سر تیتر خبرها
مصاحبه

مصاحبه

یک: هموطنانم، فوران خشم شما، بر چشم آنانی که باید بنشیند، نشست. مباد که این خشم، بخاک افتد و دستاوردی نداشته باشد. پس، برای دستیابی به خواسته های قانونی خود، خشم خود را مدیریت می کنیم.

همه ی ما، یکپارچه، روح مطالبه گری را در خود زنده نگه می داریم. و با آواری از داخل و خارج، مصرانه می خواهیم که وزیر کشور (رحمانی فضلی ) بخاطر کشته شدن عزیزان ما، استعفا بدهد و در دادگاهی مستقل محاکمه شود. او مسئول مستقیمِ تأمین امنیتِ جانِ ایرانیان است. گرچه وی چاکری ست از چاکران حضرت رهبری و سپاه، و اختیاری از خود ندارد. به او می گویند: بکش، می کشد. اگر به این خواسته ی قانونی و مدنی ما (استعفای وزیرکشور) بها ندادند و به ما خندیدند و حتی به سمتِ ما شیشکی در کردند، ما نیز همین خنده ها و شیشکی ها را لای دستمالِ صبوریِ خود نگهداری می کنیم تا زمانی که یک به یکِ این نابکارانِ به زیرکشیده شده را دادگاهی کنیم. همانجا، دستمال های خود را می گشاییم و خنده هایشان را تحویل شان می دهیم.

همه ی ما، خشم و نفرتِ خود از دم و دستگاه ولایی و سرداران ایرانخوارش را تا بزنگاهی دیگر صیانت می کنیم. تا روزی که یک”نه”ی بزرگ بر بشقابِ نفرتِ خود بنشانیم و تقدیم کسانی کنیم که: ایرانی نیستند و تعلقی به ایران ندارند و تا کنون جز غارتگری، با ایران و ایرانی نداشته اند. بله، ما صادق ترین پرورش دهندگانِ این نفرت و این خشم بزرگ خواهیم بود.

محمد نوری زاد
سیزده دیماه نود و شش – تهران https://t.me/MohammadNoorizad

دو: تفسیر خبر سه شنبه ۱۲ دی
همراه با آقاي محمد نوري زاد در تهران و آقاي جمشيد اسدي در پاريس مي پردازيم به روند فزاينده تظاهرات ضد حكومتي در ايران با پرسش هائي از جمله :
آيا حكومت قدرت سركوب مخالفان را دارد؟
آيا پاسداران همگي به حكومت وفادارند؟
چرا اصلاح طلبان مانند عطاالله مهاجراني و حسين شريعتمداري هم صدا شده و خواستار سركوب مردمند؟
آيا درست است كه حكومت ايران نه تنها از نظر سياسي بلكه از نظر اقتصادي نيز ورشكسته است؟
و پرسش هائي ديگر

با اميد به فردائي بهتر

تفسیر خبر سه شنبه ۱۲ دی

عکسی که برای این پست آورده ام، محمد اسماعیل کوثری را در لباس سردار سپاه نشان می دهد. وی جانشین قرارگاه ثارالله است. این قرارگاه وظیفه ی فرونشاندن اعتراضات خیابانی تهران بزرگ را دارد. آقای خامنه ای وقتی می خواست حکم فرمانده ی قرارگاه ثارالله را به وی بدهد از او ( سردار رحیم صفوی) می پرسد: اگر مردم تهران ریختند به خیابانها و علیه ما و نظام شعار دادند، حاضری با تانک از رویشان رد شوی؟ رحیم صفوی می گوید: بله آقا. و آقا، حکمش را بدستش می دهد. (این خبر صد درصد موثق است م.ن)Share This Post

درباره محمد نوری زاد

225 نظر

  1. مشکل بزرگ مخاطبان فعالین سیاسی و اجتماعی فعال در حوزه فضای مجازی یا جراید، این است که هنوز نفهمیده اند و یا قادر به درک این واقعیت نیستند که در پی سیاسی رفسنجانی در تمرکز ثروت و قدرت در تهران، جامعه ی ایرانی عملاً به دو دستگی فاحشی مبتلا شده است که در طی آن جامعه ی تهران که در حال حاضر غالباً از فرزندان مهاجرین از روستاها و شهرستان ها در دهه های شصت و هفتاد می باشند، به واسطه ی بهره مندی از مزایای مادی فراهم امده توسط کارگزاران، عملاً به جامعه ای مصرف کننده مبدل شده اند که ضمن به نابودی کشاندن منابع طبیعی کشور، بویژه در شمال کشور و نیز درآمد نفتی کشور، و ….. به عنوان جامعه ای سطحی نگر مبدل شده که عمده ی خواسته ها و رویکردهای اعتراضی آن بر پایه تلاش برای تحقق مباحث سطحی و پیش پا افتاده ای جون طرح شعارهای متضمن رقابت های قدرت طلبانه ی دو باند قدرت،آزادی برپایی کنسرت های موسیقی، آزادی حجاب، شرکت دختران در ورزشگاه ها و تماشای فوتبال، آزادی برپایی پارتی های مختلط و … شکل گرفته است و این در حالی است که دیگر نقاط کشورمان، که اتفاقا تأمین کننده نیازهای مادی جامعه ی تهرانی، از چاه های نفت جنوب تا میوه های آذربایجان و …. بشمار می آیند، تحت تأثیر سیاست های ایران بربادده حاکمانی که با ترک روستاهای خود بر مسند قدرت و ثروت در پایتخت نشسته اند، به معضلات غیر قابل تحملی چون خشکسالب، بیکاری، نابودی محیط زیست، الودگی هوا و …. و فقر مبتلا شده اند و با رشد و گسترش روزافزون این معضلات در معرض برپایی واکنش هایی قرار گرفته اند که احتمال تکرار فاجعه ی تاریخی مربوط به هجوم جوامع گرسنه و طاقت از دست داده در نقاط مختلف کشور، بویزه افاغنه به اصفهان پایتخت دولت صفوی را پر رنگ ساخته است. اگر چه تاریخ نارسای کشورمان مانع از تجربه آموزی درست جامعه از تحولات تاریخی کشورمان شده، اما در رستم التواریخ به روشنی از رواج نابسامانی های اجتماعی و اخلاقی در مناسبات جامعه ی عمدتاً مهاجر ساکن در اصفهان و بی تفاوتی و عشرت طلبی ناشی از تمرکز ثروت کشور در این شهر سخن می گوید و مستندات تاریخی موجود مبین حضور فعال بخش قابل توجه ای از جوامع به جان امده ی زرتشتی ساکن در کرمان و یزد در هجوم به اصفهان و شیراز و همراهی ان ها با افاغنه می باشند، گستردگی حضور فعال زرتشتیان کرمان در هجوم به دو شهر بزرگ و برخوردار اصفهان و شیراز به حدی بود که بنا بر ادعای مورخین، اگر ناصر کرمانی رهبر سپاه مهاجم به شیراز در جریان تصرف این شهر جان نداده بود، هرگز محمود و اشرف افغان فرصت نشستن بر تخت سلطنت این کشور را پیدا نمی کردند.
    در حال حاضر به مدد سیاست های مدیران نظام اسلامی و بی ریشگی و بی تفاوتی ان ها نسبت به ایران و ایرانی، در کنار بی لیاقتی و فساد گسترده ی حاکم بر شخصیت ان ها، بخش های مهم از مناطق مرزی کشور، بویژه در شرق و جنوب کشور، بواسطه خشکسالی گسترده و عدم امکان زندگی رو به مهاجرت گذارده و با ترکم این مناطق و خالی شدن سکنه در این مناطق، عملا امنیت و ثبات کشور در معرض تهدید جدی قرار گرفته است. این معضل سیاسی ـ اجتماعی از یک سو و ایجاد فاصله ی فاحش طبقاتی در تهران و فاصله ی عمیق و غیرقابل ترمیم سطح زندکی بین ساکنان شمال شهر تهران که عمدتاً از مقامات نظام اسلمی و خانواده ها و اعوان و انصار آن ها تشکیل شده اند با مهاجرین ساکن در حلبی آباد های جنوب همین شهر، که حتی برای تدمین حداقل امکان زندگی و خوراک فرزندان خود ناچار به فروش فرزندان و اعضای بدن خود هستند، از یک سو، قریب الوقوع بودن فاجعه ای تکان دهنده در مناسبات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه ی رو به انحطاط ساکن در تهران را گوشزد می کند و از طرف دیگر، فراگیر شدن شورش های اجتماعی جوامع محروم و فقر زده ی ساکن در نقاط مختلف کشور بر علیه شرایط حاکم بر زندگی خویش و نظام برپا دارنده و پاسدار این شرایط را نوید می دهد. رواج فساد و غارتگری در بین مقامات ارشد کشور و قرزندان آن ها، مبتلا شدن بخش اعظم کشور به خشکسالی و محروم شدن بخش اعظم کشاورزان ساکن در روستاها و شهرستان ها از تولید کشاورزی و بالطبع درامد لازم زندگی، آلودگی هوا و غیر قابل تحل شدن زندگی در جنوب کشور، که بواسطه اقتصاد تک محصولی متکی به نفت، تنها منبع تأمین درامد کشور بشمار می ـیندمنبع اساسی تأمین نیازهای کشور بشمار می آیند،چشم انداز وقوع تحول گسترده ای در کشور، خواه اصلاح طلبانه و کم هزینه، خواه با فاجعه ی انسانی و ……. را در یکی دو سال آینده ارائه می دهند.

     
  2. دوستان، هنوز که هنوز است نظام که یعنی‌ فقط خامنهٔ ای، قادر است جمعیت میلیونی در طرفداری از خود را بطور کاملاً خودجوش شاهد باشد. من مستند حرف می‌‌زنم و اگر شک دارید لینک این فیلم را نگاه کنید پیش از آنکه به من شک کنید یا مرا متهم به ……مگر میشود چنین جمعیت میلیونی را آنهم در اهواز سازماندهی کرد؟ اگر شما این جمعیت میلیونی را نتوانستید ببینید حتماً که دلایلی دارید و آنهم پیش سید رضی (ر‌ه). فیلم دوم هم مثل آخر شاهنامه یا شمردن جوجه در آخر پاییز است.
    https://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=145483
    https://youtu.be/PvHROooOL6E

     
  3. باجی، قارداش ما بدهکاریم، بدهکار،

    اول از همه بگم که من خودم ترک هستم، جّد در جّد، و بهش افتخار می‌کنم. و اما بعد حرفی‌ دارم با آذریهای عزیز. حتما همه میدونند که رهبریت همهٔ انقلابهای ۱۰۰ ساله اخیر در ایران با تورکای آذری بوده. صدها بار ما آذری‌ها به همه گفتیم که این ما بودیم که انقلاب را بعد از ۲۹ بهمن تبریز هدایت کردیم و به پیروزی رساندیم. خیلیهامون هم به این افتخار کردیم که این مائیم که رهبر قومهای ایران بودیم. بله بجیلر و قارداشلر آذری این ما بودیم که این سنگ را به چاه انداختیم و حالا که مردم و جوانهای مملکت آمدند و میخواند که این سنگو از چاه در بیارند و به کمک ما احتیاج دارن میگیم به ما چه. خودتون این کارو انجام بدید. و بهانه‌های مختلف میاریم چه درست و چه غلط. بابااا!!! ما به این ملت بدهکاریم، غلطی که کردیم نمی‌خواهیم مقدارشو درست کنیم.!!! خجالت نمیکشید.!!! بچه‌های مردمو به هچل حسابی‌ انداختید، و حالا که مردم به کمک شما نیازمندند تا شاید اون سنگیو که به رهبری ما به چاه انداخته شده در بیارند ما قهر کردیم. تو چه کاره‌‌ی که قهر میکنی‌، از خودت خجالت نمیکشی. مثلا تو مردی. نه خودت میایی، و نه میذاری که کس دیگی‌ بیاد و جلوشو میگیری. خجالت بکش. ما به این مردم بدهکاریم. حتا اونایی که جدایی طلب هستند، بهانه نیارند و بدهیشونو بدند، بعدا ببینیم که کی‌ چی‌ میگه. تو خجالت نمیکشی که نه تنها بدهیتو به این مردم مظلوم نمیدی، بلکه طلبکار هم میشی‌ و شعار خلیج عربی‌ میدی. هی‌ // به تو. خجالت بکش.

    بهتون بگم که دیگران خیلی‌ نازمونو نخواهند کشید، دلورهی خوزستان، هوشمندان گیلان و مازندران، پهلوانن سیستان و بلوچستان، و همهٔ قهرمانان ایران زمین این سنگیو که ما در چاه انداختیم در خواهند آورد، و رو سیاهی به ما خواهد ماند. ای پهلوانان کرمانشاه، ما را ببخشید، و جور مارا هم شما بکشید. دوستتان دارم.

    حرفی‌ هم دارم با اون پدرسوختهیی که به صورت لالیگایی در مسابقه فوتبال می‌گفتند “ اشّک، اشک“. اشّک حیوان نجیبی هست که کاش ذره‌ای از نجابت اونو تو داشتی،‌ای خائن به انسانیت. خجالت بکش. ‌ای جاسوس، و‌ای نفوذی.

    در خاتمه، صحبتی‌ دارم با همشهری‌های جدایی طلب، این حق شماست که هر طوری که بخواهید برای خودتون تصمیم بگیرید، ولی‌ حالا وقتش نیست، کمک کنید، این بدهیتونو به مردم نجیب ایران بدید، بعد، وقتی‌ حکومت آزاد ایجاد شد، شروع به فعالیت کنید، و حرفتونو بزنید و اجازه بدید آذریا در فضای آزاد و به دور از احساسات تصمیم بگرند و رای گیری کنند، اگر اکثریت رای داد، چه اشکالی داره، جدا بشید، ولی‌ حالا وقتش نیست. مثل اسکاتلند، و مثل کبک در کانادا. حالا وقتش نیست، نفوذی‌ها رو از خود برانید. حتا اگر در آینده جدا شدید، از حالا تخم کینه و جنگ را در دلهای کودکانتان نکارید، می‌خواهید مثل پاکستان و هندوستان برادر کشی بعدا راه بیاندازید. من نه تنها به جدایی ایمان ندارم، که اصلا به مرزی اعتقاد ندارم، در حالی‌ که کشورهای پیشرفته مرزها رو دارند جمع میکنند ما به مرزها اضافه نکنیم. هر چند که در یه محیط آزاد و کشوری آزاد رای همشهری‌ها رو با جان و دلم قبول خواهم کرد.

     
  4. اختلاف نظر شدید در شورای امنیت بر سر اعتراضات ایران

    7 ساعت پیش

    جلسه شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره ناآرامی‌های روزهای گذشته در ایران با حمایت نماینده آمریکا از معترضان ناآرامی‌های اخیر در این کشور آغاز اما با انتقاد از نیکی هیلی به علت طرح این موضوع در شورای امنیت پایان یافت.
    در این جلسه سه عضو دائم شورای امنیت یعنی چین و روسیه و فرانسه آمریکا را به علت طرح این موضوع در شورای امنیت مورد انتقاد قرار دادند هرچند فرانسه ضمن تاکید بر حفظ توافق هسته‌ای با ایران از نقض آزادی بیان و همچنین نقش ایران در خاورمیانه انتقاد کرد.
    با وجود این آمریکا تاکید کرد که جهان باید اعتراضات در ایران را مورد توجه قرار دهد و “مانند سال ۲۰۰۹ نسبت به آن بی تفاوت نباشد.”

    بریتانیا، دیگر عضو دائم شورای امنیت هم در این جلسه همچون سفرای سوئد، هلند و لهستان از سرکوب و برخورد خشن با معترضان در ایران انتقاد کرد و از ایران خواست تا به گزارشگر ویژه حقوق‌بشر سازمان ملل اجازه سفر به ایران را بدهد.

    این جلسه که عصر روز جمعه (پنجم ژانویه – ۱۵ دی) به درخواست نیکی هیلی، سفیر دائم آمریکا در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک تشکیل شده بود با سخنان خانم هیلی آغاز شد اما دقایقی پیش از آغاز این جلسه، روسیه در جریان یک موضع‌گیری تند واشنگتن را به “دخالت بی‌شرمانه در امور داخلی ایران” متهم کرد.

    روسیه خواستار برگزاری مذاکرات پشت درهای بسته شده بود و تاکید کرده بود آمریکا مسایل حقوق‌بشری را به دستاویزی برای برگزاری این نشست تبدیل کرده است.
    اعتراضات اخیر در مواردی به درگیری ماموران امنیتی و معترضان منجر شده است و دست‌کم ۲۱ نفر کشته شده‌اند. ماموران امنیتی در برخورد با معترضان بیش از هزار نفر را بازداشت کرده‌اند.

    نیکی هیلی، نماینده آمریکا در سازمان ملل، گفت در سال ۱۳۸۸ جهان از معترضان در ایران حمایت نکرد، اما این بار که مردم ایران خود به اراده خود اعتراض می‌کنند، آمریکا کنار آنها می‌ایستد.

    “در سال ۲۰۰۹ وقتی امید ایرانیان توسط حکومت‌شان سرکوب شد، جهان ایستاد و منفعلانه نگاه کرد. در سال ۲۰۱۸ دیگر ساکت نخواهیم ماند. یک بار دیگر مردم ایران به پا خواسته‌اند. آنها خواستار چیزی هستند که هیچ حکومت مشروعی نمی‌تواند از مردمش دریغ کند. حقوق بشر و آزادی‌های بنیادین. آنها از ما کمک می‌خواهند.”

    پس از خانم هیلی، نماینده فرانسه سخن گفت و ضمن اشاره به اعتراضات روزهای اخیر در ایران تلویحا گفت که این یک مساله داخلی است و از آنجا که امنیت جهانی از محل این وقایع تهدید نشده است، بنابراین رسیدگی به آن در شورای امنیت سازمان ملل متحد هم نمی‌تواند وجاهت داشته باشد.

    سفیر فرانسه هم‌زمان از نقض آزادی بیان و همچنین نقش ایران در خاورمیانه انتقاد کرد و گفت امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه، همین دغدغه‌ها را با حسن روحانی، همتای ایرانی‌اش مطرح کرده است.

    با وجود این، نماینده فرانسه تاکید کرد هر تغییری در ایران باید از طرف خود مردم ایران و در داخل این کشور شکل گیرد.

    نماینده بریتانیا در جلسه شورای امنیت خواهان توجه به خواسته‌های مشروع معترضان و همچنین حق اعتراض مسالمت‌آمیز شد و از کشته شدن معترضان اظهار تاسف کرد و از ایران خواست تا به گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل اجازه سفر به ایران را بدهد.

    او گفت در عین حال ایران نگرانی‌های امنیتی مشروعی دارد و یک کشور مهم و تاریخی است، اما ایران نگرانی‌های امنیتی خود را از طریق راه‌هایی پیگیری می‌کند که به تنش منطقه‌ای منجر می‌شود.

    در ادامه نماینده سوئد در این جلسه با اشاره به اعتراضات ایران از دولت این کشور خواست به مطالبات معترضان گوش فرا دهد و به تمامی تعهدات خود در برابر شهروندانش در قالب قوانین بین‌المللی وفادار بماند.
    نماینده سوئد تاکید کرد که روابط این کشور با ایران همواره مسایل حقوق بشر را در کانون توجه خود داشته است.

    انتقاد تند روسیه از آمریکا: این بهانه ای برای برهم زدن برجام است

    اکثر نمایندگان شرکت‌کننده در این جلسه در سخنانی با ادبیات دیپلماتیک ضمن تاکید بر اهمیت رعایت حقوق‌بشر از ایران خواستند به اصول بین‌المللی خود در این زمینه پایبند بماند.
    با وجود این وقتی در انتهای این جلسه نوبت به سفیر روسیه در شورای امنیت رسید، واسیلی نبنزیا، در همان ابتدا با انتقاد شدید از نیکی هیلی، آمریکا را به سوء استفاده از قدرتش برای طرح این موضوع در شورای امنیت متهم کرد و آن را بهانه دیگری از سوی واشنگتن برای تضعیف توافق هسته‌ای (برجام) ارزیابی کرد.
    آقای نبنزیا در سخنان نسبتا مفصل خود موضوع ناآرامی‌های ایران را مساله داخلی این کشور خواند و با اشاره به تظاهرات و ناآرامی‌های اخیر در داخل آمریکا و برخورد پلیس با معترضان گفت نباید چنین مسایلی به شورای امنیت آورده شود.
    نماینده روسیه ضمن ابراز تاسف از کشته شدن معترضان در اعتراضاتی که به گفته او “خیلی هم صلح‌آمیز” نبود از آمریکا به علت پیش کشیدن این موضوع انتقاد کرد و خواستار آن شد که با چنین اقداماتی “ثبات در ایران بر هم نخورد”.

    سفیر روسیه همچنین گفت: “هدف این جلسه که آمریکا آن را درخواست کرده، مسایل حقوق بشر در ایران نیست بلکه تلاش دیگری از سوی واشنگتن برای ضربه زدن به برجام است.”………………….

    http://www.bbc.com/persian/iran-42580210

     
    • یاران جان درود

      این بابا صید رو نیگا کنین خوبم نیگا ش کنیین .

      همونی که نه شرقی نه شرقی میکنه وصاف تو چشای

      همه هم نگاه میکنه .چه کیفی کرده ارباب روسیه یا همون

      شوروی پوتین مدودف نوبتی این غربتی ها رو بعنوان غلام

      حلقه بگوششون حمایت کردن .بروبابا صید دلت به این خوش باشه.

      ولی بدون اون بچه بغلت در چه جو وجامعه ای بزرگ میشه .

      ده بیست تا دیگه هم پس بنداز ی بد نیس ها گفته باشم .

       
    • تاريخ 300 سال گذشته سرشار از خيانتها و بي شرفي هاي روسيه است كه در بزنگاههاي تاريخي
      از پشت به ايران و ملت آن خنجر زده است .

       
  5. سلام بر ناظران گرامی
    شاید باید در هنگامیکه جمع کثیری از هم میهنانمان در بند بوده،کشته شده یا گرفتارند خندید و بسان کبک سر خویش در زیر برف فرو برد و به روش مالوف حوزه های اعتقادی یک بام و دو هوا کرد تا برخی بی خبران را خوش آید؟!اگر عبوس نبودن اینست آری ما عبوسیم بگذار دیگران به سان نوجوانان ذوق زده شده عکس سلفی بگذارند و به شیوه کودکان بی خبر از همه جا برای دیگران شکلک به درآورند و گفتاری به زبان آرند که حتی دیگر ارزش شنیدن هم نداشته باشد.شاید اینگونه گمان دارند مجهول الحال نیستند.!یشان که هنرشان تغییر پرچم ملیست و پاسداری از وطن را رندانه هرگز مشق نکرده اند چکار به پرچم ملی برافراشتن؟شاد باشند که ماعبوسیم بل خیلی وقت است که عبوسیم و گویی ایشان از همان زمان شادند.شاید از آن هنگامه که مقتدای ایشان کشتار و خشونت را به ایرانیان هدیه کرد و این رندان به توجیه بی خردیهای او پرداختند!آری ما دیر زمانیست که عبوسیم زیرا شاد بودن بر سفره خون را نیاموخته ایم!
    پاینده باد ایران و ایرانی

     
  6. سید مرتضی
    وقتی سلیمانی زنگ میزند به فلسطینی ها و می گوید موشک بزنید به اسراییل و ما از هر لحاظ از شما حمایت می کنیم این چه معنی دارد؟
    فرض کنید یک ژنرال ارتش عربستان سعودی در روزنامه ها انتشار دهد که به فلان گروه تجزیه طلب تلفن زده تا تهران را بمباران کند و عربستان با تمام توان از این گروه حمایت می کند.
    موضوعی به این واضحی را نمی بینید؟

     
  7. یاران جان درود

    جناب نوریزاد دلبند

    از شما بعید است که توقع همدردی با مادر ستار بهشتی وووو

    را از صید مرتضاها داشته باشید.(8/20 ب ظ 5 ژانویه) اینان با

    پوشیدن آن لباس که محمد ومعاویه وابوسفیان و.. هم می پوشیده اند

    بی وطنیشان وبا ارج بسیار نهادن برمتن مقدسشان وکتب اربعه (که بالای

    98 در سدش را قبول ندارندولی نویسند گانش را در چنان مرتبه ای نشانده اند

    که مذهبی وفقهی برآن استوار نموده اند) ومتن مقدسشان هم گرد آوری

    وتصحیح وگزینش عمر وعثمان است ودیگر نسخ توسط آندو معدوم شده است

    هیچ جایی ولو بسیار اندک برای احساس همدری ویا عذاب وجدان در هنگام

    کشتن دوست ودجمن ندارند .مگر سیف الاسلام ولید کو برای دریافت مالیات

    قبیله ای رفت وبا دیدن زیبایی زن ریس قبیله در حضور شوهر ش ودیگران به

    او تجاوز نمود از گل نازک تر شنید که شماتوقع اعدام لواط گر بیت را دارید.

    از همین صیدتان نظرش را در مورد خلخالی بپرسید ویا گناه سگ را که از

    سریه ها وگوش ایستادن پشت دیوار صاحبش جلو گیری می کند.چه گناهی

    بجز وفاداری ونمک شناسی سر می زند که باید کشته شود؟ راستی مگر

    شما سالیان سال هم فکر وهم رای اینان نبوده ای ؟ در آن مدت مگر

    اشدا الکفار (دیگر اندیشان ) ورحما بینهم (هر چه دوست کرد نکوست)

    نبوده ای ؟ کافی است احساسات آن زمانت را بیاد آوری. اگر اکنون انسانی

    آن زمان چه بوده ای .؟ تند گوییم را پوزشمندم.

     
  8. حاج مم باقر ////: ۳۵ میلیون مرغ آلوده از بین برده شد.
    مش قاسم: ما میگیم آخوند و اسلامچی آلوده نمیخواهم، اینا مرغ از بین میبرن!

     
  9. در این هنگامه و در این انفجار رویداد‌ها ایلنا هم آمده مثلا خبری بدهد که گویا شخصی‌ بنام محمد رضا عارف موسوم به فراکسیون امید در /// مجلس بعد از پنج ماه از کومای کامل خارج شده و دیده شده چندین بار پلکها را بهم زده که چنین توانی را اصطبل شناسان ناشی‌ از ژّن برتر تلقیحی در نامبرده می‌‌بینند به ویژه آنجا که گویا نامی‌ هم از دانشجویان برده است،. خوب خبر قحطی بود؟

     
  10. با سلام و درودهاي گرم و پرمهر
    تظاهرات مردم ايران عمود خيمه نظام را نشانه رفته است !
    هاشم خواستار، فعال صنفي معلمان، در گفتگو با راديو ندا پيرامون ادامه تظاهرات مردم در شهرهاي مختلف ايران، با اشاره به اين كه اين جنبش فرودستان و طبقه محروم است، گفت : ” اين جنبش هر چه مي گذرد عميق تر مي شود؛ و از چنان آگاهي برخوردار است كه از همان روز اول عمود خيمه [ نظام] را نشانه بگيرد!”

    http://radio-neda.blogspot.com/2018/01/blog-post.html

     
  11. نیست که نظام بی‌ حیثیت و بی‌ آبرو از ذره‌ای عقل و شعور هم برخوردار نیست گذاشته در همین شرایطی که کوس رسوایی او هر روز بیش از پیش به صدا در می‌‌آید، تمام چهره‌هایی‌ که بیشترین منفوریت را در پیشگاه ملت بزرگ ایران دارند را از طریق بوق‌های رسوای تبلیغاتی خود جلو چشم مردم قطار کرده است، از محمد علی‌ جعفری گرفته تا مکارم شیرازی و نوری همدانی ( مراجع درباری) تا احمد خاتمی و علم الهدی و بشمار. یعنی‌ چهره‌هایی‌ که ضحاک را خوش آید.

     
  12. ببین آقای نوری زاد این جریانات اعتراضی کاملاً خودجوش بود واینکه گفتی من فراخوان نمی دم تا مردمم کشته شوند در خودش یک نکته داره که گفتم روشنش کنم! فراخوانهای جنابعالی هیچ تاثیری نداشته و نخواهد داشت همانطور که انار-شیت هم گفت یکبار فراخوان دادی به صرف آجیل مشکل گشا در یه جایی دور هم جمع شوید هیچ کس نیامد مگر انار-شیت!! روی صحبت ما با این مساله است که چرا در راهپیمایی ها مستمرانه نیامدی و حداقل از خودت مایه نگذاشتی! کفتی امده بودی اما سلفی نگرفته بودی!! برای فردی مثل نوری زاد بعید است اگر جایی می رود بدون عکس بازگردد ضمن اینکه ممکن است آنهم ممکن است فقط برای سر و گوشی آب دادن آماده بودی چون شیوه های اعتراضی ما با شیو های اعتراضی ولایی شما متفاوت نبود؟؟؟؟!!! تو آخوند دوست داری اما ما متنفر! ما شعار می دادیم آخوند باید گم بشه!! پرچم ایران به آتش کشیده شد اما اینکه پرچم ایران نبود پرچم جمهوری ولایی اسلامی بود و … گفتم روشنت کنم!!!!

     
  13. این واژه “معلوم الحال” که در قالب هایی عبوس و ترشرو به از سوی کسانی که خود مجهول الحال هستند هم حکایتی است!

     
    • تصحیح می شود :عبارت :”این واژه “معلوم الحال” که در قالب هایی عبوس و ترشرو به از سوی کسانی که خود مجهول الحال هستند به مخالف فکری نثار می شود هم حکایتی است از شرح صدر و عقلانیت!”
      مقصود بود

       
  14. جمهوری اسلامی مردمی تربیت کرده که از دیوار هر سفارتی میره بالا خودی و غیر خودی
    از دیوار سفارت کشور خودمون هم لازم باشه میریم بالا

     
  15. احمد خاتمی: وقتی فضای مجازی بسته شد، فتنه فروکش کرد.
    مش قاسم: یه شاهی بده آش به همین خیال باش.

     
  16. هجوم بی سابقه تبلیغاتی عوامل حکومت در ناچیز بودن اعتراضات اخیر خود به تنهائی کافی است که باور کنیم واقعاً حادثه ای در راه است. جناب یاران بدرستی به توفان نوح اشاره کرد. عاقلان آنانی هستند که مثل نوح در نظر دیگران کار بیهوده میکنند و در جائی که آب نیست کشتی میسازند ولی دیگران غافلند که توفان و سیلاب در راه است.

    این اعتراضات چند ویژگی منحصر بفرد دارد که آنرا از جنبش سبز متمایز میکند. اولین شاخصه آن بی اعتنائی به حکومت و سلب مقبولیت و مشروعیت آن بود. در سال 88 هنوز امید به اصلاح بود ولی امروز دیگر کسی توقعی از رهبری و نظام ندارد. دیگر اینکه بر خلاف سال88، افراد ضعیف جامعه منشاء آن بودند.بیکاران،مال باختگان مؤسسات مالی، بازنشستگان و… نه طبقات متوسط.

    سومین شاخصه، گسترش آن در شهرهای کوچک دور اقتاده بود که کار را بر رژیمی که هنرش سرکوب است و نه حل مشکل سخت میکند.آیا سپاه و بسیج توان پخش نیرو در سطح کشور را دارند؟ آیا نیروی انتظامی محلی در شهر کوچکی چون دورود که خودشان هم ساکن آنجا هستند میتواند به خشونت بی حساب و کتاب دست بزند؟ بی جهت نیست که فرمانده ارتش در پیامی که بیشتر نشان از ترس دارد تا قدرت به فرمانده ناجا میخواهد دلداری بدهد که نترس..ما باتو هستیم!

    ورود بی عقلهای شناخته شده چون احمد خاتمی به میدان و فحاشی نشان میدهد که دست حکومت از عاقلان کاملاً تهی است و راه کارشان فقط زور است و بس.

    اما در این میان تنها شیوه موفق همان پرهیز از خشونت است و نیفتادن بدام خشونت طلبان که شاید همدستان حکومت هم باشند.از سوی دیگر رأفت و مهربانی با نبروهای انتظامی هم مهم است. آن‌ها باید قانع شوند که سعادت خودشان و خانواده‌شان در پیوستن به اعتراضات است و مردم حامی آن‌ها هستند.

    در سطح جهانی هم امروز دیگر سال 88 نیست. رئیس جمهور فرانسه در گفتگوی با روحانی به او یاد آور شده که در این اوضاع نمیتواند به ایران بیاید.کشورهای اروپائی به حکومت هشدار داده‌اند و سازمان ملل درخواست تحقیق مستقل در مورد بازداشتیها را کرده. از سوی دیگر شورای امنیت هم دارد وارد میشود. همه این‌ها یعنی بر خلاف سابق،هزینه برخورد با معترضین دارد بالا میرود.نگهداری بازداشتیها بیشتر ضرر است تا استفاده.

    روحانیون و مراجع هم بوحشت اقتاده اند. اگر در تظاهرات جمعیت به منازل آن‌ها یورش ببرند چه کسی میتواند از آن‌ها دفاع کند؟ آینده آن‌ها و خانواده‌شان در ایران چیست؟ موج اعتراضات آن‌ها هم شروع شده. آقای جوادی آملی کسانی را که مملکت را به اینجا رسانده اند نفرین کرده.همه دارند میگویند باید صدا را شنید. حتی خود رهبر هم به صرافت افتاده.

    هنوز فرصت برگشت هر چند اندک باقیست. مجمعی از عقلای قوم از داخل و خارج تشکیل دهید تا راه عملی بیابند. والا منتظر آن توفان باشید. ابرها در افق دارند جمع میشوند.

     
  17. سلام و درود و عرض ادب خدمت جناب نوریزاد عزیز
    اقای نوریزاد عزیز لطفا در خصوص اهمیت بانگ الله اکبر شبانه راس ساعت ده شب بر پشت بام منازل به دوستان و یاران در یک کلیپ صوتی با ان صدای ملکوتیتان تذکرات و رهنمودهای لازم را ارائه بفرمایید
    بسیاری از شهرها نمیدانم علت ترس است یا چیزی دیگر ، هنوز اقدام عملی نکرده و به خیابان نیامده اند و مطمعننا ترس از بازداشت و زندان دارند لااقل بر پشت بام منازلشان که امن است بروند و ندای مظلومیت سر بدهند مطمعن باشند حداقل بانگهای شبانه انان ترس و هراس در دل دشمنان این ملت خواهد انداخت و این گمان خامشان که مردم این شهر با انان همراه هستند را از ذهنهای تاریک اندیششان بیرون خواهد ریخت
    و مسئله دیگر استفاده از اراذل و اوباشی است که تحت نظر نیروهای حکومتی در برابر ملت ایستاده اند
    به این لاتهای بی پدر و مادر حیوان صفت بفرمایید که این جوانهایی که در خیابان فریاد ازادی سر میدهند کارگرهای بیچاره و فلک زده ای هست که ماهها حقوق نگرفته و زن و فرزندانشان سالهاست طعم یک غذای واقعی را نچشیده اند ، روزگاری بود که لاتها پهلوان منش بوده و حافظ و نگهبان مظلومان و بیچاره گان بودند اما اینها فقط مثل حیوان گنده شده و انقدر از جیب ملت مظلوم کاه و یونجه اضافی خورده اند که همه چیز را بر عکس فهمیده و به کمک ظالمین رفته اند اما اگر بروند کمی از مادرشان تحقیقات کنند میفهمند که چرا شعور دفاع از مظلوم را ندارند زیرا اصل بد نیکو نگردد چونکه بنیادش بد است

    با ارزوی سلامتی برای شما و دیگر مدافعان راه ازادی به امید پیروزی ملت مظلوم ایران زمین

     
  18. درود استاد گرامی

    آخرین پست‌تان در کانال (نا آماده بودن شرایط برای تغییر) برایم بسیار نگران‌کننده و نومیدکننده بود و ضمن اعتراف به احاطه آگاهی شما بر خودم و سنجیده‌گویی‌تان، فکر می‌کنم یک گزاره که همانا استبدادناپذیری مردم امروزمان باشد را با مقدار واقعی‌اش در این معادله نگزارده‌اید.
    من فکر می‌کنم مردم با آگاهی‌هایی که در دو-سه سال اخیر از رسانه آزاد تلگرام بدست آورده‌اند، اگرچه کافی نیست و هنوز ابتدای راه شناخت حقوق خود هستیم، اگر این نظام غاصب و دست‌نشانده را براندازند، دیگر به این راحتی‌ها تن به هیچ چیز جز دموکراسی واقعی نخواهند داد. حتی آقای رضا پهلوی هم که بسیار محترم و محبوب است، نمی‌تواند دوباره یک حکومت تکنفره برپا کند. البته ایشان با دانش سیاسی و محبوبیت بالای خود، می‌تواند اولین رییس جمهوری پیش‌رو باشد، ولی بعد از چهار سال یا نهایتاً هشت‌سال می‌بایست از راس نهاد اجرایی کنار رفته و البته بعنوان یک نجیب‌زاده و شخصیت تاریخی مثبت تا همیشه مورد احترام و محبت مردم ایران خواهند بود و حتما در وقایع بزرگ اجتماعی و سیاسی همچنان مورد اعتماد مردم و یک وزنه تاثیرگذار می‌مانند، ولی نه یک پادشاه و مانند این عناوین. زیرا مردم فهمیده‌اند که “رهبر بیاور” و “پادشاه بیاور” همان است که با ما چنین کرد!

     
  19. سلام اقاي نوريزاد من خيلي وقته كه مطالبتون رو از كانال دنبال ميكنم وخيلي دوستون دارم ميخواستم يه مطلبي كه به ذهنم رسيد رو باهاتون درميون بزارم وسوال بپرسم
    در انقلاب قبل (انقلاب اسلامي)مردم ايران پيروز شدندچون يكنفر به نام ايت الله خميني رهبري و ليدري ميكرد الان رهبري وليدري دست كيه؟فكر نميكنين تا زماني يك شخص يا حتي گروهي ليدرنباشن اين اعتراض ها راه به جايي نميبره؟
    شما كه اين همه سال با تمام سختي ها و رنج ها كه ما و امثال من شايد كوچكترين هاشو بدونيم مبارزه كردين و از يك محبوبيتي بين مردم و كساني كه مثل شما فكر ميكنن برخوردارين چرا اين كارو نميكنين؟
    بنظرم همين كه وضع معيشت مردم درست بشه و همه بتونن راحت زندگي بكنن واقعا راحت و در رفاه نه به يه زندگي بخور و نمير راضي بشوندكافي نيست؟
    اقاي نوريزاد فكر نميكنين اگر حكومت عوض بشه و مثلا اين سردمداران بروند ويك انقلاب بوجود بياد اين مملكت از ايني كه هست عقب تر بره و هزاران مشكل ديگه بوجود بياد تا ساخته بشه و وضع از اينم بدتر ميشه

    ممنونم بي خزان باشيد

     
  20. درود بر ایرانیان سلحشور وسربلند

    خشکاندن دریاچه پرعظمت رضائیه، شورکردن رود زندکی بخش کارون، ازبین بردن تالاپ های حیاتی برای زیست محیط، سرازیر کردن هزاران میلیارد دلار از ذارایی های مردم مظلوم ایران بطرف بیگانگانی که هماره میخواهند که سر بتن هیچ ایرانی وایران نباشد، وووو… تخریب اموال عمومی محسوب نمیشوند

    اما اگر چند تظاهرکننده بحق و ناامید شیشه یک بانکی که از بذو توسط مالخواران با اتکا به زدوبند و روابط حلقه ای تاسیس شده است بشکنند از بین بردن اموال عمومی بحساب میآید

    درعجبم که آیا خداوند مدینه محدودیتی برای وقاحت، بیشرمی واشاعه دروغ و ناپاکی قائل نشده است؟

    درود بیپایان بر مردم شریف و آزادیخواه ایران
    رسول

     
  21. درود بر ایران و ایرانی

    این تنها یک سوال است عاری از کنایه و تهمت و تمسخر و فارغ از هرگونه بینش سیاسی و اعتقادی.
    از همه کسانی که طرفدار ملا، روحانی، آخوند، حجت الاسلام، آیت الله، علامه فقيه ، مجتهد و… هستند. (خوب یا بد فرقی نداره نیست)
    سوالی دارم؟
    فرض کنیم مکانی به نام حوزه علمیه با هر آنچه که در اوست تعطیل شود و قانون جدید کشور دین را از سیاست جدا کند و آزادی دینی هم برقرار گردد.
    وفارغ التحصیلان این مکان با تخصصی بنام فقه مجبور باشند مثل یک فرد عادی در کشور به ادامه حیات دهند.
    سوال؟
    متخصصان چنین رشته ای در کدام سازمان ، ارگان ، نهاد ،کارخانه و یا صنفی میتواند مثل همه مردم مشغول به کار شوند.
    آیا بجز گورستان ، مساجد و دفاتر ازدواج و طلاق میتوان برایشان شغل دیگری را متصور شد؟
    و آیا حرفه وعظ و خطابه و خطبه ی عقد و طلاق و صیغه و و نماز میت خواندن آنقدر دشوار است که خدمت *مقدس* سربازي تاکید میکنم خدمت *مقدس* سربازی،
    برآنان واجب نباشد؟
    يانه خونشان رنگين تر از ديگران است؟

     
    • این سوال و مبنا ناشی از یک فهم نادرست از دین است:اینکه دین رابطه شخصی بین فرد و خداست و هیچ حکم و نظم اجتماعی در اسلام وجود ندارد،و دین یعنی فقط فقه و احکام،در حالیکه این تلقی از اساس غلط است،ملّا و روحانی نیز فقط کارشناس دین است از اصول و فروع آن و تخصص دینی اختصاصی به رشته فقه ندارد،مضافا اینکه فرض های شما فرض های تخیّلی است،بگویید چرا باید حوزه کارشناسی دینی تعطیل شود؟چون سلیقه شماست؟ قانون گذاری نیز روی میزان دموکراسی تابع خواست اکثریت مردم است،الان اکثریت مردم قانون گذاری بر اساس قوانین کلی اسلام را خواسته اند،اگر روزی مردم قانون گذاری سکولار را خواستند ،روحانی یا کارشناس دین در حوزه کارشناسی دینی بکار خود ادامه می دهد و با وعظ و ارشاد مردم را از خطای خود باز می دارد چرا شما فرض را بر تعطیلی حوزه کارشناسی دین می گذارید؟

       
      • با عرض معذرت..از کجا معلوم فهم شما درست است؟..چرا تلقی دیکران غلط و تلقی شما درست است؟ مییشود پرسید چرا حوزه علمبه باید باشد؟ چون سلیقه شماست؟ شما این اکثریت “الان” را از کجا و با کدام آمار سنجی بدست اورده اید؟ اما جالب است،در حکومت دینی شما سکولار محکوم به فنا است وی اکر سکولار یسم حاکم شود شما مطمئنید که میتوانید براحتی بکار خود ادامه دهید!

         
        • 1-اینکه دین امر شخصی است یا رویکرد اجتماعی دارد با مراجعه به متن دین یعنی کتاب و سنت معلوم می شود،شما اگر برداشت دیگری دارید آنرا در متن دین نشان دهید و میزان در فهم درست از نادرست چهارچوبه استدلالهایی است که بیان می شود.

          2-حوزه علمیه دینی عبارت از مکان خاص نیست،حوزه دینی یعنی کارشناسی روشمند متن دین و چنین کارشناسی بر اساس نیاز متدینان در جامعه دینی خصوصا جامعه ای که اکثریت آنان مسلمان هستند نیاز مبرم است،اما شما بگویید بر چه مبنائی نباید باشد؟

          3-اکثریت مردم ایران بعد از انقلاب اسلامی ایران بر اساس آمار رسمی 98 درصد به جمهوری اسلامی رای دادند و چنین میزانی را در عرف سیاسی و حقوقی نه تنها اکثریت می نامند بلکه اکثریت قاطع می نامند،و مادامی که خلاف آن ثابت نشده باشد قاعده عقلی حقوقی استصحاب حکم به بقاء ما قبل می کند.

          4-این نظر شماست،هرگز در جامعه دینی و قانون اساسی فرد سکولار محکوم بفناء نیست.

          5-سکولاریسم سیاسی وقتی اعتبار دارد و حاکمیت پیدا می کند که عموم مردم به آن رای دهند و در جامعه دینی و اسلامی ما چنین اتفاقی نیفتاده است ،اگر چنین اتفاقی افتاد عالم دینی بوظیفه دینی خود در ارشاد مردم بر اساس متن کتاب و سنت اقدام می کند،اگر این علامت تعجب در انتهای جمله بدین معناست که برداشت شما از سکولاریسم سیاسی این است که در جامعه سکولار نهاد دین و ترویج دین متلاشی و نابود می شود یا پیش بینی شما این است، مرا با پیش بینی و غیب گوئی کاری نیست اما با کمال تاسف باید بگویم این برداشت فاشیستی خاص شماست اما آنچه که از متن های کلاسیک سکولاریسم سیاسی و مدّعیات سکولارها بر می آید این است که حکومت سکولار منافاتی با آزادی دین و مذهب و ترویج و تبلیغ دین ندارد.

