سر تیتر خبرها
برای منیر بانو

برای منیر بانو

چهارشنبه ای، نشستم و فیلم “ویلایی ها” را دیدم. که کاری است استادانه و بسیار روان و سرشار از جزییات موئین. با پیچش ها و نقاط عطف و داستانک های موجز در فیلمنامه. و با بازی های باور پذیر هنرمندانش. کارگردان این فیلم بانو: منیر قیدی است. که توانسته یکی از زیر پوستی ترین بازی ها را از بازیگرانش دریافت کند. زمان جنگ است و جمعی از بانوان با فرزندان خردسال شان در پشت جبهه (اهواز) بخشی از نیازمندی های مناطق جنگی را آماده می کنند.

کمی آنسوتر، شوهران و فرزندان این بانوان در جبهه اند و مشغول رزم. هر از گاهی یکی از رزمندگان به خانه می آید و آه و شادمانی را برای ساکنان آن مکان در هم می آمیزد. خانه هایی که این بانوان در آنها ساکن اند، ویلاهای انگلیسی ساز است در پیش از انقلاب. ویلاهایی که یک زمانی در آنها زندگی و طراوت و برنامه جاری بوده اما با پتک انقلاب، به علفزاری پر خار با ویلاهایی افسرده بدل شده اند. یک اتومبیل هایس، از جبهه برای این بانوان خبر می آورد. که: مردِ کدامیک از این بانوان شهید شده. من به تهیه کننده و کارگردان و بازیگران و طراح صحنه و همه ی عوامل این فیلم دست مریزاد می گویم.

با دیدن این فیلم، بند از بند دلتان پاره می شود که: ای بگم عاملان آن جنگ بیهوده و بی دلیل و بی خردانه و پخمگانه چه بشوند که نازنین ترین فرزندان ما را سوختند و سرمایه های این سرزمین را روفتند و چیزی بجای نهاده اند از ایران که در اغلب آمارهای جهانی به قهقرا در افتاده و جز تحقیر برای مردمانش نمانده. بقول یکی: ای بگم اون 98 درصد رأیی که مردم بهتون دادن حرومتون بشه و از چشماتون بزنه بیرون! به منیر بانو – کارگردان فیلم – آفرین می گویم و به شما دوستانم نیز پیشنهاد می کنم اگر این فیلم را ندیده اید ببیند. البته اگر دل و دماغِ تماشای عاطفه های زخمیِ بانوانی را دارید که هر یک می توانستند با مردان و عزیزان شان زنده باشند و زندگی کنند.

سایت: nurizad.info
اینستاگرام: mohammadnourizad
تلگرام: telegram.me/MohammadNoorizad
ایمیل: mnoorizaad@gmail.com

ششم مهرماه نود و شش – تهران

محمد نوری زادShare This Post

 

درباره محمد نوری زاد

83 نظر

  1. آنارشیست این نوری زاد بد جوری خاطر همه جوره ی تو رو می خواد که هر چی دری وری بهت می نویسیم همه اونا رو حذف می کنه و لی توهین های پایین تنه ای تور رو اونقدر دوست داره که همه رو باز نشر می کنه و با خط نستعلیق می نویسه و شبها میذاره بالای سرش که به یاد تو خوابش ببره! بخصوص از زمونی که اون ماچ و بوسها بین تو و امیر انتظام و پیشتر بین تو و نوری زاد زاد رد و بدل شده بود علاقه اش بهت بیشتر و بیشتر شده! اخیراً هم وقتی جواب نظری رو میدی پایین نظر بخش “پاسخ دادن” رو حذف می کنه که جوابت رو دیگه ندیم! این دستمالها که بهم قرض میدین به همون ماچ و بوسها بر می گرده یا چیزی میزی هست که ما بی خبریم!

    ————

    درود دوست گرامی
    من به بخش پاسخ ها هرگز دستی نبرده ام.

    با احترام

    .

     
  2. منیر بانو کدوم خریه؟

     
  3. نوری زاد! تو انتخابات ریاست جمهوری 96 اومدم یه لیست اسامی اینجا نوشتم که شماره تلفن هر کدامیک را اگر کسی خواست مبلغ مورد نظر را باید واریز کند! کمترین مقدار برای اشخاص سیاسی بود از کاندیدا گرفته تا غیرو غیرو … اسامی بازیگرهای سینما و تلویزیون هم در لیست من اومده بود و برای اونها رقمها رو بردم حسابی بالاتر اما این رقم ها برای شماره تلفن بازیگرها هر کدوم زیر ۱۰ میلیون بود!‌ یادت هست یا نه؟!؟!؟؟!؟

    انتخابات اومد و تموم شد و من اومدم نوشتم اینها که تو اینجا دم از رای دادن می زنن چرا حاضر نیستند چند ده یا چند صد هزار تومن برای صحبت با این افراد پرداخت کنن و اگه ازشو می ترسند پش چرا رای میدن؟!؟!؟ و نوشتم دوره مجانی بودن کارها بسر رسیده و برای هر کار باید بهای آن قبلاً پرداخت شود وگرنه خالی بستن که شده کار هر روزه این مردم!

    در پایان هم یه لیست نوشتم و گفتم فکر می کنین تو این لیست بیشترین متقاضی برای گرفتن شماره تلفنش کدوم فرد باشد و اسم آزاده نامداری هم تو لیست بود!!! چند ماه بعد تیپ و ظاهرش و پخش شدن فیلم و عکسهاش و آبجو خوردنش که یادت هست؟!؟!

    حالا منظور:

    منظور اینکه هر کدوم از این اشخاص که با زندگی پنهونشون گند زدند به این مملکت و جرات نشون دادن خود واقعیشون رو ندارند و ریش میذارن و نماز کمرشون می زنن و پاکدامن هستند و تا حالا اونجاشون رو جز خداشون کسی ندیده و غیرو غیرو چه ایرادی داشت می اومدند می گفتند ما اینیم و این حکومت رو نمی خوایم! می خوایم آبجو بخوریم! تاپ بپوشیم و بیایم لب دریا با سوتین و شرت بریم تو آب و غیره!! برای خالی بندی این ملت چرا امثال من نوعی باید هزینه اش رو بدیم! اینرو گفتم که فکر نکنی آبرو بردن لذت بخشه فقط دست دروغگو رو رو کردن هستش که لذت بخشه!

     
  4. حاج علی مطهری به نقل از ابویش: افرادی که به دین گرایش پیدا می‌کنند اما بعدا از دین دور می‌شوند، افراد بسیار خطرناکی می‌شوند. چون وقتی به دین گرایش پیدا کرده است عواطف او تحت تاثیر دین است اما وقتی از دین خارج می‌شود، حتی از عاطفه انسانی هم رها می‌شود.
    مش قاسم: وای به حال اون دینی که ابوی این تئوریسینش بوده. نه حاجی، شیپور رو از سر گشادش میزنی. اونائی که به این دین وارد شدن، چه ۱۴۰۰ سال پیش چه امروز از عواطف انسانی رها شدند. سر میبرن، چشم در میارن، دست میبرن، پا میبرن، سنگسار میکنن، کشتار درمانی میکنن، شیاف پتاسیوم به افراد وارد میکنن، زن و مرد رو با چاقو آجین آجین میکنن، کتاب میسوزن، زبون میبرن، قلم میشکنن. میگی نه؟ نگاهی به جامعه مسلمین حکومت جمهوری اسلامی کره شمالی و کشورهای منطقه بیانداز. این بچه مسلمونا رو ببین که از دور دنیا راه افتادن اومدن ایران و چه جنایتها که نکردن. راه افتادن رفتن سوریه و عراق چه جنایتها که نکردن. ابویت برعکس فهمیده! اون …(سه نقطه از مش قاسم)هایی که دنبال اینا افتادن.

     
  5. با درود به جناب نوری زاد وناظرین محترم
    لطفا این نوحه را تا به آخر ببینید https://www.youtube.com/watch?v=SLDuWA8Voq8 نظرتان چیست درضمن شیخ مرتضی قم نشین ! که خیلی هم شجاع و نترس ومسلمان هست هم میتواند ببیند

     
  6. وزوزیر/* حکومت اسلامی کره شمالی: در برخی از شهرها بیکاری به ۶۰ درصد رسیده است.
    مش قاسم: قصه نخور حاجی، به ۸۰% هم میرسه!

    /*: ک

     
  7. استاد ارجمند با درود ، دوستی برایم این لطیفه را فرستاد .واقعا دلم درد گرفت

    خداییش بنزین ۸۰ تومنی شد ۱۰۰۰ تومن
    تریاک ۳۰۰۰ تومنی هنوز ۳۰۰۰ تومنه

    آیا قاچاقچی ها صداقت و مدیری

     
  8. بنظر من صرفنظر از مساله امامت و ولایت که بنظر ما شیعیان منصوص هست و حکومت حق انکار ناپذیر آل علی بوده است،در یک تحلیل اجتماعی، دلیل واقعی حرکت و قیام امام حسین چنانکه از برخی کلمات خود ایشان ظاهر می شود:1-“امتناع از بیعت با حاکم فاسد و فاسقی مثل یزید”،2-“دعوت کوفیان از ایشان برای تشکیل حکومت”،و 3-“مساله امر بمعروف و نهی از منکر” بوده است،و این علل و وجوه در طول هم از عناصر تشکیل دهنده ماهیت و محتوای قیام امام حسین هست و البته عنصر امر بمعروف و نهی از منکر غایه
    …………….
    این آخوندها هر////////////// انجام دهند فاسد و فاسق نمی دانند ولی اگر دیگران همان کار را انجام دهند فریادشون بلند می شود که ای طرف فاسد و فاسق است . حالا شما یک لحظه زندگی با تجمل ///////////// را با بیش از 100 زن و کنیز و ثروت بسیاریکه از گرده ایرانیان بیچاره در می امد با زندگی یزید که حاکم یک کشور بوده مقایسه کنید. /////////// است و دیده بود که پدرش نه تنها محبوبیتی در بین عرب نداشت بلکه بخاطر نفرت مردم و ترس از نبش قبرش او را شبانه دفن کرده بودند. بنابراین با معاویه صلح می کند و از خیر قدرت می گذرد به زندگی مرفه و دون ژونی و پر زرق و برق و تجمل خود که از خون ما ایرانیان برایش مهیا شده بود ادامه می دهد یعنی درست همان کاری که معاویه و یزید میکردند. خب اگر اینجا کسی فاسد و فاسق است در حقیقت این حسن است و سایر فرزندان علی که هیچکدام اعتراضی نه به یزید و نه به معاویه نکردند و حاضر به زندگی در خفت و خواری شدند نه یزید که حاکم بوده .
    اراجیف دیگر این حق انکار ناپذیر بودن ال علی به حکومت است که توسط آخوند شیعی و با شمشیر قزل باش به شیعیان زور آور شده و در ذهنشان انچنان رسوخ کرده که از خردشان بی بهره گشته اند. همه ما میدانیم که حق به حکومت در طول تاریخ تا همین یکی قرن پیش و انهم در کشورهای متمدن با کسی بوده که شمشیری برنده تر و مد برتر و سیاست بازتر و زیرک تر بوده. بنابراین چنین ///////// چز برای خر کردن مردم نیست. مگر خود////////////با شمشیر حکومت را نگرفت؟//////////// نتوانست اینکار کند و /////////////////// هم . بعد عباسیان با زور امویان را برداشتند و خود عنان قدرت را گرفتند. اصولا چنین اراجیفی جز دکان کید و دروغ و فریب چیزی نیست. چون اگر حکومت کردن حقی بوده حق همه می توانسته باشد و در حقیقت به معاویه و یزید این حق نزدیک تر بوده چون هم انسانهایی سیاستمدار تر و مدبرتر و مردمدار تر بوده اند.
    مشکل دیگر با شیعیان همین نوادگان ///////////// است بدون اینکه مسلمین بتوانند پاسخ قانع کننده ایی به زیر سئوال بردن باور بودن ////////////////// بدهند! خب کسی که عقیم بوده و بچه ایی هم نداشته. چند تا فرزند خوانده داشته و خود با زور و کشت و کشتار و غارت حکومتی را گرفته و علی که بقول شیعیان باید بعد از محمد می آمد با ان وضع از حکومت مستقیم به تابوت فرستاده شده و قبرش معلوم نیست داماد ایشان بوده. بقول خود آخوندها پهلوی زنش را شکسته اند و نتوانسته کاری بجز اطاعت و فرمانبرداری از قدرت مداران قبل از خود انجام دهد. تازه بعد از گرفتن حکومت هم در مدت 4/5 همه اش جنگ و خونریزی و آدم کشی بوده. بنابراین این حق ////////// در چنین بل بشویی چه معنی ایی جز بی خردی و فریب و دروغگویی دارد؟ آیا بهتر نیست بگوییم که //////////////// را برای فریب و خر کردن و سوءاستفاده از بی شعوری مردم سر هم کرده ؟

     
    • بخش 1:

      علی يکی از مشاوران نزديک عمر (خليفه دوم مسلمانان) در هنگام حمله لشگر اسلام به ايران بود. زمانی که عمر می خواست شخصا در اين جنگها حاضر شود علی به او میگوید: “تو سر اين سپاهی، اگر بروی و کشته شوی سپاه اسلام متلاشی می شود. تو بايد مرکز خلافت را داشته باشی تا اگر سپاه اسلام شکست خورد ايرانيان بدانند که اين نيرو پشت دارد” (تاريخ طبری، جلد 5، ص 1942 و 1945) (اخبار الطول، ص 147) (نهج البلاغه، ص 443– 446). اگر علی مخالف کارها و اقدامات عمر بود, چرا دختر خردسال خودش را به عمر داد؟ عمر که داماد علی بود و روی حرفهای او حساب میکرد پيشنهاد او را پذيرفت و در دارالخلافه ماند و در راس لشگريان اسلام فرماندهان با تجربه و خونريزی گذاشت و به طرف ايران فرستاد. پس از شکست ايرانيان و پيروزی لشگريان اسلام، علی خطاب به مردم کوفه گفت: “ای مردم کوفه شما شوکت عجمان را برديد” (تاريخ طبری، جلد 6، ص 2208). در زمان علی مردم استخر چندين بار قيام کردند. علی در يکی از آن موارد “عبدالله ابن عباس” را در راس لشگری به آن جا فرستاد و قیام را در سيل خون فرونشاند (فارسنامه ابن بلخی، ص 136). در یک مورد ديگر که مردم استخر قیام کردند، علی “زياد ابن ابيه” که از خونخواری و آدمکشی به انوشيروان دوم لقب گرفته بود به آنجا فرستاد تا قیام را سرکوب کند. در مورد جنايات و کشتار مردم استخر توسط “زياد ابن ابيه” کتابها و روايات زيادی نوشته و نقل شده است (رجوع کنید به کتاب مروج الذهب، جلد دوم، ص 29). در سال 39 هجری مردم فارس و کرمان نيز سر به شورش گذاشتند و حکام ستمگر علی را از شهر خود بيرون کردند. علی مجددا “زياد ابن ابيه” را به آن جا فرستاد و لشگريان وی از هيچ جنايتی فروگذار نکردند (تاريخ طبری، جلد 6، صفحه 2657) (فارسنامه، ص 136). مردم خراسان نيز در زمان امام علی برای چندين بار قيام کردند و چون چيزی نداشتند به عنوان باج و خراج بپردازند، از دين اسلام برگشته و به مقاومت سخت و جانانه ای دست زدند. علی “جعده ابن هبيره” را به خراسان فرستاد. او مردم نيشابور را محاصره کرد تا مجبور به صلح شدند (تاريخ طبری، جلد 6، ص 2586) (فتوح البلدان، ص 292)
      در مورد داستان کربلا اولین کتابی که این داستان را نقل کرده, کتابی بوده به نام “مقتل الحسین” که نویسنده اون شخصی بوده به نام “ابن مخنف” یا “ابو مخنف” که این کتاب رو 61 سال پس از واقعه کربلا و از روی شنیده های شفاهی نوشته. بعد از اون اولین مورخ طبری بوده که از روی ورق پاره های کتاب “مقتل الحسین” داستان را نقل کرده. بعد از طبری هرکسی که داستان را نوشته از روی همین کتاب طبری نوشته. شخصی به نام “شیخ مفید” از روحانیون شیعه قرن پنجم (حدود ۴۰۰ سال بعد از واقعه) با افزودن شاخ و برگ و دروغ به این داستان اونو تبدیل به افسانه کرد
      ابن اثیر میگه “چون به حسین نزدیک شدند، فرمود که برای او سراپرده ای برافراشتند، آنگاه فرمان داد که اندازه ای مشک آوردند و در جامی بزرگ با آب در آمیختند. در این هنگام حسین به درون شد و نوره مالید و سر و تن بشست و بر سراسر پیگر نازنین گلاب افشاند و شادان و چابک و دمان و آراسته بیرون آمد. عبدالرحمن بن عبد ریه و بریر بن خضیر همدانی بر در سراپرده ایستاده و هریکی کوشیدند که پس از حسین، او به درون رود و خود را بپیراید و بیاراید. بریر به شوخیگری با عبدالرحمن پرداخت. عبدالرحمن گفت: به خدا سوگند که این نه هنگام کار یاوه است. بریر گفت: مردمان من میدانند که من در جوانی و پیری به کار یاوه گرایشی نداشته ام، ولی از آنچه بر سرمان خواهد آمد، شاد و مژده یاب هستم. به خدا میان ما با دخترکان زیبای فراخ چشم بهشتی جز همین به جای نمانده است که ایشان با شمشیرهایشان بر ما تازند و آنگاه ما یکراست به آغوش آنان (حوریهای بهشتی) بال کشیم. چون حسین بپرداخت، این دو به درون رفتند”
      (تاریخ کامل، نوشته عزالدین ابن اثیر، برگردان دکتر سید حسین روحانی، انتشارات اساطیر، تهران 1382، پوشینه پنجم، برگ 2235)
      وقتي حضرت فاطمه عليهاالسلام از حسين عليه السلام حامله شد جبرئيل نزد رسول خدا آمد و گفت: فاطمه فرزندي به دنيا خواهد آورد كه امت تو بعد از تو او را مي كشند، وقتي حضرت فاطمه از امام حسين عليه السلام حامله شد از حملش و از تولدش خوشحال نبود، سپس امام صادق عليه السلام فرمود: آيا مادري را ديده ايد كه از به دنيا آمدن فرزند پسرش خوشحال نباشد؟ فاطمه عليهاالسلام از بدنيا آمدن حسين عليه السلام خوشحال نبود زيرا كه مي دانست او را خواهند كشت و آنگاه (در اين مورد) اين آيه نازل شد «و وصينا الانسان بوالديه حسنا حملته امه كرها و وضعته كرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا».جبرئيل نزد پيامبر صلي الله عليه و آله آمد و گفت: درود بر تو اي محمد آيا ترا بشارت بدهم به فرزندي كه امت تو بعد از تو او را مي كشند؟ فرمود: به آن نياز ندارم، حضرت فرمود: جبرئيل به آسمان رفت و دوباره برگشت و سخن خود را تكرار كرد و باز حضرت فرمود: نياز ندارم، جبرئيل به آسمان عروج كرد و بازگشت و گفت: پروردگارت اوصياء ترا در نسل او قرار داده، حضرت فرمود مي پذيرم يا همان سخن را تكرار فرمود سپس حضرت وارد منزل حضرت فاطمه عليهاالسلام شد و فرمود: جبرئيل به من نازل شد و مرا به فرزندي بشارت داد كه امت من پس از من او را خواهند كشت، حضرت زهرا عليهاالسلام قبول نكرد، پيامبر فرمود: خداوند جانشينان مرا در نسل او قرار داده، آنگاه حضرت فاطمه عليهاالسلام پذيرفت، و خداوند اين آيه را نازل نمود: «حملته امه كرها و وضعته كرها» بخاطر اينكه جبرئيل شهادت مظلومانه او را اعلام كرده بود لذا حضرت فاطمه عليهاالسلام از حملش كراهت داشت زيرا مي دانست كشته خواهد شد و هنگام وضعش هم كراهت داشت چون مي دانست اين فرزند كشته خواهد شد.

