سر تیتر خبرها
سیدعلی خامنه ای “ایرانی الاصل” نیست!

سیدعلی خامنه ای “ایرانی الاصل” نیست!

من، احساسِ همینجوری ای دارم به یک افقِ محو اما حتماً محسوس. که همان افق، یک چیزک هایی نشانم می دهد بی اعوجاج. چه؟ این که: حتماً یک ارتباط قوی ای باید باشد میان حنجره های فحاش و پرخاشگر و فریب گسترِ بعضی ها، و بقای بعضی ها. ریسمانِ امتداد این حنجره های فعال را که می گیرم و پیش می روم، می رسم به ارتباط قویِ میان مداحان و روضه خوانان و قاریان قرآن از یکسوی، و بقای نظام مقدس از دیگر سوی. نیز از آن میان، یک ارتباطکی هم پیدا کرده ام میان لواطگریِ یک قاریِ لواطگر از یکسوی، و ایرانی الاصل نبودنِ مسئولی که حتماً باید ایرانی باشد – و نیست اما – از دیگر سوی. چرا که اگر این ارتباطک نبود، تکلیفِ پرونده ی این قاری لواطگر خیلی پیش از این ها روشن شده بود. نه این که به اشاره ی شخص رهبر، جلال الدین فارسیِ قاتل، از حکم قصاص و اعدام برهد صرفاً بخاطرِ رفاقتی که میان این دو بوده، و نیز پرونده ی لواطگریِ این قاریِ محبوب، به تعویقی از جنسِ “بیگانگی” درافتد. بیگانگی که می گویم، شما امتدادش را تا هرکجای نظام مقدس و بویژه آن لفظِ لفّاظی که از میان دو لب مبارک حضرت آیت الله جوادی آملی بیرون جهید، رد بگیرید.

بیگانگی یعنی این که: جلال الدین فارسی، صرفاً بخاطرِ این که پدرش افغانستانی بوده است، و طبعاً بخاطر این که خودش نمی تواند ایرانی الاصل باشد، از گردونه ی نخستین انتخابات ریاست جمهوریِ ایران کنار گذارده شود، و تو، که پدرت در نجف بدنیا آمده، و خودت که با این حساب مطلقاً ایرانی الاصل نیستی، جوری به چشمان قانون زل بزنی که فراتر از رییس جمهور و هر بنی بشری، “بتوانی” رهبرِ کشوری به اسم ایران شوی، و به همان کشوری که نامش ایران است به چشم یک غنیمتِ غلمانی بنگری. خودمانیم، ما عجب مردم ملنگی بوده و هستیم با این خماریِ خمیده گری. که هر تازه واردی بتواند بیاید و کاره ای در سرزمین مان بشود و بر پشتمان بار بنهد و قاری قرآنش با پشت فرزندانمان آن بکند و دادستانش در کهریزک آن بکند و عربستانی ها در فرودگاهشان، آن. می گویند: غضنفری بود تبحرش “قنفذ”گری. که بر پشتِ درهای چوبی مردم کپه ی آتش می نهاد و خود به گریستن می ایستاد و بر سر و سینه می کوفت و با صدای سوزناکی می سرود: عزا عزاست اینجا. در که می پُکید و وا می رفت، اشتلم کنان به اندرون می رفت و دلی از عزا در می آورد با اهالی خانه. بقول جوونا: عزا داری ات تو حلقم غضنفر!

اینستاگرام: mohammadnourizad
تلگرام: telegram.me/MohammadNoorizad
ایمیل جدید: mohammadnoorizad@gmail.com

محمد نوری زاد
سی ام مهرماه نود و پنج – تهران
Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

187 نظر

  1. سلام خیلی ممنون از تالش های شما

     
  2. فلانی 9
    با دورود
    جناب نوری زاد بزرگواری فرمایید از اقایان سوال کنید اسلام وقران چه حرف تا ان زمان نگفته ای را برای جهانیان گفته است.
    واگر قران برای همه ومبین است تفسیر وشان نزول و…چه معنایی بجز بولتن فنی صرفا برای عده ای خاص که میتوانند انرا دریابند(انان که در قلبشان مرض نیست بعبارت دیگر قبلا دربست قبول کرده اند) چگونه میتواند درست باشد؟. موفق وسربلند باشید

     
  3. متاسفانه اعمال خلاف عفت و قانونی و اخلاقی مسئولان وروحانیت حاکم به ظاهر مسلمان آنقدر زیاد وفراگیر شده که هر یک از این خلاف کاران که به هر دلیلی خلافشان افشا می شود میگوید اگر با من برخورد شود صدها نفر دیگر را با خودم به پایین میکشم.و همین امر هم موجب شده قضیه این مفسد فی الارض وسما بیش از حداقل 6ساله که بلاتکلیف مانده .حالا هم که افشا شده از دسیسه های دشمن عدار است که نباید کش پیدا کند.اون سر کرده دزدا میگه با خودم بسیاری از سران را به زیر میکشم.این دزد ناموس هم میگه اگه با من برخورد بشه منم هم 100تا از هم صنفامو معرفی میکنم.تا نباشد چیزکی این ////// که جرات نمی کرد این حرفو بزنه.مداحه اسلحه میکشه حاکمان هیچ غلطی نمی تونند بکنند.دزدی های مقامات به طور لاینقطع افشا میشه هیچ کاری نمی کنند و کشش نمیدهند.لواط میکنند،شاکیان محکوم میشوند.چه دلیلی می توان بر آنها متصور شد به جز آنکه اکثر قریب به اتفاق مقامات دستشون تو یک کاسه هست.در مورد اخیر هم یا فاعلند یا آقازادهاشون مفعول.

     
  4. نرگس محمدی برسر مزار ستار بهشتی، چون شیر میغرید و از حقوق آزادیخواهان به خاک خفته و مردم بناحق دربند شده، دفاع میکرد. درواقع، او از حقوق انسانی پایمال شدۀ مردم تا پای جان به پا خاسته بود. آیا هنوز وقت آن نرسیده که از حقوق انسانی این زن که همواره مدافع حقوق حقۀ همۀ ما بود و به همین سبب بناحق دربند دژخیمان به دور از خانه و کاشانه و فرزندان دلبندش گرفتار شده است، دفاع کرده و برای آزادی او کوشش کنیم؟ چرا ساکت نشسته ایم؟

    https://www.facebook.com/tavaana/videos/1225507280828616/

     
  5. “نامه جوانان غربي به رهبر

    ////

    پس از انتشار نامه تان خطاب به جوانان غربي، چنان ولوله اي در ميان اين جوانان در افتاد، كه

    البوم هاي “جاستين بيبر” سلطان موسيقي پاپ و مرحوم “مايكل جكسون”، چنين نكرد!

    بلافاصله پس از رسانه اي شدن اين نامه، تظاهراتي خودجوش در ميدانِ “تايمز اِسكواِر” نيويورك براه افتاد.

    انبوه جوانان در حاليكه شعار ميدادند:

    اوباما، اوباما تا انتخابِ بعدي اين رهبرو نگهدار! در خيابانها براه افتاده و سينه زنان فرياد ميزدند:

    ما اهلِ كوفه نيستيم، سيد علي تنها بماند!

    البته رسانه هاي مغرضِ “دشمن” از انعكاس اين خبر خودداري كردند. از ان زمان تا كنون،

    ما جوانان، بي صبرانه در حال تدارك و برنامه ريزي براي ديدار شما و ولايت اسلامي تان هستيم.

    اين اقدامات با همكاري و هماهنگيِ لابي هاي بيشمار شما در غرب صورت ميگيرد.

    از جمله برنامه هايي كه براي ما جوانان غربي هنگام بازديد از ولايت اسلامي شما تدارك ديده

    شده است، كلاسهاي قران خوانيست. با تحقيقات مفصّلي كه در اين رابطه بعمل اورديم، اگاه

    گشتيم كه بهترين قاري قران، از مريدان شما و قاري ممتازِ بيت رهبري ميباشند، كه كلاسهاي

    خصوصي و اموزش قرانِ ///// را نيز بر عهده داشتند.

    اوازه و “تواناي هاي” ايشان از مرزهاي ولايت تان فراتر رفته است. از انجايكه ايشان، هم سرشان بسيار

    شلوغ است و هم ته شان، ما جوانان ترجيح ميدهيم كه اموزش قرائت قران را در همينجا به انجام برسانيم.

    اگرچه ميدانيم برادرِ مؤمن و مسلمانمان، سعيد طوسي ارزوي ديرينه اي جهت اموزشِ قرائت قران به نوجوانان

    غربي در دل داشتند و با اين تصميم ما، از “صوابي” كه در اين راه ميبردند، محروم خواهند گشت!

    ما بي صبرانه در انتظاريم كه با آمدن به آنجا، ما را نيز همچون ديگر شهروندان ايراني، همانگونه كه امام

    راحل تان وعده داده بودند، به مقام والاي انسانيت برسانيد!

    See you soon rahbar

    ——————

    درود دوست گرامی
    من شخصا با اینجور طنزهای معکوس موافق نیستم. داستان سعید طوسی یک تف سربالاست. نباید زیاده از حد خود را در طنز و تعجب های چنینی تخلیه کنیم. کار ما شده همین. غوغایی از پس یک فاجعه، و بعد: هیچ!
    سپاس که مراعات می فرمایید
    سپاس

    .

     
  6. زنده یاد نادر نادر پور :
    ………………………
    اما ، شبی در آخرِ پنجاهمین خزان
    زان خواب کودکانه پریدم بناگهان
    دیدم که خاک ایزدی زادگاه من
    قربانی تهاجم اعراب خانگیست:
    اعرابی از سُلاله « وقّاص» و دیگران (1)
    دیدم که در قلمرو «تازی تبارها »
    سیمای آفتابی زن در حجاب رفت
    ماه دوهفته : آینۀ روی دیو شد
    مو : لای درز معجزه های کتاب رفت
    وانگاه ، بربسیط زمین: خون بجای آب
    گسترده گشت و موج زنان تا سراب رفت
    دیدم که بر سراسر آن سرزمین سبز
    نور سپید و سرخ ، از آن پس فرو نتافت
    دیدم که در سپیده دمش : آفتاب مُرد
    وان شیر پیر گم شد و شمشیر خود نیافت
    دیدم که کور چشمی باطن ، زمانه را
    بیمار کرد و دیده بیدار : تیره شد
    وانگه ،خداینامه موزون تازیان
    با جلد زرنگار ، به شهنامه چیره شد
    آری در آن پگاه زمستان که ناگهان
    با دومین هجوم عرب روبروشدم:
    تصویر من در آینه پنجاه ساله بود
    وینک بر آستانه هفتادسالگی است
    اما ، به چشم دل :
    این روزگار دوزخی بیست ساله را
    کی می توان ادامه عمر گذشته دید
    من ، پرسشم از آینه جز این نبوده است :
    کان فتنۀ شگفت چه نامی بخود گرفت ؟
    آشوب تازه بود یا نظم نوظهور
    یا ضربتی که رفته و آینده مرا
    از هم گسست و خاطره ها را به خون کشید …

    ( 1) فرماند سپاه عرب که برای حمله به ایران از سوی « عمربن خطاب » برگزیده شد .

     
    • پیش از مرگش، او را دیدم. چهره اش درهم و هیکلش تکیده بود. سلامش کردم. ترسید و جا خورد از اینکه شناخته شده بود. لابد گمان برده بود که من یکی از سربازان گمنام امام زمان هستم. به فرانسه گفت: اشتباه گرفته اید. من نمی فهمم چه میگوئید؟ من هم جا خوردم از اینکه او خود را بقول معروف به کوچۀ علی چپ زده بود. از عکس العمل او بسیار خشمگین شدم. فکر کردم او خود را تافته ای جدا بافته از دیگران میداند. اما چیزی نگذشت که خبر مرگش را شنیدم. او در غم میهن و هم میهنانش، دق مرگ شد. چه بسیار مردم آزاده ای که دور از وطن و ازفرط غم و غصه دق مرگ شدند. چند ماه قبل از آن و موقعی که مردم سید محمد خاتمی را رئیس جمهور کردند، با تجزیه و تحلیل شخصیت او و وابستگیش به ملاها، پیش بینی کرده بود که او هم چون دیگر هم مسلکانش آخوندیست که به صنف خود خیانت نکرده و از حقوق مردم دفاع نخواهد کرد. تاریخ نشان داد که پیش بینی او درست بود. یادش گرامی باد!

       
  7. “رئیس قوه قضائیه شاکیان سعید طوسی را تهدید کرد
    vhdo.nl/2eArcC3
    twitter.com/dw_persian/status/790618013758173184

    صادق لاریجانی مصاحبه و روشنگری شاکیان پرونده سوءاستفاده جنسی سعید طوسی، قاری معروف قرآن را “معاونت در جرم” توصیف کرد و شاکیان را به تعقیب قضایی تهدید نمود.

    صادق آملی لاریجانی، رئیس قوه قضائیه ایران با اشاره غیرمستقیم به پرونده سعید طوسی، آن را مصداقی از “هجمه‌های سنگین اخیر علیه نظام و دستگاه قضایی” عنوان کرد و منتقدان را به طرح “دروغ های عجیب و غریب” در باره این پرونده متهم کرد.

    Reza Haghighatnejad:
    “صادق لاریجانی: افرادی که از داخل کشور [شاکیان #سعیدطوسی] با رسانه های معاند همکاری میکنند، باید به عنوان معاونت در جرم، تحت تعقیب قرار گیرند”
    twitter.com/rezahn56/status/790625272697589760

    ☮مهریران:
    “صادق لاریجانی چنان شاکیان #سعیدطوسی رو تهدید کرده که آدم شک میکنه نکنه ایشانم یکی از همان ۱۰۰نفری باشد که حاج سعید گفته با خودش پایین میکشه”
    twitter.com/mehrlran/status/790621652455489536

    @VahidOnline
    خبرگزاری میزان: mizanonline.ir/fa/news/236365

     
  8. پشت پرده نامه ۷۰۰ روزنامه نگار برای آزادی یاشار سلطانی

    بخشی از مطلب «ایران وایر»:
    «از روزهای نخست بازداشت این روزنامه نگار، موجی از همراهی با وی در بین برخی از اعضای شورای شهر تهران، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، تشکل های دانشجویی و افکار عمومی در فضای مجازی ایجاد شد. فصل مشترک این همراهی ها، تاکید بر اصل «آزادی بیان» و لزوم پاس‌داشت آن و نیز عدم برخورد قضایی با خبرنگارانی بود که به افشای فساد و رانت های مدیران می پردازند. اما در روزهای اخیر، تحرکات قابل تاملی در بین برخی از چهره های نزدیک به محمود #احمدی‌نژاد، جریان #پایداری و در نگاهی کلی، رقبای اصول گرا محمدباقر #قالیباف دیده می شود. آن ها از یک سو با حضور در منزل سلطانی، سعی کردند همراهی خود را با موج ایجاد شده در حمایت از این روزنامه نگار در جلوی دوربین ها نشان دهند و از سوی دیگر، بانی تدوین نامه ای شدند که بیش از آن که حمایت از یاشار سلطانی باشد، با ادبیاتی خاص، اعلام برائت از «دشمن»، «رسانه های بیگانه»، «فرصت طلبان»، «معاندان نظام»، «دست های کثیف در توطئه ایران هراسی» و… بود.

    در نخستین گام، هفته گذشته #حسن_عباسی، چهره تندرو اصول گرا، #سعیدزیباکلام و برخی اعضای بسیج دانشجویی چند دانشگاه، از جمله چهره ها و فعالان سیاسی بودند که به منزل یاشار سلطانی رفتند و به ادامه بازداشت این روزنامه نگار اعتراض کردند. آن ها با ادبیات مشابه، این شبهه را مطرح کردند که چرا باید قوه قضاییه یک جوان دلسوز و معترض به فساد در #شهرداری_تهران را بازداشت کند؟
    [ telegram.me/VahidOnline/16699 ]
    [ telegram.me/VahidOnline/16914 ]
    برخی این دیدارها را نمادین و سیاسی نامیده و آن را بهره برداری رقبای اصول گرا قالیباف دانستند. پیش از این، «رحمت الله #حافظی»، عضو شورای اسلامی شهر تهران که یکی از بانیان اصلی روشن شدن ابعاد بیش تر املاک نجومی در این شورا بود، از سوی «مهدی #چمران»، رییس شورا متهم شد که پروژۀ سیاسی حامیان احمدی نژاد را مدیریت می کند.

    اما در جدیدترین موج همراهی با یاشار سلطانی در روزهای گذشته، گروهی تلگرامی ایجاد شده که نیت خود را گرد هم آوردن تمام فعالان رسانه‌ای، اعم از اصلاح‌طلب، اصول‌گرا و مستقل عنوان کرده است. بر اساس اطلاعیه اولیه این گروه تلگرامی، قرار بود طی دو روز، فعالان رسانه‌ای کشور به این گروه بپیوندند و پس از نهایی کردن متن و امضاها، نامه به مراجع قضایی ارسال شود.

    بر همین اساس، حدود دوهزار نفر که عنوان شد فعالان رسانه‌ای از سراسر کشور هستند، دراین گروه تلگرامی گرد هم آمدند. در مرحله دوم، متنی برای جمع آوری امضا در این گروه قرار گرفت بدون این که هیچ توضیحی در مورد هویت تدوین‌کنندگان آن داده شود. در همان ساعات اولیه، بسیاری از روزنامه‌نگاران، خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای اعلام کردند با نامه‌ای که دو سوم آن فقط به تبری از دشمن، بیگانه، فرصت‌طلبان و… پرداخته شده است، مخالف هستند و متن باید دوباره تدوین شود.

    در پاسخ به این اعتراض ها، جذب همراهی روزنامه‌نگاران اصول‌گرا، مهم‌ترین دلیل استفاده از چنین ادبیاتی اعلام شد. چنین پاسخی برای روزنامه‌نگاران قابل قبول نبود و بسیاری امضای خود را پس گرفتند. یک روزنامه‌نگار فعال در ایران به «ایران‏وایر» می گوید: «برخی چهره هایی که برنامه حضور حسن عباسی در خانه یاشار سلطانی را هماهنگ کردند، در گروه تلگرام هم برای هماهنگی فعال بودند. آن ها تلاش می کردند موضوع و ادبیات نامه را هم مدیریت کنند.»
    vhdo.nl/2e7XV0Q

    @VahidOnline

     
  9. به نظر می‌رسد در قضیه‌ی قاری معروف قرآن بیش از آنکه مخاطب آن اتهامات، خودِ قاری مزبور و آبروی او باشد، حیثیت دستگاه قضا است که مخدوش شده است. گمان می‌کنم قبل از آنکه قاری مزبور اعلامیه می‌داد و خود را تبرئه می‌کرد(که انشاءالله چنین بوده است) علی‌القاعده بایستی روابط عمومی دستگاه قضا رسماً اطلاعیه می‌داد و یا سخنگوی آن دستگاه محترم در مصاحبه با خبرنگاران می‌گفت آیا اساساً چنین پرونده‌ای درباره‌ی چنان موضوعی با شاکیان و متشاکی مورد نظر در آن دستگاه محترم مفتوح شده یا خیر؟
    واقعیت این است که در چنین فضای عجیبی که بوجود آمده، بعید است کسی از متهم، انکار اتهام را بپذیرد. اما دستگاه قضا می‌تواند بگوید از اساس چنین پرونده‌ای وجود نداشته و چنانچه تهمت‌زنندگان راست می‌گویند شماره پرونده و سایر مدارک را منتشر کنند. به گمانم به سادگی می‌شود همانطور که قاری محترم گفته است، هم ایشان را تبرئه نمود و هم ساحت قوه‌ی محترم قضائیه را از این شوائب پیراست.
    https://telegram.me/mohammadhosseinghiasi

     
  10. چه شدبامن،که کعبه ازدلم رفت
    دلم ازکرنشِ پیغمبران رفت
    چه شدبااین همه،احکامِ جاری
    شدم،بازیچهٔ دستٍ یه قاری
    __________________
    تو ای،قاریِ قران،حاج طوسی
    که خوانَد،بهترازتو،آیه طوطی
    اگر معنای قاری چون توباشد
    اَرازل،نزد تو علامه باشد
    ________________
    تو نزدعالمان دردانه بودی
    عزیزِ رهبرِ فرزانه بودی
    روا،بر تو نباشد حکم اعدام
    توپس دادی،هرآنچه خوانده بودی
    ________________
    چه آدمهابه این جرم،خواب رفتند
    سبک تر،حکم ها،بر باد رفتند
    اگراعمال حاج طوسی گنه نیست
    چه سرها،بی گنه،بردار رفتند
    _______________
    مقامات،این تجاوز را خفا کن
    منِ شاعر،به جای او فنا کن
    به عنوانِ مدالِ افتخارات
    سعید طوسی را،قزوین عطا کن
    ______________
    چه برکت ها،که قران،برشما داد
    طلا و پول و ویلای خَفَن داد
    برای عیش و نوش و،وقتٍ اعدام
    به دستتان،جوان هایِ وطن داد
    ________________
    دراین کشور،خدا اَسبابِ نان است
    سپرهایِ یگان هایِ نظام است
    حلال و پاک،غارتها و دزدی
    فقط مویِ ننهٔ ما حرام است
    ______________
    الی ای خوک رویان،شرمتان باد
    اَرازل های دینی،نامتان باد
    لَوات،تفریحِ بعدِ هر عبادت
    شعار و نامِ سالِ بعدتان باد

     
  11. امید ربانی فر

    پدر یکی از این شاکیان طوسی که روحانی است در روزهای گذشته توسط صادق لاریجانی به حضور فراخوانده شده.
    لاریجانی گفته که تو می‌دانی که از نظر شرعی این اتهام قابل اثبات نیست، اگر هم بخواهیم آزمایش‌های پزشکی و اینها بفرستیم ابروریزی آن برای شما بیش‌تره.
    و در نهایت ۱۰۰ ضربه شلاق است.
    هشدار دادند به پدر و البته او هم رد کرده ارتباط با صدای امریکا را
    و
    خلاصه
    در نهایت قرار شده این روحانی که ظاهرا پیگیرتر از همه پدرهاست فتیله را بیاره پایین.

     
  12. امید ربانی فر

    دلم به حال تئوریسین های حجاب وعفاف وامنیت اجتماعی میسوزد .
    هر چه شد ما زنها را روی بیلبوردهای شهر میوه گندیده وجوجه تیغی وشکلات گاز زده کردند وتقصیر تجاوز وفساد وهمه چیز را به گردن ما وحجابمان انداختند.
    حالا در ماجرای این نوزده پسر بچه وان مرد خدا هر چه میگردند هیچ زن بی حجابی نبوده که شیطان را نمایندگی کند .
    مگر اینکه بگویند شما با چکمه هایتان تبرج کردید
    ومرد خدا تحریک شد که به ان پسر بچه ها تجاوز کند.باشد اقایان.
    ما یک روسری دیگر هم روی روسریمان میپوشیم تا امنیت بیشتر شود
    ومردم بچه هایشان را با خیال راحت کلاس قران بفرستند.
    دلم برای ان باغیرتها هم میسوزد .
    همانها که دوازده سال پیش وقتی بیجه به ان پسر بچه ها تجاوز کرد
    در خیابانهای پاکدشت جولان دادند وغیرتشان را با کتک زدن پیرزنهای همشهری بیجه نشان دادند.

    این بار متجاوزکارگر مهاجر بیکس وبد بختی نیست که بتوان راحت غیرتی شد.
    خودش تهدید کرده که حداقل صد نفر را با خودش پایین خواهد کشید.
    بالا بمان اقای متجاوز.بالا بمان مرد خدا.این بار همه فتیله های غیرتشان را پایین کشیده اند.
    #سعيدطوسيآقا

    گیرم تو اصلا قاری قرآن نه. انسان که هستی.
    پس قائدتا باید وجدان هم داشته باشی. پدرهایی آمدند بچه از گل بهترشان را سپرده‌اند به تو، امانت.
    عجب بوالهوس و بی‌شرفی تو!
    و از تو بی‌شرف‌تر، آنکه صدای دادخواهی بچه‌های بی‌پناه را شنیده و حکم به “سکوت” داده.

    بله؛ متاسفانه اتفاق افتاده.
    لطفا اگر حال نوشتن و یا حداقل یک هشتگ کردن ساده را هم ندارید،
    با تشکیک در اصل ماجرا، برای خودتان “خواب آسوده” نخرید. حوصله هم ندارم.
    از دیروز که با خواهش و التماس توانستم کپی اظهارات گلاسه‌شده شهود و کپی حکم قطعی قاضی را ببینم، این‌قدر عصبی‌ام که اصلا نمی‌دانم چه باید بنویسم.
    پرونده هست، دادنامه هست، حکم قطعی قاضی هست، اظهارات ده شاکی و حداقل 35 شاهد هست.
    در روز روشن به بچه‌های پاک و طفل معصوم، به برادر کوچک‌‌ها و به بچه‌های ما تجاوز (تفخیذ) کرده و راست راست راه می‌رود و تازه تهدید هم می‌کند. نباید به ما بربخورد؟
    یا هنوز درگیر خاله‌بازی بی‌اهمیت و مندرس گلستان-فرخزادیم؟

    آقای مسئول،
    آقای نماینده،
    آقای لیست امید،
    آقای رئیس دولت اصلاحات،
    آقای رئیس دستگاه قضا،
    آقای وزیر اطلاعات و دادگستری، آقای دولت.
    گفته 100 نفر از شما را با خودم زیر می‌کشم. بهتان برنخورده هنوز؟
    به‌خاطر خودتان هم که شده، توی دهنش نمی‌زنید؟

    “وَ سَیعلَمُ الّذینَ ظَلَموا أَی مَنقَلَبٍ ینقَلِبونَ” بخوان آقای قاری! بلندتر بخوان. دیر نیست روزی که خود حضرت حق این آیه را برایت ترجمه کند.
    #اژه‌ ای:
    سعید طوسی قاری قرآن از اتهام عمل خلاف منافی عفت تبرئه شد
    #ضد_انقلاب از پرونده طوسی منافع خاصی دنبال می‌کند
    #افشای این موارد بیشتر به ضرر شاکی است تا متهم

     
  13. امید ربانی فر

    آقای طوسی خدا لعنتت کنه که اینجور مارو گرفتار کردی!

    اگه کسی پرسید قران بلدی یا نه؟

    نمیدونیم چی جواب بدیم
    اگه بگیم بلد نیستیم که با لبخند میگن بیا بهت یاد بدم عزیزم

    اگه بگیم بلدیم هم میگن کی بهت یاد داده جیگرررر.

     
  14. امید ربانی فر

    محضر مبارک آیت الله یزدی رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
    سلام علیکم
    در پی افشای تجاوز قاری مشهور قران به نوجوانانی که در کلاسهای آموزش قران و احکام و اذان حاضر میشدند تاکنون هیچگونه صدای اعتراض و وا اسلاما و وا قرانا شنیده نشده,
    برای ما بسی مایه تعجب و تاسف است که جنابعالی که برای برگزاری مسابقه فوتبال تیم ملی, نگران هتک حرمت امام حسین بودید, چگونه نگران این نیستید که دیگر هیچکس جرات نکند بچه های خود را به کلاسهای اموزش قران و احکام بفرستد؟
    آیا این اتفاق هتک حرمت کلام الله مجید نیست؟
    امیدواریم که جنابعالی هیچگونه کسالتی نداشته باشید و همچنان در سنگر دلواپسی هوشیار و آماده باشید
    ………………….
    با تشکر
    نویسندگان :جمعی از مردم کشور

    رونوشت :
    ۱- روزنامه کیهان و حاج حسین شریعتمداری
    ۲- روزنامه یالثارات و دلواپسان موجود و غیر موجود
    ۳- حاج حسین الله کرم و دارودسته دلواپس انصار حزب الله
    ۴- کفن پوشان همیشه در صحنه
    ۵- علمای حوزه علمیه قم و سایر شهرها
    ۵_ خلیفه خراسان جناب علم الهدی که نگران کنسرت موسیقی هستند
    ۶-از همه دلواپسانی که اسم آنها نیامده پوزش میطلبیم و امیدواریم نامه طوری منتشر شود که به سمع نظر همه شما شکم واپسان (همان دلواپسان سابق) برسد!

     
  15. یک ///////در این مملکت شبانند
    عمامه بسر روز و به شب نعره زنانند
    بر روی لبان نام خدا قاتل جانند
    پی در پی شان امت //////
    چل سال با وعده کند خر که شما را
    //////////////////////
    ///////////////////
    ///////////////
    ————————
    شعرگونه ی ارسالی شما به این دلیل که تهی از غنای ادبی است و در آن ناسزا فراوان است و آبرو نیز برای سعدی و حافظ نمی گذارد حذف شد.
    پوزش

     
  16. ایراندوست
    12:14 ق.ظ / اکتبر 25, 2016

    جناب نوریزاد،

    ایران ۱۴۰۰ سال هست توسط اعراب اشغال شده، خمینی هندی زاده بود و لاریجانی‌ها هم ایرانی‌ نیستند و صالحی هم عراقی‌ هست. اینا بر کسی‌ پوشیده نیست
    ————
    با اين تفاصيل تو هم از نسل مغول هستى ا ي فرزند دلبند
    ت س و د ن ا ر ي ا =تسو دن آريا
    از فرزندان تسو حاكم فقيد كشور بويو دشمن جومونگ حاکم گوگوريو

     
  17. این ویدئو را نگاه کنید و به بینید که چگونه حاکمان مسلمان جمهوری اسلامی و عربستان سعودی، چنین فجایعی را در سوریه بوجود آورده اند، خانه های مردم را براسرشان آوار نموده و میلیونها انسان را از خانه و کاشانه شان آواره کرده اند. تاریخ از اینان به پستی یاد خواهد کرد.

    https://www.facebook.com/UNHCR/videos/10155582198143438

     
  18. آقای نوریزاد عزیز سلام

    در آخرین پیام دیروز خود عکس یک پریز برق با یک سوراخ را ارسال نموده و در زیر آن نوشته بودید که “بقول دوستی: این تصویر نشان از کسی دارد که نمی خواهد بفهمد. مثل کی؟”

    من شجاعت و پشتکار شما را در راهی که پیش گرفته اید تحسین می کنم اما دوست دارم که با پیامم راهی که در پیش گرفته اید را به چالش بکشم. جواب مد نظر شما برای سوال بالا را نیک می دانم. می دانم که اشاره شما به رهبر جمهوری اسلامی است. می دانم که پیش خود گفته اید باید سر مار راهدف گرفت. اما آیا تا به حال لحظه ای به این اندیشیده اید که این فقط رهبر نیست که مصداق عکسی است که شما ارسال نموده بودید؟ به این اندیشیده اید که شاید این تصویر مصداق بیشتر مردم ایران است؟ مصداق خرد جمعی جامعه ماست؟
    انسانها کارهای ساده را بیش از کارهای سخت دوست دارند و فرافکنی گناه بر دوش دیگران از این گونه سادگی بهره می برد. انسانها تشویق و تایید دیگران را هم دوست دارند. پس چه کاری بهتر از انداختن گناه کردن کسی وقتی که مطمئن هستیم مورد تشویق و تایید همگان قرار می گیریم.
    متاسفانه همیشه حقیقت – اگر اصلا حقیقتی وجود داشته باشد – خوشایند ما نیست. ما، ایرانیان، سالهاست که اسیر چرخه استبداد شده ایم و هر بار که برخاستیم باز دوباره به همان خاک مذلت افتاده ایم. چه در دوره های کوتاه مدت -مانند دوران آقای خاتمی- چه در دوره های بلند مدت – مانند انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی.
    آیا تا به حال پیش خود اندیشیده اید که این سرنوشت محتوم ماست؟ تا به حال فکر کرده اید اگر به جای قلم نیزه ای زهرآگین داشتید و سر مار را با آن میکوفتید آیا ما نجات میافتیم؟ شاید. شاید نجات میافتیم اما به احتمال بیشتر بیش از آنچه الان فرو رفته ایم در باتلاق استبداد و تباهی فرو می رفتیم. لیبی را بنگرید، مصر را همینطور و به خودمان در 40 سال پیش که چگونه با مشتهای گره کرده فریاد بر می آوردیم “مرگ بر شاه”.
    انگار سرزمین ما نفرین شده است. می دانم که با این حرفها نمی شود گناه بزرگان قوم – اگر بتوان نام بزرگ بر آنها نهاد- تطهیر کرد. اما شاید بتوانیم سر نخ این همه بدبختی را بیابیم و گره را باز کنیم.
    آقای نوریزاد عزیز شما الان مخاطب زیاد دارید. یک زمانی دکتر شریعتی مانند شما طرفدار بسیار داشت. اتفاقا همان موقع هم ملت ما در منجلاب فساد و استبداد دست و پا می زد. سخنان شریعتی گیرا بود و زیبا و به دلهای جوانان می نشست. انصافا هم در آن بحبوحه، دشوار می شد به اشتباهات او پی برد. باید انقلاب می شد باید حرفهای شریعتی تاثیر خود را بر نسل جوان می گذاشت تا ما بفهمیم که ای داد بیداد در منجلاب بیشتر فرو رفته ایم.
    آقای نوریزاد عزیز، این حکومت، این رهبر و این جامعه همه و همه تصویری است از خود ما در آینه. در این میانه فقط یک نفر گناهکار نیست. نسلهاست که همه ما به اندازه توان خود در خارج کردن قطار کشور از ریل پیشرفت تاثیر داشته ایم.
    شاید بگویید خب اگر جامعه ما بیمار است علاجش چیست؟ ساده انگاران می گویند اصلاحات. اما واقعیت این است که جواب این سوال دشوارتر از این حرفهاست. فکر کنید چند نسل با پشتکار زیاد نشسته اند و تار و پود یک قالی نفیس را بیرون کشیده اند و الان مقداری پشم را پیش روی شما میریزند و الان از شما قالی نفیس می خواهند. به نظر شما علاج کار چیست؟ بی شک دشوار است و زحمت بسیار می برد.

    برای نسلها دو اشکال عمده در کار مردم ما وجود داشته است: 1. تربیت نادرست. 2. تعطیلی اندیشه
    تربیت نادرست در ایران چنان است که نه فقط چیزهای غلط به کودکان می آموزد بلکه سازمان ذهن او را نیز به هم می ریزد. سازمان ذهن همان روش اندیشیدن است. یک مثال ساده میزنم. همه ما عادت داریم برای فرار از قشقرق بچه ها مخفی کاری می کنیم یا به آنها دروغ مصلحتی می گوییم. این کودک وقتی بزرگ شد راهی جز همین روش برای برخورد با بسیاری از مشکلات بلد نیست. می شود مدیری که همه کارش را در خفا انجام می دهد و دروغ مصلحتی می گویدو بدتر از آن دروغ مصلحتی زیردست را تشویق می کند.
    تعطیلی اندیشه. شاید این دومی ناشی از همان تربیت نادرست باشد شاید هم از کاهلی شاید هم تاثیر طولانی مدت خفقان سیاسی یا مذهبی. به هر حال واضح است که ما سالهاست داریم آزادی را فریاد میزنیم اما تا به حال یک هزارم یا شاید یک صد میلیونیم مردم غرب این واژه را کند و کاو نکرده ایم. مفاهیم دیگر هم همینطور است مثلا عدالت یا حکومت. این است که وقتی فریاد میزنیم آزادی خودمان هم مقصود خود را از آزادی نمی دانیم. اینگونه است که هنوز اقوال فلاسفه یونان باستان برای جوانان ما پیشرفته، جذاب و حیرت انگیز است. ما هنوز نمی دانیم از عدالت چه می خواهیم. این است که وقتی به شخص متجاوز می رسیم می خواهیم اعدام شود ولی بانوی مخالف اعدام را آزاد می خواهیم.
    می بینید که هر چه هست از خود ماست. استبداد در همین مشت های گره کرده و دهان های پر از شعارمان لانه کرده است. وقت آن رسیده است که اول خودمان را نقد کنیم شاید الان هم خیلی دیر شده است.

    باز برای شما خواهم نوشت.

    موفق و پیروز باشید

    رایان م

     
  19. جناب زین الدین با درود

    بحث عمیق وعلمی شما را درنقد آقای

    نوریزاد مبنی بر درخواست سمبولیک

    وعارفافگونه ایشان از امام علی در

    برانداختن برده داری خواندم، بعید

    میدانم که آقای نوریزاد نداد که نظام

    برده داری معلول نظام اقتصادی
    مربوط به خود میباشد و بر اندازی

    برده داری کار محمد و موسی و عیسی

    نمی تواند باشد . نوریزاد دارد یک بحث

    سمبولیک ارائه میدهد و روی سخنش

    با انسانی است که پیروانش، حتی

    آیت الله های عظما اعتقاد دارند علی

    ومحمد فوق انسان بودند؛ رسول الله

    به معراج رفت ؛ شق القمر کرد و به

    باور شیعه در همه احوال علی همراه

    او بود؛ با این اوصاف آیا برای ایشان

    الغا برده داری از شق القمر سختر

    بود؟ گر چه من یقین دارم که جنابعالی

    خیلی بهتر از بنده متوجه منظور اصلی

    اقای نوریزاد شده باشی ؛در عین حال بحث

    شما نیز برای من بسیار جالب و آموزشی

    بود البته نه در مورد نقد به نوریزاد

     
  20. سارا از فرانکفورت

    نامه پر از درد آزیتا رفیع زاده شهروند بهایی از بند زنان اوین:
    خانه تكه‌تكه شده ما
    وقتی سوم آبان ۹۴ پا به زندان گذاشتم تا حکم ۴ سال حبس ام را تحمل کنم بشیر ۶ ساله ام را به اغوش پر مهر پدرش سپردم. در زندان شنیدم پسرم ایام حبس و دوری مرا به شمار شب های فراقمان محاسبه کرده و گفته من باید ۱۴۴۰ شب بخوابم تا مادرم بیاید . ۱۲۶ شب از شب های درد آلود فرزندم گذشت تا نهم اسفند ۹۴ درست روز ملاقاتم همسرم نیز بازداشت و برای تحمل ۵ سال حبس به اوین آورده شد و به یک باره بشیر تنهای تنها شد. از تصور خالی شدن خانه ام از وجود پدر و مادر و باقی ماندن کودکی ۶ ساله در خانه همواره بغض فرونخورده ای داشتم. چاره ای نداشتیم و تظلم خواهی هایمان پیش تمام مراجع قضایی و حتی نمایندگان مجلس و هر کس که امیدی به یاریش داشتیم به سرانجام نرسید.
    دل خوش داشتم که به دلیل بودن همسرم در زندانی که من هم در همان زندان در حبس بودم ، چهارشنبه ها کانون خانواده از هم گسسته شده مان پشت میز سالن ملاقات زندان اوین دور هم گرد می ايیم و بشیر هر هفته یک ساعت بودن با خانواده راتجربه کرده و پدر و مادر را در کنار خود حس می کند . چهارشنبه ها ساعت یک ونیم برای من ، پیمان و بشیر ساعت رویایی بود و حس خانواده بودنمان را به تماشا می نشستیم. افسوس ان هم نپایید.
    روز پانزدهم مهرماه ۹۵ برای ملاقات با پیمان صدایم کردند. ملاقات برای خداحافظی بود. پیمان را به رجایی شهر منتقل کردند. هر چند او در اندرزگاه ۸و من در بند زنان زندان اوین در حبس بودیم و بشیر فقط یک ساعت در هفته با ما بود، اما دلم به بودن در یک محبس به نام اوین خوش بود. از داشتن امکان هفته ای یک بار دور هم نشستن و تکرار حکم خانواده، پدر، مادر و فرزند دل خوش بودیم. اما افسوس در این سرزمین همان دلخوشی هم برای بشیر من دوام نیاورد.
    ملاقات بعدی بشیر گفت: مامان امروز بابا نمی آيد. خودم می دانم بابا را از اینجا برده اند. نمی دانستم دیگر به او چه بگویم. او فقط ۶.۵ سال دارد جان کوچکش را نمی توانم بیش از این بی تاب ببینم. نگاه چشم های نگران و به دور از پدر و مادرش بلند تر و رساتر از هر فریادی تا عمق جانم فرو می رود.من یک مادرم و او فرزند کوچک من است. به آغوش می فشارمش و باز او را از من میگیرند و می برند و من در اوین ، پیمان در رجایی شهر و بشیر در خانه ، خانواده تکه تکه شده مان را حفظ می کنیم.

     
    • جناب نوری زاد عزیز
      دوستان ارجمندم، نامه دردآلود هموطن بهایی مان آزیتا رفیع زاده را اگر خواندید و دلتان بدرد نیامد، بی تعارف بگویم، به انسانیت خود شک کنید. شرم آور است برای انسانی که می داند بنی آدم اعضای یکدیگرند، اما داشتن عقیده ای متفاوت را برای دیگران، بر نمی تابد و نه دیگری که خود را از مدار انسانیت خارج می کند. بارها در این سایت مطالبی را از کسانی خواندم که در نکوهش اعتقاد بهاییان سخن راندند. شرم کنید از خود و اعتقاداتتان. شما که سرلوحه رفتارتان این گفته است که؛ آنچه را برای خود نمی پسندی برای خود نپسند. شما را چه می شود اینک این گفتار را فراموش می کنید؟ چه تناقضی در باور شمایان است که مانع از عمل درست در اینگونه موارد می شود؟ آیا رفتار داعشیان با مردمان شیعه، سنی و یا حتی ایزدیان را می پسندید؟ آیا اگر روزی ایشان خدای نکرده غالب شوند، دست اندازی بر جان، مال و ناموس ما خوشایند است؟ آیا در زمانی که صفویان برای شیعه کردن اکثریت غالب سنی های ایران ، شکم می دریدند و تجاوز می کردند و دختران مردم را جهت تسیلم و به زانو در آوردن پدران، به پشت ماده خران می بستند تا تقدیم نره خران شوند را شایسته می دانید؟ نگویید که از این وقایع بی اطلاعید که بسیار باعث تاسف می شود. قوم غالب را نستایید و در برابر ظلم آنها سکوت نکنید، لااقل همراهی و خوش رقصی نکنید. دنیا دار مکافات است. بگذارید هر کس بنا بر اختیار خدادادی خود و قوه ادراکش ، از بین راه های گوناگون و درست و غلط که یکی هم راه شماست، یکی را برگزیند و پاداش و جزای عمل را در روز حساب در برابر آفریدگار که به زعم شما حجت را بر همگان تمام کرده، پاسخگو باشد. اگر بناست ما دیگران را مجازات کنیم پس قیامت و داوری چه سودی دارد؟ بیایید پیش از آنکه هر موجود دیگری باشیم ، انسان باشیم. تو کز محنت دیگران بی غمی، نشاید که نامت نهند آدمی

       
    • سر کار خانم سارا درود بر شما : ما را با این نوشتار خون جگر نمودید . آقایان حوزوی اگر عمامه هایتان را ا بالاتر بزنید و .. نه بهتر است بیفکنید آن لباس های پر از دروغ وتقلب را ظاهرا همگی مدعی هستید که لباس رسول الله را به تن دارید ولی دریغ از یک جو غیرت من و خیلی دیگر دوستان از اینکه از این خانم دفاعی بنماییم ویا به جانوران آدم خوار حکومت شکایتی بکنیم سخت نا امید هستیم چه ! میدانیم که در نهایت با کمال بیشرمی و پستی ما را هم دستگیر میکنند و ویک انگ ارتداد و بهایی شدن را هم در پرونده میگذارند و باقی را خود بهتر میدانید . روی سخنم با شما حوزوی ( مثلا روحانی ) عمامه به سر هست که مدعی هدایت جامعه به سوی الله هستید و یکی دو متر پارچه را هم به دور سر پیچیده اید ( میدانم به همه شما بر میخورد ) که مثلا از افراد عادی متمایزباشید واقعا شما به چه درد جامعه میخورید ؟ خداوکیلی به چه درد جامعه میخورید !؟! فقط کلمات را از مخرج ادا کردن بلد هستید . //////////////مگر شما نمیگویید امام حسین در کربلا گفت اگر مسلمان نیستید لا اقل آزاده باشید مخاطبین صحبت امام که لشکریان یزید بودند ! شما چه /////////////// ؟؟ یک زن ! یک زن با تمام وجود التماس میکند که اورا نجات بخشید ! آیا در تمام شما ////////////// ؟ یک پیرو امام حسین نیست که به فرمان ایشان باشد ؟ و لااقل آزاده باشد ؟ و یک انسان آن هم یک زن را نجات بدهد ؟ زنی که هیچ ادعایی ندارد ! و فقط نگران فرزندش پاره تنش جگر گوشه اش است آیا درک میکنید و یا انسانیت را به باد نسیان سپرده اید احتمالا شیخ مصلح کامنت میگذارد که ما هم گرفتار هستیم چه وچه رویم به شما شیخ مصلح و تمام روحانیون است آن لباس را ////////////////////// ؟ چون مدعی هستید ولی درغ میگویید وسفسطه لقلقه زبانتان است بیفکنید آن رداهای م/////////////////////. همین …. جناب نوری زاد استدعا میکنم هاشور نزنید .سپاس .