           
          • اینکه دین امر شخصی نیست و در سیاست هم بعنوان دین باید باشد هم نظر شما است.بخشی از علمای دین هم به این حرف اعتقادی ندارند و شما می‌توانید دلائل آن‌ها را بخوانید و ببینید و بشنوید.پس این ادعا فقط ادعای شما و همفکران اقلیتی شما است.پس لطفاً نظر خود را بعنوان امر قطعی مطرح نکنید.

            در مورد حوزه های دینی بر خلاف نظر شما جا و مکانش کاملاً هم معلوم است و نمیدانم از این حرف چه منظوری دارید.شما میگویید مردم مسلمانند و اکثریت این مسلمانان به آن احتیاج دارند. شما این رابطه را از کجا آورده اید؟ چون مسلمانند پس باید نیازی هم داشته باشند که در حوزه ها بر طرف شود و این نیاز اکثریت است.شما این اکثریت را از کجا آورده اید؟شما چه نیازی را بر طرف کرده اید؟ شما که رساله هایتان همان رساله های 100 سال پیش است.
            مردمی که شما مدعی رأی 98 درصدی آن‌ها هستید الان یا نیستند یا جای آن‌ها را با همان نسبت جمعیتی جوانان جدید گرفته اند. شما تا صد سال دیگر هم روی رأی آن 98 درصد قرار است صحبت کنید؟ مگر خود امام راحل نفرمود هر نسلی باید سرنوشت خودش را خودش تعیین کند. اگر پدران ما شما را خواستند خوب شاید ما نخواهیم. میخواهید مطمئن شوید؟ یک رفراندوم مشکل را حل میکند.

            برداشت فاشیستی از ویژگی های بی بدیل شما است. عرض من این بود که شما خیالتان راحت است سکولاریسم حقوق شما را بعنوان فرد مذهبی رعایت میکند ولی شما این رفتار را در قبال دیگران ندارید. فاشیسم ویژگی کسی است که با وقاحت بهائیان هموطن خودش را نجس اعلام میکند و با آن‌ها مثل بردگان رفتار میکند. در مقابل نظرات شما در مورد اعدامهای 67 فاشیستها خیلی احساس کمبود میکنند.

            نظر فاشیستی یعنی شما حرف خودت را که بر اساس منافع خودت طرح میکنی حرف خدا و رسول بدانی چون در هیبت دین هستی..

             
          • دروغگوی بزرگ

             
    • فرشاد جان بعدآن همه تف تف کردن بر سر و صورت محمد نوری زاد گفتیم بر خودت آمدی و این فرد را دیگر شناخته ای!! باز که امدی!!! یک وبلاگ بزن درش درد دلهایت را بنویس اینجا جای شما نیست!!!

       
  22. آقای نورزاد با عرض سلام خدمت شما
    الان که داره جرقه انقلاب زده میشه و خشم مردم شروع به فوران کرده وظیفه ایجاب می‌کند کسانی که هم از آگاهی برخوردارند و هم از اعتباری نزد مردم برخوردار هستند. به مردم یادآوری کنند که مواظب باشند که در زمین رژیم بازی نکنند و کاری نکنند که این کار خدای نکرده به انحراف کشیده بشود. مردم عادی دچار خشم و عصیان هستند و گاهی وقتها کاری می‌کنند که به زیان خودشان میشه. در این زمان حساس باید همه با احساس وظیفه به راهنمایی جوانان پر شور که به خیابانها آمده اند بکنیم. آقای نورزاد رژیم دوست داره که مردم را در مقابل هم قرار بدهد. و اینکار را با سیاست به آشوب و خشونت کشیدن قیام مردم به انجام می رساند. نه الان و نه هیچ وقتی خشونت کور و آتش زدن اموال عمومی و مردم باعث خوشبختی نمیشه. باید خادمین ملت این را به جوانان یاد آور بشوند رژیم با آوردن اراذل و اوباش به خیابانها و آتش زدن اموال عمومی و مردم عادی جوری داره وانمود می‌کند که معترضین دارند اموال مردم را به آتش می کشند. مردم عادی باید با رعایت بعضی از اصول نگذارند که این اعتراضها به انحراف کشیده بشود. معترضین باید با پرهیز از هرگونه خشونت کور و احساسات بی هدف باعث زیان زدن به خود و ملتشان نشوند و این وظیفه به عهده کسانی هست که در طول این سالها با رفتن به زندان و تحمل رنج شناخته شده اند. خشونت باعت میشه که مردم از این قیام نامید بشوند و خسته. آقای نورزاد به جوانان یاد آوری کنید که عدم خشونت بهترین سلاح است که میتواند حقانیت این نهضت را به گوش ملت و جهان برساند. باید یاد آوری کنیم که این گروه حاکم به هیچ یک از اصول اخلاقی و مدنی اعتقادی ندارند. و خودشان با وقاحت اموال مردم را نابود و گناه آن را متوجه مردم عادی می‌کنند (به شهادت فیلمهای منتشر شده که نیروهای رژیم در حال نابودی اموال عمومی هستند باعث رسوایی این گروه بی وطن بشویم )و خودمان با شعارهای خالی از مرگ و خشونت و پایبندی بر شعارهای به حق مثل استعفای مقامات و انجام رفراندوم و شعارهایی مانند ما حق یک زندگی شرافتمند و آرام را داریم باعث ریزش نیروهای سرکوب و اثبات حقانیت خود پیش مردم دنیا و حتی نیروهای سرکوبگر باشیم این وظیفه به عهده همه و پیشتر به عهده کسانی هست که اعتباری نزد مردم دارند. امیدوارم که این جانب درست فکر کرده باشم و شما هم موافق این حرف من باشید و با استفاده از اعتبار ایجاد شده شما نزد ملت به این راهنمایی اقدام کنید. تا انشاالله به یاری حق به کوتاه کردن دست این وطنخواران موفق شویم که وعده خدا و عقل سلیم هم همین را می‌گوید با امید به موفقیت همه حق باوران و دوستان ملت. و از عرصه قدرت افتادن دشمنان ملت بزرگ ایران

     
  23. ” فرزندان سبز ایران یا کرکسها ”
    مدتیست اصلاح طلبان نسبت به تجمعات مسالمت و گاهاٌ با دخالت نیروهای خودسر و آتش به اختیار خشونت آمیز واکنشهایی نشان دادند، این واکنش بر خلاف نظر اکثریت مردم و فعلان حقوق بشر و مدنی، محکوم نمودن این حرکت مردمی بود، از جمله نسبت دادن این اعتراضات به کشورهای بیگانه، آمریکا و متحدانش، عربستان سعودی و اسرئیل، که هر بار که مردم معترض هستند و اعتراضات خود را بصورت مسالمت آمیز بیان میکنند، بدون توجه به خواست مردم آن را به آمریکا و سهیونیست نسبت میدهند، نمیدانم اگر آمریکا و اسرائیل نبودند، چکار میکردند، جالبتر اینجاست یکی از تئوریسینهای اصلاحات، آقای عباس عبدی در مصاحبه خود با BBC اظهار داشتند، بنده حتی در اعتراضات سال 88 هم شرکت نکردم، البته مانع از شرکت فرزندانم هم نشدم، ایشان برای پیروزی جنبش سبز، فقط از جان فرزندان ایران مایع گذاشتند، آقای عبدی با اشاره به عدم شرکت خود در اعتراضات سال 88 نشان دادند، مردم را فقط برای قربانی کردن میخواهند، الان همان جوان بپا خواسته و چون از اصلاح طلبان نامید و از آنان عبور کرده اند، مزدور آمریکا و اسرائیل لقب گرفته اند. یکی دیکر از اصلاح طلبان، آقای حمید رضا جلایی پور معترضان را کرکس نامیده اند، واقعاٌ چرا به یکباره فرزندان سبز ایران، به کرکس تغییر نام پیدا کرده اند.

     
    • سلام بر نوریزاد گرامی
      فرد معلوم الحالی چون عباس عبدی که هنوز بابت خیانتی که در حمله وحشیانه به یک سفارت خارجی که در عرف بین الملل معادل حمله به خاک آن کشور است از ملت عذرخواهی نکرده در همان جنبش اعتراضی سال ۸۸ حرکت مردم را به سان حرکت یک اتوبوس بدون کنترل و هدف در یک سراشیبی تشبیه کرده بود.این اصلاح طلب نماها از خاتمی گرفته تا بقیه آنها به جز بخش اندکی از آنها در خیانت به رای مردم ید طولانی دارند و امامزادگانی هستند که هیچ کوری را شفا نداده اند.منظور ایشان از چانه زنی از بالا و فشار از پایین که مدتی ملت را سرگرم بدان ساخته بودند قدرت یافتن ایشان و بردن استخوانی از این نظام پوسیده به لانه خویش بود.دلیل تشویق حکومت به سرکوب معترضان عبور مردم از این ابن الوقتها با شعار اصلاح طلب اصولگرا دیگه تمام ماجرا بود که باعث نمایش چهره اصلی ایشان شد.
      موفق باشید

       
    • خوبه خودت هم میدونی سبز علی ها همشون لاشخورن ما عقابیم و شماها لاشخور یا همون کرکس که تو گفتی!!!!

       
  24. سلام بر ناظران گرامی
    معجزه آقا!
    کاری قابل تامل از مانا نیستانی

     
  25. بااینکه بابیشتر عقاید سید مرتضی مخالف هستم لیکن توجه داشته باشید ایشان فردی با سواد ومعتقد به نظام دیکتاتوری است.معمولا افراد حزب الهی از بحث فرار میکنند .اما ایشان یک تنه دربرابر مخالفان ایستاده.بحث کردن باسید مرتضی گرامی ما رابا انواع سفسطه ومغلطه های آخوندها آشنا می کند.وجودایشان دراین سایت مغتنم است

     
    • یک نتیجه احتمالی دیگر هم دارد:روشن شدن بی بنیانی و سفسطه بسیاری از مطالب مخالفان حکومت دینی متّکی بر رای مردم و روشن شدن بی بنیانی و سفسطه بسیاری از مخالفان دین!

       
  26. ساز و کار صورت‌بندی سرمایه‌داری ایرانی، استوار بر صورت‌بندیِ فراگیر و زمینه‌ساز و جهت‌دهندهٴ نظام امتیازوری است. این داوری، هم در دوره پیش از انقلاب ۱۳۵۷ صادق است هم در دوره پس از آن. این حکم که بهره‌وری از امتیاز موجب بهره‌کشی می‌شود، مقدم است بر این حکم که بهره‌کشی است که پایگاه طبقه ممتاز را می‌سازد. نظام امتیازوری جامع‌تر از آنی است که با بهره‌کشی در معنایی اقتصادی توضیح داده شود. یک شاهد این مدعا دین به عنوان ارز یا به قول معروف “سکه دین” است.
    برپایه نظام امتیازوری است که دین در ایران به عامل مؤثری در اقتصاد سیاسی تبدیل شده است. ارز دینی قابل تبدیل به ارز اقتصادی است. این ارز هم مثل ارزهای دیگر ممکن است بی‌ارزش شود، اگر دچار تورم گردد. و اکنون این بلا بر سر آن آمده است. اسلامی کردن را به معنای چاپ انبوه اسکناس دین فهمیدند. آنقدر چاپ کردند که بی‌ارزش شد. بی‌ارزش شدن آن به معنای نارضایتی “خودی‌”هاست. خودی کسی بود که مقدار فراوانی ارز دینی در اختیار داشت و آن را می‌توانست به ارز اقتصادی تبدیل کند یا در نظام جایگاهی بیابد. اما دیگر نه قدرت تبدیل مانده است و نه جایگاهی که بتوان اشغال کرد. خودی‌ها بر سر جایگاه‌ها می‌جنگند اما دیگر نمی‌توانند تنها با پشتوانه سرمایه دینی جنگ قدرت را پیش برند. بنگاه دین ورشکسته شده است. امکان این که نظام با خرج دین مشکل مخارجش و مشکل بحران عمومی‌اش را حل کند، بسیار محدود شده است.
    ارزِ به یکباره پرارزش‌شدهٴ دین، جماعت‌های متدین را هم از درون منفجر کرد. در صدد تبدیل آن برآمدند، به پول، به مدرک تحصیلی، به سرقفلی پست و مقام. دین به بانک تبدیل شد، به انواع و اقسام مؤسسه‌های اقتصادی، ایدئولوژیک، رسانه‌ای، امنیتی. و بر همه این تبدیل‌ها قوانین سخت اقتصاد سرمایه‌داری حاکم شد. کالای دین تابع عرضه و تقاضا شد. دکان کنار دکان گشوده شد. جنس تقلبی هم رواج یافت.
    و کل این چرخه اگر می‌چرخید، در درجه نخست به یمن پول نفت بود. تا زمانی که درآمد بالای نفت وجود دارد می‌توان چرخه را چرخاند با همه قراضگی‌اش. اما تعادل خرج و دخل به هم خورده است. دولت اسلامی یک بوروکراسی عظیم است و در اطراف خود انبوهی سازمان ایدئولوژیک و امنیتی دارد که چاه ویل‌اند و اشتهایی سیری‌ ناپذیر دارند.
    …………………….
    آیا جنبش ادامه خواهد یافت؟
    “انقلاب بی‌کنش” کنشگر شده است. می‌خواهد برشناخته شود؛ زیربنا می‌خواهد روبنا را متناسب با خود کند. پس جنبش ادامه خواهد یافت؛ به طور عینی ظرفیت و توان تداوم دارد.
    آیا ممکن است سرکوب شود؟
    سرکوب آن شروع شده بود، پیش از آنکه خودش شروع شود. و سرکوب ادامه خواهد یافت و تشدید خواهد شد.
    در مورد مهار یا فروکش موقتی آن نمی‌توان پیش‌بینی قاطعی داشت. همه چیز ممکن است. آشفتگی درونی رژیم به نفع جنبش عمل می‌کند اما از طرف دیگر جنبش باعث می‌شود که بخش کانونی قدرت خود را فشرده و متحد کند تا بتواند در برابر جنبش بایستد.
    جنبش در همان روزهای اول قدرت خود را نشان داد: نه در حرکت‌های خشمگینانه و شعارهای تند، بلکه در سرایتش به گوشه و کنار کشور. در شهرهای کوچک هم مردم به پا خاسته‌اند. آن انقلاب ساختاری یک نتیجه‌اش را در این پیوستگی و سرایت‌پذیری نشان می‌دهد.
    پس مطمئن باشیم که جنبش ادامه خواهد یافت؟ نه. شرط دارد.
    ………………..
    چه باید کرد؟
    خطر سرکوب شدید وجود دارد. خطر جنگ داخلی هنوز بالا نیست، چون بافت شهری جامعه ایران، فرهنگ عمومی مردم، قوی بودن چسب همبسته‌ساز اهالی، نامحتمل بودن درگیر شدن بخشی از نیروهای نظامی با بخشی دیگر احتمال بروز چنین خطری را پایین می‌آورد. اما کم‌احتمال بودن، ناممکن بودن نیست.
    اگر بخواهیم این خطر را به طور جدی در نظر بگیریم، اگر بخواهیم عیار مدنی مقاومت را بالا ببریم، اگر موضوع الگوی پیچیده دگرگشت را مبنا بگذاریم − چیزی که باعث می‌شود به یک حرکت درازمدت فکر کنیم‌، نه به یک چرخش انقلابی سریع، و درست از همین رو بتوانیم سرکوب را پس زنیم − در این حالت، روش مبارزاتی مقابلهٴ سنگر به سنگر، که ایده آن را آنتونیو گرامشی پرورانده[4]، به عنوان یک روش بهینه جلوه می‌کند.
    جامعه مدنی پر از سنگر است. در همه آنها باید رژیم را پس راند. کارخانه، دانشگاه، اداره، انجمن‌های مختلف، حتا پارک‌ها، حتا مسجدها، در ادامه محلات… همه را باید تصرف کرد. حرکت در خیابان اهمیت دارد، اما آنچه سرنوشت‌ساز است، آنچه هر سرکوبی را بی‌اثر می‌کند، تصرف سنگرهاست.
    در هر سنگری باید از رژیم مشروعیت‌زدایی کرد. جنبش خودگردانی را برانگیخت تا مردم در هر جایی خود اختیارشان را به دست گیرند.
    تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد که سنگرهای تصرف‌شده به هم می‌پیوندند و عرصه را بر رژیم تنگ می‌کنند، تا جایی که مجبور شود خود را به رأی بگذارد. آنگاه وارد دوره‌ای می‌شویم که “دگرگشت” باید خود را تثبیت و پاکیزه کند و به صورت تحول دموکراتیک بازگشت‌ناپذیر درآید.
    رهبری در جریان مبارزه سنگر به سنگر شکل خواهد گرفت. اپوزیسیون[5] واقعی آن نیرویی است که سنگری را فتح می‌کند و می‌تواند آن را نگه دارد.

    ————

    این نوشته از کیست دوست گرامی؟

    .

     
  27. سلام بر ناظران گرامی
    “ما علاوه بر اینکه زندگی مادی شما را می‌خواهیم مرفه بشود، زندگی معنوی شما را هم می‌خواهیم مرفه باشد. شما به معنویات احتیاج دارید. معنویات ما را بردند اینها. دلخوش نباشید که مسکن فقط می‌سازیم، آب و برق را مجانی می‌کنیم اتوبوس را مجانی می‌کنیم ، دلخوش به این مقدار نباشید. معنویات شما را، روحیات شما را عظمت می‌دهیم؛ شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم. اینها شما را منحط کردند؛ اینقدر دنیا را پیش شما جلوه دادند که خیال کردید همه چیز این است. ما، هم دنیا را آباد می‌کنیم و هم آخرت را. یکی از اموری که باید بشود همین معناست که خواهد شد. این دارایی از غنایم اسلام است و مال ملت است و مستضعفین. و من امر کرده‌ام به مستضعفین بدهند، و خواهند داد. و پس از این هم تخفیفهای دیگر در امور خواهد حاصل شد؛ لکن یک قدری باید تحمل کنید. به این نغمه‌های باطل گوش نکنید؛ آنها حرف می‌زنند ما عمل می‌کنیم. آنها شما را می‌خواهند دلسرد کنند از اسلام؛ اسلام پشتیبان شماست.”
    چه حرفهای زیبایی!سخنان به ظاهر حقی که در پس آن ناحقی نهفته بود.چه فریب و چه فریبکاری!این صحنه ها که این روزها در خبرها انعکاس داشت را بنده به کرات در سال 88 از نزدیک دیده ام.واقعا در این 8 سال حکومت جهل و وحشت دینی هیچ راه دیگری برای تعامل با مردم ایران نیافته که همچنان همان روشهای عصر حجری را در سرکوب مردم در پیش گرفته است؟!جالب است این روزها حکومت ایران از رسانه میلی خبر از ارزان شدن تخم مرغ می دهد!!چه خفتی را امام به نام اعتلا بر مردم ایران تحمیل کردی.معنویاتمان که هیچ به بهایی اندک به حراج نهادی لااقل تخم مرغ را از سر سفره ایرانی نمی بردی.البته امام شاکریم که ورزش و ماساژ را همگانی کردی.این سالها از برکت آمدن تو مردم در فرار و گریز و دریافت انواع و اقسام ضربات هستند.برخی مواقع هم برای راحتی از سختیهای زندگانی عده ای را با طناب دار به کلی از همه چیز بی نیاز می کنند.انقلاب به خاطر تخم مرغ و ورزش همگانی رایگان و راحتی عمومی با طناب دار!!امام تو به وعده های خود عمل کردی!البته از یک نظام توتایته مذهبی بیش از این انتظاری نبود ولی تو سیاه را به ما سفید نشان داده بودی.یادت هست؟!
    http://melliun.org/iran/150289
    به امید حاکمیت مردم در ایران

     
  28. درود بر مردم آزاده
    تبلیغات نظام ، هیچ تاثیری در برحق بودن خواسته های مردم ندارد و اما خواسته های ملت بارها بیان و فریاد زده شده است و آن ۱- رفراندم۲- برکناری ولایت فقیه۳- برقراری نظامی مردمی است.
    اینکه عده ای جنبش مردم را اغتشاش می خوانند جزو تبلیغات نظام ونشناختن حقوق مردم وضدیت نظام با مردم است. دنیا اکنون تمام حرکات نظام و مردم را زیر نظر دارد.برای سرعت جنبش مردمی ،مردم تنها چاره اشان نافرمانی مدنی و اعتصابات است.

    شهرستانها باید نگاهی به بودجه ها و آبادانی شهرستانهایشان کرده و میزان خدمات نظام به آنها را دریابند و بنابرین از دادن هزینه مالی به دولت بپرهیزند.

    این نظام هر بودجه ای که دریافت کند، بر ضد مردم بکار خواهد بست.

     
  29. درود دوست گرامی و عزیز
    من با شما موافق نیستم که مردم در خیابان تنهایند. این مردم اذهان بیدار شده ملتند، این مردم آگاهند و این نظام را ازریشه وبن دریافته و حس کرده اند، و می دانند که نظام جوابگوی هیچ یک از آنها نخواهد بود . ثروت مردم در حسابهای بانکهای دنیا انباشته شده و هدر می رود. و حاضر به پس دادن نسیت.
    مردم تنها نیستند، زیرا افکار بیدار و آگاه با هم پیوند دارند. تنها خوابزدگان تنهایند.
    این نظام در اذهان مردم سقوط کرده و بزودی نیز سقوطش عینی خواهد شد، مردم دیگر وعده و وعیدها را باورنمی کنند.

    زلزله کرمانشاه و تهران ثابت کرد که مردم باید بر روی پای خود ایستاده و حقوق خود را مطالبه کنند، این حقوق طبیعی ، شامل زیستن آزاد و پرورش و کار و بهداشت و تامین مالی و جانی اند.. این جنبش در درونش انقلابی نهفته است که سرنوشت مردمرا تغییر خواهد داد وتاریخی نوین در ایران رقم خواهد زد.
    مردم تنها نیستند زیرا که باهمند و وجه مشترک این باهم بودن، سقوط نظام در دیدگاهشان است.آنها بحق اجازه دزدی نظام را نخواهند داد.
    آن عده ای که هنوز به مردم نپیوسته اند ، و خود را پابرهنه و گرسنه نمی دانند از نظر دیدگاه و تحلیل ضعیف وناتوانند، نیز جزو پابرهنگانند ولی قادر به دیدن واقعییت موجود نیستند ، آنها تقسیم آقا و بنده را هنوز متوجه نشده اند و مفهوم آقازاده را درنیافته اند.و نظام از آنها چون وسیله ای برای اهداف خوداستفاده می کند.

    اما آیا این نظام٬ قادر به پاسخگویی به مردم و رفع مایحتاجشان خواهد بود؟
    هرگز،میلیارد ها دلار پولهای فروش نفت فقط از برقراری برجام تا کنون صرف چه شده است؟ مردم بخوبی می دانند که یک ریالش نیز به جیب ملت واریز نشده است. و این اوضاع تا بودن این نظام باقی خواهد ماند.
    بنابرین مردم در خواسته هایشان مشترکند و چون طالب حقوق طبیعی و از دست رفته خودند هیچگاه قابل سرکوبی نیستند حتی با کشتارشان. مبارزات و انقلابات تاریخ برای گرفتن حقوق انسانی ااز دست رفته بوده و خواهد بود.و جنبش بیداری مردم نیز از این قاعده مستثنا ء نیست.

    مردم بخوبی دریافته اند که چقدر به هم شبیه و شریکند و چگونه این نظام آنها را غارت کرده وتنها گذارده و دایم ترس و تنهایی را نظام در گوش آنها روضه می خواند، وواقعییت را وارونه جلوه می دهند. مردم ایران اکنون واقعییت دروغین نظام را بخوبی با همدیگر حس و لمس کرده و فریاد حق خواهی را سر داده اند و این تازه شروع کار است.
    درود بر مردم آزاده و بیدارایران زمین

     
  30. سلام بر ناظران گرامی
    سالها حوزویان از قرآن بر سرنیزه کردن یکهزار سال پیش داستانها برساخته و آن را نشانه فریب و فریبکاری به مردمان شناسانده اند.این روزها بر سر در تمام کانالهای تلویزیونی حکومت دینی پرچم تِغییر یافته ایران به نمایش گذاشته شده است تا عرق ملی ایرانیان که در این چهل سال با موهومات مذهبی توسط همینان به انزوا کشانده شده است به مدد ایشان سبب جهل مجدد مردمان باشد!تعجب من از این است که مثلا چرا شمایل امامان ایشان بر سر در کانالهای تلویزیونی جایی ندارد تا به مردم یادآوری کنند که ما نماینده همانها هستیم پس به مدد ما بیایید؟!آیا این با اظهارات دین سالاران که ایران را اسلامی می نامند و دم از جمهوری اسلامی می زنند همخوانی دارد؟!اینگونه قرآن بر سر نیزه کردنها از سوی حوزویان جز یک بام و دو هوای تاریخی آنان آیا معنای دیگری دارد؟!
    پاینده و پیروز باشید

     
  31. استاد فهیم و بزرگ درود بر شما .
    استاد بزرگوار تقاضا دارم موارد ذیل را به خواسته های مردم از حاکمیت اضافه نمایید .
    1- حذف بودجه های اختصاص داده شده در سال 97 به کلیه نهادهای مذهبی و روحانیون .
    2- حذف کلیه بودجه های اختصاص داده شده به فعالیتهای مذهبی ، نظامی ، سیاسی ، فرهنگی و بطور کل مداخله جویانه .
    تعطیل کلیه حوره های علمیه اعم از خواهران و برادران که بعد ا ز سال 1357 در ایران شکل گرفته .
    تعطیل کلیه مراکز مذهبی و امام زاده هایی که بعد از سال 1357 در ایران شکل گرفته .
    تبدیل کلیه مساجدی که بعد از انقلاب ساخته شده اند به خوابگاههای دانشجویی البته با حذف گنبدها و مناره های ساخته شده بر روی آنها .
    آزادی حجاب وخراب شدن این دیوار آهنین که از سال 57 تا کنون به دور نیمی از جمعیت کشور کشیده شده است .
    بکار گیری طلاب و روحانیون زیر 50 سال در امر تولید در مزارع و کارهای ساختمانی و تولید و اختصاص بخشی از دشت حاصلخیز خوزستان که تاکنون در آن کشاورزی نشده به این موضوع .
    اعزام کلیه روحانینون زیر 40 سال به خدمت مقدس سربازی .

     
    • پاشو محمد! پاشو دیگه! لنگ ظهره! باز سنگین فست فوت زدی و تا نزدیکای صبح نشستی پای گوشی و ماهواره و چت و این مزخرفات؟! پاشو برو سر کوچه دو تا نون بگیر می خوایم ناهار بخوریم،پاشو دیگه تنبل!

      ———

      ؟؟؟؟؟؟؟

      .

       
      • این نوشته من مربوط بود به ذیل کامنتی از کامنت گذاری بنام محمد نوری زاد ،ظاهرا مشکل فنّی باعث شد جای آن تغییر کند و سبب تعجّب شود!

         
        • بله درست است نوشته من ذیل همین نوشته خیال پردازانه بود، البته آنموقع که نوشتم عنوان و آی دی نوشته فوق “محمد نوریزاد”بود نمیدانم چرا الان به آی دی خلیل تغییر یافت،بنابر این اگر اشتباه فنی بوده باید بجای محمد کلمه خلیل را گذاشت.

           
        • نه سیدجون.فکر کنم دلیلش این باشه زیاد با مراجع امروز نشسته بودی عموجان.اصطلاحا چت کردی.

           
      • امام کلینی: اینقدرنگوئید که آخوندی لات شده بلکم بگوئید یک لاتی آخوند شده !

         
      • محمد مشغول رنگ کردن مو و استفاده از واجبی در حموم بمدت دو شب و دو شبانه روز بوده است این رو گفتم فکر نکنی تنها خودت بامزه تشریف دارید!! مقدار نمکی که دارید باعث بالا رفتن فشار خون نشود!!!!

         
    • با درود به همه ایرانیان و ایراندوستان،
      برادر گنبد سازی یکی از تواناییهای چشمگیر بناسازی کهن ایرانیان است. تنها بنگرید به بازمانده طاق کسری. چه شد که تازیان پس از گرفتن این سرزمین این سازه را برای نیایشگاه های خود بکار بردندر بماند. من امیدوارم که پسر از پیروزی در روبرویمان از این شیوه کهن برای ساختن بناهابی چون ورزشگاهها و دیگر ساختمانهایی همگانی سود ببریم.

       
  32. حاج علی مطهری: جمهوری ایرانی» همان «جمهوری اسلامی است.
    مش قاسم: ای /// مجسم، مشروعه که مشروطه نمیشه!

     
    • ترجمه ///: در انقلاب مشروطیت آخوند خراسانی (که جزو مشروطه خواهان بود) در جواب اون اخوندکی که اعدام شد و هی مشروعه مشروعه میزدگفته بود ای گاو مجسم، مشروعه که مشروطه نمیشه!

       
  33. نوری زاد مارک رنگ موی شما همان حنای معروف خودمان نیست!!! حنا و واجبی دو عنصر اساسی و از ضروریات دین ماست!!!! معلومه تو این چند روزِ تظاهرات، حسابی تو خونه مشغول بوده ای!!!! فقط توصیه می کنم زیاد تو حموم نمونی چون برای قلبت ضرر داره!!!

    ———–

    درود دوست گرامی
    من نه از حنا بل از هیچ رنگی استفاده نمی کنم. چه نیازی به رنگ، آنجا که نظام مقدس بشکل ملی رنگمان می فرماید!
    با احترام

    .

     
  34. آقا مرتضی،

    فرمودید:

    1.گفته اید : “منصورجان
    شما از موضوع گفتگو خارج شدید و من ادامه نمی دهم،موضوع بحث ما ظاهرات و اغتشاشات اخیر بوسیله معدودی از جوانان بود که شما با تکیه بر آن بطور احساسی دست به پیش بینی هایی مبتنی بر استقرائات ناقص و اثبات نشده کرده بودید.”

    تظاهرات و اغتشاشات بوسیله تعداد معدودی از جوانان؟ معدود؟!!!!! آیا شما معتقدید که فقط همین تعداد جوان در کشور مشکل دارند؟ البته اگر با شما موافق باشم که تعداد آنها معدود است. این نظر شماست؟ یعنی اگر میلیون ها جوان در سطح کشور مشکل داشتند می توانستند مثل آن بزعم شما تعداد معدود بیرون بیایند و کشته یا دستگیر نشوند؟

    2. گفته اید:”من متوجه نمی شوم اصلا حکمت رفراندوم بعد از چهل سال از تاسیس یک نظامی که 98 درصد مردم به آن رای دادند چیست؟ و چه شواهدی و مشابهاتی از نظام های دیگر برآن وجود دارد؟ آیا حکومت ها و دموکراسی های دیگر نیز هرچند یکبار: بیست سال،سی سال ،چهل سال یکبار بر سر اصل و نوع نظام خود رفراندوم کرده اند یا می کنند؟ اینطور نیست،آنچه که در امریکا و کشورهای اروپائی هست انتخابات در اجزاء تشکیل دهنده سیستم است مثل ریاست جمهوری،نمایندگی مجلس،شهرداریها و مدیریت های مختلف،یا رفراندوم و نظر خواهی در باب موضوعات مختلف یا مثلا مستقل شدن جایی از جایی،این نوبر فقط مخصوص ایران است که اقلیتی مثل شما که یا از اول رای منفی به جمهوری اسلامی داده اند یا رای داده اند و الان بدلایلی بازگشته اند از رای خود،یا اصلا شرکت نکرده بودند که درصد های قلیل اینها هم روشن بوده است،انتخابات هم عمومی و آزاد بوده چرا می گویید زور؟ کدام زور؟ ”

    کاملا مشخص است که هنوز با مفهوم دموکراسی و سیستم های حکومتی که در غرب به آنها دموکراسی گفته می شود آشنائی ندارید.
    اولا همه آن کشور ها قوانین اساسی شان بر مبنای تساوی حقوق همه مردم فارق از دین و عقیده و نژاد و رنگ پوست و غیره تدوین شده. در ثانی حقوق اساسی انسانها در آن تعریف شده است حقوقی مشتمل بر ازادی بیان ، آزادی تشکیل احزاب و اجتماعات ، آزادی تعیین نوع پوشش بر مبنای قانون که در همه کشور ها یک حد اقل از پوشش باید در اجتماع رعایت شود یعنی کسی اجازه ندارد لخت در انظار ظاهر شود و باید حد اقلی از پوشش را داشته باشد و اگر نداشته باشد شلاقش نمی زنند روش های قانونی برای ان دارند. ثالثا هیچ کسی در ان کشور ها بالاتر از قانون نیست. قانون اساسی و قوانین مصوب مجلس در کشور های دموکرات یعنی “خدا” هیچکس بالا تر از آن نیست . آزادی رسانه ها که ناشی از آزادی بیان است تا بی نهایت وجود دارد و هیچ کسی یک رسانه را بخاطر هیچ مطلبی مواخذه نمی کند مگر آنکه خبری دروغ گفته باشد که در ان صورت با دادگاه و جرائم سنگین مواجه است. هیچ مصلحتی در یک کشور دموکراتیک بالاتر از منافع ملی و منافع تک تک شهروندان نیست. حتی کشوری که شاه دارد محدوده شاه کاملا مشخص است و اگر یکی از خاندان سلطنتی دست از پا خطا کند بقول خودمانی خشتکش را به سرش می کشند. در کشور های دموکرات آنقدر ازادی بیان هست که هیچ احدی در مولت جرات ندارد به اندازه ارزنی خلاف کند چرا که زیر زره بین است بهمین دلیل است که در آن کشور ها وقتی که رئیس یک دولت یا وزیر یا شهردار و… دوهزار دلار خلاف می کنند کل هیات دولت مجبور به استئفا می شود.
    این چند تا نمونه کوچک را بگیرید و مقایسه کنید با کشور اسلامیتان ببینید چقدر نظامتان دموکراتیک است.
    دموکراسی فقط انتخابات نیست. دموکراسی از قانون اساسی شروع می شود. در بین کشورهای صاحب دموکراسی شما نمی توانید کشوری را نشان دهید که یک نفر بتواند برای مدت نا محدود هر قانونی را وتو کند، به هر کسی هر سمتی خواست بدهد بدون آنکه جواب گو باشد.
    وانگهی حکمت رفراندوم را ما از امام خمینی یاد گرفتیم که گفت بعد از پنجاه سال که پدران ما یک سیستم حکومتی را انتخاب کردند این حق ماست که این سیستم را عوض کنیم پدران ما که نمی توانستند برای نسل های بعدی تصمیم بگیرند. ما پیرو خمینی کبیر هستیم بهمین دلیل رفراندوم می خواهیم.
    3. می گوئید: “بمن بگویید شما که می گویید ارتباطات من کم است و ارتباطات شما زیاد است ،آیا اینهایی که دیروز و امروز در شهرهای بزرگ و کوچک این کشور تظاهرات کردند و حرکت آن عده قلیل و اهانت ها و خشونت های آنان را محکوم کردند انسانهای مربوط به سیّارات دیگر بودند یا از جنّیانی بودند که بصورت انسان بخیابان آمدند؟”

    این یکی دیگر هر مرغ پخته ای را می خنداند. یادم می آید که مادرم یک زمانی همه مارا ردیف میکرد که برویم رای بدهیم. چرا مادر؟ میگن اگه رای ندین کوپن هاتونو قطع می کنند. خواهر جان تو چرا میری رای بدی؟ اگه رای ندم استخدامم نمی کنن چون مهر شناسنامه رو چک می کنن.
    آقا مرتضی با این جمله شما واقعا بر من مسجل شد که شما در این کره خاکی و در ایران اسلامیتان زندگی نکرده اید و در کره ای دیگر بسر برده اید. حیف که آقای منتظری که ظاهرا شما شاگردش بوده اید از دنیا رفته اند والا می گفتم بروید از ایشان بپرسید. یک کس دیگری هم هست آقای جواهری حاکم شرع آذربایجان غربی که نمی دانم الآن کجا هستند یا اگر هنوز زنده اند. اگر شما شاگرد آقای منتظری بوده اید باید ایشان را بشناسید. اگر می شناسید بروید از ایشان بپرسید که در این مدتی که شما در کرات دیگر بوده اید در این مملکت چه گذشته است.

    جناب مرتضای عزیز،
    خوش بحالتان که در عوالم هپروت زندگی می کنید. دیروز معاون وزیر کار می گفت دو میلیون نفر در کشور گرسنه هستند. امروز عصر با خودم فکر می کردم اگر آن علی که امثال آقا مرتضی به ما معرفی کردند امروز زنده بود با این خبر چه حالی می شد؟ چرا اقا مرتضی و آقا مرتضی های عریض و طویل در استان قدس ها و پانزده خرداد ها و…. حتی قندشان هم نمی افتد چه برسد به اینکه عمامه بر زمین بکوبند.

    تظاهرات و اغتشاشات تعداد معدودی جوان هان؟!!! بخواب مرتضای عزیز بخواب زیرا که ما بیداریم.

     
    • 1-بحث من مشکل داشتن یا نداشتن جوانان نبود،بحث این بود که تعداد معدودی این روش نادرست و آن شعارها را انتخاب کردند،بعد اینطور که موافقان این حرکت وانمود کردند اینکه یک حرکت انقلابی برای “تمومه ماجرا”بود،خوب اگر همه جوانان که مشکل داشتند بتعبیر شما چرا همراه اینها نیامدند؟

      2-این مواردی که در مورد آزادیها و حقوق ذکر کردید در قانون اساسی ما هم پیش بینی شده،البته بحث پوشش و چیزهایی که با احکام قطعی اسلام تعارض دارد،با توجه به اینکه جمهوریت تعیین شده جمهوریت بر اساس اسلام بوده و به آن رای داده شده نمی شود قوانین آن با قوانین مسلّم اسلام متعارض باشد،حال بحث ما مقایسه بین این نظام و نظام های دیگر نبود،شما رفتید سراغ مقایسه،من گفتم نمونه بیاورید از رفراندم دم بدم بر سر اصل یک نظام،نه مقایسه نظامی که اکثریت قاطع مردم آن بحکم مسلمان بودن تابع ایدئولوژی و احکام اسلام هستند.درست است دموکراسی فقط انتخابات نیست،انتخابات یکی از مظاهر دموکراسی است،دموکراسی یعنی حاکمیت و حکومت مردم و تعیین سرنوشت خود با اختیار و گزینش کارگزاران.در ایران دموکراسی بر مبنای احکام اسلام به رای و تایید مردم رسیده است نه دموکراسی سکولار مبتنی بر لیبرالیسم.

      3-در مورد حکمت رفراندوم من گفتم رفراندوم جایی مطرح می شود که قرائن روشنی بر خلاف وجود داشته باشد،و استدلال کردم که در ایران بر خلاف زعم قلیلی مثل شما قرائن نه تنها بر خلاف وجود ندارد بلکه قرائن بر خلاف نظر طالبان رفراندوم وجود دارد و آن وجود انتخابات ها با مشارکت بسیار بالا و همین راه پیمائی های عمومی که الان پیش چشم شماست و راه پیمائی های مستمر 22 بهمن.آن مطلب هم که آقای خمینی گفت کی آنرا گفت آنموقع که انبوه 99 درصدی ملت ایران مرگ بر شاه می گفتند و نفی نظام شاهی می کردند و حکومت شاهنشاهی مقاومت می کرد و قیاس آن شرائط با الان بدلائلی که عرض شد قیاس مع الفارق است.پیروی از خمینی کبیر نیز به این است که از خواست و اراده 98 درصدی مردم ایران تبعیت کنید و جای اقلیت و اکثریت را با ظن و گمان های خلاف واقع عوض نکنید.

      4- مطالب ذیل نوشته شما فقط خروج از ادب در گفتگو و ریشخند و فرافکنی بود،مقصودت این بود که همه اینهایی که ناگهان بخیابان آمدند از ترس قطع کوپن و یارانه آمدند؟! خیلی عجیب است از شما که معدودی جوان زیر 25 سال را که با فراخوان شبکه ای اجتماعی بخیابان می آیند “کل” مردم ایران می پندارید و بر اساس آن لوازم سیاسی بار می کنید،اما حضور میلیونی مردم در مجموعه شهرهای ایران را تحقیر و ریشخند می کنید!
      نمیدانم با این طرز تفکر،دیگر چرا منصور ما در ایام انتخابات با اصلاح طلبان همراه می شود بر لزوم مشارکت؟! شما با این ادبیات و منطق باید در ایام انتخابات مثل نوریزاد بگویید در انتخابات شرکت نمی کنم و دیگران را هم از شرکت کردن باز دارید،واقعا تصور منصور این است که مردم در انتخابات 80 درصد شرکت می کنند تا به نظام نه بگویند؟!اگر اینطور است من هم باید عرض کنم:منصور خیلی ساده ای و در این جامعه زندگی نمی کنی،بخواب منصور جان!

       
      • آقای مرتضی،

        آیتم به آیتم پاسخ مرا در زیر داشته باشید:

        1. آیا شما با مفهومی به نام ترس آشنائی دارید؟ اگر جوانان یا پیران و زنان و دختران بترسند از دستگیری و شکنجه و تجاوز ، احتمالا می تواند دلیلی باشد برای بیرون نیامدن همه آن جوانان دیگر غیر از “معدودی” که شما می گوئید؟
        بحث شما مشکل داشتن یا نداشتن جوانان نیست پس بحث شما چیست؟ اینکه این شعارها را انگشت شماری از جوانان ایرانی که به تحریک خارجی ها این کارها را میکنند سر می دهند و اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان پیرو ولایت آقای خامنه ای و نظام مقدس ایشان هستند درست است؟ اگر نظر شما این است پس من حق دارم که بگویم شما در کره ای دیگر زندگی میکنید.
        لطفا اگر دستتان می رسد و کسی از شما حرف شنوی دارد از این حکومت مطلقا اسلامی بخواهید که اجازه یک راهپیمائی آزاد بدون سرکوب بدهد تا این تعداد معدود رسوا شوند و همه دنیا بفهمند که مردم همه فدائی آقای خامنه ای و نظام سر تاپا اسلامی ایشان هستند.

        2. در قانون اساسی ما چه پیش بینی شده؟
        “همه مردم آزادند هرچه می خواهند بگویند مگر اینکه مخل مبانی اسلام باشد.”
        “سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در هر جائی که انقلاب در خطر است حق دارد (به تشخیص کی و چگونه اش معلوم نیست) برای پاسداری از انقلاب حضور داشته باشد.”
        “ولایت مطلقه فقیه رکن رکین نظام است و هر در هر زمینه ای نظر او مطاع است،
        ” ولی فقیه فرمانده کل قوا است”
        “شورای نگهبان قانون اساسی منتخب ولی فقیه است”
        “خبرگان رهبری و مجلس و ریاست جمهوری با نظارت استصوابی شورای نگهبان انتخاب می شوند”
        “رئیس قوه قضائیه منتخب ولی فقیه هستند،”
        “مذهب رسمی کشور شیعه اثنی عشری است”
        “رئیس جمهور و همه مقامات عالیرتبه کشور باید شیعه باشند” مسلمان هم نه شیه
        و
        و
        و
        “مردم حق دارند که در اجتماعات ، آزادانه بشریطی که مخل مبانی اسلام (که خود تفسیر پذیر است و هر مسئولی می تواند تفسیری بر آن بگذارد و مانع اجتماعات شود) نبوده و با حمل اسلحه نباشد شرکت کنند.”
        این ها اصول دموکراتیک قانون اساسی هستند. که همین ها هم بجز آنچه که در رابطه با رهبری و سپاه است اجرا نمی شود.

        این کجا و قوانین اساسی مترقی کشوری مثل فرانسه و آمریکا و …. کجا. واقعا باعث شرمندگی است که اسم این قانون اساسی پر از موهومات و موانع را دموکراتیک بدانیم. قانونی پر از تبیض.

