سر تیتر خبرها
ناپیدا  + مصاحبه با ایران فردا

ناپیدا + مصاحبه با ایران فردا

دیشب رفتم دیدن جناب امیرحسین دولت پناه. این مرد، کلید دار گنج های سادگی و پاکی و درستکاری ست. پنجاه سال است که در خانه ای 50 متری زندگی می کند. وای که چقدر خواستنی ست این مرد. گاه که از هیاهوی این روزگارِ درهم پیچ، دلم می گیرد، به تماشای سادگی ها و بزرگی های این مرد بی ریا می روم. این مرد، نه سیاسی است و نه فعال مدنی. اما از هر سیاستمداری انسان تر و شایسته تر و درستکارتر است. چه می گویم؟ مگر در میان سیاستمداران، درستکار و شایسته و انسان یافت می شود؟ سی سال کارمندی کرده در نهایت درستکاری. هیچ از خود ندارد الا همین درستی های انسانی. و مگر کم سرمایه ای است این همه که او دارد و بسیاری چون من ندارد. خانه ای که در آن است نیز از خودش نیست. یک ریال از پول مردم در زندگی اش پیدا نمی شود. همسری دارد و دو فرزند. و دلی به وسعت اقیانوس. این سادگی را باید به تماشا نشست و از میوه های درخت تناوِرِ بی ریایی اش سیربلعید.

با اطمینان می گویم: دربیت رهبری که هیچ، در میان سرداران که هیچ، در میان همه ی آیت الله های صاحب نام نیز، ذره ای از خلوص و ادب و نیک اندیشیِ این مرد یافت می نشود. کاش می شد با هم به دیدارش می رفتیم. کاش. من یک دقیقه با او بودن را ترجیح می دهم بر هفتاد سال عبادت گنده نامانی که جز حرف با آنان نیست. آقای دولت پناه به زبان فرانسه مسلط است. انصاف و ادب و راستی اگر می خواهید، با او و در او بجویید. از دور که به او می نگرم و با دیگران مقایسه اش که می کنم ای بسا بخود بگویم: او را چه سود از این خوبی های انسانی؟ کاش بجای اینها، خانه ای فراخ داشت و اتومبیلی و حساب بانکی ای و دفتری و واردات شکری. بعدش بخود پاسخ می دهم: این درست که امیرحسین ها از دارایی های پولی بی نصیب اند اما گنجی دارند که اتفاقا اگر بر در کوزه بگذارند، می توانند آبش را بخورند. جامعه ی ما، بسیار بیش از آن که گرسنه ی نان باشد، گرسنه ی ادب است.

محمد نوری زاد
بیست و دوم آذر نود و شش – تهران

مصاحبه با شبکه بیان و این که چرا نوری زاد را نمی کشند؟

مصاحبه با ایران فردا

تفسیر خبر جمعه ۲۴ آذر

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

136 نظر

  1. اقای خامنه ای انصافا و انسانا حق فامیلی اللخصوص دادماد های و دورترین وابستگان فامیل خدا پسندانه نه خدا پسندانه بجا اورد در مقابل مردم که مسئولیتی داشتند ایشان مسئول خانواده خود و اظزافیان محافظین اش است حال فکر کنیم که برادران پاسدار دریک لحظه حسین وار فکر کنند از حق دفاع کنن نه از کسی که حقوق می گیرند چند ساعت حکومت اقای خامنه ای دوام می اورد یک ساعت یک روزویک ماه نهایتا با تمام تئورسین ها و بازیگران سیاست فقط و فقط می توانستند یک ماه مردم را با حرف های فریبنده و گیج کننده یک ماه به حکومت ادامه دهند و این حکومت باعدم دخالت سپاه عمر افتاب لب بام است واین فامیل ها و نزدیکان خامنه ای هر چقدر از این برادران سپاهی پولی تشکر کنند نمی توانند یک صدم از کارهایی که اینها با فدای دین خود به انها می کنندنمی توانند با پول جبران کنند ببینید حساب جعفری و سلیمانی و سرداران بالای سپاه از جایی دیگری غیررهبری دستور می گیرند رهبری در مورد انها کاره ای نیست و کسی خط اش را نمی خواند و می دانند که اگر هرفی هم بزنند دنیایشان برباد خواهد رفت والا سلیمانی که باشد بدون دستور اقاش پوتین در کشوری که وزیر جنگ دارد رهبر دارد مجلس ووودارد بیاد چاله میدانی بگوید که ار فلسطین کمک بخواهد ما هستیم شما کی هستی از کی فرمان می گیری طبق چه مسوبه کشوری این اقاضات را کردی بیسواد بازیچه این همه گویای هرج و مرج کشوری و ناتوانی خامنه ای در اداره امور کشور که شرح جداگانه ای دارد و به خدا و انسانیت و عقوبت معتقد نیستند اگر بودند این سخن من جرم است علیه بنده چون می دانند در یک دادگاه علنی در دو جمله محکوم هستند صدای خودرا در نمی اورندو به این میگن ندزد نترس …. حال برگردیم کسی که امام خود را نماینده علی می داند اگر علی در یک نشستی با امام با ایشان برخورد می کرد اصلا نیازی به محاکمه دفاعیه ووو نبود یکضرب بدون هیچ پرسش و پاسخی به دادگاه اسلامی واجرای احکام اسلامی معرفی می کرد چرا یک سند برای مولا کافی بود ایا در امامت شما اقای یزدی رئیس قوه قضائیه از طرف شما بود که بود ایا بعداتمام دوره اش دادگاه و قوقه قضائیه به یک ویرانه تبدیل شده بود که شده بود و در این ویرانه حقوق هزاران نفر ضایل شده بود که شده بود پس هیچ جای دفاعی برای شما نیست و شما نشسته پاکید و نیاز به تلف کردن وقت یک انسان عارف و فهمیده ای مثل مولا علی نبود خدارا شکر که در این دروه هم سپاه محافظ ظلم و ناکارامدی و ناتوانی اقا هستند و هم برای انها روزگارطلای از هرلحاظ حقوق تفریحی و امنیت اجتماعی ووو همه چیز هم متقابلا از سر دولت رهبر هست پس هر دو مکمل همند و هیچ نه طلب نه بدهکاری به هم دارند فقط ..فقط اینجا چیزی غلط است ار این همه که خود امام از اخرت به خود و سپاهیان یاد اورشده فراموش کردند در اندنیا مثقال خیرا یره می دانید انجا نه امام ساختگی نه عالم نه کاری هیچ کسی در مقابل خدا غیر اعمالشان پاسخگو نیستند که شما ها همه بازنده هستید چون برای خدا خامنه ای امام نیست یک شخص عادی است که برای اداره کشور تعهد داشت که هم خود را خراب هم روحانیت و اسلام را از ریشه کن کرد ایشان خدمتگذار مردم بود و برای خدمتگزاری به مردم تعهد داده بود نه خانواده اش ولی بعد اندک مدتی چنلن غرور سرا پای وجوش را گرفت که خود را گم کرد اصلا انسان فرهیخته اجازه نمی دهد انسان دیگری دست اش را ببوسد مگر در کبرو غرور مدفون شده باشد بوسیدن دست در اسلام حرام است رحمته الله علیه خمینی فرمود ار بنا بود دست بوسی باشد دست شاه هم نرم تر هم تمیز تر بود ما انقلاب کردیم که دست بوس نباشیم و امام خامنه ای وقتی قدرت را در دست گرفت به یک کلمه از فرمایشات امام اطاعت اجرا نکرد

     
  2. این نوشته بخشی از مطلب سیدمرتضا خطاب به مهرداد در پست قبلی است.

    سید مرتضی
    12:55 ق.ظ / دسامبر 17, 201

    «من در مورد انکاری که در این زمینه کردی فقط اشاره می کنم به ماجرای سوتی مربوط به “آشنا” و “مهرداد” که آنرا همه دیدند،حال شما انکار می کنید مانعی ندارد و کسانی که از اندکی هوش و ذکاوت برخوردار باشند بخوبی می توانند تکیه کلام ها و ادبیات و لحن ها و طرز ویرایش افرادی که در این سایت زیاد مطلب می نویسند را شناسائی کنند،من عرضم این است که اولا فحاشی و تندی خوب نیست پس نیازی به این نیست که کسی با اسمی باصطلاح پرستیژ خود را حفظ کند و وقتی می خواهد با فحاشی عقده گشائی کند نام های عجیب و غریب اختیار کند،حال شما خود دانی….»

    حقیقتا سیدمرتضا شما انسان عجیبی هستی. تهمت می زنی بعد نقش قاضی بازی می کنی و بعد.. و بعد… آیا یک ذره مراعات(به هیچ چیز دیگری استناد نمی کنم چون به هر چه استناد کنم، علوم لایتناهی شما، امکان نفس کشیدن را از همه می گیرد) اخلاق لازم نیست؟ بنده واقعا نه کاری به این مباحثات شخصی دارم و نه حوصله دفاع از کسی و نه اساسا این بحث ها فایده ای دارد ولی چون به شدت به یک غلط فاحش یعنی نسبت دادن زکریای ناراضی به مهرداد اصرار داری و توبیخش می کنی که چرا انکار می کند او زکریا نیست! دارم بابت حضور در این سایت خجالت می کشم.
    پیشتر هم بارها به خود من سوء ظن بردی و بالای پنج بار به تصریح یا تلویح بد و بیراه گفتی و تهمت زدی که چرا با نام دیگر با تو مجادله کرده ام! غافل از اینکه کسانی زیرک تر از ذهن کوته بین شما، از الفاظ آشنای دیگران بهره می برند و شما را به چاله می اندازند. اگر آن هوشی که ادعا می کنی، ذره ای در وجود شما بود، چنین نسبتی به مهرداد نمی زدی به صرف کلمه «شیخ قم نشین» که در متن او و زکریای ناراضی مشترک است. بنده در چند پست پیشتر با اشاره ای به زکریای ناراضی رساندم که این راه را نرود ولی او متاسفانه در سنین پیری به دیگران آزار می رساند و در اینجا از ظن شما به مهرداد بهره می برد و به او آزار می رساند ولو که آگاهانه چنین قصدی نداشته باشد. بدتر از همه در اینجا این است که شما چندین بار به مهرداد تهمت زدی و به انکار او خندیدی و سپس تهمت زدی و بابت تهمتت احتمالا از خداوندت مشتاق اجر و ثواب هستی که چقدر مظلوم واقعه شده ای. البته پاسخت و نوع عذرخواهی ات هم قابل پیش بینی است ولی بهترین کار کاستن از این حجم تهمت به دیگران به صرف سوء ظن کودکانه است که مدام به دیگران نسبت می دهی.
    گرچه برایت سخت است پذیرش این حرف ولی آن را می نویسم: در تمام مطالب تاریخی، کلامی، فلسفی و تحلیلی که می نویسی، همین رویه را داری یعنی بی تحقیق، نظر می دهی و با صرف مشابهات پیش پا افتاده، منابع دور را نزدیک می بینی و مطالب ساده را پیچیده می کنی و مطالب پیچیده را ساده. تنها کاری که از شما بر می آید و واقعا در آن دانش آموخته ای، فقه است که معمولا در طرح نظراتت سعی می کنی رویه معمول فقها را رعایت کنی.
    باری هر حسنی در شما ببینم ابایی ندارم از گفتنش ولی اگر در معایب عجیبی که داری، گاه اصرار بی وجه کنی، تذکر دادنش برای همه ما خوب است. بنابرین اگر اصرار نمی کردی و به مهرداد (که او هم بی دلیل گاه به پر و پای شما می پیچد) تهمت نمی زدی و در این تهمت زدن و سوء ظن مفرط، خودت را باهوش و طرف تهمت را کم هوش(یا للعجب!) نمی دانستی و اگر به یکی دیگر از دوستان یادآوری نمی کردی که ان بعض الظن اثم(قرآن/حجرات)، این نوشته هم نوشته نمی شد که حقیقتا از نوشتنش ناراضی و رنجورم. البته این نوشته به معنای این نیست که شما بدی و من خوبم چرا که واقعا من حامل انبوهی از معایبم اما آقای سیدمرتضا، گاه ما آدمیان عیوب مان را می توانیم کنترل کنیم و اگر باعث رنج و عذاب شخص خودمان می شویم ولی به دیگران آزار نمی رسانیم و گاه عیوب مان تنها در آزار رساندن به دیگران خلاصه می شود که بدترین کار ممکن است. آیا وقتش نیست هم بنویسید و به دیگران بهره برسانید و هم تهمت نزنید؟

     
  3. بیان اینکه اسلام هیچ نظام سیاسی را پیشنهاد نمیکند به معنای این نیست که گوینده این حرف دارد از پیامبر اسلام انتقاد میکند که چرا چنین نکرده بلکه صرفا گزارش این است که اسلام از اساس فاقد چنین رسالتی بوده و پیامبر هم چنین وظیفه ای نداشته است. طرح اینکه اسلام دارای فلسفه سایسی هم میباشد اشتباه دیگری است چون اولا پیامبر اسلام هیچگاه فیلسوف نبود و دیگر اینکه فلسفه سیاسی خود شاخه ای از فلسفه است که در صدر اسلام اصلا مطرح نبود.
    اینکه پیامبر مدتی عهده دار رهبری سیاسی بوده دلیل نمیشود که ادعا کنیم پس این امر بخشی از ضروریات رسالت ایشان است. در قرآن به صراحت به پیامبر گفته میشود که شان پیامبر بودن او این نیست که مردم باید حتما از او تبعیت کنند و یا اینکه او وکیل آنها است. در دوران رهبری سیاسی هم بصراحت به او دستور داده میشود که از آتوریته پیامبری حق استفاده ندارد و امور مردم باید با مشورت و دخالت خود انها باشد.
    ما نمیتوانیم موضوع ولایت فقیه را امری جدا و صرفا فقهی بدانیم. اصل این نطریه بر این استوار است که پیامبر در عین حال مامور به حکومت هم بوده و این امر ذاتی نبوت است.فقها برای اینکه بتوانند آنرا صورت شرعی بدهند نتوانستند از سیره نبوی و رفتار امام اول شیعیان تائیدی بر این ادعا بیاورند چون هیچکدام از این دو قائل بولایت خاصی بر مردم در حکومت نبودند و خود را مسئول و پاسخگو میدانستند نه تعیین شده از سوی خدا. لذا فقها برای تامین نظر خود ناچار از پیدا کردن احادیثی هر چند ضعیف و یا مقبوله عمر این حنظله شدند تا با تفسیرها و تعبیرهای عجیب و غریب با یک دکمه یکدست کت و شلوار بدوزند.
    بر اساس آنچه از قرآن و تاریخ و تفاسیر و اجتهادات بخش عمده ای از فقها که مخالف این نظریه و یا اصلا حکومت دینی در عصر غیبت توسط غیر معصوم هستند دریافت میکنیم این است که هم ادعای خلافت اسلامی بعد از پیامبر و هم نظریه ولایت فقیه و هم خلافت داعشیان و طالبان ، مانند ادعای باطل خوارج بی پایه و اساس و بدعت در دین و انحراف مسلم از تعالیم پیامبر واموزه های وی است. اوج فاجعه وقتی است که یک ولی فقیه مثل اقای خمینی مدعی تمام اختیارات نداشته پیامبر باشد و حتی بروایتی مدعی اختیارات خدا هم بشود که البته اگر در نقل قول هم شک کنیم در عملکرد وی نمیتوانیم.
    ما علاوه بر دلایل نقلی و عقلی بر باطل بودن چنین ادعا های بی اساسی نتیجه عملی این نوع نگرش را در حکومت کلیسای قرون وسطی و همین جمهوری اسلامی خودمان میتوانیم بعنوان سند ادعایمان بیاوریم. آیا ایجاد جامعه ای در این حد فاسد و سوق دادن مردم به تباهی نتیجه یک حکومت بر مبنای عدل است و یا ظلم ؟ بنظرم با توجه با اینکه آفتاب دلیل آفتاب آمده است نیازی به بحثهای بیشتری نیست.
    برای اصلاح انحراف فقط یک راه وجود دارد و آن برداشتن و بی اعتبار کردن ریشه آن انحراف و تمام توجیهات حامی آن است و بس. امید که مردم روی خوش سعادت را هرچه زودتر ببینند.

     
    • خیلی عجیب هست که هم اذعان شود به اینکه “پیامبر مدتی عهده دار رهبری سیاسی”بوده هم در عین حال ادعا شود که “اسلام از اساس فاقد چنین رسالتی بوده و پیامبر هم چنین وظیفه ای نداشته است”! این پارادوکس واقعا عجیب هست،واضح است که سمت و عنوان پیامبری غیر از فیلسوفی است و پیامبران غیر از نوابغ و فلاسفه هستند،اما نکته اساسی این است که وجود فلسفه سیاسی در ماهیت احکام اسلام متفرع بر این نیست که پیامبر فیلسوف باشد یا اسلام فلسفه باشد،ظاهرا اینجا اشتراک در لفظ رهزن شده است،و چنانکه قبلا اشاره شد اشتباه برخی دوستان این است که اصطلاحات رایج و تقسیمات علوم و داده های جدید را در هزاران سال قبل می جویند،فلسفه سیاسی لبّا یعنی عنایت و التفات اسلام به سیاست و حکمرانی برای استقرار عدالت،این کاملا قابل استفاده از قرآن و سنت نبوی است.اگر اداره جامعه و تشکیل حکومت غیر نیم بند در مدینه النبی تابع ضرورت و رسالت پیامبر اسلام نبود ایشان اصلا چه لزومی داشت در امر جنگ و صلح و لوازم و ملزومات فراوان و واضح حکومت دخالت کنند؟! و چه اصراری داشتند ایشان بر گرفتن بیعت در مکه و مدینه جدای از مساله ایمان برسالت شان؟این گزاره که “ر قرآن به صراحت به پیامبر گفته میشود که شان پیامبر بودن او این نیست که مردم باید حتما از او تبعیت کنند”مستند به کجای قرآن است؟برای ما راحت نباشد برای تحکیم اهداف خاص خود هر چیزی را بقرآن نسبت دهیم مگر آنکه احتجاج خویش را از قالب کلی گوئی به ذکر شواهد و تبیین آن مزیّن کنیم،مگر پیامبر در مضمون بیعت خویش اطاعت در امور عمومی اسلامی را شرط نکرد؟(قبلا مضمون بیعت ها را تبیین کردیم)،آیا آیاتی مثل “اطیعوا الله و اطیعوا الرسول..”،”فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليما.النساء/65 ،”إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِذا كانُوا مَعَهُ عَلى‏ أَمْرٍ جامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ أُولئِكَ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ.النور/62 و نظائر آنها آیات قرآن نیستند؟! بنابر این هرکس از قرآن سخن می گوید ملزم است که آیات مورد نظر را مشخص کند.و “شاورهم فی الامر” نیز هیچ منافاتی با اتوریته ولایت و رسالت پیامبر ندارد زیرا در انتهای همان آیه فرمود :”فاذا عزمت فتوکل”،یعنی در انتها عزم متکی بر مشورت جمعی با رسول الله است.
      حال جدای از انحراف در برداشت در مورد فلسفه سیاسی قرآن و سنت اجتماعی پیامبر ،موضوع ولایت فقیه بلاشک موضوعی فقهی است،زیرا موضوعی فقهی است که مسیر آن استنباط حکم فقهی مبتنی بر دلایل فقهی باشد،پس ولایت فقیه (جدای از درستی یا نادرستی آن)صرفا موضوعی سلیقه ای و سیاسی نیست هرچند متداخل با امر سیاست باشد،و بالاخره هرکس که می خواهد سلبا یا ایجابا در این موضوع سخن گوید لاجرم باید به کتاب و سنت نبوی تمسک کند و این یعنی مساله فقهی.بله پیامبر بی شک مامور به حکومت نیز بودند،اینرا باید در قرآن و سنت ایشان دید و بر آن احتجاج کرد وگرنه صرفا متهم کردن فقیهان به عنوان هایی خاص،احتجاج و استدلال نیست.
      در واقع این سخن که “ادعای خلافت اسلامی بعد از پیامبر” یانفی عمل حکمرانی پیامبر که باذعان منکران اظهر من الشمس هست معنایی جز اعمال سلیقه و تکرار مدعا ندارد و باید دلایل عقلی و نقلی مورد ادعا در یک بحث را مطرح و آنها را تبیین کرد،و این نکته چند بار بعرض رسید که کسانی که تبحر ورود به محتوای احتجاجات فقهی ندارند و صرفا سلایقی را بصورت کلی گوئی به قرآن کریم و سنت نبوی اسناد می دهند رویکرد آنها عنوانی جز “استحسان” ندارد و استحسان از عناصری است که ارتباطی با محتوا و ادله فقهی ندارد.

       
  4. روزینامه کیهان ملاخور شده دادوبیدادش رفته هوا که چرا تالار دائمی منیر شاهرودی فرمانفرماییان در ۹۵ سالگی این هنرمند، شامگاه ۲۴ آذر در باغ‌موزه نگارستان افتتاح شد! این خبری بود که دیروز بار دیگر حیرت و شگفتی دوستداران و دلسوختگان فرهنگ و هنر انقلاب اسلامی را برانگیخت که چگونه بعد از «ایران درودی»، باز هم تالار و سالنی دیگر به اسم یکی دیگر از وابستگان دربار پهلوی نامگذاری شد.
    مش قاسم: چو اندر تبارش بزرگی نبود، نشاید که نام بزرگان شنود.

     
  5. دولت/*ی که برای پرداخت ماهی ۴۵۰۰۰ تومن یارانه ماتم میگیره و خیال میکنین از عهده پیشرفت در مملکت بر میاد؟ نمیاد!

    /*: ک

     
  6. راه یافته به اون طویله از سرپل ذهاب در گفت وگو با تابناک: جهاد کشاورزی و وزیر، کمکی به زلزله زده ها نکرده اند/بسیاری از مردم مجبورند در سرما بخوابند/وزارت علوم پای کار نیامده است/بیمه ها همکاری نمی کنند.
    مش قاسم: اینو باش که خیال میکنه این وزوزیر/* و اون وزوزیر/* و بیمه چیا توی حکومت اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات واسه کمک به ملت اینکاره شدن. نه حاجی! اینا واسه شیره مالیدن سر ملت، پر کردن جیب، و ادامه حکومت سفاک و غدار گذاشتنشون اونجا. همونطوری که تو رو توی اون طویله راه دادن.

    /*: ک

     
  7. سایت سردار/* شکست خورده: گزینه‌ها برای رهبر آینده بررسی و به رهبرانقلاب اعلام می‌شود.
    مش قاسم: چه خواب و خیالا واسه ما دیدن.

     
  8. مراسم یادبود یاران و دوستان حاج ابرام یزدی (///////////////) در مرکز اسلامی فرهنگی شمال کالیفرنیا با مشارکت: عبدالعلی بازرگان، علیرضا علوی تبار، ماشاالله شمس الواعظین، احمد سلامتیان، صادق زیباکلام، فرخ نگهدار، عباس عبدی، حسن یوسفی اشکوری، مهدی نوربخش، سروش دباغ، احسان محرابی، مهدی تاجیک، سولماز ایکدر، محمد رهبر،مرتضی کاظمیان، …
    مش قاسم: میگن یکی رو بخواهی بشناسی ببین دوستاش کیا هستن. یاران حاج ابرام: خود-روشنفکر خوانده، شکنجه گر اسلامی، خرابکار، دزد، آدمکش، گروگان گیر، زندانبان، معرکه گیر، شامورتی و ………. اینا ملت رو به این روز نشوندن، یه مشت ازخود راضی و خود محور بین و کور و گمراه.

    ————–

    مش قاسم گرامی
    اینجور که شما همگان را از دم تیغ می گذرانید، چه کسی باقی می ماند؟ کدامیک از اینان شکنجه گر و خرابکار و دزد و آدمکش و.. بوده اند؟ اگر سهم اینان حمایت از جمهوری اسلامی بوده است، فراموش نکینم که واقعا 98 در صد رأی دهندگان، چه شهری چه روستایی چه درسخوانده و چه نخوانده در این حمایت سهیم بوده اند. حتی توده ای ها و چریک ها و کمونیست ها. بخودمان نیز نیک بنگریم نازنین. که هر یک از ما نیز اگر در معرض داوری قرار بگیریم، شاید و ای بسا پرونده ی خوبی نداشته باشیم جز معدودی بسیار اندک. بسیار اندک.
    با احترام

    .

     
  9. وزوزیر/* بی علمی: دانشجوی ستاره‌دار سیاسی نداریم.
    ترجمه: ما ستاره رو میزاریم، برادران میدونن معنیش چیه!

    /*: ک

    ———-
    من در زندان اوین با جوانی بسیار نازنین و منصف و دوست داشتنی همبند و هم اتاق بودم به اسم سیدضیاءالدین نبوی. جوان دانشجویی که به ستاره دار شدن و ستاردار بودن دانشجویان اعتراض کرده بود و برادران به زور برایش پرونده ساخته بودند و بعدش: ده سال زندان. اکنون این جوان در سمنان زندانی است. هشت سال از عمرش را در زندان های اوین و کارون اهواز و سمنان گذرانده تنها و تنها برای اعتراض به همین داستان ستاره دار بودن بعضی دانشجویان. این که وزیر علوم گفته ما: دانشجوی ستاره دار سیاسی نداریم شاید اشاره به این باشد که: کسی که ستاره دار شود، هم دیگر دانشجو نیست و هم باید واحدهای باقی مانده ی درسی اش را در زندان بگذزاند.
    با احترام

    .

     
  10. شمخانی: رسانه ها با مصونیت قضایی تام، مفاسد را افشا کنند.
    مش قاسم: به این میگن دست پیش گرفتن که پس نیفته. حاجی! تو خودت یه نمونه تام از مفاسد هستی.

     
  11. یکی به اسم حاجیه فرزانه روستایی در گفت‌وگو با دویچه‌وله فارسی: اقدام نیکی هیلی، سفیر آمریکا در نمایش قطعه‌ای از یک موشک در یک مرکز نظامی کاملا بسته، بسیارعجیب است و تا کنون چنین چیزی سابقه نداشته است. او تاکید می‌کند که این کار بدون آن که یک کمیسیون تحقیق بین‌المللی یا مرجعی معتبر صحت ادعای او را ثابت کند، قابل‌قبول نیست.
    مش قاسم: این دیگه از کجا آمده؟ سردار/*ان شکست خورده از کله صبح تا بوق سگ جار میزنن که کار ماست، این یکی از اونور دنیا میگه مرجع معتبر و صحت ادعا و قابل‌قبول نیست. آخه ای نادان، از کی تابحال وسط بیابونهای یمن مهندس حاذق موشکی خلق شده اونم وسط جنگ؟ اینا که تا چند ماه پیش غیر از کلاش اسلحه ای نداشتن، یه هویی موشک ساز شدن؟

    /*: ک

     
  12. در بدن هاشمی رفسن جانی هنگام مرگ ۱۰ برابر حد مجاز مواد رادیواکتیو بوده است.
    مش قاسم: در بدن هر ایرانی ۱۰۰۰ برابر حد مجاز مواد آخوند زدگی و اسلام زدگی موجود میباشد.

     
  13. وزوزارت ارشاد (شما بخون زور و اجبار و سانسور) مانع از اکران فیلم عبدالرضا کاهانی در تورنتو شد.
    مش قاسم: بازم یه عده نادان به آخوند رای میدن. شعار اونایی که در حکومت اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات رای میدن: رنگمون کن رنگمون کن از صبح تا شب بارمون کن!

     
  14. حاج عباس گروگانگیر: کسانی که می گویند از رای خود پشیمانند، مفهوم سیاست را نمی دانند.
    مش قاسم: مفهوم سیاست از نقطه نظر حاجی: ای ملت بعد ۴۰ سال هنوز حالیتون نیست که ما با دروغ، فریب و شیادی بر مسند قدرت نشستیم و با دروغ، فریب و شیادی هم بر مسند قدرت مانده ایم. دروغ، فریب و شیادی عین سیاست ماست و سیاست ما دروغ، فریب و شیادی.

    به حکومت اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات خوش آمدید.

