سر تیتر خبرها
پریدن از روی کپه های آتش

پریدن از روی کپه های آتش

یکی از اعماق به من نهیب می زند: دستِ قلمت را بگیر و شعله اش فرو بنشان و به بهار بنگر واز شکوفه ها بنویس. از حاجی فیروزها بنویس. از سبزی پلو با ماهی. از ترقه ها و فشفشه ها و کپه های آتش. از سین های سفره ی هفت سین. از هجوم مردم به شمال و مشهد و شیراز. و این که: با شادیِ مردم شاد باش. و یا بیا و دلمردگیِ مردم را با توصیه های نوروزی ات کف مالی کن.

به همو که از درون با من سخن می گوید می گویم: اشتباه تو در این است که بین من و قلمم جدایی می بینی. وحال این که من خودِ قلم ام. و قلمم، خودِ من. من و قلم دست در دست هم به هر ناکجا سر می زنیم و از هر روزنی سر بر می آوریم و از هر شعله ای سراغ می گیریم و با سوز هر حنجره ای می سوزیم و با داغِ هر درمانده ای می گدازیم و از جیب جماعتی و آستینِ عبای بعضی ها خبر می آوریم. با این همه می گوییم: ای بچشم. و من و قلم فریاد می زنیم: ای مردم، نوروزتان پیروز. به امید سالی نیکو برای ایرانیان و برای هر کس در هر کجا. و می گوییم: ای بهار، خوش آمدی. که اگر سر زدن های هرساله ی تو نبود، ما و ملایان، خدا را در مطبخِ اختصاصیِ خود ذبح می فرمودیم و جایگاه پروردگاری اش را به نوکرهای دستِ چندمِ خود هبه می کردیم و خود برای به چنگ آوردنِ تاجِ ” فرا پروردگاری” با هر معترضی در می افتادیم و برای هر بنی بشری رجز می خواندیم و ملت ها را به عزا می نشاندیم و سرزمین ها را مثل موریانه می جویدیم و میخ اسلامِ ناب را بر سرِ خرابه های جهان می کوفتیم و در همان خرابه ها، عمامه از سر بر می گرفتیم و تاجِ فرا پروردگاری بر سر می نهادیم. یا للعجب ای خدا، بیا و بیاموز از ما آداب پروردگاری را!

می بینم: زمستان بی اعتنا به ما، راهش را کشید و رفت. بهار نیز بی اعتنا به ما می آید و می رود. انگار دقیقه ها و ماه ها و سال ها و ستاره ها و کهکشان ها صورت از ما برگردانده اند و بی اعتنا به ما پای در وادیِ فلکیِ خویش دارند. راستی چرا هم زمین و هم آسمان و هم زمان صورت از ما برگردانده اند و اعتنایی به ما ندارند؟ ما مگر چه کرده ایم؟ یا مگر چه باید می کردیم که نکرده ایم؟ می گویم: آنجا زمین و آسمان به پای بشر می افتند و رام او می شوند و هستِ خود را در طبق می نهند و تقدیمِ بشر می کنند که این بشر نیز، در پیمانه ی پاداشِ پدیده ها سپاس افکند. و ما سپاسِ از هستی را با سپاس از جماعتی نابکار تاخت زدیم. وقتی ما سپاس از درخت و آب و کوه و اکسیژن و سپاس از زمان یا عمری که به امانت به هریک از ما داده شده را به سپاس از پخمه هایی بدل کردیم که مغزی فندقی دارند و با همان مغز فندقی اراده ی سیطره بر جهان دارند، چرا نباید ریزگردها از عراق بر بخیزند و راه طولانی خرمشهر و آبادان واهواز تا تهران را بپیمایند برای گفتن همین یک نکته که: راه را کج رفته اید ای ایرانیانِ انقلاب اسلامی کرده!

من هفته ی پیش فیلمی دیدم از یکی از شهرهای سوریه. که بمب های ما و بمب های بشار اسد سوراخ سوراخش کرده بود و جنبده ای در آن نمی جنبید. این شهر جوری متلاشی شده بود که گویا ملات این شهر از چوب بوده و موریانه ها جویده اندش. مردمانش چه؟ قلمم می گوید: از مردمانش مپرس اما از من بپرس چرا در این بهار بخندم آنجا که ملاهای ایرانی به اسم مردم ایران فتنه ها آراسته اند و کشورهایی را به آتش کشیده اند و خود از روی شهرهای آتش گرفته می جهند و سرود می خوانند که: سرخیِ تو برای من، اسلام نابم مال تو!؟

اینستاگرام: mohammadnourizad
تلگرام: telegram.me/MohammadNoorizad
ایمیل: mnourizaad@gmail.com

محمد نوری زاد
بیست و نهم اسفند نود و چهار- تهران
Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

90 نظر

  1. یه سوال ا جناب ره بر
    جناب ره بر امام راحلتون فرمود اقتصاد مال خره و حالا شما رو اقتصاد تمرکزو تاکید میکنین. انگار رو خط امام نیسین

     
  2. پیام نوروزی رهبر خطاب به ایرانیان
    ای مردم کشوری که نمی خواهم نامش را ببرم ای مزدوران خاینین نفوذی های دشمن ای غیر خودی ها ضد انقلابی ها خاک بر سرتان کند با این جارشنبه سوری و نوروز باستانیتان. شما با این از روی آتش پریدن هاتان آب بر آسیاب دشمن می ریزید. حالا دیگر آنقدر گستاخ شده اید گه هم دیگر را ماچ میکنید. مرده شور خودتان و عیدتان را ببرد حالا دیگر جرات پیدا کرده اید میحندید. انشا یااله بر روی آب بخندید. حتمن فردا میخواهید حرکات موزون دشمن پسند بکنید. آنهم از برنامه اسیتجتان که 20 میلیون نفر می می نشنید بین چند تا رقاص و قرتی بهترین را انتخاب کنی. حضرت امام فرمود ارتش 20 میلیونی بسیج درست کنید حالا بسیج میشوید برای دیدن یک مشت خاک بر سرتر از خودتان؟
    اندیشمندانتان را هم که خودم تپانده ام در زندان. آن نوریزادتان را هم خودم گفته ام چند زمانی دلقک بازی کند. خیال نکند کسی شده است. بدانید که هیچ غلطی نمیتوانید بکنید. دیگر هم از این غلط ها بکننید مادرتان را می..
    ضمنن دیگر اقتصاد مال خر نیست بلکه در درجه اول اهمیت قرار دارد. بروید اقتصادتان را خوب کنید بیاورید بدهید به من.

     
  3. سلام دکتر این نامه ای که براتون ارسال میکنم به درخواست نویسندشه گفتند که دکتر هرطور صلاح میدونن زحمت انتشارش را بکشن

    ————————–
    نامه ی سر گشاده ی کیوان کسرایی یکی از پیروان آیین اهل حق ( یارسان) در استان کرمانشاه به رییس جمهور .

    این نامه فریاد دادخواهی
    جامعه ی اهل حق است ، بر احقاق حقوق شهروندیشان .

    « درود بر روان پاک شهیدان راه سربلندی و آزادی ایران»

    (بعلت محدودیت حجم متن در تلگرام ، این نامه در دو بخش منتشر شده است )

    « بخش یکم »

    « مقام مقبول ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران جناب آقای دکتر حسن روحانی »
    با تقدیم سلام
    و تبریک به خاطر پیروزی اعتدال گرایان در انتخابات اخیر.

    هر چند دریافته ام که حضرت عالی به قدر کفایت از زبان دل مردم ایران تبریک و تهنیت دریافت کرده اید.‌ .
    بر آمدن دولت تدبیر و امید نوید بخش امیدی نو برای فرا رسیدن بهار صلح و آرامش بود‌.
    بهار به ما باز پس داد ، آنچه را که زمستان از ما ربود.
    بهار آمد و نور امید در جانهای خسته جوانه داد.
    زمستان شکست و رفت.

    آقای رییس جمهور‌
    خاکسار این قلم می خواهد فریاد داد خواهی جامعه ی اهل حق را به گوش شما برساند.اهل حق های رنج دیده و مزه ی تبعیض چشیده.
    در طول تاریخ ناسپاس ما جفایی که بر این مردمان رفته است ، مانندی ندارد. سالها با سختی های توان فرسایی روبرو بوده اند.
    آسیب های عمیق پذیرفته اند و سالها وهن و تحقیر بر آنها گذشته است, اما دلسوخته و لب دوخته با کوهی از مشکلات ساخته اند. از سالهای دور این سوال در اندیشه ام جولان می داد ، که چرا پیروان آیین کهن «ایرانی اسلامی» اهل حق ، با شماری چشمگیر در سرتاسر ایران و مخصوصا استان کرمانشاه در حساس ترین موقعیت جغرافیایی سرزمینی صدها سال با موجودیت آیینی ، اجتماعی ، سیاسی و جانفشانی ها در دفاع از کیان ملی بجنگند و کشته شوند، اما همچنان از بسیاری از « حقوق شهروندی شان» محروم باشند ؟

    آقای دکتر روحانی

    مردمان اهل حق انسانهایی به غایت مهربان ، نجیب و با فرهنگ اند, به راستگویی و درستکاری شهره اند. در آیین و باورشان خشونت و افراط گرایی جایی ندارد. عاشقانه ایران را دوست دارند. به تمام ادیان ، آیین ها و عقاید از هر رنگ و ملیتی سخت احترام می گذارند.
    چکیده ی آیینشان عشق ، صلح و دوستی ست.
    جوانانشان استعدادی نبوغ آمیز دارند ،در این سامان به تیزهوشی و ذکاوت زبانزد خاص و عام اند ودر هنر استعداد شگفتی دارند.,

    آقای دکتر روحانی

    اما شوربختانه این جوانان مستعد و آینده ساز با مشکلات بسیاری دست به گریبان اند.
    گزینش های سخت گیرانه و بعضا کینه ورزانه مبدل به کابوسی هولناک شده است برای جوانان اهل حق.
    عضویت یک نخبه ی علمی اهل حق در هیات علمی دانشگاه ها تقریبا غیر ممکن است.
    سپردن پست های کلیدی و حساس به یک اهل حق محال است.
    در حالیکه مطابق« اصل نوزدهم قانون اساسی» :مردم ایران از هر قوم ، و قبیله ای که باشند از حقوق مساوی برخوردارند.
    رنگ ، نژاد ، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود.

    و نیز« مطابق اصل بیستم» :
    همه افراد ملت اعم از زن و مرد ، یکسان در حمایت قانون قرار دارند.
    و از همه حقوق انسانی ،سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.

    آقای رییس جمهور

    آیا این سخت گیری ها و تبعیض ها در حق جوانان اهل حق نقض این اصول قانون اساسی نیست ؟
    آیا این پایمال کردن حقوق شهروندی این شهروندان نیست ؟
    آیا این همان اصولی نیستند که شما بارها فرموده اید: بعضی از اصول« قانون اساسی» مغفول مانده است؟

    آقای دکتر روحانی

    جامعه ی اهل حق, حق چاپ کتب آیینی شان را ندارند. دریغا و حسرتا که نگاه متعصبانه و آمیخته با حب و بغض باعث شده است ، گنجینه های معنوی این آیین ایرانی اسلامی که سراسر دعوت به صلح ، عشق ، و نوع دوستی ست ، همچنان برروی اهل فضل و عامه ی مردم بسته بماند .
    همین ممانعت از نشر این کتب باعث شده است ، عده ای به علت عدم شناخت و آگاهی به پیروان این آیین بهتان ها بزنند.
    آداب و رسوم زشت و شرم آوری را به این آیین انساندوست نسبت دهند.
    به عنوان مثال در تاریخ «۹ تیر ۱۳۸۹» در روزنامه کثیرالانتشار « جمهوری اسلامی » با چاپ مطلبی وقیحانه و بی شرمانه چنگالی زخم آگین بر صورت معصومانه ی این آیین کشیدند و چهره و رخسار آن را زشت و هولناک جلوه دادند.
    اما مردمان اهل حق سیاوش وار از آتش گذشتند.

    آقای روحانی

    نمونه ی دیگری از توهین هایی که بر مردم اهل حق رفته است چندی پیش روی داد.
    یک روز پس از انتخابات ۷ اسفند که این بار نیز جامعه ی اهل حق مثل همیشه بالاترین آمار مشارکت را داشت، در سطح «شهرستان اسلام آباد غرب » شاهد حوادث تلخی بودیم. جمعی از هواداران نامزد برنده یک چشم خشم و یک چشم نفرت با حرکاتی شرم آور جامعه ی اهل حق را به سخره گرفتند.
    خون در دل و اشک در چشممان نشاندند.حرمتمان را شکستند. باورها و عقایدمان را به دشنام گرفتند.
    پای اهانت بر کرامتمان نهادند.
    شیرینی انتخابات در کاممان تلخ شد.
    روز ۸ اسفند در اسلام آباد «فضیلت به خواب رفت و فتنه برخاست»

    شلرأرش, [20.03.16 01:21]
    [Forwarded from کیوان کسرایی]
    « بخش دوم »

    جناب آقای رییس جمهور

    پس از این حوادث در راستای اصل ۲۷قانون اساسی که بیان می کند : تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها بدون حمل سلاح به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.
    اما متاسفانه استانداری کرمانشاه این اجازه را به جامعه ی اهل حق نداد.
    آیا این نقض حقوق شهروندی نیست ؟؟

    جناب آقای روحانی

    به گواه تاریخ مردم اهل حق در وطن پرستی و دفاع از کیان ملی پیشینه ی درخشانی دارند.
    در جنگ اول و دوم جهانی و یورش ظالمانه ی قوای متخاصم به ایران این مردمان با شجاعتی مثال زدنی در مقابل دشمن ایستادند و در نبردهایی خونین دشمن را درهم شکستند و جانها فدا کردند.
    و در دل تاریخ خونبارمان برای آیندگان نامی پرافتخار به یادگار گذاشتند.
    هنوز در صفحه ی غرب از شجاعت و تاخت های دلاورانه ی « علی اکبرخان سردار مقتدر سنجابی » حکایات شگفتی می گویند‌.
    میهن پرستی تمام عیار که تیغ نگاهش جگر شیر را آب می کرد ، و آوازه ی نام باشکوهش خوف می انداخت بر دل ژنرال های سنگدل روس و انگلیسی.
    انگار رستم بود که از شاهنامه بیرون آمده بود . کاش حکیم توس بود و آن نبردهای خونین و آن همه شور و حس وطن پرستی را به نظم می کشید.
    در سالهای پر آشوب انقلاب اسلامی نیز این مردم یاران صدیق انقلاب بودند.
    جمعی از بزرگانشان نزد حضرت امام رفتند و امام آنان را مورد لطف قرار دادند و فرمودند :« اگر شما علی را حق می دانید ، ما هم اهل حقیم »

    باشروع جنگ تحمیلی باز این مردم میهن پرست با تشکیل بسیج عشایری به مصاف دشمن رفتند .
    جوانانشان به جبهه ها شتافتند‌. این مرزداران دلیر در کنار دیگر برادرانشان از ایلات و طوایف دیگر نگذاشتند حتی یک وجب از خاک ایران اسلامی به یغما برود.
    در این جنگ هولناک خانواده های اهل حق صدها شهید و جانباز در راه سربلندی ایران فدا کردند .
    بودند جوانان شیردلی که در جبهه ها تکه تکه شدند و خانواده هایشان حتی رنگ پلاک هایشان را به چشم ندیدند.

    بمباران شیمیایی روستای «بان زرده » و بمباران هوایی روستای « برزه ی سنجابی» در سوم مردادماه سال ۱۳۶۷ سند خونین دیگری ست از صدها زخمی که بر پیکر نستوه این مردمان فرود آمده است.
    این مردم ستمدیده برای حفظ آب و خاک ایران زمین تاوانی بس گزاف پرداخته اند.
    روستای برزه به تنهایی صاحب ۲۶ لاله ی در خون خفته است‌.
    «گویی این قرن ، قرن سکوت است ،
    در برابر سربریدن پرنده گان بی آشیان »

    آقای رییس جمهور
    سوال این است :

    آیا پاداش آن همه رشادت و دلیری پدران و برادرانمان این همه جفاست ؟
    آیا سزای عشق به مام میهن و آن خون های ریخته شده این نگاه تعصب آمیز است ؟
    چرا باید این همه جوان تحصیلکرده و نخبه ی اهل حق قربانی بی عدالتی ها و نگاه نابرابر شوند ؟

    آیا پاداش آن همه وفاداری این همه بی اعتنایی است ؟
    این نگاه نابرابر ، ستم های پیدا و پنهان و رفتارهای ریاکارانه تا کی ادامه خواهد داشت ؟؟

    تا چه هنگام گزینش ها باید کابوس هولناک جوانان مستعد اهل حق باشد ؟

    چرا آن روزهایی که جوانان شیردل اهل حق در جبهه ها تکه پاره می شدند گزینشی وجود نداشت ؟؟

    آقای روحانی

    شما تبدیل به سیمای امید ملتی شده اید ، شخصیت فرهیخته ای دارید. جسارت شما ستودنی ست.
    به شما امید بسیار دارم .
    بعنوان یک شهروند اهل حق ، صریحا از شما می خواهم در احقاق «حقوق شهروندی » ما جدی باشید.
    جامعه ی اهل حق با وجدان هایی بیدار بر احقاق حقوق شهروندی خویش غیرت می ورزند.
    غلیان غیرت بر علیه غارت حقوقشان.
    ما خواهان رفع تبعیض ها و نگاه برابریم.
    مردم در پیوند با یکدیگر مردمانند ، و محور این پیوند نمی تواند فقط در صندوق های مقوایی آرا خلاصه شود‌ .

    جناب دکتر روحانی

    دولت شما آغاز خوشی داشته است. پیروزی برجام کار سترگی بود.

    اما تداوم این خوشی در آینده تدبیری تمام می طلبد. تا خدای را ، این آغاز خوش به فرجام بد نیانجامد .

