سر تیتر خبرها
شـرم + سخن روز

شـرم + سخن روز

ابراز شرم در برابر هموطنانی که با وجود تیزهوشی و قبولی، تنها بخاطر بهایی بودن از تحصیل در دانشگاه و از استخدام در هرکجا محروم مانده اند.

محمد نوری زاد
بیست و هفت اردیبهشت نود و شش – تهران

سخن روز

محمد نوری زاد: ما سطح مطالبات مردم را بالا نگه می داریم.



مصاحبه:


فیلم:
موزه ای و نمایشگاهی در خانه ی گوهر عشقی: مادر ستار بهشتی

شنبه صبح می روم اهواز بیمارستان اروند. برای معالجه و جراحی پسر دزفولی ام.


Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

253 نظر

  1. در شهر هرت
    با قوانین داعشی:
    کشتی گیر سرشناس ایران اعدام شد .

    فاطمه (آتنا) دائمی، زندانی محبوس در بند نسوان (زنان) زندان اوین، در حالی پنجاهمین روز اعتصاب غذای اعتراضی خود را پشت سر می گذارد که همچنان مسئولین زندان اوین از اعزام وی به بیمارستان خودداری می کنند. معده خانم دائمی قادر به نوشین و جذب آب نیست، ناخن ها کبود و زبان وی سیاه شده است، همچنین مو، ابرو و مژه های این زندانی به علت این اعتصاب در حال ریزش است. خانم دائمی پس از محکومیت خواهرانش به حبس تعلیقی با درخواست «اعلام و ابلاغ برائت آنان» و هم‌چنین «استرداد کفالت ضبط شده» از ۱۹ فروردین ماه اقدام به اعتصاب غذای اعتراضی نموده است.

    لغو یک کنسرت موسیقی در آبادان .
    کشته و زخمی شدن سه کارگر در سایه نبود ایمنی محیط کار.
    اسیدپاشی در اهواز ۳ مصدوم برجای گذاشت .

    دزدان ایمنند و جلادان و آدم کشان قاضی.

     
  2. ایران دوست واقعی

    استاد گرامی با درود ، این عکس چقدر گویا است برای کل مسئولین

     
  3. باسلام . عجب مملکت خر تو الاغی است ! آقای میرسلیم نامزد انتخابات آمده از مردم رأی بگیرد و برود و قانون کشور را اجرایی کند ! این یارو هنوز در حال و هوای شاهنشاه و رژیم قبل است و سالیانی است که شناسنامه آن دوران شاهنشاهی را با خود به مراکز رأی گیری میآورد و با همان شناسنامه رأی میدهد . خر تو الاغی قوانین کشور ظاهراً آن است که در مراکز رأی گیری از قبل و حال کسی نمی گوید که آقای میرسلیم یا تو نظام جمهوری اسلامی را و قوانین آن را قبول نداری و به همین دلیل شناسنامه ات را تعویض نکرده ای و یا اَلَکی ریش و پشمی گذاشته ای و خودت را به نظام کنونی با چسب و یک من ” سریشم ” وصل کرده ای و هنوز تو یا ضد انقلابی و یا هنوز شاهنشاه آریامهر بزرگ خدایگان و بزرگ ارتشداران را در قلب ات دوست داری !

     
  4. حبابی که ترکید.

    حسین دهباشی از سه‌ میلیون و ششصد هزار آرای شورای شهر تهران به تنهایی‌ موفق شد میزان ۱۶۸۵ رای را به خود اختصاص دهد و با موفقیت رتبه درخشان ۲۸۶ را کسب کند. خوب شد این عاشق حزب‌ا‌لله لبنان پی‌ برد چه جایگاه بالا و چه محبوبیت زیادی در بین مردم دارد. این هم از هنر ایرانیان برای سر جای خود نشاندن متوهمانی همچون حسین دهباشی که خرواری از ریا و سالوس را پشت ماسک یک حفظ آرامش ظاهری پنهان کرده اند و توهم فرموده از انظار هم پنهان است.خیال می‌‌کرد با آن حمله سفارشی مشمئز کننده و فرصت طلبانه به روحانی آرا ساندیسیان و پادگان‌ها و پایگاه‌ها را درو خواهد کرد که معلوم شد پیش حتی آنها هم جایی‌ و اعتباری ندارد. در مصاحبه با آقای نوریزاد چه نازی بر فلک و چه عشوه‌ای بر ستارگان می‌‌فروخت و چه با اطمینان از بی‌ پایگاهی و بی‌ اعتباری آقای نوریزاد وقیحانه داد سخن سر می‌‌داد.

     
  5. در شهر هرت
    اینگونه که سپاهیان در حال کاشتن موشک و خمپاره اند، جنگی را درو خواهند کرد که قربانیانش مردمند.
    آیا پایان شب سیه ایران سپید خواهد شد؟

     
  6. در شهر هرت
    مردم با دستوری دست از پایکوبیهای انتخابات شستند و در جای خود نشستند، فرمان آمد ،بدین معنی ، مردم خفه شوید که ما در حال موشک هوا کردنیم .
    ودولت اعلام می کند که بلندگو می خواهد؟
    آیا در جهان ،در طول تاریخ، دولتی بوده که چنین ادعایی داشته باشد؟! البته ، چنین رهبری و کشورداری هم در جهان یگانه است، اصولا ما ایرانی ها مردم عجیب و غریبی هستیم ، هر کار مان تخم دو زرده است،ناب ،ناب.

    در بازی انتصابات شرکت می کنیم، در زیرزمین بمب و موشک هسته ای می کاریم، در جنگها در صف مقدم پابرهنه بر روی مین ها می دویم ، نه تنها برای حفظ دین و ایمانمان بلکه برای حفظ ایمان دیگران چه در عراق و سوریه و لبنان آنچنان در تلاشیم که شکم گرسنه و قیافه غمگین و بهت زده خود را نمی بینیم .
    اعدامها و دستگیری ها همچنان ادامه دارد و مردم در توهم روز بهتر هر دم خیالاتشان را با وعده و وعیدها باد می زنند، همچنانَ.

     
  7. باسلام . سالگرد روزهایی است که مردم کشور ما به جناب ” میرحسین موسوی ” رأی دادند و حکومتیان آن را احمد نژاد با 25 میلیون رأی خواندند . اکنون ریاست جمهوری ” اصلی ” ما در زندان است و احمد نژاد رئیس جمهورِ قلابی و ” بَدَلی ” آن زمان یله و آزاد است و با رفیق اش بقایی به پای صندوق رأی می روند و خیلی متقلبانه در برگ رأی می نویسند ” احمد نژاد ” و آن را هم با کمال وقاحت و فضاحت در جلوی دوربین به مردم نشان میدهند که ملت ما این هستیم و به ریش حضرت آقا و سردار جعفری و روسای حوزه ی علمیه ها میخندند و میگویند : شمایی که مرا نماینده امام زمان تعریف کردید و گفتید مهر امام زمان در برگه ی تأیید من برای ریاست جمهوری خورده و من پیامبرِ این زمان هستم ، من اکنون نیز به خاطر همان پیامبر بودن و نماینده ی امام زمان بودن با شجاعت نام خودم را علناً بر برگه رأی مینویسم و به آن هم افتخار میکنم و هیچ کسی هم نمی تواند ” غلطی ” بکند !

     
  8. ایران دوست

    استاد گرامی با درود ،
    نظر دکتر عامری از دانشگاه تهران درمورد تحریم خودرو : تحریم خودرو تنها مقاومت مردم در اعتراض به گرانی است که باعث شده این مسئله به صورت دو گزینه ای بررسی شود . با توجه به اینکه روسای خودروسازان به دنبال ترفندهایی هستند که در مهر ماه و آبان ماه این تحریم را از بین ببرند پس به دو گزینه کلی میتوان رسید اگر مردم در مقابل این گرانی خوردو مقاومت کنند میتوانند به آینده امیدوار باشند که هر اقلامی بدون حساب وکتاب گران نشود ولی اگر به هر دلیلی این تحریم خودرو شکست بخورد پس باید منتظر گران شدن هر نوع اقلامی باشید و ارزان شدن یک جنس به یک رویا تبدیل میشود. پس انتخاب با مردم است : یا مقاومت کنید و پیروز شوید و یا خوردو بخرید و منتظر پراید 30 میلیونی باشید، لطفاً پخش كنيد…
    آخرین و جدیدترین خبر از کمپین خودرو…
    درگیری بی سابقه در جلسه محرمانه بین مدیران شرکتهای خودرو ساز و وزیر صنایع و معادن در مورخه 96/2/6

    درین جلسه یکی از مدیران خودرو ساز با فریاد اعلام کرد از کل فروش هر خودرو فقط ۲۰ درصد سهم خورو ساز میباشد و الباقی سهم بیت رهبری,ریاست جمهوری,بنیاد جانبازان,اداره کل زندانها و چند اداره دیگر میباشد…

    اگر دولت از ما حق حساب نگیرد قیمت واقعی هر خودرو به ۲۰ درصد خواهد رسید…
    این کمپین باعث شده در کشورهای همسایه هم از خرید خودروی صفر جلوگیری شده است.برای هر خودرو وام بدون سود هم گذاشته ایم ولی متاسفانه مردم هوشیار شدند و هزاران خودرو در پارکینگهای ما تلمبار شده است.
    این مدیر خودرو ساز اعلام کرده اگر مجبور شویم اعلام ورشکستگی نماییم دولت باید جوابگوی ما باشد…

    متاسفانه وزیر صنایع معادن برای چندمین بار اعلام کرده بنا به دستور بالا نباید بگذاریم مردم با تحریم خودرو به خواسته خود برسند.در اینصورت راه حل مشکلات رو پیدا خواهند کرد و این به ضرر دولت و مسوولين نظام است و دولت تاوان سختی باید بپردازد…
    دوستان چند روز است که خودرو سازان بعد از چندین سال دست به تبلیغات وسیع در رادیو و تلوزیون که به اصطلاح رسانه ملی است زده اند و صحبت از افزایش ایمنی و حذف قطعات با کیفیت پایین می کنند
    گول نخوریم

    خواهرم و برادم…
    پیروزی نزدیک است…
    کمی بیشتر همت کن تا برای اولین بار در تاریخ بی سرو سامان کشور تغییراتی بوجود آوریم…

    (اشتراک فراموش نشه)
    فوری فوری
    در جلسه ای محرمانه بین مدیران شرکت های خودروسازی داخلی و وزیر صنایع و معاون رییس جمهور تصویب شد که قیمت خودروهای داخلی به کمترین نرخ خود در چند سال اخیر برسد ولی این کاهش قیمت باید طی دو ماه و به صورت نموداری صورت گیرد تا مردم از نتایج تحریم خود علیه خودروسازان سرمشق نگیرند تا در آینده مشکلات دیگری در سایر صنایع بوجود نیاید.
    طی مصوبه ی شماره 20-523 جلسه ی کار گروه خودروسازان قیمت خودرو باید طی دو ماه آینده به نرخ های ذیل باشد که به طور نمونه چندتا از مدل ها بیان می شود:

    سمند SE کد ۵۷۳۱۰ :
    15/438/000تومان

    سمند EF7 کد ۲۹۲۱۲ :
    17/520/000 تومان

    سمند سورن ELX کد ۵۰۵۰۷ :
    19/852/000 تومان

    دنا با موتور EF7 :
    21/395/000 تومان

    پژو 405 SLX کد ۲۰۲۰۹ :
    16/761/000 تومان

    پژو پارس ELX کد ۲۱۰۰۲ :
    18/694/000 تومان

    پژو 206 تیپ پنج :
    18/556/000 تومان

    سایپا SE111 :
    9/673/000 تومان

    سایپا SE 131 :
    10/056/000 تومان

    وانت زامیاد۲۴ :
    13/768/000 تومان

    مزدا 3 تیپ۴ :
    57/940/000 تومان

    لیفان X5 اتوماتیک :
    26/300/000 تومان

    جک S5 اتوماتیک :
    29/584/000 تومان

    مگان 1600 تیپ 2 :
    27/460/000 تومان

    لطفا پخش کنید تا مردم قیمت های دوماه آینده را بدانند و خدایی ناکرده در خرید خودرو متضرر نشوند.

    امروز سايپا شروع كرد به واگذاري تيبا با ١٣ تومن وام و تحويل فوري
    حواستون باشه
    گول نخوريد
    چيزي نمونده
    همه گروهايي كه عضويد اين پيامو شير كنيد

    من اگر بنشينم
    تو اگر بنشيني
    چه كسي برخيزد..؟
    اتحاد يعني اينكه چند روزى است مديرعامل سايپا مجبور به عذر خواهي شده است،
    و بدانيد كه تا به نخريدن خودرو ادامه بدهيم قيمتها ثبات خواهند داشت .

     
  9. متاسفانه برخی دوستان دید واقع بینانه ای به این انتخابات ندارند و تا آنجا پیش میروند که تلویحا و تصریحا ایرانیان را به ساده لوحی و ندانم کاری متهم میکنند. دلیل این امر بر مبنای عقلی میتواند روشن باشد و آن اینکه تصویر و درک مردم از انتخابات با درک دوستان ناقد فرق دارد. گرچه هر دو در لفظ انتخابات هستند ولی برای کسانی که رای دادند و کسانی که آنانرا به نادانی و یا تحکیم حاکمیت متهم میکنند دو برداشت متفاوت هستند.
    ایرانیان در مقابل رژیمی قرار دارند که عملا جمهوریت را به حکومتی فردی تبدیل کرده و حقوق صریح مردم را زیر پا گذتشته است. این نظام در تمام این جهل سال دقیقا برابر خواست دو رهبر عمل کرده و د ر همه موارد مهم هم زیان زیاد و خسارتهای سنگینی به ایران و ایرانی زده است. حال در شرایط فعلی این سئوال مطرح است که آیا جامعه ایرانی با این اعمال مانند گروگانگیری دیپلماتها و حمله به سفارتخانه و جنگ افروزی و ماجراجوئی های احمقانه سر موافقت دارد یا نه؟ آیا ایرانی جماعت با حکومت فردی موافق است یا نه؟ آیا ایرانیان راضی هستند که رهبر به تشخیص خود افراد فاسد و مفسد را بر جان و مال و ناموس آنها حاکم کند؟ آیا مردم از این عدالت گستری ظاالمانه راضی هستند؟
    این سئوالها و بسیاری سئوالهای دیگر عملا رهبر و مردم را دو صف برابر هم قرار داده است و نتیجه این تقابل بسیار مهم است. علیرغم همه محدودیتها و از شکل افتادن انتخابات و تلاش در تقلب و استبداد، مردم با هوشیاری یک روزنه را برای گفتن نظرات خود یافته اند و آن همین انتخابات نیم بند است. این انتخابات نه رای به شخص روحانی بود و نه تائید نظامی که مردم را آزار میدهد بلکه گفتگوئی بی پرده و قانونی با رهبر و روحانیون و سرداران دورو برش بود که ای برادران عزیز، مردم با شما همراه نیستند.مردم تغییر اوضاع را می خواهند در حالیکه شما تثبیت همین وضع فعلی را آرزو دارید.
    روحانی در این گفتگو سمبلی هست که مردم با رای به او این فریاد خود را بلند کنند و او هم با بیانات و اعمال خود حداقل در این مقطع نشان داد که همصدای مردم است.
    در جمهوری اسلامی این موضوع مهمی است که از دل خود حاکمیت و ترجیحا روحانیت ندائی به طرفداری مردم بر خیزد. ما را کاری نیست که او چه بوده و چه کرده، مهم این است که استنباط عمومی مردم این است که او حرف دل مردم را میزند و با آنها همدرد است.
    صحنه سیاسی ایران بنظر میرسد که دستخوش تغییراتی خواهد شد چه آنکه امروز چه بخواهیم و چه نخواهیم خاتمی بصورت یک رهبر محبوب در حال رشد است و این در حالی است که محبوبیت روحانی و موسوی و کروبی و رهنورد و سایر دلسوزان مردم افزایش یافته است.
    تخطئه کردن و ریشخند مردم کار جندان سختی نیست ولی درک پیام آنهاقدری حوصله و همراهی با ایشان را میطلبد.

     
  10. دعوا و کتک کاری در شوارى شهر اهواز: صد بار به عمامه ما جسارت كرد!
    مش قاسم: خوب کرد!

     
  11. اخبار: رئیس/* دولت یازدهم در پاسخ به پرسش بدون اشاره مشخص به بازداشت خانگی معترضان به نتایج اعلام شده انتخابات سال ۸۸ تاکید کرد که او در حد توان خود برای حفظ حقوق تمام شهروندان تلاش می‌کند.
    ترجمه: به این میگن رفیق قافله و شریک دزد بودن، خودش اون زمان میخواست همه رو اعدام کنه. ما تلاش تو رو ۳۸ ساله دیدیم. تو توانت در حد شیره مالیدن به سر ملته، منشور حقوق شهروندی ابترت رو هم دیدیم.
    /*: ک

     
  12. جنتی: انتظار این همه تخلف از دستگاه‌های مجری نداشتیم.
    مش قاسم: این همه تخلف همیشه از طریق دستگاه‌های غیر مجری انجام میشده. حاجی از این رقابت ناراضیه!

     
  13. می خواهند سه میلیون از رای ها را بدزدند و به رئیسی بدهند و دو میلیون هم از روحانی کم کنند.اگر درست باشد…
    از شدت خشم دارم منفجر می شوم.
    از تجاوزات روزمره حکومت به حقوق مردم دارم منفجر می شوم.
    از قیافه ها – چهره ها- ریشها- دک و پوزها و کرشمه های خرکی دزدان کشورم دارم دیوانه می شوم.
    وقتی دیگر برایمان نمانده.
    ایران و ایرانیان بازیچه مشتی کودک خرف و لوس که تا قیام قیامت رشد نخواهند کرد و بالغ نخواهند شد – در حال کوبیده شدن روزانه و شبانه است.
    بطورر مطلق و جاویدان از این حکومت متنفریم و از اصلاحش بطور مطلق ناامید،ناامید ،ناامیدیم.
    امیدوارم که هر چه زودتر ای حکومتی که نظیرت از پست فطرتی و پفیوزی در تاریخ ایران سابقه نداشته به درک واصل شوی.
    برو بمیر.

     
  14. بازنده اصلی مثلث رهبر- جنتی- رییسی
    خب از 56 ملیون رای دهنده 16 ملیون رای ندادند+ بیشتراز یک ملیون برگه سفید نتیجه اینکه 31% درصد ی که رای ندادند یا برگه سفید بصندوق ریختند رایشان وتعدادشان بیش از رای دهندگان به رییسی بودند ورییسی دوم نشد بلکه سوم شد پس میتوان گفت و چنین است که اپوزیسیون یا مخالف اول دولت روحانی افرادی هستند که رای ندادند ویا رای سفید دادند و هرچند بیصدا هستند ولی خواسته ها و مطالباتشان مترقی تر از برنامه روحانی و رییسی هست وخارج از چارچوب قانون اساسی فعلیست، اوپوزیسیون دوم با کاندیتاتوری رییسی که28 درصد رای از56 ملیون رای دهندگان را تحصیل کرده نظری به جلو وآینده ندارد و نمیتواند جوابگوی جامعه کنونی ایران باشد.
    ولی سوم شدن اوهم خیلی مهم وجای تعجب وتاسف است که بیش از 15 ملیون به جنایت پیشه ای رای دادند و او را تایید نمودند ودرجرمش بگونه ای شریک شدند،نکته آخر آنکه هر شش کاندید قانون اساسی و ولایت فقیه مطلقه را بمدت 38 سال تایید ،اجرا وتمکین کردهاند ودر تمام جنایات و سرقت اموال عمومی کم وزیاد شریک بودهاند ودر مناظرات و بهتر گوییم جدال های انتخاباتی بحق خوب همدیگر را محاکمه کردند که محاکمه نظام اسلامی بود ودست همدیگر را رو کردند وافشاء
    واما بعداز انتخابات منتصبین گویند که دیدار امیر تتلو با رییسی کار دست ا و داد و باعث شکستش شد ولی این ارزیابی وسخن برای توجیه شکست احمقانه میباشد،دیدار خوبی بود رییسی میخواست سوء استفاده کند که کردولی همچنانکه بازنده انتخابات بود باخت این دیدار را هم لازم است اضافه کرد زیرا که دروغ و نیرنگ ضدیت آنها باکنسرت بر ملا شد وآنها را مجبور به تعظیم به هنر وهنرمند کرد واما تتلو یک رای داشت هرچند اوباید نظری به طرفداران خود داشته باشد وسمبلی باشد ولی او برنده داستان بود و حداقل توانست برقراری کنسرت درمشهد وجاهای ایران را بقبولاند که تصور کنم از مغز پوک آخوند بخصوص علمالهدا فتوایی در آید و زیر گفته دامادی که حاضر بود پشت سرش نماز بگذارد بزند، آینده روشن خواهد کرد که واقع گرایی بوده یا مردم فریبی، پس نباید تا همینجا هم بر امیر تتلو تاخت زیرا بانشستن ودست دادن با قاتل جوانان خود را ضایع کرد.
    باعث شکست دیدار تتلو نبود این دورغی بیش نیست ومردم فریبی باید بهانه ای برای شکست می یافتند ودیوار کوتاه تتلو بود و چون خواننده هست از دایره حکومتیان واصلگرایان بیرون ، در حقیقت علت شکست کشتارهای 67 وقبل وبعد از آن بود،موجب شکست باندهای جنایت پیشه و تفکر قرون وسطایی اصولگرایان بود، شکست نتیجه حمایت رهبری و باندهای او بود:شورای نگهبان، سپاه وبسیج،خفتگان رهبری بود و……صدها مورد دیگر 60%جمیعت جوان هستند وازین سیستم بیزار زیرا زندگی امروزشان را مسموم کرده اند وآنها را به بهشت وجهنم نوید وپاس میدهند.
    وجدانا اگر روحانی محبوب امروز صحنه سیاست ایران وبرنده دررقابت بافردی تحصیل کرده، جوانتر ،ازادیخواه ودمکرات که همه قشر ها رامیفهمید وآزادیهای اجتماعی شهروندان را تضمین میکرد در رقابت بود شانس پیروزی داشت؟ باور کنید نه او با این تیپ ولباس وتفکر مذهبی نمیتواند نماینده وموکل مردم ایران باشد، رییس جمکران ویا حرم والاحضرت معصومه بلی.
    یک امتحان و پرشس آیا روحانی مایل وقادرست حق شهروندی ایرانیان از جمله بهایی ها را تضمین کند؟ اگر آری در اولین مسابقه والیبال، بسکتبال ویا فوتبال خودش واعضای کابینه اش با همسرانشان درجایگاه تماشاچیان قرار بگیرندو ثابت کنند که از حقوق شهروندان دفاع و حمایت میکنند،نا گفته نباشد که این یک حرکت ناچیز در برابر خواسته های مردم وحقوقشان که مهمترست می باشد.

    روحانی از 56 ملیون-23549616 یعنی 41.5%

    غایبین وبرگه سفیدان-15970270 یعنی29%

    رییسی-15786449 یعنی 28%

    میر سلیم وهاشمی طباء-693665 یعنی1.5%
    از 56 ملیون رای دهنده 40029730 رای دادند

     
    • عزیز من همانطوری که آقایان گفتند این نسبت ها ی انتخاباتی ربطی به رای دهندگان ندارد رای ها ریخته شده ولی تعیین آنکه هر کاندید چند رای آورده با مهندسین انتخابات بوده رای رئیسی بسیار کمتر از عدد اعلامی هست حداکثر ۵ میلیون و آقای روحانی حداکثر ۱۵ میلیون یعنی اکثر مردم به این نظام رای نداده اند بیشتر آرا تولید شده است به همین خاطر هست که اینان با نظارت بین المللی مخالف هستند مطمئن باشید که مردم فهیمتر از اینها هستن بیش از ۳۵ میلیون نفر رای نداده اند یا آرا باطله انداخته اند

       
  15. دست اسلام عزیز از آستین خون چکان داعش در منچستر بیرون آمد و ۲۲ نفر کشته (بچه ها هم توش بودن) و دهها نفر زخمی شدند.

     
  16. پس از نشست ریاض و گردهمایی کشورهای اسلامیزه با امریکا و هشدار عربستان و آمریکا به منبع ترور خاورمیانه و سپس سفر ترامپ به اسرائیل و سپس حمایت آمریکا از اسرائیل در برابر حزب الله دست نشانده شیطان منطقه به ناگاه انفجاری در انگلستان رخ داد که نظرها را از خطر راستین منطقه وافعی هفتاد سر-پرت کند.
    برای بسیاری مشخص است که دولت اسلامی عراق و شام “داعش” برای این ایجاد شد که دست از ابوالداعش که چهل سال است در ایران و جهان چل چلی می کند برداشته شده البته اگر دستی بوده باشد- و به سوی دیگر برود.

    نمی دانم انگلیس که خود تخم فشاننده بسیاری از فتنه ها از جمله فتنه1979 است بخاطر BBC Persian و Manoto که حساب نامزد بی کلگان و خرمشنگ ها برای دستیابی به ریاست جمهوری بود را رسیدند مورد انتقام قرار گرفت؟ نمی دانم.
    البته که باید دست روسها این مرتجعین سابق سرخ – با ارتجاع سیاه در دست هم باشند تاچنین کاری را بشود در قلب انگلستان با آن سازمانهای اطلاعاتی پیشرفته اش -انجام داد.
    بگذریم.
    حقیر که رای نداد.شب قبل از رای گیری کامنتی را خواستم بفرستم که نشد.اما محتوایش این بود که با همه کسانی که از این حکومت بیزارند ولی می روند رای می دهند به دلایل و توجیهات خودشان – همدلیم و دلخوری و نقاری بینمان نیست.

    گمان کنم که ایران به مردان و زنانی نیاز دارد که دارنده نیروهای باطنی و حسهای ششم و قدرتهای فراطبیعی باشند. از نوعی که در غرب می گویند وجود داشته و دارد.
    با کوری و کری که در میان ما وجود دارد که چون قطعات چوب و درخت روی آب -به هر سوی می رویم که جریان اقیانوس بخواهد تا ابد در موجهای آب غوطه وریم مگر آن که کشتی ای از چوب آگاهی و شناخت بسازیم و برویم به آنجا که خود می خواهیم.

    ملتهای گیج و مبهوت ، بازیچه جاودان ملتهای بیدار و شناسای هستی- هستند.هوشی که ما داریم و زمامداران بی کفایت ما – روباهان و کفتارها هم دارند.چیزی که نیازمندیم همانا عقل و تدبیر است که محصولی انسانی است.قرنها و هزاره هاست که نسیمی از آن در این دشت دراندشت نوزیده.

     
  17. خطاب به نوری زاد:
    من بارها روی این حرکات شما فکر می کنم که دنبال چی هستید؟!؟!؟ به نظر من این حرکات بیشتر به مشتی حرکات خیمه شب بازی شبیه هستند که با لفظ قلم حرف زدن قرار است از افراد دنبال کننده اون یک انسان به تمام معنا در ایران کنونی خلق کنند؟!؟ اکر بدنبال خلق اینگونه انسانها هستید باید بگم در ایران تجربه نشون داده هیچ کار انسانی خلق نمی شود یا بندرت دیده می شود مگر به ضرب و زور! اما چه ضرب و زروی؟ ضرب و زوری که موجب پیشرفت و آرامش باشد! این ضرب و زوری که در جامعه اسلامی ایرون دیده می شه و به زبون خیلی خودمونی مشتی کور و کچل ضابط اون هستند به درد عمه خودشون می خورد! من در شهرهای مختلفی زندگی کرد ه ام و همسایه آخوند، پاسدار، قاضی ، وکیل و آخوند هم تا دلت بخواد داشته ام و دارم اما در زندگی اینها می بینی که همگی اینها دنیای مصیبت اند! این دنیای مصیبت در خیلی چیزها خلاصه می شه که مصداق کوچیک اون دروغ، دزدی، بیسوادی و به زبان ساده زبان نفهمی اونهاست!

    اسلام شما مواردی داره که حتی بعضی وقتها هم از دهن بعضی اعضای رژیم می پره که فلان چیز در درجه اول هر چند اسلامیه ولی اخلاقی نیست! فکر می کنید واژه ننه صیغه ای از کجا تو جامعه ایرون رواج پیدا کرده؟! همین ها اعضا رژیم وقتی این واژه را می شنوند برای ماست مالی کردن و خود را خوب نشون دادن از همین الفاظ گمراه کننده مثل اخلاقی و غیر اخلاقی استفاده می کنند! پس چماق خوبه ولی نه از سوی این ضابطان که به زبون خودمونی اسم کور و کچل روشون گذاشتم و باز هم می گم چماقی خوبه که موجب پیشرفت و آرامش باشه! مثلاً از دیدگاه من بجای اینکه عده ای بخواهند عقده های جنسی خودشون رو با ضرب و زور (چه اسلامی و چه غیر اسلامی) تو اجتماع خالی کنند باید مراکز مربوط به اون مثل زمان شاه وجود داشته باشه و با زور چماق در مسیری هدا یت بشه که آرامش اجتماع را مثل الان خدشه دار نکنه! من صحبتهایی مثل خونه عفاف و این چرندیات که زمان خاتمی باب شدند رو قبول ندارم چون یک فاحشه قبل هر چیز می دونه فاحشه هست ولی زنهای صیغه ای همین جوری که شما ها خلقشون کردین فکر می کنند پا ک هستند و ارث پدرشون رو هم از همه مثل پاسدارا و آخوندا و کور کچلهای دور و برشون طلب کارند! واسه همین من فردی مثل گلشیفته فراهانی رو حتی از افرادی مثل همسر رئیسی یا ابتکار و مثل اون پاکتر میدونم! آخوندها فتوی می دهند بی حجاب را باید شلاق زد اون یکی فتوی میده که هر کسی فلان وسیله جنسی را وارد کرد باید اعدام بشه و همین میشه که ضرب و زورهای اینجوری فساد را به داخل جامعه می کشونه! بحث زیاد هست و فقط مسائل جنسی نیست که این یک موضوع نسبتاً کوچیک بیشتر نیست! خلاصه کلام اینکه به نظر میرسه نظام علت و معلولی قران و پیامبر رو دنبال می کنید در حالیکه همین پیامبر شما ////////////////////////////////////////////// اسم اینکارت فریبکاریه چرا که تو نه اونقدر فقیری نه اونقدر درمانده که عاجز از تهیه یک لباس و کفش مناسب حتی برای خودت باشی!!!!!

     
    • به نظر میرسه تعصب شیعه از نوع غیر همین جوری نیز بدجوری در شما وجود داره که نام علی رو از صحبت بالا حذف کردین!!!!!!!!!!!!!!!!!

       
    • علی زین الدین

      بادرودهای بسیار به دوستان!
      دوست گرامی نوشته ات به نظرم قدری آشفته آمد! معلوم نیست دکترنوریزاد رابه چه دلیلی نواختی! البته اگرلازم بودخودش پاسخ خواهدداد! اماعمده نوشته شمابه مسائل جنسی اشاراتی داردکه بازمبهم هستند( شایدهم بالا ترازتوان درک بنده است)ولی نوشته شمابهانه ای شدتابنده نیزآنچه اندیشیده ام رابیربط به محتواواشارات شماندانم!
      مسیله جنسی به صورت دردبی درمان ومشکل لاینحلی درآمده که زندگی پسرودختروزن ومردایرانی رابه نکبت وبدبختی دچارکرده,آیا دربین اینهمه انسان تحصیل کرده که سالهادرکشورهای پیش رفته زندگی کرده اند,وبین اینهمه متفکر وانسانهای نیک سیرت عاقلانی پیدانمیشوندتااین مشکل راحل کنند؟روابط جنسی کالایی نیست که بشودازچین یاهرجای دیگرواردکرد, اصل مطلب بررضایت طرفین است ,ماکه اروپاراندیده ایم ولی درفیلم ودرکتابهایشان میبینیم ومیخوانیم که بنام دوست پسرودوست دختر روابطی انسانی مبتنی بردوستی و وفاداری دارند وازآنارشیسم جنسی به شکلی که درکشورمارایج است خبری نیست! لااقل از این وضع تأسف بار محرومیت وعطش جنسی درسنی که اوج نیاز جنسی است درآنجاخبری نیست.( قصدندارم بگویم آنجامدینه فاضله وبهشت موعوداست! آنهاهم معایب ومشکلات خاص خودرادارند ولی حداقلش اینست که « شرع »
      « شرّ »نشده ودست وزبان وفکر متفکران وجامعه شناسان را نبسته ومیتوانندبدون قیدوبندمتناسب با نیازهای مردمشان قوانین لازم راجعل وتصویب کنند!) بزرگترین مشکلی که روابط آزادانسانی درقدیم داشت حامله شدن زن بودکه الآن با اختراع وسایل پیشگیری این مشکل حل شده,مشکل دوم باکره بودن دخترهنگام ازدواج دایم است آیاواقعأباکره بودن ارزش اینهمه خسارات وآسیبهای جسمی وروحی ومحرومیت ورنج رادارد؟اثرات این مغزخری که بخوردمان داده اند کی قراراست ازبین برود؟مردگان هنوزازگورهای خودبرای ماحکم صادرمیکنندو۸۰میلیون انسان تنها بایددغدغه اش مسایل ونیازهای جنسیشان باشد ومدام عزادارزیرشکمش باشند.کسی که ازسن بلوغ تاهنگام ازدواج رسمی وشرعی
      ۱۰_۱۵سال محرومیت جنسی کشیده باشدومدام به فکرارضای این نیاز طبیعی وضروری باشد تنهابا یک ازدواج ساده مشکلش حل نمیشودزیراسالهااوفقط درذهن به رابطه جنسی فکرکرده ومحرومیت کشیده وذهنش معتاد شده وبگونه ای رؤیایی فقط در اندیشه ارضای این نیازسوخته و ساخته واگرامکانی برایشان فراهم شده
      باشد باهزارترس ولرزدرغیربهداشتی ترین وغیرانسانیترین حالت,اگرتوانسته باشند ازچشمان تیزبین ونامحرم ومزاحم قانون و« مخبران صادق » پنهان شوند ونیازخودراارضاکنند تازه بایدیک عمرخود رادرپیشگاه خداوندگناهکاربدانند وازچاله عذاب وشلاق چرمی دنیوی خودراآماده چاه ویل وشلاق آتشین اخروی کنند!!!! وتمام عمردرترس از داوری روزقیامت عذاب وجدان بکشندوترس ودلهره ازفرشته عذاب داشته باشند,وازآن پس به چشم هم فاسد, ودر داوری نسبت بهم بدبین وطرف مقابل راشایسته برای زندگی مشترک نمیدانند!!!!! آیادرمیان مردم این کشورباپیشینه چندهزارسال مدنیت افرادی پیدا نمیشوندتابه این عذاب الیم خاتمه دهند؟,جوانان بسیاری به بنده به عنوان طبیبی کوچک مراجعه میکنندودههابرابرمراجعه کنندگان تماس تلفنی میگیرند،زیراازلطماتی که بخودواردکرده اند,خجالت میکشندواز آسیبی سخن میگویندکه طی چندین سال بخودزده اند میگویندومیگریند!
      واکنون که دچاربیماری شده یا درآستانه ازدواج رسمی قرارگرفته اندودچارمشکلات عدیده وشرم آوری شده اندکه حاصل تحمیل فرهنگ غلط ونداشتن راه حل انسانی ومنطقیست، به دنبال راه علاج میگردند! .تاچه زمانی بایدهیچ کس به روی خودنیاورد که مبادابه بی غیرتی متهم شود؟ بنده ازطریق همین کامنت به هموطنانم هشدارمیدهم سلامت جسم وروان جوانانتان درخطراست,خودرابه ندیدن ونفهمیدن زدن کارکبک مانده دربرف است! شماهاکه انسانیدراهی انسانی و خردمندانه بیابید.راه اندازی خانه عفاف وصیغه راه حلی غیرانسانی وغیرعقلانیست زیراتنهابه نیاز جنس مذکرتوجه میشودومثل همیشه حق وحقوق طبیعی وانسانی زنان ودختران نادیده گرفته وانکارمیشود.ایجاد مراکز
      خاص به شکل سنتی تنهابرای آن بود که تعدادمعدودی زن پاسخگوی جمع نامحدودی مردباشند! پس نیازجنسی میلیونهازن ودخترمحروم چه میشود؟ آیابایدخانه عفاف معکوسی هم درست کردکه تعدادمعدودی مردپاسخگوی تعدادنامحدودی زن باشند؟

       
    • برو بمیر ارتش سایبری چه فقاهتی چه رجوی

       
  18. حاج امیرک محبیان (البته محبت حاجی همیشه به ناقضان حقوق ملت و دزدزن و آدمکشان میرسه): رییسی ظرفیت کشف شده جدیدی بود.
    مش قاسم: چی میگی حاجی؟ ظرفیتشو امام/* راهلتون ۳۵ سال پیش کشف کرد و از از از ظرفیت استفاده هم کرد. خوابی حاجی یا تو هم از مواد سناتوری حاج قاسم میزانی؟

     
  19. خان قلچماق و قلدری و دم و دستگاه داری به روایت مردمان فیروزاباد بوده که حتی اسمش برای مردم عادی وهم برانگیز بوده اما وی عرق وطنی و منطقه‌ای نیز داشته و جز این روی ناموس مردم بسیار حساس و خود نیز مبادی این آداب و بیزار از دزدی و اخاذی. آن سوتر نیز در گستره‌ای بسیار وسیعتر خانی با دم و دستگاه و قبایلی یشتر و خدم و حشم بیشتر و جان و مال و ناموس مردم در معرض آسیب‌ها و تجاوزات وی. سه‌ بار عزم الحاق خطه آن خان قلچماق می‌‌کند و هر سه‌ بار شکست سنگینی‌ را متحمل میشود و چهارمین بار وقتی‌ خود خان را می‌‌گیرند، می‌بیند نیروی‌های خودش هم ابراز اردادت و اخوت و همسبتگی به خان قلچماق می‌‌کنند. این بر صاحب منصب کم اقتدار اوایل حکومت رضا خان حیرت آور می‌‌نماید و با مردمان هر دو قبیله غالب و مغلوب به گفتگو می‌‌نشیند و بر وی معلوم میشود ویژگی‌های خان قلدر مورد تکریم و احترام و پسند همگان است وقتی‌ ناگزیر بناست زیر سایه یا سلطه اقتدار خانی باید زیست. شده وضعیت ما در گستره خاک پاک ایران زمین، چهارمین بار خود بیت شاهد خواهد بود که لشکر دزدان و چشم ناپاکان و جانیان و وقیحان و اراذل و اوباش هم در نبرد شکست نهایی وی را رها می‌‌کنند و بجان آمده‌های بسیاری عطای وی را به لقایش خواهند بخشید. کسی‌ سراغ دارد که دیکتاتوری فرصتی را بهنگام دیده باشد و از چیزی و جایی‌ و کسانی عبرت آموزی کرده باشد تا از ثبت نام ننگ‌ خود در تاریخ و خفّت و خواری خود در زمانه خویش پیشگیری کرده باشد؟

     
  20. دوست گرامی ،سلام و خسته نباشید
    درموردراهها،نکته ای است که مایل بودم عرض کنم. اگر ما مبنای اقتصاد رامبادله بگذاریم، راهها شریان اقتصادند. زمانی که کوروش به احداث راهها می پردازد ، رومیان و تا کنون تحول صنعتی در اروپا با رشد پایاپای خط راه آهن و جاده سازی و نیروی دریایی کشتیرانی همراه است، ما تحول و رشد اقتصاد را شاهدیم.
    جاده سازی و کانال سازی و آب رسانی از بنیادهای شهردر بیش از ۳ هزار سال به شمار می آیند.که متاسفانه دردهات ایران کنونی خواب و خیالی بیش نیستند. من متاسفانه به هر طرف این سرزمین نگاه می کنم در حال فرو ریختن است .
    شاید برای اینکه این سرزمین نشانگر چهره ی واقعی مردمش است.
    چه باید کرد ؟ زمانی که دزدان در روز روشن خانه را می برند؟ ؟؟

     
  21. ما کی باشیم از شادی مردم شاد نشیم!
    هر اندازه هم که الکی برا خودشون شادی کنند و اگه ازشون بپرسی چرا شادی جواب درستی ندارند بدند. آخه مگه شاد بودن و ورجه وورجه کردن دلیل هم میخواد؟
    قضیه انتخابات منو یاد یکی از قصه های شهر موشا انداخت.
    یکی بود یکی نبود
    موشا به کدخدا که خودش موش چاق وچله ای بود شکایت بردند که این گرگ ها روزگار رو به ما سیاه کردند. رفتند کرسی های مجلس رو اشغال کردند و با وضع قوانین هردمبیلی هر کدوم اگه روزی چهار پنج تا موش نخوره راحت نمی شه.
    یکیشون گفت خوب ما هم میشیم نماینده مجلس و جلوی این قوانین رو میگیریم!
    جواب داد خنگ خدا یک لقمه چپت می کنن اگه پات اون طرف ها برسه.
    کدخدا که خیلی عقلش از بقیه موش ها بیشتر بود گفت این که کاری نداره. شبانه میریم رای میندازیم تو صندوق تا گرگ های مورد علاقه ما نماینده مجلس بشن!
    گفت آخه گرگ با گرگ فرقش چیه؟
    کدخدا بادی به قبقبش انداخت و گفت خب الکی به من کدخدا نمیگن که. من چیزی میدونم که شماها نمی دونین!
    همه باهم گفتن چی؟ همهمه ای راه افتاد. کدخدا با صدای بلند داد زد ساکت همه ساکت!
    طبق تحقیقاتی که من کردم گرگ هایی داریم که موش کمتری می خورند. به یکی دو تا در روز قانعند. اسامی این گرگ ها رو هم دارم. به همه موش ها بگین به اون ها رای بدن. این جوری تلفات و ضایعات روزانه ما موش ها نصف میشه به خدا. رفتند و رای دادند به لیست امید و همونی شد که کد خدا گفته بود. از شادی تو پوست نمی گنجیدند. از امروز قراره تلفات موش ها نصف بشه! آی ما برنده شدیم آی عجب کد خدای دانایی داریم……

     
    • جناب ساسانم هیچ وقت به مردم میهن خود توهین نکن اگر داری، چیز‌هایی‌ که باید داشته باشی‌.

      برای مثال زدن هم انسان باید چیز‌هایی‌ در خود داشته باشد که ….

       
  22. نامه تشکر و قدر دانی دونالد ترامپ به سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران
    های گایز! لاو یو آل!
    ترجمه:
    برادران عزیز و ارجمند سروران گرامی دامه برکاته!
    اینجانب دونالد ترامپ ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا مایلم مراتب دوستی و عشق و علاقه صمیمانه قلبی و خالصانه خود را نثار خاک پای سرداران معظم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران کنم به ویژه برادر عزیز و بزرگوارم سردار قاسم سلیمانی و یار و مددکار وی سردار سر افراز جناب آقای جعفری.
    به حمد الله والمنه به کوشش و تلاش خستگی ناپذیر شما عزیزان و بزرگواران بهای نفت خام که زمانی به یکصد و بیست و پنج دلار در هر بشکه بالغ شده بود و مشکلاتی را بر سر راه برنامه های اقتصادی و کار آفرینی دولت فخیمه آمریکا به وجود آورده بود اکنون به نصف بلکه کمتر از نصف تقلیل یافته و می رود با ادامه مجاهدت های شما در فحاشی از نوع خشن کرمانی بلکه یزدی به خاندان سعود و اسراییل و زحمات طاقت فرسا در نابودی سوریه و یمن و شعار های زیبای اسراییل را تار و مار می کنیم و دیگر تلاش هایی که ذکر آن مثنوی هزار من است خلاصه می رود ارزانتر از این هم که است بشود قربان دست های طلایی همگی
    یورز سینسرلی دونالد ترامپ
    رونوشت:
    حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای رهبر معظم انقلاب کبیر اندر کبیر اسلامی ایران و خلیفه مسلمین العالم اجمعین روح العالم الصنعتیه به رخسارهم فدا!

    پی اس یکم:
    هزینه واردات نفت اتحادیه اروپایی از یک و نیم میلیارد دلار در روز و
    هزینه واردات نفت ایالات متحده آمریکا از یک ممیز دو میلیارد دلار در روز و
    هزینه واردات نفت چین کمونیستی مایویستی از نهصد میلیون دلار در روز و
    هزینه واردات نفت هند جمهوری دمکراتیک از پانصد میلیون دلار در روز و
    هزینه واردات نفت ژاپن پادشاهی سرزمین خورشید از پانصد میلیون دلار در روز و
    هزینه واردات نفت کره جنوبی دمکراتیک از سیصد و هشتاد میلیون دلار در روز
    به نصف تقلیل یافته خودتان محاسبه کنید مجموع صرفه جویی های به عمل آمده در مخارج کشور های وارد کننده نفت.

    پی اس دوم:
    لطف فرموده تلاش های خود را در ایجاد رعب و وحشت در خاورمیانه تقویت کنید و حتی المقدور به تمامی بلاد کره خاکی گسترش دهید که کارتل های اسلحه سازی ما به شدت نیازمند گسترش بازار های فروش خود در جهان می باشند.
    همین یک قلم که کمک کردید صد و ده بیست میلیارد دلار انواع جنگ افزار یکجا به عربستانی های بی چاره قالب کنیم دعا گو هستیم و چشم براه بیش از این ها. قربان دست و پنجه طلایی یک یک برادران بشم خودم به خدا……….

     
    • قرار داد 110 میلیارد دلاری فقط با عربستان بود ولی در همین سفر قراردادهای مختلفی با کشورهای عربی بالغ بر 280 میلیارد دلدر بسته شده!یعنی سفر حضرت صاحب زمان امام ترامپ برای منطقه 380 میلیارد دلار خرج داشته مسلما بجز هزینه های خود سفر که میهماندوستان عرب پرداخته اند!جالب تر از همه سخن نتانیاهو بود که با اشاره به سفر ترامپ گفت که امیدوارست روزی برسد که وزیر اسرائیل با هواپیما از ریاض به اسرائیل و یا برعکس برود!

       
  23. ترامپ 112 میلیارد دلار اسلحه به عربستان فروخت. یعنی ده برابر بودچه نظامی ایران.حالا کسانی که حمله به سفارت عربستان را ترتیب دادند قالی باف رییسی یروند دلالیشان را از کمپانی های نفتی بگیرند اقلن برای زائران حضرت رضا و عزاداران حسینی غذااهای چرب درست کنند

     
  24. ایران دوست واقعی

    استاد گرانقدر با درود این نامه جالبی است حیفم امد به اشتراک نگذارم

    نامه ي ايت الله سيد محمدرضا غروي
    بسمه تعالي
    سخني با توليت آستان قدس رضوي
    جناب حجت الاسلام و المسلمين رئيسي
    سلام عليكم
    من چون طلبه هستم با شما از درب طلبگي وارد گفت و گو ميشوم اگرچه كه اين روزا برخي اباش براي شما منفعت بيشتري دارند
    يادم ميايد در سال٨٨ شيخى بنام مهدي كروبي با شخصي بنام ساسي مانكن ديدار كرد.
    شايد شما بخاطر مشغله فراوان يادتان نيايد و يا شايد هم نميخواهيد بخاطر بياوريد ، اما من كاملا بياد دارم كه جامعه مذهبي غوغايي بپا كرد كه مگر رأي چه ارزشي دارد كه يك روحاني ديني با فردي فاسق ديدار ميكند!!!؟؟؟
    جوانان مذهبي آرزوي مرگ كردند و بزرگان ما انگشت تأسف بر دهان گرفتند
    سالها گذشت و حضرتتان كه نماينده قوه قضائيه و بيشتر مجامع مذهبي و قشر انقلابي هستيد با فرد فاسقي كه به ده سال زندان و ٧٤ ضربه شلاق محكوم است ديدار كرديد
    شايد وقتتان اجازه ندهد كه پيگير شويد محكوميتش بخاطر چيست
    من به شما عرض ميكنم كه محكوميتش بخاطر اشاعه فحشا در بين جوانان است
    به راستي به كجا در حال حركت هستيد؟
    آيا دستي كه كليد دار ضريح امام هشتم است بايد تتو هاي يك فرد فاسق را لمس كند؟
    اگر فاسق نيست چرا در قوه قضائيه محكوم به فسق است؟
    آيا مگر در اسلام ندارد كه مدح فاسق موجب لرزيدن عرش خدا ميگردد؟
    شما را بخدا هركاري ميخواهيد بكنيد و انجام دهيد ، فقط و فقط اسم دين را بيش از اين خراب نكنيد
    اگرچه دين در دوران تاريخ بهترين وسيله براي فريب اقوام و ملتها بوده اما شما را به جدتان!
    نه به مادرتان!
    نه به مقام توليت تان قسم!
    باز هم نه ، شما را به حقيقت و بزرگي رياست جمهوري در نزدتان قسم ميدهم كه دين را وسيله توجيه اعمال خلاف خود قرار ندهيد
    و اين سرمايه ١٤٠٠ساله را با لباس پيغمبر نابود نكنيد.
    اللهم أظهر كلمة الحق و اجعلها العليا و أدحض كلمة الباطل و اجعلها السفلى

     
  25. رئیس ستاد انتخابات حسن روحانی در تهران، روز یکشنبه ۳۱ اردیبهشت از هواداران رئیس جمهوری ایران خواست تا از «حضور در خیابان‌ها و برگزاری مراسم جشن پیروزی بدون اخذ مجوزهای لازم بپرهیزند و گفت: ادامه این مراسم ضرورتی ندارد.»
    ترجمه: خرمون از پل گذاشت دیگه بهتون احتیاجی نیست. برین خونتون تا ۴ سال دیگه.

     
  26. در شهر هرت
    تبریک به آنانی که به روحانی رای دادند، امید داشتن مفید و خوب است، فقط نباید به ساده لوحی کشانده شود. آنچه مسلم است اقتصاد ایران و اقتصاد مقاومتی بدون برداشتن تحریمها موفق نخواهد بود، وظیفه دولت امید نیز باید سامان دادن به روابط بین المللی باشد.

    مردم نباید فراموش کنند که دولتیان ، کارگزار مردم و حساب ده مردم باید باشند.وتا آزادی و برابری و عدالت به اجرا نیایند، فساد درونی و ریشه ای از بین نخواهد رفت.

     
  27. درود فراوان به ياران

    مي گويند ما انسان ها داراي هوش و…. هستيم لابد من ياانسان نيستم يا بي هوشم كه

    به هيچ وجه راي دادن به ريس دولت ويا شوراي شهر را تاييد نظام نمي دانم و ربط اين دو را

    درك نمي كنم .مگر كساني كه گوشت انسان هاي هم سفر سقوطشان كه مرده بودند را

    خوردند تاييد انسان خواري كردند.بابا به خدا سوگند در همين دين وقانون مدني شما وديگر

    كشور ها تحت عنوان عسر وحرج واجبار و…كلي مواد وتبصره است.آخه به چه راحتي عظما

    ومشاورانش سرتان را شيره…. .آشنايي داشتم كو دل در گروتاسيس كشوري كه قسمتي

    از خاك ايران عزيزمان راهم مي خواستند بود.ايشان پشتيبان همه رفتار هاي نا بخردانه دولتمردان

    به ويژه شوراي نگهبان بودندوسخت در تاييد وتبليغ مي كوشيد بل به مقصود نزديك تر شود.

    در حاليكه راحت درك ميكنم راي ندادن هم نوعي راي و ابراز عقيده است هرچه زور ميزنم رابطه

    راي ونظر با تاييد نظام را نمي يابم.درپايان راي من آنست اگر مي توانيد طاعون البر كامو رابخوانيد

    اگر چندمين بارتان باشد.

    كمينه الاحقر: بيسوات

     
  28. یه سوال. آرای ۴ ملیونی جلیلی چتو یه هویی شد ۱۵ ملیون؟

     
  29. انتصخابات تموم شد و حسن/* دوباره رئیس/* جمهور/* شد. از این به بعد وظیفه ما ملته که نذاریم اینا شیره به سرمون بمالن و به ما بگن ما میخواستیم یه عده نذاشتن. دیگه عذر و بهانه ای نمونده که به ما نداده باشن. هسته سخت قدرت همین بود که این ملت به اینا نشون داد. هیچ هسته سخت قدرتی هیچ کجا دیگه نیست، بقیه بهانه است واسه شیره مالیدن به سر ملت. از رئیس/* جمهور/* و وزوزیرشون تا وکیلکشون و شورای شهر و غیره رو باید هر کجا که شده ازشون بازخواست کنیم که چیکار کردن و چیکار میخوان بکنن. برنامه تون کجاست؟ چه جوری میخواین کار انجام بدین؟ و از همه مهمتر پول ها کجاست؟ بودجه مملکت کجا و به دست کی داره خرج میشه؟ پول نفت توی جیب کی میره؟ خرج جنگ توی عراق، سوریه، و یمن جاهای دیگه از کجا تهیه میشه؟ خرج حزبالله لبنان چه مقدار بوده تا به حال و از کجا تامین شده؟ کی چکها رو امضا میکنه؟ حسابهای بانکی مخفی باید باز شه اسکله های مخفی بسته. همه باید تراز مالی شون رو رو کنن و مالیات بدن. ما میخواهیم مملکتمون رو باز پس بگیریم.

    /*: ک

     
  30. با درود به جناب آقای نوریزاد،

    به روحانی رای دادم،

    نظام یعنی‌ علی‌ خامنه‌ای پیروز انتخابات را “ملت ایران -عجب؟ از کی‌؟ ” و نظام (=خامنه ای) خواند با رعایت تقدم ملت ایران و بعد خودش( نظام)، ما باقی‌ پیام وی حرف‌های روح مردابی تکراری و کلیشه‌ای کسی‌ است که بیخ گوشش ۹،۳۳ در صد کل آرا رئیسی ( اگر کل این ۹ درصد را لشکر طرفدار نظام در تهران بدانیم) در برابر ۸۷،۵۲ در صد آرا روحانی در تهران، ناقوسی را که باید به صدا در آورده است. دهن کجی بجا و معنی‌ دار آشکار روحانی به صدا و سیمای ملی و قوهٔ قضاییه سراپا فاسد و ضّد ایرانی در اولین سخنرانی بمناسبت پیروزی در انتخابات و خود داری لجوجانه و کینه توزانه خامنه‌ای از ذکر نام روحانی و تبریک به وی در پیام کسل کننده طولانی‌ خود،و شب زنده داری بسیارانی بنا به دعوت توییتی روحانی برای بیدار ماندن شب شنبه و همه آنچه تمام روز جمعه تا صبح شنبه گذشت آنقدر‌ها گویا هستند تا فریاد بزنند سهم و نقش و ابتکار و خرد جمعی مردم در فراخنای جغرافیای ایران در شتاب و گستره‌ی هر آنچه روی داد تعیین کننده بوده که بود. لبّ کلام از تاریخ جمعه ۲۹ اردیبهشت آنچه رقم خورد پیام‌های نوید بخشی برای فردایی بهتر با خود به ارمغان خواهد آورد. ایرانیان از روزنهٔ ناگزیر، دروازه‌هایی‌ گشودند تا ناگزیری‌هایی‌ را با توان و نیروی حضور میدانی برای آینده گریز ناپذیر نیز به دیکتاتور تحمیل کنند. در میدان که باشی‌، ابتکار عمل نیز اجتناب ناپذیر خواهد بود. ادامه دارد…

     
  31. استاد گرامی با درود ، خواهش میکنم در اولین فرصت ما را هم در جریان حال این جوان قرار بده . اگر کاری هم بتوانم انجام دهم خوشحال میشوم . همیشه شاد وتندرست باشی .

     
  32. سلام . آقای نوری زاد به خدا به پیغمبر و به قرآن تقصیر من نیست که مطلب درباره ی رئیسی می نویسم . این یارو خودش باعث شده و من کاملاً بی تقصیرم . 1 _ در زمان قاجار و ناصرالدین شاه ، عده ای به فرنگ رفته و از خوردنی ” توماتو ” خوششان آمده و به هر ترتیب تخم آن را به کشور آورده و کاشتند و نمیدانستند که چه نامی بر آن گذارند . با توجه به قرمزی این خوراکی و تخم های آن که مثل تخم بادنجان بود ، نام آن را ” اَرمنی بادنجان ” گذاشته که بعدها هم به ” گوجه فرنگی ” تغییر نام یافت و مردم عوامِ آن زمان ” اَرمنی بادنجان ” را متعلق به اَرمنی ها و حرام دانسته و از خوردن آن اِمتناع میکردند . اما شخص متشرعی که پسری ناخلف داشت و هر روزه به شراب خواری و قمار و کارهای خلاف دست میزد و شخص متشرع هر روزه به او تذکر میداد ولی یکروز وقتی دید پسر ناخلف اش ” اَرمنی بادنجان ” و یا همان گوجه فرنگی را خریده و به خانه آورده ، عصبانی شد و گوجه فرنگی ها را روی زمین ریخته و از بین برده و حین بیرون کردن پسر ناخلف از خانه ، به او میگفت : من یک عمر شرابخواری و قماربازی و … تو را تحمل کردم ولی آوردن ” اَرمنی بادنجان ” و یا همان گوجه فرنگی به خانه را تحمل نمی کنم و پسرش را از منزل بیرون کرد . 2 _ اما در یک قیاسِ مشابه ، امام جمعه مشهد علم الهدی با توجه به اینکه داماد گرامی اش یعنی اِبراهیم رئیسی برای تبلیغات انتخاباتی خود با امیر تتلو خوش و بشی غلیط کرده ، می بایست رئیسی را فرا خوانده و با نواختن یک پس گردنی و بیرون راندن ایشان از آستان قدس رضوی به ایشان بگوید مرد حساب! من یک عمر یعنی 38 سال قاتل بودنت و جانی بودن و جنایات تو را تحمل کردم ولی دیگر نمی توانم این نشست و برخاست تو را با ” امیر مقصود لو ” و یا همان تتلو ببینم و از مشهد برو بیرون !

     
  33. با سلام . بنده حقیر اگر جای علم الهدی امام جمعه مشهد و مخالف هر نوع موسیقی و هنر و کنسرت بودم و دامادم با آقای ” تتلو ” دیدار کرده بود ، دست دخترم و نوه هایم را میگرفتم و یک شبه عقد ” سه طلاقه ” را بر پایان زندگی با رئیسی جاری و دستور مؤکد به تمامی دست اندرکاران خراسان اعم از استاندار و نیروی انتظامی و بسیج و سپاه و… میدادم که از ورود ” رئیسی ” به هر دلیل به خراسان حتی برای عرض ” توبه ” به بارگاه ملکوتی امام هشتم جلوگیری کنند و ایشان را مادام العمر ” ممنوع الورود ” به خراسان میکردم . البته باید منتظر اخبار و توصیه و اقدام جدید و عاجل خود علم الهدی هم در روزهای آینده در این خصوص باشیم که بسیار شنیدنی و دیدنی خواهیم بود و بنده ی حقیر فکر نمی کنم که از این قصور و سر تا پا گناه نابخشودنی رئیسی ” قسر ” در بروند !!

     
  34. …و ده درصد باقیمانده را نیز مدیون همین جناب سید مرتضای خودمان می باشد.

     
  35. من فکر میکنم روحانی حداقل نود درصد پیروزی خود در انتخابات را مدیون ایت الله منتظری و فرزندش جناب احمد اقا باشد.

     
  36. ياران جان درود

    بلي تمام شد وحيف در نگاه اول به نظر مي رسد هيچ گيرمان نيامد فلان كسك ابقا شد .

    اما غنايمي اين وسط بدست مردم افتاد كه حقير بخشي از آنرا مي شمارم .

    1-با دوپينگ امام رضا بجز در روستا هاي محروم تر از محروم آنهم پير زنان ومردان كسي را گول نزد.

    2-با كم كردن تعداد بسيجيان وسپاهيان وپرسنل ارگان هاي…. كه بفرموده راي ميدهند بعلاوه

    اقشاري كه شوربختانه محتاج يارانه سه برابري شده اند(باحاتم بخشي به حماس و حزب الل و

    سوريه اسدو يمن) وزن واقعي و اندك اينان باز هم مشخص ترشد به عبارت ديگر 3مليون هم نيستند.

    3-ايت القتال و ولي اش بزغاله محتاج ودست بدامن فلك زدهاي دلقك شدند

    4-آنكه باد بغبغب انداخته ونعره مي زدمشهد جاي اين …….چنان بيچاره گشت كه به گروه رپ ارتقاع

    مقام يافت.

    5-هيچ يك از شش نفر رفرنسي به عظما سابق وفعلي نداشتند كو ميدانستند منفورالملله ميشوند.

    6-سخناني گفته شد خروار خرواركه با مثقالي از اينگونه سخنان بزرگان بسياري به حبس رفتند و تكذيبيه

    فراوان با ريدند.

    دوستان عزيز مابقي غنايم بدست آمده را ذكر نمايند……………………………الاحقر بي سوات

     
  37. نوری زاد به دزفولی می خوام ازت تشکر کنم: آه والله تو خیلی گپی. داداش مخی کنمت… از دوستان دزفولی خود بخواه برایت ترجمه کنن!

