سر تیتر خبرها
عکس ها و نوشته های روز ششم و هفتم + فایل صوتی سخن روز

عکس ها و نوشته های روز ششم و هفتم + فایل صوتی سخن روز

به عکس ها و نوشته های زیرش توجه کنید. این عکس ها و نوشته ها به روز ششم نمایشگاه خط خطی های نوری زاد (یازدهم اسفند نود و پنج) مربوط است.
چشم براه شمایم.
حتما بیایید.
نکند نیاییدها؟
ببینید چقدر التماس تان می کنم؟!
یک روز دلتان می سوزدها؟

محمد نوری زاد
دوازدهم اسفند نود و پنج – تهران

نوشته های زیر را با عکس های زیر مطابق کنید. برای من بسی وقت گیر بود نتوانستم. پوزش:

– این مرد و زن، پدر و مادر سعید زینالی اند که هجده سال پیش، برادران سپاه سعیدشان را برده اند که برده اند. تمامی تلاش های این دو، بجایی نرسیده که نرسیده. گلی به گوشه ی جمال حضرت رهبری. محمد نوری زاد
– این بانو مادر سعید زینالی است. به کیفش نگاه کنید. چه می بینید؟
– عکس سعید زینالی بر کیف مادر. یکی از بازدیدکنندگان نمایشگاه خط خطی های نوری زاد، سعید زینالی نیز بوده است.
– این گروه عاشق!
– دوستان با دکتر خزعلی و من عکس می گیرند.
– عکس یادگاری با مردی که در میان ما ایستاده و خیلی خوشبخت است. اگر گفتید چرا؟
– این تابلو دیروز بفروش رفت.
– امضاء بر یکی از کارت پوستال ها. تمامی تابلوها کارت پستال دارند. شب عید است عجله کنید. این مردی که با من سخن می گوید، خیلی خوشبخت است. اگر گفتید چرا؟ در گام نخست به این خاطر که فامیلی اش خوشبخت است.
– بله به خط خطی های من بنگرید.
– این دوستمان از سیرجان به نمایشگاه آمده بود. مردی بشدت وطن دوست که همه ی فکر و ذکرش شده ایران و سرفرازی ایران.
– بانو گیتی پورفاضل در نمایشگاه. ایشان وکیل بسیاری چون: خانواده ی ستار بهشتی بوده است.
– مردانی که پیش پای بانوان بر زمین نشسته اند تا بگویند: ما شرمسار شماییم که هم قدرتان در این نظام ولایی دانسته نشده و هم این که: همین اکنون در رنجید و در تنگنای قواعد من در آوردیِ آیت الله ها.
– بانو گیتی پورفاضل وکیل درستکار و فهیم و نترسی که دفاع از خانواده ی ستار بهشتی را پذیرفت و بچشم خود اعتراف قاتل را درحضور قاضی دیدکه گفت:خودم زدم و کشتمش،اما دریغ که زحمتش در نظام ولایی بجایی نرسید.
– یکی پرسید: این چه رازی است که من تا شما را می بینم گریه ام می گیرد؟ گفتمش: بخاطر این که شما به نوری زادی می نگرید که در آینده توسط برادران ریز ریز می شود. شما به آینده ی نوری زاد که می نگرید می گریید.
– ببینید چه عزیزانی با چه دشواری از کجاها به دیدن من و خط خطی های من می آیند!؟ سپاس از همه ی شما خوبان
– بهزاد همایونی. بسیجی کتک خورده. فایل صوتی اش یادتان هست؟
– این آقای سمت راستی را می شناسید؟وی همان بسیجیِ کتک خورده است. بعد از سخنان آقای خامنه ای که به کتک خوردن ولخت کردن یک بسیجی اشاره کرد،این مرد دلاور یک فایل صوتی منتشر کردکه من هم یک بسیجی کتک خورده ام
– دوستان من، ما را یک سخن بیش نیست. و آن: ادب است. و این که: ما تا خود و جامعه ی خود را به زیور ادب نیاراییم، آب در هاون اسلامی می کوبیم حالا حالاها. محمد نوری زاد
– بانوی سیرجانی و بانو گیتی پور فاضل. دنیایی سخن ناب با این دو بانوست. باید مرخصی بگیرید و پای سخنانشان بنشینید.
– این دوست خوب از قزوین به دیدن من آمده بود. از ابتدا تا پایان – چهار ساعت – در نمایشگاه بود و هر از گاه با من سخن می گفت. چه ناب و ناز.
– راز ورشکستگی نظام ولایی در این است که همه ی سرنخ ها در دست یک آخوندی است در قامت رهبری که با همه ی اختیاراتش، به هیچ دستگاهی پاسخگو نیست. به ابوالفضل خود خدا هم اینجوری نیست. محمد نوری زاد
– من موندم چی بگم! بچه ام را که برده اند و کشته اند، خود مرا هم بعد از بیست و هفت سال کارمندی از کار اخراج کرده اند و حتی یک کارت ملی به من نمی دهند تا چه برسد به دیگر حقوقی که باید داشته باشم.
– این بانو تمثیلی از حس ناب مادر بودن است. مادری که هجده سال بی وقفه در بدر بدنبال بچه ی برده شده اش است. در داستان ها یک چیزهایی خوانده بودیم.اما اکنون می بینیم.برادران سپاه،دم همه تون گرم!!! تقبل الله
– این دوست ما شعری برای ما خواند طنز و دلنشین. داستان شیخ و شعبان. شبیه داستان موسی و شبان
– این سه بانو از هموطنان بهایی ما هستند. شوهر بانوی وسطی نه سال تمام است که در زندان است بدون یک روز مرخصی. دم نظام مقدس و دم قوانین اسلامی و دم همه ی آیت الله های شیعه گرم به اباالفضل العباس.
– در اینجا، دوست خوب ما جناب بهزاد همایونی – همان بسیجیِ کتک خورده – دارد می گوید: من هم یک بهایی هستم.
– اندوه را در جمال این پدر و مادر می بینید؟ خانه ات خراب ای دم و دستگاه ولایی که پسر جوان این دو را از خانه بیرون می کشی و هجده سال تمام این دو را آواره ی همه جا می کنی و سر آخر، هیچ؟
– شما هم به اینجور جمع های صمیمی بپیوندید. از هیچ مهراسید. برای نترسیدن باید هزینه کرد. این چهره ها می گویند: ما نمی خواهیم بترسیم.

سخن روز محمد نوری زاد – دهم اسفند نود و پنج

سخن روز محمد نوری زاد – یازدهم اسفند نود و پنج

عکس های روز هفتم نمایشگاه – پنجشنبه دوازدهم اسفند نود و پنج – تهران

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

120 نظر

  1. خسته نباشید آرام جان و عزیز دلها آقای نوری زاد گرامی

    اول. از آقای خزعلی سپاسگزارم، که امکان و تریبون برای آزادی و دگر گون بودن را که لازمه جامعه ی انسانی است فراهم کرده است.و اینجاست که بوضوح ما شاهدیم دوصدگفته ، نیم کردار نیست.درود بر شما

    دوم.صدها سلام براستاد ملکی عزیزکه حضورش چون آبی بر تشنه لبان و سایه بانی است و این انسان یکی از قهرمانان بزرگ و خستگی ناپذیراست.

    سوم. درود بر همه ، که نشان دهنده ایران زنده اید .

     
  2. دوست گرامی و عزیز
    ( در مورد سوال اگر به گذشته باز می گشتم، چه می کردم؟)
    جواب من به سوال شما این است، اگر من فقط چند روزی برای زندگی داشتم چه می کردم؟
    گذشته و نگاه به گذشته همیشه با تاسف همراه است و انسان اغلب دچار خود کوچک بینی می شود ، و اگر با خود منطقی برخورد کند ،گذشته را چراغ راه آینده می کند، انسان تازنده است توانایی یاد گیری دارد و تنها با دانش ،شناخت ، تفکر، بکارگیری عقل است که توانا است.

    من اگر صد سال یا یک روزفقط عمر داشته باشم، سعی در یاد گیری ناشناخته ها و فهم دنیا و هستی و وجود وموجود و انسانهامی کنم. حتی اگر به این برسم ، بقول خیام: معلومم شد که هیچ معلوم نشد. مگر نه اینکه عقل و فکر آدمی رابرتراز حیوانات و دیگر موجودات کرده است؟
    مثالی کوچک: زمانی که من هنوز نمی دانم با هر نفسم چه واکنش شیمیایی و فیزیکی در ریه ها و خون من اتفاق می افتد، چگونه خود را دانا و عالم بدانم؟ پس به این جمله سقراط می رسم ، من می دانم که هیچ نمی دانم.
    آیادانستن مهم است؟

     
  3. یک مبارز آذری

    آقای نوری زاد، بنده به علت امور تجاری مجبورم هر از گاهی از مرز بازرگان رهسپار ترکیه شوم.آنچه که من می بینم بسیار تلخ است. هنگام ورود به مرز گاهی مشاهده می کنی بیش از 100 نفر ایرانی و برخی از اکراد ترک در راهرو مرزبانان ترکیه تنگ هم به نوبت ایستاده اند تا بازرسی شده و پس از انجام امورات گمرکی وارد ترکیه شوند. در دست بیشتر این افراد کیسه های نایلونی سیاه رنگ ویا کیف هایی است که وقتی از محتوای آنها با خبر می شوی مغزت هنگ می کند. چندین باکس سیگار محتوا و درون مایه ی کیف ها و کیسه های سیاه نایلونی است.ماجرا از این قرار است که طرف ترکیه به هر نفر اجازه میدهد در هنگام ورود به ترکیه سه باکس سیگار همراه خود داشته باشد. وقتی وارد راهرو می شوی پیشنهادات هموطنان و حتی کردهای ترکیه میخ کوبت می کند. از هر طرف التماست می کنند که اگر برایت ممکن است و سیگار نمی بری سه باکس سیگار ما را هم از مرز رد کن. تمناها به حدی است که خسته می شوی. تنگنای راهرو عرصه را بر خانواده هایی که بالاجبار از طریق مرز بازرگان راهی ترکیه شده اند تنگ می کند. مردان هراسان نوامیس خود را در این راهرو تنگ با نگرانی از تعرض و دست درازی و چشم نوازی !!!حفاظت می کنند و نوبت بازرسی آرام آرام جریان می یابد . در این بین گاه گاهی مردان آذری که غیرتی اند بر نمی تابند و فریاد بر می آورند که خانواده ها را بدون نوبت رد کنید. برخورد ماموران ترکیه دیدنی تر است. برخی از مواقع در نتیجه شلوغی جمعیت عربده می کشند . گاهی فحش می دهند و بعضی از اوقات به صورت فیزیکی جمعیت را می آزارند. حتی دید ه ام که عمدا کار را می خوابانند تا ساعتها مردم بدبخت در راهرو منتظر بمانند. واقعیت این است که علاوه بر اینکه ارزش و اعتبار ایرانی در جهان پایین آمده ، فرهنگمان نیز سیر قهقرایی پیموده و چنان توحشی به دلایل فقر اقتصادی گریبانمان را گرفته که هر که می بیند بر ما می تازد.واقعیت تلخ این است که عد ه ای از مرز نشینان به دلیل رهبری فرزانه ی جناب خامنه ای و جمهوری اسلامی دچار چنان فقری شده اند که برای صد هزار تومان سود سختی رفت و آمد در مرز را به جان می خرند و با بردن چندین باکس سیگار به آنسوی مرز و فروش آنها در چند ده متری مرز و برگشت سریع به ایران تکه نانی برای خانوا ده ی خود می برند و چون قشون عثمانی این رذالت را می نگرند ارزش ایران و ایرانی را اندک می شمارند و با همه آن می کنند که با سیگار فروشان کرده اند. در اینجا به عنوان یک آذربایجانی رویم را به سوی آن دسته از خودباختگانی میکنم که اعلام می دارند قشون ترک فقط با فارسها آنگونه ناشایست برخورد می نماید. به آنها می گویم:خوب فیلمها را بنگرید بیشتر آنانی که کتک می خورند آذربایجانی و ترکند برای پلیس ترکیه کرد و ترک و فارس مفهومی ندارد . آنان همه را به یک چشم می بینند پس لطفا وطن فروشی نکنید. ضمنا فکر نکنید که من فارسم. نه!!! من یک ترک اصیل آذربایجانی ام. خیلی به زبان و تاریخم علاقه دارم. دوست دارم به زبان خود بنویسم و بخوانم . اما وطن فروش نیستم .
    آقای نوری زاد؛ تا رژیم فاسد جمهوری اسلامی در ایران است. تا فقر و فلاکت بیداد می کند و ضعمان این است و این خواهد بود.

     
    • هم میهن آذربایجانی گرامی…پیش از اینکه در سال 67 با ماشین از فرانسه به ایران برگردم، تصمیم گرفتم لباس کهنه هام رو به زباله دونی بریزم. دوستان از این کارمن جلوگیری کردند و گفتند اون لباس کهنه هارو ببر استانبول، رو هوا ازت میخرند. همینطورهم شد. بین آنکارا تا مرز بازرگان جاده خاکی و کوهستانی و پراز کتل و پیچ و واپیچ بود و درگردنه های سیواس تو جاده سنگ چین میکردند و اتومبیلها را لخت میکردند. به همین خاطر ایرانیهائی که با ماشین عازم مرز بودند، دسته جمعی و پشت سرهم حرکت میکردند و این موضوع از قبل بهشون گوشزد شده بود. قبل از اون دردوران تحصیلاتم دربازگشت به ایران یک بار از قطار استفاده کردم. در ارسنجان ترکیه قطار برای مدتی متوقف شد و فروشنده های سیار با سبدهای پراز میوه و تخم مرغ و نان و غیره وارد ترن شدند. من هم صد لیری ترک داشتم و چون به غذا احتیاج داشتم، خواستم به مقداری که مورد نیازم بود از هرکدام از آنها چیزی بخرم، که بقیۀ صد لیری را نداشتند پس بدهند. تصمیم گرفتم از یکی از آنها تمام سبد تخم مرغش را یکجابخرم، گفت که پول نداره بقیه اش را به من پس بدهد. اما به علت اینکه قطار زغال سنگی بود، وقتی به تبریز رسیدم و رفتم حمام، تا نیم ساعت از گوشها و دماغم دودۀ زغال سنگ می شستم. حالا تا تو ترکیه میفهمند ایرانی هستی، چنان با نگاه پستی و خفت بهت نگاه میکنند که بیا به بین. خودِ من اون وضعیت را بچشم دیده ام.

      ان آلاف و اولوفی که الآن ترکهای ترکیه بهم زدند، از دولتی سرِ حاکمان بی خرد و بی وطن و بی غیرت جمهوری اسلامیست. حالا ترکیه سرگردنه نشسته و حق بوق از لوله های نفتی عراق و آذربایجان میگیره و ده ها ساله که دلال بین آخوندها و بقیۀ کشورهای جهان شده. همه جور واردات اجناس و وسائل گرانقیمت و ممنوع المعامله از طریق ترکیه است. خلاصه اینکه خیانتی که این حکومت جمهوری من درآوردی اسلامی به ایران و ایرانی کرده، هیچ دیارالبشری به مملکت و مردم خودش نکرده.

       
  4. با سلام . آقای نوری زاد شما هم مطلع شده اید که حسین شریعتمداری نماینده مطلقه ولایت فقیه در روزی نامه کیهان چند روز پیش با افتخار گفته است که در دادگاه از کلیه ” جرم ” هایی که کلیه ی شاکیان طی چند سال قبل از وی شکایت کرده بودند و مربوط به اتهام و توهین و نشر اکاذیب و … بود ، تبرئه شده است ؟

     
  5. پاسخ به يك زندانى سياسى سابق در باره مطلب تاج زاده؛ ف. م. سخن
    ……….

    «آقای سخن هرچه زمان حضور شما در خارج کشور بیشتر می شود از واقعیت های جامعه ایران دورتر می شوید. این مطلب شما اگر بخواهیم توهین ها و اتهامات غیر مستندش را برداریم هیچ استدلال قابل قبولی ندارد. چه بخواهید چه نخواهید بسیاری از همان زندانیان دهه اول انقلاب از جمله بنده بسیار بسیار برای آقای تاج زاده احترام قایل ایم و صراحت لهجه و شجاعت انتقاد از خود ایشان را تحسین میکنیم. این البته به این معنی نیست که همه مواضع و دیدگاه هاى آقای تاج زاده مورد تایید ماست. کاش بسیاری از گروه های سیاسی و سران شان شهامتی در حد تاج زاده داشتند و انتقاد از خود میکردند. به شما پیشنهاد میکنم مقاله “پدر مادر ما باز هم متهمیم” آقای تاح زاده را مطالعه بفرمایید و منصفانه در مورد آقای تاج زاده داوری بفرمایید.»

    پاسخ من به ايشان چنين است:
    ………..
    – من سال هاست كه در ايران و خارج از ايران مى نويسم و از زمانى كه اولين مطلبم را در باره ى تاج زاده نوشتم تا كنون كوچكترين تغييرى در گفتار و نوشتار من در باره ى او و سازمان مخوف مجاهدين انقلاب اسلامي ايجاد نشده است. البته يك تغيير كوچك را شايد بتوان لحاظ كرد و آن دفاع از حقوق تاج زاده به عنوان زندانى سياسى، زمانى كه از گردونه ى قدرت به بيرون پرتاب شد و خود مزه ى زندان را چشيد است.

    – در باره ى توهين نوشته ايد. من اتفاقا خيلى سعى كردم به تاج زاده توهين نكنم هر چند شايسته توهين هاى سخت است. در مقابل قاتل و شكنجه گر نمى توان و نبايد با زبان ملايم سخن گفت ولى حال كه دوران مبارزات بدون خشونت (!) است، ما هم از ملايم ترين زبانى كه مى توانستيم به كار ببريم در مورد او استفاده كرديم.

    – در موردِ اتهامات غير مستند نوشته ايد! از شما كه زندانى دهه ى شصت بوده ايد چنين ادعايى عجيب است! من از كجا بروم عكس و لفظ تاج زاده موقع تواب كردن زندانى ها را برايتان بياورم؟! اين اوست كه بايد بگويد آدم هاى اسير زير دست اش را چگونه بى رحمانه «مى زد» (لفظ محترمانه ى شكنجه كردن!) و جسم و روح آن ها را خرد و خاكشير مى كرد. البته «كارشناسى» به طول و عرض تاج زاده «شاگرد شكنجه چى» هم داشت و در مورد اشخاص كم اهميت، اين آقاى «شاگرد» و به قول زنده ياد «فرهاد بهبهانى»، آقاى ٢٥، به دستور تاج زاده وارد عمل مى شد.
    ………..
    – و دو كلمه در باره ى تغيير نظر در داخل و خارج از كشور. آرى. مى توان در داخل كشور به گونه اى فكر كرد و نوشت و در خارج از كشور، به گونه اى ديگر. و اين اصلا بد و نكوهيده نيست! چرا؟! چون ما در ايران، تحت تاثير سندرم استكهلم قرار داريم، و حتى وقتى به خارج مى آييم تا مدت ها تحت تاثير اين سندرم هستيم، تا شايد در اثر مرور زمان اين «دوستدار شكنجه گر شدن» دست از سر زندانى سياسى بر دارد. من حتى زندانى يى مى شناسم كه از خارج، براى دختر شكنجه گرش لباس صورتى رنگ هديه مى فرستاد! حتى ممكن است كار به جايى بكشد كه از جناب شكنجه گر، دعوت شود، براى مدتى كه در خارج به سر مى برند، افتخار دهند و در نزد ما -يعنى زندانى سياسى سابق- به سر برند! آرى! اين سندرم چنين چيز عجيب و باور نكردنى يى است! شخص زندانى و شكنجه شده، بى آن كه خود بداند چرا، دوستدار شكنجه گرش مى شود! پس، يك دوره زندگى در خارج و «خارج درمانى» براى تمام زندانيان سابق ضرورى و لازم است بلكه اين حالت ناجور روانى، دست از سرِ آدم بر دارد و انسان دوباره به انسانيت قبلى اش برگردد و آن گونه بنويسد كه ذهن و انديشه اش حكم مى كند.

    ……..
    http://news.gooya.com/2017/03/post-1427.php

     
  6. با سلام و درود به آقای نوریزاد

    خواهشن اگر ممکن است این یک بیت شعر را در ابتدای هر مطلبی بیاورید تا شاید انسان نماها به خود آیند .

    تو که از محنت دیگران بی غمی ————– نشاید که نامت نهند آدمی

     
  7. ویدئوی سخنرانى فیروز نادری دانشمند ایرانی http://melliun.org/iran/117545
    دقت کنید او میگوید من این شانس را داشتم که مدت 10 سال در ناسا بدنبال انسان در کرات آسمانی بگردم ولی انسان را در وطنم یافتم در جنوب شهر تهران نزد فقیر ترین کودک آن محل

     
  8. مرتضی حاکسار

    سلام – اقا تور خدا فایل صوتی قابل دانلود بزارید مثل ساند کلاد

    —————–

    مرتضای گرامی
    باور می کنید من بلد نیستم چگونه فایل های صوتی را در ساندکلود بنشانم؟ ایکاش یکی از دوستان این زحمت را متقبل می شد. ای امان از تنهایی
    سپاس

     
  9. در اسلام/شیعه هر کاری می شود کرد فقط اگر به نفع اسلام/شیعه باشد!ببینید کی به حمله به سفارتخانه اش را مخالف مقررات بین المللی می نامد؟بعد وقتی ما این موجودات را مکار و دغلباز و بی شرم و سربار جامعه می نامیم نوریزاد گرامی آنها را بنام توهین هاشور می کند!

    ایران حمله به سفارتخانه اش را در دانمارک خلاف مقررات بین المللی خواند

    بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت امور خارجۀ ایران گفت که در پی حملۀ مخالفان جمهوری اسلامی ایران به سفارتخانۀ این کشور در کپنهاک، سفیر دانمارک در تهران احضار شد. وزارت امور خارجۀ ایران حمله به سفارتخانۀ این کشور را از سوی مخالفان حکومت مغایر با “موازین پذیرفته شده بین المللی و مقررات و قوانین دانمارک” توصیف کرده و “عملکرد ضعیف دولت دانمارک را در تأمین امنیت و آرامش سفارتخانه و کارکنان” آن را مورد سرزنش قرار داده است. سخنگوی وزارت امور خارجۀ ایران خواستار “برخورد قاطع، مسئولانه و جدی دولت دانمارک” با حمله کنندگان به سفارتخانۀ جمهوری اسلامی ایران در کپنهاک شده است.

    http://fa.rfi.fr/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%81-%D9%85%D9%82%D8%B1%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-20170302/%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C

     
  10. با سلام . میگویم که در کشور مثل ریگ بیایان خبرنگار و روزنامه نگار و … ریخته است ! چرا یکی یخه ی جناب رینه ای لاریجانی آملی را که تصویر هر روزه ی ایشان در سیمای کشور ، هر دَم مرا یاد ” بز بز قندی گ می اندازد ، سئوال نمی کند که جرم و اتهام آقای عبدالفتاح سلطانی با غیرت ، چیست ؟ بپرسند که این وکیل شجاع چه خبطی را به دستگاه حاکمه ولایت مطلقه ی فقیه مرتکب شده است که باید ایشان زندانی و دزدان و آدمکشان در بیرون رها و ول باشند ؟

     
  11. بدون تردید “قرآن” پر فروشترین کتاب در ایران است و هیچ خانه ای نیست که حداقل یک جلد از این کتاب مقدس در آن یافت نشود. از سوی دیگر با یک بررسی ساده نیز میتوان دریافت که ایران دارای بیشترین مراسم مذهبی شیعی در طول سال است و محور اصلی این مراسم هم امامان شیعه و پیامبر و دختر ایشان میباشند که مراسم تولد و وفات و یا شهادت و وقایع مهمی چون عذیر و بعثت در طول سال با حضور هزاران نفر بر گزار میشوند. بعد از انقلاب این مجموعه با افزودن مواردی مربوط به دهه فجر و رحلت آیا لله خمینی و چند مناسبت دیگر هر چه بیشتر فربه و بزرگتر شدند.لذا میتوانیم ادعا کنیم که در هیچ دوره ای از تاریخ ایران به میزان این 38 سال،یاد خدا و معصومین اینگونه از در ودیوار نباریده است.
    انتظار طبیعی از این همه الگوسازی و نفی سایر الگوها و شخصیتهای ملی و بعضا حتّی مذهبی، این است که جامعه ایران جامعه ای رو برشد وبا اخلاق شود، در حالیکه آنچه که دیده میشود وقوع دو جریان معکوس هم است بنحوی که با ازدیاد تبلیغات بی سابقه، ایرانیان با فسادی بی سابقه هم مواجه شده اند که بعضا برای ایرانی جماعت امری غریب است. ما در جامعه خود هیچگاه این میزان اختلاس از بیت المال نداشته ایم و یا بحث تن فروشی با جنین ابعادی در تمام دوران پهلوی دیده نشده بود. باید پرسید چرا علیرغم بودجه های میلیاردی تبلیغی و مثلا الگو سازی از دختر پیامبر برای دختران ایرانی، سن فحشا امروز برابر اعتراف خود مسئولین به زیر 13 سال رسیده است و اعتیاد و مواد مخدر امروز در مدارس ابتدائی مشاهده میشود؟ چطور میشود چندین دهه ایام فاطمیه گرفت که هزاران نفر در آن شرکت کنند و در عین حال بروز فحشا در بین زنان متاهل امری عادی شود؟
    چطور میشود از پاک دستی امام اول شیعیان سخن مداوم گفت و در عین حال بی سابقه ترین سرقت بیت المال را هم مشاهده کرد؟ جمع این همه تناقض چگونه است؟
    از دوستان حوزه ای علمیه که بی هیج محدویت و نگرانی به شیرهای نفت وصل شده اند انتظار است که حداقل به این موضوع مهم هم بپردازند که چگونه چنین پدیدهای ممکن است و توضیح آن چیست؟
    در این میان 3 فرضیه را میشود برای شروع این تحقیق مهم طرح کزد. اول آنکه ممکن است گفته شود، این الگوهای دینی و شخصیتهای مذهبی هیچ ارتیاطی به جامعه ایرانی ندارند. نه عقایدشان و نه زندگیشان بدرد ایرانی امروز نمی خورد لذا بهیچوجه نمی توانند الگوی کسی باشند.
    فرضیه دیگر اینکه اصلا هدف و غایت نظام جمهوری اسلامی دقیقا همین است که عمل میکند، یعنی صحبت از اخلاق در کلام و عمل به حرام در اجرا و در نتیجه داشتن ملتی بی هدف و الگوی سازنده. اگر این فرض درست باشد سئوال دیگری پیش می آید که فایده این طرح مکرر شخصیتهای دینی در تبلیغات چیست؟ آیا بغیر از این است که از موقعیت این افراد فقط برای وعده آمرزش در اخرت استفاده شود و مردم در مانده قانع شوند که اگر دنیائی ندارند قطعا آخرتشان تضمین است؟
    فرض سوم اینکه هدف و عایت نظام ولایت فقیه جمع هر دوی اینها است!..که در اینصورت شاید دهه بزرگداشتی هم برای مرگ اخلاق و تولد نسلی فاسد هم بتواند از مناسبتهای مهم جدید باشد!

