سر تیتر خبرها
شرمِ دروغینِ رهبر

شرمِ دروغینِ رهبر

این که جناب رهبر می فرمایند شرمگین تر از جوانان بیکار و تهی دست اند، یک دروغ آشکار آنهم از جانب یک رهبر مذهبی است که مثلاً باید از دروغ دوری کند. می گویم: وقتی جماعتی به راحتی آدم می کشند، چرا راحت تر دروغ نگویند؟ حضرت آقا، اگر بجای شرمساری – که مفت نمی ارزد – سرِ کیسه های دم و دستگاه آستانقدس و دارایی های بی اندازه ی سپاه و ستاد فرمان امام و بنیاد مستضعفین و حساب های شخصیِ خود و اطرافیانشان را شل کنند، هم بیکاری برچیده می شود و هم عرق شرم از جمال مبارک ایشان فرو نمی چکد. حالا پولهایی که به بشار اسد و فلسطینی ها و لبنانی ها می بخشند و پولهایی که به اشاره ی مبارک به هرکجا تقدیم می شود و کشتن (ستار بهشتی) و شلاقِ کارگران و بانوان تن فروش و اعتیاد فزاینده و کاملاً حکومتی بکنار.


سایت: nurizad.info فیس بوک: facebook.com/m.nourizad
اینستاگرام: mohammadnourizad
تلگرام: telegram.me/MohammadNoorizad
ایمیل: mnourizaad@gmail.com

محمد نوری زاد
هجده خرداد نود و پنج – تهرانShare This Post

 

درباره محمد نوری زاد

68 نظر

  1. سلام جناب نوریزاد عزیز.باز هم خدا را شکر که آقا به فکر یوسفان در بند فقر و بیکاری افتادند.خدا را چه دیدی بالاخره در توبه که همیشه باز است و خداوند نیز بسیار توبه پذیر!فقط یک نگرانی وجود دارد و آنهم از طرف نوکران طوطی صفت دربار است که از کاه شرمندگی کوه قتل عام نسازند والا جوانان به همین بیکاری خو کردند کاری نکنید که دست به خودکشی زنند.

     
  2. سلام جناب نوریزاد عزیز.اینکه آقا بعد از اینهمه سال یاد یوسفان در بند بیکاری و فقر افتادند باز جای شکر دارد.شاید یرای خودش و اطرافیان طوطی صفتش کمی فقط کمی دیر شده باشد اما شروع خوبیست شاید برای متنبه شدن و توبه کردن! بالاخره در توبه همیشه باز است و خداوند نیز برعکس ما آدمها بسیار توبه پذیر! شاید اینبار یزید زمان توبه کند و به صف اهل حق درآید شاید…

     
  3. با سلام و درود

    مصلح گرامی‌ ضمن تشکر از از الطفات شما و سیّد مرتضای گرامی‌ به نقد بنده بر پست پیشین نوریزاد گرامی‌ به همهٔ شما دوستان متدین رسیدن ماه مبارک روزه داری را تبریک گفته و امید است که امساک ریاضتی و تحمیلی کارگران و جوانان فارغ التحصیل بیکار شلاق خرده ی خاموش مجلس دعای پرخوری ازمندانهٔ حکومتیان پر غوغا و پر مدعا را بر هم نزند. با قبول طاعات و عبادات شما

    هر ناله و فریاد که کردم نشنیدی ****** پیداست نگا را که بلند است جنابت

     
  4. نکته جالبی مطرح فرمودید. الان که این سطر ها را مینویسم ۶۵ نفر در زیر این مقاله نظر داده اند. برخی انقدر شورش را در آورده اند که خدا بداد دل شما برسد!؟ اصلا قید خواندن نظرات را دیگر زدم و بنظر میرسد برخی دارند به مقصودشان میرسند. حق با شماست که اگر صلاح میدانید این نظر را درج کنید یا خیر .
    به عمل کار براید نه به سخنرانی.
    دومطلب امروز خیلی نظر من را جلب کرد یکی خبر زیر با لینکی که برای شما میگذارم http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=110243

    علت تجمع ده ها دختر و پسر جوان در غرب تهران

    عده ای از جوانان و دانش آموزان دبیرستانی در شبکه های اجتماعی قرار گذاشته بودند که پس از برگزاری آخرین امتحان تحصیلی در بوستانی در غرب تهران تجمع کنند و پایان سال تحصیلی خود را جشن بگیرند.

    به گزارش انتخاب، در این تجمع ده ها دختر و پسر جوان حضور داشتند و دور هم جمع شدند.گویا با حضور و تذکر پلیس به ایشان، در نهایت جمعیت متفرق شده اند.”
    دومین : اعتصاب در فرانسه، اعتصاب در ایران
    http://zeitoons.com/10595

     
  5. حضرت آیت الله العظمی نوری زاد دامت برکاة و دامت افاضاة، سلام علیکم ، ضمن آرزوی تندرستی و سلامتی بر شما انسانِ بصیر ، آزاده ، حکیم ، فرزانه ، بشیر و نذیر . از طفولیت به ما یاد داده اند که دروغ نگوییم زیرا که دروغگو دشمن خدا بوده و حقیر هم تا آنجا که توانسته ایم این آموزه را بکار بسته ام . حضرت آیت الله نوری زاد آیا تقریباً تمامی افراد مسئول در درونِ نظام ِ اسلامی از صدر تا ذیل ، از طفولیت دروغگو بوده اند و یا بخاطر سیاسی شدن نظام و حفظ نظام اسلامی به هر طریق ممکن ، دروغگو و آنهم دروغگوی بیشمار و قهّار از آب درآمده اند ؟ الحقر __ مبشّر

    ————-

    سلام دوست گرامی
    ریشه ی بسیاری از دروغهای رایج، منافع فردی و صنفی و خویشاوندی است. که الا ماشاءالله در این نظام با فراوانی روبروست.
    با احترام

    .

     
  6. آقای نوریزاد نستوه.چیزی نمی نویسم ،زیرا سرت مملو از تراوشات ذهنی یا عینی همراهان این سایت شده است .
    برای همین، برای کمی سبکبار کردن ذهنت از شما می خواهم آهنگ هایی که در این سایت وجود دارد و ملایم و آرامبخش و مربوط به مدیتیشن است را دانلود کن و به آرامشش فرو رو.سپاس.

    لینک دانلود:http://vmusic.ir/category/download/newage-music/

     
  7. مازیار وطن‌پرست

    نوشتن کلمات زیر برایم بسیار تلخ و دردناک است. اما وقتی نظام سیاسی مسلط بر ایران اصرار دارد هر که روش زندگی تحمیلی‌اش را نمی‌پسندد کشور را ترک کند، وقتی از هر 4 نفر ایرانی تحصیلکرده یکی کشور را ترک کرده، چطور می‌توان هموطنان ترک و کرد و عرب و بلوچ را قانع کرد که به سوی تجزیه طلبی پیش نروند؟

    متأسفانه تجزیه طلبان نمی‌فهمند که بدل به مهمترین برگ برنده‌ی نظام و عامل بازدارنده‌ای برای اعتراضات سراسری شده‌اند. اما مگر رهبر جمهوری اسلامی می‌فهمد یا برایش مهم است که چه بر سر ایران آورده؟

    با چشمانی اشکبار می‌بینم که چگونه هر روز تَرک‌های تازه‌ای در جامعه‌ی ایران آشکار می‌شود. ساختمان را هر چه هم که محکم بسازی وقتی بر روی خاکدستی بنا شود، بالاخره نشست می‌کند و تَرک‌ها ابتدا آشکار و سپس عمیق می‌شوند.

    تجزیه طلبان با علم و آگاهی و برنامه روی نقاط ضعف این بنا مشغول فعالیتند؛ می‌ترسم دیر شود.

    این‌ها همه تاوان ندانم کاری‌ها و حماقت‌های یک نظام ایدئولوژیک است. و خامنه‌ای که فکر می‌کند چون رهبر خطابش می‌کنند تکرار خمینی است. خمینی در حالت خاص و در زمان خاص توانست یوغی بر گردن ایرانیان بگذارد که بخش عمده‌ای از مردم مطیعش بودند و از جان و مال و فرزندان خویش ایثار می‌کردند. خامنه‌ای نمی‌خواهد درک کند که انقلاب نام یک لحظه‌ی تکرار ناشدنی از تاریخ است و نه همه‌ی تاریخ. افسوس که این کشور دارد تاوان این مالیخولیا و نفهمی را می‌دهد.

     
  8. سلام
    امروز فیلمی چند ثانیه ای در تلگرام دیدم که بنظرم موضوع جالب و مهمی در ان مطرح شده بود ، شاید بد نباشد شما هم ببینید:
    لینک قبلی اشتباه بود و لینک زیر درست است
    https://telegram.me/BahseAzad/9620

     
  9. سلام
    امروز فیلمی چند ثانیه ای در تلگرام دیدم که بنظرم موضوع جالب و مهمی در ان مطرح شده بود ، شاید بد نباشد شما هم ببینید:
    https://telegram.me/joinchat/B_ex_DvqBpKqORkX15Kxew

     
  10. سلام. سيامكم. اين كه ممدجان مي‌گويد اولين پله ادب آن است كه به زندگي شخصي ايشان كار نداشته باشم، بايد خدمتشان عرض كنم كه وقتي يك نفر وارد عرصه‌هاي عمومي شد و خود را به عنوان يك فرد مبارز و پيشرو و غيره و غيره مطرح كرد، ديگر خواهي نخواهي زندگي شخصي او هم در معرض توجه و حساسيت ديگران قرار مي‌گيرد به اين دليل كه وارد عرصه تأثيرگذاري بر زندگي و شرايط عمومي شده است. بديهي است امثال بنده كه مي‌خواهيم به دنبال ايشان به راه بيافتيم بايد بدانيم دنبال چه كسي با چه سابقه‌اي راه افتاده‌ايم. آيا اين فرد داراي اخلاق و رفتار سالمي است يا خير؟ مثلا فرض كنيد يك آدمي خودش را به عنوان يك آدم حسابي جا زده باشد. اگر يك نفر بيايد بگويد بابا اين آدم آن طوري كه نشان مي‌دهد نيست و اين طوري است، بايد به او بتوپيم و حمله كنيم كه چكار به زندگي خصوصي مردم داري؟ نه، اتفاقا بايد از او تشكر كنيم كه به ما آگاهي داده است و از فريب خوردن ما توسط فردي كه به هيچ وجه صلاحيت انجام كاري را ندارد جلوگيري كرده است.
    حالا در مورد ممدجان كه من اصلاً قضاوتي نكردم. تهمتي نزدم. نسبتي ندادم. فقط يك سؤال كردم آن هم به اين دليل كه ايشان خودش يك بار گفته بود كه اگر همسرم همراهم نيست به اين دليل است كه كارهاي خانه را انجام مي‌دهد. طبعا اين جواب براي من پذيرفتني نبود و لذا آن سؤال همچنان در ذهن بنده باقي ماند و مطرح كردم. بله، ممكن است براي شما چنين سؤالي مطرح نباشد اما اگر براي من چنين سؤالي مطرح شد بايد مرا بزنيد بكشيد؟
    چطور است كه ايشان حق دارد از همه چيز و همه كس سؤال كند. هر نسبتي را كه خواست به ديگران بدهد. آنها را چه و چه و چه بنامد و بخواند. اينها بي‌ادبي نيست. اما اگر بنده به هر دليل برايم اين سؤال پيش آمده باشد كه آخر چطور مي‌شود ممدجان هر روز با تعداد زيادي از خانمها و دوشيزگان شروع مي‌كنند به مبارزه كردن ولي حتي براي يك بار همسر محترم ايشان در جمع آن خانمها و در كنارايشان ديده نشده است، رسم و رسوم ادب را رعايت نكرده‌ام؟
    خب ايشان يك پاسخ منطقي بدهد و غائله را ختم كند. وقتي مي‌گويد همسرم در خانه مي‌ماند تا براي من غذا درست كند، انتظار نداشته باشد كه بنده آن را بپذيرم و همانند گوسفند سرم را زير بياندازم و به دنبال ايشان راه بيافتم. بله، ايشان مثلا بگويد همسرم هيچ اعتقادي به اين گونه مبارزات ندارد؟ يا همسرم اصلا راه و روش بنده را قبول ندارد. يا همسرم از اين كه بنده دوشاش اين خانمها و دوشيزگان مبارزه مي‌كنم، از من دلگير است يا به هرحال يك پاسخي كه بتوانيم آن را هضم كنيم.
    بنابراين اولا شخصيتهايي كه وارد عرصه‌هاي عمومي مي‌شوند، طبيعتاً در معرض سؤال از سوي افكار عمومي قرار مي‌گيرند و اين كاري است كه اتفاقا خود ممدجان راجع به بسياري از افراد انجام مي‌دهد. ثانيا بنده هيچگونه اسائه ادبي خدمت ايشان نكردم و فقط به طرح يك سؤال پرداختم. حالا اگر ايشان به هر دليل از طرح چنين سؤالي ناراحت مي‌شود، اين ديگر به خودش مربوط است. لابد موضوعي در ميان است كه اين طور ناراحت مي‌شود وگرنه پاسخ دادن به اين سؤال ساده، كار چندان مشكلي نيست.

     
    • جناب سیامک خان،

      بنظرمیرسد آقای نوریزاد پاسخی منطقی به سوآل شما نداده باشد. پاسخ منطقی اینست که هرکس بشخصه مسئول گفتار ورفتار خوداست و نمیتواند دیکران یا خانوادۀ خود را مجبور به پیروی از عقائد و رفتار خود کند. براین اساس، افراد یک خانواده بصورت فردی یا جمعی نمیتوانند بخاطر اعمال یکی دیگر از خودشان مجازات، تقبیح یا تحسین شوند. در یک جمع خانوادگی، ممکنست هرکدام از اعضاء دارای عقائد، گفتار یا رفتاری باشند که با عقائد، گفتار یا رفتار افراد دیگر خانواده متفاوت و حتی متضاد باشد. حال اگر بطور مثال یکی از آن افراد به آدمکشی دست زد، فانون نمیتواند دیگر اعضای آن خانواده را مقصر دانسته و مجازات کند. مثال دیگر اینست که فرد فردِ اعضای خانواده میتوانند روشهای مختلفی برای تأمین معاش اختیارکنند. مثلاً یکی استعداد و علاقه برای هنرپیشه شدن داشته باشد و بخواهد هنرپیشۀ سینما شود، دیگری بخواهد مهندس شود، آن یکی بخواهد آخوند شود ووو… نمیتوان دیگران را به جبر و زور و تهدید وادار کرد که حتماً از طرز فکر و گفتار و رفتار پدر یا پدر بزرگشان پیروی کنند. به همین خاطر است که اعضای خانوادۀ نوریزاد هم موظف به دنباله روی از او نیستند و نوریزاد نیز موظف نیست آنان را مجبور به پیروی از خود کرده و در انظار از آنها انتقاد کند. جنبۀ عمومیت دادن به امور شخصی اشخاص مربوط میشود به سرقت از اموال عمومی زن براساس اینکه شریک زندگی مرد است یا کلاهبرداری و آن هم تازه پس از رسیدگی در دادگاه. اینکه همسر نوریزاد چه عقیده ای دارد یا دخترش، به من و شما ربطی ندارد. چون نوریزاد مسئول تفکر واندیشه و رفتار آنها نیست. برادر را که بجای برادر نمیکشند.

       
    • همسر شما در نوشتن این مطالب به شما کمک میکنه یا کاری نداره؟

       
  11. مازیار وطن‌پرست

    ویدئوی تکان دهنده‌ای از زنده بیرون آوردن دو کودک از زیر آوار. حمله‌ی هوایی دو روز پیش یکی از شهرهای سوریه:

    https://www.facebook.com/Freedom.Messenger/videos/10153411878002271/

     
  12. در لابلای اخبار و تفسیرهای بین مرگ و کشتن و فاجعه های پی در پی در دفاع مقدس :
    …………
    گروه اجتماعی دفاع پرس – مصطفی خدابخشی/ آمارها هنوز نگران کننده است. هنوز تعداد زیادی از جوانان درهای کارگاه های صنعتی، ادارات و شرکت های دولتی را در برابر خود بسته می بینند.
    برخی از آمارها می گویند که 5 میلیون بیکار در جامعه وجود دارد و برخی دیگر از آمارها با فاصله گرفتن از دستگاه های دولتی و شبه دولتی بی پرواتر سخن از وجود 6 میلیون بیکار در سطح جامعه 80 میلیونی ایران به میان آورده اند.
    آماری که به جرات می توان از آن به عنوان یک زلزله بزرگ و پنهان اجتماعی یاد کرد که سال هاست در لا به لای دعواهای سیاسی یا به فراموشی سپرده شده و یا در اولویت های رده چندم جای گرفته است.
    بازوی عنصر بی کاری در جامعه کنونی کشور در حالی هر روز رو به قطورتر شدن میگذارد که هیچ برنامه مدونی از سوی دستگاه های مهم و تاثیرگذار در حوزه اقتصاد و جوانان کشور مشاهده نمی شود و هر آنچه دیده و شنیده می شود به وعده های داده شده در پشت تیریبون های همایش ها و سمینارها خلاصه میگردد.
    مقوله بیکاری چنان عریان شده که صراحتا رهبر معظم انقلاب از آن به عنوان یک درد بزرگ یاد می کنند. ایشان در بخشی از صحبت های خویش در جمع نمایندگان مردم در مجلس دهم آوردند که ” خجلت و شرمندگی نظام از بیکاری یک جوان، از خجلت و شرمندگی جوان بیکار در خانواده خود، بیشتر است ”
    این بیان، یک موضوع مهم و اساسی با خود به همراه دارد و آن اینکه مسئولین اقتصادی کشور تنها یک راه در پیش دارند و آن اینکه با تکیه بر اقتصاد مقاومتی به جای پاس کاری کردن کم کاری های بین خود و دولت های قبلی زمینه را برای رشد و شکوفایی اقتصادی کشور که بستر ساز اشتغال در جامعه است فراهم آورند.
    حرکت به سوی شکل گیری و تقویت صنایع تبدیلی و فرار از نظام تک بعدی متکی بر نفت یکی از مهمترین ابزارهای رسیدن به جامعه پویا و اشتغال زا محسوب می شود که متاسفانه سالهاست برخلاف وعده های داده شده در دستور کار دولت ها قرار نگرفت و باعث گردید قانون استقلال اقتصادی؛ با نگاه به بیرون و عدم توجه به توانمندی های داخلی بر روی زمین بماند و گرد فراموشی بر رخسار رنگ پریده آن بنشیند.
    ………..
    یک نظام می تواند ، اهدافش را ورشکسته ، انجام نرسیده و یا به بن بست رسیده بداند و نتیجه حاصل را مورد پژوهش قرار دهد .
    یک نظام حاکم که کارگردان و کارگزاران جامعه ملتی است واقعییات موجود و ناموجود را باید محاسبه و طرح و برنامه ریزی کند ، در این مورد باید با مردم مستقیم صحبت کرد و برای برطرف کردن کاستی ها از افراد متخصص وآگاه کمک گرفت .
    شرم یک نظام ، بی معنی است چرا که شرم یک احساس درونی و احساسی شخصی است ، بنا بر اریک اریکسن : پدیداری شرم ، درکودک ۲- ۳ ساله در مرحله ی شکل گیری- من- و رابطه اش با دنیای خارج که ندانم کاری است.او این مرحله را مهم در رابطه با فراگیری عشق و نفرت وشخصییت سازی می داند.

     
  13. جناب نوریزاد عزیز . چند ماه به انقلاب مانده انسان فرهیخته ای مثل شاپور بختیار با اخطار های مکررش به مردم بار ها تذکر داد که استبداد نعلین بدتر از استبداد چکمه است که ما جوان بودیم و خام نفهمیدیم او چه می گوید . حال حتما سیاسیون و اهل قلمی داریم که بتوانند تا پنج سال آینده را بطور تقریبی پیش گویی کنند که با این سیاست گذاری و با این اقتصاد بیمار چه بروز این ملت خواهد رفت لطفا این موضوع را به مسابقه بگذارید تا از نظرات سیاسیون خبره این مردم آگاه شوند که با این وضع در آینده چه بر ملت ایران خواهد رفت
    با تشکر …..

     
  14. با سلام — اول هفته تا پیچ لعنتی تلویزیون را باز کردم ، ناگهان دوباره چشمم به شکل و قیافه /////////////////حسین شریعت مداری ” کریه المنظر و نماینده تام الاختیار رهبری در کیهان افتاد . آقای نوری زاد ، دست خودم نیست هر وقت بالاجبار لحظه ای چهره زشت ایشان از نظرم عبور میکند ، به ناگاه به قدیم ها فکر میکنم که مرشدانِ پرده دار در کوچه و خیابانی ” پرده ” را گشوده و حسین شریعت مداری هم در درون همان پرده های ” پرده خوانها ” و در همان سمتِ پرده که ” انسان نماهایی ” که با قیافه های وحشتناک ، شاخ هایی برسر و دندان هایی وحشتناک و چشمان از حدقه درآمده در آتش جهنم می سوزند و یزید ، عمر ابن سعد ، شمر ، خولی قرار دارد و در مقابل همان تصاویر پرده ، شمایل امام حسین و یاران اش قرار دارد و مرشد هم از خباثت های شمر و یزید و خولی و ابن سعد و … با بغض تمام صحبت میکند !

     
  15. جناب نوریزاد سلام
    در انتهای نوشته اخیرتان از عبارت “…اعتیاد کاملا حکومتی” استفاده کرده اید ، اگر ممکن است کمی در این خصوص توضیح دهید.
    اگر منظورتان این است که رواج اعتیاد به مواد مخدر و نیز مواد صنعتی یک پروژه حکومتی و دولتی است-که البته بنده نیز اینگونه حدس میزنم- ایا شما به مستند قابل قبولی در این زمینه دست پیدا کرده اید؟(نقل قول از یک شخص مطلع و مطمئن نیز میتواند مستند قابل قبول محسوب شود. لطفا و در صورت امکان این موضوع را کمی بازتر کنید./ممنون

    —————

    سلام دوست گرامی
    وزارت اطلاعات کارش این بود که تریلی های مواد را جابجا می کرد. این را در صحبت های فلاحیان دنبال کنید که خودشان هرگز پنهانش نکرده اند. اکنون این وظیفه ی مقدس را برادران سپاه انجام می دهند.

    .

     
  16. اونايى که دوست دارن به ريش ادمهاى نفهم بخندند اين مطلب را بخونن

    يادم مياد پدرم مى گفت : قاسم جان ميدونى چرا ميگن سگ نجس و حرام است و چرا ميگفتن اگر در خانه اى سگ باشد تا هفت تا خانه از چپ و راست و پس و پيش نمازشان قبول نيست ?
    گفتم : نه
    گفت : براى اينکه يک عده دزد و يک عده بدناموس اگر خواستن يواشکى در تاريکى شب غلطى بکنند با خيال راحت از در و ديوار مردم بالا برن , چرا نگفتن گربه نجس است , چون گربه واق واق نمى کنه , ميو ميو ميکنه اونم براى جفتش نه براى صاحب خانه
    ——————————————

    پدرم مى گفت : ميدونى چرا ميگن اگه توى خونه اى دوتار باشه تا چهل تا خونه نمازشون قبول نميشه ?
    گفتم : نه
    گفت : براى اينکه کسى که دوتار نواز باشه مردم دورش جمع ميشن و به اشعار بزرگان و … گوش ميدن و روشن و اگاه ميشن اينطورى بساط عده اى جمع ميشه و مردم ميرن طرف شادى و شعور نه طرف گريه و خرافات .

