سر تیتر خبرها
مسئولانِ همینجوری!

مسئولانِ همینجوری!

عید قربان را به همه ی مسلمانان بویژه مسلمانان کشورمان مبارکباد می گویم. و اما سخنِ اینباره ی من: پرسه ای اگر در دایره ی بسته ی مسئولانِ این سالهای اسلامی بزنید، به آدمهایی بر می خورید که “همینجوری” مسئول بوده اند پی در پی و سالهای سال. و نان برشته ی مسئول بودن را به هم قرض داده اند مدام. به ریخت کاری و حرفه ای و حتی ظاهری اینان اگر بنگرید، هیچ دلیلی برای ماندگاریِ مدامشان نمی یابید. که آیا مثلاً این کوچ مستمری که مسئولان همینجوری از این دستگاه به دستگاه دیگر داشته و دارند، بخاطر کاردانی و تیزفهمی شان بوده و هست یا تخصص و سودآوری شان برای آن دستگاهها؟ نیز این بگویم که پای مسئولان همینجوری، حتماً به ریسمانی از بیت رهبری یا سرداری همینجوری یا آیت اللهی همینجوری بند است.

من از باب مثال یکی از مسئولان همینجوری را اسم می برم تا شما خود به ریخت کلیِ این مسئولان ضربش کنید. شما در جمال و وجنات حرفه ای و تخصصی و کاربلدیِ مسئولی چون آقای علی جنتی – وزیر فعلی ارشاد اسلامی – هیچ دلیلی برای ماندگاریِ مدامش نمی بینید. که اگر مثلاً در اوائل انقلاب به اشتباه یا بخاطر قحط الرجالی بر سرِ دستگاهی نشانده اندش، نشاندنش بر سرِ دومین دستگاه حتماً و مطلقاً اشتباهی فاحش تر بوده. سومین دستگاه را نگو و نپرس. اکنون اما وی بر سرِ بیستمین یا هشتادمین یا چهارصدمین دستگاه مسئول است. این ارقام را شوخی مگیرید. مسئولان همینجوری، همزمان در چند دستگاه مسئولند و سهم حضور و اختیار و امضاء دارند.

من به یک فرمول کلی دست یافته ام برای بازخوانیِ میزانِ لیاقتِ این مسئولان و حتی برای همه ی مسئولان. با بکار گیریِ این فرمول شما می توانید بخود پاسخ بدهید که این مسئول با این وجنات و شکل و شمایلی که برای خود آراسته، آیا بایسته ی این مسئولیت هست یا نیست. این فرمول، یک پرسش است. برای پاسخ یابی، کافی است شما آیینی از تخصص ها و لیاقت ها و مسئولیت ها را در زمان شاه بدانید و با نگاه به وضع موجودِ یک فرد و دستگاهی که اکنون او برسرِ آن آوار است، این پرسش را با خود مطرح کنید. به محضِ مطرح کردنِ این پرسش، شما فی الفور به پاسخ مطلوبتان می رسید با هفتاد هشتاد درصد ضریبِ درستی. و آن این که: اگر انقلاب نمی شد، این فرد آیا در اینجا که هست قرار می گرفت؟ یا اگر انقلاب نمی شد، این وزیر و این مدیر اکنون به چه کاری مشغول بود؟

این پرسش را با یک روحانی با یک معلم با یک پزشک با یک مدیر کارخانه و با یک وزیر بیازمایید. مثلاً با نگاه به قد و بالای آخوندهای فحاشی مثل علم الهدی و احمد خاتمی و قاتل هایی مثل پورمحمدی و حسینیان و فلاحیان که همین اکنون صاحب اقتدار و امضایند و میلیاردها پول با امضایشان جابجا می شود، از خود بپرسید اگر انقلاب نمی شد اکنون اینها مشغول چکاری بودند؟ و حتماً نیز به این پاسخ دست می یابید که حضورِ مسئولان همینجوری بر سرِ مسئولیت فعلی شان، چه نسبتی با لیاقت هایشان دارد. اگر انقلاب نمی شد، مهندس محمدرضا نعمت زاده – وزیر فعلیِ صنعت معدن تجارت – اکنون کجا بود؟ این آقای مهندس، متناسب استعداد و لیاقتش، در نهایت باید کارمند یک دستگاه فنی می بود. یا مدیر یک پروژه در یک دستگاه پیمانکاری. اما اکنون وزیر است با مجموعه ای از خسارت های دوش بدوش.

مسئولان همینجوری را اگر در اتاقکِ پرسشِ من قرار می دهید، ابتدا باید ریسمان ارتباطشان را با بالایی ها ببرّید. بریدنِ این ریسمان، تعادلِ جسمی و روانی و ارتباطیِ مسئولان همینجوری را بهم می زند. همین اکنون نیز این سخن در میان بالایی ها و خودِ مسئولان همینجوری دهان بدهان می شود که: فلانی به یک تلفن بند است. که یعنی وزیر بودن و مدیر بودن و فرمانده بودنِ یکی، مطلقاً ربطی به لیاقت و استعدادش ندارد. بل طرف به زنگ یک تلفن، جابجا می شود بی هیچ توانِ اعتراضی.

راز درهم پیچیدگیِ اوضاع کشور ما، در همین آدمهای همینجوری است که بر سرِ مسئولیت ها خیمه زده اند و هرگز نیز راضی به ورود آدمهای جوان و متخصص و کاردان و تیز فهم و با برنامه نیستند. مسئولان همینجوری، به محض ورود به یک دستگاه، مدیران و کارمندان تیزفهم و سربلند را چنان سربزیر می کنند که سروگردن خودشان از همه بالاتر باشد. این یک رویه ی متداول است. در یک دستگاه، حرف اول را اگر دیگران می زنند، حرف آخر را مسئول همینجوری می زند. بی آنکه آن حرف و آن خروجی، با ریخت مسئول همینجوریِ ما مناسبتی داشته باشد.

می گویم: تا زمانی که مسئولان همینجوری از این دستگاه به دستگاه دیگر کوچ می کنند، هیچ دستگاهی در جایگاه درستش قرار نمی گیرد و کاری از کارهای کشور بسامان نمی شود. بیت الغزل سخن من در این است که بیت رهبری سخت به اینجور مسئولان نیازمند است. مسئولان همینجوری با کپسول هایی بردوش، به بیت رهبری و شخص رهبر اکسیژن رسانی می کنند. که وی، بی حضورِ اینان، به نفس تنگی می افتد. و در این میان، گور پدر مردمی که نفس شان به تنگ آمده از مصدر نشینیِ همین مسئولان همینجوری. در پایان، شما به ردیفی از جوانان و کارآزمودگان و کاردانان ما در هر کجا بنگرید که صرفاً بخاطر این که غریبه ی دستگاه رهبری و مسئولان همینجوری اند، در پشت درها نشسته اند چشم براه غمزه ی یک مسئول همینجوری!

فیس بوکfacebook.com/m.nourizad
اینستاگرام: mohammadnourizad
تلگرام: telegram.me/MohammadNoorizad

محمد نوری زاد
بیست و دو شهریور نود و پنج
Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

129 نظر

  1. آخرین خبر
    گروه تروریستی داعش به مناسبت فرا رسیدن عید قربان، 15 انسان را بجای گوسفند قربانی کرده (سر بریدند) و به پیشگاه الله هدیه کردند.

    من با دیدن فیلمهای قبلی و این آخرین فیلم، به قدرت ویرانگر ایمان پی بردم و ناخودآگاه این آیه از قرآن در ذهن من خطور کرد و متعاقب آن معنی و مفهمو آیه را اینگونه تفسیر به رأی کردم :

    “ان اکرمکم عندالله اتقکم”
    “براستی که جنایتکارترین انسانها نزد الله با تقواترین آنها هستند”

    براستی که قسی القلب ترین افراد بشر آنهایی هستند که به درجات بالایی از یقین و ایمان رسیده اند یعنی به درجۀ “حق الیقین”. این افراد از ” علم الیقین” (مرحله معرفت مفهومى و ذهنى مانند آنكه آدمى به جهنم و بهشت، در حد ادراك عقلى واقف گردد و خصايص آنها را در حد فهم مفهوم دريابد) به ” عین الیقین” ( يافتن حقايق خارجى و مشاهدۀ همان معرفت مفهومى و ذهنى است؛ مثل آنكه وقتى ملحد را در قيامت به جهنم بردند، وى ديگر خود جهنم را مى‏بيند يا هنگامى كه مؤمن را به بهشت بردند، او خود بهشت را مشاهده میكند) و سرانجام به بالاترین مرتبه از ایمان یعنی ” حق الیقین ” رسیده اند (انسان نه تنها شاهد حق باشد، بلكه عين شهود قرار گيرد و فانى از غير و باقى به الله شود. از خود چيزى نداشته باشد و در معرفت الهى غرق شود).
    آری، انسانهایی اینچنین با ایمان میتوانند جنایتهایی اینگونه وحشتناک انجام دهند.

    * دیدن این فیلم هرچند قسمتهایی از آن صدا ندارد و تصویر مات شده ولی بازهم به افرادی که بیماری قلبی دارند توصیه نمیشود.

    http://www.mizanonline.ir/fa/news/220489/%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B9%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-16

     
  2. مازیار وطن‌پرست

    سخنان آقای مهدی خزعلی از جهاتی بسیار شنیدنی است:
    https://www.youtube.com/watch?v=ZkZfiiisdAM

     
  3. نوری زاد جان دستم به دامانت این سکولاری که شما در زیر کامنت او مطلب گذاشتید من نیستم و این حرفهای شنیع از من نمی آید. قضیه همان سید مرتضی شد ولی اینبار برعکس. نمی دانم شاید سید مرتضی به تلافی این کار را کرده ولی به هر حال بدینوسیله از کامنت زیر که به سارا خانم توهین و فحاشی نموده است تبری می جویم و انتظار دارم این را فوری برای من در سایت بزنید تا رفع ابهام شود من اصلاً به هیچ مرزی که بخواهد انسانها را از هم جدا کند احترام نمی گذارم . یک آلمانی همانقدر باشرف و دارای حق است که یک افغان و یا یک ایرانی و یا یک بنگلادشی. شعار من همبستگی تمام ملیت های جهان است. به قول انگلیسیها نو بوردر. در ضمن من نمی دانم این آقای کامنت گذار بنام سکولار چه جور سکولاری است که هم از دین و مذهب دفاع می کند و هم از ناسیونالیسم. بهتر بود نام اردوغان را انتخاب می کرد، این دشمن نا عزیز. بدینوسیله من اسم خودم را عوض می کنم و کمونیست می گذارم اگر اشکال نداشته باشد. این جور سکولار ها همان بهتر است با آخوند هایی مثل گیلانی و ری شهری و آدم هایی مانند لاجوردی و مرتضوی حشر و نشر داشته باشد. چنین تفکراتی ننگ جامعه انسانی است
    پیروز باشید

     
  4. کره جنوبی و چشم بینا. ما و داستان ابراهیم
    تابلویی دیدم که در کره ی جنوبی در کنار یک خیابان نصب شده بود. بر آن این جملات حیرت انگیز بود:
    مذهب مثل آلت تناسلی است. می توانی آن را داشته باشی و بدان افتخار کنی. اما نمی توانی آن را در خیابان نشان همه بدهی و در کودکان فرو کنی و با همان قانون بنویسی و همگان را به اطاعت از همان قانون وا بداری.
    با احترام

     
  5. حكومت اسلامى پس از انقلاب، خيالى بودن تصويرى را كه ما از كودكى ازاسلام و ائمه در ذهن داشتيم را به ما نشان داد و معلوم شد انسانهاى نيك سيرت، در تاريخ آنچه را دوست داشته اند بشنوند از زبان ائمه بيان كرده اند و تلاش كرده اند چهره ظاهرى و باطنى آنها را تلطيف كنند.
    همه ما در خانه هايى با قاب عكسهايى بزرگ شده ايم كه چهره معصومين در آنها زيبا، مهربان و نورانى با ابرو هايى كمانى، پوستى چون هلو، چشمهاى درشت، خمار و بى آزار و سرمه كشيده همچون آهو و هاله اى قدسى در دور سرشان تصوير شده است.
    هرچه اين تصاوير زيبا با واقعيت چهرهء آنها مطابقت داشته، گفته هاى زيباى نقل شده از آنان هم با واقعيت مرام آنها همخوانى دارد.
    اگر امام على گفته باشد با قاتل من چون اسير شماست مدارا كنيد از دو حال خارج نبوده يا او حكم محارب در اسلام را به اندازه سيد مرتضى بلد نبوده، يا اين حرف را ايرانيان در دهانش گذاشته اند.

    ما بايد بجاى آنكه آنچه را دوست داريم بشنويم به ارباب دين نسبت دهيم، چشم و گوش خود را بگشاييم براى ديدن آنها همانگونه كه بوده اند و شنيدن سخنانشان همان گونه كه گفته اند. اين اولين و مهمترين قدم براى رفع سوء تفاهم هاى تاريخى است.

    سيد رضى هم همين خطاى تاريخى را باز مرتكب شد و حرفى را كه دوست داشت بشنود در دهان سيد مرتضى گذاشت در حاليكه بيشترين خاصيت حضور سيد مرتضى در اينجا اين بود كه خود را بعنوان نمونه اى از پرورش حوزوى، همانگونه كه هست نشان دهد. بويژه دفاع تمام قد او از كشتار زندانيان اهميت بسيارى داشت. او چه جايگاهى در قوه قضائيه داشته باشد چه نه، منطق خونريز خود را در طلبه هايى كه آموزش مى دهد تداوم خواهد بخشيد و چه خطايى براى ما بزرگتر از پاك كردن صورت مسأله با گذاشتن حرفهايى كه دلمان مى خواهد بشنويم در دهان يكى از صدها هزارحوزوى بدون در نظر گرفتن خاستگاه او، خاستگاهى كه اگر به فرض محال سيد مرتضى به وجدان انسانى خود رجوع كند، صدها هزار سيد مرتضى كه كشتارهايى از اين دست را مشروع مى دانند، باز توليد مى كند.

    بزرگترين خطا اينست كه چهره اى دژم با چشمانى شرربار را مهربان و دوست داشتنى تصوير كنيم. سيد رضى اين كار را كرد و خطاى تاريخى نياكانمان را امتداد بخشيد.

     
    • کاملا موافقم آنیتای عزیز. در باره این نکته خوبتان، راستی نه تنها سیدرضی-با احترام به او البته-مرتکب این خطا شد بل جناب نوری زاد هم مرتکب آن شد و حتی تصریح کرد که دوست داشته که سیدمرتضا چنین باشد که سیدرضی گزارش کرده است. یعنی دوست داشت آنچه را که در ذهن دارد به سیدمرتضا نسبت دهد. مطلبی که شما نوشتید استعداد پروراندن در حد یک کتاب را دارد و در من نیست این توان ولی سعی می کنم در حد یک مقاله در مناسبتهای بعد به آن فکر کنم و پرورشش بدهم . بسیار نکته مهمی است که ما معصومیت و انسانیت و نیک خواهی را از خود بیرون می آوریم و به شخصیت های بیرونی و نزدیک و دور، منتقل می کنیم و به این طریق هم تاریخ را تحریف می کنیم و هم خود را دچار آرمانگرایی خلاف واقع و ناواقع گرایی افراطی میکنیم. آنکه بر اساس آرمانهایش به خوانش واقعیت بپردازد، معمولا راه نفس کشیدن واقعیت را مسدود می کند

       
      • در مقاله تان علی1 گرامی ، یادتان نرود که در باره قومی بنویسید که دوست داشتند عکس امامشان را در ماه ببینند و دیدند . آن هم با یقینی که اگر کسی می گفت:”ببم جان، این سایه روشن ها که در ماه می بینی به هر کسی ممکن است شبیه شود؟” همان جا می ریختند روی سرت که آی هوار هوار هوار : ما همه سرباز توییم خمینی_ گوش به فرمان توییم خمینی . خوشبختانه یا بدبختانه خمینی در این یک مورد هیچ فرمانی نداد. شاید خودش هم امر برش مشتبه شده بود که عکسش توی ماه افتاده.

         
  6. مازیار وطن‌پرست

    با تشکر از دوستان عزیز مزدک و علی1.
    من از هر دو بزرگوار بسیار آموخته و خواهم آموخت. اما منظور من از ذکر شعر شهریار و استناد به “عدل علی” تاریخی و علمی نبود. به همان زمینه و باور عموم نظر داشتم و اشاراتم در متن اعتقادات شیعی، معنی داشت.

    در دعوای بین شاهدوستان و طرفداران مصدق، به نظرم یک اشتباه توسط همگی تکرار می‌شود (همینطور بین همه‌ی دوگانه‌های دیگر: مخالف/موافق انقلاب، مخالف/موافق اسلام، …) و آن اشتباه تصور برحق بودن مطلق یک طرف و برخطا بودن مطلق طرف دیگر است. نمی‌خواهم وارد بحث و جدل تاریخی با دوستان شوم اما مقاله‌ی “شش دهه پس از شالاپ بزرگ” از محمد قائد چاپ شده در بی‌بی‌سی و نیز در سایت خودشان می‌تواند کمی اذهان را نسبت به این مطلق انگاری‌ها تغییر دهد. اگر در زمان ملی شدن صنعت نفت، ما مردم نادانی بودیم که تازه به حقوقمان پی برده‌بودیم، نخست وزیرمان هم علی‌رغم مجاهدت‌هایش از این نادانی‌ها بهره داشت همانطور که شاه مملکت و نمایندگان مجلس و احزاب سیاسی‌اش هیچکدام مَثَل اعلای آن نقشی که ایفا می‌کردند نبودند. کما اینکه هنوز کسی نتوانسته برآورد کند با حساب یک دلار و یک ریال ملی شدن صنعت نفت پس از پرداخت جریمه‌ها و تشکیل کنسرسیوم بعدی منفعت بیشتری داشت یا قبول برخی پیشنهادات؟

    در خصوص تاریخ ایران باستان، بویژه جایگاه اعراب در سال‌های پایانی امپراطوری ساسانی، از آنجا که این موضوعات به ایدئولوژی سیاسی و راهی برای تبیین وضعیت حاضر بدل شده‌است، پیشنهاد می‌کنم به این سخنرانی از محقق برجسته تاریخ آقای دکتر “خداداد رضاخانی” توجه فرمایید:
    https://vimeo.com/182603364

     
  7. سلام بر نوری زاد گرامی و به کورس عزیز

    کورس عزیز مدتی است که مطلبی نمی نویسی.من و بسیاری از اهالی این سایت تشنه خواندن مطالب پر بارتان هستیم.

     
  8. جناب رهگذر کجا؟ یعنی خداحافظ تا همیشه؟! نرو داداش که دلمان برای سبک نوشتاری ات تنگ میشه
    بدجوری حالم گرفته شد به مولا

    وفا کنید تا به آخر عمر / یا از او ل آشنایی نکنید

     
  9. برگرفته از سایت زمانه
    پروین فهیمی : جنایت به کهریزک خلاصه نمی شود
    نامه آقای سعید مرتضوی برای عذرخواهی از خانواده‌های شهدای کهریزک برایم قابل تامل بود از این جهت که ایشان بالاخره به نقش خود در جنایت کهریزک اعتراف کرده است. پذیرفتن جنایت بزرگ کهریزک پس از هفت سال از طرف فردی که در تمام این سال‌ها در دادگاه‌ها، تریبون‌ها، دفاعیات و رسانه ها نقش خود را در این فجایع انکار می‌کرد، برایم عجیب بود. خوشحالم از این بابت که مرتضوی به گناه خود اعتراف کرد. آیا فقط عذرخواهی کافی است؟ هر چند امیدوارم این عذرخواهی برای پنهان کردن بسیاری از مسایل این جنایات نباشد. آنچه در این نامه رنج آور بود آنکه سه نفر از شهدای کهریزک را مورد خطاب قرار داد، در صورتیکه تعداد زیادی در این جنایت مورد ظلم و ستم قرار گرفنند را نادیده انگاشته که این را مایه بی‌تدبیری و تبعیض بین مظلومین می‌دانم.

    جنایات پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ تنها به کهریزک خلاصه نیست و مرتضوی و همکارانش اسماعیل‌های فراوانی را قربانی مطامع خود کردند.

    ما خانواده‌ها به خاطر حفظ وحدت و آشتی و منافع ملی و آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر محصورین نجابت به خرج داده‌ایم و بسیاری از مسایل را بازگو نکرده‌ایم.

    روشن شدن تمام این فجایع را به خدای قهار، گذشت زمان و عدالت مردم می‌سپاریم. آقای مرتضوی و مرتضوی‌ها بدانند که تاریخ در مورد همه قضاوت خواهد کرد. مطمئن باشند سکوت ما خانواده‌ها باعث نخواهد شد این فجایع به فراموشی سپرده شود.

    با گذشت هفت سال از کشته شدن و زندانی شدن فرزندانمان در جریانات بعد از انتحابات۸۸ بدست عوامل تندرو و افراطی بسیج و سپاه و لباس شخصی‌ها و نیروهای درگیر این ظلم بر مردم آشکار شده است.

    نسبت دادن فتنه و فتنه گران به مردم و مظلومین از سوی مرتضوی لقبی ست برازنده جنایتکاران و اختلاس گران و غارتگران بیت المال و این تهمت نهایت بی‌ایمانی، بی‌تقوایی و افکار پلید امثال ایشان است.

    ما اعتقاد داریم خدایی هست که بینا و شنواست و آه ما مادران پای همه نابکاران را خواهد گرفت زیرا جوانانی که با سختی‌های بسیار زندگی، بزرگ کردیم تا برای کشورمان و برای خودمان ثمره داشته باشند و دستمان را بگیرند بدست ظالمان پرپر گشته‌اند.

    آقای مرتضوی حتما به خاطر دارد روزهایی که بدنبال فرزندم می‌گشتم با حضور در دفترش نامه‌ای به دفترشان ارائه کردم تا فرزندم را پیدا کنند ولی بعد از ۲۶ روز جسد به من تحویل داده شد یک لحظه خودتان را جای ما مادران بگذارید شما خود مادر دارید،در نظر بگیرید این اتفاق برای شما بیفتد چه می‌کنید؟ ما به شما و مسئولین از خدا بی‌خبر چه لقبی بدهیم؟

    بعد از هفت سال کشتار خونین خیابانی و بازداشتگاهی جوانان ما، تنها از سوی یکی از جنایتکاران یک عذرخواهی شنیدیم که بوی خیر از آن به مشام نمی‌رسد. در این هفت سال کدامیک از مسئولان از ما خانواده‌ها دلجویی و عذرخواهی کردند؟ کدام دادگاه علنی و غیر علنی برقرار شد؟ کدام آمر و عامل را به ما و مردم معرفی نمودند؟ ما شما و تمام مسئولین و مسبین جنایات پس از ۸۸ را به خدا و آینده واگذار می‌کنیم.