        3. قرائنی که برای شما نیاز به رفراندوم را ایجاب کند بله البته که وجود ندارد ولی برای مردمی که با گوشت و پوست و استخوانشان می بینند اختیارات بی حد و حصر ولی فقیه چگونه کشور را به فساد و تباهی کشانده و حقوق اکثریت ملت را فدای اقلیتی از خودی های رهبری نموده رفراندوم یک ضرورت اجتناب ناپذیر است البته رفراندوم تحت نظارت سازمان ملل چرا که این نظام آنقدر خدائی است که هیچکسی به آن اعتماد ندارد.
        در رابطه با راهپیمائی های 22 بهمن من فکر می کردم شما واقع بین تر باشید. دوست گرامی اگر دقت کرده باشید در رادیو ها و رسانه های غربی وقتی از راهپیمائی هائی مثل 22 بهمن یاد میشود میگویند راهپیمائی حکومتی. دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی و طرفداران نظام کاملا اسلامی تصور می کنند که آنها برای کوبیدن جمهوری اسلامی می گویند” راهپیمائی حکومتی” در حالیکه اینطور نیست. در غرب این خیلی مسخره است که حکومت راهپیمائی راه بیاندازد چرا که در کشور های با فرهنگ پیشرفته ، راهپیمائی برای آنهائی است که می خواهند صدایشان را به حکومت برسانند و مسئول هزینه های آن هم خودشان هستند. راهپیمائی که یک حکومت به راه می اندازد اصلا ارزش ندارد چرا که حکومت آدم های زیادی دارد که به خیابانها بریزد، از ارتشی و سپاهی و کارمندانی که از ترس قطع شدن اضافه کار یا ترفیع و یا برای گرفتن اضافه کار و ترفیع یا از ترس از دست دادن شغل در این راهپیمائی ها شرکت می کنند. همه ما سربازی رفته ایم و دولت هم کار کرده ایم جناب آقا مرتضی روی هوا این را نمی گویم. بهمین دلیل است که وقتی به خارجی ها می گوئید که دولت راهپیمائی اعلام کرده با تمسخر به آن می نگرند.
        آن 98 درصدی که می گوئید اولا قربون آمارهای دقیق جمهوری اسلامی برم که اصلا از فرط راست گوئی در دنیا بی نظیر است در ثانی شما را به خاطرات دکتر ملکی در چگونگی بیرون آمدن جمهوری اسلامی “آری” از صندوق های رای ارجاع می دهم و ثالثا خدا پدر شاه را بیامرزد که مردم می توانستد بروند و 99 درصدشان بگویند مرگ بر شاه و از کشته شدن و دستگیری و شکنجه نترسد نه مثل این نظام مطلقا اسلامی که هیچ کسی حتی خود آدم های درون حکومت جرات نفس کشیدن ندارند مثال هم می خواهید مرحوم استادتان “آقای منتظری” . بله اگر امروز هم مردم مثل زمان شاه اجازه داشتند در خیابان شعار بدهند به شما می گفتم که 99 درصدتان در مقابل شرایط کنونی کم می آورد.
        4. اگر در ایام انتخابات تشویق به شرکت در انتخابات می کردم برای این بود که معتقد بودم و هنوز هم هستم که هر گونه تغییری در حکومت باید بر بستری محکم و پایدار اتفاق بیافتد و بهیچ وجه به تغییرات یک شبه معتقد نیستم. در این جنبش جدیدی که بوجود آمد ، اصلاح طلبان می توانستند براحتی بر موج بوجود آمده سوار شوند و ضمن اینکه سیاست های اصلاح طلبانه خود را با چانه زنی ، یک گام به جلو ببرند ، هدایت حرکتهای اجتماعی را هم بعهده بگیرند تا بتواند به نتیجه ای فراگیر و مثبت منجر شود. ولی اصلاح طلبان باسکوت خود و با همدلی با اقتدار طلبان ، میدان را برای تند روی ها خالی کردند.
        بگذارید واضح تر بگویم. آیا بهتر نبود اصلاح طلبان و یا حتی خود حکومت بجای اینکه وجه خشونت طلبی و تخریبی تظاهرات را بزرگ کنند ، تمرکز خود را بر خواسته های تظاهر کنندگان میگذاشتند و بدون بوق و کرنا تحولات را زیر نظر می گرفتند و اگر بقول خودشان نفوذی و یا منافقی در بین مردم بود بی سر و صدا برخورد می کردند؟ اما ترس مفرط از سرنگونی و همینزور ذات تروریستی حکومت باعث شد که عقل این زنگیان مست زائل شود و بجای اینکه درد را دوا کنند نمک بر زخم ها پاشیدند.

         
        • خاتمه البحث
          جناب منصور در یک کلام بگویم شما بینهایت بدبینید،و اگر ارزیابی ها از مسائل اجتماعی رفت رو بنیان بدبینی معمولا با خطا همراه است،شما از تخریب و هنجار شکنی و شکستن شیشه بانک ها و کشتن افراد بیگناه و تلاش بر تصرّف پایگاه نیروی انتظامی و سوزاندن پرچم یک کشور به “جنبش جدید”تعبیر می کنید در حالیکه خودتان را دموکرات می خوانید،اصلا مگر این حرکات که بمدد تکنولوژی از سوی معدودی در شهرهای مختلف پر رنگ شد وجه دیگری غیر از اغتشاش و آشوب داشت،اگر کسی اعتراض به این دارد که فلان موسسه پولش را نداده یا تاخیر کرده چه نیازی دارد که بانک آتش بزند؟ اگر کسی خواهان شغل و رفع بیکاری و درآمد است چه نیازی دارد که پرچم آتش بزند و بروان رضا شاه درود بفرستد؟اینها که حرکات مدنی و دموکرات نیست؟ الان اگر در امریکا بروند بالای یک میدان پرچم امریکا را پایی بکشند و بسوزانند نیروهای انتظامی آنجا مثل برگ چغندر می ایستند و نگاه می کنند؟ در لندن وقتی مجوز تظاهر داده می شود پلیس حمایت می کند ولی اگر همانها که در پیاده رو حرکت می کنند و شعار می دهند جایی را بزنند یا بکوبند یا اموال عمومی را نابود کنند پلیس می ایستد و میگوید دموکراسی است و حق آنهاست؟ من خارج نبوده ام ولی اینها فیلمهایش هست دیگر! حال برخی دوستان مثل باصفا خیال می کنند برای آگاهی از وضعیت اجتماعی نقاط مختلف جهان باید حتما آنجا بود،نه بابا دیگر رسانه و تکنولوژی این فاصله ها را از بین برده دیگر،اینهمه تظاهرات در دموکرات ترین کشورهای جهان هست که وقتی اوباشگری و تخریب و آشوب می شود بحث باتوم و بازداشت و ماشین آب پاش و شوکر الکتریکی مطرح است ،وقتی به ایران که می رسد دوستمان باصفا می گوید فلان جا پادگان است!
          در این غائله هم اگر کسی منصف باشد اتفاقا نیروی انتظامی نهایت مدارا و شکیبائی را کرد،وقتی کسی خودش را لوس کرد و با فحاشی به هنجارها بتخریب و آشوب پرداخت طبیعی است که برخورد می شود بعد که برخورد می شود داد وامظلوماه همه برمی خیزد! این فیلم هست دیگر یک عده رفته اند پایگاه و کلانتری را به آتش کشیده اند و قصد خلع سلاح دارند اینجا قانون تعیین وظیفه می کند که مامور نباید تسلیم شود و سلاح خود را از دست بدهد درگیری می شود و تیر اندازی می شود،این غوغاها چکار دارد به اعتراض مدنی یا صنفی؟
          قانون اساسی را جدا باید نقد و تحلیل کرد،حالا شما قانون اساسی را قبول ندارید خوب مردم به آن رای داده اند ،آقای ملکی هم محترم است و نظر خود را می گوید.
          در مورد اصلاح طلبان هم شما به انصاف داوری نمی کنید،اصلاح طلبان هیچ وجهی را پررنگ یا کمرنگ نکردند آنها همین را که من می گویم گفتند:تاکید بر حق مدنی انتقاد و اعتراض و نفی و محکومیت شورش کور و خشونت و تخریب و اغتشاش.همه سخن اصلاح طلبان در این چند روز این بوده چون مبنای آنها برخلاف شما لزوم بقاء نظام است.
          در مورد تظاهرات،من موافقم و بحث اینروزهای همه محافل این است که باید به مخالفان هم مجوّز تظاهرات و ابراز نظر داده شود،در این ماجرای سرو صدای دسته ای از جوانان زیر 25 سال که شما آنرا جنبش می خوانید هم تا وقتی تظاهرات آرام و شعار دادن بوده نیروی انتظامی خشونتی نداشته؛وقتی خشونت و تخریب و بهم زدن نظم و امنیت پیش آمده نیروی انتظامی بوظیفه قانونی خود عمل کرده.
          در مورد تظاهرات 22 بهمن،خوب این تعبیر شما یا آن محافل خارجی است،وقتی مردم می خواهند از نظامی که تاسیس کرده اند دفاع کنند حکومت نمی تواند بگوید عموم ملت نباید بیایند،در این تظاهرات هم اتفاقا وزارت کشور تصریح کرد که دخالتی در حرکت خودجوش مردمی نکرده است،خیلی عجیبید شما دوست من که تظاهرات میلیونی مردم کشورتان را که با شوق حضور پیدا می کنند را با بدگمانی به حمل به مسائل مادی و مالی و کوپن و وعده وعید می کنید.

           
          • آقا مرتضی،

            مردم اگر چیزی را شکستند و سوزاندند مال خودشان بوده ، آقای خامنه ای و سرداران سپاه میلیارد ها دلار پول و حق این ملت را بلعیدند و آخر سر هم با سیمان پر کردند ، هزاران میلیارد توسط روحانیون عریض و طویل و امامان جمعه شکم باره نفس پرست و مداحان و قاضیان و پاسداران فاسد و غیره از حلقوم مردم بیرون کشیده شد حالا مردمی که هیچگاه صدایشان شنیده نشده از فرط عصبانیت اموال خودشان را آتش زده اند صدای شما و آدمهای قدسی مثل شما بلند شده که اموال عمومی را آتش زده اند پس حقشان بوده که کشته هم بشوند و تازه نیروی انتظامی با انها مدارا کرده.
            این آتشی است که گریبان ظالمان را خواهد گرفت بی برو برگرد. اگر من و امثال من می خواستیم با مدارا و ارامش این شکاف عمیق در کشور ما ترمیم شود به این خاطر بود که کشور متلاشی نشود . دوست عزیز قیافه مادر ستار بهشتی را ببین . اگر تنها همین یک مادر در این کشور چنین ظلمی بر او رفته بود شما اگر پیرو علی بودید تا کنون باید از شرم و از احساس گناه می مردید.
            آقای خمینی به تاریخ پیوست و از خود هیچ نام نیکی نگذاشت. چرا که کشوری ساخت که هیچ مسلمانی حاضر نیست به آن پناهنده شود ولی مسلمانان زیادی هستند که پول این ملت را بگیرند و حس کشور گشائی و جاه طلبی خامنه ای را ارضا کنند و در آخر در بغل آمریکا و اروپا بیارامند و یک بیلاخ نثار مردم ما نمایند.

             
  35. هاشم هاشم زاده هریسی، عضو مجلس/* خفتگان: انشالله با وجود عشق مردم به انقلاب و نظام………
    مش قاسم: عشق مردم به انقلاب و نظام ؟ خلاف به عرض رسوندن!

     
  36. حاج ناصادق زشت کلام: رفراندوم بین چی و چی؟
    مش قاسم: بین هرانچه که ملت میخواد!

     
  37. یک مقام خیلی مسئول از کاهش ۱۰۰ تومانی نرخ مرغ خبر داد.
    مش قاسم: …………..و ادامه داد ملت دیگه چتونه که هنوز سر و صدا میکنین؟ تخم مرغ پریروز ارزون شد مرغ هم امروز. دیگه چی میخواهین؟ راه بیفتین برین خونتون سر راه هم مرغ و تخم مرغ یادتون نره!

     
  38. در ضمن یک فرق اساسی با سوریه ما داریم. آنجا گروه های جهادی بر مردم تفوق داشتند و سرنگونی بشار اسد به معنی روی کار آمدن جهادیون بود که مورد تایید دنیای متمدن نبودند.
    اینجا مردمانی با فرهنگ و متمدن در برابر داعشیون قرون وسطایی صف بسته اند و دنیای متمدن هیچ ابایی ندارد از حمایت از این مردم. کافیست پای سپاه و ارتش به میان بیاید. همه حساب و کتاب ها بر هم خواهد خورد. صحنه به طور کامل دگرگون خواهد شد.
    روس ها که وارد سوریه شدند ابتدا ترسان و لرزان چند عملیات انجام دادند آمریکا را محک زدند آیا اجازه می دهد هواپیما هایشان بر فراز سوریه پرواز کند. با تعلل اوباما کم کم پر رو شدند. در ایران چنین نخواهد شد.
    آمریکا یک بار روسیه را تهدید به حمله اتمی کرد بر سر ایران. این بار با میل و رغبت بسیار بیشتری آماده است روس ها را سر جایشان بنشاند. البته روس ها بهتر می دانند و جرات مداخله نخواهند داشد.
    امید وارم این هایی که گفتم هرگز به واقعیت نپیوندد یعنی ملایان دست به اسلحه نبرند که پایان کارشان را تسریع خواهد کرد و بعد هم جایگاهی در ایران نخواهند داشت. یکسره پاکسازی خواهند شد. تنها یک شانس دارند و آن این که با صلاح و مصلحت به ماجرا فیصله دهند راهشان را بگیرند و از کشور بروند اگر در این مقطع باشد شاید بتوان به آن ها ضمانت عدم پیگرد قانونی داد. شاید. اگر کار از کار گذشت والله اعلم.
    یک آدم بزرگتر و ریش سفید و عاقل بین شما ها نیست پادرمیانی کند و قایله را ختم به خیر کند؟ تا دیر نشده….

     
    • خوب ساسان+م کجا بودیم؟!…آها! اینکه منافع مشترک ایران و امریکا چیست؟ بحث این نبود؟!

      اوکی! من در این نوشته هرچه گشتم جز” نوک کوه یخ” و “شعارهای هاید پارکی” نشانی از بحث منافع مشترک ایران و امریکا در آن نبود.
      ضمن اینکه شما را دعوت می کنم به بازگشت به مسیر اصلی بحث (مدّعیات شما که در پایین این صفحه بود که یکی از آنها عنوان “منافع مشترک ایران و امریکا،بهمین سادگی! بود) البته نوبت به بقیه مدّعیات هم می رسد اگر این بحث بدرستی مطرح شود.
      ضمنا ساسانم، یک سوالی هم من از شما دارم :اینکه شما از کجا فهمیدید که فلسطینی ها وقتی می خواهند بعنوان حمله بازدارنده یا تلافی یا دفاع ،موشک بسمت اسرائیل بیندازند از ایران اجازه می گیرند؟

       
  39. خدمت سید مرتضی
    شعارمرگ بر اسراییل تان شعار است و تو خالی است و برای تحمیق ما است و بسیجی های /// و سپاهی های ///. وآن بی شرف هایی که به معترضان بی سلاح حمله می کنند.
    خیر جناب سعی نکنید مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل را کمرنگ کنید. این دو شعار ستون و عمود خیمه ولایت فقیه است. با همین دو شعار انحرافی و عوام فریبانه هشتاد میلیون جمعیت ساده لوح ایرانی را سر کار گذاشتند. هم تورتوری رو ازشون گرفتند و هم اون کار بد رو باهاشون کردند. سیاهی لشکر بسیجی و سپاهی را با همین مزخرفات در خماری نگه داشته اند. همین الان جوان های ما را با باتون توی سرشان می زنند که تو مزدور آمریکا هستی.
    شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل توجیه گر خیانتکاری های شما است. دزدی می کنید نصف ثروت های ملی را به هدر می دهید نصفش دیگرش را به روسیه و عرب های خلیج فارس و جمهوری آذربایجان و ترکیه و افغانستان و مالزی و خدا می داند کدام ننه من قمر دیگری بذل و بخشش می کنید و هر کس اعتراض کرد حتما آمریکایی است یا مامور موساد است. البته روش تازه ای نیست. لنین هم با همین روش هزاران تن از مخالفانش را کشت. مایو رهبر کمونیست های چین استالین فیدل کاسترو نزدیک ترین کسان خودشان را به اتهام آمریکایی بودن به قتل رساندند.
    سوال من از سرلشکر سلیمانی این است که شما به چه اجازه ای به فلسطینی ها دستور حمله موشکی به اسراییل می دهید؟ جناب عالی یک مقام نظامی جمهوری اسلامی هستید و حرف های شما به حساب ایران گذاشته می شود. این یک اعلان جنگ است. می خواهید با اسراییل بجنگید؟ بفرما الحمدلله راه کربلا هم که باز است سوریه هم که برادر است. بیایید اطلاعیه رسمی بدهید هر کس می خواهد با اسراییل بجنگد تشریف بیاورد میدان آزادی از آنجا اتوبوس و قطار و از فرودگاه هم هواپیما آماده است تشریفتان را ببرید مرز اسراییل بلندی های جولان جنوب لبنان اگر پیروز شدید که نوش جان اگر شکست خوردید هم که باز هم نوش جان. از حساب من ایرانی خرج نکنید. ایران را سپر بلای خود کرده اید و رجز خوانی می کنید به این امید که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. خیر. البته این ها بر خلاف شما عاقلند و از روی حساب و کتاب کار می کنند بیخودی خود را به زحمت نمی اندازند لیک اگر پایش بیافتد نیم میلیون سرباز عازم عراق می کنند. چیزی که خمینی آن را محال می دانست. خاطرتان است خمینی می گفت چه کسی می تواند از آن سوی آب ها به ما لشکر کشی کند؟ آمریکا به ایران لشکر کشی نکرد چون نیازی نداشت اعلام هم کردند از ابتدا که ما با مردم ایران کاری نداریم فقط این آخوند ها را می خواهیم کمی گوشمالی دهیم. که شد جنگ هشت ساله. مردم از همه جا بی خبر هم در دام ملایان گرفتار به خیال این که در حال مجاهده فی سبیل الله هستند فوج فوج خود را به کشتن دادند.
    دو کشور مسلمان افتادند به جان یکدیگر…. اگر حرف های آیت الله منتظری حقیقت داشته باشد تنها کسی بود که در دستگاه حاکمه جرات کرده بود با این جنگ مخالفت کند که او را به ساده لوحی متهم کردند . عاقبت هم که جام زهر بالا کشید. تازه طلبکار هم بود که جام زهر نوشیدم چون شما عرضه نداشتید بجنگید… ماشا الله از حساب و کتاب و محاسبه نظامی هیچ صفر عقل هم که به اجاره داده بود به اندازه یک بچه مدرسه ای حالیش نبود.
    خدایا چرا مرا در این دوران خفت و خواری به دنیا آوردی. این چه مصیبتی بود. ما دنبال چه کسی افتاده بودیم ای خدا….
    همه می دانیم خمینی محرک حمله صدام به ایران بود. با اعلام این که انقلاب را صادر می کنیم و انجام عملیات های مسلحانه در اینجا و آن جا. شما چه انتظاری دارید وقتی با اعلام صدور انقلاب اعلان جنگ می کنید طرف مقابل چه کند؟
    همه این بدبختی ها با شعار های ابلهانه مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل سر ما وارد شد. اصلا نمی فهمند جنگ با اسراییل یعنی جنگ با آمریکا انگلیس فرانسه و آلمان. آنقدر ابلهانه است که هیچ کس در دنیا آن را جدی نمی گیرد. که اگر جدی می گرفتند ظرف یک ماه تکیف طرف را روشن می کردند.
    در طول تاریخ چنین حماقتی از کسی سراغ دارید؟ هر گاه توانستید روزانه هزاران دستگاه تانک تولید کنید و هزاران هواپیمای جنگی و هزاران ناو و ده ها ماهواره جاسوسی در مدار زمین دایر کردید باسم الله. بروید آمار تلفات جنگ جهانی دوم! را مطالعه کنید. آلمان ها روزانه هزار ها تانک روسی را منهدم می کردند ولی روسها بلافاصله جایگزین می کردند. جنگ جهانی سوم پیش کش. این بار در هر ساعت هزار ها تانک و کشتی و هواپیما منهدم می شود.
    به حمد الله ملت بیدار شده و جنبش ملی آغاز شده و این ها که مشاهده کردید نوک کوه یخ است و هنوز هیچ نیست و اصل ماجرا را خبر ندارید و عمق نفرت مردم از آخوند و دین و حاکمان احمق شیعی را نمی دانید و البته می دانید و تجاهل می کنید و به خود دلگرمی می دهید که انشا الله گربه است و جمع و جور خواهد شد و از این مزخرفات. و خواهیم دید.
    جوان هایی که من دیدم کوه را از جا بر می کنند.
    اگر کار به سلاح بکشد
    بدانید که مردم به سپاه برتری دارند. هرگز نخواهید توانست در برابر عملیات چریکی مقاومت کنید. عملیات سوزنی چریکی تخصص ایرانیان است در طول هزاران سال. مقتدر ترین اشغال گران را با همین روش از کشور بیرون رانده اند . تا کنون تصمیم به این کار گرفته نشده ولی وقتی ضرورت پیدا کند همان جوان هایی که روی میدان های مین می دویدند الان هم آماده اند.
    مجاهدین خلق را فراموش کنید. آن ها موفق نشدند زیرا پایگاه مردمی نداشتند. الان فرق می کند. پایگاه مردمی ایجاد شده. هر خانه ای در هر کوچه و خیابانی پذیرای چریک ها است. یکی را که دستگیر کنید دو تا جایگزین می شود. آن روی مردم را بالا آورده اید. فعلا دستگرمی است. جوان ها دارند امکانات خود را می سنجند. دوره آزمون و خطا و آموزش رزمی در حین عملیات است.
    بدنه سپاه و ارتش بیش از یک ماه تحمل فشار روحی را نخواهد آورد.
    دنیای متمدن هم حامی مردم ایران است.
    در ضمن یک فرق اساسی با سوریه ما داریم. آنجا گروه های جهادی بر مردم تفوق

     
    • با درود

      اگر حقیقتاً اسرائیل نابود شود، مردم ایران باید خاک به سر خود بکنند و بدانند که پس مانده استقلالشان را هم از دست میدهند. مگر همین فلسطینی ها نبودند که در کنار ارتش حزب بعث و صدام ملعون جوانان کشورمان را میکشتند؟ آنان برای آنکه وفاداریشان
      را به صدام ثابت کنند صدها بار از بعثی های متعصب سفاکتر و خشنتر بودند.از نظر نظامی و برای حفظ منافع ملی، کشور اسرائیل متحد طبیعی ایران است. اگر اسرائیل تأسیسات اتمی اوسیراک را در عراق منهدم نمیکرد میزان تلفات و خسارات ایران چندین برابر میشد و چه بسا بطور کامل استقلال کشورمان از دست میرفت و ایران به اشغال اعراب در می آمد و در توحش کامل غرق میشد . ایرانیان هیچ دلیل و بهانه ای برای دشمنی با اسرائیل ندارند، ولی دهها دلیل برای دوستی با کشور اسرائیل و مردم ارزشمند و دانشمندش وجود دارد .

       
  40. نماینده این دومی در سپاه/*: برخی دستگیرشدگان قم فرزند سرمایه‌داران هستند.
    مش قاسم: بچهاشون نمیخوان مثل حاج آقا دزد و آدمکش و شکنجه گر باشن.

    /*: ک

     
  41. حکومت/* کارکنان دولت را وادار به شرکت در تظاهراتِ اجباری در حمایت از خود کرده است.
    مش قاسم: منظور این جمله بوده: حکومت/* کارکنان دولت را وادار به شرکت در تظاهراتِ اجباری در حماقت خود کرده است.

    /*: ک

     
  42. دعوت به تظاهرات

    روز شنبه 16 دی ماه ساعت 5 بعدازظهر

    1- تهران – میدان ونک
    تهران – میدان انقلاب
    تهران – میدان هفت تیر
    تهران – فلکه دوم تهرانپارس
    تهران – اشرفی اصفهانی فلکه نور
    تهران – میدان تجریش
    تهران- میدان آزادی

    2 – کرج – گوهر دشت تقاطع بلوار انقلاب و بلوار شهرداری
    کرج – تقاطع طالقانی و بهشتی

    3- اضفهان – تقاطع چهارباغ و خیابان نظر
    اضفهان – تقاطع کاوه و با هنر
    اضفهان – شاهین شهر تقاطع امام و مطهری

    4- شیراز- چهارراه سینما سعدی
    شیراز – چهارراه زند

    5- مشهد – تقاطع مطهری و قرنی
    مشهد- میدان استقلال

    6- اهواز – تقاطع شریعتی و نادری
    اهواز – فلکه سوم کیانپارس

    7 – تبریز – تقاطع طالقانی و 17 شهریور
    تبریز- تقاطع مدنی و شمس تبریزی

    به امید پیروزی ملت ایران

     
  43. آقای نوری زاد شما مرا نسبت به خودتون نا امید کردین. خیلی لذت بردم از مصاحبه اخیرتون با ایران فردا که خیلی خوب مسائل را تحلیل کردین و خیلی خوب به ما مردم انرژی دادین اما چرا مردم و ما جوانها را به حضور در خیابانها تشویق نمی کنید؟ شما سالها مردم رو به ایستادگی دعوت کردین دیگه چه فرصتی از این بهتر؟

    ————————–

    داریوش گرامی، در سال 88 که مردم معترض و همه ی اصلاح طلبانِ پرشمار با رهبرانشان به صحنه آمدند، نتیجه آن شد که دیدیم، این بار، در سال 96 شما یکی از بیست میلیون اصلاح طلب را و یکی از بزرگانشان را نشان من بدهید که در کنار مردم معترض حضور داشتند و یا یک خط مطلب در جهت حمایت از مردم نوشتند. من – محمد نوری زاد – هرگز این مردمِ تنها مانده را به مسلخ دعوت نمی کنم. این مردم، هنوز تنهایند. اگر بدانید برای همراهی با مردم، به چه صاحب نامانی رو زدم؟ این که: بیایید با این مردم سخن بگوییم و در کنارشان باشیم. بعد از کلی رفت و آمد، دیدم من و معدودی از دوستانم تنهای تنهاییم. با مردمی که آنسوتر، در خیابانها کشته می شوند و راه بجایی نمی برند. بله دوست من، مردمِ ما تنهایند. آنطرفی ها همه شان به یک جور سر در سفره ی این نظام دارند و به هر دلیل، خود را در چارچوب نظام جای داده اند و کاری به مردمی که دوست دارند از این چارچوب خروج کنند ندارند و حتی برایشان مزاحمت فراهم می کنند. آن “رشد”ی که باید رخ بدهد، هنوز رخش را نشان ما نداده. دوست من، شما جوان و هیجان زده اید و دوست دارید هرچه زودتر کار این نظام به سر برسد. من اما به زوایای پنهان این خیزش نیز نظر دارم. که در پس پرده، چه دستهایی در کار است که مردم معترض همیشه تنها باشند. ما باید خشم و نفرت خود را برای بزنگاهی حساس و حسابشده نگهداری کنیم و پرورشش بدهیم. ما باید همدیگر را پیدا کنیم. باور می کنید هنوز اختلاف ها و کینه ها حتی در میان بسیاری از مردم و صاحبنامانِ معترض دست بدست می شود؟ من در این مدت، چه خون دلها که نخورده ام. و چه ناسزاها که نشنیده ام. بله دوست من، من هرگز مردم را به مسلخ و کشتارگاه دعوت نمی کنم. تااااااا زمانی که ما – خیلی از ماها – همدیگر را پیدا کنیم. امروز بسیار متفرقیم. بسیار

     
    • سئوال: تا پنج ماه گذشته آب و تاب زیادی نداشتید؟ یادت می آید جناب نوری زاد یا آلزایمر گرفته ای؟ شما را رژیم ایران در آب نمک خوابانده برای روز مبادا و تنها ماندن این عده شجاع نیز تنها بخاطر وجود امثال شماست!!! من آدرسهایی دارم بدهم که می دانم اینجا بگذارم حذفش می کنی!!!!

       
  44. من یقین دارم که این متن جعلی است و انشاء دوستمان آنارشیست نیست،و کسی که اقدام به چنین عمل غیر اخلاقی و ناجوانمردانه می کند شایسته نام انسان نیست،علاوه اینکه این جعّال اگر به مدیر این سایت علاقه دارد چطور وجدان او به این اجازه را می دهد که ولو تحت نام و عنوان دیگری به ایشان توهین روا دارد.
    اما پیام من به دوستمان آنارشیست( بحکم جوانمردی که در وضعیت مشابه در حق بنده روا داشته بود و از حق نوشتن و حضور من در سایت و عنوان سیادت من دفاع و بر آن اصرار کرده بود) این است که شما بتوصیه این کمترین عمل کنید و برای نقش بر آب کردن این بی معرفتی ها و ناجوانمردیها،از این نام صرفنظر کنید و با همان نام بینهایت که قبلا داشتید بهمراه یک ایمیل قرار دادی بین شما و آقای نوریزاد مطلب بنویسید و بگذارید این جعّال نامرد در نادانی و شیطنت خود بماند.

     
    • سید مرتضی چی زدی؟ خب نوشته آنارشیستِ جدید نکنه عینک نیاز داری؟!؟!؟!؟!؟ اینم که ننوشته من آنارشیستم! همون کسیه که باعث شد تو هم عکست رو لو بدی آلزایمر هم نکنه به سایر عیوبت باید اضافه کنیم!

       
    • سید مرتضی نکند تن شما هم می خارد!!! منم بدجوری دق و دلی از امثال شما دارم و مشابه این شخص اگر یکبار دیگر دستم به شما و امثال شما برسد تردید نکن رحم نمی کنم!!!

       
  45. درباره اعتراضات سراسری در ایران
    نیرویی نو سر بر می‌آورد
    …………..
    اعتراضات سراسری این روزها علنی‌ترین بروز یک نیروی سیاسی سوم در ایران است. به‌رغم گرایش‌های مقطعی به گروه‌های مختلف سیاسی درون نظام و اپوزیسیون این نیروی سوم را هنوز هیچ گروهی نمایندگی نمی‌کند. یک سازمان‌دهی سیاسی مدرن، غیرهویتی، دموکراتیک، برابری‌طلب و مستقل می‌تواند این نیروی سیاسی را به صحنه سیاست ایران پیوند بزند و زندگی همه افراد این جامعه را بهبود ببخشد. ساختن این سازمان‌دهی سیاسی نیازمند کنشی جمعی و دموکراتیک میان همه کسانی است که به دنبال تغییرات واقعی در کشورند، حتی آن‌ها که این روزها از سرنوشت و ماهیت اعتراضات سراسری بیمناکند.
    …………..
    http://meidaan.com/archive/46118

     
  46. جناب سید مرتضی
    چون نصیحت کردی که «کلاه را درست قاضی» کنم و متعصبانه و کورکورانه چیزی نگویم،این پیام قاسم خان سلیمانی را تقدیم میکنم تا شما توجیه کنید که نه، منظورش دوستی و برادری و همسایگی بوده و عده ای دشمن اسلام بد برداشت کرده اند!

    بسم الله الرحمن الرحیم
    مردم مسلمان و مظلوم بحرین مدت طولانی و سالهای مدیدی است تحت ظلم، تبعیض، بی عدالتی، تحقیر واقدامات خشن، ضد انسانی و غیر قابل قبول آل خلیفه قرار گرفته اند.

    این مردم نجیب و صبور به رغم فشارهای سنگین و برخوردهای نژاد پرستانه آل خلیفه حتی دستگیری برخی از رهبران سیاسی و دینی، به زندان کشاندن زن‌ها و کودکان و شکنجه خوفناک آنها، لغو تابعیت شهروندان، تضییع حقوق شهروندی و دهها جنایت دیگر، بدون دادن هر گونه بهانه ای به دست آل خلیفه بدنبال احقاق حقوق حقه خود بصورت مسالمت آمیز بوده و تشدید فشارها هرگز آنها را از این مسیر سلمی خارج نکرده است.

    اما گستاخی آل خلیفه به جایی رسیده است که با نادیده گرفتن نجابت مردم و حرکت سلمی آنها و با استفاده ازسکوت معنادار سازمان ملل، آمریکا و کشورهای غربی هر روز بر دامنه جنایات خود و ایجاد خفقان و فشار بیشتر بر ملت بحرین افزوده است.

    بازداشت غیر قانونی شیخ علی سلمان و دیگر رهبران سیاسی و دینی بحرین در سایه سکوت مجامع بین المللی،آل خلیفه را به این گستاخی کشانده تا حریم روحانی بر جسته و رهبر دینی شیعیان بحرین، حضرت آیت الله شیخ عیسی قاسم را مورد تهدید قرار داده و تصورات نگران کننده ای در اذهان مردم منطقه و بحرین بوجود آورد.

    به نظر می رسد آل خلیفه از حرکت مسالمت آمیز مردم سوء استفاده کرده و برآورد دقیقی از خشم مردم ندارد.

    یقینا آنها می دانند تجاوز به حریم آیت الله شیخ عیسی قاسم خط قرمزی است که عبور از آن شعله ای از آتش را در بحرین و سراسر منطقه پدید خواهد آورد و برای مردم راهی جز مقاومت مسلحانه باقی نخواهد گذاشت.

    قطعا تاوان آن را آل خلیفه پرداخت خواهد کرد و نتیجه آن جز نابودی این رژیم سفاک نخواهد بود. حامیان آل خلیفه بدانند اهانت به آیت الله شیخ عیسی قاسم و استمرار فشارهای بیش از حد به مردم بحرین سرآغاز انتفاضه خونینی است که عواقب آن بعهده کسانی خواهد بود که به گستاخی حکام بحرین مشروعیت می دهند.

    (وانتصروا من بعد ما ظلموا و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون) شعرا 222
    قاسم سلیمانی

     
    • این نوشته که ربطی به بحث و ادعای شما ندارد،مدعای شما این بود که ایران بحرین را تهدید به سرنگونی کرده است یا می کند،یعنی اینکه آقای بحرین سرنگونتان می کنیم.
      از کجای این نوشته چنین مطلبی بر می آید؟ این نوشته یک سرزنش سیاسی یا تذکّر به این است که بحرین به شهروندان خود از جمله آقای عیسی قاسم ظلم نکند که اگر ظلم کند عواقب خوبی نخواهد داشت یعنی اینکه خود مردم بحرین قیام خواهند کرد نه اینکه ما می رویم آنجا حکومت قانونی بحرین را سرنگون می کنیم.دقت کنید

       
  47. نه عزیزم اینطور نمیشه که هر کی پابرهنه سرش رو بندازه پایین بیاد بگه من آنارشیستم . آنارشیست بودن آدابی داره که هر کس نمیدونه و کارهایی باید ازش بربیاد که همه کس نمیتونه داداش . ما یه آنارشیست بیشتر نداریم که فعلا قهر احمدی نژادی کرده ولی برمیگرده , کجا بهتر از این جا برای دفاع از سید مرتضی جونش . من اسم تو را با توجه به فهم و ادبت میگذارم آغاشیت , چطوره ؟

     
    • توی ناشناس همون نیستی که به هلیا تیکه می اندازی و به فرشاد می گفتی فرشاد جون تف نکن گلوت خشک می شه ؟!؟!؟ نمی دونستیم مخدر گل اینهمه اثر گذاره؟؟؟؟؟؟ البته ممکنه خود آنارشیست هم باشی وسید مرتضی جونش رو برای رد گم کردن اینجا نوشته باشی تا اونجا که من می دونم آنارشیست اونقدر سریشه که هنوز اینجا پلاسه و طبعش هم یه جوریه عین اینا که همه اش یه چیزی زده و وقتی نمی زنه عصبی می شه و پاچه همه رو می گیره!!!

       
    • آنارشیست؟؟؟؟؟؟؟ اسم ناشناس برازنده بچه پرورویی مثل تو نیست؟ بجای اسم ناشناس با اسم حقیقی خود بیا اینجا جواب این شخص را بده!! تو که شهامت گذاشتن عکس خود را نداشتی و به این بهانه برای پنهان نگه داشتن ترس خویش قهر کردی!!! سید جون بیاد دوران جهادی در بسیج چشم انتظار توست!!!

       
  48. کشتن خانواده بسیجیان و پاسدارها توسط ری استارت

    لیدر ری استارتیها از گارد ویژه و وندتا های ری استارت خواست تا در محله و شهر خود خانواده های بسیج و سپاه را شناسایی کنند تا بعد ۴۸ ساعت مهلتی که به آنها دادیم ، در صورتی که خیابان‌ها را از نیروهای خود خالی نکردند … به زن و بچه آنها حمله کنید …. فرمان کشته شدن ۱۲۰ نفر داده شده است – بیش‌تر نخواهیم کشت .. فیلم کشته شدن آنها با هر وسیله و عکس آتش زدن آنها با بنزین ..ارسال شود.

    به نقل از رادیو پستو.!!
    نظرتون در این باره چیست؟

    —————-

    وقتی آب سربالا برود، قورباغه ها ابوعطا می خوانند. مردمی که من می شناسم، هرگز دست به چنین جنایتی نخواهند برد. این، تخصص حتمیِ بازجوهایی چون اکبر خوشکوشک و آخوندهایی چون سیدابراهیم رییسی و شیخ مصطفی پورمحمدی و شیخ علی فلاحیان و شیخ روح الله حسینیان و شیخ صادق خلخالی ست و لاغیر.
    با احترام

    .

     
    • هلیا جوون پس اون طبع لطیف زنانه ات کجا رفته ؟ این حرفها که مال شما نباید باشه عزیز جون ! بسیجی آدم کشه , زن و بچه اش چه گنا هی دارند ؟ من میگم این “ری استارت” توسط همین اطلاعتی های حضرت اشرف رهبر گرامی سر هم شده برای کشاندن کار به جنگ و آدمکشی نظر تو چیه ؟

       
      • نوری زاد جون فیلم بازی نکن خودت بگو جاسوس دو جانبه ای یا چوب دو سر طلا! هیچ کس تا بحال متوجه این موضوع شده بود که نوری زاد در پس هر کتکی که می گفت خورده و تصویر خونی مالی خودش را به نمایش می گذاشت در عکسهایی که با ناشی گری در کمتر از دو سه روز بعد از خودش به اشتراک عموم می گذاشت هیچ اثری حتی از ضرب دیدگی، کبودی و یا جراحت بر صورتش دیده نمی شد!!!!!! ضمناً نوری زاد موهات رو دوست داری بلوند بکنی با طبیعت سبزه تو جور در نمی آد پیشنهاد می کنم از کرم پودرهای روشن کننده هم استفاده کنی اینجوری آمریکا هم بری تو آمریکا هم همه فکر می کنند یه امریکایی اصیل هستی!!

         
  49. مهم‌ترین خطر امنیتی کشور: جمهوری اسلامی و تداوم آن

    مجید محمدی
    ………..
    اسلامگرایی شیعه و سنی با رؤیای بنیاد گذاری حکومت دینی تمامیت‌خواه در سطح ملی و بعد حکومت جهانی اسلام یا خلافت اسلامی بزرگ‌ترین خطر امنیتی قرن بیست و یکم است، درست همانند فاشیسم و کمونیسم در قرن بیستم. کارنامهٔ جنبش‌ها و دولت‌هایی که بر این اساس عمل می‌کرده‌اند درست همانند کارنامهٔ دولت‌ها و جنبش‌های فاشیستی و کمونیستی است. نمی‌توان از هر دو وجه شیعه و سنی این خطر غفلت کرد. طرفداران جمهوری اسلامی با تأکید بر خطر داعش خطر جمهوری اسلامی را به زیر قالی می‌فرستند. بسیار شگفت‌انگیز و جالب است که هواداران جمهوری اسلامی شعارهای آزادی، عدالت، معنویت و کمک به مردم را رها کرده و تنها به امنیت قبرستانی در ایران می‌بالیدند و افتخار می‌کردند.
    ……………….
    http://melliun.org/iran/150427

     
  50. https://www.balatarin.com/permlink/2018/1/4/4726699

    مجموعه ی کاملِ شعار های گفته شده در اعتراضاتِ خیابانی ۱۳۹۶ خورشیدی
    چسبانده ‫۱۴۰ کلیک ‫۱۱٫۷۹۴ نمایش بالابلاگ
    این‌همه لشکر آمده، علیه رهبر آمده (یورونیوز)
    ای شاه ایران برگرد به ایران (بی‌بی‌سی)
    ایران که شاه نداره حساب کتاب نداره (بی‌بی‌سی)
    سوریه را رها کن، فکری به حال ما کن (رادیو فردا)
    نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران (رادیو آزادی)
    رضاشاه روحت شاد (رادیو آزادی)
    چه اشتباهی کردم که انقلاب کردم (رادیو آزادی)
    زندانی سیاسی آزاد باید گردد (رادیو آزادی)
    اصلاح‌طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا (بی‌بی‌سی)
    ملت گدایی می‌کند، آقا خدایی می‌کند (رادیو آزادی)
    سیدعلی حیا کن، مملکتو رها کن (رادیو فردا)
    مرگ بر روحانی (رادیو فردا)
    مرگ بر دیکتاتور (رادیو فردا)
    پلیس برو دزد رو بگیر (رادیو فردا)
    اسلام رو پله کردید، مردم رو ذله کردید (رادیو فردا)
    چه اشتباهی کردیم که انقلاب کردیم (رادیو فردا)
    نترسید نترسید ما همه با هم هستیم (رادیو فردا)
    نان، کار و آزادی (الریاض)
    آخوندها حیا کنید، مملکت رو رها کنید (گویا)
    شاهنشاه روحت شاد (گویا)
    می‌میریم، می‌میریم، ایران رو پس می‌گیریم (گویا)
    کشور ما دزدخونه است، توی جهان نمونه است (گویا)
    عزا عزاست امروز، حقوق ملت ما زیر عباست امروز (گویا)
    ما آریایی هستیم، عرب نمی‌پرستیم (بی‌بی‌سی)
    مرگ بر خامنه ای (رادیوفردا)
    سید علی ببخشین، دیگه باید بلند شین (رادیو فردا)
    مرگ بر روسیه (دویچه وله)
    مرگ بر حزب‌الله (دویچه وله)
    این است شعار مردم، رفراندوم، رفراندوم (صدای آمریکا)
    استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی (پیک ایران)
    توپ تانک فشفشه، آخوند باید گم بشه (یورونیوز)
    جوون بیکار نشسته، آخوند تو کاخ نشسته (یورونیوز)
    منابع در پرانتز آمده است.

     
  51. نوری زاد توی اون هی ری ویری ها چی شد یه دفعه به فکر افتادی مویی رنگ کنی و …چیزای مهمتری نبود بهش فکر کنی؟ خبریه؟

    ————

    درود دوست گرامی
    احتمالا بخاطر تابش نور است. من موهایم را رنگ نمی کنم.
    با احترام

    .

     
    • نوری زاد اینقدر رنگ کردن و پاک کردن ضرر داره!!! تابش نور؟؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟ چه تابش نور پر فروغی!@!

       
  52. حمایت رییس جمهور فرانسه از “انقلاب قانون اساسی” مردم ایران: تنها زمانی به ایران سفر می کنم که آرامش و احترام به آزادی در این کشور حاکم شود!

     
    • خوب عزیز من یگ کلام بگو اصلا نمی آم خلاص!..اینهمه وقت و انرژی از ادم میگیری که چی؟ این بنده خدا روحانی تو این بی همدمی خواست یه حالی بدی که نشد!..چند تا پژو 206 چدید میخواستیم بهت هدیه بدیم که نشد!..خودمون بلندش میکنیم!

       
    • انقلاب قانون اساسی یعنی چه؟!
      هلیا این تعبیر از خود مکرونه یا خودت اختراع کردی؟

       
  53. با درود به ملت آزاده و مبارز
    نظام﴿دولت، ولایت، بیت، سپاه﴾ سعی در بازی دیگری دارند علاوه بر تهمت هایی که چون دروغهای همیشگی اشان به مردم و جنبش مرمی می زنندو دستگیری هاکشتار مردم بی گناه ، سعی می کند ترس خود را بر مردم منتقل کند. این ترس نظام، از دست دادن قدرت اوست.از دست دادن پولها و اموال غصب شده ی مردم است ، اما، کسی که نان شب ندارد از جان گذشته است. مگر کم بوده اند که مردم از فقر خود را آتش زده و یا خودکشی کرده اند!

    این نظام توانسته با سیستم رانت خواری قشری زالو وار پدید آورد و این قشر نیز اگر از کمک مالی و رشوه بی بهره بمانند، از بدنه نظام کنده خواهند شد.
    قشر دیگر انبوه مردم بیکار و غارت شده اند که هر یک می توانستند در کشوری آزاد، شخصیتی ممتاز و نمونه باشند و این نظام در واقع، شخصیت اصلی و حقیقی مردم را سلب کرده و آنهارا بیکار و پابرهنه کرده است. این پابرهنگان بخوبی به دروغهای نظام پی برده اند .

    آن قشری که در وسط خود را برتر می داند، جیره خوار نظام است. این قشر بی شخصیت ترین و آلوده ترینند. این قشر دچار فقر فرهنگی و جهلند و دستان ظلم و ستم.
    نظام رسما در تریبونهایش اعلام کرده که ضد مردم ایران است و ملت ایران باید برای ماندن ایران، این لکه ی ننگ تاریخ ایران را از صفحه ی روزگار پاک کنند.

     
  54. امروز بالاخره معلوم شد که کل معترضین حقوق بگیر فقط 42 هزار نفر بوده اند!..البته از قبل این حقوق بگیران مرفه چندین هزار بسیجی و لباس شخصی و غیره هم به نون و نوائی رسیدند..خوب اینکه خیلی خوبه..تو این وانفسای بیکاری بالاخره یه تعدادی تا آخر سال یه پول تو جیبی دارند..این شلوعی ها هم از الطاف خفیه الهی است..همینجوری کار تو مملکت راه می افته!..ما اگه بتونیم این مزدوران را به 1 میلیون برسونیم خیلی به اسلام خدمت کردیم..چون بن سلمان باید بجای 42000 نفر به یه میلیون حقوق و مزایا و بیکاری و بیمه بده و ورشکست میشه!