    —————————————————————–

    پدرم مى گفت : ميدونى چرا ميگن موسيقى حرومه ?
    گفتم ; نه ?
    گفت : چون موسيقى در خدمت عموم مردمه , اگه موسيقى فقط در خدمت اهداف عده اى که ميگن حرومه قرار بگيره اتفاقا از هزاران سخنرانى هم مؤٽرتر ميشه و حلال اندر حلاله , مٽل سرود …..

    ———————————

    خدا بيامرز سواد خوندن و نوشتن نداشت اما يه عمر به ريش خيلى ها خنديد و خوشحال از دنيا رفت

     
  17. سلام برهمه ناظران وجناب ناصري برادراهل سنت مان

    قابل توجه جناب ناصري
    درمورداهل بيت پيامبر-ص- ومقصودازآيه تطهير درگفتارمفسران ومحدثان علماي اهل سنت ازكتاب تفسير الكشف والبيان مشهور به تفسير ثعلبي ،ج 8،صص 36-44 مطالبي ارائه مي گردد: لازم به ذكر است كه توضيح مختصر ازسوي اينجانب درميان اين علامت { }قراردارد.

    في قول اللّه تعالى: إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْت‏.33/33

    (أقوال المفسّرين و العلماء باختصاصها بأصحاب الكساء) قال أبو بكر النقّاش في تفسيره: أجمع أكثر أهل التّفسير أنّها نزلت في عليّ و فاطمة و الحسن و الحسين صلوات اللّه عليهم (جواهر العقدين: 198 الباب الأول، و تفسير آية المودّة:
    112).
    و قال سيدي محمّد بن أحمد بنيس في شرح همزيّة البوصيري: (إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً) أكثر المفسّرين أنّها نزلت في عليّ و فاطمة و الحسنين رضي اللّه عنهم (لوامع أنوار الكوكب الدرّي: 2/ 86).
    و قال العلّامة سيدي محمّد جسوس في شرح الشمائل: «… ثمّ جاء الحسن بن عليّ فأدخله، ثمّ جاء الحسين فدخل معهم، ثمّ جاءت فاطمة فأدخلها، ثمّ جاء عليّ فأدخله ثمّ قال:
    (إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً)» و في ذلك إشارة إلى أنّهم المراد بأهل البيت في الآية» (شرح الشمائل المحمدية: 1/ 107 ذيل باب ما جاء في لباس رسول اللّه).
    و قال السمهودي: و قالت فرقة، منهم الكلبيّ: هم عليّ و فاطمة و الحسن و الحسين خاصّة، للأحاديث المتقدمة (جواهر العقدين: 198 الباب الأول).
    و قال الطّحاوي في مشكل الآثار بعد ذكر أحاديث الكساء: فدلّ ما روينا في هذه الآثار ممّا كان من رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم إلى أمّ سلمة ممّا ذكرنا فيها، لم يرد أنّها كانت‏
    الكشف و البيان عن تفسير القرآن، ج‏8، ص: 37
    __________________________________________________
    ممّا أريد به ممّا في الآية المتلوّة في هذا الباب، و أنّ المراد بما فيها هم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و عليّ و فاطمة و الحسن و الحسين دون ما سواهم (مشكل الآثار: 1/ 230 ح 782 باب 106 ما روي عن النبيّ في الآية).
    و قال بعد ذكر أحاديث تلاوة النبيّ صلّى اللّه عليه و سلم الآية على باب فاطمة: في هذا أيضا دليل على أنّ هذه فيهم (مشكل الآثار: 1/ 231 ح 785 باب 106 ما روي عن النبيّ في الآية).
    و قال الفخر الرازي: و أنا أقول: آل محمّد صلّى اللّه عليه و سلم هم الذين يؤول أمرهم إليه، فكلّ من كان أمرهم إليه أشدّ و أكمل كانوا هم الآل، و لا شكّ أنّ فاطمة و عليّا و الحسن و الحسين كان التعلّق بينهم و بين رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم أشدّ التعلّقات، و هذا كالمعلوم بالنّقل المتواتر فوجب أن يكونوا هم الآل.
    أيضا اختلف النّاس في الآل، فقيل: هم الأقارب، و قيل: هم امّته، فإن حملناه على القرابة فهم الآل، و إن حملناه على الأمّة الذين قبلوا دعوته فهم أيضا آل فثبت أنّ على جميع التقديرات هم الآل، و أمّا غيرهم فهل يدخلون تحت لفظ الآل؟
    فمختلف فيه، و روى صاحب الكشاف أنّه لمّا نزلت هذه الآية [المودّة] قيل: يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم من قرابتك هؤلاء الذين وجبت علينا مودّتهم؟
    فقال صلّى اللّه عليه و سلم: «عليّ و فاطمة و ابناهما»، فثبت أنّ هؤلاء الأربعة أقارب النبيّ صلّى اللّه عليه و سلم و إذا ثبت هذا وجب أن يكونوا مخصوصين بمزيد التّعظيم و يدلّ عليه وجوه ..) إلخ (تفسير الفخر الرازي: 27/ 166 مورد آية المودّة (23) من سورة الشورى).
    و قال في موضع آخر: و اختلفت الأقوال في أهل البيت، و الأولى أن يقال: هم أولاده و أزواجه و الحسن و الحسين منهم و عليّ منهم لأنّه كان من أهل بيته بسبب معاشرته بنت النبيّ و ملازمته للنبيّ صلّى اللّه عليه و سلم (تفسير الفخر الرازي: 25/ 209).
    و قال أبو بكر الحضرمي في رشفة الصادي: (و الذي قال به الجماهير من العلماء، و قطع به أكابر الأئمّة، و قامت به البراهين و تظافرت به الأدلّة أنّ أهل البيت المرادين في الآية هم سيّدنا عليّ و فاطمة و ابناهما … و ما كان تخصيصهم بذلك منه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم إلّا عن أمر إلهيّ و وحي سماويّ … و الأحاديث في هذا الباب كثيرة، و بما أوردته منها يعلم قطعا أنّ المراد بأهل البيت في الآية هم عليّ و فاطمة و ابناهما رضوان اللّه عليهم، و لا التفات إلى ما ذكره صاحب روح البيان من أنّ تخصيص الخمسة المذكورين عليهم السلام بكونهم أهل البيت من أقوال الشيعة، لأنّ ذلك محض تهوّر يقتضي بالعجب، و بما سبق من الأحاديث و ما في كتب أهل السنّة السنيّة يسفر الصبح لذي عينين. إلى أن يقول. و قد أجمعت الأمّة على ذلك فلا حاجة
    الكشف و البيان عن تفسير القرآن، ج‏8، ص: 38
    __________________________________________________
    لإطالة الاستدلال له) (رشفة الصادي من بحر فضائل بني النبيّ الهادي: 13. 14. 16 ط. مصر و 23 و 40 ط. بيروت. الباب الأول. ذكر تفضيلهم بما أنزل اللّه في حقّهم من الآيات).
    {واين نظر ابن حجراست كه ازمتعصبين علماي اهل سنت است:}
    و قال ابن حجر: إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً [الأحزاب: 33] أكثر المفسّرين على أنها نزلت في عليّ و فاطمة و الحسن و الحسين (الصواعق المحرقة: 143 ط. مصر، وط. بيروت: 220 الباب الحادي عشر، في الآيات الواردة فيهم، الآية الاولى).
    و قال في موضع آخر بعد تصحيح الصلاة على الآل: .. فالمراد بأهل البيت فيها و في كلّ ما جاء في فضلهم أو فضل الآل أو ذوي القربى جميع آله صلّى اللّه عليه و سلم و هم مؤمنو بني هاشم و المطّلب، و به يعلم أنّه صلّى اللّه عليه و سلم قال ذلك كلّه (مراده الروايات التي حذفت الآل كما في الصحيحين، و الروايات التي أثبتت الآل) فحفظ بعض الرواة ما لم يحفظه الآخر، ثمّ عطف الأزواج و الذرّيّة على الآل في كثير من الروايات يقتضي أنّهما ليسا من الآل، و هو واضح في الأزواج بناء على الأصحّ في الآل أنّهم مؤمنو بني هاشم و المطّلب، و أمّا الذرّيّة فمن الآل على سائر الأقوال، فذكرهم بعد الآل للإشارة إلى عظيم شرفهم (الصواعق المحرقة:
    146 ط. مصر و 224. 225 ط. بيروت، باب 11، الآيات النازلة فيهم. الآية الثانية).
    و قال النووي في شرح صحيح مسلم: و أمّا قوله في الرواية الاخرى: «نساؤه من أهل البيت و لكن أهل بيته من حرم الصدقة».
    قال: و في الرواية الاخرى: «فقلنا: من أهل بيته؟ نساؤه؟ قال: لا».
    فهاتان الروايتان ظاهر هما التناقض، و المعروف في معظم الروايات في غير مسلم أنّه قال:
    «نساؤه لسن من أهل بيته»، فتتأول الرواية الاولى على أنّ المراد أنهنّ من أهل بيته الذين يسكنونه و يعولهم … و لا يدخلن فيمن حرم الصدقة (صحيح مسلم بشرح النووي: 15/ 175 ح 6175 كتاب الفضائل. فضائل عليّ).
    و قال السمهودي: و حكى النووي في شرح المهذّب وجها آخر لأصحابنا: أنّهم عترته الذين ينسبون إليه صلّى اللّه عليه و سلم قال: و هم أولاد فاطمة و نسلهم أبدا، حكاه الأزهري و آخرون عنه. انتهى.
    و حكاه بعضهم بزيادة أدخل الأزواج (جواهر العقدين: 211 الباب الأول، و بهامشه:
    شرح المهذب: 3/ 448).
    و قال الإمام مجد الدين الفيروزآبادي: المسألة العاشرة: هل يدخل في مثل هذا الخطاب (الصلاة على النبيّ) النّساء؟ ذهب جمهور الأصوليين أنّهنّ لا يدخلن، و نصّ عليه‏
    الكشف و البيان عن تفسير القرآن، ج‏8، ص: 39
    __________________________________________________
    الشافعي، و انتقد عليه، و خطى‏ء المنتقد (الصلات و البشر في الصلاة على خير البشر: 32 الباب الأول).
    و قال الملّا عليّ القاري: الأصحّ أنّ فضل أبنائهم على ترتيب فضل آبائهم إلّا أولاد فاطمة رضي اللّه تعالى عنها فإنّهم يفضّلون على أولاد أبي بكر و عمر و عثمان لقربهم من رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم فهم العترة الطاهرة و الذرّيّة الطيّبة الذين أذهب اللّه عنهم الرّجس و طهّرهم تطهيرا (شرح كتاب الفقه الأكبر لأبي حنيفة: 210 مسألة في تفضيل أولاد الصحابة).
    و قال السمهودي بعد ذكر الأحاديث في إقامة النبيّ آله مقام نفسه و ذكر آية المباهلة و أنّها فيهم: و هؤلاء هم أهل الكساء، فهم المراد من الآيتين (المباهلة و التطهير) (جواهر العقدين:
    204 الباب الأول).
    و قال الحمزاوي: و استدلّ القائل على عدم العموم بما روي من طرق صحيحة: «أنّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم جاء و معه عليّ و فاطمة و الحسن و الحسين ..» و ذكر أحاديث الكساء، إلى أن قال: و يحتمل أنّ التّخصيص بالكساء لهؤلاء الأربع لأمر إلهيّ يدلّ له حديث أمّ سلمة، قالت: «فرفعت الكساء لأدخل معهم، فجذبه من يدي» (مشارق الأنوار للحمزاوي:
    113 الفصل الخامس من الباب الثالث. فضل أهل البيت).
    و قال القسطلاني: ان الراجح أنّهم من حرمت عليهم الصدقة، كما نص عليه الشافعي و اختاره الجمهور و يؤيده قوله صلّى اللّه عليه و سلّم للحسن بن عليّ: إنّا آل محمّد لا تحل لنا الصدقة، و قيل المراد بآل محمّد أزواجه و ذرّيّته.
    ثمّ ذكر بعد ذلك كلام ابن عطيّة فقال: الجمهور على أنّهم عليّ و فاطمة و الحسن و الحسين و حجتهم (عَنْكُمُ و يُطَهِّرَكُمْ) بالميم (المواهب اللدنية: 2/ 517. 529 الفصل الثاني من المقصد السابع).
    و قال أبو منصور ابن عساكر الشافعي: بعد ذكر قول أمّ سلمة: «و أهل البيت رسول اللّه و عليّ و فاطمة و الحسن و الحسين» هذا حديث صحيح … و الآية نزلت خاصّة في هؤلاء المذكورين (كتاب الأربعين في مناقب أمّهات المؤمنين: 106 ح 36 ذكر ما ورد في فضلهنّ جميعا).
    و قال ابن بلبان (المتوفى 739 ه) في ترتيب صحيح ابن حبّان: ذكر الخبر المصرّح بأنّ هؤلاء الأربع الذين تقدّم ذكرنا لهم هم أهل بيت المصطفى صلّى اللّه عليه و سلم، ثمّ ذكر حديث نزول الآية فيهم عن واثلة (الإحسان بترتيب صحيح ابن حبّان: 9/ 61 ح 6937 كتاب المناقب، و يأتي الحديث بتمامه).
    الكشف و البيان عن تفسير القرآن، ج‏8، ص: 40
    __________________________________________________
    و قال ابن الصبّاغ من فصوله: أهل البيت على ما ذكر المفسّرون في تفسير آية المباهلة، و على ما روي عن أمّ سلمة: هم النبيّ صلّى اللّه عليه و سلم و عليّ و فاطمة و الحسن و الحسين (مقدّمة المؤلف: 22).
    و قال الحاكم النيشابوري بعد حديث الكساء و الصلاة على الآل و أنّه فيهم: إنّما خرّجته ليعلم المستفيد أنّ أهل البيت و الآل جميعا هم (المستدرك: 3/ 148 كتاب المعرفة. ذكر مناقب أهل البيت (عليهم السلام)).
    و قال الحافظ الكنجي: الصحيح أنّ أهل البيت عليّ و فاطمة و الحسنان (كفاية الطالب:
    54 الباب الأول).
    و قال القندوزي في ينابيعه: أكثر المفسّرين على أنّها نزلت في عليّ و فاطمة و الحسن و الحسين لتذكير ضمير عنكم و يطهّركم (ينابيع المودّة: 1/ 294 ط. اسلامبول 1301 ه و 352 ط. النجف، باب 59 الفصل الرابع).
    و قال محبّ الدّين الطبري: باب في بيان أنّ فاطمة و الحسن و الحسين هم أهل البيت المشار إليهم في قوله تعالى: إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً و تجليله صلّى اللّه عليه و سلم إيّاهم بكساء و دعائه لهم (ذخائر العقبى: 21).
    و قال السخاوي في القول البديع في بيان صيغة الصلاة في التشهّد: فالمرجع أنّهم من حرمت عليهم الصدقة، و ذكر أنّه اختيار الجمهور و نصّ الشافعي، و أنّ مذهب أحمد أنّهم أهل البيت، و قيل: المراد أزواجه و ذرّيّته … (عن هامش الصواعق المحرقة لعبد الوهاب عبد اللطيف: 146 ط. مصر 1385 ه).
    و قال القاسمي: و لكن هل أزواجه من أهل بيته؟ على قولين هما روايتان عن أحمد:
    أحدهما أنّهنّ لسن من أهل البيت، و يروى هذا عن زيد بن أرقم (تفسير القاسمي المسمّى محاسن التأويل: 13/ 4854 مورد الآية ط. مصر عيسى الحلبي).
    { سطور فوق درچهارصفحه ازتفسير ثعلبي بااستنادبمنابع تفسيري وحديثي ازعلماي اهل سنت درموردتفسيرآيه تطهير وشأن نزول آن ومقصودازآن بود كه اكثري گواهي دادند كه آيه تطهير أجل مصداقش خودپيامبرو اهلبيت پيامبراست،واهلبيت يعني علي وفاطمه وحسنين –ص-ع-است ، بقول فخررازي دخول درذيل آيه “مودة في القربي” اين پنج تن در آل واهلبيت درآيه تطهير مسلم است ومابقي محتاج دليل است كه مختلف فيه است ،وهكذا تفسيرزمخشري وديگرمفسران علماي اهل سنت درتفسيرآيات مباهله ومودت بقربي وآيه تطهير.
    وسطورذيل :اين هم ذكر حديث ثقلين ازآلوسي مفسربزرگ اهل سنت كه ثقلين ياخليفتين كتاب خدا وعترت واهلبيت پيامبر-ص- است كه ازهم جداشني نيستندتانزدحوض كوثربرپيامبرواردشوند. وجالب اينكه آلوسي گفته است :اقتضاي اين حديث اينستكه زنان پاكيزگان پيامبرداخل درزمره اهلبيت كه يكي ازثقلين است نيستند}:
    و قال الآلوسي: و أنت تعلم أنّ ظاهر ما صحّ من قوله صلّى اللّه عليه و سلم: «إنّي تارك فيكم خليفتين. و في رواية. ثقلين كتاب اللّه حبل ممدود ما بين السماء و الأرض و عترتي أهل بيتي و إنّهما لن يفترقا حتّى يردا عليّ الحوض». يقتضي أنّ النّساء المطهّرات غير داخلات في أهل البيت الذين هم أحد الثّقلين (تفسير روح المعاني: 12/ 24 مورد الآية).
    و قال الشاعر الحسن بن عليّ بن جابر الهبل في ديوانه: آل النّبيّ هم أتباع ملّته من مؤمني رهطه الأدنون في النّسب هذا مقال ابن إدريس الذي روت الأعلام عنه فمل عن منهج الكذب و عندنا أنّهم أبناء فاطمة و هو الصحيح بلا شكّ و لا ريب. (جناية الأكوع: 28) و قال‏
    الكشف و البيان عن تفسير القرآن، ج‏8، ص: 41
    __________________________________________________
    الحافظ البدخشاني: و آل العباء عبارة عن هؤلاء لأنّه صحّ عن عائشة و أمّ سلمة و غيرهما بروايات كثيرة أنّ النبيّ صلّى اللّه عليه و سلم جلّل هؤلاء الأربعة بكساء كان عليه، ثمّ قال: إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً.
    {واين هم اشاره حافظ بدخشاني مفسربزرگ اهل سنت به نقل حديث كساء ازعايشه وام سلمه وديگران باروايات بسيارازپيامبر-ص درتجليل اين چهارتن يعني علي وفاطمه وحسنين-ع- به پوششي درذيل عباي يماني وياخيبري كه بااوبودند وبعدآيه تطهيررا تلاوت كرد.
    وهمچنين توفيق ابوعلم درذيل گفتارش مي آيد گفته است : به نظرمن اهل بيت همان اهل كساء است :علي وفاطمه وحسن وحسين وفرزندان زهراء وابي الحسنين رضي الله عنهم اجمعين است. ودرموضع ديگردرردبرعبدالعزيزبخاري گفته است: مقصودازآيه تطهير اهل بيت كه همان عترت طاهره نبي است نه زنهاي پيامبر. ودرآخربه تمسك اكابرمفسران به روايت ابي سعيدخدري ازپيامبر –ص-:اين آيه تطهير درموردمن وعلي وحسن وحسين وفاطمه نازل شده است. وهمچنين به استنادشوكاني اشاره دارد بهمين مضمون صريح}:
    و قال توفيق أبو علم: فالرأي عندي أنّ أهل البيت هم أهل الكساء: عليّ و فاطمة و الحسن و الحسين و من خرج من سلالة الزهراء و أبي الحسنين رضي اللّه عنهم أجمعين (أهل البيت: 92 ذيل الباب الأول، و: 8. المقدّمة).
    و قال في موضع الردّ على عبد العزيز البخاري: أمّا قوله: إنّ آية التطهير المقصود منها الأزواج، فقد أوضحنا بما لا مزيد عليه أنّ المقصود من أهل البيت هم العترة الطاهرة لا الأزواج (أهل البيت: 35 الباب الأول).
    و قال: و أمّا ما يتمسك به الفريق الأعم و الأكبر من المفسّرين فيتجلى فيما روي عن أبي سعيد الخدريّ قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم: «نزلت هذه الآية في خمسة فيّ و في عليّ و حسن و حسين و فاطمة» (أهل البيت: 13. الباب الأول).
    و قال الشوكاني في إرشاد الفحول في الردّ على من قال أنّها مختصة بالنّساء: و يجاب عن هذا بأنّه قد ورد بالدليل الصحيح أنّها نزلت في عليّ و فاطمة و الحسنين (إرشاد الفحول إلى تحقيق الحق في علم الأصول: 83 البحث الثامن من المقصد الثالث، و أهل البيت لتوفيق أبو علم: 36. الباب الأول).
    {واين هم تصريحات احمدبن محمدالشامي است كه گفته است :اجماع امهات كتب اهل السنه وجميع كتب شيعه براينستكه مقصودازاهل البيت درآيه تطهيرپيامبروعلي وفاطمه وحسنين –ع-است ؛واين تفسيرخودپيامبراست -كه آيات براونازل شده است-كه برنفس خويش واين چهارتن تفسيركرده است .وهرگفتارمخالف قول پيامبر بايدبرديواركوبيده شود زيراتفسيررسول اولي ازتفسيرديگران است زيراكه هيچكس آشناتر ازاو بمقصود پروردگارش نيست. وهمچنين است گفتارتفسيري شيخ شبلنجي درنورالابصاركه آيه تطهيررا باعنايت به آيه مباهله تفسيركرده به پنج تن آل عبا. وبهمين بيان است گفتار شيخ السندي درذيل}:
    و قال أحمد بن محمّد الشامي: و قد أجمعت امّهات كتب السنّة و جميع كتب الشيعة على أنّ المراد بأهل البيت في آية التطهير النبيّ صلّى اللّه عليه و سلم و عليّ و فاطمة و الحسن و الحسين لأنّهم الذين فسرّ بهم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم المراد بأهل البيت في الآية، و كلّ قول يخالف قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم من بعيد أو قريب مضروب به عرض الحائط، و تفسير الرسول صلّى اللّه عليه و سلم أولى من تفسير غيره إذ لا أحد أعرف منه بمراد ربّه (جناية الأكوع: 125 الفصل السادس).
    و قال الشيخ الشبلنجي: هذا و يشهد للقول بأنّهم عليّ و فاطمة و الحسن و الحسين ما وقع منه صلّى اللّه عليه و سلم حين أراد المباهلة، هو و وفد نجران كما ذكره المفسّرون (نور الأبصار:
    122 ط. الهند و 223 ط. قم، الباب الثاني. مناقب الحسن و الحسين).
    و قال الشيخ السندي في كتابه (دراسات اللبيب في الأسوة الحسنة بالحبيب): و هذا التحقيق في تفسير (أهل البيت) يعيّن المراد منهم في آية التطهير مع نصوص كثيرة من الأحاديث الصحاح المنادية على أنّ المراد منهم الخمسة الطاهرة رضوان اللّه تعالى عليهم أجمعين و لنا وريقات في تحقيق ذلك مجلّد في دفترنا يجب على طالب الحقّ الرجوع إليه (عنه‏
    الكشف و البيان عن تفسير القرآن، ج‏8، ص: 42
    و قال آخرون: عنى به رسول اللّه صلّى اللّه عليه عليا و فاطمة و الحسن و الحسين رضي اللّه عنهم.
    و أخبرني عقيل بن محمّد الجرجاني عن المعافى بن زكريا البغدادي، عن محمّد بن جرير، حدّثني بن المثنى عن بكر بن يحيى بن ريان الغبري، عن مسدل، عن الأعمش، عن عطية، عن أبي سعيد الخدري قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم: «نزلت هذه الآية فيّ و في علي و حسن و حسين و فاطمة إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» [12] «1».{ واين سطورفوق نيز حديث ابي سعيدخدري ازپيامبر كه آيه تطهير درشأن ماپنج تن –من وعلي حسنين وفاطمه- نازل شده است. ودرسطورذيل هم حديث ازأم سلمه تصريح بحديث كساء وجمع شدن پنج تن درذيل عباي يماني ونزول آيه تطهيردرشأن اين پنج تن آل عبا است كه پيامبر براهل بيتش دعاكرده است ؛وام سلمه گفت من سرم راداخل حجره پيامبركردم وپرسيدم آيامن هم باشماهستم يارسول الله ؟ جواب دادند تو برخيرهستي ،يعني داخل درشأن مانيستي}:
    و أخبرنا أبو عبد اللّه بن فنجويه قال: أخبرني أبو بكر بن مالك القطيعي، عن عبد اللّه بن أحمد بن حنبل، عن أبيه، عن أبي عبد اللّه بن نمير، عن عبد الملك يعني ابن أبي سليمان، عن عطاء بن أبي رباح، حدّثني من سمع أمّ سلمة تذكر أنّ النبيّ صلّى اللّه عليه و سلم كان في بيتها فأتته فاطمة ببرمة فيها حريرة فدخلت بها عليه، فقال لها: ادعي زوجك و ابنيك، قالت: فجاء علي و حسن و حسين فدخلوا عليه فجلسوا يأكلون من تلك الحريرة و هو على منامة له على دكان تحته كساء خيبري، قالت: و أنا في الحجرة أصلّي فأنزل اللّه تعالى هذه الآية: إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً.
    قالت: فأخذ فضل الكساء فغشّاهم به ثمّ أخرج يده فألوى بها إلى السماء ثمّ قال: اللّهمّ هؤلاء أهل بيتي و حامتي فأذهب عنهم الرجس و طهّرهم تطهيرا. قالت: فأدخلت رأسي البيت فقلت: و أنا معكم يا رسول اللّه؟ قال: إنّك إلى خير، إنّك إلى خير.
    و أخبرني الحسين بن محمد بن عبد اللّه الثقفي، عن عمر بن الخطّاب، عن عبد اللّه بن الفضل، عن الحسن بن علي، عن يزيد بن هارون، عن العوّام بن حوشب، حدّثني ابن عمّ لي‏
    __________________________________________________
    عبقات الأنوار: 1/ 350 ط. قم، و 911 ط. أصبهان. قسم حديث الثّقلين).
    و قال الرفاعي: و قيل عليّ و فاطمة و ابناهما، و هو المعتمد الذي عليه جمهور العلماء (المشرع الروي: 1/ 17).
    واين هم نظردكترعباس عقاد معاصر درمورداهلبيت پيامبربااستنادبمنابع ذيل مقصوداز اهلبيت را درآيه تطهير علي وفاطمه وحسنين-ع-دانسته است.}:
    و قال الدكتور عبّاس العقاد: و اختلف المفسرون فيمن هم أهل البيت:
    أمّا الفخر الرازي في تفسيره (6/ 783)، و الزمخشري في كشافه، و القرطبي في تفسيره، و فتح القدير للشوكاني، و الطبري في تفسيره، و السيوطي في الدر المنثور (5/ 169)، و ابن حجر العسقلاني في الإصابة (4/ 407)، و الحاكم في المستدرك، و الذّهبي في تلخيصه (3/ 146)، و الإمام أحمد في الجزء الثالث صفحة: 259 فقد قالوا جميعا: إنّ أهل البيت هم عليّ و السيدة فاطمة الزهراء و الحسن و الحسين رضي اللّه عنهم. و أخذ بذكر الأدلة. (فاطمة الزهراء للعقاد: 70 ط. مصر دار المعارف الطبعة الثالثة.). […..]