    بیش از صد نفر جوان را شهید و ناکام و چندین تن را معلول و صدها نفر را زندانی و هزاران جوان را آواره کرده‌اید خدا باید قضاوت کند اگر به خدا اعتقاد داشته باشید و آه مادران دلشکسته و مردم نجیب ایران را در نظر بگیرید.

    امثال مرتضوی‌ها بدانند جگر گوشه‌هایمان در گورستان‌ها هستند ایشان و همکارانشان در این کشور راحت زندگی و اختلاس می‌کنند از این جماعت سوال دارم وقتی شب سر بر بستر می‌گذارید با خدای خود خلوت کنید پاسخ خدا به شما چه خواهد بود؟

    ما با فریاد بای ذنب قتلت ( به کدامین گناه ) به خدا شکوائیه کردیم و با شکایات به قوه قضائیه پرونده‌های خود را پیگیری نمودیم و با هل من ناصر ینصرنی (کیست که مرا یاری کند) از مردم کمک خواستیم و هنوز بعد از هفت سال به نتیجه‌ای نرسیده‌ایم و حال شما حتی اگر از تک تک ما خانواده‌ها عذرخواهی کنید و حتی اگر ما نیز شما را ببخشیم این خداست که باید از گناه شما بگذرد. آیا خدا می‌گذرد؟ این شما و این خدای بزرگ.

     
  10. براستی اگر انقلاب نمیشد جایگاه این ایت الله ها با این همه سواد و معلومات کجا بود (آیت الله محمد حسینی قزوینی) نا گفته نماند که مشت نمونه خروار است

    https://www.youtube.com/watch?v=4rOp10Eluxw

     
  11. سلام بر مؤمنين

    جناب مزدک افاضه نموده اند
    مزدک1
    12:50 ق.ظ / سپتامبر 14, 2016

    بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من / چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا»؟

    مازیار گرامی وقتی همین ادعا خود دروغی بیش نیست و روایت سنتی از همین ادعا و رفتاریکه بر طبق همین روایت بازماندگان علی با قاتلش کردند ///////
    /////////////
    —————
    جناب مزدک مي شود بفرماييد كه بازماندگان على با قاتل پدرشان چگونه بايد برخورد مى كردند
    به زعم شما بايد او را مى بخشيدند تا جنابعالى راضى شويد
    سفارش‌های علی علیه السلام درباره قاتلش
    در قرب الاسناد به سند معتبر از حضرت امام محمدباقر علیه السلام روایت کرده است که حضرت امیرالمومنین در شبی که شربت شهادت چشید، از خانه به مسجد آمد و مردم را برای نماز صبح بیدار می‌کرد، ناگاه ابن ملجم ضربتی به سرش زد که به زانو درافتاد، پس آن ملعون را گرفت و نگاه داشت تا مردم رسیدند و آن ملعون را گرفتند و حضرت را به خانه آوردند، پس حضرت علی، حسن و حسین (علیهم السلام) را گفت که: اسیر را حبس کنید و او را طعام و آب بدهید و او را نیکو رعایت کنید، اگر من زنده بمانم در صورتی که بخواهم قصاص می‌کنم و اگر بخواهم عفو خواهم کرد، و اگر از دنیا بروم اختیار با شماست، و اگر عزم کشتن او نمایید بیش از یک ضربه به او نزنید، و گوش و بینی و اعضای او را مبرید.

    قصاص عادلانه
    چون ابن ملجم را حضور علی علیه السلام آوردند نگاهی به او کرده فرمود: النفس بالنفس یعنی اگر من از دنیا رحلت کردم او را بکشید چنان چه مرا کشته و اگر زنده ماندم خودم درباره او فکری خواهم کرد.
    پسر مرادی گفت: چه خیال می‌کنی این شمشیر را به هزار درهم خریده و با هزار درهم زهرآلود کرده‌ام، اگر کارگر نیاید خدا او را دور گرداند و از بها بیندازد.

     
    • آقای دوستدار علی: اولا سلام به شما و علی شما که نسبت به اسیر در هزار و سیصد و اندی پیش حقوق بشر را مراعات کرده است . حالا از علی خودتان که من هم به او احترام می گذارم بگذر موقتا و برو به سراغ علی تاریخی . تصویر واقعی ایشان هم در اینترنت هست. ببین اون علی همین علی بوده که شما تصور می کنی. من نمی دانم اما درباره ابن ملجم می دانم که جوانی بوده به شدت مؤمن و معتقد و پایبند نماز و قرآن و این مهری که الان روی پیشانی این حکام فاجر ماست یادگاری است از پیشانی خوارج
      با احترام بسیار

       
  12. دوستان اگر روزی در این کشور مصدقیها و شاه دوستان به توافقی اندک در باره نقش مصدق و شاه در آنچه پدید آمد می رسیدند باور کنید بساط آخوندها برچیده می شد.کافیست که با یک جستجو حجم نوشته ها و گفته های این دوطرف را نگاه کنیم تا دریابیم که چه نیروئی از جنبش مردمی به دلیل مخالفت این دوگروه گرفته شده.هموطنان شاه و مصدق تاریخ است و وارد کردن آن در بحثهای کنونی و پافشاری و تعصب بر اینکه کی حق داشته بنفع جنبش مردمی امروزی نیست و باعث کدورت و دشمنی و پراکنده گی بین مردم می شود.جناب میرفطرس کتاب نوشته خب دمش گرم نظرش را نوشته همانطوریکه محمد امینی آنرا نقد کرده و بارها در برنامه های مختلف به آن جواب داده.ما به جناب امینی هم می گوئیم دمت گرم که ملات بیشتری برای پژوهشهای تاریخی و آکادمیکی فراهم نموده اید!بنابراین دوستان ما چه موافق شاه و یا مصدق باشیم و یا نباشیم آنها به تاریخ پیوسته اند و اگر زمانی کشور آزاد شود و بخواهیم تاریخ را دوباره بنویسیم مسلما باید از موافقان و مخالفان دعوت کرد تا با بحث و بررسی و تجزیه و تحلیل گذشته به اتفاق نظری برسند تا ما بتوانیم در تاریخ برای بچه های مدرسه ایی وقایع را بصورتی قابل فهم بیاوریم.ولی همکنون که ما به اتحاد برای مقابله با دیو استبداد دینی داریم برافراشتن پرچم مخالفت بین هواداران این و آن درست نیست.اگر ما تنها این اصل را بپذیریم که انسان بودن و منصب و مقام داشتن و در سیاست بودن بدون استثنا مساوی با اشتباه کردن خواهد بود هیچ سیاستمداری را نه آنچنان بالا می برم که انتقاد از او را بمثابه انتقاد و توهین به مردم و کشور بدانیم و نه آنچنان زمینش می زنیم که بحث درباره او مساوی توهین و ناسزا به کشور و مردم باشد.شاه و مصدق هم هر دو انسان بودند و کارهای مثبتی انجام دادند و کارهای منفی و اشتباهاتی هم داشتند. ولی دوستان اینها دیگر به تاریخ پیوسته اند و شیون و تحسین و عزاداری و دشنام به مخالف و تحسین موافق می شود همان عزاداری شیعیان برای حسین و لعنت به یزید در درازنای تاریخ!ما بجای درس گرفتن از تاریخ به مرده پرستی افتاده ایم و این خود از برکات شیعیگری ایرانیان است!

     
  13. خدایا انتقام رضا شاه بزرگ بنیانگذار ایران نوین رو ا ملت خائنو نون به نرخ روز خورو حق نا شناس بگیر.آی ملت حالوروزت ازن هم سیاهتر روزت شب تار و شبت مث لحد پر عقربو مار. آی رضا شاه بزرگ آی جوونمرد غیرتمند .آی سرباز میهنپرست. آی پاسدار شرافتو اصالت ملت. آی مایه هویتو امنیت ملت. جات بشت برین. ما شرمنده تو و جوونمردایی هسیم که همراه تو جون فدای میهن کردن.
    داش محمد من مدتی پیش یه همچه متنی رو ارسال کردم که آخرین پیامم باشه و بهتون خدا نگهدار گفتم اما گویا نرسید.
    داش محمد شما و همرزمای غیرتمندتون و شمار اندک جوونمردای وطن رو که ملت تنهاش گذاشته به خدا میسپارم.
    پیروز باشین
    بدرود

     
    • با پوزش اصلاح میکنم . جات بهشت برین.
      به جوونمردی سوگند ا ته دل میگم رضا شاه بزرگ جات بهشت برین. همدم کورش و داریوش و انوشیروان باشی. همخونه زردشت باشی. با صدوبیستو چارهزار پیامبر محشور با شی. امید که دشمنات قعر جهنم باشن.
      داش محمد دیگه چشام یار نیسن واسه همین تو نوشتن خیلی غلط املائی دارم
      اطمینون دارم که پیروز میشین گرچه شمارتون اندکه اما همتتون کوه البرزه
      بدرود

       
  14. خانم سارا از فرانکفرت میگوید ” بقول ما ایرانی ها …”
    اما نمی دانم ایرانی بودن ایشان دقیقا به چه معناست؟! شما که ایران را ول کرده ای و رفته ای المان کار و زندگی و شغلت آنجاست مالیات به دولت آلمان میدهی بجای اینکه دست یک ایرانی هموطن و همفرهنگ و همزبان را بگیری تن و جانت را برای دفع شهوت یک بیگانه تقدیم مردی خارجی و مسیحی کرده ای( جالبه این شوهر مسیحی در حد یک آخوند از اسلام آگاهی دارد و نکات باریکتر ز مو از اسلام به شما یاداوری میکند برای راه انداختن جنگ زرگری در وبلاگ مفت نوریزاد با مزدک و مرتضی و رضی البته اگه هر سه یکی نباشید !) فرزندان دو رگه ات هم که یکی بودایی شده اگر در خاطرم باشد و بعید می دانم کمترین اثری از فرهنگ و زبان ایران داشته باشند(فقط کافیه یک رگ وطن پرستی شما توی وجودش باشد!)
    حالا این ایرانی بودن شما دقیقا یعنی چه؟ شما که نه به آب و خاک نه دین و مذهب نه زبان و سنتهای اینجا علاقه ای نداری بهتره وقت وانرژی خود برای خارجه صرف کنی؟
    نظر آخوندها درباره شما و فرزندتان شما مشخص است . از نظر ما ملی گراهای سکولار که خاک و خون و فرهنگ و زبان برایمان اصل است شما و فرزندتان و کسانی چون شما ایرانی نیستید. حکومت به ما برسد شما را به ایران راه نمی دهیم( هر چند بعید می دانم شما اصلا زن باشید )
    این نوشته مسلما با حمله بی وطنان روشنفکر نمای خاکشیر مزاج مواجه خواهد شد اما همینجا بگم حرفهایشان برای ما مهم نیست.

    —————–

    سکولار گرامی
    شما با این نگرش متصلب و عبوس چگونه می خواهید فردا را اداره کنید و به ما ثابت کنید از اینانی که همین اکنون بر سر ما آوارند بیش و بیشتر خون بدلمان نکنید؟ سارا بانو یک ایرانی است اگر چه سالها از کشورش دور بوده باشد. برای ایرانی بودن یکی زادگاه مهم است و یکی عشق. که با این دو بال، یک ایرانی می تواند در هرکجا که مایل است باشد.
    با احترام

    .

     
    • نمردیم معنی ملی گرای سکولار رو هم فهمیدیم.سیدجان بیا که همون حکم محاربه تو دلنشین تر از همچین مزخرفاتیه.حداقل تکلیفمون رو روشن می کنه.

       
    • سکولار باور بفرمائید عقاید شما چیزی جز////////////// نژاد پرستی نیست.این چه ////////////////که سرهم کرده اید؟بتو چی که کی با کی ازدواج کرده و یا در کجا کار می کند و به کی مالیات میدهد؟هر فردی مسؤل زندگی خودش هست.مثلا سارا یا کسان دیگری که در خارج از ایران کار می کنند باید به ایران مالیات بدهند؟مسلما هر فردی در هرکجا که زندگی کند به آن کشور مالیات میدهد.آیا فرد اروپائی که در ایران زندگی می کند به کشورش مالیات میدهد؟در مورد فرزندان ایشان هم نظر تو همان نظر حوزویان است .چون سارا زن است و با مردی مسیحی ازدواج کرده اینومی گوئید ولی اگر ایشان مردی بود و با زنی خارجی ازدواج کرده بود چنین حرفی را نمی زدید.در ثانی مگر بودائی و مسیحی نمی توانند ایرانی باشند؟شما از نام پرطمطراق سکولار سوءاستفاده می کنید و یا معنی آنرا نمی دانید.
      در مورد من و سید مرتضی و سید رضی هم ////// نوشته اید.

       
  15. ایران دوست واقعی

    تاجیکستان روی پول جدیدش عکس فردوسی ابن سینا روگذاشته،
    اماایران عکس قدس کعبه گذاشته.
    المان روپست مرکزیش عکس داریوش گذاشته، اماایران کلمات عربی نوشته.
    امریکاه تودادگاه هایش عکس کورش زده،ایران عکس عربی زده. سازمان ملل منشورکورش زده، ایران رساله عربی زده.
    روسیه توورزشگاهاش عکس رستم زده، ایران اسم قهرمانان عربی زده.
    یونان یک کتاب تاریخ داره مخصوص ایران که همه تومدرسه خوندنش، ایران کتاب تاریخش مخصوص عرباست.
    افسوس و صد افسوس!!!!
    از سلطان ظالمی پرسیدند: چه می خوری؟ گفت:گوشت ملت.
    گفتند چه مینوشی؟ گفت:خون ملت.
    گفتند چه میپوشی؟ گفت:پوست ملت.
    گفتند اینها را از کجا می اوری؟ گفت:از جهل ملت.
    گفتند چگونه این جهل را نگاهداری می کنی؟ گفت:در جعبه ای طلایی به نام “مقدسات”
    گفتند از این جعبه چگونه محافظت میکنی؟ گفت:بوسیله خرافات!!!
    : دینی که با خوردن آب در ملأ عام به خطر بیفته، ولی خوردن حق مردم تکونش نده، دین نیست، توهمی است برای عوام و نعمتی است برای خواص!!!

     
  16. دلت با زبان هیچ همسایه نیست
    روان تو را از خرد مایه نیست
    کسی را که از بن نباشد خرد
    گمان بر تو بر مهربانی برد
    چوشوره زمینی که از دور،اب
    نماید چو تابد بر او افتاب
    همی دان سرشت بد و خوی بد
    تو را نگذراند به راه خرد
    پس ازمرگ نفرین بود برکسی
    کز او نام زشتی بماند بسی
    در روزگار شاهان وقتی کسی نزد پادشاه میرفت موظف بود چندبار تعظیم کند و سپس چند با نیز سروصورت خود را به زمین و خاک استان شاهی بمالد و صورت بر خاک بگذارد و در همین اثنا که سرگرم تعظیم است و سر بر خاک میگذارد مکرر جملاتی متملقانه و چاپلوسانه در وصف شاه بر زبان جاری کند ، جملاتی مانند: شاها تو بزرگی ، تو بی نیازی ، همه به تو محتاج هستند ولی تو به هیچ کس و هیچ چیز محتاج نیستی ، تو بلند مرتبه ای ، همه چیز و همه کس بفرمان تو است ، ای پادشاه همه عالم بر من که بنده تو هستم نظری از سر شفقت بینداز و مرا به خیل کسانی که هدایتشان کردی و سایه خود را بر سرشان گستردی راه بده ، ای شاه شاهان و ای بزرگ بزرگان این بنده رو سیاهت را در زمره کسانی که بر انها غضب کردی قرار مده و……
    شاهی که بر اریکه شاهی تکیه زده در ان حال از تملق گویی های شخصی که نزد او مکرر در حال تعظیم و سر به خاک مالیدن است و از اظهار عجزها ی وی ، چنان لذتی می برد که در پایان اگر ان بنده روسیاه با دقت تمام این مراسم تملق گویی و سر بر خاک استان پادشاهی مالیدن را انجام داده باشد، شاه تمام خواسته هایش را اجابت میکند و چه بسا قصری با چندین خدمه و کنیز زیبا نیز به وی ببخشد و اگر هم خدای ناکرده این شخص در انجام مناسک تملق گویی و سر بر خاک مالیدن ، مرتکب قصوری شود ویا عمدا تعلل ورزد ،شاه او را بدست دژخیمان بارگاه پادشاهی خواهد سپرد تا سرب اتشین و مذاب در گلویش ریخته و روزی دو صد بار او را در اتش خشم پادشاهی بسوزانند.
    و چه خوب که اکنون دیگر ان دوران بسر امده و مردمان نیازی به این تملق گویی ها و سر بر خاک مالیدن ها ندارند.

     
  17. فامیلی داشتم که شده بود ننگ‌ فامیل از بیان و افکار و کردار، زد و تصادف کرد و از جان سختی پس از مدتی بستری جان سالم بدر برد و پاک عوض شد. میگفت آقا مرا کشان کشان می‌‌بردند به جاهای وحشتناک که در آن عالم بعد از تصادف هی‌ می‌‌مردم و زنده می‌‌شدم و زمانی که نیم نگاهی باز کردم چند لباس سفید دور و برم دیدم و بعد اولین صدای دلنشینی که تشخیص دادم، صدای خانمم بود. هر چه بیشتر به هوش و گوش می‌‌رسیدم، می‌‌دیدم هر که را میبینم، چقدر خوب هستند. حالا آدمی‌ به آن هیکل و زور و بازو که شر از سر و رویش می‌‌بارید، اگر نحیف‌ترین آدم شری هم کشیده نثارش کند، سر بلند نمی‌‌کند و می‌‌گوید دین و مذهب و مرام من شده انسان و انسانیت. حالا این طرف معرف همگان تا سرش به صخره سختی نخورد به جایی‌ که آن فامیل ما رسید، نمی‌‌رسد. صاف تو چشم همه ذلّ می‌‌زند و یک اژده‌هایی‌ خونخوار وحشتناکی را بنام /// معرفی‌ می‌‌کند و به رخ همگان میکشد، /// که صمیمیترین و نزدیکترین کسان به او، از قبیله خونخواران و غارتگران هستند.

     
  18. مصلح آبادی اراکی

    با سلام . آقای نوری زاد سئوال فرموده اید که این مسئولان اگر انقلاب نشده بود الآن چه کاره بودند ؟ بنده شغلِ دو نفری را که به منسب ریاست مجلس خفتگان رسیده اند بازگو میکنم . یکی از آنان مهدوی کنی بود که یکی دوسالی است که مرده اند و بیمار بودند و تا روزی که نفسِ آخر را داشتند ، چشم اشان به صندلی ریاست خفتگان بود که رهبری در آخرین روزهای نفس کشیدن اش به ایشان عطا فرمودند . ایشان قبل از انقلاب امام جماعت مسجدی در حوالی میدان گمرک تهران در ” میدان تره بار طاهری ” چهار راه رباط کریم و یا خیابان انبار نفت بودند و دیدیم که با آن بیماری و فرتوتی به صدارت مجلس خفتگان دست یافتند . دومین نفری که مدتی رئیس مجلس خفتگان بودند و اکنون کمی مغضوب رهبری هستند و ریاست خفتگان را از کف اشان بیرون کرده اند ، جناب هاشمی رقسنجانی می باشند که در قبل از انقلاب در شهر اراک گاهی منبر منازل خانگی میرفتند و آخرین مبلغی که از منبر رفتن در شهر اراک داشتند ، مبلغ 50 ریال یا همان 5 تومان بود . اما جنابعالی بدرستی فرموده اید که این مسئولان همینجوری هیچکاره اند و کار نا بَلد . مثلاً اگر به افرادی مانند حداد عادل و محمد جواد لاریجانی صبح فردا 2 رأس بزغاله بدهید که تا غروب آن 2 بزغاله را نگهدارند ، اینان توانایی نگهداری 2 رأس بزغاله را نخواهند داشت و تا َالله اَکبر اَذان ظهر آنها را گم و گور خواهند کرد .

     
  19. بخشی از نامه سرگشاده یک زندانی سیاسی پیشین به علی مطهری در مورد اعدام های 13
    از طرف یک زندانیان سیاسی دهه شصت خطاب به شما؛ به شمایی که با رأی مردم به مجلس راه یافته‌اید، با رأیی که در مورد کسی چون شما در نظام بی‌رأیی و بی‌حقی در وضعیتی خاص رأیی متفاوت بوده است. شما اینک نایب رئیس مجلس هستید. و از میان کسانی در این رده، تنها شما هستید که درباره اعدام‌های تابستان ۱۳۶۷ پرسش می‌کنید.

    عفت ماهباز، زندانی سیاسی از ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۹
    عفت ماهباز، زندانی سیاسی از ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۹
    شما هم صدای اعتراض آقای منتظری شنیده‌اید که اعدام دسته‌جمعی زندانیان سیاسی را “بزرگترین جنایت” خواند. شنیدن صدای معترض آیت‌الله منتظری در بحث با هیئت مرگ و رد توجیهات آنها، جنایت سال ۶۷ را در زیر نورافکن تازه‌ای نهاد. این صدا دیگر انکار جنایتی که کسانی چون مصطفی پور محمدی، وزیر دادگستری آقای روحانی، خود را در مورد آن بی‌خبر یا مبرا از آن جلوه می‌دادند، غیر ممکن کرده است.

    از شما پرسش‌هایی دارم که امیدوارم در خلوت خودتان به آنها فکر کنید، در مورد آنها تحقیق کنید، و وجدان اخلاقی‌تان را به قضاوت طلبید، بادا که به قضاوتی برسید متفاوت از آنچه مقام‌های قضایی نظام شما به آن رسیده است؛ و فراموش نکنید که سمبل‌های دستگاه قضایی شما کسانی چون لاجوردی، حاج داوود، رئیسی‌، نیری، پورمحمدی و مرتضوی و مکان‌‌هایی چون اوین و کهریزک است. آیا شما به راستی می‌خواهید از زیر سایه قضاوت اینان درآیید و داوری مستقل خود را داشته باشید؟

    به هر حال، امیدوارم آن گونه که عده‌ای از مردم می‌اندیشند، وجدانتان بیدار باشد.

    دلتان به حال نظامتان می‌سوزد و نمی‌خواهید بدنام باشد. فکر می‌کنید اشتباهاتی در اجرا پیش آمده، که باید به آنها رسیدگی کرد. اما در صورتی می‌توانید به پندار خودتان اشتباهات اجرایی را پیدا کنید، که آماده باشید ابتدا بفهمید موضوع چه بوده است و اصولا در زندان‌های جمهوری اسلامی چه می‌گذاشته است.

    در این باره بسیار نوشته شده، هم عوامل نظام نوشته‌اند و هم کسانی که توانسته‌اند جان به در ببرند. شاهد به اندازه کافی وجود دارد و مطمئن باشید در تاریخ ادبیات ایران، ادبیات زندان، زندان در زمان جمهوری اسلامی، جای ویژه خود را خواهد داشت. صداهای دیگر فرومی‌خوابند اما صداهایی که ادامه فریاد شکنجه‌دیدگان و کشته شدگان است، به جا می‌مانند.

