سر تیتر خبرها
کیسه های بنفش زباله

کیسه های بنفش زباله

یک: با دوستان قرار گذاشتیم دوشنبه هایِ آشغال روبی را به جمعه ها منتقل کنیم. چرا که جمعی از مشتاقان می گفتند دوشنبه ها ما سرِ کاریم و نمی توانیم در این حرکتِ شایسته شرکت کنیم. پس همین جمعه ای که در راه است دومین روز آشغال روبیِ ما خواهد بود. از کجا شروع می کنیم؟ ضلع شمالیِ چهار راه پارک وی مقابل آتش نشانی. ما ساعت ده صبح در اینجا چشم به راه شماییم تا باهم به سمتِ میدان ونک راه بیفتیم و آشغال های این مسیر را بروبیم و پاکسازی کنیم. کاری که ما و شما به انجامِ آن دست برده ایم آنقدر مردمی و زیست محیطی و محیط زیستی و بهداشتی و شهروندی است که هر چه مأموران و برادران تلاش کنند از این حرکتِ ما یک بهانه هایی مثل: اجتماع و تبانی، تبلیغ علیه نظام، اجتماع بقصد ضربه زدن به نظام، اجتماع بقصد براندازیِ نظام مقدس، اجتماع بقصد فریب و از اینجور جرایمِ همینجوری بتراشند، بیش و پیش از ما خودشان در معرض آسیب قرار خواهند گرفت. مجسم کنید ما را با کیسه های زباله گرفته اند و به سمت اوین می برند به اتهام براندازی.

دو: دکتر ملکی نیم ساعت زودتر آمده بود سرِ قرار. پیرمرد را در آغوش گرفتم و دم گوشش گفتم: شما هزار جوان در درونِ خود دارید. و به خود گفتم: چه گرمایی است در حضورِ این پیر. من تنها جایی که از این ضرب المثل قدیمی ها سود می برم که می گوید: ” بی پیر مرو” همین همراهی با جناب دکتر ملکی را پذیرفته ام. که هزار مطابق آیت الله های چاکر مسلک و ترسیده، هم فهم دارد و هم جامعه ی خویش را به نیکی می شناسد. دوستان و جوانان و پیران و آشنایان و ناآشنایان یک به یک آمدند و ما سر ساعتِ ده از میدان تجریش به راه افتادیم به سمت چهار راه پارک وی.

سه: بی آنکه قصد و غرضی در کار باشد، کیسه های زباله ای که با خود برده بودیم همه به رنگ بنفش بود و این یک رنگی برای ما آشغال روبان چه نیک افتاده بود. در این روزگار هرکس به هر نیتی برای خود رنگی جسته است. ما چرا برای این کارِ سترگِ خویش بی رنگی اختیار کنیم؟ تلاش می کنم برای همین جمعه، تن پوش های نارنجی شکلی تهیه کنم مثل رنگِ لباس رفتگران زحمت کشِ شهرداری. حالا شما تجسم کنید روزی را که دو سه هزار نفر نارنجی پوش با کیسه های زباله در دست، خیابانی را در می نوردند و هر جمعه نیز بر تعدادشان افزوده می شود.

چهار: من اطمینان دارم این کار با استقبال فراوان مردم مواجه خواهد شد. و باز اطمینان دارم این حرکت مدنی که از دل یک جور نافرمانی مدنی بیرون زده، به شهرستانها نیز سرایت خواهد کرد. چه ایرادی دارد یک ملت یا جمع کثیری از مردم در روزهایی از هفته راه بیفتند و آشغال های شهرشان را بروبند؟ مگر این که شهرداری ها اعتراض کنند که نخیر این کار مخصوص خودمان است و شماها نظم آشغال های ما را بهم می ریزید. یا این که برادران با گاز اشک آور و باتوم و چرخهای اتومبیل و تک تیراندازانِ روی بام شان بجان ما بیفتند که چرا آشغال جمع می کنید؟

پنج: مجهز رفته بودیم. هم بقدر کافی کیسه داشتیم و هم دستکش های نازک یکبار مصرف. نگاه مردمِ رهگذر و مغازه داران به ما که از هر کجا آشغال جمع می کردیم و در کیسه های بنفش خود می ریختیم جز احترام هیچ نبود. بعضی ها می ایستادند و کمی تماشا می کردند و عکس می گرفتند و می رفتند. بعضی ها چند قدمی با ما همراه می شدند. حتی مرد جوانی آمد و بقصد همراهی کیسه ای گرفت و ده دقیقه ای با ما آشغال جمع کرد و رفت.

شش: بانویی شتابان آمد و جعبه ای دستکش طبی و یکبارمصرف برایمان هدیه آورد و گفت: با اینها آشغال را جمع کنید. مردی سی و چهارپنج ساله با ما همراه بود که از کرمانشاه آمده بود تنها بقصد همین همراهی در آشغال روبی. همگی برایش کف زدیم. دکتر ملکی که حال بسیار خوبی پیدا کرده بود از تماشای حس و حال انسانیِ همراهان و رهگذران، رو به من گفت: چه انگیزه ای پیدا کرده ام من امروز. اگر بگویی تا شمشک برو می روم.

هفت: سرِ سه راهی فرشته به پلیس جوانی برخوردیم که برای هدایت اتومبیل ها آنجا ایستاده بود. با نگاه به سر و وضع ما و کیسه های بنفش مان به همه ی ما آفرین گفت و صورتش را خنده پر کرد. دکتر ملکی را نشانش دادم و گفتم: جناب سروان، باورتان می شود این شخص دکترِ این مملکت باشد و یک روز رییس دانشگاه تهران؟

هشت: با ما همراه شوید بی هیچ واهمه ای. که اگر در کشوری آشغال جمع کردن بخواهد با ترس و لرز انجام گیرد، چه بهتر که مردمش را به موزه های اساطیری بسپرند از فرطِ سنگ وارگی. یکی از همراهان از من پرسید: اگر فردا آمدند و نگذاشتند آشغال جمع کنیم، شما چه می کنید؟ گفتمش: من و شما و دکتر ملکی هر بار می رویم به یکی از بوستان ها و بر نیمکت ها می نشینیم و همگی با یک دو سه ی من به ابرهای آسمان پف می کنیم. گفت: اگر از این کار هم جلوگیری کردند چه؟ گفتم: من و شما و دکتر ملکی راه می افتیم و همینجوری غش غش می خندیم و به مردمِ بغض کرده نشان می دهیم که می شود خندید الکی.

نه: این روزها تلویزیون به مناسبت پیروزی انقلاب، بطرزی گرسنه گون تصاویری از تظاهرات میلیونیِ مردم در سال پنجاه و هفت را نشان می دهد که یعنی: ای مردم، خودتان ببینید و داوری کنید. ویعنی: پشتوانه ی این نظام تا قیام قیامت همان مردمی اند که با این کثرتِ شگفت در سال پنجاه و هفت به خیابانها ریختند. پخش فراوان و زیاده از اندازه ی این تصاویر اگر یک فایده برای رهبر و اطرافیانش داشته باشد، هزار خسران نیز بر همانها تجویز می کند. و آن این که: بنازم به شاه و ارتش شاهنشاهی و نیروهای امنیتی که از هجوم به مردم پرهیز کردند. وگرنه اگر ارتش اراده می کرد و نسخه ی سال هشتاد و هشتِ جناب رهبر و سرداران سپاه را در کشتار مردم پیش می گرفت و سرانِ معترضان را دستگیر و زندانی و اعدام می کرد، کجا انقلابی پا می گرفت با ترس و لرزی که هماره با آخوندها بوده و هست. شما را بخدا تماشا کنید به آیت الله های ترسیده ی خودمان. یکی شان نطق می کشد که چرا می زنید و می کشید و می برید؟ اکنون که رهبر خودش یک آخوند است، آخوندها می ترسند از وی و از ماشین کوکی هایِ آدمگونِ وی، انتظار دارید در آن زمان نترس بوده باشند؟