       
    • بخش 2:

      عبدالله بن يحيي نقل مي كند كه همراه علي عليه السلام به صفين حركت كرديم تا رسيديم به نينوا آن حضرت صدا زد اي اباعبدالله در ساحل فرات صبور باش گفتم: يا اميرمؤمنان! اين سخن شما چه معنايي دارد؟ فرمود: روزي بر رسول خدا صلي الله عليه و آله وارد شدم چشمانش پر از اشك بود، گفتم: پدر و مادرم فدايت اي رسول خدا چرا چشمانت پر از اشك شده آيا كسي را ناراحت كرده؟ فرمود: نه جبرئيل پيش من بود به من خبر داد حسين در ساحل فرات كشته مي شود، سپس علي عليه السلام به من فرمود آيا تربت او را نمي بويي؟ گفتم: بلي، پس حضرت دست خود را دراز كرد و يك مشت از آن خاك به من داد و نتوانستم جلوي گريه ام را بگيرم و نام آن زمين كربلاست. وقتي امام حسين عليه السلام به دو سالگي رسيد، پيامبر صلي الله عليه و آله براي سفر از مدينه خارج شد در بعضي از راه ها مي ايستاد و كلمه استرجاع مي گفت (انا لله و انا اليه راجعون) و چشمانش پر از اشك مي شد، علت اين كار را از آن حضرت سؤال كردند، فرمود: اين جبرئيل است از زميني در ساحل فرات به من خبر مي دهد كه به آنجا كربلا مي گويند، فرزندم حسين را آنجا به قتل مي رسانند، گفتند: چه كسي او را به قتل مي رساند؟ فرمود: مردي كه به او يزيد گويند، گوئي من اكنون محل به زمين افتادن و دفن شدنش را مي بينم، حضرت با حزن و اندوه از سفر برگشت به منبر رفت و خطبه خواند، در حالي كه حسن عليه السلام و حسين عليه السلام در كنارش بودند وقتي از خطبه فارغ شد، دست راستش را بر سر حسن عليه السلام و دست چپش را بر سر حسين عليه السلام گذاشت و سر مبارك خود را به سوي آسمان بلند كرد و گفت: پروردگارا محمد بنده و رسول توست و اينها پاكترين عترت من و بهترين ذريه و نسل من هستند و از همه امتم بهتر مي باشند، جبرئيل به من خبر داده كه اين فرزندم به قتل خواهد رسيد، خدايا شهادت او را پر خير و بركت بگردان و او را سيدالشهدا قرار بده، پروردگارا به قاتل او خير نرسان و او را خوار بگردان، مردم در مسجد پيامبر با صداي بلند گريه مي كردند.
      زعفر جنی در تداول عامه، پادشاه مسلمان جنی که گویند به روز عاشورا به مدد حسین بن علی با لشکر خویش بیامد و حضرت به او اجازه حرب (جنگیدن) نداد و فرمود از انصاف و مردی دور است که شما آنان را ببینید و ایشان شما را نبینند. بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۳۰ : شیخ مفید به سند خود از جعفر صادق این نکته را نقل کرده است: زمانی که حسین از مدینه حرکت کرد، گروهی از ملائکه برای پیشنهاد کمک نزد او آمدند و گروه‌هایی از مسلمانان و شیعیان جن برای کمک آمدند، اما حسین در پاسخ جنیان گفت: «خدا به شما جزای خیر دهد، من مسئول کار خود هستم و محل و زمان قتل من نیز مشخص است». جنیان گفتند: «اگر امر شما نبود، همهٔ دشمنان شما را می‌کشتیم». حسین در پاسخ گفت: «ما بر این کار از شما تواناتریم، اما چنین نمی‌کنیم، تا لیهلک من هلک عن بینة و یحیی من حیّ عن بیّنه؛ آنها که گمراه می‌شوند با اتمام حجت باشد و آنها که راه حق را می‌پذیرند با آگاهی و دلیل آشکار باشد».
      هنگامی که واقعه ی جانسوز کربلا در حال وقوع بود، زعفر جنی که رئیس شیعیان جن بود در بئر ذات العلم، برای خود مجلس عروسی بر پا کرده بود و بزرگان طوایف جن را دعوت نموده و خود بر تخت شادی و عیش نشسته بود در همین حال ناگهان متوجه شد که از زیر تختش صدای گریه و زاری می آید. زعفرجنی گفت: کیست که در وقت شادی، گریه می کند؟ دراین هنگام دو نفر از جنیان حاضر شدن و زعفر از آنان سبب گریه را پرسید آنان گفتند: ای امیر! وقتی که ما را به فلان شهر فرستادی، در حین رفتن به آن شهر، عبور ما به رود فرات افتاد که عربها به آن نواحی نینوا می گویند. ما دیدیم که درآنجا لشکریان زیادی از انسانها جمع شده و در حال جنگ هستند وقتی که نزدیک آنان شدیم، مشاهده کردیم که حضرت حسین بن علی علیه السلام پسر همان آقای بزرگواری که ما را مسلمان کرده یکه و تنها برنیزه ی بی کسی تکیه داده و به چپ و راست خود نگاه می کرد و می فرمود :آیا یاری دهنده ای هست تا ما را یاری دهد؟ و نیز شنیدم که اهل و عیال آن بزرگوار، فریاد العطش العطش بلند کرده بودند وقتی که این واقعه ناگوار را مشاهده کردیم فی الفور خود را به بئر ذات العلم رساندیم تا شما را خبر نماییم که اکنون پسر رسول خدا (ص) را به شهادت می رسانند. (بحارالانوار مجلسی)

       
  9. یه نظر به نقل از سایت زمانه:
    عربستان در کشورهای دیگر مسجد می‌سازد با یک مناره، ایران در کشورهای دیگر مسجد می‌سازد با دو مناره. در مسجد ساختن ما حریف آنها نمی‌شویم ولی در جنگ می‌شویم به شرط اینکه پول باشد. احمدی‌نژاد ته کاسه را هم لیسیده و چیزی برای امروز نگه نداشته است. ایران در نفت و دلار حریف عرستان نیست بهتر است که تا دست بالا دست ماست، قضیه را بی سر و صدا رفع و رجوع کنیم. کش پیدا کند مثل قطعنامه 594 به جام زهر می‌کشد.

     
  10. اگر پاداش شهادت 72 حوری باکره و جویهای مملو از شیر و عسل در بهشت بود، آخوندا برای شهادت در فلسطین و سوریه صف میکشیدند!!!!

     
  11. بازسازی چند هزار میلیاردی مرقد مطهر حضرت زهرا در عراق مهمتره یا ساخت مدرسه در سیستان و بلوچستان؟

    https://www.facebook.com/photo.php?fbid=1270051563105109&set=a.237816276328648.46401.100003008336582&type=3

     
  12. من که تو کار این خدا مونده ام. شما چطور؟؟؟؟؟

    «خدا آدم و حوا رو از بهشت اخراج کرد. سپس 124 هزار آخوند فرستاد تا همه رو بزور برگردونه به بهشت!!!»

     
    • خوبه خودت می گی! اگه اینچنین خدایی باشه که نیست اصلاً ارزش پرستیدن داره! یک چنین خدایی /// رو می تونی با هر چیز دیگه ای جایگزین کنی یه درخت یه مجسمه و …!!

       
  13. با درود به جناب نوری زاد و ناظرین محترم
    امیر حکمتی را میشناسید ؟ وی ایرانی تباری بود که در ارتش امریکا خدمت میکرد و مانند دیگر انسان ها دلش برای اقوامش تنگ شده و برای دیدار مادر بزرگش به ایران آمد . این آمدن همان بود که بلای جانش شد و توسط برادران بسیار باهوش ! شکار شد و به زندان افتاد و قضات بسیار محترم ! که اصلا و ابدا به هیچ چیز جز پرونده ای که توسط برادران ! ساخته و پرداخته شده فکر نمیکنند این جوان را به جرم جاسوسی به اعدام محکوم میکنند و بعدا تخفیف داده و به ده سال زندان میفرستند که پس از چهار سال در تبادل های برجام وی را مانند یک گروگان آزاد میکنند و وی به مکان امن باز میگردد و شکایت کرده و دادگاه امریکا ایران را به شصت وسه میلیون دلار غرامت از دارایی های بلوکه شده ایران فلک زده در حق وی محکوم میکند . این بود خلاصه ندانم کاری یک جوان که فکر میکرد مادر بزرگش را خوشحال کند و مسئولین حکومتی که آنقدر نادان است که فکر میکند یک ایرانی تبار که در ارتش امریکا خدمت میکند را برای جاسوسی به ایران فرستاده اند . یکی نیست به این خائنین متوهم بگوید بیچاره آیا اینقدر سفیه هستی که فکر میکنی یک دولت بیگانه با اینهمه امکانات و این همه خائن بی وطن و پول پرست از یک گاو پیشانی سفید برای جاسوسی استفاده میکند و اقعا که ! و یا زد وبندی در کار بوده که این جوان ! بعدا کمی پولدار شود و دستی به سر و گوش مسببین هم بکشد ؟ البته چون دیگر دستشان به وی نمیرسد کاری از دستشان ساخته نیست به جز آزار خانواده هایی که وی در ایران دارد . راستی برای چهار سال آب خنک خوردن در زندان برادران شصت و سه میلیون دلار پول کمی نیست البته با کسر مالیات و حق دادگاه ! نمیدانم !!!
    درضمن افراد دیگری هم توسط برادران به جرم های مشابهی بازداشت شده اند که در آینده به همین نحو از ایران شکایت خواهند کرد و خلاصه جبران مافات خواهد شد و جیب مبارکشان پر ! میماند هم میهنان ارجمند و عزیزمان امثال سرکار خانم محمدی و دیگر عزیزان بازداشتی که فقط اگر زنده از اندرزگاه های برادران خلاص شوند تنی رنجور برای مداوا و حکیم و دوا و هزینه های بی حد به خانه می آورند . راستی جناب نوری زاد شما بگویید این عزیزان برای جبران زندگی گسسته وزندان هایشان به کجا پناه ببرند آیا ملجا پناهی هست یا نه ؟ البته شیخ مرتضی قم نشین بهتر میداند !!!

     
  14. یا لااقل حرکت اصلاحی امام حسین را بعنوان یک مصلح اجتماعی مثبت ارزیابی می کند یا با ابهام آفرینی بدنبال تطهیر حکومت امویان هست؟ ….
    ………
    راستی سید حسین قرار بوده چه حرکتی را اصلاح کند؟ علی خلیفه چهارم بعد از عثمان بهر صورت به خلافت می رسد .سر دسته مخالفین او /// محمد است. ///در بین صحابین محمد جایگاهی بالا ندارد. دشمنانش افراد با نفوذی مثل طلحه و زبیر از یاران با نفوذ محمد و معاویه بن ابو سفیان مردی سیاستمدار و زیرک و کاردان و از سران قریش است. علی بعد از جنگ و خونریزی و برادر کشی در بین مسلمین مجبور به حکمیت می شود. راست یا دروغ حق یا ناحق شکست میخورد چون //// نه تنها سیاستمدار و مدبر نبست بلکه اصولا ایین مرد مداری را هم نمی داند. انسانی متعصب و /////انعطاف ناپذیر و خود محور است. بهمین دلیل هم بعد از شکست در حکمیت بجای قبول شکست و کناره گیری از رهبری بجان همراهان و یاران منتقد خود می افتد و هزاران انسان منتقد را سلاخی می کند.نتیجه چنین بر خوردی هم مستحکم شدن قدرت معاویه و کشته شدن علی است. کافیست برای بی پایگاهی /// در بین عرب به دوستان //// اشاره شود مشتی مفتخور و بیکاره بنام اصحاب صفه! مثل ابوذر و عمار و میثم و مقداد… که پیش از حرکت محمد کارگر و مزدور بوده اند و بعد هم بیکار و سربار جامعه و از //////// دیگر مسلمین تغذیه میکرده اند! حالا حساب کنید آنها دیگر چه ///// بوده اند!. همین گروه را می توان پیشگامان /////////////////////// امروزی بنام آخوند بحساب آورد.نوبت به حسن که می رسد ایشان بعد از اندکی بررسی به تصمیمی عاقلانه و مدبّرانه دست می زند و با گرفتن تامین جانی و مالی از معاویه به زندگی //////////// خود می پردازد و تا آخر عمر گویا بیش از 100 زن داشته و در رفاه و عیش و نوش بسر میبرده و مشکلی هم نه با یزید و نه با معاویه نداشته . بنابراین تا اینجای کار کسی مشکلی با کسی نداشته و فرزندان دیگر علی هم /////////////////////// همه در ناز و نعمت و در پناه حکومت اسلامی امویان ///////////////////////////////////// و گلایه و یا شکایتی هم نکرده اند! با وجود این آرامش شکی نیست که با توجه به فرهنگ عرب و زبان و طمع قدرت نمی توان گفت که هیچ جنگ قدرتی در بین ال علی و دیگر الهای عرب با امویان نبوده. بهمین جهت حرکت حسین اگر آنچه را شیعیان می گویند قبول کنیم نمی تواند چیزی جز جنگ بر سر قدرت در بین باز ماند گان علی و معاویه باشد. یزید در قدرت است و مثل هر فرمانروایی سرپیچی از قدرت حاکم یعنی قدرت خودش را نمی پذیرد و حسین نیز چون خود را فرزند علی میداند نه تنها جزیی از قدرت است بلکه ادعای رهبری و گرفتن قدرت در سر دارد. تا اینجای کار چیز عجیبی نیست. ولی عجیب افکار/////////// شیعیان است که حسین را منجی ضعفا و اصلاح کننده حکومت اموی می دانند. فرض کنید حسین پیروز می شد خب چنین پیروزیی برای مردمانی که توسط عرب غارت می شدند چه نفعی داشت؟ مگر حسن و حسین جزو //////////////// کشتار کننده گان ایرانیان نبودند؟ ///////////////// سردار خلفای اول و دوم و از غارت گران و کشتار کننده گان ایرانیان نبوده؟///////////////////////////////////// مگر سرنوشت غیر مسلمین و بخت برگشته گان در کشورهای تصرف شده را قران تعیین نکرده بود؟ پس اختلاف معاویه و علی و یزید و حسین در چه چیزی جز گرفتن قدرت می توانسته باشد؟ تازه بعد از حسین هم فرزندانش در ناز و نعمت و زیر سایه حکومتهای اموی و عباسی بسر می برند و هیجکدام هم اعتراضی نمی کنند.بلکه ////////////////////////////////// به زندگی//// خود ادامه می دهند.