    (1) مجمع الزوائد: 9/ 167.

    الكشف و البيان عن تفسير القرآن، ج‏8، ص: 43
    من بني الحرث بن تيم اللّه يقال له: (مجمع)، قال: دخلت مع أمّي على عائشة، فسألتها امّي، فقالت: أ رأيت خروجك يوم الجمل؟ قالت: إنه كان قدرا من اللّه سبحانه، فسألتها عن علي، فقالت: تسأليني عن أحبّ النّاس كان إلى رسول اللّه صلّى اللّه عليه، و زوج أحبّ الناس كان إلى رسول اللّه، لقد رأيت عليّا و فاطمة و حسنا و حسينا جمع رسول اللّه صلّى اللّه عليه بثوب عليهم ثمّ قال: اللّهم هؤلاء أهل بيتي و حامّتي فأذهب عنهم الرجس و طهّرهم تطهيرا.
    قالت: فقلت: يا رسول اللّه أنا من أهلك؟ قال: تنحّي فإنّك إلى خير.
    {سطورفوق اشاره بحديث كساء وآيه تطهير ودعاي پيامبر براهل بيتش به روايت عايشه دخترابوبكرهمانندروايت ام سلمه است.
    وسطورذيل حديث ازجعفرطياردر ارتباط حديث كساء ومقصودازشأن نزول آيه تطهيراست كه آن پنج تن درزيرعبابودند وبه آل عبا مشهورندوجالب اينكه دراين حديث دعاكننده زينب دخترفاطمه –ع- است كه گفت يارسول الله آيااجازه هست من هم داخل عبا بشوم ؟ پيامبرجواب داد نه تودرجاي خودباش تودرخير هستي}:
    و أخبرني الحسين بن محمّد عن أبي حبيش المقرئ قال: أخبرني أبو القاسم المقرئ قال:
    أخبرني أبو زرعة، حدّثني عبد الرحمن بن عبد الملك بن شيبة، أخبرني ابن أبي فديك حدّثني ابن أبي مليكة عن إسماعيل بن عبد اللّه بن جعفر الطيّار عن أبيه، قال: لمّا نظر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم إلى الرحمة هابطة من السماء قال: من يدعو؟ مرّتين، فقال زينب «1»: أنا يا رسول اللّه، فقال:
    أدعي لي عليّا و فاطمة و الحسن و الحسين. قال: فجعل حسنا عن يمناه و حسينا عن يسراه و عليّا و فاطمة وجاهه ثمّ غشاهم كساء خيبريّا. ثمّ قال: اللّهم لكلّ نبيّ أهل، و هؤلاء أهلي، فأنزل اللّه عزّ و جلّ: إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ الآية.
    فقالت زينب: يا رسول اللّه ألا أدخل معكم؟ فقال رسول اللّه صلّى اللّه عليه: «مكانك فإنّك إلى خير إن شاء اللّه» [13] «2».
    {بازهم درخبرهاي ذيل اشاره به حديث كساءو اهلبيت ونزول آيه تطهير درشأن آنان است}:
    و أخبرني الحسين بن محمد عن عمر بن الخطّاب عن عبد اللّه بن الفضل قال: أخبرني أبو بكر بن أبي شيبة عن محمّد بن مصعب عن الأوزاعي، عن عبد اللّه بن أبي عمّار قال: دخلت على وائلة بن الأسقع و عنده قوم فذكروا عليّا فشتموه فشتمته، فلمّا قاموا قال لي: أ شتمت هذا الرجل؟ قلت: قد رأيت القوم قد شتموه فشتمته معهم.
    فقال: ألا أخبرك ما سمعت من رسول اللّه صلّى اللّه عليه؟ قلت: بلى، قال: أتيت فاطمة أسألها عن علي فقالت: توجّه إلى رسول اللّه صلّى اللّه عليه فجلست فجاء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم و معه علي و الحسن و الحسين كلّ واحد منهما آخذ بيده حتى دخل، فأدنى عليا و فاطمة فأجلسهما بين يديه و أجلس حسنا و حسينا كلّ واحد منهما على فخذه، ثمّ لفّ عليهم ثوبه أو قال كساءه، ثمّ تلا هذه الآية: إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً ثمّ قال:
    اللّهمّ هؤلاء أهل بيتي و أهل بيتي أحقّ.
    __________________________________________________
    (1) كما هو ملاحظ أن القائلة تارة أم سلمة و أخرى زينب و في بعض الروايات عائشة و قد فسّر ذلك العلماء- منهم ابن حجر و السمهوري- أن الآية نزلة عدة مرات في بيت فاطمة و أمّ سلمة و زينب و عائشة، و قد فصلت ذلك مع ما يتعلق بالآية في كتاب طهارة آل محمد صلّى اللّه عليه و سلم.
    (2) مسند أحمد: 6/ 304، سنن الترمذي: 5/ 361.
    الكشف و البيان عن تفسير القرآن، ج‏8، ص: 44
    و قيل: هم بنو هاشم.
    أخبرني ابن فنجويه عن ابن حبيش المقرئ عن محمّد بن عمران قال: حدّثنا أبو كريب قال: أخبرني وكيع عن أبيه عن سعيد بن مسروق عن يزيد بن حيان عن زيد بن أرقم قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم: أنشدكم اللّه في أهل بيتي مرّتين، قلنا لزيد بن أرقم و من أهل بيته؟ قال: الذين يحرمون الصدقة آل علي و آل عبّاس و آل عقيل و آل جعفر.
    و أخبرني أبو عبد اللّه، قال: أخبرني أبو سعيد أحمد بن علي بن عمر بن حبيش الرازي عن أحمد بن عبد الرحمن الشبلي أبو عبد الرحمن قال: أخبرني أبو كريب عن معاوية بن هشام عن يونس بن أبي إسحاق عن نفيع أبي داود عن أبي الحمراء قال: أقمت بالمدينة تسعة أشهر كيوم واحد، و كان رسول اللّه صلّى اللّه عليه يجي‏ء كلّ غداة فيقوم على باب علي و فاطمة فيقول الصلاة إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً.
    و أخبرني أبو عبد اللّه، حدّثني عبد اللّه بن يوسف بن أحمد بن مالك، عن محمّد بن إبراهيم ابن زياد الرازي، عن الحرث بن عبد اللّه الخازن، عن قيس بن الربيع، عن الأعمش، عن عباية ابن الربعي، عن ابن عبّاس قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم: «قسّم اللّه الخلق قسمين فجعلني في خيرهما قسما، فذلك قوله عزّ و جلّ: وَ أَصْحابُ الْيَمِينِ ما أَصْحابُ الْيَمِينِ «1» فأنا خير أصحاب اليمين».
    ثمّ جعل القسمين أثلاثا فجعلني في خيرها ثلثا، فذلك قوله: فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ. وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ. وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ «2» فأنا من السابقين [و أنا من خير السابقين‏] ثمّ جعل الأثلاث قبائل فجعلني في خيرها قبيلة فذلك قوله:
    وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ «3» الآية، و أنا أتقى ولد آدم و أكرمهم على اللّه و لا فخر.
    ثمّ جعل القبائل بيوتا فجعلني في خيرها بيتا فذلك قوله: إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً [14] «4».
    __________________________________________________
    (1)- سورة الواقعة: 27.
    (2)- مجمع الزوائد: 8/ 215، كنز العمال: 2/ 44، الدر المنثور: 5/ 199.
    (3) سورة الواقعة: 7- 10.
    (4) سورة الحجرات: 13.
    ——————————————
    والسلام علي من اتبع الهدي
    مصلح

     
    • پارسی بنویس.

       
    • والله من متوجه نشدم این یک سایت خاص اطلاع رسانی و تبادل نظر در باره وضعیت وخیم و بحرانی این کشور و ملت فلک زده است یا درس حوزه علمیه ؟ آخر برادر جان این مثنوی هفتاد من را که پشت سر هم قطار کرده ای به چه درد دنیا و آخرت ما میخورد؟ تعچبم از حضرت نوریزاد این است که چرا این مطالب مطلول و بی خاصیت را در بخش کامنت ها جای می دهد.

      ———–

      رضای گرامی، برای این دوستان نوشتم:

      از دوستان دو سوی این بحث خواهشمندم به این جدلی که پایانی بر آن نیست خاتمه دهند. ما برای با هم بودن بهانه ی بیشتری داریم تا دوری و نفرت و دشمنی.
      سپاس که درخواست مرا اجابت می فرمایید.
      سپاس

      .

       
      • سلام برنوري زاد وآقارضا وناشناس گراميون

        جناب نوري زادمن حقيركه اين بحث را شروع نكرده بودم بلكه جناب ناصري بودكه درپست قبلي بامقاله مطول شيعيان را غيرمسلمان معرفي كرده بود.
        چراشما منتشركرديد؟
        حالا نبايدبه اوجواب مستدل ازميان كتب تفسيري وحديثي خودشان داد؟هرچندخودمن هم ازاين بحث هامتنفرم.

        واماجناب ناشناس حالت نمازخواندن پيامبر -ص- هيچگونه ابهامي نداشته وندارد وابهام آفريني وتحريف وبدعت دردين ازآنجا شروع شد كه وصي پيامبررا كه خداتعيين كرده بود باتوطئه اصحاب سقيفه بكنار گذاشتند وبه اعتراف خودشان كه اين وصي اعلم وأفضل صحابه بودديگران رابراوترجيح دادند وابهام هائي وبدعتهائي دردين آفريدند.

        ومادرهمه اموردين ازجمله نحوه نمازخواندن ووقت آن به وصي پيامبر-ص-واوصياي وصي -ع-اقتداكرده ايم وآموخته ايم نسل اندرنسل؛ووصي پيامبر يعني علي بن ابي طالب-ع- بهترازديگرصحابه مي دانست كه پيامبرچگونه نماز مي خوانده است.
        واما جناب آشنا ماخودمان عبابدوشيم مي شود درعبا جاباشدبراي پنج نفر زيراحسنين دربغل وروي زانوي پيامبروعلي وفاطمه هم روبروي اوقرارگرفته باشند امكانش متصوراست. وبراي فاطمه زهرا-س-هم جاشدوپيامبرمانعش نشده بود. باكمال احترام
        مصلح

        ——————

        مصلح گرامی
        گفتاگفتی انجام شد و من پیشنهاد کردم از ادامه اش پرهیز کنیم. که این بحث ها هیچگاه بجایی نرسیده و نمی رسند.
        سپاس

        .

         
    • آقا مصلح میشه بفرمایید طول و عرض این عبا چقدر بوده که پنج نفر زیر آن جا گرفته اند و جا برای فاطمه هم بوده و رسول خدا مانع شدند ؟

       
    • جناب مصلح
      سوالی دارم

      پیامبر ۲۳ سال و خلفای راشدین دهها سال جلوی مردم هر روز ۱۷ رکعت نماز خوندن و هر سال روزه گرفتن، با این حال امروز مشخص نیست که پیامبر موقع نماز، دستهاش رو مثل اهل سنت روی هم میذاشت یا مثل شیعه در طرفین نگه میداشت، و مشخص نیست که پیامبر مثل اهل تسنن از طلوع آفتاب روزه میگرفت یا مثل شیعه از اذان صبح.
      بنابراین، چطور میشه به چیزی مثل حدیث استناد کرد وقتی واجباتی مثل نماز و روزه که دهها سال تکرار شدن در ابهام هستن؟

       
  18. فرمایش رهبر در مورد احساس شرم کردن جمله دقیق و درستی نیست و او دانسته و یا ندانسته حرف نامفهومی را بیان کرده است. آیا ایشان در مورد وضعیت بیکاری اسفبار جوانان باید احساس “کناه” بکند یا احساس “شرم”؟
    شرم حالتی است که انسان در رابطه با خود دچار آن میشود و نوعی عذاب وجدان در رابطه با یک رفتار ویا گفتار ناپسند عامل آن است.
    آما در رابطه با جوانان بیکار کشور چون موضوع در مورد بلائی است که بر سر دیگری آمده است ، اینجا احساس شرم معنا ندارد بلکه احساس گناه موضوعیت پیدا میکند. یعنی آقای خامنه ای نباید در مغلطه زبانی گرفتار شود و اصل موضوع را به فراموشی بسپارد. اصل موضوع این است که در مقابل پدیده شوم بیکاری که خود ایشان به وجود آن اعتراف دارد ،باید ایشان بخاطر نازل کردن این بلا بر سر ایران که نتیجه اعمال و رفتار مستقیم ایشان است “احساس گناه” بکند.
    برای جبران گناه راه توبه باز است. اولین قدم استعفای مسئولانه از رهبری میباشد و معذرت خواهی از چوانان فلک زده این مملکت است. اگر این دو قدم را ایشان بردارد قطعا مردم راه خود را پیدا میکنند.

     
    • انيشتن ميگويد باان فكري كه مشكلي به وجودٱوردي باهمان فكرنميتواني مشكل راحل كني!/نقل به مضمون/اقايان با38 سال اختيارتام اين مصيبت هارا به وجوداورده اند وباهمان طرزتفكر ميخواهند ان راحل كنند اين رادرافاضات همه شان ميتوان ديد.ابتدا بايددرباره عملكردخودتوبه كنندوكاررابه دلسوزان (كه تقريبا منقرض شده اند) بسپارند به نظرميرسدبعدازده هاسال تلاش مستمربتوان به صفررسيد!

       
  19. آقای سیامک ، پرس و جوی وقیحانه و بی شرمانه شما در مورد زندگی خانوادگی آقای نوریزاد ، نشان میدهد که شما از کدام طایفه و تبارید و سر در آخور کدام فرهنگ و ادب و تربیت دارید .. که هستید و کجائی هستید شما ها ؟؟؟؟
    مزدور قلم بدست سپاه ، بسیج ، نهی از منکر ، بازجو ، قاضی احکام ظلم ، نانخور ذلیل نظام ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

     
  20. با سلام و درودهاي گرم و پرمهر
    ادامه اعتصاب غذاي جعفرعظيم زاده و امتناع از رفتن به بهداري زندان
    اكرم رحيم پور، همسر جعفر عظيم زاده، در گفتگو با راديو ندا ضمن ابراز نگراني شديد از وضعيت جسمي عظيم زاده، خبر داد وي تصميم گرفته است در اعتراض به عدم رسيدگي به خواسته برحقش از رفتن به بهداري زندان و يا اعزام به بيمارستان خودداري خواهد كرد.
    جان او در خطر است مثل محمد صديق كبودوند!

    http://radio-neda.blogspot.com/2016/06/blog-post.html

     
  21. با سلام ، دانش آموزان غیر مسلمان مالزی برای احترام به عقاید مسلمانان در ماه رمضان مجبورند که در توالت غذا بخورند ، رئیس یک دبستان مالزیائی دستور داده است تا کودکان غیر مسلمان در ماه رمضان در توالت غذا بخورند ( همراه با فیلم و عکس ) . به عنوان یک انسان این خبر در شما چه واکنشی را ایجاد می کند ؟؟؟

     
    • اسلام همینه دیگه. تحقیر دیگران.

       
    • جناب امیر مسلمان هرجا قدرت گرفته جز پراکندن ترس و نفرت و تبعیض و خرافات و بد شگونی کاری نکرده.اینهم بخاطر ایدیولوژی اسلامی است.اصولا هیچ فرقی هم بین فرق مسلمان چه شیعه و چه سنی نیست.

       
  22. این ناله هشصد سال پیش ایرونی ا جور و ستم آخوندجماعت بوده. چه شد که ما ملت بعد ا اونهمه سال و دونستن ماهیت آخوند خر بارکشش شدیم . خدا نبخشدمون که به نیاکانو میهن خیانت کردیم.

    واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند

    چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند

    مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس

    توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند

    گوییا باور نمی‌دارند روز داوری

    کاین همه قلب و دغل در کار داور می‌کنند

    یا رب این نودولتان را با خر خودشان نشان

    کاین همه ناز از غلام ترک و استر می‌کنند

    ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان

    می‌دهند آبی که دل‌ها را توانگر می‌کنند

    حسن بی‌پایان او چندان که عاشق می‌کشد

    زمره دیگر به عشق از غیب سر بر می‌کنند

    بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی

    کاندر آن جا طینت آدم مخمر می‌کنند

    صبحدم از عرش می‌آمد خروشی عقل گفت

    قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می‌کنند

     
  23. مهدی از تهران

    عرض ادب و احترام
    نگاهی اجمالی به اقتصاد در دوران 37 ساله استبداد و دیکتاتوری نعلین
    سال 1357 تا 1360- رژیم ولایت مطلقه فقیه بهمراه مردم ایران در دو سه سال اول تغییر استبداد چکمه به استبداد دین توسط مردم ایران شعار های ما نقلاب برای نان و آب نکردیم سر می دادند و اقتصاد را مال خر میدانستند و منتظر مجانی شدن اتوبوس و آب برق و آوردن نفت درب منازلشان بودند. و از اقتصاد بر جا مانده از استبداد چکمه ارتزاق میکردند.
    سال 1360 تا 1368-در دوران 8 ساله ریاست جمهوری آقای علی خامنه ای به نخست وزیری اقای میر حسین موسوی (همان دوران طلائی !!!اقای میر حسین موسوی) استبداد نعلین نظام اقتصادی کپونی برپا نمود و به اکثر مردم قطره قطره اقتصاد بخور و نمیر تزریق میکرد و در جنگ بودن کشور هم بهانه ائی خوبی بود. ضمنا در این دوران اقتصاد دولتی بر پا بود و اگر کسی از اقتصاد بخش خصوصی حرف میزند بلافاصله انگ طرفداری از سرمایه داری به او زده میشد.
    سال 1368 تا 1376- در دوران اقای علی اکبر بهرمانی (رفسنجانی) 180 درجه اقتصاد بر عکس شد. هجوم به بخش خصوصی و خصوصی سازی و شعار سردار سازندگی و امیر کبیر ایران خاندن این بنده خدا شد اساس اقتصاد ایران.
    سال 1376 تا1384- در دوران اقای محمد خاتمی بحثی از اقتصاد نمیشد و همان روش دوران علی اکبر بهرمانی (رفسنجانی) منتها بسیار کم رنگ تر ادامه یافت. در این دوران مسائل کشور حول و حوش سیاسی کاری و سیاسی بازی و مسائل مردم سالاری دینی میچرخید.
    سال 1384 تا 1392- در دوران آقای احمدی نژاد نه بحثی از اقتصاد بود و نه بحثی از فرهنک، بلکه بابحث مدیریت جهانی و امام زمانی مردم را سرگرم کرده بودند و در آمدهای حاصل از نفت را به تارج میبردند.
    سال 1392 تا 1395- در این دوران آقای حسن فریدون (روحانی) دوبار بحث اقتصادی به جریان افتاده و استبداد خود را نگران از وضعیت فلاکت بار اقتصاد نشان میدهد و رئیسش آقای علی خامنه ای احساس شرم از بیکاری مردم میکند.
    ملاحضه میگردد که انواع و اقسام روشهای اقتصاد توسط استبداد نعلین تمیرن شده است ولی پس از گذشت 37 سال مملکت در گل سال 1357 گیر کرده است و د لار 7 تومانی به 3500 تومان رسیده و وضعیت ایران از هر لحاظ که فکرش را میتوان کرد روز به روز بدتر و در سیاه چال نکبت فرو میرود.
    یکی از دلایل مهم را با مثالی عرض میکنم. اگر میلیاردها پول به دست یک انسان عاری از خرد و عقل و با فرهنگی متعلق به بیش از 14 قرن پیش داده شود ، آن تن به غیر از نابود کردن آن پول چه میتواند بکند. لذا ابتدا انسان باید عقل و خرد خود را تقویت کند که امروزه به آن میگویند توسعه فرهنگی که متعاقب توسعه فرهنگی توسعه اقتصادی خواهد آمد و دیگر نیازی به سعی و خطا در رسیدن به اقتصاد پویا نمیباشد.
    خوب در ایران ما رژیم ولایت مطلقه 37 سال است که به همراه اکثر ما ملت در زنده نگه داشتن فرهنگ 1400 سال پیش تازیان بادیه نشین با قداست دادن بدان مملکت داری میکند، ایا میشود انتظار بهبود یافتن وضعیت اقتصاد را داشت. همگان پاسخ آن را در طول این 37 سال حکومت استبداد نعلین رویت و با پوست و استخوان لمس کردن وضعیت فلاکت بار فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی گرفته ایم.
    بهبود وضعیت فرهنگی ایران و خارج شدن از فرهنگ امروزی به این زودیها میسر نیست، لذا وضعیت اقتصادی نیز نه تها بهبود نخواهد یافت بلکه با تداوم فرهنگ جهل و خرافات دینی و مذهبی در ایران بدتر هم خواهد شد.
    لذا روشن فکران و نخبگان ایران دلسوز بدون انتظار از اینکه در طول حیاط آنها میسر شود بهتر است به هر نحوی که شده (میدانم بسیار هم مشکل است خود به خواب غفلت زده را بیدار کرد) هم زمان با اعمال قوانین اسلامی توسط استبداد نعلین(که کمک بزرگی در بیدار نمودن و دین گریزی مردم میباشد) مردم را با سیستم سیاسی سکولار و دمکراسی مبتنی بر قوانین زمینی (مانند کشورهای آمریکا، ژاپن، کره جنوبی، انگلیس ، سوئد ، سوئیس ، دانمارک و امثالهم) با حفظ آدب و رسوم ایرانی نه دینی و مذهبی (مانند ژاپن که هم فرهنگ ژاپنی را دارد و هم سیستم سیاسی سکولار و دموکراسی دنیای آزاد را) بعنوان جایگزین پسا استبداد نعلین آشنا کنند.
    هم وطن عزیز انتظار توسعه اقتصادی و اجتماعی و سیاسی بدون در الویت قرار دادن توسعه فرهنگی (به معنای رجوع به و بکار گیری خرد و شعور و عقل انسان و پرهیز از جهل و خرافات ایدولوژیکی چه دینی و مذهبی چه انواع دیگرش) اب در هاونگ کوبیدن و یا شنا در مسیر بر عکس آب با شدت در جریان رودخانه ائی بیش نیست.