    خاطرات زندان را تهیه کنید و بخوانید. از جمله خاطرات خود مرا.
    ادامه را در سایت زمانه بخوانید

     
  20. ساراری از فرانکفورت عزیز
    مگر رسم را نمی دانید ، جواب ندادن و خاموشی سید مرتضی بی تشدید!، علامت رضایت وتصدیق و آری دانستن سوال شما است 🙂

     
  21. ناآشنای عزیز
    از شما به خاطر توجه اتان سپاس، مشکل اساسی ایران ، نه تنها قانون اساسی بلکه نظام اجرایی و وابستگی قضات وبی مسولیتی دولتها ست و مثلی معروف است ماهی از سر بگندد . مردم خدا دوست و صلح طلب را با اداهای مثلا دروغین انتخاباتی و نظام اسلامی ودین و بهشت و مقدس گول زده و فکر می کنند این شارموتی بازی همیشگی است ، و مردم نیز باید زمانی به این حد فکری برسند که بر این بازی ها نه بگویندو خواستار قطعی جدایی دین و دولت شوند .
    من قسمتی از نوشته اتان را دوباره درجواب به سید مرتضی اینجا آوردم .

    «ناشناس
    1:20 ق.ظ / سپتامبر 13, 2016 شما به پرونده ها اشراف دارید؟ اگر آری، این گوی و این هم میدان . پرونده ها را با ذکر نام متهم و خلاصه موضوع اعلام کنید> اگر نه ، پس نمی توانید ادعا کنید که گروه مرگ بر یک یک پرونده ها اشراف داشته اند. ممکن است داشته یا نداشته اند. شما دارید جر می زنید و امکان صدور محاربه از گروه هایی را که اصلا مسلح نبوده اند با جرم یکی می کنید .
    از این ها بگذریم شما اصلا به سؤال من جواب ندادید. ایراد من اصلا به محتوای پرونده نبود. به شکل اجرا و رعایت نشدن آیین دادرسی و رعایت مواد مذکور در قانون اساسی بود. دیگران را متهم می کنید که قانون را قبول ندارند اما خودتان قانون اساسی را در مورد دادگاه صالحه ، حق وکیل ،و غیره قبول ندارید. ایراد من ایراد به شکل بود نه محتوا. جرم تا عنصر مادی اش تحقق نیافته باشد جرم نیست . آن وقت از امکان صدور محاربه می گویید؟ بینی و بین الله خودتان از این جرم من درآوردی خنده تان نمی گیرد؟ تدفین دسته جمعی و مخفیانه خارج از موضوع است ؟ مگر موضوع قانونی بودن و مشروعیت اعدام ها نیست؟ اگر قانونی بود پس چرا مثل جانیان دزدکی؟ شما این قراین را نامربوط می دانی اما ما باید امکان صدور محاربه از اعضای حزبی که اصلا محارب نبودند را از شما قبول کنیم. خیر جناب ، امکان صدور محاربه از شما نیز هست، از من نیز هست. امکان صدور هر فعلی از هر کس در آینده هست و به این دلیل اگر کسی را بکشند جنایت کرده اند و شما دارید از جنایت دفاع می کنید و کاربرد کلمات غیر حقوقی از قبیل انگل جامعه و مانند این ها در ادبیات شما قرینه ای است بر غرض ورزی و کینه نفسانی و لجاجت در مشروع جلوه دادن یک جنایت که ابعاد آن روزی روشن خواهد شد. ما فرض می گیریم همه آنها مطابق ماده قانونی محارب بوده اند و متهم به محاربه. اجرای حکم و دادرسی قانونی نبوده است. اجرای قانون و دادرسی راه و رسمی دارد که هم در قانون اساسی و هم در آیین دادرسی تعیین شده . شما الان چرا در مورد حق داشتن وکیل حرف نزدید؟یعنی اون ها وکیل داشته اند و من حدس و گمان می زنم؟ چرا ممنوعیت شکنجه و شکنجه متهمان برای شما بی اهمیت است و از بغل آن رد می شوید؟ منکر نامه کیانوری یه خامنه ای در مورد شکنجه همسرشان مریم فیروز هستید؟ منکر اقرار گیری ها زیر شکنجه هستید؟ این ها همه به هم ربط دارند اما وجدان شما هیچ حساسیتی به آنها ندارد. آیا هیات منصفه داشته اند؟ دادگاه علنی داشته اند؟ و من حدس و گمان می زنم که نداشته اند؟ خود گروه مرگ هم در حضور تنها آیت اللهی که در این مورد وجدانش را با شیطان معامله نکرد نمی گویند که اجرا با وکیل و علنی و هیات منصفه بوده و آن وقت شما این ها را همین طور چکی و یک جا حدس و گمان میخوانید اما امکان اصدار محاربه حدس و گمان نیست ؟ زهی بی انصافی . حق بگو و خدا را ناظر بر اعمال و گفتارت بدان حتی اگر خلاف خواهش نفست باشد…..»

     
    • مازیار وطن‌پرست

      من مدتی است که می‌دانم در فرهنگ فقه محور اسلامی اثری از “حق” و “علم حقوق” به معنای متداول جهانی‌اش وجود نداشته و روشنفکران همعصر رضا شاه (همانها که توسط گمراه‌ترین‌ها: آخوندها و چپ‌ها) به خیانت و آویزان شدن از … اسب قدرت (اصطلاح محبوب نویسنده‌ی سابقا محبوبم: آل‌احمد) متهم شدند، چه معجزه‌ای کردند که از ترکیب عُرف و بخشی از فقه قوانینی آنچنان متعارف و خردمندانه استخراج کردند که بسیاری از آن‌ها تا هم اکنون معتبر و مستفیدند.
      با اینهمه معتقد بودم روحانیان اگر تضادی با “فلسفه‌ی حق” و قوانین متعارف و آئین‌نامه‌های دادرسی دارند از “اراده و ارادت به قدرت” ناشی می‌شود و تجاهل‌العارف است.
      اما خواندن جملاتی از سید مرتضای گرامی (که در کامنت‌های ناشناس پاسخ داده شده) انصافا مبهوتم کرد.
      پس چه تفاوت است بین آیت‌الله ما با مؤمن عامی کف خیابان که در مد ولالضالینش درمانده؟ جدا امیدوارم آیت‌الله صبور ما، کظم غیظ کند و نوشته‌های اخیر خویش را به کنار نهد وآنگاه با آنچه از “حکومت عدل علی” آموخته و می‌آموزد دوباره به فایل صوتی گفتگوی آیت‌الله منتظری و هیئت “مأموران جانگیری” گوش فرادهد. و مگر نه اینکه ما را آموخته‌اند: «بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من / چو اسیر تست امروز به اسیر کن مدارا»؟

      نکند همه‌ی این‌ها بچه گولزنکی برای براه آوردن مردم نادان باشد؟ عجیب قومی هستیم ما ایرانیان که “شاه فاجر” هم دین و هم دنیای‌مان بخشید و نایبان امام و علمای اسلام هر دو را از ما ستدند. فاعتبروا یا اولی‌الابصار!

       
      • بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من / چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا»؟

        مازیار گرامی وقتی همین ادعا خود دروغی بیش نیست و روایت سنتی از همین ادعا و رفتاریکه بر طبق همین روایت بازماندگان علی با قاتلش کردند ///////
        /////////////

         
      • مازیار گرامی
        در واقع شیعیان ایرانی، آرمانها و آرزوهای خود را در وجود شخصیت علی تجلی دادند و شما وقتی آرمانهایت را که در رویا و نهانگاه ذهنت جولان می دهند، به یک تن و بدن معین و شناخته شده وصل کنی، براحتی تاریخ را برای او به سخن وا می داری. نوع داستانهای مربوط به علی بن ابیطالب روضه هایی است که در منابر دویست سال گذشته و یا حداکثر از عصر صفویه و به دنبال رواج منبر و روضه (بعد از نوشته شدن کتاب روضه الشهدای کاشفی) رونق یافته و در انظار و اذهان جای گرفته است. بخشی از آرمانهای ما در سه قرن نخست تجمیع شد و قرن چهارم در کتاب نهج البلاغه با قلم سحار سیدرضی تجلی یافت و البته قطعاتی از این متن فخیم را در منابع پیشین می توان دنبال کرد ولی تنها قطعاتی کوتاه. الباقی ساخته همان ساختاری است که کورس از آن نام می برد که به هر جزییات نیرو می دهد و شکل می دهد و لزوما هم ساخته سیدرضی نیست بلکه او و دیگران در هماهنگی نانوشته ای، آرمانهایشان را به خود نزدیک کرده و در متنی معین متجلی می کنند و اینقدر این آرمانها نزدیک است که نمی توانند فاصله واقعیت و آرمان را تشخیص دهند تا چه رسد به منابع مجزای برآمدن هر کدام.( کواین فیلسوف معروف آمریکایی مقاله ای دارد با نام «دو اصل جزمی در تجربه گرایی» در شماره هشت نشریه ارغنون ویژه فلسفه تحلیلی ترجمه شده که نقدی بر تقسیم گزاره به تحلیلی و ترکیبی است و تقریر روشنی از اینکه گزاره های تحلیلی هم حامل معنایی هستند شبیه ترکیبی ها. چگونه؟ چون هر گزاره معنایش تنها لزوما در آنچه گزارش می کند تعیین نمی شود و باید ساختار حاکم بر آن را لحاظ کرد. کواین از این رو علم را بصورت نظامند می فهمد و نه گزاره های جزیی و معین و مثلا شبیه کاری که مرسوم است که معنای لغت را بیرون می کشند و معنا را روی دایره می ریزند و تصور می کنند معنای متن با واشکافی لغات منفرد روشن می شود)

         
      • مازیار وطن پرست گرامی
        مشکل اینجاست که شاید حکومت عدل علی! (که نامفهوم است!) در ۱۴۰۰ سال پیش برای بعضی اعراب عادلانه می بوده اما نه برای همه ی اقوام عرب ، و من بارها سوال کرده ام آیا در دوران کنونی می توان با قواعد قبیله ای ۱۴۰۰ سال پیش زیست ؟
        دین یک مسئله ی کاملا شخصی و در دست حاکمان همیشه وسیله سرکوب توده های مردم و دیگر اندیشان بوده ومی شود .

         
  22. كمال الدين
    2:12 ب.ظ / سپتامبر 12, 2016
    جناب سارا خانم از فرانكفورت من جوابت مى دهم
    فرض كنيم مسلمانان چنین کارى مى كردند اين بدتر است يا آن ننگ ابدى ازدواج با محارم كه تا روز قيامت پاک نمى شود
    ازدواج با محارم ازدواجی مقدس!
    …………..
    کمال الدین حرف شما هر چند تا حدودی درست ولی ازدواج با محارم در بسیاری از جوامع بشری همین الان هم رایج است.آنچه را اسلام و سایر ادیان ابراهیمی منع کرده اند و گناه می دانند در بسیاری از جوامع وجود داشته و دارد.بنابراین چنین حرفی که شما می زنید جوابی درست به پرسش سارا نیست.در بین ایرانیان و بخصوص طبقه اعیان و اشراف چنین رسمی وجود داشته و از نظر آنها هم مشکلی نداشته.ولی دراسلام خرید و فروش جنسی کنیزان رواج داشته و دارد.نمونه اش دولت اسلامی داعش و همین صیغه های موقت در رزیم اسلامی در ایران.با پیشرفت علم ژنتیکی مردم به زیانهای ناشی از ازدواجهای خویشاوندی آگاهی یافتند و نه بخاطر گناه بلکه بخاطر سالم بودن فرزندانشان از آن دست کشیده اند.ولی جالب است که ازدواجهای قوم و خویشی بین مسلمین گویا قاعده است!و همین مثل ابلهانه …ازدواج پسرعمو و دختر عمو در اسمان بسته است نمونه ایی از این نا آگاهی است.بنابراین می بینید که ایرانیان یا بقول شما زرتشتیان اگر هم چنین سنتی را داشته اند چون پایه های آئین زردتشت خردگرائیست آنچه را که با خرد جور نباید دور می ریزند.بهمین دلیل ایرانیان و زردشتیان انسانهای دگم و متعصبی نسبت به باورهای غلط خود نیستند و براحتی با تمدنن و پیشرفت علم سازگارند.نمونه اش زردشتیان هند و جاهای دیگر است.ولی شما مسلمین با تعصب و تنگ نظری نه به یافته های دانش و نه حکم خرد اهمیتی نمی دهید و ////////////////// 1400 سال پیش چسبیده اید و برای بکرسی نشاندن ////////////////// از هیچ دروغ و کشتار و تروری و دانش ستیزی رویگران نیستید.بنابراین بحث این نیست که در گذشته مردم چه میکرده اند و پرسش سارا هم این نیست بلکه منظور او احکام اسلامی در این دوران است.شما مسلمین نمی توانید کشتن و ترور و دروغ و ناراستی خود را مثل سران رزیم اهریمنی اسلامی با بیان اینکه چون دیگران اینکار را می کنند توجیه کنید.چون درآنصورت می پذیرید که قاتل و تروریست و جنایتکارید و آنچه از کرامت انسانی می گوئید باد در هواست!

     
  23. کاش دوباره بساط روضه خوانی رونق میگرفت و این سید مرتضی میرفت سر کاسبی خودش و مزدک هم به جای کل کل کردن با او میرفت به زندگیش میرسید !

     
    • ناظر گرامی بازار روضه خونی و //// در طول تاریخ ایران تا این حد گرم نبوده ولی گویا نرخها و منبرها تغییر کرده و لقمه ها ///// که سید مرتضی ها حاضرند با جان خویش از آن دفاع کنند. نه کاش شما و نه آه و ناله دیگران برای دست کشیدن این جماعت////////// کافی نیست.

       
  24. با سلام
    ان نوشته از جانب سید مرتضی کار بنده بود و اما میخواستم اینگونه ایشان را متوجه کنم که اولا اقرار به اشتباه کار سختی نیست و چنانچه کسی متوجه اشتباه خود شد اقرارش به اشتباه نه تنها نقطه ضعفی در کارنامه او ایجاد نمیکند بلکه اینگونه مورد استقبال قرار میگیرد و انچه مردود و مذموم است لجاجت و پایفشاری بر اشتباه است نه اقرار بدان و ثانیا خواستم این تصور ایشان که میگویند حتی یک احوالپرسی ساده او با دوستی را دیگران با ارا منفی پاسخ میدهند و اینکه ایشان مرتبا میگوید دیگران بدون توجه به نوشته هایش و صرفا به این جهت که نوشته ای متعلق به اوست بدان رای منفی میدهند را ، تصحیح کنم و ایشان متوجه مانند این مورد اخیر که بیشترین رای مثبت را گرفت ایشان میتوانند با تعدیل نظراتشان و دفاع از حق و حقیقت ……/ بهر روی قصد من از اینکار چیزی بود که عرض کردم و البته فکر نمیکردم این عمل بنده تا این حد تبعات داشته باشد.

     
    • سید رضی
      من میدانستم که شمایید، بدین خاطر شما را مورد خطاب قرار دادم ، این کارتان رادرست نمی دانم و مسخرگی می دانم ، من هوش و زیرکی شما را تحسین میکنم ، خود را به جای کسی جا زدن را حکومت به اندازه کافی می کند ،(اشاره به نوشته های بالا) کار شما عوامفریبی است ، اتفاقا خوش بینی نشانه ی صلح جویی و مصالحه و دوستی است و هر دلیل دیگر شما منطقی در حد….. می باشد .

       
      • جناب انسان ما که با هم رفیقیم.

         
        • سید رضی
          متاسفانه در این مورد با شما هم رای نیستم ، و روش شمارا درست نمی دانم ، شما فکر و عقل و بینش همه کسانی که رای مثبت داده و سید مرتضی دروغین را با آغوش باز پذیرفته اند زیر سوال برده و همه را نوعی ساده لوح می دانید ، و خود را عاقل دانا که ای خلق منم که می دانم .
          روش شما با خمینی و رهبرچه تفاوت دارد؟

           
    • این عمل شما با هر نیتی درست نبود.همین موضوع رو من با یک مثال از پستهای پیشین مربوط به سید مرتضی در مورد قوه قضاییه زدم تا نشون بدم داره مغلطه می کنه.شخصا افکار سید مرتضی ها رو منحرف می دونم ولی هیچ دلیلی برای برخورد ضد اخلاقی با اونها وجود نداره کمااینکه ما دوست نداریم اینطوری باهامون برخورد بشه.

       
    • کار سیّد رضی درست بود، سید مرتضی را به بهشت زیبایی‌ها نزدیک کرد تا خود طعم قشنگ نگاه‌های انسانی‌ را شاهد باشد، اما دیدیم سید مرتضی به تلنباری از رنج و اندوه و زجر و شکنج انسانها خو گرفته و با نفس حمایت و پشتیبانی از کشتارگران بریده از هر شرافت ذاتی انسان ، الفتی دیرینه‌ دارد تا منجمله معرف یک نوع خدای ذلیل و زبونی باشد که از فرط عجز و ناتوانی، دست تمنای ارضای خوی درندگی خویش را بسوی کشتارگرانی دراز کرده است تا در نیابت از آن تا خرخره گیر کرده در باتلاق عطش کشت و کشتکار، بگیرند و بزنند و به بند بکشند و شکنجه و کشتار کنند و اسمش را هم گذاشته اند ایمان قوی و ثابت و استوار.

       
    • جناب سید رضی
      شما خیلی بیجا کردید! احتمالاً عملت سنگین بوده و توی حال خودت نبودی! خوش مزه گی هایت و با چند عنوان نوشتن کم بود حالا داری به جای اشخاص دیگر هم مینویسی و بعد هم عذر بدتر از گناه می آوری و توجیه میکنی. خجالت بکش و از سید مرتضی عذر خواهی کن. اینگونه رفتار شما یعنی تهاجم مستقیم به شخصیت انسانها و قابل بخشش نیست. شما نشان دادی ظرفیت و جنبۀ تعریف و تمجید را نداری و خودت خودتو اینجوری خراب میکنی و نیاز نیست کسی اقدام کنه.
      وجود سید مرتضی به این سایت و نوشته هایش رونق میده، ایجاد چالش میکنه و انگیزه سازه، نوشته های شما چطور؟
      شما در ضمن باید از جناب نوری زاد هم معذرت خواهی کنی. رسماً او را مَچل کردی و سرکار گذاشتی. شرم آور است!
      شما به فکر سخنان و عملکرد خود باش و برای رفع حس کنجکاوی و تفریح، دیگران را نمایندگی نکن. به همان جن و هپروت خود بپرداز و پایت را از گلیمت درازتر نکن. افتاد!
      چرا جناب نوری زاد برایت چند کلمه زیر نویس نکرد!؟ نکند او هم بله؟!

       
      • آنارشیست عزیز شما درست می فرمایید، احترام به فردیت از کجا شروع می شود و تا کجا ست؟
        برداشت هویت دیگری دزدی حساب می شود ،یا باید بادلایل کسی را قانع کرد و یا دست برداشت ، و این امکان را داد که خود بیاندیشد و تصمیم بگیرد .
        این عادت درستی نیست همه چون من باید بیاندشند و عمل کنند .حال یک نفر در این سایت با پشتکار نظراتش را عنوان می کند و همه چماق بر او می کشند .این را اینگونه تعبیر می کنم.
        فکر کنید ، سید مرتضی روشنفکران کنونی ایرانند وما بقیه در این سایت نظام .
        و باز بر می گردیم به احترام به شخصیت وفردیت و آزادی افکار و نظرات و آنگونه رفتار کنیم که با خود مایلیم رفتار شود.

         
        • جناب انسان نه‌ شما درست می‌‌گویید و نه‌ آنارشیست، سیّد رضی‌ کاری کرد که از توانش بر می‌‌آمد، مطمنید گرفتید قصدسیّد رضی‌ را؟

           
    • سید رضی کار درستی انجام داده که سید مرتضی اگر عمیق بدان بنگرد درخواهد یافت که سیدرضی کار نیکی در حقش انجام داده لیکن قبل از ان باید زنگارها را زدود.با احترام:سیدر//// ملقب به سد///ضی.

       
  25. جناب نوری زاد درود!
    این جماعت همینجوری یا بفرموده، مقاومت شان دستوری و عذرخواهی اجباری شان هم دستوری است. مرتضوی پس از تعرض به ساحت آقا! در شهریورماه امسال مبنی بر “المامور و معذور” و داشتن دستور از بالا، توسط همان بالایی مجبور به عذرخواهی شد تا بیش از این چیزی از پرده برون نیفتد. مطمئن باشید مرتضوی بخاطر این بی احتیاطی و بگم بگم در آینده نزدیک توسط نظام! تنبیه خواهد شد.

     
  26. من مشکل سارا خانم را درک میکنم..دیروز رفته بودم یک جائی یکی داشت به اون یکی میگفت: من خودم نوکرتم و این پسر ما هم کوچیک شما!.اگه میشه به غلامی قبولش کنین!
    طرف هم گفت :اختیار دارید ..دختر ما هم کنیز شماست و شما همگیتون آقا و بزرگ ما هستید!
    من نمی فهمم..هنوز هم تو این مملکت ما کنیز و علام و نوکر داریم؟..بعد از این همه صادق هدایت خوندن اینه عاقبت ما؟
    انحاد فرانکفورت و جوادیّه هم مبارک..
    در ضمن آقای نوریزاد این جمله “سقف سه هزار و پانصد حروف” بدجوری رو اعصاب میره..آدم حواسش نباشه فکر میکنه منظور سقف حقوق و مزایای این سایته!! ..گفتم حواستون باشه که یه وقت با 2 شاهد عادل بطور نا عادلانه بخاطر آن پرونده محارب براتون درست نشه!!

     
  27. سارا از فرانکفورت

    درود می گویم به آقای سید مرتضی
    من وقتی خواندم که شما از اصرار خود بر فاجعه تلخ سال 67 از مردم عذر خواهی کرده اید بخود گفتم کام این مرد بزرگ را تلخ نکن و سوالت را پس بگیر تا وقتی دیگر. اما حالا که دیدم اصرار به درستی آن کشتار دارین از شما خواهش می کنم خواهش می کنم خواهش می کنم با همان سماجت و پایبندی اسلامی به سوال منم جواب بدین. من اگر بدونم که اجاره دادن زن ها و دخترای اسیر جلوی چشم پیغمبر صورت می گرفته و پیغمبر بر این عمل شنیع و زشت و غیر انسانی صحه می گذاشته یا حتی می دیده اما سکوت می کرده ایمانم به شما و دینی که مبلغ آن هستید متزلزل می شود. راستش را بگویم این مطلب را شوهر مسیحی من به من گفت که می دانی در زمان پیغمبر و از آن زمان به بعد اجاره زنان و دختران اسیر برای کامجویی مردان امری رایج بوده؟ من وقتی این را شنیدم آتش گرفتم. من شما را بعنوان یک دانشمند اسلامی قبول دارم. حرص و جوش شما را برای مجاب کردن دیگران خوانده ام. غیرت مندی شما را در دفاع از موازین اسلامی خوانده ام. روزگار مرا به اینجا کشانده که با شما همکلام بشوم. فرضتان این باشه که من اصلا نمی خواهم آگاه بشوم بلکه می خواهم سیخونک بزنم و اعصاب شما را خط خطی بکنم. چه ایرادی دارد؟ من سوال کرده ام شما جواب بدهید. بقول ما ایرانی ها طلایی که پاکه چه حاجتش به خاکه؟ مرسی استاد

     
    • راستی چرا آخوند به آبرو نباز ندارد؟

      ————–

      دوست گرامی
      همه ی مردم از هر صنف و با هر عقیده و مرام به آبرو نیاز دارند. توهین نکنیم. باشد؟!

