفتند و کشور را به نابودی کشاندند . خوب میخواهیم همین را دوباره تکرار کنیم ؟ دوست عزیز شما رهبر عزیز ما بفرمایید ما دقیقا چه باید بکنیم ؟ بفرماید شما با چه برنامه ای میخواهید ما را خوشبخت کنید . ما همه جور در اختیار شما هستیم با جان و مال . یک طرح مشخص بدهید که ما بدانیم پس از سرنگونی وضعمان چه میشود . همین جا همین را از جناب نوریزاد که بر همین طبل سرنگونی میکوبند هم تقاضا میکنم .

     
  117. از اینور و اونور:
    – قدمت اصلاحات در ایران بر میگرده به دوران ضحاک. زمانی که کاوه آهنگر قصد براندازی داشت ، برادرش به نام “ماله آهنگر” به او گفت : ای برادر آیا برای فردای پس از ضحاک آلترناتیوی داری؟! {کاوه پاسخ داد: من اگر منتظر تو بنشینم ضحاک مغز همه جوانان ایران زمین را خواهد خورد و تو هم مغز من را با این شر و ورهایت!}

    – یه داداش دیگه داشتن اسمش گاوه اهنگر بودـ اون گفت برای گرفتار اهریمن نشدن با همین ضحاک بسازیم

    -ماله_آهنگر در حالی که داشت ماساژ می گرفت و قاطر زیبا کلام هم برایش قلیون چاق می کرد گفت: مردم باید کمی صبر داشته باشند.

    – یه داداش دیگه داشتن به اسم /// آهنگر..اون تو دستگاه ضحاک /// مالی میکرد.

     
  118. قبح عقلایی
    @baznegari
    سیدکاظم یزدی صاحب العروة الوثقی در بارۀ تلذّذ و استمتاع از همسرانی که سنّ‌شان کمتر از نه سالِ قمری (برابر با هشت سال و هفت ماهِ شمسی) است می‌گوید که شوهر می‌تواند بجز آمیزش، هر لذتِ جنسی دیگری را از آن دخترک بهره‌مند شود:
    «مسألة: لا يجوز وطء الزوجة قبل إكمال تسع سنين حرة كانت أو أمة دواما كان النكاح أو متعة ، بل لا يجوز وطء المملوكة والمحللة كذلك . وأما الاستمتاع بما عدا الوطء من النظر واللمس بشهوة والضم والتفخيذ فجائز في الجميع ولو في الرضيعة –ج5 ص 502-».

    امام خمینی نیز همچو صاحب عروه همان سخن را می‌گوید: «مقاربت با زوجۀ کم‌سن، قبل از کامل شدنِ نُه سالش جایز نیست … اما سایر استمتاعات مثل لمسِ شهوانی، در آغوش فشردن، و ران‌مالی کردن اشکالی ندارد حتی اگر شیرخواره باشد (مسألة 12 – لا يجوز وطء الزوجة قبل إكمال تسع سنين، دواما كان النكاح أو منقطعا، وأما سائر الاستمتاعات كاللمس بشهوة والضم والتفخيذ فلا بأس بها حتى في الرضيعة –تحریر الوسیلة ج 2 ص 241-).

    در این میان اما مرجع مکارم شیرازی اینچنین به نقدِ آن فتاوا می‌پردازد:
    «(فرع دوّم: آيا ساير استمتاعات نسبت به كمتر از نُه سال جايز است؟). جمعى از متأخرين و معاصرين به جواز ساير استمتاعات تصريح كرده‌اند، صاحب جواهر مى‌فرمايد للاصل السالم من المعارض، که منظور از اصل، اصالة الاباحة يا عموماتى است كه مطلقاً اجازه استمتاعات را مى‌دهد و وطى با دليل خارج شده است. و لكن الانصاف: اين حكم را با اين عموميّتى كه گفته‌اند نمى‌پذيريم، چون بعضى از استمتاعات نسبت به صغير السن قبح عقلائى دارد، مانند استمتاع از رضيعه. پس حسن و قبح در اين‌جا حاكم است و لذا عمومات استمتاع زوج از زوجه منصرف است بما يتعارف عند العقلاء و شامل اين گونه موارد نمى‌شود –کتاب النکاح ج 2 ص 135-».

    امروزه لذّت‌جویی جنسی از گروه‌های سِنّی یادشده، “کودک‌آزاری” شمرده می‌شود و در نتیجه قبح مذکور به اصلِ این نوع عقدها که زمینه‌سازِ آن آزارهاست نیز برمی‌گردد. خوشبختانه اساسِ عقد و ازدواج در سنین کودکی و عدم بلوغ، در میان خانواده‌های ایرانی و از جمله متدینان و حتی روحانیان و حوزویان، رو به انقراض گذاشته و در نتیجه احکام فرعی یادشده موضوعیت ندارند.
    امیر ترکاشوند، 1396/11/08
    Telegram.me/baznegari
    .
    .

     
  119. جناب سید مرتضی، از این راه هم ممکن است: جمله زیر را در گوگل وارد کنید:
    امام خامنه ای:امام میفرمود:حفظ نظام از اوجب واجبات است
    اولین ویدئو که میاید از خامنهٔ‌ای هست در بارهٔ اوجب الواجب
    جناب سید مرتضی، لطفا از دقیقه ۱:۳۹ تا آخر (۲:۳۴) که ۵۵ ثانیه می‌‌شود را در لینک زیر از آپارات ببینید.

    مگر همین رهبر موقّتی جعلی براساس شرایطی که گفته‌ای از خمینی را معتبر و موثق می‌‌نماید، انتخاب شده؟
    اگر این گفته خامنهٔ‌ای برای شما حجت نیست و اعتبار ندارد، شما ولایت مطلقه‌ای که از آن سرسختانه دفاع می‌‌کنید را فرو کوفته اید و بجا نیز.
    پرسشی که شما از من کرده اید باید متوجه چه کسی‌ باشد؟ و این پرسش را شما و بسیاری چون شما و بزرگان شما در چه تاریخی می‌‌بایست متوجه گوینده می‌‌کردید؟ نباید غوغا به راه می‌‌انداختید؟ برای یک نخ موی دختران معصوم چه غوغاهایی که تا بحال راه نینداخته اید آنهم تا سطح مراجع درباری؟ مگر دفاع و حراست و مبارزه با کژی‌ها و نادرستی‌ها در حیطه شرعیات از منظر باورمندی شمایان جز اولین و واجب‌ترین تکالیف و وظایف شما‌ها نیست؟ آقای نوریزاد هزار در صد درست می‌‌گویند که با سلاح این اوجب الواجبات چه جنایات و چه غارت‌ها و چه حق کشی‌ها و چه دروغ‌ها و چه تهمت‌ها و چه شیاد بازیها و چه شکنجه‌ها و چه تجاوزاتی که بر ایران و ‌ایرانی نرفت و همچنان نیز.
    امام خامنه ای:امام میفرمود:حفظ نظام از اوجب واجبات است – آپارات

    https://www.aparat.com/v/kWzLv/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87_%D8%A7%DB%8C%3A%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D9%85%DB%8C%D9%81%D8%B1%D9%85%D9%88%D8%AF%3A%D8%AD%D9%81%D8%B8_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D9%88%D8%AC%D8%A8_%D9%88%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D8%AA

     
    • بله نوید گرامی بالاخره این ویدئو را دیدم،اما چنانکه قبلا عرض شد چنین عبارتی “حفظ نظام اوجب واجبات است” که برخی تعبیر می کنند و تعبیر نوشته قبلی شما بود،یا عبارت “حفظ نظام “از”اوجب واجبات است” در هیچیک از سخنان یا نوشته های مرحوم امام خمینی که در صحیفه امام درج شده است دیده نمی شود،بله ایشان در موارد متعددی حفظ نظام را لازم و واجب دانسته اند برای اینکه تشکیل نظام اسلامی و حفظ و بقاء آن از دیدگاه فقیهی که ایمان و اعتقاد به تئوری ولایت فقیه دارد و نظام اسلامی را مقدمه اجراء احکام و قوانین اسلام و استقرار عدالت می داند بی شک واجب عقلی است،برای اینکه اجراء و تحقق احکام اجتماعی اسلام در ذیل نظام اسلامی و استقرار آن تعریف می شود،و اگر بناء بر حفظ نظام نباشد اساسا تاسیس آن نظام که جنبه مقدّمی دارد یک پارادوکس یا تناقض خواهد بود و نکته اساسی این است که این نظام به خواست و اراده اکثریت قاطع مردم تاسیس شده است و معقول نیست کسی بگوید ما نظام را تاسیس می کنیم اما هیچ مسئولیتی برای حفظ و بقاء نظامی که مقدمه تحقق اجراء احکام اسلامی است نداریم،دقت کردید؟بنابر این واجب بودن حفظ نظام اسلامی امری ناگزیر و از واجبات عقلی است برای اینکه مقدمه واجب دیگری است بنام اجراء احکام اسلام و استقرار قسط و عدل،شما در اینجا به اعتقاد یا عدم اعتقاد خودتان به اسلام یا قوانین اسلام نگاه نکنید،تحلیل ما در مورد مرجع و فقیهی است که تئوری ولایت فقیه را عین واقع می داند و کثیری از مردم نیز با او بیعت کرده اند.
      بنابر این شکی در واجب بودن حفظ نظام بوجوب عقلی نیست.با همه اینها بحثی که من دارم بحث از تعبیر “واجب بودن حفظ نظام” نیست،بحث از این است که آیا جمله ای بصورت “حفظ نظام “اوجب” واجبات است”یا “حفظ نظام “از” اوجب واجبات است”از موسس جمهوری اسلامی ایران صادر شده است یا نه؟ چون بین این سه تعبیر تفاوت وجود دارد،اینکه حفظ نظامی که تاسیس آن مقدمه اجراء احکام اسلام است “واجب” است،غیر از این تعبیر است که “حفظ نظام “اوجب”واجبات است یا “از اوجب واجبات” است،می دانید چرا؟ نمیدانم به زبان عربی آشنا هستید یا نه،اما طوری تعبیر میکنم که متوجه شوید،این تعبیر “اَوجَب”در گرامر زبان عربی باصطلاح “افعل تفضیل” است،در فارسی از این تعبیر به صفت تفضیلی می شود و در زبان انگلیسی از آن به صفات کامپرتیو (comparative) یا سوپر لتیو (superlative) تعبیر می شود که معمولا مقایسه دو صفت با هم است یعنی مثلا می خواهیم بگوییم این شخص از دیگری در فلان صفت برتر است یا برترین است،که در فارسی با کلمه “تر” یا “ترین”تعبیر می شود (شوخی:البته آن تعبیر ترترترترین آقای نوریزاد یک ابداع ادبی است!) ،در اینجا اگر کسی بگوید “حفظ نظام اوجب واجبات است”مفهوم آن این می شود که این واجب واجبترین واجبات از بین واجباتی است که در اسلام وجود دارد،و این تعبیر تعبیر مشکلی است و غیر از این است که بگوییم حفظ نظام واجب است بوجوب عقلی،برای اینکه وجوب حفظ نظام وجوب مقدّمی است اصطلاحا از باب مقدمه واجب،و وجوب مقدمی خودبخود اصالتی ندارد،یک مثال بزنم،فرض کنید رفتن روی بام یک واجب باشد شرعا،این یک واجب شرعی اصلی است،در اینجا چیزهایی و مقدماتی که مقدمه تحقق این واجب یعنی قرار گرفتن شما روی پشت بام می شود مقدمات این واجبند،اگر خود ذی المقدمه (بودن روی پشت بام) واجب شد اصالتا،مثلا از نردبان یا آسانسور یا هرچه،بالا رفتن می شود مقدمه آن و چون مقدمه تحقق واجب بحکم عقل واجب است پس همه چیزهایی که مقدمه بودن شما روی پشت بام می شوند عقلا واجب است،پس بالا رفتن از پشت بام هم واجب است عقلا،سوال:آیا اینجا وجوب اصالتا مربوط به روی پشت بام بودن است یا مربوط به بالا رفتن از نردبان یا آسانسور؟ روشن است اصالت وجوب با روی پشت بام بودن است علی الفرض و بالا رفتن از پشت بام که مقدمه آن هست هم عقلا واجب است،آیا اینجا می توانیم بصرف واجب بودن مقدمه (سوار آسانسور شدن) بگوییم سوار شدن آسانسور یا بالا رفتن از نردبان “اوجب واجبات ” است؟! یعنی واجب تر یا واجب ترین؟قطعا اینطور نیست.حالا عرض من این است که اولا مرحوم آقای خمینی که یک مجتهد مبرّز در فقه و علوم اسلامی بوده است نه تنها اینطور تعبیر نکرده است (چون بطور اسنادی در مجموعه سخنان و نوشته های ایشان چنین جمله ای وجود ندارد)بلکه نمی توانسته است تعبیر کند برای اینکه چنانکه عرض شد نسبت تاسیس نظام دینی با تحقق وتثبیت و اجرای احکام اسلامی نسبت مقدمه و ذی المقدمه است،یعنی اینکه اصالت وجوبی با وجوب نماز است و روزه و خمس و زکات و عدل و قسط و هرچه واجب شرعی که در اسلام هست،و از آنجا که حفظ نظام مقدمه تحقق عدالت و قسط و همه واجبات فردی و اجتماعی اسلامی است بنابر این نهایتا حفظ نظام اسلامی که مقدمه تحقق ذو المقدمه است هم از “واجبات”نه “اوجب واجبات”،البته وجوب آن هم وجوب عقلی مقدمی است.
      این تحلیل داخلی این جمله،اما در مورد نقل قول،من کسی را به دروغگوئی متهم نمی کنم،اگر دقت کنید نقل قول ایشان هم بصورت مردد اینطور است که “اوجب واجبات است”یا “از اوجب واجبات”،بنظرم این تردید عبارتی ایشان نشان می دهد که این نقل قول در مقام سخنرانی نوعی مسامحه در تعبیر است و ایشان هم خواسته است اشاره به وجوب مقدمی حفظ نظام در سخن مرحوم امام خمینی کند.برای اینکه چنانکه قبلا عرض شد چنین تعبیری در کلام آن مرحوم نیست،بله لزوم و وجوب حفظ نظام در کلام ایشان زیاد و قابل ریفرنس است.البته حفظ نظام که جنبه مقدمیت دارد مستلزم نقض دیگر قوانین اسلام یا پایمال کردن عدالت نیست و مرحوم شیخنا الاستاد نیز بارها می فرمود که فلسفه تشکیل حکومت اجرای عدالت و احکام اسلامی است و خود حکومت بخودی خود اصالتی ندارد.مطالب دیگر شما هم ربطی ببحث ما نداشت،مجلس انتخاب رهبر یک مجلس شور و اظهار نظر و رای گیری مستقل و آزاد بوده است که تحت دو شرائط یکی اضطراری و دیگری عادی در مورد آن رای گیری شده است و نمی شود گفت رهبری آقای خامنه ای رهبری موقت است.
      موفق باشید

      —————

      درود دوست گرامی
      خونین ترین و فاجعه آمیز ترین و نکبت بار ترین و ناجوانمردانه ترین و ابلهانه ترین و پلید ترین جمله ای که می شود در باره ی یک نظام گفت، همین است که بگوییم: حفظ این نظام اوجب واجبات است. چه این سخن را حضرت خمینی گفته باشد یا نباشد، ریز تا درشت مسئولان بویژه بازجوها و قاضیان، هم آن را تکرار می کرده اند و هم بدان عمل می فرموده اند و با اعتنا بدان، هزاران نفر را از هستی ساقط کرده اند و دمار از روزگار بسیاری از منتقدین و مخالفین در آورده اند و اموال بسیاری را بصرف همین گفته ی حضرتش بالا کشیده اند. قتل های زنجیره ای و کشتار هولوکاستیِ سال 67 تنها و تنها دو تا از برداشت های وحشیانه از همین جمله بوده است.
      با احترام

      .

       
      • درود دوست گرامی

        عادت شما مخلوط کردن و بهم آمیختن مسائل به هم است روی عادت تبلیغاتی بر علیه نظام جمهوری اسلامی ایران،من در مورد محتوا و حدّ و حدود جمله حفظ نظام اسلامی واجب است یا جمله حفظ نظام اوجب واجبات است چند سطر بالاتر توضیح دادم،رفتار قاضی یا بازجو یا هرکسی باید منطبق با قانون باشد،جایی هم اگر تخلّف شد باید آنرا با توجه به قوانین و مقررات نشان داد،در مورد قتل های خودسرانه زنجیره ای و مجازات محاربان و منافقان مسلّح و اعضاء آن گروهک نیز بارها بحث کرده ایم،شما چرا هر بحثی مطرح می شود ورد زبانتان اینهاست؟ بنده بصراحت گفتم تعبیر “اوجب واجبات” از امام خمینی نیست،اما اینکه حفظ نظام اسلامی که مردم تاسیس کرده اند یک واجب عقلی است و مردم هم تاکنون آنرا حفظ کرده اند اینکه شما سکولارید یا پشت به مبانی دینی یا اعتقادی کرده اید این سلیقه شماست اما لطفا با مخلوط کردن مسائل درشتی نکنید،اگر بازجوئی استناد به چنین جمله ای کرده غلط کرده است،من از خطای کسی دفاع نمی کنم اما هرکسی در این کشور باید مطابق قوانین و مقررات در حیطه وظائف قانونی خود عمل کند و استناد به وجوب عقلی حفظ نظام دینی که اکثریت مردم آنرا تاسیس کرده و خواهان آنند نه توجیه کننده تخلف از قانون است و نه تابع سلیقه شماست،شما سلیقه خودتان را داشته باشید اما اگر هزار بار بالا بروید و پایین بیایید من می گویم قتل های زنجیره ای کاری خودسرانه بود و ربطی به نظام اسلامی نداشت و حتما هم محکوم است، و اما مجازات محاربان مسلحی که با ترور و کشتار مردم بیگناه و مسئولان قصد اسقاط این نظام را داشتند مجازاتی قانونی و بجا بوده است و اگر در آن زمان چنان قاطعیتی در برخورد با آن جانیان که تفاله های آنها هنوز در گوشه و کنار اروپا و امریکا هستند نمی شد امروز از نظام اسلامی خبری نبود تا شما با درشتی و تندی و شانتاژ بهر بهانه ای به آن بتازید و زحمات مجاهدان انقلاب و خون شهیدان برپائی انقلاب اسلامی را با همراه شدن با بی دینان و معاندان پایمال سازید.
        با احترام

        ———-

        درود دوست گرامی
        سپاس از شما

        نوشته اید: ….. هرکسی در این کشور باید مطابق قوانین و مقررات در حیطه وظائف قانونی خود عمل کند ….
        مثلا ماجرای سعید طوسی با این جمله ی شما همخوانی دارد؟ با این تأکید که: خواستگاه و خاستگاه جناب سعید طوسی بیت رهبری ست ها؟!
        در ضمن، یک بار دیگر هم برایتان نوشتم: بر علیه غلط است. همان علیه کافی ست.
        گرچه می دانم گاه سهوآ اینجور غلط ها در نوشته ها پیش می آید. وگرنه ما از سواد نوشتاری شما خبر داریم.
        سپاس

         
        • درود و سپاس از تصحیح شما ،بله جمع بین دو تعبیر “علیه” و “بر”لازم نیست،و این تعبیر بنده البته بقول شما همینجوری و سهوی بوده است و در مواردی از بازبینی نوشته پیش از ارسال غفلت می کنم،تصورم این است که جمع بین دو تعبیر خواستگاه و خاستگاه هم صحیح نیست، و ظاهرا خاستگاه صحیح است و رایج.بهر حال سپاس از تذکر ادیبانه شما.
          در مورد ماجرای قاری مزبور،قبلا توضیح دادم که اثبات بزه لواط در ضوابط قضائی اسلام کار مشکلی است و طرق اثباتی خاص دارد که اینجا متحقق نیست و از این جهت حتی در دادگاه بدوی که این شخص در مورد اتهام تشویق به فساد و ارتباطات ناسالم به چهار سال حبس محکوم شده بود ،در مورد انتساب بزه لواط مطابق قاعده و ادله موجود تبرئه شده بود.بنظرم از نظر شکلی کاری خلاف قانون انجام نشده است،بجهت شکایت متهم و شاکیان اولیه دادگاه تجدید نظر تشکیل شده و با بررسی مجدد،متهم از مورد دوم تبرئه شده است بجهت خدشه حقوقی که به استناد دادگاه اول وارد شده ؛در این زمینه خارج از ذهنیت های سیاسی و همینجوری که پیدا کرده اید به نوشته “محبّی” نامی که خودتان درکامنت های این پیج درج کرده اید مراجعه فرمایید اگر که توان ذهنی بررسی استنادات حقوقی را در خود می بینید.
          سپاس

           
  120. سخنگوی/* کمیسیون؟* قضایی مجلس/* معتقد است پرونده سعید طوسی ارزش «کش دادن» ندارد.
    مش قاسم: تو بگو چی ارزش کش دادن داره؟ حاجی حرف …(سه نقطه از مش قاسم) خودشو میزنه.

    /*: ک

     
  121. با سلام و درودهاي گرم و پرمهر
    معصومه نعمتي، مادر آتنا دائمي، در گفتگو با راديو ندا از ماجراي ضرب و شتم آتنا دائمي و تبعيد وي به زندان قرچك مي گويد! اين مادر دلسوخته با بيان اينكه الان جان آرش صادقي، سهيل عربي، گلرخ ايرائي و آتنا دائمي در زندان در خطر است از مردم خواست كه از آنها حمايت كنند!

    http://radio-neda.blogspot.com/2018/01/blog-post_28.html

     
  122. آب پاکی روی دستتان بریزم ایرانی ها خود دانید
    بخصوص آن هایی که خود را در خانه هایشان پنهان کرده اند تا خدای ناکرده تار مویی ازشان کم نشود
    عاقبت حکومت ملایان به غیر از ویرانی و نابودی ایران نخواهد بود
    شمایی که در خانه پنهان شده اید بدانید زمانی خانه تان بر سرتان خراب خواهد شد و به طرز رقت باری خود و زن و بچه تان تلف خواهید شد این خط و این نشان
    به حرف هایم خوب گوش فرا دهید فردای روزگار که در ویرانه های شهر ها دنبال تکه نان خشک و خزندگان و حشرات گشتید تا شکم بی صاحب را سیر کنید و اجساد مردگان را طبخ کردید خواهید گفت فلانی این روزگار را پیش بینی می کرد و ما باور نکردیم و از ترس جان آنقدر دست روی دست گذاشتیم تا کار به اینجا رسید. به اینجا که نصف جمعیت ایران در جنگ تلف شد و نصف دیگرش عنقریب از گرسنگی جان خواهد داد و هیچ کس در دنیا دلش به حال ما نخواهد سوخت بلکه خواهند گفت بگذارید این ایرانی های شرور تلف شوند و دنیا برای همیشه خلاص شود از شر این انسان های عصر هجری که زبان خوش حالی شان نیست و به غیر از ویرانی دستاوردی برای بشر ندارند.
    رژیم حاکم بر ایران در بهترین حالت تاکید می کنم در بهترین حالت یک رژیم فاشیستی است و سرنوشتی مشابه ایتالیای موسولینی و آلمان هیتلری خواهد داشت. جوان ها بروید ببینید رژیم های فاشیستی چیستند و چرا در نهایت نتیجه ای به غیر از نابودی بشر از آن ها نمی توان انتظار داشت.
    چرا گفتم در بهترین حالت؟ چون فاشیست های آلمان و ایتالیا هرگز به کشور خود خیانت نکردند و کشور خود را به اجنبی نفروختند. مردانه ایستادند و جنگیدند و البته همه چیز را باختند. هیتلر قبل از آن که جنگ جهانی به راه اندازد آلمان را ساخت. آلمانی که بعد از جنگ جهانی اول کمرش شکسته شده بود و زیر بار پرداخت خسارات جنگی تحمیلی از سوی قوای فاتح نفسش در نمی آمد به طرز معجزه آسایی شاهد شکوفایی اقتصادی شد. البته با روش های غیر انسانی فاشیستی. یهودیان به عنوان عامل تمامی بدبختی های آلمان معرفی شدند. یهودیانی که در جامعه آلمان حل شده بودند و خود را آلمانی الاصل می دانستند و در جنگ جهانی اول در دفاع از آلمان چه جانفشانی ها که نکردند. سنبل ها و شعار های ضد انسانی نازی های آلمان نقش موثری در تحریک احساسات مردم این کشور در آن دوران یاس و نا امیدی ایفا می کرد. آن ها هم چیز هایی شبیه به ملایان ما علم کردند: حزب فقط حزب الله رهبر فقط …. ترجمه عینی شعار های نازی ها است که در وصف حزب نازی و رهبرش می سرودند.
    بدون تعارف بگویم وضعیت ایران نسخه برابر اصل شرایط آلمان نازی قبل از جنگ جهانی دوم است. فرانسه و انگلیس فکر جنگ با آلمان هم به مغزشان خطور نمی کرد چه رسد به آمریکا. کسی از ذات نازی های آلمان خبردار نبود. حتی زمانی که هیتلر دست به کار ساخت مدرن ترین ارتش دنیا زد. حتی زمانی که یهودی ها بعد از مصادره اموال دسته دسته روانه بازداشت گاه های کار اجباری شدند. حتی زمانی که هیتلر برای دنیا رجز خوانی می کرد و فریاد می زد که ارتشی خواهم ساخت و جنگنده هایی خواهم ساخت و …. کسی آن را جدی نمی گرفت.
    سیاست اروپا با هیتلر بر پایه مماشات بود. انشا الله گربه است…. مگر می شود….. امکان ندارد….. وزرای خارجه انگلیس و فرانسه به آلمان رفت و آمد می کردند و در برابر هیتلر سر تعظیم فرو می آوردند. هیچ کس نمی توانست پیشبینی کند جنگی مهیب در راه است. جنگی خانمانسوز که در خاتمه آن در شهر های آلمان سنگ روی سنگ باقی نمی ماند.
    این که می بینید اروپاییان با ملایان بگو و بخند می کنند و وزیر خارجه اش را با احترام و اکرام می پذیرند به خود شک راه ندهید آرامش قبل از طوفان است. تصور اروپاییان این است که ملایان در اثر گذشت زمان عاقل خواهند شد و دست از شعار های بچگانه خود بر خواهند داشت و چه کسی بهتر از ملایان حاکم بر ایران برای چپاول این کشور؟ ملایان بی سوادی که به راحتی می توان سرشان را شیره مالید و آنقدر فاسد اند که با تکه استخوانی می شود تطمیعشان کرد و قرار داد های استعماری (سهم گاز پارس جنوبی بیست درصد سهم دریای خزر یازده درصد….) یکی بعد از دیگری بر ایران تحمیل کرد بدون این که آب از آب تکان بخورد.
    ایرانیان
    شما بر روی گنج های بی کرانی نشسته اید و از بخت بد دنیا به این گنج ها چشم طمع دوخته

     
    • ساسانم گرامی،این آب پاکی را 40 سال است که اقل قلیلی از مخالفین جمهوری اسلامی در برابر 98 درصد مردمی که به جمهوری اسلامی ایران رای دادند یعنی ضدّ اسلام ها و منافقین و سلطنت طلب ها و شاهیست ها را ریخته اند و می ریزند و می ریزید! بیاد دارم از همان ابتدا اینجور مخالفان و صهیونیست ها و امریکائی ها دائم بازه های زمانی گوناگون از شش ماه و یک سال و دو سال و سه سال و کم و زیاد تعیین می کردند و وعده می دادند که بله جمهوری اسلامی رفتنی است و چه و چه تا امروز که ماجرا رسیده است از وعده ها به وعید هایی این چنینی مثل وعید شما و آن گزارشگر شجاع! ساکن قم که چند نفر جوان را آنهم از بالای پنجره ای در خیابان صدوق قم دیده بود و در حالیکه بوجد آمده بود از بالای آن پنجره شجاعانه مرگ بر دیکتاتوری سر داده بود و بوس های از راه دور دریافت کرده بود و در گزارش فخیمه خود در این سایت نوشته بود:
      “تظاهرات خودجوش شماری از جوانان قم در خیابان سراسری 45متری صدوق(زنبیل آباد) به سمت صفاییه را گزارش می کنم….. انسجام و آمادگی این جوانان و خطرپذیری آنها برای همه ی ما درس آموز است!…منی که شوق و شعف وجودم را گرفته بود نتوانستم خودداری کنم و از بالای پنجره سه بار گفتم مرگ بر دیکتاتور که با تشویق و لبخند جمعیت بییننده مواجه شد. بر آنها درود فرستادم و دست های زیبایی دیدم که بر لب می نشست و بوسه می فرستاد!…..دیر نیست آن روز که لاشه جمهوری اسلامی را بر دوش عمامه بسران روانه سرزمین های زمهریرگون روسیه کنیم و مطلقا هیچ راهی به هیچ عمامه بسری ندهیم. آنها باید به جایی بروند که به آن تعلق دارند. حتی یک روحانی در این سرزمین نباید بماند مگر مثل الباقی بشر ایرانی لباس بپوشد….این طلیعه حادثه ای است که امروز نه فردا و فردا نه پس فردا حتما تحقق خواهد یافت. حتی اگر ده تا پانزده سال دیگر باشد، آخوندهای درباری باید تاوان این همه ستم را بدهند….”انتهی کلامه رفع فی سایت نوریزاد مقامه!

      حال این وعید های شما را که دیدم هم یاد وعده های یک ماه و دو ماه و شش ماه و یکسال آنها افتادم که اکنون پس از اینکه چهل سال است این درخت تناور مستحکم شده ،مطابق گزارش آن گزارشگر شجاع از شش ماه یک سال به ده تا پانزده سال ارتقاء یافته! باز هم خوب است ولی بشما که احتمالا آرزوهای نوجوانی و جوانی را بباد داده اید و بمیان سالی رسیده ای،عرض می کنم مطابق مثل رایج که :بزک نمیر بهار میاد کمبوزه با خیار میاد! و اینکه آرزو بر جوانان عیب نیست اما نمیدانم آرزو بر ساسانم هم عیب هست یا نیست!
      همین.

       
  123. شما بر روی گنج های بی کرانی نشسته اید و طبیعی است که دنیا به این گنج ها چشم طمع بدوزد.
    مشکل کار کجاست؟
    حکومت های فاشیستی اگر دست از ایدولوژی فاشیستی خود بر دارند از داخل منقبض می شوند و فرو می پاشند. اگر بر ایدولوژی فاشیستی خود اصرار کنند باید دایم با دنیا در جنگ باشند و نمی توانند با کسی سر سازگاری داشته باشند که این نیز یعنی روز به روز بر شمار دشمنان خارجی افزوده می شود (قابل توجه سرلشکر فیلد مارشال سلیمانی که گفت ما به وظیفه دینی خود عمل می کنیم) و دیر یا زود جنگی خانمان سوز به دنیا تحمیل می کنند.
    تا اسم جنگ به میان می آید از کشور های اروپایی گرفته تا آمریکا و حتی جناح راست این کشور لب هایشان را گاز می گیرند که اصلا و ابدا. دقیقا شبیه وضعی است که قبل از جنگ جهانی دوم در اروپا حاکم بود.
    فعلا بحث بر سر موشک های ملایان است. البته داشتن موشک و سلاح پیشرفته و حتی بمب اتم را نمی توان عیب دانست و عیب هم نیست بلکه هر کشور مستقلی حق دارد خود را مجهز کند. اما وقتی این سلاح ها ترکیب شد با یک نظام فاشیستی که به چیزی کمتر از به احتزاز در آوردن پرچم خود بر فراز کاخ سفید قانع نیست موضوع معنای دیگری پیدا می کند.
    تا حال رجز خوانی های ملایان را کسی جدی نگرفته چرا که آن ها را عددی نمی دانند و موشک هایشان اگر چه می تواند خساراتی به بار آورد ولی از لحاظ نظامی و پیروزی نظامی در یک جنگ تمام عیار هیچ نقشی ایفا نمی کند. نقشی ایفا نمی کند که هیچ بهانه می دهد به طرف مقابل که در برابر هر موشک شلیک شده از سوی ملایان هزار موشک به ایران شلیک شود و ایران برای همیشه از صحنه روزگار محو شود.
    بازی این گونه ادامه می یابد که ادامه حیات ملایان بسته به جام زهری دیگر خواهد بود مبتنی بر محدود شدن شمار موشک ها و بازرسی سازمان ملل از توان موشکی ایران و کاهش برد آن در حد یک سلاح دفاعی و عدم توانایی تهاجمی.
    می خواهم ببینم این جام زهر را چگونه برای سپاه و بسیج توجیه خواهند کرد؟
    قدم بعدی خروج ایران از کشور های منطقه و خلع سلاح شبه نظامیان تحت فرمان این کشور است که مطمین باشید خود سوری ها و عراقی ها و یمنی ها از این طرح بیش از دیگران خوشحال خواهند شد و مطمینم کشور های غربی به عراق و سوریه و یمن وعده های امنیتی و حفاظتی کافی خواهند داد تا نیازی به شبه نظامیان تحت کنترل ایران نداشته باشند (اگر به فرض محال چنین نیازی احساس کنند…)
    من اگر سپاهی و بسیجی غیرتمندی باشم کار به اینجا رسید از خودم خواهم پرسید پس این همه کشته و زخمی و درد و رنج و بدبختی و از دست رفتن عزیزان برای چه بود؟ اگر قرار بود کارمان به اینجا برسد از ابتدا وارد معرکه سوریه چرا شدیم؟ وقتی سوری ها با اسد داشتند توافق می کردند چرا مانع شدیم و چاقوکشی کردیم و زدیم و ملت سوریه را آنچنان کوفتیم که ارتش آن نابود شد و داعش قدرت گرفت تا مجبور شویم افغانی های فلک زده را در سوریه قربانی کنیم …….
    من معتقدم سپاه و بسیج از این سر خوردگی جان سالم به در نخواهد برد و حکومت ملایان به دست همین ها متلاشی خواهد شد. بنا بر این ملایان چاره ای ندارند به غیر از فرار به جلو و پافشاری بر موشک ها و تهدید اسراییل که رفته رفته موضع جهانی را علیه خود تنگ تر و تنگ تر خواهند کرد و حمله به ایران اجتناب ناپذیر خواهد شد.