     
  15. فائزه هاشمی رفسن جانی می‌گوید بررسی‌های شورایعالی امنیت ملی نشان داد در بدن پدرش ۱۰ برابر حد مجاز رادیواکتیو بوده است.
    مش قاسم:
    اکبر که مخفیانه رای به اعدام میدادی همه روز دیدی که چگونه مخفیانه به اعدام رسید

     
  16. جناب نوری زاده گرامی سلام و خسته نباشید خاطرتان هست دو سال قبل از شورش ایران ویران کن سال پنجاه و هفت و بر سر کار آمدن آخوندهای شورشی خانه مان سوز اوضاع چگونه بود آیا این دو سال اخیر در نظام آخوندهای عوامفریب یاد آور آن دو سال آخر رژیم صد در صد ایرانی تبار که نباید از حق گذشت و‌دیدیم خدمات بسیاری در راه عظمت ایران و مردمانش انجام داد رفاه در حد نسبی و‌بسیاری از مؤلفه های اقتصادی ،اجتماعی ،فرهنگی ،آموزشی ،ختی نظامی نه در حد مطلوب اما در حد انتظار وجود داشت با این اوصاف رژیم تاب توان نداشت و ناچار به ترک‌قدرت شد حالا آنزمان را مقایسه کنید با وضعیت اسفبار اقتصادی مردمی گرسنه ،بیکار ،تورمی لجام‌گسیخته رکودی کمر شکن ،وضعیت فرهنگی گریزان شدن مردم از دین،حاکم شدن دروغ و فریب ،سانسور وحشت ناک حاکم بر قلم ،ذهن ،زبان ،اندیشه ،تفکر و دورویی وضعیت اجتماعی وجود بیش از سه میلیون معتاد ،فرزندان رها شده در خیابان که حاصل هزاران طلاق میباشد ،وجود بزه و جنایت های بسیار اختلاسهای هزاران میلیاردی که حاصل یک نظام قضایی فاسد و ظالم که سرانش غرق در بی عدالتی و فساد سازمان یافته وضعیت سیاسی بسیار بدتر وجود مسؤولینی که بویی از سیاست نبرده چرا که تماما نیروی اطلاعاتی و امنیتیند و سیاستی جنگ طلب و شورشی را بر کشور حاکم نموده اند وضعیت نظامی کشور نیز از بقیه گرفتاریهای کشور اگر بیشتر نباشد کمتر نیز نیست به هر نقطه از امر کشور مینگریم یکی از یکی اسفبارتر که با درک این مسائل و کنار هم‌گذاشته اینهمه چالش به این نتیجه میرسیم در مقایسه با دو سال آخر رژیم پهلوی حکومت ملاها بسیار شکننده تر میباشد و میتوان گفت ممکن است عوامل خارجی ،جنگ .تحریم و فشارهای بین المللی نتواند رژیم آخوندی را آنچنان‌تحت فشار قرار دهد اما ندانم کاریها بی برنامگیها فشارهای اقتصادی اختلاسها زندانهای مملو از آزادی خواهان روزنامه نگاران و‌وجود مشکلات فراوان اقتصادی اجتماعی فرهنگی اختلافات فراوان سیاسیایجاد فاصله طبقاتی وحشتناک از سوی رژیمی که‌مدعی حمایت از محرومین و فقرابود این ها و‌صدها گرفتاری ریز و درشتی که حاصل چهار دهه حاکمیت نابخردانه عوامگرا دروغ و دزدی و دغلبازی مشتی آخوند بدور از علم و سواد و‌منش و اندیشه میباشد و‌وجود چهار حادثه عمیق در این چهار دهه مثل کودتای نوژه در ۵۸ پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و پایان تراژدی ورؤیای فتح عراق و‌گذر تا قدس و بحران کوی دانشگاه در سال ۷۸و ان فاجعه عظیم و در نهایت سال ۸۸ بحرانی که میرفت تومار رژیم سراسر دروغ مکر و‌حیله آخوندی را بپیچاند و اگر نبود ندانم کاری آقایان موسوی و کروبی و‌دلسوزی و وابستگیشان به نظام رژیم ستمگر و دروغ گو آخوندی سقوط کرده بود اما من با این مسائلی که ذکر شد سقوط رژیم‌حتمی است

     
  17. جناب نوریزاد عزیز و گرامی درود برشما
    مطلبی که میخواستم عرض کنم در خصوص زلزله کرمانشاه بود که پشت بند ان متاسفانه حدود هزار و اندکی زلزله دیگر در طول این مدت در ایران اتفاق افتاده که در تاریخ بشریت بی سابقه است

    جناب نوریزاد اتفاقاتی از لحاظ نوع و شدت و اثار و نشانه در منطقه غرب کرمانشاه وجود دارد که نشاندهنده غیر واقعی بودن این زلزله میباشد از جمله
    1 توفان و موجی بوده که در زمان وقوع زلزله افرادی که در مسیر ان قرار گرفته اند مشاهده کرده اند
    2دومین مورد نوری هست که دوربینهای واقع در اسلام اباد غرب از فاصله صد و ده کیلومتری از کانون زلزله و از پشت کوهها ثبت کرده اند که دولت اعلام کرده این نور ترانسهای برق بوده که در زمان وقوع زلزله منفجر شده ، کدام عقل سلیمی میپذیرد که نور حاصل از انفجار ترانس برق از فاصله صد و ده کیلومتری قابل مشاهده حتی در دشت گسترده باشد تا چه رسد که در منطقه کوهستانی قابل رویت باشد
    3عامل سوم نحوه تخریب ساختمانهاست که گویا این زلزله با بعضی از مردم دشمنی داشته و با بعضی نه
    زیرا ساختمانهایی با طول عمر بالا در بعضی مناطق کاملا سالم مانده اما در همان منطقه ساختمانهایی با طول عمر کمتر و محکمتر کاملا تخریب شده اند زیرا در مسیر همان موجی که قبلا ذکر شده قرار دارند
    تمامی عوامل و بسیاری نشانه های دیگر نشاندهنده غیر طبیعی بودن زلزله غرب کرمانشاه بوده که حتی شب اول ایران کانون زلزله را در خاک کردستان عراق اعلام کرد اما حکومت اقلیم کردستان قویا این مساله را رد کرده و کانون ان را در داخل خاک ایران اعلام کرد

    و اما بعد پس لرزه های عجیبی است که در سراسر نقاط ایران در حال وقوع است که در کل تاریخ بشریت این همه پس لرزه در یک کشور ان هم فقط در خاک ان کشور غیر قابل قبول است گویا زلزله حدود مرزی ایران را کاملا میشناسد و از ایران خارج نمیشود
    به اقایانی که باعث و بانی کشتار بیش از پنج هزار نفر از مردم غرب کرمانشاه شده اند بفرمایید دست از این ژانگولر بازیها بردارید اگر فکر میکنید با این مکر و فریب و حیله ها میتوانید واقعه سرپل ذهاب را کم رنگ کنید مثل چهل سال گذشته کور خوانده اید برگ تازه ای به برگهای سیاه اعمالتان افزوده اید پس لطفا تن بقیه مردم بی گناه ایران را با ایجاد لرزشهای خفیفتر نلرزانید
    با ارزوی نابودی دشمنان ایران زمین

     
  18. جناب نوریزاد عزیز شاد باش و تبریک به مناسبت ۱۹ اذر فرخنده زادروز تولدتان ای بزرگ‌مرد
    امیدوارم درپناه ایزد منان اهورامزدای بزرگ، تولد صد و بیست سالگیتان را جشن بگیریم و یکماه میهمان شاهنشاه بزرگ ایران کوروش بزرگ باشی ( رسم نیک صد و بیست سالگی که در ایین ایران باستان بود ) راستی جناب نوریزاد عزیز سقوط و انحطاط جامعه ایرانی براستی تا کجا ، در چاه تاریک عمیق و ژرف و مخفوفی افتاده ایم که جز تاریکی و تباهی ندیدیم، چه بر سرمان امده که از ان همه زیبایی و عشق و محبت به این روز گار مخوف و تیره و تار گرفتار امدیم
    جناب نوریزاد عزیز از مستی دیدار دوستان و یاران و همراهانتان گفتید و اندوه و غبطه ای ژرف در قلبمان ماند که به راستی چرا ما توفیق نداشتیم که در جمع مستان باشیم
    محمد نوریزاد عزیز گمان مبر که همه دوستدارانت همهان کسانی هستند که خودشان را به جمع شما رسانده و دیداری در نمایشگاه تازه کردند صد البته که انها راه و رسم دوستی و دلداری تمام کرده اند
    اما بی بضاعتانی همچون بنده کمترین هم هستم که سالهاست حسرت دیدار روی نازنینتان بر قلبم مانده

    تمام پسران و دختران و مردان و زنان ایران زمین که ذره ای غم مام وطن بر دل دارند همگی دوستداران واقعی شما هستند
    اما هیهات که جمهوری اسلامی و نایبان خاص امام زمان انچنان غل و زنجیری بر پایمان زده اند که یارای همراهیت را از ما گرفته اند
    نمیخواهم عذری بیاورم تا خودم و امثال خودم را تبرئه کنم فعلا که پای در گلیم و ره تاریک منزل ناپیدا
    اما نوریزاد عزیز و محمد مهدوی فر و دکتر خزعلی عزیز بدانید در کور سوی قلبمان اگر هنوز کور سوی امیدی هست به خاطر وجود شما عزیزان است
    زنده باشید و سرافراز که فردای ایران به وجود شما نازنینان نیازمند است
    دورودتان باد و صد درود

     
  19. سلام آقای نوری زاد
    مصاحبه شما رو با آقای فرهودی شنیدم
    آخرین پرسش از شما که پس چرا شما رو نمی گیرند خواستم بگم که مگر آقایان کروبی وموسوی با این رژیم آخونی نیستند که بر سر موضع خود هستند که حفظ نظام از اوجب واجبات هست وتا امروز یک سخن ویا حتی یک سند علیه نظام که در دست دارند ارائه نکردندباز در بازداشت خانگی هستند
    فرض رو بر این بگیریم که شما از عوامل رژیم باشید(که غیر ممکن است)این که بیشتر خطرناک برای رژیم می باشه که پرده ها رو کنار می گذاره وچهرهایشان رو نمایان میکنه وبه مردم آگاهی وبیداری می دهد
    این مردمی که چنین شک وشبهه دارند چرا نامهای شما به رهبر رو مطالعه نمی کنند اگر این حرفهای که در نامه زده شده میان دونفر مردم عادی زده شود موجب کشته شدن طرف مقابل میشود
    ودر آخر اینکه اگه شخصی مثل شما یا آقایان دکتر ملکی وخزعلی که رک وپوست کنده با مردم صحبت می کنند اعتماد نکنیم وانگ وابستگی بزنیم پس بکی باید اطمینان کرد به امثال آقای احمدی نژادها که حالا از قدرت دور شدند برای نجات خود دارنددست وپا می زنند یا به آقای خاتمی که به حوزه دماوند می ره تا رای با صندوق بندازه یا این آقای حسن کلیدساز که کاملا به مردم پشت کرده ووبه منشور من داوردی خودش هم پایه بند نیست در صورتی که خودش مجری قانون است که هر جایی قانون نقص میشود باید تذکر دهد وجلوی آن را بگیرد
    آرزو می کنم در این مسیر پر سنگلاخ که حتما دست خدا باشما ومردمی که پشت سرتانند موفق وپیروز باشیم که خداوند باصابرین است
    (مازندرانی)

     
  20. خرمشهرِ سی سال بعد از جنگ

    فرمانده سازندگی سپاه:
    ما آماده ایم که سوریه را بهتر از قبل بسازیم,,,
    ننگ بر شماها

     
  21. 26آذر روز حمل و نقل را به همه رانندگان بدون حامی تبریک عرض میکنم
    به همکاران بدون وزیر بدون نماینده بدون طرفدار .
    جناب نوری زاد میدانید چرااینهارا عرض کردم تابحال کدام وزیر کدام نماینده سنگ راننده درمجلس به سینه زده ? درمورد سختی و زیان آور بودن شغل رانندگی در تریبون مجلس فریاد زده ولی بارها وزیر آموزش و پرورش وچندین نماینده درمورد معلمان در صحن مجلس خواستار حقوق معلمین شده اند.
    اما واقعیت چیز دیگریست . ازشرکت حمل و نقل بگیر ونصف کرایه را به باربری بده چون حضرت آقا بتازگی
    کاخ جدیدی بنا کرده وبرای سونا جکوزی واستخرش چک کشیده ومنتظر توست
    تا کرایه راباهات نصف کند ، مابقی کرایه تورا تامقصد کفایت میکند نهایتا چک لاستیک را یک ماه دیرترمیدهی روغن ماشینت را هم عوض کردی به تعویض روغنی چک ندادی فعلا اونم پشت گوش بنداز به خانواده هم بگو برم برگردم
    اصلا نگران نباش همکارم خانواده ما به اینجورچیزا عادت کردن فقط یه مبلغی جورکن بابت گازوئيل زودتر راه بیافت ازخواب وخوراکت بزن سریع برو چون باربری دیگری که درمقصد بعد ازخالی کردن بارت چشم انتظار توست میدانی چرا. ? او هم یه ماشین شاسی بلند برای پسرش یا دخترش یاشاید برای دامادش گرفته اون بیچاره هم چک دارد بی صبرانه منتظر است تو برسی باری که ازکارخانه گرفته روی نصف کرایه حساب کرده همکارم روز حمل و نقل مبارک
    تعمیرات موتورماشین استهلاک بالا
    گرانی عوارضی آزادراها گرفته تا کشیدن چادردرگرمای بالای پنجاه درجه و بستن زنجیر چرخ درسرمای زیر ده درجه وماندن چندروزدرکولاک ویخبندان درجاده های بدون امکانات ونگرانی زن وبچه هات همه اینها طبیعی است هرکاری سختی خودش را دارد منتها سختی کارما همیشگی است
    تو نگران نباش فقط راهت رابرو مواظب باش دست از پا خطا نکنی چون پلیس محترم درکمین است تا اعمال قانون نماید و سازمان حمل و نقل پایانه که اداره توست برای تو خودش را کاسه داغتر از آش نمیکند به مشکلاتت برسد فقط منتظر است خطایی کوچک ازتو سربزند تا تورا به تبصره دوازده معرفی کرده و کارت هوشمندت رابراي مدتی غیرفعال نماید.از بیمه تامین اجتماعی که دیگه نگم بهتره …
    جناب نوری زاد چرا کسی به فکر مانیست ،چرا کسی از قشری که اینقد زحمت کش و صداش به هیج جا نمیرسه چیزی نمیگه ،فساد تو حمل و نقل بیداد میکنه .سپاس از شما .

    بهرحال روز 26 آذر برتلاشگران خستگی ناپذير مبارک

    ازطرف رانندگان تلاشگر

     
  22. استاد عزیزم
    مدتی است یادی از دکتر شجاع خزعلی عزیز که گویا قدرت صادق خان برقانون خودشان میچربد ووقعی هم به رهبری نمی نهد که باوجود ازادی اش بدستور رهبر مجددا وی را باوجود عدم بهبود نسبی وویلچرنشینی به سلول انفرادی سپرد تا همانطور که خواسته بود جان این عزیز وارسته را بگیرد نمیشود وانگار همه فراموشش کرده اند ودستگاه ها مردم را سرگرم مسایل دیگر نگهداشته اند وارش این پسر خوب ونازنین وطن نیز روز بروز چون شمع اب میشود ,بخداسوگند درحیرتم ازاینهمه شقاوت که دروجود فرماندهان قرارگاه ثارالله است که خدارسولش وامامان ص را هم مضحکه کرده اند واصلا چیزی که کمترین ارزش را برایشان دارد جان جوانان وطن خودشان است ,واقعا ایا ممکن نیست فردا خود اینان بهمین سرنوشت ها دچارشوند ,دنیا چون کوهیست وپژواک اعمال وگفتارمان یقینا بما برمیگردد,وای بر زن وفرزندان اینان که نمیدانند پدرشان چه دیو وددی است ,رهبرهم که برای حفظ خویش ومنابع ثروتی که چون رودخانه بسمت بانکهای خارج روانه کرده ومعلوم نیست چه وقت دیگ طمع وآزش لبریز میشود حاضراست ملت مارا فدا ومملکتمان را بفروش برساند. امید که زنده باشد وروزی پاسخگو که به یقین خودش بسمت حضیض ملکوت برود اقامجتبایش جواب خواهد داد بیشک.

     
  23. سلام جناب نوریزاد خدمت شما عرض کنم این چه قانونیه تو این کشور که هرکسی که ظلم میکنه میمیره بعد میشه اسطوره بهتر واسه ما از قدیم تا به حال از اعراب تا به ایرانی. من سوالم این هست ایا شادروان اقای رفسنجانی کم ضرر زده به ما یا مردم چرا از روزای اول فکر مردم نبود ازادسازی ؟ اقای کروبی چطور یا اقای خاتمی یا اقای موسوی اینها کی هستن ایا مهره های بازی با مردم تو شرایط مشکلات حکومت بیان وسط ایا یک ازادی خواه تا پای جونش نباید دنبال هدفش باشه ؟ایا مگر هرکسی که تا بحال واسه هدفش تلاش کرد هرجا بود و در هر شرایطی بود دست از هدفش برمیداره چرا ما یک راهنما درست نداریم چرا باید امید به افرادی باشه که از خودشون بودن این افراد کی هستن ؟چرا هیچ گروه وکانالی یا شخصی که دنبال اصلاحات هست از راه درست حتما جنگ نباید باشه دعوت نمیکنه به همدلی و وحدت یکپارچه در نخریدن و خیلی چیزهای دیگه ایا میترسن یا بلد نیستن یا هرکسی یک گروه درست کرده تا مردم سرگرم کنن تو مجازی اصلاحات حقشون بگیرن؟یا اینکه راحتر شناسای بشن و ضربه به مردم و مخالفین بزنن ؟از اول انقلاب تا به الان داریم حرف میزنیم منتظر نور اسمانیم اگر به حرف فحش دادن در رفتن باشه ومنتظر یکی بیاد اون انجام بده حقمونو بگیره پس نسل ها خواهند سوخت مقام اولو داریم تو دنیا در حرف زدن شعار دادن گول خوردن ساده بودن جوگیر شدن ولی نتیجه نگرفتندین و دشمن

     
  24. سلام آقای نوری زاده تو این مملکت چه خبره که یه عده امثال شما و زیبا کلام و احمدی نژاد و خزعلی هر چی دوست دارید میگید به هر کس دوست دارید بد و بیراه میگویید احمدی نژاد برای خودش سایت درست میکنه تازه بازم تو جمع مسولیت ظاهر میشه نزد رهبر چطور میشه به شماها کاری ندارند .حالا اگر من یا یه فرد دیگه کوچکترین حرفی به نظام بزنه سریع میآیند سراغش و به خدمتش می رسند . تازه اگر شماها هم بازداشت بشید سریع آزاد میشوید .واقعا مردم رو به بازی گرفتید اگر واقعا رایت میگویید چرا حرکتی نمی کنید که تکلیف همه را روشن کنید شماها همه فقط بفکر موقعیت خودتان هستید و هر کس بفکر این است که قدرت را در دست بگیرد کسی بفکر مملکت و مردم نیست همه شماها زیر سایه نظام هستید و همه شماها فقط میخواهید نظام را حفظ کنید . چرا کسی دم از حفظ مملکت و نجات کشور از دست روسیه و انگلیس و آمریکا و اروپا نمی زنه چرا هیچکدام از شماها واقعا نمی آیید مملکت را از چنگال این کشورها نجات بدهد. چرا اینهمه شماها صحبت میکنید اتفاق خاصی نمی افتد . واقعا حرکات شماها برای مردم سوال است همین آقای زیبا کلام هر چی دوست داره میگه کارش هم داره واقعا اینها مردم رو هر گیر آوردند ولی مردم همه چیز رو میدانند و نسبت به این حرکات بی تفاوت شده اند.

     
  25. سلام جناب نوریزاد،پرتوان باشید.همانگونه که اشراف بر موضوعی که مطرح خواهد شددارید،ترس امری فطری وذاتیست،همانند ،خداگرایی،عشق ومحبت،ودیگر صفات فطری وغریزی که درانسانها بیشتراز دیگر جانداران است .واما ترس وانسان بسان من ترسو،این خصیصه میتواند بشدت تحت تاثیر عوامل بیرونی درافراد شدت وضعف داشته باشد ،کسی که پول دارد قدرت دارد قدرت که داشت بسیاری امورکه در دیگران ایجاد ترس مینماید دراین افراد کمتر اثر گذاراست اما زمانی که فرد درسالیان متوالی به طروقی ترسانده شد وهمزمان باترسهای ایجاد شده عوامل بیرونی حمایت ویا پشتوانه ای نداشت یک بازنده تمام عیار خواهد شد،بخصوص مادامیکه پای زن وفرزندانش در میان باشد که دراین حالت بخاطر ایجاد حاشیه امنی برای خانواده مجبور به سکوت باشد.نیک میدانید موضوع مطروحه(ترس)انسان را به چه سکوتی که وادار نمیکند.عدم دسترسی به رسانه ها،فقر مادی وجغرافیایی،بی کسی،اعتیاد و…میتواند در نداشت شجاعت وترس موجود چنان بنیاد ازادگی را فرو ریزد که شخص از خود نفرت پیدا کند پس از افراد ترسو دلگیر نشوید ،دامنه موضوع ترس بسیار گسترده میباشد که بدلیل لرزش دستانم نمیتوانم به صورت کامل مطالب را نوشته وجان مطلب را ادا کنم برمن ببخشید ،شاید روزی……. ..باسپاس فراوان بیر بازنشسته

     
  26. جناب نوریزاد ………………
    اخیرا اقای جنتی دفاعی داشته از قوه قضائیه بعنوان مجریان عدالت وصاحبان علم مدیریت ….
    اقای جنتی اگر در شما باز بود برای تظلم ودادخواهی میلیونها مظلوم ویا همکارتان اقای دکتر اسماعیلی این قدر خودرا مسؤول درقبال مظلومین میدانست حتما نامه حضوری مرا در خانه فرهنگ امام موسی صدر تقدیم حضور میکرد اقای جنتی بعنوان یک معلم پیر از مردم کوچه و بازار واشنا به درد دل این مردم فلک زده انقدر بناحق در محاکم حق وحقوق خودم واطرافیانم در محاکم بناحق تضییع شده که احساس میکنم تمام ذرات وجودم گریه میکند مع الاسف با وجود این همه آیات عظام وعلمای اعلام وسرباز و سر دار فریاد رسی نیست .وبدانید که قوه قضائیه آنچنان نارضایتی دهها میلیونی از مردم کوچه وبازار فراهم دیده که طبق سنت لا یتغییر الهی این جامعه با این مردم بزرگوار ومسوولین ناسپاس را بسوی اضمحلال میبرد اگرهم شک داشتید دقایقی برای بیان و شمردن سمتهای بیحد قوه قضائیه در صدا وسیما باحضورارباب رسانه وقت بدهید وبعد بلا فاصله بجرم حق گویی در ملا عام اعدامم کنید تا در حافظه این مردم آزاده وتاریخ ایران زمین باقی بماند که تحت لفافه دین چه سمتهای بی حدی در حق مردم رواداشتید که یک معلم پیر عدالت خواه حاضر به مرگ خودشد …*..بفرمایش مولا امام حسین ع …وحیات مع الظالمین الا برما*

    ادامه ….جناب جنتی بزعم خود در عمل اسلام نابی اجرا میکنید به بیان میلیون ها انسان مظلومی که چاره بجایی ندارند ویک اسلام شناس بی غرض خروجیش اینست : مرغ سحر ناله سرکن داغ مرا تازه ترکن……ظلم ظالم جور صیاد اشیانم داده بر باد. ای خدا ای فلک ای طبیعت شام تاریک مارا سحر کن…….لطفا بیدار شوید……آلیس صبح بقریب.

     
  27. استاد گرامی سلام
    شما بهتر از من می دونید که گلوگاههای درد و رنج مملکت ما کجاست، ولی امروز می خوام بهتون بگم من شبانه روز دارم اصلی ترین این گلوگاهها، یعنی شورای نگهبان را نفرین می کنم، من یک زن خانه دارم و دستی در سیاست ندارم ولی خوب می فهمم که شورای نگهبان دارد از ورود افراد دلسوز و ارزنده به پستهای حساس کشور جلوگیری می کند. این دیکتاتور و ذلیل پرورها می خواهند هر چه شخص زبون و بله قربانگو و بزدل هست به مجلس و ریاست جمهوری بروند تا سیاست مملکت، اقتصاد، سیاست خارجی و همه و همه قفل شود و هیچ کلیدی آن را باز نکند تا اینها به حکومت ظالمانه ی خودشون ادامه بدهند.
    من یک مادر و اهل نماز و روزه ام، من حجابم کامله، چادری هستم، اهل دروغ و تزویر و کلک هم نیستم، با هیچ نامحرمی خوش و بش نمی کنم، اینها را گفتم تا تاز طریق شما به اعضای شورای نگهبان بگویم یک مادر با این خصوصیات که از نظر شما حتما جهنمی هم نیست، هر روز قصد دارد در پیشگاه خدای متعال شما را نفرین کند. من کل اعضای شورای نگهبان را نفرین می کنم هر روز هر روز، چون به عینه می بینم اینها جلوی رفع رنجها و دردهای مردم را می گیرند ، اینها کوچکند و نمی توانند ببینند و نمی خواهند بگذارند که کسی رشد کند چون آنها کوچک هستند و کوچکتر خواهند شد.
    من هر روز نفرینشان می کنم
    هر روز، هر روز تا خدای متعال صدایم را بشنود
    من سلاحی بجز قلم و قلبی که پر از شراره های آتش است ندارم که علیه این سستیها و نیرنگها و دزدیها، بی مسئولیتی ها، ظلمها و نامردانی که دین و ایمان ما را دارند به باد می دهند به کار بگیرم و امیدم به
    مردانی مثل شماست که آلوده ی شب نیستند و هنوز به طلوع نور اعتقاد دارند، که روزنه ی صدایم باشید.

    آقای جنتی من هر روز تفکری که در شما و هم مسلکانتان هست رانفرین می کنم ، هر روز…

    و اگر کودکانی که هر لحظه به دامنم آویخته اند نداشتم
    هر روز جلوی کاخ شورای نگهبانتان می ایستادم و نفرینم را با صداب بلند فریاد می زدم

    یادتان نرود اینجا، یک گوشه ی این مملکت هر روز که چشم باز می کنید، یک زن شما را نفرین می کند تا آن لحظه ای که یادتان بیاید، مسئولیت اصلیتان نگهبانی از عدالت و شرف و انسانیت است نه مراقبت کورکورانه از ولایت فقیه

    اولین انتخابات بعد از این عملکردتان معلومم می کند که
    به ناله و نفرینم ادامه دهم یا نه

     
    • من یک مادر و اهل نماز و روزه ام، من حجابم کامله، چادری هستم،
      …………..
      مریم خانم ببخشید یعنی شما با اینکارتون نه تنها تن به برده گی و ذلت و خواری //////////////
      //////////////
      //////////////
      ////

      جذف شد

      .

       
  28. با درود به همگی
    شیخ مرتضی قم نشین عمامه خود را کی میخواهی بر زمین بکوبی ! این همان حکومت دلخواه تو و امثال تو هست که اینچنین ملت را به فلاکت رسانده و تو با کمال لاقیدی از آن دفاع میکنی ! چون نان زن و بجه ات را از صدقه سر همین حکومت شارلاتان به منزل سرا میبری و به گمان خود شکر حق بجا می آوری چون اگر حکومت قبل بود باید کار میکردی ویا از دست مرجعت ///////////خمس میگرفتی برای گذران زندگی ! خوب توجه کن این هم دلیل و مدرک !

    فروش دختران در برخی مناطق کشور
    کد خبر: ۷۵۵۶۰۷
    تاریخ انتشار:
    ۲۵ آذر ۱۳۹۶ – ۰۹:۳۷
    16 December 2017

    رئیس فراکسیون زنان مجلس اظهارات تکان‌دهنده‌ای در مورد ازدواج، فروش دختران، تجرد قطعی و… داشته است. در دهه‌های اخیر در حوزه خانواده با مسائل مختلفی روبه‌رو شده‌ایم. این در حالی است که علاوه بر این مسائل برخی از معضلات و آسیب‌هایی که از قبل در مورد خانواده وجود داشته است، همچنان تداوم دارند و مشکلاتی را به وجود می‌آورند. در دهه‌های اخیر همواره طلاق در ایران افزایش و ازدواج کاهش داشته است. حالا رئیس فراکسیون زنان مجلس می‌گوید: بیش از ۹۸۰‌هزار نفر از دختران کشور در سن تجرد قطعی به سر می‌برند. پروانه سلحشوری که در دیدار اعضای فراکسیون زنان مجلس با آیت ا… گرامی سخن می‌گفت، همچنین عنوان کرد: در برخی مناطق کشور دختران به عنوان ازدواج فروخته شده و مورد معامله قرار می‌گیرند.

    در ایران تقریبا حدود ۱۷‌درصد دختران پیش از رسیدن به سن ۱۸ سالگی ازدواج می‌کنند. طبق آمار یونیسف سه‌درصد از دختران هم پیش از رسیدن به سن ۱۵ سالگی ازدواج می‌کنند. برای مثال از بین ۳۰۳ زن تحت پوشش خانه‌های ایرانی جمعیت امام علی (ع) که امسال در مراسم روز مادر شرکت کردند 7/37‌درصد در سن ۱۰ تا ۱۵ سال، ۵۰‌درصد آنها در سن ۱۵ تا ۲۰ سال و مابقی در سن بالای ۲۰ سال ازدواج کرده بودند. بسیاری از این زنان نیز در فرایند ازدواج از تحصیل محروم شده و با بارداری زودرس روبه‌رو شده بودند. باید دانست که حدود ۸۵‌درصد از این زنان همسرانشان معتاد هستند. همچنین تعدادی از آنها برای تامین مخارج زندگی خود در سر چهارراه‌ها، گل‌فروشی یا دستفروشی می‌کنند..
    این هم لینک خبر که نتوانی حاشا کنی
    http://www.tabnak.ir/fa/news/755607
    البته میدانم که برایت اصلا مهم نیست ولی بدان و آگاه باش اجل در کمین است البته اگر اعتقاد داشته باشی .تا بعد .

     
    • تو هم گیر دادی سید عمامه بکوبه زمینا؟!یه روضه خون پیدا کنیم یه پولی بهش بدیم پیش تو عمامه بکوبه زمین بلکه بی خیال شی!

       
  29. درود دوست گرامی
    سرنخ ، در اقتصاد وسرمایه های غصب شده و تحکم قدرت بیت و سپاه است.
    ۱- اینان بدون کمک روسیه و حزب الله نمی توانند منافع خارجی و داخلی اشان را حفظ کنند .
    ۲- بدون دولت وابسته و دست نشانده نیز نمی توانند افکار مردم را فریب دهند، دولتی که خود از غاصبان است.
    همانگونه که مردم برای این جباران وسیله اند، دیگران ،حزب الله و حماس و روسیه نیز برای آنها وسیله اند و این نقشی دوجانبه است.
    در بطن این نظام، تحکم قدرت و آنهم قدرت بااقتصاد نفت و از پس آن سیاست شیعه گستری ملوک و الطوایفی نهفته است. قدرت در دست آخوندان است و دستگاه اکنون فریاد دزد، دزد راه انداخته است تا مردم ناراضی را آرام کرده و اذهان را منحرف کند تا مردم، دزدهای واقعی را نبینند .

    مردم ایران ، باید سطح مطالباتشان را بالا ببرند، تامین دیروز نان و امروز سوخت و فردا آب وبهداشت و.. مسائلی اند که جزو وظایف دولتند و جزو لاینفک حقوق شهروندی اند.
    دولتی که دائم می گوید;نمی شود، نمی گذارند، نمی توانیم ، لایق حکومت نیست. این دولت ضد مردمی است ، زیرا تنها حقوق جباران را حفاظت می کند.
    مطالبات مردم باید برقراری حقوق شهروندی آزادی و برابری باشد . حق کار و مکان و آموزش و بهداشت از اولین حقوق انسان است که در این نظام جبار و غاصب غیر ممکن است.آزادی و برابری نیز چون زمینها و منابع طبیعی ایران در دست معدودی چون بیت و سپاه و دولتیان در غصبند.
    مردم باید به این خیمه شب بازی های نظام خاتمه دهند بدین صورت که خود قدرت را در دست گیرند.

     
  30. در شهر هرت
    “ریس سازمان وبودجه: بنزین را گران می کنیم تا ایجاد کار کنیم.”دروغی بیش نیست.

    اراضی غصب شده از جانب بیت و سپاه و دولت را بین مردم تقسیم کنید و پول نفت و منابع را برای آبادی کشور خرج کنید، .حساب پس دهید .در غیر این صورت هر عمل شما ضد مردمی است.

     
  31. در شهر هرت
    دعواهای جناحی نظام، برای رد گم کردن و سرگرمی مردم است، بگم بگمی که همه از او بیشتر گفته اند، نقشی پوپولیستی دارد ، بدین عنوان که در ظاهر بیت و دولت در تضادند؟
    آیا این چنین است؟ نه اینگونه نیست. در شرایط کنونی که تحریمها بیشتر شده و نظام دستش از اعمال نفوذ در کشورهای دیگر بریده می شود. این یکپارچگی و اتحاد درونی بیش از پیش است.
    اقتصاد در هر نظامی پایه بوده و است و تا زمانی که بیت ودولت و سپاه خود صاحب اند. تمام این تظاهرات دعوایی را لاپوشانی واقعییت باید دانست.

    این نظام در اکنون بیش از هر زمان دیگر یکپارچه و متحد است.

     
  32. دولت درکشور غیر دموکراتیک چگونه عمل می کند؟
    از نظر اقتصادی و سیاسی دولت غیر دموکراتیک غالبا خود مالک است و چندان فرقی بین یک خودکامه/جبار و او نیست. او در اقتصاد و سرمایه چون دست بالا را داارد بی طرف نیست .
    آزادی ربط کامل به اقتصاد دارد. حکومت ،دولت ، پادشاه، جبار خودکامه چون صاحب املاک ومنابعند، لزوما با آزادی در تضادند. زیرا آزادی برای رعیتی که زمینش به ارباب تعلق دارد و کارگر و کارمند که کاردهشان جبار و یا دولت است یک تصور پوچ است.

    آزادی فردی و اجتماعی زمانی ممکن می شود، که نه جباری است و نه دولت صاحب و مالک.
    دولت در کشورهای مدرن ، نقش کارگزار را ایفا می کند و نه صاحب ، و اقتصادآزاد در چرخش است .در کشوهای کمونیستی سابق ، بدلیل نبودن استقلال دولت دراقتصاد بعنوان دستگاه مستبد عمل می کرد.
    اقتصاد بازار آزاد را باید سرکلید آزادی و برابری دانست .

    در ایران ، سپاه و دستگاه رهبری و دولت ،خود مالکند وبازار را در دست دارند و مردم نقشی بیش از رعیت و برده را ندارند.دولت در نظام خودکامه ایران نه تنها حامی جباران از لحاظ اقتصادی، سیاسی است، بلکه از نظر قضایی نیز بر ضد مردم عمل می کند و حامی منافع خودو جباران است.
    در زمانی که ناصرالدین شاه مجلس را به توپ می بندد،شاهزادگان را بر ضد مردم بسیج می کند . درحکومت خودکامه کنونی در ایران ،دولت و سپاه نیز همان دستان طولانی رهبری است چون خود نیزصاحب و مالک است ، حافظ منافع خود نیز می باشد .

    اقتصاد مقاومتی که برعلیه تحریمها و دور زدن آنها ست، ربطی نیز با آزادی دارد،چگونه؟ این اقتصاد مقاومتی ، چیزی جز رانت دادن به افرادی نیست که پایه های این حکومت را نگاه دارند و پایه های این حکومت در اقتصاد اوست که همان نفت و منابع طبیعی است بخش خصوصی وجود ندارد . اقتصاد آزاد بازارنقشی را ایفا نمی کند چون وجود خارجی ندارد .ناچار مردم دستفروش و تن فروش می شوند ، تنها مالکیتی را که دارند .