    به امید روزی که فرهنگ عقل و خرد جایگزین فرهنگ جهل و خرافات دینی و مذهبی در ایران ما بگردد
    مهدی از تهران

     
  24. ناصری
    6:11 ب.ظ / ژوئن 6, 2016
    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام
    جناب آقایان مزدک و انعامی
    بنده دیگر قصد نداشتم مطلبی در این سایت بنویسم اما با دیدن نظرات شما سروران به این نتیجه رسیدم که حتی اگر به ناحق متهم به دروغ شوم و فله ای زیر نوشته هایم امتیاز خیلی بد بیاید باز هم درست این است که ادامه دهم.برادران و هم وطنان، حرف حق مانند خانه ای است که بر کوه بنا شده و با هر سخن کذبی فرو نمی ریزد حتی اگر کلنگی به دست بگیرید و کوه را بخواهید نابود کنید هم نمیتوانید. اما سخن کذب یا از روی خیالات و آرزو ها مانند خانه ای است که بر روی ریگ ساحل بنا شده و با چند موج دریا در زمین فرو میرود. در نتیجه بیاییم خانه استدلال و استنادمان را بر کوه بنا کنیم تا حرفمان خریداری داشته باشد حتی اگر ارزشش در سالهای آینده مشخص شود.
    جناب آقای مزدک شما فرمودین که در قرآن ترویج کشتار و قتل و غارت شده است! من به شما میگویم که برادر هم وطن آیا می توان فردی که به خانه شما برای جنایت آمده یا دزدی ، با ملایمت ناز و نوازش کرد و از جنایتش تعریف و تمجید کرد؟
    …………………………………………………………………………………………..
    جناب ناصری شما ادعاهای زیادی کرده اید و منم منم زیاد در کامنتهایتان زده اید.ولی همینکه خود را مسلمان می دانید و متعصبانه از آن دفاع می کنید کافیست که ادعاهای شما را کسی جدی نگیرد./////
    //////////////
    ///////////
    ////////////
    ////////////
    …می دانید!باور کنید آدم اگر یک جو خرد داشته باشد و دست از تعصب بردارد چنگیز وهیتلر و استالین …را منصف تر می یابد.
    ………………………………………………………….
    سوره توبه آیه 123

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلِيَجِدُواْ فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ.

    ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را بکشید! تا در شما درشتی و شدت را بیابند. و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است!
    سوره محمد آيه 4

    فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاء حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاء اللَّهُ لَانتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِن لِّيَبْلُوَ بَعْضَكُم بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ.

    چون با کافران روبرو شديد، گردنشان را بزنید. و چون آنها را سخت فرو فکنديد، اسيرشان کنيد و سخت ببنديد. آنگاه يا به منت آزاد کنيد یا به فدیه. تا آنگاه که جنگ به پايان آيد. و اين است حکم خدا. و اگر خدا ميخواست از آنان انتقام ميگرفت، ولی خواست تا شمارا به یکدیگر بیازماید. و آنان که در راه خدا کشته شده اند اعمالشان را باطل نميکند.

    فیلمهای پیاده شدن این دستور قرآن را در بخش جنایات اسلامگرایان مشاهده کنید.

    سوره انفال آیه 39 صفحه 182

    وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه فَإِنِ انتَهَوْاْ فَإِنَّ اللّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ .

    با آنان نبرد کنيد تا ديگر فتنه ای نباشد و دين همه دين خدا گردد پس اگر باز ايستادند ، خدا کردارشان را می بيند.

    سوره احزاب آیه 61 صفحه 427

    مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا.

    اینان لعنت شدگانند. هرجا یافته شوند باید دستگیر گردندو به سختی کشته شوند.

    سوره مائده آیه 33

    إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ.

    سزاى كسانى كه با [دوستداران] خدا و پيامبر او مى‏جنگند و در زمين به فساد مى‏كوشند جز اين نيست كه كشته شوند يا بر دار آويخته گردند يا دست و پايشان در خلاف جهت‏ يكديگر بريده شود يا از آن سرزمين تبعيد گردند اين رسوايى آنان در دنياست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت.

    فیلم پیاده شدن این قانون اسلامی را از اینجا ببینید – قطع کردن دست و پا طبق دستور قرآن

    سوره مائده آیه 38

    وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَيْدِيَهُمَا جَزَاء بِمَا كَسَبَا نَكَالاً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ.

    و مرد و زن دزد را به سزاى آنچه كرده‏اند دستشان را به عنوان كيفرى از جانب خدا ببريد و خداوند توانا و حكيم است.

    فیلم پیاده شدن این قانون اسلامی را از اینجا ببینید. شکنجه، دست قطع کردن در عراق

    سوره التوبه آیه 28 صفحه 192

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلاَ يَقْرَبُواْ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَـذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاء إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ.

    ای کسانی که ایمان آورده اید، مشرکان نجسند و از سال بعد نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند، و اگر از بینوایی میترسید، خدا اگر بخواهد به فضل خوش بی نیازتان خواهد کرد. زیرا خدا دانا و حکیم است.

    سوره التوبه آیه 29 صفحه 192

    قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ.

    کسانی را از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمی آورند و چیزهایی را که خدا و پیامبرش حرام کرده است بر خود حرام نمیکنند و دین حق را نمیپذیرند بکشید، تا آنگاه که به دست خود در عین مذلت جزیه بدهند.

    سوره النساء (زنان) آیه 89 صفحه 93

    وَدُّواْ لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُواْ فَتَكُونُونَ سَوَاء فَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ أَوْلِيَاء حَتَّىَ يُهَاجِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدتَّمُوهُمْ وَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلاَ نَصِيرًا.

    دوست دارند همچنان که خود به راه کفر میروند شما نیز کافر شوید تا برابر گردید. پس با هیچ یک از آنان دوستی مکنید تا آنگاه که در راه خدا مهاجرت کنند. و اگر سر باز زدند در هرجا که آنها را بیابید بگیرید و بکشید و هیچ یک از آنها را به دوستی و یاری برمگزینید.
    سوره الانفال (غنایم جنگی) آیه 12 صفحه 179

    إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلآئِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرَّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ.

    و آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد: من با شمایم. شما مومنان را به پایداری وادارید. من در دلهای کافران بیم خواهم افکند. بر گردنهایشان بزنید و انگشتانشان را قطع کنید.

    سورهُ توبه آیه 5 صفحه 188

    فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ فَخَلُّواْ سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ.

    پس چون ماههاي حرام به سر آمد آنگاه مشركان را هر جا يافتيد به قتل رسانيد. و آنها را دستگير و محاصره كنيد . و هر سو در كمين آنها باشيد. چنانچه توبه كردند و نماز به پاي داشتند و زكات دادند پس از آنها دست بداريد. كه خدا آمرزنده و مهربان است.

    سوره توبه آیه 12 صفحه 189

    وَإِن نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُواْ فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ.

    اگر پس از بستن پیمان، سوگند خود شکستند و در دین شما طعن زدند، با پیشوایان کفر قتال کنید که ایشان را رسم سوگند نگه داشتن نیست، باشد که از کردار خود باز ایستند.

    سوره ماده گوساله(بقره) آیه 191 صفحه 31

    وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ تُقَاتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِن قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ.

    هرجا که آنها را بیابید بکشید و از آنجا که شما را رانده اند، برانیدشان، که فتنه از قتل بدتر است. و در مسجد الحرام با آنها مجنگید مگر آنکه با شما بجنگند. و چون با شما جنگیدند بکشیدشان که این است پاداش کافران.

    سفسطه در مورد آیات جنایی قرآن، که این آیات جنبه دفاعی دارند! بسیاری از اسلامگرایان میگویند که این آیات کاملاً جنبه دفاعی دارند و جنایی نیستند، در این نوشتار به بررسی این ادعا پرداخته شده است.

     
  25. مازیار وطن‌پرست

    در صفحه‌ی پیش در باره‌ی ادعای علم‌الهدی مبنی بر دشمنی ابومسلم خراسانی با امام رصا نوشتم ابومسلم یک قرن قبل از امام هشتم شیعیان می‌زیسته، این را با توجه به مرگ ابومسلم در زمان منصور عباسی و همزمانی زندگی امام رضا با خلافت هارون و مأمون گمان زدم. حساب دقیقش اینست که: ابومسلم 11 سال قبل از تولد امام رضا کشته شده. به هر حال اصل ادعای من (آنهم با یک حساب تقریبی) دال بر بی‌اطلاعی آقای امام جمعه از تاریخ اسلام (چیزی که نه تنها از آن نان می‌خورد بلکه شاکله‌ی هویت اوست) صحیح است.

     
  26. سه چهار روز پیش همسرم از من خواست که او را با اتومبیل تا ایستگاه مترو شهید زین الدین برسانم
    خواسته اش را اجابت کردم . وقتی او از اتومبیل پیاده شد . دیدم خانمی مسن جلوی ایستگاه مترو ایستاده وبا کلی وسایل که خریده بود منتظر تاکسی … تا او را به مقصد برساند . کمی دنده عقب گرفتم شیشه را کشیدم پایین به او گفتم مادر جان . من مسیرم طرف میدان هرویست میتوانم تا آن حدود شما را برسانم . نشاطی در چهره اش هویدا شد و بمن گفت اتفاقا من هم میروم میدان هروی . سوارش کردم بنده خدا بسختی راه میرفت . بعد از دقایقی به او گفتم از چهره خسته شما پیداست زمان زیادی منتظر تاکسی ایستاده اید. و حسابی خسته شده اید . حرفم را تایید کرد و گفت حدود نیم ساعت . بعدش بمن گفت آن خانمی که از ماشین شما پیاده شد کی بود . گفتم چطور مگه . او همسرم بود . بمن گفت پس امشب جای تو کوچست . چطور جلوی همسرت مرا سوار اتومبیل خودت کردی . از حرف او هاج و واج ماندم که به او چه بگویم . به او گفتم شما جای مادر من هستید این چه حرفیست میزنید . من برای اینکه کار خیری کرده باشم شما را سوار کردم / پس از لحظاتی او بمن گفت ولی من از حرف شما خیلی ناراحت شدم . با تعجب پرسیدم مگر من بشما چه گفتم : گفت . بمن گفتی مادر . آخر اصلا من میتوانم جای مادر شما باشم . از حرف او کمی شوکه شدم . به او گفتم خیلی از شما عذر میخواهم . میتوانم بپرسم مگر شما چند سالتان است بمن گفت اول شما بگوئید چند سالتان است من به اوگفتم 61 سال / حالا شما بگوئید با یک چشم غره بمن گفت من 76 سال از سنم میگذرد به او گفتم خوب مادر جان اگر شما در سن 15 سالگی ازدواج میکردی میتوانستی جای مادر من باشی . گفت نه دیگر اشتباه شما همین جاست من در سن 26 سالگی ازدواج کردم . …..البته نا گفته نماند او خانم بسیار با شخصیتی بود . و از گفته هایش هیچ منظوری نداشت فقط مثل بیشتر مردم گرفتار توهمات خودش بود .بعد از اینکه او را در میدان پیاده کردم . رفتم سراغ اولین تعمیرگاه اتومبیل و به استاد کار آنجا گفتم موتور ماشینم کمی صدای غیر طبیعی می دهد . نگاهی بکن ببین صدا از کجاست . بعد از صدا گیری … دقایقی در دفترش نشستم کمی با هم کپ زدیم .. او بمن گفت در شروع جنگ ایران و عراق در خرمشهر تعمیرگاه داشته و پس از حمله صدام متوجه میشود . که دورا دور او تا فاصله دو سه کیلو متری نیرو های صدام مستقر شده اند و هیچ راه فراری ندارد . به او گفتم خوب اوستا جون بگو ببینم چطوری تونستی از اونجا فرار کنی . نگاه عاقل اندر سفیهی بمن کرد و گفت . نمی دانی با چه بد بختی….. از یکی دو هفته پیش
    پیش بینی میکردم که امکان دارد وسط نیروهای بعثی با خانواده ام گیر بیافتم بهمین خاطر در فکر ساختن یک هلیکوپتر افتادم تا بتوانم خودم و خانواده ام را از آن مهلکه خلاص کنم . خیلی تعجب کردم به او گفتم خوب بعدش را تعریف کن . گفت هیچی دیگر خودم و همسرم با 5 فرزندم و پدر و مادرم 9 نفری سوار هلی کوپتری که ساخته بودم شدیم . و از آنجا فرار کردیم . با تعجب به او گفتم پدر جان خوب بگو ببینم خلبان هلیکوپترت کی بود . بمن گفت کی می خواست باشد . خودم . گفتم بعد چی شد . گفت چی میخواست بشود بمحض اینکه دقایقی در هوا بجلو پرواز کردم . با رگبار نیروهای بعثی برخوردم . طوری که فهمیدم باک بنزینم سوراخ شده . ولی خدا را شکر تا بیست دقیقه دیگر توانستم بجلو برانم تا جای امنی پیدا کنم . و جان خانواده ام را نجات دهم . به او گفتم آفرین برتو ای استاد بگو ببینم با چه تجربه و دانشی شروع بساخت هلیکوپتر کردی بمن گفت اولندش من 25 سال نزدیکی شهر خرمشهر تعمیرگاه داشتنم . و به تمام ریزه کاری های فنی مکانیکی اطلاعات وسیعی دارم .
    چند سئوال فنی و ریاضی از او کردم . متوجه شدم او چقدر از مرحله پرت است …این استاد هم مثل اون خانم قبلی بسرش توهم زده خیلی بفکر فرو رفتم . تا شب رسیدم منزل و مدام به این آدمها فکر میکردم که در روز با چند نفر از این گونه برخورد میکنیم . پشت کامپیوترم نشستم تیتر یکی از روزنامه ها را دیدم نوشته شده بود محمود احمدی نژاد به احتمال زیاد تصمیم دارد در انتخابات آتی خود را کاندید ریاست جمهوری کند . دیگر تحملم از بین رفت همانموقع فشار خونم رفت روی بیست ….
    با خود اندیشیدم همه چی تکمیل است . وقتی چنین آدمی که 8 سال مملکت بزرگی مثل ایران را شخم بزند و 800 میلیلرد دلار را نابود کند . و با کمال پر رویی با خود فکر کند که باز میتواند رئیس جمهور شود
    گفتم چرا که نه … . طی این 8 سالی که او ریاست دولت را به عهده داشته تمامی قیمتها ده برابر صعود کرده . در پاک ترین دولت صد سال گذشته میلیاردها دلار در این مملکت اختلاس شده.
    از همه بدتر هم اکنون از هر ده ایرانی نه نفر با توهمات شدید و بیمار گونه زندگی می کنند . کافیست از صبح از منزل خارج شوید .مشاهده خواهید کرد . بیشتر مردم از ناراحتی روحی روانی رنج میبرند و خود خبر ندارند . و در توهمات شدید زندگی می گذرانند. رئیس جمهور یک مملکت که خود را در هاله ای از نور ببیند و و در هر جمعی شروع به گفتن سخن های بی سر و ته و هجو نماید . که باعث خجالت هر ایرانی شود … عاقبت مردمانش همین خواهد بود که هست . فقط کافیست این بار بیاید بمردم بگوید اگر مرا انتخاب کنید یارانه های شما را نفری صد هزار تومان میکنم . اطمینان دارم با این مردم توهم زده ای که من می بینم او را بریاست انتخاب خواهند کرد . میگوئید نه …. در انتظار باشید

     
  27. ماجرای دیدار سفیر آمریکا با موسوی اردبیلی

    دو سال بعد از پیروزی انقلاب یکی از مقامات سابق آمریکا درباره روابط محرمانه دولت جیمی کارتر و یاران آیت‌الله خمینی اعتراف کم سابقه‌ای کرد.
    هارولد ساندرز که در دوران ریاست جمهوری کارتر معاون خاور نزدیک وزارت امور خارجه بود روز ۲۸ بهمن ۱۳۵۹ به کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان گفت: «بیشتر از آنچه در کل به ما نسبت می‌دهند، چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب، با رهبران مذهبی تماس داشتیم».
    او در ادامه می‌گوید: «جالب است که عده‌ای از اعضای شورای انقلاب که خمینی پس از پیروزی انقلاب ایجاد کرد افرادی بودند که آمریکایی‌ها طی شش ماه قبلش با آن‌ها تماس داشتند. آن‌ها دوست ندارند که به این موضوع اذعان کنند. اما فکر می‌کنم چیزی که شما به آن اشاره می‌کنید، فقط تماس نیست، بلکه گامی فراتر از آن است، در واقع به رسمیت شناختن نمادین مردی بود که به قدرت رسید».
    آقای ساندرز درباره تماس‌های سری واشنگتن با آیت‌الله خمینی در نوفل لوشاتوی فرانسه حرفی نزد؛ اشاره اش به دیدارهای مقامات آمریکا با اعضای شورای انقلاب هم در آن زمان زیاد توجه کسی را جلب نکرد. اما اسناد دولت آمریکا که در سال‌های اخیر از حالت محرمانه خارج شده تا حدی این زوایه تاریک را روشن‌ می‌کند؛ اینکه سفارت آمریکا در تهران نه فقط با مخالفان سکولار و اعضای میانه‌روی نهضت آزادی، بلکه با روحانیونی مانند محمد بهشتی و عبدالکریم موسوی اردبیلی هم در ارتباط و به آن‌ها خوش بین بودند.

    آقای موسوی اردبیلی مانند محمد بهشتی و مهدی بازرگان از اعضای شورای انقلاب بود. او از بنیانگذاران حزب جمهوری اسلامی و رئیس دیوان عالی کشور در سال‌های۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ نیز بود.
    بنا بر اسناد، ویلیام سالیوان سفیر آمریکا و آقای موسوی اردبیلی در روز چهارم بهمن ۱۳۵۷ حدود دو ساعت در حضور مهدی بازرگان گفت‌وگو می‌کنند. دیدار در یکی از حساس‌ترین مقاطع برگزار می‌شد؛ بختیار تازه فرودگاه‌ها را بسته و برنامه بازگشت آیت‌الله خمینی را برهم زده بود. شایعه کودتای احتمالی ارتش هم فضای کشور را پر کرده بود.

