سر تیتر خبرها
روز ششم تا هشتم نمایشگاه + تحلیل هفتگی

روز ششم تا هشتم نمایشگاه + تحلیل هفتگی

روز هشتم نمایشگاه خط خطی های محمد نوری زاد

روز هشتم بسیار شلوغ بود. نخستین بازدید کننده ای که به نمایشگاه آمد، بانو رضا خانی بود. مادر آرمان رضا خانی، جوان نابغه ای که من با این جوان مدتی در اوین زندانی بودم. جرم این جوان توهین به احمدی نژاد بود. وقتی آرمان شیرخواره ای بوده، جلال الدین فارسی – کسی که یک زمانی کاندیدای ریاست جمهوری بود – با تفنگ شکاری اش می زند و پدر آرمان و شوی این بانو را از پا در می آورد و سیستم قضایی شیخ محمد یزدی، زحمت می کشد و جلال الدین فارسی را تبرئه می کند. اکنون، آرمان شرایط روحی بسیار آشفته ای دارد. ایکاش نظام ولایی می دانست که چه جنایت هایی را به کانون خانواده ها رسوخ داده است. نداند نیز مهم نیست. هست آیا؟

امروز جمعه روز پایانی نمایشگاه است. چشم براه شمایم. شاید دکتر ملکی به نمایشگاه آمد.

خ کارگر بالاتر از خ نصرت کوچه عبدی نژاد پ 18 طبقه دوم – سرای قلم
محمد نوری زاد
شانزدهم آذر نود و شش – تهران

(عکسها در پایان)

———————————-

روز ششم نمایشگاه خط خطی های محمد نوری زاد

یک: روز ششم کمی خلوت بود. البته نسبت به روزهای شلوغ پیشین. از میان همه ی دوستانی که به نمایشگاه آمدند، به احساس غلیظ و طلبکارانه و البته دوستانه ی جوانی اشاره می کنم که تا مرا دید گفت: چرا نیامدی بیمارستان؟ کدام بیمارستان؟ سینا. در بیمارستان سینا مگر چه خبر است؟ بَه، خبر نداری؟ زلزله زده ها آنجا بستری اند. چند نفرند؟ ده یازده نفری می شوند. مثل مادر من که یک پایش را قطع کردند. این جوان سرشار از احساس بود. خواستنی و مطالبه گر. یک کرد غیرت مند که وقتی دانست ما کمک های دوستان و امانت هایشان را به “یارسانی” های آسیب دیده از زلزله برده ایم، محکم در آمد که: گرچه من خودم کرد هستم اما خاک پای دیگر هموطنانم ام. یارسانی ها که همسایه اند و نور چشم.

دو: دوستی به نام کمال از کانادا پول فرستاده بود برای هموطنان آسیب دیده از زلزله. اسمش را بر برگه ای نوشتم و عکس گرفتم تا ببیند و بداند: سیگنال های محبت و ادبش به ما رسید. جناب حسن یزدانی – صندوقدار کمک های مردمی – اتفاقاً آمد به نمایشگاه. همانجا پول کمال را در اختیارش گذاردم که برای هموطنان مان خرج شود. همانجا خاطره ای را برای دوستان تعریف کردم. این که: یکی از مأموران اطلاعات، به آقای یزدانی زنگ می زند که: من باید شما را ببینم. قرار می گذارند جایی را. می رود. دوست اطلاعاتی از تمام پول های واریز شده و برداشت شده پرینت بانکی در دست داشت. او می پرسد و آقای یزدانی همه را شرح می دهد. آن روزها ما مشغول مداوای دختر کردستانی مان بودیم. مأمور اطلاعات پس از اطمینان از درستیِ همه ی پول های واریزی و هزینه شده، دست به جیب می برد و دویست هزار تومان به آقای یزدانی می دهد و می گوید: این هم سهم من برای مداوای دختر کردستانی.

سه: تحلیل هفتگی مرا بشنوید. این تحلیل از این روی کمی متفاوت می نماید که ما به شکل غلیظ تری داریم به حساسیت های منطقه ای داخل می شویم. اصلا اینگونه نیست که با پایان یافتن داستان داعش، سرداران به ایران بازگردند و گلریزان شوند.


محمد نوری زاد

پانزدهم آذر نود و شش – تهران

روز ششم و هفتم نمایشگاه خط خطی های نوری زاد چهاردهم آذر نود و شش – تهران

روز هشتم نمایشگاه خط خطی های محمد نوری زاد – شانزدهم آذر نود و شش – تهران

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

103 نظر

  1. سلام بر نوریزاد گرامی
    در پاسخ به شبهاتیکه برخی در مورد اخلاط دین و حکومت ایجاد کرده بودند و به عنوان احتجاج به بحث پیمان عقبه استناد کرده بودند متنی مستدل ارسال شد و در آن به جوانب این پیمان و مفاد آن برای سست بودن استدلال ایشان اشاره شده بود که شوربختانه بر من مکشوف نشد که ایراد از فرستنده بود یا گیرنده که منتشر نشد.علی ایحال چون این نگارنده تمام متون خود را مستقیما در این سایت درج می نماید و امکان بازیابی نیست و هیچ متنی اصالت متن اول را نخواهد یافت از ارسال مجدد معذورم.علی ایحال چند باری چنین امری مشاهده شده که با شناختیکه از شما داریم گمان دارم که متن دریافت نشده است.
    با آرزوی سلامی شما


    سلام دوست گرامی،
    من متن منتشر نشده ای از شما ندارم. احتمالا در ارسال آن مشکلی بوده.
    با احترام

     
  2. از نظر دیگران:
    دادفر سپنتا، وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی در حکومت حامد کرزی: مسئولان ایرانی “انقلابی» هستند و “در کل به مسائل پروتوکلی زیاد پایبند نیستند.»
    ترجمه: مسئولان ایرانی به طور عمیق چیزی حالیشون نیست، بیشتر با سروصدای زیاد و زور و بی عقلی کار انجام میدن. یه مشت آدم از خود راضی هستن که خیال میکنن با لات بازی میشه در دنیا کار پیش برد.

     
  3. آنجایی که موسی قومش را هدایت می کند و دستورات خدایش را بر قومش اعمال میکند، به تفسیر امروزی کاری سیاسی میکند.
    آنجایی که عیسا با پیروانش سعی در هدایت مردم و بر ضد رومیان می شورد، کاری سیاسی می کند.
    آنجایی که پیامبراسلام عده ای را در مکه و مدینه می کشد نیز کاری سیاسی می کند.

    اعمال زور و کشتن و تحمیل عقیده بر دیگران یعنی خارج شدن از دین که بر مبنای اخلاق و وجدان و حفظ زندگی است.مگر اینکه زندگی و هستی درراس و هدف نباشد.چون زمانی که هدف قدرت می شود وجای اول هستی و زندگی که همان دین و وجدان است را می گیرد دیگرصحبت از سیاست است.
    فرمان مرگ و کشتار با حفظ زندگی و هستی هیچ همخوانی ندارد، حتی اگر dilemma یی را در نظر بگیریم، ذات کشتن همیشه با حفظ زندگی در تضاد خواهد بود.
    قدرت سیاسی قدیم اغلب بین یک یا عده ی معدودی بوده و حال آنکه در دنیای مدرن بین گروههای مختلف تقسیم شده و مردم در آن شرکت فعال دارند.لزوم آن نیز به دوران قرون وسطا می رسد، قرنها مبارزه ایدئولوژیک روحانیون مسیحی بر علیه قدرت گیری کلیسا و بازگشت به اصل و هسته ی دین بوده است و ما شاهدیم آنجایی که قدرت کلیسا از بعد از کوپرنیک (زمین مرکز جهان نیست)به پایان می رسد ، علم پیشرفت می کند .

     
    • سلام بر انسان گرامی
      می شود بفرمایید پیامبر در 13 سال مکی چه کسی را کشته است؟جالب است از دوسوی تلاش می شود که بالاجبار هدف انبیا را در کنار هدایت حکومت معرفی کنند!یکی برای تخطئه و دیگری برای رونق دکان خویش!وقتی موسی قوم خود را خارج می کند می شود بفرمایید چه کند که از منظر شما سیاسی نباشد؟بایستند تا دمار از روزگارشان بدر آورند؟کار سیاسی تعریف خاص خود را دارد.باید دید آیا انجمنهای سری تشکیل شد؟احزاب و متینگهایی داشتند؟تظاهراتی بود.سخنرانیهایی شد چه بوده؟یا یک نفر در نقش واعظ نزد فرد دیگری رفته و گفته دست از این اعمالت بردار و ظلم نکن او گوش نکرده و دیگری به جای مبارزه راه گریختن از منطقه تحت سلطه را برگزیده است تا حداقل از آزار نفر اول به دور باشد.با این تعریف شما از کار سیاسی من بعد هر همسایه ای به همسایه مردم آزار خود بگوید مردم آزاری نکن یا مثلا آشغال خود را جلوی خانه ما نگذار و او گوش نکرد و این یکی منزل خود را عوض کرد یقینا کار سیاسی کرده است.
      موفق باشید

       
      • سلام آرتین گرامی،
        در مورد سوال اولتان;
        1-عبد الله بن سعد
        2- عبد الله بن خطل
        3 و 4- دو كنيز آوازه خوان عبد الله بن خطل
        5- حويرث بن نقيذ
        6- مقيس بن حبابة (يا صبابة)
        7- ساره كنيز بنى عبد المطلب
        8- عكرمة بن أبى جهل
        و سیاست به اعمال قدرت از طریق نفود و قدرت فردی یا جمعی می گوییم. اینکه کسی اجازه خالی کردن آشغالش را در خیابان ندارد ،و یا طالب دستمزدش و یا حقوق از دست رفته اش است مربوط به حق و حقوق شهروندی است . و اغلب حفظ حقوق شهروندی با سیاست گره خورده بخصوص در جوامع عقب مانده دیکتاتوری وLeviathan .حال آنکه حفظ حقوق شهروندی ربطی به سیاست و اعمال زور ندارد و بلکه ربط مستقیم به قانون و مجریان قانون دارد که مستقل و فرا قدرتند.البته در جوامع دیکتاتوری و نظام ایران چون دستگاهها وابسته اند نقشی سیاسی می گیرد.

         
        • سلام بر انسان گرامی
          دوست عزیز چرا سخن من را دقیق مطالعه نمی کنید؟بنده عرض کردم پیامبر در ۱۳ سال حضور در مکه چه کسی را کشته است؟!شما فرموده اید به عنوان مثال عبداله ابن سعد!جهت اطلاع شما دوست عزیزم می گویم عبداله ابن سعد از کاتبان وحی بود که بعدها مرتد و مورد نفرت پیامبر شد.پس از فتح مکه یکی از کسانی که دستور به قتل او صادر شد همین فرد بود که البته عثمان که برادر رضاعی او بود شفاعتش را کرده و نجات یافت.مورد دوم عبداله ابن خطل که باز جزو هشت یا ده تنی بود که بعد از فتح مکه حکم قتلش صادر شد و باز ربطی به ۱۳ سال اول بعثت ندارد مابقی افراد هم که نام بردید کمابیش جزو این دسته بودند.خوب اینها چه ربطی به ۱۳ سال حضور پیامبر در مکه دارد؟در مورد حقوق شهروندی هم که فرمودید در واقع مغز سخن من همین است.آزادی بیان و حق زندگی آزادانه و در بند کسی نبودن جزو حقوق بدیهی انسان یا به قول شما شهروندان است.پس بزرگوار چرا این حق را برای موسی و یارانش قائل نبوده و با اینگونه استدلالها ناخواسته تنور طرفداران اخلاط دین با سیاست را گرما ببخشیم؟!
          پاینده و پیروز باشید

           
          • دوست گرامی،
            درست می فرمایید، بدلیل سریع خواندن و مشغله (عذر بدتر از گناه )بود. می بخشید.
            من به ذات کشتن برای و یا به نام دین انتقاد دارم.چون دیندار را کسی می دانم که به وجود وهستی احترام گذاشته و سعی در فهم و حفظ آن دارد. بدین خاطراسلام بخصوص زیر سوال می رود. چون طبق ده فرمان خداوند ، دیگر ادیان به اصل قتل نکن معتقد باید باشند،هر چند راهی دیگر رفته اند.وقتی هر عملی برای و بخاطر مردگان وبرای آخرت است ، چیزی جز مرگ پرستی اسلام برای من معنا نمی دهد.
            ممنونم از توجهتان
            با احترام

             
      • دوستان محترم…اشاره های مکرر شما به مکه صرفاً براساس روایتهای اسلامیست. راویان اسلامی از شهر چند هزار نفرۀ مکۀ پیش از اسلام نام میبرند. طبق مطالعات زمین شناسی و اقلیمی، مکه مکانی برای زندگی کردن نبود و پیغمبر اسلام با هزار جور تشویق و تهدید عده ای را پس از برگرداندن قبله از اورشلیم بسوی مکه، در آنجا ساکن کرد که همه بعلت آب قابل شرب، از آب باران در گودالها استفاده کرده و به اسهال خونی و حصبه و انواع کرمهای روده و امراض گوارشی و پوستی دچار شدند.. اما خودِ پیغمبر و خلفای راشدین یثرب را برای سکونت برگزیدند. چرا؟ چون مکه جای زندگی نبود. این روایتها همه ساخته و پرداختۀ مفتیان و آخوندهاست. از شما دعوت میکنم به مقالۀ زیر که در نوع خود تازگی دارد و برای اولین بار به فارسی برای اطلاع هم میهنان نوشته شده است، نظری بیاندازید و انتقاد خودتان را بطور منطقی مطرح نمائید. خلاصه آنکه: شهری بنام مکۀ قبل از اسلام اصلاً و ابداً وجود نداشته است. همین.

        http://sokhan-rooz.blogspot.com/2017/08/blog-post.html

        اما در مورد وجود فردی بنام موسی، ما این فرد را از طریق تورات یهودیان می شناسیم. ولی هیچگونه سند و مدرک تاریخی راجع به این شخص وجود ندارد. کتاب تورات هم که مملو از ادعاهای دروغ و عجیب و غریب و باورنکردنیست. در این کتاب خدا بارها از آسمان نزد موسی به زمین میآید و یا با یعقوب از شب تا صبح کشتی میگیرد و یا حکم به سنگسار میدهد… چگونه هر آدم عاقلی چنین ادعاهای مسخره ای را باور میکند؟ آیا شما میدانید که صدها هزار مسیحی تا کنون در کوه طور درجستجوی خدای موسی کشته شده اند؟ داستان کلیسای سنت کاترین و شهر فران در صحرای سینا را بخوانید و به بینید رسوبات آموزه های یهودی در آنجا چه فجایعی بار آورده است.

         
  4. در شهر هرت
    “امام ره ؟ ;بی تردید فلسطین آزاد خواهد شد.”

    اما نه بدست تروریستها،بی تردید ایران آزاد خواهد شد و از دست تروریستها نجات خواهد یافت.

     
  5. در شهر هرت
    “امام (ره)؟;آستان قدس از مالیات معاف است.”
    یعنی؛ مردم اجاره نشین در زمینهای غصبی از طریق آستان قدس فقط باید مالیات بدهند ،اصلا مگر آستان قدس جزو مردم است که مالیات بدهد؟

     
  6. امام/* جمعه تهران: ما موشک داریم و موشک هم می سازیم و تا جایی که بتوانیم برد آن را افزایش می‌دهیم. تا هزاران کیلومتر هم افزایشش می دهیم تا خواب را از چشمان کاخ سفیدنشینان بگیریم.
    مش قاسم: ای بیچاره، خودت هم نفهمیدی چی گفتی. تو که موشکی نداری که به کاخ سیفید برسه، کاخ سفیدنشینان موشک دارن که تا زیر تشک و منبر تو هم میره، حالا کی خواب از چشمش باید بره؟ خدا وکیلی این منقلابیون ۵۷ چه …(سه نقطه از مش قاسم)هایی بودن که مملکت رو به دست یه مشت …(سه نقطه از مش قاسم)تر از خودشون دادن.

     
  7. موضوع دین و سیاست در منظر اسلام از زوایای چندی میتواند مورد بررسی باشد. تمام سو برداشتها در این مورد به چند دلیل است. اول داشتن سمت رهبری سیاسی توامان پیامبر اسلام در عین نبلیغ وحی و دیگری عمل‌کرد مسلمین و صحابی بعد از رحلت ایشان و ایجاد بنیاد خلافت بعنوان جانشینان نبی و بعد عمل‌کرد روحانیون در طول زمان.

    قبلاً هم تأکید شد که رهبری سیاسی هیچ‌گاه در طول دوران تبلیغ دوران مّکه در دستور کار نبود و حتی یک آیه هم در این مورد نازل نشد بلکه بر عکس به پیامبر تأکید می‌شود که او صرفاً بشیر و نذیر است و تسلطی بر دیگران ندارد.اینها چون بکرات گفته شده نیازی به تکرار ندارد.
    وضعیت مدینه نتیجه اتفاقاتی است که منجر به هجرت شد و در مدینه پیامبر نه بعنوان یک فرستاذه الهی بلکه بعنوان یک مدیر و مدبر جایگاه ویژه ای یافت هر چند که رهبری معنوی پیروان خود را هم داشت. تمام آیات مدنی هم در پاسخ به مسائل و مشکلات مدینه است و هیچ طراحی برای یک نظم سیاسی جدید در کار نیست. پیامبر هیچ‌گاه یک نظام سیاسی را طراحی نکرد و هیچ خط مشی هم برای مؤمنین در این رابطه تعیین نکرد. هیچ‌گاه دستور حمله به خارج از مرزها را نداد و حتی در مورد جانشین خود هم رهنمودی نداشت.
    بر اساس گزارش‌های تاریخی مورد تائید همگان،بعد از فوت وی صحابی برای تعیین وضع جدید در سردرگمی بودند و چیزی نمانده بود شیرازه هر آنچه هم تشکیل شده بود از هم بپاشد. در اینجا ابوبکر و عمر تصمیم به حفظ وضع موجود را در فقدان نبی گرفتند و بنای خلافت را ایجاد کردند. برای همه اینها و آنچه که بعداً شد نه دستوری در قرآن است و نه توصیه‌ای از جانب رسول.

    پیامبر بنا بضروروت در امور سیاسی دخیل بود ولی هیچ‌گاه نگفت که برای حکومت خدای متعال به او نظام سیاسی خاصی را توصیه کرده. در زمان زعامت خودش هم هیچ‌گاه رفتاری نداشت که ابن گمان را تقویت کند.

    مذاهب اسلامی و تمام آنچه مسلمانان بعد از رحلت رسول کرده‌اند مسئولیتش هر چه هست متوجه خودشان است. آن‌ها به ایران و جاهای دیگر یورش بردند و فجایع زیادی هم مرتکب شدند. این اعمال تصمیم خودشان بود ولاغیر.

    ما برای اینکه ثابت کنیم که اسلام قائل به حکومت بعنوان یک وظیفه دینی نیست لازم نیست چندان استدلال زیادی بکنیم. اگر از تاریخ اسلام همینقدر بدانیم و قبول داشته باشیم که امام علی به لفظ صریحی امر حکومت را بی ارزشتر از آب دهان بز دانست، همینقدر برای فهم اینکه اسلام حکومت را امر مقدسی نمیداند کافی است.

    اینکه در طول تاریخ برای مثال مرحوم مدرس بیاید و بگوید سیاسیت ما عین دیانت ما است و بر عکس، این حرف خود وی است که حامی سلطنت قاجار بود و برای یک مسلمان حجت نیست. در طول تاریخ شیعه هم بقدر کافی عالمانی بوده‌اند که قائل به امر حکومت ردعصر غییبت نبوده اند.

    این حرفهائی هم که روحانیون فعلی میزنند و جنبه مقدس به حکومت میدهند صرفاً برای حمایت از فساد افسار گسیخته ای است که در سایه همین تقدس مابی وقوعش ممکن شده و هر کسی را هم که از آن‌ها سئوال میکند به بدعت گذاری و سکولار بودن و شبهه افکنی متهم میکنند.

    ولی سیر حوادث و وضعیت فلاکت بار اقتصادی و فرهنگی مردم ایران دیگر جائی برای این عوامفریبی ها نمی‌گذارد و ما امروز بخوبی می‌فهمیم که چرا عصر روشنگری با حذف روحانیون بعنوان روحانیون از صحنه سیاست همراه شد.
    امروز هم باید برای حفظ شالوده دین، از امر حکومت تقدس زائی کرد و حاکمیت را از برج عاجش پایین آورد و به مردم پاسخگو کرد. ما از تعلیمات دینی اینرا میفهمیم و بس.

     
  8. با سلام و درودهاي گرم و پرمهر
    ممانعت از برگزاري مراسم پوينده و مختاري با سناريو جديد گروگانگيري
    رضا خندان (مهابادي)، دبير كانون نويسندگان ايران، در گفتگو با راديو ندا از ممانعت نيروهاي امنيتي از برگزاري مراسم زنده يادان محمد مختاري و محمد جعفر پوينده با سناريو جديد گروگانگيري تني چند از اعضاء كانون نويسندگان ايران خبر داد!

    http://radio-neda.blogspot.com/2017/12/blog-post_7.html

     
  9. مصلح آبادی اراکی

    با سلام آقای نوری زاد بنده از صمیم و قلب و از ته دل شما را ” آیت الله ” میدانم و می نامم . وقتی در کشور پهناور ایران و در یک جلسه ی بسیجیان ، بنده با گوش های خودم از حسین الله کرم شنیدم که خود را آیت الله می نامد و میگوید من هم بلد هستم ” فتوای ” صادر کنم ، چرا شما آقای نوری زاد ، آیت الله نباشید و ” فتوای ” صادر نکنید ؟ در این کشور ، الی ماشاء الله کم نیستند آیت الله های خودخوانده ای که از خود ” فتوای ” صادر میکنند و هرگز معطل مقام عظمای ولایت و ” فتوای ” ایشان نمی شوند . چند تا از این آیت الله خود خوانده و جلوتر از ” فتوای ” مقام حضرت آقا را نام می برم . آیت الله حسین شریعتمداری کیهان قلم بدست فحاش ، آیت الله حسن عباسی تئوریسین خشونت . آیت الله سعید قاسمی که سردارِ معروفِ سعید اینجا ، آنجا و همه جا ( سال 78 دانشجوایان را با نام ” یا فاطمه زهرا ” از طبقات دانشگاه به پایین پرتاب میکردند ). آیت الله حسن کرد میهن . شیخ اینجا ، شیخ آنجا ، شیخ همه جا ( آتش زن سفارت عربستان). آیت الله مهدی کوچک زاده شخص بد دهن اصطبل بهارستان . آیت الله حمید رسایی رفیق و شفیق کوچک زاده . آیت الله محمود احمد نژاد که کشور را با ” فتوای ” های عجیب و غریب نابود کرد و کسی هم جلو دارش نبود . آیت الله منصور ارضی مداح و ” فتوای ” معروف کشتن و قتل رحیم مشایی . آیت الله سعید حدادیان مداح و ” فتوای ” معروف برگ انجیر بستن به عورت احمد نژاد و آیت الله و … اما ما معترضین به کج روی ها و پلشتی ها و قانون گریزان از شرع و انسانیت و مدنیتِ مسئولین کشور اسلامی ! شمای آقای نوری زاد را فعلاً با آن قلب رئوف تان که در بیان داستان موسی و شبان حسابی لکنت زبان پیدا نموده و از ته قلب گریستید را به مقام شامخ ” آیت الله ” بصورت دربست قبول داریم .

     
  10. سلام بر ناظران گرامی
    در مورد بحث میل پیامبر به حکومت یا عدم آن که مطالبی نگاشته شد شوربختانه مشاهده گردید که برخی از روی تعصب و عناد و آگاهی به این موضوع که رد میل پیامبر بر حکومت استوانه های پوشالین حوزه های اعتقادی را فرو خواهد ریخت برخی مباحث را با یکدیگر خلط نموده تا به مقصود خویش برسند و به عنوان احتجاج بحث پیمان عقبه را مطرح کردند.لازم است در اینجا بحثی کوتاه از این پیمان به میان آوریم تا مشخص گردد گزافه گویان واقعی چه کسانی می باشند:
    پیمان عقبه پیمانیست که در سال دوازدهم بعثت یعنی زمانیکه بیش از نیمی از زمان رسالت گذشته صورت گرفته و موضوع از این قرار بوده که ۱۲ نفر از یثرب که بعدها مدینه النبی خوانده شد شامل ۹ نفر از قبیله اوس و ۳ نفر از قبیله خزرج به دیدار پیامبر شتافته و با او پیمان بستند.دقت شود که اولا پیامبر تا ۱۲ سال میلی به حکومت نشان نداد و بعد پیش قدم نشده و عده ای دیگر به سوی او شتافتند.مفاد پیمان هم در نوع خود جالب است.در پرستش برای خدا شریک نگیرند، دزدی و زنا نکنند، بهتان نزنند، فرزندان خود را نکشند و نافرمانی پیامبر را در آنچه صلاح است نکنند که روی هم رفته عمل کردن به تعالیم دین اسلام بوده‌است. این بیعت را بیعةالنّساء نیز نامیده‌اند. به علت اینکه قرار شد بین مسلمانان و کفار جنگی روی ندهد و چون جنگیدن از جلوه‌های مردانگی است این بیعت را بیعةالنّساء نامیده‌اند.مشاهده می گردد تماما مفاهیم اخلاقی و دینی مطرح شده و نامی از بحث حکومت نیست و حتی جنگ هم تجویز نشده است که برخی مغرضانه بیعت را که اطاعت از فردی در برخی امور مورد توافق است را به بحث حکومت ربط داده اند!!در پی این امر فردی به نام مصعب ابن عمیر به مدینه می رود تا مردم را به خواندن قرآن و برپایی نماز دعوت کند.باز هم بحث اعتقادیست و ربطی به حکومت ندارد.بعد از مدتی مصعب بشارت مسلمان شدن مردم یثرب را به محمد می دهد و عقبه دوم شکل می گیرد.موضوع بیعت دوم اینست که بر این امر با شما بیعت می‌کنم که، همانگونه که از زنان و فرزندانتان حفاظت می‌کنید، از من نیز دفاع کنید.پس بحث دفاع است که در سیستم قبیله ای اعراب مرسوم بوده نه اینکه برخی متعصبین از آن به عنوان مقدمه حکومت یاد کرده اند!جالب است که پیامبر دوازده تن از گروه دوم را برگزیده به آنان می گوید کفیل قوم خود باشد همانگونه که حواریون برای عیسی بودند و اینهم دلیل دیگریست که نشان می دهد بحث نه بحث حکومت داری که بحث هدایت و راهنماییست.
    همانگونه که قبلا هم اشاره شد اگر قضایای بعدی بالاجبار محمد را به سوی تشکیل یک حکومت نیم بند سوق نمی داد معلوم نبود دکانداران اخلاط دین و سباست از کدام دلیل و مدرکی برای اثبات خود سود می جستند؟!
    پاینده و پیروز باشید

     
  11. مصلح آبادی اراکی

    با سلام اینکه عده ای در کشور برای جنگ طلبی و توسعه طلبی افکار پوچ خود و عوام فریبی مردم بدبخت کشور و گول زدن عده ای نفهم ساده لوح و بچه مغزی و مفز فندقی ، به نوعی توجیه میکنند که اگر در عراق و سوریه نمی جنگیدیم ، می بایست در تهران با داعش بجنگیم و اینکه داعش پس از پیروزی در عراق و سوریه مرز خود را به کشور ما نزدیک میکرد و … باید در جواب این عوام فریبان گفت که مگر صدام حسین عفلقی با آن همه کبکه و دبدبه و انواع و اقسام تجهیزات جنگی و موشک و هواپیمای زمین به زمین و موشک های هوا به هوا و دور برد و میگ و سوخوی کشور روسیه و … در تجاوز خود به کشور توانست یک وجب از خاک کشور ما را بگیرد که داعشی ها بتوانند ؟ داعشی ها که عده ای معترض و منتقد به حکومت قدرت طلب شیعی عراق بوده و قسمت کوچکی از عراق و سوریه را در تسخیر خود داشته و هدف آنها از بین بردن حکومت دیکتاتوری بشار اسد و حکومت شیعه ی فرصت طلب و قدرت طلب شیعه در عراق بوده و با نظام کشور ما هم هیچ تعارضی نداشته . مگر داعشی های احمق ندیدند که صدام حسین جاه طلب بعد از 8 سال جنگ و خون ریزی در دو کشور بالاخره با تمام قوای شکست خورده اش به مرز بین اللمللی خود برگشت . خود داعشی هم میدانند که غلط زیادی میکنند که به مرز های کشور ما نزدیک شوند . اما در کشور ما برای ترساندن از داعشی که معارض حکومت دیکتاتوری شیعه گستر در عراق بوده و این حرفها از دهان هر کس در آید، یاوه ای بیش نیست !

