سر تیتر خبرها
این پنج نفر

این پنج نفر

داستان این پنج نفر، همان است که: یکی، لقمه ای می خورد و لقمه های دیگر را در میان خویشان خویش می گرداند و همگانِ مجلس تماشا می کردند. کمی که گذشت، چند نفر از خاصّان مجلس، محل اختفای لقمه ها را دریافتند. هم خود خوردند، و هم در میان خویشان خویش گرداندند. تماشاگران اما همچنان کارشان تماشا بود.

محمد نوری زاد

هفت مرداد نود و پنج – تهران
Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

35 نظر

  1. پاشا در تهران

    سلام.
    من اذری هستم و ترک نیستم.
    امیدوارم احمیت این موضوع را برای من درک کنید.
    من عاشق مردم فارس یونانی و ایتالیای و هندی هستم چون با انها از یکریشه هستم امید وارم درک کنید که من بدون ریشه زنده نخواهم ماند

     
  2. اقای نوریزاد ای کاش یک ذره از صداقتی که شما دارید اقای مهدی خزعلی داشتند .ایشان ادم متقلب و مزوری می باشد اخوندزاده اخوند شود گر چه با ادمی بزرگ شود

     
  3. با سلام آقای نوری زاد – این روزها بحث هواداری و یا بحث پیوستن فرزندتان به یک گروه جنایتکار و منحرف که موصوف به منافقین است ! در آیه 145 سوره نساء در قرآن کریم ” ان المنافقین فی الدرک الاسفل من النار” که به معنای آن است که منافقین در پایین ترین سطح و در انتهای ” جهنم ” جای دارند و در بعضی موارد نیز آمده که شخص منافق خطرش برای اسلام از کافر بدتر است . اما در کشور کنونی ایران در بین مردم یک نفاق اخلاقی داریم که نشانه های آن دروغگویی ، خلف وعده و خیانت در امانت بوده که این نفاقِ اخلاقی بیشتر خودِ فرد و اطرافیان را گرفتار انحراف می کند و یکی نفاقِ سیاسی در بینِ مسئولین نظام و حکام حکومتی داریم که این نفاق سیاسی بخش زیادی از جامعه اسلامی را دچار انحراف میکند ! جنابعالی بسیار عالی در پاراگرافِ دوم متنِ فوق ، نفاق و منافق را توصیف نموده اید . جنابعالی بفرمایید که آینده و نهایت این نفاقِ ” برشمرده در جامعه اسلامی کنونی در پاراگراف دوم ، چگونه خواهد بود ؟

    —————-

    سلام مناهی گرامی
    آینده را مردمان همین امروز می سازند. اگر بنشینند و تماشا بفرمایند، سکانداران، کشتیِ آینده را در ساحلی که خود می خواهند پهلو خواهند داد. پس، آینده را ما می سازیم. اگر که نخواهیم تماشاگر باشیم.
    با احترام

     
  4. امید ربانی فر

    لاریجانی ها

    علي لاريجاني – رییس قوه مقننه
    صادق لاريجاني – رییس قوه قضاییه
    دكتر جواد لاريجاني – معاون سابق وزارت امور خارجه
    دکتر باقر لاریجانی – رییس دانشگاه علوم پزشکی تهران

    و اما دکتر باقر لاریجانی عزیز و نخبه ی جهانی

    و حالا یک حساب کتاب ساده فقط از یکی از این برادران (دکتر باقر
    لاریجانی)رییس دانشگاه

    متولد سال 1340
    سال ورود به دانشگاه سال 1358
    سال خروج را اگر بعد از 7 سال درنظر بگیریم می شود سال 1365
    دو سال گذراندن طرح بعد از پزشکی عمومی و پایان طرح 1367
    بلافاصله شروع تخصص 1367
    پایان دوره تخصصی 1371
    و پس از گذراندن طرح تخصص اگر کم کنیم و 2 سال فرض کنیم 1373
    بلافاصله شروع مقطع فوق تخصص غدد و متابولیسم 1373
    اگر نابغه هم باشه سال2 ساله تموم می کنه 1375
    فارغ از اینکه همه سالهای تحصیلی را پشت سرهم قرار دهیم و همه کنکور ها را
    قبول شود
    به محاسبه ادامه می دهیم

    از سال 1375 تا 1390 میشود 15 سال
    با توجه به اینکه ایشان به خاطر 263 مقاله آی اس آی در این 15 سال دانشمند
    برتر در دنیا شناخته
    شده است به محاسبه ادامه می دهیم

    هفت روز هفته داریم

    ایشان 3 روز در هفته از ساعت 4 بعد از ظهر تا 1 شب در مطب شخصی هستند
    اگر فرض کنیم با توجه به اینکه پست های مهم دولتی ایشان از جمله معاون ومشاور
    وزیر بهداشت بودند
    وسالها مشغول تدریس در دانشگاه
    و سالهای اخیر رییس دانشگاه علوم پزشکی که تقریبا آدم را از زندگی ساقط می کنه
    تنها صبح های روزهایی که مطب تشریف دارند را پر کند یعنی فول تایم 3 روز پر است

    می ماند 4 روز دیگر
    اگر شبانه روز 4 ساعت بخوابد
    و 2 ساعت برای همسر و فرزندان وقت بگذارد
    و 3تا نیم ساعت نهار و نماز
    جمعه ها هم مهمانی نرود و مهمان راه ندهد
    تفریخ نکند و فقط تراکتوری مقاله اونم آی اس آی بنویسد
    می شود 16.5 ساعت در روز مطالعه البته 4 روز در هفته

    می ماند 66ساعت در هفته و 264 ساعت در ماه و3168 ساعت در سال

    اگر 15 سال تراکتوری فقط وفقط مقاله اونم آی اس آی نوشته باشه
    می شود 15 ضربدر 3168 ساعت زمان فول تایم
    می شود 47520 ساعت که اگر این تعداد ساعات رو که یعنی همه عمرش می شه
    تقسیم شود بر 263 مقاله

    تقریبا می شود 180 ساعت برای هر مقاله اونم آی اس آی
    که اگر تقسیم شود بر مدت زمان مطالعه روزانه اش که گفتیم روزی 16.5 ساعت است

    با توجه به اینکه توالت رفتناش و حذف کنیم و مریض نشود و خرید نرود و لباس های
    15 سال پیشش را بپوشد
    و همه کارهای خانه را همسرش یعنی دختر آیت الله آملی انجام بدهد
    عیدها و تمامی مراسم های محرم و سفر و نوروز و …. را هم حذف کنیم
    وتنها ایشون تراکتور منشانه فقط و فقط مقاله آی اس آی بنویسند

    و اگر فرض کنیم غربی ها آی کیو شون در حد ماکارونی است که مقالات آی س آی آنها
    گاه چندین سال طول می کشد

    هر مقاله آی اس آی که جناب دکتر لاریجانی می نویسند می شود 10 روز
    یعنی بدو بدو مقاله آی اس آی بدم تنها در 10 روز اونم تو زمینه پزشکی

    با توجه به اینکه کاملا منطقی به نظر می رسه و هیچ کجای کار ایراد نداره
    ما به تو افتخار می کنیم

    سر زد از افق مهر خاوران
    فروغ دیده ی حق باوران

     
    • در دوران انقلاب فرهنگی، ۱۳۵۹-۱۳۶۲دانشکده های پزشکی بسته بودند و دانشجویان سال پایین پزشکی معمولا در دبیرستانها و مدرسه های راهنمایی، درس می دادند. بنابراین ایشان در آن سه سال، دانشگاه نمی رفته است. همچنین، ایشان در سال ۱۳۶۹ که هنوز رزیدنت پزشکی داخلی بوده، در دانشگاههای دیگر، اخلاق پزشکی درس می داده!
      خلاصه اینکه محاسباتتان بسیار خوشبینانه است.
      راستی! طرح نیروی انسانی برای پزشکان معمولی است و نه ایشان!