    خارج شده است
    یاران آیت‌الله خمینی از یک طرف اعتراض‌ها و اعتصاب‌ها را به پیش می‌بردند و از طرف دیگر در پشت صحنه برای بازگرداندن آرام او به ایران، کنار زدن بختیار و تسلیم شدن ارتش با آمریکا گفت‌وگو می‌کردند.
    در گزارش سالیوان به محل آن دیدار اشاره نشده ولی عباس امیر انتظام، معاون بازرگان در دولت موقت که بعد از اشغال سفارت آمریکا در تهران در روز ۱۳ آبان ۱۳۵۸ به خاطر تماس‌‌هایش با مقامات آمریکا از جمله سالیوان سال‌های طولانی از عمرش را پشت میله‌های زندان گذارند، در خاطراتش می‌نویسد که دو طرف در خانه فریدون سحابی (پسر بزرگ یدالله سحابی، از رهبران نهضت آزادی) در محله قیطریه تهران مذاکره کردند.
    ‘روحانیت عملگرا’
    در بین مقامات آمریکا کمتر کسی به اندازه آخرین سفیر این کشور در تهران به تفاهم با آیت‌الله خمینی و روحانیون مخالف شاه خوش‌بین بوده است.
    ویلیام سالیوان، که در آن مقطع طرفدار تفاهم ارتش و انقلاب برای کنار زدن شاه بود، روز ۱۸ دی ۱۳۵۷ به واشنگتن پیام داد: «روحانیت برای کمک به احیای ثبات در بخش عمومی در حال سازمان یافتن است. حتی اگر برای لحظه‌ای بازرگان را هم کنار بگذاریم، بخش قابل ملاحظه‌ای از مخالفان در صورتی که شاه برود به گذار سیاسی مسالمت‌آمیز متعهد هستند.»
    به نظر می‌سد خوش بینی سالیوان به همکاری با روحانیت در پی دیدار با آقای موسوی اردبیلی تقویت هم شده باشد. او به واشنگتن گزارش می‌دهد که موسوی اردبیلی شاید به اندازه بازرگان ملایم نباشد ولی «افراطی نیست و به نظر می‌رسد پذیرای منطق باشد».
    بنا بر این سند، آقای موسوی اردبیلی به موازات تاکید بر لزوم کنار رفتن بختیار و تاسیس جمهوری اسلامی، نرمشی هم نشان می‌دهد و می‌گوید: «قانون اساسی فعلی هنوز معتبر است… و تجمعات و اعلامیه‌ها نمی‌تواند مبنای قانونی دولت خمینی باشد».
    به نظر نمی‌رسد که آقای موسوی اردبیلی تا به حال درباره تماس با سفیر آمریکا صحبتی کرده باشد. یک سال بعد از پیروزی انقلاب وقتی خبرنگار روزنامه اطلاعات از او سوال می‌کند که ضوابط مذاکرات اعضای شورای انقلاب با دولت بختیار و ارتش چه بود وارد جزییات نمی‌شود اما تاکید می‌کند: «اگر آقا اجازه نمی‌داد صحبت نمی‌شد».
    دیدار ‘غیرمنتظره’
    سالیوان به طور غیرمنتظره با آقای موسوی اردبیلی روبه‌رو می‌شود. سفیر آمریکا فکر می‌کرد عصر چهارشنبه چهارم بهمن ۱۳۵۷ با محمد بهشتی، «رهبر تشکیلات اصلی اعتراض‌ها در داخل کشور» قرار دارد. ولی در محل قرار چهره ناآشنای آقای موسوی اردبیلی را می‌بیند.
    دیدار در واقع به درخواست مهدی بازرگان و ساعاتی پس از آن برگزار می‌شد که بختیار با بستن فرودگاه مهرآباد برنامه بازگشت آیت‌الله خمینی را بر هم زده بود.
    سفیر آمریکا بختیار را خیال‌باف خطرناکی می‌دانست که برنامه‌اش برای مقاومت در برابر آیت‌الله خمینی ممکن بود به جنگ داخلی منجر شود. سالیوان که به دستور واشنگتن برای آغاز مذاکرات فرماندهان ارتش با بهشتی و بازرگان هم تلاش می‌کرد، بلافاصله درخواست ملاقات آن‌ها را پذیرفت.
    بنا بر اسناد، سالیوان چندان روی بازرگان حساب نمی کرد. بنا بر ارزیابی او، بازرگان مردی «قد کوتاه»، «مهربان» و «صادق» بود که می‌خواست جلوی خون‌ریزی‌ را بگیرد، اما چندان «محکم» و «بانفوذ» نبود. اما بهشتی در ارزیابی سالیوان، «رهبر تشکیلات اصلی اعتراض‌ها در داخل کشور» بود، سیاستمداری عملگرا که برخلاف روحانیون دیگر دست‌و‌پا شکسته انگلیسی هم صحبت می‌کرد و از همه مهم‌تر، اهل مذاکره و مصالحه بود.
    در هر صورت آقای بهشتی عصر چهارم بهمن سر قرار حاضر نشد و سالیوان چهره ناآشنای «ملا موسوی» را می بیند که برخلاف بهشتی انگلیسی بلد نبود.
    بنا بر این سند: «موسوی فقط فارسی و عربی صبحت می‌کند، به همین دلیل گفت‌وگو به زبان فرانسه با بازرگان انجام شد و بازرگان هم برای ملا ترجمه کرد… بازرگان چیز زیادی نداشت که بگوید و با حالتی بسیار محترمانه به عنوان رابط رهبری دینی رفتار کرد.»
    نرمش نسبی
    دیدار در شرایطی برگزار می‌شد که آیت‌الله خمینی خود از نوفل لوشاتو با واشنگتن تبادل نظر و پیام می‌کرد. آخرین پیام او روز هفتم بهمن ۱۳۵۷ به واشنگتن رسید که در آن برای فراهم کردن زمینه باز شدن فرودگاه‌ها و کنار زدن بختیار و ارتش، به آمریکا اطمینان‌هایی داده بود.
    دقیقا سه روز قبل از آن پیام تاریخی رهبر انقلاب بود که بازرگان و موسوی اردبیلی در تهران به دیدار سفیر آمریکا رفتند.
    بنا بر گزارش سالیوان، آقای موسوی اردبیلی‌ مواضع و خواسته‌های رهبر انقلاب را تکرار کرد: «غیرقانونی بودن» دولت بختیار، لزوم تشکیل دولت موقت اسلامی، برگزاری همه‌پرسی و تدوین قانون اساسی جدید که جمهوری اسلامی را به رسمیت بشناسد.
    گزارش سالیوان حاکیست که این روحانی معترض قدری نرمش هم نشان داد و حرف‌هایی زد که روی سالیوان اثر مطلوب گذاشت.
    سالیوان می‌نویسد: «با وجود این استدلال‌ها، موسوی اذعان کرد که قانون اساسی فعلی هنوز معتبر است؛ نیروهای مسلح قانونی هستند؛ تجمعات و اعلامیه‌ها نمی‌تواند مبنای قانونی دولت خمینی باشد؛ باید مانع درگیری نیروهای مسلح و هواداران خمینی شد و این خطر هست که شوروی از برنامه تشکیل دولت موقت سوء‌استفاده کند. طرفداران خمینی می‌توانند به طور اصولی با خواسته بختیار برای برگزاری انتخابات آزاد موافقت کنند.»
    بنا بر سند، سفیر آمریکا به دو عضو شورای انقلاب هشدار داد که برنامه آیت‌الله خمینی برای مقابله با بختیار ممکن است به جنگ داخلی منجر شود. او به واشنگتن گزارش داد: «به نظر رسید که آن‌ها کاملا از این مسئله باخبرند و گفتند که امیدوارند که از درگیری جلوگیری شود.»
    آیت‌الله خمینی و یارانش فکر نمی‌کردند که آمریکا بگذارد شاه به‌راحتی سقوط کند ولی در دیدار با مقامات به چرخش آرام در موضع واشنگتن پی بردند: اینکه واشنگتن با بازگشت «آرام» آیت‌الله خمینی به ایران مخالفت نمی‌کند و در موضعش بر سر نوع حکومت ایران «انعطاف» دارد.
    مهدی بازرگان سال‌ها بعد در کتاب خاطراتش اشاره‌ای مختصر به دیدار موسوی اردبیلی با سالیوان می‌کند و می‌گوید در آن نشست به چرخش ۱۸۰ درجه‌ در موضع آمریکا پی می‌برد.
    بازرگان می‌نویسد: «آن‌ها را آماده برای قبول اصولی یک رفراندوم ملی راجع به تغییر قانون اساسی از مشروطیت سلطنتی به جمهوری اسلامی دیدیم.»
    «تنها اختلافمان بر سر دعوت کننده رفراندوم مربوطه بود که دولت بختیار باشد و ما نظارت نمائیم یا بالعکس.»

    در بین هزاران سندی که «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» بعد از اشغال سفارت منتشر کردند، سند دیدار سالیوان و آیت‌الله موسوی اردبیلی دیده نمی‌شود. معلوم نیست که این سند اصلا در سفارت نبوده یا بنا به مصلحت منتشر نشده است. وقتی خبر درز کرد که در سفارت اسنادی درباره تماس‌های آمریکا با رهبران حزب جمهوری اسلامی هم کشف شده، محمد بهشتی، از بنیانگذاران این حزب گفت که آن مدارک نزد آیت‌الله خمینی برده شده و چیز مهمی در آن‌ها نیست زیرا «محتوای این گونه اوراق صرفا نشان‌دهنده نقش قاطع ما در برابر آمریکا، رژیم و عوامل آن است».

     
  28. ناشناس
    7:53 ب.ظ / ژوئن 5, 2016 ( در پست قبلی‌ : ما به شما مشکوکیم آقا)
    کاوش گرامی : شما در ایران نیستی.از نزدیک وضع و حال مردم را نمی بینی . اشتباه نشود .نمی خواهم از پندار نخ نماشده مردم مظلوم و قدرت های ظالم بگویم .مظلومیت و
    تحمل ظلم از خود ظلم خفت بار تر است.به نظر من شما در یکجا اشتباه می کنی. در کجا؟ فاکت هایی از زد و بند های مالی و نظامی در صحنه موازنه قدرت ها می آورید که از نظر وقوع غلط نیست. اما که چه بشود؟شما پرسیده اید که چرا ما از لابی های صهیونیستی و چه وچه انتقاد نمی کنیم.اطلاع ما از مسایل جهانی کم تر از شما نیست، اما انتقاد کنیم که چه بشود؟ ……

    ———————————————————————————————————

    با درود به ناشناس گرامی‌ – گرچه که کلید واژه‌ها و ادبیات کامنت شما و سبک نگارش و تاکید شما بر مقوله فرهنگ و دین توجه مرا را بیشتر متوجه نوشتهای کورس گرامی می‌کند، اگر من اشتباه حدس میزنم پیشاپیش از کورس گرامی پوزش می‌خوام.

    دوست گرامی نکتهٔ شما در مورد نبودن من در ایران صحیح است اما من خیلی‌ هم بی‌ اطلاع از اوضاع نیستم، به چند دلیل؛ سالهاست که بنده بعد از پایان تحصیلات دانشگاهی و شاغل شدن هرسال عمدهٔ تعطیلات خود را در ایران میگذرانم؛ به خاطر علایق شخصی‌ موضوعات و اخبار اصلی‌ و تحولات کشور را از طریق رسانه‌های مجازی ملی‌ و جهانی‌ یا نوشتاری دنبال می‌کنم؛ در مورد شرایط سخت و دشوار اقتصادی کشور سربسته بگویم که من خود از راه دور ۴ خانواده کوچک با ۸ جوان دانشجو، فارغ التحصیل و بیکار و مادرم را که با حقوق بازنشتستگی مرحوم پدرم که حتا کفاف فیش گاز و برق آب و تلفن را خصوصاً در فصل سرما نمیکند، حمایت می‌کنم. چند روز پیش با دوستی که پروفسور و رئیس دانشکدهی در یکی‌ از دانشگاه‌های انگلیس است در مورد احتمال گرفتن بورس یا کمک هزینهٔ دانشجویی دورهٔ دکترا برای یکی‌ از خواهر زاده هام پرس و جو می‌کردم به من پاسخ داد که بسیار نامحتمل است. در حین گفتگو احوال پسر دانشجویی وی را پرسیدم میگفت با هزینهٔ گزاف و شرایط سخت در لندن تامین می‌کنم آنهم فقط یکی‌ را!! خوب دوست گرامی‌ این خود نمایانگر اوضاع بسیار سخت و دشوار مالی‌ حتا برای اقشار میانی متخصص در جوامع غربیست حال تا خود چه رسد به انهاهیکه ناچارأ و به تحمیل اقتصاد ریاضتی و یا خط فقر را تجربه میکند، چه در ایران، چه در یونان چه در انگلیس؟ شرایط جنگ زدگان کشورهای جنگ زده عراق ، افغانستان، یمن، سومالی و، سوریه غیره بماند
    حکایت همچنان باقیست؛ چنان قحط سالی‌ شد اندر دمشق……
    همانطوری که “کن‌ لوچ” برنده جایزه کارگردان برتر سال در کن این واقعیت جهان امروز ما را بروی پرده سینما می‌کشد.
    در اینجا بر خلاف رسانهٔ ملی‌ صدا و سیما گزارش‌های مستند گویائی از وضعیت دلخراش فقر و مصیبتها و ناهنجاریهای ناشی‌ از آن را هم در کشورهای گوناگون جهان سوم یا در حال توسعه و هم در کشورهای توسعه یافته در مناطق حاشیه ی یا گتوها که غرق در فساد و تردد و معامله و مصرف انواع مواد مخدر از ماری جوانا تا کرک کوکائین توام با نامنی و خشونت و جنایات باند‌های گانگسترند تهیه کرده به نمایش میگذارند؛ از سویس و ایتالیا و هلند گرفته تا افغانستان و برزیل، و آمریکای شمالی‌. پس این ناهنجاریهای اجتماعی و مظاهر تاسف بار و غمناک آن همه جای دنیا در همهٔ فرهنگها سایه شوم خود را بر افکنده و مختص نظام مبتنی‌ بر فرهنگ دینی ایران نیست.
    دوست گرامی‌ ناامنی ناشی‌ از تردد مواد مخدر در مرز افغانستان – پاکستان -ایران قابل مقایسه با ناامنی و خشونتی که در کشورهای آمریکای لاتین خصوصاً کلمبیا یا مکزیک در مجاورت ایالات متحده اتفاق می‌افتد و میزان و ارزش چند میلیارد دلاری این تجارت و تردد خشونت زا و فاجعه آمیز در این مرزها نیست، عمو سام بزرگترین و ثروتمندترین مصرف کنندهٔ مواد افیونیست، هر که بامش بیش برفش بیشتر. طبق تخمین‌های مقامات ف‌‌‌-بی‌-ای در آمریکا بیش از یک و نیم میلیون نفر در گروه سنی‌ ۱۲ به بالا در ۳۵ هزار گنگ مسلح از همه نوع اقلیتی مهاجر و تبه کار در این “صنعت” فعالند. میدان شوش و مولوی‌ و میدان غار به پایه محله‌های مربوطه در دیترویت، لوس آنجلس و شیکاکو نمیرسد. آنجا حتا گروهای گشت پلیس تا دندان مسلح هم شبها سعی‌ می‌کنند به آنجا حتا با ماشین ضدّ گلوله هم وارد نشوند.

    دوست گرامی تحلیل اینجاب در پست اهورامزدا بیان گزارها و همچنین برسی‌ ویژه گیهای اقلیم ما در کمربند خشک کرهٔ زمین و نقش آن در پیداش و پرورش و رشد تمدن ما بوده و برجسته سازی نقش تعیین کندهٔ آن در این فرایند تاریخی. در آن تحلیل به هیچ وجه دلالتی بر و یا نشانی‌ از القا اندیشه تسلیم محض و پذیرش تقدیر محتوم بر آمده از اقلیم سخت و ناساز سرزمین ما ارائه نشده.

    صرفاً هشداری به همهٔ ما ساکنین این اقلیم بود که بی‌توجهی و سؤ‌مدیریت در حفاظت و بهره برداری از منابع آن آیندهٔ تمدن چند هزار سالهٔ ما را تهدید می‌کند. از قضا اینجانب برای اینکه از نقد کارشناسان و متخصصین برجستهٔ تاریخ و محیط زیست ایرانی‌ در خارج و داخل نیز بهرهمند شوم همان پست اهورا مزدا را برای دکتر تورج دریایی (دانشگاه ایروان کالیفرنیا) و دکتر کاوه مدنی (دانشگاه لندن – کالج سلتنتی) و مهندس فاطمه ظفر نژاد (کارشناس برجسته صنت آب کشور مشاور سابق مهاب قدس) فرستادم، تا که از نقد و نقطه نظرات آنان نیز بهره‌مند شوم. دکتر دریایی و دکتر مدنی با اظهار تشکر از اینکه موضوع اقلیم و حفظ آن مورد توجه قرار گرفته نقد خاصی‌ بر محتوای پست نکردند، البته به گمان بنده بدلیل محتوا و تحلیل اقتصاد‌سیاسی خاص مطرح شده در آن پست ؛ کارشناس صنعت آب نیز آرزو کردند که “سایه سیاه شرکتهای بساز بفروش بویژه از گونه سازندگان ایرانرود و دیگر طرح‌های مسخره از این دست از سر این کهن‌ترین تمدن جهان دور شود”.

    ریشه‌ی سؤ‌مدیریت محیط زیست انگیزهای کلان مالی‌، سهم خواهی‌ از دلار‌های نفتی‌ در قالب قاپیدن پروژهای شبه – عمرانی (سد سازی و سپس شور سازی آب شیرین برف ذوب شدهٔ ارتفاعات) چند هزار میلیاردی دیوان سالاری خصولتی رانت خوار، یا وامهای یارانه ی به کشاورزان برای مصرف آب کمیاب و گران و تولید هندوانه و خربزه برای صادرات به دول خلیج فارس، حاکی از طمع ورزی و نادانیست. به عبارتی استحصال ناپایدار منابع طبیعی کشور بر مبنای سودورزی‌های کوتاه بینانه و نابخردانه و بدون توجه به قابلیتها و محدودیتهای این منابع در قالب اقلیم کنونی ما با توجه به جمعیت کشور و نرخ افزایش آن. هدف باز توضیح دلار‌های نفتی‌ به اشکال گوناگون در گردونهٔ اقتصادی کشور است.

