سر تیتر خبرها
خانه ی کوچک مریم

خانه ی کوچک مریم

سه شنبه عصر با دکتر ملکی رفتیم خانه ی مریم. خودش اما در خانه نبود. شوهرش بود و دو دخترش. مریم کجا بود؟ به خانه ی مریم که داخل شدیم، یکی از دو دخترانش زنگ زد به بابا. که بیا مهمان آمده. محل کار شوهر مریم نزدیک بود. شاید صد و پنجاه متر با خانه فاصله داشت. تصورم از شوهر مریم، معلمی بود بازنشسته، یا مرد کتاب بدست و کتابخوان و کارمندی که سرش توی روزنامه و بحث های سیاسی و اجتماعی است. دو دختری که در خانه بودند، یکی اسمش پگاه بود هفده ساله و یکی سارا یازده ساله. خواهری نیز داشتند زهرا نام که دانشجو بود و در خانه نبود. کمی که گذشت، شوهر مریم با چهره ای خندان آمد و دست داد و نشست. در همان نگاه نخست، زمختیِ دست های شوهر مریم و لباس چرب و چیلی و معمولی بودن کلماتی که بکار می برد، ذهنیتی را که از وی برساخته بودم فرو ریخت. خیلی زود دانستم این مرد، یک آدم بسیار معمولی اما بسیار بزرگ است. آنچنان معمولی که می شود نادیده اش بگیری، و آنچنان بزرگ که دوست داری در برابرش سر خم کنی و بزرگی اش را بستایی. برای مریم و خانواده ی کوچکش یک تابلو برده بودم. مریم پس کجاست؟ این تابلو را برای نرگس محمدی کشیده بودم. تا مگر نرگس از زندان بدر آید و تقدیمش کنم. در این تابلو، تصویری از دکتر ملکی دیده می شود با پوستری که از نرگس بدست گرفته. دیروز اما این تابلو را از طرف نرگس و با دست دکتر ملکی به خانواده ی مریم تقدیم کردم. تا هم یادی کرده باشیم از نرگس، هم مریم، و هم خانواده ی مریم.

من هنوز گرفتارِ پیچ و تابِ شخصیتیِ شوهر مریم بودم. راستی من چرا این همه در باره ی وی اشتباه کرده بودم؟ دست های زبرِ وی را نشان دکتر ملکی دادم و گفتم: آقای دکتر، هیچ آیا به دست های شوهر مریم دقت کردید؟ دکتر دست برد و دست های شوهر مریم را در میان گرفت و زبری شان را لمس کرد و گفت: بر این دست ها باید بوسه زد. شوهر مریم صافکار اتومبیل بود. در جایی آنقدر نزدیک که صدای تاق و توقش را می شد از خانه شنید. ظاهر و باطن یک کارگر. با تمامیِ تعریفی که از کارگر می شناسیم. دخترها برخاستند و پوشش تابلو را گشودند و بی هنریِ مرا آشکار کردند. در کنار تابلو ایستادیم و به یاد نرگس و به یاد مریم چند تایی عکس گرفتیم. مریم کجاست؟ مریم در زندان اوین است. از هفت سال پیش. خانواده ی مریم یکی از تلخی های این انقلاب است. سه برادر و یک خواهر مریم در دهه ی شصت اعدام شده اند. دو برادرش همین اکنون در لیبرتیِ عراق اند. یک برادرش به جرم خنده داری همین اکنون در رجایی شهر زندانی است تا پنج سال. خواهر و شوهر خواهر مریم – پدر و مادر پگاه – آواره ی آلبانی اند و شوهر مریم مسئولیت قانونی نگهداری پگاه را پذیرفته و از وی مثل دخترانش نگهداری می کند. و خود مریم، تنها بخاطر تلفن زدن، بله تنها بخاطر تلفن زدن به برادرانش که در عراق بوده اند، پانزده سال باید در زندان بماند. مریم این روزها هفت سال از پانزده سال زندانش را سپری کرده یک نفس. بی یک روز مرخصی. بی یک روز مرخصی. بی یک روز مرخصی.

می گویم: مجاهدین بد. مجاهدین وصله ی ناجور انقلاب. مجاهدین مطرود و منفور و وابسته و مزدور و جانی. شماها چه؟ شما ها لابد باید خواستنی و انسان و پاکدست و اهل خرد باشید. نه مگر؟ من اگر بخواهم آدمکشی ها و دزدی ها و مردمفریبی ها و نکبت های شما را ردیف کنم، چه می ماند در سفره ی شخصیتیِ شما؟ جز نگونبختی؟ پس اگر احساس می کنید کورسویی از انسانیت هنوز در شمایان هست، زن بودن و مادر بودن و بی گناه بودن نرگس ها و مریم ها و دیکر بندیان ما را ببینید. به جنازه ای چون قاضی صلواتی می گویم: تلفن زدنِ مریم اکبری منفرد را به “محاربه” ترجمه کردی و با یک درجه تخفیف پانزده سال زندان برایش بریدی؟ مریم اکبری منفرد اگر به بستگانش تلفن نمی زده و سراغی از آنان نمی گرفته و حال شان را پرس و جو نمی کرده، انسان نبوده. مریم اکبری منفرد کدام اسلحه را جابجا کرده؟ کدام خبر محرمانه را منتقل کرده؟ کدام فراری را در خانه ی خود جا داده؟ مریم اکبری منفرد داغ چهار برادر و خواهر در سینه دارد. داغ آوارگیِ یک به یک اعضای خانواده اش. او را بخاطر یک تلفن زدن به پانزده سال زندان محکوم می کنی؟ بدون داشتنِ حق وکیل؟ می خواهی یک به یکِ جرم های انکار ناپذیر شخص رهبر را در فضاحت های هسته ای و اقتصادی و هویتی و اخلاقی و شعوری و منطقه ای شماره کنم؟ من و دکتر ملکی در خانه ی کوچک مریم، آسمان را دیدیم که چه به لبخند محتاج است. آسمان خانه ی مریم را با حضورش در خانه متبسم کنید. اگر که رطوبتی از انسانیت در خود حس می کنید.

سایت: nurizad.info فیس بوک: facebook.com/m.nourizad
اینستاگرام: mohammadnourizad
تلگرام: telegram.me/MohammadNoorizad
ایمیل: mnourizaad@gmail.com

محمد نوری زاد
سی ام تیرماه نود و پنج – تهران
Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

113 نظر

  1. سلام آقای نوری زاد
    نکاتی را به عنوان دوست خدمتتان عرض میکنم.متاسفانه شما با قلم و تند رویتان علیه این ملاهاباعث تقویت این از خدا بی خبران که دین را ماییه ارتزاق قرار داده و با زور زر وتزویر بر مردم حکومت میکنند شده اید.
    تضید و تعصب شما و تند رویتان باعث میشود رفته رفته خوانندگانتان را از دست بدهید واعتباری نداشته باشید.
    شما مثل رادیو فارس عراق در دوره جنگ میمانید که جز فحاشی و منفی بافی و بزرگ نمایی چیزی نمیگفت و هیچ اقبالی نداشت بلکه به نفع حکومت میشد.امثال شما و علیرضا نوریزاده باید جایگاه پیدا کنید خیلی از مردم و جوانان شماها را نمیشناسند و روشنفکزان نیز رو شما حسابی ندارند.و این بدترین چیز ممکن هست و میترسم آخر این هکه تحصیلات و تلاشتون بشه این ضرب المثل که خر خسته خدا ناراضی

     
  2. سلام آقای نوری زاد
    نکاتی را به عنوان دوست خدمتتان عرض میکنم.متاسفانه شما با قلم و تند رویتان علیه این ملاهاباعث تقویت این از خدا بی خبران که دین را ماییه ارتزاق قرار داده و با زور زر وتزویر بر مردم حکومت میکنند شده اید.
    تضید و تعصب شما و تند رویتان باعث میشود رفته رفته خوانندگانتان را از دست بدهید واعتباری نداشته باشید.
    شما مثل رادیو فارس عراق در دوره جنگ میمانید که جز فحاشی و منفی بافی و بزرگ نمایی چیزی نمیگفت و هیچ اقبالی نداشت بلکه به نفع حکومت میشد.امثال شما و علیرضا نوریزاده باید جایگاه پیدا کنید خیلی از مردم و جوانان شماها را نمیشناسند و روشنفکزان نیز رو شما حسابی ندارند.و این بدترین چیز ممکن هست و میترسم آخر این هکه تحصیلات و تلاشتون بشه این ضرب المثل که خر خسته خدا ناراضی

     
  3. مزدک1
    12:32 ب.ظ / جولای 23, 2016
    در اصلاح ایران باید «باطنا قطع نظر از این طایفه قاجار و چند ملای /// نمود… اینها جمیع حرکاتشان تحت غرض است و بهیچ چیزشان اطمینان نیست»-بلکه باید «کاری کرد شاید آن طبایع بکر دست نخورده و آن خون‌های پاکیزه مردم متوسط ملت از دهاقین و اعیان و نجبا بحرکت بیاید.» (اندیشه‌های میرزاآقاخان کرمانی، نوشته فریدون آدمیت)
    ……………………………………………………………..
    نوریزاد گرامی این حرف من نیست که هاشور کرده اید بلکه حرف انسانی است که 200 سال پیش درد امروز ما را ریشه یابی کرده و جان خود را بر سر اینکار گذاشته.یعنی چیزی را که من و شما 150 سال بعد از مرگش نفهمیدیم و خود را نردبان ترقی مشتی ارادل و اوباش کردیم!با این هاشور شما نه تنها به قاتلان او حق دادید بلکه جنایاتی را که در حق او ملیونها ایرانی توسط مستبدین و متشرعین صورت گرفته را نادیده گرفته اید.مرد بزرگ گفته های 200 سال پیش تاریخ است و ما حق دخل و تصرف درآن نداریم.

    ———————

    دوست گرامی
    اینجا ایران است
    دیروز دوستان من رفته بودند بر مزار شاملو شعر خوانی کنند. برادران نگذاشته بودند. و همه را متفرق کرده بودند و آقای دکتر رییس دانا را برای یکی دو ساعتی باز داشت کرده بودند.
    اینجا ایران است دوست گرامی
    اینجا ایران است
    کما این که من شخصا از بکار گیری واژگان نامربوط پرهیز می کنم. چه امروزی باشد چه تاریخی. این لابد می تواند حق من باشد. نمی تواند؟

     
  4. سید گرامی اولا من هیچ ادعای دوستی با شما نکرده ام بلکه گفته ام که در این 3/4 سالیکه شما در این سایت نوشته اید.می بینید که سید اینها با هم فرق دارد.

    دوما حدیث بطور واضح گفته که محمد دهان فاطمه را می بوسید و زبان در دهانش می چرخانید نه اینکه زیر گلویش را می بوسید.بله من فرزندم را می بوسم ولی عشق به فرزند تا عشق به معشوقه و زن و نوع برخورد و بوسیدن و نوازش فرزند با معشوقه و زن تفاوت دارد.کسی ممکنست دهان یا لبهای فرزندش را ببوسد ولی زبان در دهانش قرار نمی دهد.

    جناب سید مرتضی من آنقدر خوش باور نیستم که تصور کنم که شما بدون تعصب به موضوع نگاه کنید چون شما راه خود را انتخاب کرده اید و از این راه نه تنها ارتزاق می کنید بلکه به نوعی ارامش فکری رسیده اید.چون نه تنها مسؤلیتی در برابر کشت و کشتار و جنایات و تجاوزات به حقوق دگراندیشان و بویرانی کشاندن کشور و به نکبت و بدبختی و بی ارزشی رساندن ایرانی توسط هم دینان و هم لباسان خود حس می کنید و نه اصولا به این فکر می کنید که شاید اشتباه کنید.بحث من با شما هم نه برای قانع کردن شماست بلکه نشان دادن اینکه چگونه فرصت طلبانه برای توجیه افکار مخرب خود بهر ریسمانی چنگ می زنید.
    …………………………………………………………..

    عایشه گفت: یا رسول الله میبینم دهان فاطمه را زیاد میبوسی و زبانت را در دهانش قرار میدهی. پیامبر اکرم فرمودند: بله، هرگاه مشتاق بهشت میشوم، فاطمه را میبوسم و زبان در دهانش میگذارم. من از فاطمه بوی بهشت را استشمام می کنم و بوی شجره طوبی را می یابم، زیرا او زنی آسمانیست.»، (برگرفته از کتاب «احادیثی در مورد بوسه»، نوشته داوود احمدی، انتشارات صلوات قم،۱۳۸۸).

     
  5. اینهم کردار و رفتار پیغمبر رحمت!واقعا مردیم از اینهمه رحمت اسلامیان و پیغمبر اسلام!

    ……………………………………………………………………………………………..
    علت اينكه محمد كشتن مشركين توسط مسلمانان را طي ماههاي حرام منع كرده آنستكه بموجب سنت اعراب قبل از اسلام وبه اصطلاح دوره جاهليت، اعراب جنگ وخونريزي را درماههاي ذيقعده، ذيحجه، محرم ورجب حرام دانسته اند. اين چهارماه بنام ماههاي حرام ناميده شده اند. برخلاف آيه فوق وعليرغم سنت اعراب، درسال دوم هجرت واول ماه رجب كه يكي از ماههاي حرام ميباشد، به محمد خبردادند كه كارواني به كاروانسالاري وسرپرستي عمروبن خضري، با امتعه ومال فراوان متعلق به قريش، از شام(سوريه فعلي) عازم مكه ميباشد. محمد به يكي از پيروان خود بنام عبدالله بن جحش مأموريت داد تا كاروان مزبوررا مورد حمله قراردهند. مهاجمين درمحلي كه نخله نام داشته ودرنزديكي مكه قراردارد، دركمين كاروان ماندند وبمحض رسيدن كاروان به محل نامبرده، آنرامورد حمله قرارداده وكاروانسالار راكشته وكليه اموال كاروان را بسرقت نزد محمد بردند. ملاحظه ميشود كه محمد عليرغم نص صريح آيه اي كه خودآنرابراي ديگران ترويج كرده وحتي برخلاف رسم اعراب، نه تنها دريكي ازماههاي حرام دستور به هجوم وسرقت داده است، بلكه با ريختن خون كاروانسالار، هم از مفاد آيه نامبرده تخطي كرده وهم سنت اعراب را زير پا نهاده است.

    بعد از اين حمله وكشتار، بزرگان قريش به نكوهش اين عمل مذموم محمد برآمده و ادعاي پيامبري اورا بطور قاطع مورد شك وترديد قراردادند. همين موضوع سبب نگراني بيش ازحد اورافراهم نمود. بنابراين، محمد درصدد برآمدتا آن عمل نكوهيده خودرابا نزول آيه زير رفع ورجوع كند.

    آيه 217 از سوره بقره:

    يسئلونك عن الشهرالحرام قتال قل قتال فيه كبير وصد عن سبيل الله وكفر به والمسجد الحرام واخراج اهله منه اكبر…

    ‹‹ پس ازتوراجع به جنگ درماه حرام سئوا ل ميكنند، بگو گناهي بزرگ است، ولي گناه بزرگترازآن نزد خدا بازداشتن مردم ازراه خدا وكفربه خداوپايمال كردن حرمت حرم خدا ومنغ مسلمانان از زيارت كعبه است…››

    البته واقعه راهزني ///////از كاروان فوق به همين جا خاتمه نيافت. چون كاروان نامبرده داراي چهارمسئول بود، لذا پس از قتل كاروانسالار دونفرديگررااسيرونفرآخرموفق به فرارگرديده وشرح واقعه را باطلاع اهالي قريش رسانيد. سپس، نمايندگاني براي پس گرفتن شتران وكالاهاي سرقت شده ونيزبراي آزادي اسراء، از مكه وارد مدينه شدند. درمقابل، محمد نه تنها اموال و شتران آنان را پس نداد بلكه درمقابل دريافت هزاروششصددرهم طلا بعنوان باج براي هركدام ازاسيران، آنان راآزاد نمود.
    ………………………………………………………………………….
    https://zandiq.com/2008/11/28/barresiye-sore-haye-makki-va-madani-az-modafe-hoghoghe-ensani/

     
  6. بررسی سوره های مکی و مدنی از مدافع حقوق انسانی
    ………………………..
    جمعا قرآن داراي ۱۱۴ سوره ميباشد : ۸۸ سوره قرآن سوره هائي هستند كه درده سال اقامت محمد درمكه يعني از زمان بعثت تا هجرت وضع شده وبه سوره هاي مكي معروفند. ۲۶ سوره ديگرمربوط به دوران ۱۳ سالي است كه پس از هجرت محمد از مكه به مدينه ودردوران اقامت وي درمدينه وضع شده است كه به سوره هاي مدني معروفند.
    سوره هاي مكي با سوره هاي مدني ازنظر كيقيت بسيارمتفاوتند. سوره هاي مكي مربوط به دوران اوليه بي قدرتي محمداست وهمه اين سوره ها داراي حال وهواي روحاني بوده وكليه آنها مردم را دعوت به اجتناب از اعمال زشت وناپسند ونيزمنزه كردن اخلاق آنان دعوت مينمايد. چنانچه سوره هاي مكي را بدون سوره هاي مدني درنظر گرفته وملاك قراردهيم، به اين نتيجه خواهيم رسيد كه محمد مردي زاهد ووارسته وانسان دوست ميباشد كه همانند عيسي مسيح مردم را به بشردوستي ودرخدمت هم نوع بودن وخداشناسي وپرهيزكاري دعوت كرده وستم وظلم وبيدادگري وعيش وعشرت را اموري ناپسند دانسته ومردم را به انساندوستي وحمايت از فقرا وبينوايان تشويق ميكند. درمقابل، سوره هاي مدني ازاساس با سوره هاي مكي متفاوتند چون دراين سوره ها محمد مدام دستور قتل وكشت وكشتار مخالفان را داده وبا بيرحمانه ترين وجهي براي سربه نيست شدن مخالفانش دستورصادركرده ونابودي آنان وتجاوز به مال وجان وناموسشان را ازهرطريق مشروع ونامشروع مجازميداندچون دراين مرحله محمد به قدرت رسيده ومشغول محكم كردن پايه هاي قدرت مذهبي خود ميباشد.
    ۱- نمونه اي از سوره هاي مكي
    سوره هاي انعام، انفال، يونس، هود، حجرو طه ازنمونه سوره هاي مكي هستند كه درآنها محمد درنقش زاهد خداشناس و وارسته وبشردوست ظاهر شده ونوع بشررابامهرباني وعطوفت ارشادكرده وبه رستگاري فراميخواند.
    ……………………
    ولكلّ امة رسول فاذا جاء رسولهم قضي بينهم بالقسط وهم لا يظلمون

    « وبراي هرامتي رسولي است كه هرگاه رسول آنهاآمد وحجت تمام شد، بعدل بين آنهاقضاوت خواهد كرد وبرهيچكس ستم نخواهد شد.»

    آيه 72 ازسوره يونس:

    فان توليتم فماسالتكم من اجر ان اجري الا علي الله وامرت ان اكون من المسلمين

    « پس هرگاه ازحق روي گردانده ونصيحت مرانپذيرفتيد من ازشما اجري نميخواهم بلكه پاداش رسالت مرا خدا ميدهد ومن خودازجانب خدا مأمورم كه ازاهل اسلام وتسليم حكم او باشم
    ……………………………….
    ۲- نمونه اي از سوره هاي مدني

    درمبحث پيش سوره هاي مكي را مورد بررسي قرارداديم، دراين مبحث به بررسي سوره هاي مدني ميپردازيم.

    همانطوركه تذكرداده شد، سوره هاي مدني پس از هچرت محمد به مدينه بوجودآمد. دراين دوران، محمد بقدرت دست يافته وبهمين دليل نيز شخصيتش بطوركامل تغيير نمود. بطوريكه دردوره مورد بررسي، محمد ديگر مردم را مورد موعظه پيامبرانه قرارنداده ودرمقابل به آنان بصورت قهري دستور داده واز پيروانش ميخواست تادشمنان ومنافقان را بقتل رسانده، زنان آنان را مورد تجاوز قرارداده و اموال شان را به يغمابرند. اينست چهره واقعي محمد بعد از قبضه قدرت واين اعمال دقيقا از جانب حكمرانان حكومت جمهوري اسلامي ايران نيزمورد عمل قرارگرفته وبهمين خاطر در حكومت نامبرده، ما ناظر تجاوز به نواميس، قتل، غارت وشكنجه دگرانديشان ميباشيم.
    …………………………………………………………………….
    واقتلواهم حيث ثقفتموهم واخرجوهم من حيث اخرجوكم والفتنة اشدّ من القتل…

    ‹‹ هركجامشركين رايافتيد، آنان را بكشيد واز شهرهايشان آواره شان سازيد چنانكه آنان شماراازوطن آواره كردند. كارهاي فتنه انگيزآنان بدترازكشتاراست…
    ……………………………………………
    فلا تتخذوا منهم اولياء حتي يهاجروا في سبيل الله فان تولوا فخذوهم واقتلوهم حيث وجدتموهم…

    ‹‹…منفقين راتادرراه خداگام برندارند، دوست نگيريد واگرمخالفت كردند آنهاراهركجايافتيد به قتل برسانيد…››

    آيه 61 از سوره احزاب:

    ملعونين اينما ثقفوا اخذوا وقتّل.ا تقتيلا

    ‹‹ مردم پليدرا هركجايافتيد، آنان را گرفته وجدا بكشيد.››
    ……………………………………..
    قاتلواالذين لا يؤمنون بالله ولا باليوم الآخر ولايحرمون ما حرم اللّه ورسوله…

    ‹‹ بكشيد كساني راكه به خدا و روز واپسين ايمان نميآوند وآنچه را كه خداورسول او حرام

    كرده اند، حرام تلقي نميكنند…››
    ……………………….
    https://zandiq.com/2008/11/28/barresiye-sore-haye-makki-va-madani-az-modafe-hoghoghe-ensani/

     
  7. می خواستم از اقای نوری زاد درخواست کنم که هییتی متشکل از ماریار وطم پرست, سید مرتضی, مش قاسمک, سارا خانم از برلین,مزدک به ترکیه بفرستند. بنه جناب آقای اردو ؛غان بروند و به ایشان سلام برسانند و بگویند. که خودشان را بد بخت نکنند. چند روزی به ایران تشزیف بیاورند وضع و اوضاع ما را ببینند مال خودشان را هم ببینند انوقت تصمیم بگیرند. یک دوستی داشتم میگفت من به همه دوستانم گفته ام هر وقت وضعم خوب است به من بگویند بهمش نزنم. حالا هم هییت مزبور به اقای اروغان بگویند که وضعشان خوب است بهمشان تزنید.

     
  8. برای دلاوران ارتش ترکیه…
    تقریبا قطعی شده که نیروهایی که برای سرنگون کردن اردوغان اقدام کرده اند، نیروهای سکولار ارتش ترکیه بوده اند. (به فرض درست بودن این ادعا این را می نویسم): __________ ای کاش که این ارتشیان با شرف، موفق شده بودند. اما نکته اینجاست: این دلاوران، تلاش خود را کرده اند، آنها برای دفاع از سکولاریسم و مردم سالاری در ترکیه پا به میدان گذاشتند. به صورت مشخص امکان این را داشتند که به خشونت متوسل شوند، هواپیماهای جنگی در ساعات اول کودتا، در اختیار آنها بود، و کافی بود محل سکونت اردوغان و نخست وزیر را هدف قرار دهند. اما چنین نکردند. تاریخ نام آنان را به بزرگی یاد خواهد کرد. و مردم ترکیه، همان مردمی که یا در خانه نشستند و ترجیح دادند هیچ کاری نکنند، و یا آن دسته از مردمی که به فرمان اردوغان به خیابان آمدند، همچون مردم ایران، تاوان سختی را پس خواهند داد. روزگار سختی پیش روی مردم ترکیه است….، بعد از چند سال، با طعم دیکتاتوری اسلامی آشنا می شوند، و در می یابند که حکومت اسلامی، طمع بدی دارد، طعم آن، طعم …است.
    هیچ کسی قهرمان به دنیا نمی آید، یک قهرمان، تنها در بزنگاه حادثه، خود را قهرمان می یابد…، زمانی که او حاضر می شود برای آینده کشور و مردمش، خود را به خطر اندازد…، — این سربازان، قهرمانانی بودند که نگران بودند بر کشورشان بلایی بیاید که بر سر ایران آمد…، — آنها قد علم کردند…، … — اینگونه است که یک قهرمان شکل می گیرد…. — شاید اکنون زیر ضربه شلاق اسلام گرایان باشند…، ولی تاریخ از آنها به بزرگی یاد خواهد کرد…
    یاشار پارسا
    http://www.gomnamian.blogspot.com

     
  9. نظر جالب ژاپنی ها در مورد برج میلاد!
    یک گروه 15 نفره ژاپني که برای بازدید به برج میلاد رفته بودند، پس از بازدید مطالبی در مورد ساخت برج میلاد گفتند که هم جالب و هم تامل برانگیز است.
    ،این گروه از پایین ترین طبقه برج شروع به بازدید کردند و یک نفر از اعضای گروه مهندسین که برای راهنمایی، همراه این گروه ژاپنی بود، تمام قسمتها را برای آنها توضیح می داد.
    با توجه به هزینه بسیار بالای ساخت برج که حدود ٤٥٠ تا ٥٠٠ ميليون دلار می باشد گرفته تا زمان طولانی ساخت آن ٨ سال طول كشيده ، بسیاری از مسائل فنی بوده که در هنگام ساخت به آنها توجه نشده است.
    ما افتخار می کنیم که كلاهك ٢٥٠٠٠ تني، كه بزرگترين كلاهك برج مخابراتي در دنيا هست را در بالای برج میلاد قرار داده ایم. و این در حالی است که ژاپنی ها در مورد این برج نظر دیگری دارند که از چشم مسئولان به دور مانده است.
    کشور ما دارای کوه های مرتفعی است که بعضی از آنها چندین برابر برج میلاد ارتفاع دارند و حتی فاصله زیادی تا این برج ندارند. و ما صرفاً به داشتن این نعمات الهی افتخار می کنیم بدون اینکه از آنها به نحو احسن استفاده کنیم.
    یکی از مهندسان ژاپنی از یکی از مهندسین پروژه ساخت این برج در مورد علت ساخت برج میلاد پرسید. و این مهندس اینگونه پاسخ داد که ، این برج یک برج مخابراتی است و از آن برای کارهای مخابراتی استفاده می شود.
    مهندسان ژاپنی اعتقاد دارند که اگر این برج مخابراتی ( کلاهک بالای برج ) بر روی کوههای شمال تهران نصب می شد، هم در هزینه و هم در وقت صرفه جویی می شد. جدای از این مطلب تاثیر یک آنتن 4000 متری بسیار بیشتر از یک آنتن 400 متری است که مهندسان ایرانی اصلا به این موضوع توجهی نکرده اند.
    وی در ادامه با اشاره به ساخت بلندترين برج مخابراتي جهان در سال ٢٠١٢ در توكيو گفت: توكيو يه شهريه كه در كنار آب‌هاي آزاده. بلندترين منطقه اون ١٠٠ متر ارتفاع ندارد و در ضمن تا ٦٥ كيلومتري این شهر، حتی یک كوه ١٠٠٠ متري هم وجود ندارد. و فکر می کنم یا در مورد مسائل فنی مهندسی ساخت برج بررسی نشده است، یا اگر فکر شده این برج صرفا جهت رقابت ساخته اند.
    در هیچ جای دنیا ساختمانهای عظیم را صرفا جهت رقابت نمی سازند بلکه برای رفع نیاز و استفاده از تمام مزایای آن، ساخته می شود./

     
    • این نتیجه ی دانشگاههای اسلامی است که حاج ظریف هم خیال صادر کردنش را دارد، یعنی چطوری می شود دکترای جعلی تهیه کرد و زیر پوشش باصطلاح فرهنگ و دانش بازار سیاه را چرخاند ، حتما ، این روزها با احمدی نژاد دزد نشست و برخاست دارد .

