سر تیتر خبرها
بی خیال فرمان آتش به اختیار رهبر + سخن روز

بی خیال فرمان آتش به اختیار رهبر + سخن روز

بسیجیان خوب ما،
سپاهیان خوب ما،
سرداران خوب ما،

فرمان ” آتش به اختیار” رهبر را نادیده و نا شنیده بگیرید. گاه ما آدمها در شرایطی خاص، سخنی بر زبان میآوریم که خود به عمقِ عمیقِ نادرستی و ناجوری اش واقف نیستیم، مگر این که همان سخن چندی بعد به فاجعه انجامد، و خسارت های جبران ناپذیری بجای نهد. مرا با بسیجیان و سپاهیان و سرداران ناجوانمرد و مال مردمخوار و آدمکش کاری نیست، چرا که آنان از احساس و ادب و نوعدوستی و وطنخواهی بی نصیب یا کم نصیب اند. اما چرا با شما خوبان نگویم: فرو شدن به کانون” آتش به اختیار” ، جز خاکستر از کشورمان بجای نمی نهد؟

دریغ که با همین فرمان،
ای بسا شما رخ به رخِ مردم قرار گیرید،
و با مردم بجان هم بیفتید و از هم بروبید و بکشید،
که اگر این فرمان از جانب شما عملیاتی شود، حتمآ اسرائیل و آمریکا و تمام مردم دنیا به تماشای ریخت و اطوار ناجورِ ما خواهند نشست، و به شعور نداشته ی ما غش غش خواهند خندید. ما به شما خوبان چشم امید داریم. این گوی و این میدان.

دوستدار شمایان،
و با احترام و ادب:
محمد نوری زاد
( 96/3/19 ) تهران

پ. ن:
تصویر این نوشته، بانو فرج زاده است در نمایشگاه خط خطی های نوری زاد. برادر این بانو (شهرام فرج زاده) با فرمان آتش به اختیار رهبر، سرش در ظهر روز عاشورای 88 زیر اتومبیل یکی از برادران له شد. بانوی سمت چپی، خانم راحمی است. در دهه ی شصت، برادرش را و همسر برادرش را – که باردار بوده – به زندان می برند. برادر را سرضرب اعدام می کنند. همسر برادر در زندان وضع حمل می کند. کمی بعد همسر برادر را آزاد می کنند اما از نوزادی که اکنون باید سی ساله باشد خبری نیست. این بانو بجرم پی گیریِ همان نوزاد، به زندان محکوم شده است. دل این بانو و بانوان و مردان فراوانی، جزغاله ی آتش به اختیاری است که فرمانش از همان روزهای نخست بر بام مدرسه ی علوی توسط خلخالی و در زندان اوین توسط لاجوردی و در هر کجا توسط فداییان نظام و امام و رهبری به اجرا در آمده است.

سخن روز محمد نوری زاد (بیست و دوم خرداد نود و شش)
من در این سخن به نکته های زیر پرداخته ام:
– شهید و جلاد در سخن رهبر
– دعوت رهبر از شاعران برای هجو عربستان سعودی و رسم جاهلانه ی رقص شمشیر
– نگرانی اعضای شورای شهر تهران از برآمدن چمران و ورودش به داخل شورا
– و….

آتش به اختیاری که رهبر گفت

تحلیل هفتگی در باره ی فرمان آتش به اختیار رهبری و دو حادثه ی تروریستی



این تابلو را از روی اثر یک هنرمند خارجی برآورده ام. اسمش را نیافتم. اندازه ی این تابلو کمی بزرگ است. تقدیم به بانوان سرزمینم.تقدیم به مقام آسمانی”زن”.تقدیم به زیبایی.
محمد نوری زاد

@MohammadNoorizad

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

78 نظر

  1. استاد گرامی با درود این داستان چقدر زیبا و حال امروز ما را میگوید .

     
  2. ایران دوست واقعی

    استاد گرامی با درود این داستان چقدر زیبا و حال امروز ما را میگوید .

    مسافري در شهر بلخ جماعتي را ديد كه مردي زنده را در تابوت انداخته و به سوي گورستان مي‌برند و آن بيچاره مرتب داد و فرياد مي‌زند و خدا و پيغمبر را به شهادت مي‌گيرد كه والله، بالله من زنده‌ام! چطور مي‌خواهيد مرا به خاك بسپاريد؟
    اما چند ملا كه پشت سر تابوت هستند، بي توجه به حال و احوال او رو به مردم كرده و مي‌گويند: پدرسوخته ي ملعون دروغ مي‌‌گويد. مُرده.
    مسافر حيرت زده حكايت را پرسيد. گفتند: اين مرد فاسق و تاجري ثروتمند و بدون وارث است. چند مدت پيش كه به سفر رفته بود، چهار شاهد عادل خداشناس در محضر قاضي بلخ شهادت دادند كه مرده و قاضي نيز به مرگ او گواهي داد. پس يكي از مقدسين شهر زنش را گرفت و يكي ديگر اموالش را تصاحب كرد. حالا بعد از مرگ برگشته و ادعاي حيات مي كند. حال آنكه ادعاي مردي فاسق در برابر گواهي چهار عادل خداشناس مسموع و مقبول نمي‌افتد. اين است كه به حكم قاضي به قبرستانش مي‌بريم، زيرا كه دفن ميّت واجب است و معطل نهادن جنازه شرعا” جايز نيست.

     
  3. علی زین الدین

    دمکراسی دینی چیست؟
    قسمت اول

    ازابتدای تولدوپیدایش نظام سرمایه داری، بحران اقتصادی به عنوان خصلت عمومی ونقطه ضعف بزرگ آن هم ظهورکرد! بحرانهای جوامع سرمایه داری براثر رقابت اقتصادی، مسابقه تولیدی وانباشت کالابوجودمی آمدند! گاهی کالاهایی بیش ازنیازوتقاضای جوامع وبازارهای هدف تولیدمیشد، درنتیجه مشتری نداشت وبه فروش نمیرسیدند ناگزیرتولیدمتوقف، وکارگران بیکار میشدند ودست به شورش میزدند این جنبه بدرقابت بود !رقابت اقتصادی سبب اصلاح روشهای تولیدوابتکارواختراع وتوسعه صنعتی میشد این جنبه مثبت رقابت هابود! گاهی دامنه این رقابتهاازعرصه علمی وفنی وتجاری خارج وتولیدکنندگان به جنگ روی میآوردند! ازچنگ هم درآوردن بازارفروش وتصرف وتأمین منابع ومواد اولیه کشورهای سرمایه داری رابه سوی لشکرکشی وشعله ورترکردن تنوررقابت وکشمکش مسلحانه سوق میداد، جنگها آغازوبه کارگران بیکار لباس نظامی پوشانده وسرودهای ریتمیک وهیجان آوربی معنی، (گاهی تاحدشمارش اعداد) به آنها آموخته ومیلیونهاتن ازآنهارا روانه جبهه های جنگ میکردندتاهمدیگررا سلاخی وخطرخودراخنثی کنند!!این شیوه بیسابقه خشونت نظام مندصنعتی، کشورهای پیشرونظام سرمایه داری یعنی اسپانیا وپرتغال راواردتنازع بی پایان و جنگهای پی درپی کرد! تااینکه سرانجام پاپ اعظم با بخشندگی وسخاوتی بیمانند!!!!! نیمکره شرقی زمین رابه پرتغال ونیمکره غربی رابه اسپانیابخشیدتابه جنگ ورقابت خاتمه بدهد!!!! ولی آتش جنگ میان سایرقدرتهای نوظهورمثل انگلستان وفرانسه وآلمان و اتریش وروسیه وترکیه، دمبدم شعله ور میشد وهربارازنقطه ای زبانه میکشید! جنگهای صدساله اول وصدساله دوم وکشمکش خونین وتاخت وتازناپلئون بناپارت،همه وهریک نمونه ونمودی ازتنازع ذاتی این نظام پلید مردم خواربود، توسعه وتولیدانبوه صنعتی سبب بروز و ظهورامپراتوریهای متجاوزپروس واتریش شدکه آنهاهم به دنبال تأمین فضای حیاتی وسهم خواهی وخواهان ورود به باشگاه کشورهای استعمارگر انگلستان وفرانسه وسایردول استعمار گرشدند ، وعصرجنگ ورقابتهای استعماری آغازشد!تکامل تولید درادامه این کشمکشها و ناامن شدن محیط تولید سبب فرارسرمایه ها وکوچ سرمایه داران به آنسوی اقیانوس ها، ومستقرشدن درکشورآمریکا و تضعیف نظام استعماری اروپایی ودرنهایت ورشکستگی نظام استعماری شد! درحقیقت طرفهای درگیر مغلوب امپریالیسم نوظهور آمریکا شدند!!! ، درنیمه اول قرن بیستم جنگهای امپریالیستی جهانی اول ودوم کل این کره خاکی رادرکام لهیب آدمخوارجنگ فروبرد وباقربانی کردن دههامیلیون انسان، وانفجارمیلیونهاتن. T. N. Tودهها میلیون تن سُرب وباروت موجب تخریب شهرها وآثارمدنی گردیدوسرانجام ، باظهوربمبهای اتمی هیدروژنی ونوترونی به جنگ ورویارویی مسقیم میان دارندگان قدرت اتمی، خاتمه داد! ساخت بمب هسته ای، توسط رقبا، حدیقف ونقطه پایانی برجنگ درمقیاس جهانی وبین المللی شد!(البته آتش جنگ ورقابت هرگزخاموش نشدوهنوزهم دربسیاری ازنقاط جهان شعله وراست وهرروزتلفات میگیردوخسارت میرساند) متفکران وفیلسوفان ومصلحین اجتماعی درکل این دوران پرآشوب وخونین پیوسته درصددیافتن راه چاره ای برای پرهیزازجنگ بودند،آنها به تاریخ رجوع میکردندبلکه درسنت وتاریخ پیشینیان فرمول وشیوه ای بیابندکه مانع بروز اختلاف وجنگ شود! یکی ازشیوه هایی که جلب توجه کرد، شیوه دمکراسی در یونان باستان بودکه برای مدتی هم دریونان باستان با تشکیل مجالس مختلف شوراوسنا آزموده شده بود! دراین روش تنهابرده داران وثروتمندان حق رأی وانتخاب کردن وانتخاب شدن داشتند!گرچه بااین نوع دمکراسی به اکثریت اجتماع حق مشارکت دررأی گیری داده نمیشد وعملاًدمکراسی هم مثل هرچیزدیگردرانحصار طبقه حاکم بود، ولی احترام والتزام به رأی اکثریت درمجالس سبب میشدکه دامنه اختلافات ارباب قدرت وثروت کمتربه جنگ منتهی شود! متفکرین نظام سرمایه داری این شیوه را به تدریج به روز کرده وآنرامتناسب باجوامع جدید وتولیدوتجارت یافتندو با اصلاحاتی جهت اداره اجتماع بکارگرفتند! ازقضااین روش مؤثرافتاد زیرا ازسایر روشهای پیشین باذات نظام سرمایه داری صنعتی سازگارتربودوکارآمدی خود راابتدادرتولیدنشان داد! به این معناکه تولیدکنندگان یک کالادرکنارهم نشستندتاموانع ومشکلات خودرابررسی کنند. آنهاباایجادنهادهایی همچون سندیکا، وبعدکارتل، پس ازآن تراست وسرانجام کنسرن، وایجادصنایع چندملیتی توانستندبارعایت سهمیه تولیدمانع بروزبحران اقتصادی وانباشت کالا وپیش گیری از بروزجنگ شوند! اشاعه وتبلیغ وپذیرش شیوه دمکراسی سبب بروز تغییرات وانقلاباتی درجوامع مختلف بویژه جوامع صنعتی شدتاتوانست برروشهای سنتی غلبه کرده وبه تدریج این شیوه دراکثرجوامع صنعتی جای شیوه های گذشته رابگیرد! مجالس قانونگذاری انتخابی بوجودآمدند،مجالس سناهم که مرکب از نمایندگان طبقه حاکم بودندنیز بطورانتصابی تشکیل شدند! روش مدیریت تولیدصنعتی، به مثابه واقعیت عینی و سخت افزاری جامعه سرمایه داری، با تفاوتهایی درجوامع سرمایه داری، به مثابه شکل نرم افزاری مدیریت کاپیتالیسم، اداره جامعه رابدست گرفت!ًهمین روش درمقیاس جهانی هم به عنوان یک نهادقانونی بین المللی بوجودآمد(تاقبل ازجنگ جهانی اول جامعه ملل ودرحین جنگ جهانی دوم سازمان ملل متحد) ،زیرا همانطور که مجلس نمایندگان عامه مردم ونمایندگان طبقه حاکم درکشورها بوجودآمدند، نمایندگان کشورهاهم درسازمان ملل متحدنماینده مردم یک کشورتلقی میشوند وهمانطورکه نمایندگان مجلس سنا درکشورها، نماینده طبقه حاکمه اند، نمایندگان کشورهای عضو دائم شورای امنیت هم، نماینده قدرتهای مسلط جهانیند!
    تاقبل ازظهورجوامع صنعتی سرمایه داری مدرن، شیوه دمکراسی جهت مدیریت جامعه بکارگرفته نشد زیرا سیاست تابع واقعیت روابط تولیدی و توزیعی است وتدابیرسیاسی جهت حفظ تقویت وتوسعه نظام اقتصادیست!لذا دمکراسی برآیندومیوه جامعه صنعتی مدرن است! دمکراسی دینی لغتی بی هویت واسمی بی مسماست!

    ادامه دارد….

     
  4. مصلح آبادی اراکی

    باسلام به آقای نوری زاد و دوستان . چه قبل و چه بعد انتخابات 1396 موضع رهبری ( البته بعد انتخابات این موضع گیری با رشد سریعتری فزونی یافته ) نسبت به ابراهیم رئیسی مشخص شد که این بار نظر حضرت آقا به رئیسی نزدیکتر بوده است . این را دیگر در این روزها بچه های ” قنداقی و پوشک پوش ” هم فهمیده اند . آقای نوری زاد باور کنید که اگر رهبری نظام اسلامی این نزدیکی نظر به رئیسی را ” درِگوشی ” به بسیج و سپاه و نهاد های تحت الامر نمی گفت و به ” صراحت و شجاعت و قدرت ” هر چه تمام تر ، به بیشتر مردم کشور اعلام میکرد ، بنده ی حقیر نامرد بودم که به روحانی رأی بدهم و همان صبح جمعه و در ساعت اولیه می رفتم و در صف اول رأی دهندگان به رئیسی رأی میدادم . به پیر و به پیغمبر و به قرآن عین حقیقت را میگویم که اگر رهبری با صراحت بیشتری از نزدیکی نظرش به رئیسی را اعلام کرده بود بنده چه کسی باشم که به نظر رهبری در این معقوله مهم توجه نکنم ! ولی حیف و صد حیف از سکوتِ آشکار ، ایشان در توصیه به انتخاب رئیسی که ما را در این امر مهم ناکام گذاشتند و دیگر کار از کار گذشته و من مانده ام که رهبری چگونه است که با مردم با صراحت و شجاعت صحبت نمی کند تا کشور و برای خود ایشان و بنا به فرموده ی خود ایشان ، این انتخابات دچار اخلال در امنیت و بی امنیتی و بی لیاقتی و … نشود .

     
  5. سلام . روایت های مختلف داریم و آنکه کسی که زیاد حرف میزند ” عقل ” او زایل شده است . این روزها رهبر زیاد حرف میزند که داشته باشد : ایشان شب قبل در جمع روسای قوای سه گانه و مسوولان گفتند در سال 59 رئیس جمهوری وقت ، مردم را به دو دسته مخالف و موافق تقسیم کرد و باید پیام اصلی انتخابات را ” رای اعتماد به حکومت دانست ” و گفت که نباید با تقسیم‌های غلط ، کار مردم در انتخابات را ضایع کرد . خامنه ای خودش مراجع و علمای اعلام و آیت الله ها را ” خواص و بی خواص ” درست میکند ، خودش مردم را به ” با بصیرت ” و ” بی بصیرت ” درست میکند . خودش ” خودی ها ” و ” غیر خودی ها ” درست میکند . خودش ” جوان و مؤمن ” و ” جوان غیر مؤمن ” درست میکند و یا یک قطبی و چند قطبی درست میکند ، بعد اراجیف فوق را می گوید که در اثر زیاد حرف زدن است و همان که در احادیث بزرگان دین آمده . دزدان مال مردم میدزدند و جلوی صف مردم می دوند و آی دزد و آی دزد فریاد میزنند!

     
  6. تماشای این ویدئوی مهیب را به شما آقای نوریزاد و همه کاربران سایت اکیدا توصیه می کنم.
    ویدیویی است از ابعاد هستی و یونیورس و کهکشان.
    از قطر ماه زمین آغاز می شود و به خوشید و سپس قطر ابر خورشیدهای غول آسا و سپس ابعاد روز نوری و سپس اندازه سال نوری و برو بالا تا به میلیارد سال نوری وسپس به گنبد یونیورس و دیگر جهانهایی که در هستی وجود دارند و کیهان ما یکی از آن کیهان هاست.
    با دیدن این ویدئو امیدوارم دچار دهشت شوید ولی نه بیهوش کننده بلکه بیدار کننده.
    پس از دیدن این ویدئو احتمالا دیگر همان کسی که پیشتر بودید نخواهید بود.
    آقای نوریزاد لطف کرده و یک خط نظر در این باره بدهید.سپاسگزارم.

    لینک ویدئو:

    http://ssyoutube.com/watch?v=CBOD7zg4zpA

     
    • ای ول ری استارتی
      درود بر امپراطوری تصوف ایران

       
    • علی زین الدین

      بادرودهای بسیار به دوستان!
      پاسخ تکمیلی ازمعارف حضرت مولانا : ( قسمت اول)

      فیزیکدانانی که ذرات بنیادی رامطالعه کرده اندبه ذراتی بسیارریزبنام های « نوترینو »و« پوزیترون »وذراتی حتی ریزتر ازآنهابنام«کوارک »و« کوانت »رسیده اند,این ذرات زیراتمی برای کسری ازثانیه هستندو برای لحظه ای دیگر نیستند!!!!