    من سمنان هم زندگی کردم! به سمنانی میشه اینجوری گفت:

    داداش طحال خواره! ای کیندی…

    —————-

    من که متوجه نشدم اما هرچه که باشد : سپاس

    .

     
  38. بدون شرح،،بدون شرح،،بدون شرح،،…..

    میزان آرای استان تهران
    انتخابات ریاست جمهوری ٩٢ = ۲،۳۸۵،۸۹۰
    انتخابات ریاست جمهوری ٩۶= ۵،۷۴۰،۳۱۵

     
  39. مگر میشود یکی با شناسنامه جمهوری اسلامی خود را کاندید انتخابات ریاست جمهوری کند و از اعضای تند روی حزب جمهوری و سپس مؤتلفه باشد، بعد همان شخص با شناسنامۀ دوران پهلوی برود رأی بدهد؟! رفتارش طنز است یا توهین؟ مگر میشود کسی هم شناسنامه پهلوی داشته باشد و هم شناسنامه جمهوری اسلامی؟ و با اینهمه سابقۀ انقلابی! شناسنامۀ پهلوی را تر و تمیز نگه داشته باشد؟!
    اینهم عکس:

     
  40. یک داستان کوتاه کوتاه اما همیشگی￷!
    ￷*￵چیز بعد از چیز
    ￵فردای انتخابات با تعجب دید که باید باز از خواب بیدار شود و به مدرسه برود با اینکه حس می کرد از همه چیز تهی شده حتا از استخوانهای زیر پوستش￷￷, اما مثل تپه ای نای برخاستن نداشت چرا هیچ کس به او توجه نمیکرد دیروز که حتا رییس جمهور با چشمانی وغ زده و زبانی دراز به او ￵خیره شده بود حالا حتا دیوارها به او پشت کرده بودند. سراغ کتابخانه اش رفت سوسکی لای کتابها می لولید با نوک انگشتانش آنرا برداشت و بلعید.
    حالا توی خیابان بود یا یک بیابان برهوت؟ آسمان صاف صاف بود و کاندیداها مثل کرم از دیوارها آویزان بودند و با هر وزش باد اینطرف و آنطرف میرفتند ￵. حس میکرد دزدان سرگردنه باز لختش کرده اند و با چشمان دریده هنوز به او زل زده اند شاید هنوز آخرین پاپاسی را در یکی از شکافهای تنش ندیده باشند￷!
    همه چیز خاکستری بود حتا زن زیبایی از آنطرف خیابان رد نمیشد تا آخرین ته مانده غریزه اش را تحریک کند۰
    قصه ما تمام شد ￵آقا معلم قصه ما نه خودش را کشت نه زار زار گریست .

     
  41. بخدا قسم بعضی از فایلاتونو که میبنم یا گوش میکنم ناخوداگاه اشک از چشمم میلغزد جناب نوریزاد من توی یه ارگان از مجموعه ی عظیم سپاه در حال کار هستم (قرارگاه خاتم)خیای از همکاران ودوستان با وجود اینکه میدانند این حکومت چه جفا و ظلمی در حق ملت روا داشته از روی ترس از اخراج ومعلق شدن از کار تن به خفتی به اسم انتخابات و رای دادن میدهند بنده با اینکه یک نیروی فنی در این مجموعه به حساب میایم و جایگاه نصبتا خوبی دارم ولی عطای ان را به لقایش میبخشم وحاضر نیستم تن به این خفت بدهم وقتی میبینم خودشون به راحتی اب خوردن تمام دزدی و غارتهاشونو میریزن تو دایره و در معرض دید تمام ملت قرار میدن به حماقت انانکه رای میدهند ،چه بگویم والله بخندم یا بگریم یا افسوس بخورم بنده رای نمیدهم مگر در این سی و اندی سال چه گلی بر سر ما زده اند حاضرم از کار بیکار شوم ولی تن به ذلت و خواری ندهم جناب نوریزاد اگر شما را یکبار میدیدم دلم میخواست دستتان را ببوسم بواسطه ی قلمتان لبانتان را ببوسم بواسطه ی صراحتتان پایتان را ببوسم بواسطه ی ثابت قدمیتان دلم میخاهد در برابرتان سر تعظیم فرود اورم ویک جمله بگویم من هم در کنارتان هستم و به تمامی اندیشه های پاکتان ایمان دارم رحمت به شیری که نوشیدی درود به شرف ‌پدرو مادرت

     
  42. استاد عزیزم,بادرود برشما
    فکرمیکنم لامپ هشدار برای تخلیه سوریه روشن شده وچون حضرات بویی از وطن پرستی ونثارجان برای حفظ ناموس وشرف نبرده اند وهمیشه تنها موجب جنگ وجدال وکشتار بوده اند وتنها چیزی راکه درحفظش کوشیده وتن به هر ذلت وخواری ازپهن کردن فرش قرمز درتبریز برای روسها وبه صیغه دادن نوامیس ایرانی داده اند فقط جانشان بوده وبس,ازسویی قدرت نمایی وبگیروببند وزورگویی وظلم وتجاوز وشکنجه وکشتارشان برمظلومین وضعیفان است وبمحض احتمال حمله دشمن قدرتمند سازش قهرمانانه!!!نموده وجامیزنندواینجاست که برای حفظ خود حاضرند وطن باشکوه وکهن مارا تکه تکه بفروشند تا چند صباحی دیگر به چپاول وغارت ادامه داده واخرین درخت جنگلهایمان راهم با خاکهای چون طلای ناب هرمز تراشیده وبازمانده میراثهای ملی مان راهم نابود کرده بعد گورخودراگم کنند, انچه چون تبر پایه های استبداد اقارادرهم میشکند وارزوی مجتبی را برباد میدهد سرپیچی بی خطرمدنی است که اکنون عدم شرکت درانتصخابات است,به امید بیداری مردم ازنیرنگ ونمایش حضرات.

     
  43. درودی دیگر
    ### تمنا دارم مطلب را منتر نفرمایید خصوصی برای خودتان است
    نوریزاد عزیز با هجرت از تاریکی به روشنایی قلب دوستدارن آزادی رو روشن کردید نشان دادید به رشنایی میتوان دل بست و پا براهش شد.
    من هم دلسوخته ام
    برادرم و عزیزتر از جانم سال 63 به فرمان تیر رییسی ها سپرده شد
    و برای شماره قبرش پول 3 گلوله از ما گرفتند.
    در جبهه مثلا آزادی در اعتراض به دیکتاتوری رجوی صد نفر از ذوب شدگان ولایت رهبری رجوی در نشست درونی زیر ضربه های پوتین و مشت له کردند. دو هفته بستری بودم و برای همیشه از نعمت راه رفتم محروم شدم.
    من تشنه آزادی و شیفته عدالت و عاشق حقیقتم
    تمام جرمم همین بوده .
    دوست عزیزم خشم و نفرتت از حاکمان سیاهی را میفهم و آن را مقدس میدانم
    ولی برادر خوبم پاسخ آن در رفتار هیجانی و احساسی نیست. بدنبال راهی برای برونرفت باید گشت.
    میترسم سرمایه گرانقدری همچون شما در همسویی با خشک مغزان ضد میهنی که با دروغ بزرگی به نام سرنگونی تماما به تاریخ آزادیخواهی میهنمان خیانت کردند و این را میتوانم ثابت کنم،خدای نکرده شما هم در شعله های این بوتهای خشک بی حاصل که فقط مستعد آتش زدن و سوزاندن هستند خود را بسوزانید
    عتشقان آزادی سرمایه های بی همتای جوامع انسانی اند و باید قدر داشته شوند.
    من شاید بی مقدارتر از آن باشم بخواهم شما پند دهم ولی تجربه های بسیار دارم که شما را هم بر این سفره هر چند فقیرانه ولی از دل رنج و شکنج دعوت میکنم.
    دوست خوبم بگذار مردم رنج دیدمان را پشت حداقل عاقلتران حاکمیت سیاهی جمع کنیم صدای “چرا 38 ستل اعدام و سرکوب” بتوتنیم فریاد کنیم.
    مردم را در این جبهه جمع کنیم
    اطمینان داشته باشید مردمی که پشت کلام آزادی به میدان میآیند بسیار تاثیرگذارتر از خانه نشینی مستاصلانه است.
    بگذاریم غرش شعارهای آزادیخوانه در سکوت سنگین سرسزمین مرده مان طنین افکن شود.
    بردار خوش طینتم دلم ازاین که مرد مودبی چون شما تشنگان آزادی را که با شعارهای آزایخواهانه و عاشقانه و در کمال وقار و کمال شعور سیاسی میخواهند متمدنانه تلاش کنند تا کبوتر سفید آزادی را طریق همان صندوقهای کهنه و زنگ زده آرا، آزاد کنند شما آنها را گوسفند خواندید.
    نگاه کنید بهترین و شریفترین هنرمندانمان در خیل همین گوسفندان هستند
    سهراب اعرابی و صدها کبوتر خونین بال آزادی در دفاع از همین رای دادن پرپر شدند
    خودت عزیزدلم از دل انتخاب 88 به سوی نور و آزادی پر کشیدی
    حالا چرا خشم و کینه عصبیت عینک تاریکی بر چششمان نازنینت تحمیل کرده که این چنین حق پوشی میکنی
    جسارتم را ببخش بردارم ولی چون برایم عزیزی و دوستت دارم سفره دلم را برایت باز میکنم
    سفره دل جای غریبه ها نیست
    مبادا روزی دوباره ببینی از شدت ضدیت با آخوندها در فراسوی چپ باز هم از مردم خوب و عریز و فهیممان دور شوی
    این نه حق توست و نه حق میهنی که به همچو تو نیاز وارد
    دلم میخواست قبل از انتخابات حرفهایم را گفته باشم چون بعدش سودی ندارد.
    دلم میخواهد فردا صدای همراهی ات در جبهه مردم و طیف آزادیخوههان حقیقی ببینم و اینکه به عقل و آزادی و احترام به حق حاکمیت مردمی رای دهیم
    منظورم فرد نیست بلکه من به شعارها رای میدهم و امیدورام که حتی دادن این شعار دل سردهندگان آن را هم روشن و آنان را نیز مدافعین واقعی آزدای کند من به تغییر انسانها و اصالت نور باور دارم
    روی ماهت را میبوسم

     
  44. ام دبلیو ان

    جناب آقای دکتر عزیز نوری زاد تا حالا هر چه نوشتم تو کانال که قرار نگرفته ولی خواهشا این چند مطالب را اگه میشه تو کانالتان قرار بدهید :من به عنوان یک ایرانی یک هموطن حضرت آقا قبول بفرما نه یک اسرائیلی که هزاران برچسب بچسبانید میدانم که شما حتی به حرفهای دایی ات هم گوش نکردی هزاران بزرگوار گوشزد کردند گوش نکردی .ولی این یک عنوان را قبول بفرما ببینید این جمهوری اسلامی نه تو و امثال تو بلکه خمینی آوردند و باعث بانی ایشان بود اگه خمینی نبود فرض کن انقلاب هم میشد صددرصد در همان اوایل از بین میرفت .ولی با او قدرت بزرگ خمینی شما خانواده اش را نابود کردید بعد از فوت ایشان پسرش را کشتید نوه هایش را فراری دادی سید حسن را به کنترل خود تحت نظر قرار دادید .اینه بفهم خب شما هم میمیرید ولی انکسی که بعد ازشما اید او با خانواده شما هم همچین رفتار خواهد کرد شاید بدتر از شما حالا اون کس یا سید ابرام الرییسی باشد یا کسی دیگر .خمینی شما را مثل مار در استین اش پرورش داد حالا شما داری همان جناب را مثل مار در آستین ات پرورش میدهی ..والکی الکی هم مردم مردم نکن چون مردم از نیت شما خیلی وقت است آگاه شدند وگر نه شما هر چه میگید مردم راه مخالف را در پیش نمیگرفتند ….از من گفتن کد گوش شنوا

     
  45. درود
    دوست مردم
    آقای نوریزادعزیز
    حال که اقپال آنراپیدا کردهاید،که مردم دوستتان بدارندوشمارادوست انگارند.
    دوستانه بشما میگویم ،بازیهای سیاسی، پرشوروچندروزه هست وبرخوردسیاسی اگرچه لازم ودلیرانه است، ولی اثرپایدارندارد، چراکه نظرگاهش مقطعیست وبا آمدن آن ورفتن این،تمام میشود.
    پایدارآنست که دروادی خردواندیشه وباورهمگانی جامعه گامی برداشته شود.
    که اگرخردمندی وواقعبینی درافکارآحادجامعه نهادینه شود،خوبخود دیدگاه جامعه درتمیزمسائل سیاسی قادربه تشخیص میگردد.
    شما وامثال شما میتوانید موازی حرکت سیاسی، حرکتها ونهضتهای فکری ایجادکنید.
    میتوان تلاش درروشن شدن اذهان کردوریشه های اندیشه وباورهای موهوم وخرافی که وضعیت عقب افتاده جامعه را رقم زده ،شناسائی وبه چالش کشید،میتوان باارائه مقالات ومعرفی کتب،گامهای اساسی برداشت.
    خرافات قلعه متین واستواریست که گرداگرد جوامع مذهبی کشیده شده است.
    شمادر داخل قلعه دنبال ارائه جه نوع زندگی هستید!
    دوست خردمندوخردورز بیائیدوباکمک دیگر اندیشمندان راهی برای سعودبه بالای دیوارقلعه پیداکنید،تاخود مردم آنطرف دیوار را ببینند.
    نردبان سعودبه بالای دیوار میتواند ارائه مقالات وکتتب سودمند باشد. دردنیای مجازی راه اندازی گروهی جهت کننفرانسها وبرخورد وتقابل ونقدافکارو…..
    آقای نوریزاد عزیز شما ابدی نیستید
    ولی میتوان بمانند علی دشتی واحمدکسروی و….با آنکه درابتدا آخوند بودند(به مثل جنابعالی ومن که دراببتدای جوانی خود، آب آور آسیای خرافه بودیم)به روشنگری وروشنفکری که رسیدند ،کارفرهنگی کرده ودرروشنگری وروشنفکری گامهای جاودانه برداشتند. بااحترام وارادت(چل)

     
    • علی زین الدین

      بادرودهای بسیار به دوستان!

      دوست گرامی دقیقاًانگشت روی مشکل اصلی گذاشته ای، وبه ضروری ترین نیازجامعه اشاره کرده ای! مشکل اصلی همه مادربیسوادی وکم سوادیست! این مشکل هم تنهایک راه حل داردوآن اینست که اکثریت قاطع مردم به کتاب بهای لازم رابدهندومطالعه کنند! هرکس بتواندوهرکسانی بتوانند راهکاری نشان بدهند که مردم کتاب بخوانند وهمچون یک کالای ضروری به کتاب احساس نیاز، وبرایش هزینه بکنند کار اصلی وبزرگترین کارممکن راانجام داده است، زندگی کردن درمیان ناآگاهان
      هیچ ارزشی ندارد، ریاست کردن هم ، حتی خدایی کردن برجاهلان هم هیچ افتخاری ندارد! جریان تمدن وفرهنگ سرعت سرسام آوری گرفته، ملل بی دانش به سرعت ازکاروان پیشرفت برای ابد جامیمانند، تاقبل ازچنددهه اخیر موضوع چنین حادنشده بود، ظهور اینترنت ورواج دنیای مجازی بشریت راواردفازوکانال تازه ای کرده، است!. معلومات به سرعت کهنه شده وازاعتبارمی افتد، اگر کسی صدهاجلدکتاب هم خوانده باشد ولی محتوای آنهاکهنه شده باشد وشخص نتواند دانش خودرا به روز کند وضعیتش با بیسوادی یکسان است! به روزشدن برای مردمی که به مطالعه وکتاب خواندن خوگرفته اندآسان است ولی برای مردمی که بایدازصفرآغاز کنندبراستی دشواراست! ولی غیرممکن نیست.
      هرکه نقص خویش رادیدوشناخت
      اندراستکمال خودده اسبه تاخت

      ژاپنیهادرمقطعی ازتاریخ خودبه مدت یک قرن درهایش رابه روی جهان بست روزی به خودآمدندودیدند که خیلی بیشتر از یک قرن ازکاروان فرهنگ و مدنیت جامانده اند! درحالیکه ارتشهای دنیا انواع سلاحهای گرم وتوپ وزیردریایی وناو وناوشکن داشتند آنها ساموراییهایی داشتندکه هنوزمؤثرترین سلاح هایشان مشت ولگد وشمشیربود!لذا پس از آگاهی نسبت به عقب ماندگی خود، باچنان سرعتی کوشیدند، وکار کردندوزحمت کشیدند که دراولین اقدام نظامی نیروی دریایی روسیه تزاری را شکست دادند وآنرانابود، وصلحی تحقیرآمیز به تزارمغرورروس تحمیل کردند! در کشورماافرادلایق وداناوخوش فکر کم نیست! میتوانندطرحی نودرافکنند و مردم رابه خواندن ومطالعه تشویق وترغیب کنند! اگرصدنظام دراین کشور عوض شودوصدهاانقلاب به پیروزی برسدولی سطح دانش ومطالعه عمومی تغییرنکند، جززیان وخسارت حاصلی نخواهدداشت! اگرشماوجناب دکتر نوریزادتغییرعقیده داده اید، آیاعلت وسببی جزمطالعه و آگاهی داشته؟
      تنهادشمن حقیقی ودائمی که هرگز دوست نمیشودجهل وبیخبری است وبس!

      جان خبرآمدهمی درآزمون
      هرکه راافزون خبرجانش فزون
      اقتضای جان چوای دل آگهیست
      هرکه آگه تربودجانش قوی است
      جان ماازجان حیوان بیشتر
      ازچه رو؟زانکه فزون داردخبر.

       
  46. جناب نوریزاد عزیز با درود. سپاه پاسداران برای بعد از اقای خامنه ای در تکاپوی یافتن پایگاه مطمئن ایدئولوژیک است زیرا بخوبی میداند که قدرت نظامی و ثروت اقتصادی در ایران بدون وابستگی به پایگاه ایدیولوژی فرو ریختنی است و بر این اساس است که تصمیم به بر کشیدن رئیسی به عنوان جایگزین بعد از خامنه ای میباشد زیرا رئیسی به دلایل مختلف منجمله گوش بفرمان بودنش بهترین پایگاه ایدئولوژی سپاه میتواندباشد فلذا بر خلاف نظر شما که معتقدید : او را آورده اند تا بسوزانند ؛ من معتقدم سپاه و همفکران با تمام قدرت تلاش خواهند کرد او را از صندوق رای بیرون بیاورند حتی اگر مجبور به کودتا شوند

     
    • نوبخت عزیز به تحلیل های اقای نوریزاد ایمان اوردی؟ نه شما بلکه اکثریتی از تحلیل گران و سیاسیون و صاحب نظران نظرشان همین بود اما این بزرگمرد ازهمان اول تحلیل و پیش بینی شان همین بود که دقیقا اتفاق افتاد

       
  47. درود بر شما رفیق عزیز
    پایمردی ات ستودنی است
    شعر ناکوکم تقدیم به شما

    میکس بوی جوراب و گلاب
    میلیون تا امامزاده
    بعد از انقلاب
    رفراندوم سیاه و
    تقلب توی انتصاب
    صندوقچه ی دروغ و
    حسرت یه رویای ناب
    ابروهای پیوسته و
    جین های خمره ای
    دلهای جر خورده با
    دشنه ی نقره ای
    شعرهای انقلابی و
    مارش های رو به جنگ
    مشتهای گره خورده و
    کامفورمیست جفنگ
    بورژوازیه کپیده
    روی تخت آناستازیا
    بازی پشت پرده ی
    بعضیا با نازیا
    چشمهای سرخ مادرم
    نوستالژی عرق سگی
    نشئه با سه تا صلوات
    سکس به روش داگی
    خون خوردن یه زامبی
    که به ز دولت اوست
    دعوا رو اسم خلیجی
    که خانم لوراش؛ مال کشور دوست

    آی سرندیپیتی خسته کجایی
    آی تایتانیک رفته به عروسی
    آی کلاه انگلیسی تو ندیدی
    چه می کنه این ودکای روسی

    تعبیر بختک افتاده از نفسم
    کابوس فین و ارس
    چالش یخ و رنگ و خودکشی
    پرولتالیا تو صف برنج و عدس
    پنجره ها رو باز نکنید
    هوای بیرون مسمومه
    پنجره ها رو باز کنید
    آفتاب این خونه لب بومه
    پلکی که می زنی و
    فکر می کنی همش خوابه
    فکر می کنی که خوابی ولی
    اونم یه فریب و ارعابه
    مشت میزنی به
    شیشه های رستورانهای شهر ای مرد
    مشت می خوری از
    نگاه بی تفاوت تماشاچیای شهرآورد
    میری و خاک میشی، کود میشی
    توی یک معدن
    یا که شهادت رو تجربه می کنی
    با حس جزغاله شدن
    عوضش امنیت بر قراره
    واسه لمپنها
    تو با خودتم قهری و
    من با خودم تنها

    آی سرندیپیتی خسته کجایی
    آی تایتانیک رفته به عروسی
    آی کلاه انگلیسی تو ندیدی
    چه می کنه این ودکای روسی

    “متی”
    1396/2/20

     
  48. از محمد دوستدار شما و آزادی و انسانیت

    38 سال از 57 تا همین لحظه و فردا و پس فردا… روحانی مثل رئیسی یکی از مسئولین این حکومت آخوندی بود. با زندگی اشرافی. بدون دغدغه مالی. بهترین خونه در بهترین محله تهران. بهترین ماشین. محافظ. زن و بچه هاشون چه زندگی شیکی داشتند. در همه این سالها که روحانی و رئیسی در استخرهای اعیانی شنا میکردند و در مهمانیهای حکومتی میخندیدند و..

    کارگران معدن یورت با تاخیر در حقوق وزارت کار و بدون بیمه در عمق زمین کار میکردند و ستارها شکنجه و تحقیر میشدند و چه شبهایی مثل امشب شب رای و فردا روز رای، نرگسها بغض کردند و در خیال، بچه شون رو بغل کردند و گریستند.

    جنگلی میبینم. گرگهایی. دریدن لاشه بره آهویی. ما بره ها چقدر فریب میخوریم!!! دوباره در خیالم یکشنبه را میبینم که رهبر و همه حتی ظریف در استرالیا از انتخابات پرشور و وجود آزادی و طرفداری مردم از حکومت ملایان سخن میرانند.

    و یک شنبه باز هم ما ماندیم در منجلاب. نرگس و آتنا و بغض و تنهایی در زندان. و کارگر معدن با حقوق وزارت کار در عمق زمین. و روحانی و رئیسی در خانه های چند ده میلیاردی در شمال شهر. و خامنه ای با یک شب دیگر خواب راحت. …..

    حکومت آخوندی مثل غذای مسموم هست. شما فقط آزادید همین غذا را با سس ملایم یا با سس تند انتخاب کنید.

    الان انتخابات 76. یکطرف ناطق نوری، طرف دیگر اطلاح طلبان و خاتمی. ما با هزاران امید پای صندوق.
    تصور کنیم در لحظه انداختن رای برای خاتمی، ماشین زمان، روزی را در 20 سال آینده بتواند بما نشان بدهد. خودمان را ببینیم بعد از 20 سال، هنوز مجبوریم بین رئیسی اصولگرا و روحانی اعتدالگرا یکی را برگزینیم.

    حال که آینده ی 20 سال بعدم را دیدم، حتما به طیف تندروهای ناطق نوری و توکلی و احمدی نژاد و سعید جلیلی و رئیسی رای میدهم.

    چون به احتمال زیاد بعد از 20 سال، یا از زندان آزاد شدم و یا شاید زندان با من نابود شده است. حداقل مطمئنم بعد از 20 سال، هنوز مجبور به انتخاب دو غذای سمی زندان، فقط با اختلاف در سس سیاه یا سفید، نیستم.

     
  49. سلام جناب نوریزاد عزیز
    بنده بعنوان یک شهروند ناچیز از اساس این انتخابات را تحریم میکنم چرا؟ چون انگشت زدن در استامپ انتخابات انگشت زدن در خون ندا آقا سلطان و شهدای کهریزک و خصوصا شهدای تابستان67 میباشد ولی بعنوان کسی که علیرغم میل باطنی با یک خانواده آخوند و سپاهی و اطلاعاتی ازدواج کرده ام و میبینم چطور اینها تهمت و افترا به آقای روحانی میزنند باز هم خیلی دوست دارم روحانی مجددا انتخاب شود چون خیلی امیدوارم این دفعه توسط سپاه جنگ داخلی درست شود و این کاکتوس پر از تیغ و فساد از داخل فاسد شود و بدون اینکه خون بیگناهی ریخته نشود بساط این رژیم جمع شود چون با تحریم و اجتماعات آزاد کاری ازپیش نمیرود و دقیقا اتفاقات سال88رخ میدهد محکوم به شکست است چون مردم رهبر و لیدر ندارند و این رژیم چنان در بین مردم نفوذ کرده که آدم به برادر خودشم شک میکنه که برادر خودشه یا آدم فروش اطلاعات جوانانی دیده ام که با تیپ فشن مخبر اطلاعات هستن

     
    • مازیار وطن‌پرست

      زنده‌یاد شهید ندا آقا سلطان نه در انتخابات 88 رأی داده بود و نه در تظاهرات پس از آن شرکت کرد، بلکه در خیابانی فرعی به گلولۀ جانیان و آدمکشان گرفتار آمد.

      اما مادر شهید سهراب اعرابی که از دلبستگان به جنبش سبز بود و در تظاهرات کشته شد، اعلام کرد علی‌رغم میل خویش، بخاطر خون پسرش و ادامۀ راه او در انتخابات شرکت خواهد کرد.

      خواهش می‌کنم و ترجیح می‌دهم دیگر از خون شهیدان برای استدلال خویش سوء استفاده نکنیم یا اگر می‌کنیم دست کم حقایق را بدانیم و کتمان نکنیم.

      سرکار خانم نرگس محمدی نیز، در انتخابات شرکت کردند.

       
  50. اندر احوالات امنیت بی نظیر وطن

    چندسالی است با نشان دادن سرهای بریده عراق و سوریه مدام منت امنیت و آسایش ایران را در مقابل هر نوع درخواست و سوالی چون چماق بر سر ما می کوبند .یاد خاطره ای افتادم که هم باعث انبساط خاطر است و هم بی ربط به شرایط حال حاضر ایران نیست.
    پسر عموی دارم جهت انجام خدمت سربازی به نیروی انتظامی رفت پس از چندی به کلانتری بدنام ترین محله شهرمان انتقال یافت. وقتی او را دیدم منتظر اعلام شکایت او و تعریف خاطرات هولناک از خدمت سربازی او بودم ولی در عین ناباوری او بسیار خوشحال بود .!
    او از کسادی جرم و جنایت در محله های آنجاخبر داد و هدیه هایی که مردم برای کلانتری می آورند!!! کلانتری آنها هر ماهه ممتاز است و هیچ شاکی و مال و جان باخته ای ندارد !!
    اول فکر کردم قصد شوخی و سرکار گذاشتن من را دارد ولی دیدم نه خیر ،قضیه خیلی جدی است و اصلا دلش نمیخواهد جابجا شود.
    وقتی دلیل این داستان را پرسیدم منتظر بودم از دقت و جانفشانی پرسنل کلانتری و مدیریت با تجربه و کارا چیزی بگوید !. او با خنده گفت محله آنها منبع دزدهای و خلافکاران کل شهر است و معلوم است که اینها از هم نمی دزدند و در واقع محل کاراین خلافکاران سایر محله های شهر است و در ضمن اهل شکایت و کلانتری هم نیستند اگر مشکلی باشد در خود و به روش خود حل و فصل خواهد کرد.
    داستان امنیت ما در ایران بی شباهت به این موضوع نیست!

    سرفراز باشید

     
  51. دخترم فیلم دیدار رئیسی با امیر تتلو خواننده لومپن را با دست‌های تتو کرده نشانم داد که چگونه فلسفه نقاشی‌های روی دست را برای حاج آقا توضیح می‌داد و ابراز ارادت می‌کرد و حاج آقا با مشاهده تصویر کلید و قلب بر دست او به کلید روحانی طعنه می‌زد و قهقهه سر می‌داد. خبر مجوز کنسرت تتلو در برج میلاد امشب ساعت ۹ را هم برایم خواند. و با لبخندی که هزار معنا داشت گفت در گوگل تصاویری از پارتی‌های شبانه و شاد‌نوشی‌های تتلو را ببینم. دیدم و سکوت کردم . اکنون تنها نشسته‌ام و اندوهی توام با خشم تمام وجودم را فرا گرفته است. اگر رئیسی در سی و هفت سال گذشته یکبار به سماحت دست شفقت بر سر امثال تتلوها کشیده بود مشکلی نبود. اما او که طی این سال‌ها در خاطره‌ها جز به خشم قهر سخنی و عملی از خود برجای نگذاشته است، به چه انگیزه‌ای جز تشنگی قدرت می‌تواند مشتاقانه در کنار تتلو بنشیند و بدان افتخار کند آن چنان که فیلم دیدارش را به همه نشان دهد؟ انتخابات یکی دو روز دیگر تمام می‌شود و ما می‌مانیم و پرسش‌های بی پاسخ فرزندانمان که آنان را به دین و اخلاق می‌خوانیم . نمی‌دانم اگر جای فرزندم بودم و در ذهنم این نصیحت‌هارا در کنار تصویر رئيسی مدعی دین و تقوی و تتلو با آن هرزگی‌ها و شادنوشی‌ها تجسم می‌کردم در باره دین و حاملان آن که رئیسی خود را نماینده آنان می‌داند چه قضاوتی می‌کردم. خدا را شکر می‌کنم نسل ما،طالقانی ها،شریعتی ها،بازرگان ها،سحابی ها را دید نه رئيسی‌ها را. و به بداقبالی این نسل افسوس می‌خورم. لبخند معنی دار دخترم از ذهنم محو نمی‌شود. رئیسی و تتلو؟ این چه دینی است که برای رسیدن به قدرت هر حرامی را حلال می‌کند؟ این چه اکسیری است که به شهوت قدرت هر ممنوعی را مجاز می‌سازد؟ و در تمسک به هر ابتذالی برای رسیدن به قدرت مرز نمی‌شناسد؟ این چه دینی است که در آن صدای شجریان ممنوع می‌شود و کنسرت سراج حرام ، اما تتلو در کنار حضرت آیت الله قدر می‌بیند و بر صدر می‌نشیند؟ برای این پرسش‌ها تنها یک پاسخ به ذهنم می‌رسد: این دین اسم رمز قدرت است. چرا که در تمامی گزاره‌های توصیف کننده این دین می‌توانید به جای کلمه دین واژه قدرت را بگذارید و گزاره شما به همان اندازه معنا دار باشد. به همین دلیل به صراحت می‌گویم به دین رئیسی و رئيسی‌ها کافرم. به دینی که تتلو را تطهیر می‌کند چون به کار قدرتش می‌اید و سراج و شجریان را تکفیر، چون حاضر به تحکیم قدرتش نیستند، کافرم. به دینی که به راحتی اخلاق را به قربانگاه خدای قدرت می‌برد کافرم. به دینی که در قدرت با تسامح و تساهل بیگانه است و رحم و شفقت نمی‌شناسد و به طمع قدرت عین تساهل و تسامح می‌شود کافرم. ایمان دارم به روزی که خواهد آمد و اینان باید در محضر خداوند متعال پاسخگوی ایمان از دست رفته جوانانمان باشند. شکوه‌ها بماند برای آن روز.

     
    • رییسی از تتلو استفاده تبلیغاتی کرد ولی تتلو رییسی و علم الهدا را رسوا وبرهنه کرد وامتیازی سب سترگ ازین مخالفان موسیقی گرفت وشاید توسط ریاست استان قدس رضوی دعوت بکار در نقاره خانه تحت ریاست رییسی شود.

       
  52. ﺩﻣﻮﮐﺮﺍﺳﯽ ، ﺭﻫﺒﺮﯼ ﺍﮐﺜﺮﯾﺖ ﺑﺎ ﺷﻌﻮﺭ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺯﯾﺮ ﺻﻔﺮ
    ﺟﺪﺍ ﺍﺯ ﺗﻮﺗﺎﻟﯿﺘﺮ ﺑﻮﺩﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺎﮐﻤﯿﺖ ﻫﺎﯼ ﺗﮏ ﻣﺤﻮﺭ ﻭ ﺍﺟﺘﻨﺎﺏ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮﯼ ﺍﯾﻦ ﺳﻠﻄﻪ ﺑﺮ ﭘﺎﯾﻪ ﺗﺮﺱ ﻭ ﺯﻭﺭ ﮐﻪ ﻻﺯﻣﻪ ﯼ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﻫﺮ ﺍﯾﺪﺋﻮﻟﻮﮊﯼ ﻣﻨﻔﯽ ﺳﺖ ‏( ﻣﺜﻞ ﻓﺎﺷﯿﺴﺘﯽ ﻫﯿﺘﻠﺮ ‏) ﺍﯾﻦ ﺟﺎﻟﺒﻪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﺷﺪﮔﯽ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ ‏( ﺭﺍﯼ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﻧﺸﺪﻩ ﯼ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﻗﺒﻞ ‏) ﺍﻣﺎ ﻣﺜﻞ ﺯﺍﻣﺒﯽ ﺭﺍﻩ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻨﺪ ﺑﺎ ﮔﻮﺵ ﻫﺎﯾﯽ ﺷﻞ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮐﺎﻧﺪﯾﺪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺜﻼ ﻓﻼﻥ ﺑﺎﺯﯾﮕﺮ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
    ﻣﻦ ﯾﮑﯽ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﮏ ﺩﺍﺭﻡ ، ﯾﻌﻨﯽ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺍﮐﺜﺮﯾﺖ ﮐﻠﻪ ﭘﻮﮐﯽ ﮐﻪ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺍﭘﻮﺯﯾﺴﯿﻮﻥ ﺑﺎ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﺍﻥ ﺣﮑﻮﻣﺘﯽ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻦ ﭼﻪ ﺍﺭﺯﺷﯽ ﺩﺍﺭﺩ؟
    ﯾﻌﻨﯽ ﻓﻼﻥ ﺷﺨﺺ ﻣﺘﺤﺠﺮ ﻭ ﻣﺘﻌﺼﺐ ،ﺧﺸﮏ ﻣﺬﻫﺐ ﭼﻪ ﺫﻫﯿﺘﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﮐﺎﻧﺪﯾﺪﺍﺗﻮﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ، ﻓﻼﻥ ﭘﯿﺮ ﺯﻥ ﺁﻟﺰﺍﯾﻤﺮﯼ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺭﺍﯼ ﺍﻭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯿﺪﻫﺪ .
    ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺍﮐﺜﺮﯾﺖ ﻣﻨﺘﻬﯽ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺣﺎﻓﻈﻪ ﯼ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﻧﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ‏( ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ ، ﺍﻧﮑﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ‏) ﻓﻼﻥ ﻧﺨﺴﺖ ﻭﺯﯾﺮﯼ ﮐﻪ ﺩﻫﻪ ﯼ 60 ﻓﻼﻥ ﺟﻨﺎﯾﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺷﻌﺎﺭ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺭﻫﺒﺮ ﺟﻨﺒﺶ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ، ﺭﻫﺒﺮﯼ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﯼ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺷﻌﻮﺭ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺗﻬﯽ ﺳﺖ ، ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺮﻓﺶ ‏( ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺍﺯ ﺍﺭﻣﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﺩﻭﺭ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ‏) ﻭ ﺑﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﭼﺸﻢ ﺩﺍﺭﺩ ﭼﻪ ﻓﺮﻗﯽ ﺑﺎ ﻓﻼﻥ ﮐﺎﻧﺪﯾﺪ ﺧﺸﮏ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺍﺳﻄﻮﺭﻩ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﻧﻨﺪ؟
    # ﮔﺮﺍﻣﺸﯽ ﺩﺭ # ﻫﮋﻣﻮﻧﯽ ﺧﻮﺩ # ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﮔﺮﻭ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ
    1 ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮ ﺍﺭﮔﺎﻧﯿﮏ
    2 ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮ ﺳﻨﺘﯽ
    3 ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮ ﻋﺎﻡ
    ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮ ﺳﻨﺘﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﻋﺎﻡ ﯾﻌﻨﯽ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﭘﻮﺯﯾﺴﯿﻮﻥ ﺟﺎ ﻣﯿﺰﻧﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻭﺍﺑﺴﻄﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﺍﻥ ﻋﺎﻣﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺷﻌﻮﺭ ﻣﺘﻮﺳﻂ ﺭﻭ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﯿﻨﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ .
    ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮ ﺗﺤﺮﯾﻒ ﺷﺪﻩ ﺳﺖ ‏( ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮ ﺩﯾﻨﯽ؟؟؟؟ ‏) ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺮﮐﻮﺏ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻧﯿﺰ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ، ﻓﻼﻥ ﺷﺎﻋﺮ ﻭ ﻫﻨﺮ ﻭ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ ﮐﻪ ﻣﺪﻋﯽ ﺑﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻫﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﻣﺠﻮﺯ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺑﺎﺑﺖ ﺗﺎﻟﯿﻒ ﮐﺘﺎﺏ ﭘﻮﻝ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﻢ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺑﺎ ﻭﺿﻊ ﺍﺷﮏ ﺑﺎﺭ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﺎﻧﯽ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﻭ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺷﻐﻞ ﻣﻌﻠﻤﯽ ﺩﺭ ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻣﻤﮑﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ، ﻣﻄﻤﺌﻨﺎ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮ ﺍﺭﮔﺎﻧﯿﮏ ﻫﯿﭻ ﻭﺟﻪ ﻣﺸﺘﺮﮐﯽ ﺑﺎ ﺣﺎﮐﻤﯿﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ ، ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺪﻩ ﮐﻪ ﻣﻨﺘﻘﺪ ﺣﺎﮐﻤﯿﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﺩﺭ ﻏﯿﺮ ﺍﯾﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﺒﻪ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﯼ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﺎﺭﺗﺮ ﻟﻘﺐ ﺳﮓ ﭘﺎﺳﺒﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩﻩ ﺳﺖ .
    ﺩﺭ ﻣﺠﻤﻮﻉ ﺩﻣﮑﺮﺍﺳﯽ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﻣﻌﻪ ﺍﯼ ﺑﺎ ﺷﻌﻮﺭ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺯﯾﺮ ﺻﻔﺮ ﯾﻌﻨﯽ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﮐﻪ ﻓﻼﻥ ﭼﻬﺮﻩ ﯼ ﻭﺭﺯﺷﯽ ﯾﺎ ﺳﯿﻨﻤﺎﯾﯽ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺭﺍ ﭘﺮ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻓﻼﻥ ﺗﺌﻮﺭﺳﯿﻦ ﮐﻪ ﺩﺭﺱ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺩﺭ ﮐﻨﺞ ﺧﺎﻧﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎﮔﺮ ﺑﺎﺷﺪ ‏( ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﻫﻢ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ‏) # ﺩﻣﮑﺮﺍﺳﯽ ﻣﺜﻞ ﯾﮏ ﮐﻠﻮﻧﺎﺯﭘﺎﻣﯽ ﻋﻤﻞ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﯿﺠﺎﻧﺎﺕ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺧﻮﺭﺍﻧﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺗﺎ ﻣﺪﺕ ﻫﺎﯼ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺩﺭ ﺍﺣﻤﻘﯽ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺑﺒﺮﺩ
    بقلم: ابراهیم_عالی_پور

    توضیح این که: سال گذشته ابراهیم عالی پور در سن 28 سالگی خودکشی کرد . . . جوان شاعری که یک کتابش هم با کلی زور چاپ شد . . .

     
  53. آقای نوریزاد سلام. جناب حکومت زرنگتر از اونیه که ما فکر میکنیم. انتخابات تشریفاتی شهر و روستا رو گذاشتند که مردم بخاطر دوست و فامیل و هم محلی بودن با اون نامزدِ محلی بِرن پای صندوق که هم ازدحام شه و هم میگن که اول ریاست جمهوری رو رای بدید و بعد شهر و روستاتونو که این نشون میده که انتخابات شهر و روستا فقط یه تشریفاتِ یه فیلمِ یه دامِ واسه به بیرون کشیدن مردم حکومت خوب میدونه که مردم دلشون باهاشون نیست و بارها گفتند که رای شما در اصل رای به تداومِ حکومت ست و یه جورایی همان رفراندومِ آری یا نـه اول انقلابِ. من که همیشه به پدرم رای دادم و باز هم به او رای خواهم داد چرا که بیست سال برام زحمت کشید،جـیـب بری اسلامی واسمون چیکار کرده؟غیر اینه که فقط روحمونو به سَبکِ بدتر از عصرِ جاهلیت زنده بگور کرده؟غیر اینه که روحمونو تو قفس کرده؟من در اون روز به سرِ مزارِ پدرم میرم و رایم رو با خوندن یک فاتحه به او خواهم داد. درود بیکران بر شما باد جناب نوریزاد من همیشه یکی از اولین شنوندگانتون هستم و اون صدای قویتونو میخوام درود بر شما درود. ما با شماییم

     
  54. farzad:
    سلام و درود بر دکتر نوریزاد عزیز
    چند روزی است که حالم بسیار خراب است عریز ، از وقتی بخش آخر سخنرانی شما راشنیده ام حالم به شدت پریشان است ، آن بخش که فرمودید ” بگذارید من و خانواده من قربانی شوند ” .
    من شرمنده ام برادر ، شرمنده ام ، هیچ از دستم بر نمی آید ، من با جمهوری اسلامی و اسلام به تمامی و هرآنچه هست و نیست در این آیین قهرم ، از آن قهرهای ابدی ، چون دلم را شکستند ، درحالی که دوستانم جلو چشمانم به خون غرق می شدند و به رحمت حق با درد بی کران می شتافتند ، و من به چشمانشان می نگریستم ، انگار که به من می گفتند خوب دیگر ما رفتیم رفیق ، از حالا به بعد تنهایی ، بوی خون ، بوی خاک و بوی باروت ، اینها را باهم فقط در خط اول می توانی تجربه کنی ، بعداز آن تجاوز به دختران سرزمینم و به خاک و خون کشیدن و اعدام جوانان و نوجوانان ؟! آیا این بود قرارمان با خمینی ؟! اما این روزگار ما شد ، به گوشه ای خزیدن و قهر و سکوت و مطالعه و یافتن حقیقت ، به قول آن مرد ؛ گاهی اوقات حقیقت مانند راه رفتن کنار دره و پرتگاهی هولناک است و هرچه به عمق آن خبره تر می شوی هولناک تر می شود . چند روزی است که آن حقیقت هولناک را مجددا با فرمایشات شما که ” بگذارید من و خانواده من قربانی شوند ” دیدم ، ای وای ، این روزگار سیاه که خامنه ای برایمان رقم زده کی خاتمه می یابد ؟! راستش منتظر رستاخیزی دیگرم تا بغض فرو خورده خود را آنچنان بر پیکر کریه المنظر این اهریمنان فرو بکوبم تا ۳۸ سال صدای آن به عقب و تا ۳۸ سال هم به جلو تاریخ و زمان را بدرد .
    منتظرم عزیز و این قولی است که به خودم و تمامی دوستان و همرزمان شهیدم و تمامی دختران هتک حرمت شده و تمامی نوجوانان اعدام شده و این سرزمین داده ام ، امیدوارم روزی برسد و زود هم برسد که سخت بی تابم .

     
  55. نقش تحریم انتخابات در تغییر رفتار حاکمیت (جمهوری اسلامی)

    حکومت برای اینکه مردم تشویق به آمدن و رآی دادن بشه مجبور شد مناظراتی برگذار کنه که در اون کاندیداها همدیگر رو متهم به فساد، مدیریت بد و خیلی مسائل دیگر کنند…

    افرادی که میگویند تحریم انتخابات و روی برگرداندن از صندوق ها کاری صورت نمیده و بی تفاوتیست به سیاست روز، بدانند امروز به خاطر ماست که مسئولین رژیم این چنین همدیگر رو رسوا میکنند.!!

    پس تحریم کنندگان بی تفاوت نیستند
    اعتراض مدنی صلح آمیز در قالب قهر با صندوق رآی رژیم رو وادار به انجام کارهایی میکنه که ثمره اش امروز مقداریش داره دیده میشه..!

    جمهور در بین نام رسمی رژیم و نوع حکومتی که امروز دارند مدیریت میکنن ایجاب میکنه اینها همواره مشارکت مردم و صفهای طولانی رای دهندگان را بعنوان مشروعیت هم داخلی هم خارجی داشته باشند و اگر روزی میزان تحریم کنندگان به صفر برسه دست کم کمترین اتفاقی که می افته همین شفافیت نصفه و نیمه ای که چهارسال یکبار ما شاهدیم محو میشه!

    پس وجود تحریم کنندگان حیاتیست..!

     
  56. فردا جمعه ۲۹ اردیبهشت ماه سال ۹۶ یکی از بزرگترین روزهای سرنوشت ساز کشورمونه. حقیر ، به لحاظ شان ، بزرگی ومنزلت کاندیداهای ریاست جمهوری اگر به آقای رئیسی نمره منفی بدم، روحانی را بیشتر از صفر نمیدانم که همه اینان هیچگاه از گذشته و کردار کثیف خود نادم نیستند و فضاحتی که ایران ومردمش گرفتار آنند، اشخاصی همچون روحانی و رئیسی مسببانش میباشند.
    اما حضور یک سیاست مدار با هوش و منعطف را ترجیح میدهم به یک احمق بی عقل ، فرومایه و سنگدل…
    اما یک مطلب به نظر من بسیار مهمه… و اون فاصله و اختلاف رای روحانی با رئیسی دراین دوره میباشد…
    حکومت برای به میدان آوردن مردم در صحنه انتخابات یک مهره بدنام و بیسواد را فرستاده تا مردم از ترس او در انتخابات شرکت کنند. با حضوررئیسی در هر حالتی حکومت پیروز میدان خواهدبود. پیروزی روحانی و یا رئیسی در شکل اولش، با مشارکت بالای مردم، خبرخوشی برای حاکمیت است که به جهانیان مشروعیت خود را فریادبزند.
    والبته اگر روحانی پیروز شود، کمی کارش دشوارتراست چرا که باید یک جوری این روباه مکار را نیز آرام و مطامع خود را دنبال کنند.
    اما در حالت دوم که عدم مشارکت مردم ناراضی باشد، پیروزی رئیسی قطعی خواهد بود و دراینصورت هم حکومت بازبه خواسته خودنزدیکتر میشود. چرا که عملا رئیسی با بیسوادی وحشتناکی که در حرفها و رفتارش موج میزند، به راحتی آلت دست حکومت خواهد بود و خب خفقان و سانسور را به نحو دلخواهی اعمال خواهند نمود.
    اما این انتخابات یک نتیجه ارزشمند و بسیار عالی برای ملت ایران و قشر روشنفکرو احزاب مردمی خواهد داشت که میتواند دردناک و یا خوشایند باشد.
    به نظر من پیروزی رئیسی ویا پیروزی روحانی اگر اختلاف آرایشان کم باشد، بدترین خبریست که میتوان به مردم ایران در سال ۹۶ اعلام نمود. چرا که در حالت اول و دوم نشان از فروپاشی هویت، شخصیت و اصالت بخش بزرگی از جامعه ایرانی خواهد بود که رای چشمگیری را به شخصیتی منفور و گدا پرور داده و این نشان از نوعی عقب ماندگی و فقر مادی و اجتماعی و انسانی این حجم بزرگ رای دهندگان میباشد. و خب نتیجه گیری بسیار دردناک است… راه بسیاری تا دمکراسی و آزادی داریم و کار زیادی باید انجام داد.
    اما ….
    اما اگر پیروزی روحانی با اختلاف رای بالایی به دست آید، میتوان امیدوار بود که آزادی و دمکراسی به لحاظ هوشیاری و مخالفت با دیکتاتوری مذهبی درسطح بالایی از اکثریت جامعه وجود دارد و شاید اصلاحات و روند دمکراتیزه شدن ایران سریعتر پیش برود.
    البته من منظورم این نیست که روحانی کار خاصی انجام میدهد… او هم سر سپرده حکومت است و دستش به خون آلوده. منظور من از این جهت است که مردم همه میدانند که دیکتارتوری مذهبی و خشن قطعا طرفدار رئیسی بوده وحکومت از روحانی دل خوشی ندارد چرا که برایشان درد سر ساز شده. پس حمایت از هر کدام از طرفین نشاندهنده مخالفت مردم با دیکتاتورها و یا رضایت به زندگی در زیرسایه استبداد به قیمت لقمه نانی و سفر به عتباتی…

    تذکر:
    همه این مطالب اگر هوشیارنباشیم، با یک تقلب گسترده دود خواهد شد و از دست میرود.

     
  57. ۱۲ فروردین ۵۸ چهارده ساله بودم
    آن روز از من نپرسیدند« آری» یا «نه»؟
    ۳۸سال گذشت ؛ پیرانی که نظام را بنا نهادند زنده نیستند اما من زنده ام و محکوم به دوش کشیدن تصمیمشان.
    من پیر شده ام اما هنوز « آری» گفتن جوانان ۵۸ بر سرنوشت من چنبره زده است
    من به دانشگاه رفتم هزاران کتاب خوانده ام،هزاران شاگرد تربیت کرده ام ولی هنوز تصمیم پدران و مادران کم سواد ۵۸ بر گردنم سوار است.
    می خواهید من رأی بدهم؟
    سوال ها را از اول بپرسید من سؤال اول را جواب نداده ام؛
    ۳۸ سال گذشته است و من تقلب( دگرگونی) شما را بسیار دیده ام.
    روزگاری در قاموس شما ملی بودن دشنام بود؛ ملی گراها را با شعارهایتان به سوراخ موش فرستادید( ملی ها کوشن تو سوراخ موشن؛ شعار اول انقلاب)
    بعد از منزوی کردن ملی ها حالا از همسنگربودن با ملی ها خاطره می سازید؛ هر وقت رأی می خواهید از آزادی زنان و آزادی بیان دم می زنید……
    رأی می خواهید؟ سؤال ها را از اول بپرسید؛ از فروردین ۵۸

     
  58. درود و سلام به انسان های آزاده و آزادی خواه

    ضمن ادب و احترام به هم وطنان خوبم از آن جا که بنده هم مانند چند میلیون هم وطنی که رای نمیدهند لازم دانستم که دلایل عدم مشارکتم را بیان کنم

    مشکل بنده با شخص روحانی یا رییسی نیست
    بلکه من با ریشه این حکومت مساله دارم
    احساس می کنم انهایی که رای میدن با رای دادن شان مهر تاییدی بر استمرار حکومت ستمگرانه اینها می زنند
    و
    جانی دوباره به پیکر بیمار نظام فاسدشان می دمند و خون تازه ای را وارد رگش می کنند
    مجوز اختلاس های بعدی و بذل و بخشش بیت المال به سوریه و لبنان و…. را داده اند و
    از این رو تشخیص دادم با عدم شرکتم رسالتم را به انجام برسانم و خداوند مهربان را شاکرم که امشب با وجدانی آسوده می خوابم

     
  59. محمد نوری زاد

    درود دوستان خوبم
    اکنون ساعت دوازده و بیست دقیقه( بیست دقیقه ی بامداد روز شنبه) است و من باید ساعت چهار صبح بروم سمت فرودگاه تا به پرواز اهواز برسم. پنج و نیم صبح وقت پرواز است. پسر دزفولی من در بیمارستان اروند اهواز بستری می شود برای جراحی. شاید یکی دو سه روزی نتوانم به پیام ها و نوشته های شما دسترسی داشته باشم. شاید هم شرایطی پیش آمد که: توانستم. بهر روی با شمایم در بسیاری از ساعت های روز و شب.
    با احترام

    محمد نوری زاد

     
  60. اینها انتخابات رئیس جمهور و شورای شهر را در یک روز گذاشتند تا با ادغام دوگروه شرکت کننده ، مدعی حضور جمعیتی انبوه بشوند در انتخابات ریاست جمهوری ! پدرم می گوید آخوندها شیطان را درس میدهند !!

     
  61. ایران دوست واقعی

    استاد ارجمند با درود ، شاید باورتان نشود یک بار که اطلاعات سپاه ، من را گرفته بودند (به دلیل تعویض فامیلم از اسلام دوست به ایران دوست ) میخواستند که لخت مادرزاد شوم ، من که دیدم مجبورم از شان پرسیدم لخت مادرزاد ؟ گفتند لخت مادرزاد ، من هم فورا اول شلوارم و بلافاصله سورتم را پایین کشیدم که همین که کمی پایین امد و دیدند برای من مهم نیست (البته با ناراحتی زیاد ولی کنترل کردن خودم) گفتند نمیخواد بکش بالا …. (بازجوها سه نفر بودند) .

     
  62. ایران دوست واقعی

    استاد گرامی با درود خواهش میکنم در صورت امکان از یک جلاد که عذاب وجدان گرفته و به مردم پیوسته بخواهید برای ما توضیح دهد که قاتلین و ادمکشان چگونه با خانواده خود زندگی میکنند؟ فرزندان این افراد راجع به پدررانشان چه فکر میکنند ؟ همسرانشان چگونه میتوانند با همسرشان همبستر شوند و ایا لذتی هم میبرند یا با ترس …. ؟ پدر و مادر و برادر و خواهرشان و همسران انها چه دیدگاهی نسبت به انها دارند ؟ و مهمتر ایا شب میتوانند راحت بخوابند یا در خواب هم … . (البته شنیده ام که اینها ایرانی نیستند و از این کار لذت میبرند و اعتقاد دارند که با کشتن هر ایرانی به بهشتی میروند که در انجا همان لذتی میبرند که در این دنیا ممنوع است . )

     
    • ایران دوست گرامی
      سرچشمه عواملی که برشمردید ناشی از عدم وجدان و انسانیت و شرافت این موجودات انسان نماست به همین خاطر راحت زندگی میکنند و راحت میخوابند همانند درنده ای که شکارش را دریده و سیر خورده و درسایه درخت لمیده و لذتش را میبرد

       
  63. میرناسلیم در جمع خبرنگاران گفت: به نتیجه آرا که برخواسته از نظر مردم است تمکین می کنیم.
    مش قاسم: حالا تو بیا و نکن! اینا اینجوری دیگه.

     
  64. تتلو تیر غیب بود

    پنج شنبه, ۲۸ اردیبهشت, ۱۳۹۶
    چکیده : در صنع معبد جدید در صنعا، ابرهه درد دین نداشت، درد پول داشت. درد قدرت داشت. درد شهرت و توجه داشت. درد جذب مردم به معبد غیرواقعی داشت. درد جذب مردم به خود به جای خدا داشت. حمله ی به کعبه بهانه بود. چشم دیدن خانه ی دیگری در برابر معبد خود را نداشت. معبدش ریایی بود، مصنوعی بود. ابابیل تیر خدا بود برای شکستن فیل‌های پوشالی فریب و هیبت، و برای درهم‌ریختن معبدهای ریایی و تصنعی خودخواهی و خودپرستی …
    کلمه-گروه سیاسی:

    الم تر کیف فعل ربک باصحاب الفیل؟
    آیا ندیدی که پروردگار تو با اصحاب فیل چه کرد؟

    اصحاب فیل کیست؟
    آن که قدرت اش را از زور و تجهیزات می‌گیرد.
    صاحب ابابیل کیست؟
    پروردگاری که مردم بی‌پناه و بی‌تجهیزات، بدون فیل و تانک را، از شر صاحبین زر و زور دور می‌کند. به مدد ابابیل.

    ابابیل چیست؟
    بعضی گفتند پرنده بودند، بعضی گفتند یعنی بلایی که بر سر لشکر ابرهه آمد و از تعدی به خانه ی خدا بازشان داشت. هر چه بود چیزی کوچک بود، که از «آسمان» رسید و هیبت‌های ظاهری زمینی را یک‌شبه بی‌مقدار کرد. بعضی آن بلا را آبله ای دانسته اند که لشکر ابرهه گرفتار آن آمد.

    ابرهه کیست؟
    ابرهه لفظ حبشی برای ابراهیم است. ابراهیم رئیسی بود در یمن. نه از آن ابراهیم‌ها و رئیس‌ها که بت می‌شکنند، بل از آن‌ها که بت می‌سازند. دکانی و معبدی موازی خانه ی اصلی خدا علم می‌کنند تا مردم را بفریبند و برای خود قدرت و پول و شهرت به کیسه بزنند. به نام خدا اما به کام خود.

    در صنع معبد جدید در صنعا، ابرهه درد دین نداشت، درد پول داشت. درد قدرت داشت. درد شهرت و توجه داشت. درد جذب مردم به معبد غیرواقعی داشت. درد جذب مردم به خود به جای خدا داشت. حمله ی به کعبه بهانه بود. چشم دیدن خانه ی دیگری در برابر معبد خود را نداشت. معبدش ریایی بود، مصنوعی بود.
    ابابیل تیر خدا بود برای شکستن فیل‌های پوشالی فریب و هیبت، و برای درهم‌ریختن معبدهای ریایی و تصنعی خودخواهی و خودپرستی.

    **
    تتلو تیر خدا بود.
    تیر خدا بر جامه ی زهد ریایی. چهره ی عبوس زهدی که شادی و موسیقی را — نه از سر درد دین، که از بهر فریب خلق و میل به قدرت — از مردم دریغ می‌دارد صریح‌تر و مبتذل‌تر از این نمی‌توانست مفتضح شود. آن هم دو روز مانده به انتخابات.
    حالا، شگفت‌زده و نگران از بلا و آبله‌ای که به لشکرشان افتاده است، افتاده‌اند پی توجیه و دلیل‌تراشی: گاهی با اذعان به این که اشتباه کردند، گاهی با تلاش برای نشان دادن این که اشتباهی در کار نبوده است …

    تتلو هر که بود و هر چه بود برای خود بود و آزاد که هر چه می‌خواهد بکند و بگوید — تا پیش از آن که به دام فریب‌کاران امنیتی بیفتد و بازیچه ای شود برای مطامع مردم‌فریب آن‌ها، تا با جلب و فریب خیل هواداران اش معبدشان را پررونق کند. تیری که آن‌ها برای خود می‌خواستند در چله کنند اما کمانه کرد و به خود بازگشت:
    آیا صورت فریب و دروغ بهتر از این می‌توانست بی‌سیرت شود؟
    آیا جامه‌ ی زهد و ریا صریح‌تر از این می‌توانست دریده شود؟
    آیا معبد صنع و سالوس آشکارتر و مفتضح‌تر از این می‌توانست فروریزد؟

    در پوستین خلق افتادند، شادی‌شان را حرام کردند، دین و آئین و مسجد و معبدشان را مصادره کردند، امام غریب‌شان را جناحی کردند، با دروغ و دغل دین و احساسات دینی را جریحه‌دار کردند، به هنرمندان مردمی توهین کردند، ربنا را از آن‌ها گرفتند، به اسم بت‌شکنی بت‌های تازه ساختند، با توپ و تانک و چوب و باتوم مخالفان و منتقدان‌شان را نواختند …
    یک‌یک این گفتارها و رفتارهای شان را انگار کسی می‌نگریست و می‌شمرد، تا در بهترین لحظه تناقض‌ها و دورویی‌های شان را با مثالی مشخص آفتابی کند: سنگی کوچک به سمت‌شان بیاندازد تا بت شان را فروبریزد.

    *
    … و در این مثال‌ها درسی است برای آن‌ها که درس نمی‌گیرند.

    http://www.kaleme.com/1396/02/28/klm-260150/

     
    • درود آقا محمد

      اوصيكم به تقوالله وآخوند شدنتان به فوريت(گمان ندارم نباشي)

      دلبندم شما چرا از وسط كار شروع كرديد .1 عام الفيل ساليست كه ابرهه با فيل آمدودر يكي

      دوفرسنگي مقصد الله(نه خداوند) با پرندگان ابابيل و بمب هاي آتش زا(سجيل) تار ومارشان كرد.

      اين عام الفيل چند سالي قبل از ولادت محمد بوده پس خودشان نديده اند وبعد ازگذشت دستكم

      55 سالاز مردم مي پرسد مگر نديديد(به معناي حتمن ديده ايد) . با توجه به محل دقيق نبرد و

      زمان آن لابد مقدار بسيار زيادي استخوان فيل وسگگ فلزي كمربند سربازان ونيزه وسپر وووودر محل

      باقي مانده(شايد هنوز هم باستان شناسان مشغول استخراجند) از اين كه بگذريم در كعبه مگر بجز

      360بت به سر كردگي ال لات(تا را شما بصورت ها با دونقطه بر بالايش ببين) والمنات والحبل و….

      چيز ديگري در آن زمان وجود داشته بنا براين بايد پذيرفت “الله مدافع بت ها بوده” رجوع كنيد بهسوره

      قرانيق و… بهر روي گرچه ابرهه را به ابراهيم وريسي را به رياست تعبير كرديد با اندكي دوپينگ

      بد نبود گر چه در همه حال شخصي كو راي ونظرش خلاف من است ممكن است هزاران بار انسان تر

      از من باشد ومحترم تر. بي سوات

       
  65. جناب نوریزاد،

    استقبال مردم تا این لحظه باید بگویم که بی نظیر است . در خارج از کشور که باور نکردنی است با وجودیکه ظاهرا خارج نشینان باید بی تفاوت تر باشند ولی صفهای طولانی رای دهندگان خلاف این را می گوید.