      .

       
    • کاش دوستان سووال سارا خانم را ادامه دهند. آقای نوری زاد و بقیه توضیح دهند که آخوند ها از چه مکانیزم هایی برای پاسخ ندادن و پوشاندن عقاید واقعی خود استفاده میکنند. یکی از شگرد های آنها تقیه است. یعنی شما اگر رو در رو از انها انتقاد کنید چون نمیتوانند جواب بدهند حرف شما را میپذیرند. و شما خوشحال میشوید که یک آخوند را به راه راست هدایت کرده ایدولی از در که بیرون میروید همان حرف خودشان را به نفر بعدی میزنند. اگر دروغ را از آخوند بگیرند هیچ چیز ار او نمیماند. همواره در تاریکی زندگی کرده است. ذره ای نور را نمیتواند تحمل کند

       
    • در جوامع پیشرفته همه مسئولین خوابگو هستند .علت پیشرفت این است. حال وقتیکه یک روحانی با نام مستعار بی هیچ مسئولیتی از پاسخ دادن پرهیز دارد حالا تکلیف مقام معظم و بقیه قضایا روشن است.

       
    • سارا خانم جنایت تنها مختص دین اسلام و مسلمانان نبوده و نیست. شما و شوهرتان برای اینکه کلاً بدانید مذهب چه به روز مردم در طول تاریخ آورده بهتر است دست شوهرتان را بگیرید و سری به موزه شکنجه در آمستر دام بزنید و متوجه می شوید که مسیحیت هم کم تر از اسلام جنایت نکرده است. در رابطه با برخورد اسلام با کنیز و غلام می توانید به مورد زنده آن که هم اکنون وجود دارد مراجعه کنید. داعش مورد زنده به اجرا گذاشتن قوانین اسلام است و هیچ کاری نمی کنند مگر دستورات قرآن. می توانید داستان رفتار آنان با دختران ایزدی را که به اسارت گرفته و سپس به عنوان برده های جنسی فروخته شده اند را در اینترنت جستجو کنید. خاطرات آنهائی که توانستند از دست این جانیان روانی فرار کنند بسیار تکان دهنده است و در اینترنت موجود می باشد. به هر حال اگر شوهر شما به این تصور است که جنایت در اسلام بیش از سایر ادیان ابراهیمی بوده است با سند و مدرک می توانید به او ثابت کنید که تمام ادیان ابراهیمی و غیر ابراهیمی در قتل و کشتار و به بردگی کشیدن مردم گوی سبقت را از هم می ربایند. تاریخ آفریقا مملو است از چنین جنایاتی که این بیچارگان را به بردگی می گرفتند و در بازار برده فروشان به فروش می رساندند و با زنان برده آن می کردند که اسلام می کند. در کشتی هایی که برده های سیاه را حمل می کرد گاهی به یک زن به طور گروهی آنقدر تجاوز می کردند و بدن نیمه جانش را به دریا می افکندند تا خوراک کوسه ها شوند. تمام اینها زیر نظر کشیشان ارجمند انجام می گرفت. بروید احکام کلیسا را در آن موقع در مورد سرخپوستان و سیاه پوستان مطالعه بفرمایید. بزرگترین هولوکاست تاریخ بشر متعلق به هیتلر و جنگ جهانی دوم نیست که شش میلیون یهودی و پنج میلیون روشنفکر و کمونیست را به طور سیستماتیک به دیار نیستی فرستادند بلکه بزرگترین هولوکاست مربوط است به قتل عام سرخ پوستان توسط سفید پوستان اروپائی که بین شصت تا صد میلیون سرخ پوست نابود گشتند. و کلیسا پرچم دار این هولوکاست بود که می گفت سرخپوستان را به علت اینکه قوانین خدا را اجرا نمی کنند و ازدواجشان با هم دیگر به صورت ازدواج بی قید و بند است باید نابود شوند. همین بحث را اسلام نیز دارد که جرم هم بستر شدن زنی شوهر دار با غیر، سنگسار است. در دین یهود نیز به همین منوال. هیچ دینی بر هیچ دینی ارجح نیست. همه در جنایت علیه بشریت سهم بزرگی دارند. حال خود دانید. ولی یادتان نرود حتماً سری به موزه شکنجه در آمستردام بزنید و نتیجه را برای دوستان در این سایت بنویسید. برای همه جالب خواهد بود.

       
  28. ” سيلي نقد”

    اين داغ بر پيشاني خوردگانِ “همينجوري” پس از قريب چهار دهه، مال مردم خوري و حرّافي

    چنان با زندگي اشرافي، خو گرفته و شيريني لذات زندگي انچنان در كامشان بَست نشسته، كه

    دغدغه هاي ان دنيا را به امت هميشه در صحنه واگذاردند و خود سيلي نقد را بر حلواي نسيّه، ترجيح داده اند!

    اين شكم پرستان سيري ناپذير با نشستن بر خوان پُر نعمت مردم، اندك اندك چشم و گوششان

    باز گشته و وسعت ديدشان از قم و مشهد و شاه عبدالعظيم فراتر رفته است و امروزه خود را در پيچيده ترين

    مسائل روزِ جامعه، كارشناس و متخصّص ميپندارند، إظهار نظرهاي قاطع و محكم ميكنند.

    ولي اگر بر مبناي پيشنهاد نوري زاد عزيز، به دوران پيش از انقلاب بازگرديم، درميابيم

    كه مشغوليات ذهني بيشرشان، مسائلي جز نماز ميّت و مستحبات دخول و خروج

    به “موال” با پاي چپ و راست، نبوده است!

    متموّل ترينشان هاشمي رفسنجاني، مالك يك فروند
    ماشين كهنه اقساطي بوده است.

    ولي امروزه خودروهاي يك ميلياردي اقا زاده هاشان، حتي امنيتي براي جدول هاي خيابان

    و درختان شهرداري نيز باقي نگذاشته است.
    ⭐️
    نقل قولي از يكي از اشنايان، كه تا پيش از “پاكسازي” دانشگاهها، در كودتايي بنام

    ” انقلاب فرهنگي” يكي از استادان برجسته دانشگاه تهران بود، گوياي ميزان فهم و دانش اين

    دراز ريشانِ گُنده گپ است. او ميگفت، در اوايل سال ١٣٥٨ روزي يكي از اين ايت الله هاي

    شش ستاره (موسوي اردبيلي يا محمدي گيلاني، دقيقاً در خاطر ندارم) براي بازديد از دانشگاه تهران

    به انجا امده بود. اين استاد ضمن نشان دادن بخش هاي مختلف دانشگده علوم، بهنگام بازديد

    از ازمايشگاه دانشكده، با نشان دادن ميكروسكوپي مجهز و مدرن، توضيح ميدهند كه

    اين دستگاه قادر است، اندازه بافت ها و سلول ها را تا ده هزار بار، بزرگتر نمايد.

    ايت الله در حاليكه در يك دست تسبيح و با دست ديگر محاسنش را نوازش ميكرد، با حالتي ناباورانه

    ميگويد: اگر راست ميگوييد، همين الان بگوييد از من يك عكس بگيرد و ده هزار بار بزرگش كند!!

    همين “مسولان همينطوري” بودند كه با چنين دانش و بينشي، سرنوشت ده ها هزار إنسان

    بيگناه را رقم زدند. در ماجراي محاكمه عباس أمير انتظام
    يكي از موارد اتهام او، خطاب

    قرار دادن سفير امريكا، با پيشوند”Dear Sir” بود !! كه شما چرا يك امريكايي را، “عزيز” خطاب

    كردي؟ پس جاسوس هستي!!

    ⭐️ ⭐️ ⭐️

    مصاحبه آقاي نوري زاد با مهدي فلاحتي، در برنامه
    “جامعه مدني” را حتماً ببينيد!

    زيبايي و صراحت در گفتارش، كمتر از نوشتارش نيست!

     
    • با درود بسیار بر جناب آقای محمد نوری زاد.
      جناب ملیجکِ عزیز را سپاس.
      مصاحبهٔ اخیر آقای نوری زاد را با اطلاع رسانیِ شما با گوش جان شنیدم. چقدر زیبا و با بیانی شیوا دردهای جامعه را باز گو میفرمایند که نظام ولایی با کمال وقاحت ابتدا منکر و سپس در صدد توجیه بر آمد. طبیعی است که نظام بجای عذر خواهی و اظهار پریشانی و پشیمانی از عملکردهایِ ننگین و جنایتکارانه خود آقای احمد منتظری را به اتهامِ نامفهموم و موهومِ « اقدام علیه امنیت ملی » بمحاکمه میکشاند.
      مطابق ضرب المثلی ترکی که ترجمهٔ مؤدبانه آن را اینگونه میشود گفت:
      در شهر هِرت و حکومتِ فاسد٫ فاسق را رها و چشم شاهد را خارج میکنند تا دیگر نبیند و گزارش نکند.
      خودمان این بهمنِ عظیم را بر خود آوار کردیم.
      روزگارانی بی حکومتِ ننگینِ ملایانم را آرزوست.
      شاد باشید.

       
      • جالبه. آقایون مبگن اعدام ها کاملا مشروع و قانونی بوده و در عین حال افشای این کار مشروع و قانونی را اقدام علیه امنیت ملی می خوانند. جل الخالق

         
  29. یک زمانی سید رضی به جن هایش گفت ، از توبه کاران تقلید کنید ، و آنها هم توبه نامه نوشتند ،اما کارشان چندان خنده ای نداشت(چون مردم را مسخره می کردند)!!!!

     
  30. در راستای جلوگیری از نام های جعلی، پیشنهاد می شود از سیستم عضو گیری استفاده شود. به این ترتیب، نام کاربری اعضا یکتا خواهد بود و کسی نمی تواند خود را جای دیگری، به دوستان غالب کند.

    ضمنا بابت شکستن شیشه خانه همسایه در سن هشت سالگی، از کل ساکنین محل عذر خواهی می کنم.

     
  31. آقای نوری زاد سلام. دلتون خوشه ها . کجایی سمت ها و اعطای پست ها براساس توانایی و لیاقت و تخصص و تعهد بوده . فقط باید چاپلوس و بله قربان گو و البته در برخی موارد کمی خنک باشی تا بتونه یک پست و سمت درست و حسابی را بگیری .

     
  32. سید مرتضی
    1:11 ب.ظ / سپتامبر 12, 2016
    اضافه می کنم ، در ویکی پدیا ذیل عنوان سوئیس این اطلاعات هست :

    سوئیس (آلمانی: Schweiz، فرانسه: Suisse، ایتالیایی: Svizzera) با نام رسمی کنفدراسیون سوئیس (به لاتین: Confoederatio Helvetica)، کشوری است در اروپای غربی که از شمال با آلمان، از شرق با اتریش و لیختنشتاین، از جنوب با ایتالیا و از غرب با فرانسه همسایه است.
    این کشور ۷٫۵ میلیون نفر جمعیت[۱] و مساحتی بالغ بر ۴۱٬۲۹۰ کیلومتر مربع دارد.[۲] سوئیس کشوری است به صورت جمهوری فدرال و از ۲۶ ایالت تشکیل شده‌است که «کانتون» خوانده می‌شوند
    …………………
    سید چطور شد که ویکی پدیا مرجع شما شد/ مگر در مورد کسروی نه در جواب من نوشتید که ویکی پدیا مرجعی مورد اعتماد نیست؟سید یک بام و دو هوا؟من شخصا انتظاری از شما حوزویان جز این ندارم چون شما را نمود///////////////////////////////// و طلبکاری می دانم.برای شما هدف وسیله را توجیه می کند و حاضرید دنیائی را به آتش بکشید و ملیونها انسان را//////////// و بدون هیچ افسرده گی و یا دلتنگی با وجدان راحت سر در خاک فرو برید!

     
  33. مشکلی که آقای نوریزاد به ان اشاره میکند موضوعی بسیار جدی است که در عین حال نشان از بی فکری حکومت هم دارد. در نزد عقلا این اصل مود توافق است که خظ قرمز بی خردی ضرر زدن بخود است و کسی که جوری رفتار کند که دانسته و یا نادانسته بخودش آسیب بزند دیگر از حداقل عقل برای زندگی هم محروم است. مثل کسی که شاخه ای را که روی آن نشسته ببرد.
    داشتن مدیران لایق و توانا و اجازه دادن به بروز توانائی های ایشان نشانه اقتدار و قدرت حکومتی است که با پیشرفت کار های مردم و مملکت مشکلی نداشته و از این بابت احساس بدی ندارد. ملکه انگلیس پیشرفت و رفابتهای سیاسی را هیچگاه بضرر سلطنت نمیداند و لذا با رشد دموکراسی قوام کشور هم بیشتر میشود.
    بر عکس حکومتی که از بکار گیری نیروهای توانا وحشت دارد مانند همانی است که شاخه ای را که رویش نشسته قطع میکند. مشکلی که جامعه را تهدید میکند تنها بحرانهای اجتماعی نیست بلکه برای مثال در نظام ایران، وجود انبوه و لشگری از روحانیون بی خرد و بیدانش و بی تجربه در امور جامعه است که بهمراه غیر روحانیونی با همین صفات برای مردم تعیین تکلیف میکنند که چگونه فکر کنند و چگونه زندگی کنند.
    خطری که بقای کشور را تهدید میکند این است نه مادر و خواهر ستار بهشتی. حاکمیت باید از این وحشت داشته باشد که با مردمی دارد طرف میشود که آموزه های دینی و فرهنگی و سیاسی خود را از امثال جنتی پدر و پسر اخذ میکنند تا از انسانهای فهیم و تشکیلات آقای مصباح جایگزین حزب سیاسی سالم شده و بخواهد با افکار و اخلاق مدیر فعلی صنعت خود که در پیش عام و خاص به فحاشی و بد دهانی و بی خردی معروف است اقتصاد مقاومتی درست کند و یا رئیس ستاد ارتشش یک دام پزشک باشد و بخواهد با قدرت نظامی رقیب که افسرانش در بهترین دانشگاههای نظامی تحصیل کرده اند برابری کند.
    رهبری که به این حرفها باور دارد در حقیقت از همان خط قرمز حداقل عقل نیز گذشته و عنقریب است که ////////// کار بریدن شاخه را به اتمام رساند.

     
  34. نوری زاد سلام
    دستمریزاد با این نوشته ات که بقول خودت بقول جوونا : زدی وسط خال. حال کردم به ابوالفضل العباس قسم

     
  35. مهدی از تهران
    عرض ادب و احترام
    در سیستمهای استبدادی و دیکتاتوری عوامل دیکتاتور هر اقدامی انجام دهند عین صواب است و بر عکس بهترین عمل یک عامل غیر وابسته به دیکتاتور و استبداد عین گناه است.
    اقای سعید مرتضوی (دادستان سابق منصوب رزیم ولایت مطلقه فقیه) از ابتدای سبز شدن مو در پشت لبش به ایران و ایرانی جنایت و خیانت کرده. در 1388 گفت در بند کشیده شدگان در سیاه چال استبداد نعلین کهریزک منانژیت گرفتند و مردند امروز 180 بر عکس میگوید و عذر خواهی میکند. باز این مصطفی پور محمدی جرئتی بیشتر دارد که کشتار سال 1367 را انجام عین دستورات الله میداند و از آن دفاع میکند.
    به نظر می اید استبداد نعلین از همیشه احساس خطر بیشتری میکند. مخصوص که مشکلات روحی و جسمی اقای علی خامنه ای روز افزون شده است.
    رژیم ولایت مطلقه فقیه سخت در تکاپوی یافتن راه حل برای نجات خود پسا علی خامنه ای است.
    عوامل مختلف ضد ایرانی مخصوص فراریان خارج نشین به ظاهر اپوزان رژیم در این اوضاع احوال مشغول سر گرم کردن مردم در امور بیهوده دیگر شدهاند.
    اگر مواظب نباشیم تاریخ اختلاف کاشانی و مرحوم مصدق تکرار میگردد.
    به امید نهادینه شدن فرهنگ عقل و خرد در ایران عزیز
    مهدی از تهران

     
  36. درود بر جناب نوری زاد عزیز
    من استاد دانشگاهم. نه در ایران . در خارج از کشورم. مصاحبه شما را با آقای فلاحتی دیدم و شنیدم. دستمریزاد. سه روز است که مثل ورزشکاران دوپینگی سرمستم.
    پیشنهاد می کنم هر کس ندیده ببیند. نه یکبار دو بار و سه بار و چهار بار. متشکریم آقای نوری زاد تنها.
    http://ir.voanews.com/a/3501669.html

     
  37. سارا خانم فرانکفورتی
    گودن تاک..اما بعد ..شما سئوالتان به لحاظ فنی کمی اشکال دارد . اینکه میفرمائید در عصر پیغمبر این کار میشد دقیقا منظورتان چیست؟ در کجا این کار میشد؟ در مدینه؟ در مکّه؟ در یمن؟ در ایران؟ در روم؟ در عصر پیغمبر خیلی ها با اداب و رسوم مختلف زندگی میکردند یعنی چندین ده میلیون نفر و کلی کشور و قوم و قبیله
    دیگر اینکه منظور شما آیا این است که میخواهید بدانید این را پیغمبر دستور داده؟ یا قیل از پیغمبر این بوده ؟ و یا اینکه خود پیغمبر هم این کا را میکرده؟ خلاصه منظورتان دقیقا چیست؟
    آیا منظور دیگر شما این است که این کار میشده..خوب این امکانش هست. دختر بچه هم زنده بگور میشده..فاحشگی هم رایج بوده..مردم هم خیلی به پوشش اهمیت نمیدادند..لواظ . هم جنس بازی هم بوده..ممکن است خیلی کارهای دیگر هم شده باشد..خب اینها چه ربطی به پیغمبر دارد.لطفا ما را روشن کنید.
    لطفا سریع نروید سر اینکه من دارم از اسلام دفاع میکنم..نه همشیره..من خودم دین فروشم ..بنده فقط از سئوال شما سر در نمی آورم که این سید مرتضی به چی باید جواب بدهد؟
    در ضمن وقتی معلوم شد که دقیقا چه سئوالی دارید و جواب آن چه مشکلی را از شما حل میکند یه تک پا برید به دانشکده فلسفه و تاریخ و یا کتابخانه دانشگاه گوته درفرانکفورت و از یک استاد و یا دانشچوی وارد دقیقا سئوال را بپرسید و یا یک کتاب خوب پیدا کنید و جوابش را هم برای ما بفرستید تا اینکه همگی ما و شما یک چیزی یاد بگیریم و شما هم انقدر مشکلتان که دارد شما را اذیت میکند طول نکشد و هی در انتظار جواب سید مرتضی خود خوری نکنید چون ممکن است باعث دعوای خانوادگی با همسر مسیحیتان شود و به مسلمانها بدبین شود که اصلا خوب نیست..برای اینکه زیاد بدردسر نیفتید اسم و آدرس و تلفن دانشگاه را هم برایتان مینویسم تا راحتتر و زودتر جواب سئوالتان را پیدا کنید و از این ناراحتی که معلوم است شما را خیلی اذیت میکند خارج شوید..آفیدزین
    Goethe University Frankfurt
    Campus Westend:
    Theodor-W.-Adorno-Platz 1, Frankfurt am Main, Hesse, 60323, Germany
    +49-69-798-0

     
  38. سلام به نوری زاد و دوستان نوری زاد مخصوصا به سارا خانم از فرانکفورت
    من هم مثل سارا خانم از سیدمرتضی تقاضا دارم به این سئوال ایشان جواب بدهند که آیا پیامبر بچشم خود می دیده که زنان اسیر را در شهر خودش کرایه می دهند تا مردان شهوتران از آنها کامجویی بکنند؟ اگر بله که من و احتمالن سارا خانم دیگه سئوالی نداریم. اگرنه برای ما بشکافند که پس چرا اجاره کنیز و اجاره زنان و دختران اسیر به کتاب ها راه پیدا کرده و بعضی ها برای خراب کردن اسلام از آن بعنوان نقطه ضعف استفاده می کنند. من چون در ایران نیستم خواستم به سید مرتضی بگویم که دوست عزیز از این سئوالها دلخور نشوید شما یک محقق اسلامی هستید من در این مدت شخصیت شما را اینجور ارزیابی کرده ام که کلا اسلام را بصورت کلی می پذیرید و سختتان می آید که نقدی به آن بشود و تا اونجایی که می شود سعی می کنید از صورت اسلام غبار روبی بکنید این خودش خیلی ارزشمنده که یک محقق نسبت به موضوع تحقیقش مهر داره اما این مهر اگر به تعصب آلوده یا بهتر بگویم آغشته بشه خروجیش چیز خوبی از آب در نمیاد من به شما احترام می ذارم سید مرتضی لطفا جواب بدید.

     
    • اگر مشکلی نیست من هم یک سؤال چند وجهی دارم. یک حکومت گیرم که افراد یک نسلی در یک زمانی بهش رأی داده باشند،چه باید بکند تا به قول زنده یاد منتظری حکومت جایر محسوب شود؟ شکنجه؟ قبر دسته جمعی؟ تجاوز به زندانی ؟ غارت اموال ملی ؟ گسترش فقر و فحشا و اعتیاد ؟ خاموش کردن اعتراضات با حبس و توقیف و سانسور و اعدام و کشتار و قبضه کردن همه رسانه ها ی گروهی به نفع یک اقلیت که حتی در انتخابات محدود شده خودشان هم رأی نمی آورد؟ روی شاه و ساواک را سفید کردن؟چه باید بکند که جایر به حساب آید؟ دوم اینکه اگر مردم آن رأی دهندگان یا نسل بعدی که اصلا رأی نداده است حکومت را حکومت جایر تشخیص داد آیا حق ندارد به پیروی از امام حسین یا اصلا به نشخیص خودش قیام کند؟ وقتی اصلاحات هم کاری از پیش نبرد و تدارکاتچی شود باید دست روی دست نهاد تا نیروهای غیبی علیه جور قیام کنند؟ خامنه ای ولی امر مسلمین جهان! در زمان ما چه کاری کرد که یزید ،امیر المؤمنین و اولو الامر زمان خودش نکرده باشد؟

       
  39. ولی مجسمه ها همین جوری نیستند دارند یه چیزی میگن وسطیه چقدر سبیه رهبره

     
  40. من امروز پس از مدتها دریافتم که دفاعم از کشتار دسته جمعی سال 67 اشتباه بوده و این اشتباه نیز بلحاظ “فاکت هایی” بوده که با عدم لحاظ جوانب امر از نظر دور داشته بودم و به “سنجه”های مبتنی بر امر توجه نمیکردم. اما همینجا بگویم که اشتباه من فقط و فقط در خصوص این اعدام ها بوده و این مطلب نباید دستمایه ای برای کاربران شود تا با استفاده از ان بخواهند سایر عقاید و منویات من را مورد هجمه تبلیغاتی قرار دهند. من بخاطر این سهوی که منجر به برداشت ناصواب و النهایه دفاع از ان اعدام های جنایتبار سال 67 شده همینجا از همه ملت ایران و بالاخص از خانواده ان مقتولین عذرخواهی کرده و خداوند خود ارحم الراحمین است.

