سر تیتر خبرها
اجازه ی شرعی

اجازه ی شرعی

یک: بازجویی که پرونده ی من با او بود، بسیار پیاده و پخمه بود. مرا بارها با چشمان بسته رو به کنج سلول دومتری بازجویی می نشاند و خودش ایستاده در پشت سر، ده ساعت افسانه می بافت. و من سه چهار پنج ساعت از این ده ساعت ها را می خوابیدم و با تشرِ او که: حواست با من هست یا نه؟، از خواب بدر می آمدم. یکی از خنده دارترین گفته هایش در ساعت های طولانیِ بازجویی، این بود که می گفت: ما هر وقت بخواهیم برای پیشرفت در پرونده ی یک متهم دروغ بگوییم، می رویم و اجازه ی شرعی اش را از مراجع می گیریم.

دو: و من می توانستم تجسم کنم که بازجویانِ مجوزِ شرعی بدست، با قسم های به این قبله ی محمدی و به این عزای حسینی و به شرف فاطمه ی زهرا و به فرق شکافته ی حضرت عباس و به مرگ یک دانه دخترم و به آیه آیه های قرآنی که با خودِ من – نوری زاد – ردیف می کردند، چه مادرمرده هایی را که خام و نرم نکردند و به اعتراف های دروغین ترغیب نکردند و با وعده ی این که: نوری زاد، تو از نظر ما محاربی و حکمت اعدام است اما اگر اینهایی را که ما می گوییم بنویسی، همین فردا آزادی و در کنار خانواده ات، چه پرونده ها که نیاراستند و چه حکم های اعدام و زندانی که بر پرونده ی هزاران زندانیِ بی نوا ننشاندند و به محض این که اعتراف گرفتند، رفتند که رفتند و پشت سرشان را نیز نگاه نکردند و البته به یُمنِ هر اعترافِ شکوهمند، به چه تشویق ها و به چه نان و نواهایی که نرسیدند.

سه: این روزها داستان طنز اجازه ی شرعی، در رأس سپاه و بسیج و اطلاعات و دستگاه قضا بیش از هرکجا جاری است. سرداران به برکت کُلتی که به کمر بسته اند، هزاران هکتار از اراضی ملی و مردمی را بالا کشیده اند و برج سازی می کنند تنها با همین اجازه ی شرعی، قاچاق می کنند و مردم را می ترسانند با اجازه ی شرعی. آبرو می برند و تهمت می زنند و زندانی می کنند با اجازه ی شرعی. یا مثل داستان قتل های زنجیره ای، آدم می کشند با اجازه ی شرعی. مگر رییس قوه ی قضاییه با همین اجازه ی شرعی میلیاردها پول مردم را به حساب شخصی خود نریخته و با سود پول مردم برای خود لقمه ها نیاراسته؟

چهار: شاید نخستین قربانیِ آشکارِ اجازه های شرعی، قانون باشد. و من می توانم صدای غش غشِ اجازه ی شرعی را بشنوم که همزمان که ریش خودش را می خاراند، به ریش قانون می خندد. می شود پیاده راه افتاد و به نقطه ی عزیمتِ جویبارِ اجازه ها رسید و از خودِ سرچشمه ی صادراتِ اجازه پرسید: حضرت آیت الله، شما خودت این اجازه و قابلیت را از کجا بدست آورده که می توانی اجازه بدهی جماعتی دروغ بگویند و آبرو ببرند و بدزدند و اسید بپاشند و آدم بکشند؟ رک بگویم که اگر حضرتش، ما و شما را قابل بداند، انگشت مبارکش را رو به آسمان می برد که: خدا. و شما ناگزیری دم فرو بندی و ناگزیر و با حسرت از خانه ی قانونی و آباء و اجدادی ات بدر بروی تا به اجازه ی شرعی که نه، با حکم خدا، یکی بیاید و خانه ی تو را صاحب شود و در همان خانه نماز بخواند با سوز و آه و اشک.

پنج: من چند باری تقاضا کرده ام که رهبر را ببینم. که اگر این تقاضا روزی ممکن شود، حتماً به وی خواهم گفت: شما که به این و آن اجازه ی شرعی می دهید که بروبند و درو کنند و جلو بروند، خودتان بر مکان و موقعیت غصبی جلوس فرموده اید. شما قرار نبود مادام العمر رهبر باشید اما هستید. قرار نبود آیت الله و مرجع تقلید و مقام معظم باشید اما هستید. قرار بود این عباها و عمامه ها چیزکی به اسم حق الناس و حقوق بشر را پاس بدارند که بالا می کشندش. بگذریم. اگر گفتید تازه ترین اجازه ی شرعی ای که صادر شد، چه بود و چه کرد؟


اینستاگرام: mohammadnourizad
تلگرام: telegram.me/MohammadNoorizad
ایمیل جدید: mnoorizad@gmail.com
تماس با ادمین تلگرام: mohammadnourizad@

محمد نوری زاد
ششم بهمن نود و پنج – تهران
Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

100 نظر

  1. وزارت خارجه ایران گفته اقدام متقابل میکنیم

    ممنوع الورود کردن آمریکاییا به ایران که فایده نداره بابا

    من میگم یه قانون تصویب کنن آمریکاییارو به زور بیارن ایران و نذارن برن بیرون

     
  2. استانداردهای دوگانه‌ی «روشنفکرانِ» ایرانی در قبالِ ترامپ
    منصور اسانلو /
    این روزها در آمریکا همه جا صدای آه وناله و نفرین کسانی بلند است که طی سال‌های گذشته ندیده بودم برای کشتار کارگران در حادثه‌های کار، برای اعدام جوانان بی‌گناه و گرفتار، برای زندانیان سیاسی که شرف انسانی ایرانیان هستند، برای اعتراض به آلودگی آب وهوا و پارازیت، گرانی وحشتناک و تورم نابودکننده که بیش از پنجاه درصد خانواده‌های حقوق‌بگیران ایرانی را متلاشی کرده حرفی بزنند. این روزها کسانی را می‌بینم به اعتراض و سر و صدا درآمده‌اند که هرگز در یک تظاهرات برای دفاع از حقوق مردم وستمدیدگانِ دادخواه تظاهراتی راه نینداخته‌اند؛ یا از این همه امکانی که در آمریکا وجود دارد برای کمک به مردم ایران در برابر حکومت آدم‌خوار ولایت فقیه حتی درخاک امریکا کاری نکرده‌اند.

    اما همین‌ها حالا برای منافع بسیار حقیرانه فردی خودشان هم‌صدا با عوامل حکومت ولایت فقیه شده‌اند و از اینکه به کشور «شیطان بزرگ» به قول رهبرشان خمینی نمی‌توانند به طور موقت وارد شوند، می‌خواهند زمین و زمان را آتش بزنند. وکیل پیدا کرده‌اند و میتینگ راه می‌اندازند؛ اما دریغ که حتی در این حضورهای این‌روزی‌شان که فقط برای منافع پست فردی‌ خودشان است کلامی از سرکوب مردم ایران، کشتار کارگران، آتش‌نشانانِ پلاسکو، و از خانم شهناز اکملی مادر مصطفی کریم‌بیگی و از آرش صادقی و گلرخ ایرایی، و از جوانانی که همین دیروز اعدام شدند در ایران – که مثلا «میهن» این‌ها هم هست – حرفی بزنند یا پلاکاردی دست بگیرند و خط خودشان را از خط رژیم جنایت جدا کنند.

    چون این‌ها هم خدا را می‌خواهند و هم خرما را! فقط برای خودشان و گاه خانواده‌های‌شان! می‌خواهند دلار چهارهزارتومان‌شده ببرند به ایران و در آنجا با این پول بادآورده به زنان و دختران محروم ایرانی فخر بفروشند و آنها را مورد سوء استفاده قرار دهند؛ آپارتمان بخرند، زمین بخرند و مالکیت خودشان را بر روی فقر و بدبختی محرومان جامعه در کنار حکومتیان بنا کنند. گاهی هم در محافل خصوصی یک نق روشنفکری بی‌خطر می‌زنند. چنین مردمان خودخواه و منفعت‌طلب و بی‌احساس نسبت به دیگر انسان‌ها را هر گز ندیده بودم. این حد از ریاکاری و وقاحت فکر نمی‌کنم در هیچ‌کدام دیگر از ملل دنیا دیده شده باشد. مثل معصومه ابتکار که خودش خواهان اعدام و کشتار گروگان‌های آمریکایی می‌شود و حالا پسرش در همان کشور شیطان بزرگ از تمام مزایای زندگی استفاده می‌کند! این موجوداتِ دون اگر همت می‌کردند و در برابر تبه‌کاری حکومت ولایت فقیه می‌ایستادند، لازم نبود ورود به آمریکا را گدایی کنند. موجوداتی که فقط برای منافع حقیری که حتی آن را به خوبی هم نمی‌شناسند حاضرند نوکری هر سیستمی را بکنند و به هر حقارتی تن در دهند.

    راستی، مگر آمریکا کشور بدی نیست؟ پس چرا حکومت ولایت فقیه به هوای اینکه نوکرانش را فقط برای سه ماه نمی‌خواهند راه بدهند می‌خواهد به مراجع جهانی شکایت کند؟ این همه تناقض و دروغگویی و ریاکاری در این ماجرا خودش را کاملا نشان می‌دهد؛ که این معترضان و حکومت ولایت فقیه کاملا در یک راستای فریبکارانه و منفعت‌طلبانه حرکت می‌کنند. هرگز از این «معترضان» ندیدیم علیه سیاست‌های مداخله‌جویانه و تروریستی نظام ولایت فقیه اعتراضی کرده باشند؛ هرگز ندیدیم با این نیرویی که امروز بسیج کرده‌اند علیه سیاست‌های ضد حقوق بشری حکومت ولایت فقیه، علیه انفجار ساختمان یهودیان در آرژانتین، یا کشتار هم‌میهنان‌شان در این ۳۷ سال حرکتی کنند و چنین اعتراضات و شلوغ بازی‌هایی راه بیاندازند ؛ که مراجع جهانی ده‌ها بار این حکومت را به خاطر نقض حقوق بشر در سرتاسر جهان محکوم کرده‌اند.

    راستی، ریاکارتر و خودخواه‌تر از این موجودات می‌توان مادونِ حیوانی در جهان پیدا کرد؟ اگر این معترضان می‌خواهند از احترام بین‌المللی برخوردار باشند، اول باید تکلیف حکومتی که آنها را به این روز سیاه انداخته روشن کنند. وقتی عُرضه ندارید جلوی ستمکاری حکومت خودتان بایستید، و می‌روید پای «صندوق‌ رای» یک چنین حکومتی و مدام به آن تاییدیه می‌دهید، می‌خواهید در این جهان حرمت هم داشته باشید؟! شما یا عامل حکومت هستید یا سوراخ دعا را گم کرده‌اید! آن چیزهایی که از حکومت آمریکا می‌خواهید، اگر از حکومت ضدبشر خودتان خواسته بودید، الان نداشتیم این وضع را در میهن و برای مردم محرومش که از امکانات شما بهره‌مند نیستند؛ امکاناتی که بخشی از آن را به واسطه به فقر کشاندن محرومان جامعه به دست آورده‌اید. به خودتان بیایید! شاید این تلنگر و شانسی تاریخی است تا ما را از اضمحلال و پستی و بی‌شخصیتی به‌درآورد. شاید این تلنگر شما خودخواهانِ بی‌وطن را به خود آورد!

     
  3. آیت الله تاریکی هیچی ندانی خطاب به رئیس جمهور آمریکا گفت: اخیرا ترامپ به ارتش کشورش آماده باش داده است؛ ما را از چه می‌ترسانید؟ مردم ما فرزند جهاد و شهادت هستند؛ اگر رهبری معظم انقلاب اشاره کنند، میلیون‌ها مسلمان برای جانفشانی در راه اسلام آماده هستند.
    مش قاسم: فقط بخندید به جفنگیات این یکی.

     
  4. کردستانی هستم

    سلام آقای نوری زاد
    این جوان اسمش هست امید خضریان آذر
    رفت کولبری از بیکاری
    یخ زد جنازه شو دارن می برن برا خونواده ش
    خوش باشین

     
  5. سخنگویک وزوزارت خارجهکی اسلامی: آزمایشات موشکی حق ذاتی و مسلم ………
    مش قاسم: یادت میاد اون روزی که میگفتی اتم کردن حق مسلم ماست؟ اون شعارها به کجا رسید که دوباره فیلت یاد هندستون حق مسلم کرده؟ ای نادان، همه این کارها رو میشه کرد اگه یه حکومت درست و حسابی توی این مملکت بر سر کار بود نه یه مشت شرور و شیاد و دزد و آدمکش. با این حرفها میخوان یه الامشنگه جدید راه بندازن.

     
  6. آقای نوری زاد این نوشته شما رو خیلی دوست دارم
    اگر گفتید عنوانش چی هست؟

    یشنهاد می کنم عربده ها و خط و نشان های سردار سلیمانی را که رو به سران بحرین افاضه فرموده، جدی نگیرید. در هر ذره ای از قپه های روی دوش سردارانی مثل سلیمانی، خون صدها و هزارها جوان نازنین ما فرو خفته است. سلیمانی ها در آن جنگ ابلهانه و هشت ساله با عراق تا توانستند با به کشتن دادنِ جوانان مظلوم و ساده ی ما برای خود موقعیت و مرتبه آراستند. با جرآت می گویم: این سرداران حتی از فنون مرسوم و جاریِ نظامی نیز بی بهره اند. و مثلا نمی دانند در تاریخِ جنگ های بی خردانه ی تاریخ، گاه سخن مفتِ یک آدم حاشیه ای، آغازگرِ آشوبی ملی و منطقه ای شده. وگرنه مگر یک نظامی آنهم در شرایط بحرانی جامعه اش به چنین وادی حساس و خائنانه ای – مثل تشر زدن به سران بحرین – داخل می شود؟ بحرینی که پشت سرش عربستان ایستاده مثل شاخ شمشاد و رهبر و سرداران همینجوری سپاه را خمیر کرده در یمن و سوریه و فلسطین و بحرین و هرکجا. شما قپه های سلیمانی را از روی دوشش بردارید و بفرستیدش به بیرون مرزها، مگر وی را به ماشین شویی بپذیرند. اطلاعات سوخته ی وی و سایر سرداران، دور ریز دستگاه های امنیتی اسراییل و روس است. پیش از انقلاب کارِ سابقِ جناب سلیمانی مگر چه بوده؟ یا لوله کش و آهنگری بوده یا با موتور سیکلتش مسافری جابجا می کرده و یا جنسی احیاناً در کویر کرمان. سپاه اکنون، و وزارت اطلاعات سابقاً، مگر رسماً به جابجایی مواد مخدر مشغول نبوده اند؟ سردار سلیمانی ها را نه سوادی بوده نه درسی نه دانشگاهی و نه هوش و ذکاوتی و نه حتی وطن پرستیِ خردمندانه ای. بل خون جوانان ساده ی ما و جهالت ملی او را تا بدین مرتبه بالا برده.

    راز عربده های این سردار به سران بحرین در این است که می بیند: آمریکایی ها و اسراییلی ها و ترک ها و سعودی ها و روس ها بعد از مکیدن دارایی های نقد ما، دانه دانه ریش و ریشه ی اقتدار پوک سران و سرداران نظام را کندند و به زیر پا انداختند. درکجاها مثلا؟ در جنگ، در اشغال سفارت آمریکا، در فروش سلاح های دور ریختنی شان به ایران، در داستان هسته و پولهای گزافی که دود شد و بهوا رفت، در بیرون کشیدن قلب رآکتور هسته ای اراک و ریختن بتن جایش، در ترغیب سران و سرداران ایران به جنگ در سوریه، و ترغیب شان به جنگ دریمن، و بی نتیجه بودنِ عربده های منطقه ایِ سرداران و رهبر و بی فایده بودنِ هیاهوی شیعیان بحرین و دود شدنِ کل سرمایه های سران و سرداران در رواج و گسترش شیعه ی مطلوبشان. بله، سردار سلیمانی ها می بینند: این روزها روزهای سرشکستگی شان است. انگار از درون، رگ و ریشه هایشان را بیرون کشیده و پوسته ی پوکی از آنان بجای نهاده اند. نیک که بنگرید می بینید زیرک ترها تمامیِ کُرک و پرِ سرداران و سران نظام را ریخته اند و هیچ دستاوردی برایشان بجای ننهاده اند تا بدانها ببالند و هراز گاه و به مناسبتی رگِ غیرتی بجنبانند.

    در همین اوضاع و احوال می شنویم و می خوانیم: یک سردار همینجوری وقتی می بیند درست در گردونه ای که همه ی گنده ها در این سالهای خفت برای نظام مقدس شاخ و شانه کشیده و بارشان را بسته اند و دار و ندار ما را بالا کشیده اند، بر می آشوبد از این که یک مملکت بند انگشتی به اسم بحرین دارد سر می جنباند که: اینجا مملکت خودم است به شما چه مربوط؟ اطمینان داشته باشید عربده ی سردار سلیمانی، نه برای ترساندن سران عربستان، و نه برای ترساندن سران بحرین، و نه برای بازگرداندن فلان شیخ شیعه ی بحرینی به بحرین، بل بخاطر روحیه دادن به خودِ کُرک و پر ریخته اش و روحیه دادن به بسیجیانِ پژمرده اش و روحیه دادن به ملاهای خسارت بارِ رهبری است و لاغیر! بی آنکه بداند و بفهمد که این عربده، مثل به آتش کشیدن سفارت عربستان بدست لاشخورهای اسلامی، به آتشی بینجامد که کل کشور را بسوزد و کل مملکت را پاره پاره کند. خیالِ راحتِ آخوندهای رهبری و سردارانِ همینجوری سپاه از آنجا بر می خیزد که یک ریال از خسارت های عظمایی را که اینان بدست مبارک شان در کاسه ی روزانه ی مردم می اندازند، از جیب مبارک نمی پردازند. و البته آنقدر دزدیده و بالا کشیده اند که نگران حادثه های در کمین نیز نیستند.

    عنوانش: یک مملکت بند انگشتی

     
    • حالا که عنوان را در قالب سؤال خواسته اید من هم یک عنوان بگویم: حقایقی که سند آنها را مردم با گوشت خون خود در مرگ تدریجی شان حس می کنند.

       
  7. من بارها به شما نوشته ام آقای نوری زاد که به مسئولین به رهبر توهین نکنید گرفتار می شوید شب اول قبر. بقول خودتان گفته باشم. شما که می گویید رهبر دزد است یک سند بیاورید. شما که می گویید مجتبی خامنه ای دزد است یک سند بیاورید. بله اگر دارید سند بیاورید هم خودتان را خلاص کنید و هم ما را. ما به این نظام دلبستگی داریم. چه شما را خوش بیاید چه بد. گفته باشم.