       
  5. درودبرشما.
    نوریزادعزیزنمیخواهم ازشمایک سوپرمن خیالی ویا اسطوره مافوق تخیلات انسانی بسازم.
    ولی به انسانیت سوگندبی انصافی است اگر از یک آیتم مهم از آیتمهای مثبتت چیزی نگوئیم من خودم بعنوان یک شهروند ایرانی وظیفه انسانی واخلاقی خودمیدانم که ازاین همه تواضع وفروتنی شماکه اینچنین درپاسخ هرشخصی که ازگذشته سوال میکندوشما خیلی متواضع خودرامقصردانسته وبسیارجوانمردانه عذرخواهی میکنیدتشکرکنم.
    شمابااین حرکت الگویی مناسب شده ایدباتوجه به اینکه دستهای نازنینتان به خون هیچ انسانی آلوده نشده بازهم ازانتقادهای دوستان که عمدتا مطالب نوشتاری و سخنرانی های گذشته شمارا دربر میگیرد انتقادپذیرهستیدوخاضعانه میپذیرید چه بسا کسانی نه کم بل خیلی زیاد هستندوهمه آنهارامیشناسندکه دستانشان به خون هزاران انسان بیگناه آلوده شده ولی شهامت یک عذرخواهی ساده راندارند.
    امیدوارم این حرکت زیبای شما)بزرگمرد نازنین ودوست داشتنی ایران زمین(نمادوالگویی باشد برای آنان که یک عذرخواهی میتوانددل خیلیها راشادکند.
    چه بسا من شخصا دیده ام خانواده هایی که داغدارجوانان بیگناهشان هستند ولی چه زیبا میگویند که)بخشیدیم ولی فراموش نمیکنیم( چقدر قشنگ و بزرگوارانه است چنین حرکتهای انسانی و شرافتمندانه آنان.
    نوریزاد دوستت داریم چون بابت همین عذرخواهی ها هم میدانم ومیدانیم که چه هزینه هایی داده ومیدهی میدانم که خودت به تنهایی نه که خانواده شرافتمندو نجیبت هم آماج عقده قرارگرفته اند.
    بازمیگویم که خیلی باشرفی.

     
  6. ترک هستم
    1:29 ق.ظ / جولای 28, 2016
    باسلام خدمت استاد عزیز
    حتما درجریان اتفاقات اخیر تبریز هستید توهین هرزنامه طرح نو به مدیرمسولیه اقای محمدرضا ربانی که فارغ التحصیل علوم سیاسی ازتهران است باعث سو استفاده گروههای تجزیه طلب وتلوزیون gunazشده است .این اقای ربانی که قبلا هفته نامه طرح نو را تهیه وتوزیع میکرد مدیر مسول این روزنامه وبه همراه همسرشان همه کاره این روزنامه است وتمام مطالب را خودشان بااسامی مستعار می نویسند .لازم به ذکراست اکثردکه های روزنامه فروشی درتبریز از پخش این هفته نامه سابق وروزنامه فعلی امتناع کرده ومی کنند این فرد وابسته به یک ارگان خاص است که بودجه ان راتامین می کنند .بحث توهین به ملت تورک که از شاهنامه اقتباص شده وانها را کمتر از زن معرفی کرده به نظر بنده باهماهنگی صورت گرفته که اولا اهداف کسانی راکه ایران را بعداز اسلام قبول دارند محقق می کند که نشان دهد.دوما ازبین بردن تاریخ وهویت ایران باستان وبه خصوص شاهنامه فردوسی می باشد چون این شاهنامه وتخت جمشید خاریست بر چشمان بعضی ها.سوما این قضیه باعث ایجاد تظاهرات شده وافراد پان ترک ناشناس برای سیستم امنیتی شناسایی شده ودر آرشیو انها قرار می گیرند متاسفانه بحث پان ترکی درتبریز در طیف فقیر نشین وحاشیه نشین تبریز فعال است مثل خیابان ا رم و42متری که اکثرا کارگر نشین هستند ومیانگین این فریب خوردگان پان ترک زیر 30سال وبدون معلومات هستند .درقسمت مرفه نشین تبریز بحث پان ترکی وجود ندارد واکثرا اصلاح طلب می باشند که این تقسیم بندی هم سیاست سیستم امنیتی است که نتیجه ان رادر انتخابات 88تبریز دیدیم که درتبریز هیچ تظاهرات جدی صورت نگرفت وهمه عنوان می کردند که این مورد به فارسها است وبه ما ربطی ندارد.با این حال ایکاش جوانان ما کمی اگاه بوده ودردام این سیاست بازی ها نیفتند.شرمنده که سرتان را درد اوردم فقط یه خواهشی دارم لطفا صورت ماه دکتر ملکی رو ازطرف من ببوسید وسلام مخصوص من را تقدیم ایشان کنید.به امیددیدار.پاینده ایران
    …………………………………..
    هموطن ترک گرامی باور کنید از نظر ژنتیکی نژاد بی معنی است. این فرقه و قوم و قبیله گرائی تنها آب به اسیاب استبداد می ریزد.گونار تی .وی را برادران سپاهی مثل بسیاری از کانالهای دیگر که جز نفرت و کینه پراکندن بین مردم کاری ندارند اداره می کنند.کل جریانات پان ترکی را سپاه و اطلاعات ترکیه رهبری می کنند و هدف هم کاملا مشخص است.ترساندن مخالفان .مهمترین مشکل ما درایران استبداد و نبود آزادی و نادیده گرفتن حقوق شهروندیست نه ترک و کرد و فارس.هر جریانیکه تفاوتهای قومی را در ایران برجسته کند مشکوک است و بر ضد حقوق شهروندیست.

     
  7. . آیا برای پیشنهاد هر جمعه بسوی زیارتگاه شهرستان خود پیشقدم میشوید .اگر استراتژی مخالفان وضع موجود رشد نیروی معترض به حاکمیت غاصبانه تا میلیونی شدنش است باید هزینه و هراس پیوستن را کاهش دهیم. با حرکت بسوی زیارتگاه میتوان زمینه امن تری فراهم کرد تا اقشار محافظه کار در پیوستن به آن کمتر هراسناک باشند.
    …………………………………………………..
    بسوی زیارتگاه شهر!بزرگان و پیشقراولان روشنگری در اروپا هر چند که خود مسیحی بودند تمام سعی خود را می کردند که نه تنها از مذهب علمی برای مبارزه با استبداد نسازند بلکه حتی در نوشته های خود نیز از عبارات مذهبی پرهیز می کردند.ولی جامعه اسلام زده ما را مردمی دینخو بار اورده که در هر قدم و حرکت و یا سخنی باید پای خرافات دینی را پیش بکشیم.جناب فتاح تازه همین امامزادها اگر هم درست باشند ///// با زور و فریب وارد سرزمین ایران شده اند و به زنان و دختران ایرانی تجاوزه کرده اند و مردان ایرانی را کشته اند.ا///////////.بیچاره مردمیکه روشنفکرش چنین طرز تفکری دارد!