     
  124. رفته رفته موضع جهانی را علیه خود تنگ تر و تنگ تر خواهند کرد و حمله به ایران اجتناب ناپذیر خواهد شد.
    جنگ را کسی نمی خواهد اما آن طور که تجربه همین چهل سال به ما نشان داده تا ملایان حاکمند سایه آن همواره بر سر ما بر قرار است و با تغییر شرایط سیاسی منطقه ای و جهانی همچون شهابی فرود خواهد آمد. این زمانی است که لابی خوش سیمای مار های پر خط و خال حاکم بر ایران در اروپا رسوا شود و اروپاییان از ذات ملایان با خبر شوند و به این نتیجه برسند که توبه گرگ مرگ است و این آخوند ها آدم بشو نیستند و قضیه جنگ جنگ تا پیروزی شان متاسفانه جدی است. چرا که اگر دست از این شعار ها بردارند و از سوریه و لبنان و یمن و عراق خارج شوند فلسفه وجودیشان در داخل زیر سوال خواهد رفت و از داخل متلاشی خواهند شد.
    یکی از مشکلاتی که اروپایی ها را از بروز جنگ بر حذر می دارد سرازیر شدن سیل تازه ای از مهاجران و پناهندگان و جنگ زدگان به سمت اروپا است که به عقیده من در مورد ایران فرق می کند و به راحتی می توان جلوی آن را گرفت. سوری ها بسیار نزدیک به اروپا بودند چه از طریق ترکیه چه از طریق دریا به راحتی به این قاره سرازیر شدند ایرانی ها باید از موانع زیاد تری عبور کنند. ترکیه عراق و سوریه سر راه ایرانی ها هستند. شاهدیم که ترکیه به راحتی مانع عبور سوری ها به اروپا شد. بنا بر این اگر ترکیه مثل دزد سر گردنه حق السکوت کافی دریافت کند جنگ زده های ایرانی نخواهند توانست تهدیدی برای اروپا باشند. یعنی این که در نهایت اگر کار به جای باریک بکشد اروپا ریسک محاسبه شده و قابل کنترل یک جنگ تمام عیار با ملایان را خواهد پذیرفت.
    باز می گردیم به ابتدای گفتار و ایرانیان خانه نشین و یزدی صفت (از یزدی ها عذر می خواهم تعبیر همشهریتان است شکایت از خاتمی کنید)
    خانه نشینی دردی از شما مردم ایران دوا نخواهد کرد که سهل است روزگاری بد جوری پشیمان خواهید شد. آمریکا عزم خود را جزم کرده تا حکومت ملا ها را بر دارد. اروپایی ها دیر یا زود از آمریکا پیروی خواهند کرد.
    ایرانیان شما دو راه پیش رو دارید:
    یا خودتان دست بکار خواهید شد و با هر وسیله ممکن شر ملایان را از سرتان کم خواهید کرد و البته ترسی از فداکاری و صدمه دیدن نخواهید داشت
    یا این که آنقدر تعلل خواهید ورزید و ترسو و بزدل در خانه ها خواهید ماند که دیگران مجبور شوند دیر یا زود دنیا را از این وصله ناچسب و غیر طبیعی که تهدید دایمی برای صلح و امنیت جهانی است پاک کنند.
    همانطور که با هیتلر کردند
    همانطور که با صدام کردند
    و هزینه ای پرداخت خواهید کرد که تا هزار سال دیگر نتوان جبرانش کرد و ترسویی و بزدلی تان برایتان بسیار گران تمام خواهد شد.
    قوای مسلح اعم از ارتشی و سپاهی و بسیجی و انتظامی هم اگر درک درستی از شرایط تاریخی ایران نداشته باشد ناچار است از تحمل تلفات و خسارات و خفت و خواری و تف و لعنت نسل های آینده
    در کتاب های تاریخ خواهند نوشت ایرانی ها از بزدلی و ترسویی باعث نابودی کشور شدند. این بار برای همیشه…..
    قیافه یزدی ها دیدنی خواهد بود وقتی روز ها برای عرب های خلیج عربی کفش واکس می زنند و شب ها….

     
  125. اندر احوالات مغزهای بی تفکر اسلامیچیا:
    چه …(سه نقطه از مش قاسم)ورهایی بر ما حاکم شدند……
    سرنوشت عبر‌ت‌آموز حجاریان
    به نقل از ایرج مصداقی

    سرنوشت حجاریان عبرت‌آموز است. وی که توسط سینه‌چاکان خامنه‌ای و اعضای بسیج سپاه پاسداران که در پی اشغال سفارت آمریکا خمینی دستور تشکیل‌اش را داده بود در مقابل شورای شهر ترور شد. وی پس از درمان اولیه به بیمارستان «مونته ساینا» یکی از معتبرترین بیمارستان‌های نیویورک که متعلق به یهودیان است منتقل شد.

    حجاریان که مسئولیت بازجویی از گروگان‌های آمریکایی را به عهده داشت با سعه صدر مقامات آمریکایی مواجه شد و به نیویورک رفت. او در سال ۵۸ در سفارت آمریکا به دانشجویان «نهج‌البلاغه» درس می‌داد و خواسته‌ی اصلی‌شان ممانعت از درمان سرطان شاه در بیمارستان نیویورک و تحویل وی به ایران بود.

    حجاریان می‌گوید:‌

    «آنجا مرا به بخش نورولوژی بردند که در آن بخش پزشکان بسیار با محبتی حضور داشتند و بسیار مرا مورد لطف خود قرار دادند و گفتند مرا به صورت رایگان درمان خواهند کرد. تمام پزشکان حاضر در آن بخش دارای ریش بلند و عرق‌چین بودند و این مسئله بعد از مدتی مرا دچار نگرانی کرد. یاد کاشان خودمان افتادم. زمان کودکی تابستان‌ها که به آنجا می‌رفتیم یک مرد کلاه‌شاپو به سر به محض اینکه پایش را به محل می‌گذاشت بچه‌های محله پا به فرار می‌گذاشتند و فریاد می‌زدند “شوفط” آمد. پدر و مادر‌ها بچه‌هایشان را زیر بغل می‌زدند و شوفط با تیغ جراحی آن‌ها را ختنه می‌کرد و همیشه ترسی از شوفط در دل بچه‌های آن محله‌ها در کاشان بود. بعد‌ها شوفط به اسرائیل رفت و خاخام شد و “گدیدیا شوفط” نام گرفت که بلندمرتبه‌ترین ربای یهودیان است. بعد از اتمام معاینات یکسره به دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل رفتم که در آن زمان آقای دکتر ظریف مسئول نمایندگی ایران بودند و ماجرا را برایش تعریف کردم و گفتم که همه پزشکان می‌گویند این بیمارستان بهترین در این امور است اما من می‌ترسم یهودی بودن کادر این بیمارستان برایم دردسرساز شود، آقای دکتر ظریف با تهران تماس گرفتند و به من اعلام کردند که صلاح دانسته نشده که من در آنجا بستری شوم. من هم عطای درمان در آنجا را به لقایش بخشیدم و به سمت واشنگتن حرکت کردم و در مرکز ملی بازتوانی واشنگتن بستری شدم… در مرکز بازتوانی واشنگتن برای آب‌درمانی باید به استخر بیمارستان می‌رفتم. وقتی برای تمرین مرا به استخر بردند، متوجه شدم استخر مختلط است لذا من اعلام کردم که به این استخر نمی‌روم. خلاصه بعد از صحبت با رئیس مرکز که نسبت به من خیلی لطف داشت قرار شد یک سانس خارج از ساعت اداری به من اختصاص دهند تا روند آب‌درمانی‌ام را با یک پزشک مرد طی کنم. یکی از روزهای تمرینم در استخر، پیرزنی از نیروهای خدماتی بیمارستان که مشغول نظافت بود نظرم را جلب کرد. بنده خدا با روسری و حجاب مشغول کار بود، تا چشمش به من افتاد با ترس رویش را از من برگرداند. به پزشکم گفتم او چرا این‌گونه رفتار می‌کند. پیرزن را صدا کرد و از او دلیل را جویا شد. او گفت: به من گفته‌اند نباید حین آب‌درمانی شما را ببینم. در واقع ماجرای ملاحظه من برای نرفتن به آب‌درمانی مختلط با زنان را برای او برعکس جا انداخته بودند. گو اینکه آن‌ها نباید مرا هنگام آب‌درمانی می‌دیدند. پیرزن سیاه‌پوست بخت‌برگشته برای اینکه خللی در روند آب‌درمانی وارد نشود با حجاب و پوشش کامل و بدون اینکه مرا نگاه کند مشغول نظافت کردن محیط استخر بود. وقتی ماجرا را فهمیدم کلی خندیدم و برایش توضیح دادم که این‌قدر سختگیری لازم نیست برای خودش درست کند.»

     
  126. حاج اسحاق ایران برباد ده: دوران حذف سپری شده است.
    ترجمه: شامورتی بازی اس…(سه نقطه از مش قاسم)ال طلبی و مصهال گرایی دوباره از اول شروع بشه که ملت مدتی سرشون با اون جفنگیات گرم شه. به حکومت اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات خوش آمدید.

     
  127. ابراز نگرانی اسحاق جهانگیری از افزایش نفرت و خشونت در جامعه.
    مش قاسم: دوباره برنامه ای دزد ای دزد. حکومت اسلامی از روز اول تا امروزمشغول پراکندن نفرت و خشونت در این مملکت بوده. خود حاج اسحاق هم در تمام مراحل دستش تا آرنج که هیچ تا شونه غرق خشونت بوده. پایه و اساس حکومت اسلامی بر نفرت و خشونت کذشته شده. نعلت به این منقلاب و منقلابیون!

     
  128. نوریزاد گرامی بحث از روحانیت و آخوند گذشته بحث بر سر اسلام بعنوان تیوریری جهل و خرافه و پرورش دهنده عناصری پست و پلید و دزد و جنایتکار و قاتل و دروغگو و آدمکش و ضدیت با تمدن و نوآوری و آنچه بشریت را در مسیر مهر ورزی و دوستی و صلح و آرامش می راند است. دین و آموزه های ائین ادیان ابراهیمی و بخصوص دین اسلام امروز نماد ترور و وحشی گری و نکبت و فلاکت و دروغ و دزدی و رواج فحشا و گدا پروری و فقر و فلاکت و نکبت است. دوست ارجمند ما را چاره ایی جز راندن این خرافات دینی به حاشیه و از قدرت انداختنش نیست. سلاح ما جز آگاهی دادن و پا فشاری بر افشاگری و رسواکردن مفتخواران و انگل هایی که خرافات را به نان دانی تبدیل کرده اند نیست. دوست ارجمند شما با کسانی مثل سید مرتضی هیچ وقت به نقطه مشترکی نخواهید رسید چون حضرت ایشان سر در نان دانی دین دارند و ملیونها مثل من و شما نان فکر و بازوی خویش را میخورید. شما در پی آگاهی افرادید و ایشان نان خود را از جهل دیگران بدست می آورند. بنابراین بحث با چنین موجودی آب در هاون کوفتن و وقت به بطالت گذراندن است. ایشان از نوشتن دراین سایت ارتزاق می کنند. چون نوشتن در این سایت قسمتی از خدمت ایشان بدستگاه جنایت و ناراستی و پستی و پلاشتی و آدمکشی و دزدی و ضدیت با ایران و انسان و حقوق انسانی است و ایشان به این امر بخوبی واقفند!
    دوست گرامی دین و باورهایی اینچننینی موضوعی خصوصی است و در حقیقت نباید به حریم عمومی پای گذارد. ولی اسلام بعلت ایدیولوژی بودن و ادعای حاکمیت و داشتن برنامه برای سیاست و رهبری جامعه مجبور به وارد شدن به حریم عمومی است. ولی اشکال کار در مقدس بودن خرافات اسلامی است که توازن در حریم عمومی را بنفع خود بر هم می زند. چون همزمان که اسلام بعنوان یک ایدیولوژی وارد سیاست و فضای عمومی می شود ولی توقع مقدس بودن هم دارد ! ولی همه ما میدانیم که چنین امری با سیاست و فضای عمومی ناسازگارست چون در فضای عمومی اصولا چیزی بعنوان تقدس و مقدسات مزخرف است. بنابراین ما را چاره ایی جز از تقدس انداختن اسلام و مزخرفاتش نیست. چون تنها در آن صورت است که اسلامیان با دیگر نحله های فکری مجبورند در میدان نبرد برابر نمایان شوند.

     
  129. حاج زنگ///: تخلف مالی در شرکت نفت دزدی بود/ چند نفر را برکنار کردم.
    مش قاسم: ماشالله به این حکومت/* و وزوزیراش! چه منقلابی عمل میکنن! حاجی! …(سه نقطه از مش قاسم) پولها کجاست؟ حکومت اسلامیه دیگه، به این نوع سوالات جواب داده نمیشه.

    چیزایی که این منقلابون ۵۷ نداشتن و ندارن، عقل و شرف. در یه هفته خبر در میاد که ۱- معلم تدریس قرانی که اینا واسش منقلاب کردن زیر نظر این دومی به پسر بچه های توی کلاسش تجاوز میکرده تبرئه شده. ۲- یه حاجی بسیار بسیار منقلابی سالیان سال پول این ملت رو زیر دست وزوزیر/*ان بسیار اسلامی و منقلابی میچاپیده و وقتی که گندش در آمد وزوزیر/* میگه چند نفر را برکنار کردم. کی بودن، اسمشون چی بود، چرا در نمیاد؟ خدا میدونه.

    توی هر حکومتی که یه ریزه عقل و شرف داشتن به خاطر یکی از اینا نخست وزیر و رییس جمهور و کل کابینه استعفا میدادن. توی این حکومت/* بهشون اضافه حقوق میدن. تازه میگن حکومت الله در کره زمین هم هستن. خدا شاهده اگه نوریزاد اون چیزایی رو که میخوام بگم هاشور نمیزد هرچی از دهنم در میومد بار …(سه نقطه از مش قاسم) اون و …(سه نقطه از مش قاسم) و …(سه نقطه از مش قاسم) و ………………………………… میکردم.

    به حکومت اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات خوش آمدید!

    /*: ک

    /*: ک

     
    • ما که تا حالا ندید ه ایم که نوریزاد مزخرفی از تو را مزین به هاشور کرده باشه , آخر تو سوگلی او هستی جانم . شکلات ساز با هزار طعم و بوی دلخواه او ( خلایق هر چه لایق ) تمام فحش هایی که نوریزاد جون مودب ما نمیخواهد خود بدهد توسط سوگلیش مش قاسم مسخره نثار میکند . این هم از صداقت اوست . در خاتمه میخواهم باز یادآور شوم که بی عقل و بیشرف خودتی جلمبر مسخره . مزخرفاتت را این جا بگذار اشکالی ندارد اما به هیچ کس توهین نکن . دفعه قبل نوشتم که هر فحش و توهینی از جانب توی مردک لات را بلافاصله تقدیم خود نوریزاد میکنم . نوریزاد جون تحویل بگیر جیره این بارت را : بی عقل و بی شرف !

       
    • بی عقل و بی شرف خودتی و هفت پشتت!
      تو چه میدونی انقلاب چیه. هنوز بند کفشت رو بابات میبنده!

       
  130. شعار طرفداران حاج سعید طوسی:
    آ…*(سه نقطه از مش قاسم)ا طرفدار ماست
    پسرش همکار ماست!

    *: این دومی

     
  131. سعید طو سی تبرئه شد !!!
    این نشان میدهد قاضی دادگاه اول از ایادی استکبار بوده ! که سعید طوسی را محکوم کرده ! البته بماند که یکی از دلایل محکومیت جناب سعید خان بی پناه و بیگناه ! اقرار شخص خودش در حظور قاضی دادگاه اول بوده و نشان از این دارد که حمعی کودک و نوجوان که برای آموزش قرآن به نزد وی رفته بودند با توطعه از پیش طراحی شده !! استکبار جهانی به رهبری امریکا ورژیم صهیونیستی و با دریافت چمدان چمدان دلار به این بنده خاص خدا !! تهمت وارد کرده بودند که شیطان رجیم خوش به حالش شود . ! . حال باید از قوه بسیار خوش انصاف قضائیه و رئیس بسیار مسلمان ! آن درخواست کرد که این کودکان شیطان و خانواده های آن ها را که به این بنده خاص خدا ! اتهام دروغ ! بسته اند و آبروی چندین ساله خانواده خود را به باد دادند! وبر خود پیرایه لواط ! بستند که این اتهام را به ایشان یعنی سعید طوسی وارد کردند محاکمه علنی شوند و به سزای تهمت ننگین و دروغ خود برسند که دیگر اینچنین با یاران مسلمان ! رهبر معظم در نیفتند. چون !!
    هرکه با یار ! علی ! در افتاد…. ور افتاد ! ب

     
  132. مازیار وطن‌پرست

    از صفحه فیس بوک رضا حقیقت‌نژاد:

    ده نکته درباره پرونده سعید طوسی

    ۱- این پرونده حداقل ۶سال است که مطرح بوده و سرانجام قوه قضاییه تصمیم گرفته جمعش کند. سال۹۱ سعید طوسی با اطلاع مقام های بیت خامنه ای چیزی شبیه توبه نامه امضا کرد ولی باعث جمع شدن پرونده نشد.

    ۲- دخالت سیدعلی مقدم، معاون ارتباطات مردمی بیت خامنه ای در این پرونده محرز است. او مهم ترین حامی سعید طوسی است و به گفته یکی از شاکیان با پیگیری های او بوده که خامنه ای به صادق لاریجانی گفته پرونده را جمع کنید.

    ۳- در این پرونده برای دستگاه قضایی حداقل مواردی چون شوخی های رکیک و ماساژ و بازی با اندام های جنسی کودکان محرز است ولی چون حتی اگر اثبات شود، باز هم از نظر قانون مجازات اسلامی تجاوز محسوب نمی شود، سعید طوسی به راحتی از مجازات گریخته است.

    ۴- شاکیان پرونده مقاومت و پیگیری زیادی در این زمینه کردند ولی این پیگیری ها هم منجر به برخورد قضایی با آنها شد و هم در نهایت بی نتیجه بود. پرونده سعید طوسی یک نمونه روشن از بن بست ساختاری قوه قضاییه است.

    ۵- سعید طوسی در این سال ها، آزادانه به فعالیت، سفر و برگزاری کلاس های خود ادامه داده ولی شاکیان به جهت ترس از بی آبرویی، برخورد قضایی و …، صورت پنهان ماجرا هستند. مشخص نیست چند شاکی دیگر در پرونده های مشابه وجود دارند که کاملا سکوت کرده اند؛ قربانیان خاموش.

    ۶- در پیگیری این پرونده با چند مقام محلی در استان های فارس و یزد حرف زدم. آنها گفتند پس از افشای ماجرا شاهد کاهش ثبت نام در کلاس های مهدقرآن بوده اند. این تاثیر منفی چنان بود که حسین الله کرم و حزب الله هم بیانیه دادند و خواستار برخورد با سعید طوسی و حامیان او شدند ولی شبکه حامیان سعید طوسی قوی تر بودند.

    ۷- پرونده سعید طوسی که با تجاوز او به یک قاری در سفر به ترکیه باز می شود، خیلی گسترده است. در اتهامات اولیه بحث تشکیل خانه فساد است. او یک حلقه از این خانه فساد است. واردنشدن قوه قضاییه به این ماجرا ناشی از فشار یک شبکه است نه زور یک قاری قرآن. نظام آدم هایش را راحت تر از این قربانی کرده است.

    ۸- نقش اولیه تلویزیون صدای آمریکا در افشای این پرونده و پیگیری نمایندگانی چون محمودصادقی، یکی از مهم ترین اسناد را پیش روی ما قرار داده که از فسادی نهان در نهادهای مذهبی،‌ وقاحت دستگاه قضایی و دخالت دفتر رهبری و رئيس قوه قضاییه را عیان ساخته، این سند برای همیشه است.

    ۹- دیروز و امروز شاهد واکنش های گسترده مجازی در قبال این پرونده هستیم ولی متاسفانه به زودی تمام می شود. ملت ما در حافظه تاریخی اش دردهای بزرگ تری بهایی کشی، تابستان۶۷، قتل زنجیره ای، کهریزک، سوریه و … را دارد و به راحتی از کنار خبرهای کوچکی چون تجاوز به کودکان می گذرد. فعالان مدنی باید فکری به حال این وضعیت کنند. اعتراض مجازی باید به قدرت بازدارنده تبدیل شود.

    ۱۰- پرونده سعید طوسی یک مشت نمونه خروار است. مولفه هایی چون قوانین عقب مانده، بن بست ساختاری، دخالت مافیایی، تبعیض و ظلم، قربانیان خاموش، وقاحت مجرمان، شبکه فاسد و … را در نظر بگیرید و پرونده ها را تعقیب کنید، نام های شبیه سعید طوسی در بسیاری از پرونده ها می درخشند؛ اینجا جمهوری اسلامی است، جزیره ثبات و امن طوسی.

     
  133. دوست خوب ما جناب بابایی بسیار از این حرفهای یک من صد غاز می زند. ننه جون مهدی کروبی هم میدونه که یک روشنفکر دینی توهماتش بیشتر از یک آخوند است. مردم خاورمیانه ملیارد هم بشوند، تا توهمات«برتری با اسلام است» در ذهن یک جمع کثیر از آنها لانه کرده باشد، وضع همین است که هست. حتی بدتر از آن هم در راه است. جناب بابایی اینها را باید به انگلیسی بنویسد نه به فارسی. چون این نوشته بیشتر نوعی درخواست از غربیهاست که به ما پول بدهید تا مدرن شویم و ربطی به مردم ایران ندارد چون مردم ایران دستکم(در سطح اکثریت) سالهاست فهمیده اند معضل در خود اسلام است نه در جای دیگری. چگونه؟ اسلام نمی تواند به پستوی ذهن آدمها بر گردد بلکه سواری برگرده ی تک تک را هدفگذاری کرده است. اگر این هدفگذاری ایلام و روحانیت را کنار زدید، آنگاه خود به خود مدرن می شوید و نیازی هم به درخواست از غربیها ندارید.

     
  134. دادگاه انقلاب طی حکمی کودکان زلزله زدگانی که در کرمانشاه یخ زده و جان باخته اند را به جرم تشویش افکار عمومی محکوم کرد. در این حکم تصریح شده است که رد پای آمریکای جنایتکار و صهیونیسم بین الملل در تشویق این کودکان به عمل مجرمانه انجماد به وضوح هویدا است. همچنین به کودکانی که تا کنون مرتکب انجماد نشده اند هشدار داده شده از دست زدن به این کار که محاربه محسوب می شود خودداری کنند و اگر نه به اشد مجازات محکوم خواهند شد.
    آیت الله بزرگ حاج آقا نمیر المومنین جنتی نیز از دادگاه های انقلاب خواست احکام این مزدوران آمریکا را هر چه سریعتر اجرا کنند. وی گفت محارب محارب است چه کودک باشد چه بزرگ سال. جنتی ادامه داد وقتی ما با کودکان چنین می کنیم واضح است که بزرگ تر ها باید حساب کار خود را بکنند.

     
  135. در حاشیه آزاد شدن سعید طوسی طلبه افشاگر بر اساس فتوای وحید خراسانی
    افشاگری یک طلبه : وحید خراسانی مرجع تقلید دستمالی کردن کودکان راجایز می شمارد

    https://youtu.be/2m_zuO9hKLE

     
    • در نقل و نقد و بررسی آراء یک فقیه باید به حیثیات بحث و جهت فتوا و آنچه که محور سوال و جواب هست درست دقت کرد،معمولا جهالت به جهت بحث ها و جایگاه آنها یا غرض و مرض و جعل سبب چنین رویکردهایی می شود نظیر آنچه در این ویدئو از یک بظاهر طلبه مشاهده می شود،بنده که شک دارم این فرد طلبه باشد،البته لفظ عربی را خوب تلفّظ می کند اما شکل بحث های او و لحن او و تکرار در طعن و لعن به یک فقیه و مرجع تقلید بصرف یک فتوایی که ممکن است مورد نقد باشد به اسلوب کار یک طلبه شبیه نیست خصوصا اینکه اظهارات او مشفوع به بحث روز یعنی ماجرای آن قاری هم هست! و این خود نکته ریب و شک ماجرا و جعلی بودن این طلبه است،البته بعید هم نیست که این ویدئو بسفارش وهّابی های معاند با فقه و فقیهان شیعه تهیه شده باشد،در هر صورت جهل تعصّب و اغراض فاسد در این ویدئو بخوبی دیده می شود.
      این عبارت در کتاب مورد نظر یعنی صراط النجاه مرحوم آیت الله خوئی قدس سره هست

      :”هل يجوز لمس‏ العورة من وراء الثياب من الرجل لعورة رجل آخر، و من المرأة لعورة أخرى، لمجرّد اللعب و المزاح، مع فرض عدم إثارة الشهوة؟‏
      الخوئي: لا يحرم في الفرض، و اللَّه العالم.
      التبريزي: يحرم مع الشهوة و التلذّذ، أو كان في البين مهانة”.
      (صراط النجاة (المحشي للخوئي)، ج‏3، ص: 261)
      آیا جایز است لمس کردن عورت یک مرد توسط مرد دیگر از روی لباس (بدون لمس مستقیم خود عورت)،و لمس کردن عورت یک زن توسط زن دیگر از روی لباس (بدون لمس مستقیم خود عورت) بصرف جهت بازی یا شوخی با این پیش فرض که انگیختن شهوت در هیچیک از طرفین وجود نداشته باشد؟
      پاسخ مرحوم آقای خوئی این است که در این فرض مورد نظر دلیلی بر حرمت چنین لمسی وجود ندارد.
      و مرحوم آیت الله تبریزی قدّس سرّه(که از اساتید فقه این بنده بوده است و از شاگردان مرحوم آقای خوئی) ذیل این فتوا،چنین لمسی را در فرض “مهانه”یعنی تحقیر شدن لمس کننده یا لمس شونده یا تحقیر آمیز بودن عرفی این عمل حرام دانسته و در واقع نقدی به فتوای استاد خویش داشته است بی آنکه مثل این ویدئوی سفارشی و این بظاهر طلبه فقیهی را طعن و لعن و مورد فحش و تحقیر قرار دهند،و دم خروس طلبه نبودن مجری این ویدئو این است که کلمه “اِثاره”در عبارت آقای خوئی را که بمعنی “انگیختن و بر انگیختن”است به فتح می خواند!کما لایخفی علی اهل الفهم.
      اما نکته اساسی این است که جاعلان این ویدئوهای سفارشی توجه نمی کنند که پاسخ به سوال فقهی باید بدقت فقهی و با همه حدود و قیود مذکور درسوال و جواب ملاحظه و ارزیابی شود و از حاشیه پردازی های مغرضانه ناشی از جهل و تعصب پرهیز شود،هرکس اهل مراجعه باشد می فهمد که سوال و جواب مذکور ذیل بحث و عنوان “ستر و ساتر”یعنی مسائل پوشش مطرح شده است که یکی از مصادیق آن بحث لزوم ستر یا پوشش عورت است،حضرت آقای خوئی و دیگر بزرگان از فقهاء در موارد دیگر بحث ها بوضوح تصزیح به حرام بودن نظر و لمس عورت غیر اعم از زن و مرد کرده اند،یعنی اینکه حتی هیچ مردی حق ندارد و نمی تواند نگاه به عورت مرد دیگری کند یا آنرا لمس کند مگر در موارد ضرورت های غیر قابل اجتناب پزشکی که حتی لمس خود عورت (بدون ستر و پوشش)برای رفع ضرورت جایز می شود،و این در فتاوای دیگر این بزرگان در محل خود وجود دارد و قابل ارجاع است،مفهوم این مطالب این می شود که بر اساس ادله شرعی موجود در کتاب و سنت ،آنچه که موضوع و معیار حرمت است لمس عورت غیر(نامحرم) صورت مستقیم و بدون ستر و ساتر و لباس و مانع است.درست مثل سایر نقاط بدن نامحرم که تماس از روی لباس آن حرمت شرعی ندارد یعنی دلیلی بر حرمت آن نیست و فقیه فقط بر اساس دلایل شرعی معتبر نظر می دهد نه میل و سلیقه شخصی.این یک قید این مساله و این نکته که جایگاه این سوال و جواب بحث “ستر و ساتر”بوده است.
      و نکته دیگر قید “اِثاره شهوت” یعنی برانگیختن یا بر انگیخته شدن شهوت در لمس کننده یا لمس شونده است،که این بظاهر طلبه کم سواد توجه به این نکته نمی کند و دائم بحث را از حیطه و مدار فقهی خارج می کند که مگر می شود که کسی عورت غیر را دست مالی کند (ولو از روی لباس) و تحریک نشود یا تحریک نکند؟! مثل اینکه مرحوم آقای خوئی این فقیه والا رتبه گفته است که :لمس عورت غیر قطعا تحریک آمیز نیست!
      خوب اینکه می شود خروج از محل نزاع فقهی! بنابر این محور سوال اینجا این است که اگر فرض کنیم که لمس از روی لباس عورت غیر نه بغرض معالجه و مداوا بلکه بصرف شوخی و بازی (مثل اینکه فرضا دو نفر بعنوان شوخی و مثلا ناگهانی دست بعورت دیگری بزند با ستر و لباس) باشد و فرض کنیم که هیچ انگیختگی شهوت در لمس کننده و لمس شونده وجود نداشته باشد،آیا در این فرض سوال می توان گفت چنین عملی موصوف به حرمت شرعی است یا خیر؟ فقیه در این فرض و با این قیود مطرح در سوال می گوید خیر دلیل شرعی بر حرمت آن نیست،برای اینکه آنچه که مدار حرمت لمس عورت غیر در دلایل شرعی موجود در کتاب و سنت است محتاج به دو قید است :1- لمس عورت بدون واسطه لباس،ساتر، و بصورت عریان باشد.2-چنین لمسی باعث انگیختگی شهوت لمس کننده یا لمس شونده شود.این میزان حرام بودن این فعل است،و سوال کننده علی الفرض این دو قید حرمت را از موضوع حرمت برداشته است وبا برداشته شدن قید موضوع حرمت طبیعتا حکم حرمت منتفی خواهد بود برای اینکه احکام شرعی می رود روی موضوعات عرفی که در دلایل شرعی برای آنها تعیین حد و قید شده است،پس اینکه فرضی(لمس عورت غیر بدون شهوت) وقوع خارجی نداشته باشد و همه مصادیق لمس عورت غیر مقرون به حصول شهوت باشد ربطی به پاسخ به سوال فرضی ندارد یعنی اینکه روی قیودی که مرحوم آقای خوئی برای موضوع و حکم پذیرفته است اگر دست زدن از روی لباس عورت غیر همراه با شهوت باشد قطعا از نظر ایشان ممنوع و حرام است چنانکه دست زدن بدون مانع و ساتر به عورت غیر هم از نظر ایشان ممنوع و حرام است.و تنها نقدی که بلحاظ فقهی به ایشان هست بردن فرض روی لعب و شوخی است که مورد نقد مرحوم آقای تبریزی است.و نقد فقهی ملازم با لعن نیست.

       
      • آقا سید فقط یه سئوال..اینها رو خدا گفته یا نه؟

         
        • مشکل شما مشکل پایه ای اعتقادی است،من اگر بدانم که عثمان سایت نوریزاد یک مسلمان است یعنی خدا و پیامبر و وحی را پذیرفته است وطبیعتا باید ملتزم به احکام و قوانین مطرح در کتاب و سنت باشد می توانم پاسخ این سوال را بدهم که آری پاسخ مثبت است برای اینکه راه اثباتی ما برای تلقی احکام الهی که یا مستقیما در قرآن مطرح است یا توسط آورنده قرآن تبیین می شود همین مراجعه به کتاب و سنت است و اینجا مساله کارشناسی دین با لحاظ کتاب و سنت مطرح می شود که کار مجتهدان و فقیهان است در استنباط احکام عملی و وظائف دینی که در پهنه شریعت مطرح است.
          همه اینها بر فرضی است که عثمان سایت نوریزاد مسلمان و ملتزم باحکام داخلی دین باشد.اما اگر عثمان فقط مسلمان شناسنامه ایست و با اینکه تخصص و تمهّری در استنباط احکام از منابع دینی ندارد فقط می خواهد چون و چرا کند یا با نسبی گرائی صرف فقط در این موارد بگوید:این اسلام شماست و دو یا چند قرائت دیگر را مطرح کند و فقط ایجاد شک و شبهه کند،اینجا بحث از اینکه اینها را خدا گفته است یا نگفته است بحثی بی ثمر و مجادله غیر احسن خواهد بود،مگر اینکه عثمان وقتی با تکثّر گرایی و نسبیت اعتقادی احکام استنباطی فقهاء و مجتهدین را مورد طعن یا ریشخند قرار می دهد بتواند مستدل از قرائت دیگری که در ذهن دارد دفاع کند و در برخی کامنت ها فقط با شبهه و لج بازی نگوید این اسلام شما و نظر شماست!

          ———

          درود دوست گرامی
          از عثمان پرسیده اید که آیا وی یک مسلمان و ملتزم باحکام داخلی دین است یا فقط مسلمان شناسنامه ای ست؟ اکنون من از جناب شما پرسش می کنم. به گمان شما، شخص خودتان، رهبر، مکارم شیرازی، برادران عسگر اولادی مسلمان، سعید طوسی، روح الله حسینیان، ابوبکر البغدادی و… آیا مسلمانان ملتزم به احکام داخلی دین هستید؟
          سپاس

          .