       
    • با درود
      من از مسلمان بودن خود شرم دارم بدلیل این همه سنگدلی حاکمان ستمگر این نظام اسلامی

       
  21. خواهشا آقای نوری زاد این دو لینک خبر رو بخونبد .دلم میخاد زار زار گریه کنم .
    متن خبر جریمه ایران در کرسنت را بخوانید .به عنوان یک ایرانی حالم داره بهم میخوره.چقدر منابع این ملت هدر میرود.خدایا مگر ما چه کرده بودیم به چنین سرنوشتی دچار شویم…دلم واقعا برای خودم و جوان های دهه 60 می سوزد.
    باخت نهایی ایران در داوری کرسنت
    http://asremrooz.ir/vdcg3u9quak9uq4.rpra.html
    http://alef.ir/vdchqknxm23nwid.tft2.html?394275
    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13950717000526
    تقسیم غنایم دو کشور عربی با اموال مردم ایران
    http://alef.ir/vdcb8wbfsrhb08p.uiur.html?368115

     
    • سلام دوست گرامی، حق با شماست و خیلی درداور است اما آیا از خود پرسیده اید چرا از این بی همه مفاسد پرونده کرسنت اینهمه برجسته شده؟ بدون شک به دلایل سیاسی. خیلی از فسادها در این کشور افشا نمی شود مگر اینکه دو جناح با هم تضاد منافع پیدا کنند. شاید برایتان جالب باشد بدانید کسی که بسیار در آن دوره پیگیر پرونده ی کرسنت بود و بخاطر آن تیم نفتی خاتمی را زمین زد محمدرضا رحیمی، معاون اول رئیس جمهور پاکدست بود که خودش به فسادهای دیگری متهم شد. ضمنا دوست گرامی این یک شوخی است فکر کنید جلوی این پرونده به خاطر منافع ملی گرفته شد. چون با این قرارداد، گازهای همراه نفتی که می سوختند قراربود جمع آوری و صادر شود. با کنسل شدن این قرارداد، آن گازها ذخیره نشدند بلکه دود شدند و بالکل از بین رفتند. نگاهی به سایتهایی که این پرونده را پوشش خبری داده و روی آن مانور دادند بیندازید متوجه عرایض بنده خواهید شد. بعد ببینید همین سایتها آیا خبری از دکلهای گمشده نفتی و هزار و یک خسارت اقتصادی دیگر انداخته اند اصلا یا خیر. ماجرای فساد در ایران داستان درداوری است دوست من. مثل برملا شدن فیش های حقوقی اصلاح طلبان توسط اصولگرایان. آیا می دانید پاتک اصلاح طلبان چه بود؟ افشای پرونده فساد شهرداری، و این دومینوی نفرت انگیز همچنان ادامه دارد.

       
  22. رئیسک دیوانک بی محاسبات: ۱۰ میلیارد تومان از ۲۳ میلیارد تومان حقوق‌های نجومی به دولت بازگردانده شده است.
    مش قاسم: اینجوری سر ملت شیره میمالن. ۲،۸۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰ پول این ملت رو دود کردن به هوا حالا این یکی میاد میگه ۱۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰ رو برگردوندن. یعنی ۰/۰۰۰۳۵۷ درصد رو برگردوندن. امکان اینکه اقتصاد توی این مملکت با اینا راه بیفته صفره. صفر!

     
  23. باسلام
    ساعت یازده هم شد ولی از شما و سرای قلم خبری نیامد منتظریم ما شهرستانیها

     
  24. جناب مصلح عزیز
    با درودی مجدد بر شما..شما بهتر میدانید که همه این تفسیرها امری بشری بوده و بر اساس پیش فرضهای مفسرین شکل می گیرد و همیشه احتمال تفسیری غیر ار آن هم وجود دارد. برای مثال در تاریخ شیعه ما دو گروه از عالمان دینی میبینیم که یکی از انان در قم و دیگری در بغداد مقیم هستند و علمای قم اصولا به موضوع عصمت اعقتادی ندارند ولی بغدادیها این اعتقاد را دارند. عرضم این است که همه این تفاسیر بر اساس پیش فرضهای خودمان است وهیچ دلیلی بر صحت انها وجود ندارد.
    اما با اجازه شما می خواهم از زاویه دیگری هم به موضوع سوره مورد نظر داشته باشیم و بنده با این بررسی میخواهم نشان دهم که نظام ولایت فقیه و رهبری آن در گذشته و حال چه میزان با پیام اسلام بیگانه میباشند و همین بیگانگی و بی سوادی چه بر سر این مملکت اورده است.
    سوره مذکور بلافاصله بعد از صلح حدیبیه نازل شده و این صلحنامه که درشمار قراردادهای صلح ماندگار در تاریخ است از طرف پیامبری امضا شده که در آن شخصا دو اصل اساسی پیامش که وحدانیت “الله” و همچنین پیامبری خود است را حذف کرده است. این قرار داد عملا سبب تردید در اصلت پیام او و اصولا پیامبری وی گردید وبحرانی را در اردوگاه مومنین ایجاد کرد. کسانی که بیطرفانه تاریخ اسلام را بررسی کرده اند اوضاع مدینه در قبل از صلح حدیبیه را بسیار اسفبار گزارش کرده اند که در نتیجه محاصره اقتصادی بسیار گسترده و کمر شکن اقتصادی مکه و متحدینش بود.
    موضوع اصلی صلح حدیبیه لغو تحریمهای اقتصادی و آزادی تجارت و سفر و مراودات برای اهالی مدینه بود که اشراف قریش با آن در قراردادی موافقت کردند که خود پیامبر بر نام “الله” و پیامبر خط حذف کشید. پس شاید با توجه با شواهد تاریخی بتوان گفت که فقح مبینی که از آن بحث میشود همان شکستن محاصره اقتصادی مسلملنان در مدینه بود و برای این فقح مبین نامیده شد که در حقیقت همین توافق زمینه ساز پیروزی اصلی پیامبر و فتح مکّه شد. مولوی هم به این بحث شائبه ذلت مسلمانان و اهمیت این توافقنامه آگاهی داشته که می گوید:
    از حدیبیه جو اوبرگشت به ذل
    پس بزد اننا فتحنا را دهل

    بر خلاف سنت نبوی که اصل شکستن تحریم و نه تشویق آن است، هر دو ولی فقیه این کشور و اعوان و انصارشان برای اعمال تحریمها توسط بیگانگان تا توانستند کوشیدند و شد انچه که شد. اگر موفقیت پیامبر اسلام مرهون صلح حدیبیه است که به تصریح قرآن چنین هم میباشد، پس ذلّت و بذبختی ما ایرانیان هم تاشی از ذهنیت فاسدی است که با استناد اسلام و سنت نبوی بلای مرگبار تحریمهای ویرانگر را 37 سال است بر زندگی این مردم نازل کرده و بهیچوجه هم رضایت به اتخاذ سیاستی برای برداشتن آنها را نمیدهد. رهبری که مرتب بر ارزشها تاکید میکند می تواند توضیح دهد که چه ارزشی بالاتر از نام خدا و رسالت رسول مطرح است که خدای اسلام حذف هر دو انها را که موجب نجات مسلمانان شد این میزان بزرگ شمرده و از آن بعنوان فتح مبین یاد میکند؟ آیا این اسلام و این بینش منحرف ارزش ذرّه ای احترام را دارد؟

     
    • سلام باصفاي مصفاي مكرم ومؤدب وفرهيخته وعزيز

      حيف وصدحيف كه آقاسيدمرتضي -دام مجده -ازاينجارخت بربسته وترك سايت كرده اند كه چه بحثهاي شيريني باهم داشتيدومن ازنوشتارهردولذت مي بردم يادش بخير اميدوارم كه جناب نوري زادبااصلاح اين سايت و باكنترل نوشتارهتاكان وهرزه نويسان به وضع اين سايت ساماني بخشدوبادعوت ازآقاسيدمرتضي ،ايشان هم برگرددوازعلم زلالش همگان مستفيدشويم. ايشان يادش بخيرباد؛باشناختي كه من حقير بابضاعتي مزجات ازنوشتارش دارم محققي فرهيخته وعالمي فاضل درعلوم ومعارف اسلامي وباقلمي شيوا درنگارش مطالب اگرنگويم نبوغ فوق العاده دارند حتما فرزانه اي كم نظيرهستندبدون تملق وچاپلوسي كه ازاين اوصاف متنفرم.

      واما موضوع عصمت انبيا واوصيا باقطع نظرازنقل يعني كتاب وسنت؛عصمت انبياواوصيا امري عقلاني است همانندقبح ظلم ووحسن عدل.

      زيراكه اگررهبرالهي داراي عصمت نباشد امت ياانسانهاي متبوعش را به بيراهه وگمراهي رهنمون مي كند. خليفة الله درروي زمين لابدوناچار وبه ضرورت عقلي بايدداراي عصمت ومصونيت ازخطا باشد دربيان وحي وكلام الهي وهمچنين درتبيين وتفسيروتوضيح آن وهكذادررفتاروگفتاراجتماعي ومعاشرت روزمره هدايتگرانه بامردم. واگرچنين نباشد نقض غرض الهي لازم آيدوخداوندمنزه ازآنست نقض غرضي دركارش باشد.
      زيراكه پيامبران سفيران الهي براي هدايت مردم بسوي سعادتشان مي باشد وحجت ظاهري خداوند برخلق خويش هستند كه خداوندازميان مردم باعلم وحكمت خويش اينان رابرگزيده است ومعناي ثواب وعقاب بندگان برهمين مبناهست واگرارسال رسلي نبود ثواب وعقاب معنانداردوكيفرظالم وپاداش عادل نيزبي معنا خواهدبود وغرض عمده ازارسال رسل غبارروبي عقول وانديشه انسانهااست “ليثيردفائن العقول”ازكلام امير-ع- وعقل كه درانساها بالاترين وارزشمندترين نعمت الهي است حجت باطني خداوند برانسانهااست. يعني پيامبران حجت خداوند بر انسانها وعقل حجتي ميان خداوانسان است.
      پس بااين بيان برهاني وعقلاني بالضرورةبايدانبيا واوصيا داراي عصمت باشند. وهرگروهي كه عصمت انبياواوصيارامنكراست وقبول ندارد،اونه ازعقل خويش بهره اي برده ونه ازعلم معارف وعلم كلام اسلامي توشه اي برداشته است درهرجايي كه تحصيل كرده باشد.

       
    • سلام جناب باصف
      قسمت دوم جوابتان

      واما دليل نقلي برعصمت خاص پيامبراسلام علاوه برآيه تطهير سوره 33وآيه33كه درشأن پنج تن آل عبانازل شده است بگواهي مفسرين قريب به اتفاق فريقين شيعه وسني ازقبيل زمخشري وفخررازي وديگران؛ آيات 44-46 سوره الحاقه كفايت مي كند:”ولوتقول علينا بعض الاقاويل . لأخذنامنه باليمين. ثم لقطعنامنه الوتين.”
      ت= اگراو-پيامبر-پاره اي ازگفته هارابه دروغ برمامي بست،مااورابشدت مي گرفتيم، سپس رگ قلبش را پاره مي كرديم.”
      ملاحظه مي فرماييدكه دروغ نبستن پيامبربركلام وسخن خداوندمتفرع برعصمت ومصونيت ازخطا مي باشد تاكلام خداوندرا آنگونه كه دريافت كرده است به مردم ابلاغ نمايد.
      وآيا كسي كه به سوي حق هدايت مي كند،براي پيروي شدن شايسته تراست ياكسي كه هدايت نمي يابدمگرآنكه هدايتش كنند؟
      لازمه عقلي اين هدايتگربه سوي حق آشنايي باحقيقت حق وآشنايي ومعرفت وشناخت راهي است كه بسوي حق رهنمون است؛ داشتن عصمت اين پيامبر هدايتگر است.
      واما درموردصلح حديبيه ونزول سوره فتح ؛بله پيامبر هم به اسم جلاله “الله “خط كشيدوهم به كلمه “رسول|”زيرامشركان مي گفتند اگرالله ورسالت توراقبول مي كرديم نزاعي واختلافي نداشتيم. واما مسأله فقط تحريم اقتصادي نبودبلكه ازهرجهت مدينه درمحاصره وتنگنابود ولذا برموفقيت پيامبر دراين صلحنامه خداوندمنت نهادبرمسلمين و مجازبودند سال بعدباهمه ياران درسه روزخلوت مكه برايشان مناسك حج راانجام دهندوامابافتح خيبروديگرفتوحات وبعدسال هشتم بافتح مكه مشركان ذليل شدند وتسليم وجرأت انتقام ازپيامبررانداشتندكه گناهي بسياربزرگبرذمه اومي پنداشتند وخداوندبااين صلح وفتوحات ديگرواين گناهي را كه مشركان برپيامبرباركرده بودند ودرانتظارانتقام بودندباذليل شدنشان اين گناه عفوومغفورله شد.
      نكته ديگراينكه چنين نيست كه تفسيرآيات قرآن باپيش فرضهايي تفسير وتدوين شده باشد بخصوص كه تفسيرالميزان مرحوم طباطبايي بادقت تمام درمعاني آيات وبادرنظرگرفتن معاني آيات ديگر درموردآيه اي كه تفسير مي كندرادارند ونام تفسيرش تفسيرقرآن به قرآن است وازدقايق عقلي وروايات نيزبهره گرفته اندوبفرموده شهيداستادمطهري-ره- اين تفسير بعدازصدها سال ارزش واعتبارش معلوم مي شود تفسيري است كه نظيرندارد وبااحاطه برتفاسيرمعتبرديگر اين تفسيردرس وبحث وبعد تاليف شده است.بااحترام
      ارادتمندتان
      مصلح

       
  25. زینب الغزوی، نجات‌یافته حمله به شارلی ابدو، با وجود فتواها و تهدید شدن‌ها به مرگ، کتاب تازه‌ای منتشر کرده که می‌تواند زمینه ساز بحث‌های مختلفی باشد. او در حال حاضر مخفی است و تحت حفاظت ۲۴ ساعته قرار دارد: تنها زنی که در فرانسه تحت چنین حفاظتی است.
    زینب الغزوی، روزنامه‌نگار شارلی ابدو، اتفاقا در زمان حادثه یعنی ۷ ژانویه سال گذشته، در کازابلانکا بود. تروریست‌ها آن روز را روز «انتقام پیامبر» نامیده بودند. آنها به دفتر مجله طنز شارلی ابدو در پاریس رفتند و دست به قتل ۹ نفر از کارکنان روزنامه زدند. حالا زینب معتقد است که وظیفه دارد از اراده اسلامگرایان برای ساکت کردنش سرپیچی کند.

    زینب در شبکه‌های مجازی با شعار «این فاحشه را بکشید» به مرگ تهدید شد، چون به بازماندگان روزنامه شارلی ابدو کمک کرده بود که نخستین شماره پس از این کشتار را منتشر کنند. او همچنین درباره این کشتار با رسانه‌های عربی به زبان عربی مصاحبه کرده بود. سرانجام مجبور به ترک پاریس و توقف فعالیت‌های حقوق بشری خود شد، اما از نقد بی‌رحمانه مذهبی که با آن بزرگ شده است، دست برنداشته است.

    او در مصاحبه‌ای مفصل می‌گوید چرا فاشیسم اسلامی باید نابود شود.
    ………….
    این روزنامه‌نگار و جامعه‌شناس دین، در مصاحبه‌ای با سایت «زنان جهان» در جریان سفری به نیویورک می‌گوید: «من حق ندارم که از مبارزه دست بردارم یا آزادی‌ام را رها کنم. اگر دولت فرانسه از من محافظت می‌کند، این کار محافظت از یک شخص نیست، آنچه از آن محافظت می‌شود آزادی من برای انتقاد و آزادی بیان من است.»

    «احمقانه است، من هیچ کار غیرقانونی‌ای نکرده‌ام و چیزی برای پنهان کردن ندارم، اما در حالی که تروریست‌هایی که ما را تهدید کردند آزادانه زندگی می‌کنند، من باید با محافظ زندگی کنم.»

    زینب می‌گوید از اینکه خشونت و استبداد زن ۳۴ ساله‌ای مانند او را مجبور به زندگی در خفا کرده، خشمگین است: «اگر از آنها حرف بزنی، به تو برچسب اسلام هراس و نژادپرست می‌زنند. من نژادپرستم؟ من می‌توانم چیزهای ساده‌ای درباره فرهنگ عرب به آنها یاد بدهم. می‌توانم یادشان بدهم که غنا و تنوع فرهنگ‌شان را درک کنند. معتقدم که این فرهنگ، تنوعی جهانی دارد؛ چون تو می‌توانی عرب، مسلمان و در عین حال آزاداندیش باشی.»

    زینب می‌کوشد با وجود تمام محدودیت‌ها زندگی‌اش را بکند، این روش او برای مقابله با ترور است. او زیبا و خوش‌پوش است و موهای بلند مجعدی دارد. لباس مشک پوشیده و شبیه ستاره‌های دهه ۴۰ سینماست، هربار درباره روز ترور حرف می‌زند، منقلب می‌شود اما در صحبت از لزوم اصلاح‌گری در تمدن اسلامی، نترس است.
    …………..
    https://www.radiozamaneh.com/303962?utm_source=feedburner&utm_medium=feed&utm_campaign=Feed%3A+radiozamaaneh%2FMTcd+%28Radio+Zamaneh%29

     
  26. پدیده تازه ای برای رفع درد خماری؛ نوزاد من حراج

    20 روز دیگر به دنیا می آید اما به جای اینکه مادرش انتظار آمدنش را داشته باشد او را پیش فروش کرده؛ این سرنوشت نوزادی است که مادر کارتن خوابش برای تامین هزینه مواد او را به حراج گذاشته است.

     
  27. مسلمان ايرانى

    درود
    فردى درسايت نورى زاد حضور دارد كه كنترل اعصابش را از دست داده تا دير نشده به دادش برسيد
    در نوشته اخير نوشته كه :ایرانی هیچگاه ایرانی را قتل عام نکرده است
    خوب با امثال اين دانشمند فرهيخته چه تعاملى بايد داشت
    تاريخ معاصر را بخون ببين دهها قتل عام بوده

     
  28. اگر شیخ، سید است که ایرانی نیست
    واگر سید نیست رهبر نیست
    که به دروغ سوار بر اعتقادات شده است

     
  29. واماتاريخ صحيح ازدواج پيامبر-ص-باخديجه درسن 27 سالگي خديجه بوده است وتولدحضرت فاطمه درپنج سال قبل ازبعث بوده است وبااين حساب هنگام شهادتش بيست وهشت سال داشته اند نه هيجده سال بله هيجده ساله بودنش شهرت داردامااين شهرت غلط وغيرواقعي است . مدرك تاريخ الخميس است كه تاريخ صحيح ودرستي است. واستادمان مرحوم سيدجعفرشهيدي استادتاريخ اسلامي نيز دركتاب زندگاني حضرت فاطمه متعرض اين مسآله شده اندكه تولد فاطمه دخترپيامبر پنج سال قبل ازبعثت بوده است نه اينكه پنج سال بعدازبعثت باشد.بااحترام
    مصلح
    ………………………
    1400 سال است که این قوم /////// با دروغ و زور و نیرنگ بمردم زورآور کرده اند که خدیجه 40 ساله دارای دوشوهر قبل از ازدواج با محمد 25 ساله بوده.تمام کتب دبستانی را به این /////// خرافات پر کرده اند.الآن که علم براحتی می تواند دروغگو بودن //////// را برملا کند دست به لاپوشانی دروغهای قبلی شده اند.سید مرتضی هم همین /////// را قبلا می گفت.ولی باید به این افراد بی پرنسیب و دروغگوی گفت که اب ریخته را نمی توانید برگردانید.اکثریت مطلق مسلمین و منابع و ////// دینی تان پر از چنین دروغهائیست. در حقیقت سالهاست که شماها به پایان خط رسیده اید و دروغهای شما بی مسماست و خریداری ندارد.نه با این دروغها ////// ///////////////////////////////////////////////////////جناب آخوند!

     
  30. دوست عزیز آقای کبیری
    من دیدگاه قدیم را بیان کردم ، اینکه ،اکنون دیدگاه دیگری است و علم و تجربه ثابت کرده است که دوام و بقای انواع در با هم آمیختن است را در نوشته قبلی (در هم آمیختگی هموزاپینس و نئونتالها در ظی ۲۰ هزار سال است که به ظهور انسان کنونی ۳۰ هزار سال پیش انجامید) بیان کردم .
    آقای نوری زاد عزیز نکته بسیار مهمی را بیان کردند ، و آن اینکه بر طبق قانون ، آقای خامنه ای حق رهبری ایران را ندارد چون ایرانی اصل نیست .

    تفاوت گذاری در اجرای قانون یعنی ایجاد نابرابری (عوام و خواص ، معمم و غیر معمم)و ظلم بر دیگری است . من با شما کاملا موافقم، و به این خاطر از فردوسی نمونه آوردم ،سعی می شود در همین سایت ، نظرات مخدوش شوند ، در مورد قدیم بحث باز است و من جاهلیت قدیم را باور ندارم چه بسا جاهلیت امروز بیشتر است ، حداقل در قدیم انسان خود را از طبیعت می دانست و بدان ارج می نهاد .
    همانطور که گفتم ما با پدیده ای روبرو هستیم که برای بشر بسیار خطرناک است و تنها چاره نیز خرد و عقل است.

     
  31. از زبان فرزند هاشمی

    فائزه هاشمی، فعال سیاسی “اصلاح‌طلب” و دختر علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی می‌گوید که به آینده‌ «خوش‌بین‌» نیست چرا که در کشور مشکل «مدیریت» وجود دارد و این مشکل در دولت حسن روحانی نیز باقی مانده است.

    خانم هاشمی در گفتگویی با “تاریخ‌آنلاین” از وجود یک «نگاه امنیتی» در انتصاب مدیران در جمهوری اسلامی سخن گفته به طوری که «اکثر مدیران نظام، یا اطلاعاتی هستند، یا حراستی و یا سپاهی» و «مدیران لایق به خاطر فشارها و پرونده‌سازی کنار می‌روند».

    او در ادامه‌ به وزیری در کابینه‌ی حسن روحانی اشاره می‌کند که در سال‌های نخست بعد از انقلاب در «کمیته‌های پاکسازی» حضور داشته و امروز نیز همان نگاه را در وزارت‌خانه‌ی تحت مدیریتش پیاده کرده است.

    به گفته‌ی فائزه هاشمی، این وزیر، پیش از انتصاب مدیرانش برای آن‌ها پرونده‌سازی می‌کند و هرگاه مدیری به دستور وی عمل نکند، با استفاده از آن پرونده‌ها حرفش را به کرسی می‌نشاند.

    نسخه‌ی کامل این گفتگو را می‌توانید در لینک زیر ببینید.

    http://www.aparat.com/v/8HxV6

     
  32. جناب نوری زاد
    رنگ عمامه نشان میدهد از سّر ضمیر!
    برای همین دیگر نیازی به این توضیحات و جزئیات نبود.
    در مورد ملیت و نژاد هم که محققان این امر، در آخرین تحقیقات خود خط بطلان کشیدند به خالص بودن نژاد انسانها؛ در این تحقیقات کسانی بودند که چندین نسل در یک کشور بوده اند ولی با بررسی ژن آنها و مراجعه به بانک ژن موجود دریافتند که ملیت آنها دو یا چند رگه است. جالب اینکه در این تحقیقات هیچکدام از کسانی که مورد آزمایش قرار گرفتند نژاد خالصی نداشتند، بهترین نتیجه حدود 70 درصد بود. با توجه به این مطلب هیچیک از ما نمیتوانیم ادعا کنیم که نژاد و ملیتِ خالص ایرانی داریم. همچنین با مطالعۀ تاریخ در می یابیم که انسانها از ابتدای تاریخ تا امروز دائم به مناطق دیگر کوچ میکردند و به تعبیر امروز مهاجرت، دلایل بسیاری هم داشته که مهترین دلیلش در جستجوی سرزمین و زندگی بهتر بوده. در اینکه خامنه ای دورگه و یا چند رگه باشد شکی در آن نیست ولی می توان گفت که بیش از هفتاد درصد ایرانیان و مردم بسیاری از نقاط کرۀ زمین اینگونه هستند. اجداد ما در قارۀ آسیا و اروپا از مناطق سردسیر شمالی کرۀ زمین به مناطق گرمتر، سرسبزتر و خوش آب و هواتر کوچ کرده اند و در این بین قبایل مختلف با هم درآمیختند و همینطور وقوع جنگهای بسیار در طول تاریخ یکی از دلایل التقاط نژادها بوده.
    امروز دیگر کلاه جناب خامنه ای پشمی ندارد و با توجه به رخدادهای اخیر مشخص شده که سپاه و عوامل آن خیلی وقت است که ادارۀ کشور را بدست گرفته اند که از سال 88 به این سو گستاخانه هر زمان که خواستند این امر را به رخ مردم ایران کشیده اند.در فقرۀ اخیر،به پیام و فرمان 18 ماده ای خامنه ای در خصوص قانون انتخابات دقت کنید که به عدم دخالت نظامیان در امر انتخابات نیز تأکید شده بود ولی شاهد بودیم که بلافاصله چند سردار سپاه به شکلی گستاخانه و هنوز جوهر فرمان خشک نشده به شکلی تهدید آمیز و از موضع قدرت گفتند که این پیام و فرمان ربطی به مسئولیتهای سپاه ندارد و تلویحاً اشاره کردند که سپاه بالاتر از هر قانونی ست؛ هر زمان لازم ببیند در هر امری دخالت میکند که مهمترین آن هم انتخابات است! کافیست به حجم گستردۀ ساخت و سازهای انجام شده پس از سال 88 دقت کنید، خصوصاً در منطقه 22 تهران و در انتهای غربی بزرگراه همت و یا خرازی، یک تهران جدید در این منطقه از زمین سر برآورده با ان آسمان خراشهای رنگارنگ و شهرک های تنیده در هم. بیش از 90 درصد املاک، زمینها و پروژه ها به نام سپاه پاسداران است. منطقه 22 تا دو سال قبل پاک ترین منطقه تهران بود ولی امروز آلوده ترین منطقه شده. تازه این تنها یکی از صدها مواردی بود که سپاه قبضه کرده، ببینید سپاه پاسداران از یک نهاد نظامی و امنیتی چگونه در طی سالیان پس از جنگ تا امروز، تبدیل به یک غول نظامی، سیاسی و اقتصادی شده که هیچکس را دیگر یارای مقابله با آن نیست. سپاه پاسداران بسیاری از پروژه ها را با استفاده از سرمایۀ بدست آمده از فعالیتهای بدون نظارت شرکتها و بنگاه های اقتصادی جناب خامنه ای به سرانجام میرساند و سود خالص را روانۀ جیب خود میکند. قدرت پنهان و تصمیم گیر اصلی در این کشور سران سپاه پاسداران هستند و خامنه ای تنها یک وسیله است. او نباشد کسی دیگر را جانشین او میکنند.
    پس:
    1- خامنه ای همانقدر غیر ایرانی است که من و شما هستیم. خامنه ای همانقدر ایرانی است که من و شما هستیم.
    2- تصمیم گیری های خامنه ای در بسیاری از مواقع دیکته شده از طرف سپاه است و هر زمانی که دور برداشته و از خودش چیزی گفته، سپاه بلافاصله موقعیت شکنندۀ او را به وی گوشزد کرده. هر آنچه جنایت و ظلم سازمان یافته در این کشور رخ میدهد، سر نخ و آبشخور آن به سپاه پاسداران ختم میشود و خامنه ای تنها یکی از اعضای سپاه است و حق رأی او یک نفر است و نه به عنوان فرماندۀ کل قوا.
    امروز شاید عنوان “سخنگو و یا پادوی سپاه پاسداران” بیشتر برازندۀ خامنه ای باشد.

     
    • ایلقار
      درود بر نو ریزاد و تمامی مبارزان راه حق و آزادی
      1- من نمیدانم چرا دوستان به این مسئله توجه نمیکنند که دو رگه ای ها رئیس جمهور و رهبر باشند یا نباشند نظر شخصی نوریزاد محترم در باطن اگر باشد (که فکر نمیکنم اینجوری باشد) در اینجا مورد نظرش نیست ، بحث بر سر این است که بر طبق قانون اساسی مصوب خودشان انتخاب آقای خامنه ای به عنوان رهبر از اول خلا ف بوده همچنانکه جلال الدین فارسی را از رئیس جمهور شدن بر طبق همین قانون باز داشتند .از انجائیکه تمامی کارهای سران حکومت هول هولکی و بدون برنامه مدون می باشد درانتخاب این شخص به عنوان رهبر چنانکه اصل مرجعیت رهبر را فی الفور از قانون اساسی حذف کردند ویک شبه آیت اللهش کردند،می توانستند این اصل را هم بر دارند . منتهی به قول نوری زاد به مغز فندقی شان نرسیده و نمی دانستند بعدها فرد تیز بینی پته شان را روی آب می ریزد .
      2-درمورد دعوت ازآقای نوری زاد برای مناظره ، معلوم نیست اینها دنبال چه می گردند. (شاید هدف چیز دیگری باشد که از آقای مهدی خزعلی بعیداست ) تمامی گفته ها ونوشته های نوریزاد به طور آشکار و تقریبا مستند بیان شده و به نظر من چیز مجهولی در ادبیات وی که به جرات می توان گفت قوی ترین و خاص ترین نثر در نوع خودش است ، وحود ندارد . با این حال شکی وجود ندارد که وی از این خوان هم سر بلند بیرون خواهد آمد و بر سفسطه ها و مغلطه ها پیروز خواهد شد .

       
    • سلام جناب واقع بين
      اينكه سپاه همه كاركشوراست دراين شكي نيست اماچنين نيست كه سيدعلي خامنه اي آلت دست ووسيله سپاه باشد بلكه بايك عزل ونصب هريك ازسپاهيان وسرداران قلدر بجاي خودمي پرند. اين خواست آقاي خامنه ايست كه سپاه دربيشتراموركشوري دخالت كنند وگرنه همگي محتاج قپه وستاره هستندوگداي درخامنه اي .پرستش خامنه اي بخاطرپرستش جاه ومقام وزخارف دنياهست نه ازروي اعتقاد.بااحترام
      مصلح

       
      • بله، حق با شماست دوست گرامی:
        خامنه ای که رهبر حساب می شود امکاناتی دارد. از جمله اینکه شروع کند از همان بالا به اصلاح نظام ، انتخابات و مطبوعات و رسانه های گروهی را آزاد کند، زندانیان سیاسی و محصورین را بدون شرط و شروط آزاد کند، تضمین بدهد که طبق قانون اساسی شکنجه و اقرار گیری از راه شکنجه یک بار برای همیشه ممنوع است ، تفتیش عقاید ممنوع ، اقلیت های قومی و مذهبی در بیان عقاید و برخورداری از حقوق انسانی متساوی با همه ، شنود و سانسور ممنوع، قوۀ قضائیه مستقل و موظف به احقاق حقوق و علنی کردن دادگاه ها و دادرسی قانونی برای همه ، ولایت مطلقه و نوع حکومت به رفراندوم نهاده شود…..، ای وای من ترمز کن . خدا را چه دیدی که اگر خامنه ای این اصلاحات را بکند، میلیون ها نفر از مردم چنان از او حمایت کنند ، که سپاه یا مجبور به عقب نشینی و ادغام در ارتش شود ، یا جوی خون جاری کند.آیا می شود؟ ای بسا آرزو که خاک شده است.

         
      • سلام جناب مصلح، سلام از بنده
        ما مردم ایران ظاهر امر را میبینیم. فرمان این عزل و نصب ها هم از افرادی که در رأس هرم سپاه پاسداران هستند خطاب به خامنه ای صادر میشود و او فقط به آن جنبۀ تشریفاتی موضوع می پردازد. خامنه ای امروز همان خامنه ای زمان میر حسین موسوی است، یک مترسک. عجیب است بازی روزگار و تکرار تاریخ. من از افراد با نفوذ و قدرتهای کمتر شناخته شده و ناشناس میگویم و نه آنها که بدنبال قبه و درجه هستند. خامنه ای قبل از سال 88 با خامنه ای امروز بسیار متفاوت است. باور کنید همین کلمه و واژۀ ” دشمن ” را هم، مجبور است که در تمام سخنرانی هایش تکرار کند چون از قبل به او گوشزد میشود. شما نمیتوانید از یک فرد کهنسال، مریض و رو به موت انتظار داشته باشید که در این ایام پایانی عمر خود، بخواهد برای اول شخص شدن خود بجنگد. او در این مقام رهبری تا پایان عمر خود میماند ولی فقط به شکل سمبلیک. او خود عضو سپاه پاسداران است و صاحب رأی، ولی در جمع سران بزرگ این سازمان مخوف او فقط یک رأی دارد اگر چه در ظاهر ممکن است فرماندۀ کل قوا هم باشد.

         
    • تمام دستورات از کرملین میرسد
      والسلام

       
  33. جناب مستطاب مصلح ، اولا” مگه من با شما شوخی دارم که حضرتعالی وارد بحثی میشوید که ظاهرا” تهیه و نوش جان هم کرده اید که از طعم آن و وصل با آن خبر دارید و کیفور شده اید ؟ دوما” بنده یک استدلال تجربی کردم و در اصول منطق و فلسفه وارد نشده ام که شما موارد نقض قانون را برایم ردیف میکنید. چون قضاوت در باب علوم عقلی و تجربی متفاوت است . بنده نظر علمای شیعه را برایتان گفتم حالا اگر یکی از علما نظر دیگری دارد خلاف این نظر ، شما بگو نظر این عالم دینی هم این است و شما ( حضرتعالی ) هم در مورد 1400 سال پیش نمیتوانید اظهار نظری مبتنی بر واقعیت ارائه کنید. شاید راست باشد شاید دروغ و آموزش و پرورش نظام جمهوری اسلامی هم بیخود کرده که درباره علوم تجربی که سالهاست تجربه شده و موارد نقص و نقض ندارد در کتابهای درسی اظهار فضل میکند . این وفور را هم خوب آمدید حتما” این وفورتان از قبیل همین وفور معجزاتی است که در امامزاده ها برای شفای بیماران وجود دارد که اصلا” نمیتوان آنرا علنی کرد مانند وفور در استدلال جناب مستطاب مصلح . جنابعالی که حتما” حوزوی هستی بهتر میدانی که در باب مسائلی که در آن بین مسلمین اختلاف هست اجماع نظریه دانشمندان مسلمان بعد از قرآن و سنت میباشد پس بهتر است به این اجماع نظر احترام بگذاری و مست از شراب رز نظر فردی مطابق سلیقه ات ندهی . میگویند روزی روباهی خروسی به دندان گرفته بود برای نهار ، خروس در باب فکر فرار به روباه گفت بیا تورا به جان خودت مرا به نام یکی از پیامبران بخور . روباه هم در همان حالی که دندانهایش بسته و روی گوشت خروس بود گفت جرجیس و خروس را خورد . حالا جناب مصلح از بین این همه عالم شیعی و غیر شیعی تو هم تاریخ الخمیس و استاد خودت را نام بردی . بهتر است کمی از حال نشئه شراب روحانی رز بیرون بیایی و نظریه علمای دیگر را هم دریابی . باقی فدات

     
    • خیلی عجیب است که بعد از قهرِ فرخنده سید مرتضی ، سرو کله فردی بنام مصلح پیداشده ( شایدهم قبلا بوده و دوباره ظهور کرده ) باهمان /// فکری و همان تعصبات آخوندی ظاهرا به نیابت سید؛ مباداکه اسلام رحمانی !!! در این سایت مظلوم واقع بشود !!!

       
  34. خواهشا آقای نوری زاد این دو اینک خبر رو بخونبد .دلم میخاد زار زار گریه کنم .
    متن خبر جریمه ایران در کرسنت را بخوانید .به عنوان یک ایرانی حالم داره بهم میخوره.چقدر منابع این ملت هدر میرود.خدایا مگر ما چه کرده بودیم به چنین سرنوشتی دچار شویم…دلم واقعا برای خودم و جوان های دهه 60 می سوزد.
    باخت نهایی ایران در داوری کرسنت
    http://asremrooz.ir/vdcg3u9quak9uq4.rpra.html
    http://alef.ir/vdchqknxm23nwid.tft2.html?394275
    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13950717000526
    تقسیم غنایم دو کشور عربی با اموال مردم ایران
    http://alef.ir/vdcb8wbfsrhb08p.uiur.html?368115

     
  35. جناب نوریزاد،

    ایران ۱۴۰۰ سال هست توسط اعراب اشغال شده، خمینی هندی زاده بود و لاریجانی‌ها هم ایرانی‌ نیستند و صالحی هم عراقی‌ هست. اینا بر کسی‌ پوشیده نیست.

     
    • ایراندوست گرامی درود بر شما
      لپ مطلب هم اینجاست، راس حکومت ایران وغارت منابع طبیعی ایران را مشتی( ناکس ) به عهده دارند و ملت ایران را وسیله ای برای اهداف خود قرار داده اند.
      وگرنه باید سوال وبازخواست کرد و حق مردم است که بدانند هزینه های دولت و کشور صرف
      چه می شوند؟ مگر کشوردولت مردمی اسلامی ندارد؟ اما ااین از ما بهتران همچنان با پنبه مردم ایران را سر و گوش می برند، و تنها چاره ریختن این زباله ها در آشغالدانی تاریخ اتحاد ایرانیان است و باید مردم ایران دسته بندی دینی و عقیدتی را کنار گذاشته و فرا از عقاید شخصی ، متحد شوند .

       
  36. علی جنتی با همه فراز و نشیبهای زمان وزارش نهایتا استعفا داد و رفت و شاید هم بنوعی عافبت به خیر شد. اما آیا با استعفای این وزرا مشکلی حل میشود و یا در بر همان پاشنه خواهد چرخید؟
    بنظر میرسد که مشکلات ارشاد قبل از ان که مسئولش وزیر باشد بیشتر متوجه جناب رئیس جمهور است. وقتی ایشان از وزیر خود می خواهد که بایستد و مقاومت کند منظور چیست؟ مثلا وقتی علم الهدی یک تنه در مقابل کنسرتها می ایستد و مجوزآنها را به زباله دان می اندازد ، ایستادن و یا مقاومت وزیر ارشاد باید چگونه باشد؟! آیا مسئولیت برخورد با این امام جمعه شورشی فقط با وزیر است؟
    واقعیت این است که مقصر اصلی این ماجرا خود جناب روحانی است که نه تنها در برابر این موضوع و بلکه سایر موضوعات هم مقاومتی از خود نشان نمیدهد. حل مشکل علم الهدی که با توجه به ضعف رئیس جمهور تبدیل به یک موج تخریبی در بین سایر امامان جمعه فرصت طلب هم شد فقط همت آقای روحانی را می خواست نه مقاومت وزیر را.
    آقای روحانی اگر جرات میکرد و نامه ای به رهبر می نوشت و ضمن توضیح تخریب اقتدار سیاسی کشور توسط نماینده وی در مشهد از او میخواست که جلوی ترکتازی های نماینده خود را بگیرد و تذکر میداد که او بعنوان رئیس جمهور نمی تواند این وضع را تحمل کند قطعا وزیر ایشان هم جرات بیشتری می یافت و اگر این نامه را سزگشاده هم مینوشت دو چندان اثر داشت.
    اگر آقای روحانی جرات میکرد و بر علیه علم الهدی شکایت میکرد در اینصورت میتوانست از جنتی انتظار مقامت داشته باشد. ولی نکرد..

     
    • آقای علوی، خود این یارو هم یکی از اوناست. خودش هم در این حکومت در مشاغل مختلف از این ترکتازی ها کرده. یه همچین نامه به این دومی بنویسه، نامه اعمال خودش رو توی این ۴۰ سال صاف میزارن جلوش بهش میگن … (سه نقطه از مش قاسم) شو. رطب خورده منع رطب کی کند!

       
  37. با سلام و درودهاي گرم و پرمهر
    بازتاب تجاوز قاري قرآن محبوب رهبر نظام به چندين نوجوان در جامعه
    گيتي پورفاضل، حقوقدان، در گفتگو با راديو ندا از بازتاب گسترده قضيه تجاوز قاري قرآن بيت رهبري به نوزده نوجوان در جامعه سخن مي گويد. اين وكيل شجاع خانواده ستار بهشتي با بيان اينكه ” جامعه از اين قضيه خيلي زخم خورده است ”، گفت : ”جامعه ما آتش زير خاكستر است!”

    http://radio-neda.blogspot.com/2016/10/blog-post_24.html

     
  38. سلام جناب نوری زاد گرامی ازتوجه به مسودات این حقیرمتشکرم . وازارسال ایمیل جناب سیدمرضی نیزسپاسمندم بدرود . واما یک پیشنهاددارم اینکه به هرزه گویان درسایتت رومده بلکه نقادی مؤدبان رادرج کنید تاسایتتان ازوزانت علمی وجدالی واخلاقی وانسانی بیشتر بهره مندباشد وگرنه سایتتان روبه ابتذال وهرزگی می رودوازاعتبارمی افتد. من ازافشاگری های دروغ ودغل وغارت این ظالمان حاکم لذت می برم اماباید اسنادمستندباشدوگفتارهاوزین ومؤدبانه تاموجب انکارنشود. من هم برای این انقلاب خیلی زحمت کشیده ام اماآن آرمانهایم محقق نشدند که هیچ مواجه شدیم باحکومت متحجران متکبر وظالمان معاویه ومامون صفت ودغلباز ومزور وحیله گر . اما من ازاصلاح امور ناامیدنیستم بخصوص بارسوایی که دراین هشت سال ببارآوردند وکلک خویش را کنده اند واکثریت مردم متوجه تزویر وغارت اینان گشته اندودرمرحله منزوی ساختن این ظالمان هستندچنانکه انتخابات هفت اسفندگویای همین است. بیش ازاین تصدیع نکنم بخدامی سپارمت وموفقیت روزافزون برایت مسألت دارم دربیدارکردن ملت ایران.

     
  39. دکتر نوری زاد عزیزسلام

    آثارزیادی اعم ازنمایشنامه ورمان وداستان کوتاه ومقاله وبخصوص تفسیر مثنوی دارم که آماده چاپند،ولی امکان چاپ ونشرشان راندارم.