     
  12. جناب مزدک،با اینکه شوربختانه با بیشتر برداشت هایی که شما در باره اسلام و تاریخ اسلام و پیامبر اسلام و قرآن کریم دارید مخالف هستم و آنها را ناشی از ناآگاهی و عدم تسلّط شما به سیره و تاریخ اسلام یا غرض ورزی سیاسی و ملحدانه شما می دانم اما در این نکته برداشتت را برخلاف برخی برداشت های ناآگاهانه یا سلیقه ای درست می دانم که :از نظر کتاب و سنت اسلامی و سیره و تاریخ پیامبر اسلام که درود خدا بر او باد،بافت و تار و پود دیانت اسلام از اندیشه سیاسی جدا نیست و اصطلاحا دین از سیاست جدا نیست و بلحاظ تاریخی پیامبر اکرم که درود خدا بر او باد حکومت ساده ای متناسب با عصر خود تشکیل داد و در قرآن کریم آیات گوناگونی در باب اندیشه های اجتماعی و سیاسی و حکومتی وجود دارد که غیر قابل توجیه و غیر قابل کنار گذاشتن هستند مگر اینکه کسی باور به بعثت و نبوت و نزول وحی و حجیت و سندیت قرآن کریم باشد.بقول شما اگر کسی اهل اطلاع باشد و سیره و تاریخ پیامبر اسلام را درست مطالعه کرده باشد،نیز قرآن کریم را من البدو الی الختم دقیق تدبر کرده باشد در می یابد که این ادعا که پیامبر اسلام کاری به سیاست و حکومت نداشت و صرفا جبر تاریخی! او را وادار کرد که در مدینه تشکیل حکومت دهد ادعایی گزاف و خلاف بداهت تاریخی و کتاب و سنت است البته پيامبراسلام (ص) پس از ادعاي پيامبري ادعاي حاكميت نكردند، ولي پس از بيعت هفتاد و سه نفر از بزرگان مدينه در ايام حج در گردنه مني با آن حضرت زمينه حكومت مردمي پيامبر(ص) در مدينه فراهم شد، و به درخواست آن حضرت آنان از ميان خود دوازده نفر از سران را به عنوان نماينده معين نمودند تا بين پيامبر(ص) و آنان رابط و ناظر باشند و پس از ورود به مدينه با يهود مدينه نيز قراردادهايي را منعقد كردند; و هنگامي كه آن حضرت مكّه مكرمه را فتح کردند با مردان مكی بيعت كردند، و بدنبال آن زنان مكه نيز تقاضاي بيعت نمودند كه آن حضرت قدحي از آب خواستند و دست خويش را در آن فرو بردند و فرمودند شما زنان دستهايتان را در اين آب فرو بريد، و بدين وسيله با زنها نيز بيعت كردند این صفحات تاریخ هست و هرکس ادعای گزاف دیگری دارد می تواند ادعای خود را مستظهر به تاریخ و متن مطرح کند.بنابر این خود این بیعت ها با سران قبائل در مکه و مدینه بوضوح قرینه روشنی بر تشکیل حکومت و قدرت سیاسی برای اجرای عدالت و احکام اجتماعی اسلام بوده است،در واقع بيعت در آن زمان براي تثبيت حكومت و فرمانروايي و نشانه يك قرارداد اجتماعي بود كه بين مردم از يك طرف و شخص حاكم از طرف ديگر همچون ساير معاملات و قراردادهاي اجتماعي انجام مي شد.
    ( رجوع سیره ابن هشام ج2 ص 85)
    البته برداشت نادرستی هم شما دارید و آن این است که خیال می کنید تشکیل حکومت و اقتناء قدرت سیاسی برای پیامبر اسلام که درود خدا بر او باد و سایر انبیاء الهی،امری اصیل بوده است نظیر گرایشاتی که شما اهل دنیا به دنیا و قدرت و حکمرانی دارید،در حالیکه این برداشت درست نیست،و تشکیل حکومت و اقتناء قدرت سیاسی نزد اولیاء اسلام امری بالعرض و غیر اصیل بوده است بعنوان مقدمه برای استقرار عدالت و اجرای احکام اجتماعی اسلام،و همه جنگ ها و کشت و کشتار ها (بقول شما) که به ایشان تحمیل شد برای تامین این هدف بوده است وگرنه پیامبر اسلام در زندگی شخصی زاهد ترین مردم و بی رغبت ترین آنها به دنیا بود و چنانکه مولی علی که درود خدا بر او باد جایی در نهج البلاغه فرمود : این حکومت شما فی نفسه نزد من از آب بینی بز کم ارزشتر هست و در عبارت دیگری با اشاره به لنگه کفشی که آنرا وصله می کرد فرمود:قیمت این حکومت نزد من بخودی خود از این لنگه کفش کمتر است مگر آنکه “حقی را بپا دارم یا باطلی را ابطال کنم”.

     
    • تصحیح می شود :”مگر اینکه کسی باور به بعثت و نبوت و نزول وحی و حجیت و سندیت قرآن کریم نداشته باشد”.

       
    • در آن فرو بردند و فرمودند شما زنان دستهايتان را در اين آب فرو بريد، و بدين وسيله با زنها نيز بيعت كردند
      ………….
      سید مرتضی بنابراین می بینید که من بیگانه با اسلام و تاریخ اسلام و قران و متون اسلامی بر خلاف گفته های شما نیستم ولی نمی دانم چرا شما انچه را که بنفع شماست درست می پندارید ولی انچه را مطابق میل و هدف و باور شما نیست درست نمی دانید. مثلا در همین جمله بالا که نوشته اید ایا تناقضی با گفتار قرآن که دست محمد را در استفاده از زنان کاملا آزاد گذاشته است ندارد؟ چرا باید محمد که تمام زنان مسلمان بر او حلال هستند بجای دست دادن به یک یک آنها از این ترفند/// و تبعیض امیز و تحقیر کننده استفاده کند؟
      من سید مثل شما معتقدم که نه تنها محمد بلکه همه رهبران دینی بدون حتی یک استثنا برای گرفتن قدرت برخاستند چون اصولا هر بشری که ادعایی دارد برای به کرسی نشاندن ادعایش باید قدرت بگیرد چه در گروهی کوچک و چه در سطحی بزرگتر. بنابراین هیچ ادعایی در سطح اجتماع نمی تواند بدون تکیه بر قدرت خود را به اثبات برساند.
      ……………..
      این حکومت شما فی نفسه نزد من از آب بینی بز کم ارزشتر هست و در عبارت دیگری با اشاره به لنگه کفشی که آنرا وصله می کرد فرمود:قیمت این حکومت نزد من بخودی خود از این لنگه کفش کمتر است مگر آنکه “حقی را بپا دارم یا باطلی را ابطال کنم”.
      ………
      ولی در مورد علی باید بگویم که یا کسانیکه این کتاب را از قول علی نوشته اند دروغ گفته اند و یا /// دروغ گفته و مثل امام خمینی خدعه کرده. ما اگر علی را ندیده ایم امام خمینی و سفاکیها و بی رحمی ها و جنایاتش را شاهد بوده ایم. حضرت ایشان هم خود را طلبه ایی ساده و عارف و زاهد می دانست که اصلا در سیاست نمی خواهد دخالت کند و به قم خواهد رفت و تنها کارش هدایت خواهد بود. ولی همین شخص زاهد و طلبه یک پا قبا به آنچنان جنایتکاری تبدیل شد که به زنان حامله هم رحم نکرد و صدها دختر مسلمان مخالف را به متجاوزین بسیجی وسپاهی سپرد تا باکره به بهشت نروند.
      4/5 حکومت علی نیز نه تنها بهتر از حکومت خمینی نبوده بلکه بمراتب خشن تر و //// بوده. بنابراین کسیکه چنین جنایاتی برای حفظ حکومت خود نموده اگر هم چنین /////////////////////////

       
    • یاران جان درود

      من نمیدانم چگونه میتوان خدایی را که قادر نیست سخن خود را به

      کل بندگانش یا در صد بالایی از آنها تفهیم کند وباید با دگنک تفسیر

      وشان نزول ووووو آن هم تعداد کمی آن را بفهمند را پرستید واین

      امکان کو خدایی را که قادر به این کار است را نتوان فرض کرد.

      آورده اند ملا نصر الدین نامه می نوشت و خود با آن همی شدی

      چه دیگر کس قادر بخواندن نبودی. این حکایت متون محتاج مفسر

      وشان نزول وصید وووو کو هریک به سود خویش معنایی برآن نهند

      کی به مقصود خود رسند.

       
    • سید مرتضی;البته برداشت نادرستی هم شما دارید و آن این است که خیال می کنید تشکیل حکومت و اقتناء قدرت سیاسی برای پیامبر اسلام که درود خدا بر او باد و سایر انبیاء الهی،امری اصیل بوده است نظیر گرایشاتی که شما اهل دنیا به دنیا و قدرت و حکمرانی دارید،در حالیکه این برداشت درست نیست،و تشکیل حکومت و اقتناء قدرت سیاسی نزد اولیاء اسلام امری بالعرض و غیر اصیل بوده است بعنوان مقدمه برای استقرار عدالت و اجرای احکام اجتماعی اسلام،و همه جنگ ها و کشت و کشتار ها (بقول شما) که به ایشان تحمیل شد برای تامین این هدف بوده است وگرنه پیامبر اسلام در زندگی شخصی زاهد ترین مردم و بی رغبت ترین آنها به دنیا بود.”

      جناب سید ،لطفا زاهد را تعریف کنید!؟

       
  13. سید مرتضی گرامی
    با سلام و تحیت..در رابطه با مطالب شما موارد ذیل را عرض میکنم:
    1- همانطور که جناب نوریزاد هم مرقوم داشتند، بنده گفتم هدف از نجات بشار حفظ خط تدارکاتی ما به حزب الله بود و به تعبیر ایشان حفظ بساط سید حسن نصرالله میباشد. در این رابطه موضوع حفظ حرم پوششی احساسی بیش نیست تا بتوان برای این برادر کشی سرباز گرفت و افکار عمومی را با احساسات مذهبی قانع کرد.
    2- در انتخاب استراتژی در مورد سوریه اولین سئوال این است که باید سوریه متحد ایران باشد یا بشار اسد؟ پاسخ ایران این بوده که بشار اسد به سوریه ارجحیت دارد. یعنی اگر تمام سوریه هم به وضعی بیفتند که افتاده ولی بشار سرکار در دمشق باشد ما پیروزیم. حال اگر برای این کار روسیه وارد شود آمریکا بیاید و میلیونها سوری هم آواره شوند و بین ما و سوریها و اعراب خاور میانه به خاطر همدستی با بشار اسد کینه تاریخی بر قرار شود چه باک.
    3- اگر میخواستیم سوریه در مدار رابطه ما باشد در اینصورت ضرورتی نداشت که برای کشتار سوریهای مخالف اسد نیرو و سرباز و پول و آبرو بفرستیم..خیلی راه‌های بهتری هم بود که از لحاظ اعتقادی هم با یک رژیم تبهکار همداستان نشویم.میتوانید به مقاله سردار علائی در جند سال پیش هم مراجعه کنید که بخاطر آن به منزلش یورش بردند.
    4- شما در مورد کشورهای دیگر میگوئید که آن‌ها هم پول خرج کرده اند. به من ایرانی چه مربوط که ترکیه و یا دیگری دنبال چیست؟ من ایرانی باید منافع مردم خودم را در نظر بگیرم و ببینم صلاح من در چیست؟ اگر در شرایط تحریمی می‌رویم با هواپیما دلار نقد را به سوریه می فرستیم و تحویل خزانه بشار میکنیم، آن پولی است که بخاطر نیودنش خودمان با تورم دو رقمی مواجه میشویم،نمیتوانیم طلب پیمانکارهای نیرو را بدهیم، نمیتوانیم درمان بیماران خودمان را تأمین کنیم و نمیتوانیم برای ارتش خودمان تجهیزات بخریم. آیا واقعاً درک این معادله انقدر دشوار است؟
    5- کسی که می‌خواهد در جائی نفوذ ذاشته باشد یعنی دنبال در آمد و منافع از آنجا است. مگر ملت ایران کمیته امداد دیگران است که به هر بهانه‌ای خزانه اش را خالی کنیم و به جاهای دیگر بفرستیم؟ شما که آدم متشرعی هستید اجازه این دست اندازی به اموال عمومی را با کدام مجوز از مردم ایران گرفته اید؟
    6-چه کس گفته حزب الله از مسلمانان در مقابل اسرائیل دفاع میکند؟ دلیل این ادعا چیست؟ در جنگ سی و سه روزه چند سال پیش که به اعتراف خود نصر الله بر اساس یک اشتباه محاسبه ایشان صورت گرفت تمام زیر ساختهای کشاورزی جنوب لبنان از بین رفت و رهبر ایران برای نجات سید حسن با گسیل کردن پول نقد و امکانات کشور او را از سقوط نجات داد.
    7- در مورد کشته های ایرانی واقعاًآیا این اشخاص آیا واقعاً با عشق و شور ایمانی به سوریه می‌روند و یا با حقوق و مزایای خوب و تشویق و تحریک اینکه برای خدا میجنگندبه آنجا میروند؟وقتی همسر مرحوم حججی میگوید همسرش برای حفظ رو سری رفته، میتوان عمق اصلاع این خانوادهها را از دلایل فقدان عزیزانشان هم درک کرد..دیگر اینکه هر خانواده بی سر پرست برای جامعه یک مصیبت است.شما مگر توانسته اید مشکل شهدای جنگ با عراق را حل کنید که خانواده‌های دیگری را هم به صف آن‌ها اضافه میکنید؟
    8-شما ظاهراً وقتی به حساب مردم میرسد خیلی از ذلار و ریال دل میکنید و این نشانه ای از عدم درک درست از نقش پول و اقتصاد در حیات مردم است. واقعاً قرآن چه زیبا گفته است که «هیچگاه اختیار اموال و دارئیهای خود را که خداوند برای زندگی شرافتمندانه در اختیار شما قرار داده بدست سفیهان ندهید»..آری دوست من..اموال این مردم در دست سفها است و سرنوشتی بهتر از این را هم نباید انتظار داشت..
    در ضمن سفر به میدان شوش و جنوب تهران فراموش نشود. برای درک برکات کمکهای مستشاری به برادر اسد و نصر الله مفید است.

     
    • سلام و درود بر یاران گرامی

      1- بنده نیز توضیح دادم که برداشت شما اشتباه است و کنش یا واکنش منطقه ای ایران در سوریه کنشی چند بعدی و چند جهتی بوده است که یکی از آنها دفاع از حریم اهلبیت پیامبر بوده است نه همه آن.نیز کمک به حزب الله بعنوان یک نیروی داخلی قانونی که برابر تعدیات اسرائیل می ایستد کمکی معقول و درست هست.

      2-البته کشور سوریه از گذشته تاکنون متحد استراتژیک منطقه ای ایران بوده است نه فرد بما هو فرد،منتها دولت های قانونی در هر کشور در هر حال توسط حاکمان منتخب آنها اداره می شود و این تقابل و تغایری که شما بین سوریه و حاکمان و دول قانونی آنجا ترسیم می کنید نامفهوم است.وضعیت ویرانی که سوریه به آن افتاده محصول دخالت ها و جنگ های نیابتی و حضوری بدون مجوّز قدرت های بزرگ و متحدان آنهاست نه کمک ایران به دفع تروریسم بدرخواست دولت قانونی سوریه،پیروزی در آنجا هم تنها پیروزی ایران نیست،پیروزی جمعی همه کسانی است که برای دفع داعش و رفع دخالت های غیر قانونی بیگانگان در سوریه تلاش کردند.اینکه میلیونها سوری آواره یا کشته شوند آیا محصول کمک متاخر ایران برای دفع آشوب و دخالت عناصر مزدور قدرت های منطقه ای بوده است یا محصول دخالت های غیر قانونی قدرت ها و اقمار آنها؟

      3-استراتژی ایران در حضور بدر سوریه بدرخواست دولت قانونی آن این نبوده است که سوریها کشته شوند،به اهداف استراتژیک ایران چند بار اشاره کردم،در آنجا پس از مسلح شدن گروههای مختلف و ورود و دخالت داعش،منطق درست تثبیت دولت قانونی برای ایجاد نظم و دفع شر تروریست هایی بوده است که هریک خواسته خود را بتبع از قدرت های خارجی دنبال می کردند و همین باعث کشتار و آوارگی مردم سوریه شده است نه صرف حضور ثانوی ایران بدرخواست دولت سوریه.شما از “راههای بهتر”سخن می گویید،اگر ممکن است شمه ای از این راهها را بیان کنید،آیا در یک نزاع ذو اطراف و شعله ور شده، از نظر شما راه این بوده است که ایران بنشیند و شاهد سقوط حکومت متحد منطقه ای خود توسط عمّال قدرت های منطقه ای و فرا منطقه ای باشد؟! سیاست جمهوری اسلامی هم اکنون پس از نابودی داعش و کاهش یا ختم درگیری ها سیاستی معقول و منطبق بر دموکراسی است:اینکه خود مردم و گروههای سوری در مورد حکومت و حاکم آتی خود تصمیم بگیرند از طریق انتخابات آزاد تحت نظارت بین المللی،و همین التزام ایران دقیقا برهان قاطعی بر خلاف بدبینی شماست که هدف اساسی ایران حفظ بشار اسد بوده است.

      4- در مورد هزینه ها من گفتم فقط ایران برای تامین اهداف منطقه ای خود هزینه نکرده است کشورهای دیگر دهها برابر ایران هزینه کرده بودند که نسبتی با هزینه کردن ایران نداشته است،حال من و شما تا دقیق رقم هزینه را نداشته باشیم سخنمان سخنی هوائی خواهد بود اما ایران بیشتر در زمینه مستشاری و حضور برخی داوطلبان هزینه کرده است و هزینه های ایران با هزینه های کلان قدرت های فرامنطقه ای و منطقه ای برای ترانزیت افراد و مسلح کردن آنها قابل مقایسه نیست،در هر حال این ایده شماست که بمن چه؟اما برای تامین اهداف منطقه ای پیش گفته و دفع شر تروریزم از سرحدات ایران و منطقه بهر حال هزینه کردن امر طبیعی است،بحث اقتصاد ایران تابع علل و عوامل خاص خود است نمی شود هر هزینه در هر راهبردی را سبب وضعیت خاص اقتصاد ایران دانست.

      5-این منطق بمن چه که در گفتمان شما هست با اصول دینی و قانون اساسی و قوانین دیگر ایران در لزوم کمک به مستضعفان و محرومان و ستمدیدگان که جزء وظایف حاکمان هست هماهنگ نیست،اینجا بحث نفع شخصی حاکم یا حاکمان مطرح نیست بحث وظیفه و قانون اساسی و قوانین دیگر هست،اساس جمهوری اسلامی نیز بر انتخاب و رای مردم است،اگر حاکمی انتخاب شد یا دولتی انتخاب شد این یعنی اعتماد مردم به حاکمان و دولت ها در اجرای قوانین،باید عرض کنم منطق شما ربطی به دین اسلام و قانون اساسی مصوب این کشور ندارد،در واقع منطق شما همان منطق نفع طلبانه سرمایه داری است با اینکه خود آن دولت ها و حکومت های کاپیتالیستی هم علیرغم مادیگری و اصالت مادیات و محور قرار دادن سرمایه و نفع شخصی و عمومی ،برای تامین منافع منطقه ای خود هزینه ها می کنند! مراجعه ای بفرمایید به هزینه های کلان نظامی امریکا و اقمار اروپائی او در خاورمیانه و کشورهایی مثل عراق و افغانستان و اخیرا سوریه! در واقع اینکه به آن اشاره می کنید دست اندازی نام ندارد.

      6-دفاع و بازدارندگی حزب الله در برابر اسرائیل در جنوب لبنان اظهر من الشمس است،دلیل آن هم اینهمه عداوت و شاخ و شانه کشیدن اسرائیل و امریکا برای حزب الله است جای تعجب است از شما که واقعیات عینی را راحت انکار می کنید.

      7-آری افرادی که به آنجا رفتند و شهید یا مجروح شدند با رضایت کامل رفتند،وکسی آنها را مجبور نکرده است،اینکه شما به اصول دیگری و برداشت های دیگری تمایل دارید دلیل این نیست که آرمانهای دیگران را مورد سوال قرار دهید،بعد موجب شگفتی است که سند ارزیابی خود از این جانفشانیها را اظهار نظر نادرست و فردی همسر یکی از شهیدان قرار می دهید!

      8-این برداشت شماست،برداشتی مبتنی بر مبانی نادرستی که در تعریف اهداف معنوی، انسانی و استراتژیک و امنیتی دارید،اگر اهداف اهداف تثبیت شده بود طبعا هزینه ها هم رواست،بنابر این اختلاف نظر شما تابع نوع برداشت شما از موضوع مورد بحث هست که الان در حال بحث از آن هستیم.ضمنا سعی نکنید خود را زبان و معیار خانواده های معظّم شهیدان قلمداد کنید.

      9- سعی کنید فقط استدلال کنید،طعنه و کنایه زدن شایسته گفتمان و ادبیات شما نیست،کسی منکر مشکلات اقتصادی مردم نیست،باید مسائل را همه جانبه و با هم دید.

      موفق باشید

       
  14. با درود به نوری زاد
    این طلب را پیدا کردم که برای اینکه ثابت شود جکومت آخوندی یعنی چه و دیگر شیخ مرتضی آخوند قم نشین که خیلی محقق هم هست ! دم از حق بودن حکومت نزند
    هنر روح الامینیِ پدر (دکتر عبدالحسین روح الامینی ) اما این بود که در عین مسؤولیت در نظام و ارتباطات با مقامات مختلف در حوزه های حساس و خاص، پی گیر خون محسن اش شد – نه فقط به خاطر فرزندی که گویا هویت خود را در کهریزک فاش نکرده یا از سمَت های پدر نگفته بود – که ادامه داد تا محسن های دیگر به خون نیفتند ومی توان حدس زد که در طول این هشت سال او با چه دشواری ها و چه بسا فشارها و تهدیداتی رو به رو بوده اما هرگز پا پس نکشید و به مجازات «عامل» بسنده نکرد و بر «آمر» اصرار ورزید و اسیر احساسات رادیکالیستی هم نشد.

    درست است که وقایع تاریخی را در ظرف زمانی خاص خود باید ارزیابی کرد ولی از بیان پاره ای شباهت ها گریزی نیست و چون سیاست فراز و نشیب دارد یادآور می شویم در مثل مناقشه نیست و غرض یادآوری یک خون خواهی به بهانه خون خواهی دیگر است. خون خواهیِ دختر عبدالحسین تیمورتاش به بهانه خون خواهی پدر روح الامینی و البته می دانیم از دو ساختار سیاسی و قضایی و دو بازه زمانی کاملا متفاوت صحبت می کنیم و پزشک احمدی به چند فقره قتل سیاسی مهم با آمپول هوا متهم بود و بعد از سقوط رضا شاه به دار آویخته شد و سعید مرتضوی به «معاونت در قتل» و دو سال حبس محکوم شده است.

    با این حال یکی از نمونه های مشهور در تاریخ ایران پی گیری‌های خانم «ایران‌‌‌دخت تیمورتاش» برای پیدا کردن «پزشک احمدی» قاتل پدر خود و مجازات اوست.

    هم او که عبدالحسین تیمورتاش – وزیر دربار رضاشاه را که به غضب او گرفتار شد- در زندان از پا درآورد.

    دکتر سیف الله وحید نیا در کتاب «در زیر تیغ» و در بخش مربوط به «جعفر قلی خان سردار اسعد» چنین می نویسد:

    « ایران خانم می گفت بعد از شهریورِ 20 درصدد برآمدم تا با کمک بختیاریان- که تنی چند از خانواده های آنها تیز در حکومت رضا شاه به قتل رسیده بودند- به خون خواهی پدر بپردازم.

    لذا ابتدا شکایتی در دادگاه مطرح کردیم و چون قاتل پدر ما و سایر مقتولین، شخصی به نام پزشک احمدی بود که زندانیان را با آمپول هوا می کُشت لذا درصدد برآمدیم تا او را پیدا کنیم و علیه او اقامه دعوی نماییم.

    پس از تفحص های بسیار معلوم شد که پزشک احمدی از ایران فرار کرده و در کربلا با لباس مبدّل، مُهر و تسبیح می فروشد.

    من و برادرم – مهر پور- برای آن که کسی از قصد ما آگاهی نیابد به عنوان معالجه چشم به فلسطین رفتیم و از آنجا به عراق مسافرت کردیم و محل پزشک احمدی را پیدا کردیم.

    او دکان کوچکی داشت و با لباس مبدل و عرقچین بر سر به فروش مُهر و تسبیح اشتغال داشت.

    پس از اطمینان یافتن از این امر تقاضای ملاقات با نوری سعید وزیر خارجه وقت عراق را کردیم که با پدرمان سابقه دوستی بسیار داشت.

    روز دیگر به ما خبر دادند نوری سعید ما را به وزارت خارجه دعوت کرده به صرف ناهار. در ساعت مقرر به دفتر وزیر خارجه رفتیم و بلافاصله بر سر میز ناهار دعوت شدیم.

    ناهار آماده بود اما من و برادرم لب به غذا نزدیم و فقط سر سفره نشستیم. نوری سعید دو سه بار ما را به خوردن دعوت کرد تا من گفتم مشکلی داریم. اگر قول می دهید آن را حل کنید ما غذا خواهیم خورد و گرنه با کمال رضایت و امتنان شما سفره تان را ترک خواهیم گفت.

    نوری سعید گفت حالا ناهار را میل کنید و بعد من خواهم شنید و در حد توان در انجام آن اقدام خواهم کرد.

    من ( ایران دخت تیمور تاش ) گفتم: اولا انجام کار ما به خوبی از دست شما ساخته است. ثانیا وقتی غذا خواهیم خورد که قول مساعد گرفته باشیم!

    وزیر خارجه عراق با تأکید فراوان قول همکاری داد و ما ناهار را صرف کردیم و بعد جریان را به او گفتیم.

    بلافاصله دستور داد پزشک احمدی را دستگیر کنند و در مرز ایران تحویل دهند.

    پس از آن با خوانین بختیاری و مخصوصا منوچهر اسعد – برادر سردار اسعد که او نیز در زندان رضا شاهی بود اما جان سالم به در برده بود – تماس گرفتیم و آنها در مرز خسروی ظاهر شدند و وقتی پزشک احمدی را مأمورین دولت عراق به مرز آوردند همگی به اتفاق او را به تهران منتقل کردند. پزشک احمدی در تهران محاکمه و با دلایل قاطعی که درمورد خلاف‌کاری‌های او در دست بود محکوم به اعدام گردید و حکم درباره او به اجرا درآمد.»

     
  15. تاریخ فراموش نشده

    در تاریخ بشریت دیده نشده کسی چون صدام کشوری چون ایران را بعد از مرگش تصرف کرده باشد.

    ‌ اگر صدام بقول خودش در جنگ قادسیه اش پیروز می شد و ایران و تهران را تصرف میکرد چه پیش می آمد؟.
    .
    1- هر نوع اعتراض و حق طلبی مردم را با جیش الشعبی (بسیجی) سرکوب می کرد
    اکنون این کار انجام می شود‌.
    .
    2-شروع به غارت بیت المال و هستی کشور می کرد
    که اکنون می شود.
    .
    3-برای عناصر خودی حقوق نجومی و برای کارکنان دولت و بازنشسته های ایرانی بخور و نمیر
    که اکنون می شود.
    .
    4-ریاست مجلس را به یک عراقی می سپرد
    اکنون رییس مجلس عراقی است.
    .
    5-رییس قوه قضاییه را عراقی می گذاشت
    که گذاشته اند.
    .
    6-رییس جیش الشعبی را عراقی می گذاشت که گذاشته اند.
    .
    7- در مجلس خبرگان و تشخیص مصلحت عراقی می گذاشت که گذاشته اند.
    .
    8-طلا و جواهرات ایران را به عراق انتقال می داد
    که به بهانه گنبد و درب طلا انتقال داده و می دهند
    شاید جانشین مقام معظم رهبری را نیز از عراق تعیین کنند.
    .
    9-با فرهنگ ایران مبارزه می کرد که می کنند.
    .
    10- تاریخ زدایی میکرد که می کنند.
    .
    11- اسامی میادین و خیابان ها رو عربی می کرد
    که می کنند.
    .
    12- دین زدایی می کرد که میکنند
    مردم را تشویق و وادار می کرد عربی یاد بگیرند که می کنند.
    .