    ———————

    سلام سید مرتضای گرامی
    نمی دانم این نوشته ی کوتاه شما از چه چشمه ای آب می نوشد، اما اگر ذات این نوشته به – زلالیتی که در ناخودآگاه هر یک از ما پا بپا می شود – راه می بَرَد، من شخصاً در برابر تمکین و بازخوانی و باز آمدنِ شما به نگرش درست، سر تعظیم فرود می آورم. نیز نگران عواقبش نباشید که هر چه زین پس گفته آید، بر آن زلالیت خواهد افزود. بر ما مبارک باد این میلادِ نیک.
    سپاس از شما
    سپاس
    سپاس

    .

     
    • آفرین و درود بر سید مرتضای عزیز

      اعتراف به گناه و اشتباه، از آن صفات والای انسانی است که خدا یا طبیعت یا ژنوم انسانی، در اعطای آن به همه افراد انسانی، امساک نموده است. درود بر این اولین اقرار و اعترافِ شما به خطا. همگان خطا میکنند سید جان. البته یادتان رفت هرچند واژه ملت ایران در برگیرنده اهالی این سایت هم هست، از نوری زاد و دیگر ناظرین سایت هم عذرخواهی کنید. با درود مجدد بر این اولین شهامت و شجاعتتان. بازهم درود.

       
    • من یکی که شوکه شدم. ولی از دور دستت را می فشارم امیدوارم در تمام مقاطع حیاتت به همین نحو با عدالت و انتقاد از خود نردبان ترقی انسانیت را طی کنی. باور کن در دوست داشتن مردم و کینه ورزی به دشمنان مردم لذتی هست که با هیچ پست و منصبی و پولی نمی توان آن را بدست آورد. مردم، همه آنهایی که نان از عرق جبین می خورند و دستشان در جیب کسی نیست همه خوب هستند. و کسانی که از همین مردم سنگ به سینه می زنند که آهای چرا ما را غارت می کنید نیز آدمهای فرهیخته و پاکی هستند. آزادی اندیشه و قلم مانند آب برای انسان امروزی حیاتی است که در فقدان آن جامعه راه فساد و نادرستی را در پیش می گیرد. چنانکه مدنظر شما هم هست. اینکه این قلم ها را باید شکست تأیید غیب شدن دکل ها و نفت کش هاست. سید جان خواهش می کنم عکس دکل های نفتی و نفت کشها و بابک زنجانی ها را در کنار عکس دانش آموزان سوخته شین آباد بگذار. می دانم که گریه خواهی کرد باین روحیه. تمام این اعدامی ها من به رهبرانشان کاری ندارم که بحثی است مجزا. ولی باور کن تمام آنهایی که اعدام شدند برای اینکه چنین روزی پیش نیاید مبارزه کردند. که شکست خوردند و اعدام شدند. ولی خونشان روشنگر راه ما خواهد بود. من به ایدئولوژی تک تک آین اعدام شدگان اصلاً کاری ندارم ولی می دانم آن ها برای این مبارزه کردند که من و تو بتوانیم عقایدمان را بدون ترس از عقوبت برزبان جاری کنیم. سید جان مهم این نیست که من با تو اختلاف عقیده اساسی دارم ولی مهم این است که تو به من اجازه دهی که من عقاید خود را بگویم و بنویسم و من هم به تو اجازه دهم که تو عقایدت را بگویی و بنویسی بدون برتری و امتیاز نسبت به هم. من به عید قربان اعتقاد ندارم ولی امروز را به فال نیک می گیرم و شجاعت شما را تحسین می کنم.
      موفق باشید

       
    • جناب سید مرتضی، با درود، ناشناسم ( شناسه‌های من خطاب به شما، “مسخ” “جانی” و “صدور حکام موقت ۱۰ روزه”، یاسین”)، با این نوشته شما میگویم، صمیمانه خوشحالم که چنین کردید و احترام به باور و اعتقاد شما سر جای خود و خیلی‌ بیش از آنکه تصورش را هم بکنید بر خود افزودید و بدست آوردید ، لازم نیست گفته شود آقای منتظری عزت و احترام و نیکنامی ماندگار خود را چرا و از کجا آورد.

       
      • سید مرتضی، ناشناسم که کامنت بالا را نوشتم. ورق برگشت و همون داخل پرانتزی‌ها را از من داشته باش که هیچکدام را فعلا را پسً نمی‌‌گیرم، و صدور حکم موقت نیز شد ۳۰ روز تمام شاید افاقه کند.

         
    • مطمئنم این نوشته از سیدمرتضی نیست.شک ندارم.به زودی منتظر تکذیبیه باشید.

       
      • حمید گرامی کمی هم به شعور صاحب سایت احترام بگذارید. نوری زاد بچه دبستانی که نیست! اگر آیدیِ سید مرتضی برای من و شما مجهول است برای نوری زاد کاملا” آشنا و معلوم است. و ایضا” ادبیات و انشای ایشان برای خوانندگان.با احترام.

        ————-

        کاوه ی گرامی
        من در این خصوص اشتباه کردم و پوزشخواهی نیز می کنم. فراوانیِ نوشته ها بجوری است که من گاه از مراجعه به آیدی ها باز می مانم. اداره ی تک نفره ی سایت و فیسبوک و تلگرام و پاسخگویی به پرسش ها و بارگذاریِ اینها گاه مرا به اشتباه می برند. ظاهرا که نه، واقعا این سید مرتضی آن سید مرتضای خودمان نبوده. از دوستان خواهانم به شوخی هایی چنین نادرست دست نبرند.
        با احترام

        .

         
        • کاوه گرامی
          شما به همان فحاشیهای مداومت و توهم مزدور بودن سید مرتضی بپرداز و از دخالت در کار عاقلان پرهیز کن که جز رسوایی سودی برای شما ندارد.برای شما و سایرین چون شما بسی متاسفم که به جای لختی تعقل و تفکر فقط فحاشی و نق زدن را آموخته اید.اگر بر حرفهای سید مرتضی در این چند پست دقیق می شدید و نه بر مزدور بودن او می فهمیدید که نمی شود یک آخوند شب بخوابه و صبح پاشه و جور دیگه ای فکر کنه.این از ضعف شناخت امثال شما از حوزه و خروجیهای اونه.من دلقک نیستم که بخوام تناقضات مکرر سید رو اینجا بیارم.می خوام به امثال شما نشون بدم که یک حوزوی با چه ظرافتی سر می خوره بلکه واقعا با تفکر و نحوه بیان و شخصیت اونها آشنا بشین و فرزندان ما اگه یه خمینی دیگه پیدا شد بتونن دست اونو قبل از اینکه فاجعه ای رخ بده بخونن.ولی افسوس می خورم که گویا این مدت آب در هاون کوبیدم.

           
          • آقای حمیدِ عاقل از نوع اکمل، چشم. عجب ادب و ادبیات گهرباری داشتید حضرتعالی و ما نمیدانستیم! موفق باشید با این درافشانی ها. اینقدر هم حرص نخور برای قلبت ضرر دارد. کاش اندکی کمتر رسوایمان میکردی جناب نوستراداموس.

             
        • نوری زاد عزیز شما چرا پوزش خواهی بکنید! همانطور که گفتم؛ اشتباه از هر بنی بشری قابل صدور است. اگر این //////////////////// حاضر به اقرار به خطا نیستند چه باک؟! باش تا صبح دولتشان بدمد! آیندگان و تاریخ چنان اعترافی از این //////////////////// بگیرد که زبان و قلم از بازگویی اش شرمناک شود! بگذار فعلا” و چند صباحی از این بساط و دکان گسترده ای که برایشان پهن کرده ای/////////// و منتفع شوند و به پژوهش و جهاد فرهنگی با////////////// آنچنانی مشغول باشند! ولی این حضرات باید بدانند که نام شان در صفحات خونبار تاریخ این سرزمین ثبت می شود.

          من نیز از حمید گرامی پوزش میطلبم. ظاهرا” آنهمه درس های آخوند شناسی که خوانده ام ناکافی و ناکارآمد بوده و حمید عزیز مطالعاتشان بر من می چربیده.

           
    • از سبك نگارش كاملاً مشخصه كه متأسفانه اين نوشته از سيد مرتضى نيست و همزمان با معذرت خواهى مرتضوى كه منتشر شده، يك نفر براى شوخى اين متن را از قول سيد مرتضى نوشته. از دوستان بعيد بود كه اينقدر ساده باشند و چنين متن طنز آميزى را جدى بگيرند.

       
    • سید اینکار شما نشانه ایی از ندای درونی و وجدانی و انسانی شماست که باعث چربیدن بعد انسانی شما بر بعد ایدیولوژیکی گردیده!پس سید با این دید جدید شما سلاخی شده گان سال 67 را نه محارب می دانید و نه انگل!؟ولی سید باور کنید که 90% کشتارهایی که بعد از سال منحوس 57 بدستور و بدست سران رزیم صورت گرفته از همین سنخ بوده اند.شما با کمی مطالعه بخوبی در خواهید یافت که انچه را تبلیغات این رژیم بخرد مردم می دهد جز دروغ و تزویر و جعل برای تحمیق کردن مردم نیست.

       
    • مهدی از تهران
      عرض ادب و احترام
      جالب است جان انسانها آنهم به آن وضع فجیع گرفته میشود و ما خوشحالیم به عذر خواهی.
      اگر دقت شود اکثر تبهکاران و قاتلان هنگامیکه در دام می افتند گریه و زارعی میکنند و طلب بخشش می نمایند.
      قاتلان و تبهکاران باید در دادگاه کاملا مردمی محاکمه شوند و به سزای اعمای ننگینشان برسند.
      بخشش و فراموشی هیچکدام ایران را از وضع فلاکت بار امروز نجات نخواهد داد.
      کجای دنیا انسان دشمن قاتل . ضالم ضد انسان را می بخشد.
      قتل فیزیکی یکی از کارهای ننگین استبداد و دیکتاتور است.
      دیکتاتوری و استبداد چه از نوع دینی و ذهبی و چه از انواع دیگرش با شسشوی مغزی عوام قاتل فکر و اندیشه مردمند.
      امثال این سید تفکرش خطرناکتر از هر سم مهلکی برای جامعه میباشد.
      از قدیم گفتیم ترحم بر پلنگ تیز دندان ……
      لذا تا رفع استبداد و دیکتاتوری ، محاکمه دست اندر کاران خیانت به ایران و جنایت در حق ما ایرانیان و نهایتا فرستادن قشر گرفتار در چهار دیواری جهل و خرافات دینی و مذهبی که 38 سال به ناحق ایران را در همین چهار دیواری زندانی کرده اند به پشت دیوار های بتونی (مکانی مانند واتیکان اما محصور به دیوارهای بلند و ضد انتقال ویروس و میکرب جهل و خرافات)نباید بخشید و نه باید فراموش کرد.
      مهدی از تهران

      به امید نهادینه شدن فرهنگ عقل و خرد در ایران عزیز

       
    • جناب نوریزاد

      با سلام به شما ،من الان صبح این نوشته و پانوشت شما را ملاحظه کردم و از شیطنت برخی شیطان های انسان نما و از شتاب و عدم دقت شما متعجب شدم! عرض می کنم نوشته بالا از من سید مرتضی نیست ،قبلا ضابطی برای شما قرار داده بودم که نوشته ای از بنده هست که مقرون به آدرس جی میلی است که برای شما گذاشته ام ،و قطعا آی دی بالا که بنام من مطلب جعل کرده است فاقد جی میل مذکور بوده است ،نظر من در مورد ماجرای مجازات محاربان منافق همان است که قبلا گفته ام هرکس می خواهد خوشش بیاید یا نیاید ،البته چنین بی اخلاقی هایی از برخی انسان نما که اینجا در سایت شما می نویسند متوقع بود اما از شما انتظار می رفت ابتدا در این مورد از بنده استفهام می کردید بعد اقدام به پانوشت می فرمودید ،این همان انتقادی است که من قبلا بجنابعالی داشته ام :اینکه زود باورید و زود به سخن این و آن ترتیب اثر می دهید ،به شیطان انسان نمائی هم که چنین کرد می گویم این نهایت فقدان اخلاق و دوری از انسانیت و ضعف بنیان عقیده شماست که شما را وا می دارد بجای دیگری و با نام و عنوان دیگری در اینجا اقدام بجعل و خیانت کنید.

      ————–

      سلام سید مرتضای گرامی
      گرچه من نیز با شما سخت موافقم که کامنت نویسی بجای دیگران و به اسم دیگران کاری نادرست و ناپسند است، اما شاید تمایل درونیِ من تمنا می کرد شما را در جایگاهِ درست و مردمی و قانونی ببینم. اکنون که خود اراده دارید همچنان در همان کشتارگاه خونچکانِ قصابان اسلامی باقی بمانید و پای خون های ریخته شده را امضاء بفرمایید، ما را چه مربوط؟
      با احترام

      .

       
      • نوریزاد عزیز
        من با خواندن کامنت فوق بدون اینکه مانند سید خودمان به دنبال کارآگاه بازی و سبک آیین نگارش و امثالهم باشم دانستم که این نوشته او نیست.می دانید چرا؟!چون آخوند جماعت هرگز تا زور بر پشت سرش نباشد عذرخواهی نمی کند.هرگز آنچه خود بر آن اصرار دارد ولو نادرست و با علم به نادرستی را نادرست نمی پندارد.هرگز حاضر نیست خود را به جای دیگرانی جز خود بگذارد تا درد و رنج انان را درک کند.هرگز جز مشتی روایات پوچ از کتب تهی مغزانی چون مفید و حلی و مجلسی و کلینی وامثالهم چیز دیگری را به رسمیت نشناخته و انتظار خرد و وجدان از او انتظار بیهوده ایست.اینست که من می گویم حوزویان را خوب می شناسم.حالا یک سول از شما و امثال مزدک و …شماها که با آخوند جماعت تا بدین حد مخالفت دارید چگونه است که تا کسی از روی شیطنتی کودکانه یا شاید اغراض چنین مطلبی نوشت نظرتان نسبت به آخوند عوض شد؟حالا نباید به مردمانی حق داد که بعد از 35 سال بازهم فریب حرفهای آخوند را می خورند و به او در مسند ریاست جمهوری رای می دهند و بعد که مانند آقای خمینی دوگانگی و دو رنگی او مشخص شد مانند خاله زنکان خانه نشین شروع به غرغر کردن و دشنام می کنند؟!دوستان گرامی آخوند عوض شدنی نیست مگر اینکه جبر تاریخ او را وادار به تمکین کند.این را آویزه گوش خود کنید.

        —————-

        درود حمید گرامی
        قاعده کردن یک رویه بر یک جماعت کاری نادرست است. در میان روحانیان عزیزانی چون منتظری بوده اند که از گذشته ی خود بازگشته اند. امید من به سید مرتضی از همین جنس بوده و هست. و این امیدواری هرگز به معنای پهن کردن سفره ی دیگری برای مفتخواری نیست. بل در نگاه من، روحانیان در آینده ی این سرزمین، پابپای دیگر مردمان در به سازی – حتی – فیزیکی کشور سهم و نقش خواهند داشت و هرگز پای از گلیم خود فراتر نخواهند گذاشت. تابلویی دیدم که در کره ی جنوبی در کنار یک خیابان نصب شده بود. بر آن این جملات حیرت انگیز بود: مذهب مثل آلت تناسلی است. می توانی آن را داشته باشی و بدان افتخار کنی. اما نمی توانی آن را در خیابان نشان همه بدهی و در کودکان فرو کنی و با همان قانون بنویسی و همگان را به اطاعت از همان قانون وا بداری.
        با احترام

        .

         
        • به قول دوست عزیزی در این سایت ولی این تک ستارگان آنچنان انگشت شمارند که نتوان به عنوان خروجی حوزه آنها را قلمداد کرد.

           
        • “آرزو بر جوانان عیب نیست”
          کسی که به لباس آخوند درآمد و///////////////// و بیکارگی پیشه کرد، محال و غیرممکنست از حقوق مردم حمایت کند. اگر این جمع که بنا به ادعای خودشان مردان خدا بوده و براساس گفته های قرآن، مردان خدا نماینده های الله برروی زمین هستند، پس همین الآن هم عمل کردن به دستورات خدا با آینده برای آنها فرقی ندارد. چون مرد خدا که مورد حمایت خداست و از بندۀ ناتوان زمینی خدا نیز ترس و واهمه ای ندارد که از سپاه و خامنه ای و جنتی و تیرو تفنگ بترسد و حال و آینده هم درنظرش علی السویه است و بنا به اعتقادات دینی اش خدا همواره پشت و پناه اوست. پس چرا به دفاع درمقابل این همه ظلم و آدمکشی و تجاوز به مال و ناموس مردم بر نمی خیزند؟ مگر زمان حال با آینده برای آنها چه تفاوتی دارد؟ اینها که بقول خودشان مورد پشتیبانی خدا هستند. بنابراین، بر اساس منطق وبراساس اعمال اینها در چهاردهۀ گذشته، این جمع هیچگاه به دفاع از حقوق مردم برنخاسته و آرزوی شما هم جز اندیشۀ ایده آلی نبوده و این آرزو هرگز به منصۀ ظهور نخواهد رسید، مگر آنکه فشار و مشت آهنین مردم آنها را به تن دادن به این امر وادارسازد. تاریخ چهاردهۀ گذشته نشانداده که اینها در مقابل زور عقب نشینی میکنند.

           
      • سید بدون تشدید ما هم نظرمان نسبت بشما همان است که بارها نوشته ایم!ما چون برای سنجش خوب و بد به وجدان خود روی می آوریم اگر اشتباهی هم نمائیم اولا با تنگ نظری و تعصب آنرا توجیه نمی کنیم و دوما اشتباهات هرگز درمواردی چون کشت و کشتار و ترور و ویرانی دیگران و کشور نیست بلکه در عوضی گرفتن افرادیست که درحقیقت همانطوریکه بارها دراین سایت نوشته ایم امید رهایی وجدانشان از گرد و غبار ایدیولوژی نیست.هدف اغلب کسانیکه دراین سایت قلم می زنند دادن آگاهی و زدن تلنگری به وجدانهای آگاه است.ولی گویا افرادی مثل شما وجدان خویش را سالهاست که در پای ایدیولوژیت ذبح کردن اید! و متاسفانه امیدی به رهایت نیست!
        در جواب دوستان هوشیار و گرامی حمید1 و ناشناس باید بگویم که من به سهم خود از هوشیاری و درایت شما درود می فرستم.حمید1 ما بعنوان انسانیکه خواهان بیرون رفتن کشور و مردم از این خندق خون و ترور وحشتی که مسبب آن اسلامیان و حوزویانند کوچکترین حرکات و گفته و رفتار مثبت این /////////////// را مجبوریم بفال نیک بگیریم تا شاید دیگر جنایتکاران نیز به طبع آنها به همین روش روی آورند.والا من بارها آنچه را شما نوشته اید در همین سایت با صدای بلند فریاد زده ام.از طرفی دوست گرامی تشویق حرفی مثبت از طرف قاتلی آدمکش تبرئه کردن او از ددمنشی و کشتار و ترور و تبلیغ و توجیه برای چنین امری نیست.اعتراف به آنچه این جانیان دراین 38 سال انجام داده اند راهیست که کشور کم کم بطرف قانون گرایی و عدالت اجتماعی قدم بردارد و تازه این خود شروعی است برای رسیده گی به اعمال این //////////////.بنابراین دوست ارجمند ما اگر به کامنتی بنام چنین شخصی پاسخ مثبت داده ایم برای امر خیری بوده.و تا زمانیکه خود این شخص انرا تکذیب نکرده باشد واکنش مثبت دوستان به کامنتی بنام ایشان بنظر من درست است.اگر یادتان بیاید در 2/3سال پیش
        نوریزاد گرامی رهبری خاتمی را مطرح کردند و من با وجود تنفری که از این قوم و دین و باور و آئین شان دارم پای بر باور خود گذاشتم و با کامنتی از ایشات طرفداری کردم.تنها دلیل من وقتی که مورد اعتراض آنیتای گرامی و دیگر دوستان قرار گرفتم این بود که لااقل با خاتمی می شود مثل آدم و بدون ترور و تهدید و کشت و کشتار و دهن دریده گی حرف زد و همین حرف زدنها و گفتارهای رو در رو بطور حتم دریچه ایی به آزادی و برون رفت از این خندق ترور و حشت و بحرانی که کشور را فرا گرفته باز خواهد کرد.من اگر بارها هم چنین کامنتهائی را از این جماعت قاتل و جانی ببینم بدون هیچ شبهه ایی رای مثبت خواهم داد.چون هر کامنت این چنینی از این جماعت یعنی اعتراف به گذشته ایی دردناک و جانسوز و ویرانگر که مردم و کشوری را به پرتگاه نابودی کشانده.

         
      • ،به شیطان انسان نمائی هم که چنین کرد می گویم این نهایت فقدان اخلاق و دوری از انسانیت و ضعف بنیان عقیده شماست که شما را وا می دارد بجای دیگری و با نام و عنوان دیگری در اینجا اقدام بجعل و خیانت کنید.
        ……………..
        واقعا سید درست نوشته خب این شیطان آدم نما با چه جرئتی چنین توقع اخلاقی و انسانی را از بنده الله داشته ؟ایا واقعا این همان شیطانیست که به الله و قوانین انسان و آزادی ستیزش نه گفت؟عجب این شیطان اصلا درس نمی گیرد.ولی ما به این شیطان انسان نما درود می فرستیم که آدم و حوا را ////////////////////// برایشان تدارک دیده بود با زیرکی بیرون راند تا بتوانند زندگی را خود و با فکر و خرد خود بسازند.ولی متاسفانه گروهی از فرزندان همان آدم و حوا گویا بیاد /////////////////زندگی انگل وار بوده و از دست و رنج دیگرانیکه جیفه اش می دانند برای خود تجملاتی دست و پا می کنند و به دیگران وعده همان ////////// خیالی را می دهند ولی با نابود کردن و دنیای واقعی شان.