      مولانادراین مورداشعار شگفت آوری داردکه عقل ازتصوروفهم آنهادچاراعجاب میشود:

      جان ز پیدایی و نزدیکیست گم
      چون شکم پر آب و لب خشکی چو خم

      کی ببینی سرخ و سبز و فور* را
      تا نبینی پیش ازین سه نور را

      لیک چون در رنگ گم شد هوش تو
      شد ز نور آن رنگها روپوش تو

      چونک شب آن رنگها مستور بود
      پس بدیدی دید رنگ از نور بود

      نیست دید رنگ بی‌نور برون
      همچنین رنگ خیال اندرون

      این برون از آفتاب و از سها
      واندرون از عکس انوار علا

      نور نور چشم خود نور دلست
      نور چشم از نور دلها حاصلست

      باز نور نور دل نور خداست
      کو ز نور عقل و حس پاک و جداست

      شب نبد نور و ندیدی رنگها
      پس به ضد نور پیدا شد ترا

      دیدن نورست آنگه دید رنگ
      وین به ضد نور دانی بی‌درنگ

      رنج و غم را حق پی آن آفرید
      تا بدین ضد خوش‌دلی آید پدید

      پس نهانیها بضد پیدا شود
      چونک حق را نیست ضد پنهان بود

      که نظر پر نور بود آنگه برنگ
      ضد به ضد پیدا بود چون روم و زنگ

      پس به ضد نور دانستی تو نور
      ضد ضد را می‌نماید در صدور

      نور حق را نیست ضدی در وجود
      تا به ضد او را توان پیدا نمود

      لاجرم ابصار ما لا تدرکه
      و هو یدرک بین تو از موسی و که

      صورت از معنی چو شیر از بیشه دان
      یا چو آواز و سخن ز اندیشه دان

      این سخن و آواز از اندیشه خاست
      تو ندانی بحر اندیشه کجاست

      لیک چون موج سخن دیدی لطیف
      بحر آن دانی که باشد هم شریف

      چون ز دانش موج اندیشه بتاخت
      از سخن و آواز او صورت بساخت

      از سخن صورت بزاد و باز مرد
      موج خود را باز اندر بحر برد

      صورت از بی‌صورتی آمد برون
      باز شد که انا الیه راجعون

      پس ترا هر لحظه مرگ و رجعتیست
      مصطفی فرمود دنیا ساعتیست

      فکر ما تیریست از هو در هوا
      در هوا کی پاید آید تا خدا

      هر نفس نو می‌شود دنیا و ما
      بی‌خبر از نو شدن اندر بقا

      عمر همچون جوی نو نو می‌رسد
      مستمری می‌نماید در جسد

      آن ز تیزی مستمر شکل آمده‌ست
      چون شرر کش تیز جنبانی بدست

      شاخ آتش را بجنبانی بساز
      در نظر آتش نماید بس دراز

      این درازی مدت از تیزی صنع
      می‌نماید سرعت‌انگیزی صنع

      *فور=بور

      تصورش رابکنیدکه شماکنارجوی آبی که به آرامی درحرکت است ایستاده اید! وعکس خودرادرآب میبینید.چه اتفاقاتی می افتدتاشماعکس خودومناظراطراف رادرآب میبینید؟
      _نوربه بدن شماخورده ودرآب منعکس شده وبه مولکولهای آب اصابت کرده وازآنهابازتاب شده ودوباره به چشمتان رسیده به همین دلیل است که عکس خود ومناظررا درآب به صورت ثابت میبینید( درمواردی موجودی متحرک کنارجوی آب حرکت میکندکه این تصویربازهم به پیچیدگی این موضوع می افزاید!!! ).امانور به کدام مولکولهای آب برخوردکرده است؟
      مولکولهای آب در جوی متحرک و درحرکت ودرحال عبور بودند!
      شمادرهرذره ای اززمان ودرهرکسری ازثانیه تصویر تازه ای میدیدید که حاصل برخوردنورهای تازه تر به مولکولهای جدیدترآب بود، که عکس وتصاویر حاصل از آن راثابت یایکنواخت میدیدید!!!! ولی هیچ دولحظه ای اززمان ازهرحیث شبیه هم نبودندوهرتصویرحاصل کنش وواکنشهای تازه ای ازعملکرد مولکولهای جدید آب، وذرات تازه ای ازنور جدیدتری بودند!!!! .همچنین اگرچوبی راکه یک سرش مشتعل است را به سرعت تکان بدهیم ذغال وشعله خط ممتدی رسم میکنند! این خط ممتدرامیبینیم ولی میدانیم که واقعیت چوب شعله ورآنگونه که میبینیم نیست!!!! یاپره های هلیکوپتروپنکه هم هنگامیکه باسرعت میچرخندکل فضای دوار، داخل مساحت پره هلیکوپتریا پنکه رابه صورت یکنواخت نشان میدهد که آنگونه دیدن حاصل سرعت چرخش پره هاست!!! درضمن درهرکسری ازثانیه نیروی الکتریسیته تازه ای سبب چرخش پره هامیشودودرهرذره ای ازمساحت، در هرلحظه، هوای جدیدی جابجامیشود که باهواهای پسین وپیشین فرق دارد!!! ومابه یک معنافضاهای خالی بین پره هاراهمچون خودپره ها، یابه معنای دیگر پره هارامثل فضای خالی، ودرکل به صورت تلفیقی ازفضای خالی وپره ها میدیدیم!!!! درحالیکه این نوع تصویر و دیدن، اصالت ندارد!!! وباواقعیت آرایش ،وقرارگرفتن پره ها وفضای خالی مابین پره ها متفاوت ومتغایراست.
      « برتراندراسل »فیلسوف وریاضی دان مشهورانگلیسی میگوید:ذرات بنیادی که ماده وعناصر هستی باآنهاساخته شده اند برای یک لحظه هستندوبرای لحظه دیگرنیستند!!! ,یعنی خلقت هستی، امری نیست که یکباراتفاق افتاده ,وخاتمه پذیرفته باشد!!! بلکه کل دنیای مادی ومحسوس درهرثانیه ,بارهاوبارها, بود و نابود، وهست ونیست میشود!!!

      ادامه دار

       
    • علی زین الدین

      پاسخ تکمیلی ازمعارف حضرت مولانا:
      قسمت دوم(پایان)

      واین امور بودونابودشدنهای متوالی ومستمر درهرثانیه هزاران باراتفاق می افتندوتکرارمیشوند ,سرعت آفرینش وخلقت مدام ومستمر خداوند بقدری تندوسریع است که مااین مجموعه بود هاونابودها(خلقها وعدمها)رابه صورت مستمرویکنواخت دریافت میکنیم و
      تصورمیکنیم که هستی شکلی ثابت وپایدار دارد.مثال دیگردراین مورد اینست:
      وقتی شبهاازدوربه لامپهای شهر نگاه میکنیم انگارلامپهاچشمک میزنندوروشن وخاموش میشوند، این روشن وخاموش شدنها حقیقت دارندزیرابسته به سرعتی که ژنراتورهای مولدبرق درنیروگاها میچرخند، جریان الکتریسیته نیز درهر لحظه هزاران بارقطع ووصل میشودولی مااین مجموعه بیشمار قطع هاووصل هارابطوریکنواخت و روشن میبینیم، درحالیکه میتوانست روی دیگرسکه آفرینش غلبه کندوکل مجموعه آنهمه روشن وخاموش شدن رابه صورت خاموش دریافت کنیم!!! .اماهنگامیکه چوازدوروچوازنزدیک به نورچراغ اتومبیلهانگاه میکنیم، نورآنهارا بدون چشمک زدن میبینیم!!! زیرا این نورتوسط باطری تولیدمیشودوآن جریان قطع ووصل شدنهای مکررومستمر درآنجاتکرارنمیشود!! خلقت هستی اعم ازمادی ومعنوی امری خاتمه یافته نیست که خداوندیکبارهستی راخلق کرده واکنون ناظرتکامل یافرسایشش باشد!!!! درهرلحظه ی کم ودرنیافتنی اززمان، خداوندهزاران بار کل هستی رابه عدم ونیستی میبرد,سپس به وجودو هستی می آورد!!! جهان هستی درهربار بود ونابود شدنش بابارهای قبلی وبعدی متفاوت است! درست مثل نوارفیلمی که هرعکس وفریم شخصیتی مستقل ومتفاوت وتصویری منحصربه خوددارند که غیر ازسایر تصاویر، وفریم های فیلم هستند!!!! دردل چنین هستی گردان ومتغیروبدون اصالت حقیقی، اسرارو فرمولهاو حقایق، ورشته های علوم بیشماری درجریان است که گاهی کشف وفهم ودرک ودریافت اندکی ازآنهاچنان سبب غروروباددماغ انسان میشودکه منکروجود خالق کریم خودوهستی پیرامون میشود!!!!حال آنکه هریک ازاین رموزسرنخی ازمعرفت تواندبودتا دلیل وسبب آشنایی وشناخت بیشتر انسان خردمندازخداوندسبحان باشد!

       
  7. با سلام و ادب
    بزرگى فرمود: اديان براى يكپارچگى بشريت مى باشند نه براى جدايى انسانها. و انجا كه هر دينى حقانيت و برترى خود را به رخ مى كشد ديگر دين نيست. به ميمنت جمهورى اسلامى اكنون مى دانيم اين اسلام اقايان و داعشيان بايد در زباله دان تاريخ براى ابد دفن شود. و اين مهم ميسر نمى شد اگر پدر خوانده تروريسم يعنى جمهورى اسلامى به منصه ظهور نمى رسيد. از اين حيث مردم خاورميانه ان روى سكه خرافه سازان و دقلبازان را با گوشت و پوست خود حس مى كنند. خوشا كافرة اگر اسلامشان اين است و خوشا جهنم كه نه مقام معظم رهبرى دارد و نه اتش به اختياران.

     
    • علی زین الدین

      بادرودهای بسیار به دوستان!

      دین پرستی وتعصب کورومنجمد دینی ماهیتاًبانژاد پرستی یکیست! حتی ازنژادپرستی هم پلیدتراست! افرادی که تنهایک دین رادین حق مطلق میدانند، آیا اسامی کل هر124000پیامبررامیدانند؟ آیادراین فهرست اسامی گشته ونامهای مهر و میترا و بودا وکنفوسیوس وزرتشت ومانی وکوروش و…. رانیافته اند؟ پس این تعدادپیامبرالهی چه کسانی بوده اند؟ در تعالیم حضرت مولاناکل این ادیان یکی هستندوهمه ازجانب خداوندبرای هدایت بشرآمده اند

      چونکه ممدوح جزیک بیش نیست
      کیش هازین روی جزیک کیش نیست!

      وهمانطورکه بدون بودن اعداد از1 تا99 هرگزنمیشودبه 100رسیدبدون هریک ازادیان پیشین اسلام هم ناقص میبود!!!

      نام احمدنام جمله انبیاست
      چونکه صدآمد نودهم پیش ماست

      آیا شاگردکلاس اول ابتدایی بدون فراگیری اعدادکمترازصدمیتواندازهمان ابتدا 100رایادبگیردوبشناسد؟دین دارحقیقی کسی است که بدون تعصب همه ادیان رابشناسد! ممکن است دریک مقطع تنهاتوان فهم آیین میترا یامسیح( ع)راداشته باشد، نبایدخودراگول بزندوبااین فرض که ادیان بعدی کاملترند، بدون درک وفهم آیین میترا یا… ازآنها عبورکند! کسی که پیرو دین والدینش باشد، مشخص است که دین برایش ارثی است ودین داریش هیچ ارزشی ندارد! اودرحقیقت ازپدرومادرش پیروی میکند!!!!
      تمام افرادی که ازکلاس اول ابتدایی تا دانشگاه ودکترادرحال درس خواندنند همه دریک مسیرند، نمیشودبه شاگرد اول ابتدایی گفت:نهایتاًتومیخواهی تامقطع دکترادرس بخوانی، بیاووقت خودت را تلف نکن وازهمان اول دروس دکترارا بخوان! اتفاقاًآن شاگردعجولی که بدون فراگیری سایردروس درسایرکلاسها به خواندن کتب دکترامیپردازد مطلقاًچیزی ازآنهانمیفهمد! تاعمرداردفقط طوطی وارتکرارمیکند!!!! اوبااین داوری که مقطع دکترا ازسایرمقاطع برتروبالاتراست خودرامی فریبد! ولی تنهاخودش وافرادی که چون اوفکروعمل کرده اند چیزی ازدروس دکترا رانفهمیده اند ونمیفهمند! چنین شخصی نه تنهاهرگز به مقطع دکترانخواهدرسیدبلکه ازدرک وفهم دروس سایرمقاطع وکلاسهاهم عاجزمیماند!!! این حکایت دین پرستانیست که هیچی ازسایرادیان نمیدانندوخیال هم ندارندچیزی ازآنان بدانند!!!!دین پرستان ومتصبین دین را به جای خداوند پرستش میکنند، ماهیت این نوع پرستش بابُت پرستی فرق چندانی ندارند! مگرعالم خلقت آیات خداوندنیست؟ مگربشراشرف مخلوقات وبهترین آیت الهی نیست؟ پس آزارواذیت انسانها بی حرمتی به عالیترین آیت الهی است!!!! شیخ محمود شبستری عارف نامی میفرماید:

      به نزدآنکه جانش درتجلی است
      همه عالم کتاب حق تعالی است!

      پس عالم خلقت کتاب اصلی ومبین و آشکاراست وهمه تروخشکهاومتضاد ومختلف هادرهمین کتاب هستی است وانسان گل سرسبدوبهترین خلقت خداوندسبحان محسوب میشود! تنها افرادکورباطن ودل بیمار حرمت وارزش این آیت رانمیدانند ودانسته یاندانسته با مردم آزاری، کفرمیورزند!!!!

       
  8. ۰ ماه زندگی با القاعده‌ای‌های ایرانی
    …………….
    از او پرسیدم: «چرا با این موقعیت و آگاهی به این گروه نزدیک شدی؟» جواب داد: «رفتار حکومت ایران و نوع نگاهی که به کردها دارد، کمک زیادی کرد که راه خودم را در پیوستن به این گروه ببینم. سنی بودن و کرد بودن ازیک‌طرف و وضعیت نامناسب اقتصادی و اجتماعی منطقه از سوی دیگر، ما جوانان را که خواهان شرایط بهتر و زندگی مناسب‌تری برای مردمان خود هستیم، به سمت گروه‌های کرد مخالف جمهوری اسلامی می‌برد؛ اما من راه خودم را در پیوستن به پژاک، پ.ک.ک، کومله یا دموکرات نمی‌بینم. آن‌ها نمی‌توانند خواسته‌های ما را محقق کنند. این گروه‌ها در میان مردم عامی جایی ندارند و الان گروه ما، تنها گروه در کردستان است که می‌تواند خواسته‌های مردم را تأمین کند.» او در ادامهٔ توضیحاتش می‌گوید: «من الان معنا و مفهومی در زندگی‌ام احساس می‌کنم که پیش‌ازاین از آن برخوردار نبودم.»
    ………..
    http://news.gooya.com/2017/06/post-4573.php

     
  9. در شهرت هرت
    آقا ،کدام بچه را گول می زنید؟

    زمانی که کسی می گوید بلند شو، معنی اش نشستن نیست. از کی مستقل عمل کردن در جنگ نرم را آتش به اختیارتعریف می کنند ؟
    آنهم بعد از ترور!!! در تهران!

    اما این داستانی که ملت ایران ۳۸ سال است که خود د ر حال تعیین سرنوشت خود است نیز دروغی بیش نیست.
    ملت ایران با اینکه پادشاهان بسیاری داشته ، ولی هیچگاه سربزیر نبوده، مشروطه نمونه بارزی است و انقلاب ۵۷ نیز، بعد از ۵۷ خمینی بسرعت ،انقلاب مردمی را با کشتاردر نطفه خفه کرد و ملت درگیر استبداددینی شد. و تا کنون شعارش را با دشمن پرری پیش می بردکه دشمن بزرگ این آمریکا است و ……و…..و.

    دشمن بزرگ ندانستن و نافهمی ماست،زمانی که باور می کنیم یک دشمنی حتمن باید باشد.
    اما چرا در آخر، و شعارها نباید از دوستی ، بلکه دشمنی گفت؟
    همان ایجاد فاصله است، برای که و برای چه؟
    برای اینکه ، ملت و بخصوص جوانان بدانند که رهبر چقدر دلسوز است و اگر او آتش به اختیار گفته وکسی هم عمل کرده مقصود حرف چیزی دیگر بوده است. اوست که از همه بیشتر می داندو دوست،و هر کس ضد اوست باید خفه شود .
    زیراهیچکس مثل او این ملت و سرزمین را دوست ندارد ، و او و کل نظام در این ۳۸ سال ثابت کرده اند با جنگ ، کشتا ر،زندانی، گورنشینی ، گورستانهای آباد ، سفره گسترده فقرمردمان ، دختران وکودکان فروخته شده اش در سرزمین ثروتمند ایران.

    این دشمن براستی کیست و چیست؟ چیزینیست جز جهل و نادانی من و تو زمانی که واقعییات را ندیده و در خیالات غرقه ایم و این اجازه را میدهیم تا گولمان بزنند. برای امت پروری شان.

     
  10. علی زین الدین

    بادرودهای بسیار!
    جناب دکترنوریزاد گرامی باکمال تأسف وتأثرازضایعه درگذشت وفقدان پدر بزرگوارتان مطلع شدم! بی گمان آن مرحوم باتربیت فرزندی شجاع، فرهیخته، مردم دوست، باوجدان، آزدیخواه، عدالت جو وبا فضیلت چون شماباقیات الصالحاتی ازخودباقی گذاشته که سبب میشود تا کسانیکه شمارامیشناسندازصمیم قلب ازخداوندسبحان برای آن مرحوم طلب رحمت ومغفرت وعلوّدرجات کنند وبه اودرودبفرستند! درگذشت آن مرحوم رابه شماوخانواده محترم وسایر بازماندگان تسلیت عرض میکنم وخود رادرغم شماشریک میدانم !

    زین الدین.

     
  11. با توجه به دستور اخبر رهبری ، فتوای این مرجع حداقل به حاج حسین شریتمداری کیهان صادر و از این پس ” فحش و بد دهنی و خباثت به اختیار ” ایشان را از هر زمان دیگر ” دریده تر ” و ” هرزه نویس تر ” و گ هرزه گو تر ” خواهد کرد . خواهیم دید . دستور آمد : آتش

     
  12. سلام، با توجه به دستورالعمل جدید رهبری که آتش به اختیار فرموده اند بنظرم عده ای در کشور فقط دو سه روز قبل تر ، این دستورالعمل را از طریق تله پاتی زودتر از همه درک کرده و انجام دادند و اسم آن را گذاشتند حمله ی داعش . روز سه شنبه 16 خرداد از محل مجلس شورای اسلامی عبور میکردم که مشاهده کردم که تعدادی حدود 150 نفر معترض زن و مرد معلم حق التدریسی از اقصی نقاط ایران جهت اعتراض به وضعیت استخدامی خود در محوطه بیرون مجلس و یا در روی چمن ها نشسته اند و جالب آنکه به همین تعداد معلم معترض ، نیروهای انتظامی مجهز به باتوم و اسلحه بدست و دیگر ابزارهای سرکوب در نزد آنان حاضر هستند و به تعداد همین افراد سرکوبگر ، موتور سیکلت های شاسی بلند و یا تِرِل در اطراف پارک شده اند . سئوال عقلی و شعوری آنکه چگونه این مثلاً افراد ” داعش ” فردای آن روز یعنی چهارشنبه 17 خرداد به مجلس حمله کرده اند ؟ مگر تاکنون افراد داعش در کشورهای مختلف مخصوصاً در عراق به ازدحام جمعیت ها حمله نمیکرد تا بتواند در هر همله تعداد بیشتری از مردم را بکشند و جزا و پاداش اخروی بیشتری از نزد خداوند گرفته باشند ؟ مگر داعش توبه کرده و تنها ایران را از دستورالعمل خود استثناء کرده است ؟ این حمله به مجلس و بهشت زهرا ، ظاهراً و باطناً یک سناریو از یک نمایشنامه داخلی است .

     
  13. جناب نوریزاد عزیز
    با کمال تاسف خبر سفر پدر عزیزتان را دیدم و بسیار متاثر شدم..بی تردید صفا و انسانیت ایشان مایه اصلی شخصیت انسان دوست شما برادر عزیز است و سرمایه اصلی ایشان در این سفر به درگاه احدیت..به شما و خانواده و بخصوص به مادر عزیزتان که بار این تنهائی دردناک را لاجرم بدوش خواهد داشت تسلیت میگویم و آرزوی صبر دارم.

     
  14. نام ها در سیاست ایران باردار حوادث هستند. وقتی ما از سعید امامی حرف می زنیم، درباره قتل های زنجیره ای حرف می زنیم، وقتی به محمود احمدی نژاد اشاره می کنیم، یاد تقلب۸۸ می افتیم، میرحسین موسوی ذهن ما را سمت حصر می برد، حسینعلی منتظری یاد کشتار تابستان۶۷ را زنده می کند و اشاره به نام ابوالحسن بنی صدر، عزل سیاسی را کنایه می زند؛ مثل دیشب که خامنه ای در یک نشست عمومی در حضور حسن روحانی، رئیس جمهور ایران با اشاره به حرف های روحانی درباره انسجام ملی، گفت: «مردم را به دو دسته تقسیم نباید کرد، آن حالتی که در سال ۵۹ متاسفانه از ناحیه رئیس جمهور آن روز اتفاق افتاد که مردم را به دو دسته موافق و مخالف تقسیم کرده بودند که چیز خطرناکی است.»

    تاکنون در سیاست ایران پیش بینی یا آرزوی بنی صدر شدن بسیار داشته ایم ولی هیچکدام شان دقیقا شبیه بنی صدر نشده اند، هرچند اغلب به حاشیه رانده شده و یا اپوزیسیون شده اند ولی حداقل در دوران خامنه ای او فاقد کاریزما یا قدرت تصمیم گیری برای بنی صدری کردن روسای جمهور بوده است.