    بیت با دستگاه سپاهش ،نگهبان منافع خویشند.آزادی اجتماعی و سیاسی ،بدون آزادی زمینها و منابع طبیعی غصب شده ازطرف حاکمان در ایران امکان ناپذیر است.ایران را بصورت ملوکالطوایفی دستگاه ولایت و رهبری و سپاه و دولتیان تقسیم کرده اند و همه خود را در سایه دروغینی به نام جمهوری پنهان کرده اند تا مردم ،چهره واقعی نظام را نبینند. اما،آنچه مردم مشاهده و حس می کنند، فقر بیشتر است این فقر،نشان دهنده اسارت و تجاوز ی است که از سوی کل نظام بر انها می شود. سفره های مردم به اندازه آزادی اشان شده است.زنان جامعه با از دست دادن حقوق برابرشان بخوبی آنرا حس کرده اند.

     
  33. حاج ممد مطهری راه یافته به اون طویله: تهران گشت ویژه برای مقابله با اراذل» نمی‌خواهد، قاطعیت قضایی می‌خواهد!»
    مش قاسم: ۱- این حکومت/* اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات رو اراذلی همچون خودت و ابویت راه انداختن. ۲- قاطعیت قضایی توی حکومت/*ی که رییس/* قوه قضاییش و قضاتش خودشون هم جزو اراذل و اوباش و دزد و آدمکش و شکنجهگر باشن قوه قاطعیت نداره. همه اینا که تو بهشون میگی اراذل، میرن به بیدادگاه اسلامی به اصطلاح قاضی محکمه میگن زر زیادی نزن که کثافت کاریهاتو رو میکنیم، اون قاضی/* هم زرد میکنه و ولشون میکنه میرن. مرده شور این منقلابیون ۵۷ رو ببرن، خودشون هیچی جز یه مشت اراذل و اوباش نبودن، سیستمشون اراذل و اوباشیه واسه ما نخسه مینویسه!

    /*: ک

     
  34. آ خ اگه اینا نباشند

    شما فکرش را بکنید که به علتی , خدای نکرده فکر های بد نکنید که مثلا طرف مرض لاعلاجی بگیره یا خدای نکرده عاقل بشه یا حتی بمیره , نه همینطوری یکباره تصمیم بگیره که دست از آ خوند آزاری برداره , مثلا به فکرش برسه که بابا این آخوند ها هم آدمند خدای نکرده یا لااقل خودشان میگویند که آدمند . اگه این یکی دست از پرت و پلاهاش برداره مگه اون یکی مریضه که از وقت گرانبهای خودش , که میگه صرف تحقیق در موهومات و تصحیح آنها میشه بگیره و به مزخرفات او جواب بده ؟ اصلا این چند ساله این دو نفر ( این ” نفر” اون نفری نیست که برای شتر ها بکار میبرند ) برای این سایت چه کرده اند ؟ این یکی چیزهایی را تکرار کرده که همه ما قبلا صد برابرشان را میدانستیم و اون یکی هم جوابهایی داده که ما را بیشتر قانع کرده که اصل و اساس داستان , همانطور که ما میدانستیم و به پرت و پله های اون یکی هم احتیاج نداشتیم تا یقین کنیم , همه اش مایه کاسبی یه عده بیعلاقه به کار شرافتمندانه است . حالا شاید اون کسی که اول ساز رو کوک کرد و نواخت اصلا هدفش نان رساندن به این آدمها نبود ه , ولی خب اینطور شده و کسی کاریش تا به حال نتوانسته بکنه . خلاصه اگه این یکی دیگه دست برداره , اون یکی هم دیگه چیزی نداره که بنویسه و نتیجه اش این میشه که شصت , هفتاد درصد از مطالب سایت یهو ناپدید میشه . از اون سی , چهل درصد باقی هم شصت درصدشان حرفهای کودکانه خرس گنده ای به اسم مش قاسمه که حتا خود نوریزاد هم آ نها را نمیخواند چه برسد به من و تو . لابد میپرسید که اینا که خیلی خوب به حرفهای کودکانه او میدهند پس جن و پریند ؟ نه جانم اینا خود خرس گنده اش هستند که به خودش امتیاز میدهد . هفت تا لپ تاپ و موبایل نو و کهنه تو خونشون هست که با هرکدام یه رای خوشگل به خودش میده . میگویید نه ؟ به پست هاش یه بار دیگه نگاه کنید , ساعت سه صبح پست گذاشته شده و چهار دقیقه بعدش هفت نفر خیلی خوب داده اند . یعنی شما فکر میکنید که ما اینقدرعلاف داریم که شب ها بیدار میمانند فقط برای این که به این کودک معصوم امتیاز بدهند ؟ خب از پرت و پلا های این سه نفر ( نه از اون نفر ها ) که بگذریم چه میماند دیگر ؟ چیز زیادی نمیماند ! پس این نوریزاد بیچاره چه بکنه نصف شب ها که برادران اطلاعاتی و سایر اراذل و اوباش زنگ میزنند و مزاحم میشوند ؟ چه بکند این بیچاره با بیخوابی؟ ای خدا نابودتان کنه اطلاعاتی های نامرد که اگه شما نابود بشوید این نوریزاد بیچاره اصلا سایت میخاد چه کار ؟ همه فتنه ها از شما بر میخیزه نامرد ها ! پس همگی دست به دعا برمیداریم که خدایا تو خودت همه اطلاعاتی های نامرد را مرگ بده ( آ مین ) , خدایا تو خودت همه آنها که اینها را به جان مردم انداخته اند را مرگ سخت و فوری بده ( آ مین ) خدایا تو خودت کمی عقل به اون یکی و کمی صداقت و فهم به این کودک معصوم بده ( آمین ) , خدایا تو خودت ایمیل برای این یکی بفرست و به خودت قسم بخور که بهشتش تضمین شده است و دیگر لازم نیست که او از دینت دفاع بکنه تا شاید دینت و ما نفس راحتی بکشیم ( آمین )

     
  35. راستی آسید مرتضی با آوردن سرگذشت شعاعیان و /// گفتنهایت به کبیری مثلا چی را می خواهی ثابت کنی؟ که شما آخوندهای /////////////////////////////// مثلا چکاره بودید؟ میگم هر آخوندی از پر خوری مثل همه //////////////////////گویا شهید بحساب اومده. شماها که نرسیده به در زندان و تماس با ساواک همه بخود //// بودید. من واقعا متوجه نمی شوم آوردن سرگذشت شعاعیان چه کمکی به شما/////////////////////////// میکنه؟ خود تو که فرصت طلبانه بجای فوق دیپلم برق به قم رفتی و لباس ریا و ////////////////////////////////////////// را پوشیدی مثلا چه گلی بسر مردم زدی جز توجیه ددمنشی و جنایت و کشت و کشتار و ذروغ و اختلاس و///////////////////؟ اصلا نفع شما دستاربندان //////////////////////////////////////// برای ما ایرانیان چیست؟ مقدسات شما چه ربطی به ما دارد و چه مشکلی از ما ایرانیان را حل کرده ؟ آسید مرتضی اونهاییکه به تو و مقدساتت دلخوش کرده اند از تو و امثال تو///////////////////// ترند. چون با اعتماد به شما ایران و هویت خود را به شما بیگانه پرستان و دشمن ایران و ایرانی فروخته اند.

     
  36. نوریزاد گرامی شما هم چه حوصله ایی دارید که به //// مشتی////////////// جواب روی جواب میدهید. دوست ارجمند کسانیکه پرسشهایی مثل اینکه چرا نوریزاد را نمی کشند می دهند دو دسته بیشتر نیستند.یا ابله و نا آگاهند و یا ///////////////////////////// مثل همین سید مرتضی و انارشیست و صادق …هستند. وقت خود را نه روی ////////////////////////////////// رزیم هدر ندهید!

     
  37. مازیار وطن‌پرست

    محمد طاهر کنعانی

    من بیش از پیش به روحانی امیدوار شدم. روحانی خدمت بزرگی به کشور کرد وآن هم انفجار اطلاعات در فضای مجازی بود. قدر این فرآیند بدیع را بدانیم.

    بودجه سال ۹۷ نظارتی ترین بودجه تاریخ ایران است. این بودجه با ذکر جزییات در توییتر و تلگرام می چرخد.

    درآمد مالیاتی را افزایش دادند تا دولت بدهکار ملت شود. شفاف سازی کردند تا مردم بدانند چگونه بیت المال اداره می شود.

    برخلاف دولتی قبلی بودجه را بموقع تحویل دادند تا فرصت نقد وبررسی آن وجود داشته باشد

    افشاگری های زیادی رخ داد. مردم از خیلی اسرار پنهان سوء مدیریت مالی واداری آگاه شدند.

    درطول دهه های گذشته خبر بودجه وتصویب آن بسیار بی اهمیت بود.اخبار بودجه چنان کلیشه ای و حاشیه ای بود که هیچ رسانه ای بدان حساسیت نداشت.

    تصور همگان از بودجه یک برنامه علمی وفنی و دلسوزانه بود که ریال به ریال آن بر طبق اولویت و عقلانیت واصول علمی وبرنامه نویسی ونیازهای کشور تدوین می شود.

    اکنون‌پرده از همه چیز برافتاده است.

    حالیا درون پرده بسی فتنه می‌رود
    تا آن زمان که پرده بر افتد چها کنند

    بودجه ۹۷ شاید درمیان بودجه های ۴۰ سال گذشته از همه عقلانی‌تر و علمی‌تر بوده که با این حال ملت را مات و مبهوت خودش کرده است. تا ببینیم سال‌های گذشته چه دسته گل هایی به آب داده‌اند! یاد دارم در ده سال پیش برای هر نماینده ۳۰۰ میلیون تومان بودجه تعیین کردند و همان موقع تلویزیون خبر فساد در پارلمان انگلیس را پخش کرد که نمایندگان‌شان هزینه حرس‌کردن گل‌ها و چمن محوطه خصوصی‌شان را به حساب دولت گذاشته‌اند. وقاحت هم حدی دارد.

    همه حیرانند. چرا بودجه نویسی تا بدین حد نابخردانه و خلاف مصالح ملک و ملت است؟

    چرا بودجه عقیدتی سیاسی بیشتر از مرزبانی است؟

    چرا بودجه خواهران حوزه علمیه از بودجه چند دانشگاه کشور بیشتر است؟ چرا برخی حضرات ردیف بودجه خصوصی دارند؟چرا بودجه سپاه وبسیج چند برابر بودجه ارتش است؟ چرا موسسات ونهادهای خصوصی ردیف بودجه دارند؟

    چرا درهمه کشورها وحتی کشورهای عربی اخبار پارلمان از شبکه تلویزیون زنده پخش می شود ولی ایران هنوز برروی موج اف ام گزینشی اخبارش پخش می شود؟

    از کجا معلوم نمایندگان بخوبی بتوانند یا بخواهند از حقوق ملت دفاع کنند؟

    اما شفاف‌سازی‌های چند سال اخیر بیشتر از اینها بوده است. هرجا دموکراسی و انتخاب ملت باشد شفاف‌سازی هم بیشتر می شود.

    از قتل های زنجیره‌ای تا حساب های قوه قضاییه و حقوق های نجومی و املاک نجومی و استخدام ۲۸۰۰ نفر بدون پست سازمانی در شهرداری تهران و اخراج استادان دانشگاه و استخدام بورسیه‌های بی‌کیفیت رانتی با وجود استادان و دارندگان درجه دکتری نامحرم و عنصر بیگانه! و اختلاس‌های نجومی و بسیاری اطلاعات دیگر می توان نتیجه گرفت راه فلاح و نجات و پیشرفت ملت در دموکراسی و انتخابات آزاد و رسانه‌های آزاد و شفافیت و گردش آزاد اطلاعات و گفت وشنود است. راهی که غربی‌ها چند صد سال پیش بدان رسیده‌اند و ما هنوز هم بدان نرسیده‌ایم.

     
    • سلام بر مازیار گرامی
      بودجه قبلا هم زیر ذره بین بوده است.مثلا در دوره احمدی نژاد برخی پرداختهای غیر متعارف و نیز بودجه سپاه زیر ذره بین رفت و عملا نتیجه ای حاصل نشد.پس این موضوع ربطی به شیخ حسن روحانی ندارد.اما شخصا با بررسی سایتهای داخلی بر این باورم که دلیل زیر ذره بین رفتن بودجه بیش از آگاهی ملی ناشی از کشمکشهای سیاسی درون حاکمیت است.مثلا اینکه حسن روحانی به یکباره به سپاه می تازد ولی بودجه ان را بیشتر از قبل می کند.از آزادی می گوید و بودجه مراکز مذهبی را افزایش می دهد و…یا بحث افزایش سه برابری عوارض خروج از کشور رقم چندانی را در بودجه در بر نمی گیرد ولی چون با زندگی عموم مردم مرتبط است بولد شده است.به نظر این نگارنده اگر قرار است ثمره ای مثبت به حال مردم رخ نماید باید مجلسی بی طرف و بدون فیلتر شورای نگهبان از متخصصین مختلف بوجود آمده و این مجلس پیش از مجلس شورای اسلامی وظیفه بررسی بودجه و تعامل با دولت را داشته و در نهایت خروجی به مجلس ارجاع شود.اکنون فکر می کنید چه اتفاقی می افتد.موضوع با قدری نوچ نوچ و غر ولند لوث شده به فراموشی سپرده می شود و برای خالی نبودن عریضه هم مثلا عوارض خروج را 50 درصد افزایش می دهند که بگویند عقب نشینی شده است!
      موفق باشید
      موفق باشید

       
  38. مازیار وطن‌پرست

    نمی‌دانم این گفته‌ی حکمت بار نخستین بار از چه زبان و قلمی بیرون تراویده، اما من از زبان “کریستوفر هیچنز*” آتئیست درگذشته‌ی بریتانیایی شنیده‌ام که:
    «تنها دین است که انسان‌های خوب را وادار به ارتکاب اعمال بد می‌کند»
    لذا خوب است که دوستان در مواجهه با دینداران، تیزی لبه‌ی نقد را تنها متوجه عقاید -و نه شخصیت ایشان- کنند. هر انسانی را به رغم عقایدش، باید حرمت نهاد. باید “انسان” خوب درون دینداران را شناخت و مخاطب قرار داد. مگر نه آنکه دینداران بر این گمان خطایند که «تنها با دین می‌توان اخلاق داشت»؟ بهترین راه اثبات خطا بودن این اندیشه، کشف و احترام به آن “انسان خوب” است.

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    * ویدئوهای زیادی از سخنرانی‌ها و مناظرات کریستوفر هیچنز -با زیر نویس فارسی- در یوتیوب موجود است که می‌تواند مورد استفاده‌ی دوستان قرار گیرد.

     
    • جناب مازیار وطن پرست
      درود
      البته شما بارها نشان دادید که هنوز از من دلخورید و خیلی زود رنج و حساس. ولی با دیدن این کامنت شما، من بحکم اصل آزادی در نقد دیگران، چه شما را خوش آید و چه نه و یا اینکه پاسخ دهید یا خیر، نظرات شما را نقد میکنم.

      شما با این جملۀ زرین! آغاز کردید:
      «تنها دین است که انسان‌های خوب را وادار به ارتکاب اعمال بد می‌کند»
      خوب، این نوشتۀ یکسویه و یکطرفه نشان از بی هویتی یک آتئیست دارد که نه انسان شناس خوبیست و نه اخلاق شناس خوبی و نه دین شناس خوبی؛ حتماً شما با آوردن این سخن ناب! به ما هم نشان دادید که سیر تکاملی اندیشه های شما رو به کدام سو میرود. مبارکتان باشد!
      شما اگر آن ” انسان خوب ” را دیدید به من هم معرفی کنید. خوبی چیست و بدی کدامست؟ “انسان خوب” چه خصوصیاتی دارد؟ و شما چگونه میتوانید یک انسان را خوب خطاب کنید؟ آیا شما در تمام اوقات شبانه روز و حداقل یکسال بشکل نامحسوس در کنار آن انسان خوب هستید تا او را کامل رصد کنید؟ آیا واکنشهای او را در مقابله با تمامی مشکلات و موارد آنی در زندگی رصد میکنید؟ و سبک سنگین میکنید؟
      حال اگر یک انسان خوب یافتید بفرمایید از او بپرسید که دلیل خوبی هایش چیست؟ اخلاق مداری، ترس از عواقب بد بودن و مجازاتها، دین داری، بی خدایی، ریاکاری، برای جلب توجه دیگران، برای نداشتن عذاب وجدان، برای راحتی زندگی و .. به چه دلیل خوب بوده؟ و سپس بیایید و به جملۀ یک آتئیست استناد کنید و میزان صحت و سقم سخن او را بسنجید. اینگونه آدرس دادن های عجولانه چرا!؟
      چگونه است که پس از اینهمه سال تحقیقات جامع، هنوز بین محققان اختلاف نظر بسیاری در مورد رفتار شناسی انسان وجود دارد و شما خیلی راحت آمدید و توصیه به شناخت ” انسان خوب ” درونی، آنهم در یکی دو سوت کردید.
      خوب آیا دوستان شما فقط در محدودۀ آتئیستها هستند که آنها را خطاب قرار داده و تشویق و راهنمایی در چگونگی رفتار با دینداران غریبه میکنید؟! شما یعنی در جبهه ای مقابل دینداران هستید؟
      نمیشود که یکهویی و همینجوری با گفتن حدیثی به شکل قال الکریستوفر در ابتدای کلام …بازهم یکهویی نتیجه بگیرید که فرد دیندار در راه اخلاق مداری راه به خطا میرود و اندیشه ای به خطا دارد؟ خوب توجیه شما و توضیح شما در مورد اکثریت انسانهای دیندار در این کرۀ خاکی چیست که اخلاق مدار هستند و اعتراف به کمک دین دارند؟ همه آیا عقایدی خطا دارند؟
      همینکه با پیش زمینۀ خطا بودن اندیشۀ اخلاقمداری در دین داران، راه خود را به جلو باز میکنید و خود را در مقام فردی درست اندیش باور دارید، حکایت از عمق فاجعه دارد در این آشفته بازار نواندیشی و برتر اندیشی و خود درست پنداری و البته که راه بجایی نخواهد برد. دین را انسانها پس از هزاران سال به این نقطه رساندند و فقط خود انسانها با خود محوری و تحقیق و تجربۀ شخصی میتوانند کنار بگذارند و یا ارتقاء دهند و یا در کنار اخلاق تعریف کنند؛ نیاز به دیگری نیست آنهم یک آتئیست! که نسخه بپیچد! دین یک نیاز فردی ست و همینطور است علت اخلاق مداری انسان، به هیچ کس دیگر ربطی ندارد که شما به چه می اندیشید و دلیلش چیست. دینداری و اخلاق مداری یک نوع اندیشه و روش زندگی خودآگاهانه، اختیاری، آزاد و درونی ست و هیچ کس نمیتواند آن را به بند بکشد. خلاصه اینکه تغییر را باید هرکس خودش و از دورن آغاز کند و دیگران هیچ کمکی به او نمیتوانند بکنند.
      اینکه هر انسانی را به رغم عقایدش باید ارج نهاد که از بدیهیات زندگی مؤفق و بی دردسر اجتماعی ست و شکی در آن نیست. ولی این ارج نهادن باید بدون شعار و حس خود برتر بینی باشد… اینکه بگویید من یک آتئیست هستم و دین را عامل اصلی ارتکاب جرم و جنایت میدانم میشود خود درست پنداری و بعد بگویید بله باید دیگران را ارج نهاد…مگر انسان بدون عقیده هم داریم؟ یک آتئیست بودن آیا داشتن عقیده نیست؟
      حرف من اینست: هر چه بنام دین است و اعتقاد، فقط مربوط به شخص است و ارتباط درونی او… ولی اگر قرار است به دیگران احترام بگذاریم ابتدا باید به عقاید او احترام بگذاریم و البته حق هیچ دخل و تصرفی هم نداریم. انسان بدون عقیده هیچ فرقی با یک حیوان ( تعریف عامیانه ) ندارد. اخلاق مداری هم بر مبنای یک اعتقاد درونی ست و اصولاً تمام لحظات زندگی یک انسان آمیخته با اعتقاد اوست.
      پس به نظر من این جملۀ آغازین از مستر کریستوفر نه تنها حکیمانه نیست که ابلهانه است و نشان از عمق گرایشات دین ستیزانۀ وی. کسی که دین را فقط، عامل اصلی ارتکاب اعمال بد میداند و به میلیونها انسانی که اعمال نیکی انجام میدهند بر پایۀ اندیشه های دینی خود؛ این فرد هیچ چیز از انسانیت، اخلاق و دین نمیداند.
      من یک دیندار هستم و البته نه آن دینی که شما تصور میکنید. پس بفرمایید که این نسخه را شما به عنوان یک شاگرد خوب جناب کریستوفر آتئیست چگونه میخواهید در مورد من بکار ببرید؟ چگونه به من ثابت خواهید کرد که اخلاقیات من با دینداری من منافات دارد و ترکیب ایندو خطاست؟ و چگونه من را بدون اعتقاداتم میخواهید احترام کنید؟

       
    • مازیار گرامی
      مطلب خوب و درجه یکی نوشتید و به من و شاید به دیگران آموختید. کم و کوتاه و روشن و واضح و در عین حال عمیق. نخست با این گزاره منقول که تنها دین است که انسان خوب را وادار به اعمال بد می کند و سپس گفتن اینکه یک انسان بد(به تعبیر شما: دیندار خطااندیش) فکر می کند تنها با دین می توان خوب و اخلاقی بود و این نتیجه: به انسان خوب احترام بگذاریم تا خطای انسان بد(دیندار خطا اندیش) نمایان گردد زیرا اگر به انسان خوب(که از قضا دیندار هم هست) احترام بگذاریم، در آن واحد هم نتیجه گیری انسان بد (دیندار خطااندیش) را نشان داده ایم و حکمش را باطل کرده ایم و هم انسان خوب را به فکر کردن بیشتر وا داشته ایم تا به این بیندیشد که او از بی دینان احترامی می بیند که شایسته ی او و مربوط به خوب بودن خود او و شخص اوست نه از باب ترس از دین یا جهل نسبت به دین.
      مطلب خوب شما عمیق و شایسته ی بررسی تفصیلی است ولی من تنها برای احترام به خوب بودن شما بابت نگاه خوب تان، این نوشته ناچیز را که در حد تحفه ی درویشی است، تقدیم کردم.

       
  39. خسته نباشید ……………………… نوری زاد عزیز من هم نگران سلامتی امثال شماها و مهدوی فرها و خزعلی ها ……… هستم ………… و هم برای آماده کردن مردم …….. برای رهایی از دیکتاتوری …… و پیشگیری از انحرافات احتمالی که همیشه در خطر ربودن دستاوردهای پاکانی مثل شما هستند ……….. ضرورت میبینم ………. حرکت سازماندهی شده و اما فعلا غیر سیاسی را شروع کنید ……. تا بتوانید …….. همراهان بیشتر و بیشتری …….. را بطور قطعی ………. داشته باشید ………… من جزئیات تفکرم ……. راجع به این سازماندهی …… را در طبق اخلاص گذاشته و به شما هدیه کرده ام ……… و اگر لازم باشد ………. در راه اندازی ……. و پایداری آن به شما کمک فکری و عملی خواهم داد …….. همین 43000 نفری را که تاکنون گرد خود جمع کرده اید ……. امان وقت شما را بریده ………. بطوری که در آینده نزدیک ممکن است شما را از پا بدر آورد …….. من فکر میکنم شما از بین این 43000 نفر افرادی را شناسایی کنید که بالقوه توانایی اداره مثلا همین گروه 43000 نفری فعلی را دقیقا طبق تفکر فعلی خودتان داشته باشند …….. و از آنها برای مدیران استانی و یا شهرستانی ………. این تشکل استفاده کنید ……. اسم تشکل مهم نیست ……….. هر چه شما به نتیجه رسیدید ……. همان خوبه ………. مهم خود تشکیلات است که رسما اعلان شود …….. و تمام مشتاقان آزادی و توسعه کشور عزیز ایران ………. را زیر یک چتر …….. سازماندهی شده ……. گرد هم جمع کنیم ……… و ……… بدانیم از حالا تا چند سال آینده چه کارهایی میخواهیم بکنیم ……. مثلا ….. شش ماه اول …….. جذب و سازماندهی مدیران تشکل و نوشتن اساسنامه ای برای آن و همچنین تعیین برنامه های اجرایی هفتگی یا ماهیانه و یا بنا به مناسبتهای مختلف توسط همین افراد خاص …….. شش ماهه دوم ……… جذب حداقل یک درصد جمعیت هر شهر ……… شش ماهه سوم ……… برگزاری کلاسهای توجیهی همان یک درصد جمعیت در زمینه های مختلف و تلاش جهت رساندن اعضا تشکل به 10 درصد جمعیت ….. شش ماهه چهارم ………. شروع برنامه های عملی مورد نظر برای انجام اصلاحات واقعی به منظور رهایی هر چه سریعتر از دیکتاتوری ……. و رسیدن به کشوری آزاد و سربلند ……. که از دیر باز آرزوی همگان بوده و هست

     
  40. حاج عارف خوش ژن ساز: ماجرای ۸۸ توطئه‌ای با ریشه خارجی بود و به مناسبت روز دانشجو «هتک حرمت عاشورای ۸۸ را محکوم کرد.
    مش قاسم: ای بابا، یه کلمه هم از مادر عروس بشنفین! خدا میدونه ///// که به شکر خوری افتاده. به یه همچین چیزی میگن اس…(سه نقطه از مش قاسم)// طلب حکومتی نوکر آخوند و خرافه. از این منقلابیون ۵۷ بیش از نباید توقع داشت.

     
    • آقای نوریزاد، در اس…(سه نقطه از مش قاسم) طلب از ح استفاده کردم به جای ه که هاشور نخوره ها!


      انتساب القاب ناپسند به افراد حذف می شود. نقدشان کنید.

       
  41. حاج عماد الدین باقی //// مقالهی نوشته از بیقانونی و قانون گریزی و ظلم حکومت اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات. جوری مینویسه که انگار این گونه اعمال در اسلام و حکومت اسلامی مختص همین چند سال پیشه. حاجی! این داستان به درازی ۱۴۰۰ ساله و توی /// هنوز یکی به میخ و یکی به نعل میزنی، هنوز در تاریکی مطلق زیست میکنی. نعلت بر این منقلابیون ۵۷ و هفت جد و آبادشون که یه همچین …(سه نقطه از مش قاسم) هایی رو پس انداختن.

    http://news.gooya.com/2017/12/post-10125.php

     
    • زکریای ناراضی

      آخه عمادالدین باقی سردسته ی مدافعان حقوق بشر و همفکر و هم سنگر اکبر آقای گنجی در حکومت اسلامیست! لابد حالا دیگه آقای باقی حقوق بشر را در حکومت اسلامی برقرار کرده، پس حالا باید حقوق بشر را در کره شمالی هم برقرار کنه.

       
  42. اخبار: تخلفات و بده بستان‎های مالی بعضی از چهره‎های اصلاح‎طلب نه تنها در کارگزاران بلکه در کل این جریان باعث شده هر بار که بخواهند پا را از گلیم خود درازتر کنند، سپاه گوش آنها را بپیچاند؛ و چون یکی دو نفر نیستند و گروه کثیری از آنها گرفتار این پرونده‎ها شده‌‏اند جریان اصلاح‌‏طلبی دست و پا بسته شده و هر بار که بر هر مطالبه‎ای که به خواست عموم مردم نزدیک‎تر است پافشاری می‎کند خیلی زود با احضار و تذکر و چند ساعت ملاقات با بازجو و بازپرس فتیله آنها پایین کشیده می‏‌شود.

    در دو سه سال گذشته بارها شاهد این بودیم که خاتمی در پیام‎های خود هوای سپاه را داشته است، همین محافظه‎کاری او باعث شده تا اجازه دهند بنیاد باران همچنان فعالیت کند و یا با وجود اینکه اعلام کرده‎اند ممنوع‎التصویر است و ممنوع‎المصاحبه اما همچنان صدای او کامل به گوش می‌‏رسد در حالی که برای سپاه اصلاً کار سختی نیست، او را مانند موسوی و کروبی دچار انسداد کند.

    مش قاسم: حاج ممد فریبا هم مثل بقیشون آنچنان توی …خ(سه نقطه از مش قاسم)تکش …(سه نقطه از مش قاسم)کاری داره جرات اینکه پاشو از دایره بیرون بزاره نداره. ای که مرده شور این منقلابیون ۵۷ رو ببرن. اینا از هیچ فسادی رو گردان نیستن.

     
  43. اخبار: لاری جانی مموتی رو دروغگویی متهم کرده.
    شاقول دروغگویی اسلامی: به نفع ما هرچی دروغ بگی حلاله، ولی بر ضد ما راست هم بگی حرومه. به حکومت اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات خوش آمدید.

     
  44. یاران جان درود

    استاد ارجمندم جناب نوری زاد درود ودوسد درود

    ازشما به هزاران دلیل نمی توانم استنادتان به جفنگیاتی یک سویه

    از یک متعصب مذهبی بسیار بسیار بی سواد ونادان کو بین قرن 17 تا بعد

    از جنگ جهانی دوم را را روایت نموده آنچنان کی همه جا بوده وانگیزه های

    درونی همه را به وضوح می دانسته را بپذیرم.

    حکمن هنر فیلم سازی شما در آن بخش که بدل فلان شاه ووو با جزییات

    موثر بوده چه هرگز در پی چرایی آن همه زحمت نرفتید .بله وهزار بار بله

    این بزرگان ساده لوح وکودک ما را روانشناسان ورفتار شناس و.و……

    چه در دانشگاه ها وچه در سازمان های مخفی بهتر از خودشان

    می شناسند وعکس العملشان را در موقعیت های گوناگون می دانند.

    وهیچ احتیاجی به عبا وعمامه ندارند .( آخرین تمرین های تاتر هم با

    لباس معمولی هنر مندان است تا آسیبی به لباس ها برای اجرای

    عمومی پیش نیاید اجرا می شود). شمایی که به درستی به پژوهش گر

    تاریخ !!!گفتید گرایشتان مانع حقیقت است .چرا گرایش هنری خودتان …

    زیبنده تر بود لا اقل به متن انگلیسی کتاب128 صفحه چاپ 15

    confecssions of british spy نگاهی همراه با اسامی دیگر افاضات

    این آدم بی نهایت متعصب می نمودید.

    راستی ودرستی را برایتان آرزومندم. کمینه الاحقر البیسوات

     
    • بنده سه بار این متن رو خواندم و حقیقتا نفهمیدم مقصود بیسوات گرامی چه بود؟ از دوستان تیزهوش درخواست می کنم اگر کسی دریافتی از این متن داره لطف کنه اون رو برای ما ترجمه کنه.
      ممنون

       
      • یاران جان درود

        باز این صید مرتضا !!!

        از کسی کو حسین را با بودن فرزندان حسن امام بداند ولی

        برادر و تنها وارث امام یازدهمش را با زدن انگ کذاب نکند که

        مجبور به انتخاب کودکی/// (کسی جز چهار نفر بسیار

        زینفع وکلاش اورا ندیده) شود .فهم این موارد غیر ممکن است.

        (جواب منطقی این صید میبایست کمتر از 300 کاراکتر باشد)

         
        • واقعا که ادم متوجه نمیشه این بی سوات داره چی میگه.همین که خودش متوجه بشه کافیه.اکثر اوقات کامنتهای این پرفسور را نمی خوانم.

           
      • سید جون , سی بار هم که میخواندی باز نمیفهمیدی ! این بابا از همان بچگی در فهماندن مقصود خود مشکل داشت و حرف های دیگران را هم درست نمیفهمید . مادر بیچاره اش خیلی عذاب کشید تا این بابا مثلا بزرگ شد و تونست رو ی پای خودش بایسته در چهل و هفت سالگی ماشاالله . کلمات را در جای خودشان بکار نمیبرد , همینطوری کلمات تصادفی به ذهنش میامد و میگفت . حالا اگه مخاطب خیلی شانس داشت جملاتش کمی قابل فهم از کار در میامد والا که هیچ دو ساعت وقت طرف گرفته میشد و آخر هم بدون نتیجه . مثلا یه دفعه شروع میکرد به نق زدن و مادر بیچاره اش اول فکر میکرد که خروس قندی میخواد و براش می آورد ولی نه , خروس قندی نبود که میخواست , لواشک آلو چطور ؟ نه این هم نبود . چه میخوای ذلیل شده آخه ؟ خلاصه بعد از گذشت نیمساعت و پس از اینکه کار از کار گذشته بود معلوم میشد که طفلک دستشویی داشته . حالا شماهم فکرکن میخواد بگه که ” با اجازه میرم دستشویی “

         
        • واقعا که ادم متوجه نمیشه این بی سوات داره چی میگه.همین که خودش متوجه بشه کافیه.اکثر اوقات کامنتهای این پرفسور را نمی خوانم.مشکل داره بنده خدا.بی سوات جان ازاین به بعد یه بچه ابتدایی بیاربرات بنویسه.حالا بدو برو دستشوئی.

