سر تیتر خبرها
این سخن مرا بشنوید

این سخن مرا بشنوید

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

54 نظر

  1. جناب آقای نوری زاد عزیز و بزرگوار
    سلام. حال شما؟
    مطالب شما همیشه ارزنده و با یه نگاه دقیق و عمقی به مسایل جامعه ی ایران مطرح می شن؛ ولی ایراد کار نظراتیه که کاربران پای مطالبتون می ذارن که غالب اون ها نه به موضوع اصلی مطلب می پردازن و نه ادب و احترام در اون ها دیده می شه و به نوعی دو یا چند نفر دارن مشکلات بین خودشون رو این جا و از سایت بزرگ مردی چون نوری زاد ابراز می کنن که موجب تنزل ارزش، وجهه و اعتبار مطالب سایت می شه. پیشنهاد من اینه که نظرات غیر مرتبط با مطالب یا توهین آمیز رو حذف کنید.
    در پایان از خداوند بزرگ برای شما سلامتی و طول عمر و برای مردم ایران در این روزگار دشوار، آرزوی صبر، امید و بهروزی دارم.

     
  2. بالاخره آنارشیست گرامی پس ازیک روز آزار و اذیت کلمات بی زبان در جواب آخرین شعر من شعر زیبای زیر را به گنجینه اشعار پارسی ایران زمین هدیه کرد :
    مینویسد :

    ” آره…تو نمیدانستی؟! من هم شاعر وهم ترانه سرا هستم، آنهم از سال 1370
    پاسخی در خور شأن تو و به سبک آینه آماده کرده بودم ولی متأسفانه بیشتر قسمتهای نابش باید کامل حذف میشد…حیف!
    البته چند مصرعی را که میشد آورد را خودم با سانسور آوردم … اینها را بخوان تا محتوای بقیه دستگیرت شود:
    ( جناب نوری زاد، با توجه به اینکه من حق پاسخ دارم، لطف کرده دیگر این چند بیت را سانسور نکنید )

    توی …لیس کجا پند کجا
    … زدی و … زدی ای بی حیا
    .
    .
    از جوابم همه پیداست … دارم
    چارۀ کار فشار است … بفشارم
    .
    .
    در جوابم همه پیداست که … دارم
    تویی درمان، بَرم آی … بگذارم
    .
    .
    .
    .
    .
    با پوزش از اینکه بقیه را هر کاری کردم نشد که نشد؛ هیچی ازش نمیموند. خودت جای این نقطه چین ها یه چیزی بزار!… ” ( پایان شعر مرحمتی )

    ” بقیه را هر کاری کردم نشد که نشد ” . ها ها ها ها , خیلی خنده دار بود آنارشیست ! خدا شفایت بدهد ! آمین ! من آن اشعار ناب را فی البداهه در عرض دو , سه دقیقه گفتم چون آن ها را خداوند از آسمان فرستاد و من فقط آ ن ها را تحویل گرفتم بی هیچ زحمتی .( البته کمی حالم یه جوری شد و به زمین افتادم ولی زیاد طول نکشید که دوباره حالم عادی شد ). اگر تو هی باید به خودت بپیچی و عرق بریزی برای گفتن شعر , بهتر است که دست از آزار خودت برداری , چون تو شاعر نیستی جانم . بهتر بود که به بد نام کردن شعرا اکتفا میکردی و ترانه سرا ها را امان میدادی . میشه اسم چند تا از ترانه هایی را که سروده ای بگویی تا آن ها را با آثار معینی کرمانشاهی یا جنتی عطایی و یا عارف قزوینی و…..مقایسه کنم ؟ به عنوان پدر به تو میگویم که در مطالبت به انگشت بیست و یکمت و یا دودکش یا آب پاش طرف مخاطب فکر نکن و کمی مودب باش تا بزرگ شوی . برای امتحان که آیا شاعری یا ماعر نیمه دیگر بیت زیر را بگو . یک نصفه روز وقت کافیت هست ؟
    عمرش گذشت و آنارشیست در کارفحش
    ؟

     
    • رضی …سید رضی…سید رضی(خ)…خودتی نه؟ همونی که کلی ادعای ادب داشت و بالاخره نشان داد اونم مثل خیلی های دیگه توی این سایت چند چهره ست. بچه جون من دیگه با بی شخصیتی مثل تو دهن به دهن نمیشم. توی خماری بمون. تو کی هستی که بخوای مقایسه کنی؟ بهتر اینه که ابتدا شعر خودت و دری وری های خودت را مقایسه کنی.
      اینو تو گفته بودی؟ “…جناب آنارشیست گرامی….بنده اهل توهین کردن به هیچ بنی بشری نبوده و نیستم و این تنها کاریست که در زندگی هیچوقت انجام نداده ام بنابراین اگر کسی تحت عنوان ناشناس یا هر اسمی مرتکب توهین یه دیگری شود قطعا بدانید من نیستم …”
      یا ” …دو بیت شعر زیر را که فی البداهه سرودم تقدیم میکنم به تمامی دوستان:
      کاسه بودیم ولی داغتر از اش شدیم
      لوبیا بودیم و افسوس که ما ماش شدیم
      او بزک کرد و خرامید و نشست ذر بر ما
      چو خریدار نبودیم همه نقاش شدیم.

      و در این فقره : ( البته کمی حالم یه جوری شد و به زمین افتادم ولی زیاد طول نکشید که دوباره حالم عادی شد ).

      – و این پاسخ من بود به او و البته به شما :
      من فقط به عده ای بی شعور و بی فرهنگ و ناجوانمرد پاسخ درخور میدهم و سپس عزت زیاد.
      جناب،حتماً هنگام سرودن این شعر، در موال از درد ماتحت به خود می پیچیدید، دردی حاکی از بواسیر،شقاق و یبوست مزمن. شدت درد به حدی بوده که شما را وارد خلسه و ارتباط با عالم بالا و اجنه کرده و حسی روحانی به شما داده و هکذا.
      در پاسخ به شعر شما مولانا چنین میگوید:

      کس به زیر دم خر خاری نهد
      خر نداند دفع آن بر می‌جهد
      بر جهد وان خار محکم‌تر زند
      عاقلی باید که خاری برکند
      خر ز بهر دفع خار از سوز و درد
      جفته می‌انداخت صد جا زخم کرد
      …و الی آخر
      سخن پایانی:
      – آفرین به تو ، باشه تو در شاعری سرآمد آفاقی و به عالم غیب متصل ( مثل سید رضی ).
      مرا با تو دیگر کاری نیست. به آزار خودت مشغول باش که از من دیگر حتی یک حرف به تو نمیرسد.

       
      • خدا نگهدارت باشه دوست عزیز . میدانم که برایت غیر ممکن بود بتوانی نیمه دیگر بیت را بگویی . ولی من چون از بالا پیام دریافت کرده ام و رسول موظف به ابلاغ است دوبیتی ارسالی را ابلاغ میکنم :

        عمرش گذشت و آنارشیست در کارفحش
        هر سو روانه کرد کامنتی پر ز بار فحش
        بی نصیب نمانده کسی از عطایای او
        چندان که اوست سرسپرده و بیقرارفحش

        دوست عزیز من سید رضی نیستم . من خودم هستم و تعجب نکن که از دوستانت کم میشوند و به دشمنانت اضافه .به قول مولوی :
        گر چه دیوار افکند سایهٔ دراز
        باز گردد سوی او آن سایه باز
        این جهان کوهست و فعل ما ندا
        سوی ما آید نداها را صدا

        و اما در باره سید رضی گفته میشود که آخرین باراو را دست در دست یک زن جنی بسیار زیبا در حوالی بلوار الیزابت سابق دیده اند که که با گشت ارشاد حسابی در گیر شده بود . والله اعلم .

         
  3. اخبار: امضای قرارداد وام خارجی ۸ میلیارد یورویی با کره جنوبی.
    مش قاسم: از کره جنوبی قرض میگیریم که پول موشک و اتم و خدا میدونه چه چیزهای دیگه به کره شمالی بدیم. یه روزی این کره ایها میمدن از ما پول قرض بگیرن. ای که مرده شور این نسل منقلاب رو ببرن.

     
  4. علم‌الهدی: می‌خواهند روحانیت را براندازند
    نظام اسلامی بدون روحانیت نیست و نابود می شود.
    امام جمعه مشهد با بیان این که طلاب جوان در حوزه دغدغه نظام داشته باشند و در برابر صف آرایی دشمنان سکوت نکنند، گفت: پایگاه های نظامی بقیه الله در برابر شبیخون فرهنگی دشمنان نباید ساکت باشد.

    علم الهدی با بیان این که امروز در بحران خاصی از زمان قرار داریم اما باید بتوانیم در برابر شبیخون فرهنگی و انواع و اقسام توطئه ها علیه رسول خدا (خامنه ای) مبارزه کنیم، خاطر نشان کرد: رسالت شما در راستای مقابله با توطئه دشمنان سنگین است و در راستای استمرار انقلابی ماندن حوزه های علمیه، حوزه باید بجوشد و آرامش نداشته باشد.

    نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی با بیان این که طلاب جوان در حوزه دغدغه نظام داشته باشند و در برابر صف آرایی دشمنان سکوت نکنند، بیان کرد: پایگاه های نظامی بقیه الله الاعظم(ع) در برابر شبیخون فرهنگی دشمنان نباید ساکت باشد.

    وی با بیان این که اساتید باید انقلابی باشند تا طلاب انقلابی و متدین تربیت شوند، یادآور شد: قصد همه امت های کفر و الحادی براندازی نظام اسلامی است و از سوی دیگر اخلاق مختص زهد و ورع بدون جنگ و جهاد ارزشی ندارد؛ چراکه امروز جریان های منافق قصد توطئه و نابودی روحانیت را دارند.

    علم الهدی با بیان این که اگر روحانیت نابود شود بی شک آمریکا به راحتی با کشور تعامل می کند و دروازه های باز سبب می شود استکبار به مقاصد شومش در کشور دست پیدا کند، گفت: متاسفانه امروز حتی جریان های سیاسی متدین به این رسیدند که روحانیت را براندازند؛ در حالی که همه باید بدانند اگر نظام از روحانیت مجرد شد، همه چیز نیست و نابود می شود.

    http://www.iranpressnews.com/source/208378.htm

    نقشه سپاه علیه این سه نفر لو رفت
    جلسه مجمع فرماندهان سازمان اطلاعات سپاه؛ طرح بازداشت هم‌زمان احمدی‌نژاد، حسین فریدون (برادر روحانی) و فاضل لاریجانی

    به گزارش آمد نیوز، روز گذشته مورخ سه‌شنبه ۳۱ مردادماه ۱۳۹۶ جلسه مجمع فرماندهان سازمان اطلاعات سپاه با حضور نماینده حفاظت اطلاعات قوه قضائیه در این سازمان برگزار شد.

    در این نهاد امنیتی، سازمان اطلاعات سپاه (ساس) در جلسه‌ی روز گذشته‌ی خود تصمیم گرفت برای رویارویی جدید با حسن روحانی رئیس‌جمهور و اخذ امتیازات بیشتر از وی (پس از انتصاب آذری جهرمی به منصب وزارت ارتباطات)، طی هفته‌های آتی، افکار عمومی جامعه را برای رسانه‌ای کردن پرونده‌ی «حسین فریدون» برادر رئیس‌جمهور آماده و خوراک آتش رسانه‌ای حملات جدید به حسن روحانی را فراهم نماید.

    این طرح با دستور «صادق آملی لاریجانی» با هدف «منحرف کردن اذهان عمومی از ۶۳ حساب بانکی شخصی» وی و «دستور قتل مهدی خزعلی در حال اعتصاب غذا»، قرار است توسط سردار محمدحسین زیبایی‌نژاد (نجات) اجرایی شود.

    هم‌زمان با اجرای این طرح، قرار است «محمود احمدی‌نژاد» رئیس‌جمهور اسبق نیز به اتهام وجود چندین فقره پرونده قضایی همزمان با حسین فریدون بازداشت شود.

    هم‌چنین سازمان اطلاعات سپاه (ساس) با همکاری سازمان حفاظت اطلاعات قوه قضائیه قرار است طرح بازداشت ظاهری «فاضل لاریجانی» یکی از برادران صادق لاریجانی را به اتهام فساد مالی اجرایی کرده تا توازن مبارزه ظاهری با فساد و گرفتن تب جامعه به طور نمایشی در کشور اجرا شود.

    بر اساس این گزارش، تیم محمود احمدی‌نژاد در حال بررسی برای رسانه‌ای کردن «پرونده جاسوسی زهرا اردشیر لاریجانی» دختر صادق لاریجانی برای «ام آی سیکس» انگلستان هستند.

    جزئیات این پرونده نزد «آمدنیوز» محفوظ است و طی هفته‌های آتی به اطلاع عموم مردم خواهد رسید.

    در رابطه با پرونده جاسوسی زهرا اردشیر لاریجانی برای سرویس امنیتی انگلستان، دو تن از عوامل معاونت کاشف حفاظت اطلاعات قوه قضاییه به نام‌های «خسروی» و «میلانی» توسط رییس جدید سازمان حفا قوه تهران بازداشت شده‌اند که هم‌اکنون در بند ۲۴۱ زندان اوین به سر می‌برند.

    صادق لاریجانی به محض اطلاع از کشف پرونده جاسوسی دخترش توسط «اسماعیل خطیب» رئیس حفاظت اطلاعات قوه قضائیه، برای مکتوم نگاه داشتن آن، سه بار قصد ترور «خطیب» را طی تصادفات زنجیره‌ای ساختگی در جاده تهران -قم داشت که در هر سه مورد، تیم حفاظت صادق لاریجانی نتوانستند «خطیب» را حذف فیزیکی کنند.

    هم‌اکنون قوه قضائیه، حکم جلب محمود احمدی‌نژاد را نهایی و برای اجرا، به یکی از شعب اجرای احکام ارسال کرده است.

    در همین خصوص نیز جلسه‌‌ی هماهنگی میان «اسماعیل خطیب» رئیس حفاظت اطلاعات قوه قضائیه و «محسنی اژه‌ای» سخنگو و معاون اول این قوه تشکیل شده و طرفین در حال طراحی برای چگونگی بازداشت احمدی‌نژاد هستند.

    «صادق لاریجانی» که به دلایل واهی، خود را در قامت جانشینی رهبری یافته، پس از افشای ۶۳ حساب بانکی شخصی‌اش در «آمدنیوز» و «در تی وی»، در صدد برآمده تا در زمان حیات آیت‌الله خامنه‌ای، به قلع و قمع مخالفین خود بپردازد. پروژه‌ای که ظاهرا بیت رهبری نیز با آن مخالفتی ندارد و دست وی را برای سرکوب سیستماتیک و ایجاد نارضایتی هر چه بیشتر مردم از نظام بازگذاشته است.

    http://www.iranpressnews.com/source/204733.htm

     
  5. در شهر هرت
    از کرامت انسانی در نظام اسلامی؛
    «بیش از بیست روز است که زندانیان سیاسی سالن ۱۲ رجایی شهر با ضرب و شتم به سلولهای انفرادی و بعد از آن به سالن ۱۰ منتقل شده اند.
    سالنی که بیش از ۴۰ دوربین در آن وجود دارد و شرایط فوق امنیتی بر آن حاکم است.
    در اعتراض به این انتقال که خلاف اصول و موازین حقوق بشر و آیین نامه سازمان زندان هاست، دست کم ۱۸ تن از زندانیان در اعتصاب غذا به سر میبرند.
    در جریان جابجایی این زندانیان گارد زندان اقدام به مداخله و ضرب و شتم شماری از زندانیان کرده است. این در حالیست که وسایل شخصی و حتی داروهای زندانیان توسط مسئولین زندان ضبط شده و با گذشت بیش از ۲۰ روز در اختیارشان قرار نگرفته است.»هرانا

    دادستان تهران: تسلیم اعتصاب غذای بعضی از زندانیان نمی شویم.

    شما مدتهاست تسلیم ، بنده، نوکر، دست و پالیسید .

     
  6. در شهر هرت
    قصاص به دورانی می رسد که مردم به مفهوم واقعی کلمه به «من نبودم دستم بود »، عقیده داشتند و هر اجزای بدن را مجزا می دیدند .گذشته از تنبیه اخلاقی ، در میان طایفه و قبیله ، که باید بررسی علمی شود.