     
  8. اما اگر در مدارس دینی (منظور مدارس دینی پاکستان و وهابیت است )
    اگر بر خلاف نظریه و فرمولهای قبلی نظر بدی و روش جدیدی را پیشنهاد بدی .
    امکان دارد به کفر و بی دینی و شاید به جای دریافت نوبل به قبرستان هم هدایت شوی ….
    ……………………………
    جناب حسن یعنی شیعه بهتر از وهابی است؟38 سال ترور و کشت و غارت و جنایت و آدمکشی///////////// حاکم بر ایران بر علیه دگراندیشان آیا کمتر از جنایات وهابیون و سایر تروریستهای اسلامی است؟نه جناب حسن//////////////// تا کنون جز کشت و کشتار و ترور و تجاوز به حقوق دگراندیشان و وحشیگری و تبعیض و کینه توزی هیچ دست آوردی برای بشریت نداشته.ادیان تک خدایی بخصوص ادیان ابراهیمی و بخصوص اسلام //////////////

     
  9. 5 دزد جنایتکار تروریست.5 قاتل بالفطره مثل بقیه دزدان و تروریستهای اسلامی حاکم.

     
  10. سلام همكاران فرهنگی:
    “بر كناري مدير هنرستان به جهت ارتباط با معلم تبعيدي در زابل”

    يكي همكاران اطلاع داده است مدير يكي از
    هنرستان هاي زابل به جهت ارتباط با علي اكبر باغاني
    فعال صنفي كه دوران تبعيد خو در شهرستان زابل
    مي گذارند به جهت رفت آمد به منزل بأغاني از طرف
    دادستان محل از پست مديريت بر كنار شده است.
    اين أولين بار نيست كه دادگاه و نيروي هاي امنيتي
    در انتخاب و عزل مديران دخالت مي كنند.از ابتداي
    انقلاب نمايندگان مجلس حق خود مي دانستند
    در انتخاب مديركل أستان و شهرستان دخالت كنند.
    1- يكي از مشكلاتي كه كيفيت آموزش را خدشه دار
    مي كند دخالت سياسي درآموزش و پرورش است
    هر گاه مدير “بله قربان گوي”بالا دست يا
    فشار هاي امنيتي و دخالت دادگاه در انتخاب
    مديران شود مديراني كه داراي درجات علمي
    وتوانايي مديريت دارند وارد اين مسئوليت
    نمي شوند
    ٢-دادستان زابل كه خود مجري قانون است
    قانون را اجرا نمي كند . و غير قانوني عمل كرده است .چون آقاي بأغاني در محل تبعيدممنوع ملاقات نيست . هر شهروند
    و همكارى اجازه دارد به ديدن او برود.
    مشكل اين جاست كه نيروي امنيتي و دادگاه از تأثير سخن بأغاني در هراس هستند.
    چون ايشان سخنور و تأثير گذار هستند.
    واقعا براي قوه قضاييه جاي تاسف دارد .از معلمي كه فقط قلم و سخنوري مي داند هراس و وحشت دارند.
    چگونه است اين آقايان در رسانه ها به به قول خودشان
    از استكبار جهاني نمي ترسند ولي از يك معلم در شهرستان دور افتاده هراس دارند.
    پيشنهاد بنده اين است همكاران هراسي به دل رَاه ندهيد
    به روابط عمومي قوه قضاييه و روابط عمومي أموزش و پرورش پيامك بزنيد اعتراض خود را نسبت به اين عمل “غير قانوني” اعلام كنيدتا مدير بر كنارشده فكر نكند تنها است .همچنين تشكل هاي صنفي
    با نماينده زابل در مجلس Khaksari902@gmail.com Samsung Galaxy ارسال شده است.

     
  11. منتظر باشیدروزی هم اینهارا بی بصیرت وفتنه خواهندخواند

     
  12. درودبرنوریزاد.
    درمملکت ما ازجنس این پنج سامورائی)برادران لاربجانی(کم نداریم البته بااندکی اختلاف سلیقه ولی یک خط ومشی واحد.
    3 سامورائی .برادران دانشجو .خسرو.فرهاد و کامران.
    ازتون خواهش میکنم ازاین دست سامورائی ها هر چقدرمیشناسید جهت اطلاع مردم آنها رو معرفی کنید ونیک میدانم که شما نه وامدار چپ هستیدونه راست.منتظرهستیم سپاس

     
  13. سید مرتضی گرامی
    سخنان شما در باره مجتهد شبستری مرا شگفت زده کرد.
    یکی از هم لباسی های شما آمده آبروی دین را حفظ کند او را منحرف می خوانید.
    شما انتظار دارید عقل سلیم را نا دیده بگیریم و هر چه در کتب الهی آمده است را بی تعبیر و تفسیر در قانون مجازات عمومی وارد کنیم؟
    ببخشید سید حکم بریدن اعضای بدن را هر کس و هر خدایی صادر کرده باشد در دور و زمانه ما دست کم نا عادلانه است.
    شما می فرمایید بنده قبول کنم کسی که میلیارد ها اختلاس کرده را زندانی می کنند و بعد مرخصی پشت مرخصی تا آزادی کامل و کسی که مال ناچیزی می دزدد را دست می برند؟ نقص عضو دایم و غیر قابل جبران؟
    تفاوت شما با داعش چیست سید بزرگوار؟
    به من نشان دهید یکی از اعمال داعش را که خلاف نص صریح قرآن باشد!
    تفاوت شما با شبستری را می توان حدس زد. شبستری فردی دنیا دیده است و در طول عمر با دانشمندان و عقلای غرب و شرق عالم نشست و برخاست داشته و چیزی از تعقل و استنتاج منطقی در یافته و به این اصل رسیده که:

    من قبل از آن که مسلمان باشم انسانم

    جناب عالی در طول عمرتان با چند دانشمند و اسلام شناس و فیلسوف و صاحب نظر مباحثه داشته اید؟ اینجا وقتتان را با گلابتون تلف می کنید که ثابت کنید چه؟

    وقت آن نرسیده که علمای دین پیله خاک خورده را بشکافند و پا به دنیای واقعی نهند؟
    سر در خاک فرو کردن و دنیا را نادیده گرفتن تا کی؟

     
  14. سلام آقای نوری زاد ، بگذریم از اینکه اطرافیان ما از بس فیلم ها و کارتون های وسترنِ آمریکایی ” دالتون ” ها را دیده اند ، به این 5 برادر نیز لقب ” برادران دالتون ها ” را داده اند . این 5 نفر خوب فهمیده اند که لقمه و نان آب کجاست ؟ خوب فهمیده اند که کجا و چه موقع باید چه کسی را پرستش کرد و از که یاری جویند ! به قولی آقایان خطبا در روی منبر ” سوراخ دعا ” را بلدند و آن سوراخ دعا را خوب پیدا کرده اند ! کافی است که یکی ار این 5 نفر در مصاحبه های روزانه خود غفلت کنند و نام ” حضرت آقا ” یکبار را فراموش کند و از قلم بیاندازد ! آن وقت است که ” سوراخ دعا ” را گم کرده و پیدا کردنش دیر شده و آن ” لقمه ” که جنابعالی برشمرده اید ، از کف دست شان بیرون افتاده است .