           
  45. اگر سوپاپ رژیم نبودید ، پستی را که در اول خودتان حذف نکرده و مورد توجه هموطنان هم بدون رتبه منفی قرار گرفته بود ،حذف نمی کردید ، حال مدام با رسانه های خارج از کشور مصاحبه کنید و بگوئید که چنین نیست ، نوری زاد جوابی هم برای گفتن دارید ، رو که رو نیست !!!!

    —-
    دوست گرامی،
    از آنجایی که حذف تصویر ارسالی شما میسر نبود، ناچار از حذف کل مطلب شدم.

    پوزش

     
    • حقا که بی شخصیتی! و بی چشم و رو!
      یعنی هر کس به سازت رقصید کارش درسته؟! و هر کس چرندیات تو را قبول نکرد عامل رژیم؟
      دنبال رتبه و نمره هستی؟ چرا بابت درج دو مطلب در پیت دیگه تشکر نکردی؟
      از نوع مطلبی که جمع کردی و اینجا خالی کردی میشه فهمید که چه شخصیتی داری.

       
    • افسانه خانم زیاد دلتنگ نباش این مطلبو بارها در این سایت گذاشته اند. کاری نداره مطلبو بدون سر خر دوباره بگذار!

       
      • اگه ” این مطلبو بارها در این سایت گذاشته اند ” پس چرا میگی ” کاری نداره مطلبو بدون سر خر دوباره بگذار!” ؟ حقه بازی و یکدندگی یاد مردم میدی مرد حسابی ؟ خودت کمی یکی دیگر را هم میخواهی بکنی سوهان روح ما ؟

         
    • همین ؟ “سوپاپ اطمینانه” تنها برای اینکه پست ترا حذف کرده ؟ یعنی خواستی به خودت این طوری اهمیت بدهی ؟ اگه پستت حذف نمیشد اونوقت سوپاپ نبود هان ؟ با هیچ و پوچ شدی یه دفعه میزان ؟ به همین سادگی ؟ از کجا معلومه که خودت از برادر ها نباشی ؟ خب خیلی ساده هر کسی میتونه حرفهای خیلی تندی که قابل انتشار نیست بفرسته و بعد بگه که ” سوپاپ اطمینانی ” چون روی سایتت نگذاشتی , درسته ؟ حالا فرض کن که نوریزاد واقعا سوپاپ اطمینانه . خب حالا با این “حقیقت” چه میخواهی بکنی ؟ مگر با یقین کامل از اینکه او سوپاپ اطمینان نیست چه دسته گلی در نظر داشتی به سر او و به سر ملت بزنی که حالا نمیخواهی بزنی ؟ جای گرم و نرم نشستن و هی از دیگران هم طلبکار بودن که هنر نیست جانم ! آنچه که یه دفعه به تو ” الهام ” میشه و خیال میکنی هدیه ای آسمانی برای دیگران هم هست و با هزار انتظار از استقبال دیگران ارسالش میکنی که هزاران بار بهتر و تند ترش تا به حال روی این سایت , از جمله توسط خود صاحب سایت , گذاشته شده و این پست های تو که پیششان چیزی نیست افسانه جان ! اگه تو یه کم , و فقط یه کم , میدانستی اینقدر به پست های خودت اهمیت نمیدادی عزیز! یا کار دیگران را نمیخوانی و یا نمیفهی و یا فقط مشتری پست های مش قاسم و بابک ایران زمین و ایراندوست واقعی و غیر واقعی و نظایر این افراد محترم هستی و یا شاید خودت همه آنها هستی . من این جا فاش میکنم که نوریزاد همکار اطلاعاتی من در اطلاعات سپاه است و ما هر دو نفوذی هستیم و ماموریتمان هم این است که عزیزدردانه های “مبارز” و مخالف نظام را به دام بیندازیم و همه این بساط هم برای همین منظور است . حالا دیگه با خود شماست که سری به این سایت بزنید یا نه , ولی اگر باز آمدید دیگر لطفا بس کنید تکرار هزار بار پرسیده , گفته , شده ها را .این نوریزاد هم به کسی بدهکار نیست که لازم باشد دائما مزخرف بشنود و پاسخ بدهد . هی نپرسید که چرا او را نمیکشند , آ خه احمق جان چه کسی میآید مامور خودش را بکشد ؟ تو باید خودت را از این مامور کنار نگهداری نه اینکه هی به او بگویی ” من میدانم ماموری , سوپاپی , ولی چرا ترا نمیکشند ؟ ” . این قدر ماشاالله با هوش و اونوقت تعجب هم میکنید که آخوند کودن بر شما سوار شده ؟ شما در این حد هستید , لطفا در باره خودتان خیالبافی نکنید . در ضمن افسانه جان “توجه هموطنان” هم الزاما دلیل بر خوبی مطلب ارسالی نیست , باید ببینی که اون کسی که برای مطلبت غش و ریسه میره کیه ! ” االله اکبر , الله اکبر , خمینی رهبر , مرگ بر ……” را که یادت هست حتما که توسط یه مشت گیج و منگ سر داده میشد , مشری های خمینی , همانها که حالا مانده اند توش که شب چطوری دست خالی به خانه بروند و توی چشمان وحشتزده از فقر زن و بچه خود نگاه کنند . مشتری باید عاقل باشد تا بتوانی روی حسابی بودن مطلبت حساب کنی . به عنوان نمونه دفعه بعد مثلا بنویس ” مرده شور رهبر را ببرند الهی ” و ارسال کن . بدون تردید چند ساعت بعد از آمدن مطلبت روی سایت صد ها نفر امتیاز خیلی خوب به نوشته ات , که در واقع هیچ ارزشی ندارد , میدهند . این چه ارزشی دارد آنوقت ؟

       
  46. یاران گرامی

    دوستی که محفوظ است و مجادله در مسائل با رعایت احترام خللی در دوستی ایجاد نمی کند،من این رفرنس شما را بدقت دیدم قبلا هم آنرا در کیهان و رسانه های دیگر دیده بودم،من فکر می کنم عیب کار این است که شما وسط یک فرایند (بودجه نویسی و ارائه لایحه به مجلس و ارزیابی کمیسیون های مربوطه و کمیسیون تلفیق و به صحن علنی آمدن ورای نهایی نمایندگان) اقدام به قضاوت و ارزش گذاری نهائی می کنید،من خوش بین نیستم،شاید شما هم بدبین نیستید،اما غرض من این است که بررسی و داوری در مقولات گوناگونی اجتماعی باید فراگیر و جامع الاطراف باشد،این اظهارات و بگیر و بکش ها هم که گاهی روی اهداف جناحی و سیاسی هم اظهار می شود مسبوق بسابقه و طبیعی هست،کسی هرچند در کمیسیون باشد مثلا در قالب مصاحبه یا اظهار نظر چیزی می گوید و برداشتی دارد که ممکن است مثلا مسئولان بودجه نویسی یا دولت به آن پاسخ دهند،طبیعت قضیه هم همین است،در بحث های مجلس چه در کمیسیونها و چه در صحن مجلس هم معمولا نمایندگان دولت هستند و اختلاف برداشت ها هم وجود دارد،دولت هم در باب هزینه ها باید به دیوان های نظارتی مثل دیوان محاسبات پاسخگو باشد اینطور که شما تصویر می کنید که همینطور هزینه کردی با مبالغ کلان نامعلوم باشد،حال من بطور کلی نقل قول شما و آن نماینده را تکذیب نمی کنم،می گویم باید همه این فرایند را نظارت کرد و در انتهای کارشناسی ها ارزیابی نهائی کرد.همین

     
    • دوست بسیار عزیز سید مرتضی
      فرمایش شما مورد توافق است و بخصوص نکته اخری که طرح کردید :” می گویم باید همه این فرایند را نظارت کرد و در انتهای کارشناسی ها ارزیابی نهائی کرد”.
      ما الان حدود 40 سال است که در سایه جمهوری اسلامی زندگی میکنیم و زندگی همه ما بطور جمعی اعم از من کلاهی و شمای روحانی و آن بهائی و درویش و زرتشتی و مسیحی و یهودی و بی خدا و کمونیست و سکولار و هر کس دیگری که کارت ملی ایرانی دارد تحت تاثیر سندی است بنام بودجه که هر سال با طی مسیر قانونی و رعایت شرعیات و نظارت ولایت فقیه و مراجع تهیه و تنظیم و به زندگی ما وارد میشود. نتیجه این حدود 38 سند بودجه این شده که ما امروز با اقتصادی در هم شکسته و غرق در فساد دولتی و جامعه ای با بالاترین رشد فرار مغزها و بیکاری وحشتناکی که باور کنید از بیماری ایدز خطرناکتر است روبرو هستیم و چشم انداز سال بعد هم همین بودجه امسال است که همه کارشناسان طرفدار دولت را هم به فغان آورده است.
      مولوی در مثنوی داستان کسی را نقل میکند که دارای انباری از گندم بود و هر روز هم کم شدن آنرا میدید و هرراهی هم میزد مشکل حل نمیشد. مولوی به آن فرد توصیه میکند که بیهوده دنبال راه های بی نتیجه نباشد بلکه بدنبال حل مشکل موش باشد چون تا موشی که بی حساب و کتاب می تواند به انبان وارد شود وجود دارد امیدی به اصلاح نیست. هنر بودجه نویسی دقیقا همین است. بستن راه نفوذ موشهای فساد برای داشتن اقتصادی پویا. در چوامع پیشرفته و صنعتی امروز مردم تنظیم و تصویب بودجه خود را به امید درست کار کردن مجلس و دولت رها نمیکنند بلکه سئوالات خود را از طرق مختلف طرح میکنند تا حواس مسئولین جمع باشد. در همین آمریکای ملعون چندوقت است که قانون اصلاح مالیاتها طرح است که ترامپ و جمهوریخواهان بدنبال آن هستند. توصیه میکنم این خبر را دنبال کنید و ببینید چه مباحثی دارد مطرح میشود. مخالفین میگویند با کاهش مالیاتها اولا فاصله طبقاتی زیاد تر میشود و دیگر اینکه دولت حدود 2 تریلیون دلار در امد را از دست میدهد و بدهی ملی به همین میزان افزایش پیدا میکند و آنگاه دولت می اید و بخاطر بالا رفتن بدهی پیشنهاد اصلاح در بودجه را خواهد داد و درخواست قطع کمکهای اجتماعی و بیمه ها و بازنشستگی را مطرح خواهد کرد که این یعنی گستردن فقر. الان امریکائیها متوجه شده اند که نباید به امید نمایندگان خود بنشینند و جوانان با سازماندهی مردم نمایندگان خود را مجبور میکنند که بیایند به حوزهای خود و مواضع خود را توضیح دهند که با ترامپ هستند و یا با مردم.
      آیا ما با توجه به اینکه میدانیم نمایندگان ما مسئله دار هستند و در سیستم دولتی هم فساد بیداد میکند باید در مقابل اخباری که از بین همین افراد درز میکند باید بی تفاوت باشیم که ببینیم چه میشود؟ خوب سالهای پیش چه شد که اوضاع به اینجا رسید؟
      اگر روحانیون و حوزه ها خود متهم به سو استفاده از بیت المال نبودند، بجا بود که در مساجد و با حضور نمایندگان و کارشناسان بودجه را به بحث میگذاشتند .باور کنید خیر آن برای دین و ایمان مردم بسیار بیشتر از جلسات قران و اعتکاف و اینگونه موارد است. بودجه ای که در مقابل ما است حامل فقر و فساد است و مگر پیامبر نگفت که کفر همزاد فقر است؟ و مگر نگفت که مردمی که معاش و دنیا را ندارند نباید در انتظار آخرتی باشند؟
      دیروز یکی از دوستان نسخه ای از بودجه را نشان داد که در آن برای سازمان انرژی اتمی دو ردیف بودجه بود و در چند ردیف پائین تر هم بودجه ای برای تحقیقات هسته ای درج شده بود. پرسیدم معنای این کار چیست؟ او هم پاسخ داد که چند بار پرسیده ام و همه میگویند نمیدانیم!

       
      • ممنون یاران گرامی،تشکر از توضیحات شما،بله حق باشماست،باید البته انتقاد کرد و نقد کرد،فقط چیزی که بنده گفتم این بود که باید برای رفع برخی ابهامات منتظر توضیحات همه موافقان و مخالفان بودجه در دولت و مجلس و تکمیل فرایند بودجه تا تصویب آن بود.
        سپاس

         
  47. توضیحی در باب اسلام و قرآن شناسی های کبیریه و نولدیه این سایت!

    واژه و اصطلاح “اسرائیلیات”اصطلاحی حدیثی و کلامی است که اشاره می کند به روایات جعلی یا مضامین آنها در باب عقائد که از قرن اول هجری توسّط برخی یهودیان و برای ضربه به اسلام جعل شده است،غالب روایات فاقد سند یا مقطوع السندی که تحت این عنوان قرار می گیرند در زمینه عقائد و تفسیر، و تاریخ امت های گذشته و پیامبران بوده است،پس این اصطلاح و کاربرد آن مربوط است به علم حدیث شناسی و علم رجال و اسناد حدیث و نسبت سنجی و مقایسه بین مضمون و دلالت آن با معارف اصیل قرآنی و محتوای روایات معتبر و صحیح المضمون بلحاظ قواعد مسلّم قرآنی و اسلامی.از این جهت اصلا محتوای خود قرآن و الفاظ قرآن که بتواتر بدست ما رسیده است،ربطی به بحث “اسرائیلیات”ندارد مگر اینکه در بحث های تفسیری روایاتی جعلی ذیل آیات نقل شده باشد که باز ایندسته روایات تحت عنوان “اسرائیلیات” قرار می گیرند،بنابر این وانمودی که امثال کبیری و برخی مستشرقین خاطی در تحلیل معارف قرآن می کنند در مقایسه معارف قرآن با عهدین و می خواهند بگویند قرآن رونوشتی ناقص از تورات و یهود هست و از اینجهت معارف قرآنی تحت عنوان “اسرائیلیات”قرار می گیرند! وانمودی مغلوط و ناشی از جهل آنها به مجموع معارف قرآن است،در واقع اگر بخواهیم بزبان علمی و منطقی سخن بگوییم اگر کسی خالی الذهن اقدام به مقایسه معارف قرآن در باب توحبد و مبدا و معاد و حکایت سرگذشت انبیاء گذشته ،با تورات تحریف و بازنویسی شده (بارها به سرّ تاریخی و مضمونی تحریف تورات اشاره کرده ایم) کند در می یابد که در موارد اشتراک،نسبت معارف قرآنی با آنچه که در تورات محرّف فعلی هست،غالبا نسبت “عموم و خصوص من وجه” منطقی است یعنی اینکه در برخی موارد بین معارف قرآن و معارف تورات محرّف فعلی، اشتراک اجمالی یا تفصیلی هست که اجمالا این همانی وجود دارد که البته کمیت اندکی اینطور است که موارد را باید مصداقی مطرح کرد،که این می شود “ماده اجتماع” معتبر در نسبت عموم و خصوص من وجه منطقی،و در برخی موارد مطلبی در قرآن کریم هست که اصلا خبری از آن در تورات نیست ،و در برخی موارد هم مطلبی در تورات هست که یا اصلا در قرآن نیست یا اگر هست مورد تصدیق قرآن نیست و قرآن آنرا نفی کرده است که ایندو فرض هم می شوند دو “ماده افتراق” معتبر در نسبت عموم و خصوص من وجه منطقی.حال بحث مصداقی بحثی مطول هست که می توان جداگانه به آن پرداخت،لازم است اشاره کنم که مرحوم سیّد طباطبائی صاحب تفسیر قیّم المیزان در غالب موارد بحث از معارف الهی قرآنی و بحث های مربوط به تاریخ انبیاء با نقل عبارات عربی ترجمه شده از تورات فعلی اقدام بمقایسه بین معارف راقی موجود در قرآن با معارف نوعا عقلا مخدوش تورات و تناقض های دلالتی آن نموده است و مواضع خلل در تورات را روشن نموده است خصوصا در ذیل تعبیر “مهیمنا علیه”در قرآن که اشاره به هیمنه و تسلّط قرآن از جهت معارف بر کتب پیشین آسمانی نموده است.
    بنابر این این سخن گروهی از دین ستیزان و گروهی از مستشرقان که با اتکا به داده های ناقص یا برداشت های نادرست ناشی از ناآشنائی به زبان و تاریخ گفته اند:اسلام و قرآن رونوشت ناقصی از تورات هست، سخنی غیر منطبق بر سنجه های دقیق علمی،تاریخی ،زبانی و غیر اینهاست،و قرآن یک کتاب و کلام خارق العاده هست که نه محصول مغز پیامبر و نه محصول اقتباس او از دیگران، بلکه محصول وحی نازل بر قلب و زبان مبارک یک پیامبر “امّی” (یعنی ناخوانا و نانویسا که تاریخ زندگی او روشن است که نه مکتبی رفت و نه خطی نوشت و نه استادی دید:نگار من که بمکتب نرفت و خط ننوشت بغمزه مساله آموز صد مدرّس شد) بوده است ،و تاریخ بخوبی نشان می دهد که پیامبر بزرگوار اسلام پیش و هنگام نزول اولین آیات وحی در غار حراء نه استادی دیده بود،و نه خواندن و نوشتن می دانست و نه با ارباب ملل و مذاهب دیگر انس و الفتی داشت،او تا پیش از وحی در مکه تنها یکی دو سفر محدود تجاری به نیابت از همسر گرامی خود داشت که تاریخ آن روشن هست ،آنگاه ناباوران و دین ستیزان چگونه می توانند بخود و دیگران تحمیل کنند که اینهمه معارف راقی در توحید و مبدا و معاد و اوصاف آفریدگار جان و توحبد صمدی و تاریخ حکایت انبیاء گذشته و احکام و معارف فردی و اجتماعی و اخلاق انسانی و خبرهای غیبی که قابل مقایسه با تورات و عهدین محرّف فعلی نیست “رونوشت ناقص”از آن کتابهای بازسازی شده است؟! بنده همین جا اعلام می کنم هرکس مدعیست که معارف قرآن رونوشت ناقصی از تورات فعلی است لطف کند کلی گوئی را کنار گذاشته و موارد آن ماده اجتماع مورد اشاره را یک به یک از تورات نقل و مقایسه کند و مقایسه کنیم که چطور قرآن رونوشت و کپی تورات های فعلی است.و زائد بر این بلحاظ تاریخی روشن کنند که پیامبر امی بدون اینکه خواندن و نوشتن بداند چطور دسترسی به تورات یا ناقلان تورات داشته است و کی و کجا آنرا لااقل شفاها از یهود گرفته است؟یهودی که خود آنها آمدن پیامبر عربی در عربستان را پیش بینی کرده بودند و بسیاری از آنان با کتمان و تحریف این وعده تاریخی با او به ستیز پرداختند کی و کجا به او معارف قرآن را دیکته و املاء کردند تا کسی با خشک مغزی ادعای رونوشت بودن قرآن از تورات را کند و در انتها با طرح مسائل سیاسی انگیزه های دین ستیزانه و سیاسی خود از این افتراء را لو دهد!
    البته چنانکه بارها اشاره شد،همه ادیان ابراهیمی و الهی در یک سلسله خطوط کلی در باب معارف مبدا و معاد مشترکند و احکام شرعی هر شریعت هم که در هر زمان تابع مصالح و حکمت های عصری بوده بعضا در ادیان و شرایع متاخر نسخ می شده و برخی احکام هم بشکل کلی باقی می مانده و تفاوت هایی در قالب و شرائط داشته است،بنابر این اصل این سخن که ادیان متاخر کپی ادیان متقدم هستند سخنی نادرست هست هم در سنجش و مقایسه اسلام با مسیحیت،هم در سنجش مسیحیت با یهودیت و هم در سنجش اسلام با یهودیت و هم در سنجش همه ادیان متاخر نسبت به ادیان گذشته.
    آماده بررسی مصداقی هستم.

     
    • سید مرتضی این خاراندن و اشتلم و و سوگواری و زجر و چس ناله ات بجایی نمی رسد.مردم امروز گوسفندانی نیستند که احتیاجی به چوپون داشته باشند. همه ///// که می نویسی چیزی جز سفسطه و مغلطه و آه و ناله نیست. بی خود خودتو آزار نده و سایتو به لجن نکش. امی بودن بمعنی بی سواد نیست بلکه بمعنی فرد عادیست. از طرفی خدیجه زنی با سواد و بازرگانی روشنفکر بوده و آئین یهود و مسیحیت بخوبی می دانسته. بنابراین این /////////////////// شما همه جز مشتی مزخرفات نیست و ///////////////////////پشیزی ارزش ندارند و همه جز دروغ و ریاکاری و مزخرفات نیست. کل یک میلیارد و اندی ////////////////////////////////////////////////// که خرد خود را به کسانی مثل تو و هم لباسانت عاریه داده اند.کار شما هم جز ترور و ایجاد وحشت و دزدی و ////////////و تجاوز به حقوق دیگران و تجاوز به //////////////////////////////////////////// نیست. کل جریان ادیان ابراهیمی در حقیقت همان ///////////////// تورات است که همه مشتی دروغ و داستان و میتولوژی یهودی است و در طول تاریخ جز ضربه زدن به تمدن و علم و خرد انسانی هیچ نفعی برای بشریت نداشته اند.وکپی برداری ////////////////////////////////// از همه بدتر و زیانبارتر برای بشریت بوده. تو و همه مسلمین اگر توانستید تنها یک ایه بیاورید که قرآن کاری را تشویق کرده که نفع مردمان و جامعه در آن باشد.////////// همچون ویروسی مخوف و ویرانگر تمام فرهنگ و تمدن ایران را آلوده و به نابودی کشیده.و /////////// مثل شماها هم خروجی آن هستید که بر ایرانیان آنهم در قرن 21 ام آوار شده اید.

       
      • مردک! وقتی می خواهی …ناله کنی و بجای استدلال و سخن دقیق عجز و لابه کنی اول فکر کن بعد بنویس،کی گفته امّی یعنی فرد عادی؟!
        احتمالا اینقدر درک و فهم داشته باشی که امّی یک لغت عربی است نه فارسی ،نه انگلیسی و نه لغت دیگری،بنابر این هرکس می خواهد لغتی را در زبانی معنا کند کافی نیست که اکتفا به ….ناله کند،باید به سخن اهل لغت و عرف اهل لسان استناد کند.همینطور در مورد ادعای ناخوانا بودن و نا نویسا بودن پیامبر بنده استنادات تاریخی هم دارم،شما اگر استناد لغوی یا تاریخی بر نفی اینکه امّی بمعنی ناخوانا و نانویسا هست داری آنها را ارائه کن،همینطور استناد لغوی و تاریخی در مورد معنایی که کردی.
        در مورد بانو خدیجه این مقدار مسلّم هست که ایشان کاروان هایی تجاری داشته و اجیرهایی که آنان را بتجارت می فرستاده است،این ادعا که ایشان حتما باسواد بوده مستند به کدام کتاب و تاریخ هست؟حال فرض می کنیم ایشان با سواد بوده است بدین معنا که خواندن و نوشتن می دانسته است،از کجا برایت مسلّم و مسجّل شد که تورات و انجیل را دیده و خوانده است؟! از این گذشته،فرض کنیم ایشان مطالعه تورات و انجیل هم می کرده است،از کجای تاریخ پیامبر و روایات اصحاب او ثابت شد که آیاتی که با وحی بر پیامبر نازل می شد برگرفته از آموزش و تعلیم ایشان به پیامبر بود؟! آنهم آیاتی که چنانکه اشاره شد در بسیاری از موارد اعمّ از تورات و انجیل یا منافی با آن است؟! از این گذشته بسیاری از آیات قرآن که دفعتا و بمناسبت حوادث دفعی بر پیامبر نازل می شد (مثلا آیات مربوط به سفرها یا جنگها) و خدیجه آنجا حضور نداشت چطور مستند به ایشان بوده است؟! و از همه اینها گذشته،اینطور که مورّخان نوشته اند تاریخ وفات خدیجه سال دهم از بعثت و در مکه بوده است،یعنی 13 سال پس از مرگ ایشان هنوز جریان وحی تداوم داشته و شاید نیمی از قرآن بمناسبت حوادث گوناگون و در مواردی بطور ابتدایی در مدینه نازل شده است! بگو در آن سیزده سال خدیجه کجا بود که آیات قرآن را برگرفته از تورات و انجیل به پیامبر القاء کند؟! درست است که گفتن و نوشتن کیلومتر شمار ندارد و هر سخن نامستند و بی مبنایی را می شود با الفاظ غیر مودبانه و چنگکی ارائه کرد! اما همینطور که گفتی در فضای عمومی انسانها گوسفند نیستند که هر …ناله و اراجیفی را بدون دلیل و مدرک از کسی بپذیرند.
        البته لجن مال کردن سایت هم مربوط به کسی و کسانی است که وقتی در بحث های علمی دستشان خالیست بی ادبانه متشبّث به الفاظ لجنی و چنگکی می شوند.

         
        • سید استدلال را برای کسی می کنند که اندکی شعور ///////////
          ///////////
          //////
          حذف شد. برای چی؟ خودت می دانی!

          .

           
        • آره سید 13 سال بعد از خدیجه جریان وحی!/////////////////////////////// ولی مگر 13 سال کافی نبود که محمد در مکتب خدیجه فوت و فن کار را فراگیرد؟ در ضمن فراموش نکن که خدیجه زنی بود دو شوهر قبلا داشته و با تجربه و روشنفکر که محمد 25 ساله را با وجود مخالفت پدرش به شوهری برگزید. وقبل از انهم او را اجیر خود کرده بود. بنابراین روی هم رفته محمد 28 سال در مکتب خدبجه خانم یهودی الاصل تعلیم و تربیت دید! تنها برای اشنایی ملا مرتضی بگویم که یک دوره کامل دکترا در هر رشته ایی بیش از 10 سال نیست!

           
        • چطورشد؟ این آسید مان ،در مورد خدیجه دلیل و مدرک می خواهد؟ اما در مورد پیامبر و دیگران به قال و اقول و قول و مقال بسنده می کند؟

           
      • زکریای ناراضی

        مزدک گرامی
        شیخ قم نشین حالا داره تظاهر به متمدن بودن میکنه. اما دفاع از قانون ضد بشری سنگسار در حکومت اسلامی که حالا به عللی مسکوت مانده، تو جیبشه. میدانی طبق قانون سنگسار همین حکومت اسلامی، آخوندا مطابق با همین قانون عصر حجری چقدر مردم را با وحشیگری هر چه تمام تر سنگسار کردند؟ اینا حالا یک کم کَمَکی از دوران توحش 40 سال پیش فاصله گرفته و یک کم متمدن شده اند. اگه جلوی همین شیخ قم نشین رو نگیرند، هرچی آدم تو این مملکت به غیر از قم و مشهد وجود داره، همه رو از دم سنگسار میکنه.

         
    • یک تاجر می بایست حساب را بداند ، و چون در قدیم تجار خود عاملان خرید و فروش و حاملان بودند، پس باید از سرزمینهای بسیاری می گذشتند و غالبا نیز در قدیم تاجران افرادی امین و دانا بودند زیرا نه تنها اجناس خود را حمل می کردند بلکه گاهی از دیگران هم امانت برای فروش داشتند. پس این افراد نباید جاهل بوده باشند. در ضمن فرهنگ شفاهی چون راویان باستان بسیار قوی بود ، برای رواج ودانستن انجیل و تورات و داستانهای مردم ، راویان بودند که کار رادیو تلوزیون را می کردند و نه نویسندگان (هر چند امروز نیز همان کار را می کنند). حال آیا پیامبر می توانست بنویسد و یا نه، تا کنون دستخطی یافت نشده!مهم اطلاعات اوست که به ظن اینکه بیسواد بوده از طریق راویان می بوده است.(همان جریان قول و مقال )

       
  48. رجبعلی هوایی معروف به رجب علی صراف از تجار بنام شیراز بود، مغازه اش در نبش ورودی بازار وکیل و کارش حواله دادن پول و صرافی بود و البته پول با دو درصد سود به افراد نیازمند هم وام میداد.
    عوام او را نزول‌خوار میگفتند. بالاخره رجبعلی عزم زیارت خانه خدا کرد و برای حساب اموال به علما مراجعه کرد .به او میگویند: پول شما از راه صحیح بدست نیآمده ، حرام و قابل محاسبه، کسر خمس و زکات نیست!
    در حقیقت جوابش کردند و گفتند: حق نداری مکه بروی!
    رجبعلی که از مکه رفتن منع شده بود بجای سفر حج با هزینه شخصی درمانگاهی در فلکه مصدق شیراز بنا کرد‌ که تمام موارد پزشکی، درمانی و دارویی در آن رایگان بود . وی این بیمارستان خیریه را بنا کرد تا هم ثوابی ببرد و هم کفاره گناهان آن ۲ درصد سودش بشود.
    در سال ۱۳۵۸ برخی از انقلابیون گفتند: این درمانگاه نجس است و حرام، چون از پول ربا ساخته شده و درمانگاه فوق با آن همه تجهیزات و وسایل تخریب و به توالت عمومی تبدیل گردید.
    هم اینک توالت مذکور به پارکینگی متروکه تبدیل شده!
    ای کاش رجب علی خان، سر از خاک بر می داشت و ۲۷ تا ۳۸درصد سودی را که نامش نزول هم
    نیست
    می دید!!!

     
    • جناب سیدی هیچ جای تعجبی نیست مگر عرب مسلمان که به ایران و روم حمله کردند بعد از پیروزی همین بلاها را سر تمدن آن دیار نیاوردند؟ اینها هم /////// پیرو همان اراذل و اوباشند و تروریست و خرابکار! وقتی در کل قرآن یک ایه درباره کار مفید نیست و////////////////////جز به غارت و دزدی و قتل و جنایت و تجاوز به دیگران و زن بارگی نگذشته چه انتظاری ///////////////؟

       
  49. در مورد مساله استمتاع از دختر شیرخواره که علی الفرض بعقد ازدواج یک مرد درآمده باشد قبلا مکرّر در این سایت بحث کرده ام و فضای مساله را توضیح داده ام که فرض اندر فرض است و در بحثی علمی فقهی فقط اشاره است به “لوازم طبیعی و شرعی مترتّب بر عقد فرضی خارجی” نه توصیه و الزام و التزام به اینکه مرد نرّه خری بخواهد با تفخیذ! آنهم تفخیذ با یک شیرخوار که فرض نامعقولی است اطفاء شهوت کند،نیز با نقل عبارت های تحریر الوسیله و شروح آن و فتاوی دیگر فقیهان نشان دادم که این مساله (اشاره به لوازم شرعی یک عقد نکاح فرضی) عمومیت ندارد و بسیاری از فقیهان گذشته و حال حتی چنین لازم فرضی را از خارج از محدوده لوازم شرعی عقد ازدواج دانسته اند،پس این یک بحث فرضی فقهی است مثل بسیاری از فروض فقهی که ممکن است تحقق و مصداق خارجی نداشته باشد و کسانی که بدون مراجعه به منابع فقهی و صدر و ذیل یک بحث و سوال فقهی هیاهو می کنند و متن های تکراری و مشوّش و سفارشی نظیر متن فوق را مطرح می کنند افسانه بافان و هیاهوگرانی هستند که با انگیزه ها و اغراض سیاسی برای کوبیدن فقه و فقیهان و خصوصا موسس جمهوری اسلامی و عاجزانه از سیاست ورزی خردمندانه خود را و جهل خود را بنماش می گذارند.بسیاری از این منابع هم که حتی نام آنها بصورت غلط نوشته می شود! هیچ ربطی به مساله مورد نظر ندارند یا ارجاع معکوس و نادرست هستند مثل ارجاع به کتاب مرحوم سید مصطفی خمینی که تصادفا در مقام اشکال فقهی به عبارت تحریر الوسیله است و اینکه چنین لازمی لازم شرعی عقد نکاح نیست،بنابر این ظاهر سازی و وانمود و اسم اشخاص را بانگیزه های سیاسی مطرح کردن هیچ ربطی به بحث علمی و فقهی دقیق از این مساله ندارد،در پست های پیشین نیز بنده بارها با نقل عبارتهای مرحوم امام در تحریر الوسیله و عبارات دیگران اشاره به این مساله فرضی علمی کرده ام که قابل مراجعه هست،من اینجا آماده هستم با کسی یا کسانی که این متن های سفارشی و آماده شده را اینجا می گذارند بحث و گفتگوی مستدل کنم مشروط به اینکه آنها اکتفاء به بنداز در رو و صرف آدرس به جلد و صفحه یک کتاب نکنند،هر کتاب را متن اش را اینجا باز کنند و در مورد آن توضیح دهند و درک خود را از منابع داده شده بیان کنند،این می شود یک بحث و احتجاج فقهی وگرنه کسانی که با مسائل فقهی و ادله آنها و فضای ورود و خروج آنها آشنا هستند از کنار این دست و پا زدن های سیاسی عاجزانه با یک لبخند گذر می کنند!