           
          • درود دوست گرامی
            من هم متقابلا از محمد نوریزاد سابقا انقلابی که می گوید من مسلمان شیعه هستم می پرسم خود شما بعنوان یک مسلمان معتقد و ملتزم به احکام داخلی و مسلّم قرآن مثل “حکم قصاص اعم از قصاص نفس یا قصاص اعضاء” یا “حکم پوشش قرآنی”، و سایر احکام اسلامی هستید؟ و جدای از این مثالها که زیاد است اساسا معنای مسلمانی و التزام به احکام شریعت چیست؟
            با احترام

             
  136. در ایران تا بود ملا و مفتی
    به روز بدتر از اینهم بیفتی
    ایرج میرزا

    اولين روحاني جهان
    اولین شيادی بود
    که به اولین ابله رسيد.
    “ولتر”

    يک فيلسوف تابحال هرگز يک روحاني را نکشته است،
    در حاليکه روحانيون فلاسفه زيادي را کشته اند…
    “دنيس ديروت”

    وقتي که مردم بيشتر آگاه مي شوند،
    کمتر به روحاني و بيشتر به معلم توجه مي کنند.
    “رابرت گرين اينگر سول”

    دين بهترين وسيله
    براي ساکت نگه داشتن عوام است.
    “ناپلئون بناپارت”

    وقتي مروجين مذهبي به سرزمين ما آمدند،
    در دست شان کتاب مقدس داشتند و ما در دست زمين هايمان را داشتيم.
    پنجاه سال بعد،
    ما در دست کتاب هاي مقدس داشتيم و آنها در دست زمين هاي ما را داشتند.
    ” جومو کيانتا”

    مذهب
    تنها براي بردگي انسان ها خلق شده است.
    “ناپلئون”

    روحانى نسبت به برهنگى و رابطه طبيعى دو جنس حساسيت دارد،
    اما از کنار فقر و فلاکت مى گذرد.
    “سوزان ارتس”

    يش ها مى گويند که آنها به مردم بخشيدن و خيريه را مى آموزند.
    اين طبيعى است.
    چون آنها خود از پول صدقه مردم زندگى مى کنند.
    همه گداها مى آموزند که مردم بايد به آنها پول بدهند.
    “رابرت گرين اينگر سول”

    قسمت هايى از انجيل را که من نمى فهمم ناراحتم نمى کنند،
    قسمت هايى از آن را که مى فهمم معذبم مى کنند.
    “مارک تواين”

    به من بگو قبل از تولد کجا بوده اي
    تا به تو بگويم پس از مرگ کجا خواهي رفت.
    “نيچه”

    مذهب مردم را متقاعد كرده كه : مردی نامرئي در آسمانها زندگي مي كند
    كه تمام رفتارهاي تو را زير نظر دارد، لحظه به لحظه آن را.
    و اين مرد نامرئي ليستي دارد از تمام كارهايي كه تو نبايد آنها را انجام دهي،
    و اگر يكي از اين كارها را انجام دهي،
    او تو را به جايي مي فرستد كه پر از آتش و دود و سوختن
    و شكنجه شدن و ناراحتي است و بايد تا ابد در آنجا زندگي كني،
    رنج بكشي، بسوزي و فرياد و ناله كني
    … ولي او تو را دوست دارد !
    ” جورج كارلين”

    يكي از بزرگترين تراژدي هاي بشريت اين است كه
    اخلاقيات بوسيله دين دزديده شده است.
    ” آرتور سي كلارك”

    مذهب ،
    آه خلق ستمديده است،
    قلب دنياي بي قلب و روح شرايط بي روح.
    مذهب افيون توده هاست .
    “كارل ماركس”

    آنجا كه علم پايان مي يابد،
    مذهب آغاز ميگردد .
    ” بنجامين ديزرائيلي”

    دين،
    افساري است که به گردن تان مي اندازند،
    تا خوب سواري دهيد،
    و هرگز پياده نمي شوند،
    باشد که رستگار شويد…
    “کائوچيو”

    “Those who promise us paradise on earth never produced anything but a hell.”Karl Popper

    “We must plan for freedom, and not only for security, if for no other reason than that only freedom can make security secure.”Karl Popper

    هر احمقی می تواند چیزها را بزرگتر، پیچیده تر و خشن تر کند؛ برای حرکت در جهت عکس، به کمی نبوغ و مقدار زیادی جرات نیاز است.
    انیشتین

    فرق بین نبوغ و حماقت این است که نبوغ حدی دارد.
    انیشتین

    من هوش ِ خاصی ندارم، فقط شدیدا کنجکاوم.
    انیشتین

    سعی نکنید موفق شوید، بلکه سعی کنید با ارزش شوید..
    انیشتین

    دنیا جای خطرناکی برای زندگی است. نه به خاطر مردمان شرور، بلکه به خاطر کسانی که شرارتها را می بینند و کاری در مورد آن انجام نمی دهند.
    انیشتین

    یکی از قویترین عللی که منجر به ورود آدمی به عرصهء علم و هنر می شود فرار از زندگی روزمره است.
    انیشتین

    مثال زدن، فقط یک راه دیگر آموزش دادن نیست؛ تنها راه آن است.
    انیشتین

    زندگی مثل دوچرخه سواری است. برای حفظ تعادل باید حرکت کنید.
    انیشتین

    حقیقت آن چیزی است که از آزمون تجربه، سربلند بیرون آید.
    انیشتین

     
  137. موضوع “شیعه گستری” و “هلال شیعی” که مورد مباحثه بین آقای نوریزاد و دوستنان سید مرتضی در این پست میباشد اینجانب را بر ان داشت که به این قضیه نگاهی داشته باشم تا شاید به غنای بحث کمکی شود.
    “شیعه گستری” در معنای خود یک مفهوم ساسی است تا دینی و این هیچ ارتباطی به تبلیغ مرام شیعه و یا نظرات آن و یا آشنا کردن کسی با معارف اهل بیت ندارد. شیعه گستری را میتوان اراده توسعه نفوذ سیاسی ایران در نقاطی دانست که بر اساس یک پیش فرض دارای متحدین بالقوه در آن جعرافیا دارد که این وجه اشتراک همان شیعه بودن انان در مقابل سنی ها است. با توجه به مشخص بودن سرزمینهای شیعه نشین که بزرگترین انها ایران و بعد عراق است و بعد اقلیت شیعیان لبنان و وچود سوریه در حلقه وسط عراق و لبنان میتوان سیاست شیع گستری ایران را که همان ایجاد بلوک قدرتی در قبال سنی های خاورمیانه در وحله اول است توضیح داد. ورود به یمن هم با همین فرض است که شیعیانی در انجا هستند که میتوانند متحدین بالقوه ایران در این مورد باشند. ترسیم دیاگرام ایران تا لبنان هم همان هلال شیعی است که این اتفاقات در آن رخ میدهد.
    اما آیا شیعه گستری و هلال شیعی واقعیت است و یا افسانه ای که بیگانگان ساخته اند؟ گرچه اولین بار هلال شیعی را ملک عبدالله اردنی مطرح کرد ولی این امر دلیل غیر واقعی بودن آن نیست و بخصوص پس از استقرار ولایت فقیه در ایران این پدیده عریانتر شده.
    در تاریخ 28/11/1392 بر اساس خبر ایرنا، سردار سرلشکر قاسم سلیمانی در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در جمع یادگاران دوران دفاع مقدس در کرمان سخنانی را ایراد کرد و طی آن به موضوع هلال شیعی پرداخت. او در خلال حرفهای خود گفت:” حیای شیعه با مرجعیت ایران یک قطبیت و یک قدرت به ایران در بعد سیاسی، امنیتی و اقتصادی می دهد، اینکه می گویند هلال شیعی، سیاسی نیست، هلال شیعی، هلال اقتصادی است و مهمترین مسئله اقتصادی جهان، نفت است.” او بعد از توضیح وجود نفت در این مناطق استاتژیک شیعه نشین می افزاید” مرجعیت سیاسی شیعه به ایران یک قدرت مضاعف از قومیت بخشید، ضمن این که به شیعه برای بازیافت قومیت شیعی کمک کرد که این از اثرهای ماندگار است. وی تصریح کرد: اگر ایران نبود، این اتفاقات هم نمی افتاد”.
    شبیه این حرف را فرمانده سپاه هم زده که البته با توجه به عکس العمل منفی سعی در تکذیب آن شد ولی این تکذیبها در حالیکه اعمال و رفتار جمهوری اسلامی در معرض دید همگان و مورد تائید خود مسئو لین حکومت است چندان اعتباری ندارد.
    فرض ایران بر این است که حاکمیت مرجعیت به ایران توانی بیش از قدرت ژئو پلیتیکی آن بخشیده است و شعیان در عراق بخضوص گوش بفرمان مرجعیت که همان ولی فقیه است میباشند و جمهوری اسلامی میتواند با کنترل بخش عمده نفت جهان برای خودش عرض اندامی بکند.پس نه شیعه گستری امری تخیلی است و نه هلال شیعی.
    اما نکته ای که از دید مسئولین ایرانی مثل سلیمانی پنهان است این است که امروزه کشورها بر اساس مذهب و دین منافعشان تعریف نمیشود و الزاما منافع یک شیعه عراق و یا لبنانی همان منافع یک مرجع شیعه ایرانی نیست. در لبنان هم فقط پول نقد است که اتحاد ایجاد کرده ونه فتاوای مراجع ایران. همین شیعیان عراقی در جنگ با ایران غالبا یک عضو خانواده را از دست داد ه اند و امروز هم رابطه خوبی با امریکا دارند. هرکسی بدنبال منافع خودش است.دلیل دیگر رویائی بودن این سیاست این است که ایران عملا از این همه هزینه عایدی نداشته و هر جه بوده هزینه و خسارت بوده است. مراجع ایرانی در حالیکه بعلت فساد حکومت دینی در ایران اقتدار خود را از دست داده اند نباید امیدوار به نفوذ در جای دیگر باشند.

     
    • جناب باصفا روی دید سیاسی خاص یک تعریف خاص از شیعه گستری ارائه و با استشهاد به گفته های قابل بررسی دو نظامی هرچه می خواهد می گوید! آنچه که بنده گفتم این است که واژه ترکیبی شیعه گستری که در ادبیات مدیر این سایت تکرار می شود و دیگران هم آنرا مقلدانه تکرار می کنند در هیچیک از اسناد بالادستی جمهوری اسلامی ایران اعم از قانون اساسی و سیاست های کلی این نظام مطرح نشده است،و اسناد دادن آن به جمهوری اسلامی ایران یک افتراء و دروغ جهت دار است،بنابر این هرکس این واژه را بکار می برد باید ابتدا تعریف و تحلیلی از آن داشته باشد بعد آنرا بر سیاست های منطقه ای جمهوری اسلامی تطبیق کند،آنچه که عرض شد این بود که بنظر بدوی واژه شیعه گستری صبغه ای دینی و اعتقادی دارد،اینکه یک مذهب و متولیان یک مذهب که خود را بطور مستدل حق و اسلام اصیل می دانند می توانند این مذهب را ترویج کنند و اصول و فروع آنرا توضیح دهند و به شبهات متوجه به اصول مذهب پاسخ دهند،و چنین رویکردی نه بلحاظ فردی و نه بلحاظ تمرکز یک حکومت شیعی که تابع اصول مذهب است نه که ایرادی ندارد بلکه احتمالا از واجبات وظائف دینی و مذهبی است،بنابر این حتی صرف هزینه برای رساندن یک پیام و یک فرهنگ به غیر متدینان یا مسلمانان عیر شیعی مشتمل بر هیچ اشکال عقلی یا عرفی یا قانونی نیست.جهت دیگر این بحث این است که یک حکومت شیعی وظیفه دینی و مذهبی و مواساتی خود می داند که به اقلیت های موجود شیعه در همه نقاط جهان کمک کند یا تلاش در رفع مشکلات آنان داشته باشد،و این مبنا نیز با هیچ مبنای دینی یا قانونی در این کشور تعارضی ندارد و چنین رویکردی هیچ ارتباطی با اصطلاحات نامفهوم و گنگ و کلی مثل شیعه گستری یا هلال شیعی که در لسان دشمنان جمهوری اسلامی و معارضان منطقه ای آن هست ندارد.نکته دیگری که شما به آن توجه نمی کنید این است که مصادیقی که ذکر می کنید هیچ ربطی به هلال شیعی یا شیعه گستری ندارد،اینکه ایران اسلامی شیعی به شیعیان جنوب لبنان کمک مادی یا معنوی کند اصلا ربطی به شیعه گستری ندارد،برای اینکه آنها پیش از آنکه ایران به آنها کمک کند خودبخود شیعه هستند، دقت کنید!مگر ایران به جنوب لبنان کمک کرده یا می کند تا آنها شیعه شوند؟!آنها که شیعه هستند،همینطور شیعیان در مناطق دیگر جهان،بنابر این چنین کمک هایی و چنین سیاست هایی اصلا بمعنی گسترش شیعه نیست،این دفاع از مظلوم است در برابر ظالم ،برابر اسرائیل ظالم و متجاوزی که اگر مانعی پیش روی او نباشد هرآن بدنبال توسعه تجاوز و گسترش سرزمینی خویش است و این رویکرد غیر قابل انکار است مگر از سوی کسانی که روی اغراض سیاسی چشم خویش را هم می گذارند و کلیشه مخالفت با یک حکومت مردمی شیعی را پیشه خود کرده اند.
      گذشته از اینها مگر در همه این کره که روی آن زندگی می کنیم حکومتی شیعی غیر از ایران وجود دارد؟! در لبنان حکومت شیعی برقرار است؟! یا هدف ایران از کمک به حزب الله در برابر اسرائیل،بدست گرفتن تمرکز حکومت آنجا و تاسیس حکومت شیعی در آنجاست؟! قدری در اظهارات دقیق باشیم لطفا، حکومت لبنان حکومت لبنان است و منتخب مردم آنجا ،حکومت عراق حکومت تاسیسی خود مردم عراق است،در یمن هم حوثی ها شیعه بمعنای رایج و متعارف آن نیستند اینها شاخه ای از زیدیه هستند و کمک مادی یا معنوی احتمالی ایران به حوثی کمک باعتبار مذهب آنها نیست،یا مگر شیعیان عربستان که اقلیت ناچیزی هستند امکان دخالت در حکومت دارند؟ آیا کمک های انسانی ایران به مسلمانان مظلوم روهینگیائی کمک به اعتبار اعتقاد است؟! آنها که سنی هستند،آیا کمک ایران به شریک مشترک المنافع منطقه ای خود یعنی دولت قانونی مردم سوریه کمک به شیعیان است؟! آنجا شیعه کجا بود؟! آیا بشار اسد شیعه است؟! آیا کمک های مادی و معنوی ایران به نمایندگان مردم مظلوم فلسطین در برابر اسرائیل وحشی متجاوز،کمک به شیعه و شیعه گستری است؟! در این کره خاکی هم هر کشوری استقلال ملی دارد و حکومتی دارد و ایران هم یک حکومت مستقل است،اینکه ایران با همراهان منطقه ای خود اشتراک منافع و ارتباط دیپلماتیک داشته باشد می شود هلال شیعی؟! ایران غیر اینها با کشورهای دیگر منطقه هم ارتباط دارد،با عمان و اردن و قطر و کشورهای دیگر خاور میانه یا افریقا و آسیا ارتباط دارد،این از لوازم یا ملزومات حکومت و حکومت داری است،ظاهرا شما هنوز باور نکرده اید که چهل سال است با اراده مردم ایران یک حکومت با یک قانون اساسی تاسیس شده است و همه حکومت ها طبیعتا بدنبال منافع اقتصادی و سیاسی و اهداف ژئوپولیتیک خود هستند،این یک امر عام است و من نمیدانم شمایان بعنوان ایرانی چرا دنبال اهداف منطقه ای و امنیتی و اقتصادی بودن سایر کشورها را براحتی می پذیرید مثل دخالت و حضور نفع طلبانه و گاه ظالمانه و غیر منطقی امریکا را ،وقتی به حکومت مستقر در کشورتان می رسید سیاست های منطقه ای و امنیتی و اقتصادی و سیاسی آنرا با تهمت های بی ربطی مثل شیعه گستری و اصطلاحات جعلی همچون هلال شیعی مورد هجوم قرار می دهید؟ این است که چنانکه قبلا اشاره شد اساسا اصطلاح شیعه گستری و هلال شیعی اصطلاحاتی جعلی و مزخرف است که توسط دشمنان ایران اسلامی و بقصد ایران هراسی جعل و القاء شده که مع الاسف منتقدان بی توجهی در ایران چون با اساس حکومت تاسیسی اکثریت ملت بزرگ ایران مخالفند آنرا طوطی وارانه ومقلدانه تکرار می کنند.

       
  138. ایران وایر: خانواده بهشتی: از بنیان گذاری قوه قضاییه تا بازداشت شدگان امنیتی‎.
    مش قاسم: این بهشتی خود خوانده که این جهنم رو راه انداخت منقلابی بنیان گذار قوه قضاییه نبود بنیان گذار قوه غذائیه بود (همان جایی که در حکومتهای درست و حسابی بهش میگن قوه قضایه، ولکن در حکومتک اسلامی از آنجا که این قوه منبع بخور بخور یه مشت آخوند دزد شده اسمش به قوه غذائیه بیشتر میخوره.) چوب اعمالش رو حالا ضعیفه و پس افتادهاش میخورن.

     
  139. اخبار اقتصادی:
    ۱- ریال در مقابل یورو باز هم سقوط کرد. ۱ ریال ۰.۰۰۰۰۲۴ یورو
    ۲- پول کره شمالی در مقابل یورو بالا رفت. ۱ ون ۰.۰۰۰۸۹ یورو
    ۳- ریال در مقابل پول کره شمالی هم سقوط کرد. ۱ ون کره شمالی ۴۰.۸۶ ریال
    مش قاسم: دولت امام زمونه و اقتصادش هم مال خره (با لهجه نجف).

    /*: ک

     
  140. قانون اساسي پيشنهادي براي حكومت آينده متن کامل
    فروردین 1384 Cyrusnews.com

    از كاوه شيرزاد
    kavehshirzad@yahoo.com
    http://www.kavehshirzad1.persianblog.com

    به نام خداوند جان و خرد كزين برتر انديشه بر نگذرد

    فصل يكم : اصول كلي قانون اساسي
    http://ghandchi.com/IONA/ConstShirzad.htm

     
  141. اس…(سه نقطه از مش قاسم)ال طلبان: مدیران ناکارآمد دولت مردم را ناراضی می‌کنند.
    مش قاسم: خود …(سه نقطه از مش قاسم)شون پایه گذار این ناکارامدی هستن ها! همین …(سه نقطه از مش قاسم) قانون/*های کشکی مجلس اول تا ۷-۸ نوشتن که که کار به اینجا رسیده. داستان، داستان ای دزد ای دزده! همشون سر و ته یه کرباسچی هستن!

    /*: ک

     
  142. این دومی: جوان نسل سوم با حفظ ایمان از جوان نسل اول امیدبخش‌تر است.
    مش قاسم: اولا، به این میگن شیپور از سر گشادش زدن. دوما، جوان نسل سوم مثل تو حاج سعید توسی رو ول نمیکنه!

     
  143. تبرئه مومن مجاهد ولائی سعید طوسی را به قوم لوط تبریک عرض میکنم!!..راهتان ادامه دارد!..

     
  144. آقای نوری زاد
    وقتی حکم تبرئه سعید طوسی را خواندم، یاد جمله معروف و موثر او افتادم، اگه یادتون باشه سعید طوسی همان زمان به یکی از افراد دخیل و تعیین کننده در پرونده گفت: پرونده را جمع کنید و الا صدتا از اون بالایی ها را میکشم پائین!!!!!

    جالب اینکه از بالایی ها صحبت میکند، یعنی دانه درشت‌ها!!!! و صحبت یکی و دو تا نمیکند، صد تا دانه درشت!!!!

    من به واقعی و موثر بودن تهدید طوسی ایمان آوردم.

    خدایی رئیس دادگاه ننه مرده حق داشته تبرئه کنه!!!! معلومه فشار زیادی تحمل کرده!!!!!

     
    • یاران جان درود

      در همان آغاز طلبگی با سنتی بسیار حسنه ومسبوق به سابقه

      طلبه های جوان را با کار آموزیده ای(چه کاری بماند) هم حجره کنند.

      محاجا و روان کردن جوان سبز خط از وظایف آن کار کشته که خود نیز

      زمانی کار آموز بوده میباشد. از برکات این سنت حسنه آنست که با

      پر رو شدن بتواننددر چشم ملتی صاف بنگرند ودروغ بگویند وهیچ به

      روی خویش نیارند.دیگر حسنه سنت آنست که برهم لباسان هرگز

      گیر چند پیچ ندهند و زهد نفروشند .حسن حکم قاضی آین است جمله

      شاگردان سعیدکه ممکن است کودکان ونوادگان بزرگان باشد به صف

      (me to) اندر نشوندچه سالیانی دیگر امکان فقیه شدن بر آنان بسیار

      متصور است .

       
  145. دادگاه تجدیدنظر، سعید طوسی را تبرئه کرد

    بنا به توییت «محمود صادقی» – نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی – دادگاه تجدیدنظر حکم چهارسال حبس سعید طوسی را نقض و او را از اتهامات وارده تبرئه کرد.

    آقای صادقی در توییتر خود نوشت: «شعبه ۵۶ دادگاه تجدیدنظر تهران بدون امضای رئیس دادگاه با رأی دو مستشار از شعبه دیگر حکم صادره علیه مربی صوت و لحن مبنی بر ۴ سال حبس را نقض و او را تبرئه کرد؛ اسناد پرونده حاکی از اعمال نفوذ آشکار در فرایند دادرسی است. حدود ۲ سال بود که مدیرکل دادگستری پرونده را ازدادگاه گرفته بود».

    گفتنی ست سعید طوسی – قاری و مربی برجسته قرآن – چندی پیش به دلیل آزار جنسی شاگردان قرآنی خود مورد آماج انتقادات فراوان قرار گرفته بود. روند قضایی پرونده او نیز به دلیل اعمال نفوذ نهادهای بالادستی و پرنفوذ از شفافیت چندانی برخوردار نبود. بنا به ادعای برخی منابع او از حمایت بیت آیت الله خامنه ای برخوردار بوده است.

    http://news.gooya.com/2018/01/post-11471.php

     
    • ببین حالا دیگه اوسا سعید چه میکنه ! کی دیگه جلودار اونه از این به بعد . ” ولاکن اگر تا ختنه گاه فرو رود , دو حالت دارد …….. . اسلام برای همه چیز راه حل دارد . چهار تا شاهد لازم است تا تایید کنند که از ختنه گاه هم گذشته بود و الا گناه که نیست هیچ ثواب هم دارد “

       
    • این طفلک از خردسالی به قرائت قرآن مشغول بوده و خیلی هم با استعداد و خوش صداست . از او ویدئو کلیپ های زیادی روی یو تیوب هست . اما از بخت بد او و امسال او دینداران ما بسیاری در همان رده های بالا هم زیاد به دینی که دارند معتقد نیستند . این استاد سعید در خردسالی و نو جوانی و جوانی و همینطور حالا هم چهره زیبایی داشت . خوش سیما و آنطور که در فیلمهای او دیده میشود کودکی آرام و مودب بود . در آن و این فضای مذهبی آلوده به هر گندی همه چیز میتواند برای چنین طفلی اتفاق بیفتد . این بیچار شاید خود بار ها مورد تجاوز قرار گرفته باشد . دراسلام ظاهرا لواط گناه بزرگی است و مرتکبین آن مستوجب مجازاتند اما بوده اند شاهان و حکمرانانی که با خردسالان پسر به رختخواب میرفتند حتی تا همین اواخر دوره قاجار . من نمیدانم آیا حالا هم هستند چنین مسلمانانی آنهم در رده های بالا یا نه . چه خوب است که این استاد سعید شرح زندگی خود را بنویسد و در جایی به امانت بگذارد تا پس از مرگش روی اینترنت گذاشته شود .این نوع تبهکاری ها مخصوصا اگر توسط مدعیان دین انجام بشوند نباید پنهان بمانند . کسانی که میتوانند با او تماس بگیرند در باره این پیشنهد با او سخن بگویند . وقتی او میگوید که پای خیلی از گنده ها در میان است اهمیت موضوع بیشتر میشود . دوستان باید توجه بکنند که او در جای خود احتمالا قربانی هم بوده . منظورم را حتما میفهمید .

       
  146. تقدیم به آقا سید مرتضی

    100 سال ثبات اقتصادی در سوئیس

    سکه چپ؛
    مربوط به سال 1909
    هم زمان با احمدشاه قاجار در ایران،

    و سکه راست؛
    مربوط دوران معاصر در سوئیس است!

    هر دوى این سکه ها…
    هنوز هم پول رایج کشور سوئیس هستند!!!

    ✔️ بزرگترین مشکل مردم سوئیس
    نداشتن ولایت فقیه و 800 هزار آخوند است!!!

     
  147. وقتی مذهب ملعبه دست جنایتکاران برای حکومت فاسدشان شد اونوقت دیگر این شده که در کشور شاهدش هستیم ومن هیچ نمونه ای در تاریخ به مشابه این حکومت فاسد وجنایت پیشه فعلی مملکت ۰(از نمرود وفرعون ومعاویه وهیتلر و پینوشه و تا همه حاکمان جنایتکار تاریخ و….) سراغ ندارم والا همانطور که خودتتان هم تقریبا اشاره کردید اکثرا دین ومذهب واعتقادات مردم هیچگاه بخودی خود مشکلی نداشته که آرام بخش زندگی مردم هم بوده وهست؟،

     
  148. دوست نازنین جناب نوری زاد
    از زحمت های شما برای رواج آگاهی تشکر می کنم. بد ندیدم جناب شما این نوشته را بخواند و ابراز نظر فرماید

    ————————————–

    اسلام سیاسی

    بقلم رضا بابایی

    اسلام سیاسی، به معنایی که امروز می‌بینیم و می‌شناسیم، از پدیده‌های قرن بیستم است. با فروپاشی شوروی و زیاده‌خواهی‌های اسرائیل در هفتاد سال گذشته، اسلام سیاسی مجال بیشتری یافت و اکنون(در غیبت بلوک شرق) پرچم غرب‌ستیزی در جهان بر دوش اسلام سیاسی است. فارغ از اینکه اسلام سیاسی چه مناسباتی با متون دینی و روح ادیان دارد و نسبت آن با اهداف کلان دینی(مانند اخلاق و معنویت) چیست، در گسترش روزافزون آن در جهان تردیدی نیست. نمی‌توان گفت آیندۀ کشورهای اسلامی در دست اسلام سیاسی است؛ اما تقریبا تردیدی وجود ندارد که نیمۀ نخست ‌قرن بیست‌ویکم، بهار اسلام سیاسی است؛ به‌ویژه به دلیل سیاست‌های غلط غرب در مواجهۀ مستقیم و غیر مستقیم با این جریان سیاسی قوی و نیز به دلیل بحران‌هایی که در خاورمیانه جا خوش کرده‌اند.
    اسلامی سیاسی، طیفی گسترده است که یک سوی آن داعش است و سوی دیگر، اخوان‌المسلمین مصر و تونس و جمهوری اسلامی ایران. اما در میان آنها تفاوت‌هایی نیز وجود دارد؛ مثلا اسلام سیاسی شیعی، بر خلاف اسلامی سیاسی تکفیری اهل سنت، مرزهای غرب‌ستیزی را به رویارویی نظامی نمی‌كشاند؛ مگر اینکه روند حوادث از دست هر دو خارج شود.
    ویژگی مشترک همۀ اسلام‌های سیاسی، مقابله با تمدن غرب و تأویل ظلم‌ستیزی به غرب‌ستیزی است. این مقابله اگرچه منافع جزئی غرب را در برخی مناطق جهان به خطر می‌اندازد، هزینه‌های آن برای کشورهای اسلامی بسیار سنگین است و تنها از عهدۀ دولت‌هایی برمی‌آید که از منابع مالی گسترده برخوردارند و همچنین می‌توانند رفاه‌طلبی شهروندانشان را مهار کنند. غرب نیز منتطر نشسته است که این منابع پایان بپذیرد یا تبدیل آنها به ایدوئولوژی و تسلیحات نظامی ناممکن گردد. خاورمیانه در 150 سال گذشته خاستگاه غرب‌ستیزی در جهان بوده است و اگر روزی منابع مالی خود(نفت و گاز) را از دست بدهد، زیان‌رسانی آن برای تمدن غربی به اندازۀ کشورهای فقیر آفریقایی(مانند سودان عمرالبشیر) خواهد بود. اما – چنانکه خاورشناسان نيز هشدار داده‌اند – فروپاشی اقتصادی کشورهای غرب‌ستیز، دشمنی با تمدن غرب را از دولت‌ها به سوی ملت‌ها سرازیر می‌کند؛ زیرا زمینۀ دشمنی با کشورهای ثروت‌مند همیشه در میان ملت‌های فقیر وجود دارد. بنابراین غرب‌ستیزی در کشورهای اسلامی ادامه خواهد داشت؛ حتی اگر دولت‌ها انگیزۀ کمتری برای مقابلۀ هزینه‌ساز با غرب داشته باشند. به عبارت دیگر تا زمانی که خاورمیانه به سطحی معقول از رفاه و امنیت نرسیده است، غرب‌ستیزی در این منطقه از جهان وجود خواهد داشت، حتی اگر اسلام سیاسی به بن بست برسد، و حتی اگر هیچ اثری و نامی از اسلام در میان نباشد. گراهام فولر(خاورشناس برجستۀ آمریکایی و نویسندۀ کتاب «ژئوپولتیک ایران») پس از هفده سال مطالعۀ میدانی در پاکستان و ایران و کشورهای عربی خلیج فارس، به این نتیجه رسید که غرب‌ستیزی در خاورمیانه ربطی به اسلام ندارد، بلکه ژئوپولتیک این منطقه از جهان و همسایگی آن با شوروی سابق و روسیۀ امروز، چنین مسیری را پیش پای آن گذاشته است.
    دربارۀ اسلام سیاسی، این نیز گفتنی است که نباید آن را مساوی با اسلام سیاست‌اندیش دانست. سیاست‌اندیشی و اجتماع‌گرایی در ذات هر دین و بلکه در ماهیت هر انسانی است؛ اما اسلام سیاسی، شیوه‌ای خاص در سلوک اجتماعی است که مشکل اصلی کشورهای اسلامی را در سیاست می‌بیند، نه در جایی مانند فرهنگ و تاریخ و بحران‌های منطقه‌ای. از همین رو است که آرمان اسلام سیاسی، دولت‌سازی و تصاحب قدرت سخت است؛ برخلاف اسلام سیاست‌اندیش که بیشتر به ملت‌سازی و قدرت نرم می‌اندیشد. تفاوت این دو در تاریخ معاصر ایران، تفاوت آیة الله بروجردی و علامه طباطبایی با فدائیان اسلام به رهبری نواب صفوی است.

     
    • اسلام از اول سیاسی بوده و اصولا همه ادیان ابراهیمی و بخصوص اسلام ایدیولوژی حکومتند بروش خود.من در تعجبم از این به اصطلاح روشنفکران که چگونه چشم و گوش خود را بر دادهای قرآن و سنت محمد می بندند. تمام پیامبران یهودی سیاسی بوده اند و حتی رفتار و کردار مسیح حرکتی سیاسی است و محمد خود دولت و حکومت تشکیل داده. واقعا آدم تعجب می کند از افرادیکه یا این آخوند را مثل نوریزاده و امثالهم یا اسلام و تفکر و ایدیولوژی اسلامی را از سیاست جدا می کنند مثل همین نویسنده و همفکرانشان. راستی این گروها دنبال چی هستند؟آخوند خوب و اسلام مترقی؟ دوستان اسلام همین است که علی و عمر و عثمان و هزاران خونخوار و قاتل و ادمکش مجاهد در اوایل ظهورش و در طول تاریخ و اکنون داعش و خمینی و سید مرتضی و هزاران ادم کش و قاتل و دزد و بی وجدان و بی رحم را پرورانده و خواهد پروراند!
      جالست که بعضی از هموطنان با افتخار زرتشت را هم در جرگه پیامبران بخوان مشتی ادمکش و جنایتکار و انسان و تمدن و انسانیت ستیز می اورند!اخه پیغمبر بودن با این تعریفی که اسلام و مسیحیت و یهودیت از ان دارند آیا جز شرمنده گی و پستی و پلاشتی و جنایتکاری و آدمکشی و دزدی و دروغ چه افتخاری می تواند داشته باشد؟ ایا پیام اهورایی زرتشت که انسان را همکار و همدم اهورامزدا می داند تا با همدیگر و با خردورزی برای خوشبختی انسانها و ساختن بهشت دراین دنیا کار و کوشش کنند خود گوایی بر این نیست که آمال و ارزوها و دیدگاه زرتشت اصولا با پیامبران فرسنگها فاصله دارد؟

       
    • دوست خوب ما جناب بابایی بسیار از این حرفهای یک من صد غاز می زند. ننه جون مهدی کروبی هم میدونه که یک روشنفکر دینی توهماتش بیشتر از یک آخوند است. مردم خاورمیانه ملیارد هم بشوند، تا توهمات«برتری با اسلام است» در ذهن یک جمع کثیر از آنها لانه کرده باشد، وضع همین است که هست. حتی بدتر از آن هم در راه است. جناب بابایی اینها را باید به انگلیسی بنویسد نه به فارسی. چون این نوشته بیشتر نوعی درخواست از غربیهاست که به ما پول بدهید تا مدرن شویم و ربطی به مردم ایران ندارد چون مردم ایران دستکم(در سطح اکثریت) سالهاست فهمیده اند معضل در خود اسلام است نه در جای دیگری. چگونه؟ اسلام نمی تواند به پستوی ذهن آدمها بر گردد بلکه سواری برگرده ی تک تک را هدفگذاری کرده است. اگر این هدفگذاری ایلام و روحانیت را کنار زدید، آنگاه خود به خود مدرن می شوید و نیازی هم به درخواست از غربیها ندارید.

       
    • دوست خوب ما جناب بابایی بسیار از این حرفهای یک من صد غاز می زند. نن جون مهدی کروبی هم میدونه که یک روشنفکر دینی توهماتش بیشتر از یک آخوند است. جناب بابایی در این نوشته که از روحیه تقلیدگری عمومی ما بهره برده و با «نقل اقوال نامعلومی از برخی خاورشناسا و نویسندگان غربی» در پی تکرار این حرف خسته کننده است که«اسلام در ذات خود ندارد عیبی» به کاهدون زده است. چون با ادبیات زیبا نمی توان وارونه نمایی کرد ولو که نویسنده خود صورت گر چین باشد. باری برخلاف این تلاش بی فرجا جناب بابایی( پرسش: واقعا خسته نمی شوید از این همه تکرار ممل و شب و روز قطعه نویسی فاضلانه مبنی بر این که: تا پول دار نشویم، مدرن نمی شویم و از آن سمت اسلام هیچ مشکلی ندارد؟) مردم خاورمیانه ملیارد هم بشوند، تا توهم«برتری با اسلام است» در ذهن یک جمع کثیر از آنها لانه کرده باشد، وضع همین است که هست. حتی بدتر از آن هم در راه است. جناب بابایی اینها را باید به انگلیسی بنویسد نه به فارسی. چون این نوشته بیشتر نوعی درخواست از غربیهاست که به ما پول بدهید تا مدرن شویم و ربطی به مردم ایران ندارد چون مردم ایران دستکم(در سطح اکثریت) سالهاست فهمیده اند معضل در خود اسلام است نه در جای دیگری. چگونه؟ اسلام نمی تواند به پستوی ذهن آدمها بر گردد بلکه سواری برگرده ی تک تک را هدفگذاری کرده است. اگر این هدفگذاری ایلام و روحانیت را کنار زدید، آنگاه خود به خود مدرن می شوید و نیازی هم به درخواست از غربیها ندارید.