    « امید که تمام اعضای محترم دولت تدبیر و امید
    پر امید باشند »

    « خدای خرد و فضیلت نگه دارتان»

    خاکسار قلم : «کیوان کسرایی » ۲۴ اسفندماه ۱۳۹۴ خورشیدی

     
    • دوست گرامی ، روحانی رییس جمهور است و رییس جمهور یعنی آبدار چی !!!!! مگر حرف ایشان خریدار دارد ؟ کدام حرف و کاری که میخواست انجام دهد توانست؟ اگر فکر میکنی برجام کار ایشان بوده زهی خیال باطل !! تا انگلیس یعنی بقول امام “مای گرید تیجر “نخواسته باشد ملت ایران روی خوش بخود نمیبیند چون باید تاوان نفت را بدهیم. چرا که فکر و اندیشه را از ما گرفته و یک مشت خرافات تحویلمان داده اند و ما هنوز انها راقبول داریم !!!! رفتن به کره ما چقدر طول میکشد ؟ولی حضرت علی با شمشیر ان را به دو نیم کرد و معجره شد ولی خودش با شمشیر کشته شد و چون خدا خواست معجزه نشد!!!!

       
  4. قسمتی از سخنان استاد بهرام مشیری!
    …………………………………………………………………………………
    از دقیقه 18:22 تا 23:08
    اینها عرض شود که همه به هویت ما ایرانیان راجع است و اینان را باید گرامی بداریم… گرامی بداریم. نوروز بخصوص بزرگترینِ اَعیاد ایرانی است که علی رغم دشمنی این ایران-ستیزان و این اهریمنان برجای مانده و نتوانسته اند آنرا از بین ببرند. ایرانیان با دادن باج و خراج و رشوه به دزدان عرب این عرض کنم که جشن نوروز را نگاه داشته اند به وجهی که در دربار خلفا هم رایج شد و چون اینها پول زیادی می گرفتند مایل شدند که این جشن در دربار آنها هم عرض کنم که برقرار شود. و البته چاپلوسان بودند و دین گرایان که بعضی شاهان را از، در واقع پرداختنِ به نوروز منع می کردند.
    عُنصری ملک‌الشعرای دربار محمود در رد و نفی و انکار نوروز می گوید: “تو مرد دینی و این کار، کار گبران است – روا مداری بر راه گبرگان رفتن”
    یعنی به توهین داره زردشتی ها را گُـبر می گوید. می گوید این نوروز کار گبرها است و اینها. “شما مرد دینی و این رسم، رسم گبران است”. و امام محمد غزالی که به تحقیق بزرگترین آخوند تاریخ هست(به وجهی که گفته اند، اگر محمد پیغمبر نبود این بابا بایستی پیغمبر می شد) تحریم می کند این نوروز را و می گوید: “فروش این آلات که در موقع نوروز است، اینها هم حرام است”.
    دَرِ همۀ شادی ها را بر ما بستند. ما را در واقع به قول امروزی ها افسردۀ تاریخی کرده اند، دیپرس تاریخی. امروز هم نگاه کنید، عکس هایی که در خیابان های تهران می بینید و مردم {را} دیپرس کرده اند اینها. اینها دشمنان شادی و نشاط هستند. یک تصویری بگیرید از سواحل برزیل، ونزوئلا، کانادا، نمیدونم جاهای دیگر،(کانادا که حالا آمریکای شمالی است، آمریکای جنوبی جای دیگر{ی است})، یک عکس هم بگیرید از خیابان های تهران. مردمی را به ضرب چوب و چماق کرده اند در گونی و هر نوع شادی حرام است. یکی یکی هم دارند عرب مُرده پیدا می کنند که اگر چیز ایرانی هست، روز ایرانی هست اون را جایگزین کنند. این داستان فاطمه که براه اندخته اند معلوم نیست داستان چه هست. آقا چه می گید شما؟ چی میخواهید از جان ملت؟ *این حضرت فاطمه سلام الله علیها چند بار مرده؟!… همین پریروز بود {که} این داستان را هوا کردند که “عمر لگ انداخته، زده به شکم فاطمه و محسن افتاده”. علی هم اونجا نشسته.
    لگد به چی زده؟… به در!.
    اینها که در نداشتند که. کدوم در؟ کدوم چوب؟
    شما امروز برو توی صحرای عربستان برای من یک تخته چوب پیدا کن ببینم. “عمر در زد، حضرت فاطمه پشت در بود گیر کرد به…عمر لگد انداخت و زد به شکم و محسن…”
    حالا کدام آدم باعقلی قبل از اینکه بچه بدنیا بیاد اسم گذاشته؟ علی چه میکرد؟ اونجا نشسته بود با اون ذوالفقارش. میگن که میتونست روزی هزار تا گردن بزنه، خب میتونست گردن عمر را هم میزد خب. پس چرا دخترش را داد به عمر؟!
    از این دروغ ها ساختند که در واقع روزگار را بر ما تیره کنند و تنگ کنند. راه نفس کشیدن را از ما ایرانیان بگیرند در واقع. میشینن هِی نقشه می کشند. طرح ها می انگیزند، حیله ها می کنند. /////////////////

    https://www.balatarin.com/permlink/2016/3/20/4132869

     
    • اگر بهرام مشیری که عادت به مونولوگ ها در کانال های ماهواره ای دارد ،سری به سایت نوریزاد می زد و کامنت ها را دقیق می خواند اقدام به طرح اینگونه اشکالات بچگانه که سبب مسرت همفکران اوست نمی کرد ،مثل نبودن چوب و درب در شهر مدینه! غالب مطالب این آقا را که مسائلی یکطرفه و به دور از منابع درست تحقیق است ،سابقا دوستی بنام مشیری در این سایت مطرح می کرد و پاسخ هم می گرفت مثل آن مهملاتی که در مورد حکم محلل مطرح کرده بود! راستی مشیری سایت نوریزاد که از دوستان خوب ما بود کم پیداست ،کجایی مشیری؟ بیا و زحمت مزدک1 را کم کن!

       
      • یک روزی که تاریخش هم را یکی‌ نبوده تا ثبت کند، در یک جایی‌، دختر یکی‌ و زن یک کسی‌ ، در یک کشوری به دلیلی‌، مثل هر دلیلی‌ که یک کسی‌ بواسطه آن دلیل مرده و می‌‌میرد و خواهد مرد، مرده است. ولی‌ در کشوری دیگر مردمانی هزار و اندی سال بعد به مدت ۱۰ روز شیون سر می‌‌دهند و به سر و صورت خود می‌‌کوبند و این خود یکی‌ از دلایل مهم برحقی چنین جماعتی هست و حالا این آقا در ردّ مونولوگ قلم فرسایی می‌‌کند. حالا این که مرده چند سالش بوده؟ حداکثر ۲۷ سال. چه آثاری از او باقی‌ هست؟ هیچی‌. حالا این هیچی‌ شده دیالوگ منطقی ////////////// جماعتی که خدا را هم مستخدم در رکاب خویش می‌‌بینند و بس. بزن تو سر و صورت تا اونورش ناپیدا،

         
  5. بار دیگر فرا رسیدن سال نو را خدمت جناب نوریزد و همراهان وفادار همیشگی شان تبریک عرض نموده و ارزوی تندرستی و توفیق روز افزون شما عزیزان را دارم
    خدمت جناب سید مرتضی هم عزض سلام و تبریک سال توام با تندرستی و موفقیت دارم
    …………………………………………………………….
    اقای سید مرتضی فرموده اید
    مردم امریکا تقریبا دویست سیصد قابل نظام خود را تاسیس کرده اند ،بگویید الف : بعد از آن چند بار در جامعه امریکا رفراندوم تغییر نظام انجام شده است؟
    آیا می توان در دموکراسی های پیشرفته مثل آلمان و فرانسه و سوئیس و جاهای دیگر عدم مشارکت صد در صدی را دلیل مخالفت شرکت نکنندگان با اصل آن نظام گرفت.
    ……………………………………………………………..
    این یک قیاس مع الفارق است که شما دارید . در کدامیک از کشورهای فوق یکنفر مادام العمر رهبر و تصمیم گیرنده تام الاختیار در تمام سیاستهای کلان مملکت میبینید ؟اوست که کاندیداهای مجلس و ریاست جمهوی و ریس قوه قضا و….مشخص میکند.
    قوه قضاییه مستقل ، مطبوعات ازاد که نداریم صدای مردم را هم که خفه کرده اند نتیجه :
    احمدی نژاد با ان حجم اختلاسهای سرسام اور و سو مدیرت ایشان از استاندر به شهرداری تهران و دو دوره ریاست جمهوری و دست اخر عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام چرا ؟ چون فکرش به رهبرتان نزدیک بود و یزدی و پسرش وووووووو
    اقا مرتضی انصاف داشته باش فقط یک نمونه همانند این جنایتها در کشورهای فوق نشان بدهید بعد خودتانرا با انها مقایسه کنید .
    اقای سید مرتضی شما و تمام کسانیکه این نظام را تایید و از ان حمایت میکنید در تمامی این اختلاسها سهیم و مدیون مردم ستمدیده هستید .
    ضمنا درصد مشارکت کشورهای فوق را هم با ایران مقایسه نکنید چون رای انها هوشمندانه و اگاهانه میباشد ارزشش خیلی بیشتر از رای که با ساندیس وشام ونهار و پول بنزین یا تو جیبی و یا وعده های دروغ کاندیداها کسب میشود .
    سال خوبی داشته باشید

     
  6. سید مرتضی

    در پست قبل(من و سپاس و دوستان جان) سه پرسش از من کرده بودید .
    خارج از این بحث ها من چند سوال از شما کردم:
    1- دلیل رسالت باب و بهاء الله و معجزه آنها چیست؟
    2-اگر با آمدن پیامبر اسلام و بنص قرآن نبوت ختم نشده باشد ،غیر از باب و بهاء الله اگر هرکس ادعای نبوت و رسالت کرد احتجاج شما در رد سخن او چیست؟ مثلا اگر من و جناب مصلح ادعا کنیم پیامبر هستیم شما چگونه ادعای نبوت و رسالت ما را رد خواهید کرد؟
    3- بتفسیر شما قرآن گفته است پس از پیامبر اسلام نبوت و رسالت وجود خواهد داشت ،فرض کنید این تفسیر را پذیرفتیم ،به چه دلیلی باید ادعای باب و بهاء الله را بپذیریم؟ آیا قرآن نشانه هایی بر نبی یا رسول بودن اینها برای ما گذاشته است؟
    موفق باشید
    اول- اینکه شما از هیچ چیز ترس و واهمه ندارید جز از دیانت بهایی که وجود شما را به لرزه انداخته و شما معجزه میخواهید میشه بفرمایید معجزه پیامبر اسلام چه چیزی است .
    دوم – من بارها نوشته ام چون پیامبر برادر و فرزند ذکوری نداشته اند که نبی شوند امامت بجای نبوت آمد و آیه ای از قرآنیکه قبول داری(مریم 53) خدا به برادر موسی هارون از روی رحمت مقام نبوت بخشید . و زمخشری در تفسیر کشاف نوشته نقل قولی از ابراهیم اگر پسر من زنده بود حالا نبی میشد . سید شما و دوستتان هم میتوانید ادعای پیامبری کنید مگر در همین قم کسانی نبودند که ادعای مهدویت کردند در جمهوری اسلامی و از آنها نه اسمی و نه رسمی بجا گذاشته شده .
    سوم – در تمام نوشته هایم آمده که رسالت ازبین نخواهد رفت و ثلث آیات قرآن نوید به آمدن پیامبران است و در سوره بقره آیه 143 میفرماید امت اسلام در وسط قرار گرفته . دوست عزیز موفق باشی

     
    • گلابتون گرامی ،پاسخ به نوشته شما را در پست جدید ارسال کردم.
      بهائیت مذهبی بین البطلان و نادرست است ،کمی خارج از این چهار چوبه به سوال و جوابها بیندیشید.
      نوروز مبارک

      ———————-

      سلام سیدمرتضای گرامی
      ما و شما وقتی بر باورِ مردمی انگِ باطل بودن می نشانیم، حتما این باطل بودنِ باورِ دیگران را با درستیِ شاخصِ باورِ خود سنجیده ایم. یعنی ما و شما پیشاپیش باورِ خود را در جایگاه حق نشانده ایم و باورِ دیگران را با ترازوی پیشاپیشیِ خود وزن کرده ایم. من به شما پیشنهاد می کنم برای سنجش حق و باطل از مرام و باور خود فاصله بگیریم و یا حتی پای از آن بیرون بگذاریم. وگرنه با این پنداشتِ درستیِ شاخصِ خود، همه ی باورها را باطل خواهیم انگاشت و معدود افرادی چون خودِ ما در مدار حق جای خواهیم گرفت. و این، از انصاف و همان حقی که ما بدان اعتنا بسته ایم، دور خواهد بود. این رویه ی ” خود حق پنداری” از عدالت خدا نیز بدور است. شاخصِ حق، درستیِ راه است نه چونیِ فکر. فکر و باورِ مردمان هرچه می خواهد باشد، این قدم های درست و پسندیده ی ما انسان هاست که یکی را بر می کشد و دیگری را وا می نهد. اگر خروجیِ رفتار مردمی را عصاره ای از باورشان تلقی کنیم، ما مسلمانان و بویژه شیعیان، کارنامه ی درستی در پیشگاه تاریخ و محکمه ی منصفانه ی بشری نخواهیم داشت. شاید یکی از منِ شیعه بپرسد: یکجا در درازنای تاریخ نشان من بده که شیعیان و مسلمانان در آن یکجا نیک درخشیده اند و به هستِ انسانیِ بشر خدمتی بنیادین کرده اند. من هر چه می گردم این یکجا را پیدا نمی کنم. پس، انصاف و عقل ایجاب می کند که من با عنایت به عقبه ی نچندان درخشانی که همکیشانِ تاریخیِ من داشته اند، به دیگر باورها نیز بقدر باورِ خود فرصت بدهم که در آزمون و خطای بشریِ خود جولان بدهند و خودی بنمایانند. مثل نظام آخوندیِ خودمان. که هرکجا سر فرو برده همانجا را به بی تدبیری و بداخلاقی و نامردمی آلوده. چه ایرادی دارد من به آخوندهای ورشکسته ی این نظام اسلامی بگویم: آقایان، این سی و هفت سال آزمون، نشان داده که شما به هیچ صراطی مستقیم نیستید و همه جا را به گند آلوده اید. اکنون کنار بروید و به دیگرانی که بهتر می فهمند و نیک تر می نگرند، فرصت جولان بدهیم تا مگر آنان ما را از این ریختِ ناجوری که گرفتارش کرده ایدمان، بیرونمان کشند. به باور دیگران احترام بگذاریم تا به باور ما احترام بگذارند. وگرنه، میزان، خروجیِ رفتار باورمندان به یک عقیده خواهد بود و لاغیر!
      با احترام

      .

       
  7. با درود و عرض تبریک سال نو به عزیز دل جناب نوری زاد جان بر کف و هم میهنان فرهیخته : متن زیر ا ازسایت روزآن لاین برایتان کپی کردم و دلیل اینکه لینک آن را نگذاشتم این است که در سایت شریف جناب نوری زاد ثبت شود . این عزیزان اعدامی همانها بودند که جناب نوری زاد گذارش مراجعه خانواده های نگرانشان را که به تهران آمده بودند برای دیدار فرزندان و عزیزان دل بندشان پشت در های رندان اوین و در سرمای سخت زمستان که آقای نوری زاد شرح آن را دادند و متاسفانه با کمال سبعیت آنهارا اعدام کردند و جسد هایشان را هم تحویل خانواده های گریانشان ندادند البته این عزیزان گم نام بودند والا این خفاشان شب پرست اگر میشد کل زندانیان سیاسی را از دم اعدام میکردند تا شاید به گمان خود از شرشان خلاصی یابند .به امید آزادی .
    مصاحبه‌ منتشر نشده با یک زندانی اعدامی: بگذارید در شهرم اعدام شوم