       
  10. باز این مغز گنجشک محسن رضایی از زبان الکن او خروجی پیدا کرد که باید آمریکا را تحت فشار گذاشت. مگه سر و کار ما با یک دون کیشوت هست در این مملکت.

     
  11. اردوغان ، دیکتاتور جدید با سرعت هر چه تمام تر ترکیه را به قعر تاریک تاریخ پیش می راند، نزدیک ۳۰۰۰قاضی و هزاران پلیس و سرباز و افسرو فرهنگی برکنار می کند و تازه طلبکار هم است که چرا غرب به او اعتراض می کند و خواستار برقراری دمکراسی و آزادی دموکراتهاست.
    انگار تاریخ دنیا خمینی و رهبر و اسد وهیتلر بسش نبود و این عجوبه و ترامپ را فقط کم داشت.

     
  12. مقاله زیر برگرفته از دروغنامه کیهان مصادره شده توسط حسین بازجوی تفالهنوش است که یگانه مورد راستگوئی این رسانه میباشد .

    در شرایطی که بسیاری از آحاد ملت با مشکلات متعدد اقتصادی و معیشتی روبرو هستند، اسناد انتشار یافته از ولخرجی‌های یک مدیر دولت تدبیر و امید نشان می‌دهد وی فقط برای 2شب اقامت خود در هتل 27میلیون تومان هزینه از جیب ملت پرداخت کرده است!
    به گزارش تسنیم، اخیرا سازمان اطلاعات سپاه علی رستگار سرخه‌ای مدیر چند هفته پیش بانک ملت که گفته می‌شود ارتباطات نزدیکی با حسین فریدون برادر رئیس‌جمهور دارد را به دستور مرجع قضایی و به اتهام فعالیت گسترده در یک باند سازمان یافته فساد بانکی بازداشت کرد.
    بنابراین گزارش برخی اسناد جدید‌، نشان می‌دهد علی رستگار سرخه‌ای در مسافرت‌های خارج از کشور و برخی مأموریت‌های بانکی به صورت اشرافی و با سوء استفاده از بیت‌المال در هتل‌های گران‌قیمت و لوکس اقامت داشته و از جیب ملت هزینه‌های گزافی پرداخته است.
    بر اساس این اسناد هزینه بیش از 944 میلیون ریالی رستگار سرخه‌ای برای اقامت در هتل‌های مجلل و خریدهای میلیونی، اقامت در اتاق 500 متری در هتل مجلل Presidential Suite (هر شب 5 هزار دلار) اجاره خودرو لیموزین و بادیگارد شخصی از جیب مردم و بیت‌المال تنها گوشه‌ای از زندگی اشرافی این مدیر دولتی است.
    همچنین طبق یک فاکتور که ریز حساب اقامت رستگار سرخه‌ای و ناصر شاهین‌فر معاون وی در تاریخ دوم تا چهارم سپتامبر 2015(یازدهم تا سیزدهم شهریور 1394) در هتل پنج ستاره
    GRand Hyatt دوبی است وی فقط برای برخی وعده‌های غذایی خود نزدیک به 600 هزار تومان! هزینه کرده است.
    طبق یک سند دیگراقامت آقای رستگار سرخه‌ای در هتل پالاس دوبی از تاریخ 12 اکتبر 2015 تا فردای همان روز 18079 درهم هزینه داشته است؛ این رقم با احتساب درهم 9700 ریالی، مبلغی معادل 175 میلیون و 536 هزار و 630 ریال می‌شود!
    پیش از این نیز رسانه‌ها با انتشار اسنادی دریافتی‌های رستگار سرخه‌ای از دو شرکت در خارج کشور طی سال گذشته را منتشر کردند. بر اساس این اسناد، وی 125 هزار دلار(437500000 تومان) و 200 هزار پوند دریافت کرده بود که مجموعاً به پول ایران بالغ بر یک‌ میلیارد و 400 میلیون تومان می‌شد.

     
  13. ما 50 سال از ترکیه و 400 سال از عراق و سوریه جلو هستیم. چون انها دارند زاه هایی را میازمایند که ما قبلن ازموده ایم. تازه ترکیه دارد وارد راهی می شود که ما قبلن در 40 سال قبل وارد ان شدیم.

     
  14. در اصلاح ایران باید «باطنا قطع نظر از این طایفه قاجار و چند ملای /// نمود… اینها جمیع حرکاتشان تحت غرض است و بهیچ چیزشان اطمینان نیست»-بلکه باید «کاری کرد شاید آن طبایع بکر دست نخورده و آن خون‌های پاکیزه مردم متوسط ملت از دهاقین و اعیان و نجبا بحرکت بیاید.» (اندیشه‌های میرزاآقاخان کرمانی، نوشته فریدون آدمیت)
    ………………………………………………….
    یکصد و بیست سال پیش در چنین روزهایی سرنوشت مرگبار و غم‌انگیز چند روشنفکر ایرانی رقم خورد. در این روز میرزا آقاخان کرمانی همراه دو همفکر خود احمد روحی و میرزا حسن خان خبیرالملک در تبریز زیر درخت نسترن به طرز فجیعی سر بریده شدند.
    آقاخان کرمانی از مهمترین روشنفکران پیش از عصر مشروطیت است، چنانکه فریدون آدمیت در کتاب «اندیشه‌های میرزاآقاخان کرمانی» او را «نادره زمان خود» نامید.
    آدمیت او را به چنان تعابیری توصیف کرده که نشان دهنده وزن اندیشگی اوست: «بزرگترین اندیشه‌گر ناسیونالیسم… منادی اخذ دانش و بنیادهای مدنی اروپایی، نقاد استعمارگری، هاتف مذهب انسان‌دوستی… متفکر انقلابی پیش از مشروطیت… بنیانگذار فلسفه تاریخ ایران… از پیشروان حکمت جدید در ایران… شاعر نامدار ملی، نقاد سنت‌های ادبی، نماینده نوخواهی ادبی.»
    این سخنان ستایش‌آمیز تا حدود زیادی بیانگر تاثیر این روشنفکر عصر ناصری بر تاریخ معاصر ایران است.
    ………………………………………
    http://www.bbc.com/persian/iran/2016/07/160722_l10_ha_mirza_aghakhan_kermani

     
  15. وزوزارت پلیسی: گوشی‌های موبایل ثبت‌نشده در ایران از شبکه قطع می‌شوند.
    مش قاسم: پیش به سوی حکومت پلیسی-اسلامی، پیش به سوی حکومت اسلامی کره شمالی شدن. این دومی ترس ورش داشته. آفرین، تا میتونی از این کارا بکن.

     
  16. امیر ارجمند اگر من روز به این نتیجه برسم که مسلمین درست می گویند بجان عزیزترین کسم خودمو سر به نیست می کنم.

     
  17. سید مرتضی
    4:27 ب.ظ / جولای 22, 2016
    من در توضیحی که نوشتم نوشتم که بحث از اینکه آیا اسلام دین جهانی است و دعوت و خطابات قرآن عمومیت دارد یا فقط مخصوص اعراب محل نزول قرآن بوده است بحثی است “درون دینی” و بحث های درون دینی را تنها با مراجعه به قضایای درون دینی می توان حل و فصل کرد
    ……………………………..
    سید گرامی اگر بحث درون دینی است بمن و ملیونها ایرانی که از اسلام و هر چه دین است متنفرم چی که باید زیر نعلین و تازیانه و شکنجه و زندان و کشت و کشتار شما نابود شویم؟دین شما مبارک خود و همفکرانتان باد.در ایران تنها مسلمین و آنهم شیعیان نیستند که زندگی می کنند.شما //////فرصت طلبانه در جواب مرتضی از دمکراسی دفاع می کنید ولی دراین 4 سالی که دراین سایت می نویسید از /////// تجاوزکاری که با زور سر نیزه خود را بمردم قالب کرده اند دفاع می کنید.بفرمائید جناب سید ما با کدام ساز شما برقصیم.تنها جرم ما اینست که گوسفند وار دنبال شما نمی افتیم و برای هر حرفی و حرکتی یک چرایی داریم.مرد مؤمن اسلام بزبان عربی و در جامعه عرب بوجود آمده.تمام ادیان انروز بهمین ترتیب بوده اند.مگر دین زرتشت و یا بودا و برهما و کنفسیوس و یهود و مسیحیت ادعای جهانی کرده اند که اسلام استثنا باشد؟چرا کمی خرد خودرا بکار نمی گیری و بدون تعصب و منفعت به اسلام و آئین اسلام نمی نگری؟شما از هر روزنه ایی برای بکرسی نشاندن حرف خود ولو ضد بشری و دروغ و مغالطه فرصت طلبانه سوءاستفاده می کنی.می دانی چرا در مورد ترکیه دست به دامن دمکراسی غربی کافر می شوی ولی چون به ایران می رسی به بیضه اسلام می چسبی؟چون در آنجا برادران اسلامیت که کپی اخوان المسلمین هستند و فرصت طلبانه به تقویت پایگاهای خود می پردازند و در صدد بوجود آوردن حکومتی اسلامی و نقض قانون اساسی و سکولار ترکیه هستند.چنین حکومتی کپی همین داعش و یا تروریستهای شیعی درایران خواهد بود.ولی در ایران چون هم کیشان شیعی ات حاکمند هر چند که بخوبی می دانی که این /////// با زور و کشت و کشتار و ترور و تجاوز و اواره کردن ملیونها ایرانی و ویرانی ایران بر مسند نشسته اند مشکلی نداری!نه سید.مخالفت ما با کودتا با ترکیه با آنچه که شما فرصت طلبانه مطرح می کنید فرق بنیادی دارد.شما دمکرات بودن و دمکراسی را تا آنجا که خدشه ایی به بیضه اسلام و حکومت ////// اسلامی وارد نکند قبول داری نه بیشتر.جون حق دگر اندیش دراسلام شما کاملا واضح است.ولی ما دمکراسی را آزادی انتقاد از تمام مقدسات و ضدیت با آنها و آزادی احزاب و عقاید مختلف و رعایت حقوق شهروندی و جدائی دستگاه دین از حکومت و رعایت حقوق بشر می دانیم.
    درپایان جناب سید اسلام ///////// بلکه یک ایدیولوژی حکومتی است که در طول 200/300 سال بعد از تاریخ واقعی اسلام نوشته شده و اصولا خدایی همچون الله /////////////////// تا چه رسد که ////////////////////////////
    ……………………………………….
    روایتی در «بحارالانوار» علامه مجلسی آمده است که رابطه «عشق ورزی» میان پیامبر و دخترش فاطمه را منعکس می کند. منشا اصلی روایت، کتاب «المناقب آل ابی طالب»، تألیف «ابن شهر آشوب» (۱۰۶۲ سال تولد و ۱۱۹۲ مرگ)، مفسر، محدث، ادیب و فقیه اسلام است. ابن شهرآشوب در مقدمه کتابش آورده است که « من این روایات را از جماعتی از اصحاب خود یا از اهل سنت گرفته‌ام.». متن حدیث در المناقب چنین است: عن الباقر و الصادق (ع): «انه کان النبی (ص) لاینام حتی یقبل عرض وجه فاطمة و یضع وجهه بین ثدیی فاطمة و یدعولها، و فی روایة: حتی یقبل عرض وجنة فاطمة او بین ثدییها»( ابن شهرآشوب، المناقب، ج ۳، ص ۳۳۴؛ بحارالانوار، ج ۴۳، برگ ۴۲). امام باقر و امام صادق (ع) فرمودند: پیامبر (ص) نمی خوابید تا این که وسط چهره فاطمه (س) را می بوسید و صورت خویش را بین سینه های او می نهاد و برایش دعا می کرد.
    به حدیث دیگری که ابن شهر آشوب آورده است توجه کنید:
    «ابوعبیده ی خداء و غیر او از امام صادق (ع) چنین نقل کرده است که رسول خدا (ص) فاطمه را زیاد می بوسید، بعضی از همسران حضرت این کار را ناپسند شمرده و اعتراض کردند. پیامبر (ص) فرمود: وقتی که مرا به سوی آسمان عروج دادند، جبرئیل دستم را گرفت و به بهشت وارد کرد خرمایی در اختیار من قرار داد که آن را خوردم – در روایتی آمده است: – سیبی را به من داد و خوردم. این میوه تبدیل به نطفه ای در صلب من گشت، همین که به زمین فرود آمدم با خدیجه همبستر شدم و او به فاطمه باردار شد. بنابراین فاطمه حوری بهشتی است که در جمع آدمیان قرار گرفته، هرگاه به بوی بهشت مشتاق شوم دخترم را می بویم.»(المناقب، جلد سوم، برگ ۳۳۴).
    حدیث دیگری در باره روابط پیامبر و فاطمه چنین می گوید: «امام صادق فرمود: عایشه گفت: یا رسول الله میبینم دهان فاطمه را زیاد میبوسی و زبانت را در دهانش قرار میدهی. پیامبر اکرم فرمودند: بله، هرگاه مشتاق بهشت میشوم، فاطمه را میبوسم و زبان در دهانش میگذارم. من از فاطمه بوی بهشت را استشمام می کنم و بوی شجره طوبی را می یابم، زیرا او زنی آسمانیست.»، (برگرفته از کتاب «احادیثی در مورد بوسه»، نوشته داوود احمدی، انتشارات صلوات قم،۱۳۸۸).
    ………………………………………………………………
    مقدس کردن چنین فردی وروش زندگی و رفتار او را او را با زور بمردم قالب کردن بنظر شما دمکراسی است جناب سید دمکرات؟
    …………………………………………….
    http://news.gooya.com/politics/archives/2016/07/215169.php

     
    • مزدک گرامی

      اجازه بدهید یک مزاحی بکنم با شما:

      شما بقول اصفهانی ها:

      یوخده کم سواد هستید در مطالعات دینی!
      یوخده عصبانی مزاج و بد زبان هستید!
      یوخده خلط مبحث می کنید و مسائل را بهم مخلوط می کنید!
      گذشته از شوخی ،بحث از جهانی بودن یا منطقه ای بودن دین اسلام را من پیش نکشیدم ،شما چیزی نوشتی و پاسخ مستدل گرفتی و وقتی در بحث علمی یوخده! کم میاوری شروع می کنی به تقلا وگرد و خاک و فرافکنی و ربط دادن ماست به دروازه و بقیه قضایا.
      اینکه گفتم یوخده کم سواد هستی (البته در مسائل دینی وگرنه ممکن است در رشته دیگری صاحب علم باشی و من به تو مراجعه کنم) یک موردش همین اصطلاح “درون دینی” و “برون دینی” است ،شما هنوز درک درستی از اصطلاح درون دینی ندارید ،من قبلا توضیح دادم که وقتی می گوییم جهانی بودن یا نبودن دین اسلام گزاره ای درون دینی است ،مقصود این نیست که کافر معاند دین ستیزی مثل عالیجناب مزدک نمی تواند در باره آن مطالعه کند یا نظر دهد ،نه من اینرا نگفتم ،بحث این بود که درون دینی بودن یک فکت به این معناست که باید درون دین یعنی نصوص دینی (قرآن- سنت عملی- سنت قولی) را دقیق مطالعه کرد که آیا مدعای دین اسلام این است که دینی برای عموم بشریت است یا مخصوص به اقلیم خاص ،این را میگویند بحث درون دینی ،در اینجا دیگر اینجا مساله شکمی نیست که من یا شما روی اغراض پیش ساخته چیزی را بگوییم و از آن دفاع جدلی کنیم ،در اینجا نمی شود صرفا بخاطر اینکه دینی در منطقه ای خاص ظهور کرده است همینطور شکمی گفت که این دین مال آنجاست ،شما باید پاشنه ها ور بکشی بروی سرتاسر قرآن و اقوال رسول الله و سنت قولی و عملی او را بررسی کنی که آیا مدعای درونی این دین چیست؟ مقصود من از درون دینی اینجا این بود نه اینکه کسی خارج از دین وقتی مطالعه در ادیان می کند نمی تواند در این مورد نظر دهد که شما باز تکیه کلام زیبای “بماچی” را تکرار کنید ،منتها حرف این است که دیدگاه برون دینی نیز اینجا باید توجه دقیق کند به اینکه مدعای متن دین چیست ،خوب البته من شواهد قرآنی روایی و تاریخی خودم را مستند بیان کردم و نشان دادم که مدعای قرآن و آورنده آن جهانی بودن اسلام بوده است منتها شما چون پاسخ مستدلی نداشتید شروع کردی به پرخاشگری و زشت گویی ،خدا رحم کرد که بنده خدا نوریزاد برخی فحش ها را (که نثار خودت باد) چنگک باران کرد و در عین حال همین زشت گویی های غیر هاشوری را همه می بینند که پر است از ادب و فرهیختگی و پاس دوستی بقول خودت چهارساله.
      در مورد مسائل سیاسی هم من گفته ام بارها و تقیه ای هم ندارم که به جمهوری اسلامی رای داده ام و معتقدم باید بقدر توان کجی ها را اصلاح کرد ،من نه معتقد به کودتا هستم و نه معتقد به انقلاب دیگر و نه معتقد به فحاشی ،اما به نقد و اعتراض و اصلاح اعتقاد دارم و معتقدم بهم زدن این کشور طوری که شما می خواهد بنفع هیچکس حتی شما نیست ،این تز سیاسی من است و من مسائل را هم مثل شما مخلوط نمی کنم ،به اسلام و تشیع ام معتقدم و در برابر هجمه به معارف دینی و اصل اسلام و تشیع تا پای جان می ایستم نه از امثال شما باک و تقیه ای دارم و نه حتی از حکومت ایران که مورد نقد من است ،پس نگویید دفاع من از منطق اسلام لزوما دفاع از هر سیاست رایج در این کشور است.
      ———————
      در مورد روایاتی که در ذیل گفتار از باب اینکه پاسخی در اصل بحث نداشتی و از باب خالی نبودن عریضه مطرح کردی قبلا گفته ام که نقل های تاریخی بهر بیانی نمی تواند مطلقا قابل قبول باشد ،در بحث های روایی تاریخی باید فحص از سند و بدنبال آن از دلالت کرد ،این گونه روایات هم که پیامبر فاطمه سلام الله علیها را بسیار دوست می داشت و او را می بوسید و می بوئید حاکی از رابطه عمیق عاطفی پدر و فرزندی است ،مثل رابطه هر پدری با دخت خویش ،شما آیا دخت خویش را در آغوش نمی گیری؟ آیا دخت را نمی بوسی و به او عشق نمی ورزی؟ اینها امور طبیعی است که ممکن است در نقلها کم و زیاد شده باشد ، ممکن است پدری بسنت منطقه ای خم شود زیر گلوی دختر عزیز خویش را ببوسد ،درک این مسائل برای شما مشکل است؟ البته پاسخ این سوال مثبت است زیرا همانطور که خودت در این نوشته اذعان کردی ،شما پر هستی از نفرت و تنفر و کینه ،در اینصورت کینه ورزی و از کاه کوه ساختن امر روتینی است زیرا که : بغض الشی یعمی و یصم،و بگفته خود قرآن و پیامبر اسلام همین کینه و عناد و نفرت آتش تهیه جهنمی است که انسان برای ابد خود می سازد ،و در حقیقت این جهنم و بهشت از همین جا با نیات و اقوال و کردار ساخته می شود و در جهان دیگر تنها ظهور می یابد :
      انما تجزون بما کنتم تعملون،صدق الله العلی العظیم ،مرا با شما دیگر سخنی نیست مگر آنکه بازگردی بشرط ادب و بحث منطقی.

       
  18. آیت الله خمینی باید پاسخگوی حملات فرانسه باشد!

    مایکل فلین، سپهبد بازنشسته ارتش آمریکا و مشاور نظامی دونالد ترامپ، در مصاحبه ای گفته: آیت الله خمینی (بنیانگذار جمهوری اسلامی) باید پاسخگوی حملات فرانسه باشد.

    به گزارش باشگاه خبرنگاران (صداوسیمای رژیم)، وی در مصاحبه ای با شبکه فاکس نیوز در اظهاراتی توهین آمیز گفت: من از (آیت الله) خمینی می خواهم پاسخگوی حملات صورت گرفته در فرانسه باشد.

    باید به جناب سپهبد گفت که نه فقط (آیت الله) خمینی، بلکه رهبران چهار کشور بزرگ غربی آن دوران نیز بویژه آقای جیمی کارتر که هنوز زنده هستند، باید پاسخگوی حملات مرگبار تروریستهای اسلامی به مردم بی گناه باشند.

    بسیاری از تحلیلگران، زدوبندهای پشت پرده کارتر و خمینی در پاریس را که به ظهور جمهوری اسلامی در ایران انجامید، منشا حملات تروریستی در کشورهای منطقه و کشورهای غربی می دانند.

    خمینی در مهرماه 1357 عراق را ترک کرد و از طریق کویت به پاریس رفت. این اقدام، فقط انتقال محل اقامت خمینی نبود، بلکه به‌ وسیله آن خود را در کانون گفتگوهای بین‌ المللی بر سر مسئله ایران و نیز در معرض توجه جهانی قرار داد.

    دهکده “نوفل لوشاتو” در حومه پاریس برای خمینی محل مطلوبی برای گفتگوهای محرمانه بود. در همین‌ جا بود که او پیامهای اطمینان‌ بخش خود را به‌ گوش سران قدرتهای بزرگ غرب که در گوادلوپ گرد آمده بودند، رساند و شرطهای دولت آمریکا را از زبان نمایندگان اعزامی جیمی کارتر شنید.

    ابراهیم یزدی که در آن روزها از نزدیکترین همراهان خمینی بود، در کتابی دراین‌ باره می‌ نویسد: یک هفته قبل از کنفرانس (گوادلوپ) وزارت‌ خارجه فرانسه با صادق قطب‌ زاده تماس می‌ گیرد. فرانسویها از قطب‌ زاده خواستند برای آنها روشن کند که در صورت پیروزی خمینی، چه نوع سیاستهایی از جانب ایشان اتخاذ خواهد شد؟

    یزدی نوشت: قطب‌زاده در زمان بسیار کوتاه و با سرعت بی‌ سابقه‌ ای تحلیلی تهیه و برای وزارت امور خارجه فرانسه فرستاد. کمی بعد از سفر رئیس‌ جمهور فرانسه به‌ گوادلوپ، خمینی از قطب‌ زاده می‌ خواهد تحقیق کند آیا رئیس‌ جمهور فرانسه مسئه ایران را در کنفرانس مطرح خواهد کرد و آیا تحلیل قطب‌ زاده به‌ رئیس‌ جمهور داده شده است؟

    ابراهیم یزدی نوشت: در ظرف چند ساعت، قطب‌ زاده تماس گرفت و به‌ او پاسخ داده شد که: بله، رئیس‌ جمهور مسئله ایران را در کنفرانس گوادلوپ مطرح خواهد کرد و او تحلیل قطب‌ زاده را دیده است، تحلیل قطب‌ زاده به‌ قدری رئیس‌ جمهور را تحت تأثیر قرار داده است که ژیسکاردستن به‌ کارتر توصیه خواهد کرد که با دولت احتمالی جدید تهران، که ریاست معنوی آن با خمینی خواهد بود، وارد مذاکره شود.

    روز 14 دیماه 1357 زمامداران چهار کشور عمده غرب، یعنی آمریکا، فرانسه، انگلیس و آلمان در جزیره‌ ای به‌ نام گوادلوپ در دریای کارائیب اجلاسی به‌ منظور تعیین سیاست خود در قبال وضعیت بحرانی ایران تشکیل دادند. نتیجه اساسی این کنفرانس، دستیابی چهار کشور یاد‌شده به‌ توافق بر سر باز کردن راه خمینی بود.

    در فردای کنفرانس گوادلوپ، یعنی 18 دیماه 57، دو نفر که نمایندگان رسمی رئیس‌ جمهور فرانسه بودند، در نوفل‌ لوشاتو با خمینی ملاقات کردند و گفتند که حامل پیامی از جانب کارتر (رئیس جمهور وقت آمریکا) هستند.