       
  149. آقای نوری زاد در این مدت دیدم که شما تلاش کردین این آقا مرتضی را به انصاف و مدارا و بقول خودتون فراخ نگری دعوت کنین اما ایشون بخاطر صنف شون نباید یا نمی تونن یه کم اونورتر را ببینن دلیلش حقانیتی یه که برای خودشون و باطلیتی یه که برای دیگران قائلن . یه مطلب از هومن بامدادان خوندم خیلی مناسب دیدم در توصیف اینجور آدما که به کجاها سرک می کشن
    یا از کجاها سوال پرورش می دهند تا برای مردمی که مسله ای ندارن مسله درست کنن

    هومن بامدادی میگه: خیلی وقتا مردا و زنایی که نمیتونن با مغز و قلبشون باهم حرف بزنند میرن سراغ پایین تنشون… خیلی وقتا وقتی ارتباط روحی کلامی بین زن و مرد نیست… رابطه پایین تنه شکل میگیره…جایی که دفع انسان صورت میگیره چطور مرکز توجه آدم میشه…اینکه انسان فقط به محل دفع ادرار طرفش فکر کنه و بخواد اون محل بپرسته…اسم این میذارن عشقبازی انسان ها خیلی عجیبند…مدت ها باهم حرف میزنند تا بلاخره به محل دفع ادرار هم برسند…ما بعنوان مرد باید با صداقت بفهمیم مغز و قلب یک زن دوست داریم یا صرفا دوست داریم آلت تناسلی اون زن کشف و پر کنیم… این کلنجار با ذهنمون باید بریم…
    درک اینا سخته طبیعت انسان…

    می گم آقای نوری زاد ایجاد تغییر در ذهن بسته اینجور ادما ناممکنه بخودتون زحمت ندین. فی امان الله

    —————–

    دوست گرامی
    من با همه ی اختلافهای بنیادینی که با هموطنانی چون سیدمرتضی دارم، هرگز اما باب گفتگو را نمی بندم. چه باورم براین است که هر سخنی اگر با درستی همراه باشد، حتما در ناخودآگاه مخاطب اثر می نهد. اگر چه خود مخاطب متعمدانه بر همان درستی سخن خاک افشاند. از همین روی من در وادی سخن و نوشته و گفتگو، برای سیدمرتضی و همه ی عزیزان چه موافق و چه مخالف احترام قائلم.

    .

     
    • خوش بحال شما که اینقدر اوپن فکر می کنید که غایت آمال اوپن فکر کردن شما گزاره های مربوط به پایین تنه است،کسی که سطح تفکر او از افق پایین تنه فراتر نمی رود طبعا حدّ داوری او در بحث های اختلافی بین عقلاء همین است که همه در این نوشته می بینند.

       
    • من نیز با همه ی اختلافهای بنیادینی که با هموطنانی چون نوریزاد دارم، هرگز اما باب گفتگو را نمی بندم. چه باورم براین است که هر سخنی اگر با درستی همراه باشد، حتما در ناخودآگاه مخاطب اثر می نهد. اگر چه خود مخاطب متعمدانه بر همان درستی سخن خاک افشاند. از همین روی من در وادی سخن و نوشته و گفتگو، برای نوریزاد و همه ی عزیزان چه موافق و چه مخالف احترام قائلم.

       
  150. حاج اکبر گروگانگیر مقاله نوشته به عنوان: چگونه اخلاق‌گرایی، ریشه فساد شد؟ نوشته اول منقلاب، منقلابیون اعتقادی به قوانین و شیوه درست مملکت داری نداشتن. به عنوان مثال ادامه میده در سال 59 امور کشاورزی و دادن امکانات و وام و تجهیزات در طول یک سال میلیاردها تومان پرداخت کردم.
    مش قاسم: ۱- این نادان و همه منقلابیون ۵۷ هیچ نبودن غیر از یه مشت بی اخلاق، و فاسد، احمق، خودپرست، خود محوربین تنگ نظر. مثلا همین نادان، از دیفال سفارت بالا رفته، گروگان گرفته هنوز میگه اخلاق‌گرای بودن؟ تنها چیزی هیچ ازش بویی نبرده بودن اخلاق بود. ادامه میده “در طول سال ۵۹ میلیاردها تومان در امور کشاورزی و دادن امکانات و وام و تجهیزات پرداخت کرده” (البته هیچ حرفی نه از بازده کشاورزی کرده نه از بازپرداخت، کارهای حاجی مموتی!). این نادان هنوز واسه ما نخسه میپیچه و تهدید هم میکنه. ای که مردهشور همتون رو ببرن با اون منقلابتون.

     
  151. آقای سیدمرتضی سلام
    اگر دادگاههای ایران هم به مسئله سعید طوسی رسیدگی نکند با اطمینان بهتون می گم یه روز دادگاههای ترکیه به این کار رسیدگی خواهد کرد. خواهش می کنم این دادنامه را که یکی از ده یازده دادنامه است که دستگاه قضایی کلا بایگانی اش کرده بخوانید و نظر بدید

     
    • سلام ناصر گرامی،من در مورد دادنامه ای که بر فرض صحت،آنرا ناقص نقل کرده اید و می گویید در پروسه مجموع رسیدگی بایگانی شده است چه نظری می توانم دهم؟ این بخشی که شما نقل کرده اید و می گویید در روند مجموع رسیدگی پرونده بایگانی شده،حاوی ادعای یکی از شاکیان یا ولی اوست،من فکر می کنم اگر هم کسی صلاحیت ابراز نظر در مورد پرونده های قضائی داشته باشد نمی تواند بدون در اختیار داشتن همه مراحل پرونده :تحقیقات بازپرس،اظهارات شاکی و دلایل او،اظهارات متهم و پاسخ های او و سایر شواهد و قرائن و تطبیق اینها بر متن قانون و متن حکم نهائی و قطعی دادگاه های بدوی و تجدید نظر یا دادگاه های عالی،اظهار نظر کند و اگر کسی خارج از این فرایند حکم جزمی به مجرمیت یا برائت یک متهم کند صرفا اظهار نظری بر اساس اغراض سیاسی و نظائر آن کرده است.
      من قبلا هم در بحث هایی با مدیریت این سایت گفته ام بحث من بحث شخصی در دفاع از برائت یا محکومیت کسی نیست، من این متهم را نه می شناسم و نه دفاعی سلبی یا ایجابی در مورد اتهامات مربوط به او دارم ،بحث من این است که چرا کسانی بر خلاف قوانین و هنجارهای قضائی مایلند خارج از محدوده دادگاه صالح یک متهم را صد درصد محکوم و مجرم بدانند؟ این در واقع نوعی سیاسی کاری یا یاغیگری در برابر قوانین و تن ندادن به احکام و محکمه قضائی است. در فضای سیستم قضائی هرروزه شاکی و متهم و منکر و مدّعا علیه وجود دارد و بنا نیست که مردم عادی خارج از فضای قواعد قضائی و محکمه دائم و از پیش خود در مورد دعاوی حقوقی یا کیفری متهمان و شاکیان اظهار نظر قطعی کنند و مادامی که بر اساس ضوابط قانونی و آیین دادرسی کسی بتشخیص قاضی و بر اساس اقاریر و بینات و شواهد پرونده مجرمیت او اثبات و احراز نشده اصل بر برائت است و صرف ادعای شاکی یا شاکیان دلیل بر محکومیت مدّعا علیه نیست و کسانی که خارج از فضای رسیدگی قضائی و ادله پرونده حکم بمحکومیت یک متهم می کنند هم اخلاق را نقض کرده اند و هم قوانین را و در صورتی که آبروی کسی را ببرند و چیزهایی را بدون دلیل بکسی نسبت دهند بر اساس قانون مفتری هستند و خود باید تحت تعقیب قرار گیرند،بنابر این بحث من بحث شخصی نیست .
      در مورد محاکمه یک شهروند ایرانی در ترکیه یا کشورهای دیگر نیز بنده نظر خاصی ندارم،محاکمه کنند،بهرحال آنها هم موازین قضائی و قوانینی دارند و معیارشان نمی شود قاری فلان بیت بودن یک متهم باشد، باید دید قوانین آن کشور چه می گوید و البته کشوری که شهروند او در کشور دیگر محاکمه می شود هم وظائف و اختیاراتی حقوقی و سیاسی در ذمّه دارد.

       
      • از كلمه به كلمه نوشته شما ماله كشي و بي مسئوليتي و بي غيرتي ميبارد اي كاش
        كه شما به جاي مدافع و ترويج كننده دين نام خود را دشمن دين ميگذاشتيد تا اين همه
        آثار تخريبي روي دين نداشتيد.

         
  152. اخبار: وعده‌های وزوزیر/* کار درباره عیدی بازنشستگان و حقوق کارگران.
    مش قاسم: ۴۰ ساله حاجی وزوزیر/*ان وعده و وعید دادن. اینا همش وعده و وعید بوده که شیره به سر ملت بمالن. سیاستهای حکومت/* اسلامی برای حکمروایی: پراکندن وحشت و گشنه نگاه داشتن ملت!

    /*: ک

     
  153. سلام دوست گرامی ، به بهانه ی نوشته ی شما بامضمون « روحانیون می توانند مفید باشند . . . » عرض کنم که بنده بدلیل کاری ، هفته گذشته وپس از 24 سال وبه اتفاق خانم ، سفری به شهر قم داشتم (من دوران تحصیل ودانشگاه را درقم گذراندم ) کاری اداریم نیمساعتی بطول انجامید وقصد برگشت داشتم که خانم اصرار کردن برای زیارت به حرم بریم ومن هم چون هیچگاه توفیق حضور بر مزار آیت اله منتظری را نداشتم پذیرفته وعازم شدیم .. شهرقم را درراستای توسعه ی شهری وگسترش آن واتوبانهاوبلوارها وفضاهای سبز وآب جاری !!!در رودخانه وساحل سازی وفضای سبز دوطرف رودخانه وکلا امکانات شهری را بسیار متفاوت دیدم با شرایط آن سالهایی که دانشجو بودم وازمعابری که آن سالها میرفتم تا به حرم میرسیدیم به آنصورت ممکن نبود وباید منطقه طولانی را میرفتی ودور زده تا به پارکینگ طبقاتی وسیع درعمق زمین وویژه حرم وارد شده وبا آسانسورهای متعدد وبزرگ وبا پله های وبرقی و. .. . امکان حضور درحرم حاصل می شد ،، بالاخره توفیق حضور برمقبره آیت اله حاصل وچند دقیقه ای در مجاورت آن نشستم ذهن وخاطرم پروازی کرد به تمام گذشته وعملکرد این شخصیت حوزه ای ویادم آمد به جمله ای از پیرمردی حدود 100 ساله ازاهالی اقلید فارس که برویلچر آمده بود تهران برای درمان ودرترمینال جنوب تهران دقایقی را درکنار من مستقرش کردند وازهوش وحواس خوبی برخورداربود وسر صحبت را بامن باز کردو وقتی فهمید من نجف آبادی هستم ، سراغ آیت اله (منتظری) را گرفته وپس از گفتگویی ، اینچنین اظهار نظر کرد که این آقا شخصیت بزرگواری بود که اشتباها درلباس روحانی رفته بود وبواقع روحانی نبود که اگر می بود الآن رهبر بود!! بگذریم ،، نکاتی باز هم به ذهنم خطور کرد … 1_ علیرغم تلاشهای بی حدوحصر حکومتیان در حذف وسانسور این شخصیت ، گروه ، گروه مردم بودند که برمزارش حاضر وعرض ادب کرده وفاتحه ای قرائت می کردن ،، 2_ دوتاطلبه آنطرفتر با هم صحبتی داشتن که من هم می شنیدم بر این منوال که کلاس درس آن عده از علمایی که درمراسم حمایت از رهبر ونظام حاضر به تعطیل کردن وشرکت در راهپیمایی نشدند ، توسط نیروهای امنیتی تا اطلاع ثانوی تعطیل شده است ،،، 3_ درجواب سوالم که درقم وکل کشور چه تعداد روحانی وطلبه مشغول هستن ، آمارهایی از400 تا 800 هزاراعلام وعموما میگفتن که سطح پرداخت وجوهات بسیارپایین وکفاف مخارجشان را نمیدهد،،،

    4_ اگر فرض بر 400 هزار طلبه ی ایرانی وخارجی باشه وکف میانگین هزینه های خانواده وخودشان برای یکماه دومیلیون تومن لحاظ شود ، بالغ بر80 میلیارد میشود که به همین مقدارهزینه های ساختاری وسازمانی ومدیریتی واداری حوزه هااضافه میگردد وبنابراین حدود160میلیاردتومن درماه میشه که قطعااز بیت المال این مردم ضعیف تأمین میشه ، 5_ساعتی رابه گوشه ای خزیده ودرفکرفرورفتم کهباعنایت به نیم قرن ارتباط تنگاتنگ وتجربه های رنگارنگ بااین صنف که من پشت سردارم واقعا خروجی مفید ومؤثرشان چیست ؟؟

    6_ آیا جوامعی درگوشه وکناراین کره خاکی وباادیان مختلف که چنین ساختاری خبری نیست ، زندگیشان واخلاقیات ومعنویت وانسانیت و…محو شده وآنها زندگی ای حیوانی را سپری میکنند؟ 7_آیا استان شدن شهرقم که تقریبا نه شهرستانی رادرزیرمجموعه نداره ، قطب صنعتی بنامی ویا قطب کشاورزی ویا…. هم نیست برای چه وبا کدام انگیزه صورت گرفته که بالنسبه وبمراتب هزینه های عمرانی وتوسعه شهریش چندین برابراستانهای مطرحی مثل خوزستان یا فارس یا اصفهان یا …. میباشد؟؟

     
  154. آقای نورزاد با سلام من این مطلب را گذاشتم چنانکه مفید میدانید منتشر کنید
    با امید به پیروزی عقلانیت بر جهل و خرافه
    خدا نگهدار

    اخطار به دهن دریدگان ولایت معاش
    ولایت معا شان این روزها با نهایت دهن دریدگی دارند مردم کوچه و بازار که از ظلم ظالمان به تنگ آمده و به وضع موجود معترض شده اند را با القایی که شایسته خودشان هست مردم را مورد نکوهش قرار میدهند. بنده بخاطر اینکه این مزدوران را از آخر عاقبت خودشان آگاه کنم لازم میدانم چند نکته را به آنها یاد آوری کنم. و اینکار من دو دلیل داره یکی اینکه دلم به حال مردم که مورد سرکوب و اهانت این مزدوران قرار میگیره میسوزد و دلیل دوم این هست که برای همان مزدوران احمق هم دلم میسوزد که در زمانی که رژیم جمهوری اسلامی داره نفس های آخرین را می‌کشد اینها با نهایت توان خودشان روی اسب بازنده میدان شرط بندی کرده اند ولی صادقانه می‌گویم دلیل اول برایم مهمتر است
    کسانی که انقلاب 57و حوادث آن را به یاد دارند خوب میدانند که رژیم شاه وقتی خطر را احساس کرد و فهمید که ملت مصمم شده که رژیم را سرنگون کند. شروع کرد به قربانی کردن مهرهای خودش و چند تن از شاخص ترین شخصیتهای رژیم (هویدا و همایون) را بازداشت کرد و این جزء خصیصه های بارز رژیم‌های دیکتاتوری هست که حاضر میشوند هر چیزی را فدای بقا و ماندن دیکتاتوری کنند کسانی مثل احمد خاتمی و پناهیان و مصباح و مکار شیرازی بدانند که تا وقتی که وجودشان به نفع دیکتاتوری حاکم باشه وجود آنها تحمل و از آنها استفاده میشه ولی وقتی که دیکتاتور ببیند که مردم خشمگین از اظهار نظر اینگونه افراد دارند به کاخ مرکزی دیکتاتوری نزدیک میشوند. به این فکر میافتد که با اعدام اینگونه مزدوران خشم ملت را کم و باعث باقی ماندن اصل دیکتاتوری بشود در این گونه موارد آنها را بازداشت می‌کنند و به آنها می‌گویند الان مصلحت ایجاب می‌کند که شما چند روزی بازداشت باشید تا خشم ملت فروکش کنه و ناگهان آنها را به جوخه آتش می‌سپارد و با انتشار فیلم اون برای ملت اینگونه وانمود می‌کند که دیکتاتور از خلافها و دزدیها و دهن دریدگی آنها بیخبر بوده و الان که متوجه ظلم اینها به مردم شده انها را مجارات کرده. البته تجربه نشان داده ملتی که از دیکتاتوری حاکمان به تنگ آمده کمتر فریب اینگونه دسیسه ها را خورده و هدف را از اول مبارزه معلوم شده و اون قطع سر دیکتاتور اصلی هست ولی دیکتاتورها هیچوقت از تجربه ها درس عبرت نمی‌گیرند که اگر می گرفتند. دیدن سرنوشت قذافی برای همه دیکتاتورها باید درس عبرتی فراموش نشدنی بوده باشه. البته اینکه شاه امثال هویدا و همایون را اعدام نکرد به این دلیل بود که آنها از عقلانیت بیشتری نسبت به امروز و دیکتاتوری الان برخوردار و کمتر به کشتن انسانها فکر می‌کردند. ولی سران امروز دیکتاتوری جمهوری اسلامی نشان داده اند که برای جان انسانها هیچ ارزشی قاءل نیستند و براحتی کسانی که به استحکام دیکتاتوری کمک کرده اند. خیانت و آنها را به مرگ محکوم کرده اند و گواه آین مدعا اعدام اشخاصی مثل امیر منصور آریا و یا متهم اختلاس فاضل خداداد و یا بابک زنجانی و یا مقامات امنیتی مثل سعید امامی و یا کسانی که با داشتن مقام امنیتی بالایی با ایجاد انواع صحنه سازیها به دیار نیستی فرستاده اند. پس دهان دریدگان ولایت معاش شما هم از حاشیه امنی برخوردار نیستید و مثل سایر مهرهای دیکتاتوری تاریخ مصرف دارید تا کی تاریخ مصرف شماها تمام شود و توسط بهترین دوستان خود دست بسته به مسلخ نیستی برده شوید و هرچه فریاد بزنید که من اینهمه خدمت به این حاکمان کرده و دیکتاتور مدیون دروغ ها و تضویرهای من هست ولی دیگر کسی به حرفها و فریادهای شما گوش نخواهد داد. و این مزد مزدوری شما در دنیا ست و آخرتی همراه با عذابی دردناک در انتظار دنیای دیگر شماست من برخلاف شماها به نهی از منکر و وجودبش اعتقاد دارم و اینها را به عنوان نهی کردن شما از منکری عظیم که مرتکب آن شده اید عرض کردم که حسین هم تنها بخاطر نهی کردن یزید از ظلمها و بی عدالتی ها به کربلا رفت و بر سر پیمانش با خدا که نهی کردن یزیدیان از ظلم بود ایستاد تا به شهادت رسید

     
  155. درود بر آقای نوریزاد .
    حالا که شما صدای بی صداها شدی و درد و رنج مردم ستم دیده ای جا دارد یادی کنم از پسر دایی خودم .نظام گراوند.که در جریان ۸۸ داخل زندان اوین به شهادت رسید و خانواده مظلوم و بی کسش را مجبور کردن که هیچی نگویند تا محل دفن پسرشان را بگویند و انها هم امضا میکنند که در هیچ رسانه ای فاش نکنند .محل دفن اون جوان دلیر و نترس و شجاع را میگویند و بعد از دو سال سنگ قبر برایش درست میکنند …حالا مادر پیرش از من خواست که جزئیات اون حادثه را برای شما بگویم اگر دوست داشتی با خانواده اش میتوانی بیشتر آشنا شوی .

     
  156. سید مسیح احمدپور
    فرزند موسی
    خونشونم فولادشهر متولد 1370
    ادرس دقیق و بلد نیستم.آقای نوریزاد عزیز این اسمی که فرستادم یک پسر معصوم وبی دفاع ایرانی است که در یک شب جمع زیادی لباس شخصی با کلک ونقشه وزور وارد خانه شدند واین بیچاره که نمیدونست جریان چیه میخواد فرار کنه که بدون اینکه نیروها حکم تیر داشته باشند یک نفر به او شلیک وبه کما رفت که بعد که فهمیدند اشتباه بود بردند بیمارستان وبعد از چندین روز به هوش آمد ولی قسمتی از کاسه سرش از بین رفت وتمام این خانواده را تحدید کردند که کوچکترین خبری اگر بیرون دادین جنازه اش را بهتون میدیم.وبخاطر ترس از درز این خبر قسمتی از کاسه سرش را نیروهای خودسر بردند .به جان پسرم قسم تورا خدا برو فولاد شهر با این مشخصات آدرس دقیق تین پدر بی دفاع را پیدا کن وکامل جریان تجاوز ویورش بی مجوز وناقص کردن این جوان بیچاره را از زبان پدر بدبختش بپرس تا باور کنی.برای سلامتی وسربلندی تو در برابر استبدادسیاه مذهبی صادقانه دست دعا بالا می برم.

     
  157. سلام جناب نوریزاد. فیلم پست محصول 2017 رو میدیدم که نامزد اسکار هم هست. داستانش بصورت خیلی خلاصه اینه که یه مامور اطلاعات آمریکا چندین هزار صفحه سند و مدرک در مورد جنگ ویتنام رو که روی تمام صفحاتش مهر بسیار سری خورده بوده میاره بیرون شبانه با دوستانش کپی میکنن . در حالی که جنگ هنوز برقرار بود. مدارک ثابت میکرده که جنگ ویتنام منافعی برای مردم آمریکا نداره و فقط بخاطر قدرت طلبی زمامدارانه. مدارک رو میدن به روزنامه واشنگتن پست برای انتشار. کل داستان فیلم کشمکش بین اعضای هیت مدیره (مریل استریپ دختر بنیانگذار روزنامه و تام هنکس) و وکلای روزنامه با هم بر سر چاپ کردن یا نکردن اسناد بود. حتی چند سیاستمدار دوست خانوادگی با مدیران که مطلع شدن به مدیران زنگ زدن و خواستن که چاپ نشه چون هنوز سربازا تو ویتنام بودن و ممکن بود چاپ اسناد محرمانه خطری براشون ایچاد کنه. وکیل روزنامه هم به اعضای هیت مدیره گفت که در صورت چاپ متظر احضاریه دادگاه برای هفته بعد باشن چون سازمان امنیت ازشون شکایت خواهد کرد. در نهایت زیر فشار و استرس فراوان چاپ و پخش کردن و همشون به دادگاه احضار شدن. بیشترین نکته فیلم رای دادگاه بود که جمله ش رو تو اینترنت پیدا کردم و عینا میزارم شاید دوستان بهتر بتونن به فارسی ترجمه کنن . تر جمه ش اینه :

    /”بنیانگذاران به مطبوعات حمایت و امان نامه دادن دادن تا نقش ضروری خودشون رو برای دموکراسی محقق کنن. مطبوعات قراره به ملت خدمت کنن نه حکومت.”/

    (ببخشید اگر ترجمه مثل اصل مطلب گویا نیست)

    حالا مقایسه کنید.
    جالبیش اینه که قبل از چاپ , دولت و سازمان اطلاعات میدونستن روزنامه همچین اسنادی داره و لی اجازه نداشتن وارد ساختمون روزنامه بشن و کاری بکنن. پیغام میفرستادن و دلیل میاوردن که چرا نباید چاپ بشه.

     
    • در نخستین اصلاحیۀ قوانینِ مطبوعاتِ مستقل, قانونگذاران لزوم حمایت واقعی (از مطبوعات) را به دلیل نقش آن در دمکراسیِ جامعۀ ما, مطرح نمودند.

       
  158. سلام استاد . امیدوارم همواره سالم سلامت باشید و تندو اتشین براین بیگانگان انچکه لایقو سزاوار هستند برانیدو براشوبانید ب کورب چشم ناپاکشان. ب اینان گفتم بیگانه !اما براستی این موجودات با ما بیگانه اند اما باچه کسی یاکسانی اشنایندو دوستی و مهربانی میکنند؟ باچه کسانی مهربانی میکنندو بعد از چند صباحی پوستش را جلوی عزیزانشان نمکنندو….اگردرسوریه ب اسد دست دوستی وحمایت داده هم خودشان هم اسد وهم دنیا شاهد است از ان کشور نه ساختمانی مانده نه مردمی مانده ،انچه بجامانده و برای اسد و جمهوری ولایی زیباستو برازنده ،همانند ان داستان ان پادشاهیست که از سر غرور خودخاهیش اخرسر دو خیاط لباسبی ازخیالو با کلی توصیفات انچنانی که پوشنده این لباس بمجردی که این لباس را ب تن کند تمام چشمها خیره ب سمتتان میشود واز نهایت زیبایی این کسوت تمام زبانهای عاقلان لال میشود . وسراخر پادشاه را عریان درحضور مردش قرار دادن .تمام مردم سکوت کردنندو نگاه کردن ،انچه که میدیدند یا دیوانگی بود یا وقاحت در لباس نداشته ب تن پادشاه .وتنها کودکی انچه راکه حقیقت محض است را ب زبان می اورد. جمهوری ولایی باهرکس که دست یاری میدهد از ابتدا ان لباس را ب تن خود و دوستانش میکند.فقط بااین فرق که گذشته از خیاطی چون پوتین که توانسته دارایی ایرانی را ببرد البته با کمک دوست و رفیق چین ،که واقعا توانسته اند عبای ب بلندای انتظارشان ببرندو بدوزندو با افتخار ب تنشان کنند.این موجودات هیچ کسی را لایق شعنشان نمدانند بسیار گستاخ تر شدهاند از اول انقلاب چون حتی در خواب هم نمیدیدن که روزی میرسد تمام مردم ایران را زیر ساطور و شمشیری که از ابتدای خلقت این موجودات زیر عباو قبای خود پنهان داشته بودننه. وجالبتر اینکه بغیر از اسدو پوتین و اون یکی مسخره که صاحب تروریستای لبنانه امام نمیدونم چی گاها با پر رویی اذعان دارن که این لباس فاخر رو که روحانیت اگاه و ببدارو و…..ب تن میکنه خاست خداشونه و این خداست که بارها ما رو بین شما و ممالک دنیا میبره و برای پوشیدن چنین لباسی خودش برای ما دست میزنه وما بغیر نظر خدا ب هیچ نظری کاری نداذیم. و من باور میکنم .اینهمه کشتار و بیرحمی اینهمه حق مردم رو خوردنو پایمال کردن اینهمه اراجیفی که ب خورد مردم میدن بابت توضیح کاراشون .همانطورکه اشاره کردید اینها واقعا مطمعن هستن که دارن خداشونو راضی میکنن.استاد صحبتم طولانی شد ،اما من باور دارم مردم ما کشور ما روزی میتونه برتمام مشکلات غلبه کنه وبر این بت سازی و بت پرستی که تماما دین و اسلام رو درصندوقچه ای فولادی بریزه و بعد اونو ببرن بیندازن داخل دهانه اتشفشان دماوند .چون کمترین ردپایی از این ویروس خطر ناک اسلام اگر باقی بمونه قطعا میتونه بعداز صدها سال مجددا شروع ب الوده سازی فکرها بکنه .نظر شخصی خودمو عرض میکنم من ادم نماز خون روزه بگیر خمس بده حج رفته ،سالم ندیدم و بنوعی هر کدومشونه خطر ناکن ،شاید درکوتاه مدت قابل تحمل باشن اما در درار مدت باز هم میتونه ی جورایی انقلاب 57 رو رقم بزنه با سپاس ار صحبتهای قشنگ و دلگرم کننده و روشنگریهای کاملا بجا .عشق شما رو برای ایران و ایرانی رو درک میکنم و خشم و انزجار شما رو نسبت ب این هیولاهایی که از خداشون دستور میگیرن رو هم درک میکنم پاینده و بر قرار باشید استاد بزرگوارم.بهروز

     
    • هیچ سویه و گونه‌ایی از ویروس و باکتری و سایر پاتوژن‌ها در عمل نابود نمیشوند, کار واکسیناسیون فقط بالا بردن سطح ایمنی بدن نسبت به پاتوژنهاست, به نحوی که در اکثر موارد بجز گونه‌هایی که مرتب در حال تغییر شکل هستند مثل ویروس سرماخوردگی, تا پایان عمر ایمنی‌زا هستند, یا نهایتا بوسترهای سالانه نیاز دارند!

       
  159. خبر ۱: مرگ چند زلزله‌زده کرمانشاه بر اثر سرما تأیید شد.
    خبر ۲: حکومت اسلامی ٣٠٠٠ تن از نفرات سپاه پاسداران را در سوریه و در مجموع ٨٢٠٠٠ نفر نظامی و شبه نظامی مسلح را در این کشور در کنترل خود دارد.

    مش قاسم: به حکومت اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات خوش آمدید. منقلابیون ۵۷ چشتون روشن!

     
  160. دیدم جناب نوریزاد مسلمان در کانال تلگرام خویش با انتشار این عکس که ظاهرا دیداری بوده است بین خاوری رئیس سابق بانک ملی که با ارتکاب اختلاسی کلان الان متواری به غرب و کانادا شده با آیت الله آقای مکارم شیرازی اینطور نوشته اند :

    “محمد نوری زاد:
    چشم در چشم هم،
    حس در حس هم،

    مال من برای من، مال تو برای تو،
    و:
    مال مردم برای ما،
    این دو، چه نیک سخن هم را می فهمند!

    “درک متقابل” به همین می گویند!”
    ——
    بی شک مدیر سابق بانک ملی ایران که با اختلاسی کلان به خارج از کشور گریخته است و تحت تعقیب حکومت جمهوری اسلامی ایران و از طریق اینترپل هست ،فردی متخلّف و ناجوانمرد و کلاّش بوده است که مرتکب یک جرم بزرگ شده است و حتما باید مجازات شود و پول اختلاس شده مردم توسّط او به بیت المال مستردّ شود،در این مطلب و در محکومیت این شخص حقّه باز فراری هیچ شکی وجود ندارد،بحث من از عمل خلاف اخلاق و ناجوانمردانه مدیر این سایت جناب نوریزاد است،این آیا با کدام سنجه از سنجه های اخلاق و انسانیت و انصاف هماهنگ است که کسی بنام دفاع از حقوق مردم تصویر یک متخلّف مختلس را که زمانی مدیر رسمی یکی از بانک های این کشور بوده و طبعا با معاریف این کشور دیدار و ملاقات و تصویر داشته است کنار تصویر یک مرجع تقلید مورد احترام کثیری از مردم ایران که از وی تقلید شرعی و فقهی می کنند درج کند و چیزهایی نامربوط ذیل آن بنویسد؟ این کار آیا کار اخلاقی انسانی سیاسی است یا باید آنرا عقده گشائی نامگذاری کرد؟ در همه جا هم چنین چیزی ممکن هست که کسی،مسئولی متولّی یک مسئولیتی باشد و بعد تخلّف از قانون کند،آیا در اینصورت اگر فلان مسئول مرتکب خلافی شد باید بعد هرچه تصویر مشترک با کسانی در زمان تصدّی خود داشته است را برخ آن کسان کشید و آنان را بصرف داشتن عکس و تصویر مشترک با یک متخلّف پیش از زمان وقوع تخلّف محکوم کرد و به آنها نسبت هایی داد؟! آیا خود شما در زمانی که با همه رجال سیاسی این کشور مراوده داشتید و با آنها تصاویری طبعا داشته اید و اکنون بسیاری از آنان را براحتی دزد و آدمکش می نامید پس باید تصویر مشترک شما با آنان که مربوط به آن زمان است را برخ شما کشید و شما را هم دزد و آدمکش یا شریک جرم آنها تلقّی کرد؟قدری منصف باشید و اگر نقدی به اشخاص یا جریان هایی دارید اینگونه نقد را با عقده گشائی و تدلیس و رفتارهای غیر اخلاقی خام که لایق شان نوجوانان است مخلوط نکنید تا برای همه روشن گردد که محمد نوریزاد سابقا انقلابی مسلمان چیزی برای نقد منطقی و انسانی در چنته ندارد که اقدام به چنین رفتارهای غیر اخلاقی می کند.

     
    • می گم جالبه سید که همیشه می گه باید قوه مستقل!قضاییه ایران واسه کسی حکم صادر کنه تا مجرم قلمداد بشه الان برای رها کردن هم صنفش از اتهامات بیشمار فساد مالی پیش پیشکی حکم خاوری رو صادر کرده!!در اینکه خاوری یه موجود منحوس مثل سایر هم صنفاش تو این رژیمه شکی نیست ولی این طرز برخورد خیلی جالبه.نه سید؟!راستی اخلاق مداریت منو کشته!

       
      • ناشناس باهوش
        خاوری محاکمه شده و حکم او هم صادر شده و سد مرتضا بر طبق حکم قوه قضائیه اونو مقصر شناخته. مکارم شیرازی آیا محاکمه شده؟

         
        • می شه سند حکم دادگاه رو نشون بدی؟!!در ضمن یه دروغ دیگه ای که این آسید مرتضی گفته اینه که اینترپل دنبال خاوریه!خاوری محل اسکانش کاملا تو کانادا مشخصه ولی امکان دستگیریش به دلایلی که آسید مغلطه باز ما بهتر می دونه امکان پذیر نیست.نه سید؟!!

           
          • با تشکّر از ناشناس دومی که روشنگری کرد،برای اینکه زحمت او هدر نرود به ناشناس اول عرض می کنم:

            اولا: سعی کنید مودّب باشید و در مقام نقد و بررسی سخن مخالف، طعن و توهین را جایگزین استدلال منطقی نکنید و سخن دیگران را تحریف نکنید.