ده: شب رفتم به دیدن امید علیشناس که به تازگی از زندان بدر آمده. مادرش همراه همیشگیِ ما بود در روزهای حساسِ اوین و دنا. و شاید پایداری و نترسیدن ها و فریادهای وی بود که امید را آزاد کرد. این بانو حتی بخاطر پایداری و ایستادگی اش، بازداشت شد و به زندان قرچک نیز فرستاده شد اما هرگز از خواسته ی بحق خود دست نکشید. وی هماره می گفت: به فرزند من باید مدال بدهید نه این که زندانی اش بکنید. و این که: من تا آزادیِ امید آرام نخواهم گرفت. آرش صادقی نیز آنجا بود. این جوان را بخاطر هیچ و بخاطر یک مصاحبه و یک نوشته به نوزده سال زندان محکوم کرده اند. راستی چه می گذرد در کله ی قاضیانی که قلم می گردانند و همینجوری رقم نوزده سال زندان را برای یک جوان تجویز می کنند؟ کجایید کیسه های بنفش زباله ها؟

سایت: nurizad.info
اینستاگرام: mohammadnourizad
تلگرام: telegram.me/MohammadNoorizad
ایمیل: mnourizaad@gmail.com

محمد نوری زاد
سیزدهم بهمن نود و چهار – تهران
Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

98 نظر

  1. میدانید چرا از این کار شما ترسیده و از کارتان جلوگیری کردند زیرا آنها لفظ آشغال را به خود گرفته اند و روزی خواهد رسید که که مردم آنها را مثل آشغال از این سرزمین جارو خواهند کرد
    آشغال اگر بر جای بماند شیر آبه های حاصل از آن همه جا را آلوده خواهد کرد هنوز با آشغال هزار کار میتوان کرد میتوان بازیافت کرد میتوان سوزاند و تولید انرژی کرد میتوان تبدیل به کود شود ولی اینها به درد هیچ چیزی نمیخورند ببینید چگونه این آشغالها نه تنها کشور عزیز ایران را بلکه تمام جهان را آلوده کرده اند اینهااز زباله های اتمی هم خطرنک ترند هر جا نا امنی هست نام جمهوری اسلامی ایران میدرخشد

     
  2. سلام ضمن تشکر از جناب نوری زاد عزیز انشاالله یکی پیدابشه شما اشغالارو جمع کنه برای همیشه ممنونش میشیم چون کسی که نمک بخوره نمکدون بشکنه از اون اشغالتر وجود نداره

     
    • اقای ناشناس شما و امثال شما کرم خاکیها برای همیشه نا شناس باقی نخاههید ماند. درود به اقای نوریزاد یک ایرانی با شرف و ننگ بر شما ناشناسها بی شرف.

       
  3. علی اکبر ابراهیمی

    عذر می خواهم اگر انرژی و فرصت کافی برای همراهی تا پایان مسیر را نداشتم. یکی از حسنهای حرکت شما نیز همین است که همه وزنه های به ظاهر همدل وهمراه، تا ارتفاعاتی برتر سعود نمی کنند و شما در کوهستانی جدید از قله ها و در جامعه سالکان پویا تنفس خواهید کرد.

     
  4. ✍نامه هالو به سید حسن خمینی از زندان رجایی شهر

    آسدحسن سلام
    خوبی داداش؟ خیلی وقت بود دلم می خاست چارتا کلوم حرف حساب باهات بزنم، ولی فرصت دست نمی داد. فک کنم حالا وقتشه.

    آسدحسن
    شنیدم رد صلاحیت شدی یا به قولی صلاحیتت احراز نشده (چه فرقی می کنه؟ چه دو لنگه بار ی خروار چه یه خروار دو لنگه بار) اصن ناراحت نشی آ. تعجب نکن. این چیزا معمولیه. وقتی صلاحیت رییس مجمع تشخیص مصلحت برای مقام ریاست جمهوری احراز نمیشه، تو دیگه جای خود داری. نوه امامی؟ باش. قرار نیست زیر آبی بری. داداش مملکت “قانون!!” داره.

    شنیدم اعتراض کردی. آخه قربون اون قد رعنات برم، به چی اعتراض کردی؟ داداش اون موقع که باید اعتراض می کردی نکردی. سال 88 یادته؟ صدات در نیومد. نه واسه این وریا نه واسه اون وریا. من نمی گم باید به کیا اعتراض می کردی، ولی سید جون بالاخره دعوا شده و ی طرف داره زور می گه. ولی حضورت حس نشد. نه شال سبز جدت و بستی نه تو راهپیمایی نه دی دیدنت. نمی دونم فتنه گر بودی؟ بی بصیرت بودی؟ هر چی بود چراغ خاموش رد شدی رفتی و ی بوق هم نزدی. به نظر من اون وقت موقع ش بود اعتراض کنی که نکردی.

    آقا سید
    وقتی آقای احمدی نژاد تو صحن پدربزرگوارت نذاشت سخنرانی کنی باید اعتراض می کردی که نکردی. وقتی تو حسینیه جماران ریختن و مراسم عزاداریت و بهم ریختن باید اعتراض می کردی که نکردی.حالا به چی داری اعتراض می کنی؟
    آسد حسن
    یادت میاد مجلس ششمی ها اولش با چه هارت و پورتی اومدن که قانون مطبوعات و درست کنن و بهشون گفتن: ساکت، حرف نباشه. اونا هم: ساکت، حرف نبود. ولی وقتی آخر دوره صلاحیتشون رد شد، اعتراض کردن. تو هم شدی مث اونا؟ آخه حالا وقت اعتراضه؟
    سیدجون
    قربون جدت برم. اصن همون بهتر که رد صلاحیت شدی( یا اون یکی، عدم احراز) تو نمی دونی چه شانسی آوردی. میگی چرا؟ حالا میگم:
    اگه قبول میشدی از دو حالت خارج نبود. یا رای می آوردی یا نمی آوردی. اگه می آوردی که چی؟ مثلن اون تو می خاستی چیکار کنی که بقیه نمی کنن؟ چی رو میخاستی عوض کنی؟ اون تو چه اتفاقی میفته که اگر تو باشی نمی افته؟ یا چه اتفاقی نمیفته که اگه تو باشی می افته؟ خیلی اگر پررویی می کردی بهت می گفتن: ساکت، حرف نباشه.
    اگر هم رای نمی آوردی که می دونی چه آبروریزی ای می شد؟ پس از من قبول کن که شانس آوردی رد صلاحیت شدی. حالا معروف میشی، معروف که بودی، معروف تر می شی. قول می دم چن سال دیگه ی اتوبان هم به نامت می کنن (یادگار امام 2) .
    حسن جون
    به قول ظریفی: “حسن” ها تو تاریخ این مملکت همیشه سرنوشت ساز بودن. از حسن صباغ و حسنک وزیر و شیخ حسن جوری بگیر و بیا تا الان کسی مثـ شیخ حسن نصراله .اصن چرا همین حسن کلیددار خودمونو نمی گی؟ می بینی چه جوری داره با کلیدش تند و تند قفل ها رو وا می کنه؟ حالا من حسن کچل و نمی گم که تو ادبیات فولکلور ما واسه خودش برو بیایی داره. پس بیا و بالاغیرتن تو هم یک حسنی باش که اسمت تو تاریخ بمونه. نوه امام نباش، سید حسن خمینی باش. انتخابات منتخابات رو هم بذار کنار. اصن در شان تو نیست که کل کل کنی.گفتن نه، بگو چشم. دفعه دیگه هم خواستی اعتراض کنی، با چاکرت ی مشورت کن تا بگم چجوری و چه وقت و به چی باید اعتراض کنی. بالاخره هر چی باشه تو این کارا دو تا پیرهن بیشتر از تو پاره کردم.