    کاوه قریشی
    k.ghoreishi(at)roozonline.com

    حامد احمدی، زندانی اهل سنت در اسفندماه سال ۹۳ به همراه پنج زندانی کُرد و اهل سنت دیگر در زندان رجایی شهر کرج اعدام شدند. آنها همگی پیش از اعدام بیش از دو ماه در اعتصاب غذا بودند. حامد احمدی از جمله اعدام‌شدگان، آن زمان در مصاحبه‌ای تلفنی از زندان با روز، به شرح وضعیت پرونده خود و پنج زندانی دیگر هم‌پرونده پرداخته بود. این مصاحبه به دلایل حرفه‌ای به صورت مستقیم منتشر نشد و تنها بخش‌هایی از آن به شکل گزارش و به نقل از منبع مطلع انتشار یافت.
    روز در اولین سالگرد اعدام این شش نفر، تصمیم به انتشار کل مصاحبه با حامد احمدی گرفته است. او در این مصاحبه به تفصیل در مورد دلایل اعتصاب غذای خود و همبندانش صحبت و تاکید کرده تا نیل به مطالباتشان، دست از اعتصاب غذا بر نمی‌دارند.
    حامد احمدی، کمال ملایی، جمشید و جهانگیر دهقانی به همراه دو زندانی دیگر به نام‌های هادی حسینی و صدیق محمدی در ۱۲ اسفندماه سال ۹۲ تنها اندک زمانی بعد از این اعتصاب غذااعدام شدند.
    مصاحبه با حامد احمدی، که برای اولین‌بار به صورت کامل منتشر می‌شود، در پی می‌آید:
    شما وقتی اعتصاب غذایتان را شروع کردید شش نفر بودید، گویا در این میان حکم دو نفر نقض شده. تائید می‌کنید؟
    بله، احکام هادی حسینی و صدیق محمدی اخیرا نقض شده است، اما احتمال دارد دوباره به اعدام محکوم شوند. آنها پس از دریافت خبر نقض حکم، اعتصابشان را شکستند. در حال حاضر ما چهار نفر در اعتصاب هستیم. همگی، کُرد، اهل سنت و از اهالی شهر سنندج در استان کردستان هستیم. جمشید دهقانی تاریخ بازداشت،: ۲۷ خرداد ۸۸. جهانگیر دهقانی، تاریخ بازداشت: ۲۷ خرداد ۸۸. کمال ملایی، تاریخ بازداشت: ۲۷ خرداد ۸۸ و من، حامد احمدی، تاریخ بازداشت: ۸ مرداد ۸۸.
    امروز چندمین روز است که در اعتصاب غذا هستید؟
    امروز، سه‌شنبه، ۱۷ دی‌ماه، شصت و پنجمین روز اعتصاب غذایمان را تمام کردیم. تنها آب می‌خوریم و به این معنی اعتصاب غذایمان تر است. از روز پنجاه وهفتم، هر روز یک یا دو نفرمان با بیهوشی‌های چندین ساعته مواجه بوده‌ایم. دیروز جمشید و جهانگیر و کمال نزدیک به ۱۲ ساعت در بیهوشی کامل به سر بردند. امروز خود من ساعت هشت صبح تا ساعت سه عصر بیهوش بودم. من و جمشید خونریزی شدید معده داریم و مشکل ادرار پیدا کرده‌ایم. همگی بر اثر این اعتصاب دچار عارضه استفراغ شده‌ایم.
    مسئولان زندان در جریان اعتصاب با شما دیدار نکرده‌اند؟
    کسی در این مدت با ما دیدار نکرده و به هیچ‌یک از مطالبات ما پاسخی داده نشده است. ما کُرد هستیم و دلمان برای شهرمان سنندج تنگ شده، چهار سال و نیم است که در حبس هستیم. در تمام این مدت به دفاعیات ما توجه نشده و از مسئولان کسی سراغمان را نگرفته است.
    به چه اتهاماتی محاکمه شدید و به چه جرمی در زندان هستید؟
    ما هیچ جرمی مرتکب نشده‌ایم. جرممان ارتباط با مسجد بوده است. جرممان این است که انسان‌های مومن و متدینی هستیم. نقطه اشتراکمان این است که همگی اهل سنندج هستیم. جز در انسانیت و تدین ارتباط دیگری با هم نداشته‌ایم. تا قبل از زندان یکدیگر را نمی‌شناختیم و جز آن دو برادر، بقیه هیچگاه هم‌دیگر را ندیده بودیم. حتی ساکن یک منطقه و محله نبوده و کوچترین شناختی از هم نداشته ایم. در دادگاه نظامی برایمان پرونده‌سازی کردند. اگر مرتکب جرمی هم شده باشیم سوال این است که چرا در شهر خودمان محاکمه نشدیم. مگر اهل سنندج نیستیم؟ اگر مرتکب جرم هم شده‌ایم چرا دادگاهمان علنی نیست؟ اگر محاربه و اقدام علیه امنیت ملی داریم چرا به صورت علنی به مردم نشان نمی‌دهند؟ جرم ما اعتراض مدنی به توهین‌هایی بوده که در قبال اهل‌سنت صورت گرفته. تنها در ویدیوی جلسه سخنرانی امام جماعتی به نام ماموستا ایوب گنجی دیده شدیم. همین سند و مبنای دستگیری شد. سخن ما صرفا این بود که اگر کسی به عقاید مذهبی‌مان توهین می‌کند باید دادگاهی شود. ما پرسیده‌ایم چرا حقوق کردها ادا نمی‌شود؟ چرا ما را در کردستان نگهداری نمی‌کنند؟ ما دلمان برای هم‌زبانان خودمان، برای شهرمان سنندج تنگ شده است. دوست داریم در جایگاه یک انسان حداقل در شهر خودمان زندانی باشیم. چهار سال و نیم است دخترم را بغل نکرده‌ام. تنها گاهی از پشت شیشه با او حرف زده‌ام. چهار سال و نیم است خانواده‌های خود را ندیده‌ایم. اگر هم جرمی مرتکب شده‌ایم بگذارید در شهر خودمان دادگاهی شویم. اگر اعدام هم می‌شویم بگذارید در شهر خودمان اعدام شویم.
    شش نفر از هم پرونده‌های شما اعدام شدند. چه اطلاعی از شرایط آنها قبل از اعدام دارید؟
    درست است. ما دوازده نفر بودیم. شش نفرمان را به نام مواد مخدر اعدام کردند. در حالیکه هیچ کدام مرتکب جرمی نشده بودند. متولد ۶۵ تا ۷۱ بودند. بهرام احمدی زیر ۱۸ سال دستگیر شد. محمد ظاهر بهمنی متولد ۶۸ بود. هوشیار محمدی متولد ۶۸ بود. کیوان زند کریمی متولد ۶۷ بود. اصغر و بهنام رحیمی هم متولد ۶۵. حافظ قران بودند و آنها هم جرمشان ارتباط با مسجد بود. نه تندرو بودند، نه تکیفری و نه ارتباطی با هیچ سازمانی داشتند. ما اهل سنندج هستیم، اهل کُردستان و ایران. نمی‌دانیم چرا صدایمان به جایی نمی‌رسد. می‌گویند ریش دارید، ما در زندان ریش گذاشته‌ایم. ریش یک نماد است. ما می‌خواهیم به این وسیله به دیگران نشان دهیم که مومن هستیم تا به عقایدمان بی‌احترامی نشود. فقط سلفی و تکفیری و وهابی که ریش ندارند، ماموستاهای ما، صوفی‌ها و دراویشمان هم ریش دارند. چرا کسی در مورد آنها حرف نمی‌زند. آنها از ریش ما سوءاستفاده می‌کنند و می‌گویند القاعده و طالبان هستید. کسی نمی‌پرسد طالبان در افغانستان و پاکستان چه ارتباطی با ما دارد. آن شش نفر را هم اعدام کردند و جنازه‌ها را به خانواده‌هایشان پس ندادند. می‌گفتند این‌ها سلفی و وهابی و القاعده هستند. اگر با دیگر زندانیان ارتباط دارید در مورد ما و آن شش نفر که اعدام شدند پرس و جو کنید تا از رفتارمان در زندان برایتان بگویند. چرا باید خانواده‌ها حتی از مکان دفن بستگان خود خبر نداشته باشند؟
    با چه مطالباتی دست به اعتصاب غذا زده‌اید؟
    می‌گوییم اگر جرمی مرتکب شدیم به صورت علنی محاکمه شویم. وکیل داشته باشیم. بگذارید همه دنیا بدانند چرا محکوم و به چه دلیل اعدام می‌شویم. اگر هم جرمی مرتکب نشده‌ایم چرا چهارسال و نیم است زندانی هستیم؟ جمشید و جهانگیر دهقانی اعضای یک خانواده هستند. پدر و مادر پیری دارند بدون درآمد مالی مکفی. دو خواهر دارند، نیازمند آن‌اند که برادر در کنارشان باشند. کمال ملایی مادر پیری دارد و مکانیک بوده. جمشید دهقانی راننده تاکسی و جهانگیر برادرش، کارگری ساده بوده است.
    با این‌حال در نظر دارید تا کی به اعتصاب غذایتان ادامه ‌دهید؟ تصور نمی‌کنید اعتصابتان به مرحله خطرناکی رسیده است؟
    اگر جانمان هم گرفته شود تا رسیدن به مطالباتمان به اعتصاب ادامه می‌دهیم. تا صدایمان را به همه دنیا نرسانیم اعتصاب را نمی‌شکنیم. ما یک سنی کُرد هستیم. به سنی و کرد بودن خود احترام می‌گذاریم و افتخار می‌کنیم.
    ممکن است در مورد مراحل دادرسی هم توضیح دهید؟
    با چشم بند و دست بند و پابند ما را به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه بردند. از محاکمه تنها یک اسم داشت. برگه‌ای گذاشتند جلویمان و گفتند امضا کنید. همین کار را هم در اطلاعات کردند. بعد به اتهام محاربه به اعدام محکوم شدیم. ما بی‌گناهیم، جرمی مرتکب نشده‌ایم. در روزهایی که آنها ادعا می‌کنند مرتکب جرم شده‌ایم، شاهد داریم که سر کارهایمان بودیم. در اداره اطلاعات برگه‌هایی را به ما دادند امضا کردیم و قول دادند آزادمان کنند. به خانواده‌هایمان گفتند نهایتا به یک تا سه سال محکوم می‌شویم. گفتند نگران نباشید حکمتان سنگین نخواهد بود. چون تنها فعالیت مذهبی داشته‌اید آزاد می‌شوید. نزدیک به دو سال در انفرادی نگهداری می‌شدیم. بعد ما را بردند بین اراذل و اوباش رجایی شهر. الان هم چهارده ماه است که در قزلحصار در بین زندانیان مواد مخدر نگهداری می‌شویم. فقط به خاطر اینکه صدایمان به بیرون نرود و در نهایت به نام مواد مخدر و تجاوز به عنف و غیره اعداممان کنند.
    پیشتر هم دست به اعتصاب زده بودید، به مطالبات شما در جریان این اعتصاب‌ها رسیدگی نشد؟
    شخصا در ۳۰ ام ماه ۱۱ سال ۱۳۸۸ اعتصاب به مدت یک ماه اعتصاب غذا کردم. با تهدید اعتصابم را شکستم. در یک نوبت دیگر به صورت جمعی دست به اعتصاب زدیم. با جمشید و جهانگیر دهقانی و کاوه ویسی و دیگران. گفتیم بی‌گناهیم. به زور اعتصابمان را شکستند. این سومین بار است که اعتصاب می‌کنیم. قول داند که به صورت علنی محاکمه شویم. گفتند شما را برمی‌گردانیم به رجایی شهر. اما به وعده‌های خود عمل نکردند. یک بار هم خواستند حکم اعدام را به اجرا بگذارند. یکبار در میانه اعتصاب، قاضی نصیری‌پور آمد و قول داد که احکام را نقض می‌کند. دروغ گفت. بعد به ما فشار آورند. جای نگهداریمان پر از کثافت بود. مسئولین زندان رفتار نامناسبی با ما دارند. در زندان حتی همزبانان مان جرات ندارند با ما حرف بزنند. به خاطر همین ارتباط دوستان آنها را هم می‌برند اذیت می‌کنند. ما در اتاقی نگهداری می‌شویم که نه یخچال دارد نه تلویزیون. ما تنها نیستیم. چهل زندانی اهل سنت دیگر هم هستند که همگی حکم اعدام دارند.
    و در حال حاضر وضعیت پرونده‌های شما به صورتی است؟
    حکم هر چهار نفر ما قطعی شده و هر لحظه ممکن است اعدام شویم. سه بار وکیل گرفته‌ایم. دادستان و قاضی اجازه ندادند که وکیل پرونده‌ها ببیند. می‌گویند محرمانه است. در طول بازداشت بارها شکنجه شدیم. ما را از اطلاعات به دادگاه بردند. تنها یک جلسه دادگاه داشتیم. اولین و آخرین جلسه دادگاه. حالا هم تا رسیدگی به مطالباتمان به اعتصاب ادامه می‌دهیم. دیگر حتی مرگ هم برایمان مهم نیست. تا مرگ به اعتصاب ادامه می‌دهیم.

     
  8. سید مرتضی
    6:33 ب.ظ / مارس 19, 2016
    هوشنگ گرامی

    اگر در این سایت کسانی از همفکران شما ،تعرضی به اسلام و مسائل دینی نداشته باشند و به نقد و انتقاد به مسائل اجتماعی و آنچه که شما نیاز مبرم و اول جامعه تشخیص می دهید بپردازند ،بنده بعنوان یک مذهبی یا مبلغ مذهبی انگیزه شخصی خاصی ندارم در این سایت اینگونه مسائل را طرح کنم ،اما خودتان اگر انصاف دهید می بینید که در این سایت درصد قابل توجهی از نوشته ها و کامنت ها محتوائی جز مسخره کردن دین ،سبک کردن اعتقادات مردم مسلمان ، و دروغ بستن به دین و مذهب یا برداشت های نادرست از متن دین نیست ……………..(سید مرتضی)
    ………………………………………………………………………………………………………………………………………………….
    جناب سید بنظر شما چرا مردمیکه سالها قبل از سال نحس 57 انهمه احترام برای آخوند و دین داشتند تنها بعد از یکی دوسال شروع به بدگویی از دین و آخوند و اسلام و حکومت دینی کردند و تا امروز آنچنان تنفری بین مردم از اسلام و آخوند وجود دارد که من با اطمینان می گویم که خود تو حاضر نیستی با لباس روحانی براحتی ظاهر شوی؟
    بنظر من علتش :
    1.کشت و کشتار و غارت و سلاخی بچه های مردم و تجاوز به ابتدایی ترین حقوق آنها و نابودی زیربناهای اقتصادی و اخلاقی و فرهنگی مردم توسط شما آخوندهاست.وچون شما خود را نمایندگان الله بر زمین می دانند مردم هم از هر چه به اسلام و دین و الله منتسب است متنفرند.
    2.افشاگریها و آگاهی دادن مخالفان اسلام و دین در حکومت و حکومت مذهبی در ایران.یعنی همانها که شما سعی در نابود کردنشان داشتید گریبانتان را سخت چسبیده اند و تا زمانیکه نفستان را نگیرند از پای نخواهند نشست.

     
    • مراقب دهانتان باشید ،آن سال از نظر شما ممکن است نحس باشد ،اما نظر شما نظر مردم ایران نیست ،و تصادفا آنها شما را نحس می دانند.
      در مورد برخورد جامعه با روحانیت ،این نظر شماست؟ شما الان در جامعه ایران زندگی می کنید که اینگونه خبر رسانی می کنید؟ اگر در جامعه ایران هستید ،پس سخن شما خلاف واقع است ،اینجا غیر از اندکی افراد مثل شما که نفرت و آلرژی به روحانی را بخود تحمیل می کنید ،دیگران برای روحانیت احترام قائلند ،و من و دیگر روحانیون براحتی با همین لباس بین مردم هستیم.
      اگر هم در ناف اروپا و پشت رایانه این ادعا را می کنید ،شما چه اطلاعی از داخل ایران داری؟شما این تعبیر کشت و کشتار را دائم بطور کلیشه ای تکرار می کنید ،ممکن است یکبار توضیح دقیق دهید که مرادتان از کشت و کشتار چیست؟
      شما اگر اهل افشاگری هستید و ترسو نیستید از پشت رایانه بیایید مثل شجاعان سیاست ورز در ایران سیاست ورزی کنید و افشاگری ،این گونه تعبیرات شما مصداق آن ضرب المثل هست که من آنم که رستم بود پهلوان!
      راستی بالاخره نگفتید شما که دیگران را به مفتخوری متهم می کنید منبع در آمد و معاش و نان شما از چیست؟

       
  9. اقای خامنه ای سال 95راهم دوباره سال اقتصاد مقاومتی نام نهادندیعنی سیاست ما درقبال دنیاهمان سیاست قبلی است پس ای مردم نگونبخت خودرابرای مقاومتی دیگراماده کنید.

     
  10. باسلام
    عیدتان مبارک وتمام روزهاتان عید باد
    آرزویم در وقت سال تحویل آزادی ایران از دست بی خردی و تزویرهای رنگارنگ و مقدس است و نابودی جهالت و دروغ
    امیدوارم که ملت ایران از این خواب خرگوشی بیدارشوند و از نان بنرخ روز خوردن و گلیم خود نگه داشتن و بی تفاوتی نسبت به هر مسئله ای غیر از نفع و سودهای مشمئز کننده خودشان ، به در آیند .
    امسال اگر مرگ رهبر را در خود ذخیره کرده باشد،با وجود این گرگهای حریص ، و احمق ، شرنوشت شومی در انتظار ماست ….. مگر آنکه مردم به خود آیند و فرهیختگان این مرز و بوم کاری کنند کارستان .
    به امید آن روز!!!!!!!!!!!

     
  11. یک سوال ساده از آخوند مرتضی
    شماها (آخوندان)37سال پیش کشور را در اختیار گرفتید در این مدت چه کردید که باعث افتخارتان باشد ؟جز جنگ و گرانی و تحقیر مردم هنر دیگری هم داشته اید؟این باقیمانده اعتقادات مذهبی نسل جدید را هم که نابود کردید .به جای نوشتن جواب های طولانی کافیه بروید بین مردم و ببینید انصافا این همان کشور آباد و رو به پیشرفت 37 سال پیش است که مردم با خوشبینی به شماها تحویل دادند؟

     
  12. معنای دیگر انقلابی بودن

    آیت‌الله خامنه‌ای در ۱۳۹۱/۱۱/۱۹ در دیدار فرماندهان و جمعی از کارکنان‌ نیروی هوایی ارتش ضمن حمله شدید به سیاست‌ها و رفتارهای دولت آمریکا در رابطه با ایران، گفت که آمریکا کودتای ۲۸ مرداد علیه دولت مصدق را صورت داد، از رژیم شاه و شکنجه‌هایش حمایت به‌عمل آورد، پس از انقلاب برای سرنگونی جمهوری اسلامی دست به هر اقدامی زد، از فتنه ۸۸ حمایت کرد، آنان و اسرائیلی‌ها دانشمندان هسته‌ای ایران را ترور کردند، تحریم‌های همه‌جانبه علیه ایران وضع کرده و در عین حال از مذاکره با ایران دم می‌زند.

    خامنه‌ای مذاکره را رد نکرد، اما گفت که دعوت به مذاکره با این سیاست‌ها و رفتارها ناسازگار است. شما اسلحه‌تان را به روی ملت ایران گرفته و می‌گویید «یا مذاکره کن و یا شلیک می‌کنم». پس از گفتن این سخنان گفت:

    «من دیپلمات نیستم، من انقلابی‌ام، حرف را صریح و صادقانه می‌گویم. دیپلمات یک کلمه‌ای را می گوید، معنای دیگری را اراده می‌کند. ما صریح و صادقانه حرف خودمان را می‌زنیم؛ ما قاطع و جازم حرف خودمان را می‌زنیم. مذاکره آن وقتی معنا پیدا می‌کند که طرف، حُسن نیت خود را نشان بدهد».