            ثانیا: چطور با اینهمه ادعا و توپ پر سخن گفتن و خود حق پنداری از خبر محکومیت خاوری فراری بی خبر هستید؟!
            باید توجه داشته باشید که خبر رسمی محکومیت کسی غیر از بحث اشراف بجزئیات پرونده قضائی اوست و اینکه بنده معمولا تکرار می کنم که بدون اشراف و احاطه به محتویات پرونده قضائی و روند رسیدگی و آگاهی از جزئیات قوانین و آیین دادرسی نمی توان در مورد سرنوشت محکومیت یا برائت اشخاص قضاوت جزمی کرد ،مربوط به همین قسمت آخر ماجرا یعنی قضاوت جزمی در مورد احکام قضائی است و این مطلب ربطی به آگاهی از خبر رسمی محکومیت یا عدم محکومیت اشخاص ندارد،حالا شما منکر محکومیت و صدور رای غیابی در مورد خاوری مختلس فراری هستید ،می توانید مطلب را در گوگل سرچ کنید اما من برای راحتی کار شما لینک دانشنامه ویکی پدیا را اینجا برایت می گذارم:

            “محمودرضا خاوری (زاده ۱۳۳۱ در خرم‌آباد)، از بانکداران سابق ایرانی متهم اختلاس ۳ هزار میلیارد تومانی است. محمودرضا خاوری که مدیر عامل بانک ملی ایران بود در هفته اول مهر ۱۳۹۰ به بهانه «مشکلات عصبی حادث‌شده و بیماری مزمن» از مقام خود استعفا داد و به کشور کانادا که تابعیت آن را دارا بود گریخت.[۱][۲][۳][۴]
            با اینکه در گذشته، نام خاوری در لیست افراد تحت تعقیب اینترپل وجود داشت ولی از اواسط مهر ۱۳۹۵ خورشیدی، نام خاوری به عنوان یک شخص در حال تعقیب در وب‌سایت اینترپل مشاهده نمی‌شود.[۵]

            خاوری توسط دادگاه انقلاب ایران به اتهام اخلال در نظام اقتصادی به ۲۰ سال حبس و بابت دریافت رشوه به ۱۰ سال محکوم شده‌است”
            https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AE%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C
            —-
            ثالثا :من دروغی نگفتم و نگفتم اینترپل خودبخود و از جانب خود در تعقیب خاوری هست،حرف من این بود که دستگاه قضائی جمهوری اسلامی ایران،این مجرم فراری را از طریق اینترپل و درخواست از آن و از دولت کانادا تحت تعقیب قرار داده است و خواستار استرداد او از طریق دولت کانادا شده است که بهرحال در روابط بین الملل اینگونه موارد زمان بر و نیازمند کار دیپلماتیک و بکار گیری موازین بین المللی است،در این مورد هم به این لینک مراجعه کنید و سعی کنید بدون طعن و خودشیرینی و کنایه و با مطالعه سخن بگویید:
            https://www.mehrnews.com/news/2223089/%D8%B4%D8%B1%D8%B7-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%BE%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D9%85%D9%84%DB%8C-850-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D8%B2

             
          • آسید ببین وقتی مثلا یکی دزده بهش می گن دزد این توهین نیست.شما هم چون مغلطه زیاد می کنی اگه بهت گفته شه مغلطه باز توهین نیست بلکه نماد عمل خودته.یه بار دیگه به لینکایی که فرستادی نگاه کن تا بفهمی مغلطه یعنی چی.مگه نمی گفتی اینترپل دنبالشه خودت ببین چی رو سند آوردی.!!!در مورد حکم هم بخون ببین چی گفته شده.خداییش من نمی دونم با این اسناد بقیه رو چی فرض می کنی؟!!!

             
    • تو همه سایتهایی که علیه رژیم ستم شاهی یا ملایی پیام گذاشته می شود همیشه یک شخصی که خونسرد هست و بنظر خودش بسیار منطقی و دارای استدلال قوی ،وجود دارد که طرفدار سیستم هست و از آن به سبک خودش دفاع می کند .معمولا در هر سایت به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسند و در ارشاد اعضا سایت هم نه مایوس می شوند و نه کم می آورند. بعنوان نمونه در سایت ایرانیان یوکه شخصی با آیدی تفکر اسلامی مثل دلقکها پیام می گذارد و در این سایت هم کسانی هستند، اگر فکر می کنید این افراد بطور اتفاقی پیدا می شوند و این همه اصرار بر درست بودن حرفهایشان دارند و فقط احساس مسوولیت در برابر رژیمی دارند که فکر می کنند در بهترین حالت فابل اصلاح است و به خیلی از اعمالش انتقاد دارند ،سخت در اشتباهید ،اینها مامور وزارت فخیمه هستند ،چنانکه در مثال فوق آیت اله مورد نظر در خصوص حداقل واردات شکر فقط خواستار بستن فضای مجازیست نه اینکه با سند و مدرک ثابت کند که وی و بستگانش در این خصوص هیچ دخالتی نداشته اند و یا مقصر واقعی را معرفی کند و اگر فردا به هر دلیل آیت اله مورد نظر مغضوب درگاه گردد همین مامورین سایت با همین حربه شکر و واردات آن از عدالت محور بودن رژیم علیه نامبرده استفاده می کنند ،شما دلخوش به این نباشید که مامور سایت با استدلال شما به سر عقل بیاید شما باید مبلغ بیشتری از کارفرمایش بپردازید ،همین دیگه در آنصورت میشود ازش انتظار داشت علیه رژیم بنویسد!

       
      • مش باقر بخوبی می داند که سخن او بر سنجه درستی استوار نیست جز تاکید بر عصبیت و جهل.

        اولا: اگر تفکر شما بر آزادی و حق اظهار نظر و گفتگو استوار است حق ندارید کسی را و شهروندی را که علیرغم مخالفت شما با جمهوری اسلامی،با جمهوری اسلامی موافقت دارد و در مورد مسائل گوناگون گفتگو و محاجّه می کند به مامور وزارت بودن متهم کنید و تهمت بزنید،شما اگر سخنی مستدل و بر سنجه درست عقل و انصاف دارید فقط با آنان که برخلاف شما موافق با اصل نظام جمهوری اسلامی هستند گفتگوی مستدل نکنید نه اینکه تهمت زدن به آنان یا دلقک خواندن آنان را مبنای صحت مبنا و استدلال خود کنید.

        ثانیا:حال فرض کنید کسی بعنوان مخالف نظرات شما از ماموران وزارت فخیمه اطلاعات باشد،امکان این نیست که شما بجای تهمت و توهین و دلقک خواندن یک مامور وزارت که با شما گفتگو می کند بجای تهمت و توهین و دلقک خواندن مخالف خود با او گفتگوی مستدل کنید؟

        ثالثا:ظاهرا مبنای تفکر شما بر خلاف روش عقلاء و قوانین رایج و قانون شرع “اصالت مجرمیت اشخاص است مگر اینکه با سند و مدرک عدم مجرمیت خود را اثبات کنند”! برای اینکه شما در مورد اتهام وارد کردن شکر که از تهمت ها و شایعات کذب تکرار شده توسط مخالفان روحانیت است در مورد ایشان گفته اید :”نه اینکه با سند و مدرک ثابت کند که وی و بستگانش در این خصوص هیچ دخالتی نداشته اند و یا مقصر واقعی را معرفی کند “!
        این جمله غیر عاقلانه ظهور در همین نکته است که اشاره شد یعنی اینکه “اصل بر مجرمیت کسی یا کسانی است که مورد تهمت واقع شده اند مگر آنکه با سند و مدرک خلاف آنرا به تهمت زنندگان و مفتریان ثابت کنند! و این از عجایب است،برای اینکه برخلاف ظن و گمان شما ،روش عقلاء و قانون شرع اصل را بر برائت همه انسانها از جرم و گناه قرار داده است مگر آنکه به بینه و برهان یا اقرار خود شخص خلاف آن ثابت شود،نه اینکه شخصی که مورد تهمت مفتریانی مثل شما قرار گرفته موظف باشد با سند و مدرک اثبات بی گناهی خود کند به مفتریان دروغگو و بی تقوا،بله اگر کسی از لحاظ قضائی مورد اتهام قرار گرفت یا مورد شکایت قرار گرفت لازم است به محکمه قضاوت پاسخگو باشد نه به مفتریان و تهمت زنندگانی مثل شما،در اینصورت اگر کسی (در هر رتبه و مقام اجتماعی) مورد محکومیت قضائی قرار گرفت باید همه ملتزم به قانون و محکومیت او باشند.

        رابعا:شما در مورد شخصیت مورد نظر بصرف ظن و گمان و شایعات ،اتهام واردات شکر را وارد کردید،در حالیکه ایشان مکررا چنین اتهامی را نفی و ارتباط با اشخاصی که مطرح می شوند را نفی کرده است،حال اینجا شما توضیح دهید شمایی که کسی را خارج از چهارچوبه قضائی و دادگاه صالح مورد اتهام قرار می دهید باید برای تهمت و افتراء خود سند و مدرک ارائه کنید یا کسی که علی الاصول اصل بر برائت اوست؟!

         
        • اولا شما از کجا فهمیدی من مخالف نظام یا رژیم هستم من فقط از نوشته ها ارزیابی خودم را نوشتم برای من خیلی عجیب هست شخصی به تنهایی ساعتها با آی دی مجازی نه با مشخصات خودش بدون هیچ چشمداشت مادی و معنوی مطلب بنویسد و در آخر همین آقای نوری زاد دوست را هم به دشمن تبدیل بکند.
          دوما من نگفتم اون آقا دلقک است گفتم مثل دلقکها پیام می گذارد یعنی افرادی که از موضوعی ناراحت هستند و حساس و یا آسیب دیده مورد تمسخر قرار می گیرند.
          سوما شما طرفدار نظام هستید درست چرا عضویت در وزارت را اتهام قلمداد می کنید باید افتخار هم بکنید و از شواهد و قرائن هم همین نتیجه بدست می آید ،فرض کنید یک کارمند وزارت بهداشت از سیاستهای وزارت بهداشت دفاع بکند چرا باید عضو وزارت بهداشت بودن برای این فرد اتهام تلقی شود، مشکل اینجاست که چرا باید از یک تصمیم بجا یا نابجا اینقدر دفاع بکند ،اینقدر وقت بگذارد و بدون نتیجه ، اینها از نظر یک فرد بی طرف که فردی بدون حقوق حالا مادی یا معنوی بی معنی تلقی میشود
          ادامه دارد…

           
          • همینطور که شما برای نتیجه گیری ها به قرائن تمسک م کنید بنده نیز می توانم از تعبیر رژیم ملایی و کاربرد آن بجای جمهوری اسلامی ایران اینطور بفهمم که شما مخالف این نظام هستید،حالا بقول خودتان اگر مخالف نظام هستید چرا مخالف نظام بودن را انکار می کنید؟!
            تعجب شما برای من موضوعیتی ندارد،ضمنا فرض نمی شود انگیزه کسی در کارها نه چشمداشت به مادیات باشد نه معنویات،اما بنده می گویم و هیچ نیازی به باور شما و امثال شما ندارم که کار من ربطی به مادیات ندارد و انگیزه معنوی من بین خود و خدایم دفاع از دین و اعتقادم و اصل این نظام است،اینکه شما درکی از معنویات و انگیزه های معنوی نداشته باشی مرتبط به نوع معرفت یا جهان بینی شماست اما بنده نیازی به باور شما ندارم،بله اگر کسی نظام اسلامی را قبول داشته باشد و مثلا عضوی از اعضاء وزارت اطلاعات ایران بعنوان یک نهاد قانونی بجا باشد طبعا به آن مفتخر هم خواهد بود اما وقتی بنده اینطور نیستم نمی توانم بصرف دروغ یا تهمت یا ناباوری یا عدم درک شما نسبت به انگیزه های معنوی،چیزی را که نیستم بپذیرم،طبعا این بیراهه روی شما و نسبت نادرست شما را به اتهام تعبیر می کنم.ضمن اینکه گفتم،اینکه کسی بجای بحث های ماهوی و ان قلت قلت های مستدل دلخوش به اتهام و گمانه زنی و حاشیه پردازی و ورود به انگیزه های شخصی افراد می کند با فریاد رسا می گوید دست من تهی از گفتگو و استدلال است،و منطق من این است که همه باید در یک سایت یک هدف را دنبال کنند یا یکجور سخن بگویند،و چنین رویکردی رویکرد عقلانی و عقلائی نیست،توصیه من بشما این است که بجای نیت خوانی و انگ زنی و مطالب حاشیه ای در محتواها و مطالب غور کنید و به انگیزه و اسم و عنوان و موقعیت اجتماعی طرف های گفتگو ورود نکنید.
            ادامه ندارد

             
          • فراموش کردم در باره این جمله که “و در آخر همین آقای نوری زاد دوست را هم به دشمن تبدیل بکند”
            پاسخ دهم،این تلقی شما هم تلقی سطحی و منحصر بفردی است،من مطالب خود را می نویسم و آقای نوریزاد و دیگران هم مطالب خودشان را،بحث دشمنی تعبیر شماست،من دشمن ایشان نیستم بگمانم ایشان هم دشمن من نیستند،دو طرز تفکر منتقدانه گفتگو می کنند و ممکن است دوستی هم بجای خود باشد.اگر هم مقصود این است که ایشان دشمن نظام اسلامی شده است،اگر فرضا هم چنین باشد گمان نمی کنم دشمنی ایشان با نظام جمهوری اسلامی ایران ناشی از گفتگو و بحث های این چند ساله با من باشد،تصور من این است که شما که یکی از همیشگی های این سایت هستید و حالا با آی دی نوظهور مش باقر جلوه کرده اید از حیطه بحث های دشمن شناسانه و دوست شناسانه و مجادلات حاشیه ای بیرون بروید و در مورد مطالب محتوائی صرف وقت کنید.من این مجادله بیهوده حاشیه ای را ادامه نخواهم داد چون نتیجه ای جز اتلاف وقت و غفلت از بایسته ها ندارد.

             
    • یاران جان درود

      صید مرتضا “بی شک مدیر سابق بانک ملی…. وتحت تعقیب جمهوری اسلامی ایران و

      اینترپول هست” این آقا حکمن اسناد تحت تعقیبی ایشان را شخصن دیده اند . مگه

      مرض داره کسی رو که تو اوینه در بیارن بفرستن کانادا بعدش داد بزنند بگیرش. دوم هم

      اگه تحت تعقیبی های دیگر کشورها رو مثل خامنه ای رفسنجانی وووو تحویل این تر پل دادن

      که میخوان اونو ازش بگیرن ؟ حکایت اونه که بچه اش رو میبرد بازار بفروشه بهش می گفت

      قیمتی میگم که کسی نخره .خیلی مونده آقایون درک کنند سر بچه سه ساله روهم دیگه

      محاله شیره بمالن . جونای ده دوازده ساله دوهفته قبل بهشون گفتن خودتونین بابا.

       
  161. خبرگزاری “مهر” تصاویری از روستای “حسین‌آباد” در استان کرمان منتشر کرده که بنا بر گزارش این خبرگزاری “یونجه قوت ‌غالب اهالی این روستا است”.
    مش قاسم: اینهم از آبادی که حسین قرار بود واسمون بیاره.

     
  162. سید مرتضی به شدت طرفدار علم و منطق و رفرنس دقیق و منبع موثق و مقایسه بر مبنای آمارهای جهان هست اما همهٔ اینها به شرطی قابل قبولند و از درجهٔ نفوذ و اعتبار برخوردارند که هیچ ورود و دخالتی به موضوع ” اوجب الواجبات” ایشان یعنی‌ حفظ نظام مساوی با ولایت مطلقه فقیه و مساوی با علی‌ خامنهٔ‌ای به هر شکل ممکن ( توسل به دروغ، ریا، تهمت، غارت ، توزیع مواد مخدر، اعدام، شکنجه، تجاوز ،فساد و نوکری پوتین…. تعطیل دین) و به هر بهایی ( بیداد فقر و فلاکت و بیکاری و فساد و اعتیاد ویرانی ایران و ‌ایرانی…) نداشته باشند و اگر ورود کنند که ناگزیر میکنند، سفسطه و مغلطه و بازی با کلمات و فرار از موضوع و هر پرسشی را و حتی طلبکار شدن را، اصل اوجب الواجبات ایشان ( نفرین بر آن‌ کسی‌ که واضع این اصل شد) حلال و عین تقدس می‌‌داند و می‌‌یابد. هر چی‌ سید مرتضی تا حال نوشته در همین چند سطری که گفته شد خلاصه می‌‌شوند.

     
    • نوید گرامی،ممکن است این عبارت معروف منتسب به مرحوم آیت الله خمینی را دقیقا نقل کنید و بگویید ایشان در کدام سخنرانی یا نوشته اظهار کرده است که “حفظ نظام اوجب واجبات” است؟

      ———-

      سیدمرتضای گرامی
      پیشنهاد می کنم این جمله را خود شما از بازجویان و مدیران و گنده های نظام ولایی بپرسید. من شخصا از خیلی هاشان شنیده ام. بازجویان به استناد همین یک جمله چه جنایت ها که نکرده اند.
      با احترام

      .

       
      • جناب نوریزاد
        شما لطفا وسط دعوا تعیین نرخ نفرمایید،اگر سندی بر این مطلب دارید ارائه کنید و گرنه در بحث های مطرح بین میهمانان سایت اتان مداخله نفرمایید و اجازه دهید کسی که مورد سوال قرار گرفته پاسخ دهد و جنابعالی بیطرفانه فقط نظرات را انعکاس دهید.
        سپاس

        ————

        سید مرتضای گرامی
        آنچه در زیر می خوانید، سخن من نیست. سخن یک نماینده ی مجلس است. می خواهم ببینم عکس العمل شما و دوستان روحانی شما و مراجع معظم تان به این خبر چیست؟ ببینم عمامه ها را به زمین می کوبید یا سر به زیر از کنار این کار لغو عبور می کنید:

        محمود صادقی در توئیتر : شعبه ۵۶ دادگاه تجدیدنظر تهران بدون امضای رئیس دادگاه با رأی دو مستشار از شعبه دیگر حکم صادره علیه مربی صوت و لحن مبنی بر ۴ سال حبس را نقض و او را تبرئه کرد؛ اسناد پرونده حاکی از اعمال نفوذ آشکار در فرایند دادرسی است. حدود ۲ سال بود که مدیرکل دادگستری پرونده را ازدادگاه گرفته بود.

        .

         
        • جناب نوریزاد
          شما باز بازگشتید به تعبیرات سنّتی و همیشگی عمامه بزمین زدن و چیزهایی از این قبیل؟!
          این اخبار اعم از صدور رای و واکنش این نماینده و واکنش خود آن متهم در حال انتشار است و همینطور که از طریق کانال های خبری بسمع و نظر شما می رسد برای بنده هم در حال ارسال است،بنده هر مطلبی در خصوص این پرونده گفته ام مطالبی قانونی و مطابق آیین دادرسی و خارج از حیطه داوری جزمی بوده است چون پرونده این ماجرا نه دست شماست نه دست بنده و نه حتی در دست این نماینده اصلاح طلب محترم مجلس،چرا شما گمان می کنید هرچیزی که یک نماینده مجلس اظهار کرد طابق النعل بالنعل با واقع منطبق است،اندکی تامل و صبر داشته باشید تا اخبار و توضیحات متصدیان مربوطه در این مورد تکمیل شود و باز اینقدر عجولانه نروید سراغ بالاترترتر! کردن عمامه ها یا زمین زدن آنها!
          جای سوال دیگری هم هست،جنابعالی که معمولا با اهانت به مجلس و مجلسیان از مجلس منتخب مردم به اصطبل تعبیر می کنید و نمایندگان را فاعلین بی اراده،چطور حال برای بکرسی نشاندن مدعاهای خود با پشت کردن به رویه های قضائی تمسک به سخن نماینده ای از نمایندگان مجلس می کنید؟!

           
      • جناب سید مرتضی، لطفا از دقیقه ۱:۳۹ تا آخر (۲:۳۴) که ۵۵ ثانیه می‌‌شود را در لینک زیر از آپارات ببینید. ایشان کی‌ هستند که دارند صحبت میکنند؟ پرسشی که شما از من کرده اید باید متوجه چه کسی‌ باشد؟ و این پرسش را شما و بسیاری چون شما و بزرگان شما در چه تاریخی می‌‌بایست متوجه گوینده در این لینک می‌‌کردید؟ نباید غوغا به راه می‌‌انداختید؟ برای یک نخ موی دختران معصوم چه غوغاهایی که تا بحال راه نینداخته اید آنهم تا سطح مراجع درباری؟ مگر دفاع و حراست و مبارزه با کژی‌ها و نادرستی‌ها در حیطه شرعیات از منظر باورمندی شمایان جز اولین و واجب‌ترین تکالیف و وظایف شما‌ها نیست؟ آقای نوریزاد هزار در صد درست می‌‌گویند که با سلاح این اوجب الواجبات چه جنایات و چه غارت‌ها و چه حق کشی‌ها و چه دروغ‌ها و چه تهمت‌ها و چه شیاد بازیها و چه شکنجه‌ها و چه تجاوزاتی که بر ایران و ‌ایرانی نرفت و همچنان نیز.

        https://www.aparat.com/v/kWzLv/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D8%
        A7%D9%85%D9%86%D9%87_%D8%A7%DB%8C%3A%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D9%85%DB%8C%D9%81%D8%B1%D9%85%D9%88%D8%AF%3A%D8%AD%D9%81%D8%B8_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D9%88%D8%AC%D8%A8_%D9%88%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D8%AA

        امام خامنه ای:امام میفرمود:حفظ نظام از اوجب واجبات است – آپارات
        قیقه ۱:۳۹ تا آخر (۲:۳۴) که ۵۵ ثانیه

         
        • جناب نوید،من هنوز نفی و اثباتی در مورد این جمله و مضمون آن نکرده ام که شما اینطور برافروخته شدید و سوالات غیر مربوط مطرح کردید،من پرسیدم این عبارت منتسب به مرحوم آیت الله خمینی که “حفظ نظام اوجب واجبات است”را ایشان کی و کجا و در کدام سخنرانی گفته اند؟ این یک پرسش فارغ از ارزش گذاری یا تحلیل مضمون آن است،شما آیا برای تثبیت نسبت یک جمله به ایشان باید به اظهار نظر شخص دیگری تمسک کنید؟ شما بمن نشان دهید که مرحوم آقای خمینی قدس سره در کدام صوت یا تصویر یا در کدام نوشته و سخنرانی چنین جمله ای را ابراز کرده اند ،برای اینکه میدانید روی میزان و سنجه ای که خود ایشان در وصیت نامه تعیین کرده اند تنها مطالبی مستند به ایشان است که در صدا و سیمای جمهوری اسلامی مطرح شده باشد یا دستخط و امضای ایشان به تایید کارشناسان خط باشد،معیار من در پذیرش انتساب مطلبی به ایشان کتاب صحیفه امام است که در موسسه تنظیم و نشر آثار ایشان بطبع رسیده است و تاریخ و مشخصات آن دقیقا ضبط و ثبت شده است،در واقع اینجا اگر هم کسی چیزی بعنوان ویدئو و صدای ایشان از رسانه هایی مثل یوتیوب نقل کند روش بنده عرضه و سرچ آن در کتاب صحیفه امام است زیرا می دانید که تکنیک های جعل صوت و تصویر و ادیت آنها اموری رایج و سهل است در زمان ما،من از شما فقط پرسیدم بگویید این عبارتی که شما نقل کردید در کدام سخن یا نوشته ایشان پیش و پس از انقلاب بوده است،در اینجا جواب این نیست که شما بسخن شخص دیگری بصورت مضمونی استناد کنید،ضمنا من این لینک آپارات شما را باز کردم ولی هرچه انتظار کشیدم در میان ویدئوهای فراوانی که در آن هست مطلب مورد نظر را نیافتم.

           
  163. کاری از شاهرخ حیدری
    کارتون؛ سهم مردم، سهم نهادهای مذهبی
    http://www.iranpressnews.com/source/images/01/Cartoon%20mollah.jpg

     
  164. برسد به دست سید مرتضی
    یشنهاد دکتر کریمى پور، استاد دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتى شریف، در مورد فراخوان ملى جهت بازگشت روحانیون به حوزه هاى علمیه:
    ناکارآمدی این شیوه حکومتی نیازی به توضیح و استدلال ندارد

     
  165. وقت به خیر جناب نوری زاد. چندوقتی میشه که یک سوال بزرگ تاریخی ذهن مرا به خود مشغول کرده که خصوصا مربوط می شود به وضعیت فقر و عدالت اجتماعی در زمان حیات محمدرضا شاه فقید سسله ی پهلوی. از مطالعه ی آثار مشاهیر چپگرا همچون علی اشرف درویشان و جزنی و سایر افراد این طور استنباط می شود که وضعیت اقتصادی و معیشتی قشر قابل توجهی از جامعه ی ایرانیان آن زمان بسیار وخیم می بوده که چنین استنباطی از پایه و اساس با چیزهای که ما در اینطرف و ان طرف می خوانیم و میشنویم در تضاد قرار میگیرد. برای مثال محمدرضاشاه در کتاب پاسخ به تاریخ خود صحبت از سهیم بودن کارگران در سودکارخانه ها و یا آموزش و درمان رایگان می کند درحالی که جزنی در نوشته هایش از استیصال طبقه ی کارگر میگوید .با توجه به آگاهی شما از مسائل و حضورتان در زمان سلطنت پهلوی بر این شدم که از شما خواهش کنم برای نسل من که در آن روزگار هنوز پا به عرصه ی هستی ننهاده بود کمی روشنگری بفرماييد

    ———————-

    درود نازنین.
    مردم در آن زمان فقیر بودند. کشور به تازگی از دوره ی قاجار که اساسا دآبی به معیشت و بهروزی مردم نداشت بدر آمده بود. نانی به سفره ها نبود. کم کم داشت وضع کشور رونق می گرفت. نویسنده هایی چون خود من حتی، همه ی این نداری ها را به گردن رژیم شاه می انداختیم. و حال آنکه این شیبِ گذر از فقر، باید از طرف ماها درک می شد. ناگهانی و بصورت جهشی نمی شد وضع مردم را دگرگون کرد. اکنون اما اوضاع به گونه ای دیگر است. گرچه وضع ظاهری مردم نسبت به اوایل انقلاب بهتر شده اما این وضع ظاهری با ده درصد ثروت ایران صورت پذیرفته. شاید نود درصد پولهای این مردم توسط نظام ولایی بالا کشیده شده و به دیگران داده شده برای شیعه گستری. تجسم کنید اگر ما آدمهای درستی بر سرکارها می گماردیم و دزدی ای صورت نمی پذیرفت، وضع مردم چگونه بود امروز. چرا باید مردم ما حسرت دوبی و ترکیه و سنگاپور را داشته باشند؟ رازش تنها و تنها در بساط فکری و تحکمی شیعی حکومتی ست و لاغیر. که راه تنفس مردم را بند آورده و نخبگان را به حاشیه رانده و خودی های پخمه و سیری ناپذیر را پیش آورده.
    با احترام

    .

     
    • “..و حال آنکه این شیبِ گذر از فقر، باید از طرف ماها درک می شد. ناگهانی و بصورت جهشی نمی شد وضع مردم را دگرگون کرد..”

      “..شاید نود درصد پولهای این مردم توسط نظام ولایی بالا کشیده شده و به دیگران داده شده برای شیعه گستری..”
      (پایان)
      —-
      علیرغم اینکه غالبا نقدهایی به جناب محمد نوریزاد،این انقلابیِ سابق و جزم گرا در هجوم مطلق به نظام فعلی،دارم،در عین حال گهگاه لابلای گفتارهای ایشان جملات و عبارت هایی موافق و منطبق بر واقعیات گذشته و فعلی جامعه مان مشاهده می شود،مثل این گزاره اول ایشان در پاسخ به سوال سینای گرامی که زمان حاکمیت شاه را درک نکرده است که ایشان بدرستی به مساله فقر و شکاف طبقاتی در زمان حکومت پهلوی اشاره کرده است که گزارش درستی است،همینطور این نکته که “شیب گذر فقر”باید از طرف همه درک شود،نیز نکته درستی است و بلحاظ جامعه شناختی اختصاصی هم نه بجامعه ایران دارد و نه به زمان شاه یا زمان قاجار،در واقع در هیچ جامعه ای و در هیچ زمانی،نمی توان جامعه را بلحاظ گذار از فقر بصورت جهش متحول و متبدّل کرد و تغییرات و اصلاحات اجتماعی بنحو عام متدرّج و تدریجی الحصول است و جهش جز در برخی پدیده های طبیعی در جامعه انسانی و شئون مختلف آن غیر ممکن یا محال است،و این نکته جامعه شناختی در مورد زمان فعلی هم صادق است و از این جهت چه خوب بود ایشان اینجا در مقام گزارش از یک واقعیت تاریخی و اجتماعی دنبال تعبیر “نمی شد” کلمه “نمی شود” را هم می گذاشتند،منتها احتمالا ایشان روی جزمیت کلیشه ای که اکنون در نفی مطلق جمهوری اسلامی پیدا کرده اند وقتی به تحلیل وضع جامعه فعلی می رسند که غیر قابل مقایسه با فقر و فلاکت زمان قاجار و پهلوی است تعبیرات را عوض می کنند برای تداوم نفی کلیشه ای جمهوری اسلامی که اکثریت مردم ایران پس از انقلاب مشروطه در یک فرایند طولانی در مقابله با استبداد های صغیر و کبیر آنرا تاسیس کردند.
      اما در مورد گزاره کلیشه ای دوم ایشان:چنانکه بارها اشاره کرده ام و بتعبیر یکی از دوستان منتقد ایشان در سایت که اکنون جایش خالی است،آقای نوریزاد وقتی در نقد یا هجوم کلیشه ای به جمهوری اسلامی سوار بر مرکوب الفاظ و کلمات و تعبیرات می شوند دیگر کسی جلودار ایشان نیست مگر انقطاع و پایان زمان مصاحبه یا زمان نوشتن! همینطور با تکیه بر فن بیان و الفاظ و تعابیر مترادف و گاه تند و خشن و دادن آمارهای غیر مستند و کلی گوئی های کلیشه ای شروع می کنند به حمله و هجوم به این نظام و در موارد زیادی هم ذکر برخی مصادیق و اسامی و حمله به اشخاص مختلف،مثل همین گزاره ملاحظه کنید خود ایشان گزاره خبری آماری خود را که قاعدتا باید مستند به آمار و ارقام رسمی و مستندات دقیق باشد با تعبیر “شاید” و بصورت کیلوئی و ظنی آغاز می کند و دنبال آن این ادعا که “نود درصد پولهای این مردم”!بالا کشیده شده! خوب توسّط چه کسی؟ توسط “نظام ولایی”! در چه جهتی؟ در جهت “شیعه گستری”! همان چماق تکراری همیشگی!
      خوب صبح جمعه است و پدر ایشان هم مدتی قبل مرحوم شد،باید گفت :آخر پدر بیامرز! وقتی یک انسان مصلح منتقد در مقام تحلیل یا نقد یک حکومت است نباید اولا در مقام استناد “شاید و مگر” را که الفاظ حدس و تخمین و ظن و گمان است کنار گذارد و بجای شاید را کاشتیم در نیامد،برود اندکی مطالعه کند مثلا در این جهت که از ابتدای تشکیل این حکومت درآمد خالص و ناخالص ملی این مردم یا این نظام چقدر بوده؟ است،بودجه ها در دولت های انقلاب تاکنون چقدر بوده است؟ هزینه جنگ تحمیلی چقدر بوده است،عمران و آبادی روستاها و شهرها و راه سازی و تامین واردات و چیزها و شاخصه های دیگر اقتصاد یک جامعه چه بوده است،بعد بیاید مثلا با تکیه بر آمار دقیق رسمی درآمد نفت را از اول انقلاب ذکر کند و خلاصه همه دخل و خرج این حکومت در دولت های مختلف را در نظر بگیرد بعد قلم دست بگیرد همینطور کیلوئی و کلی و با شاید و بگمانم حکم کلی صادر کند که “نود درصد”؟! بله 90 ،90،90 درصد پولهای این مردم بالا کشیده شده و “به دیگران” داده شده؟! حال از نامفهومی و پوچی بارمعنایی کلمه “بالا کشیدن” که بگذریم،شما وقتی قلم بدست می گیرید و می گویید 90 درصد پول مردم به “دیگران” داده شده نمی شود لطف کنید لا اقل آمار کمک های ایران به این “دیگران” را با عدد و رقم مشخص کنید تا ببینیم این 90 درصدِ ادعایی مشفوع به “شاید”تا چه اندازه از نصاب حقیقت برخوردار است؟
      خوب شمای منتقد وقتی می خواهید نقد اجتماعی و نقد اقتصادی به یک سیستم کنید نباید زحمت بکشید این شاخصه ها و درآمدها و کمک ها را آماری مطرح کنید و اثبات کنید 90 درصد (بله 90!) پول و ثروت این مردم که شما مدعی دفاع از آنها هستید کجا و با چه آماری و به چه کشورهایی داده شده؟ همینطور باید گنگ و کلی و بی مطالعه و استناد وکیلوئی فقط کلیشه مخالفت را دنبال کرد؟
      از این گذشته بنده چند بار در این سایت این تعبیر بی اساس و مبهم ایشان “شیعه گستری”را مورد سوال قرار داده ام و در عین موارد خلاف فرض ایشان را مورد اشاره قرار داده ام،خوب شما متعهد باشید وقتی در فضای عمومی تعبیری می کنید آنرا توضیح دهید،آخر شیعه گستری که مدام آنرا بمخاطب خود تلقین می کنید اصلا یعنی چه؟ یعنی یک فرد شیعه یا یک بنیاد حکومتی شیعه حق تبلیغ و ترویج و توضیح مرامی که آنرا حقیقت اسلام می داند ندارد؟!چرا یهود ونصاری حق تبلیغ و تبشیر مرام خود در جهان را دارند و میسیونرها که دارند و شیعه و مبلغان شیعه حق تبلیغ تشیع و اسلام اصیل را نداشته باشند؟ اگر هم مقصودتان کمک مالی به شیعیان است خوب روشن کنید کمیت شیعه در نقاط دیگر چیست و آمار این کمک ها چیست؟آیا کمک به فلسطین مظلوم یعنی شیعه گستری؟! آنها شیعه اند؟ آیا کمک به جمعیت های مظلوم یا فقیر در افریقا کمک به شیعه و شیعه گستری است؟!آیا کمک انسان دوستانه به روهینگیائی ها در برمه که همه سنی مذهب هستند می شود شیعه گستری؟! خوب شمای بظاهر شیعه نباید تعهد داشته باشید به استناد و اینکه ادعاها و تعبیرات کلی خود را مستند و شفاف کنید؟

      ———-

      درود سید مرتضای گرامی
      در پایان این نوشته از من پرسیده اید که این “شیعه گستری” چیست که من مرتب از آن اسم می برم. کمی بعید می دانم جناب شما به این رویه و مقوله ی زشت واقف نباشید. شیعه گستری یعنی همین کارهایی که نظام ولایی از گلوی مردم می برد و در هر کجا بدنبال دو سه تا شیعه می گردد تا میخ ولایی اش را در هر کجا بر زمین بکوبد. از پولهای کلانی که به لبنان ریخته. تا نیجریه. تا سوریه. تا شیعیان قطیف در عربستان سعودی. در بحرین. و کلا در هلال شیعی حضرت رهبری. در پولهایی که به فلسطینیان بخشوده. و اعتبار و آبرویی که از ایران و ایرانی بخاک برده. در جانبداری از گروههای خاص در افغانستان. و حتی در همدلی با طالبان و القاعده. شیعه گستری یعنی همین کاری که شما می کنید. یعنی فاجعه های نظام ولایی بچشم تیز بین خود می بینید و در عوض زمین و زمان را بهم می دوزید تا این نظام را از هرز روی و زشتکاری مبرا بدانید یا نمره ی قبولی به او بدهید. شیعه گستری یعنی این که حضرات آیت الله ها به موهای یک بانو حساس باشند اما کاری به پولهای دود شده و تن فروشی همان بانو نداشته باشند. خلاصه شیعه گستری یعنی کشتار زندانیان را در سال 67، بضرب آیات الهی، حکم الهی دانستن و این جنایت بشری را که می تواند هولوکاست شیعی تلقی شود، یک اتفاق ساده در عالم تشیع دانستن. شیعه گستری یعنی از قیف تنگ فقه به هستی نگریستن و دار و ندار مردمی را از سوراخ همان قیف خرج مفاهیم دقیانوسی و پوک و پوسیده در ایران و هر کجا کردن.
      با احترام

      .