     
    • آمارها قلابیه، اول 5000 نفر بعد 6000 نفر بعد 15 هزار نفر بعد 42000 نفر … آمار توی کوچه های خلوت و غیره رو فکر نمی کنم بحساب آورده باشه ضمن اینکه جمعیت در بیشتر مواقع پراکنده بود و این امارها از کجا آمده نوری زاد بهتر می داند!!!!

       
  55. خبرگزاری آیت الله بی بی سی

    دادستان ایران : طراح اصلی نآرامی ها یک آمریکائی است .

    هلیا : طراح اصلی آخوندا یک انگلیسی است

     
  56. پیام تشکر ارتش از نیروی انتظامی در مقابله با اعتراضات

    عبدالرحیم موسوی، فرمانده کل ارتش در پیامی به نیروی انتظامی درباره حوادث اخیر اعلام کرد: “مطمئن باشید اگر لازم می‌شد همرزمان شما در ارتش بازو در بازوی دلاوران آن نیروی سربلند رودرروی فریب‌خوردگان شیطان بزرگ می‌ایستادند تا آتش زنندگان بی‌هویت پرچم مقدس ایران سربلند اسلامی، خبر ضربت سیلی محکم انقلاب اسلامی را به گوش اربابان شکست‌خورده خود برسانند.”

    به گزارش تسنیم، فرمانده کل ارتش همچنین گفت: “بار دیگر با حضور هوشیارانه مردم عزیز و به دست پرتوان نیروی انتظامی مقتدر و صبور جمهوری اسلامی ایران ناکام شدند تا یک روسیاهی دیگر برای فریب‌خوردگان، یک شکست دیگر برای نظام سلطه و یک برگ زرین دیگر بر کارنامه فرزندان انقلاب افزوده شود.”

    مردک تو از ازهاری و اویسی هم قدرتمند تری ، دیر نیست که به ….///////////
    //////////////
    //////////

     
    • اوکی نوری زاد ، برای اینکه خوشت بیاد و به غبایت بر نخورد جمله آخ را اینگونه می نویسم :
      جناب مستدام آقای عبدالرحیم موسوی ، فرمانده معظم ارتش ، شما نشان دادید که مثل ازهاری و اویسی وابسته به اجانب نبوده و ما سر تعظیم در مقابل خدمات شما فرود میآوریم .
      چطوره نوری زاد ، آیا چاپ میشه ، یعنی میشه بدون هاشور باشه

      ————

      من توهین ها را حذف می کنم.
      با احترام

      .

       
    • این پاسدارهای غربتی عجب اعتماد به نفسی دارند؟ این همه اعتماد به نفس بعد از انقلاب تو اینها و فک و فامیل غربتیشون که اخیرا تیپ هم می زنند کسی نشناسه اونها رو اپیدمی و فراگیر شده! مثلاً این پاسدار جعفری اومد نابودی داعش رو اعلام کرد بعد تو افغانستان سرها بریدند حالا اومده سر وقت ما می گه پایان فتنه رو اعلام می کنم!! آخه توی چند رگه این همه اعتماد به نفس رو از کجا اوردی؟ این جن های دور و برت برات پیشگویی می کنن مثه عنتری نژاد که از عاقبت همه چیز مطمئنی؟؟ عنتری نژاد هم اومد گفت من پیروز می شم و بعد یه مردک هرزه جن گیر رو دیدیم براش جن گیری می کرده@@ به آغات هم اقتدا کن اون جن های بهتری ممکنه دور و برش داشته باشه!!

       
  57. آقای نوریزاد،

    تغییر رژیم دیکتاتوری با مراجعه به صندوقهای رای و آنهم در خود ایران و زیر نظر آخوندا، ضعیفترین نظریه هست که این روزا شنیده‌ام. از شما بعید بود.

    ۱. ادامهٔ تظاهرات همراه با اعتصابات سراسری.

    یا:

    ۲. مسلح شدن و جنگیدن.

     
  58. آقای سیدمرتضی سلام
    چطور ممکنه این مردم که دارند در زمان انقلاب اتوبوسی (یک وسیله عمومی) را واژگون می کنند مردمی انقلابی تعریف بشن اما یه مردم دیگه امروز اعتشاشگر؟ کار عربستانه؟

     
    • چون آن موقع قراربود ایران را به چنگ بیاورند بچاپند ! ولی حالا مردم خواهان پرچیدن بساط آخوندی هستند ! باید فرافکنی کنند

       
    • سلام ،نمی دانم چه شده که اسامی مونثی مثل راضیه و مرضیه و زهرا در این سایت زیاد شده اند با سوالاتی مشابه و عکس هایی خاص،و دیگر خبری از اسامی مونثّی مثل آنیتا و سارا از فرانکفورت نیست؟بگذریم و به اصل پرسش بپردازیم.
      در مورد این سوال و سوال قبلی در آن عکس مربوط به سمند،فرض را می گیریم بر اصالت این عکسها،حال شما چه می خواهید بگویید؟ می خواهید بگویید چنین کاری در همه زمانها و مکانها محکوم و نادرست است؟ بسیار خوب من با شما موافقم و می گویم اگر این عکسها اصالت داشته باشد و مربوط به کوران انقلاب اسلامی ایران در سال 57 بوده باشد من هم می گویم تخریب اموال عمومی عمل نادرستی است،اما شما بگویید شما نیز الان حاضر هستید عمل تخریب بانکها و شکستن شیشه های آنها و تخریب ماشین آتش نشانی و واژگون کردن ماشینهای شخصی و دولتی و سوزاندن پرچم کشور ایران و حمله به نیروهای انتظامی و برخی کلانتریها را بعنوان عملی ناهنجار و خلاف قانون محکوم کنید؟ اگر محکوم کردید من شما را تحسین می کنم.و اگر محکوم نکردید پس حق محکوم دانستن عمل این چند نفر در این عکس را (بر فرض اصالت عکس) ندارید.
      اما اضافه کنم اشتباه اساسی شما در این قیاس مع الفارق این است که شما توجه نمی کنید که در کوران انقلاب همه ملت ایران از چپ و راست و مذهبی و غیر مذهبی و سکولار و ملی و هرچه بپا خواستند و خواستار سقوط نظام شاهنشاهی و اخراج یا محاکمه شاه شدند و همه هم رهبریت مرحوم آیت الله خمینی را بعنوان رهبر کاریزماتیک پذیرفتند،در آن مقطع که خود بنده هم بعنوان یک جوان 18 یا 19 ساله حضور داشتم،اساس کار انقلاب بر اینطور حرکات نادر (بر فرض اصالت عکس) نبود،بلکه اساس کار بر راه پیمائیها و فراخوان ها و تظاهرات میلیونی بود که نمونه بالای آن تظاهرات تاسوعا و عاشورای آن سال بود،با اینکه آنموقع هنوز اینطور رسانه ها امثال واتس آپ و تلگرام و اینترنت وجود نداشت،مردم با فراخوان آیت الله خمینی یا نمایندگان ایشان در ایران مثل آقای طالقانی یا مطهری یا منتظری یا دیگران از طریق نوار و اعلامیه به خیابان ها می ریختند اعم از زن و مرد و جوان و پیر و حرکت آنها فقط مرگ بر شاه و درود بر خمینی و شاه باید برود و شاهنشاهی نمی خواهیم و استقلال آزادی جمهوری اسلامی بود،نه زدن و کشتن و شکستن و فحاشی کردن ،حتی ما گل می دادیم به سربازان شاه که در خیابانها بودند ،هیچیک از مردم هم تا نزدیک 22 بهمن سلاحی نداشتند جز الله اکبر بر پشت بامها و تظاهرات در خیابانها و اعتصابات گوناگون در بخش های مختلف و از جمله صنعت نفت و..این وضع انقلاب اسلامی ایران بود،یعنی اساس این نبود که کسی برود ماشین آتش بزند یا کاری که در این عکس (بر فرض اصالت) انجام می دهند انجام دهد،البته این شاه و ارتش او بودند که گاه تیر اندازی می کردند و برخی از انقلابیون و مردم را بشهادت می رساندند،بنابر این خواستم بگویم این قیاس شما در این مورد که فراخوان تعداد اندکی جوان در فضای مجازی و آمدن بخیابان و تندی و فحاشی و تخریب اموال عمومی و حمله به نظامیان،قیاسی مفارق است و هیچ ربطی به انقلاب جمعی و با شکوه مردم ایران که بعد با رای های با شکوه 98 درصدی به جمهوری اسلامی و قانون اساسی تثبیت شد ندارد.
      در مورد آن عکس دیگر نیز اگر آن عکس درست باشد و مربوط به ایران باشد،تخریب اموال مردم و تضییع آن برای هیچکس جایز نیست و در این جهت مامور و غیر مامور تفاوتی ندارند و اگر فرضا کسی مرتکب چنین عملی شده باشد شرعا ضامن است که خسارت وارده را جبران کند.
      موفق باشید

      ———————–

      درود دوست گرامی
      در پایان نوشته تان آورده اید: ….تخریب اموال مردم و تضییع آن برای هیچکس جایز نیست و در این جهت مامور و غیر مامور تفاوتی ندارند و اگر فرضا کسی مرتکب چنین عملی شده باشد شرعا ضامن است که خسارت وارده را جبران کند.

      اگر به این سخن خود باور دارید، نظرتان در باره ی میلیاردها پولی که جناب خامنه ای در امپراتوری ستاد اجرایی فرمان امام (که قرار بود چند ماهه جمع شود) و امپراتوری بی حساب وکتاب آستانقدس و امپراتوری بی حساب و کتاب بنیاد شهید و بنیاد مستضعفان و دزدی های آقا مجتبی خامنه ای و ارسال کلی شمش طلا به ترکیه و دود شدن همه ی این طلاها و پولها و میلیاردها پولی که در قمار هسته ای توسط شخص رهبر و بی کیاستی هایش دود شد رفت و میلیاردها پولی که جناب رهبر به سوریه ولبنان و هرکجا فرستاده و پولهایی که امپراتوری سرداران ایرانخوار سپاه بالا کشیده اند چیست؟ لطفا در هنگام پاسخگویی به این پرسش من، نیم نگاهی به چهره ی جوانان معتاد و بیکار و دختران تن فروش ایرانی بیندازید. و البته نیم نگاهی نیز به مفهوم آزادی در کربلا و آن جمع قلیل شورشی!
      سپاس

      .

       
      • با درود به جناب نوری زاد جناب نوری زاد باز شیخ قم نشین مسئله شرع را به میان کشید ! این همه چپاول و رانت خواری مسئولین مثلا مسلمان دکل دزذی و امثال خاوری و بودجه های نجومی حوزه ها دخالت در سوریه عراق و مخارج نجومی که از گلوی مردم زده میشود چه توجیه شرعی دارد ؟ فقط این شعار (( اسلام رو پله کردید مردم را ذله کردید )) نیکو ترین جوابی هست که حداقل این شیخ قم نشین باید آویزه گوش کند . که به خاطر حفظ منافع نامشروعش چشم بر آن بسته . این شیخ قم نشین که بارهای بار کلماتی که خمینی به زبان آورد و بعدا تماما آن هارا به عکس عمل کرد را با وجدانی خفته ! انکار میکند و پاسخش را که حد اقل جناب عالی میدهید به سکوت بر گذار میکند را نشانه چه میبینید جز مزدبگیری ؟ همین شیخ که مدعی پشتیبانی آقای منتظری هست ولی در عمل بیدار شدن منتظری از نامردی هم لباسانش را کتمان میکند . چرا ؟ پدر منافع بسوزد که نمیتوان برآن چشم بست . درثانی به توی شیخ قم نشین جه ارتباطی دارد اسامی خانم ها و به قول توی عرب زاده ! نسوان زیاد شده و مسخره بازیت گل کرده شیخ قم نشین تو که جرئت رویارویی با جناب نوریزاد را نداری این جا را هم کرده ای سنگر وراجی آخوندانه و در ذیل پست ها مطالب سخیف مینگاری خیلی شجاع هستی ؟ من که از توی قم نشین که دندان درد داشتی با خلوص نیت برای نمایشگاه نوری زاد دعوت کردم به منزل من بیایی را چه انگاشتی ؟ آخوند فکر کردی که تو را ترور میکنم ؟ ویا میدانستی که در گفتمان رویارو محکوم خواهی شد . همانجا که استنکاف کردی معلوم شد که چقدر شجاعی ! سرکار لایق ترور نیستی ! به همان کامنت های بی نتیجه ات ادامه بده . تا اموراتت بگذرد .

         
        • متخصّصان سایکولوژی یا روان شناسی معمولا این تعبیر را دارند که :یکی از ممیّزات و ویژگیهایی که بیماری های روانی و بیماران روانی را از بیماری های جسمانی و بیماران جسمانی ممتاز می کند این است که در بیماری های روانی،بیمار روانی ،خود به بیماری خود و خصوصیات آن آگاه نیست برخلاف بیماری های جسمانی که بیمار جسمانی از خودآگاهی نسبی نسبت به بیماری خود و خصوصیات و لوازم آن آگاه است.
          شب بخیر

           
      • درود برشما

        در مورد عنوان دزدی و آدمکشی و اختلاس که معمولا ورد زبان شماست،بارها عرض شد که عنوان های دزدی و آدمکشی و اختلاس عناوینی مجرمانه است که باید اثبات آن در صلاحیت دادگاه است نه شما،مع الاسف یکی از رویّه های نامیمون شما که خلاف تقوا و عدالت است اسم آوردن از اشخاص و متّهم کردن آنها بعناوینی مجرمانه بدون ارائه هیچگونه سند و مدرک محکمه پسند است،اینرا در شرع و قانون تعبیر می کنند به افتراء و کذب و مشوّش کردن اذهان عمومی و تحریک آنها که عناوین مجرمانه و قابل تعقیب کیفری است،البته من قاضی یا مجری یا صاحب منصبی نیستم اما ممکن است افراد ذوصلاحیت شما را در این موارد مورد تعقیب قرار دهند.
        در مورد برخی از امور مربوط به حکومت و امنیت جامعه و مصالح عمومی آن،البته بدون شک حاکم باید پاسخگو باشد،اما این مواردی را که شما بسلیقه خود نفی می کنید و آنها را مایه مذمّت می دانید،اینها از شئوون و اختیارات حاکم منتخب مردم است بر اساس قانون اساسی،اگر کسی اموال عمومی را صرف مصارف شخصی خویش کند البته جای تعقیب و سوال هست اما چنانکه قبلا بارها بحث شد شئونی مثل دخالت فرامرزی در سوریه و نظائر آن در جهت تامین امنیت و منافع و مصالح عمومی جامعه که جزء وظائف یا اختیارات حاکم هست و در مورد آن کارشناسی های مختلف شده است و تامین مادی این راهبردها نمی شود این عناوینی که شما به آن می دهید را بکار برد،در واقع محاسبات شخصی شما که فردی عادی و شهروند این کشورید محاسباتی است که ممکن است نامقبول و غیر موجّه باشد از نظر آنان،و این در حدّ ایده و نظر اشکالی ندارد لکن در مقام ایفاء وظائف و اختیارات در جهت تامین مصالح آجل و عاجل کلان جامعه؛دیدگاه شما اعتباری ندارد زیرا شما منتخب مردم ایران نیستید و تفاوت شما با منتخبان مردم همین است.
        در مورد گریز به کربلا! هم باید گفت جلّ الخالق! از اینگونه تفسیر و تحلیل نهضت و قیام سید الشهداء از ناحیه یک فرد شیعه،قبلا هم مکرّر این بحث بعرض رسید که امام حسین علیه السلام شورش نکرد،بلکه از بیعت با یزیدی سر باز زد که حکومت او نامشروع و بیعت او از اواخر حکومت معاویه بیعتی زورکی و تحت فشار بود و آنها در صدد بودند بیعت با یزید را بر امام تحمیل کنند.این بحث ذیل طولانی دارد که فرصت تفصیل آن نیست.
        با احترام

        ————

        درود دوست گرامی
        یک توضیحی هم در باره ی سعید طوسی و سعید مرتضوی به ما می دهید نازنین>

        .

         
        • درود دوست گرامی
          شان من این نیست که در باره اشخاص و اسامی اظهار نظر کنم،اولی ظاهرا یک قاری قرآن است که برخی اتهاماتی جنسی به او متوجه کرده اند،بررسی درستی یک اتهام و بینه و شواهد یا اقاریر در دعاوی نیز در شان دادگاه صالح است،نیز اصل شرعی و عقلی برائت اشخاص از جرم و اتهامات است مگر آنکه بر اساس موازین قضائی چیزی اثبات شود و صرف ادعای چند نفر علیه دیگری یا انتساب او به جایی که شما با آن مساله دارید اثبات کننده مجرمیت اشخاص نیست،نیز بدانید که اتهاماتی از قبیل اتهام مورد نظر طرق اثباتی خاص خود را می طلبد که در قوانین تعریف شده است و بصرف ادعای یک یا چند نفر هیچ اتهامی ثابت نمی شود،بنابر این بردن آبروی اشخاصی که جرم آنان در هیچ محکمه ای باثبات نرسیده و تکرار و اصرار بر آن از گناهان بزرگ و برخلاف عدالت و تقواست.
          دومی نیز یک قاضی معزول است که تخلّفاتی داشته و به اتهامات او رسیدگی شده و برخی جرایم در مورد او باثبات رسیده و محکوم شده و برخی اتهامات او در حال بررسی است،و در مورد محکومین دادگاهها هم جایز نیست بیش از آنچه که بادله قضائی باثبات رسیده چیزی گفت چون اصل بر برائت است مگر آنچه که در دادگاه صالح اثبات و حکم نهائی شود
          با احترام

          ———–

          درود دوست گرامی
          بسیار علاقه مندم آن قسمت از شخصیت شما را زیارت کنم که با “آزادگی” نسبت دارد. که یعنی، این آزادگی در شخص شما، در کجاها ظهور و بروز می یابد؟ مثلاً تماشای چهره ی مادر ستار بهشتی در آن بخش از آزادگی شما احساسی بر می انگیزد یا نه؟ که قاتل فرزندش اصلا معلوم نیست کجا زندانی ست و اساسا آیا زندانی هست یا خیر. و این که آیا این آزادگی در شما جنبشی ایجاد می کند که وقتی صدای خود سعید طوسی را که شخصا به لواطکاری هایش اعتراف می کند می شنوید مثلا یک تکانی بخورید و از قم به رباط کریم بروید و از مادر ستار بهشتی یا دراویشی که جلوی چشم آیت الله ها حسینیه شان در قم به آتش کشیده شد یک دلجوییکی بفرمایید بعنوان یک مسلمانی که صدای مظلومی را شنیده؟!
          سپاس و بااحترام

          .

           
          • درود دوست عزیز
            ببینید متاسفانه کار شما فقط بحث های مصداقی و بی توجهی به بنیان بحث هاست اعم از بحث های دینی یا حقوقی و چیزهای دیگر،آزادگی هم آخر نباید منطقی پشت آن باشد؟ آزادگی که یک ادعا نیست فقط دوست من، باید به بنیان های دینی حقوقی ،اخلاقی و غیر ذالک هم توجه کرد،شما خیلی راحت بخود اجازه می دهید بصرف برخی برداشت ها یا توهمات یا قرائن افرادی را نام ببرید و دزد و آدمکش بخوانید و فارغ از حکم و دادگاه و چیزهایی از این قبیل آنها را محکوم کنید و اینرا آزادگی بدانید، قبلا در مورد مرحوم ستّار نوشته ام و با مادر او همدردی کرده ام،این واقعه اشتباه یک مامور بوده نه اراده و خواست یک نظام،بعد هم این ماجرا مسیر تکنیکی قضائی خود را طی کرده است،کسی منکر وقوع یک قتل و مظلومیت مرحوم ستّار نیست،بحث این است که همه قتل ها قتل عمد نیست،شما وقتی با ماشین سهوا کسی را می زنید و او کشته می شود اینجا یک قتل اتفاق افتاده اما این قتل را نمی شود به قتل عمد تعبیر کرد و شما را قاتل خواند،بالاخره دادگاه شواهد و بینات را بررسی کرده و به این رسیده که این قتل قتل غیر عمد بوده که باید دیه داده شود و مجرم محکوم شود که شده،شما الی الابد مایلید اینرا مطرح کنید،کسی هم که محکوم بحبس شده قاعدتا حبس می کنند دیگر،حال شما دائم بیایید با تکیه بر تحلیل و بذبینی خود و مبنایی که در مخالفت با سیستم پیدا کرده اید تشکیک در حبس طرف کنید و خود را آزاده بدانید و دیگران را سرسپرده.
            در مورد آن قاری توضیح دادم،من از صدای او اطلاعی ندارم،شما میدانید که آن صدا صدای اوست؟ ضمن اینکه تاجایی که من میدانم قانونا صدا و تصویر نمی تواند مستند حکم قضائی باشد خصوصا در زماننا هذا که تکنیک و تکنولوژی های جعل صوت و تصویر و ادیت فراوان است و خودتان که هنرمندید بهتر از من می دانید.
            احترام متقابل

             
  59. درود استاد گرامی

    من یک نجار هستم. در سالهای ۸۵-۸۶ یک شاگرد موقت داشتم که تازه دیپلم گرفته بود و قبل از خدمت سربازی برای مدتی پیش من کار کرد و رفت.
    این پسر بسیار معصوم و پاک، ولی دچار یک بیماری روانی بود که عصبی و زودجوش شده بود و بعدها بهمین دلیل در اواسط خدمت بهش معافی (اصطلاحاً کارت معافی قرمز) دادند.
    سال ۹۰ یکبار به من سر زد و دیدم حالش خرابتر و بسیار افسرده شده.
    در درددل‌ها گفت عضو بسیج شده بوده و سال ۸۸ برای سرکوب برده بودندش و خشونت‌هایی که دیده باعث افسردگی‌ش شده. ضمنا گفت نفری ۸۰۰هزار تومان به هر کدام از بسیجی‌ها برای این سرکوب دادند.!

    دو روز پیش بهش تلفن زدم تا بگم مبادا دوباره در چنین کارهایی شرکت کنی، که گفت: اتفاقا دوباره بهم پیام داده‌ند که بیا، ولی من نپذیرفتم. ضمنا اینبار نفری ۳۰۰هزار تومان پول می‌دهند.!

    حالا خواستم به شما بگم: چه کسی گفته در این مملکت چیزی ارزان نشده؟!

     
    • سید مرتضی //////////////////// ازجیب ملت است و آنهم از سه سوراخ: ////////////////. است و ////////////////////////////////در رژیم است وازین گذ ر مدافع نظام دزد آدمکشت او جز همین هاست.

       
      • معمولا کسانی که پاسخ مستدلّی ندارند دست بدامان فحش و ناسزا می شوند،اگر سخن مستدلّی دارید بگویید وگرنه سکوت زیبنده تر است

         
  60. من یک اغتشاش گر هستم.
    بنام خدا.
    بچه ک بودم عکس آقای خمینی را چسپانده بودم صفحه اول دفتر خاطراتم و هی مینوشتم و هی گریه میکردم.
    هرچه بزرگتر میشدم آرمانهایش برایم کوچکتر میشد تا الان ک لعنت بر روزی ک …
    از همان بچگی دو رویی را بخوبی فرا گرفته بودم،
    چون با چشمانم بارها دیدم ک دورویی چ کارها ک از پیش نمیبرد.
    برای پیچاندن خدمت و داشتن امتیازی برای پیدا کردن کار، دو س سالی جسته و گریخته عمرم را در بسیج گذراندم و فعالی گرفتم.
    اما سر بزنگاه استفاده از آن،ننگ مزدوری را خدایا شکر ک بجان نخریدم.
    و اما امروز،
    امروز در مسیر محل کار توی اتوبوس رسما همدیگر را حیوان خطاب میکردیم و عجیب امر ب ما مشتبه شده ک نکند واقعا حیوانیم؟
    اگر حیوان نیستیم ک چوپان نمیخاهیم،میخاهیم؟
    من و کسانی ک همراه من ب پا خاسته اند انسانند،حال ک میخاهیم حیوان نباشیم تروریستیم؟اغتشاش گریم؟
    خسته از جور ضحاکان دست از جان شسته و ب کف خیابان پناه برده و در خوش بینانه ترین حالت مشت و باتوم و اسپری فلفل و گاز اشک آور، در حالت متوسط اوین و شلاق و خاکم ب دهن شیشه ی نوشابه، و در بدترین حالت 30-40 گرم سرب داغ و خونهایی ک سالهاست برای رشد نهال انقلاب اوجب واجبات است،
    آنوقت اگر مزدوری را هل بدهیم یا از روی کولمان ب پایین بیندازیم میشویم تروریست؟
    چطور تروریستهای قبل 57 و جنگجویان همان سالها مجاهدین فی سبیل الله بودند؟
    آقای خامنه ای،
    من ن تروریستم ن عامل بیگانگان.
    من جوان تحصیلکرده ی بیکار گرسنه ای هستم ک اگر پدرم بمیرد میمیرم.
    پدری ک سالها در جبهه ها سینه ی ستبرش سپری بود برای دفاع از خاک کرمانشاهان،
    ک بعد از کرمانشاه و سنندج و ایلام و خوزستان آیا ایران از بین نمیرفت؟
    آقای خامنه ای،
    من تروریست نیستم،من اغتشاش گر نیستم.
    من پسر پدری هستم ک تنش بارها رنجور از داغی ی سرب بعثی ها ،ب آغوش من چند ماهه پناه می آورد ک خدایا شکر ک من آرامش دارم ،
    و هربار مادرم از دردش میپرسید میگفت فدای سر پسران و دختران سرزمینم.فدای سر آب و خاکم.
    آه پدر حلالت چگونه کنم ک سربهای داغ اکنون من و هم قطاران اغتشاش گرم را نشانه میرود.
    هی میگویید دشمن،کدام دشمن؟
    شما نگران دشمنید؟
    مگر ن اینکه دشمن بیاید شما دست ب دامان همین اغتشاش گران میشوید؟مگر هر سال انتخابات پابوس همین تروریستها نمیشوید؟
    ما سینه ستبر میکنیم شما روی گرین کارتتان اقدام کنید،شما دلواپس نباشید.
    بس است دبگر کدام دشمن؟ از گرده ی ما پایین بیایید.
    وقتی قاضی همزبانم را شفاها ب س بار اعدام محکوم کرد من فاتحه ی جمهوری اسلامیت را خاندم.
    جرمهایش شنیدنی بود:1-اقدام علیه امنیت کشور.2- کرد بودن و 3 – سنی بودن.
    فاتحیتان را خانده ایم آقایان.
    اما اگر سواری ندادن ما اغتشاشگری ست با افتخار من اغتشاش گر هستم.
    س الف،خوشبختانه کرد ایران،سوگمندانه مسلمان و بدبختانه شیعه ی نسبی

     
  61. با درود به ملت آزاده و مبارز

    چهل سال آخوند خدایی کرد
    چهل قرن ایران عقب آمد
    چهل سال زندان شد ایران
    مرگ فرزند در حلب آمد
    هر چه کردند مرگ و ذلت بود
    بخت مردم را چوشب آمد
    گرسنه بودیم و تشنه لب
    مرگ بر ما بی سبب آمد
    کیست اکنون که گرسنه نیست؟
    زانکه آخوند با رب آمد
    حکم شرعشان سیه کاریست
    شهوت مرگ پر لعب آمد
    بس که دزدیدند و چاپیدند
    گرسنه جانش بلب آمد
    ازپی زیستن و آزادی
    حق بودن را طلب آمد
    نیست گردد هر آنچه ذلت بود
    در خیابان
    ملت پر ز تب آمد

     
  62. سلام .من یکی از میلیون ها فتنه گر و آشوب گر کشور هستم ….
    خواستم بگم ع نیست دولت ارازل و‌اوباش ها رو برای سرکوب من بفرستند
    چون هم طبیعت هم اجتماع و نظام دست به دست دادن تا منو‌به شکل فجیعی سرکوب کنن .
    ‌من فتنه گرم .چون خواستار تغییر و‌دگرگونی سیاسی بنیادی کشور هستم
    آشوب گرم .چون مخالف سواستفاده های مذهبی هستم
    من اوباش هستم چون مخالف سانسور و سرکوب بقیه عقاید هستم
    من بیگانه ام چون خواستار یک جنگ تمام عیار هستم .البته جنگ با قلم و‌انقلاب تفکر …….
    ننگ به من چون مخالف دجال های مذهبی هستم
    مرده باد امثال منه جوان ایرانی که .بیکاری .تورم .فساد .تحریم .گرانی .تبعیض های اجتماعی و و و و و میبینم اما ناشکری میکنمو امنیت رو نمیبینم !!!!!،
    امنیتی که در رسانه های کشورم هست !
    امنیتی که در نظام بانکی کشورم هست!
    امنیتی که در زندان های کشورم هست!
    امنیتی که در کلاس های قرآنی هست !
    امنیتی که در اقتصاد کشورم هست !
    امنیتی که در دکل های نفتی کشورم هست!
    مشکل ما این نیست که چرا تو انتخابات به رییسی رای ندادیم ……..و‌چرا به روحانی رای دادیم
    ایراد از افکار ساده ماست که چرا دوباره گول ولایت فقیه رو خوردیم ……….

    امروز وقتی رفتم بیمارستان لقمان حکیم و وقتی که وقت دکتر از پذیرش بیمارستان گرفتم .تا ساعت ۱۱ نفر صدو یکم بودم !!!!!،!
    همونجا مفهوم اقتصاد مقاومتی رو فهمیدم !
    امان از مملکتی که کارگر رو با دین آشنا کردن تا به جای اعتراض دست به دعا بشه !!!!،
    شرمنده فقط خواستم درد و‌دل کنم

     
    • فتنهگر وآشوب گر آخوند ها هستند اصولگرایان و اصلاح طلبان که ذو روی یک یسکه هستند،عمل کرد 40 سال سرقت و جنایت ببار نشسته وباید درو کنند، این وآن را متهم بدخالت کردن مضحک واحمقانه هست .

       
  63. علی جوانمردی: خامنه‌ای خانواده‌اش را به ترکیه فرستاده است

    https://www.balatarin.com/

     
  64. https://www.docdroid.net/xtf5/outernet.pdf

    اینترنت ماهواره ای رایگان برای داخل ایران
    با ذنبال کردن آدرس بالا میتوانید آموزش استفاده از آنرا در فرمات پی دی اف بیابید

     
  65. ما نباید به هیچ عنوان اجازه بدهیم تا اعتراضات مردم وارد فاز خشونت مسلحانه شود چیزی که متاسفانه در حال حاضر در بعضی شهرستانها اتفاق افتاده است. اگر چنین شود سپاه که یک نیروی نظامی است و نه انتظامی به همراه حزب الله و حشد در مقابل مردم فارس و آذری و بلوچ و کورد و خوزستانی قرار خواهد گرفت و بعد امریکا به همراه ائتلاف واکنش نشان میدهد که این زنجیره وار موجب ورود روسیه و چین به معرکه خواهد شد و خیلی راحت ایران میشود سوریه! ما باید مانند مردم مصر و تونس با حضور آگاهانه و میلیونی و مستمر به مقصود برسیم. آقای نوریزاد هم اکنون و هیچ زمان دیگر شما و همقطاران شما وظیفه شبانه روزی دارید تا این پیام را به گوش مردم فریاد و یا زمزمه کنید.

     
    • تو همون نیستی می گفتی رای بدین چون روحانی نیاد رئیسی بیاد بدبخت می شیم و منم می گفتم سگ زرد برادر شغاله!!!

       
  66. سید مرتضی گرامی
    تشکر از توضیحاتتان..به چند نکته که طرح کردید اشاره میکنم.
    در مورد وضع تهران من متوجه نشدم منظور شما چیست؟ میفرمائید اصلاً خبری نیست و حضور سنگین نظامی وجود ندارد و آنچه ما میبینیم خواب و رؤیا است و یا اینکه می فرمائید که این خبر درست است ولی خوب راهش هم همین است. بعد از اروپا و جاهای دیگر مثال برای تائید فرمایش خودتان می آورید. نمیدانم شما چقدر در خارج بوده‌اید و این گزاره را از خبرها نتیجه گرفته‌اید و یا خودتان دیده اید. بنده چون سالها در آن ممالک بوده ام حتی یک مورد هم یاد ندارم که بدلیل اعتراض مردم به اوضاع زندگی و یا حتی تصمیمات و سیاستهای دولت نیروی ضد و شورش و نوپو و لباس شخصی باطوم بدست و کلت به کمر و بی سیم دار بیاورند و مردم را دسته دسته بازداشت و به زندان ببرندو از آنان اعتراف بگیرند که ار بن سلمان نوعی پول گرفته‌اند و بعد بروند آن‌ها را مزدور شرق و غرب معرفی کنند. نه دوست من این گزاره شما دقیق نیست.آنچه که شما می‌بینی در مورد بمب گذاری و امثال ذالک است که تازه آنجا هم حق نقض قانون را ندارند و مثل سردار کوثری نامی هم ندارند که تهدید به قتل و ضرب بکند. کار پاکان را قیاس از خود مگیر.

    در مورد خشونت نظر بنده را پرسده اید. خشونت ذاتی بشر است و بخشی از زندگی و خلقت ما است. وسیله بقا و ادامه حیات است اما بشرطها و شروطها. در روابط اجتماعی وقتی قضیه خشونت مطرح می‌شود اولین و اساسی‌ترین سئوال این است که چه کسی به ایجاد خشونت و توسعه و گسترش آن مساعدت فعال میکند. در قضایای اخیر که تظاهر کنندگان سلاح و مهمات نداشتند.پس امکان خشونت مورد نظر جنابعالی را نداشتند. برای همین از نیروهای امنیتی کسی نه کشته شد و نه گلوله خورد. کسی که با سپر و کلاه خود و موتور آنچنانی و کلت کمری و سلاح سنگین می‌آید روشن کننده آتش خشونت است نه کسی که مورد حمله است.

    در اینگونه مواقع حتماً باید پلیس و نیروی امنیتی باشد ولی برای حفظ اموال عمومی و عدم بروز خشونت نه اینکه خودش یکطرف درگیری بشود چون وظیفه‌اش در مقابل حقوق شهروندان است. پلیس ایران اصلاً برای مقابله با آن امور راهی به غیر از حذف طرف مقابل بلد نیست. همین کار را هم در سوریه کردند و نتیجه‌اش را میبینیم.
    در موردتماس آقای روحانی، عرض بنده این است این خیلی باعث سزشکستگی باید باشد که یک حکومتی با این ادعاهای بزرگ باور کند که شخص مفلوکی مثل مریم رجوی میتواند شالوده آنرا بهم بریزد. اگر روحانی برای این موضوع زنگ زده خودش را خراب کرده..مگر اینکه برای کار دیگری زنگ زده و بما نمیگویند.
    اما آقای روحانی یک حرف اساسی زده که شما به آن دقت کنید..اوبه مجلسیان گفته از 360 هزار میلیارد اعتبارات کشور 200 هزار میلیارد آن دست دولت نیست..من فکر میکنم ما هر بحثی را کنار بگذاریم و به همین حرف توجه کنیم.

    اگر این حرف وی درست باشد که ظاهراً هم هست چون کسی هم به آن اعتراض نکرده، مردم ایران حق دارند ریشه چنین حکومتی را ار بیخ در آورده و به زباله دانی بیندازند.

    وقتی در همین آمریکای ترامپ وزیر تأمین اجتماعیش بعلت استفاده غیر مجاز از هواپیما در یکی از سفرهای کاری ناچار به استغفا میشود، شما عمق فاجعه را از همین حرف آقای روحانی دریاب.

     
    • با درود و سلام گرم به باصفا و سیّد مرتضای گرامی‌

      بخشی از کامنت اخیر خود را در پاسخ به “افشاگری” نوری‌زاد گرامی‌ در رابطه با تخصیص ردیف بودجه (حدوداً ۵۰۰ میلیارد تومن) به برخی‌ نهادها و مراجع و چهرهای شناخته شده حوزوی جهت اطلاع شما مجدداً در ذیل آورده و توجه شما را به مابه تفاوت درامد‌های پیشبینی‌ شده مالیاتی دولت (حدوداً ۱۰۰ هزار میلیارد یا تریلیون تومن) در مقابل بودجه تقدیمی به رانتخوارن و اختلاصگران و غارتگران بخش خصولتی به مبلغ ۳۶۸ تریلیون تومان یعنی‌ به مابه تفاوتی‌ به مبلغ ۲۶۸ تریلیون تومن، جلب می‌کنم. مشرب این مابه تفاوت یا کسری کلان, بدهی نجومی انباشته ۷۰۰ تریلیون تومانی- با تخمین پائین – دولت گردانان فاسد و غارتگران حاکم است که با افزایش پایه پولی‌ – یعنی‌ تولید فوق‌تورم پولی‌ – از ۴۵۰ تریلیون به ۱۳۰۰ تریلیون در طی‌ ۵ سال دولت شیخ دغل باز بنفش به سرکردگی بانک مرکزی و شورای پول اعتبارات بر کمر خم شدهٔ میلیون‌ها نفر از اقشار فرو دست، حاشیه نشینان، بیکاران، کارگران، مستمری بگیران، بازنشستگان فارغ التحصیلان دانشگاهی بیکار، کارمندان دون پایه و میانی کشوری و نظامی، کسبه و اصناف ضعیف کشور آوار کرده. سردمدارن حکومت اسلامی به خوبی‌ از فتاوی پولی‌-اقتصادی فقیهان مکتب تولید بدهی و ربا خواری اقتصاد خصولتی شیکاگو و لندن به سبک هیٔتی ایرانی بهره میگیرند.

      جناب نوریزاد و دوستان همفکر اگر عنایت کوچکی به کامنت این جانب http://www.nurizad.info/blog/32189#comment-402251 در پست قبلی‌ میداشتید می‌دیدید که بر مبنای ارقام موثق و تصریحی آقای سید کامل تقوی نژاد رئیس کلّ سازمان مالیاتی کشور درامد کلّ سالیانهٔ مالیاتی کشور حدود ۱۰۵ هزار میلیارد تومن برای سال ۹۶ پیش بینی‌ شده و بر مبنای همین درامد مالیاتی شیخ بنفش با مشورت و اعمال نفوذ هیأت موتلفهٔ حاکمیت نفت‌خواران، رانت‌خوارن، کلان بازرگانان انحصاری بخش خصولتی، و اشرفیت نظام بانکی‌ و گروهان اختلاصگران بودجه‌ای برابر ۳۶۸ هزار میلیارد تومان بر گردهٔ خمیدهٔ دستمزد و حقوق و مستمری بگیران، کارگران، بازنشستگان، خیل عظیم فارغ التحصیلان و بیکاران و سایر اقشار فرو دست کشور آوار کردند. در چنین وضعیتی حساسیت شما و دوستان هم فکرتان در زمینهٔ بهره مندی ناحق و ناروای گروهی از روحانیت متصل به بیت آقا نظام طبق کدام قواعد ریاضی و حساب و کتاب دخل و خرج و مقایسه منطقی‌ (نه جزمیت و تعصّب و نفرت سیاسی ضدّ آخوندی) اعتبار عقلانی پیدا می‌کند؟؟!! عقلانیت کدام “ارسطو” رقم ناروای نیم هزار میلیارد تومن را ملاک ارزیابی قرار میداد و “رقم ناچیز” ۲۶۳ (=۳۶۸ – ۱۰۵) هزار میلیارد تومان را تحت شعاع که نه بکلی نادیده میگیرد؟
      آقای نوریزاد گرامی و دوستان هم فکر ریشه‌ی فساد مالی‌ و اقتصادی همه جانبه و گستردهٔ کشور که مولود مفاسد و ناهنجاریهای بیشمار دیگری در کشور است مرهون چتر فرا گستر فرهنگ اسلامی نیست، گرچه نظام سیاسی حاکم میتواند در ایجاد فساد نقش آفرین یا زمینه ساز آن باشد؛ ریشه‌ی تاریخی و اصلی‌ آن در اقتصاد دستبرد و راه زنی‌ و غصب اموال دهقان و پیشه‌ور و بازرگان و رعیت در طول تاریخ هم باستانی و هم اسلامی ما است که در عصر ما با کشف و استخراج و خام فروشی ذخایر نفت و گاز و سایر معادن و منابع طبیعی از جمله خاک و آب (بشکل صادرات برخی‌ محصولات کشاورزی خصوصاً میوه) برای دریافت دلارهای عمو سام انجام میگیرد؛ امروزه مافیای نفتی‌- بازرگانی‌خصولتی و نظام بانکی همانند قایر خان و ترکان خاتون بدون چشم طمع به ثروت بیگانگان همان رویه را با منابع و ثروت ملی‌ انجام میدند؛
      رئیس فراکسیون مبارزه با مفاسد اقتصادی در کیهان امروز صریحاً وزارت اقتصاد، بازرگانی و سازمان گمرک کشور را در فساد قاچاق کالا‌های رنگ برنگ محترمانه مسئول و مسبب اعلام می‌کند. فغان برادر حسین نیز از میزان نفوذ و گسترش فساد اقتصادی در ساختار حکومت ولایی به مریخ رسیده؛ اما ظاهرا همگی مسخ شده و کسی‌ درک نمیکند که منابع دلاری تمام قاچاق کشور دلار‌های نفتیست؛ نه برادرن قاچاقچی، نه بانک مرکزی نه هیچ نهاد و شرکت خصولتی با دلارهایکه که منشأ خارجی‌ داشته باشد جغه جغه چینی‌ یا پورش آلمانی یا اسب پرورشی حتا یک قلم به بازار ایران وارد نمیکنند.
      سود تضمینی تجارت قاچاق یا مجاز با تکیه به رانت خواری و چند نرخی بودن دلار و مرز داری به سبک قایر خان و ترکان خاتون انجام میگیرد. در این آشفته بازار مکار دست سلسله مراتب اجتماعی نیز برای دستبرد و دزدیدن و رشوه خواری نیز جهت کاهش اعتراضات پأینییان باز گذشته شده است و گروهای مختلف اجتماعی نیز به میزان حرص و ولع و دسترسی‌ مال اندوزی نامشروع و شبه مشروع میکند. این خصلت تاریخی در عصرهای خداشاهان باستانی، و سلاطین رنگ وارنگ از تبار عرب، ترک، افغان، خوارزمی، فارس در دوران سلطه فرهنگ اسلامی نیز سبک و سیاق مرسوم زمانه خود بوده (نقدهای احسان طبری بر تاریخ ابوالفضل بیهقی و جامعه غزنوی – دیبای خسروانی و نقد دسپوتیسم شرقی‌)؛
      بد نیست که بدانید تخمین زده میشود که در جهان به میزان یکصد بیلیون دلار در شبکه مالی‌ پولی‌ بانکی‌ جهان پولشویی انجام میگیرد.
      باز برای احتراز از مقایسه “ارسطویی” اعداد و ارقام جهت اطلاع شما و نوریزاد گرامی و سایر دوستان بد نیست که بدانید، طبق آخرین آمار بانک جهانی‌ اقتصاد جهان تقریبا به میزان $۸۰ تریلیون (هزار بیلیون یا میلیون میلیون) است در حالیکه بدهی تولید شده در شبکه جهانی‌ پولی‌ $۳۰۰ تریلیون دلار تخمین زده شده؛ شبکه جهانی‌ بانکی‌-پولی‌-مالی‌ تحت سلطهٔ عمو سام به رهبری بانک فدرال و بانک‌های خیابان گرگها شهروندان زامبی شدهٔ جهانی‌ را به آدرس پولشویی ۱۰۰ بیلیون دلاری راهنمایی میکند در حالیکه $۲۲۰ تریلیون دلار بدهی بر گرده شهروندان بیخبر از همه جای تولید کردند؛

      با سپاس

       
      • کاوش جان یه بار ملت ایران با این توهمات عموسامی تو و رفیقات افتادن تو دام آخوندا واسه هفتاد پشتشون بسه دیگه از توده ای جماعت آبی گرم نمی شه پدرجان!