    با این وجود، ترسیم وضعیت بنی صدری شدن که معادل تهدید به عزل یا پیش بینی آینده سیاسی سیاستمدار است، از این منظر معنادار است که خامنه ای چند روز قبل از این کنایه، از افسران جنگ نرم که بدنه وفادار به او محسوب می شوند، خواسته بود در هنگام مشاهده اختلال در دستگاه های مرکزی فرهنگ و سیاست، «آتش به اختیار» باشند. با مقایسه وضعیت کنونی با سال ۵۹، دولت روحانی به یک هدف سهل و در دسترس تر برای آتش گشودن تبدیل می شود. این بستر به نوعی نشان دهنده آینده سیاسی حسن روحانی نیز است، آینده ای که آیت الله خامنه ای می خواهد برای او رقم بزند؛ در حاشیه، متهم و شاید هم مجرم. در واقع، رهبر بیش از اینکه تهدید کند، در حال تدارک دیدن یک بستر مناسب بلندمدت است. این بستر با ایده «انقلابی گری» هم همپوشانی مناسب دارد.

     
  15. رد پای ایران در انفجارهای کربلا و دستگیری پنج ایرانی حامل مواد منفجره

    ی-العربیه.نت

    در نتیجه انفجار یک ایستگاه اتوبوس شهر کربلاء، روز جمعه 9 ژوئن سه نفر کشته و 155 نفر دیگر کشته شدند. مسئولیت این انفجار را برخلاف سایر انفجارها که داعش بر عهده می‌گرفت، تا کنون کسی یا گروهی بر عهده نگرفته است.

    رسانه‌های عراقی نیز درباره این انفجار سکوت پیشه کرده و تنها رسانه‌های ایرانی با اعلام اینکه محل انفجار از محل حضور مسافران ایرانی دور بوده، به این موضوع پرداختند.

    به نظر می‌رسد سکوت رسانه‌ای در برابر این حادثه نتیجه تحولاتی است که در شهر کربلاء رخ داده است. منابع آگاه به “العربیة.نت” گفته‌اند چند ایرانی در این انفجار دست داشته‌اند.

    این منبع آگاه که نخواست نامش فاش شود، به العربیة.نت گفت: «شامگاه جمعه، پس از انفجار و خلال عملیات بازرسی نیروهای امنیت داخلی عراق، پنج ایرانی را در منطقه العباسیه شرقی و در نزدیکی محل انفجار دستگیر کردند که مواد انفجاری و تجهیزات انفجار از راه دور به همراه داشتند.»

    نیروهای امنیتی دستگیرشدگان را به مقر اطلاعات کربلاء منتقل کرده، تا مورد بازجویی قرار گرفته و به نهادهای ذیربط تحویل داده شوند، لیکن دقایقی بعد ده‌ها تن از نیروهای شبه‌نظامی “لواء علی اکبر” و “سازمان بدر” که از سوی ایران حمایت و پشتیبانی می‌شوند، مقر اطلاعات کربلاء را محاصره کردند.

    به گفته این منبع آگاه، نیروهای شبه‌نظامی از نیروهای امنیتی خواستند که دستگیرشدگان ایرانی به آنها تحویل داده شود، لیکن رئیس اداره اطلاعات کربلاء تاکید کرد که دستگیرشدگان را به هیچ‌کس، جز نهادهای ذی‌ربط در بغداد تحویل نخواهد داد. این موضوع با واکنش جدی نیروهای شبه‌نظامی که مقر اطلاعات را محاصره کرده بودند مواجه شد و آنها با زور اسلحه وارد مقر شده و دستگیرشدگان و رئیس اداره اطلاعات بغداد را با خود بردند.

    پس از گذشت چند ساعت، نیروهای شبه‌نظامی در ساعت 4 و 30 دقیقه صبح روز بعد، رئیس اداره اطلاعات کربلاء را آزاد کردند، لیکن تا کنون خبری از پنج ایرانی دستگیر شده نیست، موضوعی که احتمال دست داشتن ایران در انفجارهای کربلاء را تقویت می‌کند.

    همزمانی انفجار کربلاء و اتفاقات تهران که تحلیلگران احتمال ساختگی بودن آنها را با هدف تاکید بر اینکه تهران خود قربانی تروریسم است، تایید کرده‌اند، سوالات پرشماری را درباره گام‌های بعدی که ایران برنامه‌ریزی کرده، مطرح می‌کند.

    پس از آنکه کشورهای عربی و اسلامی و از جمله پادشاهی عربی سعودی، امارات متحده عربی، پادشاهی بحرین، جمهوری عربی مصر و چند کشور دیگر روابط خود را با قطر به دلیل حمایت‌های این کشور از تروریسم قطع کردند و به ویژه پس از آنکه مشخص شد قطر میلیون‌ها دلار در اختیار شبه‌نظامیان حشد شعبی گذاشته است، گروه‌های مختلف عراقی و ایرانی، تلاش برای یافتن راهی برای ضربه زدن به مصالح سعودی، امارات و بحرین در منطقه شروع کرده‌اند.

     
  16. آیت الله به اختیار

    با درود برادر نوری زاد آیا کلمه ” شیر شده ” و یا ” شیرش کردند ” و یا ” شیر شدی ” را شنیده اید ؟ بنظرم این روزها عده ای بیش از پیش روی حضرت آقا کار میکنند و به قول معروف دارند حضرت آقا را خوب و عالی ” شیر میکنند ” تا جملاتی عجیب و غریب از ایشان بشنوند . اینطور نیست ؟

     
  17. با سلام —- آقای نوری زاد همه میدانند ( الا دور قاب چینان رهبری کشور ) که رهبر کشور هم جلاد را می شناسد و هم شهید را . اما با ضرس قاطع میگویم که رهبری برای یک رئیس جمهور کاملاً چاکر مسلک ، کفگیر شان به ته دیگ خورده بود که رئیسی را ابتدا مسئول آستان امام رضا (ع) و سپس برای ریاست جمهوری به به معرکه ی انتخابات کشاندند . رهبری میدانستند که از در اطراف خود دیگر هیچ ” آدم ” ندارند تا به صحنه ی انتخابات بیآورند ! افرادی نالایق و پاچه خوار و پاچه ور مال مانند احمد جنتی ، مصباح یزیدی ، حسین شریعمداری ، ولایتی ، حداد ظالم ، رسایی بد دهن ، کوچک زاده ، زاکانی و مرتضی نبوی و بروجری و … که تاریخ شناسنامه اشان به نوعی باطل شده است و بعضی از ایشان را حیف است که ملت ایران آب دهان اشان به اینان بیاندازند ، چه رسد به اینکه رأی به نام ایشان به صندوق بیاندازند .

     
  18. با سلام / آقای نوری زاد درباره ورود چمران به شورای شهر تهران جنابعالی از ایشان به شکلی حمایت فرموده اید که بودن ایشان لازمه ابسیلونی از دمکراسی است . اهل فکر و عقل گفته ی شما را تأیید میکنند ولی میدانید که در عقل و مخیله ی چمران و بزرگان وی و کلاً کسانی که دَم از حضرت آقا میزنند ، اینگونه نیست ! این طیف چاکر مسلک حضرت آقا ، که چمران هم از خس و خاشاک ایشانند ، حتی برای استخدام آبدارچی هر نهاد و سازمان و شورای شهر و …بایستی از گزینش امام جماعت محل و بسیج مسجد و سپاه و دیگر کسانی که دست در حاکمیت دارند نامه بیآورند تا چمران و امثالهم اینان را در استخدام درآورند تا نان زن و بچه ی خویش ببرند . دوستی داشتم که تعریف میکرد که بعد از انقلاب اقلیت های مذهبی که در قانون اساسی هم از آنان نام برده شده در ادارات و سازمانها بکار گرفته نمی شوند و فقط باید کسانی استخدام شوند که به ” ولایت فقیه ” معتقد باشند و در اذهان افراد گزینش این فکر نشأت گرفته که تا فرد مسلمان ” با مذهب شیعه ” است ، اینان هیچ تقدمی ندارند ، حتی اگر مهندس ، کاردان ، کاربلد و کارشناس و غیره باشند !

     
  19. سلام آتش به اختیار جواب نداد وزخم شکست انتخابات را نتونست بانداژ کنه تهدید به بنی صدر کردن روحانی را شروع کرده این آقا را باید اسمش را رهبر گذاشت یا //// ….این قدر کینه توزی با ملت …وای از از این شاگردان بواقع //// که این حداقل خوشحالی را هم از ملت دریغ دارند

     
  20. با سلام . روزی رهبری نظام درباره ی مرحوم هاشمی رفسنجانی فرمودند : هیچ کس برای من هاشمی نمی شود / هنوز یک دهه از این سخن نگذشته بود که رهبری نظام در جهت قیاس با شخص احمد نژاد ، به چشمان هاشمی رفسنجانی ” زل ” زدند و در برابر همین هاشمی فرمودند : نظر من به احمد نژاد نزدیکتر است / بنده ی ناچیز میکنم که یا رهبری آن جمله ی اول به هاشمی را فراموش کرده بود و یا اینکه رهبری نظام ابن الوقت هستند و به هر سمتی که ” باد ” می وزد ، همسو با وزِش باد هستند .

     
  21. علی زین الدین

    باسلام وعرض ادب!
    دکترگرامی چنانچه قسمت اول مقاله « دمکر اسی دینی »رادریافت نکرده ایدلطفاًاطلاع دهیدوجهت انتشارنیمه دومش صبرکنیدتانیمه اولش هم بدستتان برسد!

     
  22. علی زین الدین

    بادرودهای بسیار به دوستان!
    دمکراسی دینی
    قسمت دوم(پایان)

    دمکراسی دینی لغتی بی هویت واسمی بی مسماست وتنهامیتواند در حوزه های دینی جهت به روزکردن ونجات آموزه های منجمددینی وتثبیت ودوام بخشیدن به سلطه فکری طبقه حاکم بویژه وقشرآخوندجعل شده باشد! دمکراسی دینی، درتاریخ هیچ دین و مذهبی سابقه ای ممتد وماندگار نه درتفکرونه درعمل نداشته است! شاید بشودبین یک حادثه استثنایی یا یکی ازاتفاقات تاریخی یادینی باشیوه دمکراسی شباهتهای صوری وظاهری کشف کرد! ولی چنین استثنائات نادری قاعده کلی ومداوم نبوده اند!!!(مثلاًابوبکرخلیفه اول بانوعی رأی گیری شبه انتخاباتی صاحب قدرت شد! گرچه تنهابایک نامزد! امااین شیوه حتی درانتخاب سایرخلفاهم تقلیدوتکرارنشد) تازمانیکه درایران توسعه صنعتی همه گیرووجه غالب شکل اقتصادی_اجتماعی کشور نشوند انتخابات ورقابت بین کاندیداهای مجلس ونامزدهای ریاست جمهوری تقلیدی ضعیف از نظام انتخاباتی جوامع صنعتی غربند! هریک ازنمایندگان مجلس وهر وزیر و نماینده ای جهت احراز هر مسئولیتی درایران هم تابع همان قاعده و تعریف کلی هستند! (یانماینده ومدافع طبقه وقشرخاصی هستند، یااینکه پس ازانتخاب به استخدام همانهادرمیآیند وچون اکثریت قریب به اتمام آنهادررشته حقوق سیاسی واجتماعی تحصیل نکرده اندبه صورت ماشینهای رأی گیری درمیآیندوبه شیوه ای پادگانی تنها اجازه دارند بله قربان،خیرقربان، چشم قربان بگویند!) ودرنهایت همه درخدمت سلطه وابقای طبقه حاکمند!

     
  23. سلام آقای نوری زاد همان که شما قبلاً گفتید که رهبری زیاد حرف میزند . حال حرف جدید رهبر ایران : نباید سال 59 تکرار شود که رئیس جمهور وقت جامعه را دو قطبی کرد .

     
  24. حضرت آیت الله العظمی نوری زاد دامت برکاة و دامت افاضاة ، سلام علیکم ، ضمن آرزوی تندرستی و سلامتی بر شما انسانِ بصیر ، آزاده ، حکیم ، فرزانه ، شاهد ، بشیر و نذیر . 1- در اوائل انقلاب وقتی وزیر ارشاد وقت به فکر تجدید فراش افتاد و چون در اذهان عمومی کشور” شائبه ی ” ایجاد کرد ، وی به کنج عزلت رفته و هیچ جلوه و اثری در سطح جامعه از ایشان تا به امروز وجود ندارد . 2- در مراسم سالگرد حضرت امام خمینی ، رهبری نظام گفتند : در قضاوت‌ها درباره دهه شصت ” جای شهید و جلاد عوض نشود ” که نوعی تطهیر و زدودن ” شائبه ی ” جنایت از جناب ابراهیم رئیسی تولیت آستان امام هشتم (ع) و یکی از چهار نفر جنایتکار مورد نظر آیت الله منتظری جهت هدایت شدن بوده است . حضرت آیت الله نوری زاد ، حضرتعالی ” شائبه ی ” منفی در اذهان عمومی کشور برای نفرات یاد شده که به محاق رفتن آن وزیر و به سطح آوردن این رئیس تولیت آستان قدس را چگونه تفسیر می نمایید ؟ الحقر __ مبشّر

    ——————

    درود دوست گرامی
    مشکلی که برای آن وزیر پیش آمد در حوزه ی خصوصی بود اما اینان تیغ در میان نهادند و نخستین قربانی شان اساسا خود شائبه بود. که: ما می روبیم پس هستیم. از چند سال پیش به این سوی، یکی که نمی شناسمش مرتب برای من فهرستی از گندکاری های گنده های نظام را می فرستد و اصرار به این دارد که منتشرش کنم. در این فهرست ریز به ریز به سن و سال و قد و بالا و اسم و فامیل دخترکان دم دست آیت الله ها و سرداران صاحب نام و نوع منقل حضرات آیت الله ها و … اشاره شده. و من هر بار برایش می نویسم که: از من این بر نمی آید که به حوزه ی خصوصی گنده ها ورود کنم. به او نگفته ام اما به شما می گویم که: بر آب انداختن بنیان های اخلاقی در یک جامعه، تتمه ی دارایی های یک مردم را باد هوا می کند. اما به کشتار بی گناهان که می رسیم، یا به بخور بخورها و بی کیاستی ها و گنده گویی ها و مفسده های مدیریتی، مسامحه هرگز. در اینجا نیز البته بر شائبه باید چیره شد و به کنه واقعیت ماجرا دست یافت. که در مورد رییسی، طشتی است که از بام فتاده و صدایی است که گوش ها را کر کرده و با هیاهوی کاندیداتوری و اینجور نمایش ها فرو مردنی نیست.
    سپاس

    .

     
  25. بچّه جوادیه

    چند نکته برای روزه داران عزیزکه برای افطار به مسجد میروند:
    1- اگر دیدید که مسئولان مسجد سر کش دادن وقت اذان با هم مسابقه میگذارند بدانید که هیچکدامشان روزه نیستند!
    2- اگر دیدید موذن قبل از نماز، اذان را کش میدهد و هی وسطش مکث میکنه، بدانید که او هم روزه دار نیست!!
    3- اگر دیدید که امام جماعت نماز را کش میدهد و در قنوت دعای کمیل می خواند بدانید که او هم روزه دار نیست!!
    4- اگر دیدید که هر چقدر نماز و اذان کش پیدا میکند هیچ یک از نماز گزاران عین خیالشان هم نیست و بجایش می خنددند بدانید که
    هیچکدام از نماز گزاران روزه نیستند!!
    5- اگه خدا وکیلی روزه دار هستی، برای حفظ سلامت خودت و نجات جانت از این جمعیت بی خیال، یه خرمائی و نونی و یا یک طرف چائی با خودت ببر تا جونت رو نجات بدی!!

     
  26. جناب عرفانیان
    شما عادت به تناقض گویی دارید و به قول سید مرتضی ( که جایش خالی ست و امیدوارم به همین زودیها برگردد ) خلط مبحث میکنید.
    اصلاً چه ربطی بین رفتار آن قاتل در قتل بیگناهان با یک شهید راه وطن،دین یا اعتقاد دارد؟ شما وقتی یک قاتل را با یک شهید یکی میدانید باید همانطور که قبلاً هم گفتم “ابتدا خدا شما را شفا دهد” .
    دست مریزاد با این تحلیل بی نقص! شمایِ بچه شجاع در کجای این نوشته جای دارید؟ شمایی که نه قاتل هستی، نه تروریست و نه برای هدفی و یا اعتقادی در زندگی خود اقدامی کردی و درک درستی از مفهوم شهید نداری، چه برسد که بخواهی کسی را بکشی حال به هر دلیلی، حق نداری قاتل را با شهید یکی بدانی. شمایی که با این نوشته نشان دادی هرّ را از برّ تشخیص نمیدی، حق نداری در گاله را باز کنی و هر چه از آن مغز بیمار تراوش میکند را به اینجا بپاشی.
    آخه مردک ناچیز! تو را چه به این حرف ها!. بچه سوسول! که معلوم نیست روزت را چگونه شب میکنی، تویی که یا خماری یا نشئه، هیچ هدفی نداری و همینطوری الابختکی زنده هستی را چه به نقد یک قاتل و یا یک شهید؟ تو که نه لیاقت و توان و جرأت خطر کردن داری و نه جسارت قتل کسی و یا رفتن به جنگ و کشتن دشمن، تو که نه هدفی داری نه اعتقادی و نه آرمانی، تو را چه به این تحلیل های آب دوغ خیاری؟
    اساس زندگی و حیات انسان و ادامۀ حیات تمام ذرات جاندار بر مبنای خودخواهی استوار است. بی شعور!
    مهم هدف و انگیزۀ این خودخواهی ست و همین هدف و انگیزه به این خودخواهی اعتبار میدهد و اینکه این خود خواهی چه پیامدهایی برای خودت و دیگران دارد.
    تو که اینقدر خوب قُدقُد میکنی بگو بدانیم چقدر حاضری در این حد خودخواهی خودی نشان دهی و آن وجود بی وجود ترسوی بزدل را تکانی بدهی؟ تو آیا تا بحال هوس قهرمان بودن به سرت نزده؟ بچه قِرتی، امثال تو مگر در خواب بینند پنبه دانه! مگر در خواب نقش سوپر من یا پنگوئن را بازی کنی! … در بیداری هیچ نبودی و هیچ نیستی و هیچ هم خواهی ماند! تویی که نمیتوانی در طول زندگی خود نقش اول را بازی کنی و خودت برای سرنوشت خودت تصمیم بگیری و راه زندگی و مرگ خودت را خودِ خودت انتخاب کنی ( بماند که در ظرف چند ثانیه بخواهی تصمیم بگیری که چگونه از خود برای کمک به دیگری بگذری) ، حق نداری یک قاتل و یک تروریست را با شهید یکی بدانی؟
    یک مثال برای فهم بیشتر توی نفهم!
    تصور کن یک زن در خیابان مورد تعرض یک سادیستی قاتل قرار میگیرد که قصد دارد( هدف و انگیزه ) هم از او کامجویی کند و هم اموال او را به سرقت ببرد و هم در پایان او را بکشد، خوب این شخص هم نترس است، هم شجاع است و هم خود خواه! او جسارت دارد، او … دارد بین پاهایش که میخواهد چنین جنایتی را بکند( خودت جای نقطه چین یه چیزی بزار ) . حال در این اثناء یک شخص دیگری هم هست که با دیدن این فرد و اطلاع از قصد و نیت او و همچنین فریاد کمک خواهی آن زن با بخطر انداختن جان خود آنهم بی دلیل و بی جهت ( به او چه مربوط ) و با درگیر کردن خود با آن فرد سادیستی، با هدف و انگیزۀ کمک به یک همنوع و هم وطن، قصد کمک دارد. او هم نترس و شجاع است و البته خودخواه! او هم جسارت دارد که یعنی همان … بین پاهایش که میخواهد جلوی چنان جنایتکار نترسی را بگیرد، و مهم تر اینکه ظرف چند ثانیه تمامی این تفکرات در ذهن او مرور میشود و دست به اقدام میزند… القصه… تصور کن در پایان این درگیری، یکی از این دو نفر کشته شوند … خوب به نظر شمای همه چیز دان آیا تفاوتی بین این دو نفر وجود ندارد؟ فهم و درک انسانی و اخلاقی تو چه میگوید؟ آیا مهم ترین نکته که همان هدف و انگیزه است را نباید مد نظر قرار داد؟ یکی به نیّت تجاوز، سرقت و قتل اقدام به یک عمل شجاعانه میکند که در درجۀ اول برایش منفعت شخصی دارد یعنی هم کامیابی میکند آنهم مفت! و بدون هزینه کردن، هم کسب درآمد میکند با سرقت اموال و هم خدایی میکند با کشتن آن زن! دیگر کاملتر از این را کجا سراغ داری؟! خود خواهی بالاتر از این سراغ داری؟… در نقطۀ مقابل او کسی است که به نیّت کمک و یاری رسانی به دیگری و بدون هیچ منفعت شخصی اقدام به یک عمل شجاعانه میکند و نه تنها هیچ منفعتی کسب نمیکند بلکه ممکن است جان خود را هم از دست بدهد!… دیگه کشش نمیدم… فقط بگویم که تو نه تنها بی شرم و نمک نشناسی بلکه ذات مسمومی هم داری… امثال تو یک عمر در حسرت هستند و دائم از خود میپرسند که چرا؟ چرا؟ چرا؟ … در خواب و رؤیا هزار جور آرتیست بازی در می آورند، هم نقش اول منفی و هم مثبت…آممممما… در زندگی واقعی هیچ وقت جسارت و شجاعت انتخاب را نداشته اند و همیشه در گیر و دار چه کنم چه کنم مانده اند… دنیا با وجود خود خواهان و شجاع مردان آنچنانی است که معنا پیدا میکند، دنیا با وجود نماد بدی و خوبی است که معنا پیدا میکند… دنیا چه تو و امثال تو سیاهی لشگرها باشید و چه نباشید هیچ تغییری نمیکند چون اصلاً شما عددی نیستید و از خود اختیاری ندارید که بخواهید عرض اندام کنید. دنیا محل انتخاب است، دنیا محل جنگ و درگیری ست، چه جنگ با نفس سرکش خود و چه جنگ با دیگران، تا بوده همین بوده، حتی تمامی ذرات عالم هستی هم با این جنگ و درگیری ست که موجودیت پیدا میکنند. دنیا همیشه نیازمند افراد خودخواه، شجاع و جسور و در عین حال فداکار است و امثال تو چه باشید و چه نباشید هیچ فرقی نمیکند به حال دنیا. حتی طبیعت هم با وجود جنگ و درگیری بین تمامی ذرات بوجود آمده، وجود هستی و وجود ما با بیگ بنگ و درگیری بین ذرات بوده …تا بوده همین بوده…
    ختم کلام
    تو که نه میتوانی قاتل باشی، نه تروریست و نه درکی از شهید داری، پس بتمرگ سر جات، زر مفت نزن و خفه خون بگیر! بچسب به همان عقل منفعت طلب بزدلانه ات و به زندگی عاقلانه ات ادامه بده. بزار دیگرانی که جسارت دارند قهرمانی کنند. افتاد!؟