     
    • فرزند ایران

      آقای مهرانگیز،

      شما همان مهرانگیز نیستید که اولین بار در زیر مطلب “بوسه بر پای بشیر” چشممان به جمال عقاید کاملا ضد انسانی شما درباره هموطنان بهایی روشن شد: http://www.nurizad.info/blog/30094

      و در پست بعدی جناب نوری زاد با عنوان “بازی فوتبال در رزو عاشورا” در چند کامنت پیاپی مدعی شدید که استاد نخبه علوم آزمایشگاهی و دانشجوی برتر تخصص بوده اید: http://www.nurizad.info/blog/30099

      یادتان هست که در همین مطلب دوم، هموطن تیزبینی (آشنا 1) از شما یک سوال ساده آزمایشگاهی پرسیدند و شما در جواب ایشان مطلبی کاملا اشتباه را کپی و پیست کرده و به خورد ما دادید و من در همان مطلب با کامنتی شما اطلاعاتی عزیز را خوب شستشو دادم؟ یادتان هست؟ کم پیدا بودید. یک کم درباره کلاس های دانشگاهی و دانشجویانتان برایمان تعریف کنید، ما استفاده کنیم. ضمنا پس از نوشتن مطلبتان، منتظر باشید که صابون ما به تنتان بخورد.

      ———–

      درود دوست خوب ما
      سپاس از تیزبینی و تعقیب یک به یک نوشته ها و کامنت ها و حساسیتی که در این راستا ابراز می دارید. من – محمد نوری زاد – اطمینان دارم دوستان خوب و فراوانی از بسیجیان و سپاهیان و اطلاعاتی ها، و البته تعداد اندکی از هیولاهای این سه دستگاه به سایت من و دیگر سایت ها سر می زنند با مقاصد گوناگون. من شخصا با مچ گیری و این که تو همانی که آن بودی و آن گفتی، موافقت و همراهی ندارم. حتی اگر “فرزند ایران” عزیز، دیروز سخنی گفته باشد و امروز سخنی دیگر، سخن مغایرِ دیروزش را به رخش نمی کشم. ما باید به راهی در افتیم که همین اکنونِ همدیگر را به نقد کشیم. مگر این که امروز و دیروز ما یکی باشد. مثل دوستی که هم دیروز با اعدام همینجوریِ زندانیان سال شصت و هفت موافق بوده و هم اکنون. کاش شما در این نوشته یک مختصر اشاره ای به نوشته ی بانو یا آقای مهرانگیز می فرمودید.
      سپاس

      .

       
    • دوست عزیز
      کسی که بدون اجازه مردم کشور خود سرمایه آنها را به سایر کشورها برای مقاصد سیاسی و مذهبی خود می فرستد اگر دزد نیست پس چبست؟کسیکه بی خردانه مردم را درگیر جاه طلبی هسته ای خود می کند و کشور را درگیر بحرانهای عظیم اجتماعی و سیاسی کرده و سرمایه های آن را بر باد می دهد و اینهمه بدون اذن مردم همان کشور است اگر دزد نیست پس چیست؟!و…دوست گرامی شاید از منظر شما دزد آن بدبختی باشد که از گرسنگی جیب چند رهگذر را می زند یا از مغازه ای دو کیلو گوشت بر می دارد!!برای همین نوع تفکر است که دزدان و غارتگران اصلی این مملکت آزادانه می گردند و به ریش همه علی الخصوص مریدان بی شیله پیله خود ریشخند می زنند.
      موفق باشید

       
  8. آقای نوری زاد این پورمحمدی که بقول شما قاتله به چی داره می خنده؟ در ضمن رفیقت آقای خزعلی درست پشت سرشه.

     
  9. خشم کارگرانِ هپکویِ اراک
    که نزدیک به ده ماهه حقوق نگرفته اند
    باید پرسید آیا مسئولینی که حقوق نجومی می گیرند و املاک نجومی دریافت می کنند و بعضا با رانت و….زندکی اشرافی دارند و به هیچ وجه این روش زندگی مختص یک دوره خاص هم نیست بلکه در سراسر حکومت وجود داشته آیا می توانند رنج این کارگران را لمس کنند؟!
    باعث و بانی تعطیلی کارخانه های زیادی در کشور و معضلات اقتصادی اجتماعی بعد از آن که دامنگیر جامعه شده است کیست؟ چه کسی پاسخگوست؟

    کارگران و اعتراضشان به بی عدالتی ها و تقارن آن با دهه ی فجر و وعده های نابی که همگی به همراه گورخواب هادر گور شدند تلخ و درد آور است.
    بهشتی که می گفتند ما را خواهند برد همان بهشتِ زهرا بود.
    آغاز و پایان، گورستان.

    قلم اگر از بیداد ننویسد قلم باد
    محمدنجفی وکیل دادگستری
    شازند۱۲/۱۱/۱۳۹۵

     
  10. عده اى فکر می کنند دین اعتقادات
    مردم است، اینطور نیست، دین یك
    صنعت است؛ صاحبى دارد كه براى
    مطيع ساختن عوام، و با هوشمندى
    تبديل به مقدسات مردم شده است.

    دين به نفع عده اى ست، باعث ثروت
    مادى و قدرت سیاسى طیف معینى
    در جامعه می شود و به یك حاکمیت
    سیاسى و طبقاتى در جامعه خدمت
    می کند، مذهب صنعتى ست که میلیاردها پول در آن جابجا می
    شود. این پولها را با کلاهبردارى و
    اخّاذى از جیب مردم بیرون می کشند

    در اين كشور این پولها را از طریق
    دولت از جیب مردم در می آورند.
    دروغ تحویل مردم می دهند، مردم را
    می ترسانند؛ مردم را در این دنیا از
    خشونت می ترسانند و در آن دنیا از
    عقوبت،این درست مثل «مافیا» ست !

    نهاد مذهبى چه مسیحیت باشد
    چه اسلام، چه یهودیت، قبل از این که
    مجموعه اى از باورهاى اجتماعى باشد
    یك ساختمان و عمارت بزرگ اجتماعى است که پول می گیرد، ماليات مى گيرد
    و خرج بقا و حاکمیت خودش می کند !!

     
  11. من یک کولبر هستم

    این عکسو تقدیم می کنم به خانم آنیتا
    من یک کرد هستم
    یکی از همشهری های ما با کولبران همدردی کرده و این مجسمه برفی رو ساخته
    من این عکسو تقدیم می کنم به خانم آنیتا

     
  12. آقای نوری زاد
    دوستان این سایت فاخر
    این خانم اسمش هست راحله
    برادرش و زن برادرش دهه شصت می رن زندان. زن برادر حامله بوده. در زندان وضع حمل می کنه. زن آزاد میشه بدون بچه. مرد اعدام میشه. حالا این خانم راحله در بدر بدنبال اون بچه است. میگه برادرمو کشتید. لااقل بچه شو به من بدین . نشانی ای ازش به من بدین بدونم کجاست.
    نظر شما چیه آقا مرتضی؟

     
    • نظر سید مرتضی نظر اسلام است.این زن بره شکر کنه که خودش کنیز نشده!

       
    • سلام

      شما طوری از من در مورد موضوعات و مسائل خارجی پرسش می کنید که گویا من متصدی بایگانی چنین پرونده هایی بوده یا هستم ،من بارها گفته ام صرفا یک طلبه عادی و شهروند معمولی این کشور هستم ،و هیچگاه در هیچ بخشی از بخش های مدیریتی یا اجرائی یا مناصب حکومتی نبوده ام و علاقه ای هم به این مناصب ندارم ،اما بعنوان یک شهروند به جمهوری اسلامی رای داده ام و به اصل نظام دینی اعتقاد دارم . در مورد این خانم و ادعایی که می کنند که فردی اعدام شده و همسر حامله او آزاد شده، شما از ایشان بپرسید خود آن خانم که همسر برادر ایشان بوده و آزاد شده است کجاست؟ خود او نمی توانسته است به ایشان یا دیگران بگوید که آیا در زندان وضع حمل کرده و فرزند او زنده بوده است یا نه؟
      به عالیجنابی هم که ذیل این نوشته مزه پرانده و خود نمائی کرده است هم می گویم :لطفا مزه نریزید مساله کنیز چیزی بوده است مرتبط با جنگ های قدیم و اسارت و برده گیری های ناشی از آن جنگ ها که بارها در مورد آن بحث کرده ایم ،و این عنوان با مساله مخالفان محارب مسلح یک نظام که مطابق قانون مجازات شده اند متفاوت است .

       
  13. «پرواز تهران – پاریس»

    کنده می‌شود از جا
    هواپیما
    مانندِ دلِ من
    هنگام دیدن مهمان‌داری
    که عجیب شبیه توست.

    مهمان‌دار می‌شدی اگر
    مسافران از تماشایت دل نمی‌کنند
    و خلبان حتا
    درِ کابین خود را نمی‌بست
    تا هر از گاهی ببیندت
    وقتی با لب‌خند
    زیر سر پیرمردی خفته بالشت می‌گذاشتی.
    همه لیوانی آب از تو می‌خواستند
    و می‌دانستند
    گرفتن آبِ طلب کرده هم از دست تو
    مُراد است.

    چرا از یادت نمی‌برم؟
    چرا تو از پس هر چیزی سرک می‌کشی؟
    چرا نمی‌توانم بی‌دغدغه باشم،
    مانندِ مسافری
    که شانه به شانه‌ام خرناس می‌کشد؟
    مانندِ همین مگس
    که بر ابرهای پشت شیشه نشسته
    و اهمیت نمی‌دهد که مقصد
    پاریس باشد، یا پاکستان؟
    نه عشقی دلش را ناکار کرده
    نه در فرودگاه اهانت‌آمیز بازرسی‌اش می‌کنند
    و نه مشکل زبان خواهد داشت.
    چرا که تمام مگس‌های جهان
    به یک زبان سخن می‌گویند.

    در بیست هزار پایی کنار توام
    حتا وقتی همان مهمان‌دار
    با لب‌خند می‌پرسد:
    «ـ چای یا قهوه؟»
    و من
    با خاطره‌ی چشمان قهوه ای ات
    قهوه‌ی تلخ می‌نوشم.

    یغما گلرویی

     
  14. درود دوستان درود آقای نوری زاد
    کاش مردم ماهم این فهم را داشتن. مثلن می رفتن به حمایت از بهایی ها و مسیحی ها و یهودی ها و زرتشتی ها. کوبیدم رفتم که مثلن جشن سده رو ببینم انقد پلیس ریخته بود انگار مردم اومدن بجنگ آخوندا

    یک عکس ناب از شیکاگو تریبون
    پدر و دختری مسلمان در کنار پدر و پسری یهودی, شاد و با هدفی مشترک.
    هیچکس سیاستهای به دور از عقل ترامپ را دوست ندارد!

     
  15. سلام آقا سیدمرتضی
    تو رو بخدا زود زود بیا دلم برای نوشته های خوبت تنگ میشه
    تو رو بخدا
    تو رو بخدا
    صادقانه می گم
    من از کسانی که پای حرف خودشون می ایستند خوشم میاد
    مخصوصا کسانی که خیلی از حرفاشون با حرف من یکیه
    زود بیا

     
    • سلام داود گرامی

      من این نوشته شما را دیر ملاحظه کردم ،از حسن ظن شما تشکر می کنم ،من معمولا مطالب را می بینم و در همه موارد لزومی به نوشتن در خودم احساس نمی کنم ،اگر در موردی ضرورتی بنظرم رسید در خدمت هستم و می نویسم ،اینجا هم که معمولا طرز تفکرها یکسان است در موضوعات ضد دینی و موضوعات سیاسی و مخالفت مطلق با جمهوری اسلامی ،حال ممکن است برخی از اینکه ما نباشیم یا ننویسیم احساس بهتری داشته باشند!.
      ممنون از حسن ظن و تشویق شما

       
  16. سلام و درود به نوریزاد گرامی‌ غمخوار و زبان ستمدیگان و خاموشان وطن

    تاریخ انتشار: ۱۱ بهمن ۱۳۹۵: سرویس کیهان » اخبار : داستانی شگفت از تاثیر لقمه حرام

    همه پیاده شدیم، موقع ظهر بود خواستم بروم و با رفقای شیرازی خود، مثل گذشته بر سر یک سفره ناهار بخورم، گفت: آنجا مرو، بیا با هم غذا بخوریم، من خجالت کشیدم که پیش رفقای شیرازی نروم، زیرا پیوسته در کنارهم غذا می‌خوردیم، ولی چون ملزم شده بودم از حرف‌های او سرپیچی نکنم، بناچار با آن مرد موافقت کردم، گوشه‌ای رفتیم و نشستیم. او از خورجین خود، سفره‌ای بیرون آورد، نان تازه در آن بود با کشمش سبز، شروع به خوردن کردیم برایم آن نان و کشمش بسیار لذت‌بخش بود، ‌پس از اینکه هر دو سیر شدیم، گفت: حالا می‌خواهی به رفقای خود سربزنی و تفقدی کنی عیبی ندارد، من برخاستم و به سراغ آنها رفتم و دیدم کاسه‌ای که مشترکاً از آن غذا می‌خورند، پر از خون است و دست و دهان آنها به خون‌آلوده شده و خود اصلا متوجه نیستند که چه می‌خورند، هیچ نگفتم، چون مأمور به سکوت در همه احوال بودم؛ نزد آن مرد بازگشتم. گفت: بنشین دیدی رفقایت چه می‌خورند؟
    تو هم از شیراز تا اینجا غذایت از همین چیزها بوده، اما تا به حال نمی‌دانستی، غذای حرام و مشتبه چنین رنگ و طعمی دارد، در مهمانسرا و آشپزخانه‌های بین راه غذا مخور، غذای بازار کراهت دارد.
    ===============================
    بردار حسین

    این داستان “معنوی” را قاضی القضات مجتهد، آیت الله زاده نزول خور، وزیر صنت و معدن و تجارت رانت خوار میلیاردر پتروشیمی ، و همهٔ روئسای بانک مرکزی و سایر مدیران نجومی – حقوق بگیر کلّ بانکها و بنیاد هاو بنگا‌های خصولتی، برادران اختلاس گر و قاچاقچی و بدهکارن قلدر هزار میلیاردی نظام بانکی و فریدون هم باور دارند، یعنی‌ آن‌ها هم دهنی خون الود با دستانی خونی در کاسه خون مردم دارند یا این نقل قولها را مزخرفات خرافی جهت فریب عوام و امت شهید پرور همیشه در صحنهٔ میدانند؟؟؟

    سپاس

     
  17. دوستان محترم…ملاحظه کنید که مردم اروپا و آمریکا در سرمای جانسوز زمستانی در مخالفت با دستور رئیس جمهور آمریکا مبنی بر جلوگیری از ورود مسلمانان و بخصوص مسلمانان هموطن ما به آمریکا، به خیابانها سرازیرشده و چگونه از حقوق مدنی مسلمانان دفاع میکنند. درمقابل ملاحظه کنید که آخوندها و مفتی های مسلمان چگونه همین مردمی را که متدین به دین دیگری بوده یا اصلاً بی دین و ایمان ولی با وجدان هستند را نجس و کافر دانسته و هر روزه آرزوی نابودی و ریشه کن کردن آنها را از روی زمین دارند. آیا آخوندهای ما انسان ترند یا آن مردمان؟

    https://youtu.be/kZ3unzqb7g4?t=4869

     
  18. جشن سده
    چهل روز بعد از شب یلدا در ماه بهمن روز مهر است آتش که بنیاد زندگی است بزرگداشتش و مهر همان آتش ، خورشید، و زندگی است، اصولا جشنها و حتی روضه های باستان برای بزرگداشت زندگی، هستی می بوده ، و غالبا کشتارو آزار حیوانات و جنگ در این روزها ممنوع بوده است.
    از جشن سده ،پنجاه روز تا به عید باقی می ماند که چهلم همان چله کوچک و ده روز به عید مانده است، چله کوچک برای دهقانان بسیار مهم بود چون از میزان سرما می توانستند به چگونگی محصول در آینده پی ببرند، ودر این روز از دانه های مختلف برای نمونه سبزه می کاشتند.

     
  19. در شهر هرت
    چه کسی به چه کسی سیلی زد؟
    کدام tyrant بر آن یکی زورش می چربد؟
    دوران کنونی نیز با تفاوتهای بسیارش با هزار سال پیش در برتری اقتصادی و اعمال زور و قدرت tyrant بر دیگر است و مانند همیشه مردم وسیله اند.

    لغت مردم خود دیگر پوپولیستی شده است و بدین خاطر نظامهای جمهوری نیز شعاری بیش نیستند زیرا که مردم آسان قابل Manipulation (بازیچه)اند.مردم ایران تازه با بستن درهای آمریکا کمی به خود آمده اند .
    بی تفاوتی نسبت به دیگران و هموطنان داخل بدن و اینکه بیش از ۶ میلیون مهاجر ایرانی روزبروز تعدادشان افزوده می شود ،دردی را دوا نمی کند، اینکه لوس آنجلس تهران جلس است تا به حال چه نقش فعالی برای کشور ماتم زده اش ایران داشته است ؟

    اغلب مهاجران ایرانی مهاجران اقتصادی و نه سیاسی اند ، دایم در رفت و آمد میان برزخ(ایران) و بهشت (آمریکاو…) یند و هر بار هم می گویند ایران دیگر خراب شد، اگر داشتی برو مجلل زندگی کن و اگر نداشتی برو بمیر، و بعد سریع اضافه می کنند که این آخوندا مگه از کشور دست بر می دارند و اصلا به من چه! من که سیاسی نیستم، این کشور درست بشو نیست !

    شش میلیون ایرانی مهاجر که تنها چند صد نفرشان سیاسی اند بقیه را باید جزو مهاجران اقتصادی دانست. با اینکه نظراتشان کاملا سیاسی است اما گویی به خود آمپول بی غیرتی و بی وجدانی دایم تزریق می کنند وبی تفاوت بر هم وطنان درمانده اشان اند.

    آوارگان جنگ کجا ومردم ایرانی مهاجر کجا؟
    این درست است که نظام آدمخوار است ، اما ای شما ی در گشت و گذار میان برزخ و بهشت ، شما نیز دست کمی از این نظام ندارید زیرا که بی تفاوتید!

    من ترامپ را در این مورد تایید می کنم، بستن در بروی ایرانیانی که جایشان مدتهاست در ایران باید می بود.