     
    • ایران دوست واقعی

      با درود ، فعلن که همین برادران ….دارند پولهای این مملکت را به خارج می برند و سرمایه گذاری میکنند چون میدانند اگر اتفاقی هم در ایران بیفتد انها راحت به زادگاه خود برمیگردند و ان موقع نه تنها به ریش مردم ایران بلکه به ریش رژیم فعلی که جایی برای رفتن ندارند میخندند .

       
  15. فائزه گرامی. چه مطلب خوب و فخیم و محترمی. نظر من به عنوان فردی که با الهیات و بنیادهای ذهن و فقهی که سرچشمه جهان بینی اصولگرا و اصلاح طلب است، اندکی آشنایی دارم، این است که اصلاح طلبی یک تقلب است اما اصول گرایی یک واقعیت بد. این دو، محصول اسلام و مسلمانانند و هیچ جزیی از اجزا آن ربطی به دنیای مدرن ندارد. در اسلام هر دوئیتی را باید با دید شک نگاه کرد یعنی چون اسلام دینی واحد و مشخص است، هر فرقه و مذهب نو، برای فرار و دستکاری در اصل اسلام پدید آمده و تقلبی است. حال من مدعی ام در الهیات سیاسی هم اصول گرایی(در شیعه) و سلفی گرایی (در اهل سنت) کاملا ریشه در کتاب و سنت و اجماع دارد ولی جایگزینهای دیگر نه. در الهیات سیاسی شیعی بعد از انقلاب اسلامی در ایران(که برخی از مهمترین رفتارهای خودش را به تبعیت از مد اهل سنت یعنی اخوان المسلمین سامان داده بود. رهبر و ولی فقیه فعلی یک اخوانی است بدون شک) نوعی نامگذاری در دوره های مختلف پدیدار شد و هم اینک ما با نام اصول گرایی به آن اشاره می کنیم.اصول گرایی ریشه در همین نظام دینی و الهیات فقهی سیاسیی دارد که مطیع ولی فقیه است و او را جانشین امام و امام را جانشین پیامبر و پیامبر را جانشین خدا می داند(خدا جانشین چه کسی است در آسمان؟ یا چرا خدا خود ناتوان است از به زمین آمدن اما حرفش و سخنش را با فرمهای مبهم به زمین می فرستد؟ چرا خدا دوگانه آسمان و زمین را برای خود تعیین کرده و در جایی خلیفه گذاشته و در جای دیگر خود مطلقا حاکم است؟ آیا خدا ناتوان بود از اینکه در آن واحد دوجا را اداره کند؟)سوالهای کودکانه من.) اما اصلاح طلب در هیچ واقعیتی ریشه ندارد. تنها توهمی را فرد بیچاره ای به نام سیدجمال اسدآبادی که می خواست عثمانی و سلطانش همه کاره جهان اسلام باشد(رویایی که به تدریج اردوغان در پی آن می دود) در میان مسلمانان بخصوص مسملنان تاجر و اهل علم و درباریان،پرورش داد که چیزهایی را رها کنید و به بنیادها و حقایق اساسی تکیه کنید تا بتوانید به یک فرم یکنواخت از اسلام برسید و با آن با دنیای غرب بجنگید با رهبری مطلق عثمانی.سید جمال اینگونه پیش برد که اینکه من اهل کجا هستم، چه پوشیده ام و چه مذهب دارم مهم نیست، بلکه اینکه من یک مسلمان هستم مهم است. حرفهای سیدجمال با رنگ و رو رفتگی به میان ما رسید و دینداران دنیا دیده و کمی روشن بین ولی سطحی ما، از آن تفسیرهایی دیگر کردند و به تدریج مثلا گروهی رفت زیر لوی چیزی که نامش اصلاح طلبی بود(این حرفها به تدریج با روش و راه پروتستانی هم آمیخته شد و با بهائیت هم آمیخته شد و از آن هم روشنفکری آخوندی ما در آمد و هم آخوندی روشنفکری ما.) این تعبیر داخل پرانتز اشاره به این دارد که برخی خود را احیاگرا می دانند به اقتفای سیدجمال و نه اصلا طلب. باری برخی دیگر شقوق مختلف برای این حرفها درست کرده اند و در اهل سنت هم سلفیه را شاخه ای از آن و حتی وهابیت را نوعی اصلاح طلبی تفسیر کرده اند( می توان به کتاب اندیشه سیاسی عرب نوشته حمید عنایت مراجعه کرد و کتب متعدد معاصرتر) حال منظور این است که اصلاح طلبی یک تقلب است چون ریشه ندارد در هیچ جایی از سنت و متن مقدس. زیرا تنها واکنشی از سوی امثال سیدجمال به زومندی غرب بود که داشت پشت عثمانی قدرتمند را بعد از چند قرن به خاک می مالید. در تصور مسلمانان تاکنون خطور نکرده بود که بتوانند از کافران شکست مطلق بخورند. موردهای اندلس هم سخت برایشان درک ناپذیر بود و هم دور بود از جهان اسلام و مورد مغول هم که یک بلای آسمانی یا زمینی تفسیر شد ولی در هر حال تسلط کافر بر مسلمان تلقی نمی شد. اما هم اکنون که عثمانی قدرتمند، به نزع خافض دچار شده بود، دیگر جای درنگ نبود و امثال سید جمال حواشی و فروعات و مذاهب دست و پاگیر را عامل بدبختی تفسیر کردند و رو به سمت اتحاد و وحدت با رهبری عثمانی کردند. بنابرین اصلاح طلب ریشه در دین و متون دینی ندارد پس فرد اصلاح طلب از همین جا می خواهد تقلب کند زیرا او نیروی یک نطام دینی است اما نامش را اصلاح طلبی می گذارد برای رای آوردن. در نطام دینی باید همه به متن دینی معین پایبند باشند و تابع ولی فقیه. اصلاح طلب نه با مدرنیته نسبتی دارد و نه دلش میخواهد محل پرورش شخصی اش یعنی نظام دینی را رها کند. اصلاح طلبی در واقع یک تقلب و یک برچسب ناواقعی است. کاش واقعیتی بد بود. از همین رو هر اصلاح طلبی در مباحث نظری خود را مخفی می کند و حاضر نیست پایه این اصلاح طلبی(چه چیز را می خواهی اصلاح کنی و از کجا و با چه روشی؟ و از کجا می آیی؟) را مطلقا معلوم کند چون پایه و ریشه ای ندارد جز در مطالب سید جمال اسدآبادی در مقابل دنیای غرب و استعمار و امپریالیسم. بنابرین اصلاح طلبی معنای روشنی نه در اداره و مدیریت و نه در جامعه مدنی و نه در روابط فردی و نه در سیاست خارجی ندارد. اصلاح طلبی یک راهکار فوری فوتی عثمانی است برای دور کردن موانع از اعمال قدرت سلطانی که قدوه اسلام و مسلمین بوده است در مقابل کفار.. باری سیدجمال میخواست ملیت را دور افکند و جهان اسلام را به وحدت برساند تا در مقابل غرب بایستد ولی روزگار اتفاقا به سمت ملی گرایی رفت و عثمانی را می توان گفت تب ملی گرایی به نابودی کشاند یا دستکم یکی از مهمترین عواملش ملی گرایی بود. سیدجمال در همانجا مرد و دیگر نامی از او نبود جز در میان بیکاره های دانشگاهی ما-امثال محیط طباطبایی- که همیشه دوست دارند مرید یک نفر باشند حال هرکس می خواهد باشد.
    نکته دیگر اینکه اصول گرایی به سبب کمبودهای ذاتی جهان بینی اش، کشور را با مشکلات و حتی نابودی مواجه می کند ولی اصلاح طلبی با لعابی از مدرنیته و روشنفکری که از این و آن دزدیده است، ما را نسبت به عمق بیماری و بحران بی خبر نگه می دارد و هم اکنون هم که خودش عمق فاجعه را بهتر دیده بشدت در حال بهره بردن از«سفره انقلاب» است. در میان اصول گرایان زاهدان و انسان های وارسته و کم توان ذهنی زیاد است ولی در میان اصلاح طلبان تنها پاچه پاره ها و دودوزه بازها نفوذ دارند چون مطلقا درکی از ملیت و منافع ملی ندارند و تنها دور شدن مردم از اصول گرایی آنها را به سمت دیگر می کشاند ونه باورها و دیدگاه های مثلا مدرن و نو. رای دادن به احمدی نژاد به نظر من خیلی شرف دارد بر رای دادن به لیست امید چون او زنگ خطر را به آسانی به صدا در می آورد و ما را به هول و والا وا می دارد اما اصلاح طلب، از ما رای گرفته و بی هیچ مکثی به سمت خزانه سرازیر شده و هر روز جبیبش را فربه می کند تا دستکم در بحران خودش و خانواده اش و فامیلش را نجات داده باشد. اصلاح طلبی در ایران یعنی ایران برای من درست بر عکس شعار من درآمدی جبهه مشارکت. جبهه مشارکت نابود نمی شد اگر دزدی در سرتاسر جان و جسم بزرگان و بدنه اهل سیاست این گروه ریشه نگرفته بود. تو وقتی دزد باشی چون به زندان بروی، با اهل سیاست معامله می کنی و حتی به زندان نرفته، راهت را می کشی و می روی. ولی یک فعال درستکار مشارکتی، هیچ گاه حتی در زندان هم توبه نمی کند چون کاری نکرده است که شایسته ملامت باشد و زندگی هم که برای فرد سیاسی هم تلخی دارد و هم شیرینی. الا اینکه فرض کنیم اصلاح طلب ما دزد بوده است و با امنیتی ها کنار آمده و کنار کشیده و اکنون هم زندگی خوبش را ادامه می دهد و خدا را شکر ملت هم هستند که به لیست امید رای بدهند و خدا را شکر که امثال صفدر حسینی هم هستند که یار در خانه نشسته را فراموش نکند!
    اصلاح طلب یک تقلب است و ما بطور طبیعی تقلب را دیر تشخیص می دهیم. یک عاملش این است که آن اصل(اصول گرایی) با دنیای مدرن فاصله دارد و در حمق پروری و جهالت غوطه ور است و ما از لج این حماقت ها، به سمت دزدهای خوش تیپ سرازیر می شویم. من ترجیح می دهم اصول گرایی چونان احمدی نژاد بیاید و عمق نداشته نظام را رو کند تا اینکه دچار توهم قدرت مند بودن کشور شوم در زیر سایه خاتمی در حالیکه حرفش در معنای جامعه مدنی را در نیمه کلامش به سمت مدینه النبی(راست می گفت البته که در مدینه النبی هم پیامبر میان صحابه و بزرگانی چون ابوبکر، عمر، عثمان، علی و زبیر و طلحه و دیگران زمینهای مرغوب تقسیم کرد به نام اقطاعات و اصولا تعدد زوجات برای آنها بود و نه برای عموم بدبختی که از تامین یک زن هم ناتوان بود) برگرداند زیرا او جامعه مدنی را از مدرنیته دزدیده بود عین دزدی یارانش از خزانه ملت.