     
  15. جناب سید مرتضی..با سلام متقابل…ظاهرا جنابعالی به نوشته حقیر بخوبی توجه نکردید و یا شاید هم بنده در ادای مطلب قاصر بودم.شما در هیچ کجای آن یادداشت تائیدی بر جدائی طلبی نمیبنید و نمیدانم چرا این باور در شما ایجاد شد. بنده صرفاً یک سئوال مطرح کردم که چراباید جدائی طلبی کردستان عراق، جمهوری اسلامی و حاکمین آنرا آنقدر نگران کند که نیروی ضد شورش به شهرهای کردستان ایران اعزام کنند؟ عرض بنده این بود که همین حرکت خود اقرار به وجود مشکلی در رابطه حکومت با کردستان خودمان است و بجای زور آزمائی، حاکمیت وظیفه دارد با اعمال قدرت که همان حل مشکلات این بخش از کشور ما است شرایطی را ایجاد کند که کردهای ما کماکان مدافع کشور خود باشند…من نمیدانمدر کجای این مطلب خیر خواهی برای ایران نیست؟
    شما همچنین اشاره‌ای داشتید بر اینکه بنده مخالف این نظام هستم و لذا در این قالب تحلیل میکنم. دوست عزیز، آنچه که برای من ایرانی مهم است حفظ تمامیت و سرافرازی این کشور است. بنده معتقدم وظیفه حکومتها هم، از جمله جمهوری اسلامی، انجام همین ماموریت است و لذا وقتی ادامه کارش به ضرر این مملکت است باید با آن مخالفت کرد چون نظام حکومتی امری مقدس نیست بلکه بقای کشور و ملت مهم است. باید ایرانی باشد تا جمهوری اسلامی هم باشد. باید ایرانی باشد تا اسلامی هم در آن شکل بگیرد. بدون ایران این همه باد هوا است.

    بنده عرض کردم یک حکومت وقتی قدرت داشته باشد،شهروندانش داوطلبانه و با اشتیاق از آن حمایت میکنند ولی وقتی بخواهد اعمال زور کند، پیامش این است که دارد مردمش را بکاری وامیدارد که به آن علاقه‌ای ندارند و این یعنی مصیبت.

    بنده اگر بخواهم این مطلب را در قواره دین هم بگویم میتوانم به حدیث مشهور پیامبر اسلام استناد کنم که در آن بر امت خویش نه از فقر بلکه از «سوء تدبیر اعلام نگرانی میکند.

    جمهوری اسلامی در اوج بی‌کفایتی و سو تدبیر است و لذا تمامیت ارضی کشور را به مخاطره جدی انداخته است. خائن به کشور و وطن فروش کسی است که یک مملکت ثروتمند را به فقر و بی چیزی کشیده و یک ملت بزرگ را تحت بدترین بازرسیهای سازمان ملل و در حقیقت اسرائیل و آمریکا قرار داده است. وطن فروش کسی است که سرنوشت 80 میلیون ایرانی را به سرنوشت بشار اسد آدمکش و سد حسن نصرالله گره زده و کاری کرده که مردم بیچاره هر روز متحیر این هستند که ترامپ با برجام میخواهد چکار کند و تمام اقتصاد و زندگی ما به همین حرفها گره خورده است. شما اگر دنبال خائن به وطن میگردیدآدرسش چندان هم پنهان نیست.ا

    شما که علاقمند این نظام هستید و معتقدید هیچ ابروئی بالای چشمش نیست میتوانید توضیح دهید که چرا یک کلمه رئیس جمهور آمریکا باعث تأثیر شگرف بر وضعیت زندگی و اقتصاد می‌شود ولی ساعتها سخنرانی رهبر هیچ اثری ندارد؟..شما نام چنین مملکتداری را چه میگذارید؟حدمت و یا خیانت؟

     
  16. مردم ما چکار کردیم چهل سال پیش؟ خواهر خوبمان هانا جهان افروز باید در دوردست برای دیگران بخواند؟ وای بر ما !!!
    https://youtu.be/JMh5R0RSDb0

     
  17. امروز بیاد محمّد مصطفائی وکیل قدیم دادگستری و فعال مدافع حقوق زنان و کودکان درایران، که از دست آخوندا پای پیاده از مرز فرار کرد و به نروژ پناهنده شد، افتادم. پیش خودم فکر کردم نکنه آخوندا سرِ این طفلکی را هم زیر آب کرده باشند. آخه چند سالی بود که از ایشان بی خبر بودم. نه دیگه از دفاع از حقوق زنان و کودکان از جانب ایشان خبری بود و نه سایتی و نه کنفرانسی. رفتم سراغ جستجوگر گوگل، تا به بینم آخر و عاقبت این جوان به کجا انجامید. زنده است یا دور از جونش مرده. و آیا هیچ خبری و اثری از ایشان هست یا نه؟ بالأخره پس از قدری جستچو پیداش کردم. تو نروژ کبابی بازکرده و کباب رو با انواع شرابهای مختلف سرو میکنه. در یکی از عکسهاش یک بطری شراب گنده که یک سوم قد خودشه، سر دست بلند کرده بود. اینم اسم کبابی مصطفائی که با “Mos” مخفف اسم خانوادگیش شروع میشه.

    Mos Ember Grill & Vinhus یا “خانۀ کباب و شراب قرمز مصطفائی”

    کنجکاو شدم به بینم با گرفتاریهای کباب سیخ کردن و جام شراب دادن دست مشتری و از این جور دردسرها، سرانجام کار دفاع از حقوق مردم ایران چی شد. دیدم که ایشان بیکار ننشسته و اکنون مؤسسه ای درست کرده بنام “Universal Tolerance Organization” یا سازمان مدارای جهانی، که قرار است ظالم و مظلوم را درجهان به مدارا با یکدیگر فرا خوانده و وضعی را بوجود آورد که گرگ و میش از یک آبشخور آب نوش جان کنند. یاد ضرب المثل معروف “اسب پیشآهنگ توبره کش میشه” افتادم. البته فکر بد نکنید که خدای نکرده ایشان طرفدار گرگهاست یا زبونم لال، جناب مصطفائی مردم را به شرب خمر دعوت میکند. نه اینطور نیست. در بهشت آقای مصطفائی، گرگها در یک پاسیوی مشرف به دریا روی صندلی لم داده و میشهای گلرخسار نروژی درجامهای زرین دم به دم “شراب طهور” تقدیم میکنند.

     
  18. نوری زاد گرامی با احترام به نظر شما درباره فیلم ولی من بعد از 20 دقیقه از فیلم عطایش را به لقایش بخشیدم هر چند که شاید فیلم تا حدودی انتقادی هم بود! دوست ارجمند کار ////////// اسلامی از این نازک بینی ها و انتقادهای بدر میگم که دیوار بشنود گذشته! اینها آنچنان بی شرم و دریده اند که همین فیلم و حتی انتقادات تند و بی رحمانه شما را هم رحمت می دانند!

     
  19. جواب تست هوش

    گزینه اول جواب درست است به دلایل زیر:
    در میان همه ملل عالم بیشرف بودن کسی که توهین میکند به کسانی که در دفاع از میهن خود جان تقدیم کرده اند جای گفتگو ندارد .
    گمراه و فریب خورده خواندن دو تن از شهدای سرفراز وطن به منظور بی ارج کردن جانثاری آنها در راه وطن است . به این ترتیب تقدیم جان از سوی همه آنهای دیگر که در راه دفاع از وطن شهید شدند نیز از نظر او بی ارزش بوده و خود آن ها فریب خورده و گمراه بودند . خوب پس تکلیف وطن در آن شرایط چه می بود و فرزندان وطن چه میباید میکردند ؟ یک جواب آن است که هیچ , باید راه را برای تسخیر کشور توسط عراقی ها و نوکران آن ها , مجاهدین خلق , باز میگذاشتیم تا همین مش قسم حالا صاحب چند برادر و خواهر نیمه عراقی باشد و این نامش وطنفروشیست . در این اتفاق , اگر می افتاد , البته خوبی هایی هم برای امثال این لکه ننگ سایت بود که مهمترین آن ها این است که چند صد سال بعد بازماندگان همین اراذ ل با آه و ناله دائما تعریف میکردند که عراقی های وحشی سوسمار خور زنان و دختران ما را به اسیری به عراق بردند و صد ها سال از ما باج و خرا ج گرفتند و …… .
    جواب دیگر آن است که همه مثل برادر های مجاهدمان به صدام میپیوستیم و پس از او هم به نوکری کس دیگری , مثلا ترامپ , در میآمدیم و در این سایت میشدیم کامنتگذار.
    وقتی پستی و فرومایگی و وطنفروشی با بیسوادی سیاسی در هم میآمیزد نتیجه اش میشود این . هر چه رذالت است بی هیچ شرمی فوران میکند و میشود همین چرندیاتی که از جمله همین مردک بیشرف مسخره که خودش را مش قاسم مینامد , تولید میکند .
    اگر توجه کنید هدف اصلی حملات این مردک درست کسانیند که برای اصلاح امور تلاش میکنند و حالا هم آنقدر جسور شده که به شهدا توهین میکند و این اسمش بیشرفی است .
    برخی از دوستان ممکن است که معتقد باشند که پاسخ اول و دوم یکی هستند . با اجازه از این سروران گرامی توضیحی مختصر در اختلاف آن ها با هم میدهم که امیدوارمقانع کننده باشد .
    در جواب اول بیشرفی فرد مقدم بر وطنفروشی اوست , به عبارت دیگرآدم بیشرفی که کارش به وطنفروشی کشیده . استخوان خرد کرده های عالم سیاست به خوبی میدانند که سیاستمدارهای بیشرف کارشان دیر یا زود به وطنفروشی میکشد . فراوان بودند و هستند سیاستمدارانی که از سفارتخانه های دول دیگر دستور میگرفتند یا مثل همین مش قاسم که کارش از بیشرفی به وطنفروشی کشیده .
    اما در جواب دوم منظور وطنفروشیست که از نظر وطندوستان خود به خود بیشرف است مثل همین مزدک خودمان .

    از همه کسانی که در تست شرکت کردند سپاسگزارم . آفرین بر همه شما !

     
  20. در شهر هرت
    چرا روشنفکران در تبعید و زندانند؟
    مدارس آوارند؟
    راهها و جاده هاآنچنان ویرانند که حتا الاغان از آنان پرهیز دارند.
    بی آبی و بیکاری ، فحشا، کودکان کار….
    اصلا، مگر قرار بوده ایران آباد شود؟
    در عوض بروید کربلا و پولهای ایرانیان را ببینید که کجاها صرف شده است، فکر کردید باچند شهید حرمین ، حرمها آباد شده است؟
    زهی خیال باطل.

     
  21. سید مرتضی نزدیک به 5 سال است که دراین سایت سفسطه می بافی و/////////// تحویل مردم میدهی. برای هر کلمه ایی صفحه ایی و برای جمله ایی کتابی! ولی هیچوقت مثل هم فکران و هم لباسی هایت نتوانستی یک جمله قابل قبول خرد بیاوری همیشه هم سعی در خصوصی کردن موضع مورد بحث دارید.من بارها در این سایت نوشته ام که مشکل ما ایرانیان قبل از اینکه آخوند و مسلمان باشد خود /////////// که چنین /////////////// می پروراند. در بحث ازدواج اسلامی هم موضوع درست همینست. خود شما و سایر دوستان معنی لغوی انکحته و نکاح را بمعنی سپوختن و دریدن و گ..ن بخوبی می دانید و دراین سایت هم بارها نوشته شده. حرف ما هم همینست که این دین مبین(که خود بحثی جالب ست که خواهم آورد (ایا مبین است یا مو بین است یا مو(من)بین است؟) که سعی کرده در باره همه چیز لاقل کشت و کشتار دگراندیشان و کافران و مرتدان …و کنیز و برده گرفتن … دقیق باشد چرا دراینباره اینچنین گنگ است و مشکوک. ببین سید اگر در این رابطه وجه معلوم که دال بر معامله و تجارت است نبود می شد حرف شما آخوندها را قبول کرد ولی در اینجا بعد از ادای انکحته وجه معلوم فریاد زده می شود و جنس هم معلوم است پس چنین رابطه ایی با روابط پیوندهای همزیستی بر مبنای عشق و علاقه و آزادانه فرق اساسی دارد. بخصوص اینکه همه ما میدانیم که در ملل اسلام زده حرف از عشق و آزادی انتخاب و برای زن…خنده آوره. مثلا شما فرض کنید عایشه 7 ساله عاشق محمد 53ساله شده و در 9 سالگی از روی عشق به عقد حضرتش درآمده مسلما به وجهی معلوم! سید مرتضی انسان خردورز احتیاجی به اینکه/////////////// فقهی و /////////////////// دینی و روایات و دروغهای///////// را بخواند ندارد تا قبح خطبه پیوند زنآشویی و سایر سنن اسلامی را درک کند. کافیست شما به نظامهای قبیله ایی و ادبیات آنها کمی دقت کنید. زبان آنها نیز همچون زندگی شان ساده و بی آلایش است و هیچ پیچیده گی ندارد. بنابراین بکار بردن لغت انکحته (سپوختن و گ…ن) برای عرب آن روز هیچ عجیب نبوده و درست بهمین دلیل هم این سنت مثل بسیاری از سنتهای عرب بجای مانده. و بدبختانه مردم کشورهای اسلام زده چنین سنت زشت و توهین آمیزی را به ارث برده اند و همچون کل اسلام در روان و ذهنشان نقش بسته و درباره –اش نیندیشیده اند. شما آخوندها هم که این را قسمتی از خوان دکان دینی گسترده بر جهالت و نادانی مردم می دانید و چه آخوری از این پر تر!
    اما در مورد عشق و علاقه بین دو انسان چنین چیزی زمانی بوقوع می پیوندد که انسانها آزادانه و در محیطی برابر و دور از ترس و زور با هم اشنا شوند و رابطه ایی دوستانه برقرار کرده که کم کم به عشق و دوستی عمیق مبدل می شود و بنیانی است برای زندگی مشترک. ایا با شرایط زن در اسلام چنین چیزی ممکن ست هرگز! مثلا 23 زن محمد و یا کنیزها و زنان شرعی علی و حسن و به طبع آنها پلی گامی(چند همسری اینجا چند زنی) مسلمین جایی برای عشق و علاقه و دوستی می گذارد مسلما نه! زن در اسلام و در چشم مسلمان آدم بحساب نمی آید تا چه رسد به اینکه دارای حقوقی بنام عاشق شدن و دوست داشتن و …داشته باشد. راستی سید چند روز پیش بالاخره مهد اسلام مجبور شد که راننده گی زنان را بپذیرد! مبارک است. حالا بیا و دم از عشق بزن آنهم در روابط زناشویی در اسلام!بهترین احترام و کرامت و ارجمندی برای زنان همان به که در مقابل وجهی معلوم همان اول زندگیشان بفروش نروند عشق و علاقه زنان مسلمان را بگذار برای هزاره بعدی!

     
    • خاتمه بحث
      خوب این بحث تمام شد و در پست قبل مکرّر در موضوع مورد بحث یعنی معانی لغوی و اصطلاحی واژه هایی که در تشریفات ازدواج شرعی مورد نظر اسلام هست تشریح شد و روشن شد که واژه “اَنكحتُ” و واژه های دیگر هیچگاه بمعنا و مفهوم مبتذلی که کامنت گذار عنود لجوج متعصّب ادّعا کرد نیست و روشن شد که در همه زبانها معانی اولی لغت ها می تواند بقرائن لفظیه حالیه و مقامیه مبدا اشتقاق و استعمالات گوناگون باشد وتکثّر یابد،و اینکه یک کافر عنود لجوج متعصّب حتی بدون توجّه به اصل و نسب و عرف نکاح بین والدین خود ،نیز بدون توجّه به شهادت لغوییّین صرفا با فحّاشی بر دریافت ناقص خود اصرار کند و بدون توجه به عرف نکاح و ازدواج مادر و خواهر و همه زنان نسبی و سببی قوم و خویش ،زنی را که شرعا و قانونا بعقد نکاح و ازدواج مردی درآمده و همسر او محسوب می شود را تعبیر به “فاحشه”کند و از ازدواج معتبر متقابل شرعی قانونی که موکول برضایت طرفین هست به “فحشاء”تعبیر کند،این رویکرد هیچ دلالتی
      جز بر نقصان “خرد” و بر “تعصّب و لجاجت” و بر”دین ستیزی کور و متعصّبانه” ندارد ،همانکه در قرآن از این سنخ افراد تعبیر فرمود به :”صمّ بکم عمی فهم لایعقلون” یعنی کافران معاندی که برابر حقیقت روشن شده انکار و ستیزه می کنند بمنزله افراد کر و کور و گنگی هستند که همه راههای خردمندی بر آنان بسته شده است یعنی اینکه کری و کوری و گنگی معنوی انسان را می کشاند به سقوط در پرتگاه “لایعقلون” که همه شان و رتبه بهائم و چهار پایان است…،صدق الله العلیّ العظیم ،راست گفت خدای بزرگ و بلند مرتبه.

       
    • اینهم سندی بر عشق دختر 7 ساله به مردی 53 ساله.
      «تاریخ طبری یا تاریخ الرُسل و الملُوک، محمدبن جریر طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، 1352، جلد چهارم، صفحه های 1291و1292»
      … عایشه گوید: و چون به مدینه رفتیم ابوبکر در سنح، محله‌ی بنی حارث‌بن خزرج، فرود آمد. روزی پیمبر به خانه ما آمد، تنی چند از مردان انصار و چند زن با وی بودند، مادرم بیامد، من در ننویی بودم و باد می‌خوردم مادرم مرا از ننو پایین آورد و سرپوش مرا بیاورد و صورتم را با آب بشست. آنگاه مرا کشید و بُردو چون به نزدیک در رسیدم مرا نگهداشت، کمی آرام شدم. آنگاه به درون رفتم. پیمبر خدا در اطاق ما برتختی نشسته بود.
      گوید: و مرا کنار او نشانید و گفت: «این خانواه تواست، خدا آنها را به تو مبارک کناد و ترا به آنها مبارک کناد.» و مردم و زنان برفتند و پیمبر در خانه‌ام با من زفاف کرد، نه شتری کشتند، نه بزی سر بریندن، آنوقت هفت سال داشتم و سعد بن عباده کاسه‌ای را که هر روز برای پیمبر می‌فرستاد به خانه‌ی ما فرستاد.