     
    • فرزند ایران

      هموطن گرامی،

      برای من که هم به دلیل جهنم فرهنگی-سیاسی-اجتماعی-شغلی که نظام اسلامی برایم ساخته بود، خارج از ایران زندگی می کنم،
      هم به دلیل علاقه به میهنم و دیدار عزیزانم بسیار دیر به دیر به مام وطن سری می زنم،
      هم علیرغم این که از نظر تعریف شما در جرگه مهاجران سیاسی قرار ندارم، اما مهاجر اقتصادی هم نبوده ام و هم اینک زیر بیش از سد و پنجاه هزار یورو بدهی بانکی هستم،
      بله برای همچون منی که می بیند سیاه پوست باربادوسی کنار من بر ضد ترامپ توی خیابان آمده است، سیاه پوستی از جایی که سرسوزنی منفعت و ضرر در این کار ندارد
      کامنت شما یکی از غیرانسانی ترین کامنت هایی بود که در سایت جناب نوری زاد خوانده ام.
      به شما اطمینان می دهم تعداد افرادی که در شرایط من باشند کم نیست.

      امیدوارم شما همان هموطن عزیزی که کامنت هایی انسان دوستانه و خردگرایانه بسیاری در این سایت به یادگار گذاشته است، نباشید و فقط پای تشابه اسمی در میان باشد وگرنه برای من چیزی به جز افسوس به ارمغان نیاورده اید.

      دوست من، دستکم برخی از باورهای ما در نام های مستعاری که در این سایت برمی گزینیم بازتاب دارد. شما که نام زیبای انسان را برگزیده اید، به این معیارهای انسانی نیز عملا وفادار باشید. اغلب مهاجران ایرانی، اقتصادی اند؟ چه تعداد ایرانی آواره (که شما مایلید مهاجر بنامیدشان) می خواهید در اروپا و آمریکا به شما نشان بدهم که فقط برای تامین آینده ای روشن تر برای فرزندان بیگناهشان به آن سرزمین ها کوچانده شده اند (یعنی مجبور به کوچ شده اند)؟ بیشتر ما فراریانیم عزیزم.

      بعضی وقت ها آدم چیزهایی می بینه و می شنوه که حوصله اش از زندگی سر میره.

       
      • اگر مهاجر اقتصادی نیستید ؟ پس چگونه مهاجری هستید؟ امثال شما که نام خود رافرزندایران هم گذاشته اند باید وطن را تعریف کنندَ، من نژادی نگاهم نیست ، برای من سیاه و سفید فرقی نمی کنند، انسانی که برای مطالبه ای به خیابان می رود و فریاد می زند، ارزشش بیشتر از فردی که توسری خورو بی خیال ایستاده و تماشا می کند و هم از آخور می خورد و هم از توبره.

        وطن ، لباس نیست که هر گاه مایل بودیم آنرا بپوشیم و عوضش کنیم، وطن یعنی مردم و ایرانیان «مردم» وطن را فراموش کرده اند و وطن را تنها وسیله ای برای ارضای خواسته ها و احساسات بیشتر نمی دانند.

        من سیستم پناهندگی کل دنیا را زیر سوال دارم، ومیبخشید که جای تاسفی برای شما و امثال شما ندارم ، تا زمانی که دختران و کودکان جهان برای نان خودفروشی می کنند.
        بی خیالی تاکی ؟ این کشور به افراد متخصص احتیاج دارد، به ترمیم و بهبودی ،وروی حرفم تاکید می کنم ، بی غیرتی و بی وجدانی ایرانیان خوش نشین در خارج است، چیزی دیگر نمی توانم اضافه کنم.

         
        • فرزند ایران

          بله حق با شماست. میهن پرستی فقط در انحصار شماست و هیچ کس هیچ جور دیگری نمی تواند میهنش را دوست داشته باشد الا آن جور که شما می گویید. من واقعا در برابر برهان شما تسلیم شدم. ضمنا ببخشید که برای نامگذاری روی خودم از شما اجازه نگرفتم، دفعه بعد جبران می کنم. از امثال خودم هم می خواهم که همین کار را بکنند.

          ضمنا اعتراف می کنم که پس از خواندن مطلب شما دریافتم چه بی غیرت و بی وجدانم. تمام عمرم داشتم هم از تویره می خوردم و هم از آخور…ولی ناگهان متحول شدم. از این پس برای ارضای خواسته های غیر انسانی خود، از وطن سوء استفاده نخواهم کرد. آخر من یک آقازاده بودم که روز و شب به عشق و حال اشتغال داشتم و برای تامین بریز و بپاشم، هر روز با اره مخصوصی که برای این کار تهیه کرده بودم از گوشه و کنار ایران می بریدم و آن را می فروختم. فقط نفهمیدم باید از توسری زدن به ایران و ایرانیان دست بردارم یا توسری خوردن و بی خیالی.

          آقا یا خانم انسان،
          در عین حال ممنونم که رسم ادب را در اینجا به من آموختید. من تا کنون به اشتباه گمان می کردم که در انتقاد به انسان های دیگر باید واژگانی شایسته به کار برد و حریم ادب را پاس داشت و برای شما هم اینگونه نوشتم. اما شما مرا متوجه کردید که از این پس می توانم به راحتی دیگران را بی وجدان، بی غیرت، فرصت طلب و چهارپا بنامم (فکر نکنم موجود دیگری بتواند از توبره و آخور بخورد) و همچنان نام انسان بر خودم بنهم.

          اما در پایان:

          1. شما که چنین عصبی هستید و قادر به مهار پرخاش قلم نیستیدچگونه می خواهید انسانیت را رواج بدهید؟ الان من در برابر پرخاش شما انسان تر از قبلم شدم؟

          2. از کجا دانستید که من در طول عمر کم برکت خود موجودی توسری خور و بی خیال و دربرابر میهنم (بله میهنم، فقط میهن شما نیست) آدمی بی مسوولیت بوده ام؟

          3. اصولا درد شما چیست؟ اگر موضوع کودکان جهان در بین است چرا به اعتراض من به ترامپ انتقاد دارید؟ اگر درد شما، درد وطن است پس چرا پای کودکان جهان را وسط می کشید؟ من بر خلاف شما به این خط کشی ها اعتقاد ندارم و هر جا که بی عدالتی باشد (چه در میهنم و چه در غربت) بر اساس وجدانم عمل می کنم.

          4. لطفا برای آموزش من، فقط یک نمونه از اقدامات میهن پرستانه خود را که من خارج نشین بی وجدان بتوانم سرمشق خود قرار دهم، ذکر بفرمایید.

          5. من نیازی به تاسف شما و امثال شما ندارم. تاسف خود را ببرید جای دیگری خرج کنید، مثلا در مملکتی که نام انسان در آن تا این حد به خاک افتاده است.

           
          • فرزند ایران گرامی

            اولا :میهن پرستی که مفهوم درستی نیست ،برای اینکه عند التحلیل و التدقیق و بحکم برهان عقلی ،پرستش مخصوص خدایی است که خالق جهان و مدبر آن است ،و تعبیر دقیق تر تعبیر “میهن دوستی” و این تعبیر و مفهوم البته سخن ناروا و نادرستی نیست و شاید بنوعی از فطریات انسان باشد که زادگاه و محل نشو و نمای خویش را دوست داشته باشد و آنرا و سرنوشت هموطنان خویش را پاس بدارد ،وگرنه متراژ زمین و دریاچه و خاک بما اینکه یکی از عناصر است مطلب مهمی نیست.

            ثانیا:من به نکات دیگری که انسان خطاب بشما نوشت و سبب ناراحتی شما شد کاری ندارم ،اما بنظر می رسد که مقصود او این بود که شما مطابق اظهارات خودتان و عملکردتان دچار نوعی تناقض و پارادوکس هستید ،برای اینکه از سویی تحلیل می کنید و کشور خود را به جهنمی تشبیه می کنید که یکی از عوارض جهنمی بودن آن ایجاد مشکل شغلی برای شماست ،و می دانید که شغل رابطه مستقیم با مسائل اقتصادی دارد ،بعد می گویید این جهنم مرا واداشت که به خارج مهاجرت کنم ،اما در عین حال مهاجرت من مهاجرت اقتصادی نیست! این آیا تناقض نیست؟ اگر شما مهاجر اقتصادی نبوده و نیستید پس کدام دورنمای زندگی رفاهی و فضای بتهر اقتصادی و شغلی شما را جذب آن سوی آبها نموده است؟ بنابر این شما مطابق اظهارات خودتان مهاجر اقتصادی هستید ،حال من به انتخاب یک نام در یک سایت کاری ندارم اما در عین حال که بقول خودتان مام وطن و هم میهنان خود را در این جهنم تنها گذاشته اید ،به آن سوی آبها کوچ کرده اید و در عین حال خود را فرزند ایران می نامید و برای میهن و هم میهنان خویش دورادور و از فراسوی آبها اشک تمساح می ریزید،در حالیکه اگر شما واقعا فرزند ایران بودید و هجرت شما هجرت اقتصادی نبود در همین جهنمی که هم میهنانتان زندگی می کنند می ماندید و با تحمل همه مشکلات و سختی های اقتصادی و غیر اقتصادی در غم و شادی هموطنان محبوبتان سهیم می بودید،مع الاسف در بین آنها نماندید و برای دورنمای شغلی بهتر و رفاه اقتصادی بیشتر به خارج کوچ کردید ،بقول انسان اگر شما دارای تخصصی هستید چه خوب بود که اینجا (در مام وطن) می ماندید و در تلاش برای بهروزی هموطنانتان شرکت می کردید ،در این صورت شما واقعا فرزند ایران می بودید ،نه الان که آنجا رفته اید و کنش شما در آنجا منحصر شده است در نشستن پشت رایانه و خود را فرزند ایران نامیدن اسمی و نوشتن و شعار دادن در یک سایت.
            چقدر عالی بود که اگر شما مهاجر اقتصادی نبودید و نیستید و هیچ جرم و جنایتی هم مرتکب نشده اید ،در میان هم میهنان خویش فرزند ایران باشید و بقول خودتان برای آزادی و رفاه ایران و مردم ایران بکوشید.

             
  20. استمداد / استمداد / استمداد از هم میهنان !!!!!!!!
    قضیه فاجعه گور خوابی را فراموش کنیم . فاجعه ای فجیع تر از گور خوابی در مملکت ما وجود دارد که هیچ یک از سردمداران مملکت ما بفکر آن نیست . میدانید چیست …….. فاجعه کولبران کردستان….. چگونه دولتمردان ما میتوانند در گرمای رختخواب سر به بالین بگذارند . ولی عده ای از هم وطنان کرد ما باری به وزن 120 کیلو را در سن 60 / 70 سالگی بدوش خود بگذارند و مسیر 50 تا 120 کیلو متر را در هوای 10 درجه زیر صفر آنهم شبها آنهم احتمال انفجار مین / روی 70 سانت برف مسیر پر از خطر آنهم برای حداکثر 70.000 تومان / اگر از شنیدن این فاجعه بداخل گور پناه ببریم کاری نکرده ایم اگر صبح تا شب به سرو کله خود بزنیم کاری نکرده ایم ……یعنی در این مملکت یک مغز متفکر نداریم که یک فکری بحال این سه / چهار هزار نفر کولبر بیچاره بکنند و طرحی بدهند . که از این مصیبت عظما خلاص شوند . خاک بر سر ما…..که براحتی از این ماجرا میگذریم …. و عین خیال

     
  21. اگر مرگ آقای رفسنجانی را قتل بدانیم نه فوت طبیعی قاتل ایشان کیست؟
    در ایران چند قطب در حال تلاش برای تصاحب رهبری بود و هست که دو قطب در حال حاضر برای گرفتن رهبری در صحنه حضور دارد؟
    ۱- خامنه ای و اطرفیانش ۲- روحانی و اطرافیانش

    این اتفاق اخیر را باید به کدام یک از این دو گروه نسبت داد؟
    کدام یک از این دو قطب رهبری ایران (شاهنشاهی ایران) را بدست خواهد گرفت؟
    آیا اطرفیان خامنه ای و اطرافیانش پشت ماجرای مرگ آقای رفسنجانی هستند؟
    آیا احتمال دارد که روحانی و اطرافیانش به وجود آورنده قتل باشند؟

    گزینه های رهبری بعد از مرگ خامنه ای عبارت بودند از :
    ۱. لاریجانی رئیس قوه قضاییه که ضربه فنی شد
    ۲. رئیسی آستان قدس رضوی (محلل) که با انتشار فایل صوتی پسر منتظری تا حدودی ضربه کاری خورد اما ضربه فنی نشد و اطرافیان خامنه ای هنوز امیدی دارند تا از این محلل استفاده کنند.
    ۳ . روحانی
    ۴. و اما بهترین گزینه جایگزینی شورای رهبری به جای رهبری فردی بود که آقای رفسنجانی دنبالش بودن و قصد اصلاح قانون اساسی را داشتند.
    و حالا اتفاق افتادن مرگ آقای رفسنجانی
    اگر توجه کنید به گزینه های بالا ما با یک گزینه بهتر رو به رو هستیم و آن هم گزینه ی شورای بودن رهبری است که بین اکثریت ملت پذیرفته تر هست و این گزینه را آقای رفسنجانی دنبال تحقق آن بود که سایه ای بسیار سنگینی بود بر رهبر (شاه) نشدن هر یک از دو طرف لذا قبل از فوت خامنه ای باید این سایه سنگین باید حذف میشد.
    لذا سایه آقای رفسنجانی بر دو طرف یعنی بر روحانی و خامنه ای بسیار سنگینی میکرد به نظر بنده سایه آقای رفسنجانی این بار با دفعه قبل که بر دولت رو حانی سایه افکنده بود بسیار متفاوت بود در بار اول روحانی رئیس جمهور شد اما در بار دوم روحانی باید قید شاهی را میزد.
    و از طرفی بازگشت رضایی به سپاه هر چند امروز رضایی در حال تملق و پاچه خواری برای خامنه ای هست اما در عمل با خامنه ای موافق نیستند و دلیل این حرف من یکی جانبداری رضایی از میرحسین موسوی نخست وزیر وقت در مقابل خامنه ای ریس جمهور آن زمان ، دوم فایل صوتی منتشر شده از آیت اله نکونام در خصوص در خواست رضایی از ایشان مبنی بر نقد و برسی درسهای خامنه ای هر چند که گفته میشود رضایی احتمالا در پی کودتا است اما احتمال کودتا رضایی یک درصد هست چرا احتمال کودتا رضایی کم هست چون اولا در بین سپاه و ارتش جایگاه بسیار قوی ندارد دوما هیچ گروه سیاسی از ایشان حمایت نخواهد کرد لذا بازگشت رضایی فقط برای رخنه در بدنه سپاه به نفع روحانی است
    کتاب رفیق آیت الله را مطالعه کردم پیشنهاد میکنم حتما مطالعه کنید.
    به نظر من این کتاب جلد دومی هم خواهد داشت
    جلد اول آن که در حال حاظر در دسترس است و وقایعه ای را که در گذشته اتفاق افتاده به تصویر میکشد نحوه به قدرت رسیدن خامنه ای
    جلد دوم که وقایع آن در زمان حال حاضر در حال به وقوع پیوستن هست و در آینده به رشته تحریر در آورده خواهد شد و آن به قدرت رسیدن روحانی است
    من در اینجا اقرار میکنم که شاید به جز این دسیسه های سیاسی، دسیسه های دیگری هم در پشت پرده باشد از جمله کودتا که درصورت کودتا ایران عزیزمان بی شک به چند کشور تقسیم خواهد شد.
    لذا هوشیار باشیم و از اینکه حق خودمان را مطالبه کنیم نترسیم ببینید امروز در آمریکا چون مردم از رئیس جمهوری ترامپ احساس خطر کردن چطور به خیابان آمدند
    کسانی که بر ما حکومت میکنند حاظر هستند برای منافعشان دست به هر کاری بزنن و اما ما مردم حاضر نیستیم برای خواسته هایمان قدمی برداریم

     
  22. دود برهموطن عزیزم استاد نوریزادگرامی.پیرو متنی که خدمت شما عرضه داشتم وشماهم عنایت نموده خواندید .درباره انتخابات امریکا.باید بگویم بارفتن وامدنها مشکل حل نمیشود فرهنگ دموکراسی باید حاکم شود.یعنی چه.انچه که در امریکا دیدیم مخالفان امدند تبریک گفتند ودر عین حال اعلام کردند درصحنه هستند وناظر اعمال حزب حاکم.کاری که باید احمدی نژاد میکرد.یعنی می امد با موسوی تبریک میگفت وهم میگفت که همراه حزبش برتمام اعمال دولت پیروز در انتخابات نظاره خواهد کرد واگر خطایی ببیند ازان استفاده کرده دور بعد باقدرت خواهد امد.جناب نوریزاد چرادر کشورهای نظیر ما اینکار اینقدر سخت است .باسپاس ازشما.

     
  23. رئیسک دستگاه غذا همان جایی که در حکومتهای درست و حسابی بهش میگن قوه قضایه، ولکن در حکومتک اسلامی از آنجا که این قوه منبع بخور بخور یه مشت آخوند دزد شده اسمش رو عوض کردیم به قوه غذاییه) و معاون روحانی (تدارکچی دومی) نیز با انتقاد از “خوی آمریکایی‌ها” این اقدام “غیرانسانی و ضد حقوق بشری” را محکوم کردند.
    مش قاسم: خدا وکیلی اینا مغز … (سه نقطه از مش قاسم) خوردن. ای رئیسک دستگاه غذا، دادگاههای آمریکا در ظرف چند ساعت دستور احمدینژاد اونجا رو گذاشتن تو طاقچه بهش گفتن غلط زیادی کردی. تو هنوز در پیچ و خم دزدیها و بی قانونیهای مموتی هستی، جرات همیچین کاری رو تو داری؟ نداری ای بیچاره. زر زیادی نزن.