    اکنون این روش محاکمه منسوخ و باطل است، زیرا انسان به شناخت خود و پیرامون خود دست یافته و با تحول عمل و دانش نگاه و دیدگاه او به پیرامونش نیز تغییر کرده است.

    قصاص و تعزیر و حدود و دیه از چند جنبه منسوخ اند؛
    ۱- و آن نادیدن کرامت انسانی است، انسان چون حیوان تربیت و ارزش گذاری می شود، حال آنکه هر انسان ، یگانه است و جنایتکارترین نیز باید کرامت انسانی اش حفظ شود.

    ۲- حل مشکل امروز به امروز و آینده نزدیک بستگی دارد نه به گذشته های دور دست.از درشکه نمی توان انتظار هواپیما را داشت .

    ۳-در قصاص ، نکته مهمی که نهفته است به مسولیت دادگاه و دادور با یک حکم کلی پایان داده می شود و تمامی جرایم ،ریشه ای مورد بررسی قرار نمی گیرند،علت وعامل را بعنوان یک بیماری اجتماعی نادیده گرفته و به عامل فردی نیزنپرداخته فقط ” موضوع جرم ” مهم می شود ، بدین خاطر علت و معلول اجتماعی همچنان باقی می ماند.

    ۴- قتل ، تجاوز، اسیدپاشی و چاقوکشی و… جرایمی معمولی نیستند، در جامعه بیتفاوت و از نظر اخلاقی ضعیف، تکرارشان نشان دهنده فاجعه انسانی در آن جامعه است و ما در نظام اسلامی بخوبی شاهدیم، که قصاص مسئله ای را حل نکرده است زیرا موضوع را در حد یک حکم کاهش داده و به آن بعنوان یک معظل و مصیبت اجتماعی برخورد نکرده است.

    ۵-احکام و قوانین قصاص و تعزیر و دیه و حدود غیر اخلاقی و ضد بشریند ، زیرااز طرفی موضوع مهم یعنی انسان و از طرفی دیگر مسولیت حاکمان و دولتمداران را نادیده می گیرند.

     
    • نویسنده این مطالب،درک درستی از موضوع و حکم قصاص در اسلام ندارد،همینطور چیزی دورادور بگوش او خورده و در ذهن خود با خود نزاع می کند! موضوع قصاص در اسلام “جنایت عمدی” است نه “جنایت و خطای سهوی”،باید دید کسانی که مطالب بی بنیاد غربی ها را تکرار می کنند اگر مثلا فردی آمد و به “عمد” کاردی برداشت و چشم پدر یا مادر آنان یا خود آنان را کور کرد یا یکی از اعضاء بدن آنها را جدا کرد،آیا باز هم این مطالب متظاهرانه و انتلکتوئل مآب را بزبان و قلم میاورند یا نه؟
      قصاص چنانکه توضیح داده شد مربوط به “جنایت عمدی” است،علاوه اینکه در این موارد کسی که جنایت عمدی بر او وارد شده می تواند از قصاص منصرف شده دیه دریافت کند ،چه در مورد جنایت منجر به قتل که اولیاء مقتول تصمیم می گیرند،و چه در مورد جنایت به اعضاء بدن،که خود مجنی علیه تصمیم می گیرد،بنابر این خوانندگان ملاحظه می کنند که اساسا در این موارد اطلاعات ناقص هست و طرف با ناآگاهی در واقع با جهل خود می ستیزد، می گوید قصاص محاکمه منسوخ است! اصلا قصاص محاکمه نیست! و اصلا در قضیه قصاص،طرف قضیه حکومت یا قوه قضاء نیست،بلکه در این قضیه،محکمه داوری و نظارت می کند که صاحب حقّی که جنایت عمدی بر او واقع شده آیا طالب قصاص و تشفّی است یا طالب دیه است یا اساسا ممکن هم هست گذشت کند،می بینید که نویسنده اصلا از ماجرا پرت است!پس قصاص محاکمه نیست تا منسوخ باشد یا نباشد! حال از نظر چه کسی منسوخ است؟! از نظر یک بی دین؟! خوب نظر یک بی دین برای خودش محترم است،کسی یا جامعه ای که شریعت اسلام و نصّ قرآن را محور زندگی خود قرار داده است این حکم را کاملا مترقی، عادلانه و انسانی و بازدارنده می داند ،چون اگر بنا باشد که در زندگی اجتماعی هرکس هروقت دلش خواست یا نزاع و عصبانیتی پیش آمد بزند طرف را بکشد یا ناکار کند،بعد هم او را با این نازی نوازی های سوسول مآبانه غربی ها! نوازش کنند،جامعه نظم خود را حفظ نخواهد کرد،اینکه مجرم را باید روان شناسی کرد و عوامل جرم را بررسی کرد یا با آموزش یا کار فرهنگی انسان اجتماعی را تربیت کرد که سر کسی را نبرد یا چشم کسی را کور نکند یا بصورت او اسید نپاشد و..منافاتی بر وضع اصل مجازات بازدارنده ندارد،این آموزش ها مربوط به مرحله قبل از وقوع جرم است،و بحث قصاص یا دیه مربوط به بعد از وقوع یک جنایت است! عجیب است که مدعیان انسان و انسانیت دائم بدون توجه و گاه متظاهرانه، بنفع مجرم سخن می گویند و فرد مورد جنایت قرار گرفته را فراموش می کنند! گویا اگر مثلا پدر یا مادر این نویسنده را زدند بعمد چشمشان را کور کردند یا دست و پای او را بعمد بریدند کسی که بر او جنایت واقع شده است انسان نیست و فقط آنکه دست یا پا بریده انسان است! واقعا بنازم بشعور غربی ها و مقلّدان کورکورانه آنها.
      من نبودم دستم بود! یعنی چه؟ از یکطرف ادعاهای شیک و علمی می کنند از یکطرف توسّل به مثالهای عامیانه،هر انسان مکلّفی در اسلام مسئول اقوال و کارهای خویش است و دست و اعضاء انسان در اختیار او و ابزار فعل و اراده اوست،بله اگر دستی بعمد دستی را برید مجازات آن دست بریدن آن است چون دست برابر دست است و چشم برابر چشم،چرا کسی اراده می کند و دست خود را بکار می گیرد و دستی را بعمد قطع می کند؟،جنایت نکند تا قصاص نشود،مگر فردی که کشته می شود بظلم یا بظلم چشم او بعمد کور می شود انسان نیست و حق بهره مندی از حیات و هستی نداشت؟! فقط جانی حق بهره مندی از حیات و مواهب آن دارد؟!بنازم به این منطق های شیک و در عین حال واپسگرایانه!
      از این بیان معلوم شد که قصاص تصادفا در جهت حفظ کرامت انسانی است چون کرامت انسانی اختصاصی به “جانی عمد” ندارد و همانطور که جانی بدوا کرامت و حق حیات و بهره مندی از مواهب حیات دارد ،مجنی علیه هم که بظلم و عمد کشته شد یا اعضاء او ناقص شد کرامت و حق حیات دارد،مگر بحث این است که کسی را بیگناه و بدوا بیایند چشم او را کور کنند یا دست و پای او را ببرند؟!(سابقا عقاب سایت نیز چنین تخیّل باطلی داشت! که مدّتها طول کشید به او بفمانیم که بابا! قصاص مربوط به جنایت عمدی است نه سهو و خطا و نه بیگناه کسی را دست و پایش را ببرند!)
      نیز حلّ مشکل روش قدیم و جدید ندارد باید بدور از ادّعا یا تقلید کورکورانه از روش های دیگران، روش ها را درست تحلیل کرد،نیز بررسی ریشه های جرم بعهده کارشناسان و جامعه شناسان و جرم شناسان هست و چنین هم می کنند اما اینها همه مقدمه برای پیشگیری از تکرار وقوع جرم است و منافاتی با وضع مجازات بازدارنده ندارد.البته جرم و جنایت در همه جوامع نیز کمابیش وجود دارد،آیا در جوامع پیشرفته جنایت عمدی وجود ندارد؟! چه کسی گفته است که اینها بازدارندگی نداشته است؟ بازدارندگی محفوظ است ،اگر بازدارندگی نباشد که جنایات الی ماشاء الله خواهد بود ،ضمن اینکه چه کسی توانسته اثبات کند که مجازات حبس برای جنایت عمدی نسبت به جان یا اعضاء انسان ،بازدارندگی داشته است؟! کسی چشم کسی را کور کند بعد جریمه ای شود و مثلا چند سال برود زندان و بیاید بیرون،چه تضمینی هست که دوباره چشم کور نکند؟!
      این است که خوب است غیر از کاربرد الفاظ شیک و تقلید کورکورانه از غربی ها اندکی خرد خویش را نیز قاضی کنیم.اگر بنا باشد مجازات یک جرم آنهم مجازات علی السویه و یکسان “غیر اخلاقی و ضد بشری” باشند چرا مجازات به حبس و جریمه غیر اخلاقی و ضد بشری نباشد؟! اگر کسی کسی را کشت چرا قاتل باید حبس ابد شود؟! اینکه ضد اخلاقی و ضد بشری است که انسانی را حبس کنند! حبس ابد منافی با کرامت انسان نیست؟! گذشته از اینکه کسانی که مجازات یکسان جانی را بر نمی تابند و آنرا ضد اخلاقی و ضد بشری می خوانند،توجه نمی کنند که عمل جانی در سلب حیات عمدی یا ناکار کردن عمدی اعضاء یک انسان،عملی ضد بشری و ضد اخلاقی است؟! مجنی علیه آیا انسان نیست و کرامت ندارد؟! و از همه اینها گذشته توجه نمی کنند که دفاع از جانی عمد و نادیده گرفتن حق حیات مقتول یا زوال اعضاء او،عملی ضد انسانی و ضد اخلاقیست؟

       
  7. با سلام . برادر نوری زاد در این سخنی که گفته اید که این آخوندها باید به جایگاه اصلی خودشان برگردند ، بنده هیچ مخالفتی ندارم ، زیرا این روحانیت مصدر کشور را بدست گرفته و هر چه مزخرفات است به هر طریقی میخواهد به خورد مردم مردم بدهند . مثلاً در روز بعد از ظهری سه شنبه یعنی دیروز در برنامه ی تلویزیونی ” به سمت خدا ” آقای محسن قرائتی را که در حضور در شب های جمعه و درس هایی از قرآن تاکنون رقیب نداشته ، با آن جوانک طلبه ی مجری به نام شریعتی برنامه گذاشته بود ، به مزخرفاتی پرداخته بود که هر بیننده ای را که به اندازه ی یک گنجشک عقل داشت ، به تعجب می انداخت . قرائتی میگفت که می خواستم بروم کشور پاکستان ، نوه ی کوچکم آمده بود و میگفت در پاکستان شهرهایی مانند کراچی و لاهور و کشمیر و اسلام آباد و … وجود دارد و میگفت که این ها را در درس جغرافیا یاد گرفته است و من ( فرائتی ) گفتم که بدبختی ما این است که جغرافیا به چه درد این بچه ها میخورد که در مدرسه به اینها یاد میدهند و در همان برنامه میگفت که به اروپا و هلند و بلژیک رفته و در کتابخانه ی آنجا کتابهای آیت الله مرعشی را دیده است و من گفتم که این چه کار بیهوده و غلطی است که این کشورها میکنند . چرا در این کشورها کتاب آیت الله مرعشی را آورده اند که در سال شاید یک نفر هم این کتاب را نخواند ، این کتابها باید در ایران باشد و مردم طالب و راغب خواندن این کتابها باشند و … و انتقاد پشت سر هم از این حجت الاسلام رو به کهولت نهاده و برنامه ی تلویزیونی را اشغال کردن!! آقای نوری زاد بنظر بنده هم این روحانیت روی گلیم پهن شده در کشور ، بیشتر از اندازه ی خودشان وِلو شده و لَم داده اند .

     
  8. سوغات تازیان برای ما
    جواد شریفی
    إذَا قال الْأَمِيرُ لِلْمُسْلِمِينَ إذَا اصْطَفُّوا لِلْقِتَالِ من جاء بِرَأْسٍ فَلَهُ خَمْسُمِائَةِ دِرْهَمٍ من الْغَنِيمَةِ فَهَذَا على رُءُوسِ الرِّجَالِ دُونَ السَّبْيِ فَمَنْ جاء بِرَأْسِ رَجُلٍ فَلَهُ خَمْسُمِائَةِ دِرْهَمٍ وما لَا فَلَا وَهَذَا بِخِلَافِ ما لو سَكَنَ الْحَرْبُ وَانْهَزَمَ الْمُشْرِكُونَ وَتَفَرَّقُوا فقال الْأَمِيرُ من جاء بِرَأْسٍ فَلَهُ كَذَا فَهَذَا على السَّبْيِ دُونَ رُءُوسِ الرِّجَالِ وَإِنْ جاء رَجُلٌ بِرَأْسِ رَجُلٍ وقال أنا قَتَلْتُهُ وَأَخَذْتُ رَأْسَهُ وقال رَجُلٌ آخَرُ أنا قَتَلْتُهُ وَهَذَا أَخَذَ رَأْسَهُ فَاَلَّذِي جاء بِالرَّأْسِ أَحَقُّ بِالْخَمْسِمِائَةِ وكان الْقَوْلُ قَوْلَهُ في قَتْلِهِ مع الْيَمِينِ وَعَلَى الْآخَرِ الْبَيِّنَةُ فَإِنْ أَقَامَ الْآخَرُ بَيِّنَةً من الْمُسْلِمِينَ على أَنَّهُ قَتَلَهُ قَضَيْنَا بِالْخَمْسِمِائَةِ له وَلَوْ جاء رَجُلٌ بِرَأْسٍ فقال وَاحِدٌ من الْمُسْلِمِينَ هذا رَأْسُ رَجُلٍ من الْعَدُوِّ وقد مَاتَ وَهَذَا حَزَّ رَأْسَهُ وقال الذي جاء بِالرَّأْسِ قَتَلْتُهُ فَالْقَوْلُ قَوْلُ الذي جاء بِالرَّأْسِ. (الفتاوی الهندیه الفصل الثالث فی التنفیل ج2 ص 218 تا 222)

    در این چندین سالی که فقه می خوانم تابحال با باب “تنفیل” به تفصیل و با جزئیاتش روبرو نشده بودم.
    چند سطری از مباحث مفصل این باب فقهی را در بالا خواندید. در این سطور سخن از این است که اگر دو مجاهد مسلمان(!!!)، سر بریده ای را نزد امیر لشگر بیاورند و یکی از آن ها ادعا می کند که که صاحب این سر را خودش کشته است ولی مجاهد دیگر(طرف دیگر دعوا) سرش را بریده و برای امیر آورده؛ حال امیر لشگر باید به کدام یک از این دو نفر پاداش سر بریدن بدهد؟ به آن که سر را آورده یا آن که ادعا می کند خودش صاحب سر را کشته است؟ در سطور بعدی اش سخن از این است که یک نفر با یک سر بریده آمده و ادعا می کند که صاحب سر(یکی از دشمنان) را کشته است و سرش را آورده ولی یکی دیگر می گوید که صاحب این سر خودش مرده و این مجاهد تنها سرش را بریده ولی خودش او را نکشته است. حال باید به آورندۀ سر پاداش داد یا نه؟
    وقتی به این متن برخوردم اندیشه های زیادی در سرم گذشت. اندیشه هایی که هر چه بیشتر درباره شان می خوانم و می پژوهم شواهد صدق بیشتری برایشان می یابم.
    1. گرچه این کتاب مربوط به مذهب فقهی حنفی است اما شناعت و ناپسندی اش تنها برای مذهب حنفی نبوده و فقه اسلامی یکسره در جایگاه اتهام قرار خواهد گرفت. این عبارات را از رساله توضیح المسائل داعشیان درنیاورده ام. این ها گوشه ای از فقه اسلامی است.
    اسلام برای اعراب مسلمان در عصر فتوحات، به مثابه یک ایدئولوژی قومی برای کشورگشایی کاربرد داشت. اعراب هیچ گاه در پیِ مسلمان کردن اقوام مغلوب نبوده اند. آنان می جنگیدند برای این که خدا به برکت اسلام چنین برتری را به آن ها داده بود که اقوام دیگر را مغلوب خویش سازند نه این که بجنگند تا آن ها را به دین خود فراخوانند. برای عرب مجاهد در عصر فتوحات، برتری یافتن بر دیگر مردمان مهم است وگرنه خود آن مردمان و رستگاری شان برای این مجاهد اهمیتی ندارد. برای مطالعه بیشتر در این باره ن ک: بخش چهارمِ “تاریخ اندیشه سیاسی در اسلام” اثر ماندگار پاتریشیا کرون.
    با دانستن این نکته درباره ماهیت هدف اعراب مسلمان از کشورگشایی، این چنین احکام فقهی برایمان معنادارتر می شوند.
    پرداختن فقیه مسلمان به پاسخ چنین مسائلی بدین معناست که چه به نحو پیشینی یا پسینی، مجاهدان مسلمان با این مسائل درگیر بوده اند و فقیهان باید برایش چاره می کرده اند. فقط برای یک غارتگرِ وحشی و نژادپرست همچون اعراب مسلمان ممکن است که به یک کشور دیگر تاخته و مردم بیگناه آن را به جرم عقیده شان کشته و آن گاه برای سربریدۀ این انسان ها با یکدیگر اختلاف پیدا کنند که آیا تنها برای بریدن سر این انسان ها مستحق پاداش اند یا افزون بر بریدن سر، خودشان باید این بیگناهان را به قتل رسانده باشند؟! لطفا نپندارید که این ها فقط مختص فقه اهل سنت است و دامن فقه شیعی از این ننگ پاک است! شیعه به اندازه و در گستره اهل سنت به حکومت دست نیافت وگرنه چیزی از آنان کم نمی آورد.