     
    • چی می گی آقا شما همینجور با خشم و عصبانیت می بری و می دوزی و می روی جلو و متکبرانه به هرکس توهین می کنی؟ من شخصیت پرست نیستم اما شما سعی کن در نقد نویسی حرف دهانت را بفهمی و بهر شخصیت فرهیخته ای نتازی ،استاد محیط طباطبائی بهرحال یک مورخ و استاد دانشگاه و فردی محترم بوده است ،و شما سعی کن در نقد افکار شخصیت شخص را تحقیر نکنی ،همینطور در باره مرحوم سید جمال اسد آبادی ،شما همینجور هرچه دلت می خواهد روی عصبانیت می نویسی ،خوب سید در ممالک اسلامی می چرخید و آنان را از تفرقه به اتحاد و توجه به اشتراک می خواند ،این اشکالش چیست؟ اینکه سید امت اسلامی را بجنگ با غرب می خواند یا داعی حکومت عثمانی بود را از کدامیک از آثار و سنخنان او در آوردی؟ آری سید دعوت به اشتراکات داشت برای پرهیز از ذلت زیر بار یوغ استعمار و منفعت طلبی دنیای غرب ،اینکه نامش جنگ با غرب نیست؟ شما می فهمید چه می گویید هرچیز را بهم ربط داده و اینجا بلغور می کنید؟
      آن جملات کودکانه الهیاتی که (اصول گرایی ریشه در همین نظام دینی و الهیات فقهی سیاسیی دارد که مطیع ولی فقیه است و او را جانشین امام و امام را جانشین پیامبر و پیامبر را جانشین خدا می داند(خدا جانشین چه کسی است در آسمان؟ یا چرا خدا خود ناتوان است از به زمین آمدن اما حرفش و سخنش را با فرمهای مبهم به زمین می فرستد؟ چرا خدا دوگانه آسمان و زمین را برای خود تعیین کرده و در جایی خلیفه گذاشته و در جای دیگر خود مطلقا حاکم است؟ آیا خدا ناتوان بود از اینکه در آن واحد دوجا را اداره کند؟)سوالهای کودکانه من.)
      خوب جای بحث الهیاتی مفصلی دارد و نوبتی داشتیم پیش می رفتیم که ببهانه اینکه ریشه یابی چنین تفکرات (بحق کودکانه ) را به نسبت های ناچسب تعبیر کردی و از ادامه بحث گریختی ،اینها را می شود جداگانه بحث و تعقیب کرد اگر تغییر حالات نفسانی پیش نیاید.
      اما در مورد تقلبی بودن اصلاح طلبی و خلط مبحثی که کردید ،اولا دفاع من از اصلاح طلبی بمفهوم دفاع از همه یک جناح یا یک حزب یا افراد نیست ،بحث از نسبت ناروا و خلطی است که می کنی ،اما خلط مبحثی که کردید این است که اصلاحات و بازنگری در بنیان های فکر دینی غیر از اصلاح و اصلاح طلبی در عرصه سیاست و تعامل اجتماعی است ،مشکل شما همانطور که خودتان آن اوایل اذعان داشتی این است که خیلی با مسائل و گرایشات سیاسی جامعه مانوس نیستی ،و ضمنا بخاطر بنیان تفکر سکولاریستی و تعارض و مخالفتی که با حکومت دینی در ایران داری مسائل اعتقادی و فکری را با تعاملات و تحزب های سیاسی خلط می کنی ،نه آقا جان اصلاح طلبی در صحنه سیاست بمعنای تغییر در بنیان های اعتقادی دینی نیست ،شما درست می گویی که اصلاح طلب و اصولگرا در بنیان تفکر دینی و اصول اعتقادات یکی هستند ،اما این بمعنای تقلبی بودن اصلاح طلبی نیست چون مثالهایی که شما می زنی خارج از موضوع بحث اصلاح طلبی سیاسی است ،اصلاح طلبی سیاسی یعنی سعی و تلاش برای اصلاح قوانین ،اصلاح مدیریت های خرد و کلان ،و تلاش برای روی کار آمدن افراد متخصص و کار آمد با تکیه بر جلب آراء مردم ،اینکه نامش تقلب نیست جانم ،این را می گویند رقابت در عرصه سیاسی و تحزب ،در عین وفاداری بنظام و قانون اساسی ،این تقلب نیست ،مشکل از شماست که اصل نظام و قانون اساسی را قبول نداری ،مشکل اینجاست وگرنه هیچ اصلاح طلبی و هیچ مانیفست اصلاح طلبی نه حاکی از بحث اصلاحات در بنیان های اعتقادی است و نه بدنبال غییر نظامی که مردم با رای خود آنرا تاسیس کردند ،پس نسبت تقلب دادن به گروهی از وفاداران نظام نسبت دروغ و ناشی از حقد و کینه نسبت به اصل نظام دینی در ایران است ،و گرنه بحث اصلاح قوانین و اصلاح مدیریت های با تداول قدرت و نقد حاکمان و نقد روش های مدیریتی و تاکید بر منافع ملی و رقابت سالم متکی بر انتخابات که نامش تقلب نیست آقای نوگرا!
      البته گفتم تحلیل من از اصلاح طلبی و دفاع کلی از آن بمعنای تایید همه چیز یا همه اصلاح طلبان نیست ،اما می گویم مشکل شما سکولارها این است که چون اصل نظام دینی در ایران را بر نمی تابید اینطور با خلط مبحث مسائل اعتقادی و نوگرایی اعتقادی با مقوله اصلاح طلبی سیاسی مخالفت می کنید ،چون اصلاح طلبی حاکی از وفاداری به اصل نظام دینی است ،و حتی گاه دست نوازشی بر سر اصولگرایی می کشید چون روش های اصولگرایان با تخریب و زوال نظام دینی که غایت آمال شماست هماهنگ تر است و دقیقا همین نکته حساسیت آلرژیک شما به اصلاح طلبی و تقلبی خواندن آن است!