     
  24. صفحه نخست » محمد نوریزاد: «ما خودمان هزار تا ترامپ هستیم!»
    ………..
    “نظام حاکم سالهاست میلیونهاایرانی راپشت مرزهانگاه داشته”

    محمد نوریزاد در نهمین تحلیل هفتگی خود از شبکه جهانی «دُرّ تی وی» جلوگیری از برگزاری جشن سده توسط نیروهای امنیتی و قانون منع ورود اتباع ۷ کشور به آمریکا را مورد بررسی قرار داد.
    ………..
    http://news.gooya.com/2017/01/post-263.php

     
  25. قرآن، مبلغ پیام تورات، جلال ایجادی

    در نوشته های پیشین به ارزیابی علمی از قرآن پرداخته و نشان دادم که قران ////// همانند هر سند کهن باید مورد تحلیل هرمنوتیک و علمی قرار گیرد.
    …………
    فضای فرهنگی مشترک
    تاریخ، مادر کتاب مقدس است. هیچ کتابی آسمانی نیست، هر کتابی نتیجه تاریخ و اجتماع و تمدن و فضای فرهنگی و زبانی خود میباشد. دین ریشه کتاب خود را آسمانی و مقدس جلوه می دهد تا جاذبه و فریبندگی آنرا نزد مردمان افزایش بخشد. سحرآمیز بودن کتاب و باور به آن، اعتقاد عامیانه را پایدار نموده و انسان را از پرسشگری بازمی دارد. حال آنکه تحقیق علمی و هرمنوتیک، کتاب دینی را در متن تاریخ قرار می دهد تا آنرا قابل فهم کند و رازهای آن را بشناساند.
    ………..
    مطلقیت یهوه در تورات و قرآن
    با دین یهود دنیا با مثلث «خلق برگزیده اسرائیل»، « تورات قانون موسی» و «خدای واحد یهوه» مواجه است و هرچه از این مثلث بیرون است باطل میباشد. یهوه «آنکه جاودانه زنده است، همه را با هم آفریده است»، او «به کف دست خویش، بر دنیا حکم می راند و همه چیز فرمانبردار اراده اوست.»(برگ ۴۸۳ «کتابهایی از عهد عتیق»، تهران ۱۳۹۱ نشر نی). این حکم مطلق و قطعی است. این خدا آفریننده جهان و انسان است، آفریننده آدم و حوا می باشد.
    ……………..
    محمد مبلغ کلام موسی یعنی قرآن است. واژه «قرآن» مختص اسلام نیست و در فرهنگ پیش از اسلام موجود است. واژه قرآن از ریشه سیریاک و بمعنای کتاب سرودها و آوازهای دینی است و این واژه پس از یکدوره زمانی به زبان عرب انتقال یافته و معنای قرائی و بازگوئی بخود میگیرد. به این ترتیب قرآن میتواند به معنای کلام موسی و بازگوکننده تورات برای عربها باشد.
    ………….
    http://news.gooya.com/2017/01/post-125.php

     
    • این سنخ مطالب معمولا مبتنی بر پیش فرض های خاص دین ستیزانه و تبلیغاتی است که مورد استقبال دین ستیزان واقع می شود وگرنه جزء جزء این مطالب قابل بحث و پیگیری است،فی المثل این گزاره ها که “تاریخ مادر کتاب مقدس است” یا “هیچ کتابی آسمانی نیست” گزاره هایی ادعایی و فاقد دلیل است ،تاریخ مادر کتاب مقدس است یعنی چه؟ همه پدیده ها واقع در تاریخند ،من ،شما ،وقایع و… آیا هر پدیده ای بصرف وقوع در متن تاریخ به این معناست که تاریخ مولد آن است؟! اول باید تاریخ را معنا کرد ،مقصود این است که کتب پیامبران پدیده هایی تاریخی هستند یعنی در تاریخ واقع شده اند و از آنها یاد می شود؟ خوب بله چنین است ،تورات هم پدیده تاریخی است ،انجیل هم ،قرآن هم ،کاپیتال مارکس هم و همه کتب و پدیده ها ،اینکه بطور مبهم و غیر مستدل بگوییم “تاریخ مادر کتاب مقدس است” برهان یقینی می شود بر اینکه کتاب های انبیاء از سوی خدای جهان فرستاده نشده است؟ این از کجا؟ این چطور برهانی است؟ اگر مقصود این است که کتاب آسمانی بعنوان یک پدیده تاریخی در زبان و تاریخ اقوام و فرهنگ ها نازل می شده است ،خوب مگر کسی منکر چنین چیزی است؟ آری خدای جهان وقتی موسی را مبعوث می کند و بسوی قوم خود می فرستد چون آن قوم زبانشان زبان عبری است طبعا مفاهیم و محتوا و اوامر و ارشادهای کتاب بزبان عبری فرو فرستاده می شود پس کتابی که محتوای آن مستند به خداست فرو فرستاده می شود در تاریخ و زبان و فرهنگ ،اینجا نمی شود بصرف تاریخیت کتاب و بزبان انسانی بودن آن بدون برهان گفت :”تاریخ مادر کتاب مقدس است” و با این گزاره مورد ادعا به این غایت رسید که : کتابهای انبیاء چون در تاریخ و زبان اقوام بوده است ،پس :این کتابها آسمانی (فرو فرستاده از جانب خدا) نیست ، برای اینکه این گزاره اخیر اول بحث و کلام است.
      از این بیان روشن شد بطلان این گزاره که :”هر کتابی نتیجه تاریخ و اجتماع و تمدن و فضای فرهنگی و زبانی خود میباشد”.
      برای اینکه روشن شد که کتب آسمانی نیز “در تاریخ” و “در اجتماع” و “در تمدن” و “در فضای فرهنگ و زبان” خود هستند ،این قابل انکار نیست ،منتها اینکه کتاب آسمانی “نتیجه” اینها باشد یعنی چه؟ نتیجه یعنی “رابطه علی معلولی”؟ یعنی اینها علل ناقصه یا علت تامه حدوث و پیدایش کتب انبیاء بوده است؟ این صرفا یک ادعاست و باید آنرا معلل کرد ،ما(چنانکه توضیح داده شد) می گوییم رابطه تاریخ و اجتماع و تمدن و زبان و فرهنگ انسانی با کتب آسمانی پیامبران رابطه ظرف و مظروف و رابطه زمینه ها و زمانه ها و معدات است باصطلاح فلسفی ،زبان قوم موسی زبان عبری است ،این زمینه و معد می شود برای اینکه کتاب و کلام نازل بر موسی علیه السلام بزبان عبری باشد ،اگر زبان موسی و قوم موسی فارسی بود فرضا کتاب نازل بر او نیز فارسی می بود ،و این مساله غیر از این است که محتوای کتاب آیا فرو فرستاده از ناحیه خدا هست یا نیست؟این بحث جداگانه ایست ،می بینید که اگر اینطور مطالب ظاهر فریب دین ستیزان با چرتکه وارسی شود روشن می شود چیزی جز اباطیل بدون دلیل و تبلیغات توخالی ناشی از اغراض سیاسی یا دین ستیزانه نیست ،البته مجال واکاوی همه این جزئیات هم نیست.
      “دین ریشه کتاب خود را آسمانی و مقدس جلوه ” نمی دهد ،دعوت های پیامبران قرین با معجزاتی است که داشته اند و گرنه ادعای اتصال و پیامبری همیشه وجود داشته یا دارد ،مقدس بودن کتاب نیز بمعنای عدم تحلیل و تعمیق در فهم آنها نیست ،مقدس بودن بمعنای محترم بودن است بلحاظ فرو فرستنده کتاب ،لا اقل این خود قرآن است که همه بشریت را دعوت به “تدبر” در معانی و مفاهیم و صدر و ذیل آیات این کتاب می کند”أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيرا”.النساء/82
      آيا در [معانى‏] قرآن نمى ‏انديشند؟ اگر از جانب غير خدا بود قطعاً در آن اختلاف بسيارى مى‏ يافتند.
      “أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها “.محمد/24
      آيا به آيات قرآن نمى ‏انديشند؟ يا [مگر] بر دلهايشان قفلهايى نهاده شده است؟
      این دعوت ها با مقدس دانستن قرآن بمعنایی (سحر آمیز و غیر قابل پرسشگری) که در ذهن دین ستیزان و منکران است سازگار است؟
      —-
      “محمد مبلغ کلام موسی یعنی قرآن است”.چنین نیست ،موسی پیامبر صاحب عزم و دارای شریعت بوده است ،چنانکه عیسی علیه السلام پیامبر صاحب شریعت ،و شریعت موسی به شریعت عیسی نسخ شده است ،و محمد نیز که خاتم پیامبران است نبی صاحب عزم و شریعت است که دین عیسی را منسوخ کرده است ،البته خطوط کلی موحدانه و توحیدی انبیاء در تبیین توحید و عبودیت خدای خالق جهان و هشدار به هدفمندی جهان و معاد انسان و جهان ،خطوط مشترکی است اما نمی شود گفت محمد مبلغ کلام موسی است ،یا کلام موسی قرآن است ،برای اینکه اگر کسی اهل مطالعه باشد و به تورات محرف فعلی و قرآن موجود رجوع کند و آنها را مقایسه کند می بیند تفاوت ها در ابعاد گوناگون فراوان است :در واگویه مسائل تاریخی ،در احکام و شرایع ،در تبیین مسائل اخلاقی و در تبیین معارف مبدا و معاد ،و این سخن لاف و گزافی است که قرآن همان کلام موسی یا همان تورات است .
      —-
      کلمه “قرآن”یک لغت ریشه ای عربی است :قرآن در اصل مصدر فعل “قرا یقرا قراءه” است بمعنای “جمع کردن”،اینکه از خواندن در لغت عرب به “قرائت” و “قرآن” تعبیر شده است روی این نکته لغوی است که خواندن و گفتار “جمع کردن بین اجزاء پراکنده کلام” است ،و قرآن که مصدر بمعنای “خواندن” بودن است بلحاظ اینکه گاه مصدر در معنای اسم مفعول بکار می رود بمعنای “مقرو” است یعنی خوانده شده ،این لفظ بعد علم بالغلبه شده است بر مجموعه آیاتی که بتدریج بر پیامبر نازل می شده ،اصلا کلمه قرآن در خود قرآن هم بمعنای مصدری “قرائت” بکار رفته است “و قرآن الفجر..” و هم به برخی از آیات اطلاق شده است و هم بمجموع کتاب ،اینکه معادل مفهومی آن در زبان های دیگر وجود داشته باشد ربطی به کتاب خدا بودن قرآن ندارد.

       
  26. ادامه مطلب فوق
    هموطنان عزیز
    ۳۸ سال بازی خوردیم و عملا هم هیچ بخاری برای احقاق حقوق اولیه مان ازما بلند نشد و هیچ افق روشنی هم در پیش نداریم.پس
    ۱-اندسته از هموطنانی که در رفاه نسبی هستند که صد البته جایگاهشان خیلی فراتر از وضعیت کنونی میباشد بخاطر تمامی هموطنان محروم
    ۲- هموطنان از تمامی حقوق اولیه محروم
    بدانید که این رژیم /////تمامی خواسته هایش را در قالب شعارهای مردم پسند توسط عوامل خودش از دهان یک عده نا اگاه گسترش میدهد تا اذهانرا از جنایاتی که مرتکب شده و میشوند منحرف سازند
    پس بیایید دست بدست هم دهیم از هر گونه اقدامی که توسط اپوزیسونها و یا هر کشور دیگر که باعث نابودی این رژیم میشود استقبال کنیم چون بدترین دشمن ایرانی همین اخوندها هستند ثروت ،عزت ،اعتبار، فرهنگ ،تمدن،ابرو و ناموس ما را به باد دادند کدام دشمن میتوانست اینهمه به ما اسیب برساند دیگر بالاتر از سیاهی هم رنگی هست؟
    هموطن گول شعارهای مداخله خارجی و غیره رانخورید این شعارها زمانی ارزشمند است که ملت صاحب مملکت باشد نه یک مشت اخوند /////
    اگر فرصتهای طلایی بلقوه را بتوانیم به بالفعل تبدیل کنیم مینوانیم امیدوار باشیم که نسلهای بعد از ما رنگ خوشبختی را ببینند و الا ماییم و مسئولیت اسیبهاییکه به انها خواهد رسید .
    هموطن اسلحه ای که از خارجی ها گرفتند سینه جوانان ما را سوراخ کردند ////

     
  27. با درود خدمت هموطنان گرامی
    اقای فرهادی و خانم علیدوستی
    تصمیم گرفته اند در مراسم اسکار شرکت نکنند .به حمایت از نظام یا مردم.؟
    اگر جوابتان مردم میباشد به حمایت از کدام قشر ؟
    ان دهها ملیونی که دزفقر و زیر خط فقر میباشند.
    انهاییکه از شدت فقر مجبور به فروش اعضای بدن و جنین و فاحشگی و در دام اعتیاد گرفتار شده اند و یا گور خوابها؟
    این طبقه که سفر به امریکا در خواب شبشان هم نمیبینند.
    و یا نه نگران ان اقلییتی هستید دار و ندار این ملت را بالا کشیدند و در امریکا سرمایه گذاری کردند ویا برای گذراندن تعطیلات و یا برای چکاپ پزشکی و یا برای خریدن لباس و غیره نیازمند سفر به امریکا هستند.
    اقای فرهادی و سرکار خانم نگران حقوق کدام یک از موارد فوق هستید؟
    انزمان که برخلاف تمامی مقررات بین المللی از دیوار سفارت بالا رفتند بیش یک سال دیپلماتهای یک کشور گروگان کرفته شدند و پرچم امریکا را به اتش کشیدند و زیر پا له کردند و با رکیکترین الفاظ مورد خطاب قرار دادند . و به عنوان بدترین و خطرناکترین دشمن به ما معرفی میکردند کجا بودید؟ و حالا این دشمن خونخوار نمیخواهد شما را به خانه خودش راه بدهد
    اقای فرهادی از بزرگترهایتان سوال کنید یک ایرانی که روزی در بیشتر کشورهای پیشرفته جهان اینتر ویزا و پول ما ما جزو ارزهای معتبر جهان بود چی شده که به این روز افتاده ایم که در ردیف کشورهای عقب افتاده تروریست پرور قرار گرفته ایم.
    و قتیکه یک اخوند زپرتی بیسواد نفهم مثل لاریجانی انچوچه میگه امریکا تو هیچ غلطی نمیتونی بکنی حالا جوابش را بگرید.
    اقای فرهادی سوراخ دعا را گم کرده اید همان بهتر که ساکت باشید و به هنرتان بپردازید

    (البته با عرض پوزش از هموطنانی که در اتش بیخردیهای این نظام و سکوت ما ایرانیها میسوزند .ارزو میکنم وضع هر چه زودتر به گونه ای حل شود که این عزیزان بیش از این صدمه نبینند)
    از ماست که برماست

     
  28. ایران دوست واقعی

    یکی از معدود دلایل فقر ملت ایران

    این در حالیست که در سیستان و بلوچستان کودکان همچنان در کپر درس میخونن.
    و در پایتخت هلی‌کوپترهای آب‌پاش در اختیار تیم‌ آتشنشانی و تجهیزات نداریم

    کمکهای_ایران_به_کشورهای_خارجی

    هیئت اعزامی جمهوری اسلامی ایران به کنفرانس بین‌المللی یک روزه کمک به پاکستان اعلام کرد که ایران 330 میلیون دلار به #پاکستان کمک خواهد کرد.
    http://www.aftabnews.ir/vdcb0gbw.rhbz8piuur.html

    وام یک میلیارد دلاری ایران به #عراق
    http://goo.gl/ihA5J8

    پیشنهاد دوباره وام یک میلیارد دلاری ایران به #عراق
    http://www.bbc.co.uk/persian/business/story/2008/03/080301_mf_iraq.shtml

    ایران یک بیمارستان ۲۲۰ تختخوابی و ۱۷ مدرسه در #عراق می‌سازد
    http://www.aftabnews.ir/vdccomq4.2bqe18laa2.html

    هدیه برقی وزارت نیرو به #عراق/ ساخت نیروگاه به صورت رایگان
    http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1653908

    بخشش دیگری به #سریلانکا، از کیسه…
    http://tabnak.ir/pages/?cid=2407

    افزایش ارزش پول #سریلانکا پس از گرفتن وام ۵/۱میلیارد دلاری از ایران
    http://tabnak.ir/pages/?cid=2467

    برق‌رسانی به روستاهای #سریلانکا با وام ایران
    http://tabnak.ir/pages/?cid=14397

    ایران یک کمک ۲۵ میلیون دلاری به #لبنان اهدا کرد
    http://www.radiofarda.com/content/News/405601.html

    ایران به #بولیوی هم وام داد
    http://goo.gl/Tp6eNS

    ایران در #بولیوی درمانگاه می‌سازد!
    http://www.pezeshk.us/?p=14098

    500 میلیون دلار دیگر، کمک ایران به #افغانستان
    http://goo.gl/mSe9IO

    کمک ۵۰ میلیون دلاری ایران به «مردم #فلسطین»
    http://www.bbc.co.uk/persian/news/story/2006/04/060416_jb-iran-palestinians.shtml

    ۴۰ میلیون دلار به اضافه دو نیروگاه برای #اکوادور!
    http://www.ettelaat.net/09-mars/news.asp?id=35950

    کمک ۳۹٫۶ میلیون دلاری ایران برای راه اندازی یک ایستگاه رادیویی در #زیمبابوه
    https://www.balatarin.com/permlink/2007/4/7/1038357

    کمک چند میلیونی ایران به #نیکاراگوئه
    http://www.dw-world.de/dw/article/0,2144,2722204,00.html

    ۱٫۵ میلیون دلار برای بخش‌های کشاورزی، دامپروری و آبیاری #کنیا
    http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=11694

    « لیست تجهیزات نظامی اهدایی ایران به ارتش #لبنان»
    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930726000501

    ۶۰ میلیون دلار برای پرداخت مستمری به ۱۰۰ هزار کارگر بیکار #فلسطینی

    ۴۵ میلیون دلار برای پرداخت حقوق کارمندان دولت #حماس

    ۲۰ میلیون دلار برای احداث خانه در#فلسطین

    ۱۵ میلیون دلار برای تاسیس خانه‌های فرهنگی و اداراتی که به امور ملی #فلسطینی‌ها رسیدگی کند

    یک میلیون و ۸۰۰ هزار دلار مستمری برای شماری از ماهیگیران فلسطینی در #غزه

    جزیره ۱۱۷ هزار نفری #سنت_وینست در آمریکای مرکزی نیز، پس از برقراری رابطه با جمهوری اسلامی کمکی به ارزش ۷ میلیون دلار برای ساخت فرودگاه دریافت کرد.

    مبلغ ۲۵ میلیون دلار کمک برای پیروزی حزب اسلام‌گرای عدالت و توسعه در انتخابات سراسری ترکیه
    http://m.dw.com/fa-ir/حاتم-بخشیهای-احمدینژاد-در-سه-قاره-جهان/a-6151722

    ۱۷ ميليارد دينار طلاكاري گنبد حرم علوي
    http://hajj.ir/14/5

    یک‌صد و هیجده کیلو و 650 گرم طلا و چهار هزار و 600 کیلو نقره برای ساخت ضریح حسین ابن علی
    http://hamshahrionline.ir/details/204182

    سه هزارو 500 میلیارد ریال در زمینه بازسازی عتبات عالیات در کشور عراق
    http://www7.irna.ir/fa/News/81571031/

    15 میلیارد تومان؛ هزینه طلاکاری گنبد حرم علی ابن ابیطالب
    http://ostani.hamshahrilinks.org/Print?itemid=186410

    هزينه 200 ميليارد توماني ايران براي بازسازي سامرا‌
    http://www.asriran.com/fa/news/30467/هزينه-200-ميليارد-توماني-ايران-براي-بازسازي-سامرا‌

    ساخت ضريح جديد حرمين عسگريين با مقاومت 500 ساله ‌
    http://www.asriran.com/fa/news/22373/‌ساخت-ضريح-جديد-حرمين-عسگريين-با-مقاومت-500-ساله-‌

    ايران تمام هزينه بازسازي حرمين عسگريين را پرداخت مي‌كند
    http://www.asriran.com/fa/news/21020/ايران-تمام-هزينه-بازسازي-حرمين-عسگريين-را-پرداخت-مي‌كند

    50 پروژه با اعتبار هزينه شده 60 ميليارد تومان درعتبات عالیات
    http://www.asriran.com/fa/news/65758/ساخت-حرم-نمادين-حضرت-زهرا-در-نجف
    دوستان آیا این کمکها الزامی دارد در حالی که زنان کشورش ب خاطر لقمه ای نان مجبور ب تن فروشی میشود ….در حالی که جوان 29 سالهای بخاطر بیکاری کلیه اش را میفروشدبیاید
    برای بازگشت افتخار کشور عزیزمان دست بدست هم دهیم.