     
  50. جناب نوری زاد
    من بارها در پست های پیشین به این عملکرد شما در ارسال اینگونه کامنتها اعتراض کردم و این بار هم اینگونه است.
    من به عنوان یک فرد و یک کامنت گذار قدیمی در این سایت و دوست شما به اینگونه مطالب اعتراض دارم.
    اعتراض من نه در مورد اصل مطلب که در مورد نحوۀ بکار گیری کلمات است که منزجر کننده است.
    عبارت “سکس لاپایی” مناسب و در شأن این سایت نیست…در ضمن این افسانه خانم یا آقا، هم دیر از خواب بیدار شده و هم با کامیون مطالب دیگر سایتها را بار زده و آورده اینجا خالی کرده…همه را یک هویی! نه یک نقدی نه یک مطلب بدرد بخور و تازه ای و نه هیچ چجیز دیگر …البته یک چیز جدید آورده…” سکس لاپایی”!
    اینکه عبارت ” سکس لاپایی با دختر شیر خواره شرعأ جایز است را به خمینی منتسب کرده و شما در اینجا با عکس قرار دادید هم دیگر نوبر است….نوری زاد عزیز از شما بعید است…این میشود بهتان و دروغ…کجا خمینی این جمله را گفته آنهم بعد از دونقطه…منظور من همین جمله به همین کیفیت است… حال انکه من یک عکس فرستادم که خامنه ای در کنار بن لادن بود و شما را خوش نیامد!
    من به این مطلب و عکس معترضم و این هم شما را و هم این سایت را جلف جلوه میدهد و البته دروغ پرداز…
    دیگر خود دانید.

    —-
    حذف شد.

     
  51. سلام بر ناظران گرامی
    متاسفانه تعصب همراه با سیاسی کاری امریست که انسان را دچار کوری و دوری از واقعیات نموده و او را به گفتن مطالبی اجبار می نماید که جز مضحکه شدن ایشان حاصلی پدید نخواهد آورد.در ارتباط با افزایش نا متعادل خروج از کشور که صدای همگان من جمله فعالان عرصه گردشگری را به در آورده دیده شده رسانه های حکومتی با خبری واحد جهت توجیه این دزدی مسلم از جیب مردم از افزایش مبلغ سهم گردشگری از ۱۰ هزارتومان به ۴۰ هزار تومان گفته اند و برخی متعصبین که کاری به جز دفاع کورکورانه از نظام دینی ندارند این مورد را دستاویز دفاع خویش از چنین سیستمی قرار داده اند و با آوردن لینکهایی که جملگی یک مفهوم را بصورت مشترک بیان می کنند و مشخص است که خبر واحده و از یک مرکز تصمیم گیری ساطع شده است به خیال خویش ادله ای را بیان کرده اند!اولا اگر کسی چون این نگارنده دل در گرو ایرانگردی و گردشگری داشته باشد نیک می داند معضلات عرصه گردشگری بسیار بیش از این است که با افزایش رقم از ۱۰ هزارتومان به ۴۰ هزارتومان قابل رفع باشد در ثانی وقتی رقم عوارض خروج از کشور از ۷۵هزارتومان به ۲۲۰ هزار تومان افزایش می یابد و صرف هزینه برای گردشگری با فرض صحت هزینه کرد از ۱۰هزارتومان به ۴۰هزارتومان افزایش نشان می دهد مدعیان متعصب به جای طلبکاری همیشگی خویش باید پاسخ دهند آن ۱۸۰هزارتومان مابقی کجا هزینه می گردد و چرا این رقم از ۶۵ هزارتومان به ۱۸۰ هزار تومان افزایش یافته است؟وقتی بودجه مراکز بی خاصیت مذهبی افزایش یافته و نهادی چون سپاه خواهان سهم بیشتری از بودجه شده اند و از سویی قیمت نفت به عنوان درآمد اصلی کشور علاوه بر کاهش در فروش هم دچار نقصان شده است این اضافه هزینه اینگونه مراکز از کجا تامین می گردد؟!واقعا برخی از افراد را تعصب به چنان روزی رسانده که به جز مباحث بی پایه و تکراری سخن جدیدی برای عرضه ندارند چنانکه دیگر شاید خواندن مطالب تکراری ایشان هم به جز اتلاف وقت لطفی برای خواننده نداشته باشد!
    موفق باشید

     
  52. اگر نمی دانید //// چیست، خوب نگاه کنید! معصومه ابتکار، پسرش و اوباما در امریکا!

    برای همین است که سران رژیم خود را با آمدن ترامپ /// کرده اند ، چون اون ////// لو لو برد .

    —-

    دوست گرامی،
    این تصویر خانم ابتکار را در اجلاس آب و هوایی دو سال پیش پاریس نشان می دهد که در مراسم اختتامیه، شرکت کنندگان عکس یادگاری انداختند.
    رئیس جمهور سابق امریکا هم در مراسم پایانی حضور داشت.
    شما تنها بریده ای از یکی از عکس های دسته جمعی نماینده های کشورهای شرکت کننده را در اینجا آورده اید.

    با احترام

     
    • از کجا فهمیدی که این آقا که کنار اوباما ایستاده پسر خانم ابتکاره ؟ چرا دروغ میگی ؟ نکنه کودکش بابک جون به تو ارث رسیده ؟ یا شاید خودتی بابک جون ! چرا اینقدر اسم عوض میکنی ؟ همان اسم های قدیمت چه بدی داشتند ؟ بابک ایران زمین , ایراندوست , ایراندوست واقعی , ایراندوست واقعی اصل , به جون شما ایراندوست , بخدا ایراندوست , …
      به جمهوری اسلامی کره شمالی خوش آمدید ( اینو برای نشان دادن فهم و شعورم نوشتم چون در آن نشان داده میشه که من خیلی میفهمم )

       
  53. نوریزاد عزیز…مصاحبۀ شما را با تلویزیون ایران شنیدم. راه حل پیشنهادی شما قابل قبول است. ضمناً آنهائی که با طرح سوآل معترضه ایکه “شما را چرا نمیکشند؟” ماهیت افشاگریها و روشنگریهای راستین شما را مورد ایراد قرار میدهند، باید به این سوآل پاسخ دهند که پس از کشته شدن شما کدامیک از مشکلات آنها حل میشود و یا چه گره ای از کار آنها گشوده خواهد شد؟ طرح چنین سوآلی در واقع بی مسئولیتی و اقناع سوآل کننده را میرساند که قصد دارد تا بی حرکتی خود را با چنین سوآلی توجیه نموده و نتیجه ای نابخردانه ای بگیرد که “چون نوریزاد کشته نمیشود، پس من هم حرکتی جهت رهائی از این نابسامانی نمیکنم.” در حالیکه نوریزاد مرتباً به آنهائی که میخواهند از او بت بسازند، تذکر میدهد که نه تنها از من بت نسازید، بلکه بت پرستی و فرد پرستی پیشه نکنید. گوهر چنین پیامی آنست که “قائم به ذات خود باشید و هرکدامتان اندیشه کنید که برای نجات از این وضع بلبشو چه راه حلی پیشنهاد میکنید؟” پس، نوریزاد در تلاش است به هر کسی که گوشهایش به حرف اوست، بفهماند که اگر بر من تکیه کردی و روی من حساب باز کردی، چنانچه ترا در برهۀ سرنوشت سازی به بیراهه هدایت کردم، باز شاید برای 100 سال دیگر نیز در ناامیدی و بدبینی نسبت به هر ناجی و مصلح اجتماعی بوده و باز در خدمت به عمال ظلم خواهی بود. بنابراین، من از تو نمیخواهم که به من اتکاء کنی. گوش و هوشت را متوجه سخن من کن و اگر راست میگویم، با من باش تا لحظه ای که از من ناراستی دیدی. از آن پس مرا کنار بگذار و این بار سنگین را خود به مقصد برسان.

    واقعیت آنست که هر فرد ایرانی باید بتواند مستقلاً اندیشه کرده و با استقلال اندیشه به زندگی ادامه دهد و نه اینکه همچون فردپرستانی که در همۀ آحاد اجتماع مشاهده میشوند، عده ای با خاطرات خوش گذشتۀ رهبران سالهای دورشان که برخی خوش درخشیده اند در رؤیای خوش گذشته ها روز را به شب برسانند و یا مانند برخی دیگر که رهبران گذشته شان نه تنها خوش ندرخشیده اند، بلکه دنباله روهایشان را هم به بیراهه و مصیبت کشانده اند و درنتیجه اینها هم همواره در کابوس زیسته و از هرچه مبارزه و سیاست است، بری و بیزار باشند. تمام اینها در نتیجۀ تعطیل کردن مغز برای اندیشیدن و کاهلی و کم کاری افراد است. چنین فرهنگی باید دگرگون شود و انقلاب فکری لازمۀ چنین دگرگونی فرهنگیست.

     
  54. لیدی آهنین ترامپی ها ؛ ملاتاریا را
    فیتیله پیچ موشکی کرد…
    امباسادور هیلی ؛ رژیم ملاتاریا را آتش بیار معرکه دراسلامستان استراتژیکی خواند..

    نیکی هیلی درحالیکهدرمقابل تصویرپوکه موشکی ساخت سپاه ایستاده بود ؛ ان را
    سندی بر کردارهای ناهنجاررژیم اسلامی
    درمنطفه دانسته و تاکید کرد که رژیم تروریستی‌ تهران با ارسال سلاحهای تعرضی
    ازجمله موشکهای برد متوسط به یمن با دامن زدن به جنگ خانگی و شلیک این موشک ارسالی بسوی عربستان به تشنج رایی
    دست میزند …
    مسلما وقتی حسن بازجوی مافیای کیهان
    تیترمیزندکه حالا نوبت دیگرشیخ نشینهاست
    دیگر سندسازی لازم نیست !!!
    یمن ؛ درواقع چهارمین خاکریز استراتژیکی رژیم اشغالگری است که طبق همان
    دکترین 4H اشاره شده بایستی با
    طرح عقب رانی تاکتیکی ازشر نفوذ عوامل
    مستشاری سپاه قدس نجات یابد
    حال پس از خروج نیروهای روسی از سوریه
    و تعضبف موقعیت حزب الله وحمله تند
    مقتدا صدر به حشدالشعبی در عراق و
    افشاکری نیکی هیلی همراه با اتهام زنی
    آتش بیارمعرکه درمنطفه باید پذیرفت که
    سپاه قدس بازوی پارا پالتیک شکست
    ورژیم دارد درصحنه جنگ نرم یواشکی
    اچمز می‌شود !!!

     
  55. اسلام: رونوشتی ناقص از یهودیت و…

    (بخش 1)

    علی کبیری

    اسرائیلیات مبحثی درحوزه های اسلامی است که درآن به بحث دربارۀ نفوذ آموزه های یهودی ومسیحی دراسلام پرداخته و طلاب را ازاستناد به آنها منع میکنند. این مبحث در واقع دکانی برای رد گم کردن است تا محتویات قرآن و آموزه های اسلامی شامل قوانین شرعی را که رونوشت بسیارناقصی ازانجیل و کتاب عهد عتیق و عهد جدید یهودیان و مسیحیان بوده، ولی دراجرای مجازاتهای اسلامی رونوشت برابر اصل عهد عتیق و تلمود یهودیان است، ازآلودگی مصون و مبرا وانمودکرده و از جنبۀ الهیت آن دفاع نماید. درحوزه های اسلامی بجای بررسی آیه های قرآن و مطابقت آنها با کتابهای عهد عتیق و تورات و تلمود وانجیل، تنها به بررسی و انتقاد از گفته ها و روایتهای یهودیان و مسیحیان مسلمان شده در صدر اسلام، میپردازند. همانطور که در ادامۀ این نوشته نشان خواهیم داد، اسلام نه تنها ترکیبی ازادیان یهودی ومسیحی است، بلکه آمیزه ای ازخرافات و موهومات جزیرة العرب نیز میباشد. درزیربا ارائۀ شواهد ومدارک دردسترس به بررسی موارد مربوطه خواهیم پرداخت. باشد تا هم میهنان ناآگاه ما بدانند که احکام وآموزه های اسلامی جز رونوشت کاملاً ناقصی از یهودیت و مسیحیت، بخصوص افسانه های کتاب عهد عتیق ونیزباورهای خرافی اعراب بیابانی نبوده و زمامداران دستاربند و فریبکار حکومت اسلامی ونیز ملایان بطور اعم چگونه سالهاست باجعل واقعیات مردم ما را آلت دست قرارداده اند. بعد ازگذشت 38 سال از حکومت بلامنازع مدعیان نمایندگی الله بر روی زمین، چگونه این جمع مردم ناآگاه ما را فریب داده وکشورسرشار ازمنابع طبیعی ما را به ورطۀ ورشکستگی وسقوط کشانده اند. مردم باید بدانند که این جمهوری من درآوردی اسلامی با تمسک به خرافه ها و افسانه های باستان ونیز نسخه برداری از احکام وقوانین عهد بربریت و توحش انسانهای ماقبل تاریخ، حکومتی غیر انسانی درتعارض با آرزوها وخواسته های بشر متمدن بوجود آورده اند! درادامۀ این نوشته، براساس مدارک موجود و غیر قابل انکار، به روشنی نشان خواهیم داد که وجود چنین حکومتی برپایۀ خرافه و افسانه، چیزی جز خدعه نمیباشد. جا دارد تا پس از مطالعۀ این نوشتۀ پژوهشی کوتاه، مردم ما عزم خود را جزم نموده و بیش از این به پایان دادن به حیات کثیف این فریبکارانِ چپاولگر که هدفی جز غارت هستی مردم ومیهن ما ندارند، تأمل و درنگ نکنند.

    چهارپژوهشگراسلامی و منجمله نولدکه محقق نامدار این حوزه، پس از بررسی دقیق قرآن و تطبیق آیه ها و سوره های آن با کتابهای عهد عتیق وتورات یهودیان وانجیل مسیحیان، نتیجه گرفته اند که قرآن درمقیاس وسیعی رونوشت برابراصل کتابهای عهد عتیق و تورات و درمواردی نیز نسخه برداری از انجیل مسیحیان است. ضمناً توجه به این نکته لازمست که انجیل مسیحیان نیز بطورعمده چیزی جز کپی کتابهای دینی تورات و عهد عتیق یهودیان نیست. بهمین سبب است که دین شناسان، هرسه دین یهود ومسیحی و اسلام را از یک ریشه بشمارآورده اند. به هر حال، چهارپژوهشگر نامبرده در اثرپژوهشی خود بنام ” تاریخ قرآن ” در فصل ” منشاء قرآن، ” چنین نتیجه گیری کرده اند:

    « کسی نمیتواند منکر این واقعیت شود که اصول اعتقادات دینی و آموزه های محمّد، محصول مغز وی نبوده، بلکه ریشه درادیان یهودی و مسیحی دارند. »
    (The History of the Qur’an: The Origin of the Qur’an, Page 2, by Theodor Noldeke, Friedrich Schwally, Gotthelf Bergsträßer, Otto Pretzl. Brill 1937)

    ادامه:
    http://sokhan-rooz.blogspot.com/2016/11/blog-post.html

     
  56. جناب نوری زاد
    درود

    در مورد جناب امیرحسین دولت پناه، من یکی که ایشان را نمیشناسم و افتخار آشنایی با ایشان را نداشته ام.
    اینکه شما تشریف بردید منزل ایشان دلیلش چه بوده؟ ایشان را از کجا میشناسید؟ رفاقتی در کار است یا اینکه ایشان فرد خاصی هستند و یا اینکه برای مردم ایران و کشورشان کارهایی کرده اند و یا دلیل دیگری داشته؟
    شما ایشان را بدرستی معرفی نکردید و به ما که ایشان را نمیشناسیم، آنگونه که باید ایشان معرفی نشدند.
    در ضمن شما بند پایانی نوشتار خود را عمداً دوبار تکرار کرده اید و یا سهوی بوده و برای تأکید؟! این قسمت که با ” آقای دولت پناه به زبان فرانسه مسلط است…” شروع میشود.
    خوب، تسلط ایشان به زبان فرانسه چه سودی برای جامعۀ ایران داشته؟ شاید ایشان کارهایی کرده اند یا تألیفاتی داشته اند که من بی خبرم و این برمیگردد به عدم معرفی کامل ایشان توسط شما. تسلط ایشان به زبان فرانسه غیر از عایدات شخصی چه عایدات اجتماعی داشته؟ و در جامعۀ انسانی و مردم ایران و اطرافیانشان چه تغییراتی ایشان ایجاد کرده اند؟

    علت اینکه پرسیدم این بود که در جامعۀ ایران، هزاران نفر امثال جناب دولت پناه هستند ( اینگونه که شما معرفی کردید )، کسانی که با سیلی صورتشان را سرخ نگه میدارند و درویش وار زندگی میکنند، نه به کسی آزاری میرسانند و نه خود را درگیر هیچ مناقشه ای…بسیار هم با سواد هستند و مقیّد در انجام امور محولّه بقول معروف سرشون تو لاک خودشون است…و بیش از نیمی از آنها مستأجر هم هستند.

    راستی یک پرسش که اگر مایل بودید پاسخ دهید:

    شما چند سال مستأجر بودید و آیا خاطره ای بامزه از آن دوران دارید؟

    با سپاس و احترام

    ————————-
    درود دوست گرامی
    همانگونه که سید مرتضی نوشته ی پیشین مرا در باره ی ایشان فرستاده، خب، گمان من – شاید به اشتباه – براین بود که شما خوبان مثل من آقای دولت پناه را می شناسید. با انتشار نوشته ی پیشین، جمعی از دوستان به دیدار این مرد بزرگ رفتند و تعدادی از کتابهایش را خریداری کردند. شاید بقول شما این نوشته کمی ناقص باشد. که همان نوشته ی پیشین کاملش می کند.

    من شاید بیست سال مستأجر بودم. با یازده بار اسباب کشی. یک بارش را می گویم: در تهران و در یک واحد آپارتمانی مستآجر بودیم همزمان با خانواده ای دیگر. و مرزی میان ما نبود. یک آشپزخانه ی مشترک یک سرویس بهداشتی یک حمام. این آپارتمان دو اتاق داشت. یکی برای من و همسرم و دو فرزند کوچکم. و یک اتاق برای خانواده ای دیگر با دو فرزند. من به این خانواده اعتماد داشتم. بانوی این خانواده همچون همسر من، فرهنگی بود. آنان از زنجان به تهران آمده بودند. یکسال اینجوری زندگی کردیم. منتها من خودم این یک سال را در بشاگرد و میناب و بندرعباس بودم. دو هفته آنجا و دو روز در تهران. در این دو روز، یک روزش را می رفتم صدا و سیما تا برنامه های هفتگی تلویزیونی جهاد سازندگی را اجرا کنم. آقای آوینی دو برنامه را برای پخش در دو هفته آماده می کرد و من در یک جلسه هر دو برنامه را اجرا می کردم و روز بعدش بر می گشتم بشاگرد. روزهای دشواری بود. سال بعد، من و خانواده ام از همین آپارتمان مشترک، با یک وانت، کوچ کردیم به شهرستان میناب. در راه بندرعباس و بعد از سیرجان، از فرط خستگی در کنار جاده ای که تریلی ها از آن به سرعت عبور می کردند، خوابیده بودیم که یک رهگذر محلی آمد و گفت: این وانت مال شماست؟ بلند شدم و گفتم: بله، گفت: این گاو دارد یک چیزهایی از وسایل شما را می خورد. گاو بوییده بود و سفره ی نان ما را پیدا کرده بود. ساعت دو صبح بود شاید. من آن روزها جهاد سازندگی بشاگرد و میناب را ادراه می کردم. در آنجا هم خانواده ام در یک واحد کوچک بیرون شهر میناب ساکن بودند. همسرم برای یکسال خودش را به آموزش و پرورش شهرستان میناب و به یکی از دبیرستانهای میناب منتقل کرد. دبیر بود. من گاه شبها و بضرورت در لابلای کوههای بشاگرد می ماندم و خانواده ام در همان میناب نیز تنها می ماندند. هیولایی بود برای خودش این محمد نوری زاد.
    با احترام

    .

     
    • جناب نوری زاد
      درود
      سپاس از توضیحات شما، ولی خودتان به من حق دهید که من کل مطلب را در نوشتۀ شما جستجو میکنم…بعد که توضیحات سید مرتضی را دیدم، تازه گرفتم قضیه چه بوده. ولی، نمیشود که، من به نوبۀ خودم، منتظر توضیحات تکمیلی دیگران برای مطلب ارسالی شما باشیم؟ کافی بود شما در ابتدای مطلب خود یک مقدمه ای کوتاه در مورد ایشان و نحوۀ آشنایی خودتان می آوردید.

      در مورد تکرار قسمتهایی از نوشته، فقط جملۀ مربوط به تسلط به زبان فرانسه تکراری نبود که شما الان حذف کردید، بلکه تمام بند تکراری بود…یعنی 5 خط آخر… که هنوز هم باقی ست.

      خاطرۀ جالبی بود؛ نوری زاد به تعبیر خودش نه یک هیولا که اعجوبه ای بوده برای خودش. مردی که خستگی و استراحت در کتاب لغت زندگی او جایی نداشته. به نظر من، هنوز هم همان مرد است، فقط کمی سن و سالش بالا رفته و کمی تغییر در تفکر و بینش و البته بچه ها هم که از آب و گل درآمدند…خدا قوت نوری زاد!

       
    • آخه بچه /////////////////////////////////////////////////ر مثل خودت کی رو می شناسی که اینهمه تو این سایت اراجیف می نویسی؟ تو که یه چیزی را سید مرتضی که یکی از /////////////////// حکومتی است بنویسه قبول میکنی////////////////// ایا غیر از مزدور حکومت می تونی باشی؟

       
  57. سید مرتضی گرامی
    من نیز یاداشت شما را میگذارم پای خوش بینی شما به عملکرد حاکمیت دینی که از نظر شما ظاهرا هرچه آن خسرو کند شیرین بود. در عین حال به شما حق میدهم که این حرف را که بخشی از در آمد کشور به خزانه واریز نمیشود را باور نکنید چون مگر میشود تجسم کرد یک نظامی در این حد از بلبشوئی و فساد باشد.
    اما برای اینکه رابطه دوستی ما بهم نخورد متن مصاحبه آقای حمید رضا حاج بابائی عضو کمیسیون برنامه و بودجه را می آورم تا شاید شما هم مانند سایرین به تعجب و تحّیر بیفتید.
    ایشان در مصاحبه ای که در تاریخ 23 آدر 96 در ساعت 13:35 در سایت خبرگزاری مهر که از گفتگوی ایشان با خبر شبکه 2 گزارش کرده گفته است:..” حاجی بابایی گفت: ما که نمی خواهیم اقتصاد را رشد دهیم بلکه اقتصاد را برای مردم می خواهیم.
    وی افزود: محل هزینه 16 هزار میلیارد تومانی که از حذف یارانه بیش از 30 میلیون نفر از افراد جامعه بدست می آید در بودجه مشخص نیست و این مبلغ نیز کنار 50 هزار میلیارد تومانی که در بودجه نمی آید و در خزانه نیز نمی رود قرار می گیرد.”
    امیدوارم رفع سوءتفاهم شده باشد.نه بدبینی من و نه خوشبینی شما..حقیقت از هردو اینها بهتر است.
    لینک خبر هم خدمت شما
    https://www.mehrnews.com/news/4171969/%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%81%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85

     
  58. با سلام و درودهاي گرم و پرمهر
    تجمع شكوهمند بازنشستگان و پيشكسوتان در 19 آذر و درس هاي آن !
    پروين اسفندياري، از فراخوان دهندگان تجمع 19 آذر بازنشستگان، با ارائه گزارشي از متن و حاشيه تجمع بيش از 15000 نفري بازنشستگان و پيشكسوتان در مقابل مجلس، با تاكيد بر اينكه ” تا حق خود نگيريم از پاي نمي نشينيم!”، گفت : ” آخرين درس ما بازنشستگان ايران به حاكمان : كاخ تبعيض و بي عدالتي و ستم به بازنشستگان سست تر از خانه عنكبوت است! ”

    http://radio-neda.blogspot.com/2017/12/19.html

     
  59. خدمت تروریستهای و ////// اسلامی از سنی و شیعی به غرب فروش ۳۰۰۰ میلیارد دلار فروش اسلحه در سال گذشته بوده‌. بیشترین سهم فروش اسلحه هم به آمریکا رسیده!

     
  60. سلام و درود به نوری‌زاد و دوستان گرامی
    جناب نوری‌زاد گرامی جمع کلّ بودجه منظور شده برای چهره‌های برجسته روحانی در رأس نهادهای رنگ وارنگ مذهبی‌ فرهنگی ساخته آقا نظام برای یادگار امام و اهل بیت، رفقا و مجیزگویان حوزوی (عکس ضمیمه شما در همین پست) میشود ۴۹۵ میلیارد تومان یعنی‌ کمتر از نیم هزار میلیارد (۵۰۰ میلیارد) تومان؛
    جناب نوریزاد و دوستان همفکر اگر عنایت کوچکی به کامنت این جانب http://www.nurizad.info/blog/32189#comment-402251 در پست قبلی‌ میداشتید می‌دیدید که بر مبنای ارقام موثق و تصریحی آقای سید کامل تقوی نژاد رئیس کلّ سازمان مالیاتی کشور درامد کلّ سالیانهٔ مالیاتی کشور حدود ۱۰۵ هزار میلیارد تومن برای سال ۹۶ پیش بینی‌ شده و بر مبنای همین درامد مالیاتی شیخ بنفش با مشورت و اعمال نفوذ هیأت موتلفهٔ حاکمیت نفت‌خواران، رانت‌خوارن، کلان بازرگانان انحصاری بخش خصولتی، و اشرفیت نظام بانکی‌ و گروهان اختلاصگران بودجه‌ای برابر ۳۶۸ هزار میلیارد تومان بر گردهٔ خمیدهٔ دستمزد و حقوق و مستمری بگیران، کارگران، بازنشستگان، خیل عظیم فارغ التحصیلان و بیکاران و سایر اقشار فرو دست کشور آوار کردند. در چنین وضعیتی حساسیت شما و دوستان هم فکرتان در زمینهٔ بهره مندی ناحق و ناروای گروهی از روحانیت متصل به بیت آقا نظام طبق کدام قواعد ریاضی و حساب و کتاب دخل و خرج و مقایسه منطقی‌ (نه جزمیت و تعصّب و نفرت سیاسی ضدّ آخوندی) اعتبار عقلانی پیدا می‌کند؟؟!! عقلانیت کدام “ارسطو” رقم ناروای نیم هزار میلیارد تومن را ملاک ارزیابی قرار میداد و “رقم ناچیز” ۲۶۳ (=۳۶۸ – ۱۰۵) هزار میلیارد تومان را تحت شعاع که نه بکلی نادیده میگیرد؟
    آقای نوریزاد گرامی و دوستان هم فکر ریشه‌ی فساد مالی‌ و اقتصادی همه جانبه و گستردهٔ کشور که مولود مفاسد و ناهنجاریهای بیشمار دیگری در کشور است مرهون چتر فرا گستر فرهنگ اسلامی نیست، گرچه نظام سیاسی حاکم میتواند در ایجاد فساد نقش آفرین یا زمینه ساز آن باشد؛ ریشه‌ی تاریخی و اصلی‌ آن در اقتصاد دستبرد و راه زنی‌ و غصب اموال دهقان و پیشه‌ور و بازرگان و رعیت در طول تاریخ هم باستانی و هم اسلامی ما است که در عصر ما با کشف و استخراج و خام فروشی ذخایر نفت و گاز و سایر معادن و منابع طبیعی از جمله خاک و آب (بشکل صادرات برخی‌ محصولات کشاورزی خصوصاً میوه) برای دریافت دلارهای عمو سام انجام میگیرد؛ امروزه مافیای نفتی‌- بازرگانی‌خصولتی و نظام بانکی همانند قایر خان و ترکان خاتون بدون چشم طمع به ثروت بیگانگان همان رویه را با منابع و ثروت ملی‌ انجام میدند؛
    رئیس فراکسیون مبارزه با مفاسد اقتصادی در کیهان امروز صریحاً وزارت اقتصاد، بازرگانی و سازمان گمرک کشور را در فساد قاچاق کالا‌های رنگ برنگ محترمانه مسئول و مسبب اعلام می‌کند. فغان برادر حسین نیز از میزان نفوذ و گسترش فساد اقتصادی در ساختار حکومت ولایی به مریخ رسیده؛ اما ظاهرا همگی مسخ شده و کسی‌ درک نمیکند که منابع دلاری تمام قاچاق کشور دلار‌های نفتیست؛ نه برادرن قاچاقچی، نه بانک مرکزی نه هیچ نهاد و شرکت خصولتی با دلارهایکه که منشأ خارجی‌ داشته باشد جغه جغه چینی‌ یا پورش آلمانی یا اسب پرورشی حتا یک قلم به بازار ایران وارد نمیکنند.
    سود تضمینی تجارت قاچاق یا مجاز با تکیه به رانت خواری و چند نرخی بودن دلار و مرز داری به سبک قایر خان و ترکان خاتون انجام میگیرد. در این آشفته بازار مکار دست سلسله مراتب اجتماعی نیز برای دستبرد و دزدیدن و رشوه خواری نیز جهت کاهش اعتراضات پأینییان باز گذشته شده است و گروهای مختلف اجتماعی نیز به میزان حرص و ولع و دسترسی‌ مال اندوزی نامشروع و شبه مشروع میکند. این خصلت تاریخی در عصرهای خداشاهان باستانی، و سلاطین رنگ وارنگ از تبار عرب، ترک، افغان، خوارزمی، فارس در دوران سلطه فرهنگ اسلامی نیز سبک و سیاق مرسوم زمانه خود بوده (نقدهای احسان طبری بر تاریخ ابوالفضل بیهقی و جامعه غزنوی – دیبای خسروانی و نقد دسپوتیسم شرقی‌)؛
    با‌صفای گرامی‌ انتقادات بردار حسین “سردار قلم” از نظام سیاسی‌اقتصادی حاکم به مراتب تندو تیز تر از نقدهای شماست که نقش روحانیت را عمدتا اگر نه فقط در ساختار حکومتی در این عصر ناروا نابجا و ناکارا می‌بینید؛ موضوعی دیگر، فکر می‌کنم شما در یکی‌ از کامنتهای اخیر به حضور و نقش مخرب صندوقات خیریه مشکوک به عنوان مجاری و مبادی ورودپولهای کثیف و فاسد برای امر پولشویی و راونه سازی مبالغ هنگفت به جریان اصلی‌ و “پاک” پولی‌ ملی‌ اشاره کرده بودید؛ که البته نکته قابل توجهیست؛ در همین رابطه عمو سام مسالهٔ “نیروی ضربتی کنش مالی‌*” را جهت کنترل و “پاک” نگاه داشتن شبکه جهانی‌ پولی‌ و ممانعت از ورود پولهای کثیف جهت پول شویی یا نقل و انتقالات مالی‌ غیر قانونی در شبکه جهانی‌ بانکی‌-پولی‌ توسط قاچاق چیان مواد مخدر و سازمانهات تروریستی و امثالهم و در واقع در جهت کنترل کامل شبکه پولی‌-مالی‌ جهان اعمال می‌کند
    بد نیست که بدانید تخمین زده میشود که در جهان به میزان یکصد بیلیون دلار در شبکه مالی‌ پولی‌ بانکی‌ جهان پولشی انجام میگیرد.
    باز برای احتراز از مقایسه “ارسطویی” اعداد و ارقام جهت اطلاع شما و نوریزاد گرامی و سایر دوستان بد نیست که بدانید، طبق آخرین آمار بانک جهانی‌ اقتصاد جهان تقریبا به میزان $۸۰ تریلیون (هزار بیلیون یا میلیون میلیون) است در حالیکه بدهی تولید شده در شبکه جهانی‌ پولی‌ $۳۰۰ تریلیون دلار تخمین زده شده؛ شبکه جهانی‌ بانکی‌-پولی‌-مالی‌ تحت سلطهٔ عمو سام به رهبری بانک فدرال و بانک‌های خیابان گرگها شهروندان زامبی شدهٔ جهانی‌ را به آدرس پولشی ۱۰۰ بیلیون دلاری راهنمایی میکند در حالیکه $۲۲۰ تریلیون دلار بدهی بر گرده شهروندان بیخبر از همه جای تولید کردند؛ حال پیدا کنید دزدان پرتغال‌ها را.