     
  12. طرح بودجه سال 1396 و جداول اعتبارات و هزینه ها را نگاه میکردم . اولین بار بود. بهمین جهت با عقل نپخته و فکر جهنمی که دارم به نتایج عجیب و غریبی که در ذیل خواهم آورد رسیدم که خودم هم باور نمیشود! از آنجا که تازه کار هستم از دوستان خواهشمندم مرا راهنمائی یا ارشاد فرمایند.
    1 – بودجه سازمان بهزیستی کشور: که چند تائی از کارمندانشان را میشناسم و گاها مقالاتی از آنها را خوانده و کمی با عملکردشان در شهرها آشنا هستم بودجه اش 2043.4 هزار ملیارد تومان است که از این 2043 ملیارد مقدار 13 ملیارد و هشتصد ملیون تومان آن هزینه حقوق خود کارمندان در نظر گرفته شده یعنی 0.68 % زیر یک درصد . مشابه این سازمان کمیته امداد امام خمینی است که بیشتر در روستاها فعالیت دارد و بودجه اش 4372.4 ملیارد تومان است که 434.5 ملیارد تومان آن هزینه حقوق کارمندانش است یعنی ده درصد . خدا بدهد برکت راه بهشت اینقدر پرخرج است ؟ آخر این سازمان نامش مزین به امام خمینی است و بنیاد خیریه است. من شنیده ام (شاید گوشهای من عوضی کار میکند) که در کشورهای اروپائی پرسنل بنیادهای نیکوکاری اصلا دستمزدی نمیگیرند و عنداله کار میکنند . در مورد بنیاد شهید و امور ایثارگران که بودجه اش 10800 ملیارد تومان است نتوانستم سر درآورم که هزینه حقوق کارمندان خود بنیاد چقدر است.
    2- بودجه برخی از دانشگاهها
    – دانشگاه تهران 744 ملیارد تومان ، شریف 277.3 ، الزهرا 124.8 دانشگاه بین المللی امام خمینی 87.4 ،شیراز 268.2 ، فردوسی مشهد 294.3 ، تبریز 249.3 ، چمران اهواز 206 ، کرمان 173.1 و…. جامعه المصطفی العالمیه 267.6 ملیارد تومان . در جدول جلوی این اسم جامعه المصطفی العالمیه “دانشگاه” نیامده ولی از آنجا که در کنار دانشگاهها آمده است لابد یکجور دانشگاه یا مرکز آموزش است که حتی بودجه آن بیش از دانشگاههای تبریز و اهواز و بسیاری از دانشگاههاست. فکر نمیکنم دروس مذهبی در آن تدریس شود زیرا ردیف بودجه دانشگاهی مانند اهل بیت و مذاهب اسلامی جای دیگر آمده است. برای تبلیغات مذهبی هم نمیتواند باشد به سر فصل بودجه های زیر توجه فرمائید :
    دفتر تبلیغات اسلامی حوزه های علمیه 112 ملیارد تومان ، شوری هم آهنگی تبلیغات اسلامی 43.2 ، شوری عالی حوزه های علمیه 36.7 ، شوری برنامه ریزی مدیریت حوزه های علمیه 88 ، مرکز خدمات حوزه علمیه 70.8 ، سازمان تبلیغات اسلامی 377.5 ، شوری سیاستگذاری علمیه خواهران 239 ملیارد تومان و… نهایتا خود وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 1180 ملیارد تومان.
    هر کس میداند در جامعه المصطفی العالمیه چه مطالبی درس میدهند و اصلا این دانشگاه کجاست این بنده را هم مطلع سازد. بد نیست حالا که صحبت از تبلیغات اسلام و سلامت روح و روان میشود با بودجه سلامت جسم هم مقایسه ای شود. بودجه وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی 9940 ملیارد تومان است. اگر وزارت ارشاد و تمام تبلیغات وشورای و … جمع برنیم (البته به جز دانشگاهها حتی جامعه المصطفی العالمیه ) به زحمت به 3000 ملیارد تومان میرسد. مشاهده میکنید حتی ثلث بودجه وزارت بهداشت هم نیست . آیا سلامت روح و روان مهمتر از جسم نیست. برای دوستی میگفتم چرا وزارت تبلیغات و ارشاد اسلامی نبایستی بتواند مانند وزارت بهداشت که در هر ده کوره ای خانه بهداشت بر پا کرده او هم مرکزی برای ارشاد تهیه کند ؟ میدانید این دوست مغرض چه جواب داد ، گفت میخواهی اختلاس در آنجاها هم باشد.!
    3 – بالا ترین رقمی که چشمم دید و عقلم پرید 22345 ملیارد تومان بودجه ستاد مشترک سپاه است که جدا از وزارت دفاع 4266 و سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح 18519 و ستاد مشترک ارتش 7774 و ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح 3022 و بسیج 20 ملیونی 1155 ملیارد تومان است . شنیده بودیم سپاه برای آنکه خودکفا باشد فعالیتهای اقتصادی و … انجام میدهد. حتما راوی شیعه نبوده.
    با انکه بحد کافی ارشاد و تبلیغات اسلامی صورت میگیرد و مردم هم مومن هستند با اینجال مراقبت نکردن دور از احتیاط است و وزارت اطلاعات بودجه اش 3893 ملیارد تومان است. اینجاست که وقتی که جمله “نگهداری مهمتر از ایجاد است” مصداق پیدا میکند. انقدر مهمتر که سپاه هم مواظب است. پتانسیل انحراف زیاد است و سر منشا آنهم این آموزشهای جدید است که وزارت آموزش و پرورش متولی آنست و بودجه آن 31681 ملیارد تومان است. البته بسیار سعی شده است که کارگزاران و معلمین مکتبی باشند ولی مشکل از خود متون درسی است یادم است 60 سال پیش مادر بزرگم که زیاد پای منبر میرفت بمن میگفت که دیگر اصلاح بشو نیستم میگفت کسی که فیزیک و شیمی بخواند دیگر خدا را نمی شناسد. اخیرا گفته شده که علوم انسانی غیر اسلامی نخوانیم ولی من فکر میکنم مشکل بیشتر از این حرفهاست و مادر بزرگم بهتر فهمیده بود. میگویند بعد از جنگ جهانی دوم که آلمان شکست خورد و به ویرانه ای تبدیل شد و بسیاری از زیر ساختهایش را از دست داد اولین صدراعظم آلمان غربی کنراد ادناوئر وقتی بودجه سالانه را به مجلس برد بخش اعظم بودجه را به آموزش و پرورش تخصیص داده بود و بهمین جهت در مجلس مورد اعتراض شدید قرار گرفت نمایندگان میگفتند کارخانه ها ویران شده ، جاده ها از بین رفته زیرساختها از قبیل برق ، آب و… از بین رفته این چه بودجه ای است که همه را برای آموزش و پرورش گذاشتی ؟ او در جواب گفت اگر نسل آینده درست آموزش به بیند او تمام اینها را درست خواهد کرد. شاید بدانید در مملکت ما تحصیل تا پایان مقطع راهنمائی اجباری بود. بویژه در روستاها راهنمائی را که میخواندند و تمام میکردند فارغ التحصیل میشدند. من از هر پنج فارغ التحصیل بارها و بارها و سالها که میپرسیدم 7 تا 9 چند تا میشود ؟ چهارتای آنها یا جواب نمیدادند و یا اشتباه میگفتند. اخیرا مورد بوده که از دیپلمه هم پرسیده ام نمیدانست. نمیدانم شاید اینهم یک راهش باشد.

     
  13. مهدی از تهران

    عرض ادب و احترام
    1- به دفعات در همین سایت جناب نوری زاد نوشته ام که رژیم ولایت مطلقه فقیه در حالیکه مردم سر گرم برجام و تحریم و موشک بازی و ازاین کارهای حکومتی میباشند، او در حال انتخاب جایگزین برای آقای علی خامنه ای هستند. امروز آقای احمد خاتمی ( آخوند حکومتی جلو صف وایسای نماز حکومتی جمعه) قروم اول را شروع کرد. در بعضی رسانه ها از اونقل کرده اند که گفته “”سخنگوی هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری با ….. “” (لطفا به سایت http://www.radiofarda.com/a/f12-iran-clerics-in-process-choosing-net-leader/28350416.html) برای خواندن بقیه گفته رجوع نمائید). از این قروم اول شاید بتوان برداشت کرد که اوضاع روحی و جسمی آقای علی خامنه ای رژیم ولایت مطلقه فقیه را وادار به قروم قروم کردن کرده.
    2- تعدادی نا بخرد و مغرض مقیم خارج و شاید هم در داخل، مخصوصا شاه بازها و سلطنت طلب ها به سر کردگی اقای رضا پهلوی پسر خود کشی نکرده اقای محمد رضا پهلوی با برنده شدن جایزه اسکار توسط آقای اصغر فرهادی و نرفتن معترضانه ایشان به آمریکا بشدت ناراحتند. این افراد که در ظاهر این انتقاد نا بجا را به بهانه مخالفت با حاکمیت ایران اعلام میکنند، به نظر اینجانب در باطن به دلیل فرار خود خواسته از ایران و نداشتن موقعیت تردد آزادنه به ایران با هر اقدامی که جنبه مثبت برای ایران داشته باشد مخالفند.
    این افراد فراری از ایران که ملت خود را به جای ایستادن در کنارشان خود خواسته رها کرده و با قسم یاد کردن به وفادار بودن به پرچم کشور محل اقامتشان به ذلت و خواری تن داده اند، بهتر است متوجه باشند، کشور میزبان بخوبی می داند که چنین انسانهائی که به وطن و ناموس و فرهنگ خود پشت کرده اند، هیچ وقت نمیتوانند انسانهای وفاداری به کشور میزبان باشند.
    3- اقای دونالد ترامپی نژاد (رئیس جمهور فعلی آمریکا) با آن رفتار پپولیستی خود اینطور نشان می دهد، که فقط آمریکا و کشورهائی که در آنجا سرمایه گذاری کرده و متحدان دائمی آمریکا برای او کره زمین است و بقیه انسانها حشرات موذی هستند. لذا این فرد در صورت تداوم حرکات فعلیش، می تواند عامل مهمی برای تجزیه اینده امریکا شود.
    3- سخنی با جناب محمد نوری زاد،
    دوست عزیز اقای نوری زاد شما با رسانه های مختلفی مصاحبه می کنید. توصیه اینجانب آن است که همانطور که رسانه ها میگویند الزاما نظر مصاحبه شونده (مهمان برنامه) نشاگر نظرات این رسانه نمیباشد، شما هم در ابتدای صحبت بگوئید که مصاحبه کردن اینجانب محمد نوری زاد با این رسانه الزاما نشانگر موافق بودن اینجانب محمد نوری زاد با تفکرات و راه و روش وسلائق و اعتقادات این رسانه نیست. مثال میزنم، شما با خانمی بنام زینا تهرانی چندین بار مصاحبه نموده اید (چه زمانی که این خانم مجری در تلویزیون معلوم الحال ایران آریائی بود و چه حالا که در برنامه ساز تلویزیون معلوم الحال دیگری بنام کانال یک میباشد)، آیا شما می دانید که این خانم چه وضع و حالی دارد؟ چه بسا مصاحبه شما با ایشان و مصاحبه ایشان با افرادی چون حمزه پور باعث شود که بعضی از ببینندگان تصور کنند که تفکرات بیمار گونه و تجزیه طلب و دیکتاتورپرست و ضد ایران و ایرانی امثال خانم تهرانی و حمزه پور و امیر حمید (شهرام) همایون مورد تائید شما هم باشد.
    ضمنا اضافه کنم که اینجانب مصاحبه با هر رسانه خارج از ایران که دولتی یا داری خط و مشی حزبی یا گروهی و امثالهم باشد را قبول ندارم والا مصاحبه با رسانه بی طرف و غیر انتفاعی که فقط جنبه رساندن صدای ما مردم ایران را به مردم دنیا داشته باشد را نه تنها مضر نمیدانم بلکه مفید هم میدانم.

    به امید نهادینه شدن عقل و خرد در فرهنگ ما ایرانیها و به امید حذف کامل فرهنگ جهل و خرافی دینی و مذهبی از ایران
    مهدی از تهران

     
  14. اسناد ساواک که وزارت اطلاعات ایران آنها را منشر کرده نشان می‌دهد، سدسازی در ترکیه، عراق و سوریه در سال‌های دهه ۱۳۴۰ باعث شده این نگرانی در ایران ایجاد شود که به سبب بالا رفتن شوری آب شش میلیون نخل در حاشیه اروندرود (شط‌العرب) خشک شود.
    در ۵۰ سال پیش این خطر از طرف دولت شاهنشاهی پیش بینی شده بود .
    اما این نظام گیج و منگ و دولتمردان بی خردش هنوز متوجه نشده اند چه بلای جبران نا پذیری بر سر مملکت امده است .
    چه انتظاری؟ از کسی که بقول اقای پسندیده :(شخص بی ابرویی که توان راه بردن یک نانوایی را ندارد) حالا شده رهبر مملکت و دولتمردانیکه در میزان اختلاسها کورس گذاشته و مشغول بالا کشیدن املاک و منابع طبیعی مملکت هستند و رهبزی که فقط بفکر توسعه قدرتش در کشورهای سومالی و فلسطین و سوریه وعراق ووووو با بذل و بخشش میلیاردها دلار ار جیب این ملت مصبت زده میباشد باید منتظر روزهای بدتر از این باشیم.
    مرگ بر ما که گفتیم مرگ بر شاه
    اوایل شعاری مرسوم بود امریکا امریکا مرگ به نیرنگ تو خون جوانان ما میچکد از چنگ تو
    و ما هم کور کورانه انر تقلید میکردیم بعد ها که تب انقلاب خوابید هر چه فکر کردم امریکا کجا و چگونه دستش به خون جوانان ما الوده شده جوابی پیدا نمیکردم اما بعد از ۱۰ دوازده سال متوجه شدم شعار حالا مصداق پیدا کرده نیرنگ امریکا همان بردن شاه و اوردن این جلادان بوده که منجر به جنگ ۸ ساله و کشته و زخمی شدن یک ملیون جوان و اعدام دهها هزار در زندانها و اوارگی ووو حاصل ان بود.
    شعار را اینگونه باید اصلاح کنیم: امریکا //// مرگ به نیرنگتان خون جوانان ما میچکد از چنگتان

     
  15. تقدیم به مزدک1 و شرکاء!
    —————————–
    امریکا و بحران واقعی
    همان است که ترامپ می گوید!

    سخنراني ترامپ در کنگره امریکا که روز پنجشنبه ایراد شد، اگر هم توسط رسانه های معروف تصویری و مکتوب اروپا و امریکا پوششی داده شد، بسیار کوتاه و سانسور شده و با تمرکز روی نکات فرعی و بی اهمیت این سخنرانی بود. این درحالی است که او در این سخنرانی نشان داد که آن بازی های مضحک پیش از انتخاباتی تمام شده و نوبت حرف های اصلی رسیده است. تسلط او به سخن گفتن، بدون داشتن حتی یاددداشتی کوتاه از فهرست مطالب و همچنین نمایشی که با کمک همسر و دخترش برپا کرد نشان داد که او صحنه گردان قابلی است. از نکات مهم دیگر این سخنرانی زیرکی او برای نام نبردن از هیچ کشور اروپائی و همچنین از روسیه، اما دادن آدرس تقابل اقتصادی با اروپا و مذاکره برای بهبود مناسبات با روسیه بود. ترامپ دراین سخنرانی وعده هائی درباره آینده امریکا و ساختن دوباره آن داد، که این یک تعارف است، اما آنچه تعارف بردار نیست، آن سیمائی است که از امریکای امروز در کنگره امریکا نشان داد. در واقع حرف اساسی همین مسئله آخر است که برای نخستین بار یک رئیس جمهور امریکا رسما در کنگره این کشور مطرح کرده است. شبکه های تلویزیونی فریبکار امریکا مانند سی . ان . ان بجای پوشش خبری دادن به این بخش های مهم سخنرانی ترامپ و تشکیل میزگردهای مرسوم دراین شبکه تلویزیونی، مردم را بلافاصله سرگرم یک موضوع فرعی و در حد شایعه مربوط به تماس فلان برگمار شده ترامپ با سفیر روسیه شدند و اکنون سه روز است که همین بمباران افکار عمومی در امریکا ادامه دارد. شما هرگز عکس و فیلمی از تظاهرات مردم امریکا در ایالت های مرکزی این کشور به سود ترامپ و تائید سخنان او نه می بينید و نه می شنوید و نه می خوانید. سانسور مطلق حاکم است. ترامپ خطاب به کنگره امریکا گفت که «طبقه متوسط امریکا از بین رفته است. صنایع امریکا در حال مرگ است، 94 میلیون بیکار و دریافت کننده مواد غذائی در امریکا وجود دارد. 43 میلیون امریکايي زیر خط فقرند. از هر پنج امریکائی که باید شاغل باشد یکنفر بیکار است. امریکا در بدترین دوره اقتصادی خود در 65 سال گذشته است. از زمان پیوستن چین به پیمان تجارت آزاد 60 هزار کارخانه در امریکا از دست رفته است.» اینها و اشارات صریح دیگری که ترامپ در سخنرانی سالانه کنگره امریکا ایراد کرد و مطرح ساخت زیر بمباران اخبار ساختگی و جعلی و باصطلاح میزگردها درباره تماس فلان عضو کابینه ترامپ با سفیر روسیه پنهان شد و آنچه که ما پیوسته بر آن پای فشرده ایم همین است. این که سد سانسور رسانه های پرقدرت امریکا و اروپا را باید شکست و فهمید و دانست امریکا و اروپا به کجا می روند و عمق مسائل چیست؟
    http://www.pyknet.net/1395/01esfand/14/page/bohran.php
    ——————
    متن کامل و ترجمه شده
    سخنرانی ترامپ در کنگره امریکا
    سخنرانی یکساعته ترامپ در کنگره امریکا را که صدای امریکا مستقیما ترجمه فارسی و پخش کرده را می توانید ببینید و بشنوید!

    ——————-

    https://www.youtube.com/watch?v=s550H3XEI6M&app=desktop

    دونالد ترامپ در سخنرانی اولین حضورش در کنگره چه گفت؛ فیلم کامل
    فیلم کامل اولین سخنرانی دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در کنگره منبع پخش – http://ir.voanews.com/a/3744746.html

     
    • سیز یک روز طعنه زد به پیاز
      که تو مسکین چقدر بد بوی
      نه اینکه در ایران صدها کانال تلویزیونی و شبکه رادیویی غیر دولتی وجود داره، نه اینکه تلویزیون میلی اخبار اعتراضات مردم خوزستان و فاجعه شور شدن آب کارون و آب کشاورزان را به اطلاع همه می رسونه تا مردم بدونند که وطن فروشان بالفعل کی ها هستند، نه اینکه در ایران هزاران نفر منتقد را با اتهامات واهی به زندان های طویل و شکنجه محکوم نکرده اند، نه اینکه در ایران حکومت پاسخگوی تقسیم بودجه بی حساب به دستگاه های تبلیغاتی خودشه، نه اینکه حکومت مردم ایران را به درجه یک و دو و ضد انقلاب و انقلابی و ولایی و دگراندیش تقسیم نکرده، نه اینکه حکومت ضد ملی ما به مخالف و موافق خودش اجازه می ده تا تظاهرات کنند ، نه اینکه ما اصلاً و ابداً بیکار و روسبی و گورخواب و کارتون خواب و کولبر و معتاد نداریم، حالا دیگچه به دیگ میگه روت سیاه. آقای محترم یک کلمه هم از سد گتوند بگو که تمامی آینده ایران را تهدید به ویرانی و بی آبی میکنه تا جیب مشتی بی وطن زورگو و قلدر پر بشه. من که به عنوان یک ایرانی راضی نیستم یک قرون از بودجه ای که در اون سهم دارم بره تو جیب این سازمان های گل و گشاد تبلیغاتی که در این سال ها نتیجۀ کارشون این بوده که جوان ها روز به روز از اسلام بیزارتر بشند و ده ها هزار جوان تغییر دین بدند . از خون سگ حروم ترشون باشه، میلیون ها نفر محتاج نون شب اند و اون وخت موسسۀ فروش آثار صد من یه غاز امام خمینی خدا تومن بودجه می گیره. برو این مطالب رو تو کیهان حسین بازجو یا سایت توده ای بنویس. اینجا فکر نکنم کسی خریدار داشته باشه . آخه کی به کی داره میگه سانسورچی!

       
      • آنچه مقصود اصلی من از انعکاس این نوشته و لینک سخنان ترامپ بود ،نفی و انکار اینهایی که شما ردیف کردی نبود ،فرض کنیم این مسائلی که مطرح کردید همه درست ،دقیق و منطبق با واقع است و من با شما موافقم در همه این اشکالات در ایران ،اما مقصود من بحث وجود سانسور در امریکا نبود ،آنچه مقصودم با توجه به مخاطب خاص (مزدک1وطن پرست که از عربده های ترامپ بهیجان آمده و رویای حمله امریکا به ایران را آشکار کرده بود) بود این فقرات از سخنان ترامپ بود که :
        ” «طبقه متوسط امریکا از بین رفته است. صنایع امریکا در حال مرگ است، 94 میلیون بیکار و دریافت کننده مواد غذائی در امریکا وجود دارد. 43 میلیون امریکايي زیر خط فقرند. از هر پنج امریکائی که باید شاغل باشد یکنفر بیکار است. امریکا در بدترین دوره اقتصادی خود در 65 سال گذشته است. از زمان پیوستن چین به پیمان تجارت آزاد 60 هزار کارخانه در امریکا از دست رفته است.»”.
        اینها دقیقا سخنان امام زاده ترامپ است که وطن فروشان مدعی ایرانیت به او دخیل بسته اند! این سخنان سخنان کسی است که الان رئیس جمهور امریکاست و از مرحله تبلیغات متداول انتخاباتی گذر کرده است ،خواستم بگویم اینها واقعیت های فعلی جامعه امریکاست ،و رئیس جمهوری که هنوز مورد اعتراض بخش وسیعی از مردم امریکاست و هنوز درگیر یک مساله ساده در امر مهاجرت خارجی ها به امریکاست و هر روز قانونی درست می کند و از سوی دستگاه قضائی آنجا نقض می شود! رئیس جمهوری با چنین طرز فکری و با مواجهه با چنین وضعیتی که خود از اقتصاد امریکا ترسیم می کند و رسانه های امریکا از انعکاس آن خود داری می کنند ،بسیار پیزری تر از آن است که توان مداخله نظامی در کشور قدرتمندی بنام ایران داشته باشد و پیزری تر از آن است که بقول وطن فروشان وطنی! روانی بودن او “بنفع” ما (یعنی وطن فروشان) باشد و توقع داشته باشند که بیاید اینجا مداخله کند و فرش قرمز برای امثال مزدک پهن کرده بگوید :هی یر یو آر! یو آر ولکام تو ایران!

         
    • آخوند سید مرتضی شما /////یک آخوندی هستی که جرئت حرکت از منزل را برای بر رسی اوضاع اسف بار ایران نداری و آنوقت در مورد امریکا تحلیل میکنی به قول معروف کور خودمم بینای مردم ! مفهوم بود////

       
  16. با درود بسیار برجناب آقای محمد نوری زاد.
    دیروز پس از شنیدن سخن روز٫ با کمال تأثر و حزن و اندوه٫ دلنوشته کوتاهی درج کردم٫ ولی نشر نفرمودید؟
    با سپاس و آرزوی تندرستی شما.

     
  17. حکم احمد منتظری بحالت تعلیق درامد.
    واقعیتش هرچه فکر کردم نتونستم بفهمم چرا
    ایا زندانی کردن وی برای نظام هزینه داشت؟ چه هزینه ای؟
    یا اینکه با وعده ها و حق حسابی که بهش رسیده احمد اقا قول داده پسر خوبی باشه و دیگر از این شیطنت ها نگنه
    در مقایسه با سایر زندانیان سیاسی واقعا دادگستری داریم . عین عدالت!!
    یکی پاش به زندان نرسیده مرخصی میره اون یکی به خاطر فوت پدرش مرخصی میره رودرواسی میکنن برشگردونن
    خدا بداد زندانیان سیاسی غیر خودی برسه دریغ از ذره ای عدالت.
    پیامی هم برای فرزندان هاشمی و منتظری:
    بدون شک شما دارای اطلاعاتی ارزشمندی هستید که وظیفه انسانی ایجاب میکند انرا به اطلاع مردم برسانید و ان اطلاعات الان ارزشمند است تا ملت ایران بداند چی بر انها گذشته و فردای روز افشای ان اطلاعاتی سوخته که فاقد ارزش و فقط یک خوشیرینی غیر قابل پذیزش از طرف ملت بحساب خواهد امد و این خیانتیست غیر قابل بخشش.
    در باره فرزندان هاشمی که متاسفانه میبینم فیزیک مردی را خدا به پسران و برادرش داده اما دریغ از یک جو خصلت مردانگی ولی با مقدار شهامتی که در دخترانش میبینم امیدوام کمی قید عافیت طلبی را بزنند و با افشای ان کوشه ای از جنایاتی که پدرشان در تمامی انها دست داشته جبران کنند
    اغوش ملت بروی شما باز است قبل از اینکه دشمنان شما برای تخریب پدرتان با افشای اطلاعات دستچین شده دست بکار شوند با پیشقدم شدن این فرصت را از انان بگیرید
    شما مسئول کارهای پدرتان نیستید اما پنهان کردن اطلاعات شما را شریک جرم خواهد کرد و باید جوابگوی ملت ایران باشید.

     
  18. تبلیغ ایدیولوژی اسلامی به چه قیمتی و از جیب کی؟

    http://ir.voanews.com/a/3748504.html

     
    • من به عنوان یک ایرانی از میان مردمی که از آخوند جماعت ///// و با کار شرافتمندانه جلو روی زن و بچه ام همیشه شرمنده ام ، نفرینشون می کنم که این پول ها حرامشان بشه و از گلوشون پایین نره.