         
  41. سيد مرتضى در مقام تمسخر على كبيرى:

    سید مرتضی
    6:32 ب.ظ / سپتامبر 11, 2016

    تو رو خدا بیاید وبلاگ مرا بخوانید! التماستون می کنم ! گردنم کج! این تن بمیره بیاید دیگه! آخه من اونجا چیزایی می نویسم و کسی با وجود میلیاردها سایت به وبلاگ منزوی من اعتنایی نمی کنه! برای همین هم میام سایت نوریزاد و برخی از آن مطالب عمیق و محققانه را اینجا با صافی های فیلتر نوریزاد مطرح می کنم! برای همینه که بارها با گردنی کج گفته ام بابا به سایت سخن روز منم سری بزنید دیگه بی انصافها!
    (علی کبیری با گردنی کج در سایت نوريزاد)

    آقاى كبيرى، سيد مرتضى حق دارد شما رامسخره كند. ايشان با آنكه عقايدش از رسانهء ملى و هزاران تريبون ديگر پخش مى شودو از نظر تعداد مخاطب ركورد شكسته، و با آنكه اگر خودش وبلاگ بزند قطعاً تعداد بازديد روزانه اش سر به فلك خواهد زد ( آخر ٩٨٪‏ جمعيت ايران موافق عقايد او هستند)، اما آنقدر متواضع و از خود گذشته است كه منت گذاشته با فيلتر شكن، مطالب عميق و محققانه خود را به اين سايت فيلتر شده با مخاطب محدود آورده و با غيرتى مثال زدنى، چه به زبان خوش و چه با تهديد به شكستن گردن و قطع رگ حيات، به نشر عقايدش كمر همت بسته است.
    اما شما كه بعنوان ايرانى از همه رسانه ها سهم و حق داريد و اگر از حوزويان بخواهيد حتماً تريبونى از هزاران تريبون تملك شده از مردم را در اختيارتان مى گذارند و پس از ابراز عقيده تان هم جانتان را در امان خواهند گذاشت، بجاى اينكه برويد عقايدتان را در تيراژ ميليونى پخش كنيد، به انتشار عقايدتان در يك وبلاگ منزوى بسنده كرده ايد.

    نكند شك داريد كه به شما از تريبونهاى عمومى سهمى ندهند يا بعد از ابراز عقيده در امان نباشيد؟

    اين هم كارى ندارد. فقط لازم است باد سنجتان را به كار اندازيد ببينيد باد در اردوگاه قدرت از كدام طرف مى وزد و عقيده تان را در همان جهت تنظيم كنيد. آنوقت بودجه هاى كلان پژوهشى و هزاران رسانه در اختيارتان قرار خواهد گرفت و مى توانيد در اثبات صحت همان عقايد هى پژوهش كنيد كه كار آسانى هم هست چون از قبل نتيجه پژوهش هايتان را مى دانيد. سپس نتيجهء پژوهشهايتان را از رسانه ها پخش كرده و در گوش و چشم مخاطبين فرو كنيد؛ سه حالت دارد، يا قبول مى كنند كه فبها، آن وقت شماييد و مركب هاى راهوار، و برنده ايد. يا قبول نمى كنند و مخالفتى هم ابراز نمى كنند كه باز هم شما برنده ايد، يا قبول نمى كنند و مخالفتى ابراز مى كنند كه آن وقت خونشان به گردن خودشان است و باز هم شما برنده ايد، پس مى شود معامله بُرد- بُرد- بُرد.
    آنوقت كافيست همين گردن را بجاى اينجا، جلوى ارباب قدرت كج كنيد و همانطور كج نگهداريد و اگر يك دست كج هم به آن ضميمه كنيد ديگر نور على نور مى شود و سالهاى سال به خوبى و خوشى زندگى مى كنيد.

     
    • آنیتای گرامی
      آفرین بر نکته سنجی و قلم شیوای شما. ولی دوست عزیز از دید من سید مرتضی در این سایت به نمایندگی از رژیم حاکم برایران حضور دارد. نمیگویم حکم رسمی دولتی برای اینکار دارد (که انهم بعید نیست) ولی نماینده طرز فکر حاکم است . همیشه حق بجانب اوست و هیچوقت اشتباه نمیکند. آنچه میگوید کلام خداست و لاتغیر . مجاز است با تفرعن همه را تحقیر و تمسخر کند ولی هیچکس اجازه “بی ادبی” به ساحت مقدس ایشان را ندارد. در کلیه امور وسط حرف سایرین پریده و قاطعانه اظهار فضل میکند ولی به سوالات بنده و شما پاسخی نمیدهد . اعتقاد یا عدم اعتقاد شما جرم است ولی اعتقادات او وحی الهی . از مکنونات قلبی شما با خبر است اما درمورد آنچه که هزاران نفر دیده وتجربه کرده اند و فریاد میزنند میگوید بچشم خودم ندیدم پس صحت ندارد . اتفاقات تاریخی را براحتی جعل و یا رد میکند ولی اگر کسی به یک نقل قول ازفردی که قرنها پیش میزیسته شک کند کافر و محارب است. نیاز عجیبی به “دشمن” و مخالف دارد نه برای مذاکره و مصالحه بلکه برای درگیری و از میدان بدر کردن.
      تمام این محاسن را جناب نوریزاد در ایشان دیده و بهمین علت مرتبا از ایشان بابت حضورش در این سایت تشکر میکند. پینگ پنگ ما با سید بسیار مغتنم است که بهمه ثابت کند تا زمانیکه چنین طرز فکری در این مملکت فلاکت زده حاکم است کوچک ترین امیدی به تغییرنمینتوان داشت.

       
    • خانم آنیتا…با سپاس از لطف و مرحمت شما، این/////////////////////////// توجهی ندارم و به راه خود برای روشنگری ادامه میدهم و دلقک بازیها در اساس کار ما اثری ندارد.
      داد و فریاد بزرگتراز این از روشنگریهای امثال ما در روزینامه های ملاها تا به فلک رسیده است. مقالۀ زیر آخرینش است:

      http://www.mehrnews.com/news/3753046/%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF

       
  42. با سلام
    دوستان شعر زیبایی بود که بر وزن شعر معروف ایوان مداین گفته شده ، به خاطر کپی پوزش میطلبم.

    «هان ای دل عبرت بین از دیده عبر کن هان»

    ایوان ولایت را، «آیینه‌ی عبرت دان»

    یک ره ز ره تهران، منزل به جماران کن

    یادی کن از آن ///، سرقافله‌ی شیخان

    آن شیخ که دم می‌زد، از دولت مستضعف

    برمقبره‌اش بنگر، قصری‌ست طلاکوبان

    بر قبه‌ی گور او بنگر که فراتر رفت

    از قبه‌ی پنتاگون، وز قبه‌ی صدسلطان

    «دندانه‌ی هر قصرش، پندی دهدت نونو»

    از غارت دجالان، حرص و ولع شیخان

    «از آتش حسرت بین، بریان جگر مردم»

    بر سفره‌ی دجالان، تیهوست شده بریان

    عمامه گرانتر از، صدتاج جواهرکوب

    شیخی که نبود او را، بر پای، یکی تنبان

    آن فیش حقوقی را بنگر تو و بشمارش

    تا سوت کشد مغزت چون غلغل صد قلیان

    یک بابک زنجانیش بنگر که خرد با چک

    با چرخش یک امضا صد ابهر و ده زنجان

    آن رود که زاینده می‌رفت چنان شادان

    بر چشم ندارد اشک، تا گریه کند نالان

    دریاچه‌ی هامون را بنگر که چو هامون شد

    وز خاک ارومیه، یک دم روی کارون ران

    کارون ز نفس افتاد، بی‌خون شد ازین غارت

    آن داغی اشکش را، می‌پرس تو از عمان

    پاسدار چنان سد بست بر آب ارومیه

    کز حرص سپاهیها، دریا شده دشتستان

    یک کاسه‌ی آب گرم، قدری ز رب گوجه

    این است غذای خلق، شد سفره تهی از نان

    آنسوی هزاران فیش، در جیب مدیران بین

    بر واحد میلیونی، هر یک ده و صدچندان

    بر بستنی آخوند، آن آب طلا بنگر

    زیر تشکش بنگر، صد رشوه شده پنهان

    ای بیژن ازین حرمان، جان را به امان می‌دار

    تا آن که ببینی نیز، طغیان تهیدستان

    کاین بیت ولایت را، وین عبرت دوران را

    زیر قدم مردم با خاک کند یکسان

     
  43. كمال الدين
    2:12 ب.ظ / سپتامبر 12, 2016

    جناب سارا خانم از فرانكفورت من جوابت مى دهم
    فرض كنيم مسلمانان چنین کارى مى كردند اين بدتر است يا آن ننگ ابدى ازدواج با محارم كه تا روز قيامت پاک نمى شود
    ————————————————————————————–
    ————————————————————————————–

    کمال الدین عزیز زیاد تند نرو برادر
    حال که شما نخود آش سارا خانم شدید، اجازه دهید منهم نخود آش شما شوم، حداقل برای اینکه مخاطب شما اناث هستند و شما با همکلام شدن با ایشان – طبق آموزه های احکام نورانی – ممکن است بنابر احتیاط احوط، به گناه بیافتید…! از سارا خانم هم پوزش میطلبم.
    جناب کمال الدین
    اولا” فرض نکنید. ابتدا قبول کنید که چنین دادوستد های شنیع و شرم آوری توسط //////////////صورت میگرفته، بعد از آنکه قبول کردید دیگر مغلطه نکنید. مگر سارا خانم گفته که من زرتشتی هستم یا از احکام آنان(ازدواج با محارم – البته و آنهم در مورد صحتش) دفاع یا حمایت کرده! که شما سعی میکنید مچ گیری کنید؟!

    البته همسلکان و هم لباسها و هم درسهای بزرگتر از سید مرتضی با افتخار اعدام زن حامله و کشتار فله ای انسانهای بیگناه را مجاز میشمارند و به آن مباهات هم میکنند!!! در قاموس این حضرات دادوستد و کرایه دادن کنیزان که چیزی نیست آقا کمال الدین! فرمایش آن آقای روحانی که از نظر پست و مقام و سواد فقهی، ده تا آقا مرتضی را، با “گل یا پوچ” مشت مالی می دهد را ببینید لطفا”:
    باباجون ما خودمان به ولله یک زمانی قاتل بودیم…!

    شما تصور میکنید با به چالش کشیدن احکام زرتشتی میتوانید آبرویی برای مسلمانان و دین اسلام کسب کنید؟!
    [آن عده از مسلمانان گرامی که در دام////////////// نیفتاده اند و دین شان را در درون خود و برای خود دارند حسابشان جداست و همانند دیگر دین باوران بر سرِ ما جا دارند]
    دین زرتشتی هم یک شیادی و کلاهبرداری و سوء استفاده از حماقت مردم و تحمیق آنان همانند همه ادیان دیگر است.
    ضمنا” بنیانگذار دین زرتشت، نگفت؛ من نماینده خدا هستم و حامل پیامهای او هستم و لذا هر حکم غیر انسانی هم از ایشان صادر شده باشد، بر ایشان حرجی نیست.
    ولی محمد ابن عبدالله فرمودند، من پیامبر و رسول خدا هستم و تمام احکام و اصولی که صادر میکنم از جانب الله است!

    بودنِ تنها آری تنها یک اصل یا حکم غیرانسانی و غیر اخلاقی در آموزه های ایشان، داعیه نمایندگی و رسالت ایشان را به زیر میکشد…!؟ آری تنها یک اصل! امیدوارم آندرستند شده باشید. با احترام.

     
  44. «سید مرتضی ق.ظ / سپتامبر 12, 2016
    دو سه مطلب نادرست در این نوشته هست :
    محاربه یعنی تجرید سلاح (سلاح کشیدن و توسل به زور) برای ترساندن مردم و ایجاد فساد در زمین (جامعه)،این مفهوم را اگر کسی تتبعی روشمند در فقه شیعه و حتی فقه اهل سنت کند از قدماء فقیهان گرفته تاکنون ،هیچ اختلاف یا تغییر و تحولی در آن مشاهده نمی شود ، »

    تصور کنید ، هزارو چهارصد سال پیش در دهی یا قبیله ای بدون اسلحه زندگی می کنید،آیا این امکان داشت !؟ باید سوال کرد چه کسانی بر چه کسانی شمشیر می کشیدند؟
    میزان سلطه جویی آنجاست که هر کس بامن نیست ، ضد من و دشمن است.
    ……………
    «قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ ،ماده ۱۸۶: هر گروه یا جمعیت متشکل که در برابر حکومت اسلامی قیام مسلحانه کند مادام که مرکزیت آن باقی است تمام اعضاء و هواداران آن، که موضع آن گروه یا جمعیت یا سازمان را می‌دانند و به نحوی در پیشبرد اهداف آن فعالیت و تلاش مؤثر دارند محارب‌اند اگرچه در شاخه نظامی شرکت نداشته باشند.»

    کلماتی چون تروریست و محارب مجموعه معانی کلی اند و برای ثبات جرم کافی نیستند ، قضاوت قانونی باید شخصی و فردی باشد ، یعنی مجازات یک نفر که با قصد ، اقدام به کشتن افراد و اسلحه د ر دست داشته و شلیک می کند،با فرد روزنامه فروشی که نظام را ضد بشر می داند کاملا باید فرق داشته باشد.
    …….
    آیا این احکام ضد بشری و دقیانوسی نیستند!؟
    «ماده ۱۹۰: حد محاربه و افساد فی‌الارض یکی از چهار چیز است: ۱.قتل ۲.آویختن به دار ۳.اول قطع دست راست و سپس پای چپ ۴.نفی بلد»

     
    • سان گرامی:
      بسیار ممنونم که به این نکته ظریف اشاره کردید. من همان ناشناسی هستم که در پست قبلی زیر نوشته آقای مرتضی به تاریخ8:14 ب.ظ 11 سپتامبر 4 دلیل حقوقی با استناد به قانون اساسی آورده ام که ثابت می کنند اولا بخشی از اعدام شدگان از جمله توده ای ها مشمول حکم محاربه نمی شوند و ثانیا اگر هم همه اعدام شدگان مشمول ماده 190 قانون مجازات اسلامی شوند، اصلا مشکل از نظر حقوقی ماهوی __ مربوط به محتوای جرم_ نیست . مشکل شکلی است . یعنی یه نحوه اجرا و آیین دادرسی مربوط است. در حقیقت قانونی عمل نکرده اند منتها نه بر اساس این ماده قانون مجازات بلکه بر اساس اصولی از قانون اساسی که ناسخ القوانین است و قانونی که خلاف آن باشد قانونیت ندارد.تفهیم اتهام به صورت کتبی ، حق داشتن وکیل و هیات منصفه و دادگاه علنی و پس از اعدام حق تدفین بدست خانواده و غیره همه غیر قانونی بوده اند.
      آقای مرتضی در تاریخ 1،48 ب. ظ سپتامبر 2016 به من جوابی داده اند که من هم دوباره ساعتی پیش به ایشان جوابی دادم زیر همان کامنت در پست پیش که هنوز منتشر نشده است و الان دیدم که جناب مرتضی درتاریخ 10:16 12 سپتامبر 2016 در بالا اشتباه خود را قبول کرده اند. اگر ایشان همان سید مرتضی باشند دیگر بحث منتفی است و من هم باید از تند شدنم در آخرین کامنت از ایشان عذر بخواهم. با این همه ، جدا از اینکه مخاطب من جناب سید مرتضی یا شخص خاصی باشند ، فکر می کنم ارزش داشته باشد تا جهت اطلاع همه رفقا، نکته حقوقی و در عین حال انسانی و وجدانی مورد اشاره شما ،را باز تر کنم.انسان گرامی : حدس می زنم شما هم مثل من با علم حقوق آشنایی داشته باشید. ماده 96 قانون مجازات هم بنا به حقوق عرفی مدرن غیر حقوقی است و هم خلاف شرع است. چرا غیر حقوقی؟ به این دلیل که یکی از عناصر تحقق جرم عنصر مادی است . عنصر مادی یعنی جرم _ و در اینجا محاربه _ باید فعلیت یافته باشد تا جرم محسوب گردد. فعلیت نیازمند فاعلی است که رأسا و شخصا مرتکب فعل شده باشد. صرف عضویت در سازمانی که ترور از روش های مبارزاتی آن است، دلیل بر آن نمی شود که یک عضو یا سمپات شخصا و رأسا محاربه کرده باشد و تا وقتی کسی شخصا و رأسا سلاح نکشیده و مردم را به قصد فساد مرعوب نکرده باشد نه فقط حقوق عرفی بلکه شرع نیز نمی تواند او را به فعل ناکرده محکوم کند . نهایت اتهام او عضویت و روزنامه فروشی و کمک مالی و این قبیل کارهایی است که انجام داده است نه کاری که هنوز انجام نداده و فقط احتمال بر انجامش می رود. در وافع این مورد عضویت را باید اصحاب قدرت به تعریف محارب افزوده باشند وگرنه فقیه بزرگی چون منتظری نمی گفت ما فعل انجام نشده را نمی توانیم مجازات کنیم و احتمالا هیچ حدیث و روایتی هم در مورد افزودن عضویت در یک سازمان به عنوان شرط لازم محاربه نداریم. اگر اشتباه نکنم شما هم با اشاره به شخصی و فردی بودن قضاوت قانونی همین نکته باریک تر ز مو را رسانده اید.
      اما من همه این ها را بنا به این فرض گفتم که ملاک را صرفا شرع و قانون جمهوری اسلامی قرار دهیم و لحظه ای خود را به این کار دشوار و خشکدلانه محدود کنیم که شم و درک وجدانی و انسانی خود را که از کل هستی ما برمی خیزد ، کنار بگذاریم . به عنوان انسانی که دیگری را چون خودش دارای گوشت و پوست و حق حیات می بیند، چنین جنایاتی تمامی وجود ما را برمی انگیزد تا با توجه به واقعیات و تجربه های دیگری که از این حکومت داریم برای خودمان قضاوتی داشته باشیم و تا آنجا که با مردم سر و کار دارم اکثر مردم هم با فتوای وجدان خودشان قضاوت میکنندکه صد من کاغذ و پرونده و الفاظ قانون و شرع هم نمی تواند آن را عوض کند. من با دشواری بسیار فتوای وجدان خودم را کنار نهادم تا درباره جان آن همنوعان و هموطنان بتوانم با ملاک شرع و قانون و فرمول های اعتباری و نسبی نگاه کنم و نتیجه گرفتم که این جنایت هم غیر قانونی و هم نامشروع بوده است.

       
      • اینطور نوشتن چقدر شبیه آتش سوار این سایته هرچند من نمی تونم یقینا حکم قطعی بدم فقط یه حدسه که شاید غلط باشه.این سایت یه حسنی داره که همه کاربرا توش اعتیاد به موندن دارن از سید مرتضی گرفته تا مزدک.

         
  45. من کسی را می شناسم که اگر انقلاب نشده بود امروز احیانا با موتور سیکلت مسافرکشی می کرد ولی از صدقه سر جمهوری اسلامی امروز هنرمند و روشنفکر انسانگرای بزرگ و مشهوری شده است که یک تنه قدرتمندان عالم از پوتین تا خامنه ای را به مبارزه می طلبد

     
  46. سارا خانم از فرانکفورت چرا راه دور میروید اشلام هم اکنون هم برده ها را کرایه میدهد. یعنی دخترانی که برده فقر هستند. در شهر ما آستارا حالا یک خانه امام هست که یک نفر روحانی ریس آن است. دختران بخت برگشته را از روستاها میآورند آنجا و صیغه 5 دقیقه و یا بیشتر میخوانند و کرایه میدهند. در هر صورت ممنون که سئوال کردید.

     
  47. خانم ستاره در پست قبل نوشته اند در اروپا از پناهندگان با اغوش باز پذیرایی میشود در حالیکه دو سال است سیاستمداران و رسانه های اروپایی مدام از بحران مهاجران برای اروپا می گویند , اتحادیه اروپا 6 میلیارد دلار باج سالیانه به ترکیه میدهد تا جلوی حرکت مهاجران به اروپا را بگیرد, انگلستان از اتحادیه اروپا خارج میشود برای فرار از پذیرش سهمیه اجباری مهاجران, مجارستان و صربستان در مرزهای خود دیوار اهنی میکشند. کشتیهای ناتو در دریای اژه گشت می زنند برای بازگرداندن قایقهای مهاجران, استرالیا همه مهاجران غیر قانونی را به جزایر ادم خوارها برده در اردوگاه زندانی می کند تعداد زیادی ایرانی چند سال است در این اردوگاه ها زندانی هستند و هر روزخبر قتل و تجاوز به این زندانیان و خودکشی انها را میشنویم
    ژاپن سال گذشته تنها حدود 30 پناهنده را پذیرفته است!
    سال گذشته تنها 2 پناهنده افغانی وارد امریکا شده اند.
    با این خوخیالیها ایران شعبه دوم افغان و پاکستان خواهد شد.
    کامنت همشهری ما جناب خیاوی را در پست قبل حتما بخوانید
    امثال این کامنت نویس کمال الدین هم از همین مهاجران هستند که اینجوری برای عرب تبلیغ می کند
    بابا به شما دختر زنده بگور کنها چه که بقیه چجوری ازدواج می کردند
    هر جور که بودن باید بیای برای غارت؟
    خوب الانم امریکا بزور کتک می خواد برای شما دموکراسی بیاره

     
  48. 1- باید از آقایانی مثل نوریزاد و مهدی خرعلی واقعا قدردانی کرد که منافع و مطامعی که میتوانستند از آن برخوردار باشند را زیر پا گذاشتند و جانب عدالت و حقیقت را گرفتند و خطراتش را هم به جان میخرند… مطالبی که آقای خزعلی در خصوص قتل عام زندانیان در سال 67 عنوان کرده اند واقعا ارزشمند است و باید قدر ایشان رو دانست. در لابلای صحبت های ایشان آدم به حقایقی پی میبرد که خیلی چیزها را برای آدم روشن بود روشن تر میکند. موردی من اخیرا برخوردم و این حقیقت را برای من روشن کرد و آن اینکه آقای خمینی واقعا حق طلب و عدالت طلب نبود و اینطور نبود که آخر عمری بدخواهانی ذوروبر ایشان بودند و آنها بودند که دستور یک خطی حکم اعدام مجاهدین رو به ایشان تحمیل کردند. نخیر ایشان برای بقای خود و نظامی که خود برپا کرده حاضر بود هر کاری بکند ولو حق را ندیده بگیرد و زیر پا بگذارد. دلیل این ادعای من این گفته ی آقای خزعلی است(البته ایشان فقط آنرا بصورت یک خاطره نقل کردند و نتیجه ای را که من الآن میگیرم منظورشان نبود): آقای خزعلی گفتند ” آیت الله خزعلی(پدرشان) و چند نفر دیگر از صاحب منصبان خبردار شدند که خلخالی خیلی بی جهت و بدون محاکمه دارد آدم ها را یکی یکی اعدام میکند. لذا همگی رفتند پیش آقای خمینی و گفتند که آقا ماجرا اینست و خلخالی دارد جنایت میکند. آقای خمینی هم (انگار که روحشان از این موضوع خبر نداشته) برای حل این مساله دستور میدهند که یک- خلخالی دیگر حق ندارد پیش من بیاید!! دو- از کار برکنار شود. سه- عکس هایی هم که او با من(خمینی) دارد در هیچ رسانه ای دیگر منتشر نشود!!!” همین؟!!! حالا این سوال از ولی فقیه عادل نایب امام زمان مطرح نیست که آقا! پس خون هایی که خلخالی به ناحق ریخت چی میشه؟ پس حقوق اولیای دم که خون عزیزانشان بدست خلخالی در این مدت ریخته شد کجا میره؟ اینه عدالت اسلامی آقای خمینی؟ خلخالی نباید دادگاهی و قصاص بشه؟؟؟ همین که عکسش با شما چاپ نشه و دیگه پیش شما نیاد کافیه؟؟؟ پس شما آقای خمینی! وقتی اینجا اینطور حق را نادیده میگیری خیلی جاهای دیگر خیلی حق های دیگری را هم نادیده گرفته ای و بی عدالتی کرده ای ما خبر نداریم… جالب اینجاست که سخت ترین حکمی که برای این جنایت کار صادر میشه برکنارشدن از حاکم شرع است وگرنه این جانی بقیه عمرش رو در حوزه علمیه ای که روی قبر رضا شاه بنا کرده بود گذروند بعنوان صاحب و مدیر اونجا. حالا واقعا نمیشود گفت که آقای خمینی عدالت نداشت؟ ضمنا آقای مهدی خزعلی به پدرشان میگفتند که بگذارید که جنایت های خلخالی به مردم گفته بشود و پدر (آیت الله خزعلی) در جواب میگوید نه!!! آبروی اسلام و نظام(بخوانید آخوند) به خطر میافتد!!!
    2- اخیرا قاضی القضات این مملکت یعنی صادق لاریجانی افاضات طبق معمول خنده داری فرمودند:”به پرونده املاک واگذار شده در شهرداری تهران با عدالت و بی طرفانه رسیدگی میشود” شما ببینید کسی که فقیه است و خیلی هم ادعای عقل کلی میکنه و قاضی القضات است و نور چشم و منصوب رهبر است چنین حرف احمقانه ای به زبان میارود. مثل این میماند که معلم ریاضی کلاس اول به بچه ها بگوید من قول میدهم که اعداد را به شما یاد بدهم.خب توی معلم ریاضی آمده ای که اعداد را یاد بدهی گفتن و قول دادن ندارد. خب آقای لاریجانی! شما هم وظیفه ات اینست که بی طرف باشی. اصلا گفتن ندارد. مگر تا به حال بی طرف نبودید که حالا میخواهید بی طرف باشید؟ این چه حرف بدیهی و احمقانه ای است که شما میزنید ای فقیه عقل کل؟
    3- سال ها پیش یادم است دانشجویان پیش خامنه ای رفته بودند و پس از سوالاتی که دانشجویان مطرح کردند(بماند که سوال ها چقدر محتاطانه و فیلتر شده بوده)، خامنه ای در شروع سخنانش گفت(نقل به مضمون): “من خوشحالم که شما عزیزان با جرات و شهامت سوال هاتون را مطرح کردید…” خب سوال اینجاست: مگر قرار بود دانشجویان از شما بترسند؟ مگر شما دیکتاتوری که کسی جرات حرف زدن نداشته باشد؟ اصلا ما انقلاب کردیم که این حرف ها نباشد. رهبر مملکت یک چنین حرف بدیهی به زبان میاورد و تازه باید لابد به حساب بصیرتش گذاشت. خب شما بنا به ادعاتان که سقف آسمان را پاره کرده، باید پاسخگو باشی که البته نیستی!