    ——————————————-

    “انقلاب اسلامی اززوایه ای دیگر”

    چندین قرن مداوم امپراتوری عثمانی با تکیه براسلام بسیاری ازکشورهای اروپا راموردتاخت وتازقرارداد.بطوریکه پای سربازان وسم اسبان عثمانی تاپشت دروازه های پاریس و وین هم رسید .بخشی از مردم بالکان به اختیار یابه اجباربه اسلام گرویدند.اروپاییهایی که قرنهارنج تسلط کشیشان منجمدمسیحی راتحمل کرده بود اینبار توسط آخوندهای مسلمان درمعرض تهدید انجمادقرارگرفته بودند که اگرشکست میخوردندبرای همیشه نورعلم وفرهنگ وآزادی بافتواها وشرعیات اسلامی خاموش میشد.و
    دانشمندان عصررنسانس اینباربایدتوسط آخوندهای مسلمان گردن زده وزنده زنده درآتش میسوختند.(شایدبعضی دوستان ایرادبگیرندکه اسلام موافق علم است!!!ولی توجه داشته باشید که بسیاری ازروحانیون مسلمان درهمین ایران خودمان تا عمرداشتندازآب لوله کشی وچراغ برق ویخچال ورادیو وتلویزیون استفاده نکردند!!اگراینان برجوامع اروپایی تسلط پیدامیکردندآیاهرنوع ابداع واختراع رابانام بدعت خاموش نمیکردند؟آیاهرفکرنووهرفلسفه ای رابابهانه اینکه غیراسلامی وغیرشرعیست خفه نمیکردند ؟؟؟) اروپاییهارنجهای بیشمار کشیدندتاتوانستندسرانجام این دشمن(اسلام مهاجم به فرماندهی امپراتوری عثمانی) نیرومندومهاجم راازپادرآورند.ولی ازآن تاریخ به بعدهرگزازدشمن تاریخی خود غافل نبوده ونیستند.پس ازپایان جنگ جهانی اول وفروپاشی امپراتوری عثمانی کمال پاشاآتاتورک درترکیه ورضاشاه در ایران مآمورسرکوبی وتضعیف اسلام در ایران وترکیه شدند.رضاشاه با ملایمترین شکل ممکن دست به اصلاحاتی ظاهری زدوموفق شدکارهایی بسیارسطحی انجام دهدوبرای مدتی لباس روحانیت رامحدودوکشف حجاب کند.رضاشاه حتی روحانیون راهم زندانی نکردچه رسد به کشتن !!!ولی آتاتورک خشونت بسیاری بخرج دادوبسیاری ازروحانیون رااعدام وبسیاری راهم سلب تابعیت واز ترکیه اخراج کرد.هردو کلاه جامعه خود راعوض کردندولی سر ومحتویات ذهن واندیشه مردم همانی بود که بود.اروپاییها اینبارنعل وارونه زدند وخودروحانیون را مآمورنابودی وریشه کنی اسلام کردند. با وقوع انقلاب اسلامی درایران پس ازنزدیک به چهاردهه اسلام حتی درذهن پیرمردان وپیرزنان هم قابل پذیرش نیست ،روشنفکران از دین بیزاروحتی قشرهایی ازروحانیت هم درصددفاصله گرفتن ازآنند.ادامه این روند باعث میشوددردهه آینده اکثریت مردم ایران لائیک و خودراپیروهیچ دینی ندانند وبخصوص ازاسلام دوری جویند.در جامعه ترکیه که جامعه ای بنام جامعه روحانیت وحوزه علمیه نبود این وظیفه به عهده آخوندهای کراواتی امثال نجم الدین اربکان ورجب طیب اردوغان و فتح الله گولن گذارده شده،اپیدمی و سندرم اسلام که چهاردهه پیش جامعه ایران رادربرگرفت ومردم رادچارفقروفلاکت ونکبت واعتیادوفحشاوبیکاری وناامیدی کرده اینک گریبان تورکهای آناتولی راگرفته وهمزمان داعش وطالبان والقاعده وبوکوحرام وحزب الله ووهابیت نیزهریک درقاره آسیا وآفریقا درحال ایفای نقشی هستند که سناریونویسان مجهول برایشان نوشته وهمه رابه بازی واداشته اند.بازیگران اصلی نادانسته وناخواسته توسط همان دستهای پنهان مدیریت میشوندومردم خودرابامرگ کیفروپاداش میدهندودراین بازی جمعی به هلاکت و بعضی به شهادت میرسند!!!! سناریو نویسان فرقی بین هلاکت وشهادت نمیگذارندوقربانیان باهرلغت وعنوانی که جان خودراازدست بدهند همانیست که آنان میخواسته اند.

     
    • جناب زین الدین
      گفتید و گفتید و در پشت و اعماق گفته هایتان نظریه ی توطئه پشت پرده و اجانب و همان (دشمن خام ) ذهنی را هم جا دادید و بدین طریق مسولیت تمام افراد را برداشته و به چیزی خارجی نسبت دادید .تا به این طریق بگویید که اسلام این گونه نبود و نیست .ا
      جناب ، بعد از بیش از ۱۴۰۰ سال می توانید یک نمونه حکومت مردمی اسلامی را مثال بزنید ؟
      شکستی که عثمانی در جنگ جهانی خورد ، شکست اوهام در برابر خرد بود و شکست سنت در مقابل مدرنیت جامعه، و تا کنون نیز ادامه دارد، زیرا که انسان مدرن باید مسئله دین و عقایدش را حل کند ومسولیت پذیرباشدو هر چیز را به دیگری و شیطان و اجنه وتوطئه و اوهام واگذار نکند .

       
  40. ما هیچ؛ ما نگاه

    نقل قول شده جمعی برای نجات سعید امامی رفتن پیش …؛ اما ایشون گفت تاریخ مصرف سعید امامی تموم شده و “دیگه نمیشه براش کاری کرد”. بعدش؛ شد؛ آن چه شد.
    با توجه به این که سایت آمد نیوز (الان فقط تلگرامش فعاله) هر روز یک سند جدید از پرونده سعید طوسی منتشر می کنه؛ باید پرسید آیا قضیه سعید امامی در حال تکراره و “تصمیم” گرفته شده؟ برام جای سواله این همه سند از کجا دست اینا رسیده؟! آیا ممکنه به زودی سعید طوسی با یک مرگ پیش بینی نشده از دنیا بره؟
    نظر شما چیه آقای نوری زاد؟
    پی نوشت:
    در خصوص محمد علی طاهری؛ من با دو تا از شاگردهاش که به درجه استادی رسیدن مکرر صحبت کردم و دیدم که سخنانشان کم از روان پریش ها نداره. یک بار صراحتا به من گفت فلانی ما قادر به تصرف در کائنات هستیم!! بهتر است برای این که مردم آگاه بشن که اینا هیچی در چنته شون نیست؛ یک برنامه تلویزیونی هم بهشون بدن. نباید با القای مظلومیت برای او؛ توهم معتبر بودن فراهم کرد.

    —————-

    درود دوست گرامی
    بعضی از این سایت های خبری مستقیما از طرف اطلاعات یا سپاه تغذیه می شوند. مثل سایت سپیده دم یا همین آمد نیوز و … در باره ی محمد علی طاهری پیشنهاد می کنم اکنون که وی در زندان است تنها و تنها به حقوق انسانی وی متمرکز شویم. دستگاههای نظام مقدس اگر سواد و کارایی داشتند، با چند برنامه ی رادیویی و تلویزیونی می توانستند فضای بسیار مناسبی را برای نقد اندیشه های آقای طاهری فراهم کنند. در این کشور ترجیح می دهند گونی بکشند سر یکی و ببرندش بیابان و رهایش کنند. تا این که او را در اتاق قاضی با وکیل مدافعش زیارت کنند. طاهری اکنون یک شهروند آسیب دیده و نابود شده است. وی بلحاظ حقوق شهروندی طلبکاری هایی دارد که نظام مقدس نمی خواهد آنها را به رسمیت بشناسد. مثل دیگر زندانیان مان.
    سپاس

    .

     
    • چطور ممکن است سایت آمد نیوز که مرتب در باره خامنه ای افشاگری میکند از طرف سپاه پشتیبانی بشود ؟؟؟ یعنی سپاه ،دستِ روزی رسان و ارباب خودرا گاز میگیرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

       
  41. موضوع دعوت به مناطره از سوی دکتر خزعلی در مورد نطرات آقای نوریزاد مورد توجه علاقمندان به ایشان قرار گرفته است و نظراتی هم ابراز شده است. بنده بنظرم میرسد که جناب نوریزاد نه در صمیمیت و درستکاری دکتر خزعلی شک دارد و نه در خوب بودن این مناظره. تلاش نوریزاد ارتقا توجه عمومی به موضوع اهمیت حقوق بشر است و هر نوع تفکری را که به این نظریه خدشه وارد کند قبول نمی کند. او نمی تواند با دموکراسی و انتخابات مخالف باشد و در عین حال معتقد است انتخاباتی که در آن مردم قادر به آشنا شدن با نطرات مفید و یا مختلف در رابطه با اداره کشور شان نیستند و نمی توانند در مورد آنها قضاوت کنند نباید تشویق شود. او برای مذهب رایج سیاسی بعنوان یک اصل مسلط بر زندگی ایرانیان اعتباری قائل نیست و آنرا چون به ضرر و زیان ایرانی است محکوم میکند. او میگوید روحانیون بدون دلیل و منطق امتیازات سلطه گرانه ویزه ای را کسب کرده اند که در تضاد با منافع ملی است و باید این وضع تغییر کند.
    خزعلی هم با موضوع حقوق بشر مشکلی ندارد ولی معتقد است توسل به مذهب با نگاهی دیگر میتواند راه گشا باشد. او فکر میکند که همین انتخابات مشکل دار هم بالاخره کور سوئی در این بسا ط است. او میگوید هنوز در باور شیعه میتوان عنصر مثبت یافت و آنچه که هست تحریف است.
    اولین چالش این است که کدام یک از این دو نظ میتوانند درست باشند؟ آنچه که ما در صحنه تاریخ بشری می بینیم این است که توسل به مذهب بغیر از تحریک شور و اشتیاق مردم به انجام رسالتی الهی نتیجه ای نداشته است. آیات جهاد عصر نبی توانست مومنین را به تلاشی شگرف وادار کند ولی با پایان دوره جهاد مقدس و فقدان پیامبر آن تعلیمات نتیجه ای در ایجاد جامعه انسانی مناسب نداشت. این سرگذشت عبرت اموز همه ادیان است .
    امّا از سوی دیگر نمیتوان چالش بر سر راه نهضت حقوق بشری را نا دیده گرفت. بالاخره طیف همفکران خزعلی کم نیستند و همین مرز بندی حقوق بشر با مقدسات دینی خود چالشی سهمگین است. نهضت حقوق بشری ایران در مسیر خود نیاز به دسترسی به این طیف گستره دارد که هم اعتقادات محکم دینی دارند و هم ناخرسند از اوضاع هستند و هم راه حل را هنوز در برداشت دینی میدانند و هنوز مشکلشان با رهبری در این است که او بر خلاف سنت به صدور فتوای شرعی می پردازد در حالیکه آن ظرفیت و صلاحیت را ندارد. آنها هنوز تکلیف خود را را موضوع ولایت فقیه روشن نکرده اند و علیرغم انتقاد شدید از اعدامهای 67 حاضر به درگیر کردن آقای خمینی در این ماجرا نیستند.
    به هرحال این موارد و سایر موضوعات دیگر از موانع راه هستند و این مناظره میتواند قدم مثبتی در جهت دستیابی به طیفهای جدید بوده و پایگاه نهضت حقوق بشری را مستحکمتر کند و باید امید داشت که مذهبیون دردمند نیز قانع شوند که چاره این بیماری در ویروسی نیست که آنرا ایجاد کرده است بلکه حقوق بشر همان کیمیا و اکسیر گمشده ما در این دوران است.

     
  42. آقای نوریزاد عزیز
    سلام و خسته نباشید

    یادتانه پارسال بر سر تلاش برای تجاوز دو تا نوجوان ایرانی در فرودگاه جده، که به گواه حاضرین و خانواده هاشون و پزشک قانونی فرودگاه و غیره عمل تجاوز صورت نگرفته بود، چه المشنگه ای راه انداختند همین امثال اژه ای ها و سعید طوسی ها و سینه چاک های وحشی و پاسدارهای دم بیت فلانی!

    تا جایی پیش رفتند که کار دو کشور رو به فحش و بدبیراه رسمی کشاندند و کفن پوشیدند و نزدیک بود به همین سادگی جنگ و نزاع ایجاد شود و …

    حالا باید باور کنیم که اون کارها برای دفاع از حقوق مردم و اون نوجوان ها بود؟
    اگر برای دفاع از حقوق مردم بود پس چرا در داخل کشور اینکار رو نمی کنند و سعید مرتضوی ها و سعید طوسی ها و سعید عسگر ها و غیره رو مجازات نمی کنند؟؟؟؟

    حالا باور کنیم که این داعشی های وحشی واقعا دارند در سوریه و عراق برای ما و امنیت می جنگند نه برای تثبیت قدرت خودشون در حالیکه در داخل کشور امنیت و آسایش رو از مردم گرفته اند و آزادی های ما رو سلب و یا محدود کرده اند!

    واقعا باور کنیم شعارهای دروغ شون رو؟

    باور کنیم شعار دادن شان برای اسلام و توصیه شان به ساده زیستی و امانتداری و غیره رو در حالیکه هر روز خبر جدیدی از جرم ها و جنایات و رانتخواری و فساد و اختلاس شان می شنویم!

    با ارتکاب علنی انواع جرم ها حتی آنقدر گستاخ شده اند که تهدید کرده و طلبکار هم هستند.
    جایگاه پاکان و مظلومان مثل نرگس محمدی ها و آرش صادقی ها امید علینژاد ها در زندان و غیره ولی دزدان و ناپاکان آزادتر از همیشه و پرونده شان مستحق لغو پیگرد میشود.

    دلم بدجوری گرفته و ناامیدم.

    ممنون از اینکه سنگ صبور ملت شده اید

     
  43. سلام جناب نوریزاد
    درمورد محمدعلی طاهری این روزها پست میذارید،
    من مدتی در عرفان حلقه عضو بودم و با ده ها نفر از شاگردان طاهری نشست و برخاست داشتم.
    باید عرض کنم تفکر و ایدئولوژی طاهری بسیار خطرناک و مخربه به این دلیل که شاگردان این مرد، او را تا درجه الوهیت بالا برده‌اند.
    من باب مثال یکی از شاگردان طاهری میگغت: «اگر استاد اعلان جهاد کنن زن و فرزندم رو فدایی راه استاد میکنم» و یکی دیگه میگغتی نوری که در طور سینا به موسی عطا شد و در غار حرا به محمد، امروز به استاد عطا شده و استاد وصل به نیروی ازلی الله هست.
    یکی دیگه از شاگردانش طی یک عقیده افراطی معتقد بود مهدی و هادی و منجی بشریت که تمام ادیان وعده داده‌اند همین استاد طاهری است!
    به عقیده من گسترده شدن دایره پیروان عرفان حلقه به شدت خطرناکه چه اگر قدرت از جمهوری اسلامی ساقط بشه و به دست این افراد بیوفته برای عقیده و ایدئولوژی افراطی‌شون خونها خواهند ریخت. همونطور که حزب الله ولی فقیه رو جانشین امام زمان میدونه و برای خشنودی او هرکاری میکنه، اینها هم طاهری رو امام زمان و دارایی جایگاه نبوت میدونن و این به شدت خطرناکه.
    بهتره خیلی از اینها حمایت نشه که اینها با بسیج هیچ تفاوتی ندارن. اصولا هر اعتقادی که به ایمان منجر بشه خطرناکه چون فرد زمانی که به درجه جان نثاری و جان برکفی میرسه ممکنه برای چیزی که بهش ایمان داره خروار خروار جنابت بکنه.

    این صرفا یک پیام شخصی از من برای شما بود و بهتره برای حفظ امنیت من منتشر نشه اما اگر صلاح رو در انتشار دیدید، لطفا اسمم درج نشه.

    حیف از تو که از درد شاید مُرده‌ای… شاید…
    شاید تو هم از مردمان سرخورده‌ای… شاید…

    دوست شاعر تو
    بهمن

    ———————-

    درود بهمن گرامی
    من به اندیشه ی آقای طاهری کاری ندارم. از او بعنوان یک انسان دفاع می کنم که گرفتار اشقیاست این روزها و حقوقش تباه شده و می شود.
    سپاس

     
    • دوست محترم…خطرناکترین سیاست درمقابله با هر مخالف عقیدتی، به داغ و درفش بستن و به بند کشیدن آن است. اگر چنین کاری از جانب هرکس یا هر حکومتی صورت بگیرد، نتیجۀ برعکس داده و به تعداد پیروان آن میافزاید. امیر کبیر به قلع و قمع بهائیان پرداخت و اکنون ما شاهد ازدیاد پیروان این آئین درمقیاس جهانی هستیم. حکومت شاه توده ایها را به زندان انداخته و بسیاری از آنها رازیر شکنجه کشت، در سال 57 ما شاهد ظاهر شدن هزاران نفر از طرفداران حزب توده بودیم. و این واقعیت در مورد فدائیان، جبهۀ ملی، مجاهدین خلق و حتی گروههای اسلامی مخفی که اسلحه بدست برعلیه حکومت شاه می جنگیدند، صدق میکند. ولی اگر به همۀ آنها امکان میدادند تا به فعالیت آشکار پرداخته و مردم رانیز تحت آموزش قرارداده، از انتشار کتابها جلوگیری نکرده و بجای تبلیغات سطحی رادیو-تلویزیونی نظیر اتحاد سرخ و سیاه و غیره…، ضعف تئوریک آنها را به مردم می نمایاندند، نه تنها آن فاجعۀ سا ل 57 به آن شکل وقوع نمی یافت، بلکه مردم نیز درآن سال به اندازۀ کافی قوۀ تمیز داشتند تا ارتجاع را از انقلاب تشخیص دهند. شما اگر مسئولیت پدری خود نسبت به فرزندتان را فراموش کنید، چه انتظاری دارید که وی تغییر شخصیت داده و تبدیل به یک معتاد، آدمکش، دزد و فردی هرزه، نشود؟ حکومت شاه ضمن اینکه کوشش داشت کارهائی انجام دهد، ولی از نظر سیاسی و اجتماعی مردم را در کودکی نگاهداشت. حال به درستی ثابت شده است که وی اشتباه اساسی کرده بود. رو راست و صمیمانه خدمت شما عرض میکنم که به انقلاب در زمان حال نیز اعتقادی ندارم. ما بیش از هر چیز به اندیشمند شدن نیازمندیم و اگر به اندازۀ کافی به رشد اندیشه رسیدیم، خود راه را ازچاه تشخیص خواهیم داد. شایدبه سر انجام رساندن چنین آرزئی نسلها به درازا بکشد، ولی کارساز خواهد بود. ما بیش از هر چیز به روشنگران نیازمندیم و نه سیاسیکاران.

       
    • در تأیید سخن نوری زاد:
      آقا جون من اصلاً یک بت پرست هستم. این عقیدۀ شخصی من است که هرگز نه آن را به دیگری با زور و شمشیر تحمیل می کنم و نه آن را به ایدئولوژی سیاسی تبدیل می کنم. اگر دیگران هم مثل من بت پرست بودند فبها ، اگر هم نبودند ، این حق انسانی شان است. خون که نکرده اند. دزدی که نکرده اند، به حق کسی که تجاوز نکرده اند. نه اسلام ، نه مسیحیت ، نه کمونیسم و مارکسیسم ، و نه هیچ دین و مرامی تا کنون هرگز نتوانسته است همۀ انسان ها را از نظر عقیده و ذهنیات کاملاً یک دست کند. البته خون ها ریخته اند اما بی حاصل. انسان ها همه نمی توانند یک جور فکر کنند ، اما می توانند عقاید و افکار خودشان را وارد بحث با دیگر عقاید و افکار کنند. حال پرسش این است که آیا اسلام به من بت پرست ، یا تو بگو سگ پرست ، حق حیات و آزادی می دهد؟ آیا اسلام اصیل //////////////////// ، در آغاز ظهورش در عریستان اجازه داده است تا بت پرست عقیدۀ خودش را داشته باشد؟ تمامی شواهد تاریخی می گویند نه. سلطان محمود غازی به اسم غزوه و جهاد علیه بت پرستی و در عمل برای غارت و غنیمت و دزدی به هندوستان لشکر کشید. اسلام هم از آغاز دینی بوده که خود را به عنوان عقیدۀ حق علیه باطل و در عمل برای فتح و غنیمت و غارت بر ملت های دیگر تحمیل کرده است؟خب، برادران ، دوستان ، دشمنان آیا این دین می تواند دین رحمت باشد؟ آیا در عمل تاکنون توانسته است؟ پرسش به همین سادگی است به شرطی که اول ذهن شما از تعصب به مقدساتی که از بچگی توش فرو کرده اند ، یک و فقط یک لحظه آزاد شود و به خرد اجازه دهد تا بدون این تعصبات تربیتی فکر کند.

       
  44. سلام
    خودت نیک میدانی امنیت در فضای مجازی یک شوخی تلخ است. من خود اخراجی از همه جا رانده شده گزینش نشده ام. علارغم همه آنچه ممکن است پیش اید اگر سفری داشتید به ارومیه،پیرانشهر،مهاباد،اشنویه و … قدم بر دیدگانمان نه و ….

    مقالات بسیار زیبایتان دمی بود مسیحایی
    من قبلا اینها را از زبان خدا شنیده ام. فقط خلاصه وار عرض می کنم تا خسی چون من وقت دری چون تو را نگیرد.

    1-در مورد عصمت:
    صوره فتح
    إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًۭا مُّبِينًۭا ﴿1﴾
    ما تو را پيروزى بخشيديم [چه‌] پيروزى درخشانى!
    لِّيَغْفِرَ لَكَ ٱللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنۢبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُۥ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَٰطًۭا مُّسْتَقِيمًۭا ﴿2﴾
    تا خداوند از گناه گذشته و آينده تو درگذرد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهى راست هدايت كند.

    این خود گواه هر آنچه است که فخر عالم نیز خود مصون از خطا نیست. آنکه اسوه حسنه به گواه خداست چه برسد به آنکه در 6236 آیه قرآن یکبار اسمش نیست.

    2- در مورد انیکه گاندی و نلسون ماندلا و .. خود در شآن پیامبران خدایند چون حضرت رسول

    إِنَّ ٱلَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَيَقْتُلُونَ ٱلنَّبِيِّۦنَ بِغَيْرِ حَقٍّۢ وَيَقْتُلُونَ ٱلَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِٱلْقِسْطِ مِنَ ٱلنَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿21﴾
    كسانى كه به آيات خدا كفر مى‌ورزند، و پيامبران را بناحق مى‌كشند، و دادگستران را به قتل مى‌رسانند، آنان را از عذابى دردناك خبر ده.

    زمانی مجازات یکی است پس جرم هم یکی است پس شهید کردن گاندی و حضرت رسول یک جرم دارد و هر دو در یک شان

    3-در مورد اینکه فقط مسلمانان بهشت نمی روند
    إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَٱلَّذِينَ هَادُوا۟ وَٱلنَّصَٰرَىٰ وَٱلصَّٰبِـِٔينَ مَنْ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْءَاخِرِ وَعَمِلَ صَٰلِحًۭا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿62﴾
    در حقيقت، كسانى كه [به اسلام‌] ايمان آورده، و كسانى كه يهودى شده‌اند، و ترسايان و صابئان، هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان داشت و كار شايسته كرد، پس اجرشان را پيش پروردگارشان خواهند داشت، و نه بيمى بر آنان است، و نه اندوهناك خواهند شد.

    لطفا با آن قسمت توجه شود که می فرمایند من آمن بالله و … یعنی شرط رفتن به بهشت ایمان به پیامبر نیست. این خود یعنی حذف دین و مذهب از شروط رفتن به بهشت
    و اما ایه دیگری است که شرط ایمان به خدا و روز قیامت هم حذف شده است، لیک نه عمل صالح
    و آن هم
    إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَٱلَّذِينَ هَادُوا۟ وَٱلنَّصَٰرَىٰ وَٱلصَّٰبِـِٔينَ مَنْ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْءَاخِرِ وَعَمِلَ صَٰلِحًۭا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿62﴾
    در حقيقت، كسانى كه [به اسلام‌] ايمان آورده، و كسانى كه يهودى شده‌اند، و ترسايان و صابئان، هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان داشت و كار شايسته كرد، پس اجرشان را پيش پروردگارشان خواهند داشت، و نه بيمى بر آنان است، و نه اندوهناك خواهند شد.

    سلطانی

     
    • سلام برناظران فهيم وفرهيخته

      جناب سلطاني درموردمخدوش بودن عصمت پيامبراسلام -ص-افاضاتي فرموده اند
      كه قابل تآمل است وچنين گفته اند: 1-در مورد عصمت:
      صوره فتح
      إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًۭا مُّبِينًۭا ﴿1﴾
      ما تو را پيروزى بخشيديم [چه‌] پيروزى درخشانى!
      لِّيَغْفِرَ لَكَ ٱللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنۢبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُۥ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَٰطًۭا مُّسْتَقِيمًۭا ﴿2﴾
      تا خداوند از گناه گذشته و آينده تو درگذرد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهى راست هدايت كند.
      این خود گواه هر آنچه است که فخر عالم نیز خود مصون از خطا نیست. آنکه اسوه حسنه به گواه خداست چه برسد به آنکه در 6236 آیه قرآن یکبار اسمش نیست.
      .
      .تفسيرآيه فوق چنين است كه گناهاني كه مشركين مكه برعهده پيامبرقرارداده بودند بافتح مكه پوشيده شد . وآن گناهان ماتقدم برفتح مكه كشتارابطال وپهلوانان و مشركان عرب درجنگها بامسلمانان بود،وماتاخرهم كشتارمشركان بعدازفتح مكه است بدست مسلمانان . زيراكه دشمنان محمد –ص- واسلام ومسلمانان بعدازفتح مكه ذليل وخوارگشتند وتوانايي انتقام نداشتند. اين خلاصه تفسيرآيه شريفه ازالميزان.
      واينهم مفصل تفسير:
      ” [شرح مقصود از غفران ذنب متقدم و متاخر پيامبر (ص) در آيه:” لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ …” و ارتباط آن با فتح مبين‏]
      ” لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقِيماً وَ يَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِيزاً” لام در كلمه” ليغفر” به طورى كه از ظاهر عبارت برمى‏آيد لام تعليل است، ظاهرش اين است كه غرض از اين” فتح مبين” عبارت است از” آمرزش تو نسبت به گناهان گذشته و آينده‏ات” و ما مى‏دانيم كه هيچ رابطه‏اى بين فتح مذكور با آمرزش گناهان نيست و هيچ معناى معقولى براى تعليل آن فتح به مغفرت به ذهن نمى‏رسد، پس چه بايد كرد، و چطور آيه را معنا كنيم؟
      __________________________________________________
      و كوتاه سخن اينكه: اين اشكال خود بهترين شاهد است بر اينكه مراد از كلمه” ذنب” در آيه شريفه، گناه به معناى معروف كلمه يعنى مخالفت تكليف مولوى الهى نيست.
      و نيز مراد از” مغفرت” معناى معروفش كه عبارت است از ترك عذاب در مقابل مخالفت نامبرده نيست، چون كلمه” ذنب” در لغت آن طور كه از موارد استعمال آن استفاده مى‏شود عبارت است از عملى كه آثار و تبعات بدى دارد، حال هر چه باشد. و مغفرت هم در لغت عبارت است از پرده افكندن بر روى هر چيز، ولى بايد اين را هم بدانيم كه اين دو معنا كه براى دو لفظ” ذنب” و” مغفرت” ذكر كرديم (و گفتيم كه متبادر از لفظ” ذنب” مخالفت امر مولوى است كه عقاب در پى بياورد، و متبادر از كلمه” مغفرت” ترك عقاب بر آن مخالفت است) معنايى است كه نظر عرف مردمان متشرع به آن دو لفظ داده، و گرنه معناى لغوى ذنب همان بود كه گفتيم عبارت است از هر عملى كه آثار شوم داشته باشد، و معناى لغوى مغفرت هم پوشاندن هر چيز است.
      حال كه معناى لغوى و عرفى اين دو كلمه روشن شد، مى‏گوييم قيام رسول خدا به دعوت مردم، و نهضتش عليه كفر و وثنيت، از قبل از هجرت و ادامه‏اش تا بعد از آن، و
      __________________________________________________
      (1) روح المعانى، ج 26، ص 90.
      (2) تفسير روح المعانى، ج 26، ص 90.
      ترجمه الميزان، ج‏18، ص: 382
      جنگهايى كه بعد از هجرت با كفار مشرك به راه انداخت، عملى بود داراى آثار شوم، و مصداقى بود براى كلمه” ذنب” و خلاصه عملى بود حادثه آفرين و مساله ساز، و معلوم است كه كفار قريش ما دام كه شوكت و نيروى خود را محفوظ داشتند هرگز او را مشمول مغفرت خود قرار نمى‏دادند، يعنى از ايجاد دردسر براى آن جناب كوتاهى نمى‏كردند، و هرگز زوال مليت و انهدام سنت و طريقه خود را، و نيز خون‏هايى كه از بزرگان ايشان ريخته شده، از ياد نمى‏بردند، و تا از راه انتقام و محو اسم و رسم پيامبر كينه‏هاى درونى خود را تسكين نمى‏دادند، دست بردارنبودند.
      ___________________________________

       
    • قسمت دوم جواب جناب سلطاني

      اما خداى سبحان با فتح مكه و يا فتح حديبيه كه آن نيز منتهى به فتح مكه شد، شوكت و نيروى قريش را از آنان گرفت، و در نتيجه گناهانى كه رسول خدا (ص) در نظر مشركين داشت پوشانيد، و آن جناب را از شر قريش ايمنى داد.
      پس مراد از كلمه” ذنب”- و خدا داناتر است- تبعات بد، و آثار خطرناكى است كه دعوت آن جناب از ناحيه كفار و مشركين به بار مى‏آورد، و اين آثار از نظر لغت ذنب است، ذنبى است كه در نظر كفار وى را در برابر آن مستحق عقوبت مى‏ساخت، هم چنان كه موسى (ع) در جريان كشتن آن جوان قبطى خود را گناه كار قبطيان معرفى نموده مى‏گويد:
      ” وَ لَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ” «1» اين معناى گناهان گذشته رسول خدا (ص) است گناهانى كه قبل از هجرت كرده بود و اما گناهان آينده‏اش عبارت است از خونهايى كه بعد از هجرت از صناديد قريش ريخت، و مغفرت خدا نسبت به گناهان آن جناب عبارت است از پوشاندن آنها، و ابطال عقوبت‏هايى كه به دنبال دارد، و آن به اين بود كه شوكت و بنيه قريش را از آنان گرفت. مؤيد اين معنا جمله” وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ … وَ يَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِيزاً” است.
      واما درموردعصمت پيامبر:
      اولا دليل عصمت پيامبر وعلي وفاطمه وحسنين –ع-كه اهل بيت پيامبرهستند ازآيه تطهير به وضوح روشن است :
      “ُ…. إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً (33) احزاب
      ت =خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملًا شما را پاك سازد. (33)….خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملًا شما را پاك سازد. (33).
      تفسيرآيه ازترجمه تفسيرالميزان:ج،16 ،ص463- 468
      ” إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً” كلمه” انما” در آيه انحصار خواست خدا را مى‏رساند، و مى‏فهماند كه خدا خواسته كه رجس و پليدى را تنها از اهل بيت دور كند، و به آنان عصمت دهد، و كلمه” أَهْلَ الْبَيْتِ” چه اينكه صرفا براى اختصاص باشد، تا غير از اهل خانه داخل در حكم نشوند، و چه اينكه اين كلمه نوعى مدح باشد، و چه اينكه نداء، و به معناى” اى اهل بيت” بوده باشد، على اى حال دلالت دارد بر اينكه دور كردن رجس و پليدى از آنان، و تطهيرشان، مساله‏اى است مختص به آنان، و كسانى كه مخاطب در كلمه” عنكم- از شما” هستند.
      بنا بر اين در آيه شريفه در حقيقت دو قصر و انحصار بكار رفته، يكى انحصار اراده و خواست خدا در بردن و دور كردن پليدى و تطهير اهل بيت، دوم انحصار اين عصمت و دورى از پليدى در اهل بيت.
      …. [اثبات اينكه مراد از” أَهْلَ الْبَيْتِ” و مخاطب آيه تطهير، خمسه طيبه (پيغمبر، على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام) هستند]
      با اين بيانى كه گذشت آن رواياتى كه در شان نزول آيه وارد شده تاييد مى‏شود، چه در آن روايت آمده كه آيه شريفه در شان رسول خدا (ص) و على و فاطمه و حسن و حسين (ع) نازل شده است، و احدى در اين فضيلت با آنان شركت ندارد.
      و اين روايات بسيار زياد، و بيش از هفتاد حديث است، كه بيشتر آنها از طرق اهل سنت است، و اهل سنت آنها را از طرق بسيارى، از ام سلمه، عايشه، ابى سعيد خدرى، سعد، وائلة بن الاسقع، ابى الحمراء، ابن عباس، ثوبان غلام آزاد شده رسول خدا (ص) عبد اللَّه بن جعفر، على، و حسن بن على (ع) كه تقريبا از چهل طريق نقل كرده‏اند.
      و شيعه آن را از حضرت على، امام سجاد، امام باقر، امام صادق و امام رضا (ع)، و از ام سلمه، ابى ذر، ابى ليلى، ابى الاسود دؤلى، عمرو بن ميمون اودى، و سعد بن ابى وقاص، بيش از سى طريق نقل كرده‏اند.

       
    • قسمه سوم جواب سلطاني

      ادامه :با اين بيانى كه گذشت آن رواياتى كه در شان نزول آيه وارد شده تاييد مى‏شود، چه در آن روايت آمده كه آيه شريفه در شان رسول خدا (ص) و على و فاطمه و حسن و حسين (ع) نازل شده است، و احدى در اين فضيلت با آنان شركت ندارد.
      و اين روايات بسيار زياد، و بيش از هفتاد حديث است، كه بيشتر آنها از طرق اهل سنت است، و اهل سنت آنها را از طرق بسيارى، از ام سلمه، عايشه، ابى سعيد خدرى، سعد، وائلة بن الاسقع، ابى الحمراء، ابن عباس، ثوبان غلام آزاد شده رسول خدا (ص) عبد اللَّه بن جعفر، على، و حسن بن على (ع) كه تقريبا از چهل طريق نقل كرده‏اند.
      و شيعه آن را از حضرت على، امام سجاد، امام باقر، امام صادق و امام رضا (ع)، و از ام سلمه، ابى ذر، ابى ليلى، ابى الاسود دؤلى، عمرو بن ميمون اودى، و سعد بن ابى وقاص، بيش از سى طريق نقل كرده‏اند.
      حال اگر كسى بگويد: اين روايات بيش از اين دلالت ندارد كه على و فاطمه و حسنين (ع) نيز مشمول آيه هستند، و اين منافات ندارد با اينكه همسران رسول خدا نيز مشمول آن باشند، چون آيه شريفه در سياق خطاب به آنان قرار گرفته.
      در پاسخ مى‏گوييم: بسيارى از اين روايات و بخصوص آنچه از ام سلمه- كه آيه در خانه او نازل شده- روايت شده است، تصريح دارد بر اينكه آيه مخصوص همان پنج تن است، و شامل همسران رسول خدا (ص) نيست، كه ان شاء اللَّه روايات مزبور كه بعضى از آنها داراى سندى صحيح هستند، از نظر خواننده خواهد گذشت.
      و اگر كسى بگويد: آن روايات بايد به خاطر ناسازگارى‏اش با صريح قرآن طرح شود، چون روايت هر قدر هم صحيح باشد، وقتى پذيرفته است كه با نص صريح قرآن منافات نداشته‏ باشد، و روايات مذكور مخالف قرآن است، براى اينكه آيه مورد بحث دنبال آياتى قرار دارد كه خطاب در همه آنها به همسران رسول خدا (ص) است، پس بايد خطاب در اين آيه نيز به ايشان باشد.
      در پاسخ مى‏گوييم: همه حرفها در همين است، كه آيا آيه مورد بحث متصل به آن آيات، و تتمه آنها است يا نه؟ چون رواياتى كه بدان اشاره شد، همين را منكر است، و مى‏فرمايد آيه مورد بحث به تنهايى، و در يك واقعه جداگانه نازل شده، و حتى در بين اين هفتاد روايت، يك روايت هم وجود ندارد، كه بگويد آيه شريفه دنبال آيات مربوط به همسران رسول خدا (ص) نازل شده، و حتى احدى هم از مفسرين اين حرف را نزده‏اند، حتى آنها هم كه گفته‏اند آيه مورد بحث مخصوص همسران رسول خدا (ص) است، مانند عكرمه و عروه، نگفته‏اند كه: آيه در ضمن آيات نازل شده
      پس آيه مورد بحث از جهت نزول جزو آيات مربوط به همسران رسول خدا (ص) و متصل به آن نيست، حال يا اين است كه به دستور رسول خدا (ص) دنبال آن آيات قرارش داده‏اند، و يا بعد از رحلت رسول خدا (ص) اصحاب در هنگام تاليف آيات قرآنى در آنجا نوشته‏اند، مؤيد اين احتمال اين است كه اگر آيه مورد بحث كه در حال حاضر جزو آيه” وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ” است، از آن حذف شود، و فرض كنيم كه اصلا جزو آن نيست، آيه مزبور با آيه بعدش كه مى‏فرمايد:” و اذكرن” كمال اتصال و انسجام را دارد، و اتصالش بهم نمى‏خورد.
      پس معلوم مى‏شود جمله مورد بحث نسبت به آيه قبل و بعدش نظير آيه” الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا” «1» است كه در وسط آياتى قرار گرفته كه آنچه خوردنش حرام است مى‏شمارد، كه در جلد پنجم اين كتاب در سوره مائده گفتيم كه: چرا آيه مزبور در وسط آن آيات قرار گرفته، و اين بى نظمى از كجا ناشى شده است.
      بنا بر آنچه گفته شد، كلمه” أَهْلَ الْبَيْتِ” در عرف قرآن اسم خاص است كه هر جا ذكر شود، منظور از آن، اين پنج تن هستند، يعنى رسول خدا (ص) و على و فاطمه و حسنين ع، و بر هيچ كس ديگر اطلاق نمى‏شود، هر چند كه از خويشاوندان و اقرباى آن جناب باشد، البته اين معنا، معنايى است كه قرآن كريم لفظ مذكور را بدان اختصاص داده، و گر نه به حسب عرف عام، كلمه مزبور بر خويشاوندان نيز اطلاق‏
      __________________________________________________
      (1) سوره مائده، آيه 3.
      ترجمه الميزان، ج‏16، ص: 467
      مي شود.

       
    • چهارم:
      كلمه” رجس”- به كسره را، و سكون جيم- صفتى است از ماده رجاست، يعنى پليدى، و قذارت، و پليدى و قذارت هياتى است در نفس آدمى، كه آدمى را وادار به اجتناب و نفرت مى‏نمايد، و نيز هياتى است در ظاهر موجود پليد، كه باز آدمى از آن نفرت مى‏نمايد اولى مانند پليدى رذائل، دومى مانند پليدى خوك، هم چنان كه قرآن كريم اين لفظ را در هر دو معنا اطلاق كرده، در باره پليدى ظاهرى فرموده:” أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ” «1» و هم در پليديهاى معنوى، مانند شرك و كفر و اعمال ناشايست به كار برده و فرموده:” وَ أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ وَ ماتُوا وَ هُمْ كافِرُونَ” «2»، و نيز فرموده:” وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ كَذلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ” «3».
      و اين كلمه به هر معنا كه باشد نسبت به انسان عبارت است از ادراكى نفسانى، و اثرى شعورى، كه از علاقه و بستگى قلب به اعتقادى باطل، يا عملى زشت حاصل مى‏شود، وقتى مى‏گوييم (انسان پليد، يعنى انسانى كه به خاطر دل بستگى به عقايد باطل، يا عمل باطل دلش دچار پليدى شده است).
      [توضيح اينكه مفاد آيه تطهير معصوم بودن اهل بيت (عليهم السلام) از اعتقاد و عمل باطل و ملازم بودن با اعتقاد و عمل حق، به اراده تكوينى خداوند است‏]
      و با در نظر گرفتن اينكه كلمه رجس در آيه شريفه الف و لام دارد، كه جنس را مى‏رساند، معنايش اين مى‏شود كه خدا مى‏خواهد تمامى انواع پليديها، و هياتهاى خبيثه، و رذيله، را از نفس شما ببرد، هياتهايى كه اعتقاد حق، و عمل حق را از انسان مى‏گيرد، و چنين ازاله‏اى با عصمت الهى منطبق مى‏شود، و آن عبارت است از صورت علميه‏اى در نفس كه انسان را از هر باطلى، چه عقايد و چه اعمال حفظ مى‏كند، پس آيه شريفه يكى از ادله عصمت اهل بيت است.
      براى اينكه قبلا گفتيم اگر مراد از آيه، چنين معنايى نباشد، بلكه مراد از آن تقوى و يا تشديد در تكاليف باشد، ديگر اختصاصى به اهل بيت نخواهد داشت، خدا از همه بندگانش‏
      __________________________________________________
      (1) يا گوشت خوك كه پليد است. سوره انعام، آيه 145.
      (2) و آنهايى كه در دل بيمارند، قرآن پليدى ديگرى بر پليديهايشان مى‏افزايد، و مى‏ميرند در حالى كه كافرند. سوره توبه، آيه 125.
      (3) و كسى كه خدا بخواهد گمراهش كند، دلش را تنگ و ناپذيرا مى‏كند، به طورى كه پذيرفتن حق برايش چون رفتن به آسمان غير ممكن باشد، خدا اين چنين پليدى را بر كسانى كه ايمان نمى‏آورند مسلط مى‏سازد. سوره انعام، آيه 125. […..]
      ترجمه الميزان، ج‏16، ص: 468
      تقوى مى‏خواهد، نه تنها از اهل بيت، و نيز گفتيم كه يكى از اهل بيت خود رسول خدا (ص) است، و با اينكه آن جناب معصوم است، ديگر معنا ندارد كه خدا از او تقوى بخواهد.
      پس چاره‏اى جز اين نيست كه آيه شريفه را حمل بر عصمت اهل بيت كنيم، و بگوييم: مراد از بردن رجس، عصمت از اعتقاد و عمل باطل است، و مراد از تطهير در جمله” يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً” كه با مصدر تطهير تاكيد شده، زايل ساختن اثر رجس به وسيله وارد كردن مقابل آن است، و آن عبارت است از اعتقاد به حق، پس تطهير اهل بيت عبارت شد، از اينكه ايشان را مجهز به ادراك حق كند، حق در اعتقاد، و حق در عمل، و آن وقت مراد از اراده اين معنا، (خدا مى‏خواهد چنين كند)، نيز اراده تكوينى مى‏شود، چون قبلا هم گفتيم اراده تشريعى را كه منشا تكاليف دينى و منشا متوجه ساختن آن تكاليف به مكلفين است، اصلا با اين مقام سازگار نيست، (چون گفتيم اراده تشريعى را نسبت به تمام مردم دارد نه تنها نسبت به اهل بيت).
      پس معناى آيه اين شد كه خداى سبحان مستمرا و دائما اراده دارد شما را به اين موهبت يعنى موهبت عصمت اختصاص دهد به اين طريق كه اعتقاد باطل و اثر عمل زشت را از شما اهل بيت ببرد، و در جاى آن عصمتى بياورد كه حتى اثرى از آن اعتقاد باطل و عمل زشت در دلهايتان باقى نگذارد. ترجمه تفسير الميزان ج16،ص463-468

      درخاتمه اميدوارم كه دوستان ازاطاله كلام مراببخشند وليكن لازم بود كه بياورم.

       
      • مصلح عزیز جوابیه ات رو بعلت طولانی بودن نخوندم بنظرت چطوری میشه بشر خطانکنه در حالیکه ابر کامپیوترها در محاسبات شان دچار خطا میشند ؟ بنظرم پیامبران شاید گناه نکنند ولی مطمعنن عاری از خطا نیستند . امیدوارم نگویی که اونا متصل به خدایند و با اذن خداوند خطا نمیکنند که اینکار فضلیتی برای اونا محسوب نمیشه بعضی ها پیامبران و امامان رو روبات های فرض میکنند که ریموت کنترلشون دست خداست که قادرند همه نوع کاری رو انجام دهند و خطا نکنند .