     
  29. رهبری نظام در یک سخنرانی در 12 آبان ماه سال جاری درباره دونالد ترامپ ، نامزد ریاست جمهوری آمریکا که در مناظرات با خانم کلینگتون داشت ، سخرانی های او را ” حقیقت ” و ” صراحت ” دانسته و گفته اینان اِمریکا را افشاء کردند و درباره اِمریکا ” واضح ” صحبت کردند . آیا این نوع خوش آمدنِ رهبری از سخنان دونالد ترامپ ، همان خوش آمدن از ” بگم بگم ” های احمد نژاد در سال 88 نیست ؟ آیا این دونالد ترامپ با این بخشنامه هایی که این روزها در آمریکا صادر کرده ، نوع ” ژنتیک ” شخصیت احمد نژاد در اِمریکا نیست ؟

     
  30. درود بر شما . برادر نوری زاد ، این بازجویانِ مجوزِ شرعی بدست ، با قسم های به این قبله ی محمدی و به این عزای حسینی و به شرف فاطمه ی زهرا و به فرق شکافته ی حضرت عباس و به مرگ یک دانه دخترم و به آیه آیه های قرآنی که با ” شهرام امبری ” دانشمند هسته ای که طبق نمایش نامه مضحکِ آقایان از عربستان ربوده شده و بعد توانست از زندان گوانتانامو در آمریکا بگریزد و به ایران برگشت و بعد آقای ” قشقاوی ” معاون وزارت خارجه به پیشواز او در فرودگاه امام خمینی بر گردن اود ” حلقه گل ” انداخت و بعد او را اعدام کردند ، چه شد ؟ یکدفعه تمام شد و رفت پی کارش و دیگر هیچ خبری از نحوه ی مشکلات هسته ای بودنش و جاسوس بودنش نشد و ظاهراً او را هم مانند دیگر مادرمرده ها خام و نرم کردند و به اعتراف های دروغین ترغیب خودشان و او آن کردند که بایستی میکردند .

     
  31. در شهر هرت
    [ایسنا سوال کرده،چرا کشورهای تروریسم‌خیز جهان در لیست جنجالی ترامپ نیستند؟]

    زیرا مردم آنها از طریق دولتشان در خیابانها بسیج نمی شوند و شعار مرگ بر آمریکا را سر نمی دهند.
    زیرا دولتهایشان در امور دولتهای دیگر دخالت مستقیم و نظامی نمی کنند.
    زیرا در پی ترویج اسلام در برون مرز نیستند.
    زیرا فرق بین دولت و مردم است و دولت مذهبی تمامیت خواه با دنیای دمکراتیک آزاد در تضاد است.

     
  32. وقتی مردم دست می زنند برای تاریخ قبل از هجوم دزدان ////////به ایران نگاه کنید به قیافه ایرانستیزان ///// چه ابلهانه در هم می رود!

    http://news.gooya.com/didaniha/archives/2017/01/223103.php

     
  33. اخبار: رشد اقتصادی بوی نفت می‌دهد… رشد اقتصادی منهای نفت، تقریباً هیچ بوده است.
    مش قاسم: از حکومتک اسلامی بیش از این توقعات داشتین؟ ۳۸ ساله که نفت رو فروختن و با اون پول رشوه در داخل دادن هم در خارج. حالا کفگیر به ته دیگ خورده. آمار تقلبی این ۳۸ سال هم دیگه جواب نمیده. چیزی هم ته دیگ نمونده که اونو کفگیر بزنن. همه دولت دزدان اسلامی هم در این کار شریک بودن از روز اول تا امروز. همه با هم (با لهجه نجفی)!

     
  34. سلام باز چه کلکی زدی چرا spoofing dns شدی از ایران

     
  35. سلام

    سفر خوش! والله توضیح المسائل هر کدام از آقایان را باز کنی، اولین مسئله شان وجوب تقلید است، پس بدون تقلید مسئله ای بنام اجازه شرعی جایی نمی تواند داشته باشد، کدامشان اجازه شرعی نمی دهند؟

     
  36. گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری–مصطفی ملکیان
    مش قاسم: الا در حکومتک اسلامی که هر دو با هم میاد!

     
  37. حاج ناصر عتباتی دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان اردبیل: متاسفانه اشخاصی بدون اطلاع دست اندرکاران امر قضا، در ارتباط با برخی پرونده‌ها اقداماتی را انجام داده و ادعاهایی را مطرح می‌کنند که به هیچ عنوان مرتبط با قوه قضائیه نبوده است.
    مش قاسم: آره جون امت. تو گفتی و ما هم باور کردیم.

     
  38. واکنش ایران به فرمان ترامپ: اصل عمل متقابل را اجرا می کنیم.
    مش قاسم: وای به حال اینهمه آمریکایی منتظر صدور ویزا به ام القرا. بیچاره ها.

     
  39. روحانی هیئتی ویژه را مأمور تهیه «گزارش ملی حادثه پلاسکو» کرد.
    گزارش ویژه مش قاسم: ساختمان پلاسکو را در سال ۵۸ حکومتک اسلامی به اسم مستضعفان بالا کشید. بعد از آن هر یه قرونی که از این ساختمان چه به عنوان کرایه و یا سر قفلی پرداخت شد به اسم مستضعفان ولی به کام دیگران فرو رفت. برادران غیر از دزدیدن، بالاکشیدن و غیره کاری از دستشان بر نمیامد. این ساختمان به حول و قوه الهی تا آخرین لحضات مبلغ دریافتی به ولایت مداری مشغول بود. واسلام.

     
  40. ایران دوست واقعی

    عشق یعنی:
    دلنوشته همسر یک آتشنشان:

    شوهرم یه آتش نشان بود
    یادمه روز اولی که دیدمش تو ایستگاه آتش نشانی نشسته بود و داشت با همکارش حرف میزد
    داشتم از اونجا رد میشدم ک پاشنه کفشم شکست و خوردم زمین
    تا دید افتادم زمین سریع دوید و بلندم کرد
    بعدم پاشنمو درست کرد و تشکر کردم و رفتم
    راستشو بخوای همون موقع بود که عاشقش شدم…
    از اون به بعد هر روز که از اونجا رد میشدم ، بهش سلام میکردم ….
    گاهی وقتام که شیرینی درست میکردم براش میبردم
    ،اونم کلی از دستپخت بدمزه من تعریف میکرد و خوشش میومد
    میدونی؟
    راستشو بخوای انگار دیدنش عادتم شده بود
    یه روز اگه نمیدیدمش میریختم به هم…
    بعد از یه مدت با هم صمیمی شده بودیم
    یه بار ازش پرسیدم چرا ازدواج نمیکنه
    یه لبخند تلخی زد و بندای کفششو محکم کرد و گفت
    بابام آتشنشان بود … روزی که مرد مامانم از عالم و آدم شاکی بود و همه رو مقصر سوختن بابام میدونست …میترسم زن منم مثل مامانم شه و عذاب بکشه….

    فهمیدم ک به خاطر شغلشه …
    ولی به نظرم احمقانه بود
    به خاطر ترس یه ترس به این کوچیکی!!
    خندیدم و چیزی نگفتم …

    روزی که اومد خواستگاری
    زل زد تو چشمام و گفت ببین خانم ریزه
    باید بهم یه قولی بدی
    قول بدی هر اتفاقی که تو زندگیمون افتاد صبور باشی …
    قول بدی نذاری چیزی که همیشه ازش فرار میکردم و میترسیدم اتفاق بیوفته …
    قول بدی اگه یه روز رفتم و برنگشتم از اینکه زن یه آتش نشانی شاکی نشی و به خدا گلایه نکنی…
    قول بدی اگه یه روز مجبور شدم برم جایی که مطمئن بودم برگشتی در کار نیست نه نیاری و مانعم نشی….
    قول بدی خانوم بمونی …

    هی روزگار
    چه زود گذشت ..
    امشب سالگرد ازدواجمونه…
    فکر کنم چهارمین سالگرد …
    امشب قراره حمید زودتر بیاد خونه و کیک بپزه
    من و زهرا هم میز رو تزئیین کنیم
    زهرا دخترمه …
    یک سال و نیمشه
    تازه بابا گفتن رو یاد گرفته
    وقتی حمید رو صدا میکنه انگار دنیا رو بهش میدی
    حسودیم میشه بهش ….
    دو روزه از حمید خبری نیست ، همه فامیلا ریختن تو خونمون و لباس مشکی پوشیدن و گلایل میارن
    نمیدونم معنی این کاراشون چیه …ولی خب مهمون حبیب خداست …
    لباسای قشنگ زهرا رو کردم تنش
    خودمم یه لباس سفید گل دار پوشیدم
    همون که حمید دوست داره … این مزاحما نمیرن خونشون …نمیفهمن میخوام با شوهرم و دخترم تنها باشم…
    توهم زدن میگن حمیدم تو عملیات شهید شده …
    میگن اونروز ظهر تو ساختمون پلاسکو بوده ….
    رفیق احمقش میگه سوختن حمید رو با چشم خودش دیده …
    زهرا باباشو صدا میکنه …. نا آرومه
    رفتم پلاسکو اجتماع جمعیت نذاشت برم جلو
    تو رو خدا به حمید بگید بیاد
    بگید من قولمو شسکتم …
    بگید من قوی نیستم
    بگید من اونقدر صبور نیستم که بتونم بدون اون زندگی کنم
    بگید بچمون باباشو میخواد
    بگید قول دادی امشب زود بیای کیک بپزی
    به اینایی که شمع روشن میکنن و دعا میکنن بگید برا حمید منم دعا کنن
    بخدا حمید از شوهراشون و پسراشون چیزی کم نداره …

    حمید فقط عاشق بود
    عاشق هموطناش
    عاشق شغلش
    عاشق همه ….
    سزای یه عاشق مرگ نیست بخدا

     
    • مشکل خیلی روشنه، در ایران یک حکومت نداریم و ساختمان پلاسکو فقط یک شخصیت حقوقی عادی نبود بلکه متعلق یه یکی از حکومت ها بود که از مالیات معافه، تا چه رسد به رعایت شرایط ایمنی. برادران قاچاقچی از اسکله های چپو شده شب عیدی کلی پوشاک خارجی وارد کردند. حالا این یکی حکومت اگه در فروش پوشاک خارجی سر خر بشه و در نتیجه عشق و حال برادران در دبی را به هم بزنه که این سردارها کلی ضرر میکنند.این که نمیشه!!!« مسئله از جون آدم خیلی مهم تره. مسئله برای اسکله چی های پاگون دار حیاتیه!!!!» پس این یکی حکومت به اون یکی حکومت ضرر مالی میزنه تا خودش سود بیش تری ببره. این یه رسم قدیمیه که به شکل دیگری به هنگام بی آبی اتفاق می افته و از همین حالا شروع شده: این مزرعه دار مزرعۀ مجاور را میسوزونه، تا آب بیش تری به خودش برسه.حالا این رسم قدیمی از فضای کشاورزی به اقتصاد رانتی و مافیایی و کارنکرده و تجارت مفتخوار منتقل که بشه ، صد درجه خونخوارتر میشه.در این رقابت خونخوارانه تجاری چیزی که اهمیت نداره جون آدمیزاده. اگه از من میشنوفین کم ترین کاری که از دست ما مردم بی دفاع بر میاد یک همبستگی در نخریدن پوشاک خارجیه. وگرنه ایثارگری آتش نشان های قهرمان ما هم وسیلۀ تبلیغات همین حکومت های جانور خو میشه و مدتی بعد به فراموشی سپرده میشه. بایستی یک راهی پیدا کنیم که هم نوروز را به کوری چشم ایران ستیزان جشن بگیریم و هم پوشاک خارجی و به طور کلی اجناس بنجل شرکت های وابسته به سپاه و بیت را نخریم .نوروز امسالمان را به یاد هموطنان آتش نشان و خانواده های عزادارشان به نوروز سیاسی تبدیل کنیم. تجارت خونین رانت خواران فراموشی و ضعف حافظۀ تاریخی ما را هم تبدیل به کالای پرسودی برای خودشون میکنه. یک نکته هم به هموطنانی که هنوز مرگ بر آمریکا گفتن این مزوران را باور دارند و به رفیق هایی که با استفاده از آزادی و دموکراسی غرب جمهوری اسلامی را به غرب ستیزی تشویق می کنند. دوستان: سرمایه داری آمریکا فقط در دلار بی پشتوانه خلاصه نمیشه. ثروت مفت در اروپا و آمریکا به آسونی بدست نمیاد. کار میکنند ببم جان، تولید و قانونمداری و جامعۀ آزاد مدنی دارند. حکومت ایران کثیف ترین شکل سرمایه داری دولتیه،شما اگه از راه کار و تولید واقعی هم شغل ایجاد کنی و هم درآمدو هم مالیات بدهی، کافیه این در آمد از حد معینی تجاوز کنه تا سر و کلۀ یکی از آقازاده ها و سرداران مفت خوار پیدا بشه. واسه چی؟ واسه باج و حق حساب و ما هم شزیکیم داداش و اگه ما نباشیم تو هم امنیت نداری و این حرف هایی که ماهیتاً همون روش تازی ها و مغول هاست که بر دو چیز حکومت می کردند: زور سرنیزه و باج زور، اما دوستان عزیز: در این شکل سرمایه داری میلیارد میلیارد پول در دست یک اقلیت زور گو که سلاح و سرکوب و رسانه و ثروت ملی یا به قول خودشون انفال و فضای عمومی را غصب کرده دست بدست میشه بدون ذره ای تولید. حالا باز بگو مرگ بر آمریکا، مرگ بر استکبار یا همون امپریالیسم . فاجعۀ پلاسکو نماد این کثیف ترین شکل سرمایه داری دولتی بود. پس این مرگ فرستادن به استکبار و آمریکا و نظام سلطه حکایت اون آبکشی است که به آفتابه میگه دوسوراخه.

       
  41. سلام / آقای نوری زاد اگر روزی رهبری تقاضای دیدار شما را اجابت کرد و رهبر را دیدید ، سوای آنکه آنچه در ” پاراگراف 5 ” به ایشان خواهید گفت : شما که به این و آن اجازه ی شرعی می دهید که بروبند و درو کنند و جلو بروند ، خودتان بر مکان و موقعیت غصبی جلوس فرموده اید . شما قرار نبود مادام العمر رهبر باشید اما هستید . قرار نبود آیت الله و مرجع تقلید و مقام معظم باشید اما هستید. قرار بود این عباها و عمامه ها چیزکی به اسم حق الناس و حقوق بشر را پاس بدارند که بالا می کشندش . به ایشان بفرمایید که چگونه صندلی ولایت مطلقه فقیه را غصب نموده اید ؟ مگر امام خمینی نگفته بودند که پس از مرگ من ، هر مطلبی که به من منتسب میشود ، بایستی یا نوشته و امضاء من باشد و یا نوار و صوتت من ؟ چگونه آن پیرمردان پیر و پاتال هایی را که در مجلس خبرگان!! بودند و انتظار حضرت عزرائیل را می کشیدند ، هاشمی رفسنجانی به دروغ به آنها گفت که امام خمینی ، خامنه ای را برای رهبری آینده مناسب میدیدند ، همان کار و دغل بازی تاریخی را که شما شیعیان حضرت علی ، نزدیک به 1400 سال ، در منابر و مساجد به ” شورای شیخین ” ایراد میگرفتید که بلافاصله ساعتی بعد از رحلت پیامبر اکرم ، خلیفه اول با وعده و ارعاب و … ” شورای شیخین ” را مجاب کرده و این شورا ، ابوبکر صدیق رضی الله و عنه را به خلبفه اول مسلمین برگزیدند ؟ شما هم مشابه همان انتخاب ، ” شورای شیخین ” را امروزه در یک پروسه تاریخی انجام دادید . حاشا که مردم این زمان همین دغل بازی هاشمی رفسنجانی و مجلس بی خاصیت پیر و پاتال خبرگانِ مرعوب و خواب آلودگان و “چرتی ” ها را بخوبی می شناسند و به رهبری گوشزد نمایید که غاصبین این زمانه هم ، مردم این زمانه را هم ساده لوح و هالو فرض ننمایند !

     
    • “شما هم مشابه همان انتخاب ، ” شورای شیخین ” را امروزه در یک پروسه تاریخی انجام دادید ” مراد علی
      و دیری نگذشت که در همین پروسۀ تاریخی ” رهبر فقط روح الله” به استناد قتل عام بنی قریظه گفت: لکن بکشید این ها را، مگر حضرت امیر به قولی که می گویند در یک روز هفتصد نفر را گردن نزد؟
      با تشکر از مرادعلی

       
  42. در شهر هرت
    چگونه است که کشورهایی چون انگلستان و آمریکا،اقتصاد باز را هدفمندند و با بازار جهان مایل به مبادله اندولی درهای سیاستشان را به روی دنیا می بندد؟
    این پارادکس ناسیونالیسم دوران جدید است که نه تنها خود را برتر از دیگران دانسته بلکه برای همکاری روابط بسته را خواهان است ،بدین معنی که کشور چون زن حجابداری است که سیاستمدار ان که همان مردان خانه اند،فقط حق درآمد را دارند و روابط اقتصادی صیغه های فصلی و دل بخواهی اند که زنان اندرونی یا مردم را راهی جز تسلیم نیست. سیاستی که ترامپ وترزا می در پی آنند.
    اقتصاد و سیاست برای حاکمان دو روی یک سکه اند، بحرانی که مناطق نفت خیز خاورمیانه را در بر گرفته ، بحران اقتصادی آمریکا و انگلیس هم هست .
    ناسیولیسم در کشورهای مدرن و پیشرفته ، نقشی ارتجایی را ایفا کرده و خواهد کرد و حال آنکه در کشورهایی چون ایران و عراق و سوریه و یمن و سومالی و لیبی و سودان باعث اتحاد و یکپارچگی و پیشرفت خواهد شد .
    اما، این کشورها باید ابتدا خود را از اعتیاد مخدر دین سیاسی آزاد کنند و شاید ناسیونالیسم تنها چاره است. هرچند ناسیونالیسم را ترامپ و ترزا می تنهابرای خود می خواهند؟

     
  43. در شهر هرت
    روزنامه وطن امروز تیتری مربوط به
    «گمشده در غبار»دارد.
    [روز گذشته میزان ذرات آلاینده در آسمان اهواز به 66 برابر حد مجاز رسید.]