     
  19. درود بر اسوه صبرو مقاومت جناب نوریزاد.دوست گرامی من بعنوان نسلی که تاچشم بازکردم کشورم دچار اشوب شد وبعدهم هشت سال جنگ وباقی داستان که شما میدانید باخودفکر میکنم ازتقدیر بنالم یااز که؟ جناب نوریزاد من نه پدر م سرهنگ شاه بود نه استاندار .روستایی ساده بی سوادی بودکه چون زمین کافی نداشت انرا به برادرش داد امد به قزوین ودرشهرکی صنعتی بکار مشغول شد.اری یک روستایی که حتی اعداد را نمیتوانست بنویسد درسال اول صاحب خانه شد.یادم میاد هرگز دغدغه خوراک وپوشاک نداشتیم .هروقت روستامیرفت کلی خواروبار برای فامیل میبرد. تازه مادرشهرک اطراف قزوین بودیم نه پایتخت.امروز پدر من ازدولتی اون ادم بازنشسته است حقوقی دارد به بچه هایش هم کمک میکند اخر چهارپسرش بیکارند.البته به فرموده رهبر مشغول ازدیاد نسل هستد.جنا ب نوریزاد امروز چند نفر لیسانس بیکار میخواهید در فامیل بشمارم.درمدرسه دولتی کارنامه بچه مرا ندادند چون پول نداده بودم.هنوز طعم موز تازه ایکه اریامهر در مدرسه میداد یادمه پسته هارو میاوردیم خونه شیررامیزدیم به دیوا میخندیدیم.اصلا لایق اون ادم نبودیم..بخدا خانواده هایرا سراغ دارم چندسال است گوشت ندیده اند.حال سوال من اینست از شما که انوقت بودید او چگونه اینکارهارا کرد؟ تازه به همه ابرقدرتها هم باج میداد نوکر غرب وشرق بود.دشمن ملت بود.چی شد امروز ؟نفت تمام شد؟ معادن؟ اخه یه نفر بمن ونسل من بگه چی شد اون مملکت؟ الانکه مملکت امام زمانه باید پربرکت ترباشه میتوانم از تفاوتهای انزمان با الان یک کتاب بنویسم اما سرتان را درد نمیارم که عده ای به اینکا رمامورند.وراستی که سنگ تموم گذاشتنددرود بر شرفت .مرد.. امروز من بادیدن تصویر اریامهر اشک به پهنای صورت میبارم.اخه چی کردید بااین کشور؟اچی نبود؟ ازادی نبود؟ پس چطور توده ایها وکمونیستها نشریه داشتند .اینهمه کتاب کمونیستی کجا چاپ میشد؟ دیشب در برنامه ای مهدی خان بابارو نشون میداد.یه توده ایه رده بالا که خودش میگفت راحت میرفته شوروی اروپا چین وبرمیگشت ایران کسی کاریش نداشت.جناب نوریزا فکرنمیکنید اون ادم زیادی خوب بود؟همینها لایق ما هستند. کدام حوزه رابسته بودند؟روحانیون درشهر وروستا حاکم بودن.احترا ما که یادمونه ؟او فامیلم نبود من کمترازین حرفام.اما او مردی از جنس باران بود .شمیم یاس بود.پدری مهربان ونگران بود .روحش شاد یادش تا ابدیت تاریخ گرامی باد

     
  20. خبر بسیار غرور آفرین برای همه ایرانی های داخل و خارج از کشور…
    بمناسبت بازنشستگی دکتر فیروز نادری از سازمان هوایی ناسا که سرپرستی تیم مریخ شناسان رو بر عهده داشت، یک سیاره بنام او در کهکشان نامگذاری شد. این سیاره هر چهارسال یکبار به دور خورشید میگردد و بنام سیاره نادری برای همه تاریخ بشریت به ثبت رسید…
    این خبر مسرت بخش و افتخار آفرین را به دکتر فیروز نادری خانواده محترم شان و همه ایرانیان شادباش میگوییم …
    از این واقعه مهم تاریخی بی تفاوت نگذریم .

     
  21. مازیار وطن‌پرست

    تو بزرگی نوریزاد!
    نمی‌دانم همان روزهایی که از دیدن تصویرت در برنامه‌های جهاد کراهت داشتم این بزرگی را داشتی یا نه؛ اما دیگر مهم نیست! تو بزرگی و بزرگی می‌آموزی.
    کلمه به کلمه‌ی این نوشته را با بغضی فروخورده از وضع مریم‌ها خواندم، و نیز اشکی به شوق دیدن نوریزاد، انسان بزرگی که -اکنون یا درگذشته- متولد شده‌است.

     
  22. درود برجناب آقای نوری زاد

    با عرض خسته نباشید بابت رشادت ها و پایداری ها
    غرض از مزاحمت این جانب این است که شما در صفحه تلگرامتان شعری منصوب به شاعر بزرگ فردوسی منتشر نمودید، که سپس بیان کردید که شعر ازآن جناب سرخوش است. اما خواستم تا بخشی از شاهنامه فردوسی را به شما معرفی کنم که با همان مضمون ابیاتی سروده است که واقعا زبان حال ماست

    با تشکر از زحماتتان
    سعید

    فردوسی
    شاهنامه بخش (پادشاهی یزدگرد)

    عمر سعد وقاس را با سپاه
    فرستاد تا جنگ جوید ز شاه

    چو آگاه شد زان سخن یزگرد
    ز هر سو سپاه اندر آورد گرد

    بفرمود تا پور هرمزد راه
    به پیماید و بر کشد با سپاه

    که رستم بدش نام و بیدار بود
    خردمند و گرد و جهاندار بود

    ستاره شمر بود و بسیار هوش
    به گفتارش موبد نهاده دو گوش

    برفت و گرانمایگان راببرد
    هر آنکس که بودند بیدار و گرد

    برین گونه تا ماه بگذشت سی
    همی رزم جستند در قادسی

    بسی کشته شد لشکر از هر دو سوی
    سپه یک ز دیگر نه برگاشت روی

    بدانست رستم شمار سپهر
    ستاره شمر بود و با داد و مهر

    همی‌گفت کاین رزم را روی نیست
    ره آب شاهان بدین جوی نیست

    بیاورد صلاب و اختر گرفت
    ز روز بلا دست بر سر گرفت

    یکی نامه سوی برادر به درد
    نوشت و سخنها همه یاد کرد

    نخست آفرین کرد بر کردگار
    کزو دید نیک و بد روزگار

    دگر گفت کز گردش آسمان
    پژوهنده مردم شود بدگمان

    گنهکارتر در زمانه منم
    ازی را گرفتار آهرمنم

    که این خانه از پادشاهی تهیست
    نه هنگام پیروزی و فرهیست

    ز چارم همی‌بنگرد آفتاب
    کزین جنگ ما را بد آید شتاب

    ز بهرام و زهره‌ست ما را گزند
    نشاید گذشتن ز چرخ بلند

    همان تیر و کیوان برابر شدست
    عطارد به برج دو پیکر شدست

    چنین است و کاری بزرگست پیش
    همی سیر گردد دل از جان خویش

    همه بودنیها ببینم همی
    وزان خامشی برگزینم همی

    بر ایرانیان زار و گریان شدم
    ز ساسانیان نیز بریان شدم

    دریغ این سر و تاج و این داد و تخت
    دریغ این بزرگی و این فر و بخت

    کزین پس شکست آید از تازیان
    ستاره نگردد مگر بر زیان

    برین سالیان چار صد بگذرد
    کزین تخمهٔ گیتی کسی نشمرد

    ازیشان فرستاده آمد به من
    سخن رفت هر گونه بر انجمن

    که از قادسی تا لب جویبار
    زمین را ببخشیم با شهریار

    وزان سو یکی برگشاییم راه
    به شهری کجاهست بازارگاه

    بدان تا خریم و فروشیم چیز
    ازین پس فزونی نجوییم نیز

    پذیریم ما ساو و باژ گران
    نجوییم دیهیم کند او ران

    شهنشاه رانیز فرمان بریم
    گر از ما بخواهد گروگان بریم

    چنین است گفتار و کردار نیست
    جز از گردش کژ پرگار نیست

    برین نیز جنگی بود هر زمان
    که کشته شود صد هژبر دمان

    بزرگان که بامن به جنگ اندرند
    به گفتار ایشان همی‌ننگرند

    چو میروی طبری و چون ارمنی
    به جنگ‌اند با کیش آهرمنی

    چو کلبوی سوری و این مهتران
    که گوپال دارند و گرز گران

    همی سر فرازند که ایشان کیند
    به ایران و مازنداران برچیند

    اگرمرز و راهست اگر نیک و بد
    به گرز و به شمشیر باید ستد

    بکوشیم و مردی به کار آوریم
    به ریشان جهان تنگ و تار آوریم

    نداند کسی راز گردان سپهر
    دگر گونه‌تر گشت برما به مهر

    چو نامه بخوانی خرد را مران
    بپرداز و بر ساز با مهتران

    همه گردکن خواسته هرچ هست
    پرستنده و جامهٔ برنشست

    همی تاز تا آذر آبادگان
    به جای بزرگان و آزادگان

    همی دون گله هرچ داری زاسپ
    ببر سوی گنجور آذرگشسپ

    ز زابلستان گر ز ایران سپاه
    هرآنکس که آیند زنهار خواه

    بدار و به پوش و بیارای مهر
    نگه کن بدین گردگردان سپهر

    ازو شادمانی و زو در نهیب
    زمانی فرازست و روزی نشیب

    سخن هرچ گفتم به مادر بگوی
    نبیند همانا مرانیز روی

    درودش ده ازما و بسیار پند
    بدان تا نباشد به گیتی نژند

    گراز من بد آگاهی آرد کسی
    مباش اندرین کار غمگین بسی

    چنان دان که اندر سرای سپنج
    کسی کو نهد گنج با دست رنج

    چوگاه آیدش زین جهان بگذرد
    از آن رنج او دیگری برخورد

    همیشه به یزدان پرستان گرای
    بپرداز دل زین سپنجی سرای

    که آمد به تنگ اندرون روزگار
    نبیند مرا زین سپس شهریار

    تو با هر که از دودهٔ ما بود
    اگر پیر اگر مرد برنا بود

    همه پیش یزدان نیایش کنید
    شب تیره او را ستایش کنید

    بکوشید و بخشنده باشید نیز
    ز خوردن به فردا ممانید چیز

    که من با سپاهی به سختی درم
    به رنج و غم و شوربختی درم

    رهایی نیابم سرانجام ازین
    خوشا باد نوشین ایران زمین

    چو گیتی شود تنگ بر شهریار
    تو گنج و تن و جان گرامی مدار

    کزین تخمهٔ نامدار ارجمند
    نماندست جز شهریار بلند

    ز کوشش مکن هیچ سستی به کار
    به گیتی جزو نیستمان یادگار

    ز ساسانیان یادگار اوست بس
    کزین پس نبینند زین تخمهٔ کس

    دریغ این سر و تاج و این مهر و داد
    که خواهدشد این تخت شاهی بباد

    تو پدرود باش و بی‌آزار باش
    ز بهر تن شه به تیمار باش

    گراو رابد آید تو شو پیش اوی
    به شمشیر بسپار پرخاشجوی

    چو با تخت منبر برابر کنند
    همه نام بوبکر و عمر کنند

    تبه گردد این رنجهای دراز
    نشیبی درازست پیش فراز

    نه تخت و نه دیهیم بینی نه شهر
    ز اختر همه تازیان راست بهر

    چو روز اندر آید به روز دراز
    شود ناسزا شاه گردن فراز

    بپوشد ازیشان گروهی سیاه
    ز دیبا نهند از بر سر کلاه

    نه تخت ونه تاج و نه زرینه کفش
    نه گوهر نه افسر نه بر سر درفش

    به رنج یکی دیگری بر خورد
    به داد و به بخشش همی‌ننگرد

    شب آید یکی چشمه رخشان کند
    نهفته کسی را خروشان کند

    ستانندهٔ روزشان دیگرست
    کمر بر میان و کله بر سرست

    ز پیمان بگردند وز راستی
    گرامی شود کژی و کاستی

    پیاده شود مردم جنگجوی
    سوار آنک لاف آرد و گفت وگوی

    کشاورز جنگی شود بی‌هنر
    نژاد و هنر کمتر آید ببر

    رباید همی این ازآن آن ازین
    ز نفرین ندانند باز آفرین

    نهان بدتر از آشکارا شود
    دل شاهشان سنگ خارا شود

    بداندیش گردد پدر بر پسر
    پسر بر پدر هم چنین چاره‌گر

    شود بندهٔ بی‌هنر شهریار
    نژاد و بزرگی نیاید به کار

    به گیتی کسی رانماند وفا
    روان و زبانها شود پر جفا

    از ایران وز ترک وز تازیان
    نژادی پدید آید اندر میان

    نه دهقان نه ترک و نه تازی بود
    سخنها به کردار بازی بود

    همه گنجها زیر دامن نهند
    بمیرند و کوشش به دشمن دهند

    بود دانشومند و زاهد به نام
    بکوشد ازین تا که آید به کام

    چنان فاش گردد غم و رنج و شور
    که شادی به هنگام بهرام گور

    نه جشن ونه رامش نه کوشش نه کام
    همه چارهٔ ورزش و ساز دام

    پدر با پسر کین سیم آورد
    خورش کشک و پوشش گلیم آورد

    زیان کسان از پی سود خویش
    بجویند و دین اندر آرند پیش

    نباشد بهار و زمستان پدید
    نیارند هنگام رامش نبید

    چو بسیار ازین داستان بگذرد
    کسی سوی آزادگی ننگرد

    بریزند خون ازپی خواسته
    شود روزگار مهان کاسته

    دل من پر از خون شد و روی زرد
    دهن خشک و لبها شده لاژورد

    که تامن شدم پهلوان از میان
    چنین تیره شد بخت ساسانیان

    چنین بی‌وفا گشت گردان سپهر
    دژم گشت و ز ما ببرید مهر

    مرا تیز پیکان آهن گذار
    همی بر برهنه نیاید به کار

    همان تیغ کز گردن پیل و شیر
    نگشتی به آورد زان زخم سیر

    نبرد همی پوست بر تازیان
    ز دانش زیان آمدم بر زیان

    مرا کاشکی این خرد نیستی
    گر اندیشه نیک و بد نیستی

    بزرگان که در قادسی بامنند
    درشتند و بر تازیان دشمنند

    گمانند کاین بیش بیرون شود
    ز دشمن زمین رود جیحون شود

    ز راز سپهری کس آگاه نیست
    ندانند کاین رنج کوتاه نیست

    چو برتخمهٔ‌یی بگذرد روزگار
    چه سود آید از رنج و ز کارزار

    تو را ای برادر تن آباد باد
    دل شاه ایران به تو شاد باد

    که این قادسی گورگاه منست
    کفن جوشن و خون کلاه منست

    چنین است راز سپهر بلند
    تو دل را به درد من اندر مبند

    دو دیده زشاه جهان برمدار
    فدی کن تن خویش در کارزار

    که زود آید این روز آهرمنی
    چو گردون گردان کند دشمنی

    چو نامه به مهر اندر آورد گفت
    که پوینده با آفرین باد جفت

    که این نامه نزد برادر برد
    بگوید جزین هرچ اندر خورد

     
  23. نظریه متخصصان جنگی نظامی :
    کودتا ساختگی بوده است ودلایل : همه ی شواهد، نشان دهنده نمایشی بودن کودتاست،کودتا در هنگام سرشب شروع شد در حالی که معمولا صبح زود ، زمانی که ماموران در خوابند اجرا می شود و بدین خاطر ماموران دولتی در خدمت بودند.
    نیروی هوایی در آن شرکت داشت که معمولا در یک کودتا ی نظامی تکیه بر نیروی زمینی است و این روش غیرمعمول است .
    و با اینکه نیروی هوایی در کودتا شرکت داشته اردوغان با هواپیما به استانبول پرواز می کند.

    نتیجه: این کودتای نمایشی ، بر ضد ملی گرایان و هواداران آتاتورک و برای تثبیت اردوغان و زدن مخالفان طرح ریزی شد وبرای دولت اسلامی به اجرا در آمد.

     
  24. یادداشت های یک آدم ساده لوح

    فرمانده سپاه فرموده که مشکل بی حجابی از “بی غیرتی و بی حیایی” است و مردهایی که همسران بی حجاب دارند به اندازه یک “خروس” غیرت ندارند. ایشان همچنین فرموده اند که باید ریشه های بی حجابی مطالعه شود که شاید از لقمه های حرام باشد.

    من با همه ساده لوحی هیچوقت خوشم نمی آمده حیوانات بی زبان (پاک) را قاطی دعواهای ناپاک آدمیزادی کنم اما حالا که این حرفها را شنیدم گفتم حالا غیرت خروسی مگر چه شکلی است؟ مرغها که حجاب بر سر ندارند که مشمول غیرت همسر خروسشان شوند. من که تجاهل نمی کنم. مقصود سردار این بوده که حتی خروس هم وقتی به حریم خانواده اش تعدی شود واکنش نشان می دهد.

    حالا شد.
    حالا می شود کمی به حرفهای سردار بیشتر نزدیک شد و از تشابهات خروس و مردان گفت. وجه تشابه این دو یک چیز هست: حساسیت به حریم خانواده

    حالا سوالی که برای من از حرفهای سردار مطرح می شود این است که اگر مردی که حداقل به اندازه یک “خروس” غیرت دارد ولی بیکار شده و به نان شبش محتاج شده و روی برگشتن به خانه نداشت آیا شایسته است که برود دزدی کند؟ اگر بنا به مشابهت خروس و انسان باشد، اینجا خروس ها حتما می روند هر طوری شده لقمه ارزنی برای مرغ و جوجه ها فراهم می کنند شده از باغچه همسایه. حالا این مردِ خروس-غیرت (با پوزش) آیا مجاز است دزدی کند مثل خروسی که بخاطر حریم خانواده اش هر کاری می کند؟

    سوالی هم که دوست دارم جوابی بگیرم این است که داشته ایم مردانی با همسران محجبه که حقوق های چندصد میلیونی گرفته اند یا در کهریزک مشغول خدمت رسانی بوده اند یا در اختلاس ها دست داشته اند. این گروه از مردان که غیرتشان در مقوله حجاب دستکم به قدر خروس بوده مال حرام هم خورده اند. از اینجا نتیجه می گیریم که مال حرام هیچ ربطی به بی حجابی ندارد. یا برعکس مال حلال ربطی به با حجابی ندارد. خروس از همه جا بی خبر هم اصلا اشتباهی وارد محاسبات شده است.

    از این که بگذریم دیدم سردار پیشنهاد کرده اند برویم مطالعه کنیم ببینیم ریشه های بی حجابی چیست. از آنجا که ایشان کتابی برای مطالعه معرفی ننموده اند من می گویم از کتاب “حجاب شرعی در عصر پیامبر” و یا حکم فقهی آقای احمد قابل درباره حجاب شروع کنیم.

     
  25. سلام ،

    پیشنهاد متیتی است.

     
  26. مزدک گرامی
    ما هیچ موقع از حر فهای سروش و همپالکی هایشان(حجتیه)ناراحت نمیشویم این گروه در اوایل از شاه اجازه گرفتند که با حزب توده (کمونیسم ها)مبارزه کنند و آنها را بقول خودشان آنها را ارشاد کنند ولی از آنها جواب دندان شکنی خوردند توده ایها به آنها گفتند شما از شتر صحبت میکنید و ما از موتور ما را با شما کاری نیست بعد از جواب دندان شکن به سراغ بهایی ها آمدند و ما هم آدمهایی نبودیم که کسی را از خود برنجانیم

     
  27. وضعیت سبز را نه تنها با آلودگی هوا و ریزگردها باید فراموش کرد ازوضعیت زردِ بیکاری و گرسنگی و زندگی معمولی باید به وضعیت قرمز کنونی در خاورمیانه رسیدکه دایمی است.

    بد سلیقگی مسلمانان در انتخاب رهبری دیگر شکی نمانده ، آخر این چه قلدرانی اند که باهر وسیله می خواهند در قدرت بمانند و بدتر از آنان طرفداران خنگ و احمق و کاسه لیسشان که نه تنها اوضاع حال را ندیده، بلکه چشم آینده را هم کور کرده اند. البته نباید به مردم فحش داد، اما ، مگر همه ی این بلایا از مردم نیست ؟ مگر مردم مسولییت ندارند؟بهار عربی چه شد ؟اون همه سر و صدا نتیجه اش فقط دیکتاتوری عربی بود و بس ؟

    اصلا تا این خاورمیانه تکلیف خودش را با دین اسلام روشن نکند ، آش همان است و کاسه همان یعنی یک عده زورگوی بنده پرور به خود هر حقی را می دهند و دیگران جز وسیله و ابزاری نخواهند بود یعنی در بر روی پاشنه ی طوایفی هزارفامیلی می چرخد و مردم هم بدورش .

    فقط اردغان این وسط جایش خالی بود که او هم اکنون معرکه گیر میدان شده و یک شبه ، داعش و صدام و اخوان المسلمین و اسد و رهبر را پشت سر گذاشته ویک ضرب بیش از ۶۰ هزارنفر را بیکار و مورد اتهام و دهها هزار را دستگیر کرده است ،این هم یک مسلمان دیگرکه هزاران نفر برای عقیده او باید جانشان را قربانی کنند، در کدامین این رفتارها خرد نهفته است؟

    خاورمیانه از وضعیت قرمز که سهل، از بنفش و سیاه هم گذشته ،چه می شود کرد با مردمی که خیال خودکشی دارندو مردم دیگر را با خود غرق می کنند ؟

     
  28. جناب امیر درود بر شما .از زاویه‌ای درست می‌‌گویید که بحث بین گلابتون و سیّد مرتضی و مزدک به این ختم نخواهد شد که همدیگر را قانع کنند ولو که صد سال هم طول بکشد، اما بیاد داشته باشیم از روزی که استدلال و دانش و خرد به موضوع دین ورود کرد، هیچ فرقی‌ هم نمی‌‌کند ورود به کدامشان که همه مثل توضیح المسائل از هم کپی شده اند، اول که خدایان معرفی شده، نبودند جز دکان دغل و سر کیسه کردن باورمندان و دوم اینکه همهٔ هیبت و هیمنه و نفوذ و اقتدار این دکان داران که نمونه بارز آن در باور شیعی در امثال مصباح وناصر مکارم تجلی پیدا کرده و قرن‌ها از هر آنچه بویی از انسانیت در آن است، بدورند و سر جنگ و ستیز با آن دارند، چنان فرو ریخته که هرگز در پیشگاه شرف و وجدان و دانش و انسانیت و خرد کمر راست نخواهند کرد.

     
    • ناشناس گرامب باسپاس از کامنت شما من با تحلیل شما کاملن موافقم و به همین دلیل با ترویج وتبلیغ هر دین ومذهب وایدئولوزی در جامعه موافق نیستم ولی به انتقاد بدون عناد ونا سزا معتقدم چون باعث روشن شدن اذهان میگردد

       
  29. استاد عزیز اقای نوریزاد:
    باعرض سلام
    همانطور که ممکنه خاطرتان باشد من یک پزشک هستم.
    میخواستم عرض کنم مصرف قرص لوامیزول میتواند برای درمان بیماری تان مفید باشد. برای اطلاعات بیشتر راجع به “طب لوامیزول” لطفن در صورت امکان به وبلاگ اینجانب مراجعه فرمائید. (simple000Philosophy)
    قرص لوامیزول 50 میلی گرمی را روزی یک قرص به مدت سه روز و سپس هفته ای یک قرص مصرف نمائید.
    اگر باز ممکن بود جویای حالتان خواهم بود.

     
    • جناب دکتر
      من هم به عنوان داروساز به شما توصیه میکنم ابتدا خودتون این داروی ضد انگل رو مصرف کنین، اگر مفید بود که حتما هست اونوقت میشه روی تجویزش برای دیگران فکر کرد.
      کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی

       
    • من از جناب دکتر یگانگی عذرخواهی میکنم، چون این دارو ضدانگل هست گمان کردم قصد توهین دارند ولی با بررسی بعدی وبلاگ ایشان متوجه شدم که ایشان کاربردهای دیگری از جمله تحریک سیستم ایمنی توسط این دارو را مطرح کرده اند، با اینکه من فعلا نمی توانم این تاثیر را تایید یا رد نمایم اما قصد ایشان یقینا خیر بوده است.

       
    • من از جناب دکتر یگانگی عذرخواهی میکنم، ابتدا با توجه به ضدانگل بودن این دارو گمان کردم قصد توهین دارند. هرچند کاربرد تحریک سیستم ایمنی برای این دارو را نمی توانم تایید یا رد کنم اما قصد ایشان خیر بوده است.

       
  30. ضمن سلام خدمات همه عزیزان فعال در این سایت و اما موضوعی فکر منو مشغول کرده که پاسخش رو از شما طلب می کنم اردوغان و گولان هر دو مسلمان وهردو از یک مذهبند تفاوت دیدگاه این دو به اندازه ایست که مثلا یکی گودتا بر علیه دیگری رهبری می کند و آن دیگری تسویه ای به این وسعت بین طرفداران آن یکی به اجرا می گذارد . تفاوت دیدگاه بین مذاهب و ادیان مختلف که جای خود دارد کشتارو درگیری بین افراد یک مذهب از نظر اعتقادی چگونه قابل توجیه هست بهتر نیست به اعتقادات یکدیگر احترام بگذار یم و اداره امور کشور ها را بر مبنای اعلامیه حقوق بشر وتساوی حقوق همه افراد و اقوام عملی کنیم و مذهب و دین را امری شخصی بدانیم ؟ با تشکر .

     
    • سلام aghrab

      در این فیلم بعد از دقیقه 4 رفیق آیت الله از کمونیست ها دفاع میکنه و بی خیال مسلمان ها است که در سال 67 به دستور خمینی اعدام شدند
      بنابر این میتوان گفت که کتاب رفیق آیت الله حقیقت داره

       
      • درود ناشناس

        تنها وقتی ریشه این جماعت کنده شوند عمق واقعی این سرطان نمایان خواهد شد

        این زمان از تاریکترین زمانهای تاریخ ایران بعد از تجاوز اعراب و حمله مغولها رقم خواهد خورد

        پایدار باشید
        عقرب

         
  31. مجاهدین هم فرزندان انقلاب بودند و بدین خاطر محکوم به مرگ ، آنچه رژیم بر سر ملت آورده و می آورد ، ابعاد فاجعه اش وحشتناک است ، دگراندیشان را تا می توانسته به بهانه محارب با خدا و امنیتی و مجاهد نابود کرده است ، اما باید پرسید این امنیت برای که و چیست ؟

    امنیت در حکومت اسلامی ،حفظ و برای ملایان و آقازادگان و از مابهتران معنی می دهد وگرنه هر فرد خارج از سیستم ، جانش بی ارزش است ، معتادان و بیکاران و گرسنگان که همینطور خودبخودی پدیدار نشدند همه معلول نظام فاسد ملایانند .