    جناب نوریزاد،

    خیلی دوست دارم شما هم گزارشی از درصد جمعیتی که به شما پیوستند و از تز شما پیروی کردند ارائه کنید.
    البته شاید امیدی به پاسخ و یا انتشار این مطلب مثل برخی از کامنت های من وجود نداشته باشد.

     
    • جناب منصور ، اکثریت همیشه برحق نیست ، حالا بماندکه حکومت هرگز آمار واقعی را ی دهندگان انتخابات رئیس جمهور را فاش نمی کند و فقط آمار گران بی طرف با دسترسی به آرا واقعی میتوانند، در صد شرکت مردم و تعداد رای ها را محاسبه کنند و صرفا چندین صف طولانی که شرکت کنندگان در انتخابات شوراهای شهر و روستا و انتخابات میان دوره ای مجلس شورا هارا هم قاطی دارد (مثل ترشی مخلوط ! ) موید آرای واقعی نیست . با این حال ، شما آخوند می خواهید ، بفرمائید : شهر فرنگ ، از همه رنگ : عمامه سیاه ، عمامه سفید ، امنیتی ، جلاد ، غارتگر ، خرافاتی ، پت و پهن و مفتخور ، عربده کش و سرکوبگر ، مرده خور و راه انداز حج و زیارت و امامزاده و نذری و عزا باضا فه چلو مرغ و زعفران و عوایدش ، قاضی و داروغه غل و زنجیر و اعدام و الی بی نهایت …….. دعواکه نداریم ! خلایق هرچه لایق !

       
      • دوست عزیز،

        حکومت ایران اگر امروز شاهنشاهی هم بود از آن حمایت می کردم. تضعیف حکومت مرکزی ایران یعنی کمک به از هم پاشیده شدن کشور. در شمال آذربایجان، در غرب کردستان، در جنوب و شرق خوزستان و هرمزگان و بلوچستان، با سرمایه گذاری عربستان سعودی ، کشور های حاشیه خلیج فارس و اسرائیل آماده ایستاده اند که هر لحظه غفلتی شود ، کشور را تکه پاره کنند و در این راه از هر امکانی استفاده می نمایند.
        اگر شما یا آقای نوریزاد یا هرکس دیگری متوجه این موضوع نمی شوید باعث تاسف است و باید بگویم دیدتان نسبت به اوضاع منطقه بسیار سطحی و کودکانه است. فکر می گنم نگاهی به اوضاع سوریه و لیبی و مصر می تواند کمی شما را به فکر فرو ببرد. اسرائیل در رویای نقشه خاورمیانه جدید است . این را که هرکسی در دنیا می داند و حدود 4 سال پیش هم هنری کیسینجر در مفاله ای که خودم آنرا خواندم به این موضوع اشاره کرد که حصول به نتیجه خاورمیانه جدید نزدیک است.
        بنابراین اگر حتی فقط به این دلیل مخالف انقلاب در کشورمان باشیم به خطا نرفته ایم در حالیکه اصولا انقلاب راه حل درستی نیست و این را در همه انقلاب های دنیا تجربه کرده ایم. بنابراین هر تحولی در کشور بایستی در بستر فرهنگی مردم صورت بگیرد .به ایرانی که نود درصد مردمش حتی در یک صف ساده حاضر نیستند نوبت را رعایت کنند و خود خواهانه در صدد جلو رفتن و پایمال کردن حق دیگران بر می آیند دموکراسی به سبک فرانسه ، سمی مهلک است. بنابراین دموکراسی را باید تمرین کرد درست مثل اینکه شما نمی توانید امروز وزنه 280 کیلوئی را روی سر بلند کنید چراکه نیاز به تمرین مستمر دارید. مشکل ما اخوند ها نیستند مشکل ما خودمان هستیم. و ما اگر تمرین تدریجی بر بستر فرهنگی خومان نداشته باشیم هر تحولی در کشورمان موقتی و زود گذر خواهد بود.
        تکروی و خودخواهی مشکل مردم عادی نخبگان ما هم با همه ادعاهایشان همینطور هستند . شما ببینید سالیان سال است که اصول گرایان نمی توانند در هیچ انتخاباتی به یک جمع بندی مشترک برسند. اصلاح طلبان در شورای شهر اول تهران نتوانستند جتی یک دوره را به پایان برسانند. نگاهی به اپوزیسیون خارج از کشور بیاندازید هیچ کس هیچ کس را قبول ندارد. در چنین شرایطی چطور توقع دارید همه چیز خراب کنیم ؟

         
  66. تشکیل صف‌های طولانی مقابل شعب اخذ رای/ اعتراض به عدم درج شهرت«رئیسی» در حوزه‌های رای‌گیری

    این جمله شر تیتر سایت فارس نیوزست
    آیا لازم است شغل وشهرت رییسی گفته شود در حالیکه بمدت 38 سال در قصابخانه اسلامی مشغول کستار جوانان ایرانی بوده و ملت از جنایاتش آگاه؟

     
  67. درود بر شما که با استادم آقای ” فریبرز رئیس دانا ” دیدار داشته اید که استاد اقتصادی بی نظر بود . من هم باور دارم در این 38 سال انقلاب ، اگر در کشور به اندازه ی 5 انگشتِ دست نفر و آدمِ فهیم و زرنگ و با سواد داشتیم و بدرد این کشور میخورد ، حتماً یک نفر آدمِ آن همین جناب آقای ” فریبرز رئیس دانا ” بوده است .

     
  68. باسلام . آقای نوری زاد بنده با تمام ارادتی که به جنابعالی و تفکر شما دارم ، از مدتها تا به امروز فکر کردم و امروز صبح به مرکز رأی گیری محل رفتم و از ترس و بیمِ ” اژدها و مار زنگی و اَفعی “های حضرت آقا نظیر همین رئیسی قاتل و اینکه نکند به ریاستِ بی اختیارِ جمهوری برسد ، متأسفانه به ” مار غاشیه ” خوش خط و خال و به آقای روحانی رأی دادم .

    ———–

    درود دوست گرامی
    من به خواست و نظر دیگران احترام می گذارم. اما آیا فردا که در یکجا آقای روحانی را دیدید، می توانید به ایشان بگویید: جناب مار غاشیه؟
    شوخی
    سپاس

    .

     
    • علی زین الدین

      بادرودهای بسیار به دوستان!
      دوست گرامی کارخوبی کرده ای که رأی دادی! اگردررژیم شاهنشاهی جریان انتخابات ورأی گیری واقعی بودومردم درطول مدت سلطنت پهلویهابدرستی یادمیگرفتندکه رأی گیری واقعی چگونه است مسلماًانتخابات تعیین رژیم کشورراکه رأی مثبت باآری ورأی منفی با نه مشخص میشد تحریم میکردند!
      یالاقل تقاضامیکردندکه شرایط لازم رعایت شود! درآن انتخابات هیچ گزینه دیگری وهیچ رقیب وبدیل دیگری نبودکه اگر کسی به جمهوری اسلامی رأی نمیداد، بداند به چه نظام دیگری میخواهد رأی بدهد!!! بنده روستائیم وبیاددارم که هنگام انتخابات فرمایشی فردبیکاری رامأموربی مزدومواجب میکردندتاشناسنامه های مردم راجمع کندوتحویل حوزه رأی گیری بدهد! روز بعدکه شناسنامه هارابرمیگرداندندمردم بادیدن لکه ای جوهری متوجه میشدندکه رأی داده اند!!!! به چه کسی؟ هیچ کس نمیدانست!!! حداقل فایده شرکت دررأی گیری اینست که مردم تمرین دمکراسی وانتخابات میکنندواین راه کاربه تدریج نقاط ضعفش برطرف میشود، تااگرروزی مردم توانستند به حاکمان بقبولانند، که اصل نظام رابه رأی بگذارندبازهم بادوگزینه »آری » و« نه » مواجه نشوند!این انتخابات هنوزهم معایب وکاستیهای فراوانی دارد، ولی نسبت به انتخابات مطلقاًنمایشی وفرمایشی قبل ازانقلاب قابل قیاس نیست!

       
  69. بادرود به نوری زاد عزیز و فهمیده لطفا دوستان به این لینک سری بزنند

    https://www.youtube.com/watch?v=OdMwA66TApQ

    این همان حسن کلید ساز هست که حتی از حقوق بازنشستگان ارتش هم نمیگذرد و میگوید باید حقوق بازنشستگی آن بیچاره گان هم کم شود حال ” عقرب جرار ” و ذات درونی آخوند جماعت را بیشتر بشناسید که درزمان قدرت به هیچ کس رحم نمیکند !

     
    • به این لینک هم سری بزنید

      https://www.youtube.com/watch?v=j9v249hTyPk

      شغال بیشه مازندران را … نگیرد جز سگ مازندرانی

      شیخ مرتضی حتما این لینک را ببین و ببین هم لباست چگونه دست //// هم لباس خودت را رو میکند حالا باز هم دم از قانونی بودن حکومت بزن !

       
  70. آقای نوریزاد ، کسانی که مدتهاست بنام آزادیخواه و منتقد و مخالف نظام در این سایت می نویسند و کم و بیش در این جمع کوچک ،شناخته شده اند ، چند روز قبل از انتخابات ، ناگهان ماسک عدالتخواهی و انسان دوستی را برداشتند . لحن گفتارشان تغییر کرد و علاوه بر تشویق دیگران به شرکت در انتخابات ، با خشم و هیستری به مخالفان روحانی ویا نظام پیچیدند و تندی کردند . آخوندها به ما یاد دادند که به سبک خودشان به این افراد بگوئیم « نفوذی » . نفوذی از دید مخالفان ظلم و استبداد ولایت فقیه یعنی : نقابدار ، امنیتی ، آزادیخواه و دلسوز قلابی ، میزا بنویس مزدور ، ابن الوقت ، گرگی در لباس میش ….. اسم این افراد را نمی برم . امیدوارم شما هم آنهارا شناخته باشید . دلمان را خوش میکنیم که اگرفرد دیگری بجای آنها نوشته ، قبل از انتخابات ، در همین سایت اعلام کنند که از نامشان سؤاستفاده شده ، البته نه بعد از انتخابات و آنهمه تشویقها و تندیها برای توجیه مشارکت مردم . بهر حال هم در داخل و هم در خارج چه دردی میکشیم از این نفوذی های خود فروخته حکومتی که مثل موریانه ، پا به بپای آخوندها و بقیه سران رژیم ، ستون های آزادی و استقلال و پیشرفت و نجات ایران را می جوند . انگار که قرار نیست بچه ها و نوه های اینها در همین منجلابی که پدران و مادرانشان ساخته اند ، زندگی بکنند !!!!

    ——–

    درود دوست گرامی
    ما راه درازی در پیش داریم
    به خواست دیگران احترام بگذاریم
    سپاس

    .

     
    • علی زین الدین

      بادرودهای بسیار به دوستان!
      دوست گرامی نگاهی به پشت سربینداز وببین که چه حوادث هولناکی برمردم ایران گذشت تاسقوط وابتذال رابه جایی کشاندکه کورموشی چون احمدی نژاد8سال رئیس جمهورومیوه انقلاب ونماینده منش تاریخی وفرهنگی و فکری ومدنی ایران شد!! اگردرون جامعه رابابردباری وتعمق بیشتری تجزیه وتحلیل میکردی متوجه میشدی که رأی دادن به دکترروحانی تنها پناه بردن ازآخوندی به آخونددیگری نیست! وتمام کسانیکه درلحضات آخربه آقای روحانی رأی دادندنفوذی ومزدور وقلم به مزدنیستند! حاکمیت اصولاًهیچ ارزش وبهایی برای قلم قائل نیست که مزدی به نویسنده ای بدهد! وقتی او با دادن یک کاسه آش نذری، ونبات وشال متبرک رأی میخرد، دیوانه نیست که بابت مقاله وکتابی که کسی نمیخواند به کسی مزدبدهد! باهم نگاهی به گذشته ای بیندازیم که همه یااکثریت ماهاآنرابیاد میآوریم! :
      احمدی نژادکورک ودَُمَل چرکینی بودکه بر اندام نظامی مرتجع ومتعصب و پرازچرک وبیماری وعفونت وخطا وخرافه ودروغ روئید! به احمدی نژادبه مثابه فردنباید نگاه کرد، اونماینده ونمود جریانهایی است که نظام را درجهت خواست واهدافی رهبری واداره میکنند که خودهمیشه دررأس بمانند!
      درمثنوی داستانی هست که موشی مهارشتری را میگیردومیکشدوشترهم بنابه عادتش به دنبال اوروان میشود!

      موشکی در کف مهار اشتری
      در ربود و شد روان او از مُری

      اشتر از چُستی که با او شد روان
      موش غَرَه شد که هستم پهلوان

      مشکل اصلی شیطنت وبازیگوشی موش نبودونیست، مشکل بی مغزی وبی شعوری شتریست که دنباله روموش میشود! قتل عام هولناک67کشوررااز مغز، ازشعور، ازوجدان بیدار، ازخرد وآگاهی سیاسی واجتماعی،ازرشد وباروری، ازکتاب نویس وکتابخوان وتحلیلگرومترجم ومقاله نویس، وروزنامه نگار، وروزنامه خوان تهی کرد!!! درآن تابستان شوم انقلاب ایران سقط جنین کرد!! جامعه ایران آنچه راکه پس ازانقلاب مشروطیت دربطن خودپرورده بود، بااعتمادوایمانی کور، بدست ماماهای پیروکور وبی دانش خانگی سپرد وآنان با کورتاژی خشن وخونین وچندش آورومشمئزکننده کودک انقلاب را کشتندوتکه، تکه کردند وهرتکه ای را در ضلع ناشناسی دفن وگورگم کردند !!!! نیروهایی که همه جریانات فکری وسیاسی اجتماع را نمایندگی میکردند، پخته وپرورده شده بودندو میتوانستندسطح آگاهی ودانش عمومی را ارتقادهند، پس ازآن جنگ طولانی وابلهانه، استعدادآنرا داشتند که باقامتی مجروح ومغرور قدمی به پیش بگذارندو درکنارملل متمدن عالم، درآنجاکه سرنوشت ملتهاراتعیین میکنند بایستندوسهم خواهی کنند! اما باتأسف تمام به سبوعانه ترین شکل ممکن کشتارودر گورستانهای بی نام وبانام دراعماق کویرها ودره های ناشناس ودل جنگلها واعماق رودخانه هاومیان قناتهای خشک دفن شدند!!!! پناه بردن به کشتارجهت حل مسائل اجتماعی، چاره بیچاره گیست! آن قتل عام چکاندن تیردر شقیقه جامعه، ومتلاشی کردن مغزمردم ایران بود!!!!! باافروختن آتش جنگ وادامه آن، آنچه ازثروتهای کشوراندوخته شده بود توسط صدام ملعون نابودشد!، ادامه جنگ صنایع را کهنه وفرسوده وازحیز انتفاع خارج کرد! سپس آنچه ماند وآنچه تاکنون تولیدشده توسط نمازشب خوانهای پیشانی سیاهِ ریش بلندوکوتاه فکر وبی ایمان به میهن ومردم به تاراج رفت وصرف تأسیس کازینو وکاباره وآژانسهای تفریحی وتوریستی(بخوانید روسپی سرا) در کشورهای دیگر شد! مغزهای کشورهم درکشتاری سیستماتیک وبرنامه ریزی شده ازهم پاشیده شد! ثروت ومغز ایران طی چهاردهه نابود وویران شد!درجغرافیای فلات قاره ایران به جای شیر چابک وپرصولت ایران! شتری کوروبیشعورزانوزد که درانتظارکسی بودکه مهارش رابکشدتا او هم به دنبالش روان شود! احمدی نژاد کورموشی بودکه درمقطعی خاص مهار شترراگرفت وبه لبه پرتگاه کشاند! اگر مهاردردستش مانده بود، بدون تردید تا کنون شترمبدل به لاشه وطعمه کفتاران بین المللی و لاشخوران شده بود! درآینده مردم ایران به تمام وکمال خواهندفهمیدکه دولت یازدهم،تحت ریاست ورهبری دکترروحانی ودکترظریف، کشورراازورطه وپرتگاه چه خطرهولناکی رهانیده اند! رأی قاطع اکثریت مردم به دکترروحانی نشان دادکه برمزارهای مجهول وگورهای گم مغزهایی که درسال نکبت بار67متلاشی شدند، رشدوبالندگی جامعه کُندوحلزونی شد ولی متوقف نشد! به کُندی رشدکرد، درسال 88قامت برافراشت وجودونیروی خودرابه رُخ کشید، بازمجروح وخونین شد اماباز ازپاو ازرشدوبالندگی نیفتاد! اکنون به جایگاهی رسیده که به مضار مهارپی برده! گرچه مهارخودرا به هیچ موش وتمساح وروباهی نسپرد، اما تاروزی که چیزی بنام مهارومیخ طویله دین ومذهب وملیت وسنت وتعصب وخرافات، باخودحمل میکند ممکن است به علل مختلف برگردنش بیفتد وموش وغیرموش آنرابه ناکجا وهرجاکه خواستندبکشند ! بی گمان نسل پیرهای فرسوده ای که ازتمام علوم ورموز کشورداری وسیاستمداری تنهاخشونت وکشتارواعدام رامیشناسند درحال انقراض است! چرخهای تاریخ به عقب برنمیگردد، حکیم نمایانی که در نسخه هایشان خشونت واعدام راتجویز میکنند خودهم متوجه شده اندکه هیچ داروخانه ای نسخه آنهارانخواهدپیچید! وآنچه ازاین داروها درته انبارهامانده باگردوخاک وتارعنکبوت وکپک یکی و بکلی فاسدومدتهاست که تاریخ مصرفشان به سرآمده است.
      جامعه ایران باهمان توان مرموزش که توانست مغولان را رام وتربیت ودر خودهضم کندتوانسته است تاحدود زیادی آخوندهاراهم اهلی ورام کند! هیچ ایرانی وطن دوست ومردم دوستی نمیخواهدکشورویران ومردم گرسنه ومحتاج شوندواستقلال کشور خدشه دارشود! بالابردن فرهنگ و دانش وآگاهی توده مردم راه آسانتر ومطمئنتریست! فرض کنیم همه کاندیداها رانفی کردیم، موارداثباتیمان چیست؟ وکاندیدای اصلح مان کیست؟

       
  71. با رای‌مان نگذاریم ایران سقوط کند!

    کلمه – حسین رونقی ملکی:

    گمان مبر که به پایان رسید کار مغان
    هزار بادهٔ ناخورده در رگ تاک است

    اقبال لاهوری

    من معتقد به فعالیت های مدنی هستم فعالیت های که با کمترین خطر و هزینه برای مردم و کشور، راه اصلاح و تغییر را بگشاید! قبل از هر کاری باید هزینه – فایده کرد و به این اندیشید که آیا رای ندادن ما، هزینه اش برای حاکمیت بیشتر است یا برای ایران و مردم؟ آیا نمی توان با مطالبه گری و برآورد کف خواسته ها که همان فایده رای دادن است پیش رفت؟ معتقدم نباید اشتباه ۳۸ سال پیش را ما دوباره تکرار کنیم، اشتباهی که بجای بهبود شرایط و اوضاع، ما را در وضعیتی بغرنج قرار داد، اشتباهی که بجای اصلاح، انقلاب را درپیش گرفت!

    باور دارم که آزادی، ثبات و صلح در قرن حاضر از خشونت حاصل نمی شود بلکه باید در صندوق رای و آرای عمومی آن را یافت حتی دموکراسی را. ما انتخابات آزاد، حقوق بشر، حقوق زنان و … را مطالبه می کنیم، فریاد می زنیم، زندان می رویم و در نهایت خواسته هایمان را بدست می آوریم. چون باور داریم حق گرفتیست.

    ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود زندان می رویم و رنج می بینیم و گفتار تند شما مخالفانمان را هم تحمل میکنیم! اما شما در باب واقعیت جامعه باید درنگ کنید! باید باور کنید مردم در انتخابات شرکت می کنند و چه خوب که هنر ما این باشد و بدانیم که می توان مردم را آگاه و حقوقشان را به آنها یادآوری کرد و از آنها مردمی مطالبه گر در راه توسعه، پیشرفت کشور و بهبود شرایط ساخت.

    راهی را که بیش از یک قرن است شروع شده باید تا انتها برویم! هر یک رای می تواند یک مطالبه باشد برای بهبود شرایط و وضعیت زندگی ایرانیان! مطالبه ای که باید برای محقق شدن آن فریاد بزنیم و اعتراض کنیم. اگر انتخابات آزاد و برابر نیست، انتخابات آزاد را مطالبه می کنیم و به آن می رسیم!

    این حقیقت است که با وجود افراطی ها و جنگ طلبان شرایط می تواند بدتر از این باشد، به گرسنگی و آوارگی مردم باید فکر کنیم به اینکه چه می تواند اتفاق بیفتد! و باور کنیم با روی کار آمدن ابراهیم رئیسی یقینا آنچنان وضعیت زندگی مردم و جامعه بدتر خواهد شد که هیچ افسوس و حسرتی نمی تواند آن را جبران کند! به آنان که در راه وطن جان باختند فکر کنیم، به آنها که زندان و حصر را برای وطن و آزادی به جان خریدند. یقینا هیچ کدام نمی توانند سقوط ایران و مردمش را تصور کنند! حتی شما هم نمی خواهید و نمی توانید این سقوط را تصور کنید. با رایمان نگذاریم و به سقوط ایران رای ندهیم!

    #تاآخرهستیم

    http://www.kaleme.com/1396/02/28/klm-260152/

     
  72. حضرت آیت الله نوری زاد سلام علیکم . در آیات 65_63 سوره بقره قرآن کریم آمده که عده ای به دستورِ پیامبر زمان که گفته بود در روز” شنبه ” از رودخانه ماهی صید نکنند ، عمل نکرده و کنار رودخانه ” برکه یا آبگیرهایی ” ساخته و در روز شنبه بدون اینکه ماهی از رودخانه گرفته باشند ، ماهیانی را که در این روز بیشمار بودند ، به سمت گودالِ برکه ها و آبگیرها هدایت و در آن محل محبوس و در روز ” یکشنبه ” ماهیان زیادی را صید میکردند و با این عمل ، رفتارِ خلاف خود را ” توجیه ” نموده و اذعان میداشتند که به دستور پیامبر کاملاً عمل کرده و در روز شنبه هیچ ماهی نگرفته اند . پس از آن ، اصحاب شنبه از نظر فرمانبرداری از دستور پیامبر دو گروه شده بودند که عده ی بیشماری این نوع ” توجیهات ” ساختگی را پذیرفته و با شیوه ی مذکور ماهی میگرفتند و عده ای دیگر آن را خلاف و ” کلک زدن ” به دستور پیامبر قلمداد کرده و به گروه اول تذکر داده و ایشان را نهی از ماهی گرفتن به شیوه یاد شده . بعد از مدتها از نافرمانی و گمراه شدن از دستور ، عذاب و غضب الهی بر گروه ” توجیه گران ” نازل شده و آنان ” بوزینه ” گردیدند و توصیه ای شد مبنی بر اینکه این عذاب الهی درسی است برای مردمان امروز و ” آیندگان ” تا خلاف های خود را ” توجیه ” ننمایند . اما عده ای ” بوزینه ” شده معترض بودند که ما اصلاً در روز یکشنبه ماهی نگرفته ایم که پاسخ داده شد شما در نیت و ” قلب تان ” از گروه نافرمان حمایت میکردید و عذاب الهی شامل شما هم شده است ( و شایَعَت و بایَعَت و تابَعَت ) . بخاطر مناسبت انتخابات در روز آینده ، در این پست به یکی از شیوه و عملِ ” توجیه کنندگانِ ” قانون ، اعمال دینی و شرع که در این زمان هم بیشمار شده اند را بیان میکنم که اول از همه بنده و بعد کسانی را که قرآن کریم را قبول داشته و به ” تک تک ” آیات قرآن کریم پایبند می باشند ، بدان توجه و عمل نمایند تا خدای ناکرده ” بوزینه ” نگردند . انذار به ” توجیهات ” و خلاف دستور در این پست آنکه : حضرت امام خمینی (ره) بر شرکت آحاد ملت ایران در تمامی انتخابات کشور تأکیدات صریح داشته اند و انتخابات را وظیفه و تکلیف دانسته اند ولی رهبری نظام در ” دومین انتخابات شورای شهر تهران ” بخاطر اینکه در انتخاباتی که امام خمینی آن همه بر آن تأکید کرده بودند ، شرکت نکنند ، صبح روز انتخابات با هواپیما به دور ترین شهر ایران یعنی ” چابهار ” عزیمت کردند تا هم ” توجیهی ” برای شرکت نکردن در انتخابات شورای شهر ” اهل سنت ” داشته باشند و هم شرکت نکردن در انتخابات شورای شهر تهران و رأی ندادن به کاندیداهای انتخاب نشده ی احتمالی را ” توجیه ” کرده باشند و از آنجا هدایت انتخابات را انجام میدادند . این نوع ” توجیهات ” و به مسافرت رفتن اَلَکی ، بخاطر فرار از تکلیف های واجب و شرعی مختلف در بسیاری از امور در بین افراد وجود دارد . __ مبشّر

    ———-
    خب، حالا من باید چه فتوایی صادر کنم؟ شما هم یه پا آیت الله شده ی واسه خودت ها؟؟!!

    .

     
  73. با سلام و درودهاي گرم و پرمهر
    وضعيت وخيم آتنا دائمي در چهلمين روز اعتصاب غذا از زبان پدر
    پدر آتنا دائمي در گفتگو با راديو ندا با اشاره به وضعيت وخيم آتنا كه در سي و نهمين روز اعتصاب غذا خون بالا آورده و بي توجهي مسئولان قضائي، گفت : ” هر لحظه منتظر خبر ناخوشايندي از آتنا هستيم! ” سخنان دردمندانه پدر دلنگراني كه بايد شنيد!

    http://radio-neda.blogspot.com/2017/05/blog-post_17.html

     
  74. نخوان! بیزارم از روضه، نمیبینی؟ کَرَم کردی!
    چنان اشکم در آوردی که سر تا پا تَرَم کردی

    جنابِ عشق… بی زحمت، از آن مَنبَر بیا پایین
    که با این روضه ها عمری، بلانسبت خَرَم کردی

    کبوتر بچه ای بودم که دل بستم به دیوارت
    نشستم دانه برچینم که بی بال و پَرَم کردی!

    دَرِ سبزی نشان دادی و من ناغافل از طوفان
    شقایق وار روئیدم، چه راحت پَر پَرَم کردی!

    به خاطر داری اَم حتما… یَلی بودم برای خود
    مریض و زرد و بی حال و ضعیف و لاغَرَم کردی

    مرا آتش زدی دل را، چه مظلومانه سوزاندی
    رها کن نیمه جانم را، ببین… خاکسترم کردی

    به غیر از غصه و حسرت، مگر چیزی نصیبم شد؟
    شعارِ وصل میدادی، ولی تنها تَرَم کردی

    نبردم لذت از دنیا و گم کردم جوانی را
    چه شبهایی که با یادش، اسیرِ دفترم کردی

    بیا از مَنبَرَت پایین… مرا قدری تماشا کن
    ببین ای حضرتِ والا، چه خاکی بر سَرَم کردی!!

    #محمدرضا_نظری

     
  75. اقای نوریزاد عزیز
    با سلام و تحیت
    مصاحبه با ماهرخ غلامحسین پور را خواندم. اعتراف می کنم که رعشه گرفتم و مو به تنم سیخ شد.
    نتیجه گیری انکه اقای خامنه ای فردی بسیار باهوش , سیاستمداری خبره و بلامنازع , رهبری اگاه به ریز و بم و چم و خم روزگار و با شناخت کامل و مسلط بر افکار و حافظه و دیدگاه ملت ایران و حکیمی حاذق و در یک کلمه چوپانی بی نظیر برای هدایت و هی کردن گله ای 80میلیونی است !!!!!
    اگر خامنه ای چنین شخصیت کامل و شاملی دارد , چرا باید او را به چالش کشید و بعنوان یک فردی که عامل اصلی همه مصیبتها و اواری دانست که دامنش ایران و سوریه و یمن و بحرین و عراق و …… را گرفته و اتش بلاهتها و پخمگی هایش همه را سوزانده است؟
    من مبهوت و گیج مانده ام که مصباح یزدی چرا باید مهره ای سوخته و پس زده و منزوی در کنج حجره اش شود؟
    انهم مصباحی که نعلین رهبری را لیس میزند؟ مگر چه خطری از طرف مصباح نظام اسلامی و رهبری و بیتش را تهدید می کرد که باید محو و نابود شود؟ فیلسوف و ایدئولوگ نظام به تعبیر خود رهبری و انزوا چه معنایی دارد؟
    نیز گیج و مبهوتم که نتیجه ای که از پرت کردن رئیسی و عزلت گزینی او عاید دستگاه رهبری و سردارانش می شود چیست؟
    یعنی با تعابیر شما , رهبری نخ عروسکهای روحانی و رئیسی را در دستان خود گرفته و به روحانی القا کرده که برو در شهرها و پشت تریبونها هر چه دلت خواست من رهبر را ضایع کن و افتابه بگیر از سر تا پایم را شستشو بده و پیش مردم حیثیت و ابرویی برایم باقی نگذار تا تهییج شوند و بیایند رای بدهند به تو روحانی؟؟؟؟!!!!
    و به رئیسی هم گفته برو با حمایت سپاه و بسیج و اخوندها و اتوبوس و غذا و کیک و ساندیس و سلفی گرفتن با فقرا و پخش برنج و نبات و شال متبرک و هزینه کردن امام رضا ابرو و حیثیتت را ببر و ملت هم بعنوان یک قاتل و ضحاک ماردوش از تو بترسند و هجوم بیاورند پای صندوق رای !!!! و سپس منزوی و روانی در گوشه ای بتمرگ و بمیر !!!!!!
    که بعدا چه بشود ؟
    نظامی که ابرو و حیثیت برایش نمانده و همه ملت ان را فاسد و دزد و غارتگر و ویرانگر می نامند , بعد از این حضور می خواهد چگونه پابرجا بماند؟؟؟ اینکه روحانی در هر سخنرانی این روزهایش بر سطح خواسته های ملت می افزاید و در واقع همان رسالتی را که شما دنبال انید انجام می دهد ایا همه بفرموده و برای حضور حداکثری است؟؟؟
    لطفا جوابی بدهید که به مرز سکته و دیوانگی و جنون نرسم.
    یقینا این سوالات برای بسیاری دیگر از خوانندگان سخنان شما مطرح است.
    ————————
    محمد نوری زاد:

    درود دوست گرامی
    مصباح خود را رهبر می دانست. حضرت علامه کسی غیر خود را شایسته ی رهبر بعدی نمی دانست. نفرت مردم تهران بسیار فراتر از آنچه که ما خبر داشتیم، برای مشاوران و نظر سنجان آشکارتر بود. هل دادن مصباح به درون این نفرت مذاب حتما یک فایده داشته است. و آن: مفتضح شدن مصباح. که: شد. راستی احتیاجی به رعشه نبود. می خواندید و رد می شدید. بیت رهبری برای عبور از هاشمی وی را کشت و برای عبور از مصباح او را سکه ی یک پول کرد.

    احمد:

    برنامه اینده شون برای ادامه راه و بقای حکومت چیه ؟
    یعنی ملت چگونه از شر اینها راحت خواهند شد؟
    رعشه که گفتم برای مزاح بود. نظر شما برای من بسیار مهمه و در تصمیمم برای رای دادن یا ندادن حایز اهمیته. از 76 که رای دادم به خاتمی تا 88رای ندادم. 88 که وضعیت مشابه الان بود به موسوی رای دادم و بعد از ان هم رای ندادم. با سخنان شما بشدت مردد شدم. خواستم به ابهامات ذهنی ام پاسخ بدهید.

    اقای طبرزدی همشهری و دوست و هم دانشگاهی من است. سال 68 که خامنهای رهبر شد در پلی تکنیک اولین نفری بود که لفظ امام خامنه ای را بکار می برد و روی ان تاکید داشت. من بهش می خندیدم و می گفتم پسر جون این اقا تا دیروز حجه الاسلام هم زوری بود خودتو مورد استهزا دانشجوها قرار نده و چنین اتشین پست تریبون نگو امام خامنه ای . خیلی نچسبه این لفظ !! ولی با تعصب می گفت در نظام ولایت و امامت هرکس در این مقام قرار بگیرد امام است!!!!
    الان چنان به چپ روی افتاده که خود و خانواده اش را نابود کرده. یاد تفاسیر مرحوم طالقانی می افتم که چه زیبا چپ روی و راست روی را بیان می کرد و مسیر اعتدال را بخوبی نشان می داد. من , هم قبل از 88 و هم بعد از ان به سخن و قلم شما افتخار کرده و می کنم. اولین نامه به رهبری را که نوشتید اصلا باور کردنی نبود که این محمد نوریزاد کیهان و کارگردان سریال پروانه ها می نویسند , رهبر را اینگونه مورد خطاب قرار داده است. می دانم نسل ما فراز و نشیب های سختی را پیموده ایم تا اینجا , و برای شناخت واقعی و درست حقیقت رنج زیاد کشیده ایم. من در طول این سالها هیچگاه باندازه امروز روی انتخابات حساسیت نداشته ام. خودم هم نمی دانم چرا اینبار همه سنسورهای مغزم متمرکز روی این موضوع شده است. امروز هم دیدم رهبری حرفهایی زده که تحلیل شما را مسجل تر و به واقعیت امر نزدیکتر می کند. این چه سیاستمداری است که اینچنین با روح و روان 80 میلیون جمعیت هر طور که می خواهد بازی می کند؟؟؟؟
    خیلی فاصله هست تا من بشوم محمد نوریزاد امروز. شما تحلیلهایتان بسیار عمیق است و من هنوز نمی توانم به زوایای مختلف ان پی ببرم. شاید نزدیکتر بودن شما به مرکز دایره نظام و دور بودن من دلیل ان باشد. قاعداتا هر چقدر نزدیکتر به اتش باشیم سوزندگی و حرارت انرا بیشتر حس می کنیم. دایره شناخت شما بسیار وسیعتر از من و امثال من است و ایندطبیعی است. وظیفه شماست که ان حس گرما و سوزندگی را به ماها القا کنید
    شرمندم که خیلی وقت شما را می گیرم. و نیک می دانم اگر همه کسانیکه با شما بنوعی حس نزدیکی دارند بخواهند اینقدر سوال کنند و منتظر جواب باشند شبانه روزتان پاسخگوی ان نیست.
    اقای نوریزاد
    من هم رای خود را حرام دسیسه و خدعه بسیار کثیف این سیستم نخواهم کرد و با سخنان امروز رهبر به درستی تحلیل و گفتار شما ایمان اوردم.

     
    • جناب احمد، با درود
      رهبری که شما و جناب آقای نوریزاد عزیز به تصویر می‌‌کشید قادر متعالی است که هر آن هر طور اراده کند همان می‌‌شود و جنبنده‌ای قادر نیست در برابرش اند‌کی قد علم کند. ولی‌ صمیمی‌‌ترین و نورچشمی‌ترین یاران و دوستان رهبر که فریاد می‌‌زنند علی‌ خامنهٔ‌ای کیست. بفرمایید رای نمی‌‌دهم تمام. اینهمه آسمان ریسمان بهم بافتن بر مبنای فرضیاتی عاری از ارائه هیچ سند اثباتی ضرورت دارد؟ شما آنقدر مسائل را پیچیده کرده اید که خود نیز در این پیچیدگی‌های غیر کارشناسانه و صرفاً فرضیاتی، گرفتار شده اید. از آنطرف غیب می‌‌فرمایید که روحانی در دور اول پیروز می‌‌شود و خیالتان راحت. که چی‌ مثلا؟ چون رهبر اراده کرده؟ و بعد مهندسی کرده؟ و چون مهندسی کرده، ملت پیروی کرده؟ دست بردارید آقا جان از این همه کلافهٔ سر در گم و غامض درست کردن و اسمش را تحلیل گذاشتن. آقا خیلی‌ ساده رهبر در دوران و شرایط “ناگزیر” نفس می‌‌کشد بخاطر هم افزایی شرایط داخلی و جهانی و ” اراده” را هم برایند همین مجموعه شرایط و حضور میدانی‌ مردم و با همین انتخابات نیز، حتی با رای به روحانی نیز، به جان و روح و روان رهبر تزریق می‌‌کنند.

       
  76. سلام جناب نوریزاد عزیز.
    آقا من میخوام یه چیزی بگم به کسایی که هنوز هم رای دادن را تحریم کردند.
    واقعیت این هست که من تحریمی دیروز و شما تحریمی های عزیز نتونستیم اتحادی برای شکل گیری تحریم گسترده ایجاد کنیم. و ظاهرا رای دهندگان مخالف وضع موجود بیشتر تونستند ملت را برای مشارکت در انتخابات تشویق کنند.
    ضمن احترام به نظر شما دوستان و برخلاف نظر بسیاری که نتیجه عدم مشارکت را به قدرت رسیدن جناح تمامیت خواه میدونند.( چون معتقدم با شصت درصد مشارکت هم برنده انتخابات روحانی خواهد بود مگر تقلبی صورت بگیرد.)
    در حال حاضر به نظرم بیشترین استفاده را از تفرقه بین مخالفین, حاکمیت تمامیت خواه میبره و شاید اگر فقط همین همبستگی دلیل شرکت در انتخابات باشه به نظرم شرکت در انتخابات بهتر از تحریم هست.
    پیشنهاد میکنم برای ایجاد همبستگی بیشتر بین مخالفان وضع موجود همه با هم در یک حرکت هماهنگ شرکت کنیم و روز جمعه به روحانی رای دهیم تا بتوانیم در حرکتهای سالهای آتی از این همبستگی استفاده کنیم و بلکه در دراز مدت به اهداف جامعه مدنی دست پیدا کنیم.

     
  77. خبرنگار :
    آقا ببخشید ، شما در انتخابات شرکت میکنید ?
    شهروند :
    بله .
    خبرنگار :
    چرا در انتخابات شرکت میکنید ?
    شهروند :
    چون ما یک ایرانی هستیم وباید در انتخابات شرکت کنیم ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
    این پرسش و پاسخ را سی و نه سال است که از صدا و سیمای میلی میشنویم . هر گاه انتخاباتی در کشور صورت میگیرد ، اجیر شدگان رسانه ملی بساط خود را جمع و جور میکنند و به دستور روسای خود مشغول تهیه گزارش از سطح شهر و مردم میشوند .
    تکراری ترین جمله ای که همیشه میشنویم ، این است که ما یک ایرانی هستیم ، انگار توی این دنیای بزرگ فقط ایرانیها هستند که رای میدهند . مثلا طرف اگه ژاپنی باشه یا آلمانی یا آرژانتینی یا آمریکایی ویا هر ملیت دیگه ، بلد نیستند رای بدهند و این کار مهم فقط و فقط از دست ما ایرانی ها بر میاید . جالبتر اینه که یک نفر هم پیدا نمیشه که بگه من رای نمیدم ، همه و همه رای میدهند ، ولی وقتی آمار رو اعلام میکنند ، در خوشبینانه ترین حالت ، تازه اگه دروغ نگن ، میگویند پنجاه ، شصت درصد واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردند . سئوال اینه : شما که در گزارشهاتون اعلام میکردید همه مردم به کوری چشم اسرائیل و آمریکای جنایتکار در انتخابات شرکت میکنند ، پس چرا نصف مردم در رای گیری حاضر نشدند .
    مردم بیچاره ما رو با هزار تا کلک میارن پای صندقهای رای و بهشون میگن این یه وظیفه شرعی و ملی است و باید در آن شرکت کنید ، و مردم ساده ما هم با وجود اینکه هزاران مشکل و گرفتاری دارند و از زندگی خودشون راضی هم نیستند ، اعلام حضور میکنند . خدا وکیلی نمیدونم بخندم یا گریه کنم ، نزدیک چهل سال است که به مردم وعده میدهند و آنها هم به امید بهتر شدن اوضاع در دور بعد به کاندیدا ی مورد نظر خودشون رای میدن ، ولی افسوس و صد افسوس که همه اینها وعده سر خرمن است . توی کشورهای دیگه اگه نامزد مربوطه به حرفهاش عمل نکنه ، مردم یقه اون شخص یا حزب مربوطه رو میگیرن و او را وادار به پاسخگویی میکنند ، ولی در کشور امام زمان این خبرها نیست ، مردم فقط در زمان انتخابات ولی نعمت هستند و باید با مشت خود به دهان آمریکا بزنند ، بعد از انتخابات اگر اعتراضی داشته باشی ، میشی ، عوامل خود فروش و ضد انقلاب و ضد ولایت فقیه . خیلی ببخشیدا ، به نظر من مردم ایران جزو بی سواد ترین و ساده ترین مردم دنیا هستند و با چهار تا وعده تو خالی همه گذشته خود را فراموش میکنند .

     
  78. خیالتان راحت روحانی در دور اول برنده است. اصل کلی و اساسی در این نظام بقا و ماندگاری است. ایه الله خمینی گفت :حفظ نظام از اوجب واجبات است. حتی برای حفظ نظام امام زمان هم باید فدا شود.
    اینها را که یادمان نرفته است. نظام همیشه به سمتی غلطیده که بقا و تداومش را تضمین شده بداند. تهیه کننده و فیلم ساز و کارگردان در سناریو تکلیف نظام را روشن می کنند نه بازیگران را. انها اصلا اهمیت ندارند. برای بعمل اوردن و قوام فیلم نقش اول را به بازیگری می دهند که در بین مردم از محبوبیت بیشتری برخوردار است و نقش منفی را نیز به بازیگری که بتواند مخاطب را جذب و بر شدت تنفرش از ان شخصیت بیافزاید. نگاهی گذرا به فیلم ها و سریالهای ایرانی قبل و بعد انقلاب می تواند این نظر را تایید کند. ادم خوبا و ادم بدای فیلم ها در زندگی عادیشان نیز بین مردم خوب و بدند. روحانی و رییسی هم همینطور. خود رهبری و مشاوران ارشدش بهتر از ماها می دانند کدام فرد می تواند بقا نظام را برای 4سال دیگر ضمانت کند , و ان فرد در این شرایط روحانی است ( در بین ملت به روباه بنفش معروف است یا همان شخصیت خاکستری و مرموز ) لذا فرمان صادر می شود به عوامل اجرایی که تا حد امکان ایشان را خراب کنید و فرد مقابل را تمجید و تایید.(سپاه و بسیج و روحانیون بصورت اشکار و تمام قد بسیج شده اند تا رئیسی را حمایت کنند. و ملت هم از همه اینها متنفرند و می ترسند !!!!
    حتی خود رهبر موضوع سند 2030 را که دو سال قبل تصویب و امضا شده را یک هفته مانده به انتخابات بعنوان دستاویزی برای حمله بیشتر به روحانی مطرح و بشدت انرا محکوم و ضد منافع ملی می نامد.
    سوال ؟؟؟؟
    ایا ایشان در این مدت از ان بی خبر بوده؟
    ایا ادمهایی که در مجمع تشخیص و شورای عالی انقلاب فرهنگی مورد تایید و منصوب ایشان هستند انرا نخوانده بودند و ایرادات احتمالی انرا نمی دانستند؟
    و چرا در این زمان پرونده اش رونمایی شد در حالی که ملت از ان کاملا بی خبر بودند؟
    و سوالات دیگر …..
    بنابر این نتیجه می گیریم که نظام در جمع بندی های کلی خود واقف بوده که ادمی مثل روحانی مقبولیت دارد و رییسی بشدت منفور خصوصا بعد از افشای نوار صوتی مرحوم منتظری.
    لذا برای شور افرینی و ایجاد جو ترس و وحشت و نگرانی و حالت مرگ و زندگی در بین ملت این بازیها را شروع کرد تا به هدف اصلی خود که حضور حداکثری و بیش از سال 88 برسد و در نگاه دنیا مشروعیت نظام را برخ بکشد.
    اشتباه همه ما این است که گمان می کنیم رئیسی گزینه نظام برای ریاست است نه روحانی در صورتیکه کاملا برعکس است و خود بخوبی می داند اگر رئیسی برنده شود دوباره در تنگنا قرار خواهد گرفت. مگر امکان دارد نظام گزینه اش ادمی باشد که برای رفتن به خارج از کشور منع قانونی دارد ؟رییسی تحت تعقیب دادگاه جنایات جنگی است و نمی تواند بعنوان نماینده ایران به سازمان ملل برود و ایراد سخن کند !!!!!
    یک سوال دیگر ؟؟؟؟
    ایا روحانی می تواند به شعارهایش عمل کند؟
    هرگز نمی تواند زیرا دستگاه قضا و زندان و نیروی مسلح و انتظامی و وزرای کشور و اطلاعات و دفاع و دادگستری. در اختیار ایشان نیستند و همگی در اختیار رهبری است.
    دولت فقط تدارکاتچی نظام است.
    رهبری و سرداران با روحانی یا بی روحانی هر کاری را که اراده کنند انجام می دهند.
    روحانی نه می تواند حصر و ممنوعیت را بردارد و نه می تواند مانع از بگیر و ببند کسی شود چون در اختیاراتش نیست.
    رهبری اگر صلاح بداند دوباره در موضوعات دیگر سیاسی و اقتصادی نرمش قهرمانانه خواهد کرد و روحانی و تیمش برجام های بعدی را امضا خواهند کرد.
    روحانی فقط گزینه اصلی نظام برای بقا و ماندگاری است و یقینا با رای بالا برنده است و ملت نیز شادمان دراحساس پیروزی و ازادی انتخابشان در چهار سال اینده خواهند ماند.
    در پایان به چهار سخنرانی رهبری در یکماه اخیر یکبار دیگر با دقت گوش کنید.
    من انتخابات را تحریم نمی کنم ولی با این برداشت ها انگیزه ای برای حضور ندارم و لذا رای نمی دهم.

     
  79. شرح واقعی تولد رامک ..

    سالها پیش بعد از ماجرای کوی دانشگاه ‌سال ۷۸ بعد از آنکه کتک خورده از بسیجی‌ها و سپاهی ها به میدان فردوسی رسیدم دیدم که تمام مردم سرگرم خودشان هستند اندک افرادی می‌دانستند که در فاصله چند کیلومتری جایی که ایستاده آند .. یک جنگ کامل بین دانشجویان غیر مسلح و بسیجیان و سپاهی ها در جریان هست .. این موضوع آزارم می‌داد .. ۲۰ سال بیشتر نداشتم ..‌سوار تاکسی شدم عصبانیتم را نمی‌توانستم کنترل کنم ..با راننده تاکسی صحبت کردم که چرا مردم بی‌تفاوت هستند .. ایشون گفت ناراحت نباش جوان .‌ اما بدون در این جنگ نباید خون بریزی حتی اگر خونت را ریختند این افرادی که تو و دوستانت را کتک زدند برای همین کشورند و باید با دموکراسی پیش برویم اما بتو قول میدهم که کمتر از ده سال بعد همین خیابان پر میشود از انسانهای آزادی‌خواه .. در ضمن کسانی که قرار است دمکراسی را پیش ببرند و جشن دموکراسی را بگیرند امروز ( سال ۷۸ ) تازه متولد شدند ..

    من از دانشگاه اخراج شدم و کار را انتخاب کردم اما .. سال ۸۸ شد همان ده سالی که آن پیرمرد بشارت داده بود ‌من با دستبند ولباس سبز در خیابان فردوسی بودم اما این بار تنها نبودم ..۴ الی ۵ میلیون ایرانی دیگر همراهم بودند .‌

    تلاشی را انجام دادیم .. که گرچه به ثمر نرسید اما پرده از چهره خیلی از حاکمان کنار رفت و بسیاری چهره شیطانی خودشان را نمایش دادند ..
    متولدین سال ۷۸ ده ساله بودند ..
    ادامه دادیم جنبش سبز را .. امروز سال ۹۶ می‌باشد .. و شرکت من محل ستاد روحانی است .. دختران و پسرانی می‌آیند و قاطع و با ذهنی باز از دموکراسی پخته و توانمند حرف می‌زنند که خیلی جوانند .. یکی از آنها خیلی جوان بود و بسیار کتاب خوانده و فهمیده نامش رامک بود که همراه با پدر و مادرش با لباس بنفش و روسری سبز آمده بود برای تبلیغ آقای روحانی ، بهش گفتم متولد چه سالی هستی .. گفت ۷۸ …بله نمی‌توانست رای بدهد و ناراحت بود که نمیتواند رای بدهند اما تلاش می‌کرد .. برای آنکه دیگران رای بدهند .. برایش تنها دموکراسی مهم بود ..

    گفتم چرا نمی‌تونی رای بدهی.
    گفت : من متولد ۲۹ تیرماه سال ۷۸ هستم..

    بله رامک متولد شده بود … همان سال ۷۸ … در تیرماه سال ۷۸ …

    ساکت شدم .. و به صندلی تکیه دادم .. به رامک نگاه میکردم که داشت نایلون عکسهای روحانی را برمیداشت و با دوستانش براه می‌افتاد و فریاد می‌کشید .. به عقب برنمیگردیم .. هر هموطن یک رای.. !!!

    به عقب برنمیگردیم …
    افراد متولد شده سال 88 نیز امروز 8 ساله هستند ….
    چه کسی میداند .. چه دختران و پسرانی امروز در سال ۹۶ متولد می‌شوند .. !! و با تن نحیف خود چگونه تسمه از گرده غول ستم خواهند کشید .. !!

     
    • مازیار وطن‌پرست

      بیژن گرامی
      من خیلی سخت تحت تأثیر متنی قرار می‌گیرم، متن شما اشک به چشمم آورد.
      حتی اگر متن شما تخیلی هم باشد، بسیار ارزشمند است چون واجد بینشی صحیح است. بینشی که در بیشتر استدلال‌ها و تحلیل‌های منطقی هم یافت نمیشود.

      درود بر شما!

       
  80. اما با اجازه تحلیل خودم رو از فضای حاضر در انتخابات ریاست جمهوری تقدیم تون میکنم

    امیدوارم اصلاح بفرمایید.

    تنها برنده علی خامنه ای هست

    چراکه اوضاع رو به قبل از سال 88 باز می گرداند.

    الان هم آقای خامنه ای داره با کمک روحانی و متاسفانه همکاری مردم، تخریب 8 سال احمدی‌نژاد رو برطرف میکنه.

    احمدی‌نژاد باعث شده بود که حزب پادگانی تمام نهاد های سیاسی قدرت و حتی دولت رو از کنترل آخوند ها خارج کند.

    ولی با آمدن روحانی
    این معادله به نفع آخوند ها بر هم خورده

    الان رقابت بین آخوندها و سردادن سپاه یک برنده داره
    اونهم آخوندها هستند.

    در حالیکه آخوندها از 1384 به حاشیه رفته بودند.

    دیگر حجت الاسلام سعیدی نماینده ی خامنه ای نیازی نمی بیند تا به سرداران سپاه تکیه کند
    چرا که شخص اول و دوم مملکت هر دو آخوند هستند و از جنس خود وی هستند.

    بخصوص اینکه خواسته ی سپاهیان در برکشاندن رئیسی و یا رضایی و یا قالیباف به شرکت خورده است.

    اما برای آن دسته از هموطنانی که دوباره در انتخابات ساختگی رژیم شرکت می کنند می گویم که
    شرکت در این انتخابات به معنای آری گفتن به جمهوری اسلامی است و بس.

    قطعا این بار برعکس 12 فروردین 1358 ما مخالفین این نظام بیش از 2%
    هستیم

    شاد و سلامت باشید

     
    • اینم شد تحلیل جناب رضا؟ اینهمه از غیب دانی‌ نباید به اندازه یک تار مویی هم به آنچه در ایران و بر هر ‌ایرانی میگذرد ارتباط داشته باشد؟ همیجوری که نمیشه آنارشیست وار نوشت و نوشت…

       
  81. ✅ *نامه یک پزشک جانباز* به *آیت الله یزدی* رییس اسبق خبرگان رهبری

    من موندم اگر *جنگ ایران و آمریکا* شروع بشه.
    *چه کسانی* باید برای *کشته شدن* آماده بشن؟ *اواخر جنگ چند شب مانده به عملیات در جنوب کشور ریاست فعلی مجلس خبرگان با لباس بسیجی* وارد محل استقرار نیروها شد و شروع کرد به روحیه دادن به بسیجی‌ها
    وقتی *وعده‌های نصرت الهی و بهشت* و… را تمام کرد یکی از بسیجیان آهسته گفت این *آقای یزدی* اگر این حرفا رو قبول داره *شب عملیات با ما بیاد بریم بهشت*
    ولی افسوس که ایشان *حتی حمله پشه ها را هم تحمل نکرد* و قبل از *عملیات منطقه را ترک کرد* و امروز در *چنین جایگاهی* و به سلامتی، *دلواپس دستاوردهای انقلاب و جنگ است* و با کهولت سن و *عدم توانایی راه رفتن* حاضر به واگذاری خدمت به دیگران نیست
    بله *جنگ با آمریکا خوب است* اگر *دیگران تاوان بدهند*
    اما جنگ با آمریکا، *معادل جنگ با عراق نیست*، جنگ تن به تن نیست، *جنگ توپخانه و کلاش و آرپیجی نیست*،

    *جنگ با آمریکا، یعنی جنگ تکنولوژی و اتمی و بیولوژی و شیمیایی و… در مقیاس جهانی و ناتو*

    در کمتر *چند ساعت ناتو تمام زیرساخت های اقتصادی، نظامی، ارتباطی و خدماتی و فرودگاهها و اسکله های تجاری و پل ها و سدها و نیروگاهها و پتروشیمی و خطوط انتقال انرژی و .. را نابود می کنند*
    آنوقت *مدعیان دلواپسی می مانند و کاسه چه کنم در دست*
    وقتی با آزمایش *چند موشک کپی دست چندم روسی توهم عبور از سپر نظامی آمریکا* را عده ای به جامعه و مسئولین انتقال می دهند باید هم عده ای *ساده اندیش و مغرور چنین دلواپس شوند*

    *صدام بعد از فتح کویت* هم چنین توهمی پیدا کرد
    فکر می کرد با بیش *از 850 فروند هواپیمای جنگی و هزاران موشک اسکاد روسی و دو میلیون سرباز نظامی هشت سال جنگ دیده و چاه های نفت و ثروت کویت سلطان نظامی خاور میانه است*.
    تهدید کرد درصورت *حمله ناتو اسرائیل* و چاه های نفت را هدف قرار میدهد و البته در *حد کم هم چنین کرد*
    اما وقتی دستور *حمله فرماندهی ناتو* صادر شد تمامی *سکوهای موشکی صدام* مورد هدف قرار گرفتند و *هیچ هواپیمای جنگی عراق یا از فرودگاه برنخواست یا اگر پرواز کرد سرنگون شد یا از خاک عراق فرار کرد و در ایران با التماس تسلیم شد* .
    هنوز از بسیاری از زوایای جنگ عراق و ناتو پرده برداری نشده تا بدانید *چگونه بغداد در کمتر از 24 ساعت از محاصره سقوط کرد*
    هنوز *ما نمی دانیم از چه نوع سلاح الکترومغناطیسی در عراق استفاده شد که ارتباط تمام واحدهای نظامی عراق کاملا قطع شد و فرماندهی دفاع عراق سقوط کرد*
    یک *فرمانده قدیمی جنگ* یک تئوری مبنی بر *بستن تنگه هرمز* با هدف قرار دادن یک نفتکش را *20 سال پیش* ارائه داده و فکر می کند *آمریکا و متحدانش بیکار نشسته‌اند تا ایشان در کمال آرامش* چنین کند اما باید بدانیم غربیها و بخصوص آمریکائیها *ذخائر نفتی بزرگی برای چنین بحران احتمالی* آماده کرده‌اند
    وبرای *جلوگیری چنین اتفاقی مطمئنا اجازه رسیدن نفتکش به تنگه هرمز* را نخواهند داد. مگر فراموش کرده اید که *ناوهای موشک انداز ایران (ناو های سهند وسبلان) در درگیری با ناو آمریکا در خلیج فارس چند دقیقه توان مقاومت داشت*
    *✅عزیزان دلواپس* ما هم جنگ دیده‌ایم و *ترسو هم نیستیم* اما وقتی دشمن راه *حمله شما به جلو را باز می گذارد* مطمئنا درحال دور زدن شما از پشت و حمله گاز انبری است
    ⭕️دلواپسان ساده اندیش عزیز
    *آمریکا و متحدانش* خیلی دوست دارند پای ایران را به *معرکه جنگ* باز کنند تا سیاست ایجاد سرزمین سوخته را پس از *افغانستان و عراق و لبنان و سوریه و یمن در ایران* به نمایش بگذراند
    *دلواپسی* که هر روز بر *طبل جنگ با آمریکا* می کوبی!!! خدائیش اگر جنگ شروع شود *کجا باید پیدایت کرد*
    آخر مگر *دلواپسی که گرین کارت آمریکایی* را حالا در جیبش دارد *موقع جنگ ایران* می ماند تا از آب و خاک و *ناموس این کشور* دفاع کند!!!
    فکر نکنید با گفتن چنین حرفهایی میخواستم بگویم *باید تسلیم* شد. *هرگز چنین قصدی* ندارم ولی باید بدانیم *مرز بین شهامت و حماقت* فقط لحظه ای *درست اندیشیدن و تصمیم صحیح* گرفتن است. با *دشمن قلدر و مکار و ثروتمند و همه فن حریف* چون آمریکا تا حد ممکن نباید به فکر جنگ نظامی و هر چند *دولت گذشته با اشتباهات فاحش استراتژیکی* کشور را به *لبه پرتگاه جنگ با سازمان ملل* برد اما به *لطف خدا و همت مردانی چون ظریف* این حلقه محاصره شکسته شد.
    بیائید فارغ از دلبستگی به یک شخص یا گروه سیاسی، به فکر *مردم و کشور و آرمانها و نسل آینده* باشیم

    .
    *دکتر علی آبشناس*
    *پزشک جانباز دفاع مقدس*

     
  82. پدر سلام:پدر از اون جایی که به فهم شما در درک و تحلیل رخدادهای امروز ایران ایمان دارم خواستم نکته و پرسشی رو خدمت شما و اگر صلاح دانستید در بین مخاطبان خودتون مطرح کنید که اینده ی ایران رو در گرو رفتن به پای صندوق میدونن!!! فرض رو بر این بزارید که رفتید و رای دادید و روحانی رییس جمهور شد و این چهار سال هم تمام شد و باز رهبر معظم له و تیم شورای نگهبانش شش نماینده ی دیگر مثل قالیباف, جلیلی, رییسی, دری نجف ابادی, حمید رسایی, سید احمد خاتمی رو شایسته ی ریاست جمهوری دونستند و در محضر ملت شریف ایران گذاشتند اون موقع پاسخ دوستان بین کدام بد و بدتر است؟؟
    پدر تمام صحبتم اینه که ملت شریف ایران کاری رو که قراره به اینده موکول کنید روز جمعه انجام بدید

     
  83. واقعا حکومت و سپاه رو باید به عنوان بهترین کارگردان های دنیا انتخاب کرد
    .
    .
    چرا؟؟؟
    رئیسی یک مهره سوخته هست در این بازی که به راه انداختن .
    با تجربه ایی که سال ۸۸ حکومت داره مطمئنا اگر روحانی رای نیاره هم رئیس جمهوره ولی چرا رئیسی رو به عنوان یک غول سیاه نمایش دادن؟؟؟
    دلیلش خیلی آسونه
    مردم رو بترسونن از ظهور یک احمدی نژاد دیگه و ما رو به پای صندوق های رای بکشونن .
    .
    مثل اون تیکه پنیری که ما برای به تله انداختن موش ازش استفاده میکنیم.
    .
    .
    و این رفتن مردم پای صندوق های رای یعنی تایید نظام آخوندی .
    یعنی آمریکا و جهان ببینید مردم ما مثل اول انقلاب به این حکومت وفادارن

     
  84. سلام و درود به شما نازنین
    من هم مانند شما در انتصخابات شرکت نخواهم کرد
    چون شرکت در این سیاه بازی یعنی تأیید ظلم و ستم و استبداد رژیم
    یعنی تأیید تغییر کاربرد بطری نوشابه از سال۸۸
    حضور در این دوقطبی ایجاد شده ی عمدی یعنی تأیید و تثبیت وضعیت اسف بار امروز
    هنوز بسیاری از روزنامه نگاران و فعالین حقوق بشر و بسیاری از جوانان نخبه ی این مرز و بوم در اعتصاب غذا و انفرادی هستند
    هنوز جمع زیادی از مراجع تقلید از جمله کاظمینی بروجردی و نکونام در زندان هستند
    یادم می آید سال ۸۸ سوگند خورده بودیم دیگر در انتصخابات شرکت نکنیم، چون حاصل انتصخاب مان را به حصر برده بودند و جمع کثیری از ما را یا کشتند و جمع نامعلومی را در قبرستانهای ناشناس و یا در رود کارون دفن کردند
    آنروزها روحانی رییس شورای عالی امنیت ملی بود، اکثریت این مردم تصمیم شان این بود که هیچ وقت دیگر پای صندوق رای نخواهند رفت چون رفتار حکومت را با خود و رأی های شان، با پوست و گوشت لمس کرده بودند،من فکر میکنم بغض و غضب فروخورده ام هیچوقت التیام نخواهد یافت، چطور می توان یک بار دیگر پای صندوق رفت در حالی که هیچ چیز عوض نشده، رژیم با این بازی جدید ولی کهنه و نخ نما به دنبال چاپیدن ملت برای چند صباحی دیگر است، من دیگر ابزاری برای این رژیم فاسد نخواهم بود

     
  85. سلام جناب نوریزاد.
    من میگم این حکومت امسال شاید داره برنامه ریزی میکنه واسه جلب اعتماد ملت بخاطر این سلب اعتمادایی که از ۸۸تاحالا ازحکومت شده.اول اومدند احمدی نژادو که هوادارای خودشوداشت رو با یه ژست اوپوزیسیون نظام با اون گنده گوییهایی که کرد وارد بازی کردند و ردصلاحیت شد وبه احمدی نژاد گفتند سکوت کن تا یه فردی مثل حسن عباسی هرجا میرسه بگه احمدی نژاد اگه ردصلاحیت شد مثل سران جنبش سبز فتنه نکردو سکوت کرد و سران جنبش ۸۸ توذهن مردم و دهه هفتادیا و اواخرشصتیا که اونروز نوجوون و کم سن وسال بودن محکوم بشن به بی اخلاقی و نه دی ساختگیشون یه بارمعنایی پیداکنه .بعدشم میان تو ذهن مردم یه توهم کودتا درست میکنن و همه رو میارن پای صندوق ازقضا همون حسن روحانی که مردم فکرمیکردن درباره ش تقلب صورت میگیره دوباره رییس جمهورمیشه و ملت میگن عجب نظام پاک وباصداقتیه!درنتیجه اولا مردم با روی کاراومدن روحانی یکم بیخیال قضایای ۸۸میشن و انتخاباتای بعد بیمه میشه از طرفی روحانی با زدو بندی که پشت پرده با بیت انجام داده طیف وسیع اوپوزیسیونو به سمت اعتماد به نظام و اعتدال سوق میده و تب داخلو کاهش میده و مخالفین چونکه روحانی انتخاب خودشون بوده هراتفاقی که بیفته سکوت میکنن ,درکل فایده ش اینه که رهبرنظام خودشواز تیر رس بدبینی ها نجات میده و تصمیمات آینده میفته گردن رییس جمهورمنتخب ملت مخالف.یه نفسی هم میکشه و واسه تعطیلات میره با اسباش شمال.البته اینا دتحلیلهای ذهن من جوان بیکاره اگه اوضاع کاسبی خوب بود منم اصلا مزاحم شما نمیشدم.