         
      • جناب کاوش گرامی

        ممنون از بحث های اقتصادی و آماری شما،من واقعا از برخی جنبه های تاریخی یا آماری شما استفاده می کنم، شما به بحث های خودتان ادامه دهید و اهمیتی به کسانی که بحث های شما را به گرایشات کمونیستی یا سوسالیستی یا خود شما را به کمونیست یا سوسیالیست متهم می کنند ندهید
        البته چه خوب است که یک مقدار سطح مطالب و الفاظ و اصطلاحات فنی اقتصادی را بصورتی موجز تر و روشن تر در آورید که برای کسانی مثل ما که ناآشنای به اصطلاحات اقتصادی یا اقتصاد سیاسی یا جغرافیای اقتصاد هستیم قابل فهم تر باشد،البته هر برداشتی داشته باشید محترم است ولو اینکه مخالف برداشت یا فهم من یا دیگری از مسائل باشد،در واقع اگر بتوانید در دنبال بحث های تحلیلی آماری بصورت آیتم های جداگانه خلاصه برداشت تان را ذکر کنید خیلی مفیدتر خواهد بود.
        ضمن آرزوی موفقیت برای شما با توجه به آگاهی های شما از آمارها و عناوین اقتصادی مایلم پرسشی از شما داشته باشم در خصوص همین ابهامی که دوستمان باصفا متوجه عبارتی از شیخ بنفش (بقول شما) در گفتگو با روسای کمیسیونهای تخصّصی مجلس کرد،برای من هم البته عبارت ایشان تا اندازه ای ابهام دارد،خواستم ببینم برداشت تخصصی شما از این عبارت چیست و آقای روحانی در این جمله در حال اشاره به چه نکته ای است :

        “رییس جمهور با بیان اینکه سالانه 60 هزار میلیارد تومان از جیب دولت بخاطر کمبود های صندوق های بازنشستگی، می رود، گفت: دلیل آن عمدتاً به تصمیمات مجلس و دولت در گذشته مربوط می‌شود؛ با تصویب بازنشستگی زودهنگام، ورودی پول به این صندوق کم شده و خروجی آن زیاد می‌شود و نتیجه آن کسری در صندوق است که هر سال هم بدتر می‌شود و سال آینده باید پول بیشتری برای آن بگذارید”.
        دکتر روحانی افزود:” از 360 هزار میلیارد تومان بودجه عمومی، 60 هزار میلیارد تومان برای صندوق های بازنشستگی و بیشتر از 40 هزار میلیارد تومان برای یارانه نقدی تخصیص پیدا می کند؛ 60 هزار میلیارد تومان نیز به صندوق توسعه ملی و 10 الی 11 هزار میلیارد تومان هم به عنوان پاداش بازنشستگی می‌دهیم؛ علاوه بر آن برای توسعه کشاورزی نیز یارانه هایی ارائه می کنیم که در مجموع نزدیک به 200 هزار میلیارد تومان از این 360 هزار میلیارد تومان بخاطر مسایلی که در اختیار دولت نیست، از دست ما می‌رود”
        (پایان نقل قول)

        بنظر شما این عبارت “بخاطر مسائلی که در اختیار دولت نیست از دست می رود”.در حال اشاره به چه چیزی است؟
        فهم من این است که ایشان در حال اشاره به هزینه های ناخواسته یا غیر قابل پیش بینی است که احیانا بدولت تحمیل می شود مثل حوادث غیر مترقّبه ای همچون سیل و زلزله و خسارت های دیگر،یا هزینه هایی که ناشی از نوع قوانینی است که مجلس تنظیم کرده است،یا هزینه ها و اعتباراتی که دولت های قبل تعهد کرده اند و دولت فعلی با آن موافق نبوده ولی ناچار به تامین آنها هست مثل قضیه مسکن مهر و نظائر آن.
        این برداشت من است،فهم و برداشت شما چیست؟
        موفق باشید

         
  67. با درود به ملت آزاده و مبارز

    زمانی که مردم بپاخاستند
    تورا ای کهن بوم و بر
    آراستند
    تو را ای نگین گرانقدر تاریخ
    ز جهل و دروغ و خرافات
    کاستند
    تورا ای سیمرغ ، جاوید ایران
    به دانش ، مهر و دلیری
    پیراستند
    تورا ز چنگال نفرت و مرگ و دروغ
    رها داده آزاده ملت ره
    راستند.

     
  68. مژده به ملت قهرمان و آزادیخواه ایران :

    من خود به شخصه ، دقایقی پیش سخنان امیر عباس فخر آور و جان بولتن سناتور امریکائی را که از تلویزیون پر بیننده فاکس نیوز پخش می شد را دیدم و تقاضای آقای فخر آور برای اینترنت رایگان ارتش ایالات متحده که سرتاسر ایران را پوشش دهد ، بزودی بوقوع خواهد پیوست ، برای دریافت این هدیه بزرگ رئیس جمهر امریکا آماده بوده و فراموش نکنید که در تظاهرات و قیام شما ملت عزیز نبایستی وقفه ای ایجاد شده و دامنه اعتراضات خود را هر روز به نمایش بگذارید و یقین بدانید که پیروزی از آن شماست و آزادی و بهار انقلابی دیگر نزدیک است ، خیلی دلم میخواست که این ویدئو را برایتان می گذاشتم ، ولی چون هجم آن بالا می بود موفق به دونلود آن نشدم و چنانچه در یوتوپ ظاهر شد که حتما خواهد شد ، لینک آنرا بعدا برایتان خواهم گذاشت .
    شاد و پیروز باشید

     
    • با اجازه هلیا جون من نوشته کوتاهت را تصحیح کرده ام تا تنها محتوای آن آزار دهنده باشد !

      ” من خودم ( “به شخصه” اضافی است ) دقایقی پیش سخنان امیر عباس فخر آور و جان بولتن سناتور امریکائی را که از تلویزیون پر بیننده فاکس نیوز پخش میشدند شنیدم ( “دیدم” غلط است ) . بنا بر تقاضای آقای فخر آور(؟؟) بزودی ارتش ایالات متحده آمریکا اینترنت رایگان , که سرتاسر ایران را پوشش خواهد داد , به ایرانیان هدیه میدهد . شما باید ( جا افتاده ) برای دریافت این هدیه بزرگ رئیس جمهر (جمهور ) امریکا آماده باشید ( “بوده” غلط است ) و فراموش نکنید که در تظاهرات و قیام شما ملت عزیز نبایستی وقفه ای بوجود آید (“ایجاد شده” درست نیست ) و شما (جا افتاده ) باید ( جا افتاده ) (“دامنه” کاملا نا متناسب با مفهوم جمله ) اعتراضات خود را هر روز به نمایش بگذارید . (“و یقین بدانید که پیروزی از آن شماست و آزادی و بهار انقلابی دیگر نزدیک است ” ارتباطی با بخش اول جمله ندارد ) . خیلی دلم میخواست که این ویدئو را برایتان می گذاشتم ، ولی چون هجم (حجم )آن بالا می بود موفق به دونلود (دانلود ) آن نشدم و چنانچه ……

       
      • بوی شیخ مرتضی میاد

         
        • من فقط یکبار توضیح میدهم که روش و منش من این نیست که بصورت ناشناس یا اسامی دیگر یا بجای اشخاص دیگر بنویسم اینرا خدای من میداند و البته مدیر این سایت هم بوضوح میداند که نوشته های من تنها با عنوان “سیّدمرتضی” و مقارنت یک ایمیل قرار دادی بین من و ایشان ارسال می شود بنابر این نه کسی می تواند بجای من بنویسد و نه من نیازی به این دارم که مطالبم را با نویسندگان این سایت در پوشش و لفّافه بنویسم چون انظار و عقائد من صریح و شفّاف هست و بنای توهین و فحّاشی بکسی هم ندارم و با هرکس مطابق فهم و ادبیات و محتوای نوشته او احتجاج و گفتگو می کنم.در موارد اصلاح و تذکر اغلاط دیکته ای هم باز من بهمین نام خودم می نویسم و هیچ تعارف و رودربایستی با هیچکس حتی مدیر محترم این سایت در ابراز نظراتم ندارم،بنابر این لطفا با جابجایی اسم از اسم اصلی یا به ناشناس یا اسامی اختراعی دیگر خودت را بزحمت نینداز.

           
    • بابا جان من..ما دیگه انقدر بدبخت نشدیم که به امید ترامپ بشینیم…شما هم یک کمی از پای فاکس نیوز بلند شو و یه آبی به سر و صورتت بزن و نفسی چاق کن!..خود آمریکائیها ترامپ رو آدم حساب نمی کنند..حالا ما با طناب این بابا بریم ته چاه؟!!..راستی این فخر آور دیگه چه صیغه ای است که راه انداختین؟..شما کوچه رو عوضی اومدی..

       
    • من اینترنت ماهواره ای قبلاً داشته ام ولی تو ایرون در بیشتر مواقع جواب نمی ده اونم فقط بخاظر اینهمه نویز!!! جناب ترامپ بهتر است ابتدا سیستم های نویز افکن اینا رو که به امانت از دولت فخیمه روسهاست نابود کنه!!!

       
  69. درود استاد عزیزم
    مصاحبه شما با آقای جمشید چالنگی رو دیدم و کلی لذت بردم.
    خدا رو شاهد میگیرم که هر وقت صحبت های شما رو میشنوم, احساس غرور میکنم و انگار کسی داره حرفای دل من رو میزنه.
    دیشب واقعا به حق گفتین که اصلاح طلبان رو سیاه شدن در این آزمون و در حالیکه لقمه در دهان دارند, لقمه از مردم میگیرند.
    یا در آن قسمت که گفتین حتی اگر مردم دست خالی هم به خانه هایشان برگردند, حداقل نفرت رو روی سفره صاحبان قدرت گذاشتن.
    به شما افتخار میکنم, شما صدای ملت همیشه تحقیر شده هستین شما صدای ملتی هستین که سفره اش به یغما رفته شما صدای من اشکان هستی که دو سال کارشناسی ارشد گرفتم از دانشگاه سراسری ولی چون پارتی نداشتم که منو بزار سر یه شغل اداری, الان به ناچار مغازه دار شدم و مغازه دارم, آیا اداره یک مغازه با تحصیلات در حد سیکل امکان پذیر نبود و نیاز به فوق لیسانس داشت یا حاکمان ما لیاقت فراهم کردن یک شغل مناسب برای جوانان تحصیلکرده رو نداشته و ندارن؟
    همیشه به دوستانم که به من خرده میگیرن که چرا اینقدر محمد نوری زاد رو قبول داری, شاید اون سوپاپ اطمینان نظام باشه به حرفاش اعتنا نکن, در جوابشون میگم من ترجیح میدم به نوری زاد اطمینان کنم و دل به حرفاش بدم و فردای روز آزادی میهن متوجه بشم که اون سوپاپ اطمینان بوده و من گول خوردم, تا اینکه الان بدبین باشم و فردای روز آزادی میهن بفهمم که نوری زاد سوپاپ نبوده و من در موردش اشتباه کردم و بعدش افسوس بخورم که چرا بهش اطمینان نکردم.
    در یک کلام مگه میشه افرادی مثل محمد نوری زاد, محسن سازگارا و عباس امیرانتظام نازنین و…. را دوست نداشت.
    اینها در قلب ملت هستند.

     
    • البته من امیدوارم مشکلات شخصی شما بتدریج حل بشه،اما بنظر من و بر خلاف نظر شما،این نکاتی از مطالب جناب نوریزاد که مورد تحسین شما قرار گرفت از نظر من نکات و نقاط ضعف تحلیلی ایشان است،منظورم این دو تعبیر :” اصلاح طلبان رو سیاه شدن در این آزمون و در حالیکه لقمه در دهان دارند, لقمه از مردم میگیرند” و “حتی اگر مردم دست خالی هم به خانه هایشان برگردند, حداقل، نفرت رو روی سفره صاحبان قدرت گذاشتن” هست (البته اینطور که نقل کردید چون من اینطور مصاحبه های ایشان با ماهواره ها و شبکه های خارجی را نمی بینم چون هم ماهواره ندارم،هم فرصت دیدن مطالب کلیشه ای و تکراری را ندارم ، و هم با اساس تفکّر ایشان از طریق نوشته های این سایت و کانال ایشان آشنا هستم و غالبا هم با ایشان مخالفم).
      در مورد گزاره اول:خوب یعنی چه که اصلاح طلبان روسیاه شدند؟ اگر اصلاح طلبان کسانی هستند که با مبنای فعلی ایشان در لزوم واژگونی نظام جمهوری اسلامی ایران مخالفند و طبیعتا خواستار بقاء و تلاش برای بهسازی و اصلاح امور هستند و بر این اساس با شعارهای ساختار شکنانه و هرج و مرج طلبانه و بی نظمی و بهم زدن امنیت عمومی کشور مخالفند از نظر ایشان روسیاهند؟! خوب اینکه تفاوت مبناست،و اگر بنا بر درشتی و خروج از ادب و توهین پراکنی و اتهام باشد اصلاح طلبان نیز ممکن است ایشان را به روسیاهی و خیانت و همراهی با کسانی که خواستار سقوط این نظام مردمی و بهم زدن نظم و انسجام جامعه متهم کنند،نزاع لفظی و درشتی کردن که خیلی موونه ندارد،و نکته دیگر این است که ایشان دائم با اینطور تعبیرات و نوشته ها در یک روزمرّگی و پارادوکس در ابراز نظر قرار دارد،از سویی نوشته تحویل می دهند با عنوان تاسیس حزب مودبان با مرامنامه واژگونی یک نظام قانونی متکی بر خواست اکثریت مردم ایران از چهل سال قبل تاکنون،که لازمه این رویکرد هم مخالفت با خواست اکثریت یک جامعه و هماهنگی با اقلیت هایی خاص در داخل و خارج کشور است،و هم خروج از مبنای ادب و حزب مودبان مورد ادعاست.
      نکته دیگر نیز این است که این رویکرد اصلا سیاست ورزی واقع گرا نام ندارد برای اینکه ایشان یا نمی دانند یا میدانند و تغافل می کنند که عمده گرایش های موجود در جامعه ما که بخش زیادی از مردم را در بر می گیرد منقسم به اصولگرا و اصلاح طلب می شود که هردو خواستار حفظ اصل نظام هستند با دو زاویه دید و روش های مدیریتی،البته بخش وسیعی از مردم هم ممکن است در چهارچوبه فرهنگ سیاسی اصولگرا یا اصلاح طلب بمعنای حزبی آن نگنجند اما آنها نیز خواستار حفظ و بقاء و اصلاح این نظام و کشور هستند و هرگز با شعارهای خارج از چهار چوب ایشان و اقلیتی خاص مثل ایشان مبنی بر واژگونی نظام همراه نیستند،حال با یک چنین چینشی در بافت جمعیتی و سیاسی در وضع موجود یک کسی بیاید دائم شعارهای تکروانه و خارج از چهار چوب داده ،و طیف وسیعی از فعالان سیاسی و مردم ایران را که روش آنها اصلاح طلبی و خواست ابقاء نظام و اصلاح و رشد آن است را با تعبیرات تند و خارج از عرف سیاسی به روسیاهی متهم کنند،خوب چرا اصلاح طلبان روسیاهند از نظر ایشان؟ چون بر خلاف ایشان که مایلند بر هر موج کوچک یا بزرگ مقطعی سوار شوند در جهت رسیدن به واژگونی نظام،اصلاح طلبان هم بر حق عمومی اعتراض و انتقاد شهروندان و ایرانیان تاکید می کنند و هم بر لزوم حفظ نظم و امنیت و پرهیز از سوق دادن کشور به هرج و مرج و کشت و کشتار،اینها بخاطر این رویکرد روسیاهند؟ بقول خودشان واقعا باید گفت جلّ الخالق! بنابر این این رویکرد ایشان نه شجاعت است ،نه عقلانیت است و نه حرکت در جهت منافع کشورمان ایران، از این جهت من از این رویکرد برخلاف شما به ایده آلیسم و روز مرّگی و موج سواری سیاسی تعبیر می کنم خواه خوشایند شما و ایشان باشد خواه نباشد.
      در مورد گزاره دوم یعنی نفرت گذاشتن روی سفره ارباب قدرت،هم همین بیان ساری و جاری است،از این تعبیر پیداست که پس ادبیات ایشان در سیاست ورزی ادبیات نفرت است نه ادبیات سیاست ورزی واقع بینانه و خردمندانه،هیچکس و هیچ قانونی در کشور با حق اعتراض و انتقاد در چهار چوبه نقد درست و منطقی و فارغ از توهین و نفرت و دشنام مخالف نیست،اما اینکه از حرکت های هیجانی عده ای از جوانان تحت تاثیر فراخوان های اینترنتی بهیجان بیایند و آنرا حرکت عمومی مردم ایران بدانند،اشتباه و تناقض همین جاست،اشتباه است برای اینکه حرکات و شعارهای خاص برخی معترضان حرکت کل ملت ایران نیست دلیل آنهم همین حرکت های عمومی دیروز مردم ایران در شهرهای مختلف ایران است،واقعا باید اندیشید آیا این هزاران نفری که دیروز در شهرهای مختلف ایران آمدند و حرکات و شعارهای معدودی را محکوم کردند،خودشان مشکلات اقتصادی و معیشتی ندارند؟البته که دارند،پس معلوم می شود آن حرکت قلیلی در شهرهای مختلف خاستگاه اقتصادی و معیشتی ندارد این از شعارهای خاص آنها روشن است،نیز اشتباه است برای اینکه نقد و اعتراض اصلاحی غیر از خواس واژگونی یک نظام است که خواسته اکثریت مردم نیست. و در تناقض هستند ایشان برای اینکه از یکطرف کسی دیروز شعار ادب و تاسیس حزب مودبان بدهد و از طرفی برود در رسانه های خارجی بگوید کمترین خاصیت این حرکت های محدود به عده ای خاص،ارمغان نفرت آنان برای مقابله با نظامی است که اکثریت مردم ایران خواستار واژگونی آن نیستند و حجت واضح آن حضور میلیونی و عمومی مردم و محکوم کردن شعارهای ساختار شکنانه عده ای اشتباه کار یا فریب خورده است،آیا این تناقض نیست که کسی هم به ادب دعوت کند و هم روز بعد نفرت و نفرت پراکنی را بستاید؟

       
      • یاران جان درود

        جناب آقای مرتضای گل وبلبل درود مجدد

        بیا به همان جدت سوگند برای یکبار هم شده بگو ((شعا رساختار شکنانه

        چیست دقیق تعریف کن )) چرا مرگ برشاه از نوع جلاد و….. ساختار شکنانه

        نبود ولی مرگ یا ننگ بر دیکتاتور و یاجمهوری ایرانی و ….ساختار شکنانه است.

        به قول شاعر {ای مدعیان عدل وانصاف / الطاف شما مزید بادا

        گر معنی عدل وداد این است //حق با پدر یزید بادا

        کسی که با جمهوری ایرانی مخالف است نباید ایرانی نامیدش وکسی که

        طرفدار دیکتاتور است منطق نداشته وخود نیز دیکتاتوریست . لذا در بحث

        های مردمی که به آزادی وگفتگو وبه چالش کشیدن هر آنچه در سرنوشت

        ودنیا وو…با هر لقبی که خواستند بگویندجایش نیست .شما هم برای نگهداشت

        پرستیژ خود در محافل آنان وبحث های آیت الله شکر ودوستدارن مصباح

        وو… شرکت بفرما برای فشار خونت هم بهتر است و سخنانی کیفور کننده

        خواهی شنید چون”مردم چه حقی دارند که رای بدهندمگر اختیارشان دست

        خودشان است” تمساح یزدی .ببخشید انسان نامیدنش نتوانم.چه انسان

        را خداوند مختار وگزیننده بین شر وحیر آفرید وایشان را نه.

         
  70. درودبرشما،استادلطفابه برادرای بسیجی وپاسدارهموطنمون یه دست مریزادبگید بگیددمتون گرم بگیدحاشابه غیرتتون بگیدماشاالله به حس وطن پرستیتون،بگیدچطورغیرتتون اجازه میده یه اجنبی ازیه کشوردیگه بیادبه اسم شماوبالباس شمابخواددست به روی هم خون وهموطنتون بلندکنه مگه شماهاهمونایی نبودیدکه به خاطرناموس وشرف ایرانی به جنگ باعراق رفتید شهیددادیداسیرشدیداماتن به همچین ذلتی ندادید،چگونه شده که شماهااینگونه شدیدیعنی فکرمیکنیداگه الان خرازی ها وچمرانهاوبقیه شهدازنده بودن به شماهااجازه میدادن دست روی هموطن خودتتون بلندکنیداونم فقط برای خواسته ناچیزی که دارن فقط میخوان گرسنه نباشن،واقعادم شماهاگرم

     
  71. بادرودفراوان

    آقای دکتر این که سران جمهوری اسلامی اینترنت مردم راقطع میکنندآیااین خودش یک کارخلاف قانون وعرف بین المللی نیست؟البته من چی میگویم این جماعت به کدام قانون ومعاهده انسانی پایبندهستندبعدخودشون مردم راتشویق به تکیه برراههای قانونی برای ابرازخواسته هاومطالبات خودمیکنند.شماخودحتی قوانین مصوب خودتون راهم زیرپامیگذارید،شکنجه،دادگاه غیرعلنی،انفرادی،هیئت منصفه،وکیل ،ملاقات ووووو..کدام یک ازاین مواردرا رعایت میکنیدواجازه میدهیدمتهم ازحق داشتن آن بهره مندشود

    آقای نوریزاد اینکه هروقت مردم مااعتراضی میکنندسران جمهوری اسلامی آن رانسبت به بیرون ازایران وبیگانه واجنبی میدهندبایدبهشون گفت بله درست میگویید،مگه انقلاب خودتون ازبیرون هدایت نشد،آقای خمینی مگربیرون ازایران تشریف نداشتندباسایریاران انقلابی خودودربیرون توسط همین افرادورسانه هایی چون بی بی سی انقلاب شروع شدپس این اشکالی نداشته امااینکه حالا مخالفین،واپوزیسیون مردمی ایران که اجازه حضوردرداخل کشورندارنداگراعتراضات مردمی رادنبال یاحتی رهبری وسازماندهی کندآیااین اشکالی داردازنظرآقایان؟بله باافتخاراعلام میکنیم که تمام ایرانیهای خارج ازکشور وهرکشور ورسانه ی بیگانه که ازمنافع مردم واعتراضات وحقوق مردم ایران دفاع بکندوآن رادنبال نمایدوباپوشش خبری به نفع مردم دهدماازآن استقبال میکنیم،پس خیال دارندازکره ما یا فضاکسانی ازمردم داخل کشورحمایت کنند،درضمن اگرحمایت خارجی مسئله بدی است سران جمهوری اسلامی چراخودشون ازمردم یمن،سوریه،عراق،لبنان وفلسطین آشکارا کمک می کنند.چقدراین حاکمان جمهوری اسلامی چرااینقدر دورو ،وحیله گر وبدذات هستندکه برای بقای خودهرچیزی رامجاز ومشروع میدانندامامردم اگربرای نجات خود به ابرها،کوهها وهوا ودریا هم متوسل بشوندسران جمهوری اسلامی آن را امری خائنانه وزشت میدانند ومحکوم میکنند.امیدوارم دراین رابطه شمامقاله ای آتشین وروشنگرایانه بنویسیدودر رسانه های مختلف ازجمله فضای مجازی منتشرنمایید.
    سپاسگذارم.

    وقتی پروفسور استیون هاوکینگ درموردخروج بریتانیا از اتحادیه اروپا گفت گذشت آن زمان که مابدون اتکا ونیاز به دیگران میتوانستیم روی پای خودبایستیم وامروز باهمکاری باهم وارتباطات گسترده است که میتوان برمشکلات فائق آمدو……من مانده ام جناب آقای خامنه ای براساس کدام نظریه،تحقیق،و راهبردعلمی میگویدمابدون نیازبه بیرون ازکشور،وبدون ارتباط باجهان بایداقتصادمان رامقاومتی کنیم.اصولااقتصادمقاومتی ریشه و وجهه ی علمی آن چیست وکجاست؟ایشان دقایقی درمورد یک مسئله مهم مثل افتصادکه نان وآب وزندگی مردم و سرنوشت یک کشوربه آن گره خورده است فکرمیکنند ویک واژه پیدامیکنند وآن رابعنوان یک سیاست،راهبرد،قانون،ونظریه اعلام و بریک جامعه تحمیل میکنند بدون آنکه حتی لحظه ای توسط کارشناسان موردبررسی ونقد قرارگرفته باشدکه البته بررسی ونقد سخن ونظرایشان جرمی نابخشودنی است واین برماپوشیده نیست،امابراساس کدام ادله وقانون وعرف یک نفر ولو رهبر یک کشورباید بااحساسات وخصومت ورزی بی ارزش باجهان اینگونه باسرنوشت یک ملت بازی بکند وتنها بابازی با واژه ها بخواهدکشوررا اداره نمایدهمچنان که لحظه تحویل سال نو وعیدنوروز یک نام برای سال انتخاب می کنند.آیاوقت آن نرسیده است که اقتصاددانان دلسوز،متخصصان انرژی وصنعت،کارشناسان متعهدووظیفه شناس درهمه حوزه ها بطور دسته جمعی به ایشان هشدارهای لازم رابدهند ودررسانه ها هم منتشرنماینداینکه آیت الله خامنه ای نظرهیچ شخص وگروه غیرازدستبوسان وبله قربان گویان ومتملقان خودرانمی پذیرند برهیچکس پوشیده نیست امامهم نفس یک اقدام و روح یک حرکت است که برآحادمردم ودلسوزان وکارشناسان ورسانه ها تاثیرمیگذارد وبازخوردمثبت ومفیددرجامعه برجای میگذاردوتنهاپذیرش آن نیست که مفیدواقع میشود.بنابراین انتظارمیرود حضرتعالی که بعنوان یک منتقد وروشنگرتوانمندفعالیت می نمایی ومخاطبین فراوانی هم داریدانتقادات خوددرسایرحوزه ها را تنهامعطوف به حاکمان ومسئولین کشورننماییدبلکه ازتمامی متخصصان وصاحب نظران کشوردرهمه حوزه ها بخواهید برای پیشبرداهداف ،نظرات،تخصص وتوانمندی های خود منفعلانه ظاهرنشوند اینکه مسئله ای بنام عدم سیاسی کردن فعالیت خود درکشورما به یک بیماری تبدیل شده است برهیچکس پوشیده نیست وبه محض اینکه درهرمسئله وجریانی یک شخص وگروه قرارباشداقدامی برای پیشبرداهداف درست ومنطقی خودانجام بدهندکه ناچارأبایستی متوسل بشوندبه یک حرکت که ممکن است رنگ وبوی سیاسی داشته باشد ولو نگارش یک نامه اعتراضی یادرخواست ازیک مقام سیاسی برای رفع مشکل باشدهمگان ازانجام آن سرباز میزنندودلیل همه هم یکی است وآن اینکه مادرسیاست مداخله نمی کنیم واین جای تاسف عمیق دارد که گذشتن ازحقوق خودومردم وعدم انجام وظایف قانونی وتخصصی خود مداخله درسیاست تلقی میشود.مداخله درسیاست زمانی اتفاق می افتدکه شخص یاگروه درامری دخالت نمایندکه نسبتی باتخصص ،وظیفه ونوع فعالیت آنهانداشته باشد کمااینکه سیاسیون وحاکمان فعلی درجزیی ترین تاکلان ترین مسایل خصوصی وعمومی مردم وکشور همه جوردخالت قانونی وغیرقانونی میکنند درمقابل این چه مغلطه عجیبی است که تلاش برای قرار گرفتن یک مجموعه یا مقوله بر روی ریل اصلی خود یا مطالبه حق واجرای درست ودقیق یک برنامه ی تخصصی ولو با درخواست ازعالیترین مقام کشوربرای تجدیدنظر درسیاستهای خود امری نکوهیده با انگ مداخله درسیاست تلقی میشود؟وآیا ایا این یک نوع خودسانسوری وحتی خودکشی نیست که خود رااز بیان حق منع نمایی بخاطرآنکه مبادا برمذاق عالیجنابان خوش نیاید یا شاهدین مارامتهم به سیاسی کاری نمایند؟اگریک یاچندجریان سیاسی ازجمله اقتصاددانان یک کشور درمقابل سیاست غلط وبی معنای حاکمان خودنسبت به اقتصادسکوت مطلق نمایندبه نظراین حقیر ظلمی که این اقتصاددانان باسکوت وبی تفاوتی خودنسبت به نابودی اقتصادتوسط رهبران کشورمرتکب میشوندکمترازظلم خودرهبران نیست شماسالها ازامکانات ودانشگاههای این کشوراستفاده نموده ایدتابه وقت لازم ازدانش وتخصص خودبرای پیشرفت کشور وشکوفایی اقتصاد بهره ببریدو نه درمقابل یک نظریه اقتصادی نادرست بلکه درمقابل یک واژه که توسط یک رهبر خودکامه تنها دردقایقی تدوین شده برای مدل اقتثادی یک کشوربزرگ مثل ایران ومتاسفانه اقتصادکشور را به تباهی کشانده بایدفریاداعتراضتان به گوش تمام مردم ایران وجهان برسد نه بااین برهان که چون ممکن است مامتهم به دخالت درامورسیاسی بشویم پس سکوت پیشه میکنیم.امیدوارم متخصصان،صاحب نظران ودانشگاهیان مادرهمه ی زمینه ها وحوزه ها فعالانه عمل کنند وبرای رفع موانع وپیشبرد دانش وتخصص خودازهیچ تلاشی فروگذارنکنندوبرای به روزکردن اقتصاد وصنعت کشورمان بهترین راه درست رابرگزینند.
    سپاسگذارم

    آقای نوریزاد راستی میشه بفرماییداین رفراندوم که حضرتعالی آن رابجای اعتراضات کنونی به مردم توصیه نمودی توسط چه مرجعی ،چگونه ، کی وکجا قراره اتفاق بیفته که مادل به آن ببندیم وازاعتراض خیابانی صرفه نظرکنیم؟لابد درجریان هستی و هرکسی نیز این رامیداندکه بسیارساده لوحانه است که انتظارداشته باشی جمهوری اسلامی برای موجودیت یاعدم موجودیت خودش انتخابات ورفراندوم برگزار کند،اینهاکه رای مردم دردوم خرداد راهم رای به نظام میدانستندوهمینطورمجلس ششم وسایرانتخابات رایک نوع رفراندوم وآری به حکومت تفسیر و تعریف کردند،اینهاکه رییس جمهورونمایندگان مجلسی را که هیچ اختیاری ازخودندارد هم چندین مرحله پالایش وازچندین فیلترمیگذرانندوبازهم می بینی تحمل این هم برایشان غیرممکن میشود وبه خانه نشینی وقهر وبن بست کشیده میشود،بعدشماانتظارداری این حکومت برای موجودیت خودش یاخنده دارتر از آن برای احترام به مردم رفراندوم برگزاربکند؟از انسانی شجاع وروشنگری صریح چون حضرتعالی دیگر انتظار نداشتیم دراین هنگام که مردم بایک همدلی حداکثری و انسجامی نسبی درمیدان اعتراض درتمام شهرهافریاد دادخواهی سرمیدهندشماسردی وآرامش وسکوت راپیشنهادنمودی امادربقیه ایام شماتندترازمابقی مخالفین پیش میروی خواهشن حرکت خودت رابااکثریت مردم تنظیم کن،وآنها رادعوت به خویشتنداری واعتراض به روش قانونی ورفراندوم نکن،که قانون وانتخابات آزاد ورفراندوم دراین حکومت مستبد وسرکوبگرمعنایی ندارد.یعنی شما خبرنداری که این حکومت که اشخاصی چون موسوی ،خاتمی وحتی احمدی نژادراهم تحمل نمی کندچگونه میخواهد تن به رفراندوم آن هم آری یا خیر برای خود بدهد؟به نظرم بااین نظریه موجبات ریزش طرفداران خودرافراهم آوردی مگراینکه دراین زمینه مفصل توضیح بدهی وبنوعی جبران کنی مردم مادیگر فرصت وعده های سرخرمن ودنبال سراب و به اصطلاح نخودسیاه گشتن ندارندوشمابایدخودتون رابا ریتم حرکت مردم تطبیق بدهی.درکانال وسایت پاسخ شماراحتمامیبینیم.
    سپاسگذارم ازشما

     
  72. اقای نوریزاد درود برشما

    واقعا جنبش اصلاحح طلبان خوب خود رانشان دادند محمد خاتمی واقعا نشون دادن که مصلحت نطام را ارجح بر خون وجان ومال مردم میدانند مردمی که انها را بر اریکه نشاندند واقعا که آخوند خوب آخوند مرده است مرده باد هر آخوندی با هر گرایشی مرده باد مرده باد زندگی از آن مردم ماست

    این منم که هرگز مرگ سوسکهای اشپز خانه ام را نخواستم مورچه ها نگران بودم زیر پایم نروند اما اکنون از صمیم قلبم مرگ دسته جمعی اخوندها رو از خدا میخواهم

     
  73. گفتن: مناطقی رو که آرامش بهشون برگرده رفع فیلتر میکنیم …

    قشنگ یاد معلمهای دبستان افتادم که میگفتن هرکی دست به سینه بشینه مثبت میگیره …

    ——————————————

    یادمان نرفته که امام شان گفت:
    نباید طوری شود که مردم فکر کنند طوری شده.
    “دانشگاه باید دانشگاه باشد دانشگاهی که دانشگاه نباشد دانشگاه نیست”!

     
    • جناب نوریزاد لطفا جوک نگویید و ادب را مراعات کنید و با جوک گفتن و سخن خارج از اسلوب خردورزی سیاسی،به بزرگان این کشور توهین نکنید.ایشان چنین جملاتی نداشته است.
      با احترام

      ————

      درود دوست گرامی
      بروید خدایتان را سپاس بگویید که من فتوای ایشان در هماغوشی با دختران شیرخواره را سند نیاورده ام. و کشتار چندین هزار زندانیِ بی گناه را در چهار خط! و وعده های دروغین وی را در بدو ورودش به ایران در بهشت زهرا . قرار بود ما را به مقام انسانیت برساند نه؟ دلخوش به این مقدار نباشید. معنویات شما را، روحیات شما را عظمت می‌دهیم؛ شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم.
      با احترام

      .

       
      • اگه مثل بقیه موارد که گفتی امام نگفته و نشونت دادم گفته خوبم گفته شاهد بیارم امام شما کم /// نمی گفته قول می دی یه خورده دست از ///// گفتن برداری؟!

         
      • جملات قصار رهبر کاریزماتیک سید مرتضی

        https://youtu.be/7aHGt2q61JE
        گفته یا نگفته؟

         
        • این پاسخ مشترک است بین ناشناس و نوید
          من این ویدئو را دیدم، نخیر اینها عبارات ایشان نیست ،یک عبارت هایی به ایشان اسناد داده شده و ذیل آنها فقط نوشته شده فلان کتاب یا فلان رساله،از شما می خواهم یک یک این نوشته ها را در کتاب یا نوشته یا صحبفه امام بطور مشخص آدرس دهید تا بحث را ادامه دهیم.
          هردو شما،لطف کنید این مطالب را بطور مشخص نشان دهید که در کجای رساله ایشان،یا در کدام کتاب ایشان یا در کدام سخنرانی ایشان بوده است،اینها را دشمنان ایشان ساخته و پرداخته اند و تصاویری روی آن گذاشته اند برای انحراف اذهان عامی،و ساده مثل شمایان که اهل مراجعه بمنابع نیستید و آشنای بمسائل فقه یا امور دینی نیستید.
          من آماده هستم

           
          • ببین جواب من این نبود آسید.گفتم اگه نشونت دادم همچین چرندیاتی گفته شده قول می دی دست از مرخرف گفتن برداری؟یا آره یا نه همین؟در ضمن کسی با منبع نون دونیت که فقه باشه کاری نداره خیالت راحت.(نوریزاد این آسید به کرات به همه گفته مزخرف می گن به ما که رسید هاشور زدی؟!!)

             
          • مطالب مربوط به لینکی که نوید داد را فقط رفرنس کنید از کتابهای مرحوم آیت الله خمینی و صحیفه امام که مجموعه سخنان و نامه های ایشان پیش و پس از انقلاب است،همین.

             
          • آسید باز از جواب طفره رفتی آره یا نه؟دست از ///// گویی بر می داری یا نه؟!همین که داری سفسطه می کنی معلومه چه خبره!خیلی خوب پدرجان هر چقدر خواستی//// بگو منم شواهد رو می ذارم واسه وقتی یاد گرفتی صریح جواب بدی .خوبه عزیزجان؟!

             
  74. سلام استاد بزرگوار و آزاده ام
    عرض ادب
    ترانه اخیرم هستش
    تقدیم به شما و تمام سالکان همیشه سبز و نستوه راه آزادی
    امیدوارم پسندتون باشه

    از یک الفبای مریض خون دل خورده
    که عمرمونو پای هر حرفش هدر کردیم
    با امتحانایی که از ما یاد میگیرن
    با مشق های بی هدف عمریو سر کردیم
    .
    با آ نوشتیم آسمون آروم آرومه
    با ب نوشتیم بید رو از باد بیمی نیست
    سین رو به جرم سبز بودن دفن میکردیم
    با د نوشتم دوست هم با من صمیمی نیست
    .
    با ب نوشتیم از برادر، بمب از باتوم
    با پ پدر رو صبح و شب تقدیس میکردیم
    با عین و شین قاف عشقو یاد هم دادیم
    با کاف اخلاقو بهم تدریس میکردیم
    .
    ما پا گرفتیم نرم و آروم مثل پروانه
    تا پاره کردیم پیله های سخت پروازو
    پرواز کردیم تا میون کوی دانشگاه
    با شعله از تن درآوردیم رخت پروازو
    .
    انگشتر خرداد با یک خاتم خندون
    میری که ماه آسمون مردمش میشه
    نقشی که له شد زیر دستای سوپر استار
    پایان باز فیلم رو اول نشون میده
    .
    بازیگر دیوونه ای که توی نقشش مرد
    بازی رو پشت صحنه هم هر روز بازی کرد
    اونقدر حل شد توی نقشش که نمیتونست
    برگرده وقتی کارگردان گفت بسه برگرد
    .
    چوب الف روی سر یار دبستانی
    سربازهایی که برای شاه می مردیم
    سنگر به سنگر باختیم تا شاه تنها شد
    اما همه میدونن اون بازی رو ما بردیم
    .
    ماییم و یک کوه جسد از برگ های زرد
    با خاطراتی رنگ رفته از بهاری دور
    از آخرین باری که سبزه تووی هفت سین بود
    تا اون زمستونی که کردن سرو رو محصور
    .
    چی در میاد جز درد های تلخ تکراری
    از یک الفبای مریض خون دل خورده
    از روح غمیگن یه مدرک روی یک سر در
    تا نعش رویایی که خیلی وقته که مرده

     
  75. درود استاد
    متني كه فرستادم ديگاه شخصي خودمه
    كه لازم دونستم خطاب به سياستمداران اروپايي تذكر بدم
    هرچند ميدونم نگارشم ايراد زياد داره ولي مهم رساند مطلب بود
    اميد است بدستشون برسه بلكه به خود بيان

    گويا سياستمداران اروپايي فقط تلاششون بدست آوردن بازار اقتصادي ايران بعد از برداشتن به ظاهر تحريم بوده و هست…

    زهي خيال باطل

    جايي كه مردم كشور خود جايگاهي ندارن چطور امكان بدست آوردن بازار اقتصادي براي شما فراهم است!!؟؟؟

    ولي يك نكته جهت يادآوري دوستان فرصت طلب اروپايي…

    گويا موج مهاجرت رو فراموش كردن!!!
    بله مهاجرت همان پديده دوست نداشتني ولي به ناچار اجباري مردم…

    اگر كم كاري كنيد اگر كوتاهي كنيد اگر سفت و سخت از مقاومت مردم همايت نكنيد منتظر موج بعدي كابوس مهاجرت باشيد همانطور كه در سال ٨٨ شاهد بوديد، همانطور كه دامن مردم سوريه رو گرفت،دگر بار هم صورت ميپذيرد…

     
  76. ازکوزه همان تراودکه دراوست. همه باتعجب اخبارکره شمالی واتفاقات اون کشورومردمش روگوش میکنیم ومیگیم مگه میشه که آدمهاروتا این حدله کنن وجیکشون درنیادچطوری اینهمه دیکتاتوری رومردم میتونن تحمل کنن شایدتااین حدکه میگن هم اوضاعشون بدنیست شایددروغ میگن .آره باوراونهمه ظلم ودیکتاتوری خیلی سخته ولی وقتی بادقت به مردم وکشورخودمون نگاه کنیم میفهمیم که نه اونهم آینده ماست مردم کره هم اول مثل مابودن کم کم اینقدرترسیدن و ترسوندنشون ومثل ماهرکی اومدحرفی بزنه گفتن نگودشمن شادمون نکن نگوالان وقتش نیست نگومگه کشورفلان وبلان رونمیبینی که چقدربدبخت ترن ازمانگوببین ماچقدرامنیت داریم وکسی دیگه نمیتونه به پشتوانه بمب هسته ایمون بهمون چپ نگاه کنه بله اینقدرگفتن تاشدن درس عبرت ومایه تعجب مردم ولی خوب به کره نگاه کنید آینده خودمون روحتماخواهیددیدعاقبت بزدلی وترسوبودن ونشنیدن صدای مظلوم همینه اگه کسی فریادزدو هزاردلیل آوردین که بابااین ازخودشونه یااین رودشمناتیرکردن یااین نمیدونه چی میخادبجای همدلی وهمدردی باهاش واینکه ببینی چرافریادمیزنه ودردش چیه هزارجورانگ بزنی بهش عاقبتمون میشه کره شمالی بله کره شمالی عبرتیه برای من وتووماوهمه مردم دنیاتابدونن که اگه صدای مددخواهی شنیدن بدون درنظرگرفتن اینکه اون چه نژادودین وطرزفکری داره اول وفورابه یاری اون شخص برن اگه میخوان درس عبرت دیگران نشن

     
  77. درود فراوان بر بزرگ مرد تاریخ ایران زمین ، درود بر ضمیر پاک شما باد .
    استاد بزرگ با مطالعه ای که از تاریخ دارم به این نتیجه رسیده ام که دین هیچگاه با شعور و منطق همراه نبوده و همیشه خلاف آن حرکت کرده و تکبر و غرور از خصوصیات ذاتی دین میباشد زیرا دین مدعی که نماینده خدا در روی زمین بوده و انتقاد ناپذیر است وتا جایی که بتواند خون مردم را به زمین میریزد .
    واستدلالش این است که از طرف خدا فرمان میراند .
    اگر اروپای دوران حاکمیت کلیسا و مذهب مسیحیت را مطالعه نماییم
    می بینیم که چه انسانهای بیشماری را به دلایل ضد خدا بودن و… به کشتارگاههای مذهبی فرستادند و در این خصوص هیچ باکی هم نداشتند .
    چه تعداد از دانشمندان ایتالیا را که واکسن بیماریهای واگیر دار از قبیل آبله و دیفتری و … را کشف کرده بودند به بهانه اینکه شما در مقابل خواست خدا ایستاده اید زنده زنده در آتش سوزاندند.
    بیشترین قتل عامها در تاریخ توسط دین صورت گرفته است .
    بیشترین اسارت انسانها و برده داری مجوزشان توسط دین صادر شده است .
    درحال حاضر هم بیشترین خونریزیها در کشورهای اسلامی و توسط گروههای اسلامی را شاهد هستیم .
    مگر جز این است که همگی اینها از دین سرچشمه و کمک میگیرند !؟

     
    • جناب خلیل،شما نقد به متدینان دارید و اسم دین را می برید،اگر به متدینان و عملکرد متدینان نقد دارید آنها را موردی ذکر کرده و نقد کنید،همینطور اگر نقد به دین دارید کلی گوئی نکنید دین را با ارائه فاکت ها و بصورت مستدل نقد کنید.نیز محور نقد شما نقد مسیحیت و کلیسا در قرون وسطی است که آنهم باز می گردد به عمل متدینان یا مسیحیت تحریف شده نه نقد دین واقعی مسیح علیه السلام،منطقی است که اشاره به دین تحریف شده دیگر و کلیسای قرون وسطی کنید و از آن محکومیت همه ادیان و از جمله دین اسلام را نتیجه بگیرید؟
      گذشته از همه اینها چه کسی گفته است که منشا همه جنگها و خونریزیها اصل و جوهره دین است؟ کشت و کشتار و قتل و غارت و قدرت طلبی شاهان گذشته در تمدن های مختلف همه منشا دینی داشته است؟ مغول روی خاستگاه دینی به ایران بعد از اسلام حمله کرد؟ جنگهای پادشاهان قدیم رومی و ایرانی و مصری و غیره همه خاستگاه دینی داشته است؟ فتوحات داریوش شاه و کورش شاه و شاهان دیگر همه از دین نشات گرفته است؟ جنگهای جهانی اول و دوم در قرون نزدیک بما ناشی از جنگ و متدینان بوده است یا ناشی از قدرت طلبی و جاه طلبی سکولارها؟ قدری در اظهاراتی که بنا دارید بکنید بیندیشید بعد قلم بدست بگیرید.