    (Financial Action Task Force (FAT*

     
  61. درود برشما دشنامی منحصر بفرد دربین مردم اصفهان رایج است که یادگار دوره ی حاکمیت صفویان است به خر کشیدن ووارونه سوار خر کردن دو اصطلاحی که یاد اور جنایات منحصر بفرد این خانقاه نشینان اصالت وجودی است انان که در دل ذرات عالم خورشیدی نهان می دیدند !!! پس بهتراست دوستانی که برای نایب رییس مجلس نامه می نویسند واز کلمه ی زنبیلیه می نالند بدانند در خم رنگ افتاده اند ودرنگ تاریخی از انان طاووس علیین شده نخواهد ساخت نکته ی دیگر تحریف تاریخ است که در این نامه امده است حلاج اسرار خاندان عباسی را فاش نمی کرد بلکه حقایق جهان را باز گو می کرد در فریاد انا الحق حلاج هیچ کنایه واستعاره ای نیست حق او حقی عریان است حقیقتی که قبل از او سقراط وبعد از او شیخ اشراق وعین القضات همدانی وبه زبانی دیگر رازی وراوندی و شاید در عصر مااخوند زاده ومیرزا اقاخان کرمانی و علی دشتی بیان کرده اند شاید نوعی اومانیسم شرقی باشد شاید!!!! اما ان اسرار هرچه بوده جاسوسی از اندرونی خلفای عباسی نبوده است که اقای ازمایش از بیت اسمانی حافظ هم شاهد مثال می اورند _ امید هست که از این گفتار {به قول شیخ اجل } روی ملال در نکشید و در تماسی احتمالی با ایشان بخواهید که درلابلای دفاعیاتش از دکتر محمود احمدی نژاد انارالله برهانه__!!!!! از بزرگان ایرانزمین ناحق مایه نگدارند جانتان خدمتگر روشنایی باد ارادتمند قیصری نجف ابادی

     
  62. فرمانده/* شکست خورده سپاه/*: بزرگترین مشکل مدیران داخلی را جلب رضایت مردم و نه رضایت خدا دانسته است.
    مش قاسم: اوه اوه اوه، چی شد؟ تمام این مسخره بازیهای توی این ۴۰ سال واسه رضایت الله بوده حالا یه هویی خر ما از کرگی دم نداشت؟

    /*: ک

     
  63. فرمانده/* کل/* سپاه/* شکست خورده: در آینده نزدیک شاهد پیروزی در یمن خواهیم بود.
    مش قاسم: اولا، به ما چه جنگ توی یمن راه بندازم؟ دوما، همین اراجیف رو در طول ۸ سال جنگ با عراق هم زدن. به کجا رسیدن؟ جام زهر. اینم آخر و عاقبتش به همونجا میرسه.

     
  64. سلام آقای نوریزاد خسته نباشید.امشب توشهرستان کوهدشت به علت ممانعت نیروی انتظامی از شادی وهیاهوی میهمانان در یک جشن عروسی بین ماموران نیروی انتظامی و مردم درگیری پیش میاد. و رئیس نیروی انتظامی شهرستان کوهدشت شروع به شلیک کردن داخل جمعیت میکنه که منجر به ضخمی شدن پدر ، برادر داماد و چند نفر دیگه از مهمانان میشود.

     
  65. با درود به جناب نوری زاد
    لطفا لینک زیررا به طور کامل ببنید اینطور که نشان میدهد گویا احمدی نژاد و لاریجانی برای ایران خیالاتی دارند که اینطور رو به هم گارد گرفته انددر این لینک میبینید که حتی احمدی نژاد از شهادت شهید ستاربهشتی به صراحت نام میبرد حال چرا در زمانمسئولیت و ریاستش از ترس زبانش بند آمده بود و حالا چرا شیر میدان شده !؟!
    بیصبرانه منتظر اعلام موضع شما در ذیل همین کامنت هستم سپاس
    http://www.youtube.com/watch?v=ouy2qutZais

     
  66. آقای نوریزاد را دیگر نمیکشند. او حود را به تاریخ تحمیل کرد. دیگر هیچ کس را مثل او نمیکشند. او اندکی انسانیت را به آنها آموخت. اینکه کسی مثل نوریزاد برای آنها خطر ناک نیست. اندکی انسانیت برای آنها خطر ناک نیست.
    را ه چاره نهایی این است به آنها بیاموزیم که انسانیت خق ماست. اندکی از هر چیز حق ماست از جمله انسانیت.
    ستار نیز خود را بر تاریخ تحمیل کرد. دیگر هیچ کس را مثل او نخواهند کشت. ستار نتوانست زندگی خود را تحمیل کند. اما نوریزاد زندگی خود را نیز بر انها تحمیل کرد. هنر زندگی و آموزش.
    ذات نایافته هستی از هستی بحش کی تواند که شود هستی بخش.

     
  67. آقای نوریزاد ازاینکه فردی و یا افرادی بگویند که محمد از خود رژیم است ذلخور و غمگین مشو از نا آکاهی این افراد است که سخنان و حملات شما را بدستگاه و نظام نمیفهمند و تصور میکنند همه باید ترسو باشند ودر بیرون ایران اکثریت ایرانیان شما را درک میکنند و بر شما درود میفرستند وتحسین میکنند البته من نماینده آنها نیستم ولی در جمع دوستان وآشنایان چنین استنباط میکنم واز اینکه شاید روزی این جانیان کمر به حذف فیزیکی شما به بندند مضطربیم و طلوع و بر آمدن آنروز را طالب نیستیم.
    قبل ازینکه صدای شما را در مصاحبه با آقای فرهودی بشنوم آنچه سایت رادیو ذویچه وله نشر کرده بود برای شما ارسال داشتم و بعد با شنیدن صدای شما متوجه شدم که هردو از خرابی مغول و آخوند و نابودی کشاورزی نکاتی ارائه داشته ایم
    نگته ای هم اضافه کنم از بی تفاوتی مردم و آنهم همه جا واین خطر بزرگی برای جوامع و دنیاست در تظاهرات سندیکاها در کشورهای پیشرفته حضور کارگران ،کارمندان و کشاورزان به یک سوم تقلیل یافته، احزاب در حال از هم پاشیدن هستند و بجای آنها شبکه های اجتماعی رشد کرده اند، و بی تفاوتی بقدری محسوس است که کثیری از مردم جنگی بزرک وفراگیر را اجتناب نا پذیر میدانند، روزی ما برای مقصود مهمی تظاهراتی داشتیم و خرجی شده بود و یک دسته 40 موزیسین هم آوردیم و در هنگام حرکت متوجه شدیم که تعداد موزیسین ها بیشتر از تظاهر کنندگان بود در حالیکه ما منتظر 10000 نفر برای این راه پیمایی بودیم.
    این نوشتار هم لازم نیست ذر معرض دیگران باشد صلاح با شماست.

     
  68. نماینده کرمان: بزرگی برخی از زمین‌لرزه‌ها را بالای شش ریشتر عنوان کرده و افزود که در این شرایط متأسفانه تاکنون هیچ‌یک از وزرای دولت به منطقه کرمان نیامدند.
    مش قاسم: ای حاجی نماینده/*! این وزوزیر/*ان میدونن چیزی توی چنته شون نیست، آدم حسابی هم که واسه اینا کار نمیکنه، جیب دولت/* هم که خالیه، ژن خوبشون هم که تو کانادا و دبی و آنکارا و آمریکا……. با پول چاپیده مشغول بیزنس، بیان اونجا که چی بگن؟

    /*: ک

     
  69. انتقاد یک نماینده از “بی‌اعتنایی” مسئولان به زلزله‌زدگان کرمان.
    مش قاسم: اولا، این مسئولان کیا هستن غیر از یه مشت نادان که شغلی که بهشون رسیده نه از بابت توانشون و عقلشون بلکه بابت درجه نوکریشون برای یه مشت دستاربند از خودشون نادانتر؟ از اینا کاری بر نمیاد، مگه چشمون کوره که نبینیم ۴۰ سال خرابکاریها و ندانمکاریهای اینارو؟ دوما، فرض بر اینکه این مسئولان یه چیزی هم حالش باشه، این دولت یه قرون پول واسه ساخت و ساز نداره، همهش خرج کانادا، امریکا، انگلیس، استرالیا….. عراق و سوریه و لبنان و یمن. بدون پول که نمیشه خونه خراب شده رو ساخت. سوما، هر آنکس که توان و عقل داشته یا کشتنش، یا زندونش کردن، یا فراریش دادن. به حکومت اسلامی کره شمالی خوش آمدید.

     
  70. داستان پر غصه بودجه و بودجه نویسی هر سال ابعاد گسترده تری میبابد و یکی از برکات فضای مجازی این است که ایرانیان از مطالبی آگاه میشوند که تا کنون با انها بیگانه بوده اند و دیگر آنکه دیگر نمیشود در اطاقهائی در بسته برای مردم بودجه نوشت و اعمال کرد.
    طرح سه برابر کردن عوارض خروج گفته میشود که 600 میلیارد تومان در آمد اضافی ایجاد میکند که هیچکس نمیداند قرار است کجا هزینه شود. طرح حذف یارانه ها 16 هزار میلیارد توان در امد در جیب خزانه میگذارد. در این میان معلوم شده 50 هزار میلیارد تومان از در آمدهای ملی اصلا وارد خزانه نمیشود. یعنی با یک حساب ساده تکلیف 66هزار میلیارد و 600 میلیارد تومان از در امد بیت المال معلوم نیست که کجا و دست چه کسی هست. این رقم با احتساب میانگین ارز دولتی و آزاد رقمی حدود 20 میلیارد دلار میشود. یعنی از حدود 60 میلیارد دلار در آمد نفتی، فقط این سه رقم حدود 30 در صد انرا تشکیل میدهند.
    حال با توجه به اینکه ارقام مندرج در جدول 17 هم حدود 8 هزار میلیارد تومان میشود میبینیم پولهای گم شده و باج داده شده به اصحاب قدرت معادل 40 در صد درامد نفتی میشود.
    با برگرداندن 50 میلیارد به خزانه دولت و تعدیل زورگیری حوزویان داری ذی طلبکی نه نیازی به افزایش عوارض خروج است و نه قطع یارانه مردم و هم میتوان تورم را کاهش داد و به هزینهای عمرانی هم دست نزد. کافی است کمی برای این مردم بیجاره دل این آقایان و آیات عظام زورگیر بسوزد..همین

     
  71. آنچه آخوندها وباندهای مافیاییشان بر ایران وایرانی روا داشتند مغولها، تیمور شل و صدام نکردند و آخوند نامه آخرش تلخ و غم انگیز و نابود کننده برای ایرانی وایران خواهد بود!

    تصویری آشنا در مجلس (( از سایت رادیو دویچه وله فارسی زبان آلمان))
    مشاجره لفظی نمایندگان خوزستان با عیسی کلانتری، رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست ایران. موضوع مشاجره بحران آب و راه‌حل پیشنهادی کلانتری که اعتراض نمایندگان خوزستان را در پی داشته است. تصویری که نه به این جلسه مجلس محدود می‌شود و نه به خوزستان. وضعیت در دیگر استان‌های کشور نیز بهتر نیست. بحران کم‌آبی در یزد و کرمان و به‌ویژه در سیستان و بلوچستان به ابعاد خطرناکی رسیده است.
    سرزمینی که خشک می‌شود!
    موضوع بحران آب در ایران در رسانه‌های کشورهای دیگر نیز بازتاب یافته است. عنوان “سرزمینی که خشک می‌شود”، را روزنامه آلمانی‌زبان هندلزبلات برای گزارشی پیرامون بحران کم‌آبی در ایران انتخاب کرده است. هفته‌نامه آلمانی “دی‌ تسایت” در گزارشی در این زمینه، مشکل آب را فاجعه نامیده است.
    ستفاده ۱۱۰ درصدی!
    بر اساس معیارهای تعریف شده از سوی سازمان ملل، هر کشوری مجاز است ۲۰ درصد از منابع آب‌های تجدیدپذیر خود را در سال استفاده کند. خط قرمز استفاده از آب‌های تجدیدپذیر ۴۰ درصد است. اگر کشوری ۸۰ درصد از منابع آب‌های تجدیدپذیر خود را استفاده کند، درگیر بحران حاد آب است. ایران سالانه ۱۱۰ درصد از آب‌های تجدیدپذیر خود را استفاده می‌کند. سازمان ملل برای این حد از استفاده حتی عنوانی پیش‌بینی نکرده است.
    خشکسالی برنامه‌ریزی شده
    استفاده ۱۱۰ درصدی از منابع تجدیدپذیر آب در ایران یعنی انگار مسئولان برای خشکسالی و خشک شدن نهر‌ها، رودها و رودخانه‌ها برنامه‌ریزی کرده‌ باشند. کلانتری، رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست به نقل از آمار وزارت نیرو در همین رابطه گفته است که میزان آب تجدیدپذیر کشور ۸۸ میلیارد مترمکعب در سال است و میزان مصرف آن ۹۷ میلیارد متر مکعب.
    سدسازی‌های بدون آینده‌نگری
    سدسازی بی‌رویه یکی از دلایل بحرانی شدن پدیده آب در ایران است. بر اساس گزارش “هندلزبلات”، در واپسین سال حکومت محمدرضاشاه، تعداد سدهای کشور ۱۸ عدد بود که در دوره جمهوری اسلامی ایران به ۶۴۷ سد رسیده است. از آن گذشته برنامه‌ای برای ایجاد ۶۸۰ سد دیگر نیز وجود دارد. سدبندی غیرکارشناسانه و گسترده که به منظور تامین آب‌های کشاورزی صورت می‌گیرد، عملا بحران آب در ایران را تشدید کرده است.
    زدن چاه
    بر آبیاری کشاورزی در ایران کنترلی وجود ندارد. کشاورزان برای آبیاری اقدام به حفر چاه می‌کنند. گفته می‌شود که در سطح کشور ۷۸۰ هزار چاه وجود دارد که بنا بر گزارش “هندلزبلات” نیمی از آن‌ها غیرقانونی است. دولت روحانی تلاش کرده میزان بهره‌برداری از چاه‌ها را کنترل کند، اما تا کنون از این تلاش‌ها نتیجه‌ای نگرفته است.
    آبیاری قطره‌ای
    یکی از شیوه‌های مدرن آبیاری در کشاورزی، آبیاری قطره‌ای است. به این ترتیب هر گیاهی به شکل هدفمند و حساب شده آبیاری می‌شود. بر اساس گزارشی که در هفته‌نامه “دی‌تسایت” منتشر شده، هزینه آبیاری قطره‌ای برای هر هکتار زمین کشاورزی ۳۰۰۰ یورو است. دولت روحانی وعده داده است که ۸۵ درصد هزینه ایجاد تاسیسات آبیاری قطره‌ای را تامین کند. اما تا کنون گزارشی درباره اجرا کردن این وعده منتشر نشده است.
    فشارهای مالی کشاورزان
    امکانات مالی کشاورزان نیز برای سرمایه‌گذاری در سیستم آبیاری بسیار محدود است. از این‌رو، انتظار تامین ۴۵۰ یورو برای هر هکتار زمین از سوی مالکان خرده‌پای زمین، انتظاری واقعی نیست. همین موضوع باعث شده که پروژه تغییر سیستم آبیاری در ایران عملا اجرا نشود. بر اساس گزارش هفته‌نامه آلمانی “دی‌تسایت” تنها ۶ درصد از زمین‌های کشاورزی ایران تحث پوشش این پروژه قرار گرفته‌اند.
    مصرف ۹۰ درصد آب در بخش کشاورزی
    بر اساس آمار رسمی منتشر شده، ۹۰ درصد مصرف آب ایران به بخش کشاورزی مربوط می‌شود و ۱۰ درصد مابقی به تامین آب آشامیدنی و مصارف صعنتی اختصاص می‌یابد. گرچه دولت ایران بارها از کشاورزان خواسته است تا به جای کاشت هندوانه، خربزه و سیب به کشت محصولات دیگر و از جمله زعفران و زرشک روی آورند، کشاورزان به تولید سنتی خود ادامه می‌دهند. به‌ویژه آنکه کاشت هر محصولی در هر زمینی ممکن نیست.
    دو برابر شدن جمعیت ایران
    جمعیت ایران ظرف چهار دهه گذشته، تقریبا دو برابر شده و از ۳۸ میلیون نفر در سال ۱۳۵۷ به ۸۰ میلیون نفر رسیده است. هفته‌نامه “دی‌تسایت” بحران آب را در ارتباط با دو گرایش ناهمسو توضیح می‌دهد: جمعیت زیاد شده است ولی منابع آب‌های تجدیدپذیر کاهش یافته است.
    اسراف و تبذیر
    به‌رغم کمبود جدی آب و خطر بروز خشکسالی در کشور، الگوی مصرف آب به‌ویژه در شهرهای بزرگ کماکان بر اسراف و تبذیر استوار است. بنا بر ارزیابی‌های صورت گرفته از سوی سازمان ملل، میانگین میزان مصرف سرانه آب در ایران دو برابر میانگین جهانی است. هفته‌نامه “دی‌تسایت” علت اسراف در مصرف آب را نازل بودن بهای آن در ایران می‌داند.
    مدیریت بد
    بنا بر اعتراف عیسی کلانتری، رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست: «ما خودخواه‌ترین نسلی هستیم که در طول هفت هزار سال گذشته در این سرزمین زیسته، چون هر بلایی بر سر حوزه محیط زیست آمده طی چهار دهه گذشته بوده است. پیش از این مدت، بسیاری از شاخص‌های محیط زیستی کشور مثل آب در جایگاه مناسبی قرار داشت.»
    جنگ آب
    “بحران آب” در ایران به تدریج بدل به “جنگ آب” می‌شود.علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، از بحران آب به عنوان یک مقوله امنیتی یاد می‌کند: «بحران آب عملا وارد مقوله امنیتی شده است و ما ناگزیر شدیم در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی کمیته امنیت آب را تشکیل دهیم.» در بسیاری از نقاط کشور بین ساکنان روستاها بر سر توزیع آب و بهره‌گیری از آن درگیری روی داده است.
    خشکسالی فراگیر
    شاهرخ فتاح، رئیس مرکز خشک‌سالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی می‌گوید که هیچ نقطه‌ای از ایران را نمی‌توان یافت

     
  72. سندیکای کارگران شرکت واحد: رضا شهابی در زندان سکته کرده است
    رضا شهابی، فعال کارگری زندانی در زندان سکته کرده است.

    به گزارش سندیکای کارگران شرکت واحد، در ملاقاتی که خانواده آقای شهابی با این زندانی در روز چهاشنبه داشته است نیمه چپ صورت وی افتادگی داشته و زیر چشمش نیز فرو رفتگی خاص داشته است. آقای شهابی گفته در زندان به پزشک زندان مراجعه کرده است و پزشک به او گفته که سکته خفیف کرده است.

    سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه با انتشار بیانیه‌ای خواستار پایان حبس این فعال کارگری شده و در بخشی از این بیانه آورده است: ” علاوه بر این پزشک متخصص تشخیص داده که شهابی از نظر جسمی توان تحمل کیفر ندارد و سکته وی و نشانه های قابل مشاهده حال وی نیز گویای درستی تشخیص پزشک متخصص برای آزاد کردن شهابی می باشد. بنابراین ادامه زندان ایشان را می توان تصمیم به حذف تدریجی این کارگر زندانی تلقی کرد. رضا شهابی بنا بر آنچه گفته شد باید فوری و بدون قید و شرط آزاد گردد. و سندیکا نهادهای امنیتی و دادستانی تهران و مسئولین زندان را مسئول حفظ جان کارگر زندانی رضا شهابی می داند.”

    http://www.bbc.com/persian/live/42350286

     
  73. یاد آوری :بیاد داشتم که جناب نوریزاد قبلا در باره مترجم شلّر نوشته بودند،در گوگل سرچ کردم این یادداشت که مربوط به سال 93 هست آمد.
    با احترام
    سید مرتضی
    —————–
    محمد نوری زاد از امیر حسین دولت پناه می نویسد

    ارسال شده توسط: محمد نوری زاد در تاریخ آوریل 3, 2014 در بخش جدید ها, ویژه 20 نظر

    چندی پیش رفتم خانه ی امیرحسین دولت پناه. شاید این پیرمرد را کمتر کسی بشناسد. خانه اش؟ یک آپارتمان شصت هفتاد متری فرسوده در غرب تهران. فرسوده که می گویم، شما عمری پنجاه و سه ساله را برای این آپارتمان تصور کنید که پنجاه سالش را همین امیرحسین دولت پناه در آن ساکن بوده است و از آن بیرون نیامده. یک بازنشسته ی زلال، که گمان نمی کنم در همه ی عمرِ رفته اش خاطری را آزرده و یا برای کسی جز خیر خواسته باشد. این آپارتمان اما از خودش نیست. به داییِ ارتشی اش تعلق دارد که سالها پیش از دنیا رفته و اینجا را به او سپرده است. امیر حسین دولت پناه با همسر و دو فرزند دختر و پسرش در این خانه ی قدیمی با هم زندگی می کنند.

    حالا بپرس من این امیرحسین دولت پناه را از کجا شناختم؟ شاید ماجرا به اینجا بازگردد که دوستانی پی در پی و پراکنده از من می پرسیدند: شما که یا به سفر می روی یا جلوی وزارت اطلاعات قدم می زنی، امورات زندگی ات از کجا تأمین می شود؟ ومن پاسخ می دادم: هزینه ی سفرهای من مختصری بیش نیست. چرا که دوستانی در هر شهر و درهر استان مرا با اتومبیل های خود جابجا می کنند یا اگر دوستی در کار نباشد با اتومبیل های کرایه از جایی به جایی می روم. و این که: هرازگاهی یکی از تابلوهایم را می فروشم و ….

    از اینجا به بعد بود که دوستانی از هرکجا با من تماس می گرفتند که فلانی اگر نیازی بود بگو. که من می گفتم: نه، سپاس. حتی بانویی جوان در یک روز سرد زمستان به قدمگاه آمد و روز بعدش برای من نوشت که من فلان قدر اندوخته دارم اگر بخواهید تقدیم می کنم.

    در قدمگاه، یک روز که باد سردی می وزید و من کوله به دوش قدم می زدم دیدم پیرمردی از پله های پل عابر به زیر آمد و سراسیمه یک کارت بانکی کف دستم نهاد و گفت: من تصمیم دارم نامه های شما به رهبری را به زبان فرانسه ترجمه کنم. و ادامه داد: ” تراژدی شلر” را شروع کرده ام. بعدش می روم سراغ نامه ی نخست تا….. نامه ی سی ام. و گفت: دو میلیون تومان داخل این کارت است. رمزش هم سال تولد من 1325 است. برای چه؟ یکی از تابلوهای ارزانتان را برای من کنار بگذارید.

    او رفت و ردّی از خویش بجای ننهاد و هیچگاه نیز سراغی از تابلوی سفارشی اش نگرفت. تا این که ترجمه ی ” تراژدی شلر” را برای من ارسال کرد. اینجا بود که من سرنخی از وی بدست آوردم. و بعد، ترجمه ی نامه ی نخست و چندی بعدش نیز ترجمه ی نامه ی دوم را فرستاد. عجله ای برای تحویل تابلو نداشت. نشانی منزل؟ انتهای شهر زیبا.

    یکی از تابلوهای متفاوتم را بسته بندی کردم و درهمین تعطیلات عید رفتم به دیدنش. کمی که با او و همسرِ همدل و همراهش، و دختر و پسر جوانش آشنا شدم، نامه ای نشان من داد که از دادگاه برای وی ارسال شده بود. دادگاه برای چه؟ این که این آپارتمان در فهرست مصادره است و باید مصادره شود و شما باید هر چه زودتر اینجا را تخلیه کنید. چرا مصادره؟ چون این خانه به داییِ ارتشیِ شما تعلق دارد و اسم وی در فهرست مصادره شوندگان است. اما آن مرحوم که چیزی جز همین آپارتمان نداشت. خود ما نیز پنجاه سال است که همینجا ساکنیم و جایی جز اینجا نداریم. خب این دیگر مشکل شماست و به ما مربوط نمی شود.

    امیر حسین دولت پناه به من گفت: دهم خردادی که در پیش است، روزی است که من باید به دادگاه بروم. اگر حکم تخلیه را به دستم دادند ، اسباب و لوازم زندگی ام را همینجا جلوی خانه می چینم تا یکی بیایید و یک فکری بحال ما بکنید که ما هیچ توش و توان و جایی نداریم که برویم. به چشم دیدم: گرچه تأثیر روانیِ نامه ی دادگاه ، بر جمال همه ی اهل خانه غباری از اندوه نشانده است، لبخندشان اما پایدار بود. به امیرحسین دولت پناه گفتم: دهم خرداد، من هم با شما به دادگاه می آیم. و گفتم: می خواهم آن روز در کنارتان باشم. وی، یک نویسنده ی پر احساس نیز هست. با سرمایه ی اندک خود رُمانی نوشته و چاپ کرده. اسمش؟ ” انبساط ربانی”. یک داستان محضِ ایرانی. همه ی کتاب ها اما گوشه ی اتاقش انبار شده و هیچ ناشری پخش آن را نپذیرفته است. بی نشانی یعنی همین دیگر!

    از همه ی اینها به کنار، من در خانه ی امیرحسین دولت پناه، یک بلندای انسانی دیدم نشسته بر کناره و کنجِ کمال. او، تمثیلی از پاکی و پاکدستیِ مفرط است. یک جور پاکباختگیِ ناشی از سلامتِ انسانی. او، به مختصر اندوخته ی زندگی اش دست برده بود و برای همچو منی ارمغان آورده بود به بهانه ی خرید تابلو. چیزی که مطمئناً خودش و خانواده اش بدان نیازمند تر بود. من همانجا در خانه ی امیرحسین دولت پناه، به این اندیشیدم: ببین چه زمانی و در چه دادگاهی، حکم تخلیه ی چه جماعتی به دستشان داده شود!؟

    محمد نوری زاد

    چهاردهم فروردین نود و سه

    https://anna1354.wordpress.com/2014/04/08/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%86%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D9%BE%D9%86%D8%A7%D9%87-%D9%85%DB%8C/

    ————-

    درود و سپاس دوست گرامی
    عجبا که این نوشته ی بالا تقریباً از حافظه ام محو شده بود. در اینجا، بار دیگر خواندمش. چه حس شایسته ای نصیبم شد.
    سپاس
    سپاس

    .

     
    • جناب نوری زاد
      واقعا که ! شیخ مرتضی مثلا مچ.شما را گرفته ! که دو رویی شما را ثابت کند منظورش این بود که منزل این شخص هنوز توسط هم پالکی هایش مصادره نشده !! و بیچاره نشده ! آنوقت شما سپاس میگویید ! دست به عصا بودن هم حدی دارد لیکن شما خوب بلدی دست به عصا راه بروی ! اینطور نیست ؟

      ————

      درود دوست گرامی
      متوجه شدم ایشان – آقای دولت پناه – همانموقع به دادگاه رفته و رای به نفع او داده شده تا همین آپارتمان کوچک برای او بماند. بعید می دانم منظور جناب سیدمرتضی این باشد که شما نوشته اید. یا این که خواسته باشند از من مچ گیری کنند. بل در گمان نخست من، ایشان خواسته کاستی های نوشته ی اخیر مرا با ارسال نوشته ی پیشینم کامل کند تا شخصیت آقای دولت پناه کامل تر توصیف شده باشد. چرا که تعارضی میان این دو نوشته نیست.
      با احترام

      .

       
      • مهرداد! شما باز با خود شیرینی و برسم تلخ گوئی همیشه و با نام ثانی از انواع نامهایت،پابرهنه پریدی وسط گفتگو و رابطه دیگران و به شغل شریف “نمّامی” ادامه دادی؟ تنها چیزی که هنگام ارسال این نوشته در ذهن من نبود همین دروغ و تهمتی است که شما به آن اشاره کردی،من پست فعلی را که دیدم لابلای آن بحث ترجمه شلّر بیادم آمد و اینکه مترجم مورد اشاره سابقا آن نوشته را بفرانسه ترجمه کرده و ارسال کرده بود که اینطور که بیاد دارم در سایت منعکس شد،بعد منتقل شدم در باره این مترجم بیشتر بدانم،نامش را در موتور گوگل سرچ کردم که متن پست قبلی در سایت ورد پرس بدست آمد بنظرم جالب بود و با پست فعلی هم مضمون بود بنظرم رسید آنرا یادآوری کنم،تو اگر مسلمانی چطور مسلمانی هستی که بسفارش قرآنت عمل نمی کنی که فرمود از بدگمانی بپرهیزید (اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم.سوره حجرات) و اگر مسلمان نیستی لا اقل به سفارش عقل و خرد خود در پرهیز از صفت غیر انسانی بد گمانی به همنوع عمل کن.ضمنا یکبار پرسیدم مایلم بدانم شما در دهه چندم از عمر هستی که اینگونه کودکانه رفتار می کنی؟ بگمانم سنّ و سالی بیشتر از من داری،مع الاسف رفتارهایت به نوجوانان شبیه هست،حضرت عباسی چند سالته مهرداد=آشنا=زکریای نارازی و تهران نشین!..؟!میگی اینو؟

         
      • خدا وکیلی تنها چیزی که هنگام ارسال این نوشته در ذهن من نبود همین دروغ و تهمتی است که شما به آن اشاره کردید،من پست فعلی را که دیدم لابلای آن بحث ترجمه شلّر بیادم آمد و اینکه مترجم مورد اشاره سابقا آن نوشته را بفرانسه ترجمه کرده و ارسال کرده بود که اینطور که بیاد دارم در سایت منعکس شد،بعد منتقل شدم در باره این مترجم بیشتر بدانم،نامش را در موتور گوگل سرچ کردم که متن پست قبلی در سایت ورد پرس بدست آمد بنظرم جالب بود و با پست فعلی هم مضمون بود بنظرم رسید آنرا یادآوری کنم،شما اگر مسلمانید چطور مسلمانی هستید که بسفارش قرآنتان عمل نمی کنید که فرمود از بدگمانی بپرهیزید (اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم.سوره حجرات) و اگر مسلمان نیستید لا اقل به سفارش عقل و خرد خود در پرهیز از صفت غیر انسانی بد گمانی به همنوع عمل کنید

         
        • شیخ مرتضی قم نشین !!
          بسیار نیک میدانم که از این شیخ گفتن من سخت به خود میپیچی و از اینکه غرور کاذب ( سید ) شما را نمینویسم سخت پریشان میگردی ! شیخ اجل سعدی شیرازی میفرماید ببری مال مسلمان و چو مالت ببرند بانگ وفریاد برآری که مسلمانی نیست . شیخ قم نشین ! من بارها اعلام کردم که به همراه نامم ایمیل خود را درج میکنم که جناب نوری زاد شناسایی کنند و از تو وامثال تو که هر بهتانی شرم نمیکنی که فقط از ذهن بیمار گونه بر می آید و به قول فردی به نام بینهایت کامنت های سخیفی میگذاشت نیت خوانی! میکنی شیثخ مرتضی گمان بسیار غلطی بردی و تهمت زدی البته ازآخوند جماعت توقع بیشتری نمیتوان داشت .زیرا آخوند جماعت کاری جز سفسطه بازی و مغلطه بازی بلد نیست و خود را واسطه حضرت حق و ناس غالب میکند که نانی بدون ریختن عرق به خانه برد . شما که مدعی هستی به تحقیق در علوم اسلامیه اشتغال داری یکی دو تحقیق خود را برای ما ارائه کن که حظ ! ببریم هرچند میدانم جرئت این کار را نداری و انبان خالی است شما به همان دامت عزء .. دامت عزء شیخ مصلح ! ببخشید شاهزاده مصلح عمامه دار خوش باش ! درضمن به هوش باش که اجل در کمین تو هم هست . تا بعد .