     
  86. سلام. شرمنده مزاحم شدم فقط می خوام بگم دو سه ماه بیشتر نمیشه که با شما و عقایدتون آشنا هستم
    راستش در ابتدا که میگفتید نباید رای داد پیش خودم یقین داشتم که اشتباه می‌کنید اما تو این چند روز اخیر خیلی فکر کردم خیلی. دائم با خودم کلنجار می رفتم و تقریبا اکثر تحلیل های سیاسی رو گوش دادم و تاریخ انتخابات قبلی رو کامل بررسی کردم و یقین حاصل کردم که حرف شما صحیحه و رای دادن و مشروعیت بخشیدن به این سیستم غیر دموکراتیک اشتباهه اما متاسفانه من یه جوانم و مشکلات خاص یک جوان ایرانی رو دارم و یه جورایی نظام سرنوشت من رو تو خودش حل کرده و لازمه شناسنامه ام مهر بخوره و علی رغم میل باطنی ام باید رای بدم اما قطعا رای باطل میدم اما بدانید که قلبا راضی نیستم که رای بدم و دلم با شماست . وقتی کشور من در خیلی موارد امروز در جهان با کشور عقب افتاده ی کره شمالی برابری میکنه چه امیدی باید به تغیر داشت وقتی اقتصاد کشور من فاسد ترین اقتصاد جهان است و از نظر اسلامی هم جزء ربوی ترین اقتصاد های جهان است واقعا چه امیدی به تغیر هست رو حانی و رییسی تو سیاست های اقتصادی و سیاسی و آموزشی یکی از یکی بدتر هستند و من نمیخواهم به ورطه ی انتخاب بد و بدتر بیفتم. جناب نورزاد واقعا دمت گرم که از اول یه حرف زدید و تا آخر هم رو حرفتان ایستاده اید اما بعضی ها که خودتون بهتر میدانید چه کسانی هستند مثل آفتاب پرست رنگ عوض کردند اول می گفتن انتخابات غیر دموکراتیکه و باید نه گفت اما امروز تغیر جهت دادن به سمت روحانی و باز اون بازی کثیف بد و بدتر رو بهانه کرده اند و باعث تاسف بنده هستند و اسمشان قطعا از قلب من خط خورده و پاک خواهد شد.
    به شما ارادت دارم و بیش از پیش نظرات شما را پیگیری می نمایم
    خداوند به شما سلامتی و عزت ببخشد
    مخلص شما علیرضا

     
    • آقای علیرضا ، همین ترسهای بیجاست که مردم مارا برای ساده ترین واکنشها در مقابل این هیولای درنده فلج کرده . رفتن به مراکز رای گیری حتی برای رای سفید از دید خبرگزاریها یعنی پایبندی مردم به نظام . یعنی شلوغ تر شدن مراکز اخذ رای و بهره برداری خامنه ای و نظام آخوندی از نشان دان صف جماعتی که بخیال خود با رای سفید به رژیم کلک زده است !! . بعلاوه چه کسی به شما گفته افرادی که شناسنامه شان مهر ندارد دچار مشکل می شوند ؟؟؟ خیلی از جوانان فامیل در انتخابات ( دوره احمدی نژاد و روحانی ) شرکت نکردند و مشکلی هم ندشته اند . چرا ترس واهی به دل خود می ریزید ؟؟؟؟؟ ملت ایران با شرکت در انتخابات ،فرصت ارزنده ای را برای به نمایش گذاشتن نفرت خود از سیستم ولایت فقیه و ستم هایش از دست می دهد . فقط نادانها ، خوش باورها ، ترسو ها ،خائنین و جیره خواران در این انتخابات شرکت و به مصلحت کشور خود پشت میکنند .

       
  87. من به کسانی که زیر لوای دین حتی به خدا اعتقاد ندارند رای نمیدهم
    من به تبعیض براساس قیافه مقدس مآبانه رای نمیدهم
    من به قوانین قرون وسطایی رای نمیدهم
    من به مداح ششلول بند رای نمیدهم
    من به 50 سال بدبختی کشیدن خودم دیگر رای نمیدهم
    من از ترس افعی به مار پناه نمیبرم
    خسته ام از زندگی دوچهره

     
  88. بی نام و نشان

    جناب نوری زاد عزیز

    پیش بینی شما را از انتخابات در مصاحبه با خانم ماهرخ غلامحسین پور خواندم. اما به گمان من شاید این ساده ترین نوع خواندن بازی باشد که می توان تصور نمود. گمان اینکه رقابت صرفا جهت گرم کردن تنور انتخابات باشد و برد نظام از یکسو و روحانی از سوی دیگر البته یک سوی ماجراست. اما ظاهرا اینبار شرایط کاملا با دفعات قبل تفاوت دارد. به باور من انگلیس ها در پروراندن خمینی و رسیدن او به قدرت در ایران نقش به سزایی داشته و توانستند پس از حذف رضا شاه، ایرانی را که آمریکا از چنگشان خارج ساخته بود مجددا از آن خود کنند. در سال ۶۸ اما اینبار جناح روس بود که توانست قدرت را از چنگال روحانیون انگلیسی خارج کرده و انقلاب را مصادره نماید. حال با این نگاه بسیار اجمالی امروز ماراتن رقابت روس و انگلیس در ایران باز هم به لحظات حساس خود رسیده است. اینبار جنگ قدرت دو جناح با رمز نفوذ عملا آغاز گردید و با حذف رفسنجانی می توان حدس زد تا چه حد جناح روس از به قدرت رسیدن جناح انگلیسی وحشت داشته و البته چه بسیار قاطع و بی پروا عمل کرده است. لو رفتن طرح جانشینی رییسی در پست رهبری اولین بار توسط بی بی سی در مرداد ماه ۱۳۹۵ اتفاق افتاد! پس از آن بود که احمد منتظری نیز فایل صوتی را بعد از آن همه سال به یکباره در همان مرداد ۹۵ منتشر کرد تا این طرح را با تخریب رییسی نابود کنند. تعجب آور نیست که تابوی سخن گفتن از مجاهدین به یکباره در جهت تخریب رییسی شکسته شد و نقل تمام محافل شد؛ «کشتار ۶۷»!! پور محمدی همدست ایشان در پست وزارت دادگستری اما حساسیتی بر نمی انگیزد؟! پرسش برانگیز نیست که چرا کسی به خمینی که فرمان کشتار ۶۷ را صادر کرد از سوی همانان که رییسی را آیت الله قتل عام می دانند خرده نمی گیرد؟! و جالبتر آنکه نوه های خمینی که در دفاع از فرمان جد خود به احمد منتظری تاختند امروز در جرگه حامیان روحانی (جناح انگلیسی) هستند. پس امروز جنگ اصلاح طلب و اصولگرا نیست که جنگ منافع روس و انگلیس است. جناح روسیه به تلافی این افشاگری اعوان انگلیس هم که شده طرح سابق را رها کرده و با عزمی راسخ رییسی را به جانشینی روحانی برکشیده و قطعا چنین خواهد کرد چرا که اگر امروز نفوذ را مهار نکند باز هم انقلاب را انگلیسها تصاحب خواهند کرد. روسیه هرگز چنین اجازه ای نخواهد داد ولو که اتفاقات سوریه در ایران تکرار شود. انگلیس هم این آخرین تلاشش را برای حفظ روحانیت دست پرورده خود خواهد کرد چرا که اگر اینبار موفق نشود اصلاحات برای همیشه شکست خورده و حذف خواهد شد. به همین سبب تمام افراد و رسانه های مجازی وابسته به اصلاحات و حتی خود روحانی از مردم خواسته اند که در خیابان ها بمانند. این آیا شائبه انقلاب رنگین را تداعی نمی کند؟ اینان می دانند انتخابات ریاست جمهوری دیگری نخواهد بود تا مردم را وادار نمایند به گفتن «رای من کو؟» چون‌ رقیب نظام ریاست جمهوری را پارلمانی خواهد کرد!. رییسی باید به خواست روسیه بر مسند ریاست جمهوری تکیه کند تا پروژه انتخاب رهبر بعدی که اصل ماجراست به سر منزل مقصود برسد. اگر رهبر فعلی در به قدرت رساندن فرزند خود احتیاطاتی می کرد امروز دیگر پروایی از انجام این عمل به صورت آشکار ندارد. خود بهتر می دانید که رقبا یکی یکی تخریب یا حذف شدند و آخرین گزینه یعنی هاشمی شاهرودی هم حال خوشی ندارد! روند رقابت این دو جناح می رود تا ایران را به سوی سوریه شدن سوق دهد. بوی خون به مشام می رسد. حال آنکه همگان در این هیاهو از قدرت عظیم تری به نام آمریکای تحت حاکمیت ترامپ که بیخ گوش ایران کوس جنگ را به صدا در آورده غافل شده ایم. نمایش انتخابات دیگر کارگر نخواهد بود و پایان خوشی را برای ایرانمان متصور نیستم متاسفانه.
    با احترام

     
  89. ایراد کجاست دین یا دین فروشان؟

    اگر نگاهی اجمالی به احکام دین اسلام و البته مذهب تشیع بیندازیم مشکلی نیست که بی جواب مانده باشد .
    1.نماز ستون دین است . اگر نمازهای پنج گانه را هر روز ادا نکنیم از دایره دین خارج می شویم ، چراکه خانه بدون عماد و ستون دوامی ندارد .
    2.روزه گرفتن افزون بر پالایش روح و جان ، آدمی را هماره به یاد فقرا و تنگدستان می اندازد .
    3 . حج واجب است و اجتماع مسلمین است در بزرگترین قدرتنمایی جهانی.

    4. قتل نفس جزایش اگرچه قصاص است اما در نزد حق تعالی گرفتن جان آدمی برابر با گرفتن روح و جان از تمام بشریت است.

    5 . ربا منفورترین کارهاست و حرام است و نابخشودنی.

    اما…..
    همه آنچه آمد قابل حل است .
    پول پول پول پول پول

    نماز نخوان پول بده بخوانند
    روزه نگیر ، حج نرو ، آدم کشی کن اما پول داشته باش .

    مطالب بالا را گفتم که بگویم حتی با پول می توان صلاحیت شرعی و قانونی گرفت
    حتی رای و نظر مردم و اعتماد آنها را برای نمایندگی در شورا و مجلس و ریاست جمهوری بدست آورد .

    در شوراهای اسلامی نرخ تاییدیه بین 200 میلیون تا 2یا3 میلیارد تومان بسته به حوزه انتخابیه متغیر می باشد .

    در مجلس بالاتر

    در ریاست جمهوری!؟ نمی دانم .

    پس مذهب ما و روحانیان مذهب ما بهترین اند والبته به روز و وصله ارتجاع به ایشان نمی چسبد.

     
  90. دست تک تک این قوم ایران و انسان ستیز در تمام جنایات و ویرانیها و کشت و کشتار و رنج و فقر و و به فحشا کشیدن دختران ایرانی و ویرانی کشور بوده و هست.رای دادن به این جنایتکاران و ایران ستیزان جز خیانت به ایران و ایرانی و تداوم رزیم مشتی ددمنش و دزد و ادمکش نیست!کسانیکه آگاهانه تا کنون رای داده اند و الان هم رای می دهند نیز در جنایات این قوم شریکند!

     
  91. آهای رای دهندگان!
    شما که هنوز پی به شعبده بازی و فریبکاری تیوکراسی حاکم بر ایران نبرده اید!
    شما که امید معجزه از عمامه دارید!
    شما که امیددارید گربه روزی عابد و زاهد و مسلمان شود!
    شما که تصور می کنید گرگ روزی از کرده خود پشیمان خواهد شد!
    شما را به وطن عزیزمان ایران سوگند می دهم!
    شما رابه وطن عزیز تر از جانمان ایران !
    پس از این رای گیری هنگامی که چشمان را باز کردید و متوجه شدیدهمانند انتخابات گذشته هیچ گونه بهبودی در وضعیت معیشتی حقوق مدنی توسعه سیاسی و شرایط فرهنگی حاصل نشده بلکه همه چیز وخیم تر از گذشته شده و زنان و مردان قهرمانان ملی ما همچنان در بند و اسیرند و روز به روز بر شمار آنان افزوده می شود بیایید با خود عهد کنید در هیچ یک از انتخابات آینده شرکت نکنید بلکه به انواع و اقسام گوناگون دست به نافرمانی مدنی بزنید و دیگر هم وطنان را نیز دعوت به این کار کنید.
    هم وطنان بدانید که هیچ حکومتی در دنیا قادر نیست در برابر نافرمانی مدنی یکپارچه ملت مقاومت کند. بدانید نیروهای مسلح حامی حکومت ملایان هنگامی که متوجه شوند مردم یک پارچه و یک دست در برابر حاکمان ستمکار قد علم کرده اند هرگز حاضر نخواهند بود به خواهران و مادران و برادران و پدران خود صدمه وارد کنند. دزدی ها و فساد روز افزون دستگاه حاکمه بیان گر این واقعیت است که اینان خود متوجه پایان کارشان شده اند و سعی دارند تا دیر نشده برای آینده شوم خود تدارک ببینند تا شاید بتوانند از دست انتقام ملت به مخفی گاهی بگریزند. این ها تعجب می کنند چرا قیام مردمی هنوز رخ نداده است.
    آن جا که مظلومان و ستم کشیدگان دادرسی ندارند آن جا که حاکمان هم قسم شده اند در برابر مردم بایستند و حق ملت را پایمال کنند چاره ای به غیر از نافرمانی مدنی باقی نمی ماند. نافرمانی مدنی تنها راه باقی مانده برای رفع شر حاکمان ظالم است.
    بی تفاوتی و کوتاهی مردم تنها باعث جری تر شدن جابران خواهد شد. اگر اقدامی نکنید و به وحدت ملی نرسید بدانید کشور بیش از پیش در سراشیبی سقوط قرار خواهد گرفت و زمانی بیدار خواهید شد که از ایران و ایرانی شبهی بیش باقی نخواهد ماند.
    این ها مشتی ارازل و اوباش نالایق و نادان هستند که از کشور داری و اقتصاد و سیاست و روابط بین الملل هیچ سررشته ای ندارند و در چهل سال گذشته ایران را به سمت ویرانی و تباهی سوق داده اند و چه فرصت ها و امکانات بالقوه ای که از دست نرفت. در دورانی که تمامی کشور های جهان سال به سال پیشرفت کرده اند و ثروتمند تر و آباد تر شده اند ایران عقب گرد کرده و در رده عقب مانده ترین کشور های دنیا قرار گرفته است. هر روز که از عمر حکومت ولایت فقیه می گذرد کشور متحمل زیان های سنگینی می شود که هزینه های جانی و مالی بیشتری بر ملت تحمیل می کند. هزینه هایی که جبران آن نسل ها به طول خواهد انجامید.
    نسل جوان آگاه باش که ملت تحت تاثیر تبلیغات سو و فراگیر حاکمان دچار سردرگمی شده است و با وجودی که شاهد دزدی ها خیانت ها و بی لیاقتی و ناتوانی حاکمان در اداره امور است دست روی دست گذاشته تا شاید مسایل خود به خود حل و فصل شود. هیهات که هرگز چنین نخواهد شد و تا ملت از خود حرکتی نشان ندهد زالو صفت ها دست از چپاول ایران زمین و پایمال کردن حقوق ملت بر نخواهند داشت.

     
    • داد و هوار نکش جناب ساسانم

      از بس با تحلیل‌های سست و آبکی و پوچ و بی‌ ربط با آسمان ریسمان بافتن همین‌جوری و غیر کارشناسانه و صرفاً نشأت گرفته از موضع نفرت و انزجار فردی و شخصی به نظام و آخوند جماعت به طبل تحریم کوبیده اید که هیچ معلوم نیست در محاسبات شما تحریمیان جای ایران و ‌ایرانی و خطراتی که زمین و آسمان ایران را احاطه کرده اند و گرفتاری‌ها و فقر و فلاکت و فحشا و رنج و شکنجی که همین الان الان ایرانیان به آن گرفتارند و با آن دست و پنجه نرم محلی از اعراب دارند. همینجور آرزومندانه و تحکم گونهٔ و به خیالی و توهمی انگار به خودتان باورانده اید که دارید برای نجات ایران و ‌ایرانی و بشریت نسخه رهایی می‌‌پیچید و راه نجات نشان می‌‌دهید. آقا فردا که نیاید آن روز جنگی به این ملت تحمیل شد، شما می‌‌روید دفاع می‌‌کنید؟ شما هیچ نسخه جایگزینی بهتر از رای دادن که کمترین دردی از ایران و ‌ایرانی دوا کند و در مقام و منزلتی باشید که محل رجوع و اعتبار و اعتماد مردم باشید در دست ندارید و خرد جمعی هموطنان خودتان را که در جغرافیای ایران تصمیم به حضور میدانی‌ گرفته اند و در این انتخابات شرکت می‌‌کنند تا شاید از طریق روحانی راه به جایی‌ ببرند و گرفتار جنگ و شورش و سوریه‌ای شدن نشود را هم به سخره می‌‌گیرید. از دلیل و منطق برای تحریم انتخابات دم نزنید و این صلاحیت را به خرد جمعی میلیون‌ها ‌ایرانی واگذار کنید که رای بدهند یا ندهند و به کی‌.

       
  92. اخبار: برخی چهره‌های اصلاح‌طلبان حکومتی عقیده دارند تجربه این دوره شوراها می‌تواند یک بستر مناسب برای تنظیم یک سازوکار مدنی و دقیق‌تر برای دوره‌های بعد باشد.
    مش قاسم: به این میگن سیاست بزک نمیر بهار میاد یا از این ستون تا اون ستون … (سه نقطه از مش قاسم)

     
  93. ایا غیر از این استکه رییس جمهور منتخب یک ملت و شخص اول اجرایی یک مملکت میباشد؟
    ۱- سپاه : رییس جمهور حق دخالت در مسایل نظامی ندارد بلطبع قاچاق کالا و فعالیتهای اقتصادی وووو
    ۲- امامان جمعه:مجاز هستند هر گونه مجوز قانونی کنسرت و یا سخنرانی را لغو کنند
    ۳- رهبر: میتواند هر تصیمیم اتخاذ شده دولت را وتو کند
    ۴- بسیجی : سخرانیها و کنسرتهای قانونی را بهم بریزد و یا مجاز است از دیوار سفارتخانه ها بالا برود و انجا را به اتش کشیده و روابط دیپلماسی مملکت را سالها تحت شعاع قرار دهد
    ۵- شورای نگهبان : مجاز است صلاحیت نماینده انتخاب شده از طرف مردم را بدون ارائه توضیح و دلیل باطل کند
    ۶-در همه تصمیم گیریها دولت در مقابل شورای نگهبان عقب نشینی کرده منجمله اعلام نتایج انتخابات.
    ۷-در هیچیک از اختلاسها و رانتها اجازه دخول نداشته
    ۸-در سیاستهای خارجی بدون اجازه رهبر قدمی برنمیدارند
    ۹- ازادی بیان:اطلاعات سپاه و قوه قضائیه راسا با منتقدین و معترضین بر خورد و دولت حق دخالت ندارد
    ۱۰- یک نماینده مجلس دارای مصونیت با سنگ و اجر مورد تعرض قرار میگیرد دولت همچون رای دهندگانش فقط تماشا میکند
    وووووو
    …………..
    با توجه به موارد فوق قدرت یک رییس جمهور در مقابل رهبر ،امامان جمعه ، سپاه ، اطلاعات سپاه ،بسیجی ها . رسانه های به اصطلاح ملی ، کجای معادله قرار دارد ایا در این دوره تغییری در این بلبشو بازار ایجاد شده ؟ تا رییس جمهور بتواند به وعده هایی که داده عمل کند

     
  94. سلام و درود بر نوریزاد گرامی‌ حامی‌ ستمدیگان و صدای خاموشان ایران و سایر دوستان

    صندوق رای یا “چاه جمکران جهانی” گزینش بین پپسی کولا یا کوکاکولا ,طاعون یا وبا , عمامه سفید یا سیاه

    نقدی به بهانه انتخابات ریاست جمهوری در ایران و جهان ؛ تقسیم و گردش قدرت و لاجرم ثروت بدون سهمی از مالکیت میسر نمیشود

    اگر ارسطو برای برده های آتن نیز حق رای قائل میشد شرکت در انتخابات هیچ تاثیری در وزیعیت و حال آنها نمیگذاشت . گرفتن مالیات (آشکار و پنهان) از فرودستان بدون نمایاندگی در ساختار قدرت جهت تصمیم سازی کلان در نحوه هزینه سازی مالیات ظلمی مضاعف است.

    نوریزاد گرامی‌ دیدگاه کلی‌ شما در مورد “دموکراسی دینی” ادعایی مورد وثوق نظام جمهوری اسلامی که الگویست قالب شده بر قامت ساختار سیاسی و فرهنگی کشور بر گرفته از الگوهای مرسوم جهانی‌ عصر ماست، که به نوبه خود همگی برداشتی تاریخی‌فرهنگی متأثر از الگو‌های افلاطونی‌-ارستویست که بر آماده از تجربهٔ دموکراسی نظام برده داری یونان و سپس جمهوری روم بوده که به تیرانی امپراطوری منجر گردیده.
    نوریزاد گرامی‌ استیصال نا امیدی بی‌ اعتمادی گریزندگی، نه گفتن و نفی و نقد شما بر این “دموکراسی دینی” ایرانی با حفظ ویزگیها و مختصات اقلیمی‌تاریخی‌فرهنگی در چارچوبی کلی از نوع نقدیست که آقای نوام چامسکی به عنوان یک آزادی خواه سوسیالیست، طرفدار سندیکالیسم انقلابی‌ کارگری بر نظام “دموکراسی نمایندگی واشنگتنی” امپراطوری ایالات متحد آمریکا و ایدئولوژی رسمی‌ آن لیبرال‌دموکراسی دگرگیسی شده نئوکان‌ها دارد؛ در واقع میشود شما و دکتر ملکی را هم “چامسکی خدا باور ایرانی” قلمداد کرد
    نمایش تکراری برگزاری مسابقه انتخابات ریاست جمهوری جهت تعیین رئیس دبیر خانهٔ دیوان سالاری [تدارکاتچی] امپراتوری در واقع رقابتی‌ است بین دو گروه عمدهٔ صاحب قدرت و ثروت و حاکم بر جامعه آمریکا؛
    برگزاری نمایش این سیرک سیاسی توسط کارگزاران دو حزب اصلی‌ جمهوری خواهان و دموکراتها هر ۴ سال یکبار از طریق بوقیدن در فضای رسانه‌های خصوصی و جانب دار و ایجاد جار و جنجال های پوچ و لجن مالی‌ و لجن پراکنی‌های مالی و نقد ی و جنسی و شخصی فی مابین نامزد‌ها و رسانه‌ها آغاز و سپس شکل گیری آرای شرکت کنندگان غالبا نه حول سیاستهای متفاوت بلکه حول شخصیت‌های ظاهرا متفاوت ۲ رقیب اصلی‌ از این ۲ حزب توسط مجتمع صنعتی‌ رسانه‌های جریان اصلی‌ که به همین دو گروه اجتماعی تعلق خاطر و مالی‌ و مالکیتی داشته با خرج هزینهٔ هنگفت چند میلیارد دلاری بر دوش اهالی امپراطوری تقریبا بطور تواتری و نوبتی (ظاهرا طبق اصل تقسیم و گردش قدرت) بین دو حزب اصلی‌ و حاکم مهندسی‌ میشود.
    صرف نظر از برخی‌ سیاستهای داخلی‌ که عمد‌تاً حول موضوعاتی هم چون نظام بیمه سلامت و خدامت درمانی، آزادی یا موقوف بودن سقط جنین به واسطهٔ اعمال نفوذ کلیسای کاتولیک بر جمهوری خواهان محافظه کار، و برخی‌ اختلافات مربوط به قانون گذاریهای مرتبط با محیط زیست و انتشار مواد کربنی، حقوق اجتماعی و امر ازدواج همجنس گرایان و از این قبیل سیاستها تقریبا بدون استثنا در امور مربوط به سیاستهای کلان امنیتی‌نظامی‌اقتصادی و سیاست خارجی‌ و منافع جهانی‌ امپراطوری هیچ تفاوتی‌ بین این دو حزب در طی‌ دوران بعد از جنگ دوم جهانی‌ دیده و تجربه نشده ( همین وضعیت در مورد پسر خاله های بریتانیایی و اروپایی نیز محرز بوده)؛
    تفاوت این دو حزب سیاسی تفاوت بین کارتر و ریگان، کلینتون و بوش یا تفاوت بین اوباما و ترامپ است یا به عبارتی تفاوت بین کوکاکولا و پپسی کولاست؛ بعضی‌ فقط به یکی‌ از این ۲ نوع نوشابه اعتیاد دارند و هیچ وقت تغییر ذائقه سیاسی نمیدند؛ ولی‌ “آرای نوسانی” آنهایست که تغییر ذائقه داده و در شرایطی نوشابهٔ خود را عوض می‌کنند تا طعم سیاسی متفاوتی را بچشند.
    آمار نسبتا پایین شرکت کنندگان در انتخابات ریاست جمهوری ایالت متحده با متوسط بین ۴۰% تا ۴۵% همانطور که در تصویر ضمیمه ملاحظه میکنید گویای این حقیقت است که شرکت فعالانه در انتخابات ریاست جمهوری تاثیر بسزایی در بهبود وضعیت زندگی عموم مردم ندارد و آنچه که برای آنها قابل اهمیت است وجود اشتغال و کسب معیشت مناسب است و این امریست که دستگاه عریض و طویل دیوان سالاری فقط بخش کوچکی از آنرا در درون وزارت خانه‌ها و دستگاه و ادارات و دوائر دولتی تامین می‌کند و عمدهٔ اشتغال توسط بنگاهای صنعتی‌ تجاری بازرگانی خدماتی بخش خصوصی فراهم میشود.
    و این پدیده در ماهیت اگر نه در جزئیات فرآیند عملیاتی بسیار شبیه همان چیزیست که در ایران به عقیده شما و بسیاری از جمله مراجعه کنندگان این سایت در مورد رقابت سیاسی برای کسب قدرت بین جناح یا طیف بنیادگرایان محافظه کار و اوصولگرا و طیف اصلاح طلبان اصول گرا بیهوده و بی‌ثمر انگاشت و تفسیر میشود. با این تفاوت بارز که نهاد و مقام رهبری در ایران در نقش طراح سیاست‌های کلان و کارگردان اصلی‌ انتخابات‌های رقابتی‌ نمایشی جهت انتخاب “تدارکاتچی” یا کارگزار نظام حضور پیدا می‌کند.
    در صورت فقدان چنین نهادی در واقع نظام ولایت فقیه و یا حکومت اسلامی صرفاً با شناسه جمهوری اسلامی در ردیف جمهوریهای مشابه منطقه همانند جمهوری اسلامی پاکستان، یا جمهوری عربی‌ مصر یا جمهوری ترکیه جایگاه مشابهی پیدا خواهد کرد. در آنصورت توازن قوا تغییر کرده و در صورت فقدان توزیع قدرت مابین نهاد‌های سیاسی به نمایندگی از بنگاه‌های بزرگ و متوسط مستقل بخش خصوصی و اقشار میانی جامعه‌ یا در صورت آویزان شدن یا حل شدن کامل این نهاد‌ها و بخش‌ها تحت نام بخش خوصولتی در ساختار دولت حاکم، مجددا با تشکیل حکومتی تک هرمی و تمرکز قدرت فرا گیر و لاجرم ساختار و ماهیتی استبدادی (غیر دموکرتیک) مواجه می‌شویم که این وجوه مشترک حکومتهای جمهوری غیر دمکراتیک و اغلب مادام العمریست هماند رژیم سادات، مبارک، صدام، قذافی، موگابه، که در چند دهه گذشته در خاورمیانه و آفریقا باز تجربه شده.

     
    • قسمت ۲

      نوریزاد گرامی صندوق رای انتخابات ریاست جمهوری نه فقط در ایران بلکه در سایر کشور های خاور میانه و آفریقا و امریکا ی لاتین و حتی در ایالات متحد ه, فرانسه, انگلیس, ایتالیا , یونان نیز نهایتن حکم همان تمثیل “چاه جمکران” را دارد که آنیتا گرامی بکار برد . که دوزخیان زمین به امید وقوع معجزه و دریافت پاسخ به نیاز ها و آرزوهای خود کاغذ نوشته ی را به درون چاه میاندازند. ناراضیان و سر خوردگان فرانسوی در انتخابات اخیر فرانسه فریاد میزدند که ما را برای انتخاب بین طاوون و وبا میخواهند به پای صندوق های رای بکشانند.

      علارقم تفاوتهای آشکار فرهنگی و تاریخی و اجتمائی کشورهای نامبرده, ساز و کار صندوق رای رویه مرسوم و آبرومند وعوام فریب عصر حاضر برای انتخاب اهالی ” تدارکاتچی” جهت انجام امور کشورداری و جمع آوری باج و خرا ج و خرج آن در خدمت به نظام بانکداران موشک پناه و موشک سازان بانک پناه به عباراتی سیستم مونتوریسم و میلیتاریسم متقابلن متکی بیک دیگر و مستقر در جهان است و همین وجه تشابه است که نظام ولایت فقیه ساسانیان شیعه شده میان رودان به زعامت موعود گرایان مهدوی “عبدلملک مروان” و حجاج بن یوسف عمامه سیاه ترش رو یا عمامه سفید خندان را با نئوکان های بیزانسی و رومی عصر جدید هم سنخ میکند.

      دوست دانشگاهی آمریکایی از من سوال میکند که چه کسی در ایران احتمال دارد به ریاست جهموری برسد؟ در جواب گفتم؛ یک جمهوریخواه خدا باور و موعود گرا, موشک پناه و ضد سقط جنین , در قلب و قلوب قوه قضایه وعضو شورای پول و بانکداران و هیت موتلفه بازرگانان و وارد کنندگان از چین , مدیر کل بزرگترین بنگاه خیریه و فرهنگی و مذهبی ایران و سهام دار و سرمایه گذار در نهاد های مشابه در عراق و سوریه است. به مکه و مدینه و قدس و حسینه کاخ سفید هم چشم دوخته. رقیب وی روحانی رییس جمهور فعلی نیز از همین قماش بریده شده اما وی فکر میکند که خوش ترکیب تر است , و ایدولو ژی موعود گرایی خود را برای اهالی اس. یو.وی . سوار مرفه شمال پایتخت شمیرانات و اهالی طبقه میانی شهرهای بزرگ تدلیسی و پاستوریزه و مدرنیزه کرده تا از مقبولیت بیشتری بر خوردار شود و مهم تر از ان هیات سیاسی و خاستگاه اجتمایی وی به دیده تعامل و نه تقابل به عمو سام نگاه میکند.

      شرکت درانتخابات ریاست جمهوری و انداختن آرای حمایتی یا ترجیحی یا سلبی یا از روی ناچاری یا دهان کجی با استدلالات گوناگون و استفاده از مزایای نسبی مهمترین کنش سیاسی و تاکتیکی مشروع و صلح آمیز موجود ویا عدم شرکت در انتخابات بدلایل گوناگون از قبیل بی اعتنایی, بی خاصیتی, ناباوری و یا تحریم “صندوق رای دموکراسی” یا به عبارتی مهندسی انتخابات مدیریت و هدایت شده از جانب حکمرانان و مالکین ساختار ها و بنگاهای عظیم خصولتی پولی-مالی-نظامی نه در ایران نه در هیچ کدام از کشورهای جهان موجب تغییر ساختاری پایدار در جهت منافع اکثریت فرودست هرگز نخواهد شد.

      این “چاه جمکران جهانی” معجزه نمیکند , کسب مالکیت توازن قوا را دگرگون میکند. مالکیت ان چیزی نیست که صاحبان قدرت و ثروت با رای پای صندوق به رعیت ببخشند.
      شرکت در انتخابات بر مبنای مصلحت کنش سیاسی ویا تحریم بر مبای اصول هر یک برای خود در نزد صاحب عمل از اعتباری بر خوردار است که نهایتن متأثر از دیدگاه و خاستگاه اجتمائی فرد بر میخیزد.

      سپاس

       
  95. فردا روز انتخابات است
    درودی بی پایان و ارزوی توفیق دارم برای همه هموطنانی بخاطر مصالح کشور و ملت ایران صلاح را در شرکت یا عدم شرکت در انتخابات دیده اند فرق نمیکند مهم حسن نیت افراد است همه شما عزیز و محترم هستید.
    ………………
    و ننگ بر همه سالوسان ریاکاری که فقط به خاطر منافع شخصی یا گروهی دانسته و با توجیهات کذایی اقدام به گمراه کردن سایر هموطنان برای بپای صندوقها کشاندن و یا بلعکس و بهره بردای خصوصی و جناحی کرده اند .
    ………………
    من یکی ۳۸ سال همه این شعار های شیرین و با احساس ولی کذایی کنونی را از دهان همه کاندیداها شنیده و عین ۳۸ سال هم شاهد پسرفت و نابودی کشورمان بوده ام حز اختاس و رانت و فلاکت برایوطنم ندیدم و هیچ شاخص مثبتی در اقتصاد، شکوفایی صنایع ، محیط زیست ، اموزش ، بهداشت ، ایجاد شغل ، اعتبار بین المللی ، ازادی بیان وووو ندیده ام که بتوانم خودم را متقاعد به شرکت درانتخابات کنم و ۴سال دیگر صبر کنم و باز شاهد خیمه شب بازی دیگری و همین اش و همین کاسه و معتقدم شما در هیچ انتخااتی تا کنون شرکت نکرده اید فقط و فقط رای بر بقا و ادمه سیاستهای ثابت داده اید و حالا اینجایی هستیم که نباید میبودیم.
    به احترام همه تن فروشان ، بیکاران ، بی خانمانها ، اوارگان ، فقر و زیز خط فقر در هیچ انتخاباتی شرکت نمیکنم
    موفق باشید

     
  96. دلایل بنده برای رای دادن به شرح زیر میباشد.
    تنها نکته ای که تمام گروه ها از موافق و مخالف گرفته تا خود رهبر بر آن تأکید میکنند کلمه مردم است ‘ همه آنها به ظاهر هم که شده از خواست مردم صحبت میکنند ‘ و ادعا میکنند که چون مردم چنین میخواهند ما چنان میکنیم ‘ حتی اگر به رای مردم هم اعتقادی نداشته باشند همچون مصباح یزدی ولی آن را مطرح نمیکنند ‘
    من تردیدی ندارم که بسیاری از روحانیان واقعی و نیک اندیش به این نتیجه رسیده اند که دخالت روحانیان در امور اجرائی ‘ ضربات محلکی بر پیکره دین و ایمان مردم وارد کرده است و این امر به ضرر دین و ایمان مذهبیست ولی آنها نمیتوانند این عقیده خود را علنی بیان کنند ‘ به عقیده من هزاران نفر از مردان مومن و پاک در میان این هیاهویی که در کشور ما برپا شده در حال تقیه هستند و فعلا بنا بر مصالحی سکوت کرده اند ‘
    من تردیدی ندارم که بسیاری از سردمداران حکومتی و روحانیان تراز اول موافق ادامه این وضعیت نیستند و میدانند که به زودی یک رویاروئی بزرگ در میان حاکمان در میگیرد ‘
    در آن روز تنها دو راه باقی میماند ‘ یا کشتاری عظیم و یا مراجعه به رای مردم .
    در آن روز راه برای تمام کسانی که در خود حکومت هستند و میدانند که ادامه این وضعیت غیر قابل دوام است باز میباشد و آنها میتوانند به بهانه رای مردم به میدان بیایند و جلوی کشتار هموطنان خود را بگیرند ‘
    بنده بر این باورم که آقای خاتمی و روحانی و تمام کسانی که این خط فکری را دنبال میکنند به رای و اراده مردم باور دارند و با انتقال آهسته قدرت بدون خونریزی موافقند .
    مردم ما باید هر چه بیشتر بر طبل این انتخابات ظاهری بکوبند و در صحنه حضور داشته باشند و منتظر روزی باشند که دعواهای حکومتی به جایی بینجامد که فقط با یک رفراندم بتوان به آن خاتمه داد.
    البته که حکومت به هیچ وجه راضی به رفراندوم نخواهد بود ‘ ولی شرایطی که بنده آن را مفروض گرفته ام ‘ شرایطی است که در اثر ناکارآمدی این حکومت بلآخره پدید خواهد آمد و این همان فرصتی است که مردم میتوانند از آن استفاده کنند ‘
    به گمان من امروز بسیاری از آخوندها متوجه شده اند که مسجد جای آب خوردن نیست’ آنها فهمیده اند که نقش اقتصاد و تکنولوژی و سلاح های مدرن در دنیای امروز یعنی چه ‘ آنها فهمیده اند که کشور ما تا چه اندازه به دنیای غرب و آمریکا وابسته است ‘ و چنانچه اتحادی میان غرب و اعراب به طور جدی شکل بگیرد یک قطره نفت صادر نخواهد شد و روزی که رژیم نتواند حقوق کارمندان و ارتش و سپاه را بپردازد چنان فاجعه‌ای رخ خواهد داد که حتی تصورش مو بر اندام هر آخوندی راست خواهد کرد .
    این انتخابات هر چه باشد بدل به یک موضع گیری در مقابل رهبری در آمده و حضور مردم آمادگی آنها را برای آن روز بزرگ و آشتی ملی بالا خواهد برد
    از همه عزیزانی که مخالف شرکت مردم در انتخابات هستند خواهشمندم راهکار و یا اثر تحریم انتخابات را تشریح کنند تا ما هم چنان کنیم.
    خدا همه ما را شفا دهد .

     
    • درود بر عرفانیان عزیز

      حرف حساب،جواب ندارد. واکاوی و جوانب نگری و نکته بینی‌ و نکته سنجی شما را می‌‌ستایم، باید رفت و رای داد و به حسن روحانی رای داد.

       
    • خدا ابتدا شما را شفا دهد
      راهکار خیلی ساده و روشن است:
      نه قرار است از جیب خرج کنید و نه قرار است از جان مایه بگذارید.
      ابتدا به ساکن و در قدم اول تحریم حداکثری تمامی انواع انتخابات و بایکوت آنها برای حداقل یک دورۀ کامل ( انتخابات مجلس، شورای شهر، ریاست جمهوری، مجلس خبرگان و …)
      قدم بعدی شرکت نکردن در هیچکدام از تظاهرات و فراخوان حکومتی مانند روز 22 بهمن – روز جهانی قدس و …
      تازه پس از آن است که بسته به واکنش حکومت قدمهای بعدی برداشته میشود.
      شما و امثال شما 38 سال در انتخابات شرکت کردید…نتیجه چه شد؟! راضی هستید!؟
      پس چرا فقط چند سال ناقابل، رو به تحریم نمی آورید؟ از کجا میدانید که حکومت چه واکنشی نشان خواهد داد؟
      بارها از دیگران پرسیده ام و در اینجا از شما میپرسم: چگونه باید به حاکمان فهماند که از عملکرد آنها راضی نیستیم؟
      هر چه باشد، مردمی که اعتراض و قدرت خود را در عدم مشارکت در انتخابات نشان دهند به مرحلۀ طغیان رسیده اند و آتش زیر خاکستر هستند. حاکمان اگر عاقل باشند و بخواهند بمانند، بدون تردید چاره اندیشی میکنند. امروز عصر ارتباطات است و حاکمان هرگز نمیتوانند به قلع و قمع مخالفان حداکثری روی آورند، مگر آنکه خود بخواهند قبر خود را با دستان خود بکنند.
      مهمترین اثر تحریم، نمایش قدرت پنهان مردم است. اگر این حکومت جمهوری است پس چرا رئیس جمهور هیچکاره است؟ مشکل اصلی نوع حکومت است و وجود نظام دیکتاتوری ولایت فقیه. چرا باید مردم با مشارکت در انتخابات از این نظام دفاع کنند؟ چرا ما ایرانیان باید به این حد از رضایت برسیم که بین بد و بدتر را بخواهیم انتخاب کنیم؟
      تنها راه برون رفت از این دایرۀ بسته، تنها راه کم خطر و البته زمان بر، عدم شرکت در انتخابات و فراخوان حکومتی ست.
      البته راههای دیگری هم هست… فعالیتهای زیر زمینی و چریکی، تجمعات اعتراضی منطقه ای یا گسترده، اعتصابات کارکنان دولت و کارخانجات، ترور شخصیتهای حکومتی و دست آخر انقلاب.
      خوب، بفرمایید معقول ترین و کم خطر ترین راه در نشان دادن اعتراض به عملکرد حکومت کدام راه است؟
      وقتی خامنه ای خط قرمزهای زیادی را مشخص کرده و چارچوبهای غیر قابل تغییری قرار داده و با هر بهانه در تمام امور دخالت میکند؛ پس بهتر نیست خودش هم نمایندۀ مردم باشد، هم ریاست تمام قوا را داشته باشد و هم فرماندۀ کل قوا؟ آیا الان اینگونه نیست؟
      ما مردم ایران باید از عملکرد 38 سالۀ خود شرم کنیم و خجالت بکشیم. ما مردم ایران بدترین نوع مردم در دنیا هستیم. همیشه زمانی متوجه میشویم که باید تغییر ایجاد کرد که دیگر کار از کار گذشته و به آنجایمان رسیده و نتیجه میشود انقلابی خونین و یا آمدن حکومتی با کودتا … شروع از نقطۀ صف… تاریخ ایران گواه این مدعاست.
      مردم ایران باید بیاموزد که چه موقع اقدام کند که به موقع باشد. اگر به فکر تغییر و آبادانی بدون خون ریزی در کشور هستیم باید نشان دهیم. بهترین راه آیا تحریم انتخابات نیست؟ اگر نه، چگونه میخواهید با وجود ولی فقیه و قدرت نامحدود او تغییر ایجاد کنید؟ با شرکت در انتخابات که مهمترینش ریاست جمهوریست و انتخاب یک تدارکاتچی، آبدارچی یا هیچی؟!

       
      • درود بر انارشیست گرامی
        اگر دوستان به معنی و اختیارات و جایگاه رییس جمهور توجه میکردند که رییس جمهور یک مملکت یعنی شخص اول تاکید میکنم شخص اول اجرایی یک کشور میباشد ایا واقعا هست ؟
        در سیاستهای خارجی بدون اجازه رهبر یک قدم بر نمیدارد در تمامی برخوردها و تصمیم گیریهایش در مقابل رهبر ، امامان جمعه ، بسیج ، لباس شخصی ، سپاه ، اطلاعات سپاه ، شورای نگهبان ، دخالتهای قوه قضائیه ، اخوندها یا ایت الله های هیچ کاره و همه کاره عقب نشینی کرده و یا در مقابل تصمیم گیرهای انها اجازه دخالت ندارد .
        پس این حضرات بفرمایند ایا شرکت در انتخابات غیر از قبول تداوم و مشروعیت بخشدن به این سیاست همیشگی نظام میباشد؟ ایا در این ۳۸سال غیر از این بوده؟ یعنی این عین خواسته انان میباشد؟
        تصور من براینستکه بد جوری بازیچه جنگهای زرگری و یا قدرت طلبی عمال درون دایره نظام که حفظ نظام از اولویتهای اول و بی چون و چرا و منافع مملکت و ملت و ابرو و اعتبار جهانی ایران در اولویتها بعدی نه چندان مهم برای انها میباشد قرار گرفته ایم . منافع ملی یک کشور ۸۰ ملیونی فدای حفظ نظامی که فقط در پی پست . اختلاس . رانتها بوده و لاغیر

         
  97. در شهر هرت

    از این ساده اندیش تر که روحانی مانع فساد و ریخت و پاشهای سپاه و بسیج است !؟
    نه اینگونه نیست، در دستگاه رهبری ،روحانی پادویی بیش نیست.
    دستگاه رهبری و سپاه بخصوص با شرکت مدام در جنگها آموزش دیده اند، با سیستمی جدا از دولت و فرا از دولت عمل می کنند ،وبخوبی نیز این انتصابات را مهندسی کرده اند.
    روحانی بخوبی می داند اگر کنار گذاشته شود ، روزگارش بهتر از هاشمی نخواهد بود!؟
    مسئله خوب و بد بودن روحانی نیست ، که بی شک ارزشی متفاوت با رئیسی دارد . مسئله مهم کارایی و توانایی دولت با این نظام اسلامی است ؟ که در این ۳۸ سال رشد منفی داشته است.

    این رای دادن به نظام اسلامی و تایید اهداف اوست.حال بروید رای دهید.
    هرکه نامخت ازگذشت روزگار /نیز ناموزد ز هیچ آموزگار

     
  98. پژوهش دانشگاه لیدز بکت بریتانیا: کشورهایی که سطح دینداری جمعیت بالاتر است، وضعیت پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در دو درس ریاضی و علوم بدتر است.
    مش قاسم: اینهم دلیل که چرا همه دولت دزدان حکومت اسلامی یه مشت … (سه نقطه از مش قاسم) هستن، و باید دزدی کنن تا جیبشون پر شه. هرکی عاقل بوده زده بیرون، یه مشت نادان و نفهم شدن همه کاره.

     
  99. ناطق نوری معتقد است که «مجموعه نهاد رهبری که در نزد مردم جایگاه والایی دارد.
    مش قاسم: همون جایگاهی که چوب طلایی معروف استفاده میشه.

     
  100. در شهر هرت
    سلام بر همه
    نیست امید صلاحی زفساد ای حافظ
    انتخابات هم رو به پایان است، و مردم غرقه در رویا را ،شکم گرسنه و جیبهای خالی اشان به هوش می آورد و بار دیگر داستانهای تحریمها و نداریم و چه بکنیم و.. شروع می شود و خیابانها از تجمع ها خالی و ادامه زندانی ها ، اعدامها و سرکوبها همچنان فی سابق.

    مگر کسی جرات دارد حرفی بزند، باچماقداران و چاقوکشان بسیجی و سپاه روبروست.
    مردمی که دیروز در دمکراسی خیالات سیر می کردند. با شکم گرسنه ،خمار آلود شانه بالا می اندازند و در حسینیه ها برای رفع گرسنگی به صف می ایستند.

    هرکه نامخت ازگذشت روزگار /نیز ناموزد ز هیچ آموزگار

     
  101. خانم یا آقای سارا
    هرکسی هستی باش، اما، برای من دروغگویی بیش نیستید.
    ” ما زنان از نظر حسی خیلی قوی هستیم بویژه در جاهایی که می تونیم از تونالیته صدای یکی دروغگویی یا راستگویی شو تشخیص بدیم البته استثنا هم داره یه چیز دیگر هم می خواستم بگم این بود که من این داستان ربودن شما توسط مآموران قرارگاه ثارالله را چند باری شنیدم انگار دارم فیلم سینمایی می بینم. خیلی قشنگه. ماها لذت می بریم اما نمی دونم خود شما در آن لحظات چه استرسی رو تحمل می کردید. ” نقل از سا ر ا.

    برای مسخره کردن به آینه نگاه کن!

     
  102. سوسن شریعتی: ۲۴ ساعت قبل از انتخابات را بیدار باشیم

    منتشر شده در: ۲۸ اردیبهشت , ۱۳۹۶ .

    بیست و چهار ساعت‌هایی که خروج جامعه محجوب ما از پشت پرده است، از آه‌های در سینه مانده تا رازهای سر به مهری که به میدان می‌آیند. بغض‌ها فرو می‌شکنند، زمزمه‌ها می‌شوند صدا، آرزوها می‌شوند مطالبه و به گوش‌ها می‌رسند. به گوش دیگران و به گوش از ما بهتران. هم ما می‌فهمیم که همه را به کیش خود نپنداریم و هم آنها می‌فهمند که چه دل‌های پری! دور می‌شود دور آحاد… از همه نوع، از همه رنگ. همه مجبور می‌شویم سر کنیم با این همه رنگ، با این همه صوت.

    عادت‌های بدِ «خود-اکثریت پنداری» چهار ساله را برای لحظاتی –حتی از سر اجبار- به کناری می‌گذاریم و شهر می‌شود شهر فرنگ. بی‌نام و نشان‌ها قهرمان این روزهای آخرند. همه آنهایی که طی سال‌ها یا چهار سال، موضوع مطالعات علمی-پژوهشی هستند تا بالاخره معلوم شود سلیقه‌شان چیست، نظر دارند یا نه، دین دارند یا عبور کرده‌اند، غربی شده‌اند یا دل به سنت داده‌اند، نوستالژیک‌اند یا غریب نواز، وفادارند یا فراموشکار، سرسپرده‌اند یا عاصی، ناگهان خود را به تمامی بر ملا می‌کنند.

    به حشر می‌ماند. این ناگهان‌ها موقت هم که باشند نشانه که هستند. پر از غیر مترقبه: درست وقتی مطمئن شدی که ملتی هستیم فراموشکار، حشر خاطرات را می‌بینی و دیروز‌های فراموش شده را که بر سر زبان‌هاست. تا می‌آیی فتوا دهی بر گسست کلیشه‌هایی چون سنتی – امروزی/ روحانی –مکلا/ دین و دنیا/ شمال و جنوب/… صفوف در هم ریخته سلایق را می‌بینی و جابه‌جا شدن موقعیت‌ها را: سنتی را می‌بینی که تتلو گوش می‌دهد و تکنو می‌رقصد و مدرن را که گوش به شجریان سپرده است؛ سیاستمداران در قدرت در هیات مخالف ظاهر می‌شوند و خط سوم و بر عکس اپوزیسیون، دلواپس امنیت و ثبات می‌شود. بیست و چهار ساعت‌هایی که «من»‌ها با فتح خیابان‌ها می‌شوند «ما». احساس تعلق به چیزی، به کسی، به جمعی. خروج از تنهایی است و بی‌کسی و تجربه موقت کسی بودن. چه آن حاشیه‌نشینی که ناگهان می‌افتد بر سر زبان‌ها و می‌شود عزیزکرده همه آنهایی که او را به حاشیه رانده بوده‌اند و چه آن جوانی که از فردای انتخابات می‌شود سوژه گشت ارشاد. زنان با پوشش‌های گوناگون به چشم‌ها می‌آیند و می‌بینی که برای به دست آوردن دل‌شان دیگر شرط و شروطی نیست.

    همین تجربه کوتاه «ما» بودن دسته‌بندی‌ها و صف‌کشی‌ها را ممکن می‌کند، اتحاد‌های جدیدی را شکل می‌دهد و افتراق‌های جدیدی را موجب می‌شود. «خودی»‌های دیروزی، غیرخودی‌های امروزی‌اند و تعریف نسبت‌های جدید ضرورتا سر بر می‌دارد. خوب‌ها می‌شوند بد و بد‌ها خوب‌ها. همه می‌خواهند شبیه ما شوند. شادمانی‌ای بسا از همین رو است. همین «ما»ی فسرده در این بیست و چهار ساعت معلوم می‌شود استعداد شادمانی را یکسر از دست نداده‌ایم. (درود بر هانا آرنت)

    بیست و چهار ساعت‌هایی که نهاد قدرت ظاهرا متولی رسمی ندارد و همگی می‌شوند شهروند چه وقتی وعده می‌دهند و چه هنگامی که بر یکدیگر می‌تازند و این یعنی اینکه می‌شود نقد کرد، تقدسی وجود ندارد، ترس لازم نیست؛ دلیلی بر چهار سال سکوت نیست، لازم نیست نقد را فراموش کرد، به خانه خزید، از خشم‌شان ترسید. هستند چون ما می‌خواهیم؛ چون تحقق مطالبات ما را بر زبان می‌آورند می‌شوند. درست است که فردای انتخابات ممکن است خلافش ثابت شود، ممکن‌ها ناممکن‌ها شود، به نام امنیت، وحدت، اکثریت، مصلحت مطالبات نادیده گرفته شود و ما بمانیم با احساسی شبیه حسرت، دماغ سوختگی، «چی فکر می‌کردیم- چی شد» اما شاید معنایش این باشد که رسیده‌ایم به مرحله اقدام و از کاشکی- ان‌شاءالله گویی و… در آمده‌ایم. پیش شرط تحقق این آرزوها درک بی‌واسطه همین تجربیات در دسترس نیست؟

    تجربه کسی بودن، «ما» شدن، مریی گشتن و خود را بدل به مساله کردن هرچند موقتی. معنایش شاید این باشد که ما «خیلی» سیاسی شده‌ایم: آرزوها را وانهادن و بر مطالبات متمرکز شدن. انتخاب را از دو گانه خیر و شر خلاص کردن و رو آوردن به مفید و مضر؟ عمر این بیست و چهارساعت‌ها هیچ‌وقت طولانی نبوده است. همین است که شکل و شمایل حشر را دارد. جزر و مد است. دستخوش غیبت‌های کوچک و بزرگ است اما خدا را چه دیدی شاید بشود طولانی‌ترش کرد. پس طولانی‌تر بادا این ساعت‌های بیداری!

    منبع: اعتماد

    http://sahamnews.org/2017/05/305352/

     
    • دکتر علی شریعتی ، اسلام را چنان بزک و آرایش کردکه بسیاری از جوانان آنروز مثل آدمهای خوابزده و افیونی بدنبالش راه افتادند . علی و محمد و ابوالفضل و امام حسین و بقیه اعراب شدند الگوی قهرمانی و عدالت پدران و مادران ما . نتیجه بیراهه رفتن آن نسل و تقلب شریعتی در وارونه جلوه دادن اسلام و یا بدفهمی او از اسلام را امروز داریم می بینیم . اگر شما همان سوسن دختر ایشان هستید ، بشما باید گفت : کثافتی را که او دانسته یا ابلهانه بنام غذائی لذیذ ، با تبلیغ و هیاهو و سخنرانی های مهییج بخورد جوانهای ما داد ؛شما دوباره به مردم تعارف نکنید که خیلی تهوع آور است سوسن خانم !!!