     
  16. در پاسخ به کسانی که همینطور شکمی،عمل زشت،نادرست، غیر انسانی و خلاف هنجارهای بین المللی رئیس جمهور پوپولیست و نامتعادل امریکا را حساب شده نامیدند:

    “پانزده قطعنامه ای که ترامپ نقض کرد

    رئیس جمهور آمریکا با تایید انتقال سفارت به قدس اشغالی عملا 15 قطعنامه شورای امنیت را نقض کرده است.
    به گزارش پارس تودی به نقل از پایگاه خبری سی ان ان شورای امنیت سازمان ملل از زمان اشغال بیت المقدس در سال 1967 میلادی 15 قطعنامه برای جلوگیری از تثبیت اشغال این شهر صادر کرده است.«دونالد ترامپ» رئیس جمهوری آمریکا، چهارشنبه‌شب با وجود مخالفت‌های گسترده منطقه‌ای و جهانی اعلام کرد: آمریکا، قدس را به عنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت می‌شناسد.شورای امنیت سازمان ملل متحد روز جمعه برای بررسی تصمیم «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا در به رسمیت شناخت شهر قدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی، نشست اضطراری برگزار می کند. اغلب دولتهای جهان اعلام کرده اند: اقدام ترامپ در مغایرت با همه این قطعنامه هاست:

    شماره قطعنامه تاریخ موضوع قطعنامه شورای امنیت

    الف-242 نوامبر 1967 درخواست از رژیم صهیونیستی برای ترک سرزمینهای اشغالی

    ب-250 آوریل 1968 منع حرکتهای نظامی صهیونیستها در بیت المقدس

    ج-251 مه 1968 محکومیت حرکتهای نظامی صهیونیستها در بیت المقدس

    د- 252 مه 1968 محکومیت اقدام صهیونیستها در تغییر بافت بیت المقدس

    ه -267 ژوئیه 1969 منع تصرف زمین در بیت المقدس با حمله نظامی

    و-271 سپتامبر 1969 منع آسیب رساندن صهیونیستها به مسجد الاقصی

    ز-298 سپتامبر 1971 منع مصادره زمین در بیت المقدس

    ح-465 مارس 1980 محکومیت شهرک سازی در قدس

    ط- 476 ژوئن 1980 منع تغییرات در بناهای مسجدالاقصی

    ی-478 اوت 1980 ضرورت خروج همه سفارتخانه های خارجی از بیت المقدس

    یا-672 اکتبر 1990 محکومیت اقدامات خشونت آمیز صهیونیستها در مسجد الاقصی

    یب- 1073 سپتامبر 1996 محکومیت ساخت تونل در مسجدالاقصی

    یج-1322 اکتبر 2000 محکومیت دیدار شارون از مسجدالاقصی

    ید- 1397 مارس 2002 منع توسل به خشونت در فلسطین اشغالی

    یه- 2334 دسامبر 2016 محکومیت شهرک سازی صهیونیستها در اراضی اشغالی
    —–
    http://parstoday.com/fa/america-i108383

     
    • سید /// هم خوبه! رژیمی که شما حامی آن هستید به کشتار و تجاوز به مردمیکه مسالمت آمیز به مخالفت بر می خیزند می پردازد و هزاران خانواده را داغ دار کرده و بارها از طرف سازمان ملل به جنایت علیه شهروندانش محکوم شده و شما /////و بدون هیچ حس انسانی بدفاع از مشتی جنایتکار و دزد و آدمکش می پردازید چگونه و با چه رویی به انتقاد از ترامپ می پردازید. در حقیقت برای ما ایرانیان وطن پرست که 40 سال جنایات و تجاوزات و بی رحمی و سفاکی شما مسلمین را با گوشت و پوست خود حس کرده ایم سرنوشت فلسطین و کل بیش از یک میلیارد مسلمان بی ارزشتز از انست که اصلا درباره اش حرفی بزنیم. من بعنوان یک ایرانی وطن پرست می گویم درود بر ترامپ!

       
    • خوب جناب
      اینکه حرف منو تصدیق می کند،۵۲ سال گذشت و بسیاری از مردم کشته شدند و تروریستها رشد کردند .۵۲ سال چون ۴۰ سال نظام ایران جهان این دمل چرکین را حمل کرده است.

       
    • درود یاران جان

      هر کسی که حق استناد به قطعنامه سازمان ملل را داشته باشد

      این شخص شخیص صید مرتضا نداردچون سازمان ملل را قبول ندارند

      مگر به نفعشان باشد.سازمان ملل اسراییل را به رسمیت شناخته

      ایشان وهم پالگی هایش خیر .ان سازمانمامور ویژه می فرستد

      راهش نمی دهند آن سازمان تقریبن تمامی افعال آشکار ونهان اینان

      را خلاف می داندمثل پولشویی وپول دادن به تروریست ها برای کشتن

      وبمب گذاری اینان با افتخار در فرودگاه ها حلقه گل برگردنشان ….

      اگر سازمان ملل خوب است همه اش خوب است اگر تحت مدیریت

      شیطان بزرگ است خوب لابد این هایی که در بالا ذکر کرده ای

      جفنگ از همان نوع قطعنامه های ظالمانه علیه اسلام ومسلمین

      والبمب الاتمی وایضن الموشک البالستیک الاسلامیتان است

       
  17. دوستان گرامی مزدک ۱ و مصلح ابادی اراکی

    در کامنت های هر دوی شما زیر نوشته من به اقای نوریزاد یک جور شلوغ کردن و تخطیه ی بی محتوا وجود دارد با این تلاش که گوینده ی واقعیتی که میتواند بقول دیکتاتورها تشویش اذهان عمومی ایجاد کند را با انگ زدن اینکه مثل کی فکر می کنی یا ابشخورت جمهوری اسلامی است و از این قبیل از میدان بدر کنید. اولا همه میدان مال شما . بتازید و بتازانید پرونده رژیم را ببندید و رژیم سکولار دموکراتیکتان را در کشور بنا نهید. من که بخیل نیستم. اما دوستان عزیز راه دموکراتیزه کردن کشور از عقلانیت و نقد پذیری می گذرد نه از شعار و عملکرد احساسی مثل تند رو های پاکستانی. اینکه مردم از شمال تا جنوب تهران میگویند ایران در سوریه و عراق چه میکند هیچ ملاک و معیار معقولی برای رد عملکرد جمهوری اسلامی در عراق و سوریه نیست کما اینکه اگر جمهوری اسلامی به عراق و سوریه نمی رفت و داعش چند استان مرزی مارا اشغال می کرد و ببمبگذاری انتحاری در شهرهای ایران به راه می انداخت انوقت حضرت شما اقایان و اقای نوریزاد و همان مردم کوچه و بازار فریاد بر میاوردید که این سپاهیان با این همه بودجه و قاچاق و چه و چه در این کشور چکاره اند که نمی توانند جلوی داعش را بگیرند.
    بیاییددیاد بگیریم نقد پذیر باشیم و در تحلیل هایمان همه عوامل و پارامتر های اتفاقات را با هم ببینیم. اینکه بگوییم خامنه ای عامل بیگانه است و یا اینکه کشور توسط جاسوسان سیا و موساد اداره می شود همه گمانه زنی است ممکن است درست باشد یا نباشد ولی اگر ما بنای تحلیل هایمان بر پایه قطعی دانستن گمانه ها باشد این می شود همان بلبشویی که دهها سال است در پاکستان می بینیم و به هیچ جا هم نخواهد رسید . بیاییم بجای اینکه اعتماد بنفس خودمان را بگیریم و مردم را با این عقیده پوسیده که همه چیز توسط سیا و موساد کنترل می شود و ما هیچ کاره ایم ، نا امید کنیم ، تمرکزمان را بر باید نباید های عقلایی بگذاریم. تحلیل ها یمان را با ساختن الگوریتم همه جانبه کنیم و از همه مهم تر اینکه تحمل شنیدن صدای مخالف را داشته باشیم والا چه فرقی است بین شما با این ادعا های ترقی خواهانه و خامنه ای و بیت رهبری و ایت الله مکارم؟

     
    • منصور گرامی موضوع انگ زدن و تخطئه کردن نیست. شما آنچه را رژیم اسلامی تبلیغ می کند بر زبان می رانید. شما اگر کمی به خرد خود رجوع میکردی و حرمت و ارزش ایرانی را در خارج و داخل ایران مشاهده میکردید به چنین تحلیلی نمی رسیدید. شما حامیان/////////////// جنایتکار را که برای بکرسی نشاندن افکار قرون وسطایی خود بهر جنایتی دست می زنند و در داخل کشور بهترین فرزندان ایران و وطن پرستان ایرانی را یا در سیاه چالها سر به نیست و سلاخی کرده اند و یا در بدترین شرایط نگاه داشته اند و به هر چه توانسته اند تجاوز کرده اند و در خارج با خرج از خزانه ملی ایرانیان به ترور و وحشت و ادمکشی و پراکندن ترس و نفرت از ایرانی در جوامع بین المللی پرداخته اند را مدافعان ایران و ایرانی می دانید و سیاست ترور و وحشت و تجاوز به ابتدایی ترن حقوق مردم ایران و کشورهای همجوار را می ستائید.هموطن این جنایتکاران //// لقمه بچه های ایرانی را از دهانشان می ربایند و به مشتی تروریست و آدمکش برای کشت و کشتار مردم سوریه و عراق و یمن و…می دهند. هموطن ما ایرانیان چه دشمنی با قوم یهود و یا عرب و یا ترک وغیره داریم؟ ما که کشوری با سابقه تاریخی زیاد و رنگارنگ از نژادها و مذاهب و فرهنگها داریم چرا باید خود را در دام مشتی ارازل و اوباش /// بیندازیم تا برای گسترش تنها نوعی از خوانش از اسلام که کمتر از 10% اسلام است به زحمت بیندازیم؟ هموطن من ایرانیم و قبل از هر چیز سرنوشت ایران و ایرانی برایم مهم است نه فلسطین و اسرائیل و یک میلیارد مسلمان! مگر همه مردم ایران مسلمانند؟ کسانیکه چنین ادعایی را دارند نه تنها ابله و بی شرمند بلکه بویی از انسانیت نبرده اند! چون اگر امروز در جوی آزاد آماری گرفته شود خواهید دید که اگر تعداد نا مسلمانان بیشتر از مسلمین نباشند کمتر هم نخواهند بود!

       
    • یاران جان درود

      جناب منصور خدا وکیل چند کشور را خودت می توانی نام ببری

      که در یک یا چند کشور همجوارش وحشیانه ترین جنگ ها بوده

      ولی فقط مواظب بوده اند وبس .مگر طالبانی که تمام خاک همسایه

      را گرفت وبه هیچ قانونی پایبند نیست (مثل ما) جنگشان به ایران کشید؟

      سعودی ویمن ولبنان هم مرز ما هستند ؟ چرا این سیوال ها را از

      توجیه گرانتان نمی پرسید ؟خوب ما در عراق همسایه دخالت میکنیم در

      سوریه هم عده ای در عراق دخالت ضد ما میکنند پس در سوریه و بهمین

      صورت لبنان ولابد بعدش مصر ولیبی وچه میدانم تونس ومغرب وووووو .

      منصور خان یا جریت داشته باش های هیتلر را های علی کن که همان

      جنگ جنگ تا رفع فتنه در جهان وبزیر کشیدن آمریکا وحکمن نشستن ما

      جایش را با صدای بلند اعلام کنید یا مثل تمام کشور های متمدن دنیا

      در هیچ کشوری هیچ دخالتی را برنتابید وبشدت محکوم ظاهری وباطنی

      کنید .هیهات اگر ایدیولوژی دینیتان اجازه دهد.

       
  18. آقای سید مرتضی
    با تشکر از عنایت به مطالب مختصر حقیر.من همین وارد شدن شما به اینگونه مباحث را ارج مینهم و شما هم از اینکه در فضائی خارج از محدوه روحانیون و حوزویان به مباحثه سکولارها می‌روید خدا را شاکر باشیدکه این ظرفیت را به شما عنایت کرده است.
    شما در این مباحث باید قدری نرمتر باشید و اینقدر بدنبال مسلک سیاسی و یا سکولار بودن و یا ایمان طرف مقابل به پیامبران و دین نباشید. برای شما چه فرقی میکند؟ شما استدلال خود را بکنید و حرف طرف مقابل را هم بشنوید و نقد کنید.اینجوری راحتتر میتوانید بحث را غنی کنید.

    نمیدانم مشکل شما با اینکه یهودیت قدیمیترین آئین شناخته شده ادیان ابراهیمی است چیست؟ خوب اینکه هم حقیقت تاریخی است و هم قرآنی.اینکه مسیح هم یک روحانی یهودی بوده هم که محل مناقشه نیست.اینکه پیامبر اسلام هم میگوید من حرفی ندارم به غیر از آنچه که قبلاً هم گفته شده که تصریح قرآن است. شما دقیقاً با کدام یک از این‌ها مشکل دارید؟

    در مورد نسخ مذهب توسط مذهب بعدی حرف شما دقیق نیست.آیا شما میخواهید بگویئد آئین یهود بعد از ظهور اسلام دیگر بکلی ملفی است؟ شما دلیل این حرفتان چیست؟ در حالیکه قرآن صراحتاً آن‌ها را تائید میکند شما روی چه حسابی این ادعا را دارید؟

    همنطور در مورد نحریف بودن تورات. شما وقتی میتوانی بگوئی تورات تحربف شده که نسخه تحریف نشده آن خدمت شما باشد و بتوانید موارد تحریف را نشان دهید. شما این ادعای بی‌اساس را صرفاً بر مبنای نظرات شیوخ حوزوی خود مطرح میکنید و هیچ دلیلی هم برای آن ندارید. بر عکس نظر شما، نصریح قرآن تائید و تکریم تورات و انجیل به همان شکلی که در عصر پیامبر بوده میباشد. آیا قرمایش شما تحریف قرآن و بدعت در تعالیم پیامبر اسلام نیست؟

    در مورد ماموریت جناب موسی هم شما درست نمیگوئید. ماموریت صریح موسی رفتن به سوی فرعون و اصلاح طفیانگری او است که قوم بنی اسرائیل را در بند کرده است.شما ضروری است یکبار دیگر قرآن را خوب بخوانید تا این موضوع برایتان روشنتر شود. اگر قرعونی نبود موسی هم نبود و اگر هم بود در حکایت دیگری بود. کجای این مطلب ربطی به مسلک سیاسی بنده و یا سکولاریسم مود ادعای شما دارد؟ مگر پیامبران همنطور بی دلیل ناگهان ظاهر میشدند؟

    تاریخ و تصریح قرآنی زمان هر 3 پیامبر بزرگ ابراهیمی را بدون هیچ ابهامی توضیح میدهند. عهد موسی همراه با زمان فراعنه مصر،زمان عیسی دوران امپراطوری رم و عصرپیامبر عصر ساسانیان در شرق و بیزانس دز غرب است و هیچکدام از آن‌ها در مکه نه حضور سیاسی دارند و نه نظامی. جنابان عیسی و موسی با دو قدرت قاهره طرف بودند ولی پیامبر با قبائل جاهلی و بیابانگرد حجاز.کجای این حرف خلاف حقیقت است؟

    پیام اسلام در مکه کاملاً معلوم است و آن نفی بندگی و دعوت به پذیرش فدرت برتر در هستی که همان توحید است میباشد. اشراف میفهمند که این دعوت اساس سیستم جاهلی را به هم میریزد.نظام جاهلیت مردم حجاز را از همه دنیای آنروز عقب نر برده بود و آن‌ها در چنبره جهالت ابدی اسیر بودند. سیر حوادث پیامبر را به مدینه کشاند و او به رهبری سیاسی هم پرداخت ولی آنچه از قرآن میفهمیم این است که این بخش از کار در دستور رسالت نبود. سیاست از جنس اجبار و زور است و دین از جنس عدم اجبار به دین و آئین. این‌ها تصریح قرآن است. رهبری سیاسی پیامبر هر چه بود به خود ایشان محدود بود و او هم هیچ دستوری برای آینده نداد و هیچ نظام سیاسی را هم طراحی نکرد هرچند هدفش جمع کردم قبائل پراکنده حجاز در زیر یک حکومت بود ولی این امر خط مشی ایمانی برای آیندگان نبود که اگر بود نباید این میزان آشفتگی بعد از وفات ایشان پدیدارمیشد.

    انحراف در دنیای اسلام که تا به امروز هم دامنگیر ما است از همین برداشتها ناشی شده که گویا اولاً ایجاد حکومت یک ئکلیف دینی است و دیگر اینکه این وطیفه به افرادی چون مراجع و روحانیون فعلی واگذار شده.
    این سیاسی کاری و بدعت است نه ستوال کردن از افکار و عقاید خانمان بر اندازی که امروز جون سرطانی مهلک نسلی را بنابودی کشانده است.

     
  19. مصلح آبادی اراکی

    با سلام آقای نوری زاد باز هم با آمدن خانواده ی مرحوم رضا خانی به سرای قلم و نکته ای که شما درباره قتل و قاتل آوردید ، داغ مرا تازه کردید . خواهشمندم با ” آقای سید مرتضی ” فقط و فقط و فقط در همین موضوع قتل ” مرحوم رضا خانی ” و تبرئه ی شخص قاتل جلال الدین فارسی و زندانی شدن فرزندش آقای آرمان رضا خانی به اتهام توهین به احمد نژاد ، بحث و محاجه ای داشته باشید ( حتماً از ایشان بخواهید که این ظلم ها را از جانب نظام اسلامی پاسخ دهند ) . درباره زندانی شدن آرمان رضا خانی ، بنده ی ناچیز فکر میکنم که بر فرض واقع ، شخص آرمان رضا خانی اگر غیر از توهین ، چند عدد ” تخم مرغ گندیده ” و چند عدد گوجه فرنگی درشتِ ” یافت آباد ” هم بر سر و کله ی احمد نژاد به عنوان نماینده و مسئول نظام کشور کوبیده باشد ، حداقل بخاطر التیام قتل پدر و وضعیت خاص این جوان ، باید این دستگاه قضایی و ” ظلم گستری ” بر وزن دروغین ” دادگستری ” از ایشان دلجویی به عمل می آوردند و …

    —————

    درود دوست گرامی

    بحث و جدل با دوستانی که در مجموع و با یکی دو انتقاد، طرفدار جمهوری اسلامی اند، راه بجایی نمی برد. ذهن اینان با بقای این نظام چفت بسته. جمهوری اسلامی با آوار خسارتهایش، یک بلای این زمانی برای کشور ما و برای منطقه است. نیازی به سند و مدرک نیست. کافی است شما پای خلخالی را با کشتار های آنچنانی اش، و پای آقای خمینی را با کشتار سال 67 اش، و فرومردن دارایی های زیست محیطیِ این زمانی اش، و بیهودگی میلونها جوان مبهوت به میان آورید. بدیهی است این روزها دفاع همه جانبه از جمهوری اسلامی تنها و تنها از این روی می تواند موضوعیت داشته باشد که: منافع جماعتی که از این نظام سود می برند تضمین شود. همین جماعتِ منتفع، به روزی در افتاده اند که: از کنار خون هزاران نفر چون ستار بهشتی می گذرند و هیچ احساسی در آنها برانگیخته نمی شود. بقای منافع شان را عشق است.
    با احترام

    .

     
    • سلام بر نوریزاد گرامی
      به نظر من آن سکوتی که شما در اینگونه مواقع می کنید بیشتر برازنده یک مدیر سایت است.لطفا قضاوت و بحث و جدل را به کاربران بسپارید و از وادی اعتدال خروج نکنید.
      موفق باشید

       
    • جناب اراکی گرامی سید مرتضی و بسیاری از همفکرانش نان خور این رزیمند ایا اگر بر ضد آن حرفی بزنند شما آنها را به نمک نشناسی متهم نمی کنید؟

       
    • نوریزاد گرامی حرف ما از اول هم همین بود که نرود میخ آهنین بر سنگ! خوشم میاد که اگر نوشته های مرا هاشور می کنی ولی حرف دل مرا می زنی! زنده و پایدار باشی مرد تا بیشتر هاشور بزنی ! عاشق هاشور ها تم !

       
  20. یاران گرامی،عبارت شما در پست قبل این بود :”اینکه با استفاده از همه مقدسات جنایتکاری چون بشار اسد را بعنوان “حرم مقدس” جا بزنند و دفاع از حکومت باند خبیث بعثی سوریه را دفاع از حرم ..الخ”.
    —-
    این عبارت ظهور در این دارد که ادعای دفاع از حرم دروغ و هدف اساسی حضور نظامی یا مستشاری ایران در سوزیه فقط دفاع از بشار اسد بوده است،این همه آن چیزی هست که در تحلیل های امثال جناب نوریزاد وجود دارد،قبلا در این مورد بحث کرده ایم،حقیقتش در آن اوان بهار عربی من نیز دقیقا مثل شما فکر می کردم،اینکه بشار رفتنی است یا باید برود،خوب تاجایی هم که مربوط به مردم سوریه و امور داخلی سوریه باشد مطلب همین است که امور داخلی سوریه و بقاء یا زوال بشار اسد بخودشان مربوط است و بما چه؟! اگر صورت مساله فقط این بود حق با شما و دیگران بود که به جمهوری اسلامی چه که در امر داخلی کشور سوریه دخالت کند؟ حرف من الان این است که مرور زمان نشان داد که صورت مساله یا از اول این نبوده است و قدرت های بزرگ و اسرائیل بدنبال این بودند که با سقوط بشار،نفوذ منطقه ای ایران در کمک به فلسطینیان را از بین ببرند و آنجا دولت و حکومتی را جایگزین کنند در جهت منافع اسرائیل و امریکا و نفی مقاومت فلسطینیان،یا اگر از اول صورت مساله این نبود و با بهار عربی که پیش آمد و اعتراضات مردمی پراکنده در سوریه واقع شد و بشار به غلط به سرکوب آن پرداخت،بعد صورت مساله با مداخله نیابتی قدرتهای بزرگ و ترانزیت گروههای مختلف مخالف بشار از سمت ترکیه و مناطق دیگر و مسلح کردن آنها به یک معارضه منافع و جنگ نیابتی مبدل شد،حال داعش را هرکس ایجاد کرد و مسلح کرد و به عراق و سوریه فرستاد بماند اصلا فرض می کنیم داعش خودبخود بوجود آمد،اما بهرحال داعش بتدریج زنگ خطر عمومی و منطقه ای را برای همه بصدا درآورد،عصبیت و دشمنی داعش با تشیع و مظاهر تشیع و ایران اسلامی هم اظهر من الشمس بود،اینکه شما می گویید مقوله دفاع از حرم اهلبیت یک امر ظاهری یا ریاکارانه بوده است،یعنی از نظر شما بعنوان یک مسلمان حمله و هتک به اعتاب مقدسه امری عادی و بلا اشکال هست؟ اینکه آنها چنین می کردند هم نیازی به استدلال ندارد،مگر بسیاری از اماکن مذهبی و فرهنگی را نابود نکردند؟ مگر مرقد حجر بن عدی صحابی بزرگ پیامبر را با خاک یکسان نکردند؟ خوب اگر دستشان می رسید حرم اهلبیت را هم،بنابر این بنظر من عنوان دفاع از حرم عنوان دروغ یا ریاکارانه ای نبوده است،اما عرض شد همه عنوان مساله در سوریه مساله دفاع از حرم نبوده است،جمهوری اسلامی نیز هیچگاه نگفته است حضور من در آنجا فقط و فقط برای دفاع از حرم بوده است،شما می گویید ایران دفاع از بشار اسد کذا و کذا کرده است،بله ایران از دولت قانونی مستقر در آنجا که یکی از شرکاء منطقه ای ایران بوده است دفاع کرده است،مگر دفاع از دولت قانونی و شریک استراتژیک امری نامقبول یا غیر اخلاقی یا غیر قانونی بوده است؟می گویید ایران از دولت ظالم بشار در برابر مردم سوریه دفاع کرده است؟عرض شد که واقع مساله از اول یا در ادامه اینطور نبوده است،ظاهرا کسانی مثل شما بهر علتی مایل بوده اید که بشار اسد سقوط کند،من با شما همراهم اگر واقع مساله فقط تقابل مردم سوریه با یک حکمران باشد،البته کنار زدن یک دولت قانونی هم مطابق منطق حقوقی و دموکراسی راه خود را دارد،راه این نیست که عده ای آشوب کنند بعد از سوی قدرت های خارجی مسلح شوند و تروریست هایی مثل داعش هم با ملیت های مختلف عرب و غیر عرب به آنجا بیایند،شما یک سند بیاورید که در آن ایام اول بهار عربی که بخشی از مردم سوریه بخیابان آمدند و بنادرستی توسط بشار سرکوب شدند،ایران در آنجا دخالتی کرده باشد،بشار برای سرکوب خیابانی مردم که نیازی به کمک ایران و غیر ایران نداشت! این همان صورت مساله ابتدایی است که در ذهن شما و برخی دیگر هست،اما بعد مساله پیچیده شد،گروههای با حمایت اقمار امریکا مثل عربستان و قطر و دیگران در آنجا تقویت شدند و نزاع مبدل شد به یک نزاع منطقه ای و باصطلاح جنگ نیابتی،از اینجا برداشت هایی مثل شما و نوریزاد و برخی دیگر با برداشت بنده متفاوت می شود،کسانی که ایران را در هر صورت می کوبند که چرا آنجا کمک مستشاری کرد یا بعد حضور محدود نظامی پیدا کرد،از نکات مختلفی غفلت می کنید:اینکه حضور مستشاری ثانوی ایران بعد از پیچیده شدن اوضاع،بخواست و درخواست دولت قانونی و شزیک منطقه ای ایران یعنی بشار بود،اینکه برای ایران هم مساله امکان یا عدم امکان کمک به فلسطینیان و مدافعان حقوق مردم فلسطین مهم است،اینکه گسترش دامنه تسلط داعش و گروههای تروریستی در منطقه تا سرحدات ایران و بخطر افتادن امنیت ایران مهم است،و…نیز غفلت یا تغافل می کنید از اینکه یک سوال ساده متوجه امریکا و ترکیه و عربستان و قطر و امارات و برخی کشورهای دیگر کنید که :بشما چه که مردم سوریه بخواهند بشار را ساقط کنند یا نخواهند؟بشما چه ربطی داشت که داعش را از طریق ترکیه به سوریه و عراق ترانزیت کنید؟ آیا حضور نیابتی و بعد حضور مباشری امریکا و عربستان و اقمارشان در سوریه به خواست و مجوّز دولت قانونی آنجا بود؟ آیا مسلح کردن گروههای مخالف بشار و ترانزیت داعش از ترکیه به سوریه و عراق با مجوز سازمان ملل متحد بود؟متاسفانه امثال شما و نوریزاد براحتی از این مسائل غفلت یا تغافل می کنید و صرفا ایران را محکوم می کنید،جناب نوریزاد که با کم لطفی فراوان بنده را اینجا متهم بدروغ گوئی کردند،خیلی راحت دو دروغ واضح را برای تثبیت سخن خود اظهار می کنند:1″داعش را جمهوری اسلامی بوجود آورد!”،2-سوریه را ایران ویران کرد! من گفتم این دو گزاره که مدتها در کلام و نوشته ایشان است دورغ هایی تاسف آور است بعد چون ایشان پاسخی در این مورد نداشتند بنده را متهم بدروغگوئی کردند.بگذریم.عرض من حالا با شما این است که جنگ و نزاع در سوریه یک مساله چندین و چند بعدی بوده و هست،نه فقط دفاع از حرم بوده است که در جای خود جزء اصول و مبانی ماست،و نه دفاع از بشار بعنوان یک شریک …

    ———

    درود دوست گرامی
    من سخن یاران گرامی را به این شکل اصلاح می کنم: حضور نابودگرانه ی نظامی و پولی و حیثیتی نظام جمهوری اسلامی ایران در سوریه، نه برای دفاع احتمالی از کشور، نه برای دفاع از حرم، نه برای دفاع و بقای بشار اسد، بل برای بقای حزب الله لبنان و شخص سیدحسن نصرالله بوده و است.
    با احترام

    .