     
  27. در شهر هرت
    آتش به اختیار، را یک فتوای دینی باید دانست.
    یعنی، عقیده ی شخصی برتر از قانون است.
    یعنی، حق با شماست و دیگران و غیر شمایان ناحقند.
    یعنی ،تقسیم وجود به خیر و شر وشیطانی و ربانی، نه وجود واحد .
    یعنی، خود رایی و قانون گریزی.
    یعنی ، در اساس ، ایجاد نابرابری .
    یعنی ، مسلمان و کافر.
    یعنی، قطع خرد و اندیشه و منطق و دانش .
    حال چرا رهبر اینرا می گوید؟
    به خاطر ترسش است،از یک طرف و از طرفی خود را در مقام خدایی داانستن ، قول به اینکه شما بکشید ، تبرئه خواهید شد، و د ر آخرت پاداش میبینید.
    اصولا ، قدرت همین جنبه اش است که خطرناکترین می شود یعنی نه تنها فرد اقتدارگر خود را میزان هر چیز در حد خدایی میبیند ، بلکه خواستار این است که دیگران نیز او را همانگونه بدون چون و چرا و باید قبول کنند.

    و نتیجه این می شود که در مقام خدایی ، رهبر به بازماندگان کشته شدگان، تبریک و تسلیت می گوید!

    ————–

    درود دوست گرامی
    عصاره و بن مایه و جان کلام رهبر در باره ی آتش به اختیاری که هواخواهان خود را بدان فرمان داد، همین است که شما نوشته اید. شاید این نوشته ی کوتاه شما، یکی از شایسته ترین توصیف های شهر هرت هماره ی شماست.
    سپاس
    سپاس

    .

     
    • دوست گرامی و عزیز
      سپاس فراوان برشما،که نکته سنجید، و هر کلمه و جمله حاکمان را به نقد می کشید. و ما را بر آن می دارید که ساده نگرنباشیم.من اغلب به این جملات می اندیشم.
      درابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بودو کلمه خود خدا بود.

      و ما شاهدیم که بی اندیشه و خرد چه بر سر بشریت این کلمات آورده اند .
      سپاس و درود بر شما

       
  28. نوری زاد حالا با این عکس ها می خوای بگی تو شماها هم اعدامی بوده که نشد! اول اینکه اون موقع که با لباس بسیجی مثل سایر این دوره ای های دیگه از بزرگ و کوچک جا نماز آب می کشیدین این بدبخت مرده! ثانیاً اون یکی هم تو درگیری مرده که تازه برای کی مرده! برای موسوی که تو همون دهه که ترتیب فامیل اون خانوم داده شده سر کار بوده! حل این پازل که سخت نیست! حنای خود رو به کوچه علی چپ زدن دیگه رنگی نداره!

     
    • حالا مثلاً اعدامی داشتیم یا نداشتیم. که چه؟ دنبال تخفیف ظلم های این حکومتی؟ یا یابو ورت داشته که پاسخ دندون شکنی به حرفهای شجاعانه و صادقانۀ نوریزاد کشف کردی یا شاید راستی راستی آفتاب برعکس طلوع کرده و جان انسان واسه شما مهم شده. جمع کن این بساط نخ نما شده را. کسی که از جنایت های این نظام خبر نداره خواجه حافظ شیرازیه . اعدام هم یعنی نیست و نابود کردن ، چه بی محاکمه مثل سال 67 و قتل های زنجیره ای ، چه با محاکمه فرمایشی مثل فرزادکمانگر و امیر اصلانی و امثالهم و چه با مرگ تدریجی مثل ملت ایران.

       
      • یعنی اینکه خودمون رو به ایکس و ایگرگ و زد نچسبونین! یعنی اینکه خرشون نکنیم! یعنی اینکه دنبال شخصیت آفرینی از خود نباشیم! یعنی اینکه از عرق ریخته دیگران برای خودمون وجهه درست نکنیم! یعنی اینکه دروه های سخت رو به پای تلاش خودمون نذاریم! یعنی اینکه دهن گشادمون رو همین جوری باز نکنیم و از کلمات آخوندی یابو ورت داشته و جر و واجر استفاده نکنیم! تو بشین اینجا پای منقل تریاکت با نوری زاد به ریش دیگران بخند که به به ببین عجب غولی هستیم و واسه همه شاخ هستیم! بعد پول تریاکتون رو از سردار نقدی بگیرین و یه پست دیگه بزنین که مبادا موقع بساط تریاک کشی خون دماغ بشین و بگین اه اه من از خون می ترسم و هر چی کشیدم پرید و باز از سر نو!!!

         
  29. با سلام حمله به مجلس شورای اسلامی که توسط حمله کنندگان نامشخص صورت گرفت و ظاهراً عده ای هم کشته شدند با یک درگیری مشابه نامشخص دیگر که چند ماه پس از افشای ” قتل های زنجیره ای ” و در زمان دولت اصلاح طلب آقای سید محمد خاتمی روی داد که طی آن تعداد بسیاری از سرداران و نیروهای دیگر و سرهنگ های نیروی انتظامی کشته شدند که در آن عملیات و در یک روز تمام و در روز روشن در ” سنگبری های ” حنوب شهر تهران حتی با ورود ” هلی کوپتر ” در صحنه ی آن نبردها انجام شد و حکومتیان فقط و فقط به مردم ساده و هالوی کشورمان اخباری دادند مبنی بر اینکه : یک سرباز وظیفه بدون اینکه اسلحه ی خود را تحویل دهد ، از پادگان فرار کرده و در ” سنگبری های ” جنوب شهر ” شابدوالعظیم ” از صبح تا غروب با نیروهای انتظامی نبرد کرده است !! آقای نوری زاد جنابعالی تحلیل بفرمایید که در آن زمان که ” دولت اسلامی عراق و شام ” یا همان ” داعش ” وجود نداشت تا آن کشتار ” رده بالای ” برادران نیروهای انتظامی را به گردن ” داعش ” بیاندازند ؟ و آنها اساساً که و چه بودند ؟ فقط جنابعالی هم مانند مماقات عالیه کشور نفرمایید که کار یک ” سرباز دیوانه ” فراری از پادگان بود ! ممنون

     
  30. گوشه ای از اسناد وروایت رو شده در باره مانور تروردیروز نهادهای حکومتی
    Posted in گزارش // 0 Comments
    این گزارشات در سال 2014 منتشر شده است. طبق گزارشات مردم پاوه سریاس صادقی که جزو کشته شده گان اتفاق دیروز در تهران است سال قبل توسط اطلاعات منطقه دستگیر می شود و سه ماه در اطلاعات اموزش میبیند وبعد با وثیقه نقدی 200 ملیون تومانی ،پول نقد،که رد این وثیقه قابل دریافت نباشد. آزاد میشود. نظر اهل محل که او ویارانش را میشناسند این است که، این افراد توسط وزارت اطلاعات وسپاه اموزش دیده اند تا این بازی ها را به عنوان مانور در بیاورند. یکی از همکاران آنها گفته است که به انها گفته بودند این پروژه یک مانور است وشما نقش تروریست ها را بازی می کنید. و پول خوبی هم به انها داده بودند.سریاس به او هم پیشنهاد حضور در این مانور را داده بود تا پول خوبی گیرش بیاید . اما جوان نا مبرده قبول نکرده است. این بی خبران فکر می کردند که در یک مانور شرکت داشته اندو حتا آنها را از دور منفجر کرده اند. با ریموت کنترل از راه دور. انقدر موضوع برای اینها نا باورانه بوده است که در اتاق طبقه چهارم که کشته می شوند قبل از حمله نیروهای کشتارگر ، آنها جا خورده وفارسی با همدیگر وبا نماینده وبا محافظ صحبت می کنند که در یکی از گزارش ها فارسی صحبت کردن انها از داخل اتاق در طبقه چهارم مجلس امده است. همین موضوع ماموران کشتار را هم گیج کرده بود. چون انها به دنبال داعش عرب می گشتند وحمله به ان اتاق را در اغاز انجام نمی دهندواز بالا دستی ها پرسش می کنند. به هر حال این بیچاره هایی که در این حادثه کشته شده اند، قربانی شستشوی مغزی و توطئه نهاد های امنیتی حکومت شدند. زیرا که نمایندگان در زمان این مانور در صحن مجلس عکس سلفی شاد می گیرند. جلسه را ادامه می دهند. خامنه ای انرا فقط ترقه بازی می داند واز سطح کشتار وانفجارات راضی نیست. و اصلا احساس نگرانی در هیچکس انجا نمی بینیم. حتا یک نماینده حکومتی مجلس وسط ما جرا با ما موران جلوی در مجلس عکس سلفی می گیرد.همه این ترور بازی در حد مسخره ای ،دستورشلیک ازاد خامنه ای راکه به هوادارانش در سخنرانی راداد،نشان میدهد.
    این هم مطالب منتشره در باره داعشی های پاوه و جوانرود! از سال 2014 میلادی یعنی از 3 سال پیش که حکومت به شکایات مردم از این دیوانگان هیچ پاسخی نمی دهد. لینک را کلیک ومطالعه کنید.
    http://archive.kurdistanukurd.com/fa/wtar.php?id=628 قسمتی از مطلب در باره این جوانان شستشو ی مغزی شده وفریب خورده توسط نهاد های امنیتی حکومت !
    …در رابطه‌ با تبلیغ داعش در پاوه‌ و اورامانات در ماههای اخیر در مساجد پاوه‌ و روستاهای اطراف آخوندها تبلیغ بیشتری در مورد توحید و احزاب توحیدی کرده‌اند و بعد از نماز مغرب به‌ صورت محرمانه‌ و دور از چشم مردم به‌ تبلیغ داعش می پردازند. مقر اصلی تبلیغ آنها روستاهای چورژی، دوریسان،بندره‌،شمشیر،بانه‌وره‌ و شهر جوانرو می باشد. شهر جوانرود بعنوان مرکز تبلیغ داعش شناخته‌ می شود. در شهر پاوه‌ افرادی اقدام به‌ اعزام جوانان و تشویق جوانان برای پیوستن به‌ گروه‌ داعش کرده‌اند که‌ اسامی تعدادی ازآنها از این قرار است:1- احمد صادقی، 2- سریاس صادقی، 3-نهادی ویسی، 4- حافظ ویسی (که‌ اخیرا خودش به‌ داعش پیوسته‌)، 5- آزاد کارگر، 6- مهزاد کارگر، 7- اقبال صحرایی، (تمام این افراد بجز آزادو بهزاد کارگر که‌ اهل روستای دشه‌ هستند بقیه‌ اهل دزآور و ساکن روستای چورژی می باشند). رژیم آخوندی هم کاری به‌ کار آنها ندارد و بصورت علنی از جلسات آنها که‌ در مساجد بر گزار می شوند جلوگیری نمی کند .

     
  31. علی زین الدین

    بادرودهای بسیار به دوستان!

    جنگ خاورمیانه برسرچیست؟

    قسمت دوم( پایان)

    عربستان بادخالت دریمن قصددارد باتسلط برباب المندب مابه ازایی در قبال نقش ایران درانتقال گاز داشته باشدوبتواندبرعبورومرور کشتیهای نفتکش ایران درباب المندب سلطه داشته باشد! واگرنمیتوانددر تولید وصدورگازایفای نقش کند تنگه باب المندب رابه تصرف درآورد تاهرگاه ازطرف ایران تحت فشارقرارگرفت درآنجا بتواند ایران راتحت فشارقراردهد.عربستان درتجاوز به یمن درواقع ایران را واردجنگ دوجبهه ای کرده تاازفشار ایران برداعش ومخالفان بشاراسدبکاهد وتوان ایران راتحلیل ببرد.روسیه بخش بزرگی ازجبهه سوریه رااداره میکند تاتوان ایران کمترتحلیل برودوبتواندکماکان به ایفای نقش خودادامه دهد! پس ازشکست داعش عربستان وترکیه وآمریکه دستهای خونین خودرا پنهان کرده اند وتمام تقصیرهارابه گردن قطر انداخته اند!!! قطرهم باپیوستن به ایران رسماًاتحادشکننده آنهارشکست و وبه طرف برنده پناه آورد! حاصل اینکه جنگ مغلوبه درسوریه وعراق وکوردستان سوریه واقلیم کوردستان ودخالت روسیه وآمریکا وایران وترکیه ونقش غده سرطانی داعش ،علیرغم پیچیدگیهای ظاهری کاملاًمنشأ اقتصادی دارد. ( اقتصادمتکی به صدورگاز طی 500سال آینده)لذا این جنگ مغلوبه به هیچ وجه پیچیده نیست!جنگ برسر سهم خواهی ازگاز ورقابت برسرتسلط وصدورآنست.

     
  32. علی زین الدین

    بادرودهای بسیار به دوستان!

    جنگ خاورمیانه برسرچیست؟
    قسمت اول

    تمام جنگهاادامه سیاست ودرتحلیل نهایی هرجنگی ریشه اقتصادی دارد.
    جنگی که درکشورهای عراق وسوریه و یمن جریان داردوبطورعملی کشورهای آمریکاوروسیه وبخصوص ایران وترکیه و عربستان راهم واداربه دخالت ودرگیر خود کرده نیز از این قاعده مستثنی’نیست،اماچه منافعی ؟ودقیقاًجنگ برسرچیست؟
    تاکنون ریشه بیشترنزاعهای خاورمیانه نفت وسهم خواهی وتصرف این گنج سیاه بوده است. امااکنون گنج دیگری پیداشده که به مراتب ازنفت ارزشمندتروماندگارتر است وآن گازاست که تخمین زده میشود تاپانصدسال دیگرهم ازچاههاومعادن مربوطه فوران کند.اماگازرانمیشودمثل نفت بارکشتی کردوبه ماوراءاقیانوسها فرستاد.کشورهای ایران وروسیه وقطر بیشترین حجم گازکشف شده رادارند و ناگزیرندمازادآنرابفروشند.سالهاست گاز روسیه ازراه اوکراین واردکشورهای اروپایی میشودوگازایران هم واردترکیه میشود امانیاز روزافزون اروپابه انرژی و پولی که بابت هرمترمکعب آن میپردازند کشورهای صاحب گاز وکشورهایی که بناچارمسیرلوله گازاز خاک آنهاعبورمیکندرا در شطرنج اقتصادی جهان به درگیری نظامی کشانده وباعث شده تامهره های موثر براین صفحه ،بنابه منافعی که دارند عملکردویژه ای داشته باشندوهریک ازاین نمدکلاهی بخواهند!ایران وقطردرمبداءمنافع مشترک وحتی چاههای مشترک دارند. ایران برای رساندن گاز به سواحل مدیترانه دوراه دارد اول گذرازخاک ترکیه وتحویل وپخش دراروپاو سواحل مدیترانه. دوم کشیدن خط لوله ای ازخلیج فارس وعبوردادنش ازاقلیم کوردستان وسوریه ورساندنش به سواحل مدیترانه سپس عبورخط لوله ازبستردریا واتصال به اروپا.قطرناچاراست برای عبورگازش ازخاک ایران وسایرکشورهاازبخشی ازمنافعش چشم پوشی کندوآنرابین کشورهای ایران واقلیم کوردستان وسوریه،یاایران وترکیه تقسیم کند اما قطربه همراه ترکیه وعربستان باتاسیس داعش قصدداشته ودارندکه تنهایک گزینه برای ایران باقی بماندوآن عبورخط لوله از خاک ترکیه است تاهم ازسلطه مطلق ایران جلوگیری کنندوهم بخشی ازاین منافع به متحدسیاسی ونظامیشان برسد لذا ترکیه وقطروعربستان باایجادشرکتی سهامی دست به ایجاددولتی بنام داعش زدندکه تانهایت ممکن ازایران متنفراست وتمام شیعه هاراواجب القتل ومرتدمیداندودرصورت تثبیت به عنوان کشورهرگزتن به همکاری باایران وهرمقداری که ازسوریه مانده باشد وحکومت اقلیم کردستان نخواهدداد.حوزه فعالیت داعش دقیقا در جغرافیائست که بایدخط لوله گازازآن عبورکند یعنی شمال عراق وشمال سوریه که دقیقاًکوردستان عراق وکوردستان سوریه میباشد و همه دریک راستاواقع شده اند. گازنیزهمچون نفت انواع مختلف دارد تکنولوژیهای جدید باتبدیل فرآورده های انواعی از گاز،فهرستی طولانی مواد مختلف ازماحصل پتروشیمی میسازندکه درساخت محصولات وکالاهای مختلف ازلباس گرفته تافرش وکود شیمیایی ودارو و…. مواداولیه محسوب میشوند.سرمایه داران اروپایی وبخصوص آمریکایی قصددارنداین مواد را درسواحل مدیترانه به محصولات ثانوی تبدیل کنندو به دنبال گزینه ای دیگر بجزترکیه اندتاترکیه تنهاگزینه ممکن نباشد( آنها به علت سابقه تهاجمات امپراتوری مهاجم عثمانی سقف محدودی برای اوج گیری تورکها درنظرگرفته اند)ودراینجامواضعشان به مواضع ایران نزدیک است زیراهردوخواهان هردو کارت ترکیه وسوریه اند. ولی رژیم بشاراسدکه درحال منازعه بااسرائیل است باعث میشود که عنصرترسوی سرمایه ابتدا بسترش راامن کندو سرمایه گذاران غربی به دنبال رژیمی باشندکه سرمایه آنهاراطعمه موشکهاوبمبهای اسرائیل نکندلذادرصدد سرنگونی وتعویض آن بارژیم دلخواه خودهستندودراینجاباایران تضادمنافع دارندوابداًنمیخواهندایران برگازخود وقطر ازچاه گازگرفته تاخطوط نسبتاًطولانی تسلط انحصاری داشته باشدوآنان ناچارشوندتسلیم شرایط انحصاری ایران شوند.درواقع غربیهای امپریالیست که با انحصارات خودامپریالیست شده اندبه هیچ وجه ازانحصاری که دراختیارایران یاترکیه باشدخوششان نمی آیدوقصددارندرژیم دلخواه خودرادرسوریه واقلیم کوردستان حاکم کنندتاگلوگاه گازرادراختیاربگیرند. امادراین تجارت روسیه هم ذینفع است ومدام باکشورهای تازه استقلال یافته از جمله اوکراین اختلاف وکشمکش دارد، دراین بازی روسیه میتواندگازخودرا درشمال ایران واردخطوط لوله ایران کندوگازمصرفی کشورایران را تآمین کندومعادل آنرا در خلیج فارس یا سواحل مدیترانه ازایران گازتحویل بگیرد، معامله ای که بسودطرفین است.
    (روسهانمیخواهندتسلیم شروط ترکهاشوندآنهاهم خواهان هردوامکان هستند) لذا در اینجاایران وروسیه منافعشان به هم گره میخورد وباعث میشودپاسداران مؤمن نمازشب خوان دوش بدوش نظامیان مست والکلی روسی در حمایت ازبشاراسدبجنگند.قطروعربستان وترکیه ظاهراًدریک صف واحدایستاده اندولی چون منافعشان واحدنیست و اتحادشان شکننده است.عربستان قصددارد تازیان بیشتری به ایران واردشودواز قدرت گیری بیشتروثروتمندتر شدن رقیب ایرانی پیشگیری کند،قطرقصدداردکاملاً تحت سلطه ایران قرارنگیرد وبخشی ازمنافع عبورگازش نصیب ترکیه شود،ترکیه قصدداردخودرابه صورت تنهاگزینه ممکن درآوردلذاپنهانی هم درتآسیس داعش نقش داشته ،هم پنهان وآشکاربه داعش کمک کرده و میکندتاهمچنان سرپابماند واگربتوانددولتی افراطی ومتعصب و دشمن خوباایران تاسیس وتثبیت کند واگراین خواسته حداکثری ممکن نشد لااقل به صورت تهدیدی دائمی بماندوپیوسته اقلیم کوردستان و سوریه رادرحال جنگ وتشنج نگاه دارد وآنجارابرای هرنوع ثبات اقتصادی و سرمایه گذاری ناامن کند.غربیها بویژه آمریکاییهاقصددارندرژیم مطیع ودلخواهی درسوریه واقلیم بوجودبیاورندتاهم بتوانندقدرت چانه زنی بالایی درمقابل ترکیه داشته باشند وهم ازانحصارایران جلوگیری کنند، آنها اگربرچندکیلومترازخطوط گازهم سلطه داشته باشندباهمانهم منافع خودراتأمین میکنند! لذاباتقویت گروههای مختلف قصددارندخطوط ساحلی سوریه راتحت حاکمیت یکی ازآنها درآورندوباتقویت وپشتیبانی اوبرصدورگازتسلط کامل داشته باشند.