       
  78. نامه ای به رهبر جمهوری اسلامی غزه، لبنان، سوریه، عراق… سید علی خامنه ای
    با سلام
    ببخشید که من نمیتوانم برای تکریم و تمجید شما از القابی که در خور یک فرد دلسوز جامعه است، استفاده کنم. چرا که نه لایق تکریمید و نه در کرد و کار شما دلسوزی وجود داشته و دارد، بسی خشم و کین و بیتفاوتی دیده میشود.
    خیلی سوال ها و چرا ها ذهنم را درگیر کرده، و هیچ زمان مناسبی برای بیانشان وجود نداشته، حال فرصت را مغتنم میشمارم برای اتمام حجت و گفتن حرف آخر در این چند سوایی که در این کشور هستید…
    زمانی که شما خود را دلسوز و دلواپس این کشور و مردمانش می دانید، در برابر آن کشور و مردم و وضع معیشتی شان مسئولید و پاسخگو… شما در برابر تمام افرادی که به خاطر شما و به خاطر بی تدبیری شما دچار فقر و تنگدستی شده اند مسئولید و هیچ زمان به خاطر منافع شخصیتان نخواستید قوانینتان را تغییر دهید یا قوانینی وضع نمایید حتی در حمایت از حامیان خود… که امروز همان حامیان، دشمنان فردا و آینده تان هستند و در این میان حساب به اصطلاح اقلیت های مخالف و خس و خاشاک و کارگران ساده و زحمت کش به وضوح روشن است…
    دستاوردهای شما در 4 دهه اخیر بر همگان آشکار بوده و است… از جوان های بی انگیزه و بی هدف تا کودکان کار که رویاهایشان را در چشم هایشان دفن کردند
    کارگران زحمت کش چشم انتطار حق تا مادران داغ دیده
    خانواده های چشم انتظار عزیز در بند تا دختران تن فروش…
    و اختلاس گران آشنا و سرداران فربه
    دلم برایتان می سوزد… کاش زودتر به خود می آمدید و متوجه می شدید که روز حسابی وجود دارد و آن روز دور نیستاما میدانم خوب میدانم که شکه شدید…
    زیرا خیلی زود تر از آنچه که می پنداشتید اتفاق افتاد…زمان حساب و کتاب را میگویم
    زمان پاسخ به خون هایی که ریختید و حق هایی که ناعادلانه گرفتید.
    آقایی که به اصطلاح امام و رهبر مسلمین جهان خطاب می شوید…
    باور مردم را به گند کشیدید و مردم را اینگونه بی اعتقاد کردید، بشینید و تماشا کنید که چگونه زنان شجاع و مردان دلیر به زیر میکشانندتان…
    نابودشان کردید و نابودتان میکنند…
    شاید بتوانید با عناوین مختلف بر روی جنایت های گذشته تان سرپوش بگذارید اما دیگر زمان شفاف سازی ست… این بار راه بازگشتی نیست…
    بیایید و رو راست باشیم، شما به ته خط رسیده اید و دیگر دستتان به جاییبند نیست…
    به نظر من من همفکرانم و با توجه به شرایط کنونی وقت آن است که به مسالمت فکر کنید و حکومت را به مردم وانهید…
    به مردمی که بعد از 40 سال دوری از فرهنگشان, امروز زیرِ تلی از خون و بی اعتمادی و فحشا به دنبالِ آن هستند.
    حکومت را وانهید و به انتظار دادگاهی عادلانه بمانید و مطمئن باشید این مردم مانند شما و جیرِ خورانتان خون خوار نیستند, چرا که پاسخ دادن به خون ناحق برایشان سخت است.
    کارِ ساده ایست, همچون محمدرضا پهلوی و دیگر رهبران دنیا که برای خون تک تک مردمانشان چه موافق چه مخالف بهای سنگینی پرداختند و برای تداوم قدرتشان مردم را بیش از این لگد مال نکردند.
    حال زمان انتخاب شماست… شما نیز مسالمت را می پزیرید و از مسندِ پادشاهی دل می کَنید؟

    بپذیرید و بروید و تاریکی و تباهی را نیز با خود ببرید چرا که دلم می سوزد و می هراسد وقتی به روزی می اندیشم که چطور خون همه ی سرزمینم را فرا خواهد گرفت تا یک زندگی جدید دوباره جان بگیرد و جوانه بزند….
    حرف زیاد است و زمان براینان کوتاه… چرا که باید بارِ سفر ببندید .

    زهرا مدنی
    12 دی ماه 1396 خورشیدی

    و مینویسم که کلام زنده بماند تا وطن جاودانه بپاید.

     
  79. آغاز توفانی که همه شما را درو خواهد کرد

    زینت میرهاشمی

    راهپیمایی حکومتی نمایش ورشکستگی ولی فقیه

    خیزشها و قیامهای خیابانی شش روزه اخیر تکامل اعتراضهای مداوم زحمتکشان و فوران خشم همگانی علیه تمامیت حکومت است. این خیزشها در این چند روز سکوت را شکست و همه را وادار به حرف زدن کرد. کلمات اغتشاش، قیام، اعتراض، مسالمت، خشونت، حق خواهی و … سبب ایجاد دو جبهه متضاد و روبرو شده است. با مردم و حمایت از آنها، یا پشت به مردم و همراه با حکومت.

    حکومتی که خشم مردم را به چشم دیده، این بار نیز در روز چهارشنبه ۱۳ دی اقدام به یک نمایش حکومتی نمود.

    رژیم درمانده ولایت فقیه حتا با وحدت تمامی باندهای درون قدرت و رانده شدگان از قدرت هم نتوانست مرعوب شدگان از قدرت را در کمیتی در خور توجه به میدان آورد. نمایش حکومتی روز چهارشنبه ۱۳ دی علیرغم تعطیلی مدارس و تهدید دانش آموزان و کارمندان برای شرکت در تظاهرات و با وجود هزینه فراوان و بمباران تبلیغات علیه «اغتشاش و فتنه» به تمام معنا شکست خورد و ورشکستگی حکومت را به نمایش گذاشت.

    کسانی که قرار بود در این نمایش حکومتی شرکت کنند می دانستند که آسیبی به آنها وارد نخواهد شد. آنها می دانستند که نه زیر چرخهای ماشین له خواهند شد، نه زیر زیک زاک موتور سواران آتش به اختیار خامنه ای زخمی خواهند شد، نه زیر گلوله های ساچمه ای و نه گلوله های واقعی کشته خواهند شد. آنها می دانستند که زندان، شکنجه، تواب سازی و اعدام هم در کار نخواهد بود. و سرانجام با این که می دانستند از دماغ کسی خون هم نخواهد آمد و ساندویج و ساندیس هم دریافت می کنند، اما با دهان کجی به رژیم در این نمایش شرکت نکردند و مهم تر آن که در شامگاه همین روز در چندین شهر مثل تهران، دزفول، ملایر، زرین شهر اصفهان و …خیزشهای مردمی جریان پیدا کرد.

    از سویی دیگر در خیزشهای خیابانی جوانان دلیری به میدان آمدند که می دانستند ، مملکت به خودی و غیر خودی تقسیم شده، عده ای فرودست و عده ای فرادست، عده ای تهیدست و عده ای با دستان پر، عده ای دزد و فاسد و عده ای فقیر و بی خانمان، هستند. آنهایی که به میدان آمدند می دانستند به مصاف رژیمی دیکتاتور و بی رحم که به سلاح، پول، زندان، شکتجه، تجاوز، دروغ، شیادی و …مجهز است، خواهند رفت. مردمی که تنها شعارهای شان و اراده های شان و گامهای استوارشان، سلاح شان در برابر حکومت است.

    اگر نمایش روز چهارشنبه به قول پاسدار جعفری، سرکرده کل سپاه نشان اقتدار است پس چه احتیاجی به این هم داغ و درفش، زندان و دستگیری و کشتن و زخمی کردن دهها تن از مردم بپاخاسته است.

    پاسدار جعفری روز چهارشنبه اعلام کرد که «می توانیم بگوییم روز پایان فتنه ۹۶ است» اما مردم در شامگاه همین روز به این پاسدار فهماندند که امروز تازه آغاز آن توفانی است که همه شما را درو خواهد کرد.

     
  80. درود بر ملت آزاده

    » هفتمین روز؛ ادامه اعتراضات مردمی در حداقل ۴ شهر ایران
    » کمیسر حقوق بشر سازمان ملل از ایران خواست نیروهای امنیتی را مهار کند
    » نامه شوراهای صنفی ۳۰ دانشگاه کشور به وزیر علوم در خصوص دانشجویان بازداشت شده در روز های اخیر
    » انفجار مین در کردستان یک کشته برجای گذاشت
    » یک زندانی در کرمانشاه اعدام‌ شد
    » مرگ یک زندانی پس از ضرب و شتم در زندان بیرجند / شکستگی دست زندانی دیگر
    » دیده بان حقوق بشر به ایران: استفاده از زور بیش از حد علیه راهپیمایان را متوقف کنید
    » صدور حکم ۱۹۸ ضربه شلاق برای دو متهم
    » محرومیت ۱۰ ساله دانشجوی ستاره‌دار از حق تحصیل
    » سه زندانی از اعدام رهایی یافتند
    » دو تجمع اعتراضی برگزار شد؛ معوقات مزدی کارگران در چهار واحد صنفی﴿هرانا﴾

     
  81. پیام دکتر محمد ملکی

    پیام «دکتر محمد ملکی»
    بمناسبت قیام حق طلبانه ملت ایران

    بسم الحق

    جوانان، دانشجویان،
    زحمتکشان، و هموطنان عزیزم!
    اعتراضات سراسری شما علیه فقر و فساد و ظلم را تحسین میکنم، و برای این خیزش ملی آرزوی پیروزی، و برای ایران آرزوی آزادی دارم. مرا بعنوان پدر پیرتان با خود همراه بدانید.

    بارها به مقامات “نظام ولایی” هشدار دادم که نظام تان پایدار نیست، چرا که بر پایه ظلم و فساد و دزدی بنا شده، و دیر یا زود با خیزش مردم سقوط خواهد کرد. البته باور آن برای بسیاری مشکل است، اما این قانونمندی تاریخ و طبیعت است.

    در ادامه تظاهرات و اعتراض برای مبارزه با ظلم و بی عدالتی توصیه هایی دارم که امیدوارم مورد قبول واقع شوند :

    1. خواسته نهایی ما انجام «رفراندوم» برای تعیین نظام مطلوب مردم با نظارت مراجع بین المللی است.

    2. از نفوذ افراد فرصت طلب و خشونت گرا که اغلب توسط حکومت سازماندهی میشوند، در جمع خودتان جلوگیری کنید.

    3. خرابکاران را از میان خود برانید، و نهایت تلاشتان را برای پرهیز از خشونت بکار گیرید. سربازان و نیروهای نظامی را به پیوستن به صفوف ملت فرابخوانید، و آنها را به نافرمانی و بدفرمانی دعوت کنید.

    4. به سخنان فریبکاران و روشنفکرنمایان که سعی دارند با حرفهای قشنگ و وعده های دروغ شما را بفریبند، بها ندهید.

    5. خشونت و مرگ را که میراث نظام ولایی است، از شعارهایتان پاک کنید، و حتی «ننگ بر دیکتاتور» را بجای «مرگ بر دیکتاتور» آرزو کنید. ما در ایران آینده نمیخواهیم مانند “نظام ولایی” چوبه های دار برپا کنیم، بلکه میخواهیم بیداد تمامی این سالها را در دادگاههای عادلانه «دادخواهی» کنیم، تا چرخه ی خشونت و اعدام برای همیشه در سرزمینمان متوقف شود.

    6. به قدرت خود اعتماد کنید، و تا پیروزی کامل جنبش را ادامه دهید. روشهای خلاقانه اعتراض و اعتصاب را بکار گیرید، تا مقامات حکومت را وادار به پذیرش مطالبات بحق خود کنید.

    7. از گذشته پند بگیرید، و به آینده امیدوار باشید، و بدانید نهایتا پیروزی از آن مردم است، و ظلم رفتنی است.

    پدر پیرتان، دکتر محمد ملکی
    13 دی ماه 1396

     
  82. محمد نوری زاد

    هموطنانم

    فوران خشم شما، بر چشم آنانی که باید بنشیند، نشست. مباد که این خشم، بخاک افتد و دستاوردی نداشته باشد. پس، برای دستیابی به خواسته های قانونی خود، خشم خود را مدیریت می کنیم.

    همه ی ما، یکپارچه، روح مطالبه گری را در خود زنده نگه می داریم. و با آواری از داخل و خارج، مصرانه می خواهیم که وزیر کشور (رحمانی فضلی ) بخاطر کشته شدن عزیزان ما، استعفا بدهد و در دادگاهی مستقل محاکمه شود. او مسئول مستقیمِ تأمین امنیتِ جانِ ایرانیان است. گرچه وی چاکری ست از چاکران حضرت رهبری و سپاه، و اختیاری از خود ندارد. به او می گویند: بکش، می کشد. اگر به این خواسته ی قانونی و مدنی ما (استعفای وزیرکشور) بها ندادند و به ما خندیدند و حتی به سمتِ ما شیشکی در کردند، ما نیز همین خنده ها و شیشکی ها را لای دستمالِ صبوریِ خود نگهداری می کنیم تا زمانی که یک به یکِ این نابکارانِ به زیرکشیده شده را دادگاهی کنیم. همانجا، دستمال های خود را می گشاییم و خنده هایشان را تحویل شان می دهیم.

    همه ی ما، خشم و نفرتِ خود از دم و دستگاه ولایی و سرداران ایرانخوارش را تا بزنگاهی دیگر صیانت می کنیم. تا روزی که یک”نه”ی بزرگ بر بشقابِ نفرتِ خود بنشانیم و تقدیم کسانی کنیم که: ایرانی نیستند و تعلقی به ایران ندارند و تا کنون جز غارتگری، با ایران و ایرانی نداشته اند. بله، ما صادق ترین پرورش دهندگانِ این نفرت و این خشم بزرگ خواهیم بود.

    محمد نوری زاد
    سیزده دیماه نود و شش – تهران https://t.me/MohammadNoorizad

     
    • آقای نوریزاد ، وزیر کشور ، پادو و نوکر رهبر و روحانیست . فرض که استعفا بدهد ،یک مزدور دیگر جایش می گذارند . مشکل مردم این وزیر یا آن وزیر نیست ، کل نظام است . مگر در سایتها نخواندید که روحانی طی پیامی از نیروهای انتظامی بخاطر برگرداندن آرامش به کشور ( قتل و دستگیری تظاهر کنندگان ) تشکر کرد ؟؟؟ آمر و جلاد کسان دیگری هستند و وزرا و نمایندگان مجلس ، نوکر و چاکر و مطیع اوامردربار آخوندی …..روحانی اگر غیرت و شرف و حس وطن پرستی داشت باید خود را بخاطر این ننگ این جنایت می کشت ، اما او حتی فرزندش را قربانی شهوت مال و مقام کرد چه رسد به فرزندان دیگران …

       
      • گناه وزیر کشور چه بوده؟ اینکه مسئولیت نیرویی که مامور برقراری نظم و امنیت در جامعه و جلوگیری از اغتشاش و هرج و مرج و تخلّف از قانون است با اوست می شود جرم وزیر کشور؟!

         
  83. علی محمدزاده

    درود به روان پاک شهدای دیماه جاری من متعجبم از اینکه عده ای از حل موضوعی ومسئله ای به این سادگی عاجزند . مردم ایران از تمام اقشار جامعه در خرداد 1376 با رای خود متمدنانه خواسته های خودرا به گوش نظام رساندند در حالیکه تمام روحانیت ومراجع تقلید وسران تندرو سپاه از انتخاب ناطق نوری حمایت کردند وتمام امکانات مادی ومعنوی وتبلیغی وتهدیدی خودرا بکار بردند موفق نشدند رای بیاورند ومردم با اکثریت قاطع به خاتمی گذشته از فیلتر شورای نگهبان رای دادند وخواسته های خود را که 180 درجه با خواسته های حاکمیت زاویه داشت به عنوان رییس جمهور خود انتخاب کردند حاکمان وانتصابیون حاکمیت بقول خاتمی از هر 9 روز قائله ای سرنگون ساز برایش ایجاد کردند ومانع حرکت او در جهت خواسته های معقول ومشروع وقانونی اوشدند مردم به جز خون دل خوردن چیزی نصیبشان نشد روز اخر ایشان گفتند در ایران رییس جمهور یعنی تدارکاتچی .در زمان او قتلهای زنجیره ای به فتوای فقها انجام دادند رهبران یهودیان را سلاخی کردند به اروپا برای شلیک موشک حمل کردند روزنامه ها را فله ای بستند وچه بیگناهانی را که نکشتند یعنی جلو چشم مردم چنان دهن کجی به ملت ورای ملت نمودند که نه چنگیز ونه اسکندر ونه اعراب ونه تیمور چنین میکرد چون انها عقل داشتند ومردم را لازم .ولی اینها اصلا از روز اول خودرا بی نیاز از توده مردم دانسته والانهم در ان فکر ونظرند .بیچاره موسوی را مردم از خانه اش به میدان انتخابات کشاندند ومن شخصا انروزها مشابهت زیاد با بیعت مردم مدینه با حضرت علی ع در ذهنم تداعی میکرد به او رای دادند منتها عقاب حکومت بر شانه احمدی نژاد نشست حتی یکنفر از خلافها وبیقانونیهای احمدی نژ اد در شهداری تهران بیخبر نبود حتی 5 در صد مردم به او رای نداده بودند چون او را میشناختند بلاخره مردم معترض شدند انهاییکه انتخابات را مهندسی کرده بودند در هر سخنرانی اعلام میکردند که ما چنین نقشه ریختیم وچنان پیاده کردیم ومصلحت چنین ایجاب میکرد که موسوی رای نیاورد ورییس جمهور نشود در اینحال ودر عین حال هزاران فرد مومن به انقلاب ونظام را دستگیر وبه ناحق زندانی وشکنجه وحدود 400 هزار تحصیلکرده را نیز از مملکت کوچاندند احمدی نژادرا آوردند سند نصف داراییهای کل مملکت را بنام سپاه زد چون خودش میدانست که نماینده مردم نیست رییس جمهور ونماینده سپاه بود نصف دیگر دارایی مملکت را هم بدون حساب وکتاب خرج کرد فقط در روز اخر ریاستش 16 میلیارد پول مانده بود به انهم رحم نکرد بلاخره وقتی اورندگان او به اهدافشان نائل شدند اورا منحرف نامیده رهایش کردند دوباره ملت یتیم وبیچاره عقل را جمع وبامید اصلاح امور به روحانی رای دادند بعد از ان اگر برای خاتمی از 9 روز یک نقشه براندازانه میریختند برای او هر روز این کاررا کردند چون در زمان خاتمی اینقدر قدرت مادی ورسانه ای ونفوذی در دستگاههای اجرایی نداشتند در زمان احمدی نژاد 36 هزار نفر 5کلاسه را بعنوان عضو هیئت علمی دانشگاهها کرده بودند وده هزار 5 کلاسه را بورسیه برای تحصیل در خارج کرده بودند وتمام فرمانداران وبخشداران ومدیران کل وحتی روئسای ادرات هم از سپاهیان بودند حالا روحانی به هر طرف نگاه میکرد وحرکت میکرد مانع میدید حتی اینها چون سیرمانی نداشتند به این وضع هم قانع نبودند ومیخواستند ملت را بر علیه روحانی بشورانندمنتها اینجایش را نخوانده بودند که خدا هم صبرش حدی دارد وبشر هم تا جایی تحمل نداری وتحقیر وبدبختی وبیچارگی وبیعدالتی وظلم و….. را میتواند تحمل کند اگر از حد تحمل گذشت واکنش نشان میدهد انصافا نجیبتر ومتحملتر از مردم ما در دنیا وجود ندارد تمام انبیاءواوصیاء وانسانهای مفید اولین هدفشان اصلاح جامعه بوده من نمیدانم چرا در مملکت ما افساد بر اصلاح اولی شده وهر اصلاح طلب فتنه گر نامیده میشود اصلا این اصلاحات چه ضرری به اقایان داشته ودارد اگر از همان سال 76 در برابر اصلاحات مانع ایجاد نمیکردند الان شاید برای 50 کشور الگو بودیم وبا تمام دنیا ارتباط سالم داشتیم ودر امد سرانه ما 8 برابر امروزی بود وانقلاب وحکومت ما برای قرنها ماندنی بود بادوام بود قوی بود مردمش نترس بودند در بین کشورها حرمت داشتیم امروزه حتی در فلسطین یا عراق ویا حتی سوریه هم مارا ادم حساب نمیکنند بدون اخذ روادید اجازه سفر به اینها را نداریم من نمیدانم جنگ ما با علم وعقل کی تمام خواهد شد ؟من بامید اینکه روزی مشاهده کنم مسولین وروحانیون ما با علم وعقل اتش بس اعلام کرده اند زنده ام ونفس میکشم از روزیکه یادم میاد روحانیت ما مثل سد اسکندر در مقابل علم وعقل صف بسته اند اگر قدرت در مقطعی از زمان (دوره پهلوی)از دستشان در نمی رفت الن حتی یک نفر در ایران با علم روز اشنایی نداشت مگر فرزندان ونوادگان خودشان انهم برای بهره گیری همه جانبه امیدوارم تا نمرده ام این صلح واشتی را بین علما وعلم وعقل ببینم .انشاالله

     
  84. چون این روزها اکثریت مردم در راهپیمایی ها به رهبر اهانت کردند و قلب سید مرتضی را به در اوردند من در حمایت از رهبر یکی از سروده های سابقم را جهت دلجویی از ایشان یه سید مرتضی تقدیم میکنم:

    الا یا ایها الرهبر زده زیبایی رویت بر این جسم و بر این جان ها
    چه تاولها چه تاولها
    الا یا ایها الرهبر همی دانم غم دین را ، کنی هرشب
    تناول ها تناول ها
    زبانم لال اگر میری ، نمیدانی در این دنیا به پیش اید
    چه معضل ها چه معضل ها
    تو هستی رهبر هرکس چه این زشتان و بد رویان
    چه خوشکل ها چه خوشکل ها
    تو از بس پر خرد هستی کشاندی کار دشمن را
    به مشکل ها به مشکل ها
    به گیتی مردمان یکسر ، به ساز تو همه رقصند
    چه مایکل ها چه جکسون ها
    همه حکام دنیا در بصیرت ، پیش تو هیچند
    چه انگل ها چه مرکل ها
    تو اشعار نکو گویی و هر شاعر به پیشت لنگ اندازد
    چه سعدی ها چه حافظ ها
    هزاران بار خوبی تو ولیکن ارزشت را کس نمی داند
    نه ادم ها نه ملاها
    /

     
  85. آقاي نوريزاد! اگر اكنون شما و همقطاران شما و مردمان روشنگر به صفوف جوانان ملحق نشويد تا مرگ بر ديكتاتور را بر ننگ بر ديكتاتور تبديل نكنيد، آنگاه است كه بايد از سوريه شدن ايران هراسيد. تنها راه رسيدن به مقصود همانا حضور همه گير و فراگير و دائمي مردم در كف خيابان است؛ تنها در اين حالت است كه تفنگها خفه مي شوند.

     
  86. البته که نیکی هیلی غلط کرد.. فقط مقام رهبری و سردار سلیمانی و مراجع حق دارند بخاطر تظاهرات بحرین و شیخ های آنجا، تهدید به سرنگونی حکومت بحرین و کشورهای خلیج بکنیم..ما اینیم!!

     
  87. سید مرتضی گرامی…چشم حتما.. اگر شما نیم درصد هم احتمال بدهی ممکن است همه نطراتت باطل باشد اینگونه بی محابا با همه چیز این حکومت بطور دربست موافقت نمیکنید..حالا اگز دوست داری همین را برایم بنویسی قدمت روی چشم!..ما که حرف سید را به اندازه نیم درصد قبول داریم.شما هم به همین اندازه دلت با عثمان باشد..

     
    • عثمان گرامی،در مورد کامنت بالا می گویم کسی از اینجا “تهدید به سرنگونی حکومت بحرین” یا کشورهای دیگر نکرد،چیزی که معمولا تذکّر داده می شود این است که بحرین حقوق شیعیان آنجا را مراعات کند و ایران هیچگاه حکومت قانونی بحرین را به سرنگونی تهدید نکرده است و همیشه خواستار روابط خوب با همسایگان عرب خویش بوده است،رفتارهای هسته مرکزی سیاست امریکا و خصوصا رئیس جمهور فعلی آن هم نیازی بتوضیح ندارد اگر درست کلاهتان را قاضی کنید.
      در مورد کامنت دوم هم می گویم من هیچگاه نگفته ام که بطور دربست همه چیز حکومت جمهوری اسلامی را موافقت دارم،شما مختصر و تلگرافی می نویسید اما سعی کنید در تلگرافی نوشتن مطالبتان هم عمق داشته باشد نه فقط کنایه زنی های کور و متعصّبانه…

       
  88. در تاریخ و خاطره تاریخی هر ملت و هر قوم، ایام خاص هستند که هیچ‌گاه فراموش نمیشوند. برای مثال در ایران روز ملی شدن نفت هیچ‌گاه از خاطره ها محو نمیشود. در این 40 سال گذشته نیز انتخابات 88 و نتایج و عواقب آن بعنوان نقطه عطفی در زندگی ایرانیان همواره به یاد کار خواهد ماند که چگونه حکومتی با توسل به شیوه‌های غیر اخلاقی به آنی مشروعیت خود را از دست داد و ملتی بی دلیل و بی‌گناهی نکرده به بدترین سقوط اخلاقی و اقتصادی و سیاسی خود رسید.

    وقایع این چند روزه دیماه جاری نیز از آن حوادث عجیبی است که خود را در آعوش حافظه تاریخی ایران جای داد. اعتراضاتی از سوی پایین‌ترین اقشار جامعه و در دور ترین و کوچکترین شهرهای کشور که نه مرکز صنعتند و نه تجارت و نه علم. جنبش اعتراضی جوانانی که از وحشت آینده‌ای تاریک به فریاد آمدند تا شاید در این تاریکی کسی صدای آن‌ها را بشنود.قریادهائی که نه نشانی از آن الله اکبر معروف داشت و نه از امامی و پیغمبری یاری خواسته شد. هر چه بود اعلام پایان یک دوره در تاریخ بود که این نا امیدان را امیدی دیگر به هیچ‌کس نیست. نه بست نشستند و نه به مرجعی رجوع کردند. نه قرآنی بر دست داشتند و نه دعائی خواندند. هر چه بود فریاد غریبی و درماندگی بود که آیا کسی هست که ما را یاری کند؟

    نسل جوان ایران که سهم جمعیتی اش رو به افزایش است با مشکلات نفس گیری مواجه است. این نسل بالاترین آمار ثبت نام را در مراکز آموزش عالی دارد ولی این آموزش به کارش نمی آید. اولاً جائی برای کار نیست و دیگر اینکه وقتی مکانی هم باشد آنا نرا مهارتی نیست.مطالب درسی بطور آشکار قدیمی و بی مصرفندواستادان معلوم نیست که مدارکشان تا جه حد درست است.بیشتر مطالب درسی دانشکاهی بدرد کار در نهادها و وزارتخانه ها ئی میخورند تا مراکز پویا و رقابتی صنعت.

    در دنیای دیجیتال، دسترسی آنان به فضای مجازی با مشکلات همراه است.در صحنه زندگی قادر به ازدواج نیستند. اگر ازذواج دروازه ورورد بدنیای بلوغ اجتماعی باشد، بخش عمده جوانان قادر به وارد شدن به این دنیا نیستند. هزینه ای وحشتناک ازدواج و تشکیل زندگی دز همان اوان کار آب سردی به سر جوان میریزد. در این میان جوانان مرفه و آقازاده چنین مشکلی ندارند. دختران در این میان آسیب پذیرشان بیشتر استو در گزارش سال 2010 سازمان ملل از نابرابری جنسیتی، ایرن در رده 123 است که در مقایسه با سال 2006 که درردیف 108 بوده، حکایت از سقوطی بزرگ دازد.

    جوانان به همراه اغلب خانواده خود توان ایفای نقسی در اقتصاد ایرارن را ندارند و اکثراً مصرف کنند هستند تا تولید کننده.

    با این ملاحظه مختصر باید گفت که «حکایت همچنان باقی است و شورهای برگتر در راه»..هر چه آرامش است قبل از توفان است.

    یکی از سئوالاتی که در داستان جناب نوح مطرح است این است که کدام دسته ساده اندیش و بی فکر بودند؟ نوح و یا کسانی که به او میخندیدند؟..طوفان نوح نشان داد که منقدین نوح ساده انگ ار بودند..وقوع طوفات قطعی بود..آنها که آسوده میخوابیدند در حقیقت بر مرگ خود صبر میکردند.

     
  89. اخبار: رویکرد اعتراضی معترضان نسبت به برخی مشکلات موجود در کشور، باعث شد که مجلس و دولت کارگروه ویژه ای را برای رفع مشکلات در جریان بررسی بودجه سال 1397 تشکیل داده و برخی اقدامات فوری را برای برطرف کردن مشکلات و تحقق مطالبات مردم انجام دادند که برخی خبرها و گزارش ها در این خصوص تا کنون منتشر شده است.
    مش قاسم: اینا اگه اینهمه زرنگن که با برخی “اقدامات فوری” در عرض دو سه روز برای “برطرف کردن مشکلات و تحقق مطالبات مردم انجام دادند” توی این ۴۰ سال کجا بودن؟ اینا خیال میکنن با یه مشت احمق و نفهم و کور و کر طرفن که از هر طرف بتونن برونشون و شیره به سرشون بمالن. به این میگن تحقیر یه ملت.

     
  90. سایت چوپون حاجی سردار/* شده: دوم آنکه قابلیت تأثیرگذاری فضای مجازی به دلیل ضعف ابزارهای داخلی است. اگر صدا و سیما رویه خودش را اصلاح نکند که متأسفانه هیچ علامتی برای امیدواری در این راستا هم مشاهده نمی‌شود، تتمه اعتبار آن نزد مردم از بین خواهد رفت و تأثیرگذاری ویرانگر شبکه‌های اجتماعی در آینده بیشتر خواهد شد.
    مش قاسم: اینکه …(سه نقطه از مش قاسم) به اونی که رئیس و مرئوس این سازمان/* رو منتصب میکنه! حقشه!

    /*: ک

     
  91. این جناب سید مرتضی چه عشقی‌ میکنه که نماینده حکومت مافیایی و سرا پا فاسد پوتین در سازمان ملل همان اراجیف سرداران و ضحاک را در بارهٔ قیام سراسری مردم ایران نشخوار کرده است. پوتین تب‌ کرده که دوران اشغال ایران به پایان نزدیک است و گماشته وی یعنی‌ نور دیدهٔ سید مرتضی، باید به پایان سلام کند.

     
    • جناب نوید،سعی کنید در گفتگو مودّب باشید و فقط استدلال کنید،من گماشته کسی نیستم،این مطلبی را هم که آن خانم نماینده روسیه در سازمان ملل بصورت نقض به رویکردهای متناقض دولتمردان امریکا وارد کرده است همه می فهمند،یعنی اینکه خود دولت ایالات متحده امریکا علیرغم منادی حقوق بشر بودن و دخالت در این کشور و آن کشور ،جنبش وال استریت و آن ماجرای فرگوسن را سرکوب کرده است یا بطور مستمر از گذشته تاکنون ظلم هایی در حق سیاه پوستان یا سرخ پوستان امریکا روا داشته است چیزی نبوده و نیست که فهم آن ابتکار نماینده روسیه بوده باشد،این دو گانگی های امریکا را همه می فهمند منتها اشاره من به او از این جهت بود که هیلی نماینده امریکا در سازمان ملل چیزهایی گفته بود و از شورای امنیت درخواست جلسه فوق العاده کرده بود من گفتم نماینده روسیه پاسخ روشنی به او داد در این جهت که امریکا بهتر است پاسخگوی سرکوبی وال استریت و فرگوسن باشد بجای اینکه بیاید از اقلیتی در ایران و شعارهای خاص آنان حکایت کند،ضمن اینکه کشورهای نماینده شورای امنیت پاسخ خوبی به هیلی دادند که ضرورتی برای اجلاس شورای امنیت احساس نمی شود.شما بجای اینکه متعصّبانه به من بعنوان یک شهروند حامی جمهوری اسلامی کنایه بزنید اندکی بیندیشید که شرم آور نیست که در ایران گروه محدودی از جوانان در شهرهای مختلف ایران و از طریق شبکه های اجتماعی فراخوان دهند و شعارهایی بدهند و در ادامه به شورش و تخریب اموال شخصی و عمومی بپردازند یا بخواهند نیروی های مسلح در کلانتری ها را خلع سلاح کنند و با آنها طبق عرف متداول در دنیا برخورد شود،آنگاه نماینده یک کشور متمدن بیشرمانه بیاید شعارهای اینها را بانگلیسی ترجمه کند و روی آن مانور دهد و در مورد یک موضوع داخلی در یک کشور دخالت کند و بخواهد شورای امنیت را علیه حکومت ایران تحریک کند؟! همینطور شرم آور نیست که رئیس جمهور پوپولیست و تاجر مسلک این کشور نظام اداره کشور خود را رها کرده و دائم بنشیند پشت رایانه و علیه ایران و مردم ایران توئیت کند و دولت و حکومت قانونی ایران را تهدید کند؟ اینها از نظر شما منطقی است؟ یعنی فهم و شعور ترامپ و آن خانم نماینده نباید به این برسد که تفاوت بین اکثریت یک جامعه و یک اقلیت ناچیز با شعارهای خاص را درک کند؟آیا مردم ایران همان تجمعات صد صدو پنجاه نفری پراکنده در مناطق مختلف هستند که بالاترین سقف حضور آنها طوری که گفته می شود هزار یا هزار و پانصد نفر می باشند و این صدها هزار جمعیتی که در ظرف دیروز و امروز پیش از فرا رسیدن 22 بهمن ،22 بهمن دیگری خلق کردند اینها از نظر شما و ترامپ و نیکی هیلی و جامعه متمدن ،مردم ایران نیستند؟! قبلا گفتم من نمی گویم این جوانان معترض ،مردم ایران نیستند،بله اینها هم جزئی از ملت بزرگ ایران هستند،چیزی که هست این است که راه و روش اعتراض و انتقاد آنان صحیح نبوده است،برای اینکه اعتراض و نقد به گرانی این نیست که بانک آتش بزنند،یا شیشه های اماکن عمومی را خرد کنند،یا اتومبیل نیروهای دولتی را واژگون کنند،یا ماشین آتش نشانی را بر سر دو شهروند بیگناه آوار کنند،یا به مرکز نیروی انتظامی در جایی حمله کنند و آنرا به آتش بکشند و بخواهند آنها را خلع سلاح کنند،اینها را هیچکس در دنیای متمدن و در دموکراسی،اعتراض مدنی و نقد نمی گوید،اینها فقط شورش کور،و اغتشاش و بهم زدن نظم و امنیت جامعه نام دارد،حال در این میان در داخل و خارج از کشور کسانی یا دولت هایی یا فراریانی از این کشور در خارج به این حرکات شورش گرانه یک تعداد معدود امیدوار شده اند،شما و کسانی هم در این سایت که روشن است جربزه حضور در این تظاهرات نداشتید برای اینکه همه در کوران این اعتراض ها در این سایت مشغول نوشتن بودند! و حالا که قضیه کنترل شده دائم یک شعری اینجا خوانده می شود که :مردم سرکوب شدند! و چه و چه،مردم آیا فقط این تجمعات پراکنده در نقاط مختلف بودند که مجموع آنها از 15 هزار نفر بیشتر نبودند و با قطع تلگرام همه هیجان آنها و دیگران کاهش یافت؟ آیا چشمان شمایان این تجمعات وسیع دیروز و امروز و محتملا فردا در شهرهای مختلف بزرگ و کوچک را نمی بیند؟و اینها که دیروز و امروز در شهرهای مختلف بخیابان آمدند و به آتش کشیدن پرچم کشورشان توسط عده ای فریب خورده را تقبیح کردند،شهروندان این کشور نیستند؟ و اینها آیا همه عمّال و عوامل حکومتند؟ قدری چشمتان را باز کنید و تفاوت واقعی بین اکثریت و یک اقلیت ناچیز که طرز تفکرشان طرز تفکر شماست را درک کنید.

       
      • جناب سید مرتضی لطفا این لینک را نگاه کنید تا هیبت و هیمنه و بنیان تمامی استدلاهای شما در واکنش به من و به حمایت از جانیان و غارتگران اشغالگر، بسان لایه‌ای برف نیم بند در زیر تابش آفتاب نیمروز تابستان جنوب بخار شوند. استدلال میخواهید؟ این لینک را چند و چند باره ملاحظه بفرمایید.

        https://youtu.be/SsNPWNI2YkI

         
  92. ببینید این آخوند زاده چی گفته :

    مثلا جزء بهترین ها و روشنفکر ترین ها در مجلس گ ….ی محسوب میشود و از اصلاح طلبان و مورد حمایت روباه مکار :

    توهین پسر آخوند مطهری به معترضان و تاریخ ایران

    علی مطهری نایب رئیس مجلس شورای اسلامی یادداشتی منتشر کرد که متن آن به شرح زیر است:

    یکی از شعارهای حرکت‌های اعتراضی اخیر «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» بود. باید از شعاردهندگان پرسید جمهوری ایرانی چیست؟ وقتی اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران مسلمان هستند طبعاً جمهوری ایرانی همان جمهوری اسلامی خواهد بود. ایرانی بودن ما چیزی نیست که در مقابل اسلامی بودن ما قرار گرفته باشد.

    اصولاً یکی از مقومات ملیت مردم یک جامعه مذهب آنهاست. بنابراین اسلام یکی از مقومات ملیت ایرانی ماست نه چیزی در مقابل ملیت ما؛ مگر این که ایران را ایران قبل از اسلام در نظر بگیریم و مقصودمان از جمهوری ایرانی حکومتی مانند حکومت ساسانی باشد با قید جمهوریت، یعنی یک حکومت فاسد طبقاتی که مثلا فرزند کفشگر باید کفشگر می‌شد و حق نداشت شغل دیگری داشته باشد و پادشاه آن خسروپرویز در حرمسرای خود سه هزار زن را اسیر کرده بود و اگر می‌شنید زن زیبایی در گوشه‌ای از ایران وجود دارد او را هم می‌افزود، یا پادشاه دیگر آن انوشیروان که به غلط به «عادل» مشهور شده است وقتی یکی از وزیرانش مشورت و نظری برخلاف نظر خودش ارائه کرد دستور داد آنقدر با دوات بر سرش کوبیدند تا از دنیا رفت.

    اگر مقصود شعاردهندگان «جمهوری ایرانی» چنین حکومتی است، ‌باید به آنها گفت مردم ایران برای نجات از چنان حکومتی اسلام را با آغوش باز و در کمال آزادی در امتداد زمان پذیرفتند و تسلیم حقیقت شدند و چون آن را حق یافتند بیشترین خدمت را به اسلام کردند همچنان که امروز خدمتشان را می‌بینیم.

    آری، می‌پذیریم که در جمهوری اسلامی گاهی آن گونه که باید مطابق اسلام عمل شود عمل نشده است. ولی راه آن تلاش برای اصلاح امور است نه شعار دادن برای بازگشت به ظلم و خرافات قبل از اسلام. پیش از شما رژیم پهلوی تلاش مذبوحانه‌ای برای بازگشت ایران به ایران قبل از اسلام کرد با جشن 2500 سال شاهنشاهی ایران و تغییر تاریخ اسلامی به تاریخ شاهنشاهی که پاسخ خود را با کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» استاد شهید مطهری و سپس با انقلاب اسلامی مردم ایران دریافت کرد. اگر دوباره مرد این میدان هستید بسم الله، ولی آزموده را آزمودن خطاست.

     
    • این سخن که بصورت گزاره های شرطی بیان شده سخن متین و مستدلّی است و مستظهر به شواهد تاریخی هم هست، از نظر شما کجای آن توهین به معترضان یا تاریخ ایران است؟ و به چه دلیل؟

       
      • با درود به جناب نوری زاد
        دلایل توهین
        شیخ مرتضی قم نشین و خیلی باشرف ! دلایل توهین شیخ زاده مطهری به مردم را میخواست
        1-اول این شیخ مرتضی دلیل بیاورد که در حرمسرای خسرو پرویز سه هزار زن موجود بوده !
        2-چطور ما که به اعراب وحشی و گرفتن برده اشکال میکنیم وی میگوید رسم آن زمان بوده و اشکالی ندارد ولی سه هزار زنه بودن بدون مدرک خسرو پرویز اشکال دارد
        3- در کتاب سوزان قوم وحشی عرب دیگر چه مدرک و دلیل مکتوبی باقی ماند که ثابت کند این تمدن بر بیشتر آسیا سیطره داشته فقط سنگ نوشته ها و ابنیه ها و ابنیه خراب شده باقی ماند
        3- تمدن آن روز ایران برپایه علم و نخبه پروری علمی و قهرمان پروری بود که متاسفانه بدست مشتی شارلاتان که مدعی بودند نگهبانان دین زرتشت هستند و به اصطلاح آخوند درباری بودند و در اواخر ساسانیان توسط همین آخوند جماعت آن روز مملکت قبضه شده بود و تعیین شاه مملکت به دست همین قوم بی وطن افتاد .
        4-سلمان پارسی یکی از همان آخوند های موصوف بود که به اسارت اعراب رفت و به حضرت محمد مشاوره میداد (بروید و سرگذشت این سلمان را بخوانید ) و هموبود که راه های ورود به مملکت ایران را به اعراب آموخت وبه پاداش این خیانت ملک ری به تصرف وی آمد و تا پایان عمر ازدواج نکرد
        4- شیخ زاده مطهری و شیخ مرتضی قم نشین از یک قماش هستند که حرمسرای پادشاه ایران را به چشم دیده اند ولی غارت و چپاول و کنیز گیری و برده گیری از ایران را کتمان میکنند و مدعی هستند که اعراب که حتی خط نداشتند و ایرانیان برایشان خط اختراع کردند اولا بودند
        5- آیا منکر این هستید که قوم عرب به ایرانی برای استخفاف بیشتر موالی اطلاق میکرد و جوانان نا آگاه مثلا مذهبی میگویند ما موالی تو هستیم یا حسین !
        جناب نوری زاد شیخ مرتضی قم نشین با کمال نا جوانمردی اعتراض مردم را نادیده میگپرد و با کمال وقاحت و مسخره بازی آمار وزارت کشور را به ما قالب میکند و بارهای بار جناب عالی را به سخره گرفته و شما هم که با گفتن دوست عزیزبه خاطر خالی نشدن رینگ به وی دلگرمی میدهید ما که از وی خواستیم راجع به زندان ساحلی قم که هم لباسان معترض وی در آن زندان اسیر هستند گذارش بدهد که استنکاف کرد پس از وی بخواهید شرافت بیشتری به خرج دهد ودر همین سایت از رهبرش درخواست کند که مرگ یک بارشیون یک بار فرمان برگذاری رفراندم جمهوری اسلامی
        ( نه ) و یا ( آری ) را صادر کند وخیال همه را زاحت کند .
        البته من نیک میدانم که وی و دیگر شیوخ میگویند ( من چی کاره بیدم ) ولی زمانی که به نفعشان نیست !! خود بقهتر دانید .

         
        • اولا اشاره به مسائل تاریخی توهین نیست اگر مستند باشد.

          ثانیا:این مطلب در تاریخ طبری و کتابهای تاریخ دیگر هست و معروف است،حتی طبری بیش از این را گفته!،من به برخی از منابع که عبوری برخوردم اشاره می کنم:
          عبارت متن عربی تاریخ طبری در شرح احوال خسرو پرویز اینطور است :
          .. و كان يقال: انه كانت له اثنتا عشره الف امراه و جاريه‏..
          (تاریخ طبری،ج2 ص 215)

          ..و نيز هزار پيل بودش، و نيز به كوشك اندر دوازده هزار كنيزك بود بنده و آزاد..
          (تاریخ طبری/ترجمه،ج2 ص 807)
          —-
          2-” .. (خسرو پرویز) يك هزار پيل جنگى داشت و پنجاه هزار اسپ و است بر آخر داشت دوازده هزار اشتر و سى و هشت هزار اسپ تازى بود، و دوازده هزار زن داشت از آن سه هزار آزاد خدمت او كردندى و نه هزار بنده. سى و هشت سال ملك او بود چون بيست سال از ملك او بگذشت مصطفى عليه السّلام مبعوث شد به مكه‏..”
          (طبقات ناصری،ج1 ص 167)
          —-
          3-“… خسرو پرويز را اين پاسخ سخت خوش و شيرين آمد و از زيركى او شگفت كرد و به حرم سراى خود رفت و او را سه هزار زن همخوابه بود آنان را جمع كرد و آنچه زيور داشتند بگرفت و به همسر نخارجان بخشيد…”
          (الاخبار الطوال/ترجمه،ص 173)
          —-
          4-“خسرو پرويز بعد از انوشيروان معروفترين شاهان ساسانى است. از قصور عالى و حرمسرا و تجملات دربار او حكايتها مانده و از او شعراى دوره اسلامى داستانها گفته يا سروده ‏اند. خزانه و گنجها و تجملات او را احدى از شاهان سابق ساسانى نداشته؛ عده زنان اين شاه را مورخين سه ‏هزار نوشته ‏اند. علاوه بر اينها چند هزار كنيزك براى سرودن و نواختن، جزو حرمسراى او بودند. از اينجا مى‏ توان فهميد مخارج دربار ايران در آن زمان چه بود…”
          (تاریخ اجتماعی ایران،مرتضی راوندی،ج1 ص 622)

          ثالثا:ماجرای کتابسوزی ایران و مصر یکی از موهومات بی سند و مدرک متاخران است که پنبه آن زده شده،در این مورد مرحوم استاد مطهری کتابی دارد به همین نام که البته در ضمن کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران نیز آمده است.اگر شما سند تاریخی قابل قبولی بر کتابسوزی در ایران یافتید آنرا مطرح کنید.
          —-
          باقی مطالب ربطی به مساله توهین نداشت بلکه تلخ گوئی های همیشگی بود که خوانندگان به آن عادت کرده اند و از کنار آن با لبخند گذر می کنند.
          در مورد مساله برده داری در اسلام نیز بارها اینجا بحث شده است.