         
  45. مسلمان ايرانى

    جشن «پوریم» یکی از سنت‌های قدیمی قوم یهود است که همزمان با سیزدهمین روز از سال جدید خورشیدی برگزار می‌شود و در حقیقت جشن و پای‌کوبی بر خون ده‌ها هزار نفر از مردم ایران است که با توطئه و دسیسه دو یهودی نفوذی در دربار خشایارشاه کشته شدند.
    پس از استقرار یهودیان در ایران توسط کورش، یهودیان جهت کسب قدرت به تدریج در لایه های حکومتی هخامنشیان نفوذ کردند. در زمان خشایار شاه، یهودیان با فریب و نیرنگ، یک دختر یهودی به نام « اِستِر » را وارد حرم سرای شاه ایران می کنند
    در یکی از مراسم های شاهانه، خشایار شاه از همسر خود؛ ملکه وشتی درخواست می کند که خود را بر حاضران عرضه کند. ملکه وشتی که بانوی عفیفی بود، از این کار اجتناب می کند. استر از این موقعیت استفاده می کند و خواسته ی شاه را انجام می دهد. استر با پیروی اش از خشایار شاه فاسد، خود را محبوب و نافذ می کند
    پس از مدتی استر با حیله ی، خاصی وزیر أعظم را برکنار و اعدام می کند. به دنبال آن، استر عموی یهودی خود را وزیر أعظم قرار می دهد.
    پس از پنجاه سال از حضور یهودیان در ایران، زمانی که امپراطوری عظیم هخامنشی بیشترین وسعت و قدرت را داشت، بدست یهودیان می افتد. در داخل حرم سرا، استر یهودی و در دربار نیز وزیر أعظم یهودی به خشایار شاه می گفتند چه کند و چه نکند
    به خواسته ی یهودیان، شب ۱۳ فروردین حکم قتل ایرانیان توسط خشایار شاه صادر می شود. عده ای از ایرانیان متوجه حکم صادر شده می شوند و به کوه ها می گریزند.
    روز ۱۳ فروردین، ۷۷ هزار ایرانی و به روایتی دیگر ۵۰۰ هزار نفر از مردم ایران که در آن زمان کل جمعیت کشور بالغ بر ۸۰۰ هزار نفر بوده است توسط یهودیان قتل عام می شوند و ۱۵ قوم ایرانی در این روز از بین می رود.

     
    • یهودیان همیشه مورد حمایت پادشاهان قدیم ایران و همشهریان خوب ایرانی بوده اند و در تورات از کوروش یاد و تحسین شده به خاطر رهایی از اسارت نزد بابلیان.

       
    • اینکه ایرانی نیستی مثل روز روشن است( یا عربی یا یکی که سمپات عربها و وهابیت است و ازایرانی هم کینه قومی دار شاید کرد یا بلوچ یا افغان باشی) اما در مسلمانی ات هم باید شک کنی
      در اسلام می گویند حتی به بتهای بت پرستان توهین و فحاشی نکنید تا آنها نیز در مقابل به خدای شما توهین نکنند اما تو در لباس اسلام و با عنوان دروغ ایرانی مشتی دروغ و دغل را به هم سنجاق میکنی و در سایت مفت این بنده خدا منتشر می کنی
      نوشته های یهود چه به نفع ما باشد چه به ضرر ما ارزشی برای ما ندارد ما کمبود هویت و تاریخ نداریم که در کتابهای یهود و هرودت دنبال هویت بگردیم. تاریخ ما را از کتب فارسی نشوه شده پس از اسلام جستجو کنید که حداقل منبع دارد نه کتابهای یهود و یونان که اصلا معلوم نیست منبع آنها کجاست تا حالا کسی اصل کتب خطی اینها را حتی مربوط به چند صد سال پیش دیده؟ ایرانی تداوم تاریخی چند هزار ساله دارد و همین ارزشمند است. ارزشهای قدیم را با ارزشهای امروز سنجیدن خطاست. مثل اینکه پزشکی سنتی را که هزاران سال در حد توان خود جان بیماران را نجات می دادند با پزشکی امروز مقایسه کرد. اگر بنا به لعن و نفرین باشد آنها که دختر و حتی پسر ( بخاطر فقر) زنده بگور می کردند و برهنه دور کعبه طواف میکردند و زنان اهل پرچم در حجاز پیش از اسلام بیشتر مسحق لعن و نفرین هستند. در ضمن ایرانی هیچگاه به کشورگشایی فرمانروایان خود افتخار نمی کند به تمدن سازی و مدنیت و دوری از قتل و غارت افتخار می کند ایرانی شهر نشین و ثروتمد همیشه مورد طمع بیابانگردان و گرسنگان اطراف بوده و جنگهایش دفاعی و بقصد تنبیه متجاوز بوده.
      شما که دم از اسلام می زنی و کینه های قومیتی خود را به اسم اسلام با نقل قولهای اکثرا دروغ از کتب کفار یهود و یونانی و غربی( بقول خودتان) با ایران و ایرانی کینه توزی می کنی آیا نمی دانی در احادیث اسلامی از قول پیامبر هست که ایرانیان گذشته را لعن و نفرین نکنید که آنها آباد کنندگان زمین هستند؟!
      اینکه برای کشته شدن 15 قوم ایرانی ( حتما یکی از آنها قوم خودت بوده؟!) با توطئه یهودیان اشک تمساح می ریزی هم مضحک است اینها مگر از دید شما کافر نبودند برای کافر چرا نارحتی؟ جمعیت 800 هزار نفری ایران آنروزگار را چجوری اندازه گرفتی ؟ آن 300 هزار باقی مانده تا ظهور اسلام زاد و ولد کردند و عربها به بهانه کافر و مجوس بودن مگر حمله نکردند و دختران و پسرانشان را به کنیزی و غلامی نگرفت و از کشته ها پشته نساخت و با خون کشته ها آسیبها به گردش نیاورد( طبق همین متونی که الان مورد وثوق است) پس زیاد ناراحت کشته ها نباشید یهود کار عربها را راحت کردند و جلو جلو کفار را راز بین بردند.
      کینه های قومی خوتان را به اسلام نچسبانید
      ایرانی هیچگاه ایرانی را قتل عام نکرده در حالیکه تاریخ عرب چه پیش از اسلام چه پس از اسلام برادر کشی بوده است. ماجرای حمله یزید به مدینه و آن فجایع و جنایتها را عرب برا علیه عرب انجام داد و همینطور دعوای بنی هاشم و بنی عباس و بنی امیه چقدر از بنی هاشم کشته شدند؟ همین الان هم عربها همنژادان خود را در یمن و عراق و سوریه چگونه بی رحمانه کشتار می کنند در حالیکه در بین ایرانیان مشابه این قضایا را نداشته ایم( البته آرزو داریم این خون و خونریزی در منطقه ما از بین برود و مردم بیچاره ان منطقه روی آارمش ببینند ما از کشتار دیگران خوشحال نیستیم کینه انسانها را مثل بعضیها نداریم کسی به کشورمان دست درازی نکن دبه بهانه عقیده اش که بر خلاف باورهای ماست لشکر تکفیری نمی فرستیم برای کشتار و ایضا کسب غنیمت
      راستی قومیت خودت چیست؟

       
    • این ماجرای عید قرعه ها بر طبق یک افسانه عبرانی با توطئه هامان وزیر خشایارشا علیه یهودیان ساکن ایران شروع شده و با پیش دستی استر و عمویش مردخای ناکام می گردد و در چند سال اخیر توسط باند رائفی پور و حسن عباسی و اعوان و انصارشان در بوق و کرنا شده و مورد استفاده تبلیغاتی قرار می گیرد .
      آرامگاهی در همدان منسوب به این دو وجود دارد که زیارتگاه یهودیان ایران است و در بین مردم محلی به مقبره استر مرده خور معروف شده است
      و اما عید پوریم یا قرعه ها. این جشن در خاک اسرائیل و در بین اکثر یهودیان اشکنازی اروپا در روزهای 14 و 15 ماه آدار عبری برگزار می شود که با توجه به اختلاف تقویم عبری با تقویم یولیانی میلادی و همینطور تقویم جلالی ایران مصادف می شود با ماه فوریه و مارس مسیحی و اسفندماه شمسی . پس این فرض که سیزده بدر ایرانیان به کشتار پوریم ارتباط پیدا می کند خود به خود باطل می شود .البته یهودیان شیراز این عید را در روزهای شش و هفت فروردین برگزار می کنند که به عقیده محققین تحت تاثیر نوروزگان ایران باستان بوده است زیرا که در عهد باستان روز ششم از اولین ماه بهار به عنوان نوروزگان شمرده می شد و جشنهای پرشکوهی در سرتاسر قلمرو شاهنشاهی برپا می گردید که به احتمال زیاد باعث تاثیر فرهنگی بر روی یهودیان ساکن فلات ایران شده است .
      و اما ماجرای هامان . اگر به ایات قران و ماجرای خروج بنی اسرائیل از مصر رجوع کنید با نامی مواجه می شوید به نام هامان که وزیر شرور فرعون وقت است و مدام فرعون را علیه بنی اسرائیل تحریک می کندو سرانجام همراه فرعون دچار عذاب می شود
      حالا خواننده خود قضاوت کند این هامان بالاخره وزیر خشایارشا است یا رامسس دوم فرعون مصر در عهد موسی .
      به نظر حقیر داستان هامان همانطور که اکثر مورخین عقیده دارند داستانی غیر واقعی و خیالی است که افسانه سرایان عبرانی ساخته و پرداخته اند .تا قوم خود را بزرگ جلوه داده و عقده های فروکوفته آنان را التیام ببخشند .
      اما استفاده تبلیغاتی این ماجرا در ایران
      بزرگترین استفاده پروپاگاندای رژیم اسلامی از این افسانه برای تحمیق سینه چاکان کوروش و داریوش و ملی گرایانی است که نوستالژی عهد پرشکوه هخامنشی را دارند تا آنان را راضی کنند که دشمن درجه یک ایرانیان یهودیان و در نتیجه اخلاف آنها یعنی صهیونیستهای امروزی هستند و به این ترتیب این قوم ناسازگار را که شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران را می دهند راضی کنند که ماجرای جنگ زرگری با رژیم صهیونیستی فقط به اعراب مربوط نمی شود بلکه اجداد ایرانیان هم زخمهای مهلکی از این قوم خورده اند و در نتیجه دشمنی با این قوم حتی نه تنها ناشی از دلایل مذهبی ، بلکه نشانه ای از میهن دوستی و وطن پرستی می باشد .

       
    • حضرت آقا این چرندیات را از کجا آورده اند؟

       
    • این ///// ناصر پورپیراست لابد تو هم مثل ایشان تواب توده ایی مسلمانی جناب!

       
  46. جناب نوری زاد مردم مداح زده و آخوند زده ما پدرشان محمد رضا شاه بزرگ را که از جنس کوروش و داریوش بود رو از کشور بیرون کردند و به جایش یه آدمی که اصل و نصبش به هند میزد را جایگزین کردند و بعد تصویرش را در ماه میدیدند.ببین به چه روزی انداخت اسلام ////// -آخوندی مردم ما را.همین مردم در زمان کوروش و داریوش با فرهنگ و اعتقادات درست و خدایی ابرقدرت جهان بود و امروز با فرهنگ پوسیده ////// ملتی بدبخت و محتاج و گرسنه و بی دین و معتاد و…

     
  47. مهدی از تهران

    عرض ادب و احترام
    1- اقای محمد گندم نژاد طوسی (سعید طوسی ) یکی از هزاران لواط گر رژیم ولایت مطلقه فقیه است که لابد تاریخ مصرفش تمام شده و لو رفته است. ضمنا اگر به سایت ذیل رجوع کنید و به سخنان آقای محسن قرائتی که در خصوص نو جوانان زیبای برای هممیشه در اختیار قرار داده شده در بهشت را از روی قران میخواند و اعلام می نماید، گوش فرا دهید ، متوجه خواهید شد که چرا قاری قرآن با نو جوانان عمل تفخیذ انجام می داده است. لابد اقای سعید طوسی در این دنیا با انجام عمل تفخیذ تمرین میکرده تا در بهشت با نو جوانان ذکر شده در قران (به گفته دستار به سر آقای محسن قرائتی) بتواند عمل لواط را به راحتی انجام دهد.
    https://www.youtube.com/watch?v=ku22DHS23O0
    2 – در خصوص لمس دختر بچه نوزاد و هر انچه را که در خصوص پائین تنه میخواهید بدانید به رساله آقای روح اله مصطفوی (خمینی) رجوع کنید. یکی از نوشته های آقای روح اله مصطفوی (خمینی) در رساله اش این است ؛؛ وطی در دوبر زن حائز کفاره ندارد؛؛.
    3 – اینکه آقای علی خامنه ای از پدری غیر ایرانی میباشد را قاعد تا همه باید سالها بدانند. اگر عوامل رژیم ولایت مطلقه فقیه ایرانی بودند که در این 38 سال چنین ایران و ایرانی را به فلاکت و بدبختی نمی کشاندند و اصولا استبداد نعلین را با سوء استفاده از فرهنگ دینی و مذهبی اکثریت مردم ایران به ایرانی تحمیل نمیکردند.
    فعلا 38 سال است که اکثریت ما مردم به دست خود رژیم ولایت مطلقه فقیه را بر گرده خود سوار نموده ایم

    تاریخ نشان داده است که ، امثال رژیم ولایت مطلقه فقیه در ایران عزیز ما هم بمانند خاتمه حکومت کلیسیا بلاخره به رنسانس ختم خواهد شد و ایران مانند اروپا از قرون وسطی و سیاه استبداد دینی و مذهبی برای همیشه نجات خواهد یافت.
    به امید نهادینه شدن عقل و خرد در فرهنگ ما ایرانیها
    مهدی از تهران

     
  48. جناب نوری زاد عزیزی
    شخصی در تلگرام سرای قلم با نام زین الدین، پیرامون نامه شما خطاب به امام علی، توضیحاتی را ارائه نموده اند که به صورت کلی قابل قبول است.مغالطه آنجاست که ایشان می گویند رسالت پیامبر مبارزه با برده داری نبوده است و سیر تاریخی و نیازهای اقتصادی جوامع، ایجاب چنین پدیده ای را لازم نموده است. اصولا اگر رسالت پیامبر راهی جز راه های انسانی و مملو از خطای حاصل از آن نبوده ، پس چه نیازی بود به وارد کردن نام خدا به قضایا؟ (گرچه پیامبر در ابتدا و برای جلب نیروی انسانی شعارهای برادری و برابری سر داده، امثال بلال ها را خریداری و آزاد می نمود). در زمینه برده داری که روند های جاری در اکثر جوامع را قبول دانسته و اجرا نمودند، در راهکار عبادت و حج هم که قوانین اعراب جاهلی را عینا تکرار کردند، در داستان خمس هم تکرار رویه جاهلیت بود با این تفاوت که ایشان سهم ربع بزرگ قبیله را تبدیل به خمس نمودند… آیا اگر پیامبر و علی توانایی تغییر میل مردم سرزمین خود را در زمینه برده داری نداشتند و نیاز به گذر زمان و تغییر شرایط برای بهبود و تکمیل قوانین جوامع لازم بوده است، چرا مسلمین در مورد قوانین دیگر نیز همین نظر را ندارند و حاضر نیستند قبول کنند که بسیاری از قوانین قرآن مناسب زمان و مکان خاص خوده بوده است و نه تمام قرون و در سراسر جهان؟ چرا امروز رسما اعلام نمی نمایند برده داری ممنوع است و آیات قرآن در این موارد دیگر بردی ندارد؟ چرا آیاتی مانند دیه زن و نامسلمان که امروزه زیر سبیلی با دیه مرد آزاد، برابر کرده اند را رسما اعلام نمی دارند؟(نه از نظر قوانین مدنی که از نظر شرعی) آیا وابستگی مردم عربستان که نه کشاورزی(کلان) داشتند و نه اقتصاد پویا را باید توجیه وجود برده داری نمود و پیامبر و علی را ناتوان از تغییر ذائقه جامعه دانست، اما در آمریکایی که نماد بهره برداری از بردگان و البته امپریالیسم و فئودالیسم… می دانند، کسی پیدا شد تا طومار این عمل ناپسند را علیرغم تمام مشکلات و مخالفت ها و خونریزی ها، در هم بپیچد و حداقل بصورت ظاهر آن نوع از بردگی مشمئز کننده را برای همیشه به تاریخ بسپارد. کدامیک از طرفداران پیامبر و حضرت علی و قرآن حاضر است این عمل شنیع را در قرآن ، برای امروز جهان ناکارآمد بداند. و اگر چنین کرد و آیات خشونت در قرآن را برای جوامع امروزی قابل اجرا و لازم نداند، فرقش با بهاییان چیست؟ آیا آنها جز این می گویند؟ من بعنوان یک ایرانی، اهل بت پرستی نیستم و اصلا هم قصد ندارم از کورش مقدس سازی نمایم. قبول دارم که فتح سرزمینی بی خشونت و احتمالا تجاوز صورت نمی گیرد چون در صحنه های نبرد، هیچ کنترلی بر تمام سربازان قطعا موجود نخواهد بود و بالاخره افرادی ، اعمالی خلاف میل فرماندهان خود انجام خواهند داد. اما فرق بسیاری است بین آنکس که خود و فرمانهایش را از سوی خدا بداند، مجوز تجاوز و برده داری، غنیمت و… به سربازانش بدهد و آن کسی که قرن ها قبل، بی ادعای ارتباط با خداوند و البته بنا به سنگ نوشته ها و کتب نگاشته شده از سوی دشمنان خود(یونانیان) دستور حفظ مال و جان و ناموس و دین مردمان سرزمین های مفتوحه را داده است. یک پرسشی که من از امثال زین الدین دارم این است، که برای یک انسان متدین اصولا خدا در جایگاه اول قرار دارد یا منافع اقتصادی؟ چطور پیامبر خدای مردمی را مورد عتاب قرار داد و به نابودی آنها کوشید، اما به برده داری نمی توانست؟ چون مردم پشت می کردند؟ چون دینداری حتما باید با منافعی عجین باشد؟ آیا امروز همین عامل باعث نشده تا ما برای حفظ نظام چشم به روی بسیاری از خطاکاریها بپوشیم چون عده ای از دینداران منافع خود را در خطر می بینند و همراهی نمی کنند. آیا دین به اینگونه افراد نیازمند است تا گسترش یابد؟ من اگر به جای پیامبر و علی بودم حتی اگر مردم نمی پذیرفتند، حداقل در کلام در نکوهش برده داری سخن می گفتم و در عمل خود اینکار را نمی کردم. لااقل در موردش سکوت می کردم و نه تایید. اینکه می فرمایند راهکار در آن زمان چه بوده، مسلما می گوییم گذر زمان چون دید ما انسانی و بر اساس سعی و خطا بوده است. این سوال را دین آسمانی پاسخ می باید دادن.
    فدای نوری زاد

     
    • بله، با شما موافقم. اگر قرار بود ،حاکم معصوم شمرده شده مثل هر حاکم نامعصوم – گیریم عدالتخواه و خیرخواه – تابع مقتضیات زمانه و شرایط تاریخی باشد، پس دیگر معصومیتش به چه کار می آید جز واجب الاطاعه شدن و تعطیل خرد ورزی تابعان؟ به نظر من آقای نوری زاد بهتر است پیش پیش شرایطی که بحث را درون دینی کند قبول نکند با این استدلال که امروزه نسل جدید همۀ مقدسات را زیر سؤال برده است و شما ای مجتهد گرامی نمی توانی به او بگویی : هر چه در قرآن است ذرست است چون قرآن وحی و کلام خداست، یا هر چه امام گفت و کرد حق است ، چون امام معصوم است. شما باید بتوانی با عقل مدرن درستی خود موضوع و محتوا را اثبات کنی. بعد از اینکه اثبات کردی که یک انسان چگونه می تواند معصوم و آگاه از علم غیب و آینده باشد، آن وقت می آییم خود را به جای او می گذاریم و می گوییم چرا اصلاً جنگ را برای همیشه از بین نبرد و در جهان برای همیشه صلح برقرار نکرد در حالی که می توانست این کار را بکند؟ در ثانی اصلاً مسأله درستی و نادرستی سخن نوری زاد نیست. مسأله آن است که هر کس در جامعه باید حق اظهار نظر و انتشار نظراتش داشته باشد نه اینکه همۀ تریبون ها شب و روز دست شما آخوندها باشد ولی دیگران حق نداشته باشند اظهار عقیده کنند. خالا این عقیده درست باشد یا غلط . این را افکار عمومی تعیین می کند و با مشارکت همۀ اذهان در فرایند گفتگو تعیین می شود. حرف زدن دربارۀ امام علی هم همین طور است. من غلط گفته باشم یا درست ،اظهار نظر کرده ام. چرا اظهار نظر در این مورد خاص باید به روحانیون حق ویژه بدهد که اظهار نظر کننده را در بهترین حالت به مناظره بکشانند؟ چرا در مورد صلاحیت رهبری جلسۀ مناظره نمی گذارید یا در مورد حقوق پامال شدۀ مردم و زندانیان؟ چرا به اعتیاد و بیکاری جوانان و بی آبی کشور و دزدی های سپاه حساس نیستید؟ چرا مملکت را دارند ویران می کنند و می ترسید حرف بزنید؟ مگر توکلتان به خدای علی نیست و مگر عارفی نگفته است توکل یعنی نترسیدن از هیچ چیز جز خدا؟
      با سپاس از شما و درود بر نوری زاد بزرگ

       
  49. مگر اژه ای همانی نبود که: در کسوت رییس دادگاه ویژه روحانیت، در جلسه هفتگی هیئت نظارت بر مطبوعات با عیسی سحرخیز نماینده مدیران مطبوعات در این هیئت گلاویز شده، اقدام به پرتاب قندان به سوی او و سپس گاز گرفتن شانهٔ چپ او نمود. تاکنون به شکایت سحرخیز از او رسیدگی نشده است که هیچ زندانی و محکوم هم شد.

    مگر اژه ای همانی نبود که: پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ ، ماموران اطلاعاتی تحت امر او مسئول بازداشت، شکنجه و گرفتن اعترافات اجباری از صدها فعال، روزنامه نگار، مخالف و سیاستمداران اصلاح طلب بودند. همچنین در جریان ضرب و شتم زندانیان بند ۳۵۰ اوین .در فروردین ۱۳۹۳ سخنگوی دستگاه قضایی بود و علاوه بر تکذیب وقایع رخ داده در زندان اوین و حمایت از ماموران زندان، زندانیان و خانواده‌ها را تهدید کرد که به دلیل اطلاع‌رسانی درباره این رخداد برای آنها پرونده سازی خواهد شد و مورد تعقیب قضایی قرار خواهند گرفت.

    مگر اژه ای همانی نبود که: در شهریورماه سال ۱۳۹۳ در نامه ای به دکتر محمود واعظی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات خواستار اعمال محدودیتهای بیشتر روی اینترنت نظیر فیلترینگ وایبر، واتس آپ، تانگو و سایر شبکه های اجتماعی شد. این اقدام وی واکنشهای بسیاری در آحاد جامعه ایران داشت.(ازویکی پدیا)

    و مگرها و اگرهای بسیار دیگر که بر اورواست، حال ببینیم چگونه دم از اخلاق و وجدان می زند و در لابلای حرفهایش بر ملا شدن فساد ریشه ای دیگری را تهدید می کند :

    [محسنی اژه ای با تاکید بر اینکه سروصدایی که این پرونده«سعید طوسی» ایجاد کرده کاملاً غیرطبیعی است، خاطرنشان کرد: فرض کنید اتهامی متوجه ما می‌شد آیا مایل هستیم تا قطعی و روشن شود این مقدار در دسترس مردم قرار گیرد؟ آیا اخلاق، شرع و قانون اجازه می‌دهد؟ آیا وجدان ما اجازه می‌دهد؟ مسائلی که هنوز روشن نشده، خواهشاً توجه کنید انتشار ندهیم؛ چرا که جرم و قابل تعقیب است (دوشنبه,۰۳ ،آبان ۱۳۹۵).]

     
  50. شلوار مخصوص شاگردان کلاس قاری مشهور قرآن (تصویر)

    http://news.gooya.com/didaniha/archives/2016/10/219165.php

    —————-

    دوست گرامی
    من این شوخی ها را آنقدر سخیف می دانم که تکرارش را پسندیده نمی دانم. به شوخی گرفتن یک امر زشت، از عمق آن زشتی می کاهد.
    سپاس

    .

     
  51. جناب نوری زاد میدانم در بین به به و چه چه گفتن یادآوری نکاتی دردآور است .اما وقت میگذارم و به یادتان میآورم بد گفتن از رفتار عربستان و طعنه زدن به آن برای کسی که پسرش علنا به منافقین میپیوندد و او هم اینکار را انکار و رد نمیکند حکایت از یک بام و دو هوایی دارد .

     
  52. آقای نوری زاد عزیز

    شما حرف دل نگقته ی مظلومان این سرزمینید و چون مردم دوستید در دل مردم نیز جای دارید ، و تنهایی شما از نزدیک بودن به حقیقت است ، پرومته (پیش بین) به خاطر دوستی بر انسانها و آوردن آتش محکوم شد و جگرش را هرروز عقابان می درند وباید از شما پرسید ،آیا انسان دوستی ارزش اسارت و تنهایی پر درد جگر خراش پرومته را داشته؟
    با احترام فراوان

     
  53. استاد گرامی با درود ، شوربختانه مدتی است که پیام این کوچک یا در سایت نمیکارید و یا بعد از مدت کوتاهی ان را از سایت برمیدارید !!!! خواهش میکنم دلیل ان را بنویس تا بدانم .

    ————

    من بی تقصیرم دوست گرامی
    از جانب من نیست حتما
    گاهی نظرات به بخش اسپم می رود و حذف می شود.
    با احترام

    .

     
    • جناب ایران دوست درود بر شما : دوست عزیز لطف کنید واضح تر منظور خود را ابرازفرمایید. من متوجه نشدم که در سایت نمیکارید معنی آن چیست و در مورد دوم که فرمودید بعد از مدت کوتاهی آن را ازسایت بر میدارید منظورتان این بود که کامنتی از شما در سایت جناب نوری زاد ثبت میشود و بعد ازمدت کوتاهی ناپدید میشود ؟ جناب ایران دوست اگر لطف بفرمایید در موارد آتی که کامنتی ازشما منتشر شد چند کامنت قبل و بعد ازآن را از ابتدا کپی بفرمایید و ذخیره کنید و به محض اینکه کامنت شما محو شد بازبینی بفرمایید که اشتباه نشده باشد و بزرگواری کنید سریعا اطلاع رسانی کنید اگر موضوع صحت داشت که گمان نمیکنم اینطور باشد !!! !!! ولی اگر درست باشد شخص دیگری پس ورد سایت جناب نوری زاد هک کرده و در اختیار دارد که وامصیبتا است ! ولی از نظر اینجانب تا کنون سایت نور دیده گان امن امن است . سپاس بزرگوار .

       
      • مهرداد عزیز
        برای من هم پیش آمده و فکرکردم ، شاید آقای نوریزاد عزیز اینگونه ترجیح داده اند .

         
      • بادرود و سپاس ،چشم از راهنمایی شما سپاسگزاری میکنم .تا بحال چند مورد بعد از چند روز از سایت حذف شده که امیدوارم بقول شما اشتباه !!! کرده باشم . با آرزوی بهترین ها برایتان

         
    • استاد گرامی سپاس از پاسختان / برایت بهترین ها را آرزو دارم

       
  54. 1_ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺳﺎﻝ 1355 ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺳﻮﻣﯿﻦ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﭘﺎﮐﯿﺰﻩ ﺟﻬﺎﻥﺷﺪ!

    2_ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺳﺎﻝ 1354 ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎﯾﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻫﻤﺎ ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺧﻂ ﺑﺮﺗﺮ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎﯾﯽ ﺟﻬﺎﻥ ﻭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺩﺭ ﺁﺳﯿﺎ ﺷﺪ؟

    3_ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺳﺎﻝ 1352 ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺁﺯﺍﺩﺗﺮﯾﻦ ﮐﺸﻮﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺩﯾﻦ ﻭ ﻣﺬﻫﺐ ﻭ ﭘﻮﺷﺶ ﺷﺪ؟

    4_ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺳﺎﻝ 1353 ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻓﻮﻻﺩﺩﺭ ﺁﺳﯿﺎ ﺷﺪ؟

    5_ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ 1342 ﺗﺎ 1356 ﺭﺷﺪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺩﻭ ﺭﻗﻤﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺗﻮﺭﻡ ﯾﮏ ﺩﺭﺻﺪ؟

    6_ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1352 ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺸﻮﺭ ﺩﺭ ﺁﺳﯿﺎ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭘﺎﺳﭙﻮﺭﺗﺶ ﺩﺭ ﺑﯿﺶ 90 ﮐﺸﻮﺭ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﻭﯾﺰﺍ ﻧﺪﺍﺷﺖ؟

    7_ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ 1353 ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ 98ﺩﺭﺻﺪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﺎﻻﯼ 23ﺳﺎﻝ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺷﻐﻠﯽ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﭘﺴﻨﺪ ﺑﺎ ﺩﺭﺁﻣﺪﯼﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﻭ ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻧﺪ؟

    8_ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺳﺎﻝ 1356 ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪﺗﺮﯾﻦ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﺁﺳﯿﺎ ﻭ ﺳﻮﻣﯿﻦ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺖ؟

    9_ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺳﺎﻝ 1355 ﺳﭙﻬﺒﺪ ﻧﺎﺩﺭ ﺟﻬﺎﻧﺒﺎﻧﯽ ﺑﺮﺗﺮﯾﻦ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﺟﻨﮕﻨﺪﻩ ﺟﻬﺎﻥ ﺷﺪ؟

    10_ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1352 ﺑﺎ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ ﺟﻨﮕﻨﺪﻩ ﺑﺮ ﻓﺮﺍﺯ ﺍﺭﻭﻧﺪﺭﻭﺩ ﺁﺑﺎﺩﺍﻥ ﺻﺪﺍﻡ ﺭﺍ ﻭﺍﺩﺍﺭ ﺑﻪ ﺍﻣﻀﺎﯼ ﻣﻌﺎﻫﺪﻩ ﺍﻟﺠﺰﺍﯾﺮ ﻭ ﭘﺬﯾﺮﺵ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺮﻭﻁ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﮐﺮد؟

    11-آیا میدانستید مردم ایران درسال 1357با تمام قدرت ر…دن تو این دستاوردها!!!!!!!!!!!

     
  55. سلام
    شماکه دست وپای این وان را بوسه میزنی
    منم ببینمتون دستای شمارو
    بوسه میزنم
    قسم میخورم ببینمتون بردستای شجاعتون بوسه خواهم زد!
    شمااولین کسی بودین ک.از اعدام شده های کرد دیدن کرده و بازماندگانشون همراه بانرگس محمدی دیدارکردین وکنار زندان همراه خانواده هاشون ایستادید
    شماشجاعترین مرد ایران هستید
    این را من بایقین قلبی میگویم
    اگرقدرت داشتم نشان شجاعترین مرد ایران بهتون میدادم.
    زنده باشید

    رسول‌الله صلی الله علیه وسلم می‌فرمود:

    هر زمان مردم، ظالم و ستمگری را مشاهده کردند و مانع او نشوند و جلو او را نگیرند نزدیک است که خداوند به خاطر آن برای همگی عذاب بفرستد و عذاب عمومی شود»

     
  56. قسمت دوم

    آری جناب نوری زاد عزیز شما با رهبری مخالفید چون رهبری ظالم هست و ناعادل و مستبد،
    من نیز برانم تا این فکر شما برآرم ،
    و در تحقق عملی ان جهد ورزم ،
    اما با پدرم چه کنم که مرید رهبریست و مادرم و دایی ام که مخلص رهبری اند، عاقلانه و بالغانه،
    من با آنها چه کنم ؟
    اگر در پارادایم شما باشم باید دائم بر آنها بتازم ،
    بنگرید چه شد؟ و با خود چه کردم؟
    یعنی بر ان بودم تا به ایدئولوژی مقابل بتازم اما خود مبدل به ایدئولوژی شدم ،

    آیا مثال عینی فوق واقعیت بارز جامعه ما نیست؟،
    همان ساختار و هسته ی اجتماعی که متاسفانه در تفکر حضرت عالی غائب هست،
    این به ضم جنابعالی” ظالمان و ستمگران” حاصل ساختار و عالمیت و تاریخیت ما ایرانیان نیست ؟
    و جنابعالی و همفکران به جای اینکه به این هسته،ساختار و هویت بپردازید و با تفکر اصیل طرحی نو در اندازید،
    با ثنویت اندیشی ، صفر و یک دیدن امور،
    شکافی بس عمیق در جامعه موجب گشته اید که این نگرش ایدئولوژیکی هماره بر عمق این شکاف خواهد افزود و
    مگر تفکر اصیل پدیدار شناسانه و پرسش های عالمانه روال جامعه گردد
    تا این انحطاط به بالندگی و رشد بدل گردد..

    ———————————-
    محمد نوری زاد:
    سلام دوست فهیم و متین و درست اندیش من
    سپاس از این نوشته ی خوبتان
    من اما، یک نفرم یک نفر یک نفر یک نفر
    من یک نفرم
    تنهایم
    بی همراه
    بی کسانی که با آنان بتوانم جمعی جامع بر آورم
    این یک نفر
    مگر چه اندازه برد دارد که شما بزرگوارانه آوار کارهای کرده و ناکرده ی اصلاح طلبان را بر من فرو باریده اید. مرا با اصلاح طلبان چکار؟
    من نه ادعایی دارم و نه بنایی برای دگرگونی
    من یک نفرم
    تنهایم
    و با همین تنهایی شعله ای بر افروخته ام بقدر بضاعت
    در نظام فکری من، صبوریِ هوشمندانه و خرد ورزانه کارساز است.
    منِ تنها عجله ای برای به بار نشستن باورهایم ندارم
    می دانم به چه راه هولناک و ناهمواری پای نهاده ام
    کورسویی که از رفتار من ساطع می شود، ای بسا چندی بعد فرو بمیرد.
    باکی نیست
    تنهایان هماره همینگونه اند
    مرا توش و توان رفتار تشکیلاتی نیست
    من شاید تیتر ها را با صدای بلند می خوانم
    همین
    با احترام

    ———————————-

    ایرانی:
    سلام مجدد..

    ممنون از حسن التفات حضرت عالی،
    هر چند این دیالوگ به نحو عالمانه شکل نگرفت و در پایین ترین سطح فهم شد، شاید اگر خویش را معرفی می کرد ، گفتگو به در سیاقی دیگر پیگیر و نشر می یافت، اما اگر تفکر و کلام آدمی اصیل و نافذ نباشد دیگر چه نیاز معرفی و اشتهار !!!
    جناب نوری زاد عزیز دلم گرفته ،،،،

    دلم گرفته به وسعت تمدنی که روزگاری یکه تاز بود و اکنون در انحطاط به سر می برد،
    دلم گرفته به وسعت عرفان مولانا و ملا محسن فیض کاشانی!!
    دلم گرفته به وسعت تفلسف سهروردی ها و صدرائیان و ابن عربی ها و ابن سیناها!
    دلم گرفته به وسعت دادگری امیر کبیر !!
    دلم گرفته به وسعت ناامیدی و یاس حاکم!!
    از خداوند منان برای جنابعالی سلامتی روزافزون و دانش و تفکر مضاعف خواستارم،،،

    ————————–

    محمد نوری زاد:
    فدای دلِ گرفته ی شما
    ای من فدای دل صاف و زلال شما
    کاش این دل زلال و نالان، نگاهی نیز به دلهای شرحه شرحه چاک چاک می کرد و از خود می پرسید چرا و به چه علت این دلهای متفاوت نگرهموطنانم بجرم متفاوت نگری از هم دریده شدند
    فدای دلتنگی های شما

     
    • جناب ایرانی!
      شما گفتید که مطالعات فلسفی دارید پس به شما توصیه می کنم اولا حتی الامکان از آسمان به زمین آئید و ثانیا قدری در فضای ایران سیر کنید. شما از عمه و دائی و … خودتان اسم بردید چرا از برادر فرزند و پسردائیتان سراغ نمی گیرید، همین جا در کامنت “رز” که به کتاب دوم دبیرستان استناد کرده، انقلاب اطلاعات شکافی در نسلها پدید آورده که ممکن است شما تنها قادر به فهم رفتار پدرانتان باشید اما از درک رفتار فرزندانتان عاجز بمانید پس به نسل حاضر و آیندگان بیاموزید و امیدوار باشید.

       
  57. قسمت اول

    با سلام خدمت نوری زاد عزیز

    نظر به این که نوشته ی این حقیر بیشتر صبغه اندیشه گی و فلسفی دارد ، احتمال فراوان همچون نوشته قبلی بنده ،
    در کانال تلگرامی جنابعالی که محل درج متون و نوشته های پراکتیکال و عملگراست نشر نمی یابد ، نه به این خاطر که جنابعالی اهل تفکر نیستید بلکه بیشتر به دلیل عدم سنخیت با شیوه و تفکر جنابعالی، در نشر توفیق نمی یابد و به لطف مهر وافر حضرت عالی نهایتا در بخش نظرات سایت منتشر میشود ،
    حال آنکه نقد بنده حقیر عمدتا به همین شیوه تفکر ایدئولوژیکی جنابعالی معطوف میشود..
    پرسشی بنیادینی از حضرت عالی دارم که به قول بزرگی طرح پرسش عالمانه بسی فراتر از جواب ان اهمیت دارد و نیز به قول بزرگی دیگر جامعه ما به همان اندازه که دچار انحطاط شده از تفکر اصیل و پرسش عالمانه دور گشته است.
    چرا هر چه کانال تلگرام و همچنین سایت اینترنتی حضرت عالی را دنبال می کنم جز منکوب کردن اصول گرایان، حکومتی های اصولگرا، مذهبیان و روحانیون ، بنیاد گرا ها و وزارت اطلاعات چیزی عایدم نمی شود؟
    چرا تمام ظلم ها ، ستم ها ، جهالت ها ، کج فهمی ها و اندیشه های غلط از ناحیه رهبری، سپاه، قوه قضائیه ، شورای نگهبان ، حوزه علمیه و روحانیت
    صادر میشود ؟
    لابد می فرمایید چون “واقعا و حقیقتا “صادر میشود،
    می فرمایید چون مکتب اصلاحات ظلم ستیز و عدالت محور هست و نهایتا پرونده شان به ندرت سیاه و کدر می باشد و همواره مبتنی بر اصول اخلاقی ،جهد و اهتمام می ورزیده است ،،
    سخنم را به طرز دیگر بیان می کنم که مبادا سوالم صبغه سیاسی و ایدئولوژیکی بگیرد ..
    چرا شما اصلاحاتی ها و روشنفکران علی رغم دویست سال فعالیت های سیاسی ، اخلاقی و فرهنگی نتوانسته اید مانعی در بسط این انحطاط
    باشید و نیز به زعم این بنده حقیر و عده ای از متفکران دیگر به توسعه این انحطاط (خواسته یا ناخواسته )
    یاری رسانده اید و ملازم و مقارن با حکومتیان و روحانیون و سنتیون چه در زمان پهلوی و چه در نظام جمهوری اسلامی در پسرفت روزافزون این کشور اثر گذار بوده اید و نیز این اثر همچنان مستدام هست؟
    چرا فعالیت های مبارزاتی شخصیت هایی چون حضرت عالی علیه ظلم و ستم و بسط عدالت در بستر جامعه توفیقی نمی یابد و در جان و تعقل آحاد مردم چه چپ چه راست و چه محافظه کار نمی نشیند و جز جناح خویش یعنی اصلاحات توفیقی نمی یابد؟
    بر ان نیستم تا ارزش های فعالیت های جنابعالی را تقلیل دهم و ان را کم مایه جلوه دهم ، اصلا و ابدا بلکه همه این فعالیت های عدالت خواهانه در جای خود لازم و قابل ستایش هست،
    اما چرا کافی نیست و تجربه این کشور با ده ها نهضت و اجتماعات پر شور و انقلاب، منافی اثر بخشی فعالیت های مبارزاتی روشنفکرانی چون حضرتغالیست؟
    ثنویت اندیشی روشنفکران و اصلاح طلبانی چون حضرت عالی همانند روحانیت و سنتیون به ناچار بهره و حاصلی جز ایدئولوژی گرایی ندارد،
    “روحانیت متحجر و جاهل، استبداد دینی حاکم”نیز به ناچار حاصل این نحوه نگرش ایدئولوژیکی بخش اعظم اصلاح طلبان و روشنفکران می باشد و نیز “اصلاح طلبان و روشنفکران متجدد و بی دین و غرب زده ” به طرزی اجتناب ناپذیر حاصل گفتمان سنتیون ، روحانیت و بنیادگراهاست.
    چه زمین بازی موهشی ،
    چه جنگ حق و باطلی ،
    زمین بازی که یکی کنش و دیگری واکنش ،
    هر چند قدرت در پایان فائق می شود اما مگر می توان در این میدان حق و باطل را تشخیص داد،
    مگر می توان در این میدان که جنگ دو ایدئولوژی و در خلاف جهت یکدیگرند یکی را بر گرفت و دیگری را فرو گذاشت،
    مگر ایدئولوژی بد و ایدئولوژی خوب داریم ، ایدئولوژی یعنی هرس کاری ،
    یعنی چارچوبی که به ناچار باید قاب عکس ادمی شود و اگر آدمی درآن جای نگیرد آنقدر هرس کاری میشود تا در قالب جای گیرد،
    ایدئولوژی شمشیریست بران تا آدمی را تنظیم کند.

     
  58. درود بر استاد نوریزاد گرامی .درباره مسیله سید باید به پاسخ ان بانوی گرامی به اقای مصلح مطلبی را بیافزایم.
    در ابتدای نام منهم سید هست.پدرم از قول پدرش نقل میکند هنگامیکه در زمان رضاشاه بزرگ برای ثبت نام وفامیل میامدنند هرکس که داشت یک تومان به مامور ثبت میداد جلوی نامش سید مینوشت.یعنی اکنون ما تعدادی سید یه تومنی هم داریم.

     
  59. ما هیچ؛ ما نگاه

    مصاحبه بی بی سی با دو نفر از شاکیان پرونده سعید طوسی را امشب شنیدم و بسیار متاسف شدم که اینجا هم ظاهرا فرمان “کش ندهید” صادر شده.
    آقایان مقامات قوه قضاییه!
    آیا ممکنه کسی بی خود و بی جهت دوره بیفته این طرف و آن طرف فریاد بزنه به من تجاوز شده؟ مگه راحته گفتن چنین سخنی؟ تک تک شاکیان هزار بار مردن و زنده شدن تا تونستن به خانواده شون بگن چه بلایی سرشون اومده. ما با چند کودک و نوجوان طرفیم که روان شون بسیار آسیب خورده و از همینجا درخواست می کنم از والدین شون اونا رو ببرن پیش روان شناس تا درمان رو آغاز کنن. به هر چه می پرستید سوگند فاجعه بسیار بزرگی اتفاق افتاده. اجازه ندهید سعید طوسی پشت قرآن مخفی شه. ته رذالت و پستی است درخواست اشد مجازات کردن برای طوسی رو مقابله با قرآن نام گذاری کنیم.
    آیا در بین حوزویان کسی هست برای دفاع از قرآن؛ درخواست کند هر چه سریع تر طوسی را به سزای اعمالش برسانند؟
    آقای نوری زاد؛ لطفا هم چنان به این مساله بپردازید. این ماجرا فراتر از کهریزک است. این بندگان مومن خدا و کودکان و نوجوانان معصوم ؛ معترضان در خیابان نبودند که برای مجازات ؛ آن بلاها سرشان بیاید. اینها به باور خود در پی یاد گیری قرائت کلام خدا بودند.
    در هر محفلی که در این چند روز نشسته ام؛ مهم ترین موضوع مورد بحث؛ همین بوده و مجازات طوسی؛ تبدیل به خواست ملی شده.
    آیا صدای مردم را می شنوید؟

     
  60. سلام بر همکار پیشکسوتم

    من ورودی سال ۶۶دانشکده هستم و الان تقریبا ۴ساله که باز نشست شدم.
    یه وبلاگ دارم که حرفامو اونجا فریاد میزنم.
    این هم جدیدترین مطلب من در اونه.
    متشکر میشم اگه التفات کنید.
    راستی چرا به مهمترین اسلحه آقا نمی پردازید
    منظورم جام جهنمی جم است
    که با غوغا سالاری و انحصار مدام در حال تحریف مطالب و تحمیق افکار عمومیه؟
    چرا از سهمش در مجلس نمی گویید؟
    میدانید همین الان در مجلس شورا و در وزارت خانه ها چقدر از اینسرتی های سازمان دارن چراغ خاموش به وظیفه حزبی و سازمانیشون عمل میکنن.
    از استاندارا،مدیرکل ها،مشاورها،و نماینده های صدا سیمایی هم بفرمایید.
    از فساد در بین مدیران سازمان و بیتوجهیدسازمان به اون هم بگویید.من در این مورد کلی اطلاعات دارم خصوصا از مراکز شمال غرب و جنوب سازمان.