     
  33. علی زین الدین

    بادرودهای بسیار به دوستان!
    ازمولانابیاموزیم!

    دراشعارزیرحضرت مولاناسفارش میکندکه خودراچون آیینه صیقل بدهیم(درقدیم که صنعت شیشه وآیینه درمراحل ابتدایی بود,آیینه راازآهن میساختندوبه قدری آهن تیره راصیقل میدادندکه تقریباً همچون آیینه میشد.هرچه بیشترصیقل می کردندآیینه صافتر، روشنتروبهتری بدست می آمد)صیقلی کردن وجودیعنی خودرا از حسد,حرص,نفرت,بیرحمی,بی تقوایی، بی عدالتی، غرور، زیاده خواهی وسایرصفات رذیله پاک کردن,دراین صورت است که ابتدا عکس خودرادرآیینه دل زیبامیبینیم وبعد عکس حوروملک وتصاویرغیبی دروجود”آیینه دل” آشکارمیشود.به گفته حضرت مولانا مجموعه ی تمام مردم صفات خداوندرادرخوددارندوبه شرط امنیت وآرامش این صفات نمایانده وآشکار میشود,حضرت مولانا مردم رابه آب جویبارتشبیه میکند,که تاوقتی آب صاف درآن جریان داشته باشد,تصاویرآسمان وستارگان رادرخودمنعکس میکند
    “آسمانی که ازهرطرف دربالای آب قرارگرفته گویی به احترام آب ذلال وصاف وآرام پایین می آیدو درژرفای آب منعکس میشود,لازم نیست آب خودرابه آسمان وستارگان برساندبلکه آسمان وماه وستارگان خودرابه آب مینمایانند وبه زیارتش می آیند! ” ولی اگرآب گل آلود وتیره باشددیگرهیچ عکس وتصویری رانشان نمیدهد.مثلاً اکنون در جامعه جنگ زده سوریه وعراق وافغانستان و…. فضایل مردمش وهنر,هنرمندانش و دانش, دانشورانش وهرگونه زیبایی وارزشهاو فضائل مردمانشان درفضای گردآلودودودآلود جنگ گم شده وبجزرنج وآواراگی وگرسنگی وبیرحمی وکشتار چیزی به چشم نمیخورد! ,حضرت مولاناسفارش میفرماید:این جویبارزندگی انسانی رانشورانیم واین آب راگل آلودواین هواراخاک آلودنکنیم و تن وروح را به حرص ونفرت وبیرحمی وآزمندی وحسادت نیالاییم وآنراصیقلی کنیم تاصفات خداوندرادرمردم مشاهده کنیم.افرادی به ظاهرانقلابی ومردم دوست(ولی بی باوربه خداوند) وبانیت خدمت به خلق چنان کشتاروقتل عامهای هولناکی به راه انداخته اندکه هرگزهیچ دیوانه ضد بشری یک میلیونیم آنهارامرتکب نشده ونمیشود.افرادی مثل استالین,پل پوت,ایدی امین,هیتلر,موسولینی, ژنرال فرانکو,صدام حسین ,معمر قذافی خلخالی، رئیسی، پورمحمدی و…..باشعارخدمت به خلق دههامیلیون نفررانابودکردند( گرچه ازنظرکمی سهم یکسانی ندارند ولی ازنظرکیفی ماهیت کارشان یکیست) .بی اعتقادی به خداوندودوری ازدین اگردر مقام فردی باشد خیلی ضررنمیزند,آسیب چنین عقیده فاسدی تنهامتوجه خودفردبی ایمان وبی باور است! ولی چنانچه چنین افرادی به مقامات واختیارات بزرگ برسند مصداق این بیت مثنوی خواهندبود:

    بی ادب نه خودراداشت بد
    بلکه آتش درهمه آفاق زد
    چون سلاح وجهل جمع آیدبهم
    گشت فرعونی جهانسوزازستم

    برای آنکه بتوانیم پیوسته باخداوند درارتباط باشیم وصفات خداوندی رادردسترس ودروجودخودپیداکنیم حضرت مولاناسفارش به ریاضت و صیقلی کردن قلب وروح میکند:

    پس چو آهن گرچه تیره‌هیکلی
    صیقلی کن صیقلی کن صیقلی
    تا دلت آیینه گردد پر صور
    اندرو هر سو ملیحی سیمبر
    آهن ار چه تیره و بی‌نور بود
    صیقلی آن تیرگی از وی زدود
    صیقلی دید آهن و خوش کرد رو
    تا که صورتها توان دید اندرو
    گر تن خاکی غلیظ و تیره است
    صیقلش کن زانکه صیقل گیره است
    تا درو اشکال غیبی رو دهد
    عکس حوری و ملک در وی جهد
    صیقل عقلت بدان دادست حق
    که بدو روشن شود دل را ورق
    صیقلی را بسته‌ای ای بی‌نماز
    وآن هوا را کرده‌ای دو دست باز
    گر هوا را بند بنهاده شود
    صیقلی را دست بگشاده شود
    آهنی که آیینه غیبی بدی
    جمله صورتها درو مرسل شدی
    تیره کردی زنگ دادی در نهاد
    این بود یسعون فی الارض الفساد*
    تاکنون کردی چنین اکنون مکن
    تیره کردی آب را افزون مکن
    بر مشوران تا شود این آب صاف
    واندرو بین ماه و اختر در طواف
    زانک مردم هست هم‌چون آب جو
    چون شود تیره نبینی قعر او
    قعر جو پر گوهرست و پر ز دُرً
    هین مکن تیره که هست او صاف حُرً
    جان مردم هست مانند هوا
    چون بگرد آمیخت شد پردهٔ سما
    ………………………………………………
    ریاضت کشیدن غذانخوردن وبه خودسخت گرفتن وپرهیزکردن ازنعمتهای نیکوی خداوندنیست! تنهاکافیست مردم راهم مثل خودمان دوست بداریم، مردم تنهاافرادمؤدب وتحصیل کرده وتربیت شده نیستند، آن کولی آواره ی بی وطنی که درتقلای بدست آوردن لقمه ای نان است، آن کارگرمهاجری که درطلب رزق وروزی ازکشورومیهن ومردم خودش بریده شده وتن به کارورنج وزحمت ومحرومیت میدهد، آن زندانی ای که دستش ازهمه جاکوتاه شده، آن تبعیدی ای که درشهری غریب دوستی ودستی ندارد، آن بیماری که کسی به عیادت ودلجوییش نمی آید، آن روستایی که لباس ولهجه ای غیر ازلباس ولهجه اکثریت دارد، آن بانویی که ازنعمت جفت وفرزندمحروم شده،آن مردیازنی که به علت تهیدستی زندگیش ازهم پاشیده، آن دختری که پیرشده ورنج تنهایی را تحمل میکند، آن پسری که امیدیافتن کاروهمسرویک زندگانی انسانی راازدست داده، آن کارگربیکاری که به خاطرتأمین زندگی زن وفرزندراضی به انجام دادن هرکارشاق وشرافتمندانه ای هست امابیکاروبی درآمدمانده، آن بانویی که خداوندزیبایش آفریده ام ستمگران زورگوسیمایش رابااسیدسوزانده وهیچ دادرسی نمییابد، آن کشاورزی که گرفتارخشکسالی ونابودی کشت ومزرعه شده، آن کارتن خوابی که قربانی بی عدالتی اجتماعی شده و….. هریک اندکی از صفات خداوندی رادرخوددارند! هیچ انسانی ذاتاً کمتروکوچکترازانسانی دیگرنیست و ما با همه آنهاجامعه انسانی راتشکیل داده ایم،هیچ کس بهترازدیگری نیست مگربه تقواوپرهیزازعمل بد وانجام کارخوب! باامیدبه اینکه مسئولین و مصلحان باخردمندی آب رحمت برآتش کینه ونفرت ودشمنی وبی عدالتی و تبعیض نژادی ودینی بریزندوجامعه رابسویی هدایت کنند که صفات حضرت حق سبحان درآن آشکار شود!

     
  34. مردم مسیر مهندسی شدهٔ لولهٔ توپخانهٔ انتخابات را برگرداندند به سمت بیت و نتیجه آن شد که نباید میشد، طرف نیمه سوخته ( چلوس شده) پا شده و از سر خشم و سوزش و فریاد و کنترلی که دیگر بکلی در اختیارش نیست، گفته آتش به اختیار. دیدی آخر به دستی‌؟ و نتیجه این انتخابات میرود تا سرعت سرطان را سرسام آور کند. هی‌ ما گفتیم رقیب روحانی در این انتخابات خود جنسه و نه‌ رئیسی و قالیباف و هی‌ منفی‌ دادید.

     
  35. جناب نوری زاد
    درود بر شما
    عزیز برادر شما دیگه چرا؟!
    نه بسیجی خوب داریم، نه سپاهی خوب و نه سردار خوب. تمامی این کفتار مسلکها حقوق بگیر و سفره خوار نظام هستند. مگر میشود در بین آنها خوب هم یافت؟ این افراد محافظ سرسخت نظام اند چون تمام زندگی خود را مدیون این نظام میدانند و همچنین از امتیازات مختلفی برخوردارند. مگر میشود جیره خوار نظام بود، از نظام سرسختانه محافظت کرد و خوب هم بود؟
    نظام همیشه در مقابل مردم بوده و هست و خواهد بود، بنابراین چگونه انتظار دارید که حافظان نظام همزمان مدافع مردم هم باشند؟
    بسیجی خوب و سپاهی خوب فقط در زمان جنگ ایران و عراق و در جبهه ها یافت میشد؛ کسانی که رودر روی دشمن قرار میگرفتند و از ایران و ایرانی دفاع میکردند؛ امروز دیگر بسیاری از آنها یا شهید شده اند، یا معلول و یا خانه نشین و گوشه گیر.
    شاید منظور شما از این خوبان، آنهایی هستند که حزب بادی هستند؛ هر کجا و به هر سو بادی بوزد، آنها تمایل به آن سمت دارند؛ این افراد امروز دریوزگی نظام را میکنند و فردا روزی، اگر ورق برگشت به سمت مردم میآیند.
    بسیجی خوب و سپاهی خوب هیچگاه به درجۀ سرداری نمیرسد چرا که شرط داشتن نشان سرداری اثبات وفاداری به نظام است و پشت کردن به مردم. شاید بشود در خوش بینانه ترین حالت 5 درصد از بسیجیان و سپاهیان را خوب خنثی دانست که از روی اجبار و علی رقم میل باطنی، تنها بدلیل تنگناهای معیشتی به کار خود ادامه میدهند ولی یقیناً یک سردار خوب را هم نمیتوان یافت؛ کسی که سردار میشود بی شک برای حفاظت از نظام کمترین کاری که کرده سری را بر دار آویخته.
    خوب بودن از نگاه شما چه معنایی دارد؟ مگر میشود خوب بود و خنثی؟ چگونه میشود خوب باشی و در خدمت غارتگران و ظالمان باشی؟ مگر میشود خوب باشی و در مقابل مردم کشور خود قرار بگیری و نه یار و همراه آنان؟ مگر میشود خوب باشی و چشم بر تمام نامردمی ها و ناجوانمردی ها ببندی و بی رگ باشی؟ مگر میشود خوب باشی و مزدور نظام باشی؟…مگر میشود؟
    خامنه ای ملعون بسیاری از خوبان که خاصیت خنثی نداشتند و قصد تغییر داشتند را یا به دیار باقی فرستاد و یا تسویه شدند، عده ای هم که با میل خودشان خانه نشینی اختیار کردند و خنثی شدند. هیچ کجای دنیا رهبری را نمیتوان یافت که اینقدر بیگانه پرست باشد و نسبت به مردم کشور خود بی اهمیت. او بیشتر رهبر تروریستها و گروههای تندروی بیگانه است تا رهبر ایران. در تاریخ ایران هیچ رهبری به اندازۀ خامنه ای به مردم کشور خودش خیانت نکرده. میگویند چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است… آیا خامنه ای اینگونه است؟ رهبری که فقط با همین یک ضرب المثل میتوان به میزان درایت و شعورش پی برد.
    کمی هم در مورد تروریستها بگویم
    مهمترین شگرد و بهترین شگرد برای جذب یک تروریست چیست؟ تفاوتی نمیکند این تروریست داعشی باشد،پ ک ک باشد یا حزب اله لبنان. تمامی کشورهای حامی تروریست از آمریکا و اسرائیل بگیر تا عربستان و ایران، با همدردی کردن، ارج و قرب دادن و پشتیبانی کردن و حمایت همه جانبه از افراد منزوی، فرومایه، شکست خورده و طرد شده یا زخم خورده از اجتماع است که مشغول جذب تروریست هستند. کافیست به این افراد فراموش شده وعقده ای بال و پر بدهی، به آنها مسئولیت بدهی و از نظر مالی و لجستیکی آنها را تأمین کنی تا ببینی چه ها که برایت نمیکنند. تروریستها از گذشته تا امروز همیشه مهره هایی یک بار مصرف بودند، به گونه ای که حامیان آنها هم به آنها اعتماد نداشته و فقط برای پیشبرد اهداف مقطعی، کوتاه مدت و یا بلند مدت خود از آنها استفاده کرده اند .تمامی تروریستها پس از اینکه حامیانشان با استفاده از آنها به اهداف خود رسیدند، بدون استثناء حذف میشوند. تروریستها نه تنها همان افراد منزوی، فرومایه، شکست خورده و طرد شده که در قبل بودند باقی میمانند بلکه به افتخارات آنها مورد لعن و نفرین واقع شدن توسط مردم هم اضافه میشود. تروریست برنده وجود ندارد، تروریست همیشه بازنده است.. همانگونه که بسیجی، سپاهی و سردار خوب هم وجود ندارد.

    —————-

    درود دوست گرامی
    من با اطمینان می گویم که در میان همین بسیجیان و سپاهیان و سرداران و اطلاعاتی ها، هستند دوستانی که همراه و همدل با مردم اند. اینان، ذخیره های مردم اند در این نهادها. در بزنگاه حادثه ها، همین هایند که به مدد مردم خواهند آمد.
    با احترام

    .