       
  103. سلام نوریزاد عزیز، امیدوارم که بر اساس استدلال بازرگان و محمد رهبر و همچنین رای دادن غیر منتظره هالو تو و پیروانت در این سایت به پای صندوق های رای رفته و رای دهید شاید کمکی نه به خود بل به باور گروه ما که در پی تغییر بدون انقلابند کرده باشید
    برکشیده‌شدن شقاوت
    عبدالعلی بازرگان
    در اسطوره‌های قرآنی طغیان قوم ثمود را، که به انقراض آن قوم منتهی شد، ناشی از برانگیخته شدن و به قدرت رسیدن شقی‌ترین شهروندان شمرده است.(۱) شقاوت که مقابل سعادت است، دلالت بر شدت عمل به‌جای مساعدت و قساوت به‌جای رحمت می‌کند.
    اینک ملت ما در آستانه برانگیخته و بر کشیده شدن فردی به ریاست جمهوری هستند که از عنفوان جوانی در ۲۰ سالگی از مدرسه حقانی قم به مقام دادستانی انقلاب کرج و همدان بر نردبان قدرت قضایی گام گذاشته و ( به شهادت مرحوم منتظری) در پُست معاونت و دادستانی انقلاب تهران در دهه ۶۴ تا ۷۳ کارنامه درخشانی مزیّن به خون چندین هزار زندانی سیاسی، از جمله در سال ۶۷ به گردن دارد که با مُهر دادستانی ویژه روحانیت در سال ۹۳ مزیّن گشته است.
    چنین خوش‌خدمتی‌هایی بوده است که او را در دهه ۷۳ تا ۸۳ به ریاست سازمان بازرسی کل کشور و در دهه ۸۳ تا ۹۳ به معاونت اول رئیس قوه قضائیه رسانده و اینک برای گام گذاشتن به پله آخر آمادگی اجرایی برای رهبری!، پس از غسل تطهیر در آبروی آستان قدس‌ رضوی، برآن‌اند تا غسل دیگری برای شستشوی آثار خون‌های ریخته شده، با انتخاباتی نمایشی برگزار کنند تا مُهر تأییدی از ملت بر آن جنایات و شقاوت‌های بیش از سه دهه زده شود.
    این مقدمه‌چینی داخلی با دیدار نماینده ویژه پوتین، سفیر روسیه، مفتی اعظم تاتارستان و هیئتی در قالب «سرمایه‌گذاری مشترک و تبادل دانش فنی!» آن هم با تولیّت آستان قدس رضوی! حمایت همسایه مهربان شمالی را که هنرهایی در هَک کردن انتخابات آمریکا و فرانسه از او نقل شده، و گویا شعار «سفارت روسیه لانه جاسوسیه» در مراسم تشییع جنازه هاشمی رفسنجانی نیز موجبات نگرانی‌اش را فراهم ساخته، از کاندیدای جناح تندرو نشان می‌دهد.
    از طرفی مناظره تلویزیونی گل‌های سرسبد شورای نگهبان و افشاگری‌های دو جناح علیه یکدیگر، ورشکستگی کامل و عمق فساد فراگیر نظام ولایت مطلقه فقیه را از زبان برگزیدگانش بیش از پیش آشکار کرد و نشان داد فساد سیستماتیک در عالی‌ترین سطوح حکومتی، نتیجه طبیعی استبداد سیستماتیک در نظام ولایت فقیه و ساز و کارهای وابسته به آن است، و اینک در فرصت کوتاه انتخابات و به لطف حضور مردم در صحنه است که پرده از گوشه‌ای از این مفاسد و اسرار پشت پرده نظام ولایی کنار می‌رود.
    در اسطوره تاریخی دیگری از همان کتاب، به مردمی که با سکوت و بی‌تفاوتی خود به مفسدان میدان دادند، ابلاغ کرده است مادام که چنین‌اند، «همواره کسی بر آن‌ها برانگیخته و مسلط خواهد شد که شکنجه‌ سختی را به آنان بچشاند».(۲) سکوت در برابر این شقاوت‌ها و رأی دادن به عاملان آن در این زمان نیز اخلاقاً مشارکت با آنان در چنان ستمی محسوب می‌شود.
    در این مسیر و برای مقابله با فساد ناشی از استبداد دینی، که به قول روحانی روشنفکر دوران مشروطیت میرزا حسین نائینی، خلاص شدن از آن سخت‌تر از هر نوع استبدادی است، دو راه بیشتر وجود ندارد؛ ۱- براندازی مسلحانه با انقلاب یا اتکاء به بیگانگان، ۲- انتقال تدریجی قدرت به ملت، که این دومی جز با تمرین دموکراسی و تربیت نفوس و تحوّل زیربنایی عملی نمی‌شود.
    انقلاب خودمان و تجربه همسایگان در این سه دهه نشان داده است که هیچ راه میان‌بری برای ملت‌ها جز اصلاحات تدریجی وجود ندارد و تحریم انتخابات در کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکای جنوبی هیچ حاصلی برای ملت‌ها، جز تحکیم حاکمان، به بار نیاورده است. به گفته معروف شادروان شریعتی: «هر انقلابی قبل از آگاهی فاجعه است».
    تردیدی نیست که رییس‌جمهور فعلی نیز محصول و برآمده نظام ولایت فقیه است و هیچ انتظاری از ایشان در چهارچوب نظام فعلی در نفی ولایت فقیه نمی‌رود، اما عمل‌کرد ۴ ساله دولت روحانی در ترمیم برخی از خسارت‌های عظیم داخلی و خارجی دوران احمدی نژاد، با توجه به اختیارات محدود و تنگناهای بسیاری که رئیس‌جمهور در نظام ولایت فقیه دارد، در مقایسه با مدّعیان قابل مقایسه نیست و مهار هرچند محدود سیل مخرّب تحریم‌های خارجی و خطر جنگی مشابه آنچه در لیبی و عراق و سوریه اتفاق افتاد، با همکاری و به همّت کارشناسانی متعهّد و متخصص کار آسانی نبوده است.
    نگاهی واقع‌بینانه به کارنامه ۴ ساله دولت تدبیر و امید، با همه کاستی‌ها و کمبودهای ذاتی و عارضی‌ آن، در مقایسه با اَخلاف احمدی نژادها که با دستِ درازتری از آستین استبداد داخلی و استیلای خارجی بیرون آمده‌اند، مصلحان و مشفقان ملت را قانع می‌سازد که در این مقطع تاریخی برای خنثی کردن خوابی که دشمنان دموکراسی و حاکمیت واقعی ملت ما دیده‌اند، متفقاً در انتخابات شرکت کرده و مانع پیروزی شقاوت گردند. برای رسیدن به آزادی و امنیت راه درازی در پیش است و سنگرهای زیادی باید فتح گردد، مطلق گرایی و شعار تحریمی همه یا هیچ! راهی به مقصود نمی‌برد، به سخن حکیمانه پیامبر اسلام: «چیزی را که کل آن به دست نمی‌آید، به کل هم نباید ترک کرد.»(۳)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    ۱- شمس ۱۱ و ۱۲- کَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا، إِذِ انْبَعَثَ أَشْقَاهَا
    ۲- اعراف ۱۶۷- وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکَ لَیَبْعَثَنَّ عَلَیْهِمْ إِلَىٰ یَوْمِ الْقِیَامَهِ مَنْ یَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذَابِ….
    ۳- ما لایُدرَکُ کُلّه، لایُترَک کُلُّه

     
  104. وجه اشتراک تحریمی ها با رئییسی ها
    1-شاد نیستند تنهاجلوی دوربین میخندند با طنز میونه ای ندارند قیچی سانسورشان همیشه به بهانه لودگی و توهین باز است.
    2- مردم تحول خواه را گوسفند فرض میکنند1500 خبرنگار را قلم به مزد می نامند البته هنوز رییسی ها جرات نکردن همچین توهینی را بکنند
    3-هر دو سعی دارند مردم کمتر و یا اصلا رای ندهند و هیچ راه حلی برای رسیدن به خواسته شان ندارند.
    4-فکر میکنند مردم سالهای 68 و 88 را فراموش کرده اند . هردو از میرحسین بدشان میاید.8 ساله طرف توحصره از انتخابات استقبال کرده اقا یاخانم هر چی از دهنش در میاد نثار میر حسین میکنه.
    البته بزرگانی در این سایت هستند که هنوز اظهار نظر نکردند از جمله جناب کورس و سید رضی اگر هم رای ندهند نظرشان محترم است خلاصه فعلا باید رفت خیابان به مردم پیوست به شادی و سروری که دارندبه دختران و پسران جوانی که بجای نشستن در پای کامپیوتر به خیابانها آمده انددر عمل آینده خود و مملکت را رقم میزنند شور و حال اینروزها و شبها غیر قابل وصف است اینو به تحریمیهای خارج میگویم . رای میدهیم به روحانی هرچند مدینه فاضله ما نیست ولی بقول رفقا هدف وسیله را توجیح میکند زنده باد آزادی

     
  105. نور ديدگان نوريزاد مهربان

    كرور كرور درود

    جماعتي صوفي گرد هم آمده وكل ماوقع را بر مشيت الله قادر متعال حوالت نموده وازجاي نجنيدندي

    حتا به دفع حاجت .خلايق جمعي تنابله ناميدندشان كي تنبلي مينمودندوجمع دگر بوييان چه نه استحمام

    نمودندي ونه دفع مدفوعات برخلا شدن وآمدن وزور زدن را سخت هولناك بدانستندي. چه رسد به سه جلد

    يافتن وبردن…..
    كمينه سراپا تقصير

     
  106. درود ياران مهربان

    آخه مني كه آررزوي يك نمره 5 در علوم رياضي وديگر معقولات را دارم بگور ميبرم از كجا بفهمم بالاخره راي

    بدم يا نه .علق مي گويد شكافي را كه بروز داده ايم و راهرچه ميتوانيم گسترش دهيم وچون جودو كاران از

    قدرت حريف عليه خودش استفاده كنيم.پل هاي متحرك وهر وزنه سنگين را با بستن وزنه اي حدودن بهمان

    اندازه با نيرويي بسيار كمتر بالا ميبرند.چرا وچرا از روحاني كه تا اندازه اي ودر پاره اي از موارد رو در روي

    بت عظماست حمايت (تا بي فايده شدن ايشان) وسپس عبور ننماييم.دوستان سياست به معناي

    همه چيز ودر لحظه بسود ما هرگز نبوده اگر توانستيم با سرباز وزيرشان را مي زنيم نشد با فيل واسب نشد

    با نگهداري قدرتمان درانتظار اشتباهي از حريف ميمانيم اين بدان معناست كه بي عمل وغافل وبي مشورت با

    فرهيختگان نخواهيم ماند.اين بانوان شناسنامه بدست (گوسپندشان ناميديد) ممكن است راي احساسي

    بدهندكه ان هم نشانه تازه براه افتادن است .كدام عاقلي از كودك تازه پا طلب حركات ژيميناستيك ميكند

    مگر فرانسويان آورنده دموكراسي در جهان 4 جمهوري ناموفق يا اندكي موفق وديكتاتوري ناپليوني..روبسپير و. را

    نيازمودند. آيا اين چند سده گوسفند بوده اند. بياييد به مخالفانمان هم احترام بگذاريم وحرفشان استدلالشان را

    سد بار با دقت بيشتر بشنويم تا دست كم اداي فرهيخته گي ودموكراتي گري از خود بروز دهيم. من گوسپند براي

    گسترش شكاف وايجاد شكاف بيشتر وفروپاشي آرام اين بساط تازمان عبور از روحاني وهاشمي وخاتمي وموسوي

    و…. راي ميدهم وبه آيندگان يا حكومتي سد در سد دموكراتيك ويا مقداري دموكرلتيك واگر نشدحكومتي بي آبرو و

    از هم پاشيده وبه تلنگري براي ريزش محتاج بجاي خواهم گذاشت.

    گوسپند راي مناسب دهنده فرهيختگي وفرخندگي هماره باشما باد.

    بيسوات

     
  107. واکنش پرویز پرستویی به توهین کارگردان حامی رئیسی به شجریان: راى مى دهم براى اینکه باشند کسانى که درمقابل امثال تو بایستند

    پرویز پرستویی به بی احترامی ابوالقاسم طالبی به محمدرضا شجریان واکنش نشان داد.

    به گزارش انتخاب، پرستویی نوشت: وقتى به ادبیات آقاى ابوالقاسم طالبى که به راحتى بى هیچ تفکرى با چند جمله بى محابا و ترس جایگاه اسطوره ى مسلم ایران زمین را به اندازه ى یک جمله ى بى سرو ته ،گستاخانه و سخیف در حد ابتذال خودش در مى آمیزد ،مى رسم ،نمى توانم سکوتم را نشکنم !!!!
    نمی توانم سکوت کنم و نگویم که تو بخاطر هیچ بودنت خودت را به نامى جاودانه آویخته اى تا دیده شوى و اگر قرار است دوباره دچار ابتذال آدم هاى کوچکى چون تو شویم یک دانگ از شش دانگ صداى استاد را که پشت جوانان این وطن و درمقابل تهمت و تهدید ایستاد اگر قرض گرفته فریاد کنم و جوانان میهن پرست این ملک هم صدایم شوند که مى شوند ،تمام وجودتان خواهد لرزید .
    پس براى احترام به انسانیت و اعتدال و براى گسترش امید بجاى ناامیدى براى نسل جوان همراه استاد شجریان مى شوم درمقابل ادبیات ابتذال و توهین و تهدید چون تو بى هنر وابسته اى .

    راى مى دهم براى اینکه باشند کسانى که درمقابل امثال تو بایستند و به تو بیاموزم که به احترام استادى چون شجریان باید در سکوت ،تمام قد ایستاد …. من راى مى دهم…که این درد مشترک ،هرگز جداجدا درمان نمی شود.

    http://sahamnews.org/2017/05/305348/

     
  108. حمایت جمعی از زنان زندانی سیاسی-عقیدتی زندان اوین از حسن روحانی

    نرگس محمدى ، نسیم زرگران و نازنین زاغرى به روحانى راى خواهند داد

    به گزارش سحام جمعی از زنان زندانی سیاسی-عقیدتی زندان اوین روز۲۹ اردیبهشت در زندان اوین رای خواهند داد .

    نسیم باقری , زندانی بهایی , نسیم زرگران , کشیش مسیحی , نازنین زاغری, زندانی دو تبعیتی انگلیسی-ایرانی, نرگس محمدی,فعال حقوق بشر ازجمله رای دهندگان هستند.انها ازمسئولان زندان خواسته اند تا امکان شرکت در انتخابات را در زندان فراهم نمایند.

    http://sahamnews.org/2017/05/305340/

     
    • نیچه : پرندگانی که در قفس بدنیا آمده اند ، فکر میکنند پرواز بیماریست .

       
      • ادیب الممالک

        نیچه این را هم گفته برادر من !
        حضرت “نیچه” : ” هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد ”
        اگر این حرف از نیچه نیست اهمیت نده , کی به کیه؟ هر چه میخواهد دل تنگت بگو .کافیه کسی تو قفس باشه و تو هر گفته ای که در آ ن کلمه قفس هست را مناسب برای اظهار فضل بدانی . بیچاره نیچه اگه میدونست از حرف هاش در جاهایی چنین “مناسب” استفاده میشه هرگز سخن نمیگفت .

         
  109. خامنه‌ای: در بحث‌های انتخاباتی حرف‌هایی زده شد که شایسته ملت نبود
    آسید علی آیا حرف هایی که میزنی ویا سخن پراکنی ها که میکنی گوش میدهی؟ تورا به چاه جمران که ازش الهام وخبر میکیری قسم یکی دوبار گوش کن ببین چقدر /// میگویی،جناب رهبر در جمله بالا میگویی حرف هایی زده شد که شایسته ملت نبود لازم است گفته شود ملت دزدی نکرده،رانت خواری ننموده و آدم نکشته و حرفی از مردم نبود بلکه محاکمه کل نظام توسط سرانش بود و مردم درین جدالها آگاهتر شدند که چه مفسد الارض هایی برشان حکومت دارند، آسید علی تاکی فریبکاری و خدعه بازی ،بس کن اگر وجدان بیدار داری اندیشه کن تا دریابی که حتی 28 روز هم صلاحیت شهردار بودن در طبس را نداشتی ونداری نه مدیر ومدبر بودی بقول خودتان و از تحصیلات امروزی محروم و بیخبر وبدین دلیل هر روز درصدد تغییر علوم در دانشگاه ها هستی ونه تجربه کشورداری داشتی وداشتید و نتیجه آشکارست فلاکت مردم وکشور.
    حضرت امام چهاردهم آنچه شایسته مردم نیست دزدی، فریبکاری،غارت اموالشان،تحقیرو تبعیض، کشتن وزندان وشکنجه غزیزانشان، فشارو سرکوب، واجرای تفکرات قرون وسطایی شما،بیرق الهدا و جنتی جهنمیست، /// شماها دسته جمعی و /// شدنتان شایسته مردم و آرزویشان می باشد، بس کنید توهین وتحقیر 38 ساله را.

     
    • آنچه شایستۀ هیچ مردمی نیست نشستن رهبر خواندۀ زورآور شده بر رأس هرم قدرت است، آنچه شایستۀ هر مردمی است این است که حاکم و حکومت خود را خود با رأی مستقیم و ادواری انتخاب کنند و در اقتصاد و سیاست خودشان نقش نخست و واقعی داشته باشند. شما اول ثابت کن که آیا صلاحیت داری که برای هشتاد میلیون ایرانی عقل کل شوی و بعد از شایستگی مردمی حرف بزن که از مردم سالاری برایشان همین صندوق رأی نمایشی و از پیش کنترل شده مانده است و چون در فقدان احزاب و نهادها و سندیکاها و رسانه ها وکانون های مدنی آزاد و مستقل چاره ای جز توسل به همین صندوقِ متصل به گاوصندوق ها ندارند، شرکت آنها در انتخابات را به حساب مقبولیت نظام می گذاری. برو این دام بر مرغی دگر نه ــ که عنقا را بلند است آشیانه

       
  110. مصلح آبادی اراکی

    سلام
    این منصور ارضی مداح در 1 خرداد 1376 که روز عاشورای امام حسین (ع) بود ( یک روز مانده به انتخابات دوم خرداد تاریخی 1376) در مسجد شهدا در بزرگراه محلاتی یا همان آهنگ سابق در وسط مقتل خوانی امام حسین (ع) عربده کشید که ای ملت فردا روز انتخابات است و رنگ عمامه شما را گول نزند ( منظورش رنگ عمامه سفید ناطق نوری و رنگ سیاه عمامه آقای خاتمی بود ) و مردم را هم بلافاصله دعوت کرد که برای شام غریبان ، چند ساعت بعد همان روز به حضور رهبر معظم بروند . این مداح چاپلوس و حقه باز دستگاه رهبری اکنون نمی بیند که رئیسی برای گول زدنِ علنی مردم ساده لوح با عمامه سیاه که بماند ، در هر متینگ انتخاباتی یک ” ملافه سبز ” چند متری هم به دور گردنش میاندازد تا ساده لوحان را ترغیب به خود نماید ؟ نکند چشمانش این بار ” بابا غوری ” گرفته و کور شده که ببیند که رئیسی اش با ” ملافه سبز ” ساده لوحان را دارد خر میکند ! شاید هم این بار 2 خرداد 1376 نیست و خر کردن ساده لوحان با عمامه سیاه و چندین متر ” ملافه سبز ” دور گردن رئیسی از دید ایشان عین ” واجبات ” است !

     
  111. سلام . اینکه مرادعلی در پست نوشته : رئیسی با تتلو خواننده ی رپ دیدار کرده و خوش و بشی هم . برای تتلو مهم نیست که هر هنرمندی به یک سمت رأی میدهد . مهم این است که این رئیسی که پدر زنش علم الهدی امام جمعه مشهد است و با تمامی هنرمندان مشکل دارد . بنظر میرسد رئیسی با این کارش یا یک تو دهنی به علم الهدی زده و یا اینکه با این حرکت بدون اجازه ی ایشان … زیادی خورده است !

     
  112. درود جناب سیدمرتضی
    من این نوشته ی شما را از پست پیشین به اینجا آوردم تا با شما نکته ای در میان بگذارم:

    در پاسخ به دوست مشترک مان علیپور نوشته اید:
    لزوم رای ندادن به رئیسی نه از این جهت است که اودر سال 67 مجری حکم مجازات محاربان مسلّح بوده است یا اگر بیاید شما را اعدام می کند! بلکه رای ندادن به او از این جهت است که او مدیر اجرائی نبوده و نیست ،برنامه مدوّن و مدرنی ندارد ،گرایش های او عوامفریبانه و پوپولیستی است ،اطرافیان او همان مدیران دولت قبلند و … از همه اینها مهمتر اینکه رای ندادن به او شایسته و بایسته است چون حسن روحانی بر او رجحان دارد…و بالاخره من ندیدم کسی گفته باشد به رئیسی رای ندهید چون او مجری اعدام محاربان بوده است یا اگر بیاید مخالفان را اعدام می کند! آنچه که گفته می شود و در تبلیغات آقای روحانی بود این بود که کسانی که یکروز سمت اجرائی نداشته اند و قریب به چهل سالست که بحکم قاضی بودن فقط حکم اعدام یا حبس صادر کرده اند توانائی و شایستگی حمل مسئولیت خطیر اجرائی ریاست جمهوری را ندارند و وعده های آنها عوامفریبانه ،شعاری ،و بدون برنامه است…

    —————-

    شما با ظرافت در همین نوشته ی کوتاه، رییسی را از خطا و جنایت مبرا دانسته اید و سهم جنایتکارانه ی او را تا حد “مجری حکم محاربان مسلح” فرو کاسته اید. دوست من، محاربان مسلح، در زندان چه می کرده اند؟ زندانیانی که از دادگاه های همین نظام مقدس حکم های شش سال و هشت سال و دوسال گرفته و مشغول گذراندن احکام خویش بوده اند. ما نیز با شما موافقیم که: هرکس اسلحه دست گرفت و به جان مردم افتاد باید به اشد مجازات محکوم شود. اما شما – در جایگاه یک مجتهد – وقتی متعمدانه شأن علم و دانایی و شرافت سخن و انسانیت را با صراحت به این حد از نادرستی فرو می کاهید، من باور می کنم که شما و ملایانی چون شما، برای برای بقای خود و برای حفظ همین نظامی که دستش تا هرکجا بخون ایرانی و عراقی و یمنی و سوری و نیجریه ای و افغانستانی آغشته است، بیش از پیش آدم خواهید کشت و از کشته پشته خواهید ساخت. کاش از کناره های خاوران گذر کرده بودید. اسلام و اجتهادی که یک پسر و دختر روزنامه فروش و هوادار و شعار بده و تند و تیز شانزده ساله را می گیرد و در زندان او را به نوزده سالگی می رساند و بعدش او را با سه پرسش اعدام می کند و اسم این جنایت آشکار را می گذارد: مجازات محاربان مسلح، نبودش هزار مرتبه شایسته تر است. پیشنهاد می کنم اگر برای دفاع از این جور اسلام و اینجور احکام قضایی پولی دریافت می کنید، این پول را هرگز به خانه نبرید. اجازه بدهید فرزندان و اهل شما از این جور پول ها دم دستشان نباشد.
    با احترام و ادب

    .

     
    • درود بر نوریزاد گرامی توصیه به آخوند دوست ارجمند بی فایده است.

       
    • جمهوری اسلامی برره

      هااااا وگوم یک نکته وحشتناک را از قلم انداخته بیدید طبق اسناد و شواهدی که در دست بید شب قبل اعدام دختران باکره را به عقد قاتلانشان در میاورده بیدن چون معتقد بیدن طبق مهملات موجود اعدام دختر باکره اشکال شرعی داشته بید که این لکه ننگی بید دوبله تا قیام قیامت بر پیشانی ملایانی که مجری بیدن یا سکوت کرده بیدن ! ونظرم بی شرافتی شرعی از همینجا کلید خورده بید هاااااا

       
    • بله حسن روحانی میگویدمیخواستید لوله کنیدو یا زندان واعدام بلدید چه معنی میتواند داشته باشد و او نمیتواند بیشتر بگوید زیرا از رهبر سیلی دریافت میکند ویا خود در پست ریاست امنیت کشور شریک وهمدست در قتلهایی بودهاست بخصوص ترور هایی بیرون کشور،شایداودر کشتار جمعی 67 نقشی اساسی نداشته ولی رییسی با نوار وسخن منتظری معاون رهبر وقت درین اعدامها نقش کلی داشته ودر تمام عمرش در قوه ناقضاییه حکومت اسلامی دخیل بوده و به ظلم وستم به مردم ایران ادامه داده و مفتخر به سمت های گوناگون درین حوزه شده.

       
    • آقا سید ما نمیتونه قبول کنه جنایتی شده!!..وقتی حکومت اصل شپ و اخلاق فرع ،انتظار دیگری نیست…

       
  113. نوریزاد ما

    متعجبم که چرا نادانهای حاکم را به قدری فهیم و پیچیده فرض کرده‌ای که بتوانند اساسا اتاق «فکر» داشته باشند و قادر باشند دورنگرانه طرحی جامع را برای رسیدن به هدفی مشخص تدوین کنند! آنها غیر از اتاق «توطئه و تخریب» البته در کنار اتاق «شهوت و تفریح»، اتاق دیگری ندارند.

    در شگفتم که چرا حاکمان را اصولا متفکر و دوراندیش فرض کرده‌ای! مگر همین برخورد اتاق به اصطلاح فکر آنها با تو بارها خود تو را متعجب نساخته که چرا نمی‌کشنت؟!!! کدام فکر نوریزاد؟! کدام «اتاق فکر» محمد ما؟ رفتار این جاهلان را چه نسبتی است اساسا با فکر؟!

    اینکه در گفتارت در باب انتخابات، احمق‌ها را چنان دانا فرض کرده‌ای که عامدا رئیسی را جلو انداخته‌اند تا با گرم شدن تنور انتخابات باز روحانی از صندوق بیرون آید، مرا سخت متعجب کرده است از تو! تو را به خدا واژه «فکر» را در هیچ ترکیبی برای آدمهای به قول خودت «مغز فندوقی» به کار نبر، و ما را به عقل خودت مشکوک نکن!

    جانم فدایت نوریزاد ما
    کوچکت، رسول

     
  114. با سلام به عزیز مردی که زبان گویای من است، منی که ناتوان از گفتنم ،نمی دانم شاید بالا رفتن سنم شاید ناتوانی جسمم مرا عافیت طلب کرده که این چنین سخنانت را می شنوم وگریه میکنم ،شاید از شادی درونم گریه میکنم که زبانم لب به سخن باز کرد، یانه،چرا من توانا یی حرف زدن را از کف داده ام .فایل صوتی شما را درباره معلم وشاگرد بهایی شنیدم وبسیار گریستم در دوران جوانی شرکتی مرا به آذربایجان غربی جهت انجام کارهایش فرستاد برحسب تصادف در آنجا با جوانی آشنا شدم وچون ماموریت هر دوی ما طولانی شد باتفاق خانه ای رو اجاره کردیم تا از هزینه های هتل کم کنیم تصادفا ایشان بهایی واین بنده ناقابل سخت مذهبی مسلمان ، ما در این شهر دوستانی پیدا کردیم که از قومیت های مختلف بودند دوست سپاه دانش ارمنی دوست ویزیتور چای آشوری دوست همسایه از اهل سنت ومن هم شیعه ،همه دور هم می نشستیم برای هم غذا درست میکردیم ودور هم می خوردیم.و همیشه خدا من به دوست بهایی خودم طعنه میزدم که حیف که بهایی هستی واو با لبخند حرفم را پاسخ میداد یک روز ظهر که دور هم بودیم این جوان رو کرد بما وگفت اجازه هست اذان بگم ما همگی خندیدیم گفتم بفرما واین آقا چنان اذانی با صوت مرحوم موذن زاده ادا کرد که اشک از چشمانم جاری شد او گفت من موذن مدرسه هم بودم ومن گویا که چه تاجی بر سر دینم زدم گفتم ولی حیف که بهایی هستی باز او لبخندی زد ماه رمضان رسید ،دراین خانه ما دو اتاق داشتیم که یکی را مفروش ودیگری هیچ نداشت در حالیکه در اتاق مفروش دور هم نشسته بودیم من بخاطر روزه بودنم خوابم برد وقتی بلند شدم هیچ کس در اتاق نبود به اتاق خالی رفتم دیدم روزنامه انداختند وروی زمین خشک وخالی نشستند وگپ میزنند پرسیدم چرا اینجا ،گفتند چون ما اجباری به روزه گرفتن نداریم اومدیم املتی درست کردیم وبا عرض پوزش از شما اینجا خوردیم که احیانا بوی غذا شمارا ناراحت ومارا شرمنده شما نکنه . البته بعداز انقلاب داستان دیگری رقم خورد که بماند که من انقلابی با افکار نو ظهور چه کشیدم راستی درانتهای پر حرفی هام خواستم بگم که تصویر شما را در منزل بزرگ مرد دوران خانم عشقی دیدم و با دیدن سیمای این بزرگ بانو بسیار بوجد آمدم سلام ودرود فراوان مرا به این بزرگ بانو برسانید

     
  115. حشمت الله طبرزدی

    ‌ (http://jametan.com/t/9b36f3bb9976995359.png)‌‌انتخابات اری/انتصخابات هر گز.
    هم میهنان گرامی، در شرایط تعیین کننده ای قرار گرفته ایم.درک شرایط کنونی و تصمیم و عمل انسانی،ملی و دموکراتیک،موجب سربلندی ایران وایرانی در اینده خواهد شد. هموطنان اگاه و ستمدیده به خوبی اگاه هستید که طی ۳۸ سال گذشته،همواره رژیم حاکم، افرادی را انتصاب و سپس، خواسته است تا به منتصبین شورای نگهبان رای بدهیم وهر دوره، این حلقه تنگ تر شده است و انتخابات ازاد که حق ذاتی هر شهروند است را به انتصخابات،تبدیل کرده است.در این زمینه هیچ ایرانی اگاه،منصف و مستقل از قدرت و ایدئولوژی حاکم،تردید ندارد.پس ما حق داریم از انتخابات ازاد دفاع کنیم اما،انتصخابات موجود را بایکوت نماییم.هم میهنان گرامی،رژیم اما به ویژه از سال ۷۶ با ترفندی بسیار زیرکانه و فریبکارانه، با وارد کردن افراد افراطی و به اصطلاح لولو خور خوره،توانسته است بخش بزرگی از جامعه ی اگاه و نیک اندیش را به وحشت بیندازد تا از ترس بدتر،به بد، پناه ببرند و تنور انتصخابات را داغ کند.
    عزیزان هم میهن،جوانان اگاه و پر شور! چند ین سال است که نسل های اول انقلاب و پدران و مادران خود را نکوهش می کنید که چگونه فریب اخوند ها را خورده و به دنبال خمینی راه افتادید و مملکت را به قهقرا بردید؟عزیزان،مگر ۲۰ سال است که روشنفکران،هنرمندان و سیاستمداران و نیز جمعیت بزرگی از شما جوانان عزیز،در دام فریب اخوند های حاکم گرفتار نشده اید؟مگر میلیون ها جوان ایرانی ،در دو کمپ انتخاباتی روحانی و رییسی که هر دو اخوند و از سران رژیم بوده و هریک دیگری را به جنایت و دزدی متهم می کند،در برابر هم صف ارایی نکرده اید؟مگر اینک همین روحانی و دستیاران موجب نشده اند تا بخشی از احزاب چپ،وملی-مذهبی که ۴۰ سال پیش از خمینی بت ساختند، امروز پشت سر او رژه بروند!؟اینک و پس از ۳۸ سال کسانی را از طریق ارایه ی تحلیل های نادرست از اینده،تهدید و نفوذ،پشت سر یک اخوند به اعتراف خودشان،جنایتکار و درغگو می کشانند که ۳۷ سال پیش و هنگامی که او در جایگاه کارگزاران همین حکومت و در پست سفارت بود،فریب داده به ایران اوردند و در حالی که کاملا بیگناه بود، او را به زندان انداختند و اینک از جسم او چیزی باقی نگذاشته اند اما دست از سر او بر نداشته، ابروی او را برای نمایش خود،چوب حراج می زنند؟عزیزان،اینک ازادیخواهان واقعی در بند هستند و اجازه ندارند سخن بگویند و ترفند اخوند ها را افشا کنند، اما تریبون های زیادی در دست کسانی است که روز و شب به شما دروغ می گویند.انها شما را از جنگ و ویرانی در صورت نیامدن روحانی و شکست برجام می ترسانند.اری ما نیز از اینده ی ایران و ایرانی در هراس هستیم،اما نه به ان دلیلی که بوق به دستان رسمی یا توصیه ای و یا منفعت طلبان سفید و بنفش می گویند.بلکه هراس ما از این است که تداوم سیاست های رژیم در سوریه و منطقه که در دوره ی روحانی ادامه پیدا کرد،ایران را در جنگ فرو برد.هراس ما از این است که دوجناح حاکم برای رسیدن به قدرت، بخش هایی از مردم ایران را با یکدیگر ،در گیر کنند و در این میان هیچ صدای مستقل،انسانی،وطن پرست و دموکراسی خواهی نباشد که وارد دو جناح درگیر، نشده باشد و از موضع ملی و انسانی،شما عزیزان را به اگاهی و شکیبایی دعوت کند.عزیزان هراس ما از فرو رفتن ایران در فقر،بیکاری،فساد مالی و رکود مطلق و سرکوب بیشتر است که کلیت رژیم در ان نقش دارد.نیک می دانید که دو اخوند،که سردمدار این رقابت غیر دموکراتیک و فریبکارانه هستند،نه به ازادی ،نه به صلح،نه به وطن پرستی و نه به مبارزه با فقر وفساد باور دارند.برای این که خود به وجود اورنده ی وصع موجود هستند.
    اینک در شرایط خفت بار سیاسی و اقتصادی تحمیلی و احتمال تشدید جنگ قدرت بین دو جناح حاکم و طرفداران انها در دو کمپ انتخاباتی،جبهه ی دموکراتیک ایران به همراه همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران ودر هماهنگی با سایر احزاب ملی چون جبهه ی ملی ایران،حزب ملت ایران،حزب پان ایرانیست ،احزاب کوردی و سایر احزاب و سازمانها و گروههایی که انتصخابات پیش رو را بایکوت کرده اند ،نه از موضع رقابت با دو کمپین نامبرده شده،بلکه از موضع انسانی،دموکراتیک و ملی ،به شما هشدار میدهیم که فریب ترفند های رژیم و جناح های قدرت را نخورید و به ویژه تحت هیچ شرایطی به درگیری های ناشی از رقابت های انتخاباتی دامن نزنید.ایران متعلق به همه ی ایرانیان است و اینده متعلق به ایران ازاد،دموکرات،سکولار،اباد و برای همه ،صرفنظر از اختلاف در جنسیت،زبان،مذهب و عقیده است.در شرایط صلح امیز ،برقراری دموکراسی، بسیار اسان تر خواهد بود.بدانید و اگاه باشید که بر عهد خود با شما ملت بزرگ ایران وفادار هستیم و فریب،تهدید و سرکوب در اراده ی ما خللی ایجاد نخواهد کرد.
    حشمت اله طبرزدی-دبیرکل جبهه دموکراتیک ایران.

     
  116. شیما بابایی

    برای تو مینویسم هموطن برای تویی که هنوز امید داری به تدبیرشان!

    این روزها مدام میپرسید به چه کسی رای میدهی ؟
    و من همینطور که صدایم از ناراحتی و عصبانیت میلرزد میگویم هیچ کس..
    شماهم رای ندهید با تعجب نگاه میکنی که چرا؟ ما باید به بد رای بدهیم که بدتر نیاید !مات نگاهت میکنم و هر بار خیلی کوتاه ولی محکم میگویم به کشورم خیانت نمیکنم شماهم نکنید..
    عبور میکنم و یک بار دیگر دلایلم را مرور میکنم و هر بار مطمئن تر میشوم که تصمیمی که گرفته ام درست است.
    من فکر میکنم حق دارم که دزد و قاتل و جانی را به آدمکش و اختلاسگر و ظالم ترجیح ندهم و نخواهم کشورم را چنین اشخاصی اداره کنند میدانم حتما حالا میگویی اگر توام رای ندهی بالاخره یکی رییس جمهور می شود اما من نمیخواهم در خیانتی که به کشورم می شود سهیم باشم.
    تو فکر میکنی آن مرد که می آید دیگر میتوانی آزادانه روسری ات را بالاتر بکشی لباس های جذب بپوشی ،به مهمانی های مختلط بروی و سرمست بشوی از این همه آزادی… اما من نگران توام من درد میکشم با تک تک تازیانه هایی که بعدش بر پشتت میخورد و همین دولت مردان می ایستند و نگاهت میکنند!
    چرا منو تو حق انتخاب پوشش خود را نداریم؟ حق پوششی آزاد در گرمای تابستان را نداریم..؟
    حالا که من حتی حق انتخاب پوششم را ندارم ،داشتن حق انتخاب رییس جمهور خیلی مسخره به نظر نمی آید؟
    تو میگویی آن 8 سال سیاه ،میگویی تقلب ،میگویی اگر رای ندهیم دوباره تکرار می شود آن سالها…
    من فکر میکنم تو که میگویی آن سال تقلب شد پس چطور میتوانی تضمین بدهی دوباره این اتفاق نمیفتد و با رای منو تو کاندیدا انتخاب می شود؟آیا سلامت انتخابات و شمارش آرا را تضمین میکنی؟
    اگر میکنی چرا آن سال فریاد تقلبتان گوش فلک را کر کرده بود؟اصلا مگر سرنوشت انتخاباتشان را منو تو هستیم که تعیین میکنیم ما فقط با حضورمان مهر تاییدی به رسمیت همین حکومت میزنیم..

    میگویی بیمه سلامت و بیماری خاص و در دسترس بودن دارو؟بگذار برایت بگویم بابیمه سلامت شاید ویزیت برخی از پزشکان به یک سوم کاهش پیدا کرد اما قیمت دارو های در دسترس سه برابر افزایش پیدا کرد و بیشتر داروها طبق تعرفه های آزاد با هزینه های سرسام آور محاسبه شد!خنده دار است نه؟این همان بیمه سلامتی بود که سنگش را به سینه میزدی؟! این که همان جریان یارانه ها و هزینه انرژی شد!

    میگویی جایگاه سیاسی و ارتباط با دنیا؟
    خوب نگاه کن ایرانیانی که روزی به پاسپورت طلایی ها معروف بودند و عزت و احترام داشتند حالا جزو چند کشور تروریستی محسوب میشوند که حتی حق ورود به آمریکا را ندارند زیرا به سوریه تروریست صادر میکنند!
    از ثبات اقتصادی و بهتر شدن اوضاع نگو خواهشا، در نظام سرمایه داری روز به روز ثروتمندان سرمایه دار تر شدند و فقرا بیچاره تر!
    وام های ناچیز با بهره های کلان،نرخ های سرسام اور و دست مزدهای اندک را بخاطر بیاور..
    برجام بهانه ای شد تا تروریست ها از لیست تحریم ها خارج شوند و راه اقتصاد برای وزیران و فرزندانشان هموار تر شود تا کارگران با حداقل مزد جان دهند تا بیماران با زجر بی پولی بمیرند و جوانان با آرزوهایشان به گور بروند ..
    آری هموطن جنگ،جنگ قدرت است جنگ سمت و منصب، جنگ وزرای تاجر، جنگ،جنگ پول است و کاندیدهایی که در این جنگ خدمت که نه، در جنگ قدرت ما را وسیله ای کنند برای به دست آوردن جایگاهشان..

    ازمادر شهید سبز و دختر ی که صورتش را با اسید در همین دولت سوزاندند ولی میخواهد رای بدهد نگو!
    انتخاب من انتخاب آن بی شمار مادرانی ست که در طول این 38 سال سیاه پوش فرزندانشان شدند و هرگز نمیخواهند اداره امور کشور در دست قاتلان فرزندشان باشد ترجیح میدهم که به جای مثال زدن دخترک سوخته با اسید برای جلب رای، کاری کنم که دیگر دل من و صورت هیچ دختری سوزانده نشود به جرم بد حجابی!
    هموطن درگیر بازی شان نشو پشت حکومت نباش کنار من و هزاران من باش کنار هم بغضت ..

    از عمر 38 ساله انقلاب 22 سال سکان دولت دست بدها بود اجازه نده سقف مطالباتت را به کف برسانند !
    حق ما برابری انسان است ،اجرای حقوق شهروندی به معنای واقعی کلمه است!
    حق من و تو از این کشور حاصلخیز و گران این نیست!اینجا ما از حقوق اولیه مان محرومیم تو از حقوق اولیه مان چه میدانی؟
    حق مسکن ،حق بهداشت و درمان رایگان،حق تحصیل و کار امن و تمامی احقاقی که برایمان آرزو است..
    از آزادی فقط همین لباس باز آن هم در زمان انتخابات را نبین آزادی مقدس است آزادی یعنی رها شدن از حکومت دیکتاتوری و خلاص شدن از نظام سرمایه داری بی درایت!آزادی مسئولیت است معنایش را سست نکن!
    هموطنانت به جرم ابراز عقیده در زندانند یکی 40 روز گرسنه است یگی 18 روزو …. بد ها و بدتر ها مشغول تبلیغات انتخاباتی و منو تو هم مشغول اثبات عقایدمان به یکدیگر….
    برای تمام حقوق انسانی و ارزش های از دست رفته مان ،برای فقرو مشکلات اقتصادی، برای تمام جنایات، اعدام ها، زندانیان عقیدتی و سیاسی تبعیض جنسیتی برای نقض حقوق بشر به معنای واقعی کلمه بیا باهم همدست شویم و نه بگوییم به وضع موجود!
    از دست دشمن پناه نبر به آغوش گرگی که در لباس میش است آنها هر چقدر هم در ظاهر با هم اختلاف نظر داشته باشند خوب میدانند که بقایشان وابسته به حیات نظام است…
    من به احترام خون های ریخته شده هموطنانم به احترام اعتصاب غذای آتنا و اسماعیل عبدی به حرمت ارزش از دست رفته انسان رای نمیدهم!
    من درد مشترکم مرا فریاد کن
    کاش در این وان افسا یکدیگر را تنها نگذاریم و متحد و یکصدا همچون ققنوس از خاکستر خویش برخیزیم که یک روز اتحادمان برابر است با عمری آزدی مان ..

     
  117. سلام آقای نوری زاد
    امروز داشتم یه صوتی از شما که تو کانالتان گذاشته بودید گوش می دادم که در مورد اینکه چرا در انتخابات شرکت نمی کنید بود،خواستم بگم آقای نوری زاد من هم مثل شما هستم ،اما با یک تفاوت ،
    چرا مثل شما هستم ،چون منم از اینها اذیت کشیده ام ،مرا در این دولت آقای روحانی به اتهام تبلیغ علیه نظام ،با یورش به خانه ام دستگیر و۷۱روز در سلول انفرادی قرار دادند و بعد از این مرا به زندان انتقال داده و در بند زندانیان قاتل و مواد فروشهای حرفه ای به مدت ۸روزنگه داشتند،وبعد با وسیقه آزاد شدم و حالا هم سه ماهه که بلا تکلیفم ،و اما چرا متفاوت ،متفاوت از اینکه ما جرممان خیلی سنگین تر از شماهاست ،چون هم اهل سنت و هم کرد هستیم ما خیلی غریب تر از شماها هستیم ،شماها را اگه دستگیر کردند و به زندان انداختن ،تمام عالم و آدم فهمیدن ،اما ما چه آقای نوری زاد ،حتی دستگیری و بازداشتمان هم غریبانه و متفاوت تر از همه است ،حتی خانواده ام جرآت اینو نداشتن که اعلام کنند که اینها مارا بازداشت کرده اند و … تو این صوتی فرمودید که ما ها باید از بین بریم تا ملت ایران به آزادی نسبی دست پیدا کنند ،به آرامش نیم بندی که بهش دلشون خوشه،خواستم بگم ماها هم هستیم ،ماهای که دردمون یکه ،اما از هم خبر نداریم ،آقای نوری زاد می دانید که سالی چندها از جوانان اهل سنت به اتهامهای واهی دستگیر و چه بلاهای که بر سرشون که نمی ارند ،وهیچکسی هم خبر ندارد.

     
  118. نوری زاد و دکتر ملکی معلم الفبای انساتیت به حکم رانان تاریخ ما گشته اند.

     
  119. حسنک: من همان کسی ام که در 15 سالگی، سال 43، به نفع امام شعار داده.
    مش قاسم: ملا نصرالدین گفت من زورم از زمان جوانی تا به حال هیچ تغییر نکرده، این سنگ جلوی خانه را میبینین وقت جوون بودم نمیتونستم بلند کنم و امروزهم که ۶۸ سالمه نمیتونم. حاج حسنک ما هم میگه عقلش همونه که در ۱۵ سالگییش بود. وضعیت این ملت به اونجا رسیده که باید بین یه قاتل و یکی که عقلش همونه که ۶۳ سال پیش بوده انتخاب کنه. ولکن، این دوتا یه وجه اشتراک دارن، جفتشون دزدن.

     
    • دیگر لیاقت ما ملت بیش از این نیست باید بین آدم بی عرضه و قاتل یکی را بانتخاب کنیم. اگر هم اعتراض کنیم دفعه بعد یگ گوریل میگذارند و یک قاتل. ما قاتل را انتحاب میکنیم.

       
  120. حاج آقا کلمه: برای نجات کشور به پای صندوق‌های رای می‌رویم.
    مش قاسم: منظور حاج آقا کلمه این بوده: ای گوسفندان حکومت اسلامی به پای صندوق‌های رای بروید و به مهر تایید بزنید به کثافتکاری ماها در سال ۵۷.

     
  121. سلام برغيرتحريمي ها

    كه اكثرنويسندگان فرهيخته اين سايت تحريم را باادله متقن ومستدل براي دلسوزي به وطن عزيزمان ويك گام نزديك ترشدن به دموكراسي برتحريميان مبرهن ساخته اند
    اولينش جناب مازياروطن پرست بودوجناب آقاسيدمرتضي وياران عزيز ومنصورگرامي وعلي1مكرم بابيان رسا ومستدل وروشن فوايدشركت درانتخابات را نوشتند وديگر ازديگر عزيزان كه اسمشان راببرم طولاني خواهدشد پوزش مي طلبم .

    وباتشكر ازباصفاي مصفاومنصف وفرهيخته كه درمقابل ادله وبرهان ياران عزيزاز تصميمشان برگشتندادله جناب علي 1خيلي گويا بافرض هايي مختلف تحريم كه به نتيجه معقول نمي انجامد خيلي معقول وتحليلي آگاهانه ودلسوزانه به ملك وملت بودبرايم لذت بخش وجذاب بود .

    وتحليل جناب منصورنيزكه انديشه جناب نوري زادرا بااستدلال منطقي وبابينش عميق سياسي،درگوشه اي تنگنا به محاصره انداخته بودند؛فقط لجبازي وي باعث قبول نكردن اين نقدها براورامي توان توجيه نمودوگرنه هيچ مفري معقول وخرد پسندي براي ابرام واصراراوبر تحريم نمانده است.

    ولي جناب نوري زادبايدبداند كه بعنوان رهبرفكري سياسي خوبي براي هوادارانش ندرخشيد واين قضيه نقطه ضعفي ديگربراي اوثبت شد.

    بشگه اي ديگربايدبرسرش فرودآيدتاهوشيارگردد وحرف انديشمندانه امثال دكتر سروش جلاي وطن شده وهشداراين عزيزان فوق الذكر را دريابد. والسلام
    مصلح

    —————–

    درود مصلح گرامی
    خداوکیلی این یکی از قشنگ ترین نوشته های شماست. انبساط خاطر که می گویند همین است که از همچو نوشته ای بر می آید. این را نه به کنایه بل به احترام و دوستی نوشتم. اما به استحکام می گویم:
    مصلح گرامی، ما یک روز هرجور شده باید آخوندها را از سر این مملکت کنار بگذاریم و برگردانیمشان به جایی که استحقاقش را دارند. امروز نشد فردا. از یک جایی باید شروع کنیم دیگر. نباید؟ باور کنید جز شرم ندارم در پاسخ نسل هایی که از من می پرسند چگونه شد که شماها فریب آخوند را خوردید؟ بعدها من نوشتم: آخوند و سانتریفیوژ!! امروز وقتی می بینم بانوان و دختران و پسران با آن تیپ هایی که هرگز توسط روحانیان تحمل نشده اند، عکس یک آخوند را بالا گرفته اند، بخود می گویم: نسلی که ما را منکوب می کرد، ببین چه با هیجان به دل آن فریب فرو شده است!؟ با همه ی احترامی که برای روحانیان قائلم، می گویم: اگر روحانیان می خواهند بیش از این دستشان به خون هموطنان شان و مردم منطقه آغشته نشود، هرچه زودتر عمامه را از سر این کشور بردارند. هیجان شما و دوستمان سیدمرتضی برای رأی دادن نه برای نیکبختی مردم بل برای بقای نظام آخوندی است. که شمایان همچنان بر سر بنشینید. به دست های خونین خود بنگرید دوست من. شما ملایان باید خیلی وقت پیش ها برای نسل هایی که هم لباسانتان روفته اند، گریبان می دریدید.
    با احترام
    سپاس

    .

     
    • سلام
      اينكه گفته ايد:

      “هیجان شما و دوستمان سیدمرتضی برای رأی دادن نه برای نیکبختی مردم بل برای بقای نظام آخوندی است. که شمایان همچنان بر سر بنشینید. ”
      كذب محض وتوهم محض جنابعاليست. شمابايدكاملااستراحت بفرمائيدتاهوشتان سرجايش بيايد. والسلام

       
  122. یک پیش بینی و تحلیل هردمبیل دیگر از انتخابات!

    از آنجایی که پس از اعلام انصراف قالیباف و جهانگیری، تنها 4 نفر از نامزدها باقی ماندند، البته دو نفر از آنها نخودی هستند و شاید کمتر از 200 هزار رأی بیاورند، پس بنابراین میماند 2 نفر.
    یکی روحانی که جناح چپ اصلاح طلب را نمایندگی میکند و دیگری رئیسی که جناح راست اصولگرا را. با توجه به دو قطبی شدن فضای انتخابات و اینکه هر کدام از نامزدها متأسفانه از پشتیبانی خوب و مردمی برخوردارند؛ برداشت من این است که رقابت بسیار نزدیکی از نظر تعداد آراء، بین این دو نفر در خواهد گرفت. این دوره از انتخابات ریاست جمهوری شاید یکی از حساس ترین دوره ها باشد، دوره ای که سیاست های داخلی و خارجی نظام را در دوران پس از برجام به نمایش خواهد گذاشت. با توجه به وضعیت موجود در دنیا و افزایش تنش بین ابرقدرتها از یک سو و با دیگر کشورها از سوی دیگر و همچنین اوضاع نابسامان منطقۀ خاور میانه، اینکه ایران در این بل بشو چه سیاستی را پیش میگیرد، هم برای منطقه و هم برای دنیا بسیار مهم است و به همین دلیل شاید سیاستمداران در بیشتر نقاط دنیا گوشۀ چشمی به انتخابات ایران دارند. سیاست رهبر ایران بعنوان مدافع سرسخت نظام آخوندیسم و همچنین تز صدور انقلاب، اصلی ترین نگرانی جوامع بین المللی ست. خامنه ای، اما همچنان در سخنان خود، با تهدید و هشدار به نامزدها و حامیان نامزدها به شکل خاص و تمام مردم ایران بشکل عام، عزم راسخ خود و دار و دستۀ ذوب شده را در ادامۀ روند دشمن خواهی، دشمن یابی و دشمن ستیزی به رخ جهانیان میکشد. با توجه به شیوۀ خشن و تهاجمی سخنان خامنه ای و همچنین اختلافات عمیق بین جبهۀ روحانی با جبهۀ رهبر در این اواخر، میشود اینگونه نتیجه گرفت که رئیسی به عنوان رئیس جمهور آینده، از الان انتخاب شده. میماند معماری انتخابات، که این وظیفۀ مهم طبق معمول بر دوش سپاه است.
    – باید یک روزی این روال ماندگاری رئیس جمهور در دو دوره و برای 8 سال شکسته شود و از بد روزگار، قرعه بنام روحانی افتاده.
    – سیّد رئیسی میشود رئیس جمهور؛ اصولگرایان از قبل برنامه ریختند تا اولاً کسی را مانند سیّد خاتمی اصلاح طلبان در تاریخ ایران به ثبت برسانند و این عقدۀ کمبود را درمان کنند؛ در ثانی برنامه هایی را برایش تدوین کرده اند که او را جایگزین خاتمی در خاطرۀ مردم کنند و چهرۀ مقبولی از اصولگرایان، هم برای مردم و هم برای دنیا ترسیم کنند.
    – باید خامنه ای با خیالی آسوده از این جهان فانی رخت بربندد که پس از مرگ غریب الوقوعش، ایران شاهد درگیریهای خونین و جناحی برای دوران پسا خامنه ای نباشد و از ثبات نسبی برخوردار باشد و این امکان، از نگاه خامنه ای، تنها با رئیس جمهور شدن رئیسی میسّر خواهد شد ( بد شانسی روحانی ) و دیگر نظام مجالی برای کش دادن و طولانی کردن بازی 8 ساله را ندارد، آخر شرایط خاص است!
    – اصولگرایان به رهبری خامنه ای (خامنه ای شاید به ظاهر بیطرف باشد ولی در عمل نشان داده که سر دستۀ اصولگرایان است) چون اشتهای بیشتری دارند در تمامیت خواهی، بنابراین بسیار اشتیاق دارند که تمامی محاسن نظام به نام آنها به ثبت برسد و معایب را به سمت اصلاح طلبان حواله کنند، بنابراین برای سال 1400 برنامه ریزی کرده اند، هم در تعامل با مردم ایران و هم در تعامل با دنیا.
    – هر چند شاید بیش از نیمی از مردم مخالف باشند، ولی به جهت همسو شدن تمامی ارکان حکومت با آمدن رئیسی، نتیجۀ این هم سویی به نفع مردم تمام خواهد شد. همچنین رئیس جمهور زین پس دیگر حساب کار دستش می آید که شاید 4 سال بیشتر در این مقام نباشد و باید تلاش کند و سرعت عمل و قاطعیت داشته باشد( البته نه در هاپولی کردن ).
    – اگر روحانی پیروز این دوره شود ( بر فرض محال! ) اوضاع داخلی کشور، با توجه به مخالفت سپاه و بسیج و اکثر آیت اله ها و همچنین خامنه ای ( که تأثیر گذارترین نیروها بر اقتصاد و سیاست کشور هستند ) با عملکرد روحانی در این یکی دو سال اخیر و همچنین اعلام و ابراز این مخالفتها به شکل تهدید آمیز، مردم تنها بازندۀ اصلی خواهند بود؛ گونه ای دیگر از دورۀ دوم خاتمی تکرار خواهد شد و شاید بدتر از آن دوران.
    – رئیسی، با شروع ریاست جمهوری، از خود چهره ای مردمی میسازد و گامهایی مردم فریب برمیدارد ( امروز هم شاهدیم که با تتلوی رپ خوان ملاقات میکند و دل و قلوه به هم میدهند! ) تا چهره ای میانه رو از خود بسازد و برای جانشینی خامنه ای خیز بردارد و خدا را چه دیدی، شاید آن زمان دل اصولگرایان به رحم آید و برای کنترل اوضاع داخلی و انتقادهای خارجی هم که شده، روحانی بشود رئیس جمهور…!
    و البته دلایل امنیتی و هردمبیلی دیگر که به آن نمی پردازم…!
    به احتمال قریب به یقین و با توجه به آرایش دو جناح و جو سازی های موجود، در دور نخست، رئیسی با درصد ناچیزی از روحانی پیشی خواهد گرفت. یه چیزی تو مایه های خود روحانی در دورۀ قبل… یعنی 51 تا 53 درصد.
    در کمترین احتمال، انتخابات به دور دوم کشیده میشود و بازهم پیروز میدان رئیسی خواهد بود.
    در دوران طلایی! پیش رو تا سال 1400 باید اصولگرایان هر آنچه خوبی ست را بنام خود ثبت کنند و از این فشار داخلی و خارجی خود را رها کنند…
    این گوی و این میدان!
    در آینده شاهد خواهید بود که تا چه میزان از این تحلیل و پیش بینی هردمبیلی به واقعیت تبدیل میشود!
    اسمش رویش است، هردمبیلی! … مگر اینکه ایران آبستن حوادث دیگری باشد…! و تاریخ، آینده ای متفاوت را برای ایران رقم زده باشد…!

     
  123. حضرت آیت الله العظمی نوری زاد دامت برکاة و دامت افاضاة ، سلام علیکم ، ضمن آرزوی تندرستی و سلامتی بر شما انسانِ بصیر ، آزاده ، حکیم ، فرزانه ، شاهد ، بشیر و نذیر . وقتی آقای محمد باقر قالیباف که 12 سال شهردار تهران بوده و جهت تبلیغات انتخاباتی خود ، می توانست از عملکرد اجرایی مثبت خود در شهرداری و سپس از توانایی در برنامه های اجرایی بعدی خود در مناطره ها سخن بگوید ، وسط مناظره خود را ” برادر شهید ” نامید که هیچ سنخیتی با توانایی در مدیریت اجرایی و مناظره نداشت ! حضرت آیت الله نوری زاد از نظر دینی و اعتقادی ، برای طلبِ پست و مقام ، اینگونه حرکاتِ افراد در جامعه و ” قَلمدوش ” بودن بر شانه های شهیدان معزز را چگونه ارزیابی می فرمایید ؟ الحقر __ مبشّر

    ————-

    درود دوست گرامی
    یکی از آفات نظام مقدس، همین خودی و غیر خودی و خواص و عوام و نورچشمی گرایی است. تازه هر برادر شهیدی نیز مقرب نیست مگر این که در حلقه ی ولایی جا بگیرد. در حلقه ی ولایی که جا گرفتی، تو را نه احتیاج به تحصیل و مدرک تحصیلی و تخصص است برای ریاست بر فلانجا که از بن تا به سقفش به تخصص نیاز دارد، نه توانایی و نه نجابت و نه سابقه ی درست. همین حضرات ولایی مگر نه این که قالیباف را برای سومین بار شهردار تهران کردند و حال آنکه یک نفر تنها برای دو دوره ی متوالی می تواند شهردار باشد؟ حکم حکومتی یا دستور از بالا باعث می شود همه ی چراغهای مملکت خاموشی گیرد تا دزدان در امنیت خیال بار بروبند.
    با احترام

    .

     
  124. خوب شد این مباحثات و گاه مجادلات سر رای دادن یا ندادن پیش آمد تا معلوم شود کی‌ و با چه افق دیدی و چطور و چرا و تا کجا از واقعیات مملوس روزمره در فرهنگ و جوامع ‌ایرانی حرف می‌‌زند و خبر دارد یک. دوم اینکه اگر صرفاً مبنا و ملاک اصلی‌ ایران و ‌ایرانی باشد تا کجا به مأل اندیشی‌ و تقدم محض ایران و ‌ایرانی بر آرا و نظر شخصی‌ خود پیشی‌ می‌‌گیرد. دیدیم که برجسته شدن حس و مسئولیت میهن دوستی‌ و صرف احساس مسئولیت تام و تمام برای فردای بعد از انتخابات در برابر ایران و ‌ایرانی، کسانی با زیرکی و حاذقی و واقعبینی و فراست و هوشیاری مثل زدنی‌ نقد آنچه کی‌ انتخاب بشود را مهم و حیاتی و سرنوشت ساز یافتند و لحظه‌ای دل و دنیای خود را گرو نسیه تئوری پردازیهایی تحریمیان ندادند حتی اگر ناگزیر به طرف شدن با شخص آقای نوریزاد عزیز شدند که شدند و گفتند پای میهن و مردم و سرنوشت آنها که پیش آید با خدا هم شوخی‌ و تعارفی نداریم. راز بقای ایران در درازنای تاریخ همین چیز‌ها بوده و من بی‌ آنکه لحظه‌ای و به اندازه سر سوزنی تحت تاثیر دلایل تحریمیان قرار گرفته باشیم، چون هیچ کدام از دلایل تحریمیان را با لحاظ کردن سر جمع یا هم افزایی مجموعه شرایط داخلی و جهانی قابل انطباق و پذیرفتنی برای ایران و ‌ایرانی ندیدم، با عزمی جزم و قاطعیت محض می‌‌روم و به روحانی رای می‌‌دهم. در فردای انتخابات این شما و نوشته‌های من و این من و مواضع و نوشته‌های شما تحریمیان که باید مسئول و پاسخگوی هم باشیم چون هموطنیم. ببینید ما هنوز رفتار تحریمی شما در سال ۱۳۸۴ و برکشیدن فاجعه مسلم احمدی‌ نژاد را به درستی و از روی طلبکاری، بله از روی طلبکاری به رخ شما می‌‌کشیم و هنوز در برابر آن‌ مسئولید.

    ————–

    درود پیام گرامی
    از نوشته ی خوب شما تنها به این نکته می پردازم: شما به ” فاجعه مسلم احمدی نژاد” اشاره کرده اید. این فاجعه ی احمدی نژاد را جناب مجتبی خامنه ای بر سر کشور آوار کرد. چه در 84 و چه در 88 خونین. اراده ی بیت رهبری در آن دو دوره بر آن بود و کاری اش هم نمی شد کرد. همه ی مردم هم اگر پر پر می زدند، احمدی نژاد بر کشیده می شد. فعلا اراده ی اکنون بیت رهبری این است. بیت رهبری که نباید از یک سوراخ دو بار گزیده شود؟ باید؟
    بااحترام

    .

     
    • جناب نوریزاد عزیز

      با درود فراوان، در پاسخ به اینکه می‌‌فرمایید “فعلا ارادهٔ اکنون بیت رهبری این است ” ( که یعنی‌ روحانی بیاید؟ یا نیاید؟ و یعنی‌ که دیگر فیل خوی کودتایی رهبر یاد هندوستان نمیکند که کاملاً هم درست است) باید گفت‌ این تصمیم اکنون رهبر را قیام سال ۸۸ و رسوایی جهانی بخاطر کودتای خونین و رسوای وی، برای رهبر تبدیل به اراده برای رهبر کرده و به وی تزریق کرده اند و نه‌ ارادهٔ قائم به ذات علی‌ خامنهٔ‌ای به عنوان رهبر،که دیگر هرگز جرأت و جسارت و توان اراده کردن از آن دست که دست به کودتا بزند را ندارد و هیچ اسباب و شرایطی برایش فراهم نیست. آقای نوریزاد عزیز ،رهبر در شرایط و وضعیت ناگزیر قرار دارد و نه‌ اینکه اراده اکنون او چنین است و آمار و نتایج انتخابات دامنهٔ ناگزیری‌های وی را فقط گسترش می‌‌دهد و جام‌های زهر یکی‌ پس از دیگری تا روزی که وی را تحویل خاک دهد از راه خواهند رسید و حضور فراگیر تمرین شدهٔ متمدنانه شهروندان ‌ایرانی که نمونه آش دعوت به حضور در انتخابات فردا و رای ایجابی یا سلبی به روحانی است در راستای نوید فردایی شایسته ایران و ‌ایرانی بدون جنگ و شورش و خطر تجزیه و کلنگی شدن مملکت، خواهد بود. فرمول تحریمی؛ حضور میدانی‌ مردم را به باد فنا می‌‌دهد.

      ———-

      پیام گرامی
      از جاسوسان اسراییلی و روسیِ خانه کرده در دل سپاه غافل نباشید. اینان اند که در هیبت سرداری جلیل القدر، تحلیل های آنچنانی خود را بر میز حضرات می نشانند.
      سپاس

      .

       
  125. آقای نوریزاد گرامی…این جماعتی که تصمیم به حضور در انتصابات حکومتی گرفته و میخواهند به روحانی رأی دهند، از درک این واقعیت عاجزند که آقای روحانی یکی از عوامل عمدۀ بوجود آمدن این وضع نابسامان مردم و مملکت بوده است. مگر جز اینست که این شخص از ابتدای تشکیل این حکومت همواره جزئی از حاکمیت بوده است؟ کی و کجا مردم از این شخص بجز همراهی با سیاستهای نظام دیکتاتوری واکنشی در راستای خواستهای ملت و بهبود اوضاع نابسامان اقتصادی کشور از خود نشان داده است؟ ایشان از سال 1378 تا کنون یکی از اعضای مجلس خبرگان، از سال 1370 تا کنون یکی از اعضای برجستۀ مجمع تشخیص مصلحت نظام، از 1371 تا 1392 رئیس مرگز تحقیقات استرتزیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، از سال 1368 تا 1392 نمایندۀ خامنه ای در شورای عالی امنیت ملی، از 1368 تا 1384 دبیر شورای عالی امنیت ملی، از 1359 تا 1379 نائب رئیس مجلس شورای اسلامی، از 1359 تا 1379 نمایندۀ مجلس شورای اسلامی و از سال 1392 رئیس جمهور بوده است.