     
    • منطقه ای آنهم بخواست و درخواست او،که هیچ امر نامعقول و خلاف قواعد بین المللی نبوده است،و نه تنها دفع داعش وحشی و دور نگهداشتن او از مرزهای جمهوری اسلامی که کاری درست و خردمندانه بوده،و نه ممانعت از اهداف خاص اسرائیل و شرکاء او ،من می گویم همه اینها جزء فاکتورهای دخیل در راهبرد ایران بوده است و جمهوری اسلامی ایران برخلاف زعم بدبینانه کسانی مثل شما تصادفا با یک سیاست دقیق و هوشمندانه منطقه ای نقش خود را در منطقه ایفاء کرد و امروز عربده های نتانیاهو و ترامپ و دنباله روهای آنها دقیقا حاکی از درایت و عملکرد هوشمندانه ایران هست،شما می گویید ایران آنجا هزینه جانی و مالی کرد،مگر دیگران هزینه نکردند؟ حضور مستشاری و نظامی ایران در آنجا بلحاظ مالی و نظامی اصلا قابل مقایسه با حضور و دخالت آنها هست؟ اگر ایران هزینه ای کرده است امریکا و ترکیه و عربستان و قطر و امارات و برخی دیگر باضعاف مضاغفه در آنجا هزینه کردند و می کنند،کسانی هم که از ایران رفتند و آنجا جانفشانی کردند و شهید شدند،با کمال رضایت رفتند،شما ومنتقدان دیگری که آنجا نرفتید یا مقولاتی مثل مدافعه از حرم و دفاع از حقوق فلسطینیان و تلاش بر دفع شر تروریسم از سرحدات ایران را فاقد ارزش یا کم اهمیت می دانید چه حقی دارید در مورد کسانی که با عشق و رضایت آنجا حضور پیدا کردند و از اهداف معنوی و منافع و امنیت کشورشان دفاع کردند سخن بگویید و ریخته شدن خون آنان برای دفاع از اهداف معنوی و استراتژیک و امنیتی کشورشان را دستمایه محکومیت جمهوری اسلامی قرار دهید؟چرا از نظر شما کمک به حزب الله بعنوان نیروی بازدارنده اسرائیل از تجاوز و درّندگی و دست درازی به ممالک اسلامی گناه بزرگ است؟این نظر شماست،بله جمهوری اسلامی به حزب الله بعنوان اهرم بازدارنده درّندگی های اسرائیل کمک می کند،بگویید چرا امریکا و دیگران اسرائیل درنده را تجهیز و تقویت می کنند؟ شما نه بعنوان یک مسلمان بل بعنوان یک انسان منصف واقع گرا نباید این معادلات و رفتارهای کشورهای دیگر را در تحلیل های خود در نظر بگیرید؟همین عمل احمقانه دیروز ترامپ حجت روشنی بر اشتباهات شما و امثال آقای نوریزاد است،این امریکاست دیگر که برخلاف همه قطعنامه ها و معاهدات بین المللی حقوق فلسطینیان را نادیده می گیرد،آیا حضرت عباسی حضور امریکا و اذنابش در معرکه سوریه قربه الی الله است؟! امریکا را در همین رویکردهایش بشناسید،حال کار شما الان این است که در برابر این یاغی های بین المللی فقط جمهوری اسلامی را محکوم کنید که کاری روتین و متقابل کرده در برابر آنها در جهت تامین اهداف منطقه ای و دفع شر تروریسم از مرزهای خود.این تعبیر “هلال شیعی” و “شیعه گستری” هم معمولا در تحلیل های جناب نوریزاد و دوستانی نظیر شما عنصر و پایه اصلی تحلیتان است،هلال شیعی یعنی چه اصلا؟هلال شیعی را مخالفان جمهوری اسلامی علم کردند یا جمهوری اسلامی؟! ما کجا گفتیم دنبال هلال شیعی هستیم؟ همینطور “شیعه گستری”یک واژه مهمل و بی مبناست که در نوشته ها و گفتارهای آقای نوریزاد تکرار و تلقین می شود و دوستانی مثل شما هم آنرا تکرار می کنید،بحث سوریه چه ارتباطی با شیعه و شیعه گستری دارد؟! بشار اسد شیعه است؟!مردم سوریه شیعه اند؟گروههای موافق و مخالف بشار شیعه اند؟! آخر لفط را جایی بکار می برند که یک جایگاه مفهومی برای آن باشد،ایران کجا شیعه گستری کرده است؟ اگر به شیعیانی در بحرین و عربستان ستم روا شود و ایران از آنها حمایت لفظی یا معنوی کند این می شود شیعه گستری؟! کمک ایران به حزب الله لبنان بخاطر شیعه بودن آنهاست؟! روشن است که کمک در جهت دفاع منطقه ای از حقوق فلسطینیان است، ببینید مساله تبلیغ مذهبی و دفاع تئوریک از مذهب یک بحث کلامی و محاوره ای است،و هیچ سنی با پول شیعه نمی شود و هیچ غیر مسلمانی با پول مسلمان و شیعه نمی شود،این بحث عقیده است و بحث مذهبی کلامی و تاریخی،همینطور راحت تهمت می زنند که ایران دنبال شیعه گستری است،ایران به ستمدیدگان روهینگیا در برمه کمک کرد،آیا اهالی آنجا شیعه بودند یا سنّی؟! آنها که سنی هستند! آیا کمک انسانی یا کمک استراتژیک یا دفاع معنوی از اقلیت های شیعی می شود شیعه گستری؟! انصاف داشته باشید نقد باید بر عناصر و پایه های حقیقی استوار باشد نه بر موهومات و تکرار و لفّاظی.
      شما می گویید عائدی ایران از این جریانات چیست؟عائدی از نظر شما یعنی فقط منافع مادی و پول و دلار؟! دفاع از امنیت مرزها و بازداشتن دشمنان از نظر شما عائدی نیست؟دفع شر داعش عائدی نیست؟ خوب آنطرف قضیه را هم بگویید،چرا قدرتهای دیگر در آنجا دخالت کردند؟ به امریکا چه که از ینگه دنیا بیاید مخالفین یک دولت قانونی را مسلح کند؟ اوضاع داخلی سوریه به عربستان و قطر و امارات و ترکیه چه مربوط؟ شما همه این فضولیها و دخالت ها و دشمنی ها که عمدتا هم در موضع تقویت اسرائیل و تضعیف حکومت کشور شماست نادیده می گیرید صرفا یقه جمهوری اسلامی را می گیرید،البته بنظر من دفع شر داعش و تروریزم در آنجا یک امر جمعی بین المللی بود،امریکا و اتباعش بعد فهمیدند،خوب بارک الله به امریکا و روسیه و کشورهای دیگر که داعش را بمباران کردند و مرحبا به جمهوری اسلامی و سردار قاسم سلیمانی که دفع شر کردند،حال فرمایش شماها چیست؟ اینکه دفع شر شده است تقصیر جمهوری اسلامی است یا افتخار آن؟ روند دیپلماتیک توزیع قدرت در سوریه هم با مذاکرات ادامه دارد،بعد متاسفانه شما چیزهای بدون ربط را داخل تحلیل خود می کنید من از آتش زدن یا پایمال کردن پرچم امریکا در فلان دانشگاه دفاع نمی کنم ،اما موضع فلان مشاور در این مورد،چه ارتباط منطقی با سیاست ایران در سوریه داشت؟! الان ایراد گرفتن شما بطرز گفتگوی یک مشاور برهان منطقی شما بر نادرستی سیاست منطقه ای ایران در سوریه است؟!

       
      • با درود به جضرت آیت الله نوری زاد و ناظزان گرامی
        از شیخ قم نشین آیا توقع دیگری دارید ؟ شیخ مرتضی که به قول خودش دارد در قم به تحقیقات بسیارذ عام المنفعه میپردازد حالا مثلا یک سیاست مدار تمام عیار شده و از هم پالکیهایش دفاع جانانه میکند ! این شیخ از شما مدرک میخواهد که به او ثابت کنید بشار اسد مردمش را به قتل نرسانده ! واقعا ///////که بعد از چندین و چند سال قتل و غارت از ما که در ایران هستیم سند بخواهد که بشار اسد جنایت نکرده این شیخ نمیداند که اگر کمک های بیدریغ پوتین سردار رشید اسلام آخوندی ! نبود ایران هیچ گاه نمیتوانست با داعش در بیفتد این برادران عزیز روس بودند که به توپ بستن وموشک هایبشان و بمب های سنگر شکنشان دمار از روزگار داعش در آورد حال این شیخ که میخواهد از سلیمانی سردار ستاد ندیده ! آریو برزن بسازد . بگذارید به همین خیال بماند این شیخ میگوید سوریه شریک استراتژیک ایران است ! شیخ قم نشین آیا میداند معنای شریک استراتژیک چیست ؟ شراکت یک طرفه که نمیشود گفت شراکت . بشار اسدی که اگر به یوتیوب سر بزنید شاهد باده نوشی هایش و دخترش را درحال رقص در کازینو ها میبینید شده شریک استراتژیک آخوند ها البته باده نوشی و رقص دختر ایشان به کسی ربطی ندارد وامری شخصی است . هنگامی ربط پیدا میکند که شیخ شوخ وشنگ از باده نوش و رقاص به عنوان شریک نام میبرند و شرم هم نمیکند در خبر ها آمده بود که طی دو مرحله اسرائیل با موشک به نقاطی ازسوریه حمله کرد خوب این جناب آریو برزن سلیمانی آیا جرئت دارد یک گلوله به طرف اسرائیل شلیک کند اسرائیل نیم وجبی الان دو برابر در آمد سالیانه ایران صادرات مصنوعات به تمام جهان دارد و اقتصادی پایدار و تمام یهودی های جهان هم اگر طرفدارش نباشند بدخواهش هم نیستند این آخوند ها هستند که یک دوست واقعی در تمام دول جهان برای ایران باقی نگذاشته اند و فشار این ابلهی به دوش ملت افتاده و کمر مردم را خم کرده هر روز ارز های خارجی بهایش بالاتر رفته و ریال ایران بیمقدار تر میشود و آخوند ها ککشان هم نمیگزد چون به منافع دائمی و پایدار آن ها لطمه ای وارد نمیشود و از سر سیری و بیدردی اینچنین یاوه سرایی میکنند شیخ مرتضی متوجه نیست که تخم لقی که خمینی شکست و مدعی اسلام شد و متاسفانه مردم مسلمان ایران هم گول در باغ سبز های ایشان را خوردند و نزدیک به چهل سال است ایران را گرفتار کرده اند باعث شد که دیگر مدعیان مانند طالبان وبوکوحرام و داعش و هزار کوفت و زهر مار دیگر هم سر برآورند که ما هم هستیم و دین را ملعبه دست ها ناپاکشان کردند و بشریت را نابود میکنند . الان که پس از سالیان روشن شد که مسبب اصلی جنگ آقای خمینی بود و با تحریک صدام و بی خیالی فاحش در مورد نصایح اطرافیان و رییس ستاد مشترک مبنی بر حمله قریب الوقوع به ایران گفت خیر این جنگ اتفاق نخواهد افتاد ! و زمانی که صدام به ایران حمله کرد هم با کمال بی خیالی گفت این جنگ را ابرقدرت ها به راه انداختند و خودشان هم تمام میکنند و ایران را به ویرانی کشید . این شیخ مرتضی کحا بود ؟ که از ایران دفاع کند . این بماند تابعد !

         
        • زکریای نارازی!

          1-من در کدام عبارت مطالبه سند بر قتل مردم سوریه توسط بشار اسد کردم؟! مطالبه سندی من از ایشان باز می گشت به این دو گزاره :الف-داعش را جمهوری اسلامی ایران خلق کرد،ب- ایران سوریه را ویران کرد.

          2-سعی کنید مورد نقد و انتقاد اقدام به دروغ زنی و طعن نکنید.

          3-چه ایرادی وجود دارد که بنده با حدود شصت سال سن و تجربه و مطالعه،در مورد مسائل سیاسی اطراف خود برداشت و اظهار نظر داشته باشم؟! آیا اظهار نظر حق ویژه شما و اشباه شما از مخالفان جمهوری اسلامی است؟!

          4-در مورد کمک روسیه در دفع داعش از سوریه و عراق،من کجا گفتم که این کار فقط محصول دخالت ایران بود؟ چند بار نوشتم که ائتلاف بین المللی مرکب از نیروهای دولتی سوریه و روس ها و امریکائی ها و برخی متحدان باعث این پیروزی شده است نه فقط ایران و فرماندهان ایرانی،اما شما سعی کنید با وجدان باشید و مساعی هموطنان اتان اعم از کسانی که در این راه بشهادت رسیدند یا مجروح شدند و مساعی فرماندهان نظامی و حاکمیت ایران را روی کینه و مخالفت نادیده نگیرید،چون این تلاش های جمعی بوده است که یکی از نتایج آن امنیت شما در تهران بوده است و اینکه بتوانید راحت تهران نشین باشید!

          5-درست است شراکت منطقه ای و استراتژیک امری دو طرفه است مگر کسی اینجا گفت شراکت مقوله ای یکطرفه است؟!
          در اینگونه مسائل کلان اجتماعی هم عقلاء معیار را منافع مشترک طرفینی قرار می دهند نه باده نوشی و خصوصیات شخصی زندگی افراد،در واقع در معاملات ثمن و مثمن معامله معیار هست نه چیستی و کیستی طرفین معامله.

          6- الان جنگ مستقیم با اسرائیل وجود ندارد،هرچند جنگ های غیر مستقیم اقتصادی و سیاسی و نظامی وجود دارد،اما بوقت جنگ هم کسانی غیر از شما افراد پرمدعا در جنگ حضور خواهند داشت درست مثل جنگ ایران و عراق که کسانی رفتند شهید شدند و معلول شدند و از دین و کشورشان دفاع کردند و آنها امثال شما نبودید،امثال شما هنوز تنها هنرتان نق زدن در خصوص فداکاری های آن بزرگواران هست،حال جنگ مستقیم با اسرائیل هم اگر پیش آمد کند باز امثال شما نیستید که گلوله بسمت اسرائیل بیندازید،آنوقت هم امثال سردار شجاع مورد اشاره خواهند جنگید و شما در آن زمان نیز باز همه هنرتان نق زدن به این خواهد بود که وای چرا اصلا با اسرائیل جنگ کردید؟!

          7- این بحث های تکراری و پراکنده ربطی به بحث سوریه نداشت،اگر سخن درستی در باب سوریه ندارید لطفا این در و آن در نزنید،سکوت برای شما زیبنده تر هست!

           
      • یاران جان درود

        جناب مستطاب عزیز نور چشم آقای صید مرتضا

        چون جهان وجهانیان دانسته اند رژیم جمهوری اسلامی که شما

        طرفدار سفت وسختش هستید {{همان داعش اما با پر وپاگاندایی

        گول زننده تر است .پس حق هیچ گونه انتقادی بدان را ندارید مگر

        همان سه خلیفه ای که شمایان را برنتابیدند وخمس ومتعه وچند

        موضوع جزیی دیگر }}کوچک ترین تفاوتی با داعش ندارید بجز در تبلیغات.

        چرا به مردم نمی گویید قبله اول شما 2000سال قبل از اسلامتان

        قبله یهودی ها وسپس مسحیان بوده که با زور تصرف کرده اید واکنون

        که با زور صاحب قبلی (یهودیان) باز گرفته مینالید.چه از منظر مالکیت

        تاریخی وچه از منظر دینی وحقوق بین الملل هیچ هیچید.تا زمانی کو

        بدنبال مسلمان کردن وسپس شیعه کردن کل جهانید بجز کشتن

        بی حاصل جوانان طرفه ای نخواهید بست .هیچ می دانی چرا از

        جوانان افغان وپاکستانی در سوریه لشکر ها ساختید؟چون بخوبی

        میدانید اعتبار نداشته بزرگانتان و پروپاگاندای نخ نما شده 38 سال

        گذشته را کوچک ترین اعتباری نزد مردم این دیار نداردحتا عده ای

        در آرزوی کوبیده شدنتان به وسیله نیروی نظامی بین المللی خارجی

        هستند واین بار نخواهند گذاشت سرنوشت عراق یا لیبی آزاد شده

        تکرار شود .

         
    • سید مرتضی
      شما صحیح میفرمایید جمهوری اسلامی در سوریه دفاع از حرم اهلبیت است همینطور هم پوتین در حال دفاع از حرمین لنین و استالین و گورباچف میباشد که سالهای قبل از آنجا عبور کردند .
      مثلی معروف است که میگویند ( چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است )

       
  21. من اقدامات ترامپ را ماجراجویانه نمی دانم.
    ترامپ ، حساب شده و با تحکم، اهدافش را پیش می برد.پایتخت خواندن اورشلیم مهم است زیرا در ضمن آتش زدن به دعوا می تواند نقطه پایانی برای جنگ و دعواها و صلح باشد.
    سالیان متمادی دامن زدن به اختلافات منطقه ای را مذهبیون و اسلامی گرایان افراطی با جنگهای چریکی و ترورها به عهده داشته اند.
    زمان خاموشی و کنار زدن این آتش بیاران معرکه است. زیرا همین هایند که مانع برقرای صلح در منطقه اند.
    گروههای چریکی و تروریست چون حزبالله برای تکثر خود از اختلافات منطقه ای بیشترین بهره را برده اند .مسئله فلسطین و اسراییل را که می توانست سالها قبل پایان گیرد به نفع شیعه گستری خود ادامه داده اند.
    سرعت بخشیدن به پایان جنگ و ترور به نفع تمامی ملتهاست.در این مورد ترامپ سعی می کند دست پیش گیرد. اما، نباید فراموش کرد که راه حل نظامی هیچگاه جای مبارزه ایدئولوژک را نمی گیرد.
    باید به داستانها و خرافه های همه مذاهب پایان دادزیرا دیو چو بیرون رود فرشته در آید.

     
  22. استاد گرامی با درود ،ایا این داستان واقعیت ایران است ؟

    سربازان وارد روستائی شدند و به همه زنان تجاوز کردند به استثناء یک زن که با مقاومت توانست سربازی را بکُشد و سر او را ببُرد…
    پس از برگشت سربازان به پادگانها واقامتگاه ها ، همه زنان نیز از خانه هایشان بیرون آمدند و لباسهای پاره پاره خود را با گریه ای دلسوزانه جمع می کردند به جزء آن زن.. ،
    از خانه اش با عزت و افتخار در حالی خارج شد که با در دست داشتن سر آن سرباز ، به دیگر زنان با تحقیر نگاه می کرد و گفت:
    تصور داشتید بگذارم به من تجاوزی کند بدون آنکه بمیرم یا او را بکشم؟!
    زنهای روستا به یکدیگر نگاه کردند و تصمیم گرفتند او را بکشند تا مبادا با شرافتش بر آنها برتری داشته باشد و هنگام بازگشت همسرهایشان پرسیده شود چرا همانند او مقاومت نکردید..
    بنابراین با حمله ای دست جمعی ، او را کشتند.

    (شرافت را کشتند تا خفت و ننگ زنده بماند)…

    این است واقعیت فاسدین جامعه؛
    هر انسان شریفی را
    می کُشند،
    تخریب می کنند،
    دروغ می بندند،
    عزل می کنند،
    از دسترس مردم دور می کنند
    و ……
    تا فسادشان آشکار نشود !

    —————————

    درود دوست گرامی
    از وانشاندن مطالب تکراری و هزار بار دست به دست شده در این سایت پرهیز کنیم. ایکاش همین مطلب تکراری، دستمایه ی نوشته ی خوبی از خود شما می شد. برای ما بنویسید نه این که از جایی کپی کنید. بنویسید اگر چه سه چهارخط. مهم سر فرو بردن اندیشه های ما است در اینجا.
    سپاس

    .

     
    • استاد ارجمند با درود ، من کوچک این مطلب و مطالب تکراری دیگر که برایتان میفرستم در این سایت شما ندیدم و اعتقاد دارم که اگر مطلبی جالب و اموزنده است بارها دیدنش بهتر از ندیدنش است ولی باز هم همانگونه که قبلا برایتان نوشتم عاجزانه ازت به عنوان یک پدر میخواهم گه فرزندت را ببخش (از نظر سنی من بزرگتر از شما هستم ولی از نظر تجربه و عقل و …را میگویم)و اگر فکر میکنی که جالب نیست ان را نکارید و چشم پوشی کنید .پیشاپیش از شما سپاسکزاری میکنم . برایتان بهترین ها را ارزو دارم

       
  23. جناب نوری زاد
    با درود
    شما در همین پست در جایی فرمودید:
    “…که یعنی من خودم را جای آسیب دیدگانی می نشانم که از پتک های شیعی حضرات محو شده اند و می شوند. بهمین خاطر تحلیل هایم صریح و محکم و یک لایه است. در تحلیل کشتار سوریه، شما بر قله ی تشیع می نشینید و قضایای آشکار و بی اعوجاج را ماست مالی و محو می کنید، من اما می روم به کوچه پس کوچه ها و خانه های مردم سوری و درست لحظه ای که بمب های شیعی برسرم می بارد، به تحلیل چهره ی مخوف شیعی حضرات می پردازم. تحلیل های ده نفره ی شما آلوده به نادرستی های شرعی است اما تحلیل های من محض و بی پیرایه است. بهمین سادگی.”

    همین که میگویید و اعتقاد دارید: “تحلیل های من محض و بی پیرایه است” نشانگر بنیان کج تفکر و اندیشۀ شماست! نشان بسته بودن بینش و تنگ نظری شماست!
    شما هم یکی مثل همه؛ فکر میکنید حق با شماست! و این فقط نگاه شماست که بی پیرایه و خالص است.
    هر چه مشکل داشتیم، داریم و خواهیم داشت، همه و همه برمیگردد به این نوع نگاه… به همین سادگی!
    و حال با اپیدمی شدن این نوع اندیشۀ خطرناک، چشم انداز شما برای آیندۀ ایران چیست؟
    خواستم بیشتر بنویسم و بیشتر نقد کنم، ولی با شناختی که از شما دارم …بی فایده است!

     
    • پبمب های شیعی!
      پتک های شیعی!
      نادرستی های شرعی!
      اینها عناصر تحلیل های محکم،محض، صریح،یک لایه و بی پیرایه است!
      بهمین سادگی!
      مسائل پیچیده و دیپلماتیک منطقه بهمین سادگی قابل تحلیلند!

       
    • آنارشیست،اینکه هر چی‌ دلت میخواهد می‌گویی و هر چه می‌‌گویی را به انگاره خویش حرف درست و حسابی‌ می‌‌یابی‌، صرفاً مربوط به آزادی بیان شما در این سایت می‌‌باشد و مختاری تا هر آنجا که لازم میدانی‌ مدافع سینه چاک سید مرتضی باشی‌، اما کمترین تاثیری برای تزریق و القا اباطیل خود به من خوانندهٔ این سایت نداری. میدانی‌ چرا؟ چون دست شما دیری است که رو شده و حنای شما دیگر هیچ رنگی‌ ندارد. حالا باز شروع به فحاشی و هتاکی کن ببینیم به کجا باید برسی که فکر میکنی‌ هنوز نرسیده ای.

       
  24. خب یکی بمن بگه این جبهه سبز شما تا حالا چکار کرده؟ در انتخابات 88 من بعنوان یکی از اشخاص مسئول در مخابرات کمکهایی در افشای برخی پیامهای بی سیم پلیس داشتم و انتشار این موضوعات مطمئناً از نظر من فضای امنیتی رو می تونست آشفته کنه اما اینکارها نه برای موسوی نه برای کروبی نه برای حمایت از خاتمی نه برای حمایت از هیچ کدوم از این افراد نبود! من دولت احمدی نژاد رو قبول نداشتم همونطور که دولتهای دیگه تا حال حاضر رو قبول نداشتم اما در حال حاضر معتقدم دولت احمدی نژاد از دولتهای دیگر اگر پاکدستر نبود بدتر هم نبود چرا؟ چهره این فرد از ابتدا نشون می داد که در سطح بسیار پایینی به این عرصه وارد شده و از همون اول مثل یک گاو پیشونی سفید بود ! حتی سادگی بیش از حدی که ازش صحبت می کرد از همون آغاز من رو بخودش بیش از حد مشکوک کرده بود! اینکه من مجاهد خلقم هم باید بگم خیر! اینکه در حال حاضر هم در پست دولتی مسئول هستم هم باید بگم بله هستم! اینکه آیا مجدداً حاضرم به گروههای سبز و نارنجی کمک کنم باید بگم از ابتدا هم گفتم قصد کمک به این گروهها رو نداشتم فقط هدفم رسوندن پیام به ملتی بود که بفهمند هر دست و پای شکسته تو اون بل بشو برای هر بسیجی و پاسدار حکم ثواب داشت! اما چه در دولت خاتمی و چه در دولت روحانی کنوناً با حضور بیش از بیش سپاه در موضوعات کلان دزدیهای بسیار بسیار زیادی را دیده و می بینم! افشا کنم! مگر دست و پای شکسته یک ثواب را افشا نکردیم! توضیح ساده می خواهید کار ساده است یک روز سیستم قطره چکانی دزدیها بسراغ شما هم می آید! این سیستم قطره چکانی در حال حاضر بر روی مردم هم در حال اجراست! به چه صورت؟ برای مثال بمدت دو ماه از خط تلفن منزلتون پیشنهاد می کنم استفاده نکنید! منتظر بمانید و قبض خودتون رو چک کنید! تماسهای غیر معمول نمی بینید؟!؟!؟ می خواهید پرینت بگیرید؟ پرینت کاملی به شما داده نخواهد شد! چرا؟ چون سیستم قطره چکانی دزدیها در سیستم پاکدست روحانی به اجرا در آمده است؟ این مثال ساده را بررسی کنید شاید سیستم قطره چکانی دزدیها بسراغ شما نیز آمده باشد! در عرصه کلان شک نداشته باشید با افشای بسیاری از موضوعات شرایط دادگاهی کردن مسئولین سپاه و شخص رئیس جمهور از محاکمه اشخاصی چون احمدی نژاد می تواند بدتر باشد! هر چند ما نیز تاکنون محاکمه و برخورد جدی با فردی را ندیده ایم! مرتضوی یک مثال ساده بود!

     
    • سلام بر نوری زاد

      سیستم قطره چکانی دزدی ها از زمان خاتمی باجعل جریمه برای خودروها آغازشد و مردم برگ جریمه مربوط به شهری راداشتند که هرگز به آنجا نرفته بودند.

       
    • توییت‌های زیر روایت علی حکمت است از شهدا و مجروحان ۸۸، آنها که روایتشان این روزها واژگون شده، اما هستند کسانیکه نگذارند جای ظالم و مظلوم عوض شود:

      ۱- سر خیابون ولیعصر – آزادی خودم دیدم که ده پونزده نفر منافق با باتوم و شوکر افتاده بودند به جون یه جوون قوی هیکل مو فرفری ! انقدر با شوکر زدن که از پا افتاد ! بی هویت ها لباس بسیجی تنشون بود ….

