سر تیتر خبرها
هفت آبان، روز خوبِ خندیدن

هفت آبان، روز خوبِ خندیدن

به سیل خروشان ایرانیان و ادب دوستانی که خود را ازهر کجا به پاسارگاد می رسانند، پیشنهاد می کنم:

یک: ما آن روز، چون سیل روان می شویم. مهم این نیست که با آن همه مردمی که پیش از ما به راه افتاده و اکنون در پاسارگادند، چشم ما بر مزار کورش می نشیند یا نه. مهم جاری بودن است. مهم پاسداشت ملی مردی است که با ادب بود و به ادب بها داد.

دو: در هفت آبان، ما یکی از بزرگ ترین سمفونی های روح نواز انسانی را با آمیزه هایی از مدارا و لبخند و ادب و دستگیری، به نمایش می گذاریم. ما نمی رویم که شورشی بپا کنیم. ما می رویم که به همدیگر بیاموزیم: با ادب بودن چه زیباست. لبخند چه زیباست. و انسان بودن چه زیباترین است.

سه: بسیار هوشمندی بکار اندازیم تا جماعتی ناجور، به اسم ما، برآن ادب انسانیِ ما خش نیندازند. اگر کسانی مشتاق بی ادبی اند، ما اما با ادبیم. ما حتی به صورت مأموری که به ما پرخاش می کند، لبخند می زنیم. ما می دانیم که او مأمور است تا کاری را که بدو سپرده اند انجام دهد. آن مأمور، دلش اما با ماست. چرا که خودش نیز با ادب است و ادب را دوست دارد. خانواده اش نیز با ادب اند. ما با بالایی های او کار داریم. و می دانیم که روز هفت آبان را هرگز نباید با شعارهای تلخ و تند و ناسزاهای ناپسند زنگار بست. قاطع اما با آرامش به راه می افتیم، قاطع اما با آرامش جاری می شویم، قاطع اما با آرامش خود را به پاسارگاد می رسانیم، و قاطع اما با همان آرامش و ادب و لبخند و پاکیزگیِ رفتاری، باز می گردیم.

چهار: ما کورش دوستان، هرگز آدمهای شخص پرست و کهنه پرستی نیستیم. ما به دنبال شکوه کاخ ها و لباس زربفت درباریان و بازگشت به دوران پرصلابت هخامنشیان نیستیم. ما سرچرخانده ایم و دنیا را گشته ایم تا ببینیم در کجا یکی پیدا می شود که بگوید: شما ای انسان ها، همین که هستید، ارزشمندید. و کسی حق دست اندازی به دار و ندار شما و خود شما را ندارد. آنقدر گشته ایم تا یکی را پیدا کنیم که به ما بگوید: شماها همین که هستید، محترم اید. با هر باور و اندیشه ای که دارید. گوارای وجودتان. ما از این روی است که به کورش و اندیشه ی انسانی اش بها می دهیم. ما کورش دوستان، مذهب تازه ای اختراع نکرده ایم تا اخم مذهب داران را برانگیزیم. ما دیدیم یکی هست که راستگوست و راستی اش را سند کرده و به یادگار نهاده است. به مذهب داران راستین نیز می گوییم: بفرمایید کورش!

پنج: به مأموران امنیتی می گویم: ما کورش دوستان را در شمار با ادبان جای دهید. با ما بداخلاقی نکنید. هرکجا جلوی ما را بگیرید، ما از اتومبیل ها پیاده شده و با پای پیاده به سمت پاسارگاد به راه می افتیم. این را نیک بدانید که ما بدنبال چماق کردن روز کورش بر سربزرگان و بالاتری های شما نیستیم. چه ما باشیم و نباشیم، و چه ما چون سیل به سمت پاسارگاد روان شویم و چه در اطراف پاسارگاد پرنده ای پر نزد، چیزی از بزرگی کورش کم نمی شود. این ما هستیم که به ادبِ انسانیِ کورش نیازمندیم. او را چه نیاز به سیل یا جوی یا قطره ای از اشتیاق مردم؟

شش: به بزرگان ولایی می گویم: هرگز فکر نکنید که سیل خروشان مردمی که به سمت پاسارگاد می روند، هیمنه و بزرگی و عظمت راهپیمایی اربعین را به حاشیه می راند. نخیر، راهپیمایی اربعین جای خود و راهپیمایی پاسارگاد جای خود. هیچیک مزاحم دیگری نیستند. بل در کنار هم اند.

هفت: به بزرگان ولایی می گویم: از بزرگداشت کورش و از بزرگیِ کورش مهراسید. یا اگر می ترسید، این هراس را آشکار نکنید و به مأموران تان دستورالعمل های بگیر و ببند ندهید. چرا که اگر در هرکجا با عصبیت و تندخویی پیش رفته اید، در اینجا دیگر حنایتان رنگ می بازد. جوری که مردم دنیا به چشم خود خواهند دید که رنج شما، چه عمیق اما چه تهی است. زدن و بندی کردن مردمی که به سمت پاسارگاد می روند نه برای شما ممکن است و نه عاقبتی دارد برای شما. با مردم مهربان باشید. آنگونه که کورش بود. مگر نه این که پیامبر برانگیخته شدنش را جز برای فرابردنِ مکارم اخلاق در جهان نمی دانست؟

هشت: به بزرگان ولایی می گویم: به مردمِ کورش دوست و انسان دوست و ادب دوست احترام بگذارید. و مثل زوّار امام حسین(ع) با آب و شربت و خوردنی ها ازشان پذیرایی کنید. همراهی شما با مردم، حتما طعم خوشایندی از ادبِ شما را با روان مردم می آمیزد. تندخویی را برای ایرانخواران خرج کنید. البته اگر که می توانید. پس قرار ما هفت آبان – چون سیل – پاسارگاد.

سایت: nurizad.info
اینستاگرام: mohammadnourizad
تلگرام: telegram.me/MohammadNoorizad
ایمیل: mnoorizaad@gmail.com

محمد نوری زاد

سوم آبان نود و شش – تهران

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

91 نظر

  1. خدا یکی رو بخواد که ذلیل کنه میکندش حاج ناصادق زشتکلام. سایت حزب توده هم بهش میپره.
    خدا یکی رو بخواد ذلیلتر کنه میزاره حاج ناصادق ازش تعریف کنه.
    ای که چه حقیر و فقیر شدن این اسلامی چیا.

     
  2. اخبار: خوشبو‌کننده رایحه شهدا» غیرقانونی است.
    مش قاسم: بیچاره این شهدا، هر …(سه نقطه از مش قاسم)مونی توی این مملکت میشه یه سرش به شهدا میرسه. مرده و زنده شون بلا شده.

     
  3. سید مرتضی گرامی…با سلام …شما فرمودید:
    ” ثالثا:شما در ادامه باز بنحو سابق شروع کردید به تهمت و نسبت های نادرست به مرحوم آقای خمینی،خوب نظر فقهی آقای خمینی این است که اهل کتاب نجس هستند این به شما چه ربطی دارد؟ این یک نظریه فقهی است که برخی از فقیهان دیگر هم دارند و نتیجه آن ایجاد یک تکلیف برای مسلمانان است در مورد طهارت و ربطی به نامسلمانها ندارد،عده ای از علمای اسلام نیز فتوا بطهارت اهل کتاب داده اند،این یک بحث فقهی است که ارتباطی به حقوق فردی و اجتماعی کسانی که تحت ذمّه قوانین جامعه اسلامی هستند ندارد،بنابر این شما لطفا با خلط مبحث یک نظریه فتوائی فقهی را دستمایه طعن به ایشان نکنید.”
    با اجازه به همین جمله شما میپردازم.
    1- چرا طرح اینکه آقای خمینی اهل کتاب و حتی نا باوران به ولایت ائمه را هم نجس میداند، یک تهمت است؟ شما که خودتان هم این امر را تائید میکنید.. بنظرم قدری کم لطفی میفرمائید. بنده عین حقیقت را گفتم که میدانم در حقیقت بسیار درد آور است ولی شما آنرا خیلی عادی میدانید.
    2- فرموئده اید نظر ایشان ربطی به نا مسلمانها ندارد و بعد هم کفته اید که به بنده جه مربوط..خوب بنده نتیجه میگیرم که شما بنده را نا مسلمان میدانید!..البته از شما بعید میدانم این حرف را بزنید و شاید من اشتباه میکنم. بهر حال اشکالی ندارد..ولی چون خود را مسلمان میدانم بنظرم از این زاویه خیلی هم به بنده مربوط است.
    3- اما حال گذشته از مسلمانی و نا مسلمانی اجازه بدهید از نظر ملی و قانون اساسی به این موضوع نگاه کنیم. همه فقهائی که میفرمائید این نظر را دارند هیجکدامشان رهبر سیاسی ایران نیستند و ادعای ولایت فقیه بودن را ندارند ولی آقای خمینی هم رهبر سیاسی است و هم ادعای نائب امام زمان بودن را دارد. وقتی چنین کسی که آراء و احکامش در سرنوشت مردم اعم از مسلمان و عیر مسلمان کاملا موثر است رهبر است و در عین حال بخشی از مردم خودش را هم نجس میداند تکلیف حال و روز این شهروندان بسیار روشن است و نیازی به فرمولهای پیچیده ندارد.
    4- عرضم این است که نظرات و آرای آقای خمینی به همه ایرانیان بطور کامل مربوط است و آن مرحوم باید همان اول برای رعایت عدالت بین شهروندان از این آرا و عقاید مادامی که رهبر بود و حکمش هم حکم شرع بود برائت میجست.ولی ایشان این کار را نکرد و این مصیبتهای امروز ما هم نتیجه همان علاقه ایشان به داشتن زعامت دینی همراه با زعامت سیاسی است. ایشان از این شیوه برای بکرسی نشاندن حرفهایش استفاده کرد و الا شاید بخش عمده ای از نظرات ایشان در یک کفتکوی عادی مورد اعتراض قرار میگرفت.
    پس عرایض بنده نه توهینی بود و نه طعنی و خیلی هم با حقیقت توام بود.کافی است کمی سعه صدر داشته باشیم

     
  4. اخبار: بیمارستانی که با هزینه ایران در اوگاندا ساخته شده بود، امروز با حضور حاج مم جفات نتراشیده نخراشیده افتتاح شد.
    مش قاسم: بیچاره اوگاندایی ها، همون گل افشانی که اینا اینجا کردن به سر اونا هم خواهد آمد. ولکن، این رشوه به چه دلیل پرداخت شد؟ پیمانکار کی بود، تجهیزات از کجا آمد؟ آیا اصلا بیمارستانی در اونجا ساخته شده؟ از اینا هر چی بگی ور میاد.

     
  5. امام/* جمعه تهران: بی‌ادبی ترامپ از سر حسودی به ملت ایران است.
    مش قاسم: حاجی ترامپ، به خود حرضت قصمت میدم بیا همه اینهایی رو که باعث میشن که تو به ما حسودی بکنی وردار و ببر امریکا، مال تو، خدا هفت جد و آبادت رو هم بیامرزه اگه این کار رو بکنی.

     
  6. اخبار: طوطی سخنگوی اردنی قرآن می‌خواند.
    مش قاسم: …. همراه با بقیه طوطیوار خوانان.

     
  7. در شهر هرت
    قوانین شرعی داعشی:
    “لایحه حمایت از کودکان “شاید سال دیگر!!!!!!!!!!!!!شاید هم هرگز . چون وعده آب و برق مجانی.

     
  8. در شهر هرت
    غسالخانه مخروبه مدرسه دانش‌آموزان خوانساری شد.

    “بهره برداری همزمان دویست مسجد در مناطق محروم “.

    در حالی که ۷۰ درصد مدارس ایران مخروبه ای بیش نیستند،اگر این نظام داعشی و ضد ایرانی نیست پس چیست؟

     
  9. در شهر هرت

    “حاجی رهبر: قدرت دفاعی کشوربه هیچ وجه قابل مذاکره و معامله نیست.”ایسنا

    حاجی د هست دیگه، وگرنه کلمه معامله را بکار نمی بردی! برای تو و امثال تو که هردمبیلی و بی قانونند هر چیز و معامله ای چون گروگانگیری مجاز است.

    حاجی چطور شد از کشور گفتی! از ملت نگفتی! کشور گفتن تو مغلطه ای بیش نیست ، زیرا کشور با ملت همراه است و حال آنکه هدف تو فقط امت است و این امت نیز عده ای دزد و قاتل چون خودتواندو از حماس و حزبالله و حشدالشعبی ….تا اسد گرفته دستشان به خون بیگناهان آلوده است.

    صحبت ازقدرت دفاعی ایران ، مغلطه ای آخوندی بیش نیست. باید پرسید دفاع در برابر چه و کی؟
    در جهانی که روابط با قوانین تنظیم شده ، هدف نظام نه دفاع از ملت و کشور است بلکه تهاجم در مرزهای لبنان و عراق و کردها و سوریه وشیعه گستری در داخل سرکوب ملت ایران است.

     
  10. با سلام به علی1 پاسخ به او را اینجا می گذارم چون یکی دو نفر انسان کم ارزش و فضول که معرف حضور هستند آنجا را شلوغ کرده بودند که ارزش پاسخ هم ندارند.
    به علی یک می گویم :جناب پروفسور کانت! شما باز از آن نقاب تامّلات اخلاقی و تقلید و ادای امثال کورس محترم این سایت را در آوردن بیرون آمدی و بحاشیه پردازی و نقد شخصیت پرداختی؟! من قبلا هم این حدس را زده بودم که جنس و جوهره چوپان نوجوانی که درنوجوانی برابر مخالف خود چوب چوپانی دور سر می چرخاند به او اجازه نخواهد داد که مثل یک انسان متمدّن اگر چند کلمه یاد گرفته اظهار کند و قهرا هرچند یکبار طبیعی است که اینطور برجهد و عدم توفیق خود در ادای انسان خاکساری چون کورس را در آوردن را اینطور جبران کند! گناه سید مرتضی(البته سید مرتضی را بالف مقصوره می نویسند و سید مرتضا می خوانند!) چیست که جمع آوری ترجمه های مبهم و پر از مناقشه و کاربرد مصدرهای جعلی عجیب و غریب اینجا مخاطبی ندارد و کسی برای آن تره خرد هم نمی کند جز همان جان نثار شاهزاده فراری از وطن که از او دفاع کردید؟!
    یعنی خواستی مرا با این الفاظ زشت و متکبرانه تهدید کنی پروفسور کانتِ سایت محمد نوریزاد؟! مگر کار و تلاش علمی و همکاری با برخی موسّسات پژوهشی در قم و احترام داشتن نزد آنان ذنب لایغفر هست که نقاب تامّلات اخلاقی را کنار انداختی و یکطرفه بقضاء رفتی؟
    امابحث من با شاهدوست مورد اشاره این بود که او طعنه ای زده بود بمن در خصوص نوشتن در این سایت،عبارتش این بود :”البته در این میان سید مرتضی ما استثنا هستند چرا که در اصل برای تامین زندگی خانواده تلاش می کنند که کاری ستودنی است و چنین وضعی را به سختی بتوان پارانویا نام نهاد “.
    کانت سایت نوریزاد اینقدر قدرت تحلیل و درک ندارد که جوهره این طعن را درک کند؟!روشن است که این یک طعنه بود به اینکه من در این سایت می نویسم چون از نظر او مزدورم،من در پاسخ گفتم:
    “درست گفتید من البته برای تامین زندگی خانواده ام تلاش می کنم اما نه از قِبَل نوشتن تفریحی و ذوقی در این سایت،کار من کار پژوهشی و نظارت در امور مربوط به چاپ کتاب و مقاله در برخی موسسات پژوهشی است،زندگی معمولی و ساده ای دارم و وابسته به هیچ شخص و گروهی نیستم و هیچ سمت اجرائی حکومتی و دولتی ندارم”.
    این یعنی اینکه من اینجا بذوق خود و بقول خودت برای دل خود می نویسم و مزدور کسی نیستم،فهم این معنا برای شما سخت بود که مطالب بیربط و لاطائل سرهم کردید؟ من گفتم اعاشه معاش من از برخی کارهای پژوهشی و نظارت بر امر کتاب و مقالات هست و ربطی به نوشتن مومنانه اینجا ندارد،این چه ربطی داشت به بودجه هایی که فلان و فلان موسسه در قم می گیرند؟ شما خودت اگر با وساطت کسی آمدی با آنجاها برخی همکاری ها کردی و مزد گرفتی بعد اینجا از کانت نوشتی باید دیگران بودجه های میلیاردی موسسات را بحساب تو بگذارند و ترا در کانت نویسی مزدور آنجا بدانند؟! اصلا فهمیدی چه گفتی؟ مزدوری یعنی اینکه کسی در هرجا کاری کند و مزدی بگیرد که البته این نه کار مقدوح عقلی است و نه مقدوح شرعی،مگر آنکه انسان بفعل ممنوع مزدوری کند،عرض من این بود که من در این سایت بعشق و ایمان و اعتقاد خودم می نویسم،این فهمش برایت مشکل بود که وقیحانه مرا بوقاحت نسبت دهی؟ ضمنا من نه شما را و نه هیچکس دیگر را “خر”فرض نکردم چون “خر” توانائی اینکه برود ترجمه های مبهم دیگران از کانت را جمع آوری کرده و آنها را بهم وصله پینه کند ندارد! استغفر الله! من کی گفتم شما خرید؟!نخیر شما انسان هستید البته اندکی احساساتی و بی جنبه که هربار از خشم و غضب توبه می کند و پشت نقاب تامّلات اخلاقی می رود باز اما توبه می شکند! عیبی ندارد صد بار اگر توبه شکستی باز آ!
    یکی دیگر از نکات در هجویه ای که نوشتی این بود که پژوهش و کار تحقیقی دیگران در هر زمینه را تحقیر کردی،خوب این دیگر باز می گردد نوع فهم و اختیار شما،شما چکار داری که زمینه پژوهشی من چیست و کجاست؟ اینکه فقه و فلسفه و تاریخ اسلامی نزد تو بی ارزش است و مقلدانه دل به مبهمات ترجمه های غربی ها خوش کرده ای مشکلی است که بخود شما باز می گردد،حالا از کی تاحالا جمع آوری ترجمه های کانت شده پژوهش جناب پروفسور؟! شما ببین اینجا من چه می نویسم و چه استناداتی دارم و پژوهش من در تاریخ و فقه و اصول و فلسفه و تفسیر و قرآن چیست،ممکن است من کتاب و مقاله هم داشته باشم و لزومی نبینم که آنرا اینجا فاش کنم،بشما چه ربطی دارد که من در زمینه شغلی و همکاری با موسسات چه می کنم؟
    در مورد وابستگی فکری نیز من گفتم خودم صاحبنظرم و می اندیشم و مسائل را استنباط می کنم ،یعنی وابستگی ارگانیک با هیچ فرد و گروهی اعم از حکومتی و غیر حکومتی ندارم،این چه ربطی دارد به اینکه من علاقمند بفلان مرجع باشم یا فلان مرجع استاد من بوده باشد؟!
    و بالاخره حرف من با دوست شاهدوست و شاهزاده دوست شما این بود که بنده وقتی اینجا در سایت محمد نوریزاد مطلب می خوانم یا مطلب می نویسم ،مطالعه می کنم ،جمع آوری و استنتاج می کنم ،برای خودم و کمک به پیشرفت و مطالعه خودم می نویسم و مزدور کسی نیستم، گفتم شما که بواسطه صرف حضور و نوشتن در این سایت مرا متّهم به مزدوری می کنی لطفا توضیح بده شما هم که اینجا می نویسی و از شاهیسم دفاع می کنی از چه طریقی ارتزاق می کنی آنهم در غربت! البته سخن تو درست است که اصل این سوال نادرست است،من نیز ابتدائا از کسی در اینمورد سوال نمی کنم مگر اینکه مثل دوست شاه دوست چیزی در چنته نداشته باشد و سخن بطعنه زند.
    مجددا می گویم شما تلاش کن از حاشیه روی و نقد شخصیت پرهیز کنی،اگر هم بنا هست ادای کورس محترم این سایت را درآوری مهمترین و اولین شاخصه کورس این بود که خاکسار و متواضع بود و مطالب خود را می نوشت و محترمانه به نقدها پاسخ می گفت و از نقد شخصیت و عصبانیت و از جا در رفتن و تهمت زدن و تحقیر دیگران پرهیز داشت ،اینها را می گویم علیرغم تفاوت فکری عمیقی که با او داشتم چون از مدح انسانیت انسان خاکسار و متعادل مبتهج می شوم.