          خوب حالا شما فهمیدی اگر کسی به فاکتی تاریخی اشاره کرد که بر آن سند تاریخی هست ،عاقلان اینرا توهین نمی پندارند؟

           
    • این بنده خدا تازه مغز متفکر و ادم حسابی این نظام است..مردم ایران چون مسلمانند باید حکومت اسلامی داشته باشند!.پس مردم اسرائیل هم باید حکومت یهودی داشته باشند!..پس در میانمار هم کار خوبی میکنند مسلمان کشی میکنند جون اکثرا بودائی هستند و باید حکومت بودائی داشته باشند و نیازی به مسلمانان نیست!..حالا اگر همه بهائی شویم هم باید حکومت بهائی داشته باشیم!
      بعد هم مثل اینکه درخواست شغل آبرومند و در آمد و کار خرافات قبل از اسلام است و کشت و کشتار مردم نعمت بعد از اسلام؟ اینهم جالب است!
      همین که تونباشی کلی برکت است!!

       
      • شما هم که خودتان را مغز متفکّر این سایت فرض می کنید وقتی می خواهید چیزی بنویسید اندکی فکر کنید،این ماست هایی که به دروازه ربط دادید چه تناسبی با مطالب ایشان داشت؟! مردم ایران خواستند که جمهوری اسلامی یعنی جمهوریت مبتنی بر محتوا و احکام اسلام داشته باشند پس جمهوری اسلامی را تاسیس کردند،این اشکالش چیست؟ اشکالش این است که شما به احکام اسلام ملتزم نیستید یا اشکالش این است که شما رای نداده اید؟ خوب آنها خواستند و رای دادند.
        اسرائیل هم که اساسا حکومتی جعلی است،اما فرضا اگر آنها هم آنجا حق حکومت داشته باشند و اکثریت شان بخواهند حکومت یهودی بتفسیری خودشان دارند داشته باشند اشکالش چیست؟ مگر دموکراسی که شما منادی آن هستید چیزی جز خواست عموم یک ملت است؟
        در مورد میانمار هم که دیگر گل کاشتید! چون آنجا اکثرا بودائی هستند باید مسلمانها را بکشند؟! متوجه شدید چه گفتید؟! بحث بحث حکومت است نه کشتن اقلیت،بله اگر در میانمار هم اکثریت بودائی هر نوع حکومتی خواستند تاسیس کنند حقشان است.اگر فرضا جائی همه بهائی شوند نیز باز اکثریت در تاسیس نوع حکومت حق دارند و حاکمیت دارند خواه حکومتی بر موازین بهائیت که تفسیر می کنند خواه هرنوع دیگری.سعی کنید بفهمید چه می گویید چون نوشته شما در فضای عمومی خواهد ماند و ممکن است بعد کسانی به این مطالب لبخند بزنند.
        نخیر درخواست شغل و درآمد و کار ربطی به خرافات ندارد،،مگر این آقا اینرا گفت؟! وقتی می خواهید نقد کنید تعصّب بخرج ندهید اول سخن طرف مقابل را خوب بخوانید و بفهمید بعد ایراد کنید،اشاره ایشان به بحث جمهوری ایرانی و تحلیل مفهومی آن بود که بصورت گزاره های شرطی بیان شد،و این بحث ربطی به قضیه کار و درآمد و شغل نداشت،حالا فهمیدید کی مغز متفکّر بود؟!

         
    • با درود

      اصل و اساس زندگی اجتماعی بر محور اقتصاد میچرخد و اقتصاد پیش شرط هر روش و منش اخلاقی و تفکر دینی و فلسفی است. اقتصاد دو شکل بیشتر ندارد یا باید مالکیت عمومی (سوسیالیستی) یا خصوصی و (کاپیتالیستی) باشد. آخوندهایی که با شعار اجرای عدل علی(ع) و عدالت اجتماعی مردم ایران را فریفتند و به اسارت چهل ساله گرفته اند نه نیت اجرای عدالت دارند و نه توان و دانش آنرا.
      هر دو شکل اقتصادی سوسیالیستی و کاپیتالیستی از روشهای علمی و عملی خاصی پیروی میکنند و در صورت انحراف از اصول خود با شکست مواجه و حتی به ضد خود تبدیل میشود. نظام کاپیتالیستی دارای معایب و محاسنی است، عیب عمده آن نظام بهره کشی انسان از انسان و روابط استثماری آن است. اما محاسنش آزادی اجتماعی نسبی، تولید انبوه و ارزان کالا ، رقابت آزاد و پر و بال دادن به استعداد و خلاقیتهای فردی است. در عین حال جوامع پیشرفته سرمایه داری با ایجاد کار و بکار گیری کارگران و کارمندان، زندگی پرسنل خود را بطور نسبی تأمین، و با بیمه های تأمین اجتماعی و صنفی باعث راحتی خیال و عدم دغدغه آنها از آینده میشوند. در بعضی از آن جوامع فرزندان کارگران از بدو تولد تا مرگ زیر پوشش انواع حمایتها قرار میگیرند بطوریکه حتی جدایی و متارکه والدین هم، بجز خلاء عاطفی خللی در آموزش و پرورش و تربیت کودکان وارد نمیکند. در نظامهای مدعی سوسیالیسم هم تقریباً همان روش نظام سرمایه داری اعمال میشود با این تفاوت که کل اقتصاد تحت مالکیت و انحصار دولتها در میآید و دولتها با سلب آزادی اجتماعی و کشتن انگیزه و خلاقیت و سختکوشی فردی خود جای تمام استثمارگران را میگیرند و عملاً مردم توسط دولت استثمار میشوند ،اما در این نظام مانع فرو غلتیدن ضعیف ترین لایه های اجتماعی به کارتن خوابی و گور خوابی و اندام فروشی و فقر چندش آوری که به صورت مشخصه جامعه ایران در آمده میشوند و فاصله طبقاتی وجود ندارد، میشود گفت که همه مثل هم فقیرند .
      اما جامعه ایران با پندارهای بی ریشه و خیال پردازانه آخوندیسم جهت اجرای عدالت اجتماعی عملاً هیچکدام از محاسن جوامع سرمایه داری و سوسیالیستی را ندارد، در عوض گویی تمام معایب آن جوامع را در مقیاسی چند ده برابر دارد. از طرفی با محروم کردن کارگر از حقوق انسانی و صنفی اش او را به صورت موجود بی هویتی در آورده اند که کارفرما با قرادادهای تحقیر آمیز دوماهه او را اجاره و اجیر میکند و مطلقاً هیچ تعهدی در قبال او و تضمین کار و آینده اش ندارد و هرگاه اراده کند او را از کار و حقوقش محروم میکند (ظاهراً چنین اندیشه نبوغ آمیزی حاصل فقه شیعه است و از روی صیغه کردن زنان بینوا اقتباس ، کپی و تعمیم داده شده است) . از طرفی حکومت با چنگ اندازی بر معادن، راه آهن، بنادر، صنایع سنگین، حمل و نقل دریایی و کشتیرانی، ترابری هوایی، تجارت خارجی، واردات و صادرات، گمرکات و…. کل مشاغل پولساز و درآمدزا را به انحصار خود در آورده و با ایجاد نوعی الیگارشی و خاصه سازی مانع فعالیت بخش خصوصی و فعالیت آزاد اقتصادی میشود وعملاً دچار نوعی تناقض شده زیرا در صنایع و اقتصاد کوچک مالکیت خصوصی محترم و آزاد و در صنایع و اقتصاد کلان، مالکیت خصوصی ممنوع است و ماحصل مشاغل سود آور تنها نصیب بخش اندکی از حاکمیت و حاشیه های وفادار به او میشود و به جای آنکه سود حاصله وارد جامعه شود و در شریانهای اجتماع به حرکت در آید و کار و رونق و فراوانی و ارزانی بیافریند ، سر از بانکهای معتبر خارجی در میآورد و بر روی هم انباشته میشود. چنین اقتصاد بی هویتی به اقتصاد و ثروت حاصل از راهزنی شباهت دارد، و نام آنرا اقتصاد اسلامی و نظام مبتنی و روئیده بر چنین زمینه ای را نظام اسلامی نام گذاری کرده اند. این
      نظام شتر مرغ صفتی که بنا به اقتضای منافعش، روزی مرغ و روز دیگر شتر میشود به هیچ وجه تعهد اجتماعی ندارد و اصلاح نا پذیراست. به همین دلیل همزمان هم مردم محروم و زحمتکش و تهیدست جامعه با آن دشمنند و هم نظام سرمایه داری امپریالیستی!(این عجیب ترین پدیده در تاریح حیات بشریست، زیرا منافع طبقه کارگر و زحمتکش ایران و منافع نظام امپریالیستی هر دو اقتضا میکند که آنرا از سر راه خود بر دارند!) این نظام به معنای واقعی کلمه ضد بشر و غیر انسانیست و با هیچ سیستمی سازگار و هماهنگ نیست. این نظام منحرف، به علت معایب بنیادی خود در سراشیب سقوط قرار گرفته و متحدین سیاسی و نظامیش هم قادر نیستند کمک مؤثری به او بکنند. هیچ بعید نیست که حاکمیت مستأصل به کشتار و قتل عام وسیعی دست بزند به امیدی که با پاک کردن صورت مسئله از تبعات مخرب اقتصاد و سیاست بنا شده بر دشمن انگاری و دشمن پنداری بگریزند. ممکنست حذف فیزیکی معترضان برای مدتی کوتاه عمر نظام را تمدید کند، اما حقیقت آنست که این سیستم قادر به ادامه حیات نیست و دیر یا زود پس مانده حبابهای ایده آلیستیش هم میترکند و در چاه پارادوکس خودش سرنگون خواهد شد. زیرکانی که توسط این سیستم فاسد شده و امید از نظام بریده اند و بنا به ماهیت فاسد خود پایبند میهن و مردم و دین و ملیت و هیچ اصول انسانی ای نیستند، پیشاپیش بوی حلوای آنرا استشمام کرده و بطور سیستماتیک به غارت و چپاول عریان و اختلاس روی آورده و گرچه در ظاهر عمل همدیگر را تقبیح میکنند اما در خفا همدیگر را ساپورت میکنند. نظام راهزنان آدمکش ماندگار نیست.

       
    • نوری زاد این ///////////// را دوست دارد و ندیدی آینده روشن برایش تجسم کرده بود!!!

       
  93. سلام بر ناظران گرامی
    تحلیل زیر از نظر نگارنده تحلیلی منطبق با واقعیات جامعه ایران امروز است.بالاخص در شاه بیت آن که می گوید:” برداشتن فیلترینگ اینستاگرام و تلگرام آزمون حداقلی صداقت دولت روحانی در حفظ حقوق شهروندی است. ادامه انسداد فضای مجازی به معنای عقب نشینی دیگری با عواقب وخیم از سوی سیاسیونی است که با شعار اعتدال رای میلیونها نفر را از آن خود کردند و امروز در معرض آزمون بسیار سخت پیگیری مطالبات همان رای دهندگان به فقدان عدالت و آزادی در ساختار نظام سیاسی ایران هستند.”
    http://www.bbc.com/persian/blog-viewpoints-42542708
    موفق باشید

     
  94. ” ژان پول سارتر : ما هیچ وقت به اندازه دوران اشغال فرانسه توسط آلمان‌ها آزاد نبوده ای ما همه حقوقمان و اولاً حق بيان را ازدست داده بوديم. هر روز، رو دررو، به ما توهين می‌شد و بايد سكوت می‌كرديم … ”
    یعنی‌ که تازه آگاهی‌ عریان پیش چشم ما رژه می‌‌رفت تا آزادی انتخاب ما، یا تسلیم را برگزیند یا بیرون راندن اشغال گران را. و حالا ما ایرانیان یا باید تسلیم اشغال گران باشیم یا اشغال گران را سر جای خود بنشانیم. و طیف وسیعی که ظاهراً شناسنامه ‌ایرانی داشتند اما در خدمت تسلط و بقای اشغالگران بوده‌اند اسم خود را “اصلاحگر” گذاشته بودند و قیام جاری ماسک را از چهره تک تک آنها بزیر کشید و این از اولین نتایج مبارک سحر این قیام است.

     
    • نوید گرامی،اصلاح طلبان چیزی نگفتند جز تاکید بر حقوق مردم در باب انتقاد و طرح مطالبات و خواسته ها و وظیفه عمومی مسئولان در اهتمام به مطالبات قانونی و طبیعی شهروندان ،ضمن مراعات نظم و قانون و پرهیز از اهانت و اغتشاش،و این سخن نادرستی نیست،اینکه مبنای شما بر خلاف اصلاح طلبان،سقوط یا واژگونی نظام دینی است باعث این نیست که سخن اصولی اصلاح طلبان نادرست باشد،پس شما بر مبنای خود مشی کنید و آنها هم بر مبنای خود،اما بدانید که مراعات نظم و قانون اساس بقاء و رشد همه جوامع است.

       
  95. حشمت الله طبرزدی : نیروی انتظامی، نیروی امنیتی مردم را نزنید، سرکوب نکنید، اینها هم وطن تواند

    https://www.balatarin.com/

     
  96. تو گویی یورو نیوز فارسی مستقیما زیر نظر و تحت امر دفتر ضحاک قلم میزند. چنان قطعیت و اعتباری برای بیان و مواضع اشغالگران ایران قائل است که انگار در ایران غیر از اشغالگران کسی‌ دیگر زندگی‌ نمی‌‌کند. بر من حرام اگر دیگر روی این سایت کلیک کنم.دشمنان خود را بشناسیم.

     
  97. جوانان ونوجوانان ایران زمین عاشقان مردم وکشور

    مطالبات تظاهر کنندگان(مردم ایران):

    1- آزادی احزاب.

    2- لغو حجاب اجباری.

    3- برابر ی حقوقق زنان و مردان در رای و ارث و قضاوت.

    4- لغو دادگاهای اسلامی وانقلابی وسپردن قضاوت به متخصصین دارای تحصیلات دانشگاهی.

    5- انتخاب رهبر با رای مردم و آنهم برای حد اکثر دو دوره 5 ساله.

    6- لغو مجلس خفتگان و فرستادن آنها به استراحت.

    7- در پایان سال آینده رفراندمی برای نوع حکومت ویا رفورمهای لارم بر کزارشود.

    8- نام بدهکاران، دزدان و رانت خواران افشا شود و بعد از دریافت آنچه باید پرداخت کنند با آنها و پشتیبانان آنها بشدت رفتار شود.

    9- زندانیان سیاسی و دوملیتی آزاد گردند.

    10-رشانه های ملی مستقل باشند و توسط افراد متخصص این رشته اداره شود.

    11-از فرستادن مردم ایران به کشتارگاه عراق جلوگیری شود شهید بس است.

    12 تشکیلات مذهبی ازهمان خمس وزکات استفاده کنند واز بودجه مملکت استفاده نکنند آنهم نجومی بی حساب وکتاب همچون کلیسا ها در فرانسه.

    13- آقای خامنه موظف به این شود که هرماه یکبار به سئوال خبرنگاران یعنی چشم وگوش مردم جواب دهد.

    14- ستم به اقلیت های مذهبی و قومی متوقف شود و معیار انسان بودن باشد هرچند باید حقوق حیوانات هم رعایت شود.

    15- قطنامه حقو ق بشر جهانی محترم شمرده شود و رعایت وعمل شود.

    16- تبعیض ملغا شود و برحست توانایی ها گزینش شود در دانشگاه های دولتی باید سهمیه بسیج ،و جان باز و آقازاده(آخوند زاده) را حذف کرد، مملکت متعلق به همه هست پس باید همه برابر باشند.

    17- تنها کشوری که سه نیروی جنگی یا دفاعی دارد ایران است آنها چرا ادغام نشوند؟

    18-نمایندگان مجلس مردم از سر سپردگی و طاعت به استقلال برسند تا در راس امور باشند.

    آقای خامنهای آینه ای جلو خود بگذارد و با خود بگفتگو بنشیند و یاران خود را بر رسی کند بخصوص امام جمعه ها: یکی گوید
    موحدی کرمانی: گناه نکنیم تا زمین لزره تمام شود

    علم الهدا: گفتم برو به این سه نفر بگو شما بروید زنای محصنه بکنید، عرق بخورید و انواع فسق و فجور را بکنید بعد هم توبه کنید، خدا شمارا می‌بخشد اما این گناهی که شما در حال ارتکاب آن هستید که ممکن است سرنوشت اسلام و مسلمین در دست غیر بیفتد حتی اگر تا روز قیامت انواع عبادت‌ها را انجام دهید، جهنمی مسلم هستید، زیرا خیانت به اسلام و مسلمین کردید.»

    امام جمعه اصفهان: بی حجابی زاینده رود را خشک کرده

    جناب خامنه ای باید بداند 40 سال جنایت و آدمکشی خودتان مردم را به عصیان کشیده ،دیگران را متهم نکنید مسبب خود شمایید.

     
  98. بیانیه فرهیختگان، نویسندگان و آزادی‌خواهان سوریه در دفاع از تظاهرات سراسری مردم ایران: زنده‌باد سوریه و ایران با همه تنوع قومی و فرهنگی
    – از آنجا که ما درخواست‌های زنان و مردان شرکت‌کننده در تظاهرات را درک کرده و چه مطالبات انسانی و چه سیاسی باشند، درخواست‌هایی عادلانه و به حق می‌دانیم، امروز در کنار آزادگانی که در تظاهراتی گسترده به خیابان‌ها آمده و شعار آزادی سر داده و خواستار آزادی نسل‌های جدید از زندان‌های ولی فقیه و شبه‌نظامیان سپاه پاسدارانش شده و درخواست‌هایشان برای کرامت انسانی‌شان را فریاد زده و اصل مشکل منطقه را توضیح می‌دهد، می‌ایستیم.
    ۱۳ دی ۱۳۹۶
    ما امضاکنندگان این بیانیه و به نام فرهیختگان، نویسندگان و آزادگان سوریه با قیام مردم ایران برای رهایی از حکومت تمامیت‌خواه و قرون وسطایی که ایران و تمام شرق را وارد جنگی فرقه‌گرایانه و نژادپرستانه‌ای کرد که ایرانیان را فقیرتر کرده و تا کنون جان میلیون‌ها تن از مردم ملت‌های منطقه را گرفته، اعلام می‌کنیم.
    ……………..
    https://kayhan.london/fa/1396/10/13/بیانیه-فرهیختگان،-نویسندگان-و-آزادی%E2%80%8C

     
  99. درود بر مردم آزاده
    » محمد صابر ملک رئیسی؛ تداوم اعتصاب غذا در سی و هفتمین روز
    » قتل همسر سابق به‌دلیل ازدواج دوباره
    » مرگ و مصدومیت ۱۱ کارگر در سایه فقدان ایمنی محیط کار
    » ششمین روز؛ ادامه اعتراضات مردمی در حداقل ۱۱ شهر ایران
    » بازداشت دست‌کم ۱۴ تن از دانشجویان تهران
    » انتقال حداقل ۳ زندانی در رجایی شهر کرج جهت اجرای حکم اعدام
    » محمد رحمانیان ممنوع‌الخروج شد
    » بازداشت یکی از مدیران سایت مجذوبان نور
    » بیانیه تعدادی از تشکلهای مستقل کارگری پیرامون اعتراضات اخیر مردمی
    » کودک-مجرم متهم به قتل ستایش چهارشنبه اعدام می‌شود
    » یک زندانی در مشهد اعدام شد
    » کشته و زخمی‌شدن ۵ کولبر در مناطق مرزی
    » دو محکوم به اعدام از چوبه دار رهایی یافتند
    » محاکمه ۲ مأمور پلیس به اتهام قتل دو مظنون
    » انتقال علیرضا نیکزاده از بیمارستان به زندان
    » صدور حکم اعدام و شلاق برای یک متهم در تهران
    » ثبت ۴۲۳ مورد انتقالی به زندان اوین؛ تولید ۱۲۰۰ چشم بند پارچه ای در کارگاه اوین﴿هرانا﴾

     
  100. با درود بر مردم آزاده
    رهبری که ایران را با ////// هایش به این فلاکت کشانده ، با ///////////// از دستهای بیگانه می گوید. و البته حق هم دارد خود او و رهبران نظام ایرانی نیستند وهمان بیگانگانند.
    اصلاحات با فساد امکان پذیر نیست.

    .آزادی حق مسلم هر فرد ،چه زن و مرد و از هر قوم و دین و آیین است.
    آزادی وحقوق برابر جزو حقوق طبیعی تمامی انسانهایند و خدشه پذیر نیستند ، هر خدشه ای به آزادی و برابری مساوی با خدشه به انسان و انسانیت است ،که از طرف نظام/ ولایت فقیه و بیت و دولت و سپاه/ دائم و طبق قوانین شرعی با زور بر مردم اعمال می شود .

    این حق مسلم آزادی، با انتخاب و استقلال همراه است که از جانب نظام دیکتاتور ی ولایت فقیه ضبط شده است و ایران را تبدیل به زندانی کرده است.
    مردم بحق برای آزادی می کوشند ودر خیابانهایند، مقدمشان فرخنده و مبارک باد، چاره نیز واژگونی نظام است.

     
  101. آقای نوریزاد عزیز
    شما با خشونت مخالفی درست
    لطفا یک راه اعتراض مدنی مسالمت آمیز نشون بده
    یک روش نافرمانی مدنی نشون بده
    قبض آب و برق ندیم خوبه یا خشن هست ؟
    خود شما وقتی به ناحق میخواستن دستگیرتون کنن خودتون خونی مالی میکردی تا ببرن و مورد تقدیر
    با لگد می‌زنی به درب شیشه ای زندان اوین

    چطور مردم فلک زده باید آرام اعتراض کنن
    آمپر که برود بالا جوش میاره آدم

    این حاکمان را فقط به روشی که سره کار آمدن و حکومت داری کردن میشه از تخت پایین کشید
    هیچ راه دیگری ندارد
    سال ۲۰۱۸ هست و روش‌های گاندی و ماندلا جواب نمیده
    خود ماندلا و گاندی هم الان بودن اون روش قدیم اجرا نمیکردن

     
  102. مجمع روحانیون به ریاست خاتمی قتل انسان های بیگناه» را به گردن معترضان انداخت!
    از این شیادا بیش از این توقع داشتین؟ اینا آخوندن، اینا بیش از این بضاعت عقلی ندارن.

     
    • سلام بر مش قاسم گرامی
      لغت بضاعت عقلی را به شرافت تغییر دهید مناسب تر است.
      موفق اشید

       
  103. درود بر ملت آزاده

    دیدی آنکه می گفت دشمن،
    او خود دشمن بود
    مرگ بود شعارهر روزه ی او،
    چگونه مرگ می ستود ؟
    دیدی آخر آن آیت الله
    خود را الله دنیا می نمود
    دیدی آن که دم از مردم زد
    او چگونه جان مردم ربود؟
    دیدی این نظام دزدی ودروغ
    لانه ی فساد و مرگ آیین بود
    دیدی این ملت یکپارچه
    در خیابانها
    فقر را می زدود
    دیدی بیدار ملت هوشیار
    نترسید، نترسید ماهمه با هم هستیم،
    می سرود
    بین چگونه ملت ایران زمین
    کشورش را از دشمن باز ستود.

     
  104. فرمانده/* بسیج/* شیراز در دانشگاه: اینجا من قانون تعیین میکنم.
    مش قاسم: …(سه نقطه از مش قاسم)/ میخوری!

     
  105. مش قاسم: نتونستم سر دربیارم کی اینو نوشته.
    انقلاب پله ای، یا بیداری ملت ایران از خواب اسلامی در سه پرده
    . پرده اول، سال ۱۳۷۸: در این مرحله تنها بخشی از جامعه که توانسته چشمهایش را باز کند نخبه های جامعه یعنی دانشجو ها و اقشار دانشگاهی هستند و حوزه بیداری و فعالیت ناشی از آن محدود به تهران، آنهم در حوالی دانشگاه و خیابانهای اطراف آن است. بخشهای گسترده جامعه هنوز در خواب و چشمهایش بسته است، و حکومت هنوز قادر به کنترل محکم جامعه است، بنا بر این خیزش دانشجویان را به راحتی، به سرعت و با حدت فراوان سرکوب میکند و در پی آن یک راهپیمائی گسترده هم برای نمایش قدرت اجتماعی خود به راه میاندازد. پایان پرده اول، سکوت.
    . پرده دوم، سال ۱۳۸۸: اینبار گستردگی جنبش سبز نشان میدهد که علاوه بر اقشار نخبه و پیشرو، اکنون بخشهای بزرگتری از جامعه از جمله طبقات مرفه تر و تحصیل کرده و حتی بخشهای بزرگی از طبقات متوسط بالا و متوسط میانه نیز چشمهای خود را از خواب رخوت تاریخی گشوده اند. حوزه بیداری عمومی و فعالیت های ناشی از آن اینبار از دانشگاه فراتر میرود و بخشهای عمده ای از نواحی مرفه تر و تحصیل کرده تر تهران و همچنین شهرهای بزرگتر کشور را نیز در بر میگیرد. از سوی دیگر، ابزار سرکوب حکومت اینبار «تیزی» خودش را از دست داده است و تنها پس از یک دوره عدم کنترل ماموران نظام موفق میشوند سرپیچی مردم را سرکوب و خیزش آنان را به زانو در بیاورند. علیرغم پیروزی نهایی حکومت بر ملت، ضعف نسبی آن را میتوان حتی در راهپیمائی فرمایشی آن که برای نمادینه کردن پیروزی آن به اجرا گذاشته شده نیز مشاهده کرد، که به نحو چشمگیری «ضعیف» و بی رمق است.

    3. پرده سوم، سال ۱۳۹۶:‌ آنچه در این تازه ترین مرحله از بیداری اجتماعی به وضوح مشخص است از یک سو فراگیری گسترده آن است که اینبار نه محدود به اقشار نخبه و تحصیل کرده یا مرفه و با سوادتر، بلکه همچنین شامل گروههای اجتماعی و اقتصادی است که به طور سنتی و از همان آغاز پایه و شالوده های اجتماعی جمهوری اسلامی را تشکیل داده بودند، یعنی «مستضعفان»، پابرهنه ها و گرسنه ها و کارگران و کارمندان، و ساکنان شهرها و شهرستان های کوچک و بزرگ در گوشه و کنار کشور. آنچه از سوی دیگر مشخص است همچنین عدم همراهی گروههای فکری ای است که تحت عنوان «اصلاح طلب» شناخته میشدند، گروههایی که هدف خود را صیانت از جمهوری اسلامی اما تغییر آن در جهت خواست های خود تعریف کرده اند. شاید بتوان این امر را (که این گروهها در دو مرحله قبلی به صراحت با مطالبات مردم همراهی کرده بودند اما اکنون به روشنی از همراهی با مطالبات مردم سرباز میزنند) یک نوع «کاغذ تورنسل سیاسی» نامید، از آن جهت که به نظر میرسد تفاوت اصلی که موجب تغییر مسیر و تبری طلبیدن اصلاح طلبان از این آخرین خیزش مردم شده است آن است که این خیزش به صراحت خواستار فرارفتن از چارچوب جمهوری اسلامی و ولایت فقیه میباشد، که نشان میدهد خطوط به اصطلاح قرمز اصلاح طلبان را نه نیازها، حقوق، و خواستهای مردم، بلکه قواعد و «اصول» ایدئولوژیک حکومت تبیین کرده اند. از سوی دیگر اما، آنچه در همین چند روزی که از آغاز این «پرده سوم» بیداری مردم ایران در مقابل حکومت اسلامی روشن است این است که اینبار حکومت در موقعیتی به دفعات ضعیف تر از دهه های گذشته در مقابل مردم و خواستهای آنان قرار گرفته است، و بدون شک حتی اگر موفق شود در نهایت کنترل و سررشته امور را یک بار دیگر به دست بگیرد (که هنوز مشخص نیست بتواند یا خیر)، در پایان این پرده تنها حکومت و نظام اسلامی در هم شکسته و شیری بی یال و دم برجایگاه قدرت باقی خواهد بود، چرا که اکنون با فراگیر شدن موج بیداری و ناباور شدن اعماق جامعه نسبت به «حقانیت الهی» جمهوری اسلامی، دیگر پرده الوهیت و تقدیس از چهره اسلام و حکومت اسلامی و ولایت فقیه آن برافتاده است، و زمانی که مردمی باور خود را از یک حکومت و قدرت مندی آن باز بستانند، هیچ حکومتی هرگز و به هیچ طریقی قادر به اعمال قدرت بر آن مردم نخواهد بود.

     
  106. فرمانده/* قرارگاه ثارالله سپاه/*: ناامنی‌های تهران ادامه پیدا کند کار را یکسره می‌کنیم.
    مش قاسم: بدو این کار رو بلافاصله بکن!

     
  107. آقا مرتضی،

    در پست قبل زیر نوشته من در کامنتی گفته بودید که من هم مثل بقیه دوستان‌نسبت‌به «حرکات محدود» اخیر برخوردی احساسی کرده ام.
    دوست‌من از خرداد۷۶ تا کنون در هر انتخاباتی مردم بصورت مسالمت آمیز علنا با انتخاب متفاوت از انتخاب خامنه ای و حاکمیت با اختلاف آرای فاحش نشان دادند که جمهوری اسلامی را نمی خواهند . سال ۸۸ هاشمی به خامنه ای هشدار داد. موسوی و منتظری و کروبی ووو به حاکمیت هشدار دادند خامنه ای در دو انتخابات اخیر به التماس افتاد که اگر‌به جمهوری اسلامی اعتقاد ندارید بخاطر کشورتان در انتخابات شرکت کنید. ولی مردم در عوض چه دستگیرشان شد؟ تمسخر حاکمیت و دهن کجی صدر تا ذیل سیستم. خاتمی گفت آشتی ملی و تمسخر خامنه ای را در جواب گرفت. امروز مردم از خاتمی هم عبور کرده اند. امروز مردمی که در خیابان هستند طبقه ضعیف شکست‌خورده ای هستند که چیزی ندارند از دست بدهند جز زنجیر های پایشان را. این حرکات بزعم شما« محدود» چنان انشقاقی در کشور ایجاد کرد که اگر‌ حکومت نتواند انرا سرکوب کند بزودی باعث از هم پاشیده شدن نیروهای مسلح‌می شود و حتی اگر‌سرکوب هم بکند که بعید است‌ توانش را داشته باشد دوباره از جایی دیگر سر بر می آورد. فکر کرده اید چرا سپاه هنوز به میدان نیامده؟ چون سال ۸۸ هم آنقدر نیرو نداشت که تهران را مهار کند و مجبور شد روزی دویست هزار‌تومان بدهد و‌از‌روستاهای دور‌افتاده آدم بیاورد حالا در چنین‌مقیاسی پراکنده سپاه مانده آست تا فقط تهران را نگه دارد آنهم به مدتی محدود چرا که در سپاه هم تزلزلی عمیق وجود دارد.
    دوست‌گرامی
    اوضاع عمیق تر‌و‌بحرانی‌تر از آنست که بنشینید و خیال باقی کنید . شرایط فعلی به نفع هیچکس نیست حتی همان تظاهر کنندگان . وزیر کشور می‌گوید اگر‌درخواست راهپیمایی بشود بررسی می کنیم . چه کسی در خواست راهپیمایی بدهد؟ آیا هر کدام از مردم باید به‌وزارت کشور بروند و درخواست ارایه کنند؟ مسخره نیست؟ حاکمیت احمق بود احمق تر هم شده. از انطرف شبکه های اجتماعی را می بندند و مردم را سرکوب‌و عصبانی‌می‌کنند از این طرف می‌گویند مردم حق دارند اعتراض‌ کنند.
    اگر اوضاع به این شکل ادامه پیدا کند بزودی شاهد انشقاق در‌نیروهای مسلح خواهیم بود همان انفاقی که برای سوریه افتاد در حقیقت این نسخه را این‌ نوابغ برای سوریه پیچیدند و به این‌روز انداختندش. پیش نهاد رفراندوم می‌تواند بصورتی آبرومند روحانیون را اگر چه از این‌بهشت یغما خواهد راند‌ولی حد اقل‌خواهند توانست در همان محدوده قم به بقایشان ادامه دهند و سپاهیان هم در ارتش ادغام شوند از مصونیت برخوردار گردند و کشور هم با آرامش از این ورطه عبور کند. شکی نیست که همه از عربستان و امارات و اسراییل و امریکا برای فروپاشی کشور‌لحظه شماری می کنند و بسیاری از اعمال و شعارهای تند این روز ها و آتش زدن پرچم ایران کار عوامل آنهاست ولی خلاصه کردن چنین مشکل عمیقی به نفوذ‌و‌توطیه خارجی بسیار ساده لوحانه است.
    اگر صدایتان به‌جایمی میرسد‌به شما التماس می‌کنم بخاطر خودتان و خانواده تان هم که شده از حاکمیت بخواهید که رفراندوم برگزار‌کند.

     
    • سلام منصور گرامی،خوب برخی از امور جزء آرمان های شماست و برخی موارد را هم بعنوان پیش بینی و تحلیل بیان می کنید ،بنابر این من در حوزه آرمان خواهی شما یا پیش بینی های شما ورودی نمی کنم،اگر این شواهد مربوط به گذشته ها یا حال حاضر ،منتج به آرمان یا پیش بینی که شما خواهان آن هستید خواهد شد بنابر این نه نیازی به نگرانی دارید و نه نیازی به توصیه به دیگران،اما فقط می گویم تحلیل یا پیش بینی یا آرمان خواهی لازم است بر واقعیات و شواهد تحلیلی دقیق استوار باشد،در حالیکه برخی از موارد تحلیلی شما از گذشته قابل بحث است هرچند بنده فرصت یا میل ورود به امور گذشته ندارم مثل اینکه برداشت شما این است که وقتی مردم در دوم خرداد به محمد خاتمی رای دادند و به کاندیدایی که منتسب به بیت رهبری بود رای ندادند مفهوم این رای این است که :مردم جمهوری اسلامی را نمی خواستند،این بنظر من یک تحلیل نامقبول است و بقول ما طلبه ها اول کلام و بحث،انتخابات های بعد هم همینطور است،هیچ برهان و دلیل واضحی بر این استنباط شما وجود ندارد جز ظنی تحلیلی بر پایه آرمان نفی جمهوری اسلامی که آرمان شماست،انتخابات هم اصولا هم از امور ناشی شده از یک سیستم و نظام است و هم سرنوشت چهار یا هشت ساله آنها در ابعاد گوناگون سیاسی اقتصادی فرهنگی است،و مردم فی المثل برنامه و منش و شخصیت آقای خاتمی را ترجیح دادند نه اینکه می خواستند جمهوری اسلامی را نفی کنند پس بیست میلیون رای به او دادند! این قابل قبول نیست برای اینکه اگر واقعا این کثرت ها و درصدهای بالا در انتخابات های رقابتی شرکت می کنند و به یکطرف رای می دهند تا نفی اصل نظام کنند،بهترین راه شرکت نکردن و تحریم کلی انتخابات است نه مشارکت قوی و رای به یکطرف،نظام و سیستم جمهوری اسلامی هم عبارت از رهبر نیست،برای اینکه رهبری هم چیزی است که ناشی از این سیستم و قانون اساسی و رای مردم است و نظام قائم به فرد نیست،هرچند وابستگی سیستماتیک و حقوقی به نهاد رهبری وجود دارد اما نظام عبارت از رهبر نیست و ممکن است تا زمانی که نظام مورد خواست مردم است دهها فرد بعنوان رهبر بیایند و بروند،بنابر این من با این تحلیل شما موافق نیستم چون حظّی از واقعیت عینی ندارد. حال خیلی نمی خواهم روی جزئیات شواهد تحلیلی شما بحث کنم موارد دیگر هم برخی درست است برخی درست نیست،شما می گویید “مردم از خاتمی عبور کرده اند” از کجا اینرا می گویید؟چون خاتمی در محدودیت قرار گرفته؟ این چه دلالتی دارد؟ من بشما قول می دهم اگر در سال 88 اگر ایشان می آمد و موسوی نمی آمد مردم با یک قاطعیت بالاتری به او رای می دادند،بعد شما می گویید “مردم” این مردم را شما از کدام نظر سنجی علمی بدست آوردید؟ نکند گول شعار چند نفر جوان در این چند روزه که گفتند اصلاح طلب اصولگرا کارتان تمومه(قریب بمضمون) این برداشت را کردید؟! من نمی گویم این جمع های صد نفره و دویست نفره و نهایتا هزار نفره در بعضی نقاط جزء مردم ایران نیستند،نخیر اینها هم جزء مردم ایرانند اما فقط جزء مردم ایران نه همه مردم ایران،پس این گزاره هم گزاره درستی نبود،درست مثل برداشت های احساسی و هیجانی برخی در این چند روز که شعارهای عده ای معدود را مساوی خواست عموم مردم ایران قرار دادند،واقعا اگر پنجاه نفر با تلگرام جایی فراخوان دادند و رفتند با هم داد زدند رضا شاه روحت شاد،باید گفت پس عموم مردم ایران بازگشت نظام سلطنتی را می خواهند یا نفی جمهوری اسلامی را؟! خوب اگر چنین تحلیلی منطبق بر واقعیات خارجی است،این جمعیت هایی که همین امروز در شهرهای مختلف کشورمان و در همان نقاطی که معدودی شعار دادند و با زور گوئی بی نظمی کردند بخیابانها آمدند از کرات دیگر جهان آمدند یا اجنّه بودند؟! روشن است که آن اقلیت معدود که به نظام جمهوری اسلامی و پرچم آن اهانت کردند و بانک را آتش زدند یا ماشین آتش نشانی را بر سر بیگناهان آوار کردند و مرتکب قتل شدند،شیشه ها را شکستند و قصد خلع سلاح کلانتری ها را داشتند،قابل قیاس با عموم مردم ایران نیستند،بحث من تعصّب نیست بحث من این است که هرکس واقعا اگر بر میزان دموکراسی در حاکمیت خواست و اراده اکثریت مردم و لزوم مراعات حقوق اقلیت صادق و پایدار است منصفانه نیست که جای اقلیت و اکثریت در این جامعه را عوض کند،یعنی اقلیت را عموم مردم ایران قلمداد کند و اکثریت را انکار کند یا ریشخند کند و آنان را فریب خورده بداند.
      شما گفتید :”شکی نیست که همه از عربستان و امارات و اسراییل و امریکا برای فروپاشی کشور‌لحظه شماری می کنند و بسیاری از اعمال و شعارهای تند این روز ها و آتش زدن پرچم ایران کار عوامل آنهاست”.
      بسیار خوب بحث مسولان نیز همین بود که طرح مطالبات و انتقاد و نقد به مدیریت ها و قانون راهش این روشی که برخی جوانان در این چند روز پیش گرفتند نبوده و نیست،و اغتشاش و بی نظمی و زورگوئی و تحمیل بصورت اهانت و تخریب اموال شخصی و عمومی را هیچ سیستمی و هیچ دموکراسی تحمّل نمی کند،البته این وقایع و زد و خوردها و قربانی شدن برخی بیگناهان حقیقتا تاسف بار بود و هیچکس از این قضایا خوشحال نیست، یعنی در عین حال که نظام و مسئولان موظف به تامین خواست های مشروع و قانونی شهروندان این کشور هستند،اما لازم است حل مشکلات و بحرانها و طرح مطالبات در چهارچوبه های مدنی و قانونی و منطقی باشد نه حرکات هیجانی و شعارهای تند و بی معنا و تخریب و خسارت زدن به بنیان های کشور که دود آن قطعا بچشم کنندگان آنها و دیگران خواهد رفت.
      موفق باشید

       
      • آقا مرتضی،
        شما مرا آرمان گرا‌ میدانید در حالی که بدون شک هرکسی که در چهل سال گذشته در میان مردم ایران زندگی کرده اگر‌کامنت شما را بخواند از خود خواهد پرسید که آیا آقا مرتضی در این چهل سال درکره ای دیگر زندگی کرده؟
        سخن شما که از من مدرک می خواهید درست به این می ماند که سیستم اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی مجوز هیچ اجتماع مسالمت امیزی به هیچ حزبی منتقدی حتی اصلاح طلب نمی دهد و با کوچکترین تجمعی مقابله می کند ، میزند دستگیر و شکنجه می‌کند و بعد می گوید در همه مثلا تظاهرات اخیر ۴۲۰۰۰ نفر بیش‌تر شرکت نداشتند. بعد آقا مرتضی هم همین صحبت ها را تکرار می کند. من که بخیل نیستم . رفراندوم تحت نظارت سازمان ملل برگزار کنند به شما قول می دهم برای همه عمر لال شوم اگر کردم به جمهوری اسلامی رای آری بدهند. یا حد اقل به قول جعفر پناهی اجازه تظاهرات مسالمت آمیز بدهند طبق قانون اساسی اگر حتی یک نفر کمتر از پنجاه میلیون نفر در تظاهرات مخالفت با جمهوری اسلامی شرکت کرد من برای همیشه لال می شوم. توجه کنید به رقمی که گفتم، حتی یک نفر کمتر از پنجاه میلیون اگر شرکت کنند من لال می شوم. حکومتی که از روز اول بنیادش بر رعب و وحشت در فضای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و هر یک از عرصه های فردی و اجتماعی بنا شده نمی تواند بگوید که مردم او را می خواهند. اگر جو ارعاب و ترور نبود این نظام همان دهه شصت به تاریخ پیوسته بود.نوشته های شما متاسفانه نشان می‌دهد که دایره معاشرینتان بسیار تنگ است و با افراد خاصی برخورد دارید. یک هفته از قم بیرون بروید با لباس مبدل و بدون ریش و ظاهر مذهبی اگر حرف مرا تایید نکردید من به اسلام عملی می گروم و پشت سرتان نماز می خوانم.