       
  22. سلام بر ناظران گرامی
    جنگ جنگ و بازهم جنگ.سایه شوم آن هنوز نعمت حکومت داران مذهبیست.جنگی که در آن رهبر کشور چنان غافل از جبهه ها بود که فرماندهان هم با استفاده از این بی خبری شکست را پیروزی و فلاکت را سعادت برایش نمایان می ساختند!جنگی که گرداننگان آن در دروغگویی به مردم از ما وقع آن از همان زمان تاکنون ممارست داشته اند.جنگی که هنوز محل بحث است و بسیاری به تحریف وقایع آن می پردازند.
    http://www.bbc.com/persian/iran-features-41422607
    پاینده و پیروز باشید

     
  23. ایران دوست واقعی

    استاد گرامی با درود ، حکایت هم حکایتهای قدیمی که چقدر اموزنده بودند . حتی اموزنده و کارامدتر از …
    ⚡️حکایت⚡️

    نیمروز بود کشاورز و خانواده اش برای نهار خود را آماده می کردند. یکی از فرزندان گفت در کنار رودخانه هزاران سرباز اردو زده اند چادری سفید رنگ هم در آنجا بود که فکر می کنم پادشاه ایران در میان آنان باشد. سه پسر از میان هفت فرزند او بلند شدند به پدر رو کردند و گفتند: زمان مناسبی است که ما را به خدمت ارتش ایران زمین درآوری، پدر از این کار آنان ناراضی بود اما به خاطر خواست پیگیر آنها پذیرفت و به همراهشان به سوی اردو رفت.
    دو جنگاور در کنار درختی ایستاده بودند که با دیدن پدر و سه پسرش پیش آمدند: جنگاوری رشید که سیمایی مردانه داشت پرسید چرا به سپاه ایران نزدیک می شود. پدر گفت فرزندانم می خواهند همچون شما سرباز ایران شوند.
    جنگاور گفت تا کنون چه می کردند؟ پدر گفت همراه من کشاورزی می کنند.
    جنگاور نگاهی به سیمای سه برادر افکند و گفت و اگر آنان همراه ما به جنگ بیایند زمین های کشاورزیت را می توانی اداره کنی؟
    پیرمرد گفت آنگاه قسمتی از زمین ها همچون گذشته برهوت خواهد شد؟ جنگاور گفت: دشمن کشور ما تنها سپاه آشور نیست. دشمن بزرگتری که مردم ما را به رنج و نابودی می افکند گرسنگی است. کارزار شما بسیار دشوارتر از جنگ در میدان های نبرد است. آنگاه روی برگرداند و گفت مردم ما تنها پیروزی نمی خواهند آنها باید شکم کودکانشان را سیر کنند و از آنها دور شد.
    جنگاور دیگری که ایستاده بود به آنها گفت سخن پادشاه ایران را به گوش بگیرید و کشاورزی کنید. سپس او هم از پدر و سه برادر دور شد.
    فرزند بزرگ رو به پدر پیرش کرد و گفت: پدر بی مهری های ما را ببخش تا پایان زندگی سربازان تو خواهیم بود.

     
  24. با سلام ،آقای نوری زاد عزیز
    فیلم سلیقه شخصی است .
    من متوجه نشدم این فیلم دوران جنگ بود، اگر بود بسیار کمبود داشت و مبلغ نظام و شهادت است، اگر منظور جبهه جنگ حرمین بود، نیزبی محتوا بود،و توهینی به زن که تا زمانی نقش و آنهم نقش منفعل دارند که شوهرشان در جبهه است و بعد چه می شود؟ آیا کسی از این خانوادهای بی سرپرست مطلع است؟ این زنان حتما زندگی آسانی ندارند! متاسفم من فیلمهای ایرانی را به ندرت نگاه می کنم، تا کنون بهتر از فیلمهای آقای جعفر پناهی ندیده ام.

     
  25. یاران جان درود

    در اخبار بود سری به سودای سرداری و سروری شاید هم روسری کردن برسری

    سر خود از دست داد و تن بی سرش را سران تشییع کردند.

    از این قضیه نباید سر سری گذشت چون .

    1-سرداده وسرزن هردو شهادتین از نوع غلیظش را اعتقاد داشتند وکشته های

    طرف خود را شهید خواندند .چه به نفع بغدادی چه بشاری ومردم سر در گمند

    کدام یک ……

    چند صباحی پیشتر سر سربازی در سر مرز این مملکت به سر نیزه شد نه سرانی

    اعتنا فرمودند نه سردارانی به خط وآن نیست مگر سران وسردارانمان را سودایی

    دیگر در سر است که حکمن سرحدات کشور وسربازان ودین نتواند ….

    دل خوش دارید که سر بسر سر کاریم .

    بیسوات

     
  26. فیلم ایرونی رو نگو که از این فیلم ها و هنرپیشه های دو زاری ایرونی که برای پول و تهیه لوکشین تن به هر خواری می دن و مزاحمت واسه این و اون ایجاد می کنن بیزارم! با یه کامیون نره خر که پر از لوازم بزک دوزک و تخته و سه پایه هست می آن بدون اطلاع ساکنین مکان رو تصاحب می کنن و کاری جز ایجاد راه بندون و زر زدن زیادی هم ندارند وبعد یه فیلم آب دوغ خیاری تحویلمون می دن نباید هم انتظار بیشتری داشت! یه جورایی کارشون شده مثه فوتبالیستها که پولهای قلمبه قلمبه می گیرند اما بازدهی کارشون به لعنت اون آقا الاغه هم نمی ارزه!

     
  27. با سلام و درودهاي گرم و پر مهر
    دو گفتگو ؛ دو فرياد !
    1 – حسين دائمي، پدر زنداني سياسي آتنا دائمي، در گفتگو با راديو ندا از ماجراي دستور رئيس زندان اوين به دستبند و پابند زدن به آتنا در اتاق عمل بيمارستان و اعتراض آتنا و انجام نشدن عمل جراحي مي گويد.

    http://radio-neda.blogspot.com/2017/09/blog-post_26.html

    2- پژواك طنين فرياد كارگران ”هپكو” و ” آذرآب ” اراك در سراسر ايران ، در گفتگو با شهروندان

    http://radio-neda.blogspot.com/2017/09/blog-post_24.html

     
  28. در شهر هرت

    “امارات متحده عربی امیدوار است اولین کشوری باشد که از پهپاد برای تاکسیرانی استفاده می کند.”

    ونظام اسلامی امیدوار است اولین نظامی است که بهشت و حوری هایش را قبضه کرده، و از شهادت برای بهشترانی استفاده می کند.

    اگر دین ،خود را نخود هر آشی و پا در کفش سیاست نمی کرد ، منطقه خاورمیانه، شاید آبادترین منطقه می بود . این منطقه نفت خیز می توانست ،نمونه رفاه و صلح و هم زیستی مسالمت آمیزاقوام و ملل گوناگون باشد.
    آما، روحانیان شدند نخود و مردم نیز چغندر، حاصل نیز آش بدمزه ای شد که به هر جانوری بدهند ، قهر می کند، الا پامنبریان.
    طالبان و داعش و خمینی و خامنه ای و سیستانی وکاشانی و … همه از دم چنان بجان صلح منطقه افتاده اند که صلح در خاورمیانه همان وپشت گوش دیدن همان .
    چه باید کرد؟ چطور می شود به این آخوندان بیسواد فهماند که دوران دستک و رمالی به پایان رسیده است و پا در کفش کاردانان نکنند؟

     
  29. سلام بر ناظران گرامی
    حماقت تنها چیزیست که نهایت ندارد.بند به عمر خویش و در کل تاریخ قومی به این درجه از سفاهت که در شیعیان دیده ام در جای دیگر مشاهده نکرده ام.به مازوخیسم و سادیسم مذهبی بنگرید.
    https://oxpic.blogspot.com/2017/09/20-sad-moments-from-ghame-zani-in.html?m=1
    موفق باشید

     
  30. رسول دانیال زاده، ابر بدهکار بانکی و پدر عروس روحانی، به کمک حسین فریدون اخوی گرامی رئیس جمهور، 12 هزار میلیارد وام گرفت و فلنگو بست و یک راست رفت پیش محمود رضا خاوری. عجب گاو شیردهی شده این کشور اسلام پناه!!

    https://www.facebook.com/photo.php?fbid=1272915979485334&set=a.237816276328648.46401.100003008336582&type=3

     
    • حفظ حكومت بشار اسد، شبيه به جريان كربلا ست! اینو کی گفته؟ حاج مجيد انصارى! از اس…(سه نقطه از مش قاسم)هال طلبان حکومتی. کجا؟ توی سایت حاجی کلمه. این یکی که دیگه ر…(سه نقطه از مش قاسم)د به همه اینا.
      ترجمه: بشار اسد=امام حسین.

       
  31. حاج مم جفات نتراشیده نخراشیده: اگر آمریکا از برجام خارج شود، ما هم گزینه خروج از برجام و هم گزینه‌های دیگر را داریم.
    مش قاسم: چیکار میخواهی بکنی؟ برگردی به اتم کردن؟ نون اتمی میخوای بپزی که ملت گشنه بخوره؟ گوشت اتمی میخوای تولید کنی؟ اگه مش قاسم اینا رو میفهمه اونوری ها بهتر و بیشتر از مش قاسم حالیشونه. چرند نگو! آخ یادم رفت بچه بازاری اسلامی چیزی غیر از چرند گفتن حالیش نیست.

     
    • مش قاسم! مودب باش،اگر کسی حقیقتا در زیر سقف کبود سزاوار چرند گوئی باشد آن کس کسی نیست جز مش قاسم سایت نوریزاد که مسائل گوناگون سیاسی و اقتصادی را بصورت سطحی و مغالطه آمیز و تبلیغاتی مطرح میکند.
      مش قاسم!من با تو دعوایی ندارم اما از تو یک درخواست دارم و اون درخواست اینه که یکبار هم شده بیا و مرد باش یا اگر زنی بیا و زن باش و از لفافه تبلیغات یکطرفه مغالطه آمیز و نق زدن های پوچ مبتنی بر مخالفت کلی با سیستم جمهوری اسلامی و توهین به این و اون خارج شو و با دیگران گفتگوی منطقی داشته باش. ما الان بگذشته سیاست گذاری و سیاست گزاری هسته ای ایران کاری نداریم ،شما فرض کن همه سیاست گذاریها و سیاست گزاریهای جمهوری اسلامی در سرمایه گذاری برای غنی سازی اورانیوم و تلاش در جهت استفاده از اورانیوم در طبّ و کشاورزی و تولید برق در نیروگاه اتمی تماما غلط بوده،یا اصلا فرض کن واقعا مقصود ایران از غنی سازی اورانیوم و تحقیق روی انواع ری اکتور و سانتریفیوژ و چیزهایی از این قبیل ،تولید بمب و سلاح اتمی بوده،شما که الان اینجا فرادستانه از یک دیپلمات کارکشته که آنوقتی که شما سر کوچه گردو بازی می کردی سالها در سیاست و حقوق بین الملل درس خونده و تدریس کرده و در محافل سیاسی حقوقی جهان شناخته شده هست و بقول رئیس جمهور الان تبدیل به یک برند شده بی ادبانه به “حاج مم جفات” و “بچه بازاری” و “چرند گو”تعبیر می کنی ،بمن بگو شما الان فرضا اگر سکّان سیاست و دیپلماسی کشور یا وزارت خارجه را در اختیار داشتی در مورد پرونده هسته ای ایران چکار می کردی؟ آیا بجای مذاکره و گفتگو و انعقاد برجام با دنیا جنگ می کردی یا با مذاکره تلاش می کردی هم از حقّ هسته ای مردم ایران دفاع کنی هم با رفع تحریم ها سعی می کردی اوضاع اقتصادی مردم ایران رو بهبود بدی؟ فرض اینه که بهر علت سیاسی یا غیر سیاسی بشما و کشور شما سوء ظن بردند و کاری را که کشورهایی مثل برزیل و کره جنوبی و ژاپن و آلمان و جاهای دیگر با غنی سازی اورانیوم و استفاده از حق هسته ای انجام می دهند را به تلاش برای تولید سلاح هسته ای تعبیر کردند،بعد دیپلماسی جدید یک دولت یا اصلا کلیت نظام جمهوری اسلامی ایران مشی تعامل بیشتر با آژانس و جهان را پی گرفته و مذاکره کرده و به یک تفاهم و قرار داد بین المللی رسیده مبنی بر “کاهش در صد غنی سازی اورانیوم “و “نظارت های بیشتر آژانس” و “خارج کردن اورانیوم درصد مثلا بیست از کشور” و “پذیرش غنی سازی درصد پایین مثلا پنج درصد”،و در ازای آن چند قطعنامه شورای امنیت کنسل شده و تحریمهای تجاری و کشتیرانی و بانکی کلا یا بعضا متوقف یا معلّق شده و طراز تجاری ایران با کشورهای اروپائی افزایش پیدا کرده،بنظر تو که ظریف را به چرند گوئی وصف می کنی این کار کار غلطی بوده تحت عنوان برجام؟ این یک سوال.
      و سوال دوم اینکه حالا ایران به این قرار داد راضی و بشهادت آژانس تاکنون متعهّد به تعهّدات خود بوده و تخلّفی نکرده،بعد یک چرند گویی مثل خودت -یعنی رئیس جمهور روانی و پوپولیست امریکا- آمده با مزخرف گوئی و خلط مبحث می خواهد دبّه کرده و زیر میز بزند ،سوال من از مش قاسم اینه تو اگر بجای -بقول بی ادبانه خودت- “حاج مم جفات”بودی با دستمال یزدی می رفتی باستقبال زورگوئی و چرند گوئی ترامپ یا با اظهارات و استدلال های گوناگون تند و کند دیپلماتیک تلاش می کردی هم این فرد بی منطق رو مجاب به عمل بتعهّد کنی و هم دول اروپائی را ترغیب به حفظ تعهّد و مقابله با این فرد کنی و هم یک قرار داد معتبر بین المللی رو حفظ کنی؟ شما که دائم با نق زدن به همه چیز و همه کس ایراد می گیری بمن بگو اگر خودت بجای ظریف بودی در این زمینه چکار می کردی؟

       
      • با درود
        نقل است که اشتری از عربی مفقود شدی، عرب چندان بگشت که ملول و بیزار شد، پس سوگندان سخت بخورد که گر اشتر یابمی به پشیزی بفروشم، قضا را چندان بر نیامد که اشتر بیافت و سوگند بر گردنش بماند. تدبیری کرد و گربه ای بر گردن اشتر آویخت پس به بازار شد و بانگ بر آورد « یا ایها الناس اشتر فروشمی به پشیز »خلقی بسیار ازدحام کردند که اینک پشیز، بستان و برو. گفت :شرط کرده ام بی گربه نفروشم و بهای گربه دو سکه زرّ باشد! بدان عهد اشتر بها کم از نیم سکه زرّ بودی، یکی گفت :چه بودی گر این گردنبند بر گردن اشتر نبودی!
        اینک یا سید مرتضی! بدین عهد اشتر همانا مولانا نوریزاد، و مش قاسم گردنبندش باشد و این اشتر بی گردنبند کس نفروشد ! تمت

         
    • مش قاسم جان لطفا به سئوالات زیر پاسخ بده :
      ۱- نون اتمی چیه ؟ مگر نون غیر اتمی هم وجود دارد ؟
      ۲- گوشت اتمی چیه ؟ مگر گوشت غیر اتمی هم وجود دارد ؟
      ۳-از نظر شما ” چرند گویی ” محمد جواد ظریف به خاطر بچه بازاری بودنشه یا مسلمان بودنش ؟ یعنی هر کی بچه بازاری بود یا مسلمان بود چرند میگوید یا این که یه بچه بازاری که مسلمان هم هست حتما چرند میگوید ؟ با تشکر پیشاپیش به خاطر جوابی که حتما میدهید .

       
  32. تست هوش برای کامنتگذاران عزیز
    سئوال : چه کسی اخیرا کامنت زیر را گذاشته ؟
    کامنت مورد نظر :

    “روح بزرگ مهدی باکری و ابراهیم همت؟
    مش قاسم: روح بزرگ نبود، روح فریب بود! این دوتا هم فریبخورده و گمراه.”

    برای کمک به شما سه جواب که یکی از ان ها درست است پیشنهاد میشود :

    ۱- یه آدم بیشرف وطنفروش
    ۲- یه آدم وطنفروش بیشرف
    ۳- مش قاسم

    کسانی که جواب اول را میدهند امتیاز خیلی بد بدهند
    کسانی که جواب دوم را انتخاب میکنند امتیاز بین خیلی بد و عالی بدهند
    و کسانی که جواب سوم به نظرشان درست است امتیاز خیلی عالی بدهند

    پاسخ درست متعاقبا اعلام میشود . با تشکر از شرکت شما در این تست !

     
    • بازم ناشناس آشنا تو که در دو آلترناتیو 1 و 2 خودت و معرفی کردی!

       
      • تا یکی حرف از وطنفروشی میزنه سرو کله سرکرده آن ها مزدک پیدا میشه مبادا کسی زودتر ادعای زعامت طایفه وطنفروشان را بکنه . من تو دهنی زدن های وطن دوست به تو را کاملا به یاد میآرم که کارت به گریه کشیده بود ولی خوب وقتی بچه ای “پررو” شد و معتاد به ” اون کار” هر چی سرکوفت و سرزنش میشنوه انگار نه انگار . حالا حکایت توئه مزدک . از رو نمیری مثل همین دوست عزیزت مش قاسم . کجایی وطن دوست این بابا دوباره هوس توسری کرده مثل فیلها که کله بزرگ پراز خالی دارند و لازم دارند که فیلبان دائم تو سرشان بزنه .