    خانم نرگس محمدی و بهاییان و کارگران و فعالان اجتماعی و روزنامه نگاران چه خطر امنیتی ملی هستند؟ این ها در زندانند زیرا که خود می اندیشند ، دگر اندیش و آزاده اند و با سیستم بنده پروری در تضادند .

     
  32. نخیر اوضاع قمر در عقرب و قاراشمیش است ، کارگران بیشتری بیکار و مردم گرسننه تر شده، اما گویا قرارداهاست که پشت هم بسته می شوند و افراد بزه کار خرمن خرمن دستگیر می شوند؟ اما جریان این فیش ها از آخوند و ملاها و از مابهتران جداست ،میشود چاقو دسته خودش را ببررد ؟
    آنچنان از امنیت می گویند و عمل می کنند که باید صد رحمت به لات و لوتهای قدیم محله گفت ،حداقل ضعیف کش نبودند .
    جریان حمله به سفارت عربستان من را یاد بزرگ یاد احمد کسروی و مشروطه خواهان در آذربایجان انداخت ، البته این لات و لوتها ، اکنون نام بسیجی به خود گرفته اند و تحت حمایت وسر پرستی ملاها و (برادرترها) چون انتری بکار گرفته می شوند.
    آی که حسرت گذشته را مردم می خورند و چه جورم حاضرند شاه را وسط دوچشمشان جای بدهند .

    دو نفر جایشان در کنار رهبر خالی است ، تا کار بشربرای همیشه یکسره شود.
    اردوان که با والس دیکتاتوری در رقص است و بعد از برکناری بیش از ۱۵۰۰ ریس دانشگاهی و پاکسازی فرهنگی ، مدارس را به مسجد می خواهد تبدیل کند و حکم اعدام که از سال۲۰۰۴ر سما از قوانین حذف شده را می خواهد بر قرار کند.
    اگر گفتید دومی کیست َ؟ همان که افکار آمریکایی ها را لوچ کرده است.

     
  33. پیام محمدرضاشاه از بهشت:
    سلام بر ملت ایران،،چه خبر؟؟؟؟
    دین و ایمانتون برقراره؟؟؟؟؟
    فاحشه ها از خیابونا جمع شدن؟؟؟؟
    دیگه زندانها خالی شده؟؟؟؟
    جوان هاتون رو شکنجه نمیدن؟؟؟؟
    الان دیگه آب وبرق مجانیه؟؟؟؟
    بنزین لیترى ۱ریال بود؛حالا لیتری چنده؟؟ فقط نگین ۱۰۰۰تومان که اصلًا باورم نمیشه! مگه ميشه ده هزار برابر شده باشه؟؟؟؟
    امکانات زندگیتون هم بیشتر کردن؟؟؟
    همه چی ارزونه؟؟؟؟
    پوله نفت میاد به حسابتون؟؟؟؟
    هنوزم بدونه ویزا میرید آمریکا؟؟؟؟
    دلار هنوزم همون ۶۸ریاله؟؟؟؟
    مشکل اعتیاد ریشه کن شد؟؟؟؟
    دیگه همه حجابو رعایت میکنن؟؟؟؟
    میگفتین بگذرد این روزگاره تلخ تر از زهر،،،حالا روزگاره چون شکرتون اومد؟؟؟؟ دیو رفت؟!؟!
    قبرستونا که زمان من پر شده بود الان دیگه خالیه؟؟؟؟
    جوانهاتون سرحالن؟؟؟؟ رشیدن؟؟؟؟ همشون شغل دارن الحمدلله؟؟؟؟
    چندتا ورزشگاه مثل ورزشگاه آزادی براتون ساختن؟؟؟؟ نگید فقط همون یدونه رو داریم که شاخ درمیارما!
    زندگی هاتون بابه میله؟؟؟؟
    ماشینهای آمریکایی و اروپایی درجه یک قیمت مناسب سوار میشین؟؟؟؟
    عربها هنوزم ازتون حساب میبرن و هنوزم آقای خلیج فارسین؟؟؟؟
    ابهت و بزرگیه سرزمین پارس رو هنوز حفظ کردین؟؟؟؟
    من هم بدنیسم..اولش وضعم خوب نبود ولی اونقدر گفتید خدا بیامرزتت رفتم بهشت……..

     
  34. با سلام و درودهاي گرم و پرمهر
    حقايقي از درگيري بر سر آب در بلداجي از زبان يكي از شهروندان
    گفتگوي راديو ندا با يكي از شهروندان در بلداجي از توابع شهرستان بروجن در استان چهار محال و بختياري پيرامون درگيري بر سر آب و بازداشت بيش از 200 نفر.

    http://radio-neda.blogspot.com/2016/07/blog-post_20.html

     
  35. وعده عارف برای آسیب‌شناسی فراکسیون امید مجلس.
    مش قاسم: این یکی خودش ۳۸ سال توی این مملکت هیچ کاری غیر از آسیب رسوندن به این ملک و ملت نکرده حالا قراره آسیب شناسی کنه؟ شامورتی بازیه!

     
  36. آفتاب نیوز: پشت‌پرده تخریب حسین‌فریدون در ماجرای ………
    مش قاسم: پشت‌پرده؟ ما ملت ایران روی پرده ۳۸ سال دیدیم دولت-دزدان اسلامی چه دزدیها که نکرده اند. خونه این حاج حسین کجاست؟ قبل از منقلآب کجا بود؟ توی این ۳۸ سال این یارو کدوم سنگ رو روی سنگ گذاشت؟ چه کاری کرد که این ملک و ملت زندگی بهتر و با آبروتری داشته باشن؟ هیچ! هیچ! هیچ! فقط این یکی نیست، از صدر تا زیلشون همه دزد، همه شیاد، همه شامورتی.

     
  37. سلام آقای نوری زاد
    تو داستان حضرت ابراهیم امده ان حضرت تبر ورداشت و تمام بتها را نابود کرد بجز بت بزرگ. وقتی مردم فهمیدن ان حضرت گفت از بت برزگ بپرسید که تبر در دست داره و مردم گفتن بت که حرف نمی زند. ان حضرت پاسخ داد چرا چیزی می پرستید که نه سود و زیانی به شما مرساند و قادر به هیچ کاری نیست. در زمان حال نیز مردم و کودکان را در کل جهان می کشند و تبر را در دست خدا دادن و میگن ما برای خدا اینکار را می کنینم از خدا هم هیچ صدای نمی یاد و هیج کاری نمی کنه به نظر شما این دو داستان شبه به هم نیست

     
  38. آقای نوری زاد
    ادعای خانواده مریم و حرف های شما صد در صد دروغ است. من یکی از بستگانم در اشرف بود و الان در لیبرتی است. خانواده اش تا پشت دیوار اشرف رفتند و مجاهدین نگذاشتند حتی برای سلام و علیک پشت میله های درب ورودی بیاید. همه می دانند که اصلا اعضا مجاهدین از سوی مسئولانشان اجازه تماس تلفنی با هیچ جا و بخصوص با ایران را ندارند.
    حالا می ماند اینکه شما روشن کنی چطور این مریم خانم خط تماس تلفنی با برادرانش را داشته و در حالی که تمام تماس ها از داخل مجاهدین ممنوع و قطع بوده و هنوز هم ممنوع و قطع هست، چطور این خانم تماسش برقرار بوده؟ فقط برای ابراز عواطف برادری و خانوادگی؟ واقعا یک بچه هم چنین ادعایی را قبول می کند؟
    همین الان شما یک سری به انجمن های خانواده های مجاهدین که دائم تلاش می کنند بچه هایشان را از دست فرقه رجوی نجات بدهند بزن و از نزدیک ببین که بیش از دو هزار خانواده بیش از بیست سی سال است که حتی یک تماس تلفنی نمی توانند با بچه هایشان داشته باشند. بسیاری از آنها به ترکیه و حتی فرانسه و آلمان هم رفتند تا از آن کشورها با بچه هایشان تماس بگیرند ولی فرقه رجوی نگذاشت. آنوقت این حانم چطوری خط تماسش برقرار بوده؟ به قول خود شما: همینجوری؟ یهویی؟
    من با هر اقدام حکومت هم مخالف باشم، از اینکه این فرقه رجویسم سادیستی و جنایتکار را از همان روز اول شناخت و با آن به مقابله برخاست و نگذاشت شرش در داخل کشور دائم بر سر ملت فرود بیاید، از حکومت تشکر می کنم و افرادی که با این فرقه در تماس باشند را مستحق اشد مجازات می دانم.

     
    • ناشناس,

      شما وقتی همیشه با اسم ناشناس در اینجا پست میکنید , چند حکم کلی به ذهن خواننده خطور خواهد کرد:

      ۱- شما به دلیل وابستگی شدید به حکومت وعلاقه شدید به پلیسی کردن جو این سایت حتی از دادن یک اسم مستعار خوداریی میکنید
      ۲- و یا شما بالذّات چه در فضای مجازی و چه غیر مجازی هرگز در زندگی خود در صدد پذیرش مسعولیت نوشتها و عقاید و حرکات خود نبوده و نیستید.. و با ناشناس عمل کردن محض , شما همواره توانستید رنگ و روی خود را بر حسب نرخ روز عوض کنید و از ان لذت ببرید
      ۳- مجموع ۱ و ۲

      در هر صورت با این ناشناس بازیها شما اعتبار نظر خود را در اینجا مورد سوال قرار میدهید.

      ببینید…شاید ما شخصا با عقاید و نظر بعضی از کاربران در این سایت موافق نباشیم ..ولی همین اینک این کاربران خودرا پشت ماسک ” ناشناس ” مخفی نمیکنند و با انتخاب یک اسم هر چند مستعار مسعولیت نوشتها و عقاید خود را قبول میکنند.. ما بر نوشه انها ارزش میگذاریم

      شما وقتی به ان درجه از ایمان رسیدید که از پشت نقاب ناشناس در ایید… ما برای شما پاسخی مناسب خواهیم داشت

      عقرب aghrab_2000@hotmail.com

       
    • با سلام بر ناظران گرامی
      فرقه رجوی و فرقه ولایت فقیهیه دو سر یک اژدها هستند که هردو باید قطع گردند.البته ایندو پیش از بلوای ۵۷ یک سر بودند و بعدها به دوسر تبدیل شدند ولی باز این دلیل بر این نیست که به نفع یکی سر دیگری را برید و حکومت اسلامی ایران هم نه محض رضای خدا بلکه برای بسط دیکتاتوری خود اقدام به از بین بردن گروه مجاهدین کرد کاری که با دیگرانی غیر آنها نمود.
      موفق باشید

       
    • اکثر مطالب آقای نوریزاددروغ است.و عقده گشایی

       
      • اکثر را کی‌ یادگرفتی رضای ناقلا؟ غلط املایی نداره ولی‌ مگه بهتون نمیگن کجا‌ها باید مصرفش کنین؟

         
      • رضا ///////////////////////////////////////////////////////////////////////.مدرک ارایه بده.همین نوشته تو پر از عقده است بعد دیگران را به عقده ایی بودن متهم می کنی؟شرم چیز خوبی است حیف که شماها ندارید!

         
      • کاملا موافقم. اکثر مطالب آقاي نوريزاد دروغ است. مثلا سپاه هيچ فعاليت اقتصادي ندارد و هيچ جنس قاچاقي در کشور با مسئوليت برادران جابجا نمي شود. دوره مديريت احمدي نژآد کشور به شکوه اسلامي خودش نزديک شد و هيچ دزدي و غارتي رخ نداد. همه کساني که در زندان ها به دلايل سياسي زنداني اند در اصل دزد و آدمکش و جنايتکارند. سر سوزني از پول اين کشور در لبنان و سوره خرج نمي ود (سيد حسن نصر الله هم دروغ گفت که تا ايران پول دارد ما هم داريم). هيچ نيروي نظامي ايراني در سوريه نيست و آنهايي که هستند هم مدافع حرم هستند يعني دور حرم هاي مقدس حلقه زده اند و مي گويند ما در جنگ سوريه دخالت نمي کنيم ولي فقط اگر خواستيد به حرم حمله کنيد مشاوره نظامي مي دهيم که حمله نکنيد. ستار بهشتي را خود من ديروز در خيابان ديدم با مادرش. بين خودمان بماند نوريزاد دروغگو براي خودنمايي ماجراي اين ستار را اعلام نمود تا اربابان آمريکايي صهيونيستي اش را خوشحال نمايد. ديروز مهمان خانه سعيد زينالي بودم سعيد هم بود گفت اين نوريزاد دروغگو با منتشر نمودن دروغ ربوده شدن من خواست خودش را مطرح نمايد. اين نوريزاد را اصلا کسي هم نمي شناسد. فقط نمي دانم چرا بعضي ها علاقه دارند در سايت يک آدمي که فقط قصد خودنمايي دارد و کسي هم او نمي شناسد مدام مطلب بگذارند و مدام به سايتش سر مي زنند و مدام در سايت هايشان بر عليهش مطلب مب نويسند و وقتي به يک استان سفر مي کند به جنب و جوش مي افتند و از زيان فلان انجمن دانشجويي و فلان امام جمعه از حضورش در استان ابراز نارضايتي مي نمايند.

         
  39. برای کسانیکه داعش را مسلمان نمی دانند!

    دلیل حمله اعراب به ایران چه بوده است ( تجاوز و کنیز گرفتن قتل و غارت بوده است )
    https://www.youtube.com/watch?v=8GK_iI5JlW4
    حمله اعراب به ایران/ گوشه ای از جنایات اسلام در ایران : کور کردن چشمان ایرانیان در انبار
    https://www.youtube.com/watch?v=EW5CsC85OxU
    حمله اعراب، بخشی از جنایات اسلام در تجاوز به ایران (سند)

    https://www.youtube.com/watch?v=fxfPpicWngA

    Iranian Islam Arabs ! اعراب مسلمان با “ایران و ایرانی” چه کردند
    https://www.youtube.com/watch?v=fnW_-EugE6k

     
  40. سید مرتضی برای /////// این هم لباس و همکیش ات دلیلی عقلی بیاور ید!

    پرده آخر : انگشت جن فسقلی!

    https://www.youtube.com/watch?v=RRC8jT8Ibws

     
  41. نوشته زیر را که بدون نام نویسنده در فضای مجازی امروز منتشر شده ، چون در آن رگه هایی از واقعیت وجود دارد و نوعی هشدار ، در اینجا کپی میکنم و سطری هم در پایان به آن اضافه خواهم کرد

    چرا سوریه به این روز افتاد ؟؟؟

    روزی پای صحبت های پزشکی ایرانی نشستم که سال ها در سوریه کار کرده بود. لا به لای حرف هایش به موضوع جالبی اشاره کرد:

    �� سوریه همیشه یکی از امن ترین کشورهای عرب بود، اما از چند سال قبل حس می
    کردی که انگار خیلی نامرئی اما مدام، به اختلافات قومی و مذهبی و حتی شهری و طایفه ای در این کشور دامن زده می شود…

    Medium white circle️ اخبار و شایعاتی پخش می شد که خیلی راحت باعث اختلاف مذاهب یا قومیت ها یا حتی ساکنان شهرهای مختلف و طرفداران تیم های مختلف می شد.

    Medium white circle️مثلا یک روز شایع شد پزشکی کرد تبار مردم قبایل عرب را مسموم کرده و یک بار شایع شد راننده ای از شهر حمص پانزده مسافر اهل حلب را به داخل دره فرستاده و خودش از اتوبوس بیرون پریده و …

    �� وقتی جنگ داخلی به راه افتاد ناگهان همه این اختلاف ها و کینه ها و نفرت ها سرباز کرد و تسویه حساب ها همسایه به همسایه و شهر به شهر و دین به دین و مذهب به مذهب و قوم به قوم شروع شد…»

    Medium white circle️ این حکایت آشنا نیست؟ دقت کرده اید در چند وقت اخیر چقدر از این ماجراهای در ایران داشته ایم؟ دقت کرده اید چه حجمی از این اخبار غیر رسمی و بعد قضاوت های احساساتی و حجم عظیمی از واکنش های افراطی را در سطح جامعه و شبکه های اجتماعی دیده ایم؟

    Medium white circle️ چرا اصلا صفحه بچه پولدارهای تهران راه افتاد؟ چرا ماجرای فیتیلیه ای ها به بحران ملی بدل شد ؟چرا تتلو و تتلی ها و یغما و یغماییان و چرخنده و سحر قریشی و … این همه ماجرا شد؟ چرا ماجرای بخیه زخم چند سانتی متری پسر بچه چهار ساله در حالی به یک بحران ملی بدل شد اما در همین تهران خودمان سر کودکی را گوش تا گوش بریدند و کسی کمپین دلواپسی به راه نیانداخت…
    اصلا نمی خواهم به این احتمال فکر کنم، اما می ترسم از روزی که منافع آنانی که جهان را روی سرانگشت های شان می چرخانند، این باشد که جنگ داخلی در ایران راه بیافتد… فکر می کنید اتفاقی که در صربستان و کرواسی و بوسنی با مردمانی با فرهنگی نسبتا بالا افتاد، دوباره ممکن نیست؟

    Medium white circle️. هر کسی را که نگاه می کنی حس می کنی از دیگران نفرتی عظیم و خشمی انبار شده دارد که تنها جرقه ای می خواهد تا منفجر شود

    �� فقط فرض کنید کسانی باشند که مامور ایجاد چنین وضعیتی باشند. حالا این افراد نمی توانند به روسای خود پیام دهند که: « ایرانی ها را می شود با تحریک احساسات شان و با شانتاژهای خبری به جان هم انداخت … »؟ متاسفم اما حس بدم را جور دیگری نمی توانستم انتقال دهم. من از گسترش این حجم نفرت و کینه و خشم علیه همدیگر می ترسم… یادم هست که همین ده بیست سال قبل مردم کوچه و خیابان واقعا مهربان بودند و آرام، رئوف و همراه و همدل… همان طور که سوری ها و عراقی هایی که حالا راحت به روی هم اسلحه می کشند زمانی در میان کشورهای عرب به مهربانی و مهمان دوستی و آرامش شهره بودند …

    �� هرمطلب ضد قوميتي , ضدنژادي و اختلاف افكن مذهبي را کپی و نشر نكنيد ,
    بياييد تصميم بگيريم در چهارچوب نقشه ایران با هم بخنديم بجاي اینكه برهم بخنديم

    آنچه باید به این نوشته افزود ادامه ی گفتن جوکهای قومیتی آنهم با لهجه های محلی است میان ما ایرانیان که باید از میان برود ، این خنده ها در دل آن افراد و اقوام نفرت های پنهانی پدید می آورد که میتواند روزی به گریه همگانی تبدیل شود و البته گسترده شدن فقر و فاصله بین نداران با دارایان بزرگترین تهدید امنیت و آرامش ملی است که تازه به دوران رسیده ها از فردای تلخ آن خبر ندارند . فعلا از مردم و همگان درخواست و خواهش و تمنا میشود از جوکهای خود یک اصفهانی بود و یک سمنانی بود و یک ترکمن چنین بود و یک آبادانی چنان کرد و..و قزوینی و رشتی و لر و کرد و ترک و سنندجی و هر چه ایگونه است را حذف کنید و برای تقویت همبستگی ملی این گامی آسان و کوچک را بردارید و جوک گویان حرفه ای رسانه ای را که با به سخره کشیدن لهجه ها و قومیتها و شهرها نان میخورند پشتیبانی و همزبانی نکنید . جوکهای خنده دار زیبای فراوانی وجود دارد که هیچکدام این نام ها در آن نیست. آنها که با استعداد شگفت انگیز خود جوک میسازند توانایی آن را دارند که بدون آوردن این لکه زشت تمسخر قومی و شهری و لهجه چوک بسازند طنز های عبید زاکانی نمونه خوبی برای ساختن جوک است . اما وظیفه فردی ما فعلا همین است که چنین جوکهایی را تکرار نکنیم . پاینده ایران

     
    • سلام دوست گرامی
      لازم نیست توطئه ای در کار باشد ‘ رفتار حکومت ما با مردمانش مثل رفتار نامادری و یا ناپدری کودکیست که از ظلم آنها ‘ شبها در جای خود ادرار میکند
      شاه ایران با اندکی ظلم عده‌ای را به این نتیجه رسانده بود که هر دروغی هر نیرنگی بر علیه حکومت او رواست ‘
      حکومتی که برای رسیدن به اهدافش به هر وسیله‌ای متوسل میشود ‘ به مردم خود یاد میدهد که آنها هم برای رسیدن به اهدافشان به هر وسیله‌ای متوسل شوند

       
    • کاملا همینطوره دوست عزیز…روزی به حال و روز سوریه فعلی حسودیمون میشه.مردم متاسفانه تحمل کوچکترین اختلاف نظر وعقیده همدیگرو ندارن و از طرفی نفرت و کینه ی عجیبی تو دلشونه

       
  42. حاجی نوبخت: بیشتر حقوق‌های نامتعارف مربوط به بخش خصوصی است.
    مش قاسم: به این میگن تحریف حقایق. حکومت اسلامی در این کارا ختم … (سه نقطه از مش قاسم) هاست. در حکومت اسلامی بخش خصوصی اصلا معنی نداره. اینهم یه کلاه شرعی که اینا واسه شیره مالیدن به سر ملت در آوردن. بیش از ۸۰% اقتصاد در ایران دست این دولتی چیا و سپاهک چیا ست. بخش نحیف خصوصی همچین پولا نداره که همچین حقوقا به کسی بده! این … (سه نقطه از مش قاسم) ها هی پشتک وارو میزنن که چه جوری این …(سه نقطه از مش قاسم) رو ماست مالی کنن.

     
  43. دستور به: نیروی انتظامی برای برخورد با ناهنجاری‌های اخلاقی در کنسرت‌ها.
    پیغوم به: حاج حسنک رییسک جمهورک، کلیه اصلاحات طلبک چیا، لیست مغبون امیدیان و غیره: شماها هیچی نیستین غیر از از ماله کش نظام. پا تون رو بزارین اونور خط سپاهک رو میندازم به جونتون که از این … (سه نقطه از مش قاسم) خوردنا پشیمون بشین. این زارت و زورتی که سپاهک میکنه که بحرین فلان میکنیم در عربستان بهمان همش خالی بندیه. مامورت اینا زدن تو سر و کله زن و بچه مردم تو خیابونه و تهدید اینا. به حکومت اسلامی خوش آمدید.

     
  44. سید مرتضی گرامی
    این آیات قرآن است با ترجمه آقای مکارم شیرازی

    سوره ۱۰: يونس – جزء ۱۱ – ترجمه مکارم شیرازی
    Translation تغيير سوره و ترجمه
    Recite تلاوت
    Searchجستجو

    وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ فَإِذَا جَاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿۴۷﴾
    و براي هر امتي رسولي است، هنگامي كه رسولشان به سوي آنها بيايد خداوند به عدالت در ميان آنها داوري مي‏كند و ستمي به آنها نمي‏شود. (۴۷)
    وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ﴿۴۸﴾
    مي گويند اين وعده (مجازات) اگر راست مي‏گوئيد كي عملي مي‏شود؟ (۴۸)
    قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَلَا نَفْعًا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَلَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ ﴿۴۹﴾
    بگو من براي خودم زيان و سودي را مالك نيستم (تا چه رسد به شما) مگر آنچه خدا بخواهد، براي هر قوم و ملتي پاياني است هنگامي كه اجل آنها فرا رسد (و فرمان مجازات يا مرگشان صادر شود) نه ساعتي تاءخير مي‏كنند و نه ساعتي پيشي مي‏گيرند. (۴۹)

     
    • گلابتون گرامی

      لطفا توضیح دهید که آیات مورد اشاره شما چگونه دلالت بر صدق ادعای نبوت علی محمد باب و حقانیت آیین بهائیت می کند

       
      • سید مرتضی گرامی

        در قرآن کریم آمده برای هر امتی رسولی است و برای هر قوم و ملتی پایانی است(سوره یونس آیات 47 تا 49 ) که در بالا نوشته ام

        (سوره اعراف آیات 34 و 35)میفرماید : برای هر امتی اجلی است پس چون اجلشان فرا رسد نمیتوانند ساعتی آنرا جلو یا عقب بیندازند 34 _ ای فرزندان آدم چون پیامبرانی از خودتان برای شما بیایند و آیات مرا بر شما بخوانند پس هر کس پرهیزکاری پیشه کند نه بیمی برای اوست و نه اندوهگین میشود35

        در سوره السجده آیه 5 توضیح داده شده که امر (دستورات )خداوند از آسمان به زمین میآید و در یکروز که مقدار آن هزار سال است دوباره به آسمان برمیگردد .
        از روزیکه حضرت محمد به پیامبری مبعوث شد تا وفات امام حسن عسکری 260 سال طول کشید و دیانت اسلام بعد از وفات امام 1000 سال طول کشیدکه بعد از 1260 سال قیامت اسلام شد و قایم آل محمد ظهور کردند .

        يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ ﴿۵﴾

        در روایت هم دارید که قایم ظهور میکند با کتاب جدید و امر جدید(بحارالانوار مجلسی جلد 52 صفحه 230)از قول امام باقر(ع)

         
        • گلابتون گرامی

          آیات و روایتی که مورد اشاره قرار دادید هیچ دلالتی بر درستی ادعای بابیت یا نبوت رهبر بهائیان ندارد ،البته چنانکه قبلا عرض شد شما بهائی ها در تمسک به آیات قرآن یا متن روایات شیعی فقط آنها را مورد اشاره قرار داده و مدعی هستید که اینها اشاره به درستی ادعای فرقه بهائیت دارد ،در حالیکه برای بیان صحت هر مدعا لازم است بروشنی نحوه استدلال به آیات تبیین شود.بنظر می رسد اینگونه تبلیغ و ترویج بهائیت اختصاص بشما داشته باشد وگرنه مدعای بهائیان در استدلال به آیات قرآن در کتابهایی مثل فرائد گلپایگانی و کتب دیگر تبیین می شود که پاسخ های آن هم روشن است،من امیدوارم شما بهائی گرامی که صرفا از بزرگان مذهبتان تقلید غیر مستدل می کنید و آیاتی را مورد اشاره قرار می دهید به پاسخ های ما و موارد اشتباه یا مغالطه ای که در سخنان بزرگان شما ارائه می شود عنایت کرده و به سستی پایه ها و مبانی آیین انحرافی بهائیت پی ببرید.
          بهر حال شما در این نوشته به سه آیه از قرآن و یک روایت شیعی اشاره کردید بدون توضیح دقیق در مورد استدلال ،که من اینجا متن آیات و ترجمه و تفسیر دقیق آنها را بیان می کنم تا روشن شود که اینگونه آیات قرآنی یا روایات هیچ دلالتی بر درستی آیین بهائیت ندارند:

          1- آیات 47- 49 سوره یونس این آیات است :

          “وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ (47)
          وَ يَقُولُونَ مَتى‏ هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ (48)”

          ترجمه : و هر امّتى را پيامبرى است. پس چون پيامبرشان بيايد، ميانشان به عدالت داورى شود و بر آنان ستم نرود.
          و (مشرکان قریش) مى‏ گويند: «اگر راست مى‏ گوييد، اين وعده چه وقت است؟»
          —————
          توضیح: این دو آیه اشاره به دو سنت یا قضاء الهی است :1- اینکه برای هر امتی در طول تاریخ رسول و پیامبری بوده است و خدا هیچ امتی را در زمانهای گذشته تاکنون بدون هدایت و ارسال رسول نگذاشته است.

          2-هرگاه رسولی بسوی قومی فرستاده شده است ،واکنش امت ها دو گونه بوده است :یا تماما تکذیب کردند و بعذاب الهی مبتلا شدند ،یا برخی از امت از پیامبر تبعیت کردند و برخی هم او را تکذیب کردند ،آیه می گوید در اینصورت خدا بقسط و عدالت بین آنها حکم می کند و خداوند بکسی ظلم نمی کند. اینجا برخی مفسران این قضاء و داوری بقسط را مربوط به دنیا دانسته اند که دشمنان معاند تکذیب کننده انبیاء از بین می رفتند یا مبتلا بعذاب الهی می شدند،برخی نیز معتقدند این داوری و قضاء بقسط و عدالت مربوط است به قیامت و جهان دیگر.
          در آیه 48 نیز از قول مشرکان تکذیب کننده پیامبر اسلام نقل می کند که آنها می گفتند :پس این وعده عذاب یا وعده قیامت که می گویی چه زمانی است اگر راست میگویی؟
          این توضیح مضمون ایندو آیه است که آیات قبل و بعد آن هم تایید کننده است ،ملاحظه می کنید که هیچیک از دو بخش آیه دلالتی بر درستی دعوی رسالت رهبر بهائیت ندارد ، شما می خواهید بگویید اینکه فرمود برای هر امتی رسولی است دلالت می کند که بهاء الله رسول بعد از پیامبر اسلام است که دین اسلام را نسخ کرده است؟ چنین دلالتی در آیه نیست برای اینکه امت پیامبر اسلام از صدر اسلام تاکنون باقیست و هیچ دلیلی نداریم که امتی تغییر کرده باشد و هیچ دلیلی از قرآن نداریم که پس از پیامبر اسلام رسولی خواهد آمد و خود قرآن هم در آیه خاتمیت تصریح فرمود که محمد ختم کننده نبوت است و پس از او رسولی نخواهد آمد ،همچنانکه در آیات بسیاری عمومیت زمانی و مکانی اسلام الی یوم القیامه را مورد تاکید قرار داد که در بحث با عالیجناب مزدک بیان شد.
          بگمانم مقصود بهائی ها از این آیات همین فقره بود و دنباله های آیه ربطی بمدعای بهائیت ندارد.
          ================================================

          2- آیات 34 سوره اعراف نیز اینطور است :

          وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُون‏

          ترجمه :و براى هر امّتى اجلى است؛ پس چون اجلشان فرا رسد، نه [مى‏ توانند] ساعتى آن را پس اندازند و نه پيش‏.

          توضیح : اين آيه به يكى از قوانين آفرينش يعنى فنا و نيستى ملتها، اشاره مى‏ كند و بحثهاى مربوط به زندگى فرزندان آدم در روى زمين و سرانجام و سرنوشت گنهكاران كه در آيات قبل گفته شد با اين بحث روشنتر مى‏ شود.، مى‏ گويد:” براى هر امتى زمان و مدت معينى وجود دارد” (وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ).

          بعد می گوید:” و به هنگامى كه اين اجل فرا رسد، نه لحظه‏ اى تاخير خواهند كرد و نه لحظه‏ اى بر آن پيشى مى‏ گيرند” (فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ).
          يعنى ملتهاى جهان همانند افراد، داراى مرگ و حياتند، ملتهايى از صفحه روى زمين برچيده م ى‏شوند، و بجاى آنها ملتهاى ديگرى قرار مى‏ گيرند، یعنی قانون مرگ و حيات مخصوص افراد انسان نيست بلكه اقوام و جمعيتها و جامعه‏ ها را نيز در بر مى‏ گيرد.
          این مضمون این آیه است ،شما که این آیه را بعنوان درستی آیین خود مطرح می کنید ،کجای این آیه چنین دلالتی دارد؟ بنظر می رسد مغالطه ای که اینجا صورت داده اند این است که در فقره “لکل امه اجل”برای هر امت و ملتی اجلی است که بعد از آن اجل منقرض می شوند ،بهائی ها کلمه “امت” را بمعنای “مذهب و دین” گرفته اند ! بعد گفته اند پس برای دین اسلام هم اجلی است ،بعد خواسته اند بگویند با آمدن بهاء الله اجل دین اسلام بپایان رسید و دین جدید الهی عبارت است از بهائیت!
          در حالیکه هیچ لغتی اینرا تایید نمی کند که “امه” بمعنای مذهب باشد ،و امت تنها بمعنای مجموعه ای از انسانها یا بمعنای جامعه است ،و هستی یا فناء یک امت و اجتماع ربطی به هستی یا فناء دین ندارد،علاوه بر این ،آیا مگر امت اسلام (ولو با هر اختلاف مذهبی) از بین رفته اند که نوبت به دین جدید یعنی بهائیت رسیده باشد؟ خیر ،هم امت اسلامی باقی است ولو در جغرافیا و ملت های متفاوت ،و هم آنها بر دین پیامبر اسلام هستند.از این گذشته اصلا فرض کنید استدلال شما به این آیه تام باشد یعنی معنای آیه این باشد که برای هر “دینی” اجلی است و امروز ان اجل فرا رسیده باشد ،از کجا اثبات می شود که آن دین نسخ کننده دین اسلام آیین و دین بهائیت است؟! این اول کلام است.
          بنابر این، آیه 35 سوره اعراف نیز هیچ دلالتی بر مدعای بهائیت ندارد.
          =====================================================

          3- آیه 5 سوره الم سجده اینطور است :

          “يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ في‏ يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّون‏”

          ترجمه :امور اين جهان را از آسمان به سوى زمين تدبير مى ‏كند سپس در روزى كه مقدار آن هزار سال از سالهايى است كه شما مى‏ شمريد به سوى او باز مى‏ گردد (و دنيا پايان مى ‏يابد).

          توضیح : منظور از اين آيه به قرينه آيات ديگر قرآن، و نيز رواياتى كه در تفسير آيه وارد شده چيز ديگرى است ،و آن اينكه: خداوند اين جهان را آفريده، و آسمان و زمين را با تدبير خاصى نظم بخشيده، و به انسانها و ديگر موجودات زنده لباس حيات پوشانده، ولى در پايان جهان اين تدبير را بر مى‏ چيند، خورشيد تاريك و ستارگان بى فروغ مى‏ شوند و به گفته قرآن، آسمانها را همچون طومارى در مى‏ نوردد، تا به حالت قبل از گسترش اين جهان در مى ‏آيند:” يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ‏”:” آن روز كه آسمان را همچون طومارى در هم مى‏ پيچيم، سپس همانگونه كه آفرينش را آغاز كرديم آن را باز مى‏ گردانيم” ..،و به دنبال در هم پيچيده شدن اين جهان طرحى نوين و جهانى وسيعتر ابداع مى‏ گردد، يعنى پس از پايان اين دنيا جهان ديگر آغاز مى ‏شود.
          بتعبیر دیگر خداوند تمام عالم هستى را از آسمان گرفته تا زمين، زير پوشش تدبير خود قرار داده است، و جز او مدبرى در اين جهان وجود ندارد ،سپس مى‏ افزايد:” تدبير امور در روزى كه مقدار آن هزار سال از سالهايى است كه شما مى‏ شماريد به سوى او باز مى‏ گردد” (ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ‏) ، پس منظور از اين روز، روز قيامت است.
          این مضمون این آیه است ،بنظر می رسد بهائیت برای اثبات درستی آیین خود چند خلط در معنای این آیه انجام داده اند،آنها می گویند :
          1-منظور از” امر” در اين آيه” دين و مذهب” است!
          2- ” تدبير” بمعنى فرستادن دين است!
          3-” عروج” هم بمعنى برداشتن و نسخ دين است!
          بعد گفته اند با اين حساب آیه هر مذهبى بيش از هزار سال نمیى‏تواند عمر كند و بايد جاى خود را به مذهب ديگر بسپارد و به اين ترتيب مى‏ گويند: ما قرآن را قبول داريم، اما مطابق همين قرآن پس از گذشتن هزار سال مذهب ديگر خواهد آمد!! و امروز روی همین محاسبه سر انگشتی! که در کلام گلابتون هم هست هزار سال از ظهور اسلام گذشت و دین جدید و پیامبر جدید که بهائیت و بهاء الله است ظهور کرده است.
          این حاصل استدلال بهائیت به این آیه شریفه است.
          —————
          نقد:
          اولا : کلمه “امر” نه برحسب لغت و نه برحسب عرف قرآن هیچگاه بمعنای “دین و مذهب” نیامده است ، در واقع كلمه” امر” را به معنى دين و مذهب گرفتن نه تنها دليلى ندارد بلكه آيات ديگر قرآن آن را نفى مى‏ كند، زيرا در آيات ديگرى” امر” به معنى فرمان آفرينش استعمال شده است مانند” إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ‏” (آيه 82 سوره يس)” جز اين نيست كه امر او اين است كه هر گاه چيزى را اراده كند مى‏ گويد موجود باش!، فورا موجود مى‏ شود”.
          در اين آيه و آيات ديگرى مانند آيه 50 سوره قمر، و 27 سوره مؤمنون، و 54 سوره اعراف، و 32 سوره ابراهيم، و 12 سوره نحل، و 25 سوره روم، و آيه 12 سوره جاثيه، و بسيارى آيات ديگر امر به همين معنى امر تكوينى استعمال شده، نه به معنى تشريع دين و مذهب.
          اساسا هر جا سخن از آسمان و زمين و آفرينش و خلقت و مانند اينها است امر به همين معنى است و ملاحظه می کنید که آیات قبل از آیه مورد بحث در مورد خلقت آسمانها و زمین است.

          ثانیا : کلمه “تدبیر” یا “یدبر” در هیچ کجای قرآن در معنای “فرستادن دین” بکار نرفته است،و این كلمه نيز در مورد خلقت و آفرينش و سامان بخشيدن به وضع جهان هستى به كار مى ‏رود، نه به معنى نازل گردانيدن مذهب، لذا مى ‏بينيم در آيات ديگر قرآن در مورد دين و مذهب هرگز كلمه” تدبير” به كار نرفته بلكه كلمه” تشريع” يا” تنزيل” يا” انزال” به كار رفته است،مثل شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً:” سرآغاز شريعت از چيزى بود كه به نوح توصيه كرد” (شورى- 13).

          ثالثا : كلمه” عروج” در زبان عربی به معنى” صعود كردن و بالا رفتن” است، نه به معنى نسخ اديان و زائل شدن آنها، و در هيچ جاى قرآن” عروج” به معنى” نسخ” بکار نرفته است و در مورد اديان همان كلمه” نسخ” يا” تبديل” و امثال آن به كار مى‏ رود.

          رابعا: ما اصلی نداریم به این صورت که هر هزار سال دین جدیدی دین سابق را کنار زده و نسخ کند ،در واقع تاریخ انبیاء گذشته نیز از چنین اصلی تبعیت نکرده است زيرا فاصله اديان گذشته با يكديگر در هيچ مورد يكهزار سال نبوده است!.
          مثلا فاصله ميان ظهور حضرت” موسى” ع و حضرت” مسيح” ع بيش از 1500 سال و فاصله ميان حضرت مسيح ع و ظهور پيامبر بزرگ اسلام ص كمتر از 600 سال، است! همانطور كه ملاحظه مى‏ كنيد هيچ يك از اين دو نه تنها با هزار سال كه بهائیان مى‏ گويند جور نيست بلكه فاصله زيادى دارد.
          فاصله ميان ظهور” نوح” ع كه يكى از پيامبران” اولوا العزم” و پايه گذار آئين و شريعت خاصى است با ” ابراهيم” ع كه يكى ديگر از پيامبران صاحب شريعت است بيش از 1600 سال و فاصله” ابراهيم” ع با” موسى” ع را كمتر از 500 سال نوشته‏ اند.

          خامسا : از همه اينها كه بگذريم ادعای سيد على محمد باب كه اينهمه توجيهات ناروا را به خاطر او متحمل شده ‏اند با اين حساب سازگار نیست! زيرا به اعتراف‏ خو دبهائیت تولد سید علی محمد در سال 1325 و شروع ادعاي نبوتش در سال 1260 هجرى قمرى بود و با توجه به اينكه شروع دعوت پيامبر اسلام ص 13 سال پيش از هجرت بوده فاصله ميان اين دو 1273 سال مى‏ شود نه هزار سال! يعنى” 273″ سال ناقابل اضافه دارد! حالا ما با چه نقشه‏ اى اين” 273″ سال را زير آب كنيم و چگونه اين عدد بزرگ را ناديده بگيريم ،بهائی ها می دانند!
          بنابر این روشن شد که آیه پنج سوره سجده که بزرگان بهائیت خیلی هم روی آن مانور می دهند اولا مربوط به تدبیر جهان خلقت بعد از ایجاد آن است و ثانیا مربوط است به مهلت و انتهای تدبیر و آغاز جهان آخرت ،پس این آیه هم هیچ ربطی به شریعت و مذهب و نسخ شریعت قبلی یا نسخ خای هزارساله ندارد.
          ====================================================

          4-اما متن روایتی که در کلام شما به آن اشاره شده یعنی روایتی که مرحوم مجلسی در بحار از کتاب الغیبه نعمانی نقل کرده است اینطور است :
          ني، الغيبة للنعماني ابْنُ عُقْدَةَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ يُوسُفَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنِ ابْنِ الْبَطَائِنِيِّ وَ وُهَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ‏ يَقُومُ الْقَائِمُ ع‏ فِي وَتْرٍ مِنَ السِّنِينَ تِسْعٍ وَاحِدَةٍ ثَلَاثٍ خَمْسٍ وَ قَالَ إِذَا اخْتَلَفَتْ بَنُو أُمَيَّةَ ذَهَبَ مُلْكُهُمْ ثُمَّ يَمْلِكُ بَنُو الْعَبَّاسِ فَلَا يَزَالُونَ فِي عُنْفُوَانٍ مِنَ الْمُلْكِ وَ غَضَارَةٍ مِنَ الْعَيْشِ حَتَّى يَخْتَلِفُوا فِيمَا بَيْنَهُمْ فَإِذَا اخْتَلَفُوا ذَهَبَ مُلْكُهُمْ وَ اخْتَلَفَ أَهْلُ الشَّرْقِ وَ أَهْلُ الْغَرْبِ نَعَمْ وَ أَهْلُ الْقِبْلَةِ وَ يَلْقَى النَّاسَ جَهْدٌ شَدِيدٌ مِمَّا يَمُرُّ بِهِمْ مِنَ الْخَوْفِ فَلَا يَزَالُونَ بِتِلْكَ الْحَالِ حَتَّى يُنَادِيَ مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ فَإِذَا نَادَى فَالنَّفْرَ النَّفْرَ فَوَ اللَّهِ لَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهِ بَيْنَ الرُّكْنِ‏ وَ الْمَقَامِ‏ يُبَايِعُ النَّاسَ بِأَمْرٍ جَدِيدٍ وَ كِتَابٍ جَدِيدٍ وَ سُلْطَانٍ جَدِيدٍ مِنَ السَّمَاءِ أَمَا إِنَّهُ لَا يُرَدُّ لَهُ رَايَةٌ أَبَداً حَتَّى يَمُوتَ.

          (الغیبه نعمانی ص 262، بحار الانوار ،ج 52 ص 235)
          ظاهرا فقره ای از این روایت که مستمسک بهائیت شده است این فقره است که :فَوَ اللَّهِ لَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهِ بَيْنَ الرُّكْنِ‏ وَ الْمَقَامِ‏ يُبَايِعُ النَّاسَ بِأَمْرٍ جَدِيدٍ وَ كِتَابٍ جَدِيدٍ .
          قسم بخدا گویا می بینم امام مهدی را بین رکن و مقام (در مکه) که در حال بیعت با مردم است بر امر (دین) جدید و کتاب جدید ….

          ==========================
          نقد :

          اولا: این روایت از نظر سند ضعیف و برخی روات آن مجهول الحال هستند.

          ثانیا: مضمون این روایت و تعبیر کتاب جدید و امر جدید در یکی دو روایت بیشتر واقع نشده است و بارها عرض شد که در مسائل اعتقادی تکیه بر خبر واحد بطور قطع ،جایز نیست.

          ثالثا:از ضروریات مذهب هست که امام مهدی سلام الله علیه دین جدید و قرآن جدید نمی آورد بلکه دین و سنت پیامبر و قرآن منزل را اجراء می کند ،منتها مطابق روایات دیگر تا آن زمان آنقدر تحریف و انحراف در امر دین جریان پیدا می کند که وقتی امام بر دین پیامبر و قرآن حکم می کند غالب مردم و حتی علماء آن زمان اعتراض کرده و گمان می کنند که دین جدید یا کتاب جدید آمده است و محتملا اگر چنین روایتی صادر شده باشد مقصود همین است که عرض شد.

          رابعا: در بحث مربوط به آیه سجده روشن شد که کلمه “امر” هیچگاه بمعنای “دین و مذهب ” بکار نمی رود.

          خامسا: فرض کنید این روایت صادر شده باشد ،کدامیک از خصوصیات دیگر این روایت و روایت های علائم ظهور بر سید علی محمد باب قابل انطباق است؟ آین روایت ها سخن از “مهدی” و “محمد” نامی بعنوان اولاد امام عسکری می کند ،آیا علی محمد باب فرزند امام عسکری بوده است؟!
          آیا سید علی محمد باب بین رکن و مقام ظهور کرد؟! علاوه اینکه مدعای آخر سید علی محمد باب نبون و رسالت بود ،در کجای اینطور روایات مهدی می گویند که مهدی امت ادعای نبوت و رسالت خواهد کرد؟!
          بنابر این بنظر می رسد تمسک بهائیت به چنین روایاتی معنایی ندارد جز “شوخی” یا “تشبث غریق به هر خار و خاشاک ” برای غرق نشدن.

          موفق باشید

          سید مرتضی ،مشهد مقدس

          ——————

           
          • اقا مرتضی گرامی شما نوشته مرا در مورد گفتگویتان با مزدک و گلا بتون سوء تعبیر کردهاید ونمیدانم چرا با عصبانیت متن بلندی را برای منی که کوچکترین خوننده این سایت هسبم قلمی کرده اید مثل اینکه شما نوشته مرا به دقت نخوانده اید چون من دقیقن این جمله را نوشته بودم(با پوزش از شمایان پیشنهاد میکنم که به این جدل خاتمه بدهید) اقا مرتضی کجای این نوشته تحکم است نکند معنی پیشنهاد حکم کردن است که من بیسواد نفهمیده ام برای اطلاع شما من شدیدن طرفتار مطرح شدن هر نوع بحث و انتقاد هستم چون خودم از این گفتگوها میاموزم تا چه قبول اقامرتضی افتد چه در نظر اید

             
          • امیر گرامی

            من حین نوشتن آن مطلب هیچ عصبانیتی نداشتم و مطلب تندی هم نداشتم ،نوشته من تنها نقدی بود بر نوشته روشی امیر گرامی.
            دوستت دارم امیر و موفق باشی

             
  45. مزدک1
    12:41 ق.ظ / جولای 21, 2016
    قرآن غیر از برای عرب برای هیچ انسان دیگر نیامده.خود قرآن هم گفته که قران را بعربی آوردیم که درآن تعقل کنند.بنابراین کسانیکه ادعا می کنند قران برای تمام انسانها آمده یا نفع خود را در چنین گفتاری می دانند و یا الله را ///// !
    ——————————————-
    هر گزاره ای که مورد ادعا قرار می گیرد باید متکی به دلیل یا دلایل روشن باشد ،و چنانکه مرحوم ابن سینا فرموده است هیچ عاقلی برحسب فطرت نباید چیزی را بدون دلیل بپذیرد یا چیزی را بدون دلیل رد کند ،وگرنه از فطرت انسانی خویش خارج شده و خود را به تند باد هوی و هوس سپرده است.
    گزاره “قرآن غیر از عرب برای هیچ انسان دیگر نیامده” نیز مشمول این قاعده است ، و از آنجا که این گزاره گزاره ای درون دینی هست اگر کسی مدعی صحت آن است باید آنرا با دلایل روشن درون دینی مدلل کند ،یعنی بروشنی و با ارائه آیات قرآن یا سخنان آورنده دین اسلام اثبات کند که ادعای آورنده دین یا محتوای قرآن حاکی از این است که قرآن فقط برای قوم عرب نازل شده است.
    آنچه که در عبارت فوق بعنوان دلیل بر مدعا مشاهده می شود فقط این نکته است که قرآن بزبان عربی نازل شده است تا در آن تعقل کنند ،و از اینجا اینطور استنتاج شده است که قرآن فقط بر قوم عرب نازل شده است.
    این دلیل کافی نیست ،زیرا :
    اولا در بسیاری از آیات قرآن و بسیاری از کلمات پیامبر اسلام بر عمومی بودن زمانی و مکانی و جهانی بودن اسلام و خاتمیت آن تصریح شده است که این موارد غیر قابل تاویل و توجیه است.
    ثانیا: زبان وحی سبب محدودیت دعوت آورنده وحی نیست ،و زبان امری قهری و وسیله تبادل اطلاعات و تفهیم و تفهم بین انسان هاست ،و اگر بپذیریم که زبان یک محتوا سبب اختصاص یا محدودیت مفاهیم می شود لازمه آن این است که بگوییم تفکرات متفکران هر اقلیم که بزبان آن اقلیم نوشته می شود فقط مختص مردم آن اقلیم است ،مثلا اگر کانت یا راسل یا انیشتین یا هر متفکر دیگری اگر محتوایی را بزبان جایی نوشت ،آن محتوا محدود به مخاطبان آن زبان خاص است ،در حالیکه چنین نیست.
    بنابر این زبان که امری قهری است در قالب وحی خداوندی و رسالت نیز سبب محدودیت محتوا به جغرافیای خاص نیست ،یعنی اگر فرض کنیم که قرآن بزبان یک پیامبر فرانسوی زبان یا انگلیسی زبان یا اسپانیائی زبان هم نازل می شد باز باید برای فهم عمومیت یا عدم عمومیت دعوت ،در محتوای انگلیسی یا فرانسوی یا اسپانیولی قرآن دقیق می شدیم ،و بصرف زبان وحی انرا مخصوص بقوم خاص نمی پنداشتیم .
    ثالثا: دعوت قرآن به تعقل و تدبر در محتوای وحی اختصاصی به قوم خاصی ندارد ،و در بسیاری موارد قرآن همه انسانها را بتدبر در محتوای خود دعوت کرده است ،یا در مقام تحدی به اعجاز ،همه جن و انس را تحدی و دعوت به اتیان به مثل قرآن کرده است نه فقط قوم عرب را ،و اگر در آیه مورد اشاره فرموده است قرآن را به عربی مبین نازل کردیم تا در آن تعقل کنند ،این اشاره به ویژگی جامعیت قالبی زبان عربی است برای تفهیم مفاهیم ،و در عین حال تعقل در محتوا برای همه انسانهاست و بتعبیر دیگر “تعقل” غایت برای انزال و نزول قرآن است ، نه غایت برای عربیت قرآن ،و البته “تعقل” وصف عمومی انسان بما هو انسان است که اختصاصی به جغرافیای خاص ندارد .