       
  16. درود آقای نوریزاد عزیزو بزرگ، به ویژه رودر روی نفر اول از سمت راست واژگانی چون: ، جهالت، قساوت، پخمگی و وقاحت بی‌ حد و حصر، دست به دندان و وحشت زده وی را تماشا می‌‌کنند که در برابر وی خود را مغبون می‌‌بینند و از مایه تهی‌ که او به تنهایی‌ مسما و مجمسهٔ تمام نمای همهٔ این واژگان هست و عزیز دل گماشته روسها.

     
  17. پاسخ به سیدمرتضای فقیه
    یعنی تا امثال من و کبیری و هر کس دیگری خواستیم یه گهی بخوریم و مثلا نامی از بهائیت ببریم در جا فقیهان همیشه در صحنه، اشتیاق همسفره شدن با ما را در چیزی که تولیدی ماست، به اطلاع همگان می رسانند! من به سهم خودم می گویم که چند باری که بهائیت را نقد کردم حرف مفت زدم چون در جایی که انصاف و امکان صراحت نظر و نقد و آزادی برای همگان -در اینجا برای بهایئان محترم- وجود نداشته باشد، حرف من ولو درست هم باشد، نشانه نامردی است. حال اینکه عقاید آنها باطل است یا صحیح است تنها برای ذهن امثال سیدمرتضی خوب است که از پاسخ دادن به شیخ حسن اللهیاری(شبکه اهل البیت) که ولایت فقیه حکومت ولایی را به لجن می کشد، ناتوانند اما اینجا کامیون کامیون کلمه ردیف می کنند که بهائیت مزخرف است و ما حقیم و منتظری مرد رحمت است و دیگران خرند. خب به جای این حرفها، شیخ حسن اللهیاری را که شبانه روز هل من مبارز می طلبد، پاسخ بده جناب سیدمرتضا. او اعلام می کند هر کس توانایی مناظره دارد در دفاع از ولایت فقیه بمیان آید. من منتظرم پاسخ شما را در گفتگوی با او بشنوم و بقول خودش دوست دارم او را مفتضح کنید اگر می توانید! دست بردارید از این همه مزخرف گویی. تا ما با شما همنظر باشیم می شویم بزرگوار تا مخالفتی بکنیم می شویم روشنفکر غرب زده و سکولار ترسو. فقیهان مزخرف گو بابت این همه رنج و بدبختی که بر سرزمین ما وارد کرده اند. تاوانی سخت و سنگین خواهند پرداخت ولی چون فعلا بر بالش نرم و کرسی گرم تکیه کرده اند، احساسی از آینده ندارند. آینده یا نخواهد بود یا از آن فقاهت که این چنین با کلمات بازی می کند نخواهد بود. به دهان علی کبیری بدبخت مطلب فرو می کنی در حالی که خودش زنده و حاضر است، آن وقت ای آقای انصاف، چگونه ممکن است به دهان خدا که حضور مستقیم ندارد هرچه خواستی فرو نکنی؟ یکی می گفت عصبانیت و حیا، در کشوری که سرتاپایش را به لجن دروغ، ریا، حمق پروری، بی شرمی مطلق، وقاحت و ناجوانمردی آلوده اند، جای گفتگو از بد بودن عصبانیت است؟ پاسخی شبیه این پاسخ من را، خوانندگان اگر هم عصبانیت بدانند اما خودمان که می دانیم نوعی اظهار خشم است از کسانی که هیچ درکی از آینده ندارند و سر در آخور نفت و سفره انقلاب کرده اند. هرجور خواستید سفره انقلاب را تقسیم کنید بین خودتان که ما ترجیح می دهیم گه خودمان را بخورم تا از سفره انقلاب!دستکم مطمئنیم در این وضعیت بد خوراکی، دستمان به خون بیگناهان آلوده نیست! آنکه مدافع ولایت فقیه است خوب است پاسخ شیخ حسن اللهیاری را بدهد اگر از شجاعت و دانایی بویی برده است والا پاسخ بقول خودش فرقه بهائیت که سرش را با هزار پتک کوبیده اند، هنر نمی خواهد!