    2. پیروان ایدئولوژی اسلام سیاسی در عصر حاضر را دنباله های همان مجاهدان عصر فتوحات می دانم. هر دو اسلام را برای قدرت یافتن و برتری بر دیگر مردمان بکار می گیرند. اسلام سیاسی، تشنۀ قدرت است نه شیفتۀ خدمت. اسلام سیاسی جز به داعش و مرام داعشی ختم نمی شود؛ تنها شدت و ضعفش می تواند متغیر باشد. داعشیان امروز، اعقاب همان اعراب مسلمانِ کشورگشای قرن یک و دو هستند.

    3. این فقه و این گونه از فتواها را که می بینم به بشری دانستن شریعتِ اسلامی بیشتر گرایش پیدا می کنم. به نظر می رسد که فتاوایی مانند فتاوای پیش گفته با سیره پیامبرخدا محمد تطابق کامل و دقیقی نداشته باشد. پیامبری که یک دختر حاتم طائی را هم خودش و هم پدرش غیرمسلمان بودند و در جنگ با مسلمانان اسیر شده بود را تنها بخاطر پاسداشت و احترام به جایگاه اخلاقی پدرش آزاد ساخته؛ احترام می کند. (گفتم: به نظر می رسد تطابق کاملی نداشته باشد؛ زیرا ممکن است برخی شواهدی بیاورند و مدعی شوند که سیره پیامبر خدا و اعراب غارتگر مسلمان چندان تفاوتی با هم نداشته و مانند هم بوده اند؛ که البته این سخن درستی نیست.) برگردیم به سخن اصلی.
    نمی پندارم که این چنین دستگاه فقهی برآمده از ذات دین و ریشه دار در آموزه های اصیل پیامبرخدا باشد بلکه بیشتر به نظر می رسد که حاصل تجربه های تاریخی مسلمانان و نتیجه دعواهای حقوقی بر سر مسائل خاص خودشان بوده است. فقه اسلامی راهنمای حل اختلافات میان اعراب مسلمان درباره مشکلات خاص اجتماعی شان آن هم در دوره ای خاص بوده است نه این که راهنمای سعادت بشر در هر دو گیتی باشد.

     
    • این عبارتها که صرفا نقل قولی از یک کتاب آنهم از فقه ابوحنیفه است که تکیه گاه آن بیشتر قیاس و استحسان و گریز از نصوص شرعی و روایات است،و اختلاف فقهی نیز بین مذاهب اهل سنت اعم از شافعی و مالکی و حنبلی و حنفی وجود دارد و مطالب را هم باید درست و دقیق در جایگاه خودشان در فقه و دلایل آن جستجو کرد ،مطالب حاشیه ای نادرست دیگر این نویسنده در مورد فلسفه جنگ در اسلام یا نکات تاریخی مورد اشاره هم باید جداگانه بررسی شوند،اما فارغ از همه اینها بالاخره جنگ جنگ است و در جنگ که حلوا نثار نمی کنند! نویسنده و کپی کننده توجه نکردند که جنگ در گذشته با چیزهایی مثل شمشیر و سپر و خنجر و دشنه و تیر انداختن و چیزهایی از این قبیل صورت می گرفته است،و در صحنه جنگ هم کسی با کسی شوخی ندارد! اینطرف آمده خود را بر حق می داند و دنبال سلب حیات یا اسیر کردن دیگری است آنطرف هم متقابلا همینطور،قبلا که مثل حالا سلاح های خودکار مثل ژ-ث و تیربار و توپ و تانک و بمب های هوشمند و سلاح های شیمیایی یا اتمی که لت و پار کردن های آنها هم لت و پار کردن نوین! است در کار نبوده! با شمشیر میفتادند بجان هم و اعضاء یکدیگر را ناکار می کردند و بعد هم برای اینکه به حیات طرف خاتمه دهند سر طرف را جدا می کردند و با آن احساس پیروزی می کردند! اما آیا این روش جنگهای قدیم اختصاص به اعراب داشته است؟! یعنی ایرانیان یا رومیان یا مصریها یا چینی ها و دیگر تمدنها وقتی بجنگ هم می رفتند در جنگ همدیگر را ناز و نوازش می کردند و از آنها پذیرایی می کردند؟! نه بابا! آنها هم طرف را می کشتند ،ناکار می کردند،اسیر می کردند و سر او را قطع می کردند حتی اعضاء اصلی بدن او را “مثله”می کردند یا خون او را می خوردند یا جگرش را به نیش می کشیدند! ای بسا همان رومی ها و مسیحی ها و ایرانیان قدیم و دیگران اینگونه کارهایشان از عربها هم غلیظ تر و شدید تر بود،پس جنگ جنگ است،کشتن هم سلب حیات هست،حال چه با بمب اتمی ناکازاکی و هیروشیما را زیر و رو کنی،یا مثل صربها آنهمه جنایات کنی یا مثل هیتلر میلیونها نفر را بکام مرگ بکشی بسبک مغول یا نادر شاه و دیگران خاک کشورها را توبره کنی،یا مثل فرانسه قدیم مثلا با گیوتین سر طرف را قطع کنی،بالاخره کشتن کشتن است،و ظاهرا نویسندگان اینجور متن ها و کپی کنندگان آنها به این نکات توجه نمی کنند که بالاخره اساس جنگ کشتن طرف مقابل است و این دیگر قدیم و جدید ندارد،و ممکن هم است در هر عصری به فاتح جنگ و جنگاوران پاداش دهند و مدال دهند،پس اینها اشکال و ایراد محتوائی نیست،اینها فقط مخالف خوانی با دین اسلام و احکام اسلام در یک قالب های خاصّی با اهداف سیاسی خاص است وگرنه در همین زمان خودمان مگر فرماندهان نظامی که دهها و صدها و هزاران نفر را یکجا سلب حیات می کنند مورد تشویق و پاداش واقع نمی شوند؟! حال کاش در جنگ بین جنگاوران چنین رویکردی باشد،الان که در عصر ادعاهای حقوق بشر و صدارت انسان و انسانیت بر تاریخ!هست که فرمانده یک ناو جنگی بخاطر سلب حیات صدها مسافر بیگناه یک هواپیمای مسافر بری مورد تشویق و مدال واقع می شود! بنازم به سوغات های تمدن نوین و حقوق بشر! این است که به اینطور نویسنده ها باید گفت : سوغات زمان گذشته را که عمومیت هم داشت ولش کن، سوغات زمان حالو و عصر مدرنیته رو بچسب!

       
  9. هو ١١٠

    دوران به مراد صوفيان خواهد شد
    اسرار نهان جمله عيان خواهد شد
    چون مينگرم علی (ع) خدا ميبينم
    هم اوست كه صاحب الزمان خواهد شد

    ناد عليا مظهر العجائب تجده عونا لك فی النوائب
    كل هم و غم سينجلی بولايتك ياعلی يا علی يا علی
    ختم فتنه فقيهان آمين
    ظهور صاحب الزمان آمين

    با اخلاص درويشانه عرض كرديم هو

    باز آمدم موسی صفت پیدا ید بیضا کنم
    فرعون و قومش جملگی مستغرق دریا کنم

    در تائید نظر رزمآور عرصه جوانمردی، پهلوان محمد نوریزاد لازم دیدم که پیشگوئی حضرت خاتم النبیین صل الله علیه و آله رادر باره صدارت، ولایت، امارت، وزارت و امامت والیان فقیه بعنوان سندی قاطع ارائه کنم که فرموده اند:
    سیئتی زمان علی امتی لا یبقی من القآن الا رسمه و لا من الاسلام من الاسمه یسمون به و هم ابعد الناس منه ففقها ذالک الزمان شرالفقها خرجت منهم فتنه و تعود الیهم.
    والسلام علی من اتبع الهدی

     
    • ببینم این علی شما غیر از آن کسیست که در تاریخ بطور مبسوط در باره اش آمده است؟ آیا این علی شما صاحب کراماتی بوده که فقط شما صوفیان از آن با خبرید ؟ این اسرار نهان کدامند ؟ حضرت خاتم النبیین هیچگاه پیشگویی نکرد چون خیلی عاقلتر از آن بود که فکر میکنید . این پرت و پلا های ساخته و پرداخته شیادان شیعه ایرانی در طول قرون متمادی به درد چه میخورد که شما این جا نقلشان کرده ای ؟

       
  10. حضرت آیت الله العظمی نوری زاد دامت برکاة و دامت افاضاة ، سلام علیکم ، ضمن آرزوی تندرستی و سلامتی بر شما انسانِ بصیر ، آزاده ، حکیم ، فرزانه ، شاهد ، بشیر و نذیر . 1 _ امام خمینی روزی در زمان جنگ تحمیلی گفتند که اگر این جنگ 20 سال هم طول بکشد ما تا آخر ایستاده ایم و یا روزی پس از کشته شدن صدها نفر از حجاج ایران در موسم حج تمتع در مکه مکرمه ، امام خمینی فرمودند که اگر صدام را ببخشیم و اسرائیل را هم ببخشیم ، عربستان سعودی را بخاطر این جنایت نمی بخشیم که البته بعد از ” رحلت امام ” ، عربستان سعودی توسط رهبری نظام بخشیده شده و امروز هم حجاج ایران در آن کشور در مناسک حج حضور دارند . 2 _ سه نفر از معترضین به انتخابات سال 1388 علیرغم خواستِ اکثر مردم ، حدود 7 سال است که در حصر بوده و رهبری نظام طی این مدت در این موضوع دفع الوقت کرده و تاکنون اینان را هم نبخشیده اند . حضرت آیت الله نوری زاد آیا بخشیدنِ این سه نفر از محصورین هم می بایستی پس از رحلت رهبری نظام فعلی صورت پذیرد ، همچنانکه بخشش عربستان سعودی ( که امام فرمودند نمی شود آنها را بخشید ) پس از رحلت امام خمینی صورت گرفت ؟ الحقر ___ مبشّر

    ————-

    درود مبشر گرامی
    حضرات ولایی به این حصر محتاج اند. همین. گرچه در این احتیاج، بشدت درمانده اند.
    با احترام

    .

     
  11. در شهر هرت
    قوانین قصاص،دیه، حدود،تعزیر و اعدام همه ضد بشریند.
    چرا؟
    ما با این مجازات ،مشکل اساسی و بنیادی را حل نکرده ایم.
    مشکل اساسی نیز در درون ساختار و بافت جامعه نهفته است ، فرهنگ و اخلاق یک جامعه بستگی تام به اقتصاد و سیاست آن جامعه دارند.زمانی که رفاه مالی و امنیت شغلی نسبی در جامعه ای نیست و از طرفی قدرت حاکمه خود نه تنها نماد دزدی و دروغگویی و قتل و تجاوزو پدر سالار است ، چگونه می شود از سلول کوچک خانواده انتظار سلامتی را داشت؟

    انسانی که با فرهنگ زور و باید تربیت شده ، بیماراست و خود زورگویی بیش نخواهد بود و در همین بایدهاست که اخلاق دود و نابود می شود. اخلاق و تربیت بر بکاربری خرد و فهم و استدلال و چرا ، انسان را به مسولیت پذیری فرا می خوانند و ما آنرا در جامعه باز شاهدیم.

    دیه و حد وتعزیر و قصاص احکامی نه تنها ناعادلانه ، بلکه ضد بشری باید دانست.
    ارزش یک انسان مقتول، یا مجروح و یا تجاوز شده را با هیچکدام از این احکام نمی توان جبران کرد، چرا که هر یک در شرایط و زمانی خاص خود است .

    حکم اعدام نیز مسئله ایرا حل نمی کند؛
    ۱- اقدامی ضد هستی است.
    ۲- عوامل اصلی را نادیده گرفته و بنابرین بعنوان پتانسیل فعال باقی خواهند ماند.

     
    • مفهوم این سخنان بظاهر شیک و انتلکتوئل مآبانه این است که :ارزش و کرامت و حق حیات انسان مقتول یا مجروح یا مورد تجاوز واقع شده را ولش کن! ارزش و کرامت و حق حیات انسان قاتل و مجروح کنند یا متجاوز رو بچسب! چرا؟ چون غربی ها میگند و ما هم که در ناف غرب مقلد غربیها!

       
  12. در شهر هرت
    ۸۶ شهید گمنام در ۱۲ استان، فاجعه انسانی همچنان ادامه دارد تا این نظام ضد بشری بماند.

    آخرِعقل را که می گویند ؛ همین نظام است«کارگران در فضای بسته شلاق خوردند نه ملاء عام »روزنامه کار و کارگر

    ۱۵ درصد سود ، با سفته حواله به آخرت.

    تا زمانی که جامعه مدنی کنشگر نیست،این اخبار تکراری و بی پایان خواهند ماند.
    چه کسی می‌خواهد
    من و تو ما نشویم
    خانه‌اش ویران باد
    من اگر ما نشوم، تنهایم
    تو اگر ما نشوی،
    خویشتنی
    از کجا که من و تو
    شور یکپارچگی را در شرق
    باز برپا نکنیم
    از کجا که من و تو
    مشت رسوایان را وانکنیم
    من اگر برخیزم
    تو اگر برخیزی
    همه بر می‌خیزند
    من اگر بنشینم
    تو اگر بنشینی
    چه کسی برخیزد؟
    چه کسی با دشمن بستیزد؟ «حمید مصدق»

     
  13. به نظرم برای آنارشیست هر کس که پایگاهی و جایگاهی‌ در دنیای اندیشه و خرد ورزی داشته باشد و چنانچه در این سایت دیدگاه چنین کسی‌، چه شخص آقای نوریزاد باشد و چه هر کس دیگری با استقبال روبرو شد،ایشان به تقابل بر می‌‌خیزد. و خیلی‌ که اندیشه طرف مورد استقبال دیگران شانس بیاورد، این است که هیچ یا کمتر مورد فحش و ناسزا و بد و بیراه و توهین از طرف آنارشیست واقع شود.سند: اکثر کامنت‌های آنارشیست در این سایت. قضاوت با شما تا تنها قاضی نرفته باشم.

     
  14. ایران دوست واقعی

    استاد گرامی با درود ، خواهش میکنم توضیح دهید که رژیم چرا واز چه چیز میترسند که افشا نشود ؟ چون همه مردم که از قتل و غارت و چپاول و….مسئولین نظام از رهبر گرفته تا … اطلاع دارند . مگر بدتر از این ها هم هست؟
    پیشاپیش از راهنمایی تان قدردانی میکنم .