    و من مردمی را می بینم که در میان غبار دروغها نه تنها توانایی دیدن ،بلکه، زیستن را از دست می دهند.
    دروغی که روی دیدگان و گوشها سنگینی می کند ، لبها را می بندد و حنجره ها را خاموش می کند،
    براستی که ما مردم گم شده در دروغیم.
    آیا روزی غبارفروخواهد نشست و راستی پدیدار خواهد شد ؟ به چه قیمتی؟ ساختمان پلاسکو سوخت وفرو ریخت، ایران هنوز می سوزد و فرو می ریزد و قربانیانش چون آتش نشانان در میان آوارجان می دهند .
    مردم در میان غبار ، هاج و واج و غم زده، پریشان به هر سو که می نگرنند وچیزی جز غبار نمی بینند که بر پلکهایشان سنگینی می کند.
    چه باید کرد ؟غبار را نمیتوان در شیشه و زندانی کرد که او خود زندان مردم است. غبار را نمی توان چون پرده ای کنارزد و یا دستور خلع سلاح داد، جایی که اوخود، تمامیت قدرت است.
    چه باید کرد بجز بستن در و پنجره و راه ندادن غبار در خانه وکاشانه ، هر چند او از لای درزها سعی در نفوذ دارد.
    برای اینکه نظام با دروغها وفریبهایش تنها بماند، تحریم انتخابات تنها چاره مردم است ، وگرنه همچنان اسیرغبار خواهند ماند.

     
  44. در شهر هرت
    خطیب جمعه تهران: ناله های مردم مظلوم یمن پایه های آل سعود را ساقط می کند.
    انسان :ناله های مردم مظلوم ایران شما را نگه داشته است.اما، نه برای همیشه!

     
  45. درود به آقای نوری زاد

     
  46. لعنت بر اجازه شرعی واجتهاد وانکسانی که بدون داشتن پشتوانه وحیانی وآسمانی آنرا باب کردند که اگر نبود… این انقلاب پر از فریب وکلاه برداری برسر ملت آوار نمیشد چرا که هیچ یک از امامان شیعه علیهم السلام در طی زندگی خود اجازه هیچ نوع قیامی را بنام دین به پیروان وشیعیآن خود نداده اند مطلقا.، ۰(چرا که روشن است حداکثر ظالمی بی دین میرود وظالمی بانام دین وبمراتب جنایتکار وبا توجیهات شرعی میآید که الان شاهد هستیم متاسفانه) ودروغ‌‌ بزرگ ولایت فقیه به معنایی امروز یش واینکه اختیار ولی فقیه همان ا اختیارات رسول‌الله) (ص) است از هر کفری بالاتر است وقطعا جهنم جایگاه جاعلین وترویج دهندگانش! .

     
  47. تبعیدی یا “خارج‌نشین” (بخشِ نخست)، مسعود نقرخارج‌نشین صفت و نسبتی‌ست که مشاطه‌گران حکومت اسلامی تلاش می‌کنند به جای تبعیدی بنشانند. تبعیدی قربانی ستمگری حکومت روحانیون و از مظاهر مبارزه با عدم تحمل دگراندیشی و مخالفت سیاسی و عقیدتی‌ست. تبعیدی نماد ستیز با روشنفکر ستیزی‌ست. نفی و تخدیش تبعید و تبعیدی پرونده مشاطه‌گری ننگین‌تر خواهد کرد
    ………..
    برخی از نخبه گان و سیاسیونِ چپ نیز درس های تاریخ از یاد بردند، و روی دیگرِ سکۀ برخوردهای فخرفروشانه و متفرعنانه شدند. اینان تبعید “توده ای” ها و مخالفان حکومت پهلوی را پس از کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ “فرار ترسوهای بُزدل” خواندند، و گریز ناگزیر آنان را خیانت و تبعیدیان را خائن معرفی کردند اما گریز خود را “اقدامی انقلابی” جا زدند. انقلابیونی که امروز پناه گرفته در کشورهای “امپریالیستی” به عنوان تبعیدی زندگی و مبارزه می کنند، بی آنکه به روی خود آورند و اتهاماتی که به توده ای ها و یا دیگرانی که برای گریز از زندان، شکنجه و اعدام های پس از کودتای ۲۸ مرداد، ترک دیار کرده بودند را مورد نقد قرار دهند، و لااقل بنویسند و بگویند ارزیابی ها و قضاوت های ناروا و نادرستی به خاطرعدم درک و فهم پدیدۀ تبعید و تبعیدی، و ترکِ دیار اجباری داشته اند.
    ………
    اسماعيل خويی، شاعر تبعيدی، در نگاهی به پاره ای از اين دست برخورد ها از سوی چهره های مطرحِ مجموعه ای که به آن ها اشاره کردم، در همان هنگامۀ مُد شده گی ِاز تبعید و تبعیدی نوشتن و گفتن، نوشت:

    “…. اما بدی کار در اين است که ما غربت گزيدگان از ميهمانان فرهنگی گرانمايه و گرامی خويش نيز، گاه گاه، سخنانی می شنويم و رفتارهايی می بينيم که برزخم هميشه تازه ی دل ما مرهمی نمی گذارند که هيچ، نيش هايی به ما می زنند زهر آگين تراز نيشخند های تلويزيون های آخوندی و …
    نمونه وار می گويم:……….
    ………….
    http://news.gooya.com/politics/archives/2017/01/223095.php

     
  48. ایران دوست واقعی

    وبسایت رهبر جمهوری اسلامی تیترهای قبلی را ویرایش کرد و همه‌ی «آیت‌الله»ها حجت‌الاسلام شد ( محمدجواد اكبرين)

    چرا انکار آیت‌الله بودنِ هاشمی رفسنجانی برای رهبری مهم است؟ آن هم در روزهایی که یک مرجع و فقیهِ درجه یک حوزه (آقای جوادی آملی) در پیامش هاشمی را «حضرت آیت‌الله» خواند و از «کوشش خالصانه‌ی بیش از نیم قرنِ آن عزیز برای احیای مآثر قرآن کریم» نوشت و اغراق هم نکرد زیرا تنها در یک نمونه، به روایتِ «پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه علمیه قم» مرحوم هاشمی رفسنجانی طی سه سال زندان، یکدوره تفسیر ادبی، فقهی و حقوقی‌اش از قرآن را در «سی‌هزار برداشت با هشت‌هزار عنوان» نوشته بود که بعدها با کمک یک حلقه‌ی مطالعاتی زیر نظر خودش تدوین و تکمیل شد: آقای هاشمی نتیجه‌ی کار را «را با صبر و حوصله مطالعه کرده و حاشیه های مفیدی بر آن مرقوم فرمودند» تا سرانجام در بیست‌ جلد تحت عنوان «تفسیر راهنما» منتشر شد؛ از سوی دیگر هاشمی تنها کسی بود که آیت‌الله خمینی او را در حیاتِ خود «با تمام اختیارات» به جانشینی فرمانده کل قوا منصوب کرد و لازمه‌ی تفویض «تمام اختیارات» از نظر او اجتهاد بود (صحیفه امام/جلد ۲۱/صفحه ۵۶).

    برگردیم به سؤال نخست: چرا انکار آیت‌الله بودنِ هاشمی رفسنجانی برای رهبری مهم است؟ آیا چون اجتهاد او در روند تحقيق و تغییر و تجربه، به نتایجی رسیده بود که برای «ولایت مطلقه‌ی فقیه» خطرناک بود؟

    مرحوم هاشمی هشت‌سال پیش در همایش «اجتهاد در دوره‌ی معاصر» گفته بود: «نمی‌توان جامعه‌ای را كه تحت عنوان اسلام اداره می‌شود، با برخی رواياتی مديريت كرد كه هزاروچندسال پيش در آن شرايط بدون اجتهاد، بدون توجه به عقل و بی‌توجه به مصالح و مفاسد، نقل شده… اگر فقه تخصصی را بپذیریم باید تقلید تخصصی را هم بپذیریم و این‌گونه لازم نیست کسی در همه امور از یک نفر تقلید کند. اگر این دو را پذیرفتیم باید شورای فقهی را هم بپذیریم…شورای نگهبانِ ناظر مجلس باید همه‌ تخصص‌ها را در خود داشته باشد… و اساس همه‌ این‌ها باید بر عقل استوار باشد». (۲دی‌ماه ۸۷)

    راستی آقای خامنه‌ای اگر به آیت‌الله بودنِ هاشمی اعتراف می‌کرد و می‌پذیرفت که قرائت هاشمی و امثال او هم «اسلام» است؛ آن‌وقت از اسلامِ خود و جنتی و مصباح‌اش چه می‌ماند؟

     
  49. یه روزی روزگاری دانشگاه و فارغ التحصل شدن از دانشگاه توی این مملکت قرب و عزتی داشت. وقتی آدم امروز به لیست اونایی که میگن مدرک توی این مملکت گرفتن نگاه میکنه شک ورش میداره که اینا چه جوری در حکومتک اسلامی وارد دانشگاه شدن و چه جوری لیسانس و فوق لیسانس و دکترا گرفتن. مثلا حاج سعيد قاسمي مدرک کارشناسی‌ارشد معماری از دانشگاه علم و صنعت بهش دادن. چه جوری راهش دادن توی اون دانشگاه و چه جوری تا کارشناسی‌ارشد رفته؟ حالا فهمیدین چرا هیچی توی این مملکت کار نمیکنه؟ چرا همه وزوزیرکا و معاوناشون و مدیرکلاشون دزدن؟ اینا از اونجایی که میدونن چیزی حالیشون نیست و ممکنه فردا بندازنشون بیرون سعی میکنن در کمترین مدت زمانی بیشترین درآمد رو کسب کنن. چیزی هم که حالیشون نیستش که بتونن به اون اتکا کنن، بلافاصله میرن دنبال دزدی. وقتی رییسک جمهورک، وزوزیرکا و معاوناشون و مدیرکلاشون دزدباشن شما خیال میکنین کارمندهای زیر دستشون نمیفهمن؟ میفهمن. اونا هم شروع به دزدی میکنن. لعنت بر همه این منقلابیون ۵۷ و هفت پشت و آبادشون.

     
  50. از امیر به سید مرتضی

    محمد نوری زاد عزیزم و سید مرتضی سلام;
    1 سالی میشه که برایتان ننوشته ام. گفتم بیایم چند کلمه ای با سید مرتضی گپ بزنم.

    سید مرتضی,
    1) دیشب رفتم فیلم La La Land را در سینما دیدم. براستی فیلم بسیار تماشایی بود و وقتی تمام شد 1 دقیقه ای محو قوت کارگردان و خود فیلم شده بودم. اینکه طوری شروع میشود که فکر میکنی یک فیلم در پیتی عاشقانه آبکی است اما کم کم میبینی ای بابا, چه روایت زیبایی از عشق دارد و کارگردان چه جراتی کرده و چه هنری داشته که از لابلای همه بدبینی ها و پیش ذهنیت ها نسبت به فیلم های عاشقانه با مضمون زن و مرد با چنان ظرافتی عبور میکند. یکی از نکات این فیلم این بود که کارگردان به عمد همه صحنه ها و داستان های عاشقانه که سال ها دارای پیش ذهنیت در ذهن مخاطب هستند را در فیلم جای داده و نشان میدهد که چطور همین داستان های عشقی آبکی از قضا دارای اصالتی هستند که اگر درست بیان بشوند مخاطب را سر جایش میخکوب میکنند.
    سید مرتضی جایت خالی. دوست داشتم با هم میرفتیم این فیلم را میدیدم. بی قرآن. بی روایت. بی کربلا. بی اسلام. بی خدا. با عشق.

    2) سید مرتضی شنیدم که در تهران ساختمان پلاسکو فرو ریخته. فیلم هایش را دیدم. یاد تو و دوستانت افتادم که چطور بعد از 11 سپتامبر هزار بار تکرار کردید که این حادثه کار خود آمریکا بوده. چرا؟ چون مگر میشود که طبقه بالا آتش بگیرد و بعد کل ساختمان عین ماست فرو بریزد؟ سید مرتضی.. فیلم پلاسکو را ببین. دیدی میشود؟ خوب هم میشود پدر جان..

    3) میخواهم یک رازی را با تو در میان بگذارم سید مرتضی. 5 سال قبل بود که از اسلام و جنگ شیعه و سنی و از 1400 سال دین عجیب و غریبی به اسم اسلام خسته شده بودم. نه خودم سهمی در انتخابش داشتم و نه از اسلام خیری دیده بودم به جز جنگ و جنگ و جنگ. رفتم و بعد از مدتی مطالعه مسیحی شدم.

    سال ها گذشت. من هر بار که نوشته ای تو را و اخلاق تو را و فکر تو و داعش و حزب ا… را دیدم, بیشتر و بیشتر از تصمیمی که سالها قبل گرفته بودم شادمان شدم. خلاصه بعد از چندین سال چند ماه قبل رفتم و از ته دل در کلیسایی که سالها رفت و آمد میکردم, غسل تعمید کردم. با خوشحالی. از ته ته قلب. در طول این چند سال که هر هفته به کلیسا رفتم و ارتباط نزدیکی با پدر کلیسا داشتم هرگز و هرگز رفتارهایی را که از روحانی های مسجد ها و امام جمعه ها دیده بودم را از او ندیدم. نه از او, نه از بقیه مسیحی ها معتقد.

    سید مرتضی ماه ها از آن روز غسل تعمید و سال ها از روزی که پا به کلیسا گذاشتم گذشته. من بی امام حسین و بی امام زمان, بسیار شادمان ترم. بی فاطمه زهرا کیفیت زندگی و خرسندی روحی بیشتری دارم. چه کنم سید مرتضی. هر کاری کردم نشد که نشد.//////////////////////////////////////// دوست ندارد. نه 1 میلیارد و خورده ای مسلمان های جهان, نه مردم دنیا و نه من. باور کن.

    از اینکه با اخلاقت و با نوشته هایت باعث شدی راه غلط و راه غصه قلبی و اضطراب و سرگشتگی را ببینم و سپس راه بهتری را برای زندگی ام انتخاب کنم خوشحالم و سپاسگزار.
    راستی سید مرتضی, سال ها شما در گوش ما خواندید که یهودی ها به خاطر نافرمانی از موسی و به خاطر آه موسی سرگشته و آواره اند. حالا خدایی بیا و ببین مسلمان ها با 10 ها و 100 ها میلیون ها نفر آواره سوری و فلسطینی و افغانی و عراقی و ایرانی سرگشته تر و آواره ترند یا یهودی ها!

    قربانت

     
    • جناب امیر
      میشه بدور از بی ادبی و توهین به دین قبلی خودت و پیروانش، بفرمایید که چه شد که تصمیم به مسیحی شدن گرفتی آنهم از نوع معتقدش؟ این معتقدش چه صیغه ای ست؟ یعنی کاتولیک شدی؟ خوب حتماً از تاریخ پر افتخار! جنایات کشیشان کاتولیک بی خبری؟ از زمانی که روشنفکران دینی یا رهبران پروتستان با چرندیات کلیسای کاتولیک مخالفت کردند و عقاید عهد عتیق آنها را رد کردند تا به امروز صدها سال گذشته و نتیجه اش همان کشیشی شده که شما باهاش صمیمی شدی! شما باید آن روی دیگر این کشیشان را هم ببینی.
      کمی بیشتر توضیح بده تا ما هم درک کنیم که چطور یک مسلمان تبدیل به یک مسیحی معتقد شد؟ نکند این برگشت از یک دین و گرایش به دینی دیگر، برایت نان و آب داشته؟ نکند سبیلت را چرب کرده اند؟ نکند حزب بادی هستی؟ یعنی اگر آخوندها هم به شما خوب میرسیدند هنوز مسلمان میماندی و در وصف اسلام مثنوی می سرودی؟
      شما نه به مسلمان بپرداز و نه به یهودی، بگو بما که در مسیحیت چه دیدی؟ بدور از منافع مالی که برایت داشته.
      دین اسلام اگر عجیب و غریب و متعلق به 1400 سال پیش است، دین مسیحیت متعلق به 2000 سال پیش است و عتیقه تر و عقب مانده تر که بیش از 80 درصد از قوانین آن مربوط به یهودیت و متعلق به عهد عتیق است.
      راستی شما از کشتاری که “صلیبیون” در تاریخ مرتکب شدند اطلاع دارید؟
      راستی نمیدانستی که مسیحیان هنوز رکورد دار بیشترین جنایات جنگی در تاریخ هستند؟
      مشکل افرادی مانند شما اینست که در دین بدنبال خدا و آرامش هستید، در صورتی که خدا و آرامش در درون شماست. دین فقط برای امثال شما یک بهانه است برای فرار از خود واقعی و یا پناه گرفتن پشت آن.
      شما که پس از اینهمه سال تحقیق به دین مسیحیت گرویدید آنهم از نوع معتقدش، آیا نمیدانید که عیسی مسیح هیچگاه لب به توهین و تمسخر دیگران نمی گشود؟ شما دیگر چه نوع مسیحی معتقدی هستی؟
      شما میتوانستی بدون اینکه از چاله در بیای و به چاه بیفتی، خوشحال و شاد زندگی کنی و اینها که گفتی ربطی به تغییر دین نداشت بلکه نشان از ضعف بینش و واپسگرایی ذهنی شما داشت. فردی که با اوهام کلیسا احساس شادی میکند.
      به این خوشی و شادابی و بی رگی و همچنین خود بینی و خود خواهی منفعت طلبانۀ خود ادامه بده، ولی ادب داشته باش و براستی از مسیح پیروی کن و نه از حواریون او؛ مسیح کسی بود که در راه آنچه بدان معتقد بود چه زجرها که نکشید ولی هیچگاه بی ادبی نکرد و سوء ظن نداشت حتی نسبت به لاشۀ متعفن یک سگ.
      یک حکایت:
      روزی مسیح به همراه حواریون از محلی رد میشدند که به جنازۀ متعفن سگی برخورد کردند که در راه افتاده بود. حواریون هر یک جمله ای گفت، یکی گفت چه بوی گندی میده. یکی گفت چقدر چندش آور و کثیفه و … ولی میدانی مسیح چه گفت؟ او گفت: این سگ چه دندانهای سفیدی دارد!
      جناب امیر
      حالا شما بگو از این حکایت چی دستگیرت شد؟ اگه تونستی درست پاسخ بدی؟

       
  51. حضرت آیت الله العظمی نوری زاد دامت برکاة و دامت افاضاة ، سلام علیکم ، ضمن آرزوی تندرستی و سلامتی بر شما انسانِ بصیر ، آزاده ، حکیم ، فرزانه ، شاهد ، بشیر و نذیر . هجوم بیشمار مردم شهر تهران در روزهای پنجشنبه و جمعه به سمت گورستان بهشت زهرا با هزاران اتومبیل و صرف میلیونها لیتر بنزین و صرف ساعت ها وقت ارزشمند در راهبندان ها و ترافیک سنگین در بزرگراهها و اتوبان های منتهی به آن گورستان تا آنکه دقایقی به قبورِ متعلقِ بخود برسند و فاتحه ای را بخوانند ، بصورت فرهنگی جدید ظاهر و حتی ” شگفت انگیز ” بوده و تاکنون کسی هم در این باره اظهار نظری ننموده است ! حضرت آیت الله نوری زاد ، از نظر اسلام ، شرع و حقوق اجتماعی ، اینگونه هجوم بیشمار هفتگی و مشقت بارِ مردم به گورستان ، واجب ، مستحب و یا با اِکراه همراه است ؟ الحقر __ مبشّر

    ————-

    درود نازنین
    در این کشور که انگار کاری نیست که بخواهد انجام شود، الا سرگرم شدن مردم به هر چیزی که به نشانی غلط منجر شود، این مراسم نیز به سمت فریب می رود. وگرنه در یک خیابان مراسم تجلیل برگزار می شد و تمام. مردم را باید در احساسات دولتی و حکومتی غلت داد. بیکاری نیز که بوفور هست. پس چه بهتر که برای بیکاران روزی با شکوه آراست. و دیوار لرزان بقای نظام را با اشک ها و آه های ملی گچکاری کرد.
    با احترام

    .