    اینم وبلاگ بنده.

    مجله ی چهلتیکه
    http://majalleye40tike.blogfa.com/

     
  61. سلام جناب نوری زاد
    سوال : علمای شیعه بر این عقیده اند که حضرت فاطمه در 18 سالگی فوت کرده اند که شش ماه بعد از وفات پیامبر بوده و اگر پیامبر در 63 سالگی فوت کرده پس حضرت فاطمه در 45 سالگی پیامبر به دنیا آمده و اگر پیامبر در 25 سالگی با حضرت خدیجه 40 ساله ازدواج کرده باشد ( طبق نظر علمای شیعه ) پس حضرت خدیجه در 60 سالگی حضرت فاطمه را به دنیا آورده است .
    مطالب کلی درباره ی بارداری:
    الف) بارداری فقط زمانی رخ میدهد که گامت نر(اسپرم) با گامت ماده(تخمک)ی بالغ, لقاح کند(به زبان ساده, ترکیب شود)

    ***نکاتی در باره ی تخمک(گامت انسان ماده)
    1-یک دختر در هنگام تولد حدود 2 میلیون تخمک دارند, اما نابالغ هستند.( در صورتی که طبق نکته ی قبل, برای بارداری, لازم است که بالغ شود.)
    2-از بین این 2 میلیون تخمک نابالغ, فقط 300 تا 400 تخمک, بالغ میشوند( تعداد بسیار زیادی از آنها غیر فعال میشن)

    ب) در هر ماه(28 روز),فقط یکی از این 300 تا 400 تخمک(که نابالغ بودند), بالغ میشود و آزاد میشود(یعنی تخمک, از تخمدان خارج میشود و وارد لوله ی رحم(لوله ی فالوپ) که در اطراف رحم قرار دارد میشود.)

    3-گامت ها ی ماده, پس از اینکه آزاد شدند, بالغ میشوند(و امکان لقاح پیدا میکنند) پس, قبل از آزاد شدن, بالغ نیستند.

    4-میدانیم که هر 28 روز فقط یکی از گامت ها, بالغ و آزاد میشن. یعنی از اون 300 تا 400 گامتی که قرار است آزاد بشن, هر 28روز(تقریبا یک ماه), فقط یکیشون آزاد میشه.

    پس حدود 300 تا 400 ماه طول میکشه که همه ی اون گامت ها, آزاد و بالغ بشن.

    با یک حساب ساده, 300 تا 400 ماه میشود حدود 25 تا 33 سال. یعنی حدود 25 تا 33 سال طول میکشد تا یکی یکی, اون تخمک ها آزاد بشن و بالغ بشن.

    ***اما نباید بگوییم که چون 300 تا 400 ماه, برابر 25 تا 33 سال است, پس یک زن نهایتا تا 33 سالگی باردار خواهد شد. بلکه درست, این است که بگوییم:
    “25 تا 33 سال پس از اولین آزاد شدن گامت”
    5- به طور معمول, اولین تخمکی که آزاد میشود, در یک دختر نوجوان, در سن 10-14 سالگی است.
    پس حداقل و حداکثر ممکن است که یک زن در سن 35 تا حدود 47 سالگی هم قدرت بارداری داشته باشد.
    توجه داشته باشید که 25 تا 33 سال بعد از اولین آزاد شدن تخمک, زمانی هست که دیگه همه ی تخمک های زن(بهتر است بگیم پیرزن) آزاد شده اند و دیگر تخمکی قرار نیست آزاد بشه. به این حالت, “یائسگی” میگن که معمولا در زن های 45-55 سالگی اتفاق می افته( در واقع چون که دیگه تخمکی واسه آزاد شدن ندارن. یعنی همه ی تخمک هایی که میتونستن آزاد و بالغ بشن, آزاد و بالغ شدند.)

    ***منبع: کتاب زیست شناسی و آزمایشگاه 2 (سال سوم دبیرستان-رشته علوم تجربی), صفحه:245-249. (با اندکی تغییر)
    جناب نوری زاد عزیز با این تفاصیل که عرض کردم امکان بارداری حضرت خدیجه در آن سن 60 سالگی چگونه است ؟

     
    • سلام جناب رز

      جناب درخت انگور اين شرابهايي كه دراينجانثاركرده ايدوشده انددختررز فقط بايدخودتان نوش جان كنيدوبااوازدواج كنيدتا ثمري در25-35سالگي دهد.
      كه چنين نظرزيت شناسي داده ايد:
      “***اما نباید بگوییم که چون 300 تا 400 ماه, برابر 25 تا 33 سال است, پس یک زن نهایتا تا 33 سالگی باردار خواهد شد. بلکه درست, این است که بگوییم:
      “25 تا 33 سال پس از اولین آزاد شدن گامت”.پا

      اولا اين نظر وفزضيه زيست شناسي شمادروقوع خارجي نقض بسياري دارد كه زنان بارداردر18 سالگي فرزندآورده اندومابه وفورديده ايم نمونه زياددارم واسم نمي برم.
      پس اين نظرتان ازييخ غلط ونادرست است.

      واماتاريخ صحيح ازدواج پيامبر-ص-باخديجه درسن 27 سالگي خديجه بوده است وتولدحضرت فاطمه درپنج سال قبل ازبعث بوده است وبااين حساب هنگام شهادتش بيست وهشت سال داشته اند نه هيجده سال بله هيجده ساله بودنش شهرت داردامااين شهرت غلط وغيرواقعي است . مدرك تاريخ الخميس است كه تاريخ صحيح ودرستي است. واستادمان مرحوم سيدجعفرشهيدي استادتاريخ اسلامي نيز دركتاب زندگاني حضرت فاطمه متعرض اين مسآله شده اندكه تولد فاطمه دخترپيامبر پنج سال قبل ازبعثت بوده است نه اينكه پنج سال بعدازبعثت باشد.بااحترام
      مصلح

       
      • جناب مصلح گرامی درود بر شما حضرت عالی که معمای سن حضرت فاطمه را گشودید پس لطف بفرمایید معمای ضرب و شتم ایشان توسط دیگر مسلمانان و با حظور شوی با غیرت ایشان را حل نمایید لطفا نفرمایید این شوی باغیرت و مولی متقیان موظف به سکوت بوده .ثانیا نظر معصومین در مورد موالی و ایرانیان گرفتار چگونه بوده . درضمن لطف بفرمایید بازتاب اعمال سعید طوسی استاد بین المللی قرائت قرآن را در حوزه و مقایسه غیرت مراجع تقلید را در فوتبال و تجاوز به افراد ذکور را هم مرقوم فرمایید .با تشکر .

         
    • جناب مصلح!
      استدلال “رز” برمبنای جعلیاتی است که قرنها شما ملایان به خورد ملت داده اید و همینکه آن جعلیات در محک تجربه قرار گرفته اند، دروغ بودنشان برملا شده، شما اگر قصد اصلاح دارید به دروغی دیگر متوسل نشوید بلکه قدری بر روی زمین و در خلوت خود تفکر کنید!

       
    • رز گرامی!
      منابع شناخت بشر فلسفه، هنر، دین، ایدئولوژی و علم ( science ) هستند که این آخری خود به دو بخش تجربی و انسانی-اجتماعی تقسیم می شود. موضوع بررسی و روش بررسی هریک از این منابع متفاوت است. در میان منابع معرفت بشری، علم science زمینی، قابل مشاهده و لذا قطعیت بیشتری دارد. استدلالی که شما در کامنت خود آورده مبتنی بر تجربه است و آنچه مدعی(مصلح) آورده حتی تاریخی نیست(چون استناد و اجماعی بر آن نیست).
      بنابراین بنابرتجربه زیسته در فضای فرهنگی ایران، به شما که ظاهرا در زمره نسل جوانید و مصلحان از دیدن شما(سهوا یا عمدا) غافلند، توصیه می کنم ضمن تجهیز به علوم تجربی به زبان مدعیان هم آشنا شوید. در این زمینه شما را به نقدهای ویرانگر کسانی چون زکریای رازی، کسروی و علی دشتی ارجاع می دهم. پاینده باشید

       
  62. نوری زاد عزیز و بزرگ با درود؛ حضور شما در مناظرۀ پیش رو(سه شنبه) از نظر من یک مناظرۀ باخت – باخت و آنهم دوسرباخت، می باشد و نوعی به مسلخ کشی و در حالت خوش بینانه اش؛ مناظره ای بی سرانجام! شما در بحثی وارد میشوید که؛
    یا معلوماتِ(دانش) طرف تان در سطح یک عالم دینی از نوع آقاسید مرتضی است که با رندی و مغلطه و سفسطه سعی دارد تمام مسائل مطروحه را با رجوع به قرآن و تفسیر، به نفع خود باصطلاح بپیچاند و شما را منکوب کند همانطور که بارها و بارها دیده اید و دیده ایم چگونه در بحث با اندیشمندانِ فرهیختۀ این سایت برخورد میکند. چون به قرآن بعنوان کلام خدا مینگرد و بطریق اولی، خود را ذیحق میداند.

    و یا اینکه با عالمی ساده و باصطلاح بی پیله و شیله برخورد خواهید کرد – مثل سید مصلح – که هر چه شما، در بحث پیش بروید، با بازگشت مجدد به نکتۀ اول، تمام رشته های شما را پنبه خواهد کرد. همانند آنکه بارها و بارها دیده اید و دیده ایم!
    اگر آقا مصلح در پاسخ به آنهمه استدلال حکیمانه و ارزشمندی که بانو آنیتا، در مورد عدم اعتبارِ علمی و تاریخیِ اصالت و سیادتِ آخوندهای «سیاه عمامه» برایشان آورده اند، برگردند و پاسخ دهند که مثلا”؛ در فلان آیه و حدیث نبوی اینطور آمده و لذا چنین و چنان….! شما چه پاسخی خواهید داشت؟
    برگ برنده در این نوع مناظرات و آنهم، در چنین فضای حاکم و خفقانی در دست آقایان است چون حاکمیت با آنان است و هر که از درِ مخالفت با آیشان برآید، بلافاصله و بی چون و چرا، چوبِ تکفیر میخورد…!
    آیا شما فکر میکنید جامعه و افکار و حاکمیت و فقها و … به آن درجه از رشد و بالندگی رسیده اند که شما بتوانید در جوابِ «کلامِ خدا بودنِ» قرآن، مثلا” به مخاطب تان بگویید؛ شما بر چه اساسی ادعای «کلام خدا بودنِ» قرآن را میکنید…!؟

    مطمئنم که شما هم تصدیق میفرمایید هنوز ما با آن رشد و شکوفاییِ فکری و آرمانی، صدها و شاید هزاران سال فاصله داریم و تا این حاکمیت در مسند کار است وارد شدن در چنین مباحث بنیادین، کار عبث و بی فایده و بی سرانجامی است…! البته بازهم تاکید میکنم؛ در حالتِ خیلی خوش بینانه اش. چون از قدیم گفته اند؛ زبانِ سرخ سر سبز میدهد بر باد…!
    و اینکه شاعر دانا میگوید:
    شبی از شعله راهی در تنم کن
    زبان سرخ در پیراهنم کم
    سراپا گر بزن خاکسترم کن
    در این تاریکی اما، روشنم کن
    فعلا” و در حال حاضر فقط در شعرها میگنجد و نه در عوالم حینی و خارجی.

    فضولی حقیر، این برادر کوچکت را به بزرگی خود حتما” خواهید بخشید، شما استاد بنده هستید و من در شجاعت و نیک اندیشیِ شما، شاگردِ شاگردِ شما هم نیستم. همواره بر قرار و برفراز و سرفراز باشید.

     
    • با پوزش شعر تصحیح میشود:

      شبی از شعله راهی در تنم کن
      زبان سرخ در پیراهنم کن
      سراپا گر بزن خاکسترم ساز
      در این تاریکی اما، روشنم کن

      و نیز؛ در سومین سطر از آخر؛ عوالم «عینی» درست است.

       
  63. با سلام

    جناب مزدك من چند روزي نبودم و جنابعالي نام مرا ذكر كرديد
    عزيز من فقط با نام عبدالله * مطلب مي نويسم نه نامي ديگر اصلا تا همین امرو ز موضوع دختري با كفشهاي زرد را به عنوان تازه ترين موضوع جناب نوري زاد ديدم با فيلتر شكن سايفون كه راديو فردا را باز مي كند به عنوان هوم پيج
    و اكنون از فيلتر شكن ديگری استفاده كردم و 2 موضوع جديد ديدم
    نمي دانم ساير دوستان داخل ايران همين مشكل را دارند يا خير

    و اما بعد جناب مزدك ياد هست در مورد حروف ابجد حرف زديم نمي دانم اهل كدام شهر هستي عجالتا شما را به علت تسلط فراوان بر علوم قرآني و احاديث نبي وامامان ملا مزدك خطاب مي كنيم
    ملا=71
    مزدك=71

    اين سايت را مطالعه كن در باره ي غلمان كه در سورة طور آمده است
    https://islamqa.info/ar/174691
    مخلص كلام اينكه اين غلمان خدمتكار هستند در زمينه طعام و شراب فقط همين وبس

     
    • عبدالله گرامی من نام شما را با علامت سؤال آوردم و آن حدسی بود که زدم و دوبار هم آوردم یکی زیر کامنتی که نوشته های سعید را به سید مرتضی منتسب کرده بود یکی هم در همین سایت در کامنتی.اگر اشتباه کرده ام از شما بخاطر این اشتباه عذر می خوام!

       
  64. بحران آب؛ ایران چقدر با آستانه تغییر فاصله دارد؟

    ناصر کرمی
    دانشگاه ترونهایم نروژ – اقلیم‌شناس
    ……….
    یک مدل اقلیمی از دگردیسی چشم انداز
    بحث را با یک مدل ساده اقلیمی که در تصویر زیر ترسیم شده است
    نمودار
    به طور خلاصه، خشکسالی هواشناختی (کاهش بارش نسبت به متوسط معمول) در نهایت به خشکسالی هیدرولوژیک (کاهش موثر منابع آب جاری و زیرزمینی) منجر می‌شود. تداوم این وضعیت منتهی می‌شود به خشکسالی کشاورزی. خشکسالی بلندمدت می‌تواند عملا بخش عمده کشاورزی را به تعطیلی بکشاند و چشم انداز را دچار بحران اقتصادی کند. مرحله بعد خشکسالی اجتماعی-فرهنگی است. یعنی وضعیتی که عملا بحران اقتصادی ناشی از خشکسالی بلندمدت زیر ساخت‌های اجتماعی را تغییر می‌دهد و چشم انداز را به سمت شرایطی متفاوت و جدید به پیش می‌راند. اما این هم پایان کار نیست. خشکسالی می‌تواند حتی جامعه را دچار تنش روانی کند و به ویژه باعث افزایش تندروی و خشونت در چشم انداز شود، آنچه که خشکسالی روان شناختی نامیده می‌شود. از مرحله سوم این نمودار به بعد، یعنی مابعد خشکسالی کشاورزی، خشکسالی به تدریج قابلیت اثرگذاری در ساحت حاکمیت سیاسی را پیدا می‌کند. اما میزان تاثیر آن بستگی دارد به سه مولفه کلان:
    الف) میزان وابستگی سرزمین به منابع طبیعی
    ب) میزان آسیب پذیری سرزمین در برابر انواع تنش‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی
    ج) واکنش حاکمیت به تغییرات ناشی از خشکسالی
    توضیح این سه مولفه ساده است.
    ……………………..
    فاصله ایران از آستانه تغییر
    اما ایران چه وضعیتی دارد؟ شبکه توسعه پایدار اروپا در گزارشی، ۹ اصل تاب آوری یک سرزمین را اینگونه برشمرده است: تنوع و تکثر، توان تغییرپذیری، توان همامیزی و همافزایی، شناخت (و تسلط بر) بازخوردها، شناخت (و انطباق با) تغییرات تدریجی، سرمایه اجتماعی، ابداع و ابتکار، مشارکت در حاکمیت و سرانجام بسندگی در منابع اکولوژیک. قابل نقد، قابل محاسبه و البته قابل مقایسه است که ایران در هر کدام از مولفه‌های نه گانه فوق الذکر چه وضعیتی دارد. پرسش اصلی کماکان این است که ایران کی به آستانه “رژیم شیفت” می‌رسد؟ (باید توجه داشت که عبارت رژیم در اینجا محدود به حاکمیت سیاسی نیست و همه مولفه‌های موجد چشم انداز را در بر می‌گیرد).
    از نظر اکولوژیک تعریف این مرحله آسان است: زمانی است که خدمات قبلا رایگان طبیعت حالا دیگر امکان عرضه رایگان ندارند و برای آنها باید پول پرداخت کرد. در کشور خشکی مثل ایران “آب” مهمترین خدمات قابل عرضه طبیعت است و با توجه به روندهای سالیان اخیر حتی بدون نیاز به بهره گیری از مدل‌های محاسباتی پیچیده می‌توان گفت که ایران از آستانه تغییر رژیم اکولوژیک گذشته است.
    ……………..ولی باید توجه داشت که عبور از آستانه‌های تحمل اکولوژیک اساسا بازی بسیار بزرگتر، بسیار پیچیده‌تر و در مقیاسی بسیار وسیع‌تر از بازی سیاست است. بازی سیاست مثلا این است که در عراق رفتن نوری المالکی و آمدن حیدر العبادی و یا حتی در مقیاس بزرگتر فروپاشی حکومت صدام و برقراری حکومت شیعی می‌تواند چه تغییرات مدیریتی یا اقتصادی در این کشور ایجاد کند. بازی اکولوژیک اما وضعیتی است که با صدام و بی صدام و با مالکی یا با عبادی یا با هر کس دیگری عراق را یک جا می‌بلعد.
    ……….خلاصه اینکه ایران نیز مثل هر کشور دیگری در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، به سمت یک نرمال جدید پیش می‌رود. شناخت اینکه چقدر ایران با این سرنوشت تازه فاصله دارد و اساسا مختصات این سرنوشت چیست می‌تواند مهمترین مسئولیت جامعه علمی و روشنفکران ایران به شمار آید. بدون این شناخت، تحلیل آینده ایران حکایت کشف فیل در تاریکی خواهد بود. به هر رو این می‌تواند اقتراحی عام باشد برای جامعه علمی ایران که با پژوهش و روشنگری در این زمینه فضای مباحث کلان تحلیلی مرتبط با آینده ایران را از سیاست‌بازانی پس بگیرند که مردم را به بازی‌های کوچک سیاسی برای اهداف کوچک سیاسی عادت داده‌اند و مقیاس، شدت، سرعت و جهت واقعی تغییرات در ایران را نشان دهند.
    ……..

    http://www.bbc.com/persian/iran-features-37743731

     
  65. لطفا مردم عزيز از لفظ با قدمت /// بجاي اخوند استفاده بشه
    خيلي كلاسيكتر ميباشد

     
  66. در اینکه حاکمان اسلامی //////////////////// من شکی ندارم و تاریخ 38 سال خونبار ایران بخوبی گواهی بر این ادعاست.ولی مزدوران و خیانت پیشه گان و وطن فروشانی مثل کیانوری هم اگر قدرت را می گرفتند وضع کشور و مردم ایران بهتر از این نبود.در همین نامه این مزدور چگونه قتلگاهای حکومتهای ایدیولوژیک را مردمی خطاب می کند. در صورتیکه اخباریکه از زندانهای شوروی و بلوک شرق به بیرون رسیده نه تنها از زندان حرامیان اسلامی بهتر نبوده بلکه بدتر هم بوده.کافیست کتاب یا فیلم خانه دائی یوسف را بخوانید/ببنید.

    در اینجا به جا می‌‌دانم پیش از آغاز جریان محاکمه به دو کمبود جدی در زندان‌های جمهوری اسلامی نه تنها نسبت به زندان‌های کشورهای مردمی و دمکرات (البته به جز امریکای ضددمکرات و کشورهای دمکرات‌نمای مانندش)، بلکه حتی نسبت به زندان ایران در زمان طاغوت یادآوری کنم:

    اول – در مورد دیدار زندانیان با بستگان خود،

    نه تنها در کشورهای شرقی و مردمی

    بلکه حتی در زندان‌های شاه معدوم، زندانیان نه تنها از امکان دیدار با بستگان خود برخوردار بودند، حتی دوستان و آشنایان غیربسته آنان هم می‌توانستند به دیدارشان بیآیند. زندانیان حق داشتند از دوستان و بستگان خود هر نوع خوراکی و پوشاکی دریافت دارند. هنگامیکه خود شما در زندان بودید، مسلما شاهد آن بودید که زندانیان مرفه حتی شام و ناهار از منزل برایشان می‌‌آوردند.

     
  67. حضرت آیت الله العظمی نوری زاد دامت برکاة و دامت افاضاة، سلام علیکم ، ضمن آرزوی تندرستی و سلامتی بر شما انسانِ بصیر ، آزاده ، حکیم ، فرزانه ، بشیر و نذیر . حضرتعالی در یک قیاس ساده و طبق قانون فعلی کشور چون جلال الدین فارسی را افغانی و غیر اصیل ایرانی دانسته اند ، بالطبع رهبری ی نظام ِ زاده نجف را هم عراقی می دانید و غیر اصیل ایرانی . اما در گذشته اشخاصی در سرزمین پهناور ایران از هندوستان تا قسطنطنیه گرفته تا آسیای صغیر و قفقاز زاده شده اند که تعریفی این چنینی از ” مرز ” و یا ” سرحدات ” وجود نداشته و با توجه به از دست رفتن مستعمرات و کوچک شدنِ ” مرزها ” در سالیان اخیر و به دلیل ماندگاری اشخاص در سرزمین اصلی ایران ، تعاریف ” مرز ” و ” اصیل بودن” بهم ریخته و افرادی هم اکنون محصور تعاریف “مرزها “شده اند . مثلاً بحرینی ها ، آذربایجانی ها و گرجستانی ها ، افغانی ها و بلوچ ها ، اَکراد درون چهار کشور فعلی ، طایفه صدر های شیرازی در لبنان و … حضرتعالی آیا به این محدودیت ها ، علی الخصوص این تعریفِ ” مرزها ” را برای اشخاص فبول دارید ؟ الحقر ___ مبشّر

    ——————–

    سلام مبشر گرامی
    کاش این نوشته ی مرا عمیق تر مطالعه می فرمودید. من در این نوشته گرچه به نجف که زادگاه پدر آقای خامنه ای است اشاره کرده ام اما به تعلق محوری آقای خامنه ای به اسلام خودش و عدم تعلقش به ایران قراول رفته ام. خسارت هایی که ایشان به ایران و ایرانیان وارد آورده ردیف کنید تا ببینید هیچ ایرانی آیا با سرزمین خود این می کند؟
    با احترام

    .

     
    • حتی در گذشته هم با وجود مرزهای گسترده ایران تعریف ایرانی بودن محدود بود. شما گویا بدنبال تعریف مدرن غربی از ملیت هستید که در خاورمیانه شدنی نیست و تنها در کشورهای امپراتوری مثل امریکا شاید در کوتاه مدت جواب بدهد هر چند همین الان کارشناس انگلوساکسون در امریکا مکزیکی تبارها را بزرگترین خطر برای هویت امریکایی می دانند. امریکا رییس جمهور سیاه پوست و مسلمان را تحمل می کنند( چون با کشوری مسلمان و سیاه پوست هم مرز نیست) اما رییس جمهور مکزیکی تبار را هرگز. چون مکزیک آنطرف مرز است با جمعیتی زیاد. همین خطر از سوی مهاجران افغان وعراقی برای ایران متصور است. عربها و عراقیهای مهاجر در این سالها منابع ایران را برای عراق هزینه کردند الان هم گویا نوبت افغانهاست که کم کم شاهد لابی گری نفوذکرده هایشان برای آنطرف مرز هستیم. یکی از دلایل فشارد غربیها برای پذیرش و دادن تابعیت به مهاجران همین برهم زدن اتحاد و انسجام ملی است. تمام مناطقی که داری فک و فامیل آنطرف مرز هستند همین الان دارای پتانسیل تجزیه طلبی و ناامنی هستند. در سیستان و بلوچستان، بلوچها که آنطرف مرز خویشان سببی و نسبی دارند مشکلات زیادی درست کرده و می کنند اما سیستانیها با وجود فقر و فلاکت و خشکسالی بخاطر نداشن روابطی با آنطرف مرز مشکلات امنیتی و تجزیه طلبی ندارند. همینطور خراسان که بعلت نداشتن روابط با آنسوی مرز( بخاطر اختلاف فرهنگ و مذهب) اتفاقا تعلقات ملی شدیدی دارند. مساله امنیت ملی بسیار پیچیده است و با این شعارها که ایران زمانی بزرگ بوئده و عراق و افغانستان و پاکستان بخشی از آن بوده نمی توان خود را فریب داد. در شاهنامه هم ازدواج رستم یا زال با دختر شاه کابل با اعتراض پدر مواجه میشود چرا که آنها را از نسل ضحاک تازی می داند! البته فراموش نکنیم زن در ادبیات نماد سرزمین است و اگر شاهی با زنی بیگانه ازدواج می کند نشانه تسخیر آن سرزمین بوده است.
      قانونگزاران سابق کشور بویژه پیش از سال 50 قوانین بسیار دقیقی برای حفظ امنیت و منافع ملی و تمامیت ارضی تصویب کردند که تا حالا کیان ایران را با تمام ناملایمات حفظ کرده از جمله همین ایرانی الاصل بودن مقامات بلند پایه، ممنوعیت مالکیت خارجی و تابعیت بر مبنای خون ( ایرانی کسی است که پدر و مادرش ایرانی باشد که بعضا مورد هجوم روشنفکران بی وطن نیز قرار می گیرد) که در این اواخر دشمنان دارند این قوانین را دستکاری می کنند برای باز کردن روزنه های نفوذ بیگانه و دورگه سازی و کاهش تعلقات ملی

       
    • جناب مبشر این جهان وطنی و در غم امپراطوری ایرانی بودن برای ما ایرانیان نه تنها نانی نداشته بلکه دردسرساز هم بوده.مرزهای بین المللی و پذیرفته شده را باید برسمیت شناخت و به قوانین بین المللی احترام بگذاریم و با دنیا به تعامل بپردازیم.این در حال حاضر بهترین گزینه است.مسلما فلات ایران را می توان فلاتی فرهنگی نامید و در آن کارهای فرهنگی کرد.ولی اولین شرطش داشتن حکومتی مردمی و مدارا و صلح جو و سکولار و دمکراتیک در ایران است.بنابراین هر ایرانی که دارای مقامی درایران می خواهد باشد باید نه تنها تابعیت ایران را داشته باشد بلکه در عمل وفاداریش را به منافع ملی ایران و مردمش نشان دهد.آخوند و مؤمنین به اسلام چنین نمی توانند باشند.چون بین منافع ملی ایرانیان و مسلمین و اسلام تضادهای عمیق و آشکاریست.

       
  68. دلیل تجاوز سعید طوسی به پسران(غلمان) مشخص شد

    https://www.youtube.com/watch?v=2LOvSMDdezI

     
  69. مسلمان ايرانى

    «هرودوت» در کتاب نهمش گوید:

    خشیارشا از زمانی که از یونان برگشت در سارد اقامت داشت و در اینجا عاشق زن زیبای «ماسیس تس» برادر خود شد، ولی هر چند در مهرورزی خود پای فشرد، زن روی مساعدی نشان نداد و خشیارشا هم به ملاحظه برادر به زور متوسل نشد.بالاخره به نظر خشیارشا چنین رسید که اگر دختر برادر را برای پسرش داریوش بگیرد به زن برادر خود نزدیکتر و مورد توجه او واقع خواهد شد. پس چنین کرد و پس از جشن عروسی به شوش بازگشت و در آنجا دختر برادرش را به قصر خود احضار کرد زیرا در این زمان از مادر وی منصرف و عاشق خود او (یعنی دختر برادرش) شده بود!

    روزی ملکه ،آمس تریس، همسر خشیارشا پارچه هایی رنگارنگ به دست خود بافته لباس گرانبهایی برای شاه تهیه کرد و خشیارشا آن را پوشیده نزد آرتااینت،عروس و برادرزاده اش، رفت. سپس موقعی که فریفته دلرباییهای این زن بود ، بدو گفت از من چیزی بخواه تا هر چه خواهی بدهم. زن هم ابتدا از شاه قسم گرفت که آنچه بخواهد بدهد و سپس لباس شاه را طلب کرد! شاه در موقعیت بدی قرار میگرفت چون ممکن بود ملکه که قبلا هم به رفتار او مظنون شده بود پی به ماجرا برد. پس از زن خواهش کرد که چیز دیگری از جواهرات یا سرداری لشکری بخواهد ولی هیچیک از این وعده ها آن زن را راضی نکرد! پس شاه مجبور شد به قول خود عمل کند!

    بزودی ملکه آگاه شد که لباس را آرتااینت میپوشد و فکر کرد که این مسئله را مادر آرتااینت بوجود آورده است. پس صبر کرد تا موقع جشن تیکتا ،یعنی جشن تولد شاه، شد ؛که در این روز شاه سر خود را با عطریات میسایید و عطایای زیاد به پارسیها میداد و شاه در این روز نمیتوانست خواهش پارسیان را رد کند. ملکه آمس تریس از شاه، زن برادرش ماسیس تس، را خواست تا به او تسلیمش کند. البته اینبار هم تلاش خشیارشا برای تغییر دادن نظر ملکه بیفایده بود! خشیارشا زن برادر را به ملکه سپرد و از برادر خواست که آن زن را فراموش کند و در عوض دختر شاه را بگیرد.برادرش قبول نکرد و شاه به خشم آمده گفت: حالا نه دختر من را داری نه زنت را.

    در زمانی که خشیارشا با با برادر در بحث بود ملکه قراولان شاهی را خواسته امر کرد زن ماسیس تس را گرفته ، سینه هایش را بریده پیش سگ بیندازند و بعد گوش و بینی و لبان او را بریده به خانه بازگرداندند.

    نتیجه این ماجرا قیام ماسیس تس شد که خشیارشا لشکری را برای دستگیری او پسرانش راهی کرد و آنها را کشت.

     
    • این که شما اسلام گراها و دار و دسته مطهری و شریعتی و شریعتمداری و ….. برای بیان تاریخ ایران دست به دامان هرودوت، و ویل دورانت میشوید ، درست مانند این است که تاریخ جنگ هشت ساله ایران را از منابع و نزدیکان صدام حسین و وابستگان عقیدتی حزب بعث بنویسید و استناد کنید که هرگز جای شگفتیی نیست!
      شما باید فرهنگ پیشرفته یک قوم را نابود کنید تا اسلام عقب مانده تان را در ذهن آن قوم جای بدهید، چیزی که جدا از فرقه در تمام اسلامگراها اشتراک دارد میل قوی به نابود کردن تاریخ و تمامی سنبل های فرهنگی سایر اقوام است، از داعش گرفته تا طالبان و دولت اسلامی ولایت ایران، همه و همه به دنبال خراب کردن مجسمه ها و بناهای تاریخی و سوزاندن کتابها هستند، هرودوت از مردمانی بود که سالها دشمن ایران بودند و برای تجارت دریایی ایران مزاحمت ایجاد کرده و دزدی دریایی میکردند، او در گوشه ای از کتاب خود ایرانیان را آدمخوار دانسته است.
      دشمنی یونانیان با خشایارشاه و داریوش بیشتر به دلیل شکست خوردن از ایران در نبردهای زمینی و دریایی بوده است ، چگونه ممکن است یک پادشاه در حکومتی با دویست و پنجاه سال دوام چنین جنایتی بکند ، درحالیکه هرگز هیچ کتیبه ای از خشایارشاه در این مورد دیده نشده است ، یک پادشاه هخامنشی ، یک قاری قرآن نیست که برای امیال جنسی خود حاضر باشد همه چیزش را قربانی کند. اعتبار و آبرو اهمیت بسیاری در دوره هخامنشی داشته و خود پادشاه توسط مجلس مهستان تایید صلاحیت میشده است که جمعی از بزرگان هخامنشی بوده اند.
      در پیش از اسلام همسر پادشاه یک پست سیاسی بوده و متعلق به یک نفر بوده است، نه چندصدنفر!
      اگر شما تمامی کتابهای ویل دورانت، هرودوت و … را بخوانید به نتیجه خواهید رسید که تاریخ و علم و تمدن و فرهنگ از اروپا و یونان شروع شده است، و خلاصه تصویری آن را در فیلم سیصد خواهید دید، تنها چیزی که این فرضیه را به چالش میکشد عظمت فرهنگ و هنر سازه های تاریخی آن اقوام است ، مانند تخت جمشید و …که نشان میدهد این نوشته ها چیزی جز دروغ نیستند.
      اگر میخواهید به دروغهای خود ادامه بدهید ولی این را بدانید که دست کم یک نفر هست که میداند شما و منابعتان دروغگو هستند!

       
  70. بی نام گرامی کافیست کمی در شهرهای مذهبی پژوهشی کنید تا موضوع سوءاستفاده از کودکان را دریابید./////// تنها جای خرافات ومزخرفات////// که نیست درس لواط و سوؤاستفاده جنسی از کودکان را هم شامل می شود.والا چرا خمینی حکم تفخیذ با به شیر خواره را می دهد؟در قرآن وقتی از غلمان سخن برود چرا مسلمان در همین دنیا امتحان نکند؟وقتی خدا خودش چنین وعده ایی را به مؤمنین داده خب این عزیزان دردانه هم می توانند به پیشباز آن در همین جهان بروند و با یک توبه همه چی به خیر و خوشی بگذرد!ولی بدبختی ما مردم ایرا نیان و دنیای اسلام زده است که فرندان خود را 1400 سال با دست خود به دام ////// انداخته ایم و به آنها یاد ور شده ایم که مردان دین انسانهای قابل اعتمادند.و جالب است که با //////// برسر ناموس و بچه های ما آورده اند جک می سازیم و خود را به ندانستن میزنیم!

     
  71. تعطیل کامل مجلس نیم بند:

    جناب آقای نوریزاد با درود، از حالا دیگر نمایندگان همین مجلس سر سپرده هم جرات کمترین نطق کشیدنی در طول دوره نمایندگی خود ندارند و باید فرامین روزانه مجتبی خامنهٔ‌ای را که از طریق امثال پدر زن خود (حداد عادل) ابلاغ می‌‌شود، آویزه گوش کنند و اگر معدود صداهایی همچون علی‌ مطهری جز این کردند، با یک جمله احمد جنتی از مجلس اخراج می‌‌شوند. به نظر می‌رسد خامنهٔ ای، ///// مطلقه را هم برای تضمین بقا و موقعیت لرزان خود کافی‌ ندیده که تحمل هیچ شخصی‌ که ذره‌ای استقلال فردی داشته باشد و بویی از شرف و سلامت و انسانیت برده باشد را ندارد. از دیروز که عروسک خیمه شب بازی شورای نگهبان این را به وضوح و روشنی اعلام کرد دیگر همین این مجلس نیم بند و بی‌ خاصیت بازیچهٔ عراقی زاده ( علی‌ لاریجانی) هم رسماً نقش سیاهی لشکر دفتر خامنه‌ای را بازی خواهد کرد و بطور کامل مطیع اوامر مجتبی خامنه‌ای خواهد شد. آقای نوریزاد آیا جا ندارد در این مورد بنویسید؟

     
  72. جناب نوریزاد با سلام و تهیت دوباره. در ادامه ی یادداشتی که ذیل کامنت جناب استرابادی درباره حضور حضرتعالی روی صندلی سبز سرای قلم نگاشتم خواستم از قول بنده خطاب به مجتهد عالمی که به قصد دفاع از علی (ع) و اسلام به میدان می آیند یاداوری بفرمایید که ارج گذاشتن اسلام و مسلمانی هزینه دارد برادر من. بنده همانطور که یکی دو پست قبل خطاب به برادر عزیزم مرتضی عرض کردم خودم را به سبب ترس از بیان حقیقت و دفاع از مظلوم یک مسلمان حقیقی نمی دانم. زمان پیغمبر جهادی بوده و مهاجرین و انصاری بودند که از جان و مال و سرزمین خود گذشت کردند برای اسلام . امروز که جنگی در کار نیست و جریان وحی هم نیست و جبهه حق و باطل اینهمه در هم پیچیده شده، آیا مسلمانی به همین هفده رکعت نماز و سخنرانی های مذهبی و قیمه ی امام حسین محدود شده؟؟ نباید صدایی به این همه ظلم و مفاسد جامعه از سوی مدعیان مسلمانی در بیاید؟؟ نباید هزینه ای بدهد یک مسلمان که یک دهم هزینه ای باشد که مسلمین صدر اسلام داده اند؟؟ آن کسی که قرار است بیاید نوریزاد را برای مظلومیت و عصمت علی توجیه نماید آیا نباید خودش بگوید که چرا در عمل به توصیه ی علی بر وجوب امر به معروف برای پرهیز از حکومت بَدان سکوت نموده؟ مسلمانی فقط آیا به نماز و روزه و حج و ذکر است؟ آزادگی نباید همراهش باشد؟ فکر می کنند اگر از مقام علی، یا الوهیت حضرت حق دفاع نمایند بهشتی شده اند؟ یک زن بی پناه روانه ی زندان شده صدایی از یکی از همین علما و آزادگان در نمی آید؟ این همه بالا رفتن آمار طلاق، اعتیاد، اختلاس، رشوه، حیف و میل بیت المال، خرج نمودن پول نفت برای بقای اسد، فاجعه ی هسته ای، محک.میت قاتل ستار بهشتی به فقط سه سال زندان، و و و و

    بنده در گفتگویم با روحانی سایت سید مرتضی پیشنهادی طرح نمودم به این مضمون که جمعی از عزیزان حوزه در لبیک به فرمان امام حسین و امام علی و نص صریح قرآن بر وجوب نهی از منکر بیایند و یک نامه به دییس قوه قضائیه بنویسند. حالا شما جناب نوریزاد، بیاو همین را از مجتهدینی که قرار است در صندلی سبز حاضر می شوند بخواه. ببین چه می گویند؟ بگو من نوریزاد همه ی ادعاهای شما قبول می کنم اما شما هم بیایید به تاسی از مولی علی و حسین، در یک نامه با مهر و امضا به رئیس قوه قضائیه خواستار روشن شدن ابعاد پرونده نرگس خانم محمدی شویم و بپرسیم که آخر در کدام قاموسی و به کدام گناه یک زن باید 16 سال حبس بکشد وقتی مردانی که هم دستشان به خونها آغشته است و هم پرونده فساد مالی دارند آزاند!

    برادر بزرگوارم نوریزاد، بنده اعتقادم بر این است که خروجی این همه سال عزاداری برای حسین و دفاع از مظلومیت علی باید یک نتیجه ی ملموس در جامعه ی امروزی داشته باشد. حتما شخص حضرتعالی هم آگاهی دارید که این همه ذکر مصیبت و عزاداری برای حسین برای این بوده که شیعیان قرنها اقلیت بوده اند و مویه و لابه تنها ابزار موجود آنان برای زده نگه داشتن و رساندن پیغام عاشوراییان بوده است. حالا که به ادعای اینها دوره ی آقایی و سروزی شیعه است باید این مویه ها را به عنوان پوسته ی دین کنار زد و به نقد داخل شده و پیام اصلی را دریافت نمود. خود حسین می فرماید برای امر به معروف قیام کرده و خود علی می گوید که اگر نهی از منکر نکنید بد ها و ناپاکان برشما استیلا پیدا می کنند. حال این جماعت حوزه همه ی این پیعامها را فراموش نموده اند و از ساحل امن و ارامش و درحالیکه نان شب و حقوق ماهیانه اشان برقرار است می گویند ای وای من که بر حسین و علی توهین شد؟این همه فقر و فساد زیر سایه ی حکومت اسلامی توهین به اسلام نیست؟
    *****
    در پایان جناب نوریزاد توصیه برادرانه ام به شما هم این است که اگر تصمیم به شرکت در مناظره گرفتید مراقب دامی که احیانا برایتان پهن شده هم باشید. برادران حتی فکرش را هم نمی کردند که بساطی اینچنینی توسط خودیها و یک دوست برای منکوب شدن شما فراهم بیاید. آنها حتما این مناظره را ضبظ نموده و احتمالا بریده هایی از نوشته های شما را بر علیه تان استفاده خواهند کرد. تقاضا دارم اصلا و هیچوقت وارد بحثهای اعتقادی با احدی نشوید و خودتان هوشمندانه از این دام اعراض کنید. از آقای خزعلی بسیار بسیار تعجب کردم. چرا این منتقدان “بسیار” نیامدند روی فیس بوک یا سایت شما نظر بگذارند و نقدهایشان را در خفا طرح نمودند؟؟ این به عیقده ی من یک دام است حتی اگر برگزارکننده اش چنبن قصدی نداشته باشد. مسئله ناتوانی شما در جوابگویی نست مسئله این است که حوزوی های امروزه فن بیان و مغلطه را آموخته اند و امتحان کرده و جواب گرفته اند. درخواست برگزاری این مناظره من را یاد ملایان حکومتی در دوره ی ملاصدرای شیرازی انداخت که به این طرفند توانستند حکم تکفیر وی را از شاه عباس بگیرند و وی را تا مرز اعدام پیش ببرند. اینها هزاران حیله در آستین دارند بزرگوار. تو حیفی برای این مناظره های پر از فریبکاری در پوشش دفاع از دین. مثل خودت که حسین را بی خبر از عزاداری هایی که برایش بپا می شد تصور کردی که همه ی حواسش به یک خانواده ی مورد دار است، بدان که خدا همه توجهاتش به آن کودکان قربانی و زنان و مردان فقیر ایرانی و سوری استثمار شده است و نیازی ندارد که ملایانی که چشمشان را به همه ی ستمگیریهای زمان بسته اند بیایند و از او طرفداری کنند. این مناظره ها صرفا برای خودنمایی و بیرون کردن رقیب از صحنه است. تو را عصبانی و وادار به واکنشی می کند که حریف خود را از آن پیروز می بیند. یاد مناظره با تاجیک بیفت: بی نتیجه و با حاصل جمع صفر، که بهره اش فقط رسید به سایتهای امنیتی.
    به آنها بگو من نقدهای شما را بر چشم می نهم و به آن احترام می گذارم. هر چه می خواهید در نقد یکطرفه تان بگویید.

    ———————

    درود و سپاس دوست گرامی
    من توصیه های شما را بر چشم می نهم اما این راه، رفتنی است.
    با احترام

    .

     
    • به امان خدا عزیز.
      هرچه صلاح می دانی.
      فقط هیچ خودت را در تله ی مذهبی اینها گرفتار نکن. از بحث های مذهبی درگذر.