       
  19. در شهر هرت
    جریان تعلیق حکم های رسمی هم چون مباح و تقیه یک بام و دو هواست. معلوم نیست که چیست ؟یه چیزی مثل نیمه مجرم، نیمه مرده، نیمه سوخته، نیمه صلح، نیمه جنگ، نیمه امام، نیمه اسلام، نیمه پخته، نیمه دعا، نیمه نماز، نیمه سیر، نیمه خواب، نیمه گروگان، نیمه …. خلاصه برازنده قامت نیمه دستگاه نظام است.

    البته ، آزادی هر زندانی سیاسی باعث خوشحالی است .

    “حکم صادره توسط دادگاه ویژه روحانیت نسبت به حجه الاسلام والمسلمین احمد منتظری که موجب اعتراض بسیارى از عزیزان از جمله مراجع معظم تقلید شده بود تعلیق، و ایشان به منزل بازگشت.“

     
  20. اینها که به قاضی پور گیر می دهند در اصل با ما ترکها دشمنی دارند اینها حسادت می کنند که آذربایجان پیشرفته ترین استان کشور و استان بی افغانی است. اینها حسادت می کنند وقتی می بینند ما تبریز را با نیروی کار خودمان بدون کارگر بیگانه و اجنبی افغانی و پاکستانی و … به توسعه یافته ترین استان تبدیل کردیم و زن و بچه مان نیز هیچوقت مورد تجاوز گروهی اجنبیهای مهاجر افغان و عراقی و پاکستانی درنیامد. همین چند روز پیش خبر تجاوز 11 اجنبی به یک کودک تهرانی در رسانه ها منتشر شد دشمنان ما ترکها از اینکه این اتفاقات هیچگاه در تبریز و اردبیل و زنجان و ارومیه نمی افتد حسادت می کنند درد اینها همین کینه وحسادتشان است بقیه روشنفکربازیها برای پنهان کردن این حسادت است. اینکه قاضیپور به زنها بد گفته یا جک تعریف کرده بهانه است . شما ها دلتان به روشنفکربازی خوش باشد
    ( در جواب کامنت اول)

     
    • دوست گرامی ساوالان
      کسی از آبادی کشورش نا راحت نیست و از اینکه آن بخش ازکشورمان به دست توانای هموطنان ترک آباد شده همه بسیار خوشحال و مفتخریم . اما این دلیل نمیشود که اگر هموطن ترکی اشتباهی کرد انتقاد نکنیم. چه خوب بود اگر کسانی از همان آذربایجان هم , همان اول کار , از آقای قاضی پور انتقاد میکردند . شما لطفا هر چیزی را به اختلافات قو می ربط ندهید . مگر هموطنان ترکما ن کم از فارس ها ,… در طول تاریخ انتقاد کرده اند؟ ( زنده یادان کسروی , پیشه وری , خیابانی, ….را که حتما یادتان هست ؟) . آقای قاضی پور باید متوجه باشد که ایشان از ان جهت که نماینده مردمی متمدن و با فرهنگ هستند نباید هر چه را که به ذ هن مبارکشان میاید بر زبان بیاورند . ایشان نماینده مردی اند که بزرگان بسیاری در خود پرورش داده اند. شما مسائل را فارغ از بد بینی های ناشی از اختلافات حل نشده قومی بررسی کنید و با اینکار به تقویت وحدت بین ملتهای گوناگون ساکن ایران خدمت کنید. افغا نی ها , عراقی ها و هر کسیکه از جنگ گریخته و به کشور ما آمده است , قدمش بر چشم ماست . این وظیفه انسانی هر کسی است که به همنوع خود کمک کند. ما هم اگر خانه مان در آتش جنگ بسوزد به دیگران پناه میبریم .خوب است آنوقت آنها در خانه خود را بر ما ببندند؟ اگر در میان آنها کسی کاری بر خلاف قانون کرد باید با او در چهار چوب همان قانون برخورد کرد و حتما به همان اندازه که با مردمان بومی خودمان میکنیم . با آرزوی تندرستی برای شما .

       
    • ساوالان گرامی منهم مراغه ای واذری زبان هستم ولی با بی ادبی وتوهبن وزشت گوئی از جانب همزبانها هرکه با هر مقامی که داشته باشد مخالف هستم

       
  21. در شهر هرت
    تا نظام مقدس داعشی اسلامی برقرار است، گروگانگیری اتباع خارجی ادامه دارد.
    نانا بدریان و آندره وارتانیان، زوج مسیحی اهل تاجیکستان به ترتیب از ۳۹ و ۴۹ روز پیش توسط نیروهای وزارت اطلاعات در تهران بازداشت شده اند.

     
  22. در شهر هرت
    نظام داعشی مقدس اسلامی ایران
    ماموران شهرداری ،ماموران شهرداری،ماموران شهرداری به بهانه سدمعبر و ازدحام در روزهای شلوغ پایان سال، از دستفروشان می­‌خواهند که پیاده­‌روها و حاشیه خیابان­ها را ترک کنند.
    خبرگزاری هرانا ـ در آستانه سال جدید، موج جدیدی از برخورد با دستفروشان شهری در شهرهای زیادی به راه افتاده است.

     
  23. در شهر هرت
    نظام داعشی مقدس اسلامی ایران
    حکم قطع دست یک زندانی که به اتهام سرقت صادر شده بود در دیوان عالی کشور تأیید شد.

     
  24. دوستان…به این تصویر نگاه کنید.
    اینجا آفریقا نیست. اینجا سیستان و بلوچستان ایران است. شرم بر حاکمان و مدافعان این حکومت چپاولگر و آدمخوار!!!!!!!!!!

    https://www.facebook.com/dahe50/photos/a.370583720308.204032.338261455308/10153901712390309/?type=3

     
    • متنفر از دروغ گو

      این عکس از آدرس زیر سرقت شده جناب کبیری و ربطی هم با بلوچ های ایران ندارد. هر کسی که کینه کورش نکرده باشد میتواند خیلی ساده بفهمد که عکس نمیتواند از مادر و کودکی ایرانی باشد. شرم بر متقلبین و دروغگویان , و ایضا , مستبدین و دزدان و آدمکشان . خداوند ما و ایران را از شر هر دو گروه حفظ کند . آمین یا رب العالمین .
      http://www.financialmirror.com/news-details.php?nid=27702

       
      • دوست محترم…از این اشتباه عذرخواهی میکنم. اما انقدر حاکمان بی مروت و نا انسان جمهوری اسلامی مردم را دچار رنج و مرارت کرده اند که بجای این عکس هزاران عکس میتوان ارائه داد که حکایت از فقر روز افزون مردم و ملت ماست. به هر تقدیر، ما نمیتوانیم فقط و فقط با انتقاد از یک عکس اشتباهی خیانتها و جنایتهای حکومتگران جمهوری اسلامی را از این همه نابکاریها تبرئه کنیم. آیا خبر دارید که سیستان روزی روزگاری انبار غلۀ ایران بود؟ و آیا خبر دارید که سیستان طبق معاهدۀ تاریخی دارای حقآبه از رود هیرمند است؟ و ایا خبر دارید که سالهاست در این حکومت افغانستان بر خلاف آن معاهده، ورود آب را به ایران بسته است؟ و آیا خبر دارید که مردم سیستان و بلوچستان بر اثر بی آبی در حال مرگ تدریجی هستند؟ و ایا خبر دارید که همین مردم قربانیان زد و بندهای دزدان سرگردنۀ حاکمیت جمهوری اسلامی با حکومت افغانستان بوده و با عقد قراردادهای میلیاردی با افغانستان چشمانشان را بر تخلف آن کشور در متابعت از معاهدۀ آب هیرمند بسته و جان مردم سیستان و بلوچستان را فدای مطامع سیری ناپذیر خود کرده اند؟ و متقابلاً من هم از شما سوآلی دارم: بفرمائید شمائی که به یک عکس اشتباهی چنین آشفته خاطرشده و دیگران را متهم به تقلب، استبداد، دزدی و آدمکشی میکنید، آیا تاکنون شهامت آنرا داشته اید تا آینه در مقابل حاکمان خائن جمهوری اسلامی گرفته و همین صفات مذموم را درآن به بینید؟

         
        • متنفر از دروغ گو

          آری دوست عزیز من از همه آنچه نام برده اید خبر دارم و بیش از آن هم خبر دارم اما به این هم عمیقا اعتقاد دارم که با دروغ نمیشود با تبهکاری مبارزه کرد چون در نهایت وقتی دروغ فاش میشود به تبهکار یاری رسانده میشود. همین چیزهای به ظاهر کوچک را اراذل و اوباش حا کم بر کشور به اراذل و اوباش تر از خودشان , که به خدمت گرفته ا ند , نشان میدهند برای آنکه بگویند که مخالفانشان دروغ میگویند. مارکس می‌گفت : نمی‌توان به هدف‌های شریف با وسایل غیر شریف دست یافت.” کسانی که شما از آنها مطلب را کپی کرده اید بیشک آدم های صادقی نیستند. این ها همانها هستند که در زمان حکومت خود دزدی ها و جنایات خود را کردند و بعد کشور را دو دستی تقدیم اراذل و اوباش کردند و گریختند و حالا طلبکار هستند و کارشان هم شده دروغ پراکنی . من حرف شما را کاملا باور میکنم که از روی سهل انگاری مطلب را نقل کرده اید . با آرزوی توفیق بیشتربرای شما در خدمت به میهن .

           
  25. " تورج میرزا"

    “تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است” ( سعدی )

    اندر حکایت انبان پر فحش مزدک

    بالاخره نوریزاد عزیز به فغان آمد و پس از نیم ساعتی تجدید قوا , به دنبال هاشور باران کردن یکی از شاهکار های اخیر مزدک , آنچه را که مدت ها در دل داشت بر قلم جاری کرد که :

    “خسته کردی مرا مزدک گرامی ! تا مرا به کشتن ندهی سوز درونت آرام نمی گیرد. منتظر باش. همین روزها به خواسته ات می رسی رفیق!!”

    بگذریم از این که ما از نوریزاد گله داریم که کلمه رفیق را , اگر چه به تمسخر , برای چنین وجود نازنینی بکار میبرد اما از آنجا که طرفداران نظام پادشاهی قبل از انقلاب خود را ” جان نثار” میخواندند به نظر من این عنوان دقیق تر حال و روز دوست گرامیمان را بیان میکند. من شعر زیر را پس از خواندن گله حزن انگیز نوریزاد سرودم و آن را به نور چشم همه ما مزدک تقدیم میکنم :

    دلایل قوی باید و جمله نیک
    نه انبان پرازفحش های رکیک

    نداری اگر توشه از بهر کس
    به جایش عمو جان بپران مگس

    ترا با درستی و نیکی چه کار ؟
    چو حرمت کشی , فحشت آید بکار

    بگو تا زملا چه بد دیده ای؟
    که هر دم به عذری بر او ////؟

    گرفتم سخن های تندی ز ملا زدی
    به هنگام تعریف او گ..ز, درجا زدی

    بپاشیدی اندر سراپای ///
    بسی/// باقی زاشتر ,با های و هو

    بگفتی همه زشتی اش سر به سر
    زدی کوس رسوایی اش در به در

    چو ملا خورد مال مفتی چه با ک؟
    نگردد ورا ترک عادت, نکن سینه چاک !

    ترا چه فضولی کنی جو و جست؟
    متاعیست دزدی , مگر مال توست؟

    ثوابی کنی , شاید اجری بری
    اگراز تو کس حرف نیکو خری

    برو تا توانی سخن نیک گو
    ز دانش بگو , کمتراز خیک گو

    چو آخر زدی تر به گفتار خود
    نجاست فشاندی ز جستار خود

    نباید بخواهی کنون پاس خویش
    ندارد کچل مو بر طاس خویش

    لغتنامه :

    ر..ده ای= قضای حاجت کرده ای
    گ..ز= همانکه برخیها وقتی نا غافل در میکنند از شرمندگی , سرفه ای می کنند یا پایی بر زمین میسایند که یعنی صدا از آنجا نبود , از این جا بود .
    اگراز تو کس حرف نیکو خری =اگر کسی موفق شود از تو حرف درستی بشنود ( خری= بخری)
    حرمت کشی= بی حرمت کردن دیگران , کشتن حرمت دیگران
    ورا= وی را , او را
    جو و جست= جستجو
    تر= تر زدن , خرابکاری کردن ( همان چیزی که استادش احمدی نژاد و نزدیکترین هم فکرش است)
    جستار= لغتنامه را باز کن ببین چه معنی میدهد , تنبلی زیاد خوب نیست برادر !

     
  26. گزارش آژانس اطلاعات دریایی آمریکا: ایران در حال حاضر در حال ساخت زیر دریایی هایی است که می تواند موشک های کروز ضد کشتی شلیک کند. این موشک ها همچنین توانایی غرق کردن فوری کشتی های آمریکایی در تنگه هرمز را دارند.
    مش قاسم: آمریکایها صاف و پوست کنده میگن اینا دارن موشکی میسازن که کشتیهای ما رو میتونه فوری غرق کنه، به توان اینا ازعان میکنن. سرداران شکست خورده هر روز عربده میکشن که ما نیروی دریایی امریکا رو در خلیج فارس نابود میکنیم. حالا شما فکر میکنین اگه جنگی در بگیره کدوم طرف نابود میشه؟

     
  27. وزوزیر/* بهنداشت به فرموندار/* شهرستان بدره: نمی‌توان فعلا در این شهرستان بیمارستان احداث کرد.
    مش قاسم: ولکن اگه شهرستان بدره در لبنان، عراق، و، سوریه، بود تا به حال نه فقط بیمارستان بلکه ۱۰ تا بیمارستان توش ساخته بودن. این حاجی فرموندار/* خیال میکنه فرموندار یه مشت جمیعت لبنانی، عراقی (شیعه البته)، و، سوریه ای هست که همچین درخواستها داره. به قول وزوزیر/* بهنداشت مرتیکه نفهم.
    /*: ک

     
  28. سلام فراوان به جناب نوري زاد بزرگوار و پركار! و سلام به همه نازنيناني كه حضورشان زينت بخش نمايشگاه شده و عكس هايشان آرامبخش دلهاي بي قرار روزهاي خوب!
    بسي خرسند و دلشادم از اين جمع صميمي و همدل در اين وانفسائي كه نالايق ترين ها و نابكارترين ها در مصدر قدرتند و چوب حراج به هست و نيست مردم زده اند و كشور را به تاراج و يغما مي برند. سپاسگزارم از نوري زاد بزرگوار كه چنين امكاني را فراهم كرده اند و به اين بهانه ما را هم در اين همدلي ها و يگانگي ها سهيم ساخته اند. سپاس بيكران!
    افسوس كه بنده امكان حضور مستقيم در نمايشگاه را ندارم تا از اين جمع خوبان نيرو و انرژي بگيرم. اميد كه جمعتان هميشه جمع باشد!
    راستي جناب نوريزاد گرامي، آيا ديگر ( مثل سابق) امكان پاسخ به ايميل ها نيست؟

    ———-

    درود حمید گرامی
    ایمیل سابق من هک شد و من بناگزیر ایمیل تازه ای وا کرده ام با این نشانی:
    mnoorizaad@gmail.com

    اگر با این نشانی برای من بنویسید حتما می بینم.
    سپاس

    .

     
    • جناب نوریزاد ولی در فیسبوک تان همچنان آدرس قبلی ایمیل درج شده. پس لطفا آنجا را هم اصلاح بفرمایید.

       
  29. وطن انسانی ما در حال گستزش است. جاوید انسان .گسترده باد وطن انسانی ما.

     
  30. علم الهدا:
    دشمن برای از میان بردن نظام اسلامی درصدد دوقطبی کردن این نظام است” و گفت: “یک‌قطب جامعه همه لائیک‌ها، لامذهب‌ها، بی‌دین‌ها، ضدانقلاب‌ها، ضد ولایت‌ها دست‌به‌دست هم بدهند و یک اردو بشوند،
    …………..
    با تمام کودنی این یکی رو خوب تشخیص دادی و ان دشمن کسی نیست جز ملت ایران که بزودی تو و ان داماد دزد و ادمکشت را به درک واصل خواهند کرد.
    هموطنان خردمند و فهیم عزیز اینها بوی الرحمن را استشمام کرده اند . اگر واقعا طالب سرنگونی این نابکاران هستید بیاییم تمام اختلاف سلیقه و خود محوری را کنار بگذاریم و شر این دزدان زالو صفت را از سر این مملکت کم کنیم.
    تسریع ان فقط در گرو اتحاد شما رهبران اپوزسیونهای واقعی و سیاسیون و کنشگران و مطبوعات ازاده میباشد تا ما اسیب دیدگان و همه چیز ازدست داده و پراکنده پشت سر شما قرار بگیریم.

     
  31. با درود بسیار بر جناب آقای محمد نوری زاد.
    ارزوی قلبی من دیدار شماست تا بپاس انساندوستی و ادبِ ذاتی که در وجود شریف جنابعالی است٫ دستتان پاک و مظلوم نوازتان را ببوسم.
    همچنین امیدوارم که مخالفین شما لکّه ننگِ عظیمی بر کارنامه سیاه جمهوری ملایان باقی نگذارند٫هر چند که این کارنامه سیاه تر از آنست که به وهم آید.
    مانا باشید.

     
  32. درود
    دوستان گرامى برادرم مزدک را بر من ببخشاييد كه از كودكى قلمى گزنده و زبانى تند داشت و اين باعث گرفتارى او مى شد
    به همين دليل جلاى وطن كرد و لكن آنجا نيز دست از عادتش برنداشت و دائما در رنج و عذاب است

     
  33. اخوند چگونه موجودیست؟
    بگذریم از اینکه چه کسانی در عنفوان جوانی کسب علم و دانش و یا فراگیری یک فن و تخصص را رها کرده و سر از حوزه ها در میاورند.
    اخوند بعد ار طی مراحل اولیه تحصلاتش اجازه منبر رفتن پیدا میکند یعنی نقطه شروع دروغ و اشاعه جهل و خرافات
    ایا کسی هست که در طول عمرش پای منبر اخوندی نشسته باشد و دروغ و خرافات نشنیده باشد ؟
    این خرافات و تحمیق مردم ساده لوح پایه علمی این موجودات میشود و با مطالعه در حوزه ها و تجره دامنه انرا کسترش میدهند تا بعد از طی تمامی مدارج به درجه ایت اللهی نایل میشوند که همان دروغگو و شارلاتان اعظمشان میشود.
    به هیچ وجه به حرفها و قول اخوند اعتماد نکنید براحتی در چشم ملیونها نفر ذل میزندو دروغ میگوید و زیر قولش میزند.
    از سپردن فرزندانتان برای تعلیم بشدت پرهیز کنید نمونه ان سعید طوسی غاری رهبر مسلمین
    البته این امر در بین طلاب حوزه عادیست بلایی سر طلاب تازه وارد میاورند که قبلا سر خودشان اورده اند برای اطلاع بیشتر میتوانید به خاطرات مصباح یزدی و کاظم رشتی مراجعه کنید و یا حمام منصوری و قضییه جوالدوز در حوزه.
    اینها مدعی هستند که کتب دینی انها حاوی تمامی علوم جهانست ولی دروغ مگویند .
    اگر راست میگویند از قران تا نهج البلاغه و مفاتیح و تمامی کتب دینی و رساله هایشان را سرجمع کنند و از ان مساحت یک مثلث و یا یک مسئله ساده ریاضی و فیزیک را در حد ابتدایی استخراج کنند .
    در طول مدت کمی از تاریخ بشریت انسان توانست از اعماق زمین و اقیانوسها تا کهکشانها را تسخیر کنند این موجودات که اینهمه مدعی علم هستد نشان بدهند چه سهمی از این تحولات بجز از ادعاهای تو خالی داشته اند
    به تمام تکنولوژهایی که در خدمت رفاه زندگی شماست و این موجودات به نحو احسن از تمامی ان استفاده میکنند وسازندگان انرا کافر و حرام میداند.
    خودشان بگویند اینها چه سهمی از اینهمه اختراعات و اکتشافات داشته اند ایا میتوانند مدعی شوند به اندازه یک سوزن سهمی داشته اند.
    ادامه دارد

    ————-

    امید گرامی
    نگاه تلخ و یکجانبه ی شما به آخوند یا روحانی منصفانه نیست. اگر کسی روحانی بود و بر منبر سخن راستی زد چه؟ سخن از احترام و پاکدستی چه؟ مگر یک استاد دانشگاه که روانشناسی و روانکاوی و ادبیات درس می دهد، بخاطر حرفها و نکته هایش پول نمی گیرد؟ من با کارناوال دزدان و جهل پروران در این صنف واقفم اما دوست من شما نمی توانید واقعیتی به اسم منبر و مسجد را از فرهنگ ایرانی حذف کنید. همانگونه که در هرکجای دنیا: تریبون را. در میان صنف روحانیان، ما دوستانی داریم که خود رنج می برند از این اوضاع. همین دیروز در راه بازگشت از اصفهان، به خانه ی دوست روحانی ام رفتم که چندی پیش از تبعید به شهر ایذه باز آمده است. دوست روحانی من، یک انسان درستکار و درست اندیش است. هرگاه خواستیم برای یک صنف نسخه های حتمی بپیچیم، به گاوپرستان هندی بیندیشیم که آنان بخاطر واقعیتی که دارند، در نظام اخلاقی و تحمل کشوری با تاریخ کهن چون هند، به رسمیتی همیشگی شأن یافته اند. اینان برای خود محافل علمی و سخنوری و داد و دهش دارند. آنچه که مورد نقد و انکار ما باید واقع شود، سیطره ی تفکر قشری و غلیظ آخوندی یا گاو پرستانه است بر سر مردم و تحکم های آخوندی و گاوی! وگرنه اگر ملایی سخن درستی بر زبان جاری کرد و تربیتی را بر دل نشاند، ما هم سخنش را بر چشم می نهیم و هم بابتش پول می پردازیم.
    با احترام

    .

     
    • محتوای نوشته این دوست شناخته شده ،انسان را بیاد آن سکانسی در فیلم محمد رسول الله (درود خدا بر او) می اندازد که جعفر بن ابیطالب برادر علی علیه السلام باتفاق گروهی از مسلمانان مکه در اثر فشار اقتصادی و تهدید و زور بت پرستان مکه به کشور حبشه هجرت می کنند و در محضر پادشاه مسیحی حبشه هستند و گروهی از بت پرستان مکه که آنها را تعقیب کرده بودند و درخواست شان از شاه حبشه این بود که آن مسلمانان را برای مجازات تحویل آنها دهد! این فیلم را همه دیده اند ،در آنجا بحث از عیسی علیه السلام پیش می آید و لحن سرکرده قریش و مکیان لحن چوقولی و بدگوئی است که :بله اینها چنین اند و چنان اند و عیسی را پس را خدا نمی دانند و از این جور بدگوئی ها و شاه حبشه هم ابتدا می پذیرد آنها را تسلیم کند اما وقتی جعفر برادر مولا علی آیاتی از سوره مریم را در تنزیه و تبیین زندگی مریم علیها سلام و چگونگی تولد عیسی و سخن گفتن او در گهواره را قرائت می کند ،گیرایی و زیبائی شکل و محوای قرآن چنان در شاه مسیحی اثر می گذارد که تصمیم به محافظت از آنان می گیرد ،مقصودم تصویر و تصور آن لحن فرستاده قریش در بدگوئی از مسلمانان و سوسه آمدن های غیر اخلاقی و نسبت های دروغ به آنان بود ،که لحن کینه جویانه و عصبی و بی منطق این دوستمان در اینجا یاد آور آن لحن است ،مهم نیست ،اگر کسی علیرغم ادعای انسانیت و خرد و اخلاق به چنین ورطه هایی افتاد اولین آسیب آن متوجه خود اوست ،یکی دو نکته و چند غلط نویسی (البته معهود از این نویسنده!) در این نوشته هم بود،حالا نویسنده از آخوند عقده دارد و مایل است خود را از اینطریق تخلیه کند اما آیا غاری!(قاری) قرآنی بنام سعید طوسی (خواه جرمی مرتکب شده باشد یا نشده باشد) هم آخوند بود که نام او اینجا مطرح شد؟!
      ضمنا طعنه زننده بداند که لغت “زل”زدن صحیح بود نه “ذل” زدن!
      “اینها مدعی هستند که کتب دینی انها حاوی تمامی علوم جهانست ولی دروغ مگویند (می گویند)”.
      چه کسی چنین ادعایی کرد که “کتب دینی” حاوی تمام علوم جهان است؟! نوشتن و ادعا کردن اینجا که کیلومتر شمار ندارد ،اما شما باید برای لطمه زدن بکسانی که از آنها عقده دارید باید به هر دروغی متوسل شوید؟! این آن خرد و عقلانیتی است که مورد ادعای شماست؟
      “اگر راست میگویند از قران تا نهج البلاغه و مفاتیح و تمامی کتب دینی و رساله هایشان را سرجمع کنند و از ان مساحت یک مثلث و یا یک مسئله ساده ریاضی و فیزیک را در حد ابتدایی استخراج کنند .”(پایان)
      اگر از خدا خجالت نمی کشید یا بخدایی قائل نیستید لااقل از خلق خدا و انسانها شرم کنید ،مگر کسی ادعا کرد قرآن و نهج البلاغه و مفاتیح و کتب دینی کتب ریاضی است یا موضوع بحث آن ریاضیات است که پس از بستن یک دروغ و تهمت ،چنین خزعبلات بچگانه ای را ردیف می کنید؟عرصه ریاضی عرصه ریاضی است و عرصه فیزیک عرصه فیزیک ،موضوع معارف دینی و کتب سماوی هم موضوع و عرصه دیگری است ،چرا حرفهای بچگانه ای می زنید که حتی همفکران شما هم در اینجا به آن لبخند بزنند؟این خزعبلات آیا توهین به کسانی که همفکر شما هستند نیست؟ و من متعجبم از کسانی که اینجا می خوانند و می نویسند و در برابر چنین سخنان کودکانه ای سکوت می کنند.علوم و معارف بشری و داده های علوم تجربی نیز برای همه بشریت است ،حال فیزیک و ریاضی و کیهان شناسی پیشرفت کرده ،بشما چه مربوط است با این مطالب نا مربوط؟ علم و داده های علم نسبت اش با همه انسانها برابر است و همه از آن خرسند می شوند خواه الهی خواه مادی و ماتریالیست ،حال پیشرفت های علم بشما چه مربوط و شما چه نسبتی با آن دارید که می خواهید پیشرفت علوم و صنایع را از اندیشه الهی و خدا پرستی تفکیک کنید؟ بسیاری از دانشمندان موثر در پیشرفت های تدریجی علوم هم از الهیون و خداپرستان بوده اند خواه عیسوی یا موسوی یا مسلمان ،ایرانی یا غیر ایرانی ،نقش شما این وسط چیست؟ انگ زدن و تهمت زدن و سخنان کودکانه؟
      “سازندگان انرا کافر و حرام میداند”
      هیچگاه کسی هیچ انسان مخترع یا مکتشف را “حرام”! نمیداند ،چون حرمت حکمی است که روی افعال انسانها می رود نه روی خود انسانها! اصطلاح کافر هم یک اصطلاح درون دینی ناشی از واکنش انسانها نسبت به دعوت پیامبران الهی است ،اگر کسی به حقانیت و صدق دعوت پیامبر پی برد در عین حال حقیقت را پوشاند و انکار کرد اصطلاحا او را کافر می گویند نه کسی که مطلب بر او مشتبه است یا تحقیق می کند ،حال فرض کنید روی اصطلاحی درون دینی بر دانشمند بزرگی مثل هاوکینگ عنوان “کافر” صدق کند ،حال مگر کافر فحش بود که این مطالب را سرهم کردید؟ بروید اندکی تاریخ علم و عالمان بخوانید تا دریابید که بسیاری از دانشمندان علوم طبیعی و تجربی یا ریاضی هم از الهیون و معتقدان به ادیان بوده اند بوده اند و هم بسیاری از آنها تابع دین اسلام بوده اند مثل شیخ الرئیس و بیرونی و خواجه نصیر و خوارزمی و دیگران ،لطفا کینه ها چشمتان را بر حقایق کور نکند و از دائره اخلاق بیرون نروید.