     
  52. چوپون = چوپان
    قربانتان برووووم / مو یه چوپونوم سیاست میاست حالیم نیه . میخواستوم یه خواهش از شما روسای مملکت بکنوم . روستای مو نزدیکای نطنزه . گوسفندامو روزا میبروم چرا ……اینجا یه ساختمونهایی رو میبینوم که مدتهاست تویه بیابون ول شده که مردوم میگن ساختمونیه که دولت میخواسته توش بمب درست کنه پشیمون شده مخروبه ولش کرده که میلیارد ها تومن خرج شوده . ما میلیارد حالیم نیه . فقط از دولت خواهش میکنوم درشا باز کنه بزاره ما گوسفندا مونو شبا ببریم توش که از سرما یخ نزنه .
    خدا رو خوش نمیاد . که بعد از اینهمه خرج این ساختمون بحال خودش رها بشه . البته میگن اون توش اینقدر بزرگه که تمام ملت ایران توش جا میشه / پناه بر خدا ……..

     
  53. مصلح آبادی اراکی

    با درود . آقای نوری زاد سئوال فرموده اید که : اگر گفتید تازه ترین اجازه ی شرعی ای که صادر شد، چه بود و چه کرد؟؟ بنظرم تازه ترین اجازه ی شرعی ای که صادر شده اینکه رهبری ، علی اکبر ولایتی نزدیک به ” ارتحال ” را با به ” اجازه شرعی ” که خلاف اساسنامه دانشگاه آزاد بود و خواستند که چند صباح آخر عمری را بر مسند «ریاست هیئت مؤسس دانشگاه آزاد اسلامی» دانشگاه آزاد بنشانند.

     
  54. حاج احمد مسجدجامعی: حادثه پلاسکو، نشانگر فلج بودن برنامه‌های مدیریت بحران در تهران است.
    مش قاسم: این بحران مختص پلاسکو و تهران نیست حاجی. کلیه حکومت اسلامی در تمام ایران فلجه.

     
  55. در شهر هرت
    آنچه پایه ی نظام است وگاندی آنها را هشدار داده ،
    بودن سه چیز جامعه بشری را نابود می کنند:
    ۱- دانش پژوهی بدون در نظرگرفتن حرمت انسانی
    ۲- داد وستد و روابط بدون اخلاق
    ۳- ثروت بدون کارو تلاش

     
  56. در شهر هرت

    حک شد در تاریخ پر افتخار نظام :
    دستگیری ۱۶ نفر درآذربایجان‌شرقی بدلیل مدلینگ لباس و پلمب ۵ واحد صنفی در تبریز.

    فرق پادشاهی با جمهوری بر سر قدرت و ملت است، جایی که قدرت در دست ملت است جمهوری نام دارد وحکمرانی فرد یا گروهی بر ملت دیکتاتوری است.
    مدل نظام ایران که چند لایه ای و در اصل طوایفی است، با اینکه تمامیتخواه و قرون وسطا یی است،شکل خاص مدل ایرانی با عربی قاطی ویه چیزی مثل رقص شکم عربی با آهنگ بابا کرم شده است .

    ما از این دوره هم عقبتریم:«شناخت ساختار نظام سیاسی ایران و ارگانهای اعمال قدرت و آگاهی از حقوق و آزادیهای افراد ملت و چگونگی حفظ و رعایت آن را می توان از مطالعه قانون اساسی ۵۱ ماده ای و متمم ۱۰۷ ماده ای مشروطیت به خوبی بدست آورد.متن قانون اساسی و متمم آن معرف فرهنگ مذهبی – ملی و هم چنین بیانگر تمایلات و منافع اقشار و طبقات مختلف جامعه ایرانی است.
    متمم قانون اساسی تمام حقوق مدنی و سیاسی از جمله آزادی بیان، آزادی قلم، آزادی مسکن و شغل و آزادی اجتماعات را برای تمام آحاد ملت به یکسان به رسمیت می شناسد و دستگاه حکومتی را مسئول تامین و تحقق این حقوق معرفی می نماید.»

     
  57. مصلح آبادی اراکی

    با درود . آقای نوری زاد سئوال فرموده اید که : اگر گفتید تازه ترین اجازه ی شرعی ای که صادر شد، چه بود و چه کرد؟؟ آقای ولایتی نزدیک به ” ارتحال ” را با به ” اجازه شرعی ” که خلاف اساسنامه دانشگاه آزاد بود ، خواستند که آخر عمری بر مسند هیئت دانشگاه نشاندند .

     
  58. درودی از بن جان یاران

    پیش از هر سخن ششمین روز از بهمن ماه را بربانوان این مرز وبوم خجسته باد میگویم (سالروز ستاندن حق رای

    وانتخاب شدن )باشد که دیگر حقوقتان نیز باز ستانید.

    اکنون که سی وهفت سالگی این رژیم بسر آمده وباز بهمن با جمادی اولی مطابق شده وشاه قبلی هم 38

    سال بر اریکه سلطنت تکیه زد میتوان کارنامه ای ساخت از خدمات /جنایات /پیشرفت/ پسرفت/ رفاه /عدالت/…/

    حقیر سراپای تقصیر که بجز چند ماه حضور درکلاس مستمع آزاد یا همان کلاس اکابر(بزرگ سالان نه بزرگان)

    صاحب سواد وایضن کلاس حتا اکونومی نیست از فرست کلاسان درخواست داوری دارد .کم کلاسی وبی کلاسی

    حقیر مانع دیدن نمی شود فلذا دیدم جوانی گل سرخ نام را در دادگاه نظامی کو ساعاتی بتاخت ومارکس ولنین

    و امام حسین را حجت آورد صفحه 14 اینچ تلوزیون توشیبای ما داغ فرمود وهیچ کس سانسور نکرد و ریس غذا و غازی

    هیچ توجیه وتهدید عامه نفرمودند.لابد عقلشان نمی رسید که استادان دانشگاه پس ازاتمام حبس به تدریس برمی

    گشتند (مطهری /شریعتی/…),وعقلشان قد نمی دادخسارت دو میلیارد دلاری به ترکیه بابت گازو18 میلیارد دلاری

    به شرکتی در دوبی بابت گاز ودر آینده به ترکمنستان آنهم بات گاز پرداخت نمایند .بهر روی رزیم بی کلاس قبلی که

    کلاس مردمش در دنیا را چنان بزمین زد عقل معاش نداشت که خبرنگاری را دستگیر وجاسوس کند وکلی دلار در

    قبال آزدی اش بستاند بیچاره می پنداشت با راهزنان سومال و بوکوحلال هم کلاس شده ودر نیمکتی نشیند

    وبجای زیر دریایی پروانه ای بر تانکر سوخت کامیون بندد ودر صحنه نبرد آینده دجمنان را روده بر از خنده و زمینگیر

    نماید.همین خود لارج بینی بود که بزمین گرمش زدوچنان شد.داوری کنید داورانه وشایسته آدمیان

    الاحقر کمینه بی کینه

     
  59. چقدر حقیر شده ای نوری زاد آن موقع که تریبون در سیما در دستت بود نظام خوب لیکن حال… چقدر حقیری تو……………..

     
    • اگر مجیزگویی میکرد همچنان میکروفون دستش بود و تو هم مریدش بودی. از وقتی حق گویی کرد هم میکروفون رو ازش گرفتن هم تو کشف کردی که چقدر حقیره!
      به آینه نگاه کن.

       
  60. سد رضی (ص)گرامی،
    لطفا، (ره) دیگر چیست؟ گویا ای حروف خیال کامل شدن ندارند، آیا از لغت، راه، ساختمان، اداره، حزب الله، عاشق،عاقل، فارغ ….گرفته شده ؟من فکر می کنم اشکال در ( )است،که اجنه ها گویی درآن هر بار شکل عوض می کنند!درست مثل قوانین شرعی نظام (هر)!

     
  61. علی اکبر ابراهیمی

    ملکه؟
    تو جیب جا می گیره؟
    …. .

     
  62. در شهر هرت
    ۱-شهناز اکملی مادر مصطفی کریم بیگی، از جان باختگان اعتراضات سال ۸۸، در منزل شخصی خود توسط ماموران امنیتی بازداشت شد. نیروهای امنیتی پس از تفتیش منزل، کلیه وسائل مربوط به خانم اکملی را توقیف کرده اند.

    ۲-قوانین شرع را داعش نیز اجرا می کند که همه تراوشات فقه اسلامند و ریشه در آیین یهود د ارند .قانون شرع وفتوا نشانه بی قانونی مطلق ورایج درایران اند.

    ۳-دولت و مردم در جمهوریت دوروی یک سکه اند و دایم در رابطه، حال آنکه مردم ایران پیشروتر و چندگام جلوتر از دولت و نظام ایران اند ، دولت و نظام ،توان پاسخ گویی مردم /ملت را ندارند.
    یکی می میرد ، عزاداری عمومی اعلام می شود و بحثهای فراوان راجع به مرده می کنندو سر مردم را با بیهوده گویی و کرداری گرم می کنند ، در این بین از قضا جریان پلاسکو چون آب در لانه مورچگان بود و نظام چرتی را کمی نیمه بیدار کرد که حالا چه تدبیری بیاندیشیم تا تقصیر یقه دیگری و نه نظام را بگیرد؟

    ۴- آیا چهره ی امروز جامعه ایران ، شبیه قربانیان اسید پاشیده نیست؟

     
  63. https://www.youtube.com/watch?v=9ICKxFqPBHg

    جشن بهمنگان کاری از رسانه رستاخیز هوشیاری ملی

     
  64. مصلح آبادی اراکی

    با درود . آقای نوری زاد از اینکه در این پست ، درباره رفتار و نحوه اعمالی که خلاف انسانیت و شأن انسانی بوده و اشخاص حاکم بر نظام آن را انجام میدهند و به نوعی کلک میزنند و خودشان آن را اجازه و از نوع شرعی و جنابعالی هم به آن گفته اید : اجازه شرعی !! این اصلاً و ابداً اجازات شرعی نیستند ، بلکه نوعی ” توجیه ” و ” توجیه سازی ” و ” توجیه کردن ” اعمالی است که خلاف انسانیت و روش انسانی بوده و این اعمال حاکمان درنظام اسلامی روکش و ” رتوش ” اعمال شخصی است . یاد اتفاق و یا داستان و ” اجازه شرعی ” عجیبی افتادم و اینکه در قدیم ها و گذشته که توالت عمومی در شهرها و اماکن وجود نداشت ، مردِ ساده لوحی هنگام عبور و پیاده روی احتیاج به ادرار کردن پیدا میکند و به سمت دیوار گلی ایستاده و ادرار میکند و همزمان ” ملایی ” نامرد که آن شخص را می شناخته و همچنین اطلاع داشته که همسری زیبا و به او نیز نظر داشته ، از آن مکان گذر و ادرار کردن آن مرد را ملاحظه و بنا به حقه بازی و کلک به ایشان میگوید که بواسطه ادرار به سمت ” قبله ” همسرت حرام و باید او را طلاق دهی ! آن مرد ساده لوح بر اثر حکم شرعی و حرف ” ملا ” زنش را طلاق داده و مدتی بعد ” ملا ” زن آن مرد ساده لوح را تصاحب کرده و مرد متوجه کلک و حقه بازی ” ملا ” شده و مرد تصمیم میگیرد تا ملا را تعقیب کرده تا یکروز او را هم هنگام ادرارِ رو به دیوار و ” قبله ” یافته و بلافاصله به ” ملا ” میگوید که این بار شما به لحاظِ ادرار رو به دیوار و قبله ، زنت به شما ” حرام ” شد . اما ملا نامرد که ” حاضر جواب ” بوده ، به مرد ساده لوح میگوید : درست است که رو به قبله ایستاده بودم ولی آن … مردانه را کج کرده و رو به طرف قبله نگرفته بودم ( همان نوعی اجازه شرعی ) !!

     
  65. محمد نوری زاد

    درود دوستان خوب و همراه
    من یک هفته ای در سفرم. در این یک هفته دسترسی به سایت نخواهم داشت. کوتاهی های مرا بر من ببخشایید. کامنت های شما خوبان را در بازگشت خواهم دید و یک یک کلمه هایتان را خواهم نیوشید. در برابر شما سر به تعظیم فرود می برم و به دوستی با شمایان غرور می ورزم.
    به امید روزهای خوب

     
    • مهربان
      بسلامت باز گردید.

       
    • درود بسیار برجناب آقای محمد نوری زاد:
      آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست – هر کجا هست خدایا بسلامت دارش. سفر به خیر و شادی.

       
    • سلام آقای نوری زاد
      مطالبتان قوق العاده ست و دست اول.
      اما مدتهاس که سوالی برایم ایجاد شده که ممنون میشم پاسخ بدید ….
      معمولا حرکت انسانها به طرف کمال یا نزول تدریجی است یه شبه نیست به جز استثناهایی!
      شما تا چند سال قبل اصلا به این موضعات نمی پرداختید اصلا از بوی سخنانتان هم نمی شد حدس زد که با بقیه ی افراد حکومتی فرق دارید! اما خیلی خیلی سریع متوجه دزد بودن سپاه و حکومت غاصب و نوکر آمریکا بودن و خیلی چیزهای دیگه شدید! این چطور امکان پذیره؟!
      هرچند که باور دارم حضور در انفرادی و اون فایل صوتی نیایش باعث شد متوجه عدم حق بودن رژیم شوید اما نه در این حد که به راستی موشکافانه و دقیق بعضی مسائل را آنالیز می کنید!

       
  66. متن سخن روز 5 بهمن محمد نوری زاد

    متن زیر خلاصه سخن روز پنجم بهمن 95 منتشر شده در کانال تلگرام محمد نوری زاد است.
    —-
    امروز رادیو از یکی از مسئولین نقل قول کرده بود که اگر آمریکا برجام را لغو کند سیلی محکمی از جانب ایران خواهد خورد.

    نخست اینکه ادب سخن در یک سطح دیپلماتیک ایجاب می کند که بر واژگانی که بکار می بریم مراقب باشیم. دیگر اینکه مثلا بناست مابه ازای سیلی زدن به گوش آمریکا چه باشد؟ نواختن زیر گوش کشورهای دیگر، حرفی است که دوره اش سپری شده، و امروز شما چنین سخنانی را به جز از زبان رهبران کره شمالی، از رهبر هیچ کشوری، حتی چین و روسیه نمی شنوید.

    یادم هست اوایلی که عربستان یمن را بمباران می کرد ایران کشتی ای از غذا و دارو به سمت سواحل یمن گسیل کرد. جنگ لفظی بین ایران و عربستان بر سر ارسال یا عدم ارسال این محموله درگرفت، و در نهایت این کشتی در ساحلی دیگر و جایی دیگر از سوی ایران تحویل شد. اینست که می گویم ما اوج اقتدار شما را دیده ایم. شما در داخل چیزی می گویید و در مجامع جهانی طور دیگری برخورد می کنید. پس طوری حرف بزنید که فردا هم در داخل و هم در مجامع جهانی بتوانید ظاهر شوید. مگر قبلا آقای خمینی از سیلی زدن به گوش قدرت ها نگفته بود(*)؟ ما از شعارهای اینچنین زیاد شنیده ایم.

    اصلا فرض کنیم آمریکایی ها برجام را لغو کردند و شما هم طبق وعده آن را به آتش کشیدید. بله در ظاهر می شود به آن معاهده کاغذی کبریت کشید. اما بعد از آن، همین شمایی که به قلب رآکتورهای هسته ای بتون ریختید قرار است چه کنید؟ یا طبق گفته آقای صالحی که رآکتوها ظرف دو سال دوباره فعال خواهند شد، سؤال این است که بعد از فعال سازی آنها قرار است چه کنید؟ اکنون آن هیجانات هسته ای گذشته شما فرونشسته و شما مانده اید با یک خسارت بزرگ ناشی از تحریم ها، با دستانی تهی و مردمی نیازمند. اگر هزینه های هسته ای که در اعماق زمین صرف شد در جای درستش در این کشور صرف می شد، امرو دختر تن فروش و جوان بیکار نداشتیم و در دنیا آبرومند بودیم.

    امروز گرفتار آدمهایی هستیم که مختصر ارتباطی با خردمندی ندارند. یک بار گفتم که اگر بی خردان و نادانان و دزدان هم بر این سرزمین حاکم بودند، اوضاعی بدتر از امروز نمی داشتیم. به هر سمتی که نگاه کنید کاستی می بینید، از مدیریت شهری گرفته تا مدیریت اجتماعی تا مدیریت فرهنگی، تا مدیریت سیاسی، تا مدیریت نظامی، و یا حتی مدیریت اخلاقی. در مود آخر این بگویم که شما نتوانستید اخلاق را در این جامعه نهادینه کنید چون خودتان از آن بی بهره بوده اید.