    فدات شم-هالو

     
    • آنچه که هالوها نمی فهمند فرق بین یک اصلاحگر با یک ویرانگر است، سید حسن و خاتمی و هاشمی انقدر فهم و شعور یافته اند که بدانند اگر امروز در ایران فروپاشی قدرت رخ دهد ، فقط قدرت فرو نمی پاشد ایران فرو می پاشد ولی هالوها که اینرا نمی فهمند ، بعضی شستشوی مغزی شده اند و مغزشان فقط برای سرنگونی برنامه گرفته است و توان تفکر دیگری ندارد، بعضی که واقعا هالو هستند و توقعی ازشان نمی رود ولی جوانانی که سال 57 را ندیده اند باید از این هالو ها بپرسند شما مگر 57 انقلاب نکردید با ز هم می خواهید ترور و جنگ داخلی اقوام و تجاوز خارجی و اعدام ها را تکرار کنید، چرا اینقدر آشکارا هالو شده آید و خجالت نمی کشید ؟

       
      • فاجعه ٥٧ انقلاب نبود بلكه ضدا نقلاب بود چون كشور چندين سال به عقب برگشت
        انقلاب صنعتي ، انقلاب كبير فرانسه ، رنسانس و … انقلاب رضا خان ي كه پايه گذار ايران نوين بود

         
    • داش هالو تورو خدا ولش کن . این بنده خدا آدم بدبختیه. پدرشو کشتن لام تا کام نگف و تا امرو ساکت مونده. شیردل آ سد حسین بود. یادته چه قیامتی بپا کرد.هرجاس خدا یارو نگهدارش باشه. خدا هم تو رو ا زندون کوچیک آزاد کنه تا پیش ما تو زندون بزرگ باشی.

       
  5. حاج محسن (رضایی) : ولایت فقیه ضامن حضور مردم در انتخابات است.
    -قافیه که تنگ آید شاعر به جفنگ آید.

     
    • اخ يا ضامن اهو

       
    • با سلام خدمت تمام عزیزان که در این سایت قلم میزنند …..من نمیدونم چرا هر وقت اسم این محسن ….را می‌شنوم تمام موهای بدنم سیخ میشه ، فشار خونم بالا میره به حدی که نیاز به دو رگه اضافی پیدا می‌کنم و واسه ۲۴ ساعت اشتهام کور میشه..البته شاید مقصر خودم باشم که این حالات بهم دست میده ولی‌ گاهی‌ اوقات صفاتی یا کلماتی‌ رو پیدا نمیکنی‌ که یه نفرو بتونی‌ توصیف کنی‌ …امیدوارم زمانی‌ محدوده زبان فارسی اینقدر گسترش پیدا کند که یه کلمه بتونه اینگونه آدمهارو تعریف کنه و این مشکلو حل کنه…….

       
  6. هردم از این باغ بری میرسد تازه تر از تازهتری میرسد
    به نقل از http://taghato.net/article/28557

    آیا سپاه پاسداران و بالاخص نیروی قدس سپاه در تجارت مواد مخدر دست دارند؟ این پرسشی است که سال‌ها در میان مخالفان و منتقدان جمهوری اسلامی مطرح بوده است. برای پاسخ به این پرسش باید چهار موضوع را روشن کرد:

    ۱) آیا سپاه پاسداران نیازی به انجام این کار دارد؟
    ۲) آیا مانع ایدئولوژیکی در برابر سپاه از این جهت وجود دارد؟
    ۳) آیا سپاه ظرفیت‌ها و امکانات انجام این کار را در صورتی که تصمیم به انجام آن بگیرد داراست؟
    ۴) آیا شواهدی مبنی بر دخالت سپاه در این تجارت وجود دارد یا خیر؟

    نیاز سپاه به منابع مالی نظارت‌ناپذیر و بی‌پایان
    وقتی حجم مبادلات سالانه‌ی مواد مخدر در ایران میلیارد‌ها دلار است (حدود سه میلیارد دلار به گفته‌ی قائم‌مقام دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر، ایرنا ۱۷ دی ۱۳۹۳) و سپاه و بسیج به منابع مالی سرشاری برای پیشبرد برنامه‌های خود در ایران و منطقه نیاز دارند نمی‌توان باور کرد که سپاه و بالاخص سپاه قدس دستی در این تجارت نداشته باشد.

    وقتی بخش عمده‌ای از قاچاق کشور در اختیار سپاه و بالاخص سپاه قدس است چگونه می‌توان باور کرد که سپاه خود را از پرسود‌ترین قاچاق یعنی قاچاق مواد مخدر کنار کشیده باشد. چگونه می‌توان باور کرد که این تجارت چند میلیارد دلاری جلوی چشمان سپاهی که همه‌ی کشور را تحت کنترل خود دارد انجام شود بدون اینکه سهمی از آن داشته باشد؟ نمی‌توان باور کرد که بدون چراغ سبز سپاه، موادمخدر تا این حد به راحتی در اختیار شهروندان ایرانی قرار داشته باشد.

    در چند سالی که جمهوری اسلامی تحت تحریم بود هیچ یک از فعالیت‌های نظامی جمهوری اسلامی، کمک به اسد و حزب‌الله و حوثی‌ها و دیگر برنامه‌های نظامی حکومت تعطیل نشد و به‌‌ همان روال سابق ادامه یافت. طبعا سپاه باید منابعی مستقل از بودجه‌ی مجلس برای تامین برنامه‌های خود داشته باشد که دارد. قاچاق و بالاخص قاچاق مواد مخدر یکی از آن‌هاست.

    مجوز مشروعیت‌بخش
    هم نیروهای چپ در امریکای لاتین و هم اسلام‌گرایان سنی در افغانستان از تجارت مواد مخدر سود می‌برده‌اند. چگونه می‌توان باور کرد که اسلام‌گرایان شیعه که در‌‌ همان سنت، نفس می‌کشند خود را از این امر دور نگاه داشته باشند؟

    همان‌طور که چپ‌های امریکای لاتین قاچاق مواد مخدر به ایالات متحده را راهی برای تخریب امپریالیسم می‌دانستند طبعا هم‌قطاران شیعه‌ی آن‌ها نیز ابایی برای نابود کردن اروپاییان با چشم روی هم نهادن در ارسال مواد مخدر از افغانستان به اروپا ندارند.

    مبارزه با امپریالیسم و صهیونیسم از یک‌سو و حفظ نظام از سوی دیگر تا آنجا برای حکومت اهمیت دارد که برای آن‌ها می‌توان حتی توحید و نماز را تعطیل کرد. اگر چنین باشد چرا نتوان مجوز قاچاق مواد مخدر را از علمای شرع گرفت؟ آن‌ها حداقل با تریاک مشکل ندارند و احکام مواد مخدر صنعتی نیز در هیچ حدیثی نیامده است.

    ظرفیت‌ها و امکانات سپاه
    سپاه سه امکان در اختیار دارد که کار قاچاق هر گونه کالا توسط آن را تسهیل می‌کند:
    ۱) اسکله‌های غیرمجاز که در اختیار سپاه است و هیچ نهادی بر آن نظارت ندارد؛
    ۲) امنیت فرودگاه‌های کشور در اختیار سپاه است و سپاه می‌تواند هر کاری در هر فرودگاهی انجام دهد؛
    ۳) سپاه از مجرای بسیج در تمام محلات کشور شعبه دارد و کنترل تمام کشور حتی کوه‌ها و جنگل‌ها و کویر‌ها در اختیار سپاه است.

    شواهد
    شواهد متعددی برای اثبات دخالت سپاه در قاچاق مواد مخدر وجود دارد؛ از سخنان مقامات جمهوری اسلامی تا اقدامات دیگر کشور‌ها و از شواهد ارائه‌شده توسط افراد جداشده از سپاه تا اشارات تلویحی به نقش این نهاد یا تکذیب‌ها.

    دری نجف آبادی، دادستان وقت کل کشور به صراحت به این امر اعتراف می‌کند: «در صورتى‌که کشورهاى غربى به ادامه چالش با ایران در زمینه انرژى هسته‌اى ادامه دهند ایران نیز مى‌تواند اجازه عبور مواد مخدر را البته نه از خاک ایران بلکه از دریا و نقاط دیگر بدهد زیرا دلیلى ندارد که با وجود کشت ده‌ها هزار هکتار تریاک و خشخاش در افغانستان، فقط ما قربانى مبارزه با مواد مخدر باشیم و شهید بدهیم.» (رسالت، ۱۲ مرداد ۱۳۸۷)

    چون کشورهای غربی به چالش با جمهوری اسلامی در زمینه‌ی هسته‌ای ادامه دادند طبعا-بنا به گفته‌ی دادستان وقت کل کشور- جمهوری اسلامی باید اجازه‌ی ترافیک مواد مخدر به اروپا را داده باشد.