       
  34. درود به همه بازدیدکنندگان نمایشگاه و بخصوص بر استاد ملکی بزرگوار و عزیز

    عکسها و چهر های عزیزان، با همه تفاوت یکی رنگی در جستجوی مهر و دوستی را نشان می دهند و این نشان می دهد که ذات و بنیان انسان نیکو است.
    با احترام
    در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
    عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
    جلوه‌ای کرد رخت دید ملک عشق نداشت
    عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد
    عقل می‌خواست کز آن شعله چراغ افروزد
    برق غیرت بدرخشید و جهان برهم زد
    مدعی خواست که آید به تماشاگه راز
    دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد
    دیگران قرعه قسمت همه بر عیش زدند
    دل غمدیده ما بود که هم بر غم زد
    جان علوی هوس چاه زنخدان تو داشت
    دست در حلقه آن زلف خم اندر خم زد
    حافظ آن روز طربنامه عشق تو نوشت
    که قلم بر سر اسباب دل خرم زد

     
  35. با سلام
    در کانال تلگرامی جناب نوریزاد ذیل یک ویدئویی که ضمن آن پیرمرد محترمی بخشهایی از نماز را بصورت فارسی می خواند،این سوال مطرح شده که :

    “یکی از آیت الله ها پاسخ بدهد! در این فیلم که این روزها بسیار دست بدست شده، یک پیرمرد مؤدب و با وقار به نماز ایستاده و به فارسیِ نمکین با خدای خویش سخن می گوید. پاسخ بدهید اگر بجای خدا بودید، نماز فهیمانه ی این مرد را می پذیرفتید یا نماز میلیون ها نمازگزاری را که هیچ از الفاظی که بر زبان می آورند نمی فهمند. مگر نه این که فهم الفاظ حتما در محدوده ی عقل جای دارد و نفهمی همان الفاظ در محدوده ی بی عقلی؟ محمد نوری زاد “.(پایان)
    علمای اسلام به این سوال قبلا پاسخ داده اند، من مرجع تقلید نیستم ،اما در پاسخ به این سوال،نوشته و فتوای همان آیت اللهی را که از مراجع بزرگوار تقلید معاصر بوده است و در مواقع محکوم کردن اعدام منافقان،به نظرات او استناد می شود را عینا نقل می کنم ،ایشان در پاسخ این سوال که :چرا نمی شود نماز را بفارسی خواند و باید بعربی خوانده شود ،مرقوم فرموده اند:
    “اولا:در امور عبادی باید انسان متعبد (تسلیم برابر تعبدیات شارع اسلام) باشد و بر طبق دستور شارع مقدس عمل نماید، هرچند فلسفه آنرا نداند،و شاید این نکته نیز منظور بوده که مسلمانان بسراغ یاد گرفتن زبان عربی بروند تا بتوانند از قرآن و احادیث معصومین علیهم السلام که اساس اسلام است و بزبان عربی است استفاده نمایند.و همان گونه که انسانها برای نیاز،زبانهای دیگر را یاد می گیرند،زبان عربی را هم می توانند یاد بگیرند.

    ثانیا:هردینی یک زبان رسمی دارد که جزو هویت آن است،و زبان عربی جزو هویت دین اسلام می باشد،هرچند پیام و حوزه رسالت آن عام و برای اهل همه زبانها و در همه زمانها باشد. از اینجهت قرآن و نماز-که اکثر اذکار آن قرآنی است-بزبان عربی می باشد،و و اگر نماز بزبان غیر عربی خوانده شود بتدریج هویت آن محو و فراموش می شود،و این برخلاف مصلحت اسلام است. البته برای توجه به مفاد اذکار نماز،اهل هر زبانی می توانند نماز را به همان زبان ترجمه کنند تا هنگام خواندن آن تاثیر خاص خود را داشته باشد”.
    (پاسخ به پرسشهای دینی،آیت الله منتظری ره ،ص 164،پرسش 105)
    —–
    بنابر این اگر قرائت کننده برای اداء وظیفه مسلمانی خود اکتفاء به این صورت کرده است نماز او باجماع جمیع فرق مسلمین و فتاوی مجتهدان صحیح نیست و مجزی از اداء تکلیف نیست و باید همه آنها اعاده شود.
    اضافه بر فرمایش مرحوم استاد ،در مورد خصوصیات سوال سائل باید عرض کنم که این پیرمرد بلحاظ وقار و ادبش مورد احترام است ،لکن وقار یا ادب انسان اسباب این نیست که در حوزه تعبدیات شرع مقدس اسلام که اموری توقیفی و تابع دستور آورنده دین است هرگونه که خواستیم دخل و تصرف کنیم ،بعد هم خود را بجای خدا فرض کرده با استحسانات و امور ظنی و خیالی شکل عبادات را بدلخواه خود بجا آوریم ،و همانطور که مرحوم استاد و فقیه عالیقدر اشاره کرد اگر مساله، دغدغه فهم مفاد نماز است ،این غایت با توجه به ترجمه سوره حمد و سور دیگر و اذکار تسبیح و تعظیم دیگر قابل تحصیل است که امروزه هم بمدد ترجمه های گوناگون بزبانهای رایج دنیا و تکرار اذکار و اوراد توقیفی نماز ،بحمدالله چنین غایتی برای عموم مسلمانان در هر زبان و گویشی حاصل است حتی برای مسلمانی که در دورترین مناطق روستائی زیست می کند ،علاوه اینکه چنانکه استاد قدس سره اشاره فرمود بخشی از نماز عبارت از برخی سور و آیات قرآن است مثل سوره حمد در رکعت اول و سوره ای که بدنبال آن خوانده می شود ،و بدیهی است که “ترجمه قرآن” خود قرآن نیست ،و قرآن همان گویشی است که حاصل نزول وحی بقلب مبارک رسول الله است،و نکته دیگر اینکه در این ویدئو ملاحظه می شود که شخص قرائت کننده ، در رکعت دوم تقریبا بیشتر فقرات سوره حمد را از پیش خود حذف کرده ،و فقط به عبارت ترا ستایش می کنم خدا ،اکتفاء می کند ،در حالیکه باجماع مسلمانان و همه فرقه های اسلامی ،در رکعت اول و دوم نمازها چه دو رکعتی و چه سه رکعتی و چه چهار رکعتی ،خواندن سوره حمد امری الزامی است ،و شکل نماز بدستور پیامبر اسلام باید بهمان صورتی باشد که از ایشان و عترت مطهر ایشان نقل شده است ،پیامبر اسلام در کلامی فرمود: “َ صَلُّوا كَمَا رَأَيْتُمُونِي أُصَلِّي‏” یعنی نماز بخوانید همینطور که مرا می بینید نماز می خوانم ،پس رعایت قالب نماز و حفظ اذکار قرآنی لازم است، و چنانچه کسی از پیش خود (هرچند حسن نیت داشته باشد و بخدای واحد احد معتقد باشد) صورت توقیفی نماز یا اذکار آن را تغییر داده و بدلخواه خود عمل کند ،اقدام ببدعت کرده و وظیفه عبادی خویش را بجا نیاورده است و تنها بمیل خود رفتار کرده است،ضمن اینکه مساله لزوم عربی خواندن نماز مورد اجماع همه فرق اسلامیست،البته برخی از فقهاء در مورد ذکر قنوت که خود، جزئی استحبابی از نماز است ،قائل به جواز قنوت خواندن بفارسی شده اند که این باز تابع دلیل و روایاتی است که در این مورد رسیده است نه خوش آمد و دلبخواه ، هرچند بسیاری از فقهاء این کار را نیز خلاف احتیاط دانسته اند ،و در یک کلام ،واجبات و عبادات اسلامی تابع دستورات شارع مقدس است و دلایل معتبری که در این زمینه رسیده است ،و تغییر و تبدیل دین یا اجزاء دین بمیل و پسند خود و آنرا عقل و عقلانیت نامیدن ،با لزوم تعبد به شریعت و پیروی از شارع مقدس منافات دارد.

    —————–

    سپاس دوست گرامی
    به این جمله ی بزرگان خود دقت کنید:
    …… بر طبق دستور شارع مقدس عمل نماید، هرچند فلسفه آنرا نداند…..
    به نظر فهیمانه ی شما در پس این تحکم شرعی، جای “خرد” کجاست؟

    .

     
  36. با سلام

    بسيار خوب حالا سري به خوزستان مي زنيم تا بعد به جنگهاي شمال و زاينده رود و درياجه اروميه بپردازيم

    اين سايت را مطالعه بفرماييد
    سد گتوند؛ ننگ 4000 میلیاردی مهندسی ایران
    سدی که قرار بود حیات و آبادانی برای ایرانیان به همراه داشته باشد، پس از ساخت و آبگیری میان کوه های نمک تبدیل به دریاچه ای شده که هدیه اش به مردم شوربختی بود که پایانی را نمی توان برایش متصور شد. تبدیل شدن کل جلگه خوزستان به شوره زار از یک سو و از بین رفتن زمین های کشاورزی در پایین دست از سوی دیگر سبب شد کشاورزان به جای تولید محصول، فقط نمک برای عرضه کردن داشته باشند.

    اما حالا دیگر کاری نمی توان کرد و هیچ راه علاجی ندارد و فاجعه ای که از آن به عنوان سد گتوند نام برده می شود آسیب هایش تا ابد گریبان مردم خوزستان را خواهد گرفت.

    http://www.bartarinha.ir/fa/news/397797/سد-گتوند-ننگ-4000-میلیاردی-مهندسی-ایران

     
    • عبداله گرامی.من اطلاعی از مهندسی و سد سازی ندارم اما این را میدانم که تکنولوزی میتواند راه وتدبیری جهت جلوگیری از زیان بیشتر سد گتوند پیدا کند در همین کامنت قبلی حود شما در مورد تبدیل بیابان ها در ابوذبی به جنگل و بوستان بدون داشتن رودخانه اب شیرین نوشته ای بدون شک این تغییر به دست اهالی امارات انجام نشده بللکه از متحصصین حارجی استفاده شده است به هر حال اگر حکومت دلسوزی داشتیم به این روزهایفلاکت دچار نمیشدیم
      ی

       
  37. با سلام

    با عرض سلام خدمت دوستان عزيز به خصوص آقاي محمد نوري زاد
    خيلي وقت است فرصتي فراهم نشد تا مطلبي در اين سايت بنويسم
    تصميم دارم مطالبي در بيان علت بالا رفتن رفاه و آسايش در كشورهاي حاشيه خليج فارس و در مقابل نابودي محيط زيست
    و جنگلهاي شمال و خاك بر سر شدن ملت ايران بنويسم
    در ديداري كه از كشور امارات داشتم سري به شهر ابوظبي زدم خيلي از ايرانيان به اين شهر سفر نكرده اند و فقط شهر دبي را مي شناسند در صورتيكه ثروت نفتى امارات كه متشكل از 7 امارت ابوظبي-دبي-شارجه-ام القوين-فجيرة-رأس الخيمه و عجمان است در امارت ابو ظبي مي باشد

    با ذكر اين مقدمه به نكته مهمي اشاره مي كنم اين امارت وساير امارتها تا چند دهه قبل بيابان بودند
    ولي حالا چه عرض كنم خودتان ببينيد و قضاوت كنيد ضمنا يادتان باشد در اين كشور از رودخانه خبري نيست

    بيابان تبديل به جنگل شده است و سال به سال بر وسعت آن اضافه مي شود
    https://www.youtube.com/watch?v=e5JLobo03zE

     
  38. سید مرتضی
    ……………
    ر این جهت که می شود بهر وسیله ای- اعم از دروغ و افتراء و بی اخلاقی -چهره یکی از بزرگان مورد علاقه مردم ایران را تخریب کرد . (منظورشان خمینی است)
    ایا کسی هست که فراموش فراموش کرده باشد در اولین سخنرانی خود گفت:
    ما اب را مجانی مکنیم
    ما برق را مجانی میکنیم
    ما همه را صاحب خانه میکنی
    و وعده هاییکه برای ارادی داد
    اقای محترم خمینی از نظر من خمینیی یک رهبر //////////////// بود با این وعده ها مردم را پای صندقهای رای کشاند و ان امار ۹۸٪ کذایی را رقم زد و بعد از سوار شدن خر مراد پشت پا به تمام وعده هایش زد .
    کاری که کرد از اعتماد مردم با نامردی تمام سوٍء استفاده کرد و اخوند یک لا قبا و نوکرانش را به همه چیز که نه ظرفیتش را داشتند و نه لیاقتش را رساند و مملکت را به نابودی و بد نامی کشاند .
    یا شیخ جیک جیک مستونته فکر زمستون هم باش .

     
  39. هیچ نمیدانستم که نقد اصغر فرهادی ، خط قرمز آقای نوری زاد عزیز در این سایت شده است و گویا عزیز دردانه نوری زاد شده است با اسکارش در این سایت ، تا بدانجا باشد که تمامی پست هایم ، شش یا هفت پست حذف میشوند بدون آنکه کلامی خارج از دایره فهم و ادب در آن بوده باشد ، بقول بهروز وثوقی در فیلم گوزنها این رسم روزگاره ، آره خان دائی نزنی ، میزننت ، چی بگم از این همه جفا که در حق این مردم از دوست و دشمن میشود . دیگر چیزی برای گفتن ندارم ،ایام بکامتان شاد.

     
  40. سلام بر ناظران گرامی
    به راستی شرم بر این مذهبیون که ملتی را به خفت نشانده اند.این فرومایگان را ببینید که چگونه بوسه بر آستان سعودیها زده ندبه کنان خواهان التفاتکی هستند تا اینان سنگ پرانی و سعی و امثالهم خود را داشته باشند بی توجه به بی حرمتیهایی که بر آنان رفته است.اف بر شما که بی وطن ترین وطن فروشان شما بی مایگان هستید.حجکم مقبول سعیکم مشکور!!
    http://www.eghtesadonline.com/بخش-عمومی-30/180127-شرط-باز-شدن-مسیر-اعزام-حجاج
    پاینده و سرفراز باشید

     
  41. سلام / آقای نوری زاد سئوالی داشتم از جنابعالی و اینکه در این مدت نمایشگاه تابلوها در انجمن قلم ، آیا یک نفر از مسئولین نظام اسلامی برای سلام و علیک و انتقاد از شما ، حتی از رده های خیلی خیلی خیلی پائین در حد ” آب دارچی ” هم به نمایشگاه شما آمد ؟ من دلم خوش بود که حداقل منتقدانی از جنابعالی مانند حجت الاسلام و المسلمین سید مرتضی هم به نمایشگاه بیآید و آن سرای قلم را در وهله اول مزین و در وهله ی دوم ” گرمی ” ببخشایند و اهل نمایشگاه ، هم از زیارت و دیدن ایشان شاد و مسرور و هم از نظرات ایشان در مسائل دینی و اجتماعی و سیاسی ، کلی منتفع گردند !

     
    • همان سید مرتضی برای هفت پشت نو.ریزاد بس است که حتی جرئت و شهامت رویا رویی با این بزرگ مرد را ندارد آنوقت شما دنبال ولاییون هستید ! واقعا که !

       
  42. آقاى تاج زاده! شما دروغگوى مكارى هستيد!؛ ف. م. سخن
    ……………….

    تاج زاده مسوول زندانى شدن، شكنجه، و اعدام كسانى ست كه راه براى عوض شدن داشتند اما نه در زندان و نه در زير شكنجه هاى قرون وسطايى. بچه ها و حتى پا به سن گذاشتگانى كه يا از ميان برداشته شدند، يا زير شكنجه، مثل ميوه هاى شاداب، عصاره ى وجودشان گرفته شد و تفاله اى از آن ها باقي ماند كه هرگز نتوانستند و نخواهند توانست شادابى گذشته شان را باز يابند.

    تاج زاده، مدعى ست كه لاجوردى مى كشت و فرصت نمى داد كه چرخ دنده هاى آب ميوه گيرى مجاهدين انقلاب اسلامى در زندان، محكومين سياسى را له و لورده كند و تفاله از آن ها درست كند.

    فرق ميان لاجوردى با تاج زاده ظاهرا همين بايد باشد، كه آن هم نيست و تاج زاده به دروغ خود را مخالف اعدام نشان مى دهد. او در اين گفت و گو نمى گويد كه اگر زندانى مى توانست مقاومت كند، و عصاره ى وجودش را حفظ كند، با او چه مى كرد؟ جوابش را البته ما مى دانيم: به تير بستن يا بالاى دار كشيدن و در گورستانى جمعى آن ها را دفن كردن.

    تاج زاده دروغ مى گويد كه رجايى نتوانست جلوى اعدام گروهى از مخالفان را بگيرد. لاجوردى اگر به تلفن جواب نمى داد مى شد به او با يك پيك موتورسوار دسترسى پيدا كرد. حتى مى شد خود تاج زاده سوار موتور سيكلت شود و دستور رجايى را منتقل كند. اما نكردند و اعدام ها صورت گرفت.

    تاج زاده البته حرف راست هم مى زند: هم «امام» و هم همه ى مسوولان در جريان اعدام ها و شكنجه ها بوده اند و اين جنايات با نظر مثبت آن ها انجام شده است.

    من نسبت به سرنوشت احسان طبرى حساسيت خاصى دارم. همه مى دانند كه او با اين كه جزو سران توده بود اما سياسى به معناى واقعى كلمه نبود. او يك دانشمند و فلسفه دان و اهل قلم بود. اما تاج زاده «تغيير» او را در زير سخت ترين فشارهاى درون زندان، ايده آل مى داند و اين «نمونه ى آزمايشگاهى» را در مقابل نمونه ى «بد» اعدام لاجوردى مى نهد.

    تاج زاده بارها از كلمه ى «كارشناس» استفاده مى كند. كارشناس لفظ محترمانه براى انسان هاى بيمار و ساديستى ست كه شكنجه گر نام دارند. شكنجه گر هم براى اين جانوران اوين نشين و «توحيد»نشين محترمانه است. ما كلمه اى در فارسى نداريم كه قساوت اين هيولاها را نشان دهد.

    تاج زاده و ياران اش جزو همين هيولاها و عضو سازمان مخوفى كه اين هيولاها در آن گرد آمده بودند هستند: سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى.

    براى در رفتن از زير بار مسووليت جنايت هاى وحشتناك دو سه دهه ى اول انقلاب، شامورتى بازى در آوردن در مصاحبه هاى صوتى و تصويرى كافى نيست.

    اولا پاكى فكر گوينده، بايد براى شنونده مسلم شود كه در مصاحبه ى تاج زاده از اين پاكى فكر، كوچك ترين اثرى نيست.

    ثانيا
    ……………..
    http://news.gooya.com/2017/03/post-1341.php

     
  43. از سال 1953 تا 2015 با اینهمه سنگ پرانی خانه شیطان خراب که نشد هیچ
    آبادتر نیز شده

     
  44. اعضای #شورای_شهر_تهران به تغییر نام فلکه اول #تهرانپارس به فلکه #سجادیه و فلکه سوم به #قمربنی‌هاشم رای مثبت دادند.
    خب الحمدلله، خادمان و منتخبین مردم در #شورای_شهر تهران،مثل همیشه با درایت و تدبیر، یکی از بزرگترین #مشکلات بنیادین #تهران رو رفع کردند.

    اسم خیابون تهرانپارس رو گذاشتن «حجر بن عدی». الان هم قراره اسم فلکه‌هاش بشه «سجادیه» و «قمر بنی هاشم»
    این تحقق کامل مدیریتِ شهریِ اسلامیه.
    بعد شما برین تو انتخابات رأی بدین به یک عده […]
    آخه ۷حوض رو کردین نبوت وثوق رو کردین امامت
    کی این اسما رو گفت؟

    قشنگ تهران شده کوفه!
    کجا میری؟
    سر قمربنی هاشم!

    فلکه قمر بنی هاشم :

    قمر دو نفر، قمرررررررررررر
    کجای میری؟
    – به قمر بنی‌هاشم.
    چرا قسم می‌دی داداش؟ آدرس رو بگی می‌برم‌ات.

    سالهاست فلکه چهارم و دوم که تبدیل به چهارراه شده به نام فلکه شناخته میشه، اونوقت اول و سوم که هنوز میدانش سرجاشه رو تغییر نام دادند!!

    فلکه دوم:
    فلکه یا باب الحوائج مددی.
    Ya bab-al-havayej madadi square

    تازه به اینجا ختم نمیشه، قطعا تو انگلیسی ش خواهند نوشت
    moon of Son of Hashem Square

    تو مهمترین بخش زرتشتی نشین پایتخت که تاریخش به سکونت زرتشتی ها معروفه اینطوری نام گذاری می‌کنند. اصن نمیدونند تهرانپارس کجاست!
    شورای_خجالت

    خوبه دیگه آریاشهر صادقیه بود، تهرانپارس هم شد سجادیه. بهارستان هم بکنند کاظمیه دیگه خیالم راحت میشه.

    می‌ترسم یه مدت دیگه میدان آزادی رو بگذارند ذوالجناح

    لطفا شهر ما را نخورید

     
    • سلام ایراندوست گرامی
      اینها نشانه وطن دوستی حکومت دینی مدعی وطنست.حجر ابن عدی از ایرنیان اصیلیست که برای ایرانیان جانفشانیهای زیادی کرده است.شما مگر خبر ندارید؟
      موفق باشید

       
      • سپاس آرتین گرامی ممکن است محبت کنید و فقط سه مورداز کارهایی که برای ابادانی ایران کرده نام ببرید.

         
    • ایران دوست ، در ایران اسلامی نام خیابانها هم بنام شخصیت های ملی ایرانی وجود دارد و هم بنام شخصیت های دینی ،شما به دید غیر مذهبی و کینه ورزی خودتان نسبت به شخصیت های دینی یا شیعی نگاه نکن ،در ایران فعلی پس از پذیرش اکثریت قاطع مردم ایران نسبت به اسلام و بعد هم تشیع ،مساله ملیت و مذهب با هم عجین هستند ،و مردم ایران باعتبار “ایرانی اسلامی” بودن خود و باعتبار “مسلمان ایرانی” بودن خود و باعتبار “ایرانی مسلمان شیعی” بودن خود حق دارند که نام خیابانها یا کوچه های خود را هم بنام شخصیت های ملی (که آنها هم مسلمان بوده اند) مثل سعدی و حافظ و مولوی و فردوسی و خیام و برخی دیگر مزین کنند و هم بنام شخصیت های اسلامی و شیعی خود مثل پیامبر اعظم (درود خدا بر او) و علی بن ابیطالب (سلام خدا بر او ) و دیگر شخصیت های دیگر ،اینکه شمای اقلیت ضعیف یا مسلمان نباشید یا شیعه نباشید ربطی به عشق و علاقه تاریخی اکثریت مسلمان در ایران به این شخصیت ها ندارد .زیاد جوش نخورید! چون اینجا ایران اسلامی است و 98 درصد مردم ایران جمهوری اسلامی را اختیار کرده اند و آن مناسبات شاهنشاهی یا سلسله های پادشاهی بگور رفتند و دفن شدند ،آداب و رسوم ایرانیان مسلمان هم آنچه از آنها که منافاتی با توحید و مبانی اسلام ندارد محفوظ است زیاد خودتان را در مقابل اکثریت مسلمان شیعه ایران ،ایرانی تر از آنها وانمود نکنید.

       
      • اضافه می کنم بر اساس بررسی که من در گوگل کردم چنین خبر یا مصوبه ای در این زمینه وجود نداشت ،آنچه که من یافتم این بود که در حوالی تهران پارس خیابانی وجود دارد بنام حجر بن عدی یمنی کندی ،و هیچکدام از فلکه های تهران پارس چنین نامی ندارد و چنین تغییر اسمی صورت نگرفته است ،اگر من اشتباه می کنم غیر از این عبارت ها که معمولا کپی پیست های بدون تحقیق و مراجعه،از شبکه های اجتماعی است ،آدرس یا ماخذی برای این مطلب ذکر کنید.