      ۲- تو فرعی‌های ولیعصر به گاندی؛ پناه گرفته بود؛ ناگهان منافقین با لباس ضد شور حمله کردند، دو نفری فرار کردن؛ تو سر بالایی کوچه احساس کرد کمرش داره می سوزه! دیگه راه رفتن رو ندید تا رفت. #حسن_میرزاخان

      ۳- زیر پُل کالج وقتی اون اجنبی مزدور شروع کرد به تیر اندازی؛ بهزاد از پا افتاد … اما هنوز ایستاده است با ویلچراش ….#بهزاد_یزدان_پناه

      ۴- شب تاسوعا به مادرش گفت این هیئتی ها حسین را نشناختند، اگر می‌شناختند لحظه‌ای آروم نمی نشستند. فردا به نام حسین ایستاد و با یادگاری برروی پیشانی‌اش جاودانه شد. #مصطفی_کریم_بیگی

      ۵- نگین آنقدر کوچک بود که برایش داستان را تعریف نکردند؛ گفتند مادرت رفته مسافرت! بعدها نگین فهمید که مادرش در روز عاشورا وسط جمعیت با یک ماشین سبز رنگ کشته شده است! اما هیچ وقت راننده ماشین یافت نشد!! #شبنم_سهرابی

      ۶- کارمند موسسه شکوه پسرانه بود، دلش طاقت نیاورد، زد بیرون و هرگز به خونه باز نگشت! صورتش متلاشی شده بود! لعنت به اون منافقی که با شاتگان زد …امیر حسین و یاسمین یادگارش هستند. #محمد_علی_راسخ_نیا

      ۷- تو شاه عبدالعظیم مغازه داشت، کابینت کار بود، از راه زحمت نون می‌خورد …از بالای دیوار با کلاه و کلاش بستنش به رگبار!! رد خون گرمش هنوز روی جاده آزادی مانده است … #علی_حسن_پور

      ۸- هفده سال بیشتر نداشت. حاشیه اتوبان آزادگان زندگی می کرد. میدان تجریش کارگر بود! خرداد ٨٨ برایش گرم‌تر شد با یک گلوله …تمام امیدم آن است که حالا برای خوش کارگرها داشته باشد .#میثم_عبادی

      ۹- هنوز می‌لنگد. اما محکم قدم برمی دارد، کار کردن در آژانس برایش دشوار است. پایش تیر می‌کشد از آن روز که تیر به لگنش نشست. #فرهاد_اظهری

      ۱۰- خواهر را بوسید و گفت ایستاده مردن بهتر از نشستن در ذلت است. دستبند سبزش را به دستگیره در اتاق خواهر گره زد و رفت … هیچ کس اون گره را باز نکرد. #محمد_مختاری

      ۱۱- جنازه‌اش دو ماه بعد ازخرداد٨٨ پیداشد/ کهریزک! صدا و سیما مصاحبه ساختگی‌‎اش رو پخش کرد که من “زنده ام” !! پدرش بازنشسته شرکت واحد و درمانده است. نام احمد با رشادت مادر رنجورش زنده است….#احمد_نجاتی_کارگر

      ۱۲- صدا و سیما مدام مصاحبه پخش می کرد که “زنده است” …حسین شریعت مداری نوشت “زنگ زده به #کیهان و گفته، یونان هستم و تا سه ماه دیگر می‌آیم” اما هرگز نیامد؛ ندا در ظهری گرم به روی آنتن تمامی شبکه‌های خبری رفت. #ندا_آقا_سلطان

      ۱۳- یه عکسی خیلی معروف شد! زنی مامور یگان ویژه را در بغل گرفته تا او را محافظت کند! بابت تشکر! دست زن را چنان می پیچانند که از استخان ساعد می‌شکند و با دستان بسته از پشت، در خیابان رها می‌شود! #شیوا_خاکزاد

      ۱۴- گفتند بسیجی است! کرد بود و اهل سنت، دانشجوی هنر!! تا همینجا هم معلوم بود که نمی‌تونه بسیجی باشد؛ عکس حضورش در بیت آیت الله منتظری علی لله مقامه شریف که منتشر شد باز #تشت_رسوایی شان افتاد #ژاله_صانع

      ۱۵- کارگر ساختمانی بود؛ ساده و بی ریا …از لرستان آمده بود، تو خیابون آزادی سرب داغ نسیبَ ش شد و هفت ماه بعد از ٣٠ خرداد خبر مرگش آمد. #محرم_چگینی
      ۱۶- از فرودگاه مهر آباد برگشته بود، وسط میدون آزادی باتوم خورد، افتاد زمین! اسرائیلی‌ها سه تیر خلاص به گردن و کمرش زدند …حالا ٨ سال است که فقط سقف اتاقش را می‌‎بیند!! صدایش هنوز پُر از امید است و انرژی…#امیر_عزیزی

      ۱۷- هدف گرفته بودنش، با برنامه جلو اومدند! هیچ ابایی از لو رفتن برنامه ریزی برای قتل نداشتند! لعنت به اون پاترول سیاه! با گلوله زدند و جلوتر ایستادند و تلفنی گزارش دادند!! جرم‌اش خواهرزاده بودن بود. سید_علی_موسوی_حبیبی

      ۱۸- وقتی گلوله به پیشانی‌اش خورد، بر لبش الله اکبر داشت!! الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، #مصطفی_غنیان

      ۱۹- یاد کنم از پزشکی انسان و بزرگ … که تمام آن شب‌ها نخوابید و یه تنه ده‌ها نفر را از دهن عزائیل بیرون کشید … پُر بود از خاطره و بغض و اشک و ناله. اجرش محفوظ نزد پروردگار عالمیان

      ۲۰- با باتوم دنبالش می کند، به چند در می رسد، دری را باز می‌کند، جنازه خودش را می بیند، فریاد می زند “یا اباالفضل” ندایی می‌آید که “اینجا فقط یاسین بخون و الرحمن” فردا با ضربه باتوم به سرش می‌شود تنها شهید روز قدس. #مصطفی_کیارستمی

      ۲۱- مادر، تن نیمه جان پسر را از لای جنازه‌های افتاده در راه روی بیمارستان می‌کشد بیرون! بسیار سخت رو پا شد اما از گذشته سر سخت تر و مومن تر … گوشه سر و کتف و پهلو یادگار تک تیر انداز باقی مانده است. دستش هنوز درست کار نمی کند … #علی_عسگری

      ۲۲- نشانه‌ای شد برای روز ٢۵ خرداد ٨٨ … سر بند سبز، موی و ریش خرمایی و عینک! مادرش یک ماه تمامی مراکز قانونی را زیر رو کرد تا جنازه پسرش را تحویل بگیرد! گلوله روی سینه‌اش نشسته بود … #سهراب_اعرابی

      ۲۳- خیلی جوان بود، مثل همه هم سن‌هاش عاشق فوتبال و ورزش بود ٣٠ خرداد ٨٨ پَر کشید با سه ستاره روی سینه‌اش …عاشق #علی_کریمی بود، علی کریمی پیراهن‌اش را به بازماندگان هدیه کرد. #اشکان_سهرابی

      ۲۴- از دست نیروهای امنیتی فرار کرده بود، پدرش ترسید! خودش با دستان خودش پسرش را تحویلش داد!! جنازه اش را از کهریزک تحویل گرفت … لبخند هیچ وقت دیگر نخندید … #امیر_جوادی_فر

      ۲۵- از کهریزک تو راه اوین تشنج کرد، حالش بد بود اما حاضر نشد که خودش را معرفی کند …مظلومانه عین همه مردم عادی جان داد …محکومیت مرتضوی حاصل تلاش‌های بی وقفه‌ی پدر محسن است، #محسن_روح_الامینی

      ۲۶- فقط ١٨ سال داشت، ١٨ تیر بازداشت شد، به کهریزک بردنش، به علت جراحات وارده و عدم درمان به موقع پَر کشید، سه نفر بودند ، #محمد_کامرانی

      ۲۷

       
  25. مصلح آبادی اراکی

    با سلام آیت الله نوری زاد شخصی به نام منصور در این سایت انتقادی مانند دیگر اشخاص ، که در گذشته به شما انتقاد داشتند ، هم فکر با دیگر اشخاص از قبل ، انتقادی مبنی بر اینکه شما همینجوری و آنی و فکر نکرده ، مثلاً مطلبی را بدون کارشناسی و مشورت افراد و بخاطر ضدیت با نظام مقدس جمهوری اسلامی در این سایت می نویسید و عده ای هم که در کشور کِثرت ندارند آن را میخوانند و به به و چه چهی هم به نوشته ی شما ابراز میدارند و بلافاصله حضرت شیخ الشیوخ آیت الله سید مرتضی هم با جناب منصور همدلی و هم آوایی کرده و مثلاً یک مشت محکمی هم بر دهان شما کوبیده که این آیت الله نوری زاد در کشور یک نفر بیشتر نیست و شاید و بلکه حداکثر چندین نفر طرفدار و خواننده در این سایت و قلیلی هم کامت گذار و هم فکر در این سایت دارد! بنده ی ناچیز از تمام نقاط و از شمال شهر تهران تا جنوب شهر تهران که تقریباً در هیچ کوچه ای نمانده که نام آن کوچه ” مزین ” به نام شهید والا مقامی نباشد ئ با همین مردمِ محلات فقیر نشین و اعیان نشین در باره ی بحثِ سوریه و کشتن مردم بیگناه سوریه و عراق و به خاک و خون کشیدن مردم و تخریب بی رحمانه ی شهرها توسط ” قوای متفقین روسی و نظام اسلامی ” و کمک و هدر دادن اموال و بیت المال کشورمان بصورت میدانی طی طریق نموده و تقریباً بیزاری همین مردم را از زبان خودشان ( غیر از مکان نماز جمعه و مساجد و پایگاههای بسیج ) شنیده ام . حال بنده پیشنهاد میکنم هر دو آیت الله ( نوری زاد و سید مرتضی ) حداقل در یک روز از هفته ، مشاغل خود را تعطیل و پالتویی زمستانی بر تن و کلاه و شال گردنی بر سر و روی کشیده که به نوعی بالماسکه شده تا ناشناخته به محل های تهران و حتی شهرهای ” مذهبی شیعی نشان ” مثل قم و مشهد سر کشی و یافته های خود را از زبان مردم بشنوید و حداقل کمی از” جدل و بحث های ” خسته کننده بین خود بکاهید و واقعیت های جامعه را بصورت میدانی به یکدیگر نشان داده تا یکی از هر دو آیت الله کمی به واقعیت ها آشنا و از موضع غیر واقعی خود بدر آیید . در پایان بنده خواهش میکنم که اگر مقدور است زحمت کشیده به مساجد شهر اراک در زمان اقامه نماز جماعت و یا به مسجد روستای ” مصلح آباد فراهان ” که زادگاه فقید مکرم ، فقیه عالیقدر ، اَفق الفقها ، شیخ الفقها ، شیخ الشیوخ ، مرجع عالیقدر حاج شیخ محمد علی مصلحی اَراکی سر بزنید و از نظرات افراد و تعداد عددی جوانان را در شهر اراک و مسجد روستا اندازه گیری نمایید . پیروز باشید و تا سیه روی شود هر که در او غش باشد .

     
    • جناب مصلح آبادی اراکی،با سلام در مواردی مشاهده می شود که با نوشتن مطالبی برخلاف اخلاق سعی بر دو بهم زنی و شقاق دارید،دوستانه می گویم این روش شما روشی بر خلاف اخلاق هست و در مباحث اخلاقی متاسفانه از آن به “نمّامی”تعبیر می شود،اینجا هرکس مجاز هست به هرکس انتقاد و ایراد مستدل داشته باشد،خواه به مدیر سایت و خواه به کامنت گذاران و نویسندگان دیگر،شما چرا وقتی کسی از جناب نوریزاد انتقادی می کند یا سخن ایشان را خلاف واقع می داند از آن تعبیر به مشت بدهان کوبیدن می کنید؟ همینطور چرا خیال می کنید جناب ایشان فوق حد نقد و انتقاد هستند و هرچه بگویند و بنویسند یا هر تعبیری بکنند عین واقع و حقیقت غیر قابل مناقشه است؟ شما بدانید مقصود من از انتقاد و ایراد به نوشته یا گفتار ایشان یا هرکسی،کوبیدن مشت بدهان او نیست،این تعبیر و تلقی شماست،عرض من این است که شما کار خودتان را بکنید و مطالب خودتان را بنویسید و فقط طرز تفکر خودتان را نمایندگی کنید ،اینکه من اینجا چه نقدی متوجه مدیر محترم سایت می کنم یا ایشان چه چیزی خطاب بمن می نویسند و اصلا فرض کنید هر اختلاف و مناقشه ای وجود داشته باشد اصلا بشما مربوط نیست،نیازی هم نیست شما برای دیگران تعیین تکلیف کنید که در باره چه موضوعی گفتگو کنند یا گفتگو نکنند،شما لطف کنید مطالب و نظرات خودتان را بنویسید،دیگران را مستقیم یا غیر مستقیم نقد کنید و نقد و انتقاد دیگران را هم تحمل کنید،اگر بحث و نقدی هم با من دارید خودتان مستقیم با من گفتگو کنید.
      متشکرم

       
  26. با سلام و درودهاي گرم و پرمهر
    نوزدهمين سالگرد قتل تبهكارانه محمد مختاري و محمد جعفر پوينده!
    عليرضا جباري، عضو كانون نويسندگان ايران، در گفتگو با راديو ندا از بيانيه كانون نويسندگان ايران براي برگزاري مراسم گراميداشت ياد زنده يادان محمد مختاري و محمد جعفر پوينده در نوزدهمين سالگرد قتل تبهكارانه آنها و از دادخواهي اين بيداد بزرگ مي گويد!

    http://radio-neda.blogspot.com/2017/12/blog-post_6.html

     
  27. محسن از اصفهان

    سلام جناب نورزاد عزیز

    اقای نوریزاد کاش وقت داشته باشی و درد دل من و بخونی
    اقای نوری زاد من یه جوون 38 ساله هستم اهل اصفهان شغلم جوشکاری اسکلت ساختمان بود 14 سال پیش موقع کار از طبقه پنجم یه ساختمان در حین کار کردن با بالابر سقوط کردم وقتی به هوش اومدم توی بیمارستان صدوقی اصفهان (بیمارستان سپاه) بستری بودم پاهام شکسته بود توی شکمم عمل کرده بودن ولی بازم درد عجیبی داشتم ولی پاهام کار میکرد حس داشت هر موقع میومدن تختو تمیز کنن رو تختی رو که میخواستن عوض کنن یکم تکونم میدادن جیقم میرفت هوا همش به دکتری که عملم کرده بود میگفتم یه جای دیگه ام شکسته لطفا از همه جای بدنم یه بار دیگه عکس بگیرید میگفت نه چیزیت نیست واسه درد زیادی که داشتم همش میگفتم حداقل مسکن بزنید بهم ولی کو گوش شنوا اینم بگم هر دفعه پرستارا میوندن انگاری باهام لج کرده باشن چون دست خودمم نبود واقعا درد داشتم بدتر میکردن باهام منم اصلا نمیفهمیدم چی میگم همینطور یه وقتایی فحش میادم عکس رهبر و خمینی توی اتاق بود به همه فحش میدادم تا اخر گفتن مرخصی روزی که میخواست مرخصم کنه انقدر التماسشو کردم اسم دکتر هم اقای خادم بود هرچقدر گفتم یه باره دیگه از کل بدنم عکس بگیرید گفت نمیخواد دیگه خوب شدی اگر اتفاقی افتاد برات با من خودم گردن میگیرم اقای نوری زاد این جمله رو گفت بهم (((اگر اتفاقی افتاد با خودم من گردن میگیرم ))))) اخر مرخصم کرد بعدم به خانوادم گفته بود چون دوتا پاش از رون شکسته پیچ و پلاک هست باید یواش یواش بلندش کنید روی پاهاش بایسته وقتی مرخص شدم توی خونه همش درد داشتم هر چقدرم میگفتم فایده نداشت اخه دکتر خادم یکی از بهترین دکترها و سرشناسترین دکتر ارتوپدی اصفهان حساب میشه تا اخر یه روز گفتن دکتر گفته باید رو پا بایستی با زور منو بلند کردن همین که بلندم کردن فشار اومد رو پاهام یه لحظه چشمام سیاهی رفت از حال رفتم وقتی بهوش اومدم دوباره توی بیمارستان بود اینبار گفته بود از کمرش عکس بگیرید وقتی عکس گرفتن و بردن نشون دادن اقای نوری زاد خدا شاهده عموم برده بود نشون داده بود تا اومد دیدم داره گریه میکنه گفت دکتر میگه شرمنده کمرش یه ترک داشته چون عکس از کمرش نگرفتیم من نفهمیدم و چون بلندش کردین روی پاش فشار اومده به کمرش و ترک شکسته شده نخاع رو قطع کرده فلج شده

    بعدم توی بیمارستان گفته بودن اگر شکایت کنید براتون دردسر میشه این همه فحشی که به رهبر داده رو ما ندیده گرفتیم مواظب باشید شکایت کردین باید به اطلاعات سپاه جواب بدین و تهدید کردن که شکایت نکنیم اقای نوری زاد الان 14 ساله دارم شرمندگی دکتر سپاه رو به دوش میکشم جووونی نفهمیدم فلجم کرد خونه نشینم کرد امید و ارزوهایی که داشتمو ازم گرفت فقط و فقط گفت شرمنده من نفهمیدم

    اقای نوری زاد در ضمن اونموقع تازه بیمه شده بودم دیگه نمیتونستم کار کنم از کارافتاده شدم ولی بیمه تامین اجتماعی هم قبول نکرد از کار افتادگی بهم بدد گفتن طبق قانون باید حداقل یک سال از تاریخ بیمه شدنت گذشته باشه یعنی یک سال سابقه داشته باشی بیمه ام رو هم قطع کردن اقای نوری زاد عزیز بنظر شما اگر کشور های خارجی بود نمیشد از این دکتر شکایت کرد با اینکه خودش گفت هر اتفاقی بیافته خودم مسئولیتشو قبول میکنم پس چرا تهدید کردن که شکایت نکنیم یا بیمارستان که هزینه یه سر سرنگ هم میگیره مگه مجانی میخواست از تمام بدنم عکس بگیره با تمام التماسی که کردیم گفت نمیخواد چیزی نیست یعنی انقدر نفهمید از طبقه پنجم سقوط کردن اونم با بالابر باید چکاف کامل بشه
    اقای نوری زاد به هر دری زدم واسه کار ولی کسی صدامو نشنیده انگار همه کور شدن میدونم اونای هم که سالم هستن الان بیکارن ولی به عنوان یه جووون ایرانی دستمو بگیر نمیخوام گدایی کنم یا پول نمیخوام شمارو خیلیا میشناسن حرفتونو گوش میکنن اگر میشه حرفهامو بگذارید توی کانالتون شاید اصفهان کسی باشه بتونه یه کار واسم پیدا کنه یا اگر میتونید یه سفارشی بکنید یه کار واسم پیدا بشه ارزو داشتم میتونستم بیام نمایشگاهتون حداقل شاید از نزدیک هم میتونستم ببینمتون ولی افسوس توانایی مالی ندارم دلم لک زده واسه یه مسافرت مردم فکرشون مسافرتهای خارجیه من ارزوم یه شمال رفتنه حسرت دیدن دریا و جاده های شمال که مردم تعریف میکنن به دلم مونده بنظرتون مرهم تمام درد های شرمنده بودن اقای دکتر خادم هست
    اقای نوری زاد بعد ها شنیدم این اقای خادم توی جبهه شکسته بند بوده بعد از جنگ یهو شده دکتر متخصص اتوپدی

    اقای نوری زاد منتظر جوابتون باشم حتی اگر کاری از دستون نیومد جوابمو بدین همین که بدونم بهم توجه کردین باعث دلگرمیم میشه باعث خوشحالیم میشه
    اقای نوری زاد خواهش میکنم اگر در توانتون هست اگر امکانش هست کمکم کنید یه کاری پیدا کنم تا عمر دارم و نفس میکشم همیشه مدیونتون هستم و دعاتون میکنم
    امیدوارم همیشه سربلند موفق و پیروز باشید

    بااحترام
    محسن از اصفهان

     
  28. حاج احمد منتظری: بخشی از حکومت می خواهد نام منتظری را از تاریخ حذف کند
    مش قاسم: حاج احمد، نام ابوی از تاریخ حذف نخواهد شد. کسی که ملت رو در زمره گاو و گوسفند به حساب آورد، کسی که ولایت فقیه رو توی قانون/* اساسی این مملکت گذاشت، کسی که اون اولی تمام عمرش سرش رو شیره مالید و گولش زد، کسی که کلاش بدست در دانشگاه اعدام ها رو تشویق کرد، از گروگانگیری حمایت کرد، با وحدت حوزه و دانشگاه …(سه نقطه از مش قاسم)ید به دانشگاه، کسی که فرق بین دانش و عقیده رو نفهمید، کسی که خیال میکرد از کنج یه سوراخ در قم کل جهان و مسائل جهان رو میفهمه و براشون دستور داره، کسی که …………. نه حاجی، تو مطمئن باش اسم یه همچین …(سه نقطه از مش قاسم) از تاریخ این مملکت حذف نخواهد شد!

    /*: ک

    هفته گذشته، هفته وحدت نام داشت اما نامگذاری این هفته، ابتکار آیت‌الله حسینعلی منتظری بود.

     
  29. آرتین گرامی من با شما و علوی در مورد اینکه محمد و یا دیگر پیامبران در فکر قدرت و حکومت نبوده اند موافق نیستم.اتفاقا همه سعی و کوشش هم پیامبران و هم رهبران دینی درست برای بدست آوردن قدرت بوده. طبق همین روایت سنتی از اسلام محمد وقتی دعوت خود را شروع می کند همه با امر و نهی است.و بشدت به باورهای دیگران می تازد.و مدت سه سال که در تحریم بوده درست مثل دولتمندی به سازماندهی یاران خود می پردازد و با فرستادن آنها به بیرون از مکه هم به گسترش پیدا روابط خود با خارج از مکه می پردازد و هم زمینه را برای بیرون رفتن از مکه فراهم می کند.و همین سیاست است که او را با اوس و خزرج آشنا کرده و زمینه فرارش به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی را بعد قتل و عارتگرند و کشت و کشتار دیگران آماده کرد.

     
    • مزدک گرامی درود
      درست می فرمایید، همه تلاشهای پیامبران سیاسی و برای قدرت بوده است. دردنیای کهن، نه تنها معابد بلکه قدرت سیاسی نیز در دست روحانیون بوده . وسعت خیالات و توهم انسان به اندازه هزاران سال و پیدایش انسان است ونه تنها بالی برای پرواز نبوده بلکه چون تارعنکبوتی انسان را تا کنون درگیر و اسیر کرده است.

       
    • سلام بر مزدک گرامی
      تعصب از هر سویی باشد ناپسند است و شوربختانه صرفا این تعصب در مذهبیون یک سویه وجود ندارد و در این کلام شما و سایر همفکرانتان موجود است.ما نمی توانیم واقعیات تاریخی را با هواهای نفسانی خویش تطبیق دهیم که این همان شیوه مرسوم حوزه های اعتقادیست.در قرآن به صراحت آمده که دین شما برای شما و دین من هم برای من.این سخن از سوی پیامبر به طرف مقابل گفته شده و یقینا نمی تواند از سوی کسی گفته شده باشد که به دنبال براندازی طرف مقابل باشد.او می گوید بیایید به هم کاری نداشته باشیم شما کار خود را بکنید و من تبلیغ خود را می کنم که البته از سوی مقابل مقبول نیفتاد.خوب این مانند همان چیزیست که شما امروز می بینید و از آن به فغان آمده اید.امروز اگر حوزه های اعتقادی حتی یک فرد مانند محمد علی طاهری را با چندصد نفر طرفدار بر نمی تابد به همین دلیل مشابه است.تضاد منافع.یا بحث حمله به بهاییان که متعصبین به دروغ و گزافه دلیل آن را جاسوسی ایشان می نامند دقیقا به همین دلیل است زیرا دکانی به نام امام /// سالیان دراز محل کسب ایشان بوده و اینک گروهی دیگر در کنار آن دکانی مشابه زده دکاندار اول که کسب خود را کساد دیده در صدد از بین بردن دکان دیگر برآمده است.موضوع پیامبر هم چنین بوده.قریشیان در عین حال که قدرت سیاسی و نظامی مکه را در دست داشتند قدرت مذهبی را هم به یاری گرفته بودند.پیامبر با این قسمت از قدرت ایشان تضاد پیدا کرد و نتایج بعدی مشاهده شد. فرستادن جمعی از تازه مسلمانان هم نه برای تشکیل حکومت بل برای جلوگیری از آسیب دیدن آنها بود.اینها واقعیات مسلم تاریخیست و نباید با تعصب به گوشه ای نهاده شود.این سخن شما چقدر مشابه توجیه فرد متعصبی در این سایت است که کوچ انبوه ایرانیان را از برای عیش و طرب یا نهایتا از برای تحصیل می داند و از واقعیت اصلی که همان وجود استبداد است گریزان است.دوست گرامی عده ای خواستند در مقطعی از زمان دگر اندیش باشند ولی انبوه آزارها را دیدند و مجبور به ترک وطن شدند.آنوقت شما می گویید رفتند که قدرت را در دست بگیرند؟!می دانید عمده طرفداران محمد در سیزده سال اول از قشر محروم ساکن در مکه بود و دلیل اصلی تضاد در این بود که دین جدید حامل پیامی جدید برای زدودن سلطه مکیان بر این دسته از مردم بود.نمی شود یک طرفه به قضایا نگریسته و جوانب امر را ندیده و بعد قضاوت خویش را بر مبنای دلخواه خود بگذاریم.این روش همان روش دین سالاران امروز ماست که از آنها به ستوه آمده ایم.
      موفق باشید

       
  30. سید مرتضی گرامی
    بنده در پست قبل نگفتم ایران برای حفظ حرم به سوریه رفته.موضوع حفظ حرم را میدانیم که امری بی محتوی و بی‌اساس و صرفاً برای تحریک احساسات است. ما برای حفظ شخص بشار اسد به آنجا رفتیم و وارد این باتلاق شده ایم. دلیل این کار هم این است که انتقال سلاح و مهمات به حزب الله در حال حاضر تنها کانالش سوریه است و تنها همدست خوب ایران هم همین سازمان لبنانی است که به لطف دلارهای باد آورده ایرانیان روزگار سر میکند.این امر هم مطلب پنهانی نیست و همواره مورد تأکید مسئولین کشور هم است.
    حال سئوالی که باید جواب داده شود این است که به غیر از دلیل فوق جمهوری اسلامی به چه دلیل دیگری وارد مهلکه سوریه شده است؟ ممکن است بگوئید برای حفظ مدار شیعه از ایران تا لبنان یا همان هلال شیعی معروف و سبز.این امر میتواند مورد تأمل باشد. در اینصورت باید پرسید ما با این هلال شیعی قرار است چکار کنیم؟ پاسخ بطور طبیعی این است که این منطقه برای تجارت و صنعت و امنیت ما مهم است. یعنی حفظ این مدار برای ما حیاتی است. در اینصورت سئوال بعدی این است که حفط این مدار و این منطقه نفوذ باید چگونه باشد؟ از طریق نظامی و یا سیاسی و یا هر دو؟ بی تردید اعمال سیاست نیاز به همه ایزارها دارد و در این مورد هم باید هدف حفظ این کشورها باشد چون ویرانی آن‌ها که برای ما عایدی ندارد.
    خوب حال شما خوب نگاه کنید که وضعیت از چه قرار است. سوریه نابود شده، عراق نابود شده، خود ما به فلاکت افتاده‌ایم و حزب الله هم بدترین ضربه‌ها را خورده و در تله اسرائیل و آمریکا گیر افتاده است. روسیه و آمریکا دست بالا تا مرزهای ما پیدا کرده‌اند و خود ما بعد از جنگ سنگینترین تلفات را داده ایم. حال عایدی ملت ایران چیست؟ آیا تصعیف منابع نظامی و مالی و اقتصادی و سیاسی‌اش به نفع ایران است یا به ضرر آن؟
    متأسفانه ملت ایران هنوز نمیداند برای چه در سوریه درگیر است؟هنوز نمیداند داستان یمن چیست و در آنجا چه خبر است؟ شما از بعضی مسئولین هم بطور خصوصی بپرسی خودشان هم نمیدانند چه کسی دارد تصمیم میگیرد.درست مثل داستان هسته ای که هنوز هم پراکنده گویی و یاوه سرائی پایانی ندارد و هیچ‌کس هم نیست صورتحساب مردم ایران را نشان دهد.
    استراتژی یعنی اتخاذ یک سیاست از بین گزینه های محتمل با ارزیابی دقیق. وقتی مشاور اصلی بین‌المللی رهبر آقای ولایتی که حتی توان صحبت یومیه خود را هم ندارد در اوج بلاهت دستور میدهد پرچم آمریکا را دانشگاه آزاد روی زمین نقش کنند و همه از روی آن رد شوند و در عین حال بر 37 شغل مهم هم تکیه زده باشد، شما فکر میکنید خروجی این سیستم چیست؟
    شما یک شب تشریف بیاورید تهران و حدود ساعت 8 بروید حوالی شوش تا خروجی عقل و تدبیر و استراتژی بی همتای رهبر و دوستان روحانی خود را با چشم غیر مسلح ببینید.