         
        • گور بابای مزدک و تو کرده! وطن کدوم گور بود که بشه حتی فروختش؟!؟!؟ اما مش قاسم از نظر من موجود خطرناکی نیست و متعجبم چرا اینقدر ازش می ترسین! خلاصه کلام اینکه وقتی کار وطن به بی وطن بودن کشیده، منم به این چلغوزها هر چی دلم بخواد می گم! اون آهنگ رو یادت هست که می گفت ایران ایران سرم روی تن من نباشه گر که بیگانه بشه هموطن من! حالا من موندم با این همه سر روی بدن این همه تخم و ترکه عرب تو مملکت ما چیکار می کنه!

           
          • این همه تخم و ترکه ایرانی تو مملکت های دیگه چه میکنند ؟ مردک بیمقداری که با اسم مش قاسم چرند میگذارد البته که خطرناک نیست , خطرناک که هیچ اصلا چیزی نیست . فضله ایست که روی خودش مگس سگی جمع کرده . ناجوانمردی و حق ناشناسی بود اگر کسی از شهیدان گرانقدرمان دفاع نمیکرد . امیدوارم این اندک را حداقل بفهمی !

             
    • در شهر هرت
      وطن فروشتر از نظام اسلامی که دارایی مردم را در عراق و سوریه و اهداف پلیدش بباد می دهد؟
      بیشرفتر از کسانی که زن و بچه اشان را برای حرم مردگان و حوری ان بهشتی رها می کنند؟

       
      • امثال تو و مش قاسم، انسانهایی بی شرف، بی هویت و بی هدف و یک مشت حیوان دوپا هستید که فقط طالب زندگی نباتی و حیوانی هستید؛ خور و خواب و خشم و شهوت…شماها فقط ادعای وطن پرستی ،انسانیت و صلح طلبی میکنید و در عوالم هپروت سیر میکنید…مگر میشود وطن پرست باشی و وقتی کشور مورد حملۀ بیگانه قرار گرفت،کَکَت هم نگزد.
        شماها را باید بفرستند یک جزیره یا بهتر بگویم یک طویله به بزرگی یک جزیره و تمامی امکانات زندگی حیاتی و حیواتی را برایتان فراهم کنند تا فقط بچرید و بچرید و بچرید؛ زندگی از نظر شما خلاصه شده در همین.
        امثال باکری ها و همت ها جوانان پاکی بودند که شرف داشتند، هویت داشتند و هدف داشتند.
        اگر هر حکومت و رژیم دیگری هم در آینده بر ایران حاکم باشد؛ شک نکنید که به کوری چشم شماها، همچنان این اشخاص عزیز هستند و یادشان گرامی؛ این افراد برای دفاع از وطن، جان عزیز خود را تقدیم کردند، بی هیچ چشمداشتی. مهم نیست ایدئولوژی آنها چه بوده، مهم اینست که برای وطن جان دادند.
        امثال شما بی شرفها و بی هویت ها و بی هدف ها همین الان اگر عمو ترامپ جونتان حمله کند به ایران، خوشحال هم میشوید ولی امثال من با چنگ و دندان در مقابل آنها می ایستیم. ایران هیچگاه بدست بیگانگان نخواهد افتاد و اگر قرار به تغییر باشد باید خودمان تغییر ایجاد کنیم.هیچ بیگانه ای حق ندارد با بهانه و بی بهانه سرزمین ایران را مورد حمله قرار دهد. تا امثال من هستند شماها باید فقط تا دیر نشده به فکر تدارک آن طویله به وسعت یک جزیره باشید برای چریدن. تمام شور و شوق شما و اینهمه توهین و تحقیر شما نسبت به دیگران، فقط و فقط برای منفعت شخصی ست و پس از رسیدن به آن کمال که چریدن بی دغدغه است، دیگر رنگ میبازد.
        امثال شما نه وطن میشناسد و نه میتواند شرافت را هجّی کند؛ زندگی شما خلاصه شده در چریدن و برای یک تکه نان و زندگی حیوانی و نباتی بی دردسر، هم خود و هم ناموس خود را تقدیم بیگانگان میکنید. به همین دلیل است که بسیاری از شما برای چریدن بهتر، جلای وطن کرده اید.
        شما عده ای خودخواه و منفعت طلب هستید که نه میدانید ایثار چیست و نه فداکاری را میشناسید؛ همان که گفتم…هدف،شرف و هویت شما، همه و همه خلاصه شده در چریدن و بس.
        اُف بر شماها! … تُف بر شماها!

         
        • آنارشیست موقع ایراد کردن این جملات پیشنهاد می کنم از این ساس بندها روی تنبان مبارک استفاده کنی که یه وقت نیفته پایین! کار از کمربند و این حرفها گذشته!

          ————

          کنایه های تند بیش و پیش از آنکه ما را تخلیه کنند، به سستی سخن ما اشاره دارند.

          .

           
          • لطفاً این جمله را ترجمه کنین ببینیم به چه زبانی نوشته اید؟ “کنایه های تند بیش و پیش”… این بیش و پیش یعنی چه؟!؟!؟ باز نوری زاد رفتی پای اونقل منقل آخوندها، پس و پیش شروع کردی نوشتن!!!

            ————–

            درود دوست گرامی
            احتمالا اگر من یک ویرگول بعد از کنایه های تند بکار می بردم، منظورم بهتر درک می شد. منظورم این بوده که: کنایه های تند، بیشتر و پیشتر از این که ……
            مشکلش کجاست؟ این که درست است و به منقل ربطی ندارد.

            .

             
        • Anarshit باز که جوش اوردی و خصلت آخوندیت رو بروز دادی. خب اون طویله ای که قراره مش قاسم و انسان همچون حیوانات بخورند و بچرند، مگه همون بهشت برینی نیست که قراره تو و همکارات توش مث حیوانات بخورین و بچرین و با حوریهاش کل کل کنین؟

          ————

          توهین نکنیم دوست گرامی
          باشد؟
          سپاس

          .

           
          • ناشناس … لیسم!
            خوبه این زنان شجاع! (انسان و مش قاسم ) یه چندتا ناشناس …کشلقمه دور و برشان دارند!
            بهشت من همین دنیاست و در کنار چون تو ناشناسی در ناکجا آباد!
            جیگرتو!…بد دهن خوش اندام! من یه موی تو رو به صد تا حوری نمیدم!

             
  33. جناب آقای نوری زاد سلام
    در صبر، بردباری، خیر خواهی، همت و انرژی فوق العاده ی جناب عالی اشاره به نامه هاتون به رهبر ج. ا. کافیه که تا امروز 37 نامه شده؛ نامه هایی پر محتوا با اشاره به نکته هایی ظریف و البته مهم و اثرگذار ولی سوال من اینه که
    من، شما یا مردم از رهبر ج. ا. چه انتظاری دارند؟
    و اصلا از حکومت تحت امر این شخص چه انتظاری می شه داشت؟
    آیا می شه از کسی که خلاف قانون و با یک جمله ی روی هوای آقای هاشمی به این مقام رسیده آدم انتظار یک مجموعه ی قانون مدار و مردم سالار رو داشت؟
    سیستمی مبتنی بر دروغ، ریا، تظاهر، دنیا پرستی و به باد دادن سرمایه و انرژی یک کشور در بحران های مختلف متاسفانه در لباس پیامبر و علی.
    جناب آقای نوری زاد عزیز! چه طور رییس جمهور با اختیاراتی محدود و اندک حداکثر 8 سال می تونه در سمتش باشه ولی رهبر با یک دنیا اختیارات جور واجور که حتی انبیا و ائمه هم چنین اختیاراتی ندارن همیشگیه و غیر قابل پرسش و سوال؟!!

     
    • آقای نوریزاد لطفا نوشته این فرد را حذف کنید- از من نیست. اسم قحطی است نمی تواند نام دیگری پیدا کند نام دیگران را جعل می کند.اگر حذف نشود شاید برای همیشه دیگر نوشته ای از من درج نشود.این نام-خوش و حلال این آقا باشد.

       
      • آقای نوریزاد برای همیشه خداحافظ. به نوشته ام وقعی ننهادید پس خداحافظ برای همیشه.

         
      • موخره: این کاربر یک بار دیگر از نام من سوء استفاده کرده بودو من به آقای نوریزاد نوشتم که از من نیست.گمان کنم آقای نوریزاد در تهران نیستند و کس دیگری که امین آقای نوریزاد است پستها را نشر می دهد.ولی به هر حال شاید در چنین مواردی باید یک پسورد یا ایمیل همینجوری به قول آقای نوریزاد را آماده داشت تا دیگر این رفتارها سر نزند.

        ————-

        درود البرز گرامی
        بهتر است یک نشانی یا یک ایمیل قراردادی میان من و شما – از شما – باشد که من بتوانم البرز اصلی را تشخیص بدهم.
        سپاس

         
  34. اندر روضه خوانی حجت الاسلام والمسلمین در هیأت دولت و زار زدن اعضاء .

    https://www.facebook.com/tavaana/videos/1576471925732148

    آیا اعضاء دولت هرگز برای این طفلان معصوم که هر روزه در زباله دانیها به دنبال قوت لایموت هستند، زار زده اند؟

    https://www.facebook.com/photo.php?fbid=1632925453655451&set=a.1380148302266502.1073741828.100008140350210&type=3

     
  35. در شهر هرت
    ابومرزوق تاکید کرد: ایران ، مقاومت فلسطین را با مال و سلاح در سخت ترین شرایط کمک و پشتیبانی کرده و نقش مهمی در توانمند سازی گردان های شهید عزالدین القسام (شاخه نظامی حماس) داشته است.

    نظام غلط بی جا کرد وحرامتان باد.

     
  36. در شهر هرت
    همه پرسی اقلیم کردستان بسیار بجا و حق مردم کردستان بود.
    چرا؟
    ۱- نیاز مردم کردستان به کردستانی آزاد و دموکراتیک
    ۲- لزوم ایجاد صلح در منطقه
    ۳-فرو نشاندن جنگ و کوتاه کردن دستهایی چون حزبالله و احزاب شیعی که نظام داعشی ایران در آن سهم دارد .
    ۴- آگاهی بدین نکته که ،هیچگاه دولت دست نشانده شیعی عراق ، امتیازی به کردهها که هیچ سنی ایان نخواهد داد.
    ۵- آگاهی مردم کرد که باید خود سکان اختیار سرنوشت را در دست بگیرند.

    اینکه عده ا ی بر ضد رفراندم رجز می خوانند ، چه کشورهای اروپایی و آمریکا وکشورهای منطقه ، هر کدام مصالح خود را در نظر گرفته وخواسته های مردم کرد برایشان بی تفاوت است و ما شاهدیم که آمریکا و اروپا با اینکه شعار ضد حاکمان استبدادی منطقه را می دهند در عمل از خواسته های دموکراتیک مردم کرد پشتیبانی نمی کنند و در واقع همه پشتیبان حاکمان مستبد منطقه اند، که باعث شرمساری بشراست.

     
  37. در شهر هرت
    قوانین شرعی ضد بشری اسلامی همچنان در سرکوب اندیشه و ایرانیان پر کارند، هر روز تعزیر هر روز اعدام .
    اگر روزی دو اعدام را از روز ایجاد نظام اسلامی در ایران در نظر بگیریم ، تعداد اعدامیان می شوند حدود؛۲۹۲۰۰ نفر ،این رقم حتما چند برابر است و میزان فاسد بودن این دستگاه شرعی را نشان می دهد. این دستگاه سرکوب خود را از یک طرف با زندانی کردن و شکنجه و تعزیر و اعدام و از طرفی با کشتن مردم ایران در جنگی ابله هانه را که ربط و سودی برای ایرانیان ندارد ، تحمیل می کند.
    تعداد کشته شدگان جنگ به نام فریب شهید را چه باید تخمین زد؟!
    همه برای اینکه، نظام داعشی و طالبانی بماند.

    -عرفان حلقه؛ حدود ۳۰۰ بازداشت، ۵۲ سال زندان و ۵۵۰ ضربه شلاق
    -یک زندانی در کرمان اعدام شد .
    – اعدام احد پورتقی در زندان تبریز .
    -سه شهروند سنندجی بازداشت شدند .

     
  38. اگر تن به تغییرات ندهند ایران به سمت شورش می رود (۱)

    ایران با سرعتی حیرت انگیز به سمت تنش، بحران و فروپاشی‌ می‌رود. فساد بیسابقه حکومتی، افزایش شمار تهیدستان و حاشیه نشینان در کنار عمیق شدن دره میان فقر و ثروت و اختلاف میان طبقات. رشد بیکاری و وضعیت وخیم اشتغال. خالی شدن روستاها، بحران آب و محیط زیست و کشاورزی. اعلام رسمی وجود قحطی در کشور و تامین خوراک 34 میلیون تن از طریق واردات. گسترش بیسابقه آسیب‌های اجتماعی، خشونت، قتل، تجاوز، دزدی، فساد، اعتیاد، روسپی گری، کودک آزاری. وضع نابسامان و پولی شدن و طبقاتی شدن بهداشت و درمان و آموزش و پرورش. بازگشت بیسوادی مطلق در کنار مدرک گرایی و شمار تحصیلکردگان بیکار. نرخ هولناک تصادفات جاده‌ای و مرگ و میرها و معلولیت‌ها و هزینه‌های سنگین و فزاینده آن بر اقتصاد و جامعه. فرار روزافزون مغزها، سرمایه‌ها و نیروی کار. هرج و مرج فکری و فروپاشی بنیان‌های اخلاقی. شکلگیری گروه بندی‌های چپاولگر رانت‌خوار، اختلاس‌گر و فشار رقابت میان آنها بر زندگی مردم. ناتوانی در پیش گرفتن یک سیاست مستقل ملی. بحران در سیاست خارجی و مناسبات جهانی… همگی تصویری از چشم انداز نگران کننده‌ای است که کشور ما به سوی آن در حال حرکت است که نهایت آن جز رویارویی نظامی و فروپاشی چیزی نخواهد بود.
    در همین هفته گذشته تظاهرات کارگران اراک و بازتاب وسیع آن در میان مردم از یکسو و جشن و پایکوبی برای پیروزی همه پرسی در کردستان عراق در مناطق کردنشین ایران نمادی شد از شرایطی که ما در آن قرار گرفته‌ایم. سرانجام برنامه‌های اقتصادی اکنون بصورت بحران اقتصادی و اجتماعی و صنایع در آمده است. همانگونه که سیاست تبعیض ملی و مذهبی، جلوگیری از ساختن مساجد و مخالفت جناح راست حکومتی با ورود حتی یک نماینده سنی به هیئت رئیسه مجلس بصورت جشن پیروزی همه پرسی کردستان عراق در ایران جلوه گر شد. اینها همگی نشانه‌هایی از گسیخته شدن پیوندهای اجتماعی و اقتصادی و ملی میان مردم، طبقات و گروه‌های قومی و مذهبی است که‌ می‌تواند و‌ می‌رود ایران را به سمت فروپاشی سوق دهد.
    بحران در شرایطی نزدیک‌ می‌شود که رهبری نظام مانند همه دوران‌های تاریخی که کشور ما فروپاشید چند دسته است. همان توهم، چند دستگی و خیانتی که موجب فروپاشی دولت‌های هخامنشی و ساسانی و صفوی شد اکنون نیز در بخشی از رهبری کشور حاکم شده است. بخشی از حاکمیت در ایران که بعضا به رهبر جمهوری اسلامی و گروه‌های نظامی و سپاه نزدیک هستند از گسترش بحران استقبال‌ می‌کنند و به آن دامن‌ می‌زنند. اینان تصور‌ می‌کنند که‌ می‌توانند مسئولیت بحران را به گردن مخالفان یا رقبای سیاسی خود و دولت منتخب بیاندازند تا جایی که در نهایت یک راه بیشتر باقی‌ نمی‌ماند و آن بدست گرفتن قدرت توسط سپاه است. همان تصوری که با آن در پی طولانی کردن و بی‌راه حل کردن جنگ با عراق بودند، اکنون بصورت طولانی کردن و بی‌راه حل کردن بحران سیاسی و اقتصادی و اجتماعی درآمده است. اینان از هیچ کاری برای زمین زدن دولت و عدم موفقیت آن دریغ‌ نمی‌کنند.
    پاسخ سپاه به بحران از طریق یکدست کردن قدرت با نیروی نظامی هرچند‌ می‌تواند به طور موقت به چند دستگی‌ها خاتمه داده و نوعی وحدت تصمیم گیری بوجود آورد ولی پیشاپیش به چند دلیل محکوم به شکست است:
    1. این راه حل مربوط به شرایطی است که پیشتر بحران به اوج خود رسیده و کشور به مرزهای سقوط نزدیک شده و بنابراین حاکمیت یکدست سپاه نیز دست بازتری برای برخورد با بحران و حل آن در اختیار ندارد.
    2. درخود سپاه چند دستگی وجود دارد و بنابراین این بار پیامدهای بحران بصورت رویارویی نظامی درون سپاه در می‌آید و روند فروپاشی را سرعت‌ می‌بخشد.
    3. طرح سپاه برای رویارویی با بحران عبارتست از ایجاد فضای نظامی و تامین مشارکت اجباری و فرمانبرانه مردم که خود موجب رویارویی‌ها و خطرهای دیگریست که نه تنها به بهبود اوضاع و کاهش بحران و خطر فروپاشی منجر‌ نمی‌شود بلکه آن را تشدید‌ می‌کند.
    4. بالاخره، هدف از همه این تدابیر تامین حاکمیت یک قشر و گروه نظامی بر کل جامعه و اقتصاد است که با هدف مردم و نیاز جامعه ما به مشارکت سیاسی، پیشرفت اقتصادی و عدالت اجتماعی در تضاد است.
    راه حل دیگر که دربرابر رفتن کشور به سمت فروپاشی وجود دارد گسترش دموکراسی، آگاهی و تامین شرایط مشارکت واقعی مردم است. این راه حل هرچند هوادارانی در دولت و قوه مجریه و حاشیه حکومت دارد، اما مخالفان نیرومندی در بیت رهبری و ائمه جمعه و جماعات، دستگاه‌های نظامی و امنیتی و کارتل‌های اقتصادی دارد که با همه نیروی خود جلوی مشارکت مردم ایستاده‌اند و آن را به زیان خود‌ می‌دانند.