     
  36. هیچکس برای تروریستها اشکی نریخت .
    سلام خدمت آقای نوریزاد عزیز و گرامی
    این واقعه باید هر انسان عاقلی را به فکر فرو برد ‘ بسیاری از هنرمندان و چهره های شناخته شده در محکوم کردن این عمل و اینکه جنگ ایران در سوریه برای دفع چنین بلاهایی میباشد مرثیه بافیها کردند ‘ مهران مدیری گفت در حالی که ما زندگی روزمره خود را سپری میکنیم هستند کسانی که برای عقیده خود از جانشان میگذرند و آنها مثل من و تو نیستند ‘ آنها متفاوتند.
    او درست میگوید ‘ آنها متفاوتند
    با خود گفتم ‘ راستی تکلیف خدا با این پنج تروریست که از جان خود گذشتند چیست ؟
    اینها واقعا متفاوت بودند
    آیا آنها به بهشت میروند ‌؟
    آیا آنها شهید به حساب می آیند ؟
    واقعا چه کسی میتواند آنها را شهید بنامد ؟
    به طور حتم هستند کسانی که آنها را شهید مینامند و بزرگترین دلیلشان هم این است که آنها مخلصانه بدون چشمداشت مالی از جانشان گذشتند.
    آیا میتواند این از خود گذشتگی برای پول بوده باشد ؟
    این همان نکته ای است که سی و نه سال در ایران مغفول مانده .
    آیا چنانچه دیوانه ای جنگی بپا کند و هزاران نفر خالصانه جان خود را از دست بدهند میتوان آنها را شهید نامید ‘ اینجا چنانچه ما نیت فرد را ملاک بدانیم ‘ حتی اگر اشتباه کرده باشد ‘ او جزو شهداست ‘ ولی اگر ادعا کنیم که این جهاد باید حتما بر حق باشد تا بتوان کشته شدگان را شهید نامید موضوع کاملا عوض میشود .
    این به این معناست که چنانچه ما ثابت کنیم تمام کشته های جنگ ایران و عراق در نتیجه بی تجربگی و توهمات ناشی از دنیا نادیدگی امام خمینی نشعت گرفته است ‘ تکلیف این چهار صد هزار کشته ای که ما آنها را شهید نامیده ایم چیست ‘
    اگر بگوئیم اصل بر نیت آنها بوده
    پس باید کشته شدگان داعش را نیز شهید بنامیم و اگر نه باید ثابت کنیم که جنگ تنها راه ممکن بوده و هیچ راه دیگری متصور نبوده است .
    و کیست که بتواند با این اطمینان صدها هزار جوان را به کشتن دهد و چنانچه در آخر به این نتیجه برسد که اشتباه کرده ‘ رو به خانواده های آنها کند و بگوید ‘ با عرض شرمندگی من اشتباه کردم ‘ فرزندان شما شهید نشدند بلکه قربانی بی تجربگی و ندانم کاری ما شده اند
    متاسفانه چنان آب را گل آلود کرده اند که حتی مسائلی به این سادگی غیر قابل فهمند ‘ گاهی با خود می اندیشم که این حوادث ناگوار حداقل میتواند جوانانی را که در اصل فقط و فقط برای هویت و اعتماد به نفس خود روح خود را به جماعتی تنگ نظر و معیوب سپرده اند را به فکر فرو برد و تلنگری باشد که آنها را بیشتر با مقوله کسب قدرت آشنا کند ‘ اولین بار در کتابی به اسم تاریخ فلسفه از ویل دورانت به کلمه قدرت برخوردم ‘ نویسنده در این کتاب بخشی را به نیچه فلسفه دان آلمانی اختصاص داده بود ‘ او قدرت را اینچنین تعریف کرده بود ‘ قدرت یعنی صعود از مرحله کمتر کمال به مرحله بیشتر آن . ‘اول متوجه منظور او نشدم ‘ ولی بعد از خواندن چند مثال در مورد مظاهر قدرت ‘ ناگهان پرده ای به کنار رفت و من متوجه شدم که انگیزه اصلی بنده و نود و نه درصد انسانها از بحثهایی که با دیگران بر سر مسائل مختلف دارند و رگ گردنشان متورم میشود چیزی جز نیاز به قدرت نیست . تا آن زمان کلمه قدرت برای من بیشتر یک مفهوم ارتشی بود ولی بعد از فهم این مفهوم انگار پرده ها به کناری رفتند و من چهره عریان هیولایی را مشاهده کردم که همیشه و همه جا در کمین ماست.
    متوجه شدم که پشت این حق طلبی و جویای حقیقت بودن ‘ تمایل مفرطی به قدرت نهفته است . تمایل به قدرت یعنی هر آنچه مرا بالا میبرد و در راس می نشاند .
    ‘ هر جا که شما خود را فاتح گفتگو و یا مباحثه ای بدانید و یا عده ای در آخر کار داستانی’ به حرف شما برسند و در عمل حرف شما به کرسی بنشیند شما احساس قدرت مینماید ‘ به زبان ساده منه شما بزرگتر میشود و اعتماد به نفس شما ارتقا میابد و شما احساس خوشی میکنید ‘ هر جا که شما کاری را بعهده بگیرید که هر کسی از عهده آن بر نمی آید شما احساس قدرت میکنید ‘ فرقی هم نمیکند آن کار چه باشد ‘ میتواند بسیار احمقانه و یا بسیار وحشیانه باشد ‘ در مقوله قدرت مهم منحصر به فرد بودن آن عمل است ‘ به یاد دارم در محله ما فردی بود که حیوانات را به طرز وحشتناکی آزار میداد ‘ بچه های محل غش غش می‌خندیدند ‘ تمام توجهات به او بود ‘
    او میدانست که دیگران از عهده چنین کاری بر نمی آیند ‘همین احساس او را تشویق به این خشونت علیه حیوانات میکرد ‘ شما عین همین داستان را میتوانید در خشونت حزب اللهی های کشورمان در مقابل مخالفان به وضوح مشاهده کنید ‘ آنها با خشونت بر علیه مخالفان میخواهند ایمان خود را در درجه اول به خود و سپس به همرزمانشان ثابت کنند ‘ مخصوصا که به آنها گفته میشود که نرمخویی شما در مقابل معاندان و کافران نشانه ضعف در ایمان است ‘ جالب اینجاست که گناهکارترین و یا معیوبترین آنها خشن ترین افراد حزب الله هستند ‘ چرا که آنها برای بخشیده شدن گناهانشان میبایستی قاطعیت بیشتری به خرج دهند تا خدا آنها را ببخشد ‘ به بیانی ‘ بسیاری باید لت و پار شوند و تاوان گناهان آنان را بپردازند تا این آقایان با خدا تسویه حساب کنند .
    تمام ایدئولوژی ها چه مذهبی و چه غیر مذهبی همه بر مبنای قدرت استوارند و آنچه به مقلدان خود عرضه میکنند چیزی نیست جز قدرت .
    اینجا لازم است این داستان عبرت انگیز را برای بار سوم در این سایت تکرار کنم .
    این واقعه بعد از جنگ جهانی دوم در آلمان اتفاق افتاد ‘ یک قاتل سریالی بیست و سه نفر را با تبر از پای در آورد
    مادرش در دوران کودکی’ او و پدرش را ترک میکند’ پدر به مشروبات الکلی پناه میبرد و شاید به انتقام از زنش فرزندش را قربانی میکند و هر روز او را کتک میزند ‘ این کودک بزرگ میشود و روزی به انتقام از پدر و مادرش به یک قاتل سریالی تبدیل میشود ‘ و بلآخره بعد از کشتن بیست و سه نفر دستگیر میشود ‘ او با نام مرد تبرزن ‘ مردی که خوب تبر میزند معروف میشود .
    روز دادگاه فرا میرسد و همه میخواهند دلیل این جنایات را بدانند ‘ قاضی از او سوال میکند چرا این افراد را کشتی ‘
    او خونسردانه پاسخ میدهد .
    این تنها کاری بود که من میتوانستم به خوبی انجام دهم و توجه تمام مردم را به خود جلب کنم ‘ همه جا صحبت از من بود ‘ او ادامه میدهد هیچگاه در زندگیم هیچکس راجع به من صحبت نکرده بود .
    هر گاه عده ای روح خود را واگذار کردند و عقل و تعقل را تعطیل کردند بدانید هوس قهرمانی به جان آنها افتاده ‘ شما از لحظه ای که حاضرید جانتان را در راه ایمان و اعتقادتان فدا کنید فرد دیگری هستید ‘ شما حاضرید از جانتان بگذرید ‘ این همان کاریست که ظاهرا بسیاری توان آن را ندارند ‘ این همان چیزیست که شما را منحصر به فرد میکند ‘ اینجا در اصل مسئله اصلی هوس قهرمان بودن است نه ایمان و اعتقاد و اینکه آیا بر حق است یا نیست ‘
    برای همین است که حتی در میان گاوپرستان هم هستند کسانی که از جانشان میگذرند ‘ و یا داعشیان طالبان ‘ اینجا مسئله این است که شما ناگهان تمام پله های ترقی را پشت سر میگذارید و دکترای خود را دریافت میکنید’ درست مثل یک بچه دبستانی که بدون رفتن به دبیرستان و دانشگاه
    ناگهان دکترای خود را دریافت میکند و از همه سبقت میگیرد ‘
    آیا تاکنون به این اندیشیده اید که چنین آرزویی میتواند نتیجه خودخواهی و زیاده خواهی باشد ‘ آیا کسی که این نوشته مرا میخواند و آن را بی شرمی و نمک نشناسی در مقابل شهدا تعبیر میکند به این فکر کرده است که آیا میتوان همین مقام را برای شهدای طالبان و داعش هم در نظر گرفت.
    خدا همه ما را شفا دهد

    ————

    سپاس از شما بخاطر این نوشته ی خوب
    سپاس

    .

     
    • من هم سپاس میگویم…سپاس!

      شما عادت به تناقض گویی دارید و به قول سید مرتضی ( که جایش خالی ست و امیدوارم به همین زودیها برگردد ) خلط مبحث میکنید.
      اصلاً چه ارتباطی بین رفتار آن قاتل در قتل بیگناهان با یک شهید راه وطن، دین یا اعتقاد دارد؟ شما وقتی یک قاتل را با یک شهید یکی میدانید باید همانطور که قبلاً هم گفتم ” ابتدا خدا شما را شفا دهد ”
      دست مریزاد با این تحلیل بی نقص! شما در کجای این نوشته جای دارید؟ شمایی که نه قاتل هستی، نه تروریست و نه اینکه برای هدفی و یا اعتقادی در زندگی خود اقدامی کردی و از خود مایه گذاشتی، نه توان و جرأت خطر کردن داری و نه درک درستی از مفهوم شهید، پس حق نداری قاتل را با شهید یکی بدانی.
      اساس زندگی و حیات انسان و ادامۀ حیات تمام ذرات جاندار بر مبنای خودخواهی استوار است.
      در مورد انسان، مهم هدف و انگیزۀ این خودخواهی ست و همین هدف و انگیزه به این خودخواهی اعتبار میدهد و اینکه این خود خواهی چه پیامدهایی برای خود شخص و یا دیگران دارد.
      بگو بدانیم چقدر حاضری در این حد خودخواهی، خودی نشان دهی ؟ تو آیا تا بحال هوس قهرمان بودن به سرت نزده؟ مگر در خواب نقش بتمن یا پنگوئن را بازی کنی! …ولی در بیداری هیچ! تویی که نمیتوانی در طول زندگی خود نقش اول را بازی کنی و خودت برای سرنوشت خودت تصمیم بگیری و راه زندگی و مرگ خودت را خودِ خودت انتخاب کنی ( بماند که در ظرف چند ثانیه بخواهی تصمیم بگیری که چگونه از جان خود برای کمک به دیگران بگذری) ، حق نداری یک قاتل و یک تروریست را با شهید یکی بدانی؟
      یک مثال برای فهم بیشتر تو!
      تصور کن یک زن در خیابان مورد تعرض یک سادیستی قاتل قرار میگیرد که قصد دارد( هدف و انگیزه ) هم از او کامجویی کند و هم اموال او را به سرقت ببرد و هم در پایان او را بکشد، خوب این شخص هم نترس است، هم شجاع است و هم خود خواه! حال در این اثناء یک شخص دیگری هم هست که با دیدن این فرد و اطلاع از قصد و نیّت او و همچنین فریاد کمک خواهی آن زن با بخطر انداختن جان خود آنهم بی دلیل و بی جهت ( به او چه مربوط ) و با درگیر کردن خود با آن فرد سادیستی، با هدف و انگیزۀ کمک به یک همنوع و هم وطن، قصد کمک دارد؛ او هم نترس و شجاع است و البته خودخواه! او میخواهد جلوی یک جنایتکار را بگیرد، و مهم تر اینکه ظرف چند ثانیه تمامی این تفکرات در ذهن او مرور میشود و دست به اقدام میزند… القصه… تصور کن در پایان این درگیری، یکی از این دو نفر کشته شوند … خوب به نظر شمای همه چیز دان آیا تفاوتی بین این دو نفر وجود ندارد؟ فهم و درک انسانی و اخلاقی تو چه میگوید؟ آیا مهم ترین نکته که همان هدف و انگیزه است را نباید مد نظر قرار داد؟ یکی به نیّت تجاوز، سرقت و قتل اقدام به یک عمل شجاعانه میکند که در درجۀ اول برایش منفعت شخصی دارد یعنی هم کامیابی میکند آنهم مفت! و بدون هزینه کردن، هم کسب درآمد میکند با سرقت اموال و هم خدایی میکند با کشتن آن زن! دیگر کاملتر از این را کجا سراغ داری؟! خود خواهی بالاتر از این سراغ داری؟… در نقطۀ مقابل او کسی است که به نیّت کمک و یاری رسانی به دیگری و بدون هیچ منفعت شخصی اقدام به یک عمل شجاعانه میکند و نه تنها هیچ منفعتی کسب نمیکند بلکه ممکن است جان خود را هم از دست بدهد!…
      دیگه کشش نمیدم… فقط یادآوری کنم که این نوشته ات همانطور که خودت حدس زدی نمایش بی شرمی و نمک نشناسی ست… امثال تو یک عمر در حسرت هستند و دائم از خود میپرسند که چرا؟ چرا؟ چرا؟ … در خواب و رؤیا هزار جور آرتیست بازی در می آورند، هم نقش اول منفی و هم مثبت…آممممما… در زندگی واقعی هیچ وقت جسارت و شجاعت انتخاب را نداشته اند و همیشه در گیر و دار چه کنم چه کنم مانده اند… دنیا با وجود خود خواهان و شجاع مردان آنچنانی است که معنا پیدا میکند، دنیا چه تو و امثال تو سیاهی لشگرها باشید و چه نباشید هیچ تغییری نمیکند. دنیا محل انتخاب است، دنیا محل جنگ و درگیری ست، چه جنگ با نفس سرکش خود و خودسازی و چه جنگ با دیگران به هر سازی، تا بوده همین بوده، حتی تمامی ذرات عالم هستی هم با این جنگ و درگیری ست که موجودیت پیدا میکنند. دنیا همیشه نیازمند افراد خودخواه، شجاع و جسور و در عین حال فداکار است و امثال تو چه باشید و چه نباشید هیچ فرقی نمیکند به حال دنیا. حتی طبیعت هم با وجود جنگ و درگیری بین تمامی ذرات بوجود آمده، نقطۀ آغازین وجود هستی و وجود ما با بیگ بنگ و درگیری بین ذرات بوده …تا بوده همین بوده…
      ختم کلام
      تو که نه میتوانی قاتل باشی، نه تروریست و نه درکی از شهید داری، پس …! بچسب به همان عقل منفعت طلب و به زندگی عاقلانه ات ادامه بده. بزار دیگرانی که جسارت دارند قهرمانی کنند.

       
  37. فرار استاندار اصفهان از دست مردم خشمگین: شما قبلا هيچي نداشتيد ولي الان داريد.
    مش قاسم: مردم از نظر استاندار/*: چارپایان. از صدقه سر حاجی همینکه روزی یه چیزی توی شکمشون بره کافیه.

    /*: ک

     
  38. آیا یوسف خوش کیش را میشناسید . او مدیر کل بانک مرکزی در زمان شاه بود . اینهم بیو گرافی کوتاه از او !!!!

    «یوسف خوش‌کیش» که یکی از مدیران بانک ملی به‌حساب می‌آمد و قبل از انقلاب به مدیرکلی بانک مرکزی ایران نیز رسیده بود، سحرگاه سپیده‌دم 24 مرداد سال 1359 به حکم دادگاه انقلاب تهران اعدام شد. خبر اعدام او روز 25 مرداد 59 در روزنامه‌های وقت به چاپ رسید و گفته شد که او به جرم ایجاد تورم و شناور نکردن ارز، حرام اعلام کردن معاملات ارزی از طریق قاچاقچیان و دلالان غیرمجاز و رعایت نکردن موازین اسلامی در اقتصاد مفسد فی‌الارض و محارب با خدا و رسول(ص) تشخیص داده شده و به اعدام محکوم شد. روزنامه‌های 25 مرداد 59 همچنین نوشتند که محاکمه او در روزهای 18 تا 20 مرداد 59 انجام شد و اعلام کردند «یوسف خوش‌کیش» فرزند احمد در طول مدیریت خود بر بانک مرکزی به اقتصاد کشور خیانت‌های بزرگ کرده و مرتکب هلاک حرث و نسل شده است و اعدام او بیست سال پس از تاسیس بانک مرکزی در تاریخ 1339 (نهم آگوست 1960) رخ داده است.او ظرف 20 سال گذشته برای در کنترل داشتن سیاست‌های پولی کشور تلاش‌های زیادی در بانک مرکزی کرده بود و دولت به هر میزان که اراده می‌کرد و از او پول می‌خواست، از اسکناس‌های چاپ شده (پول کاغذی) به حساب دولت وقت واریز می‌کرد و این پول به جریان می‌افتاد و تورم و گرانی را افزون می‌کرد…..!!!!!

     
  39. دهعشی های خارج از وطن: کودکان رقه احتیاجی به شیمی، فیزیک، ریاضی، فلسفه، تاریخ و جغرافی ندارند. “وطن” هم واژه‌ای است که باید از کتاب‌ها رخت بربندد. “دولت اسلامی” هم دانش و هم تاریخ را از نو می‌نویسد.
    مش قاسم: به این میگن اسلام ناب … (سه نقطه از مش قاسم-زحمت آقای نوریزارد رو کم کردم)! بقیه حرفها واسه شیره مالیدن به سر ملته که جیبشون رو بزنن. خنده دار اینه که همشون کشته و مرده یه لقب دکتری حتی تقلبی هستن.

     
  40. در حکومت/* اسلامی توی دفتر رئیس/* جمهور/* یکی حقوق میگیره برای شغل مشاور فرهنگی و امنیتی بودن. تازه اینو که دوباره آوردنش با کیلید شیکستش هی عر و تیز میکرد که من سرهنگی نیستم. آخه توی چه حکومتی یکی رو میزارن که مشاور فرهنگی و امنیتی باشه؟ حکومت شتر گاو پلنگ که شنیدن همینه که میبینین!

     
  41. با سلام – رهبری نظام در سخنرانی چند شب قبل خود به نامه‌نگاری صورت‌گرفته برای پخش ” ربنای شجریان ” ورود پیدا کرده و گفتند که ” مثلاً فرض کنید اینکه فلان آهنگ قبل از افطار پخش بشود یا نشود ، می‌شود مسئله‌ی اصلی و نامه‌نگاری میکنند! پیدا است که این دستگاه اختلال پیدا کرده است . سئوال 1 _ رهبری چرا در صحبت خود مبحث ” ربنا ” را نمیگویند و بجای آن ” فلان آهنگ ” می گویند ؟ 2 _ مگر جواد لاریجانی قبلاً از جانب ایشان جوابگوی دعای ” ربنا ” نشده بود ؟ آیا رهبری نظام پاسخ جواد لاریجانی را آنقدر پوچ و مزخرف دیده بودند که شخصاً سطح خود را تنزل داده که به یک مسئله ی فرعی و جزئی و بجای پاسخگویی از جانب صدا و سیما در کشور ورود پیدا میکنند ؟

     
  42. در باره خامنه ای و روحانی و «آتش به اختیار» به اختصار و عجله این نوشته را می فرستم.
    1. خامنه ای از اول هم موافق روحانی نبوده و گفتگوی نهان هسته ای را در عهد احمدی نژاد شروع کرد تا اگر روحانی یا هاشمی(در زمانی که معلوم نبود چه کسی از سمت مخالف رهبر کاندید می شود)، روی کار آمد، نتواند به راحتی خوبیهای برجام آتی را به نام خود تمام کند(اینکه او مدام به«سایه جنگ» واکنش نشان می داد از این باب است) و اگر فرد مطیع روی کار آمد که فبها المراد و در همان حال به شدت از جلیلی هم ناراضی بود و این ناراضایتی را ولایتی با تکه پرانی به او برملا کرد و به همین دلیل خود ولایتی هم کاندید شد. دنیایی شلم شوربا ساختند و به نتیجه نرسیدند. این بار سناریو را تغییر دادند و لباس احمدی نژاد پوشیدند اما همه دور کسی جمع شدند که تمام یگان های آماده به خط، پشت او مستقر بودند.(از اصطلاحان نظامی هیچ اطلاعی ندارم و اصلا نمی دانم این کلمه را درست به کار بردم یا نه)
    2. بنظرم مهمترین هدف و کلان هدف خامنه ای بعد از داستان 88 مراقبت از یک چیز بود: رهبری به سمت جناج چپ نرود.چون اوضاع نشان می داد و شرایط برای او مسجل کرد که یک راه برای ماندگاری انقلاب اسلامی مانده و آن بهره گرفتن از «نیروی نرم و گرم سپاه» است و این نیرو هم اکنون در مقابل نصف یا بیشتر جامعه ایستاده و این خطر را او هم حس می کرد که بعد از او، دیگر اکثر مردم پشتیبان ولایت فقیه نیستند. گرچه در آن دوره اول ریاست جمهوری، از آمدن جلیلی هم خشنود نبود به دلیل ناتوانی اش در حل هسته ای ولی فکر می کرد هسته ای را با نرمش بیشتر می توان حل کرد اما رهبری بعد از خود را باید مراقبت کرد. دلش می خواست اگر هاشمی یا روحانی آمد، تنها کشتی بعد از تحریم را از در گل نشستن بیرون کشد و برود و تمام تلاشش را کرد که دور دوم ریاست روحانی آغاز نشود. در وسط بحبوحه انتخابات سند2030 را رو کردن از سوی او یک آشکارسازی درجه یک بود. آشکارسازی اینکه اگر نجنبیم رهبری به دست جناج چپ می افتد زیرا این جناح به دنبال رهبری بعد از اوست. میرحسین بازوی نیروساز و خاتمی سخنگوی این نیرو و حسن خمینی و ناطق نوری و روحانی هم اضلاع رهبری آتی اند. این خطرناک ترین چیزی است که خامنه ای از هشت سال پیش به یارانش به انحنای مختلف یادآوری کرده است.
    3. آیا خامنه ای رهبر بعد خود را تعیین کرده یا می کند؟ نه. او هم به لحاظ قانون نمی تواند و هم از هیچ کدام از نیروهای مدافعش راضی نیست ولی می خواهد رهبری بعد مطیع خط او باشد. خط او کجاست؟ در فرماندهی جنگ نرم در دست سپاه. به همین دلیل سپاه رفت سراغ رئیسی و او را آورد که مطیع ترین است. ضایع شدن رئیسی هدف خامنه ای و سپاه نبود و آنها هم غمگین اند.
    4. خامنه ای تنها می خواهد رهبر به دست چپی نیفتد اما همه قرائن حاکی از این اند که رهبری در حال انتقال به جناح چپ است. البته رهبری فردی نخواهد بود زیرا مردم و مخالفان خامنه ای متنفرند از رهبری فردی و جناح چپ هم دلش می خواهد«گروهی» رهبری کند. بنابرین در میان این دعواها، به تدریج معلوم می گردد که دعوا سر چیست و کلان ترین هدف دعواها چیست. داریم پازل را به تدریج کاملش شده می بینیم اگر دقت کنیم. مثلا استعفای ناطق امر کوچکی نبود. و نیز نامه کنونی روحانی که می گوید سند 2030 را پیشتر به اطلاع رهبر رسانده، نشان می دهد که حادثه به اینجا کشیده شده که: جناح چپ گرچه دلش می خواست بدون درگیری با خامنه ای، به رهبری بعد از او برسد ولی خامنه ای نمی گذارد و همین موجب شده که روحانی تند شود و از خط قرمز خارج شود هم در ایام انتخابات و هم اکنون.
    5. سناریوی خوب برای خامنه ای این بود که رئیسی رئیس قوه مجربه شود و در هنگام واقعه، دست در دست قوای دیگر مطیع «سپاه» و مدافع«ارزشهای انقلاب اسلامی» بماند. چون او«مطیع» بود به راحتی می شد تصور کرد که یک رهبر راستی(اصلا فردش مهم نیست چون دیگر در ذهن خامنه ای فردی بالاتر از خودش وجود ندارد) سرکار خواهد آمد و شکی نسبت به اطاعت پذیری رئیسی که شاگردش بوده، وجود ندارد. بگذریم که خامنه ای می توانست در آن صورت توصیه های مهمی هم به او بکند و اطاعت او را نسبت به هرکس سپاه مستقر کرد، بگیرد. اما همه چیز برخلاف خواست رهبر پیش رفت و اینجاست که او می گوید دیگر«آتش به اختیار»….