     
    • دوست ما علی1 که با وجود همچه دوست دانائی به هیچ دشمنی نیاز نداریم، میفرمایند:

      «تا امثال من و کبیری و هر کس دیگری خواستیم یه گهی بخوریم…»

      بدینوسیله سهم خودم را تقدیم ایشان میکنم تا دلی از عزا در آرند!!

       
      • سلام بر کبیری نازنین
        چند دقیقه است که یک بند به این کامنت شما می خندم.پاسخ به این ظرافت و زیبایی کمتر می توان سراغ گرفت.
        تندرست و سرافراز باشید

         
      • نگرفتی رفیق. از شما انتظار دقت بیشتر داشتم(یعنی ضرورت توجه کردن به فرق استعاره و گزاره خبری در حالت خشم. تازه از باب احترام به تو، خودم شدم نهاد اول جمله). به سید مرتضا چی گفتم؟ گفتم بگذار هر کس دست پختش را، خودش بخورد و کسی حق ندارد بی اجازه، شریک سفره دیگری شود و تولیدی دیگری را به نام همنظری با خودش، مصادره کند. حالا می گویی این دست پختت چیز شنیعی بوده است؟ من به آیت الله گفتم: چرا نمی گذاری کبیری دست پخت خودش را بخورد با آرامش.

         
      • مازیار وطن‌پرست

        آقای کبیری
        اگر واکنش شما نبود، کسی به آن لغزش قلم توجه نمی‌کرد، چون نوشته شخصی نبود و از منظر همراهی و همرأیی با شما بود.

        به سهم خود دست نزنید که زیادند کسانی که مشتاق همسفرگی با علی1 باشند؛ یکیش خود من. سُفره‌ی جوان پاکدست و خوشفکری همچون علی‌1 دارای ویژگی‌هاییست و از آنجمله این که پلیدی را طاهر و طیب می‌کند و آن را جز پاکی و پاکان راه نیست.

         
        • سلام بر مازیار گرامی
          حرف علی ۱ از نظر این نگارنده در کلیت صحیح است اما از نحوه بیان نباید غافل شد که جناب کبیری بدان اشاره کرده.به جای اینگونه کلمات می شد گفت اگر ما چیزی بگوییم یا …بشین و بفرما و بتمرگ هر سه یک معنی دارد.
          موفق باشید

           
    • درود به علی‌ ۱، یک خشم و براشگفتگی از شما داشتم که با این نوشته پاک و صاف شد آنجا که می‌‌گفتم بدترین موقعیت ممکن را برای نقد بهاییت انتخاب کرده ای. آقای کبیری زود جوشی نشوید لطفا، این چه اراجیفی است که بافته ای؟

       
      • هموطن بهائی “ناشناس” که از افشای نام خود نیز هراس داری، از تو دعوت میکنم مورد به مورد اراجیف مرا در همین سایت و همین جا ذکر کنی. اگر چنین نکردی، بزدلی و بی پرنسیپی خودت را به اهالی این سایت ثابت کرده ای. باشد؟ بفرما…این گوی و این میدان!!

         
        • آقای علی‌ کبیری، اول که من بهایی نیستم و هیچ مشکلی هم با هیچ کسی به صرف اینکه بهایی هست ندارم و هر جا هم که به یک بهایی برخورد کرده ام، آنها را انسان‌های شریفی دیده ام. پس اولین تیرت به خطا خورد، من شما را نصیحت می‌‌کنم هیچ گاه زود قضاوت نکن چون ضایع شدن حاصل بلافصل آن است که شدی. دوم اینکه من اگر نام مستعار ناشناس را دارم بخاطر “ترس” نیست، در این جا نیز تیر حکم شما به سنگ خورد. سوم اینکه به حکم شما من بزدلی و بی‌ پرنسیپی خود را به اهالی این سایت ثابت کرده‌ام به این دلیل که اولا شما نمایندهٔ و وکیل و وصی‌ اهالی این سایت هستی‌ ( از کی‌؟ و توسط کدام اهالی سایت؟ نکنه به شما هم چیزی‌هایی‌ از جنس غره شدن غلبه پیدا کرده؟ ) ثانیا چرا خود را به کوچه‌ علی‌ چپ زده‌ای و از مورد به مورد حرف می‌‌زنی‌؟ شما در این سایت بسیار فعالید، مطالب ارزشمندی می‌‌نویسید که از شما آموخته‌ام ولی انسانی‌ و همزاد اشتباه مثل همهٔ انسان‌های آگاه و روشن. خودت هم خوب می‌‌دانی‌ آنجا که گفتم، زود جوشی نشوید. این چه اراجیفی است که بافته ای، منظورم آن واکنش بسیار زنندهٔ شما با کاربرد الفاظی زشت خطاب به جناب علی‌ ۱ بود که انگار ز تحسینی و پندار خویش به سکر غره شدن کیفور شده ای. جناب کبیری زود جوشی نشوید و زود قضاوت نکنید لطفا. خیلی‌ هم گوی و میدان را به رخ کسی‌ نکش که خیلی‌‌ها هرگز اینکار را نمی‌‌کنند و به یقین دلایلی دارند که از چیز‌هایی‌ و جاهایی و کسانی در زندگی‌ آنها ناشی‌ می‌‌شود.

           
  18. مازیار وطن‌پرست

    از فیس بوک دکتر بهشتی مُعز:

    «جوانی مسلمان Abderrahim Bouzelmate نام که گویا مدرس و نویسنده است با تاثر شدید نوشته که من از این پیر مسیحی درس برادری و اخوت آموختم وماجرا چنین است که چندسال پیش برای دوستی که پول نداشت و برای عروسی‌اش دنبال سالنی بود پیش کشیش “ژاک آمل” رفتم و شرح ماجرا کردم و او بیدریغ سالن کلیسا را بمن پیشنهاد کرد. به او گفتم ما برسم مسلمانی در مراسم عروسی آیاتی از قرآن خواهیم خواند و صدای قرآن درصومعه تو خواهد پیچید، مانعی ندارد؟ او گفت نه و بلافاصله کلید سالن کلیسا را برای مراسم عروسی جوانی مسلمان و برایگان در اختیار من گذاشت و در برابر شگفتی من از حرکت ارزشمند او نسبت به یک مسلمان گفت: “پسرم، پیش از هرچیز ما با هم برادریم، از یک پدر و مادریم و بنده یک خداییم”».

    “ژاک امل” همان کشیش پیری بود که در همان کلیسایی که برای عروسی به رایگان به مسلمانان داده و از خواندن قرآن درآن نهراسیده‌بود، توسط یک مسلمان افراطی سر بریده‌شد.