    همچه فردی که در 38 سال گذشته همواره در کلیۀ تصمیم گیریهای مهم و سرنوشت ساز این حکومت و بخصوص سیاست حیف و میل و هزینه سازی میلیاردها دلاربمب اتمسازی و برنامه ریزی برای مداخله در امور سایر کشورهای منطقه و در تصمیم گیری در به هدردادن میلیاردها دلار سرمایه های مردم این مملکت در عراق و سوریه و لبنان و یمن و بحرین و بذل و بخششهای بی دریغ به شیعیان سوریه و حزب الله لبنان و حماس و غیره… شرکت مستقیم داشته و طی 24 سال به عنوان رئیس و عضو برجستۀ شورای امنیت ملی (بخوانید شورای سرکوبی ملی) بجز تهدید مردم خواهان حقوقهای انسانی وسرکوب کنندۀ آزادیها و پیشنهاد برپاکردن چوبه های دار برای دانشجویان در سخنرانی دانشگاه تهران، چه خدمات مفید و قدمهای انسانی بر ای احقاق حقوق مردم درمانده برداشته است؟ مضافاً به اینکه همین شخص مدافع بخشش خسارتهای جنگی عراق به ایران به میزان 1000 میلیارد دلار بوده و با وجود عضویت عالی در مجمع تشخیص مصلحت نظام که هر حرکت دولت احمدی نژاد را از ابتداء رصد میکرده، بخوبی از حیف و میل 700 میلیارد دلاری توسط احمدی نژاد با اطلاع بوده است.

    این شخص یکی از عوامل عمدۀ بخاک سیاه نشاندن مردم و کشور است و آنانی که مسحور بازیهای سیاسی این حکومت شده اند، یا مشتی فریب خورده و ناآگاه هستند و یا کسانی جز عوامل شناخته و ناشناختۀ اطلاعاتیهای این حکومت نیستید. طبق فلسفۀ خودِ اینها همچه فردی “مفسد فی الارض و دست راست شیطان و عامل طاغوت” است.

     
    • نوریزاد گرامی…من دراینجا از این جمعی که در این سایت معرف حضور همگان بوده و به واقعیات مشروح بالا واکنش منفی نشان داده اند، دعوت میکنم دلائل خودشان را در رد مطالب مطروحه بطور واضح و بدون توسل به سیاه بازی و مغلطه بیان کرده و موارد ذکرشده را مورد به مورد نفی کنند.

       
      • جناب علی کبیری کبیر , شما دوست عزیز به دو نکته توجه نفرموده اید :
        ۱- افراد در طول زندگی خود عوض میشوند . این حرف ها که ا کنون از دهان جناب روحانی در میاید نشان میدهد که ایشان بسیار تغیر کرده اند , همانطور که مرحوم رفسنجانی تغیر کرد همانطور که ناطق نوری تغیر کرد ه همانطور که هادی غفاری تغیر کرد ه و …….
        ۲- رای دهندگان به روحانی در واقع رای به جبهه مخالب استبداد میدهند. در میان آ ن ها اصلاح طلب هست , اعتدالی هست , حزب اللهی هست , تا گروه های دیگر با گرایش های مختلف. رای به روحانی در واقع بیان خواست اکثر قریب به اتفاق مردم است برای برچیدن بساط خودکامگی وبی قانونی , محو فساد , بر چیدن بساطی که سرداران فاسد سپاه برای خود گسترده ا ند , آزادی در زمینه های مختلف , نداشتن زندانی سیاسی و …..
        برای این مردم فرق نمیکند که فردی که میگو ید که او و رفقایش نیز همین را میخواهند اسمش روحانی باشد یا میر حسین یا…….
        کسی فردا به روحانی و یا رئیسی در واقع رای نمیدهد بلکه مردم به دو جبهه کاملا از هم جداشده رای میدهند جبهه مردسالاری و جبهه استبداد . نام فعلی این جبهه ها روحانی و رئیسی است.
        امیدوارم که این توضیح مختصر سودمند باشد . با آرزوی سلامتی برای شما .

         
      • جناب کبیری، “واقعیت” الزاماً همان چیزی نیست که شما آن را تعریف می‌‌کنید و سپس کسانی را که رای میدهند متهم میکنی‌ که از درک آن واقعیت عاجزند. طبق منطق شما که گویا خیلی‌ هم غره بدانی‌ اگر ریشه‌ای برخورد کنیم باید هر جا یک چریک و مجاهد و توده‌ای و .. و.. اسبق یا غیر اسبق را دیدیم آنها را شریک همهٔ جنایات از فردای انقلاب بدانیم چون در کشوری که هیچ ضرورتی به انقلاب نداشته، اینها دستشان در برکشیدن انقلاب و هدر دادن خون‌های زیاد و نابود کردن مملکت تا همین الان آلوده است، اینها را به تاسی‌ از منطق شما گفتم. همین آقای نوریزاد عزیز از سال ۸۸ شده بزرگ و عزیزی که هست. طبق منطق شما نه‌ انسان امکان تغییر دارد و نه‌ باید تغییر کند و نه‌ اگر تغییر کرد باید باورش کرد. اگر دنبال مجرم میگردی،همهٔ آن نسل ابلهی که انقلاب کرد مجرمند، همهٔ چپ‌ها مجرمند، همه مهاهدین مجرمند همه جدا شدگان از نظام مجرمند. شما خیال می‌‌کنید آن تعداد ایرانیانی که رای نمی‌‌دهند بنا به اطاعت و اجابت دعوت به تحریم امثال شما رای نمی‌‌دهند؟ یا آنها که رای می‌‌دهند و شاید بالای ۷۰ درصد از هر خرد فردی و جمعی تهی و بی‌ بهره اند و اصلا اگر توهین‌ها و تحقیر‌های امثال شما‌ها را بخاطر اینکه رای می‌‌دهند، بشنوند یا نشنود برایشان مهم است و گوشی به فرمان شما دارند. آقا جان ملت و مملکت همین الان هم روی لبه پرتگاه هست و از زمین و آسمان این دیار غمزده محنت و خطر جنگ و تجزیه و شورش و اعراب کمین کرده و ترامپ دیوانه و پوتین گلوی گشاد باز کرده برای لقمه ایران و …و.. می‌‌بارد و شما تحریمیان مگر در کدام سیاره زند‌گی می‌‌کنید که توهّم می‌‌فرمایید شما واقعیت را می‌‌بینید و رای دهندگان نه‌؟ شما تحریمیان مثل آن گروه موزیک در فیلم تایتانیک هستید که همهٔ لحظه مرگ و زندگی‌ را تجربه میکردند، ولی‌ آنها فقط ادامه موزیک زدنشان برایشان مهم بود و قیامت لحظه‌های نبرد بود و نبود بقیه برایش اهمّیتی نداشت یا مهم نبود که ببینند. شما با مبنای نفرت و انزجار محض از نظام و آخوند جویای تعریف واقعیت هستی‌ و رای دهندگان صرفاً ایران و ‌ایرانی را مبنای اولویت برای شرایط حال و خطرات پیش رو و پیشگیری از آنها و فردایی که ایران باشد و امید باشد و خود دانند که با خرد جمعی ارادهٔ خویش را چگونه بر قیم مابان تزریق کنند. حرف درست نیازمند این نیست که دنبال امتیاز مثبت یا منفی‌ باشد و در حصار یک پست چند روزه خود را محصور نمی‌‌کند.

         
    • جناب کبیری،

      شما این مطلبتان را به نوریزادی مینویسید که خود سالیان درازی از حامیان و سردمداران این این حاکمیت بوده. چطور است وقتی به آقای نوریزاد می رسید همه چیز فراموش می شود ولی در مورد کسانی مثل روحانی و خاتمی و دیگران همه تاریخ زندگی شان روی آب می افتد؟ همین آقای نوریزاد سالیان درازی دست راست حسین بازجو بوده.

      اگر قرار باشد همه آدم ها را بصرف اینکه یک روزی کار خطائی کرده اند کنار بگذاریم مطمئن باشید همه مردم ایران را باید از کشور اخراج کرد.

      همین امروز اگر شما را رئیس جمهور کنند بعد از 6 ماه مردم چراغ بدست بدنبال احمدی نژاد خواهند گشت.
      مشکل ما این است که منتظریم خدا برایمان یک موجود پاک و معصوم آز آسمان بفرستد که در تمام عمرش آفتاب ندیده باشد تا بیاید و همه چیز را درست کند.

      نه جناب کبیری. انسانهای هوشمند از امکاناتی که در دستشان است استفاده می کنند و منتظر معجزه های موهوم نمی نشینند.
      هرگاه رانندگی ما ایرانیان درست شد انتخاباتمان هم درست می شود.

       
      • منصورخان گرامی…استدلال شما بر اساس مجرم قلمداد کردن نوریزاد بدون اثبات جرم و تعمیم جرم ایشان به همۀ مردم ایران و نیز اقدام به پیشگوئی درمورد شخصیت اینجانب و باز تعمیم آن در اشل مملکتی و درنتیجه هوشمند خواندن خودتان، حکایت از سطح نازل سواد شما و عدم آشنائیتان با منطق وخرد دارد.
        اولاً- با آوردن مقدمه و نتیجۀ ناقص در مورد نوریزاد، مقدمه چینی کرده اید که «آقای نوریزاد سالیان درازی دست راست حسین بازجو بوده» شما با ابراز چنین مقدمه و ادعای دو پهلو، حتماً قصد دارید به کاربران این سایت پیامرسانی کنید که نوریزاد هم درگذشته همچون حسین شریعتمداری بازجو و شکنجه گر اوین بوده است. آیا قادرهستید چنین جرم سنگینی را در دادگاه ثابت کنید؟ چنین پیامی نه تنها از نظر قانونی افتراء محسوب میشود، بلکه شما هرگز نخواهید توانست برمبنای سوابق گذشتۀ نوریزاد، چنین جرمی را به اثبات برسانید. نوریزاد درگذشته فقط یک مقاله نویس در روزنامۀ کیهان بوده است. مطرح کردن همچه ادعای بی پایه ای معرف آنست که از نظر شخصیتی شما با حسین شریعتمداری تفاوتی ندارید. او به مخالفان تهمتهای بی پایه و اساس میزند، شما هم به همان کار میپردازید. ثانیاً- شما برمبنای افترای ناحق به نوریزاد، آنرا در سطح ملی بسط داده و همۀ مردم ایران را مجرم و نابکار میخوانید. شک نیست که با تمسک به چنین ادعائی، ابتداء و پیش از همه چنین نتیجه گیری را برمبنای شخصیت خودتان سنجیده و سپس آنرا در مقیاس عام بسط داده اید. ولی آیا کلیۀ این مردمان درماندۀ ایرانی مانند شما مجرم و نابکار بوده و در این مملکت به زعم شما آدم حسابی قحط است؟ شک نیست که بنا به تجربه، آدم حسابی در این مملکت بسیاراست و شایسته نیست که شما شخصیت خودتان را به سایرین تسری دهید. ثالثاً- شما چنان در شخصیت حسین شریعتمداری غرق شده اید که بدون آشنائی با من و جهل نسبت به گذشته و حال من، شخصیت مرا نیز تا سطح خودتان تقلیل داده اید. در صورتی که به عنوان عضو کوچکی از روشنگران نه هرگز به دنبال جاه و مقام بوده ام و نه خواهم بود. من مدافع صد درصد احقاق حقوق مردم کشورم هستم که اسیر مشتی دوالپاها و دایناسورهای ماقبل تاریخ شده اند. شما هم شایسته است کمی در غم سایر دردمندان وطنتان باشید.

         
        • جناب کبیری،

          همه آنچه در این پاسختان به من نسبت دادید خودتان در متن اصلی نسبت به روحانی انجام داده اید. در ارتباط با اقای نوریزاد اگر تنها یک جمله ، فقط یک جمله در محکوم کردن اعدام های 67 در زمانی که در بقول شما فقط مقاله می نوشت بیاوری آنگاه هرچه که شما می گوئید را می پذیرم.
          راستش را بخواهید آنقدر متن اصلیتان و این کامنت اخیرتان بی مایه است که نمی دانم به کجایش جواب بدهم.

           
  126. سلام . ای بر پدر و مادر هر چه سیاست و سیاست باز است ، لعنت و البته هزاران بار لعنت . امروز ” رئیسی قاتل ” با ” امیر تتلو ” دیدار کرده و چه خوش و بشی ! و حمایت این خواننده از رئیسی ! این رئیسی یا خودش را به تجاهل زده و یا برای عوام فریبی مردم این کار را کرده است . آیا این رئیسی نمیداند که پدر زنش یعنی علم الهدی با هنرمندان مشکل دارد و در مشهد تاکنون اجازه کنسرت و ورود هنرمندان حتی ” سالار عقیلی ” را هم به خراسان نداده است . بنظرم این کار رئیسی نهایت سیاست بازی و پدر سوخته بازی سیاسی است .

    ————-

    دوست گرامی، این جماعت برای فریب مردم، و برای بقای خود و نظامشان، اگر لازم باشد از بدن مادرشان ذره ذره پوست می کنند. یادتان رفته همین جناب لاریجانی دستگاه قضایی برای انتخاب شدن و رآی آوردن، با تیپ های جاهلی و کلاه مخملی نشست و عکس گرفت و بخاطر همان نشست یک ساعته، به هرکدامشان کارمزد پرداخت؟

    .

     
  127. رفراندوم جمعه
    محمد رهبر

    نفس بریده و پر از دلشوره می‌نویسم؛
    ‎ ای نازنین، ای خسته از این سال‌ها و سیاهی، ای که بارها امید بستی و شکستی، این‌بار آخرین بار است و مسیر و سرنوشت ما دگرگون خواهد شد. جمعه انتخابات ریاست‌جمهوری نیست، رفراندوم است و آغاز دگرگونی عظیم.
    بدانیم؛
    بسیاری از کارگزاران جمهوری اسلامی ، در صیقل زمانه از سرکه گذشته‌اند و شراب شده اند. آن‌قدر تغییر کرده‌اند که نسبتی با آن سال‌های سبک‌سری ندارند.
    ‎ من و توی ایرانی برای این‌که روحانی امروز بشکفد و جهانگیری بالغ شود، یک عمر هزینه و خسارت داده‌ایم.
    ‎ این‌که دولت‌مردان و مردم به نتیجه‌ای مشترک برسند که منافع ملی ایران بر همه چیز مقدم است؛ اسلام ایدئولوژی نیست، بلکه رابطه‌ای معنوی است، میان انسان و خدا و نباید که از قرآن، باروت بسازیم وانسان‌ها حقوقی دارند که هیچ ربط و دخلی به دین و اعتقادشان ندارد، از مشروطه تا به امروز زمان برده و خون‌ها ریخته است.
    ‎ ما امروز می‌دانیم که چه می‌خواهیم ، توسعه ایران و آرامش و بر افراشتن پرچم صلح و اقتدار بر فراز ایران زمین.
    ‎ می‌خواهیم قناعت کنیم به آرزوهای کوچک و تلاش‌های بزرگ، می‌خواهیم امت اسلامی را به ملت ایران بدل کنیم. می‌خواهیم دست از ماجراجویی در کوچه‌های دمشق و بغداد برداریم و به سیستان و گرگان بازگردیم.
    ‎ یاد گرفته‌ایم که دولت و حکومت از آسمان نیامده‌اند. ما رییس‌جمهور عاقل می‌خواهیم، بر آمده از انتخاب مردم.
    ‎روز جمعه همه تحجر و قساوت و حماقت و عصاره آن پلشتی که در ۴۰ سال گذشته ایران را به روز سیاه انداخته پیش روی ماست، ساده‌دلانی را فریفته‌اند و با هر چه دارند از پول‌های سیاه و رسانه و شاید اسلحه به میدان می‌آیند.
    ‎و این سو ماییم، مردمانی که همیشه به عمد دیده نشدند، اکثریت صبوری که اقلیتی دریده‌دهان، همواره بر سرش فریاد و شلاق کشیده، این ماییم جماعتی که دست خداوند با اوست.
    ببینیم؛
    ‎نگاه کن چگونه آن کلمه ممنوعه امروز تکرار می‌شود. نگاه کن سنت خداوندی را که حق می‌آید و باطل رفتنی است.
    ‎مردم، میر حسین را در چهارگوشه ایران فریاد زدند. استبداد هشت سال هر چه در توان داشت به کار بست تا این نام سبز جوانه نزند و در این اردیبهشت ببین چه زیباست پیچک سبزی که بر سر تا پای سیاهی می‌پیچد. صبح آزادی نزدیک است انا فتحنا لک فتحا مبینا
    جمعه سرنوشت
    ‎هفته آینده با ریاست‌جمهوری دوباره روحانی، مسیری تازه گشوده می‌شود. رای کوبنده و قاطع ایران، روحانی را به مقتدرترین رییس‌جمهور ایران تبدیل می‌کند. سال‌های آینده و امتداد دولت روحانی ، تغییر فاز جمهوری اسلامی است.
    ‎ هر چه در جبهه اعتدال و اصلاحات و اصول‌گرایی خردگرا، رویش است؛ در سمت استبداد، گسست و ریزش و مرگ افتاده است.
    ریاست‌جمهوری روحانی به وضوح پیروزی جنبش سبز است و می‌توان انتظار اتفاقات بزرگی را در چهار سال آینده برد، اما از همین جمعه و در پی این رفراندم، استبداد اقلیت در حضور آفتابِ مردم، مثل برف، آب خواهد شد.
    ‎ سرنوشت ایران به دست شماست، باید سال‌ها دور از وطن باشی تا بدانی همه هویت و دارایی ایرانی از دنیا، ایران است و دیگر هیچ .‎
    بازگردد عاقبت این در بلی
    ‎رو نماید یار سیمین بر بلی

     
  128. جعفرپناهی: برای جلوگیری از تکرار هشت سال تلخ به روحانی رای می‌دهم

    https://www.youtube.com/watch?v=Rp1wNBfuH9Q

     
    • آقای پناهی ،چرا شما در دوره چهار ساله روحانی همچنان ممنوع الخروج . ممنوع الکار هستید ؟؟؟ 4 سال گذشته برای شما تلخ نبود ؟؟؟؟

       
      • Very simple: Panahi sees things that you cannot see or you do not want to see

         
      • به جای استاد پناهی

        از دوست هر آن چه میرسد نیکوست

        چرا عزیز تلخ بود خیلی هم تلخ بود ولی اگر به روحانی رای نمیدادم و ریسی “برنده” میشد , حداقل هشت سال دیگر هم به تلخی میگذشت , میگویم حداقل . نگاه من به آینده است نه به گذشته دوست مهربان .تشکربرای سرزنش شما . همین را من کم داشتم که آن هم از دوست رسید .

         
  129. بیانیه حسن روحانی: جوانان و دانشجویان در خانه نشینند و راهی شهر و دیار خود شوند

    منتشر شده در: ۲۷ اردیبهشت , ۱۳۹۶ .
    حسن روحانی درباره انتخابات ریاست جمهوری بیانیه‌ای صادر کرد.

    به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ستاد روحانی، متن کامل این بیانیه به شرح ذیل است:

    بسم‌ا… الرحمن الرحیم

    ملت شریف و بزرگ ایران
    با سلامی از صمیم دل ، در برابر عزم و همت و وفاداری شما سر تعظیم فرود می آورم و نکاتی چند را که در آستانه این انتخابات سرنوشت‌ساز لازم می دانم به عرض می رسانم:
    ۱. قبل از هرچیز صمیمانه از بیانات رهبر معظم انقلاب در روز چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت قدردانی می‌کنم که خردمندانه به شرایط افتخارآفرین برگزاری آرام انتخابات در کشور اشاره کردند و رعایت انضباط و پایبندی به قانون در سه مرحله‌ی «قبل از انتخابات، روز انتخابات و بعد از انتخابات» را متذکر شدند؛ و با اشاره به جدیت دستگاه‌های اجرایی و نظارتیِ انتخابات و دستگاه‌های حافظ امنیت در انجام وظیفه‌ی خود، از همه دستگاه‌ها خواسته‌اند در کمال هماهنگی امانتدار رأی مردم باشند. سخنان معظم‌له نشان داد که وظیفه همه ما تا پایان برگزاری انتخابات، حفظ انضباط، آرامش و قانون‌مندی است.
    ۲. از آنجا که در این مدت فرصت نیافتم تا به برخی استان‌ها سفر کنم، بر خود واجب می‌دانم از مردم همه این استان‌ها که توفیق زیارتشان را نیافتم عذرخواهی نمایم و عهد دیدار هرچه نزدیکتر با آنان را تجدید کنم. همچنین یکبار دیگر از میهمان‌نوازی مردم همه استان‌هایی که در آن‌ها افتخار حضور داشتم سپاس‌گزاری نمایم .
    ۳. این‌جانب از همه دانشجویان و جوانان کشور که سفیران آگاهی و امیدهای آینده پرفروغ ایران هستند تقاضا می‌کنم در دو روز باقیمانده تا زمان رأی‌گیری در خانه ننشینند و راهی شهر و دیار خود، در اعماق روستاها و شهرها و اقامتگاههای عشایری کشور شوند و با روشنگری نسبت به مسائل کشور و تبیین راهکارهای علمی و عقلانی بهبود آن‌ها، مردم را به مشارکت فعالانه در انتخابات فرا بخوانند. دانشجویان و جوانان عزیز مستحضرند که در روزهای گذشته، عده‌ای برای کسب نامشروع قدرت، دروغ‌های زیادی را درباره امضای سند ۲۰۳۰ و قصد دولت برای ارائه آموزش‌های غیراخلاقی و منافی عفت در روستاها و نقاط حاشیه‌ای شهرها و مراکز مذهبی پراکنده‌اند و هراسی اخلاقی در دل مردمان دیندار و پاک‌نهاد این سرزمین ایجاد کرده‌اند. این‌جانب از شما می‌خواهم با روشنگری و تلاش برای آگاه کردن مردم نسبت به کذب بودن چنین سخنان افتراآمیز و بی پایه ای، راه را بر هر گونه سوءاستفاده مردم‌فریبان از احساسات و عواطف دینی مردم ببندید.
    ۴. من از همه فرهنگیان و معلمان عزیز کشور که از دیندارترین و فرهیخته‌ترین مردمان و اقشار این سرزمین هستند بابت سیل دروغ‌ها و تهمت‌هایی که قدرت‌طلبان در روزهای گذشته نثار آموزش و پرورش کرده‌اند و باعث دل‌آزردگی ایشان شده‌اند عذرخواهی می کنم. شما مشعلداران آگاهی کشورید. بپا خیزید و موج گمراهی و سیاه نمایی را از این کشور دور کنید. انشاءالله بعد از برگزاری انتخابات فرصت کافی وجود خواهد داشت تا درباره همه این اتهامات روشنگری کنیم، تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.

    ۵. روستائیان عزیز و سخت‌کوش، اینجانب با کمال قاطعیت به شما اعلام می‌کنم که اولاً نه تنها یارانه فعلی‌تان به صورت سابق ادامه پیدا خواهد کرد، بلکه همان‌طور که در برنامه‌های خود به تفصیل اعلام کرده‌ام، گام اول برنامه دولت در حذف فقر مطلق، طبق قانون، از ابتدای امسال با افزایش بیش از سه برابری میزان مقرری مددجویان کمیته امداد حضرت امام (ره) و سازمان بهزیستی به اجرا درآمده است؛ و در گام دوم، برنامه‌ای اجرا می‌شود که تا پایان دولت دوازدهم، فقر مطلق از کشور ریشه‌کن خواهد شد.
    ۶. مردم عزیز و تلاشگران صبور ، فریب حرف‌هایی را که با تمسک به روش‌های غیراخلاقی و صرفاً با قصد تخریب بیان می‌شوند نخورید. به شما وعده‌هایی می‌دهند که خودشان هم می‌دانند، تحقق آنها جز با گرانی لجام گسیخته و کاهش قدرت خرید طبقات کم درآمد امکان پذیر نیست.
    این‌جانب متعهد می‌شوم با اتکا به قوانین و اسناد بالادستی کشور و با اجرای برنامه‌ کارشناسی و دقیق تهیه‌شده برای دولت دوازدهم، در مسیر تعالی کشور و بر مبنای شعار «آزادی، امنیت؛ آرامش و پیشرفت» حرکت نمایم.
    دوباره ایران، دوباره اسلام، دوباره اعتدال، دوباره امید.

    وعده دیدار ما در کاروانهای ۱+۱۱ در پای صندوق‌های رأی : ۸ صبح جمعه ۲۹ فروردین

    حسن روحانی
    ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۶

    http://sahamnews.org/2017/05/305335/

     
  130. جناب نوریزاد عزیز و بزرگوار

    با درود،

    اوج تحلیل شما برای “رای ندادن” و “تحریم انتخابات” به این منتهی می‌‌شود که شخص آقای نوریزاد از علی‌ خامنه ای: قادری قادرتر از خدا، مکاری مکارتر از خدا، توانمندی تواناتر از خدا و بشمار و بشمار تحویل خواننده می‌‌دهد بی‌ آنکه زحمت رو کردن کمترین سند و مدرکی برای اثبات حتی بخشی از غیب گویی‌هایش را به خود بدهد. اگر برای علی‌ خامنه‌ای میزان مشارکت پایین انتخابات سمّ قاتلی برای اوست در انظار جهانیان که پس این علی‌ خامنهٔ‌ای هم معنی‌ انظار جهانی را می‌‌داند و هم برایش مهم است و در ابطال این فرض غلط شما باید بگویم در این صورت همین علی‌ خامنه‌ای لااقل چند در صدی هم در انظار جهانیان مواظب گفتار و رفتار خود می‌‌بود طی‌ این چند دهه گذشته که هرگز نبوده. شما روی یک فرض از بنیان غلط و متضاد می‌‌خواهید دلایل منطقی سر هم کنید و این توهین به درک و شعور خواننده شما است. من دقیقاً از طریق اقامه دلایل خود شما پی‌ بردم شما فقط می‌‌خواهید به هر قیمتی شده روی طبل تحریم بکوبید و خبری از هر آنچه باید به درستی دیده و موشکافی شوند در گفتار و نوشتار شما نیست که نیست و پاک زده‌ای روی کانال تئوری توهم متاسفانه. با صدای رسا می‌‌گویم می‌‌روم و به حسن روحانی که هرگز گزینه‌ من نبوده و نیست رای می‌‌دهم چون واقعیات خود فریاد می‌‌زنند و پای مرگ و زندگی‌ و ایران و ‌ایرانی در کار است و چیزی نمانده که لابد آقای نوریزاد عزیز برای نقش تعیین کننده جهانی علی‌ خامنه‌ای هم مطالبی بگویند یا بنویسند که توجیه کننده تصمیم به رای ندادن و تحریم انتخابات از طرف ایشان باشد. اینکه با تمام نامه‌های شما به علی‌ خامنه‌ای و تصویری که از او بدست می‌‌دهد در تضاد کامل است. افسوس و صد افسوس از این همه سماجت و لجاجت برای دعوت به اقدامی که روی تئوری توهم بنا شده است.

     
  131. کانون اندیشه راه سبز با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد: (2)
    برای نجات کشور به پای صندوق‌های رای می‌رویم
    ………
    رد صلاحیت گسترده داوطلبان ریاست‌جمهوری و حذف احمدی‌نژاد، نشان می‌دهد که امید چندانی به پاسخ مثبت برای این پرسش‌ها نیست و این، اغماض مسئله را بیش از پیش می‌کند. از آن سوی، رد صلاحیت شخصی مانند محمد غرضی که در دوره قبلی تایید شده بود و اینک بدون آنکه حتی در طول چهار سال گذشته فعالیت خاصی داشته باشد بی‌صلاحیت شناخته می‌شود، دل‌نگرانی‌ها را نیز بیشتر می‌کند و نشان می‌دهد ترس نهادهای انتصابی از رای‌آوری مجدد دولتی که احتمالا در فرایند انتخاب رهبر آینده نظام با انحصارگرایان انتصابی همراهی چندانی ندارد، تا آن حد است که حاضرند برای شاید ۲۰۰ یا ۳۰۰ هزار رای بیشتر، عملکرد شورای نگهبانی که مورد انتقاد فراوان است را بیش از پیش به ابتذال بکشانند.

    آنچه در این روزها شاهدیم، برای مردم ایران چندان غریبه نیست. ۱۲ سال پیش نیز،‌ حاکمان انتصابی تلاش کردند با برکشیدن مهره‌ای بی‌ ریشه و سابقه به نام محمود احمدی‌نژاد، به پاکسازی گسترده نهادهای حکومتی و دولتی از اخلاف و اسلاف ناهمراه و منتقد دست زنند. این کار البته در نهایت با ایستادگی میرحسین موسوی و مهدی کروبی در سال ۱۳۸۸، هزینه‌ای گزاف را برای‌شان به ارمغان آورد تا آنجا که در فرایند مدیریت این هزینه‌ها با احمدی‌نژاد هم دچار اختلاف فراوان شدند و امروز ثمره این اختلافات را در رد صلاحیت وی علنی می‌کنند. امروز اما بر آنند که با برکشیدن چهره هایی مانند ابراهیم رئیسی، آن‌هم در زمانه‌ای که بسیاری از بزرگان انقلاب را در حصر و محدودیت نگاه داشته‌اند، و مهم‌تر از همه، استوانه‌ای محکم به نام اکبر هاشمی رفسنجانی نیز در برابرشان نیست، اقدام نامبارک خویش را تکمیل کنند. تجربه البته نشان داده است که این امید نیز چندان پررنگ نیست. اما افسوس از آن است که دوری از سازوکارهای عقلایت چنان در میان حاکمان ریشه دوانیده که در سرابی مبهم، همچنان بدان امید فراوان دارند. اما آنچه ماحصل این برنامه‌ریزی برای مردم ایران است، مهم و چه بسا بسیار خطرناک است.

    فجایع و ویرانی‌های حاصل از مدیریت احمدی‌نژادی –که امروزه ابراهیم رئیسی بسیار تلاش دارد به او مشتبه شود- تنها پیامد این رخداد نخواهد بود. ترس از آن است که برقراری یکدستی کامل در نهادهای انتخابی و انتصابی حکومت، جلوی هر تدبیری را در فرایند انتقال قدرتِ پیش‌رو در سطح رهبری نظام را نیز بگیرد و آنگاه در سراشیبی سقوط به هدایت حاکمانی که نشان داده‌اند از عقل و تدبیر بهره چندانی ندارند، آسیب‌های جبران‌ناپذیری بر بدنه نحیف اجتماع ایرانی وارد آید. همین نکته کافی است تا در انتخاب موقعیت خویش در انتخابات پیش‌روی تامل بیشتری کنیم.

    شرکت یا عدم شرکت در انتخابات، انتخابی است که یکایک ما حق داریم انجام دهیم. این گفته درست نیست که عدم شرکت در انتخابات به عنوان اعتراض، هیچگاه مؤثر نبوده و نخواهد بود. عدم شرکت در انتخابات، خود کنشی سیاسی است: کنشی سلبی که در چارچوب نافرمانی مدنی، به عنوان راهی برای مبارزه مسالمت آمیز و حق شهروندی به رسمیت شناخته شده است. شما همراهان سربلند، یک بار در اسفندماه ۱۳۹۰ و به هنگام انتخابا مجلس نهم به این شیوه عمل کردید و نتیجه آن بایکوت وسیع انتخابات نمایشی، این بود که حکومت از آن پس، در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ و مجلس ۱۳۹۴ و هم اینک، اعلام می کند که رأی مردم حق الناس است و حتی از منتقدان نظام دعوت می کند که در انتخابات شرکت کنند. از سوی دیگر، لازم به تکرار نیست که بسیاری از ما از دولت روحانی انتظار داشتیم و داریم که بیش از اینها در برابر اقتدارگرایان ایستادگی کند و در دفاع از قانون اساس
    ​​
    ی و مقابله با بی‌قانونی‌های ملوک‌الطوایفی، ثابت قدم‌تر باشد.اما آیا عدم شرکت در انتخابا پیش رو، می تواند اثرگزاری همانند آنچه در اسفندماه ۹۰ اتفاق افتاد داشته باشد؟ شرایط بغرنجی نشان می‌دهد که شاید لازم است برای «نجات» کشور از گرداب محتمل پیش‌رو، آگاهانه در دفاع از تنها بخش انتخابی باقیمانده از جمهوریت نظام اقدام کنیم و در انتخابات دوازدهم ریاست‌جمهوری؛ با وجود تمام انتقادات؛ شرکت کنیم. امروز بیش از هر زمان دیگری در طول تاریخ جمهوری اسلامی به «رای نجات» نیاز است!

    کانون اندیشه راه سبز
    ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶

    http://www.kaleme.com/1396/02/27/klm-260136/

     
  132. برای نجات کشور به پای صندوق‌های رای می‌رویم (1)

    اشتراک چهارشنبه, ۲۷ اردیبهشت, ۱۳۹۶
    چکیده : ویرانی‌های حاصل از مدیریت احمدی‌نژادی –که امروزه ابراهیم رئیسی بسیار تلاش دارد به او مشتبه شود- تنها پیامد این رخداد نخواهد بود. ترس از آن است که برقراری یکدستی کامل در نهادهای انتخابی و انتصابی حکومت، جلوی هر تدبیری را در فرایند انتقال قدرتِ پیش‌رو در سطح رهبری نظام را نیز بگیرد و آنگاه در سراشیبی سقوط به هدایت حاکمانی که نشان داده‌اند از عقل و تدبیر بهره چندانی ندارند، آسیب‌های جبران‌ناپذیری بر بدنه نحیف اجتماع ایرانی وارد آید. همین نکته کافی است تا در انتخاب موقعیت خویش در انتخابات پیش‌روی تامل بیشتری کنیم…

    کلمه: کانون «اندیشه راه سبز» که به اختصار ارس نامیده می‌شود پیش از این در رساله‌های قبلی به وضعیت سیاست و جامعه پرداخته بودند و راه سبزاندیشی را در زندگی امروزی پس از گذشت چند سال از شکل گیری جنبش سبز تبیین کرد. ارس از تعدادی از اندیشمندان و نویسندگانی تشکیل شده است که در قبال مسایل جاری کشور احساس مسوولیت می کنند، از همین رو در ترسیم خط مشی ها و نگرش انتقادی به مسائل و مصائب دینی، میهنی، اخلاقی، سیاسی و اجتماعی فعال هستند. رساله های نوشته شده حاصل برگزاری نشست های متعدد و همفکری های گوناگون و استفاده از شیوه خرد جمعی و پذیرش تکثر و گوناگونی در طرح دغدغه ها و نظریات به تحریر در می آیند.

    کانون اندیشه راه سبز به مناسبت انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر بیانیه‌ای صادر کرده است. متن بیانیه به شرح زیر است:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    مردم آگاه ایران، همراهان سربلند

    حکومت‌ها در فراز و نشیب اقتدار خود، گاهی به مدد راهبری یک رهبر فرهیخته و گاهی به مدد بهره‌گیری درست از ظرفیت‌ها و توانمندی‌های عمومی به اوج قدرت می‌رسند و گاهی نیز به واسطه غرور و خودبینی حاکمی ناصالح و یا بی‌تفاوتی و بی‌کنشی شهروندان به سقوط و اضمحلال رسیده‌اند. در این میان، البته نقش دشمن بیرونی غدار و یا حوادث طبیعی را نمی‌توان کتمان کرد، اما آنچه هر کدام از این عوامل را می‌تواند تعیین‌کننده کند، در درجه نخست، وضعیت داخلی و میزان ثبات و عقلانیت حاکمان و شهروندان است. آنچه در این چند جمله آمد البته برای ما ایرایان معاصر بسیار آشنا و ملموس است. همه ما به یاد داریم که مردم ما در پیوند با حکومت، ایستادگی در برابر تجاوز دشمن خارجی را برگزیدند، در فرایند تجاوز نظامی ارتش بعثی عراق ایستادند و با وجود عدم توازن مشهود امکانات، از کیان میهن دفاع کردند. در مقابل، هنگامی که حکومت در فرایندی نابخردانه تصمیم گرفت برای حفظ محمود احمدی‌نژاد در مقام ریاست جمهوری در برابر مردم بایستد، رأی آنان را نادیده بگیرد، حق الناس را زیر پابگذارد و حتی از ریختن خون بی‌گناهان نیز نپرهیزد، فساد و تباهی و ذلت بین‌المللی و گسترش فقر و بی‌ثباتی کشور را در خود فرو برد. نکته قابل تامل اما اینک آن است که آیا از این پرتگاه هولناک به تمامی رهایی یافته‌ایم؟ آیا در مسیر رهایی از این منجلاب گام هایی بلند برداشته‌ایم؟ و آیا میل به سلطه عقلانیت در میان حاکمان گسترش یافته است؟

    این روزها در آستانه دوازدهمین انتخابات ریاست‌جمهوری در کشور، شاید این پرسش بیش از پیش در برابر ما خودنمایی کند. فی‌الواقع، تقریبا هیچ کس تردیدی ندارد که جابجایی قدرت در سطح رهبری نظام به احتمال فراوان در این دولت رقم خواهد خورد و شاید از همین روست که اضطراب نهادهای انتصابی قدرت از اینکه دولتی مستظهر به رای مردم در این فرایند نقش‌آفرینی کند را بهتر می‌توان درک کرد. و شاید با همین مختصات بهتر بتوان دریافت که چرا با وجود آنکه دولت روحانی در مقایسه با دولت اول سیدمحمد خاتمی از بسیاری جهات با اقتدارگرایان همکاری و همراهی بیشتری داشته است، اما موج حملات و تهدیدها نسبت به وی بسیار بیشتر از خاتمی در آستانه انتخابات سال ۱۳۸۰ است.

    تردیدی نیست که حسن روحانی در دوران ریاست‌جمهوری نتوانست به بسیاری از وعده‌های داده‌شده، به ویژه در عرصه سیاست داخلی، جامه عمل بپوشاند و حتی در برابر فشارها و اعتراضات حامیان اصلی خود در انتخابات نیز پاسخی درخور و مسئولانه نداده است. شاید دامنه انتقادات از دولت روحانی را در عرصه‌های مختلف بتوان بیشتر از این هم گسترش داد. به همین دلیل، شاید اگر در یک موقعیت باثبات و شرایط دموکراتیک قرار به برگزاری انتخابات باشد، دولت روحانی نتواند رای مناسبی را از جامعه‌ای که به راستی در انتظار اصلاحات بنیادین و اساسی است، دریافت کند. اما مسئله آن است که آیا شرایط کنونی که انتخابات قرار است در آن برگزار شود، باثبات و دموکراتیک است؟‌ و مهم‌تر از آن، آیا نشانه‌هایی از بازگشت به عقلانیت در میان حاکمان می‌توان یافت؟
    ……..

     
  133. در جواب شخص….. که گفته:
    روحانی دست به دامن شجریان…… شد
    ……………
    شجریانی که شخصیتی بی بدیل و افتخار فرهنگ و هنر ایرانزمین میباشد
    شجریانی که میلیونها عاشق و طرفدار درسراسر جهان دارد
    اما بعضیها هم دست بدامان فردی که هم سرطانی و هم …… و هم چهره ای نا موجه در سراسر جهان دارد شده اند

     
  134. اخبار: بیش از هزار و پانصد روزنامه‌نگار نیز از حسن روحانی حمایت کردند.
    مش قاسم: به اینا میگن قلم به مزد.

     
    • به تو چی میگن؟..مزد به قلم؟..خجالت هم خوب چیزیه!

       
      • از آقای عثمان تعجب میکنم هر بار به مش قاسم گیر میده ، مش نظرش را مینویسد ، شماهم بنگارید خوب همه جای دنیا افرادی به اسم شاعر هستند که در اصل مداحند یا روزنامه نگاران ونویسندگانی که برای دریافت توش ونوش توان خود را دراختیار هر کس وناکسی میگذارند ودر ایران همیشه بسیار ند.

         
    • شما خیلی‌ بی‌ شعوری مش قاسم. شما کی‌ باشی‌ که به ۱۵۵۰ خبرنگار مملکت خودت توهین می‌‌کنی‌ و حکم صادر می‌‌کنی‌؟ خجالت بکش. تپیده‌ای پشت فضای مجازی و هیچ نمی دانی‌ ایران و ‌ایرانی چه می‌‌کشد و در چه حالی‌ است. شرم کنید آقا.

       
      • فرقت با رییسی و طرفداراش چیه

         
        • شما اول بفرمایید فرق مش قاسم با آن ها ( رییسی ها) در چیست تا ما بعدا به پرسش شما جواب بدهیم . اتفاقا این حضرت شباهت های بسیاری با آ ن ها دارد و همین شباهت ها ما را مدت ها به فکر انداخته است که مبادا مش مشی ما یکی از آن ها باشد .

           
    • مش قاسم جان

      تو هم كه مي نويسي خودت قلم به كجايي؟

      قلم زدن كه بد كرد با زير دست / قلم به مر اورا زدن هردودست

      هر آنكو حرمت اهل قلم نگهدارد…..

      بيسوات

       
  135. موضوع: هوس خدایی کردن
    با عرض سلام و ارادت خدمت جناب آقای نوری زاد
    مایه شگفتی و حیرت است که انسان چگونه از سیرت و طبع انسانی خویش عدول کرده و علی رغم علم به زشتی و نفرتِ دروغ، دنائت، خیانت، باز گستاخانه و بی پروا چشم در چشم آدمیان دروغ می بافد، چونان خیال اندیشان شعر می سراید و فهم و شعور مخاطبین خویش را در جایگاه و عرصه های مختلف اجتماعی به هیچ می انگارد و از فرط جهالت با تأمین خواسته هایش به پستی می آساید و از عجایب اینکه این وجود آلوده به نکبت را قدیس می نمایاند.
    راستی، لختی نگاهی از فراز خود بر خویش بیفکن و ثمرِ سروری و خودشیفتگی بر بقای جایگاه خویش را ببین:
    این ناله های غم انگیز و ضجه های دردآلود بی شمار از همنوعان تواند که بر جسم و جانشان جراحت افکنده ای، خاک و خانه شان را به یغما برده ای…..با بغضی مانده در درون و فریادی خفته در گلو، مات و مبهوت در حیرت اند که بر این بی شرمیِ این نادیده انگاری بخندد یا بگریند، آه و افسوس از این همه نا مردمی به راستی سینه ای فراخ می خواهد و صبری پایدار، چه می شود انسان را و چگونه می شود به چنین وادی هولناکی فرو می افتد نه ترسی از زمینیان در اوست و نه ترسی از آسمان……

     
  136. این دومی: در بحث‌های انتخاباتی حرف‌هایی زده شد که شایسته ملت نبود.
    مش قاسم: شایسته حکومت اسلامی که بود!

     
  137. ” خيمه حسن ”

    از نعمت هاى متعدد جنگ هشت ساله كه ايت الله خميني بارها به ان اشاره كرده بود، علاوه بر كوپني شدن

    خوار و بار، كوپني شدنِ ازادى ما بود! به اين معنا كه مردم، هر چهار سال يكبار ازادند، تا ببينند و بشنوند كه

    مسولان حكومتي در سالهاي گذشته چه تاجي بر سَر امت شهيد پرور زده اند!!

    در بحبوحه لجن پراكني هاي كانديداهاي تأييد شده نظام، بناگاه بر”لوله كشى” كه تا كنون ﺧﻮﺩ را شهردار

    قالب كرده بود عيان گشت، كه لوله نظام را چنان گنداب و لجنى فرا گرفته كه علاج ان، كار لوله كش نيست!

    با كنار رفتن خاليباف، تنها يك هيولا مانده و يك “روحاني”.

    داراكولاى عضو كميته چهار نفره مرگ، در اصرار به كشتن ٢٠٠ جوان، چنان با ايت الله منتظري چانه ميزد

    كه گويى براي خريد خربزه به ميدان تره بار رفته است!!

    طبيعي ست در مقايسه با اين هيولا، رقيبش كه كليد دار صندوقچه اسرار نظام است، قابل تحمل جلوه مي كند!

    ولي خالِ او كجا و خالِ نگار من كجا ؟!

    جاى شگفتيست كه هموطنانمان پس از ٣٨ سال تجربه نكبت بار اين حكومت، به چنين حداقل هايي راضيند!

    از فرداي انتخابِ مجدد روحاني، چه اميد و انتظاري از او و دولتش داريد؟!

    حذف ولايت فقيه و جايگاه رهبري؟ از ميان بردن نقش و نفوذ شوراي نگهبان؟ كوتاه كردن دست سپاه از تجارتهاي

    ميلياردي و غير قانوني؟ جلوگيري از صرف ميلياردها دلار از سرمايه هاي مردم در سوريه و لبنان و يمن و فلسطين؟

    از ميان بردن فساد و اختلاس؟ جلوگيري از الودگي اب و هوا؟ پايان دادن به فحشا و تن فروشي بدليل فقر؟

    جلوگيري از مدفون شدن شهرهاي جنوبي كشور در زير ريزگردها؟ چاره جويي براي ركورد جهاني كشتار در حوادث رانندگي؟!

    * * *

    داستان انتخابات بمانند تعزيه هاي ايام عاشوراست كه يكي در شمائل شِمر و ديگري در جامه امام حسين

    ظاهر ميشود. عده اي ساده لوح نيز، اين نمايش را با واقعيت يكي گرفته، به گِردِ خيمه حسين جمع شده به شِمر

    حمله ور ميشوند. حال برخي از هموطنانمان نيز در جريان انتخابات جّو گير شده، اين نمايش را با انتخابات واقعي

    يكي گرفته به گِردِ خيمه حسن، اجتماع كرده اند!

     
    • دوست عزیز..انتخابات همه جای دنیا یا 4 سال است و یا کمتر و بیشتر..این ضعف نیست..این توهمات را هم شما شاید بیشتر داشته باشید تا مردمی که رای میدهند..مردم توهمی ندارند ولی میدانند راه تثبیت خواسته ها یشان این نیست که اتوبوسی را قرار است آنها رابه مقصد ببرد ته دره بیندازند چون با رانده اش مشکل دارند..اینها میخواهند مشکل راننده را داخل اتوبوس حل کنند..

       
  138. “این ها هیج کدام دزد نیستند”
    این را علی 1 نوشته؟ واقعا علی 1 است یا کسی شیطنت می کند و ما را دست انداخته است؟
    هر کسی که هست بداند سران جمهوری اسلامی اگر بر اساس قوانین موجود هم محاکمه شوند به جرم خیانت همگی به اشد مجازات محکوم می شوند به شرطی که قاضی مستقل و عادل باشد.
    حسن روحانی به جرم پاک سازی هایش در ارتش محکوم به اشد مجازات است.
    این که از همه پاک تر است چنین وضعی دارد خود تصور کنید وضعیت مابقی را.

    میخواهید به یک عده جنایتکار و خیانتکار رای بدهید خوب بدهید ولی دلیل نمی شود برای رهایی از غذاب وجدان جرایم آن ها را پاک کنید. اصلا شما چه کسی هستید که به خود جرات می دهید کسانی که دستانشان به خون یک ملت آغشته است را تبریه کنید؟ کشوری را به تباهی کشانده اند خجالت نمی کشد می گوید این ها هیچ کدام دزد نیستند…….

     
    • ساسانم گرامی
      «دزد» یعنی کسی که مال کسی دیگری را ببرد و یا دست بکند توی خزانه برای خودش ببرد. مفهوم است؟ اینکه اینها جنایتکارند، اینکه تا سرحد مرگ قدرت طلب اند، اینکه همه شریک اند در کشتن دگراندیشان، اینکه با تکیه بر ایدئولوژی پول و مال ملت را هزینه توهمات خود می کنند حقیقت دارد و اینکه هر کدام که از منظر حقوق بشر محاکمه شوند، حتما پرونده سنگینی خواهند داشت، شکی در آن نیست. مفهوم است؟ از لحاظ مالی بسیاری شان-نه همه- آدم های پایبندی هستند و اتفاقا همین مانع فهم مردم شده است. آنها افراد و سران و کارگزاران عمده(نه شخصیت های درجه دوم و سوم) جمهوری اسلامی را می شناسند و می دانند که همه اسیر توهم اند ولی خودشان از لحاظ مالی بهره ای نبرده اند و می گویند پس: بد نیستند! در حالی که کاش هر کدام قصری داشتند ولی اسیر قدرت طلبی و ایدئولوژی نبودند.(برای همین نوشتم اگر دست من بود برای هر طلبه ای قصری می ساختم). مفهوم است؟ گاهی تعجب می کنم چرا اینقدر معانی واژگان را بهم می ریزی.

       
  139. چرا جزو ثروتمندترین کشورها هستیم ولی فقر بیداد کند ؟ تا کی؟
    مشخصا تا زمانیکه اولویت رهبر هزینه کردن بیت المال برای حفظ اسد و حزب الله وغیره میباشد نه ملت
    تا زمانیکه مختلسین همه کاره متخصصین وطن پرست هیچ کاره
    تا زمانیکه مسئولن ممکت را رانت خواران تشکیل میدهند
    تا زمانیکه سپاه ونهادهای تحت امر رهبری بخش اعظم فعالیتهای اقتصادی را در دست داشته باشند و مالیات که مهمترین ممر درامد یک دولت میباشد نپردازند.
    تا زمانیکه بودجه انگلهایی مانند مصباح و سید محمد خامنه ای و انواع بنیاد ها وووووو بر مردم تحمیل شود
    و تا زمانی که ما با رای خود وضعیت موجود را تائید و مشروعیت ببخشیم در روی همین پاشنه خواهد چرخید
    ………………….
    اما مطلب مهمی که میخواهم با شما در میان بگذارم اگر سوادم یاری کند و توجه ویژه دوستان کمکم کند .
    میبینم مطلبی را که اقای نوریزاد عزیز سعی در توضیح ان دارند و کمتر مورد توجه عزیزان قرار گرفته روند پیشرفت این دموکراسی ابکی و بعضی ازادیهای قطره ای نسبت به سالهای اخیر که ظن دوستان بر این استکه ناشی از انتخابات بین بد نسبت به بدتر میباشد . درحالیکه چنین نیست پیشرفت حاصله ناشی است از شجاعت خود گذشتگی فعالین مدنی ما و رسانه های مجازی که با اطلاع رسانی به موقع باعث بالا رفتن اگاهی و خرد جامعه شده است وبا پیشروی ولو لاکپشتی عقب نشینی نظام را به همراه داشته و همین را هم نظام میخواهد با رندی مصادره کرده و به حساب ازادیها صدقه وار توسط عمال و دست نشانده هایش مطرح کند .
    دوستان عزیز این نظام از بدو قلم ها را شکاند دهنها را دوخت و مطبوعات و همه رسانه های مردمی را قلع قمع کرد تا یکه تاز در شستوشوی مغزها و قطع ارتباط ملت با هر نوع اطلاغات و اگاهی و گند کاریهای خودش باشد اما دیگر این امکان به یمن رسانه های مجازی برایش امکان پذیر نیست به همین خاطر است که قشر جوان ما با مفهوم دموکراسی ، ازادی بیان ، جدایی دین از سیاست و سایر حقوق مدنیش اشنا شده بر خلاف ما جوانان نا اگاه دوران انقلاب که از این نا اکاهی سو استفاده کردند و هر بلایی که خواستند ناجوانمردانه بر سرمان اوردند .
    هموطن و جوانان عزیز خودتان را باور کنید
    انچه را که بدست اورده اید حاصل بالا رفتن فرایند خرد خودتان است نه اهدایی نظام
    ۱-نظام از کدام تلاش در کدام مقطع زمانی فرو گذار کرد تا حجاب دلخواهش را برای زنان حقنه کند ولی نتوانست و نخواهد توانست چه روحانی باشد چه غیره
    ۲- اگر تا دیروز با بستن نشریه ای و به زندان انداختن منتقد و مخالفی میتوانستند صدای ازادی خواهی و افشاگری را خفه کنند دیگر نخواهند توانست
    ۳- مختلسین را نظام رسوا نکرد علارغم تمام لاپوشانیها و کششن ندهید ها ولی این ملت بود که انهار رسوا کرد مطمئن باشید امکان دزدیها و سو استفادها از انها گرفته شده چون در اسرع وقت در پشگاه ملت رسوا خواهندشد هزاران رسانه در سراسر دنیا شبانه روز فعال و در اختیار اطلاع رسانی ما و بالا رفتن سطح اگاهی و توقعات بر حق ما میباشد
    ۴- شعار اگر در سوریه با داعش نجنگیم در ایران باید بجنگیم . این یک دروغ محض است برای ترساندن ما . ایا در این مدت یک خبر در مورد درگیری این حضرات با داعشیان و یا بلعکس شنیده اید؟ اینها فقط با مخالفین اسد برای حفظ و بقا دست نشانده و مقاصد شوم خودشاندر حال جنگ هستند
    ۵ – رای میدهیم چون نمیخواهیم ایران سوریه شود . یعنی چه؟ مگر در این لحظه که فریاد حق طلبانه صدها ازادیخواه چه زن و چه مرد از جای جای کشورمان بگوش میرسد ایران سوریه شده که با اضافه شدن و همه گیر شدن ان سوریه شود مگر معنی نه گفتن به تمامی سیاستهای غلط نظام مترادف با نبردمسلحانه است ؟
    در پایان هموطن عزیز نمونه بارز مبارزه مدنی جوانان و زنان ما هستند که نظام را وادار به عقب نشینی در مقابل پوشش دلخواه خودشان کردند اگر تا دیروز تعدادشان اندک بود واین جنایتکاران میتوانستند با پونس و اسید پاشی و روشها مختلف سعی در تسلیم کردن انها بکنند و موفق نشدند امروز تعدادشان به ملیونها رسیده دیگر نخواهند توانست
    نظام هیچ احترامی برای حقوق شما قائل نیست مگر انرا بگیرید
    اگ نظام به گفته خودش با رای شما مشروعیت میگیرد با عدم شرکت در انتخابات مخالفت و انزجار خود را با نظام اعلام کنید .
    ایران امروز ایران ۵ یا ۱۰ سال پیش نیست هر غلطی اعم دزدی ، رانت ، زندانی و سپس سر به نیست کردن ، اعدام های بی رویه ووو بخواهند انجام دهند در همان لحظه دنیا اگاه خواهد شد و هر ننه قمری هم که رییس جمهور شود نمیتواند بر خلاف منافع ملت متحد قدمی بردارد .
    دو عامل مهمی که عامل تصمیم گیری ملتی در انتخابات میشود سیاست خارجی و اقتصاد داخلی
    سیاست خارجی که میبایست کاملا تحت نظر رهبری باشد هر گونه تصمیم گیری بدون نظر ایشان ملغا میباشد نمونه سند ۲۰۳۰
    اقتصاد داخلی هم بخش اعظم در اختیار رهبری یعنی گوشت لخم از ان رهبر و مقاصدش استخوانها هم برای دولت و ملت
    اگر این است حق شما حتما در انتخابات شرکت کنید

     
  140. امام زمان آنلاین شدند و فرمودند فلانی رئیس جمهور است
    روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: با نزدیک شدن زمان انتخابات ریاست جمهوری، بار دیگر هزینه کردن پیشوایان دینی توسط بعضی از جریان‌های سیاسی آغاز شده است. یک صفحه اینستاگرام تحت عنوان «صفحه رسمی امام زمان» با شروع فعالیت رسمی خود نوشته «به صفحه رسمی امام زمان(ع) خوش آمدید. این صفحه مبارک تحت نظر مدیریت کامل شخص امام مهدی(ع) فعالیت می‌کند. جمعه‌ها ساعت 9 شخصاً آنلاین می‌شوند.» این صفحه، سپس با اعلام یک خبر فوری به مخاطبین خود خبر می‌دهد: «امام زمان امروز صبح فرمودند که رئیس‌جمهور آینده ایران… است . مطلب فوق در تاریخ بیست و یکم همین ماه در سایت تابناک(محسن رضایی)درج شده بود . با این حساب رای شما به پشیزی ارزش ندارد و حکومت به صف شما احتیاج دارد .

     
  141. ببینید خردمند گرامی جناب نوری زاد عزیز چه میگوید
    قابل توجه همه ناظرین و شیخ مرتضی که چشم بگشایند

    محمد نوری زاد: رئيسی مهره سوخته و انتخابات مهندسی شده است
    عده ای مثل آقای دکتر سروش معتقدند که انتخابات تنها گزینه و مفر برای رسیدن به دموکراسی است اما من به شدت این ایده را رد می کنم.

    «محمد نوری‌زاد»، روزنامه نگار و فیلم‏سازی که تا قبل از برخورد حکومت با اعتراضات مردمی سال 1388 نسبت به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری از مبلغان جمهوری اسلامی محسوب می شد، از منتقدان سرسخت نظام ایران است. او بارها به دلیل اعتراض هایی که به وضعیت حقوق بشر در ایران و فضای سیاسی کشور داشته و نیز افشاگری هایش، بازداشت و روانه زندان شده است. «ایران‎وایر» از او درباره فضای این روزهای انتخابات ریاست در ایران و به ویژه دوگانه رئيسی – روحانی پرسیده است:

    آقای محمدباقر قالیباف به نفع آقای ابراهیم رئیسی انصراف داد و اکنون او در جبهه اصول گرا بی رقیب مانده است؛ به باور شما، پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری تا چه حد برای ایشان محتمل است؟

    انتخابات اخیر به باور من کاملا مدیریت و مهندسی شده است. وارد کردن فرد باطلی هم‏چون آقای رئیسی به چرخه انتخابات دقیقا برای همین احساس خطری است که مردم این روزها درگیرش شده اند. با ایجاد این نگرانی، کاری می کنند تا مردم به سمت صندوق ها هجوم ببرند. گمانم بر این است که آقای حسن روحانی به علت همین احساس ترس مهندسی شده و این نگرانی که به جان مردم انداخته اند، در همان دور نخست برنده خواهد شد.

    منظورتان این است که مردم از ترس به آقای روحانی رای می دهند؟

    به مردم پیام داده اند که اگر تکان نخورید، یک قاتل را می گذاریم در راس امور تا پوست از سرتان بکند. خروجی این انتخابات که پیروزی درخشان روحانی است، همانی است که اتفاقا حاکمیت می خواهد؛ منتها می خواهند مردم طعم لذت ظاهری انتخاب کردن را بچشند و بگویند این ما بودیم که سرنوشت خودمان را رقم زدیم. این ما بودیم که رئیسی را پس راندیم و روحانی را مشروعیت بخشیدیم. در حالی که این دقیقا تصمیم حاکمیت است و دارد طرح و مدیریتش را به نتیجه می رساند.

    چه طور آقای رئیسی پذیرفته است که این نقش را بازی کند؟

    آقای خامنه ای نگران است که مردم اصلا در انتخابات مشارکت نکنند. شما آقای رئیسی را از این مجموعه حذف کنید، بقیه کاندیداها آدم های سرشناسی نیستند. آقایان مصطفی هاشمی طبا و مصطفی میرسلیم را چه کسی می شناسد؟ این که مردم نروند پای صندوق، یک آبروریزی بزرگ در مجامع جهانی برای حاکمیت تلقی می شود. برای این که این 30 درصد مشارکت کننده را تبدیل به 70 درصد کنند، یک کنتراست شدید ایجاد می کنند و نقش آقای رئیسی ایجاد این کنتراست و نگرانی و وحشت است؛ این که برویم رای بدهیم تا او نیاید و این مجرای مختصر بسته نشود. این ها همه بازی و نقشه اند. همه این ها طراحی و مهندسی شده اند.

    شما فکر نمی کنید آقای رئیسی یکی از گزینه های آینده رهبری است؟

    اولش این گمان بود که رئیسی برای ایجاد زمینه رهبری مورد توجه قرار گرفته است تا روزی که فایل آقای حسینعلی منتظری منتشر شد و ابراهیم رئیسی و مصطفی پورمحمدی و بقیه مفتضح شدند. من گمان دیگری دارم؛ آن هم این است که رهبر، رئیسی را به عرصه انتخابات کشانده است تا او را به اتمام برساند. توجه کنید به ماجرای آقای سعید جلیلی که اصلا مُرد یا دقت کنید به وضعیت آقای محمدتقی مصباح یزدی. او اگر در انتخابات قم کاندید می شد، حتما نفر اول می شد و با عزت و قوت می رفت مجلس خبرگان رهبری. اما تشویقش کردند که در تهران کاندیدا شود و مرگ سیاسی خودش را رقم بزند. بعد از آن افتضاح بزرگ و رای نیاوردن، در یک سکوت و انزوای عجیب فرو رفته است. آقای مصباح این اواخر خودش را گزینه رهبری می دانست اما او را مفتضح کردند.

    شما می گویید اگر آقای رئیسی در موقعیت قبلی خود می ماند، معتبرتر بود؟

    گمان من این است که اگر شخص اول دستگاه قضایی بود، با این که یک فرد صاحب نامی مثل شیخ صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه است، بعد از او همین آقای رئیسی نفر اول بود و تمام مناسبات داخلی دستگاه قضایی زیر نظر رئیسی تر و خشک می شد. او برای خودش آن جا قدرت داشت؛ به‎خصوص که برای آرمانش خون هم ریخته بود و به پرونده بسیاری از افراد دسترسی داشت. شاید آن ها فکر کرده اند همین رئیسی برای بیت رهبری می تواند خطرآفرین باشد. من تصور می کنم او را دعوت کردند برای انتخابات تا مثل آقای مصباح، دورانش فروکش کند و برود یک گوشه ای منزوی شود. بعد از انتشار فایل صوتی آقای منتظری، به نظرم او یک مهره سوخته است و او را آورده اند تا خاکی بر سرش بیافکنند و برود خاموشی بگزیند.