     
    • علی 1 عزیز،

      من فکر می کنم بعد از اینکه سپاه در انتخابات اخیر تلاش کرد رئیسی را به ریاست جمهوری برساند و نشد و از طرفی شواهد نشان میدهد که خبر بنی صدر در مورد فزایش آراء رئیسی از 9 میلیون به 16 میلیون می تواند درست باشد چرا که شورای نگهبان هم با وجود آنهمه داستان در ارتباط با تخلفات حتی یک صندوق را هم باطل نکردد چراکه در هر صورت دولت مجری انتخابات میتوانست گوشه ای از توافق پشت پرده را برملا کند و بیش از پیش آیروی رهبری و سپاه و حامیان رئیسی ریخته شود. ولی همه اینها باعث نمی شود که خامنه ای و اصولگرایان زخمی زهر خود را نریزند. آنچه که در انتخابات اخیر خیلی قابل توجه است این است که فردی مانند قاسم سلیمانی اطلاعیه می دهد که من از هیچ کسی حمایت نکرده ام و در پایان نامه اش زیرکانه اشاره ای به شعار روحانی در انتخابات می کند. این نشان از چرخشی در نیروهای سپاه دارد ضمن اینکه این جمله خامنه ای در ارتباط با آتش به اختیار می تواند نشان دهنده استیصال او باشد. به نظر می رسد جناح های جدیدی در حال شکل گیری باشند. اصول گرایان سالیان متمادی با آویزان شدن از ولایت همه پایگاه اجتماعی خود را از دست داده اند بنابراین عقلای آنها به قواعد عقلانی بازی روی خواهند آورد و آن صداقت با مردم و وقوف به اهمیت توجه به خواست مردم است. همین امر موجب انزوای بیش از پیش نهاد رهبری خواهد شد.

       
  43. بعد از دستور آتش به اختیاری رهبر، گروهی سعی میکنند به نحوی آنرا توجیه کنند که اصلا منظور ایشان آنی که همه فکر میکنند نیست و مثل همیشه معانی پیچیده و بلندی دارد که بر ما جاهلان نامکشوف است. آقای زائری ،روحانی اصلاح طلب ضد حجاب اجباری برای جبران مافات حرفهائی که از دهانش دررفته است در یک بحث بی سر وته نتیجه گرفته که قدر آتش به اختیارها را بذانیم. معاون وزیر ارشاد هم توئیت کرده که منظور آقا در امور فرهنگی است و آنرا چماق نکنید.
    در این بین تنها کسی که حاضر نیست توضیح بدهد که آیا به غیر آر آنچه اکثر مردم فهمیده اند، معنای دیگری در آتش به اختیاری وجود دارد یا نه، همان شخص رهبر و بیت و دفتر ایشان است.آنهم به یک دلیل ساده و آن اینکه کلام صادر شده برای گوینده و شنونده مورد خطاب یک معنا بیشتر ندارد و آنها نیاز به توصیحی به همدیگر ندارند.
    برای روشن شدن مطلب توجه به یکی از کار کردهای “زبان” بعنوان وسیله انتقال افکار می تواند جالب باشد. بر اساس این نظریه که اولین بار “ویتگنشتین” فیلسوف نابغه اطریشی طرح کرد، ارتباط مفید زمانی صورت میگیرد که طرفین تصویر روشنی از حرف هم داشته باشند.برای مثال وقتی با کسی راجع به یک ویلا در رامسر صحبت میکنیم، مخاطب بسرعت تصویر آنرا در ذهن خود بازسازی میکند و حرف ما را بخوبی می فهمد.
    در اینجا هم با توجه به ذهنیت و تجربیات مشابه رهبر و بقول ایشان افسران جنگ نرم که شخصیت فکریشان از زمان رهبری ایشان با هم رشد کرده و تصویر مشابهی از مفاهیم را دارند، واژه “آتش به اختیار” نه مغشوش است و نه غیر قابل فهم. آنها بخوبی با فکر و کلام یکدیگر آشنا هستند. برای همین خودمانی ترین جلسلت رهبر معمولا با این قشر است که حسابی دردل میکند.
    وقتی رهبر تحلیل خود را داد و فرمان آتش به اختیار بودن را صادر کرد، همه فهمیدند که منظور وی چیست. هم افسران جنگ نرم و هم قربانیان آنها ، هیچ یک از این سه ضلع مثلث ابهامی در درک تعریف “آتش به اختیار” ندارند. مخاطبین رهبر بخوبی با نشانهای بین خود آشنا هستند و با شنیدن “ف” بسرعت به سوی فرحزاد را میروند! و قربانیان که همان ایرانیان در صحنه هستند نیز بخوبی عمق معنای حرف را درک میکنند و اگر ابهامی هم باشد با کنکاشی در این سالها، آنرا روشن میکنند.
    آتش با اختیاری از نظر رهبرو برادران معنویش یعنی اینکه آنها دارای این صلاحیت هستند که حق و باطل را تشخیص دهند و دارای این اختیار هم هستند که بعد از این تشخیص، به باطل مورد نظرشان از هر زاویه ای که خواستند شلیک کنند. در اینجا حق قربانی برای اعتراض هم سلب میشود.
    فیلمهای راز بقا را دیده اید؟ دیده اید چگونه شیرهای آتش به اختیار، به آهوان می تازند؟..اگر با فهم ادبیات رهبر مشکل دارید آن صحنه ها را در ذهن خود مرور کنید تا شما هم تصویر روشنی از کلام ولائی داشته باشید.ا

     
  44. دو بمب خبری در عرصه ی اختراعات جهان که دانشمندان را انگشت به دهان کرده ست:

    ساخت ماشین مریخ نورد توسط ناسا و اختراع نوعی پوشش کامل برای بانوان مناسب در محیط های درمانی و بیمارستانها !!

     
  45. ⚫️ در اولين فيلم داعش در ساختمان مجلس، دست زنی با مانتوی فيروزه‌ای هويداست! اگر ۳تن وارد مجلس شده‌اند و دو تن دربهشت زهرا بوده‌اندپس اين زن كيست كه از عمليات مجلس فيلمبرداری كرده است

     
    • حالا چیه شما نگرانی! عقل هم خوب چیزیه مگه ممکنه یکی فیلم بگیره و دست خودش هم با موبایل اینجوری تو فیلم بیفته! نفر چهارمی هم باشه نترس کاری با شما نداره!

       
  46. با سلام و درودهاي گرم و پرمهر
    فرمان ” آتش به اختيار” رهبر نظام ، در گفتگو با گيتي پورفاضل
    گيتي پورفاضل، حقوقدان، در گفتگو با راديو ندا از فرمان ” آتش به اختيار” رهبر نظام ، و از ضربه انتخابات به هرم قدرت مي گويد. وي با بيان سخنان جسورانه اي افزود : ” اينها ننگين ترين برگ هاي تاريخ ما را رقم زدند!”

    http://radio-neda.blogspot.com/2017/06/blog-post_11.html

     
  47. مصلح آبادی اراکی

    سلام علیکم . در خیلی سال های قبل که برای اولین بار وارد حوزه علمیه ی یکی از مناطق تهران شده و روز اول درس طلبه شدنم بود ( چند جلسه بیشتر دوام نیاوردم ) ، استاد وارسته ای داشتم که در همان روز اول جلسه ، نکته ای را به حضار میگفتند که تا به امروز که بیش از 4 دهه از آن میگذرد ، فراموش نکرده ام . ایشان به طلاب سفارش اکید میکردند که بدانید در کنار مردم و بخصوص شما طلبه ها ” شیطان هایی ” وجود دارند که دائماً شما را به وسوسه میکنند و مردم را دائماً به نحوی بجان یکدیگر میاندازند و بدانید که ” شیطان ها ” شما را گروه گروه کرده و به هر کدام چیزی را به دروغ می گویند و هر نفر و هر گروه و هر دسته ای را به خباثت به جان هم میاندازند و مردم را از نظر فکری ” شقه شقه ” میکنند و از این کار خود لذت میبرند . مثال جالبی میزد و اینکه یک ” شیطانی ” روزی به مردم یک شهر رجوع و به دروغ به مردم آن شهر میگوید که از شهر مجاور شما عده ای با آلات کشتار به نزد شما میآیند و میخواهند بدون علت و بدون آنکه با شما سخنی بگویند ، شما را از پای درآورند و مردم به آن شخص ( شیطان ) گفتند که ما با مردم شهر مجاور دوست و در صلح هستیم و این سخن شما درست نیست ! شیطان گفت حال شما هم با وسیله کشتار بروید و ببینید که آنها در حال هجوم هستند . بلافاصله ” شیطان ” به شهر مجاور رفت و گفت که ای مردم چه نشسته اید که مردم شهر مجاور شما با آلات قتاله به سوی شما می آیند و بدون اینکه از شما سئوالی کنند و بدون علت میخواهند شما را قتل و عام کنند . شیطان بر اثر آموزه ای که به آنها داده بود مبنی بر اینکه از هر دو سو سئوالی نباید بشود ، مردم دو شهر را علیه یکدیگر برانگیخت و شاهد کشت و کشتار مردم دو شهر شد و مردم هم لام از کام بر نیاوردند و زدند تا شد یکدیگر را کشتند و از پای درآوردند ( مثال این تشبیه را میتوان به نوعی جنگ ایران و عراق دانست ) و نمونه دیگر این بازی خوردن از شیطان را کمی بعد از جنگ ایران و عراق در کشور و زمانی که هر روز و هر لحظه در صدا وسیما نقل گفتار رهبری نظام را تکرار میکردند که : نگذارید مجلس به دست ” فتنه گران و فتنه انگیزان ” بیافتد . به نوعی ایشان به جنگ جناح مقابل که صفت ” فتنه گران و فتنه انگیزان ” را به جناح چپ که آن زمان همان یاران امام خمینی بودند ، میرفتند . اما جنگ جدید رهبری نظام با مردم کشور ، چند روز قبل شروع شد و ظاهراً نوجوانانی که با سهمیه به دانشگاهها را پیدا کرده و ” الف ” را از ” ب” تشخیص نمیدهند و نزد ایشان بودند گفتند : اینجا فرمانده دستورِ آتش‌ به‌ اختیار می‌دهد . خب شما افسرهای جنگ نرمید و قرار شد شما افسران جوان جنگ نرم باشید و آنجایی که احساس می‌کنید دستگاه مرکزی اختلالی دارد و نمی تواند درست مدیریّت کند ، آنجا آتش‌ به‌ اختیارید ، یعنی باید خودتان تصمیم بگیرید ، فکر کنید ، پیدا کنید ، حرکت کنید ، اقدام کنید !!! برادر گرامی ام جناب نوری زاد ، با مثال های آورده شده که گاهی هم در کشور مانند حمله به دانشجویان در تیر ماه سال 1378 عملیاتی می شوند ، جنابعالی فکر میکنید که آیا رهبری نظام با این دستورِ آتش به اختیار ، این جلسه اول طلبه گی مرا در دوران طلبگی اش درک نکرده و یا استادی وارسته ای مانند استاد گرانقدر من در امور ” شیطان شناسی ” نداشته اند که مردم را با شیطنت های خائنانه بجان یکدیگر نیاندازند ؟؟ شاید هم رهبری نظام در اولین جلسه طلبه گی که بیشتر درس ” شیطان شناسی است ، غایب و در آن اولین حضور کلاسها ، در مرخصی استعلاجی بوده اند !

     
  48. هشدار !
    در افشاي ترفند كثيف نيروهاي امنيتي جمهوري اسلامي

    نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي جمهوري اسلامي ايران اخيرا ً در اقدامي رذيلانه طي تماس با برخي فعالان مدني، خود را همكار مجري و گزارشگر «راديو ندا» ( حميد روشن ) معرفي نموده و در قالب مصاحبه و گفتگو قصد و نيت شوم خود برای تخلیۀ اطلاعاتي و پرونده سازي را پيش برده اند. شايان ذكر است كه ابعاد و دامنه ي اين اقدام پليسي هنوز براي ما معلوم نيست ( از آنجا كه نمي دانيم با چه تعدادي و با هر كدام به چه صورتي برخورد كرده اند). لذا جهت اطلاع عموم و هشياري فعالان، تاكيد موكد مي كنيم كه از طرف «راديو ندا»، تنها حميد روشن مصاحبه ها را انجام مي دهد و هر گونه تماسي از جانب هر كسي و با هر عنواني به نام همکار «راديو ندا» تماسي پلیسي است. و يادآور مي شويم كه «راديو ندا» مطلقا ً به حوزه زندگي خصوصي و روابط افراد ورود نمي كند و حتما ً بايستي به طرح سوالاتي در اين خصوص و زمينه حساس شد. اين هشياري و حساسيت مخاطبان، مي تواند مشت مصاحبه گر كذائي را باز كند و شگرد زشت و كثيف نيروهاي امنيتي را خنثي سازد.

    با سپاس و احترام
    «راديو ندا»

     
  49. سلام . 1 _ وقتی زنده یاد ” دکتر کاظم سامی ” را که ظاهراً اولین شهید از سلسله قتل های زنجیره ای بود را کشتند ، نظام اسلامی می بایست حتماً قاتلی را به مردم ایران معرفی نماید و بالاخره طی سناریویی بچه گانه ، شیخ علی فلاحیان وزیر اطلاعات اعلام نمود که قاتل ” دکتر کاظم سامی ” در شهر اهواز خود را از ” شیر دوش حمام ” حلق آویز و خودکشی کرده است . 2_ محمود علوی ، وزیر اطلاعات کنونی ایران هم در صدا و سیمای کشور گفته فردی که طراح اصلی و مدیر حملات روز چهارشنبه در تهران بوده با همکاری نهادهای اطلاعاتی در ” خارج از ایران ” کشته شده است . چرا این وزیران اطلاعات با این روشهای پوسیده و نخ نما ” بخیه به آبدوغ ” میزنند؟

     
  50. در شهر هرت
    نظام داعشی حکمفرماست.
    و خبری از کرامت انسانی نیست.
    ” دادستان عمومی و انقلاب قزوین از دستگیری ۹۰ “روزه‌خوار” که در ملأعام اقدام به روزه خواری می کردند، خبرداد و گفت که تاکنون ۹۰ پرونده برای افراد روزه خوار تشکیل شده که از این تعداد ۲۰ پرونده در روز دستگیری با صدور کیفرخواست به شعبه ویژه‌ای که به همین منظور در دادسرا مستقر می‌باشد ارسال و در همان روز به صورت ویژه به پرونده اتهامی آنان رسیدگی و مرتکبین به شلاق و جزای نقدی محکوم و حکم صادره نیز به مرحله اجرا در آمده است.”

    عقل و خرد انسان هم در نظام امت پرور داعش دور انداخته می شود.

    “بار دیگر روضه خواند علم والهدی /شادی و شور منع است و خطا ”
    در نتیجه بوضوح می توان دید:
    پستی از نابخردی برخاسته است
    زان که نادان پستی را زاده است

     
  51. فکر میکنم منظور از آتش به اختیار رهبر تیر اندازی نیست منظور این است که اگر یک استادی در کلاس حرف بالاتر از دیپلم زد او را کتک بزنند. و این عملا در دانشگاه وجود داشته است. من استاد دانشگاه فنی هستم. هر روز شاهد هستم که در حلسات استادان میترسند حرف های معمولی مربوط به دانش خود را بزنند از ترس اینکه با یکی از تعصبات عقیدتی برخورد داشته باشد. هر کس نمیتواند هم آیت الله باشد هم استاد دانشگاه فنی. این استادان در واقغ زنرال های مقاومت اقتصادی هستند. زنرال هایی که نه از دشمن بلکه از همکار و دانشجوی خود هراس دارند. به این ترتیب آتش به اختیار نیروی های خودی را هدف قرار داده است و نه دشمن را

     
    • به این جمله نوری زاد نگاه کنید:

      بسیجیان خوب ما،
      سپاهیان خوب ما،
      سرداران خوب ما،

      ……جلوش دوست داشتی صد تا هزار تا … علامت ! بذار و بعد هم اگر استاد دانشگاه فنی هستید که نیستید بگید در چه زمینه ای تا استادان ما هم از شما یک سئوال فنی در رشته شما بپرسند و جواب آن را همین جا بدهید ببینیم راست می گویید یا نه! نکنه دوباره نوری زاد و فک و فامیل های لنگی ایشون اینجا نظر گذاشته باشند!

       
    • “کرسی های آزاد اندیشی” بزرگترین جوک تاریخ است

       
      • وقتی شما برای این کرسی ها مطلب میفرستید. تک تک گلمات آنرا چک میکنند. میگویند میخواهیم ببینیم آزاد اندیشی هست یا خیر!