    تمام هیجانانی که در منطقه ایجاد کرده اید از سر بلاهت و ناآگاهی از مسائل سیاسی بوده است که به جای روی آوردن به مجامع جهانی و سخن گفتن از سر منطق و در پیش گرفتن رفتار دیپلماتیک درست، شعار سر دادید و برای مملکت هزینه تراشی کرده اید. امروز باید بیش از یک میلیارد دلار بابت گاز به عنوان غرامت به ترک ها بپردازیم. غرامت هنگفت دیگری هم از جیب مردم بابت پرونده کرسنت پرداخت خواهد شود.آیا انسانهای خردمندی بر مصدر نبودند که بدانند رفتارشان چند سال بعد به غرامت دهی خواهد انجامید؟اینبار شما برجام را هم که آتش بزنید، باز هم هزینه آتش افروزی اش را مردم پرداخت خواهند کرد.

    ما اقتدارهای پیشین شما و نتیجه اش را در منطقه دیده ایم. من روزی را می بینم که همین مردمان سوریه از ما بخاطر نقش ایران در آوارگی و کشتار میلیونها سوری و خرابی شهرها و روستاهایشان به مجامع جهانی شکایت کنند و ما محکوم به پرداخت غرامتی خواهیم شد که نسل های بعدمان را هم درگیر خواهد کرد. نیز شما نمی توانید هدر شدن میلیارد میلیارد پول را در داستان هسته ای توجیه کنید. میلیارد میلیارد پولی که می توانست در زمینه آب، اخلاق، رشد فرهنگی مردم، اقتصاد و توسعه برق خورشیدی هزینه شود. تأسیسات هسته ای شما در اعماق زمین می گوید که از ابتدا دنبال انرژی صلح آمیز هسته ای نبودید.
    —-
    اشاره به این سخن آقای خمینی که “ما چنان سیلی خواهیم زد به صدام و حزب بعث عراق که دیگر بلند نشود از جای خودش.”

     
  67. با سلا م به نوریزاد عزیز ! بد نیست دوستان این نوشته کوتاه را هم که در سایت “کلمه” در تاریخ ۲ بهمن آمده بخوانند :

    “در حالی که مردم لحظه به لحظه و دل‌نگران، اخبار پلاسکو را دنبال می‌کنند آیت‌الله خامنه‌ای از فرصت استفاده کرده و در حکمی عجیب و غیرقانونی، جایگزین مرحوم هاشمی رفسنجانی در «ریاست هیئت مؤسس دانشگاه آزاد اسلامی» را تعیین کرده است. او در حکمش نوشته که علی‌اکبر ولایتی را منصوب کرده تا «هیچ‌گونه وقفه‌ای در تمشیت قانونی امور آن دانشگاه به وجود نیاید» در حالی که به لحاظ قانونی «هیأت مؤسس و هیأت امناء پس از تشکیل جلسه از بین اعضاء یک نفر را به ریاست هیأت انتخاب می‌کنند».

    ماجرا از این قرار است که به گزارش ایسنا با توجه به اینکه «بر اساس مفاد اساسنامه دانشگاه آزاد، این دانشگاه کمتر از سه ماه فرصت دارد جایگزین آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی را به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی کند… یکی از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی از احتمال انتخاب سیدحسن خمینی به عنوان جانشین مرحوم هاشمی‌رفسنجانی در دانشگاه آزاد اسلامی خبر داده»؛ گویا رهبری از هراسِ اینکه مبادا آقای سید حسن خمینی به ریاست انتخاب شود پیشدستی کرده است.
    این البته دومین اقدام غیرقانونی رهبری درباره‌ی دانشگاه آزاد است؛ پیش‌تر بعد از انتخابات هشتادوهشت، برای اینکه میرحسین موسوی را از عضویت در هیئت مؤسس دانشگاه حذف کند خودسرانه اساسنامه‌ی آن را تغییر داد در حالی که از آغاز تأسیس، این دانشگاه «با امضای اکبر هاشمی رفسنجانی، میرحسین موسوی، عبدالله جاسبی، علی خامنه‌ای و احمد خمینی» به عنوان یک «موسسه‌ی غیرانتفاعی» ثبت شده و اساسنامه‌ی مشخصی دارد.” (حمدجواد اکبرین)

     
  68. بی جهت نبود که رهبر برای کوبیدن میخ مرجعیت خود ، به تعبیر آیت الله وحید ، جفتک اندازی مینمود . قران میگوید که خداوند هم امور را از مجاری طبیعی خود به جریان میاندازد یعنی اجازه شرعی برای انجام هر بی رسمی ندارد .

     
  69. با سلام و عرض ادب به استاد نوریزاد گرامی و دوستان بزرگوار سایت
    به گواهی تارخ، رفع تمام عقب افتادگی های اقتصادی و عمرانی در مدت 10 تا 20 سال امری است شدنی. می شود با اتخاذ سیاستهای خردمدارانه و جذب سرمایه گزاران خارجی و بازگرداندن نخبگان فراری از وطن و دادن سررشته امور به دست آنها همه اینها را درست کرد. دقت کنید که پس از بمباران آلمان در جنگ جهانی دوم برلین حدود 80 درصد ویران شده بود ولی در مدت کوتاهی آلمان به یکی از بزرگترین غولهای صنعتی و اقتصادی بدل شد. نگرانی بزرگ اما از جای دیگری است. به باور جامعه شناسان، فرهنگ ریا و دروغ ریشه در روح ملت ما دوانده. چیزی نیست که به راحتی قابل تغییر باشد حتی در عرض چند دهه. این که عده ای دور یک آخوند معمولی را بگیرند و او را تا سرحد اولوهیت پرستش کنند ولو به خاطر منافع مادی شان باشد که هست، شوخی بردار نیست. این مسخ شدگی روح یک جماعت کثیری از ملت را می رساند.

     
  70. یکی از اشتباهات این است که ما مفاهیم دینی را با هر امر خیری یکی بدانیم. اعتقادات و قواعد یک دین بی تردید در شکل گیری اشخاص متدین به آن نقش مهمی دارند ولی این شخصیت دینی الزاما امر خیری نیست و بر عکس تصور عمومی میتواند بسیار هم مخرب باشد.
    باور دینی مثل هر پدیده دیگری یک خطر ودر عین حال یک فرصت است و محیط و بستر رشد این افکار در تعیین ماهیت آنها بسیار موثرند. برای مثال، در یک جامعه باز، نوع استنباط و درک مردم از یک باور خاص بسیار از استنباط دینی همان مومنین در یک جامعه سنتی فرق دارد. شیعیان اثنی عشری ایرانی بسیار متفاوت از همین شیعیان در لبنان هستند و همینطور از نوع شیعیانی که قبل از جمهوری اسلامی در ایران میزیستند.
    امروزعقیده شیعی به اعتراف خود باور مدارانش به امری شر تبدیل شده و آنها اثری از خیرات آن در زندگی خود نمی بینند و با یک مهندسی معکوس از زندگی مصیبت بار خود در لوای آن به این باور بیشتر اعتقاد پیدا میکنند که اساسا بنیادهای آن هم بر باطل است.
    دلیل بدیهی این وضعیت، محبوس کردن درک دینی در قفسی آهنین برای منافع گروهی خاس است. این نگاه دینی رو به آینده ندارد و هر چه هست را در گذشته ای پر از غبار میبیند. مفاهیم آن بیگانه از زندگی مردمند و در هر جا که وجودش احساس میشود متعفن است. این دین دیگر یک تجربه شخصی نیست بلکه یک حزب تمام است.
    لذا در این دین حزبی، همه جور فتوای میشود داد چون بنای حزب بر قدرت است و قدرت راه و رسم خود را دارد.
    این دین را شاید بنام مناسبتری هم نا مید و آن دستگاه جهل پراکنی و خرافی گری است. پدیده ای آشنا و قابل لمس در زندگی روزانه ایرانیان!

     
  71. نفرین بر سر چشمه ائی که باعث بوجود آمدن اجازه شرعی است!نوریزاد گرامی درست بهمین دلیل است که اصولا هر نوع دین و ایدیولوژیی را که باعث چنین اجازهای ابلهانه و ویرانگری را می دهد باید از قدرت بیرون راند و قانونی را بنا نهاد که حکومت را متعلق بهمه دانسته و از تجمع قدرت در دست گروه و افراد و حزبی و یا سازمانی خاص جلوگیری کند!چون اگر فتوا هم نباشد حکم حکومتی و سازمانی و یا رهبر کبیر …همیشه بوده!

     
  72. با سلام
    برخی از دوستان گرامی در پست قبل سولاتی مطرح کرده بودند و از من درخواست پاسخگویی به انها را داشتند. به روی چشم ، من حتما پاسخ این دوستان را در کامنتی جداگانه خواهم داد و نیز مطالب کاربردی متعددی را مطرح خواه کرد در مورد اصول و قواعد جنشناسی نوین – نحوه اداره جوامع اجنه – توزیع عادلانه ثروت در جوامع جنی – مکانیسم تعامل در طبقات جوامع جنی – تکثر و تحدد در لایه های فرودستی بنیادهای مدنی جنی و فراجنی و سایر موارد…لیکن قبل از ان در پاسخ جناب انسان گرامی باید بگویم که حرف (ص) در انتهای نام بنده هیچ ربطی به صل الله…. و یا صابون و صدام و غیره ندارد بلکه این حرف ، حرف اول عبارت “کیوناریزی تکیشن یانیسمورلوروژی” می باشد که البته من خودم هنوز نحوه تلفظ درست این عبارت را پیدا نکرده ام و معنای انرا نیز نمیدانم و همچنین در حال تحقیق هستم که بدانم این عبارت از چه زبانی وارد شده و چرا خود را به انتهای نام بنده چسبانده است؟. البته بعضی دوستان خرده گرفته اند که ابتدای این عبارت حرف(ت) می باشد و نه حرف (ص) که در پاسخ باید باید بگویم این ایراد کاملا نابجا و غیر صحیح می باشد و این ایراد از همان ایراد های بنی اسراییلی است زیرا انکه تعیین میکند حرف ابتدای عبارات چه حرفی باشد ما نیستیم بلکه خداست و ما فقط وسیله هستیم. اما اگر کسی توانست معنی این عبارت و تلفظ درست ان و نیز اینکه از چه زبانی وارد و با چه هدفی خودرا به انتهای نام من چسبانیده است و….را پیدا کند لطفا بنده را نیز اگاه سازد. با احترام

     
    • سد رضی (ص)گرامی،
      لطفا، حالا که خوب و واضح توضیح می دهید ، تعریف حرف اسم اولتان یعنی سید راهم لطف بفرمایید ؟

       
      • انسان عزیز
        ما را گرفته ای؟!! حتما بعدا خواهی گفت حرف دوم و بعد هم حرف سوم و…..اسمت به چه معنی است؟و بعد از ان سراغ نقطه هایش میروی و از بنده در خصوص نقطه های اسمم توضیح میخواهی و دست اخر نیز بنده باید فتحه و کسره اسمم را کالبد شکافی کنم؟ اتوقت من کی به رفقای جنم بپردازم؟ولی حالا چون پرسیدی میگویم فقط پیش خودت بماند چون کس دیگری نمی داند- سید از سه حرف تشکیل شده که س ان مخفف ///
        ////
        ///

        ——————–

        ادامه ی نوشته ی شما بخاطر توهین هایش حذف شد
        پوزش

         
  73. درود استاد نوری زاد عزیزم..نمیدونم بنده را اصلا به یاد دارید یا خیر…یک متنی نوشتم اگر وقت داشتید و صلاح دانستید مطالعه کنید خوشحال میشم

    بنام یزدان پاک در روز های گذشته شاهد حادثه دلخراش آتش سوزی در ساختمان پلاسکو بودیم.همه ی ما از این ساختمان خاطره داریم و شاید گذرمان به آن خورده بود.در ساعات اولیه ی این حادثه غم انگیز وقتی شهردار تهران که جهت رخصت گرفتن برای در شرکت در انتخابات از آخوندهای مراجع تقلید به قم رفته بود خود را به دوربین های صدا سیمای میلی رساندگفت ماشین های آتش نشانی در کمتر از 2دقیقه در محله حادثه حاضر شدن و مشکلی در رسیدگی فوری به این حادثه از نظر زمان رسیدن نداشتیم اما وقتی دید موج انتقادات به سمتش روانه شد از فرهنگ مردم شریف ایران شروع به انتقاد کردن که مردم با ماشینهای آتش نشانی همکاری نکردن یا مردم در حال انداختن عکس سلفی بودنو… . تا بتوانند مثل همیشه گناه را بر گردنه مردم بیاندازند.این در حالی است که همین مردم تا پاسی از شب در جلوی مراکز انتقال خون برای اهدای خون صف کشیده بودن.سئوال من از شهردار سردار خلبان جهانگرد فوق تخصص عمران اینجاست که آیا از خودتان سئوال کردید که شما و امثال شما 39سال است وظیفه ی آموزش و پرورش این کشور را بر عهده داشتید و اگر مشکله فرهنگی هم داریم متولی امر آموزش و پرورش این جامعه شما و دیگر سرداران بی تخصص و بی سواد و این حاکمیت نبودید؟؟!!مگر نه اینکه فرهنگ اجتماعی یک امر اکتسابی است نه ذاتی؟؟!!پس با این فرار به جلو باز هم نمی توانید از ننگ و بی کفایتی خود و این رژیم بکاهید سعی بی جا نکنید..راستی آقای به اصطلاح شهردار گفته بودید چندین مرحله اخطار داده بودید که این ساختمان نا امن است اما نگفتید صاحب این مجتمع متعلق به بنیاد مستضعفان است و رییس بنیاد مستضعفان را شخص ولی فقیه و رهبریانتخاب میکند و شما جرات پلمپ کردنه آن را نداشتید؟اوج پستی و رضالت آنجایی است که شما برای جان مردم و آدم ها هیچ ارزشی قائل نبودید و نیستید و همرزم شما آقای قالیباف جناب سعیدی کیا بازگو میکند در عرض 2سال این مکان را بازسازی میکنیم و حتی از یک استعفای نمایشی نه استعفا هم نخواستیم یک عذرخواهی امتناع میکند و فقط به پرداخت خسارت اشاره میکنید این روزها.من واقعا در عجب هستم که شما چقدر بی فرهنگ هستید نه این مردم مورد ظلم و ستم.من در عجبم که شما چقدر بی فرهنگ و از انسانیت به دور هستید که حتی جانه آدم های زحمتکش و آتشنشانهای عزیز را می خواهید با پول بخرید . هر چه فکر میکنم نمی توانم نام این رفتار شما را جز پستی نام دیگری بزارم.شما اگر اندکی تخصص و فرهنگ و مدرنیته را درک میکردید و در برابر فهمیدن مقاومت نمی کردید میدانستید که دنیا به این نتیجه رسیده پیش گیری بهتر از درمان است و به قول خودتان این خسارتی که 1500میلیارد تومان یاد کردید را می توانستید با مقادیری خیلی ناچیز تر پیش گیری کنید اما افسوس جانه این مردم برای شما اهمیت ندارد.البته وقتی بیشتر روی این حادثه دقیق میشویم میبینیم این از ابتدای حکومت شما فرهنگ و منش شما بوده که برای جان آدمها ارزش قائل نشوید.از زمانی که خمینی آن پیشوای شما که شما در خط ان هستید فرماندهان ارتش حضور پیدا کردند و گفتن خیلی از وسایل ما مخصوصا قطعات هواپیماها عمر مفید دارند و باید این قطعات را تهیه کنیم و این رهبر شما فرمود عمر مفید دیگر چیست وسایل ما باید عمر جهادی داشته باشد این حرف الگوی رفتاری شما هم قرار گرفته و این هم شعار همیشگی شما بوده مدیریت جهادی.کاش به جای آن با واژه ای بنام مدیریت تخصصی و علمی هم آشنایی داشتید.کاش های زیادی در ذهنم وجود دارد اما میدانم حاصلی از گفتنه این کاش ها بدست نمی آید جز اینکه ما با تکیه بر همین مردمی که شما بیفرهنگ خواندید و من آنها را بهترین مردم دنیا میدانم شما را از قدرت خلع کنیم که مدیریت تخصصی و علمی جایگزین مدیریت جهادی و کارهای غیرعلمی و چپاول ها و دزدی های شما قرار گیرد.راستی آقای شهردار،آقای به اصطلاح رهبر از وضع معیشت آتش نشان ها خبر دارید؟خبر دارید که این آتش نشانها در ساعاتی که باید استراحت کنن مشغول به مسافر کشی و دست فروشی هستند؟؟خبر دارید که هیچ کدام از همین قانون شکسته ی نظام هماهنگ پرداخت که مصوب شد برای این عزیزان به اجرا در نیامده تا کنون؟خبر دارید که هیچ کدام از مزایای مشاغل آسیب پذیر برای این عزیزان اجرا نشده؟خبر دارید تجهیزات آتش نشانی های ما انقدر فرسوده هست که استفاده از همین تجهیزات دل و جرات میخواهد؟؟نه یادم رفت شما فقط با جهاد و کشتار، جنگ و خونریزی تازه آن هم نه علمی بلکه جهادی و بسیجی وار آشنایی دارید و برایتان مهماین است که مزایای این قوانین در سپاه و نیروی انتظامی به اجرا در آمده و همین برای شما کافی است.آخرین کاش را هم بزارید بگویم:کاش انسان بودید و برای انسانیت ارزش قائل بودید. تمام

     
    • Mamnon Az neveshte Khobetan.

       
    • Mamnon Az neveshte Khobetan

       
    • جناب اردلان

      به شما از بن جان (با کسب اجازه از کورس ارجمند) درود می فرستم که با این قلم شیوایتان مرحمی بر روی قلبهای دردمند ما گذاشتید. سربلند و پایدار باشید

      ضمنا خواستم حضورتان عرض کنم که اشتباه بزرگ آقای سردار دکتر خلبان قالیباف که دارای فوق تخصص درحرکات گازانبری هستند آنجا بود که ایشان بعوض ماشین های فرسوده آتشنشانی، باید از اسکادران چند هزار فروندی مافوق مدرن آب پاش های ضد شورش استفاده میکردند چون آنها فشار آب فوق العاده بالایی دارند وضمن اینکه چون هیچ مشکلی با از روی مردم رد شدن ندارند بمراتب سریعتر به محل حریق میرسیدند.

      ایام یکام
      رسول

       
  74. سلام بر آزادگان
    لعنت بر اجازه شرعی که دودمانها به باد داده و مالها غصب کرده و آبروها برده و لعنت بر بی خردانی که خود را صاحب اینگونه اجازات می دانند و لعنت بر کسانیکه متقاضی این اجازات هستند.هر که خوش ندارد گوش خود بگیرد که در تاریخ همواره معاندان گوش خود را بر شنیدن کلام حق گرفته اند.
    موفق باشید

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

87 queries in 2483 seconds.