         
        • منصورجان
          شما از موضوع گفتگو خارج شدید و من ادامه نمی دهم،موضوع بحث ما ظاهرات و اغتشاشات اخیر بوسیله معدودی از جوانان بود که شما با تکیه بر آن بطور احساسی دست به پیش بینی هایی مبتنی بر استقرائات ناقص و اثبات نشده کرده بودید.
          من متوجه نمی شوم اصلا حکمت رفراندوم بعد از چهل سال از تاسیس یک نظامی که 98 درصد مردم به آن رای دادند چیست؟ و چه شواهدی و مشابهاتی از نظام های دیگر برآن وجود دارد؟ آیا حکومت ها و دموکراسی های دیگر نیز هرچند یکبار: بیست سال،سی سال ،چهل سال یکبار بر سر اصل و نوع نظام خود رفراندوم کرده اند یا می کنند؟ اینطور نیست،آنچه که در امریکا و کشورهای اروپائی هست انتخابات در اجزاء تشکیل دهنده سیستم است مثل ریاست جمهوری،نمایندگی مجلس،شهرداریها و مدیریت های مختلف،یا رفراندوم و نظر خواهی در باب موضوعات مختلف یا مثلا مستقل شدن جایی از جایی،این نوبر فقط مخصوص ایران است که اقلیتی مثل شما که یا از اول رای منفی به جمهوری اسلامی داده اند یا رای داده اند و الان بدلایلی بازگشته اند از رای خود،یا اصلا شرکت نکرده بودند که درصد های قلیل اینها هم روشن بوده است،انتخابات هم عمومی و آزاد بوده چرا می گویید زور؟ کدام زور؟ الان هم برخلاف نظر شما نه تنها قرینه ای بر این پنجاه میلیون که شما ادعا می کنید وجود ندارد بلکه مطلب بعکس است،من از شما و افراد مخالف دیگر این سایت متعجبم که روی تعارض و سرو صدا و آشوب چند هزار نفری یک رده سنّی خاص در این چند روز حساب باز می کنید و با اسقرائات ناقص و حدس و گمان های نامستند اینها را تعمیم می دهید به پنجاه میلیون افراد خیالی یا همه مردم ایران،بعد از اینهمه تظاهرات عمومی مردم و مشارکت های 70 -80 درصدی آنها در انتخابات ها یا راه پیمائی های بزرگ مثل 22 بهمن یا همین تظاهرات عمومی این روزها که جلو چشم شما و همه جهانیان است گذر می کنید و چیزهایی ادعا می کنید،بمن بگویید شما که می گویید ارتباطات من کم است و ارتباطات شما زیاد است ،آیا اینهایی که دیروز و امروز در شهرهای بزرگ و کوچک این کشور تظاهرات کردند و حرکت آن عده قلیل و اهانت ها و خشونت های آنان را محکوم کردند انسانهای مربوط به سیّارات دیگر بودند یا از جنّیانی بودند که بصورت انسان بخیابان آمدند؟
          همینطور دقت کنید که انتقاد به اوضاع مختلف اجتماعی و اقتصادی لزوما بمعنای نفی اصل نظام نیست،اگر اینطور باشد که پس باید در امریکا و اروپا و هرجا هر تظاهرات صنفی یا انتقاد و اعتراض واقع شد باید گفت اینها اصل نظام آنجا را نمی خواهند! در حالیکه اینطور نیست و اعتراض اگر صنفی نباشد نهایت اعتراض به دولت ها یا مدیریت ها یا قوانین است.
          موفق باشید

           
  108. ترجعه قسمتی از پیام به دبیر شورای امنیت سازمان ملل


    زمینه سازی قانونی و نسبتا کم هزینه برای تعیین سرنوشت ملت ایران

    برگزری رفراندوم الکترونیکی تحت نظارت مستقیم سازمان ملل

    روش:

    تشکیل سایت اینترنتی رسمی تحت نظارت مستقیم سازمان ملل
    ثبت نام الکترونیکی رسمی رای دهندگان با اراعه مدرک ایرانیالاصل بودن
    سوال رفراندوم…
    ایا با تغییر حکومت دینی حال حضر در ایران موافق هستید ؟
    اری یا خیر

    عدم پذیرش نتیجه این رفراندوم توسط حکومت دینی ایران سند و دلیل
    قوی بر غیر قانوی بودن حکومت دینی فعلی در ایران خواهد بود و زمینه ساز برای دخالت مستقیم نیرویهای نظامی سازمان ملل

     
  109. سلام بر نوریزاد گرامی
    حتما نیاز نیست به ضد ایرانی بودن این نظام دینی با ارجاع به سخنان افراد معلوم الحالی چون کوثری و صفوی و امثالهم اشاره کنید.همینکه به جای پاسخگویی به مردم ماتم زده که ۱۰۰۰تن از ایشان را تاکنون بازداشت و بیش از ۲۱تن از آنها را کشته اند(بنا بر آمار رسمی همینان) و باز دم از حمایت ایرانیان از این نظام وحشت زده می شود باید جایگاه ایشان را از منظر ملی بودن سنجید.
    موفق باشید

     
  110. متن پیام به نماینده امریکا درسازمان ملل

    با درود
    تمام دنیا الان کاملا میبینن ملت ایران حکومت دینی را نمیخواد
    هر دولت ,جامعه بین المللی و هر ملتی الان سکوت کند در قتل عام ملت ایران شریک قتل هست
    ملت ایران از ایالات متحد امریکا و دولت ومردم اسراییل که حمایت خودشان را رسما اعلام کردن قدر دانی میکند
    بیشترین کمک زمانی هست که شورای امنیت, حکومت دینی ایران را ملزم و رسما مجبور به پذیرش حضور ناظران بین المللی در ایران برای برگزاری یک رفراندوم ازاد نماید
    ملت ایران الان دارن با خون خود به دنیا نشان میدهند حکومت دینی و تروریزم را نمیخواهند
    ریشه تروریزم در استبداد دینی هست
    اگر واقعا بدنبال خشک کردن ریشه تروریزم هستید از ایران شروع کنید

     
  111. قبله عالم، مسیو ترامپ و آن صدای مشکوک*

    قربان خاک پای جواهر آسا
    راپرتهایی تواتر است .چندیست که جز عراق عرب شامات و پاپتی‌های پیزوری یمانی بقیه دول اجنبی برای حکومت فخیمهٔ ما قداره تیز میکنند عجالتا راپورت آمده است که مسیو ترامپ رئیس ینگه دنیا زنهارمان داده است که این تو بمیری از آن تو بمیریها نیست.
    یحتمل بنا دارند آنچه که در عراق عرب و شامت از جیب رعیت رشته کرده ایم را پنبه کنند و همان پنبه‌ها را در پوستمان بچپانند.
    قربانتان گردم شما که سیاست تان هم چون دیانتتان همواره مشعشع است و قلق این ینگه دنیا خوب دستتان هست، هر آینه سنبه‌شان پر زور میشود همهٔ معابر در ممالک محروسه را پر می‌کنید از آجان و عسس و دشنه دارو خفیه چی‌ و قرشمالان تا تسمه از گرده رعیت بکشند.حال ینگه دنیا جرات دارد در سر ما بکوبد تا ما هم بر سر رعیت بکوبیم چنان که این چند روز که رعیت رولوسیون کرده است قشون‌ تاجران چکمه پوش شهر‌ها را قرق کرده اند (این به آن در).چنان که در سنه ماضیه تموز ۱۳۶۷ که سبنه اجنبی زور آور شد ما نیز همهٔ محبس ‌ها را به دلاوری از محبوسین تهی کردیم. (آخر دلاوری هم حدی دارد).
    خدا سر شاهد است که تنابنده‌ای (محسن را نمی‌گوئیم)این همه سیاست مملکت داری نداشت که شما داشتید.
    از کوچه آسد هاشم تا عمارت کلاه فرنگی‌ درشکه گرفتیم .جهت زدودن تکدرمان درشکه چی‌ بذله میگفت؛

    روزی مردی با طفل خورد سالش به خانهٔ کسی‌ میهمان بود چندی نگذشت که از مرد میهمان گلاب به رویتان سهواً صدای مشکوکی شنیده شد و ایشان بی‌ درنگ بر سر بچه خودش کوفت، که یعنی‌ این بی‌ ادبی‌ از من نبود.
    اندکی‌ بعد صدای مشکوکی دیگر آمد این بار از میزبان و اینبار به عمد، خوب میزبان هم ضربتی در سر همان طفل میهمان کوفت. پدر طفل به میزبان گفت تو این بی‌ ادبی‌ کنی‌ چرا بر سر فرزند من میزانی‌؟مرد میزبان به رندی گفت فکر کردم این قانون شماست که هر که این کار را می‌کند باید یکی‌ هم توی سر بچه تو بزند.
    فدایت گردم این درشکه چی‌ دیگر خونش مباح شد الا این صدای مشکوک چه دخلی داشت به شما و مسیو ترامپ؟؟
    گلاب به رویتان فدای مملکت داریتان.

    خاک پای ذات بی‌ همتای همایونی.

    تلقرافچی

     
  112. روحانی حیله گر بعد از هشدار رئیس جمهور فرانسه ، امروز در تماس تلفنی با ماکرون مدعی شده که تظاهرکنندگان از مجاهدین خلق هستند . روحانی یکی از خبیث ترین ، مکارترین ، و خطرناکترین آخوندهائیست که با نقاب مردم دوستی به قدرت رسید. بقیه آخوندها حداقل دستشان رو شده اما او از آنهائیست که بقول فروغ وقتی بتو لبخند میزند در ذهنش طناب دار تورا می بافد .درحالیکه روحانی فریبکارانه با خونسردی و لبخند می گوید ما حق اعتراض را به رسمیت می شناسیم ، وزارت اطلاعات او در این چند روزه افراد بسیاری را دستگیر کرده . روحانی قبل از انتخابات فریاد زد ما دولت تفنگدار نمی خواهیم اما بعد از انتخابات با تفنگداران دست در آغوش شد و با حاتم بخشی به نهادها ی مذهبی و سپاه و نظامیان در لایحه بودجه، به توده محروم پشت کرد و ستون فقرات مردم را با افزایش جریمه و مالیات و عوارض و سایر هزینه ها شکست . روحانی و وزرای اشرافی و امنیتی اش حاضرند برای حفظ قدرت و چپاول بیشتر روی جنازه تک تک مردم ایران بروند . مردم چگونه از دست این اصلاح طلب !! دروغگوی جاه طلب خلاص می شوند خدامیداند ! او قبل از انتخابات خوب میدانست که در بسیاری از تصمیم گیریها کاره ای نیست و باید فرمانبر خامنه ای باشدبا اینهمه مردم را در دور دوم هم با وعده رفاه و آزادی بیشتر فریب داد وآنها را برای حفظ نظام و برخ کشیدن محبوبیت خودش و نظام در مقابل دوربین های خارجی ، به مراکز رای گیری کشاند. متاسفانه ایرانی ها همچنان که در زندگی خصوصی ،در سیاست هم خیلی زود فریب زبان بازی و تعارف و وعده را می خورند . شهدا و دستگیر شدگان امروز ، بهای فریب خوردگی مردمی را میدهند که با اعتماد به اصلاح طلبان ، هم به عمر این نظام شوم ضد ایرانی اضافه کردند و هم زحمت آزادیخواهان و مبارزان را برای سرنگونی ملایان ، سخت تر و طولانی تر کردند.

     
    • چیزی که در خبرها بود این بود :

      “حسن روحانی در تماس تلفنی خود با مکرون همچنین از او خواسته تا مانع از فعالیت «یک گروهک تروریستی» در پاریس شود. روحانی گفته است: “ما از این واقعیت که یک گروه تروریستی در فرانسه مستقر است و علیه مردم ایران عمل می‌کند و خشونت را تشویق می‌کند، انتقاد می‌کنیم و انتظار داریم دولت فرانسه علیه این گروهک تروریستی عمل کند”.
      (پایان)

      گمان نمی کنم چنین تذکّر و انتقادی ایراد و اشکالی داشته باشد ،برای اینکه وقتی برخی رهبران این گروهک در فرانسه حضور دارند و بصراحت از اغتشاش گران و بهم زنندگان نظم در ایران حمایت کردند،چنین نقد و ایرادی طبیعی هست خصوصا وقتی فرانسه بخود اجازه می دهد در مورد اوضاع داخلی ایران اظهار نظر یا دخالت کند،و این نقد و تذکر روحانی به مکرون به این معنا نیست که تظاهر کنندگان در ایران وابسته به سازمان مجاهدین خلق هستند،بلکه مطلب، حمایت فرانسه از اینهایی است که نقد و مطالبات و اعتراض خود را از طریق بی نظمی و بهم زدن نظم و امنیت جامعه ابراز کردند.

       
      • این مرتضی هم از جنس رو حانی و اینهاست و دروغ ،فریب کار وکتمان گر آنچه در حوزه آموخته ،قبل از سی خرداد1360 بیش از 70 مجاهد توسط رژیم ولایی کشته و ربوده و سر به نیست شده بودند و خمینی که آنروزهادر نجف فقط و فقط خمیازه میکشید ضد مجاهدین بود و موشی خیابانی را نپذیرفت و مجاهدین بالاخص مسعود رجوی قدرت طلب ومغرور فریب او را خورد تا سمتی بدست آورد وازین جهت در بد انقلاب ازو حمایت کرد،

         
        • سال 1360 آقای خمینی در نجف؟! انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 به پیروزی رسید و در بهمن آن سال آن مرحوم در تهران بود چطور می گویی سال 1360 ایشان در نجف بود؟! بابا کوهی اینها را از پشت کدام کوه آوردی؟
          این قضیه 70 مجاهد چه بود؟ ممکن است در این مورد کمی مشخصتر توضیح بدی؟
          در مورد مجاهدین خلق هم مرحوم ایشان وقتی در نجف بودند با مشی مسلّحانه مجاهدین موافق نبودند و آنهایی را که به آنجا رفته بودند برای گرفتن تایید نپذیرفتند،این مخالفت چه ربطی دارد به بعد از پیروزی انقلاب که مجاهدین و رهبران آنها هم جزء مردم بودند و حتی در انتخابات کاندیدا شدند و رای نیاوردند و از همین جا عصبانی شدند؟ بعد هم اینها خودشان بطور رسمی اعلام قیام مسلّحانه کردند و شروع به قتل و ترور مردم و مسئولان ایران کردند که کمترین آمار رسمی ترور این تروریست های محارب 13 هزار نفر بوده است،بعد هم این خائنان وطن فروش در آخر جنگ به صدام و عراق پیوستند و قصد واژگونی نظامی داشتند که ملت ایران 98 درصد به آن رای داده بودند که الحمدلله قلع و قمع و آواره شدند و امروزه هنوز این خائنان وطن فروش با دریوزگی در کشورهای مختلف مثل فرانسه و امریکا و آلبانی و غیره در حال سر و گوش جنباندن و مخالفت هستند،زندانیان ایشان هم که برخی در مورد آنها هیاهو می کنند ،عده ای از آنان که جرایم دیگری نداشتند اعلام انصراف و توبه کردند و آزاد شدند،و عده دیگری که جرایم دیگری در پرونده های آنان کشف شد و اصرار بر عضویت داشتند بسزای عمل خود رسیدند زیرا که مطابق قانون مجازات اسلامی مصوّب سال 1361 نفس عضویت در گروههای محارب مسلّح بمنزله قیام علیه کیان جمهوری اسلامی بوده است که مجازات آن هم اعدام بوده است،خواه عضوی باشد که تدارکات می کرده و خواه عضوی که مثلا نشریه منتشر کرده است و بر عضویت اصرار داشته است،یکی از اشکالات نادرستی هم که برخی می کنند که بله روزنامه و مجاهد فروش را اعدام کردند،اولا که خود عضویت در گروهی که اعلام قیام مسلحانه کرده و با خیانت به کشور به اجنبی پیوسته مجازات او اعدام بوده مطابق نص قانون،ثانیا مگر مجاهدین خلق چند نفر روزنامه فروش داشتند؟! لابد دو سه هزار نفر روزنامه مجاهد می فروختند! پس آن سیزده هزار مردمی را که اینها ترور کردند چه کسانی کشتند؟! این روزنامه فروش ها؟!
          باباکوهی تو که راستگوئی میشه توضیح بدی؟

           
          • اوستا مرتضی خودت را به آن کوچه ////// نزن شمادستار بندان عادت بدروخ وحیله دارید وازین راه تغذیه میکنید، خمینی از نجف با مجاهدین زاویه داشت واز فبل از انقلاب:

            هدف گروه از این دیدار، انتشار اعلامیه‌ای از سوی امام بود. برای این‌کار حسین احمدی‌روحانی با معرفی‌نامه‌ای از شخصیت‌های مذهبی و روحانی نزد امام رفته بود. در اولین ملاقات، محمود دعایی نیز حضور داشت اما در دیگر دیدارها که ۶ یا ۷ جلسه در منزل امام در نجف به‌طول انجامید که در این جلسات، تنها حسین روحانی و امام حضور داشتند، امام از وی خواست تا مواضع گروه و عقایدشان را توضیح دهد. در این جلسات روحانی درباره حادثه اول شهریور و ضربه‌خوردن از ساواک و دستگیری رهبران آن و تعداد دستگیرشدگان توضیح داد و مواضع تشکیلاتی‌شان را برای ایشان عنوان کرد. وی جزوات «راه انبیاء راه بشر» و «امام حسین» را در اختیار امام قرار داد. این در حالی بود که خودش نویسنده کتاب «شناخت»ی بود که کاملاً آگاهانه آن را همچون چندین جزوه دیگرشان در اختیار امام قرار نداد. آن‌ها کتاب‌هایی را به امام دادند که دیدگاه‌های کمونیستی گروه در آن کمتر اشاره شده بود. با این حال امام اشکالات فراوانی به این دو کتاب وارد دانستند. شماری از ایرادهای امام شامل مسئله قیامت و معاد می‌شد که تشکیلات، تحلیلی مادی از آن‌ها را در این کتاب‌ها ارائه کرده بود و امام آن را مغایر با اسلام می‌دید، بعد مسئله تکامل بود که آن‌ها به تکامل انواع داروین معتقد بودند، ایراد دیگر نیز نحوه برخورد با علما و روحانیون در کتاب «راه حسین» بود که امام این نوع برخورد را خلاف مصلحت می‌دانست، همچنین ایراد دیگر، ذکرنکردن نام خدا در ابتدای هردو جزوه بود. درمورد مبارزه مسلحانه نیز ایشان تأکید کردند که «این کار را نکنید چون موفق نمی‌شوید و خود را هدر می‌دهید» امام همچنین بعدها در مورد کتاب «راه انبیاء راه بشر» گفتند: «این‌ها ضمن این کتاب می‌خواهند بگویند که معادی وجود ندارد و معاد سیر تکاملی همین جهان است و این چیزی است که خلاف معتقدات اصولی اسلامی است.» و در جای دیگر فرمودند: «این‌ها بیش از آن که تعبّد داشته باشند، تمسّک دارند، یعنی این مفاهیم که از نهج‌البلاغه و از قرآن گرفته‌شده می‌شود و با این شیوایی عرضه می‌شود یک نحو وسیله است، تمسکی به آن کرده‌اند و از بن‌ِدندان ایمان ندارند.» و یا در جای دیگر فرمودند: «من از مجموع اظهارات او [حسین احمدی روحانی] و نوشته‌هایشان به این نتیجه رسیدم که این جماعت به اسلام اعتقادی ندارند، لیکن چون می‌دانند که در کشوری مانند ایران که بیش از هزارسال است اسلام در رگ‌و‌پی این ملّت ریشه دوانیده است جز با نام اسلام نمی‌توان پیشرفت کرد لذا اسلام را ملعبه کرده اند… .» درنهایت درباره صدور اعلامیه‌ای که این گروه در نظر داشت، امام به حسین روحانی گفتند: «من هنوز لازم است که دراین‌رابطه با مواضع ایدئولوژیک سیاسی تشکیلاتتان، اطلاعات بیشتری پیدا کنم و از افراد مختلف دراین‌باره سؤال کنم.» امام حتی اسم کسانی که از آن‌ها اطلاع جمع می‌کنند مانند آقایان منتظری، طالقانی، رفسنجانی، مطهری و دیگران را می‌برند اما در نهایت تأکید کردند که حتی اگر این آقایان هم موافق باشند، دلیل موافقت امام نخواهد بود. درنتیجه اعلامیه مورد نظر آن‌ها را صادر نکردند.
            از آنجا که امام جزوات آن‌ها را مطالعه کرده و به ماهیت کمونیستی آن برده پی بود؛ اینگونه بود که در آن برهه زمانی نتوانستند روی امام تأثیر بگذارند و به‌نتایج مورد نظر خود برسند.

            امام نیز بعدها و در سال ۵۹ درباره این دیدارها گفتند: «من در نجف بودم، این‌ها آمده بودند مرا گول بزنند. بیست‌وچندروز آمد در یک جایی و من فرصت به او دادم تا حرف‌هایش را بزند، او به خیال خودش که می‌خواهد مرا اغفال کند مع‌الأسف از ایران هم بعضی از آقایان که تحت‌تأثیر حرف‌های آن‌ها واقع شده بودند خداوند رحمتشان کند آن‌ها هم اغفال کرده بودند آن‌ها را و آن‌ها هم به من کاغذ سفارش نوشته بودند… من گوش کردم به حرف‌های این‌ها که ببینم چه می‌گویند تمام حرف‌هایشان از قرآن بود و نهج‌البلاغه، تمام حرف‌ها…! این آمده بود که مرا بازی بدهد و من همراهی کنم با آن‌ها من هیچ راجع به [تأیید] این‌ها حرف نزدم. همه حرف‌هایشان را گوش کردم فقط یک کلمه که گفت: «ما می‌خواهیم قیام مسلحانه کنیم» گفتم نخیر شما نمی‌توانید قیام مسلحانه کنید؛ بی‌خود خودتان را به
            باد ندهید.»امام از همان ابتدا با موضعی سخت در برابر کژروی‌های منافقین ایستاد و اعلام موضع خود را به اصلاح آن‌ها از لحاظ عقیدتی و فکری موکول کرد. حضرت امام مبارزه مسلحانه را بدون رهبری و نظارت عالمان وارسته، خون‌ریزی و هرج‌و‌مرج می‌دانست و برای آن نتیجه‌ای متصور نبود. منافقین در این راستا ضربه خورده بودند و نمی‌توانستند نظرات امام را در ایران انتشار دهد. تمام تلاش آن‌ها منعکس‌نشدن نظرات امام درباره تشکیلاتشان بود و درخارج از کشور نیز اعضا سعی می‌کردند امام را شخصیتی منفعل از مبارزه نشان دهند.

             
          • من از باباکوهی پرسیدم،احتمالا پس باباکوهی همان شاهد بود.خوب من با این اطلاعاتی که شما ارائه کردید و ظاهرا از جایی کپی شده است مخالفتی ندارم،اینها را بنده هم میدانم و خلاف آنرا نگفتم،نمیدانم چرا پس بمن طعنه زدی؟
            بله اجمالا بنده هم گفتم که امام شناخت و نظریات سازمان مجاهدین خلق را التقاطی و آمیزه ای از نظرات چپی و اسلامی میدانست و البته مشی مسلحانه آنها در مبارزه با شاه را هم هیچگاه تایید نکردند،من چیزی غیر از این گفتم؟ در مورد رویکرد مسلحانه و افراطی آنها بعد از انقلاب و خیانت و پیوستن آنها به دشمن یعنی صدام و ترور بیگناهان و مسئولان هم توضیح دادم،بنابر این اطلاعاتی که شما زحمت ارائه آنرا کشیدی تعارضی با مطالب من نداشت.
            موفق باشید

             
  113. سخنی دیگر با عزیزانی که در نیروهای مسلح خدمت میکنند

    حفظ کشور مقدم بر حفظ نظام حاکم بر آن است ای برادرانی که در نیروهای مسلح خدمت میکنید . در حال حاضر هدف برچیدن بساط دیکتاتوری خامنه ایست و کوتاه کردن دست غارتگران و آدمکشان تحت حمایت او . کشور به نیروهای دفاعیش نیاز حیاتی دارد و هیچکس نمیخواهد که آن تجربه تلخ انقلاب ۵۷ و آنچه که بر سر ارتش آمد دوباره تکرار شود . اگر نیروهای مسلح به خیابانها بیایند بسرعت متلاشی خواهند شد . در همان روزهای اول حتما دچار چند دستگی خواهند شد , عدهای به طرفداری از مردم , عده ای به طرفداری از حاکمیت و درگیرهای پایان ناپذیر شروع خواهد شد که نتیجه اش نابودی نیروهایست که باید صرف دفاع از میهن شوند . برای کسانی که ایران را تکه و پاره میخواهند فرقی نمیکند که چه کسی , کسانی بر ایران حاکمند . نیروهای دفاعی که ضعیف باشند هر مفنگی هم هوس میکند گوشه ای از این خاک را جدا کند . صدام را که یادتان هست هنوز . شما باید خود را برای نگهبانی از این آب و خاک و دور از آنچه که در حال حاضر در همه ایران در جریان است نگهدارید . این مساله , چیزی بین استبداد و مردم است و به شما ارتباط ندارد . تا حالا استبداد این مردم را کوبید و غارت کرد و حالا مردم به حسابش دارند میرسند . عزیزان خود را بخاطر خودتان و ایران دور نگهدارید و اعلام بیطرفی کنید . وظیفه همه است که با عزیزانی که در نیروهای مسلح خدمت میکنند در تماس دائم باشند و این موضوع را دائما به آنها گوشزد کنند .

     
  114. با سلام خدمت مردم شریف ایران

    نکات بسیار مهم در مبارزه بر علیه رژیم جمهوری اسلامی

    1- هرگز اعتراض و تظاهرات خیابانی را رها نکنید. هر روز در خیابانها بصورت گروهی و با صدای بلند حق و خواسته خود را فریاد زنید.

    2- هر روز برنامه روز های بعد را مشخص کرده و ان را به اطلاع سایر همشهریان و هموطنان برسانید.

    3- از خشونتهای بیجا خودداری کنید. یادتان باشد که ما یقه حکومتی را گرفتیم که به ظلم و خشونت معروف است ما نباید مثل انها باشیم وگرنه تفاوت ما و ان جنایتکاران در چیست؟

    4- هرگز به اصلاح طلبان حکومتی اعتماد نکنید. انها افرادی هستند که حمهوری اسلامی هر گاه کم می اورد از انها خرج می کند. انها مبلغان بد از بدتر بهتر است هستند. انها اختیاری از خود ندارند انها کسانی هستند که امثال حسن روحانی را به شما تحمیل کردند. اگر این اصلاح طلبان صداقت داشتند حداقل برای این جنایات و کشتار چند روزه که تاکنون جان حداقل 23 نفر از هموطنان را گرفته به دولت اعتراض می کردند. بایستی به امثال محمد خاتمی و عارف و عباس عبدی و نجفی و
    محسن رفسنجانی و سایر این گروه گفت ما به شما امیدی نداریم شما همان به که بدنبال کار خود باشید ! اگر می توانستید که انجام می دادید.

    5- از طرف بیت رهبری و وزارت اطلاعات و سپاه و بسیج افرادی مامور شده اند که با عملیات مخصوص شما را بد نام کنند بمانند اینکه در صفوف شما بعنوان تظاهر کننده و مخالف حکومت حاضر می شوند و دست به حنایت و تجاوز و دزدی می زنند اینها می خواهند از شما ادم بدی بسازنند. اینها را شناسایی کنید از انها پس از اطمینان صد درصد عکس بگیرید تا در زمان مناسب و پس از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی بهمراه رهبرشان به دادگاههای صالحه معرفی شوند.

    6- طبق گزارشات رسیده افراد لباس شخصی حکومتی مشغول گرفتن عکس و فیلم از تظاهرات کننده ها هستند تا بتوانند انها را شناسایی کنند. در ضورت مشکوک شدن به اینگونه افراد به انها بصورت گروهی نزدیک شوید و به بازرسی دوربین و موبایل ایشان بپردازید . اگر اشتباه گرفته بودید بسیار مودبانه عذرخواهی کنید.

    7-از هم اکنون قبل از اینکه سر کردگان حکومتی پس از سقوط جمهوری اسلامی فرار کنند به شناسایی انها بپردازید. ادرس های انها را مشخص کنید تا در زمان مناسب دستگیر شوند.

    8- هیچگاه سر خود و بعنوان انتقام جویی دست به عملی نزنید. در صورتی که حکومت جمهوری اسلامی دست به کشتار عمومی مردم بزند مطمنا طبق تمهیدات چیده شده بصورت مسلحانه جواب آن جنایتکاران داده خواهد شد.

    9- به سخنان دلسرد کننده افرادی که می خواهند مبارزه ملت ایران را کوچک و یا چند روزه جلوه دهند گوش نکنید. نمونه آن سخنان َشمخانی است که می گوید چند روز دیگر این داستان تمام می شود !

    10- حتما جشنهای دهه فجر را تحریم کنید. از جمله فیلم سازان عزیز جشنواره سینمایی را تحریم کنند و در مقابل ان در روز 22 بهمن راهپیمایی میلیونی برنامه ریزی کنید تا قدرت مخالفان جمهوری اسلامی را به رخ دولت بکشانید. راهپیمایی مخالفان جمهوری اسلامی می تواند در میدان ونک و یا جای دیگر برگذار شود.

    11- برای هر جمعه در میدان آزادی راهپیمایی میلیونی تدارک ببینید.

    12- هموطنان مقیم خارج برای هر شنبه یا یکشنبه در مقابل سفارتهای جمهوری اسلامی تظاهرات کنند.

    13- هرگز به سخنان حسن روحانی اعتماد نکنید. این شخص گرگ است در لباس میش. این شخص اکنون که عرصه بر او تنگ شده در صدد خواهد امد که با وعده تو خالی برای چند صدمین بار ملت را فریب دهد. به هیچ وجه به او گوش ندهید که اکنون دیگر به علت همراهی با دشمنان ایران از نظر مردم دیگر لیاقت مقام رییس جمهوری را نیز ندارد.

    14- گروه های تندرو اسلامی تحت هدایت جنایتکارانی نظیر رییسی و حسینیان و علم الهدی و جنتی و سایر در هنگامه شلوغی به امید اینکه چیزی هم دست انها را بگیرد ممکن است اعلام کنند که به صفوف ملت برای تظاهرات پیوسته اند . هرگز انها را راه ندهید و به انها اعتماد نکنید. اینها شیادانی هستند که بایستی محاکمه شوند.

    به امید پیروزی ملت ایران

     
    • حتما در تظاهرات ، نقاب بزنید و سرو صورت خود را طوری بپوشانید که قابل شناسائی نباشید . با آشنایا ن و بستگان موافق رژیم درباره شرکت خود در تظاهرات سکوت کنید .

       
  115. اخبار: حاج ابرام نبوی طنزنویس مقیم لس آنجلس آمریکا هم از دیگر چهره های مرتبط با این طیف، ضمن تقبیح تظاهرات غیرقانونی عده ای فرصت طلب، خواستار برخورد اساسی نظام با آنها شد.
    مش قاسم: دستها رو میشه!

     
  116. خواهر مری: در بلندمدت به تلاش‌های دولت در کاهش تنش و ارتقای روابط اقتصادی با دنیا آسیب بزند که این، به طور قطع خواسته هیچ ایرانی نیست.
    ترجمه: اولا ای امت, چوب لای چرخ چاپیدن ثروت ما و فرستادنش به اروپا و آمریکا و کانادا و استرالیا و دبی و برزیل و ……. واسه ماهای از شما بهتر نزارین. دوما، من به تنهایی نماینده شما هستم و به شماها میگم خواسته شماها چی باید باشه!

     
  117. حسام‌الدین آشنا، مشاور/* رئیس؟* جمهور/*: بشینین واسه ماها طومار بنویسین که چی میخواهین؟
    ترجمه: شیره ملی به سر ملت! بزک نمیر خیار میاد………

    /*: ک

     
  118. حاج ممد فریبا: با روش‌های اصلاح‌طلبانه دنبال حل مشکلات باشید.
    مش قاسم: چی شد که اینو دوباره آوردن؟ مگه این ممنوع البیان و ممنوع التصویر نبود؟ اینو واسه شیره مالیدن به سر مردم دوباره آوردنش که دورباه با گفتار درمانی آخوندی ملت رو سر کار بزارن.

     
  119. آقای نوری زاد
    ۱۶ساله بودم باعشق وعلاقه ای که برهیچ معیارشناخته شده ای بنا نشده بود در راهپیمایی های سال۵۷علیه حکومت شاه شرکت میکردم،پدر پلیس بود وضع زندگیمان متوسط به پایین بخاطر جمعیت ۱۶نفره خانواده در حال گذربود که همتراز باانقلابشایعه شده بود که باپیروزی انقلاب نفری ۷۵تومان پول نفت به هرنفر خواهندداددر گیرودارروزهای انقلاب مرتب به پول نفتی که به ماتعلق میگرفت عزمم رادوچندان برای راهپیمایی روز بعد میکرد،بودند سالمندانی که میگفتند اینگونه نخواهد شد وما انان را بی سواد میپنداشتیم ،دررویاهایم به پول نفت،تفریح،مسافرت فکر میکردم وسبک بال بررویاها سوار وپرواز میکردم،تااینکه جنگی ناخواسته آغازشد دیگر همه چیز تحت تاثیر این بلای خانمان سوز قرار گرفته بود،دراین برهه من سرباز بودم ودرجنگ شرکت داشتم به امید اینکه درپایان جنگ مجدد بتوانم به انچه ازرفاه واسایش بود دست یابم،اما بعد از جنگ صحبت از بازسازی به میان امد حالا دیگر من متاهل شده بودم با اولین فرزند،ارزوها کمکم از مافاصله میگرفت ودر سیاهی محو میشد درگیریهای گروها در داخل زمینه رابرای برخوردهای مغرضانه محیا کرده وهر کس سعی در ضربه زدن به دیگری بود دیگر ان اتحاد واز خود گذشتگی زمان انقلاب وجنگ خبری نبود،بازار انگ منافق بودن روی هر پیشانی حک میشد،واین درحاای بود که من وامثال من نه از سیاست ونه ازسازمانها وگروها چیزی نمیدانستیم ،جامعه چند تکه وپاره جولانگاه مفسدینی شد که شاید خودرا برای تاراج این کشور اماده کرده بودند،جنگ تمام شد ولی حالا اثار این بلای خانمان سوز بود که به همراه تحریمها نفس همه را میبرید وان ارزوهای نوجوانی چنان زیر بار مشگلات خورد شد که فکر کردن ودستیابی به ان احمقانه به نظر میرسید،مردم از هم فاصله میگرفتند،دشمن هم میشدند سعی در حذف همدیگر داشتند،به همدیگر انواع مارکها رامیزدند،ومن اه وافسوسم را بخاطر گذشته که قدرش راندانسته وانرا به رویایی ازمندانه فروخته بودم در گلو خفه میکردم باخود میگفتم:،خلایق هر چه لایق.اما نه،ما که دنبال اینده ای بهتر بودیم ،ایراد تنها طمعی بود که نا بجا برخود گره زده وبه دنبالش میگشتیم.هرروز اتهامی،مارکی،وووبچه های نازنین وپاک مردم از سپاهی،ارتشی ودیگر نیروها گرفته حالا در خاک گلگون وطن جای گرفته بودند،حال کمکم کسانی وارد عرصه میشدند که به تنها چیزی که میاندیشیدند جاه،مقام وثروت بودجامعه ایرانی لت وپار شده بود،وباسرعت در حال بلعیدن اخرین داشته هایمان له له میزدند،مردم گرسنه دیگر نه ازادی ونه تفریح،چیزی جز سیر کردن شکمهای خود وفرزندانشان وشغلی کوچک وابرو مند نمیخواستند وقتی همین اندک را فریاد میزدند ومیزنند عوامل اسرائیل وامریکاخطابشان میکنند،قصه دردناک وطولانیست در پایان میگویم ای انانکه امروز بر سرنوشت این کشور حاکمید ما نه منافق،ونه امریکایی ودشمن نیستیم ماهمه ایرانی ودر طلب همان عشق وهمدلیهای گذشته ایم ان مقدار که برروی هم تیغ نکشیم بپذیریمکه همه حق دارند بچههایشان شغلی وخود ارامشی داشته باشند،چرا باید این روزها کشور ما ،مردم ما رودر روی یکدیگر قرار گیرند؟،تویی که در قدرتی:کافیست که قبول کنی دیگران راهم حقیست ودنیا وزندگی پایانیست حتمی وبازخواستی فرا رو واجتناب ناپذیر.پس تا فرصت باقیست بیاید همه باهم وبه حق وحقوق دیگران احترام بگذاریم که روزگاران راپایانی است خیلی زود.خیلی زود دیر خواهد شد واگر ان نباشیم که خداوند قرار داده بازندگانی خواهیم بود که کل ثروت جهان راهم باان نمیتوانیم به بردی اندک هم معاوصه کنیم..خدایا چنان کن سرانجام کار….تا توخشنودباشی ومارستگار.باسپاس،سالمندی پخته در کوران زندگی

     
  120. تکنولوژی تولید حاشیه و بحران امروز
    ***
    شب‌ها برای راه رفتن در برهوت یک بیابان نمی از نور ماه کافی است. با اینکه تاریک است، کورمال کورمال می‌توان راه خود را پیدا کرد. اما اگر نورافکنی روشن کنید، محیطی را به شدت شفاف می‌کنید و همان هنگام محیط بیشتری را تاریک‌تر از آنچه واقعاً هست. نورافکن‌ها به اعتبار آنچه روشن می‌کنند متن می‌سازند و به اعتبار آنچه به تاریکی محض می‌برند، حاشیه سازند. در چنین وضعیتی درست است که راه خود را خوب‌تر می‌بینید، اما از ناحیه آنچه در حاشیه تاریک است، در معرض خطرید. یک دفعه ممکن است حتی پرش ساده یک گربه سیاه از تاریکی به متن غافلگیرتان کند.
    قلمرو زندگی سیاسی نیز چنین وضعیتی دارد. نمی‌دانید به بهای آنچه می‌دانید و مرتب از آن حرف می‌زنید و بر سر آن منازعه می‌کنید، قلمروهایی را به حاشیه تاریک رانده‌اید و هر آن، بابت آنچه دیده نمی‌شود، در خطرید. بخصوص در کشوری مانند کشور ما که سیاست، مرتباً حاشیه ساز است.
    جمهوری اسلامی تکنولوژی پیشرفته‌ای برای تولید حاشیه دارد. از همان سال‌های نخست از ضرورت تکیه بر نیروهای ارزشی و وفادار سخن گفت. هر کس برای بهره‌مندی از هر موقعیت شغلی یا تحصیلی، باید از مجاری پیچیده و تو در توی گزینش و تحقیق گذر کند. باید اطمینان حاصل شود که فرد متقاضی، متعهد است، وفادار است، در قلب و بواطن درونی‌اش هم حتی مرضی نیست. ماشین گزینش، فی‌الواقع ماشین حاشیه‌ساز بود. نظام کلامی نیز هر روز با خلق عناوین تازه، کسانی را خودی و کسانی را غیر خودی طبقه بندی می‌کند. مرزهای خودی و غیرخودی، همان مرزگذاری‌های حاشیه‌ساز است. کسانی مرتب برچسب غرب‌زده، لاابالی، فاسد و نفوذ کننده و وابسته و مشکوک می‌گیرند و به حاشیه پرتاب می‌شوند. کسان بسیاری هم البته هستند که ارزش برچسب هم ندارند. اصولا دیده نمی‌شوند. انگار نه انگار که هستند.
    خودی‌ها صاحب منزلت‌اند و غیرخودیها با برچسب‌های متفاوت تحقیر می‌شوند. اما کاش همه چیز محدود بود به توزیع نامتوازن منزلت‌ها و برچسب‌ها. همراه با توزیع نامتوازن برچسب‌های ارزشی، توزیع نامتوازن قدرت و ثروت نیز در پی آمد.
    تکنولوژی حاشیه ساز نظام مستقر در بخش زبان سیاسی نیز درخور توجه است. انقلاب و اسلام، بسته‌های والای کلامی‌اند. همه نورافکن‌ها روی آنها زوم کرده‌اند. یکی دو بسته دیگر هم هستند که در حاشیه نیمه تاریک دیده می‌شوند. همان‌ها که نام بردن از آنها کراهت دارد اما قابل تحمل‌اند. مثل دمکراسی و عدالت و حقوق بشر و توسعه و رفاه. اما کلماتی هم هستند که نجس‌اند و گناه‌آلود. شاید نجس‌ترین‌شان، سلطنت و پادشاهی است. آنها را باید به زباله دانی پرتاب کرد. زباله‌دانی حاشیه‌ها.
    دوم خرداد سال هفتاد و شش یکی از مقاطع غافلگیر کننده بود. یکباره از تاریکی مفرط چشم انداز حیات سیاسی، کسانی به میدان آمدند که قبلا کسی انتظارشان را نداشت. آنها همان به حاشیه رانده شده ها بودند که با بهره‌گیری از فرصت انتخابات، در صحنه حاضر شدند. همه غافلگیر شدند. آنها که پیروز انتخابات شدند شاید بیشتر از رقیب‌شان وحشت کردند. مردان سیاست در دهه هفتاد، توانسته بودند با بهره‌گیری از کلمات به حاشیه رانده‌ای مثل دمکراسی، بخشی از نیروهای صف کشیده در تاریکی را بسیج کنند. رویدادی غافلگیر کننده مدت‌ها همه را منگ کرده بود. دوم خردادی‌ها از سحر کلام دمکراسی استفاده کردند.
    احمدی نژاد هم در سال هشتاد و چهار بخش دیگری از نیروهای صف کشیده در تاریکی صحنه را بسیج کرد و یکباره رویدادی تازه در صحنه سیاست خلق شد. احمدی نژاد از سحر کلام عدالت بهره گرفت.
    اما نه غافلگیری سال هفتاد و شش، و نه غافلگیری سال هشتاد و چهار، نظام سیاسی را به این نتیجه نرسانید که دمکراسی و عدالت را به منزله اشیاء مقدس و تازه، در متن خود جایگذاری کند. در سازوکارهای عملی و در ترتیبات و مناسبات رسمی، چنان بازآفرینی کند که از حاشیه آمدگان، احساس خودی بودن کنند و جایی در متن اشغال کنند. احساس مالکیتی کنند و شخصیتی. به همان دو واژه انقلاب و اسلام چسبیدند و دلنگران آن نبودند که انقلاب و اسلامی که دلالت بر آزادی و عدالت نکند، چگونه ممکن است معنادار و جاذبه افکن باشد.

    رویدادهای پس از انتخابات سال هشتاد و هشت، اوج این به حاشیه‌رانی بود. از کم و کیف آنچه در سال هشتاد و هشت گذشت، بگذریم، اما بخش مهمی از مردم که به میرحسین موسوی رای داده بودند، و نتیجه انتخابات را به هر دلیل نپذیرفته بودند، تحقیر شدند. سال‌های سال تحقیر شدند. بازی خورده قلمداد شدند. سال‌های سال است که در اندوه حصر رهبران خود سر می‌کنند و هیچ کس هیچ پاسخی به پرسش‌های بی شمار آنان نمی‌دهد. پس از آن ماجرای تلخ، دمکراسی و دمکراسی خواهی، جاذبه پیشین‌اش را از دست داد. مردان نامدارش نیز، به حاشیه رفتند و بخش زیادی از حاشیه آمدگان دوباره به حاشیه بازگشتند. بعید دانستند دمکراسی خواهی سرانجامی پیدا کند پس به تدریج از متن بیرون رفتند.
    حاصل مدیریت احمدی نژاد نیز به وجهی دیگر واژه عدالت را خالی از جاذبه کرد. به متن آمدگانی که در نتیجه جاذبه عدالت به صحنه آمده بودند، کم کم اطمینان پیدا کردند، عدالتی در کار نیست. داستانی بود که از اساس دروغ بود. آنها باید همچنان در حاشیه تاریک صحنه برای یک لقمه نان تلاشی بی فرجام کنند.
    آنچه امروز شاهد آن هستیم یک صحنه غافلگیر کننده دیگر است. یک روز در سال هفتاد و شش احساس غافلگیر شدن کردیم، یک روز در سال هشتاد و چهار و اینک لحظه سوم فرارسیده است: سال نود و شش.
    درماندگان و بیکاران با آنها که خواستار سبک دیگری از زندگی‌اند، وحدت کرده‌اند و نام‌های تازه‌ای برای آنان جاذبه ایجاد کرده است. نام‌های متعدد که شگفت انگیزترین‌شان، ایرانیت، سلطنت و پادشاهی است. یکبار دیگر، شبحی از تاریکی به متن یورش برده است. اصولگرایان و اصلاح طلبان را با هم مورد هجوم قرار می‌دهند. اصل نظام را هدف گرفته‌اند. احساس قدرت می‌کنند و حمایت رسانه‌ها و سیاست مداران غرب به آنها امید می‌بخشد.
    البته از حاشیه آمدگان سال‌های هفتاد و شش، هشتاد و چهار، توانستند در متن غلیانی به پا کنند و برای خود مهری ماندگار بر عرصه سیاسی کشور بکوبند. اما از حاشیه آمدگان امروز کمتر ممکن است چنین شانسی داشته باشند. آنها در خیابان‌های تهران می‌چرخند و شعارهای تند می‌دهند. مردم خیره خیره به آنها می‌نگرند. به چشم‌های مردم اگر خوب نظر کنی، تنها از پلیس ضد شورش نیست که می‌ترسند، از خود این تظاهرکنندگان نیز می‌ترسند. جوانان ساده‌ای که معلوم نیست چطور سازماندهی شده‌اند، چطور هماهنگ می‌شوند، به دقت معلوم نیست خواست‌شان چیست، معلوم نیست در میدان قدرت چگونه می‌خواهند خواست‌شان را تحقق ببخشند. حمایت آشکار ترامپ، نگرانی را بیشتر می‌کند. احساس سنگین ترس از جنگ است که بر صحنه مستولی می‌شود نه امید به یک دگرگونی خجسته.
    این جوانان بی گناه از حاشیه آمده‌اند، اما استعداد آن را ندارند متن را برای مدت زمان کمی هم که شده، گشاده کنند و جایی برای دیده شدن پیدا کنند.
    بیم آن می‌رود که آنچه این روزها جریان دارد به یک خشونت سنگین تبدیل شود. ماجرا از کف خیابان‌ها جمع شود، و بعد یک راه پیمایی وحدت برگزار شود و به همه اعلام شود تمام شد، مردم به خیابان آمدند و ریشه فتنه تازه را درأوردند و مثل همیشه پشت سر نظام یکصدا و یک سخن ایستاده‌اند. کاش جمهوری اسلامی برای نخستین بار سیاستی تازه در پیش بگیرد. به جای انکه تلاش خود را مصروف آن کند که همه چیز را فوراً از متن آرایش داده شده خود پاک کند، اصل این واقعیت را بپذیرد که متن سیاسی‌اش با حاشیه‌های بسیار محاصره شده است. این حاشیه‌ها پتانسیل‌های انبار شده‌ای هستند که می‌توانند به هم بپیوندند و برای همه فاجعه بار باشند. باید نورافکن‌های صحنه را دو چندان کرد. بگذارید عرصه بیشتر و بیشتر گسترده شود.
    صادق باشیم، دست از تبلیغات کلیشه برداریم، اعتراف کنیم که عرصه سیاسی کشور را درست مثل اقلیم این سرزمین پر کرده‌ایم از گسل‌های خطرناک. به جای شعارهای مطنطن، راست گو باشیم و شجاعت پذیرش اشتباهات فاحش را داشته باشیم. مشت‌های آلوده را بگشاییم، برچسب‌های ناروا را از مردان بزرگ و خادم مردم برداریم. آنگاه شاید به این جوانان طغیان کرده نیز بتوان گفت، خشم تان قابل درک است، صبور باشید، اعتماد کنید، در افق چشم اندازی تازه پیداست.
    باشد تا هوای این سرزمین از این همه آلودگی پاک شود.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

89 queries in 2954 seconds.