    در اینجا با معنای دیگری از انقلابی بودن روبرو هستیم. انقلابی یعنی صریح، صادقانه، قاطع و جازم سخن گفتن.

    اینک همه می‌دانیم که از طریق سلطان قابوس مذاکره مخفیانه میان ایران و آمریکا- با موافقت خامنه‌ای -از مدتی قبل در حال انجام بود. با این همه، او در این سخنرانی، ناصادقانه به مردم وانمود می‌کرد که مذاکره‌ای در کار نیست و در داخل کشور فقط عده‌ای «ساده لوح» و «مغرض» مدافع مذاکره با آمریکا برای حل مسأله هسته‌ای هستند. حتی اگر انقلابی همان معنایی را داشت که او به کار می‌برد، او انقلابی نبود، چون سخنانش- به تعبیر خودش- دیپلماتیک بود.

    مذاکرات هسته‌ای هم به توافقی انجامید که نیروهای انقلابی خامنه‌ای آن را «ترکمنچای جدید» به‌شمار آوردند و سعید جلیلی در ۱۶/۶/۹۴ به نمایندگان مجلس گفت: «جمهوری اسلامی از حدود ۱۰۰ حق مسلم خود در برجام و اسناد ضمیمه صرف ‌نظر کرده است».

     
  13. جامعه ما بسرعت در حال تحول است و تغییرات را هر ماهه میتوان در رسانه های مختلف تعقیب کرد. سالی که گذشت بسیار پربار بود سالی که بسیاری از دیوارهای دروغ و حاشا فروریخت. چظور میتوان از پشت دوربین تلویزیون به چشمان مردم نگریست و خود را معتمد آنها دانست ؟ نجولات حاصل شده هزینه ها برده است و در اینجاست که بایستی به شما و دیگرانی که مشقت میبرند تبریک گفت و امیدوار بود که در سال آینده تحولات سریعتر و مشقات کمتر شوند.

     
  14. رود بر ابر مرد نازنین محمد نوری زاد
    این سایت یک اندیشکده واقعی و یک دانشگاه است ولی متاسفانه بعضی اوقات افراد معلوم الحال و عقب افتاده ای با ارسال خزعبلات وقت دیگران را تلف میکنند بعنوان نمونه شخصی با ایدی سید رضی که مطالبش جز لودگی نیست و نشان از شخصیت رشد نیافته او دارد چنان مطالبی مینویسد که هر انسان روشنفکر و با دانشی را به تهوع دچار میکند و شگفتا که برخی افراد مانند خودش از نوشته های او تمجمید کرده و خواستار تداوم حضورش می باشند!! شاید بر خود سید رضی به علت نقصان رشد غقلی حرجی نباشد ولی من تعجب از حامیان اوست ایا وقت ان نرسیده که با طرد این افراد درمانده و عقب افتاده محیط سایت و این اندیشکده را از افراد نادان و سطح پایین پاکسازی کنیم تا کلاس این سایت پایین نیاید و سایر اندیشمندان انگیزه حضور در سایت را از دست ندهند؟

     
  15. درود بر جناب نوری زاد و دیگر عزیزان

    جناب نوری زاد عزیز من هم متقابلاً سال نو و رسیدن بهار طبیعت را به شما و دیگر عزیزان تبریک میگویم.

    قبل از انقلاب شکوهمند اسلامی!؟ بسیاری از مردم، هم به اعیاد و مراسم ملی و میهنی خود اهمیت میدادند و هم به اعیاد مذهبی، آنهم با تمام وجود؛ بیشتر خاطرات من با بچه محل ها از این دو مراسم بود، نسل ما خاطرات شیرین دو عید و جشن بزرگ را هرگز فراموش نمیکنه؛ یکی مراسم چهارشنبه سوری و پشت بندش عید نوروز را و دیگری مراسم نیمۀ شعبان را. ممکن نیست یکی از نسل ما باشه و خاطره های شیرینی از این دو عید نداشته باشه. در هر دوی این جشنها یک چیز مشترک بود، تقویت ایمان و امید . نوروز با خود ایمان به تغییر ، نو شدن و زندگی دوباره را نوید میداد و نیمۀ شعبان ایمان به آیندۀ بهتر و یک نجاتبخش (هر چند خیالی). همه باهم بودند و نشانه های مهربانی، صفا و صمیمیت و همدلی را میشد در هر دوی این نوع جشنها مشاهده کرد…چه شد که امروز مردم ایران و نسل انقلابی اینقدر کشکی و یلخی شدند؟ بیشتر جوانان امروز نه از ته دل به مراسم ملی و باستانی خود اهمیتی میدهند و نه برای مراسم و جشنهای مذهبی از خود مایه میگذارند، نه تاریخ و عقبۀ اعیاد ملی را بدرستی میشناسند و نه اهمیتی به اعیاد مذهبی میدهند. دیگر همۀ مراسم ها را سرسری یا با تو سری انجام میدهند.

    علت این عقب گرد چیست؟ علت این سهل انگاری چیست؟ … پاسخ فقط ” آخوند” است.
    داشتم به این فکر میکردم که جماعت آخوند تمام تلاش خودشان را کردند که مردم ایران را از مراسم و اعیاد باستانی و ملی دور کنند و به مراسم و اعیاد مذهب اثنی عشری نزدیک؛ آیا در این تلاش 38 ساله مؤفق شدند؟ جوان دیروز هم منیّت و فردیت داشت، هم دین داشت و هم میهن، ولی جوان امروز و از نسل انقلاب نه منیت دارد، نه دین دارد و نه میهن. جوان امروز دیگر نه دل و دماغ دین را دارد و نه دیگر حال و حوصلۀ میهن. جوان امروز واداده اونم بدجور!
    این جماعت آخوندِ کر و کور و خودخواه و خود رأی، هم ایمان را به لجن کشید و هم ایران را؛ چرا دست به هر کاری میزند جز خرابی نتیجه ای ندارد و چرا از تمام آنچه تاکنون انجام داده نتیجۀ عکس حاصل شده؟ تنها یک علت اساسی وجود دارد و آنهم سرشت و جوهر ناجور این جماعت است؛ بُخل و حَسد و غرور کاذب نهفته در وجود این جماعت چه ها که نکرده. آخوند مغرور و بخیل و حسود هر کاری کرده به دلیل آنکه نیّت و انگیزه اش مسموم بوده، عملکردش هیچ حاصلی جز بی حاصلی نداشته.
    امروز دیگر هرآنچه در مراسم میبینیم و مشاهده میکنیم، سرسری و برای رفع کُتی هست و بس. آخوند جماعت بزرگترین خیانت و جنایت را در حق ما ایرانیان انجام داده. آخوند، ایمان مردم ایران را ضایع کرده. ایمان به خدا و ایمان به خود و میهن.
    منظور ایمان قلبی ست. منظور ایمان محکم و خلل ناپذیر است. ما مردم ایران را این جماعت آخوند از درون خالی کرد.
    من اگر اوضاع بر همین منوال بگذرد نسبت به آینده خوشبین نیستم، با توجه به سماجت آخوند مغرور، حسود و بخیل در ادامۀ روند این جنایت و خیانت در حق مردم ایران و البته سکوت و وادادگی اجباری مردم، پیامد آن چیزی جز نابودی نیست.
    قبول کنیم که دیگر آن ایمان قلبی و محکم سابق را امروز در هیچکس نمی یابیم. افراد جامعه ای که ایمان نداشته باشند هیچگاه روی سعادت و خوشبختی نخواهند دید. ما مردم ایران امروز در روزمره گی ها گم شدیم؛ بی هدف ، بی انگیزه، بی رمق، نا امید و شکست خورده (البته غیر از گروهی حکومتی که دنیا را نادان و خود را دانای مطلق فرض میکنند).
    بیایید در سال جدید تلاش کنیم ابتدا ایمان به خویشتن را تقویت کنیم. حال از هر راهی که میخواهد باشد چرا که ایمان به انسان انگیزۀ مبارزه و تلاش میدهد. ایمان به انسان حس بودن و انگیزۀ ادامۀ زندگی میدهد. اینکه تلاش کنیم وجودمان هم برای خود و هم برای دیگران مفید باشد.اینکه حس بودن کنیم.اینکه وجودمان برای کشور و میهن مان مفید باشد. تنها راه جلوگیری از نابودی و فروپاشی ایران، تقویت ایمان به خویشتن است. البته یک مشکل اساسی وجود دارد و آنهم وجود آخوند و حکومت آخوندی ست. پس اولین انگیزه و هدف در تقویت ایمان به خویشتن باید تلاش فرد فرد ما در نابودی حکومت آخوندی باشد و این امر میتواند راه را برای رسیدن به اهداف دیگر هموار سازد. تنها راه بازگرداندن ایمان حقیقی به درون جسم و جان و امید به آیندۀ بهتر برای ایران، نابودی حکومت آخوندی ست و بس.

    نوروزتان پیروز
    بدرود

     
  16. جناب نوریزاد گرامی و دوستان و هموطنان عزیز،

    سال نو بر همه شما مبارک. برای همه شما و برای مردم خوب و نازنین میهنمان آرزوی سلامتی و شادکامی دارم.
    امیدوارم سال نو سال همدلی ، اتحاد ، دوستی و سازندگی برای همه ما باشد .
    امیدوارم سال نو سال آزادی همه زندانیان باشد ، چه آنان که در زندان خود خواهی ها و خودکامگی ها زندانی اند و چه کسانی که در زندان خودکامگان اسیرند.

     
  17. مهدی از تهران

    عرض ادب و احترم
    1- سخن با اقای سید علی خامنه ای
    جناب سید متوجه هستی که شخصیت و مدیریت 28 ساله شما جایگاه ولایت مطلقه فقیه را به حدی تنزل داده است که این روزها مجبور شده ای شایعه راه بیندازی که پس از خودت میخواهی ولیعهدیت را به افراد معلوم الحالی چون شیخ صادق لاریجانی(زاده عراق) ویا فرد دیگری بنام شیخ هاشمی شاهرودی (عراق الاصل) واگذار کنی. شما که به خودت و جایگاه ولایت مطلقه فقیه چنین میکنی چه توقعی میشود از شما داشت که به فکر ایران باشی.
    جناب سید علی خامنه ای چنین شایعه پراکنی هائی که میکنی نشان از استیصال است. جنابعالی واقعا در چه فکری هستی، رفتار جامعه (امت و ملت) هر دو نشانگر شروع پایان دیکتاتوری واستبداد نعلین است. البته این بدان معنا نیست که جهل و خرافات دینی به این زودیها از فرهنگ ایران رخت بر فکند. ولی باعث خوشحالی است که به دست شما و امتتان شروع جهل و خرافات زدائی هر چند کند مشاهده میگردد.
    اقای سید علی خامنه ای، دقت کردی که استبداد نعلین پس از 37 سال باعث شده که اکثر کار کنان استبداد چکمه بطور مثال ساواکیها که قبل و پس از سال 1357 به سوراخهای عمیق خزیده بودند، این روزها سر از سوراخها بیرون آورده اند و خود را درمقایسه با رفتار رژیم مطلقه فقیه فرشته نجات ایران معرفی میکنند.
    2- این روزها شیوخی چون مکارم شیرازی( همان فردی که در دربار ////////////////) در خصوص چهار شنبه سوری و نوروز باستانی پر تو پلا پراکنی کرده اند که البته پاسخش را در استانهای ایران بخوبی گرفتند.
    3 – انتصاب شیخی مانند رئیسی به جای شیخ مرده طبسی نشانگر ادامه رفتارهای نا هنجار رژیم ولایت مطلقه فقیه میباشد.
    4- خوشبختانه برای مردم و متاسفانه برای استبداد نعلین عصر ارتباطات به خوبی نشان داده است که آقای سید علی خامنه ای و روح الله مصطفوی (خمینی) چگونه فک و فامیلهای خود را در مصدر حکومت آخوندی خود نشاهده اند. عیان شدن این هزار فامیل استبداد که ایران را در سراشیبی و فلاکت هدایت کرده اند خود باعث سرعت بخشیدن به تقویت فرهنگ مردم (حتی امت ) جهش از جهل و خرافات به عقل و خرد خواهد شد.
    5- شواهد و قرائن از خروج لشگر روس از سوریه تا اتفاقاتی که در ترکیه میافتد و تغییراتی که در کشرهای تازی اطراف خلیج همیشه فارس در حال رخ دادن است و احوالاتی که استبداد نعلین از خود بروز میدهد ، همه و همه به نظر اینجانب نشانگر آن است که اگر اتفاق غیر منرقبه (فورس ماژور به تعریف بین المللی) رخ ندهد، اقای داتلد نرامپ (محمود احمدی نژاد از نوع آمریکایئش) رئیس جمهور اتی امریکا خواهد شد. به نظر من، البته اگر این فرد رئیس جمهور امریکا شود، روابط دو کشور ایران تحت حکومت رژیم مطلقه فقیه و آمریکای به ریاست جمهوری دونالد ترامپ بسیار خوب خواهد شد.
    نوروز و سال نو بر هم وطنان خجسته باد
    پاینده ایران

     
  18. برادران حزب الهی گوش کنند!

    https://www.youtube.com/watch?v=P3lsEWiQqhk

     
  19. با سلام و عرض ادب به جناب نوریزاد عزیز و هم بحث بسیار محترم و صبور سید مرتضی و همچنین جناب مصلح محترم و افلاطون گرامی و سرکار آنیتا خانم و جناب یاران و بچه جوادیه و دین فروش و همه دوستان کرامی که چراغ این سایت را روشن نگه داشته اند نوروز باستانی و ارمغان نیکوی ایران باستان را به همه تبریک میگویم و دعا میکنم که در سال جدید مشکلات این مردم خوب کمتر شود و خنده بر لبهای همگان بیشتر! سال نو مبارک!

     
  20. سرور ارجمند عزیزِ دیده و دل! هر چند عید ما روزی بُود کز ظلم آثاری نباشد،

    باز رخصت میخواهم، عرض تبریک و شادباشهای این کمترین، پیشتر از نسیم فرحزا و دل انگیز بهاری شرفیابِ حضور گرم شما…

    مبارزِ نستوه و خانواده محترمه و صبورتان و بزرگان معزز و فخیم و گرانسنگ سایت شریفتان من جمله کورس بزرگ و عزیزتر از جان، با صفای عزیز و صبور، مزدک گرانمایه، افلاطونِ چکامه سرا، ساسانم که چقدر از نوشته هایش توشه بر می گیرم، شیرزنانِ نستوه و پرافتخار سرزمین مان آنیتای عزیز، فریبای فرزانه، سارا جان عزیز[ که بیگمان نبودِ این شیرزنان فقدان و ضایعه ی عظیمی بر پیکر این سایت، می بود] ، سید مصلح ساده و بی شیله پیله و دوست داشتنی خودم، سید مرتضای اسلام پژوه، پدر بزرگواز سعید زینالی و دیگر داغداران و عزیز از دست دادگان بردبار و ستم دیده، کبیریِ سترگ و تاریخ سرا، سید رضی دوست داشتنی و پردرد[برخلافِ آنچه می نمایاند]، نقطه شکِ گرامی و مش قاسم نغزگو و نکته سنج، تلگرافچی عهد ماضی و دانای نکته بینِ حال، انعامی سخن پرداز، مصلح آبادی مدرن گو، گلابتون تیز بین، کاوش کنجکاو، آرتینِ تیزبینِ دین ستیز، مهرداد داد جو، رسولِ پیامگو، مبشر مقلدِ مفتاحجو، آرشِ ایران دوست، ملیجک و ملانصرالدین دانای سایت نوری زاد، …. و دیگر ناشناسان و شناسانِ از یاد رفته…

    گردد. قبل از حلول سال نو، فرا رسیدن سال نو را را تبریک و تهنیت عرض میکنم و امیدوارم در سال های آتی اثری از ظلم وجور و استبداد نباشد.

    یا سپاس سالم و بر قرار بمانید.