           
          • سلام مهرداد
            کلمه “شیخ” در زبان عربی بمعنای “بزرگ” هست و حاوی هیچ معنای منفی یا تحقیر آمیزی نیست،من هم نه از اطلاق شیخ بر خودم ناخشنود می شوم و نه از اطلاق سید،چند بار هم گفتم نام حقیقی من مرتضی است و بهمین نام می نوشتم،منتها اوایل ورود من به این سایت چون کسی شیطنت کرد و به این نام مطالبی از جانب من نوشت برای تمایز و جلوگیری از شیطنت پیشوند سید را جلوی نام خود گذاشتم و یک ایمیل هم بعنوان معیار نزد مدیریت سایت گذاشتم و همیشه هم با این نام نوشته ام و نیازی نیز به تغییر اسم و بوقلمون صفتی و رنگ برنگ شدن نمی بینم،چون عقائد و نظراتی دارم که به آنها پایبندم و طرز فکر خودم را نمایندگی می کنم،خواه خوشایند کسانی باشد یا خوشایند آنها نباشد،انگیزه های انسانها هم متفاوت است و فقط خدا از انگیزه های واقعی انسانها و نیّات آنها آگاه است مهم هم نیست کسانی امثال شما که به بنیان های دینی و اسلامی و شیعی حمله می کنید و احیانا اهانت می کنید که در مورد من و انگیزه های من چه برداشتی داشته باشید،مرا مزدور و مواجب بگیر بدانید در مورد نوشتنم در این سایت،یا مرا اطلاعاتی و مامور بدانید،فرض کنید من یکی یا همه این فرضیات باشم،من هدف خود را دنبال می کنم و در این جهت دنبال نقد شخصیت انسانها نیستم،بلکه به انظار و عقائد و مطالب نگاه می کنم و نظرم را می گویم خواه پسند کسی باشد یا نباشد،اینکه من بر حسب اصطلاح و ضابطه شرعی سیّد باشم یا نباشم، مرا سید بخوانند یا شیخ بخوانند،اینها هیچ مهم نیست و کسانی مثل شما و امثال شما که علیرغم ادعاهای آزادی خواهی و آزاد منشی و لزوم نقد و انتقاد و رعایت حقوق انسانها،بیشتر به نقد شخصیت مخالف،یا نام گذاری و نسبت دادن القاب خاص به او و طعن و توهین و تحقیر می پردازید بیش از آنکه فرادستی یا دست بالای خود را بنمایش بگذارید،تهیدستی و فقدان تحمل و قدرت تحلیل و گفتگوی آزاد و مستدل را بنمایش می گذارید و اینها چیزی نیست که مرا سبک کند،در واقع اینها باعث سبکی خود شماست،ما قطعا در باب مسائل بنیانی سیاسی،اعتقادی،فلسفی ،تاریخی و غیر اینها اختلاف نظر داریم،باید دید آیا اختلاف نظر و رسیدن به دیدگاه های مشترک و کم شدن اختلافات و فاصله ها از جاده طعن و فحش و لقب و اسم تحقیر آمیز و بحث های تحقیر آمیز و توهین آمیز می گذرد یا بحث محکم و مستدل در چهار چوبه های انسانی و اخلاقی و التزام برعایت احترام به مخالف؟ بنده یک طلبه هستم و کارهایی در زمینه های تحقیقات علوم دینی انجام میدهم و بسادگی هم زندگی می کنم،بنابر این فرض کنید من روزی با خستگی و دلزدگی از این سایت بروم و مشغول زندگی معمول خود باشم،قطع بدانید من هیچ ضرری نمی کنم بلکه بیشتر بزندگی شخصی خواهم رسید،اما شمایان نیک بیندیشید که فرض کنید فلانی از این سایت رفت و دیگر چیزی ننوشت،آنگاه آیا شما اینرا یک پیروزی عقیدتی و منطقی برای خود خواهید دانست؟ این آیا پیروزی برهان و منطق بر اوهام و تخیل است که ما با تندی و عصبیت و فحش و چیزهایی از این قبیل یک مخالف فکری را وادار به فرار و خروج از حریم گفتگو کنیم؟! قطع بدانید من اهل دروغ نیستم و بدانید من اینجا هیچ نفع مادی از نوشتن ندارم مگر برخی اهداف معنوی که خود به آنها باور دارم،و یک امری که بشما باز می گردد:اینکه معلوم شد بی بنیانی و بی پایگی بسیاری از مدعیات شمایان در حوزه مسائل دینی و اعتقادی و حتی برخی مسائل سیاسی و فرهنگی،و این عرصه ها البته متوقف است بر گفتگو،گفتگویی خردمندانه و مبتنی بر احترام متقابل،این نوشته ها هم در فضای عمومی خواهد ماند و ناظران عمومی در حال و آینده در باره آن قضاوت خواهند کرد،پس مراقب رفتار و گفتار خود باشید،چون غالب شماها بر موجی از ادعاهای حقانیت،خردورزی،روشنفکری،تمایل به حقوق بشر،تمایل به آزادی و فاصله گرفتن از تحجر و عقب ماندگی و چیزهایی از این قبیل سوار هستید،حال اگر عمل شما و اخلاق و گفتار شما در بحث ها اینهارا تایید که نه بلکه تکذیب کند،این نهایتا شماها هستید که در معرض داوری ناظران عمومی دچار خسران و خسارت باشید چون من بحث های خودم را می کنم و منطق اولی من توهین و فحش به کسی نیست به شخصیت واقعی کسی هم کاری ندارم،این است که فکر می کنم چند رنگی (تلوّن) و با نام های مختلف نوشتن از نظر من هیچ دلالتی ندارد جز بر عدم ثبات در شخصیت و نهیدستی و عجز در گفتار و استدلال،من در مورد انکاری که در این زمینه کردی فقط اشاره می کنم به ماجرای سوتی مربوط به “آشنا” و “مهرداد” که آنرا همه دیدند،حال شما انکار می کنید مانعی ندارد و کسانی که از اندکی هوش و ذکاوت برخوردار باشند بخوبی می توانند تکیه کلام ها و ادبیات و لحن ها و طرز ویرایش افرادی که در این سایت زیاد مطلب می نویسند را شناسائی کنند،من عرضم این است که اولا فحاشی و تندی خوب نیست پس نیازی به این نیست که کسی با اسمی باصطلاح پرستیژ خود را حفظ کند و وقتی می خواهد با فحاشی عقده گشائی کند نام های عجیب و غریب اختیار کند،حال شما خود دانی.در مورد تحقیق،خوب شما فرض کن تحقیقات من همین هایی است که در مقولات گوناگون بدوا یا در مقام احتجاج با شمایان می نویسم،اگر سخنی و مطلبی بر خلاف دارید اینجا نوشتن و استدلال کردن آزاد است و هیچکس نمی تواند مانع نوشتن محتوائی کسی شود مگر اینکه از نظر مدیریت سایت محتوای او محتوائی توهین آمیز،دور از ادب و خارج از اخلاق و انسانیت باشد.

             
  74. آقای نوری زاد، دست مریزاد.
    بابت نمایش هنرهای ذهن زیبایِ تان که بهانه ای بود برای گِرد آمدن آنانی که دوستشان دارید و دوستتان دارند.

    دوست من، دیدارتان دیگر آرزوی هر ایرانیِ آزاده و آزاداندیشی شده است و آرزوی خودم نیز هم…

    یکبار گفتم کاش رهبر و راهنمایِ مان بودید… کاش بزرگمردی و پُردلی و راستگویی و نیک اندیشی و همدردی و دلسوزی و ایستادگی و بُردباریِ بی پایانتان الگو و سرمشق زندگیِ تک تکِ ما بود، و باشد…
    دیگر نمی توان نبودتان را تاب آورد و حتا در موردش اندیشید دوست من… این را صادقانه و خالصانه می گویم دوست من… مراقب خودتان باشید… عادت به کارهای نیک و درست دیدن، و حرفهای نیکو و راست شنیدن در این مملکت جور و دروغ و فساد، نعمتی ست بزرگ… پس این نعمت را از ما دریغ نکنید دوست من …

    نمی دانم چگونه است که شما تا این اندازه و با چنین شتابی رو به کامل شدن پیش می روید؛ و اما ما همچنان بر همان نقطه ترس و یاس و نقص مانده ایم …

    دوست من آرزو دارم مادران امروز و فردا و فرداهای دیگر فرزندانی چون شما را بیشتر و بیشتر و بیشتر به دنیا آورده و بپرورند.
    تندرست، کامیاب و پویا باشید …

     
  75. «۱۰۰ مسئله‌ی ایران»

    مسائل اصلی و سناریوهای پیش‌روی ایران در سال آینده با انجام پژوهش «آینده‌پژوهی ایران ۱۳۹۶» مشخص شدند. بر این اساس، سه مسئله «ضرورت اصلاحات ساختاری اقتصادی»، «بحران تأمین آب» و «بیکاری» درصدر مسائل اصلی و سناریوهای پیش‌روی ایران در سال ۱۳۹۶ قرار گرفته‌اند.

    در این پژوهش که از مهرماه سال ۱۳۹۵ و با حمایت مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری آغاز شد، مسائل ایران در سال ۱۳۹۶ با بهره‌گیری از هفت مسیر شناسایی و با نظر خبرگان اولویت‌بندی شد. در نهایت ۱۰۰ مسئله ایران به‌ترتیب اولویت به شرح زیر اعلام شده است:

    ضرورت اصالحات ساختاری اقتصادی
    بحران تامین آب
    بیکاری
    فساد سیستمی
    ناامیدی درباره آینده
    سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی
    بحران ریزگردها
    پیامدهای بحران آب
    فقر و نابرابری
    رکود / رونق اقتصادی
    بی‌تفاوتی اجتماعی
    سرمایه‌گذاری اقتصادی داخلی و خارجی
    ناکارایی‌های نظام قضایی
    اخلاق عمومی
    بحران آلودگی هوا
    امنیت روانی و اجتماعی
    انتخابات ۱۳۹۶
    اختلاف نظرهای کلان حاکمیتی
    حقوق اساسی و شهروندی
    کارکردهای اجتماعی فضای مجازی
    بحران بانک‌ها
    قضاوت افکار عمومی درباره عملکرد حاکمیت
    پایداری برجام
    نزاع‌های سیاسی جریان‌های قدرت
    مسائل صداوسیما
    قاچاق و فربگی اقتصاد زیرزمینی
    تخریب تنوع زیستی، مسائل جنگل‌ها و گونه‌های زیستی جانوری
    امنیت نرم
    مسائل سلامت روان
    بی‌توجهی به پایداری زیست‌محیطی
    تخریب منابع خاک
    مشکلات سلامت ناشی از آلودگی‌های گوناگون
    نزاع‌های آب بر سر انتقال آب در داخل ایران و با کشورهای همسایه
    اختلافات درون‌حاکمیتی درباره مسائل فرهنگ
    فساد و تقلب علمی
    پیامدهای تغییرات اقلیمی برای ایران
    سوء مصرف مواد
    ضرورت بهره‌وری انرژی و توجه به انرژی‌های نو
    آلودگی‌های آب
    چالش‌های نظام سلامت
    امنیت نظامی
    کالایی‌شدن علم و به‌محاق رفتن عدالت آموزشی
    تحولات اجتماعی آموزش عالی
    بازار جهانی انرژی
    تمرکزگرایی در تهران
    تعدد نهادهای سیاست‌گذار و مجری در حوزه علم، دانش و آموزش
    قطبی‌شدگی جامعه
    طرح تحول سلامت
    ناکارآمدی مدیریت بازیافت و مسائل ناشی از انبوه زباله‌ها
    مشکلات سلامت ناشی از سبک زندگی جدید
    سیاست‌های خصوصی‌سازی و پیامدهای آن
    چالش‌های توسعه گردشگری
    چالش‌های مراجعان سلامت و بیماران
    حاشیه‌نشینی شهری
    برنامه ششم توسعه
    مسائل دارو
    تورم
    مسائل ازدواج
    بحران کنش جمعی در حوزه محیط زیست
    مسائل معلمان
    بحران اداره کلان‌شهرها
    سیاست خارجی دولت ایالات متحده امریکا
    بودجه دولت
    مرکزگریزی از الگوهای هنجاری رسمی
    پررنگ شدن اقتصاد فرهنگ
    چالش‌های رابطه علمی ایران با جهان
    ضرورت توسعه نوآوری و فعالیت‌های دانش‌بنیان
    حجم بالای بدهی‌های دولت
    حرکت به سمت پیری جمعیت
    مسائل دانش‌آموزان
    فقدان سواد رسانه‌ای
    تقابل ایران و عربستان سعودی
    بحران صندوق‌های بازنشستگی
    اعتراض‌ها
    چالش‌های قومی
    نزاع‌های هویتی
    تغییر الگوی خانواده
    رکود مسکن
    تغییر الگوی بیماری و شیوع بیماری‌های مزمن
    گسترش افشاگری و درز اطلاعات
    مشکلات زیرساختی ناوگان حمل و نقل
    مناقشات حقوق زنان
    گسترش ریسک‌پذیری جنسی
    نقش‌آفرینی منطقه‌ای روسیه
    تحولات دینداری ایرانیان
    مسائل نسلی
    توسعه انفجاری بازار فناوری اطلاعات
    مخاطرات امنیتی گروه‌های تکفیری
    تغییر ترجیحات مردم در حوزه سلامت
    جایگاه مرجعیت دینی
    مسائل دانشگاه آزاد
    مسائل شبکه‌های ماهوارهای
    سهم کشاورزی در رشد تولید ناخالص داخلی
    ضرورت نوسازی شهری
    برملاشدن مشکلات ساختاری آموزش عالی برای افکار عمومی
    تحولات مناطق کردنشین کشورهای منطقه
    بهره‌برداری از شبکه ملی اطلاعات
    سرنوشت سوریه
    تقابل کسب‌وکارهای نوپا و سنتی
    گسترش اختالفات میانفرهنگی در سطح جهانی

    ______________________________________

    توضیح

    تحقیق فوق را به این‌سبب در این وب‌سایت منتشر می‌کنیم که این تحقیق دلیل محکم دیگری است بر صدق و صواب محتوای مقاله «چرا دوران علم اصول و اجتهاد فقهی سپری شده است؟» که چندی پیش، از صاحب این قلم در همین وب‌سایت منتشر گردید.

    پرسش جدی این است که راه‌حل‌های کدامین مسأله از مسائل بنیادین ایران امروز که در بالا ذکر شده و نشان‌دهنده وظایف خطیر و عظیم حکومت ایران کنونی درباب حکومت است با اجتهاد فقهی، کوچک‌ترین ارتباط را دارد؟! هیچ‌گونه ارتباط درمیان این دو قلمرو متصوّر نیست. این وضعیّت آشکارا نشان می‌دهد که کاربرد اجتهاد فقهی (استنباط حکم شرعی از کتاب و سنت) درباب حکومت سپری شده است و مشروعیّت حکومت، تنها همان «مشروعیّت سیاسی» است و بس!

    محمدمجتهد شبستری

    ۱۳۹۶/۷/۲
    http://mohammadmojtahedshabestari.com/100-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/

     
    • این بیان یک مغالطه آشکار است،هیچ فقیه و هیچ مجتهدی نمی گوید که موضوعات مطرح در دو علم فقه و اصول راهگشای مسائل گوناگون اجتماعی که در مطالب بالا لیست شده هستند! برای اینکه مسائل و موضوعات و مشکلات اجتماعی لیست شده در بالا مربوط به علوم مختلف انسانی مثل طب و دارو سازی و جامعه شناسی و زیست شناسی و روان شناسی و دهها “شناسی” دیگر هست که برای آن در کشور ما کارشناسان و متخصصانی وجود دارد که از تحقیقات آنها و کارشناسی های مشورتی آنها در باب قانون گذاری و مدیریت های خرد و کلان دولتی استفاده می شود،در واقع این مطالب خلط مبحث ها و مغالطات واضحی است که از سوی مخالفان حکومت دینی و سکولارها مطرح می شود و گرنه موضوع و محمول علومی مثل فقه و اصول و مسائل مطرح در آن کاملا روشن هست، مثلا دارو سازی چه ربطی به فقه یا اصول دارد؟! مسائل مربوط به مسکن چه دخلی به فقه یا اصول دارد؟! کدام فقیه یا اصولی در باب تورم که موضوعی اقتصادی است فرمول یا نظریه و تئوری مطرح کرده است؟! هم تعریف فقه روشن است که عبارت است از علم با احکام فرعیه عملیه در حوزه تکالیف عملی انسان در عبادات و معاملات بر اساس ادله و منابع موجود در کتاب و سنت،علم اصول نیز علمی مقدماتی است برای شناختن راهکارها و قاعده سازی کاربردی در علم فقه،و رابطه علم اصول با علم فقه مثل رابطه علم منطق است با فلسفه از این جهت که راه شناسی است و ابزاری است برای تفکر دقیق و صحیح.بنابر این علم فقه و علم اصول فقه موضوعا و محمولا و از جهت مسائل و غایات آن کاملا روشن هست،اینکه مغالطه می شود که فتاوی یک فقیه منشا مشروعیت نظام دینی می شود که موضوعات و مسائل اجتماعی لیست شده در بالا تحت اداره کلی و مدیریت اوست و فقه و اجتهاد ربطی به این مقولات ندارد پس حکومت دینی فاقد معناست! اینهم مغالطه آشکار است چون بتناسب حکم و موضوع اشاره شده سمت فقیه در نظام دینی سمت افتاء و فتوا دادن در مسائل دینی و نظارت عالی مستقیم یا غیر مستقیم بر قوانین جزئی است تا قانون مخالف قوانین کلی اسلام تصویب نشود ،و اما موضوعات لیست شده در بالا در یک نظام دینی تابع فتوای فقهی یا اصولی فقیه یا اصولی نیست ،و اینها در یک نظام دینی هم همانند نظام های سکولار و غیر دینی تابع نظریات و مشورت های کارشناسی با متخصصان مربوطه به علوم مرتبط با این مقولات هست که در امر قانون گذاری مدیریت های خرد و کلان از آنها استفاده می شود ،و در واقع یک فقیه یا مجتهد که تخصص او فقه یا اصول هست بصورت مستقیم دخالت در موضوعات کارشناسی فوق نمی کند،بله در مقام سیاست گذاری های کلی و تعیین راهبردها و سیاست های کلی نظام فقیه از مشاوره کارشناسان مربوطه بهره گرفته و سیاست های کلی را آنهم با کارشناسان دیگر تنظیم و ارائه می کند،آنگاه این سیاست های کلی در امر قانون گذاری های مجلس و مدیریت های خرد و کلان معیار قرار می گیرد،بنابر این نه علوم فقه و اصول دخالتی در حوزه های لیست شده دارند و نه فقیه بما هو فقیه از شان و تخصص خود خارج می شود.

       
      • زکریای ناراضی

        حالا به زعم شیخ قم نشین، فقه هم شد علم. چه علمی؟ علم اینکه لوله ی آفتابه باید یک وجب و چهار انگشت باشه. مؤمنین لازمست با پای چپ وارد خلا شوند. هنگام تطهیر مقعد مبارک، بادست راست آفتابه را محکم گرفته و با دست چپ مقعد مبارک را شستشو دهند. پس از شستشو، انگشت میانی دست چپ را تا دو بند انگشت در فی خالدون فرو برده و با چند بار چرخاندن در آن مدفوع را با سر انگشت خارج نموده و پس از بوئیدن و مشام جان را صفا دادن، با احتیاط و با تلنگر مدفوع را در کاسه ی مبال اندارند. اما کاسه ی مبال حتمن لازمست طوری کار گذاشته شود که هنگام نشستن برآن، عامل البول رو به کعبه قرار بگیرد. قبل از ورود به مبال با به زبان آوردن اسم اعظم، به تمام اجنه که در خلا حضورشان معیون نیست، اعلان خطر کنند که زیر پای مسلمان لگدمال نشوند….
        اصول البول و آداب الخلاء، جلد 82، ص 25

         
        • مهرداد!(نمیدانم چه اصراری بر رنگ برنگ شدن و تغییر اسم داری،همان مهرداد باش و تفکر خود را نمایندگی کن!)

          اولا: فقه علم هست منتها یکی از علوم دینی که در بستر آگاهی و عمل به شریعت مورد نیاز هست،چون علم در همه زبانها یعنی مطلق دانایی و دانستن،منتها علوم برحسب روش های بررسی و برحسب موضوعات آنها و بر حسب غایات مترقّب از آنها به انواع و اقسامی تقسیم می شود:علوم دینی،علوم تجربی،علوم انسانی و شاخه های متفرع از آن،پس علم لزوما معادل دسته خاصّی از علوم نیست،بنابر این دعوا بر سر لفظ نیست و اینجا نمی شود من روی یک گرایش دین ستیزانه ،دانستنی های مربوط به دین شناسی و قرآن شناسی و حدیث شناسی و اصول و فروع دین و مقدمات آنها را از مطلق علم خارج دانسته و صرفا بخاطر اینکه مثلا روش دانائی در آنها با روش دانائی در علوم دیگر یا موضوع و غایت آن متفاوت هست بگویم من این قسم دانائی را اصلا علم نمیدانم!.

          ثانیا:حال فرض کن علم دین و مقدمات و متفرعات آن از جنس علوم تجربی آزمایشگاهی نباشد،اما بهرحال علم دین در جامعه دینی امری مطلوب برای دینداران هست که بواسطه آن نیازهای نظری و عملی خویش پیرامون دین را تامین می کنند،اینکه شما بی دین هستی یا از دین اسلام کوچیده ای و تابع هوی و میل خود شده ای مجوّز این هست که در یک جامعه دینی دانستنی های مربوط به اصول و فروع دین برای دینداران، علم نباشد یا مطلوبیت نداشته باشد؟!

          ثالثا: جدای از علوم دینی ،علوم تجربی و انسانی که برای تامین رفاه و اهداف انسان در جهت بهزیستی و تسلّط بر طبیعت پیرامون او کاربرد دارند مقولاتی عامّ برای همه انسانها و همه جوامع اعم از دینی و غیر دینی هست،پس نفع پیشرفت و تکامل علوم نفعی عام برای همه بشریت است نه خصوص لادین ها یا سکولارهایا جوامع غیر دینی،ضمن اینکه هر علم و شاخه های آن متخصّصینی دارد که در جهت پیشبرد علم تلاش علمی می کنند،سوال این است که وسط این معادله،علوم جدید و پیشرفت های آن بشمای شخصی چه ربطی دارد؟!
          آیا علم چه جدید آن و چه قدیم آن ارث پدری شماست که مدعی آن هستی؟آخر شما وسط این معادله چکاره هستی؟! نیوتونی؟! انیشتینی؟! هاوکینگی؟!مندلیفی؟!وکیل و وصی ارباب علوم مختلفی؟! علوم جدید و قدیم با همه اجناس و طبقات آنها و همه روش های تحقیقی و موضوعات آنها در قبضه و تسلّط و مالکیت شماست؟! آخه شما چکاره علوم جدید و قدیم هستی که تلاش می کنی فقط نسبتی انحصاری با علم برقرار کنی و نسبت دینداران و دیگران را با علوم نفی کنی؟علم که هیچگاه هم ایستا نیست و دائم در حال ترقی است برای رفاه و بهزیستی و آگاهی همه بشر است بشما چه مربوط که از جانب علم سخن می گوئی؟ اگر خیلی مدعی هستی لطف کن اینجا مستند توضیح بده که شما تحصیلات آکادمیک ات چه بوده؟چه مدرکی از علوم جدید داری؟تحقیقات ات در چه زمینه ای بوده؟چند کتاب یا مقاله نوشته ای و از همه اینها مهمتر اینکه اینجا بر اساس علم و تخصّصت مطلب بنویس چه نیازی هست که فقط پز علم و علمی دهی؟! ..همینطور ناآگاهانه و الابختکی در باب ادیان و دین اسلام سخن گفتن و در باب علم و فلسفه علم سخن گفتن و نفی و اثبات کردن و پزیشن علم دوستی گرفتن در فضای کامنت های یک سایت که نشانه علم و آگاهی شما نیست.

          ثالثا:همین مزخرفات پوچ و بی ربط و خلاف ادب و اخلاق را که در مورد یکی از احکام دین (استبراء از بول) نوشتی شاهد خوبی از عدم صداقت، سطحی نگری،دین ستیزی و ناآگاهی به مسائل دینی هست دیگر! فقه، علم به احکام دینی اعم از احکام عبادات (نماز-روزه-حج-اعتکاف-زکات=جهاد) و مقدمات آنها،و معاملات (انواع و اقسام آن از مضاربه و مساقات و بیع و ..) و شرائط آنها،و جزائیات (حدود و قصاص و دیات) و احکام آنهاست با بیشمار موضوع و مساله و استدلال و استظهار،کتاب فقه از طهارت آغاز شده به بحث دیات ختم می شود و طی آن دهها و صدها فرع با دلایل آن مورد بحث واقع می شود،بحث از طهارت (غسل و وضوء و تیمّم) هم بعنوان یکی از مقدمات انجام عبادات یکی از بخش های فقه است و مساله استبراء با این ناهنجاری و جهل که شما به آن اشاره کردی که در هیچ کتاب فقهی نیست هم یکی از فروعات طهارت است،ناچارم بگویم ظاهرا یا دروغگو هستی و در نظرت دروغگوئی قبیح نیست، یا بزرگترهایت یا کسانی که از آنها مساله آموخته ای درست تعلیمت ندادند! در استبراء (مردان البته چون زنان استبراء ندارند) از بول که یک عمل مستحبی و غیر الزامی هم هست هیچ نیازی نیست مقعد شریف را اینطور آزار دهید و انگشت فرو بردن در مقعد و نتایج ناشی از آن از ابتکارات شماست!،کافیست بعد از تطهیر مخرج غائط (مقعد شریف!)که می شود با آب باشد یا با دستمال یا حتی با سنگ (گفته اند با شیشه و چیزهای تیز نباید تطهیر کنی چون مقعد شریف ممکن است آزار ببیند یا مجروح شود!)،سه بار از نزدیک مقعد تا بیخ آلت بکشید و در انتها سر آلت را فشار دهید تا قطرات باقیمانده در مجرا خارج شوند،البته تنحنح (سرفه کردن) هم سه بار مطلوب است!،بعد هم اگر آب کرّ است یکبار آب ریختن روی آلت کافیست و اگر آب قلیل است دو بار آب بریزید،این می شود استبراء از بول که یکی از احکام شریعت است برای تحصیل طهارت و اینکه با طهارت بعبادت خدا بایستی،حالا یادت آمد؟!باقی مطالب را یا دروغ ساختی یا بزرگترها درست تعلیمت ندادند،چون در تطهیر مخرج غائط وقتی عمل دفع انجام شد هیچ نیازی به ادخال انگشت مبارک در مقعد شریف نیست! کافیست مخرج را با آب یا دستمال یا سنگ (تیز نباشد البته!) بشوئی بعد بروی سراغ استبراء از بول که کیفیتش را تعلیمت دادم! حالا بمن بگو این مزخرفاتی که اینجا نوشتی در کدام کتاب یا رساله فقهی آمده است؟!

           
  76. هموطن

    اگر همین امروز دراخبار با اب وتاب به اظهارنظر ایت الله العظمی علامه طباطبایی صاحب المیزان که یکی از معتبرترین تفاسیر شیعه است بپردازند وبر ادعای ایشان مبنی براینکه کوروش همان ذوالقرنین وپیامبر خداست استناد شود واعلام نمایند مقام معظم رهبری نیز انرا تایید وبر بزرگداشت مسلمانان بویژه شیعیان نسبت بمقام شامخ انحضرت تاکید نمایند واعلام شود که دولت نیز مکلف به تخصیص بودجه لازم برای بازسازی وساخت بارگاه وحرم مناسب شده است وشماره حسابی جهت واریز کمکهای نقدی ومحلی نیز درهرشهرجهت اخذ طلا ونقره اهدایی مردم تعیین وباگاهی ملت اگاه!! خواهد رسید آیا هیچکدام تحقیق خواهید کرد که کوروش کبیر رسالت داشته یاخیر؟؟!
    بشما قول میدهم جواب منفی است ومامردم بدون تحقیق وتایید این امر فورا شروع به واریز پول وتقدیم طلا ونقره خواهیم کرد وفکر نمیکنیم که چه ایرادی دارد قبر انحضرت بهمین صورت حفظ وفقط محوطه ومحلی ضمن مسقف کردن جهت اسایش ورفاه بازدید کنندگان ساخته شود !
    هموطن مارا اینگونه بار اورده اند که بی پرس وجو هرچه ازدهان شخصی که رتبه ایت اللهی را یدک میکشد ویا حجت الاسلام خوانده میشود برمنابر بیرون امد چه تکفیر یعنی نسبت کفر دادن بمردان وطن پرستی چون قایم مقام وامیرکبیر وچه رضاشاه وفرزندش محمدرضاشاه که ایران را یکپارچه کرده وانهمه خدمات زیربنایی دراندک مدت وبا بودجه ناچیز بانجام رسانیدند باشند .
    مارا چنین بار اورده اند که بخود اجازه ندهیم از اخوند هرچه گفت ومدعی هرچه شد سند ودلیل بخواهیم ,بما اجازه ندادند پرسشگر باشیم وبچه هامان را پرسشگر تربیت کنیم همینقدرگفته اند که هرکس بگفته حاج اقا یعنی اخوند معترض شود کافراست چرا چون کافیست ازاخوندی دلیل بخواهی واو عاجزاز دلیل خطاب به حاضرین تورا مرتد بخواند فورا عده ای عقده ای برای نابودیت برسرت ریخته وتکه تکه ات میکردند کاری که شمامردم با جوانان سرباز ونظامیان خود کردید .
    هموطن سرزمینت درحال احتضاراست واخوندها بجای تخلیه ونگهداری قم تنها بعنوان زیارتگاهی باکلیه امکانات رفاهی همانند جمکران بیشترین حجم اب شیرین را از شمال غرب بالوله ای بقطر دومتر.بقم سرازیر ودراوج خشکسالی درقم دریاچه ای هشت هکتاری برای تلطیف هواساخته اند ,این درحالیست که شهرهایی چون اهواز اب شرب ندارد,
    هموطن کافیست بس است لطفا بیندیشید واگاه شوید .داریم باوارگی هرلحظه نزدیکتر میشویم وهنوزحتی یک گام درخصوص مدیریت وحفظ اخرین جرعه های اب برداشته نشده است.اگاه باشیم.