    ادامه دارد….

     
  39. اگر تن به تغییرات ندهند ایران به سمت شورش می رود (۲)

    بدینسان کوشش برای حل مترقی بحران و برونرفت از وضعیت فروپاشی به بن بست توازن قوا برخورد‌ می‌کند، بن بستی که شرایط فکری و ایدئولوژیک جامعه نیز دیوار آن را بلندتر‌ می‌کند، چرا که هواخواهان افزایش دموکراسی و مشارکت ملی در حکومت دارای یک برنامه اقتصادی که پایه مشارکت ملی را بریزد نیستند. برنامه اقتصادی آنان ادامه همان برنامه‌هایی است که به کاهش قدرت مردم و نظارت ملی و عمومی بر اقتصاد منجر شده است.
    بنابراین ایستادگی دربرابر فروپاشی کشور مستلزم ایجاد یک توازن قوای تازه است. برای ایجاد این توازن قوا باید قدرتی که از دولت گرفته شده و به سپاه، کارتل‌های اقتصادی، بخش خصولتی و خصوصی کلان، چپاولگران و رانت خوارها واگذار شده دوباره به دولت منتخب باز گردد. افزایش قدرت اقتصادی دولت منتخب ملی پایه هرگونه برنامه جایگزین برای بحران است که بتواند در برابر برنامه نظامی گری بایستد. انجام این کار مستلزم ایجاد پیش زمینه‌های فکری و ایدئولوژیک آن است. یعنی مقابله و نفی سیاست‌های اقتصادی چند دهه اخیر و تغییر آن از کاهش قدرت دولت به سمت افزایش آن است. در حالیکه فعلا در میان مخالفان راه حل نظامی بحران چنین سطح آگاهی دیده‌ نمی‌شود. آنان همچنان بدنبال پیگیری همین سیاست‌های اقتصادی و ایدئولوژیک سه دهه اخیر هستند که نهایت آن فروپاشی قدرت دولت بسود گروه بندی‌های نظامی خواهد بود.
    خلاصه اینکه ایران به سرعت به سمت بحران و فروپاشی‌ می‌رود. این فروپاشی به معنای خلاصی از جمهوری اسلامی و برپائی و جایگزینی فوری نظامی متفاوت با آن نیست، بلکه به معنای جنگ داخلی و ویرانی و تجزیه ایران است. در برابر گسترش این بحران دو پاسخ و یک راه حل وجود دارد. پاسخ نخست، پاسخ گروه بندی‌های نظامی است که در پندار آن هستند که میوه بحران و فروپاشی را بسود خود بچینند و از این طریق قدرت انحصاری سیاسی و اقتصادی را بدست بگیرند. این پاسخ هرچند فروپاشی را به طور موقت به تعویق بیاندازد ولی راه حل محسوب‌ نمی‌شود. تنها پاسخی که متضمن راه حل برای بحران و خطر فروپاشی است، تقویت وحدت ملی، تعمیق دموکراسی، اعتماد به مردم، ایجاد شرایط مشارکت آگاهانه، مقابله با چپاولگران و رانت خواران و افزایش قدرت دولت منتخب به عنوان وزنه اقتصادی و سیاسی سنگین و تعیین کننده دربرابر گرایش‌های نظامی گرایانه و استبداد طلبانه است. برای کامیابی پاسخ دوم و تبدیل کردن آن به یک راه حل لازم است که به سردرگمی فکری در جامعه خاتمه داد و مهار و تحت نظارت در آوردن همه قدرت‌های موازی با دولت منتخب اعم از خصوصی یا نظامی را به آگاهی و خواست عمومی تبدیل کرد.

    http://www.rahetudeh.com/rahetude/2017/mehr/617/sar617.html

     
  40. در شهر هرت
    با نگاهی به چندحاکم درخاورمیانه می توان به میزان فساد و استبداد و خطرناک بودن منطقه پی برد.
    -دولت فاسد دیکتاتوری اسد که مردم خودش را قتل عام کرده و می کند.
    – دولت دست نشانده شیعی درعراق
    – نظام اسلامی شیعه گستر و جنگ طلب ایران

    این دولتها، تاکنون مایه جنگ و خونریزی در منطقه بوده اند ، من آمریکا و سیاستهای غلطش را نیز مقصر در وضع کنونی می دانم و دیگر کشورها که چشمشان را بستند ، تا زمانی که با موجی از آوارگان مواجع شدند .

    پرورش داعش بدون آمریکا و ایران امکانپذیر نبود ه واست.نظام اسلامی بنیادگرای ایران برای اهداف ضد اسراییلی اش تا کنون از هیچ جنایتی بر مردم ایران و منطقه کوتاهی نکرده و با شریعت فاسد و غیر انسانی اش ایرانیان را سرکوب و عراق و لبنان را با خزانه ایرانیان آباد کرده است. حمایت از اسد باقربانی دادن سرمایه مالی و جانی ایران همراه بوده است.

    در این میان مردم آزاده کرد برای پاک سازی داعش جنگیدند و کوشیده اند صلحی در منطقه خود ایجاد کنند. که قابل تقدیر است و رفراندم حق مسلم این مردم است و باید مورد حمایت همه نیروهای تابع صلح باشد.کردستان آزاد ،توازنی در منطقه ایجاد خواهد کرد و نمونه ای مثبت خواهد بود تا صلح به منطقه باز گردد.
    باید دید چه نظامهایی از ایجاد کردستان آزاد و سکولار در هراسند؟
    نظام اسلامی ایران، دولت دست نشانده عراق، اسد و مستبدی چون اردغان.
    تااین نظامهای مستبد در منطقه اند، جنگ در منطقه خاموش نخواهد شد.

     
  41. جناب یاران، با سلام ،در ترکیه و سوریه و مناطق دیگری که کوردهایی حضور دارند هم اینطور است؟ یعنی آیا تجزیه طلبی و تلاش برای تجزیه یک کشور از مرزهای تعیین شده بین المللی تحمّل می شود؟! در همان امریکایی که مثال زدید با اینکه حکومت حکومت فدرال هست آیا اگر مثلا ایالت تگزاس بطور یکطرفه و مطلق اعلام استقلال از دولت مرکزی بکند و عملا بخواهد کشور امریکا را تجزیه کند تحمّل می شود؟ من در این مطلبی که شما در پست قبل نوشتید چیزی جز یک مخالف خوانی بی منطق ندیدم،بحث لزوم رعایت حقوق اقلیت ها و مناطق مختلف که در قانون اساسی ما یا عراق یا ترکیه و سوریه پیش بینی شده غیر از مساله خود مختاری در قالب تجزیه یک کشور است ،این مطلب هم نه اختصاصی بکوردهای عراق دارد نه اختصاصی به کوردهای ایران و سوریه و ترکیه،چیزی که مطابق قواعد و قوانین بین الملل هست این است که یکپارچگی و حاکمیت یک کشور و مرزهای تعیین شده بین المللی نباید به بهانه های مختلف نقض شود،این در واقع اختصاصی هم به ایران ندارد،در هیچ کشور متمدّنی نیز اینجور نیست که براحتی تجزیه آن تحمّل شود،به نظائر این موارد در اسپانیا و جاهای دیگر توجه کنید. بحث فدرالیسم هم البته غیر از بحث تجزیه یک کشور هست، بنظر من این منطق مخالف خوانی مطلق که شما دنبال می کنید صرفا فقط یک مخالفت سیاسی و دگراندیشی نسبت به یک نظام سیاسی نیست،من ناچارم تعبیر کنم که در باطن اینگونه مخالف خوانی ها چیزی جز خیانت به وطن و یکپارچگی آن نیست،گفتم بحث من این نیست که نباید حقوق اقلیت ها و اقوام و از جمله اَکراد محترم در ایران و سوریه و ترکیه و عراق استیفاء شود،این مساله ای جداگانه هست و راههای سیاسی مدنی قانونی خود را دارد،اما اینکه ما بطور کور و بی منطق صرفا از استقلال خواهی منجرّ به تجزیه یک کشور (خواه عراق خواه ترکیه خواه ایران خواه سوریه) دفاع کنیم و از پیش بینی و مقابله با این خیانت به “زور گوئی یا قدرت نمائی “تعبیر کنیم و چیزهایی بگوییم،مصداق مبارزه سیاسی متمدّنانه نیست،شما از منطق زور سخن گفتید،آیا در ترکیه هم که کردها احتمالا با درصد بیشتری حضور دارند دولت ترکیه باید اجازه دهد که اقلیم آنها کاملا از تسلط دولت مرکزی خارج شوند و بعد اگر در برابر تجزیه طلبی ایستاد باید او را باستبداد و زور گوئی متهم کرد؟ در سوریه هم اگر چنین شد باید دولت مرکزی چه کند؟در عراق نیز؟ معنای این تشویق ها یا اعتراضات چه چیزی هست جز تجزیه طلبی و هرج و مرج طلبی و تسامح و سطحی نگری نسبت به بهم ریختن مرزها و امنیت کشورها ؟ اگر بنای ما بر این باشد می دانید لوازم اینها چیست؟ لوازم این است که همه مرزهای تعیین شده بین المللی پس از جنگ دوم جهانی دستخوش تغییر و دستکاری شود برای اینکه در غالب کشورهای منطقه چنین بافت های قبیله ای و قومی یا مذهبی وجود دارد بلکه در بیشتر مناطق جهان اینطور است ،آیا باید در هرجا مشوّق استقلال خواهی کور و تجزیه طلبی و آنارشی بود؟ آیا این بنفع کشورهای منطقه است؟ این آیا بنفع خود کوردها هست؟ و شما قطع نظر از جمهوری اسلامی و مخالفت کلیشه ای که با آن دارید چطور بعنوان یک ایرانی می توانید در برابر انگیزه ها و کنش های تجزیه طلبانه بی تفاوت باشید یا حتی تشویق به آن کنید و ایستادگی در برابر تجزیه طلبی را به زور یا قدرت نمائی تعبیر کنید؟ البته الان پروسه اشتباهی که امثال بارزانی دنبال آن هستند در جریان است و نتایج آن نامعلوم ،اما دورنمای این پروسه حتی فقط در عراق چیست؟ آیا منطقه باز نیازمند یک جنگ قومی قبیله ای طولانی و تبعات آن است؟ قدری در تعبیرات و نوشته های خود دقت کنید.
    توصیه می کنم این نوشته بهروز بیات را دقیق ببینید:

    رفراندوم اقلیم کردستان و دو رهیافت متفاوت
    بهروز بیات

    http://www.iran-emrooz.net/index.php/politic/more/71151/

     
    • به این می گن مغالطه 🙁 در همان امریکایی که مثال زدید با اینکه حکومت حکومت فدرال هست آیا اگر مثلا ایالت تگزاس بطور یکطرفه و مطلق اعلام استقلال از دولت مرکزی بکند و عملا بخواهد کشور امریکا را تجزیه کند تحمّل می شود؟ من در این مطلبی که شما در پست قبل نوشتید چیزی جز یک مخالف خوانی بی منطق ندیدم،بحث لزوم رعایت حقوق اقلیت ها و مناطق مختلف که در قانون اساسی ما یا عراق یا ترکیه و سوریه پیش بینی شده غیر از مساله خود مختاری در قالب تجزیه یک کشور است ،این مطلب هم نه اختصاصی بکوردهای عراق دارد نه اختصاصی به کوردهای ایران و سوریه و ترکیه،چیزی که مطابق قواعد و قوانین بین الملل هست این است که یکپارچگی و حاکمیت یک کشور و مرزهای تعیین شده بین المللی نباید به بهانه های مختلف نقض شود)
      دوست گرامی اولا همه پرسی در بسیاری از کشورهای پیشرفته دموکرات انجام شده و نتجش برخلاف مغلطه شما به رسمیت شناخته شده مثل همه پرسی چند سال پیش در انگلستان برای جدایی اسکاتلند یا همه پرسی برای جدایی کاتالونیا از اسپانیا که به زودی برگزار می شه و مثالهای دیگه که بوده و هست.دوما چرا قیاس مع الفارق و قصاص قبل از جنایت می کنی؟!بذار اول آمریکا به جایی برسه که مثل حکومتهای دیکتاتور ایران و عراق و سوریه یه قسمتش از ناعدالتی حکومت به ستوه بیان و خواهان جدایی بشن بعدش آمریکا رو با این دار و دسته وطن فروش داخلی مقایسه کن.سیستم و قانون اساسی اونها به نحویه که حقوق افراد با خودی و غیر خودی کردن شهروندان پایمال نمی شه.سوما اون چیزیکه شما می گی نه تحمل بین المللی جدایی طلبی یه قوم داخلی یه کشور به دلیل ظلم بر اونهاست که اگه اینطور بود روسیه از هم نمی پاشید یا یوگسلاوی سابق تبدیل به سه کشور نمی شد بلکه جدایی یک کشور توسط یه کشور مهاجم مثل قضیه کویت یا مساله کریمه است.روشن شد!

       
      • مقصود ما از بحث ها نباید صرفا جدال لفظی باشد ،همه پرسی در هرجا انجام گرفته یا انجام می گیرد اولا باید با تفاهم همه اطراف قضیه صورت بگیرد و ثانیا در قانون اساسی آن جغرافیائی که بخشی از آن طالب استقلال هستند پیش بینی شده باشد،در مورد همه پرسی استقلال کوردستان عراق چنین ویژگیهایی وجود ندارد ،برای اینکه هم در قانون اساسی عراق چنین چیزی پیش بینی نشده بلکه در یکی از اصول آن بر یکپارچگی عراق علیرغم اقوام و مذاهب مختلف تاکید شده،هم در بین گروههای کوردی اتفاق نظری در این مورد وجود ندارد و گروههایی از کوردهای آنجا با نظر خواهی مخالف بودند و اصلا در همه پرسی شرکت نکردند، هم دولت مرکزی عراق با چنین امری مخالفت کرده،و هم سازمان ملل بعنوان یک نهاد معتبر بین المللی بر تثبیت مرزهای شناخته شده بین المللی تاکید کرده است.پس قیاس همه پرسی مورد نظر با همه پرسی در اسکاتلند قیاس مع الفارق است برای اینکه همه پرسی اسکاتلند که تصادفا با رای منفی اکثریت همراه شد با توافق دولت مرکزی بریتانیای کبیر و دولت محلّی اسکاتلند صورت گرفت (https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%BE%D8%B1%D8%B3%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%AA%D9%84%D9%86%D8%AF_%28%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B4%29 ) ، پروژه همه پرسی در کاتالونیای اسپانیا نیز هنوز با کش و قوسهایش در جریان هست و آنجا هم دولت مرکزی اسپانیا با آن مخالف هست و هنوز انجام نشده و در عین حال باید قانون اساسی اسپانیا را لحاظ کرد،همین شب گذشته نیز در خبرها بود که دولت اسپانیا نیمی از مراکز برگزاری انتخابات را مهرو موم کرده بود،و در هرحال همه موارد را نمی شود مورد قیاس قرار داد در حالی که اتفاق نظر وجود ندارد.بحث قصاص قبل از جنایت مطرح نیست،بحث این است که چه در حکومت های فدرال و چه در حکومت های غیر فدرال،اصل اول و اساسی حفظ یکپارچگی مرزهای شناخته شده هست،در اینجا هم باید قواعد رایج بین عقلاء را مورد نظر قرار داد،هم قواعد حاکم بین المللی را و هم مهمتر از همه قانون اساسی منطقه مورد نظر را ،چنانکه اشاره شد اصلا تجزیه و جداسازی بخشی از محدوده عراق فعلی بر خلاف قانون اساسی هست و اگر هم بنا باشد در یک جغرافیا چه بصورت فدرالی اداره می شود و چه بصورت غیر فدرالی،باید همه انسانهای ذوحق در آن جغرافیا راضی به همه پرسی باشند می دانی چرا؟ برای اینکه مثلا در جغرافیای عراق فعلی تحت یک قانون اساسی و اداره یک حکومت مرکزی،فقط کوردها نیستند که در مورد آن مناطق شمالی مثل اربیل و خانقین و خلاصه منطقه موسوم بکردستان ذو حق هستند،بلکه تک تک مردم عراق چه در عراق مرکزی و چه در عراق جنوبی بطور مشاع بر همه جغرافیای عراق صاحب حق هستند همانطور که کوردهای عراقی نیز بعنوان مردم عراق بر همه بخش های عراق حق دارند بنابر این نمی شود بر اساس قومیت ها و مذاهب هرکس هروقت دلش خواست اقدام بهمه پرسی قومی کرده و مجموعه یک جغرافیا را بتجزیه بکشاند،چون روشن است اگر چنین روشی باب شود امروز کوردها در آنجا اینرا خواهند گفت فردا در بخش های مرکزی عراق که بیشتر سنّی نشین هستند آنها هم یک خطّی دور خود می کشند که ما هم از بخش جنوبی و شیعه نشین عراق جدا هستیم! و این همان ضرب المثل سنگ روی سنگ بند نخواهد شد است.این مثالهایی هم که زده می شود همه فیه ما فیه هست ،مگر تجزیه ای که در یوگسلاوی با آنهمه زور و مناقشه و جنگ و کشت و کشتار صورت گرفت اکنون بنفع همه اطراف قضیه اعم از کروات ها و صرب ها و مونته نگرو ایها و بوسنیائی ها شد؟! همینطور در شوروی سابق که عوامل مختلفی باعث فروپاشی آن شد فرض در آنجا این بود که دولت مرکزی بصورت متحد جماهیر مختلف را تحت حاکمیت داشت ،و همه اینها قیاسش با مساله عراق متحد قیاس مع الفارق هست،و نکته آخر اینکه فدرالیسم و اداره فدرال یک مجموعه از مناطق مختلف روش بدی نیست و در عین حال فدرالیسم غیر از تجزیه شدن یک کشور به چند کشور هست ،من قبلا گفته ام کوردها همه جا محترمند و برای استیفاء حقوق طبیعی و قانونی آنها در همه جا باید کوشش کرد و با دولت های مرکزی و فدرالی تفاهم و گفتگو کرد،و این غیر از چیزی است که الان در عراق اتفاق افتاد ،اینکه الان آنجا اتفاق افتاد جدایی کامل سرزمینی است بصورت مرحله بمرحله! مطالب بارزانی نادان را ببینید ،جایی چیزی می گوید و جای دیگر برخلاف آن اصل مرزهای بین المللی را زیر سوال می برد،و بالاخره با وجود مرزهای بین المللی اگر جایی بنا بر خط کشی و استقلال سرزمینی مطلق باشد چون مجموعه یک سرزمین حق مشاع همه آحاد آنجا هست نمی شود بر اساس نهادهای قومی یا مذهبی اقوامی یا کسانی بخواهند این حق مشاع همه مردم آن منطقه را نادیده گرفته و یکطرفه و بر اساس قومیت خاص منطقه ای را بنفع خود مصادره کنند،در یک جمله باید دید روش عقلاء چیست؟قواعد بین المللی چه می گوید؟قانون اساسی مصوب یک سرزمین چه اقتضایی دارد؟ و حقوق عمومی همه آحاد افراد یک سرزمین چه اقتضایی دارد نه خصوص حقوق قوم کرد فقط،اینها را باید لحاظ کرد و همینطور روی بولهوسی یا مغالطه از چیزی دفاع نکرد.امیدوارم روشن شده باشد!