       
  73. ای کاش در برابر اینهمه هزینه ای که ما برای بیگانگان می کنیم آنها هم ذره ای در مقام جبران می بودند
    سال گذشته مدرسه مهاجران خارجی رایگان شد بعنوان هدیه دولت به مهاجران! در حالیکه ایرانیان برای مدرسه فرزندانشان مجبور به پرداخت پول هستند! و هزاران مدرسه استیجاری و خشت و گلی و کپری در کشور داریم
    با وجود اینهمه هزینه برای عراق این کشور براحتی زائران غیر مجاز ایرانی که بدون ویزا وارد شده اند را به چند سال زندان محکوم می کند! مجازات ورود غیر قانونی به عراق 6 ماه بود که به محض ورود چند ایرانی بدون ویزا و مجوز مجلس و دولت عراق که در دست شیعیانی هست که سالها در ایران نان و نمک خوردند وارد عمل شده و مجازات را به 6 سال افزایش دادند! ( مقایسه کنید با وضع مملکت ما که چگونه اتباع خارجی جولان می دهند بی هیچ ترسی از مجازات سال گذشته )

    چندی قبل گفتند ایران نیروگاه 500 مگاواتی و تعدادی آب شیرین کن به عراق هدیه داد! ای کاش دو تا از این آب شیرین کن ها را به سیستان می فرستادید که مردم سوختند و آواره شدند از خشکسالی. زورتان به افغانها که نمی رسد تا حقآبه ما را بدهند( از رودی که زمانی تمامش مال ما بود) حداقل چند آب شیرین کن بفرستید تا مردم سیستان و زابل بیش از این آواره نشوند و منطقه را وهابیها و قاچاقچیهای دو طرف مرز نگیرند.
    چند میلیون شهروند افغان در ایران آب آشامیدنی تصفیه شده با قیمتی بسیار کمتر از قیمت تمام شده استفاده می کنند اما دولت افغان رود هیرمند را به روی ما بسته است و رسما می گویند آب را می بندیم مذاکره هم با ایران نمی کنیم!( عین همین عبارت!) صدای کسی هم در ایران در نمی آید. تازه تمام تریبونهای مملکت از بعد برجام شده اند حامی افاغنه و بیان طلبکاریهای انها و عادی سازی حضور اشغالگرانه آنها( در حالیکه در کنفرانس بروکسل چند روز پیش اروپا اعلام کرد افغانستان امن شده است و همه مهاجران افغان باید برگردند!) دوستی سیستانی میگفت نه به اندازه آبی که این چند میلیون افغانی در ایران مصرف می کنند اگر به اندازه سوختی که قاچاق میشود به آنطرف به ما آب داده بودند هامون و سیستان این وضع را نداشت.
    اینهمه ثروت ایران صرف ایرانیانی باید بشود که ریشه در این آب و خاک دارند و نگاهشان به آنسوی مرز نیست که تا کم بدهی فحش نتاموس بدهند و به آنطرف مرز بروند و شورع کنند به توهین و فحاشی
    خدا یکی یار یکی وطن هم یکی!

     
  74. فردوسی

    ستایش خرد
    کنون ای خردمند وصف خرد بدین جایگه گفتن اندرخورد
    کنون تا چه داری بیار از خرد که گوش نیوشنده زو برخورد
    خرد بهتر از هر چه ایزد بداد ستایش خرد را به از راه داد
    خرد رهنمای و خرد دلگشای خرد دست گیرد به هر دو سرای

    ازو شادمانی وزویت غمیست وزویت فزونی وزویت کمیست
    خرد تیره و مرد روشن روان نباشد همی شادمان یک زمان
    چه گفت آن خردمند مرد خرد که دانا ز گفتار از برخورد
    کسی کو خرد را ندارد ز پیش دلش گردد از کرده‌ی خویش ریش

    هشیوار دیوانه خواند ورا همان خویش بیگانه داند ورا
    ازویی به هر دو سرای ارجمند گسسته خرد پای دارد ببند
    خرد چشم جانست چون بنگری تو بی‌چشم شادان جهان نسپری
    نخست آفرینش خرد را شناس نگهبان جانست و آن سه پاس

    سه پاس تو چشم است وگوش و زبان کزین سه رسد نیک و بد بی‌گمان
    خرد را و جان را که یارد ستود و گر من ستایم که یارد شنود
    حکیما چو کس نیست گفتن چه سود ازین پس بگو که آفرینش چه بود
    تویی کرده‌ی کردگار جهان ببینی همی آشکار و نهان

    به گفتار دانندگان راه جوی به گیتی بپوی و به هر کس بگوی
    ز هر دانشی چون سخن بشنوی از آموختن یک زمان نغنوی
    چو دیدار یابی به شاخ سخن بدانی که دانش نیاید به بن

     
  75. این هم شکوائیۀ 36 سال پیش و ارزیابی اوضاع آن زمان ایران. شخصیت ها و وضع اسفناک آن دوران ر ا مقایسه کنید با زمان حاضر تا متوجه شوید که هنوز هم در برهمان پاشنه میگردد.

    http://sokhan-rooz.blogspot.com/2016/10/38.html

     
  76. سرزمین آباد و آزاد ایران باستان نه تنها به خاطر سرزمینهایش مردم گوناگون را در خود جای می داد ، بلکه مدینه فاضله ای برای رها و آزاد زیستن اقوام مختلف بود که حاکمان باستان، این آزادی یعنی آزاد زیستن را تضمین می کردند.
    و اصولا اقوام قدیمی یهودیان وصبی یان و زرتشتییان برای پاکی خون و حفظ نژاد و قومیت خود بسیار کوشا می بوده اند و برای حفظ و ماندن قدرت در قبیله، ازدواجهای درونی را شایسته و برترشمرده و کمتر بیگانه را پذیرا بودند ، مگر در استثنا.

    جریان سادات مسلمانان هم تقلید از اقوام باستان است که البته چون برندهای تقلبی بی اصل و نسب است ، چون همانگونه که ما در طول تاریخ شاهدیم ، چگونه می شود با تجاوز به ملتها و اقوام از اصل و نسب و پاکی و خالصی خون گفت ؟

     
    • جناب انسان… منظورتان از پاکی و خالصی خون چیست؟ مگر ترکیبات شیمیائی خون عرب و عجم و رومی و سفید پوست و سیاه پوست، باهم فرقی داره؟ مگر اینکه آدم مربوطه مبتلا به مرض یا ویروسی باشد. آیا خون سرخ پوستها آلوده به ویروس است که با خون یهودیها یا سفید پوستها یا زرد پوستها فرق داشته باشد؟ ادعاهای این چنینی است که نژاد پرستی نامیده میشوند. یهودیها خودشان را قوم برگزیدۀ یهوه بشمار میآورند و مسلمانها خودشان را بنده های شایستۀ الله!! اینها همه اش ساخته و پرداختۀ عده ایست که در گذشته های دور بخاطر سیاستهای خاصی خودشون را راهنمای یک عده ای کرده بودند و حالا این همه دین و آئین و فرقه و دسته درست شده که پیروان هر کدامشان بخون دیگران تشنه اند و نسبت به هم سوء ظن دارند. در واقع خون با خون فرقی نداره و هنگامی که فردی چون هیتلر آلمانها را با خون آریائی قلمداد میکند، درگیری ایجاد شده و میلیونها آدم براثر چنین تبلیغ ساختگی و سوئی کشته شده و دنیا به خاک وخون کشیده میشود. یا اینکه یهودیها ادعا میکنند که قوم برگزیدۀ یهوه هستند چون در تورات چنین گفته شده است و موسی هم اسرائیل را به عنوان سرزمین موعود به آنها بخشیده است. اما موقعی که در عهد عتیق ملاحظه میکنی که یهوه از شب تا صبح میآد با یعقوب پیغمبر کشتی میگیره، متوجه میشی که بله… یهوه همون پهلوان اکبر خراسانی خودمون است که لابد خراسان را به نورالهدی بخشیده است. یا وقتی می بینی که موسی، شاهزادۀ مصری سرزمین اسرائیل را به قوم یهود به عنوان سرزمین موعود می بخشد و یهودیها بر اساس همان بخشش موهومی، 50 سال است که خون عربهای فلسطین را میریزند، یکی نیست که از یهودیها بپرسد که سند مالکیت سرزمین اسرائیل در کدام دفتر اسناد رسمی بنام موسی ثبت شده بود که آنرا به یهودیها بخشید!! همین ادعاهای بی پایه است که میان مردم چند دستگی ایجاد میکنند. آنچه که مهم است، انسانیت و محبت به همدیگر و احترام به حقوق همدیگر و نیز حقوق موجودات زنده و رفتار وکردار و شایستگی به عنوان یک انسان که تعریف خاص خودش را دارد، میباشد.

       
  77. درود بر هموطنم نوریزاد گرامی.در مطلبی فرمودید چرا بانو نرگس باید زندانی باشد .واضح است .نرگس بیرق ازادیست که بر دست کاوه باشد خروش ایجاد میکند وانگاه افریدون میاید و ضحاک سرنوشتی جز دماوند ندارد.پس باید در بند باشد تا مردم بخود بیایند.حتی بعد از هزار سال .گویا در خواب مردان اینبار کاوه یک شیر زن است .

     
  78. تقدیم به نوری زاد عزیز برای جلسه ای که سه شنبه با آخوندها و آقای خزعلی به بحث می نشنید

    https://www.facebook.com/Bidarieslamiha/videos/1698296007163788/?autoplay_reason=all_page_organic_allowed&video_container_type=0&video_creator_product_type=2&app_id=350685531728

     
  79. میهن چیست ؟/این خاک و بوم ، مگر نه این که مشتی خاک بیشتر نیست ، اما این خاک ازوجود مردم است که معنی می گیرد. و سرزمین تاریخی می شود، همین ملتند که میهن سازند، و همین ملتند که کشوری را ساخته و آباد می کنند .
    زمانی که عرق و علاقه ای به ملت نباشد به میهن نیز نیست و به جای توجه به زندگان گورستانها آباد می شوند و سرزمین و ملت ثروتمندی به فلاکت و بدیختی کشیده می شود .
    تاریخ سیاه اکنون ما ، نشان دهنده و گواه است ، مهره های جابجایی حاکمیت هزار فامیل چیزی را تغییر نخواهد داد و حاکمیت ولایت فقیه، تنها چیزی که برایش بی اهمیت است ، میهن و ملت است.

     
  80. مصلح گرامى.
    من در باره اجداد و خالص بودن نژاد خودم ادعايى ندارم. اجدادم تا جند نسل كه بتوان آنها را با شواهد قطعى رديابى كرد، زاده ايران بوده و در اينجا زيسته اند اما پيش از آنها چه؟ همه چيز در غبارى از ابهام محو مى شود و حتى حدس و گمان هم راهگشا نيست. شايد نسبم به ايرانيان باستان برسد شايد به اعراب مهاجم و شايد نوادهء سربازى از لشكر هلاكوخان مغول يا محمود افغان باشم. كسى چه مى داند؟
    اما شما كه ادعا داريد كه مى دانيد نسبتان دقيقاً به چه اشخاصى مى رسد، بايد بتوانيد صحت آنرا ثابت كنيد. آيا شما مى دانيد اجداد شما در زمان حمله مغول يا هجوم هاى ديگر، در كدام غار يا روستا يا شهر ساكن بودند؟ اگر مى دانيد، سندش چيست و اگر نمى دانيد لطفاً بطور مستند بفرماييد چگونه مى دانيد كه از تعرض مهاجمين و تحول نژادى مصون بوده اند و در تاريخ آشوب زده، غبار آلود و پر تاخت و تاز ايران كه تا زمان رضا شاه نه از نام فاميل خبرى بوده نه از اداره ثبت احوال، چگونه از صحت شجره نامه خود، آن هم تا هزار و چهارصد سال پيش مطمئنيد؟

    مصلح گرامى. ديگر اينكه اگر سادات واقعاً اعتقاد داشتند ملاك برترى فقط تقواست، اصرارى نداشتند خود را با اين عنوان از عامه مردم متمايز كرده، به قوم و مرام فاتح منتسب كنند و غير سيد را با عام ( جمع آن، عوام)، ناميدن، خفيف شمارند.

    عنوان سيادت در خوشبينانه ترين حالت، نشانهء يك توهم ساده لوحانه است و در بدبينانه ترين حالت، يك ترفند هوشمندانه، ( يك مثال از صدها هزار: علينقى جهرمى با تغيير نام به سيد محمد جهرمى)، و در هر دو حالت، يك نماد نژادپرستانهء بدخيم است.

    چرا بدخيم؟ زيرا نژادپرستان عادى، تعصبى بيمار گونه نسبت به نژاد و كشور خود و حس مالكيت انحصارى بر آن دارند كه به تحقير يا سركوب اقليت ها منجر مى شود نه به فروپاشى كشورشان. اما اسلاميونِ معتقد به اسلام سياسى، كه قبلاً وطن را از اولويت خارج كرده و آن را پس از اسلام در جايگاه دوم قرار داده اند، اگر به سيادت و دو رگه بودن و جارى بودن خون قوم حجاز در رگ خود نيز به راستى باور داشته باشند، آگاهانه يا نا خودآگاه، اجداد حجازى خود را نيز در معادله وارد مى كنند و مى بينيم كه تركيب تعصب ايمانى و تعصب خونى نسبت به غير، باعث شده اكنون كه اين گروه در حاكميت قرار گرفته اند، به نفع آن اغيار، به فروپاشى وطن كمر همت ببندند و يا در بهترين حالت، نسبت به فروپاشى آن بى تفاوت باشند.

    از اين جهت به گمان من سيادت، دوپينگ كردن نژادپرستانهء باورمندان به اسلام سياسى براى به خاك انداختن وطن خود است و بدخيم بودنِ آن هم به همين دليل است.
    براى همين است كه اكنون شوربختانه شاهد فروپاشى اقتصادى با فساد فراگير، فروپاشى اجتماعى با فقر، بيكارى، نااميدى و موج عظيم مهاجرت نخبگان و ثروتمندان، فروپاشى فرهنگى با رواج فساد اخلاقى، دروغ و دورويى، و از همه جانگدازتر، فروپاشى زيست محيطى ايران با نابودى جنگلها و پوشش گياهى و تخليه ذخائر آبهاى زير زمينىِ با قدمت چند ميليون ساله هستيم.

    چرا فروپاشى زيست محيطى ايران از همه جانگداز تر است؟ زيرا بدون يك اقليم قابل زيست، چگونه مى توان اميد داشت درخت تمدن كهن ايران كه اكنون در حال بريده شدن است بتواند دوباره جوانه بزند؟ اين درخت در تاريخ پرتاخت و تازش بارها بريده شده اما ريشه كن نشده و از نو روييده است اما اين بار بريده مى شود بدون اينكه بتوان به ماندگارى ريشهء آن در يك اقليم خشك و تشنه و متروك اميدى داشت.

     
    • سلام آنيتاي گرامي

      من درخالص بودن اجدادم ادعادارم ومي توانم اسم اجدادم را كه سينه به سينه وبانوشتن شجره نامهازنسلي به نسل بعدي تا عبدالله بن ارقط بن عبدالله الباهربن علي بن الحسين -ع-يعني تاامام سجادعليه السلام اسمشان رارديف كنم اماچه دردي رادرمان مي كند؟
      بفرض شماهم تاصدنسل رديف كرده باشيد چه برتري براي شما ومن دارد؟

      سركارخانم آنيتا اصل مسآله اينست كه اين ظلمي كه برملت ايران مامي رودازدوش اين ملت برداريم مهم نيست حكومت سكولارباشديااسلامكرايي؛ اصل مسآله اجراي عدالت درتمام امورباشد وهركس هرعقيده اي داردداشته باشدفقط مزاحم يكديگرنباشند،حال چه سكولاربخواسته شما ويا عدل اسلامي بخواسته من فقط ظلم واجحاف وغارتگري واختلاس ودزدي دكل وغيره ازاموال عموم نباشدوآزادي عقيده وبيان آن باشداكثريت هريك را انتخاب كردندگردن نهيم وبه قانون مصوب احترام بگذاريم وكرامت انساني راپاس بداريم ودرفكرترقي ورفاه حال عموم جامعه باشيم .
      سيادت نژادي موجب برتري برديگران نيست مگربه تقوا وصداقت وكردارشايسته واعمال درست وخداپسندانه ازهركسي ارزشمنداست وهمگي بني آدم هستيم درحق زندگي شرافتمندانه يكسان هستيم. البته استعدادها مختلف هستندوباتوجه به كلام خداوندي “ليس للانسان الا ماسعي” هركس به اندازه تلاش خويش اززندگي مادي بهره مندمي شود؛واعمال وكردارمعنوي نيز همينطور است ودرآخرت هركس كشته خودرا مي درود،ودرگرواعمال خويش است،چه نيك وچه بد؛ شماكه منكرخداي خالق جهان هستي هستيد ،اسمش را بگذاركردارانسان دوستانه ملاك است. خواستم مقاله ات بي جواب نماند.بااحترام
      اما آقاي نوري زادجواب مرانفرستاديد”ايميل آقاسيدمرتضي
      مصلح

      ——————

      سلام مصلح گرامی
      من ایمیل جناب سیدمرتضی را برای جنابعالی فرستادم. اگر نیامده مشکل نه از جانب من است.
      با احترام

      .

       
  81. مسلما در مورد زمان شاه اینجا کمی غلو شده چون این پیروان شیعه 12 عربی تا آنجا که ما یاد داریم دست به متلک و تحقیر و ازار و اذیت زنان برایشان امری عادی بوده. ولی امنیت واقعا درآن زمان بهتر بود!
    ……………………….
    امنیت آن است که زن اروپایی، ساعت 12شب با لباس زیر میرود خیابان و از مغازه خرید میکند و سالم برمیگردد خانه عین زمان شاه.
    بالابلاگ ‫۱۹۰ کلیک
    نه آنکه در روز روشن اگر یک لاخ موی سرش بیرون باشد، باید متلک هزاران نرمسلمان را تحمل کند و تا وقتی برسد خانه دهها دست به باسنش خورده باشد..و بعد یک آخوند به او بگوید اگر حجاب داشتی مصونیت داشتی..!! کدام زن ایرانی و افغانی جرات میکند ساعت 9شب تنها برود بیرون..!؟ خوب شد ملاها و بسیجیها آمدند برای ما امنیت آوردند وگرنه امنیت نداشتیم
    …………
    https://www.balatarin.com/permlink/2016/10/22/4325688

     
  82. جناب نوری زاد در تلگرام کانالی بازشده به نام رضوانی خودتان ببینید که آخوند جماعت به شغل اولیه خود باز گشته !!

    رضوانی, [۱۴.۰۹.۱۶ ۰۱:۰۷]
    [Forwarded from Hå§åñکد³¹Ø7]
    https://telegram.me/nedayemdad_esf

    رضوانی, [۲۰.۰۹.۱۶ ۲۳:۱۱]
    بسم الله الرحمن الرحيم

    مرکز معرفی
    Channel’s Admin Telegram.me/Moosavei

    راه ارتباطی از طریق تلگرام با آیدی
    @Moosavei
    ازدواج موقت و صیغه حلال
    معرفی خانم های مطلقۀ جوان و یائسه برای نکاح منقطع شرعی
    کانال مرکز https://telegram.me/joinchat/Ct-XTED-MQsLxEB-DUvl9A
    وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْری…و من این کارها نه از پیش خود (بلکه به امر خدا) کردم…مصباح الهدایة
    هرکس به ما اعتماد کند، پاداشِ اعتمادش را خواهد گرفت

    رضوانی, [۰۱.۱۰.۱۶ ۱۶:۳۴]
    به یک خانم جهت ازدواج موقت یکساله در مشهد نیازمندیم، که در این مدت، همراهِ یک زن و شوهر زندگی کند و برایشان یک فرزند بیاورد.

    رضوانی, [۰۴.۱۰.۱۶ ۰۷:۱۲]
    مورد ازدواج دائم:
    خانم یلدا
    مجرد(بدون سابقۀ ازدواج دائم و موقت)
    سن: 36
    قد167
    وزن70
    محل زندگی: ورامین
    تحصیلات دیپلم(با شرایط مالی معمولی)
    مهریه: توافقی
    حق مشاوره معرفی : 5 هزار تومان
    شرایط: همسرم انسانی صادق، نجیب، سالم، وفادار، بدون سابقۀ ازدواج، سن 34تا38، دارای شخصیت خوب و بدون کلک و دارای شغلِ خوب باشد(قیافشون هم به دل بشینه)
    Telegram.me/joinchat/Ct-XTED-MQsLxEB-DUvl9A کانال ازدواج

    Telegram.me/joinchat/Ct-XTED-MQsLxEB-DUvl9A کانال ازدواج موقت

    موارد یائسه ساعتی:

    خانم عمیدی⭐️یائسه(مدخوله)
    – قد 176
    – وزن 78
    – سن 52
    – رنگ پوست: گندمی
    مسکن دارند: تهران، شهر زیبا
    پرونده بهداشت و سلامت: دارند
    مهریه برای یکساعت ازدواج موقت: 90 هزار تومان
    هزینه معرفی: 10 هزارتومان

    خانم محسنی⭐️⭐️(مدخوله)
    مطلقه_یائسه
    سن: 53 ساله
    قد: 170
    وزن: 88
    رنگ پوست: سفید
    مکان پذیرش دارند: تهران(م امام حسین)
    کارت یائسگی: دارند
    پرونده بهداشت و سلامت: دارند
    مهریه برای یکبار ملاقات: 100 هزار تومان
    حق مشاوره معرفی : 20 هزار تومان
    ⏱ساعت پاسخگویی: 15 الی 19
    ⏱ساعت پذیرش بین: 18 الی 20
    روزهای تعطیل و جمعه ها: تعطیل

    خانم صفائی⭐️⭐️⭐️(مدخوله)
    مطلقه_یائسه
    سن: 50 ساله
    قد: 160
    وزن: 70
    رنگ پوست: سفید
    مکان پذیرش دارند: تهران(سبلان)
    کارت یائسگی: دارند
    پرونده بهداشت و سلامت: دارند
    مهریه برای یکبار ملاقات: 100 هزار تومان
    حق مشاوره معرفی : 15 هزار تومان
    ⏱ساعت پاسخگویی: 11 الی 19
    ⏱ساعت پذیرش بین: 14 الی 19
    دوشنبه ها و چهارشنبه ها و جمعه ها: تعطیل

    خانم مهناز⭐️⭐️(مدخوله)
    مطلقه_یائسه
    سن: 49 ساله
    قد: 170
    وزن: 68
    رنگ پوست: گندمی
    مکان پذیرش دارند: شهران، دیباجی جنوبی، مهرشهر کرج
    کارت یائسگی: دارند
    پرونده بهداشت و سلامت: دارند
    مهریه درخواستی برای یکبار ملاقات: 120 هزار تومان
    حق مشاوره معرفی : 20 هزار تومان
    ⏱ساعت پاسخگویی: 11 الی 19 فقط با تماس
    ⏱ساعت پذیرش بین: 14 الی 19

    خانم عباسی⭐️⭐️
    مطلقه_یائسه(مدخوله)
    سن: 50 سال
    قد: 158
    وزن: 57
    رنگ پوست: سبزه
    مکان پذیرش دارند: تهران(پیروزی)
    مهریۀ یکساعت: 110 هزار تومان
    حق مشاوره معرفی : 25 هزار تومان
    ⏱ساعت پذیرش بین: 14 الی 20
    روز های فرد و جمعه ها: تعطیل

    خانم گلی⭐️⭐️⭐️⭐️(مدخوله)
    مطلقه_یائسه
    سن: 50 ساله
    قد: 155
    وزن: 60
    رنگ پوست: گندمی
    مکان پذیرش دارند: تهران(م امام حسین)
    کارت یائسگی: دارند
    پرونده بهداشت و سلامت: دارند
    مهریه درخواستی برای یکبار ملاقات: 100 هزار تومان
    حق مشاوره معرفی : 30 هزار تومان
    ساعات و روزهای پذیرش

    ———————-

    دوست گرامی درود
    در تلگرام خیلی چیزهای دیگر هم هست که حیف وقت اند خیلی هایشان. و البته چیزهای خوبی که هرکدامش دنیایی از معناست. من و شما باید برای فهم مان و وقت مان بها قائل شویم. حیف شما نیست وقت خود را صرف این فاجعه هایی می فرمایید که در زیر پوست جامعه ی ما جاری است و نیازی به کانال تلگرام ندارد؟
    سپاس

    .

     
  83. بادرود به نوری زاد عزیز و هم میهنان فرهیخته : بخش بسیار کوچکی ازادعا نامه خانواده ها و افرادی که توسط قاری درجه یک بین المللی !؟! و شخصی که با قرائت ملکوتی وی مجلس .. ببخشید به قول جناب نوریزاد اسطبل شورای ا… افتتاح شد را از نظرتان میگذرانم
    در یک نوار مکالمه تلفنی یکی از شاگردان به نام مظفری با سعید طوسی، که به دادگاه ارائه شد، نوجوان به او می‌گوید مرا به عنوان شاهد در دادگاه خواسته‌اند، و می‌پرسد چکار کنم؟ سعید طوسی می‌گوید این پرونده مختومه است، و “خود حضرت آقا می‌داند و کاملاً در جریان است؛ ولی از بس سیستم قضایی ما مشکل دارد، برای همین است که دو سه سال است قضیه دارد پیچ می‌خورد. حضرت آقا به آقای لاریجانی فرمودند که پرونده را جمع کنید.” طوسی در همین نوار می‌گوید این دستور را مستقیماً از آقای خامنه‌ای نشنیده، بلکه مجموعه شورای عالی قرآنی که زیر نظر دفتر آقاست، با واسطهء یک نفر از آقا سوال کرده، و او هم با یک واسطه به این آقا گفته که ما به آقای لاریجانی هم گفتیم که جمع کنند این داستان را…این پرونده تمام است به نفع ما، به برکت قرآن و اهل بیت … به من هم گفته‌اند برخورد فیزیکی اصلاً نداشته باشید با شاکی؛ والّا آدم خیلی راحت می‌تواند سر طرف را زیر آب کند.”

    بچه‌های شاکی از قاری معروف قرآن، بعد از ناامیدی از پیگیری پرونده در دادگستری، شکایت خود را در نامه‌ای به حسینعلی نیری فرستادند و در واقع به او پناه بردند. نیری – عضو هیأت منصوب خمینی در کشتار زندانیان سیاسی تابستان ۶۷ – اینک رئیس دادگاه انتظامی قضات کشور است. نیری در جواب بچه‌های شاکی از طوسی، روز ششم شهریور ۱۳۹۵ نامه‌ای به محمد موحدی آزاد – دادستان انتظامی قضات – نوشت مبنی بر این که شکایت بچه‌ها را پیگیری کند تا ببیند که در صورت صحت، “موارد فوق طبیعی بوده یا موضوع خاصی مطرح بوده.”

    در نتیجه این نامه نیری، کار به طور کامل متوقف می‌شود.

    یکی دیگر از بچه‌های شاکی الآن ۱۸ سال دارد. در ۱۳،۱۴ سالگی در شورایعالی قرآن و مسجد النبیِ نارمک شاگرد طوسی بوده؛ و روزهای سه‌شنبه با پدرش به جلسه قرآن سعید طوسی می‌رفته که بعد از نماز مغرب و عشا در مسجد النبی برگزار می شد. او می‌گوید در سفرهایی که برای مسابقات قرآنی با طوسی همراه بوده، او مسائل جنسی را مطرح می‌کرده که برای یک نوجوان قابل درک نبوده. و بعد کار را به “ماساژ” می‌کشیده.

    خوب توجه کردید ؟ما هیچ کدام در جریان کار های این فرد نبودیم و توسط رسانه های عموما اینترنتی از اعمال شنیع این فرد خبث و بیمار جنسی آگاه شدیم . به نظر من به این دلایل این موضوع (تجاوز ) حتما صحت دارد
    1.-اگر ایشان به این عمل زشت مبادرت نکرده امکان ندارد که چندین خانواده آن هم آموزش پذیر قرائت قرآن به این فرد افتراء بزنند
    2.- اگر ایشان به این کار کثیف اقدام نکرده است چطور چند خانوار آبروی خود را به معرض خطر می افکنند که وی را محکوم کنند
    3.-اگر ایشان یک خلاف کار جنسی نیست چطور گویا 9 حلقه سی دی از مکالمات کثیف ایشان و یک نوار ظبت صوت هم به دادگاه ارائه شده
    البته دلایل بسیار زیادی هست که صحت گفتار شکات و خبث طینت این معلم قرآنی را اثبات میکند . ولی موضوع بسیار جالب آن است که ایشان توسط شخص رهبر مورد تامین جانی قرار گرفته و تا الان مصونیت آهنین داشته دوستان گرامی ظاهرا بیت رهبری دارد کلکسیونی از موارد بسیار زیادی ازافشا فساد های متعدد و در پناه گرفتن متخلفین و جنایت کاران را تکمیل میکند که در آینده جهان از این همه دو رویی و تضاد درون بیت که حتما افشا خواهد شد نفس در سینه ها حبس کند و ما ایرانی جماعت را به ریشخند بگیرد که این همه جنایت وفساد را دیدید ولی هیچ کاری نکردید و فقط برای حسین 1400 سال پیش بر سر وسینه خود کوفتید و در مقابل این همه پستی و دنائت نایستیدید البته یک دست صدا ندارد و آن صدا هم از جناب نوریزاد بر میخیزد . درود به شرفت مرد !!!!

     
  84. باسلام
    برای اثبات بی ریشگی این جماعت در این خاک و نیز سلب شرایط رهبری در ایشان دلایل بیشماری اعم از افعال و اعمال وجود دارد . ولی جالب وضعیت این مردم است که با روشن شدن هر رسوائی این رژیم ، تنها صدائی که بلند میشود یک تعجب عقیم است وبس..راستی چه باید کرد ؟
    نومیدی تنها حاصل گشت و گذار در اخبار و احوال و اوضاع اینروزهای مملکت است . رنج نامه ها ی زندانیان بیگناه و ددمنشی های این ارتجاع را که بر این قوم منگ میخوانیم و گذشتن فرصتها و سرمایه های بربادرفته را که میبینم وبی تحرکی خود و دیگران را !
    مرا راهنمایی کنید . چه میتوان کرد لااقل نسل فردا از این منجلاب رها شوند

     
  85. علیرضا - تهران

    مناظره دکتر بیژن عبدالکریمی با آقای نبویان در دانشگاه علم و صنعت با عنوان اسلامی کردن دانشگاهها

    https://telegram.me/tafakorenteghadi/330

     
  86. قتال در فقه سنتی
    (موارد جواز قتل در فقه اسلامی)

    ✔️ سید محمد موسوی عقیقی

    همیشه نظرم این بوده است که فقه سنتی دستگاه گسترده ای برای جواز ستاندن جان انسان ها دارد . تا به حال بیش از 31 مورد فتوای جواز قتل را استخراج کرده و در کتابی با عنوان ((قتال در فقه سنتی)) جمع آوری کردم . اما شگفت این است که آدمی را از این همه احکام راه فراری نیست . اگر کمی در موارد جواز قتل دقت کنید خواهید دید که برق آن همه را می گیرد .
    اصولاً می توان گفت طبق این فتاوا فقط3دسته هستند که می توانند زنده بمانند، به عبارت دیگر از لحاظ شرعی *حق حیات* دارند :

    1) مسلمانانی که به خدا، نبوت، امامت، معاد ایمان آورده اند .
    2) افرادی که اگر هم مسلمان ظاهری اند یکسری اعمال مانند ارتداد و سب النبی و شرب خمر و ترک الصلاه انجام ندهند .
    3) در جهادهای اسلامی وقتی اسیر مسلمان شدند، به اسلام بیاورند .

    این سه دسته عمده کسانی هستند که می توانند زنده بمانند . اگر تک تک این احکام را که فقهای اسلام به آن فتوا داده اند عملی گردد و بدان متعهد شوند به جرأت می توان گفت فقط5% انسان ها حق حیات دارند . اینک موارد جواز قتل را فهرست وار ذکر می کنم :
    1) زنای منجر به سنگسار(محصنه)

    2) زنای بیش از 4بار

    3) لواط یا مساحقه

    4) قیادت

    5) حکم ارتداد مردان

    6) حکم ارتداد زنان

    7) قتل فرد مشرک/نامسلمان برای زنده ماندن خود

    8) قتل فرد مشرک/نامسلمان برای سیر کردن خود(خوردن انسان توسط انسان)

    9) شرابخواری بیش از 4 بار

    10) باغی گری

    11) فساد فی الارض

    12) جنگ با خدا و رسولش

    13) تارک الصلاه(مسلمانانی که نماز نمی خوانند)

    14) تارک الصوم(مسلمانانی که روزه نمی گیرند)

    15) تارک شدن از یکی از احکام اسلام(حجاب،نفی احکام ضروری و…)

    16) کشتن در جهاد ابتدایی

    17) کشتن مردمانی که در جهاد ایمان نمی آورند

    18) مانعین جهاد(پیران،ناتوانان،خردسالان)

    19) حکم قتل جاسوس(خبرنگار)

    20) حکم قتل منافقین

    21) حکم قتل کودتا کننده

    22) حکم قتل ساب النبی

    23) حکم قتل اهانت کننده به یکی از امامان یا فاطمه زهرا

    24) حکم قتل مروج خرافات

    25) حکم قتل مدعی مهدویت و یا ارتباط با امام دوازدهم

    26) حکم قتل توهین کنن ه به خلفای راشد

    27) حکم قتل فرزند توسط پدر یا جد پدری

    28) حکم حبس ابد

    29) حکم قتل در اراده خدا و پیامبر و امامان

    30) حکم قتل زن در صورت خریدن جان

    31) حکم قتل اسیران

    32) قصاص مرد

    این ها مواردی است که فقه مرسوم جواز قتل مجرمینش را صادر کرده است .

    @tafakorenteghadi
    ♦️@philosophic_books

    ☑️ کانال تلگرام
    سیّد محمّد موسوی عقیقی
    (پژوهشگر حقوق،فقه،تاریخ)
    https://telegram.me/mousavi_aghighi

     
  87. معاون قرآنی وزارت ارشاد:
    از رییس قوه قضاییه می خواهم رسیدگی به این پرونده را در اولویت قرار دهد/خانواده شاکیان صبوری کنند/ تابناک
    #سعید_طوسی

    شما یک لحظه تصور کن این قضیه #طوسی در یک کلاس موسیقی رخ داده بود. الان قیامت بود. عروج روحانیون توییتر پیشکش!

    #سعیدطوسی قاری برتر قرآن کشور محکوم به تجاوز به 19 نفر از شاگردان پسرش تهدید کرده اگر مرا محکوم کنید 100 نفر را با خودم پایین میکشم!

    آیت الله سبحانی گفته اگر عکس های اینترنت را نشانتان بدهم بدنتان میلرزد. قشنگ معلومه تازه با صدف طاهریان آشنا شده، ماهم اوایل میلرزیدیم حاجی

    سبحانی [آخوند] گفته باید اینترنت رو ببندیم و “اینترنت” مجزا تولید کنیم چون جوانان رو گمراه می‌کنه. به جاش کلاس قرآن پیش #سعیدطوسی باید رفت.

    کاش آمار زندانیای سیاسی و اختلاس و هزار کوفت و زهره‌مار رو میدیدی اون وقت تکان و پاتک و رکبو همه رو با هم می‌خوردی مثل ما
    #سبحانی

    این حرفای سبحانی زیر سر مومن نسبه. میره پیش مراجع عکس نشون میده میگه اینا تو اینترنته. وقتی 3g قرار بود بیاد هم رفت پیش مکارم همینکارو کرد اونم گفت 3g حرامه!

    همون موقع تو یکی از سخنرانیاش فکر کنم تو مسجد امام علی پونک بود که گفت ما میش مراجع رفتیم و آگاهشون کردیم علیه اینترنت و تلگرام موضع بگیرن. اولیشوم مکارم بود هفته بعد از طرف وزارت ارتباطات رفتن پیشش توجیهش کردن مکارمو. اونموقع برا بیسفون تبلیغ میکردن مومن نسب اینا. بعدا بیسفون گندش دراومد که نروژیه.

    الان زوم کردن رو پیام رسان سروش. دارن براش تبلیغ میکنن. میرن مدارس قرانی و مساجد و دبیرستانا تبلیغ ضد تلگرام و به نفع سروش و همزمان هم دوباره دارن میرن پیش مراجع.

     
  88. آقای نوری زاد دستمریزاد
    از پایین نوشته آقای مهرانی من نامه کیانوری را به آقای خامنه ای برداشتم و اینجا آوردم اما دیدم همه اش را نمی شود گذاشت چون تعداد کاراکترها زیاد است اما خودم گریه کردم از خوندنش و خیلی بهم سخت گذشت که با این پیرمرد هفتاد ساله و زن هفتاد ساله اش چه کرده اند بقول شما “برادران”. من وقتی این نامه رو خوندم جز کلمه وحشی چیز دیگه ای پیدانکردم برای توصیف کار برادران با اینها. دوستان منو ببخشین که کپی پیست کردم اما کاش حال منو می دونستین که من چی کشیدم وقتی این نامه رو خوندم

    —————————————

    نامه سرگشاده نورالدین کیانوری به آیت‌الله خامنه‌ای

    آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران
    با سلام و شادباش، به مناسبت یازدهمین سالگرد انقلاب شکوهمند اسلامی ایران
    حضرت آیت الله!
    موضوعات مرتبط
    گزیده ها
    من در نظر داشتم که این نامه را پیش از نامه ای که در چهاردهم مردادماه ۱۳۶۸ به حضورتان نوشتم، به حضورتان بفرستم، اما در آن هنگام این جور اندیشیدم که یادآوری این جریانات دردناک شاید سودی نداشته باشد و از این رو تنها به درخواست بنیادینم بسنده کردم. متاسفانه تاکنون که بیش از ۶ ماه از آن زمان میگذرد، هیچگونه اثری از برآورده شدن همه و یا دستکم کمی هم از درخواست‌هایم هویدا نشده ‌است و آنجور که از نمونه‌های کنونی می‌‌توان دید، امیدی هم به آن نمی‌توان داشت. از این رو، بر آن شدم اکنون که دوستانم و من باید در این بیغوله بپوسیم، دست کم درد سنگین دل خود را درباره آنچه بر ما گذشته است بنویسم. شاید در سرنوشت دیگران که پس از این مانند ما گرفتار خواهند شد، پیامد مثبتی داشته باشد.
    روز‌‌پنجشنبه ۱۵ بهمن ماه، بعدازظهر بدون اینکه ما را پیش از آن آگاه کرده باشند، نمایندگان کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد به اطاق (محمدعلی عمویی و من) وارد شدند و از ما خواستند که اگر نظریاتی داریم که مربوط به حقوق بشر می‌شود، به آنها بگوئیم. من به زبان فرانسه که برای آنان هم قابل فهم بود گفتم که مهمترین اصول حقوق بشر که در اعلامیه جهانی ذکر شده است در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دقیقا در نظر گرفته شده است. اما متاسفانه در جریان عمل برخی مراجع قضائی به این مواد بسیار مهم توجه نکرده و آنها را زیر پا می‌‌گذارند. در مورد ما متهمان بازداشت‌شده توده‌ای هم چنین بوده است.
    من به آنان ‌گفتم که خودم چندی پیش در این مورد به رهبر کشور‌ شکایت‌نامه‌ای نوشته‌ام و رونوشت آن را به شما می‌‌دهم. برای آنکه برای مقامات زندانی که بر خلاف عرف بین‌المللی همراه آنان بودند سوءتفاهم نشود، یک رونوشت دیگر از آن نامه را که در ۱۴ مرداد به شما نوشته بودم، به ایشان دادم. در پاسخ این سئوال که شکنجه شده‌ام، پاسخ مثبت دادم، ولی از ‌گفتن جریان دردناکی که در این نامه به آ‌گاهی شما می‌‌رسانم، خودداری کردم.
    به راستی هنگامی که مواد قانون اساسی میهنمان را که خود شما هم در تدوین آن فعالانه و موثر شرکت داشته‌اید و ما به طور دربست آنرا پذیرفته‌ایم و امروز هم مورد پذیرش ماست در مورد حقوق و آزادی‌های افراد و بویژه در آن بخش که مربوط به حقوق بازداشت‌شد‌گان است، می‌‌خوانم و آنها را با آنچه بر ما ‌گذشته و هم اکنون می‌‌گذرد، برابر می‌‌کنم، بی‌اندازه شگفت‌زده شده و می‌‌اندیشم که مبادا در سایر بخش‌های زند‌گی سیاسی و اجتماعی مردم و بویژه حقوق اقتصادی و اجتماعی توده‌های ده‌ها میلیونی محرومان کشورمان هم جدایی و دوری میان شعارها و کردارها همین اندازه باشد!
    هنگامیکه در اصل ۲۳ قانون اساسی خوانده می‌‌شود که:
    اصل ۲۳ – تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمی‌‌توان بصرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.
    اما در عمل می‌‌بینیم و در دادنامه‌های دادستان انقلاب که در آن برای ما درخواست محکومیت اعدام شده است، می‌‌خوانیم که یکی از مواد عمده:
    “تبلیغات ضد اسلامی از طریق اشاعه فرهنگ ماد‌ی‌‌گرایانه مارکسیسم” نوشته شده است، چطور ممکن است شگفت‌زده نشد؟
    اصل ۳۲ – هیچکس را نمی‌توان دستگیر کرد، مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می‌‌کند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف ۲۴ ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضائی ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم ‌گردد. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می‌‌شود. اکنون حضرت آیت‌الله اجازه بفرمایید این اصل بسیار درست را با آنچه بر سر من و بستگانم ‌گذشته است، برابر نهم. من از شیوه بازداشت دیگران آ‌گاهی ندارم، اما آنچه بر ما ‌گذشته است به اندازه بسنده ‌گویا است.
    صبحدم روز ۱۷ بهمن ماه ۱۳۶۱ ساعت سه و نیم / چهار پس از نیمه‌شب ‌گروهی از پاسداران با بازکردن در خانه به اطاق خواب ما در منزل دخترمان ریختند و دستور دادند که من فورا لباس بپوشم. این آقایان تنها حکم بازداشت مرا در دست داشتند. اما نه تنها مرا، بلکه همسرم را هم بدون داشتن حکم بازداشت کردند. به آن هم بسنده نکرده دخترمان را هم که در کارهای سیاسی ما نه سر پیاز بود و نه ته پیاز، او را هم بدون حکم، بازداشت کردند. تصور نفرمائید که به این هم بسنده کردند، نه! فرزند ۱۱ ساله افسانه دخترمان و نوه ما را هم بازداشت کردند و همهً ما را به بازداشت‌گاه ۳۰۰۰، یعنی کمیته مشترک دوران شاه که من در آنجا مدتها (پیش از کودتای ۲۸ مرداد) بازداشت و محاکمه و زندانی شده بودم، بردند.
    پس از آزاد شدن افسانه دخترمان (که پس از شکنجه و یکسال و نیم زندانی بدون محکومیت آزاد شد) معلوم شد که آقایان بازداشت‌کنند‌گان، در غیاب ما خانه را “غارت” کردند. هر چیز ‌گرانبها را از سکه‌های طلای متعلق به افسانه (سکه‌هایی که طی سال‌ها به مناسبت اعیاد و روز تولد خود از بستگانش دریافت کرده بود) ‌گرفته، تا مقداری اشیاء قیمتی که من در سفرهای خود به عنوان هدیه دریافت کرده بودم، تا حتی مدارک تحصیلی من (از تصدیق ششم ابتدائی ‌گرفته تا بالاترین سند علمی من که حکم پروفسوری آکادمی شهرسازی و معماری جمهوری دمکراتیک آلمان بود)، به غارت بردند و تا کنون که ۷ سال از آن زمان می‌‌گذرد، با وجود ده‌ها بار درخواست افسانه و من، اصلا کوچکترین اثری هم از آنها پیدا نشده است. ظاهرا آقایان بازداشت‌کننده ما، این اشیای ‌گرانبها را بعنوان غنائم‌ جنگی در جنگ مسلمانان علیه کفار برای خود به غنیمت برداشته‌اند.
    این بود “پیش‌درآمد” بازداشت ما. از این پس، “نمایش دردناک” آغاز و “پرده به پرده” دنبال می‌‌شود.
    در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران چنین می‌‌خوانیم:
    اصل ۳۵ – هر‌گونه شکنجه برای ‌گرفتن اقرار یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت یا اقرار یا سو‌گند مجاز نیست، چنین شهادت و اقرار یا سو‌گندی فاقد ارزش و اعتبار است.‌‌‌‌ متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می‌شود.
    جای بسی تاسف است برای ‌گذشته و جای بسی نگرانی است برای آینده که این اصل ‌گرانبها زیر پای برخی مسئولان له و لورده شده و احتمالا در آینده هم خواهد شد.
    در مورد اکثر بازداشت‌شد‌گان از همان روز اول بازداشت و در مورد من چند روز پس از بازداشت، شکنجه به معنای کامل خود با نام نوین “تعزیر” آغاز ‌گردید. شکنجه عبارت بود ‌‌از شلاق با لوله لاستیکی تا حد آش و لاش کردن کف پا. در مورد شخص من در همان اولین روز شکنجه آنقدر شلاق زدند که نه تنها پوست کف دو پا، بلکه بخش قابل توجهی از عضلات از بین رفت و معالجه آن تا دوباره پوست بیآورد، درست ۳ ماه طول کشید و در این مدت هر روز پانسمان آن نو می‌‌شد و تنها پس از ۳ ماه من توانستم از هفته‌ای یکبار حمام رفتن بهره‌‌گیری کنم.
    نوع دوم شکنجه که به مراتب از شلاق وحشتناک‌تر است، دستبند قپانی است. تنها کسی که دستبند قپانی خورده می‌‌تواند درک کند که دستبند قپانی آن هم ۸ تا ۱۰ ساعت متوالی در هر شب، یعنی چه؟
    در مورد من، پس از اینکه شلاق اولیه که با فحش و توهین و توسری و کشیده تکمیل می‌‌شد سودی نداد، یعنی آقایان نتوانستند در مورد دروغ شاخدار ساخته شده که در زیر آن را شرح خواهم داد از من تائیدی بگیرند، مرا به دستبند قپانی بردند.
    ۱۸ شب پشت سر هم مرا ساعت ۸ بعدازظهر به اطاقی واقع در اشکوب دوم می‌‌بردند و دستبند قپانی می‌‌ز‌دند و این جریان تا ساعت ۵ – ۶ صبح یعنی ۹ تا ۱۰ ساعت طول می‌‌کشید. تنها هر ساعت مامور مربوطه می‌‌آمد و دست‌ها را عوض می‌‌کرد. چون ممکن است شما ندانید که دستبند قپانی چگونه است، آنرا توضیح می‌‌دهم.
    این شکنجه عبارت از اینست که یک دست از بالای شانه و دست دیگر را از پشت به هم نزدیک می‌‌کنند و بین مچ دو دست یک دستبند فلزی زده و با کلید آنرا تنگ می‌کنند. درد این شکنجه وحشتناک است‌. طی ۱۸ شب که من زیر این شکنجه قرار داشتم و دو بار هم در تعویض ساعت به ساعت آن “غفلت” شد و از ساعت ۱۲ نیمه شب تا ۵ صبح به همان حال باقی ماندم. علت اینکه چرا اینقدر طول کشید این بود که من به آنچه می‌‌خواستند به “زور” اعتراف کنم، تسلیم نشدم.
    من ۱۸ کیلوگرم از وزن خود را از دست دادم و تنها پوست و استخوان از من باقی ماند، تا آن حد که بدون کمک یک نفر حتی یک پله هم نمی‌‌توانستم بالا بروم و برای رفتن به دستشویی هم محتاج به کمک نگهبان بودم.پیامد این شکنجه وحشتناک که هنوز هم باقیست، این است که دست چپ من نیمه فلج است و دو انگشت کوچک هر دو دستم که در آغاز کاملا بی‌‌حس شده بود، هنوز نیمه بی‌‌حس هستند. یادآوری می‌کنم که من در آن زمان ۶۸ ساله بودم.
    همسرم مریم را آنقدر شلاق زدند که هنوز پس از ۷ سال، شب هنگام خوابیدن کف پاهایش درد می‌‌کند. البته این تنها شکنجه “قانونی” بود که به انواع توهین و با رکیک‌ترین ناسزا‌گویی‌‌ها تکمیل می‌‌شد (فاحشه، رئیس فاحشه‌ها و …) آنقدر سیلی و توسری به او زده‌اند که ‌گوش چپ او شنوائیش را از دست داده است. یادآور می‌‌شوم که او در آن زمان پیرزنی ۷۰ ساله بود.
    خواهش می‌‌کنم عجله نفرمائید و نیاندیشید که بدترین نوع شکنجه (تعزیر) همین بود. نه، از این بدتر هم دو نوع دیگر بود.
    نوع اول شکنجه جسمی بود و آن اینجور بود که فرد را دستبند قپانی می‌‌زدند و با طنابی به حلقه‌ای که در سقف شکنجه‌خانه کار ‌گذاشته شده بود آویزان می‌‌کردند و او را به بالا می‌‌کشیدند، تا تمام وزن بدنش روی شانه‌ها و سینه و دست‌هایش فشار غیرقابل‌تحمل وارد آورد. درد این شکنجه نسبت به دستبند قپانی ساده شاید ده برابر باشد. حتی افراد ورزیده‌ای مانند دوست عزیز ما آقای عباس حجری که ۲۵ سال در زندان‌های مخوف شاه مردانه پایداری کرد، چندین بار از هوش رفت. آقایان به این هم بسنده نکرده و او را مانند تاب تلوتلو می‌‌دادند.
    دوست هنوز زنده ما آقای محمدعلی عمویی که با آقای حجری و ۵ جوانمرد دیگر از سازمان افسری حزب توده ایران پس از کودتای امریکایی – انگلیسی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به زندان افتاده و مانند یارانش ۲۵ سال در همه زندان‌های مخوف شاه معدوم مردانه پایداری کرد، شاهد زنده این شکنجه‌هاست. البته نه شاهد دیدار، بلکه خود او زیر این شکنجه‌ها قرار ‌گرفته است.
    آقای عباس حجری که مردی ورزیده بود در اثر این شکنجه وحشتناک، دست راستش تا حد سه چهارم فلج شده بود تا آنجا که نمی‌‌توانست با آن غذا بخورد. مرا مسلما به علت آنکه دیگر جانی برایم باقی نمانده بود از این شکنجه معاف داشتند.
    نوع دوم، شکنجه روحی بود. این نوع شکنجه که در مورد من عملی شد، از همه شکنجه‌های دیگر دردناکتر بود. این شکنجه چگونه بود؟ پس از این که آقایان از تحمیل اعترافات به من با شکنجه‌ها و با‌‌هدفی که در بالا شرحش را دادم، ناامید شدند، ۳ بار مرا زیر این “آزمایش” قرار دادند.
    بار اول مرا به اطاق شکنجه بردند. مریم همسرم را که چشمش را بسته و دهانش را با دستمالی که در آن فرو کرده بودند، بسته بودند، روی تخت شلاق خوابانده و دهان مرا هم ‌گرفتند و در برابر چشم من به پای لخت او شلاق زدن را آغاز کردند. این جریان پیش از شلاق‌زدن‌های شدید مریم که در بالا یادآور شدم بود. آقایان برای اینکه دست خود را به یک چنین کار ننگینی که بدون تردید قابل‌دفاع نبود، آلوده نکرده باشند، یکی از افراد توده‌ای، به نام “حسن قائـم‌پناه” را‌‌ ‌که برای فرار از فشار، تن به پستی داده بود، مامور شلاق زدن کردند. پس از نشان دادن این منظره، مرا به پشت در سلول شکنجه‌‌گاه بردند و به زمین نشاندند و از من اعتراف می‌خواستند تا شلاق زدن به پای همسرم را که من صدای ضربات شلاق و ناله همسرم را می‌شنیدم، پایان دهند. پس از چند دقیقه (؟) چون من حاضر به پذیرش آنچه از من می‌‌خواستند، نشدم (قبول طرح کودتا) مرا به سلول خودم بر‌گرداندند.
    این بود یک نمونه از انجام اصول مربوط به حقوق افراد در قانون اسلامی جمهوری اسلامی در “عمل”. (ادامه دارد)