     
  15. یکی از مواضعی که مردان روحانی شیعه و سنی در آن شریک هستند همان قضیه بانوان است و حقوق آنها. مجموعه محدودیتها و ممنوعیت هائی که برای خانمها در نظر گرفته شده ودر طول قرون به مغز مسلمانان بعنوان سنت نبی و یا حکم قرآنی و یا نص روایات وارد شده ، یک خروجی بیشتر ندارد و آن محروم شدن زن از یک حیات معقول و انسانی در اجتماع مسلمانان است. زنان بدلیلی که روشن نیست از 9 سالگی مکلف بحساب می آیند و بر اساس رشد اندامهای خود از همان سال در معرض ازدواج قرار میگیرند بدون اینکه کسی سئوال کند که ایا از لحاظ عاطفی هم توانائی ازدواج است یا نه؟ ملاک شایستگی جسمانیش هم مقایسه با قبائل اعراب بدوی است. بر سر منابر به مردم می آموزند گه امام معصوم گفته که دختر اگر خون حیض را در خانه پدر نبیند به حکم خدا نزدیکتر است. دختر در امر ازدواج هم اختیار چندانی ندارد و بازهم بدلیلی که نا مشخص است برای ازدواج اول در هر سنی که باشد نیازمند مجوز و تائیدیه ولی است.
    در زندگی خود باید همواره آماده پاسخگوئی به نیاز جنسی همسر خود باشد و اینکه خودش چه میخواهد مهم نیست. روحانیون به خانمها فن دلبری می آموزند و در صدا و سیمای اسلام به آنها اخطار میکنند که در منزل جوجه کباب برای مردشان باید مهیا باشد والا مرد گرسنه بدنبال هر کباب کوبیده ای هم میرود و در آن صورت گله ای نباشد. بر اساس حدیث نبوی که در سمینارها و منابر و صدا و سیما فریاد میزنند، زن باید پشت چراغ قرمز و داخل پراید و پیکان هم اماده ارضا شوهر تشنه نزدیکی باشد چون نبی جماع بر پشت شتر را هم برای ارضا مرد بر زنان واجب کرده. زن نمیتواند از خانه بی اذن شوهر خارج شود و بی اذن او کارکردنش مشکل است.
    شوهر اگر معتاد باشد و هزار بلا بر سر زن بیاورد، بازهم نمیتواند برای طلاق اقدام کند جون حق طلاق بر اساس شرع انور با مرد است. شما تجسم کنید یک مرد معتاد چه جهنمی را میتواند برای زن ایجاد کند و او حتی توان جدا شدن از این جهنم را هم نداشته باشد.
    زن مجرد بودن، بخش دیگری از این سناریوی وحشیانه است. زن مطلقه و یا بیوه بودن که بدتر.
    با چند شاهد عادل در جامعه ای که ظلم و فساد سکه رایج آن است، میتوان زن را به سنگسار برد و رسم یهودیان را که خود انها هم به ان پایبند نیستند بعنوان حکم قرآنی و سنت نبی جاری کرد.
    بعد هم اینجا عالمی دینی بگوید که این همه برای این است که زن جواهری است که باید حفظ شود. خوب ما میپرسیم این جواهر را باید از چه کسی حفظ کرد؟ از خودشان یا ازاجتماع دینی و امام زمانی که با دین یک موی آشفته تمام دنیا و آخرت و ولایتنداری را میبازد؟
    ما به این دوستان عرض میکنیم که زن جواهر نیست که نیاز به گاوصندوق دینی و فقهی داشته باشد. زن یک انسان است مثل من و توی مرد . به او بچشم انسان نگاه کن آنوقت خواهی دید که چه بلائی بر سرش آورده ای و چه حقی را از او ضایع کرده ای. جامعه ای که با زنانش این میزان خشونت دارد ،جامعه مریض است نه ایمانی..علائم مرض هم از درو دیوار میریزد..

     
    • این مطالب متاسفانه بر اصول و اساس نادرست و قضاوت های یکطرفه و اطلاعات ناقص استوار هست،باید نویسندگان این متن ها بروند خوب وضعیت تعامل با زن در طول تاریخ پیش از اسلام را مطالعه کنند،این اختصاصی هم به جامعه و عصر جاهلی شبه جزیره عربستان ندارد،زن در طول تاریخ مظلوم بوده و مورد تبعیض و ستم در همه جوامع ،بروید مطالعه ای در مورد زن پیش از عصر نزول وحی کنید بعد ببینید اسلام و قرآن چه رویکردی نسبت به زن داشته است .
      در مورد احکام دینی مربوط به زن هم باید دقیق مطالعه کرد و خود حکم و حکمت یا فلسفه آنرا دریافت و سطحی قضاوت نکرد،ضمن اینکه نویسنده هم باید موضع دینی خود را مشخص کند که متدیّن به اسلام و احکام اسلام هست یا نیست که خروجی همه احکام اسلام را محروم شدن از حیات معقول و انسانی می داند،البته محدودیت هم در شریعت هست هم برای زن هم برای مرد،در واقع انسان بما هو انسان اعم از زن و مرد محدود شده است از ارتکاب چیزهایی که در شریعت ممنوع شده است پس محدودیت اختصاص به زن ندارد. از طرفی چیزی که باید بحث کرد این است که حیات معقول و انسانی چیست؟ مثلا اگر نصّ قرآن آمد پوشش را بر زن واجب کرد،آیا این پوشش منافات با حیات معقول و انسانی دارد؟ و آیا حیات معقول و انسانی این است که زن با همه ظرافت ها و جذابیت ها در معرض دید و حظّ مردان دیگر باشد؟این را باید بحث کرد والا کلی گویی که “محدودیت”منافی با حیات معقول و انسانی است مشکلی حل نمی کند،بنابر این نویسنده خوب است اولا حیات معقول و انسانی را از دید خود تعریف کند،ثانیا توضیح دهد که چطور برخی محدودیت ها منافی با آن است والا نفس محدودیت قانونی در همه جوامع گذشته و حال وجود دارد و آزادی مطلق مخلّ نظم و نظام اجتماعی هست و هیچ عاقلی مطلق محدودیت را منافی با حیات معقول و انسانی نمیداند.
      در مورد ازدواج،بله معیار ازدواج بلوغ و قابلیت زناشوئی هست،اگر بقوانین ایران هم مراجعه کنید حدّ اقل ازدواج 13 سال مبنا قرار گرفته است و البته در مورد سنّ بلوغ اختلاف فقهی هست و برخی 13 سال را معیار بلوغ می دانند،و بنظر نمی رسد در این سنین، ازدواج آنهم با فرض قابلیت جسمی و اشراف و نظارت ولی شرعی منافاتی با مسائل عاطفی داشته باشد چون با فرض بلوغ ،همانظور که مطابق احتیاط اذن ولی شرعی شرط هست،اذن و رضایت خود دختر باکره نیز شرط هست و در صورت عدم رضایت او ازدواج شرعا و قانونا باطل و ممنوع است و پیگرد دارد.پس هم دختر اختیار دارد و هم دلیل اشراف ولی او که پدر و جدّ پدری هست برخلاف زعم شما “مشخّص” است ،چون بهرحال پدر یا جدّ پدری بحکم چشیدن سرد و گرم روزگار و بحکم رحامت و عاطفه پدر و فرزندی صلاح نوجوان بالغ خود را در نظر می گیرد و ای بسا در صورت عدم اشراف ولی شرعی،دختر بجهت ناپختگی مورد فریب و تدلیس واقع شود.
      آن روایت معروف که خوب است دختر حیض ندیده …روایت فقهی فتوائی نیست،و معیار در فتوا همان است که عرض شد،و این قبیل روایات حمل می شوند به مبالغه در آسان گیری در امر ازدواج و عدم مسامحه در مورد آن و توصیه.
      در مورد تامین نیاز جنسی،نیاز جنسی نیازی دو طرفه و متقابل هست و در امر غریزی همانطور که مرد نیازمند زن هست و می تواند طالب رابطه باشد زن نیز می تواند از همسر خود مطالبه رابطه کند چه کسی گفته است که رابطه جنسی فقط از طرف مرد است یا التذاذ فقط مخصوص مرد است،منتها امری که باید بدان توجه کرد این است که ازدواج شرعی و قانونی یک تعهّد و التزام و قرار داد متقابل است و فارغ از فواید گوناگون عاطفی و انسانی و روحی در آن،یکی از فاکتور های مهم آن امکان بهره مندی جنسی و تامین و پاسخگوئی به غریزه با کمک همسر هست.سخنانی مثل اینکه در پراید و پیکان و..سخنان مزخرفی است که هرکس گفت مزخرف گفته است،و زن باید فارغ از لزوم شرعی پاسخگوئی به نیاز همسر،در این مورد عذر عرفی یا عقلی نداشته باشد،چون رابطه جنسی بین زن و مرد بمرآی و منظر دیگران ممنوع هست،آن تعبیر پیامبرکه “ولو علی ظهر الناقه” اگر ثابت باشد بنظر من محمول بر تاکید و مبالغه بر عمل بتعهّد است نه جمود بر لفظ.
      شوهر اگر معتاد شود،هم در اسناد ازدواج شروطی در مورد آن هست که بعنوان شرط ضمن عقد معمولا امضاء می شود،و هم زن می تواند با مرافعه به دادگاه ادعای عسر و حرج کند که دادگاه بررسی می کند و طلاق هم فقط مختصّ بمرد نیست و طلاق خلعی یا مباراتی یا همین مساله عسر و حرج هم هست.
      سنگسار هم در قرآن نیست ولی در روایات و سنت هست،و شرائط سنگسار که مربوط به زنای محصنه هست اینقدر سخت هست که عادتا قابل اثبات نیست :اینکه چهار شاهد عادل حین عمل ،مثل میل سرمه در سرمه دان واقعه را ببینند و یکسان شهادت دهند والا خود تازیانه می خورند امری معمولا غیر قابل اثبات هست،ظلم و فساد را هم باید جداگانه علاج کرد و این ربط به اصل وضع مجازات بازدارنده ندارد.
      مقصود از تعبیر تشبیهی زن به “جواهر” صرفا تشبیه در جهت حفظ و مصونیت زن است از دستبرد متجاوزان و هتاکان و سوء استفاده کنندگان،و وجه تشبیه، همین لزوم محافظت و تکریم جوهر یا گوهر است و این هیچ منافاتی با در جامعه بودن زن و فعالیت اجتماعی یا انسان بودن او ندارد،پس کسی نگفت زن را باید در گاوصندوق نگهداشت،درست به سخن و وجه تشبیه توجه کنید،من گفتم همانطور که عقلاء جواهر و الماس را همینطور در معرض دستبرد متجاوزان احتمالی قرار نمی دهند،زن نیز که بمنزله یک گوهر با ارزش هست با وجود حضور در صحنه اجتماع ،لزومی ندارد که محاسن و زیبائیها و جذابیت های قوی او در معرض دید یا سوء استفاده احتمالی متجاوزان یا افرادحریص قرار گیرد چون این ویژگیها متعلّق به او و همسر شرعی قانونی اوست،شما چرا تصور می کنید که حفظ انسانیت و کرامت زن در گروی بنمایش گذاشتن زیبائیهای بدن او از طریق مینی ژوپ و لباس های نیمه عریان و چیزهایی از این قبیل است؟!مضافا اینکه از نظر ما این تصمیم یا حکم شریعت و خدای انسان و زن هست نه تصمیم افراد دیگر انسان.لطفا ضمن تکمیل اطلاعات دینی،عینک بدبینی را از چهره خود بردارید.

       
  16. آنارشیست گفتم پیشدستی کنم قبل اینکه باز شروع به زارت و زورت کنی بگم اگه تو پست قبلی عده ای نگرون این بودن مبادا شیرت خشک بشه من نگرون این هستم که مبادا اینبار زور زیادی بزنی بچه ات نارس یا شیش ماهه بیفته وسط لنگت و زبون خود انارشیست لال یه وقت بشه لنگه مامانش خل و چل!

     
    • خوش بحال مامانت! و خوش بحال نوری زاد که کیف میکنه با انتشار کامنت امثال تو . آشغال هایی مثل تو همیشه پیش دستی کردین و من همیشه وسط لنگ شما رو نشانه گرفتم.
      ناشناس هایی مثل تو دچار خارش مزمن هستین و چون خجالتی هستین و در دنیای واقعی نمیتونین درد خودتون را درمان کنید اینجا به کمک نوری زاد که تازگیها حامی …نیها و …ها شده, این نیاز را از طریق مجازی برطرف میکنید.
      حالا نوری زاد این کامنت منو مثل بقیه پاسخها سانسور کن!

      ————
      دوست گرامی
      بس کنید و به این گفتگوی نازل و ناجور و سطحی پایان بدهید. از این به بعد کامنت های اینجوری شما و طرف شما را حذف می کنم
      سپاس که مراعات می کنید

      .

       
      • درود نوریزاد گرامی ته عنوان یک خواننده سایت شما بعضی از کامنت هابه من واقعن حالت تهوع دست میدهد چون انقدر زشت و کثیف هست که بیشتر از ان قابل تصور نیست خوب شد خودتان گفتید که انها را حذف خواهید کرد اقای ندریزاد دو شب قبل نمیدانم در گویا نیوز بود ویا در زیتون اقای علیجانی کتاب جدید خانم وسمقی را به صورت خلاصه گذاشته بود که در مورد فقه ومسائل دیگر مطرح در اسلام و قوانین ان بود متاسفانه دیشب وپریشب هرچه بررسی کردم انرا نیافتم که هم نام کتاب را برای شما بنویسم هم لینک انرا به جهت اطلاع دیگران اینجا بگزارم به سایت خانم وسمقی هم مراجعه کردم نبود امیدوارم یکی از دوستان شرکت کننده سایت شما انرایافته واطلاع رسانی کنند با احترام

         
  17. درود

    واقعا جنابعالى عاقبت به خير شدى سالها دست بوس مقام معظم بودى حالا هم عده اى بهايى و مجوس در سايت شما به خدا و اسلام و اهل بيت اهانت مى كنند بارها مطالب مرا يا سانسور كردى يا اضلا منتشر نكردى با شه ما هم خدايى داريم با همين مزدك و سارا از فرانكفورت خوش باش مىدانم منتشر نمى كنى

     
    • صادق ؟ قبلا یک نفر به اسم صادق قلم میزد و مدعی بود بچه سردارسپاهه ! و گفت میره سوریه ! و حتی میگفت آی پد داعشی ها توی سوریه فراوونه و رو زمین ریخته فقط کسی نیس که بر داره ! وبرای ما با آی پد عکس میندازه و میفرسته ! چی شد پس ؟

       
    • میتونیم بگیم امنیتی های سایت به ۱۶ یا ۱۷ نفر رسیدن با ساعتی ۴ هزار تومان دستمزد ، شما هزینه زیادی به بیت المال وارد می کنید ها گفته باشم.

       
  18. در شهر هرت
    راستش این نظام را با هر وسیله ای مدرن ،چون جمهوری، قانون و مجلس ، مردم و رای و برابری بزکش کنیم ، عفریته گی ضد بشری اش را نمی توانیم بپوشانیم .

    آسید،مرتضا علی
    خوب ، اگر دست بریدن قانون است، قانون غلطی است. آن دست سالم چرا باید به خاطر تربیت غلط جامعه و خانواده و فکر بیخرد قطع شود؟

    در قصاص ، قاتل و مقتول یک طرف قضیه و قانون نقش داور را دارد، حال ،چرا اجرای تصمیم قانون به تماشاچی/فرد سوم داده می شود!!
    قانون /// یک قانون شیطانی ( نه رحمانی ) پلید ،قانونی بی خرد و حماقتی بیش نیست.

    کرامت انسانی ، به معنی؛ دیگری را چون خود دیدن و احترام به هستی و وجود است. زیرا هر چه ضد هستی است ضد آفرینش نیزاست.

    نماز اجباری و قران خواندن اجباری و حجاب اجباری و… همه ضد کرامت انسانی اند.
    مهم در نظام این است که شیعه شاه منبری باقی بماند .