     
    • یاران گرامی درود
      این راهی که نظام رفته و می رود;
      ۱- برای ماندن خود ، باهمان اهداف حزب الله وطالبان و داعش با جنگ و ترور برای شیعه گستری است.
      ۲- اسد نیز وسیله است.
      ۳-هلال شیعه برای اعمال قدرت و زورگویی در منطقه است.(تجارت جهانی شده و فرا منطقه ای)

      این نظام از روز اول با جنگ و ترور و کشتار و اعدام ونابودی و در نتیجه ویرانی ایران تا کنون مانده و هیچگاه از اعمالش دست نخواهد کشید.این نظام می داند تنها با عده ای بی سواد تو سری خور می تواند بمانند و جنگها و ترورهایشان را ادامه دهند.
      این نظام نیامده تا ایران و ایرانی سرفراز و آزاد باشد. بلکه صحبت از امت و” نظام “است .

       
  31. اخبار: نامه وکیل کودکان شین‌آبادی به رییس‌جمهور: ۵ سال گذشت، نصف دیه هنوز پرداخت نشده.
    مش قاسم: به این میگن عدالت اسلامی!

    ولکن، در همون روزی که کودکان شین‌آبادی جزغاله شدن محموله پول برای مدارس در لبنان فرستاده شد، حق الحساب دلالهای قاچاق پول و طلا در زمان تحریمها پرداخت شد، پول قاچاق وسائل اتمی پرداخت شد، پول واسه حکومت کره شمالی برای فرستادن مواد قاچاق فرستاده شد، سهم حماس و مماس و اون مفتخور لبنانی فرستاده شد، مواجب حاج حسن/* و اعوان انسابش دوبله و سوبله پرداخت شده، حقوقهای نجومی پرداخت شد، مخارج رفتن یه مشت آخوند مفتخور به مکه و مدینه از جیب ملت ایران پرداخت شد، پولهای ۳۰۰۰ هزار تا ۱۲۰۰۰ میلیاردی به کانادا و دوبی و برزیل و استرالیا و کشورهای دیگر فرستاده شد،……….ولکن، پول چهارتا مدرسه درست و حسابی و چهارتا بخاری پرداخت نشد. گلاب به روتون ای منقلابیون ۵۷،

    /*: ک

     
  32. جفنگیات حاج مم رضا خاتمی: ما به آقای روحانی اعتماد کردیم و‌ همچنان اعتماد داریم ما از ایشان پشتیبانی کردیم و همچنان این را وظیفه خود می‌دانیم. از انتخاب خودمان پشیمان نیستیم و‌ نخواهیم شد.
    مش قاسم: و ادامه داد…….هیچ تغییری در ما ایجاد نشده، همون گمراهان و نادانانی هستیم که ۴۰ سال پیش بودیم، و هر روز بیش از روز پیش با حرف درمانی شیره مالیدن به سر امت رو ادامه میدیم.

     
  33. وزوزیر/* کشور: به دنبال امنیتی کردن فضای دانشگاه‌ها نیستیم.
    مش قاسم: یه لغت رو جا انداخته: منظور حاجی این بوده: به دنبال امنیتی کردن فقط فضای دانشگاه‌ها نیستیم، به دنبال امنیتی کردن فضای کل کشور هستیم.

    /*:

     
  34. از زمانی که ترامپ بر سر قدرت رسیده است ، جهان شاهد تحولاتی شدید شده است.
    دامنه داعش با قاطعیت در حال برچیده شدن است، کره ی شمالی قایم موشک بازی هایش علنی شد.. تحریمها بر ضد نظام ایران و کره شمالی که باید لانه فساد خواندشان، بیشتر شد .و اوروشلیم نیز پایتخت شد.

    این تغییرات با شدت و حددت از طرف ترامپ، تمام جهان را شگفت زده کرده .عده ای را شاد و عده ای را منزجر و همه را مبهوت کرده است !
    گویی زمین و زمان دور و چرخش را بیشتر کرده و هنوز از بهت خارج نشده مردم جهان را بهتی دیگر فرا می گیرد.
    دنیا بکدام سو می رود؟
    زمانی که تنها یک مسئله اش را چون آب بررسی می کنیم بدان می رسیم که آینده جهان چندان چهره خوشایندی ندارد . از لحاظ طبیعت و جامعه انسانی نیز دنیا با فاجعه جبران ناپذیری روبرواست ، چه باید کرد؟
    همه باید سهم خود را ادا کنند و مسولییت پذیر شوند، حق داشتن یک طرف مهم قضیه است اما حق ادا کردن وجه ی مهمتری است. انسانها باید حق خود را به محیط زیست و جامعه خود ادا کنند.ما همه به هم مرتبطیم. بنظر من دوران پایتخت نیز بپایان رسیده است .چرا ؟ زیرا نه دیگر پای و نه تختی بجاست !دوران جدیدی شاید پشت در ترسان می لرزد، دوران عریانی بشر.

    [در مورد اوروشلیم;برطبق هیروگلوفهای مصری از ۱۸۰۰- تا ۱۹۰۰ سال قبل از میلاد ruschalimum خوانده می شد.
    بر طبق نامه های ارامنه حدود۱۴۰۰ قبل از میلاد ú-ru-sa-lim خوانده می شد.
    Sin-ahhe-erib پادشاه آشورپسر سارگون در ۸۰۰ سال قبل از میلاد نیز از این شهر نام برده است.
    ūru به معنای شهر / قصر و Šalim به معنای خدای غروب و حافظ شهر نام برده شده است.
    برای مردم عادی شهر صلح (šalom)معنا می دهد.
    اورشلیم حدود ۵۷۰۰تا۳۷۰۰ سال قبل از میلاد تاسیس شده، این شهر بارها ساخته شده و یکی از اماکن مقدس یهودیان است. داوود این شهر را حدود هزار سال قبل از میلاد با بر انداختن سئول به یکی از شهرهای بزرگ تبدیل کرد.بدین خاطر اورشلیم ، شهر داوود نیز خوانده می شود.
    این شهر باستانی حکایات فراوانی از دوران باستان در خود گنجینه دارد.]

     
    • جناب انسان درود
      ترامپ در حال انجام آن چیزیست که شما بارها به آن اشاره نموده اید و آن ویران سا.ی تمامی دستاوردهای سیاسی گلوبالیسم در جهان است و از سویی دیگر عملکرد به دکترین ریگان که صلح فقط در سایه قدرت امکانپذیر است.
      به هرحال ترامپ با اینکار علاوه بر دود دادن لانه شغال گامی عملی را برای ایجاد صلح مابین فلسطینیان و اسرائیل برداشته است.
      دود دادن برای بیرون کشیدن شغال ها از لانه است.ترامپ و اسرائیل آرزومند این هستند که حماس . جهاد اسلامی . ایران . حزب الله و یا نیروهای دیگری از این دست اقدامی انجام دهند تا شمشیر یکسره فرود آید. فلسطینیان و انتفاضه مسئله ای مهم نیست و انرژی است که بیهوده به هدر خواهد رفت. شاید دلیل اینکه رهبر فرزانه تبدیل به نوحه خوان شده و یا حسن نصرالله خفقان گرفته و یا اینکه حماس فقط به شعار دادن به خرج دیگران قناعت کرده همین باشد که بخوبی دریافته اند که این بار سمبه بسیار پر زور است.
      شناسایی بخش شرقی بیت المقدس بعنوان پایتخت اسرائیل عملا تکلیف فلسطینی ها را روشن مینماید. یا باید به دولتی فلسطینی با این شرایط راضی باشند و یا اینکه میان کشورهای عربی تقسیم شوند.
      ترامپ بر اساس سیاستی کاملا پیش بینی شده از سه جبهه به گلوبابسیم هجوم برده است. اعراب در جبهه ایران چنان مشغولند که مسئله فلسطین برایشان در اولویت قرار ندارد و غرغرهای این چنانی نیز جز برای خالی بودن عریضه نیست.
      رهبر و داردسته اش نیز ماست ها را کیسه کرده اند. چین و روسیه نیز در حال ارزیابی حضور نیروهای آمریکایی و هم پیمانان کره ای و ژاپنی در جوار مرزهایشان به بهانه کره شمالی. به عبارتی در این یکساله چنان برنامه ریزی نموده اند که ز هر طرف که شود کشته به سود عمو سام است.
      شاید تنها چیزی را که گلوبالیستها در این شرایط تصور نمیکردند همین بود . گل بود به سبزه نیز آراسته شد.
      اگر حاکمیت کامل اورشلیم بدست اسرائیل بیفتد؛ حفّاریها را شروع کرده و «معبد سلیمان» را از زیر خاک بیرون میکشند و آبروی آن مسجد قلّابی نیز میرود.
      حضرت محمّد نیز نخست به سوی «معبد سلیمان» نماز میخوانند.
      یادمان نرفته که حزب‌الله از وسط محله‌های پر جمعیت به سمت اسرائیل موشک پرانی می‌کرد یا اینکه انبار مهماتش رو داخل بیمارستان‌ها می‌گذاشت (به این امید که در تلافی اسراییل، چهارتا زن و کودک بمیرن و فریاد حقوق بشری سر بدن)
      حالا شما فکرشو بکن پایتخت اسرائیل یه شهر مقدس (برای تمامی ادیان سامی) باشه، آیا میشه به این شهر موشک زد؟
      اگه بزنن چی میشه؟
      آیا لازمه خود اسراییل اون مسجد رو خراب کنه؟ (یا اینکه به یکی ازون موشکها «ول کام» میگه؟)
      خلاصه که روزهای جالبی در انتظار خاورمیانه هست

       
  35. سلام آقای نوری زاد

    میخواستم در پاسخ به اون هموطنی که نوشته بود:
    «من نمی خواهم ذره ای از آرامشم خط خطی شود. بهمین خاطر نه به نمایشگاه خط خطی های شما می آیم و نه در هیچ جمع حتی سه نفری که به وضع موجود معترضند شرکت نمی کنم تا مبادا همان آرامش نیم بندم خط خطی شود. ما را به خیر شما امیدی نیست لطفا شر مرسانید.» بگویم که؛
    دوست گرامی شما هر طور که موجبات آرامش نیم بندت فراهم میشود گذران کن تا مبادا که ترک بردار چینی نازک خوشبختی تان!
    ولی به کسانیکه در راه آزادی و آگاهی فداکاری میکنند خرده مگیر. و از یاد نبر رشد همین خصلت و خصیصه(بیزاری و پرهیز از مناقشه) باعث کم رنگ شدن حساسیتهای اجتماعی-سیاسی میشود که پیامدش همین وضع موجودیست که همگان اسیر آن هستیم!
    و از یاد نبریم که یک جامعه منفعل(جماعت خواب و اجتماع خواب زده)، بشدت مستعد تباهی و ویرانیست.

    برتولت برشت سخن بسیار قابل تاملی دارد:
    «بدترین نوع بی سوادی، بی سواد سیاسی است، بی سواد سیاسی کور و کر است، درک سیاسی ندارد و نمی‌داند که هزینه‌های زندگی از قبیل قیمت نان، مسکن، دارو و درمان همگی وابسته به تصمیمات سیاسی هستند.
    او حتی به جهالت سیاسی خود افتخار کرده، سینه جلو می‌اندازد و می گوید که: “از سیاست بیزار است”.
    چنین آدمی نمی‌فهمد که بی‌توجهی به سیاست است که زنــان فــاحــشه و کــودکان خــیابانــی می‌سازد، قتــل و غــارت را زیاد می‌کند و از همه بدتر بر فساد صاحبان قدرت می‌افزاید.»

    با سپاس- سیاوش

     
  36. درود بر آقای نوریزاد بزرگ؛حتما این جوک رو شنیدی که میگن البته بخاطر اینکه کسی ناراحت نشه احتمالا فامیل ما بود ی قبض برق تو خیابون میبینه بعد میره پرداختش میکنه ما شیفته دیدن ومحتاج به عشق شما هستیم ولی شما فقط عیادت زندانیها میری آقا اگه میخوای برم خودمو لو بدم مثل اون فامیلی که شرح حالش را اول عرض کردم یکبار هم خواب دید عضو سازمان مجاهدین هست فردا رفت خودشو لو دادفعلا فقط با پیامکهایی هشدار به ما دادند وبه مرحله دستگیری نرسیده ولی فردا میخوام برم خودمو لو بدم تا بلکه مقداری هم تحویل بگیری ضمنا میخواستم بگم الان روبروی من یک نفر نشسته که رتبه زیر پنجاه رو در سال هفتادو در کنکور قبول شده ودارای دو فوق لیسانس از یکی از دانشگاهای معتبر ومعروف ایران هست که به برکت جمهوری اسلامی یک دو سال دیگه از بیکاری بازنشسته میشه وجالب اینکه چون در دانشگاه خیلی نخبه ومعروف بوده یکی از برادران الهی در دانشگاه گفته از این قرص استفاده کن که عکس العمل ذهنی را بالا میبره جالب اینکه یادم هست یک مهندس خوب ونخبه وزرنگ ده سال پیش همچین ادعایی کرده بوده حالا که دو موضوع را در کنار هم میذارم میبینم که خواب وحشتناکی برای همه ما دیدن

     
  37. سلام

    بنام بی نام او….
    قانون تغییر، یکی دیگر از قوانین جاری در هستی است که مشابه قانون تولد و مرگ عمل می کند؛
    با این تفاوت که قانون تولد و مرگ در طولانی مدت و قانون تغییر در لحظه اثرگذار است.
    این قانون در هر لحظه، هم کل جهان هستی مادی و هم اجزای آن را در بر می گیرد.
    یعنی هر چیزی در آن، در حال تغییر است.
    بنابراین، هیچ یک از اجزای هستی با ثانیه قبل خود یکسان نیست و همه آن اجزا به طور دائم از حال و موقعیتی به موقعیت دیگر تبدیل می شوند.
    هیچ چیزی ثابت و بر جای نیست
    جمله در تغییر و سیر و سروری ست
    (مولانا)

    قانون هستی شمول تغییر، باعث از حالی به حالی شدن لحظه ای و حرکت به سمت نقطه عطفی می شود که همان «تولد و مرگ »؛ یعنی تغییر وتحولی است که موجب می شود با وضعیت قبلی خود تفاوت فاحش پیدا کند. «قانون تغییر » باعث سوق همه چیز به سمت این نقطه عطف می شود.
    هرگز راه گریزی از قانون تغییر وجود ندارد. این قانون، مزرعه هستی را شخم می زند تا تولد و مرگ درخت زندگی در آن رقم خورد. اگر از این قانون آگاهی نداشته و آن را نپذیرفته باشیم،
    تغییراتی مانند پیری زودرس، افسردگی، از دست
    دادن اعضایی مانند دندان، مو و …ما را افسرده خواهد کرد و به علت تغییر ناپذیری انسان غم وغصه برای ما فراهم میگردد .و تغییر همیشه سختی دارد و اگر پذیرش واقعیت موجود را نپذیریم رنج خواهیم برد.. بیا تا فرصت هست تغییر کنیم و باورهای غلط را دور بریزیم

     
  38. استاد نوریزاد

    دیدم یکی براتون نوشته بود:

    —————
    خدا لعنت کنه ترو که دل تمام بچه حزب اللهی ها ومن فرزند شهید رو شکستی .خداوند ترولعنت کنه که ۱۸۰درجه تغییر کردی وبدجور کم آوردی .خدا ترو لعنت کنه تحمل امتحان خداوند رو با فرزندت نداشتی .خدا لعنت کند ترو که با دشمنان قسم خورده انقلاب یکی شدی وخون به دل مولا ورهبرم نمودی .من ترا با آقا سید مرتضی آوینی شناختم وهمواره برنامه ها وفیلم هایت رو دوست داشتم .می دانم آقا سید مرتضی پلیدی و رذالت ترا می بیند اما خدارا شکر دردنیای امروز که پراز آدمهای جاهل واحمقی چون است نیست .نمی دانم کجا خطا کردی که خداوند ترا عاقبت بخیر نکرد .هنوز که هنوز است درشوک ازدست رفتن تو بی نتیجه مانده ام که چرا وچگونه کسی که متصل به نظام بود ودرمحضر حضرت آیت الله خامنه ای سخن می راند به یکباره این چنین تغییر کند وبه دشمن نظام تبدیل شود .ترا وافکار مزخرفت را به خداوند واگذار می کنم وازتو واندیشه های پلیدت تبرا می جویم .
    ———–

    میدانم که میدانید اوضاع چگونه است ولی بزارید از زبان دیگران هم بشنوید و بدانید که همونطور که مطمئنا هنوز افراد شستشو مغزی یا در خواب یا بدون تفکر از جامعه جمهوری اسلامی بسیارند اما با شما هم بسیارند
    اینکه چرا چنین افراد ترسو و منفعت طلب و یا شستشو مغزی در ایران بعد انقلاب بسیار شد بدون دلیل نیست:
    از دلایل آن می توان همین شهید جانباز و .. درست کردن و امتیاز دادن ها بوده است
    کسانی مث این آقا که مدرک دکترا دارد (مدرک دکترا دارد و نه سواد) غصه این را می خورد که بچه شهید بودنش و امتیاز و اعتبارش برود کنار
    غصه این را می خورد که اگر این نظام بی اعتبار شود زندگی اش بی اعتبار می شود
    و به این شکل این نظام بسیار زیرک از همان اوائل انقلاب به طور غیر مستقیم برای خودش مدافع و حامی شکل داده است ( که این مشخصا کثیف ترین روش حکومت کردن و از نوع دیکتاتوری کثیف است)
    و اگر این گونه افراد از این نظام بی اعتبار و فاسد و نامشروع تبرا نجویند و همه امتیازات خود را به کنار نگذارند و چنین قشر خیلی زیادی باعث ماندگاری این نظام خواهند شد

    جناب نوریزاد من مصاحبه شما با آقای دهباشی را نگاه کردم کامل و مطالبی درباره جنابعالی خواندم

    شما از اول بیدار بودین اما سیستم فقط شما نبودین که فریب داد همه ایران را فریب داد حتی روشنفکران بزرگ برخی کمتر و برخی بیشتر

    و بعد از انقلاب که سیتسم حکومت و مدرسه و رسانه و .. جوری چیده شد مانند حکومت های ایدئولوژیکی تا نسل ها را و جامعه شستشو مغزی شکل دهند

    چقدر خوب میشد همیشه خوب بود و خوش بود با دلی خوش

    چقدر سیاه کردن این کشور را مثل همون چادرهایی که سر زن ها کشیدند و عزاهایی که نصف سال ما را گرفته اند

    اگر در شادی شما در نمایشگاهتان نیستیم بدانید که از دور و با کانالتان انگار آنجاییم

    اگر امکانش بود یه مقدار در مورد سبک نقاشی خود توضیح دهید ؟

     
  39. پس از انتشار عکس برهنه یک زن جوان ایرانی در میان شش مرد زائر عراقی در یک مهمانسرای شهر مشهد یادداشتی از محمد نوری زاد منتشر شد که خطاب به این زن جوان نوشته بود دخترم به صورت من تف بیانداز. من نیز به سهم خود شرمسارم و بیجا نیست اگر این زن جوان به سیمای من نیز آب دهان پرتاب کند که از کرده خود پشیمانم و در نوجوانی سپاه لشکر اسلامیونی بودم که کشور را به جایی رساندند که بتدریج تایلند جهان اسلام شود. چرا که هر چه بود قرار نبود بعد از ۳۷ سال، زنان و دختران محروم این اقلیم ثروتمند فقط برای تامین معاش “تن فروشی که نه” طفلک ها به سکس جمعی رضایت دهند یا در شهر های مذهبی به صورت هفتگی به گروهی از زائران مرد کرایه داده شوند که احتمالا اندکی بیشتر پول می پردازند.

    جا دارد این زن جوان به سیمای تولیت آستان قدس رضوی “نماینده ولی فقیه در استان خراسان” عضو مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت تف بیندازد که اداره صدها میلیارد اموال منقول و غیر منقول آستان قدس رضوی را در سراسر کشور را از ۳۷ سال پیش در کنترل دارد “اما روزنامه گاردین بنا بر گزارش خبرنگارش با انتشار گزارشی با تیتر:
    نماز، غذا، سکس و پارک آبی،
    محترمانه شهر مشهد را فاحشه خانه جهان تشیع معرفی می کند. جا دارد به سیمای علمای مشهد و قم آب دهان پرتاب شود که سکوت آنان در قبال این همه بی عدالتی و ظلمی که در حق مردم یی پناه، بویژه زنان بی سرپرست می شود حاکی از این است که بیوت یا مرعوبند و یا از این به هم ریختگی منافعی نصیب آنها می شود.

    یکی از همین زنان ایرانی کمی آن طرف تر در یکی از کلوپ های شبانه دوبی به خبرنگاری گفته بود که فکر می کنید از سر رضایت و انتخاب شب را تا صبح با مردان عرب و هندی و کره ای می گذرانم. اگر در اینجا کار نکنم یک ماه دیگر بچه های من در تهران باید کنار خیابان بخوابند.

    بسیاری از ساکنان اربیل عراق هم طی چند سال اخیر شاهد خود فروشی موج زنان ایرانی هستند. قبل از رونق گرفتن بدن فروشی زنان و دختران ایرانی در اربیل، موج آن ابتدا در میدان تقسیم و آکسار استانبول آشکار شد و اندکی بعد در کردستان عراق گسترش یافت.

    شاید تجارت سکس زنان ایرانی در اربیل “ترکیه” دبی یا حتی در جنوب شرق آسیا مستقیما به هیچ نهاد و مسئولی ربط نداشته باشد اما نمی توان آستان قدس رضوی را نسبت به آنچه در خراسان می گذرد پاسخگو و مسئول ندانست. آستان قدس بزرگترین نهاد مالی ایران پس از دولت رسمی است که ارزش ثروت ثابت و در گردش مالی آن از بنیاد مسنضعفان و بسیاری از کشورهای کوچک جهان نیز بیشتر است. آستان قدس مالک ۹۰ درصد اراضی استان خراسان و مالک ۴۳ درصد اراضی کشاورزی مشهد است. آستان قدس با حدود ۱۵ مجتمع کشت و صنعت ۵۰ شرکت تجاری و سود صدها میلیارد تومانی ناشی از زیارت سالیانه ۳۰ میلیون نفر در استان خراسان یکی از بزرگترین بنگاههای مالی منطقه خاورمیانه است که با میلیاردها دلارثروت، معاف از مالیات وحسابرسی است. یعنی، ثروتی که نه دولت بر آن نظارت دارد، نه گزارش رسمی از آن به اطلاع عموم می رسد و نه درآمدهای آن در جایی گزارش می شود. گردش مالی بسیار سنگینی که فقط گوشه ای از آن می توانست حداقل صرف تامین نان و معاش زنان محروم و بی سرپرست و فرزندان آنها در این استان شود.

    اما کاش آنچه بر گروهی از زنان بی حرفه و بی پشتیبان شهر ثروتمند مشهد می رود فقط به تن فروشی خلاصه می شد و با صیغه های هفتگی و ماهیانه زوار پولدار پایان می یافت. چرا که تن فروشی به عنوان شغل پست وبی آینده آسیب پذیرترین اقشار اجتماعی در ردیف پایین ترین رده های شغلی، با اغماض در بسیاری از کشورها اگر نه مورد پذیرش که مورد سکوت قرار گرفته است. اما حتی خرید یا فروش بدن یک زن د در عین بی قانونی، در چهار چوب اخلاقی دون ترین و بی پرنسیب ترین آدم ها نیز باز هم اصولی دارد که حتی در فاحشه خانه ها نیز رعایت می شود و نادیده گرفتن آن ستم مضاعفی بر زن تن فروش به حساب می آید .یکی از همین چهارچوب های نانوشته، مذموم بودن سکس جمعی است یا واگذاری یک زن همزمان به چندین مرد. اینکه همزمان پنج مرد (به علاوه عکاس) در تصویر مهمانسرای مشهد با یک زن در سوئیتی قرار می گیرند حاکی از فراگیر شدن نوعی از بدن فروشی در مشهد است که حتی در مراکز فحشا آن را مضموم. می شمارند اما در اراضی استان قدس رضوی جریان دارد

    بزن باران که دین را دام کردند….
    شکار خلق و صید خام کردند….
    بزن باران، خدا بازیچه ای شد….
    که با آن کسب ننگ و نام کردند….

     
    • جناب علی اصغر،شما با کمی تاخیر به این مطلب پرداخته اید،همانموقع هم که این مطلب و این عکس در این سایت مطرح شد مباحثی را بدنبال داشت،از جمله اینکه قرائن مختلفی وجود داشت بر اینکه این عکس مربوط به یکی از کشورهای عربی بوده است نه مشهد مقدّس،پدیده فحشاء و روسپیگری هم که در عمده کشورهای غربی و مناطق دیگر بطور رسمی و قانونی و تحت عنوان تجارت و صنعت سکس و پورنو رواج دارد،در ایران بلحاظ قانونی ممنوع است،و اگر مواردی زیر پوست شهرهای ایران وجود داشته باشد یک ناهنجاری اجتماعی و غیر قانونی است که طبعا مورد تایید قانون و حکومت نیست و با آن برخورد می شود،اسباب و علل این پدیده هم گوناگون است و فقر یکی از عوامل آن می تواند باشد و بیشک حکومت در برابر آن مسئولیت دارد،اما منصفانه نیست که فحشاء پنهان با علل و اسباب متفاوت آن دستمایه کوبیدن و محکوم کردن حکومتی که با آن مخالفیم قرار دهیم.نیز مساله “متعه یا ازدواج موقت”که در افواه عامیانه از آن به صیغه تعبیر می شود،ماهیتا ربطی به مساله فحشاء ندارد؛ و ازدواج در اسلام دو قسم هست:دائم و بدون قید زمان،و موقت با قید زمان،این یک ازدواج هست که بخشی از لوازم شرعی قانونی ازدواج دائم مثل نسب و فرزندی و لوازم آنرا را دارد و برخی مثل حق مسکن و حق نفقه را ندارد،حتی با اینکه در این نوع ازدواج در اصل، قانون توارث و ارث بردن زن و شوهری در آن وجود ندارد ولی بفتوای مشهور بین فقهاء شیعه حتی می توانند لزوم توارث را هم شرط کنند،در واقع عمده تفاوت این نوع ازدواج با ازدواج دائم این است که مدت آن با رضایت طرفین تعیین می شود،خواه یکساعت خواه چند روز و چند ماه و خواه چند سال،پس این قسم از ازدواج ربطی به فحشاء ندارد،و اساس آن هم رضایت یک مرد و زن با شرائط آن هست،یعنی هیچیک از طرفین را نمی توان وادار و مجبور به این ازدواج کرد،اگر مردی و زنی با شرائط لازم هردو راضی به این نوع زناشوئی شوند این زناشوئی کاملا قانونی و شرعی است و قابل ثبت رسمی است و لوازم قانونی خود را دارد،و فرضا اگر فرزندی از این وصلت پدید آید درست مثل ازدواج دائم لوازم شرعی و قانونی بر آن مترتب هست،یعنی محرمیت و نسب و توارث متعاقب بین پدر و مادر و فرزند وجود خواهد داشت، و دادن نفقه آن فرزند بر پدر واجب هست،بنابر این ازدواج موقت هیچ ربطی به فحشاء ندارد و نباید یک امر مباح و لازم شرعی و اجتماعی برای رفع ضرورت ها را با مساله زنا و فحشاء مقایسه کرد،بله این امر در اسلام بنص قرآن مجید و روایات مباح است،تاکید می کنم فقط مباح است،چون نا آگاهان یا مخالفان عنود معمولا طوری وانمود می کنند که گویا اسلام آمده است تاکید و تشویق به تعدد ازواج کرده است،یا تاکید و تشویق به اقدام به ازدواج موقت کرده است در حالیکه اینچنین نیست بلکه فلسفه اجتماعی و اساسی جواز تعدّد ازواج یا ازدواج موقّت با شرائط خاص آنها رفع ضرورت های فردی و اجتماعی در زمانها و شرائط متفاوت هست.