     
    • سلام بر کاوه گرامی
      بنده به هیچوجه دین ستیز نبوده و بر عکس اعتقاد دارم دین آمده تا زندگی ما را سامان دهد نه اینکه ما مراقب آن باشیم تا خدشه ای نبیند.من صرفا با کاربری سیاسی از دین(مذهب)و مداخله دادن آن در زندگی دیگران مخالفم چه جور.شاید باور نکنید که این نگارنده از 10 سالگی نماز خوانده و از 13 سالگی روزه گرفته و به حمدالله تا کنون این موضوع ترک نشده است.از نظر من ما خدا نیستیم تا دیگران را قضاوت کنیم و اگر به وجودش اعتقاد داریم باید این امر را به او سپرده و خود را به کنار بکشیم.کاوه عزیز با دید من مابین دیندار و بی دین تفاوتی نیست و هیچ امتیازی این بین وجود ندارد و شخصا دین را امری خصوصی دانسته و در زندگی اعتقاد دارم حرف اول و آخر را باید خرد و خردورزی بزند.بنده از نوشتار شما نکاتی آموخته ام بی اغراق.اما احساس می کنم اگر قدری خشم و نفرتی که در کلام شماست تخفیف یابد این نوشتار بس زیبنده تر و بسیار مفیدتر خواهد بود.بزرگوار خواهشی دارم.اگر کسی مانند مرتضی عزیز با عقایدی بسیار متفاوت از من و شما آمد و کلامی را گفت او را مزدور ننامیم.این رسم انصاف نیست.در این سایت دیده ام به ناحق جفای زیادی در حق او شده است.القابی بسیار زشت زننده و خالی از خرد.کسی گفته اویک تیم دارد که برایش می نویسند!آخر برادر جان اگر قدری نوشته هایش را می خواندی می دانستی که تماما از یک فکر منشا گرفته.دیگری او را مصباح نامیده!آخر عزیز من جانم را می دهم اگر توانستی مصباح و مصباحها را وادار به گفتگوی دو طرفه کنی.سومی می گوید …است.آنقدر این کلام زشت است که از آوردنش معذورم و…مرتضی با ما در یک درد مشترک است هرچند شاید خود نداند!ما به دلیل خفقان موجود در جامعه همدیگر را جز در این سایت ندیده ایم.او به دنبال عقایدی متفاوت است تا خود را ورزیده تر کند و ما به دنبال فضایی که سخن خود را بگوییم.از نوشتار بلند او قضاوت دیگر نداشته باشیم.او صرفا می خواهد حرف بزند و ماهم.این دریچه را به روی هم نبندیم.بنده شخصا از مرتضی علی رغم تضارب شدید آرا ممنونم که ناخواسته مرا به مطالعه بیشتر ترغیب کرد و منهم در نوشتار او در جای جای این سایت تاثیر خود را دیده ام.در جاییکه زیر یک خم او را گرفته ام بدل زده و جاییکه هجوم آورده او را به پل برده ام.حریف هرچه زبده تر باشد دل انگیز تر است.باور کن.
      نوروزت مبارک دوست من
      پاورقی:از برکت حکومت ایدئولوگ حاکم بر ما که گویا با خرج از جیب بیت المال راه جدیدی برای سانسور یافته است این روزها کامنتها بعضا ارسال نمی شود و نمی دانم دلیل چیست و این امر سبب می گردد که کامنت اول من حذف شده و دوباره با مراجعه به ذهن خود بازنویسی کنم که در برخی موارد دیده ام نوریزاد گرامی هر دو مورد را چاپ کرده که تفاوتی با هم دارند.با نگاه به نظرات سایر کاربران بعضا دیده ام این مشکل برای آنها هم بوجود آمده.این بار هم چنین بوده امیدوارم این خطای سهوی را ببخشایید.

      —————————

      سلام آرتین گرامی
      صمیمانه از شما و از قلم شریف شما تشکر می کنم. در این صبحگاه دومین روز فروردین، نوشته ی پسندیده ی شما مرا با مستیِ یک چنین نگرش شایسته و انسانی مواجه فرمود. بله، این سخن هماره ی من بوده و هست. که مته به مغز کسی که مخالف ماست نزنیم. و از او نخواهیم که همانند ما باشد تا تحویلش بگیریم و خودی اش بدانیم. عصبیت و نفرتی که از قلم چندنفر از دوستان فوران می کند، نفرتی است که از اسلام تاریخ و از اسلام نظام اسلامی دارند. و در این سایت، همان نفرت را بر سر کسی می بارند که وجهه ای اسلامی دارد و اسلامی می اندیشد و اسلامی می نویسد. من بارها نوشته ام که سیدمرتضای گرامی، یک مسلمان است با گرایشی که برای خود آراسته و بدان معتقد است. از او نخواهیم که از نردبان باور خود فرود آید تا ما با او اختلافی نداشته باشیم و بل قربان صدقه اش برویم. بارها نوشته ام که تصور کنیم سید مرتضی در این سایت نه بل یک هندو در اینجا می نویسد و همان هندو هر دو پایش را در یک کفش کرده که اعتقادش برتر از همه است و اساسا همه عرض و طول عالم را به باور خود منتسب می کند. چه ایرادی دارد انصافاً؟ خب باور سیدمرتضی بر این است که هست. ما تا زمانی که یک اندیشمند مسلمان و یهودی و مسیحی و هندو و بودایی و زرتشتی و بت پرست و کمونیست و حتی یک طرفدار داعش در محدوده ی حرف و نوشته و گفتگو، به پراکندن باور خویش مشغول است باید برای وی تریبون بپردازیم. نه این که میکروفن همان تریبون را چماق کنیم و بر سرش بکوبیم که تو مثلا طرفدار فلان باوری هستی که در فلانجا فلان جنایت را کرده است و می کند. ما زمانی از سیدمرتضی فاصله می گیریم که او را قمه بدست و کلت به کمر در معرکه ی تسری ظلم ببینیم. ما اگر قدرِ حلاوتِ گفتگو را می دانستیم هرگز به طعم تلخ عصبیت روی خوش نشان نمی دادیم. سیدمرتضی در این سایت، اصرار به گفتگو دارد و ما اصرار به عصبی کردن وی داریم. و این پسندیده نیست. من همینجا از صبوری سیدمرتضی سپاس می گویم. او یک تنه ایستاده و ضربه های نفرت جماعتی را تحمل می کند. و این تمرین بزرگی است که تنها و تنها سید مرتضی بدان تن سپرده و در میان دانشمندان اسلامی من همچو وی ندیده ام. تلخ نویسی های هرازگاه وی را به همین معرکه ی بارشِ نفرت مربوط بدانیم. که یک نفر تا کجا می تواند اهل مدارا باشد و هر از گاه از محور مدارا خروج نکند؟
      سپاس نازنین
      سپاس
      سپاس

       
  21. نوشته
    ﻧﺎﻇﻢ مدرسه ﺗﻮ ﻣﯿﮑﺮﻭﻓﻮﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﮐﯽ ﻣﯿﺪﻭﻧﻪ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ آﻣﺮﯾﮑﺎ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟
    ﺩﺍﺩ ﺯﺩﯾﻢ : ﻭﺍﺷﯿﻨﮕﺘﻥ
    ﮔﻔﺖ ﯾﻪ ﻣﺮﮒ ﺑﺮ آﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﺑﮕﯿﻦ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻭﺍﺷﯿﻨﮕﺘﻮﻥ بشنوند
    ﯾﻪ ﺩﺍﺩ ﺯﺩﯾﻢ طوری ﮐﻪ ﺣﻠﻘﻤﻮﻥ ﭘﺎﺭﻩ ﺷﺪ

    ﻧﺎﻇﻢ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﮐﯽ ﻣﯿﺪﻭﻧﻪ ﺣﺮﻡ آقا امام ﺣﺴﯿﻦ کجاست؟
    داد ﮐﺸﯿﺪﯾﻢ : ﮐﺮﺑﻼ
    گفت : ﺣﺎﻻ ﯾﻪ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺑﻔﺮﺳﺘﯿﻦ ﮐﻪ آقا ﺗﻮ ﮐﺮﺑﻼ ﺑﺸﻨﻮد
    ﻣﺎ ﻫﻢ ﯾﻪ ﻓﺮﯾﺎﺩی ﮐﺸﯿﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻮﺩ ﺧﻔﻪ ﺷﯿﻢ

    ﮔﺬﺷﺖ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ، ﺧﯿﻠﯽ ﻃﻮﻝ ﮐﺸﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﻔﻬﻤﯿﻢ
    ﻟﺲ آنجلس تاریخ سینماست، نیواورلئان مهد موسیقی است، نیویورک
    مهد درس و اقتصاد , و ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﻫﻔﺖ
    صبح تو مدرسه، با صدای عربده مون بیدارشون کردیم، عذر بخواهیم
    ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ ﺑﻪ ﻫﺮ ﮐﺲ ﻭ ﻧﺎﮐﺴﯽ ﻧﮕﯿﻢ ﻣﺮﮒ ﺑﺮ ﺗﻮ

    ﻭﻟﯽ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯾﻢ ﺗﻮ ﻭﺍﺷﻨﮕﺘﻦ ﻭ ﮐﺮﺑﻼ ﺁﯾﺎ صدامونو ﺷﻨﯿﺪﻥ !؟
    ﺁﯾﺎ واشنگتنی ها ﻓﻬﻤﯿﺪﻥ، ﭼﯿﺰﯼ ﺗﻮ ﺩﻝ ﺍﯾﻦ ﺑﭽﻪ ١١ﺳﺎﻟﻪ ﻧﺒﻮﺩﻩ ؟

    ﭼﺮﺍ ﻓﮑﺮ ﻧﮑﺮﺩﯾﻢ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻦ حرف ها، ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﯿﻢ
    ﻣﺮﮒ ﺑﺮ ﺑﯿﺴﻮﺍﺩﯼ ! ﻣﺮﮒ ﺑﺮﻋﻘﺐ ﺍﻓﺘﺎﺩﮔﯽ ! ﻣﺮﮒ ﺑﺮ گرسنگی ! مرگ بر دزدی
    کاش به جای آموزش مرگ، به ما عشق و نوع دوستی را یاد میدادند

    ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﺩﺭﮎ ﻧﮑﺮﺩﻡ، ﭼﺮﺍ ﮐﺎﻓﺮﯼ ﮐﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﻣﯿﺸﻮﺩ، ﺩﭼﺎﺭ عذاب الهی شده
    و ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﻣﯿﺸﻮﺩ، ﺩﭼﺎﺭ ﺁﺯﻣﻮﻥ ﺍﻟﻬﯽ
    ﻣﺮﺽ ﮐﻪ یکیست ! شاید تفاوت در نگرش انسانهاست

    ﺗﻮ ﮐﺎﻧﺎﺩﺍ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻋﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﯿﺸﻪ، ﻫﻤﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ﻣﯿﺎﺩ ﭘﺎﯾﯿﻦ تا همه بتونند خرید کنند
    ﻏﺬﺍﯼ ﺷﺐ ﻋﯿﺪﺷﻮﻥ ﻫﻢ ﺑﻮﻗﻠﻤﻮﻧﻪ. ﻗﯿﻤﺘﺶ ﺍﺯ 20 ﺩﻻﺭ، میشه 5 دلار، تا همه
    شاد باشند و کسی احساس فقر نکنه
    ﺗﻮ ﻣﻤﻠﮑﺖ اسلامی ﻣﺎ، ﻫﻨﻮﺯ ۳ ﻣﺎﻩ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﻋﯿﺪ، ﻗﯿﻤﺖ تمام اجناس دو برابر شده
    ﻭﺍﯼ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺷﺐ ﻋﯿﺪ

    ﮐﺎﺵ بجای آرزو کردن مرگ برای دیگران، ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ یادمون میدادند

     
    • مرتضی عزیز
      از کوزه همان برون طراود که در اوست مغز هایی که بویی از انسانیت نبرده و بر ما حاکم شده اند چگونه به شما انسانیت بیاموزند ؟

       
  22. NURIZAD khod NOOROOZ jameh mast neveshteh hayesh oghyanousi az sho oor baranei az mehr kahkeshani az nur keh ofogh hayee ENSANEIYAT ra nashaneh rafteh ast MOHAMMAD ,EI AZIZ MONDAGAR ;;;;NOOROOZAT MOBARAK

     
  23. ااصل شبهه شبهه کننده ،عدم امکان علمی و تجربی زایمان یک زن در چهل سالگی تا سن یائسگی متداول یعنی پنجاه سالگی بود .(سید مرتضی)
    ……………………………………………………………………………………………………………………………………………..
    سید چرا دروغ می گویی؟کجا من چنین حرفی را زده ام؟من که حتی در صد امکان باروی در زنان از 40 ببالا را قبل از یائسگی نوشته ام و نوشته ام امکان باروری در زنان از 40 سال ببالا 0.5% است.کجای این گفته با ادعای تو یکیست.سید یا تو معنی امکان باروری را درک نمی کنید و یا از % چیزی سر در نمی اورید که در هر دوصورت من اطمینان دارم که چنین نیست چون تو اگر درست یادم بیاید زمانی گفتید که قبل از اینکه طلبه شوید دیپلم برق یا صنعتی داشته اید و با توجه به نوشته هایت هم فکر نکنم تفاوت امکان داشتن با عدم امکان را ندانید.آیا راستگویی و درست کرداری شما مسلمین همین است؟تو اگر به کامنتهای من در همین پست قبلی و قبل از آن رجوع کنی چنین ادعایی را که کرده ایی نادرست می یابی.من درک می کنم که نان شما آخوندها از همین دروغها و خرافات و خریت جاهلان است و علت اینهمه دروغ را بخوبی می دانم.
    من در پست قبلی نوشته ام که تو قبلا نوشته ایی که خدیجه 6 بار از محمد ابستن شده و حتی مدعی هستید که قاسم فرزند ذکور محمد سقط شده.من چنین خرافات و دروغهایی را زیر سؤال برده ام والا اگر آخوند به فاطمه تنها رضایت میداد که من امکان چنین چیزی را رد نمی کردم.اما موضوع ابتر بودن محمد را حتی اگر آخوند فاطمه را فرزند محمد بداند زیر سوال می برم.با دلایلی که قبلا ذکر کرده ام.بنابراین جناب سید سعی نکن که بحث را از ریل اصلی اش خارج کنی.چنین امکانی دراین سایت برای امثال تو نیست.چون این سایت با منبر فرق دارد.هر حرفی که تو و امثال تو بزنید با دقت زیر ذره بین گذاشته خواهد شد.
    موضوع بحث سید اینهاست :
    1.آیا خدیجه از محمد 6 بار ابستن شده و فرزندان خدیجه ////////////////
    2.آیا محمد عقیم بوده و کلمه ابتر بمعنی عقیم لقبی بوده که عرب به محمد داده؟

     
    • بنا نیست اگر با کلامی در گفتار طرف گفتگو موافق نیستیم دائم او را متهم بدروغگوئی کنیم و به او توهین کنیم ،برای آخرین بار می گویم اگر یکبار دیگر تعبیر دروغگو را بکار ببری و بمن توهین کنی دیگر با شما گفتگو نخواهم کرد ، شما اخلاقیات را مراعات نمی کنید ،در همین پست قبلی به قرآن نسبت دادی که در سوره کوثر خدا گفته است که پیامبر ابتر است ،بعد که مشت باز شد ،انکار کردی و من عین عبارات شما را نقل کردم ،در عین حال نگفتم شما دروغگوئی ،ادب مناظره این است که نهایتا خطای طرف بازگو شود نه دائم کسی را به دروغگوئی متهم کنیم.
      در مورد این بحث ظاهرا وقتی با استناد ،اقوال و احتمالات سن خدیجه هنگام ازدواج روشن شد و ریشه حرف شما (عقیم بودن پیامبر) زده شد ،قصد دارید با این تعبیرات و افتراها مساله را پرده پوشی کنید ،من کجا گفتم که با فرض سن چهل سال خدیجه از محمد 6 بار آبستن شده است؟ چند بار اشاره کردم که ببداهت تاریخ فاطمه از خدیجه متولد شده است ،و دو فرزند پسر بنامهای عبدالله و قاسم که در کودکی فوت شدند ،حتی این قضیه هم معروف است که بعد از مرگ ایندو خسوف یا کسوفی واقع شد و مردم گفتند بخاطر مرگ فرزندان پیامبر است ،پیامبر فرمود خورشید و ماه بخاطر مرگ کسی نمی گیزند (ان الشمس و القمر لا تنکسفان لموت احد) ،اینها در تواریخ هست ،چند بار هم عرض شد که فرزندان رسولخدا چهار دختر و دو پسر ،بوده اند ،و اینکه عربها به ربیبه (دختر زن از شوهر دیگر) نیز دختر می گفتند ،اینرا چند بار قبلا گفتم و گفتم که باید بررسی تاریخی جداگانه شود که آیا زینب و رقیه و ام کلثوم دختران رسول خدا آیا از خدیجه بودند یا نبودند،که این بحث متوقف بر اختلاف اقوالی است که در مورد سن خدیجه هنگام ازدواج با رسول خداست ،حرف این بود که با سنین پایین تر که در اقوال هست امکان چند بار زایمان وجود داشته ،و در فرض چهل سال هم اقل احتمالات این است که فاطمه از او متولد شده است که نص تاریخ است ،و با این وجوه قول به عقیم بودن پیامبر سخنی ناروا و بی اساس است . در مورد درصد و امکان و توهین هایی که کردید ،حرف من این بود که برای زن تا پیش از سن یاس ،امکان زایمان هست مادامی که اسپرم مرد هست و تخمک گذاری زن که تا پیش از سن یاس وجود دارد ،اما درصد امکان را شما تعیین نمی کنید ،علم پزشکی تعیین می کند ،حرف من در کامنت پایین تر در صفحه قبل این بود که هر درصدی هم که باشد امکان تحقق وجود دارد ،ببینید عبارت من در آخر کامنت دیگر این بود :
      “”امکان حاملگی زنان تا سن یائسگی بهر درصدی باشد (فرض را می گیریم که درصدی را که گفته اید مورد تایید علم طب باشد) وجود دارد ،و مهمتر از آن لااقل تولد یافتن فاطمه از خدیجه پس از ازدواج با پیامبر بهترین دلیل وقوعی است بر اینکه پیامبر بکوری چشم دشمنان عقیم هم نبود ،قبلا هم عرض شد که در مورد فرزندان دیگر پیامبر اعم از دختر و پسر با توجه به سنین مختلفی که در مورد خدیجه هنگام نکاح نقل شده است امکان آن وجود دارد که موضوع بحث تاریخی دیگری است ،فعلا شما لطف کنید بدیهیات تاریخی پیش گفته را هضم کنید تا بعد به حساب آن بحث هم برسیم””.
      اینها که عرض شد چکار دارد به دروغگوئی؟
      چند بار بشما گفتم ،قطعه قطعه کردن سخن طرف مقابل هنگام گفتگو و فضل فروشی ذیل آن ،نقد آگاهانه نیست ،همین عبارتی هم که شما را آشفته کرد ناظر به جزم اندیشی شما در باره عقیم بودن پیامبر است ،شما در کامنت های صفحه قبل بضرس قاطع می گویی فاطمه از پیامبر نبود و پیامبر عقیم بود ،این جمله من می گوید که زایمان زن قبل از یاس ممکن است بهر درصدی ،درصدش را هم شما تعیین نمی کنید ،پس امکان زایمان حتی در سن چهل سال تا سن یاس وجود دارد ،بگذریم از اینکه سنین زیر چهل سال هم در آن اقوال هشتگانه وجود دارد ،پس تولد فاطمه و دیگران اجمالا امکان وقوع دارد ،حالا چون با استناد به تاریخ روشن شده است که سن چهل سال خدیجه یک امر اجماعی تخلف ناپذیر تاریخی نبوده است و حتی زیر سی سال هم گفته اند ،ظاهرا شما مشوش شدید ،بهرحال من دوباره حاصل تحقیق در سن خدیجه را که مستند آورده بودم اینجا دوباره نقل می کنم تا خوانندگان خود ملاحظه کنند من چه گفتم و شما چگونه برداشت می کنید .
      ———————————————
      سید مرتضی
      12:30 ب.ظ / مارس 19, 2016
      “کامنت گذار مزدک 1 معمولا مطالبی در مورد سن ازدواج حضرت خدیجه با پیامبر بزرگوار اسلام نوشته است ،حاصل یک بررسی تاریخی در این مورد را در پاسخ به ایشان ارائه می کنم،در این مورد هشت قول در بین مورخان تاریخ اسلام وجود دارد که آنها را با ذکر منبع تقدیم می کنم :
      1-قول به 25 ساله بودن خدیجه هنگام ازدواج :
      بنگرید به: دلائل النبوه (بيهقى)، 2/ 71؛ البداية و النهايه، 2/ 294.
      ———————-
      2- قول به 28 سال :
      بنگرید به: شذرات الذهب، 1/ 14؛ انساب الاشراف، 1/ 98؛ تهذيب تاريخ دمشق، 1/ 303؛ سير اعلام النبلاء، 2/ 111؛ مختصر تاريخ دمشق، 1/ 303.
      ———————
      3-قول به 30 سال :
      بنگريد به: سيره حلبى، 1/ 140؛ تاريخ الخميس، 1/ 264؛ سيره مغلطاى، 12
      ———————
      4-قول به 35 سال :
      بنگرید به :سيره ابن كثير، 1/ 625؛ سيره حلبى، 1/ 140.
      ———————
      5-قول به 44 سال :
      بنگرید به :تهذيب تاريخ دمشق، 1/ 303
      ———————-
      6-قول به 45 سال :
      بنگرید به :تهذيب الاسماء و اللغات، 2/ 342؛ مختصر التاريخ، 2/ 275؛ سيره حلبى، 1/ 140؛ تاريخ الخميس، 1/ 301.
      ——————-
      7-قول به 40 سال :
      بنگرید به :انساب الاشراف، 1/ 98؛ سيره مغلطاى، 12؛ المواهب اللدنيه، 1/ 38؛ شذرات الذهب، 1/ 14؛ تاريخ الخميس، 1/ 264
      ——————–
      8-قول به 46 سال :
      بنگرید به : مستدرك حاكم، 3/ 182
      ================================================
      اصل شبهه شبهه کننده ،عدم امکان علمی و تجربی زایمان یک زن در چهل سالگی تا سن یائسگی متداول یعنی پنجاه سالگی بود ،که با توجه به اقوال تاریخی فوق در بسیاری موارد این اقوال ،شبهه ای بی اساس است ،و امکان زایمان برای ایشان در سنینی مثل 25 و 28 و 30 و 35 وجود داشته و بلاتردید است ،ضمن اینکه بلحاظ تجربی قابلیت های زنان و سن یاس آنان از باروری دارای تفاوت هایی هست (برخی آبستنی ها برای برخی زنان در سنین بالای پنجاه سال که گاه در زمان ما هم گزارش می شود) ،و در فرض اینکه دختران دیگر غیر از فاطمه از شوهران قبلی خدیجه بوده باشند که خود موضوع بررسی تاریخی دیگریست ،حتی در سنین بین چهل تا پنجاه سالگی امکان ولادت فاطمه از ایشان که نص قطعی تواریخ است وجود داشته است و همین ولادت کافیست در دفع شبهه دشمنان و بدخواهان پیامبر در نسبت افتراء آمیز عقیم بودن به ایشان”.