     
  19. جناب نوری زاد
    درود بر شما

    – نگاه قهقرایی به زن آیا فقط مختص به آیت اله ها و سران کشور است؟
    – آیا 80 درصد مردان ایران نگاهی اینگونه به زن ندارند؟ حتی بیش از 80 درصد زنان هم، خود باور نیستند.
    – پذیرش مسئولیت سیاسی و سنگین برای زنان، آنهم از نوع وزارت، آیا در ایران امروز شدنی ست؟
    – آیا امروز، زنان ایران آنقدر رشد کرده اند که بتوانند یک مسئولیت سنگین را عهده دار شوند؟
    – آیا نباید ابتدا بستر مهیا شود و قوانین زن ستیزانه برچیده شود و بعد بدنبال وزیر کردن زنان باشید؟
    – مگر در ایران امروز، وزیران مرد چه گلی به سر ما زدند که حال بدنبال زنان هستید؟
    – وزیر زن باید هم به رئیس جمهور پاسخ دهد، هم به قوای دیگر و از همه مهمتر به رهبر و شوهر.
    – با وجود ریشه داشتن سنت مرد سالاری، آیا اگر به فرض زنان هم وزیر شدند، بواقع قدرت اجرایی دارند؟
    – چند درصد از زنان مطالعات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دارند و آگاه به مسائل کشور هستند؟
    – چند درصد از زنان دغدغه ای به غیر از آرایش، پوشش و پرستیژ ظاهری دارند و در سطح ملی فکر میکنند؟
    – آیا بهتر نیست ابتدا زنان به رشد اجتماعی و سیاسی مورد نظر برای قبول مسئولیت برسند؟
    -در کابینۀ تمام کشورها بگردید؛ چند وزیر زن می یابید. در کشورهای اسلامی چطور؟ در کشورهای خاور میانه چطور؟

    جناب نوری زاد
    متأسفانه ما در ایران شعار زده هستیم و بدنبال شعار. آنچه کم داریم، افرادی هستند عمل گرا و واقع بین. شما هم، چند وقتی است از عمل گرایی و واقع بینی فاصله گرفته اید و بر طبل توخالی شعار میکوبید؛ قبل از مطرح کردن یک موضوع باید کنکاش کرد و تحقیق کرد و این پرسش ها را از خود پرسید که آیا اگر زنی شد وزیر، مشکلی حل میشود که امروز لاینحل مانده؟ و آیا مگر همه چیز الان بر وفق مراد است و تمام مراحل دموکراسی را طی کرده ایم و فقط مانده یک زن وزیر شود؟
    در جامعه ای که اکثریت زنان آن هیچ اطلاعات و مطالعات در خور و شایسته ندارند و فقط دغدغۀ آنان رتق و فتق امورات جاری زندگی شخصی خودشان است، چه انتظاری میشود از یک وزیر زن داشت؟ آیا بیشتر زنان به این نکته ایمان ندارند که زن را چه به سیاست و در عالم سیاست جای زنان نیست؟ ورود به عالم سیاست، چقدر از احساس زنانه باقی میگذارد؟ آیا این وزیر زن، شوهر ندارد و هر زمان شوهر بخواهد، آیا نمیتواند او را بر طبق قوانین، از کار در بیرون خانه منع کند؟ آیا رئیس جمهور میتواند زنی را وزیر کند و دائم استرس داشته باشد که مبادا روزی شوهر او از دندۀ چپ بلند شود؟! مگر کار دولت و سیاست شوخی بردار است؟….و و و بسیاری موارد و پرسشهای روان شناختی و جامعه شناختی در مورد اینکه آیا اصلاً در ایران امروز ضرورتی دارد که زن وزیر شود؟ آیا بهتر نیست ابتدا قوانین تغییر کند و به رشد آگاهی جمعی زنان کمک شود؟ آیا بهتر نیست خود زنان خواستار تغییر قوانین شوند و شجاعت مبارزه داشته باشند؟…یعنی خودی نشان دهند؟

    جناب نوری زاد
    افق دید شما چرا هر روز تنگ تر و تنگ تر میشود؟
    اگر فرصت کردید، پاسخی کوتاه یا جامع به پرسشها بدهید.

    —————–

    درود دوست گرامی
    ایکاش فرسنگها از واقعیت زن دور نمی بودید. بله، شما فرسنگها از واقعیت زن دورید. این دور بودن را هرگز توهین به خود تلقی نکنید. چهل سال پیش، بانویی مقتدر بر سرِ وزارت آموزش و پرورش بوده و بانوانی دیگر در مسئولیت های دیگر نقش آفرین بوده اند. این عقب گرد ولایی بود که زن را به قهقرا دستور فرمود. وگرنه در همین جامعه ی مرد سالار – اگر که خرد حاکم بود – حتما بانوان شانه به شانه ی مردان در حمل بار مسئولیت های سنگین، مقتدر ظاهر می شدند و نشان می دادند که هیچ دستکمی که از مردان ندارند بل بیش نیز می درخشند.
    با احترام

    .

     
    • جناب نوری زاد
      شما از پاسخ به پرسشهای من سرباز زدید.
      شما بفرمایید واقعیتهای زن چیست که من فرسنگها دور هستم…با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشه. به جای ادعا و انکار توضیح دهید و مرا روشن کنید یا بحث کنید و به چند جملۀ کلیشه ای بسنده نکنید.
      اینکه میگویید: …وگرنه در همین جامعه ی مرد سالار – اگر که خرد حاکم بود – حتما بانوان شانه به شانه ی مردان در حمل بار مسئولیت های سنگین، مقتدر ظاهر می شدند و نشان می دادند که هیچ دستکمی که از مردان ندارند بل بیش نیز می درخشند.”
      از این اگر مگرها بسیار زیاد است و با اگر و ایکاش چیزی درست نمیشود.
      نقطۀ آغازین برای احقاق حق زنان، خود زنان هستند. براستی چند درصد از زنان ایران در مورد خودشان، قانون و مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی اطلاعات و آگاهی دارند و اهل مطالعه هستند و خود را درگیر میکنند؟ شما مثل اینکه در ایران زندگی نمیکنید و یا اینکه ایران از نظر شما چند منطقۀ شمال شهر تهران است.
      تا کی باید مردان برای زنان دایه ی مهربان تر از مادر باشند و آنها را همه جانبه ساپورت کنند؟
      تا وقتی زنان خودشان نشان ندهند که میتوانند، هیچ مردی نمیتواند برایشان کاری بکند. در ضمن با شعارهای توخالی و غیر واقعی فمنیستی یا سوراخ کردن گوش چپ و گوشواره انداختن و یا پوشیدن تی شرت و یا ژست گرفتن نمیتوان ادعای فمنیست بودن کرد.
      شما از یک نکتۀ مهم غافلید و آن اینکه خود زنان، چه در ایران و چه در دیگر نقاط دنیا، به همجنسان خود اعتماد کمتری دارند، اگر و تنها اگر بدنبال متخصص درجه یک باشند. زنان خود، به محدودیتهایی که دارند واقفند و این را رفتار اجتماعی آنها نشان میدهد. حقیقت اینست که بسیاری زنان ایران و بیشتر نقاط جهان هنوز به خودباوری نرسیده اند و تا آنزمان باید صبر کرد. به نظر من برداشت شما و شاید بسیاری دیگر از آنان که داعیۀ برابری زن و مرد را دارند اشتباه است.
      در دور و بر خودتان چند زن سراغ دارید که وقتی کنار هم مینشینند به بحث در مورد امور جاری کشور بپردازند و فقط به غیبت کردن، بحث در مورد متدهای جدید آرایش یا فشن یا مسائلی روزمره و زنانه، بسنده نکنند. بسیاری از زنان ایران از سیاست و مسئولیتهای اجتماعی گریزانند و این حقیقت است و واقعیت. بسیاری از زنان هنوز از مردان سوء استفاده میکنند و ساده ترین امور مدیریتی را هم به مردان میسپارند، حتی اگر خودشان بتوانند انجام دهند؛ اما با سپردن به مردان، خیال خود را راحت میکنند از عواقب احتمالی آن. هنوز مشکل اصلی راحت طلبی بسیاری از زنان است و عادت به لقمۀ حاضری و تکیه به مردان.
      میگویند دو زن در یک اتاق نمیتوانند همدیگر را تحمل کنند در صورتی که هزار مرد براحتی همدیگر را تحمل میکنند. خود زنان خودشان را قبول ندارند و مهمترین عامل هم حسادت است. چند شرکت، مؤسسه یا کارخانه سراغ دارید که تمام پرسنل آن زن باشند…از آبدارچی، راننده، نگهبان، آشپز، تأسیسات چی، برقکار ، تعمیرکار، مکانیک بگیر تا مهندس، سرپرست، مدیر و هیئت مدیره؟ مشکل اینست که درصد بسیار کمی از زنان میتوانند همدیگر را تحمل کنند و هنوز بسیاری از تخصص ها را ندارند در صورتی که مردان حتی در امور زنانه هم بالاترین درجۀ تخصص را دارند، بسیار بالاتر از زنان.
      من خودم از طرفداران پر و پا قرص برابری زن و مرد هستم؛ بشرطی که در تمام موارد باشد و نه گلچین شده. زنان باید ابتدا مهارتهای اجتماعی خود را و مسئولیت پذیری خود را و درصد تحمل خود را ارتقاء دهند و احساس و حسادت را در امور حساس دخالت ندهند…اگر بتوانند!
      حداقل به این سه پرسش همراستا پاسخ دهید:
      -در کابینۀ تمام کشورها بگردید؛ چند وزیر زن می یابید؟ در کشورهای اسلامی چطور؟ در کشورهای خاور میانه چطور؟
      بقیه پرسش ها پیشکشتان.
      فراموش نکنید که بفرمایید واقعیت زن چیست که شما میدانید و من بی خبرم.
      سپاس از شما

       
      • بنظر بنده مطلب کوتاه جناب علوی بخشی از پاسخ به پرسشهای شما است. حقیقت زن این است که انسان است در وحله اول..مثل بقیه. در همین جامعه هم مثل بقیه متاثر از همین فرهنگ است با فرق اینکه از بسیاری از حقوق هم محروم است آنهم صرفا به لحاظ جنسیت. از سوی دیگر برابر آمارها بخش عمده ای از جمعیت این کشور را زنان تشکیل میدهند در حالیکه این جمعیت عظیم دارای نماینده ای در نظام تصمیم گیری نیست تا او و سرنوشت او را در نظر بگیرد. تصمیم در مورد زنان بطور کامل با مردانی است که فاتحانه و از موضع بالا برای او تصمیم میگیرند. مردانی که به صیغه شدن او معتقدند، مردانی که جند زن برای یک مرد را حلال میدانند،مرذانی که حق ارث او را برمیدارندو…پس اگر سعادت جامعه را میخواهیم زن باید نقش بیشتری داشته باشد چون اگر قرار است بهشت زیر پای مادران باشد، بطور مسلم زنان صعیف و تو سری خور و محروم و بازیچه دست،دارای جنین ویژگی نیستند.
        در مورد اینکه زنها جه خصوصیتی دارند شما بفرمائید مگر مردها جه ویژگی خاصی دارند؟ محافل مردانه موضوع بحث و کفتگویش چیست که مال زنها نیست؟
        در اداره کشورها نقش زن رو به افزایش است و این بدلیل اهمیتی است که این امر در توسعه یافته است. در همین کشورهای اسلامی ،ما جندین زن رئیس جمهور و نخست وزیر و تعداد فراوانی در مجالس و حرفه ای مختلف داریم. در ایران خودمان زنان درصد مهمی را در تحصیبلات عالیه دارند.
        اینکه سرنوشت یک زن تحصیلکرده را یک طلبه حوزه ای و یا مردانی که چندین همسر موقتی و دائم دارند بخواهد تعیین کنند از مصیبتهای ما است. همین بروز مطالبه عمومی خودش نشانه رشد آگاهی زنان ایرانی است که توجیهات حکومتی برای محرومیت خود را نمیپذیرند.

         
    • در شهر هرت
      نه
      جناب ، اشتباه شما این است که انسان را تقسیم بر زن و مرد،اسلامی و غیراسلامی،کرده اید.تفکر شما از دوران افلاطون فراتر نرفته، در مدینه فاضله ی افلاطون نیز بردگان و زنان جایی نداشتند .

      اینکه قدرت در دست مردان چنان طبیعی شده که زنان جز برده جنسی بیشتر نیستند.آزادی یکی از پایه های مدرنیسم است وتا در جامعه به انسان به عنوان انسانِ فرا از قومیت و دین ، زن و مرد پیر و کودک ،فقیر و غنی ، مومن و غیر مومن ،آخوند و غیرآخوند ،نگریسته نشود، اوضاع همین خواهد بود.
      این نمی شود که شما قانونا جلو رشد و بلوغ فکری زنان را از کودکی با ازدواج اجباری کودکی بگیرید، اختیار زن را به شوهرش بدهید و او را از ورود به باشگاه ورزشی تا کارهای مدیریت و وزارت منع کنید و بگویید این تقصیر زنان است.
      زنان ایرانی، حتا از مردان پیشروترند. در واقع مشکل جامعه ایران ما مردانند نه زنان.
      زنان به آرایش خود می پردازند مگر بد است؟
      مگر مردان نمی پردازند؟
      به شما یاد داده اند که خود را مالک زن و خودبخود برتر از زن بدانید.حال آنکه ، انسان تنها باید مالک اعمال خود باشد که نیست!
      فرهنگ جامعه مرد سالار سه هزار سال و یا بیشتر است ،این زنجیر سه هزار ساله را کندن چون دور شدن از شاه منبری چندان آسان نیست.

       
      • اشتباه شما فهم مطلب و درک مطلب است. صحبت از اکثریت زنان است و نه تمام زنان. حقیقت اینست که به دلیل محدودیت موجود چگونه انتظار دارید زنی وزیر شود که کاردان باشد و کار بلد. باشه شما درست میگی و زنان کارشون درسته. اگه خیلی زنی به تمام پرسشهایی که از نوری زاد کردم و شجاعانه پیچوند شما پاسخ بده. چرند بافی و شعار گفتن بس است. من خودم طرفدار یکی شدن زن و مرد هستم. کلا نفهمیدی من چی گفتم.

         
        • آ- درست حرف بزن ، مردم قوم و خویشت نیستند .
          ب-نه ،خیلی زن نیستم.
          ۱-بلی،نگاه قهقرایی به زن مختص به آیت اله ها و سران کشور است، زیرا آنان اند که حدود و قانون را تعین و اجرا می کنند.
          ۲- اینکه جامعه پدرسالاراست نیزبر می گردد به دیدگاه حاکمان و دین اسلام.
          ۳-آیا امروز، مردان ایران آنقدر رشد کرده اند که بتوانند یک مسئولیت سنگین را به عهده زنان دهند ؟
          ۴-تا به حال مهیا کردن بستررا مردان عهده دار بوده اند و وقتش است این بستر را جمع کنند.
          ۵-این وزیران مرد، بیسواد و دزدند ، بدین خاطر گلی به سر شما نزدند که هیچ….
          ۶-بقیه سوالاتت تکراری بودند.
          شما نیز نمونه ای از این جامعه مردسالارید، و دنبال بهانه اید.