         
  42. بقول یکی: ای بگم اون 98 درصد رأیی که مردم بهتون دادن حرومتون بشه و از چشماتون بزنه بیرون!

    بر طبق طبیعت دمکراسی- رایگیری یک پروسه چهار ساله است نه یک پروسه دائمی، یعنی رای به جمهوری اسلامی که یک رای کورانه بود باید هر چهار سال تکرار شود.این حکومت صندوقهای بیزبان و بی اراده رایگیری را بازیچه مطامع استبداد خود کرده و با یک طراری و فریبکاری به جهان و عده ای از ساکنان ایران باورانده که دارند مردمسالاری می کنند!
    شما اگر یک لگو تهیه کنید یک سرگرمی فکری است می بینید که با تعداد معدودی تکه می شود تعداد زیادی شکل و فرم درست کرد.
    این حکومت تعداد محدودی سران دارد که بسیاری عراقی و بیوطن هستند که مانند مهره و تکه های لگو -دگرگونی و تغییر نمی یابند بلکه جاها و کرسی هایشان تغییر میکند.یک سال وزیر کشورند و سال دیگر استاندار و به همین ترتیب ادامه دارد.

    این روزها مصادف است با سی و نهمین سالگرد اخراج خمینی از عراق- همو که هنگام بیرون آمدن از نجف می گوید:خدا می داند که ما از این نجف چه کشیدیم.
    آهنگ و نیت آن را نداشت که به فرانسه برود زیرا غرب را نجس وآلوده می دانست. می خواست به یک کشور اسلامی برود ولی ابراهیم یزدی (بگویم گم به گور شده یا نه؟- نه نمی گویم) او را به فرانسه برد و کانونی خبری برای رسانه های جهانی ترتیب داد. او را مفتی مفتی باد کردند،حجیم کردند و به ملت ایران باوراندند که یک قدیس و مسیحادم زیر درخت سیب نوفل لوشاتو نشسته که رستگاری را برای ایرانیان به ارمغان می آورد.
    دروغهای او در فرانسه از کفر ابلیس مشهورترند و لزومی به بازگو کردن آنها نمی بینم.اما جهل مرکب ما ملت و توطئه نرم و ابریشمین انگلستان و گیجی و بی اطلاعی دستگاه سیاست خارجی آمریکا و همچنین اندیشه های نکبت واردشده از شوروی کمونیست با همدلی حزب توده- موجی درست کردند و او را سوار خر مراد کردند و به مردم ایران چپاندند.

    مردمی که مانند آن شتر مفلوک که بارش کلوخهای نمک بود و پهلوهایش از تیزی نمک، زخم و از شوری نمک می سوخت و به دلیل خراب شدن پل از آب رود- ردش کردند و شتر بیچاره پس از آن که متوجه شد آب رود – نمک را حل و در نتیجه بار او را سبک می کند و سوزش زخمهایش را تسکین می دهد پس از مرمت پل باز هم مرتب خودش را به آب می زد که شک شتربان را برانگیخت و فهمید که وزن و اندازه نمکهایش کاهش یافته است و برای همین برای تنبیه شتر دو عدل پنبه را بر او سوار می کند و شتر جاهل هم که گمان می کند پنبه هم پس از آبتنی روزانه اش -سبک می شود خودش را در آب می اندازد و مانند خر در گل می تپد که می تپد که می تپد.
    پیر نوفل لوشاتو هم به مردم می نمایاند که بار سنگین استبداد را از دوششان بر می دارد و بجایش دو عدل بزرگ پنبه از جنس تساهل و تسامح اسلامی بر آنها بار می کند. سپس با فشار ناشی از رای به جمهوری اسلامی – ملت را به رود اسلام انداخت و مردم را با استبدادی بمراتب سنگینتر و منحوستر از هر استبدادی در تاریخ ایران ظاهرا به زانو در آورد.

    تا ببینیم گذر زمان که مانند سنگ آسیاب، سفتترین ایده ها و ایدئولوژیها را پودر و بر باد می دهد چه بلایی بر سر یک فریب بزرگ و یل فیل بادکنی حجیم می آورد.

     
    • نوشته شما در اینجا و در چند کامنت بالاتر،هم دور از ادب بود،چون حاوی توهین بمردم ایران بود که آنان را به شتر مفلوک تشبیه کردید و چیزهایی در مورد منتخبان مردم گفتید،و هم دور از واقع بینی، ،ادب را بخودتان واگذار می کنم ،اما از واقع بینی دور بود برای اینکه رفراندوم و انتخابات مربوط به گزینش “سیستم حکومتی” را با انتخابات مربوط به گزینش نهادهای اجرایی مثل گزینش دولت و رئیس جمهور یا نخست وزیر ،یا نمایندگان مجلس و نهادهایی از این قبیل مخلوط کردید و مغالطه کردید،بله طبیعت دموکراسی پروسه های دوساله ،چهار ساله یا هشت ساله هست برای نهادهای داخلی یک سیستم،اما شما نشان دهید و نمونه بیاورید که در کدام دموکراسی در شرق یا غرب عالم،برای تغییر اصل سیستم یا قانون اساسی آن پروسه هایی مثل چهار سال یا هشت سال تعیین شده؟ الان در کشورهای پیشرفته ای مثل امریکا،آلمان،فرانسه،و …برای تغییر اصل سیستم حکومتی پروسه چهار ساله تعیین شده و مردم هر چهار سال یکبار در مورد نوع سیستم حکومتی انتخابات برگزار می کنند؟! در امریکا که حدود چهارصد سال از تاسیس سیستم آن گذشته است چند بار تاکنون در مورد اصل سیستم (نه انتخابات ریاست جمهوری و مجلس سنا و کنگره و نهادهای دیگر انتخابی) و اصل قانون اساسی آنجا رفراندوم و انتخابات تجدید شده؟
      نیز ،آقای خمینی توسّط کسی باد نشد،آقای خمینی خود، افرادی مثل مرحوم یزدی و بنی صدر و دیگران را بعنوان مشاور برگزید و از سالها پیش از زمان قیام سال 41 و بعد از تبعید تا انقلاب سال 57 رهبر کاریزماتیک عموم مردم ایران باستثناء معدود افرادی مثل شما بود،بعد آقای خمینی چه دروغی در فرانسه گفته بود؟ من چند بار بکسانی که اینجا با مزخرف گوئی به ایشان نسبت دروغ می دهند گفتم من آماده هستم بصورت مستند در باره یک یک مصاحبه ها و مطالب ایشان که زبان گویای مردم مسلمان ایران بود بحث و گفتگو کنم و روشن کنم قضیه اتفاقا بعکس هست،چون مخالفینی مثل شما یا چیزهایی را بدروغ به آن مرحوم نسبت می دهید ،یا با کج فهمی و تسامح،سخنان ایشان را تحریف می کنید،مثلا فرض کنید از باب نمونه،ایشان از آزادی سیاسی و آزادی بیان و مشارکت زنان در شئون مختلف اجتماعی سخن گفته است یا از رای مردم و چیزهایی از این قبیل،مثلا اگر ایشان از آزادی گفته است آیا مقصود او آزادی بصورت مطلق یا آزادی بصورتی که الان در جوامع لیبرالیستی هست بوده است یا بتناسب گزینش نوع حکومت یعنی جمهوری اسلامی، آزادی در چهار چوبه قوانین اسلام؟ آیا اگر از آزادی زن در شئون جامعه سخن گفته است،معنای آن این می شود که زنان بتوانند بصورت علنی در جامعه عریان یا نیمه عریان باشند؟خوب روشن است که اینطور نیست و بتناسب حکم و موضوع و گوینده سخن،شنونده باید عاقل باشد که وقتی یک مرجع تقلید یا موسس سیاسی دینی از آزادی سخن می گوید و اسلامیت را محتوای قالب جمهوری ارائه شده قرار می دهد،مقصودش از آزادی،آزادی در چهار چوبه قوانین اسلام و قانون عادی مصوّب است نه آزادی مطلق و نه آزادی منطبق بر هنجارهای غربی،بعد کسانی که عقلانیت در فهم مطالب ندارند همینطور مایلند با تکیه بر تصورات نادرست خود کسی را بدروغ منتسب کنند.
      نیز ،به این منطق اهانت آمیز خود دوباره نگاه کنید :”..جهل مرکب ما ملت و توطئه نرم و ابریشمین انگلستان و گیجی و بی اطلاعی دستگاه سیاست خارجی آمریکا و همچنین اندیشه های نکبت واردشده از شوروی کمونیست با همدلی حزب توده..”.
      شما بخاطر دگماتیزم و عصبیت و عدم التزام به دموکراسی و انتخاب و نظر اکثریتی که برخلاف شما به چیزی رای داده اند،حاضرید خود خواهانه عموم مردم ایران را به “جهل مرکّب” نسبت دهید،و انقلاب اجماعی و با شکوه مردم ایران بر علیه نظام ستمشاهی را منتسب به شیطنت انگلیس و گیجی و هالویی امریکا و نکبت کمونیسم مرتبط کنید،ادبتان کجا رفت؟ و استنادتان در این تهمت ها بمردم ایران چیست؟ اصلا سرنخ خود شما بکجا وصل هست که چنین سخن می گویید؟
      در آن نوشته هوائی بالا هم مرحوم هاشمی را به “سخن هوائی” نسبت دادید، سخن ایشان که سخن هوائی نبود و صرفا یک نقل قول و توصیه ای از بزرگی بود در مجلسی که مجموعا اختیار انتخاب فرد یا شورایی بعنوان رهبر داشته است ،حال فرض کنیم سخن او سخن هوائی بود،مگر هاشمی آن هفتاد هشتاد نفر را مجبور به رای دادن کرده بود؟ اینقدر توجّه ندارید که کارکرد آن مجلس در آن مقطع متّکی بر رای مخفی بوده است؟ فرض کنید کسی از آقای خمینی توصیه ای کلّی در باره دو سه نفر، یا توصیه ای خاص در باره فردی که شایستگی رهبری دارد نقل کرده است و آن دو سه نفر هم آنجا حضور دارند و رای هم بصورت مخفی بوده است،هرکس نمی توانست آزادانه و با رای مخفی در مورد آن توصیه مخالفت کند؟ می توانست، و البته چند نفر هم رای مخالف داده بودند ،پس مختار بودند در انتخاب و آقای خمینی نه کسی را انتخاب کرده است و نه کسی را یا نهادی را مجبور به رای کرده است.

       
    • جناب البرز دستون درد نکنه. خوب نوشتینو هویت ما ملت فریبخورده رو محرز کردین. نمیدونم اگه کویت یا عربستون بهش راه میدادن و اونجا میرفت چه میشد. راسش نمیتونم باور کنم این دودولت عربی به اراده خودشون التماسشو واسه ورود بیجواب گذاشتن.عقل میگه که بازم دس انگلیس تو کاربود. اگه حتی به الجزیره و یا سوریه میرفت شیاطین لندن به آرزوشون نمیرسیدن و کار به این فاجعه نمیکشید.

       
    • البرز گرامی درمورد جهل مردم و گیجی و مسخ روشنفکران جامعه موافقم ولی بنظر شما علت چنین جهل و بی خبری چه چیزی جز استبداد یکه برای تحمیق مردم به طناب پوسیده و فاسد دین و سرکوب هر دگراندیشی دست می یازید می تواند باشد. شما بفرمائید اگر بجای باز گذاشتن دست مذهبیون و بستن دست کسرویها حکومت محیطی برای تبادل افکار در جامعه بوجود می آورد و افرادی مثل خمینی را به مناظره با آنها وادار میکرد ایا چنین اتفاقی در سال 57 می افتد؟ من که باورم نمی شود که زنان ایران اگر علت حرکت سال 42 خمینی را میدانستند آنچنان ابلهانه به پیشتاز در پیچه رفتن می رفتند. و بیشتر مردم اگر با حکومت اسلامی و پیام اسلام اشنا می شدند انچنان علاقه ایی برای مبارزه برای چنین حکومتی نشان نمیدادند. حکومت پهلوی 56 سال وقت داشت تا ایران را به مرحله ایی از تمدن برساند ولی می بینیم که بیشتر هم و غم خود را صرف ساختن ساختمان و ارتش و باز سازی آنچه به شاه و خاندانش قدرت می دهد کرده اند تا آموزش اجتماعی و آشنایی مردم با حقوق خود و روش شناخت درست پدیدهای اجتماعی و زندگی در حکومتی دمکراتیک و سکولار. بجای باز گذاشتن دست پژوهشگران علوم اجتماعی و سیاسی در پژوهش در دین و نقش آن در جامعه و آموزش و تغییر بنیادی در ساختارهای اجتماعی و آشنایی توده مردم به نظامی دمکراتیک و سکولار و پرورش روح مدارا و زندگی مسالمت آمیز در جامعه از یکطرف خود بفریب مردم پرداختند و از طرف دیگر با تکیه بر عقب افتاده ترین گروه در جامعه بر توهم بیشتر تودهها افزودند. سلاخی کسرویها گر چه بدست اراذل و اوباش اسلامی صورت گرفت ولی علت اصلی آن باز گذاشتن دست این اراذل و اوباش توسط حکومت از یکطرف و تکیه گاه قرار دادن آنها برای سرکوب روشنفکران و بی پناه گذاشتن آنها در برابر اوباشان اسلامی از طرف دیگر بود. متاسفانه دوستداران سلطنت و حکومت پهلوی به این امر مهم توجهی ندارند که ایرانیان قبل از حکومت پهلوی به استبداد فاسد قاجار برای برپایی حکومتی سکولار و دمکراتیک و مشروطه پایان داده بودند. و این بدین معنی بود که شاه باید پادشاهی میکرد و نه حکومت و ساختن زیر بناهای اقتصادی و شهری و اجتماعی ایران کار دولت منتخب مردم بود و نه شاه! بنابراین بحث اصلی این نیست که رضاشاه و یا محمد رضاشاه چه ساخته و چه نساخته بلکه زیر پا گذاشتن قانون اساسی کشور توسط پهلوی ها مهمترین انتقادی ست که نه تنها پهلوی ها بلکه هیچ کس و یا گروه و یا حکومت دیگری و با هیچ بهانه ایی نمی تواند بدون پاسخ بگذارد. چون درست همین نکته اساسی زیر بنای اصلی انحراف حکومتها در ایران و بدبختی ایرانیان و علت اصلی استبداد در ایران بوده و هست و خواهد بود. من نه طرفدار مصدق ام و نه پهلوی ها و نه اصولا طرفدار حکومتی بدون رای و پشتوانه اکثریت مردم ایران در یک انتخابات دمکراتیک و آزاد بر طبق نرم های شناخته شده بین المللی هستم. بهترین درسی که ایرانیان می توانند از وقایع خون بار و نابود کننده ایران و آلوده گی سیاست در ایران و عقب افتاده گی کشور بگیرند اینست که اولا در نوشتن قوانین نهایت دقت شده و هیچ ترحمی به هیچ کس و در هر لباسی که قانون را زیر پا می گذارد نشود. و الا بقیه داستان تاریخ است و بیشتر بحثهای دانشگاهی و بهتر است بجای اختلافات ابلهانه به تفاهم و همکاری با یکدیگر دست بزنیم تا بتوانیم از شر هیولا ها///////// نجات یافته و کشور را به بسوی ترقی و تمدن رهنمون کنیم.