    وزارت خزانه‌داری آمریکا اعلام کرد نام سرتیپ غلامرضا باغبانی یکی از فرماندهان نیروی قدس سپاه پاسداران ایران به اتهام مشارکت در قاچاق مواد مخدر در فهرست قاچاقچیان مواد مخدر آمریکا قرار گرفته است. (بی‌بی‌سی فارسی، ۱۷ اسفند ۱۳۹۰)

    سجاد حق‌پناه از مقامات پیشین حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران به نشریۀ تایمز گفته است که قاچاق مواد مخدر در نزد فرماندهان سپاه پاسداران ایران به امری فراگیر تبدیل شده است و شماری از فرماندهان سپاه پاسداران مستقیماً در این قاچاق دست دارند. سجاد حق‌پناه اضافه کرده که سپاه پاسداران، تریاک افغانستان را در داخل ایران به هرویین و مُرفین تبدیل و در همکاری با باندهای تبهکار به سرتاسر جهان قاچاق می‌کند. مسوول پیشین حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران گفته است که سپاه پاسداران در این قاچاق از لجستیک خاص خود که عبارت است از شرکت‌های کشتیرانی و هواپیمایی استفاده می‌کند و در عمل قدرتی نامحدود دارد. (سایت فارسی رادیوی بین‌المللی فرانسه، ۱۷ نوامبر ۲۰۱۱)
    حتی مقامات قضایی تلویحا بدین موضوع اخیر اشاره کرده‌اند: «مطمئناً ترانزیت مواد مخدر با هر شکلی خیانت به بشریت است. هیچ منفعتی و خیری در آن نیست که یک دستگاه آن را انجام دهد و هر کسی کرده باشد و یا چه کسی در فکر این کار‌ها باشد، حتماً برای کشور مضر است و هیچ خیر و برکتی و سودی نخواهیم داشت.» (مصطفی پورمحمدی، رییس سازمان بازرسی کل کشور، تجارت فردا، هفته آخر دی ۱۳۹۱)

     
  7. جناب کاوش گرامی
    گفت ما در پست http://www.nurizad.info/blog/29778
    ناتمام ماند. کسالت جزیی بود که بر طرف شد.
    اول از این که “نصایح الملوکانه” با شما سخن گفتم عذر می خواهم من هرگز چنین قصدی نداشتم و از سر صداقت بود.
    خوب اجازه دهید بی تعارف باشیم.
    جناب عالی سرمایه داری جهانی را به باد انتقاد گرفتید و آمریکا را به عنوان سردمدار سرمایه داری و امپریالیسم مورد حمله قرار دادید و فهرستی از مداخلات نظامی این کشور در اقصی نقاط جهان عرضه کردید برای تایید مدعای خود.
    در این مرحله می خواهم گفتار اختصاری و بدون تجزیه و تحلیل شما را از خطایای آمریکا عینا فرض قرار دهم. اگر جسارت نباشد خودم هم کمی ملاتش را شور تر می کنم به این که آمریکا تا کنون از پذیرش معاهده دادگاه بین المللی جنایات جنگی طفره می رود…..
    نمی خواهم وارد این بحث شوم که پس چه کسی باید دنیا را از شر آلمان نازی نجات می داد؟ (بند نخست فهرست شما از مداخلات نظامی آمریکا) و برچیده شدن حکومت طالبان بر افغانستان و بساط صدام حسین متجاوز که از شرق و غرب کیان ایران زمین را تهدید می کردند و مقابله با بلعیده شدن دنیا توسط شوروی کمونیستی استالینیستی چه اشکالی داشت؟
    و قبول می کنم که در تمامی این مداخلات نظامی جنایات جنگی رخ داده و افراد بی گناه زیادی کشته شده اند از جمله جنایت هولناک بمب اتمی بر هیروشیما و ناکازاکی و استفاده از بمب فسفری و ناپالم و بمب بشکه ای در ویتنام و کره. تاکید می کنم هرگز عاشق و کشته و مرده آمریکا نبوده و نیستم چه رسد به این که بخواهم ضایعات و تلفات انسان های بی گناه توسط هر کسی را لاپوشانی کنم یا خدای ناکرده توجیه کنم.
    بنا بر این شما در گفتار خود هیچ موضوع محرمانه ای را بر ملا نکرده اید. آگاهان فقط جناب عالی نیستید در عصر اطلاعات چنین اموری کمتر محرمانه و ناشناخته می ماند.

    هنگامی که فهرست بلند مداخلات نظامی آمریکا در دنیا را برایم فرستادید اشک در چشمانم حلقه زد که چرا شما به من چنین ظنی دارید که اولا من از این مسایل بی خبرم و در ثانی هر جرمی آمریکا مرتکب شود را چشم بسته می پذیرم؟

    کلید حل معما می دانید کجاست؟ کلید پاسخ به این سوال ساده است که راهکار شما برای مقابله با این گاو خشمگین چیست؟

    جناب کاوش عزیز
    مادامی که پاسخی به این سوال نداده باشید حرف هایتان شعاری بیش نیست. آری دوست عزیز شما شعار های بسیار زیبا و دلفریب سر می دهید که دل هر جوانی را می رباید و مشکل اساسی کار شما همینجا است. کنار گود نشستن و “لنگش کن” فریاد زدن.
    اشک که در چشمانم حلقه زد تاریخ صد ساله ایران از جلوی چشمانم گذشت. به ویژه از جنگ جهانی دوم به این سو و علی الخصوص از زمانی که محمد رضا شاه پهلوی سکان اداره کشور را در دست گرفت تا میراث گران بهای پدر تاج دارش رضا شاه کبیر را حراست کند و کشور را از بزنگاه های پر خطر تاریخ به سلامت عبور دهد.

    کاوش گرامی
    بنده آخرین نفری در دنیا هستم که سرمایه داری جهانی را در وضعی که اکنون دارد بی چون و چرا تایید کنم. با این حال می دانم با شعار های زیبا نیز نمی توان مملکت داری کرد. من برای صحبت های شما بسیار ارج قایلم ولی به طور مشروط. آری در یک کشور آزاد و دمکراتیک دارای قوانین متکی بر حقوق بشر چه خوب است افکار گوناگون و متضاد داشتن و از تضارب افکار چپ و راست بهره بردن و به دنبال راه چاره برای درد مردم بودن.

    دوست عزیز واقعیت در کشور بلا زده ما ایران به گونه دیگری است.
    با همین شعار های زیبا و دلفریب است که امثال حسین شریعتمدار گوش ما را کر کرده است.
    خمینی موج سواری کرد. کدام موج؟ موج آمریکا ستیزی و استکبار ستیزی و ضد آمریکایی Anti Americanism که شوروی با کمک حزب توده در ایران بعد از جنگ به راه انداخت. برای چه؟ برای فریفتن قشر روشنفکر و تحصیل کرده ما. به چه هدفی؟ خروشچف گفته بود ایران مثل یک سیب گندیده به دامان شوروی خواهد افتاد. گل سرخی رفت برای ترور شاه. از خودش نپرسید پس این دادگستری مدرن را چه کسی در ایران راه انداخت؟ بساط قرون وسطایی قاضیان شرع را چه کسی بر چید؟ چه کسی مدارس و دانشگاه های مدرن در ایران تاسیس کرد؟ چه کسی گفت دختران باید تحت تعلیم و تربیت قرار گیرند؟ ملایان بودند یا رضا شاه کبیر بود؟ دیدم با سید مرتضی عزیز هم صحبت شدید و از تمدن بزرگ اسلامی چه ها گفتید……

    حساسیت من به گفته های شما ریشه در تاریخ معاصر و وقایع جاری کشور دارد. شما با گفتار بدون تجزیه و تحلیل خود که من آن را به همین دلیل آمریکا ستیزانه می نامم جاده صاف کن همین حسین شریعتمداری و خامنه ای و جنتی و دیگر اعوان و انصارش هستید.