         
  45. ایران دوست واقعی

    استاد گرامی با درود ، به نظر شما چرا رژیم

    “در محدوده «حریم درجه دو» مجموعه تاریخی پاسارگاد، آرامگاه کوروش کبیر، پیکر دو کشته جنگ عراق و ایران با عنوان «شهید گمنام» دفن کرد”http://ir.voanews.com/a/pic-of-the-day/3747087.html

     
    • خاکسپاری ‘شهدای گمنام’ در پاسارگاد ‘لغو شد’
      به گزارش خبرگزاری ایسنا، تدفین کشته‌شدگان گمنام جنگ ایران و عراق در حریم درجه دو مجموعه پاسارگاد لغو شد و آن‌ها در کنار آرامگاه سایر “شهدای گمنام” در تپه موسوم به “نورالشهدا” در نزدیکی سعادت‌شهر مرکز شهرستان پاسارگاد به خاک سپرده شدند.
      شورای شهر و شهرداری پاسارگاد، پیش‌تر مکانی دیگر را برای تدفین دو نفر از کشته شدگان جنگ ایران و عراق پیشنهاد داده بودند که در حریم پاسارگاد قرار داشت و مقدمات خاک‌سپاری در این منطقه را انجام داده بودند.
      اما زهرا احمدی‌پور رییس سازمان میراث فرهنگی گفته بود: “اقدامات لازم برای پیشگیری از وقوع این اشتباه و بی‌حرمتی به شهدا انجام شده و در حال پیگیری است… تلاش بر این است که شهدا در محلی متناسب دفن شوند نه در محوطه و حریم بناهای تاریخی.”
      به گزارش ایسنا، این تلاش‌ها روز پنجشنبه به نتیجه رسیده و بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان فارس تصمیم گرفت تا اجساد را در “بوستان شهدای گمنام” به خاک بسپارد.
      (کانال تلگرام سایت فارسی بی بی سی)

       
  46. اندر حکایت تابلوی ( ” ھ” های دو چشم ) جناب نوری زاد
    در سالن کوچک نمایشگاه یکی از بانوان حاضر به سمت نوری زاد آمد و از وی خواست که یکی از تابلوهایش را برای او تعریف کند و توضیح دهد که معنای آن تابلو چیست؛ آن دو به سمت تابلو حرکت کردند و رسیدند درست روبروی تابلو. تابلو پر از ” ھ” های دو چشم بود که همه خاکستری رنگ بودند، غیر از یکی از آنها که رنگش سبز بود و متفاوت از دیگر ” ھ” ها.
    نوری زاد در تعریف آن تابلو اینگونه شروع کرد:
    ” زیباترین حرف واژگان فارسی ” ھ” دو چشمِ. مثلاً ببین اون تابلو همش “میمِ” ( اشاره به یکی از تابلوها )، ولی همانطور که گفتم زیباترین حرف از حروف فارسی که میتونه گرافیک قشنگی هم داشته باشه ” ھ” دو چشمِ. اما معنی ای که من از این ” ھ” دو چشم گرفتم، اینا همه چشم دارن ولی همه یک رنگن. میگه ” خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو”، این یه دونه س این وسط گفته من نمیخوام مثل بقیه باشم ( اشاره به ” ھ” به رنگ سبز )، میخوام متفاوت باشم؛ این تابلو … ” ھ” های دو چشم … برمیگرده به همین چشم های مثلاً… معمولی که همۀ ما داریم، و این یکی چشم بصیرت داره…اینو آقای خامنه ای پشتشِ … ( خنده ) … چشم بصیرت! که دائم میگه… نه… شوخی کردم … ”
    جناب نوری زاد، من با این قسمت از مفهوم و معنایی که برای تابلوی ” ھ” های دو چشم بیان کردید، مخالفم. به همان دلیلی که شاعر عافیت طلبی که این قطعه را سروده، خودش توضیح داده :
    خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو ( اشرف الدین حسینی … نسیم شمال )
    یک پند زمن بشنو، ای روشنیِ دیده
    بنویس به خط زر، این پندِ پسندیده
    آن را تو هزاران بار، هرروز بخوان با خود
    هستی اگر ای دلبند، از مردمِ فهمیده
    کار تو شود با آن، بس راحت و بس آسان
    جز خیر، کسی زین پند، نشنیده و نادیده
    گر روغن و نان خواهی، هم کاسۀ ملت شو
    خواهی نشوی رسوا، همرنگِ جماعت شو
    با دزد چو بنشینی، هم مَسلکِ دزدان شو
    با جمع دغل بازان، هم سیرت و همسان شو
    با مست بکن مستی، با پَست بکن پَستی
    با جاهل و بی دانش، تو جاهل و نادان شو
    با اهل خوشی سرخوش، با اهل طَرَب خندان
    با اهل غم و ماتم، نالنده و گریان شو
    گر روغن و نان خواهی، هم کاسۀ ملت شو
    خواهی نشوی رسوا، همرنگِ جماعت شو
    به نظر من در این مورد خاص، اینکه رهبر یا حاکم یک جامعه همرنگ جماعت شود (حال، کدام جماعت از مردم، بماند)، نه منطقی ست و نه عقلانی. اقتضای حاکم و رهبر بودن، فرمان دادن است و اقتضای مردم بودن، فرمان برداری و اطاعت. پس چگونه است که شما انتظار دارید یک رهبر همرنگ مردم شود که باز جای بحث دارد که آیا همۀ این مردم یکجور می اندیشند و یک خواسته دارند؟ اگر قرار باشد کسی که ریاست جامعه را به عهده دارد همرنگ جماعت شود که دیگر نامش رهبر نیست. خط مشی کلی را رهبر تعیین میکند و مردم باید پیروی کنند؛ در جوامعی که رهبر یا حاکم را مردم انتخاب میکنند، بین خواسته های رهبر و مردم هیچ اختلافی وجود ندارد و اگر هم باشد بسیار ناچیز میباشد و قابل حل. در اینگونه جوامع حد و حدود اختیارات حاکم را قانون اساسی مشخص میکند، قانونی که خود مردم با اجرای آن موافقت کرده اند، قوای دیگری هم وجود دارند که بر اجرای صحیح قانون اساسی نظارت دارند. اما در ایران که رهبر و قانون اساسی را طبق روال معمول در دیگر کشورهای متمدن، مردم انتخاب نکرده اند، بین خواسته های رهبر و آنچه مردم میخواهند اختلاف عمیقی وجود دارد؛ رهبری که مردم انتخاب نکرده اند چون خود را وامدار مردم نمیداند هیچگاه در جهت خواسته های عموم مردم گام بر نمیدارد بلکه خواسته های خود را به آنها دیکته میکند؛ حال اگر ماندگاریش مادام العمر باشد و هیچ نهادی هم نباشد که از او بازخواست کند، در کمترین زمانی تبدیل به یک دیکتاتور خود رأی میشود و خود را فراتر از هر قانونی میداند؛ او خود و اطرافیانش را “نظام” میداند، نظامی که در مقابل مردم قرار دارد و نه همراه مردم. پس از نگاه او، این خواسته های نظام است که اولویت دارد و مردم باید از آن پیروی کنند.
    همرنگ جماعت شدن، نوعی تمایل نفسانی به عافیت طلبی ست و به شخصی اشاره دارد که از نظر مقام و مرتبۀ اجتماعی، همسنگ مردم است و برتری یا امتیازی نسبت به آنها ندارد. درهیچ کجای دنیا هیچ رهبر و فرماندهی وجود ندارد که همرنگ جماعت باشد. همرنگ جماعت شدن را میتوان به چند شکل تعبیر کرد: یا حکایت از یک نفر است که در درون جمعی گرفتار شده که آن جمع هم دارای رئیس و سر گروه میباشد و خط مشی خاصی را دنبال میکند؛ او راه فراری ندارد، پس برای حفظ جان خود باید همرنگ دیگران شود تا گزندی از آنها به او نرسد و او را ترد نکنند. یا به فردی که از روی اختیار و برای حفظ منافع شخصی همرنگ دیگران میشود. از یک بُعد دیگر، اگر این روند هم رنگ جماعت شدن اختیاری باشد او هم به مرور زمان همانند آنها خواهد شد ولی اگر اجباری باشد، در اولین فرصت بدست آمده، از آن جمع جدا شده و به جمع دیگری ملحق میشود. اجباری بودن زمانی محقق میشود که غیر از آن جماعت، جماعت دیگری نباشد و آن شخص نتواند به تنهایی زندگی کند یعنی آن شخص حق انتخاب نداشته باشد. اختیاری بودن هم که مشخص است، هر شخصی میتواند بسته به درک و شعور خود به هر جماعتی که تأمین کننده خواسته ها و نیازهایش میباشد ملحق شود، او حق انتخاب دارد. مهم ملحق شدن یک فرد به جماعت است، خواه اختیاری باشد و خواه اجباری، و تنها در اینصورت است که از گزند دیگران در امان خواهد بود و منافعش هم تأمین میشود.
    خلاصه اینکه :
    همرنگ جماعت شدن اختصاص به مردم عادی و هم سنگ دارد و شأن و جایگاه رهبر بسیار فراتر از آنست که بخواهد همرنگ جماعت شود، چه این رهبر منتخب مردم باشد و چه منتخب خداوند!
    در مورد شاعر هم عارضم که:
    همۀ اشعار این شاعر طنز پرداز و ناقد دورۀ قاجار و عصر مشروطه، فرياد انسانی بود آگاه و سختی كشيده از زمانه ای كه در آن جهل و خود كامگی مجالی برای خوش بينی و انديشه ای سالم باقی نگذاشته بود.او صدای زمان یا منعکس کنندۀ اوضاع و احوال زمان خود بود.

    ————-

    درود دوست خوبم
    از این که به نماشگاه آمدید و اجازه دادید من از حضور شمایان مست شوم سپاس مندتانم. دیروز دو تن از نویسندگان سایت نیز به نمایشگاه آمدند که کلی ذوق کردم. بویژه این که خود را به من معرفی کردند. سپاس که مرا لایق دانستید.
    سپاس

    .

     
    • با پوزش،

      ترد نکنند »»»» طرد نکنند

       
    • جناب نوری زاد
      درود متقابل مرا پذیرا باشید
      چون به محض ورودم به سالن با من سلام و احوالپرسی کردید و خیر مقدم گفتید، با نگاهی آشنا. همچنین از من خواستید که یک عکس با موبایل و به شکل ایستاده از شما و یک خانوادۀ 3 نفره بگیرم، باهم یک عکس دو نفره گرفتیم، همچنین در زمان وداع، بنا به درخواست من همدیگر را گرم در آغوش کشیدیم…شاید حس کردم دیگر مرا میشناسید و نیاز به معرفی دوبارۀ خود ندارم. از دورۀ قبلی نمایشگاه…از بیمارستان و … شاید هم انتظار زیادی داشتم… بهر حال اگر خودم را معرفی نکردم از شما عذر میخواهم. اینکه به نمایشگاه بیایم، شما را ببینم و شما را گرم در آغوش بگیرم، لحظات غیر قابل توصیفی بود که همه اش را مدیون شما هستم. این لیاقت به من تعلق دارد و دیدار مجدد شما سعادتی بود.
      یک پرسش از شما:
      چند نفری هستند که بیشتر مواقع همراه شما هستند و همۀ آنها هم چهره هایی عبوس و عصبی دارند، در جلوی زندان، در زمان نمایشگاه و در بیشتر جاها شما را همراهی میکنند، بجز آن عکاس که عکس میگرفت. یک جوانی هم هست که تیپ خاص و متفاوتی دارد. آیا این افراد، کارمندان و حقوق بگیران شما هستند یا در مواقع نیاز شما، در مقابل دریافت دستمزد شما را همراهی میکنند و یا اینکه افتخاری شما را همراهی میکنند؟
      یک شوخی با تِمِ جدی ! :
      شانس آوردی نوری زاد که خودم را معرفی نکردم، من به فکر شما بودم که نکند در معذورات اخلاقی قرار بگیرید و بخواهید خواستۀ من که داشتن یکی از تابلوهای کوچک شما به همراه نوشته ای از شما در پشت تابلو با یک امضاء بود را، جامۀ عمل بپوشانید! من به فکر شما بودم! و به همین دلیل در نیم ساعت پایانی زمان نمایشگاه آمدم و همینطور طبق معمول همیشه با شما گپ و گفتی هم نداشتم، از نگاه شما خواندم که مرا شناختید ولی همچنین خدا خدا میکردید که من خود را معرفی نکنم…! آخی ی ی ش ! الان نفس راحتی میکشید! به خیر گذشت ! منم از خندۀ شما خوشحالم!

      ———–

      درود دوست گرامی
      سپاس که مرا لایق دانستید و آمدید. من بخاطر حافظه ای که در کهنسالی به کدورت تن می ساید، نتوانستم شما را بشناسم اما تقاضای شما را برای در آغوش گرفتن یادم هست. دوستانی که در اطراف من می بینید همه داوطلب همکاری اند. دوستانی که هم جلوی اوین هم ساختمان دنا از همراهان قدیمی بوده اند و مزدی نمی گیرند. آنها برای دلگرمی من در کنار من اند. اغلب شان هم زندان رفته و پرونده دار اند و محروم از تحصیل و….
      سپاس

       
  47. جناب سید مرتضی گرامی
    قبل از انکه جنابعالی بطور کامل با بنده قطع رابطه فرمایید می خواهم از مقام اجتهاد شما بهرمند شوم و چند سوال که مدتهاست ذهنم را مشغول کرده از شما بپرسم و نظر اجتهادی شما را در خصوص انها جویا شوم.
    امیدوارم که پاسخ تمام سوالات را صرفا بر اساس نظر اجتهادی خودتان و بدون اشاره به نظریات یا فتاوی سایریین ، به تفکیک و با شجاعتی که لازمه اجتهاد است به نحو صریح و با پرهیز از کلی گویی بیان فرمایید.
    به منطور جلوگیری از تداخل سوالات و جوابها با یکدیگر ، من سوالات را به ترتیب شماره گذاری میکنم تا جنابعالی نیز(در صورتی که بخواهید به بنده افتخار داده و سولات را جواب دهید) پاسخ هر سوال را با ذکر شماره ان مشخص فرمایید.
    1-ایا شما بهاییان را دارای خقوق شهروندی و اثار ان مانند حق تحصیل بهرمندی ، از شغل ، رای دادن و ….میدانید؟
    2-در صورت منفی بودن پاسخ سوال فوق وظیفه مردم در مواجهه با بهاییان چیست؟ ایا حرب با انها و تملک اموالشان و به بردگی و کنیزی گرفتن همسر و دختران و فرزندان ذکور انها بر اساس نظر اجتهادی شما مجاز است یا خیر؟
    3-متنی از اقای خامنه ای دیدم که ظاهرا در پاسخ یک استفتا بود با این مضمون که مردم(شیعیان) نباید با انها مراوده و یا حتی محاوره و مکالمه نمایند ، ایا شما نیز این نظر را تایید میکنید یا انرا از حیث فقهی اشتباه میدانید؟ و نظر شخص شما در خصوص مراوده و مکالمه با انها چیست؟
    4-ایا شما اخراج اجباری انها از کشور را از حیث شرعی مجاز می دانید یا خیر؟
    5-از حیث شرعی حداقل یا حداکثر حقوقی که انها میتوانند داشته باشند چیست؟
    6-ایا زرتشتیان جز ادیان صاحب و اهل کتاب محسوب می شوند یا خیر؟
    7-مشخصا کتاب اوستا -متن دینی زرتشتیان_ از دیدگاه فقهی شما کتاب اسمانی همانند قران و تورات و انجیل محسوب می شود یا خیر؟
    8-در صورت منفی بودن پاسخ سوال اخیر بنظر اجتهادی شما ایا مابین زرتشتیان و بهاییان از حیث میزان حقوق اختلافی وجود دارد یا خیر؟
    9-ایا زرتشت ازپیامبران اولوا العزم است یا خیر؟
    9-در فقه و حسب نظر اجتهادی شما میزان حقوق مسیحیان و زرتشتیان برابر است یا خیر؟
    10-اگر مسلمانی با تحقیق کامل در ادیان نهایتا با توجه به عقلی که خدا به او داده به این نتیجه قطعی رسید که دین مثلا مسیحیت برحق می باشد و بنابراین از اسلام خارج و به مسیحیت درامد ایا او نیز مرتد بوده و احکام ارتداد در خصوص او جاری است؟
    11-درصورت مثبت بودن پاسخ سوال اخبر تقصیر وی -بعنوان عنصر معنوی لازم در ارتکاب گناه ارتداد- چگونه توجیه میشود
    مابقی سوالات در یک نوبت دیگر طرح میشود و پیشاپیش از جنابعالی به جهت بذل حوصله و وقت به منظور پاسخگویی به سوالات بی نهایت سپاسگذارم.

     
    • اقای سدرضی منتظر نباشید که اخوند مرتضی جواب شما را بدهد زیرا او میداند که شما به تمام شگردها و دوز و کلک هایش وارد هستید و نمیتواند شما را بپیچاند چون فوری مچش را میگیرید البته دیگران هم مچش را میگیرند ولی او فکر میکند با سرهم کردن چند لغت عربی بقیه مجاب میشوند ولی درمورد شما فکر میکند چون شما هم اخوند بوده ای پس با تمام راهکارهای و شگردهای او اشنا هستید و نمیتواند برای شما عکس مار بکشد. او بدون اینکه کسی ازش پیزی بپرسد به همه کامکنتها جواب میدهد ولی شما که مستقیم از او سوال میپرسی جرات جواب دادن به سوالهای شما را ندارد و پهلوانیش برای کسانی هست که خودش فکر میکند با شگردهای اخوندها اشنایی ندارند. این اخوند همیشه دنبال حریفی میگردد که تصور میکند در شگردهایش ناوارد است که او را زمین بزند ولی از قوی ها فراری است و جرات مسابقه با انها را ندارد پس شما بیخود وقتت را تلف نکن چون او میترسد جواب سوالات شما را بدهد زیرا ممکن است تمام رشته هایش پنپه بدست شما پنبه شود.

       
    • سد حسن نصرالله

      عمرن سدمرتضا به این سوال ها جواب بده!! چون اگرجواب بده باید تموم حرفای قبلش رو زیر سوال ببره
      سوالها خیلی هوشمندانه انتخاب شده جوری که سدمرتضا یا باید سکوت کنه و جواب نده و یا باید دچار تناقض گویی بشه هیچ راه سومی هم وجود نداره. نوع و ترتیب سوالها جوری هستش که امکان نداره سید بتونه جواب بده و به سلامتی ازش رد بشه واسه همین امکان نداره سید جواب بده.

       
  48. جناب نوریزاد

    شما معمولا روی کلمه “ادب” زیاد تکیه می کنید،اما الان من یک ویدئویی دیدم در کانال تلگرام شما که جمله کوتاهی از بخشی از یک سخنرانی مرحوم آیت الله خمینی را نقل می کند ،باز متاسفانه شما یا بسهو یا خدای ناکرده بعمد ،اسیر بازی بازیگران اینترنتی شدید در این جهت که می شود بهر وسیله ای- اعم از دروغ و افتراء و بی اخلاقی -چهره یکی از بزرگان مورد علاقه مردم ایران را تخریب کرد ،در این ویدئوی هشت ثانیه ای وانمود شده است که ایشان برای اشاره به تمدن غرب یا آزادی های غربی اشاره می کنند به عورت خود! و این نهایت ناجوانمردی است هم از ناحیه طراحان این ویدئو و هم از ناحیه کسانی که بعمد آنرا در فضای عمومی منتشر می کنند تا لحظاتی به لذتی وهمی و زود گذر دست یابند، در حالیکه چنین نیست ، خوب اگر این سهو شما باشد و تعمد دشمنان حقود و فاقد اخلاق ایشان ،خوب است با توضیحی یا اصلا حذف آن از ساحت کانال خود مطلب را جبران کنید و اگر چنین کنید من متوقع نیستم این توضیح مرا در سایت اتان منعکس کنید ،اما اگر خدای ناکرده تعمد دارید بدانید که چنین کارهایی از ساحت یک مسلمان و یک جوانمرد دور است که برای خوش باش افرادی نامسلمان یا مخالف اقدام بچنین کاری کند. حال بدانید واقع این است که اشاره دست ایشان همراه با ادای کلمه “این” اشاره است به مضمون جملاتی که قبل از این صحنه در مورد آزادی های مورد نظر غربی ها مبنی بر اینکه یکی از شوون آزادی بتلقی آنان این است که مرد و زن بتوانند کنار دریا با هم لخت باشند و در شهرها لخت وارد شوند و اینجور چیزها ،بعد ایشان گفته است تمدن و آزادی که اینها می گویند “این” ( یعنی لخت شدن زن و مرد و اختلاط کنار دریا و نظائر آن) است ،پس مشار الیه کلمه “این” در عبارت ایشان این است :لخت شدن زن و مرد و اختلاط کنار دریا،بعبارت دقیقتر سخنرانی توجه کنید:

    فساد و بى‏ بند و بارى با شعار تمدن و آزادى‏
    “”در تمام اين مدتى كه همه اين ملت فرياد مى‏ كردند جمهورى اسلامى، اين بيچاره ‏ها براى «تقيه» هم يك دفعه نگفتند جمهورى اسلامى! اينها از اسم اسلام همچو مى‏ ترسند كه شيطان از بسم اللَّه! مى‏ ترسند … و حق هم دارند بترسند؛ براى اينكه اسلام جلوى‏ شهوات را مى‏ گيرد؛ اسلام نمى ‏گذارد كه لخت بروند توى اين درياها شنا كنند. پوستشان را مى‏ كند! با زنها لخت بروند آنجا، و بعد زنها لخت بيايند توى شهرها! مثل كارهايى كه در زمان طاغوت مى ‏شد. همچو كارى اگر بشود، پوستشان را مردم مى‏ كنند. مسلمانند مردم. نمى ‏گذارند زنها و مردها با هم داخل هم بشوند و توى دريا بريزند و به جان هم بيفتند. «تمدن» اينها “اين” است! اينها از تمدن “اين” را مى‏ خواهند. اينها از آزادى “اين” را مى‏ خواهند! آزادى غربى مى ‏خواهند. و آن اين است: زن و مرد با هم لخت بشوند و بروند توى دريا [يا] بروند توى- نمى‏ دانم- جاهاى ديگر شنا كنند! “اين” تمدنى است كه آقايان مى‏ خواهند! اين تمدنى است كه در رژيم سابق تحميل بر مملكت ما شد، كه بعد از اينكه مى‏ رفتند زن و مرد در دريا، زنها همان طور لخت و همان طور لخت مى‏ آمدند توى شهر! مردم هم جرأت نمى ‏كردند حرف بزنند””.
    صحيفه امام، ج‏8، ص: 339

     
    • دوست گرامی سید مرتضی
      اولا- هاهاهاها…کلی خندیدم ، از این نظر صواب کردید.
      دوما- هاهاها… هنوزم دارم می خندم.

       
      • شما چه خانم مودب و ادیبی هستید! اگر من چیزی گفتم یا آقای خمینی به چیزی اشاره کرد که سبب خنده شما شد فقط بخندید،دیگر چه نیازی بود که با “هاهاها” خودنمائی کنید؟! “صواب کردن” هم تعبیر درستی نبود ،باید گفته می شد :شما “ثواب” بردید که مرا خنداندید! اما درست تر این بود که بجای ابراز خنده و تمسخر از اول همان نکات نادرستی را که پایین تر نوشتید می نوشتید و این به انسانیت و نامی که اختیار کرده اید نزدیکتر بود .
        من همین جا پاسخ آن گزافه گوئی پایین تر شما را می دهم:نه، آقای خمینی تمدن را و آزادی را به “لخت شدن” تعریف نکرد،تمدن و آزادی تعاریف خاص خود را دارد ،سخن ایشان این بود که یکی از لوازم تمدن غرب و آزادی بمفهوم لیبرالیستی آن در غرب این است که بشود زن و مرد کنار هم و در کنار دریا لخت شوند ،و چنین چیزی با احکام و قوانین اسلامی موافقت ندارد و نمی توان انتظار داشت که در سواحل کشور اسلامی زنان لخت شوند یا لخت به میان شهرهای ساحلی روند ،اعتراض من به زشتی این نحوه انعکاس سخن ایشان بود که بخشی از ویدئو را جدا کنند و طوری ایهام کنند که اشاره ایشان به چیز دیگریست ،در حالیکه انسان مودب و منصف پیش از انعکاس این نحوه فریبکاری ها و ناجوانمردیها لازم است به اصل سخن رجوع کند ببیند گوینده چه گفته است و مشار الیه کلمه “این” در گفتار او چه بوده است،حرف من این بود که آقای خمینی با کلمه “این” اشاره می کند به مطالب پیش گفته خود :اینکه اینها (غربیها و غربزدگانی مثل شما) یکی از لوازم تمدن و آزادی را این می دانند که زن و مرد در کنار هم به ساحل دریا روند و لخت شوند ،حرف ایشان این بود که آزادی از منظر غربیها و خودباختگان غربی در داخل و خارج کشور “این” است ،”این” یعنی جواز لخت شدن زن و مرد نامحرم کنار هم ،حرف این بود که در کشور اسلامی قوانین اسلام چنین اجازه ای نمی دهد ،و اگر کسی مسلمان است می داند که چنین آزادی در اسلام و کشور اسلامی وجود ندارد ،پس اگر کسی تخلف کند،پوست او را خواهند کند (مقصود این است که مانع خواهند شد) و این ادبیات مشکلی هم ندارد که مسلمانی که فقط همان هشت ثانیه را دیده و انعکاس داده ذیل آن بنویسد :به ادبیاتش نگاه کنید! ،حال غیر مسلمانان (مثل شما) که جای خود دارید.
        اینکه گفتید :”اگر به باهم بودن زن و مرد است که با هم شنا کنند ، چه عیبی دارد؟”.
        خود شنا کردن مرد یا شنا کردن زن هیچ عیب و ایرادی ندارد ،یعنی فعل شنا کردن در اسلام ممنوع نیست بلکه فراگیری شنا مورد سفارش روایات است ،آنچه که ممنوع است در اسلام این است که “زنان”در برابر غیر محارم خود (مردان اجنبی غیر شوهر و محارم دیگر)لخت شوند و شنا کنند ،بله در اینصورت “با هم شنا کردن” ممنوع است برای اینکه لخت شدن زن در برابر غیر محارم حرام و ممنوع است ،این قانون اسلام است ،شما مسلمان نیستید؟ بسیار خوب شما بروید به سواحل آنتالیا و استرالیا و کشورهای دیگر لخت شوید و با مردان نامحرم شنا کنید و آنرا هم “عیبی” ندانید،پس شما عیب نمیدانید چون مسلمان نیستید یا مسلمان شناسنامه ای هستید و به احکام قطعی اسلام ملتزم و معتقد نیستید ،لکن مسلمانان که تابع احکام اسلام هستند صدور آن از یک زن را “حرام” “قبیح” “زشت” ، “وقیحانه” و “منافی با حیا” می دانند.و قبلا اشاره شد که دید شما همان دید آزادی لیبرالیستی در غرب است که با هنجارهای دین اسلام ناسازگار است و سخن ما و سخن مرحوم آقای خمینی مربوط است به داخل کشور اسلامی ایران ،حال شما اگر داخل کشور هستید چنین آزادی برای شما وجود ندارد.

        “اگر مقصود رابطه جنسی است ، اینکه در نظام مقدس چندین برابر از کشورهای غربی است؟”.