           
    • جناب آنارشیست ابتدا باید به شما بگویم نا خود آگاه اسمی را که برای خودتان انتخاب کرده ای به راستی نشان از همین طرز تفکر دارد در جامعه ما هستند زنانی که بسیار از مردان قوی تر وکارآمدترند احتمالا ندیده یا نشنیده اید نمی توان از شما خرده گرفت باور بفرمائید همانطور که می گوئید جامعه مرد سالار ما نمی تواند باور کند که زن هم انسانی هم تراز مرد است درست در همین شرایط که هیچ فرصتی به رشد و شکوفائی زن داده نمی شود در سیستان وبلوچستان که در واقع جامعه ای عقب نگهداشته شده است زنی شهردار قدرتمند شهری می شود که همه را انگشت به دندان میکند یا در شیراز زنی عضو شورای شهر می شود که دامنه فعالیت و پیگیریش از بقیه منتخبین بیشتر و کار آمد تر است من بیش از سی و دو سال در موسسات مختلف کار کرده ام و اتفاقا در جا هائی که اکثر کارکنان آنها دارای مدرک دکترا از داخل و خارج از کشور بودند و در طول دوران خدمتم بیش از پنجاه مدیر را تجربه کرده ام شاید باور نکنید تنها مدیری که لایق و شایسته مدیریت دیدم خانمی بود که مدرک دکترا از داخل داشت و جالب اینکه خود برخواسته از خانواده ای بود که اوضاع فرهنگی و اقتصادی خانواده ایشان از متوسط هم پائین تر بود مگر همین الان زنان مسئولین فعلی در شرکتها و سازمانهای خصوصی فعالیت ندارند ولی مسئله ضرب المثل معروفه ( مرگ خوبه برای همسایه ) وچون نمی خوان بدلایل خاص مردم نفهمند مطرح نمیشه امیدوارم زمانی فرا برسه که زن در جامعه موقعیت واقعی خودش رو پیدا کنه واین هم اتفاق نمی افتد مگر با حمایت مردان منطقی وفهمیده از آنها متاسفانه ما مردان بخاطر تفکرات نا درست و تعصب بی مورد جای خانم ها رو در اجتماع تنگ کردیم به مردان فرصت کار و مدیریت داده شده ما هم فکر می کنیم یه خبی هستیم خیر اینطور نیست باید چشممون رو بهتر باز کنیم تا مسائل رو بهتر ببینیم از همه اینها گذشته وزرای مردی که تا بحال داشتیم چه گلی به سر مردم زدن جز اینکه روز به روز سیاه بخت تر شدیم اینها اگر مدیریت حالیشون بود نباید امروز وضع فلاکت باری می داشتیم از طرف دیگه با پذیرفتن مدیریت زن در جامعه تحول فکری هم ایجاد خواهد شد

       
      • جناب ناشناس. آنارشیستها اولین و مهمترین گروه منسجمی بودند که طرفدار برابری زنان و مردان بودند. شما انگار در مورد آنارشیستها هیچ اطلاعاتی نداری و برداشت عوام را مطرح کردی.حرف بر سر تخصص و مدیریت و قدرت و جسارت است. شما تا بحال به چند زن توی زندگیت رای دادی؟ من میگویم اکثریت زنان. و نه تمام زنان. تا زنان پخته نشوند هیچ زن دیگری هم تمایل به حمایت از آنها ندارد چه برسد به مردان. من محکم پای این حرفم هستم که زنان باید با مردان برابر باشند ولی باید زنان لیاقت خود را نشان دهند. باید جسارت خود را نشان دهند. صحبت بر سر اکثریت زنان است و نه یکی دو موردی که شما دیدی و پسندیدی. آیا امروز اکثریت زنان مانند همان مدیر زن هستند. در ضمن مدیریت. نمایندگی و شهردار بودن. تازه اول کار است و تا وزارت بسیار راه است. زنان هنوز دنبال لقمه آماده از طرف مردان هستند. این یک جنگ است و باید زنان با مردان بجنگند و نه اینکه منتظر حمایت مردان باشند. اگر زنان به دنبال جایگاه واقعی خود هستند باید تلاش کنند تا بدست آورند. اکثریت زنان در ایران هنوز خودشان نه آمادگی دارند و نه خواهان مبارزه هستند. حق گرفتنی ست و زنان باید نشان دهند که لیاقت دارند.

         
      • صحبت بر سر بی شعوری و نادانی و عقب ماندگی نیست. یه مرد پیدا بشه و به پرسشهای من تک تک پاسخ بده. نبود یه مرد! حالا یه زن چطور؟
        شما درک و فهمت بسیار سطحی و حاکی از کمبود مطالعه س. اینکه آخوند چه کرده با زن و روحانی چه کرده و یا اسلام چه میکند چه ربطی به من داره. زن اگه زن بود باید از همون اول با این محدودیتها میجنگید و حق خودش را میگرفت. تقصیر اصلی بر گردن زنان است و مقصر اصلی آنها هستند.تا زمانی که بدنبال حمایت مردان هستند این به معنای اینست که اینکاره نیستند. شما اگر مطلبی داری و پرسشی. محترمانه مطرح کن. من به توهینهای شما پاسخ نمیدهم و شما دلت را خوش کن.
        در ضمن نوری زاد به هیچیک از پرسشهای من پاسخ نداد و شما هم بجای دیگران میدان داری نکن. نوری زاد سریع این پست را بست. چرا؟!

         
    • عجب آنارشیست کم طاقتی هستی..سئوال پرسیدی و قبل از اینکه جواب بگیری میگوئی چرا افق دیدت دارد تنگ میشود..خوب اجازه بده نوریزاد جواب بدهد بعد ببین کی افق دید داره و کی نداره ..همین هول بودنت ناشی از اشکال در افق دید خود شما است.
      دیگر اینکه اگر زنان جامعه اینی هستند که شما میگوئید، پس با چه جراتی باید اداره جامعه را بابد بدست مردانی داد که مادرانی انقدر بی شعور و نادان دارند و یا همسرانی انقدر عقب مانده؟ شما که افق دیدت هر روز بازتر میشود در این مورد هم فکر کن.
      بعد هم فکر کن که همین زنان بی شعور و عقب مانده، در جریان آن انقلاب کذائی چه خدماتی به آخوند جماعت که نکردند و امام راحل از آنها بعنوان بانوان مومنه نمونه نام میبرد..بعد که خر مراد زین شد،همین شیخ حسن روحانی دمار از روزگار آنها در آورد!..حالا شما ببین این نظام الهی چه کرده که آن زنان با هوش و شجاع تبدیل به این شده اند که شما با افق دید بازت داری توضیح میدی!
      وجود زنان در سمتهای بالای اداری یعنی ترک انداختن در دیدار خباثت آخوند و اعوان انصارش که زن را منشا فساد میداند و بدن او را عورت(یعنی شرمگاه” میداند و در عین حال نصف فقه اش هم در مورد صیغه کردن و چند تا زن گرفتن و توضیح این حرفها است..
      بقول بچه ها، شما که اینقدر اهانت میکنی مگه خودت خواهر و مادر نداری؟..کمی مراعات کن آنارشیست جان!

       
    • با سلام زیاد به استاد آنارشیست گرامی

      با تشکر از مطلب منطقی و مستدل شما , لطفا برای روشنتر شدن مطلب به پرسش های این حقیر پاسخ بدهید , با تشکر دوباره .

      ۱- فرموده اید که : “آیا امروز، زنان ایران آنقدر رشد کرده اند که بتوانند یک مسئولیت سنگین را عهده دار شوند؟
      آیا نباید ابتدا بستر مهیا شود و قوانین زن ستیزانه برچیده شود و بعد بدنبال وزیر کردن زنان باشید؟ ”

      من این طور از این گفته شما میفهمم که قوانین زن ستیزانه باعث شده که زنان رشد فکری لازم را نکرده اند و بنا بر این آمادگی لازم برای تصدی مقامات بالا را ندارند .
      سئوال : این قوانین کدامند و چگونه وجودشان مانع رشد زنان شده ؟ لطفا تک تک این قوانین را ذکر کنید و بگویید آ ن ها چگونه در این امر دخیلند .

      ۲- میگویید که : ” مگر در ایران امروز، وزیران مرد چه گلی به سر ما زدند که حال بدنبال زنان هستید؟ ”

      سئوال : در ایران امروز ما بالاخره وزیر میخواهیم یا نه ؟ به چه دلیلی ناتوانی وزیران مرد دلیلی بر نا کارآمد بودن زنان هم میتواند باشد ؟ این حرف شما وقتی میتواند درست باشد که ما معتقد باشیم که مردان کلا در سطحی بالاتر از زنان قرار دارند . غیر از این است ؟ شما چنین دیدی در باره زنان دارید ؟

      ۳- متاسفانه میفرماید که :
      – چند درصد از زنان مطالعات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دارند و آگاه به مسائل کشور هستند؟
      – چند درصد از زنان دغدغه ای به غیر از آرایش، پوشش و پرستیژ ظاهری دارند و در سطح ملی فکر میکنند؟

      سئوال : به نظر شما با گفتن این حرفها شما زنان را به بدترین شکل ممکن تحقیر نکرده اید ؟
      من این طور میفهمم که شما میخواهید بگویید که زنان دنبال آراستن ظاهر خودشان هستند و به این دلیل مطالعات لازم را ندارند و نا آگاهند . در کجا این که میگوید بر رسی و درستی ان ثابت شده ؟ در چه موردی این نا آگاهی به طور مشخص بروز کرده که شما به استناد آ ن این حرف را میزنید ؟ لطفا توضیح کامل بدهید با سند و مدرک .

      ۴- فرموده اید که :
      – آیا بهتر نیست ابتدا زنان به رشد اجتماعی و سیاسی مورد نظر برای قبول مسئولیت برسند؟
      طبق گفته شما به خاطر تمایل زنان به آرایش کردن خود امکان چندانی برای آن ها برای رشد مورد نظر شما فراهم نیست . خوب به این ترتیب آ ن ها هیچگاه ” به رشد اجتماعی و سیاسی مورد نظر برای قبول مسئولیت ” نمیرسند . از این گذشته در زمانی که لازم است صلاحیت آن ها برای تصدی مقامات بالا بررسی شود , چه کسانی , مرد هایی که مثل شما دیدی تحقیر آمیز نسبت به زنان دارند یا زنان , کدامیک باید این صلاحیت را تایید کنند ؟

      دنباله دارد

       
      • درود فراوان به شما
        پاسخ 1 : شما اگر در ایران زندگی میکنید خودتان کم و بیش از این قوانین مطلع هستید. این قوانین زن ستیزانه بسیار زیاد است و با یک جستجو در گوگل خودتان به منابع دسترسی خواهید داشت. در ضمن نوری زاد ابن پست را زودی بست.در 80 درصد کشورهای جهان اینگونه قوانین کما بیش وجود دارد.
        پاسخ 2: من یکی از طرفداران پر و پا قرص برابری زنان و مردان هستم ولی در وضعیت فعلی کشور ایران بله مردان بسیار لایق تر هستند و این حقیقت تلخی ست که مقصر آن من نیستم. اینکه مردی با تمام آن برتری ها و فرصت ها که داشته نتواند وزارت کند بدون شک هیچ زن دیگری نخواهد توانست. اگر شما قبول ندارید که اختیار با شماست.
        پاسخ 3: خیر. این حقیقت و واقعیت است و تحقیر نیست.شما خود مبتوانید سند و مدرک بیابید خیلی راحت.
        پاسخ 4: شما تمام سخن من را ول کردید و این جمله را نشانه رفتید. شما خودتان پاسخ دادید.
        منتظر دنباله هستم.

         
  20. سلام آقای نوری زاد جنابعالی در سخن خود گفته اید که چون آخوندها زنهای خود را در خانه و پستو نگه داشته و بیرون نمی آوردند ، پس به دیگران هم اجازه نمیدهند که در مجامع در کنارشان باشند ( مثال همسران رهبری و دیگر مسئولان کشور ) . اما چمد روز قبل در شبکه ی مستند سیما ، مستندی از یک روحانی جوان و همسرش و مصاحبه های پی درپی و بودن اینان علی الخصوص همسر این روحانی را در بین مردم در یکی از روستاهای استان گیلان نشان میداد که واقعاً مانند دیگر زنان در بین مردم نمایان بود و واقعاً هر انسانی اینگونه زحمت و تلاش برای مردم آن شهر و روستا را به نیکویی درک میکرد .

     
  21. باسلام نظر عقرب مورد قبول و علاوه بر آن کامنت هائی که فاقد محتوای ارزشمندی هستند منتشر نشود.مثلا اتل متل توتوله انارشیست کجا میتواند درکنار نوشته های فاخر جناب کورس قرار بگیرد ؛شاید هم کورس بعد از مبتذل شدن سایت دیگر ننوشتند کسانی که از سانسور می گویند بدانند فضا برای انتشار نوع نوشته اشان در جاهای دیگر هست.جناب نوری زاد سعه صدر هم حدی دارد فرض کنید در کتابفروشی بخواهند کاهو بفروشند ،می شود؟ بنظرم شاید یک ابتذال مهندسی شده مثل انتخابات مهندسی شده در این سایت راه افتاده برای بی ارزش کردن سایت.ما در این سایت می خواهیم به حقوقمان،ارزش انسانیمان و پیشرفت های جهان بیشتر آشنا بشویم و هر نظری که می تواند در این زمینه ها کمک کند انتشار یابد.

     
    • جناب حسین،من هم مثل شما با پیشنهادی که عقرب کرد موافق هستم و نظرم را در پست قبل ذیل آن ارائه کردم،پس اصل مطلب شما مطلب درستی است که نباید کلاس سایت با ذکر مطالب سبک یا الفاظ توهین و فحش و تعبیرات کنائی تحقیر آمیز پایین بیاید،اما شما خودتان چرا مبادی آداب نیستید و به این علم و دستور العمل خود عمل نمی کنید؟ چرا از مطالب یک نویسنده سایت به “اتل متل توتوله” تعبیر می کنید؟ برای شما خوشایند هست کسی از نوشته های شما چنین تعبیری کند؟ من شخصا با توهین و فحش و الفاظ تحقیر و ناسزا از اول که در این سایت نوشتم مخالف بوده و هستم،اما شما خوب نیست یکطرفه بقضاوت بروید و تنها یکطرف را مورد طعن و تحقیر قرار دهید، قبلا هم گفته ام هیچگاه ندیده ام که آنارشیست این سایت (علیرغم اختلاف نظر عمیقی که با من دارد) بطور بدوی و ابتدایی بکسی توهین کند، و اگر نگوییم در همه موارد می شود گفت در اکثر موارد این مناقشات لفظی ،توهین و فحش و تحقیر و کاربرد الفاظ دور از ادب از سمت طرف دیگر آغاز شده است،که من ناچارم تصریح کنم که یکی از ثابت قدمترین این توهین کنندگان کامنت گذاری بنام “مهرداد” در این سایت است که در مواردی با عنوان “آشنا” یا اسم های عجیب و غریب و خلق الساعه و در مواردی هم با عنوان ناشناس،اقدام به فحش و تحقیر پراکنی و کشاندن بحث ها به بحث های نازل عرفی می کند،یکبار هم که گندش درآمد یادش رفته بود وقتی از جانب مهرداد می نویسد آی دی قبلی (آشنا) را از بروزر خود محو کند! دچار تناقض شده بود و گندش درآمد! حالا عرض من این است که شما وقتی می خواهید موعظه کنید یا دعوت به تادّب کنید خودتان دیگر خلاف منطق تان عمل نکنید و با توهین به دیگری مطالب او را اتل متل توتوله تعبیر کنید، چون طبیعی است وقتی شما چنین تعبیری می کنید طرف را تحریک می کنید که شما و تعبیر شما را گوشمالی دهد،و این دور و تسلسل کی تمام خواهد شد؟
      بنابر این مطلب درست همان پیشنهاد عقرب است (اگرچه عقرب هم عامل بعلم خود نبود! و همین الان در پست قبل دیدم به آنارشیست توهین کرده بود) و آن اینکه جناب نوریزاد اصلا حکایت “ناشناسی” را از صفحه سایت محو کنند،اینجا باید بحث علمی و نفی و اثبات در مطالب مختلف باشد اما توهین و تحقیر نباشد،ضامن حفظ چنین رویه ای نیز همین است که عقرب گفت،هرکس عنوان ثابتی اختیار کند و ایمیلی هم بگذارد بر تثبیت هویت البته نزد جناب مدیر سایت،من خودم همین نام را انتخاب کرده ام و ایمیلی هم گذاشته ام که ایشان می داند پس زیرآبی رفتن در اینصورت ممکن نیست و باید عرض کنم که کامنت گذاری بنام مزدک که ظاهرا در خارج از کشور است و اراجیف و اهانت های زیادی به همه چیز می کند از این جهت که فقط با همین عنوان ثابت مزدک
      می نویسد بر ناشناس ها و آشناس های زیرآبی رو شرافت و مزیت دارد . بنابر این اگر من نام ثابتی اختیار کنم من فقط من هستم و مسئول هرچه می نویسم و طبعا اگر کسی اینطور باشد خود را ملزم برعایت اخلاق خواهد کرد،البته اگر کسی اعتماد به مدیر سایت و امانت او در حفظ همین مقدار هویت نداشته باشد این دیگر بخود او بر می گردد اما من گمان می کنم یک نام گذاشتن (حقیقی یا غیر حقیقی) و یک ایمیل گذاشتن و تحت یک نام اظهار نظر کردن اینقدرها پهلوانی و شجاعت نیست و زحمتی هم ندارد،مهم این است که همه نویسندگان سایت به مدیر سایت اعتماد کنند،وگرنه بهتر است اینجا چیزی ننویسند و فحش و تحقیر و عقده گشائی خود را ببرند جای دیگری خالی کنند،من در پیج قبلی هم نوشتم و تعجب کردم از همراهی مدیریت محترم سایت با این بی اخلاقی ها و زیر نقاب جبونانه ناشناس و اسامی خلق الساعه هردمبیل فحش نوشتن و به همنوع و هموطن خود توهین کردن،البته من خود هم چندان از آماج فحش و ناسزا قرار گرفتن در این سایت بی نصیب نیستم اما الان بحث من شخصی نیست،کسانی که به آنارشیست (بصرف اینکه احساس کرده اند او یک بسیجی سابق بوده است هرچند الان یک مخالف سیاسی است) دائم توهین می کنند و این دور و تسلسل را ادامه می دهند ،امتحان کنند،با او به الفاظ توهین و تحقیر سخن نگویند و هر بحثی می خواهند بکنند ،من اطمینان دارم او هرگز بکسی که روش او در گفتار اهانت آمیز نیست توهینی نخواهد کرد،مجدّدا به جناب مدیر سایت و دوستان دیگری که از بحث های توهین آمیز لذت می برند می گویم این روش ها فقط و فقط کلاس سایت محمد نوریزاد را پایین می آورد در حالیکه می شود در این سایت تنوّع و اختلاف نظر متمدنانه و منطقی عقیدتی باشد بدون هیچ تنش یا تحقیر انسان دیگری.