     
  89. بهزاد مهرانی

    «با کیانوری هم‌چنان که گفتم در طول رسیدگی به پرونده‌اش تماس و برخوردی نداشتم. اما بعدها که کیانوری و مریم فیروز به یک خانه منتقل شده بودند، در دهه‌ی هفتاد، گاهی به آن‌ها سر می‌زدم. در آن خانه جز کیانوری و مریم فیروز، عباس امیرانتظام و احمد مفتی‌زاده هم نگهداری می‌شدند.
    کیانوری در گپ و گفت‌وگوهایی که داشتیم علیه امیرانتظام و مفتی‌زاده بدگویی می‌کرد. یک بار می‌گفت مفتی‌زاده د‌‌ی‌شب زارزار می‌گریسته و نگذاشته کسی بخوابد. وقتی صبح از او پرسیدم که چه شده گفته شوهر اوشین مرده است!
    از امیرانتظام هم بدگویی می‌کرد. می‌گفت حتم دارم امیرانتظام جاسوس است زیرا رادیو اسرائیل گوش می‌دهد و نمی‌گذارد من بخش فارسی رادیو مسکو را گوش بدهم. یادم هست که برای کیانوری این شعر مولوی را خواندم:
    در قفس افتند زاغ و جغد و باز/ جفت شد در حبس پاک و بی‌نماز/ چون قفس را بشکند شاه خرد/ جمع مرغان هر یکی سویی پرد.»
    این سخنان را سعید حجاریان در گفت‌وگو با شماره‌ی آخر ماه‌نامه‌ی «اندیشه پویا» گفته است.
    سعید حجاریان گویا در دهه‌ی هفتاد فقط می‌رفته به این بی‌چاره‌ها سر می‌زده و برای‌شان شعر می‌خوانده است. در دهه‌ی شصت چه‌طور؟
    در واقع ایشان می‌خواهد بگوید هیچ‌گاه بازجو و یا مسئول پرونده‌ی این اسیران نبوده است.
    حجاریان در خط بعدی توضیح می‌دهد که چرا به کیانوری سر می‌زده است:
    «بحث تئوریک می‌کردیم. شوروی تازه فروپاشیده بود. با او درباره‌ی راه رشد غیرسرمایه‌داری بحث می‌کردم.»
    حجاریان می‌گوید:
    «در نیمه‌ی دوم دهه‌ی هفتاد هم به او سر می‌زدم. آن زمان در خانه‌ی دخترخوانده‌اش افسانه در خیابان آبان زندگی می‌کرد.او می‌توانست از خانه بیرون برود و آزاد بود. بچه‌های بخش پژوهش وزارت می‌گفتند کیانوری خاطراتش را کامل نکرده و مریم هم خاطراتش را ننوشته؛ از ما حرف‌شنوی ندارد. اما روی حرف تو حساب می‌کند. او را ترغیب کن که این کار را انجام دهد. رفتم خانه‌شان. حتا مریم برای‌مان شام درست کرده بود… آن‌زمان کیانوری هوادار خاتمی شده بود؛ به او رای داده بود. در خانه‌شان عکس او را کنار عکس فیدل کاسترو زده بود.»
    این‌که کیانوری و سران حزب توده خیانت کردند یا نه را برای لحظاتی فراموش کنید.
    یک بار دیگر نامه‌ای که کیانوری در سال ۶۸ به خامنه‌ای نوشت را مرور کنیم. کیانوری در آن نامه از شلاق با «لوله‌ی پلاستیکی تا حد آش و لاش‌کردن کف پا» می‌گوید. می‌گوید آن‌قدر شلاق خورده است که نه تنها پوست کف دو پا بلکه بخش قابل توجهی از عضلات هم از بین رفت. او می‌گوید به او دستبند قپانی زده‌اند آن‌هم ۸ تا ۱۰ ساعت در شب.
    «همسرم مریم را آنقدر شلاق زدند که هنوز پس از ۷ سال، شب هنگام خوابیدن کف پاهایش درد می‌‌کند. البته این تنها شکنجه “قانونی” بود که به انواع توهین و با رکیک‌ترین ناسزا‌گویی‌‌ها تکمیل می‌‌شد (فاحشه، رئیس فاحشه‌ها و …) آنقدر سیلی و توسری به او زده‌اند که ‌گوش چپ او شنوائیش را از دست داده است. یادآور می‌‌شوم که او در آن زمان پیرزنی ۷۰ ساله بود.»
    حجاریان البته در این مصاحبه هیچ اشاره‌ای به شکنجه‌ها نمی‌کند و خودش نیز که فقط برای این‌ها شعر مولانا می‌خوانده است.
    سعید حجاریان نیز ۲۶ سال بعد از اعترافات کیانوری علیه خود، علیه خود اعتراف کرد.
    اگر اعصابتان می‌کشد می‌توانید یک بار دیگر نامه کیانوری را بخوانید و بعد دوباره مصاحبه‌ی حجاریان را بخوانید.
    لینک نامه:
    http://bbc.in/2dwcHSK

     
  90. درود دوستان این سایت درود دوستان نوری زاد
    سرانجام نوری زاد در تله افتاد و نوشته هاش کار دستش داد. این خبر را بخوانید:

    ———————-

    نقد نوری زاد در سرای قم
    ✅ ” صندلی سبز ”
    ☔️در پی انتقادات فراوان دوستان به نامه های اخیر محمد نوری زاد به حضرت حق – جل و علا – و امیر مومنان (علی علیه السلام)، بنا شد تا جناب نوری زاد بر صندلی سبز سرای قلم بنشینند و به نقد دوستان پاسخ دهند.
    در سرای قلم، به جای “صندلی داغ”، ” صندلی سبز” گذاشته ایم، کسی را داغ نمی کنیم، بلکه با نقد منصفانه و دوستانه افکارش، موجب رویش و شکوفایی اندیشه ها می شویم.
    ☔️دوستانی که مایلند در نقد برادرعزیز محمد نوری زاد، شرکت نمایند و یا حرفی برای گفتن دارند، با ادمین هماهنگ نمایند تا با ارائه خلاصه سخن یا مقاله شان، زمانی به آنها اختصاص یابد، بدیهی است با توجه به محدودیت زمان، تا جایی که فرصت شود، تریبون آزاد پس از مناظره در اختیار منتقدان است.
    ☔️دوستان با آرامش، و منطق، نقد خود را در کادویی از کلام احسن تقدیم نمایند و جناب نوری زاد نیز با لبخند منتقدان را پذیرا باشند، تا شیوه ای نو برپا کنیم و طرحی نو دراندازیم.
    ☔️بیایید تندی و تیزی کلام را بگیریم و تفاوت اندیشه را برادرانه به گفتگو بنشینیم.
    ☔️در این نشست مجتهد و عالمی دینی – که خود مروج دینی عقلانی است – به مناظره با نوری زاد دعوت شده است تا زوایای دینی و مذهبی اندیشه نوری زاد را به نقد کشد، باشد که این گفتگو چراغ راه همگان شود.
    ☔️دیدارتان را در روز سه شنبه 4 آبان ساعت 18 در سرای قلم چشم انتظاریم
    با سپاس
    مهدی خزعلی
    سرای قلم

     
    • آقای خزعلی ، شما یا خوابید یا خود را به خواب زده اید ! همین عالمان دینی که 37 سال است همه کاره اند ، کشور را باین فلاکت و فساد انداخته اند و آنوقت شما می خواهید یکی از اینها آقای نوریزاد را نقد کند ؟؟؟ این یعنی : دوستی دوستی از تو می کَنم پوستی !!! من بعنوان یک ایرانی افراد را نقد دینی نمیکنم ، نقد انسانی میکنم . شما بهر حال شیخ زاده اید . مگر برای شادی فوتبال توصیه نکردید که جوانها یاحسین بگویند ؟؟؟ چرا ؟؟؟؟؟؟ خوشحالم که بعضی ندای « ایران : سر دادند و فتوای شما و آخوندها را به هیچ گرفتند . آقای نوریزاد آدم بالغیست و تصمیم با خودش است اما اگر دوست او هستید اورا به مناظره حضوری با این جماعت نکشانید . آقای خزعلی ،شتر سواری دولادولا نمی شود . نیمی از شما ،شیخ یا شیخ زاده ایست که از چنبره تربیت مذهبی نمی تواند خودرا خلاص کند و نیمی از وجود شما با حکومت مسئله دارد . درست مثل ملی مذهبی ها !! ملی گرائی و حکومت دینی مثل شب و روز باهم در تضادند و این آش شله قلمکار نه به مزاج وطن پرست ها می سازد . نه به مزاج آخوندها …

       
    • شایسته است از آن مجتهد همانجا درباره اینکه چرا به این همه مظالم ساکتند هم سوالی طرح شود.یعنی چه که نوریزاد در “تله” افتاد؟ این حوزویان با سکوتشان خیلی وقت است در تله افتاده اند و خودشان خبر ندارند. اتفاقا این یک فرصت است برای به چالش کشیدن متفابل مجتهدان. سکوت به ظلم تایید ظلم است. این مجتهد باید خیلی صریح و محکم جواب بدهد که چرا حالا که قرار است از امام علی در مقابل نوریزاد دفاع کند، توصیه همان حضرت به وجوب امر به معروف را عمل نکرده و نمی کند.

      جناب نوریزاد! به آن مجتهد بفرمایید: والا گوهر، گیریم منِ نوریزاد خطاکار و گناهکار و بی اطلاع از درک عصمت ائمه، قبول. این هم پرچم سفیدی که بالا گرفتم.
      حالا سوال منِ نوریزاد از شما: شما که مجتهدی و عصمت و عظمت اینها را درک نموده ای بفرما چرا خود شما توصیه ی علی به امر به معروف را بوسیده ای و کنار نهاده ای؟

      امام علی:
      حدیث: «لا تترکوا الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فیولی علیکم شرارکم ثم تدعون فلا یستجاب لکم:
      ترجمه: امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید؛ زیرا بدان بر شما مستولی می‌شوند و آنگاه دعا می‌کنید(برای نجات از آن وضع) ولی دعای شما مستجاب نمی‌شود».

      امام حسین:
      حدیث: «ایها الناس، ان رسول الله قال: من رآی سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله ناکثا عهده مخالفا لسنة رسول الله یعمل فی عباد الله بالاثم و العدوان فلم یغیر علیه بفعل و لا قول کان حقا علی الله ان یدخله مدخله الا و ان هؤلاء قد لزموا طاعة الشیطان و ترکوا طاعة الرحمن و اظهروا الفساد و عطلوا الحدود و استاثروا بالفی ء و احلوا حرام الله.

      ترجمه: ای مردم! رسول خدا فرمود: کسی که ببیند حاکم ستمگری، حرام خدا را حلال می شمارد و پیمان خدا را می شکند و با سنت رسول خدا مخالفت می ورزد و میان بندگان خدا به فساد و ستمکاری عمل می کند، اما وی با عمل یا سخن بر ضد حاکم قیام نکند، سزاوار است خدا او را با آن حاکم محشور کند.

      امام حسین:
      «ان افضل الجهاد کلمة عدل عند امام جائر»
      ترجمه: برترین جهاد، سخن عادلانه ای است که نزد پیشوای ستمگر گفته شود

      نوریزاد گرامی شما به عنوان نماینده ی ما این سوالات را از آن علمای اعلام طرح بفرمایید. اگر زحمت بکشید همین مطالب بنده را هم حضورا نزد ایشان قرائت بفرمایید مزید امتنان خواهد بود.

       
    • من نمی دانم نیت جناب خزعلی چه می تواند باشد. گر چه به شخصه ایشان را فردی حق طلب و منصف می دانم و گمان دارم نیتی جز نهادینه کردن گفتمان ندارد، اما در این مقوله موافق به مناظره کشاندن نوری زاد نیستم. ما باید بدانیم که در کدام جامعه و تحت سیطره چه حکومتی تنفس می کنیم. بنده شک ندارم جناب نوری زاد توان پاسخگویی خواهد داشت، اما در زمین حریف دینی بازی کردن، نتیجه ای جز تکفیر نخواهد داشت. در خلا بحث و باز کردن تفکراتتان و بی پروا سخن گفتن از آنها، سبب تفتیش عقاید شما خواهد بود و بهانه را بدست فرصت طلبان خواهد داد. شما در بحثی شرکت خواهید کرد که برای پیشبرد آن، حریف از شما قبول پیش فرض هایی را می طلبد. از وجود خدا گرفته تا گفتار درون قرآن و روایات ائمه، پیش فرضهایی اثبات شده است که مناظره کنندگان دین مدار بر اساس آن قابل به بحث و جدل هستند، بی آنکه نیازمند تلاشی باشند تا وجود و درستی هر کدام از آنها را اثبات کند. خدا (با تعریف قرانی)، هفت آسمان، بهشت و جهنم… هست، چون در قرآن گفته شده، و قرآن کلام خداست چون پیامبر گفته است، و محمد رسول خداست چون قرآن گفته و این دور گردون ، شما را به جایی می کشاند که آن کلامی را بگویید که در کمین آنند. بحث در چارچوب قوانین استاندارد و مباحثات علمی ارزشمند است. کلمه علماء در میان حوزویان ما را باور نکنید که این علم جر سفسطه و فریبکاری نیست. من فکر نمی کنم این زمان ، این مباحثه لازم باشد.
      نوری زاد عزیز از شما خواهشمندم اسیر جنجال‌های افرادی چون جناب استرآبادی نگردید که واقعا تله ای که ایشان می گوید، واقعا تله ای است از جنس دیگر و نه آنکه مورد نظر ایشان است. ما به بودن شما نیازمندیم

       
  91. ما هیچ؛ ما نگاه

    سعید طوسی؛ حتی اگر صرفا مطالب تحریک کننده جنسی به کودکان و نوجوانان گفته باشه؛ جزو “هم جنس گرایان” محسوب نمی شه. پدوفیل شمرده میشه. تا اینجا مشخص شده به یقین پرونده ای داره که قطعا بخاطر کوتاهی در تدریس قرآن برایش درست نشده!
    افراد مشهور باید مواظب دهان (کلام)؛ جیب و زیپ (!) خود باشن و الا ممکنه تاوان سنگینی براش پرداخت کنن. روابط جنسی سعید طوسی به خودش مربوطه؛ اگه هم جنس گرا بود و بخاطر طبیعتش با فرد بزرگ سال همجنسی ؛ روابط عاطفی / احساسی و حتی جنسی برقرار می کرد. هم جنس گرایی یک حسه؛ نه لزوما یک رفتار. مرد هم جنس گرا شخصیه که محبت یک مرد ؛ احساس آرامش و لذت و خوشحالی بهش میده ؛ حتی بدون رابطه جنسی. این فرد کمترین نیازی در خودش به محبت زن حس نمی کنه و هیچ توجهی به زن نداره و حتی اگه زنی عاشقش بشه؛ براش کمترین اهمیت و جذابیتی نداره. قطعا مرد هم جنس گرا؛ برای رابطه جنسی؛ بدن مرد رو جذاب و تحریک کننده می بینه؛ اما تاکید و تکرار می کنم که هم جنس گرایی حسه و نه رفتار. کم نیستن هم جنس گرایانی که هیچ وقت با هم جنس خودشون رابطه جنسی برقرار نمی کنن و به ارضای نیازهای روانی/عاطفی خودشون بسنده می کنن؛ با ایجاد یک رابطه صمیمانه عمیق و سنگین.
    با توجه به مطالب گفته شده؛ سعید طوسی وارد یک رابطه کاملا نابرابر و متجاوزانه با کودکان شده (حتی در حد فقط گفتار و شوخی های کلامی جنسی) و از این رو ؛ از منظر روان شناسی یک فرد سالم هم جنس گرا نیست؛ بلکه بیماری است که باید درمان بشه. از نظر حقوقی؛ با توجه به شکایت شاکیان و قوانین موجود؛ امیدوارم هر چه سریع تر پرونده اش بررسی شه و با صدور حکم و اجرای فوری؛ جامعه به آرامش برسه.
    می دونم که همسر و فرزندان بیچاره اش؛ این وسط ضربه بسیار سنگینی خوردن. کاش سعید طوسی یک درصد احتمال فاش شدن موضوع رو می داد.
    در نهایت؛ برای دوست داران قرآن؛ قابل فهمه که قرآن مقدسه؛ نه قاریش. بجای صدای طوسی میشه عبدالباسط گوش کرد که خیلی هم قشنگ تر می خونه!
    در آخر یادی می کنم از جواد ذبیحی. لطفا اگه کسی می دونه این بلبل خوش الحان که صداش با فاصله بسیار زیاد سره از صدای طوسی؛ جرمش چی بود که اعدام شد؛ به منم بگه.

    —————–

    درود دوست گرامی
    تا آنجا که من خبر دارم، در همان یکی دو سال ابتدایی پس از انقلاب، ذبیحی را در خیابان ترور کردند و گروهی به اسم شاهین اسلام مسئولیتش را پذیرفت و بیانیه داد
    با احترام

    .

     
  92. چگونگی پیدایش شیعه و آیت الله ها را در کلیپ زیر . لطفا از دقیقه یازدهم به بعد را ملاحظه بفرمایید

    https://www.facebook.com/permalink.php?story_fbid=101025643401338&id=187228511307274

     
  93. قاریِ لواط کار محبوب رهبر ( حاج سعید طوسی ) را بهتر بشناسیم !!
    https://www.youtube.com/watch?v=I48P9uQYoa4

     
  94. نوریزاد گرامی درود بر شرف و راستی و درستی و شجاعتت!دوست ارجمند موضوع تنها خامنه ایی بعنوان یک فرد نیست.اصولا این جماعت هر چند درایران هم زاده شده باشند تعلقی به ایران نمی توانند داشته باشند.این جماعت هیچگونه وجه مشترکی با ایرانیان ندارند.دین آنها عربی کتاب مقدسشان عربی مقدسینشان همه بدون یک استثنا عربی کعبه شان و مکانهای مقدسشان همه عربی.این جماعت کوچکترین نفعی برای ایران ندارند.حتی سربازی هم نمی روند تا مبادا مثلا از روی اجبار شعاری ایراندوستی سربدهند یا گامی مثبت برای مردم ایران بردارند.این جماعت دشمن تاریخ و فرهنگ و زبان و سنت و آئین ها و آنچه ایرانیست.تنها علاقه آنها /////// و خوشگذراندن درایران است.بهمین دلیل هم ایران را برای صاحبان اصلی اش به جهمنی تبدیل کرده اند.1400 سال است بارها و بارها مردم ایران را قتل و عام کرده اند.بنابراین دشمنی این جماعت با ایران و ایرانی تعجب آور نیست.شما در کجای دنیا کسی را سراغ دارید که بعد از چندین دهه دوری از کشورش و مردمش هیچ احساسی نداشته باشد؟ولی خمینی براحتی احساس نداشته خودش را بیان کردو ابلهانیکه بعدها سر باختند سعی در توجیه بی احساسی خمینی به ایران و مردمش می نمودند.اگر تمام /////را که اسلامیان برایرانیان دراین 1400 سال روا داشته اند نیز نادیده گرفته و داستان و دورغ و یا غلو بدانیم این 38 سال این بیگانه پرستان ضد ایرانی از کشت و کشتار و جنایت و غارت و تجاوز بمال و ناموس ما ایرانیان بیش از آنچه در تاریخ خوانده ایم دست زده اند.

     
  95. ایشان نه ایرانی است و نه عراقی ، اهل دل است . اگر دستتان به شیخ علی تهرانی رسید از او بپرسید والا از قاری معروف قران !

     
  96. سوالى داشتم اين آقا سعيد طوسى منتسب به كدام قوم است آذرى است كرد است عرب است يا فارس
    به ياد داشته با شيد كه داريوش هخامنشى با اسيران جنگى آن رفتار شنيع را مى كرد
    نتيجه:آقا سعيد طوسى فرزند خلف داريوش است
    پسر کو ندارد نشان از پدر تو بیگانه خوانش مخوانش پسر

     
    • جناب قاضی شرع سعید و سعید ها مسلمان و از پیروان قرانند.مگر در قرآن بحث غلمان (بچه های جوان)برای مؤمنین در بهشت نیامده؟خب همین یعنی شرعی و قانونی کردن تجاوز جنسی به کودکان.وقتی ///// از چنین پدیده زشت و ضد انسانی و تجاوز به حقوق کودک بعنوان وعده به مؤمنین اش حرف می زند سعیدها که پیروان بر حق قرانند درهمین دنیا آنرا عملی می کنند.در تمام بلاد اسلام زده چنین پدیده هایی عادیست!در ضمن فراموش نکنید که کافیست به کلمه تفخیذ را از نظر امام خمینی در گوگل بیابید!

       
    • این نکته را لابد از اجدادتان شنیده اید که ظاهرا شکست سختی از داریوش خورده اند!
      آخر آدم قاضی شارع باشد و این اندازه حرف مهمل بزند! خیلی خوب, حالا داریوش و کوروش و اردشیر و….همه جانی, آدمکش, لواط کار و…. بوده اند. دل شما خنک می شود؟ ششتان حال می اید ؟

       
    • لواط هدیه ////و تمدن کلدانی به خاورمیانه است ، هرگز در ایران پیش از اسلام لواط نبوده است ، البته شاید منبع شما کتاب کوروش کبیر نوشته صادق خلخالی باشد ولی اگر نمیدانید و از روی نا آگاهی این را نوشته اید به شما میگویم که بر اساس اسناد یونانی در دوره هخامنشی در کل کشور ایران حتی یک روسپی هم نبوده است ! و این مایه شگفتی همه مورخان و جامعه شناسان است، اگر هنوز هم بر درستی نوشته خود اصرار دارید ، توصیه میکنم در یک دوره کلاس آموزش قراعت قرآن شرکت کنید شاید از این راه حقیقت را درک کنید!

      ————-

      دوست گرامی
      حتی به شوخی، توهین نکنیم
      سپاس

       
  97. جناب نوری زاد درود!
    سیر تکامل جوامع مبتنی بر عبور از سطوح خاص گراینه ای نظیر منافع خودخواهانه فردی، خانوادگی، طایفه ای، حزبی، مرزهای سیاسی و جغرافیایی، دینی و ایدئولوژیک، و حرکت بسوی هنجارها و حقوق عام انسانی است. اگر این معیار ها رعایت شد بعنوان مثال خواهیم دید که در جامعه نژادپرست 100سال پیش امریکا که رنگین پوستان قتل عام می شدند و تبعیض جنسیتی وجود داشت، امروز شاهد یک رئیس جمهور سیاه پوست هستیم و عنقریب شاهد برآمدن یک رئیس دولت زن خواهیم بود. اما حکومتهای ایدئولوژیک دینی و غیر دینی حداکثر هنرشان فراتر رفتن از مرزهای جغرافیایی و تمرکز بر آموزه های ایدئولوژیک است، و در 100گذشته تا به امروز شاهد دیکتاتوریهای کمونیستی و اسلامی در دنیا و بخصوص خاورمیانه بوده ایم.
    حالا مقایسه کنید آیا مردم مرزهای ایران زمین، که از هزاران سال پیش از اسلام با انواع تنوع جغرافیایی و نژادی و دینی و آیینی بصورت مسالمت آمیز در کنار هم میزیسته اند، نظام های مشابه ولایت فقیه چه به روزشان آورده که آموزه های انسانی را فراموش کرده اند و نمایندگان خدایشان بجای وصل کردن آنها به جامعه انسانی در پی فصل آنها از هویت و موجودیت انسانی اشان هستند.
    اینکه در قوانین کشورها از جمله ایران تاکید بر تعلق حاکمان به چهارچوب جغرافیایی می گردد شرط حداقلی است، یعنی تعلق خاطر داشتن به مردم و منافع کشور متبوع. حالا ممکن است یک شخصی جای دیگری هم متولد شده باشد اگر سوگند تابعیت یاد کند و بدان پایبند باشد، اشکالی ندارد، مشکل ما این نیست، مشکل آنجاست که آقا! و حکومتش که داعیه رهبری جهان اسلام را دارد، نه تنها در چهارچوب منافع ملی فکر و عمل نکرده بلکه منافع امت اسلامی و حتی انسانی در مخیله او راه ندارد. ////// همانگونه که اخیرا فرموده هدفش نیل بشر به بهشت است حتی با زنجیر. حال کدام بهشت معلوم نیست فعلا که غیر از نشانه های جهنم چیزی از ایشان ندیده ایم!
    بنابراین کسی که پایبندی به اصول انسانی ندارد صلاحیت رهبری ندارد و سایر تشکیکات فرع بر موضوع است. /////، بشار اسد، پوتین همردیف کسانی چون هیتلر و استالین است که نامش در تاریخ با جنایت علیه بشریت تداعی خواهد شد.

     
  98. آیا جناب آقای سعید طوسی خود قربانی بوده است؟
    تهدید ایشان مبنی بر به زیر کشیدن ۱۰۰ نفر دیگر چه معنایی دارد؟ آیا آن ۱۰۰ نفر هم در طعمه قرار دادن نوجوانان دخیل بوده اند؟ آیا در تجاوزات دخالت داشته و شریک جرم بوده اند؟ آیا این ۱۰۰ نفر خود نفراتی دیگر را همکار و شریک و مسبب اعمال خود معرفی خواهند کرد؟ یا کلی تر نگاه کنیم. شاید امثال سعید طوسی که از سنین پایین در محافل قرآنی حضور داشته خود قربانی استادان خویش قرار گرفته و منظور از کشیدن به زیر، افشاگری در رابطه با کسانیست که آنها را ناخواسته به این وادی کشانده اند تا عقده های روانی خود را بر سر دیگران خالی نماید. آیا این امکان بوده است که این بچه های کم سن و سال، در سالهای قبل از ورود به این محافل، آلوده این رفتارها شده باشند؟ سعید طوسی که از کودکی در محافل قرآنی و با افراد متقی و با ایمان دمخور بوده است،چگونه به این راه آشنا گشته؟ سوالات زیادی در میان است و البته احتمالات فراوانی که همه آنها به این نتیجه می رسد که اگر این گنداب را زیر و رو کنیم، بوی تعفنش چنان برخاسته خواهد شد که آبرویی برای صاحبان و متولیان این محافل نخواهد ماند. منطقی است که اینجا هم باید قضیه را کش نداد. شایعه سر به نیست کردن جناب طوسی را باید بسیار جدی گرفت که خانه از پای بست ویران است.

     
  99. پشت پرده ی نژاد، به وجه مشترکی می رسیم به عنوان هوموساپینس Homo sapiens،( انسان خردمند)، و کمی آنورترش حدودد ۱۳۰ هزار پیش به نیاندرتالها (Homo neanderthalensis)که ۳۰ هزار سال پیش به دلیل نامعلوم منقرض شده اند ؟

    یکی از دلایل انقراض نیاندرتالها را خورده شدنشان توسط هوموساپینس حدث می زنند که عملی دوجانبه بوده و علاوه بر آن آمیزششان با هم که از۵۰هزار سال پیش شروع شده ، بطوری که در ژن هر انسان از نیاندرتال می توان یافت.تحقیقات جدید حکایت از آن دارد که DNA انسان و DNA نئاندرتال‌ها ۹۹٫۵ تا ۹۹٫۹ درصد یکسان بوده‌است.

    نکته جالب این است که نیاندرتالها بزرگتر و قویتر و شکارچیان ماهری بودند و تمام اوقات خود را صرف شکار می کردند ، اما با تمام اینها منقرض شدند و برنده انسان کوچک کشاورز شد !

    از نژادپرستان باید پرسید، انسان امروزی که دایم در جنگ است تا چه حد به اصل نیاندرتالی خود باز گشته است؟

     
  100. قرآن از بر کردن هم به انسان بهتر بودن کمک نکرد. اصل، پیوند خرد و وجدان و اخلاق است که ربطی به دین ندارد ، این بند وبساط فقط برای بچه گول زنی و قدرت طلبی است.
    تا ازدواج باعایشه ۹ ساله را هر کس چگونه تفسیر کند ، گویا این سنت تنها اصلی است که شیعه و سنی نمی شناسد!

     
  101. مرتضی (ناسیّد)

    فوری – فوری

    فراخوان دکتر مهدی خزعلی برای هفتم آبان امسال

    در فراخوانی شگفت انگیز و دلاورانه چند ساعت پیش در یک تلویزیون پرشنونده ایرانی در آمریکا دکتر مهدی خزعلی مردم را برای زیارت آرامگاه کورش بزرگ برای روز هفتم آبان دعوت کرد . ایشان ضمن بزرگداشت ازکورش و کارهای انسانی و تاریخی اش کورش بزرگ را نبی و پیامبر ایرانی نامید
    و استناد به کتابهای تورات و قرآن و پژوهشگران هند و مصر داشت که از کورش و کارهای او سخن گفته اند. دکتر خزعلی گفت ،من خود به قصد زیارت کورش بزرگ پیامبر ایرانی هفتم آبان امسال به تخت جمشید خواهم رفت و از همه ی مردم ایران خواست که در روز مذکور به پاسارگاد بیایند . دکتر خزعلی چند مورد را هم تذکر دادکه جوانها با لباسی آراسته و با احترام ویژه ای که در آرامگاه انبیا داریم به زیارت کورش بیایند و چون ایام محرم است شئونات محرم را هم حفظ کنند (از بهانه دادن بدست گزمه ها میترسید) . حتا در جایی گفت به دیدار کورش پای برهنه (بمانند وارد شدن به صحن امامزاده ها) باید رفت و در نزدیک آرامگاه کسی پشتش را به آرامگاه نکند (دقیقا همان احتراماتی را که در حرم امامان و امامزاده ها منظور میکنند) . (اتکا و پناه بردن به هویت ملی در کنار باورهای دینی میتواند بار دیگر ایران را ا ز دست قاری خوانهای متجاوز ومسئولین متخالس نجات بخشد.) نکته دیگری که دکتر به آن اشاره کرد، اعتراض شدید ایشان به اعلامیه ای از سوی دولت بود که مردم را ده روز (در حوالی روز کورش ) از رفتن به تخت جمشید منع کرده است. زنده باد دکتر خزعلی و پاینده ایران ومردم رنجدیده ایران .
    آنچه در پرانتز آمده از من است نه سخنان دکتر خزعلی – جناب نوریزاد گرامی ایکاش شما با دکتر مرادخانی خواهر زاده آقای خامنه ی هم گفتگو میکردید . این دکتر جوان که فرزند شیخ علی تهرانی است داستانهای جالبی از دایی جان خود دارد که شنیدنی است

     
    • کورش نه پیغمبر بوده و نه مقدس!بهتر است که جناب خزعلی و همفکرانشان بجای مقدس کردن این و آن به احترام انسانها و حقوقشان بدون اما و اگر روی آورند و این مقدسات را هم از زندگی خود و هم دیگران بیرون کنند.کورش هر که بوده انسانی بوده و محمد و دیگران نیز.دنیای امروز دین را به حریم خصوصی رانده و از شر مقدسین در سیاست و حریم عمومی رها گشته.اصولا حرفهایی که بوی دین و تقدس میدهد هم زیان آورست تاچه رسد به مقدس سازی!کورش و داریوش ومحمد …تاریخ است.رفتن و جمع شدن در آرامگاه کورش در حال کنونی برای نشاندادن احترام و تعلق و علاقه به تاریخ و فرهنگ و ائین ایران احتیاجی به تقدس نمائی ندارد.در ضمن از کورش برای احترام به خرافات شیعی خرج کردن هم گویا طرفند جدید نواندیشان دینی است!دیر یا زود جناب خزعلی و سایر مسلمین خواهند فهمید که اسلام جایگاهی درایران فردا نخواهد داشت چون اصولا وصله ایی ناجور با فرهنگ ایرانیست.

       
  102. ‏از اتاق فرمان اشاره میکنن #سعیدطوسی معلم #قرآن آقا مجتبی هم بوده

    ‏مورد #سعیدطوسی واسه هزارمین بار ثابت میکنه دینداری، ضامن اخلاق نیست؛ چه بسا

    حاشیه امنی ایجاد کنه واسه فساد. تایید بی دروپیکری بودن اصول دینی

    ‏تو ایران بخوای دین یادبگیری می… بری عربستان هم می…
    تو عراق بری شانس بیاری میکشنت
    #سعیدطوسی

    منتظرم عربستان به ایران پیام بده دیگه پیگیر مجازات اون دو کارمند فرودگاه نباشین، اونام

    قاری قرآن بودن

    ‏تتلو آزاد شده گفته اصلاح شدم و از همه معذرت میخوام!
    اینجوری نمیشه باید بفرستنش پیش سعید طوسی یه خورده با قرآن انس پیدا کنه،باشد که

    هدایت شود

    معاون قرآن و عترت وزارت ارشاد گفته انتشار خبر تجاوز سعيد طوسى مصداق اشاعه

    فحشاست؛ يعنى بده از معجزات قرآن بگيم كه باعث بخشش جرائم ميشه؟

    چرا وقتی #صداوسیما سریال عربی واسه اتفاقات ١۴٠٠سال پیش می‌سازه، بازیگرهاش به

    فارسی دویست سال پیش حرف می‌زنند؟
    یاران ائمه فارسی قجری حرف می‌زدند آخه؟

     
  103. در پاسخ به مصلح آبادی عراقی

    جناب مصلح، یا همان مصلح آبادی اراکی، و صحیحتر آن، مصلح آبادی عراقی

    شما در دفاع از خامنه ای اینگونه اظهار فضل کرده اید: “…خیلی به نژاد اصیل ایرانی تان ننازید در حمله مغول و چنگیز خیلی از نژادها متحول شدند…”

    و نیز نژاد و اصل و نسب خود را اینگونه معرفی کرده ای:

    “…فرزندان فاطمه دنیا را پر خواهند کرد هنوز کجایش را دیدید… من هم افتخار فرزندی او را دارم…”

    و حال بشنو پاسخ مرا:

    1ـ مگر شما نبودید که در همین سایت اعتراف کردید که مادران امامان شیعه از امام چهارم تا امام دوازدهم همگی بدون استثنا کنیز بوده اند!؟ یعنی اعراب نوامیس مردم را از کشورهای مختلف تحت عنوان جهاد!! به غارت برده اند و در عربستان با آنها همبستر شده اند و محصول این همبستری را “امام” نام نهاده اید این کنیزها که هر کدام متعلق به یک کشور دیگر بوده اند هنوز باعث تحول!! نژاد شما نشده اند!؟ چرا شما مادران کنیزت را کتمان می کنی و مستقیما خودت را به فاطمه می چسبانی!؟ این کنیزهای فلک زده، هم همبستر امام! تو بوده اند و هم برایت امام بعدی را زائیده اند! آنوقت تو اینها را زیر عبایت مخفی می کنی!؟ آنوقت با چه رویی بالای منبر می گوئی بهشت زیر پای مادران است!؟ آیا زیر پای مادران کنیزت سرافکندگی و جهنم است که آنها را درز می گیری و مستقیما خودت را به /// فاطمه وصل می کنی!؟ جناب مصلح، ای نژاد یکدست! عزیز برادر! با مادران کنیزت این رفتار را نکن این رسم جوانمردی نیست که هم نوامیس مردم را غارت کنید و هم با آنها بعنوان برده جنسی رفتار کنید و هم آنکه آنها را اصلا مادر خود ندانید نکن، عزیز برادر این کار را نکن. باشد؟

    2ـ به استناد ////// چهار زن از بهشت در موقع زایمان! و به استناد رفتار محمد با فاطمه، بوسیدن هرشب مابین دو پستان و نیز بوسیدن لب و زبان در دهان فاطمه کردن ////////////////////////

    راستی جناب مصلح آبادی عراقی، 3 ساعت بعد از قهر رفیق شفیقت، یکدفعه در این سایت ظاهر شدی و بلافاصله بعد از افشاکری کاربری در این سایت، یکدفه غیب شدی و حال دو مرتبه ظاهر شده ای آن هم به بهانه کشت و ذرع!؟ کشت و ذرع شما آخوندها جیب این مردم است اگر هزار مرتبه چهره عوض کنید باز هم دم خروس از زیر عبایتان بیرون می زند می بینی چگونه برای دفاع از اصل و نسب خامنه ای! که به او ظاهرا بد و بیراه می گفتی ظاهر شده ای حال آنکه سخن نوریزاد روشن است مگر افغانستان جزء خاک ایران نبوده است؟ پس اصل و نسب هر افغانی میتواند ایرانی هم باشد پس چرا جلال الدین فارسی را به دلیل آینکه پدرش افغانی است از رئیس جمهور ایران شدن محروم کرده اند؟ به همین دلیل خامنه ای که پدرش عراقی است حق رهبری ایران را ندارد همانطور که خمینی که اصل و نسبش هندی است حق رهبری نداشت آیا فهمیدن این مطلب برای شمای آخوند اینقدر سخت است!؟ همانطور که شما با پارچه سیاهی که به دور سرت بسته ای افتخار می کنی که عربستانی هستی خامنه ای هم طبق تصویر شناسنامه اش هم پدر و مادرش عراقی هستند و هم خودش با بستن پارچه سیاه به دور سرش میگوید اصل و نسبم عربستانی است و حسن نصر الله نیز همین مطلب را اعلام کرد که اعراب بر ایران حکومت می کنند ولی همه شما عربستانیها بدانید که افول شما نزدیک است دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد این را مطمئن باشید هر چند برای فریب مردم هزار چهره عوض کنید ولی دیگر موفق به فریب مردم روشن شده نخواهید شد و روز به روز بر این موج افزوده خواهد شد.