    می فرمایید دمکراسی و حقوق بشر سرابی بیش نیست و سرمایه داری آمریکا تظاهر به این ها می کند. همین استدلالات نبود که استالین را در قتل عام مخالفانش یاری کرد؟ اگر حقوق بشر و آزادی اندیشه و آزادی بیان نبود دوست شما آقای نوام چامسکی جرات می کرد روسای جمهور آمریکا را بدون استثنا جنایتکار جنگی بشمارد؟ یا سر از گولاک های آمریکایی در می آورد؟

    گل سرخی در دفاعیات خود شاه را متهم به رواج دهنده بورژوازی کمپرادور کرد. نمی دانم نظر شما در باره شاه فقید چیست. از لحن گفتارتان می توانم تا حدودی حدث بزنم. مزدور و سر سپرده آمریکا؟ شاید اشتباه می کنم.

    نمی خواهم لحن نصایح الملوکانه به گفتارم بدهم لیکن اجازه دهید صحبت های شما را این گونه نقد کنم که بی توجه به ابعاد گوناگون سرمایه داری و بانک داری و بازار بورس و در نهایت آمریکا و حکومت آن و قانون اساسی اش است.

    دوست عزیز آمریکا دنیایی است بسیار پیچیده و دارای ابعاد متنوع. من گاهی آن را تشبیه می کنم به سیاره ای ماورای کره خاکی. آمریکا فرشته است؟ خیر. شیطان است؟ باز هم خیر. مجموعه ای است از عقاید و سلیقه ها و افکار و اقشار و نیرو ها که دارای منافع مشترک و متضاد هستند و با هم در گیر و در کشاکشند. نه سیاه است و نه سفید است. ساده انگاری است بگوییم آمریکای جنایتکار…..

    یهودیان در آمریکا لابی دارند. نفوذ دارند. چرا؟ چون یهودی هستند؟ خیر دوست من خیر. این ها رفته اند متوجه شده اند آمریکا یک موجود واحد و یک دست نیست. آمریکایی ها با هم درگیر هستند. سیاه پوست با سفید پوست. ثروتمند با فقیر. کارخانه دار با کارگر.

    دوره و زمانه نگاه تک بعدی به مسایل و جریان ها گذشته است.

    همین اروپاییان بزرگترین رقیب آمریکا هستند. در معاملات تجاری هیچ تعارفی با هم ندارند. از یکدیگر جاسوسی می کنند. سایه یکدیگر را با تیر می زنند. اتحادیه اروپایی را دوگل فرانسوی و آدناور آلمانی پایه ریزی کردند تا اروپا بتواند در برابر آمریکا بایستد. مشکل ما همین است که رجل سیاسی نداریم. رجلی که در حد دوگل و آدناور بیاندیشند و دور اندیش باشند نداریم. دو دشمن آبا و اجدادی آمدند به یکدیگر دست دوستی دادند. کمی بیاندیشیم. کمی بیاندیشیم.

    رفته اند یک قایق از کار افتاده آمریکایی را وسط دریا گرفته اند خامنه ای از خوشحالی در پوست نمی گنجد. مدال افتخار فتح درجه چند اعطا می کند مثل کودکانی که باد بادک جایزه گرفته باشند. واقعا در شان یک رجل سیاسی نیست. در شان یک رهبر نیست از چنین حادثه ساده ای چنین به وجد آید. این همه بدبختی و گرفتاری در کشور است انگار نه انگار. حقوق انسانی ما پایمال می شود انگار نه انگار. نرگس محمدی باید زندانی شود انگار نه انگار. همین که یک عضو مفنگی فلان گروه تروریستی اس ام اس بزند و از تصاویر آمریکایی های به دام افتاده ابراز شادی کند سند و مدرک است و دال بر پیروزی مستضعفین بر مستکبرین است.

    و اما کلام آخر
    همین آمریکای جنایتکار آمد در خرابه های آلمان طرح مارشال را اجرا کرد و سنگ بنای آلمان امروز که یکی از مقتدر ترین اقتصاد های دنیا است را پی ریخت. برونو کرایسکی صدر اعظم فقید اتریش گفت آمریکا پیشنهاد طرح مارشال را به کشور های شرق اروپا نیز داد لیکن آن ها نپذیرفتند (تا وابسته به امپریالیزم آمریکا نشوند) نتیجه این شد که کشور های غرب اروپا از اقتصادی شکوفا بهره مند شدند و شرق اروپا آن شد که همه شاهدیم.
    کره جنوبی را آمریکایی ها کمک کردند و تبدیل شد به قطب صنعت دنیا و کره شمالی در وضعی است که همه شاهدیم.
    ویتنام بر آمریکا پیروز شد لیکن اکنون دست گدایی به سوی آمریکا دراز کرده و التماس سرمایه گذاری دارد که البته آمریکا هم پذیرفته و روابط بسیار داغ و پر رونق است. چین کمونیست از فحاشی به کاپیتالیسم و امپریالیسم دست بر داشته و هر چه شرکت آمریکایی و اروپایی است را در خود جای داده و در کنار آن فن آوری وارد کرده و می رود در اقتصاد از آمریکا پیشی گیرد. شوروی هم از دوران دیوانگی لنینیستی و استالینیستی و خروشچویستی و برپژنویستی رها شده و به روسیه تبدیل شده و اگر چه برای آمریکا شاخ و شانه می کشد ولی با دنب خود متقاضی میانجی و وساطت و دوستی با غرب است.

    تکلیف ما چیست؟
    ایران این وسط چه باید کند؟
    با شمشیر و تیر و کمان به جنگ استکبار جهانی رود؟
    کمی زیرک باشیم دوستان کمی زیرک باشیم. شاخ گاو را رها کنیم و پستانش را بدوشیم……
    اگر حقوق بشر و دمکراسی آمریکا ظاهری است (توجه کنید گفتم اگر!) کدام راهکار به سود ما است:
    الف / منکر دمکراسی و حقوق بشر شویم
    ب / هر جا آمریکا از دمکراسی و حقوق بشر تخطی کرد این ها را همچون چماق بر سرش بکوبیم

    عزیزان
    دمکراسی و حقوق بشر و حکومت قانون برنده ترین ابزاری است که در دست ما مردم بی سلاح و ملت های فاقد ساز و برگ نظامی در خور مقابله با آمریکا قرار دارد.
    دمکراسی و حقوق بشر را منکر شدن یا تضعیف کردن به معنی خلع سلاح خود است.
    همین الان حکومت آخوندی هم متوجه شده که در اختلافات با آمریکا حتی می تواند به دادگاه های آمریکایی مراجعه کند.

    هر گاه تصور کنیم راه مقابله با آمریکا نظامی گری است آب به آسیاب شرکت های تولید اسلحه آمریکا ریخته ایم. این ها هر جایی از دنیا گلوله ای شلیک شود بحرانی نظامی بوجود آید و موشکی رها شود سود می برند و شادی می کنند و بر حماقت موشک پران ها و تیر انداز ها می خندند………

    ——————–

    سلام و سپاس دوست گرامی
    از درایتی که برای نگارش این نوشته ی فهیمانه بکار بسته اید سپاس مندم
    سپاس

    .

     
    • با درود به نوری زاد دلاور و تمامی مبارزان راه آزادی دربند و روشنفکرانی چو ن ساسانم عزیز
      ساسانم گرامی ، به هیچوجه نتوانستم از کنا ر این نوشته روشنگرانه و به قول نوری زاد عزیز ، فهیمانه شما عبور کنم ، و حداقل تشکری و دست مریزادی نثار شما وشعور بالای شما نکرده باشم . زنده باشی عزیز جان ، زنده .