       
  24. بیا و دلمردگیِ مردم را با توصیه های نوروزی ات کف مالی کن.

    هشتادمیلیون دلمرده منتظر توصیه شما هستند
    ناامیدمان نکنید استاد
    به دادمون برسید

     
  25. سلام بر ناظران گرامی
    از ملتی متعجبم که به احمدی نژاد می گه دروغگو ولی اونوقت وقتی امیرکبیر زمان!جناب ظریف که معلوم نیست چه جوری یه شبه شد قهرمان بی شرمانه تو چشم دنیا نگاه می کنه و می گه ما روزنامه نگار زندانی نداریم و چند دروغ شاخدار دیگه به هم می بافه تمام سعیشو می کنه که قضیه رو ماس مالی کنه.واقعا آیا با این رفتار ما خودمون را لایق مسولان دروغگو با لبخند یا بی اون نمی کنیم؟!
    سال نو بر همگان مبارک

     
  26. جناب نورى زاد گرامى
    در زمهرير زمستان مژده ى بهارى تو !
    هميشه بهارى و پرطروات باشى، دلاور باشرف!
    هر روزتان نوروز نوروزتان پيروز !

     
  27. با سلام و عرض تبریک فرا رسیدن نوروز باستانی ایرانی خدمت جناب نوری زاد و همه همراهان و دوستان ایرانی من ، خدمت سرورانم عارضم که کسی که شناسنامه ایرانی دارد ، سالیان سال است که نسل در نسل نوروز را جشن می گیرد و هر چهار شنبه آخر سال آتش افشانی و مراسم پریدن بر روی آتش را به صورت غریزی و فطری انجام می دهد و در طول روز های ابتدایی سال مبادرت به دید و بازدید از اقوام و آشنایان می کند و سیزدهمین روز اول سال هم خود را به دل طبیعت می سپارد و به شادی و سرور می پردازد . حالا اگر از یک عراقی یا هندی یا نیجریه ای در باره جشن نوروز بپرسی در این باره هیچ نمی داند . سئوالی که برای من پیش آمده این است که آیا آقای سید علی خامنه ای عراقی یا هندی یا اهل نیجریه است که در مورد آداب جشن نوروز هیچ نمی داند و یا می داند وبه عمد فتوا های شاه سلطان حسینی صادر می کند که چون در مذهب نیامده است پس بنابر این جایز نیست ؟؟؟ من در تعجبم که آقای خامنه ای با چه مشروعیتی سخن می گوید و فتوا صادر می کند ؟ همان اندک مشروعیت ساختگی و تصنعی هم که در جریان انتخابات اخیر از میان رفت و مردم نه بسیار معنا داری به رهبر و دار و دسته داعشی او دادند پس با چه رویی با مردم سخن می گوید و برایشان تکلیف مشخص می نماید ؟ می گویند جوانکی را سودای مطربی به سر افتاد به او توصیه شد برای این کار پر رویی بسیار لازم است و این میسر نمی شود مگر اینکه چند باری در مقام مفعولی در آید ، این کار بر او خوش آمد و تصور کرد که اگر به دفعات زیاد به این امر مبادرت ورزد ،مطربی بنام خواهد شد ، القصه در نهایت به او توصیه شد که دیگر به کار مطربی نمی آید و باید آخوند شود . جشن نوروز به کام

     
    • سلام دوست گرامی
      آقای خامنه ای نگفت جایز نیست.گفت شرعی نیست و درباره سفره هفت سین مطلب را گفت.ولی ایشان به دو دلیل ساکت باشند و زبان در کام گیرند بهتراست:
      ۱-هر چیزی را شرعی کردن دودش به چشم خودشان می رود و باید به رسوم و عقاید دیگران احترام بگذارد.چون دیگرانی هم خواهند گفت این سر و کله کوبانی که شما در تاریخ به راه انداخته اید عقلی و ایرانی نیست.
      ۲-دیگران ممکن است گمان کنند ایشان به کهولت سن رسیده و اصطلاحا دچار آلزایمر //////////// شده اند که اصلا برای ولی امر مسلمین برازنده نیست.
      موفق باشید

       
  28. مازیار وطن‌پرست

    ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما آب روی خوبی از چاه زنخدان شما
    عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده باز گردد یا برآید؟ چیست فرمان شما؟

    امیدوارم روزی دیدار و بوسیدن کتف و چشم و دستت نصیب گردد. هر جا باشی و هر چه می‌کنی بدان که هزاران هزار قافله دل همره تست؛ به امید روزی که دل‌های هوادار بدل به گام‌های همراه شوند. باش تا آن روز.

     
  29. سلام ، جناب نوری زاد عزیز
    کوه هرگز از پای در نمی آید
    ممکن است بدنتان درد کند که حق هم دارید ولی شما تا همین جا هم پیروز بودید و هستید و خواهید بود
    امیدوارم کار به جراحی کشیده نشود ولی اگر ضرورت پزشکی بود ، درنگ نکنید و انشاءالله صحیح و سالم به زندگی و مبارزه باز خواهید گشت
    اما اینبار فقط مبارزه ای از نوع نوشتاری که درسی بماند برای روزگار و تاریخ و شاید سرفصل دروس مدارس و دانشگاه های آتی ، در هر سرزمین مصیبت زده !
    من بعنوان یک ایرانی و یک مسلمان در پیشگاه خداوند سبحان ، گواهی خواهم داد که شما نه تنها به تکلیف خود عمل کردید که به اندازه ی یک ملت کوشیدید و تاوان دادید !
    دوستان نزدیک من میدانند که از خدا خواسته ام هرگز مرا با دو رهبر جمهوری اسلامی محشور نکند ولی شاید انتظار زیادی باشد که از خدا بخواهم مرا با شما محشور کند !
    خدا میداند من در میان عاشورائیان به دو شخصیت بیش از همه ارادت داشتم و دارم که یکی از آنها حرّ بود و آرزو داشتم که خداوند با او محشورم کند (هر چند شاید از اسفل السافلین سر در بیاورم ) و امیدوارم این دعای من در حشر با شما که از نظر من حرّ این زمانه هستید ، مستجاب شود !
    دعا میکنم باقیمانده سال 94 و سال 95 و سال های آتی را در صحت و سلامت و تندرستی و پویندگی و پایندگی و تو بندگی ، در فضای آزادی و حاکمیت انسانیت و شرف و شعور ، با نجیبان ، زندگی کنید
    موفق باشید !
    پیشاپیش سال نو مبارکباد

     
    • سپا س خدايي كه مرا لا يق قلم دانست سپا س خدا ي درونم كه مرا بنده درون دانست
      سپا س آن خدايي كه نقش آفر يد كه نقش جها ن را زخودآ فريد
      كه قبل از بشر آب وخا ك آفريد كه خورشيدوبادرازافلا ك عرش آفريد
      چهارعنصرازبهرماآفريد جهان راوجو دازچهارآفريد
      تما م حيا ت جهان ازچهارآفريد چهاررابه نَظم ونظا م آفريد
      جها ن شد سبب تا چهارآفريد چهارشدسبب تا زمين آفريد
      زمين شد سبب تا كه جسم آفريد كه جسم رازخا ك لجن آفريد
      جهان را زگردش حيا ت آفريد سپا س آن خدايي كه نقش آفريد
      نبا شد شما رش چه نقش از جهان آفريد هرآ نچه وجوداست زجودآفريد
      هرا نچه وجوداست به جسم آفريد كه جسم را ز خا ك وز آب آفريد
      كه خو رشيدوبا درازبهرحيا ت آفريد براي بقاء روح به ججسم آفريد
      كه روح را بقا ي جها ن آفريد جها ن را براي بشر آفريد
      بدستور حق هر چه را آفريد همه خا دمين بشر آفريد
      ملاءك زافلا ك وجن آفريد همه سجده برآدمي آفريد
      زمين وزمان را زبهر بشر آفريد بشررا به طا عت زخودآفريد
      عبا د تزطا عت مرا آفريد عبا د ت هما ن خد مت ست آفريد
      كه خد مت ز طا عت به حق آفريد بهشت بهر خد مت خد ا آفريد
      هر آنكس نكر دخد مت اند رجها ن يقين طا عت از حق نكر ددر جها ن
      جهنم رود آنكه خد مت نكر د و لو سا لها سر از سجد ه با لا نكر د
      هرآنكس نكر دطا عت از امر حق نكرد ه است خد مت ز فر ما ن حق

       
  30. بادرودفراوان
    آقای دکترشمابسیارلطف داریدنسبت به اینجانب ومن ازاین لطف شمابسیارتشکروشادمان شدم واحساس غرورسالم وانرژی مضاعف بهم دست داد.خدامیداندبزرگترین آرزوی ملی ام آن است که روزگاری بزرگان بالغ ونجیبی چون شما سرنوشت کشورعزیزمان ایران راترسیم کنندچراکه عصاره ی ذائقه ی سیاسی وخواست درونی ماملت افرادی چون شماهستیدنه مستبدانی چون احمدخاتمی.مصباح یزدی.احمدی نژاد.وامثال کوچکزاده و رسایی که خودرانه نماینده بلکه قیم وارباب ملت میدانندوموردتایید خلیفه هم هستنداماحقیقت چیزی دیگراست واین افراددرعالم واقعیت اگرموردسنجش رای ملت قرارگیرند در ته صف قراردارندوکمترین مقبولیت ووجاهت مرومی راباخودندارند.بعبارتی درآخر اول هستندامادرتاییدرهبری هم هستندچه کنیم روزگارچنین نمی ماندوروزی ورق بخت ماهم رو خواهدشدو وقت نگون بختی مستبدان خودخواه هم بالاخره میرسد.ازلطف ومحبت شماتشکرمیکنم آرزوی سربلندی شماراازخدای منان خواستارم.
    بااحترام
    نیما

     
  31. درود بر جناب نوریزاد عزیزم شنیدم که مشکلی پیش اماده براتون نگران شدم ایمیل قبلی رو جواب ندادید مطمئن شدم در کسالتی احساس وظیفه کردم که حالی از شما بزرگ مرد بپرسم هرچند اگر بی جواب باشد امیدوارم دوباره شمارو سرحال مثل همیشه ببینم شما برای من تو این جامعه خاموش نماد شمعی بر یک اتاق تاریکید گویا دراین اتاق خاموش مرده ایست که بوی تعفن آن غیر قابل تحمل شده و تنها راه خلاصی این شمعی است که باید اتش بزند این جسد را…در سال جدید خواستار بهترینها هستم هم برای شما وخوانواده گرامی، دکتر ملکی عزیز و بقیه ..حتما ارزوی بنده رو به خانواده و همچنین دکتر ملکی عزیزم و همراهانتان ابلاغ بفرمایید
    دوستدار ابدی شما و راهتان

     
  32. من یک راننده پنجاه واندی ساله هستم که هرشب در بیابانهای برهوت یا کنار یک برکه سوت وکور خو کرده ام تا نوشته های شما را بخونم و برتنهایی و روزگار ریشخند بزنم .درود بر تو درود به شرف و انسانیتت که بالاخره از درونت فواره زد وبر شیطان غالب گشت وبه دامان ملت برگشتی .حال همینگونه بمان استوار وپایدار انسان موندن بها دارد…سرت بدرد نیارم
    فقط نکته ای یاداورشوم که چه قلم شیوا ونکته بینی داری خدا حفظت کند.وقتی نوشتتون را میخوانم چنان با شما همراه میشم که گویا در کنارت ایستادم وصحنه هامانند فریم به فریم قابل رویت وحس هستن از صبح که بیدار میشین تا لحظه فرورفتن در کیسه.
    تنها نیستی ملتی با شمان مانند من دیگرانی هستن که هرگز ندیدی ونه نامه نوشتن بسیارن بقول خودت (درمصاحبه با دکتر خزعلی درصدای امریکا)فقط در شلختگی و پراکندگی هست که باید هدایت شود.سخن کوتاه کنم شاید تونسته باشم منظورم برسانم بالاخره از راننده بیابان انتظار ادبیات نداشته باشید.
    پیشاپیش نوروز باستانی را به شما وخانواده محترم شادباش میگم امیدوارم سال اینده ملت استقامت وپایداری کنند تا به حق وحقوق خود برسند.چون درین سالها مشخص شد مفتی خبری نیست .پایدار باشید.
    یک نسل سوخته ای از دیار خراسان بزرگ

     
    • شما رانندگان بیابان پیما فیلسوفان بیابان هستید. به علت مسافرت ها زیاد و دیدن افث های گسترده هر گر در دخمه های تاریک خود پرستی گیر نمیکنید. من میبینم شما پشت کامین های خود دو کلمه حرف کوچه بازاری نوشته اید که دنیایی معنی میدهد. کاش بیشتر از شهر های فردوسی حافظ و مولوی را برای آگاه سازی ما پشت کامیون های خود بنویسید. موفق باشید

       
  33. آقای نوریزاد
    من هم گاهی اوقات عکس هایی از سوریه می بینم و قلبم می خواهد از تپش بایستد . زیر این ویرانی خدا و تنها خداوند می داند چند مادر آغوششان از کودکشان خالی شده ، چند کودک بی مادر و بی پدر شده اند، چند پدر خوابیدند و دیگر فرزندان و همسرشان را ندیدند . چند پدر و مادر سالهای سال زحمت کشیدند و حاصل زحماتشان را با دستهای خود به خاک سپردند . چند کودک قطع نخاع شدند ،چه تعداد انسان ناقص العضو شده اند،در حالی که همه اعضای خانواده شان را از دست داده اند و کسی را هم ندارند که به این ها که ناتوان از اداره اموراتشان شده اند ،کمک کند . (چند روز پیش فیلم مستندی دیدم که دختری 13 ساله سوری زیر آوار علاوه بر اینکه همه اعضای خانواده اش را از دست داده بود قطع نخاع هم شده بود و در همان مستند پسر ده ساله ای دیدم که دو پا از زانو و یک دستش را از بازو از دست داده بود و مانند اینها فراوانند ) .
    وقتی که ما خوابیده ایم خامنه ای و سپاهیانش پول نفت ما را و پول مالیات های مردم ما را بمب می کنند و بر سر کودکان و زنان و مردان سرزمینی می ریزند که از سر تصادف همسایه اسرائیل هستند و حاکم مستبدشان تنها حاکمی است که نظام فاسد جمهوری ایران را همه جوره تایید می کند. فلذا هر طور که شده حتی به قیمت کشته و آواره شدن همه مردم آن سرزمین ،این حاکم باید بماند تا خامنه ای شب ها سرش را آرام و بی دغدغه بر بالش نهد.
    و خنده ام می گیرد از آن جاهلان و نادانانی که قاسم سلیمانی قاتل را اسطوره می دانند و او را به فلان و فلان تشبیه می کنند و می گویند امنیت ایران مدیون این قاتل است .بارها این جمله را در اینستاگرام هنرمندان مخصوصا بازیگران دیده ام و یا شنیده ام .