     
  19. مهدی از تهران

    عرض ادب و احترام
    آقای علی خامنه ای با مدیریت خود در طول 28 ساله نشانیده شده در صندلی ولایت مطلقه فقیه توسط فال بینان و دروغ پردازانی چون علی اکبر بهرمانی (رفسنجانی) چه کار مثبتی برای ایران انجام داده که حال از او انتظار داشت که چرا این 5 برادر معلو الحال را بر سر نوشت مردم مسلط کرده.
    اصولا مستبد ها و دیکتاتورها و دنیا پرستان نا باور به خالق یکتا و زندگی پس از مرگ به غیر از شکمبارگی و لذات دنیوی و ارتزاق از خون و مال و هستی انسانها با استفاده از ابزار زر و زور و تزویر کار دیگری نمیخواهند انجام دهند.
    به امید روزی که فرهنگ عقل و خرد جایگزین فرهنگ جهل و خرافات دینی و مذهبی در ایران ما بگردد
    مهدی از تهران

     
  20. دادنستان تهران: حدود ۴۰ نفر از مدیران حقوق غیرمتعارف دریافت کرده‌اند.
    مش قاسم: این حاجی انگار عدد صفر حالش نیست. نمیفهمه که اعداد ۴۰، ۴۰۰، ۴۰۰۰، و ۴۰۰۰۰ خیلی با هم فرق دارن. ولکن خدا وکیلی کدوم یکی از اینا عدد حالیشه که این یکی حالیش باشه.

     
  21. صدراعظم بزرگترین قدرت اقتصادی اروپا زن، نخست وزیر انگلیس زن، نامزد دموکراتها درانتخابات آمریکا زن. در ایران ما یه مشت نادان بر ما حاکم و از صبح تا شب دنبال زنان که که یه تار مویشان بیرون نیفتاده باشه. تازه خیال میکنن با این جفنگیاتشون به حکومت جهانی میرسن. مرده شور منقلابیان ۵۷ رو ببرن، یه مشت بیسواد، ازخود راضی، خود شیفته، خود محور بین، تاریک فکر و پررو. بعد ۳۸ سال هنوز هم عمله ظلم. با چه روئی اینا هنوز توی چشم ما نگاه میکنن؟ هنوز شیره به سر ما میمالن؟ و هنوز ما رو یه مشت احمق حساب میکنن.

     
  22. جناب نوری زاد درود!
    در حکومتهای استبدادی و دیکتاتوری، هیچ کس نباید از نظر محبوبیت، درک و فهم، مهارت و حتی ظاهر زیبا و رشید از حاکم مستبد ، پیشی گیرد. به همین دلیل اطراف دیکتاتورها را مشتی کوتوله فکری و جسمی فرا میگیرد. اگر نیک بنگرید در عرصه های سیاست، اقتصاد، فرهنگ، هنر و حتی ورزش، افرادی براساس استعداد و تلاش فردی به موفقیت هایی دست میابند که در دنیا بی نظیر است، اما در داخل مملکت بعلت همراه نبودن با سلطان، وقعی به آنها نهاده نمیشود فلذا موج مهاجرت نخبگان براه می افتد. در مقابل پخمگانی چون برادران لاریجانی(که خاطره کارتون برادران دالتون ها را برای ملت زنده میکنند) با اندک استعدادی در عقل و در عین حال سرشار از تملق و فرصت طلبی، قدر می بینند و بر صدر می نشنند. بنظر من رهبر ظالمی که مدرک خودش تقلبی باشد باید یکنفر بیسوادتر از خودش را بر قوه قضاییه بگمارد تا نه تنها کلمه به کلمه سخنرانی های مرادش! را تکرار بلکه مکنونات قلبی او را اجرا کند. رهبری که محبوبیتی در نزد مردم نداشته باشد باید یکی را بر مسند ریاست مجلس بگمارد تا مثل آقا! دو دوزه بازی کرده و یکی به نعل بزند و یکی به میخ. رهبری که مشروعیت نداشته باشد باید آدم بی شرم و حیایی را برای دفاع از خودش در انظار جهانی برگزیند…
    راستی خاندان لاریجانی بغیر از پاچه خواری آقا! چه دستاورد مهمی در شکل گیری به اصطلاح انقلاب! و شکل گیری به اصطلاح حکومت اسلامی! داشته اند؟
    آیا غیر از اینستکه این آقازادگان! مدارج عالی ترقی حکومتی(و تنزل مردمی) را در دوران مسئولیت آقا! طی کرده اند (و با وجود سوء استفاده های علنی حداقل 2نفر از آنها یعنی زمینخواری و دریافت رشوه که کش! پیدا نکرد) آیا غیر از اینستکه عمده مجاهدت اینها در تداوم حکومت ظالمانه بوده، آیا راز پیشرفت آنها در نبوغ آنها بوده یا سرسپردگی و کوتوله بودن آنها؟ قضاوت با شما

     
  23. زمانی که پستهای دولتی و مقامات عالی نه بر میزان دانش و درستی وراستی کار و ابتکار بلکه براساس بهره و سودجویی و دزدی از ملت است و این بخور بخورها با اعداد نجومی سرکار دارند ، چند خرده فروش و خورده کاراستخوانی چون موبایل فروش ، لطمه به هیکل پر چرب نظام است ، وارد کارهای حرفه ای برادران قاچاقچی شدن توهین به قواره نظام است، پس این ملت کی می فهمد،برای بخور بخور و رئیس شدن و قاچاق باید فامیل بود؟

     
  24. این روزها سالگرد درگذشت محمد رضا شاه و رضاشاه است که در خارج ایرانیها مراسم بزرگداشت برپا میدارند . اما وجدانا
    شاه بهتر بود یا این پنج برادر؟؟ که عکسهایشان را آقای نوریزاد گذارده است ، هیچ معلوم است چه برسر این کشور آورده اند؟.شاه بهتر بود یا احمدی نژاد؟؟ شاه بهتر بود یا خاتمی؟؟ شاه بهتر بود یا رفسنجانی؟؟ انصافا و وجدانا شاه بهتر بود یا خامنه ای؟؟ شاه بهتر بود یا خمینی؟؟ کدام این مسئولین در 38 سال گذشته بهتر از شاه بودند؟؟ شاهی که ضاربین خود را میبخشید . به همه کمونیستها پست و مقام میداد . موارنه سیاسی با شرق و غرب برقرار کرده بود . پول و پاسپورتش ارزش جهانی و خوشنامی داشت. صدام و هیچ کشوری جرات حمله به کشورش را نداشت . شاهان عرب به دستبوسش می آمدند. اوپک در بست در اختیارش بود. با حجابی و بی حجابی انتخاب خود زنان بود . لیست کارهایی را که برای ایران کرد بنویسیم براستی حجم یک شاهنامه است . و ما ملت بی معرفت به اندازه یک قبر هم در ازای آن همه کار به او و پدرش نمیدهیم . از آقای خامنه ای بپرسید چرا از استخوانهای پوسیده شاه و پدرش میترسد و اجازه نمیدهد به اندازه یک قبر به او در ایران جا بدهند که در زادگاه و میهنش دفن شود؟ آیا آنها به اندازه داشتن یک قبر برای ایران کار نکردند؟

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

93 queries in 2296 seconds.