       
      • سلام
        “شیعه گستری”بصورت یک واژه ترکیبی یعنی “گستردن مرام شیعه و ترویج تشیع و دفاع از مبانی آن” ،این ایراداتی که شما مکرّرا مطرح کرده اید یا مطرح می کنید و همه قابل بحث هستند هیچ ارتباط مفهومی با ترکیب “شیعه گستری “ندارد،شما اگر واژه شیعه گستری را در کلامتان بکار می برید و این اشکالات وارد یا ناوارد مورد نظرتان هست لازم است بحکم مسلمانی و تشیع یا لاقل بحکم اخلاق و انصاف و انسانیت،احترام مذهب تشیع یعنی مذهب اکثریت مردم مسلمان ایران را حفظ کرده و با خلط مفهومی یا لغوی چیزهای نامربوط به مذهب شیعه را به آن مرتبط نکنید،شما بهتر است بگویید من به حکومت جمهوری اسلامی ایران این اشکالها را دارم،اما اینکه واژه عرفی شیعه گستری را که ظهور در ترویج یا نشر یا دفاع از مذهب تشیع دارد را به چیزهای نامربوط درست یا نادرست ربط ندهید.
        با احترام

        ———–

        دوست گرامی،
        “هلال شیعی” را منِ نوری زاد که اختراع نکرده ام. این هلال شیعی یک استراتژیِ محوری در برنامه های سپاه و بیت رهبری بوده. بعد که بعد از برجام گندش در آمد، بر درش درپوش نهادند و سراغی ازش نگرفتند. بله درست می فرمایید. منظور من شیعه گستری از زاویه ی نظام ولایی است. البته چه فرقی می کند؟ مهم این است که سرمایه های نقد و حیثیتی ما ایرانیان در این راه دود شده و رفته.
        یادی بکنیم از شیخ مرتضی زکزاکی و پولهای نقدی که از ایران سرازیر جیبش کردند برای چند تا شیعه ای که وی توانسته بود در نیجریه برای بیت رهبری دست و پا کند.

        با احترام

        .

         
        • معضل اصطلاح “شیعه گستری”حل شد که حالا برویم سراغ “هلال شیعی”؟! هلال شیعی را نه شما اختراع کردید نه جمهوری اسلامی،من اینرا در سخنان اسرائیلی ها و دشمنان منطقه ای جمهوری اسلامی دیدم،و اساسا هلال شیعی با توجه به بافت جمعیتی و مذهبی مناطق مورد ادعا در این هلال سخنی خزعبل و گزاف است.
          شما گفتید :”این هلال شیعی یک استراتژیِ محوری در برنامه های سپاه و بیت رهبری بوده”.
          البینه علی المدّعی،شما یک سند از اسناد و برنامه های کلی و سیاست های کلی جمهوری اسلامی بیاورید که در آن چنین اصطلاحی بکار رفته باشد،متاسفانه رویّه تهمت زدن و اسناد مطالب دروغ به اشخاص و جریان ها و کلیت نظام جمهوری اسلامی از سجایا و طبیعت ثانویه جنابعالی شده است،شب و روز دلتان را خوش کرده اید به این تعبیرات و حدس و گمانها و نسبت های ناروا به این و آن،شیعه گستری از زاویه نظام ولائی یعنی چه؟! همینطور باید تا ابد از این شاخه به آن شاخه پرید و با تفنّن در تعابیر پروژه کلیشه مخالفت را پیش برد؟ من به زکزاکی کاری ندارم ،اما اگر بتعدادی شیعه نیازمند در افریقا کمک شود باید آنرا مثل چیزهای دیگر به بیت رهبری وصل کرد؟

           
    • به دوست محترم سینای عزیز که نکته و پرسش مهمی طرح کردند و از جناب نوری زاد جویای پاسخ شدند، پیشنهاد می کنم، اول دو گزارش را بخوانند بعد با عقل سلیم خودشان به داوری بنشینند.
      یکی کتاب مأموریت برای وطنم محمدرضا پهلوی و دیگر، یادداشتهای سفر رضاشاه به مازندان که به آجودان همراهش که قلم خوبی داشت و پندارهای رضاشاه را به شکلی که او می پسندید، روی کاغذ می آورد، مراجعه کنید. البته این یاداشتها پراکنده است و من برخی را در نشریه«ایران نامه» دیدم و خواندم و در جاهای دیگر هم دیده ام.
      نکته مشترک گزارش پسر و پدر یک چیز است: آنها انتخاب شده اند تا ایران را نجات دهند. این بزرگترین عیب آنها بود که هم مسبب بزرگترین بدبختی برای آنها شد و هم برای ملت. عیبی که در جان تک تک ما لانه دارد و همه ما بهره ای از این خودناجی پنداری و خودداناپنداری را داریم.
      وقتی این دو گزارش یعنی گزارش محمدرضا و رضا شاه را بخوانید، به راحتی عباراتی می بینید که هر دو در دو زمان مختلف و در یک سرزمین مشترک می گویند: «سرم از فکر کردن دارد می ترکد! این قدر خیالات دارم که یک تنه باید جور همه را بکشم و اینقدر این خیالات به دماغم فشار می آورد که دارم از بین می روم. من حاضرم رنج نخوابیدن و زحمت کشیدن و سر درد گرفتن را به کشم و ایران را نجات دهم. دماغم توانایی های زیادی دارد و این توانایی را در خدمت ملت می نهم زیرا این مامویت من است که نجات گر باشم!.» در واقع یک نوع خودناجی پنداری عجیب در کلام او و پسرش موج می زند. این همانا ریشه در سنت استبدادی ما دارد که یک ضلعش خودخداپنداری حاکم است.
      می توان در باره شاخص های فقر و غنا در هر دوره ای تا حدودی مناقشه کرد و این گفت و آن را رد کرد و مدعای مقابل را تقویت ولی یک چیز را به هیچ وجه نمی توان زیر سوال برد: اینکه یک پادشاه وقتی که خود را برگزیده و سلطنتش را عطیه الهی بداند، تنها بیچارگی و انحطاط نصیب مردمش می کند ولو که همه را هم پول دار کند.
      به عبارت دیگر، می توان-به عنوان نظریه ای در باره انقلاب سابق- مدعی شد که مردم پول دار و کسانی که وضع شان خوب بود، علیه محمدرضا دست به قیام زدند و کمتر قشر کارگر و کشاورز در انقلاب دخالت داشتند یا دستکم سردمداران انقلاب مردمانی بودند که وضع مالی خوب داشتند اما از درون به وسیله محمدرضا تحقیر شده بودند زیرا نداری(بدون همراهی با دیگر عناصر و عوامل) هیچ وقت در حدی نیست که به انقلاب بیانجامد. آنچه یک انقلاب را شکل می دهد، درد تحقیر شدن است. در دوره سابق، همه ی ایرانیانی که وضع مالی مناسبی داشتند و ذهن فرهنگی شان به تدریج شکوفا می شد، در رفتار و گفتار پدر و پسر، تحقیر عینی خود را می دیدند زیرا آن دو تصور می کردند که فقط آنها می فهمند و بقیه مطلقا خرند. این تصور از خودناجی پنداری آنها مایه می گرفت و درون مردمی که فرصت و فراغت بیشتری داشتند را خراش می داد و شدیدا به واکنش وا می داشت که به تدریج شد انقلاب57.
      همین وضعیت بعدا در سلطنت دینی ادامه یافت و «ولی فقیه» خود را ناجی می دانست زیرا صراحتا خود را نماینده ی خدا می داند و می دانست و نماینده ی خدا طبعا از هر کس دیگر برتر است و درکش از همه بالاتر و شخصیتش از همه متبرک تر و … بنابرین استبدادی و دیکتاتوری در هیبت خودناجی پنداری، در این نظام دینی به شکل بسیار بدتری ادامه یافت ولی چون روحانیت قرنها سخنوری کرده و بلدند واژگان را بپیچانند و مثل دو شاه پهلوی، عامی نبودند، توانایی پوشاندن پنداره های خطرناک خود را تا حدودی داشتند و دارند. تنها مشکل آنها این است: عصر اینترنت همه چیز را برملا کرده و براستی این فضای مجازی آنها را بیچاره کرده و حاضرند کل ثروت ایران را بدهند و این دنیای مجازی و سران و مبدعان و خالقانش را به دار بکشند!
      ما اکنون از سلطنت پهلوی گذشته ایم و هیچ آدم به درد بخوری و شریفی و فکوری نمی توان یافت که دلش هوای سلطنت کند و اگر می بینید چند کوته بین، شاقول به دم رضا پهلوی بسته اند تا طرازی از آینده خود را به دست آورند، تنها حمق ذاتی خود را بر ملا می کنند. آری رضا پهلوی هم یک شهروند است و حقوقی دارد ولی هیچ کس دیگر نمی پذیرد که یک آقازاده، به سبب «عطیه الهی» حقوق متمایزی از دیگران داشته باشد. رضا پهلوی فعلی اگر انسان شریفی بود دو کار نمی کرد: یکی به ترامپ نامه نمی نوشت زیرا نامه نوشتن یک شاهزاده به ترامپ یعنی ایران را دو دستی تقدیم او کردن و دیگر از نظام جمهوری دفاع می کرد و خود را مدافع هیچ گونه سلطنتی نشان نمی داد. او این دو شرافت را از دست داده و طبعا زنده کردنش به وسیله ی رسانه های بی بی سی و دیگران هم فایده ای ندارد. او البته توهم دارد که مردم هواخواه سلطنت اند ولی مردم هواخواه کسی اند که دست روحانیت را از مقدرات این کشور کوتاه کرد و او وجهی درست از رضا شاه بود نامش را در بالا به بدی بردیم. آری این وجه شخصیت رضا مورد پسند مردم است ولی نه دیکتاتوری او.
      بنابرین:
      راه ما از جایی می گذرد که دست به یک خودسازی عظیم بزنیم و اگر دینداریم دین را-همانطور که نوری زاد مبارز به درستی گفت- برای خودمان نگه داریم و مدنیت را به تعصبات دینی آلوده نکنیم و اگر دیندار نیستیم، هواخواهی از افراد سرشناس را تنها تا جایی بپذیریم که او اولا کاملا مدافع حقوق بشر باشد و ثانیا هیچ گونه امتیاز موروثی را تایید نکند.

       
  166. ترکش خمپاره پیشونیش رو چاک داده بود
    ازش پرسیدم: چه حرفی برای مردم داری
    با لبخند گفت: از مردم کشورم میخوام وقتی برای خط کمپوت میفرستن،
    عکس روی کمپوت ها رو نکنن!!
    گفتم داره ضبط میشه برادر یه حرف بهتری بگو
    با همون طنازی گفت:
    اخه نمیدونی سه بار بهم رب گوجه افتاده …!!

    شرم بر كسانى كه با اختلاس هاشون خون همچين آدمايى رو پايمال كردن!

     
    • خجالت بکش این چرندیات را این جا نگذار ! سرگرمی دیگری برای خودت جور کن . این جا جایی برای جک و جونورهایی مثل تو نیست .

       
      • میگم حتمن جای موجودات موزی و زهر آگین مثل تو اینجاست.
        مثل اینکه خودتو خیلی گنده میبینی. سوسک هم نیستی.
        هر کس هر مطلبی بخواد اینجا میزاره و تو هم به حق داری چرندیات خودت رو بزاری.

         
        • نه جانم اشتباه این جا آمده ای , این جا , جای رذلی مثل تو نیست ! این جا آدم هایی سر میزنند که براری یه چیزهایی احترام دارند و بی احترامی به اون چیز ها را تحمل نمیکنند و به رذلی که توهین میکنه تو دهنی میزنند . تو هم برو به اون شیره کش خونه ای که کلاه مخملی هایی مثل خودت پاتوقشونه و اونجا خود شیرینی کن .

           
  167. هرچه داریم از ولایت است !

    ولايت گريز نباشيم !

    همیشه پشتیبان ولایت باشیم و به ولایت پشت نکنیم !

    همواره از ولایت به نيكي ياد كنيم !
    همیشه دوستدار ولایت باشیم و آن را از یاد نبریم !

    تمامي افسردگيها و گرفتاریهای ما ناشي از دور شدن از ولايت است !
    به همين خاطر من در تعطيلات نوروز میرم ولایت.

    شما هم برید ولایتتون خیلی خوش می گذره !…

     
  168. سلام
    جناب نوریزاد اثر و رد پای روحانیت درسیاست مهمتر از بودن و حضور وی در صحنه است انان اگر بدانند که می توانند جای پایی بگذارند بی گمان بالباس مبدل بازخواهند گشت مگر امثال ازغدی و عباسی اخوند هستند خیر دبیرستانهای معارف اسلامی بعد مدرسه عالی مطهری دانشگاه امام صادق را ببینید اینها عموما معتقدند ما باید با نظم نوین جهانی هماهنگ شویم اینها اخوند هستند ولی اخوند کت وشلواری حتی لازم باشد همین عبا و ردا را کنار میگذارند و کراوات میزنند مگر شما میتوانید مصلحت را از روحانیت جدا کنید اما پاک کردن حضور روحانیت در قانون مهمترین مسئله است که باید پیگیری شودانان باید دوجا باشند مساجد و محضرهای عقد و ازدواج والسلام

     
  169. دکتر خدادادی

    سلام دکتر نوری زاد
    آنگونه که ملاحظه می فرمایید رئیس قوه قضاییه هشدار داده و بخشنامه کرده چنانچه قضات مملکت دچار فساد شوند اسامی آنان با عکس شان در جراید به چاپ خواهد رسید.
    این مرد چقدر وقيحانه خود را از این قاعده مستثنی دانسته ست! مگر نه آنکه وی همان شخصی ست که 63حساب بانکی را بنام خود ثبت نموده و ماهیانه 50 میلیارد سود حاصل از آن را در بانک ترکیه ای که دختر جاسوس اش سهامدار آن ست کارسازی داشته است!
    درضمن مصادیق فساد چه می تواند باشد؟ آیا جاسوسی مصداق بارز آن نیست؟ قطعاً هست. پس چرا آیت الله لاریجانی دستور نمیدهد از باب عدالت و انصاف نام وعکس خودش در جراید انتشار یابد!؟(علم و اطلاع از جرم کسی و پوشاندن آن از مصادیق معاونت در جرم ست).
    یعنی آدم از وقاحت، سفاهت، جاهلیت وپدر سوختگی این آخوند یه لا قبا آنقدر برافروخته ميشه که دلش ميخواد یقه ی خودش و پاره کنه. الله اکبر

     
    • با درود بسیار بر جناب آقای محمد نوری زاد.

      و با درود بر آقای دکتر خدادادی.
      میفرمايید که:« یعنی آدم از وقاحت، سفاهت، جاهلیت وپدر سوختگی این آخوند یه لا قبا آنقدر برافروخته ميشه که دلش ميخواد یقه ی خودش و پاره کنه. الله اکبر.»
      آری چنین است عزیز٫ ازین نیز نباید غافل بود که با اینهمه نقل وحدیث که در بارهٔ او و برادرانِ هم رتبه اش در فساد٬ دزدی و وقاحت نشان داریم٬ چرا بازهم منصوب کننده اش با عناوینی چون ازین موجود نام میبرد.
      کار از بالاتر ازاو خراب و آب از سرچشمه آلوده به گنداب است.
      اگر باید گریبانی گرفته و یا چاک شود٬ سراغ بالاتر از وی را باید گرفت٬ زیرا که نوچه و پادو بمانند:
      گل مولا برای قلندر
      خانه شاگرد برای آخوند
      بچه مرشد برای مرشد
      و بچهٔ م(…درود به مش قاسم عزیز که سه نقطه را مبتکر شد) لّف برای اراذل و اوباش همه یک کار را انجام میدهند.
      زنده باد ایران و ایرانیان.

       
  170. سیزده پارادوکس حکومت حاکم بر ایران..!!!

    ۱) نظر مخالفان اهمیت ندارد، ولی باید نظرشان را تغییر بدهند..!

    ۲) مخالفان باید نظرشان را تغییر بدهند، ولی چون عوامل آمریکا هستند با آن‌ها حرف نمی‌زنیم..!

    ۳) حاضر نیستیم با عوامل داخلی آمریکا حرف بزنیم، ولی داریم با خود آمریکا مذاکره می‌کنیم..!

    ۴) داریم با آمریکا مذاکره می‌کنیم، ولی می‌خواهیم آمریکا را از بین ببریم!

    ۵) می‌خواهیم آمریکا را از بین ببریم، ولی انتظار داریم تحریم ها بسرعت برداشته شود!

    ۶) انتظار داریم تحریم‌ها به سرعت برداشته شود، اما معتقدیم تحریم‌ها هیچ تأثیری نداشته است!

    ۷) معتقدیم تحریم‌ها هیچ تأثیری نداشته، اما مطمئنیم باعث شده همه مردم زیر خط فقر بروند!

    ۸) مطمئنیم همه مردم زیر خط فقر هستند، اما مردم از حکومت ناراضی نیستند!

    ۹) مردم از حکومت ناراضی نیستند، ولی زندان‌ها پر است از مخالفان!

    ۱۰) زندان‌ها پر است از مخالفان، اما اکثریت مردم طرفدار حکومت‌اند!

    ۱۱) اکثریت مردم طرفدار حکومت‌اند، اما انتخابات آزاد برگزار نمی‌شود!

    ۱۲) انتخابات آزاد برگزار نمی‌شود، ولی همهٔ مردم در انتخابات شرکت می‌کنند!

    ۱۳) همهٔ مردم حق انتخاب رئیس جمهور را دارند، اما حق انتخاب لباس‌شان را ندارند..!!!

     
  171. اینم یک مطلب مرتبط با نوشته اخیر آقای نوری زاد:

    ——————-

    یک نفر از همراهان آقای سید محمد خاتمی که در سال ۱۹۹۹ به به سنگاپور رفته بودند تعریف میکرد:

    بعد از دیدار با رییس جمهور سنگاپور، از ایشون خواستیم اگه امکان داره جلسه ای با آقای لی کو آن یو ،‌ داشته باشیم
    آقای آن یو،‌ بازنشسته شده بود و هر از گاهی به عنوان مشاور در کاخ ریاست جمهوری حضور پیدا می کرد.

    جلسه هماهنگ شد و ما به دیدن ایشان رفتیم.

    بعد از سلام و احوالپرسی، آقای خاتمی گفت: نمیخواهیم وقت شما رو زیاد بگیریم، فقط یک سوال!!!.

    به نظر شما ایران میتونه مثل سنگاپور رشد کنه و به چنین موفقیت عظیمی برسه؟!

    آقای آن یو، یه کم فکر کرد و گفت: نه!!،‌ متاسفم.

    آن فرد گفت: همه ما جا خوردیم و اصلا فکر نمیکردیم چینن جواب تند و به دور از دیپلماسی را از آقای آن یو بشنویم!.
    برای همین رییس جمهور و تیمی که همراهشون بودیم در سکوت و شرم غرق شدیم!!.

    آقای آن یو، بعد توضیحاتی میده که تمام حرف اصلی نوشته من این چند خط توضیحات ایشونه!!.
    به نظرم این توضیح برای تمام کشورهای جهان سوم میتونه مثل یه نقشه گنچ باشه!!، البته به شرطی که به دنبال گنج باشیم!!!

    آقای آن یو گفت:

    ۳ دلیل اصلی داره که شما نمیتونید مثل سنگاپور بشید!!!

    ۱. ایدئولوژی:
    شما ایدئولوژی خاصی دارید و معتقدید، زندگی اصلی بعد از مرگ شروع میشه.
    برای همین این دنیا و زندگی دنیوی را به اندازه کافی جدی نمیگیرید!! و دلتون را به جهان بعد از مرگ خوش کردید!!.
    خوب معلومه کسی که این جهان را جدی نگیره برای مدیریت و سرآمدی در این جهان هم به اندازه کافی تلاش نمی کنه!
    ولی ما اعتقاد داریم ، همین دنیا تنها چیزیه که داریم و به همین جهت تمام تلاشمون را میکنیم تا بهترین دنیا را برای خودمون بسازیم!!.

    ۲. رویکرد :
    شما رویکرد متفاوتی نسبت به مسأله ها و مشکلات دارید!!.
    وقتی ما با یک مشکل مواجه میشویم، مشورت میکنیم. اگر امکان حل اون مشکل و مسأله به نفع ما باشه،‌ پیش میریم و تمام تلاشمون را میکنیم. ولی اگه متوجه بشیم و تو مشاوره ها هم به این نتیجه برسیم که طرف مقابلمون برنده میشه،‌ دیگه مبارزه نمیکنیم!! و میریم با طرف مقابلمون مشکلمون رو با مسالمت حل میکنیم! و وقتمون را بیشتر از این صرف جنگیدن با کسی که در نهایت برنده خواهد بود، نمیکنیم!!.

    ولی وقتی شما با یک مسأله مواجه میشوید، مثل ما مشورت میکنید. اگر به شما گفته بشه که در این مسأله شما برنده نخواهید شد و برنده نهایی طرف مقابل شماست ، به جای اینکه بروید و با طرفتون مشکل را با مسالمت حل کنید، با زور و پول و اعتقاد و نسل در نسل به مبارزه با اون طرف می روید!! و برای همین همیشه تعداد مشکلاتتون بیشتر از تعداد راه حل هاتونه!!!

    آقای آن یو گفته بود: نسلی که برای خودش و نسلهای بعد از خودش به جای راه حل، مشکلات قدیمی را به ارث بذاره نمی تواند مثل سنگاپور رشد کنه!!!

    ۳. تصمیم گیری سیاسی و اقتصادی کشور در دست نظامیان:
    آقای‌ آن یو در توضیح سومین دلیل عدم رشد کشورهای جهان سوم گفته:
    نظامی ها بر اساس یک خط فکری خاص و بدون انعطاف حرکت میکنن. این روش برای جنگ و پاسداری از حریم کشور مناسبه، اما در تصمیم گیری ها ی سیاسی و اقتصادی نیازمند خطوط فکری متفاوت و انعطاف پذیری بسیار زیادیم.
    هیچ کشوری را پیدا نمیکنید که سیاست و اقتصاد در دست نظامیان اون کشور باشه،‌ و اون کشور رشد قابل توجهی داشته باشه…!

     
    • این داستان جعلی است . روی اولین جمله ” بعد از دیدار با رییس جمهور سنگاپور، از ایشون خواستیم اگه امکان داره جلسه ای با آقای لی کو آن یو ” جستجو کنید و نتیجه ببینید . شرم نمیکنید از اینکه شده اید وسیله ای برای پخش اباطیل ؟

       
  172. سلام آقای نوری زاده بزرگوار و خردمند❤️
    آقای نوری‌زاد بنده ۳۳سالمه دزفول میکردم ک از ۱۷متر ارتفاع افتادم پایین کک با شانس فراوان دوتا از مهرهام فاصله پیدا کردن و تمامه بدونم کوفته شده هرچیم به کرمانشاه
    دنبال بیمه ساختمان دویدیم کاری از پیش نبردم پارتی مهندس ها خیلی کلفت بود،منم ی کارگر بدبختم،پدرم سال ۶۸ ب دلیل شیمیایی شدن تو خونه از دنیا رفت آخر همون سال مادرمون رفت پی زندگیش ما سه تا برادر موندم ب دلیل اینکه پدرم هشت ماه جلوتر از پدرش فوت شده هیچ ارثیه ی ب ما نرسید،سال ۹۰م برادر بزرگترم ماشین بهش زد اونم عمرشو داد ب شما و قانون اساسی دیه‌اش و داد ب مادری ک۲۶سال پیش مارو رها کرد،حالش چی کشیدم بماند(از تجاوز جنسی گرفته تا یک هفته غذا نخوردن و ۳ماه زمستون بیرون موندن سرموت اومد و خیلی ای دیگه،بماند) الانم ی پسر ۴ساله دارم ک کل بدنش عفونت یکسره بستری، خودمم کمرم داغونه ب خدا هیچکیو ندارم ی برادر کوچیک تر دارم ک تو زندان،،الانم امروز فردای ک همسرم ازم جدا بشه،خودم یتیم و یثیر بودم ب هیچ وجه نمیخوام بچه‌م حال روز منو پیدا کنه،آقای نوری‌زاد شما مرد خداید دستت تو کار خیرِ اگه واقعا مقدور ب منم کمک کنید دیگه نمیدونم چیکار کنم ،
    آجرتون با پروردگار بزرگ
    ساکن کرمانشام

     
  173. اولین بار رفتم مصاحبه استخدام … برای سربازی. چون میخاستم سرباز ترویج بشم. …. نماز شبم سعی میکردم ترک نشه …. اما نه برای استخدام و سیاست … از احمقی و تقلید و ارزوی بهشتی و مرد ره بودن. بود …. تا اینکه در مصاحبه فهمیدم اگر. شبیه انچه بودم نباشم. . جایی ندارم … ازین حال خویش و حال واحوالی که حکومت میخاست …. و باید مطابق بود …. متنفر وبه قول انها کافر شدم ….. اکنون شانزده سال ازان ماجرا میگذرد … ودیگر نه ارزوی دینداری و نه صحبت دین داران مرا جلب خیش میکند …. بلکه از حقه وترفند دین دار و غیر ان اگاهم و خوب میدانم. …. . . درد خودم چیزی جز جهل وعمل خطا درپی جهل نیست … ومردمان. .. هر انگونه که هستند. کنش دارند و. واکنش میبینند …. اگر امروز صحبتی در میان است ….. مغز ندارد. … و یا. این مغز ازین میوه. مزه اش برای دیگری طعم متفاوت دارد … وچنین است. حال مردم جهان سوم. ..‌ که عقب ماندگی از ظاهر وباطن بیمارشان. اشکار. وبی هنری. از اثار انتخابهایشان. گریبانگیر. روز گار سیاهشان است …..
    اری. بهترین گزینه. برای چنین جماعتی نصب تابلو شهید ……. سر هر کوچه وبازار وخیابانیست. … تا. جهل شان. در پس. کلمه قرمز رنگ تابلو پوشیده شود. …..
    اری باید به انها که با خون خود مهر جهل زدند بر تابوت اندیشه خندید …..
    زیرا گریه دیگر پس از شیخ اسماعیل صفوی تا کنون. تاریخ مصرفش. منقضیست …… وجماعت حریص وخامتر در پی این خوراک فاسد ..ٔ…
    ارزوی لبیک. یا حسین دارد

     
  174. آقای نوری زاد
    برای اینکه بدانیم
    چرا رهبر مسلمانان جهان!،
    در دیدار با اعضای مجلس خبرگان!!،
    سخنان ترامپ را “سخیف” ، “زشت” ، “ابلهانه” ،
    “آشفته” ، و “سراسر غیر واقعی” خواند!، و سخنان
    او را ناشی از “عصبانیت”، “درماندگی”، و “سبک مغزی” شمرد!، گفته های ترامپ در سازمان ملل را به آگاهی ملت ایران میرسانیم :

    ( سخنان ترامپ در سازمان ملل ) :

    زمان آن رسیده که تمام ملتهای جهان
    به مقابله با رژیم بی‌پروای ایران بپردازند،
    رژیمی که آشکارا از “قتل عام”، “مرگ آمریکا”،
    “نابودی اسرائیل”، و “نابودی بسیاری از رهبران و
    ملتهایی سخن میگوید؛
    دولت ایران با کارگران برخورد خشونت آمیز دارد .. همین کارگران زحمتکش هنوز حمایت کننده ای ندارند و کارگران شهر اراک را با گاز اشک آور پراکنده میکند و در حالی که خود ادعا دارد که از سلاح شیمیایی استفاده نمیکند.
    مسئولانشان که در این سالن هستند…!”.
    کشورهای روسیه و چین کمونیست ، ایران را مستعمره خود کرده اند که متاسفانه مردم ایران خبر ندارند و نمیدانند ثروت کشورشان را به روسیه و چین کمونیست هدیه میکنند …
    من مردم باشخصیت و فهیمِ ایران را دوست دارم و برایشان احترامی بیشتر از آنچه نمیدانند قایل هستم اما متاسفانه دیکتاتوران ایران ، منِ ترامپ و ملت آمریکا را دشمن مردم ایران خطاب میکنند.. اگر مردم ایران و کاربران اینترنتی ایران بخواهند رابطه دوستی با آمریکا داشته باشند من اطاعت خواهم کرد و اگر بخواهند اسراییل را برای همیشه از نقشه جهان محو کنم اینکار را انجام میدهم و به خواست مردم ایران احترام و ارزش قایل خواهم بود فقط و فقط به شرطی که به حکومت آخوندی پایان دهند .. من قول میدهم که ورود ایرانیان به آمریکا را آزاد خواهم کرد …
    حکومت ایران یک دیکتاتوری فاسد را
    در پشت یک پوشش کاذب دموکراسی پنهان،
    و یک کشور ثروتمند با تاریخ و فرهنگی غنی را
    به کشوری سرکش با اقتصادی ضعیف تبدیل کرده،
    که صادرات اصلی‌اش؛ “خشونت”، “خونریزی”، و “هرج و مرج” است. قربانیان طولانی مدت رهبران ایران؛ “در واقع مردم این کشور هستند”. حکومت ایران بجای استفاده از منابع خود برای بهبود زندگی ایرانیان، درآمدهای نفتی‌اش را صرف تامین مالی “حزب الله” و دیگر تروریستهایی میکند که مسلمانان بی‌گناه را میکشند، و به همسایگان صلح طلب عرب و اسرائیل حمله میکنند. ثروتی که متعلق به مردم ایران است، صرف تقویت دیکتاتوری “بشار اسد”، “تشدید جنگ داخلی در یمن”، و “تضعیف صلح در سراسر خاورمیانه” میشود. ما نمیتوانیم اجازه دهیم که “یک رژیم قاتل”، همزمان با ساخت موشکهای خطرناک به فعالیتهای بی‌ثبات کننده خود ادامه دهد، و ما نمیتوانیم توافقی را بپذیریم که پوشش لازم را برای نهایی کردن برنامه هسته‌ای فراهم میآورد.

     
  175. آقای نوری زاد آنچه که فکر کردم به نوشته اخیرتون مربوط است این پیشنهاد دکتر کریمی پور است. خواهش می کنم این پیشنهاد را بخوانید که چه دلسوزانه به روحانیون پیشنهاد داده به حوزه ها برگردند. ممنون از شما و از ایشون

    —————-

    پشنهاد دكتر كريمى پور، استاد دانشكده فيزيك دانشگاه صنعتى شريف، در مورد فراخوان ملى جهت بازگشت روحانيون به حوزه هاى علميه.

    [….] دست اندرکاران سیاست، بخصوص در ایران، همواره ملاحظات و تعارفاتی دارند و مصلحت هایی را در نظر می گیرند. راه و روش اهل سیاست در ایران البته کاملا منحصر به فرد است و در هیچ کجای دنیا نظیر ندارد. به عنوان مثال اهل سیاست در ایران همواره «ناگفته هایی» دارند و این «ناگفته ها» را حتی اگر قانونا ملزم به گفتن آنها برای اطلاع عموم مردم باشند، در سینه خود نگاه می دارند و این پنهان کاری را به عنوان نشانه ای از سعه صدر و تقوای خود و به عنوان یک فضیلت به مردم می فروشند و حال آنکه در ممالک توسعه یافته این رفتار را نه نشانه فضیلت بلکه نشانه بی مسئولیتی و بزدلی می دانند.

    اما اهل دانشگاه که بیشتر در عالم نظر سیر می کنند می توانند فارغ از این ملاحظات، و رودر بایستی ها و با زبان صریح و روشن به تدوین نظریات خود بپردازند. ارزش این نظریه پردازی در ماندگاری تاریخی آن است. و اما نقد جدی من به این پیشنهاد این است که آیندگان آن را به مثابه پذیرش و تایید ضمنی شیوه حکومتی خواهند گرفت که روحانیت ایران برای خود ساخته و پرداخته و در چهل سال گذشته تبلیغ کرده است بدون آنکه مورد سوال جدی از سوی نهاد دانشگاه قرار گیرد، گویی که این شیوه حکومت از بدیهیات و مسلمات مورد توافق دانشگاه و حوزه است.

    از عمر حکومت روحانیون بر کشور نزدیک به چهل سال می گذرد. این مدت از عمر حکومت محمدرضا شاه پهلوی، از نیمی از عمر رژیم کمونیستی اتحاد جماهیر شوروی، و از عمر بسیاری از حکومت های دیکتاتوری در امریکای لاتین بیشتر است. در دنیای امروز با سرعت تحولات شگرفی که همه شاهد آن هستیم چهل سال زمان بسیار زیادی برای آزمودن یک شیوه حکومت داری است.