     
  11. سلام اقای نوری زاد گرامی این
    فهرست مقامات ارشد کشوری ولشگری ایران است که درسال ۵۷ به فرمان شخص آیت اله خمینی وایت اله صادق خلخالی بدون محاکمه وناجوانمردانه به جوخه‌های مرگ سپرده شدند

    ارتشبد نعمت الله نصیری رئیس ساواک
    ارتشبد غلامعلی اویسی (پس از حکم خلخالی در خارج از کشور ترور شد)
    سپهبد نادر جهانبانی
    سپهبد امیرحسین ربیعی
    سپهبد مهدی رحیمی
    سپهبد بیوک امین‌افشار
    سپهبد هاشم برنجیان
    سپهبد احمد بیدآبادی
    سپهبد ناصر مقدم
    سپهبد عبدالله خواجه‌نوری
    سپهبد محمدتقی مجیدی
    سپهبد جعفرقلی صدری
    سپهبد علی حجت کاشانی
    سپهبد ابوالحسن سعادتمند
    سپهبد اصغر جلالی
    سرلشکر رضا ناجی
    سرلشکر غلامحسین شمس تبریزی
    سرلشکر منوچهر خسروداد
    سرلشکر حسن پاکروان
    سرلشکر علی‌اکبر یزدجردی
    سرلشکر فخر مدرس
    سرلشکرایرج مطبوعی
    سرلشکر علی نشاط
    سرلشکر پرویز امینی افشار
    سرتیپ شهنام رضایی
    سرتیپ ایرج امینی افشار
    سرتیپ حسین همدانیان
    سرتیپ شهنام
    سرتیپ منوچهر ملک
    سرتیپ تابعی
    سرتیپ عبدالله وثیق
    سرلشکر جابر ولی‌نژاد
    سرلشکر معتمد
    سرلشکر ده پناه
    سرلشکر بدیع
    سرهنگ مصطفی زمانی
    سرگرد شعله‌ور
    سرگرد مهدی ساقی
    سروان قاسم ژیان‌پناه (ایران‌پناه)
    سرجوخه جعفر حیدرط
    سر پاسبآن حسن دیناروند
    سرجوخه صمد محترمیان
    ستوان دوم عزت اله دشتی
    امیرعباس هویدا نخست وزیر
    فَرُّخ‌رو پارسا وزیر آموزش و پرورش و اولین وزیر زن ایران
    عباسعلی خلعتبری وزیر امور خارجه دولت امیر عباس هویدا
    غلامرضا کیانپور وزیر اطلاعات و جهانگردی و دادگستری کابینه هویدا و آموزگار
    غلامرضا نیک‌پی شهردار تهران
    منوچهر آزمون وزیر مشاور، وزیر کار، رییس خبرگزاری پارس
    محمدعلی علامه وحیدی سناتور
    محمود جعفریان مدیرعامل سازمان رادیو تلویزیون ملی و قائم مقام حزب رستاخیز
    پرویز نیک‌خواه مدیر واحد مرکزی خبر تلویزیون
    سالار جاف نماینده کردستان در مجلس شورای ملی
    محمدرضا عاملی تهرانی وزیر اطلاعات و جهانگردی

     
  12. سلام نوریزاد عزیز

    اینکه جماعتی ناپاک پاکترین احساسات و عواطف دینی ملتی را مستمسک قرار دهد و ۴۰ سال آزگار از دوش ۸۰ میلیون نفر به اسم خدا کولی بگیرد و تمام طول این مدت خسارت و غرامت به بار بیاورد و نه تنها پاسخگوی خدایی نباشد بلکه هنوز بر طبل طلبکاری بکوبد و بخواهد قدرت را به نسل دوم اولاد نحس خود منتقل کند واقعا چه مبنایی دارد ؟ جای بسی شگفتی ست و محتاج به تاملات موشکافانه جامعه شناسانه و مردم شناسانه و روانشناختی دارد ! رسوایی این جماعت گنده دماغ از قبل شورش ۵۷ واضح و مبرهن بود اما با گذشت ۴۰ سال و نابودی چندین نسل و نیست شدن همه دارایی های انسانی و معدنی و طبیعی کل ایران دیگر محلی برای سکوت و سکون نیست و دیر یا زود این هیولای همه چیز خوار به سراغ تک تک ما و فرزندان ما خواهد آمد و خون همه را خواهد مکید ! دریغا که میبینم که اکثریت ناراضی به علاوه ی طبقه ی نخبگان برای حفظ سلامت و عافیت در زندگی های حقیرانه ی خویش ازینهمه عفونت جاری در جامعه چشم پوشی میکنند و از هیچ گلویی صدای رسا و ندای نجات ایران و ایرانی بر نمیآید… به راستی آیندگان درباره ی اینهمه بزدلی نسل ما چه خواهند گفت ؟

     
  13. به جناب نوری زاد درود

    غنیمت جنگ مغلوبه
    از قدیمی ترین رسوم رسم غنیمت گرفتن. پیروزمندان از شکست خوردگان بوده و هنوز هم این رسم پابرجاست البته در دوران نوین غنیمت گرفتن هم تابع قوانین جنگی شده و پیمان ژنو بر این رسم قدیمی ناظر هست و غیر نظامیان را دیگر به عنوان غنیمت به حساب نمی آورد ولی ادوات جنگی و گاهی هم منافع مناطق مورد اشغال جزء غنائم محسوب و متعلق به سپاه پیروز در جنگ به رسمیت شناخته شده
    ایران و عراق بعد از جنگ بی نتیجه 8ساله غنیمت چندانی نداشتند چون وقتی قطع نامه 598از طرف حاکمیت ایران به عنوان قطع نامه پایان جنگ به رسمیت شناخته شد هر دو کشور خسته و وامانده از جنگی بی حاصل در مرزها قبل از جنگ مستقر شدند و جنگ پیروز مشخصی نداشت غنیمت چندانی هم نبود که بین رزمندگان تقسیم شود. رزمندگان جنگ بخصوص ایرانیان که هدف جنگ را نابودی صدام قرار داده بودند. احساس شکستی سخت را در کوله بار خود به خانه و کاشانه اورده بودند. از طرفی بعد از چند ماه که از اتش بس گذشت با برکناری اقای منتظری این سرخوردگی و احساس شکست صد چندان شد. و رزمندگان جنگ با احساس غبنی شدید دچار سرخوردگی و ناامیدی شدند. و وقتی بعد از چند ماه که گذشت. یک تناقض دیگری هم بر این احساس غبن افزود و خمینی که در پیام پایان جنگ. پذیرش قطع نامه را به جام زهر تشبیه کرده بود خود را پیروز جنگ معرفی کرد و گفت همین که در فلان جا و فلان کشور نهضت های اسلامی پدید آمده نشانه پیروزی است و این رزمندگان جنگ 8ساله با احساس فریب خورد گی و دست آویز شدگی و غبن از طرفی خسته و افسرده در غم دوستانی که از پاکترین و و مخلص ترین فرزندان کشور که در طی این جنگ بی حاصل از دست رفته یا مجروح و ناتوان بر تخت آسایشگا ها و بیمارستانها با دردی جانکاه روزگار را سپری می‌کردند. در این زمان این رزمندگان و مجروحین و معلولین و بعد هم اسیران از چنگ صدام آزاد شده به دو دسته تقسیم شدند. یک دسته کسانی که از اینهمه فریب و دروغ ریاکاری خسته و افسرده از جرگه حکومتی ها کنار کشیده و به کنج عزلتی خزیدند و از یک طرف به دوستان از دست داده و یاران مجروح خود و عمر از دست رفته و رهبری که از صداقت آنها نهایت سوء استفاده را کرده بود و از یک طرف با پرسش مردمی که بعد از بازپسگیری خرمشهر بر صلح تاکید می‌کردند روبرو بودند و نه جوابی برای خود نه برای مردم داشتند و دسته دوم گروهی از رزمندگان که بعد از احساس غبن و فریب با خود می گفتند که باید تلافی این 8سال از جان گذشتگی را از جایی جبران کرد و همان کسانی که در کمال ایثار در این جنگ جانفشانی کرده بودند با احساس خلعی که می‌کردند. به جمع آوری ثروت روی آوررده و مثل تشنه از کویر برگشته به آب رسیده که می‌خواهد به جبران این تشنگی مفرط تا حد مرگ آب بخورد به اندوختن ثروت روی آوردند و چون احساس می‌کردند پیر و مراد آنها آقای خمینی به آنها دروغ گفته و از آنها نهایت سوء استفاده را کرده تهی از ایمان به خدا با ولعی بی انتها به اندوختن ثروت مبادرت کردند و در این زمان دیگر هر جیزی که در کشور بود را به عنوان غنیمت فرض کرده و از خود می‌دانستند و برای جمع کردن ثروت هر کاری را برای خود مشروع می‌دانستند. و با دزدی از بیت المال که تا چند سال قبل با وسواس از آن پاسداری می‌کردند. همان کردند که دیدیم و دیدید و داریم می‌بینیم از هر کجایی که میشه پول در آورد از فروش خاک کشور تا ناموس ملت و حتی خیانت هایی که با وارد کردن مواد مخدر و صدور دختران این ملت ستمدیده از حاکمیت ولایی دارند این خلع عاطفی خودشان را با انباشتن پول و خوشگذرانی هایی که حتی به مخیله شیطان هم نمیرسد جبران می‌کنند و وجدان نا آرام خود را با این حرفها که داریم اسلام ولایی را گسترش می‌دهیم فریب میدهند. و اگر در بین خانواده خودشان هم کسانی پیدا بشوند که مخالف این جور دزدی و چپاول باشند برخورد می‌کنند و در نهایت بی انصافی آنها را به فرزند گمراه نوح تشبیه می‌کنند. و آقای خامنه ای هم که در راس این حاکمیت نشسته چون بهتر از هر کسی میداند که شایستگی این مقام را نداشته و ندارد. داره از این آشفته بازار دزدی و دغلی و ریاکاری و نهایت سوء استفاده را میبرد چون اینها که خودشان را در دریای دزدی و دغلکاری و فریب ریاکاری غرق کرده اند هیچ وقت جسارت مخالفت با دزدی را ندارند و با تاکیدی که بر حفظ نظام بهر قیمتی داره به اینگونه افراد می‌گوید که چراغ راه شما سبز است بتازید در این راه منتهی به جهنم که برای حفظ نظام رفتن همه روحانیت و پاسداران به جهنم هم هزینه ای شایسته است

     
    • سلام بر دوست گرامی
      نوشته خوبی بود.فقط یک قسمت فرموده اید پس از پذیرش قطعنامه و پایان جنگ دو طرف به پشت مرزهای خود رفتند.خیر ما یک وجب هم از خاک عراق را در اختیار نداشتیم حال آنکه آنان برخی از نقاط ایران را همچنان در اختیار داشتند و تا مدتها پس از قطعنامه در آنها بودند.این از شیرینکاریهای نظام دینیست که از اصول مذاکره به سان بسیاری از چیزهای دیگر بی اطلاع است و در عین حال خود را صاحب سبک می داند!ما مانند همیشه از موضع قدرت که خارج شدیم بر اثر لجاجت در موضع ضعف ناچار به نوشیدن جام زهر شدیم.
      موفق باشید

       
  14. سلام نوری زاد عزیز

    در زمانی که دنیا بسرعت باد در حال تعغیر وپیشرفت است وکشورهای رقیب نفت خیز ی چون عریستان سعودی از همین حالا بفکر فردای بهتر بدون نفت در کشورشان هستند وحاکمانش پروژه ۵۰۰میلیارد دلاری احداث شهر توریستی را در سر می‌پرورانند متاسفانه حاکمان ما هنوز در عصر افتابه بسر میبرند وفقط در زمان نزدیک به انتخابات از توسعه اقتصادی و رفاه شهروندان وفردای بهتر انهم در حد شعار سخن میگویند و دروغهای بزرگی تقدیم مردم میکنند سخنی مانند چند سال پیش اقای روحانی که میگفت چنان رونق اقتصادی درست میکنم و مردم انچنان درامد سرشاری داشته باشند که به ۴۵هزار تومان یارانه خودشون اصلا نیاز نداشته باشند، متأسفانه در بین دولتمردان ما از وزیر گرفته تا معاونین محترمشان واستانداران وفرمانداران ومدیر کل ها تا برسد به یک مدیر خیلی پائین تر حس رقابت در امر مهم دزدی و اختلاس حاکم شده است اقایان اصولا مشغله ی دیگری ندارند چه برسد به ایجاد شهرک های توریستی وجهانگردی در کشور ما غارتگران حاکمند و به هیچ کس وهیچ چیزی رحم نمیکنند ،خدا بداد این مردم واین کشور کهن برسد ،پاینده باشید

     
  15. از امروز من هم زرتشتی هستم!

     
  16. بدنبال عمومی شدن ماجرای عضور زرتشتی شورای شهر یزد، اینروزها برگزیده ای از سخنان مرحوم اقای خمینی منتشر شده که ایشان در آنها بنوعی گفته اند که همه ما ایرانی هستیم و ایران مال همه ما است. این جملات بی شک در تقابل با حرفها و اعمال اعضای شورای نگهبان است که در مقابل سکوت رضایت امیز رهبر و سایر مراجع علنی گفته میشود و زرتشتیان را به کافران معاند تشبیه میکنند و گویا که این آیات بر رسول خدا در رابطه با زرتشتیان نازل شده و این زرتشتیان ایرانی بر خلاف همه احکام فقهی که آنها را اهل کتاب و موحد میداند، افرادی مخاصم با حکومت هستند.
    چرا باید در مقابل این حرف صریح آقای خمینی ما امروز شاهد این وضعیت باشیم که اسلام را در حد آئین نازی های آلمان بسقوط بکشد که گناه هر که دین ما را ندارد همان نداشتن آئین ما است و لاغیر؟ همانطور که هیتلر در مقابل یهودیها عمل میکرد.
    واقعیت شاید این باشد که این حرفها صرفا در حد کلام قابل اعتنا هستند ولی روح حاکم بر آنها با ظاهر آن موافق نیست. آقای خمینی هیچگاه از این نطر و فتوای خود که غیر هم کیشان خودش نجس هستند دست بر نداشت و در همان زمان زعامت خودش هم نه اجازه ایجاد مسجد به اهل سنت داد و نه از آزار و اذیت آنان و بهائیان جلوگیری کرد. او حتی تا آنجا هم پیشرفت که جندین مرجع شیعه را هم لجن مال و به سینه فقبرستان فرستاد که مشهور ترین انها آیت الله شریعتمداری بود. آقای خمینی در هتک حرمت مرحوم اقای خوئی هم با مطرح کردن رد و بدل کردن انگشتر با فرح پهلوی کم نگذاشت و با راه انداختن شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه مراجع دیگر را هم بی نصیب نگذاشت. اعدام جوانان شیعه در سال 67 هم که خود حکایت تلخ دیگری است. حال بنطر شما اصلا زرتشتیان میتوانند در نظر فقها وضع بهتری داشته باشند؟
    حرف بنده این است که استدلال به حرفای آقای خمینی مشکلی را از ما حل نمیکند و روح حاکم بر رفتار او هم تائیدی بر همین مواضع فقهای شورای نگهبان است که اگر غیر از این بود باید امروز علاقمندان وی بر سر شورای نگهبان فریاد میزدند.
    اما ما و شما هیچگاه چنین فریاد و اعتراضی عمومی را نخواهیم شنید چون نطر آقای یزدی و جنتی و خود رهبر کاملا با روح اعمال و گفتار آقای خمینی مطابقت دارد. آقای خمینی از این حرفهای قشنگ زیاد دارد ولی در عمل آنچه اتفاق افتاده چیز دیگری است.
    شاید بتوان با این توضیحات خط امام را بهتر تعریف کنیم تا بیخود دچار احساسات نشویم. این تعریف بزبان ساده و با مفاهیم آشنا برای شیعه میتواند این باشد که ” بکلام علی حرف بزن ولی به سنت معاویه عمل کن!”..این بهترین ترکیب ممکن در عالم قدرت و سیاست است و بنظر میرسد ماهیت ولایت فقیه را هم بخوبی توضیح میدهد.

     
    • باصفای گرامی، با سلام بشما،من که قبلا نظر خود را در مورد نزاع اخیر گفتم،اما بنظر می رسد شما هم کمی مبالغه و پیاز داغ فرمودید! اولا هرچند که برداشت ما در این مورد با برداشت فقیهان شورای نگهبان یکی نیست اما بدانید این نزاع صرفا بحث استناد به سخن آیت الله خمینی نیست،و کسانی که استناد به سخن ایشان می کنند در دو طرف قضیه،سخن ایشان را تاییدی بر برداشت خود از قوانین می دانند،در واقع این یک نزاع حقوقی مستند بقوانین است با توجه به اصل چهارم قانون اساسی و شرح الوظیفه شورای نگهبان در ردّ قوانین مصوب به شرع و احراز عدم مباینت آنها با شرع،ببیان دیگر اینجا چند اصل قانون اساسی و یک قانون تصویب شده مربوط به انتخابات شوراها و دو آیین نامه داخلی مجلس شورا و آیین نامه داخلی شورای نگهبان هست که محلّ برداشت های متفاوت شده بعد از باب اینکه یکی از فقیهان شورای نگهبان استناد به کلام مجملی از موسّس جمهوری اسلامی کرده است برخی دیگر بکلمات ایشان استناد کرده اند که عرض کردم این فرع و حاشیه ماجراست چون علی الاصول نظر مرحوم امام خمینی یک نظر فقهی است نه عین کتاب و سنّت در حالیکه فقیهان شورای نگهبان قاعدتا باید به فهم خاصّ اجتهادی خود در تطبیق قوانین با شریعت استناد کنند،البته بنده برداشتم را که مخالف شورای محترم نگهبان بود در نوشته دیگری ارائه کردم منتها در فضای این سایت چون مخالفان دگم و متعصّب جمهوری اسلامی بر سرشت کلیشه ای مخالفت خود با این جمهوری مطلب می نویسند گمان می کنند در یک نزاع حقوقی همه باید همانند آراء دگم آنها مثلا شورای نگهبان را که یکی از نهادهای قانونی مهم در قانون اساسی این کشور است بلجن بکشند یا محکوم کنند تا کسانی راضی شوند! در حالیکه اینجا کسی برای رضایت افراد دگم و مخالف کلّی نظام مطلب نمی نویسد،آنها در خیال خام و دگم های خود بمانند.حال اینجا شما دوست گرامی هم طوری شروع کردید در مورد مرحوم امام خمینی که ما گفتیم آفتاب از کدام سمت درآمد که باصفای مصفّا از موسّس جمهوری اسلامی تمجیدی کرد که در ادامه دیدیم این مقدمه طعنی دیگر بر ایشان بود! این پرانتز بسته.

      ثانیا:شما به اعضاء شورای نگهبان اینطور نسبت دادید که آنها هموطنان زرتشتی کشور مان را که اقلیت برسمیت شناخته شده در قانون اساسی هم هستند “مخاصم و دشمن کشور” می دانند! در حالیکه انصافا چنین نیست و من در هیچیک از استدلال های ناکافی فقیهان این شورا ندیدم چنین تعبیری کرده باشند،چیزی که آنها می گفتند این بود که بر اساس مفاد اصل 4 قانون اساسی و آیین نامه داخلی این شورا نظارت قانونی این شورا در تطبیق مصوبات با شرع عطف بما سبق می شود.منتها چنان که در نوشته دیگری گفتم این استنادها بدلایلی که عرض شد ناتمام هست و مجلس شورا و مدیر آن هم بشدت با این برداشت مخالفند بدلایل مختلف،حال این دعوای حقوقی و داخلی درون سیستم ادامه دارد تا بعد،من مقصودم شما نیستید اما می گویم اینجا به مخالفان کلیشه ای و دگم نظام مربوط نیست که بخواهند یکی از نهادهای قانونی این نظام را تضعیف کنند زیرا چه شورای نگهبان اینطرف ماجرا را بگیرد چه خلاف آن ،آنها نقاره خود را بهرصورت می زنند! بزنند مانعی ندارد.

      ثالثا:شما در ادامه باز بنحو سابق شروع کردید به تهمت و نسبت های نادرست به مرحوم آقای خمینی،خوب نظر فقهی آقای خمینی این است که اهل کتاب نجس هستند این به شما چه ربطی دارد؟ این یک نظریه فقهی است که برخی از فقیهان دیگر هم دارند و نتیجه آن ایجاد یک تکلیف برای مسلمانان است در مورد طهارت و ربطی به نامسلمانها ندارد،عده ای از علمای اسلام نیز فتوا بطهارت اهل کتاب داده اند،این یک بحث فقهی است که ارتباطی به حقوق فردی و اجتماعی کسانی که تحت ذمّه قوانین جامعه اسلامی هستند ندارد،بنابر این شما لطفا با خلط مبحث یک نظریه فتوائی فقهی را دستمایه طعن به ایشان نکنید.در مورد مسجد اهل سنت من که شخصا موافقم اما شما آیا منعی از ایشان در اینمورد سراغ دارید؟در مورد فرقه بهائیه نیز بارها عرض شد که اگرچه بهائی بما هو بهائی اقلیت برسمیت شناخته شده در قانون اساسی نیست و آنها بتعبیر مرحوم استاد ما بعنوان شهروندان ایرانی حق آب و گل دارند اما برخورد با بهائی صرفا بخاطر عقیده و بهائی بودن او نیست ،این در کلام آن مرحوم هست که جمهوری اسلامی با بهائی بما هو بهائی برخورد نمی کند بلکه بهائی ها بجهت جاسوسی یا تخلفات دیگر و نقض قوانین مورد تعقیب واقع می شوند.
      شما ضمنا تعبیر زشت دیگری کردید در مورد اینکه مرحوم آقای خمینی مرحوم آقای شریعتمداری و برخی مراجع دیگر را بسینه قبرستان فرستاده است،در حالیکه چنین نیست،بحث من الان این نیست که ماجرای خلق مسلمان و مرحوم آقای شریعتمداری چه بود،بحث این است که مرگ انسانها و آجال آنها مستند به اراده و مشیت خدای متعال هست،و نمی شود اگر کسی تخلفی کرد و با او برخورد شد بعد مرگ او را بدون دلیل بکس دیگری نسبت دهیم.در مورد ماجرای انگشتر و اعطای انگشتری به فرح پهلوی نیز با شما بدون سند و تثبّت تهمت زدید،این یک شهرت کاذب است که بعد کاملا معلوم شد که مقصود ایشان از اینکه برخی انگشتر به فرح داده بود و سرسپردگی خود به دربار را نشان داده بود،نه مرحوم آیت الله خوئی طاب ثراه بلکه یکی از علمای تهران بود که اکنون نام او را بیاد ندارم.بنابر این تقوا و خدا ترسی اقتضاء می کند که از پیش خود نبریم و ندوزیم.

      رابعا :بالاخره در این نزاع حقوقی باید شکیبا بود و استدلال حقوقی دو طرف را بررسی کرد و از محکوم کردن دگماتیک یکطرف قضیه آنهم بر اساس انگیزه های واضح مخالفت با اصل نظام خودداری کرد و چنانکه عرض شد استناد به سخن مرحوم آیت الله خمینی یک وجه تاییدی برای استنادهای دو طرف است نه اصل استدلال براین ماجرا.
      سپاس

       
  17. سعید سیاووشی

    باسلامی گرم خدمت شما دکتر گرامی دو روز قبل رییس میراث فزهنگی استانفارس اعلامکرد که روز هفت ابان ورود به پاسارد گاد در روز هت ابان طبق روزهای دیگر برقرار است وممنو عیت ورود در هفت ابانکذب می باشد خواهشمندیم از برخورد ماموران جلو جلو چیزی نگویید شایدبرادران فراموش کرده باشند وبا این جملهشما بهفکر بیافتند تا مردم را به ورود بهمحوطهباسارگاد منعکنند با نهایت سباس وعذر خواهی از ان مرد بزرگ

     
  18. آیت الله حاجی، کربلایی، مشهدی مدرسی یزدی عضو فقهای شورای نگهبان در جمع نخبگان نظارتی استان یزد به تبیین مبانی فقهی نظریه فقهای شورای نگهبان پیرامون تبصره ۱ ماده ۲۶ قانون تشکیلات و وظایف شوراهای اسلامی شهر و روستا پرداخت.
    مش قاسم: بعله دیگه! اسلام راستین همینه که حاجی میگه. قانون اساسی و این حرفها شعره، چیزهایی رو توش نوشتن واسه خالی نبودن عرضیه. ملت ایرانی وجود نداره، هر که هست نوکر اخونداست. حالا یه عده شیاد میان حرف از اسلام رحمانی مرحامی میزنن. همش شعره واسه شیره مالیدن به سر ملت. به جمهوری اسلامی کره شمالی خوش آمدید.