        سخن ایشان به هردو جنبه می تواند اشاره داشته باشد ،در اسلام (و نه در نظر غربزدگان) هم لخت شدن زنان در برابر مردان دیگر (غیر از شوهر و پدر و پسر و این قبیل محارم) حرام و ممنوع است ،هم ارتباط جنسی با غیر شوهر و در غیر چهارچوبه ازدواج (دائم یا موقت) حرام و ممنوع است ،حالا فارغ از نظام مقدس ،بالاخره ارتباط جنسی زن و مرد خارج از چهارچوبه ازدواج شرعی و قانونی نزد شما (غربزدگان) قبیح هست یا خیر؟ اگر نزد شما قبیح است پس چه ایرادی بسخن آیت الله خمینی دارید که یک مرجع دینی است و حاکم جامعه اسلامی است و در مقام بیان حکم شرعی و قوانین کشور است؟
        و اگر نزد شما قبیح نیست ،پس شما با ایشان اختلاف در مبنا در روابط انسانها دارید،شما غربزده اید و به آزادی های لیبرالیستی و روابط خارج از چهارچوبه ازدواج خو کرده اید و به آن التزام دارید و مطابق هنجار های لیبرالیستی حتی نکاح زن با زن و مرد با مرد هم از نظر شما قبحی ندارد ،چون انسان مطلقا آزاد است! یعنی کاملا یله و رهاست و هیچ مسولیتی برابر خدای جهان و انسان آفرین و اوامر او ندارد! و این مبنای شماست ،ایشان هم بعنوان یک مرجع دینی اسلامی روابط جنسی خارج از محیط ازدواج بین زن و مرد را ،هم بعنوان مرجع دینی ، هم بعنوان حاکم جامعه حرام و ممنوع می داند و آنرا اعلام می کند ،پس اینجا تمسخر و بی ادبی و “هاها ها..” کردن به یک حکم اسلامی چه معنایی دارد جز اینکه شما خودباختگی خود به غرب و آزادی های غربی را نمایش می دهید و به احکام دینی میلیونها مسلمان دهن کجی می کنید؟ و روشن است که دهن کجی و تمسخر به هنجارهای دینی مورد قبول متدینان عملی انسانی نیست و تناسبی با نامی که اختیار کرده اید ندارد ،بنابر این اول انسان واقعی باشید بعد نام خود را در فضای عمومی انسان بگذارید.

         
        • سید مرتضی محترم ۱
          -همانطور که می دانید، این سخنان خمینی پوپولیستی بود و من بحثی دیگر روی آنها ندارم. ۲
          -اما، در مورد اینکه شرع اسلام چه گفته است را شما از من بهتر می دانید و روی آن هم بحثی ندارم . ۳
          – این تصور که در غرب آزادی وبه خیال شما بی بندو باری است و بخصوص بی بند باری جنسی لازم به توضیح میبینم. در غرب آزادی است یعنی هر فرد آزاد است بر مبنای عقیده و تفکری که دارد عمل کند و این آزادی مسولیت نسبت به خود و نسبت به دیگری را ملزوم است، انسان در تعهد است که دیگری را چون خود دانسته و به او احترام بگذارد و چون نگرش برابری است راستی هم همراه دارد.اغلب زن و شوهرها و حتی دوست دخترو پسرها به هم وفادار و من در فامیل خود سالگرد ازدواج طلایی(۵۰ سال)را هم شاهد بوده ام .

          بی بند و باری در روابط بین دو نفر در همه جا نشان بی مسولیتی و بی احترامی به هم ودو طرفین است که صیغه گرفتن را شامل می شود.

          این تخیلات جنسی کشورهای بسته و بخصوص اسلامی است که روابط در غرب بی بند و بار است. افرادی که تن به ازدواج و با هم بودن می دهند، عهدی را آزادانه با علاقه وعشق و دانش قبول کرداند وآگاهانه در جهت نگهداری آن تلاش می کنند .ونباید فراموش کرد که اغلب مردم مسیحی کاتولیک اند و فقط یک بار اجازه ی ازدواج دارند.

          من گناه در کنار هم لخت شنا کردن زن و مرد را نمی فهمم! لخت بودن را باید دو تعبیر کرد. به نظر شریعت شما دیدن موو سر وگردن لخت است و به نظر یک غربی، عریانی تمام لختی است و شایسته نیست ، فرهنگ غرب نیز با عریانی کامل مرد و زن مسئله دارد .پس اینجا درجه لختی مطرح است که بستگی به فرهنگ و رسوم دارد. توالتهای جداگانه و رخت کنهای جداگانه از همین دیدگاه فرهنگی سرچشمه می گیرد. در هر حال ، آزادی همراه خود احترام متقابل و مسئولیت با آگاهی راهمراه دارد ، زیرا دیگر زن یا مرد بودن مطرح نیست و جای خود را به انسان مسئول نسبت به خود و دیگری می دهد . با احترام

           
          • 1-سخنان آقای خمینی پوپولیستی نبود ،مقصود ایشان را که توضیح قانون اسلام بود توضیح دادم ،رفتار تمسخر آمیز شما به پوپولیسم شبیه تر بود.
            ایراد بزرگ شما همین است که استقامت در گفتار مودبانه ندارید و هرجا بد می فهمید یا اطلاعاتتان ضعیف است یا کم می آورید به تمسخر و “ها ها ها” می رسید.

            2-همینطور است شما آگاهی درستی از قوانین اسلام ندارید و بدون مطالعه چیزهایی سرهم می کنید مثل اینکه نمیدانستید شنا کردن زن و مرد در اسلام حرام نیست ،فقط لخت شدن زن برابر نامحرم حرام است ،چیزی می گویید ،وقتی توضیح داده می شود تازه می گویید شما به شرع آگاهترید!بهتر نیست پیش از تمسخر کردن ،در مورد قوانین اسلام پرسش کنید؟

            3-نیازی نیست شما آزادی در غرب را برای من توضیح دهید من سالهاست در این زمینه ها مطالعه دارم کتاب خوانده ام مقاله دیده ام و اخبار را دنبال می کنم ،بی بند باری در غرب هست ،مگر کسی چشم خود هم گذارد ،مقصود از بی بند و باری نیز این نیست که در غرب نظام خانواده وجود ندارد یا زن و شوهر به هم وفادار نیستند ،مقصود همان است که می گویید همه مطابق قانون آزادند با اراده بوی فریند و گرل فریند هم باشند!من دقیقا اشکالم به همین قانون است ،بی بند و باری هم یعنی همین که دوست پسر و دوست دختر جای باشد،این یعنی روابط خارج از چهارچوبه ازدواج شرعی و قانونی ،این از نظر ادیان درست نیست و حرام است ،و رابطه دوستی هم مراتب دارد و محدودیت هم ندارد،زن برای مرد جذاب است و مرد هم برای زن ،این کشش ها هم معمولا به معاشقه و روابط جنسی منجر می شوند و حاملگی های ناخواسته! و پدید آمدن فرزند زنا! یعنی چه که بوی فریند و گرل فریند به هم وفادارند؟! یعنی در چهارچوبه خارج از ازدواج بهم دست نمی زنند؟! یعنی متعهدند که از هم جدا نشوند؟!چه تعهدی جز نکاح قانونی می تواند معیار باشد ،شما دقیقا از چیزی سخن می گویید که از نظر ما بی بند و باری است،و مساله خانواده و عشق زن و شوهر بهم و وفاداری بحثی خارج از موضوع گفتگو بود ،علاوه بر این وقتی روابط آزاد خارج از ازدواج بین زن و مرد قانونا ممنوع نباشد ،چه ضمانتی برای زنا نکردن و تجاوز نکردن و تجاوز نشدن وجود دارد؟روابط آزاد جنسی زن و مرد یعنی زنا ،یعنی سکس خارج از محیط ازدواج ،روی همین جهت در غرب پورنو و تجارت سکس وجود دارد و ممنوع نیست بلکه حمایت می شود ،ما از نگاه دینی اینها را بی بند و باری می دانیم ،لخت شدن زن جلوی چشمان حریص مردان دیگر (که طبیعی و غریزی هم هست) یعنی بی بند و باری و از لحاظ قانون دین ،زن برابر خدای آفریننده خود مسئول است و مجاز به این نیست که خود را در معرض بیگانگان قرار دهد ،پس بحث شما خروج از موضوع بود.

            4-صیغه گرفتن بی بند و باری نیست ،در اسلام ازدواج دو قسم است و متوقف بر اختیار و اراده زن و مرد است :ازدواج بدون تعیین مدت(دائم) و ازدواج با تعیین مدت (کوتاه یا دراز مدت) ازدواج هم قانونا ثبت می شود و تعهدات و لوازمی دارد ،پس صیغه بتلقی که شما دارید بی بند و باری نیست ،گرل فریند و بوی فریند و لخت شدن کنار دریا و خود را در معرض قرار دادن ،یا تجارت سکس و پورنو ،اینها بی بند و باری است و اینها تخیلات هم نیست.اگر خارجید که جلوی چشم شماست و اگر در ایرانید اندکی در اخبار و گزارشات رسانه های خود غرب دقیق شوید.بحث کاتولیک و ممنوعیت طلاق هم باز خارج از موضوع بود ،بحث ما بی بند و باری خارج از محیط ازدواج بود بین پسران و دختران بالغ و زنان و مردان مجرد یا متاهل،از موضوع خارج نشوید.

            5-شما گناه بودن لخت شدن زن برابر غیر شوهر خود را نمی فهمید،چون التزامی به قوانین و احکام دینی ندارید ،از نظر ادیان چیزی را که شما گناه نمیدانید ،خدای ادیان گناه می داند و انسان آفریده خدا در برابر خدا مسئولیت دارد و عواقب گناهان نیز در جهان دیگر دامنگیر انسان است چون انسان با مرگ تمام نمی شود.

            6-بله از نظر اسلام زن باید تمام بدن خویش حتی موی سر را از نامحرمان (غیر شوهر) بپوشاند ،تا چه رسد به عریان کردن بدن کنار دریا ،شما می گویید لخت بودن یک معنای دارای مراتب است و غرب با عریان کامل(لخت مادر زاد شدن) مشکل دارد ،حرف شما قبول ،اما آیا غرب با مایو دو تکه پوشیدن زن و کنار دریا جلوی مردان دیگر بودن هم مشکل دارد؟ نه مشکل ندارد ،آنها فقط وقتی زنانی بعنوان اعتراض لخت مادر زاد می شود از قوای قهریه استفاده می کنند و پلیس آنها را می برد ،البته در جاهایی هم لخت مادر زاد دوچرخه سواری کردن دست جمعی و فردی واقع شده است! در هر حال سخن بر سر همین است که آیا ارزش واقعی زن در غرب با این چیزها تامین شده یا می شود یا زن به کالایی جنسی بدل شده است ،مقصود آقای خمینی این بود که در نظام اسلامی قانون اسلام به زن اجازه نمی دهد که به همان مایوی دو تکه هم در انظار عمومی ظاهر شود ،چون اینها سبب مفسده و انحراف جامعه و فساد است ،پس بحث ما در مبناست ،مبنای شما آزادی لیبرالیستی بقرائتی است که در غرب وجود دارد ،و مبنای ما قوانین اسلام است ،اینجا می شود در مورد بنیان های این مبناها و قوانین بحث کرد ،بنابر این در چنین فرضی جا برای “ها ها ها” و خروج از ادب وجود ندارد.

             
      • مسخره.به خودت و اون طرز تفكرت بخند

         
        • آقای محترم
          حرفهای مسخره را باید خندید؟ یکی از خصوصیت های نظام فاشیستی، ایجاد فاصله بین خود (عقیدتی، چون تابو انگاری است)و مردم است، هنوز مدتی نگذشته ، رهبری که پایه گذار این بدبختی مردم است را فرا انسانی می دانید ، حتما بعد از چند سال دیگر اورا پیغمبر هم می خوانید؟

           
    • سید مرتضی بزودی //// تو را هم همین مردم بجان آمده///راستی آقای مجتهد (غیر جامع الشرایط ) فکر میکنی نامه اعمالت را به کدام دستت خواهند داد؟کمی فکر کن . آن روز دیر نیست .

       
    • سید مرتضی که گمان میکنی خیلی باسوادی اول برو درست نوشتن را بیاموز ! شوون غلط است بنویس شئون . فهمیدی !

       
    • دوست گرامی
      تمدن مگر به لخت شدن زن و مرد است ، اگر اینگونه باشد کشورهای آفریقایی و خود عربستان پیش از اسلام که مردمش لخت و نیمه برهنه بودند از همه پر تمدنترند!
      اگر به باهم بودن زن و مرد است که با هم شنا کنند ، چه عیبی دارد؟
      اگر مقصود رابطه جنسی است ، اینکه در نظام مقدس چندین برابر از کشورهای غربی است؟
      این حرفهای سرخرمنی و بی منطق که جنبه عوام فریبی و پوپولیسی و بر ای بر انگیختن احساسات عوام است نشان دهنده بی دانشی وبی منطقی یک رهبر است(اگر من جای شما بودم اشاره ای هم به آن نمی کردم ).

      در هر حال تمدن بر اساس عقل و دانش و انسانیت رشد می کند و برای پرورش انسان ، پرورش عقل و بدن لا زم ست و شنا یکی از ورزشهاست.

      آن یکی نحوی به کشتی در نشست
      رو به کشتیبان نهاد آن خودپرست
      گفت هیچ از نحو خواندی گفت لا
      گفت نیم عمر تو شد در فنا
      دل‌شکسته گشت کشتیبان ز تاب
      لیک آن دم کرد خامش از جواب
      باد کشتی را به گردابی فکند
      گفت کشتیبان بدان نحوی بلند
      هیچ دانی آشنا کردن بگو
      گفت نی ای خوش‌جواب خوب‌رو
      گفت کل عمرت ای نحوی فناست
      زانک کشتی غرق این گردابهاست

       
      • فراموش کردم در نوشته بالا به ذیل نوشته شما پاسخ دهم ،تصادفا عوامفریبی و پوپولیسم نو، التزام به چنین گزاره های لیبرالیستی ظاهر فریبی است که :”انسان آزاد است هرکاری خواست انجام دهد” و دین و شرایع اوهام و خرافاتی هستند که در پی محدود کردن و محصور کردن انسان هستند ،روی این جهت انسان آزاد است با همجنس رابطه برقرار کند ،و با هم جنس حتی ازدواج رسمی کند و به خانه بخت! بروند!
        این سخن عوامفریبانه و پوپولیستی است برای اینکه حتی در غرب نیز آزادی عملا مطلق نیست و آزادی محدود به قانون می شود ،منتها مشکل آنجاست که گاهی خود قانون وضع شده منتج بتوحش است ،مثل اینکه رسما ازدواج مرد با مرد و زن با زن قانونی می شود! پس بالاخره گزاره انسان مطلقا آزاد گزاره ای عوامفریبانه است که شما به آن تمسک می کنید که می گویید:چه عیبی دارد زن و مرد اجنبی با هم لخت شوند و توی آب بروند! در حالیکه آزادی محدود به قانون است ،و شما اینرا می پذیرید،ما هم می پذیریم ،همه بحث این است که ما مسلمانان و دیگر متدینان به ادیان ،هم آزادی انسان را محدود به قوانین شرعی و الهی ادیان نیز می دانیم و شما می گویید:عیبی ندارد! چه عیبی دارد؟! یا می گویید چون در نظام مقدس فرضا فحشاء وجود دارد ،پس چه عیبی دارد جاهای دیگر و کنار سواحل هم مردان و زنان غیر محرم با هم ارتباط جنسی برقرار کنند؟! در حالیکه در نظام دینی فحشاء قانونا و رسما ممنوع است ،و روابط جنسی محدود به محیط نکاح دائم یا موقت است ،اینکه کسی پنهانی اقدام بفحشاء کند مساله دیگری است که اگر محرز شود قانونا با آن برخورد می شود ،اما شما مدعی شدید “در نظام مقدس روابط جنسی غیر شرعی و غیر قانونی چندین برابر کشورهای غربی است” مرا بقول شما بخنده انداخت!سخن شما متکی به کدام آمار مقایسه ایست؟اینجا آمار رسمی یا غیر رسمی هست که فحشاء بیشتر از آنجاهاست؟! آنجا که خودتان می دانید اصلا رابطه فحشاء مورد رضایت طرفین فوق 18 سال را فحشاء نمی دانند! بلکه فقط به آن روابط “گرل فریند” و “بوی فریند” می گویند! از طرفی در غرب که پورنو و سکس یک صنعت و تجارت مورد حمایت دولت های آنجاست،بگذریم از وضع کاباره ها و دانسینگ ها و میکده هایی که بطور قهری مرد و زن را بهم میرسانند! حال با این وضع چطور کینه مقدس شما علیه نظام مقدس اقتضاء می کند که دروغ بگویید و تخمین دروغ بزنید که اینجا فحشاء چندین برابر روابط گرل فریندی و بوی فریندی در غرب است؟!

        “پرورش عقل و بدن لا زم ست و شنا یکی از ورزشهاست”!

        کمی کینه را فرو گذارید و سخن بانصاف بگویید، ما گفتیم شنا ورزش نیست؟! یا گفتیم “شنا کردن زن در اسلام حرام است”؟! خود این اظهارات شما نشان این است که داخل این کشور نیستید و از قوانین اسلام و قوانین کشور بی اطلاعید و صرفا روی هوی و خواهش نفسانی خود حکم می کنید ،خیر شنا هم ورزش است و نه تنها ممنوع نیست بلکه در روایات اسلامی فراگیری آن و تعلیم آن بفرزندان سفارش شده است ،چیزی که اینجا ممنوع است قانونا “لخت شدن زن در برابر مردان اجنبی” است که این عمل ربطی به “پرورش عقل” ندارد بلکه اصرار بر آن و عیب ندانستن آن بیشتر با “پرورش هوس و بی حیائی” ارتباط دارد!

        شعر هم نمی تواند استدلال باشد چون غالبا اساس شعر بر تخیلات و مبالغات استوار است نه بر واقعیات عینی ،بنابر این شعر نیازمند پاسخگوئی نیست .

         
        • جناب
          زمانی که در حال دو و یادوچرخه سواری ویا ورزشی هستید٬ تمام تمرکز شما بر این ورزش هاست و همینگونه نیز شنا کردن است. حال باید از شما پرسید ٬چگونه می شود که ورزش جنسیتی و سکسی می شود ؟ این تصور شما و امثال شما بسیار غلط و سکسیم است.
          صیغه چند ساعته مردان متاهل آیا فاحشه گی نیست؟
          سید مرتضی گرامی شما خودتان هم می دانید که فساد و فحشا دست در دست هم دارند و من صیغه خواندن را توهین به زن وفحشا می دانم.حال شما مایلیدآنرا با چادر شرعی بپوشانید. کسی که به خاطر احتیاجی تن به سکس با دیگری می دهد ٬ فحشا باید حساب کرد چه برای یک دلار یا یک میلیارد دلار و یا جاه و مقامی باشد.
          لازمه انسانیت ایجاب می کند که دو نفر با عشق و علاقه و فهم باهم رابطه برقرار کنند نه بر اساس هوس. تعهد فکری و جسمی و وفاداری نسبت به هم دو جانبه است که خوشبختانه در غرب بر پایه برابری و آزادی و احترام و راستی بنیاد و اساس درست جامعه کوچک انسان متمدن است .

           
          • بله زمانی که زن یا مرد در حال دو یا دوچرخه سواری یا شنا هستند متمرکز بر شنا هستند ،خوب این نمی شود با جدا کردن استخر زنان و مردان یا احداث پلاژهای اختصاصی برای زن و مرد صورت گیرد؟شما دائم از بحث طفره می روید و آنرا عوض می کنید و موضوع دیگری مطرح می کنید ،بحث آقای خمینی و من این بود که قانون اسلام بر زن الزام کرده است که حتی موی خویش تا چه رسد به اندام عریان خویش را در معرض غیر همجنس نامحرم قرار ندهد ،کنار دریا که فقط توی آب رفتن نیست؟! شما اگر خارج هستید که از وضعیت سواحل دریاها آگاهید؟ مگر زن و مرد کنار ساحل لخت و عور همدیگر را مشاهده نمی کنند؟! چرا موضوع را عوض می کنید؟ من و خمینی گفتیم شنا بر زن حرام است؟! شنای زن مگر در استخر مجزا ممکن نیست؟ چه اصراری است که زن با مایوی دو تکه کنار ساحل دراز بکشد و اجانب اندام او را ببینند؟!بحث ما این بود نه تبعیض جنسیتی یا سکسیسم ،ظاهرا شما فقط رابطه نهائی جنسی بین زن و مرد غریبه را قبیح می دانید و چشم چرانی و استفاده های دیگر مردان نامحرم از زنان را اصلا سکسیسم نمی دانید!
            —-
            در نوشته بالاتر توضیح دادم که دریافت شما از ازدواج موقت در اسلام که از آن به صیغه تعبیر می کنید نادرست است ،ما اصلا چیزی بنام صیغه نداریم ،در اسلام ازدواج دو قسم است :ازدواج دائم و بدون قید زمان که لوازم و آثاری دارد مثل وجوب نفقه دادن ،لوازمی مثل ارث و محرمیت و چیزهای دیگر ،و ازدواج محدود به زمان خاص ،این محدودیت زمانی نیز ممکن است کم یا زیاد باشد ،و اینها بسته به اختیار و اراده طرفین است،این ازدواج هم قانونی است باید ثبت شود و لوازم نکاح هم بر آن مترتب است اگر فرزندی پیدا شد فرزند مشروع طرفین است ،می توانند شرط توارث و ارث بردن از هم کنند ،مهریه وجود دارد و لوازم دیگر ،پس این غیر از فحشاء و سکس رایج است ،عجیب از شماست که براحتی روابط غیر شرعی خارج از چهار چوبه ازدواج را تحت عناوینی مثل آزادی انسان و گرل فریند و بوی فریند توجیه می کنید هرچند به رابطه جنسی و پیدا شدن طفل نامشروع بینجامد ،آنگاه به ازدواج موقت که روی مصالحی تجویز شده که می رسید آنرا مترادف با فحشاء می پندارید! در حالیکه ازدواج موقت اولا یک امر مباح مورد اختیار و رضایت طرفین است و ثانیا بسیاری از لوازم نکاح شرعی مثل ترتب نسب و فرزندی و غیر آن بر آن مترتب است و تفاوت ماهوی با ازدواج دائم ندارد ،و هیچ زنی را هم نمی توان مجبور به چنین کاری کرد و او آزاد است.

             
    • اینهم جواب خمینی و آخوندهای ///// از خیام!

      شیخی بزنی فاحشه گفتا مستی
      هر لحظه بدام دگری پابستی
      گفتا شیخا هرآنچه گفتی هستم
      آیا تو هرآنچه می نمائی هستی؟

       
  49. مزدک1
    3:16 ب.ظ / فوریه 25, 2017
    سید مرتضی
    12:02 ق.ظ / فوریه 24, 2017
    این تیتر ارتباطی با موسس جمهوری اسلامی ایران مرحوم آیت الله خمینی نداشته است ،این تیتری بود در یکی از نسخه های کیهان ،که بدنبال مصاحبه مرحوم خسرو شاهی ،توسط کیهان از آن مصاحبه انتزاع شده بود و حتی در سخنان خود خسرو شاهی هم نبود.مطالبی که از مستراح اسرائیلی فضای مجازی یعنی سایت بالاترین استناد می شود معلوم است تا چه حد دارای استحکام و سندیت است! البته طبیعی هم هست که وطن فروشان به چنین سایت هایی استناد کنند!
    ……………..
    1.آیا خمینی با چنین تیتری مخالفت کرد یا مثل …از فریب مردم کیفورشد؟

    2. مستراح اسرائیلی!ایا مستراح اسرائیلی بنفع اسرائیل نیست؟راستی چه کسانی دهانشان و رفتارشان و قلمشان تا بحال مستراح اسرائیل در ایران بوده و به اسرائیل بیشتر نفع رانده اند؟

    3.وطن فروش…
    من نیز این ضفات تو و همفکرانت را توهین به شما نمی دانم.پس ////////برو کاری شرافتمندانه پیدا کن و دست از ////////////////

    رتبه دهی (۸ رای)

    پاسخ دادن
    سید مرتضی
    10:33 ب.ظ / فوریه 26, 2017
    اولا فحش دادن و الفاظ چنگکی نشانه ضعف و فقدان استدلال و منطق وطن فروشان است
    ثانیا توضیح داده داده شد که آن تیتر برداشت کیهان از مصاحبه مرحوم خسرو شاهی بود و ربطی به ایشان یا مرحوم آقای خمینی نداشت.
    ثالثا من سایت یا شبکه اجتماعی بالاترین (و نه کاربران آنجا را) را به مستراح تعبیر کردم برای اینکه غالب مطالب آنجا چیزهایی از قبیل چیزهایی است که جای آنها مستراح است ،از مطالب زشت و توهین آمیز به ادیان و مذاهب و اشخاص تا مزخرفات سیاسی یا جنسی که آنجا می گذارند این است که تشبیه بالاترین به مستراح تشبیه بجا و زیبائی است خواه بانی آن اسرائیل باشد یا نباشد.
    رابعا رفتار و گفتار و قلم شما به اهداف اسرائیل و امریکا شبیه تر و نزدیکتر است.
    خامسا:کار شرافتمندانه شما چیست؟ فحاشی علیه ادیان و اشخاص و دعوت میهن دوستانه از اجانب برای تجاوز بخاک وطن
    ………….
    1. شما می گوئید که تیتر را خسرو شاهی در کیهان نوشته بود. یعنی می خواهید بگوئید که خمینی از این موضوع با خبر نبود و انتظار دارید که ما هم آنرا قبول کنیم؟//////////////////
    2.منهم نوشتم که اگر منظور شما از منافع اسرائیل باشد که حکومت اراذل و اوباش اسلامی شما بیشترین نفع را به اسرائیل رسانده و می رسانند.
    3.کار شرافتمندانه سید اونه که شما آخوندها ///////////////////////////////////
    /////////////////////////////////
    /////////

     
    • 1- عبارت من که همین بالا هست :”آن تیتر برداشت کیهان از مصاحبه مرحوم خسرو شاهی بود و ربطی به ایشان یا مرحوم آقای خمینی نداشت”.