     
  34. درود بر آقای نوری زاد دوست داشتنی.اگر چه زمستان پابرجاست و بویی از بهار آزادی نمی آید، اما بهار طبیعت را بهانه می کنم و رفتن زمستان و جشن نوروز باستانی را به شما شادباش می گویم. دو دل بودم که شادی کردن ما وقتی که آزادی خواهان این مرز و بوم در زندان به سر می برند و استبداد همچنان پا برجاست کاری درست و شایسته است یا نه.که ناگهان یاد این بیت استاد عالی پیام “هالو”افتادم که:
    بخند ای هموطن قه قه بزن این خنده ها خاری است
    به چشم آنکه از این قلب های شاد می ترسد.

    با خودم گفتم حالا که ملا ها چیزی ازارزش های ایرانی و هویت ملی و میهنی ما باقی نگذاشته اند باید که این آخرین سنگر با ارزش موجود یعنی نوروز را در حد توان آنچنان که شایسته هست پاسداری کنم و هر چه نفرت از تازی پرستی و ایران ستیزی ملا ها دارم را با شاد زیستی در نوروز مقابله به مثل کنم.تصمیم دارم در لحظه دگرگونی و انقلاب طبیعت در حافظیه شیراز حضور داشته باشم و مانند سالهای گذشته به همراه طیف گسترده ای از مردم ملامتی و خسته از استبداد، آواز “ای ایران” و” یار دبستانی من”، سر دهیم .جای شما را هم خالی خواهم کرد و به یادتان خواهم بود.خبر دار شدم که شما هم قصد دارید در کنار دیوار زندان اوین حضور بهم برسانید جای دوست دارانتان را هم خالی کنید و به یاد داشته باشید همیشه در دل ما جا دارید و هرگز تنها نیستید.پایدار ، پا برجا و پیروز باشید.

     
  35. جهانگیر محمودی

    بنام خدا. سلام. احتراما اینجانب جهانگیر محموی(نام کامل: جهانگیر محمودی
    نژادیان چرمهینی)فرزند عبدالکریم.متولد38/6/1در اهواز، روحانی خلع لباس
    شده ووکیل دادگستری محروم از وکالت هستم. دراین باره حکم من در سال 89
    دردادگاه ویژه روحانیت اصفهان توسط قاضی شیخ حسین بهرامی صادر شد. اتهام
    بنده به وکالت گرفتن شخصیت هایی چون ابوالفضل عابدینی (پان ایرانیست)عیسی
    خان حاتمی(جبهه ملی) علی مزرعه (خلع عرب) وبالاخره حشمت الله طبرزدی بود.
    این کار به عنوان عمل خلاف شان روحانیت تشخیص داده شده ومنجر به خلع لباس
    دائمی ومحرومیت دائمی از وکالت شد. والبته این حکم در سال 90 اجراء
    گردید. اخبار این واقعه واخبار فعالیت ها ی دیگر من برروی گوگل موجود
    است.درهمان سال 90 دخترم محبوبه (حودودا بیست ساله) توسط فردی به نام علی
    امیدی(فاقد گواهینامه) درتصادمی که درشهر اصفهان رخ داد به قتل رسید. با
    اینکه نامبرده مکانش مشخص است غیابی محکوم شد ولی هرگز حکم علیه وی به
    اجرا گذاشته نشد.درهمان سال با توطئه ای خانم بنده که دراهواز طلاق می
    گیردملک اینجانب راتصاحب می کند علت آن عدم حضور این حقیر دردادگاه تجدید
    نظر اعلام شد. درحالیکه هرگز هیچگونه ابلاغیه واخطاریه ای به من نرسیده
    بود.بارها به دفتررهبری و ریاست جمهوری نامه نوشتم.لیکن هیچ پاسخی نگرفتم
    اکنون دارای امراض جسمی وروحی بسیارآ؛زار دهنده ای هستم ودر گوشه ای از
    اهواز به تنهایی والبته همراه با پسر بیمارم که اکنون دربیمارستان روانی
    بستری است زندگی می کنم. ماههاست که اجاره نپرداخته ام.وهرآن احتمال
    بیرون انداختنم از خانه وجوددارد. استدعا دارد به هرگونه که صلاح میدانید
    اطلاع رسانی کنید وبا مجامع داخلی وخارجی تماس حاصل نمایید.درپایان به
    انسانیت وشجاعت ومردم دوستی شما آفرین می فرستم وبزرگی ورادمردی شما رامی
    ستایم.والسلام تلفن های تماس: /////////// استدعای اقدام
    عاجل دارم ضمنا اگر به صورت علنی درباره بنده اطلاع رسانی بفرمایید باکی
    نیست وتشکر هم می نمایم.

     
  36. سلام نوری زادگرامی

    عیدسعیدنوروز باستانی را به شما واهلبیتت وبه همه آزادمردان نیک اندیش ایران زمین ودوستان این سایت صمیمانه تبریک عرض می کنم وبرای همه نیک اندیشان سال پرخیروبرکتی را آرزومندم.
    وبه جناب آقاسیدمرتضی -مدظله العالی-بخصوص تبریک صمیمانه عرض می کنم.
    وبه جناب نوری زاد همان را توصیه می کنم که خودش به دیگری توصیه کرد :دروغ نگوییم وتهمت وافتری وتوهین به دیگران روانداریم. هرچه بخودنمی پسندیم به دیگران هم نپسندیم .
    ومژد دهم که صبح روشنایی واصلاح امورنزدیک است.
    والسلام علی من اتبع الهدی
    مصلح

     
    • با سلام به دوست گرامی جناب آقا مصلح و آقای نوریزاد و همه دوستان این سایت وزین ،عید ملی نوروز و نو شدن طبیعت را به همه تهنیت و تبریک می گویم و امیدوارم تحول در طبیعت قرین تحولات و ترقیات روحی و انسانی برای همه ما باشد.
      نوروز مبارک

       
    • نوروز را به اهل بیت شاد باش می گویید ؟ اهل بیت نوروز سرش میشده ؟ یعنی به هر قیمتی شده باید هر چه هست و نیست را به اسلام و اهل بیت بچسبانید! جدا نمی فهمید که ملت را بیزار می کنید؟
      لابد از آستینتان یک حدیثی بیرون می اورید که بله اشتباه می فرمایید این هم سندش: نوروز اصالتا سنتی اسلامی است که اعراب در حجاز بر پا می داشتند و ایرانیهای نومسلمان نیز از آنها آموختند !!!

       
      • جهانگیر گرامی

        چرا یک تبریک از یک ایرانی مسلمان اینگونه شما را آشفته می کند؟ من کجا تبریک به اهل بیت گفتم ،من در این نوشته به دوستی و دوستانی ایرانی در این سایت تبریک گفتم ،عید نوروز بدون تردید یک عید و سنت باستانی ایرانی است ،و تبریک گفتن بابت آن از هر ایرانی به ایرانی دیگر شایسته است ،و هیچ نیازی به چسبانیدن چیزی به کسی نیست ،ما همه ایرانی هستیم اعم از مسلمان و غیر مسلمان و می توانیم عید نوروز را به یکدیگر تبریک بگوییم ،این چکار دارد به اهلبیت؟ من سابقا هم گفته ام که بنای اسلام این نبوده و نیست که سنت های اقوام را تماما کنار بزند ،آنچه که هست این است که سنت هایی که با توحید سازگار نبوده است نفی کرده است ،و عید نوروز که مقارن تحول طبیعت است منافاتی با مبانی توحیدی ندارد ،کسی هم نگفت عید نوروز سنت عربی است ،حتی در برخی روایات عید نوروز فارس که توضیح داده شده به اهلبیت، مورد مدح واقع شده است و دعاهایی نیز هنگام عید نقل شده است ،من نمیدانم پیش زمینه فکری شما در این اعتراض چه بوده است ،اما بدانید که اسلام برای مخالفت با آداب و سنن غیر منافی با توحید اقوام نیامده است ،و ما و شما همه ایرانی هستیم و می توانیم نوروز را بهم تبریک بگوییم بدون اینکه عصبانی شویم یا روی ترش کنیم.
        موفق باشید

         
        • پاسخ من به آقای مصلح که نوروز را به اهل بیت تبریک گفته بودند, نه به شما !
          جهانگیر

           
          • سلام جهانگیر گرامی

            عرض تبریک نوروز به شما ،من عذرخواهی می کنم تصور من این بود که کنایه شما بمن است ،اما در مورد اصل مطلب حق با اصلاحیه آرتین گرامی است ،مقصود دوست گرامی ما از کلمه اهلبیت ،خانواده جناب نوریزاد بود نه اهلبیت پیامبر صلوات خدا بر او.
            موفق باشید

             
      • برادر جان گیر نده بنده خدا اهل بیت آقای نوریزاد رو گفت.من نمی دانم چرا مشکل اپیدمی ملت ما از مذهبی و سکولار و…اینه که اصلا به حرف طرف مقابل گوش نمی دن و سریعا در پی پاسخن.
        خواننده باشید

         
  37. جناب نوریزاد سلام
    خدایی شما فقط به من گیر میدهید همه احادیث خنده اور مینویسند و شما منتشر میکنید تا من یک حدیث مینویسم انرا برنمی تابید نمیدانم چرا اینهمه سختگیری شما فقط ب بنده را شامل میشود در حالیکه مکن نه به کسی و نه به عقاید کسی توهین نمیکنم و از هیچ لفظ خارج از نزاکت نیز استفاده نمیکنم -من هم برای نوشته هایم وقت میگذادم و زحمت میکشم حالا چه فرقی بین حدیث خنده اوری که من مینویسم با حدیث خنده اوری که دیگران مینویسند وجود دارد که فقط باید حدیث من حذف شود؟!- حالا متن زیر که دیگر نه حدیث است و نه موضوعی که من انرا ساخته باشم بلکه ریشه یک ضرب المثل فارسی است را لطفا منتشر کنید:///////////////
    //////////////////
    ///////////////////////////

     
  38. دوستان سلام
    سال 94 پایان یافت و من توصیه میکنم چنانچه خدای ناکرده در این سال نماز و یا روزه قضا و بجا نیاورده دارید همین امروز با مراجعه به یک روحانی و پرداخت وجه ان از وی بخواهید تا انها را بجا بیاورد و اما لازم است ابتدا تشکر ویژه ای بنمایم از جناب امید که با اظهار لطف خود بنده را سرافراز نمودند و نیز از رسول گرامی و سایر دوستان و همچنین پسر عموی عزیز و خستگی ناپذیرم.به ندرت دیده شده که جنها کار نیکی هم انجام دهند که این موارد استثنا بوده و در ثانی نیت انها در این موارد نیز قربت اللله نبوده و بیشتر موضوعات مادی است بعنوان مثال در یک مورد که اسناد ان نیز هم اکنون موجود بوده و در موزه لور نگهداری میشود فردی که قوز داشته روزی بخرابه ای میرود و چون دلتنگ بوده با دبه ابی که همراه داشته شروع به نواختن تنبک و خواندن اواز میکند که از قضا همان موقع و در همان مخروبه مراسم عروسی یک جن ماده و نر////////////////
    /////////////////////
    //////////////////////////////////
    ///////////////////////////////////////

    ———————————————

    دوست گرامی
    مسخرگی شما حذف شد

    پوزش

    .

     
    • جناب سید رضی حقیقتا من که نمی دانم به چه دلیلی جناب نوریزاد بقول خودشان مسخره گیها و طنزهای شما را برنمی تابد؟من هیچگونه توهینی درآنها به کسی نمی بینم.و درحقیقتا نوشتار شما نشان از درک بالا و اطلاعات زیادتان از اسلام و نوشته ها و گفته ها و دروس حوزوی است.امیدوارم که جناب نوریزاد کمی کوتاه بیاید تا شما نیز حرفتان را بزنید.
      جناب سید رضی سالی پربار و شاد داشته باشید.

       
      • مزدک گرامی درود بر شما
        من نیز واقعا دلیل حذف مطالبم توسط جناب نوریزاد را نمیدانم – طوری ایشان نسبت به اسم بنده حساس شده اند که حتی مطلبی از من حاوی ریشه و اساس پیدایش یک ضرب المثل را نیز حذف میکنند- بهر حال ایشان مالک و مدیر سایت هستند و ما نیز مهمان ناخوانده ، شاید علتش همین باشد. بهرروی از شما دوست گرانقدر و بسیار فهیم تشکر میکنم و پیشاپیش سالی عاری از خرافات و نحوست برای شما و خود و تمام ملت ایران ارزومندم.

         
    • با تبریک متقابل خدمت سید رضی عزیز
      لطفا طوری بنویس که شاهد حضورت باشیم گاهی علارقم طنز امیز بودن نوشته هایت ولی گویای خیلی از حقایق نیز میباشد
      برای اینکه باعث کدورت کسی نشوی در نوشته هایت هیچیک از حاضرین این سایت را خطاب قرار نده از یک نام سمبلیک یا حتی میتوانی از ای دی من استفاده کنی ناراحت نمیشم وقتی برای چند لحظه هم که شده شاهد لبخندی رو لب دوستان باشیم.

       
      • امید عزیز سلام
        ابراز لطف شما افتخاریست برای بنده – دوست عزیز سعی خواهم کرد راهی بیابم و شاید نیز از مجوزی که شما به من دادید بهره ببرم- پیشاپیش سالی خوب و خوش برایتان ارزومندم سالی که دیگر با دیدن رواج خرافات و موهومات در میان مردمانت غم بر دلت ننشیند.

         
    • جناب نوریزاد انچه را حذف کردید مسخرگی نبود بل ریشه پیدایش ضرب المثل “قوز بالا قوز” بود.
      پوزش

       
    • عباس انعامی

      اقای نوری زاد چرا کامنتهای رضی رو نشون نمی دی؟بابا این بنده خدا هم حالا باطنز ویا هرچی داره حرفشو میزنه.توهینی هم نیست والا.تاییدش کن جانم تاییدش کن عزیزم

       
      • خود اینکه چه افرادی تایید کننده رضی هستند ،نوریزاد هوشیار را هوشیارتر می کند از سر ضمیر سید رضی.

         
    • من از مسخرگی های دیگر رضی که ذیل چنگک ها مخفی است خبر ندارم ،اما در مورد مسخرگی های ظاهر می گویم ،اگر رضی میداند که انسان زنده ای که نماز و روزه او بهر علتی فوت شده مادامی که زنده است نمی تواند انجام آنرا بدیگری محول کند و مثلا به او پول دهد چه روحانی و چه غیر روحانی ،پس کنار هم گذاشتن این تعبیرات نادرست ،چیزی جز مسخرگی که جناب نوریزاد می گوید نیست ،و اگر نمیداند بداند که قضای نماز و روزه انسان زنده بعهده خود اوست ،و در مورد میت است که کسی را اجیر می کنند برای این کارها که نیابتا از میت انجام دهد ،و در این جهت فرقی نمی کند که فرد اجیر یک روحانی باشد یا فرد دیگری مثل رضی.پس لطفا احکام اسلام را با لودگی مسخره نکنید ،اگر نمیدانید سوال کنید ،و اگر می دانید احکام اسلام را مسخره نکنید ،که اگر تمسخر کنید این حاکی از شخصیت نازل شماست.

       
  39. جناب نوری زاد شما تک گلی هستید که ایران را بهار خواهید کرد، در اینده نزدیک انشالله! عید شما مبارک.

     
  40. با درود بسیار بر جناب آقای محمد نوری زاد.

    نوروز بمانید که ایام شمایید
    آغاز شمایید و سرانجام شمایید.

    با بهترین آرزو ها برایتان٬ سال جدید و عید نوروزِ ایرانی را که یادگار ارزندهِٔ جمشید جم وبزرگ نیاکان خرد گرای ماست٬ بر جنابعالی و خانواده محترم٬ همچنین به آن گروه ازدوستان خوب و پاک اندیشی که در سایت وزین شما نگارش دارند و همواره با چراغ خرد به جستجوی راهکار بر میایند و عقل نقّاد را برای انتخابِ ایمان یا راه زندگی بکار می بندند٬ شادباش عرض مینمایم.
    شب پرستان و دایناسورهای سر بر آورده از اعماق تاریخ بانواع حیل سعی در کمرنگ جلوه دادنِ عید ملّی ما دارند که تا کنون نه تنها موفقیتی نداشته اند٬ بل خودرا مفتضح تر نموده اند.

    آن صبح نخستین بهاری که زشادی
    می آورد از چلچله پیغام شمایید
    آن دشت طراوت ٬آن جنگل هشیار
    آن گنبد گردنندۀ آرام شمایید
    خورشید گر از بام فلک عشق فشاند
    خورشید شما٬ عشق شما٬ بام شمایید
    نوروز کهنسال کجا غیر شما بود؟
    اسطورۀ جمشید و جم و جام شمایید
    عشق از نفس گرم شما تازه کند جان
    افسانۀ بهرام و گل اندام شمایید
    هم آیینۀ مهر و هم آتشکدۀ عشق
    هم صاعقۀ خشم بهنگام شمایید
    امروز اگر می چمد ابلیس غمی نیست
    در فن کمین حوصلۀ دام شمایید
    گیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است
    در کوچۀ خاموش زمان ، گام شمایید
    ایام زدیدار شمایند مبارک
    نوروز بمانید که ایام شمایید.
    هر روزتان نوروز و نوروزتان خجسته و پیروز باد.