     
    • اقا مرتصی گزامی شما اگر صد سال هم با گلابتون ومزدک بحث کنید نه انها میتوانند شما را قانع کنند نه شما میتوانید انها را قانع کنید با پوزش از شمایان پیشنهاد میکنم به این جدل خاتمه دهید زیرا این گفتگوها کمکی برای روشن شدن دیگران نیز نمیکند

       
      • امیر گرامی

        ضمن تشکر از حسن نیت شما ،عرض می کنم که من آغازگر این بحث ها نبودم ،این دو کامنت گذار مورد اشاره شما بودند که باب مجادله را گشودند ،اما در مورد استدلال شما باید عرض کنم ،هر نوع بحث در فضای عمومی در وضع فعلی رسانه های مجازی ،موکول به این نیست که یکطرف طرف دیگر را حتما قانع کند و او هم حتما اذعان به همه جزئیات استدلال طرف مقابل کند ،چنین چیزی شاید امری نشدنی باشد ،مگر از سوی کسی یا کسانی از انسانها که حقیقتا بدنبال فهم مطلب و درک واقع باشد و اغراض و انگیزه های گوناگون سیاسی و غیر سیاسی حجابی برای درک واقع برای او نباشد ،شما اگر معیار گفتگو در مباحث گوناگون را قانع شدن قطعی طرف دیگر گفتگو بدانید ،قهرا باید درب هرگونه گفتگوی متقابل را ببندید و آنرا تعطیل کنید ،و این هیچ اختصاصی به بحث های مذهبی یا فرقه ای هم ندارد ،من نمیدانم چه نوع بحث و گفتگویی مورد علاقه شما هست ،اما مطلبی که عرض کردم روی بنیانی که شما آنرا اساس گفتگوها می دانید (لزوم قانع شدن یک طرف گفتگو) شامل بحث های سیاسی و اجتماعی هم می شود ،برای اینکه شما هرچه بگویید و هر نوع استدلالی بکنید ممکن است در فضای عمومی مخالفی داشته باشید که همه استدلال های شما را ناقص یا ناتمام بداند ،و روی میزانی که شما دیگران را به آن نصیحت می کنید باید هیچ سنخ بحث و گفتگویی در فضای عمومی صورت نگیرد و مثلا اینجا جناب نوریزاد میزبان سایت بصورت مونولوگ مطالبی بنویسد و همه سکوت کنند یا کف بزنند یا برخی هم به ایشان فحش بدهند و بطور مطلق مطالب ایشان را نفی کنند.
        می بینید که حتی همین اظهار نظر شما در خصوص روش دیالوگ و گفتگو هم مورد بحث و مجادله قرار می گیرد و مخاطب یا مخاطبان خود شما در همین مطلب هم قانع نشده سخن شما را مورد مناقشه قرار می دهند.
        این است که اجازه بدهید من با این ایده شما در روش گفتگو موافق نباشم که حتما تعیین نوع گفتگو یا روش گفتگو بعهده شما یا شخص دیگری باشد ،و بنظر می رسد بحث و گفتگوی مشروط به رعایت خط قرمزهای اخلاقی انسانی و مراعات ادب و احترام بقصد مفاهمه و ثبت تاریخی آن در فضای اینترنت امر نامطلوبی نباشد ،در هیچ موضوع مطروحی هم شما توقع این نداشته باشید که همه حاضران در یک اتاق گفتگو حتما به نوع آن و روش آن علاقمند باشند ،شما ممکن است سنخی از مسائل را ضروری بدانید یا بدان علاقمند باشید و آنرا مطرح کنید ،که دیگری یا دیگرانی اصلا بدان علاقمند نباشند ،اینجا نمی شود من بیایم بگویم جناب امیر شما اینها را مطرح نکن چون دیگری قانع نمی شود .بنابر این بگمان من خوب است اجازه دهیم هرکس هر سنخ مطلبی را لازم و ضروری دانست مطرح کند و بر آن احتجاج کند ،این مطالب ثبت می شوند و ناظران فعلی یا بعدی عرصه عمومی هم می توانند الان یا بعد داوری کنند ،اینجا مقصود ما این نیست که طرف مقابل با یک کلمه قانع شود و دست ها را بعلامت تسلیم بالا ببرد ،این اصلا مقصود از مناظرات و دیالوگ ها در وضع امروزی نمی تواند باشد.
        در واقع همه ما با باشتراک گذاشتن معلومات و گرایش های خود و احتجاج بر آنها دست بدست یکدیگر می دهیم برای رشد بیشتر و احاطه به موضوعات گفتگو ،بنابر این بنظرم خیلی خوب می شود اگر شما هم بجای تعیین خط مشی یا موضوع گفتگو ،هر نکته ای که در محتوای گفتگوها بذهن تان میرسد بیان کنید ،و بنوعی داوری در باره محتوای مطالب کنید نه موضوع گفتگو یا روش گفتگو.
        ضمنا من دیدم شما در نوبت اول خطاب بگلابتون گفتید که فرضا آیین بهائیت مذهبی حق باشد اینهم می شود فرقه ای مثل فرق دیگر اسلام! بعد خواستید بگویید چون با حکومت دینی مشکل دارید پس اصلا بحث دینی لزم نیست از هرنوع آن.این دیدگاهی است که شما دارید و طبعا ممکن است دیگری این دیدگاه را نپذیرد و قانع نشود! بنابر این تصور می کنم خوب است همه از اینگونه تحکم ها خودداری کنیم ،اگر مطلبی نداریم سکوت کنیم و از دیگران بیاموزیم و اگر مطلبی بذهن مان می رسد نفیا یا اثباتا با حفظ احترام و ادب ( نه جوری که عالیجناب مزدک جدل می کند و با تعبیرات هاشوری و با توهین می خواهد مجادله بیهوده کند) بسمع و نظر دیگران برسانیم
        ممنون از تذکر شما

         
    • هر گزاره ای که مورد ادعا قرار می گیرد باید متکی به دلیل یا دلایل روشن باشد ،و چنانکه مرحوم ابن سینا فرموده است هیچ عاقلی برحسب فطرت نباید چیزی را بدون دلیل بپذیرد یا چیزی را بدون دلیل رد کند ،وگرنه از فطرت انسانی خویش خارج شده و خود را به تند باد هوی و هوس سپرده است.(سید مرتضی)
      ………………………………………..
      جناب سید مرتضی هم اعتقادات شما و هم اعتقادات بوعلی و دیگرانیکه به کسانی بنام پیام آور آنهم از طرف خدایی که در بالا نشسته باشد و از صبح تا شب کارش دخالت در کوچکترین کار مردمان باشد و مواظب پیرزن و پیرمردها و کوچک و بزرگ باشد تا کی چکار می کند و کی را به بهشت راه دهد و کی با کی بدون اجازه آخوند می خوابد و چی می نوشد …معتقدند نه کاری به خرد ورزی دارد و نه به دلیل خردمندانه.محمد عربی بوده مثل سایر رهبران کشورهای دیگر مگر موسی و عیسی ادعای کرده اند که دینشان برای کل انسانهاست؟نه!آنها هم برای نجات قوم خود آمدند و در زمان حیات خود هم کاری بجز برای نجات قوم یهود نکردند. یهودیت تا همین امروز هم دینی برای یهودیان است.مسیحیت را دیگران با سیاست امیختند و آنرا گسترش دادند تا بتوانند قدرت خود را مشروعیت ببخشند.اسلام از اول دینی برای عرب بود و لی زمانیکه محمد با زور شمشیر عرب را تحت تسلط خود درآورد وقدرت گرفت مثل هر کشورگشای دیگر ////////////// به سرزمینهای دیگر دست یازید.بعد از محمد هم اسلام مثل ادیان دیگر به مردم با زور شمشیر قالب شد.والا هر انسانی با کمی خردورزی می داند که تعقل در قرآن چیزی جز اجبار دیگران به تفکر درآنچه محمد گفته و چهار چوبی که تعیین کرده نیست و چنین تعقلی نمی تواند همه گیر باشد.همانطوریکه شما مسلمین در هر جامعه ایی که تا بحال مسلط شده اید جامعه را بسوی زندگی اجباری در چهار چوب اسلامی خود مجبور کرده اید.وحی خداوندی و پیامبری و این حرفها چیزی جز خرافات و دروغ و اسطوره سازی نیست.

      ……………………………………………………………………….

      چرا قرآن به زبان عربي نازل شد؟ پاسخ اين سؤال در پنج آيه از قرآن آمده است. آية 4 سورة ابراهيم از قانوني كلي و عام در مورد ارسال رسل خبر ميدهد:
      …………………………………………………………..
      و بدين گونه قرآن ]را به زبان[ عربي به سوي تو وحي كرديم تا ]مردم[ مكه و كساني را كه پيرامون آنند هشدار دهي و از روز گردآمدن ]خلق[ كه ترديدي در آن نيست بيم دهي….

      آية فوق در تأييد اين مطلب كه پيامبر اسلام (به دليل عرب زبان بودن) فقط براي هدايت اعراب مبعوث شده و قرآن نيز فقط براي راهنمايي و انذار قوم عرب نازل گرديده است، صراحتي انكار ناشدني دارد[1] و اگر اين آيه را همراه با آيات ديگري كه پيش از اين آورديم قرائت كنيم و به دليل عقلياي كه در آنها آمده است، توجه نماييم و فراموش نكنيم كه دليل عقلي تخصيصبردار نيست، آنگاه شك نخواهيم كرد كه به حكم عقل و صريح آيات، اسلام نميتواند ديني جهاني باشد، زيرا مانيفيست آن به زباني است كه اكثريت مردم جهان قادر به فهم آن نيستند (بگذريم از اينكه حتي خود اعراب نيز در فهم قرآن درمانده و به دهها فرقه تقسيم شده اند) و اينجاست كه آية اول سورة فرقان نه تنها خود مشكل عقلي پيدا ميكند، بلكه در تناقضي آشكار با آيات ديگر ظاهر ميشود:
      ………………………………………………………
      http://www.academy69.blogfa.com/post-97.aspx

       
      • من در توضیحی که نوشتم نوشتم که بحث از اینکه آیا اسلام دین جهانی است و دعوت و خطابات قرآن عمومیت دارد یا فقط مخصوص اعراب محل نزول قرآن بوده است بحثی است “درون دینی” و بحث های درون دینی را تنها با مراجعه به قضایای درون دینی می توان حل و فصل کرد و این نه بمیل من است نه بمیل شمای منکر خدا یا منکر شرایع پیامبران ،من در نوشته بالا چیزی ندیدم که پاسخی برای سه دلیل مذکور در نوشته قبلی باشد ،بخش اول نوشته شما که ربطی بموضوع مورد بحث ندارد ،شما باید یاد بگیرید وقتی در موضوعی خاص بحث می کنید از آن موضوع خارج نشوید ،بخش اول نوشته شما ادامه هوچیگیری ها و دین ستیزی های شماست ،اینکه خدا کیست یا چیست ،آیا بالای آسمان نشسته است یا محیط به همه مراتب هستی است ،و همه اشیاء قائم به اوست ،بحث هایی است که ربطی به عمومیت یا عدم عمومیت دعوت اسلام و قرآن ندارد ،شما اگر منکر خدا و ادیان و رسالت پیامبر اسلام هستید ،آن بحث دیگری است ،دیگر چه نیازی هست که در این بحث فرع بر نبوت پیامبر وارد شوید؟ الان بحث ما متمرکز بر یک گزاره درون دینی است ،اینکه “دعوت قرآن و خطاب قرآن به همه بشریت الی یوم القیامه ” است یا فقط مخصوص به اعراب و محیط جغرافیائی عربستان بوده است؟ این موضوع بحث است ،در اینجا کینه و نفرت شما نسبت به دین یا کپی پیست کردن مقلدانه از سایت های دیگر روش بررسی این فکت نیست ،در اینجا باید همه قرآن را مطالعه کرد که آیا ادعا و خطابات قرآن عام است نسبت به همه انسانها و همه مناطق و همه زمانها ،یا دعوت بادعای شما مخصوص اعراب است چون شما ستیز با دین دارید و نفرت خود را معیار قرار می دهید ،پس سعی کنید اگر دنبال فهم حقیقت هستید مودب باشید و تندی نکنید و از موضوع بحث هم خارج نشوید.
        حرف بنده این است که دعوت و خطاب قرآن عام است نسبت به همه انسانها و نسبت به همه زمانها تا قیامت و نسبت به همه مناطق ،و اساسا در فرهنگ قرآن و تعلیمات پیامبر ما ،مساله عربیت و عجمیت معیار بحث های فرهنگی نیست ،شما اگر یکبار با حوصله قرآن را مطالعه کنید در می یابید که آیات فراوانی در آن وجود دارد که خطاب آن به انسان بما هو انسان است که شامل من و شما و هر نژاد و زبان هم می شود ،و من چند نمونه از این آیات را ارائه خواهم کرد و البته بحث طولانی است ،در کلمات و سیره خود پیامبر اسلام هم این عمومیت دعوت وجود دارد ،اگر دعوت و خطاب قرآن و اسلام عام برای همه انسانها نبود چرا بنقل متواتر تاریخ پیامبر برای امپراتوریها و شاهان بزرگ زمان خود نامه نوشت؟ این بلحاظ تاریخی روشن است که پیامبر غیر از دعوت در محدوده جزیره العرب ،اقلیم ها و شاهان دیگر را هم دعوت به اسلام کرد .
        در قرآن هم باید به سرتاسر قرآن توجه کرد ،به این آیات عنایت کنید :

        1-وَ ما أَرْسَلْناكَ‏ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيراً وَ نَذِيراً وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ. (سبا/28)
        یعنی : و اى پيغمبر، ما نفرستاديم تو را مگر براى تمام افراد مردم براى آنكه بشارت دهنده و ترساننده باشى، وليكن اكثر مردم نمى‏ دانند.
        میگوید نفرستادیم ترا مگر بسوی “کافه ناس” تعبیر کافه للناس یعنی تمام مردم و تمام انسانها ،کافه در لغت عربی بمعنای تمام است که از الفاظ فراگیر است و تعبیر “ناس” در قرآن نیز یعنی مردم ،انسانها ،و این هیچ اختصاصی به قوم یا نژاد یا اقلیم خاصی ندارد.

        2-در سوره انبیاء فرمود :وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ‏ (الانبیاء/107)
        یعنی : و ما نفرستاديم تو را مگر بجهت رحمت براى تمام جهان‏یان
        کلمه “عالمین” در لغت عربی یعنی “جهانیان” یا انسانها ،مثل تعبیر “رب العالمین” که بمعنی مربی و پرورش دهنده جهانیان است ،نفرمود “ما ارسلناک الا رحمه للعرب” فرمود :رحمه للعالمین.

        3- يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ يُحيِي وَ يُمِيتُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ كَلِماتِهِ وَ اتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ.(الاعراف/158)

        یعنی :اى مردم! بدرستيكه من رسول خدا هستم بسوى همگى شما، آن خدائى كه پادشاهى آسمانها و زمين از اوست. معبودى جز او نيست، زنده مى‏ كند و مى ‏ميراند، پس ايمان بياوريد بخدا و فرستاده‏ اش كه پيغمبر امّىّ است؛ آن پيامبريكه بخدا و كلمات خدا ايمان م ى‏آورد! و از او پيروى كنيد، اميد است كه هدايت يابيد.

        فرمود :یا ایها الناس یعنی ای مردم ،ای انسانها ،نفرمود :یا ایها العرب ،خود این خطاب دلیل بر عمومیت است ،در عین حال بصراحت فرمود : ای مردم من رسول الله هستم بسوی همه شنا انسانها (انی رسول الله الیکم جمیعا) این ضمیر “کم” که خطاب جمعی است باز می گردد به همان ناس که مورد خطاب واقع شدند ،در عین حال توجه کنید به تاکید “جمیعا” جمیعا یعنی “همه” این تاکید برای ضمیر “الیکم است ،پس فرمود من رسول الله هستم اما نه فقط بسوی عرب بلکه بسوی همه ناس .و این تصریح واضح و غیر قابل انکار است.
        همینطور در قرآن کریم فراوان خطاب به “ناس” و خطاب به “انسان” وجود دارد ،مثلا “یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم” ای انسان،یعنی جنس و طبیعت انسان ،چه چیزی ترا نسبت بپروردگارت مغرور کرد؟
        انسان یک مفهوم عام است و اعم از عرب و عجم است.
        در آیات تحدی هم نفرمود ای عرب ها اگر می توانید چیزی شبیه قرآن بیاورید ،فرمود :اگر جن و انس جمع شوند نمی توانند .
        ———————–
        از بیان فوق معنای آیاتی که ابتدا موهم اختصاص است روشن می شود ،مثل همین آیه 4 سوره ابراهیم که : “و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم” زیرا این روشن و طبیعی است که هر پیامبری که از میان قوم خود بر می خیزد آیات خدا که بر او نازل می شود بزبان آن پیامبر باشد تا نخست آنها را بقوم خود عرضه کند ،اگر پیامبری عرب زبان باشد وحی بزبان عربی خواهد بود ،اگر پیامبری عبری زبان باشد وحی نازل بر او بزبان عبری خواهد بود و همینطور سایر زبانها ،اما اینکه دعوت او اختصاص بقوم خود داشته باشد نیازمند دلیل دیگری است و در بحث ما روشن شد که آیات فوق الذکر دلالت بر عمومیت دارند نه اختصاص.
        —————-
        اینکه گفتید :
        “و بدين گونه قرآن ]را به زبان[ عربي به سوي تو وحي كرديم تا ]مردم[ مكه و كساني را كه پيرامون آنند هشدار دهي و از روز گردآمدن ]خلق[ كه ترديدي در آن نيست بيم دهي”
        اشاره است به این آیه شریفه که :
        “وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى‏ وَ مَنْ حَوْلَها” (الشوری/7)
        تصادفا این آیه برخلاف تصور شما دلالت بر عمومیت دعوت قرآن دارد چون فرمود ما قرآن عربی را نازل کردیم تا ساکنان مکه و دیگر مناطق را انذار کنی از سرانجام اخروی.
        ——————–
        اینکه از آن سایت کپی کردید که :
        “آنگاه شك نخواهيم كرد كه به حكم عقل و صريح آيات، اسلام نميتواند ديني جهاني باشد، زيرا مانيفيست آن به زباني است كه اكثريت مردم جهان قادر به فهم آن نيستند (بگذريم از اينكه حتي خود اعراب نيز در فهم قرآن درمانده و به دهها فرقه تقسيم شده اند) و اينجاست كه آية اول سورة فرقان نه تنها خود مشكل عقلي پيدا ميكند، بلكه در تناقضي آشكار با آيات ديگر ظاهر ميشود”.
        (پایان)
        استنتاج نادرستی است ،زیرا اینجا در بحث اختصاص یا عدم اختصاص دعوت پیامبر و قرآن دلیل عقلی خاصی وجود ندارد و چنانکه عرض شد این بحث گزاره ای درون دینی و تابع دلالات کتاب و سنت است.
        در مورد صریح آیات هم چند آیه بصورت نص و تصریح بر عمومیت ارائه شد.
        اینکه اکثریت مردم جهان قادر بر فهم قرآن نیستند ،سخن نادرستی است ،اولا امکان فراگیری زبان برای انسانها وجود دارد و ثانیا فرضا شما عربی ندانید ،همین الان چطور در این بحث با تمسک به ظواهر برخی آیات می خواهید مقصود خود را اثبات کنید؟! شما مگر نمی توانید یا نتوانستید مراجعه به ترجمه های دقیق قرآن کنید؟ در واقع درک مفاهیم یک متن در هر زبان راهکار خود را دارد ،شما روزی انگلیسی بلد نبودید ،اکنون فرا گرفتید و متون مختلف انگلیسی را مطالعه و فهم می کنید یا لااقل ترجمه آنها را می بینید ،متون ارسطو هم بزبان یونانی بوده است ،آیا باید گفت ارسطو فلسفه را فقط برای یونانیان نوشت؟! کسی یونانی می خواند و متون ارسطو را فهم می کند یا به ترجمه های متن یاب مراجعه می کند.آیا اینهمه انسانها که در طول تاریخ اسلام آوردند و قرآن را مطالعه کردند همه عرب زبان بودند؟
        آیه اول سوره فرقان هم تصادفا از آیات روشن عمومیت دعوت قرآن بوده است که مفهوم روشن آن چون نویسنده مورد ارجاع شما را ناک اوت کرده است سخن از تناقض بمیان آورده است !چه تناقضی؟
        آیه اول سوره فرقان می فرماید :
        “تَبارَكَ الَّذي نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى‏ عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعالَمينَ نَذيرا”(الفرقان/1)
        یعنی :بزرگ [و خجسته‏] است كسى كه بر بنده خود، فرقان [=كتاب جداسازنده حق از باطل‏] را نازل فرمود، تا براى جهانيان هشداردهنده‏ باشد.
        لیکون للعالمین نذیرا ،بصراحت می گوید :قرآن یا فرقان نازل شد تا هشدار دهنده “همه جهانیان” باشد، چنانکه قبلا خدمت شما عرض شد “عالمین” در لغت عرب اسم جمع است بمعنای جهانیان.
        بنابر این هیچیک از اشکالات وبلاگ مورد نظر شما وارد نیست ،و روشن شد که قرآن در بسیاری از آیات که تنها به برخی از آنها اشاره شد بوضوح روشن ساخته است که مخاطب او عام و همه انسانها هستند ،حال اینکه بپذیرند یا نپذیرند باختیار خود آنان است لکن اصل هشدار و انذار عمومی است و حجت را تمام کرده است.
        موفق باشید

         
      • مزدک گرامی گفتید مسیحیت را به سیاست امیختند تا قدرت خود را گسترش دهند درست است اما انها نخست با پنبه سربریدند(ارسال کشیشها به کشورهای عقب افتاده جهت تبلیغ مسیخیت) ودز جائی که از این راه موفق نشدند دست به کشتار و چپاول زدند فارغ از صحت یا عدم صحت مذاهب هر دین ومکتبی که به حکومت رسیده تبدیل به خکومت زورچپاول فساد شده است

         
  46. با سلام آقای نوری زاد خداوند را شکر میکنیم که فقط تندیس آقای دکتر ملکی را دزدیده اند و مغز درون کله ایشان را نتوانسته اند که دبربایند و برای اینجانب فرصت نشد در پستِ ” کله ی دزدیده شده و رنج برادران ” یکی چند جمله نظر بدهم . همیشه برادران در این نظام ، کله ندزدیده اند بلکه همیشه خواسته اند درون کله را که مغز است سرقت نمایند . اگر هم نتوانسته اند به قول امروزی ها ” مخ ” بزنند و ” مخی ” را بربایند مانند ربایش مغز و کله شخص ” امید کوکبی ” زندانی و اسیر دست دیو صفتان که تاکنون نتوانستند بربایند ولی این برادرانِ سارق کله تا توانسته اند ، مغز ها و مخ ها را از کشور فراری داده اند که به فرار مغزها معروف شده است .

     
  47. ( با عرض پوزش در لحظه استفتاء سخت نیافتم ) حضرت آیت الله العظمی نوری زاد دامت برکاة و دامت افاضاة، سلام علیکم ، ضمن آرزوی تندرستی و سلامتی بر شما انسانِ بصیر ، آزاده ، حکیم ، فرزانه ، بشیر و نذیر . در حوزه علوم جرم شناسی ، آموزه ی بسیار ساده ای وجود دارد مبنی بر اینکه همیشه مجرم یا مجرمان در محل ارتکاب جرم ، آثار و ردپایی هرچند کوچک برجای میگذارد و دستگاههای متولی کشف جرم و جنایت مانند اطلاعات ، آگاهی و … خیلی زود به ” سر نخ ” برجای مانده توسط مجرمین در محل وقوع جرمِ موردِ نظر میرسند . 1_ حضرتعالی نیافتنِ قاتلانِ زهرا کاظمی ، ندا آقا سلطان ، صیاد شیرازی ، سید محمود موسوی ، ابراهیم نژاد ، صانع ژاله ، مقتولان زنجیره ای ، مقتولان کهریزک و … را چگونه ارزیابی میفرمایید ؟ 2 _ حضرتعالی نیافتنِ جانیانی را که در کوی دانشگاه تهران در سال 1378 فاجعه آفریدند و به عنوان نمونه چشمِ دانشجویی را کور کرده بودند و رهبری نظام با دیدنِ ایشان فرمودند : من از دیدن شما ” قلبم جریحه دار ” شد را هم چگونه توجیه میفرمایید ؟ 3_ آیا دزدیده شدنِ ریش تراش ، تنها ” سرنخِ ” یافت شده توسط مأموران ” پخمه ی” مسئول کشفِ جنایات از جانیان ، قلبِ جریحه دار شده رهبری را با این کشف بزرگ التیام داده است ؟ الحقر ___ مبشّر

    ———————

    سلام مبشر گرامی
    در پس هر یک از این گزینه ها که شما بر شمرده اید، جماعتی است به اسم بسیجیان رهبری که تحت امر سپاه تر و خشک می شوند. اینان ، هستند تا هر کجا که لازم است به صحنه ایند و کار بایسته ی بالایی را انجام بدهند. اگر قرار باشد هر بار دادگاهی و مجرم شناخته شوند اصل ماجرا به نقض غرض منجر می شود. پس دادگاه اخیر بسیجیان حمله کننده به سفارت عربستان که به شوخی می ماند و هر دادگاهی دیگر، به هیچ کجا منجر نخواهد شد. مثل اسید پاشان اصفهان که سر نخ ها را به خانه ی امام جمعه می رساند و البته خانه ی سرداران سپاه. خلاصه مشغولیاتی داریم با این جماعت
    با احترام

    .

     
  48. یادداشتهای یک آدم ساده لوح

    1- رئیس جمهور می گوید دولت پول مردم را از حلقوم دزدان بیرون می کشد. راستش خیلی خوب شد. خیلی وقت است از صاحبکارم حقوقی دریافت نکرده ام. شاید با اولین قسطی که احتمالا همین روزها از حلقوم دزدان به جیب مان سرازیر می شود بتوانم قسطهای عقب افتادۀ پرایدی که در ایام بی پولی با آن مسافرکشی می کنم را پرداخت کنم.

    2- شنیدم در دریک برنامه تلویزیونی، هر چهار میهمان برنامه از دادن پاسخ این سوال مجری که آیا سلطان شکر وجود دارد سکوت کردند. راستش من خیلی از این ماجرا خوشحال شدم. این یعنی عده ای هستند که با واردات شکر کام مردم را شیرین می کنند و آنقدر تواضع و افتادگی دارند که ترجیح می دهند ناشناس بمانند. آدم های خوب همه جا پیدا می شوند.

    3- ظاهرا خطیب محترم جمعه تهران از کسانیکه مثل “زالو” به این نظام چسبیده اند انتقاد کرده و گفته اند “نمی دانم مسئولان مربوطه خواب هستند؟ چقدر خواب؟”
    از شما چه پنهان از شنیدن این جملات به وجد آمدم. بله خوب. چقدر خواب؟ مگر یک مسئول به چقدر خواب احتیاج دارد؟ حالا خدا را شکر که در دولت فعلی، یک عده ای بیدار هستند که از خواب بودن بقیه خبر بدهند و بر حق مردم بر دانستن تأکید کنند. در دولت قبل، حتی همین عده بیدار کنونی هم خواب بودند. از من بپرسید می گویم دشمن در غذای مسئولان ما داروی خواب ریخته بود. این همه دکل دزدی شد و کلی پول نفت دود شد و … هیچ کسی صدایش در نیامد چون همه دسته جمعی خواب بودند. خدا رو شکر مثل اینکه یک عده ای از مسئولان که تحت تأثیر داروهای دشمن تا حالا خواب بودند حالا بیدار شده اند و فریاد می زنند آی غارتگر بیت المال. چه عالی.