    دوست گرامی‌ تحلیل بنده مبتنی بر “فاکتهایی از زد و بند‌های مالی‌ در صحنهٔ موازنه قدرتها نیست” بلکه تحلیلی بر مبنای ساختار و نظام موناتریسم (فایننس کاپیتلیسم) و میلیتاریسم است که مظاهر فراوانی از پس جنگ دوم جهانی از خود بروز داده، هم در قالب بحرانهای مالی‌ و هم در سیاستهای مداخله جویانه، ماجراجویها و تجاوزات نظامی همگی در جهت حفظ و گسترش سلطهٔ همین ساختار در قالب دولت جهانی‌ در سایه عمو سام زیر سایه دلار‌های نفتی‌ و تحمیل و دریافت باج و خراج از شهروندان دهکدهٔ جهانی‌.
    دوست گرامی قصد من هرگز فرا فکنی‌ امر ستم و استبداد وطنی در قبال برجسته سازی امر جهانی‌ نبوده. بارها در طی‌ کامنت‌های گذشته‌ام به این تشبیه اشاره کردم که این توده وسیع ستمدیده همچون آهن گداخته ایست بر سندان استبداد و جور مصلحین افلاطونی ملی‌ و زیر پتک سهمگین قلدران جهانی‌ و در رأس آنها عمو سام. با این تفاوت که نقش عمو سام جهانی‌ و استبداد وطنی فقط در محدودی جغرافیای میهن است.
    دوست گرامی‌ جایگزینی دلار عمو سام با استاندارد طلا به منزله‌ی یک انقلاب جهانی‌ در نظام پولی‌ – مالی‌ و بانکی‌ خواهد بود این امری نیست که ما خود بتوانیم بتنهایی انجام دهیم؛ این دگرگونی از نوع تبدیل دلارهای نفتی‌ حاصل از فروش نفت و سایر کالاها و تبدیل فردی یا کشوری آن به طلا نیست. نظام اقتصادی – پولی‌ – مالی‌ و فعالیت‌های شبکه بانکی جهانی‌ متکی‌ به دلار‌های بدون پشتوانهٔ عمو سام و تولید بدهی یا چاپ مجازی پول درون این نظام است که به منزله‌ی کاهش قدرت خرید یا در واقع پرداخت مالیات پنهان به عمو سام است. آنچه شما به عنوان مظاهر فقر در خیابانهای تهران و سایر نقاط ایران مشاهده می‌کنید، حذف یارانهای ارزی از سبد غذایی فرودستان به بهانهٔ پرداخت یارانه مستقیم، به نفع فرادستان حاکم و اثر مستقیم این سیاست پولی‌ دلار‌های نفتی‌ در سطح جهانیست، به انضمام سیاستی مشابه که توسط حکومت ولایت انجام میگیرد. فرادستان جامه بر آنند که قدرت خرید خود را در بازار جهانی حفظ کند، پس دلارهای نفتی‌ را بین خود تقسیم و اسکناس‌های ریالی کم ارزش را برای فرودستان چاپ میکند. دستمزد بر مبنای ریال تعیین میگردد، و قیمت کالا بر مبنای دلار.
    دوست گرامی‌ از شیر مرغ تا جان ادمیزاد را صبح به صبح بازار بورس نیو یورک و لندن و توکیو و پاریس و فرانکفورت بر مبنای قیمت دلار اعلام و تعیین می‌کنند. دلار را نیز بانک فدارل و خزانه داری و شبکه بانکی عمو سام میزان و حجم و قیمت و نرخ بهره و نرخ تبدیل آنرا تعیین می‌کنند. چرا باید شهروندان جهان به میراث خواران چند فامیل جهان خوار ایالات متحده یعنی‌ راثچیلد، مورگان و رکفلر و سایر سهام داران بانک خصولتی فدرال عمو سام باج و خراج بپردازند؟؟
    چرا هیچ یک از آقایان دکترای اقتصاد نظام ولایت به ولی‌ فقیه مشورت نمیدن که آقا جون زمانیکه پوتین میاد خدمت شما این مساله را با وی در میا‌‌ن بگذارید چون که هم ایران و هم روسیه متکی‌ به درآمدهای نفتی‌ خود یعنی‌ دلار‌های عمو سامند که به دلخواه و در جهت منافع دغل کارانهٔ او کنترل میشود، چرا ما باید محصولات طبیعی یا کالاهای واقعی و محصول رنج زحمتکشان خود را در مقابل پولهای کاغذ‌چاپی بی‌ پایان بانک فدرال آمریکا معاوضه کنیم و از این طریق تقریبا تقاضایی مصنوعی معادل اقتصاد آلمان در کمتر از هر ۳ سال برای کالا‌پول عمو سام ایجاد کنیم ؟؟ چرا این طرح را با کمک کشورهای دیگه همچون ونزوئلا، چین، هندوستان، برزیل، آفریقای جنوبی و سایر کشورهایی که مشتاق این دگرگونی نظام پولی‌-تجاری جهانی‌ هستند – که نزدیک به یک قرن در انحصار کلاه بردانهٔ عمو سام بوده- در جهت منافع مشترک و عادلانه‌ همهٔ کشورها پیاده نکنیم؟
    پاسخ شاید آسان باشد؛ قاضی القضات نظام و وزیر ضدّ کارگران هر دومتخصص شلاقند، وزیران اقتصاد و رئیس بانک مرکزی متخصص چاپ پول بدون پشتوانهٔ تولید یا طلا؛ وقتی‌ میشود در طی‌ ۳۰ ماه دولت شیخ کلیدار پایه پولی‌ را از ۴۵۰ هزار به ۱۱۰۰ هزار میلیارد تومان رساند دیگر چه احتیاج به کارگر فصلی معدن طلاست؟؟ از رانندهٔ امام که رئیس بنیاد معظم مستضعف فریب است چه گونه میشود انتظار داشت که پیشنهاد بدهد به این شرکت خصولتی معدن طلا که کارگران فصلی اخراجی را بر سر کار خویش ابقأ کنید، حقوق‌شان را بنیاد، یا ستاد فرمان امام یا تولیت قدس رضوی پرداخت می‌کند، در مقابل طلای تولید شدهٔ خالص سهم کاراین کارگران را در پایان سال به ما بابت حقوق دریافتی واگذار کنید تا هم پشتوانهٔ درآمد‌های بنیاد تقویت شود و هم کارگران اشتغال خود را حفظ و هم معیشت خود و زنّ و بچه را تامین کنند و هم شلاق زنّ استراحت کند؟؟
    دوست گرامی‌ از مرحوم دکتر نوربخش تا دکتر سیف و طبق گزارهٔ اخیر کیهان برادر رئیس جمهور بنفش همگی دلار فروش و صراف و چاپ کنندهٔ اسکناس بودند. این همه دکتر نا لایق و این همه بیماری و ناهنجاری فساد و اختلاس مالی‌ اقتصادی و پولی‌ علت و معلول یک دیگرند؛ همگی چشم و گوششان به نصایح و مشورتها و توصیه‌های صندوق پولی‌ دزدان بین المللی، ا.م.ف‌‌‌ و گوش به زنگ کازینوی بورس نیویورک و بانک‌های خیابان گرگها هستند
    دوست گرامی بنده هیچ گونه محدودیتی در رابطه با آگاهی بخشی، ترویج و تبلیغ بیداری وجدان، گسترش خرد فردی و اجتماعی و عقلانی کردن فرهنگ عمومی‌ و تقویت و باروری جامعهٔ مدنی قائل نمیشوم.
    در این راستا فعالان و کنشگران مدنی و حقوق بشری، مبادیان آزادی قلم و اندیشه و انجمن همچون نوریزاد عزیز، و عزیزان دیگری که بخاطر دفاع از حقوق زندانیا‌ن سیاسی، وجدان، حقوق کارگران، کوکان کار، زنان خیابانی، انجمنهای حمایت از محیط زیست و حمایت از حیوانات و آثار باستانی، و سایر مبارزین بر علیه ناهنجاریها و کاستیها و مضرات اجتماعی با استقبال از خطر حضور نقش مفید و برجسته ی در سطح جامه مدنی ایفا می‌کنندهمگی قابل تقدیرند. آنها ضمن پذیرش مخاطرات گوناگونی که ادامهٔ کنشکری هایشان، سلامتی‌ و زندگی روزمرهٔ آنها را همواره به تقابل با مقامات امنیتی انتظامی و قضایی یا عوام یا افراد مشکوک و هتاک تهدید می‌کند، میبایست از جانب همهٔ آنها که به این ارزش‌ها و هنجار‌ها و ملزومات تحول به مطلوب جامعهٔ مدنی وفادارند مورد ارج و تقدیر قرار بگیرند. آنها همچون فانوسی در تونل تاریک و طولانی‌ حیات افسردهٔ جامه جلودارند.
    من معتقدم که تمام اقشار ذینفع جامه در هر مقام و لباسی که باشند و در هر عرصه ایی که فعالیت حرفه‌ای یا تفننی دارند، از قبیل عرصهای گوناگون هنر ، رشتهای گوناگون ورزشی، آموزشی، اردوی تفریحی میتوانند و میبایست که در انجام این امور همت گمارند.
    اما همانطور که خود شما قطعاً بکرار در رسانه‌ها از قول ارباب و اصحاب رسانه‌ها و از قول محافل گوناگون می‌شنوید جامه در سطح وسیعی با بحران‌های گوناگون مواجه است که مهترین آن بحران اخلاقیست که به اعتقاد اینجانب ریشه در ستم و بی‌ عدالتی اقتصادی در سطوح پایینی و حرص و طمع ورزی در کسب بیشتر جاه و مال در رقابتهای مخرب، نامشروع غیر قانونی، فریب کارانه، تبه کارانه و حتا جنایت کارانه دارد، همان تمثیل ورود فقر و خروج ایمان است. وجود حدود ۱۵ میلیون پرونده در دستگاه غذا خود نمودار فاجعه آمیز اگر نه سقوط اخلاق و قانون مداری در کشور است که شاخصی‌ ایست کوبنده بیانگر وضعیت نه فقط ساختار حکومتی بلکه روابط فی مابین شهروندان است ، یعنی‌ نماینگری از فرهنگ.
    دوست گرامی‌ بنده نیز خود را شریک این غمهای سنگین اجتماعی که شما وجوه عمدهٔ آنرا دلسوزانه و جانسوخته (همچون نوریزاد گرامی) بیان می‌کنید، میدانم. از بخت و اقبال اقلیمی ما همین ذخایر نفت و ثروت ناشی از خام فروشی و درامد حاصله میتواند پشتوانهٔ حکومتهای مستبد و تمامییت خواه شود خواه سکولار و شاهنشاهی خواه اسلامیش؛ با وجود تفاوتهایی در زمینه ارزش‌ها و آزادیهای فردی که هر کدام میتواند جذبه هایی کاملا متفاوت برای اقشار متجدد یا سنت گرا داشت باشد.
    اما دوست گرامی‌ علئ‌‌رغم اختلافات ظاهری، ارزشی و فرهنگی در این دو نظام تجربه شده، وجوه مشترک زیربنایی و قابل تامل دو نظام نقش تعیین کننده در شاخص سازی آنها دارد؛ با استفاده از تشابه نسبی‌ تاریخی انگار که بخواهیم حکومت شاهنشاهی ساسانیان – انوشیروان (در عصر ما شاه پهلوی) و حکومت خلافای عباسیان – هارون (در عصر ما ولی‌ فقیه) را مقایسه تاریخی و شاخصی‌ کنیم؛ همگی حکومتهایی تک‌هرمی‌ مستبد، تمامیت خواه متکی‌ بر شعار خدا -شاه- میهن، و یا الله- ولی‌- امت، ساختاری طبقاتی با سلسله مراتب تعریف شده، خاندان سلطنت، والیان، اشراف مالک و بازرگان، دیوان سالاران، سرداران، شریعت مداران،…و رعایا سلسله مراتبی عمیق و منسجم شکل گرفته در طی‌ قرون را به نمایش میگذارند.
    این هرم را مانی و مزدک، غزالی و فارابی، راضی‌ و روزبه، طبری و مطهری، دوستدار و شما می‌شناسید. یزد گرد و هارون هم تشابهاتی از خود در شاهان پهلوی و ولایات فقیه میبینند.
    کلید وأژه در این شاخص سازی و مقایسه تاریخی نه در فرهنگ، قومیت، زبان یا دین است، بلکه در ساختار تک هرمی این نظام هاست. این هرم متکی‌ بر باج و خراج سنگین و نا عادلانهٔ بر آماده از ماحصل زحمت و ثروت تولید شدهٔ رعایا و پیشه وران شهری (کارشناسان و کارگران عصر جدید) و رعایا (کشاورزان) روستاییانند، خواه تولید داخلی‌ یا آنچه که در عصر جدید با تکیه به درامد نفت وارد میشود.
    دوست گرامی‌ دستگاه بینش و فکری شما فرهنگ دینی را که مناسبات این سلسله مراتب را در درون هرم تنظیم و میگرداند در کانون نقد و برسی‌ خود قرار میدهد اما اینجانب ساختار هرم را، که این دو نگرش همانطور که در بحثهای قبلی‌ دیدیم ریشه در دستگاه تفکر و بینش فلسفی‌ ما دارد. البته من بر این باورم که این تفاوت بینش الزاماً بمعنای تعارض یا تقابل نیست بلکه گذاشتن تاکید و یا مقدم دانستن ایده یا واقعیت خارجی‌ در تفسیر و تحلیل برسی نظام اجتماعیست. همانطور که قبلا بارها اشاره کردم بنده به اقتضا و با تکیه بر دانش اکادمیک و سوابق حرفه‌‌ای خود به عنوان یک تکنوکرات از ابزار تحلیل سیستمها بهره میگیرم و تعصبی نیز به فلسفه یا ایدئولوژی دینی نشان نمیدهم. در واقع من بر این باورم که تحول و توسعه نظام اجتماعی در یک روند تکاملی دیالکتیکی این دو بینش و تحول فرهنگی – ساختاری پیش میرود و این امری طبیعیست که تغییر مناسبات تغییر ساختار را در پی‌ دارد و بلعکس؛ راز موفقیت نسبی‌ و پیشرفت جامعه غرب در سازگار بودن اقلیم، منابع طبیعی، توازن نسبی‌ قوا، پذیرش قانون مداری و شرایطی برای پیدایش و توسعه نظام چندین‌هرمی بوده.
    بعبارتی همانطور که نقاشی رافائل پیوند افلاتون و شاگردش ارسطو را به تصویر کشیده تمدن پیشرفته غرب مدیون این پیوند و هم آغوشی مطلوب هرم سازی‌خرد مدارانه است؛ هرم سازان عصر مدرن – راکفلر، مورگان، رستچیلد، کارنگی، گیت، جابز، بزوس، زوکربرک… همگی ناخود اگاهانه بر دیوار تالار زهنشان نقاشی رافائل نقش بسته. همگی هرم سازند (افلاطونی)، همگی خرد (ارستویی) را به مثابه ابزار تفکر و پیشرفت بکار میگیرند. همگی “فرعون” یا “رئیس جمهور” هرم خود ساخته اند، با این تفاوت که رعایا خویش را دیگر درون هرم شلاق نمی‌زنند، صاحب جان و مال او نیستند؛ اگر رعیتی ناراضی باشد او‌را به بیرون هرم راهنمایی میکنند، البته او دارای حقوقیست تعریف شده؛ فرد ناراضی از مناسبات و روابط درون هرم میبایست یا تحمل شرایط کند، یا اگر در خود لیاقت می‌بیند از هرم دیگری خارج شود و هرم خود را بنا کند؛ در این نظام چند هرمی ناراضی یا زندانی سیاسی یا چریک تولید نمیشود، بلکه به نسبت جمعیت کشور عمو سام، بالاترین میزان زندانیان بزه کار و تبه کار و قربانیان ناهنجاریهای گوناگون اجتماعی در سطح جهانی‌ تولید میشود. مناسبات درون هرمی باز از بالا به پایین تعریف و صدور میگردد. تصمیم سازی و هدایت در رأس هرم با حضور رئیس جمهور و معاونین و سهام داران و شرکای اصلی‌ تنظیم و تدوین و به ارادهٔ آنها و در جهت منافع آنها اجرا میگردد. سود کلان سوداگری هرم به آنان تعلق میگیرد. رعیت به میزان دانش و تخصص سهم میبرد.
    مقرارتی نیز جهت تنظیم روابط و البته رقابت “گلو- بر” نیز بین هرم‌های قدرت مستقر شده و این لازمهٔ پیشرفت و نو‌آوریست. اینجا مصادره کردن “انقلابی” هرم‌ها بی‌ معنیست. حرم‌ها با تیم‌ وکلای زبده و گران خویش با هم گلاویز می‌شوند نه با لشکر و تیغ کشی‌؛ این روش فقط برای فرا‌مرزان بیگانه با نظام چند هرمی بکار گرفته میشود.
    دوست گرامی ما میبایست که همگی همت و تلاش خود را جهت تغییر و تحول نظام تک هرم طبقاتی خود کنیم، کاهش ارتفاع هرم، افزایش سطح قاعده، جهت کاهش فشار بر اهالی سطوح تحتانی (یعنی‌ بخیه صورت بچه رعیت را بخاطر ناتوانی پرداخت هزینه توسط پدرش باز نکنیم)، و همچنین تنظیم مناسبات (حقوق شهروندی، قانون مداری، تحمل پذیری، روا داری، شایسته سالاری، کرامت شهروندان و انسان مداری، نکو‌اخلاق پروری..، یعنی‌ آتنا برای بچه‌ها در مدرسه نقاشی کند نه در اوین). میبایست که نفس کشیدن درون این هرم را تسهیل و مآلا خوشایند کنیم.

    با سپاس از نقد شما

     
    • کاوش عزیز، بله، آن نوشته از من بود. خودم هم حدس می زدم که شما از لحن و محتوای کلام می فهمید. اما اهمیتی ندادم .آی پد همیشگی که به آن عادت دارم و کیبورد چند زبانه از جمله یونانی دارد بسیار در ارسال کندو مختل عمل می کند. بنابراین برخی کامنت ها را با استفاده از کامپیوتر آشنایان می فرستم.از پاسخت بسیار سپاسگزارم. از اینکه ریشه ها را دنبال می کنید، خوشحالم. بله، این هرم باید تمامی قدرتش به قاعده منتقل گردد. در همه جا . من به این انتقال می گویم دموکراسی و جان دموکراسی را در فضای عمومی می دانم ، نه صرفا صندوق رای و نمایندگی.اقتصاد سیاسی را شما بهتر می شناسید. شاید من اشتباه می کنم. اما زنده یاد کاستوریادیس یک نهاد خیالی یا تخیلی قایل بود که آن را در مقابل اگورا می نهاد. من وقتی می گویم فرهنگ ، مفهوم این واژه را چیزی شبیه همان نهاد خیالی می فهمم که از اقتصاد سیاسی جدا نیست.این نهاد خیالی یا تخیلی است ، اما درست مثل اسطوره_ اسطوره در اشکال مختلفش، تاثیراتش کاملا واقعی است.همان طور در بحث با علی 1 گرامی گفتم ما نه مجازیم و نه می توانیم ذهنیات و اعتقادات مردم را از آنها بگیریم.اما تاریخ ما گواهی می دهد که چگونه راس هرم به کمک موبدان و شارعان و صوفیان دجال فعل و موبدان ،نهاد خیالی را به اسطوره قدرتی بدل ساخته در خدمت حفظ رابطه خواجگی و بندگی و بنابراین سد و مانع بزرگی شده در برابر خانه داری و شهرگردانی خودسالار یا به تعبیر ارسطو اویکونومیا( oikonomia) که به جان شهر یا کشور قدرت می دهد. آنچه دیکتاتوری سکولار نامیده می شود نیز از تحکیم نهاد خیالی و اسطوره سازی برای حفظ استیلای سیاسی و اقتصادی فرادستان معاف نبوده است. از همین رو، نخستین گام در گشودن مشکلات اقتصادی و هر مشکل عمومی دیگری ، چه در ایران و چه در هر جا ، حتی در جایی که الیگارشی نقاب دموکراسی زده است،باز هم حرکت به سوی قدرت بخشی به قاعده هرم است . من حرفم این نیست که فکت های شما غلط است. من می گویم پول که ذاتا کاغذی بیش نیست، خودش گناهی ندارد. مقصر آنانی هستند که ارزش مبادله این کاغذ را به سود حفظ پایه های قدرت خودشان از جمله نهاد خیالی با فاعلیت شخصی و باندی و شبکه ای بالا و پایین میبرند و مانعی هم بر سر راه خود نمی بینند و گوششان هم بدهکار طرح های من و شما نیست. به نظر من راه ناگزیر اصلاح آنها با نصیحت الملوک نیست بلکه عوض کردن خودشان است با انسان های کاردان و باوجدانی که در میدان موازنه و کشمکش نیروها راه حل هایی برای مشکلات بجویند که در جهت خیر عمومی باشد. من هیچ راهی برای چنین تحولی نمی شناسم جز اینکه اولا فضای عمومی آن قدر اسطوره زدایی و عقلانی و دارای وجدان گرددکه در انتخاب ، هر چه عقلانی تر عمل کند تا فریب نخورد و کاردان ترین ها و باوجدان ترین ها را انتخاب کند و ثانیا آن کاردان ها به خیر عموم فکر کنند نه به جیب خود و فامیل خود. لازمه رسیدن به این هدف انتقادی دو سویه است: یک: انتقاد از دوکسا یا افکار عمومی مردمی که میراث بر فرهنگی دیر سال اند. دو: انتقاد و در حقیقت افشای تباهی فرادستانی که بر این افکار و در حقیقت بر این نهاد خیالی سوار کاری می کنند. از پاسخت خیلی خیلی سپاسمندم

       
  29. انقلاب نتيجه ناآگاهى بود ،
    جنگ نتيجه انقلاب بود
    عقب ماندگي نتيجه جنگ بود
    تحريم نتيجه عقب ماندگى شد
    و اختلاس و دزدى نتيجه تحريم!
    فقر و فلاكت اقتصادى و فرهنگى نتيجه اختلاسها؛
    ايمان و خرافات نتيجه فقر؛
    و ناآگاهى نتيجه خرافات است.
    اين چرخه ٤٠ سال كابوسي است كه با ناآگاهى شكل گرفت و هنوز هم با ناآگاهى ادامه دارد… 
    ايران کشوريست که توسط مردمش چهار ميخ شده..
    ميخ اول : جهل
    ميخ دوم : خرافات
    ميخ سوم : تعصب کور
    ميخ چهارم : عرب پرستی
    ما جماعتی هستيم که ميخ بر دامان خود و کشورمان گذاشته و بر تخته چهارميخ کرديم که نه خود و نه کشور قادر به حرکت رو به جلو نيستيم..
    گسستن از اين ميخ کوب فقط با انديشيدن ممکن است،پس بايد احساس را کنار گذاشت و لحظه ای در تفکر عميق فرو رفت.
    آهاي آقاي نسبتا محترم با شمام
    وقتی که
    پوشاندن چند تار
    مو درمحیط اجتماع مهمتر از مقابله
    با فسادهای درون جامعه بشود…
    نجابت از بین میرود!
    وقتی که
    کنترل ظاهر و
    صحبتهای مهماندار هواپیما مهمتر
    از نظارت فنی پیش از پرواز بشود…
    امنیت از بین میرود!
    وقتی که
    تفکیک جنسیتی
    مهمتر از احترام به حقوق انسان ها
    و ایجاد فرصت های برابر بشود…
    آزادی از بین میرود!
    وقتی که
    فیلتر کردن،
    سانسور و پارازیت انداختن مهمتر
    از حذف آسیب های اجتماعی بشود…
    شادابی از بین میرود!
    وقتی که
    فروش و سود بیشتر
    مهمتر از هزارجور پالم و زهر مار
    تو مواد غذایی بشود…
    سلامت از بین میرود!
    وقتی که
    تقلب و کپی کاری
    مهمتر از اندیشه و ایده پردازی
    برای پیشرفت بشود…
    خلاقیت از بین میرود!
    وقتی که
    ساخت و ساز بیشتر
    مهمتر از حفظ محیط زیست و درختکاری
    میشه…
    طبیعت از بین میرود!
    وقتی که
    دلواپسی عقیدتی
    دانشجویان مهمتر از دلواپسی های
    علمی شان بشود…
    دانش از بین میرود!
    وقتی که
    دروغ و ریاکاری در
    ارتباطات مهمتر از صداقت و راستی
    بشود…
    اخلاق از بین میرود!
    وقتی که
    دلسوزی مسئولین برای کشورهای عربی مهمتر از مخارج داخلی باشد
    بودجه مملکت از بین میرود!
    وقتی که
    زیارت سرزمین های عربی مقدس تر از خاک پاک وطنم باشد
    ارزشها ازبين میرود!
    وقتی که
    ازدواج مسئولین نظام با سران کشورهای عربی باشد
    شخصیت ایرانی ازبين میرود!
    وقتی که
    4شهریور جشن باشکوه میلاد امام رضا گرفته ميشود و یادی از تولد و خدمات ارزشمند و جهانگیر کورش بزرگ و سایر بزرگان نميشود
    تمدن ازبين میرود!
    وقتی که
    جرم اختلاس و رانت خواری نادیده گرفته ميشود
    و اقساط عقب افتاده یک کارگر ساده توهین آمیز قلمداد میشود
    عدالت ازبين میرود!
    وقتی که
    هزینه ساخت مسجد و ضریح طلا در کشورهای عربی واجب تر از
    ساخت بیمارستان و مدرسه در مناطق محروم و جنگ زده وطنم میشه
    ارزش پول ازبين میرود!
    وقتی که
    پول بادآورده و اضافه حاجی خرج مکه و کربلا رفتن بشه و
    روز به روز بر شمار گرسنگان و مستضعفان اضافه بشه
    وجدان بیدار ازبين میرود!
    وقتی که
    ختم قرآن، نماز، عبادت و دعای کمیل و…. به زبان عربی خونده بشه
    و معنی یک کلمه رو هم متوجه نشی
    اخلاق اجتماعی از بین میره!
    وقتی که
    خرافات و جهالت در جامعه جزو دستور کار باشه و ملت رو بلانسبت خر حساب کنن
    اعتماد دربين مردم از بین میرود!
    وقتی که
    متن پرچم کشورم عربی،نوشته های دیوارهای شهرم عربی، اذان و نیایش خداوند به زبان عربی، زبان بهشتيان به عربی عنوان شود
    زبان پارسی ازبين میرود!
    وقتی که
    بی کفایتی مسئولین باعث گرانی و قحطی و تحریم و نابودی ایران باشد
    درآمد و پس انداز و آرامش و تحکیم خانواده ازبين میرود!
    وقتی مسئولین بزرگترین دزدان سرگردنه هستند و بیانش تخلف باشد
    ایمان دربين مردم از بین میرود!
    وقتی که
    روحانی و علامه آدرس بهشت را به من و تو آموزش میدهند و
    خودشان خطاکارترین و دروغگو ترين باشند
    مذهب و اعتقاد ازبين میرود!
    وقتی که
    رشادت و پهلوانی اسطوره های وطنم در طول تاریخ نادیده گرفته شود و به جای آن روزه خوانی برای نیاکان اعراب مطرح شود
    ارزش ها ازبين میرود ،،،،،
    وقتی که
    درآمد عسلویه به تنهایی درآمدی معادل هفت کشور معادل ایران باشد که لارژ زندگی کنن
    سایر منابع نفتی و طلا ومس و فولاد و پسته وزعفران و…..
    به کجا میروند!
    وقتی که
    صدای بوق ماشینهای مدل بالا
    مهمتر از صدای تیشه فرهاد بشود…
    عشق از بین میرود ،،،،
    وقتی که
    این مطالب توسط من و تو خوانده میشود و سکوت میکنیم و جرئت نشر آنرا نداریم
    شهامت ازبين میرود!

     
  30. جناب ناصري تحريفگر سلام عليكم

    سلام جناب نوري زاد استدعادارم كه اين نوشتاررا هم دراينجا وهم درذيل مقاله جناب ناصري كه ارسال شده است منتشر كنيد؛ تندرست وسالم باشيد.

    جناب ناصري دراين مقال مطول شما كه خطاب به جناب مزدك وانعامي است درتفسيرسه روايت ازاصول كافي تحريفهائي انجام داده ايد واين قطعه ذيل ازنوشتارشماهست كه عين آن درج مي شود:

    “”{در مورد اینکه می گویم دین شیعه و دین اسلام با هم متفاوتند در چندین چیز مختلف است.
    { جواب : ماهم همين ادعارا درموردشماجماعت اهل سنت داريم كه به وصيت پيامبر -ص- عمل نكرده ايد وطبق صريح حديث ثقلين :”اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله وعترتي اهل بيتي ماإن تمسكتم بهما فقدنجي …. ” باعبارتهاي مختلف دركتب علماي اهل سنت وشيعه نقل شده است. شما باچه دليل بااين فرمايش وصيت گونه پيامبر مخالفت كرده ايد وازاهل بيت پيامبراعراض نموده وفقط بكتاب خدا چسبيده ايد؟
    واهل بيت پيامبر طبق تفسير زمخشري وديگرمفسران درآيه تطهير 33/33 ودرآيه مباهله 61 /آل عمران خودپيامبر وعلي وفاطمه وحسن وحسين -ص-است ،دين اسلام يعني عمل بكتاب خدابارهنمودها وتفسير وتبيين اهلبيت پيامبر -ص- است كه تمسك براين دوموجب نجات وسعادت است . ويادرفرمايش مشهورديگرش درمورداهل بيت :” مثل اهل بيتي كمثل سفينة النجات من ركبها فقدنجي ومن تخلف عنها فقدغرق…”ت= مثل اهل بيت من همانند كشتي نوح است كساني كه برآن كشتي سوارشدند اهل نجات وسعادت هستند ومتخلفان ازآن غرق شدگانند.
    پس شما چراازاهلبيت پيامبر اعراض كرده ايد وحسبنا كتاب الله گفته ايدبااينكه گوينده اين حرف وديگرصحابه به اعلميت علي بن ابي طالب-ع-معترف بوده اند وچندين مرتبه گفته بودند:لولا علي علي لهلك عمر. ويافرمايش پيامبر درموردعلي-ع-: أنامدينة العلم وعلي بابها . وعلي اعلمكم . وعلي أقضيكم . وصدها روايت ديگردرأفضليت علي -ع-برديگرصحابه . چراشماهابقول ابن ابي الحديدمفضول رابرفاضل ترجيح داده ايد وتمسك برهردو امانت گرانبهاي پيامبر-ص- نكرده ايد؟
    پس اين شمائيدكه راه دين رااشتباه عمدي مي رويدوازپيامبراسلام اطاعت نكرده ايد وتمسك به دين ناقص داريد واماماشيعيان باپيروي از اهل بيت پيامبر وعمل بكتاب خداوندبه تمام دين تمسك نموده ايم. واسلام يعني همين}.
    واماديگرنوشتارت درپي مي آيدبانقدش}.