       
    • منم به سهم خود از سخن خوب ساسانم بهره بردم و جوابش را کافی و وافی دانستم الا آنجا که گفت شاخ گاو را رها کنیم و شیرش را بدوشیم که دقیقا-در حیطه دیگری البته- همان ساده انگاری را به ذهن می رساند که دارد نقدش می کند. شما نمی توانید به گاو نزدیک شوید مگر کلیتش را در دورنتان تجربه کرده باشید. کلیت گاو شدن را! آری کلیت گاو شدن را. ما تا تغییر ماهیت کلی ندهیم امکان ندارد بفهیم غرب چه ماهیتی دارد. این است که مدام به چالش با غرب و بحرانی شدن اوضاع خودمان رو می آوریم. ما از دور به گاو نگاه می کنیم و گاهی خیلی زرنگ باشیم با خیزیدن در زیر شکمش کمی از پستان گاو را هم می دوشیم با ترس و لرز ولی هیچ وقت نه به گاو دست یافته ایم و نه گاو را مالک شده ایم و نه حال گاو را فهمیده ایم. گاو را در اینجا من با اجازه ساسانم به معنای»غرب» به کار می برم و از متن او که در باره آمریکاست خارج می کنم. در باره آمریکا او بهتر از من می تواند داوری کند چون ظاهرا بیشتر مطالعه کرده و در آنجا حضور بهم رسانده یا تجربه دیداری مستمر دارد. اما در باره غرب هر کس که بتواند دنیای غرب را در درونش تجربه کند-یعنی همان گاو شدن را – براستی که به آن نزدیک می شود و لو که در ده کوره ای از دهات خراسان شمالی یا کردستان یا لرستان یا ویتنام یا چین باشد و هر کس که تجربه اش نکند و لو بزرگترین بهره برنده از مواهب غرب هم باشد و نشسته در منهتن یا نیویورک یا لندن یا پاریس و در آرامش مطلق هم باشد، به آسانی آب خوردن از درک ماهیت غرب و مدرنیته و روشنگری دور می ماند و دلش هوای روان شرقی و عرفانی خواهد کرد. گاو شدن با تجربه کردن غرب رخ می دهد و این اوج روشنگری است. عجب ناسازگاری ظاهری! بلی آنکه در جانش رخدادی کاملا شخصی رخ ننماید و او را به سمت غرب نکشاند و خودش در ذات گاو شاخدار شیرده نشود، گیرم گاهی دزدکی زیر شکم گاو رفت و پنهان از شاخ او، شیرش را مکید، وقتی بخواهد از زیر گاو بیرون جهد، چکار کند؟

       
    • دوست گرامی‌ ساسانم،

      سعی‌ می‌کنم مجددند جهت رفع بعضی‌ ابهامات ایجاد شده در ذهن جنالی به پرسش‌ها و نقدهای شما پاسخ بدم

      1- منظور از امپراتوری آمریکا ساختار و پاره سازاهای اصلی‌ تشکیل دهندهٔ آن است که همچون اختاپوسی دستهایش تا حد ممکن بر روی این کرهٔ خاکی و آبی‌ چنگ انداخته و با تکیه بر نفوذ اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی‌ خود اراده سلطه جویانه و غارت گرانهٔ خود را بر جهانیان اعمال می‌کند. مجتمع صنعتی‌ بانکی‌-مالی‌، بنگاهای صنعتی‌-تجاری، مجتمع صنعتی‌ نظامی، مجتمع صنعتی‌ امنیتی، مجتمع صنعتی‌ رسانهٔ، و انواع نهادهای ایدئولوژیک – عقیدتی‌ و دستگاه اداری یا دبیرخانه. بی‌شک نهادهای فراوان مدنی – حقوقی مردم نهاد، فعال در امور گوناگون از جمله امور خیریه و غیره نیز در این امپراطوری وجود دارد، ولی‌ موضوع نقد اینجانب نبوده. آنچه که مورد نقد اینجاب قرار گرفته جایگاه، پایگاه، خاستگاه و نقش ساختارهای اصلی‌ بر شمرده در تضاد با منافع نه تنها شهروندان جهان بلکه شروندان امپراطوری که خود را جزو ۹۹% جمعیت با ثروتی کمتر از ۵۰% در آن امپراطوری میبینند. پس نقد من به هیچ گونه ریشه فرهنگی یا بینش سیاسی- انقلابی‌- چریکی دههٔ ۶۰ میلادی
      یا به عبارتی “چه‌گواریی” ندارد

      2- دوست گرامی‌ شما برای چندمین بار به این موضوع اشاره می‌کنید و می‌گویید که من تحلیل و تفسیری در مورد این ساختار و یا راه حلی برای رفع مشکلات اقتصاد- سیاسی کشور نمی‌دهم و فقط ایراد گرفته و شعار می‌دهم!!! مجدداً برای درک بهتر و پی بردن به این واقعیت بازم به شما و سایر دوستان توصیه می‌کنم که پوستهای زیر را بخوانید
      “با سلام و درود به آنان که….” – تجزیه و تحلیل ساختار سیاسی‌اقتصاد حاکم بر ایران
      http://www.nurizad.info/blog/29017/ با سلام درود به “آنان که با قلم تباهی دهر را به چشم جهانیان پدیدار می‌کنند”
      http://www.nurizad.info/blog/29201 / “علم” اقتصاد مال خر نیست،/
      “اهورامزدا…..” تزجیه و تحلیل شرایط جغرافیایی و اقلیمی ایران و نقش آن در شکل گیری تمدن و فرهنگ ما
      http://www.nurizad.info/blog/29259 / اهورا مزدا
      “تجارت نفت از زمان جنگ جهانی‌ دوم تا امروز” گذاره تاریخی پیداش و نقش دلار‌های نفتی‌ و سلطهٔ مالی‌-پولی‌ آمریکا بر جهان
      http://www.nurizad.info/blog/29737 – تجارت نفت از زمان جنگ جهانی‌ دوم تا امروز
      http://www.nurizad.info/blog/29240 / “پاسخ به نقد مازیار وطن پارست”

      3- دوست گرامی‌ ادعا یا فرض شما مبنی بر نفی یا انکار حقوق بشر و دموکراسی از طرف من از هیچ کدام از نوشته‌های من قابل استخراج نیست. این دریافت اشتباهیست که شما از نوشتهای من دارید و امید از که نوشتهٔ ذیل سبب رفع این ابهام گردد
      من نیز مثل شما و بسیاری از شهروندان دهکدهٔ جهانی‌ به حقوق بشر و مردم سالاری اعتقاد دارم و بر آن ارج میگذارم و آنرا یکی‌ ابزار مدنی قدرتمند برای تامین و پیش برد اهداف حقوقی – سیاسی این جامعه جهانی‌ میدانم. اما بر خلاف تفکر غالب بر جهان غرب، عمدهٔ ما باقی‌ اهالی جهان و از جمله اینجانب امپراطوری ایالات متحده را (نه جامعهٔ مدنی آمریکا را) مترادف با این ارزش‌ها و باورمند و عمل کننده به آن نمی‌بینیم و همانطور که در پست قبلی‌ دیدید و خود نیز معترفید سابقهٔ “درخشان و مشعشع” امپراطوری دقیقا در تعارض و ستیز با این مقولات و بسیار خونین‌تر و رسوا کننده تر از آن است که بخواهیم آنرا با تفسیری از نوع آنچه شما “موج آمریکا ستیزی و استکبارستیز و ضدّ آمریکایی که شوروی با کمک حزب تودهٔ‌ در ایران بد از جنگ راه انداخت” می‌نامید پرپاگاندای آمریکا ستیزی شوروی سابق و یا نا آگاهانه نادیده یا کم اهمیت بنگاریم. سابقهٔ “مشعشع و درخشان” تجاوزگری امپراطوری ایالات متحده زایدهٔ ماهیت و سرشت آن است که در اقلیم خاص خود ساخته و پرداخته شده و بهیچ روی قابل کتمان نیست
      دوست گرامی‌ جنرال مکنمارا و جنرال پتریس خلف بر حق سلف خود ژنرال کاسترد هستند. آنگلو ساکسنهای حاکم بر امراتوری ایالت متحده و پدران بنیان گذار آنها ریشه در استعمارگران و برده داران تجاوزکار آنگلو ساکسنهای اروپای شمالی‌ دارند. دستاوردهای علمی‌ و صنعتی‌ جهان غرب توجیه کنندهٔ و ناچارأ مقبولیت ماهیت استعماری و استثماری و سیاستهای تجاوزکارنه آن نیست. ابزار حقوق بشر و دموکراسی میبایست برای افشا و تغییر به مطلوب این نظام جهانی‌ باید باشد نه برای توجیه و استمرار وضعیت موجود. نقد من بر امپراطوری و نظام سرمایه داری مالی‌ از درون این ساختار نیست و نقش نصایح الملوک ندارد. همانطور که توضیح دادم من از دیدگاه مکتب اقتصاد اتریش ( نه محصور در آن) به مکتب اقتصاد شیکاگو که نظام امپراتوری مالی‌ ایالت متحده بر آن استوار است نقد می‌کنم