     
    • دوست گرامی سلام
      خونهای به ناحق ریخته شده چیه
      شما مثل اینکه این جماعت رو نشناختی ‘ پس بشنو جواب خمینی را از آن دیار
      هر انقلابی ضایعاتی هم دارد ‘ مثل تولید ” براده آهن ضایعات تولید قطعاتی مفید است ولی اجتناب‌ناپذیر است
      اگر ایران به خاک سیاه هم بنشیند آقایان زیر بار نمیروند جوابشان هم این است در این دنیا هیچ ضمانتی برای هیچ چیزی وجود ندارد و نتایج کار در قیامت ظاهر خواهد شد

       
  49. آقای نوری زاد عزیز ریشه ای می اندیشید و زیبا بیان می کنید.
    اما ، نظام یعنی اینها ، در این بافت هزار فامیلی و دیدگاه طوایفی که بعضی آنرا مافیایی می نامند ، از این بهتر نخواهید یافت ،این ملت است که باید حساب خود را بکند، دایم می گویند مردم رای دادند ، اما آیا مردم به شورای نگهبان هم رای داده و می دهند ؟ قدرت در قدرت مگر شاخ و دم دارد ؟ شورای نگهبان و رهبر و سپاه و یکی هم برای عوام فریبی به عنوان ریس جمهور خوب همه را روی هم جمع کنیم می شود نظام اسلامی در ایران !
    هوای مسمومی است که آنجا تنفس می کنید.
    رفراندم ، مسله مهمی است وگرنه اوضاع دایمی نخواهد ماند .

     
  50. داشتم فکر میکردم که واقعا طبع و فطرت حاکمان و صاحب منصبان واقعا با سعادت و سربلندی و سلامت یک جامعه نسبت مستقیم دارد. اگر وضع جامعه و مملکت ما خراب است و درست بشو نیست قطعا طبع و فطرت حاکمان ما پست و پایین و حقیر است. مثلا اگر طبع روحانیون حاکم بر ایران که سی و چند سال است حاکم بلامنزع این سرزمینند رفیع و بلند بود هیچ وقت ولگردی به نام احمدی نژاد 8 سال رییس جمهور ایران نمیشد. پس فطرت//////////////پست است که این موجود بی سر و پا نور چشم رهبر و سوگلی بارگاه ایشان میشود و 8 سال آزگار فقط کشور را شخم میزند( برو تو نخ بصیرت رهبر)… یا شما ببینید منتصبین رهبر چه موجوداتی هستند مثلا علم الهدا، حسین شریعتمداری، رئیسی، صادق لاریجانی، ائمه جمعه تهران مثل احمد خاتمی، جنتی، صدیقی… هرچه پست فطرت تر، جنایتکارتر، شعبان بی مخ تر لذا محبوب تر. خب با وجود این موجودات ما چه انتظاری می تونیم داشته باشیم. طبع و فطرت رهبر همینه باید هم وضع مملکت همین باشه.

     
  51. نوری زاد، همه و همه می دانند آخوندها در سخن وری استادند و عده ای نادان هم این سخن وری را دلیل بر سواد این عده قرار داده اند در حالی که نه سوادی دارند و نه خاصیتی! نمونه می خواهی همین احمدی نژاد، روحانی و … و حتی خود تو! این تصور که آخوندهای غربتی کنونی بروند و آخوندهای غربتی دوست با گروه نوری زادها بیایند همان اشتباهی است که در اوائل انقلاب فدائیان خلق و … مرتکب شدند. یک ایرانی خوبِ هم عقیده با کوچکترین تفکر ازهر گروه تازی به دوران رسیده آخوندی فقط و فقط یک ایرانی مرده است که تنها در اینصورت است که آزاری از او می شود متصور نبود! اگر رژیم کنونی به موشکش می نازد و گروه تازی مخالف دیگر با رژیم به ایل و تبارش، بهتر است بداند هیچ کدام خاصیتی ندارند چرا که با یک جرقه هر جایی را می توان به آتش کشید که بقول گروه رادمردان سرزمین پارس (آفتاب) نه بمبی طلب می کند و نه ضرب و زوری. همان ایرانی را میگویم که در همین چند ساله اخیر هر نقطه اش در آتشی سوخته است و تو دم از قیام غیر مسلحانه و دوستی دوستی تا روز بهشتی میدهی. اینجا را رها کن و به زادگاهت برگرد و کشکت را بساب!

     
  52. جناب سارا خانم از فرانكفورت من جوابت مى دهم
    فرض كنيم مسلمانان چنین کارى مى كردند اين بدتر است يا آن ننگ ابدى ازدواج با محارم كه تا روز قيامت پاک نمى شود
    ازدواج با محارم ازدواجی مقدس!

    *زرتشتیان نه تنها با محارم ازدواج می کردند بلکه چنین ازدواجی را مقدس می شمردند. هاشم رضی با استناد به منابع کهن زرتشتی، توضیح داده است که هرکس مانع ازدواج خواهر و برادر شود، حکم او اعدام است و در قیامت برای همیشه در جهنم خواهد ماند. هرگاه کسی محکوم به اعدام می شد، با ازدواج با خواهر خود (و اگر زن بود با ازدواج با برادر خود) از مجازات مرگ بخشیده می‌شد. این حکایت از قداست این ازدواج داشت.
    وی می نویسد:
    «حکم و فتوای شرعی در مورد کسی که خویدوده یا ازدواج مقدس را میان خواهر و برادر بر هم زند و دختری را که باید به ازدواج برادر خود در آید، به عقد در آورد، حکم شرعی در باره اش همان حکم و حد شرعی زن ربایی است که حد و مجازاتش مرگ و اعدام است و در جهان پسین، روان چنین کسی هیچ گاه به بهشت اندر نمی شود و گناهش غیر قابل بخشایش است.
    به کرات در احکام دینی، این حکم ابرام و تأکید شده است که کسی که مانع انجام خویدوده شود، در این جهان مرگ ارزان (= محکوم به مرگ) و در آن جهان مخلّد در دوزخ است و از جمله گناهان کبیره ی غیر قابل بخشایش است.
    اما کسی که مرتکب گناهان کبیره ی مرگ ارزان دیگر شده باشد، اگر ازدواج مقدس خویدوده را انجام دهد، گناهان مرگ ارزان وی بخشیده شده و از حد شرعی و مجازات مرگ بخشیده می شود.»
    منبع: وندیداد، شرح هاشم رضی، ج 2، ص 947،

     
    • هفت هزار سال عقبتر بروید و در مصر باستان ازدواج فراعنه ی خواهر برادربرای حفظ پاکی خون را مشاهده می کنید و این رسم در یونان و ایران و اکثر جاها بوده تا زمانی که این رسم بهم می خورد ، یکی از آثار در اودیپوس شاهدیم ، زمانی پی می برد نادانسته با مادرش وصلت کرده چشمان خود را کور می کند.
      مهم این است که طی هزاران سال بشر به این دست یافت که ازدواج خونی عواقبی چون بیماری های مختلف ژنتیکی را تشدید می کند و ( به مندل مراجعه کنید ) .
      شما به فرهنگ ایرانی رجوع کنید هنوز شاهد ید که عقد دختر عمو و پسر عمو را در آسمانها بسته اند، شما اخلاق و رسوم دوهزارسال پیش را اکنون نمی توانید مورد قضاوت قرار داده و در آن زمان بد بدانید ، همینطور که ما نیز اخلاق و رسومی داریم که آیندگان شاید به ما بخندند ، اما ، بحث دوران کنونی است که آیا می توان مثلابرده داری راچون دو هزار سال پیش درست دانست ؟

       
    • جناب کمال الدّین، شما خیال می‌کنید به صرف اینکه به کتابی استناد کردید و اسمی هم زیر آن نوشتید،، سندی و واقعیتی را در برهه‌ای از تاریخ ارائه داده اید؟ بسیاری از این آخوند‌های مطرح بی‌ سواد هم کتاب نوشته اند و برخی‌ دهها جلد و غالبا بدرد ابله پروری و حفظ بساط شیّادی و معرکه گیری و سر کیسه کردن مردم می‌‌خورد و بس. چند ده نمونه لازم داری؟

       
    • جناب کمال الدین، یعنی شما بعنوان یک مسلمان، عقیده نداری که پدر و مادرت خواهر و برادر بوده اند!؟ یعنی شما نمیدانی طبق اعتقادات اسلامی نسل بشر ار اردواج پسر و دختر آدم و حوا هستند!؟ یعنی ازدواح خواهر و برادر!؟ آنهم به اینصورت که یک برادر، برادر دیگرش را کشته است! تا بتواند خواهر خود را تصاحب کند شما که به خواهر و برادر بودن پدر و مادرت مفتخر هستی دیگر چرا!؟

      در ضمن، آیا میدانی /////////// 39 فرزند داشته است که یکی از این فرزندان حاصل همبستر شدن /// با کنیز برادرش! میباشد!؟ یعنی همان چیزی که خانم سارا می فرمایند. لطفا بجای تعصب، کمی در مورد دینت مطالعه داشته باشی بهتر است تا مطالب سانسور شده مبلغین دینت را بلد باشی آنها خیلی از مسائل را به مردم نمی گویند تنها راه مطالعه مستقل است که انسان را آگاه می کند.

       
  53. سارا از فرانکفورت

    سلام به آقا سید مرتضی
    می دانم که از سوال من رنج می برید. اما باور کنید قصد من آزردن شما نیست. من ابهاماتی دارم که دوست دارم یک دانشمند اسلامی به آنها پاسخ بگوید. تا کنون هرچی از برده داری خوانده ام می گوید که بله در زمان پیغمبر زنان اسیر را کرایه می دادند برای همبستری. در حالی که من خودم از یک روحانی شنیدم که می گفت برده ها در زمان پیغمبر دارای امنیت بودن و مثلا اگه به بچه های مردم درس می دادن آزاد می شدند. خب این احترام به برده با این که دختران اسیر را به کنیزی بفروشند و اجاره بدهند برای کامجویی جور نیست. و حتی یکجا خوانده ام که بعضی از عرب ها سه تا کنیز داشتن در سنین مختلف که اینا رو طبق برنامه مراجعین بهشون کرایه می داده. سوال من اینه که پیغمبر اینارو می دیده و می دونسته که این زنی که داره به اجاره برده میشه به خونه یک عرب، واسه خودش کاره ای بوده در شهر خودش شوهر و بچه داشته و برو بیایی. از همه اینها گذشته این زن یا این دختر قبل از این که برده باشه یک انسانه. می خوام بدانم دینی که انسان را یک دارایی می داند چگونه می تواند جهانی باشد؟ مرسی استاد

     
  54. استاد ارجمند با درود /اگر برایتان مشکلی برایتان پیش نمی اید و صلاح میدانید این مطلب را منتشر کنید با تشکر محمد ایرااندوست.

    ✅ قرآن را می توان معجزه ی معجزات ناميد.

    #کامران_ميرزا دررابطه با قرآن و تحت عنوان معجزه ی معجزات می نويسد:

    1⃣ تنها کتاب مذهبی است که توسط ميليون ها مسلمان بدون فهميدن کلمه ای ازآن، بزبان عربی وغالبأ از حقظ قرائت می شود.

    2⃣تنها کتابی است که با وجود تعدد ///////////////// سخنان تکراری و زائد و ////////////////////، اکثر مسلمانان حتی جرات بزبان آوردن اين کاستی ها را نداشته چرا که بلافاصله گناهکارمحسوب می شوند.

    3⃣ تنها کتابی است فاقد شرح وقايع به ترتيب زمانی وبخش بندی روشن موضوعات و مطالب.

    4⃣ تنها کتابی است که اغلب آيه های آن بدون ارتباط با يکديگرو هيچيک از سوره ها به موضوع ويژه ای اختصاص نيافته بلکه موضوعات مختلفی را برحسب اتفاق شامل می شود.

    5⃣ تنها کتابی است که ميليون ها مسلمان به غلط براين باورند که درزمان پيامبر تدوين، درحالی که تقريبأ بيست سال پس ازمرگ او گردآوری شده است.

    6⃣ تنها کتابی است که تعداد زيادی اشتباه گرامری داشته وبارها دستخوش تغيير بوده امــّا مؤمنين متعصب براين باورند که هرگز عوض نشده و خالى از هرگونه اشتباه است.

    7⃣ تنها کتابی است فاقد هرگونه تئوری واقعی علمی، با وجود اين متعصبين نابينا مدعی پيش بينی تعداد زيادی از تئوريهای علمی توسط آن هستند.

    8⃣تنها کتابی است که توسط //// متعصب به تمامی به خدای دانا و آگاه و قادر مطلق منسوب می شود درحالی که حتی ده درصد بندگان اين خدا براستی از صددرصد دستورات آن پيروی نمی کنند.

    9⃣تنها کتابی ا ست که ادعا می شود به انسانی ترين بودن، درحالی که درآن الله بارها دستور كشتن انسانی توسط انسان ديگر را صادر می کند.

    تنها کتابی است که توسط تيره انديشان مؤمن بعنوان کتابی که بيشترين حقوق زن را در نظرگرفته محسوب می شود، درحالی که زنان توسط احکام خدائی آن مورد بيشترين ستم ها و اجحافات قرار گرفته اند.

    1⃣1⃣تنها کتابی است که مؤمنين ترجيح می دهند آنرا ترجمه نکرده و بهمان صورت عربی بدون دريافتن مفهوم آن، اغلب با آوازی بلند قرا ئت کنند.

    2⃣1⃣تنها کتابی است که با استفاده ازآن صدها هزار آخوند، ملا، مفتی، آيت الله وديگر //// خواران، مسلمانان ساده دل را فريب می دهند و از آن طريق ميليون ها دلار به جيب می زنند.

    3⃣1⃣ تنهاکتابی است که مؤمنين می توانند آيات زيادی درآن بيابند که نه برای مردم عادی بلکه فقط ويژه ی پيامبر و به منظورحل وفصل مسائل و مشکلات شخصی براو نازل شده است.

    4⃣1⃣ تنها کتابی است که تمام مذاهب ديگر را باطل و دستورجهاد عليه آنها صادرکرده است.

    5⃣1⃣تنها کتابی است که درابتدا مردم را به اطاعت کورکورانه فرمان می دهد وپس ازآن می گويد که فکر کنند تا حقيقت را دريابند.

    تنها کتابی است که مدعی فرستادن پيامبر به همه ی ملت ها، قبايل و اقصی نقاط جهان شده اما فقط از پيامبران خاورميانه ياد می کند.

    7⃣1⃣ تنها کتابی است که آنقدر ابهام و ناروشنی دارد که قادراست ازيکطرف//////// طالبان وخمينی ها واز طرف ديگرمرتجعین مذهبی و صوفی نما مانند امام محمد غزالی را توليد کند.

    8⃣1⃣ تنها کتابی است که به کمک انسان درحل مسئله ی واگذاری ارث به موروثان وضرب و تقسيم اعداد محتاج است.

    9⃣1⃣تنها کتابی است که بر مصداق آن شيعه و سنی و ديگر فرق اسلامی يکديگر را به قتل می رسانند تا به بهشت بروند. پروتستان ها و کاتوليک ها همديگر را می کشتند، اما دارای انجيل های متفاوت بودند.

    0⃣2⃣ تنها کتابی است که بروشنی قوانين جزا (قصاص) را بعنوان فرمان خدا صادر می کند اما اين قوانين نابهنگام بهيچ وجه مناسب با جامعه ی مدنی کنونی نيستند و هرجا که به اجرا در آمده اند (ايران، افغانستان،…)، مردم (غيرمسلمان و مسلمان) يا از اجرا کنندگان آن انتقاد نموده اند که چرا از قانون قصاص پيروی می کنند يا چرا آنها را درست به اجرا درنمی آورند؟ قابل تعجب نيست که ملايان هرگز منشاء اين قوانين متعلق به جامعه ی بدوی عربستان را مورد سرزنش قرار نمی دهند.

    ✅ بنا بر موارد فوق براستی که قران شگفت انگيز و معجزه است.

    یک کار هنری بسیار زیبا راجع به اخلاق قرآنی.
    مراجعه کنید به قرآن، سوره‌ی نساء، آیه‌ي ۲۴ که میگه:
    وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ
    و ( نیز بر شما حرام شد ) زنان شوهردار جز آنهایی که ( در جنگ از زنان کفار ) به بردگی شما درآمده اند.