       
      • نه جناب سیاست یه بازی پیچیده، کثیف و نفرت انگیزه. نمونه اون بازی های انگل ستان در ایرانه که تنها یه دهمش برملا شده و همین یه دهم آدم رو دچار وحشت میکنه. یه مورد جزئی آشوب سال ۴۰ . دادگاه سرکرده ها رو به اعدام محکوم میکنه. طیب و دوسه نفر دیگه تیربارون میشن. جناب روح الله مصطفوی معروف به خمینی زندونه و اونم باس اعدام شه. با وجود بسته بودن مهرآباد نیمه شب یه هواپیما فرود میادو سرنشینش یه راس میره سراغ محمدرضا شاه بدبخت و به اون خدا بیامرز میگه فلانی نباس اعدام شه. حالا خودتونو جای پادشاه بزارین در حالی که میدونین نود در صد دولتمردا و مسئولین مملکت مستقیم و غیر مستقیم یا عامل لندنو واشینگتن اند یا نوکر مسکو و هردوتاشون هم با اتکا به واژه مبهم المعنای دموکراسی میتونن ملتو ببازی بگیرنو باز مملکت رو به آشوب بکشونن . آیا چاره ای دیگه داشتین جز ا میون بدو بدتر اولی رو انتخاب کنین. آیا میتونسین اون مردک مامور انگل یسی رو به همون زندون ببرین و جلو روش فلانی رو با یه تیرخلاص کنین و به اون مردک هم بگین به جرم دخالت در امور داخلی یه کشور مستقل بازداشتین. شادروان رضا شاه واسه مصدق احترام خاصی قائل بوده و اونو به وزارت دربار منصوب میکنه ولی پی میبره که تحت سیطره لندنه به همین دلیل عذرشه میخواد. برادرم چندین سال اسناد آشوب ملی شدن نفت رو بررسی کرد دس آخر به این نتیجه رسید که این سناریو ساخته لندنه و عاملش هم حسین فاطمیه و اون هم مصدق رو اغفال کرده. حالا اگه مث رضا شاه عمل میکرد و بی اعتنا به لغت فریبنده دمکراسی ا همون اول مهارشون میکرد روزگارمون هزار بار بهتر بود. رضا شاه و پسرش هرچی بودن میهنپرست بودن و هرچی کردن بخاطر میهن کردن. خلاصه کلوم دیکتاتوری صالحو میهن پرست بهتر ا دمکراسی ناصالحو وطنفروشه . ضمنا دمکراسی برازنده یه ملت وطنپرسته .

         
  43. آیا میشه ۴۰ سال دیگه زنان عربستان سعودی بریزن توی خیابونا و داد بزنن ما رو برگردونین به زمانی که باید لچک سر میکردیم و هیچ حقوقی نداشتیم؟ یه مرگ بر امریکا هم چاشنیش کنن که دستور داد به رهبر عربستان که این خیانت رو نسبت به زنان اجرا کنه.

     
  44. سلام بر نوریزاد گرامی
    جنگ نعمت بود برای برخی که خود در آن شرکت نجستند و نکبت شد برای مردمانیکه که تنها گناهشان به بازیچه گرفتن اعتقاداتشان توسط دکانداران دین خدا بود.چند روز پیش دوستی عکسی از دوران نوجوانی خود در کنار یک استخر به همراه هم کلاسیهای خود به بنده نشان داد.در عکس مذکور دو تن از دوستان نشسته بر زمین کنار هم بودند.او در توضیح عکس به من با نشان دادن یکی گفت او در جنگ شهید شد و با نشان دیگری عکس امروز او را در یک مجله نشان داد با تیتر ملیاردر جوان نفتی!بله جنگ چنین بود.برخی بی خردانه به مسلخ برده شدند و برخی در این گیر و دار در پی روزهای آینده به انتظار نشستند!آنکه نداشت سوخت به سان همیشه و آنکه داشت فرزند خویش به بلژیک فرستاد تا از جنگ و مضرات آن در امان باشد.آری جنگ برای بسیاری از مسند داران فعلی نعمت بود و همچنین برای سیستم مذهبی که با ادامه این جنگ مردم را از کاستیهای خود غافل نگاه می داشت اما در زیر پوست این بلای خانماسوز ملتی زیستند که هر روزشان پرداخت بهایی بود که حاکمان آنها با جاه طلبی ایشان را مکلف به پرداخت آن کرده بودند.
    موفق باشید

     
  45. این روزها ایام محّرم است ویادی از حادثه دلخراش کربلا که با هر نگاهی حادثه ای تلخ است. امّا به غیر از تلخی این حادثه اندوه دیگیری هم بر جان یک شیعه ایرانی مستولی است و آن اینکه در این چند صد سالی که این حادثه و ایّام در ابعاد گسترده برگزار میشود چرا ما هنوز یک روایت واحد و قابل قبول از این واقعه را دردست نداریم که بتوانیم آموزه های انرا فرا بگیریم. این واقعه مانند سایر حوادث تاریخی آمیخته در مذهب ،در هر عصر و زمانی بسته به قدرت حاکم تفسیر و تعبیر خودش را دارد و دو شخصیت محوری آن که امام حسین و یزید باشند بسته به نگاه و باور هر عصری مرتب جایگاهشان تغییر میکند. برای مثال در زمان پهلوی، شاه مظهر یزید بود و ولی در مرحله بعدی، رهبری با خصوصیات بسیار نزدیک به امویان میشود امام حسین.
    نکته دیگری که در این میان مورد توجه است این است که دلیل واقعی مخالفت حسین بن علی با یزید چه بود؟ توضیخاتی که در مورد حکومت جور اموی داده میشود کافی نیست و صرفا ابهامات بیشتری را ایجاد میکند. واقعیت این است که یزید در شکل گیری حکومت اموی چندان نقشی داشت و واقعه کربلا هم در همان اوان حکومت وی اتفاق افتاد. اگر مشکل با حکومت اموی بود که این سلسله نتیجه ظهور اسلام بود. شان واقعی بنی امیه از زمانی شروع شد که پیامبر با نگاهی خاص در فتح مکه خانه ابوسفیان را علیرغم دشمنی های آشکارش محلی امن اعلام کرد و بعد هم از آنها همسر گرفت. اگر اسلامی نبود فردی مثل ابو سفیان حتی بخواب هم نمیدید که روزی فرزندانش به چنان حکومتی برسند. در مرحله بعد ،خیز اصلی بنی امیه به قدرت در زمان امام علی برداشته شد که در جریان حکمیت ،حاکمیت معاویه به رسم آنزمان تحکیم شد. تثبیت قطعی حکومت اموی به ریاست معاویه هم که در زمان امام حسن و در حضور امام حسین و با تائید این دو بزرگوار صورت گرفت. حال این حکومت خلاف اسلام اموی که محصول مستقیم خود نهضت اسلام است چرا باید در دوران اولیه یزید بد شده باشد؟ آیا اگر یزید درخواست بیعت آشکار از امام نمیکرد هم باز این اتفاقات می افتاد؟
    در این میان شیعه هنوز قادر به ارائه یک گزارش روشن از این واقعه نیست. شریعتی آنرا شهادت انتخابی میدانست و احمد قابل انرا نتیچه تلاش امام برای رفتن به جائی امن. صالحی نجف آبادی آنرا نتیجه تلاش ناموفق امام برای قبضه کردن حکومت و سرنگونی بنی امیه. حال که همه چیز در ید قدرت شیعه و عالمان شیعه است چرا نمی توانند یک گزارش درست و عالمانه از این حادثه بدهند و ما بالاخره بفهمیم از چه چیز این ماجرا باید درس بگیریم و چه درسی؟
    ماکیاولی در توضیح حرکت مسیح از او بشدت انتقاد میکند و او را یک بازنده مینامد چون با نوعی تخیل وهم الود به تصور اینکه با چند نفر ماهیگیر و دهقان میتواند امپرا طوری روم را سرنگون کند اعلام جنگ کرد و در نهایت هم به بدترین وجهی به قتل رسید. آیا زمان آن نیست که یکبار برای همیشه با این همه بودجه های سنگین، حوزه های علمیه در اینراه قدری کار کنند تا در نهایت یک شیعه ماکیاول گونه بعد نیاید و بگوید که امام حسین حرکتش بر اساس محاسبات اشتباه بود. البته صالحی نجف آبادی به زبانی دیگر شبیه به این حرف را میزند که امام به تشخیص خودش حرکت کرد و در این میان اشتباه محاسبه هم داشت و علمی هم از آینده نداشت. آن مرحوم بدلیل اذعان به نداشتن علم غیب امام و نه مطالب دیگرش مورد تکفیر حوزه های علمیه و مراچع قرار گرفت و زندگی خود را به تلخی و در انزوا به پایان رساند. البته در اینجا باید از مرحوم اقای منتظری هم یاد کرد که بر کتاب شهید جاوید او مقدمه ای نوشت و کوشش وی را تحسین کرد.
    روحانیون نیز هیچگاه آقای منتظری را بخاطر آن یادداشت بر کتاب شهید جاوید نبخشیدند.

     
    • برخی عناصر تحلیلی بکار رفته در این نوشته عناصر نادرستی هست و بالاخره معلوم نیست که نویسنده امام حسین را بعنوان امام یک مذهب قبول دارد یا نه؟ یا لااقل حرکت اصلاحی امام حسین را بعنوان یک مصلح اجتماعی مثبت ارزیابی می کند یا با ابهام آفرینی بدنبال تطهیر حکومت امویان هست؟ اینکه محتوای حرکت و قیام سید الشهداء سلام الله علیه چه بود و کدام تحلیل بواقع رفتار و گفتار ایشان نزدیک تر هست موضوع بحث گسترده ای هست و نباید با ابهام آفرینی در نقل تحلیل های متفاوت از برخی رفتارها یا گفتارهای امام در حادثه تاریخی عاشوراء ،اصل پیام نهضت او را مورد خدشه قرار داد یا بنوعی چهره امویان و یزید را تطهیر کرد.
      بنظر من صرفنظر از مساله امامت و ولایت که بنظر ما شیعیان منصوص هست و حکومت حق انکار ناپذیر آل علی بوده است،در یک تحلیل اجتماعی، دلیل واقعی حرکت و قیام امام حسین چنانکه از برخی کلمات خود ایشان ظاهر می شود:1-“امتناع از بیعت با حاکم فاسد و فاسقی مثل یزید”،2-“دعوت کوفیان از ایشان برای تشکیل حکومت”،و 3-“مساله امر بمعروف و نهی از منکر” بوده است،و این علل و وجوه در طول هم از عناصر تشکیل دهنده ماهیت و محتوای قیام امام حسین هست و البته عنصر امر بمعروف و نهی از منکر غایه الغایات این علل هست، چون روشن است که پدیده های اجتماعی و از جمله قیام امام،همچون پدیده های طبیعی نیست که متشکّل از یک عنصر یا دو عنصر یا علت واحد باشد،و عناصری که به آنها اشاره شد چیزهایی نیستند که مورد غفلت تحلیل گران مختلف باشد و اختلافات تحلیلی تحلیل گران ناظر به عناصر دیگری در این بحث ها هست مثل مساله علم امام یا پررنگ کردن دعوت کوفیان از امام که در تحلیل کتاب خوب شهید جاوید بیش از حدّ پررنگ شده است.
      چرا گفتید توضیح در باره امویان کافی نیست؟صرفنظر از سابقه دشمنی و عداوت ریشه اصلی آنان یعنی ابوسفیان با اسلام و پیامبر و مخالفت با نصّ و سفارشهای مقام نبوّت در مورد مرجعیت علمی و حکومتی عترت طاهرین ایشان،نیز صرفنظر از حیله ای که معاویه در دنباله جنگ صفّین بکار برد و دکّان جداگانه ای برابر نصّ ولایت مولا علی و در عین حال حاکمیت انتخابی ایشان باز کرد،مگر در تاریخ نخوانده اید که یکی از بندهای صلحنامه امام حسن با معاویه این بود که معاویه پس از خود کسی را بجانشینی انتخاب نکند؟معاویه آیا به این ماده وفادار ماند؟! نماند و نقض عهد کرد و یزید شرابخوار میمون باز را بزور در معرض بیعت مردم قرار داد و بر این اساس از امام حسین هم درخواست بیعت کردند و دستور رسمی دادند که اگر حسین بیعت نکرد او را بقتل برسانید،برای شما همین یک عنصر تاریخی کافی نیست تا بخباثت امویان و معاویه و یزید پی برید و بفهمید حرکت روشنگرانه حسین برای نه گفتن به نقض عهد و نفی سلطنت و پادشاهی امویان، حرکتی اصلاحی،درست و بموقع بود؟ بله امام حسن و بعد از ایشان امام حسین در آن چند سالی که معاویه بعد از صلح زنده بود بمفاد صلحنامه وفا کردند و حسین قیامی نکرد،حسین وقتی قیام کرد و از بیعت امتناع کرد و هجرت کرد و دعوت کوفه را پذیرفت و در آخر ،شهادت را بر ذلت انکسار برابر زور و نقض عهد ترجیح داد که معاویه نقض عهد کرد و اقدام ببیعت زوری برای یزید کرد و خود یزید هم بعد از معاویه بر این امر اصرار ورزید.بنابر این “چندان نقش نداشتن در حکومت امویان” یا “واقعه کربلا فقط در اوایل حکومت او اتفاق افتاد”سخن موجّهی برای تطهیر چهره یزید نیست.نیز این سخن که “سلسله اموی نتیجه ظهور اسلام بود”با این تکیه گاه که پیامبر در فتح مکه خانه ابوسفیان را مامن قرار داد یا با دختر او ازدواج کرد،سخن نامربوطی است،چون هیچ رابطه علّی معلولی بین این مطالب نیست،اگر پیامبر در فتح مکه همه مخالفان قبلی را قتل عامّ می کرد یا دختر ابوسفیان را نمی گرفت بلحاظ تاریخی ممتنع بود که بعد فرزندان ابوسفیان بخواهند بتعبیر خودش با گوی حکومت بازی کنند و آنرا بین خود دست بدست کنند؟! پیامبر از بیشتر قبائل همسر اختیار کرد آیا رویکرد همه آنها رویکرد خاندان ابوسفیان و معاویه بود؟! بالاخره پیامبر غیر از این موارد که اشاره کردید رویکردهای دیگری نیز داشت،دختر عزیزش را به علی تزویج کرد و فرزندان او و از جمله حسنین را دوست می داشت و بنظر ما شیعیان نصوص و توصیه های گوناگونی در خصوص مرجعیت علمی و حکومتی عترت و اقرباء خویش داشت،چطور می شود از همه این قرائن تاریخی غفلت کرد و از مامن قرار دادن خانه ابوسفیان در بازگشت و فتح مکه و از ازدواج با دختر ابوسفیان،نزاهت و درستی و استقامت حکومت امویان را استنتاج کرد؟!
      در مورد تحلیل ماهیت نهضت و قیام امام حسین،تحلیل هایی مثل شریعتی یا شهید جاوید و تحلیل های دیگر بالمآل قابل جمع هست،بگمان من در این تحلیل ها هرکسی از ظن خود یار سید الشهداء شده است،چون در واقع همه این عناصر در ماهیت تحلیلی قیام و نهضت حسین علیه السلام دخیل هستند،هم، امتناع حسین از بیعت مثل یزید چنانکه اشاره شد قابل تحلیل و راستی آزمائی هست،هم، هجرت و حرکت او به مکّه در دنبال آن روشنگرانه است ، هم گفتارهای او در لزوم بازگشت بسنّت و سیره نبوی و امر بمعروف و نهی از منکر عنصر اساسی حرکت اوست ،و هم دعوت کوفیان از او برای تشکیل حکومت در کوفه و نرفتن زیر عَلَم یزید حرکتی منطبق بر منطق حرکت های اصلاحی اجتماعی بود و در حقیقت اتمام حجّتی تاریخی بود ّو هم در نهایت شهادت و قتل فجیع ایشان و اولاد و بستگان و یاران باوفایش روشنگر بود و چهره آلوده امویان را در آینه تاریخ بهتر منعکس کرد،از این جهت حرکت مولا حسین بن علی یک حرکت درست،منطقی،شجاعانه،فداکارانه،انسانی،و منطقی بود و در حقیقت حسین پیروز عرصه تاریخ بود هرچند بظاهر منطق دنیا طلبان حرکت نظامی دفاعی او در برابر انبوه دشمن حرکتی محکوم بشکست بوده است و چه دورند از واقعیت تاریخ و حرکت اصلاحی او آنها که برخورد و نزاع او با امویان غاصب و ظالم را به برخورد دو یا چند فامیل و قوم و خویش عرب فرو می کاهند و درست بعمق حرکت عاشورائی حسین سلام الله علیه نمی رسند.

       
  46. سایت آیت الله فتوای قتل: حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور کشورمان در جلسه امروز هیئت دولت مقتل خوانی کرد و به ذکر مصیبت امام حسین (ع) پرداخت.
    مش قاسم: کفگیرش به ته دیگ خورده!

     
    • //// که از قابلمه مسی خودش نمیتونه نگه داری کنه اینا ازش درخواست معجزه دارن. داستان اونی که بتها رو شکست و تبر رو انداخت گردن بت بزرگ رو که شنیدن. اینا همش بت پرستیه و اینا همه بتپ رستن.

       
  47. رئیس/* ستاد/* نیروهای مسلح آخوندی: جمهوری اسلامی، تنها عراق واحد و یکپارچه را به رسمیت می شناسد.
    مش قاسم: ای نادان، همین تو و همپلکیات عراق واحد و یکپارچه رو به کام دعش انداختین. ای نادان، اون روزی که یه مشت بسیجی رو به جون سنی ها انداختین، المالکی رو کردین نوکر خودتون فکر این روز رو نمیکردین. چرا؟ واسه اینکه عقل ندارین، آینده نگری ندارین، همه چیز رو از سوراخ لوله تفنگ میبینین. تو خیال میکنی کردهامنتظر نشستن که جمهوری اسلامی کره شمالی به رسمیت بشناسشون؟ چه نادانانی بر این مملکت دست انداختن! ای که مرده شور منقلابیون ۵۷ رو ببرن، یه مشت احمق نادان.

    /*:ک

     
    • آقای نوریزاد از این به بعد من با این ایمیل مطلب می فرستم.لطفا از درج هر گونه پستی از البرز بدون این نشانی خودداری کنید.

       

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

86 queries in 2072 seconds.