       
  40. ما شرمنده ایم نوری زاد عزیز ،شرمنده شما و همه مبارزانی که سالیان سال تنها و بدون هیچ پشتوانه ای برای آرمانهاو دغدغه های مشترکمان جنگیدید و ظلمها و ستمها و سختیها کشیدید و در تنگناها قرار گرفتید اما همچون کوه استوار ماندید،برای چه؟ برای من و مردم و سرزمین آریایی ،شما همانند ورزشکاری میمانید که بدون هیچ مربی و همراه وبدون حتی یک حمایت کننده و تماشاگر وبا هزینه شخصی پا به عرصه مبارزه با رقیبانی میپردازید که از هر لحاظ در بهترین شرایط قرار دارند و سالنی پر از حمایت کننده و تماشاگر دارند،البته شما هم حمایت کننده دارید ولی در خانه نشسته اند از پشت صفحه رنگی و در خلوت و خفا از شما حمایت میکنند چون بیم دارند بیرون بیایند از خانه هایشان و در کنار شما بایستند ویک صدا فریاد بزنند تا صدایشان لرزه به اندام رقیبان بیندازد ،شرمنده ایم که شما رو تنها گذاشته ایم و انتظار قهرمانی و طلا داریم از نوری زادهای تنها،شرمنده ایم شرمنده

     
  41. علی از لرستان

    دورود بی پایان خدمت استاد نوری زاد نازنین و نجیب و پاک باز
    و همه ی همراهان و باور مندان به تغییر و تلاش گران و آزادیخواهان همراه.

    کوتاه کنم
    ۲۸ سالمه مهندس عمران. تو همه ی درسا جزو نمرات برتر کلاس بودم.
    پایان نامم بر خلاف همه ی همکلاسی که دادن بیرون براشون انجام دادن و نمره های عالی بالای ۱۸ گرفتن. خودم انجام دادم و با میلی علنی اساتید نمره ی ۱۴ !!

    همه ی آرزوم اومدن به نمایشگاه ودیدن شما و عزیزان همفکری است که میدونم دمی با ایشان بسر بردن جهانی رو می ارزد..
    ولی حساب کردم اومدن به تهران و برگشتن و یه خورد و خوراک مختصر این سفر شاید صد و پنجاه هزار تا دویست تومن برام بشه.

    نه اینکه پول نباشه _ که خدا رو سپاس همیشه بوده به همت پدر _ ولی خب خیلی سخت میشه بر خانواده این هزینه.
    برای عریضه و شکایت و تکدی ننوشتم این مطلب رو و هرگزم چنین مرامی نداشتم.
    ولی یادمه تا پایان دانشگاهم با اینکه تلخ و سخت و همیشگی بود ولی بی پولی مون رو دوست داشتم چون باعث شده بود همه ی کارهام رو بالاجبار خودم انجام بدم ( البته میدونم مثل بسیار دیگر هموطنان عزیزم )
    ولی راستش الان جز معدود دفعاتی شده که دلم گرفته چون نمیتونم بیام و روی ماهتون رو از نزدیک ببینم.

    بقول استاد عمامه ها بالاتر…

    چرا که من با همه لیاقت هایی که دارم و کسب کردم متاسفانه در دایره ی شمایان نبودم و نداشتم کسی رو که پارتی بشه مثلا و کاری از پیش ببرم….

    و الان نمیتونم یه درآمد و شغل مختصر داشته ‌باشم تا حسرت های زندگیم یکی یکی روی هم تلمبار نشه!!

    دوستتون دارم
    روی ماهتون رو میبوسم
    علی از لرستان

     
  42. جناب نوریزاد عزیز با درود به تو و نمایشگاه خط خطی هایت ؛ عزیز دل فکر نکن ما از پای فتاده گان دور از پایتخت که امکان حضور فیزیکی در نمایشگاهت را نداریم ؛بی تفاوتیم ؛ بدان قلبمان با تو و خطی خطی هایت و میهمانان عزیزت است ؛ گرامی نوریزاد و باز فکر نکن طرفدارن اندیشه تو ( ملی – انسانی) فقط میانسالان و پیرانند ؛ نه ؛در میان جوانان طرفدار فراوان داری منتها جوانان سر زمین ما چون دوران جوانی من و شما ناپخته و شعاری نیستند و به راحتی خود را در چنبره دژخیم گرفتار نمیکنند گر چه من هنوز وبا ان تفکرات پیشین فکر میکنم جامعه ما الان نیاز مبرم به امیر پرویز پویان و مسعود احمد زاده و حمید اشرف دارد ولی نه با ایدیولوژی مارکسیستی بلکه با تفکر رهایی بخش ملی ؛نمیدانم ؛ شاید اشتباه میکنم ؛ من سالهای پیش جوانان خودم و فامیل و دوستان را سفارش میدادم به تفکرات زنده یاد سحابی و افسوس که این پاک میهن پرست را زود از ما ستاندند ولی چه خوش که محمد نوریزاد ظهور کرد ؛ فراخ بالتر از عزت الله سحابی زیرا نوریزاد نه ملی مذهبی بلکه ملی- انسانی است ؛ درست فهمیده ام ؟! اگر اینطور است تو علمدار جوانانمان باش ونگذار بلغزند ؛ انها را بدست تو میدهیم زیرا جوانان ما از ایدئولوژی ها بیزارند و بسیار ضربه خورده اند کما اینکه ضربه ایدیولوژیها را بر پیکر پدران خود دیده اند؛ نوریزاد فرزندان ما را هم اباذر بدان و مگذار از مسیر ملی – انسانی پا فرا تر نهند. باشه !

     
  43. با سلام خدمت جناب نوری زاد
    متن زیر هر چند کم و کاستی زیادی دارد و شاید اشکال آن ضعف ادبیات بنده است اما سعی داشتم مختصر و مفید راه پیموده چهل سال گذشته را ترسیم کنم،آریا شهر همان دوران پهلوی است که خواستیم از مسیر توحید به انقلاب برویم تا به آزادی برسیم اما بعد چهل سال فهمیده ایم همان آریاشهر به آزادی نزدیکتر بود انگار،دنباله رو کسانی بودیم که مانند آن دسته معدود از رانندگان تاکسی که وقتی یک نابلد راه میبینند آنقدر از بیراهه میروند تا کرایه بیشتری برای خودشان به چنگ آورند،دقیقا رهبران و پیشروان ما همان گونه بودند،امیدوارم درک هموطنانم از وضعیت جامعه با مطالعه و تحقیق و تامل و تفکر به سطح بالاتری برسد. روز و روزگار بر شما خوش

    متن اصلی:
    راه درست عبادت از آزادی میگذرد،روزی آریاشهر بودیم خواستیم از مسیر توحید به انقلاب رفته بعد به سمت آزادی بیاییم اما چون نابلد راه بودیم مسیر را اشتباه رفتیم،بعد از پیمودن مسیرهای پر پیچ و خم از مسیر توحید دوباره به آریا شهر رسیدیم و دیدیم که انگار از آریاشهر به آزادی نزدیک تر بود تا رفتن به سمت انقلاب برای رسیدن به آزادی،همیشه دنباله رو کسانی باشید که مطمئن هستید بلد راه هستند وگرنه به سختی و عذاب میفتید

     
  44. سلام،تحلیل من از اوضاع امروز روز دانشجو:باکمی تامل متوجه میشویم که پازلی در سیاست روی میز است وهرمسئولی دراین پازل نقشی دارد،کسی خارج از پازل نمیتواند ایفای نقش نماید.اقای روحانی حرفایی خارج از پازل بیان میکند که برعهده اش نهاده شده،مثلا در مورد آزادیها و حقوق شهروندی،اگر تنها کمی به عقب باز گردیم وسخنان و عملکردهای ایشان را مرور نماییم به تناقضها پی میبریم،سخن کوتاه صدای سازیست که تنها ازدور خوش است.وایشان در پاره ای از موارد چنان میتازد که از اپوزیسیون هم جلوتر بر وضع موجود میتازد ،این یعنی تخلیه فشار ها واطمینان از جلوگیری حوادث،اما من در عجبم که این موجود انسان نامیده شده مگر مرده ای نیست که ایام مرخصی کوتاه مدتش را دراین دنیا میگذراند؟پس این همه………برای چه؟یک دروغگو نیک میداند که دارد دورغ میگوید،زمانیکه دروغ میگویم یعنی به باور هایمان انگونه که میگوییم اعتقاد نداریم خدایا نکند این دروغها راست باشد؟وفردای قیامت ما دوسر باخت باشیم ،هم دنی وهم اخرت را.سپاسگزارم،دبیر بازنشسته

     
  45. دوست عزیز به خداوند خجالت میکشم بگم ایرانیم هرروز باماجرای روبرو هستیم که ادم توی خواب هم فکرش رانمیکند کجای دنیا به بچه پنج ساله تجاوز میشه مقصرکیه ؟
    اینقدرازبیکاری توی خانه نشستیم که روانی شدیم نمیدانم مامرتکب چه گناهی شدیم که باید مجازات بشیم پدران ماازخوشحالی تصمیم به انقلاب گرفتن وسه نسل پشت سرخودشان راخراب کردن به کلام خدا شبها میخوابم ارزو دارم صبح بلندنشم چون هیچ دل خوشی ندارم طوری هم شدم که هیچ چیزبرام مهم نیست اگرخداوند خالق دنیاست بنده ازش شکایت دارم که ماراایرانی درست کرد که همه اش باید زجربکشیم

    دوست شما ازمریوان

     
    • جناب مریوانی ////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////بجز خود ما انسانها هیچ کمکی از هیچ جایی نیست. بنابراین بهتره چیزی را به کسی حواله نداده و استینها را بالا زده و به خرد جمعی خود روی آوریم و بنیان این ایران و انسان ستیز آن اشغالگر و جنایت پیشه را از بیخ برکنیم و بر لاشه های آنها دوباره وطن را بسازیم.

       
  46. تا به کی ما بدنبال تو واله و شیدا و سرگردان و تو رمنده از ما رخ برمی تابانی تا به کی خون خواهی به تاوان زخمی که بر تن تو زد ه ایم به تیغ جهل و نادانی تا به کی سلول پشت سلول امنیه حبس نفس بر امنیت ما می گماری تا به کی عنان از کف ما ستانده دربدر و پریشان روزگار صحراگرد مجنون وار هزارسال است بدنبال لیلی وجودت ما را می کشانی تا به کی در حسرت شکفتن گلواژه گل افشان نام تو بر لب فرخی وار لب بدوزیم و شاعرانه جامه بدرانیم تا به کی با خاک و خون و داغ و درفش و تیغ و نشتر و سرب داغ آغشته نامی تا به کی زنجیر اسارت و قید بر دست و پای هر دلیل و برهانی تا به کی وعده دروغ که گر امروز نشد فردا باز آیی و در حریم حرمت ما باقی به بقا مانی تا به کی شهادت بر شهامت شهیدان رهپوی کویت دهی اما رخساره از نگاه آنان بپوشانی تا کی ما در این سوی دنیا شفای کام تو جوییم و تو مشعل به دست بر هیبت اقیانوس نور بیفشانی.آه سرد از نفس گرم برآید صفای زلفکت آه ای آزادی تا به کی قریحه ما را شرحه شرحه از زخم بیداد می خواهی.

     
  47. استاد نوریزاد.

    من تعصب نژادی رو ابلهانه میدونم.
    و هرگز قصد ندارم به بحث‌های نژادی وارد بشم ، مگر اینکه وابسته به موارد خاص تاثیر‌گذار در زمان ما باشه.

    مشکلی که الان باهاش به شدت دست‌به‌گریبان هستیم ، بحث‌های نژاد‌گرایانه ترکی و تاثیرش در شرایط روز کشورمونه …

    یادم میاد سال گذشته که این بحث‌ها تو ابرگروهی داغ بود ، من گفتم «نکته مهم اینه که حکومت با این سیاست ، آذربایجان قهرمان رو از بدنه کشور جدا کرده»

    الان هم بحث من همینه.
    ققنوس ایران داره از زیر خاکستر سر بر میاره و متاسفانه مردم عادی پیشرو‌ترین قشر تاریخ معاصر ایران (مردم آذربایجان بزرگ شامل چندین استان و مهاجرین به تهران و…) در این میانه هیچ نقشی ندارند.

    گاهی تصمیم می‌گیرم علیه پان‌تورک‌ها و مطالب خیلی ابلهانه و آبکی اونها مطلب بنویسم ، اما کمی فکر می کنم و متوجه میشم نتیجه چنین پیام‌هایی تحریک شدن بیش از پیش عوام ترک زبانه.

    در این شرایط از نخبگان آذری انتظارم خیلی بیشتره ، بارها برای دوستان فرهیخته و‌دانشمند آذری همین مطلب رو نوشته‌ام که علیرغم موافقت اونها با کلیت نظر من ، به دلایل متعدد هیچ اقدامی نکرده‌اند (چه دلیلی از این بالاتر که یک آدم لمپن بی‌سر‌و‌پا فقط با انگشت گذاشتن روی تعصبات قومی نماینده اول ارومیه در مجلس طویله اسلامی میشه؟)

    حیفه که بدخواهان ما ، با این نقشه کثیف آذربایجان رو از بدنه کشور ایران جدا کنند.
    کافیه فکر کنیم اگه این نقشه مزورانه اجرا نمیشد ، الان آذربایجان چه نقشی در مقابله با استبداد و استحمار داشت.؟
    از دوستان فرهیخته راهکار میخوام.

     
  48. ماندم احساس غرور بکنم یا خجالت؟!
    احساس غرور به این دلیل که نام یک بانوی نابغه ایرانی را دیگران اینگونه زیبا پاس داشتند. یقینا در ذهن و قلب آیندگان پایدار خواهد ماند.

    خجالت به این دلیل که:

    در این فصل از کتاب حتما اشاره شده است که میرزاخانی از کشوری آمد که فضای تنفس برای نخبگانش نبود.
    میرزاخانی از کشوری آمد که استعداد و نبوغ و خلاقیت، و انسانیت و آزادی کم بهاترین سرمایه های آن به شمار می آیند.
    میرزاخانی از کشوری آمد که اگر می خواست اندکی، فقط اندکی از آنچه را در این جامعه آزاد انجام می داد ، در آنجا انجام بدهد، باید از هزارتویی از خفقان، تنگ نظری، تعصب، و گزینش و حراست و….. عبور میکرد.
    میرزاخانی از جامعه ای پا به امریکا گذاشت، که حاکمیتش، ارزش و منزلت زن را به پوشش و حجاب و خانه داری و شوهر داری و فرزند آوری می داند و هیچ کس نشان و آدرسی از زنان توانمند و پر از نبوغ و برجسته نمیداند.

    خوانندگان این فصل از کتاب چگونه در باره ما فکر خواهند کرد؟

     
  49. اخیرا دوستمان علوی با تکیه بر نوعی حرکت سیاسی سکولاریستی در باب دین شناسی و مطالعه سنت و سیره پیامبر اسلام گزاره ها و برداشت هایی مطرح می کند که نشان می دهد گاه دین شناسی و پیامبر شناسی بهانه ای می شود برای توجیه و تبیین مرامی سیاسی بی آنکه معلوم باشد واقعا ایمان و اعتقادی به رسالت انبیاء و اهداف عالی آنها وجود دارد یا خیر؟ نگاهی می کنیم به برخی از این گزاره ها که نه بیّن (بدیهی) است و نه مبیَّن (گزاره نظری مستدلّ):

    ” آئین یهود اساس و جایگاه اصلی هر دو آئین (اسلام و مسیحیت) و مذهب دیگر است و بدون یهودیت نمیتوان برای آن دو دیگر موقعیتی قائل شد”.

    این گزاره گزاره ای نادرست است،برای اینکه اسلام و پیش از آن مسیحیت وقتی ظهور کردند بعنوان دین متاخر از یهودیت ناسخ دین گذشته هستند حال یا ناسخ همه احکام و وضع احکام جدید یا ناسخ بیشتر احکام،البته همه ادیان ابراهیمی یک سلسله خط مشی های عمومی و مشترک در باب معارف الهی و خداشناسی و مبدا و معاد و عبودیت خدا دارند لکن برخی احکام مخصوص زمان ظهور هریک از این ادیان بوده است،بنابر این دین یهود هیچ خصوصیت زائد بر نکته ای که عرض شد ندارد که ما آنرا “اساس و جایگاه اصلی”اسلام و مسیحیت بدانیم،در واقع اگر بحث از اشتراک ادیان در خطوط کلی زائد بر احکام خاص مطرح باشد چرا شرایع دیگر مثل شریعت نوح و شریعت ابراهیم اساس و جایگاه اصلی”اسلام و مسیحیت نباشند؟! نیز یعنی چه که بدون یهودیت نمی توان برای اسلام و مسیحیت “موقعیتی” قائل شد؟! فرض کنید اصلا با گذشت زمان ما هیچ اطلاعاتی در مورد موسی و آیین او نمی داشتیم،چه استحاله و ایرادی داشت اگر مسیحیت و اسلام در چنین فضائی متولد می شد؟! بنابر این موقعیت ادیان جدید و متاخری مثل مسیحیت و اسلام متوقف بر آیین یهود نبوده و نیست.نیز در بحث و مقایسه بین ادیان ثلاثه یهود و مسیحیت و اسلام بحث “مذهب”کاملا بی ربط هست چون مذهب و نحله های داخلی درون هر دین درست یا نادرست فرع بر خود آن دین هستند.

    “پیامبر اسلام و جناب مسیح هم هر دو به طور آشکار به تعالیم و نظرات جناب موسی احترام قائل بودند و بخش عمده ای از قرآن به حکایت موسی و قوم بنی اسرائیل اختصاص دارد”.

    همینطور است،بطور طبیعی هر پیامبر متاخر علیرغم اینکه آیین او نسخ کننده دین گذشته است برای پیامبر قبلی و مساعی او احترام قائل هست و در قرآن بیشتر از همه انبیاء گذشته حکایت وقایع موسی علیه السلام شده است،اما بحث احترام غیر از این است که ما آیین یهود را اصل و اساس اسلام یا مسیحیت بدانیم یا بدون آن هیچ موقعیتی برای آنها قائل نباشیم،اینها دو مقوله جدا هستند.

    “پیدایش یهودیت ناشی از تعارض و درگیری موسی با فرعون مصر است و بدون وجود فرعون نیز آئین یهود نمیتوانست پدیدآر شود.”

    این گزاره نیز مطابق با واقع خارجی نیست،مساله عکس هست:پیدایش و ظهور و بعثت موسی علیه السلام و ماموریت او در دعوت به عبودیت خدا و نفی انا ربکم الاعلای فرعون و به بند کشیدن قوم بنی اسرائیل،سبب تعارض و مقاومت و استکبار فرعون و ماجراهای دنبال آن بوده است،در واقع در بحث نبوت و پیامبر شناسی اصل اساسی پیوستگی و استمرار ادیان و شرایع الهی در امر هدایت بشر متناسب با زمان های مختلف بوده است و از آنطرف مقاومت و استکبار طاغوت ها و فرعون ها و در اختیار گرفتن مردم و مانعیت و سنگ اندازی در برابر دعوت انبیاء بوده است این است که قرآن حکایت می کند از موسی که سراغ فرعون رفت و گفت مردم را بمن واگذار کن!”فَأْتِيا فِرْعَوْنَ فَقُولا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعالَمين‏،أَنْ أَرْسِلْ مَعَنا بَني‏ إِسْرائيل‏.الشعراء/16-17
    پس به سوى فرعون برويد و بگوييد: «ما پيامبر پروردگار جهانيانيم‏،پس فرزندان اسرائيل را با ما بفرست‏.پس دعوا بر سر مردم پس از ظهور موسی و استکبار فرعون آغاز می شود،بنابر این نمی توان اینطور تعبیر کرد که :”بدون وجود فرعون نیز آئین یهود نمیتوانست پدیدآر شود”.

    “جناب عیسی در تقابل با امپراطوری رم که بیت المقدس را در اشغال داشت بنیان مسیحیت را ایجاد کرد”.

    این گزاره هم همان حکم گزاره مربوط به موسی را دارد،بعثت موسی و عیسی و همه پیامبران الهی سنت مستمره و اقتضای حکمت و رحمت الهی است و استکبار و عدم پذیرش فرعون ها و طواغیت در رتبه متاخر از این فرایند هست.
    بعد دوستمان با این قضایای مخدوش می خواهد نتیجه بگیرد که پس عیسی و موسی در حقیقت بدنبال کسب قدرت سیاسی بودند،این سخن از جهتی درست است و از جهتی نادرست،درست است برای اینکه چنانکه قبلا اشاره شد راهبرد هدایت مردم و تثبیت و استقرار عدل و قسط یکی از اهداف انبیاء الهی است،از این جهت خود این استشهاد دوست سکولار ما برهانی بر علیه مطلوب اوست،بنابر این دوستمان اذعان می کند که برای اجرای قسط و عدل در دست داشتن قدرت سیاسی یکی از پایه ها و مقدمات آن است،برای اینکه فرعون ها و نمرودها مانع از این بودند و مردم را تحت سلطه خویش می آوردند.
    و نادرست است از این جهت که قدرت سیاسی برای انبیاء الهی مطلوبیت اولی و بالذات نداشته است بلکه اساس کار عبودیت خالصانه الهی و نفی شرک و بت پرستی و ساختن انسان های والا بوده است و در اختیار گرفتن مردم و قدرت سیاسی مقدمه این هدف بنیانی بوده است چون اقامه قسط و عدل عبارت از تحوّل انسانها به انسان عادل هست،پس قدرت سیاسی هدف اصلی نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد و دیگر انبیاء الهی نبوده است،در واقع انبیاء خدا التفاتی به دنیا و مقامات زود گذر دنیائی نداشتند،آنها آمدند ضمن اقامه قسط و عدل،انسان ها را از توهم بی خدائی یا شرک یا عبودیت اشیاء دیگر و انسانهای دیگر بیرون آورند.حال با چنین فراز و فرودهایی در تحلیل اهداف انبیاء و نقش تاریخی آنان در زندگی بشر باید دید سکولارها چگونه با اذعان به اهمیت قدرت سیاسی و لزوم آن در پیشینه عیسی و موسی می خواهند از اینگونه فاکت ها و دین شناسی ها و پیامبر شناسی ها استنتاج حقانیت سکولاریسم کنند؟!

    اکنون می رسیم به بحث اسلام و سیره و سنت پیامبر بزرگوار اسلام:

     
    • دوستمان در تحلیل تاریخ پیامبر می نویسد:
      “ولی آئین سوم یعنی اسلام دارای هیچکدام از ویژگی شاخص پیدایش این دو آئین که همان تقابل با یک قدرت سیاسی نیرومند و متمرکز باشد نبود.در مکّه هیج امپراطوری و یا سلطنت قاهری نبود که پیامبر بر علیه او مانند موسی و عیسی قیام کند”.

      توضیح داده شد که مختصّات زمانی موسی و عیسی علیهما السلام سمت علیت برای ظهور این بزرگواران نداشته است،بلکه سنت الهی فرستادن پیامبران در ادوار گوناگون بوده است و اینکه طاغوت ها مانع دو هدف اصلی انبیاء بودند.خوب چرا می گویید چنین شاخصه ای برای ظهور پیامبر اسلام وجود نداشته است؟! هم پیامبر مامور الهی برای تثبیت عبودیت خدا و نفی شرک و هدایت قوم خود و همه بشریت بوده است و هم اقامه قسط و عدل جزء اهداف او بوده است پس از این جهت تفاوتی بین او و موسی و عیسی نبوده است،و درمسیر تحکیم ایندو پایه تفاوتی نیست که سنگ اندازان و مانعین برابر یک پیامبر قدرت های متمرکزی بصورت امپراطوری فرعونی و رومی باشند یا ریاست های قومی و قبیله ای،بالاخره پیامبر وقتی بدنبال آن دو هدف معنوی(نفی شرک و بت پرستی) و مادی (اقامه قسط و عدل از طریق راهبرد در اختیار گرفتن قدرت سیاسی و رهبری سیاسی) بوده است و کسانی با او تعارض کردند همان ظهور و دعوت و تعارض تاریخی تحقق دارد.پس این تمایز تمایزی نادرست هست.نیز اقتصاد ابتدائی یا اقتصاد پیچیده هیچ وجه تمایزی نیست،بهرحال اقتصاد در هر جا وجود دارد چه بصورت ساده آن و چه بصورت بغرنج و پیچیده،و اقتصاد هم از لوازم لاینفک قدرت سیاسی و حکومت است،اینجا شکل قدرت و حکومت نقشی در اصل تعارض ندارد.

      —-
      دوستمان می گوید:”فرق اساسی اسلام با دیکران این است که اسلام و مشخصا پیامبر آن خود نظام سیاسی را ایجاد کرد ومسیری جدا در تاریخ را ایجاد کرد و در حقیقت شاید اولین آئینی باشد که هدفش کسب قدرت سیاسی و برپائی یک نظام سیاسی بود. پیامبر اسلام در عین ابلاغ پیامهای وحیانی به امر حکومت و ایجاد و اعمال قدرت سیاسی هم مشغول بود و همین بنیان روند زندگی مسلمین بعد از خود وی شد که همواره دستیابی به قدرت و یا مشارکت در ان را مد نظر داشتند. شبیه همان استدلالهائی که مدافعان و بانیان ولایت فقیه داشته و دارند”.

      خوب احسنت! اما روشن شد که تمایزی بین موسی و عیسی و محمد نبوده است،این لازمه برداشت شما از مواجهه موسی و عیسی با طواغیت زمان خود بوده است،خوب سوال این است که با وجود این اذعانی که خودتان می کنید در روش شناسی انبیائی مثل موسی و عیسی و محمد،بعد چطور می گویید:دین از سیاست جدا هست؟! یا چگونه می گویید دین “باید”از سیاست و حکمرانی جدا باشد؟! اینکه تناقض در تحلیل است،شما تحلیلی می کنید در باب شناخت عیسی و موسی و محمد،حتی بین پیامبر اسلام تمایز قائل می شوید در جملات بالا که اسلام مسیر تاریخی را عوض کرد(با اینکه روشن شد این تمایز نادرست هست و سیره و سنت پیامبر اسلام ادامه سیره و سنت عیسی و موسی و دیگران بوده است)،پس اذعان می کنید که پیامبر وقتی شرائط برایشان استوار شد در مدینه تشکیل حکومت دادند و اساسا ایشان از همان مکه در اوانی قبل از هجرت به مدینه از قبائل دور و نزدیک و خصوصا قبائل عمده در مدینه “بیعت” گرفتند،این صفحه تاریخ است،با این وجود شما اگر مسلمان هستید بعنوان یک مسلمان چطور بخود اجازه می دهید سکولاریسم سیاسی را ترویج کنید؟! اگر مسلمان نیستید،بحث دیگری است،ما به غیر مسلمان بلحاظ نظری حقی قائل نیستیم که بخواهد با تبیین سیره پیامبرمان سکولاریسم را بر مسلمانان تحمیل کند،و اگر مسلمان هستید چگونه شرعا و بلحاظ الزامات درون دینی اسلام بخود اجازه می دهید سیره و سنت پیامبرتان در دخالت در امر سیاست و اداره جامعه را نفی یا تاویل از پیش خود کنید و بگویید سنت و سیره پیامبرتان در ارتباط دین با سیاست و حکومت امری “مخرّب” هست؟ این سوال لازمه تحلیلی مطالب شما و گرایش شماست.
      در ارتباط با درگیری و برخورد و تنازع بر سر قدرت،در نوشته قبلی بحث شد،عرض شد که تنازع بر سر قدرت اختصاصی به جوامع دینی یا پیروان ادیان و مسلمانان ندارد،نزاع در امر قدرت همیشه بوده است حتی بین منکران خدا و نفی کنندگان سیره و اهداف انبیاء،این درگیری و تنازع تاریخی را نمی توان لزوما به ذات و سرشت دین یا روش و سیره پیامبر نسبت داد،ضمن اینکه در فرض مسلمانی شما ،شما روی تحلیل و برداشت خودتان در چنبره پارادوکس یا تناقض تحلیلی و رفتاری در ارتباط با لزوم تبعیت از سیره و سنت پیامبر و قرآن کریم هستید،مگر اینکه بخواهید سکولاریسم را از متن دین استخراج کنید که این اول کلام و گفتار است.