    ناکارآمدی شیوه حکومتی فعلی که اساسا مبتنی بر تبعیض وسیع و گسترده به نفع قشر روحانی است، و فسادی که به طور گسترده و ناگزیر بر آن مترتب شده، نیازی به توضیح و استدلال و مستندات، بیشتر از آن که همه روزه می بینیم، ندارد. جهان امروز جهانی نیست که بتوان با چنین تبعیض ناروا و ناشایستی در آن به هیچ گونه پیشرفتی رسید. چنانچه این وضعیت ادامه پیدا کند موتور نیمه جان توسعه ایران به کلی از کار خواهد افتاد، کشور از ذخیره باقیمانده نیروی انسانی اش خالی خواهد شد و علاوه بر آن شیرازه اخلاق و منش و همبستگی اجتماعی و دینی اش از هم خواهد پاشید.

    شگفت انگیز است که در قرن بیست و یکم و پس از انباشت آن همه تجربه تاریخی در جهان، دانشگاهیان ما در عمل، اصل و اساس چنین تبعیضی را که ساخته و پرداخته روحانیت برای حکومت است پذیرفته و خود را تنها به امور جزئی در پیرامون آن سرگرم می کنند و حال انکه از آنها انتظار می رود با توجه به اینکه در انزوای فکری نیستند و تجربیات مختلف تاریخی را در جهان می شناسند، خود مبدع، مبتکر و مبلغ یک مدل حکومتی کارآمد و بدون تبعیض برای ایران با توجه به ویژگی های فرهنگی، قومی و مذهبی آن باشند.

    اصلاح امور ایران نه با پرداختن به امور جزئی بلکه با درخواست فراگیر ملی مبنی بر بازگشت روحانیون به حوزه های علمیه و پرداختن اصیل و صادقانه آنان به معارف دینی که چهل سال از آن غفلت کرده اند، امکان پذیر است. ماندن روحانیون در عرصه حکومت به شکلی که امروزه می بینیم، روز به روز ایران را به قهقرا خواهد برد و روز به روز نسل جوان امروز از سرچشمه های اصیل معرفت دینی دور خواهد کرد. انباشت فشار های اجتماعی از یک سو و انفعال دانشگاهیان به تدریج ما را به سوی نقطه ای خواهد برد که ممکن است کیان کشور، آنچنانکه دکتر فرزانه به درستی گفته اند، در معرض نابودی و انهدام قرار گیرد.

    فراخوان بازگشت روحانیون به حوزه های علمیه می بایست به یک فراخوان ملی تبدیل شود. در دعوت به چنین گفتمانی دانشگاهیان البته تنها نیستند چرا که بسیاری از روحانیون متدین، آگاه و آزاده نیز به چنین دعوتی پاسخ مثبت خواهند داد و در این گفتمان ملی مشارکت خواهند کرد. دغدغه توسعه کشور از یک سو و بازگشت به معیارهای اصیل دینداری و تبلیغ معارف دینی از سوی دیگر دغدغه مشترک هردو این قشرهاست. آیندگان با شگفتی بی حد و حصر به پذیرش این همه جهالت از طرف ما خواهند نگریست و هرگز انفعال و فردگرایی ما را فراموش نخواهند کرد و از نسل ما به بدی و تلخی یاد خواهند کرد.

     
  176. درود
    عدالت بخشی از مفهوم آزادی است، اما آزادی چیست؟
    آزادی ،حق طبیعی افراد از بدو تولد است و از دید کانت با خرد و آگاهی جزو لزومات فردی است . بدین صورت میزان آزادی را می توان با عقلایت و خرد فردی و جمعی سنجید.

    جنبه مهم دیگر آزادی ،و متمم آن عدالت است، عدالت همیشه در دیکتاتوری سرکوب می شود، زیرا آزادی ها در دیکتاتوری ها صلب می شوند.
    عدالت خواهی از نظام داعشی ولایت ﴿سپاه و دولت و رهبر و ولایت﴾ چون شیر دوشیدن از
    گاو نر است.
    پس در وحله اول برای ایجاد عدالت در جامعه باید آزادی های فردی و جمعی را خلق وحافظ بود.که در نظام داعشی ولایت غیر ممکن است.

     
  177. با درود
    نظام داعشی ولایت فقیه، با سرکوب ملت همچنان سعی به ادامه حیات خوددارد.بستن راه ارتباطات، پرونده سازی برای ملت شریف که همان باج گیری و گروگان گیری دزدان سر گردنه باید خواند، رها کردن ایالات و ولایات ، مگر برای گرفتن باج و دزدی که چهاردهه است همچنان ادامه دارد، وضعیت کرمانشاه و سیستان وبلوچستان و خوزستان گواه روشن این موضوعند.
    این وضعییت بنفش، همچنان ادامه دارد.
    حال ملت باید بدانند که بفرض دوسال گذشته ، آیااین وضع آنها تغییر کرده و بهتر خواهد شد؟آیا دارای کار وحال و آینده امن و در رفاه اند؟ پرونده ها و زندانیان سیاسی وشکنجه ،شلاق و قصاص و حدود و اعدام و آدم ربایی چطور؟

    مشخص است که کشور را دزدان اشغال کرده اند، این جماعت می دانند که عاقبتشان چیست .
    آیا ای ملت، شما می دانید عاقبتتان چیست؟

    من فکر می کنم می دانید ، شما از خود سوال کنید چه می خواهم ؟چه می توانم ؟ چه باید انجام دهم؟
    وخود ر ا دوسال دیگر تصور کنید .

    ولایت داعشی (ولایت فقیه، رهبر، دولت سپاه)فقط کارش سرکوب است.هدف نیز حفظ نظام داعشی است .

    و اما، رجب اردغان نیز از طرفه جنگ برای ماندنش و سرکوب آزادی خواهان استفاده کرده و مردم بیگناه کردنشین را بمباران می کند، این دیکتاتور باید تحریم و بمیز محاکمه کشانده شود .
    کشورهای جهان هنوز درسی از دیکتاتورها نگرفته اند. یکی از حیله های دیکتاتور برای ماندنش و سرکوب داخلی ، دشمنی فرضی و جنگ بر افروزی است ، نظام ولایت داعشی ایران خود نمونه بارزی است.

    اما حرف آخر را ملتهای آگاه میزنند.

     
  178. با درود و سلام

    چون ندارد سیر *می‌راند چون عام
    بر توکل می‌نهد چون کور گام

    بر توکل تا چه آید در نبرد
    چون توکل کردن اصحاب نرد

    جناب دکتر نوریزاد گرامی از میان تمام گزینه های پیشنهادی شما تنها بند پنجم قابل اعتنا و کارآیی لازم و دلیل و علت کافی دارد و میشود بر رویش کار کرد و به آن امید بست :
    « پنج: از اعتراضات صنفی و پتکِ اعتصابات نیز نباید غافل شد. در این چند سال گذشته، معلمان و کارگران و مالباختگان و بازنشستگان و دانشجویان و فعالان مدنی، با هر آسیبی که تحمل کرده اند، نیک درخشیده اند. »
    نظام از ابتدا دست به ایجاد ارتش( سپاه پاسداران » و نیروی انتظامی
    « کمیته ها »وسایر سازمانهای موازی و آلترناتیو زد که هنوز هم بخشهای وسیعی از آنها به نظام وفادارند یا از آن اطاعت میکنند. تنها نیروهایی که امکان جایگزینی ندارند، کارگران و کشاورزان و زحمتکشان و زنان و تا حدودی معلمان هستند. نظام مقدس با کار برده سان و تضییع حقوق
    طبقه کارگر خود بخود کارگران را به آستانه شورش برده ، و با برنامه های مطالعه نشده سد سازی و خشکاندن روستاها با آنکه کشاورز جانش به زمینش بسته است، کشاورزان را هم در آستانه کوچ اجباری قرار داده است. در ضمن نمیتواند با سحر و جادو و آیه و روایه طبقه کارگر و کشاورز و جامعه زنان آلترناتیو خلق کند و شکم آنان و خانواده هایشان را سیر کند. بزرگترین و آسیب پذیرترین نقاط ضعف نظام در همین جاست. اما طبقه کارگر به دلیل نداشتن حزب و حتی تشکلهای صنفی نمیتوانند با هم هماهنگ و مدد کار هم باشند، کشاورزان هم بطریق اولی هیچ، تشکلی ندارند. زنان و معلمان هم نیز فاقد هر سازمانی هستند، که بتوانند با اعتصاب یک بخش سایر بخشها هم به اعتصاب و اعتراض بپیوندند. همچنین هیچکدام نمیدانند در صورتیکه تن به فداکاری دادند و به آرزوی قاطبه مردم ایران تحقق بخشیدند چه تغییر بنیادی ای در کار و زندگیشان روی میدهد و تکلیف مطالبات معوقه و انباشته آنان و آینده کاریشان چه میشود. شما سهواً یا عمداً آنان را فراموش کرده و در محاسباتتان جای شایسته و برجسته ای ندارند. بی دلیل نیست که نظام برای امثال شما علیرغم تمام شعارهای تندی که میدهید تره هم خورد نمیکند، اما کل نظام از رضا شهابی و امثال ایشان بشدت میترسند و حساب میبرند و البته کمر به قتلش و قتلشان هم میبندند. اهمیت رضا شهابی به خاطر تشکل و سندیکایی است که او عضو مؤثر و مؤمنش بوده و سندیکا ادامه شخصیت و موجودیت صنفی و طبقاتیش است ، اگر در این راه هم به شهادت برسد خونش و زندگیش هدر نمیرود و میتواند شهاب فروزان راه مردمش و همکارانش و هم طبقه هایش بشود. از قطب دراویش هم میترسد چون شبه تشکلی او را ساپورت میکند . شما مرد هنرمندی هستی و از دریچه هنرت به جهان مینگری، شاید فکر میکنی اسقاط نظام هم چیزیست شبیه به کارگردانی یک فیلم!
    جالب است که دانسته یا ندانسته در بند هشتم و پایانی بخش سوم مقاله نوشته اید:« ما ناگزیریم گنده لاتی را سر ببریم که سی و هشت سال پیش خود بدستِ خویش از شکمِ جهالتِ جمعیِ مان بدر آوردیم و با فرش کردنِ همه ی هستیِ مردم ایران زیر پایش، زیر بال و پرش را گرفتیم تا بلندا بگیرد و برو بازویی بهم بزند و سری در میان سرها در آورد. شوربختا که این گنده لاتِ تسبیح بدستِ عرقچین به سرِ چفیه به گردنِ قپه بر دوش، امروز بلای جان ایران و ایرانی و مردمان منطقه شده است. »
    حال فرض کنیم با تئوری هنرمندانه و ایده آلیستی شما نظام هم اسقاط شد، اولاً برای اداره جامعه پس از سرنگونی نظام چکار میکنی و کدام کادر مجرب و آزموده را بکار میگماری؟ اصولاً شما به تنهایی باید تکلیف کل کشور را مشخص کنی یا کسانی حاضر و آماده داری و به کسی نمیگویی؟ از کجا معلوم و چه تضمینی وجود دارد که گنده لاتهای گرسنه تر و حریص تر و خشنتری بر مردم مسلط نمیشوند؟ دوست عزیز چرا تک روی و یکه تازی میکنی؟ چرا در کنار خود مشاوران آگاه و جامعه شناس نداری؟ میدانی که مردم عراق پس از فتنه داعش حسرت ستمهای دوران صدام ملعون را میخوردند؟ تا کنون کدام جامعه با این پندارها دگرگون شده است؟ دگرگونی اگر کور و بی هدف باشد و سبب بهبود سطح کمی و کیفی و رفاه مردم نشود یا حتی زندگیشان را بدتر کند همان بهتر که روی ندهد. شما هدف روشن و برنامه ای نداری. اسقاط و کنار زدن نظام هدف نیست، بلکه برداشتن بزرگترین مانع برای رسیدن به هدف است. سرنوشت نهایی این سنگ بزرگ برداشتن از حالا مشخص است. اگر واقعاً در مدعایت صمیمی و صادق هستی باید در صدد ایجاد تشکل و حزب بر بیایی، خواهی گفت اجازه نمیدهند، بله اجازه نمیدهند که کسانی موجودیتشان را به خطر اندازد، پس با کسب اجازه و حتی بدون اجازه حزب درست کن و پیشاپیش اعلام کن که هر کس میخواهد عضو حزب شود ابتدا باید از جانش و خانواده اش بگذرد و خود را برای تحمل زندان و تبعید و کشیدن رنج بیشمار آماده کند . کاش تمام سرگذشت گاندی و نهرو و رادها کریشنان و میلیونها هندی که در راه کسب استقلال کشورشان رنج کشیدند و مبارزه کردند و پیروز شدند و بطور کلی تاریخ حزب کنگره ملی هند را میخواندی. تشکیل حزب تنها با دریایی از خون و عرق و اشک ممکن است. جامعه یکبار تن به فرمانهای یک نفر داد و زیان کرد. آزموده را آزمودن خطاست.
    *در اینجا باید گفت :چون ندارد حزب میراند چو من .

    ————–

    درود دوست گرامی
    سپاس از نوشته ی بلندتان. اشتباه بنیادین دوستانی چون شما به این است که: گمان می برید واژگونی نظام یا سربریدن آن گنده لات، ناگهانی رخ می دهد. و بعدش، ما می مانیم و آینده ای مبهم و بقول شما گنده لات هایی حریص تر. بل به این بیندیشید که واژگونی نظام ولایی، حتما به یک پروسه ی شعوری محتاج است. در این پروسه، آدمها از غربال فهم مردم عبور می کنند. مهم قانونی است که ( متأثر از اعلامیه ی جهانی حقوق بشر) بقلم با شعوران نوشته می شود و میخ رهایی از بختک ملایان و سرداران ولایی را بر کلیت این سرزمین می کوبد. اینجوری نیست که شب بخوابیم و صبح برخیزیم و ببینیم واژگونی صورت گرفته و ما درمانده ایم که رشته های کار به دست چه کسانی بسپریم. همین اکنون، استعداد هزاران فرهیخته و دانشمند و پاکدست و فهیم و ایراندوست و سیاستمدار در لایه های زیرین این نظام نکبتی خاک می خورد. ما به یک بلندای زمانی محتاجیم تا ادب خود را بر بی ادبی های این نظام تحمیل کنیم. که آینده ای این سرزمین، با هر خسارتی که در پیش دارد، از آنِ با ادبان است. باور کنید این یک شعار نیست. اگر قرار باشد در آینده نیز مردمان ما همچنان زشتکار و بی ادب و مال مردمخوار باشند، چه فایده از واژگونی؟ در این واژگونی، ما ملاها و سرداران بی ادب و دزد و آدمکش را کنار می زنیم. و می دانم که این کنار زدن، به این سادگی ها صورت نمی پذیرد. لقمه ی چربی که ملایان به دهان برده اند، مگر به این سادگی ها از دست می دهند. شما به ریخت نگرانی ملایان از خیزش اخیر مردم بنگرید و ببینید خداوکیلی حتی یک نفرشان نگران دین خدا بوده است. همگی شان نگران آینده ی خودشان بوده اند. که اگر ورق برگردد بر ما چه خواهد گذشت. این نظام، گرچه مردم را به خفگی مبتلا کرده اما اکسیژن ملایان است. ما این اکسیژن را باید همگانی کنیم. و این، به زمان و صبوری و هوشمندی و خردمندی نیازمند است.
    سپاس

    .

     
  179. رنجنامه
    قسمت پایانی

    فقرۀ آخر از کارهای خیر او این بود که یک پرایدی دارد که روزی دیدیم آخوند پیش نماز مسجد را آورده خانۀ اجاره ای و میخواهد او به عنوان شاهد وصیت نامه باشد، آنهم چه وصیت نامه ای! در آن وصیت نامه او میخواست پراید را نه به فرزندان که به مسجد و امور خیر پیشکش کند! من در منزل نبودم ولی بچه ها میگفتند که خود آخوند دلش برحم آمد و او را شماتت کرد که مرد حسابی خودت و خانواده ات نان ندارید بخورید آنوقت میخواهی این ماشین را خیرات کنی! آخونده هم از مسلمانی پدرم کپ کرده بود!
    سرانجام او رفت و به تنهایی جایی را گرفت و به زندگی خود مشغول است. و مادر و دیگر فرزندان مجرد در کنارهم زندگی میکنند.
    من و دیگر فرزندان که متاهل هستیم هم برای خود زندگی داریم.
    با تمام بدیهایی که پدرم در حقم کرد هر زمان که کمک خواست حاضر بودم. بخاطرش دعوا کردم و به کلانتری رفتم و بازداشتگاه. بر بالینش در بیمارستان بودم و در بدترین شرایط که آن اغیار نمیدانستند در چه روز و حالیست این ما خانواده اش بودیم که بدادش رسیدیم و تنهایش نگذاشتیم. ولی افسوس که قلب او از سنگ است و تا امروز پدری خشن تر و بیرحم تر از او در حق خانواده در زندگی خود ندیدم. پدری که افراد خانواده را سالها زجر داد. او یک ظالم به تمام معنا بود و ما بسان برده هایش. او خدا بود و ما بنده هایش.
    بسیاری را قلم گرفتم و از گفتن و بیان آن شرمم آمد!
    ما فرزندان او با تمام بی رحمی های پدر اگر چه شاید در زندگی روزمره کمابیش موفق بوده باشیم ولی همیشه حس کمبودی با ماست و آن حس بی پشتوانه بودن و بی حامی بودن باشد. هر چند که افرادی متکی بنفس و خود ساخته به نظر آییم.
    خلاصه اینکه قسمت من تمامش نحسی و پستی و کثافات بود از اسلام و مسلمانی و شیعه گری. درست برعکس آخوندها و آقا زاده ها و بازاریها و نان به نرخ روزخورها که چه حالی میکنند در این فزونی نعمات الهی و شکرگذار درگاه الهی اند.
    آخوندها و بازاریها شاید 99.9 درصدشان از گل نازکتر به همسران و فرزندانشان نمیگویند و همیشه در تلاشند که با استفاده از پول و نفوذ خود بهترین زندگی را برای فرزندان خود فراهم کنند حتی همین اژه ای خناس هم اینگونه است.
    هر چه ما دیدیم صفات جبار و مکار خداوند بود و هر چه آقا زاده ها میبینند صفات رحمان و ستار خداست. انگاری که خدای ما و آنها متفاوت است. ما دافعه دیدیم و آنها جاذبه.
    برای نمونه یادم نمیرود که روزی همین آخوند شجونی دو آتشه و ملعون که گور بگور شد برای سخنرانی آمده بود مسجد محل ما و ایام سوگواری بود یادم نیست محرم یا رمضان. من آمدنش را دیدم که همراه فرزندش بود. فرزندش به مسجد نیامد و در ماشین ماند. یک سوسول به تمام معنا که داشت توی ماشین موزیک گوش میکرد و ملت توی مسجد بر سر و سینه میزدند.
    افسوس که دیگر نمیتوان به گذشته برگشت و افسوس که هیچ فرزندی حق انتخاب پدر و مادر را ندارد و افسوس که هیچکس نمیتواند کیفیت ولادت خود را انتخاب کند. در مورد مرگ هم شاید اینگونه باشد ولی نه با شدتی که در تولد است. اینهم برداشتی فلسفی از زندگی.
    شاید هر روز نه ولی چندین بار در طول هفته فرزندانم را ببوسم و به آنها بگویم دوستشان دارم.
    پدرم را هرگز نمیبخشم بخاطر جفاهایش و اژه ای را هرگز نمیبخشم بخاطر جنایت هایش!

    —————–

    درود و سپاس نازنین
    چه قلم نرم و روان و شایسته ای با شماست. و چقدر قابل باور. اینجور مستند نویسی، نه که به تخیل محتاج نیست، بشدت قابل باورند. من چقدر با این روحیات پدرانه آشنایم. بسیاری از ما مذهبی ها با این خلق و خوی آشناییم. سختگیری های مذهبی ای که خود من به خانواده ام داشته ام، از من هیولایی ساخته بود برای آنان که اداء و اطوار مذهبی اش او را چون دژخیمی عبوس و تلخ به هر بهانه به عربده می کشاند.
    سپاس
    سپاس
    سپاس

    .

     
    • خیلی عالی بود دوست عزیز. همانطور که جناب نوری زاد گرامی به درستی گفتند، «قلم نرم و روان و شایسته ای با شماست» و واقعا از این جهت به شما صمیمانه تبریک می گویم. شما گنجی در خود دارید که شاید نتیجه آن رنج باشد. زندگی به همه ی ماآموخته است که هر کس را رنجی جانکاه برسد، درونش صیقل می خورد و چون آب روان، قطره قطره و زلال زلال، به بیرون می آید و تراشیدگی روحش نمایان می گردد. این تراشیدگی ها محصول آن ترنجیدگی هاست. مبارک تان باد این قلم و این توانایی در کوتاه کردن داستانی که کوتاه کردنش توانایی خاصی می خواهد. زبان فارسی به این قلم احتیاج دارد زیرا صاحبش، خود را پنهان نمی کند و دیگران را هم پنهان نمی کند و لو که آن دیگران بخشی از وجود او باشند.

       
  180. رنجنامه
    سلام
    نوری زاد گرامی شما از غلامحسین اژه ای و دین و مذهب گفتید و من مطلبی به ذهنم آمد.
    پدرم. اژه ای. اسلام و تشیع
    به عنوان یک ایرانی که در خانواده ای مسلمان و شیعه بزرگ شده، انگاری که تمامی بدبختی ها و مصیبتهای دین و اخلاق و اسلام و شیعه بر سر خانوادۀ من هوار شده. پدری دارم شبیه همین غلامحسین اژه ای بدون عمامه. باور کنید اگر پدرم عمامه بسر کند میشود خود خودش. نوع نگاه، بینی، گونه ها و پیشانی برآمده و مردانه که خشونت در تمامی اجزای صورتش فریاد میزند.
    من شاید یکی از معدود افرادی باشم که تمامی دافعۀ اسلام و شیعه گریبانش را گرفته. هیچ بیاد ندارم که پدرم مرا با مهر و محبت پدرانه در آغوش گرفته باشد و یا بوسیده باشد.هیچ بیاد ندارم که پدرم حال مرا پرسیده باشد. هیچ بیاد ندارم که پدرم به عنوان تکیه گاه و حامی من بوده باشد.
    از کودکی پدرم همیشه مرا به بهانه های مختلف مورد شدیدترین تنبیه های بدنی قرار میداد. فرزندان دیگرش را نیز همینطور. بارها مادرم را به شدت کتک میزد و بسیار فحاش بود و هست. پدرم شاید رکورد دار قهر کردن در طول تاریخ باشد. در طول 40 سال زندگی مشترک با مادرم شاید 30 سالش را با او قهر بوده! و شاید نیمی از زمان زندگی ما در خانه اش با ما قهر کرده.
    بدترین دوران و بدترین خاطرات من برمیگردد به زمان پایان سال و ایام عید نوروز که پدرم به بهانه های مختلف برای فرار از پول دادن و خرید عید کردن درگیری راه می انداخت و قهر میکرد و ما هم که پولی نداشتیم برای خرید عید. در این اواخر هم که به بهانه کسب و کار یک هفته مانده به عید میرفت مسافرت و تا 15 فروردین خانه نبود!
    تمامی توصیه های پیامبر در مورد ( اشداء علی الکفار ) را پدرم در خصوص همسر و فرزندانش بکار میبرد و بالعکس در مقابل بیگانگان (رحماء بینهم) بود! هر زمان که با پسران دیگر محله دعوایم میشد، اگر کتک میخوردم او مرا تحقیر میکرد و اگر کتک میزدم او مرا تنبیه! همیشه بیگانه دوست بود و مهمان دوست بود. او تنها در کنار میهمانان بود که قهقهه میزد و هرگز به خاطر نمی آورم که در جمع خانواده هم اینگونه خندیده باشد. او در جمع بیگانگان یک جوکر به تمام معنا بود ولی در جمع خانواده یک برج زهر مار! هیچگاه بیاد ندارم که در مواقع بیماری و مرارتها و سختی های زندگی پدرم کنارم باشد و به من امید دهد و یا حتی یک نگاه مهربان. همیشه طلبکار بود از همه ما!
    هر زمان اژه ای را میبینم به او و به پدرم لعنت میفرستم و بر بخت و اقبال بد خویش. پدرم یک اصطلاح داشت و دارد که در مقابل اشخاصی بکار میبرد که به قول خودمان حبیث هستند و منفی. او به اینگونه اشخاص میگفت (خناس مناس از صورتش میباره) و این از سوره ناس گرفته شده آنجا که میگوید (من شر الوسواس الخناس). پدرم و این اژه ای خناس شاید بدقت خود را در آینه ندیدند!
    با تمام این اوصاف پدرم وقتی به نماز می ایستد و رو به خدا راز و نیاز، چنان با قرائت خاص و غلیظ نماز میخواند که نگو و نپرس. (ولاالضالین) آخر سورۀ حمد که او میگوید شاید بهترین و کشیده ترین در ایران باشد! همراه با غرور و فروتنی خاص!
    او دارای شخصیتی بسیار متکبر و بدون گذشت در خانواده و بسیار فروتن و با گذشت در بیرون خانواده است.
    در و همسایه به اسمش قسم میخورند و حاج آقا حاج آقاست که نثارش میکنند بی آنکه به مکه رفته باشد. همه او را مرد خدا و بسیار موقر و متین و اهل کمک و دستگیری میدانند در صورتی که هرگز فراموش نمیکنم که برای گرفتن پول تو جیبی و خرج مدرسه باید بارها میگفتم و یا به احترام می ایستادم تا سکه ای اسکناسی بسویم پرت کند. با مادرم هم همینگونه رفتار میکرد هنگام گرفتن خرجی خانه.شدت نفرت من به پدرم و این آخوند جنایتکار و وحشی اژه ای بی حد و حساب است و شاید اگر روزی دستم به این اژه ای برسد تلافی هر آنچه پدرم سالها بر من و سایر اعضای خانواده آورده را بر سر او بیاورم چرا که پدرم هر چه باشد پدرم است و من هرگز نمیتوانم با او تندی کنم.
    یک نمونه از مرحمتهای پدرم به اغیار اینست که هر زمان سوار تاکسی میشود بر سر کرایه چانه نمیزند که هیچ بلکه یک دسته پول را جلوی راننده میگیرد تا هر چقدر میخواهد بردارد که این حرکت اصلن تعارف نبوده و بسیار جدی است و من بارها دیدم که نیمی از راننده ها سوء استفاده کرده اند.
    یک نمونه دیگر اینکه او کودکی را سالهاست به فرزند خواندگی قبول کرده در صورتی که نه کسب و کار درستی دارد و نه به خانواده میرسد. سالهاست از زمانی که بچه ها سر کار میروند خرجی نمیدهد و به کوچکترین فرزندهایش که هنوز محصل بودند هم خرجی نمیداد. نمونه دیگر کمک به این و آن از سوریه بگیر تا افغانستان و لبنان. یادم است در سال 58 که کمی وضعش خوب شده بود و مقداری پول در خانه نگهداشته بود در صورتی که میتوانست با آن پول خانه بخرد و یا ماشین و غیره ولی رفت و 18 هزار تومان آن موقع داد برای خمس پولش به آخوند محل.یادم است که قیمت خانه در حوالی ما متری 800 تا 1000 تومن بود.
    مگر میشود تو یک انسان درست باشی و حتی یک نفر در خانواده جانب تو را نگیرد؟
    پدرم در زندگی خود دو شخصیت کاملن متضاد دارد (رحماء علی الاغیار و اشداء بینهم) و این بینهم یعنی خانواده و آن اغیار یعنی در و همسایه و غریبه ها. او چراغ را همیشه بر مسجد روا میداشت!
    یک نمونه از تشویقهای او این بود که ما را تشویق به مسجد رفتن و نماز جمعه رفتن میکرد و مرا با خود به نماز جمعه میبرد. البته نوعی اجبار چاشنی آن بود و ما از ترس تحریم ها و قهرهایش و ندادن پول تو جیبی مرحمتی و یا به سبب ما اذیت نکردن مادر بود که هم داستان و همراه او میشدیم. هیچگاه فراموشم نمیشود که مسجد میرفتم و بچه مثبت بودم ولی با این حال همیشه در حال ایراد گرفتن بود و اگر چیزی پیدا نمیکرد گیر میداد به نحوۀ سجده کردن و حالت انگشتان پا و غیره.

    پایان بخش اول

     
  181. اجازه بدهید به یک آمار جهانی بسنده کنیم. که: بد اخلاق ترین و بد کار ترین و فحاش ترین و فریبکارترین و دزد ترین و نابکارترین آدمها را باید در میان آدمهای مذهبی جست. کشورهای مذهبی، در آمارهای جهانی، در ردیفِ ناجورترین های مردمان جهان اند. این آمار، بسیار هولناک است. در یک قلم، شهر قم، که مذهبی ترین شهر کشور است، چرا باید فاسد ترین شهر کشور باشد؟

    آقای نوریزاد لطفا منابع و مستتدات خود را برای این چند جمله پر از بدترین تهمت ها به افراد مذهبی بنویسید تا ما هم یاد بگیریم. آیا اگر کشورهای سکولار و بی مذهب ، ثروت و منابع طبیعی کشورهای دیگر را در قرن گذشته غارت نکرده و با همکاری دیکتاتورهای دست نشانده خود ، فقر را به کشورهای دیگر صادر نمی کردند و هنوز هم اینکارشان ادامه دارد ( جنگ افروزی، میلیاردها دلار فروش اسلحه، حمله بی دلیل آمریکا و متحدانش به عراق، …..) الان دنیا اینگونه بود که نوریزاد عضو کیهان اینگونه به مذهبی ها بتازد . بروید تاریخ استعمار فرانسه و بلژیک را در آفریقا بخوانید که یاد بگیرید بلوندهای اروپایی چه جنایاتی در آفریقا کردند.

    ————–

    درود دوست گرامی
    در باره ی قرن های گذشته با شما موافقم. اکنون چه؟ همان ذخایر ملی و جنگ افروزی ها و میلیاردها پول مردم را آیا کشورهای سکولار از کشور ما می ربایند و بر سر دیگر کشورها آوار می کنند؟ اگر سوریه کلنگی شده، نه به خاطر این است که در ایران ستمگرانی چنگیزگون بر سرکار بوده اند بل آخوندهایی که نماز شبشان ترک نمی شود. یا پول های نقد ما را عرب های حجاز و ترکان آسیای شرقی و ترکمن های قاجار نیست که بار شتر کرده و می برند، بل آخوندهای اهل شب زنده داری و عبادت های آنچنانی و عزاداری برای سیدالشهدایند که بر بیخ دارایی های این مردم بیل نهاده اند. آمار می خواهید؟ در گوگل با ادب ترین و انسان ترین و منصف ترین و با وجدان ترین و کاری ترین کشورها را جستجو کنید و بعدش در همان گوگل بی ادب ترین و دریده ترین و بی وجدان ترین و بدکار ترین کشورها را. دوست من، تعصب و علاقه ی شدید ما به یک چیز نباید ما را از تماشای معایب آن مانع شود. یک روز ناگهان می بینید عفونت همان چیزی که خیلی دوستش می داریم، به خود ما سرایت کرده و ما از شدت علاقه به همان عفونت نیز دلبستگی پیدا کرده ایم.
    با احترام

    .