       
  22. آب زم زم مسموم است
    مردم به جمهوری اسلامی رای ندادند .
    دوست عزیز ما مرتضی بارها تاکید کرده که مردم ایران به این نظام جمهوری اسلامی رای قاطع داده اند ولی این ادعا ادعای صحیحی نیست ‘ چرا که مردم در اصل به پایان ظلم و برقراری عدالت اجتماعی و سیاسی و آزادی اندیشه و نداشتن زندانی سیاسی و صداقت و کفایت حاکمان رای دادند نه به یک کلمه گنگ و مبهم به نام جمهوری اسلامی ‘ که آن هم برای اولین بار از دهان آقای خمینی بیرون آمد تا هر گونه بخواهند آن را تفسیر و معنی کنند ‘
    در اصل ‘ آنچه در انقلاب ایران اتفاق افتاد را بدون تردید میتوان کلاهبرداری نامید ‘ درست مثل اینکه به شما قول رفتن به قم با یک بنز کولردار را داده باشند ولی در عمل الاغی با آرم مرسدس بنز و باد بزنی در خورجینش تحویل شما دهند .
    مشروعیت یک نظام فقط و فقط وابسته به عدالت و کفایت و صداقت حاکمان است و چنانچه حکومتی این شروط را از دست بدهد ‘ مشروعیت خود را از دست داده است .
    عین این سخن را میتوانید از جناب خمینی در یکی از سخنرانیهایش در پاریس بشنوید .
    او میگوید ‘ چنانچه در حکومت اسلامی فقط یک سیلی به ناحق بر صورت کسی نواخته شود حاکم حکومت اسلامی از مقام خود معزول است .
    دوست عزیز ما مرتضی تاکنون تعریفی جامع از اسلام و مسلمان ارائه نداده است .
    او بارها تکرار کرده که قاطبه مردم ایران مسلمان هستند ‘
    ولی هیچگاه نگفته که آیا عرق خورها و یا کسانی که نماز نمی خوانند هم مسلمانند ؟
    آیا میتوان مسلمان بود و هیچ اعتقادی به ولایت فقیه نداشت و آن را وقاحت از طرف فقیه دانست ؟
    آیا میتوان آخوندها را در مجموع منحرف دانست و همچنان مسلمان بود ؟
    البته ما باید اول تکلیف اسلام را روشن کنیم .
    آقا مرتضی عزیز ‘ ما فقط یک اسلام نداریم ‘ که شما بتوانید خود را مدافع آن بدانید ‘ شما فقط میتوانید راجع به فهم خودتان از اسلام صحبت کنید ‘ ولی اینکه نظر و تفسیر خود را اسلام بدانید حرف معقولی نیست ‘ مگر آقای عبدالکریم سروش مسلمان نیست؟ ‘ سروشی که یک نمونه آن را نمیتوانید در هیچ حوزه ای بیابید .
    مگر قاطبه مردم عربستان مسلمان نیستند ؟
    مگر مفتی آنها زنان شیعه را بر مردمش حلال نکرده ؟
    مگر مفتی آنها عالم دین نیست ‘ اگر منحرف بودن بزرگترین مقام مذهبی عربستان محتمل است ‘ پس انحراف شما از دین هم محتمل است
    مگر قاطبه مردم مصر و پاکستان و سودان و امارات و …….مسلمان نیستند ؟
    آقا مرتضی عزیز و گرامی
    شما راجع به کدام اسلام صحبت میکنید اسلامی که آقای خمینی در پاریس معرفی کرد و یا اسلامی که بعد از به قدرت رسیدن به مردم ایران تحمیل کرد ؟
    مرتضی ما بارها تاکید کرده که اختلاف فقهای بزرگ اختلافاتی جزئ هستند و در کل داستان متفقند ‘ولی همه ما میدانیم که این اختلافات جزئ میتواند سرگذشت ملتی را از زمین تا آسمان تغییر دهد .
    اگر آیت الله طالقانی رهبر انقلاب بود ‘ نتیجه داستان انقلاب ما بسیار متفاوت از آنچه پیش آمد میبود ‘ شما به خوبی میدانید که مهندسی انتخابات یعنی چه ‘ اول منتخبین مردم را غربال میکنند سپس هیولایی به نام رئیسی را علم میکنند مردم هم چاره ای جز انتخاب میان بد و بدتر ندارند ‘ بعد هم بد حجابان و تعدادی فوکول کراواتی را هم در تلویزیون سراسری به نمایش میگذارند تا نشان دهند که اکثریت اقشار مردم کما بیش موافق نظام حاکمند
    شما لطف کن اول مسلمان را تعریف کن و بگو که آیا میتوان مسلمان بود و ولایت فقیه را نوعی وقاحت از جانب فقیه دانست ‘ کما اینکه هستند فقیهان زیادی که پشیزی ارزش برای این دکترین قائل نیستند .
    شما لطف کن و بگو آیا میتوان مسلمان بود و فقیهان حکومتی ایران را منحرف دانست ‘ مگر کم بودند فقیهانی که منحرف بودند ‘ مگر موسس فرقه بهائیت آخوند نبود ؟ مگر جناب خمینی انجمن حجتیه را بدتر از اسرائیل معرفی نکرد
    مگر امر غیر ممکنیست که اکثریت آخوندهای که هم اکنون در راس حکومت ایران هستند منحرف شده باشند ‘ مگر اکثریت بودن آنها دلیل حقانیت آنان است .
    مگر در حوزه علمیه قم کم هستند آخوندهایی امثال آیت الله میلانی و جناب نصیری که عرفان را انحراف از مکتب اهل بیت میدانند و مولانا و حافظ و همه فلاسفه بزرگ اسلامی که شما به آنها افتخار میکنید را تکفیر میکنند و آنها را در ردیف مرتدان میشمارند
    آقا مرتضی شما اول منکر شو تا من خروار خروار دلیل بر رد و تکفیر فلاسفه و عرفا ارائه دهم .
    فقط جهت اطلاع شما میگویم ‘
    جدیدا مصاحبه ای با یک فرد حزب الله هی که کارگردان معروفی هم هست صورت گرفته ‘ او با مدرک ثابت میکند که آب زم زم در مکه مسموم است و او نتیجه آزمایشات را به موسسه حج و زیارت ارائه داده او حتی با دکتری که خود نیز به آن ویروس مبتلا شده صحبت میکند ‘ در آخر پاسخ این است که این خبر میتواند آسیبی به ایمان مومنان باشد ‘ شما خودتان بخوانید حدیث مفصل از این داستان ‘ این یک نمونه کوچک از آن جهل و تعصبیست که کار ما را به اینجا کشانده ‘ وقتی موضع صریح ما نفی حقوق تمام مسلکها و عقاید ‘ به جز آن چند اهل کتابی که ما قبولشان داریم باشد’ و برای مسلمانان حقوق ویژه ای را از طرف خدا در نظر بگیریم و آن را حق مسلم و خدادادی خود بدانیم تعجبی ندارد که تمام دنیای مدرن و کشورهای غیر اسلامی بر علیه ما و کشورهای اسلامی مواضع خصمانه ای داشته باشند و مانع رشد آنها شوند’ و مسخره تر از این اختلافات میان خود مسلمانان است ‘ و در این میان فاجعه بارترین قسمت داستان ‘ موضع ایران با شعارهای مرگ بر ضد ولایت فقیه و دادن لقب رهبر مسلمانان جهان به جناب خامنه‌ایست .
    آخه برادر من شما نون از کیسه این ملت میخوری ‘ شما با این دفاعیاتت اعتبار خود را در حد یک مامور اطلاعاتی تنزل داده ای ‘ حداقل در راه مبارزه با خرافات و این تحجر علنی جهاد کن ‘ این چه افتخاریست که اینجا کیلو کیلو کامنتهایی بگذاری که اگر قرار بود دردی از دردهای مسلمانان دوا کند حال و روز آنان اینچنین نبود شما برای هر ادعائ طلب سند میکنید ‘ این کار شما مثل این میماند که شما

     
    • عرفانیان! خوش آمدی!
      مثل همیشه شلوغ و پرمدّعا! بترتیب پاسخ مطالبت را می دهم:”زمزم” را ظاهرا سرهم می نویسند نه “زم زم”،مردم ایران در رفراندوم جمهوری اسلامی به جمهوری اسلامی رای دادند،که قالب و محتوای آنهم در سخنان موسّس آن و در سخنان ایدئولوگ های آن از قبیل مرحوم مطهری و مرحوم بهشتی آمده است،به کتاب انقلاب اسلامی مرحوم مطهری مراجعه کنید و از پیش خود رای مردم را تفسیر بی دلیل نکنید.شما ضمنا ممکن است اعتراض و ایراد داشته باشید و بخیال خود آنرا حتما وارد بدانید ولی وارد نباشد پس بصرف تاویل و توجیه شما نمی شود رای مردم را تفسیر کرد یا سخن از کلاهبرداری نمود.تعبیر اینکه اگر یک سیلی…در کلام ایشان نیست،بحث های ایشان شرائط حاکم اسلامی است که اگر مراعات نکند سبب معزول بودن اوست،در این شرائط و مواردی که بنظر شما تخلفات است باید بحث کرد،حال فرض کنید یک حاکمی اینجور شد خوب حاکم باید عوض شود شما چرا اصلش را کلاهبرداری می دانید؟! مسلمان کسی است که شهادت بوحدانیت خدا و رسالت پیامبر اسلام و حقانیت جهان پس از مرگ دهد و به احکام مسلّم اسلام ملتزم باشد،این تعریف مسلمان هست،صرف عرقخوری یا ترک نماز موجب کفر و خروج از اسلام نیست مگر اینکه کسی اصل نماز یا حرمت عرق خوری که از ضروریات اسلام هست و بازگشت به انکار نبوت پیامبر است را انکار کند.در مورد ولایت فقیه،بارها گفته ام که اصل ولایت فقهاء در عصر غیبت در موارد فتوا دادن و قضاوت کردن و اجراء حدود،غیر قابل انکار هست و بحث اختلافی در ولایت فقیهان در امر حکومت هست،در این مساله هم یا باید مجتهد بود یا تقلید فقهی کرد چون مساله مساله فقهی است،فرض کنید شما که مجتهد نیستی بفقیهی مراجعه کردید که ولایت حکومتی فقیهان را قبول ندارد،بسیار خوب اما مردم ایران با تبعیت فقهی از مرجع تقلیدی که رهبر سیاسی آنها هم بود به جمهوری اسلامی رای دادند و میزان در دموکراسی این است که اقلیتی مثل شما به رای اکثریت احترام گذاشته و جر زنی نکنید.اما در هر حال اجتهادا یا تقلیدا مخالف ولایت حکومتی فقیهان بودن موجب سلب مسلمانی نیست،اما دیگران را “وقیح”خواندن البته موجب خروج از ادب هست.منحرف خواندن بدون استناد دیگران کار پسندیده ای نیست و ممکن است دیگران هم شما را منحرف بدانند پس مسائل را اینطور مطرح نکنید.ما چند اسلام در واقع خارجی نداریم اسلام همان است که در قرآن و سیره و سنت رسول الله و عترت او هست،بله ممکن است برداشت ها متفاوت باشد اما برداشت معتبر کارشناسی،ما برداشت شما از اسلام را درست نمیدانیم،نخیر جناب سروش را من نگفتم مسلمان نیست ایشان هم می تواند برداشت از اسلام داشته باشد اما در مورد ایشان مبالغه نکنید چرا خیال می کنید هرچه ایشان گفت برداشت درستی هست؟ نه ممکن است برخی آراء ایشان مخدوش باشد مثل توجیه وحی بخواب و رویاهای رسولانه ایشان که مخدوش و خلاف قرآن است. حالا چیزی که اینجا مورد بحث است این است که رای مردم به کدام گرایش تعلق گرفته است،مردم ایران به اسلام بقرائت فقهاء و ازجمله مرحوم آیت الله خمینی رای داده اند پس با استناد به امکان قرائت های معتبر و غیر معتبر مغلطه نکنید.بله مردم عربستان مسلمانند، من در مورد چنین فتوائی تاکنون نشنیده ام اگر چنین فتوائی داده غلط کرده و اشتباه کرده.بهرحال امکان انحراف همه وجود دارد،اما با امکان انحراف نمی شود کسی یا کسانی را محکوم یا متهم کرد. بله مردم مصر و سودان و…هم مسلمانند،اما الان اینجا بحث ما در مورد مردم مسلمان و شیعه ایران است و اختیار آنها،اینکه آنها مثلا در فقه شان بولایت فقیه معتقد نباشند دلیل بر نفی ولایت فقیه نمی شود چون اساس فقه آنها در نفی عترت پیامبر ناقص است.اسلام آقای خمینی قبل و بعد از پاریس تفاوتی نداشته،شما مخالفان سوء فهم دارید و دو کلام مختلف با قرائن مختلف را بد قرائت می کنید.بحث تحمیل نیست بحث عمل به اسلام در چهارچوبه جمهوریت و رای مردم هست.اختلاف آراء بین فقیهان وجود دارد و در مسائل فردی جزئی هر مقلدی به فتوای مرجع تقلید خود عمل می کند اما در مسائل اجتماعی و حکومتی مطابق قانون اساسی در جمهوری اسلامی معیار فتوا و نظیر فقیهی است که بوسیله مردم انتخاب می شود.مرحوم آیت الله طالقانی که بنده به ایشان ارادت داشته و دارم از یاران و همراهان مرحوم امام خمینی بودند و رابطه خوبی با ایشان داشتند بهرحال ممکن بود اگر باشند رهبر شوند اما از دنیا رفتند و شما گمانه زنی از پیش خود نکنید.در انتخابات ممکن هست مهندسی از سوی گروهها و افراد صورت بگیرد اما انتخابات ایران تابع قانون و شرائطی هست که در قانون برای منتخبان قید شده و انتخابات ایران فارغ از برخی سلیقه های قابل نقد شورای نگهبان آزاد است،همین که در انتخابات اخیر مردم به آقای روحانی رای دادند و به نامی که گفتید رای ندادند نقض گفتار خود شماست.
      مقصود شما از انحراف چیست؟ من از تک تک افراد یک صنف دفاع نمی کنم انحراف برای همه ممکن هست،بحث این است که شما بیجا می کنید همینطور راحت همه را منحرف می دانید خوب آنها هم شما را متقابلا منحرف می دانند،اتهام زدن که موونه ندارد،شما خوب است مقصود از انحراف و دلایل آنرا بیان کنید.بحث من در تکفیر بین علماء نیست،بله تکفیر همیشه بوده چه ربطی به انتخاب مردم و تبعیت از آقای خمینی دارد؟ معیار هم اکثریت در آخوندها نیست،اکثریت مردم مسلمان ایران و رای آنها معیار هست.این آب زمزم هم عجب استنادی بود! خوب کسی چیزی گفت ،نهادهای مسئول آنجا و اینجا و کارشناسان دیگری هم گفتند سخن او نادرست هست،حال این چه ربطی به جمهوری اسلامی و رای مردم داشت؟عرفانیان حواست هست چه می گویی؟!
      مطالب ذیل کامنتت هم خلاف دوستی و خلاف مسلمانی و تهمت و مطالب بی ارزشی بود که ارزش پاسخ نداشت،واقعا با این مطالب ضعیف و درهم باید گفت همان سکوت ات بهتر از نوشتن این مطالب درهم برهم بود!
      ضمنا آرزوی شفاء را فراموش کردی! اما من بجایت می گویم خداوند همه ما و خصوصا عرفانیان را شفاء دهد خصوصا از جهل!