     
  19. جاده پاسارگاد رو بستن

    ،،،،،،

    اطلاعیه مهم:

    ‍ سرهنگ دهقان جانشین راه شمال استان فارس خبر داد:

    در تاریخ های ۶ و ۷ آبان‌ماه (شنبه و یکشنبه) به علت تعمیرات و بازسازی جاده و تعمیرات سیستم روشنایی تونل مسدود شدن بزرگراه شیراز اصفهان
    تردد از مسیر جایگزین محور پل خان درودزن – اقلید

    مسیر های جایگزین کامیون اتوبوس
    از مسیر اصفهان، شهرضا، سمیرم، یاسوج سپیدان شیراز و بالعکس؛
    سواری و وانت از مسیر سورمق، اقلید. آسپاس. گردنه امامزاده اسماعیل. رامجرد. شیراز بالعکس و همچنین محور سعادتشهر. ارسنجان، آباده طشک. کره ای، بوانات، آباده و اصفهان و بالعکس تردد انجام می گردد.

     
  20. این دومی: معیشت مردم، مساله اول کشور.
    مش قاسم: ای که نعلت بر این منقلابیون ۵۷. چه …(سه نقطه از مش قاسم)هایی رو آوردن. یارو بعد چهل سال تازه یادش آمده که معیشت مردم باید تامین بشه.

    حسن/*: اقتصاد نفتی نا امن است.
    مش قاسم: چیه که توی بقیه دنیا اقتصاد نفتی امنه ولی اینجا نیست؟ بعله، توی حکومتی که حاج مصطفی و حاج بابک و رییس/* شهربانی و اینجور چیزا نفت بگیرن و بفروشن معلومه که اقتصاد نفتییش نا امنه! به حکومت اسلامی کره شمالی خوش آمدید.
    /*: ک

     
  21. علی اشرف درویشیان درگذشت،با اینکه از گذشتگان گفت .اما ،در گذشته نماند ، این نویسنده و پژوهشگر ،فرهنگ افسانه های مردم ایران را زنده کرد وخود افسانه شد.
    جای این بزرگوار در ادبیات فارسی خالی است ، یادش گرامی باد.

     
  22. /////شهیندخت مولاوردی: حتما بخشی از گزارش مستندی که تهیه می‌شود راجع به تعامل با شورای نگهبان خواهد بود.
    مش قاسم: توی مملکتی که همه ارکان دولتش شیر تو شیر باشه بجای اجرای قانون، حتی قانونهای کشکی اینا، صحبت از “تعامل” میشه.

     
  23. سلام،

    ببینیم سردمداران ولایی این سخنان را می شنوند تا موشک هایشان را بسوی پاسارگاد می گیرند!

     
  24. تاریخ فراموش نشده

    یکی رفت ،یکی آمد

    دیو چو بیرون رود..!

    اونی که میرفت گفت بعد از رفتن من ایران میرود ،خاور میانه میرود و جهان را وحشتی بزرگ فرا میگیرد
    وچنین شد

    اونی که اومد گفت آب ،برق ،بلیت اتوبوس را مجانی میکنم ، شما را صاحب خانه میکنم و چنین نشد
    اونی که میرفت قرا ر بود مردم را به صف اول ملل مترقی جهان ببرد
    اونی که آمد میخواست مردم را به 1400 سال پیش ببرد
    اونی که رفت روادید سفر به هفتاد کشور جهان را حذف کرده بود
    اونی که آمد اثر انگشت را هم به پاس و ویزا اضافه کرد
    کسی که رفت یک بار ارتش عراق ساعت شش بامداد به کشورش حمله کرد و سه ساعت بعد یعنی نه بامداد نماینده عراق در سازمان ملل از ایران شکایت کرد و گفت پنج کیلومتر از خاک عراق را تصاحب کرده
    کسی که آمد دوباره ارتش عراق به همان جا حمله کرد و هشت سال طول کشبد تا بیرونش کردند
    کسی که رفت پنجمین ارتش مقتدر جهان را داشت ولی تجهیزات ضد شورش نداشت
    کسی که اومد سی درصد تجهیزات نظامیش برای سرکوب مردم است
    کسی که رفت به حق انتخاب مردم احترام میگذاشت
    ومردم را در چگونه پوشیدن و نوشیدن و چگونه زیستن آزاد گذاشته بود
    کسی که آمد حق انتخاب رااز مردم گرفت و برای چگونه پوشیدن ،نوشیدن و غیره قانون وضع کرد
    کسی که رفت آموزش و پروش و دانشگاهش مجانی بود
    کسی که آمد همه را پولی کرد
    کسی که رفت ……
    کسی که آمد …..
    کسی که …..
    کسی که …
    .کسی که رفت همه شادیها و اعتبار ما را با خودش برد
    وکسی که آمد برای ما جز رنج و گرفتاری و غم چیزی نیاورد
    خلا صه کسی که رفت عاشق ایران و ایرانی بود
    وکسی که آمد عاشق اعراب و….!

     
  25. این دومی: عراق مراقب مکر آمریکایی‌ها باشد.
    مش قاسم: مکار مکر میشناسه! شاگرداش هم همین اس…(سه نقطه از مش قاسم)حال طلبان حکومتی!

     
  26. سلام بر ناظران گرامی
    اخیرا فردی زرتشتی از هم میهنان کشورمان در شورای شهر یزد با رایی حتی از سوی مسلمین پذیرفته شده و از سوی شورای نگهبان که همواره عادت به جر زنی دارد مردود اعلام شده است!به اینکه بی قانونی و هرج و مرج اصل لا ینفک این نظام دینیست کاری ندارم که سخن گفتن از آن تکرار مکررات است.اما برخی را مشاهده کرده ام که با استناد به سخنان آقای خمینی که البته پس از رسیدن به قدرت عنوان شده و مانند همیشه سعی در جلب عوام داشته در تلاش برای زیر سوال بردن این اقدام شورای نگهبان رهبری هستند(نام قانون اساسی برازنده این مجمع نیست)و به جای اینکه این عمل فاشیست گونه غیر قانونی را محکوم کنند مانند همیشه به دنبال توجیه از سخنان این و آن هستند!اما بد نیست که به نظریات آقای خمینی بپردازیم و ببینیم او که متخصص در چندگانه گویی بود آیا واقعا نظری مساعد نسبت به اقلیتها داشت یا امثال جنتی برداشت صحیحی از او داشته اند؟در اینجا برداشتی از کتاب کشف الاسرار او داشته ام تا از زبان خودش واقعیت امر را جویا شویم.لازم به توضیح است که کتاب کشف الاسرار کتابیست که او در پاسخ به شبهات یکی از منتقدین وضع موجود داده است که برخی آن فرد را شریعت سنگلجی و برخی کسروی و برخی شخص دیگری دانسته اند اما به نظر این نگارنده یقینا کتاب فوق در جواب زنده یاد کسروی بوده زیرا اشارات مستقیمی بدون ذکر نام به نوشته های او دارد.در یادداشت دیگری در آینده نزدیک سرکی به گوشه های دیگری از این کتاب می کشیم:
    “…تا آتش این فتنه(اشاره غیر مستقیم به نوشته های مخالف-نگارنده) که از آتشکده های پارس و پیروان زردشت! و مزدک برخاسته خاموش کنند و اگر سستی کنند خواهیم دید که مشتی از این زباله ها!دامن به آتشکده مجوسان!زده شما را دعوت به آیین گبران کنند!ما خوب مرکز این آرائ مسمومه را می دانیم و مرام آنها را خوب مطالعه کرده ایم!…”-کشف الاسرار ص 18
    و او در جایی دیگر ارادت خویش را بیش از پیش به قول خود به مجوسان نشان داده و چنین می گوید:
    “همکیشان دیندار ما،برادران پاک ما(از این گفته پر پیداست که منظور از برادران پاک ما همان همکیشان دیندار ماست-نگارنده)،دوستان پارسی زبان ما،جوانان غیرتمند ما،هموطنان آبرومند ما،این اوراق ننگین،این مظاهر جنایت،این شالوده های نفاق،این جرثومه های فساد،این دعوتهای به زردشتی گری!،این برگردانندن به مجوسیت(علاقه قلبی ایشان در این عبارات اوج می گیرد-نگارنده)،این ناسزاهای به مقدسات دینی را بخوانید و در صدد چاره جویی برآیید.با یک جوشش ملی،با یک جنبش دینی!با یک غیرت ناموسی،با یک عصبیت وطنی!با یک اراده قوی،با یک مشت آهنین(بعید می دانم از این سخنان دموکراتیک تر دیده باشید.آیا یادآور سخنان آتشین هیتلر و رفیق آهنین نیست؟!-نگارنده)باید این تخم ناپاکان بی آبرو را از زمین براندازید!…”کشف الاسرار-ص 63
    پاینده و پیروز باشید

     
  27. استاد مطهری:
    آن کس که عاری از روح تحقیق شد، خواه بخواهد از اروپاییان تقلید کند و خواه از اهل ایمان و زهد و تقوا، از حقایق امور دور است.

    حکمتها و اندرزها، ج2/ص 128

     
  28. استاد مطهری: انسان باید روحیه «هنوز دیر نشده» را از خود دور کند.
    «طول امل» در زبان دین چیست؟

    یکی از چیزهایی که مذموم است درازی آرزوست که در زبان دین «طول امل» نامیده می‌شود. طول امل روحیه تضییع وقت است به امید اینکه در آینده طولانی جبران می‌کنم، همان آینده‌ای که کسی نمی‌تواند اطمینان داشته باشد در ساعت و لحظه بعد چه بر سرش می‌آید. باید آدمی روحیه «هنوز دیر نشده» و «هنوز وقت دراز است» و امثال اینها را از خود دور کند.

    حکمتها و اندرزها، ج 1 / ص 52 و 53

     
    • جالبه که همین آخوند خود از باورمندان به بهشت موهوم و از پیروان امام زمان /////
      //////
      ///////////////////

      //////////////////
      /////////////////

       
  29. عملکرد 40 ساله حکومت جمهوری اسلامی

    اگر بخواهیم عملکرد و نتایج حکومت جمهوری اسلامی را در این چهل سال کالبدشکافی کنیم به نتایج وحشتناک و غیرقابل قبولی خواهیم رسید . اگر از تمام مشکلات اقتصادی ( مانند فساد گستره اقتصادی تمام مسئولین دولتی از مسئولین رده پایین گرفته تا بالاترین مقام در کشور و اختلاس های عجیب و غریب و غارت مردم مالباخته به وسیله موسسات غیرمجاز و … و … و …) و مشکلات سیاسی ( مانند تمرکز قدرت در دست شخص رهبر و ناکارآمدی دولت ها و رییس جمهور و کابینه او و دخالت نظامی در امور کشور های همسایه و … و … و …) و مشکلات اجتماعی ( مانند ایجاد فضای غم و افسردگی در تمام جامعه و سرکوب جوانان و دانشجویان و دستگیر کردن و زندانی کردن کوچکترین معترض به هر جای نظام و حکومت و دخالت بسیج و ضابطان قضایی و لباس شخصی ها در خصوصی ترین امور مردم و زنان و مردان و جوانان جامعه و … و … و … ) بگذریم و کاری به این مشکلات نداشته باشیم ، مشکل پنهان دیگری وجود دارد که هیچگاه به آن پرداخته نمی شود . مشکل وحشتناکی که نتیجه مستقیم با نحوه حکومت و سیاست های حکومت در قبال مردم کشور دارد و این مشکل نابودی روحیه و نابودی سلامت روان اکثریت مردم جامعه می باشد که نتایج شوم و دهشتناک آن را هر روزه شاهد هستیم . تجاوز به کودکان ، شکنجه و قتل کودکان ، قتل های عجیب و غریب ، سر بریدن کودک 3 ساله توسط مادر و خودکشی های دردناک نوجوانان و جوانان به صورت تک نفره و دونفره و هزاران جنایت تکان دهنده و مشکل دیگر که نشان دهنده این است که جامعه ما سلامت روان خود را از دست داده است . این از دست دادن سلامت روان در اقلیتی آسیب پذیر خود را به صورت انجام این جنایت ها و خودکشی و خودآزاری و دیگر آزاری نشان می دهد و در اکثریت ما مردم به صورت بی تفاوتی مطلق نسبت به همه چیز نمود پیدا می کند . که این موضوع برای یک جامعه بسیار ناراحت کننده است و باعث نابودی آن جامعه خواهد بود . بی تفاوتی مطلق ما که ناشی از نداشتن سلامت روح و روان ماست باعث شده که هیچ چیز برای مردم ما مهم نباشد و در برابر همه چیز سکوت کرده و خود را به بی خیالی بزنیم و برای فرار از وجدان خود به انواع و اقسام کار هایی که باعث فراموشی می شود روی می آوریم . به سرگرمی های لحظه ای ، جوک های مبتذل و فیلم های خنده دار و ماهواره ای و خود را در این نوع زندگی غرق می کنیم تا بی تفاوت باشیم . نسبت به خودمان و سرنوشت خودمان و نسبت به مردم و نسبت به کشور و نسبت به اختلاس و دزدی و غارت و نسبت به همه چیز بی تفاوت مطلق باشیم . و تا هنگامی که این بی تفاوتی بر روحیه و روان ما سایه افکنده است باید منتظر اتفاقات بسیار بدتری از اینها که دارد برای ما و برای کشورمان می افتد باشیم . به امید روزی که به جای بی تفاوتی ، سرنوشت تک تک مردم ما و سرنوشت زندانیان سیاسی و سرنوشت اموال کشور و پول های کشور و هر چیزی که به کشور ما ربط دارد ، برای ما مهم باشد و پیگیر همه اینها باشیم .

     
    • مشکلات روانی یا مشکلات اقتصادی یا ناهنجاری ها و جرایم در همه جوامع با درصد کم یا زیاد در بین آحاد جامعه وجود دارد و نمی شود همه جرایم یا ناهنجاری ها و امور دیگر را لزوما به حکومت ها نسبت داد،ضمنا شما حق ندارید مشکلات شخصی خود یا دیگران در مورد سلامت روان و امور دیگر را با تعبیر “ما” به مجموعه جامعه نسبت داده و خود را سخنگوی کلیت یک جامعه بدانید،تجاوز به کودکان،قتل و بی ناموسی و خودکشی و غیر ذالک هم با نسبت ها و درصدهای متفاوت حتی در کشورهای مترقی صنعتی وجود دارد،در ژاپن که یک کشور صنعتی پیشرو هست سالانه و ماهانه خودکشی وجود دارد باید فورا این ناهنجاری را به حکومت ژاپن نسبت داد؟! در امریکا اینهمه جرم و تیراندازی و قتل و کارتن خوابی و ناهنجاری های دیگر وجود دارد چطور اینها را مستقیم به نوع حکومت امریکا یا دولت های مختلف آن نسبت نمی دهید؟ یادتان رفت چند سال قبل در انگلستان بعنوان یک کشور پیشرفته صنعتی و دموکرات،پدری قریب به سی چهل سال یکی از دختران خود را در زیر زمینی حبس کرده بود و از او بهره کشی جنسی کرده بود و از طریق او دارای فرزندانی شده بود که هم فرزند مستقیم او بودند و هم نوه های او؟! روی تحلیل های جامعه شناختی پوشالی شما لابد باید فورا اینگونه جرایم را به نوع حکومت ها یل دولت منتسب کرد! البته من منکر نقش و تاثیر حکومت ها و دول در کمّ و کیف آنچه در جوامع می گذرد نیستم و نحوه اداره جامعه در حکومت ها حتما نقش در چگونگی جامعه ها دارد و دولت و حکومت ها بدون تردید در برابر آسیب های اجتماعی و نحوه برخورد با آنها مسئولند،بحث من اما این است که شما صرفا بجهت مخالفت کلیشه ای با جمهوری اسلامی منتخب مردم بخود اجازه می دهید با رویهم گذاشتن چشمها نسبت به جرم و جنایت های مشابه در کشورهای مختلف که تابع علل و اسباب متفاوت هست ،جمهوری اسلامی را محکوم کنید یا با بی ادبی برخاسته از نهاد سیاسی مجموعه یک جامعه بزرگ را به عدم سلامت روانی یا عدم تعادل نسبت دهید و با خود برتر بینی و تعبیراتی مثل “ما” خود را سخنگوی عموم مردم ایران بدانید.

       
      • با درود به جناب نوری زاد طرفدار سر سخت شیخ مرتضی قم نشین !!!
        جناب نوری زاد واقعا متاسفم که حضرت عالی با اینکه به قول همین شیخ قم نشین ! و شیخ مصلح بشکه ای بر فرق سرتان فرو آمد و دستگیرتان شد که تمام این بلایایی که بر سر ملت مظلوم و متاسفانه زبون ! می آید ریشه اش در افکار قرون وسطایی همین هم لباسان شیخ مرتضی هست و فقط گهگاهی از ایشان سوال میکنید وشاکر هم هستید !. یعنی این شیخ که به واسطه لباسش و مرامش خود را به کوچه علی چپ زده و سرسختانه فرا فکنی میکند را نباید جواب گفت ؟ نباید گفت که آب و برق مجانی و حتی اتوبوس مجانی را که ندیدیم !! آیا به مقام انسانیت رسیدن را هم نباید شاهد باشیم ؟ مقام انسانیت همین سه میلیون نفر رفتن به کربلا و خرج کردن پول های بی حساب برای همین عراقی هایی که مملکت ما را به خاک وخون کشیدند هست ؟ انواع و اقسام مظالم به سزمان می آید و این شیخ برایمان مثال از امریکا میزند ! به وی بگویید که تا بحال پایش به امریکا رسیده ؟ که اینچنین دادش از مظالم امریکا به فلک رسیده ؟ و یا تبلیغات هم فکران و هم لباسانش باعث شده که به جایی که تاکنون نرفته اظهار فضل کند این بود آن مقام انسانیت که همین مردم به یک نفر فارغ از دینش و مذهبش رای دادند و آخوند یزدی و جنتی تازه داماد ! رای مردم را ملغا میکنند و افتخار هم میکنند ! همین مردم بنا به هردلیلی مایل شده اند که از کوروش شاه شاهان و ملغا کننده برده داری تجلیل به عمل آورند و کک در تنبان آقایان افتاده و میخواهند به هر ترتیب این رسم تازه را بر اندازی کنند . میدانید چرا ؟ چون وی قبل از آبرهام لینکلن برده داری را ملغا کرده بود و حضرت محمد از خداوند درخواست نفرموده بودند که این رسم موهش را ملغا کنند و به احتمال زیاد این سوال برده داری برای همه پیش می آید.و و باید جواب گو باشند . همین شیخ مرتضی میگوید که چون کفار همین عمل را میکردند مسلمین هم همین کار را میکردند و متاسفانه ائمه هدا هم همین کار را میکردند و بعد از امام حسین همه ائمه کنیز زاده بودند ! اگر میتواند این را مخالفت کند !. شیخ مرتضی نمیداند که در همین امریکا کلیسا ها و دولت مراکذی برای اطعام فقرا و شب خوابیدن افراد فرو دست فراهم آورده اند؟ آیا همین حوزه با دبدبه و کبکبه قم که متاسفانه از بودجه عمومی کشور ارتزاق میکند و مدعی بهترین دین جهان هم هست کجا یک چنین اماکنی برقرار کرده که فرودستان شب را بیتوته کنند و غذایی نوش جان ؟ شیخ مرتضی این بود مقام انسانیت که فردی مسلمان به اندام پسر خردسال دوساله و خواب تحریک شود و تجاوز کند و بکشد؟ این بود مقام انسانیت که فردی در مشهد مقدس !!! زنش را بکشد و طفل سه ساله اش را به دیوار بکوبد که بیمه عمر دریافت کند ؟ این بود مقام انسانیت که قاری قرآن به چندین طفل تجاوز کند ؟ این بود مقام انسانیت که امام جمعه تویسر کان که با ترفند و به عنوان محلل همسر کارمند دفتر خود را اینگونه مورد ( تفخیذ ) قرار دهد وعینا مانند فیلم های پورن از هر طرف همسر آن نگون بخت را مورد ملاطفت قرار داد ؟ شیخ مرتضی ! تو که برایمان مثال انگلستان و تجاوز به محارم را میزنی به آگاهی مراجعه کن ببین در همین مملکت امام زمان از تعدد تجاوز به محارم سرت به دوران می افتد و متاسفانه همه مسلمان هستند ! این بود مقام انسانیت و دین باوری ؟ شیخ مرتضی اگر شرافت و وجدان داری به خاطر خدا فقط یک نفر روحانی را به ما معرفی کن که از جیب مبارک بین مردم نذری بدهد ! و یا محکم در عذا داری به سینه اش بکوبد و یا زنجیر بزند شیخ مرتضی بارهای بار گفته که از پرونده افراد بازداشتی سیاسی اطلاع ندار از پرونده مادر مصطفی کریم بیگی مرحوم یعنی خانم شهناز اکملی هم اطلاع ندارد که به زندان محکوم شده به جرم تبانی بر علیه امنیت کشور ؟ شیخ مرتضی اگر فرزند خودت را به ناحق بکشند و اگر فریاد بر آری و تو را هم به زندان بیندازند چه میکنی ؟ اگر کمی وجدان برایت باقی مانده جواب بده کل آن تحقیق هایی که در علوم مثلا اسلامیه میکنی در آخرت به دادت نمیرسد فقط فریادت برای مظلومینی که با اقتدار خفت بارهم لباسانت دهانشان را دوخته اند شاید به فردای قبرت برسد . همین .

         
        • 1-“موهش”صواب نیست! “موحش” صواب است!البته ثواب نیست!

          2-“مرکذی” صواب نیست!،”مرکزی”صواب است!البته ثواب نیست!

          3-“عذا داری” صواب نیست،”عزاداری” صواب است! البته ثواب نیست!