    شما در انتخابات مشارکت می کنید؟

    من در انتخابات شرکت نمی کنم. عده ای مثل آقای دکتر عبدالکریم سروش معتقدند که انتخابات تنها گزینه و مفر برای رسیدن به دموکراسی است اما من به شدت این ایده را رد می کنم.

    دلیل تان چیست؟

    دو دلیل دارم؛ نخست این که انتخابات یک مسیر دو راهی است و الزاما منجر به انتخاب نمی شود. شما می توانید انتخاب نکنید. دموکراسی وقتی محدود به رای دادن شود، به ضد خودش تبدیل می شود. در نقطه مقابل آن هم می شود رای نداد و با رای ندادن با حاکمیت دیالوگ برقرار کرد. من به دوستانم پیشنهاد کردم با رای ندادن، به یک رفراندوم معکوس دست بزنیم و به حاکمیت یک «نه» بزرگ بگوییم. انتخابات و صندوق رای که تمام حسرت های مردم به آن منتهی می شود، در جهان فهم بایستی گام پایانی باشد نه گام نخست. در ایران می گویند شما بروید هر آرزویی دارید از همین صندوق رای مطالبه کنید. اما در دنیای فهم و عقلانیت، صندوق رای نقطه پایانی است. مقدمات صندوق، احزاب و تشکل ها هستند؛ سازمان های غیردولتی و آزادی ها و اعتراض های مدنی هستند؛ نخبگان هستند. نقطه پایانی به صندوق رای می رسد. این جا تمام آن مقدمات و فرصت هایی که می توانستند منجر به خردمندی مردم شوند، نادیده گرفته شده است.

     
  142. حمید رسایی حامی ابراهیم رئیسی: باید مشارکت در انتخابات را پایین نگهداریم

    https://www.youtube.com/watch?v=Ev6nQR8VUz4

     
  143. اونایی که تو انتخابات رأی نمیدن
    اونوقت رئیس جمهور خوب هم میخوان،
    اینا همونایی هستن که ماه رمضون روزه نمیگیرن
    ولی سر سفره افطار دولپی می لمبونن

     
  144. Dear Nourizad
    Your arguments for not voting are based entirely on conspiracy theories
    You will not show any evidence for all that purely invented visions
    Why do you do so? I think so sad for both you and of course for your poor followers
    Incomprehensible nonsense against your own country and people

     
  145. آرتین گرامی
    در پست قبل در پاسخ به سند 2030 یونسکو گفتی که با یک تشر رهبری، رئیس جمهور کم آورد. شما چرا دقت نمی کنی که در نظام ولایی می بایست گام به گام پیش رفت تا درگیری پیش نیاید. اینکه رئیس جمهور مقابل رهبر بایستد که هنر نیست. اتفاقا بهترین کار ممکن را کرد. ولی دوست من شما که اهل دقتی، به این هم فکر کن که می خواهند در قفا اجراش کنند و فعلا دهن رهبر را ببندند. همیشه کدخدا را با یک ماشین میشه خر کرد. روحانی بهترین فردی است که این کارها را بلد است. شما چرا به کنه قضایا دقت نمی کنی. درگیری علنی میان مقامات به تنش بیجا و هدر رفتن سرمایه و ثروت کشور می انجامد و واقعا رای دادن به روحانی یک ضرورت است زیرا او بلد است چجوری نخ مدرنیته را ز سوراخ تنگ سوزن سنت و انقلابی گری رد کند و تلفاتی هم نداشته باشیم. انقلاب دیگر در ایران معنایی ندارد. این را لطفا هم شما یاد بگیر و هم نوری زاد. ما تنها راهمان آرامش بیشتر با فعالیت مدنی بیشتر و حضور در سیاست در برهه های خاص است. حکومت مشروعیتش را کاملا از دست داده و همه ی انسانهای سرشناس از روحانیت و دانشگاه و علم و صنعت همه و همه کاندید مخالف نظر رهبر را انتخاب کرده اند! رهبر مجبور به تمکین است و این یعنی یک قدم رفتن به سمت مدرنیته. سلاح و اسلحه را تنها باید نظامی به دست بگیرد و اگر نظامی برای اصلاح فرهنگ از «سلاح» بهره برد، گور خودش را کنده و اگر انقلابی برای نابود کردن یک حکومت این کار را بکند هم گور خودش را کنده پس می ماند این: ما زندگی می کنیم و در سیاست هم حضور می یابیم و کاملا قوا را تقسیم می کنیم بین سنت و مدرنیته. اکنون قوه مجریه کاملا در اختیار مدرنیته است. شما روحانی را به ظاهرش نبین او در باطن کاملا مدرن شده است و اگر هم نشده باشد، چاره ای جز مدرنیته ندارد.

     
    • همیشه کدخدا را با یک ماچ و بوس بر دست میشه خر کرد! و سوارش شد.!

       
      • آرتین ایران

        سلام بر علی گرامی
        یک بار سال ۸۸ احساس تکلیف کردم و رای دادم.همینک همان احساس را دارم.شاید فردا به خاطر مردمی که هنوز امید دارند رای دادم.امشب مرددم
        موفق باشید

         
        • ::::::یک بار سال ۸۸ احساس تکلیف کردم و رای دادم:::::

          نیازی نیست یه آدم باهوش باشی تا بفهمی فک می کنم خنگول ترین فرد هم که باشی می فهمی که این یارو که با اسم “آرتین” مطلب می نویسد از سبک نوشتنش معلومه از چه قماشیه!!!! لطفاً بر روی “احساس تکلیف” که یه کلمه آخوندیه دقت کنید!!!

          مثه این می مونه که طرف که اسمش فرضاً اقدسه بیاد تو اینترنت با اسم روزیتا مطلب بنویسه! (منظور اسم آرتین رو خودش گذاشتنه می گم)………..البته این روزا آخوندا و پاسدارا و بادمجون دور قاب چینها هم دو اسم روی بچه هاشون می ذارن که بتونن هر دو طرف رو دودره کنن مثلا” یه جا اسم طرف فاطمه است و جای دیگه آتنا!!!! خخ خخ خخ خخ خ خ خ خ خ خ خ خ خ

           
          • آرتین ایران

            سلام بر دوست گرامی
            چرا اینقدر ترشرویی؟!اینگونه خواهان تغییر هستید؟!درست می فرمایید.آرتین نام من نیست بلکه نام فرزند من است.می دانید چرا او را بدین نام نهادم؟چون در زمانی به دنیا آمد که دروغگویی حکومت به اوج خود رسیده بود.یعنی سال۹۰.در هنگام تولدش نوشتم نامش را در دوره ای که دروغ رونق دکانداران حکومتیست آرتین می گذارم یعنی صداقت و درستکاری.باشد که با تولدش صداقت بر باد رفته ما دوباره متولد شود.لطفا بدون شناخت از هم توهین نکنیم.رای دادن یک حق است.به حق هم احترام بگذاریم.شما به گمانم تازه وارد هستید وگرنه سبقه مرا در این سایت که با نام آرتین می نوشتم و با دلقک بازی فردی مجبور به تغییر آیدی خود شدم نیک می دانستید.
            موفق باشید

             
  146. یه کم شوخی با نوریزاد

    آیت الله نوریزاد : ما سطح مطالبات شما را عظمت میدهیم ما شلاق و زندان را مجانی میکنیم ما ….

    سئوال : شما چرا میخواهید سطح مطالبات ما را عظمت بدهید؟
    جواب : برای این که بهتر زندگی کنید . این زندگی که دارید که زندگی نیست !
    سئوال : بفرماید چه طور میخواهید این کار را بکنید؟
    جواب : رای نمیدهیم !
    سئو ال: به کی رای نمیدهید؟
    جواب : ما اصلا رای نمیدهیم !
    سئو ال : ولی حضرت آیت الله , شما میفرماید که میخواهید ما بهتر زندگی کنیم این طو ر نیست ؟
    جواب : همینطوره!
    سوال : خوب اگه رای ندیم که ریسی با حمایت های غیبی بیت رهبری و سپاه و بسیج و سایر اراذل و اوباش برنده انتخبات اعلام میشه و زندگی ما بد تر میشه .مگه نه؟
    جواب : خوب ما که نمی توانیم جلوی رهبری و سپاه بایستیم !
    سوال : همینطوره که میفرماید ولی آن ها که احتمالا تحت تاثیر شما رای نمیدهند همان ها هستند که میخواستند به روحانی رای دهند تا قاتل سریالی روی کار نیا تا دو باره زندگی ما خرابتر بشه .
    جواب : خوب ؟
    سوال : خوب به جمال مبارکتان , ولی به این ترتیب شما از آرای روحانی کم میکنید , این طو ر نیست؟
    جواب : خوب منظور ؟
    سوال : منظور این که زندگی ما را شما خرابتر میکنید به این ترتیب , با کم کردن شانس پیروزی روحانی , اگر چه میگویید میخواهید سطح آ ن را عظمت بدهید .
    جواب : عیبی ندارد خراب شد که شد , ما چهار سال بعدش باز هم رای نمیدهیم تا سطح مطالبات شما باز هم بالاتر برود !
    سوال :پس حضرت ایت الله کاری به زندگی فعلی ما ندارند و تنها میخواهند سطح مطالبات ما بالا برود تا روزی سطح زندگیمان هم به اذ ن الهی بالا برود ؟
    جواب : همینطور است , ما خودمان الحمدلله روزی مان میرسد . شما هم فعلا سطح مطالبات خود را بالا ببرید تا سطح زندگیتان هم بعد ها بالابرود انشالله.

     
  147. دکتر

    با سلام
    فايل صوتي تان را در مورد اينكه “راي بدهيم يا نه” براي يك جوان شايسته ارسال كردم و نوشتم:

    عطا جان..!
    …………….
    جواب عطا جان
    من به هیچ وجه آدم سیاسی نیستم و از سیاست بازی خوشم نمیاد . کسی که میره برا عقیدش سالها پشت میله های زندان میمونه 100%از این نوع زندگی خوشش میاد چون عقیدش براش اولویت اول در زندگی هست ولی این آیتم برا من و افرادی مثل من که در اکثریت هستیم در اولویت های دهم بیستم هست . اولویت اول من در زندگی آرامش و ثبات مالی در زندگی هست .
    …………………
    سوال از این دو بزرگوار
    اگر شما و خانواده تان در خانه ای باشید که ان خانه اتش گرفته و یا بر اثر زلزله تخریب شده و شما هنوز زنده هستید و حیات شما و همه اعضای خانواده به ثانیه های اخر رسیده توقع شما از سایر همطنان چیست ؟ با دو واکنش روبرو خواهید شد:
    ۱- نوریزادها که ضمن به اب و اتش زدن خود و فریاد استمداد طلبی برای نجات شما
    ۲- عطا جان های شما که با ماشین و کولر روشن موزیک و نوشیدنی گوارا در دست از کنار شما بی تفاوت میگذرند و دستی برای شما تکان میدهد چون ارامش اولویت اولشان است
    ………………………………….
    عطا جان خدای نکرده خدای نکرده اگر در یک سانحه جاده ای شما و خانواده که لای اهن پاره ها محبوس شده اید چه تصوری خواهید داشت در باره افرادی که بی تفاوت از کنار شما میگذرند و مثل شما فکر میکنند که در اکثریت هستند و نجات همنوع در اولویت دهم و بیستم انهاست .
    اقا عطا و دکتر اکثریتی بسیاری از همنوعان شما که مثل شما انسان هستند از شدت فقر تحمیل شده به اعضا وتن فروشی افتاده اند کارتن خواب و گور خواب و سفره انها ذباله دانیهای شهر میباشد چگونه استکه میتوانید اینقدر بی تفاوت باشید
    تو که از محنت دیگران بی غمی ….نشاید که نامت نهند ادمی
    لابد در جواب من مدعی خواهید شد که به نوبه خودتان رفع تکلیف میکنید سر چهار راه صدقه ای میدهید و یا به نوع دیگری کمکهایی میکنید اما دوست عزیز هدف نوریزادها برگرداندن حقوق اولیه همان شهروندانی که ثروتمند هستند و اموالشان به تاراج رفته است تا محتاج صدقه شما و امثال شماو من نباشند
    از همین جا به همه هموطنان شریفی که رای دادن و یا رای ندادن و کنشهای انها به صرف منافع شخصی نبوده و عزت و افتخار و سربلندی و نجات ایران و همه ایرانیان هم جزو اولویت های انها میباشد .

     
  148. جناب نوریزاد،

    به نظر من شما یا متوجه انتقادات نشده اید یا تعمدا جریان انتقادات را به جای دیگری می کشانید. هیچ کسی نمی گوید آقای نوریزاد ، نگوئید و ننویسید. ولی سوالی که برای من وجود دارد این است که فرض کنیم شما به هدفتان رسیدید و مطالبات را به آنجائی که شما را راضی میکند رساندید. آنچا کجاست؟ چگونه آن سطح از مطالبات نمود پیدا می کند و چگونه این نظام با همه آن تعاریفی که شما از آن داریدبه آن تمکین خواهد کرد؟ این شنونده های بینوا که اغلب هم از دانش سیاسی بالائی برخوردار نیستند و تنها برای شما کف و سوت میزنند بناست بعد از این چه بکنند؟
    نکته بعدی این تناقض در اظهارات شماست که می گوئید کور باشید اگر تفاوت روحانی و رئیسی را نبینید. شمائی که معتقدید روحانی و جلیلی فرقی ندارند و هر کدام می آمدند نتیجه یکسان بود. کدام را باور کنیم.
    یا اینکه می گوئید از آوردن رئیسی هدفی دارند خوب چشم بسته غیب گفتید. بله معلوم است هدف دارند. اگر رئیسی در این انتخابات رای بالائی بیاورد حتی اگر رئیس جمهور هم نشود بعد از این بدلیل رای بالایش اورا رهبر خواهند کرد. شما هم نیازی نیست نور به جاهای تاریک بتابانید همه این را می توانند ببینند. هدف سپاه این است که رئیسی را بجای خامنه ای بنشاند بهمین سادگی. اگر هم رئیس جمهور شود که قطعا بعد از خامنه ای ، رهبر خواهد شد.

    جناب نوریزاد،

    آیا تاکنون اصطلاح بن بست سیاسی به گوشتان خورده؟ آیا می دانید چرا سیاسیون اغلب علاقه ای ندارند که در کشورشان به بن بست سیاسی برسند. کمی فکر کنید دوست عزیز . از شما سنی گذشته و می بایست با تجربه تر عمل کنید. آیا می دانید چرا سهراب اعرابی ها کشته شدند؟ چرا فضای سال 88 امنیتی شد؟ به یک دلیل بسیار ساده و آن این بود که عده ای مثل شما ، راهپیمائی را از پیاده رو ها کشاندند به خیابا نها. به همین دلیل ساده. شاید خنده تان بگیرد . بخندید ولی بدانید بهمین دلیل بسیار ساده که عده ای راهپیمائی سکوت را نمی پسندیدند و نیز معتقد بودند راهپیمائی در پیاده رو اثر ندارد و باید به خیابانها بریزیم و شعار بدهیم. بهمین دلیل بسیار ساده بسیاری از نازنینان کشورمان را از دست دادیم یا به زندان انداختیم.
    آنها که می گویند آرامش ، منظورشان این است. چند بار گفته ام و الآن هم تکرار می کنم شما تازه از گرد راه رسیده اید و می خواهید راهی را که مردم ما بیش از صد سال است با آرامی طی می کنند تا به هدف برسند شما می خواهید یک شبه طی کنید. و این راه یک شبه سر انجامش را در مصر و لیبی و سوریه و یمن می بینیم.

     
    • عالی بود منصور داریم به همین نزدیک می شویم در افکار. قضیه پیاده رو و خیابان بسیار عالی بود و من به عنوان یک خواننده و شهروند-جناب نوری نوری زاد که دیگر حاضر نیست مثل اینکه شهروندی خود را به یاد بیاورد!- نه تنها خنده ام نگرفت که دورد فرستادم بر دقتت. دقت همواره در دیدن امور ساده است و از آن مسائل پیچیده را بیرون کشیدن.

       
  149. خب بعداز انتخاب رییس جمهور فرانسه احزاب در تدارک برگزاری انتخابات مجمع ملی(assemblée nationale) یا مجلس شورا هستند و مکرون رییس جمهور جدید بعد ازفروپاشاندن حزب سوسیالیست با انتخاب نخست وزیری از حزب جمهوریخواه باعث چند دستگی درین حزب شده و اکثریت کاندید های مجلس را از اشخاصی انتخاب کرده که سابقه سیاسی یا حزبی نداشته اند تا بقول خود تغییرات کلی در ساختار دولت بوجود آورد ،که دربین این افراد سدریک ولانی ((Cédric VILLANI))ریاضیدان هم کاندید میباشد او بر یقه کت خود عنکبوتی بزرگ دارد وپاپیونی پر حجم بر یقه پیراهن و بالاخره با مو ی بلند سر و مزین به ریش و معمولا بطور عجیبی هنگام صحبت از دستها استفاده میکند و وقتی خبرنگار ازو پرسش میکند اگر عنکبوت اشکالی برای نماینده شدن شما داشته باشد حاضر بچشم پوشی هستید باخنده میگفت این قسمتی از سدریک است.

     
  150. من معمولا نکته ها را مینگارم و تعارف و چاپلوسی هم نمیکنم ولی امروز میگویم:
    صددرود و آفرین بر نوریزاد که ار انگشت شماران است که درد همه مردم ایران را دارد وحس میکند،بهایی ها، یهودیها ،مسیحی ها،ایزدیها، و هر دین ومذهبی پیروانشان ایرانی هستند ویا کره زمینی((هنگامی کسی از من سئوال میکند از کجا هستی جواب:از کره زمین،زمینیم)) زیرا درین کشور زندگی میکنند وباید با دیگران برابر باشند و از صدارت میرزا تقی خان که امیر کبیرش بعلت سرکوب بهاییان نمیدانم تا کنون این هموطنان مورد بی مهری وجنایت بودهاند ودستجات و گروهای سیاسی همدر قبال جنایات آنجام شده سکوت کرده اند ویا همدستی حتی آنها که خود را مترقی قلمداد میکنند، هرچند نیروهای چپ ایران لا مذهب (اته به فتح الف) هستند ولی این مانع از حمایت انسان هایی که تحت ظلم وستمند نمیشود و ملیگرایان هیچگاه بخاطر منافع ویا ترس از آخوند ها اعتراضی به ایت ظلم مدام نکرده اند،مجاهدین خلق هم گویا مجاهد همه خلق ها هستند جز خلق های ایران(خلق عراق صدام، خلق آل سعود،خلق سیونیسم و خلق شرق وغرب) ،درین میان تلاش نوریزاد را باید تحسین گفت تا سبب آگاهی مردم شود و هموطنان بهاییمان بتوانند زندگی آرامی داشته باشند هرچند هیچکس درین کشور جز باندهای رنگارنگ خود نظام آسایش ندارد ولی همین باند ها دائم در وحشتتند.

     
  151. یدبهی‌ است که چند نوع تحریمی داریم. من با آن نوع تحریمی ( ملاحظه می‌‌فرمائید که می‌‌گویم “با آن نوع تحریمی “، به کسی‌ بر نخورد ) به شدت مخالفم که در واقع تحریمی نیست و واژه تحریم و دلایل بافی‌ و استدلال تراشیدن برای تحریم را فقط در راستای این رسالت یا ماموریت خود یافته که سطح مشارکت در انتخابات پایین بیاید که رئیسی را بر سر ایران و ایرانی آوار کنند. کسی‌ مثل حمید رسایی که علنا می‌‌گوید “باید مشارکت در انتخابات را پایین نگاه داریم = این هم سند
    https://youtu.be/Ev6nQR8VUz4 ” خوب می‌‌داند که باند مخوف و داعشی که خود عضوی از آن است،چطور و با توسل به چه ابزار‌ها و شگرد‌هایی‌ و چه چشم امیدی منجمله به مبلغان مفت و مجانی تحریمی،باید بدوزند و آنها را مسلح به انواع هیزم ها( بخوانید استدلال) کنند. کسی‌ که می‌‌گوید ۳۸ سال رفتید رای دادید چی‌ شد؟ یک بار هم رای ندادن را امتحان کنید. خیال می‌‌کند با برگ چغندر دار حرف می‌‌زند.ما یک بار رای ندادن را امتحان کردیم و آنگاه که همهٔ شما تحریمی‌ها شبانه روز گلو پاره می‌‌کردید با شما همگام و همراه شدیم و فاجعهٔ احمدی‌ نژاد حاصل کار شد. مبلغان سینه چاک ستاد رئیسی به جان زده اند و می‌‌زنند تا فضای مجازی را نیز در قبضه خود نگاه دارند و تا می‌‌توانند به طبل تحریم بکوبند. تحریمی عزیز مباد فردای پر حسرتی را پیش روی ببینی‌ که متوجه شوی با دلایل سر اپا فریبندهٔ و مزورانهٔ ستاد‌های تبلیغاتی باند مخوف رئیسی به تحریمیان ملحق شدی و به خود و ایران و ایرانی ظلم و اجحاف کردی. در بین انواع تحریمی ها، این نوع به ظاهر تحریمی با بودجه‌ها کلان و امکانات وسیع، همه جا حضور فوق آلعاده فعالی‌ دارند.

     
  152. ظلم ظالم، بی پناهی مظلوم

    آرش صادقی؛ شکایتم از عوامل اطلاعات سپاه به خاطر هتک حرمت همسرم مسکوت ماند
    اردیبهشت ۲۶, ۱۳۹۶

    متن کامل نامه آرش صادقی را در ادامه بخوانید:

    بدون مقدمه؛

    بنژامن کنستان، نویسنده فرانسوی می گوید “قدرت نامقید اخلاقیات را زایل میکند، اگر انسانها در پناه اصل برائت آرام نداشته باشند، آنجا که فرمان روایی حکومت نامشروط باشد هیچ ابزاری برای محافظت افراد در مقابل حکومت ها وجود ندارد”

    طی این مدت هشت ساله (۸۸ تا ۹۶) روزهای سختی را تجربه کردم، ورودم به دانشگاه هم زمان میشود با فضای پادگانی که دولت احمدی نژاد بر دانشگاهها حاکم کرده است.

    تعطیلی تشکل های دانشجویی، تعلیق و اعمال شیوه های پلیسی، تحمیل فضای امنیتی بر دانشگاه، تحقیر دانشجو و استاد، این فضا را تاب نداریم و معتقدیم دانشگاه پادگان نیست، اعتراض میکنیم و ماحصل اعتراض میشود زندان و بعدها اخراج از دانشگاه.

    یورش نیروهای امنیتی در سال ۸۹ به منزلمان (در حالیکه در مرخصی چند روز بودم) و کشته شدن مادرم در این یورش، پزشک اولیه مرگ مادر را حمله قلبی تشخیص میدهد ولی چند ماه بعد پزشکی قانونی علت مرگ را خونریزی داخلی در ناحیه جمجه که ناشی از اصابت سر مادر به شی سنگینی بوده را دلیل مرگ میداند.

    متلاشی شدن کانون گرم خانواده و عذاب وجدان های دائمی کمترین هزینه این اتفاق بود.

    اگر از اخراج از محل کارم با اعمال فشار دستگاه امنیتی در بازه زمانی که در زندان بودم و آزار خانواده و احضارهای گاه و بی گاه پدر، بازداشت و بازجویی چند ساعته پدر و برادر همسرم بگذرم، اگر از هتاکی ها و آزار روحی و جسمی در دوران بازجویی خودم و همسرم و طرح بحث اعدام او بخاطر نگارش یک داستان در نقد حکم غیر انسانی سنگسار عبور کنم، فشارهایی که به همسرم در این مدت وارد کرده اند سخترین روزهای زندگی ام را برایم رقم زده است.

    سال ۹۳ که همسرم گلرخ ایرایی از بند دوالف سپاه با وثیقه آزاد شد، پس از تحویل کارت شناسایی توسط یکی از عوامل اطلاعات سپاه، به همسرم و پدرش گفته میشود در صورت طلاق گرفتن همسرم از من، او(گلرخ) در دادگاه تبرئه خواهد شد.

    متاسفانه همین مامور که وابسته به تیم بازجویی دانشجویی سپاه است از همان روز شروع به مزاحمت برای همسرم میکند تا جاییکه فرستادن پیامک های غیر اخلاقی برای ایجاد رابطه دوستی و تماس های مکرر مورد انتقاد شدید همسرم قرار میگیرد.

    مامور امنیتی در پاسخ تهدید میکند که اگر شکایت کنی برای من مساله ای ایجاد نمیشود ولی قطعا برای تو و همسرت فرجام خوبی نخواهد داشت.

    گلرخ برای طرح شکایت نزد معاون دادستان وقت رفته و با ارائه پیامک ها و فایل صوتی تماسهای او از این فرد شکایت میکند، معاون دادستان قول پیگیری و برخورد میدهند ولی پس از چند هفته از عدم توانایی برخورد با عوامل امنیتی توسط قوه قضاییه پرده برداشته و میگوید زورمان به اطلاعات سپاه نمیرسد.

    ماهها بعد از این اتفاق من از بند دو الف به بند ۸ اوین منتقل میشوم و توسط همسرم در جریان این موضوع قرار میگیرم مورخ ۲۲ اسفند ۹۳ شکایتی را تنظیم کرده و برای نماینده دادستان در امور زندانیان سیاسی ارسال میکنم، ایشان وعده پیگیری و محاکمه افراد خاطی را میدهد، بعدها در جریان اعتصاب غدای ۷۲ روزه ام شکایت مجددی را در حضور دادیار ناظر بر زندان در پنج صفحه تنظیم کرده و از عوامل اطلاعات سپاه به خاطر هتک حرمت همسرم در جریان بازجویی ها و بعد از آزادی شکایت میکنم که تا به امروز این شکایت همچنان مسکوت مانده است.

    برخلاف قانون در سیستم فعلی بازجو آنچنان قدرت دارد که میتواند برای مرعوب و آزار متهم و خانواده اش از همه شیوه های غیر انسانی بهره گیرد و بدون وجود نهادی که بتواند آنها را کنترل و مهار کند ، خودسر رها شده اند.

    راه مقابله با این بی قانونی ها و توحش چیست؟

    آیا رجوع به مراجع قضایی کمکی به حل این موضوع میکند؟

    متاسفانه برنامه ریزی دستگاه امنیتی برای متلاشی کردن شیرازه خانواده زندانیان سیاسی در شرایطی شکل میگیرد که در نظام های حقوقی مدرن هر چه بیشتر تلاش میشود اگر حتی به فرض فردی جرمی هم مرتکب شده باشد امنیت روانی زندانی و خانواده او کمتر دچار اختلال شود و زمانی که دوران محکومیت او به پایان میرسد مشکلی بر سر راه بازگشتش به زندگی عادی در جامعه وجود نداشته باشد.

    حاکمیت جمهوری اسلامی عملا با اصالت دادن به قدرت سیاسی در واقع تفسیر تازه ای از اخلاق و دین ارائه میدهد که هیچ ارتباطی به اسلام از ۱۴۰۰ سال پیش به این سو ندارد.

    بر اساس این تعریف هرگونه عمل غیر اخلاقی (از حذف و زندان منتقدین و مخالفین) ذیل پارادایم حفظ نظام مجاز تلقی میشود.

    نمونه آن فتاوای برخی مجتهدان برای قتل روشنفکران در پروژه قتل های زنجیره ای و برگزاری دادگاه های نمایشی و حکم های فرمایشی و صدور احکام سنگین که یادآور دادگاه های تفتیش عقاید قرون وسطی میباشد.

    وقتی بازجو به خانواده متهم وعده ۶ و ۱۵ سال حکم را میدهد و همان حکم عینا تایید میشود.

    وقتی رابطه قاضی و نماینده دستگاه امنیتی رابطه دو همکار برای انجام یک پروژه مشترک علیه توست.

    آیا امیدی به اجرای عدالت وجود دارد؟

    مرگ یک نظام سیاسی را بهتر از هر جا در آینه رفتار آن با منتقدین و شهروندانش میتوان دید.

    به امید روزی که دیگر شاهد تعرض به ساحت انسانیت نباشیم.

    بی نوشت: “باتوجه به عدم استقلال قوه قضاییه و موارد نقض قآنون اعم از بازداشت و انتقال به خانه امن، آزار و شکنجه روحی و جسمی در جریان بازداشت و پس از آن (مزاحمت یکی از عوامل سپاه) و برگزاری دادگاه غیآبی بدون حضور همسرم و عدم دسترسی به مرجعی مناسب برای دادخواهی و پایان موعد وعده دستگاه قضا برای رسیدگی به پرونده و آزادی همسرم حق اعتراض به هر شکل را در آینده ای نزدیک برای خودم محفوظ میدانم”.

    آرش صادقی / 26 اردیبهشت ۹۶ / بند ۳۵۰ زندان اوین

     
  153. احمدرضا احمدی از زندان اوین

    اشاره:
    این نوشته را دوست خوب ما احمد رضا احمدی که بخاطر هیچ – تأکید می کنم – بخاطر هیچ، چهار پنج سالی هست که در زندان اوین به سر می برد برای من فرستاده. بد نمی شود اگر از سوز زندانیان خبر بگیریم.
    محمد نوری زاد

    —————————–
    آقای روحانی ما میآیم اما سبز میمانیم

    حجتالاسلام ابراهیم رئیسی در اولین بیانیه رسمی خود با شعار بازگرداندن نظم و امنیت به جامعه و برقراری «آرامش سیاسی» وارد میدان انتخابات ریاست جمهوری شد.
    اما نظم و امنیت، به ویژه «آرامش سیاسی» که همه چیز را تأمین نمیکند و هیچ چیز را تضمین نمیکند جز امنیت و «آرامش گرگها». نمیتوان نظم و آرامشی را پذیرفت و به وضعیتی رضایت داد که همان آرامش حاکم بر گورستان است.
    اگر قرار بر این باشد ملتی که حقوقش مورد اجحاف قرار گرفته در هر فرصتی که دست دهد تا خود را از این تیرهبختی و یوغ سنگین اسارت و بردگی نجاب بخشد به خاطر نظم و امنیت و «آرامش سیاسی» فرصت را رها کند و در اختیار آنان قرار دهد که ظلم و فساد و تعدی را پیشه ساختهاند، افسوس! این چگونه صلح و آرامشی خواهد بود که ماهیت آن در غارت و دزدی است و تنها مزیت آن ضمانت آسودگی و امتیاز دزدان و غارتگران!
    اینگونه امنیت و آرامش که میان ظالم و مظلوم، اقویا و ضعفا برقرار شود به مانند صلحی است که کسی مدعی باشد میان گرگها و گوسفندان برقرا ر شود، تا گوسفندان بگذارند گرگها به آرامی آنان را پاره پاره کنند.
    آقای رئیسی دولت خود را «دولت حفظ و پاسداشت کرامت انسانی» معرفی میکند .
    اما درک و فهم آقای رئیسی از مفهوم حقوقی و سیاسی «کرامت انسانی» در ارائه این مصداق عینی توسط ایشان متعیین میشود که «فلان شرکت خودروساز باید به تعهد خود در مقابل مشتری به موقع عمل نماید» که اینگونه کرامت انسانی مترادف میشود با «حقوق مصرفکننده» و دولت ایشان به «سازمان حمایت از حقوق مصرفکننده» تقلیل مییابد.
    آقای رئیسی « نه هرکه سر بتراشد قلندری داند »

    این شعار آن مرد! بود که از پس زمستانی سرد و از دل کوچه باغهای خزان زده این ملک فریاد برآورد از منتهای دل که «آمدهام تا کرامت انسانی را پاس بدارم» او در عمل نشان داد که گرچه پارچه سیاهی بر سر و کرباسی بر تن ندارد شناخت علی (ع) را بیش و بیش از حب علی در دل و جان دارد که در نامه پنجاه و سوم خود به مالک اشتر مفهوم واقعی «کرامت انسانی» را اینگونه تبیین میکند:
    «ای مالک مردم دو دستهاند؛ دستهای برادر دینی تو هستند و دستهای دیگر در آفرینش با تو هماننداند» جناب حجتالاسلام سید ابراهیم رئیسی؛ انسان به ماهو انسان دارای تقدس است از آن رو که مخلوق خداوند است و بر این اساس دارای حقوق و شأن و منزلت انسانی که هیچ شخص و نهاد و مرجعیت بیرونی نباید براساس معیارهای همچون دین و مذهب و نژاد و زبان این شأن و حقوق را تضییع و جوامع انسانی را به خودی و غیرخودی تقسیم نماید، معیارهای مبهمی همچون انقلابی بودن و داشتن بصیرت که دیگر هیچ… !

    آقای رئیسی در جمع مردم شهر بندرعباس میگوید: «دولت من ظرف شش ماه تمام منافذ فسادزا را شناسایی میکند تا فساد در هیچ جای نظام اداری لانه نکند، فساد زیبنده نظام اداری کشور نیست »
    آقای رئیسی! انتخاب اجزا و عناصر این نظام اداری-سیاسی که امروز شما پس از گذشت سیوهشت سال فساد آن را زیبنده جمهوری اسلامی نمیدانید، پس از فروپاشی رژیم سابق با پاکسازی و اخراج نیروهای طاغوتی و ضد انقلاب و سپس جذب نیرو استخدام از پس مراحل چندگانه فرایند «گزینش» صورت گرفته چنانکه چندی پیش نیز آقای انصاری معاون حقوقی رئیس جمهور در گردهمائی سراسری گزینشگران کشور اذعان میکند. «مگر میخواهیم برای یک اداره امام جماعت انتخاب کنیم؟! فرد شاید نماز جماعت و نماز جمعه شرکت نکند اما کارش را درست انجام دهد، به گزینش چه مربوط فرد از چه مرجعی تقلید می-کند؟!… »

    آقای رئیسی! سیو هشت سال جذب نیرو در این نظام اداری-سیاسی به اعتراف خودتان فاسد جمهوری اسلامی براساس این شیوه گزینش با معیارهایی همچون «نماز خواندن» ، «چادری بودن همسر و خواهر» ، «آگاهی به چند تکه بودن کفن میت» و «تقلید از فلان مرجعیت» و عضویت در سازمان بسیج و «حزب الله»، آن را از دستگاهی که وظیفهاش ابداع و ایجاد نهادهای اجتماعی-اقتصادی است بر پایه بیطرفی ارزشی نسبت به ارزشهای انتزاعی و اقتصادی یک گروه یا اقلیت از جامعه و خدمت به کل جامعه و ملت، تبدیل به هیولای بیمهاری کرده که به بهانه حفظ ارزشهای دینی و انقلابی در خدمت ارتجاع مذهبی و «مقاصد منحوس» آن قرار گرفته و از سوی دیگر در خدمت یک اقلیت و گروه سازمان یافته در پی «منافع منحوس»!
    آقای رئیسی! پیریزی این ساختار براساس اندیشه و عمل کسانی صورت گرفت که فکر میکردند گونهای دیگر از حکومت مطلقه میتواند خون انسانها را پاک و طبیعت انسانها را دیگرگون سازد.
    اما مطالعه تاریخ این قرن و قرون دیگر کافی بود تا بیهودگی و حماقت این پندار را ثابت کند که در آن صورت نیازی به این آزمون و خطایی که تبدیل به فاجعهای شد در تاریخ این ملک و بر سر این ملت نمیبود.

    اما آقای جهانگیری و سرمایه اجتماعی
    آقای جهانگیری در اولین مناظره تلویزیونی شش کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری بدرستی «سرمایه اجتماعی» را از عناصر موثر در رشد و تحولات اقتصادی و اجتماعی معرفی میکند.
    آقای جهانگیری احتمالاً به این امر آگاهی دارند که نظامهای سیاسی بر پایه مفهوم شخص از انسان و بنیاد هستی شناسی و مفاهیم متمایز و تفسیرهای متفاوت از خلقت، جهتگیریهای خود را مشخص میکنند و کیفیات قوانین تجویزی و قواعد رفتاری و شیوه انتظام بخشی جامعه را بر آن اساس تدوین میکنند.
    جمهوری اسلامی به عنوان نظام تئوکراتیک که در آن نهاد دین به قدرت سیاسی مجهز شده همانطور که مدیر حوزههای علمیه کشور چندی پیش گفته بود تلاش میکند «جامعه براساس تولیدات فکری حوزه اداره و مدیریت شود»
    آقای جهانگیری! امروز ارتجاع مذهبی با متحجرانهترین مبانی فکری و نظری در دل نهاد مقدس دین و حوزهها نفوذ کرده و به پشتوانه گرگهایی که حول محور منافع اقتصادی مشترک در پشت شعار «دفاع از انقلاب» پنهان شدهاند نظام استثمار و استعمار این ملت و ملک را رقم زدهاند.

    قواعد و قوانین برآمده از این مبانی فکری و فلسفی چنان دور از واقعیت و عقلانیت است که اداره جامعه انسانی امروز براساس این قوانین و قواعد هیچ امیدی به تقویت و تشکیل «سرمایه اجتماعی» باقی نمیگذارد.
    آقای جهانگیری! تخصیص پایگاه اجتماعی به افراد جامعه تحت حاکمیت دینی و بخصوص در مورد جمهوری اسلامی به دلیل ریشههای انقلابیاش به روش «اعطایی» و به صرف وابستگیها و سرسپردگیها و معیارهایی که به ریاکاری سیاسی و مذهبی دامن میزند به جای روش «اکتسابی» تخصیص پایگاه اجتماعی، براساس سعی و تلاش و توانمندیهای فردی و تخصص، حس اعتماد و احساس مسئولیت و تعهد اجتماعی و امید به امکان رقابت سالم را در روابط اجتماعی و سیاسی بین مردم و حاکمیت و در درون جامعه ویران میکند.
    آقای جهانگیری! امروز شاخص اعتماد به عنوان یکی از شاخصهای تقویت یا تضعیف «سرمایه اجتماعی» در کنار مشارکت و احساس مسئولیت و تعهد اجتماعی نسبت به پیش از انقلاب! کاهش چشمگیری داشته در حالیکه شاخص کلاهبرداری و تقلب افزایش داشته!
    «در سال هزار و سیصد و پنجاه و سه شاخص اعتماد مردم به یکدیگر بالای پنجاه و چهار درصد بوده در حالیکه این شاخص در سال هزار و سیصد و هشتاد و سه بیست و چهار درصد و در سال هزار و سیصد و نود و یک به هشت درصد رسیده است… »


    اما آقای هاشمی طبا و صنعت گردشگری و بیکاری

    آقای هاشمی طبا دیگر کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری در مصاحبه با خبرگزاری فارس درباره معضل بیکاری و ارتباط آن با صنعت گردشگری میگوید:
    «رفع معضل بیکاری میتواند با فعال کردن بخش صنعت گردشگری حل شود… باید علت اینکه صنعت گردشگری نتوانسته فعالتر باشد را از دولت پرسید »
    آقای هاشمی طبا! در تاریخ سیاسی این ملک بیش از این نیز چه بازیهایی که با الفاظ و واژگان صورت نگرفته و چه مفاهیم و معانی متفاوت و متضاد که از سر بیسوادی و ناآگاهی یا منافع منحوس! از واژگان ارائه نشدهاند.
    دولت (State) یکی از اظلاع مثلث ساخت نظامهای سیاسی نوین است که در کنار ملت (Nation) و کشور (Country) سه ضلع این مثلث را تشکیل میدهد.
    در این ساخت سیاسی نوین دولت مظهر اعمال قدرت و حاکمیت در جهت برقراری نظم اجتماعی در سرزمینی محدود بر جمعیتی معین است.
    دولت براساس اعطاء رضایتمندانه بخشی از حقوق ملت به شخص ثالث شکل میگیرد که موظف به انجام وظیفهای است که وظیفه هیچکس نیست.
    براساس همین فلسفه پیریزی و پیدایش است که «رضایت شهروندان» منشأ مشروعیت اقتدار و اعمال قدرت دولت است نه «رضایت خدا» آنطور که حجتالاسلام موحدی کرمانی دبیرکل جامعه روحانیت در دفاع از لغو سخنرانی علی مطهری میگوید «باید برای رضای خدا دهانها را ببندیم »

    در این شکل از ساخت نظامهای سیاسی نوین قدرت سیاسی مشروع مافوق «دولت» وجود ندارد.
    آقای هاشمی طبا! آنچه شما به اشتباه از آن بعنوان دولت نام میبرید و خواهان پاسخگویی آن در ارتباط با یکی از معضلات اجتماعی و اقتصادی هستید در این برهه از تاریخ سیاسی این کشور در واقع قوه مجریهای است که هرگاه تصمیمی در جهت فعال کردن و پرداختن به صنعت توریسم و رشد گردشگری گرفته، از مرجعیتی! یا نهادی! مافوق، حکمی شرعی صادر شده که «درآمد حاصل از صنعت توریسم آتش جهنم است» یا عامل نفوذ دشمن و ضد انقلاب!
    این احکام بلافاصله نیز توسط فرزندان فقر اقتصادی و جهالت بر چرخ اتوبوس گردشگران خارجی و صنعت توریسم کشور نازل شده است!


    اما آقای قالیباف و دولت چهار درصدیها و نود و شش درصدیها

    آقای قالیباف، این شما بودید که به تقلید از حکومتهای توتالیتر ملت را به دو بخش چهار درصدی «خودی» و نودو شش درصدی «غیرخودی» تقسیم گردید.
    آقای قالیباف، این شما بودید که اعضای جامعه چهار درصدی خودی را با مخاطب قراردادن با طرزی خاص به نام «برادر»، «خواهر»، «حاج آقا»، و «اخوی» از نود و شش درصد دیگر جامعه جدا کردید.
    آقای قالیباف، این شما بودید که سازمان بسیج را که امام در شرایط جنگی برای دفاع از کشور و در مقابل دشمن خارجی بنیان نهادند پس از جنگ در «دخمهها»! و باشگاههای اختصاصی و هیئتهای مذهبی برای سرکوب مطالبات و حقوق نود و شش درصد غیرخودیها و تضمین منافع چهار درصد خودیها سازماندهی کردید.
    آقای قالیباف! تهاتر بدیهی شهرداری شما با مطالبات پیمانکاران و بستانکاران شهرداری در ازای تراکم، حسابهای بانکی چه کسانی را از کدام گروه و دسته به عنوان کارگزار خریدار و فروشند نقدی این تراکم به مصرفکننده نهایی انباشته کرد.
    آقای قالیباف! آن حجم عظیم نقدینگی که نه در جریان یک فرایند اقتصادی مولد و با ایجاد ارزش افزوده اقتصادی، بلکه در جریان یک فرآیند اقتصادی غیرمولد خلق شده بود، وقتی در دوره دوم دولت انحرافی! به سمت بازار ارز و سکه هدایت شد با ایجاد تورم و گرانی حتی در قیمت مایحتاج اولیه مردم منافع اقتصادی کدام گروه را تأمین و به فقر کدام گروه منجر شد؟!…

    اما آقای روحانی و فریاد بلندتر مردم!
    آقای روحانی در نشست خبری خود با خبرنگاران داخلی و خارجی در فروردین نود و شش میگوید: «مردم عدم رضایت خود از مسائل را با صدای بلندتر فریاد بزنند تا آنطرف! هم بشنود »
    آقای روحانی اگر طنین پیام «نه» ملت به ارتجاع مذهبی و گرگهایش در پای صندوق رأی سال هفتاد و شش را نشنیده و یا فراموش کرده است بیشک طنین فریاد جنبش سبز ملت ایران را که مطالبات و حقوق و آزادی خویش را به بهای خون خود در خیابانهای شهر فریاد زدند فراموش نکردهاند.

    آقای روحانی در حالی خواهان فریاد رساتر ملت از سر نارضائی میشود که حتی توان رسیدن به فریاد وزیر اقتصاد کابینه خود را ندارد که هر جا به فرصتی یا تریبونی دست یافته فریاد برآورده:
    «متأسفانه در بسیاری موارد در برابر واگذاری شرکتهای دولتی به بخش خصوصی مقاومتهای شدیدی صورت میگیرد. در بسیاری از موارد مسئولین و مقامات و حتی نمایندگان مجلس و افراد صاحب نفوذ مانع این کار میشوند چون در بخش دولتی رانت هست، سفر خارجی هست، حقوقهای نجومی است و بازخواست چندانی هم نیست…»
    آقای روحانی! شما که قدرت و توان حمایت از وزیر اقتصاد کابینه خود را در چارهاندیشی موانع بر سر راه خصوصی سازی و کوچک کردن بدنه عریض و طویل دولت و واگذاری اقتصاد به بخش خصوصی که منجر به افزایش بهرهوری و کاهش فساد و در نهایت رشد و توسعه اقتصادی کشور میشود ندارید براساس کدام پشتوانه و چه منابع قدرتی از درون ساخت قدرت، مردم را به اعتراض و «فریاد بلندتر» فرا میخوانید؟
    آقای روحانی! امروز شما در مقایسه با خردادیهای پر حادثه و روزهایی که جنبش سبز ملت ایران در میان آتش و گلوله و خون در خیابانهای شهر جاری بود و همراه با رهبرانش تنها ماند، از چه پشتوانه و چه منابع قدرتب برخوردار شدهاید.
    آقای روحانی! امروز قدرت و مقام شما برآمده از رأی مردم است جزء است بر قدرت متحجرین و مطلقزدگان مذهبی و «کاسبین انقلاب». البته این جزء بودن قدرت سیاسی در مقابل قدرت ارتجاع مذهبی و گرگهایش پیشینه دیرینهای در تاریخ این ملک و ملت دارد.
    آنگونه که در عصر قاجاریه قدرت دولت و حکومت جزء بر قدرت و ثروت سیدمحمدباقر مجتهد اصفهانی بود. کسی که عمل در اصفهان داعیه حکومت داشت و در ماجرای هرات با سفیر انگلیس علیه حکومت متحد شد و همراه روحانیون دیگر فتوا و ادله داد که لشکرکشی محمدشاه به هرات خطاست.

    اشتهار مجتهد تنها به ثروتش نبود «امر به معروف او این بود که هفتاد نفر را به حدود شرعیه قتل نمود و اما حد غیرقاتل که جاری کرده بود از شمار خارج بود »
    اوژن فلاندن در سفرنامهاش مینویسد: «مجتهد و یارانش با زور پول شورشیانی اجیر کرده بودند که لوطی مینامیدند »
    اینان که نگاهشان به دانش و علوم نوین اینگونه بود که «علم دنیا آن علومی است که معظم فایده آن برای دنیاست. مثل طب و هندسه و نجوم و عروض و موسیقی و هیئت و حساب که از این علوم چندان بهجت و سعادت در عالم عقبی حاصل نمیشود و از این جهت تحصیل آنها واجب نیست »
    آن روز براساس علم و دانش «آن جهانی» خویش در برابر تصمیم و دستور «ابله کوبی» دولت امیرکبیر اصلاحات به مخالفت پرداختند و فرزندان صادق رنگآمیز! و محمد کلهپز! و بسیاری دیگر از کودکان بیگناه این ملت را به کام مرگ فرستادند، و امروز کوشش و تلاش دو برادر پزشک را در جهت تحقیق و آگاهی جامعه و درمان بیماری ایدز با زندان مجازات میکنند، تا چندی پیش در نهایت پس از تحمیل هزینههای جانی و مالی بسیار به جامعه و مردم به این نتیجه میرسند تنها نام حکومت دینی برای عدم ابتلای مردم تحت حاکمیت دینی به این بیماری کفایت نمیکند!

    آقای روحانی! اینان امروز هم لوطی قدارهکش و مداح هفتتیرکش و فحاش دارند، قوه قضائیه و دادگاه انقلاب دارند و قدرت دولت شما که برآمده از رأی مردم ایست جزء است بر قدرت آنان!
    آقای روحانی! آنچه موجب گلایه وزیر اقتصاد شما گردیده در واقع سیطره و سایه سنگین ایدئولوژی مطلق زدگان و متحجرین و البته «کاسبین انقلاب» بر نظام اقتصادی و ثروت عمومی این ملت است.
    نظامهای سیاسی ایدئولوژیک علاوه بر نظام اداری-سیاسی و دستگاه اجرائی، به بهانه رقم زدن خیر و صلاح مردم مالکیت و نظام اقتصادی را نیز به انحصار خویش و طبقه حاکم در آورده و مدعی هستند برای پیشبرد «خیر عمومی» و تحقق «عدالت اجتماعی» باید منافع اقتصادی آنان تأمین شود.
    انتقال مالکیت کارخانه «استارلایت» به هادی غفاری و «لاستیک دنا» به آیتالله ابراهیم یزدی و این اواخر واگذاری املاک نجومی به اصولگرایان و پرداخت حقوقهای نجومی به فرصتطلبان اصلاح طلب نما در کنار اختصاص بیش از سیصد میلیارد تومان از بودجه سالیانه دولت (جدول17)- که منابع آن یا درآمد نفت و ثروت ملی است یا مالیات بر درآمد حقوق حاصل از دسترنج و تلاش کارگر و معلم و کارمند- به نهادهای حمایتی و موسسات فرهنگی که یا صرف واردات پورشه میشود یا سازماندهی نیروهای سرکوبگر اعتراضات و «فریاد بلندتر»! مردم، همه همه در جهت همین رقم زدن «عدالت اجتماعی» و رستگاری دنیوی و اخروی مردم است!
    آقای روحانی! خلق «حماسه اکبر»! پس از گذشت بیش از هفت سال شاهدی بود بر این مدعا که هنوز خون جنبش سبز ملت ایران در رگهای کالبد جامعه میجوشد و «شمع»ها هنوز در دلها روشن و این شعر بی-مصداق که «یاد آر ز شمع مرده یاد آر!».
    آقای روحانی! شما به پشتوانه تصمیم و رأی «عقلانی» ملت سبز ایران در مقابل متحجرین و مطلقزدگان و کاسبین انقلاب پیروز این انتخابات خواهید بود.
    اما جنبش سبز ملت ایران که از یک سو خاستگاه طبقاتی آن طبقه غیر برخوردار از حقوق سیاسی و حق مشارکت در تصمیمگیری واداره جامعه است و از دیگر سو نارضائی اقتصادی طبقه کارگر و مستضعف عامل انگیزشی آن، با علم و آگاهی به این واقعیت تاریخی که قدرت برآمده از اتحاد سیاه ارتجاع مذهبی و کاسبین انقلاب نیرومندتر از آن است که در برابر قدرت برآمده از رأی مردم در پای صندوق رأی تمکین کند، به یاری «دین پیراستگان» حوزه و نهاد دین سرنوشت نهائی «اصلاحات» و «تغییر» را در «روز موعود» در خیابانهای شهر رقم خواهد زد.

    رأی ملت سبز ایران در پای صندوق رأی به شما نه سفید، نه سیاه، نه خاکستری و نه بنفش بلکه سبز خواهد بود. سبز رنگ هویت مشترک رهبران سیاسی، رفتار سیاسی و اجتماعی، باورها و ارزشها منافع و خلاصه سبز، رنگ درد مشترک ماست.
    ما سبز میمانیم!
    ما که رنگ کودکیهایمان رنگی نبود جز سپیدی. راز رنگها را ما چه میدانستیم. گفتند در «خجسته بهاران» سبز میشویم. قرار بود دنیایی که به ما سپردند بهتر از دنیایی باشد که دیگران به پدران و مادرانمان سپرده بودند. دست بردن در شناسنامه، برگه اعزام زنجیر تانکها و غرش توپها، خرمشهر، آتش و گلوله و خون، همت، باکری، شهادت، اسارت، بهاران ندیده پائیز آمده بود. زرد شدیم، به هرجا سر زدیم، به هر سهراب دل سپردیم، پای هر علمی سینه زدیم.
    باید سبز میشدیم، سبز شدن دیدن بهار حق ما بود رویایمان شده بود.
    دوم خرداد، باز باید سرنوشت از سر نوشت. نسیم بهار آمد، اما بهار نیامد.
    زمستان شد هوا سرد کوهها برف زده، زرد شدیم اما از شاخه جدا نشدیم، دل تاریخی ما میگفت: که در خزانیترین خزانها نیز همیشه یکی سبز مانده است تا بهار را نشانی دهد.
    جهان با همهی برگ و باری بینشانه نمیماند. در کوچه باغهای خزان زده همیشه یکی هست که فریاد برآرد از منتهای دل که «آمدهام تا کرامت انسانی را پاس بدارم»
    ننشستیم به آمدن بهار، که رفتیم به آوردن بهار! سبز شدیم نه بر شاخ درختان که در خیابانهای شهر خزان زده آری خیابانهای فردا به نام ماست.

    محمدرضا احمدی
    زندان اوین-18/02/96

     
    • افرادی که رای می دهند و یا مردم را تشویق به رای دادن میکنند در واقع میگویند که کلیت نظام را قبول دارند اما با بعضی از مقامات کشور مشکل دارند و با بعضی دیگرندارند .غافل از اینکه روحانی دست پرورده و یکی از مهره های کهنه نظام است ، اگر نظام به خطر بیفتد چون جان و مال خودش هم در خطرمی افتد ، لازم باشد سر تک تک مخالفان را به دیوار خواهد کوبید . متاسفم که با همه ادعا ها ی روشنفکر ی و مبارزه ، هنوز هم برای نجات خود و کشور ، به یکی از سران سابقه دار همین سیستم دلخوشیم ، تاسف بارتر اینکه حتی زندانیان هم ،در قفس های خود به اینها رای می دهند !!! . یعنی این حبس های ستمگرانه خانمان برانداز هم برای بیداری ما از خواب سنگین سبز و زرد و بنفش کافی نیست ؟؟؟؟ پس چه وقت از این کمای طولانی سیاسی ، به سطح هشیاری می رسیم ؟؟؟؟؟؟؟؟
      راستی آقای نوریزاد ،مطلبی در باره چاپلوسی و خودفروشی سیاسی بعضی از ایرانیان داخل و خارج ، از جمله بازیگرانمان نوشته بودم که چاپ نکردید !!!
      روحانی ، تیرماه 59 : تقاضای دیگر من اینست که توطئه گرها را هنگام برگزاری نماز جمعه در حضور مردم به دار آویزان کنند تا تاثیر بیشتری داشته باشد !

       
      • آرتین ایران

        سلام بر دوست گرامی
        روسیه با گورباچف کمونیست از یوغ کمونیست خارج شد.در مشروطه دو تن از آخوندها در راس آزادیخواهی قرار گرفتند و مثالهای چند که مدجود است.همین موارد است که انسان را دچار دوگانگی یاس و امید می کند.متاسفانه چیزیکه بنده را به فکر فرو برده صوت بیرون آمده منتسب به رسایی است.او را اگر کسی بشناسد می داند کله شق تر از آنست که برای سیاسی کاری حرفی را مطرح کند.
        موفق باشید

         
  154. مقدمه ورود
    عرض سلام دارم خدمت شما عزیز وارسته، دست از جان شسته، جناب آقای محمد نوری زاد. و عرض سلام و درود به همه نویسندگان محترم این سایت، عرفانیان نکته سنج، کوروس اندیشمند، وطن پرست نو اندیش، علوی و باصفای هوشمند و خوش قریحه، آنیتای دردمند با آن دلنوشته های دل نشین، و علی 1 پر حرارت، البته آقا مزدک و سید مرتضی و بقیه دوستان که فقدان نامشان نه از سر بی مهری است بل از فراموشی است.
    چه موهبتی ست این رسانه جهان وطنی، جایی که صرف نظر از تنوع سلایق شخصی_باور_جنسیت_افکار و اندیشه ست که جولان می یابد و جان و روان را در هم می آمیزد و با هم اندیشان و هم سنخان مانوس می گردد و با آموختن از این همه دانسته ها زوایای خالی وجود را تتمیم و تکمیل می نماید.
    من مدتهاست در این سایت صرفا مستمع بودم و از آموخته های برادران و خواهران بهره ها بردم. از اینکه حالا دست به قلم شده و در حد بضاعت خود گاها مطالبی را می نویسم پیشاپیش از همه دوستان پوزش میطلبم………..
    پاینده و سرفراز باشید.

     
  155. مریم شفیع پور

    آقای نوری زاد
    آتنا!!
    آتنا دیروز خون بالا آورده. اعزامش كردن بيمارستان، علارغم تجويز و اصرار پزشك، پاسيار همراه مانع بسترى شدن آتنا شده و همون‌طور بى‌حال برش گردوندن زندان. امروز هم نماينده دادستان و بهدارى با اعزام مخالفت كردند!
    سكوت،سكوت محض! همه‌ى فعالين حقوق‌بشر و روزنامه‌نگارها مشغول فرو كردن پرچم تحول‌خواهى تو جنازه‌ى آتنا هستن! جاى وظيفه‌ى اصلى‌شون و اطلاع‌رسانى دارن پله‌هاى رهبرى رو واسه روحانى برق مى‌ندازن!
    اضمحلال شرافت حرفه‌اى هم جزء تغييرات ملموسه!؟

     
    • حرف مفت زدن که هزینه ای ندارد. اگر روحانی رای نیاورد آدم های حرف مفت زن زیادی شبیه شما، سالها به زندان خواهید افتاد و حتی وقتی سر به نیست تان بکنند، کسی خبردار نمی شود چون حکومت ولایی این توانها را دارد که به مردم زور بگوید. پس کاری کنید که آتنا دست از کارش بردارد که راه این نیست.

       
      • عجب !!! آقای علی1 ، با این تغییر جهت ناگهانی و سمبه پر زور شمارا دیگر بجا نمی آوریم ، انگار شمارا مثل موم آب کرده اند و بجایش آدمی آهنی با گرز و کوپال از شما ساخته اند در جدل با مخالفان شرکت در انتخابات و یا بهتر بگویم مخالفان روحانی !! چه شد آنهمه درایت و تعقل و متانت و ادب و تحول و پختگی سیاسی و روحی در نوشته ها و عقاید شما ؟؟؟؟ تمامش ماسک بود ؟؟؟ مثل سارا خانم که از آنطرف دنیا یکدفعه ، شادمانه به طبل انتخابات می کوبد ،بی آنکه بعد آنهمه انتقاد و فغان از آخوند و اسلام و نظام ، حداقل تکذیبی بنویسد و بگوید که من اینهارا ننوشتم . بطوریکه آقای نوریزاد ناباورانه سخنگویش میشود و می گویدیکی به نام سارا خانم مطلب نوشته . بقول قدیمی ها ، آدم با این چشمهای کوچک چه چیزهای بزرگ عجیبی که نمی بیند !!!!

         
        • ناشناس لطف دارید. ممنون دوست عزیز. اگر بگویم همواره فکر می کنم آتنا دائمی انگار دختر تازه عقد کرده ی خودم را ماند که مثلا یک دفعه بیایند و او را ببرند، به احتمال باور نمی کنی. یعنی از این توان برخوردارم که دستکم به موقعیت سخن آتنای عزیز فکر کنم ولی حس و حال و موقعیت او را هیچ کس نمی تواند درک کند مگر کسی که شبیه او این راه را رفته باشد. این اولا.
          ثانیا بگذار کمی برایت استدلال کنم: اگر دست به اعتصاب بزنیم، رژیم به تدریج به این نظر می رسد(اکنون هم این نظر را دارد و تنها منتظر اجرا کردنش است) که همه راه های ارتباطی را ببندد و بعد هجوم آورد و بسیاری را-نه یکی و دوتا و چندتا را- سر به نیست کند. اگر کشورهای غربی هم بو ببرند و اعتراض کنند، از پول خزانه کمی به آنها بخشیده می شود و کافی است چند پروژه آب دار نصیب آدم های سرشناسی شود که می توانند به راحتی پیش ترامپ بروند(حتی اگر فرض کنیم ترامپ خود زودتر لقمه را نمی گیرد) و او را راضی به مماشات کنند.
          باور کن دوست من ژریم ولایی می تواند مثل آب خوردن و با چند تشر تند علیه روحانی و حتی به حصر فرستادن او، همه ی راههای ارتباطی را ببندد و بسیاری از نویسندگان را بکشد و یا طرحهایی شبیه طرح های استالین را پیاده کند. گرچه این کار برای رژیم ولایی گران تمام خواهد شد ولی شک نکن که آنها خرتر از آن اند که دست به برخی کارها نزنند. بنابرین شما داری تلاش می کنی یک دختر را نجات دهی، آخرش می بینی هزاران خانواده بی دختر و پسر و پدر و مادر خواهند شد. کدامش وحشتاک تر است؟
          ثالثا این کار خوبی نیست که هر روز کسانی دست به اعتصاب می زنند. چون همین ذهنیت را برای رژیم ولایی می سازد که با اعتصاب می خواهند نظام را نابود کنند و طبیعی است که هیچ کس به نابودی خودش تن نخواهد داد و او هم تمام نیرویش را به کار می گیرد برای نابودی اعتصاب کنندگان و پخش کنندگان خبرهای اعتصاب.
          رابعا بهترین روش مبارزه با این نظام منحط، حل کردن مدیران و سرمداران رژیم ولایی در مدرنیته است. اکنون بسیاری مدیران ارشد نمی توانند از مدرنیته و آزادی بد بگویند. چون تعداد دانشجوها و متفکران و نوسندگان آنقدر زیاد است و چون حتی در خانه ی تک تک سرداران، دانشجوی فلسفه و علوم اجتماعی و علوم سیاسی وجود دارد که پدرش را به خوبی های مدرنیته و دموکراسی مجاب یا دستکم مردد می کند و از آن قطعیت پیشین دیگر چیزی در جان آنها نمانده است.
          خامسا تا نسل فعلی(همه در سن 60 تا 70 هستند) این رژیم به پایان نرسد، طرح یا ترفند«آخوند در حکومت نباشد» پا نمی گیرد. نسل فعلی رژیم هم حداکثر یک تا دو دهه دیگر زنده می مانند.
          بنابرین بهترین کار درس خواندن، فعالیت در چارچوب قانون، نقد عالمانه و محکم، فعالیت مدنی، شرکت در انتخابات و نظر مخالف رهبری را ترجیح دادن و خود را آماده کردن برای نفوذ به دورن تک تک شخصیت های نظام و آنها را دچار استحاله کردن است. غیر از این چه راهی داریم؟ درگیر شدن و کشته شدن برای هیچ. ما می خواهیم زندگی کنیم و طالب قدرت هم نیستیم. این فرق نسل ما با نسل پیشین است.