       
  50. اخبار: موافقت اولیه وزارت علوم با تشکیل معاونت توسعه کارآفرینی.
    مش قاسم: به این میگن یه قدم درست به جلو به شیوه اسلامی. اولا شغل معاونت/*ی میرسه به یکی از آقازادگان خوش ژن، این یه کارآفرینی، دوما، معاونت/* یه معاونت/*ی واسه خودش میخواد، این دوتا کار، سوما، معاونت/* معاونت/* چندتا مدیر/* کل میخوان، اینم ۴-۵ کار، هرکدام از مدیر/*کل ها ۱۰-۱۲ مدیر/* میخوان و هر کدوم از این مدیر/*ان چندتا کارمند میخوان اینم ۵۰-۶۰تا. ببینین با یه ترفند منقلابی حکومت/* اسلامی چندتا کار ایجادکرد؟ حدودا ۷۰-۹۰ تا کار جدید. اینا یه جایی میخوان که دفتر و دستکشون رو راه بندازن، که اون رو هم یکی از از افراد دیگر خانواده که مال مفتی رو کشیده بالا و ساختمانی داره به اجاره معاونت/* میده، لابد تعدادی ماشین هم میخوان که برن اینور و اونور تو روز واسه ملاقات و اینجور کارا، و الا آخر.

    اینا رو استخدام کردن و ساختمان اجاره کردن و ماشین خریدن و …….یه هزینه چند ملیارد تومانی میندازه گردن دولت. دولت چیکار میکنه؟ از بودجه فقیر عمرانی میزنه که مخارج یه مشت آقازاده رو تامین کنه. فایده تشکیل معاونت/* توسعه کارآفرینی واسه آقازادگان صدها میلیارد تومان در سال، فایده تشکیل معاونت/* توسعه کارآفرینی واسه ملت بیکار؟ صفر! به حکومت اسلامی کره شمالی خوش آمدید.

    /*: ک

     
  51. پیرو یادداشت قبلی در رابطه با پیامبران و سیاست نکات دیگری را در رابطه با ادیان و سیاست عرض می نمایم. از بین سه دین و آئین فراگیر در جهان ما که اسلام و مسیحیت وبهود باشند، آئین یهود اساس و جایگاه اصلی هر دو آئین و مذهب دیگر است و بدون یهودیت نمیتوان برای آن دو دیگر موقعیتی قائل شد. پیامبر اسلام و جناب مسیح هم هر دو به طور آشکار به تعالیم و نظرات جناب موسی احترام قائل بودند و بخش عمده ای از قرآن به حکایت موسی و قوم بنی اسرائیل اختصاص دارد.
    پیدایش یهودیت ناشی از تعارض و درگیری موسی با فرعون مصر است و بدون وجود فرعون نیز آئین یهود نمیتوانست پدیدآر شود. ظهور مسیحیت هم شبیه به همین حکایت است و جناب عیسی در تقابل با امپراطوری رم که بیت المقدس را در اشغال داشت بنیان مسیحیت را ایجاد کرد. ولی آئین سوم یعنی اسلام دارای هیچکدام از ویژگی شاخص پیدایش این دو آئین که همان تقابل با یک قدرت سیاسی نیرومند و متمرکز باشد نبود.در مکّه هیج امپراطوری و یا سلطنت قاهری نبود که پیامبر بر علیه او مانند موسی و عیسی قیام کند. هر چه بود قبائل پراکنده بدوی و بعضا در حال جنگ با هم بودند. اقتصاد آنها نیز بسیار ابتدائی بوده و در مقایسه با اقتصادهای قوی مصر و رم و ایران، اعراب جاهلی شاید قرنها عقب بودند و همینطور شیوه زندگی و قومی ایشان.
    فرق اساسی اسلام با دیکران این است که اسلام و مشخصا پیامبر آن خود نظام سیاسی را ایجاد کرد ومسیری جدا در تاریخ را ایجاد کرد و در حقیقت شاید اولین آئینی باشد که هدفش کسب قدرت سیاسی و برپائی یک نظام سیاسی بود. پیامبر اسلام در عین ابلاغ پیامهای وحیانی به امر حکومت و ایجاد و اعمال قدرت سیاسی هم مشغول بود و همین بنیان روند زندگی مسلمین بعد از خود وی شد که همواره دستیابی به قدرت و یا مشارکت در ان را مد نظر داشتند. شبیه همان استدلالهائی که مدافعان و بانیان ولایت فقیه داشته و دارند.
    تحرکات و درگیری های بین مسلمانان در طول تاریخ در حقیقت همیشه دارای یک هدف اصلی بوده که همان دستیابی به قدرت سیاسی ولی از راه دین بوده است و در این میان دین بعنوان ابزاری موثر برای کسب قدرت بکار رفته است. لذا بنظر میرسد تا این معضل ارتباط قدرت و ابزار دینی حل نشود دنیای مسلمانان هیچگاه روی آرامش را بخود نخواهد دید.
    اندیشمندان اسلامی به طرق گوناگون سعی در حل این معضل داشته اند. نگرش صوفیه یکی از این راه حلها بوده و فلاسفه هم سعی خود را بکار گرفته اند ولی در نهایت صدای عوامگرایانه روحانیون با شبکه عظیم تبلیغی خود بر همه اینها چیره شد.
    در ایران امروز شاید دیگر نیازی بیشتر به توضیح مشکلات هم اغوشی قدرت و دین نباشد چون نتیجه آن برای العین در پیش چشم همگان است و هیچ استدلالی هم در مقابل واقعیت ملموس تاب مقاومت ندارد.
    امروز دیگر تلاش در توجیه ارتباط مخرب مفاهیم دینی با سیاست فقط تلاشی در جهت اضمحلال هر چه بیشتر دین سازمان یافته است و بی تردید و به تصریح خود قرآن امر باطل به سنت الهی به زوال خواهد رفت.
    امیدوار باشیم تا شاید از بین خود حوزویان افرادی فهمیم یافت شوند تا خسارت بیشتری متوجه ارزشهای مثبت مردم نشود.

     
    • سلام بر علوی گرامی
      پیامبر هیچگاه سودای حکومت نداشت و اگر جبر تاریخ نبود امروزه چنته مدافعان اخلاط دین و سیاست از هرگونه دلیلی تهی بود.اصولا هدف انبیا هرگز تشکیل حکومت نبوده است.ما در مکه که بخش وسیعی از زندگانی نبوی را تشکیل می دهد هیچگاه اشاره ای در سوره های مکی مبنی بر حکومت و اداره آن نمی بینیم به جای آن کرارا تذکر شده که ای پیامبر تو مبشر و نذیری و هیچ مسولیتی در هدایت اجباری مردم(همان حکومت که مذهبیون تشنه قدرت از آن به عنوان لازمه اجرای شریعت یاد می کنند)نداری.در دوران مدینه هم پیامبر در بدو امر چنین چیزی را در برنامه خود نداشت.ابتدا در سال سوم با جنگ بدر آغاز شد که هدف از آن سرقت اموال قریش برای سیر نگاهداشتن مسلمانان گرسنه بود.بعد جنگ احد آغاز شد که هدف آن انتقام جنگ بدر از سوی مکیان بود.باز بحثی از حکومت در این بین نیست و نیمی از مسیر زندگی مدنی پیامبر گذشته است.با بالاگرفتن کار مسلمین تازه اولین قوانین شریعت شکل می گیرند.پیامبر شاید حداکثر هدفی که داشت همان بازگشت به مکه بود که محقق شد و آنچه پس از آن رخ داد مبحثی جداگانه دارد که بحثی جداگانه می طلبد.
      موفق باشید

       
  52. جناب نوریزاد
    بسیاری از انچه که در تحلیل های شما وجود دارد فرضیاتی است که به عنوان نتایج قطعی به خورد شنونده هایتان می دهید. متاسفانه شما به یک روز مرگی افتاده اید و تفاوتی بین تحلیل هایتان با تحلیل های اپوزیسیون فسیل خارج از کشور دیده نمی شود. مرا ببخشید قصد توهین ندارم ولی مثلا در جایی که از قاسم سلیمانی و نامه سازمان سیا می گویید تا چه حد مطمینید که سیا خواسته هندوانه زیر بغل سلیمانی بگذارد. اصلا ایا نقشی برای سپاه و قاسم سلیمانی که عراق و سوریه در حال سقوط فروپاشی را نجات دادند قایلید؟ یادتان هست که در زمانی که پیشروی داعش در عراق متوقف شد و عربستان پرپر میزد که امریکا جلوی نفوذ ایران در منطقه را بگیرد یادتان هست که اوباما به اعراب گفت اگر نگران نفوذ ایران هستید ، نیروی زمینی به عراق و سوریه یفرستید. حالا که اب از ااسیاب افتاده و عراقی که هر روز در اثر حملات انتحاری دهها کشته میداد به امنیتی قابل توجه رسیده همه صدایشان در امده که سپاه در عراق چه میکند. ایا اگر داعش عراق را میگرفت و به مرزهای ایران میرسید هیچ تصوری دارید که چه پیش می امد؟ من هیچ علاقه ای به جمهوری اسلامی ندارم ولی تحلیل ما اگر بر پایه واقعیات عینی نباشد نخواهیم توانست مسیر درستی را در پیش بگیریم. یقینا در درون سپاه و بیت رهبری و قوه قضاییه جاسوسان موساد و سیا حضور دارند و یقینا در جهت تاثیر گذاری بر سیاست های جمهوری اسلامی عمل می کنند ولی اینطور هم نیست که همه عملکردها هدایت انها باشد. در ارتباط با عربستان و امارات هیچ میدانید که دهها سال است چه پولهایی خرج میکنند که ایران را به زمین بزنند؟ و اگر همین جمهوری اسلامی هوشیار نبود تا حالا خاک ایران را توبره کرده بودند. اینکه کشوری مثل ایران بخواهد در مناطق استراتژیک حضور داشته باشد یک فرایند دفاعی در جهت امنیت و منافع ملی است. برای مثال چرا باید ترکیه در قطر و سودان پایگاه نظامی داشته یاشد؟ حالا امریکا را نمی گویم همین ترکیه یا ایتالیا و کشورهای دگیر اروپایی. توازن قوا و بالا بردن ضریب ایمنی کشورها از مهمترین اولویت های هر حکومتی است. به نظر من علیرقم این که جمهوری اسلامی در برخورد با مردم بسیار فاشیستی عمل کرده ولی باید گفت که سیاست دفاعی و نظامیش با توجه به همه محدودیت ها بسیار بی نقص و قوی بوده است و برخلاف شما که جمهوری اسلامی را رو به افول می بینید اصلا چنین افقی برای این نظام متصور نیست.

     
    • منصور گرامی،با کلیت نوشته شما موافقم،این نوشته ی شما از چهارچوب شکیل و محکمی برخوردار هست،بنده هم قبلا چنین نقدی به تحلیل های تک نفره و منحصر بفرد جناب نوریزاد در باب ارزیابی مسائل منطقه متوجه کرده بودم،عیب تحلیلی بزرگ ایشان همین است که مسائل چندین و چند بعدی منطقه ای در باب منافع جمهوری اسلامی ایران و منافع کل منطقه را که نیازمند دهها کارشناسی سیاسی جمعی و شور و مشورت های فراوان هست بصورت تک نفره آنهم با لحنی جزم آلود و غیر قابل تخلّف بیان می کنند و به پیش می روند، من هم مثل شما روی دوستی عرض می کنم نه از باب تحقیر یا اهانت اما بنظر من هم این گونه جزمیت های جناب ایشان و امثال ایشان در باب مسائل منطقه فقط و فقط بر اساس بنیان کلیشه ای مخالفت بهرجهت با جمهوری اسلامی ابراز می شود نه در نظر گرفتن مصالح عام مربوط به ایران و منطقه،در واقع کلیشه پر کردن مطالب صوتی و تصویری و ظرفیت های سایت و کانال از صرف مخالفت با جمهوری اسلامی در هر صورت سبب چنین روزمرگی شده است،این رویکرد در نوشته های برخی دیگر از دوستان خوب مثل دوستمان یاران هم بارز هست،من یک نوشته ای در پست قبل دیدم از ایشان که فرصت پرداختن به آن پیدا نشد،دیدم همه بنیاد آن نوشته کوتاه این بود که جمهوری اسلامی ایران به سوریه رفت و کمک مستشاری و نظامی کرد صرفا برای محافظت از حرم و نگهداری از بشار اسد! در حالیکه همینطور که شما بخوبی اشاره کردید استراتژی جمهوری اسلامی در کمک و تاثیر گذاری در سوریه و عراق بسیار عامتر وسیعتر از این بود که آنرا فقط حمل بر محافظت از حرم اهلبیت کنیم،البته محافظت از اعتاب مقدسه و حریم و حرم اهلبیت نیز از وظائف دینی ماست و بدون شک اینها در خطر بودند،مگر داعش تا نزدیکی های بغداد نرسیده بود؟! یا مگر داعش در سوریه علاوه بر تخریب و منفجر کردن مرکز باستانی و فرهنگی،به قبر حجر بن عدی صحابی بزرگ پیامبر اسلام جسارت نکرد و آنجا را با خاک یکسان نکرد؟ پس قطعا این خطر با حضور تروریست ها وجود داشت،اما خیلی ساده انگاری یا بی انصافی است که ما حضور مستشاری و نظامی ایران در عراق و سوریه را به حفظ حرم یا حفظ بشار فرو کاهیم،امروزه حتی کسانی که درس سیاست را بعنوان یک علم و تخصص در دانشگاه خوانده اند و کار و فن شان دیپلماسی هست مثل نوع افرادی که در دستگاه دیپلماسی کشور ما یا هرکشوری فعالیت دارند مسائل سیاسی کلان کشوری و منطقه ای را اینطور جازمانه و صد در صدی و سیاه و سفید طوری که امثال آقای نوریزاد ارزیابی تک نفره می کنند و دلخوش به تایید و ستایش چند نفر در سایت یا کانال هستند ارزیابی نمی کنند،و مع الاسف این رویکرد به چیزی جز روزمرگی ختم نمی شود.

      ————-

      درود دوست گرامی
      اگر نوری زاد در تحلیل مسائل منطقه به خام نگری در افتاده و کاری که باید با مشورت چندین و چند کارشناس سیاسی کارکشته انجام شود، تک نفری و جزم آلود بهم در می پیچد، لابد از آن روی، خروج پولهای مردم ایران و خرج کردنش در لبنان و هرکجا، و ویرانی و کلنگی کردنِ سوریه، با مشورت هزاران کارشناس اسلامی و شیعی انجام گرفته. نه اینطور است؟ اجازه بدهید آیت الله محمد نوری زاد یک سخن جزم آلود دیگر بگوید: در هر خشت و آجری که در گوشه گوشه ی ایران برای رفاه مردم برهم چیده نشده، و در هر خشت و آجری که در هرکجای دیگر بر هم چیده شده، و یا هر خشت و آجری که در جنگهای شیعه گستریِ حضرات بیت رهبری و سپاه در هر کجا فرو ریخته، فاجعه ای به اسم دزدی از اموال و آبرو و حیثت مردم و خون ریزی نهفته است. واشکافی و واگشاییِ این دزدی ها و آدمکشی های آشکار و بی نیاز به تحلیل کارشناسان کارکشته، از آن روی بر جماعتی ناگوار می نماید که: با محوریت” آخوندهای آیت الله” رخ داده است. این سخن من، اصلا نیازی به نشست چند نفره و مشورت دهها کارشناس سیاسی ندارد. یک سخن با بنیاد و درست انسانی و قانونی است. منتها در این میان، شرع، سر بر می آورد که: پس سهم من چه شد برای توجیه همه ی این جنایت ها؟ بله دوست گرامی، شرع می دزدد و آدم می کشد و می روبد و بضرب توجیه، ماست مالی اش می کند. در این میان دو شأن برای من و شما وا نهاده می شود. که برای تحلیل درستِ قضایا از چه زاویه ای به همان قضایای دلخراش بنگریم. شرع شما می گوید: برای کوفتن میخ تشیع، در هر کجا، هم بکش و هم بروب و هم دروغ بگو و هم هست و نیست مردم را تباه کن. نگویید که چنین نیست. کشتار همینجوری خلخالی و زندان های مخوف لاجوردی و کشتار 67 این را می گوید. اما این که: چرا شما به این وضع دچار می شوید؟ چون زاویه ی دید شما را منافع شیعی تعیین می کند. مثل توجیه کشتار خلخالی و کشتار 67. زاویه ی دید من اما بر متن آسیب می نشیند. که یعنی من خودم را جای آسیب دیدگانی می نشانم که از پتک های شیعی حضرات محو شده اند و می شوند. بهمین خاطر تحلیل هایم صریح و محکم و یک لایه است. در تحلیل کشتار سوریه، شما بر قله ی تشیع می نشینید و قضایای آشکار و بی اعوجاج را ماست مالی و محو می کنید، من اما می روم به کوچه پس کوچه ها و خانه های مردم سوری و درست لحظه ای که بمب های شیعی برسرم می بارد، به تحلیل چهره ی مخوف شیعی حضرات می پردازم. تحلیل های ده نفره ی شما آلوده به نادرستی های شرعی است اما تحلیل های من محض و بی پیرایه است. بهمین سادگی.
      با احترام

      .

       
      • یاران جان درود

        این بابا حکمن باهاس خودشو به یه روان شناس خوب نشون بده .

        جناب شیخنا صیدمرتضا استدلال کردند برای امنیت ایران باید در عراق

        جنگید آنگاه برای امنیت عراق می باید در سوریه جنگید وبرای سوریه

        در لبنان ووووووو چون احتمالن می داند دور تسلل یک نوع خورش نیس

        پس یا حرفشان را پس بگیرند یا همان شعا ر اون قبلی رو رو بدن

        که خلاصه اش اینه که از مرز باهمسایه غربی شروع میکنیم ومیریم

        تا کره زمین رو دور بزنیم به مرز شرقیمون برسیم .همون جنگ جنگ تا رفع فتنه

        از جهان. یا مرگ بر همه بجز کره شمالی جونمون.

         
      • شما از کجا می دانید که اگر اونجا نمی جنگیدند اینجا می جنگیدند؟ اگر را کاشتند ، کاشکی سبز شد. اگر هر کشوری با این تز گه اگر خاک کشور دیگر را توبره نکنم ، خاک خودمان را توبره می کنند ، به خود حق دهد که پیشدستانه به قلمرو دیگر کشورها وارد شود که دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شود. نوری زاد نماینده فرضیات و احتمالات و دیکته های نانوشته شما نیست . نوری زاد درد گرسنگی آن دختربچۀ سوری را اعلام می کند نه پول های غارت شده توسط سرداران شکم گنده و زور گو و کودتاچی را که به قول مش قاسم کار ی جز زدن زن و بچه های مردم بلد نیستند. نوری زاد واقعیت را می بیند و شما متوهم از تبلیغات یک طرفه تکرار شده اید. اگر این ها بویی از وطن پرستی برده بودند چرا تظاهرات سکوت و متمدنانه جنبش سبز را به خاک و خون کشیدند و آن دادگاه های استالینی را راه انداختند؟ در همان کشورهایی که از نظر شما سکولار و نمی دانم چه و چه هستند اگر یک دولتمرد بیست دلار از اموال عمومی به جیب بزند ، روزنامه ها دولت را یکشبه سرنگون می کنند. اینجا هر چند وقت یکبار خبر یک اختلاس خدا تومانی منتشر می شود و صدای کسی در نمی آید. به این ترس زدگی و خمیر شدن مردم می گویید امنیت؟ امنیت باید در دل های مردم باشد نه در اگر ها و شایدها برای حفظ نظامی مردم ستیز. زهی خجالت ! مگر مردم سوریه از اول تظاهرات مسالمت آمیز نکردند برای اینکه بگویند این بشار و پدرش به اسم جمهوری دیکتاتوری موروثی راه انداخته اند و ما خودمان می خواهیم رییس خود را انتخاب کنیم؟ آیا فهم این خواسته برای بشار و حامیانش خیلی دشوار بود؟ سلیمانی آن روز چرا از مردم سوریه دفاع نکرد؟ خامنه ای چرا از مردم سوریه دفاع نکرد؟ موضوع کاملاً روشن است. اینان نه به دموکراسی اعتقاد دارند ، نه به ملیت و منافع ملی و نه به آزادی همه در بیان . اینان یا با اعتقاد یا به اسم اعتقاد به شیعه گستری حاضر اند جوی خون بپا کنند. مگر حمله جرج بوش به عراق به اسم حمله پیشگیرانه ماهیتاً فرقی داشت جز اینکه به جای شیعه تعصب مسیحی داشت؟ پس چرا آن را محکوم می کنید؟ نوری زاد دچار روزمرگی نشده و هرگز نخواهد شد وگرنه الان مثل بنده فقط از پشت کیبورد غر می زد و بعدش هم در صف نونوایی. در ضمن ، سپاه در سوریه آن طور که من شنیده ام جز در این اواخر با نیروهای ملی و سکولار ضد بشار می جنگید نه با داعش . آخر کدام حکومتی منافع مردم خودش را فدای یک دیکتاتور غاصب و بچه کش و شکنجه گر مادام العمر کرده است؟ این خط و این هم نشان . بشار هم مثل همه دیکتاتورها رفتنی است و پس از مرگ او شاهد فیلم هایی از شکنجه گاه های مخوفش خواهید بود . درود بر تو ای نوری زاد که از آسیب دیدگان دفاع می کنی ، درود بر تو که به سراغ پامال شدگان و مظلومان و اقلیت های سرکوبِ مضاعف شده می روی . درود بر تو که به جای کلی بافی به آنچه می بینی شهادت می دهی. هزار بار درود بر تو که وقتی من با دادن چند قطره خون و چند اسکناس و یک صندوق آب معدنی باطری وجدان خود را شارژ کردم ، تو تنها و بیدرنگ زدی به کرمانشاه و خبرش را دارم که حتی با این سن از کمک بدنی دریغ نکردی. به صرافت طبع و پاکی دلت اعتماد کن که اگر خدایی باشد خدا همان جاست.

         
        • شما از کجا می دانید که اگر آنجا نمی جنگیدند اینجا هم نمی جنگیدند؟! سرّ این یقین خودتان را توضیح دهید تا برسیم به بقیه مطالب

           
    • جناب منصور آنچه را شما در مورد رژیم اسلامی و سیاست خارجی اش می گویید همه آن اطلاعاتی و یا تبلیغاتی است که رژیم خودش می پراکند. تنفری که در خاورمیانه و جهان امروزه از ایران و ایرانی موجودر است همه بعلت گسترش ترور و حمایت از تروریسم در جهان و خاور میانه است.شما کافیست سیاست خارجی و قدرت ایران زمان پهلوی را با اعتبار و قدرت خارج از ایران اشغالگر آن اسلامی در ایران را با هم مقایسه کنید تا به بی پایه بودن و ایران ستیز بودن سیاست های این رژیم را چه در خارج و چه در داخل درک کنید. مسلما اگر شما هم در طاهر مخالف رژیم و در باطن با آنها نباشید درکش مشکل نیست.ما در سایت آنارشیست ها را هم داریم .امیدوارم شما آنارشیست و یا بی نهایت نباشید که سوگلی آسد مرتضی در این سایت است !

       
  53. جناب نوری زاد عزیز بنده فردی معلم بسیجی جبهه رفته که آن زمان بنابرمقتضیات زمانه وبرای دفاع ازآب وخاک وطن به جبهه رفته ام اما اینک که به نام بسیج عده ای مزدور رابنام بسیج برای سرکوب مردم هموطنم اجیرکرده ومیکنند ازخودم خجالت میکشم که نام بسیجی رابراین افرادگذاشته اند صدالبته که از جبهه رفتن ودفاع ازوطن پشیمان نیستم اما ازاین بسیجی های فعلی که خود راهمسنگ نه حقیربلکه دلاورمردانی که جان دادند که اینک عده ای میراث خوار دلاوریشان بشوند ازروی آن عزیزان شهید که برای آزادی ایران جان دادند شرمنده ام که بانامشان برسرمردم میزنند خجل وشرمنده ام راستی من چه میتوانم بکنم فقط میتوانم بگویم زنده باد انسانیت زنده باد آزادی وآزادیخواهی اما ننگ برکسانی که بسیج فدایی وطن وملت را رودر روی مردم میگذارند وبیشتر ازاین بسیجیهای بعدازجنگ را چماقی برسر جانبازان وبسیجیان دیروز که جان وجسم شان را دادند که اینک از سفره انقلاب فقط سهمشان تیروترکش وگاز خردل واعصاب باشد وبسیجیان امروز مانند خاوری وزنجانی و……. ادعای سهم بیشتربکنند بنام بسیجی

     
    • جناب لکستانی بسیج و سپاه نیروهای ایدیولوژیکی هستند و بازوی مسلح به تفنگ و ایدیولوژی۰ رژیم اسلامی بودند و کارشان قبل از هر چیزی دفاع از رزیم است.بنابراین هیچ تعجبی نیست که این نیروها به کشت و کشتار مردمی بر خیزند که منتقد رژیم اند.چنین نیروهایی بطور طبیعی چون جزئی از رزیم هستند مثل کل نطام به فساد کشیده می شوند.

       
  54. اوستا کریم نوکرتیم:
    چاهای نفت زیر پایمان *وهیزم برپشتمان *چشم به کدام افق بدوزیم *درکشور یکه *سرکوچه اش صندوقی برای این هیزم پشتان است *آیا کی باید به یاری این هیزم پشتان برود*و همشون باید در فقر با بار هیزمشان بسوزند *چرا خدا به یاریمان نمی آید *اگر از آسمان آتش وخون ببارد بر کسانیکه در حق اینها ظلم کردند و مالشان را به تاراج بردند بازهم کم است *تنها دعایم خدایا فریاد راس به فریادمان برس*آخر چرا خدا این حقمان نیست *خداجون منتظر پاسخت میمانم خواهشا زود باش داره طلف میشند☝️☝️☝️

    معذرت خدای فریاد راس بابت اشتباهم چون با بغض نوشتم نوری زاد برای پیران گاری چی بازار تهران بگو دعا کنند

     
  55. درود بر جناب نوریزاد عزیزم
    خسته نباشید
    ببخشید مزاحمتون شدم
    یه متن عبرت انگیز میفرستم اگه خوشتون اومد بزارید داخل کانال.

    زندگینامه, #محمد_زارعی, اهل قشم مردی که درحال حاضر
    #ثروتش بیش از 100 میلیارد تومان می باشد او در خاطراتش اینچنین می گوید:

    من در یک خانه ۷۵ متری در #قشم زندگی می کردم, و اغلب روزها تا ساعت ۲ می خوابیدم, شغلی نداشتم و اساسا کاری هم بلد نبودم. بعدازظهرها تا چند مغازه پیاده می رفتم چند نخ سیگار می کشیدم و از پشت ویترین مغازه ها به کفش و لباسها نگاه می کردم ولی توان خریدش را نداشتم, دچار افسردگی شده بودم از بی پولی و بی کاری برای فرار از شرایط موجود قرص می خوردم. تا اینکه یک روز در مغازه دوستم که همیشه از او نسیه خرید می کردم چشمم به جمله ای افتاد که نوشته بود:
    ” تغییر از درون تو آغاز می گردد و آن بیرون منتظر معجزه ای نباش آن معجزه خودت هستی”

    در من جرقه ای بوجود امد, درونم تکان خورد, گفتم دیگر بس است, چرا من ثروتمند نباشم باید کاری کرد, نباید نشست, خلاصه باید از جایی شروع می کردم. اما نه سرمایه ای داشتم, نه پس اندازی, و نه حرفه ای بلد بودم. برای همین, رفتم خانه پدری و با پدر درد دل کردم. او یک زمین ۲۰۰۰ متری که در جمیره امارات داشت را به نامم زد, و من سریع به قیمت ۱۰۰ میلیارد تومان فروختم و الان وضعم توپ است!

    تا پندی دیگر بدرود

    نتیجه اخلاقی :
    “”تو اینجا یا باید بابات پولدار باشه یا پارتی کلفت داشته باشی.
    چی چی رو باید از درون تکان خورد دلتون خوشه”” !!

    علی پاینده

     
  56. سلام
    جناب نوریزاد از کجای دردم بگم فوق لیسانس عمران از تهران هستم و ولی چون پول و پارتی نداشتم صبح تا شب دارم میدوام تا پول درارم
    فهمیدم که عشق من که یکسال باهمیم داره از فقر تن فروشی میکنه و مشخصاتش رو گذاشته تو کانال های صیغه تلگرام
    من میشناسمش چه قدر دختر خوش قلب و با ایمانیه فقط به خاطر فقر این کار رو میکنه
    درد بزرگتر از این نیست

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

96 queries in 2346 seconds.