          4- امروزه با وجود انواع و اقسام رسانه ها دانستن وضعیت داخلی امریکا یا هرجای دیگری حتّی کوچکترین جزائر در اقیانوس ها موکول به حضور در آن مناطق نیست که بالام!

          5-گفتند بتدریج با عمل واقعی باحکام اسلام انسانها به مقام انسانیت می رسند،نگفتند که همه آحاد انسانهای یک جامعه از جمله مهردادها حتما به مقام انسانیت “عصمت” از گناه و خطا می رسند که بالام!

          6-خیلی از روحانیون حتی در سطح طلبه های معمولی نذری می دهند و در مراسم عزاداری سید الشهداء شرکت می کنند،چشمانت را درست باز کن بالام!

          همین!

           
  30. درود به نوری زاد و دوستانش
    این روزها میبینیم و میشنویم در اقصا نقاط کشور جوان و نوجوان. دختر و پسر به طرق مختلف دست به خودکشی و خود آزاری با هدایت کانال نهنگ آبی میزنند . من مانده ام کی ملت مسخ شده گرفتار افیون دین امام زمانی از این رخوت و خماری بیرون خواهد آمد در برهوت ستمکده حکومت آخوندی که ملت به هزاران بلای روحی وروانی گرفتار آمده چه نیازی به کانال نهنگ آبی در پخمه ترین ملتهای دنیا تنها وجود آدمی مثل احمد جنتی یا محمد یزدی کافی است تا شورشی بپا شود مگر جوان متولد ۵۸ .۵۹. ۶۰ و……الی آخر
    که اگر در سن قانونی و بودن یک رژیم متعادل منتخب راستین مردم تا کنون بیش از شانزده سال سابقه شغلی و حق بیمه داشت اگر فرزند داشت الآن سال آخر دبیرستان بود میتواند این همه ستم را تحمل کند با رواج اینهمه مواد مخدر که ریشه توزیع آن در کل کشور دست سرداران از خدا بیخبر و خائن به ملت و نیروهای اهریمنی امنیتی میباشد و اینهمه اختلاس و وجود جیره خوارانی بعنوان نمایندگان به اصطلاح مجلس که از مردم وکالت دزدی گرفته اند نیاز به نهنگ آبی برای خود کشی نیست من در دهه هفتاد زندگیم اگر امید به آینده و دیدن سقوط نکبت بار رژیم آخوندی ‌و‌نگرانی از بابت خانواده ام نداشتم شاید من نیز مثل ان دو دختر اصفهانی دست به خودکشی میزدم آخر این چه دین و مذهبی است که چهل سالست جز نکبت و خواری و بیچارگی حاصلی نداشته مگر نه اینکه امام زمان قرار آمدنش برچیدن ظلم و فساد است پس چرا اینهمه ظلم روا شده در ایران .تنها کشور شیعه ظهور نمیکند من مسلمانم اما ما ملت ده ها و صدها سال است که برای دوشیده شدن و مکیدنمان سر کاریم ای ملت ای بزرگان ای علما ای دانشگاهیان چرا نظاره گر اینهمه ظلم و ستمید بدانید شتر ظلم و ستم این رژیم با بودن مشتی آخوند مثل جنتی .مصباح .یزدی وووو وتربیت شدگانشان در خانه همه ایرانیها خواهد نشست بدانید ادامه این وضع از ایران جز نامی نخواهد ماند اینها از طرف قدرتهایی مثل انگلیس و امریکا ‌علیرغم هوچیگری و سرو صداهای مردم فریب ماموریت دارند ایران را وبران کنند از خود بپرسید چرا خود و خانواده و نوه و نبیره هایشان تماما پاسپورت امریکایی . انگلیس . کانادایی و اروپایی دارند میلیاردها دلار پول ملت را در امن ترین بانکهای اروپا سرمایه گذاری کرده اند اینهمه پول ملت بدبخت و بیچاره ایران را در عراق .سوریه .لبنان و یمن و وو میکنند اما پاسپورت امریکایی.اروپایی دارند چرا چون این جماعت مامور انجام نقشه شوم استکبا در جهت تجزیه و تکه پاره کردن خاورمیانه و در نهایت ایران عزیز و در این دنیا غریب مانده هستند کمی بیانیشید فکر کنید مرگ یکبار شیون هم یکبار اگر تعلل کنید به درد سوریه .لبنان عراق. و یمن گرفتار خواهیم شد خود دانید فریب امثال روحانی و ظریف را نخورید ظریف بیش از دو سوم عمر خود را در امریکا گذرانده روحانی مدرک خود را از بریتانیا گرفته و از جماعت عافیت طلب اصلاحات جز مشارکت پنهان در جنایات رژیم کاری ساخته نیست اصلا جماعت اصلاح طلب سوپاپ اطمینان رژیمند

    بیش از صد سال از تشکیل پارلمان در ایران میگذرد و‌نزدیک به ده دوره از تشکیل مجلس شورای اسلامی میگذرد و بر اساس قانون اساسی که میثاق ملی هر کشوری است و زیر بنای تدوین تمامی قوانین مصوب در مجلس میباشد و نمایندگان بر اساس همین قانون اساسی مجلس در راس امور است و نماینده ناظر بر اجرای تمامی قوانین مصوب مجلس می باشد و هستند نمایندگانی که‌چندین دوره است که عنوان نمایندگی را یدک میکشند اما دریغ از کمترین نظارتی بر اجرای قوانین مصوب خود همین نمایندگان . در کشوری که احزاب وجود ندارد در کشوری که نظارت استصوابی حاکم بر رای مردم‌است .نماینده از ترس دوباره تایید نشدن چشم بر تمام بی قانونیها میبندد.و محافظه کاری در روح نماینده رسوخ کرده وآنقد به پست و مقام اهمیت میدهند و در واقع شجاعت ابراز مخالفت با این همه اعمال نظر غیر قانونی شورای نگهبان از جمله نظر شخصی دبیر پیر و ناتوان شورای نگهبان در مورد نماینده زرتشتی یزد را ندارنداز این گونه‌ نمایندگان نمیشود انتظاری بیش از این داشت و‌فاتحه قانون و قانونگزاری را باید خواند

     
    • یکی از هنرهای کامنت گذاران این سایت هنر “تعمیم” و “فلسفه بافی های سیاسی”پیرامون برخی وقایع رویداده در جامعه است برای توجیه کلیشه همیشگی مخالفت با جمهوری اسلامی! دو دختر یا یک دختر در فلان نقطه از ایران خودکشی کردند آنهم خودکشی نشات گرفته از بازی رایانه ای نهنگ آبی،پس جمهوری اسلامی در ایران غیر مشروع و ناکارآمد است! بگذریم از اینکه خود خبرهایی که امروزه بمدد رسانه های جدید و شبکه های اجتماعی منتشر می شود در بسیاری از موارد یا کلّا دروغ از آب در میاید یا بعد معلوم می شود در حدّ و حدود و اطراف و جزئیات آن مبالغه و دروغ بافی شده است،مثل همین مورد خود کشی تاثر آور یک دختر در جایی که ابتدا گفته شد و منتشر شد که ناشی از تاثیر پذیری از بازی رایانه ای نهنگ آبی بوده است،بعد معلوم شد یا تکذیب شد که خودکشی ناشی از اثر پذیری از این بازی بوده است،حال ما فرض می کنیم خودکشی آن دختر ناشی از اثر پذیری از این گیم باشد،حال این دستمایه فروتنانه مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی باید باشد؟! جمهوری اسلامی چه گناهی مرتکب شده است که کسی رفته در کوران یک گیم بعد احمقانه خود را کشته است؟!خودکشی هم البته به علل و اسباب و انگیزه های گوناگون که قابل بررسی است در همه جای دنیا صورت می گیرد حال باید فورا اینرا با انگیزه های سیاسی دستمایه محکوم کردن یک سیستم سیاسی مردمی کرد؟،من از باب نمونه در مورد همین نهنگ آبی عبارتی را از ویکی پدیا نقل می کنم تا ببینید محتوای این بازی چه هست و مساله خودکشی ناشی از تاثیر پذیری از آن هیچ اختصاصی بجامعه ایران ندارد :

      “بازی نهنگ آبی (روسی: Синий кит, Siniy kit) یا چالش نهنگ آبی یک بازی اینترنتی است که نشانه‌هایی از آن در چند کشور گزارش شده‌است. بازی متشکّل از چند چالش است که مدیران آن‌ها را در طول ۵۰ روز به بازیکنان واگذار می‌کنند و در چالش نهایی بازیکن نیاز به ارتکاب خودکشی دارد.اصطلاح «نهنگ آبی» مربوط به پدیده ساحل نهنگ می‌شود که مربوط به خودکشی است.
      بسیاری از کارشناسان بر این باورند که «نهنگ آبی» در اصل حقه‌ای ساختگی و اغراق‌شده‌است و افرادی آن را به منظور دست انداختن مخاطب پرداخته‌اند، با این حال این امکان وجود دارد که این پدیده منجر به رفتارهای تقلیدی خودآزارانه و خودکشی تقلیدی شده‌باشد.
      با ورود و ثبت نام، اعضاء «نهنگ» خطاب می‌شوند. این بازی در هندوستان بیشترین تعداد خودکشی را دارد، به شکلی که پلیس هندوستان نصب، انتشار، و حتی ذخیره فایل خام نصبی این بازی را جزء جرایم نرم‌افزاری محسوب کرد.در این چالش اینترنتی ۵۰ مرحله‌ای از مخاطبان عمدتاً نوجوانان خواسته می‌شود روزانه تکلیف خود را انجام داده و در پایان، عکسی از خود را بفرستند تا بتوانند وارد مرحله بعد شوند. مرحله نخست این چالش کشیدن یک نهنگ آبی روی دست است و پس از آن برای مثال از کاربر خواسته می‌شود، تا لب خود را ببرد، روی دست خود با چاقو کلمه‌ای را حک کند یا بالای یک ساختمان مرتفع با پاهای آویزان از خود عکس بیندازد. نهنگ آبی در سال ۲۰۱۳ در روسیه و با “F57” یکی از نام‌های به اصطلاح “گروه مرگ”شبکه اجتماعی وی‌کی شروع به کار کرد، و گفته می‌شود اولین خودکشی ناشی از آن در سال ۲۰۱۵ اتفاق افتاده‌است. فیلیپ بودکین دانشجوی سابق روانشناسی کسی که از دانشگاهش اخراج شد ادعا کرد که او بازی را اختراع کرده. بودکین اعلام کرد که هدف او این بود که برای «پاک کردن» جامعه با فشار به کسانی که تلقی می‌شود هیچ ارزشی ندارند آنها را وادار به خودکشی کند”.
      https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D9%87%D9%86%DA%AF_%D8%A2%D8%A8%DB%8C_%28%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%29

      لابد اپوزیسیون روضه خوان کشورهایی مثل هندوستان و روسیه و جاهای دیگر بعد از محرز شدن اینکه خودکشی چند پلیر این گیم مستند به تاثیر پذیری از این گیم بوده است باید شروع کنند به روضه خوانی در مورد سیستم های حکومتی یا مسئولان حکومتی خود!

       
  31. جناب نوری زاد
    با مدرک دکتری دانشگاه تهران و بعد از قبولی تو دو مرحله مصاحبه علمی و یه مرحله مصاحبه عقیدتی در پژوهشگاه شیمی و مهندسی به عنوان هیات علمی پذیرفته شدم اما چوت چادری نبودم رییس پژوهشگاه حکم رو امضا نکرد و دو سال تمام منو سرگردون کرد. اخرم صدام به هیچ جا نرسید. تا معاون وزیر هم رفتم اما فایده نداشت. من از وقتی دانشجوی ارشد بودم تو دانشگاه ازاد تدریس میکردم و حق التدریس بودم‌. با ۷ سال سابقه تدریس دانشگاه ازاد هن هیات علمیم نکردن چون پارتی نداشتم‌ خلاصه بعد از مدتها علافی ایران رو ترک کردم و بعد از سه سال که از مهاجرتم گذشته الان اینجا استاد دانشگاهم. بهش بگید اون مملکت به من و شما و امثال ما احتیاجی نداره. اونجا فقط ادمای دزد و چاکر مسلک موفقن‌. از اون جا بیا بیرون

     
  32. آقای نوری زاد
    من موندم این آقای خامنه ای در خودش چی دیده که این همه سال دست از سر رهبری بر نمی داره. بعدش موندم همین آقای خامنه ای از جنتی چی دیده که دست از سر جنازه اش هم نمی کشه. این بدبخت باید بره یه گوشه مهیای مرگ بشه. آقاسیدمرتضی، خداوکیلی اصرار بر موندن جنتی و خود خامنه ای فکر نمی کنین کل مملکتو به خفگی دچار کرده؟ مرسی

     
    • سلام،ماندن این آقایان ظاهرا خلاف قانون نیست،خوب چرا اگر شما احساس خفگی می کنید نمی روید از خودشان سوال کنید؟! بعد هم شما مجاز نیستید احساس خفگی مربوط بخودتان را به “کل”مملکت نسبت دهید چون قطعا “کل مملکت” با این احساس شما موافق نیستند.
      مرسی!

       
  33. درود بر آقای نوریزاد؛

    من فکر میکنم شما هم مثل من واحتمالا خیلی های دیگر از هموطنان عزیزمان غبطه مردم ژاپن ،کره جنوبی ،وکشورهایی شبیه به اینها را میخوری،که اینها مردمی متفاوت وکوشنده ومتحد دارند که درکنار هم کشورخودرا ساختند بطوریکه هم تراز کشورهای درجه یک جهان وبعضاحتی دررتبه اول جهانی هستند،ولی آقای نوریزاد بنظرمن این مشکل از مردم نیست بلکه از حکومت هست که البته وقتی میخواستم بنویسم حکومت دوست داشتم هزاران ناسزاحواله این نظام بکنم،اصلافکر نکن مردم ما از اونهاکمتر هستند زیرا نمیدونم چی شد یادزمان جنگ افتادم که به چشم خوددیدم که حتی عشایریها به شکل خودجوش برای کمک به جبهه گوسفندجمع آوری میکردند حتی پیر زن فقیری را میشناختم تایدی که از ان استفاده کرده بود وجلدمقوایی آن آب خورده وچروکیده بودبرای کمک به جبهه اهداء کرده بود وبعضی وقتهاحتی درتلویزیون خودمون مشاهده میکردیم که پیرزنی یک تخم مرغ خود که احتمالا تمام اموال منقول او بوده به جبهه کمک کرده است وخود شاهد بودم که یک نفر ارتشی سی هزارتومان که اون موقع شاید پس انداز چندسال خود بود به جبهه هدیه داده بود وزمانیکه خودم درجبهه بودم اینقدر کمک های مردمی به ما میشدکه صفایی میکردیم وهیچوقت کمبودی احساس نمیشد.پس چه شد آنهمه بزرگواری مردم چه کسی این نفش سازنده واتحاد راازبین بردحکومت بجای استفاده عالی از این موقعیت شروع به دروغ وچپاول وبیچارگی مردم و ورشکستگی در همه چیزکرد جناب نوریزاد الان ما به شما اعتمادداریم درگفتار وکردار آیا میدانی چه چیزمملکت مارا به این روز انداخت،این حکومت اوایل سال هفتاد بزرگانش جلسه ای داشتندمبنی براینکه ما داریم کشوررا عالی اداره میکنیم ومردم نیز امنیت شان مدیون ماهستند پس خودماباید این استفاده راببریم وهرکدام واردات وصادرات یک یاچندکالا را بنا به اهمیت موقعیت فردی آن شخص رابه عهده گرفت یکی پارچه وارد کردنساجی ورشکست شد بجای اینکه توسعه یابد وتولیدبیشترواستخدام نیروداشته باشدوشخصی دیگرکفش وتولیدات کفش نابودشد ویکی شکرواردکردکه همه عاقبت این واردات را میدانیم وبقیه چیزها هم به همین نسبت،خلاصه آقای نوریزاد مردم ما از ژاپن وکره وبقیه خوبها هم خوبتربودند.این حکومت ناب امام زمان بودکه بهترین بهره برداری را ازاعتمادمردم نکرد ضمنا عرض کردم شما هرچه بگویید وانجام بدهید ما به آن اعتماد داریم منظور حرفی بودکه گفتم ازسال هفتاد آقایان نشستی داشتند مبنی براستارت غارت وچپاول ازیک آدم قابل اعتمادی عین شماشنیدم که سنددرست بودن این حرف هم موارد انجام شده هست که به فلاکت نشسته ایم که البته این صحبت از ده سال پیش هم بیشتربود……….به قول شما بگم چی بشی آقا مجتبی

     
  34. با درود.

    در حدود چهل سال پیش شاه ایران جشنهای مفصلی برای بزرگداشت فرمانفرمائی کوروش بزرگ برگزار کرد که به جشنهای 2500 ساله معروف شد، و همین جشنها بهانه ای شد برای عصیانگرانی که ایهاالناس ما در سیستان و بلوچستان مدرسه نداریم و در تهران زاغه نشین و کپر نشین داریمو فلان و فلان . و آن جشنها تبدیل به طناب دار شاه و ایران شد. هم ما قربانی شدیم و هم شما و هم برگزار کنندگان.
    چهل سال گذشت. سیستان و بلوچستان هنوز مدرسه ندارد، تک و توک مدرسه باقی مانده از زمان شاه هم ویران شده. وضعیت تهران از زاغه نشینی به زیر سقف آسمان نشینی رسیده ، زاغه حکم کاخ دارد برای بعضی این روزها. قبرستانها از شهرها بزرگتر شده . اما صدقه سر آن جشنها بعضی 63 حساب بانکی دارند و بعضی نمیدانند چند حساب بانکی دارند و بعضی کاخ نمرود ساختند و….. از گفتنش چه حاصل. گوش اگر گوش تو ناله اگر ناله ماست. آنچه البته به جائی نرسد فریاد است.

    چهل سال از آن روزها گذشته. ایران تقریبا ویران شده و اگر وضعیت به همین منوال پیش برود بر عکس شعار منفورین حاکم بر ایران این اسرائیل نیست که بیست سال آینده را نخواهد دید بلکه ایران است که چیزی حتی نامی از آن باقی نخواهد ماند. فرزندان آن شورشیان اندک اندک همچو مستان دور کعبه حقیقی گرد میایند تا آتشی را که چهل سال پیش پدرانشان روشن کردند و آینده نسلی را به باد داد خاموش کنند. و این است اعجاز کوروش بزرگ .

     
  35. ایران دوست واقعی

    استاد گرامی با درود ، رفتن به پاسارگاد در این چند سال گذشته باعث شده تا نابخردان باعث نابودی این مکان شوند !! من در 20سال قبل تعداد چلچله (همانی که سنگها را با هم نگه میدارند ،امیدوارم نامش درست نوشته باشم)راشمرده بودم 21 عدد بود 5سال قبل 7عدد و امسال خودتان از نزدیک بشمارید و برایمان بنویس ….
    حال ایا بهتر نبود که از مردم میخواستی در این روز در همه کوی و برزن شیرینی و شربت و به شادی میپرداختند ؟ تا بابخردان نقشه برای نابودی محل نمیکشیدند ؟

     
  36. با سلام و درودهاي گرم و پرمهر
    حقايقي تكان دهنده از اوضاع فاجعه بار ” آبادان” از زبان شهروندان
    گفت و گوي راديو ندا با شهروندان در آبادان پيرامون بيكاري جوانان و تجمع اعتراضي آنها مقابل فرمانداري و حقايق تكان دهنده اي از اوضاع فاجعه بار شهر از زبان خود شهروندان.

    https://radio-neda.blogspot.com/2017/10/blog-post_25.html

     
  37. “اسلام این نیست که الان هست..اسلام چیز دیگری است. اگر مردم با اسلام آشنا شوند دنیایشان آباد و خودشان بهشتی میشوند.” ..این شاه بیت حرفهای آقای دانشمند واعظ گل کرده این روزهای ایران است. او همچنین میگوید که درست است که این لباس مقدس است ولی ما که مقدس نیستیم. خوب سئوال این است که شمای نا مقدس در این لباس مقدس چکار میکنیید؟
    اینگونه سخن گفتن و مردم را حواله به اسلامی دادن که هیچ نام و نشانی از آن وجود ندارد سابقه ای به قدمت خود اسلام دارد. در همان زمان پیامبر هم هرکسی گفتار و رفتار وی را بنوعی تفسیر میکرد. بعد از رحلت رسول خدا نیز همه جنگ و دعوا بر سر این بود که اسلام واقعی چیست و چه کسی از آن خبر دارد. از قضیه فدک تا کربلا و بعد از ان همه بحث بر سر این است که همیشه یک اسلامی معرفی میشود و گروهی می ایند و میگویند که نه اسلام این نیست بلکه چیز دیگری است.
    حال و روز جمهوری اسلامی هم به همین منوال است. از بین روحانیون کسانی ظاهرا ماموریت دارند که در گوش مردم بخوانند که اسلام این نیست بلکه شما 40 سال است با اسلام اشتباهی مواجه هستید. خوب این اسلام اشتباهی تاریخی که بد است، بفرمائید نسخه خوب آن کدام است؟ آن کدام اسلامی است که میتواند اقتصاد و سیاست و اخلاق ما را یکجا درست کند؟ آن کدام امامی است که میتواند سفینه نجات ما باشد از دست اسلام قلابی که میفرمائید؟ آیا تضمینی هست که این اسلام شما حتما صد درد صد ناب است؟
    مشکل کار اینجا است که روحانیونی که بعضا هم دلسوز هستند جرات ندارند بگویند و یا حتی بپذیرند که نتیجه تلفیق دین و سیاست محصولی بهتر از این ندارد. هیچ امام و پیغمبری هم برای یک نجات مردم هیچ راه روشنی ارائه نکرده است بلکه همیشه بحث بر سر این بوده که این اسلام، اسلام نیست!
    مرحوم دهخدا در نوشته ای یاد میکند از دوران جوانی در مشاغل مختلف که همیشه میشنید “اسلام رفت”. اگر دختر حاج اقا پایش را کج میگذاشت پدر فریاد میزد که اسلام رفت. اگر گونی برنج را میدزدیدند باز فریاد میزد که اسلام رفت..دهخدا میگوید من بالاخره نفهمیدم این اسلام دختر حاجی بود و یا گونی برنج!
    حال ما به امثال جناب دانشمند و زائری که ناله سر میدهند میگوییم بسیار خوب..شما بفرمائید این اسلام شما چیست؟ این قرآن مورد نظر شما کدام است؟ این حجابی که شما راجع به ان صحبت میکنید بالاخره قضیه اش چیست؟ اینکه وسط حرفهایتان همیشه جمله ای هم از مقام معظم رهبری می آورید میخواهید چه بگویید؟
    ما را بیش از این دچار سردرگمی نکنید…روشن بفرمائید چه میگوئید!.. بیایید بزرگی کنید و این مشکل تاریخی اسلام را حل کنید!