     
    • سلام،به جوانب دیگر نوشته شما کاری ندارم،اما در مورد کورش و مطلبی که به مرحوم سیّد طباطبائی قدّس سرّه در تفسیر شریف المیزان نسبت دادید فقط یک توضیحی می دهم که نه از قرآن کریم و نه از بحث های صاحب المیزان استفاده نمی شود که “ذوالقرنین”مطرح در قرآن و سوره الکهف،یک پیامبر بوده باشد،هم ظاهر قرآن و هم روایات ذیل آیات اینطور دلالت دارند که ذوالقرنین بنده صالح و نیکوکاری بوده است که خداوند به او قدرت و امکاناتی اعطا کرده بود،نه اینکه لزوما پیامبر بود،در بحث های قرآنی تاریخی در اینجا سوالی مطرح شده است که “ذوالقرنینی”که قرآن او را وصف می کند و اشاره به ساختن سدّی خاص توسط او می کند که مانع نفوذ و حرکت و تعدّی قوم وحشی و طاغی بنام یاجوج و ماجوج شده است بلحاظ تاریخی و قرائن باستانی چه کسی بوده است،صاحب المیزان احتمالات مختلفی را نقل می کند آنگاه احتمال یک محقّق برجسته هندی را که شواهد مختلفی در آن هست بنام ابو الکلام آزاد را مطرح می کند که مضمون آن این است که ذوالقرنین قرآنی همان کورش پادشاه بزرگ ایرانی و هخامنشی بوده است که سرزمین های زیادی را در شرق و غرب عالم فتح کرد از جمله بابل را و اینکه یهود باسارت درآمده توسط بخت النصر را آزاد و به سرزمین های خود بازگرداند،مرحوم علامه طباطبائی در ذیل احتمال ابوالکلام آزاد فقط اشاره می کنند که بنظر می رسد این احتمال از سایر احتمالات بواقع نزدیکتر است چون اشکالات و ابهاماتی که متوجه احتمالات دیگر هست در مورد این احتمال کمتر است،ضمن اینکه قرائن تاریخی مختلفی مطرح هست که سدّی که ذوالقرنین برای جلوگیری از هجوم یاجوج و ماجوج ساخت در قفقاز و در ارمنستان هست که هنوز آثاری از آن باقیست و چون کورش لشکر کشی به آن نواحی هم داشته است احتمال قوی داده اند که ذو القرنینی که آن سدّ را ساخت و آثار آن هنوز در کوههای قفقاز هست همان کورش شاه ایرانی باشد که آنجا را هم تصرف کرده بود،در واقع این فقط یک احتمال و ظنّ قوی هست که مرحوم آقای طباطبائی آنرا تقویت کرده است نه اینکه بجزم گفته باشد،ضمن اینکه پیامبر بودن ذواالقرنین که محتملا همان کورش بوده است نیز بقرائنی منتفی است بنابر این نمی شود اینطور گفت که کورش بر فرض که ذوالقرنین بوده باشد یک پیامبر بوده است،بله صرفا می شود گفت کورش شاه ایرانی شاهی نیکوکار بوده است.

       
      • زکریای ناراضی

        شیخ قم نشین

        کاربران سایت نوریزاد از تو و افکار آلوده /////////////
        ///////////////////
        //////////////////
        ///////////////////

        ——————-
        نوشته ی شما از این روی که آمیخته به توهین و ناسزا بود، حذف شد.
        کاش قدر ناب نویسی را می دانستیم و از زشتی سخن پرهیز می کردیم.
        پوزش

        .

         
  77. سلام جناب نورزاد عزیز

    اقای نوریزاد کاش وقت داشته باشی و درد دل من و بخونی
    اقای نوری زاد من یه جوون 38 ساله هستم اهل اصفهان شغلم جوشکاری اسکلت ساختمان بود 14 سال پیش موقع کار از طبقه پنجم یه ساختمان در حین کار کردن با بالابر سقوط کردم وقتی به هوش اومدم توی بیمارستان صدوقی اصفهان (بیمارستان سپاه) بستری بودم پاهام شکسته بود توی شکمم عمل کرده بودن ولی بازم درد عجیبی داشتم ولی پاهام کار میکرد حس داشت هر موقع میومدن تختو تمیز کنن رو تختی رو که میخواستن عوض کنن یکم تکونم میدادن جیقم میرفت هوا همش به دکتری که عملم کرده بود میگفتم یه جای دیگه ام شکسته لطفا از همه جای بدنم یه بار دیگه عکس بگیرید میگفت نه چیزیت نیست واسه درد زیادی که داشتم همش میگفتم حداقل مسکن بزنید بهم ولی کو گوش شنوا اینم بگم هر دفعه پرستارا میوندن انگاری باهام لج کرده باشن چون دست خودمم نبود واقعا درد داشتم بدتر میکردن باهام منم اصلا نمیفهمیدم چی میگم همینطور یه وقتایی فحش میادم عکس رهبر و خمینی توی اتاق بود به همه فحش میدادم تا اخر گفتن مرخصی روزی که میخواست مرخصم کنه انقدر التماسشو کردم اسم دکتر هم اقای خادم بود هرچقدر گفتم یه باره دیگه از کل بدنم عکس بگیرید گفت نمیخواد دیگه خوب شدی اگر اتفاقی افتاد برات با من خودم گردن میگیرم اقای نوری زاد این جمله رو گفت بهم (((اگر اتفاقی افتاد با خودم من گردن میگیرم ))))) اخر مرخصم کرد بعدم به خانوادم گفته بود چون دوتا پاش از رون شکسته پیچ و پلاک هست باید یواش یواش بلندش کنید روی پاهاش بایسته وقتی مرخص شدم توی خونه همش درد داشتم هر چقدرم میگفتم فایده نداشت اخه دکتر خادم یکی از بهترین دکترها و سرشناسترین دکتر ارتوپدی اصفهان حساب میشه تا اخر یه روز گفتن دکتر گفته باید رو پا بایستی با زور منو بلند کردن همین که بلندم کردن فشار اومد رو پاهام یه لحظه چشمام سیاهی رفت از حال رفتم وقتی بهوش اومدم دوباره توی بیمارستان بود اینبار گفته بود از کمرش عکس بگیرید وقتی عکس گرفتن و بردن نشون دادن اقای نوری زاد خدا شاهده عموم برده بود نشون داده بود تا اومد دیدم داره گریه میکنه گفت دکتر میگه شرمنده کمرش یه ترک داشته چون عکس از کمرش نگرفتیم من نفهمیدم و چون بلندش کردین روی پاش فشار اومده به کمرش و ترک شکسته شده نخاع رو قطع کرده فلج شده

    بعدم توی بیمارستان گفته بودن اگر شکایت کنید براتون دردسر میشه این همه فحشی که به رهبر داده رو ما ندیده گرفتیم مواظب باشید شکایت کردین باید به اطلاعات سپاه جواب بدین و تهدید کردن که شکایت نکنیم اقای نوری زاد الان 14 ساله دارم شرمندگی دکتر سپاه رو به دوش میکشم جووونی نفهمیدم فلجم کرد خونه نشینم کرد امید و ارزوهایی که داشتمو ازم گرفت فقط و فقط گفت شرمنده من نفهمیدم

    اقای نوری زاد در ضمن اونموقع تازه بیمه شده بودم دیگه نمیتونستم کار کنم از کارافتاده شدم ولی بیمه تامین اجتماعی هم قبول نکرد از کار افتادگی بهم بدد گفتن طبق قانون باید حداقل یک سال از تاریخ بیمه شدنت گذشته باشه یعنی یک سال سابقه داشته باشی بیمه ام رو هم قطع کردن اقای نوری زاد عزیز بنظر شما اگر کشور های خارجی بود نمیشد از این دکتر شکایت کرد با اینکه خودش گفت هر اتفاقی بیافته خودم مسئولیتشو قبول میکنم پس چرا تهدید کردن که شکایت نکنیم یا بیمارستان که هزینه یه سر سرنگ هم میگیره مگه مجانی میخواست از تمام بدنم عکس بگیره با تمام التماسی که کردیم گفت نمیخواد چیزی نیست یعنی انقدر نفهمید از طبقه پنجم سقوط کردن اونم با بالابر باید چکاف کامل بشه
    اقای نوری زاد به هر دری زدم واسه کار ولی کسی صدامو نشنیده انگار همه کور شدن میدونم اونای هم که سالم هستن الان بیکارن ولی به عنوان یه جووون ایرانی دستمو بگیر نمیخوام گدایی کنم یا پول نمیخوام شمارو خیلیا میشناسن حرفتونو گوش میکنن اگر میشه حرفهامو بگذارید توی کانالتون شاید اصفهان کسی باشه بتونه یه کار واسم پیدا کنه یا اگر میتونید یه سفارشی بکنید یه کار واسم پیدا بشه ارزو داشتم میتونستم بیام نمایشگاهتون حداقل شاید از نزدیک هم میتونستم ببینمتون ولی افسوس توانایی مالی ندارم دلم لک زده واسه یه مسافرت مردم فکرشون مسافرتهای خارجیه من ارزوم یه شمال رفتنه حسرت دیدن دریا و جاده های شمال که مردم تعریف میکنن به دلم مونده بنظرتون مرهم تمام درد های شرمنده بودن اقای دکتر خادم هست
    اقای نوری زاد بعد ها شنیدم این اقای خادم توی جبهه شکسته بند بوده بعد از جنگ یهو شده دکتر متخصص اتوپدی

    اقای نوری زاد منتظر جوابتون باشم حتی اگر کاری از دستون نیومد جوابمو بدین همین که بدونم بهم توجه کردین باعث دلگرمیم میشه باعث خوشحالیم میشه
    اقای نوری زاد خواهش میکنم اگر در توانتون هست اگر امکانش هست کمکم کنید یه کاری پیدا کنم تا عمر دارم و نفس میکشم همیشه مدیونتون هستم و دعاتون میکنم
    امیدوارم همیشه سربلند موفق و پیروز باشید

    بااحترام

     
  78. سلام بر جناب نوریزاد عزیز
    هم اکنون صحبتهای صمیمانه شما در مورد سپاه بیت رهبری و ….را بصورت صوتی با تمام وجود گوش دادم و دلم نیامد درود نفرستم بر پدر و مادر شما و آن شیر پاکی که خورده ای …من در عمر چهل ساله ام متاسفانه انسانهای پاک کم دیده ام ولی آنهایی که توفیق آشنایی داشته ام را همانند یک تابلو و شاهکار بی همتای هنری در قلب و جانم نگاه داشته ام و شما از آن جمله اید …با اینکه جان کلام شما در مورد وطن و مردمان بیچاره ما از سر دلسوزیست ولی چنان باعث تسلی آلام و دردهای چهل سال محرومیت من و امسال من هست که دلم نیامد این حس را با شمای بزرگوار قسمت نکنم و صمیمانه ترین حس این لحظه ی خودم را در این کلمات تقسیم نکنم….با اینکه اطرافیان گاه بگاه می گویند که ای بابا این هم از خودشون هست و اینها بازیهای سیاسیه …ولی چهل سال تجربه استبداد به من فهم و تشخیص جان کلام پر از اخلاصی که در تک تک کلمات و تنالیته ی صدای گرم شما هست را به من فهمانده است و گاهی به دوستانم حق میدهم که در مورد شما اشتباه کنند چون چهل سال هرچه دیده اند دروغ فریب دزدی چپاول جنگ زندان شلاق اعدام و….بوده ولی بدانید در قلب من و امثال من جایی مخصوص دارید همانگونه که بزرگان هر ملت در قلب تاریخشان جای گرفته اند به نیکنامی…دوستدار همیشگی شما حسین از اصفهان

     
  79. با درود به شما جناب اقای نوری زاد
    من علیرضا هستم
    این دومین نامه من هست به جنابعالی
    امیدوارم پذیرا باشید
    با ارزوی توفیق وسلامتی برای جناب عالی
    موضوع نانه من بحران اجتماعی
    فروپاشی فرهنگی واجتماعی
    جناب نوری زاد بنده در عرض چند روز دقیقا 4 روز با 150 زن جهت تحقیق به عنوان خواستگار خود را معرفی کردم ویک نوع ارتباط محترمانه جهت تحقیقات ودانستن یک بحران اجتماعی حاصل بی توجهی حکومت بوده یک عالمه اطلاعات کشف کردم که وقتی با خودت چلنج میکنی روانی میشی چرا یک کشوری در هزاره سوم در اوج پیشرفت دنیا به یک لجنگاه اجتماعی تبدیل شده است آیا این نتیجه چی هست این نتیجه مبارزه با استکبار است نتیجه ترویج اسلام است آیا این نتیجه تکنولژی هست یا یک نتیجه تجدد توخالی هست
    یک توهم توخالی درمورد خانمها به دست اوردم که نیاز انها با واقعیت جامعه ایران امروز اصلا هم خوانی ندارد
    ایا این ملت فلک زده زیر سایه رژیم اخوندی چه برسرش امده یا خود در این مشکلات نقش داشته یا تحمیل شده بسیار معما هست
    تحقیقات وهوش من بیشتر ان را متوجه حکومت میدانم 60 درصد 40 درصد را هم مردم چونکه حکومت این ملت را بیگانه میپندارد وملت هم حکومت را
    حکومت ازنظز فرهنگی یک سانت از یک قدم را که 100 سانت حساب کنیم برنداشته است اصلا نمیدونه فرهنگ چی هست
    خوردنی است تزریق وتوسرم میشه تزریق کرد یا فوت کرد هیچی نمیدونی افکار اولیه شبه جزیره عربستان که یک توهم بیش نیست را به زور دارد به کله مردم فرومیکند که هیچ کارائی ندارد الگوی زنان ایران را زینب کبری وفاطمه زهرا قرار داده وازحجاب ورفتار زن در منبروحسینیه وروضه ها بسیار فراوان خطبه ها کرده اند که اگر به فرض ان هم باشد درست توجیح نکرده که یک زن نقشی بسیار بزرگ در جامعه دارد که مثال مذهبی وسیاسی هم درست درک کرده باشیم زینب دختر علی ابن ابی طالب در اطلاع رسانی حادثه کربلا نقش بزگی داشته که حکومت ومروجین دین این نقش را پنهان کرده اند وفقط از حجاب که یک تیکه پارچه بیش نیست چسبیده اند ان رو به زنان تحمیل کرده اند ونقش وروح وجسم زن را در تیکه پارچه پیچیده اند
    انگار کارائی نداشته انگار بزک یک ملت با قالب دین واز داخل بی دین بسیار کار ماهرانه ای است این یک دشمنی اشکار است که حاکمان کرده اند پوشش زنان تنها یک تیکه پارچه نیست بلکه اطلاعات صحیح روز وروزگار فرهنگ –کار-خانه داری –اموزش های زیستن یک همدم ویک همسر با عشق به داشته ها وارزو ارمان برای نداشته ها است
    جناب نوری زادوقتی با این خانمهای فلک زده روبرو میشی یا حرف میزنی انگار درزمان زناشوئی روی هوا زندگی میکرده کشکی بوده است هرکس هم که طلاق گرفته شوهر بچه ها را انداخته گردن زن رها کرده به امان روزگار –روزگاری که پایداری ان به فردا بسیار لرزان است واین خانمها اکثرا باسواد بودند از دیبلم تا دکترا همه بیکار حتی سئوال میکنی دوست داری کار کنی هزار بهانه میتراشد توقعات خودرا که با مهریه 250 سکه تا 500 سکه که گویا یک نوع بازنده بازی در طول حیات خود داشته با شوهر خود وحتی مجردها هم همین طور با توقعات غیرواقعی روبرو هستند
    که بعضی از این خانم ها حتی این مهریه قبلی راکه در توان همسرشان نبوده نتواستند به وصول برسانند دردی بسیار بزرگ که بمب اتم شرف دارد پیش این بهران اجتماعی ( امارنسبی شهر تهران 500 هزار نفر تا یک میلیون نفر شاید بیشتر نشان میدهد )
    جناب نوری زاد انگار غیرت خشکیده وشرف نم کشیده وناموس پر کشیده با سرقت اموال مردم ایران توسط حکومت دچار بلایای شدیم که تاریخ به خود ندیده است ایا راهی است به نظر نیست
    اگر روزی در این وطن ما ایران ما هر اتفاقی می افتاد روزگاری با زمانی کم وزیاد ترمیم میشد وبازسازی می شد ودر توان ادم ها باغیرتشان میشد هم خرابی های مثل یک پل ونیروگاه وپالایشگاه را ترمیم کرد ولی ترمیم روح انسانها نشدنی است
    اینها نتیجه یک حکومت فاشیستی مذهبی هست که اموال ودارائی تمام ایرانیان را به سرقت برده است من مسائل دیگر بود حیا کردم عنوان نکردم ————— پیروز باشید

     
  80. درود وادب خدمت جناب نوریزاد
    این ایام در آستانه پیروزی انقلاب بر دیکتاتوری هستیم روزی وروزگاری پدران مادران و برادران ودوستان وهم میهنان مان به امید فردایی بهتر حکومت ۵۷ ساله پهلوی را ساقط کردند وحکومت اسلامی را جایگزین کردند که هم به آزادی و رفاه بهتر وهم اینکه اسلام ناب محمدی در این کشور پیاده شود
    که البته همانگونه که به آزادی سیاسی نرسیدیم آزادی فردی را هم از دست دادیم وبه لحاظ رفاهی هم از چاله به چاه افتادیم واز منظر دینی هم چی گویم که ناگفتنش بهتر است
    بزرگوار
    یکی از رسومات ما ایرانیان این است زمانی که مصیبتی بر ما نازل میشودسیاهپوش میشویم وچه مصیبتی بالاتر از انقلاب اسلامی
    که با وقوع آن جوانان بسیاری در حین وبعداز انقلاب در جنگ هشت ساله در زندانهای جمهوری اسلامی کشته
    واعتیادوفقری که بر این مرز وبوم به لطف آخوندهای مرتجع ودزد
    وپاسداران سرکوبگر وقاچاقچی
    وهزاران مصیبت دیگر که در این متن نمیگنجد

    سروره گرامی
    عرضم این است که چنانچه میتوان در دهه محرم سیاه پوشید وعزادار بود
    چگونه نتوان در دهه به اصطلاح فجر سیاه نپوشید
    اگر نتوانیم تجمعی داشته باشیم
    نتوانیم آزادی بیان داشته باشیم
    ونتوانیم ونخواهیم با خشونت حرف وارده مان را بر حکومت دیکتاتوری تحمیل کنیم
    بهترین راه وکم هزینه ترین نافرمانی مدنی است
    واشخاصی چون شما استاد ملکی برادر جانباز مهدوی فر ودکتر خزعلی که بیصبرانه منتظره آزادیشان هستیم
    ودیگر آزاده گانی که در جامعه وبین دانشجویان ومردم اعتبار وآبرویی دارید فراخوان بدهید تابا سیاهپوشی ایام دهه فجر را برای حکومت به دهه زجر تبدیل کنیم

    مانا وپایدار باشید

     
  81. سلام آقای نوری زاد عزیز

    ‏«درماندگی آموخته شده» نام یک آزمایش روانشناسی است که ازقضا گویای حال جامعه ماست. جایی که انسان یا حیوان برای خارج شدن از یک وضعیت منفی تلاش نمیکند زیرا گذشته به او آموخته است که درمانده است !
    ‏1. وقتی زنگ را می‌زد به جای ارائه غذا، به سگ‌ها شوک الکتریکی وارد می‌کرد و برای اینکه آن ها را در طول آزمایش نگه دارد با یک افسار می بست که نتوانند فرار کنند. پس از اینکه آن‌ها شرطی شدند، او سگ‌ها را در یک جعبه بزرگ قرار دارد که یک حصار کوچک آن را به دو نیمه تقسیم می‌کرد.
    ‏2. پیش فرض این بود که اگر او زنگ را به صدا درآورد ، سگ برای فرار از روی حصار می‌پرد تا فرار کند، اما این اتفاق نیفتاد و سگ همان جا نشست. او تصمیم گرفت که دوباره بعد از به صدا درآوردن زنگ به آن‌ها شوک دهد، اما سگ باز هم آن جا نشسته بود.
    ‏3. وقتی آن‌ها سگی را که قبلا شوکی به او وارد نشده بود داخل جعبه قرار دادند و می‌خواستند به او شوک بدهند فورا از روی حصار پرید بر خلاف سگ‌های قبلی که آموخته بودند هیچ کاری برای جلوگیری از شوک‌ها نمی‌توانند انجام دهند، در قسمت دوم هم تسلیم شدند و خودشان را به سرنوشت سپردند.

    در انتها لازم به ذکر است که بر خلاف سگ های مورد آزمایش ٬ جامعه ماعکس العملش در این وضعیت ساختن جوک و طنزپردازی است..

     
  82. سلام آقای نوری زاد گرامی
    شاید نوشته ام رانخوانید نه انتظارخواندن آنرادارم ونه جواب دادن به آن
    واصلا ،برای این نمی نویسم سالهاست درونم منقلب است وهرچه میگذرد بدتروبدتر میشوم ازبس بغض کرده ام ازبس گریسته ام ازبس غصه خورده ام و ازبس نمی دانسته ام باهمه ی اینها چه کار کتم ؛به موجودی افسرده وپژمرده تبدیل شده ام که بعدازهمه ی روزمره گی ها یادرخلال آن ولی دورازچشم فرزندانم کاری جزگریه کردن نداشته ام همیشه بادیدن وگوش دادن به اخبار داخلی یا خارجی غصه خورده ام از فقر از جنگها از بی خانمانی ازشکنجه از عدم رعایت اصول اخلاقی ازکودکان کارازمردم زلزله زده ی درسرمامانده …
    وحتی از شادی ملتهای دیگرنیز بغض میکنم میگوییدچرا؟ مدتهافقط بغض میکردم گاهی اشک میریختم بعدازخودم پرسیدم چرابادیدن شادیها ،امکانات، احترام به تفکرات مردم،خنده های جوانانشان و…گریه میکنم بلافاصله فهمیدم که تنهاعلت این میتواندباشدکه ماوجوانان بیگناهمان ازهمه ی آنها بی بهره ایم همه چی برایمان ممنوع حرام و جرم بحساب می آید وعواقب بسیاربدی دارد …..
    ازاینکه برای نرگس محمدی برای مریم اکبری برای آقای سلطانی برای مادرستاربهشتی برای جوانانی که درزندان پیر شدن وهمچنان در زندانند برای آقای خزعلی برای شما وآزارهایی که میبینیدبرای… آری برای اینکه برای هیچکدام نمیتوانم کاری کنم بسیار ناراحتم ازبس گریه کرده ام خسته شده ام اما خودم راشدیدا گناهکارمیدانم چون ازترس اینکه فرزندان محصل وبی پدرشان راتنهابگذارم ازاینکه بدست یک مشت نامرد بی اخلاق اسیر شوم جرات سر بلندکردن وشرکت در گردهمایی های
    مردمی راندارم همچنان روزمره گی میکنم و بافقر بچه هاوزندگیم رااداره میکنم اما میدانم “من گناهکارم”

     
  83. بنام خدا
    اکنون که صدایم به هیچ جا نمی رسد جز به گوش مردم پس بگدارید بگویم که عده ای فاسد مفسده برانگیز متشکل از باندهای مافیایی فساد پیچ در پیچ مرا پیچانده و توطئه ای شوم را طراحی و به مرحله اجرا درآورده اند اینراهم بگویم به دلیل نوشتن آری نوشتن آنهم فقط و فقط برای خودم و در چهارچوب خانه و زندگی خودم اما به هر دلیلی که مشخص نیست دستنوشته هایم از این چهار چوب به بیرون درز کرده و از اینرو جتایت پیشگان به خود حق داده اند تا هر بلایی را حتی ناحق در حق من بی پشت و پناه روا دارند.آری توطئه و پاپوش به گونه ای خوف آور و هراس انگیز تا بدانجا که دوست و رفیق و همکار و خیلی بیش از اینها دایی و برادر و خواهر و فرزندانشان را به این بازی وارد کرده اند البته تقصیر از آنها نیست کس نمی داند که چگونه به بازی می گیرند همه را حتی وکیلی را در سر راهم قرار می دهند که هم دست و هم نوا با توطئه چینان همه تلاشش مصروف گمراه کردن من از اصل مسئله می شود.بهانه پی بهانه خاک به سر و روی ذهن من می پاشند تا هوای ذهنم غبارآلود و گرد گرفته توان استدلال را از دست دهد،که داد، مرا بهانه به بهانه به دادگاه می کشانند و آرام آرام سرم را با پنبه می برند تظاهر می کنند که همه چیز تمام شده و حکم برائت گرفته ام اما خود بهتر می دانند که دارند چه می کنند. و اما اصل ماجرا ابتدا پای فرزند پاک و معصوم و بی گناه مرا به لانه فساد باز می کنند البته نه به این سادگی ها که ابتدا با ترس از تجاوز و سپس حمایت یک فاسد دیگر در قالب دوستی که مانع این تجاوز می شود او را مدیون خود می کنند و آنگاه نقشه شوم خود را پیش می برند زیرا اکنون هرکاری از او بخواهند انجام شدنی است به راحتی، بسا کشتن پدر، و آنگاه فاسدان اخلاقی بدنبال به لجن کشیدن من همه راهها را برای آلوده کردن همسرم می روند اما از آنجا که بنیان درست آلودگی پذیر نیست ره به جایی نمی برند پس راههای دیگر را امتحان می کنند،با این حال خشم و غضب پروردگار به گونه حیرت انگیز تقاص گرفت و می گیرد حالیا

     
  84. چهارشنبه، 22 تیر 1379؛ تیتر اول مطبوعات اصلاح طلب همگی از بهت و حیرتی حکایت می کرد که وصف ناشدنی بود. سه روز پس از اولین سالگرد حمله به کوی دانشگاه تهران که دانشجویان با گل و لبخند برگزار کرده و نامش را طرح «لبخند اصلاحات» گذاشته بودند؛ حکم متهمان این پرونده اعلام شد. پرونده ای که تنها منحصر به سردار فرهاد نظری فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ و همکاران او شده بود. نه نامی از سردار هدایت لطفیان در میان بود و نه اعضای شناخته شده ی انصار حزب الله. حادثه ی کوی دانشگاه از میان دانشجویان قربانیانی گرفت. کسانی چون برادران محمدی و احمد باطبی به حبس های طویل المدت فرستاده شدند و خون عزت ابراهیم نژاد نیز در حالی به زمین ریخت که به جای محاکمه ی قاتل او، دادگاهی برای این مرحوم برپا کردند تا مرده ای را بخاطر آشوبگری محاکمه کنند!

    اما آیا این رای، پاسخی به چشم تخلیه شده ی محسن جمالی، دانشجوی ممتاز پزشکی دانشگاه تهران بود؟! پاسخی به دست و پای شکسته ی غلامرضا محمودی، رامین کریمی، سعید کرد، احمد سبزیان، نوید مقرب و دهها بلادیده ی آن شب هولناک می توانست باشد؟!
    پوزخند سردار نظری، پایانی بر فرجام قضایی یک پرونده ی بزرگ بود. پرونده ای که چنین با تبرئه ی اغلب متهمان به پایان رسید، اما شاید لازم بود کسی از قاضی دادگاه می پرسید، اگر این ها همه بی گناه بودند، پس این چشم از حدقه درآمده و سرهای شکسته ،توطئه ی دشمن و استکبار جهانی در کوی دانشگاه تهران بوده است؟ و اگرنه، پس عاملان و آمرانش چه کسانی بوده اند؟
    اما دانشجویان همان روز حادثه می دانستند که کسی این سوالات را جواب نخواهد داد و از این روی، در برابر درخواست مردان خاتمی مقاومت می کردند.

     
  85. محمد نوری زاد

    محمد نوری زاد:

    با اطمینان می گویم: اگر درهای همه ی این تشکیلات آخوندی را گل بگیرند و آدمهایش را در خانه بنشانند، حتمآ و مطلقاً رفاه و ادب و رشد مردم افزون تر خواهد شد. از کجا می گویم؟ به میزان رفاه و ادب و رشد مردم در پیش از انقلاب بنگرید. و البته به قم نیز می توانید بنگرید.

    نگید نگفتما؟!

    @MohammadNoorizad

     
  86. سلام بر ناظران گرامی
    هر سال با اعلان بودجه از سوی دولت وابسته به نظام دینی و مشخص شدن ارقام بودجه هایی که هیچگونه خیر و برکتی برای ملت ایران ندارند از ارقام مربوط به مراکز مذهبی وابسته به اشخاص حکومتی گرفته تا نهادهای نظامی ضد مردمی تا بقیه موارد با شروع اعتراضات گسترده بالاخص در فضای مجازی شاهد توجیهات جالب از سوی اشخاص منتفع هم هستیم.جالب اینجاست که حکومت دینی و طرفداران آن توجیهات مشابهی دارند و همگی از عنوان قانونی استفاده می کنند از حسن خمینی گرفته تا حداد عادل.در آخرین مورد جناب حداد ضمن اینکه فرموده اند بودجه ایشان قانونیست!که البته سخن حقیقست که مصرف غیر حقی دارد در توجیهی مضحک فرموده اند این بودجه برای واژه شناسی است(البته نفرموده اند حضرت ایشان و همراهان چه واژه هایی را ساخته اند که عمومیت یابد شاید عباراتی نظیر چرخ بال یا کش لقمه را می فرمایند! و این را مقایسه کنید با عباراتی نظیر هواپیما)و اضافه فرموده اند که ما 276 واژه کشف نکرده ایم که هریک 12 ملیون تومان هزینه داشته باشد بلکه 3000واژه بوده و رقم کمتر است(با 3000واژه این هزینه برای هر مزخرفیکه ایشان ایجاد می کنند می شود حدود1.8 ملیون تومان!)واقعا اینها ملت ایران را چگونه تصور می کنند؟!
    http://www.eghtesadonline.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-30/237604-%D8%AA%D9%88%D8%B6%DB%8C%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%AC%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C
    موفق باشید

     
  87. نوریزاد دلیر و میهن یار.درود بر تو و یارانت.اگر کشتن دردی را دوا میکرد چنگیز و تیمور بر سریر قدرت بودند. اینان به اندازه کفایت و در حیطه واجبات عینی و کفائی کشته اند و باز هم میکشند ولی میدانند امروز دیروز نیست و کمی فقط کمی ترمز کرده اند کتف تو و همه مبارزان را میبوسم و شعری تقدیم میشود در انتشار یا عدم انتشار تصمیم با شماست و روزگاری که در ان بسر میبری
    سرنوشت حکومت ملایان اسماعیل وفا یغمائی 22 آذر 1396
    «دوش با من گفت پنهان کاردانی تیز هوش
    کز شما پنهان نشاید کرد سر میفروش»
    گفت : پیر و خسته و غمگین غربت گشته ای
    هفت خنجربردل و هفتاد اندر پشت و دوش
    لیک باد نیمه شب گوید که رویت کرده است
    صبح را با کوله های نور در این حول و حوش
    گفت: روزی میرسد بی شک که بعد از این سکوت
    برکشد از قعر نفرت ملت ایران خروش
    میرسد روزی که جوباران خون از قعر خاک
    در سراپای وطن پیدا شود آید به جوش
    میرسد روزی که صد آتشفشان بی مهار
    از «خلیج فارس» تا «بحر خزر» در جنب و جوش
    میرسد روزی که این عمامه داران پلید
    که ازیشان شرمگینانند در عالم وحوش
    بانگ ملت کاخهاشان را بلرزاند شوند
    در فرار ازکین مردم در پی سوراخ موش
    هان کیانند این کسان با مکتب و آئینشان
    غیر مشتی هرزه گوی لات و لوت ولاش و لوش
    غیر مشتی دزد و جانی،دشمن عقل و خرد
    تنبل و تن پرور اما،رهزنانی سخت کوش
    درپلیدی برده گوی سبقت از مردابها
    قیر را از دل سیاهی هایشان در سر نه هوش
    این شکمپایان که هر یک را دهان گر واکنی
    خون پیر و نوجوان لب – پر زنان اندر گلوش
    دینفروشانی که دارد صد شرف بر ریششان
    تاری از موی زنان بینوای تنفروش
    با خداشان همچو آنان تشنه ی خون بشر
    با خدائی که خدا فرموده ما را: تف به روش
    دوستان!من از شما چون خویش نومیدم درین –
    غربتی که اشک ما را میکند هر لحظه نوش
    غربتی که در دو سویش هر دو دیوار زمان
    با دو سوهانش شود ازخون جانم سرخپوش
    غربتی که رهبرانش «چه گوارای» زمان
    در سخن، اما بواقع سخت«سوسول» و «مموش»
    لیک میدانم که فارغ از من و ما در وطن
    ملتی شیر اوژن اینک باز کرده چشم و گوش
    وز دوچشمش زاده فرزندان فردا را در اشک
    بی که چشمی بر کرامات نظیر جرج بوش
    خود به دوش افکنده از میراث میهن چون زره
    پرچمی سرخ و سپید سبز ،چون گل عطر و بوش
    این سخن خطی زدلتنگی شما را از (وفا)
    پیش از انی که شوم یا خود کنم خود را خموش
    هان نثار جملگی فردائی از صلح و صفا
    عشق درآن صبحدم، آزادگی را ساقدوش

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

91 queries in 3070 seconds.