      پس تیتر را خسروشاهی در کیهان ننوشته بود! چون تیتر زدن وظیفه رسانه و نشریه است نه وظیفه مصاحبه کننده! مقصود این بود که مصاحبه کننده چیزی گفته بود و روزنامه کیهان برداشت نادرستی کرده بود و آن تیتر را زده بود ،اینجا مصاحبه و تیتر یک روزنامه چه ربطی به آقای خمینی داشت؟! یعنی رهبر باید در مورد دهها روزنامه و نشریه که انعکاس ها و تیترهای خبری دارند اظهار نظر کند یا لزوما همه آنها را دیده باشد؟! پس اول باید فکر کرد بعد نوشت!

      2- اسرائیل دشمن و مخالف ایران است بلاشک ،اگر کسی خلاف این بفهمد و بگوید سر مبارک را زیر برف کرده است ،من گفتم کسی که قلم او و فحاشی او در جهت مخالفت با جمهوری اسلامی و اراذل و اوباش خواندن آن باشد ،حرکت او بیشتر در جهت منافع
      اسرائیل است تا جمهوری اسلامی که کاملا مخالف با اسرائیل است.

      3- من کارهای تحقیقاتی می کنم و نان حلال می خورم و این عار نیست ، سوال این بود :”کار شرافتمندانه شما چیست؟! فحاشی علیه ادیان و اشخاص و دعوت میهن دوستانه از اجانب برای تجاوز بخاک وطن؟!
      پاسخ این بود ://////////////////////////////! یعنی فحاشی!

       
  50. /////////////
    خیام:

    گر می نخوری طعنه مزن مستانرا
    بنیاد مکن تو حیله و دستانرا
    تو غره بدان مشو که می می نخوری
    صد لقمه خوری که می غلام‌ست آنرا
    ………….
    ///////////////////
    در جامعه نفعی برای جامعه و مردم ندارند این شعر سعدیست!

    ای طــبــل بــلـنـد بــانـگ در بــاطـن هـیـچ بــی تـوشـه چـه تـدبـیـر کـنـی وقـت بــسـیـچ
    روی طــمــع از خــلــق بـــپــیــچ ار مــردی تــســبــیــح هــزار دانــه بـــر دســت مــپــیــچ

     
  51. مازیار وطن‌پرست

    فتوا:
    هر کس به هر دلیلی اصغر فرهادی را بکوبد یا تخطئه کند، نه مشکل ایران را درک کرده و نه راه درست برون شد از آن مشکلات را خواهد یافت.

    🙂

     
  52. با سلام و درودهاي گرم و پرمهر
    كمپين فرهنگيان و تجمع اعتراضي بازنشستگان؛ در گفتگو با يكي از معلمان
    اكبر زارعين، فعال صنفي فرهنگيان، در گفتگو با راديو ندا با بيان اينكه ” سياست هاي وزيران آموزش و پرورش خون فرهنگيان را به جوش آورده است ”، از بازتاب كمپين ” بودجه عادلانه براي افزايش حقوق معلمان و بهبود كيفيت آموزش در مدارس” فرهنگيان ؛ از تجمع اعتراضي بازنشستگان لشكري و كشوري در مقابل مجلس و از افشاي سند محرمانه فرمانداري لنجان سخن مي گويد.
    http://radio-neda.blogspot.com/2017/03/blog-post.html

     
  53. رهبر /// مست قدرت 40 سال پیش تصور نمیکرد که اورا کدخدای اشکذر یزد کنند، رییس واقعی قوای مجریه،مقننه و قضائیه هست به همه قرمان وامر میکند ولی پاسخ گو وانتقاد پذیر نیست+ ریاست ارتش،سپاه،بسیج و بانکها وتجارت را یدک میکشد در هیچ جای دنیا اینقدر مردم این اندازه بی عار ودرد نیستند و نمیگویند یکبار مرگ یکبار شیون و این فساد عمومی را از ریشه برکنند، واو کاخ /////

     
  54. با درود خدمت نوریزاد عزیز
    در تکمیل اخرین مطالبی که در خصوص فاطمه زهرا بیان فرمودید.
    علاوه براینکه هیچ گونه مراسم گریه و زاری و هیئتهای جورواجور و قمه زنی ،زنجیر زنی و حرکاتی زشتی که ازذره ای شعور بر خودار نمیباشد ار طرف علی و فرزندانش نمیبینیم حتی:
    خدیجه همسر پیامبز و قاسم پسرش در زمان حیات پیامبر فوت میکنند
    پیامبر و فاطمه در زمان حیات امام علی و فرزندانش فوت میکنند
    و علی هم که در زمان حسن و حسین الا اخر
    چگونه است که هیچ گونه این علم شنگه ها را در انزمان برای فوت خانواده های خودشان راه ننداخته و حتی یک چهار دیواری ساده هم بعنوان مقبره بزرگترین شخصیتهای دینی و خانوادگیشان بنا نکردند . پس این ادا اصول ها وگنبد و بارگاه ها حتی برای غلامان کنیزان انها را از کجایشان در اوردند؟
    البته جواب ساده است . از ناکجا اباد اخوندها

     
    • امید گرامی اگر روایت سنتی خود مسلمین را باور کنیم اینها بخصوص ////////////آنقدر ادم کشته بودند که شبانه دفن شده اند و اصولا هیچ سندی دال براینکه قبر اینها کجاست نیست.علتش هم بخاطر کینه هائی که مردم از اینها داشته اند.چون //////////////////// را آنچنان در حق عرب روا داشته اند که هیچ خانواده ائی از عرب نبوده که کسی را در جنگ با آنها از دست نداده باشد.////////////هم با معاویه از روی ترس و طمع صلح کرد و در حقیقت خلافت را بمعاویه فروخت.//////// هم یاغیگری بر ضد حکومت مردمی یزید کرد و کسی هم به او کمک نکرد و مثل/////////////// کشته شد.///////////////// هم از کشت و کشتار///////////// (خود شریعتی میگوید که هر شب شمشیر خون آلود///////////// را می شسته .حالا شما باشید بخواهید هر روز شمشیر یک //////////////// را که در روز کارش /// / است بشوید چه حالی به شما دست می دهد؟)و بی حقوقی و مریضی از بین رفته. قصه زدن درب توسط عمر به پهلوی فاطمه هم مثل داستان تشنگی علی اصغر در صحرای کربلا همزمانی که پدرش/////////// می کند و ///////////// می کشد برای رسیدن به حوری از////////////// ترینهاست.چون درست همین داستان دال بر/////////////// تا مظلومیت فاطمه!) بنابراین تمام آنچه این شیعیان بهم بافته اند نه با شعور جور در می آید و نه با روایت خود مسلمین.آین آخوندها ///////

      ——————

      خسته کردی مرا مزدک گرامی
      تا مرا به کشتن ندهی سوز درونت آرام نمی گیرد. منتظر باش. همین روزها به خواسته ات می رسی رفیق!!

      .

       
      • جان هر کس دوست داری مزدک دست بردار. والا بالله و اصلا به سنگ و برگ درخت و به بادام و به خرما و به حقوق بشر و به هرچه شما می پسندی، قسم، که من قم هستم و دیده ام کسانی که لگام بریده اند و هر آن آماده ی کشتن نوری زاد هستند. تمام حرف شان هم توهین به مقدسات است. در حالی که روح این مرد بزرگ از این توهین ها، بیزار است ولی درندگان آدمخوار به قول مزدک، قدرت درک این چیزها را ندارند. آنها مشتی جوان نادان را تحریک کرده و می کنند و برخلاف دوستی که قبلا می گفت که بازجوها گفته اند تنها به رهبر کار نداشته باش و هرچه خواستی بکن. نه دوست من، رفیق نازنین مان درک دقیقی مطلقا از دین نداشت و ندارد و حرف بازجو را حرف فتوادهندگان و جوانان آتشین مزاج می داند. بازجو نمی خواهد کارش زیاد باشد و حوصله درگیر شدن با سیاسیون را ندارد پس طبیعی است که فرد را به جای دیگر حوالت دهد. ولی آنان که شب و روز در متون عهد دقیانوس غوطه ورند، دنبال این اند که نگاه چپ به مقدسات بیابند تا فرد را سربه نیست کنند. اگر نمی کنند، منتظر فرصت اند. آنها براستی تبهکارند ولی نباید بهانه دست شان داد. نوری زاد را در خطر قرار ندهیم دوست من. به جان فرزندانم دوست دارم هرچه داری سر من بریزی ولی کاری نکن نوری زاد در خطر بیفتد. توهین کردن برای آنها در حکم آتشی است که در جان شان به پا می کنی. لگام ببرند، هیچ چیز جلودارشان نیست.

         
      • نوریزاد گرامی مشکل شما اینست که روی نوشته های من زیاد حساس شده اید.والا سید مرتضی و یا انارشیست و دوستانشان به همه توهین می کنند و شما راحت زیر سبیلی رد می کنید.در همین نوشته مگر هاشورها چی هستند؟اگر نام محمد و علی و حسن و حسین و فاطمه توهین است خب مشکل از ما نیست دوست بزگوار!از طرف دیگر دوست ارجمند و عزیز اینها اگر بخوان شما را اعدام کنند به سند و مدرک احتیاجی ندارند.اینها خود مگر برای دیگرانیکه زیر شکنجه کشتند احتیاج به سند و مدرکی داشتند؟ نوریزاد گرامی با همه شوخی با ما هم؟طوری می نویسید که گویا اصلا آخوندو نمی شناسید!

         
      • استاد فرفریوس

        آقا مزدکیوس.آدیوس.
        ترا به جان زئوس یا هر چه که باور داری هشدارهای نوریزادیوس را جدی بگیر.ما تحمل آزار نوریزاد را نداریم.
        چند بار باید به تو عزیز کارت زرد و سرخ بدهد.

         
    • جناب امید اگر آخوندجماعت این الم شنگه ها را راه نیندازد از کجا نان بخورد ؟ ///
      ————

      مهرداد گرامی
      مدتی است عصبانی هستی دوست من
      قرار نیست ما یقه بدرانیم برای آنانی که با ما مخالف اند. فحش و ناسزا از هر کسی بر می آید. مهم حفظ آرامش است. سخت است نه؟

      .

       
      • با درود وسپاس از عریران مزدک و مهرداد
        جناب نوریزاد عزیز وگرامی در این ۳۸ سال انچه بر ماگذشته کاملا واقف هستید از اعدام دهها هزار نفر و ملیونها نفر یعنی بیش از نیمی از جمعیت کشور زیر خط فقر و بیکار و اواره غربت بگیرید تا شکنجه های غیر انسانی و وحشیانه و تجاوز علنی واشکار به پسران و دختران ما در زندانها تا خفت هایی که برای هموطنان ما در جهان ایجاد کرده اند . و بلایی بر سر کشور ما اوردند که اگر تمام متخصصین درجه یک دنیا هم جمع بشن تا ۵۰ و یا حتی ۱۰۰ سال دیگر هم نتوانند انرا به شرایط مطلوب و عادی برگردانند ووووو
        چگونه میشود ارام بود؟
        نوشته اند خمینی مورد علاقه مردم ایران !!!!!!؟؟؟؟
        این اقا با خودش چی فکرده ؟ با دسته کورا طرفه؟
        نه عزیز ان ساده لوحانی که عکس خمینی را در ماه دیدند از خواب غفلت احمقانه بیدار شدند این شما هستید که هنوز درخواب و رویای هپروت بسر میبرید. بیدار شوید ان ممه را لولو برد
        نوریزاد عزیز این نابخردان جنایتکار که بویی از انسانیت و جدان نبرده اند چی برای ما و نسلهای بعدی ما بجا گذاشتند که مستحق این توهین ها نباشند؟
        اقای پژوهشگر توضیح بدهید چگونه استکه در صدر اسلام حتی یک چهار دیواری حتی برای پیامبر از طرف خلیفه مسلمین علی بنا نشد وشما اینهمه گنبد و بارگاه برای امام و نوه ونیجه و غلام و کنیزان و هر کس و ناکس انها بنا کردید و دکان فروش جهل و خرافات راه انداختید و مردم ساده لوح را سر کیسه میکنید . وای بر شما دریغ از ذره ای شرم و حیا در وجود شما ۰

         
  55. با درود به جناب نوری زاد : و قابل توجه کسانی که سنگ جمهوری اسلامی را به سینه میزنند علی الخصوص سید مرتضی
    که تازه گی ها //// هم شده باید چشمانش روشن شود بخصوص بند آخر و رهایی قاچاقچی گردن کلفت و اینکه در مملکت امام زمان شهید ستار بهشتی را به قتل میرسانند و زندانیانی که فقط و فقط به جرم حق گویی به زندان های طویل المدت محکوم شده اند و این سید مرتضی ککش هم نمیگزد وبا کمال وقاحت بینظیر میگوید ازپرونده مجبوسین اطلاع ندارد ولی خود را منتقد رهبر انقلاب معرفی میکند که کذب گفته راستی این سید وطن پرست اصلا به خدمت مقدس !! سربازی رفته ویا از ترس افشا شدن نزد طلبه ها در قم پنهان شده و جرئت وشهامت نشان دادن خود را هم ندارد !
    قائم مقام دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور گفت: در حوزه درمان مواد مخدر و دارو، متاسفانه شاهد مافیای پیچیده ای در حوزه داروی متادون در استان کرمان هستیم و باید رسیدگی جدی در این زمینه صورت گیرد به طوری که طبق گزارشات شاهد هستیم که فروش متادون در مراکز دولتی 120 تومان می باشد در حالی که در بازار فروش آن 60 تومان است.
    مویدی در پایان خاطر نشان کرد: ما به دنبال اعدام کردن افراد در حوزه مبارزه با مواد مخدر نمی باشیم، اما می خواهیم قانون جامع و کامل در این زمینه مصوب شود به طوری که نه با اعدام موافق هستیم و نه با آزادی بلکه باید حکم حبس ابد برای قاچاقچیان مواد مخدر صادر شود.
    قائم مقام دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر گفت: به طور مثال یکی از بزرگترین قاچاقچیان حوزه مواد مخدر کشور به نام “باسق” سال گذشته دستگیر و حکم اعدام این فرد را دستگاه قضا صادر کرده، اما امروز باخبر شدیم که وی با قرار وثیقه آزاد شده است./خبرگذاری ایسنا

     
  56. مادر عزیز و گرامی خانم شهین مهین فر

    از دست دادن فرزند یکی از بزرگترین مصیبتهاست ودردو غمی که برجان شماست کسی قادر به سنجش و لمسش نیست. نکته ای که بخوبی اشاره فرمودید ، در مورد سیاسی بودن است ،و آن اینکه چون ما در جامعه با انسانهای دیگر و قوانین زندگی می کنیم ، خودبخود با قدرت و سیاست سرو وکار داریم ، حتی اگر در خانه بمانیم و هیچ کار نکنیم ،سیاست بر ما اعمال می شود ، چون گرانی وبیکاری و قدرت خرید و امکانات شهروندی و آزادی و حق انتخاب …..

    بنابراین سیاست جزوی مهم از زندگی ماست ، و باید با چشمی باز به آن نگاه کرده و آنرا دریابیم، آن کسی که خود را سیاسی نمی داند ، ناآگاه و یا بهتر بگویم احمق است کسی که بار مسولییت شهروندی را کنار گذاشته و به منافع خود فکر می کند،باز هم با سیاست سرو کار دارد، چه بخواهد و چه نخواهد. برای دمکراسی و صلح و امنیت ،سیاسی بودن افراد بسیار مهم است ، هر چه مردم سیاسی تر باشند پایه های حکومت مردم داری و دمکراسی قویتر خواهد بود.

    دوران کنونی با پیشرفت تکنیک این امکان آگاهی یابی را بیشتر کرده است و دوران شناخت و بررسی و علم است ، سیاست نیزجزو مهم آن است . هنر برای هنر نیز بی معنی است ، تنها همین رابطه ایجاد کردن میان آثار هنری و افراد دیگر، نوعی سیاست است ، سیاست تنها مربوط به حاکمان و نمایندگان و پشت درهای بسته نیست ، با حقوق شهروندی و مدنی سرو کار دارد .
    سیاست، قدرت آگاهی هر فرد است که حاکمان تمامیت خواه با دستگاهی به نام آگاهی سیاست سرکوب افراد را برای سیاستهای خود اعمال می کنند.و از آنچه می ترسند : سیاسی (آگاهی به حقوق خود و حق نقدوانتخاب وپاسخگویی اعمال حاکمان )بودن افراد است. با احترام

     
  57. مارتین هایدگر متولد سال ( ۱۸۸۹ تا ۱۹۷۶ )پروفسور آلمانی بود و نظریات پدیدارشناسی و متافیزیکی او بحث انگیزند و کتاب معروف او هستی و زمان است.

    قسمتی از نوشته ها در مورد تاثیرات تفکر و راهنمایی

    «انسان باید خود را دریابد .چرا؟ زیرا تنها یک خود وجود دارد و این امکان دارد که آن را گم کرده وجا گذاشته و یا پنهان کردده است وچیزی از آن خود باقی نمانده است.
    اما چگونه ، انسان می تواند خود خودش باشد؟
    خود او و او چیستند؟
    آیا انتخاب اولیه ای در کار نیست؟
    هر آنچه را که فرد انتخاب نمی کند و یا بر می گزیند، خود را تعریف می کند.
    ۱-توسط عکس العمل همیشگی
    ۲-توسط صحبت با تو(دگری)
    ۳-توسط موقعییت انتخاب
    ۴-توسط خداگونگی.

    هایدگر مثالی می زند، زمانی که کسی در پایین کوه چسبیده به صخره هاست ، چگونه امکان دیدن تمامی کوه و یا نوک کوه را دارد؟
    او فقط صخره به صخره را می بیند.
    او چگونه روی کوه خواهد آمد؟ در حالی که چسبیده در پای کوه است ؟
    او می تواند از کوهی به دیگری حرکت کند، اما ،چگونه می تواند این کوهی که بدان چسبیده است را کامل بببیند ؟و آنرا دریابد ؟ کسی که بدین مرحله رسیده و می تواند کوه خود راببیند، هیچکس قادر به عقب گرد او نخواهد شد ، هیچکس . »

    [ یادآوری،ترجمه من برداشت شخصی من است و ممکن است با کاستی همراه باشد]

    این افکار فلسفی همچنان بر وجود و بودن وانسان ادامه د ارند ولازم و ملزوم دنیای کنونی است زیرا که پایه های علمند .انسان متفکر در حال نو زاییدن و آفرینش است و بدین خاطر در« گفته های دینی» فرشته گان بر انسان حسد می ورزند، زیرا که او با فکر و خلاقییت است و تنها بدینگونه انسان، خداگونه می شود.

    اما، خلاقیت را از دروان کودکی با اجازه ندادن و پرواری شرم ، ترس ، سوال نکردن ، قبول حرف بزرگان ، دخالت نکردن ، تنبیه ، حرام ، کفر و ایمان گرفته و بدین گونه از انسان تنها «آن » ی بی نشان باقی می ماند که وجود و هستی را نایافته و از بین می برد .

    خلاقیت را همه دارند بخصوص آنان که به خود نزدیکترند ، راستگوتر و خداگونه ترند ، فقط باید نترسید ، نه زیر کوه ، بلکه در راس قله کوه و گاهی از دور نظری به خود انداخت و ازنگاه دیگرن نیز خود را دید و خود را شناخت ، زیرا انسان در رابطه با دیگران معنی می یابد، و یافتن و دریافتن خود همان در راس قله ایستادن است، چون آقای نوری زاد عزیز

    اما ، این سوال پیش می آید ، آیا یافتن خود و خداگونگی انسان مهم است ؟
    من فکر می کنم حیاتی است.

     
  58. پیوند حوزه ودانشگاه غیر ممکن بود ،هست وخواهد بود یعنی تاریکی و روشنایی باهم نمیتوانند ظهور کنند صحبتی مضحک وبی محتوا بود وهست، رفسنجانی بیش از سه ده مسئول دانشگاه آزاد بود چطور ممکن است کسیکه یکروز هم در دانشگاه درس نخوانده و معلومات وتجربه دانشگاهی بودن را ندارد چنین پستی را قبول میکند یا به او داده شود؟
    آخوند جماعت کشور را بین خود تقسیم کردهاند و سیستم مافیایی خود را همه جا گستردهاند، اینها قبل از انقلاب که منبری بودند با سخنان و روایتاتی که اثری در تاریخ نداشت مردم را میفریفتند و دوروغ کار روزانه آنها بر منبر ها بود وامروز هم که در سمت های گوناگون جا خوش کردهاند کارشان مفت گردی ومفت خوریست معنی کلمه آخوند یعنی مفت خور.
    دیروز مرحوم جنتی فرمودند” انتخاب کاندید کار مشکلی است” ولی نیست کسی ازو بپرسد که چطور یافتن احمدی نژاد ، حداد ق و جلیلی و قالیباف مشکلست؟ در بیت وکاخ رهبر 5 شش نفر را انتخاب میکنندو مردم را بطرف صندوقهای رای میکشند که باز هم مردم در انتخاب رییس جمهور دخالتی ندارند و فرد نصب میشود واعتراض مردم فتنه میشود ستاد فتنه کاخ رهبرست.
    اگر کاندید شدن معیاری داشته باشد آنوقت مردم میتوانند فرد لایق وکاردان وباتجربه ای را انتخاب کنند که درین 7 دوره ریاست جمهوری یعنی هفت رییس جمهور ایران هیچکدام شایسته این مقام نبودهاند ، اگر حداقل مدرکی برای کاندید در نظر گرفته شود، 10 سالی تجربه وسابقه اجرایی در سمت های بالا داشته باشد و دزد و آدمکش هم نباشد دیگر احمد جنتی مرده زنده یاد مشکلی نخواهد داشت،در ایران حزبی استخوان دار وجود ندارد که برنامه برای آینده داشته باشد ، یک فرد سیاسی بعد از سالها تلاش ومبارزه در یک حرب پله ها بسوی هرم قدرت را بالا میرود، موتلفه، جامعه روحانیت مبارز، جبهه پایداری، خط امامی ها و….. حزب که نیستند بلکه باندهای مافیایی هست که خود را برای باج گیری بعد از انتخابات نمایان واعلام میکنند، در کدام کشور سراغ دارید 80 نماینده مجلس مستقل باشند، مستقل یعنی بدون برنامه حرب وفرد یعنی هرطور باد بوزد نماینده مستقل هم حرکت میکند، در کشورهای دیگر هم ممکن است یکی دو تا مستقل باشد که نشئات گرفته از مشکلات یک حرب است مثلا آقای ایکس پرونده قضایی داشته ودیگری آقای وای کاندید ونماینده بوده و در دور بعد که مشکلات قضایی ایکس تمام میشود مجددا در حوره خود کاندید میشود وهمچنین وای و اینجا حرب بیطرفانه رفتار میکند وهرکدام انتخاب شد آنگاه در گروه حزبی خود جای خواهد گرفت.

     
  59. ملتی بزرگ و شیعه — بخش اول
    ما ملت بزرگی بودیم که بدبختی و فلاکتهای بزرگی هم کشیدیم. نوشته اند که جمعیت حوزه نیشابور تا پیش از حمله مغول حدود 30 کرور یعنی 15 ملیون نفر بوده است. وقتی رضا شاه بقدرت رسید کل ایران به 12 ملیون نمیرسید که عامه مردم در بدبختی و فقر فرهنگی و اقتصادی و انواع واقسام مرضها گرفتار بودند. حمله مغول ، حمله تیمور، شیعه گستری شاه اسماعیل و سپس حمله محمود افغان و هزینه های نظامی نادر شاه رمقی برای مملکتمان نگداشت. حدود 800 سال پیش برای نمونه در استیلای مغول بر نیشابور12 شبانه روز شماره مقتولان به طول انجامید و یک میلیون و هفتصد و چهل و هفت هزار مرد به استثنای زنها و اطفال به شمارش درآمد. بیش از خسارت‌های اقتصادی، صدمات فرهنگی و روحی برایمان ماند. مراکز علمی و فرهنگیمان مانند کتابخانه‌های بسیاری سوزانده و ویران شد. شهرهای بزرگ بسیاری از بین رفت و به دنبال آن مراکز رشد و پرورش فکری به حداقل رسید اگر در طی نزدیک به 200. سال بعد فرصتی ایجاد شد تا مردم بتوانند در سایه حکومت فرزندان و بازماندگان مغول یا دیگران نفسی بکشند و تا حدودی به احیاء مملکت پردازند دوباره گرفتار حمله تیمور و سپس نزاع های فرزندانش در صد سال بعد شدیم. حدود 500 سال پیش هنوز سر بلند نکرده گرفتار نوجوانی شدیم که توسط القائات مادرش و عده ای قزلباش که از سرزمین اناتولی (ترکیه) آمده و دور اورا گرفته بودند گردیدیم. این نوجوان را توهم برداشته بود که رابطه خاصی با خدا دارد و نظر کرده است و هر کاری انجام دهد الهی است تا اینکه در جنگ چالدران از سلطان سلیم عثمانی بقیمت از دست رفتن قسمتی از آدربایجان و کردستان و عراق شکست میخورد و بر خودش معلوم میشود که چنین نیست . فرهنگ و مذهب این موسس شیعه گری در ایران روایتی نزدیک به روایت کنونی از شیعه دوازده امامی است ، در ابتدا شرابخواری و لواط نه تنها مذموم نبود بلکه ثواب هم داشت در طی 9 سال ابتدا از تبریز و سپس شهرهای دیگر تا هرات با ضرب شمشیر و قتل و جنایت، مذهب شیعه را در دوران شاه اسمعیل اشاعه دادند. فقر فرهنگی و بدبختی و ادبار منتج از حملات مغول و تیمور زمینه را برای باورها و ایمانهای خرافی و کینه نسبت به حکومتهای سنی ایجاد میکرد تا بتواند پشتوانه عطیمی برای شاه عباس شود. او توانست در جنگهای متعدد طی 43 سال فرمانروائیش، با سختگیری و سخت کوشی و سخت کشی ، ملت – دولت ایران را تشکیل دهد و این نسخه از شیعه گری را رواج دهد. امرودخانه ها ( نگهدارنده نوجوانهای تن فروش ) بیش از 200 سال از 221 سال حکومت صفویان رسمی و قانونی بوده و مالیات میدادند بزرگانی چون باقر مجلسی، شیعه صوفیگرانه را فقهی میکردند و کتاب حلیه المتقین مینوشتند.”….روایت دیگر منقول است كه چون آنحضرت را بمعراج بردند زمين از رفتن آنحضرت محزون شد، و باين سبب كبر در آن روئيد، و چون بر گشتند زمين شاد شد، و گل سرخ در آن روئيد، پس كسى خواهد كه بوى حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را استشمام نمايد گل سرخ را ببويد و در روايت ديگر، از طرق عامه ، از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وارد شده است كه گل سفيد از عرق من روئيده در شب معراج ، و گل سرخ از عرق جبرئيل ، و گل زرد از عرق براق ….” اینکه به چه معنی است 1000 سال بعد از پیغمبر حدیث و روایت بگویند آیا نشان از ذلیل بودن ملتی در فقر فرهنگی نیست ؟ در چنین سطحی از ابتذال فرهنگ و تمدن خوبست نگاهی به فرهنگی که 300 سال پیش از آن و حمله مغول در این سرزمین حاکم بوده است کنیم . زکریای رازی متولد ری بیش از 1100 سال پیش از زمان کنونی الکل را کشف میکند. از تاثیر سرکه بر مس استات مس یا زنگار را تهیه میکند تا برای شستشوی زخمها بکار رود. اسید سولفوریک را برای نخستین بار فراهم میکند که با داشتن آن بدست آوردن دیگر اسیدها به آسانی میسر است. از سوزندان زرنیخ اکسید ارسنیک یا مرگ موش را تهیه میکند همان موشی که چهارصد سال بعد با انتقال طاعون یک جهارم تا یک سوم جمعیت اروپا را به دیار عدم فرستاد. او برخلاف فرزندان ذلیل شده 700، 800 سال بعدش (دوران صفوی و پس از آن) با آنکه به خدا و ماوراء الطبیعه اعتقاد داشت نبوت و وحی را نفی می کرد و ضرورت آنرا نمی پذیرفت. چه کسی تقریبا صد سال بعد از رازی راجع به کروی بودن زمین و حرکت وضعی زمین و اینکه به دور خودش میچرخد، مینویسد و شعاع زمین را 6340 کیلومتر محاسبه میکند ؟ (اکنون 6371 کیلومتر محاسبه شده ). جالب است که بیش از 500 سال بعد گالیله را برای همین محاکمه کردند. ابوریحان بیرونی در یکی از کتابهای خود موسوم به ” سایه ها” از منحنی های مقاطع مخروطی و استفاده از آنها در حل معادلات جبری درجه دوم صحبت میکند او در این کتاب از مثلثات بر روی کره و در سطح مینگارد. اعداد گنگ را بررسی میکند. او چگالی سنج را ساخت و وزن مخصوص بسیاری از اجسام را محاسبه کرد. به این نظریه بیرونی توجه کنید ” حیات جهان بستگی به دانه افشانی و زاد و ولد دارد. با گذشت زمان هر دوی این فرایندها افزایش می‌یابند. این افزایش نامحدود است حال آنکه جهان محدود است ” آیا مشابهت آنرا با نظریه مالتوس اقتصاد دان قرن نوزدهم مشاهده میکنید؟ نظرات زیست شناختی تکامل بیرونی کاملا قابل قیاس با انطباق طبیعی داروینیسم است . بی جهت نیست امروزه در سراسر دنیا ، دانشکده ها و کتابخانه ها را بنام او مزین میکنند.