     
    • سلام بر علوی گرامی
      فرمودید(با اشاره به سخن حجت الاسلام دانشمند):”او همچنین میگوید که درست است که این لباس مقدس است ولی ما که مقدس نیستیم. خوب سئوال این است که شمای نا مقدس در این لباس مقدس چکار میکنیید؟”
      دوست گرامی مشکل اصلی دین سالاران همین است.حال چه امثال مرحوم منتظری و آقای طباطبایی باشند یا آقای خامنه ای و جنتی و امثالهم.اینها هنوز نپذیرفته اند(هرچند معتقدم جبر زمان ایشان را وادار به پذیرش خواهد کرد.دیر یا زود دارد ولی سوخت وسوز ندارد)که هیچ چیزی در جهان ما مقدس نیست حتی خداوند متعال.هیچ چیز.وقتی امری را در زر ورق تقدس می پیچانیم پیشاپیش آنرا مخدوش کرده ایم زیرا بالاخره کسی یا کسانی یافت می شوند که این زرورق را باز کرده درون ان را به مردمانیکه سالها به محتوی آن دلخوش کرده بودند و برای خود بتی بزرگ و بی عیب ساخته بودند نشان می دهند.امر مقدس یعنی خرافات.یعنی نقد ناپذیری.یعنی تعصب.یعنی ماورایی کردن چیزی در باور زمینیان.یعنی جلوگیری کردن از امکان رشد و بالندگی آن امر.مثل ایشان مانند مثل آن پادشاهیست که عریان در میان جمعی به توهم پوشیدن لباس ایستاده بود.همگان از ترس هیبت او و لباس فاخرش را می ستودند تا اینکه طفلی گریزپای در آن میان خنده سر داد و فریاد زد شاه عریان است!نتیجه هم معلوم بود.من تفاوتی در سخنان این دوستمان با اسلاف او نمی بینم.زیرا هنوز گویا نزد اینان در بر همان پاشنه می چرخد حال با لولایی جدید چندان مهم نیست.
      موفق باشید

       
    • با درود.
      علوی محترم، خوب به خاطر دارم که در اوج شورشهای 57 آخوندی در بالای منبر سوزنی را به مردم نشان داد و فریاد زد ما حتی نمی توانیم این سوزن را در کشورمان تولید کنیم. سوزنهای ان زمان در بسته بندی مشکی با آرم قرمز محصول کشور چین بود که علاوه بر سوزن قفل و فانوس و دوچرخه هم به ایران صادر میکرد. سخن در نظر شنونده عامی بسیار مقبول به نظر می رسید که ما که در آستانه ورود به دروازه های بزرگ تمدن هستیم چگونه قادر به تولید سوزنی به این کوچکی که مظهر ناچیزی است نیستیم. و شنونده امی قادر به درک این نکته نبود که آیا ما قادر به تولید ان نیستیم چون تکنولوژی لازم برای تولید سوزن را نداریم. و اساسا آیا تولید سوزن در کشور مقرون به صرفه تر از وارد کردن ان هست یا نه و به خاطر مراوادات اقتصادی بین کشوری اساسا بهتر است ان را وارد کنیم یا تولید و اگر تولید هم نکنیم ایا بهتر نیست که علم تولیدش را داشته باشیم. شنونده امی قادر به آنالیز بحث مربوطه نبود و فقط سوزنی کوچک را میدید که از چین وارد شده و از درک سخنان عالمان اقتصاد که از قشر آکادمیک جامعه و به طبع کراواتی بودند هم نبود پس لاجرم حرف اخوند را حجت میدانست و ان را قبول میکرد. آخوند هم با اشراف به این مطلب چون در بحث های دیالکتیک، دوره دیده حوزه های آخوند پرور گه اساس آن عامیانه گفتگو کردن و عامدانه گیج کردن مردم است، خوب میدانست چگونه آذهان مردم را به بیراهه بکشد. مردم اگر دانا بودندفریب سخنان ساده لوحانه آخوند را نمی خوردند و صبر به خرج میدادند ایران امروز مرکز تولید و صادرات خودروهائی با کیفیت به کشورهای مختلف بود نه تولید خودروهائی که خط تولید آن بیست سال یش در کره جنوبی تعطیل شده. مذهب همیشه نقطه مقابل تفکر آزاد بوده و خواهد بود شاید بشود گفت مذهب مضحکترین و در عین حال خطرناکترین ابداع بشر بوده و خواهد بود. غرض از این زیاده گوئی ها این است که به یاد داشته باشیم که اگر امروز آخوندی دغدغه لباس مقدس روحانیت را دارد بیشتر از آن نگران نان فردای خود است.مغلطه رایج شده که ایراد از اسلام نیست بلکه ایراد از مسلمانی ماست! و من مانده ام که این سخن را در کجای دلم جا بدهم. تاریخ مذهبتان مشخص است، فراز و فرئدش مشخص است، دست آوردهایش و جنایاتش مشخص است و حالا هی شما فریاد بزنید ایراد از اسلام نیست و ایراد از مسلمانی ماست. برادر علوی انکه حرف از لباس مقدس میزند مار خوش خط و خالی است که در حال پوست اندازی است، به بن بست رسیده نگران اوهامش است. کاش بزرگان و روشنفکران ما یاد بگیرند با زبان عوام با عوام سخن بگویند آنوقت ما اصلاح طلبی نداشتیم که در زیر الم آخوندی با لباس غیر مرسوم سینه بزند. بلکه انسان آزاده ای داشتیم که دغدغه وطن داشته باشد و مردم ،نه لباس نازیبا و کریه و بد منظر آخوندی.

       
    • با درود به جناب علوی لطفا به سخنانم در مورد شیخ سید مرتضی نگاهی بیندازید . سپاس.

       
      • شما اگر سفارش به رویت نوشته های مغلوط خود هم نکنید دیگران خودشان چشم دارند و نوشته های مغلوط ات را می بینند بالام!

         
  38. جناب سید مرتضی
    آن چه هم مسلک های جناب عالی بر سر ملت بد بخت ایران آورده اند و همچنان می آورند ننگ آور ترین//////قابل تصور نیست آن وقت جناب عالی نوشته های ما را می خوانید و مزاح می فرمایید. ////// حیا هم خوب چیزی است.
    وقتی بنده به دوستان یاد آور می شوم در زمان آیت الله کاشانی کسی به فکرش نمی رسید در باره اسلام فکر بدی به خود راه دهد و مردم جد و آباد هر کس که به اسلام نگاه چپ می کرد را به باد می دادند خوشحال نشوید و عین این نوشته را به بنده ارجاع ندهید. بنده با این نوشته عقب ماندگی ملت را در آن زمان گوشزد کرده ام. این که مزدک و کبیری و دیگران فریادشان از اسلام بلند است معلولی است از رفتار شنیع و خبیثانه روحانیت تشیع در زمان حاضر. آنوقت شما بدون ذره ای حجب و حیا اعلان می دارید اگر این دوستان در ایران بودند مردم آن ها را ریز ریز می کردند. مردم غلط می کردند. شما با این نوشته نشسته و نرفته ناپختگی خود را برای هزارمین بار به اثبات می رسانید. گاهی شک می کنم شما پژوهشگر باشید. حتی سن و سال جناب عالی برای من معما است. چگونه یک انسان بالغ می تواند چنین کودکانه استدلال کند و خجالت نکشد؟ یعنی چه که مردم این ها را ریز ریز می کردند؟ مگر وحشی اند؟ البته ما داریم چنین وحوشی در ایران. دست پرورده های روحانیون حوزه های جهلیه ایران. کم هم نیستند. هیهات که همگی هم وطنان مایند که در اثر آلودگی به ویروس جهالت نادانی و حماقت به چنین موجودات وحشی تبدیل شده اند که به گفته شما حاضرند هموطن خود را به دلیل روشنگری و افشا گری حقایق ریز ریز کنند. آری روحانیت تشیع ملت ایران را به توحش می کشاند. بحث بر سر دزدی و بی سوادی و بی کفایتی در اداره یک کشور بزرگ و یک ملت بزرگ یک روی سکه است. به توحش کشیدن این ملت و از دایره انسانیت خارج کردن آن روی دیگر سکه که به عقیده من هزاران بار بد تر از دزدی ها و غارت ها و چپاول ها و به باد دادن سرمایه های مادی و نفله کردن جان انسان ها است.
    خبر خوب آن است که ایران در حال طی مراحل تکامل تاریخی خود است و به شما قول می دهم از این دوران سیاه و تباهی به در خواهد آمد. این را من با قاطعیت می گویم. آنقدر در طول عمر خود سرد و گرم روزگار چشیده و در سرنوشت ملت های دیگر اندیشیده و تفحص کرده ام که برایم مثل روز روشن است. اگر واقعن پژوهشگر باشید برای جناب عالی هم امید رستگاری و شفا از ویروس تعصب زدگی و دگم اندیشی دارم. من بر خلاف شما هرگز آرزوی تکه تکه شدن هیچ یک از هموطنانم را نمی کنم بلکه آن ها را قربانی فریب کاری روحانیونی می دانم که در گام نخست خود را فریب داده اند و چون نیک بنگریم خودشان نخستین قربانیان اندیشه های کثیف و ناپاک خود اند.

     
    • آب به لانه ی مورچه ها ریخته شده و این چرخ پنجم درشگه هم به جوش و جلا افتاده. دلم برای همچه آدمای کوچکی میسوزه که یک لقمه نان را تا به شله زرد آقا آلوده نکنند، نوش جان نمیکنند. آخوندا با نوار کاست آمدند، با اینترنت دارند میروند.

       
    • جناب ساسانم،ظاهرا ،هم اصل سخن مرا نفهمیدید ، هم زیپ دهان را به مهمل گوئی گشودید و هم کوس انا الحق زدید و از سنّ و سال و چشیدن سرد و گرم روزگار دم زدید!من شما را نمیدانم اما قبلا سنّ و سالم را گفتم سی و نه هستم ،و اینرا البته مایه فضل بر کسی ندانستم،بعید میدانم شما این حدود سنّ و سال داشته باشید وگرنه احتمالا با پیرمردی کهنسال روبرو هستیم که آرزوهای خوش جوانی را رویای مسلّم التحقّق می پندارد (فدرالیسم شاهنشاهی گرداگرد شاهزاده رضا پهلوی! آخی!).
      زیپ دهان را هم کشیدید چون هم برخی الفاظ مرئی در نوشته اتان از ادب در گفتار فاصله گرفت و هم چند چنگک نثار برخی کلمات یا جملاتتان شد،پس مودّب باشید و از زشت گوئی پرهیز کنید و نقد پذیر باشید.
      اما اصل سخن مرا فهم نکردید چون من در آن بیان تفکیک کردم بین نقد و انتقاد داشتن و اپوزیسیون منطقی بودن و توهین به عقائد دینی و مذهبی مردم نکردن،با فحّاشی و زشت گوئی و حملات دین ستیزانه و متعصّبانه به دین و مذهب و مقدّسات مردم ایراندر چهارچوب مخالفت با جمهوری اسلامی،من گفتم عاقلانه نیست و عقل سیاسی اقتضاء نمی کند که کسانی داعیه دار مردم ایران و منافع مردم ایران باشند و با سیستم جمهوری اسلامی ایران مخالف باشند و بخواهند این مخالفت را در قالب توهین به قرآن و پیامبر اسلام و امامان مذهب شیعه که مذهب اکثریت مردم ایران است دنبال کنند،کاری که نامهایی که نام بردید در نوشته های خود می کنند منتها از راه دور،و جربزه اینکه در میان مردم ایران باشند و عجز و لابه خود را اینگونه ابراز کنند ندارند،من گفتم کسی از مردم ایران تحمّل نمی کند که وازدگان سیاسی در قالب اپوزیسیون سیاسی بخواهند دشنام و توهین نثار پیامبر اسلام یا قرآن یا خدا کنند،حال شما چنین رویکردی را “روشنگری” یا “افشاگری”می نامید این دیگر باز می گردد به نوع فهم و شعور شما. شما چند سال است مثل من اینجا حضور دارید سوال این است که آیا مزخرفات و فحّاشی های امثال مزدک و کبیری و برخی شناس ها و ناشناس ها در این سایت که مدیر سایت را وادار به سانسور و کنترل آنها می کند را افشاگری و روشنگری می نامید؟! اگر چنین رویکردی دارید بد نیست مراجعه ای به روان پزشک داشته باشید. ضمنا من چنین آرزویی نکردم،گفتم که عقل سیاسی می گوید یک کسی که خود را مدّعی مردم ایران و ترقّی و رفاهیت آنها و وطن پرست می داند و مخالف حکومت دینی در ایران است،راه عقلائی و منطقی این نیست که بخواهد با فحّاشی و دشنام و ناسزا و نسبت های دروغ به دین اسلام و اولیاء اسلام برای مردم روشنگری سیاسی کند،و اولین سوالی که اینجا مطرح هست این است که اگر این مشی سیاسی را روشنگرانه و مفید می دانید ،چرا رفته اید آنور آبها اقدام بچنین کاری می کنید؟ پس معلوم می شود که توهین به دین و مذهب و اعتقاد مردم ایران که اکثرا رغم انف شما مسلمان هستند،امر نامطلوب و غیر قابل قبولی برای آنان هست،حرف من این بود نه اینکه کسی نقد دقیق سیاسی یا اقتصادی یا اجتماعی نسبت به حکمرانان یا جامعه خود نداشته باشد،بنابر این اگر درست دقیق شوید وحشی و وحوش کسانی هستند که زیپ دهان و قلم خود را می کشند و به دیانت مردم توهین می کنند.
      در مورد شاه دوستی و شاهزاده دوستی هم شما بر عقیده خود پایدار و قاطع بمانید منتها تلاش کنید از ویروس تعصّب و دگم اندیشی در زمینه شاهیسم که دیگر زمینه ای در ایران ندارد دور باشید،امیدوارم عمر نوح داشته باشید تا رویاهای خود را عینیت بخشید.

       
      • من گفتم کسی از مردم ایران تحمّل نمی کند که وازدگان سیاسی در قالب اپوزیسیون سیاسی بخواهند دشنام و توهین نثار پیامبر اسلام یا قرآن یا خدا کنند،حال شما چنین رویکردی را “روشنگری” یا “افشاگری”می نامید این دیگر باز می گردد به نوع فهم و شعور شما. شما چند سال است مثل من اینجا حضور دارید سوال این است که آیا مزخرفات و فحّاشی های امثال مزدک و کبیری و برخی شناس ها و ناشناس ها در این سایت که مدیر سایت را وادار به سانسور و کنترل آنها می کند را افشاگری
        ……………………………
        سید بفرمائید شما چه…(از مش قاسم)هستید که از طرف مردم ایران سخن می گوئید؟ محمد عربی بوده که خوب یا بد اگر روایات سنتی از اسلام را قبول کنیم زمانی در عربستان آمده و بعد از کشت و کشتار و /////////////////…آئینی برای عرب بجا گذاشته. خب بفرمائید به من ایرانی این چه ربطی دارد که در قرن 21 ام به چنین /// پایبند باشم که به نیاکانم تنها به طمع غارت و غنیمت زور آور شده و بعلت خشن و در ستیز با حقوق انسان بودن بارها از طرف ایرانیان طرد شده؟ وقتی خود قران مدعی ست که این اسلام اصولا دینی برای عرب ست من ایرانی که نه عربی می دانم و نه احتیاجی به چنین /// با قوانینی خشن و انسان ///////// زن و کودک ستیز دارم؟ دینی که پیام آورش ///////////////////////// کودکان خرد سال می پردازد چه نفعی برای جامعه امروزی ایران می تواند داشته باشد؟ آیا چنین دینی توجیه کننده /////////////////////////// حالا بفرمائید توهینی که من یا دیگر منتقدین اسلام به اسلام و عقاید مسلمین کرده ایم چیست؟ من دراین مدت آنچه نوشته ام همه بر محور اصل قرار دادن اسلام بوده.
        1.کل بدبختی های ما از اسلام است.
        2.اسلام دکانیست برای /////////////////////////// برای فریب مردم.
        3. اسلام از زمان آغازش تا کنون نه تنها نفعی برای بشریت بطور کلی و ایرانیان بطور اخص نداشته بلکه باعث فقر و فلاکت و بدبختی و عقب افتاده گی ایرانیان شده.
        4. قوانین اسلام ///////////////////// مربوط به جامعه ایی عقب افتاده و منزوی و وحشی است و بدرد جامعه ایی باز و مدرن نمی خورد. قوانین و آئین اسلام قوانین و آئین مشتی شتربان عربست و حتی در همان زمان با مقاومت شدید خود مردم عرب روبرو بود و تنها با شمشیر سردم داران اسلام و تطمیع برای غارت و غنیمت بود که توانست گسترش یابد.
        5.جامعه امروز ایران جامعه ایی مدرنست و باید دارای قوانینی مدرن و سکولار و دمکراتیک و بر مبنای حقوق بشر باشد. چون در چنین جوامع است که انسانها تنها بخاطر انسان بودن شان (بدون هیچ اما و اگری) قدر و ارج و ارزش دارند و دارای حقوقی برابر با دیگر انسانها در برابر قانون هستند. بنابراین قوانین شریعت اسلام چون انسانها را با یک دید نمی تواند ببیند بدرد چنین جامعه ایی نمی خورد. موضوع کاملا ساده است اسلام دین مشتی شتربان بوده و در چنین جوامعی اختلافات شدید طبقاتی و گروهی…کاملا پذیرفته است ولی در دنیای کنونی چنین امری ناپسند و وحشیگری تلقی می شود. جالب ست که شما از خمینی بخاطر گفتار ///// و ضد انسانی اش تمجید کرده اید ولی چنین سخنانی در دنیای امروز عین /////////////////////// است. گفتار محمد و قرآن در باره دگراندیشان نیز از همین قماش است.

         
        • اولا :در مورد جهانی بودن دین اسلام بارها نوشته ام و استدلال کرده ام از قرآن و سنت و تاریخ اسلامی،اگر کسی عاقل است و سخنی بر خلاف این دارد باقتضای عاقل بودن استدلال کند و صرف یک ادعا کافی نیست.

          ثانیا:شما بعنوان یک فرد می توانی اسلام را بعنوان یک دین نپذیری،نپذیر به درک! اما اکثریت مردم ایران از تاریخی بسیار بسیار دور اسلام را بعنوان یک مرام و ایدئولوژی و مذهب شیعه را پذیرفته اند،این واضح است اگر کسی کور نباشد یا خود را بکوری تاریخی نزند.

          ثالثا:مردم ایران چهل سال قبل،علاوه بر اینکه اسلام را بعنوان دین می خواستند و میخواهند،در یک رفراندوم آزاد رای به اداره جامعه بر اساس قوانین اسلام دادند،اینکه کسی ،فردی،اقلیت ناچیزی تکبّر دارد از احترام بنظر اکثریت درد دیگری است که باید آنرا دوا کرد ولی این درد آنجا در میان زباله های غربیان دوا نخواهد شد.

          رابعا:بهترین دلیل بر یک چیز وقوع آن است،چطور به دین و پیامبر و قرآن اهانت نکردی و نمی کنی در حالیکه اینهمه هاشور روی الفاظت هست و تازه قبل و بعد آنها بقرینه حاکی از زشتی،پلشتی،نفرت،و سفاهت درون تست؟ اگر کسی بخواهد پیامبر اسلام و قرآن کریم و دیگر مقدسات دینی مردم ایران را نقد کند باید دائم با نفرت و بدون دلیل فقط انگ و تهمت بزند؟! همه ناظران این سایت بارها دیده اند که تو هیچ سوادی و ارجاعی و استنادی و ریفرنسی بمسائل که نداری هیچ،فقط انباشته ای از غلظت،توهین ،فحش،تهمت بی سند،و تعبیراتی کلیشه ای همچون :مشتی فلان،مشتی بسار! تو مدیر مسلمان این سایت را ذلّه کردی و حتی گاه همفکران سکولارت را بفغان آوردی از بس بدزبانی و آکنده از خشم و نفرت به پیامبر اسلام هستی بعد می گوئی من بکسی توهین نمی کنم؟،همین مدتی قبل که بحث از جهنم و بهشت شد نگفتی من اقامت با سگها در سگ دونی را بر مجاورت با پیامبر اسلام ترجیح می دهم؟! تصادفا این در روایات ما هست که زمانی پیامبر اسلام که درود خدا بر او باد بر اهل جهنم اشراف می کند،که باعث کاهش و خفّت عذاب می شود،مطابق این روایت اهل جهنم (که سرشت آنها همچون سرشت تست) تا می فهمند پیامبر سبب خفّت عذاب آنها شده است از شدت نفرت و خشم می گویند درب ها را ببندید که عذاب برای ما راحت تر است! این همان تعبیر سگ دونی تست مزدک! پس در همان سگ دونی در غرب بمان تا عمرت بسر رسد و وعده الهی را عین الیقین کنی،البته امیدوارم از خواب غفلت بیدار شوی.

           
  39. در شهر هرت
    ماییم که نبینم دزد و جلاد
    دانیم کویر خشک را
    سبز آباد
    دنبال فقیه و گوشمان چون فیل است
    پوک مغزی مان داد
    ما را بر باد

    ————

    دوست گرامی
    این شعر بود آیا؟
    کمی در نوشته های خود عمیق شوید. گاه یک نوشته ی خواندنی، از ده ها نوشته که تهی از تأمل اند، به یاد ماندنی تر و دلنشین تر و کاری تر است. کمی بیشتر به عمق و ایجاز در نوشته های خود بپردازید.

     
  40. در شهر هرت
    جلاد آخوند سر ما می برید
    با خنده و صد وعده در روز بعید
    با نام خدا ، الله و پیغمبر
    غارت میکرد
    میکشت هر “کافر”
    دیوانه اگر مانبودیم هرگز
    می دانستیم
    مقصد اوست مال و سر.