    بگذریم. حالا سؤال اینست که این دزدها دقیقا چه شکلی اند؟ آخه به نظر می رسد بر سر اینکه چه کسی دزدی کرده اختلاف نظر هست. خوب سپاه می آید مدیران دولت را به عنوان دزد دستگیر می کند، از آن طرف همین دولتی که در مضان اتهام است، پرچم بگم بگم بالا برده و آستین دستش را برای فرو بردن در حلقوم دزدهای حقیقی بالا زده. چقدر تماشای این صحنۀ همدلی بین مسئولان نظام مایه دلگرمی است.

     
  49. جناب نوری زاد درود!
    بعد از به اصطلاح انقلاب 57! عده ای طاغوتی شدند، عده ای محارب، ملی گرا، ضد ولایت فقیه، بی بصیرت، انحرافی، منتقد، دشمن، غیرخودی وووو. فارغ از هرگونه قضاوت ارزشی که هیچگاه در هیچ دادگاه بیطرفی اینگونه برچسب ها اثبات نشده، حالا علی آقا! مانده و حوضش، حوضی که پر از لجن و کثافت است.
    به امید سلامتی شما

     
  50. با سلام

    کاربر محترمی بنام مرتضی در پست “کله دزدیده شده …”مطلب نسنجیده ای در حمایت از کودتای نظامی در ترکیه نوشته بود که مورد نقد و اعتراض بنده و برخی دیگر از دوستان قرار گرفته بود ،در بازنگری که به آن صفحه کردم دیدم این کاربر همنام ،مطلبی سست تر از مطلب قبلی در پاسخ به معترضان داده بود با این عبارات :
    “”خوشحالم از اینکه نوشته من مورد توجه هم میهنان گرامی قرار گرفت بویژه آنها که با تعدادزیاد رای عالی به آن دادند. از آن تک وتوک مخالفین هم سپاسگزارم که زحمت اعتراض بخود دادند و از نوشته من نگران یک کودتا در کشور خود ماهستند . جهان را جانبازان و پیشگامان و مردم دوستان بجلو میبرند نه طرفداران حکومت ها که به منافع شخصی فکر می کنند. دوستان گرامی دیکتاتوری حکومتها باعث کودتا ها میشود، وگرنه انسانها آنهم در تعداد زیاد دیوانه نیستند که زندگی خود را بی جهت بخطر بیندازند . اردوغان یک دیکتاتور است که در پی احیای خلیفه گری عثمانی است . درتاریخ ترکیه همواره نظامی های میهن دوست در بزنگاههای ضروری کشور خود را از دست دیکتاتورها نجات داده اند و این بار هم ضرورت چنین حرکتی را نظامی های با شرف و دلیر احساس کردند اما به دلایل گوناگون و اشتباهاتی که داشتند اینبار موفق نشدند و کار اعمال جلوگیری از قدرت یابی یک خلیفه دیکتاتور به تعویق افتاد. کاری که ژنرال السیسی در مصر انجام داد و کشور را از دست اخوان المسلین و مرسی نجات داد باید در کشورهای دیکتاتور زده بدست نظامیان مردم دوست و میهن پرست انجام شود. مردم خود به تنهایی قادر به سرنگون کردن حکومتهایی مانند ترکیه و سوریه و ایران و عربستان نیستند . سربازان با شرف این وظیفه را به عهده دارند چه بخواهیم چه نخواهیم . از افتخارات ارتش ترکیه همین بس که تا کنون چندین بار کشور خود را نجات داده اند. میگویند اردوغان بطور دموکراتیک انتخاب شده و نباید برعلیه او اقدام کرد! مگر آقای خمینی با رای 99درسدی به قدرت نرسید؟ امروز وضع سیاسی مردم ما به کجا رسیده است؟ نفس کسی از ترس دیکتاتوری در می آید. اردوغان برای ماندگاری خود و خاندانش نقشه ها ی فراوانی در سر داشت و این خطر را تنها اطرافیان او مانند فرماندهان نظامی بخوبی میدیدند که اقدامی برای جلوگیری از گسترش این قدرت خطرناک انجام دادند اگرچه کار تمام نشد میهن پرستان در ارتش را نمی شود تا ابد کشت یا در زندانها نگه داشت . بدون شک در میان پاسداران و نظامیان کشور ماهم هستند کسانی که از فسادهای حکومتی در رنچ اند و روزی خواهد رسید که آنها هم از جان بگذرند و مردم تحت فشار ایران را از این بدبختی نجات دهند . دوستان گرامی جانبداری شما از قدرت کار انسانی نیست در همه حال باید طرفداری از مردم کوتاه دست بکنید . پیروزباشید””.
    (پایان نقل قول)
    —————————–
    پاسخ جدید من به ایشان این است که :
    منطق شما ارتباطی با دموکراسی ندارد ،در واقع شما دموکراسی را با تز جدیدی ارائه می کنید یا حاشیه و تبصره ای به آن می زنید و آن تبصره این است که بطور دوره ای لازم است برای رفع خطاهای دولت ها و برای جابجایی قدرت و دست بدست شدن آنها نظامیان هر نظامی که قاعدتا باید حافظ و نگهبان کشور خود در برابر تعدی اجانب و دشمنان خارجی باشند کودتا کنند و با دخالت نظامی اقدام به جابجایی قدرت کنند و در حقیقت نقش صندوق آراء و انتخاب آزاد را بعهده بگیرند! البته ما تاکنون در هیچ قرائتی از دموکراسی مشاهده نکرده ایم که گفته باشند برای جابجایی قدرت خوب است بطور دوره ای نظامیان هر کشوری نظامی را زیر و رو کنند! بشما بجهت این قرائت نوین از دموکراسی تبریک می گویم ،روی منطق شما باید در همه کشورهای دموکرات بطور دوره ای ارتش در جابجایی قدرت دخالت کند! فی المثل الان اگر اکثریت مردم انگلیس رای به خروج این کشور از اتحادیه اروپا دادند ،لازم نیست نخست وزیر استعفا دهد و دولت جدید روی کار بیاید ،خوب است نظامیان سلحشور انگلیسی از پادگانها خارج شده و بصحنه سیاسی بیایند و با زیر و رو کردن نظام سلطنتی پارلمانی انگلستان دولت جدیدی روی کار بیاورند تا قرائت جدید شما از دموکراسی تحقق یابد!
    یا اگر فرضا در امریکا اکثریت مردم این کشور به حزب جمهوری خواه و آقای ترامپ رای دادند در اینجا اگر قاعده بازی مطابق میل شما یا گروهی از مردم امریکا نبود روی قرائت نوین شما از دموکراسی و آزادی لازم است ارتش ایالات متحده امریکا آستین بالا زده و سلحشورانه انتخاب آزاد مردم امریکا را بهم زده و با زور آقای ترامپ و حزب جمهوری خواه را بگوشه ای پرتاب کند، هم نام گرامی ،فکر نمی کنید این منطق شما همان شطرنج بازی کردن گوریل با انسان متمدن است؟! بگمانم بهتر است انسان منصف اگر خطائی نظری کرد یا بر اساس احساسات مطلب نسنجیده ای ارائه کرد بجای اصرار و توجیه آن اشتباه با مطالب سست تر و آسمان و ریسمان کردن ،اذعان بخطا کند نه اینکه با ادعای دموکراسی و آزادی ،قواعد بازی را بهم بزند ،اما اشاره کنم به نهاد و ریشه اصلی این تناقضات ،و آن ریشه این است که شما چون باقرار خودتان می بینید در کشور خودتان 99 درصد مردم ایران به جمهوری اسلامی رای دادند و شما در اقلیت مطلق قرار گرفته اید چاره ای جز این ندیده اید که تئوری دموکراسی زور را مطرح کرده و اینطور نتیجه بگیرید که :هرجا مردم (البته مراد از مردم هم همان اقلیت مقابل 99 درصد است!) زورشان به خواست اکثریت یک جامعه بهر درصدی نرسید لازم است قوای نظامی بعرصه بیایند و آرزوها و آمال آن اقلیت را متحقق کنند! می گویم: خیلی خوب حالا شمای اقلیت اگر در کشور خودتان زورتان نمی رسد و تحولات فکری سیاسی شما شما را به “دموکراسی زور” و “شطرنج گوریلی” سوق داده است ،چرا این نسخه را برای کشورهای دیگر جهان و از جمله ترکیه می پیچید؟! شما نسخه جدید دموکراسی (دموکراسی زور و شطرنج گوریل) را در کشور خودتان پیاده کنید ،نمی خواهد برای کشورهای دموکرات جهان نسخه پیچی کنید.

     
    • من پاسخ شما را اکنون دیدم که در میان ده ها مطلب آمده در این صفحه گم شده است. بهر حال آقا سید مرتضی گرامی شما هرگز با حرف منطق در هیچ موردی کنار نمی آیی و از آنجا که هنر منبری گفتن در نوشته هایت متجلی است برای خودت میدوزی و میبافی و با معلطه کارت را پیش میبری. هم اکنون که شما بمن پاسخ داده ای ببین خوانندگان و مردم با رای خود بشما چه پاسخی داده اند؟ بالاخره همه حرفها را باید این مردم قضاوت نهایی داشته باشند. اگر بفرمایید تعداد زیاد قضاوتها دلیل درستی قضاوت نیست پس آن رای 99 درسدی شما هم پایش میلنگد . اما چنانچه شما با دقت و نه از روی تعصب نوشته مرا میخواندی متوجه میشدی نسخه ای که من ارائه دادم اولا که برای کشورهایی با حکومت دیکتاتوری است و مثالهایش را هم زده ام ، ترکیه و سوریه و ایران و عربستان . من کی گفتم این فرمول برای همه کشورهای جهان ودموکرات است ؟. در آن کشور ها مانند انگلستان چه نیازی است ارتش کودتا کند ، جایی به کودتا نیازست که مردمش حق انتخاب نداشته باشند و بجایشان مجلس خبرگان و تشخیص مصلحت و یک فرد تصمیم بگیرند و نظرشان را به مردم تحمیل کنند . دوم اینکه سخن پیشنهادی من چیز جدید و اختراع من نیست تا بحال در همان ترکیه بار ها اتفاق افتاده و نام ارتش ترکیه بنام یک ارتش میهن و مردم دوست جزو درس تاریخ جهان سوم شده است و تنها نمونه ای است که در حدود شصت سال گذشته کار کرده و همیشه هم بنفع مردم بوده و همیشه هم چنین ارتش میهن پرستی خودش کمک کرده که مردم با انتخابات دوباره حکومت های سیویل و غیر نظامی را بر سرکار بیاورند و خودشان به پادگانها برگردند. شما تمام ناراحتی و ترس ات برای وضعیت ایران است بقیه را بهانه میکنی. در ایران با راه بندهایی که قشر شما پدید آورده راه دیگری جز راه زور و ارتش و کودتا (منظور از ارتش مجموعه سپاه و بسیج و نظامی هاست)باقی نمی گذارد و این یکی از همان رخدادهای بزرگ تاریخی کشورهای دیکتاتوری مانند ایران و ترکیه و سوریه و عراق وحتا روسیه وکره شمالی و مانند آنهاست . منتها در ایران معلوم نیست نطامیان ما به آن حد ازدرایت ارتش ترکیه رسیده اند که مانند آنها این کار را برای حفظ قانون اساسی و رفاه مردم انجام دهند یا اینکه کارشان برای بقدرت بیشتر رسیدن باشد مانند نظامی های پاکستان که هر بار بقدرت میرسیدند دیگر حاضر به کناره گیری نمیشدند تا سرنگون نشوند . هم میهن گرامی که ما بقول شما یک در سدی ها را آدم حساب نمی کنید ، این نوشته ها، چه نوشته نادرست من و چه نوشته های درست شما در راستای آینده بهتر ایران بی اثر نیست قضاوت نهایی را به مردم و اکثریت بسپاریم.

       
      • همنام گرامی

        بارها گفته ام در بحث های نظری از هر مقوله ای چه در این سایت و چه در هر جای دیگری ،تعداد آراء مثبت و منفی ضامن صحت محتواها یا بطلان آنها نیست ،بنابر این خیلی تکیه بر اینگونه آراء که بسیاری از آنها ناشی از احساسات یا اغراض خاص است نکنید و به آنها مغرور نشوید .
        مطلب مضحکی که در نوشته شما بود این بود که آراء مثبت و منفی اینجا که ناظر به بحث های نظری مختلف است را با آراء عمومی مردم در انتخابات ها در صحنه اجتماع قیاس کرده بودید! که قیاس مع الفارق روشنی است ،آراء 99 درصدی یا کمتر یا بیشتر که روی ضابطه مورد قبول دموکراسی ها اکثریت نصف بعلاوه یک را در امور اجتماعی و عملی و ساختارهای سیاسی حکومتی نمایندگی می کنند و ضابطه رفع اختلاف های سیاسی است چه ربطی دارد به بحث های نظری و آرائی که به آنها داده می شود؟!
        اما در مورد اصل مطلب خوب من توضیح دادم که شما حتی در مورد کشور ترکیه هم سخن بی جائی می گویید که در یک دموکراسی در مقاطعی که شما تشخیص می دهید ،دموکراسی زور اعمال شود و ساختارهای دموکراسی و آراء مردم را ابطال کند؟ این سخن شما چه نسبتی با منطق دارد؟ شما می گویید سابقا هم در ترکیه کودتا اتفاق افتاده است! خوب سابقا هم غلط بوده است ،صرف اینکه چیزی قبلا اتفاق افتاده باشد دلیل بر صحت و حقانیت آن است؟ شما تلاش کن در گفتار مغالطه نکنی ،موضوع گفتار ما این بود که در یک جامعه دموکرات که حکومت منتخب مردم سر کار است و ساز و کارهای جابجایی قدرت مطابق قانون وجود دارد ،معقول و منطقی نیست که شما روی درک ناقصی که از دموکراسی دارید برای دموکراسی زور و نظامیگری و کودتا کف بزنید و هورا بکشید ،هیچ جای دنیا کسی این منطق شما را منطقی و عقلانی نمی داند ،ضمنا بحث من یک بحث نظری بود من شخصا نگرانی در مورد کشور خودمان ندارم و بحث من هم بحث کلی بود ،اینکه شما در مورد کشورمان با تخیلاتی به این نتیجه رسیده باشید که نسخه فول متمدن کودتا را راه حل بدانید بخود شما مربوط است ،شما بروید کودتا یا هر عملی می خواهید انجام دهید اما بحث من این بود کف و سوت زدن برای کودتا در هیچ جای از جهان متمدن ارتباطی با منطق و دموکراسی ندارد و راه رسیدن به دموکراسی و نتایج آن تنها مبارزات مدنی و سیاسی مسالمت آمیز و تلاش برای رفورم است نه اشتلم پراکنی و اظهار شجاعت های این چنینی در گوشه یک سایت.

         
  51. با درود
    مقاله جدید “کودتا در عصر نوین”
    بپیوست ارسال می گردد


    کودتا در عصر نوین

    کودتای ترکیه بسیار نیم بند بود. نیم بندی کودتا، پرسش های بسیاری را مطرح می کند. این پرسش ها تا آنجا اوج گرفت که احتمال دست داشتن اردوغان برای تحکیم قدرت خود در داخل کشور، را نیز مطرح کرد. انجام کودتای “نمایشی” نظامی با این تعداد بازیگر موثر و سازمان های نظامی و امنیتی، نمی تواند انجام پذیر باشد. به احتمال می توان گفت که اوردغان با آگاه شدن از کودتای در حال انجام، آن را به جلو انداخته و از طرح و اجرای بسیاری از ملزومات یک کودتای دقیق تر جلوگیری کرد. کودتا اگر برق آسا در زمان کوتاه موفق نگردد و یا با خون ریزی گسترده همراه باشد، محکوم به شکست می باشد. حتا اگر هم کودتای ترکیه دقیق تر و گسترده تر از آنچه که شکل گرفت، می بود، بازهم نمی توانست موفق گردد. اردوغان پس از رسیدن به قدرت، خودمختاری در پیش گرفته و از این رو بر تعداد و تندروی مخالفان افزوده است. مخالفان او پراکنده و طیف گسترده ای را تشکیل می دهند که در بسیاری از موارد بیش تر با یکدیگر اختلاف دارند تا با حزب سفید. این طیف دربر گیرنده گروه های دمکرات، هواداران اتاترک، هواداران گولان، چپ ها، کردها و لائیک ها می باشند. در میان مخالفان اردوغان احتمال کوچکی وجود داشت که به کودتا می پیوستند یا حتا آمادگی ورود به صحنه را داشتند. اما بخش بزرگی از جامعه ترکیه، از وی حمایت می کنند و در مقایسه از انسجام بیش تر و آمادگی بیش تر برای ورود به صحنه را داشتند.[1]
    پرسش اساسی این است که آیا کودتا در عصر نوین امکان پذیر است یا خیر؟ بالاترین فداکاری که هر انسان می تواند انجام دهد، آمادگی کشته شدن در برابر هدف می باشد. ارتش بر مبنای آمادگی افراد آن برای جان بازی بنا شده است. در جهان امروزی، دیگر کشته شدن در راه ایدئولوژی، حتا اگر بهشت و زندگی جاودانه در پس از مرگ را وعده دهد، خریدار چندانی ندارد. روزی ایدئولوژی و از آن میان مذهب، برای بحرک درآوردن توده های میلیونی، بسنده بود. بغیر از بخش عربی خاورمیانه، بخشی از شمال آفریقا و پاکستان، یعنی مناطقی که نتوانستند همپای جهان در راستای فرهنگی و علمی حرکت کنند تا شرف انسانی ریشه گیرد، محرک دینی برای ایجاد ارتش کافی نیست. نمی توان نقش مذهب بعنوان یکی از انگیزه های اصلی هر نیروی مسلح را رد کرد. اما بعنوان یگانه انگیزه که خمینی در جنگ با عراق تلاش می کرد تثبیت نماید، کاری که امروز داعش در پیش گرفته، به استثنای بخش کوچکی از جهان اعتباری در روزگار ما ندارد. ایدئولوژی بمعنای حل کننده تمامی مسایل بشری، در طبیعت خود مهاجم است. حال اگر ایدئولوژی که باید مهاجم باشد، در راه و از پشتیبانی نیروی الهی نیز بهره مند باشد، از توان تهاجمی و تخریبی مضاعف برخوردار خواهد شد. خاورمیانه امروز با چنین مسئله ای روبروست. اما در سایر نقاط جهان، انگیزه های انسان آزاده امروزی، پاسداری از سرزمینی است که ملت درآن زندگی می کند، استقلال به معنای اختیار عمل در راه منافع ملی[2] و حفظ آزادی و ارزش هایی است که ملت برآن ارج می نهد و از آن میان مذهب، می باشند. برخلاف ارتشی که برپایه ی ایدئولوژی بنا شده، ارتشی که وسیله ملت و برای ملت شکل گرفته، به مقدار زیادی انگیزه های تجاوز به دیگر کشورها را مهار کرده است. آن ارتش بخودی خود مهاجم نیست و پوسته آن دفاعی تا تهاجمی است. نمونه ی نظام اسلامی و ایران پیش روی ماست. چون نظام بر مبنای ایدئولوژی اسلامی بنا شده، بخودی خود مهاجم است. از یکسو چون در ایران زاده شده و عامل ملت پابرجاست، نمی تواند تهاجمی باشد. از این رو ماجراجوئی های نظام اسلامی در خارج از مرزها، هیچگاه مورد استقبال عمومی قرار نگرفت. هر چقدر لعاب مذهبی آن را پررنگ کردند، بازهم اثری نبخشید.
    ارتباطات سریع و منابع بی شمار پخش خبر، سد بزرگی است که برخلاف گذشته که با فتح تنها مرکز پخش خبر که رادیو و تلویزیون دولتی بود، گام بسیار مهمی برای موفقیت کودتا برداشته می شد. از یاد نباید برد که ارتش هر کشور بخشی از ملت آن می باشد. بدون تضادهای شدید داخلی در کشوری، امکان کودتا مطرح نمی شود. بهمان اندازه نیز این تضاد در نیروهای مسلح هر کشور مجبور است که پا گرفته شود. شاید بزرگ ترین دلیل شکست این کودتا و یا هر کودتای دیگر در عصر ما، آشنائی و خو گرفتن نیروهای مسلح با وظایف خود می باشد. هر ارتشی هر قدر هم با انضباط، دیگر بسادگی از دستورات صادره، چشم بسته اطاعت نمی کند. در واقع، امروزه برای گسترش انضباط در نیروهای مسلح تا حدی که آماده جنگیدن و کشته شدن را داشته باشند، راهی بجز آشنا کردن فرد فرد پرسنل با اصول زیر ندارد: (1) کانون وفاداری و فرماندهی قانون اساسی است و نه فرد یا افراد، (2) وظیفه روشن هر فرد در نیروهای مسلح، دفاع از ملت و یکپارچگی سرزمینی که در آن زندگی می کنند است و (3) تثبیت حقوق هر فرد در نیروهای مسلح. امروزه پاسداری از ملت و حقوق آنان بالاترین انگیزه جنگیدن را برای نیروهای مسلح فراهم می کند. نیروهای مسلح، برخلاف گذشته، به مقدار زیاد کاربرد خود را در حفظ و حمایت از حکومت و یا نظام از دست داده اند. در این برهه از تحول فرهنگی جهان دیگر نمی توان به سادگی فرمان آتش به سوی ملت را بدون در نظر گرفتن واکنش سربازان، صادر کرد. دورانی که تلاش می شد با شست و شوی مغزی همگان و از آن میان سربازان، که با مهار انحصاری خبر و تبلیغات انجام آن میسر می شد و آنان را آماده کشته شدن و کشتن می کردند، سپری شده است. امروز، هر جنگده ای باید درک کند که برای چه آماده کشته شدن است. از چه دست آوردی دفاع می کند. لنین ها، استالین ها، هیتلرها، پینوشه ها، صدام حسین ها و خمینی ها قادر به کشتار فله ای ملت نیستند زیرا پیروانی که کورکورانه آماده پذیرش دستورات آنان باشند، را دیگر در اختیار ندارند. از این رو خودکامگان، هر روز برای ماندن در قدرت مجبور هستند که تکیه بر مزدوران چه داخلی و خارجی زنند. بیهوده نیست که خودکامگان تلاش می کنند وفاداری نیروهای مسلح را با تطمیع و آزاد گذاشتن دست آنان برای چپاول، خریداری کنند. قذافی به مقدار زیادی بر حمایت مزدوران خارجی تکیه کرده بود.[3] همان طور که امروز حکومت عربستان + متحدین بر آن تکیه می کنند.
    البته بالاترین درجه ی فداکاری که نثار جان است، در جوامع دمکرات[4] که از حقوق انسانی و آزادی بمعنای حکومت قانون، برخوردار هستند روشن تر دیده، درک و قابل اجرا می باشند. هرچه در جامعه ای حقوق انسانی و آزادی با سادگی بیش تر بتواند لگد مال گردد، در آن صورت نیاز به محرک های دیگر مانند مذهب و ناسیونالیسم کور و منحرف شده، افزایش می یابد. برای شرکت موثر ملت در جنگ که با خون و سرمایه خود اجرای آن را ممکن می کند، نه تنها دلیل شرکت در جنگ برای ملت و سربازان باید روشن باشد، بلکه فرآیند آن نیز باید بر مبنای ارزش های جامعه به دست آمده باشد. حتا در جنگ های تهاجمی که بنا به طبیعت خود چند دستگی در جامعه بوجود می آید، فرآیند قانونی شرکت در جنگ، برای حفظ انضباط کافیست. میل فردی و یا گروه کوچکی از خودی ها، کافی نیست.
    ارتش نوین برای برقراری انضباط که چارچوب نگاه دارنده هر نهاد جنگنده می باشد، نیاز دارد و باید قادر باشد که ارزش های جا افتاده در جامعه را، بر آن نهاد حاکم کند. نیروی جنگنده اگر با دستورات مغایر با ارزش جا افتاده در جامعه روبرو گردد، از آن با درجات مختلف سرپیچی خواهد کرد. بسخن دیگر انضباط در آن ارتش نمی تواند برقرار گردد. امکان کودتا در کشور دمکرات، چون با ارزش جا افتاده تغییر حکومت از راه صندوق رای و آنهم با آرامش مغایرت دارد، امکان پذیر نیست. حتا اگر اقلیت کوچکی در بالا ترین رده های نظامی (که آن نیز امریست با احتمال بسیار کم) خواستار آن باشند. در دنیای امروزی، به استثنای بخشی از آفریقا، چند سرزمین عربی و شاید هم پاکستان و کره شمالی، مشگل بتوان سرزمینی را یافت که کودتای نظامی بختی برای پیروزی داشته باشد.

    [1] – البته، اردوغان از شکست کودتا برای دستگیری و اخراج بسیاری از مخالفان خود که نمی توانستند با کودتا رابطه ی مستقیم داشته باشند، مانند قضات و معلمان سود برد.
    [2] – استقلال در تضاد کامل با خارجی ستیزیست. استقلال حرکت در راه منافع ملی و از آن میان ایجاد اتحادهای اقتصادی و سیاسی و نظامی می باشد.
    [3] – شاهد بودیم که مزدوران خارجی در هنگام لزوم، نتوانستند کار موثری انجام دهند.
    [4] – که همزمان از بالاترین سطح درآمد نیز برخوردار می باشند.