     
    • با سپاس از جناب جلیل برای این کامنت روشنگر ولی این همه روشنگری برای حوزویان مانند یاسین ///////// ! هست و نرود میخ آهنین بر سنگ. باز هم سپاس .

       
  60. محمد نوری زاد

    به اصغر فرهادی و بلندای شعورش

    ما دوستان شما در ” لگام”، خرسندیم از پیروزی شما در اسکار. شادیم از بلندای شعور شما که نام ایران را با خرد و صلح و مدارا آمیختید. در این سی و هشت سالی که حاکمان اسلامی بر سرِ این سرزمین فرود آمده اند، نبوده که از جانب آنان سرفرازی و نام نیکی برای ایران و ایرانی برآمده باشد. هرچه بوده به همت نخبگان و قهرمانان و تک ستارگانی چون شما بوده. در غوغای بی خردی ها و انگشت نما بودن سهم ایران در فجایع و آشوب های منطقه ای، ناگهان اسم ایران با صلح و ادب و هنرِ شکوهمند اصغر فرهادی می آمیزد و بر سر زبانها می افتد. بخاطر همه ی امیدها و شوق ها و روشنایی ها و خوبی هایی که با ایران و با مردم سرزمین تان به اشتراک نهادید، از شما سپاس مندیم.

    دکتر محمد ملکی
    محمد نوری زاد
    نهم اسفند نود و پنج

    ———————————————————————-
    اصغر فرهادی:
    اقاى نوريزاد نازنين سلام
    بسيار خوشحالم از ديدن پيغامتان و خوشحالم كه باعث اندك شور و شادى در دل شما و مردم شده ام.اميدوارم طاقت بياورم و در همين مسير بتوانم قدم بردارم.
    سلام من را به اقاى دكتر ملكى نازنين برسانيد.
    با مهر و احترام
    فرهادى

     
    • جناب آقای نوریزاد آیا شخص جناب اصغر فرهادی ! در جواب دوستان لگام در سایت شما کامنت گذاشته اند ؟ لطفا صریحا جواب دهید . با احترام

      ——-

      درود دوست گرامی
      نخیر. ایشان پاسخ نامه ی لگام را داده اند و من هم نوشته ی لگام و هم پاسخ ایشان را منتشر کردم.

       
  61. بادرود خدمت جناب نوریزاد عزیز. در باب جناب فرهادی میخواستم بگم که ای کاش ایشان به جای اون نطق ضد ترامپی اش که از نظر من هیچ لزومی نداشت… حداقل اشاره ای هرچند کوچک (ویا لااقل در حد اهدای جایزه خود به مردم ایران…) به مردم درد کشیده و ستمدیده ایران میکرد… و یا اگر جرات چنین کارش را هم نداشت، کلا حرفی نمیزد که مفهوم سیاسی بدهد! نمیشه در یک مقوله سیاسی حرف زد و در مقوله ای دیگر ادعای سیاسی نبودن داشت!! به نظر من یکی از مشکلات ما ایرانیان همین یه بوم و دو هوا بودنه… (در تمامی زمینه ها… از سیاست گرفته تا مسائل اعتقادی…) کلا هر جا به نفعمونه ابراز وجود میکنیم و اگرنه… هیچ! به نظرم ما به جایی میرسیم که فارغ از نفع شخصی برای وطن و هموطن خود گام برداریم… از طرفی من نمیدونم چرا یه قضیه ندادن ویزا… اونم برای سه ماه نه سه سال و یا تا ابد! تا این حد باید سر و صدا به پا کنه! مگه نه اینکه حضرات به شکل فله ای ریختن تو امریکا و مشغول نفوذ به لایه های مختلف دانشگاهی و دولتی و… در امریکا هستند؟ حال اگر ما بودیم و با چنین شرایطی مواجه میشدیم … به خودمون حق نمیدادیم که در این آشفته بازار وقتی جهت تامل و رسیدگی به آشوب حاکم بخواهیم تا سر و سامانی به اوضاع دهیم؟ پس چه شد که چون قضیه، قضیه ترامپ است و نامحبوب تمامی جریانات چپ حاکم بر دنیا و مدیای چپگرای دنیا… باید بلوا به پا شود و…. ولی همین قانون بارها و بارها در زمان کلینتونها و حتی خود جناب اوباما (که اتفاقا مردم ایران از ایشون دل خوشی هم از ایشون ندارند… به واسطه حمایت نکردن از مردم در سال 88 ) به اجرا گذاشته شد و صدا از دیوار در آمد از خیل عظیم سینه چاکان حقوق بشری!!! بازم تاکید میکنم… یه بوم و دو هوا زندگی کردن ما را به هیچ کجا نخواهد رساند… حال این شخص اصغر فرهادی باشد… من و یا شما! نتیجه همین ملغمه ایست که ما امروز روز در آن دست و پا میزنیم! امیدوارم روزی برسد که مردم به دور از حب و بغض و با دلیل و منطق و البته به دیدی نقادانه افراد رو تائید و یا تکذیب کنند و از هیچ کسی بت نسازیم که همین بت سازی بلا جان ایران عزیزمان بوده به درازنای تاریخ کشور دوست د
    داشتنی مان… پاینده ایران و موفق باشید

     
    • سلام بانوی گرامی
      از هیچکس انتظار سیاسی بودن و سیاسی سخن گفتن نداشته باشید بل انتظار شما این باشد که افراد انسانی سخن بگویند.حرکت فرهادی در دعوت از یک زن و مرد ایرانی که دست بر قضا با معیارهای حکومت دینی همخوانی ندارند با خود بار معنایی بسیاری دارد.او به عنوان یک هنرمند وظیفه انسانی خود را در حق هموطنان خود ایفا کرد.این را مقایسه کنید با حرف آن کسیکه بعد سالها به کشور خود می آید و می گوید احساسش هیچ است!!ایکاش آنجا هم کسی او را می نواخت و به او نشان می داد قبل از اینکه سیاسی باشد باید وطن دوست باشد.حس وطن دوستی و هم وطن دوستی بسیار بالاتر از این است که کسی بخواهد سیاسی باشد و سیاسی سخن بگوید.این را فراموش نکنید که سیاست بر مبنای منافع و مضرات فرد است و انسانیت پایه اش نه نفع و زیان که عشق است.
      موفق باشید

       
    • بانو
      شاید کلام شما در باره پیام فرهادی درست باشد ولی معترض گفته شما”نفوذ به لایه های مختلف دانشگاهی ودولتی و” بانوی عزیز در غرب جان انسانها ارزش وقیمت دارند ومحاسبه میشوند نه چون ایران که جوانان ومردم را به جنگ و زیارت در عراق ومکه روان میکنند وسالانه هزاران مفت مفت کشته میشوند،در آمریکا این سالها کمتر بسوی رشته های ریاضی میروند ومجبورند مهاجر درین زمینه و از همه جهان بگیرند وهمیشه چنین بودهاست، وباز حکومت مستقر در ایران جوانان تحصیل کرده را بعلت تبعیض و بیکاری مجبور به مهاجرت میکند که آمار در دست رس است و این برای آمریکا نعمتیست، لازم بذکرست که تحصیل بقدری در آمریکا گران است که اغلب آمریکایی ها حتی بعد از بازنشستگی بورس تحصیلی خود را پرداخت میکنند، روزی خانمی ایرانی کودکش را با کمر بند ایمنی داخل اتومبیل نبسته بود و پلیس اورا متوقف نمود و خانم در اعتراض به جریمه بیان نمود که فرزند منست بشما مربوط نیست ودر ادامه خلافش سنگین وداگاهی شد و دادستان در داد خواست اعلام نمود که ما از بدو تولد بر این فرزند که آیندهاش بما تعلق دارد ودرین کشور خواهد بود سرمایه گذاری کرده ومی کنیم و تنها شما مسئول او نیستید،کادوی تولد به خانواده کودک، تعطیلی زایمان،کادوی داروخانه کودک، ماهانه 100ذلار و افزایش سن اضافه میشود برای مخارج بچه ،داروودکتر ودرمان مجانی ،داندانپزشکی مجانی از سه ماهگی، شیر خشک مجانی،ورزش واستخرمجانی،غذا درمدرسه ظهر ها، پول کیف وادوات مدرسه یکبار هنگام گشایس مدارس، برای بیش از سه ساله ها گردش هفتگی و سینماو کلاس موزیک مجانی و ژیم…… ازین منظر یک کودک غربی ارزشی دارد و قابل ارزیابیست همچنانگه یک جوان 18 سال ارزشی و بهایی بالا دارد،در اسلام کشورهای اسلامی گذشته بها دارد نه انسان ها وامروز

       
    • مبارزه با حكومت ميتواند اَشكال گوناگوني داشته باشد. هر اعتراضي الزاماً نبايد علني و تحريك أميز باشد.
      اقدام كنشگران و فعالين مدني در جامعه اي بي نظم و قانون چون كشور ما كه شهروندان از ابتدائي ترين
      حقوق مدني و شهروندي بي بهره اند از ريسكِ بسيار بالاي برخوردار است. بنابر اين كُنش فعالان مدني مستلزم
      ارزيابي درست و دقيق از بازدهي اقدامات اعتراضي شان ميباشد.
      اينكه چرا اصغر فرهادي از ظلم و
      ستمي كه بر مردم كشورش ميرود سخني نگفت و در مقابل از دولت ترامپ و اقداماتش انتقاد كرد،
      به اين دليل است كه رفتار حكومت ايران، چه نسبت به شهروندانش و چه حمايتش از جريانات تروريستي
      در منطقه، بر كسي پوشيده نيست. اما حكومتي كه ادعاي داشتن بزرگترين دمكراسي جهان را دارد
      با نقض اشكار قوانينش توسط كاسبي كه تحت شرايط مشكوكي مهمترين پست حكومتي را در اختيار
      گرفته است، ضروري و بجا بنظر ميرسد.
      جمهوري اسلامي با عملكردش در چهار دهه ي گذشته، چهره اي
      جنگ طلب، افراطي، بي فرهنگ و
      خشونت گرا، از ايران و ايراني به جهانيان عرضه داشته. اصغر فرهادي بكمك دوربينش، و خلق اثاري
      كه بزرگترين جايزه هنري دنيا در اين زمينه را از ان ﺧﻮﺩ كرد، تصويري متفاوت از ايران و ايراني
      به جهانيان نشان داد. كشوري با فرهنگي غني كه عليرغم تلاش چهل ساله تاريك انديشان و خرافه پرستان
      براي نابودي تاريخ و فرهنگش، همچنان در زير پوسته سخت و خشنِ محدوديت ها و كارشكني ها
      قادر به خلق اثاريست كه تحسين جهانيان و خشم دشمنان را بر ميانگيزد.
      تصويري كه اصغر فرهادي در فيلمش، از جامعه بيمار و درهم كوفته شده مان بنمايش ميگذارد
      از صد نامه اعتراضي و پيام سياسي به حكومتگران بي لياقت، قويتر و كوبنده تر است.

       
  62. صلاح در بر قراری صلح است

    روحانیون همگی عزیز هستند , چه آنها که واسطه با عا لم هپروت الهی هستند , و چه آنها که واسطه ارتباط با عالم هپروت اجنه هستند . هر دو دسته به جهت اینکه نیاز های روحی را رفع میکنند بر تخم چشم عامه مردم جای دارند .این اختلافی که بین فضلای قو م , حجج اسلام جناب سید رضی و سید مرتضی بوجود آمده بلاشک کار شیطان است و مضر به حال اسلام عزیز . لذا ما از هر دو میخواهیم که بین خود صلح برقرار کنند و بیش از این زوایای اسلام عزیز را برای نا اهلان آشکار نکنند , که این نه مورد تایید پروردگار عالم است و نه باعث خوشنودی اجنه . این رموزالهی باید بین خواص بمانند و فاش کردن آنها که باعث تزلزل پایه های ایمان بندگان میشود بالکل حرام است . توصیه مابه سید رضی اینست که با گرفتن جنی که در بدن سید مرتضی رفته است او را شفا داده دوباره به راه راست بیاورد . انشااله که خدای رحمان زحمت اایشان را بی اجر نمیگذارد. انشالله.

     
    • هم جنس عزیز، اگر بجای «روحانیون بر تخم چشم عامه مردم جای دارند» مرقوم میفرمودید که «روحانیون ////////////عامه مردم جای دارند» جمله کامل میشد. الاحمق جن بو داده.

      ———–

      توهین نکنیم دوست گرامی
      کار دشواری است فحش ندادن؟

      .

       
      • ما جنی ها اهل استدلالیم نه فحش . به این وسیله انزجار خود را از فحاشان , چه حرفه ای و چه آماتور , ا علام میداریم و از کسانی چون زعفر جنی برائت میجوییم . ایشان از ما نیستند .

         
    • جعفر جنی گرامی
      سوالی از شما دارم: شما اصالتا جن هستید ولی در مذهب جعفری؟ یا اینکه نه ، شما بدوا و ماهیتا جن نبوده اید ولی مذهب جعفری شما را جن نموده؟ اینرا نه از باب فضولی بلکه به منظور تکمیل تحقیقات اکادمیک خود در رشته وزین جنشناسی نوین و سوپر مدرن جویا میشوم ./با احترام/

       
      • سید رضی گرامی
        همین کنجکاوی شما کارتان را به جن گیری کشانده . شما به دین و مذهب دیگران چه کار دارید ؟ مگر همان روحانیونی که واسطه بین عوام و عا لم هپروت الهی هستند برای تفتیش عقائد کافی نیستند که روحانیونی چون شما که واسطه بین عوام و عالم هپروت جنی هستند هم در این کار دخالت میکنند؟ همچین از “تحقیقات ” دم میزنید که آدم یاد یک مشت گونی از خرافات پر شده میافتد که خود را “عالم” مینامند . تحقیقات شما اگر راه به جایی میبرد لطفا اول سید عزیز ما مرتضی را شفا دهید. من دوست دارم که این جن گیری را آ ن لاین انجام دهید تا آنها که اعتقادی به جن گیری ندارند ببینند و دست از تمسخر بر دارند . برای شما توفیق روز افزون در خدمت به جن و انس آرزو میکنم .

         
    • جناب جعفر جنی شاید روحانیون قبل از انقلاب عزیز بودند ! لیکن به واسطه اختلاف فاحش بین اظهارات و عمل به درجه ای ازسقوط کشیده شده اند که همگان شاهد هستند اصولا قشر روحانی در تمام ادیان ازقبیل الهی و شیطانی و من در آوردی ! در طول تاریخ بشریت ثابت کرده اند که به محض اینکه صاحب قدرت شوند تسمه از گرده مردم خودشان میکشند و اگر در صورت استثنا اگر هم لباسی از تیره خودشان سازمخالفت بزند سریعا به هر نحو ممکن وی را خاموش و یا بایکوت مینمایند که خفه شود . در ایران عزیز و امام زمانی طی اریعین سالها به عینه شاهد هستیم روحانیت که در سیاست دخالت کند نتیجه بسیار اسف بار خواهد بود البته از دید مردم . لیکن با سفسطه و مغلطه و پر رویی مثال زدنی که فقط در قشر روحانی جماعت قابل مشاهده است هرگونه قهقرا را انکار میکنند و چون فکر میکنند تافته جدا بیافته هستند و باز هم گمان میکنند که حضرت حق پشتیبان آن ها هست منکر تمام بدبختی هایی که به سر جامعه می آید هستند و وجود انگل گونه خود را عین رحمت الهی مینمایند و غافل هستند که شاید حضرت حق ایشان را در بوته آزمون قرار داده و دارد محک میزند که به گمان من با توجه به شرایط ایران عزیز تا کنون روسیاه بوده اند و متاسفانه با وقاحت مثال زدنی هرگونه مخالفت علنی را سرکوب میکنند ودر بوق وکرنا و تبلیغات حال به هم زن وجود دموکراسی را در رژیم جهل و جنون وخون فریاد میزنند شما بفرمایید آیا در کل کره زمین دیگر یک کشور دوست برای ایران باقی مانده ؟ آیا تمام دنیا پیرو شیطان هستند و این ها الهی ؟ آیا یک کشور ( به جز روسیه ) که سالیان سال در پی گرفتن منافع نا مشروع ازایران بود و به مدد دم مسیحایی روحانیت مثلا مسلمان به این مهم نائل آمده از ایران دفاع میکند ؟ آیا تمام کشور های دنیا پیرو اهریمن هستند ؟ و فقط جمهوری آخوند زده ایران الهی است ؟ به عنوان مثال یکی از هزاران فلاکت که به سر ما آورده اند را باز گو میکنم در چند سال اخیر که ایران تحریم بود و حکومت آخوندی نفت را به قیمت های بسیار نازل و به اجبار به چندین کشور میفروخت از جمله هند که طی هفت سال این کشور بسیار عزیزپول نفت ارزان قیمت را هم نداد ! و آخوند ها ککشان هم نگزید حالا پس ازهفت سال دولت هند دلش به رحم آمده و میگوید بدهی جمع شده هفت سال قبل تا کنون را (بدون بهره دیرکرد ) فقط با کالا آن هم دولت هند تشخیص میدهد که چه کالایی و به صورت قطره چکانی میدهد و دیروز در خبر ها خواندم که پنج هزار تن سیب زمینی به ایران ارسال کرده اند ! واقعا بنازم پر رویی را ! کشاورزان سیب زمینی کار چشم به راه مشتری هستند و آن وقت حکومت آخوندی مجبور میشود که از هند سیب زمینی وارد کند اینجا میگویم حاشا به غیرت همه آخوند ها ازسیا و سفید . تا بعد.

       
      • مهرداد گرامی
        من کاملا حال شما را درک میکنم ولی متاسفانه کمکی نمیتوانم بکنم چون رهبر ما جنی ها ما را از دخالت در سیاست منع اکید کرده است. شما اگر با چند میلیون از هموطنان خود که راه ساده تری را برای ارتزاق انتخاب کرده اند مشکل دارید , این را لطفا در کار جن و جنگیری دخالت ندهید .

         
  63. سلام جناب آقای نوری زاد اینجانب از ایل جلیل قشقایی هستم
    ایل قشقایی همیشه در وطن پرستی وشجاعت در اول جبهه قرار گرفته ولی چون مثل اکثر ایلخانانش فکر اصلاح گرایانه دارند مورد بی مهری رژیم آخوندی قرار گرفته اند انشالله که این تنگ نظری ها و شهروند1و2…درست کردن در این بلاد ریشه کن شده وایرانی آباد وآزاد داشته باشیم و این آخوندهای بی سواد دست از سر این ملت بردارند
    کیومرث قشقایی

     
    • افتخار بزرگی دارم که چند سالی‌ است با قشقائی‌های بسیار نازنین و شریف و پاک سرشت آشنایی پیدا کرده‌ام و چه مردم نجیب و اصیل و دوست داشتنی. درود بر کیومرث عزیز.

       
  64. بقلم بابک داد


    آیا «بیشعوری» موضع است؟٬ بابک داد

    این سخنان نشان‌دهنده «فقر شعور» آن شورای نگهبانی که چنین فردی را «صاحب صلاحیت» تشخیص داده و این رذائل اخلاقی کثیف و امیال بیمارگونه را در وجودش «احراز!» نکرده است.

    در یک سخنرانی ده دقیقه‌ای، تپه گلکاری نشده‌ای باقی نگذاشته و به همه اهانت کرده است. او در همین زمان کوتاه، چند اعتراف کرده که حداقل سه‌تای آن حبس و شلاق و اعدام دارد!! از توهین به زنان تا زبان مردم تهران و قزوین… تا تهدید به آزار زنان نماینده و اعتراف به تعرض جنسی به نماینده روحانی مردم قزوین و کشتار بیش از ۶۰۰ اسیر دست‌بسته عراقی… اینها چکیده سخنرانی نادر قاضی‌پور، نماینده فعلی و منتخب مردم ارومیه در مجلس دهم است که صدای اعتراض همه را درآورده. و تا آنجا که من دنبال کرده‌ام صدای اعتراض مردم خوب و نجیب آذربایجان و ارومیه هم در شبکه‌های اجتماعی بلند شده است.

    حالا اما قاضی‌پور این حرفهای رکیک و زننده را «موضع خود» نام گذاشته و امروز هم در اینستاگرام خود نوشته: «یک سرباز امام خامنه‌ای(مد ظله‌العالی) بیدی نیست که از این بادها بلرزد و من هرگز از مواضع خودم کوتاه نمی‌آیم!» او این مجموعه فحاشی‌ها را «مواضع» خود می‌داند. و این گریه‌دار است!

    اگر کتاب «بیشعوری» را خوانده باشید، متوجه می‌شوید منظورم از به کار بردن این عبارت در مورد آقای نماینده، دشنام و «اهانت» به او نیست؛ بلکه توصیف حال اوست. او آنقدر در لایه‌های عمیق و هولناکی از «بیشعوری» خود محو شده که حتی نمی‌فهمد سخنرانی‌اش، موضع نبوده. آخر مجموعه‌ای از دریده‌گویی و عربده‌کشی و لیچاربافی که اسمش «مواضع» نیست‌ که از آن عقب‌نشینی بکند یا نکند. سخنان او بیشتر نشان‌دهنده «فقر شعور» دیگران و «بیشعوری» خود اوست. و این توهین نیست.

    این سخنان نشان‌دهنده «فقر شعور» آن شورای نگهبانی که چنین فردی را «صاحب صلاحیت» تشخیص داده و این رذائل اخلاقی کثیف و امیال بیمارگونه را در وجودش «احراز!» نکرده است.

    نشانگر «فقر شعور» آن مخاطبانی است که در ستاد انتخاباتی این فرد نشسته‌اند و بعد از شنیدن این سخنان، برایش کف و جیغ می‌زنند و تشویقش می‌کنند. اگر آن جماعت فقر فرهنگی نداشته باشد، سخنران هتاک را «هو» می‌کند، نه اینکه به خاطره‌های جنسی او در توالت مجلس قهقهه بزند.

    و نشانگر «فقر شعور» قوه قضائیه و دادستان است که دهها نقاش و فیلمساز و شاعر و روزنامه‌نگار بیگناه را حبس می‌کند، ولی در مورد سخنان وقیحانه و اعترافات مجرمانه این فرد سکوت کرده است.

    و شاید در رتبه آخر مقصران، بشود خود او را هم به حساب آورد: به شرطی که در مورد او از عبارت «فقر شعور» استفاده نکنیم. فقر شعور؛ قابل درمان و علاج‌پذیر است. اما این آقای نماینده(!)، وقتی هنوز هم اینهمه فحاشی و هتاکی و اعتراف به لواط و کشتن اسیران را «مواضع» خودش نامگذاری می‌کند، دچار یک «بیشعوری مطلق» است؛ نه فقر و کمبود شعور.

    و درد بیشعوری مطلق هم درمانی ندارد. تکرار می‌کنم که قصدم از به‌کار بردن واژه «بیشعوری»، دشنام به این فرد بیمار نیست. (که او را حتی شایسته‌ ندانستم در این نوشته مورد خطاب و همکلامی قرار بدهم، چه رسد به آنکه دشنامش بگویم.)

    باری! «بیشعوری» دشنام نیست؛ توصیف حال اوست. بیان درد اوست. دردی که در بین سیاسیون ما همه‌گیر و اپیدمی شده و امثال حسین شریعتمداری و علم‌الهدی و احمدخاتمی و قاضی‌پور و… فقط بخش کوچکی از زشتی و آلودگی فضای ذهنی این «نیروهای ولایی» را به نمایش می‌گذارند.

    دعایی برای درمان بیشعوری نمی‌شناسم. اما آرزو می‌کنم «فقر شعور» در مسئولان قضائی و شورای نگهبان دست‌کم درباره این فرد هتاک، بهبود پیدا کند و واکنش بهنگام و محکمی نشان دهند.

    آرزوی محالی است؟! گمان نمی‌کنم.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

288 queries in 4539 seconds.