    ——————-
    دوست گرامی

    کمی در نوشته های خود عمیق شوید. گاه یک نوشته ی خواندنی، از ده ها نوشته که تهی از تأمل اند، به یاد ماندنی تر و دلنشین تر و کاری تر است. کمی بیشتر به عمق و ایجاز در نوشته های خود بپردازید.

     
  41. در شهر هرت
    درود و سلام آقای نوری زاد عزیز
    یک روز رفع تحریم هم برای سپاه اضافی است چه برسد ۴۵ روز.ایران در دست فقهایی است که بابازوی پاسداران ،مردم ایران را ترور و سرکوب ودر نابودی فرهنگ ایرانی رسما و قانونا در تلاشند.
    چشم ما باید به خود و واقعییت موجود باشد. چگونه است که این چنین شدیم؟
    پلیدی و ننگ بشریت را آخوندان و سپاهیان به حد خود رسانده اند. مردم ایران اسیر طالبان وداعش و حزب الله و حماسند.
    این نظام اسلامی داعشی باید سرنگون شود.

     
  42. آمدنیوز – رئیس کلانتری رباط کریم و عامل اصلی فشارهای انتظامی و امنیتی بر خانواده‌ی «ستار بهشتی»، به دلیل مفاسد متعدد مالی و اخذ رشوه‌های کلان بازداشت شد.

    به گزارش منابع خبری «آمدنیوز»، سرهنگ «عبدالله پاشاکی» فرماندهی انتظامی شهرستان رباط کریم که به «سرهنگ هالیوودی» شهرت داشت، در حال اخذ رشوه پانصد میلیون تومانی در یک پرونده انتظامی، توسط مأموران اطلاعاتی و امنیتی بازداشت شد.

    اخذ رشوه‌های متعدد و کلان از مردم، از دلایل اصلی بازداشت این عنصر ارشد نظامی بوده است.

    در مدت فرماندهی «عبدالله پاشاکی» در شهرستان رباط کریم، بدنه نیروی انتظامی این شهرستان، بیشتر و عمیق‌تر در فساد، حرام خواری و رشوه‌گیری غرق شد. به عنوان مثال؛ باج‌گیری از افغانستانی‌های دارای کارت اقامت و رها کردن آنان در بیابان‌ها و مکان‌های خلوت رشد چشم‌گیری داشت. هم‌چنین پرسه‌زنی‌های شبانه مأموران در خیابان‌ها، اماکن خلوت و اخاذی از رانندگان خودروها به دلایل واهی برای عدم تشکیل پرونده قضایی، افزایش زیادی داشت.

    همکاری و هم‌دستی بدنه‌ی نیروی انتظامی رباط کریم با عاملین و حاملین توزیع و پخش مواد مخدر در ملاء عام، اخاذی از رانندگان، مغازه‌داران، فروشندگان کنار خیابان، برخورد ناهنجار بدنه نیروی انتظامی با مردم و ارباب رجوع، نوشتن جریمه‌های به ناحق برای رانندگان و تهدید و ارعاب مردم، از دلایل نارضایتی مردم از مدیریت وی در فرماندهی انتظامی رباط کریم بوده است.

    سرهنگ «پاشاکی» از زمان انتصاب خود به سمت ریاست کلانتری رباط‌کریم، فشارهای انتظامی امنیتی زيادى را به خانواده ستار بهشتی وارد کرد.

    وی هم‌چنین خانواده بهشتی را به دفعات مکرر و غیرقانونی به حوزه ریاست خود احضار و تهديد كرد. به طوری‌که مأموران وی در خيابان‌ها، با دستور رئیس خود، بارها «سحر بهشتی» را بازداشت و تهدید کردند.

    سال گذشته نیز مراسم تولد ستار بهشتی با دستور مستقیم سرهنگ «عبدالله پاشاکی» تعطیل و «سحر بهشتی» نیز برای مدتی بازداشت شد.

    «پاشاکی» در ۱۹ آبان‌ماه سال ۱۳۹۴ توسط سردار «محسن خانچرلی» فرمانده انتظامی ویژه غرب استان تهران به این سمت منصوب شده بود.
    http://news.gooya.com/2017/10/post-8644.php

     
  43. درود بر دکتر عشق و آزادی
    سفیر صلح و دوستی
    حامی مظلوم و دشمن ظالم
    نامه سی و هشتم شمارا به رهبر نظام شنیدم و آنچنان سخنان زیبای شما تاثیرگذار بود که اشک در چشمانم حلقه زد و باز به خودم و امثال خودم که در کنار شما نیستیم و در سکوتی مرگبار برای منافع تلخ زندگی فرو شدیم لعنت فرستادم.بودن در کنار شما لیاقتی میخواهد.
    دکتر عزیز این مرید شما یک پیشنهاد برای روز 7 آبان دارم که بدلی باشه برای مامورین امنیتی که احتمالا ميخوان مانع ورود و طواف سیل عاشقان کوروش کبیر بشن.اینکه بنظرم اگر شما دستور بدید که همه مردم زمانی که به شهر رسیدن همه نفری یک شاخه گل خریده وهمراه داشته باشن و چنانچه مامورین خواستن بداخلاقی کنند با همان شاخه گل و با لبخند و در فضایی کاملا آرام به پیشوازشون برن.من مطمئنم همونطور که اول انقلاب مردم با دادن گل به ارتشی ها، آنها را به صفوف خود دعوت کردند و ارتشی ها هم استقبال کردند، اينبار هم همان گل رو به برادران انتظامی هدیه بدهند.البته نیک میدانم این مامورین با آن سربازان و ارتشی ها از نظر احساس و عاطفه فرسنگها فاصله دارند چراکه اینها بویی از عاطفه و مهر و محبت نبردند ولی گل معجزه میکنه و یک شاخه گل بهترین سلاح برای مقابله با مامورین انتظامی است.
    در آخر شما رو به ايران،به کوروش و به خانواده محترمتان قسم میدم که آنروز خیلی مراقب سلامتی خودتون باشید چرا که شما تنها رهبر ما هستید و ما به شما نیاز داریم.و این بی صفتان سعی خواهند کرد که شمارا…
    سر و دست مهربانتان را که فقط دغدغه ایران و ایرانی دارد میبوسم و با آرزوی دیدار شما در شهر ساری ثانیه شماری خواهم کرد.
    از خداوند میخواهم همیشه تنتان سالم، قلمتان برا و صدايتان رسا باشد و سایه تان را همیشه بر سر ما و خانواده محترمتان مسدام بدارد.
    مرید و شاگرد دستبوستان :

     
  44. هشدار روانشناسان آمریکا: ترامپ خطرناکترین مرد جهان است!

    دویچه وله: حدس و گمان پیرامون سلامت روانی دونالد ترامپ موضوع جدیدی نیست. اکنون شماری از روانشناسان آمریکا کتابی منتشر کرده‌اند که به گمانه‌زنی پیرامون سلامت روانی ترامپ دامن می‌زند. به باور آنان ترامپ خطرناکترین مرد جهان است.
    سایت خبری اشپیگل آنلاین ارزیابی روانشناسان و روانکاوان آمریکایی از وضعیت روانی ترامپ را بسیار نگران کننده خوانده است. کتاب «پدیده خطرناکی به نام دونالد ترامپ» توسط دکتر باندی لی از دانشگاه ییل آمریکا و با همکاری ۲۷ روانشناس و روانکاو آمریکایی نوشته شده است.
    این گروه از روانشناسان و روانکاوان آمریکایی به این نتیجه رسیده‌اند که ترامپ از اختلال شخصیتی جدی رنج می‌برد. به باور آن‌ها این بیماری ترامپ می‌تواند هم برای آمریکا و هم برای جهان پیامدهای سنگینی داشته باشد.
    دکتر لنس دودس که یکی از روانکاوان پیشین دانشگاه هاروارد بوده معتقد است که ترامپ از سایکوپاتی یا روان‌آزاری و رفتارهای ضد اجتماعی رنج می‌برد.
    دکتر فیلیپ سیمباردو با اشاره به بمباران پایگاه نظامی سوریه پس از استفاده از گاز‌های شیمیایی در خان شیخون می‌گوید: «به باور ما ترامپ خطرناکترین مرد جهان است.»
    در گزارش اشپیگل آنلاین از کتاب یاد شده آمده است که روانشناسان و روانکاوان آمریکایی پدیده «اختلالات خلقی» و همچنین «واقعیت‌گریزی جنون‌آمیز» و نوعی پارانویا و روان‌گسیختگی در رفتارهای ترامپ تشخیص داده‌اند.
    در این گزارش به «رفتارهای شتابزده و نسنجیده»، «سهل‌انگاری» و «خودشیفتگی» ترامپ اشاره شده و از جمله او را متهم به «نفرت از زنان» و «بدطینتی» کرده‌اند.

    روانکاوی از راه دور

    بین روانشناسان و روانکاوان بر سر موضوع روانکاوی از راه دور اتفاق نظر وجود ندارد. به عنوان نمونه «انجمن روان‌پزشکی آمریکا» معتقد است که روانکاوی یک فرد صرفا بر پایه اطلاعات عمومی و بدون معاینه شخصی نمی‌تواند معتبر باشد.
    این در حالی است که دکتر بندی لی، ناشر کتاب یاد شده معتقد است ضوابط تعیین شده از سوی “انجمن روان‌پزشکی آمریکا” درباره ارزیابی روانشناسان و روانکاوان نسبت به خطرات ناشی از رفتار رئیس‌جمهور آمریکا صدق نمی‌کند.
    بر اساس ارزیابی ناظران مسائل سیاسی آمریکا، انتشار کتاب یاد شده پیامدی برای ادامه زمامداری ترامپ نخواهد داشت. به باور آن‌ها روانکاوی از راه دور از نظر قانون اساسی آمریکا برای برکناری یک رئیس جمهور کفایت نمی‌کند.
    —–
    http://www.iran-emrooz.net/index.php/news2/71559/

     
    • پس آسید مرتضی مواظب عبا و عمامت باش.تو که تا چند وقت پیش می گفتی این دیونه هارت و پورت الکی می کنه.نکنه توام مثل هم لباسات تو حکومت هوا رو پس دیدی؟!آخرشم که مایوست کرده گفته از راه دور روانشناسی شده و قابل استناد برای برکناری ترامپ نیست.ولی بذار یه چیزی رو راجع به ترامپ بهت بگم که همه کسایی که از نزدیک می شناسنش می گن.می گن ترامپ استاد تجارت و بده بستونه.می دونه کی باید از طرف معامله امتیاز بگیره و چی رو باید چن بفروشه.مثلا وزیر امور خارجش می گه ترامپ به من گفت که به کره شمالی یه ماه مهلت بده که برنامه موشکیشو متوقف کنه.تیلرسون می گه گفتم باشه به کره ایها همینو می گم.گفت نه نگو یه ماه مهلت داره.بگو ترامپ آدم دیونه ایه هر لحظه ممکنه یه کار خطرناک کنه.زودتر یه فکری واسه برنامه موشکیتون کنین.اگه بگی یه ماه مهلت دارن سر ماه دوباره چونه می زنن واسه تمدید.می بینی این بابا چندان دیونه هم نیست به خدا.تازه این یارو تیلرسون خودش یه پا استاد تجارته بازم ترامپ داره کار یادش می ده!اتفاقا خیلیا تو آمریکا با شناختی که از ترامپ دارن می گن بر عکس تصور همگانی ترامپ از اینکه دیونه خونده بشه نه تنها ترسی نداره بلکه نهایت استفاده رو از این باور عمومی می کنه.می بینی یه بیزنس من حرفه ای از چیزیکه همه فکر می کنن ضعفشه نقطه قوت درست می کنه.آسید خدا بهتون صبر بده.یه ست جام طلایی درجه یک سفارش بده تجربه نشون داده که از حالا باید به فکر دور دادن جام زهر باشی.فقط بگو ست درجه یک باشه چون قراره چندبار دور بدی.

       
      • دیوانه غیر از کسی است که مشکلات روانی مختلف دارد،نه من در بحث های قبلی گفتم ترامپ رئیس جمهور امریکا دیوانه است و نه روان شناسان امریکائی مدعی جنون او را کرده اند،گزارش بالا هم محورش بحث بیمار روانی بودن ترامپ هست.
        در مورد هارت و پورت ،بله این فقط سخن من نیست،حتی خیلی از متحدین امریکا معتقدند ترامپ اهل هارت و پورت است،حال اگر شما مایلید وطن دوستانه امیدوار به هارت و پورت های او باشید باشید مانعی ندارد.
        در مورد تجارت و تاجر بودن ترامپ نیز کسی منکر این مطلب نیست،همه می دانند که ترمپ تاجر قابلی است و البته تاجر قابل بودن منافاتی با روانی بودن او ندارد! باصطلاح منطقی مانعه الجمع نیست! و تصادفا همین تاجر بودن او باعث این شده است که اذهان عامی حتی شما اینرا بفهمند که بسیاری از کنش ها و رویکردهای ترامپ فقط هارت و پورت های ناشی از منش تاجر مآبانه اوست و همین نکته باعث شده است که مضحکه اهل سیاست قرار گیرد! حال شما میهن دوستانه به هارت و پورت های ترامپ دل بسته اید ببندید اما بنده و نوع مردم ایران پشیزی برای هارت و پورت های او قائل نیستیم! خیالت راحت جانم!

         
        • نخیر آسید.کجا دیدی تو حرف من دلبستن به ترامپ و حرفاش باشه عموجان!ولی چرا مثل اینکه شماها بدجوری به تکاپو افتادین از رهبر که تا دیروز دو پهلو از برجام می گفت و امروز می گه ما به برجام پایبندیم و برجام خوبه و چی و چی تا شما که گویا یه خورده به فکر افتادی نکنه این دیونه یهو پاره آجر برداره بیفته دنبال ما!اما افسوس امثال من اینه که جماعت وطن فروشی مثل شماها همیشه کشور رو به سمتی می برین که جام زهر آخرش باشه البته با کلی خرابی و دربدری خودتون هم همیشه کنار گود به ارتزاق مشغولین.راستی خود تو که اینهمه عرق وطن داری و… می شه بگی زمان جنگ تو کدوم جبهه بودی؟!یا حداقل می شه اسم دو سه تا اسلحه و کاربردشون رو بگی؟!.بدبخت ملت ایران که اسیر شما شدن که تنها هنرشون پشت مردم قایم شدنه حالا یه روز با امام حسین یه روز به نام وطن!

           
    • در آمریکا امثال ترامپ می آیند و می روند. امید وارم در ایران هم زمانی برسد که روانکاوان در داخل کشور خودشان بتوانند آزادانه در مورد سلامت روانی حاکمان تحقیق کنند و نتیجۀ تحقیقات خود را بدون واهمه از ریز ریز شدن در فضای عمومی به آگاهی همگان برسانند. ترامپ ها در آمریکا می آیند و می روند اما آنچه مهم است ماندگاری آزادی بیان و دیگر آزادی های حقۀ انسانی در ایالات متحده و فقدان آن در ایران است . بی توجهی به این نکته یعنی از آب گل آلود ماهی گرفتن.

       
  45. آقای نوریزاد شما نمیتونی 7 آبان ملت رو یجای دیگه جمع کنی مثلا میدان شهیاد تهران؟ حتما باید عوام الناس مثل خودت رو هوار کنی روی آثار تاریخی که چهارتا سنگ و خشت هم که برای آیندگان مونده با خاک یکسان کنی؟ درسته که مدتیه یه جور دیگه حرف می زنی. ولی متاسفانه هنوز بوی توالتهای قم از میان صحبت ها و رفتارهای بی خردانه شما شنیده میشه. در مورد پول جمع کردن برای آزادی محکومان به اعدام حماقت از سر تا پای شما میبارد. چرا یک قاتل رو به جامعه برمیگردونی؟ چرا امنیت سایر شهروندان رو به خطر میاندازی؟ آخه بی خرد اگه میخوای یه کاری بکنی برو اقدامی کن که محکومیت اعدام بشه حبس ابد یا سی سال زندان. نه اینکه از مردم پول جمع کنی و خانواده داغ دیده رو زیر فشار اجتماعی بذاری و ظلم مضاعف به اونها روا کنی و در نهایت یک مجرم رو آزاد و میان مردم رها کنی بدون اینکه طرف هزینه ای پرداخت کرده باشه. داغ دیده تا آخر عمر محکوم به رنج و داغ گذار آزاد و رها. دو سال بعد اصلا همه چیز رو فراموش کرده و داره از زندگیش لذت میبره. تا حالا چند بار رفتی ببینی کسانی که در بیست سال گذشته رضایت داده اند در چه شرایطی هستند و مجرمین آزاد شده چه میکنن؟ آدم بی عقل

     
  46. تقدیم به دوستانی که ……
    سخنی با اهل معاد،
    از آن روزی که به یاد دارم، روحانیان منادیان معاد، و روز جزا وحساب و کتاب بوده وهستند، وشعارشان آیه:
    فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره، ومن یعمل مثقال زره شرا یره بوده!!!
    هان، اگر به این آیه قرآن اعتقاد دارند!؟ بعنوان یک بنده که در این مملکت زندگی میکنم، احساس میکنم، خیلی از حقوق بنده بودنم به دست مسئولان نظام جمهوری اسلامی، محقق نشده، وپایمال هم شده، وبا توجه به حدیث علی(ع)، به حساب خود برسید، قبل از اینکه به حسابتان برسند. حال با این موازین مذهبی و دینی… بصورت سلسله مراتب از رهبر بگیر تا آخرین مسئولی که باید پاسخگو باشد، میپرسم؟؟
    ازشمایانی که ادعا دارید به اسلام و مردم خدمت کردید، رژیم شاه را سرنگون کردید! حکومتی اسلامی برپایه موازین شرعی بنا فرمودید! مکانهای گناه را بسته!!! مکانهای عبادی بنا کردید!!! خودتان هم تکالیف شرعی، مثل نماز وروزه، حج وجهاد ووو را در حد وظیفه، ومستحباتتان، نماز شب، یاری به هم کیشان، بنای مسجد وراه وپل مدرسه وحوزه علمیه وعزاداری برای ائمه اطهار، ووو درحد کمال عمل نمودید!!!!
    فرض کنیم، قیامت شده،وشمایان سرخوش از کارنامه قبولی، درگاه احدیت، خوشحال خندان در راه بهشت هستید!! وحوریان، ملکها، وفرشتگان الهی، همه خبردار، در استقبال شمایند!!! هنگام ورود، ملکی در گوش شما بگوید، بنده ای چون من از جهنم سئوالی دارد، تا پاسخ ندهید! اجازه ورود نخواهید داشت، آنجا که مثل دنیا نیست! علی (ع)، باید تایید کند، وبقول خودتان، عدالت علی هم، که میدانید!!! سئوال من این است؟ با وجود این همه دارایی کشور من! وپرداخت مالیات، سودبانکی، آبونمان، ارزش افزوده،بودجه سالیانه ووووووووو درآمد کشور من که جزء بهترینهای دنیاست!!! توضیح بدهید، چگونه برنامه ریزی میکردید! که همیشه هشت ما، گرو نه بود، حالا این هم به کنار!! آیا تک تک افراد این مملکت سهیم هستیم یانه؟ لطفا فقط توضیح دهید یا یک برگ از رونوشت دخل وخرج وطنم بدهید!!
    نمیدانم این تصور، را چگونه برداشت میکنید، لطفا اگر به گفته ها و قول خودتان اعتقاد دارید…………

     
  47. سلام دکتر نوری زاد عزیز،

    بدون تعصب میخواستم خدمت‌تان عرض کنم که پیروی اقای خمینی از گوبلز مغز متفکر هیتلر ونازیها شاید درست باشد چون اگر جنگ نمیشد نمیدانم اقای خمینی با ان همه وعده‌های بزرگ که روی دستش مانده بود میخواست واقعا چکار بکند ، شاید مهم‌ترین دلیل اینکه ایشان گفتند جنگ یک نعمت الهی است هم همین باشد چون جنگ افکار عمومی را بشدت بطرف خودش میکشید وکسی حواسش به دولتمردان ودزدان نو پا نبود وهمین دلیل مهم بود که اقای خمینی به پیشنهادهای مکرر عراق برای پایان دادن به جنگ و مخصوصا پیشنهاد غرامت هنگفت ۶۰میلیارد دلاری عربستان به ایران اعتنای نمیکرد والا مگر میشود مردمانت شبوروز در زیر بمب وموشک باشند وجوانانت هرروز پرپر شوند و هرروز خسارت ببار بیاید وبد رهبر مملکت بگوید این جنگ نعمت الهی است اری شاید جنگ تنها نعمت بقای توباشد انهم به بهای نابودی ملت، اما من در کل میخواهم این نکته بسیار مهم را خدمت‌تان عرض کنم که شاید تا بحال کسی به ان توجه نکرده است یا حداقل کسی به ان نپرداخته است وان این است بنظر من صدام وخمینی خیلی شبیه هم بودند شبیه ترین کسانی که تا بحال دنیا بخود دیده است خصوصیت‌های مشترک فراوان داشتند اینان هردو مسلمان افراطی بودند هردوشون بدون شک نورمال نبودند دم از مبارزه با اسرائیل میزدند هردو برای حفظ قدرت به نزدیکان خود اصولا رحم نمیکردند اینان روحی پر از نفرت داشتند واصلا جهان امروز ومردمانشان را درک نمیکردند هردوشون ادم کش بودند وهر اتفاقی وهر ناکامی را بحساب توطئه گران خارجی میگذاشتند، ودراخر هم هر دوملت ایران وعراق هم سالها بچوبشان سوختند ،باسپاس