     
  104. پیروز خلیفه کش

    درختان تشنه اند ، زمین تشنه است، گیاهان تشنه اند، این خاک تشنه است، نه تشنه آب ، تشنه خون! خون تازیانی که این کشور را به تاراج میبرند، خونبهای کشندگان آزادیخواهان و کسانی که خون بیگناهان را برزمین ریخته اند، خون خودشان است. آنروز که خونخواهان کشته شدگان بیگناه و فریادهای خفه شده در گلوها و نا آفرینهای مادران داغدار بلند شوند و پایان کار خونخواران را رقم زند، و چه ساده هستند کسانی که گمان میبرند دربرابر گرگهای آدمخوار که به خوردن گوشت انسان عادت کرده اند میتوان ایستاد و سخن گفت یا گفتمان کرد با شاخه گلی!، درندگان وحشی را نمی توان اهلی کرد زیرا نه اینجا هندوستان است و نه ما گاندی، بگذارید انسانهای خوش خیال به ما تهمت وحشیگری بزنند ولی درندگان را باید کشت تا آهویی بتواند زندگی کند و آنگاه زمین رنگ و بوی زندگانی به خود بگیرد و بر روی خونهای ریخته شده ، گلها برویند، خونها را خواهیم ریخت و همه را خواهیم کشت، موزه ای خواهیم ساخت از سرهای تازیان و تا ابد آنها را نگاه خواهیم داشت و بدنهایشان را خوراک درندگان بیابانها خواهیم کرد یا در دریایی خواهیم ریخت که پدرانشان از آنسویش آمدند، چرا که لیاقت آن را ندارند که در این خاک ، خاک شوند.
    دشنه ام را تیز می کنم و آبدیده می کنم، روز به روز تیزتر و آبدیده تر میشود و آتش خشم و نفرتم بزرگتر میشود، به بزرگی یک کشور، من پیروز هستم…..

     
  105. نوریزاد گرامی
    محل تولد خیلی به تابعیت ربطی ندارد. هر کسی ممکن است در سفر یا اقامت در کشور دیگر بچه دار شود. حضرات میرفتند نجف درست طلبگی بخوانند و انجا بچه دار میشدند، مثل خیلی ایرانی هایی که در اروپا و امریکا درس میخوانند و بچه دار میشوند. بچه نه تابعیت کشور خارجی را میگیرد و نه تابعیت ایران را از دست میدهد ولی محل تولدش فلان شهر خارجی است.
    البته اینقدر کم هوش نیستم که نفهمم شما طعنه زده اید اما خیلی هموطنان جدی جدی خیال میکنند چون فلان کس متو لد نجف است پس عراقی هست و ایرانی نیست.

     
  106. به فرض این که این آقا ایرانی نباشد ، آن چند هزار نفر که به اشاره ایشان زن و مرد و بچه و پیر و جوان را به خاک و خون میکشند هم ایرانی نیستند؟
    اشکال در ذهنیت خود ماست ، تا زمانی که همه مامنتظر آمدن یک ابر مرد ایده آل باشیم تا بیاید و ما رااز دروغگوییها دزدیها و اختلاسهای خودمان نجات بدهد ، باید سر در برابر دیکتاتورها خم کنیم ، حالا علی نشد ، ولی!

     
  107. ابتدا این دیالوگ را بخوانید تا بعد بگم داستان چیست :
    آقای فلانی : فرید صلواتی چرا خجالت نمی کشی ؛ اگر از خدا نمی ترسی ، از آخر و عاقبتت بترس، خانواده ات سالها زحمت کشیدند تا آبروحفظ کردند . و تو با مطالبت همه را زیر سوال می بری.
    داش فرید : مگر چه شده که آبروی خانواده ام را بردم .
    فلانی: با متنی که بر علیه استاد مسلم قرآن سعید طوسی نوشتی ؛ آبروی یک مومن را بردی؛ در آن دنیا چگونه می خواهی جواب خدا را بدهی؟
    این دیالوگ بسیار طولانی بود وتنها قسمتی را برای شما عزیزان گذاشتم تا بگویم داستان ماجرا چیست.
    این دوست که آنقدر نگران بی ابروگی یک مسلمانی چون اقای طوسی است گویا فراموش کرده اند سال هفتادو پنج که برنامه هویت در چندین قسمت از صدا و سیما پخش گردید و در این برنامه روشنفکران و نویسندگانی چون عبدالحسین زرین‌کوب ؛ هوشنگ گلشیری؛ سعیدی سیرجانی ، عزت الله سحابی ، مهندس بازرگان ؛ و بسیاری دیگر از این دست افراد را وابسته به بیگانگان و خائن به کشور معرفی کردند, هیچکس از این نوع دوستان که نگران آبروی اقای طوسی هستند از خود و متولیان امر سوال نکردند چرا آبروی مسلمانان را می برید ؟
    مگر چون اقای طوسی قرآن می خوانند می شود مقدسشان نامید ؟ آبروی ایشان مگر با دیگر ایرانیان فرق دارد ؟خونشان رنگین تر است ؟ مرحوم ذبیحی که زمان شاه آنقدر قرآن و دعا خواند سرنوشتش چه شد و چرا هیچکس سوال نکرد این مرد به چه جرمی کشته شد ؛ مگر مسلمان نبود ؟
    چطور این دوست ما که آنقدر نگران آبروی یک مسلمانی چون اقای طوسی است هیچگاه سوال نکرد از متولیان امر که وقتی آقای احمدی نژاد در دوران انتخابات می خواست با نشان دادن عکس همسر رقیب مقابلش ابروی ایشان را ببرد آبروی مسلمانی دیگر را حفظ نمی کنند؟
    امثال دوست من گویا فراموش کرده اند چه الفاظ و تهمت هایی در جامعه به مرجع عالیقدر حضرت آیت الله منتظری نسبت داده شد ؛ چطور آبروی یک مسلمان دیگر مطرح نیود ؟
    چندین سال است از انتخابات و جنبش سبز گذشته است و هنوز که هنوز است رسانه ملی که از پول این ملت تغذیه می کند دائم در حال بی آبروگی افراد است و چه الفاظ و تهمت هایی را که در برنامه های مختلف به افراد خاص نمی زنند ؛ گویا دوستمان فقط خود و همکیشان خود را مسلمان می داند و بقیه که غیر آنها فکر می کنند جایشان در جهنم است و ابرویشان مطرح نیست،
    همین دوستمان فراموش کرده اند روزی را که سید محمد خاتمی در دانشگاه اصفهان سخنرانی داشتند ،چگونه با آبروی ایشان بازی کردند و کامیون آجر را در مقابل سالن خالی کردند تا مراسم یک مسلمان دیگر به هم بریزد، چطور در این مواقع آبروی دیگران مطرح نیست؟
    ملت فراموش نخواهد کرد رفتار آن دسته افرادی که خود را تافته جدا بافته می دانند و با آبروی استاد شجریان که هم پدر مرحومشان و هم خودشان از قاریان قرآن بودند بازی کردند و عکسهای خصوصی ایشان را در جامعه پخش کردند ؟
    چطور دوستان خاص ما آبروی دیگر مسلمانان برایشان مطرح نیست؟ روزی که عکسهای خصوصی یکی از کاندیداها پخش شد ؛به جای اینکه مسئولین امر، فرد خاطی را که آبروی مسلمانی دیگر را برده است مواخذه کنند فردی که منتخب شد را رد صلاحیت کردند؛ گویا آبروی مسلمانان رقیب آنچنان مهم نیست .
    چطور دوست خاص من فراموش کرده فیلم رفتار یکی از بسیجیان شهرری را با خانم فائزه هاشمی و یا تخریب دفتر مراجع تقلیدی چون آیت الله صانعی و ایت الله منتظری، توسط افرادی خاص و شناخته شده ، گویا در این مواقع آبروی مومنین دیگر مطرح نیست .
    جان پدران ومادرانمان ؛ بیاییم قدری واقع بین باشیم و آنقدر مانند کبک سرمان را زیر برف نکنیم ؛ در حال از دست دادن همه چیزهستیم ؛ خطر بیخ گوشمان است ؛ چرا فراموش کردیم ایرانی هستیم . دشمنی ها کم کم دارد همه مان را نابود می کند نه فقط طرف مقابلمان را . اشتباه از هر طرفی اشتباه است ؛ چه جناح اصلاح طلب و چه جناح اصولگرا ؛ هر کسی از بین این جناح ها اشتباه کرد و موقعیت این کشور را به خطر انداخت باید جوابگوی اعمالش باشد نه فقط جناحی خاص اجازه اشتباه داشته باشند و مسلمان و بهشتی شناخته شوند و بقیه نامسلمان و جهنمی .
    اگر روزی در سرای آخرت با این دوستی که از مطلب من انتقاد کرد و از من سوال کرد در آن دنیا به خاطر مطلبی که برای اقای طوسی نوشتی؛ چه می خواهی جواب خدا را دهی ؟ ببینیم اوضاع و احوال زنده یاد خانم هایده و مهستی و ویگن وامثالهم بهتر از من و اوست آنوقت چه خاکی باید به سرمان کنیم ؟ آنوقت چه کسی می خواهد جوابگوی اعمال ما باشد؟ آیا همانهایی که ما را تحریک کردند تا به جان هم بیفتیم به ما محل می گذارند ؟ یا خودشان اوضاعشان قهوه ایست ؟

    کانال داش ” فرید صلواتی”
    روزنامه نگار. هنرمند
    https://telegram.me/farid_salavati

     
  108. اینکه سعید طوسی تهدید میکند که “اگر من گرفتار شوم، 100 نفر دیگر را هم میکشم پائین” بنده باور میکنم، حتی نه که 100 نفر ، تو بگو 1000 نفر دیگر را هم می تواند پائین بکشد، اصلا اهالی نظام مقدس، با شبکه ای از “بکش پائین و بکشم پائین” ها ، تار عنکبوتی خود را بر این مردم و مملکت تنیده اند
    بنابر این با پائین کشیدن یکی از اهالی نظام مقدس، امکان اینکه شاهد زنجیره “بکش پائین و بکشم پائین” مثل “واکنش زنجیره ای بمب اتم” باشیم، بسیار زیاد است و احتمالا همان لحظه ای فرا برسد که امام راحل فرموده بودند: “انقلاب ما انفجار نور بود”

     
  109. با درود به نوری زاد عزیزو هم میهنان فرهیخته : در مملکت امام زمان و توسط وزارت فخیمه اطلاعات افراد دو تابعیتی را شناسایی و از مصدر کار برمیدارند . به گمان من این کار نیکی است که صورت گرفته ولی همچنان که قانون در این مملکت امام زمان توسط مجریان به هر نحو که صلاح بدانند تاویل تفسیر و اجرا میشود و مصدر کار مملکت امام زمان به شخصی که نام اصلی وی روح الله هندی بود که بعدا به روح الله مصطفوی الخمینی و در نهایت به خمینی تغییر کرد قرار گرفت و بلایی به سر این مملکت آورد که در کره زمین یک کشور دوست و متحد واقعی ندارد و سلف ایشان هم که اگر دوستان به پیشیه ایشان مراجعه کنند متوجه صحت فرمایشات جناب نوری زاد خواهند شد زمانی که آقای خمینی گفت ملی گرایی خلاف اسلام است نشان از حقد وکینه ایشان نسبت به کلمه ایران بود زمانی که در هواپیما از ایشان سوال شد که چون در حال باز گشت به وطن هستید احساسی دارید ؟ و ایشان با لبخند گفتند ..هیچ .. بله هیچ و این هیچ رازهایی سر به مهر در درون خود داشت که درزمان قدرت گرفتن امیال فروخورده خود را رنگ اسلام زدند و این مملکت را از پای بست ویران کردند چنانچه پدر را بر علیه فرزند و فرزند را برعلیه پدر قرار دادند و فرهنگ این مملکت را به دست تاراج عوامل کج اندیش ونان به نرخ روز خور دادند ایشان که کمی از اعدلم ها فراغ بال حاصل کردند شروع کردند به اینکه ما میخواهیم انقلاب را به همه جهان صادر کنیم و ابتدا شروع کردند به تحریک سربازان عراق ودادن اطلاعیه که بر علیه صدام قیام کنید و صدام هم تمام مدارک را به سفیر ایران در عراق یعنی آخوند دعایی داد و ایشان را مجبور کرد که به ایران بیاید و با آقای خمینی صحبت کند که از خر شیطان پایین بیاید که مورد توجه واقع نشد . تا اینکه بنا به عوامل متعددی عراق به ایران حمله کرد وباز هم این آقای دعایی به نزد خمینی آمد و مطلب را بنا به گفته خودش با گریه گفت و ایشان فکر میکنید چه فرمودند ؟ خیر! این جنگ را ابر قدرت ها راه انداخته اند و خودشان هم آن را خاتمه خواهند داد !؟! رهبر یک مملکت که این طرز فکرش باشد باید فاتحه آن مملکت را خواند . سلف ایشان هم دست کمی از وی ندارد و توسط عوامل خود دربیت مدام مورد بمباران فکری هست و بد ترین بلایی که به سر مملکت امام زمان آورد انرژی هسته ای بود و ادعای صلح آمیز بودن آن را اعلم کردند و در کنار آن میگفتند ما اسرائیل را از صحنه گیتی محو خواهیم کرد خوب هر عقل سلیمی با کنار قرار داده این دو نتیجه میگرفت که کاسه ای زیر نیم کاسه است . و بود !! جناب نوری زاد در هر مملکتی خائن و خادم فراوان است ولی متاسفانه در مملکت امام زمان خائنین مصدر کار هستند و هرچه دلشان خواست همان میکنند برای خالی نبودن عریضه یک رنگ اسلامی هم به آن میزنند . شما در تاریخ اگر نظر بیفکنید متوجه میشوید که یکی از این خائنین سلمان پارسی بود که بر اثر عوامل متعدد به حجاز رفت و پس ازوفات محمد و با مشورت های خود به خلفا ایران را بر باد داد و به پاداش این خیانت فرماندار ملک ری شد .در کجا نوشته شده که وی به داد یک ایرانی رسیده است ؟ جناب نوری زاد اگر با هر آخوندی صحبت کنید تمام خوبی هارا برای مسلمین میخواهد نه ایرانی ها اصولا در قاموس آخوند جماعت ابتدا اسلام خواهی است و سپس برای خالی نبودن عریضه وطن خواهی این جماعت وطن را ابزار دست خود کرده اند که نظرات خود را به پیش ببرند . شما همین سید مرتضی مفقود را در نظر بگیرید که هیچ گاه تاکید میکنم هیچ گاه از مظلومین زنده که گرفتار چنگال قضات بی اصل نسب شده بودند دفاع نکرد و حد اکثر میگفت که من پرونده آن ها را باید ببینم تا نظر خود را ابراز کنم ولی زمانی که به گمان وی و توسط دوستان خدشه ای به اسلام می افتاد تمام قد شروع به دفاع میکرد خوب شما که یار دیرین یعنی آقا مرتضی را اینگونه یافتید از رهبر عراقی الاصل و مشاوران عراقی الاصل ایشان چه توقعی دارید این ها یک مملکت را به یغما برده اند تا مطامع خود را به منصه ظهور برسانند و ازنابودی آن هیچ باکی ندارند و ما متاسفانه هر روز درهای گشوده نابودی را شاهد هستیم و دم نمیزنیم .

     
  110. درود و سپاس حضور عزیز محترم آقای دکتر نوری زاد
    امید که تندرست باشید . چنانچه صلاح میدونید لطفا این چکامه رو در کانالتان منتشر کنید
    پیروز باشید – عبدالله فیض اللهی

    ( وا ی از جهل توده ها )
    وقتی باسوادان بی معرفتند و
    بی معرفتتان حاکم
    از رای و انتخاب چه سود ؟
    وقتی سنگها را بسته اند و
    سگها آزاد
    وقتی سگها پارس می‌کنند و
    آزادی را دربند
    با دستان خالی
    از تدبیر چه سود ؟
    وقتی گردان و نام آوران
    در هجوم عربده کشان شمشیر بدست
    یک به یک بر خاک می‌افتند
    از مشت گره کرده چه سود ؟
    وقتی رسانه منبرست و
    منبر افیون توده ها
    یا ، وقتی منبر رسانه ست و
    رسانه افیون توده ها
    افیون زده را آگاهی چه سود ؟
    وای از جهل توده ها، وای از جهل توده ها .
    وقتی وطن خوابگاه ست و شیره کش خانه
    مردمی خمار ، مردمی در خواب
    از فریاد چه سود ؟
    وای از جهل توده ها ، وای از جهل توده ها .
    وقتی فقر و جهل بر وطن خیمه زده ست و
    ترس بر دلها
    وقتی افیون توده ها
    ذهن را کدر کرده ست
    از حرکت ، از مشت ، از امید ، از سخن چه سود ؟
    وای از اپیدمی سکوت ، وای از اپیدمی سکوت .
    وقتی که جهل بیدار ست و
    بیداری در بند
    باید که بیداری سرود و درفش ما باشد .
    باید با سوآل ، باید با جواب
    خماری از چشمها و
    سنگینی از گوشها بپرانی .
    سوال کلید آگاهی و
    آگاهی کلید آزادی ست .
    تو گر دادخواهی درونت بیارای
    سپس خلق را جوشش آر تا توانی
    تک و تکروی هیچ نیست پر دلی
    تو گر پردلی مردمان را بیارای
    ز تک رفتن و خلق را جا گذاشتن
    وطن را بماند همان هرج و مرج ای که دانی .

    عبدالله فیض اللهی ( کاسینی )

     
  111. پس خود حضرت اقا هم دو تابعیتی هستند و هی نفوذی نفوذی میگوید!! قابل توجه وزارت اطلاعات که دنبال دو تابعیتی ها است!!
    در ضمن اینطور که معلوم است ایشان اگر روزی از ایران به مرخصی بروند جائی به غیر از عراق ندارند ! بیچاره شاه و پدرش که پاسپورت و تابعیت هیچ جا عیر از ایران را نداشتند! ..برای همین است که همه چی بسمت عراق سرازیر است!.. عجب مملکتی شده!!

     
  112. اینهم یک عراقی دیگر در مجلس خبرگان ایران!!
    محسن اراکی (زادهٔ ۱۳۳۴ خورشیدی)، مجتهد علوم اسلامی، دکترای فلسفه تطبیقی، استاد خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم و دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب است. وی همچنین، عضو مجلس خبرگان رهبری در جمهوری اسلامی ایران، عضو شورای عالی مجمع جهانی اهل‌بیت، مؤسس مرکز اسلامی انگلیس و مجمع اندیشهٔ اسلامی قم، و یکی از اساتید دروس عالی فقه و اصول در حوزهٔ علمیهٔ قم است….محسن اراکی در سال ۱۳۳۴ش در شهر نجف در عراق به دنیا آمد. پدرش شیخ حبیب‌الله اراکی از فقها و اساتید بنام حوزهٔ علمیهٔ نجف بود؛ و مادرش، فرزند آیت‌الله العظمی شیخ صفرعلی اراکی یکی از فقیهان حوزهٔ علمیهٔ نجف بود.

     
    • دین فروش گرامی…زمانی که پدرو مادر جناب محسن اراکی در نجف متولد شده بودند، حتی نام شهر اراک به این نام فعلی نبود. درآن زمان به اراک میگفتند “عراق عجم” و به عراق کنونی میگفتند “عراق عرب” بنابراین نام خانوادگی پدر این جناب محسن اراکی، شیخ حبیب الله عراقی بود و چون نام خانوادگی از پدر به فرزند منتقل میشود، پس نام ونام خانوادگی واقعی محسن اراکی باید محسن عراقی باشد که برای تحمیق مردم نادان به محسن اراکی تغییر داده شده است. مضافاً به اینکه حتماً با اطلاع هستید که شهروندان عراقی و لبنانی و سوری و یمنی، نه تنها در سمتهای بالای مملکتی هستند بلکه با تغییر نامهای عربی به فارسی ایشان، آنها را “ایرانیزه” هم کرده اند. به نظر من بجای اینکه سربازان گمنام و بی نام امام زمان به رهبری رهبر معظم به دنبال جازوزان آمریکائی بگردند، بهتراست دنبال جاسوسان عراقی و لبنانی و سوری و یمنی باشند که کلیۀ مقامهای بالای کشوری را با تمایل رهبر معظم اشغال کرده و اطلاعات حساس و کلیدی ایران را بطور قطع در معرض حراج بین المللی قرار میدهند. وای براین مردم و وای براین حکومت!

       
  113. صحبت از بیماری روانی و خود شیفتگی امامان جمعه شد پیش خودم فکر کردم این که چیزی نیست ما با کسانی سر و کار داریم که یکی از اولویت هایشان انفجار قبر رضا شاه بود! انقلاب شده همه در خواب و خیال تبدیل ایران به بهشت روی زمین بودیم که خلخالی به دستور خمینی قبر رضا شاه را منفجر کرد! خوب من نمی فهمم واقعا این چه سودی به حال مستضعفان جهان داشت؟ اصلا آن زمان کسی به فکر رضا شاه نبود چه برسد به قبرش! آیا این یک بیماری روانی نیست که از یک مرده این گونه انتقام گرفته شود؟
    شما فکرش را بکنید گاندی در گیر و دار انقلاب و رهایی هند از استعمار انگلیس بلا فاصله بعد از پیروزی دستور انفجار قبر کسی را صادر کند! یا ماندلا وقتی بر نژاد پرستان چیره شد چنین دستوری دهد! همه می گویید مگر می شود؟ مگر طرف دیوانه است؟
    خلخالی البته دست به کار ویرانی تخت جمشید نیز شد که اگر مقاومت روستا های اطراف در برابر بلدوزر ها نبود حتما موفق شده بود. آنوقت ما فحش می دهیم چرا داعشی ها آثار باستانی سوریه را منفجر می کنند.
    این ها از اول آمده بودند برای ویرانی. آبادانی در مخیره شان نبود. فرقی نمی کند ایرانی الاصل باشند یا خیر.

     
  114. معاون قو قضائیه در مورد اتهام فحاشی که حاج منصور ارضی سلطلن الواعظین به امام حسین زده است گفت که باید او این اشتباه را جبران کند ولی به جایگاه او نباید حمله کرد…ظاهرا در حکومت امام زمانی فقظ روحانیون و قاریان قرآن و مداحان هستند که جایگاه و نشیمنگاه اختصاصی دارند و غریبه به آن نباید حمله کند ولی آنها می توانند به نشیمنگاه بقیه مردم حمله کنند و آنرا دفاع از ولایت بدانند!.
    قاری لواط گر بین المللی گفته است چطور همجنس بازی در غرب آزاد است ولی به ما که رسید آسمان تپید؟!..خدمت این قاری کمی قاطی عرض میشود که “همجنس گرائی” غیر ار “لواط” است که بمعنای رابطه جنسی مرد بالغ با یک جوان کم سن است! ایشان بهتر است به همجنس گرائی با سایر قاریان و مداحان هم سن و سال خود بپردازد و کاری به بچه های مردم نداشته باشد!

     
  115. سلام آقاي نوري زاد

    وسلام بردوستان فرهيخته وآزاده گاني همچون باصفاي مصفا وآرتين گرامي وكاوه يولداشوم وجناب كورس عزيزوگرامي وياران وعبدالله گراميان وديگرعزيزان فرهيخته ومؤدب وباكلاس وغيرفحاش ومهردادعزيزكه يادم مي رفت.

    من ازكشت وكارآمده ام ومشتاق نوشتارارزشمند برادر ودوست مكرم نديده ام آقاي آقاسيدمرتضاي مكرم -دام عزه- هستم كه نمي بينم.

    جناب نوري زاد-دامت بركاته وحركاته-خودمانيما،مثل اينكه چيزي توچنته نداري بنويسي!؟
    آيا اين ادبيات شما : لفظ لفاظي، وآن كردند ،واين كردند ؛ چه فرقي بااصل لفظ دارد؟مگروطن فروش ديوث ويابي غيرت نيست؟ مقصود آقاي جوادي هم همين بوده است شما ديگرول كن اين حرف نيستيد وليكن ادبيات خودتان بهترازآنان نيست چه فرقي مي كند مقصود به صراحت گفته شود وياكنايه واستعاره باشد.
    گفته بوداسمشو نيار وخودش رابياور. يا بشين وبفرما وبتمرگ؛يك معنا دارند. شما مگردرمقاله تان چه ادبيات والا وارجمندي بكار برده ايد؟

    اگرجدونژادكسي ازجغرافياي ديگري باشد ولي بيست وياسي جدش ايراني ودرايران بزرگ وزندگي كرده باشند ديگرايراني الاصل نيستند؟
    چه حرفهاي مفتي مي زنيدها{ آخروي ايتيپدي نه گليپ باشويا داداشوم}.

    إنااعطينا ك الكوثر ” معنايش همين است كه فرزندان فاطمه -س- دنياراپرخواهندكرد هنوزكجايش راديديد،وسلام خداوند برفرزندان صالح وشايسته آن بانوبادكه من هم افتخار فرزندي ازنوادگان اورادارم وازظالمان ازنوادگانش بيزارم.
    خيلي به نژاداصيل ايراني تان ننازيد درحمله مغول وچنگيز خيلي ازنژادها متحول شدندشماكه دادازعقلگرايي مي زنيد نبايدازناسيوناليستي ونژادپرستي دم بزنيد.
    بااحترام. درخاتمه ازجنابتان مستدعي هستم كه ايميل جناب آقاسيدمرتضي -دامت بركاته -رابرايم ارسال كنيد والسلام
    مصلح

     
    • جناب مصلح با درود، خوش آمدی، از هر شش هزار ۶۰۰۰ نفر انسان عاقل و بالغ بالای ۱۸ سال در این کرهٔ خاکی یک نفر مثل شما باور دارد که فرزندان فاطمه دنیا را پر خواهند کرد. ۱۴۰۰ گذشت تا تعداد مثل شما یک به ۶۰۰۰ هزار نفر برسد. چند ملیارد سال باید بگذرد تا مثلا تعداد امثال شما ۱۰ به ۶۰۰۰ نفر برسد؟ یعنی‌ چیزی محال. شما با یک شش هزارم اینهمه ادا و اصول دارید و برای دنیا خط و نشان می‌‌کشید، وای به روزی که آمارتان به دو شش هزارم برسد. به همان کشت و زرع که امری شریف و مقدس هست مشغول باشی‌ بهتر نیست تا به چنین شعار‌های پر طمطراق پوچ و تو خالی‌ و خنده داری بپردازی؟

       
    • آقا مصلح علیکم السلام … «سادگی» و «بی پیله شیله ای» هم حدی دارد برادر …!؟ خرابکاری کردی قارداش…! آنهم خیلی! در مورد حمله مغول و چنگیز هم، عرضم باشد برای فرصتی دیگر.
      دوباره و چند باره هم بگویم جا دارد؛ خیلی خیلی و خیلی خرابکاری کردی…!؟ حقیقتا” انتظار چنین «سادگی» از شما نداشتم.

       
    • ایرانی الاصل بودن افتخار نیست و چه بسا خیانتها که ایرانیها به وطن خود کرده و نمیکنند . حرف ما اینست : فردی که بعنوان رهبر بریک کشور و مردمش فرمانروائی میکند ،تا آنجا که حتی گرفتن جان و مال مردم به تصمیم و فتوای اوست باید یک ایرانی باشد . نتیجه دورگه بودن خامنه ای ، پول هائیست که از خزانه ملت به سوی عراق روانست ؛به قیمت محرومیت مردم و عقب افتادگی کشور . در جنگ ایران و عراق ، سربازان عراقی بدترین جنایات را در حق مردان و زنان ما انجام دادند و ایرانی ویران و غرقه در خون بجا گذاشتند .حال جز تعصب میهنی رهبر نسبت به عراق بفرمائید ریشه این خاصه خرجی ها برای کشوری که هنوز داغ جنایتهایش در دل مادران و خاک ایرانست از کجا سرچشمه می گیرد ؟؟؟؟
      = احداث 6 بیمارستان در کربلا و نجف و کاظمین ، در حالیکه بسیاری از نقاط محروم ایران حتی یک درمانگاه ساده هم ندارد ( بیمارستان فوق تخصصی کربلا در 7 طبقه از بهترین تجهیزات پزشکی برخوردار است )
      = 150000هزار کیلو طلا و نقره خالص برای ضریح امام حسین
      = ساخت حرم امام حسن با 25000 هزار خشت طلا
      = برداشت 35 میلیارد دلار از صندوق توسعه ملی برای هزینه کردن در عراق و سوریه در حالی که زنان و دختران ما از فقر و بیکاری به تن فروشی و صیغه های ساعتی مشغولند .
      بحث بر سر نژاد پرستی و تعصب نیست که حکام ما در آن سر آمدند و جز امت شیعه ( آنهم از نوع مزدورش ) چشم دیدن دنیا را ندارند .آیا حق ما نیست که بدانیم چرا در آمدهای ایران با گشاده دستی به عراق میرود و طوفان فقر و فساد و بیکاری ،ازکجا و بدست چه کسانی بر این کشور ویران می وزد ؟؟؟؟؟

      —————–

      درود دوست گرامی
      و به این خاصه خرجی هایی که حتماً به اشاره ی رهبر صورت گرفته و صورت می پذیرد، اضافه کنید: پرهیز از گرفتن غرامت جنگی از عراق. میلیاردها دلار که می توانست به مرور وارد ایران شود و در وحله ی نخست آسیب دیدگانِ از جنگ را دستگیری کند، صرفا به خواست شخص ایشان کنار گذاشته شد. قانونگزارانی که نشسته اند و ایرانی الاصل بودن شخصیت های تراز نخست را واجب و ضروری دانسته اند، به تنگناهایی چنین فکر کرده اند. ما کاری به اجدادمان نداریم که کجایی بوده اند، پدرمان که باید ایرانی باشد تا ریشه در تعلقات این خاک داشته باشیم.
      سپاس
      با احترام

      .

       
      • با عذر خواهی اصلاح می کنم 15000 هزارکیلو طلا و نقره خالص برای ضریح امام حسن ، نه 150000کیلو ( یک صفر اضافه است )…..

         
    • سيد مصلح خيرمقدم

      بحث آقاى نوريزاد بحث نژادى نبود و بحث يك مادهء قانونى بود. اما از شما كه بحث نژادى را مطرح كرديد دو پرسش دارم:
      ١- چطور شما كه به نسب عربى خود مفتخريد و خود را به اين دليل “آقاى” ديگران مى دانيد و باور داريد كه به اعتبار نسب خود دنيا را در كف با كفايت خود خواهيد گرفت، نژاد پرست نيستيد اما يك ايرانى اگر به ايرانى بودن خود مفتخر باشد نژاد پرست است؟
      ٢- چطور حمله مغول و چنگيز روى خلوص نسب شما اثر نگذاشته؟ آيا اجداد شما در زمان حمله مغول در غارى سنگر گرفته بودند و از آن پس هم در همان غار به ازدياد نسل پرداختند و بدينگونه از تحول نژادى مصون ماندند؟

       
      • سلام آنيتاي گرامي متشكرم

        من هردونژادونسب ايراني وحجازي رادارم جده ام دخترخسروپرويز بنام شهربانو وجداعلايم امام سجاد-ع- است
        وبه هردوي اين نسب افتخارمي كنم واما اين نسب من باعث برتري برديگران نيست ؛برتري فقط باتقواي بيشترهست و من خودراايراني ميدانم وادعاي آقابودن برديگران هم ندارم بلكه يك انسان عادي هستم درحقوق شهروندي باشمابرابرومساوي.
        واماجواب سوال دوم ؛من نگفتم درحمله مغول نژادهمه متحول شدبلكه برخي كه مورددستيازي آنهاواقع شدند متحول گشت .بله برخي ديگركه باآنان مواجه نشدند ودرغارويادرروستا وشهري سكونت داشتند ازدسيازي مغولان درامان ماندند.آيااين ايرادي دارد؟شايداجدادشماهم ازاين قبيل باشد.
        واماايرادقانوني كه نوري زادمطرح كرده اندواردنيست زيرا آن وقت معلوم نبود كه درآينده سيدعلي خامنه اي رهبرايران خواهدشد وچگونه ظلم خواهدكرد.ومن ازاودفاع نكرده ام.

        واماشخصي كه مرا بانام مصلحي عراقي خوانده اندبداندكه من هم ايراني الاصل هستم وهم حجازي الاصل نه عراقي ؛ جده ام شاهزاده ايراني است وجدم امام وامام زاده حجازي يعني امام سجاد-ع- است وبه هردوافتخارمي كنم.

        وبحث بردگي وبرده داري خيلي وقت پيش بارها درهمينجا بحث وبررسي شده است كه رسم زمانه بوده است وخودكورش خيلي ازاسيران جنگي را به بردگي گرفته است وشاهان بعدازاونيز.
        ونسبت به كشاورزي جزيي داشتنم همه مي دانند كه ازارث پدريم مي باشد وهنوزهم من كشت وكارمي كنم. من ازرياوتزويرودروغ بيزارم اين سركارخانم آنيتا ازديروقت مرادراين سايت مي شناسندوبحث وجدالهاي فراواني داشته ايم ،اگرازمن يك دروغ سراغ داردآدرس دهدوبگويد. بااحترام
        مصلح

        —————–

        سلام مصلح گرامی
        از پاسخ آرام و متین شما به بانو آنیتا سپاس مندم
        ما به همین شیوه مجادلات نیکو نیازمندیم
        سپاس

         
    • مگروطن فروش ديوث ويابي غيرت نيست؟ مقصود آقاي جوادي هم همين بوده است شما ديگرول كن اين حرف نيستيد وليكن ادبيات خودتان بهترازآنان نيست چه فرقي مي كند مقصود به صراحت گفته شود وياكنايه واستعاره باشد.
      ……………
      راستی وطن فروشی به چه معنائیست جناب مصلح ؟آیا دشمنی بدتر از شما////// برای ایران و ایرانی سراغ دارد؟

       
    • معنايش همين است كه فرزندان فاطمه -س- دنياراپرخواهندكرد هنوزكجايش راديديد،وسلام خداوند برفرزندان صالح وشايسته آن بانوبادكه من هم افتخار فرزندي ازنوادگان اورادارم وازظالمان ازنوادگانش بيزارم.
      ……………….
      مصلح گرامی شما چه مدرکی دارید که //////// بوده؟لطفا یک منبع تاریخی و مستدل نه مشتی روایات و ////// و تفسیر و…دراین سایت بگذارید.

       
  116. جناب نوری زاد عزیز
    ما ایرانیان قرنهاست گروگان اجانب هستیم و حتی وقتی می گویند فارسی را پاس بداریم، این پاس داشتن البته شامل زبان عربی نمی شود که ظاهرا خویشاوندی نسبی مان بسیار دیر زمان اثبات شده بوده است. امروز به ویژه تمام عمامه به سران مشکی رنگ، مفتخر به نسب حجاز هستند که سروری آنان البته لازم الاطاعه هست. اینان بسیاری از پست های رده بالا و پایین در مملکت ما را مصادره کرده اند و ما مطیع و تسلیم ، اعتراضی نداریم که اولاد پیامبرند. اما از زمانی که قرار بوده است قانون ملاک رفتار همه باشد و شرایط فرد ایرانی و مسئولان کشور را مشخص می کند، دیگر جایی را برای این تعارفات نیست. متاسفانه از زمان انقلاب رهبرمان هندی الاصل بود ، رهبری بعدیمان عراقی بود، رییس قوه قضاییه آیت الله شاهرودی زاده نجف بود، برادران لاریجانی که روسای قوای قضاییه و‌مقننه باشند، عراقی اند، رییس سازمان انرژی اتمی و وزیر خارجهٔ مان جناب آقای صالحی زاده کربلا و عراقی تشریف دارند، فرمانده بسیج ما جناب آقای نقدی عراقی اند و البته از این دست حتما تعدادشان بیشتر است که شما حتما بهتر می دانید. خب چه انتظاری داریم.حداقل اینکه ما و برادران عراقی از یک جیب می خوریم و آن هم از جیب همیشه گشاد ایرانیان که شما سراغ ندارید یک ایرانی در عراق به چنین جایگاهی رسیده باشد. حتی تصورش هم ممکن نیست. واقعا مملکت بی در و پیکری داریم.

     
  117. سلام
    نقدی بر غیر ایرانی بودن آقای خامنه ای
    جناب نوری زاد
    پدر بزرگ بنده خرده کشاورز یکی از روستاهای اصفهان بوده، پدرم از پدرش نقل میکند که قحطی در منطقه رخ میدهد و پدربزرگم با شاخه ای از یکی از درختان خشکیده چوبدستی فراهم نموده بقچه ای بر سر آن گره زده و به جستجوی روزی و نیز زیارت، عازم عتبات میگردد.
    در آنجا در یکی از شهرهای کوچک، از آب فراوان دجله و فرات باغی مصفا فراهم میکند و با دختری از روستای خود که برای زیارت به عتبات رفته ازدواج کرده و چهار فرزند بزرگ میکنند که یکی از آنها پدرم است. داستان پدر بزرگ مادریم نیز شبیه است جز آنکه ایشان از مشهد و خرده تاجر بوده. پدر و مادر نیز در آنجا ازدواج کرده و بنده نیز متولد کاظمین هستم. در مناقشات قبل از انقلاب بین و ایران و عراق، شرایط اقامت ما سخت شده و به وطن باز میگردیم. بنده تا کنون هیچگاه خود را غیر ایرانی ندانسته ام و گمان نمیکنم شما نیز قائل به این موضوع باشید. مبادا مخالفت شما با رفتارهای دیگران، سخن شما را از مرز انصاف و حقیقت خارج کند. یا حق

    —————–

    سلام جلال گرامی
    سخن من در این نوشته نه به ایرانی بودن و ایرانی نبودن هموطنان مان معطوف است بل به وجهی قانونی اشاره دارد. این که وقتی رییس جمهور کشورمان باید ایرانی الاصل باشد چرا نباید رهبر ایرانی الاصل باشد؟ این یک خطای قانونی نیست. بل یک طراحی حسابشده ای است خاص برای آقای خامنه ای. که قانون در مورد ایشان جوری ویراژ داده که وی برای رهبر شدن به مانعی بر نخورد.
    با احترام

    .

     
    • جلال گرامی بحث اینجا تابعیت ایران داشتن و ایرانی بودن است.هر فردی که در هر کشوری که زندگی می کند وقتی به فرهنگ و تاریخ و آئینها و سنن و مردم آنجا بی احترامی کند و درعین حال بخواهد مقامی تعیین کننده داشته باشد خواه ناخواه این بحث پیش می اید که آیا چنین فردی می تواند نماینده مردم آنجا باشد؟بهمین دلیل چنین شروطی در بسیاری از کشورها قانونی شده.مثلا در آمریکا یکی از شروط رئیس جمهور شدند زاده شدن از پدرو مادر آمریکائی است.ولی موضوع جماعت آخوند و بسیاری از مسلمین و دشمنی آنها با ایران و ایرانی مربوط به تفکر اسلامی آنهاست.اسلام دینی عربی و محمد و سایر مقدسین مسلمین عربند.تا اینجای کار مشکلی نیست.ولی اسلام و پیروانش در طول تاریخ زندگی خود عرب را بر دیگران و مسلمین را بر غیره مسلمین برتری داده اند.مسلمین غیره مسلمین را نجس و ناپاک میدانند و در قران بارها به غیره مسلمین و دگراندیشان توهین شده.بنابراین برای مسلمین تنها علاقه ایی که در یک کشور می تواند رواباشد سروری کردن و دسترنج دیگران را بغارت بردن و هر دگراندیشی را نابود کردن و به برده و کنیزی گرفتن است.اینست که به این جماعت در هیچ کشوری نمی توان اعتماد کرد.اصولا ////////////.چون اسلام بعنوان یک ایدیولوژی چهارچوبی سفت و سخت دارد که شکستن آن برای مسلمان و باورمند به آن غیر ممکنست.مثلا همین خود شما فرض کنید بین خراب کردن کعبه و یا حرم حسین و علی و یا پاره کردن قرآن و توهین کردن به محمد و اسلام و دفاع از ایران و مردم ایران بدون درنظر گرفتن دین و باور آنها بخواهید یکی را انتخاب کنید.بفرمائید نظرتان چیست؟برای یک ایرانی وطن پرست انتخاب مشخص است ولی برای یک مسلمان معتقد انتخاب چیست؟ولی چنین شکی در مورد یک زرتشتی و یا بهائی در ایران نیست.چون هردو دین هم ایران و هم شهرهای ایران را مقدس می دانند و زیارتگاهایشان هم شهرهای ایرانست.بنظر من بهترین راه برای ایرانیان وطن دوست ///////.هم اکنون بهترین موقعیت برای این رهائی نصیب ایرانیان شده.از یکطرف جنایات نزدیک به 40 سال جنایت پیشه گان اسلامی و از طرفی ضدیت عرب با ایرانیان و اصولا مسلمان ندانستن شیعیان که در حقیقت حرفی درست و منطقی است.چون شیعه /////// است.بهترین کار همان برگرداندن اسلام به جایگاه اصلی خود سرزمین حجاز بوده و کوتاه کردن دست //////// از ایران زمین است.

      ————————

      درود دوستان گرامی
      در این نوشته (سیدعلی خامنه ای ایرانی الاصل نیست) من نخواسته ام مته بگذارم بر این که یکی که پدرش در نجف زاده شده و خودش در ایران، نمی تواند ایرانی نباشد. نه، بل خواسته ام بگویم در نظام فکری و رفتاری آقای خامنه ای تعلق آشکاری برای ایران و ایرانی دیده نمی شود. و حال آنکه یک رهبر و یک مسئول تراز نخست، باید و حتما در خروجی رفتار و گفتارش این تعلق بچشم آید. در این سالهای پس از انقلاب، بلاهای بسیاری بر سر ایرانیان آوار شده که همه ی آنها از ناحیه ی اسلامی است که آقایان مدعی آنند. مگر کسی که به وطنش علاقه مند باشد می گوید: اگر این جنگ بیست سال هم طول بکشد ما هستیم؟ این چه حرف بی بنیانی است؟ اگر این جنگ بیست سال طول بکشد دیگر چه برای کشور باقی می ماند که مردم در آن زیست کنند؟ سوریه ی فعلی آیا جای زندگی است؟ یا مگر نه این که آقای خامنه ای کشور را تا مرز نابودیِ هسته ای پیش برد و آنگاه که مته ی غرب بر فرق بیت رهبری نشست، راضی به مذاکره و عقب نشینی شد؟ سرمایه هایی که از ایران نثار عرب ها شده مگر کم است؟ چرا آقای خامنه ای پول هنگفت غرامت جنگی را از عراق طلب نکرد؟ و بر این طلب بین المللی اصرار نورزید؟ و چرا میلیاردها نقدینگی و طلا و جواهر مردم را به گنبدها و ضریح زیارتگاههای عراق گسیل کرده است و می کند؟ و یا تآسیس نیروگاه در نجف و بیمارستان در کربلا یا هر کجای عراق؟ در یک جا خواندم: یکی از مسئولان امور بهداشتی و درمانی استان قزوین اعلام کرده بود که ما مثلا به یکصد میلیارد تومان پول نیاز داریم تا بیمارستانها را تجهیز کنیم یا چند بیمارستان نو بسازیم. در روزنامه ای که من این خبر را خواندم، و در همان صفحه، خبر گسیل یکصد و بیست میلیارد تومان هدایای مردم قزوین به عتبات عالیات به عراق درج شده بود. ( اشتباه در این دو ارقام از من است اما رقم طلا و جواهر برای ساخت ضریح ها بیش از نیاز بیمارستان ها بود)
      با احترام

      .

       
  118. سعید طوسی قاری قرآن به ١٩ دانش آموزش تجاوز کرده اما زیر عبای ولایت است…اما نرگس محمدی فعال حقوق بشر با جمعا ٢٢ سال زندان شده عنصر مطرود و ضلع شوم!

    کودکان و نوجوانان به خاطر شهریه از معلم و ناظم کتک میخورند ، شکنجه روحی میشوند ترک تحصیل میکنند ، از فقر به سمت هر کاری ممکن است بروند اما فیش های حقوقی نجومی در جیب آقایان و آقا زاده هاست! و اگر کسی در موردش حرف بزند خواهرش حواله داعش خواهد شد!

    کنسرت ها لغو میشود و مداحان چک های ٢٠ میلیون تومانی دریافت میکنند برای به گریه انداختن مردم!

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

93 queries in 5106 seconds.