    أ‌- شیعه قرآن را اصلا قبول ندارد و اعتراف به تحریف آن می کند و بر این اساس کتاب قرآن و دستوراتش برای این دین پشیزی ارزش ندارد””پايان مقال شما. ”
    جواب:{ اين ادعاي شما ازبيخ بي اساس وبدون سند است وهيچيك ازعلماي معتبرشيعه ادعاي تحريف قرآن را نكرده اندوهمين قرآن چاپ عثمان طه كه عربستان چاپ كرده است دردستهاي اكثرشيعيان مورداستفاده است. واما قبول داريد كه حضرت علي بعدازپيامبر كه خانه نشين شد به جمع آوري قرآن باتمام شأن نزول وسبب نزول آيات جمع كرده ودرمصحفي برجمع صحابه عرضه كرد وليكن صحابه گفتند مانيازي به قرآن شما نداريم . علم اهل بيت پيامبربه قرآن برهمه ظاهروباطن وتأويل آن مي باشد ؛وعصمت اهلبيت بگواهي آيه تطهير33/33وتفسيراكثرمفسرين علماي اهل سنت ثابت است.
    واما بقيه جوابتان درموردسه روايت درذيل گفتارتان مي آيد}.

    ب -در کتاب معتبری که شیعه معرفی می کند به عنوان صحیح ترین کتاب می نویسد:
    باب:
    “”همه قرآنرا غير ائمه جمع نكرده و تنها ايشان همه آنرا ميدانند
    بَابُ أَنّهُ لَمْ يَجْمَعِ الْقُرْآنَ كُلّهُ إِلّا الْأَئِمّةُ ع وَ أَنّهُمْ يَعْلَمُونَ عِلْمَهُ كُلّهُ‏””
    1- مُحَمّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي الْمِقْدَامِ عَنْ جَابِرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ مَا ادّعَى أَحَدٌ مِنَ النّاسِ أَنّهُ جَمَعَ الْقُرْآنَ كُلّهُ كَمَا أُنْزِلَ إِلّا كَذّابٌ وَ مَا جَمَعَهُ وَ حَفِظَهُ كَمَا نَزّلَهُ اللّهُ تَعَالَى إِلّا عَلِيّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع وَ الْأَئِمّةُ مِنْ بَعْدِهِ ع
    اصول‏كافى جلد : 1 صفحه: 332 رواية: 1 : صحیح
    ترجمه :
    امام باقر عليه‏السلام فرمود: جز دروغگو هيچكس از مردم ادعا نكند كه تمام قرآن را جمع كرده است، و كسى جز على بن ابيطالب و امامان پس از وى عليهم‏السلام آنرا جمع و نگهدارى نكرده‏ اند.
    2-مُحَمّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَمّارِ بْنِ مَرْوَانَ عَنِ الْمُنَخّلِ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع أَنّهُ قَالَ مَا يَسْتَطِيعُ أَحَدٌ أَنْ يَدّعِيَ أَنّ عِنْدَهُ جَمِيعَ الْقُرْآنِ كُلّهِ ظَاهِرِهِ وَ بَاطِنِهِ غَيْرُ الْأَوْصِيَاءِ
    اصول كافى جلد 1 صفحه: 332 رواية: 2 : صحیح
    ترجمه :
    و فرمود: جز او صياء پيغمبر كسى را نرسد كه ادعا كند ظاهر و باطن تمام قرآن نزد اوست.
    “ظاهر یعنی آنچه که نوشته شده یعنی متن قرآن”” میگوید جز اوصیاء و نه پیغمبر و اوصیاء !!! یعنی خود پیغمبر نیز نمی تواند بگوید همه ظاهر یا همان نوشته مکتوب قرآن را دارد!!!”
    خب معلوم است دینی که قرآن را فقط نزد امامش می داند و پیغمبر را جاهل به متن یا ظاهر قرآن می داند و این روایات را با نهایت ……. ، صحیح می داند، دین را اجبار می کند و مرتد غیر حربی را زندانی می کند و می کشد و شکنجه می دهد. اصلا چه ربطی به اسلام دارند؟ قرآن می گوید کسی که به این کتاب ایمان ندارد کافر است.میگوید کسی که بر خلاف حکم الله رای صادر کند کافر است.
    پس لطفا همینجا راه مسلمانان و شیعیان را جدا کنید.
    خداوند در قرآن می فرماید:
    رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا
    پیامبرانی که بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده بودند، تا بعد از این پیامبران، حجتی برای مردم بر خدا باقی نماند، (و بر همه اتمام حجت شود؛) و خداوند، توانا و حکیم است.[4:165]
    شیعه میگوید:
    3- مُحَمّدُ بْنُ يَحْيَى عَمّنْ ذَكَرَهُ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُوسَى الْخَشّابِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمّدٍ عَنْ كَرّامٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللّهِ ع لَوْ كَانَ النّاسُ رَجُلَيْنِ لَكَانَ أَحَدُهُمَا الْإِمَامَ وَ قَالَ إِنّ آخِرَ مَنْ يَمُوتُ الْإِمَامُ لِئَلّا يَحْتَجّ أَحَدٌ عَلَى اللّهِ عَزّ وَ جَلّ أَنّهُ تَرَكَهُ بِغَيْرِ حُجّةٍ لِلّهِ عَلَيْهِ‏
    اصول كافى جلد 1 صفحه: 253 رواية: 3 : صحیح
    ترجمه :
    و فرمود: اگر مردم زمين تنها دو كس باشند يكى از آندو امامست و فرمود: آخرين كسى كه بميرد امامست تا كسى بر خداى عزوجل احتجاج نكند كه او را بدون حجت واگذاشته است.
    جالب است این که حضرت آدم که از خاک و گل بد بو آفریده شده است را با حضرات شیعه و امامانشان یکی نمیدانند به عبارتی حضرت آدم پدر شیعیان و امامانشان نیست”””} پايان .
    ————————————————!!!!!!!!!!!!!
    واماجواب :درموردروايت اول مقصودازجمع كل آن ،جمع كردني است كه بامباني وهمه معاني آنست يعني معناي اوليه وثانويه وبالاتر.
    ودرموردروايت دوم :قوله { مايستطيع أحد} عدم استطاعت وقدرت ديگران ازصحابه براين ادعا به تجربه وامتحان ظاهر وواضح است زيرا عامه –يعني اهل سنت – معترف هستندكه ائمه سه گانه اهل سنت وديگران ازصحابه جميع آنچه كه درقرآن است نمي دانند.
    ولفظ ” كل” درروايت مبالغه درتاكيداست؛ ومقصودازلفظ”بظاهره” الفاظ قرآن است ومقصوداز” بباطنه” معاني آنست ،يااينكه مقصوداز”بظاهره” معاني اوليه و”بباطنه” معاني ثانيه وثالثه ومعاني بالاتر است.
    ومقصوداز{ غيرالاوصياء} يعني غيرازاوصياي نبي –ص-همه معاني ظاهر وباطن قرآن را نمي دانند زيرا اوصياء رتبه تقدم وخلافت دارندنه ديگران ،زيرااگرامام جميع معاني قرآن رانداندلازم آيداهمال خلق وبطلان شرع وانقطاع الشريعة؛وهرسه اين ملازمه باطل است بحكم شرع وعقل.
    ازاين دوروايت هيچگونه استفاده نمي شود كه پيامبري كه قرآن براو نازل شده است اوقرآن را نمي داندامافقط اوصيائش مي دانند. اين ادعاي باطل شما فقط يك مكابره وزورگوئي بيش نيست. وساير استدلال وسخن پراكني ات ازهمين قبيل است.
    ماهم معتقديم قبول دين اجباري نيست لااكراه في الدين ،حكم صريح درمسأله است .امادرموردارتدادكه يك بحث سياسي درصدراسلام بوده است وفتواي فقهاي شيعه دراين مسأله مختلف است برآن نمي پردازم وفقط شماراارجاع مي دهم نظر آية الله منتظري را دررساله توضيح المسائلش ببينيد.
    اما بگوببينم چراابوبكر شما براي جنگ بارده ومرتدين لشگركشي كرد؟
    اما جواب مربوط به روايت سوم كه ازاصول كافي آورده ايد مبني براينكه حجت خداوندبربشراعم ازنبي ياوصي نبي است ازاول خلقت انسان تاآخرين نفر باحجت خداوندهمراه بوده است وآخرين نفرش امام است كه وصي نبي است وحجت خداوند؛و آدم ابوالبشر خودش پيامبروحجت حق برفرزندانش بوده است وپدرهمگان است چه شيعه وچه سني ويالائيك بوده باشد.واماازكجاي اين روايت برمي آيدكه حضرت آدم-ع- پدرامامان شيعه وپدرخودشيعيان نيست؟
    اين هم ترجمه روايت ازخودشماهست :
    “و فرمود: اگر مردم زمين تنها دو كس باشند يكى از آندو امامست و فرمود: آخرين كسى كه بميرد امامست تا كسى بر خداى عزوجل احتجاج نكند كه او را بدون حجت واگذاشته است”.
    حجت خداوندبربشر اعم است ازاينكه نبي باشد ويا وصي نبي ،قبول داريدكه باحضرت محمد-ص- ارسال پيامبري براوختم شد “ماكان محمدابا احدمن رجالكم ولكن رسول الله وخاتم النبيين…}40 /احزاب.
    وحضرت علي بن ابي طالب ويازده فرزندش-ع- به ترتيب وصي حضرت محمد-ص- هستند وفرزنديازدهم امام علي، مهدي آل محمد –ص- الآن امام غايب ازنظر ازترس من وشما،حجت خداونددرروي زمين است. وهمين آيه شريفه 4/165 نيز يكي ازادله وبراهين ادامه حجت حق برخلق است تاقيام قيامت:” رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا.، 4/165″.
    والسلام علي من اتبع الهدي

     
  31. ایهاالناس!!!!نمی دونم چرا تو این سایت صادق شده عزراییل!!!کسی جرات نداره باهاش بحث کنه پشت کامپیوتر قایمکی بهش حمله می کنه!!!!بابا شماها که استاد منطقین چرا جواب من ناصادق بی منطقو نمی دین!!!دیدین همه حرفاتون هارت و پورت بود!!!!جای بحث مردونه رفتین یه جعلی صادقو ساختین!!!!پس اینهمه مزدک و چزدک و ناشناس و پاشناس و کاوه و یاوه و افلاطون حکیم و آرتین و پارتین و بیداری و خوابی و و…..چی شد؟!!!!!!!!!همتون برین کنار بذارین باد بیاد!!!!

     
  32. علی دینی ترکمانی در گفت‌وگو با شرق: درمجموع فعلا از نظر بی‌اعتمادی شرایط نامناسبی داریم و تله بی‌اعتمادی اجتماعی به‌نوعی جامعه را گرفتار خود کرده است. این وضعیت باعث می‌شود که حتی اگر در مواردی دولت با حسن‌نیت برای پیشبرد سیاست‌های خود اقدام می‌کند، نتیجه مطلوبی نگیرد. به نظر من آنچه که اصطلاحا عنوان تودرتویی نهادی بر آن گذاشته‌ام، باعث شده سیستم در کلیت خود به‌شدت درگیر موازی‌کاری و اتلاف منابع شود، علاوه‌براین، میزان مسئولیت‌پذیری و پاسخ‌گویی آن هم در سطح پایینی باشد و در کنار بی‌ثباتی‌های شدید ساختارهای سازمانی، دورزدن قوانین و درگیرشدن در فساد نیز به‌راحتی انجام شود. وجود این تودرتویی نهادی به معنای این است که دینامیسم درونی ساختار اقتصاد سیاسی ما در جهت تولید و بازتولید پیامدهایی که از آنها سخن گفتیم کار می‌کند و وقتی این کار در طول زمان و به صورت پی‌درپی رخ می‌دهد طبیعتا مردم هم به سیستم بی‌اعتماد می‌شوند. به نظر من برای اصلاح هم فقط بحث دولت، به‌عنوان یک جزء از کل منظومه نظام حاکمیتی، مطرح نیست بلکه کلیت سیستم باید اصلاح شود تا آن مشکل اساسی تودرتویی نهادی حل شود. مادامی که معضل تودرتویی نهادی وجود دارد، این وضعیت هم تکرار و بازتولید خواهد شد. مثلا مردم انتظار دارند که عدالت قانونی رعایت شود اما وقتی قوانین دور زده ‌شوند و فساد تکرار ‌شود یا وقتی عدالت قانونی رعایت نشود و مردم علنا اینها را ببینند، طبیعی است به‌جای اعتماد، بی‌اعتمادی تولید می‌شود.
    مش قاسم: دیگه از این واضح تر؟ داره میگه از اون … (سه نقطه از مش قاسم) که سردمدار و اونی که مجری هماهنگی و غیره برو تا پایین همهشون … (سه نقطه از مش قاسم) دن و حالیشون هم نیست که … (سه نقطه از مش قاسم)دن.

     
  33. BBC:

    هشدار صریح پاکروان
    در بین مقامات حکومت پهلوی شاید کمتر کسی به صراحت حسن پاکروان، رئیس پیشین ساواک، درباره پیامدهای به قدرت رسیدن آیت الله خمینی به آمریکا هشدار داده باشد.حسن پاکروان، رئیس پیشین ساواک درباره عواقب به قدرت رسیدن آیت الله خمینی هشدار صریحی به آمریکا داده بود.
    فردای روزی که شاه زمام امور کشور را به بختیار سپرد و رفت، پاکروان به آمریکایی‌ها توصیه می‌کند که محکم پشت سر بختیار بایستند که در برابر «فاجعه بزرگی» به نام جمهوری اسلامی «گزینه قابل قبول» دیگری ندارند.
    پاکروان در خرداد سال ۱۳۴۲ آیت الله خمینی را دستگیر کرده بود. او چند بار در قیطریه تهران در منزل بازاری سر‌شناس حاج غلامحسین روغنی برای صرف نهار و گفتگو به دیدن آیت الله خمینی رفته بود. پاکروان خاطرات آن دیدار‌ها را عصر ۲۷ دی ۱۳۵۷ با دوست قدیمی‌اش چارلز نس، معاون سالیوان، در میان گذاشت. که بلافاصله به واشنگتن مخابره شد:
    «تیمسار می‌گوید از هر جلسه ملاقات با خاطری بسیار آشفته و پریشان بیرون می‌آمد. (او می‌گوید) شکی نیست که خمینی جذبه عظیمی دارد و سخنور زبردستی است ولی به اصول اخلاقی پایبند نیست، شدیدا جاه طلب است و تمام عوارض ابتلا به روان گسیختگی در وی دیده می‌شود.»
    «پس از مدتی تامل برای یافتن اوصاف دیگر (پاکروان) گفت فکر می‌کند ////////////////// در قالب خمینی تجسم پیدا کرده.»
    آقای پاکروان در گذشته مخالفان شاه در جبهه ملی را هم بازداشت و از نزدیک با آن‌ها آشنا بود. او کریم سنجابی (رهبر جبهه ملی) را فردی «فرصت طلب» توصیف می‌کرد و درباره مهدی بازرگان (رهبر نهضت آزادی) می‌گفت که مردی صادق و بی‌ریاست ولی متفکر باهوشی نیست.
    از نظر رئیس پیشین ساواک، شاپور بختیار شاید چندان معروف نباشد، ولی «یک سر و گردن بالا‌تر» از دوستان سابقش است زیرا «دولتمرد» است و «درونش فولاد دارد» و در واقع تنها گزینه آمریکا برای جلوگیری از بروز «فاجعه بزرگ» جمهوری اسلامی.
    حسن پاکروان چند روز بعد از پیروزی انقلاب دستگیر شد. او یکی از «۱۱ خائن بزرگ رژیم سابق» بود که به دستور صادق خلخالی، حاکم شرع در بامداد ۲۲ فروردین ۵۸ در زندان قصر تیرباران شدند. او به احتمال زیاد هیچگاه از ارزیابی‌های محرمانه سفیر آمریکا خبردار نشد که بختیار را خیالباف و آیت الله خمینی را گاندی می دانست و می گفت جمهوری اسلامی مانند «کویت» روابط دوستانه ای با آمریکا خواهد داشت.

     
  34. سلام. سيامكم. خيلي سعي كردم كه درباره اين موضوع ننويسم اما نتوانستم، از بس پاسخي كه به من دادي ناراحتم كرده و از آن موقع كه چندين ماه مي‌گذرد همينطور از اين سر اتاق به آن سر اتاق مي‌روم و با خود مي‌گويم: آخر يعني چه؟
    بنده از شما سؤال كرده بودم كه چرا در تمامي اين فعاليتهاي سياسي و غيرسياسي كه در خيابان و جلوي زندان و نمايشگاه و توي خانه اين و آن داري، يك بار محض رضاي خدا نشده است كه همسر محترمتان شما را همراهي كند؟ پاسخ داده بودي كه قرار شده بنده مبارزه كنم و ايشان در خانه بماند تا يك لقمه غذا تهيه كند و خلاصه به اين ترتيب ما كار را بين خودمان تقسيم كرده‌ايم!!!
    واقعا اين جواب بود كه دادي؟ شرم نكردي؟ حيا نكردي؟ خجالت نكشيدي؟ يعني بقيه خانم‌هايي كه جنابعالي مدام همراه آنها در حال مبارزه و تظاهرات هستي، شوهرانشان از گرسنگي مرده‌اند يا خواهند مرد؟ يعني جنابعالي براي خاطر يك كاسه آبگوشت، همسر محترمت را در خانه حبس كرده‌اي و ايشان را از مسير مبارزه دور نگه داشته‌اي؟ يعني اين قدر مسائل شكمي براي جنابعالي اهميت دارد؟ خب اگر مشكل غذاي جنابعالي بود، مي‌گفتي سفارش مي‌دادم هر روز از تهيه غذاي سر خيابانتان برايت هرچه مي‌خواستي مي‌آوردند. اين كاري داشت؟ يعني واقعا به فكر خودت نرسيد كه مي‌شود به جاي اين كه همسرت محترمت را براي غذا پختن در خانه حبس كني، براحتي از اين همه تهيه غذا و رستوراني كه هست، غذايت را تهيه كني؟ يعني اين خيلي ضريب هوشي بالايي مي‌خواست؟
    آن وقت ممد جان تو فكر مي‌كني ما اينقدر نفهم و ببو هستيم كه اين جواب تو را بپذيريم؟ يعني بپذيريم كه اگر همسر محترم جنابعالي در هيچ جايي همراه شما نيست، دليلش فقط اين است كه در خانه مانده تا وقتي جنابعالي خسته و كوفته از اين همه مبارزه‌اي كه كرده‌اي به خانه برمي‌گردي، يك كاسه آبگوشت بگذارد جلويت بخوري از گشنگي نميري؟
    نه ممد جان، اين جواب پذيرفتني نيست. پس بيا و راستش را بگو!
    بالاخره جنابعالي هر روز كه نباشد، يك روز در ميان جمعي از دوشيزگان و خانم‌ها حاضر مي‌شوي و دسته جمعي شروع مي‌كنيد به مبارزه كردن دوشاش يكديگر. خب چه اشكالي دارد كه همسر و دختر محترم جنابعالي هم در اين جمع حضور داشته باشند؟ پس چرا نيستند؟ چرا حتي در نمايشگاهي كه از آثار بسيار فاخر و هنرمندانه‌ات گذاشته بودي و دسته دسته خانم‌هاي جورواجور مي‌آمدند و با جنابعالي درباره اين آثار هنري اختلاط مي‌كردند، همسر و دختر محترم جنابعالي حاضر نشدند؟
    آخر مرد حسابي به دوستان و هواداران خودت حق بده كه چنين سؤالي در ذهنشان به وجود بيايد. جان من، جان خودت، جان هر كس كه دوست داري هم نگو كه در خانه بودند داشتند آبگوشت درست مي‌كردند. راستش را بگو. منتظرم!

    ————————
    دوست گرامی
    به حوزه ی خصوصی مردم کاری نداشته باشیم.
    این، تخستین پله از پله های ادب است.
    باشد؟

     
    • جناب سیامک، شما با این نوشته دراز هیچ چیزی را نگفته‌ای که از هیچ نقطه نظری درخور کمترین ارزشی باشد و یک کلمه حرف حسابی‌ جز دخالت آشکار و سرک کشیدن بی‌ ادبانه در حریم خصوصی دیگران در این نوشته شما نیست. شما هیچ حرفی‌ دیگه نداشتی یا یاد نگرفته‌ای که آداب و مرام و اخلاق و نزاکت و حریم خصوصی دیگران را ملاک و معیار‌هایی‌ هست تعریف شده، شناخته شده و جا افتاده و قابل احترام؟ قحطی طرح مطلب و موضوع و پرسش و اظهار نظر و انتقاد و تحلیل و بحث تا این اندازه در شما بیداد میکنه؟ من زحمت با ارزش صرف وقت برای یک منفی‌ هم به شما نیمدهم.

       
    • آقای سیامک،
      متاسفانه مشکل افرادی مثل شما این است که هنوز در افکار سنتی و مردسالاری یا دقیقتر بگوئیم افکار عصر حجری خود مانده اید و حتی لحظه‌ای به فکرتان خطور نمیکند که زن و فرزندان، انسان ها ی مستقلی هستند مثل من و شما و خود شان حق دارند تصمیم بگیرند در چه مراسمی میخواهند شرکت کنند. ولی شما فکر میکنید که زن و فرزند و خواهر مثل برده باید در خدمت شما و افکار شما باشند و دقیقا همین را هم از آقای نوری زاد انتظار دارید.
      آقای سیامک، باور کنید که زمان آن رسیده است که به خودود بیایید و همه افراد

       
    • آقای سیامک،
      مشکل افرادی مثل شما این است که در افکار سنتی و مردسالاری یا دقیقتر بگویم افکار عصر حجر ی خود مانده اید و به فکرتان خطور نمیکند که زن و فرزندان و خواهر و مادر انسانهای مستقلی هستند و خود باید تصمیم بگیرند در کجا میخواهند حضور داشته باشند. از نوشته تان بر میاید که از آن گروه افرادی هستید که برای شرکت در انتخابات و تظاهراتی که تمایل دارید خود مثل ارباب در جلو راه می افتید و خانواده محترم مثل رعیت پشت سر شما باید حرکت کنند و وظیفه خود را نسبت به شما ادا کنند. از آقای نوری زاد هم انتظار دارید که مثل شما رفتار کنند.
      آقای سیامک، باور کنید زمان آن رسیده است که به خود بیایید و به همه افراد مونث و مذکر، دیندار و بیدین ، ایرانی و غیر ایرانی احترام بگذارید .
      امیدوارم خداوند در این راه شما را یاری دهد.

       
    • An embarrassing and shameful comment, deserved only to be totally ignored. What a shame.