     
  48. جناب نوری زاد عزیز

    من متنی را در کانال تلگرام شما خواندم از یه دکتر و درک درد و ناراحتی و نومیدی ایشان برای من اسان بود زیرا من مادر سه دختر وخانه دار هستم شوهرم دبیر دبیرستان بودند وحالا بازنشسته ما تمام زندگیمان را صرف تحصیل فرزندانمان کردیم همه کمبودها و فقر و نداریهای تحمیل شده را تحمل کردیم و دم نیاوردیم و به دخترانمان امید میدادیم که تحصیل حلال مشکلات است تا مقطع فوق لیسانس و دکترا ادامه دادند ولی موقع دکترا که دختر من با رتبه بالا قبول شده بوددر مصاحبه ازایشان سوالاتی پرسیده بودند که شاخ درآوردم یکی از سوالات این بود که مادر شما در ایام عزاداری چه میکند ایا شما مراسم روضه میگیرید و سجده زیارت عاشورا کجا ی دعا هست ایا بنظر هیچ ادم عاقلی این سوالات را از یک حقوقدان که همیشه با نمرات عالی قبول شده میپرسند ؟این دختر امتحان قضاوت را با رتبه ۸ کشوری قبول شد و ۹ مرحله امتحانهای گونه گون از او گرفتند ولی باز در گزینش با سوالهای غیر مرتبط و مزخرف دوباره ایشان را رد کردند واین جوان را به ورطه نومیدی و افسردگی کشاندن و الان باید زیر نظر روانشاس و روانکاو زندگی کند که مبادا خودکشی کند این نتیجه یک عمر تلاش و کوشش یک خانواده فرهنگی است حالا من مجبورم کوچ کنم دختران جوانم را بردارم و به کشوری دیگر ببرم تا شاید انجا قدرشان را بدانند و بتوانند زندگی در خور شان انسانیشان داشته باشند نه اینکه در خیابان هم ارامش نداشته و هر ماموری بینام ونشان بتواند مورد آزار واذیت و بی حرمتی قرارشان دهد بله آقای نوری زاد من بخاطر زندگی دخترام مجبور به ترک کشورم که جان من است شده ام من سه فرزند فوق لیسانس از دانشگاهای ملی دارم من خانواده فرهنگی ام من یک مهاجرم یک کوچنده کوچ از نومیدی کوچ از بیعدالتی کوچ از…….‌… ممنونم از شما بخاطر کانال خوبتون و سپاس از اینکه پست مرا میخوانید و پوزش بخار اینکه وقت ارزشمند شما را گرفتم

     
  49. آقای نوری زاد
    من نمیدانم تفکر شما و همراهانتان از اعماق کدامین چاه تاریک سرچشمه میگره اما میدانم جوابی مناسب برای انسان امروزی نیست. نمیدانم اگر استدلال شما را یک قاضی سویسی یا هلندی یا سوئدی یا… ببیند چقدر به این استدلال ها سر تکان میدهد. اینکه تصمیم به قتل در مورد یک قاتل را مثلا به همسر و فرزندان مقتول بسپاریم، و بجای اینکه به بازماندگان آن مقتول آرامش و امنیت هدیه کنیم ودر رفع خلا حاصله در زندگیشان همراهیشان کنیم، با اینجاد فضا سازی های فراوان به آنها بگوییم که یا مثل خداوند این موضوع را نادیده بگیر( یعنی بخشش محض و آزادی مجرم) یا تو هم قاتل شو و مجرم را بکش. کسی اگر مواظب زبانش نباشد باید سالها در زندان باشد اما قاتل یا به قتل میرسد یا هیچ
    تعیین مجازات کار خانواده مقتول نیست آنها به آرامش و کمک نیازمندند و باید اطمینان داشته باشند که سیستم قضایی عدالت اجرا خواهد کرد. وتعیین شرایط عادلانه کار متخصصین آگاه به آخرین دانش بشر امروزی ست نه خانواده مقتول. اگر مجازات اعدام حق و عدالت است پس چرا از خانواده داغ دیده میخواهید که ناحق و ناعادل باشند؟ اگر عادلانه و منصفانه نیست چرا با این قانون مقابله نمیکنید؟ چرا کسی که قتلی اجام داده را با اجازه چند فرد آسیب خورده دوباره در جامعه رها میکنید بدون اینکه کوچکترین هزینه ای از این بابت پرداخت کرده باشد؟ پس حقوق سایر شهروندان چه میشود؟ اگر او بار دیگر دچار تصمیمی ناشایست در شرایطی بحرانی شد و انسان دیگری به قتل رسید و یا آسیبی دید شما شریک جرم او نیستید؟

     
    • این برداشت ها و سوالات ناشی از عدم آگاهی دقیق به حکم قصاص و فلسفه آن و لوازم مترتب بر هریک از شقوق مطرح در مورد قتل عمد هست،توضیح اینکه قتل اگر خطائی یا سهوی باشد موضوع حکم بقصاص نیست،یعنی اگر کسی مرتکب قتل خطائی یا سهوی شود (مثل غالب تصادفات) در اینجا بلحاظ شرعی پرداخت دیه کامل یک انسان بر او واجب است و کفاره ای برای آن،البته اگر در این چهارچوب،قوانین دیگری را هم نقض کرده باشد(مثل عدم مراعات قوانین راهنمائی و رانندگی) از جهت نقض آن قوانین هم مورد تعقیب و مجازات خواهد بود.

      اما اگر قتل،قتل “عمد”باشد،یعنی با آگاهی به ممنوعیت شرعی قتل یک انسان،و آگاهی به ممنوعیت قانونی آن و با توجه و “عمد”قصد سلب حیات انسانی را کند و آنرا بهر نحو تحقّق بخشد،بر اساس نصّ صریح قرآن و بیشمار روایات معتبر و اجماع فقهی علماء شیعه و سنّی،مستحقّ “قصاص”است و قصاص یعنی اینکه اولیاء دم (وابستگان درجه اول مقتول) می توانند از باب “تشفّی” قاتل را بهمان شکل که از مقتول سلب حیات کرده است،سلب حیات کنند و این امر البته باید مطابق قوانین با مرافعه به محاکم و نظارت حکومت انجام شود،و این یک شقّ از “حقّی”است که برای صاحبان خون مقتول شرعا و قانونا ثابت است.

      شقّ دیگری که در شریعت اسلام تعیین شده است و حقّ صاحبان خون هست این است که از “قصاص” و سلب حیات مجرم و قاتل صرفنظر کنند و دیه کامل یک انسان را که در حکم شرعی تعیین شده از مجرم قاتل یا وابستگان او بگیرند و از او سلب حیات نکنند،البته در این فرض که تابع اختیار و اراده خانواده و بستگان مقتول هست،مجرم قاتل از جهت “عمومی”جرم و آسیبی که به اجتماع وارد کرده است مورد تعقیب است و مجازات هایی متناسب با عمل او تعیین شده است.

      شقّ سوّمی که در باب “قتل عمد”مطرح هست این است که خانواده و بستگان مقتول ،باراده و اختیار خود از مجازات مجرم قاتل “گذشت یا عفو” کنند،و این شقّ سوّم شقّی است که مورد تاکید و توصیه قرآن و روایات هست،یعنی نه از قاتل مجرم سلب حیات کنند و نه از او چیزی بعنوان “دیه” دریافت کنند،در این صورت هم جرم بلحاظ شخصی پاک می شود اما مجرم و قاتل بلحاظ جنبه عمومی جرم قابل تعقیب و مجازات هایی پایین تر از سلب حیات هست که تابع حکم حاکم شرع و محکمه صالح است.
      اینکه فلسفه حکم قصاص چیست بحثی است که پیش از این بارها در این سایت مطرح شده که فعلا به آن نمی پردازم.اما از این بیان روشن شد که :

      1-اصل مجازات قصاص و شقوق و تبعات آن توسّط خانواده مقتول تشریع و جعل نشده است ،بلکه این یک حکم کلّی شرعی جعل شده از سوی شریعت اسلام است که خانواده مقتول مخیّرند و حق دارند یکی از شقوق این حکم را با اراده آزاد خود اختیار کنند و بحث آرامش آنان ربطی به اصل این حکم و شقوق آن ندارد.

      2- اصل حکم قصاص و فلسفه شخصی آن ( حقّ تشفّی بستگان مقتول) و فلسفه عمومی آن (بازدارندگی و صیانت از امنیت آحاد و کلّیّت جامعه ) هیچ تعارض و منافاتی
      با عمل کارشناسی متخصّصین و جرم شناسان و روان کاوان ندارد،زیرا ممانعت از سلب حیات و صیانت از حیات آحاد و کلّیّت جامعه امری اجتناب ناپذیر هست که حتی در فرض اصلاح رفتاری مجرم قاتل در آینده،جز با وضع چنین قانون بازدارنده ای ممکن نیست،و نهایت غایتی که بر عمل کارشناسی کارشناسان اجتماعی مترتب هست اصلاح و آماده سازی آحاد جامعه برای عدم تکرار و وقوع دوباره جرم است،و این عمل جبران کننده سلب حیات مقتول و حق بستگان او که متاثّر از این جنایت هستند نخواهد بود.

      3- اصل قانون قصاص قانونی عادلانه و بازدارنده است حتّی در فرضی که بستگان مقتول با اراده و اختیار خود “گذشت” کنند یا دریافت دیه کنند،زیرا وجود سه شقّ پیش گفته که احتمال اعدام قاتل یکی از آنهاست جنبه مانعیت و بازدارندگی خود را دارد زیرا هیچ قاتلی پیش از ارتکاب قتل عمد یا حین آن یقین به اعدام نشدن خود ندارد.بنابر این عدول وابستگان مقتول سلب حیات شده از سلب حیات قاتل و پذیرش دیه یا گذشت کلّی هیچ منافاتی با عدالت مطرح در قانون قصاص ندارد.

      4-در مورد رها کردن کسی که قتل انجام داده…،روشن شد که پرداخت دیه سنگین کامل انسان خسارتی است برای مجرم و قاتل که خود، جنبه بازدارندگی دارد،ضمن اینکه در این فرض و در فرض گذشت بدون دیه وابستگان مقتول،مجازات مجرم قاتل از جنبه عمومی جنایت (خسارتی که به کلّیّت جامعه و امنیت و نظم آن وارد کرده است) محفوظ است،گذشته از اینکه چنین لازمه ای لازمه مجازات های دیگر در دستگاههای حقوقی جزائی دیگر هست.

      5-در مورد حقوق سایر شهروندان نیز روشن شد که گذشته از قانون قصاص و شقوق آن ،جنبه عمومی جرم قابل تعقیب و مجازات هست،ضمن اینکه اصل فلسفه حکم قصاص از نظر اسلام همانا بازدارندگی از تکرار وقوع جرم و حفظ و صیانت نظم و امنیت عمومی جامعه و استیفاء حقّ شخصی بازماندگان مقتول سلب حیات شده هست.

      ————–

      درود سیدمرتضای گرامی
      سپاس بخاطر این نوشته که همه جانبه به موضوع قتل – سهو یا عمد – از نگاه اسلام پرداخته اید. امید که یک روزی، قانون، حقِ اولیاء دم را، که می توانند قاتل را ببخشایند یا نبخشایند، بربچیند و خودِ قانون و نظام قضایی، جرم قاتل را تعیین تکلیف کند. در اینجور مواقع فعلی، فشار عاطفی و روانی بسیار فراوانی به خانواده و خویشان مقتول وارد می شود تا قاتل را ببخشایند. که اگر نبخشایند، در محل و در شهر انگشت نما می شوند که چرا خون را با خون شسته اند. شیوه های خشن و کهن قضایی، در نسبت با دستاوردهای علمی و روانی و فرهنگیِ امروز جوامع، باید دستخوشِ تغییراتی بنیادین شوند. وگرنه بقول دوستی: وقتی ارزش جان یک انسان، هنوز با شتر سنجیده شود، و این که هنوز آیا تصادف یک اتومبیل با یک عابر در ماههای حرام بوده یا نبوده، و این که هنوز آقای قرائتی به دنبال اخذ ذکات از گندمکاران بی نوای هرکجا باشد تا مالشان را پاک کند، بدیهی است که کسی هرگز نتواند از عاملان کشتارهای این سالهای ولایی، طلب قصاص کند. بازهم تشکر از زمانی که صرف نوشتن و پاسخگویی به پرسش و ابهام دوستان می فرمایید.

      با احترام

      .

       
      • آقا سید.. این قانون فقهی قصاص آیا بهترین قانون در دنیا است یا فقط برای مسلمانان خوب است؟..یعنی شما میتوانید مثلا بروید در دانشگاه آکسفورد یک سخنرانی کنید و ثابت کنید که بهتر از این نمیشود و اجرای قصاص اسلامی تمامی مشکلات را حل می کند و از قوانین برای مثال انگلیس و یا کاناد هم بهتر است؟ شما میتوانید ثابت کنید که اجرای این قوانین در ایران مشکل جرم و جنایت را حل کرده است؟ پیشنهاد میکنم این را بعنوان یک پروژه تحقیقاتی و مقایسه ای فرض کنید وروی آن کار کنید و به همه دنیا عرضه کنید..فکر نمیکنید مردم دنیا را از این نعمت الهی محروم کرده اید؟

         
        • عثمان گرامی تلاش کنید هم از ادب انسانی خارج نشوید هم متمدّنانه و اخلاقی انسانی در گفتگوها فقط استدلال کنید و بدانید که طعنه زدن در مقام مخالفت،نزد عقلاء استدلال نام ندارد.
          در پاسخ شما می گویم آری از نظر ما قانون خدا و کتاب خدا بهترین قوانین است هرچند بشریت دیر بحقیقت آن برسد و مدتی لقمه را از قفا میل کند،زیرا که انبیاء عظام معلّمان بشریتند از ناحیه خالق انسان،و دانشگاه آکسفورد و غیر آکسفورد در برای خالق جهان و انبیاء عظام الهی نوآموزانی بیش نیستند،شما تلاش کنید جدای از طعنه و تحقیر انسانها به سخن آنها و استدلال آنها برسید،من (البته مققصود دیدگاه اسلامی است) در باب قانون قصاص اینجا اجمالا و قبلا در این سایت مفصّل بحث هایی داشتم و بسوالات پاسخ دادم،اگر طالبید می توانید آنها را بجویید یا بتفصیل بحث در کتب تفسیر و فقه و از جمله تفسیر شریف المیزان ذیل آیات مربوط بقصاص مراجعه کنید و مغرور چشم اندازهای پر طمطراق و عناوین دهان پرکنی مثل آکسفورد و انگلیس و کاناد (کانادا) نشوید،موضع شما موضع انکار است چون فهمی از جوهره این قانون ندارید ،اما در هرصورت این قانونی اسلامی و مورد اجماع فقهاء اسلامی است و لازم المراعات ،اگر روزی دنیا بعمق آن پی برد البته آنرا مشق خواهد کرد.

           
      • اقا مرتصی گرامی فرموده اید که اگر خانواده مقتول قاتل را ببخشند چه دیه بگیرند وچه نگیرند از جنبه اجتماعی قاتل باید مجازات شود که درست میفرمائید لطفن بفرمائید که در فقه شیعه مجازات اجتماعی قتل یک انسان در جامعه کدام است با تشکر

         
        • سلام،اشاره من به مجازات حبسی است که در قانون و بخش تعزیرات از قانون مجازات اسلامی مصوّب مجلس شورای اسلامی آمده،و آنچه در فقه شیعه هست چیزی جز امکان قصاص یا اخذ دیه یا گذشت بدون دیه نیست باضافه کفّاره جمع که حتما هست،در عین حال آن جنبه عمومی جرمی چیزی است که از باب تعزیرات در قانون اینطور آمده است:

          فصل هفدهم – جرایم علیه اشخاص و اطفال
          ماده ۶۱۲
          هر کس مرتکب قتل عمد شود و شاکی نداشته یا شاکی داشته ولی از قصاص گذشت کرده باشد و یا به هر علت قصاص نشود در صورتی که اقدام وی موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتکب یا دیگران گردد دادگاه مرتکب را به حبس از سه تا ده سال محکوم می‌نماید.
          تبصره: در این مورد معاونت در قتل عمد موجب حبس از یک تا پنج سال خواهد بود.

           
      • سلام نوریزاد گرامی
        قبلا در این مقولات و از جمله فلسفه قانون قصاص بارها در این سایت گفتگو کرده ایم که شاید تکرار آنها ملال آور باشد همانطور تکرارهای شما ملال آور هست،بدون رودربایستی بعنوان یک برادر مسلمان باید عرض کنم شما در خطا هستید و دچار نقصان ایمان،قصد من توهین نیست،اینکه می گویید خد قانون لازم است جرم قاتل را تعیین کند،قانون چنین کرده است چون قانون ما قانون اسلام است و در این کشور مردم قوانین اسلام را خواسته اند. در مورد فشارهای عاطفی بر بازماندگان مقتول،این تعبیری است که شما می کنید چون مبنای نادرست شما محکومیت مجازات اعدام هست که عین نادیده انگاشتن خشونت و ظلمی است که بخانواده مقتول وارد می شود،ضمنا من هیچگاه نخواسته ام در مورد این کاری که شما گاهی می کنید در مورد اعانه برای کسب رضایت اظهار نظری کنم،چون این عمل شما برخلاف قوانین و قانون شرع نیست هرچند خلاف عدالت است و من ایرادات کامنت گذاری که در کانال بشما وارد کرده بود و آنرا در اینجا هم نقل کردید وارد بر شما میدانم هرچند الفاظ گفتار او را غیر مودبانه می دانم،اجمالا می گویم،در یک جنایت عمدی که واقع می شود و کسی عمدا و با توجه کسی را بقتل می رساند و خانواده او را از او محروم و آنها را بی سرپرست می کند،قانون و عدالت اینطور اقتضاء دارد که به قاتل نیز خسارت وارد شود حال یا به سلب حیات متقابل چون جامعه را از وجود یک انسان محروم کرده است ،یا به تحمّل خسارت مالی با پرداخت دیه،بعد شما می روید با اعانه جمع کردن این خسارت را به انسانهای دیگر تحمیل میکنید در این پوشش که کسی (یعنی قاتلی)را از مرگ برهانیم! البته عرض شد که اگر دیگران داوطلبانه پرداخت دیه را بپذیرند و خانواده مقتول نیز گرفتن دیه را بپذیرند هیچ محذور شرعی یا قانونی برای آن وجود ندارد مگر کمک به بی عدالتی از این جهت که شما باعث می شوید که کسی مفت و مجّانی از انسان دیگری سلب حیات کند بعد بدون تحمّل هیچ خسارتی برود دنبال زندگی عادی خود! این وسط چه اتفاقی افتاد؟ یک خانواده و یک جامعه از یک فرد بیگناه و احتمالا موثر در جامعه محروم شد،و عده ای از مردم هم با دادن اعانه متحمّل خسارت جنایت جناب قاتل شدند! این حاصل کار و تلاشی است که شما می کنید که بظاهر صبغه اخلاقی هم دارد ،روی همان مبنای نادرست اتان یعنی نفی بی دلیل اعدام در این موارد که بالمآل انکار احکام مسلّم قرآن و شریعت هم هست.در واقع اگر خاندان مقتول خون را با خون بتعبیر شما می شویند،جنابعالی هم خون مقتول و هر بیگناهی را با اعانه جمع کردن و خسارت مالی زدن بدیگران می شویید! برای چه؟ برای راحتی یک قاتل متجاوز به حیات یک انسان در حالیکه بتعبیر قرآن: (و من قتل نفسا فکانّما قتل الناس جمیعا).بنابر این عمل شما فرضا که شائبه اشتهار و ریا هم در آن نباشد یک عمل عادلانه نیست.ضمن اینکه حال، شما در این مورد یک مورد دو مورد در مورد اشخاصی که می شناسید چنین کنید،ممکن است دهها مورد قتل عمد دیگر واقع شود و می شود که نه شما از آن باخبرید و نه توان اعانه بر همه آنها را دارید.در مورد سنجیدن با ارزش شتر هم سخن به غلط راندید،تعیین صد شتر یا هزار گوسفند یا بدل های دیگری که هست،موازنه بین انسان و شتر نیست،این تعیین معیار خونبها برای قتل بوده است که مخیّرا یکی از آنها اختیار شود و بتعبیر مرحوم استاد آیت الله منتظری ره می توان تصوّر کرد که معیار شرع تعیین بهائی برای دیه بوده است و از باب اینکه شتر در زندگی عرب آن دوران شیئ گرانبها و متداولی بوده یکی از وجوه تعیین دیه صد شتر یا قیمت معادل آن باشد.زکات نیز یکی از احکام و واجبات قطعی قرآن و اسلام هست و ربطی بجناب قرائتی ندارد،من نمیدانم شما در مبارزه سیاسی چه انگیزه ای پیدا کرده اید که احکام مسلّم شریعت را با پزیشن های روشنفکرانه یا شبه روشنفکرانه انکار کنید؟ در اسلام زکوات و خراج و مالیات اموری هستند که مرتبط با قوام جامعه و گردش مال و حفظ حکومت هستند،اجمالا مالیات در نظام های دیگر نیز هست،حال زکات چه هیزم تری بجنابعالی فروخته نمیدانم. در مورد کشتارها هم که ….رهایش کنید بحث ما با شما بیفائده است شما همانطور که مایلید رکّ و بی پرده برای دفاع از قاتلان عمد، حکم مسلّم قرآن (قصاص) را انکار کنید طبیعی است که از قاتلان منافق چند هزار از مردم کشورتان دفاع کنید و ….
        با احترام

        —————

        سپاس دوست گرامی
        سپاس

        .

         
  50. درود بر استاد گرامی .
    در خصوص بیدادگری در حق نماینده محترم شورای شهر یزد ابتدا نظر آقای جنتی را به سخنان بنیان گذار جمهوری اسلامی خطاب به اقلیتهای دینی رسمی در پنجشنبه مورخ 27 آبان 1361 را جلب مینمایم ؛ ” ایران مال همه است و توحید مذهب همه است، و مبداء و معاد ایده همه است، و ما این مشترکات را داریم و ملت واحده هستیم، و لازم است که در مسائل ایران همه در صحنه باشیم و همه با هم ید واحده باشیم … و مطمئن باشید شما که دولت اسلامی خدمتگذار است برای همه قشرهای ملت ، اختصاص به یک طایفه ندارد و ما از طرف اسلام مامور به این معنی هستیم .” حال سوآل من از پیر شورای نگهبان این است ؛ در مراعات حق و حقوق شهروندی عضو شورای شهر یزد کدام غلط میگویید ،شما و یا بنیانگذار جمهوری اسلامی؟

    جناب نوری زاد گرامی با یاد آوری سخنان بنیانگذار جمهوری اسلامی در خصوص همه مردم ایران خواستیم نشان بدهم که چگونه در روز روشن شر را بجای شرع در حق مردم جاری میکنند.