     
  41. فرا رسیدن سال نو را به مبارز حق جو و خستگی ناپذیر نوریزاد عزیز و همهٔ دوستان صمیمانه تبرک گفته و خواهان شادی و سلامتی و پیروزی شما‌ها در تلاش‌های زندگی خود در سال جدیدم؛

    بهاران خجسته باد، نوروزتان شاد و پیروز باد و تبریک به همهٔ و

    به آنان که با قلم، تباهی دهر را
    به چشم جهانیان پدیدار می‌کنند
    بهاران خجسته باد، بهاران خجسته باد

    و این بند بندگی، و این بار فقر و جهل
    به سرتاسر جهان، به هر صورتی که هست
    نگون و گسسته باد، نگون و گسسته باد

     
  42. امامک جمعه اصفهان: نوروز به این معنی نیست که عده ای دور هم جمع شوند و مانند گوسفند بالا و پایین بپرند.
    مش قاسم: منظورش این بوده که نوروز هم مثل ایام … (سه نقطه از مش قاسم) مانند عنتر توی سر و کله خودشون بزنن.

     
  43. جناب نوریزاد من و امثال من جوانانی که زندگی را زنده ایم فقط و هرلحظه اش با ترس و نگرانی و تلخی میگزرد.برای ما که گذر لحظه ها و روزا و ماهها تحمل شده و ناامیدی به بند بند وجودمان رسوخ کرده چه نسخه ای دارید؟چاره این روان پریشان و دل سوخته چیست؟دل به چه خوش داریم؟

    ———————–

    مهدی گرامی من نسخه نویس نیستم حتی برای خودم. اما این را می دانم که ما هیچ بهانه ای برای ناامیدی و یأس و دلمردگی نداریم. تا آفتاب می دمد و لبی می خندد باید برای لمس فردا راه گشود. چگونگی اش به خود ما مربوط است. شاید نسخه ای که بشود تجویز کرد پایبندی به اصول انسانی است. دروغ نگوییم و فریب ندهیم و توهین نکنیم و به حقوق دیگران احترام بگذاریم و آنچه را که برای خود می پسندیم برای دیگران نیز بپسندیم. منصف باشیم و جانب حق و درستی را بگیریم. و در این راه دشوار، چراغ عقل را بر فروزیم و با همین چراغ تاریکی ها را پس برانیم.
    با احترام

    .

     
    • جناب مهدی، با شروع انقلاب ما هم جوانی بودیم و هزار آرزو در دل داشتیم، متأسفانه در آن زمان احتمالا جناب نوریزاد در رأس قدرت بودند و سودای صدور انقلاب در سر داشتن، به اسم منافق و کافر و کمونیست همه ما را یا راهی زندان کردند و یا اینکه خارج از کشور، صدای هر اعتراضی را به بهانه وجود جنگ بیهوده و بی معنی در گلو خفه میکردند. امروز ما، نتیجه همان بذر قلدری و منافق و کمونیست خواندان دیروز است. اما اکنون ـ هنوز هم جرأت نداریم گذشته ای را که خودمان در بوجود آمدنش نقش داشته ایم، نقد کنیم. اگر هر صدایی را وادار به سکوت نمیکردیم، امروزمان اینگونه نمیشد که اکنون هست. دوست عزیز، جناب نوریزاد فقط میتواند تا همین اندازه اظهار ندامت کند. بیشتر از این نه میتواند و نه میخواهد، چون هنوز درب قدرت حاکم بر همان پاشنه میچرخد، جناب نوریزاد اگر فراخوان مبارزه قهرآمیز بدهد ـ یا منافق میشود یا فتنه گر. باید خدمت جناب نوریزاد خاطرنشان کنم، وضعیت کنونی ایران پروسه اش از مراحل مبارزه مدنی عبور کرده است، جواب ندارد. دیر یا زود یا باید مانند زاپاتا بود، یا اسپارتاکوس یا آبراهام لینکلن؛ شاید هنوز باور ندارید که ایران در دوران برده داری بسر میبرد!

       
  44. یک سال دیگر گذشت و سپیدی موهایم و دل مردگی ام بیشتر شد اما جمله شهبانوی عزیزم را فراموش نمی کنم که فرمودند : سرانجام نور بر تاریکی پیروز خواهد شد.
    دکتر نوری زاد عزیز نورزتان پیروز

     
  45. مصلح آبادی اراکی

    با سلام . آقای نوری زاد هر از گاهی در سیمای کشورمان آقا و یا بانویی را به مصاحبه میآورند و ساعت ها در رابطه با تغییر مرام و اینکه دین اسلام را پس از آنکه مدتها قرآن را به زبان دیگری خوانده ، چگونه بر گزیده و چگونه بعداً مسلمان شده و سپس نام خدیجه ، فاطمه و یا زینب را بر خود گذارده ، سخن میگوید . آقای نوری زاد ممکن است ، روزی و روزگاری پاشنه درب ، طور دیگری بچرخد و برای ” یکبار ” هم شده یک نفری را که از دین اسلام خارج شده ولی هنوز خدا باور و مثلاً ” نوکشیش ” شده باشد ، برای توضیح اینکه چطور و چگونه و به چه دلیل از دین اسلام خارج شده است را به ملت ایران در سیمای جمهوری اسلامی بازگو کند؟ اما در همین سیمای جمهوری اسلامی چندی قبل حجت الاسلام شهاب مرادی سخنی میگفت مبنی بر اینکه در تالار وزارت کشور جشن تولد حضرت خدیجه بوده و مدعوین هم منحصراً از زنانِ ” مؤمنات و مسلِمات بوده و ایشان در پشت تریبون از مدعوین مذکور خواسته است که هر نام اش خدیجه است بیآید و در جلوی تریبون از ایشان ” سکه طلا ” هدیه بگیرد ولی در آن جمع کثیر کسی نام اش خدیجه نبوده و کسی یافت نشده تا ” سکه هدیه ” هم نامی با همسر پیامبر را از دست مبارک ایشان دریافت کند !

    ———————

    سلام مصلح گرامی
    رازِ این که هیچ پدر و مادری اسم خدیجه را بر طفل خود نمی نهد بگویم؟ من حتی می توانم روزی را تجسم کنم که اسم بسیاری از بانوان جهان خدیجه باشد. این دو، مستقیماً به رفتار ما مسلمان ها مربوط است. همین جناب شهاب مرادی در آن چند وقتی که معاون فرهنگی شهرداری تهران بود نفرت هایی بنیان نهاد که جمعیتی نه از وی که از لباس وی فراری اند. وی به اسم شیعه گری و پایبندی به احکام شیعی فضایی را که دیگران با خردمندی پرداخته بودند، با تصلبی بی خردانه بهم ریخت و عینکی به چشم زد که جز نماز شب خوان ها را نبیند. شوربختانه بلایی که ما بر سر اسلام و مسلمین آورده ایم آنچنان با نفرت و انزجار آمیخته است که رغبتی برای نام نهادن نوزادان با نگاه به شخصیت های صدر اسلام باقی نگذارده است. اما اگر مسلمانی ما با عطری از خردمندی و لبخند و مدارا و همدلی و نوعدوستی و فداکاری همراه بود، به برکت همین رفتار ای بسا خیلی ها اسم دخترکان خود را خدیجه می نهادند. راست نمی گویم دوست گرامی؟

    با احترام

    .

     
    • اگر مسلمانی ما با عطری از خردمندی و لبخند و مدارا و همدلی و نوعدوستی و فداکاری همراه بود؟؟؟؟
      -چی میگی آقای نوریزاد؟ در این دین از روز اول لبخند و مدارا و همدلی و نوعدوستی و فداکاری نبوده که نبوده. همین آخوندا ببینین توی این ۳۸ ساله چه که نکرده اند. اگر پیشرفتهای از زمان مشروعیت نبود همین آخوندا دست کمی از داعش نداشتن، جرات نکردن چون بالاخره ملت یه چیزایی حالیشون شده بود، مثلا فکر میکنین اینا میذاشتن زنها برن توی مجلس؟ مجبور شدن. داعش رو که امروز میبینین آینه تمام نمای لشگر اسلام ۱۴۰۰ سال پیشه، نه بیشتر نه کمتر. اسلام حقیقی همینه که البغدادی میگه، همینه که دور و بریهای سید علی میگن. در این دین از خردمندی و لبخند و مدارا و همدلی و نوعدوستی و فداکاری خبری نه بوده، نه هست، و نه خواهد بود. همش افسانه و شیره به سر مردم مالیدن و خر کردن جماعت بود.

       
  46. تبریک سال نو
    سال نو باستانی رو تبریک میگم , امیدوارم با نو شدن زمین ما هم همه چیز رو نو کنیم , آرزو میکنم سال نو رو با دلی شاد و باز رو به زندگی آغاز کنیم هر جا که هستید آرزوی موفقیت میکنم .

     
  47. اکبر هاشمی رفسنجانی در پیام نوروزی خود نوشته است: “روحانیت، بی مردم همچون پر کاهی حتی توان حفظ خود را هم نمی‌یابد.”
    …………………………………………………..
    انتخابات بعدی نزدیک است چاپلوسی و هندوانه زیر بغل شروع شد نتیجه؟
    قدرت و پر شدن جیبهای گله گشاد و حسابهای بانکی داخلی وخارج برای شما و فک فامیلتان ،فقر و بدبختی و فلاکت برای مردم.
    عجب دستمزد عادلانه ای

     
  48. یک مقایسه ایی هم بکنید با شاهکارهای آخوندهای خومون!

    شاهکار بی نظیر راهبان بودایی
    23 اسفند 1394 در هنر

    شاهکار بی نظیر راهبان بودایی چند راهب بودایی اهل هند برای ترویج صلح جهانی و همینطور ارادت به بودا نقاشی با شن های رنگی را روی یک تخته آغاز کردند. آنها روزی هشت ساعت به دقت تمام شنهای رنگی را در خطوطی که از قبل بوسیله خط کش و گچ علامت گذاری کرده بودند ریخته تابلویی کم نظیر و دقیق خلق کردند. دقت فراوان به خرج رفته در این اثر واقعا حیرت انگیز و اثری بسیار زیباست.

    http://defne.ir/1394/12/23/709-%D8%B4%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%DB%8C-%D9%86%D8%B8%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C/html

     
  49. پیام تبریک جغد صفتانی که نمیتوانند شادی مردم را ببینند تحویل بگیرید:
    *امام جمعه اصفهان: نوروز به معنی بازگشت به خداشناسی است نه به معنی بالا و پائین پریدن مثل گوسفند .

     
    • بالا و پایین پریدن مثل گوسفند خیلی هم بد نیست، گوسفند را خدا افریده! و نسانه ای از خلق خداست، گوسفند مثل ائمه ما معصوم است! نه تا به حال به مردم ایران ظلمی کرده، نه حرف یاوه ای گفته، تازه هر عید قربان فداکاری کرده و خودش را بهانه کرده برای خدا تا اخوندا سر پسران ما را نبرند! تا بحال شنیده اید گوسفندی بگوید من عید قربان را به رسمیت نمی شناسم؟ گوسفند بی گناه فقط اسمش بد در رفته وگرنه هیچگاه خودش را منفور مردم نمی کند.

       
  50. نوریزاد گرامی درود بر قلمت و درود بر شرفت!بهارت خجسته باد و روزت خوش و نوروزت هر روزباد و هر روزت پیروز!

     
  51. ما کشوری را که از زرتشت و کورش و پورسینا و سعدی و فردوسی وامیرکبیرو مصدق و پهلوی

    و داورو فروغی وناتل خانلری وفرخ رو پارسا ها گرفتیم وبا شوروشادی که تمام جهان شاهدآن

    بودتحویل لاجوردی وخلخالی و شمخانی وحسن عباسی وازغدی وخامنه ای ورفسنجانی واحمدی نژاد
    و مرتضوی و مکارم شیرازی ومصباح یزدی و جنتی ولاریجانی وخاتمی و روحانی ورسایی دادیم

    آری ما نسل انقلابی57…برای ایران برای تاریخ و برای آیندگانمان بدترین نسل تاریخ بودیم

     
    • جناب مرتضی، پهلوی وصله ناجوری است که آنرا در کنار بقیه وصله اش کردی! اصل بدبختی ما از فرهنگ پهلوی شروع شد.

       
      • جناب دلسوز، از پاسخ بالایی شما به نوری زاد گرامی چنین برداشت می شود که شما انقلابی بوده اید و از این پاسخ شما هم تایید دیگری بر این برداشت است.
        جناب دلسوز، کاش دل نسوزانده بودید و م‌ی گذاشتید جامعه ما راه خودش را برود بدون انقلاب، آن جامعه شرایطی داشته که برای انقلاب مساعد نبوده و بهترین دلیل هم، همین نتیجه ی انقلاب.
        نوری زاد اشتباه کرده و به اشتباه خود معترف است، شما چطور؟ هرگز می پذیرید که اشتباه کردید؟

         
      • آقای دلسوز, چشماهیتان را بشویید!

         
      • جناب دلسوز، نسل ما و نسلهای بعدی و آیندگان گواهی‌ خواهند داد که در بین نسلی که انقلاب کرده هیچ خبری از یک نویسنده، از یک شاعر، از یک فرد سیاسی و از یک روشنفکری که آگاه به زمان و تاریخ و پیچیدگی‌های سیاست‌های زمانه خود بوده باشد، نبوده. هر عواملی را که دخیل بدانیم محتمل است که در پیدایش نسلی که انقلاب کردند نقش بازی کرده اند، اما در این تردیدی نیست که نسلی که انقلاب کرده، از هر طیف و قشری، از ساده لوحان و ابلهان و بی‌ خبران و بازیچه‌های زمانهٔ خویش بوده اند و محض همین هم بی‌بی سی‌ هدایت آنها را بعهده داشته و /////////////// را قبل از هر چیز بر سر همین ساده لوحان و ابلهان چار تا کتاب خوانده به اصطلاح انقلابی آوار کرده و موجبات نسل سوخته‌ای مرا فراهم آورده است.

         
    • طنز تاریخ رو ببنین! اگه لاجوردی وخلخالی و شمخانی وحسن عباسی وازغدی وخامنه ای ورفسنجانی واحمدی نژاد
      و مرتضوی و مکارم شیرازی ومصباح یزدی و جنتی ولاریجانی وخاتمی و روحانی ورسایی و غیره در زمان حکومت قبلی اعدام شده بودن امروز بهشون میگفتن امامزاده و در وصف کمالاتشون داستانها مینوشتن که اگه اینا رو زنده گذاشته بودن در ظرف یه ماه اینا ایران رو میکردن بهشت برین.

       
  52. نوریزاد خود نو روز جامعه ماست. او آغاز انسانی است که ما باید باشیم. ما در پسین روز تاریخ هرگز مرگ اندیش نبوده ایم شاد خوار شادی گستر بوده ایم. مهر ورزی اواین آموزه ما از خورشید بوده است. چه کسی ما را در دخمه های غم سستی و جهالت کشانده است. ما مرغ ققنوسیم از حاکستر خود دو باره بر میخیزیم. ادبیات ما جز افتخارات جهان است. ادبیاتی که در خفا در پستوخانه های ذهن های اندیشمندان ما خلق شده است. ما خود را آشکار خواهیم ساخت. از پستو خانه های ذهنی خود به سن تاتر جهانی خواهیم رفت. دو باره خلاق خواهیم شد. هیچ پیامی برای جهان نداریم بجز پیام مهر ورزی.
    نوروز بر نوریزاد و همه مهرورزان مبارک باد

     
  53. در برابر اين قلم شرافتمند، توانا وزيبا و انسان پاكى كه آن را به چرخش در مى آورد سر تعظيم و تحسين فرود مى آورم.
    در جايى كه ميخ اسلام ناب فرو شده، قلم اگر بخواهد راست برود يا نمى رود يا دست به عصا مى رود تا پايش را قلم نكنند پس آنجا مى شود جولانگاه ريز گرد ها و دانه درشت ها، و قلم نمى چرخد مگر در مدح دانه درشت ها و يا سرودن شادباشهاى پوك نوروزى.
    اما نوروز و بهار راستين كجاست؟

    آقاى نوريزاد. نوروز و بهار راستين در درون شماست. هيچكس مانند شما خانه تكانى نكرد. هيچكس.
    شما درونتان را در پيشواز بهار، خانه تكانى كرديد اساسى. خُرد كرديد و تكانديد آن لايه ضخيم و كدر تعصب و نگاه قبيله اى كه دانه هاى خرد ناب را از نور حقيقت محروم كرده بود پس نور لايه هاى بارور وجودتان را در نورديد، وجدان پاك و حس همدردى براى همه دردمندان در وجودتان زبانه كشيد، يخهاى عافيت طلبى را آب كرد و دانه ها را آبيارى كرد پس دانه هاى خرد ناب جوانه زدند، غرق شكوفه شدند و به بار نشستند و اكنون همه ما در سايه سار خرد شما نشسته ايم و ميوه هاى ناب مى چينيم.

    نوروز راستين را شما تجربه كرده ايد آقاى نوريزاد. نوروز درونى با خانه تكانى و نو شدن از سر تا به پا، اگر نوروز است همين است كه در درون شماست.
    آرزو دارم همه ما ايرانيان چون شما خانه تكانى كنيم و نوروزى چون شما، بهارى چون شما و نو شدنى چون شما را تجربه كنيم.
    نوروز شماييد محمد نوريزاد.

    هر روزتان نوروز نوروزتان پيروز

     
  54. شاید باید بیشتر به این بپردازیم ، چه چیزتمدن های قدیم را نابود کرد ؟ و همچون بیماری مخفی بشریت راهمچنان به نابودی می کشد ؟

     
  55. عزيزم اگر شما هم تو اين سال نو قدرى از همان خوبى ها بنويسى وبدى ها را چندى فراموش كنى شايد شايد دل بعضى ها هم رحم شود و،،،،،،،

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

95 queries in 2542 seconds.