     
    • البته من در گوگل هم جستم و آنچه شما می گویی نیافتم، اگر سایتی داری آدرسش را برایم بنویس ، بله این قرن استعمار رنگ عوض کرده ، کشورهای دمکراسی دار دیگر بقیه را در ظاهر مستعمره نمی کنند ولی با حمایت تمام از وابستگان و پادشاههای دیکتاتور و تحمیل تولید روزانه 10 میلیون نفت در عربستان و اشباع بازارها با ارزان کردن نفت ، ثروت مردم منطقه را مفت چپاول می کنند و اینگونه غارت می کنند، بعد همان 700 میلیارد دلار را هم در مقابل اسلحه از عربستان می گیرند ( اسلحه ای که هر وقت بخواهند و یدکش را ندهند بی استفاده خواهد شد )تا حکام بی سیاست و شاید هم مزدور و خاین آنها بلکه حماقتشان روزی مثل صدام حسین تکمیل شود و احساس برتری کند و به همسایه اش حمله کند و بازار اسلحه فروشی و بعد بازسازی خرابی های منطقه توسط شرکتهای غربی باز هم دلار بارانشان کند، تازه با ایجاد ناامنی در این کشورها نیروهای جوان کار و متخصصین این کشورها را تازه با هزار خواهش و منت غارت می کنند ، پول سرمایه داران منطقه حتی اگر آشکارا دزدی باشد ( مثل خاوری ) را هم با کمال میل قبول می کنند ، این کشورهای دارای اخلاق و فضایل شما چرا حتی در ظاهر جرج بوش و دارودسته جنایتکاری در آمریکا و اروپا را که با ادعای دروغ سلاح کشتار جمعی عراق را گرفتند و خاورمیانه را آتشی زدند که هنوز شعله می کشد، را کوچکترین بازخواست و محاکمه ای نکرد ، مگر حداقل یک میلیون انسان در اثر حمله امریکا کشته نشده ، آیا چون آمریکا و اروپا عامل این جنایات بوده جانشان ارزشی ندارد ولی اگر یک زندانی در یک کشور مخالف این قدرتها کشته شود بلافاصله شورای امنیت را احضار می کنند و تحریم وضع می کنند، مگر طبق قوانین همین سازمان ملل تحت نفوذ همین قدرتها، قدس شرقی و سرزمینهایی فلسطین را اسراییل اشغال نکرده ولی چرا همان اخلاق دارهای امریکایی و اروپایی شما قویترین متحد این کشور اشغالگر هستند ؟

       
      • جناب محمد،شما از ایشان مستند و ارقام و آمار دقیق نخواهید چون روش و منش ایشان اصلا استناد و با مطالعه سخن گفتن نیست،بقول شما ایشان ده بار پسوند “ترین” را در اسناد زشتیها به انسان های مذهبی نسبت داده و ده بار همین پسوند را در اسناد دادن همه خوبی ها به ممالک دیگر و انسان های دیگر نسبت داده،بعد که شما از ایشان دلایل چنین اسنادهای عام و جزمی می خواهید شما را بطور کلی ارجاع به گوگل می دهند! این روش و منش یک انسانی است که برحسب ظاهر می گوید من مسلمانم و بطور اخصّ شیعه ام،بعد سرتاپای نوشته ایشان در این پست را که مشاهده می کنید چیزی نیست جز تکرار نفرت و توهین به مذهب و مذهبی که آنهم در واقع دالان یا کریدوری است برای ابراز نفرت از روحانی و روحانیت!اگر بخواهم در جزء جزء نوشته نامتوازن این پست ایشان و سوالات مغالطه آمیز ایشان وارد شوم بدرازا خواهد کشید،مثلا نگاه کنید طلیعه سوالات ایشان را که با این سوال آغاز می شود:
        ” یک فرد مذهبی، که توسط طلاب و مراجع تقلید و آموزه های مذهبی تربیت شده، چه مزیتی دارد بر فرد دیگری که مذهبی نیست و در جای دیگری چون خانواده تربیت شده؟”
        (پایان)
        ببینید چگونه در عین اذعان به مسلمانی و اعتقاد مذهبی چگونه با مغالطه و مقابل قرار دادن نهاد دین و مذهب با نهاد خانواده اقدام به پرسش هایی ابهام آمیز و مغالطه آمیز می کنند،منظور اینجا از مزیت چیست؟ مقصود از تربیت در اینجا چیست؟ و کدام نهاد خانواده در اینجا محور تقابل آن با نهاد مذهب است؟ و جدای از پرسش هایی ماهوی در باب مقولات کشداری مثل” تربیت”، “مذهب” ،”مزیّت”،”خانواده” اساسا چه لزومی به مقابل قرار دادن و تقابل بین تربیت خانوادگی با تربیت مذهبی هست؟ بعد مقصود از مزیت اینجا چیست؟ مزیت یا ارزش نزد چه کسی و با چه معیارهایی؟ آیا مقصود در اینجا از مزیت،حقوق شهروندی انسانها در هر جامعه است یا ارزش هایی که ممکن است در هر مکتبی ارزشهایی متفاوت باشند؟ یعنی مثلا ما برای تثبیت حقوق شهروندی و قانونی انسانها در یک جامعه لازم است بیاییم دائم مذهب یا هنجارهای مذهبی را انگولک کنیم؟! جای سوال است که بالاخره ایشان که خود را بظاهر یک مسلمان شیعه یعنی معتقد به محتویات مذهب شیعه و پیش از آن هنجارهای مسلمانی قرآنی می داند،آیا به این هنجارها ملتزم و پایبند است؟ مثلا فرض کنید در قرآن کریم یکی از معیارهای ارجمندی انسانها تقوای الهی و تلاش برای اتصاف به این هنجار ذو مراتب است:”ان اکرمکم عندالله اتقاکم”.
        این در واقع یکی از ملاک های مزیت آنهم عندالله است ،مزیت و ارجمندی عندالله به تقوا و اتصاف بمراتب تقواست،خوب این چیزی است که معیار و ملاک ارجمندی و مزیت انسانها نزد خداست البته با توضیح مفصلی که در مورد مفهوم تقوا از نقطه نظر دینی وجود دارد،خوب حال بفرمایید مقصود شما از طرح این سوال چیست؟ پاسخ ما از نقطه نظر مذهبی این است که اگر مقصود شما از مزیت مزیت در حقوق شهروندی در یک جامعه است،مزیتی از این جهت وجود ندارد و شهروندان باید تابع قوانینی باشند که مورد اراده و تصویب اکثریت یک جامعه است،اما اگر بلحاظ ارزش گذاری روی انسانها از دیدگاه مذهب و دین باشد،البته یک مومن متقی و پرهیزگار از گناهان و مفاسد و بد اخلاقی ها،نزد خدا ارجمندتر است و مزیت دارد بر یک انسان فاسق و فاجر و لاابالی به بایدها و نبایدهای دینی و مذهبی.

        ———–

        درود دوست گرامی
        شما بی خیال نوشته ی من، خود بفرمایید که چرا ایرانیان در آمارهای جهانی از بدکارترین و ناجورترین و بداخلاق ترین و نامرتب ترین و … هایند؟ این که من می گویم: ریشه ی همه ی این نابسامانی ها از چماق کردن مذهب است، نه یک ادعا بل یک واقعیت است. اگر قم نخست شهر فاسد کشور است واقعیتی است که ردش را باید در خانه ی مراجع و باورهای عهد عتیقی و تحکم های یکجانبه شان کاوید. راستی چرا قم اول شهر فاسد کشور است؟

        با احترام

        .

         
        • سلام
          لطف کنید سوال و نقد را با سوال جواب ندهید،دوستمان محمد و بنده از شما در مورد ادعاهای کلی آماری سوال کردیم،شما فرمودید من درست می گویم می گویید نه بروید گوگل! این پاسخ پرسش از استناد در ادعاست؟!
          شما حال با طفره از پرسش ادعای دوباره ای می کنید:” ایرانیان در آمارهای جهانی از بدکارترین و ناجورترین و بداخلاق ترین و نامرتب ترین و … هایند؟”
          کی اینها را بشما گفته؟ و سند شما در این ادعاها چیست؟
          خوب حال پذیرفتیم که این ادعاهای جنابعالی گزاف نیست و اینها را گفته اند،خوب گفته اند ولی روی چه معیارهایی از موازین علمی و نظر سنجی گفته اند،از این گذشته،گیریم این اسناد ترین ترین ها در زشتی و فساد و بدکاری و بد اخلاقی،مربوط به ایرانیان باشد،شما از کجا فهمیدید که منشا همه این نابکاری ها مذهب بوده است؟ همه امور روی زمین جامعه معلول تاثیرات مذهبی است؟! یک قدری منصف باشید و یک قدری محقق و اهل استناد و مطالعه باشید و اینقدر داغ و احساسی مطلب به مخاطب تلقین نکنید.
          من تعصبی نه به قم دارم نه به تهران و نه به شیراز و نه جاهای دیگر،اینها همه شهرهای میهن من است و ماوی و مسکن هم میهنان من است ،اما کی به شما گفته است و بر اساس کدام معیار و آمار شهر قم فاسد ترین شهر ایران است؟ و در این گزاره مقصود از فساد کمّا و کیفا چیست؟
          از اینها گذشته چرا اگر در شهری فساد وجود داشت باید حتما ردّ آنرا درب خانه مراجع و باورهای دینی کاوید و ردّ آنرا درب خانواده روشنفکران غیر متعهدی مثل شما نکاوید؟

          —————–

          ایران در ردیف فاسد ترین کشورها
          http://shomanews.com/fa/news/813569/%D9%81%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-2016

          ایران در ردیف 136 فاسد ترین کشورهای دنیا و در کنار کامرون و قرقیزستان

          http://fararu.com/fa/news/215767/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D9%87-%DB%B1%DB%B3%DB%B6-%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%B5-%D9%81%D8%B3%D8%A7%D8%AF-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA

          از نظر اسلامی، ایران در میان کشورهای قعر جدول و شهر آمس (Ames)، در ایالت آووا (Iowa) آمریکا یک نمونه کامل از “دولت اسلامی” است. از نظر عدالت و برابری و آزادی

          http://www.vision1404.ir/fa/News146.aspx

          سالم ترین و فاسد ترین کشورها: ایران در این جدول در رده صدو سی ام قرار دارد و با کسب شاخص 27 با کشورهایی چون اوکراین، کامرون،نپال، نیکاراگوئه و پاراگوئه در یک ردیف قرار گرفته است.

          http://www.asriran.com/fa/news/447291/%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%85-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D9%81%D8%A7%D8%B3%D8%AF-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF-%D8%AC%D8%AF%D9%88%D9%84

          میزان حضور زنان در عرصه های سیاسی و اجتماعی: 8 پله مانده تا قعر جدول

          http://www.entekhab.ir/fa/news/375020/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-8-%D9%BE%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%D9%82%D8%B9%D8%B1-%D8%AC%D8%AF%D9%88%D9%84-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%81-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86

          از این دست آمارهای جهانی بسیار است
          فعلا این چند تا را مطالعه بفرمایید تا بعد
          سپاس

           
          • من این لینک ها را یک یک مطالعه دقیق کردم امیدوارم شما هم آنها را دقیق مطالعه کرده باشید و فقط اکتفاء به عنوان های کلی مشتمل بر “ترین” نکرده باشید،بطور کلی مطلبی عرض کنم بعد مختصرا با اشاره بمفاد این لینک ها نقدهای وارد بر آنها را خدمتتان عرضه خواهم کرد،شما می دانید که در نظر سنجی های عمومی،بر فرض که نظرسنجی منطبق بر روش های علمی باشد و اغراض سیاسی یا منافع یا اغراض اعتقادی پشت آنها نباشد “سنجه ها” و “شاخصه ها” و “دامنه های تحقیق” در آنها متفاوت است،و در این موارد باید دقیق شد بر آن سنجه و معیاری که محور نظر سنجی و استنتاج کلی قرار گرفته است،و نمی شود مثلا صرفا اکتفاء کرد به عنوان “فساد” یا “فاسد ترین”در اینکه فلان کشور در فلان رده قرار گرفته وفلان کشور اول است یا آخر است یا وسط،مثلا فرض کنید اگر محور یک نظر سنجی فقط فساد در “اقتصاد”باشد نمی توان با تمسک بعنوان کشدار و مقول بتشکیک “فساد” یا “فاسدترین”بصورت تبلیغاتی یک کشور فاسد از این جهت را فاسد یا فاسد ترین از همه ابعاد و جهات دانست،ممکن است در یک نظر سنجی معیار و محور مثلا “فساد دولتی” باشد اگر روی دامنه های آماری در نظر سنجی کشوری مثلا از حیث فساد دولتی و با تکیه بر آمارهای دقیق و خلل ناپذیر فاسد یا فاسدتر یا فاسدترین اعلام شد فورا ما دست بکار شویم و با تعبیرات تبلیغاتی ترین ترین یک کشور یا یک نظام را محکوم کنیم که بله فلان کشور فاسدترین است مطابق اعلام فلان سازمان خارجی.این یک جهت است که در ارزیابی نظر سنجی ها باید مورد توجه باشد.
            نکته دیگر در ارزیابی نتایج نظر سنجی ها مساله دامنه تحقیق و نظر سنجی است،اگر حیطه نظر سنجی مثلا منحصر شد به مراجعه فلان قدر از تجار فلان کشور و اتکاء دقیق بر آمارها و منابع آماری دقیق و رسمی نشد ،این نظر سنجی و این نظرخواهی نمی تواند عام و فراگیر و باصطلاح منطقی استقراء تام باشد،در واقع اگر جامعه آماری و منابع و دامنه تحقیق محدود شد،متصدی نظر سنجی تنها می تواند بگوید در این دامنه تحقیق چنین نتیجه ای مورد ظن ماست،این نکته ای است که بسیار مهم است و در این لینک هایی که شما ارائه فرموده اید در غالب موارد مساله همینطور است هم از جهت شاخص و معیار نظر سنجی و هم از جهت اتکاء به منابع تحقیق آماری.و نکته دیگر اینکه در بسیاری از نظر سنجی ها و از جمله نظر سنجی هایی که در این لینک ها هست،داده ها و استنتاج ها محدود به بازه های زمانی خاص است،و از نظر زمانی برخی کشورها مثلا در فلان سال یا از فلان سال تا فلان سال درفلان رده خوب یا بد یا متوسط هستند در حالیکه ممکن است همان کشور پیش یا پس از آن نظر سنجی محدود در رده های خوب یا خوبتر یا بد یا بدتر قرار گیرد،و این مطلب مطلب عامی است و اختصاصی به هیچ کشور پسرفته یا پیشرفته ندارد،در واقع داده های حاکی از واقع (ولو ظنی) داده های متغیرند و تابع اوضاع و شرائط گوناگون این کشورها هستند از این جهت برخلاف گمان سیاسی کلیشه ای جنابعالی نمی توان بطور دگماتیک و با اتکاء به عنوان هایی کلی وگمراه کننده یک کشور را مطلقا فاسد یا فاسد ترین نامید و از آن نفی مشروعیت کرد در جهت اهداف سیاسی سلیقه ای،گذشته از اینکه چنانکه عرض شد در این لینک ها در غالب موارد شاخص ها و معیارها شاخص های مربوط به بخش خاص است یا دامنه نظر سنجی محدود به دامنه خاصی است و استقراء از همه جهات تام نیست.از همه اینها گذشته باید در این نظر سنجی ها تعریف مشخصی از “فساد” ذکر شود.
            حال پیش از ارائه ارزیابی و نقد خودم بمحتوای لینک هایی که ارائه فرمودید مایلم از شما بپرسم :سازمان شفافیت بین الملل چه سازمانی است و پای آن بکجا بند است و موسس یا موسسان آن چه کسانی هستند و منابع مالی آنها از کجا تامین می شود،در اینمورد توضیحی می فرمایید؟

             
  182. » تحقیقات محلی وکیل ثابت کرده نوجوانی که در کلانتری اراک فوت کرد موادفروش نیست
    صادقی خبر داد: وکیل بازداشت شده تحت فشار نیروهای امنیتی برای اقرار است

    پنج شنبه, ۵ بهمن, ۱۳۹۶

    چکیده :بنابر اطلاع رسیده، یکی از وکلای شریف دادگستری با تحقیقات محلی در روستای محل سکونت نوجوانی که در کلانتری اراک فوت کرد، ثابت کرده هیچکس او را مواد فروش نمی شناسد. لذا مراجع امنیتی برایش پرونده سازی کرده و می‌خواهند با فشار از او اقرار بگیرند که در تشکیل گروه‌های اعتراضی نقش داشته…

    کلمه گروه خبر: محمود صادقی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در توییتی اعلام کرد که وکیل دادگستری که خبر داده بود جوان فوت شده در اراک معتاد نبوده و دست فروش بوده، توسط نیروهای امنیتی تحت فشار قرار گرفته است.

    به گزارش کلمه، وی در این باره در توییتر خود نوشت: “بنابر اطلاع رسیده، یکی از وکلای شریف دادگستری با تحقیقات محلی در روستای محل سکونت نوجوانی که در کلانتری اراک فوت کرد، ثابت کرده هیچکس او را مواد فروش نمی شناسد. لذا مراجع امنیتی برایش پرونده سازی کرده و می‌خواهند با فشار از او اقرار بگیرند که در تشکیل گروه‌های اعتراضی نقش داشته است.‌‌‌‌”

    محمد نجفی وکیل دادگستری که خبر داده بود جوان فوت شده در زندان اراک معتاد نبوده، ۲۵ دی ماه، به همراه تنی چند از فعالین مدنی در شهر شازندِ اراک بازداشت شد.

    این نخستین بار نیست که فعالان مدنی و وکلای دادگستری برای افشای حقیقت بازداشت می‌شوند. طی این سالها، بسیاری از روزنامه نگاران، وکلای دادگستری و فعالان سیاسی به دلیل افشای آنچه که در زندان‌ها خصوصا بازداشتگاه‌های انفرادی بر زندانیان رفته، خود نیز بازداشت و تحت فشار قرار گرفتند تا سخنان خود را تکذیب کنند. به طور مثال افشاکنندگان کهریزک به حبس‌های طویل المدت محکوم شدند، وکلایی چون عبدالفتاح سلطانی به دلیل قبول وکالت متهمان سیاسی و ایستادگی بر حق آنان کماکان در زندان هستند و زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین به دلیل افشای آنچه بر ستار بهشتی رفت تحت شدید ترین فشارها قرار گرفتند.

    اما تا پیش از این نماینده مجلس و یا شورای شهری نبود که خبر از تحت فشار قرار گرفتن این افراد بدهد، تا پیش از این فقط علی مطهری نماینده مجلس در ارتباط با چنین موضوعاتی دست به افشاگری می‌زد، اما امروز وکلایی چون محمود صادقی، فاطمه سعیدی و غلامرضا حیدری و چند نماینده دیگر در مجلس شورای اسلامی و شورای شهر تهران هستند که درباره چنین مسائلی صحبت کنند و نگذارند حقی پایمال شود.

    پیش از این کلمه به نقل از محمد نجفی وکیل دادگستری خبر داده بود که جوانی که در زندان اراک دست به خودکشی زده، معتاد نبوده و دست فروشی می‌کرده‌است.

    محمد نجفی وکیل دادگستری درباره این جوان در فیس بوک خود نوشته بود: “باز هم سناریوی فریب! درخبرها آمده، پلیس کشته شدن یکی از بازداشت‌شدگان» اعتراضات را بر اثر برخورد باتوم به سرش تکذیب کرده و می‌گوید که این شخص به اتهام حمل موادمخدر بازداشت شده و در بازداشتگاه کلانتری۱۲رضوی اراک خودکشی کرده. به دنبال این خبر، پیگیر موضوع شده به زادگاه متوفی (وحید حیدری) واقع در روستای تکیه رفته و در صحت و سقم ماجرا مداقه کرده، نامبرده نه معتاد بود و نه فروشنده مواد مخدر، همگان این موضوع را با انزجار و نفرین قویاً تکذیب کرده و شخصیت وحید را مبرا از اینگونه اتهام ها دانسته. وحید حیدری دستفروش کنار خیابان بوده و هر روزه روزی خود را در سرما و گرما فریاد می زده، فریاد حراج، آری جان او را به حراج گذاشتند، مرگ او موید این حراج است. کسان که از او می‌گفتند جز به نکوئی نام نبردند، در تصویر او پیداست زلال آب، من شعری را که در چشمان او خواندم را می آورم :
    باغبان که من رفتم، زین چمن حرامت باد
    گر به جای من سروی ، غیر دوست بنشانی!

    تاریکی شکست خواهد خورد!
    علی باقری – شازند”

    http://www.kaleme.com/1396/11/05/klm-264814/

     
  183. https://youtu.be/LWzl531HquM

    نمونه ایی از خروجی /// حوزه و علمای اعلم!

     
  184. جنتی : فضای مجازی بلایی است که به جان ما افتاده‌است
    جناب مستطاب حضرت آیت الله بزرگ حاج آقا جنتی دام بقا الی موت عزراییل
    ورود حضرت عالی را به عصر فن اطلاعات خوش آمد می گویم.
    از آن جا که به نظر می رسد به تازگی از خواب هزاران ساله بیدار شده اید مشفقانه نکاتی خدمت پدر جد حضرت نوح ارایه می کنم تا به قول معروف کمی آپ دیت شوید. به خصوص برای کسی که در عمر بی منتهای خود تنها تا عصر حجر بیدار بوده و آن را درک کرده و به دلایل نا معلوم ناگاه به خوابی عمیق فرو رفته ضروری است از آن چه در بین این دو دوره تاریخی (از عصر حجر تا عصر انفورمیشن تکنولوژی) رخ داده آگاه شود.
    انسان های این دوره بر خلاف اسلاف هم دوره ای شما خوی وحشی گری را تا حدود زیادی مهار کرده اند و یکدیگر را حیوان و گاو و خوک و میمون و امثالهم خطاب نمی کنند (مگر در حال شوخی بچگانه یا بین آدم های بی شعور علی الخصوص که علم ثابت کرده این حیوانات تا چه حد نجیب و دارای احساسات و عواطفند)
    هر گاه دو نفر با یکدیگر اختلاف نظر پیدا کردند از چماق استخوانی برای رفع اختلاف بهره نمی برند بلکه به توصیه فیلسوفی به نام یورگن هابرماس به گفت و گو می پردازند و استدلال برتر تعیین کننده است.(اینجا هم درجه شعور بسیاراهمیت دارد)
    از قضای روزگار پیش پای بیدار شدن حضرتعالی موجودی به نام انتر – نت خلق شد که زمینه این گفت و گو را در سطح جهانی فراهم کرده که شنیدم کسی گفت قبل از آن که صدای ما به پنجاه متری برسد تمام دنیا از راست و دروغ حرف های ما آگاه می شود.(یعنی مواظب حرف دهنت باش چرند و پرند زیاد بگی همه بهت می خندند)
    انسان ها بعد از عصر حجر وارد دوران شهر نشینی شدند قانون برای مناسبات خود وضع کردند انقلاب کبیر فرانسه رخ داد که در آن حقوق شهروندی تنظیم شد یعنی حاکمان حق ندارند این حقوق را پایمال کنند از جمله حق آزادی سخن یا حق اعتراض
    دمکراسی آمد بعد هم برای جلوگیری از فساد حاکمان مونتسکیو تقسیم قوا را پیشنهاد کرد امانویل کانت پایان صغارت خود ساخته انسان را و رهایی اش از اسارت در خرافات را نوید داد و ما را وارد عصر روشنگری کرد تا این که رسیدیم به دوران حاضر که منشور حقوق بشر سازمان ملل تدوین یافت
    تمامی این دوره ها میسر نشد مگر به خون دل خوردن ها و مبارزات و تلاش ها و فداکاری ها ی انسان های شریف که تنها مجهز به سلاح قلم و فکر و اندیشه بودند و برای بسط افکار خود نیازی به قتل عام و حمام خون به راه انداختن نداشتند.
    انتر نت یا همان فضای مجازی مورد اشاره حضرت عالی به گونه ای در زوایای زندگی اجتماعی بشر رسوخ کرده که حذف آن غیر قابل تصور است و بهره مندی از آن را می توان در زمره حقوق اولیه انسانی شمرد همان گونه که منشور حقوق بشر سازمان ملل آزادی بیان را از حقوق طبیعی و ذاتی و بی قید و شرط انسان می شمرد.
    آگاه باشید که فضای مجازی دشمنان قسم خورده ای دارد که از شیاطین جن و انس اند و به هر وسیله ممکن سعی می کنند از توسعه آن جلوگیری کنند چرا که می ترسند اگر مردم از مواهب فضای مجازی بهره مند شوند دست دروغ گویان و خناسان و جاعلان اخبار رو خواهد شد و مردم به همبستگی بیشتری دست خواهند یافت و از حال یکدیگر بهتر آگاه خواهند شد و نخواهند گذاشت جلادان و آدمخواران سفید و سیاه بر امورشان مسلط شوند و خونشان را بمکند و با مظلوم نمایی گرگ سفتی خود را در پوستین گوسفند پنهان کنند

     
  185. اصغر: جناب سردار سلیمانی مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل در چهل سال گذشته چه سودی به حال منافع ملی ما داشته؟
    سلیمانی: هیچ! سود که نداشته تازه کلی هم ضرر بهمون وارد کرده. به کسی نگی ولی هم تورتوری رو ازمون گرفتن و هم اون کار بد رو باهامون کردن.
    اصغر: چه سودی به حال فلسطینی ها داشته؟
    سلیمانی: هیچ! اون ها هم چیزی عایدشون نشده ولی تا بخوای به تلافی فشفشه پرانی هاشون بمبارون شدن. صداش رو در نیاری ها با اونا هم همون کار بد رو کردن.
    اصغر: پس ما واسه چی مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل میگیم؟
    سلیمانی: ما به‌خاطر یک جریان به فلسطین کمک نمی‌کنیم بلکه حمایت ما از مردم فلسطین به سبب انجام وظیفه دینی و انقلابی و مقابله با رژیم صهیونیستی است!
    اصغر: که در جوابش باهامون کار های بد بد بکنن؟
    سلیمانی: ساکت باش بچه گفتم صداش رو د در نیار
    اصغر: روانشناس خدمتتون معرفی کنم؟
    سلیمانی: ساکت باش بچه پیاله رو پر کن که شب می گذرد….

     
  186. استاد عزیزم سلام
    من تصور می کنم شما دچار یک اشتباه در برخی مطالبی که عنوان می کنید شده اید که ممکن است بی جهت به اعتبارتان و اعتماد مردمی که شما را دوست دارند لطمه بزند. لطفا دقیفه 26 تا 30 ویدیوی زیر را ببینید:
    https://www.youtube.com/watch?v=BT9HSGewUC4
    در کل هم توصیه میکنم اگر وقت دارید هر هفته تحلیلهای ایشان را گوش کنید. بسیار دقیق مسائل را می بیند.

     
    • در پذیرش گفتار ایرج مصداقی احتیاط کنید
      در این ویدیو به غیر از انکار این و آن و وصله زدن و بد نام کردن چیزی ندیدم
      فحش های کلی به نظام می دهد ولی وقتی پای سند و مدرک جاسوسی دختر رییس قوه قضاییه می رسد این مدرک را باطل می داند چون سر برگ آن دو جور بسمه تعالی دارد….
      کمی سرچ کنید موارد زیادی مشاهده می کنید از اشکالات کار ایشان
      ایشان می فرمایند کسانی مثل زم که از اعضای سابق دستگاه جمهوری اسلامی ایران اند باید سکوت پیشه کنند
      منطقی که برای من هیچ قابل درک نیست
      یک نمونه برایتان مثال می زنم:

      … به هر حال اقای مصداقی هنوز نمرده است و میتوان عملکردهای آتی او را رصد کرد. البته فراموش نشود برای رسیدن به جائی که آقای مصداقی رسیده است هزینه های زیادی پرداخته شده است، چه مالی و چه سیاسی و چه اطلاعاتی و باز هم پرداخته خواهد شد. رژیم جمهوری اسلامی از فحاشی های اقای مصداقی اسیبی نمی بیند و میداند هزینه ای است که باید پرداخت. من رودررو و چهره در چهره به عنوان شخص خودم و از طرف تمام کسانی که از زبان و قلم ایشان اسیب دیده و هتک حرمت شده اند ایشان را متهم میکنم که ……… در میان اپوزیسیون خارج از کشور است به قصد ایجاد محیط بدبینی، یاس و تردید، اختلاف، دشمنی، ترور شخصیت ها و تضعیف و تزلزل در صف اپوزیسیون و سرکوب ایران خواهان و ایران دوستان به جای دلجوئی از تواب و نقد نظام تواب پرور. ادعای من مبتنی بر عملکرد سابق ایشان است که در سایت ایشان و سایت پژواک ایران و سایت های اقماری موجود است و هیچ چیز این ادعا را باطل نمی کند مگر عملکرد آتی ایشان در راه پیوند و تحکیم دوستی ما بین ایرانیان خارج از کشور و همدلی با این قبیله مغموم.

      امیر حسین فطانت

      گواتاویتا – کلمبیا

      اما همیشه متوجه عملکرد های او باید بود آیا در راه سازندگی و دادن روحیه به اپوزیسیون است و یا تخریب و مسموم کردن..چه کسی بهتر از آقای مصداقی میتواند آتشی را به پا کند که که روشنفکران چپ زمانهای زیادی را برای خاموش کردن ان باید هدر دهند؟
      http://iranglobal.info/node/46606

       
  187. جناب نوریزاد
    در اغلب کشورهای دیکتاتوری تنها یک دیکتاتور وسیستمش برجاست چون ایران آریامهری، فیلیپین مارکوسی و شیلی پیونشه ای ولی در ایران امروز دیکتاتوری اسلام که نشئات گرفته از قوانین اسلامیست و دیکتاتوری حوزه وآخوندی هر دو بر مردم ایران می تازند، دیکتاتوری اسلامی در همه کشورهای اسلامی کم وزیاد برقرارست مثل نادیده گرفتن حقوق زنان وکودکان،تحقیرمذاهب دیگر و…. و این یکی از صدر اسلام بر تن و روح کشورهایی که مسلمان نامیده میشوند شلاق میزند و شکنجه میکند ومیکشد و غارت میکند و دومی هم یعنی آخوند ها در پناه اسلام دیکتاتوری دوم را بنا نهادند و 40 سال هرچه در دنیای متمدن نفی وممنوع است بر مردم ایران روا داشتند و برای فریب مردم هم همه نوع دوز وکلک در جیب گشاد دارند، شما به این مضموم “مدافعا ن حرم” توجه کنید > واقعیت حرم بودن آنجا چند در صد است؟ گوییم صد درصد است آیا جایز است که اینهمه ایرانی، افغانی،عراقی ، پاکستانی و حتی جنگجویان مخالف کشته شوند که قبر وبارگاه مرده ای خراب نشود واگر خراب یا منفجر شد چه ناثیری بر زینب متوفی 1300 می گذارد؟
    همه چیز در اسلام و حکومت اسلامی تظاهر وفریب است چون جای مهر بر پیشانی، چون آزادی که فقط از آن میدانش نصیب مردم شد یا استقلال که فقط باشگاهش و لب مطلب در ایران ملایان هیچ اثری از جمهوری بجز خیابان جمهوری وجود ندارد ، وقتی کلمه جمهوری یا ری پولیک گفته میشود
    La république, c’est la liberté, plus la raison. L’Etat de droit, plus la justice. La tolérance, plus la volonté.
    جمهوری: آزادی است، بیشتر خرد، حکومت قانون، بیشتر عدالت، کذشت و بردباری، بعلاوه اراده.
    یعنی این حکومت برای فریب مردم کلمه جمهوری را بعنوان پیشوند اسلامی گنجانده و آنچه مصباح یزدی گوید “حکومت اسلامی” واقعیت است زیرا در جمهوری وافعی آخوند جماعت دانش و کاردانی ومعرفت بر مسند نشتن ندارند .

     
    • حقوق زنان را مثل یک شعار عده ای مرتب تکرار می کنند، اولا که توانایهای زن و مرد مساوی نیست و برابری دو عنصر غیر یکسان را هبچ عقل سلیمی نمی پذیرد ، اگر در اسلام بنا به دلایلی مثلا در پوشش، آزادی مرد بیشتر است ،در عوض زنان سربازی و جنگ نمی روند و امتیاز بزرگ حفظ جانشان و عدم دو سال زندگی سربازی را بیشتر از مردان دارند ، اگر ارث کمتر می گیرند در عوض خرج زندگی بر عهده مرد است و از این نظر هم زنان عمری آسایش فکری و امتیاز دارند ، تازه مهریه معقولی را هم برای زنان قرارداده که جلوی گستاخی بعضی مردان را بگیرند و تضمینی برای خرج زن در صورت جدایی باشد، در ضمن همین زنان فقط ” لباس متجدد ” دوروبرتان را که شعار برابری می دهند را اگر بگویی که بیایید و بروید سربازی و نصف خرج خانه را هم بدهید و مهریه خود را هم ببخشید چون مخصوص دوره نابرابری زن و مرد است و در کشورهای متجدد وجود ندارد فکر می کنی قبول می کنند ؟ آزمایش کنید
      در مورد بسیاری از امور دیگر هم زنان در همین کشورما می توانند با شرط ضمن عقد مثلا حق طلاق و هر خواسته معقولی که دارند را بگیرند . اگر می خواهید ببینید حقوق کدام در ایران بیشتر است با قضات دادگستری مشورت کنید تا بفهمید در همین کشور نابرابر به سود زنان به ادعای شما، چندین هزار مرد با شکایت زن برای دریافت مهریه سنگین در زندانند و یا زندگیشان و دارو ندار حاصل از دهها سال زحمت شبانه روزی مرد را زن به ناحق به یغما برده ، در حالیکه خانم مربوطه در تمام آن سالها فقط خورده و خوابیده است، باور این برلی شما سخت است ولی حقیقت است، البته در مورد مهریه سنگین ساده گی و بی خردی مردان نسل اخیر را نباید فراموش کنیم که از یکطرف شعار برابری میدهند و از طرف دیگر با قبول بدون تفکر چنان شرایطی مهر تایید بر نابرابری زن و مرد می زنند، آمار بالای طلاق واقعی و طلاق عاطفی که در نسل جدید دیده می شود فقط به خاطر اقتصاد نیست و تفکرات اشتباه امثال شما که همه قوانین سنتی را به یکباره غلط می پندارند و فکر می کنند از ناخن تا فرق سر باید غربی شد هم در ناسازگاری زنان موثر است، و البته زنان از شماها زرنگتر ند و امتیازات خود از زندگی سنتی را حفظ کرده اند، ساعت خواب

       
      • غیر از مساله سربازی و جنگ نرفتن زنان،مساله مهم در باب پوشش،این است که عدم پوشش و باز و ولنگ بودن زنان بیشتر سبب آسیب به خود آنان است و چشم طمع پیدا کردن افراد ناپاک و حریص و احیانا خطرات امنیتی ناظر به جان یا عفّت آنان و در مواردی موجب سقوط وقار زنان و سبک شدن آنان است،و جدای از مساله شخصی تک تک آحاد زنان،مساله مهم مساله عفّت عمومی جامعه است،چون وقتی حدّ خاصی برای پوشش نباشد،آزاد شدن از این جهت محدود به حدّی نخواهد بود و طبع انسان هم مایل به شهوات و رها شدن از قید است،این است که تعبیر قرآن کریم در انتهای آن مواردی که به لزوم عفّت در نگاه و پوشش پرداخته است این است که این امر برای همه بهتر است:فرمود “ذالک ازکی لکم” ازکی یعنی به پاکیزگی و طهارت روح و جان نزدیکتر است،یا در موردی در انتهای آیه پوشش در سوره نور فرمود “لعلکم تفلحون” یعنی رعایت این حکم موجب فلاح و رستگاری فرد و جامعه است و خطاب هم خطاب عام است ،ازکی لکم یعنی برای تک تک آحاد جامعه اعم از زن و مرد،مراعات عفّت و حدّ پوشش موجب پاکیزگی و طهارت روح و فلاح و رستگاری فرد و جامعه است،در واقع خواستم بگویم معیار و ملاک پوشش فلاح و صلاح و تزکیه جامعه است که متشکل از افراد و آحاد زن و مرد است و پوشش اگرچه تاحدی محدودیت است لکن محدودیتی دارای ملاک متناسب با شخصیت و ساختار جسمی و روحی زن و آسیب پذیری اوست ضمن اینکه مردان نیز در جامعه آزاد و باز و ولنگ مطلق نیستند.بنابر این پوشش الزامی زن در سطح اجتماع از ناحیه شریعت یک محدودیت بدون عمق و فاقد ملاک و ناشی از بها دادن به مردسالاری نیست ،همانطور که ناشی از تعامل و داد و ستد ناشی از نحوه تشریع احکام دیگر نیست و در واقع اسلام با تشریع حد پوشش به زن بهاء و ارزش داده است و از سوق داده شدن او به منجلاب و ولنگاری و تخریب شخصیت او جلوگیری کرده است،و یکی از طنزهای زمانه ما این است که بسیاری از مردان جامعه مایلند با کنار زدن پوشش زن و سوق او به عریانی و ولنگاری اینطور نمایش دهند که مدافع حقوق زنانند! تو گفتی و من باور کردم!

         

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

85 queries in 3573 seconds.