     
    • ” ایران مال همه است و توحید مذهب همه است، و مبداء و معاد ایده همه است، و ما این مشترکات را داریم و ملت واحده هستیم، و لازم است که در مسائل ایران همه در صحنه باشیم و همه با هم ید واحده باشیم … و مطمئن باشید شما که دولت اسلامی خدمتگذار است برای همه قشرهای ملت ، اختصاص به یک طایفه ندارد و ما از طرف اسلام مامور به این معنی هستیم .”
      …………………..
      جناب کریم کدام فرقی بین این سخن و رفتار و گفتار جنتی و سایر اسلامیون است؟ خمینی وقتی می گوید توحید مذهب همه است و مبداء و معاد ایده همه این یعنی که هر کس که به خرافات ی نظیر او باور ندارد حق حیات ندارد! ما کدام مشترکات را با ///////////////// مسلمان داریم؟ تازه قسمت آخرش بامزه تره! از طرف اسلام مامور شده که همه را واحده کند مسلما اگر نخواهند واحده شوند بر آنها همان خواهد رفت که از صدر اسلام تا کنون بر دگراندیشان رفته.درعمل نیز هم بخوبی نشان دادند که منظورشان از ملت واحده و مشترکات چیست.

       
    • کریم گرامی،با درود به شما،آفرین می گویم بشما از این حسن سلیقه و گزینش بخشی از کلام مرحوم آیت الله خمینی موسّس جمهوری اسلامی ایران،شما درست گفتید،که مرحوم آقای خمینی قدّس سرّه این سخنان را دقیقا در دیدار با نمایندگان اقلّیّت های برسمیت شناخته شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ایراد کردند که متناسب با مساله امروز مطرح شده در جامعه ما در مورد انتخاب یکی از هموطنان زرتشتی انتخاب شده توسّط مردم شریف یزد برای شورای آن شهر هست،عبارت کاملتر و ریفرنس دقیق آنرا هم من اضافه می کنم و تاکید می کنم که: گذشته از تاکید قانون اساسی بر مراعات حقوق شهروندی همه شهروندان جمهوری اسلامی و از جمله اقلّیّت های دینی برسمیت شناخته شده (کلیمی و مسیحی و زرتشتی) ،و گذشته از اینکه مطابق قانون،امر نظارت بر انتخابات شوراها حقّ یا اختیار شورای محترم نگهبان نیست و بعهده مجلس شورا و هیئت های تعیین شده از سوی آن است،و گذشته از اینکه مطابق قانون بتصویب رسیده در مجلس شورا که به تایید قبلی خود شورای محترم نگهبان رسیده است و بر اساس یکی از مواد آن،اقلیت های مذهبی نیز در فرض انتخاب شدن از سوی اکثریت مردم یک شهر می توانند بعضویت شوراهای شهر درآیند،و گذشته از اینکه چنین قانونی و چنین انتخابی هیچ منافاتی با قوانین شرع مقدّس ندارد و مصداق قاعده “نفی سبیل” نیست و گرنه نقض لازم بر نظریه اخیر ان شورا این است که عضویت و وکالت نمایندگان اقلّیّت های برسمیت شناخته شده در مجلس شورا هم خلاف اسلام و مصداق قاعده نفی سبیل باشد،و گذشته از اینکه در سالیان گذشته این قانون صبغه عملی داشته و شورای نگهبان حقّ قانون گذاری یا تغییر یا اصلاح قانون تصویب شده توسّط خود را ندارد مگر اینکه مجلس قانون گذاری آنرا در قالب قانون دوباره ای در معرض نظارت این شورا قرار دهدو قانون گذاری حقّ منحصر مجلس شورای اسلامی هست،و گذشته از اینکه استناد رئیس شورای محترم نگهبان و فقهای آن به یکی از عبارت های مجمل و نامشخّص مرحوم امام خمینی ،استنادی مخدوش هست، بالاخره گذشته از همه اینها،می توانیم موارد متعدّدی در کلام و نوشتار آن مرحوم بیاوریم که با این برداشت شورای محترم نگهبان منافات دارد ،که این جمله ای که شما نقل کردید یکی از آنهاست که عبارت کامل ایشان اینطور است:

      “من خوشوقتم كه جمهورى اسلامى بعضى فرصتها را به ما و ملت ما نصيب مى‏ كند و از آن فرصتها، ملاقات با قشرهاى مختلف و مذاهب مختلف و دينهاى مختلف است. ما همه در تحت لواى توحيد مجتمع هستيم. ((ايران مال همه است)) و توحيد مذهب همه است و مبدأ و معاد ايده همه است و ما اين مشتركات را داريم و ((ملت واحده هستيم)). و لازم است كه در مسائل ايران، ((همه در صحنه باشيم)) و ((همه با هم يد واحده باشيم)) كه ديگرانى كه مى‏ خواهند به همه ماها تعدّى كنند، چه با اسم اسلام، چه با اسم ساير مذاهب، به مسلمين جهان و به ملتهاى مظلوم جهان ظلم و ستم روا مى‏ دارند، ((با هم تشريك مساعى كنيم)) در اينكه يك راه پيدا كنيم براى جلوگيرى از ستم در تمام قشرهاى انسانهاى دنيا.لزوم اتحاد مكاتب توحيدى در مقابل ستمگران‏…”
      (صحیفه امام ،ج17،ص 98،سخنرانى [در جمع نمايندگانى از اقليتهاى مذهبى (همگامى مكاتب توحيدى)]
      زمان: صبح 27 آبان 1361/ 2 صفر 1403).
      تشکّر مجدّد از حسن انتخاب شما

       
  51. درود به شما

    ترامپ ، اصل جنسه ،،،،
    یعنی خود ، خودشه ،،،،
    بیشتر کارشناسان معتقد هستند که ترامپ پیشتر از آنکه یک سیاست مدار باشد ، یک بیزینس من و یک تاجر بزرگ است . در این مورد شکی نیست که حق با کارشناسان محترم میباشد .
    ولی ،،،،،،،،، ولی ،،،،،،،،، و مجددا ولی ،،،،،،،
    اینطور نیست که همیشه حق با کارشناسان باشد . بعبارت دیگر : اگر قرار بود صحبتها و حرفهای کارشناسان همیشه دقیق و درست بوده باشد ، پس تمام عملکرد سیاستمدارها پیش از آنکه به مرحله اجرا در بیاید توسط کارشناسان به اجرا در آمده بود .
    پس نتیجه میگیریم که همیشه حق با کارشناسان نیست .
    اوباما ، یک رئیس جمهور بسیار با ادب ، حقوق دان ، سیاست مدار ، سخنور و دوست داشتنی بود . ولی یک ویژه گی دیگری نیز داشت ، وآن این بود که خیلی خیلی ( سوسول ) بود .
    همه چیز را میخواست با گفتگو و دموکراسی پیش ببرد .
    جرج بوش پسر هم به مراتب سختگیر تر و خشن تر از اوباما بود ، ودر واقع میتوان گفت : او یک رئیس جمهور عمل گرا و مرد روزهای سخت بود .
    اما ،،،،،، ترامپ ?
    درست است که او در عالم سیاست تجربه ای ندارد ولی او یک تاجر و بازرگان موفق است . کسی که در قلب منهتن ( نیویورک ) امپراطوری ثروت و قدرت داشته باشد ، آدم پخمه ای نیست .
    اوحتما مشاوران و کارشناسان خبره ای را گرد خود جمع آوری کرده و اینطور نیست که هر چه به ذهنش خطور کند همان کار را انجام دهد .
    برای جمهوری اسلامی ، آن هم از نوع ولائیش ، بهترین گزینه ترامپ است و بس .
    همین جمعه قبل بود که سید علی خمینی که احتمالا سی سالش هم تمام نشده ، داشت برای ترامپ روضه میخوند .
    کشوری که امثال سید علی خمینی یا سردار نجات و جزایری و جعفری و شریعتمداری و صدیقی و لاری جانی و یامین پور و طالب زاده و ارضی و ….
    وغیره برایش شاخ و شونه میکشند ، چرا ترامپ که خیلی از لحاظ وجه ، تیپ ، ثروت و صد البته جایگاه ویژه اش در مقام بالاتری نسبت به آنها قرار گرفته شاخ و شونه نکشه ?
    بر خلاف تمام اظهار نظر ها در باره ترامپ ، معتقد هستم تنها کسی که میتواند جلوی جاه طلبی و دیکتاتوری جمهوری اسلامی و سپاه را بگیرد ، ترامپ است و بس .
    وقتی یک مداح دو زاری برای خود منبر میرود و چنین و چنان میکند ، چرا نباید ترامپ که خیلی آدم حسابی تر از مداحان میباشد اظهار نظر نکند .
    چه خوشمان بیاید چه نیاید ، او رئیس جمهور آمریکاست .
    آمریکایی که پولش حرف اول و آخر را میزند . آمریکایی که تمام شرکت ها و کمپانی های بزرگ زیر دستان اوست .آمریکایی که بودجه دفاعیش برابر با ده کشور بزرگ جهان است . آمریکایی که همین آقایان ولایت مدار فرزندان و خانواده های خود را به آنجا میفرستند و با هر زحمتی که شده گرین کارت آنجا را برای خود و خانواده های خود بدست میاورند .
    آمریکایی که نبض اقتصاد جهان در دستانش است .
    و آمریکایی که ……….
    قول میدهم ترامپ تکلیف جمهوری اسلامی و سپاه پاسدارانش را روشن کند . البته منظورم این نیست که حتما باعث سرنگونی رژیم میشود ، ولی قول میدهم درس عبرتی به این حضرات بدهد تا دیگر برای دنیا شاخ و شونه نکشند .
    بله ، ترامپ اصل جنسه ،،،
    یعنی خود ، خودشه ،،،،،،،،،

     
  52. درود جناب نوری زاد ما مردم خوزستان از ظلم و ستم این حکومت در قبال مردم خوزستان و کشور به تنگ آمده ایم این حکومت خانه های فقرا را خراب میکند نان فقرا رو بریده و در خوزستان بالای یک میلیون خانه حاشیه نشین وجود دارد که نه آب دارن نه گاز نه نان و هیچ چیز ندارن که در حاشیه شهرها و روی کوه و خرابه و مناطق بسیار محروم که بسیار زیاد هستن زندگی میکنند نمونش هم همین فرر ریختن و ریزش خانه های حاشیه اهواز و مرگ انسانهای بی گناه.این حکومت و روشنفکران و رجال سیاسی خائن فاقد شعور و دزدش خیال میکند با دشمن هراسی و ارائه دادن یه مشت اراجیف به ملت میتوانند مردم را فریب دهند ولی روزی ورق خواهد برگشت.

    اسامي كشته ها و مصدومين ريزش كوه در اهواز اعلام شد

    دکتر شهیار میرخشتی رییس مرکز مدیریت و فوریت های پزشکی خوزستان:

    اسامی مصدومین و كشته هاي ريزش كوه در منطقه حاشيه نشين كوي رمضان اهواز را تشريح كرد:

    1.زهره حیدری ۲۵ ساله (مصدوم)
    2.عباس کاظمی ۳۲ ساله (مصدوم)
    3 مرضیه کاظمی ۵ ساله (مصدوم)
    4. مهرشاد مسعودیانی ۹ ساله (مصدوم)
    5-شادمهر منصوریان. ۶ ساله(فوت)
    6.شقایق کاظمی ۴ ساله (فوت)

     
  53. سلام استاد عزیز،میخواستم نمونه ای از ریخت و پاش های حاکمیت در لبنان را با سند زنده افشاگری کنم،استاد بزرگوار اکثر آشناها و فامیل بنده قالب بند،آرماتور بند و در کار تونل کشی هستند،میخواستم بدانید حداقل 20 نفر از همین آشناها و فامیل در لبنان در کارگاههای زیرزمینی مشغول ساخت سایت های موشکی هستند و این فعالیت از حدود هفت هشت سال پیش تا کنون ادامه دارد،البته این افراد موقعیت جغرافیایی که در آن کار میکنند نمیدانند کجاست بنده با سؤال جواب هایی که با چند نفر از اینها داشتم،با توجه به اینکه در سوریه و لبنان بوده ام دریافته ام که فعالیت اینان در جنوب لبنان میباشد،چنانچه تمایل داشتید میتوانم برایتان ثابت نمایم.
    اما منظورم از بیان این مطلب هزینه های چندین هزار میلیاردی بیهوده در کشورهایست که کوچکترین منافع مالی و ملی برای ایران ندارد،سؤالم از این حکومت ولایی این است که تا کی با تنش و و جنگ گرایی میخواهند سرمایه‌های این مرز و بوم را صرف هیچ و جنگ و موشک نمایند؟آیا با صلح و تنش زدایی موفق تر نیستند؟سپاسگزارم

     
  54. سید مرتضی
    1:59 ب.ظ / اکتبر 24, 2017
    «سلام بر ساسان شاهدوست و سلطنت طلب گرامی،از کنایه جنابعالی تشکر میکنم، درست گفتید من البته برای تامین زندگی خانواده ام تلاش می کنم اما نه از قبل نوشتن تفریحی و ذوقی در این سایت،کار من کار پژوهشی و نظارت در امور مربوط به چاپ کتاب و مقاله در برخی موسسات پژوهشی است،زندگی معمولی و ساده ای دارم و وابسته به هیچ شخص و گروهی نیستم ،…ضمنا توضیح دهید تلاش ستودنی شما در خارج از کشور برای تامین زندگی اهل و عیال چیست؟!»

    خیلی عجیب است. از چند سال پیش که سیدمرتضا اینجا می نویسد تاکنون، شاید بالای صدبار مدعی شده است که از راه پژوهشی مستقل و زندگی ساده، برای خانواده اش تامین معاش می کند و در اینجا و در همه مواردی که این اشاره را مبنای استدلالش کرده، با تاکید وانمود می کند که طلبه ای محقق و غیر وابسته است و از دیگران و از جمله ساسانم می خواهد منبع تامین مالی خود را بنویسند(امری که شخصی است و ربطی به کسی ندارد و ساسانم هم از او چنین درخواستی نکرده بود والا همین نقد به او هم وارد بود). در نکات خوب ساسانم(که من مثل خیلی های دیگر، نگاهم در خصوص سلطنت با او تفاوت دارد و ضمن احترام به نظرش،استدلالش را موجه و کافی نمی دانم)در اینجا مشکل از آنجا آغاز شد که او -با نگاهی انسانی-سیدمرتضا را از جمع بیماران روانی روحانی که کشور را به سراشیب بدبختی و دریوزگی کشانده اند، «استنثا» کرد. به نظرم این استثنا بشدت موضوع را لو می دهد و خطاست. واقعا کاری به این ندارم و نداریم که سیدمرتضا کیست و از کجا تامین می شود ولی او دیگران را خر فرض می کند وقتی که صدها بار بر کار پژوهشی مستقل و محققانه خود تاکید می کند و آن را منبع تامین معاشش می داند.
    برای نزدیک کردن ذهن دوستان به موضوع، عرض می کنم که در قم چند موسسه و مرکز دینی دارای ردیف بودجه ملیاردی فعال اند در امر «کار پژوهشی» یعنی همان پاسخ به شبهات و چاپ کتب دینی و مهمترین آنها:1. دارالحدیث2. موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی به مدیریت مصباح یزدی3. دانشگاه مفید به مدیریت طیف موسوی اردبیلی4. دفتر تبلیغات5. دفتر نشر آثار امام خمینی هستند.(در آمارها گاه به ششصد موسسه دینی در قم اشاره اشاره شده است ولی آنها کمتر ربطی به تقویت حکومت اسلامی و پاسخ به شبهات ولایت فقیه دارند)
    منظور از کار پژوهشی مستقل سیدمرتضا کار در یکی از این موسسات است. اما کدام کار؟ آیا چیزی به نام پژوهش در این مراکز صورت می گیرد؟. این مراکز پنچگانه بودجه ملیاردی دارند. عموم کتابهای حوزوی و دینی قطور و بی خواننده و پر از توهم و تکرار و بی فایده گی محض، با خواست و اراده این موسسات چاپ می شود. اما طنز ماجرا این است که کار پژوهشی در این موسسات چیز ی جز این نیست که مثلا دفتر نشر امام خمینی، «تقریرات درس های فقه و اصول» او را از شاگردانش می گیرد(اصلا به این موضوع که این تقریرات بی فایده و بلااثرند، کاری ندارد و فقط می خواهد با جمع کردن آنها نشان دهد که امام راحل چقدر ذو ابعاد بوده است) و سالها روی منابع و پاورقی های این تقریرات کار می کند و ده ها حوزوی مثل سیدمرتضا را بکار می گیرد و در نهایت هم کتابی که هیچ مفت نمی ارزد و تکرار محض است چاپ می شود. همچنین یک وظیفه نانوشته دیگر عموم این«محققان حوزوی» در این موسسات این است: آنها چون تکلیف تحقیقی مشخصی ندارند، می توانند وقت شان را برای دفاع از دین به«پاسخ گویی به شبهات دشمنان اسلام» اختصاص دهند همان کاری که سیدمرتضا می کند. بنابرین سیدمرتضا چند نفر نیست بلکه یک نفر است که چند موسسه او را پشتیبانی می کند!. مثال دیگری بزنم. همان موسسه زیر مدیریت مصباح یزدی از 20 سال پیش با گرفتن بودجه و نیروهای زیاد از خود موسسه!، اعلام کرده که می خواهد دایره المعارف علوم عقلی منتشر کند و بیرون دهد! حال بررسی کنید که این همه سال، خروجی اش آیا از صفر بالاتر است؟
    به اذعان هر اهل تحقیقی می توان مدعی شد که کتابی که دفتر نشرآثار امام خمینی و موسسه مصباح یزدی و امثال آن منتشر می کنند، اصولا «تحقیق» نیست و اصولی تر این که: فرد حوزوی در این موسسات هیچ تکلیف تحقیقی خاصی ندارد جز جمع کردن منابع برای گفته های یکی از علما و ثبت آن در پاورقی های این گفته ها و تقریرات و به اصطلاح کتابها. می توان فرض کرد همه ی این ادعاها، صدرصد دروغ است. راه آزمون صدق و کذب این ادعاهای من چیست؟ برای راستی آزمایی کار پژوهشی مستقل جناب سیدمرتضا لطفا از او بخواهید که از سی سال پیش تاکنون تنها نام یک اثر «پژوهشی» خود را ذکر کند؟
    وقاحت بس است جناب سیدمرتضا. در واقع بیماریی که ساسانم از آن گفت به راستی بیشتر از یزدی و ////در باره شخص شخیص شما صادق است که از بی خبری دیگران، سوء استفاده می کنید. تکرار می کنم فرض کنیم همه ی این ادعاهای من غلط است، ولی من حاضرم شرط ببندم که بدون هیچ شکی شما برای یکی از موسسات پنجگانه فوق که پول نفت را هزینه توهمات حوزوی می کنند، کار می کنید و هیچ کار پژوهشی مستقلی انجام نداده اید.- آری هیچ کار پژوهشی، با مشخصه های معینی که همه ی اهل تحقیق برای«کار پژوهشی» قائل اند.
    اگر بخواهید وقاحت را بیشتر از این از حد بگذرانید و مدام تکرار کنید که کار پژوهشی مستقل انجام می دهید و به هیچ کس وابسته نیستید، مشخصا می نویسم که به کدام دسته و گروه هم تعلق دارید و مرید سینه چاک کدام گروه و دسته و مرجع هستید.

    ——–

    درود دوست گرامی
    نوشته ی خوب خود را با یکی دو توهین آمیختید که اصلا نیازی به آن نبود.
    مراعات کنیم.
    باشد؟

    سپاس

    .

     
    • دوست محترم علی آقای گرامی…اطلاعات مهمی را در اختیار دوستان قرار داده اید که از این بابت باید از شما بسیار سپاسگزار باشیم.
      در مورد تذکر آقای نوریزاد که نوشتۀ متین شما را آمیخته با توهین دانسته، مایلم متقابلاً به ایشان انتقاد کنم که پس چرا انواع و اقسام توهینهای مکرر این آخوند دوزاری نسبت به دوستان و منجمله اینجانب را به این آدم بیکاره و پر رو تذکر نمیدهید و حتی هاشورکاری هم نمیکنید. لطفاً پاسخ دهید که علت این یک بام و دو هوا بازی شما چیست؟

       
    • علی1 گرامی من نزدیک 5 سال است که دراین سایت بارها از ایشان خواسته ام که تنها یکی یا حتی قسمتی از پژوهشهای خود را دراین سایت بگذارد. چون دراین سایت افراد ی هستند که هم پژوهشگرند و هم به قواعد و قوانین پایه ایی کارهای پژوهشهای علمی آگاهند. کار آخوند توجیه ////////////// و سوءاستفاده از علم و دست آورده های علمی برای توجیه همین /////////////است برای رونق دکان دین و معیشت خود. دین چه ربطی به علم دارد؟ پایه و اساس دین بر مشتی ////////////// و خواب و رویا و قال این و قال آن و باورهای افراد است. پژوهشهای علمی بر پایه آزمون و خطاست نه باور و یقین. پژوهشگر خواندن آخوند شیعی متعصبی مثل سید مرتضی و یا سایر همفکرانش توهین به پژوهشگرانی ست که سالیان سال از عمر خود را صرف پژوهشهای علمی کرده اند تا زیستن بشریت را هر روز آسانتر و بهتر کنند. ولی ///////////////////////////// درست نقطه مقابل چنین دید گاهی ست. چون دیدن هر روزه اینها جز زجر و بدبختی و رنج و نکبت و عقب افتاده گی برای ایرانیان نبوده و نیست و نخواهد بود.

       
    • نوشته ی خوب خود را با یکی دو توهین آمیختید که اصلا نیازی به آن نبود.
      ………………….
      نوریزاد گرامی وجود چنین افرادی توهین به بشریت است تازه حضرت ایشان/////// به همه توهین می کنند و اشتلم می طلبند. کدام حرف علی 1 توهین به عناصر ////////////////////جامعه ایست که از خزانه ملی برای /////////////////////////////////////////////////// فروگذار نیستند؟

       
    • جناب علی 1 گرامی سپاس از روشنگری سرکار عالی .

       
  55. یک مرد پیدا شد و انتقام داش اصغر ما را از اشغال کنندگان سرزمین ما گرفت. در مترو و به همان شکل

     
  56. راستی چه کسی اشغال گر است. اسراییلی ها اجازه میدهند فلسطینی ها مراسم خود را در مساجد اجرا کنند ولی ما در کشور خودمان نمیتوانیم مراسممان را اجرا کنیم. لعنت بر هر چه تعصب است

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

92 queries in 2642 seconds.