         
  52. بعد از دستور آتش به اختیاری رهبر، گروهی سعی میکنند به نحوی آنرا توجیه کنند که اصلا منظور ایشان آنی که همه فکر میکنند نیست و مثل همیشه معانی پیچیده و بلندی دارد که بر ما جاهلان نامکشوف است. آقای زائری ،روحانی اصلاح طلب ضد حجاب اجباری برای جبران مافات حرفهائی که از دهانش دررفته است در یک بحث بی سر وته نتیجه گرفته که قدر آتش به اختیارها را بذانیم. معاون وزیر ارشاد هم توئیت کرده که منظور آقا در امور فرهنگی است و آنرا چماق نکنید.
    در این بین تنها کسی که حاضر نیست توضیح بدهد که آیا به غیر آر آنچه اکثر مردم فهمیده اند، معنای دیگری در آتش به اختیاری وجود دارد یا نه، همان شخص رهبر و بیت و دفتر ایشان است.آنهم به یک دلیل ساده و آن اینکه کلام صادر شده برای گوینده و شنونده مورد خطاب یک معنا بیشتر ندارد و آنها نیاز به توصیحی به همدیگر ندارند.
    برای روشن شدن مطلب توجه به یکی از کار کردهای “زبان” بعنوان وسیله انتقال افکار می تواند جالب باشد. بر اساس این نظریه که اولین بار “ویتگنشتین” فیلسوف نابغه اطریشی طرح کرد، ارتباط مفید زمانی صورت میگیرد که طرفین تصویر روشنی از حرف هم داشته باشند.برای مثال وقتی با کسی راجع به یک ویلا در رامسر صحبت میکنیم، مخاطب بسرعت تصویر آنرا در ذهن خود بازسازی میکند و حرف ما را بخوبی می فهمد.
    در اینجا هم با توجه به ذهنیت و تجربیات مشابه رهبر و بقول ایشان افسران جنگ نرم که شخصیت فکریشان از زمان رهبری ایشان با هم رشد کرده و تصویر مشابهی از مفاهیم را دارند، واژه “آتش به اختیار” نه مغشوش است و نه غیر قابل فهم. آنها بخوبی با فکر و کلام یکدیگر آشنا هستند. برای همین خودمانی ترین جلسلت رهبر معمولا با این قشر است که حسابی دردل میکند.
    وقتی رهبر تحلیل خود را داد و فرمان آتش به اختیار بودن را صادر کرد، همه فهمیدند که منظور وی چیست. هم افسران جنگ نرم و هم قربانیان آنها ، هیچ یک از این سه ضلع مثلث ابهامی در درک تعریف “آتش به اختیار” ندارند. مخاطبین رهبر بخوبی با نشانهای بین خود آشنا هستند و با شنیدن “ف” بسرعت به سوی فرحزاد را میروند! و قربانیان که همان ایرانیان در صحنه هستند نیز بخوبی عمق معنای حرف را درک میکنند و اگر ابهامی هم باشد با کنکاشی در این سالها، آنرا روشن میکنند.
    آتش با اختیاری از نظر رهبرو برادران معنویش یعنی اینکه آنها دارای این صلاحیت هستند که حق و باطل را تشخیص دهند و دارای این اختیار هم هستند که بعد از تشخیص آن به باطل مورد نظرشان از هر زاویه ای که خواستند شلیک کنند. در اینجا حق قربانی برای اعتراض هم سلب میشود.
    فیلمهای راز بقا را دیده اید؟ دیدهاید چگونه شیرانآتش به اختیار، به آهوان می تازند؟..اگر با فهم ادبیات رهبر مشکل دارید آن صحنه ها را در ذهن خود مرور کنید تا شما هم تصویر روشنی از کلام ولائی داشته باشید.ا

     
  53. اخبار: دستگیری بیش از ۶۲ داعشی» در کشور طی سه روز.
    مش قاسم: عجبا! دستگاه های عریض و طویل و اون سردار/*ان شکست خورده که هر روز عر و تیز میکردن که زمین و آسمان تحت کنترل است آنچنان غافلگیر شدن بیش از ۲۰ نفر کشته و دهها نفر به دست یه مشت آدمکش مثل خودشون زخمی شدن. حالا بعد ۳ روز یه هویی ۶۲ داعشی در سراسر کشور دستگیر کردن؟ گردن کلفتی اینا فقط و فقط واسه زدن توی سر و کله زن و بچه مردم توی خیابونای ایرانه. بیش از این هیچ، هیچ توانی ندارن.

    /*: ک

     
  54. در شهر هرت

    قبل از هر چیز ملت ایران باید تکلیف خود را با امت ، مشخص کند. آیا او یک ملت است؟ یا یک امت؟
    تعاریف هر دو متفاوت است و هر دو را باید در صحبتهای رهبر با دقت در نظر گرفت.
    بر اساس تعاریف، امت :افرادی هستند برعکس ملت، لزوماً در یک کشور زندگی نمی‌کنند و ممکن است ساکن کشورهای مختلف باشند و از نظر ایدئولوژی و عقیده‌ای، مشترک هستند .

    زمانی که رهبر از امت مسلمان نام می برد، ملت ایران باید بدانند که که او برای پیشبرد اهداف خود که امت پروری مسلمان شیعه است از امت ،نه تنها اسم می برد بلکه به این امت مسلمان امکانات یا سرویس مادی و معنوی داده وسرویس هم می گیرد. یعنی دستگاه رهبری حاکم ایران که عمدتا سپاه و بسیج را شامل می شوند، همان امت مسلمانند که لزوما نباید ایرانی باشند اما،مسلمان شیعه.

    و بدین خاطر نه رهبر و نه سپاه قادر به پاسخگویی نیازهای ملت ایرانند، زیرا که با اهداف خود که همان امت پروری فرا مرزی مسلمان است در تضاد و به زیان قدرت نمایی آنان خواهد بود.

    اما، این ملت باید حساب خود را بداند او با امت یکی نخواهد بود، زیرا در وحله نخست مسئله عقیده مطرح می شود که آیا مسلمان شیعه است یانه !

    ملت ایران ،نباید فراموش کنند که آنچه باعث کوتاه آمدن سپاه و رهبر امت پرور می شود، حرکات و جنبشهاو خواسته های متشکل آنان است .هیچ قدرتی خودبخود تغییر نمی کند ، هیچ سنگی خودبخود تبدیل به شن نمیشود.

     
  55. کوروش عرفانی:

    جهان امروز در نوعي بي ثباتي روز افزون به سر مي برد. جلوگيري از تبديل بحران اقتصادي به بحران اجتماعي وظيفه ي اصلي تمام دولت ها در سراسر جهان شده است. نظام نابرابر جهاني زاينده ي معضلاتي شده است که بدون تغييرات ساختاري حل نمي شود و از آن جا که طبقه ي حاکم نمي خواهد به اين نوع از تغييرات تن دردهد از هر ابزاري براي پرهيز از آنها و تغيير مصنوعي سير تحولات توسل مي جويد. نظامي گري، جنگ افروزي و تروريسم از جمله ي اين ابزارها هستند.

    در رتبه بندي دولت هاي غرق در بحران، جمهوري اسلامي ايران به يقين يکي از مقام هاي نخست را در کنار سوريه، عراق، افغانستان، ليبي و سومالي اشغال مي کند. رژيم اسلامي با بحران اتمي، بحران اقتصادي حاد، بحران سياسي ناشي از جنگ قدرت، بحران معضلات متعدد اجتماعي، بحران روابط منطقه اي و بحران زيست محيطي روبروست. هر يک از اين ها به تنهايي براي فروپاشاندن نظام کافيست، حال تصور کنيد مجموع هر شش مورد و تقويت گري متقابلي که بين آنها برقرار است.

    در نوشتار قبل گفتيم که نظام اينک پس از بازي تلخ و شيرين انتخابات،- که اين بار عمر کوتاهي هم داشت-، بايد ميان تحريم هاي تازه، انفجار اجتماعي، فروپاشي و جنگ از يکسو و يا جراحي دردناک، اصلاحات ناگزير و استحاله از سوي ديگر انتخاب کند. بديهي است که اگر نظام يک دست مي بود، در نهايت يکي از اين دو راه را بر مي گزيد و شرايط به اين سو يا به آن سوي تعيين تکليف مي شد؛ مشکل نظام اما در دوشقگي حاد آن است. هر شقه يکي از اين دو راه را مي پسندد: يکي آرزوي بقاء از طريق خشونت و جنگ و ديگري تامين بقاء از طريق وصله و استحاله. از آن جا که ميان اين دو گزينه شانس آشتي و ازدواج نيست يکي بايد برود تا ديگري بماند. ديگر امکاني براي همزيستي دو قطب باقي نمانده است.

    اين بديهي بود و هست که مثلث سنتي قدرت (روحانيت محافظه کار وابسته به بيت رهبري، مافياي سپاه و نيز موتلفه ي بازار) سناريوي استحاله را به مثابه مرگ تدريجي اما حتمي خود مي بيند. حال آن که مثلث جديد قدرت (تکنوکرات هاي دولت روحاني، اصلاح طلبان داخل و خارج و مافياي رفسنجاني) تنها شانس بقاي رژيم را در استحاله مي داند. پس يکي بايد ديگري را کنار بزند تا نظام بماند. ساختارهاي جمهوري اسلامي ديگر نمي توانند اين دو مثلث را تحمل و مديريت کنند، پس يکي از اين دو بايد از هرم قدرت کنار گذاشته شود. مهم اين نکته است که حذف مثلث سنتي احتمال باقي ماندن پوسته اي از رژيم جمهوري اسلامي را ممکن مي سازد، اما حذف مثلث جديد چيزي از رژيم برجاي نخواهد گذاشت. در حذف يکي ضمانت بقا و در حذف ديگري ضمانت نابودي نهفته است.

    اين قابل پيش بيني بود که سپاه، پس از عدم کاميابي در استقرار کانديداي مطلوب خويش در پست رياست جمهوري و در مواجهه با هجوم تدارک ديده شده ي پسابرجام- در داخل توسط دولت روحاني و در خارج توسط لايحه تحريمي جديد کنگره ي آمريکا-، دست به يک واکنش عصبي بزند. به نظر مي رسد که سپاه در يک استراتژي چهار مرحله اي اين روند واکنشي را آغاز کرده باشد:

    ?) تروريسم قلابي براي ايجاد جو وحشت و بستن فضا
    ?) آغاز دستگيري هاي گسترده و حبس و سرکوب شديد و اعدام
    ?) حرکت کودتاوار و تصرف علني و زورمدار اهرم هاي قدرت
    ??) تحريک گري براي آغاز يک جنگ نسيه که نابودي ميهن و نجات رژيم را به ارمغان آورد.

    به فراخور نياز خود براي بقاء، سپاه پاسداران، با حمايت بيت رهبري و موتلفه، اين مراحل را دنبال خواهد کرد. شکست در هر مرحله گذر به مرحله بعدي را تسريع خواهد کرد.

    در يک کلام مي توان به راحتي گرايش خودزني را در اجزاء بخش راست نظام مشاهده کرد. هراس از تغيير تحميلي آنها را به استفاده ي ابزاري از تروريسم و بازي هاي پرخطا و رقت آوري مانند نمايش مجلس و مقبره ي خميني واداشته است. در اين ميان اين شهروندان بيگناه هستند که بايد با جان خود بهانه ي کشتار ساير شهروندان بشوند.

    در اين شرايط حداکثر هشياري تمام نيروهاي مردمي در داخل و خارج از کشور لازم است تا بتوان اين توطئه ي شوم را که در مرحله ي بعدي خود مي تواند کشتاري شبيه دهه شصت و قتل عام ?? را به راه بياندازد خنثي کنيم. دقت و رصد گري از نزديک و کسب آمادگي براي مقاومت سازمان يافته و تهاجمي براي نجات جان زندانيان سياسي و دفاع از فعالان مدني بيرون از زندان از ضروريات اين بخش از مسير مبارزه است.

    تلاش براي استمرار اعتراضات اجتماعي و معيشتي مانند اعتراض مالباختگان و کارگران به فقر کشيده شده راه را بر کودتاچيان و تروريست هاي سپاه مي بندد.

    حکومت ايران در باتلاق تغيير اجباري دست و پا مي زند و تروريسم قلابي و وحشت آفرين فقط يکي از ابزارهاي آن است. توسل به داعش در حال سقوط براي جلوگيري از سقوط حکايت از فلاکتي دارد که خاص يک رژيم رو به پايان است. خودزني بخشي از مرحله ي مرگ ديکتاتوري هاست.

    کوروش عرفاني گویا نیوز

     
  56. ایران دوست واقعی

    استاد گرانقدر و مهربان ، با درود . این مطلب را خواندم حیفم امد به اشتراک نگذارم.

    متن وصيتنامه ثريا اسفندياری همسر محمدرضا شاه كه به علت باردار نشدن مجبور به جدايی از شاه شد :

    بعد از مرگم تمام ثروتم را به گربه های پاريسی مي بخشم ! می دانم مردم ايران در فقر و بد بختی هستند ولی راضی نيستم يك ريال از اين پول كه حق خودشان هم هست به آنها برسد !
    چون چشم و رو ندارند . چشم و روی گربه ها از اين مردم بيشتر است . رضا شاه مرحوم برايشان دانشگاه ساخت ، جاده و بيمارستان و نظميه ساخت ، كاری كرد اگر يك زن با طبق طلا از اين سر كشور به آن سر كشور برود كسی معترضش نشود ، برای زنها حق زندگی آورد و سعی كرد آنها را از زير سلطه مردها بيرون بكشد و حق و حقوقشان را بشناسد ، خواست چادر سياه اسارت را از سرشان باز كند و طعم آزادی را بهشان بچشاند ، به مردهای شال و قبا و كهنه پوش كت و شلوار و كلاه پوشاند و بچه هايشان را با خرج دولت فرستاد فرنگ تا سواد ياد بگيرند و بيايند ايران را بسازند ، اما مردم چه كردند ؟؟؟
    با وعده بهشت ملاها بيرونش كردند . محمدرضا شاه آمد كاری كرد سنگاپوريها و چشم تنگها بيايند براي ايرانی كلفتی و نوكری كنند ، عربها التماس كنند كه يك شب بتوانند در كابارهای ايرانی زن ايرانی را تماشا كنند ، در چاه های نفت را بست تا انگليس دستش از مملكت كوتاه شود ، با برپايی جشن ٢٥٠٠ ساله شاهنشاهی عظمت ايران را به رخ دنيا كشيد ، براي دخترها مدرسه رقص فولكوريك باز كرد ، دلار را ٧ ريال تصويب كرد تا اهل فن و تفكر و علم راحت بتوانند بروند مملكت فرنگ ، كاری كرد كارمند و كارگر قادر باشند جلوی مهمانش گوسفند قربانی كنند، برای عظمت ايران هزار طرح و برنامه داشت و حتی ميخواست سنگاپور را بعنوان منطقه آزاد و تفرجگاه ايرانيان بخرد ( حالا سنگاپور شده جز كشورهای برتر جهان ) ولی مردم ايران برای رفتن به بهشت وعده ای ملاها بيرونش كردند … حالا هم همين مردم منتظر باشند ملاها ببرندشان بهشت … و در اين آخرين روزها آرزو ميكنم همانطور كه اشك همسرم ( اگر چه همسر پيشينم بود ولی چنان عظمت و بزرگی داشت كه مصر با اينكه او داماد سابقشان بود و فوزيه دختر ملك فاروقشان را طلاق داده بود ولی برای مراسم تشعيع اش قيامت كردند ) را در آوردند، روزی هزار بار اشكشان در بياييد …
    برويد مردم ايران به اميد همان بهشتی باشيد كه قرار است ملاهای انگليسی شما را ببرند ، شما لياقت عظمت و بزرگی نداريد شما بايد پايمال شويد تا درد پايمال شدن را بفهميد … برويد، چشم و روی گربه ها از شما بيشتر است.
    بعد از خواندن متن وصیتنامه بانو ثریا به یادم آمد که:
    وقتی دنیا به فکر تسخیر فضــــــــــــا بود،
    ما به این میاندیشیدیم که
    انگشتر عقیق در کدام انگشت، ثواب بیشتری دارد…
    این جغرافیا نیست که جهان سومی بودن را تعیین میکند….!!!
    آدمها هستند که آن را میسازند!
    جهان سوم جا نیست، شخص است.
    جهان سوم منم،
    جهان سوم تویی،
    جهان سوم طرز تفکر ماست،
    نه آن مرزهایی که داخلش زندگی میکنیم!
    جهان سوم جاییست که درآمد یک دعانویس
    از یک برنامه نویس بیشتر است.
    جهان سوم جاییست که مردمش جهان سومی فکر میکنند
    جاییکه میزان خرید یکسال کتاب برابر با یک روز لوازم آرایش است
    جهان سوم جاییست که در آن مردم به ظاهر خود بیشتر از شعور اهمیت میدهند.
    جهان سوم جایی است که بسیاری از مردمانش با يک “استخاره” هدف تعيين ميکنند!
    و با يک “عطسه” از هدف خود دست ميکشند!
    اینجا ایران است…
    ملتی طلسم شده!
    مغز بر باد رفته، که تا کربلا پای پیاده راه میروند!
    اما از روی پل عابر پیاده رد نمیشوند…

    بر مرده های عرب 1400 سال پیش میگریند و میلیارد میلیارد ثروت این مملکت را صرف طلاکاری و توسعه حرم در کشوری میکنند که کشورشان را با جنگی هشت ساله به نابودی کشید در حالیکه در خیابانهای کشورشان کودکان گرسنه و زنانی که تن فروشی میکنند تا فرزندانشان را سیر کنند موج میزند.

     
    • یک عمرخود و خانواده پدری اش , اسفندیاری (از بزرگ مالکان ایران), از دسترنج زحمتکشان ایران خوردند و توی سر آن ها زدند و این هم گه خوری آخر /////. واقعا کی بی چشم و روست؟ تف به شرفی که هرگز نداشتی .

       
  57. اعلام موقعیت «آتش به اختیار» اعتراف به جواز هرج و مرج و نشانه آشکار ضعف و استیصال است

    محسن کدیور

    ضرب المثلی داریم با این عنوان کلام شاهان شاه کلامهاست. سخنان روز گذشته رهبر جمهوری اسلامی یکی از این «شاهکار»ها بود که در سایه «ترقه بازیهای دیروز تهران» توجه کافی به آن مبذول نشد:«گاهی دستگاههای مرکزیِ فکر، فرهنگ و سیاست، دچار اختلال و تعطیلی می‌شوند که در این وضعیت، باید افسران جنگ نرم، با شناخت وظیفه خود، به صورت آتش به اختیار، تصمیم‌گیری و اقدام کنند».
    «فرمان آتش» در نیروهای مسلح در اختیار فرمانده کل است اما ممکن است شرایطی پیش آید که فرمانده به پرسنل یگانی مسلح اجازه بدهد که بدون هماهنگی با مرکز فرماندهی اجازه آتش به هر جنبنده ای داشته باشد. صدور علنی چنین اجازه ای به همگان معنایش این است که أوضاع از کنترل فرمانده کل خارج شده و او هیچ امیدی به پیش برد برنامه و نقشه هایش از طریق نظم سازمانی ندارد.
    اعلام موقعیت «آتش به اختیار» اعتراف به جواز هرج و مرج و نشانه آشکار ضعف و استیصال است. معنای سخنان صریح آقای خامنه ای این است که ایشان توان قانع کردن رئیس جمهور منتخب را نداشته، قدرت تحمیل نظرش به دولت را نیز فاقد است و چاره ای جز کشاندن این موضوع به فضای عمومی کشور نیافته است.
    رهبر جمهوری اسلامی در هیچ دوره ای این قدر ضعیف نبوده است. کسی که کلام و منویاتش فصل الخطاب محسوب می شد، نه تنها دگر فصل الخطاب نیست، بلکه عالی ترین مقام اجرایی کشور علنا و مکررا مخالفت خود را با نظر نادرست او اعلام می کند. لذا رهبری از پیروان وفادارش ملتمسانه درخواست می کند از دست من کاری برنمی آید خودتان این متمردان غرب زده! را سرجای خودشان بنشانید.
    رهبری که باید مدافع نظام باشد به رهبر منتقدان و مخالفان فعال دولت تنزل کرده است. وقتی حفظ نظام اوجب واجبات باشد و فرمانده کل قوا موقعیت را آتش به فرمان تشخیص داده باشد اینکه چه اقدامی انجام نشود به تشخیص بسیجیان جان بر کف و افسران با بصیرت جنگ نرم بستگی دارد، و الا این شمشیر توسط مقام معظم رهبری اکنون در کف زنگی مست قرار داده شده است.
    بدترین تصمیمات آقای خمینی در یک سال آخر عمرش اتخاذ شد، که ایشان حقیقتا بیمار بود. آیا قرار است دومین رهبر جمهوری اسلامی از این حیث هم جا پای امام راحل عظیم الشأن بگذارد؟ آیا با گذشت نزدیک چهار دهه از انقلاب هنوز دوران تصمیمات یکه سالارانه شخص اول به پایان نرسیده است؟

    http://haqqalnas.com/1396/03/19/haqq-3093/

     
  58. درود بر تو نوریزاد بزرگ و عزیز و ارجمند!آنچه را که زبان الکن ما را یارای گفتن نیست شما به بهترین وجهی می پرورانید و بر زبان جاری می کنید!سپاس از اینهمه از خود گذشتگی !

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

92 queries in 2924 seconds.