    یعنی دیگه بحث برده‌داری نیست، بلکه بحث اجازه‌ی تجاوز جنسی به کنیزی است که شوهر داره. بدون توجه به اینکه آیا دوست داره اسیر بشه یا نه، برده باشه یا نه، از شوهرش جدا بشه یا نه، بهش تجاوز بشه یا نه.
    ای مسلمانانی که برده‌داری و تجاوز به کنیز را اخلاقی نمیدونید، نیازی نیست کتابهای خداناباوران را بخونید تا از مذهبتون دست بکشید، بلکه کافیه قرآن را کمی با دقت بخونید

     
  55. امام جمعه های دوران آقای خامنه ای
    امام جمعه مشهد
    ام الفساد اقتصادی و سیاسی است
    «احمد علم الهدی»، امام جمعه مشهد روز پنجشنبه در سخنانی خلاف شان با توهین به «مسعود پزشکیان»، نایب رئیس مجلس گفته است: «اینکه نماینده ی بزرگترین شهر که عضو هیات رییسه مجلس نیز هست بگوید من از مساله ی FATF سر در نمی‌آورم بسیار شرم‌آور است، اگر واقعا این‌طور است چرا نماینده ی مردم شده‌اید؟! این خیانت به مردم است و مصیبت‌بار است».
    (پزشکیان گفته بود که از جنجالی که امثال علم الهدا به پا کرده اند سر در نمی آورد و علم الهدا نعل را وارونه به پای الاغ لنگ کوبیده)
    این سخنان آقای علم الهدی در حالی بیان می شود که مشخص نیست آیا ایشان خود را در تمامی زمینه ها صاحب نظر می دانند و یا اساسا به نظر کارشناسی اعتقادی دارند یا خیر؟ همچنین آیا ایشان اساسا به مساله ی گردش اطلاعات و لزوم شفافیت اقتصادی اعتقاد دارند؟ چرا امام جمعه ی مشهد در طول سالیان طولانی هیچ اشاره ای به عدم وجود شفافیت لازم در مجموعه ی آستانقدس و شرکت های زیر مجموعه آن نداشته اند؟
    ایشان که خود را ملزم می داند نسبت به هر مساله ی مرتبط و غیر مرتبطی از منبر رسول الله و در حریم امام رضا اظهار نظر کند پس چرا تا کنون در مقابل قراردادهای کلان عمرانی آستانقدس با یکی از بزرگترین بدهکاران بانکی کشور در پروژه ی “مشهد مال” و تخریب گسترده ی باغات آستانقدس و تغییر کاربری آنها برای پروژه ی جهان مال سکوت کرده است؟ آیا همکاری غیر قانونی شهرداری مشهد با آستانقدس رضوی برای تغییر کاربری اراضی کشاورزی، ایشان را دلواپس نکرده است؟
    آیا فعالیت پنج ساله ی شرکت “پدیده شاندیز” به صورت غیرقانونی و به باد دادن سرمایه های مردم ایشان را نگران نکرده است؟ آیا فعالیت داماد یکی از مسوولین استان در راس قرض الحسنه ی ثامن الحجج و نابود کردن دارایی مردم بدون داشتن مجوز قانونی در طول این سالها برای ایشان گران تمام نشده است؟
    اواخر اردیبهشت امسال بود که طرح تحقیق و تفحص از شهرداری مشهد توسط چند تن از اعضای شورای شهر مشهد تقدیم هیات رئیسه شد. «جواد ستاری» عضو شورای شهر مشهد در همان زمان هدف از این تحقیق و تفحص را بررسی عملکرد تمام بخش‌های حوزه ی شهرداری مشهد از جمله بازرسی، مشاوران، رییس حوزه و سایر بخش‌ها دانسته بود. درست چند روز پس از این خبر منابع اطلاع رسانی از خروج طرح تحقیق و تفحص از شهرداری مشهد به علت پس گرفتن چند امضای اعضای شورا خبر دادند.
    همان زمان شایعاتی مبنی بر فشارهای خارجی بر اعضای شورای شهر برای پس گرفتن امضاهای طرح تحقیق و تفحص وجود داشت اما برخی از اعضای امضا کننده، به نتیجه نرسیدن طرح و ایجاد تشنج را عامل پس گرفتن امضای خود اعلام کردند. اما تصویری که به تازگی در اختیار انصاف نیوز قرار گرفته است احتمالات جدیدی را در باره ی علت خارج شدن طرح تحقیق و تفحص از دستور کار شورای شهر مطرح می کند.
    این تصویر که از تلفن همراه یکی از اعضای امضا کننده ی شورای شهر مشهد برداشت شده است نشان دهنده ی پیامک یکی دیگر از اعضای شورای شهر به افراد امضا کننده ی تحقیق و تفحص است. متن این پیامک به این شرح است: «سلام. به دستور حاج آقا طرح منتفی است. اگر دوست داشتید امضا را پس بگیریم».
    شهرداری مشهد یکی از پایگاههای اصلی جریان موسوم به «جبهه پایداری» در کشور است که فعالیت آن در سالهای اخیر به آن میزان اعتراض بر انگیز بوده که حتی شورای شهر همسو با شهرداری نیز در موارد متعددی به مجموعه ی شهرداری اعتراض کرده است. واگذار کردن ساختمان های شهرداری به مشاوران غیر بومی، تخلفات سازمان اتوبوس رانی و بخشودگی های خاص عوارض، از جمله اقدامات شهرداری مشهد با شائبه های سیاسی است.
    حال پرسش این است که آیا شورای شهر مشهد را «حاج آقا» (علم الهدا) اداره می کند؟ آیا امام جمعه ی مشهد نسبت به این تخلفات و این رویدادها بی تفاوت است؟ آیا مسوولین استان خراسان و شهر مشهد در مورد هویت «حاج آقا» و میزان تاثیر وی بر شورای شهر و احتمالا دیگر نهادها مطلع اند؟ آیا مسوولین حاضر به توضیح درباره ی این مساله هستند؟
    نقل از “انصاف نیوز”

     
  56. سید مرتضی
    9:09 ق.ظ / سپتامبر 12, 2016
    احسنت جناب پدرام ،به نکته اخلاقی درستی اشاره کردی.البته من هم با ادبیات و طرز تفکر آقای جنتی مخالفم اما نقد و ایراد یک شخص این نیست که مشکلات جسمی یا بیماری او را دستمایه طنز بی خردانه قرار دهیم .
    ………..
    بقول زنده یاد عشقی…ای از جلو پریده تا درعقب نمانی!ای شیخ مامقانی!یعنی منظور منو نفهمیدی سید بی تشدید؟ باید متاسفانه بگویم که هاشور کردن یک کلمه تا حدود زیادی باعث این //////////// می تواند باشد.ولی مگر همین پسریکه جناب نوریزاد مثال زده پسر آن پدر نیست؟

     
  57. پدرام
    3:37 ق.ظ / سپتامبر 12, 2016
    یک بابایی به اسم مزدک ۱ خواسته با ‌نمکی بکند و کامنت گذاشته ” که جنتی آلزایمر داره و قادر به مناظره نیست…”. اینجانب باید بگویم که واقعا باعث تأسّف است که هنوز هم بعضی‌‌ها بیماریهایی مثل آلزایمر و مشکلاتی نظیر نقص عضو یا مثلا لکنت زبان و اینجور مسائل پزشکی‌ را به عنوان متلک و طعنه در صحبت‌هایشان می‌‌آورند و آنهم برای خنداندن مخاطبانشان. و این بسیار رفتار زننده و غیر قابل توجیهی‌ ‌ست. و البته از سوی کسانی‌ هم که از این مزه پرانی‌های سخیف به وجد می‌‌آیند و میخندند قابل قبول نیست و حاکی از ناپختگی شخصیت آنهاست. جالب آنجاست که اون بابای خوشمزه متلک پران خیلی‌ هم اهل بحث و گفتگو و اظهار نظر در همه مسائل است ولی‌ عقلش قد نمیدهد که در میان خوانندگان این مطالب کسانی هم هستند که واقعا و نه‌ من باب مزاح درگیر مشکلاتی چون بیماری آلزایمر در خانواده‌هایشان هستند .و آدم فهمیده و روشنفکر باید عقلش برسد که بیماری و مشکلات جسمی‌ و روانی‌ نباید سوژه خنده دیگران قرار گیرد حتا اگر ۹۹ در صد مردم هم هنوز اینگونه رفتار میکنند شما که خودرا فهمیده و عقل کّل میدانی‌ کمی‌ به خودت زحمت بده و این مطلب را درک کن.
    …………..
    پدرام گرامی من این حرف را جدی گفتم و نه بخاطر توهین و یا تمسخر و مزاح و خود شیرینی! جنتی بعلت کهولت و سن بالا فراموشکار و دارای لرزش است.اگر شما به موضوع مقاله شاگرد منتظری مراجعه کنید ایشان خواستار دوئل در موضوعات فقهی با جنتی است.منهم نوشتم که جنتی آلزایمر دارند. منظور من این بود که چنین بحث و جدلی با او بیهوده است.این چه ربطی به مزاح و دست انداختن بیماران و یا کسانی با لکنت زبان …دارد؟شما با این دید منفی می توانید همه چیز به همه چیز ربط دهید هموطن!

     
    • مزدک عزیز
      حرف شما درست نیست ، چون بعد از این هر کس جرمش را تقصیر آلزهایمر می اندازد َ، نخیر حاج جنتی در حداکثر هوش اند ،و همیشه بوده اند ، از کوزه تراود هر آنچه در اوست .

       
      • انسان گرامی من با شما موافق نیستم .جنتی بعلت کهولت سن بیماری آلزیمر دارند و نشانه های این بیماری سالهاست که در ایشان هست.در سن بالای 80 در صد بالائی بیش از 20% از انسانها به چنین بیماریهائی مبتلا می شوند.ولی همین در صد در سنین 60 تا 65 سال چیزی نزدیک به 1% است.سن جنتی 90 سال است و دراین سن درصد بسیار بالائی به بیماریهای فراموشی دچار می شوند که مهمترین آنها آلزیمر است.در کشورهای متمدن به محض ظهور نشانه های این بیماری در شخص و بخصوص بعلت اینکه در اوایل تشخیص این بیماری با فراموشی در رابطه با سن بالا مشکل است بهمین دلیل مهم ترین وظیفه پزشک کم کردن و از بین بردن ریسک ضربه خوردن و یا ضربه زدن شخص بخود و به اطرافیان است.مثلا تصمیم در مورد راننده گی و یا داشتن مسؤلیتهای مهم و … است.ولی می بینیم که شخصی مثل جنتی براحتی با این کهولت سن مسؤل مرگ و زندگی انسانهاست!بهمین جهت در بیشتر کشورها سن بازنشسته گی برای از بین بردن چنین ریسکهایی زیر 70 سال است.مسلما کسانی هستند که تا سن 70 سالگی هم فعالند و کار می کنند ولی تقریبا همه باز نشسته اند و گاهی با مسؤلیت خود و کار فرما و آنهم محدود کار می کنند!

         
  58. آقای نوریزاد…به قسمت اول نوشتۀ شما معترضم. چگونه شما چنین واقعۀ ناگوار و غمناکِ قربانی کردن بی دلیل میلیونها گوسفند را به عنوان عید به مسلمانان تبریک میگوئید؟ حتی حیوانات درنده نیز تا آنجائی که شکمشان سیرشود شکار میکنند. ولی مسلمانان طی حج بدون دلیل و به بهانه های واهی گوسفندان زبان بسته را میکشند و آن هم با چه وضع فجیعی! من به کشتار بی دلیل این حیوانات بی پناه بشدت اعتراض دارم و واقعۀ قربان را نه عید بلکه جنایت سازمان یافتۀ مسلمانان بر علیه این حیوانات بشمار میآورم. تاکنون هیچ تاریخدانی نتوانسته وجود ابراهیم را به اثبات برساند. اصلاً و ابداً همچه فردی وجود خارجی نداشته است. آن از افسانۀ ابراهیم در عهد عتیق که در مصر ///////////////////////////////////////////////////////و این از قرآن که همان ابراهیم را پایه گذار کعبه وانمود کرده و به تناقض گوئی میپردازد. آیا وقت آن نرسیده تا به این افسانه های بی پایه و اساس پایان داده و به بیداری مسلمانان ناآگاه کمک کنیم؟ چنین است وظیفۀ تاریخی ما. (آقا لطفاً سانسور نکنید)

    ——————

    دوست گرامی
    همه ی باورمندان برای خود مراسمی و عیدی دارند. کشتار گوسفند، کشتاری تاریخی است و ربطی به مسلمین ندارد. ذات قربانی گوسفند در مراسم حج به این باز می گردد که ثروتمندانی که استحقاق رفتن به مکه و بجای آوردن مراسم حج را دارند، به مستمندان کمک کنند. داستان ابراهیم چه درست و چه متناقض، یکی از باورهای حتمی مسلمین است. و هیچ ایرادی نیز ندارد. مثل کسانی که بت می پرستند. تا اینجا هیچ ایرادی در کار نیست. ایرادها از آنجا پای می گیرند که همین باورها به صحنه آیند و جولان بطلبند و برای مردم خط و نشان بکشند. به باور مردم- هرچه هست- تا زمانی که در خود آنها – و نه در جوامع شان – جولان می دهد احترام بگذاریم.
    با احترام

    .

     
    • آقای کبیری ، در این مورد با شما موافقم . در مکه گوشت گوسفند یا شتر قربانی را نه فقط استفاده نمی کنند بلکه لاشه هارا در جائی دفن می کنند یعنی هدف ؛کار خیر نیست . در کشورهای دیگر اسلامی هم از جمله ایران ، حاجی ها و پولدارها ، قسمت مرغوب گوشت را به دوست و آشنا ی خودمی دهند و یک کیلو پیه و چربی و استخوان را به نام کار نیک !! به فقرا ؛ به تصور رزرو جائی در بهشت !! آخراین کشتار مسرت بخش !! چه مشکلی از فقر گسترده که باید زیر بنائی برطرف بشود حل می کند ؟؟ اصلا این ذبح شرعی خودش یکنوع شکنجه است برای حیوان . می گویند وقتی چاقو را چند بار روی گلوی حیوان بکشند ،آدرنالین خونش بالا میرود و گوشتش لذیذ تر می شود . خود خواهی و شکم پرستی این انسان دو پا را ببینید!!! عجب عشقی دارد این اسلام به خون گرم و تازه انسان و حیوان و شکنجه !!! آقای نوریزاد عزیز ، بت پرستی فقط یک ایده است و کسی را آزار و شکنجه نمی دهد اما کشتن هزاران حیوان ترسان در یک روز با چاقوی سلاخی به صرف یک اعتقاد و افسانه مسخره ، عیدیست برای خرافات و ماتمی برای آنها که ذبح دردناک و بیرحمانه اسلامی را ، شکنجه ای در حد دارزدن انسانها با جرثقیل و طناب دار می دانند . میدانید که اول گردن اعدامی می شکند و بعد خفه میشود . ببینید چه لذتی می برند قصابها و تماشاگران از جهش خون از گلوی حیوانی که زیر دست و پای آدمی قلدر، دست و پا می زند .

       
    • این چه حرفیست عزیز
      یعنی شما قرمه سبزی نمیخوری
      شاید روزی بیاید که آیندگان به اخلاق دیگری دست یابند و گیاه خوار شوند و نسل ما را به خاطر خوردن گوشت گاو و مرغ و ماهی سرزنش کنند ”
      آیا چنینین قضاوتی را منصفانه میدانید ‘
      به داستان عربستان و اینکه این مراسم به چه نحو برگذار میشود ککاری ندارم ‘ ولی در ایران حتی یک گرم از این گوشت هدر نمیرود ‘
      در ضمن داستان ابراهیم برای بنده یکی از عمیقترین و پر ملات ترین داستانهای تاریخ بشریست .
      آنچه بنده اینجا میآورم نتیجه تجربه شخصی بنده است .
      من این داستان را به این گونه میفهمم ” برای فهم مطلب من شما اول خدا را با حق یکی بگیر و بشنو داستان مرا ”””””””
      تصور کن که خودت یکی از مرزبانان ایرانی ‘ عده‌ای میخواهند هروئین به کشورت قاچاق کنند ‘ به وسیله پیام آورانشان به تو پیشنهاد و تهدیدی عرضه میکنند ” یا با ما همراهی کن و از مال دنیا بی نیاز شو و یا ما زن و فرزندانت را قتل و عام میکنیم ” تو میدانی که در صورت قبول این پیشنهاد هزاران جوان به خاک سیاه مینشینند ”
      اینجا باید تصمیمی گرفته شود ”
      اگر همه عافیت طلبی پیشه کنند و از بیم جان فرزندشان و یا آنچه برای آنان عزیز است ” نگذرند ” مافیا حاکم میشود ” این دقیقاً همان اتفاقیست که در کشور ما رخ داد ” مافیای مذهبی توانست حاکم شود ‘ چرا که عده کسانی که حاضر بودند بهای آزادی را بپردازند به هر دلیل ‘ کفایت نکرد و عده‌ای چماق بدست با حکمی که فقها به آنها داده بودند توانستند خون ملتی را در شیشه کنند ” علت تداوم حکومت این ناکسان همان کسانی هستند که به هر دلیل حاضرند بکشند و یا کشته شوند ‘
      و جالب اینجاست که آنها همین احساس را دلیل حقانیت خود میدانند ” چرا که تصور میکنند که این خداست که به آنها این شجاعت را عطا کرده ‘ ””””
      هیچ جماعتی بیشتر از داعش و طالبان اعصاب این آقایان را بر هم نمیریزد ” علت آن هم واضح است ‘ وقتی آنها میبینند جماعتی که از نظر آنها صد در صد باطل است ولی همچنان حاضر است از جان خود بگذرد ”این شبه را دامن میزند که اگر شجاعت و گذشت ما از خداست پس شجاعت و گذشت آنها از کیست ‘ این قوت قلب آنها از کجاست که حاضرند از جان خود بگذرند ” البته جواب آن واضح است ” همانطور که در علم قدرتی نهفته است در جهل هم ‘ البته به خواست خدا ‘ قدرتی نهفته است ” سپس این سوال پیش می آید که حالا از کجا معلوم که ما حقیم و آنها باطل ‘ از اینجا به بعد معلوم میشود که به صرف داشتن شجاعت و از خود گذشتگی نمیتوان خود را بر حق دانست
      از اینجا به بعد باید به دنبال روشهای فلسفی و عقیدتی رفت ”””” باری عرضه بنده این است که در داستان ابراهیم سوال اصلی این است که ما برای استقرار حق حاضریم چه بهایی را بپردازیم

       
  59. ممنون جناب نوري زاد
    دليل نظرم اينه كه تابحال در تاريخ پر فراز ونشيب مملكتمون بودند حاكمان و افراد لايق كه به دليل نبود آگاهي جامعه تاثير گذاريشون آنطوركه بايد و شايد نبوده مثلا مصدق با اون همه كارداني و ميهن دوستي به علت نا آگاهي عوام تنها ميمونه يك روز ملت باهاشن فردا ميشن عليهش و زير بيرق شعبون بيمخ جمع ميشن يا امير كبير،و…اگر هم جايي بوده كه مملكت پيشرفت كرده از روي آگاهي و خواسته ملت نبوده مثلا رضاخان اومده و جاي يك ملت تصميم گرفته حالا اين تصميم به علت نبوغ و وطن دوستيش تصميم درستي بوده و باعث اعتلا شده واگر جايي هم اشتباه كرده آگاهي پايين مردم نتونسته جلوي اشتباه شاه رو بگيره،تنها راه پيشرفت و درست شدن اوضاع بالا رفتن آگاهي يك ملته ،وقتي آگاهي پايينه افراد نالايق خيلي راحت پست كيليدي ميگيرن و باعث زوال تو جامعه ميشه اين پسرفت خودش باعث عدم اطمينان درسته!مردم به مسيولين ميشه و همين باعث ميشه ما ايرانيها توي همه امور كارشناس بشيم از فوتبال تا سياست و اقتصاد همه رو صاحب نظريم!قبلا برام سوال بود چرا مثلامردم آمريكا يا اروپا توي مسيله اي مثل برجام اطلاعات كمي دارند؟
    به اين نتيجه رسيدم كه اونا به سياست مداراشون اطمينان دارند!اونا ميدونند و مطمينند به كري!به اشتون يا به فابيوس!!!
    ولي ما نه !
    اونا مطمينند آدمها توي پست هايي كه قرار دارند بهترينهاي جامعشونند ولي ما ميدونيم اغلب پستها رو روابط به افراد ميرسه،
    آگاهي توده ملت باعث ميشه بدونيم دقيقا چي ميخوايم،ميدونيم كجا بايد اعتراض كرد و كجا بايد حمايت كرد خيلي حرف زياده و از حوصله شما خارج و خيليهاشم تكرار مكرراته اميدوارم هر كجا هستيدمزين باشيد به ايمان انديشه و شادابي .

     
    • دوست گرامی
      در مورد مصدق متاسفانه تاریخ گونه دیگری قضاوت می کند.
      وی مرتکب اشتباهات نابخشودنی شد و فضای سیاسی ایران را به شدت مسموم کرد.
      من هم قبل ها فکر می کردم مصدق چه مرد بزرگی بود لیکن متوجه شدم این یک تصور باطل است و بدون مطالعه و تحت تاثیر القایات توده ای ها. اکنون با کنکاش در تاریخ متوجه خطا ها و کج روی ها و کج سلیقگی های وی شده ام. مایل بودید بیش از این در خدمت خواهم بود.

       
      • میدانی‌ اگر مصدق نبود، چیزی هم از انگیزه و غرور ملی‌ و خودباوری که بنیادیترین فاکتور‌های ضروری برای آن زمان بودند وجود خارجی نداشتند و روس‌ها ما را بلعیده بودند یا غربی‌ها ما را تجزیه کرده بودند، علی‌ میرفطروس از این مهملات زیاد بافته تا وزن کتاب بفرموده را در ترازوی صله گذاشته باشد. مگر لازمه سلطنت طلب بودن له‌ کردن مفاخر ملی‌ هست؟

         
      • ساسانم گرامی متاسفانه شما هیچ اطلاعی از تاریخ ایران دردوران سلطنت محمد رضا پهلوی نداری و فقط به نوشته افراد مغرضی که در باره دکتر مصدق قلمی کرده اند دسترسی داشتی لا اقل عذر خواهی سی ای ا را که باید شنیده یا حوانده باشی بزرگش نخوتتد اهل خرد که نام بزرگان به زشتی برد

         
  60. سارا از فرانکفورت

    سلام و درود به آقای سید مرتضی
    من بازهم تکرار می کنم. من هنوز منتظر جواب سوال خودم هستم. پرسیده بودم: این درسته که در عصر پیغمبر مردان مسلمان، زنان اسیر و کنیزان خودشان را اجاره می دادند به مردان دیگر و پول می گرفتند. زن اسیر یا کنیز را برای همبستری به مردان دیگر اجازه یا کرایه می دادند؟ این درسته؟

     
    • سارا خانم آقا سید مرتضی رفته گل بچینه…
      ——————–

      از سید مرتضی:
      اولا” شما سارا نیستین و کوکب هستی!
      دوما” سئوال شما برای رفع ابهام نیست(دارید احکام نورانی اسلام را تخطئه میکنید)!
      سوما” بنقل از قال الصادق و باقر و… این افراد مسلمان نبوده اند و خودشان را در بین مسلمانان جا زده بودند!
      تازه اگر هم بوده اند حتما” حکمتی در آن هست که هنوز علوم به آن دست نیافته اند و وقتی امام دوازدهم از چاه جمکران بیرون آمدند، حکمت و فلسفه اش را ارائه خواهند داد!ا
      چهارما” شما که متخصص بیهوشی نیستید چرا این سئوال را میکنید!
      پنجما” کرایه و خرید و فروش میکرده اند که میکرده اند به شما چه؟ الله بیشتر میداند یا شما!؟

      ششما” کاری نکن اون روی … بالا بیاید و از این حرفها بهت بزنم :

      سید مرتضی
      6:32 ب.ظ / سپتامبر 11, 2016

      تو رو خدا بیاید وبلاگ مرا بخوانید! التماستون می کنم ! گردنم کج! این تن بمیره بیاید دیگه! آخه من اونجا چیزایی می نویسم و کسی با وجود میلیاردها سایت به وبلاگ منزوی من اعتنایی نمی کنه! برای همین هم میام سایت نوریزاد و برخی از آن مطالب عمیق و محققانه را اینجا با صافی های فیلتر نوریزاد مطرح می کنم! برای همینه که بارها با گردنی کج گفته ام بابا به سایت سخن روز منم سری بزنید دیگه بی انصافها!
      (علی کبیری با گردنی کج در سایت نوریزاد)
      ————————————
      دیدی که! من تخصصم همین ادبیات هست که میبینی حتی نوری زاد هم، از ترسش نمیتونه یک کلام از حرفهای منو هاشوری کنه.

      هفتما” این کارها(کرایه دادن دختران) کار و حرفه ذاتی //// منتها با عناوینی دیگر. بروید مشهد و ببنینید(صیغه های ساعتی) خب ////خرج و برگ //// الان دیگه مردم خمس و ذکات نمیدهند بالاخره باید خرج/////. باور کنید اگه قوانین حقوق بشری دست و پایمان را نمیگرفتند الان هم از این کارها(کرایه دادن دختران) میکردیم و شما میبینید که برادران مسلمان داعشی ما دارند به همین احکام نورانی با فراغ بال عمل میکنند. خدا بگم چیکار کنه این کاغذپاره های حقوق بشری را…آندرستند! پس دیگه پارازیت نندازید و بدانید که ما در سال 57 ایران و ایرانی را به غنیمت و اسیری گرفته ایم و هر کاری که اسلام و احکام نورانیش بگه برای رضای الله انجام میدیم.

       
    • سارا خانم، اگر هیچ چیزی هم جز طرح همین پرسش ننویسی، ضمن اینکه به سهم خود هم از سماجت شما تقدیر می‌‌کنم، می‌‌گویم لطفاً رو تکرار پافشاری کن، ولو که این دانشمند رشتهٔ خودش،جواب ندهد. تا بخواهی بزنگاه هست که راه گریزی نیست.

       

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

88 queries in 3354 seconds.