     
    • مازیار وطن‌پرست

      دوست فرهیخته آقای فرهاد یزدی
      برای شما و دیدگاه‌هایتان احترام زیادی قائلم، لذا این چند جمله را محض ارزشی که برای نوشته‌های شما قائلم می‌نویسم: اطلاعات شما در خصوص جامعه و وضعیت سیاسی ترکیه بسیار اندک است. البته شما تنها نیستید و اغلب متون و کارشناسانی که در رسانه‌های فارسی زبان در مورد ترکیه نظر می‌دهند دچار این نقیضه‌اند.

      بدون شناخت ریزه کاری‌های جامعه‌ی ترکیه و میزان نفوذ جمعیت خدمت (سرسپردگان فتح‌الله گولن) نه می‌شود دلایل و عمق تأثیر کودتای نافرجام اخیر در ترکیه را فهمید و نه دلایل و نوع واکنش دولت اردوغان را. در ابتدای دهه‌ی 90 که هنوز گولن متحد اردوغان بود، پیروانش را به نفوذ در ادارات و نهادهای مهم ترکیه فراخواند. از آن زمان افراد زیادی با سرسپردگی کامل به شخص گولن در نهادهای مهم قضایی، امنیتی و انتظامی ترکیه نفوذ کرده‌اند. تا هنگامی که گولن و اردوغان با هم متحد و همفکر بودند این نفوذ به پیشرفت حزب عدالت و توسعه در پیشروی سیاسی‌اش کمک می‌کرد.

      پس از بروز اختلافات بین گولن و اردوغان، باقی مانده‌ی شبکه همچنان در نقاط مهم استقرار داشته و به تصفیه‌های چند سال پیش نیروهای امنیتی، نظامی، انتظامی و قضات، با پاپوش دوختن برای آن‌ها کمک کرده‌اند. اما در کودتای اخیر ترکیه زمانی می‌شود به میزان نفوذ جامعه‌ی خدمت در بطن حکومت ترکیه پی برد که بدانیم در خوابگاه اردوغان شنود گذاشته و هتل محل اقامتش را (چند دقیقه پس از خروج اردوغان) با هواپیما مورد هدف قرار داده‌اند.

      اتفاقا تصفیه‌های پس از کودتا، برخلاف آنچه ما فکر می‌کنیم کمر به پاکسازی نیروهای متعصب و مذهبی وابسته به جامعه‌ی خدمت بسته‌است. از بسیاری از نظامیان، نیروهای امنیتی و انتظامی لائیک که چند سال پیش به دست پیروان گولن، زندانی و از خدمت منفصل شده‌بودند پس از کودتای اخیر اعاده‌ی حیثیت شده و اکنون بدل به ستاره‌ی مصاحبه‌های تلویزیونی و مطبوعاتی گشته‌اند.

      با اینهمه همچنان خطر اقتدارگرایی اردوغان بر سر دموکراسی نوپای ترکیه و آن نیمه‌ی لائیک جامعه‌ی ترکیه وجود دارد. فراموش نکنیم اردوغان در همه‌ی دوره‌های گذشته با ساز و کار دموکراتیک بر قدرت تکیه زده‌است و تا کنون نشانه‌ای از او دال بر بی‌توجهی یا تقلب در سازوکار دموکراتیک بروز نکرده‌است. پس باید خوشحال باشیم که کودتا در ترکیه پیروز نشده‌است. چون آن موقع اصحاب سرسپرده‌ی گولن نه تنها مذهبی‌تر از اردوغان، بلکه اصولا غیر دموکراتیک برجایگاه قدرت تکیه می‌زدند.

      جامعه‌ی مدنی ترکیه فرصت دارد تا در برابر زیاده‌خواهی اردوغان، بایستد، نه با کودتا که در پای صندوق‌های رأی. باید امیدوار بود اردوغان موفق به تغییر ساختار قانون اساسی ترکیه از پارلمانی به ریاستی نشود. چون چهره‌ای بسیار کاریزماتیک است و احزاب دیگر چهره‌ای که قادر به رقابت با او باشند در اختیار ندارند.

       
  52. آقاي نوري زاد من مدتي است كه صفحه شما را دنبال ميكنم
    از ته دل و صميم قلب به شما و كارهاي پر ارزشتان درود ميفرستم
    اي كاش در ايران بودم اي كاش در كنار شما بودم
    و با شما همراه مي شدم در تك به تك خانه ها كه مي رويد
    در مسير زندان، روبه روي اوين
    بر سر مزارها…
    با محبت شما به خانواده هاي زندانيان همراه مي شدم
    من متولد 57 هستم و سال 60 از ايران خارج شدم
    چيزي از ايران به خاطر ندارم
    سه تن از اعضاء خانواده ونزديكانم در سال 67 اعدام شدند
    من اقوام وخانواده اكبري منفرد را مي شناسم از دوستان نزديكم بودند
    پگاه را هم مي شناسم و در كودكي او را به هنگام جدايي از مادر ديدم
    امشب با بعض اين مطلب شما را خواندم و با خود گفتم سپيده دم وقت سحر متن شما را براي مادر پگاه و اقوام اين خانواده ميفرستم بلكه شايد برسد
    وخوشحال شوند
    بشخصه از طرف خودم و از طرف آنها از شما تشكر خاص دارم
    موفق باشيد

     
  53. کل علی ریسک مجلسک اسلامی: اقدامات ایذایی در توافق اتمی راهی جز مقابله برای ایران باقی نمی‌گذارد.
    مش قاسم: با همین مقابله ها ۷۰۰-۸۰۰ میلیارد دلار رو نفله کردن رفت، مملکت رو به ورشکستگی کشوندی، و غیره. حالا دوباره میخوای از همون کارا بکنی؟ جرات داری برو بکن.

     
  54. آقای نوریزاد ،
    مگر نظام در این جمعییت 80 میلیونی چقدر مزدور و فدائی دارد که با اینهمه حبس و شکنجه و ظلم برپاست ؟؟ درد ما فقط آخوندها نیستند. رنج ما برای ایران از خود فروشی و خیانت و نادانی هموطنان خودمان هم هست که در چرخش این آسیاب ظلم و خون سهیمند از جمله : ملی مذهبی ها ، اصلاح طلب ها که در پی بزک و آرایش و بقای نظامند ، سایتها و روزنامه ها ی داخلی که همه ساله یارانه های میلیونی می گیرند و هریک زیر عبای آخوندی خزیده اند و حاضرند یکدیگر را به طرفداری این یا آن آخوند تکه پاره کنند ،سایتهای خارج از کشور که که بخصوص پس از دولت روحانی !! بطور غیر منتظره ای !!!! بعنوان مشکل مالی کار را تعطیل کردند ( روز آنلاین ) و یا بخش نظرات خوانندگان خود را بستند ( نیوز گویا ) و یا سایتهائی که اخیرا به سایتهائی مرده و بی تحرک تبدیل شده ا ند ( خودنویس ) ، دیگر ،ایرانیان خارج از کشور که بجز معدودی وطن پرست، سر در آخور نظام دارند و برای خوش خدمتی و یا گرفتن امتیازی در ایران ، در سر کنسولگری ها می چرخند و در مراسم عزا و عید با مامورین رژیم دست در گردن میشوند و پلو و آش ضیافتی را میخورندو با اینها لاس ارادت و دوستی می زنند ، ( از جمله پروفسور جراحی در آلمان هست که هر ساله با بوق و کرنا به ایران سفرو با مقامات دیدار می کند و در سرکنسولگری هابشرح عکس ها ، برای عید و یلدا سخنرانی میکند و قراراست تندیس اورا در ایران بسازند و یا ساخته اند )!!!!
    از جاسوسهای رسمی اما مخفی کوچه بازار خارج ! که بگذریم همچنین انبوه مردم خرافاتی نادانی که با صدقه و نذر و زیارت حرم ها ،
    خروار خروار پول مفت بدامن آخوندها سرازیر و قدرت مالی آنها را تقویت می کنند . حال چه باید کرد؟؟ آنهم با ملتی که آرمان و دغدغه اش را تا حد حذف یارانه تقلیل داده اند ؟؟؟ از طرفی مردم که در وحشیگری حریف اینها نمی شوند اما با نا فرمانی مدنی حداقل میتوان نفرت خودرا به اینها نشان داد :
    برخلاف سیاست نظام که جمعییت شیعه و پاسدار و فدائی می خواهد خانواده ها از فرزند آوری ( بیشتر از 2 بچه خودداری کنند )، خودداری از انتخاب نامهای عربی برای فرزندانشان ،خودداری از شرکت در انتخابات نمایشی ، نماز جمعه ها ، حسینییه ها ،عزاداریهای دولتی و آخوندی و مراسم مداحی ،22 بهمن ، دویدن بدنبال ماشین رئیس جمهور و سایر مقامات ، دویدن بدنبال تابوت های خالی یا پر شهدا با هدف ابراز تنفر از فرهنگ شهادت و جوان کشی ،بایکوت صدا و سیما ،
    خودداری از خرید روزنامه هائی که عکس و سخنرانی آخوندها را بخصوص در صفحه نخست خود چاپ می کنند ،ثبت ازدواج ها در دفاتر رسمی ( بدون حضور آخوند )، بایکوت آخوند در عزا وعرسی و بسیاری از نا فرمانی های دیگر که مردم باید از خود ابتکار بخرج بدهند …
    مریم ها و نرگس ها و دیگر نازنینان ، نه فقط قربانی خشونت رژیم ، بلکه ستم کش هنرمندان ، روشنفکران،،کاسه لیس ها و مردمی هستند که حاضر نیستند حتی در حد بایکوت رژیم که هزینه و آسیبی هم برایشان ندارد ، گامی ولو کوچک برای مخالفت با ستمگران بردارند …..پاینده باشید .

     
    • درود بر شما ناشناس گرامی
      واقعا بدرستی و با درایت دست روی عوامل بدبختی مردم ایرانزمین گذاشته ای ، چقدر این نوشته شما برای من خواندنی و پرمحتوا بود. دوست عزیز دقت نظر و ریزبینی شما از سطر سطر نوشته ات پیداست. مدتها بود متنی اینچنین سهل و ممتنع و موجز و پرمعنی و واقع گرایانه را ندیده بودم ، بی نهایت از جنابعالی به جهت نگارش این متن عالی تشکر میکنم /پاینده باشید.

       
    • اصلا خودت فهمیدی چی گفتی؟!
      اولش نوشتی: «انبوه مردم خرافاتی نادانی که با صدقه و نذر و زیارت حرم ها ، خروار خروار پول مفت بدامن آخوندها سرازیر و قدرت مالی آنها را تقویت می کنند»
      بعدش نسحه می پیچی که: «خانواده ها از فرزند آوری ( بیشتر از 2 بچه خودداری کنند )، خودداری … خودداری … خودداری از خرید روزنامه هائی که … ثبت ازدواج ها در دفاتر رسمی ( بدون حضور آخوند )، بایکوت آخوند در عزا وعرسی و بسیاری از نا فرمانی های دیگر »
      خوب جناب عقل کل، همه این خودداری ها رو همون مردمی انجام بدن که با صدقه و نذر و زیارت خروار خروار پول به آخوندها میدن؟! واقعا که چقدر مخت کار میکنه! روش ابداعی و ابتکاری دیگه ای نمونده که بفرمایین تا یاد بگیریم؟!

       
      • این شما هستی که از شدت خشم و سر سپردگی به آخوند نفهمیدی چه نوشتی !! پیام مبارزه منفی ،برای امثال شما ؛مزدوران و جاهلانی که پول به دامن آخوندها می ریزند نیست ، برای وطن پرستان و آزادیخواهانیست که نجات کشور را در عمامه و عبا و چاه جمکران نمی جویند . شما همچنان بخواب زیر سایه هولناک استبداد !!!!!

         
      • مازیار وطن‌پرست

        هر دو که ناشناسید و نمی‌شود خطابتان کرد.
        تناقضی را که این آقا/خانم ناشناس در حرف‌های شما مطرح کرده نمی‌فهمید و بعد به او انگ سرسپردگی به آخوند میزنید. یعنی هرکس اشتباه استدلال شما را بگیرد سرسپرده است؟
        اگر باز هم متوجه تناقض حرف‌هایتان نشده‌اید به شما توجه می‌دهم که سید رضی از آن تعریف کرده! و اگر سید رضی را نمی‌شناسید باید بگویم ایشان همواره با زیبایی و طنز خود را به تجاهل‌العارف زده و متون نه چندان موجه را می‌ستایند.

        ————————–

        مازیار گرامی
        خود را به تجاهل زدن!!
        پوزش

        .

         
        • جناب مازیار بسیار گرامی
          والله بنده نه تجاهل نمودم و نه اینکه به صنعت ادبی تجاهل العارف تمسک جستم ، بدون هرگونه زیر و رو کشی وقتی متن را خواندم خیلی به دلم نشست و به همین جهت چند بار نیز خواندم و در نظر من کاملا منطقی ، واقعی و ریز بینانه تنظیم شده بود و نیز ان تعارضی که دوست ناشناسمان مطرح کرده نیز موجه بنظر نمی رسد زیرا ایشان (نویسنده متن اصلی یا همان ناشناس اول) ابتدا وصف حال کلی مردم ایران را بیان نموده سپس راهکار ارائه کرده و خواستار نافرمانی مدنی همه مردم -اعم از صدقه دهان و غیر انها- شده ، این تناقضی ندارد(مانند اینکه من بگویم اکثر مردم خرافاتی هستند و سپس از همان مردم بخواهم که ترک خرافات کنند و مثلا روزی دو من شاهنامه و سه کیلو بوستان سعدی و نیم کیلو مثنوی بخوانند. ایا این دارای تعارض است؟)- البته اینرا نیز بگویم که این متن به نظر بنده فارغ از تعارض و پر محتواست و من اصلا در صدد تعمیم نظرم بدیگران نیستم مضاف بر اینکه این احتمال را نیز از نظر دور نمیدارم که ممکن است نظر من بکلی و از اساس مخدوش و معیوب باشد./ تشکر از شما و هر دو دوست ناشناسمان.

           
        • آقای مازیار ،
          من میتوانم بجای « ناشناس » یک اسم مستعار غیر واقعی بگذارم چه بسا مثل نام خود شما !! اما اینکاررا دوست ندارم . لابد انتظار ندارید که با این رژیم مردم کش بیرحم نام واقعی خود را بنویسم ؟؟؟؟ شما می توانستید بجای نام ،به تاریخ و ساعت نوشته اشاره کنید .بعلاوه ،محتوا مهم است نه هویت نویسنده .. متاسفم که شما بدون رعایت ادب نوشتاری مرا به شیوه همه آدمهای بی منطق ،به نفهمی و نفهمیدن متهم کردید . در نوشته های شما که می خواهید آنهارا بشکلی تحکم آمیز و زمخت ، مثل یک حکم قطعی به خورد دیگران بدهید ،رگه ها ئی مخفی و ماهرانه حس میکنم در هواداری از نظام مقدس !!
          این آخرین مکاتبه من با شماست جناب مازیار ………..

           
          • عجب!!!
            دیگر به هیچکس نمیتوان اعتماد کرد ، چه کسی فکرش را میکرد که این مازیار خودمان نوشته هایش رگه دار باشد؟؟!!!انهم رگه های ماهرانه! ای مازیار وطن فروش ببخشید وطن دوست چرا مطالب رگه دار مینویسی؟ ما به شما اعتماد داشتیم و تصور میکردیم هیچ نوع رگه ای در نوشتهایت نیست و بدون ترس از رگه تمام نوشته هایت را میخواندیم ، نگو نوشته هایت پر از رگه بوده و تمام ان رگه ها وارد مغز و بدن ما شده و دیری نخواهد پایید که ما رگه رگه یا همان راه راه بشویم. از جناب نوریزاد خواهش میکنم منبعد نوشته های رگه دار و راه راه را منتشر نکنند و حتی نوشته های چهار خانه و شطرنجی و کلا هر نوع نوشته طرح دار را منتشر نفرمایند تا ما بتوانیم بدون ترس و واهمه از رگه ای و راه راه شدن تمام مطالب را مطالعه کنیم/با احترام.

             
        • مازیار گرامی من تناقضی در گفتار ناشناس اول نمی بینم ایشان علت قدرت گرفتن آخوند را بر شمرده اند و راه برون رفت از این مخمصه را هم پیشنها داده اند.ناشناس دوم منتقد این مطلب را یا نگرفته یا انتظار دارد مثلا دیگرانی از جایی دیگر بیایند و راه حلهای ناشناس اول را انجام دهند.ما در ایران با همین مردم چه خوب و چه بد زندگی می کنیم و اگر قرار است تغییری هم صورت بگیرد همین مردم موجب آن خواهند شد.
          ولی در مورد نام ناشناس با شما موافقم.بنظر من برگزیدن ناشناس توهین به خود کاربر و به سایر خوانندگان سایت است.دوست نداشتن اسمی یعنی چه؟در نظر بگیرید که همه بنام ناشناس بنویسیم!رزیم آدم کش و تروریست و هرچی ما اگر جرئت نوشتن با نام مستعاری را نداریم چه انتظاری داریم که دیگران به نوشته های ما اهمیت بدهند.بهمین دلیل من هیچ دوست ندارم مطلب بدون نام و ناشناس را بخوانم.

           
    • درود بر ناشناس گرامی بجای عزاداری و زدن بر سر خود /////////////// موزیک بنوازید و بخوانید.هم از نظر روحی بشما آرامش می دهد و هم کاری هنری است به این ویدیو نگاه کنید.

      دختري سر خاك مادرش گيتار ميزنه و آهنگ خونه خالي رو ميخونه
      https://www.youtube.com/watch?v=–xKRZ0DPKI

       
  55. اونایی که وعده بهشت رو تو اون دنیا بما می دهند. همین دنیا رو برای ما جهنم کردند…!!!!!

     
  56. سید مرتضی
    10:50 ب.ظ / جولای 20, 2016
    گلابتون گرامی

    قرآن کریم برای همه بشر و انسانیت فرو فرستاده شد نه فقط برای مسلمانان …………..
    ……………………………
    قران غیر از برای عرب برای هیچ انسان دیگر نیامده.خود قرآن هم گفته که قران را بعربی آوردیم که درآن تعقل کنند.بنابراین کسانیکه ادعا می کنند قران برای تمام انسانها آمده یا نفع خود را در چنین گفتاری می دانند و یا الله را ///// !

     
  57. درود و سپاس بر نوریزاد گرامی و دکتر ملکی ارجمند که انسان و حقوق انسانی و شهروندی را برتر از هر عقیده و دین و آئینی در معرض دید گذارده اید.

     
  58. مصلح آبادی اراکی

    آقای نوری زاد من هم می گویم : مجاهدین بد . مجاهدین وصله ی ناجور انقلاب . مجاهدین مطرود و منفور و وابسته و مزدور و جانی . در مقابل این گروه به سیم آخر زده و نادان ، حتماً رهبری نظام ، پاکدست و خوب است و خواستنی و انسان و اهل خرد ! ! و همچنین نماینده ایشان یعنی ” حسین شریعتمداری ” هم در روزی نامه کیهان همین مشخصات و صفاتِ رهبری را دارد و حتی یک پله هم بالاتر !! خوب همین فردا رهبری بیآید و بگوید : ایهالناس گور پدر مجاهدین خلق و رجوی و میلیشاهایشان . بیآیید مرا و ” حسین شریعتمداری ” را دریابید و رهبری فردای آنروز یک رفراندومی برگزار و خود و ” حسین شریعتمداری ” را به مردم عرضه کند تا مردم طی یک رفراندوم ایشان و آن نماینده کیهان را به عنوان کسانی که مردم خواهان آنان هستند ، انتخاب نمایند .

    ——————–

    سلام مصلح گرامی
    حضور نوینِ شما را بخود و به دوستانم تبریک می گویم. احتمالا – مثل سابق – رفته بودید شهرستان برای جمع آوری محصول در زمین و مزرعه ی پذری. من لذت می برم از تماشای آخوندی که عبا و عمامه را کنار می گذارد و به معنای واقعی کار می کند. این لذت آنجا به کمال می انجامد که همین آخوند کاری از تعصب دوری کند. بهر روی ما شما را دوستی صادق و همراه می دانیم. غیبت هراز گاه شما ما را دلتنگ تان می کند. هرکجا هستید بسلامت
    با احترام

    .

     
    • جناب نوریزاد

      با سلام ،شما قبلا هم یکی دو بار این اشتباه را داشتید که کاربر محترم مصلح آبادی اراکی را با دوست محقق و صادق و گرامی ما جناب آقا مصلح اشتباه گرفتید ،بنظرم کاملا روشن است که مصلح آبادی اراکی فرد دیگری است و ادبیات دیگری دارد ،البته دوست محترم ما مدتیست غائبند ،امیدوارم در اولین فرصت باز هم از نوشته های صادقانه و خوب ایشان بهره مند شویم.
      ببخشید

      ——————-

      سلام دوست گرامی
      درست می فرمایید. شاید علاقه ی من به مصلح بوده که هر که را که عطر و بویی با وی داشته با وی آمیخته ام. سپاس که تذکر دادید.
      سپاس

      .

       
  59. ببخشید که من توزیعه توضیع نوشتم

     
  60. درود نوری زاد همراه و همدل
    این پست اخیر با نام ” خانه کوچک مریم” برای اولین بار است که در نوشته ای از شما سراغی از مجاهدین می گیرد. این خط قرمز است برای نظام و حتما شما را گوشمالی خواهند داد. این نوشته اوج انسان بودن شمارو می رسونه که فارغ از هر گرایشی به اصل انسانی یک زندانی بها می دهید. من کشته مرده این خصلت انسانی هستم از هرکی که باشه. فکر می کردم شما با بوسیدن پای بچه بهایی دیگه کاری ازتون ساخته نیست در این زمینه اما دیدم رفتین خونه کسی که هرچی باشه یه جورایی به مجاهدین وصله. من خودم بغض کردم با خوندنش اما چون خارج از کشورم نگران چیزی نیستم منتها به اونایی که در داخل هستن حق بدید که برای این پست شما هیچ کامنتی نگذارن و ابراز نظری نکنند. بقول خودتون : اینجا ایران است!

     
  61. دردهه چهل یا پنجاه در خیابان سپه ان زمان وخمینی این زمان روبروی اداره پست یک افسر جوان شهر بانی بنام سروان
    عطیفه یک فردی که مواد توضیع میکرد را میگیرد وچون با جستجوی بدنی مواد پیدا میکند یک کشیده به او میزند واورا سوار جیپ شهر بانی بطرف کلانتری می برد در راه متهم با چاقو از پشت به این افسر حمله میکند واو کشته میشود بعد ها در محاکمه این مرد بایک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم میشود درباب این حکم رییس شهربانی کل کشور معترض میشود که اگر حکم اعدام صادر نشود ازپست خوداستعفا میکند در دادگاه تجدید نظر حکم به دودلیل تایید میشود اول به کشیده که باعث عصبانیت متهم شده دوم به خاطر اینکه چرا در جستجوی بدنی چاقو پیدا نشده بوده وبعد وزیر دادگستری که گویا دکتر باهری بود به رییس شهر بانی میگوید اقا برو استعفا بده حالا مقایسه بکنید بادادگاه عدل اسلامی امروز این خبر در روزنامه اطلاعات ان روزها موجود است

     
    • همه زيبايي اين پرونده در آن دو دليل نهفته است كه نشان ميدهد چه انسانهاي عاقل ودانايي
      در قوه قضائيه آن زمان وجود داشته اهد.

       
  62. ادیان و عقاید زمانی که اسلحه بدست گیرند و سیاست و قدرت را هدف قرار دهند ، از آنها داعش و استالین وترامپ وخمینی سربرخواهند آورد که در نهایت نژادپرستی و برده داری مدرن را با خود همراه و ارمغان دارند.
    امنیت را مردم با آگاهی و وظیفه ایجاد می کنند ، زندان، شکنجه ، اعدام، اعترافات دروغین سرکوب و برانگیختن مردم با اتهامات دروغین، در نهایت باعث کندن ریشه خود حاکمان اند.

    ۳۷ سال دوران تاریک حکومت اسلامی ایران چیزی جز شرمندگی نسل حاضر نیست ، تنها حاکمان مسئول نیستند ، فرد فرد ما در این نابسامانی شریکیم ، و باید جوابگوی نسلها باشیم ، در هر کجا و هر شرایطی که هستیم. و دریغا،
    آسمان بار امانت نتوانست کشید/ قرعه ی فال به نام من دیوانه زدند
    جنگ۷۲ ملت همه را عذر بنه / چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

    آقای نوری زاد و دکتر ملکی عزیز جایتان در قلبهاست و در خاطره ها دلنشین.

     
  63. اقای نوریزاد سلام من وقتی تصویر شلاق زدن را در قسمتقبلی دیدم از حرکت دست وفرم پیجش بدن شلاق زن متوجه شدم که با خشم وعصبانیت شدیدی همراه بود نمیدانم برداشت من درست است یا نه

     
  64. اقتصاد ایران به گزارش دویچه وله
    بانک‌های ایران همچنان در “لیست سیاه پولشویی” قرار دارند

    مدیر اداره فدرال نظارت مالی آلمان در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا گفته مانع اصلی بر سر همکاری‌های تجاری اروپا با ایران شفاف نبودن فعالیت‌های مالی این کشور است. او اضافه کرده نام ایران همچنان در لیست سیاه پولشویی قرار دارد.

     
  65. واقعا باور پذیر است شخصی فقط برای یک تلفن زدن و جویای احوال نزدیکانش ولو منافق باید 15 سال ناقابل زندان شود ؟ نمیدانم شاید مسله فراتر از این باشد .

     
  66. در غائله خرداد 42 مرد قصابی مشغول خواندن اعلامیه خمینی بود که به در مسجد گوهرشاد چسبانده بودند ، پاسبانی می اید و اعلامیه را از دیوار میکند و به مرد قصاب هم تعرض میکند ، مرد قصاب پاسبان را با چاقو زد و پاسبان در اثر زخم چاقو مرد . قضات طاغوتی دادگاه جنایی مشهد با این استدلال که مقتول باعث جریحه دار شدن احساسات مذهبی متهم شده است متهم را با دو درجه تخفیف به شش سال حبس محکوم کردند !

     
  67. ممنون از جوانمردی وشرافت شما و دکتر ملکی

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

86 queries in 2283 seconds.