       
    • سلام بر سیامک عزیز و عصبانی
      دوست گرامی یکبار و فقط یکبار و تاکید می کنم یکبار ما مردم ایران برای هرکسی فارغ از هر ایده و مرامی و جنسیتی یک حقی قائل شویم.اصلا آقای نوریزاد می خواد خویشتن را به آتش بکشد بنده می خواهم بروم دیسکو شما می خواهی مهاجرت کنی یک دیندار می خواهد به دین خود بپردازد و…. تا زمانیکه آسیبی بر دیگران وارد نکرده به ما چه ربطی دارد؟اصلا شما فرض را بر این بگیر که همسر نوریزاد طرفدار دو آتشه نظام است و با نوریزاد مخالف صد در صد باز به ما چه؟به یاد می آورم یکبار دوستی از فواید شراب قرمز در نزد من سخنها می راند و در پایان گفت تو چرا هرگز شراب نمی نوشی؟بنده به جای اینکه مانند بسیاری بپردازم به حرام و حلال و بالا و پایین و…در یک جمله به او گفتم آیا هرگز شده من بتو بگویم چرا می نو شی؟گفت نه؟گفتم پس تو هم این سوال را از من نکن.دوست عزیز ببین نوریزاد هم می تواند از شما بپرسد چرا حتی بدون همسر خود در جایی حاضر نمی شوید با همسر پیشکش!!پاسخ من به ایشان با تمام احترامی که برایش قائل هستم یک چیز است به شما ربطی ندارد.
      پاینده و پیروز باشید.

       
  35. با سلام

    يادش به خير وقتي كه خردسال بودم با شروع ماه رمضان در شهر آبادان شور وحال وسرور وشادي در همه جا به چشم مي خورد ولي با حدوث انقلاب و بعد از آن جنگ 8 ساله اين شهر به مخروبه اي تبديل شد و بعد از دهها سال از خاتمه جنگ خرابيها در همه جاي شهر مشهود است
    جناب رهبر با ثروت صدها ميليارد دولاري حاصل فروش نفت خوزستان در مدت بيش از ربع قرن رهبري بر ايران چه کردي جناب رهبر روز جزا و قيامتي هم هست در آنجا منتظرت هستيم
    ————————
    آياتي از قرآن كريم تقديم به جناب رهبر آقاي خامنه اي

    1=إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُوا عَنْهَا لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَلا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُجْرِمِينَ(40)لَهُمْ مِنْ جَهَنَّمَ مِهَادٌ وَمِنْ فَوْقِهِمْ غَوَا شٍ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ(41)

    2=وَلَوْ أَنَّ لِكُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ مَا فِي الأَرْضِ لافْتَدَتْ بِهِ وَأَسَرُّوا النَّدَا مَةَ لَمَّا رَأَوْا الْعَذَابَ وَقُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَهُمْ لايظلَمُونَ(54) يونس

    3=وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أُوْلَئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الأَشْهَادُ هَؤُلآءِ الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى رَبِّهِمْ أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِين

    و اين آية يكي از بهترين آيات بيان كننده عاقبت ظالمين است
    وَلاَ تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلاً عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الأَبْصَارُ(42)
    و خداى را از آنچه ستمكاران مى كنند غافل مپندار، همانا [كيفر] آنان را واپس مى دارد براى روزى كه در آن، چشمها
    از حركت باز مى ايستد

     
  36. مازیار وطن‌پرست

    برای هموطنم ناصر و آن‌هایی که با کوفتن بر طبل نفرت نژادی و مذهبی او را به راهی اشتباه سوق داده‌اند:

    «کافی است هر کس دی ان ای (DNA) خود را به آزمایشگاه دهد و ببیند که چیزی به نام نژاد، افسانه‌ای بیش نیست. ایرانی بودن، یعنی شهروند ایران بودن، نه نژاد آریایی داشتن. چیزی نیز به نام نژاد عرب وجود ندارد که بتوان با قطعیت صدها میلیون انسان را بدان منتسب کرد. بخشی عظیمی از عرب‌زبانان امروز، پیش از اسلام، زبان و دینی دیگر داشتند و امروز نیز میلیون‌ها عرب‌زبان، مسیحی و یهودی یا پیرو ادیان دیگرند. بخش عظیمی از ایرانیان امروز خود را از تبار پیامبر می‌دانند و شمار بسیاری نیز زاده‌ی ازدواج‌های میان‌قومی و میان‌منطقه‌ای هستند.

    این‌که عرب‌ها به ایران حمله کردند، واقعه‌ای تاریخی است. این به معنای آن نیست که پدران یک‌یک عرب‌های امروز در برابر پدران یک‌یک ایرانیان امروز مسئول‌اند. تاریخ گذشته پر از حمله و خشونت و غارت است؛ یونانیان، عرب‌ها، ایرانی‌ها، مغول‌ها ترکان و دیگران در جنگ‌های توسعه‌طلبانه خون‌ها ریخته و جان‌ها گرفته‌اند. اما عرب‌هایی که به ایران حمله کردند، نه امروز زنده‌اند، نه نسبت آنان با صدها میلیون عرب دیگر روشن است و چه بسا نسبت نژادی آن‌ها با عرب‌های امروز با نسبت‌شان با ما ایرانی‌ها یکی باشد. چه بسیار ایرانیان که در دربار خلیفه‌های اسلامی وزارت و دبیری کردند و چه انبوه خانواده‌های عرب که به سرزمین‌های فارس‌زبان مهاجرت نمودند.

    از سوی دیگر، ایرانی‌ها، حتا اغلب روشن‌فکران و تحصیل‌کردگان، به ندرت آگاهی روزآمدی از تحولات فرهنگی و اجتماعی در کشورهای عربی دارند. عرب در ذهن آن‌ها یعنی عرب جزبره العرب هزار سال پیش. تنوع فرهنگی و اجتماعی و سیاسی جوامع عرب بسیار است و همه را به یک چشم نگریستن تنها گواه نادانی است. حتا زبان عربی همه‌ی کشورهای عربی یکی نیست و شهروند مراکشی زبان شهروندی مصری را نمی‌فهمد؛ با آن‌که هر دو از نظر جغرافیایی در بخش شمالی قاره‌ی افریقا هستند.

    پرخاش‌گری و نفرت‌پراکنی به نام نژاد، جهالت جنون‌آمیزی است. در تاریخ، نیرومندترین نمونه‌های این دیوانگی افسارگسیخته، به انتحار یک ملت، دولت یا دوره انجامیده است.»

    «بالاگرفتن موج افتخار به «نژاد آریایی» و رشد نوعی ناسیونالیسم سخیف و خشن، نشانه‌ی بحرانی فراگیر و خطرناک در جامعه‌ی ایران است. هر ناسیونالیسمی که کشور، ملت-دولت و شهروندی را نوعی قرارداد نبیند، لاجرم به خشونت و جنایت می‌انجامد. ایرانی بودن، قرارداد است نه هویتی ذاتی، زبانی، نژادی، مذهبی یا قومی. مرزهای ایران، مانند مرزهای دیگر کشورها قراردادی است و طی سده‌های مختلف، تغییر کرده است. شهروند هر کشوری بودن به معنای برخورداری از حقوق سیاسی و رابطه‌ی خاص داشتن با نهاد دولت است و امتیاز و برتری ویژه‌ای برای کسی نمی‌آورد.

    جمهوری اسلامی در وهله‌ی نخست به جای آن‌که دولتی برای همه‌ی ایرانیان باشد، نظامی ایدئولوژیک است که حتا مصونیت هواداران و وفاداران و سردمداران دیروز آن هم در آن تضمین‌شده نیست. هزاران ایرانی اکنون در خارج از ایران هستند و امکان بازگشت به کشور را ندارند. در عوض چه بسا گروه‌های غیر ایرانی که به دلیل همکاری نظامی و سیاسی با جمهوری اسلامی، به راحتی به ایران رفت و آمد می‌کنند. هم‌چنین، جمهوری اسلامی، نظامی استوار بر تبعیض زبانی، قومی و مذهبی است و این تبعیض نه تنها سیاسی و اجرایی است که قانون اساسی نیز بدان مشروعیت بخشیده است.

    شکست ایدئولوژی اسلامی – و ایدئولوژی‌های دیگر سده‌ی بیستم – به خلأ ایدئولوژیک و بحران هویت انجامیده است. به ویژه، بخش عظیمی از ایرانیان جوان، از دولت و برنامه‌های اسلام‌گرایانه‌ی آن، دل‌زده و سرخورده‌ شده و در نتیجه‌، احساس بی‌ریشگی وانهادگی می‌کنند. این حس وانهادگی و تنهایی، به قول هانا آرنت، انسان‌ها را در خطرناک‌ترین موقعیت‌ها قرار می‌دهد؛ آن‌ها در معرض توهم و فریفته‌شدن قرار می‌گیرند: جذب جنبش‌های افراطی و ایده‌آل‌های خیالی می‌شوند تا از تنهایی به درآیند. می‌خواهند عضو مجموعه‌ای بزرگ‌تر و مهم‌تر باشند تا زندگی‌شان معنا پیدا کند، پایشان روی زمین‌ سفت‌تری قرار گیرد. موج دین‌گردانی‌ها از اسلام به بی‌خدایی یا ادیان دیگر هم تا اندازه‌ای برای درمان این تنهایی است.

    ناسیونالیسم نژادگرا، مذهب‌بنیاد یا زبان‌بنیاد، خشونت‌زا و مانعی بر سر راه برقراری آزادی و دموکراسی است. هر تعریفی از ناسیونالیسم که همه‌ی شهروندان یک کشور را برابر نداند و در برنگیرد، آن کشور را در معرض ارتکاب جنایت‌های مهیب یا قربانی خشونت‌های تازه شدن قرار می‌دهد.»

    نشانی منبع و متن کامل: http://mehdikhalaji.com/archives/1142

     
  37. شرم داریم تا شرم ، مگر نشنیده اید که لا حیاء فی الدین !
    جانان من اندوه لبنان کشت اقا را !

     
  38. ننگ بر ///////////////// و عمله هایش که در کاخهایشان نشسته اند و کودکان این سرزمین در باید در خاک و خل ،معتاد به دنیا بیایند

    http://iranianuk.com/20160607121108016/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%86%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D8%B3%D9%88-%D8%AA%D8%BA%D8%B0%DB%8C%D9%87

     
  39. سلام برروزه داران گرامي ونوري زادمكرم

    حلول ماه مبارك رمضان را برروزه داران مكرم ومحترم تبريك وعرض ادب دارم ،اميداست ازدعاي خيرفراموش نفرمايند. اللهم اصلح كل فاسدمن امورالمسلمين واللهم فك كل اسير.

    آري جناب نوري زاد اين يك دروغ آشكاراست وازوي قبيح است البته كشتار انسانهاي بي گناه خيلي قبيح تر وأقبح است .
    كشتن يك انسان بي گناه همانند كشتن همه انسانهاي روي زمين است.ازكلام خداوندمتعال الجبارالمهيمن.

    واما جناب نوري زاد درپست قبلي خيال پردازي هاي مهمي كرده بوديد كه بسياري ازسخن پراكني تان دروغي بيش نبود كه جناب كاوه نقدي مستدل وجامعه شناسانه وتاريخمندانه داشتند .

    من مي خواستم برنقدايشان صحه بگذارم باخودگفتم حالانوري زاد درجواب براي من چندتا فحش هاي آبدارطنزگونه مي نويسد ازاين روخودداري كردم. اماديدم برادرودوست عزيزم جناب آقاسيدمرتضي -اعلي الله كلمته-برنقدجناب كاوه في الجمله صحه گذاشته بودند وشماهم بلافاصله حدس مراعملي كرده وابرازفحاشي فرموده بوديدوازوي بي مستندبودن ادعاهايتان راخواستارشده بوديد كه ايشان هم بلافاصله سخنان بي دليل وبي سندشمارا مرقوم ورديف كرده بودند؛سعيه مشكور.
    پس شماهم مشكوك مي نمائيد.

    اي عزيز ابرازسخنان بي سند ودليل گفتارحقايق وواقعي شمارا هم بي اعتبارمي كند ومي شويدچوپان دروغگو لذاازاينگونه سخن پراكني بي سندومدرك جدابپرهيز وبراي صحت وقربت روزه تان هم مشگل ساز مي شوداگرروزه دارباشيد ؛بنظرم بااين مريضي كه شماداريدوباكهولت سني روزه براي شما واجب نباشد خودتان رابه زحمت نيندازيد.
    بقول جناب كورس: پرتوان وپرانرژي باشيد.

    واما جناب كورس گرامي به سؤآلهاي من پاسخي نداده اند هنوز اميدهست كه بحث راپي گيرباشند ودريك نقطه متوقف نباشندوماوديگرطالبان رامستفيدبفرمايند وايرادشان را براين خداي لاشريك له اديان ابرهيمي مستدل متذكرباشند اگرخداباورملامتي نيستندوگرنه آنچه راكه خودشان باكاوش رسيده اند ومي پسندندبيشترغوركنندتاروز مبادا كه يوم تبلي السرائراست پاسخگوي بحق باشند. درست است كه إن الشرك لظلم عظيم ،است واما الا نكارمن عنادأظلم.؛يوم يفرالمرء من أخيه وصاحبته وبنيه.
    باآرزوي سلامتي وتندرستي براي همگان ناظران محترم بالاخص جناب كورس گرامي انديشمند وانديشه پرور .
    وازعالم رباني محقق انديشمندجناب آقاسيدمرتضي مكرم ازدعا ي خيردرمظان استجابت متواضعانه التماس دارم.
    دعاگوي همگان
    مصلح

     
    • سلام جناب نوري زاد

      توضيح: مقصودم ازنقدبرنوشتارپست قبلي شما نقد جناب كاوش بودكه به اشتباه نقدكاوه رقم خورده بود.بدينسان تصحيح مي شود.
      مصلح

       
      • دوست و برادر گرامی جناب مصلح بزرگوار

        سلام علیکم

        سپاسگزار محبت و حسن ظن شما به این حقیر هستم ،و ضمن دعا گویی همیشگی برای جنابعالی ،من بیشتر بدعاء خیر شما نیازمندم.
        ملتمس دعا

         
  40. شرمندگی علی(ع) و شرمندگی علی!

    مولای ما علی علیه السلام شرمندگی خود را با چشیدن آتش تنور شرمنده کرد

    و

    شرمنده شدن شرمندگی از نوع شرمندگی علی ؟!

     
  41. ماه روزه داری بر همۀ پرهیزگاران اخلاقی مبارک. از جمله آنهائیکه که اگر در مسند قدرتند، وقتی ستمی دیدند از مرکب پیاده می شوند قبل از اینکه چشمشان به دیدن و گوششان به شنیدن صدای ستمدیده ها عادت کند. خوبانیکه اگر دستی در قدرت هم ندارند، در هر موقعیتی که هستند، در مراعات حق و ناحق می کوشند، روزشان به ستم، با فحاشی، با توهین، با کم فروشی، با پرونده سازی، با تحقیر و تمسخر و با بذله گویی های سبک، و با تهمت افکنی علیه مخالف شب نمی شود. آنانیکه زود قضاوت نمی کنند، سر در اندرونی زندگی دیگران نمی کنند، یکرو و اهل ادب و مدارا و درستی اند، در تشخیص مرز موئین درستی و نادرستی اهل وسواسند، و برای تسویه حساب های سیاسی از آبرو و خانوادۀ افراد مایه نمی گذارند.

    ابراز شرمندگی از سوی مسئولان یک کشور، بخاطر بحرانهایی که قابل پیشگیری نبوده اند پذیرفتنی است اما آیا بحران بیکاری در ایران هم قابل پیشگیری نبود؟ آقای روحانی در مراسم افتتاحیه مجلس بصراحت گفت که امروز در دنیا کشوری وجود ندارد که بدون تعامل با دنیا توانسته باشد برای جوانانش شغل درست کرده باشد. اما کمتر از ده روز بعد، در مراسم 14 خرداد رهبر انقلاب جمله ای به این مضمون می گوید که “تعامل و ادغام اقتصاد با دنیا چه معنایی دارد جز اینکه سرمایه دارانی با محور صهیونیزم منابع مالی را به سوی خودشان جذب می کنند”. چرا اگر رئیس جمهوری با علم به فاجعۀ در راه بیکاری، راه حل را لااقل برای این برهه در تعامل با دنیا می بیند، درها به رویش بسته می شود؟

    من نه به شرق متمایلم، نه از سرمایه داری و ادغام اقتصاد با غرب دفاع می کنم، اما آنقدر می فهمم که اینکه بیش از 60 درصد تولید کشور متوقف مانده، دلیلی ندارد جز سالها دوری از تکنولوژی های روز دنیا (ولو تکنولوژی بافت جوراب یا بسته بندی خشکبار) و به تَبَع آن عقب ماندن از رقبای منطقه ای، بی کفایتی مدیران کلان، و البته قاچاق. آنقدر می دانم که در کشوری که رئیس جمهور روحانی می داند قاچاق کار کیست اما به جای افشاگری به گفتن اینکه “دستگاه فاسدی می‌تواند کالای قاچاق وارد کند” بسنده می کند، کار تولید و اشتغال و آتیۀ جوانان به این زودی ها سامان نخواهد پذیرفت. من می دانم که برای کشوری که عمدۀ صادراتش نفت است، کمترین دستاورد ادغام با دنیا این است که می توانستیم به سیستم بانکی دنیا متصل شویم و به جای بنجل جات چینی در ازای پول نفت، کالاهای مورد نیاز کارخانه های خودروسازی و نساجی را بی دردسر و مستقیم وارد کنیم و سرپا نگاهشان داریم تا دیگر شرمندۀ روی جوانان نشویم. اما بی توجه به عرف و قوانین بین الملل، در مقابل کاغذ پاره خواندن قطعنامه ها توسط آن مردی که اکنون رفته است، موضعگیری نکردیم تا این کاغد پاره ها، سرزمین کهن و آباد ما را تبدیل کرد به شوره زار و بستری برای واردات کالاهای تفنّنی ساختۀ کشورهای همسایه. امروز آیا می شود دستاورهای هسته ای را، حتی اگر مایۀ مباهات و فخر باشند، در سینی ای گذاشت و به جای شرمندگی تقدیم یک جوان بیکار کرد؟ ضمناً اگر بنا بر ابراز شرمندگی بابت بحران بیکاری باشد، بحران های دیگری هم هستند که خطراتشان کم از آسیب های ناشی از بیکاری نیست. حتماً خوانده اید گزارش دیروز وزیر کشور را به مجلس دهم دربارۀ آسیب های اجتماعی موجود در کشور. روزنامه ها از آن با اسم گزارش “تکان دهنده” نام برده اند، اما من نداستم این گزارش های تکراری آیا قرار است برای مردمان راضی به بی اطّلاعی و مقصر در فقر فرهنگی و اخلاقی فعلی تکان دهنده باشند یا برای مسئولان کاملاً مطّلع؟

    جوانی که شغلی از او دریغ می شود، هویّتش را خواهد باخت، و اگر که خانواده اش به این خاطر از هم بپاشد و به اعتیاد دچار شود آینده اش کاملاً تباه خواهد شد؛ و کیست که نداند که وجود هشت میلیون بیکاری که نوید ظهورش را تا کمتر از یک دهۀ آینده داده اند، چه سمّ مهلکی است برای یک جامعۀ گرفتار در مشکلات معیشتی و سرگردان در چالش های فرهنگی. کافی است عدد هشت میلیون را در تعداد افراد خانوادۀ آنان ضرب کنید. منِ شهروند عمیقاً برای آیندۀ سرزمینم نگرانم و بر این باورم متأسّفانه که کار از کار گذشته، و کمی برای عمل و پیشگیری از بحرانی که برای ظهور بی تابی می کند دیر است، اما بعید می دانم این نگرانی جایی در میان بسیاری از مسئولینی داشته باشد که رفتارشان به نوعی انتقام گیری از این مردم می ماند، آنجا که مطالبات صنفی کارگران یا طلب شادی در محافل خصوصی را نیز با درفش و تازیانه پاسخ می دهند برای عبرت دیگران. شرمندگی، تسلّایی برای آینده های تباه شده، عمرهای هدر رفته، بدن های تازیانه خورده، و جوانی های بی امید سپری شده نیست.

     
  42. مصلح آبادی اراکی

    با سلام . رهبری نظام بنا بر مصلحتی خویش ساخته ، سالیانی است کذب و دروغ زیاد میگوید ، مثل همین مطلبِ شرمگینی از بیکاری جوانان ، حق الناس ،کسانی که مرا قبول ندارند هم بیآیند رأی بدهند ، دو گروه سیاسی چپ و راست دو بال نظامند و قس علی هذا . رهبری روزگاری است که بیش از توان خود در مجامع سخن میگوید . در 14 خرداد در حرم امام خمینی خیلی بیش از آنکه سخن درخوری گفته باشد ، بیشتر سخنانش تکراری که همان ” دشمن ” را حدود یک ساعت و نیم تکرار کردند . ناخودآگاه یاد نویسنده شهیر سر وانتس و خالق اثر و داستان شگرف او ” دن کیشوت ” افتادم که قهرمان داستان یا همان ” دن کیشوت ” با تفکر شیزو فرنی خود ، آسیاب بادی ها را ” دشمن ” فرض میکرد و همیشه در حال حمله به آسیاب بادی ها بود ! رهبری یک روز سخن از ” کش ندادن ” و روزی دیگر سخن از برچیدنِ ” زبان انگلیسی ” و روزی دیگر جمایت از ” بورسیه های ” غیر قانونی . روزی دیگر ” نزدیک بودن نظرشان به رئیس جمهور ” مشنگ سالار ” قبلی که همگی به قول اهل عقل و علم ، که بیشتر این سخنان خالی از حقیقت و بیشتر ” جفنگ ” بوده است . اما ببینیم که بزرگان درباره اینگونه سخن گفتن ها چه آورده اند ! امام هشتم شیعیان امام رضا می فرمایند : روشن تر از خاموشی ، چراغی ندیدم و سخنی به از بی سخنی نشنیدم . شیخ اجل مصلح الدین شیرازی می فرمایند : تا مرد سخن نگفته باشد / عیب و هنرش نهفته باشد . نظامی گوید : با این‌که سخن به لطف آب‌ست / کم‌گفتن هر سخن صوابست – آب ارچه همه زلال خیزد / از خوردن پر ، ملال خیزد – کم گوی و گزیده گوی چون دُر / تا ز اندک تو جهان شود پُر – لاف از سخن چو در توان زد / آن خشت بود که پر توان زد –

     
  43. استاندار خراسان رضوی: اجازه کنسرت تا شعاع چندکیلومتری حرم داده نمی‌شود.
    مش قاسم نارضوی: ولکن در همسایگی حرم … (سه نقطه از مش قاسم) خونه ها همه مشغول کار، شیره … (سه نقطه از مش قاسم) همه دائر، دزدی و رشوه برقرار، دروغ و ریا تا دلتان بخواد فت و فراوان.

     
  44. آمار وزیر کشور: ۱۱ میلیون حاشیه‌نشین، سه و نیم میلیون بیکار! (محض اطلاع، اینا هرکی که یه ساعت (۶۰ دقیقه) در روز کار کنه جزو بیکاران به قلم نمیارن.)

    مش قاسم: چشم منقلابیون اسلامی روشن که هم میخواستن این دنیامون رو بهتر کنن هم اون دنیامون رو. … (سه نقطه از مش قاسم) دن به هر دوتاش. قربون زبون فارسی و مثال های این زبون: از کوزه برون تراود هر آنچه در اوست! از حکومت اسلامی بیش از این چیزی در نمیاد. بر هرچه شیاد نعلت.

     
  45. منتها آرزوم یه شهابسنگه به کوچکی هیمالیا وسط لوت زنگی احمد. به جوونمردی قسم با یه شاخه گل میرم استقبالش اگه بدونم کی اصابت میکنه

     
  46. یا علی غرقش کن منو هم باهاش

     
  47. واعظان کین جلوه بر محراب و منبر میکنند
    چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند
    گوئیا باور نمیدارند روز داوری
    کین همه قلب و دغل در کار داور میکنند

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

82 queries in 2434 seconds.