       
  23. کبرا از مشهد مقدس

    با سلام به همه خوانندگانی که مثل آنارشیست نیستند !

    دیدم یه کسی به اسم آنارشیست مطلبی را در ارتباط با نامه من به اولاد پیغمبر سید مرتضا نوشته و چیزهایی گفته که یه آدم سالم معمولا نمیگوید . من نامه به سید مرتضا نوشتم ولی این آدم سالم به من جواب داد . مهم نیست چیزی که زیاد هست اولاد پیغمبره این نشد اون یکی . از هر دو نفر یکیشون اولاد پیغمبره تو کشورمون به کوری چشم دشمنان اهل بیت عصمت و طهارت . ام چرا این آدم سالم جواب مرا در عوض داده فکر میکنم که علتش اینه که طرف تو این سایت از چشم افتاده و تلاش میکنه که به زور دیگران را متوجه خودش بکنه . نوشته که :

    ” کبرا جاااان!
    من دو بار پاسخ برایت نوشتم و نوری زاد سانسورچی آنها را سانسور کرد.
    برو خوش بحالت که نوری زاد خوب داره از تو حمایت میکنه. شایدم … بماند!
    تو یا ترنسی یا یک اوا خواهر و یا یک نامرد…هر چه هستی زن نیستی!
    تو یک ضد زن هستی که با این جملات فقط میخواهی این را تلقین کنی که زنان ایران شعورشان در همان حد خواسته های توست…متأسفانه نوری زاد هم فقط دم از دفاع از زنان و حقوق زنان میزند و با انتشار اینگونه کامنتهای جلف و از نوع پایین تنه نشان داده که از همان قشر حامی مرد سالاری در ایران است که خواسته های زنان را فقط در همان محدودۀ خواسته های ” کبرا ” قبول دارد و میپسندد و نه بیشتر.
    (جناب نوری زاد امیدوارم اگر این کامنت را هم منتشر نکردی، آنرا دوبار بخوانی بلکه دوزاری شما خوب بیفته…خوبِ خوب) …سانسورچی! ”

    من نمیدونم نوزاد چه کاری غیر از رساندن نامه من به سید کرده که به نظر این آدم سالم ” حمایت ” آمده . پس این همه چیزهایی که شما نوشتی در طول این همه مدت و نوریزاد روی سایتش گذاشته “حمایت” نبوده ؟ من مطمئنم که در سایت های دیگر پس از دریافت اولین نوشته شما به شما توصیه میکردند که پس از مراجعه به روانپزشک و بهبودی کامل دوباره مطلب ارسال کنید .
    فرض کن که من یه ترنسی به شما چه ؟ مگر یه ترنسی حق نوشتن نداره ؟ فرض کن من یه اوا خواهر مگر یه اوا خواهر حق نوشتن نداره ؟ همین چیزها رو گفتید و در پی
    آن به جان همه کسانی که مثل خودتان نبودند افتادید تا کشور را کردید جایی که در آن بویی از آدمیت به مشام کسی نمی خوره . چرا من ضد زنم و شما مدا فع حقوق زنان ؟
    در کشور ما مگر صیغه امری غیر قانونی یا غیر اخلاقی یا غیر شرعیست ؟ مگر همان سردار سازندگی مرحوم یک زمانی پیشتاز تبلیغ برای صیغه دادن حتی دختران باکره نبود ؟ مگر همین چیزها نبود که کار را کشاند به جایی که تن فروشی شده یه شغل عادی مثل همه شغل های دیگر؟ شما مشکلت همان است که گفتم از سکه افتاده ای و رنج میبری . تشریف ببرید پیش یه روانپزشک و مداوا کنید خودتان را .

     
    • نفهم! بفهم!
      منظور از حمایت این بوده که جناب نوری زاد پاسخهای مرا سانسور میکند و کامنتهای شما را فی الفور منتشر میکند. تا امثال تو در ایران هستند وضعیت امروز ما بهتر از این نمیشود. توی بی شخصیت فقط قصدت توهین به زنان بود. فکر کردی خیلی با مزه ای و جوکر؛ تو یک بی شعور هستی بی برو برگرد. حالا هی بیا و خودتو ماسمالی کن. بی شخصیت… تو چقدر بدبخت و فلک زده هستی که در این وفور نعمت آخوند و سید و طالب برای صیغه شدن به این سایت پناه آورده ای؟! حالا چه کسی از سکه افتاده من یا تو؟
      من به این مردک یک لا قبا گنجعلی هم دوبار با زبان شعر پاسخ دادم ولی هر دوبار را نوری زاد سانسور کرد.
      و جالب است که فقط برای من خط و نشان میکشه این جناب نوری زاد! غافل از اینکه من هیچگاه به کسی توهین نکردم مگر اینکه طرف پاسخ من ابتدا شروع به توهین کرده.
      جناب نوری زاد
      شما بهتر است کامنتهای جلف و توهین آمیز را که این سایت را به لجن کشیده منتشر نکنی تا من هم به حکم قانون آینه در صدد پاسخ بر نیایم و یا مثل آینۀ محدب آنرا بزرگ جلوه ندهم. این سایت متعلق به شماست و باید نماد شخصیت وارستۀ شما باشد و نه اینکه وقتی کسی خواست مطالب را بخواند، اکثر مطالب متلک و توهین از نوع مش قاسم باشد، یا شهر هرت شهر هرت حاج خانم انسان غربزده و متوهم و یا چرندیانی مانند طنز جلف و توهین آمیز این مثلاً زن را که تمام محتوای نوشته اش توهین به شخصیت زنان است. من مثل هیچکس نیستم و همین برای من کافیست، من خودم هستم و روش من اینست.
      حال اگر نقد از شما باعث آزار شماست و یا اینکه خوش نداری مطلبی از من منتشر بشود و یا اینکه میخواهی ژست روشنفکرانه، با ادب و خنثی به خود بگیرم و واکنشی به توهین دیگران نشان ندهم، خیلی راحت بگو و خلاص.
      یک ایراد اساسی شما اینست که هر زمان من شما را نقد کردم، به ناگاه مورد حملۀ یک مشت روانی افسار پاره کرده قرار گرفتم و جالب اینکه شما هم ندانسته بازیچۀ اینگونه اشخاص میشوید. این رفتار شما چند سالی ست که تغییر نکرده!

       
  24. سارا از فرانکفورت

    سلام می کنم به آقای نوری زاد و به همه دوستان این سایت. به توصیه شما سخنان شمارو شنیدم . جز این که بگم آفرین چی دارم بگم. ممنون که غم زن ها رو بهتر از خود ما ریشه یابی کردین و بر زبان آوردین. یه سوال داشتم که بی ارتباط با این سخن شما نیست. اونم اینه که از بچگی به ما آموختند که فاطمه زهرا و حضرت علی چیزی در خانه نداشتند و فقیر بودن و حتی غذای خودشان را به فقرا می دادند و در خانه ای کوچک و در یک اتاق کوچک زندگی می کردند.نه بیا و برویی داشتند و نه مهمانی بدهند و نه پخت و پز آنچنانی و نه رفت و روب آنچنانی و نه رخت و لباسی اما سوال من اینه که یک چنین بانویی و یک چنین زندگی چرا باید کنیز داشته باشه با اسم اسماء؟ کنیز هم یعنی اسیر جنگی. لابد این اسرا رو می آوردن خونه شون برای تربیت؟

     
    • سلام . اینکه زندگی حضرت علی و حضرت فاطمه سلام الله علیهما زندگی ساده و بی آلایشی بوده است از مسلّمات تواریخ اسلامی و روایات هست،همچنین اینکه بفقراء از آنچه که داشتند کمک می کردند،نیز اینکه خانه آنها که هنوز بقایای آن در مدینه هست خانه محقّری بوده است هم در صفحات تاریخ هست،اما اینکه آنها “هیچ چیز در خانه نداشتند “!یا “اصلا برو بیایی نداشتند”، یا “اصلا مهمانی نمی دادند”، یا “پخت و پزی نداشتند”، یا “رفت و روبی نداشتند” یا “رخت و لباسی نداشتند”! چیزهایی است که یا مولود ذهن خاصّ سارا از فرانکفورت یا فرام هرجاست ،یا مولود ذهن آنها که در بچگی اینها را به ایشان القاء کرده اند،بالاخره هر عقلی و هر عاقلی می فهمد هرجا زندگی مشترک هست لوازم طبیعی زندگی مثل رفت و آمد خویشان و دوستان،مهمانی دادن و پخت و پز و داشتن و پوشیدن لباس و شست و شوی آن و رفت و روب و تمیز کردن خانه هست، منتها لزومی ندارد که رفت و آمد یا میهمانی یا داشتن و پوشیدن لباس یا رفت و روب آنها “آنچنانی” که در زندگی امثال سارا فرام فرانکفورت یا فرام تهران یا فرام هرجا هست باشد،در واقع زندگی با لوازم طبیعی آن می تواند ساده و معمولی باشد مثل زندگی فاطمه زهرا سلام الله علیها،و می تواند مثل زندگی سارا و امثال سارا “آنچنانی” و پیچیده و با تشریفات باشد،اما زندگی و تشکّل خانوادگی نمی تواند از لوازم طبیعی آن جدا باشد،بالاخره انسان زنده غذا می خورد که لوازمی مثل پخت و پز و تدارک موادّ غذایی و بکار گیری ظرف و ظروف و شست و شوی آنها را دارد،لباس می پوشد که لازمه آن بافتن یا ساختن یا دوختن لباس و شست و شوی آن است ،اقوام نزدیکی دارد که لازمه آن برو و بیا و میهمانی هست ،و خانه ای دارد که لازمه آن روفتن و تمیز کردن آن است و نمی شود منزل را هرچند کوچک و محقّر بدون رفت و روب و شست و شو رها کرد،پس خلاف بعرض سارا خانم رسانده اند و ایشان هم که خیلی در این موارد اهل مطالعه نیستند که بروند در یکی از کتابخانه های فرانکفورت یا تهرون کتاب تاریخ بردارند و مطالعه کنند،چیزی که در عین ادعای مسلمانی و اینکه پیامبر من عقل خودم است (که ریشه مشکل همینجاست!) وجود دارد این است که ایشان مایل هستند هر نوبت یک نیش و کنایه ای به اسلام یا مسلمانان یا بزرگان اسلام بزنند و اینهم از لوازم طبیعی “خود پیامبر پنداری” ایشان است.
      در مورد بانو “اسماء بنت عمیس” نیز باز خلاف بعرضشان رسیده است،اسماء هیچگاه کنیز نبوده است،اسماء زن آزادی بوده است که ابتدا همسر جعفر بن ابیطالب برادر علی علیه السلام بوده است که در اثر فشار مشرکان مکّه،در کوچی که مسلمانان به حبشه داشتند با جعفر به حبشه رفت و فرزندانی از او مولد شدند ،بعد که اسلام قوّت گرفت و پیامبر بمدینه رفتند،او با همسر و چند فرزندش بمدینه آمدند،بعد هم جعفر همسرش در جنگ موته بشهادت رسید و مدتی بعد اسماء با ابوبکر ازدواج کرد و فرزندی هم از ابوبکر دارد همان محمد بن ابوبکر معروف که بعد دستیار علی علیه السلام بود،این اسماء رابطه و رفت و آمد نزدیکی با خانواده علی و فاطمه داشت و بسیار مورد احترام و اعتماد فاطمه علیها سلام بود و در مواردی به ایشان کمک می کرد و در امر متولد شدن فرزندان فاطمه همراه فاطمه بود و باصطلاح قابله آنها بود،فاطمه هنگام وفات خویش حتّی به حضرت علی توصیه کرد که پس از من اسماء را بهمسری بگیر و علی نیز بعد از وفات فاطمه چنین کرد چنین کرد، نیزاین اسماء مطابق گزارش تاریخ، همان است که هنگام غسل دادن فاطمه کمک و همراه علی بود.در هرحال اسماء کنیز نبود بلکه دوست خانوادگی فاطمه علیها سلام بود،چیزی که در تاریخ هست وجود خادمه ای بنام “فضّه”هست که کنیز بودن او هم بلحاظ تاریخی واضح نیست،و این فضّه چنانکه گفته شد در برخی از کارهای معمول و طبیعی خانه فاطمه به ایشان خدمت می کرد و خادمه ایشان بود و در تواریخ هست که قرارشان این بود که یکروز او امور خانه را متصدّی شود و یکروز فاطمه،و این فضه هم شوهر و فرزندانی داشت،بنابر این داشتن خادمه و کمک کننده بامور طبیعی مورد اشاره در یک خانواده امری غیر طبیعی یا خلاف ارزش های معنوی نیست،و اداره امور پیش گفته و رسیدگی به چند فرزند دختر و پسر لوازم طبیعی دارد،بنابر این کنیز بودن این خادمه هم ضرورت تاریخی نیست ،چیزی که هست همان گره ذهنی همیشگی اشکال کننده در مورد مساله حفظ و نگهداری و تربیت اسیران جنگی در اسلام و فلسفه آن است که بارها در مورد آن بحث شده است.
      خوب انتظار می رفت با این غیبت طولانی سارا فرام فرانکفورت یا فرام هرجا،ایشان جدای از مطالب روتینی که در مورد تست دی ان ای در گوگل وجود دارد و آنرا ارائه کردند مطالب فنّی تر و دقیقتری به بازار سایت عرضه می کردند که نکردند و ترجیح دادند ناگهان با پرشی به تاریخ گذشته اسلام و وجود یک خدمتکار در یک خانه اعلام حضور مجدّد کنند!
      خوش آمدید!

       
      • ببین سید جان , اگر این نیش و کنایه و تمسخرهایت نبود , نوشته ات که مستدل هم هست بسیار دلنشین میشد . شما دیگر در دام نیفت لطفا .

         
    • با درود

      تصویری که از اسلام , امامان و غیره ترسیم شده ..همه و همه یزرگ نمای , زیبا کاری , تصلف و تملق هستن.

      این تملّق گفتنها از خصلتهای نا پسند فرهنگ ایرانیهاست. افراد را انقدر یزرگ میکنن که انگار فرشته ای روی زمین بوده اند.

      اسلام واقعی, اصلی , بدور از هرگونه زیبا کاری و دستکاری همین اسلام داعشیها هست. واقعا سنت عربی و پیامبرشان را بدون ماتیک و پودر کاری حفظ کردن.

      داعشیها احکام قران را مو به مو اجرا میکنن. از سر بریدن, سنگسار کردن تا تجاوز به اسیران زن.

      شما یک ایه , حتی یک سطراز قران بیاورید که سر برییدن, سنگسارکردن از روی بلندی پرت کردن مجرم و تجاوز به زن اسیر را نکوهیده باشد . مگر قران کتاب کامل وگفته خدانیست ؟.. (قران احتیاجی به هیچ تفسیری ندارد , اگر میداشت خود قران ایه میداد این کتاب احتیاج به تفسیر دارد ..که در این صورت کتاب کاملی نمیشد).

      اسلام یعنی همین ,

      حالا این روحانیون ایرانی سعی در بزک , سرخاب و سفیداب مالیدن , سرمه و وسمه , زیر ابرو برداشتن و بند انداختن اسلام هستن.

      با این کارشان اسلام اصیل محمدی را تبدیل به عجوزه عروس کردن.. رویش حجاب تصلف و تملق کشیدن که لختی و عریانی این پیر عروس نمایان نشود.

      سپاس
      عقرب

      پانوشت:
      شرط میبندم , یک نفر که همه خوب میشناسیم اینجا , نمیتونه جلوی خودشو بگیره و با یک کیلو تن نوشته رادیو اکیو کلیشه شده در حوزه علمیه قم به جنگ برای نجات اسلامش میاد.
      (:

       
      • خواستم اسلام شناسی عقرب گونه و مغلوط و پر از اطلاعات نادرست در این نوشته را نقد کنم،اما وقتی به پانوشت ملتمسانه عقرب رسیدم که در حالیکه دستها و چنگک های عقربانه خود را روی سر گرفته بود و التماس می کرد :مرا نقد نکنید! مرا نقد نکنید ، چون من هم دگم هستم و هم ممکن است له شوم! از نقد او منصرف شدم.

         

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

90 queries in 2538 seconds.