           
      • تو خجالت نمیکشی انقدر چرندیات سرهم میکنی آخوند ملاباجی؟ تو با سید مرتضی تفاوت ماهوی نداری. خجالت بکش و چرند پرند سرهم نکن.

        ———

        کاش بجای این ترش نویسی، همان چرند و پرند دوست ما را یکی یکی وامی شکافتید.
        سپاس

        .

         
      • من نمیدانم این علی1 همان علی1 خودمان است یا کس دیگری. ولی به قول معروف من به سخن گوینده کار دارم و به نام او.
        جناب علی1
        – حکومت ولایی توان زور گفتن دارد چه روحانی جون شما بشود رئیس جمهور و چه رئیسی آب زیر کاه! مگر تا امروز زور نگفته!؟ خوب، شما بفرمایید وقتی کسی را سر به نیست کردند، اگر امثال شما باخبر شوید چه حرکتی میزنید…هلیکوپتری یا سینه خیز!
        این حکومت ولایی پسر خمینی را سر به نیست کرد، همه هم خبر دار شدند و آب از آب تکان نخورد!
        هزاران نفر دیگر را هم همینطور، آیا مردم ریختند به خیابان و یا اعتصاب کردند؟
        شما به روحانی رأی میدهی تنها به این دلیل که نظام ولایی به هدف توهین به شخصیت، غرور و عزت نفس شما و تحقیر شما، هر کس را که سرش را زیر آب کرد، خبر رسانی کند! عجب وطن پرستی هستید شما! حاشا به غیرت ایرانیانی همچون شما!
        آتنا دست از چه کاری بردارد؟ آیا از هدفی که دارد دست بکشد و مانند شما به عافیت طلبی بیندیشد؟ آیا دفاع از حقوق به حق مردم را رها کند تنها برای اینکه خودش چند روزی را خوش باشد؟
        شما که آنقدر در فلسفۀ یونان مکاشفه کردی بفرمایید راه چیست و چاه کدام است؟
        این شما هستی که چرند میگویی… هنوز الفبای غیرت، همدلی و عزت نفس را متوجه نیستی، چرا که تفاوت فاحش بین اینکه سر کسی را زیر آب کنند، تو ندانی و کاری نکنی با اینکه سر کسی را زیر آب کنند و تو بدانی و هیچ کاری نکنی را نمیفهمی.
        امثال شما سیب زمینی مسلک ها که واکنش تان در مقابل این هر دو نوع سر به زیر آب کردن یکسان است، حق ندارید دیگرانی را که برای هر آنچه به آن ایمان دارند و در این راه مبارزه میکنند را مورد تمسخر و توهین قرار دهید. امثال شما اصولاً به همه چیز نگاهی کاسب کارانه دارند و خود را عقل کل میدانند. از کجا میدانی که این راهش نیست؟ آیا در مقابل ظلم حاکمان باید با سلام و صلوات به پیش رفت و هیچ مخالفتی نکرد؟ شما و افرادی مانند شما از کم خطرترین راه نمایش اعتراض خود به نظام هم واهمه دارید که همان تحریم و بایکوت انتخابات است، پس به همان روش مخالفت فلسفی، منطقی و به طور خلاصه روش سیب زمینی بچسبید و برای دیگران فتوا صادر نکنید.
        برای هر کسی مهمتر از جان عزیز نیست و اگر کسی با وجود برخورداری از آسایش و سلامت در زندگی، از جان شیرین خود میگذرد، از راحتی و آسایش خود میگذرد و خود را فدای دیگران میکند، کمترین واکنش به فداکاری او هر چند که بزدل باشید و توان حمایت از او را نداشته باشید، تحسینی خشک و خالی ست و نه توهین و متلک!
        در پایان شما را حواله میدهم به جملۀ آخر در متن قبلی و خطاب به شما.
        امثال شما متقلبان متفکرنما و نو اندیش نما، همه اهل شعار هستید و نسخه پیچیدن و نشستن و نظاره کردن، دریغ از یک نوک ارزن حرکت و عمل گرایی؛ شما نه تنها توان و جسارت مبارزۀ عملی را ندارید بلکه دیگران را هم به روشهای مختلف از اینکار باز میدارید. آن دسته از شما هم که ادعای مبارزه دارند سر به زنگاه، تر میزنند به تمامی هر آنچه قبلترها سفارش و تأکید میکردند.
        هر حکومت ستمگری به کمک روحانیان و روشن فکر نمایان هست که پابر جا می ماند. شما همان نسخۀ مبارزه به روش رأی دادن به افرادی که توسط شورای نگهبان نظام انتخاب شده اند و خود را ملزم به سرسپردگی از ولی فقیه میدانند، دنبال کنید. به آینده هم امیدوار باشید. خون خود را هم کثیف نکنید. چکار داری که آتنا چگونه مبارزه میکند. اصلاً به تو چه! مگر تو که هستی که برای او تکلیف مشخص میکنی؟ زیر باد کولر نشستی و نسخه میپیچی؟ اصلاً تا به حال زندان رفتی؟ بازداشت شدی؟ تا بحال قدمی برای دفاع از کسی برداشتی؟ آیا آن روی دیگر این ظالمان را دیدی؟
        جناب علی1
        هر کجای دنیا که بروی و هر صفحه از تاریخ بشریت را ورق بزنی… هر کسی که برای کمک و دفاع از دیگران جانفشانی کند و خود را بخطر بیاندازد، بالاترین جایگاه را نزد مردم دارد. افتاد!

         
        • کجا من به آتنا توهین کردم؟ جمله ام و کلمه ام را که حاوی توهین به او بوده باشد، نشان بده؟ تازه اگر من به آتنا توهین کنم، تو چرا اینقدر آماده توهین پراکندنی؟ چرا اینقدر مشتاق توهین کردنی؟ نیاز داری به این واکنش ها؟
          اینم که پاسخ نوشتم واقعا برای احترام به کسانی بود که احتمالا دوست دارند پاسخ من به امثال تو را بدانند. تو واقعا غیر از توهین کردن چیزی نداری. البته باهوشی ولی هوشت را در راه توهین کردن به همه به کار گرفته ای. هر کس این جمله مرا بخواند، باور می کند چون از اولی که در این سایت می نویسی، تقریبا به همه انواع توهین ها را کرده ای. بگذار خیلی ساده برایت استدلال کنم گرچه مطمئنم در تو اثر نمی کند: وقتی یک نوشته حامل توهین هایی باشد که تنها تشفی درونی برای نویسنده به همراه می آورد، آن نوشته اثر مثبت و تاثیرگذاری در مخاطبش نمی کند بنابرین شما اگر هم می خواستی یک حرف مناسب به من بزنی که نظرم را تغییر بدهی با توهین هایی که کردی، اثرگذاریش را نابود کردی یعنی کلا وقت تلف کردی تا کمی آب بر آتش درونت بپاشی.

           
          • شما هم مانند آخوندها قضایا را میپیچونی اخوی!
            این جملۀ شما از منظر فلسفۀ یونانی یعنی توهین:
            “…پس کاری کنید که آتنا دست از کارش بردارد که راه این نیست.”
            حالا به راوی وضعیت آتنا هم توهین کردی و او را حرف مفت زن خطاب کردی! و اینکه زندان و سر به نیست و … و همه غیر مستقیم به سمت آتنا بود و آنهم در دفاع از شخصی مانند روحانی که باید جزو اولین کسانی باشد که در دادگاه مردمی محاکمه میشود.
            شاید کسانی که مطالب را سطحی میخوانند متوجه نشوند ولی مرا دیگر نمیتوانی گول بزنی!
            شما وقتی که عملکرد کسی مانند آتنا را با میزان درک و فهم خود می سنجی و او را از امری نهی میکنی، پس غیر مستقیم به او و انتخابش توهین میکنی، به درک و شناختش توهین میکنی و … او به آنچه گفته عمل کرده و اینک در مقام عمل است به انچه می اندیشد. ولی شما تا بحال چند بار به آنچه در دفاع از حق شهروندی و انسانی گفتی عمل کردی؟ حداقل به او احترام بگذار و نه برخوردی اینگونه از موضع پدری عافیت اندیش که دختری سرکش را نصیحت میکند. افتاد!
            عاقل را اشارتی کافیست.
            من از شما همانگونه انتقاد کردم که شما از دیگری. آنچه عوض داره گله نداره!
            شما هم مانند بقیه وقتی در بحث کم میاری عطف به ماسبق میکنی، پس تفاوتی با دیگر به اصطلاح روشنفکر نماها نداری. من زمانی به کسی توهین میکنم که او ابتدا این روش را شروع کرده باشد؛ چطور شما این حق را برای خود قائلی ولی برای دیگران منع میکنی؟! شما برو یک مطلب از من پیدا کن که ابتدا من شروع به توهین کرده باشم. بابا یکم معرفت بد نیست ها!
            میخواهی آمار توهین های شما در این سایت را در بیاورم؟!
            شما که خودتان مرشد ما هستی، پس دیگر چرا بجای قبول خطا بر خطای خود پافشاری میکنی؟ روش جوانمردانه ای نیست که بجای دفاع از خود و نوشتۀ خود به حاشیه ها بروی و جوسازی کنی!
            نوشتۀ من خطاب به شما اثر گذار خواهد بود یا نه؟ آن دیگر به شما و وجدان شما مربوط میشود. من تشخیص دادم شما به اشخاصی توهین کردید و برداشت غلطی داشتید. و من هم پاسخی درخور به شما دادم. شما با توهین به آتنا، تنها به او توهین نکردی بلکه به تمام کسانی که او را و راه او را مورد تقدیر قرار میدهند هم توهین کردی. توهینی به سبک فلاسفۀ یونان باستان!
            حال شما برو یکبار نه، چند بار آنچه در بالا و خطاب به مریم شفیع پور نوشتی را بخوان بلکه متوجه منظور من شدی. این شما هستی که به دنبال برون رفت از عقده های فرو خورده هستی آنهم با توهین ادب مند به دیگران و رجوع به گذشته ها و بیرون کشیدن پرونده های قدیمی.
            از این پس شما بنویس و منهم مینویسم. نه من شما را خطاب کلام قرار میدهم و نه شما مرا. اینگونه بهتر است. اینطور نیست؟
            در ضمن این شما هستی که هیچگاه نقد دیگران را بدرستی و با طیب خاطر نپذیرفتی و همیشه نصفه نیمه و همچین بفهمی نفهمی بالاجبار با کمی سفسطه بازی و تشریح بما وقع به شکلی متفاوت، تلاش در رد نقد دیگری و تغییر منظور خود داشتی… ساده شده اش این میشود که همیشه خواستی به نقد کننده بفهمانی که این او بوده که منظور تو را نگرفته! و شما درست میگفتی!
            به هر جهت من به شما احترام میگذارم و در این سایت شاید اگر 5 نفر دارای ذهن پویا باشند، یکی شما هستید.
            ایام به کام
            ارادتمند آنارشیست

             
  156. یک جوان شلاق خورده در زندان های سپاه

    جناب نوريزاد شب و روز برايم يكسان شده چرا كه نه اموالم را پس ميدهند كه كارم را ادامه دهم، نه ديگر توان خريد دوباره دارم. اما اگر سراسر يوتيوب و فيسبوك را كاويدن، مطالعه و پيگيري اوضاع كشور را كار به شمار آوريم شبانه روز كار ميكنم! جناب نوري زاد مادر به شدت نگران است، امروز روي دست و پايم افتاده بود كه برو از اين كشور نكبت زده، نه توان ديدن التماس و زاريش را دارم و نه توان تحمل دوري از خاكم را. نه جز من كسي را دارد و با بودن و نبودنم توامان شكسته مي شود.
    تا زماني كه اسير بودم انگيزه داشتم و تصور اوضاع ديگري را ميكردم، از روزي كه بيرون آمدم ديگر انگيزه اي برايم نمانده است. شب و روز مردمي را ميبينم كه براي روحاني يقه ميدرند و احساسي به من ميگويد تو و امثال تو براي اينها به چنين اوضاعي درافتاده اي. تلفن خانه و خانواده نوري زاد شبانه به صدا در مي آيد و از آن سوي خط فاسدي شروع به فحاشي ميكند و براي اينهاست. ستار بهشتي براي اينها زير شكنجه جان داد، دكتر ملكي براي اينها از همه جا رانده شده، سي هزار نفر سال شصت و هفت براي اين ها جان دادند، و هزاران شخص ديگر كه در ميان اين هشتاد ميليون به درصدي هم نمي رسند. مثلا دوستي دارم ساكن آلمان، يك خانم انتلكت عينك روشنفكري به چشم و عاشق لباس هاي باز و غربي، ايشان از همكلاسي هاي دوران دانشگاه هستند، ديدم بوق فيسبوك را براي روحاني مي نوازد و خاطره اي خيالي از روزهايي كه رئيسي همه كاره شده و ظريف دستگير شده و روحاني ممنوع الفلان شده نوشته و ٤ سال آينده را روايت كرده كه مثلا نان شده ده هزار و دلار شده سي هزار و از اين مسائل در انتها نوشته بود كه اگر راي ندهيد بايد پذيراي عواقبش باشيد. در نهايت برايش نوشتم آنچه كه كساني مثل من و شما را از راي دادن و مهر تاييد بر ريش ملايان زدن باز مي دارد. ابتدا سعي كرد قانعم كند كه روحاني گاندي عصر ماست و از اين قصه ها، نتوانست و در جواب با لحني كه گويي با سفيهي سخن ميگويد گفت حيف… جالب اينجاست كه اين اقشار كم نيستند.
    آقاي نوريزاد دلسردم، راه رهايي كجاست؟

     
  157. سارا از فرانکفورت

    سلام می کنم به جناب نوری زاد گرامی
    به شما آفرین می گویم بخاطر صداقت تان که خود را برای “بالا نگه داشتن سطح مطالبات مردم” به خطر انداخته اید. آنقدر این سخن روز شما صادقانه و شنیدنی و پذیرفتنی است که من دوبار که شنیدم هربار بیش از پیش در سخن شما راستگویی رو حس کردم. ما زنان از نظر حسی خیلی قوی هستیم بویژه در جاهایی که می تونیم از تونالیته صدای یکی دروغگویی یا راستگویی شو تشخیص بدیم البته استثنا هم داره یه چیز دیگر هم می خواستم بگم این بود که من این داستان ربودن شما توسط مآموران قرارگاه ثارالله را چند باری شنیدم انگار دارم فیلم سینمایی می بینم. خیلی قشنگه. ماها لذت می بریم اما نمی دونم خود شما در آن لحظات چه استرسی رو تحمل می کردید. شما چه رای بدهید و چه ندهید صداقت تان برای ما ثابت شده است. دوستتون داریم استاد

    https://www.youtube.com/watch?v=jYMb9v5QY-Y

     
  158. سلام خدمت آقای نوری زاد محترم

    من میگم این کاندیداها همشون توی این نظام بودند و چند و چون ماجرا را میدانند. میدانند اگر وارد کار بشن تدارکاتچی ای بیش نیستن و احیانا اگر ظلمی از جناح بالاتر مشاهده کنند باید سکوت کنند و یا دستور ظالمانه صادر شده از بالا را اجرا کنند و دم بر نیا ورند. این نشان می دهد که اینها طرفدار حق و کشور و مردم و انسانیت نیستن. اگر بودند خود را وسیله اجرای ظلم و تایید کننده ظلم نمی کردند. پس چرا خودشان را وارد این ماجرا کرده اند؟ چیزی جز دنبال کردن منافعشون هست؟ کسی که دنبال منافع خودش هست نمیتوناند دنبال منافع مردم باشد. آیا این کاندیداهایی که اشتباهات خود را انکار میکنند و توی روز روشن دروغ می گویند می توانند نمایندگان ما و گیرنده حقوق ما باشند؟ به نظرم اگر اینها دلسوز و فداکار بودند از پذیرفتن این مسئولیت بزرگ که بخاطر عدم کفایت میتواند حق ها ضایع کنند سرباز میزدند و احتیاط می کردند چه برسد که بخاطر آن به هر راهی متوسل بشوند و با چنگ و دندان و دروغ و فریبکاری آن را بخواهند بدست آورند.

    نکته دیگر اینکه این شورای نگهبانی که تا کنون هر کس را خودش تایید صلاحیت کرده بعدا با ممنوع التصویر کردن، محصور کردن، تخریب و حذف کردن و رد صلاحیت کردن پا گذاشته رو انتخاب های قبلیش چه صلاحیتی دارد برای تصمیم گیری برای ما؟ کسانی که این شورا را منصوب و تایید کرده اند چه صلاحیت و تدبیری برای حکومت و تصمیم گیری برای مردم دارند؟

    نکته سوم اینکه رهبر گرامی می فرمایند از کسی حمایت نکرده و نمی کنند. سوال من اینه پس چرا امام جمعه ها، بسیجی ها و نهاد های مرتبط با رهبری همیشه از یک کاندیدای خاص حمایت کرده و به کاندیدا یا کاندیداهای خاصی حمله ور شده اند؟ چرا همیشه ( غیر از یک مورد که به نظر من تقلب شده بود ) اکثریت مردم به کاندیدایی که مورد نظر رهبری نیست بلکه خلاف نظرشان بوده رای داده اند؟ آیا این نشانه ایست مبنی بر اینکه مردم ایشان را قبول ندارندو نمی خواهند ایشان بر مردم حکومت کند؟ رهبر چرا نمی خواهند این قضیه را قبول کنند؟

    نکته دیگر اینکه این دو جناح سازی که در ایران باب شده به صلاح حکومت است چرا که باعث جذب اکثریت مردم به پای صندوق های رای شده و مشروعیت برای نظام می آورد. عده ای هم برای رسیدن به قدرت و محبوب شدن می آیند سخنانی بر زبان می آورند که به مزاق مرم خوش آید که به آنها رای بدهند. در صورتی که آن عده مردم نمی خواهند قبول کنند که اینها به فکر خودشانند تا مردم. حکومت با اینکه در سال 88 از اصلاح طلب ها ضربه دید باز هم آنها را به صحنه وارد کرده است. هدفش جذب مردم به پای صندوق های رای و جذب مشروعیت برای خویش است. و ما که افق دیدمان بسیار محدود است دل در گرو این اصلاح طلبان که یا دنبال منافع خویشن و یا اگر بخواهند کاری کنند میدانند که در این شرایط نمی توانند و چاره ای جز تایید شرایط ندارند بسته ایم.

    وقتی رهبر می گویند که حتی اگر مرا و نظام راقبول ندارید بیایید رای بدهید نشان می دهد که نیاز به رای مردم چقدر حیاتیست. تمامی رسانه های حکومتی نیز با تمام توان می کوشند که مردم را برای رای دادن به پای صندوق ها بکشانند. و بعد که دیدند بالای 50 درصد از واجدین رای داده اند، با افتخار به تمامی منتقدین و مخالفان اعلام می کنند که نگاه کنید مردم ما را قبول دارند و ما را هنوز می خواهند. آیا این باعث نمی شود که حاکمان ظالم با اعتماد به نفس و حق جانبی بیشتر به کارهای بد گذشته شان ادامه دهند؟ آیا راه بهتری نداریم؟ آیا با رای دادن بقا و تداوم نظام را تضمین نکرده ایم و حاکمان را تشویق به ادامه کارهایشان؟

    کسانی که می گویند پدران ما در سال 58 چه حقی داشته اند که برای الان ما تصمیم بگیرند و ما رفراندوم می خواهیم. من ازینها سوال دارم تعداد رای بالای 50 درصد خود یک رفراندوم نیست؟ پس چرا هر 4 سال در این رفراندوم شرکت میکنید و بر خلاف حرف خود حرکت میکنید؟ چرا این فرصت را از دست می دهید؟

    برخی میگویند ما بخاطر امنیت رای می دهیم. سوال این است آیا امنیت در دنیا چیزی قحط است؟ چرا ما خود را به حداقل ها راضی کرده ایم؟ آیا این امنیتی که اکثر کشور های دنیا دارند و زمامداران ما بخاطر بقا و حفظ خود ایجاد کرده اند باید باعث شود که ما از سایر حقوق انسانی خود چشم پوشی کنیم؟ آیا این نیست که ایجاد و وجود دشمن وسیله ایست برای زمامداران که مردم را از وجود دشمن خارجی بترسانند و به سکوت و رضایت به حداقل ها و ظلم های خود در داخل دعوت کنند؟ آیا یکی از منافع نا امنی های منطقه که ما خود مسبب آن بوده ایم و یا به آتش آن دامن زده ایم این نیست که مردم را به رضایت و خوشحالی از امنیت و شرایط داخلی دعوت کنیم؟
    برخی میگویند اصلاحات باید صورت گیرد. من یک سوال دارم آیا اصلاحات در 20 سال اخیر روند رو به رشد داشته یا عقبگرد و نوسان داشته ایم؟ آیا وقتی ارگانی بنام شورای نگهبان تمام نمایندگان ما را و تمامی قوانینی که این نمایندگان تصویب میکنند را تایید باید بکند،آیا وقتی یک حکم حکومتی میتواند رای نمایندگان را برگردانده و حتی رییس جمهور را عزل کند، می توانیم به اصلاحات به عنوان راه حل مشکلات امید داشته باشیم؟ آیا برداشتن بدبختی های اصلی ما که بخاطر سیاست غلط و جنگ ها، تحریم ها، فساد سپاه و مدیران ارشد است در اختیار رییس جمهور است؟ آیا قوه قضائیه ما که وظیفه مبارزه با مفسدین را دارد توسط رئیس جمهور اداره می شود؟ آیا اگر قوه قضائیه مدیری را مجازات نکرد یا به نا حق مجازات کرد، از دست رئیس جمهور کاری ساخته است؟ آیا رییس جمهور با پذیرفتن این مسئولیت و حقایق ذکر شده مهر تاییدی به تمامی حق خوری ها، بی کفایتی ها و ظلم ها نزده است؟ در آخر عرض کنم که حداقل اگر به انسانیت می اندیشیم اگر خود را انسان میدانیم باید بدانیم که با رای دادنمان بقای ظلم، خفه کردن آزادی بیان، تاراج اموال و ثروت کشور، نابودی حقوق مدنی و انسانی را تضمین کرده ایم و ابزار شده ایم که ظالمان…….

     
  159. درود بر آقای نوریزاد

    به گمانم در شناخت دلایل رای‌دهندگان بر رای‌دادن باید بیشتر تعمق و ریشه‌شناسی کرد.
    به نظر بنده دلیل واقعی بسیاری از هموطنانی که می‌گویند “باید به روحانی رای داد تا امثال رییسی به ریاست نرسند”، این چیزی که ادعا می‌کنند نیست.
    به گمان بنده اکثر این هموطنان به دلایل دیگری رای می‌دهند، اما برای توجیه این (به تعبیر شما) “خیانت و توهین به مردم و شعور خود”، بجای بازگو کردن دلایل اصلی خود، از این استدلال دم‌دستی “رای به بد برای جلوگیری از بدتر” استفاده می‌کنند.
    مثلاً شاید یکی از دلایل واقعی‌شان (که پنهانش می‌کنند) این باشد که: برای بدست‌آوردن این اندک اموال و دارایی خود بسیار سختی کشیده‌اند، و حالا این دارایی برایشان بسیار بسیار بااهمیت است و نگرانند که مبادا آنرا از دست داده و دیگر هیچوقت فرصت جبران آن برای خود و خانواده‌شان نداشته باشند.
    مثلا برای چیزهایی مثل منزل و اتومبیل شخصی یا شغل و امثالهم که در هر جای دنیا اقلاً پنج‌برابر راحت‌تر از داخل ایران بدست می‌آید، آن‌قدر سختی کشیده‌اند که اکنون حتی حاضرند هر ظلم و بی‌سرانجامی برای خود، مردم و میهن را بپذیرند و این حکومت سراسر جنایت و نادانی را تحمل کنند تا مبادا تحولاتی در کشور اتفاق بیافتد که داشته‌های این عزیزان را به خطر اندازد.
    و دیگر غافلند از این قهقرایی که ما، وطن و فرزندانمان در سراشیب آن افتاده و همه‌گونه خسارات فرهنگی-اقتصادی-هویتی و … بر ما داشته و دارد و انتهایی هم بر آن متصور نیست.
    غافلند از اینکه اگر دست این دزدان بیگانه از جان و مال و خاک ما کوتاه شود، ضمن سربلندی و خوش‌آتیه‌گی خود، میهن و فرزندانمان، برخورداری از ثمرات پیش‌پا افتادهء مادی مانند اتومبیل و منزل و شغل و … حداقل حقوق اولیهء هر ایرانی با این کشور زیبا و ثروتمند باید باشد و خواهد شد.
    چرا برخی هموطنان متوجه این حقیقت عریان نیستند که با این شرایط نه‌تنها آینده‌ای برای ما و فرزندانمان وجود نخواد داشت، بلکه اگر هرگونه نعمتی هم (مثلا بارندگی آسمان، یا لغو تحریم‌های بین‌المللی و …) بسوی ایران جاری شود، اندک بهره‌ای هم از آن به گلو و کیسه مردم ایران نخواهد رسید.
    چرا که اینان همیشه گلوی مردم را تا مرز خفه‌شدن می‌فشارند.
    اینان می‌خواهند تمام دنیا را به راه سعادت و آخرت(!) برانند و همین حالا هم هزاران هزار میلیارد دلار و پوند و یورو کسری بودجه دارند! و اگر هرگونه منفعتی بخواهد سرازیر ایران شود هم، اینان هزاران چالهء مهم‌تر از خوراک و پوشاک و مایحتاج اولیهء مردم دارند، و امکان ندارد هیچ‌یک از آن اولویت‌هایشان را فدای ایران و مردمش کنند.

    پوزش می‌طلبم بابت اطاله کلام و امیدوارم در این باب از بیان و قلم توانا و نیکخواه شما بیش از پیش در جهت نشر آگاهی و دانایی در قلب و اندیشهء هموطنان بهره ببریم‌
    درود بر شما جناب نوریزاد و همه هموطنان
    پایدار و خردمند باشید

    خواستم پیشنهاد دهم (اگر صلاح می‌دانید) هنگام بیان عبارت “بهایی” یا “بهائیان” یک پیشوند “هموطن” هم به آن بیافزائید.
    چرا که سالها سم‌پاشی مُلایان موجب شده واژه “بهایی” در ذهن بسیاری از هموطنان با یک بار منفی همراه باشد!
    اما اگر بصورت “هموطن بهائی” یا “هموطنان بهائی” بیان شود، شاید تا حدی کمک به زدودن این نفرت غیرارادی در ذهن هموطنان کرده و موجب توجه به این حقیقت گردد که آن عزیزان هم “ایرانی” اند و بایستی به موجودیت و حقوق ملی‌شان احترام گذاشت.
    سپاسگزارم و درود و احترام بی پایان❤️

     
    • آرتین ایران

      سلام بر دوست گرامی
      فرموده اید:”مثلا برای چیزهایی مثل منزل و اتومبیل شخصی یا شغل و امثالهم که در هر جای دنیا اقلاً پنج‌برابر راحت‌تر از داخل ایران بدست می‌آید، آن‌قدر سختی کشیده‌اند که اکنون حتی حاضرند هر ظلم و بی‌سرانجامی برای خود، مردم و میهن را بپذیرند و این حکومت سراسر جنایت و نادانی را تحمل کنند تا مبادا تحولاتی در کشور اتفاق بیافتد که داشته‌های این عزیزان را به خطر اندازد”
      عزیز برادر اینگونه راجع به هم فکر نکنیم.جز بخش اقلیتی که به نظام دینی علاقه مند و متعهدند بنده در جامعه اکثریتی را می بینم که بخش از آنها را هم در اطراف خویش می شناسم.آنچه شما می گویید درست نیست.ایشان بعضا بسیار زخم خورده تر ازما و شما هستند ولی خواهان تغییرند اما مشکل اینجاست که حکومت توتالیته دینی راه دیگری را جز این برای آنان باقی نگذاشته است و این جا همانجاییست که نقطه افتراق امثال من با ایشان است.بنده هرگز پذیرای این نیستم که در یک خیمه شب بازی با قاعده مشخص حاکمان دینی به نظاره نشسته و هیاهو و کف و سوت به راه بیندازم.این راه را ما تا سال 88 پیموده ایم و هربار حاکمان حوزوی ایران در این بازی نوع جدیدی از جرزنی به کار گرفته اند.ترجیح من اینست که اگر این حکومت باشد بهتر از اینست که ما به آن رای دهیم ولی این نافی این نیست که رای دهندگان که اکثریت آنان با این سیستم زاویه دارند در فکر چیز دیگری هستند.لطفا بیایید قبل از هرچیز نسبت به یکدیگر مهربان باشیم.این دقیقا همان مخالفت مدنی اصلی با نظام دینیست.چه خوب بود تحریم کنندگان به جای حمله به طرف مقابل با شربت و شیرینی در کنار حوزه های رای گیری از دوستان خود پذیرایی می کردند بدون اینکه به این سیستم و شعبده بازیهای آن رای دهند.وه که چنین جامعه ای چقدر دور از ذهن است.
      موفق و کامیاب باشید

       
      • آفرین آرتین عزیز. رای دهندگان در دل خشم دارند و با شنیدن همه توهین ها، رای می دهند چون ایران عزیز را از دل و جان دوست دارد و چون راه بهتری وجود ندارد.

         
  160. سلام نوری زاد عزیز
    مدتی عضو کانال تلگرامی شما شده ام در این روز های ملتهب انتخابات جامعه به سه گروه بزرگ تقسیم شده است
    1-گروهی که به هر دلیلی با توجه به بضاعت فکری و منافع خود پایه ثابت جناح راست بوده، هستند و خواهند بود هر چند این گروه همواره در حال کاهش و ریزش نیرو هستند
    2-گروه حامی اصلاحات و تغییر تدریجی وضع اسفبار جامعه که از سال 76 با رای به خاتمی عملا وارد صحنه جامعه و سیاست شدند و با توجه به عملکرد اصلاح طلبان و اشتباهات و ضعف های آنها از یکسو و کارشکنی نهاد های فرا قانونی اندکی دچار تردید و انفعال و ریزش شده اند
    3-گروه سوم کسانی هستند که شرکت در انتخابات و رای دادن را کاری عبث و بیهوده دانسته و همه جناح ها و گرایش های موجود در سپهر سیاسی جامعه را سر و ته یک کرباس می دانند و معتقد هستند نباید با شرکت در انتخابات مشروعیت نظام را تایید نمایند
    این گروه در دوره هایی و با توجه به وضعیت کاندیداها و جو عمومی جامعه دچار کاهش و افزایش شده اند
    عده ای از این گروه که تعدادشان بسیار کم است به جنگ داخلی و حمله خارجی چشم دوخته اند. عده ای نیز به فکر انقلاب دیگری می باشند تا مطالبات مردم در انقلاب مشروطه و انقلاب بهمن را محقق گردانند
    عده ای هم از روی بیخیالی یا تنزه طلبی روشنفکرانه از شرکت در انتخابات خود داری می کنند
    و اما انقلاب به قول مهندس عزت اله سحابی و طیف فکری نزدیک به ایشان و کسانی که دل در گرو این آب و خاک دارند کشور ما به لحاظ ساختار های اقتصادی و بنیان های اساسی و مسایل ملی، منطقه ای و جهانی ظرفیت تحمل یک انقلاب دیگر را ندارد
    دلیل اینکه شما همراه با گروه سوم بر تحریم اصرار دارید بر من پوشیده است چرا که تا کنون استدلال قانع کننده ای در کانال خود ارایه نداده اید
    آیا شما طرفدار:
    -جنگ داخلی
    -کودتا
    -حمله بیگانگان
    -یا گزینه انقلاب هستید
    اما تصور من علیرغم ارادتی که به شما دارم این است که جنابعالی برای جبران راست روی های هولناک خود به ورطه چپ روی فرو غلطیده اید
    اگر یکبار دیگر سرنوشت غمبار ابتدای انقلاب را مرور کنیم متوجه می شویم چپ روی نتیجه ملموسی عاید ملت ما نخواهد داشت
    نوری زاد عزیز از شما خواهش می کنم یکبار دیگر وضعیت نابسامان کشورمان را مد نظر داشته و تحلیلی واقعگرایانه از شرکت در انتخابات داشته باشید
    تحریم فقط ما را از تغییر تدریجی اوضاع باز می دارد
    از شما خواهشمندم در صورت امکان این مطلب را در کانال خود به اشتراک بگذارید

     
  161. باسلام برادرعزیزم اقای محمدنوریزاد.بنده همفکرشماهستم ولی درموردتحریم من جوردیگری فکرمیکنم .البته حساب شماباخارج نشینان جداست.شماخوب میدانی احمدی نژاد وباندش چه به یراین مرزوبوم اوردند.مقصرهم مامردم بودیدیم چراکه توقع مان زیادترازوسع اصلاح طلبان بودوگفتیم چرا فلان وفلان نشده ونشستیم تا یک ادم دیوانه سرکارامد.همه دیدیم چه هاکه نکردجناب محمداقای عزیزمن نمیگویم روحانی شق القمر کرده وخلاف نکرده همین که هنگامه شهیدی درزندان است توسط اطلاعات بس امااگرنبودروحانی وکسان دیگری بودند مثل جلیلی .قالیباف چه هاکه نمیکردندهمین که الان نیم نفسی میکشیم جای تشکرداردروحانی به اندازه ای که توان داشت درمقابل اقا استقامت کردکافی است وشمابهترازبنده میدانیدالبته اگرملت جگرشماراداشتند درمقابل بی عدالتی هامی ایستاند وکوتاه نمی امدنداحتیاجی به روحانی وامثالهم نداشتیم .درکشورماقحطی متخصص نیامده ولی درنظام قحطی الرجال شده که شش نفررابه ملتی تحمیل میکنند انهم درقرن ۲۱مردم رنجیده ومصیبت زده چه کنندایاراهی جزصندق رای هست ان نظری که شمادارید خوب است ملت باهم اتحادندارندچه کسی انقلاب کند یادرمقابل اینهابایستدجوانان راکه معتادکردندیابه شیشه یابه سکس چهارتامثل من مانده که گرفتارخرج زندگی هستیم ثروتمندان هم که برایشان این حکومت عالیست ازشمابعنوان یک برادرکوچک میخواهم تجدیدنظرکنیددرنظرخودتان من شماراچون عزیزانم دوست میدارم خداوند شماراازبلیات حفظ فرمایدانشاالله

     
  162. جناب نوری زاد درود برشما
    من هم مثل شما توبانک یعنی محل کارم با همه پلشتی ها میجنگیدم آخه می دیدم چگونه پست ها خریدوفروش میشد چگونه پول بانک تحت عنوان تسهیلات فروخته میشد و بنده کوچک آنرا فریاد می کشیدم و بلند به بازرس بانک گفتم چرا اجازه میدی با پرداخت رشوه به سکوت وادارت کنند بلند می گفتم چرا نمازخوانهاي بانک جملگی دنبال قدرت و ثروت هستند بنده مثل مدل شما ، البته در اندازه کوچکتر عاقبت در پایان خدمتم در بانک هم دزد شدم هم معتاد شدم هم ميخواره بودم هم کافر هم ….
    البته مبادا تصور کنید تمام این انگ ها کارحراست یا بسیج بانک بود که خیلی هم آقا بودند همین همکارهای من برای بالا رفتن پای خودرا بر تمامی هيکلم میگذاشتند تا بلکه به پستی برسند باور کنید آقای نوری زاد ، برای اصلاح وضع موجود بپذیریم در ابتدا ملت باید اصلاح شود کاش لبه تیز انتقادات به حق شما به سمت ملت باشد ، شجاعت این امربه مراتب مهمتر از شجاعت حمله به حکومت است آنوقت متوجه خواهید چقدر حکومت عاقلتر ومهربانتراز این ملت دروغگو ونامهربان و ناسپاس است.
    با همه اینها نمیدانم چرا این حقيرهمچو مشابه کوچک شما از اينکه مثل بقیه نبودم هرچند ازلذایذ دنیا دست کشیدم راضی ام واز کمک به همین ملتی که پیشتر عرض کردم لذت میبرم وسپاسگزارهستم و شاکر.
    دوستدار شما

     
  163. با سلام استاد من چند ساله که بصورت روز مزد در یکی از صدها برجهای شیک که برادران در منطقه 22 برای رفاه حال خودیها و تعاونی سپاه اعضای بسیج ارگانها و نمایندگان مجلس و….میسازند کار میکنم اینجا اقایان با یک تلفن ساده یا یادداشت مهندس کارگر راننده و….را اخراج میکنن و هیچ خبری از بیمه قرارداد و عیدی و مزایا نیست همه روزمزد چه بسا جوانان تحصیل کرده که بعد ساعت‌ها کار سخت با بی دلیل با اشاره اقایان با چشمانی گریان و غروری شکسته و حق پایمال شده از سر کار به خانه یا بیمارستان میروند من قبل عید در پروژه‌ای که برای نمایندگان مجلس برج میسازد دچار آسیب شده و به همین دلیل الان با پای ناقص لطف کرده اند بدون اینکه خسارتی بدهند حتی حقوق معوقه ام را نداده اند و با منت میگویند هیچ کس تورا نقص عضو پیدا کردی بکار نمیگیرد برو شکایت کن مثل بقیه چیزی عایدتان نمیشود با هزار منت بازگشت بکار بازهم بدون قرارداد و روزمزد داده اند در منطقه 22 هر روز دهها نفر از ارتفاع سقوط میکند و صدها چشم میگرید و هزاران غرور جوانی بدست اقایان که نه سواد دارند نه ریختشان به برجسازها میخوره میشکند هر روز داستان اینکه امروز اخراج میشم؟ امروز کسی پرت میشه امروز حقوق معوقه رو میگیریم ….تکرار میشود….کجایند اقایان که هی دم از بوسه دست پیامبر به دست کارگر میزنند تا حال مارا درک کنند من که تاکنون هیچ بازرس اداره کار بیمه بهداشت و….ندیده‌ام جناب نوری زاد عزیز برای درک تبعیض و بی عدالتی لازم نیست تا اعماق بلوچستان کرمان و خوزستان رفت همین بغل دست تهران اتوبان همت هر روز دهها نفر جان خودرا صدها نفر شغل خود را و هزاران نفر کرامت انسانی و غرور خود را از دست میدهد کافی است وقتی شیفت کاری به اتمام میرسد به چشمهایم انسانهایی که از برجهای عاج برادران خارج میشوند نگاه کنی.خسته مغموم شکسته خورد تحقیر شده…روز نفس نفس زنان روبه سراب مینهم خوش گلو و تشنه لب درپی آب میروم شب که به خانه میرسم شکسته بال و خسته جان از غم فردایم دگر باز به خواب میروم
    هر روز در این پروژه ها صدای شکستن استوخان.شکستن غرور خیسی عرق خستگی وقطرات اشک ناشی از اخراج.نگاه خسته بدون آینده بدون بیمه جوانان تحصیلکرده کارگران نگهبانها و رانندگان مهندس ها رژه میروند و برجهایه اقایان ساخته میشود و این زخم در طول تاریخ بوده و علی شریعتی با اینچنین بود برادر توانست در قالبی شاعرانه صدای بردگان مصری را جاودانه کرد و شما اقای نوریزاد در کنار بلوچستان کرمان و….همین گوشه تهران در منطقه 22 سری بزنی با کلام دلنشین که داری میتوانی صدای ما نسل پرورش یافته در نظام جمهوری اسلامی که تازه جزو سر به راهها بود و داریم کار میکنیم را به گوش همگان برسانی.حتما بیا ده ها هزار کارگر افغانی و هزاران هموطن منتظرند

     
  164. اگر همین امسال همه انتخابات را تحریم کنند و پنجاه میلیون نفر نه به نظام بگویند، گمان می‌کنید اتفاق خاصی می‌‌افتد؟
    نه.
    فردای رأی گیری اعلام می‌کنند رئیسی با قاطعیت آرا پیروز شد. سپس نظام پارلمانی یا ریاست جمهوری مادام العمر را برای رئیسی تصویب می‌کنند و در گام پسین، ولایت فقیه را موروثی می‌کنند و همین جور بگیر و برو جلو.
    سپس می‌آیند سراغ اوین و خاوران دوم را در اوین تاسیس می‌کنند.
    پس از آن راه می‌افتند دنبال نوری‌زادها، خزعلی‌ها، مطهری‌ها، مهدوی‌فرها، و … تا زنجیروار سرشان را زیر آب کنند.
    بعد هم کشتارهای فرامرزی‌.
    سپس جنگ با عربستان و … .
    و در پایان فروپاشی کشور ایران و سر به نیست شدن میلیونها ایرانی.
    ….
    جناب نوری‌زاد،
    یک پزشک وقتی نسخه می‌نویسد نخست به پیامدهای ناخواسته و ناگوار داروها و احتمالات کشنده گرچه نادر داروها می‌اندیشد سپس به خوبیها و کارکردهای درمانی‌اش.
    شما در کنار مزیتها، لطفا به عوارض احتمالی و خونبار نسخه‌ای که می‌پیچید نیز بیندیشید.

    جناب آقای نوری‌زاد،
    برای رهایی زندانیان، منفجر کردن زندان ایده خوبی نیست.
    شما دنبال راه‌اندازی یک انقلاب دیگر می‌گردید. آزموده را آزمودن خطاست.

     
  165. نامه “پیام ولی” شهروند بهایی خطاب به کاندیداهای ریاست جمهوری در ایران را که برای انتشار در اختیار هرانا قرار گرفته است در ادامه بخوانید:

    بنام خدا

    سلام میکنم بر کاندیداتورهای محترم ریاست جمهوری و درود میفرستم به مردم عزیز کشورم ایران

    بنده ناچیز “پیام ولی ” شهروند ایرانی و ساکن ایران و جزو اقلیت های دینی بهائی میباشم که طی ۹ سال گذشته همانطور که مطلع میباشید بیش از یکصد نامه احقاق حق و تظلم خواهی به جهت حقوق سلب شده ام به مسئولین محترم کشور تقدیم نموده ام.

    کاندیداتورهای محترم ریاستِ جمهوریِ کشورِ عزیزم ایران

    بنده ی ناچیز اینبار دیگر بعنوان یک شهروند بهائی ایرانی که برادر ۱۲ ساله اش را در سن ۱۰ سالگی بخاطر تعصبات کورکورانه از دست داده ، از گذشت ۹ سال پلمب محل کسب و کار خود و خانواده ام و از محرومیت تحصیلی در دانشگاه و از بازداشتهای مکررم سخن به میان نخواهم آورد ، از هموطنی که از کودکی مورد اتهامات و افتراعات شدیده قرار گرفته نیز سخن نخواهم گفت.

    اینبار میخواهم از درد و رنجِ معیشتی مردم عزیز کشورم سخن به میان آرم‌

    کاندیدارتورهای محترم ریاست جمهوری ، گویا یکی از دغدغه های حضرات عالی برای رشد اقتصادی و بهبود معیشتی مردم ایران، جذب سرمایه های خارجی میباشد ؟
    آیا درست شنیده ام؟

    ۱- سوالی در ذهن دارم که آخر چگونه میشود ؟
    چگونه میشود که عده‌ای بدنبال آسیب و تعرض به مال و سرمایه های قشری از مردم ایران باشند (هموطنان بهائی ) که طی سالهای گذشته اکثر مغازه هایشان در استانهای سمنان و همدان و کرمان، بندر عباس و مازندران و کرج پلمب گردیده و تحت چنین وضعیتی بزرگوارانی دیگر ، خواهان جذب سرمایه های خارجی برای بهبود رشد اقتصادی و معیشتی مردم میباشند؟

    بسیار متعجب هستم

    سرمایه گذاران خارجی که هموطن هم نمیباشند وقتی مشاهده میکنند توسط عده ای به سرمایه های قشری از مردم بطور غیر قانونی و فرا قانونی، تعرض میگردد‌ و سرمایه و مالشان در امان قانون نمیباشد و حال آنکه بخوبی میدانند که بهائیان ، ایرانی و هم وطن شما هستند، چگونه میتوانند ریسک سرمایه گذاری را بپذیرند و اعتماد کنند وقتی میبینند که به سرمایه های قشری از مردم ایران تعرض میگردد!!؟ سرمایه گذاران خارجی ، این اقدامات فرا قانونی را در حالی مشاهده میکنند که بخوبی میدانند بهائیانِ اکثر کشورها از احترام و حقوق شهروندی برابر برخوردار میباشند.

    ۲- راه دیگری‌ نیز فرموده اید که با جذب توریست میتوان به اقتصاد و معیشت کشور کمک شایانی نمود
    و حال واقعیت اینست که مردم جهان مشاهده میکنند که چگونه بسیاری از هموطنان بهائی به اتهامات مختلفه بازداشت و زندانی میگردند
    و بطور مثال که حضرات عالی بهتر مطلع میباشید ۷ نفر از بهترین مدیران (یاران ایران) تنها به اتهام خدمت به جامعه ی ستمدیده بهائی ایران بیش از ۹ سال است که در زندان محبوس میباشند و در طول این سالهای دراز از حداقل ترین حقوق انسانی خود محروم گردیده اند و امروز ۲۵ اردیبهشت وارد دهمین سال مسجونیت خود گردیده اند .
    متاسفانه هر از گاهی افرادی را به جرم تدریس علم به دانشجویانِ بهاییِ محروم از تحصیل با زندانی های طویل المدت روبرو ساخته ،یکی را بجرم تدریسِ کلاس نقاشی یکی را بجرم تدریس کلاس شیمی و دیگری کامپیوتر!
    بازداشتهای گروهی شهروندان بهائی که در سالهای اخیر بشدت افزایش یافته و وارد کردن اتهاماتی چون اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام و امثالهم که گویا عین آب خوردن و براحتی بر آنها روا دانسته اند و امنیت هم وطنان بهائی را که صرفا بخاطر اعتقادشان مورد تعرض قرار گرفته به چالش کشیده اند!

    ادامه مطلب

    https://www.hra-news.org/letters/a-347/

     
  166. درود بی پایان برشما جناب نوریزاد عزیز

    کوتاه مینویسم تا خیلی وقت گرانبهای شما را نگیرم؛
    من هم مثل شما انتخابات را تحریم کرده ام، اما شاید انصاف نباشد که کارهای مثبت نسبی آقای روحانی را هم نبینیم. افرادی مثل پورمحمدی و نعمت زاده ننگی برای این دولت هستند. اما بحق وضع اینترنت بهبود محسوسی داشته که همین اینترنت راه را برای ترویج آگاهی و رسیدن به دموکراسی هموار می‌کند.

    موضوعی را هم به عنوان یک جوان ناظر این جامعه به شما میگویم؛ وجود شما و فعالیتهای سیاسی و اجتماعی شما شجاعت را درجامعه مدنی بسیار زیاد بالا برده و شما یک تنه با فداکاری هایتان خط قرمزهای جامعه را بطرز ملموسی بازتر کرده اید. ارزشهای انسانی و ادب و احترام در خودم و بسیاری از مردم بخاطر شما تقویت شده. قداست خامنه ای بعنوان یک بُت هر روز بیشتر شکسته میشود. نقد کننده آرامش بیشتری پیدا کرده.
    همه اینها دستاوردهای ستونهایی همچون آقای ملکی، خانم ستوده، خانم محمدی و سایر فعالین و زندانیان سیاسی و بطور اخص شخص عزیز شماست.

    در پایان درخواستی از شما دارم:
    به نقدهایتان ادامه دهید و بخصوص با رییس‌جمهور هم مستقیم سخن بگویید. حکومت اکنون چاره ای جز پذیرش شما ندارد، این موضوع را اگر از سال ۸۸ که فقط بشما فحش و ناسزا میدادند، تا امسال که یک اصولگرا محترمانه باشما مصاحبه میکند، توجه کنیم، این پذیرش ناگزیر نمایان میشود.
    مطالبات مدنی را توسعه دهید و به ما مردم بی سواد یا کم سواد در زمینه سیاست، روشهای کسب قدرت مدنی و مبارزات مدنی را آموزش دهید که تنها راه رسیدن به دموکراسی واقعی و پایدار جامعه مدنی قوی و باسواد سیاسی است.

    از طرف خودم و بسیاری از اطرافیانم که دلشان باشماست از همه تلاشهای شما سپاسگذارم و برایتان آرزوی شادی، تندرستی و پیروزی روزافزون دارم.

    مخاطب این نامه شمایید، لزومی برای انتشار آن نیست ولی صلاحدید شما برایم محترم است.

     
  167. سلام آقای نوری زاد
    با آرزوی سلامتی و بهروزی برای شما،

    هر چه از ریاکاری و عوامفریبی آخوند جماعت گفته آید باز هم کم است.
    چنانکه شما نیز بارها در صحبتها و مصاحبه ها اشاره کردید که مراجع و روحانیان در درازنای تاریخ بر جهالت و نادانی مردم دل بسته اند و اساسا کسب و کار خود را بر این پایه بنا کرده اند، واقعیتی است که جای انکار ندارد.

    زمانی بس طولانی گذشت تا حقایقی از زندگی امام روح الله از پرده برون افتاد.
    حاکمیت ولایی همواره تلاش کرده بود که زندگی رهبر مستضعفین جهان و بت شکن زمان را در ذهن و ضمیر مردم انقلابی، یک زندگی ساده و پیامبر گونه ترسیم کند! ولی از قضا در یک جلسه گفت و گو، خانم فاطمه هاشمی(فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی) در جواب یکی از پرسشگران که از شیوه زندگی خاندان هاشمی انتقاد کرده بود و توجیه ایشان در دفاع از خود، همه آن چه را که دستگاه تبلیغاتی نظام مقدس در طول این سالها رشته بود را پنبه کرد!

    شاید شنیدن این اعتراف، کمکی باشد در فهم و رهایی از مکر و فریب متولیان و کاسب کاران دین و مذهب.

    عبید زاکانی طنز رندانه ای دارد بدین قرار:
    شیخی را گفتند ای شیخ عبا و عمامه ی خویش می فروشی؟
    شیخ گفت: صیاد اگر دام خود فروشد، به چه صید کند؟!!

    سیاوش

     
  168. سلام آقای نوریزاد. ارادت خاصی به شما و نظراتتان دارم و همیشه از شما بابت شجاعتی که داشتید و هیچ وقت صحنه را خالی نکردید با تمام مشکلات ممنونم. انشای خوبی ندارم ولی دلم می خواست با شما کمی درددل کنم. فکر میکنم همانطور که آقای زیباکلام گفتند انتخاب آقای روحانی همه آون چیزی که ما می خواهیم بدست بیاریم نیست ولی حداقل یک قدم به هدف همه مان که آزاد شدن از زیر یوق ملاها است نزدیکتر میشیم. خودتان میدانید این جماعت اگر بخواهند دست از سر این مملکت بردارن حمام خون راه می اندازند واون قدر طرفدار سینه چاک دارن که احتیاجی نیست با سرباز به جون مردم بیافتند و همین بسیجیها برای قتل عام مردم کافیند. حالا اگر اصولگراها بقدرت برسند دیگه کار از کار میگذره و سالها باید تاوانش را بدیم. نابودی این نظام دیکتاتوری یک شبه بدست نمیاید و باید سالها تلاش کرد تا دوباره شاهد آبادانی این سرزمین بود. آقای روحانی اینبار خیلی تند و تیز جلو میره چون خودش می دونه اگر ببازه سرنوشتش از قبلیهای خودش بدتره و دیگه حذفش قطعیه پس حالا اگر رای بیاره اونم رای قاطع باید کاری کنه که قبلیها نکردن و کمی باز هم تکرار میکنم کمی راه را برای آزادی نهایی باز کنه. من خیلی از کسانیکه براشون حاضرم زندگیمو بدم از همین ذوب ولایتیها هستند مخصوصا مادرم. و دلم می خواهد روزی برسد که رسانه ها آزاد باشن تا همین مردم ساده ای که گول اونها را خوردند روشن بشن و آون وقت است که این نظام فاسد در سراشیبی سقوط قرار میگیره. میدونم عمر منو کفاف نمیده ولی حداقل فرزندانم روزهای قشنگ آزادی را میبینند.

     
  169. بچه آبادان

    ثلث مردد
    آنچه در سه دهه اخیر در فضای اجتماعی سیاسی ایران صورت ظهور یافته است شکل گیری یک سه ضلعی با اضلاع نسبتا مساوی در میان ملت است . این مثلث فرضی بیشتر در کنش های سیاسی و به طور اخص در کارزار های انتخاباتی نمود می‌یابد. ضلع اول، آن دسته از افرادی هستند که به واقع قاعده و قانون بازی در زمین حاکمیت را پذیرفته اند. این اقلیت 33درصدی فارغ از جناح بندی های رایج در هر حال رای دادن را وظیفه خود دانسته وتحت هر شرایطی معمولا در همه انتخابات حاضر هستند. نیمه بیشتر این ضلع را بدنه اجتماعی حامی بی حرف وحدیث حاکمیت و به خصوص جریان راست افراطی تشکیل می‌دهند. واما ضلع یا 33 درصد دوم را بهتر است اقلیت مردد جامعه بنامیم، اینان بسته به شرایط موجود در لحظه تصمیم می‌گیرند که در انتخابات مشارکت داشته باشند یا خیر. و نهایتا ضلع سوم این مثلث کسانی هستند که هرگز قواعد تحمیل شده بازی حاکمیت را مورد قبول ندانسته و تحت هیچ شرایطی حاضر به مشارکت در انتخابات نیستند.اینکه اضلاع این مثلث رامساوی فرض کرده ایم البته چندان دور از واقع نبوده و بر مبنای نتایج انتخابات حداقل از سال 68 بدین سو است، هرچند باید اذعان کرد طی چند انتخابات اخیر یک ریزش قابل توجه از ضلع اول به دوم و از دوم به سوم را شاهد هستیم. اما روی سخن بیشتر با ضلع دوم است کسانی که روزی اسیر قبای سپید سید خندان می‌شوند و دوم خرداد را رقم میزنند وروزی خسته از تفرعن هاشمی رای خود را درسبد کوچک مرد کاپشن پوش می‌ریزند. به زعم نگارنده این جماعت مردد بزرگترین ضربه را به روند گذار به دموکراسی در ایران زده و میزنند چرا که این عدم ثبات قدم همانطور که میتواند دوم خرداد را رقم بزند میتواند پوپولیستی چون احمدی نژاد را برای دو دوره در صدر بنشاند، و برای روزی که مردم سالاری شکننده ایران بدانها نیاز دارد خسته از به نتیجه نرسیدن خواسته های خود در خانه بنشیند وشورای دوم را دربست به افراطیون وانهد! باز هم تاکید می‌کنم بر ضلع اول رای دهنده حرفه ای و ضلع سوم مخالف رای از لحاظ انتخاب یک راهبرد سیاسی مشخص هیچ بزهی نیست، اما این یک سوم مردد رابه واسطه تاثیر بسیار مخرب عدم ثبات سیاسی شان در فضای سیاسی کشور باید بیرحمانه نقد کرد.
    بچه آبادان

     
  170. سلام بر نوری زاد خستگی ناپذیر

    آقا ، گاهی که به شخصیت شما فکر میکنم
    منو یادِ یک فانوس می اندازه

    که وسط یک دشتِ تاریک ، میان هزاران فانوسِ خاموش داره روشنایی میده
    و خیلی آروم منتظره تا کسی اونو ببینه و مثل خودش روشن بشه اما خیلیا اونو درک نمیکنن .
    خیلیا نمی فهمند که اون فانوس ، به چه عمقی از تفکر رسیده و داره دقیقا چی میگه.

    یجورایی آدم دلش میسوزه
    میدونی چرا؟

    چون این فانوس داره با نگاهی مظلوم و مهربان به فانوس های خاموش میگه : آهای فانوس های خاموش بیدار شوید . فریب خواب را نخورید .

    این خاموشی برای فانوسِ روشن عذاب آوره .

    این حقیقت داره که آدمهایی که در درونِ خود انقلاب کردند و به روشنایی رسیدند جگرهایی چاک چاک شده دارند و قلب هایی مالامال از عشق .

    روحیه شما دقیقا همینگونه است .
    من گاهی مطالب دوستان در کانال شما رامیخونم و برام سخته وقتی میبینم که اونها مطلبو نگرفتن و خوب نفهمیدن .
    مثلا همین قضیه که شما گفتی رای نمیدیم .
    و یا اون نامه هایی که به خدا و امام علی نوشتید .
    و با کمال تعجب آقای خزعلی اونطور گارد گرفت و اصلا نفهمید نوری زاد داره به چه چیزی فکر میکنه .

    نوری زاد بودن ، وسط این دشتِ خاموش خیلی سخته .

    درود بر تمام آزادی خواهانی که مانند پهلوانان در این میدانِ بزرگ برای آزادی و عشق تلاش میکنند .

     
  171. مرز بین با خدا بودن
    یا بی خدا بودن ….
    بقلم پرویز
    دیروز با آشنایی سر صحبت باز بود بحث شیرین و گرم بود از فواید و مضررات کاندیداهای فعلی ،علایق ، تئوری ها و ایده های هر کدام مثال های بیان گردید ….
    بحث به اینجا رسید که کدامشان سمت و سویشان خدایی است و کدامشان سمت و سوی شان خدا ناکرده می تواند نمه ای ولو کوچک بوی شیطانی و ریایی بدهد .
    در این بحث چند تا نقطه مشترک بارز داشتیم و هیچ اختلافی در این نقاط مشترک و بارز بین مان نبود .
    ۱- که زمین از آن خداست و جز خدا هیچ خالقی بر این زمین متصور نیست .
    ۲- تمامی موجودات و خصوصا انسان ها را خدای یکتا آفریده با همه تفاوت هایش و نژادهای گوناگون اش
    ۳-هیج کس در درک و فهم و علم خدا شک ندارد و نمی توان باور داشت که خدا یکی را اشتباهی و نادانسته خلق نموده است . (احترام به اختلافات)

    ۴- وجود شیطان مخصوصا در مباحث اعتقادی و دینی کاملا مبرهن و واضح است و هیچ شکی هم در آن نیست
    ۵- تمامی افکار و نیات شیطان بر ایجاد اختلاف و توزیع تضاد و تولید کینه و نفرت و دمیدن بر آتش اختلاف است که این خلقت زیبای خالق یکتا را به ورطه تباهی بکشد و از ابهت خدا به زعم فکر و وجود بی مقدارش بکاهد .
    در ۵ اصل فوق کاملا در تفاهم بودیم و هیچ اختلافی نداشتیم.
    حال با توجه به اصول مقبول شده بالا

    همه تامل کنند و اندیشه کنند .
    با همه ایرادهای که به هر دو کاندید و تفکر هر دو جناح وارد است .
    چون بعضی هایشون در بدو جوانه زدن و طی کردن راه تکامل هستند و تا به تکامل برسد راه های سخت و جاده های صعب العبور در پیش است .
    کدام یک از طرز تفکر جناح های موجود و رقیب به خدا نزدیک تر است و در مسیر صلح، ایجاد ارامش و تفاهم ، مذاکره و برطرف کردن اختلاف ها و کدورت ها در عرصه زمین خدا و کدام یک خدای ناکرده در مسیر غیر خدا ، در مسیر تولید اختلاف، در مسیر جنگ و در مسیر خودپرستی و خود نمایی است .
    نکند در درون ما نیروهای شیطانی بر نیروهای خدایی چیره شده….؟؟؟؟
    و الان شیطان توانسته از تعصب ما در جهت منافع خویش بهره برداری نماید ؟
    و ما را بصورت محدود راضی و قانع نماید .
    ایا شیطان می تواند مثل خدا در تمام مراحل زندگی مان پشتیبان ما باقی بماند و آیا ما را به سرمنزل مقصود خواهد رساند ؟
    فراموش نکنیم که با وجود همه سختی ها و مشکلات راه خدا ، منش خدا و نیت خدا پیروز خواهد شد و جهان روزی به صلح و آرامش و آنچه که منظور خدا از خلقت بوده خواهد رسید و این ایمان خداباوران واقعی زمین می باشد .

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

95 queries in 2937 seconds.