      4- دوست گرامی‌ ما در عصری زندگی می‌کنیم که شاهد یک تغییر فاز تدریجی‌ تاریخی و تغییر توازن قدرت اقتصادی و لاجرم سیاسی در سطح جهان از غرب به شرق هستیم که طی‌ ۳۰۰ سال گذشته حوزه بلا منازعه غرب در عرصهای گوناگون بوده. پیش قراول این تغییر توازن چین و به دنبال آن هندوستان و روسیه است. کشورهای قدرتمند اقتصادی دیگر مثل برزیل و آفریقای جنوبی در زمرهٔ کشورهای نو ظهور شمرده میشوند [بریککسBRICS]
      کشور ما نیز به مانند کشورهای دیگر که خواستار بریدن زنجیرهای وابستگی‌ یا اسارت از جهان غرب- محور هستند میبایست این فرصت را در یابند و در پی‌ ریزی و ساختن این نظام جدید جهانی‌ بکوشند. تفکرات روسیه ستیزی، چین ستیزی و تحقیرات آنها که میراث عقب ماندگی ما و القائات دشمنانه غرب و شیفته گان و غرب گرایان هست میبایست با بینش جهانی‌ جدی و جدیدی جایگزین شود. ما میبایست منافع جهانی‌ خود را از خاستگاه ملی‌ ببینیم نه از خاستگاه سلطه گرانهٔ امپراطوری آمریکا و غرب.

      دورهٔ سلطهٔ جهانی‌ امپراطوری‌های تمامیت خواه به پایان رسیده. شهروندان دهکدهٔ جهانی‌ به کدخدای خود محور و خود استثنأ دان نیاز ندارند. ملاک دادو ‌ستد در دهکدهٔ جهانی بر مبنای استاندارد طلا میبایست شکل بگیرد؛ عصر سلطهٔ دلارهای نفتی‌ بدون پشتوانه به سر رسیده. امپراطوری ایالت متحده با تولید ناخالص ملی‌ ۱۸ تریلیون دلاری بیش از ۱۹ تریلیون بدهی دولتی دارد؛ میزان مجموعهٔ ارزی و مشتقات اعتباری پولی‌ موجود در بازار جهانی‌ بین ۷۰۰ تا هزار تریلیون دلار تخمین زده شده با نرخ بهره‌ صفر یا حتا منفی‌؛ این نمایانگر میزان اعتبار نه بلکه بدهی باور نکردنی و خارق العاده ایست که امپراطوری ایالت متحده در سطح جهان بر روی دوش رعایای دهکدهٔ جهانی آوار کرده. امپراطوری از این طریق بدهیها و ورشکستیگی خود را به شهروندان دهکدهٔ جهانی‌ منتقل می‌کند، چون که هر روز قیمت هر کالایرا کازینو قمار بازان بورس نئویرک و لندن از قیمت شیر مرغ تا جون آدمیزاد را با دلارهای نفتی‌ تعیین می‌کنند.
      ثانیه شمار بدهی امپراطوری ییالات متحده // http://www.usdebtclock.org/
      آنوقت شهروند فرودست کشور ما و یا دهکدهٔ جهانی‌ باید بابت هر ۲ قرص نان یک دلار بپردازد. و همزمان برای مزراتی آقازاده های شمیرانات نشین معادل ده هزار بشکه نفت پرداخت شود
      در سایه این ارقام نجومیست که بودجه ۶۰۰ میلیارد دلاری – بیش از ۸ کشور بعدی در لیست بودجهای نظامی – برای تداوم و گسترش سابقهٔ “درخشان و مشعشع”، برای پیاده سازی استراتژی تجاوز و غارت و حفظ سلطه در سطح جهانی‌ با تکیه به بیش از یکصد پایگاه نظامی در سرا سر جهان بر دوش شهروندان جهانی‌ و بر علیه آنان عملی‌ میشود. اگر شعار استعماری پسر خاله‌های انگلیسی “تفرقه بینداز و حکومت کن” بود، یانکیهای قلدر این شعار را به “ویران کن و حکومت کن” تغییر دادند
      اگر مخالفان و دشمنان این امپراطوری آنهایکه شما نام بردید از این سابقه “مشعشع و درخشان” برای سرکوب مخالفان خود سؤ استفاده میکنند، این‌ها موضوع نقد بنده نبوده، و پاسغ گوی عمل آنها اینجانب نسیت. تبیین ساختار و نقد عملکرد سیاسی اقتصادی نظامی خارجی‌ امپراطوری ایالت متهده مورد نظر اینجانب بوده،
      برای آگاهان تاریخ شکل و اوج گیری امپراطوری و عملکرد جهانی‌ آن روشن است، معهذا بسیاری نیز علی‌‌رغم این حقایق تاریخی عصر ما که توسط حتا رسانه امپراطوری همچون مسابقات ورزشی بطور زنده پخش و فریبکارانه گزارش میشود- همچنان شیفته و مسخ شدهٔ مظاهر فرهنگی این امپراتوریند
      5- دوست گرامی‌ در بازی با ارقام و میزان توسعه “سردار سازندگی” در مقام مقایسه با “رضا شاه کبیر” از نظر تعداد دانش آموز و دانشجوی دختر و پسر، تعداد دبستان و دانشگاه، تعداد سد‌ها و طول جادهها، اتوبان ها، تعداد نیروگاهای برق، میزان مصرف برق، تعداد شبکهای رادیو و تلویزیون، برق رسانی به روستاها و شهرهای دور افتاده و سایر طرحهای عمرانی و البته هیفو میل و سؤ مدیریت و ادعای مبارزه با ابر قدرتها گوی سبقت را به راحتی‌ میبرد. احساسات را بر واقعیت هر چند نه مطلوب غلبه نکنید
      6- دوست گرامی‌ زنده یاد خسرو گلسرخی نه چریک بود نه تروریست. او یک جوان دلسوخته هنرمند بود و بهره‌مند از روحی‌ بزرگ و وجدانی پاک، او سر فرازانه مقابل استبداد شاهنشاهی قده علم کرد و شجاعانه به خود این اجازه را داد که نا مشروعیت و ظلم نظام شاهنشاهی را به رخ شاه شاهان بکشد؛ نظر شما در مورد این چهره‌ای به جا ماندنی تاریخ معاصر صرف نظر از دیگاه و بینش سیاسی او همان تهمتی بود که ساواک و پرویز ثابتی کارگزار امنیتی رژیم شاهشاهی به او و یارانش بستند ولی‌ او با شهامتی قابل ستایشی توانست در اوج اقتدار شاه شاهان در بیدادگاه شاهی‌ عزتمندانه بایستد و با فرصتی که از طریق پخش تلوزیونی جلسه محاکمه‌ بر اثر غفلت ساواک ناشی‌ شد توطئه این تشکیلات و رویه و فضای شکنجه حاکم بر زندانیا‌ن سیاسی در درون دستگاه حکومتی را صریحاً افشا و رسوا کند. به قول احسان طبری وقتی‌ ترکیب و توطئه مشترک استبداد داخلی‌ به همراه استعمار خارجی‌ بر نخبگان شرافتمند اشراف همچون امیر کبیر، قائم مقام فراهنی ، دکتر محمّد مصدق رحم نکرده و از قتل و شکنجه و حبس در مورد آنها دریغ نمیکند روشنفکران و حامیان طبقات فرو دست همچون دکتر ارانی جای خود دارند و دریغا که سپس در دوران حکومت انقلابی – خود او نیز در دوران پیری و مو سپیدی از این کینه ورزی خصمانه بی‌ امان نماند. حلاج‌ها فروانند در تاریخ ستمبار و غمگین ما
      گفت آن یار کز‌ او گشت سر دار بلند ***** جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد

      6- تجاوز امپراطوری آمریکا به کشور عراق در زمان صدام حسین و تجاوز به افغانیستان در زمان حکومت طالبان نیز در زمرهٔ تجاوزات نامشروع، و نقض صریح قوانین و عرف پذیرفتهٔ جهانیست. حتا اگر “جواز” سازمان ملل را نیز با ترفند تامین کند؛ صرف اینکه آمریکا میتواند با اعمال نفوذ، فشار ، تهدید و تطمیع از طریق قطع نامه‌های پخته شده در جهت تحمیل ارادهٔ امپراطوری در جهت حفظ سلطه خود، قلدرانه حق حکمیت و حاکمیت جهانی‌ منحصراً برای خود کسب کند، عمل او مشروعیت ندارد و همچنان ناقض حقوق بشر و مبانی دمکراسیست و عمل او قابل تقبیح و محکوم است. دوست گرامی‌ شما و ما همگی میبایست که یاد بگیرم مسایل سیاسی جهان را از دیگاه منافع ملی‌ خود و کشورهای مشترک المنافع ببینیم و تجزیه و تحلیل کنیم نه از دیدگاه منافع غرب و خصوصا امپراطوری ایالت متحده
      7- دوست گرامی‌ امپراتوری آمریکا بر خلاف مفهوم انتزاعی شهروند آمریکایی بودن که بسیاری حتا از شنیدن صدای آن ممکن است داهنشان آب بیفتد در محدودهٔ جغرافیایی آن نمی‌گنجد.

      برای گردانندگان و صاحبان ساختار و پاره ساز‌های بر شمرده در بالا، آمریکایی بودن ارزش نیست بلکه داشتن سلطه و حاکمیت جهانی و متولی‌ امپراطوری بودن است که ارزش است. نکتهٔ مورد نظر شما در مورد وجود اقشار، و نژادهای گوناگون، و گروهای مختلف اجتماعی با منافع گوناگون و متضاد در این گستره جهانی‌ است که هویت پیدا می‌کند. اصولا رفتار امپراطوری با محرومین و معترضین اجتماعی مناطق افسردهٔ اقتصادی عمد‌تاً سیاه نشین در آمریکا مثلا دیتروت با حتا سفید پوستان ناراضی‌ اشغالگر ساختمانهای شهرداری در ایالت اورگان و واکنشهای خصمانهٔ پلیس نظامی در محدودهٔ جغرافیای آمریکا ماهیتاً با برخورد با آنچه تروریسم خوانده میشود در عراق و افغانستان و لیبی‌ و لبنان یا سایر مناطق جهان که اهالی در مقابل آمریکا و سیاستهای توسعه طلبانه آن مقاومت از خود نشان میدند همگی تفسیری و تعبیری مشترک در چشم امپراطوری دارند و آن تروریسم است
      به همین منوال وابستگی‌ مالی‌ – نظامی – عقیدتی‌ و فرهنگی البته با پذیرش سرکردگی ساختار اصلی‌ امپراطوری نیز صرف نظر از حضور در محدودهٔ جغرافیایی آمریکا، میتواند عضویت در این کلوپ اختصاصی حاکمیت جهانی‌ را البته با پرداخت حق عضویت تعیین شده، به همراه داشت باشد
      8- حتما به خاطر دارید که رئیس جمهور آمریکا نیز به پاس خدمات “حقوق بشری و ترویج دموکراسی” مورد نظر امپراتوری به ویلیام راجرز فرماندهٔ ناوگان دریایی ویینس آمریکایی در خلیج فارس بابت شلیک موشک در سال ۱۹۸۸ به هواپیمای مسافربری هما حامل ۲۹۰ نفر مسافر و کشتن این بیگناهان غیر نظامی بر فراز آبهای خلیج ‌ فارس “نشان شایستگی” خدمت به امپراطوری را داد
      اگر نکته‌ای قابل توجه از قلم افتاده در پست‌های بعدی به آن پردازم.
      به امید رفع کامل کسالت شما

       
    • دوست گرامی‌ ساسانم،

      سعی‌ می‌کنم مجددند جهت رفع بعضی‌ ابهامات ایجاد شده در ذهن جنالی به پرسش‌ها و نقدهای شما پاسخ بدم

      1- منظور از امپراتوری آمریکا ساختار و پاره سازاهای اصلی‌ تشکیل دهندهٔ آن است که همچون اختاپوسی دستهایش تا حد ممکن بر روی این کرهٔ خاکی و آبی‌ چنگ انداخته و با تکیه بر نفوذ اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی‌ خود اراده سلطه جویانه و غارت گرانهٔ خود را بر جهانیان اعمال می‌کند. مجتمع صنعتی‌ بانکی‌-مالی‌، بنگاهای صنعتی‌-تجاری، مجتمع صنعتی‌ نظامی، مجتمع صنعتی‌ امنیتی، مجتمع صنعتی‌ رسانهٔ، و انواع نهادهای ایدئولوژیک – عقیدتی‌ و دستگاه اداری یا دبیرخانه. بی‌شک نهادهای فراوان مدنی – حقوقی مردم نهاد، فعال در امور گوناگون از جمله امور خیریه و غیره نیز در این امپراطوری وجود دارد، ولی‌ موضوع نقد اینجانب نبوده. آنچه که مورد نقد اینجاب قرار گرفته جایگاه، پایگاه، خاستگاه و نقش ساختارهای اصلی‌ بر شمرده در تضاد با منافع نه تنها شهروندان جهان بلکه شروندان امپراطوری که خود را جزو ۹۹% جمعیت با ثروتی کمتر از ۵۰% در آن امپراطوری میبینند. پس نقد من به هیچ گونه ریشه فرهنگی یا بینش سیاسی- انقلابی‌- چریکی دههٔ ۶۰ میلادی
      یا به عبارتی “چه‌گواریی” ندارد

      2- دوست گرامی‌ شما برای چندمین بار به این موضوع اشاره می‌کنید و می‌گویید که من تحلیل و تفسیری در مورد این ساختار و یا راه حلی برای رفع مشکلات اقتصاد- سیاسی کشور نمی‌دهم و فقط ایراد گرفته و شعار می‌دهم!!! مجدداً برای درک بهتر و پی بردن به این واقعیت بازم به شما و سایر دوستان توصیه می‌کنم که پوستهای زیر را بخوانید
      “با سلام و درود به آنان که….” – تجزیه و تحلیل ساختار سیاسی‌اقتصاد حاکم بر ایران
      http://www.nurizad.info/blog/29017/ با سلام درود به “آنان که با قلم تباهی دهر را به چشم جهانیان پدیدار می‌کنند”
      http://www.nurizad.info/blog/29201 / “علم” اقتصاد مال خر نیست،/
      “اهورامزدا…..” تزجیه و تحلیل شرایط جغرافیایی و اقلیمی ایران و نقش آن در شکل گیری تمدن و فرهنگ ما
      http://www.nurizad.info/blog/29259 / اهورا مزدا
      “تجارت نفت از زمان جنگ جهانی‌ دوم تا امروز” گذاره تاریخی پیداش و نقش دلار‌های نفتی‌ و سلطهٔ مالی‌-پولی‌ آمریکا بر جهان
      http://www.nurizad.info/blog/29737 – تجارت نفت از زمان جنگ جهانی‌ دوم تا امروز
      http://www.nurizad.info/blog/29240 / “پاسخ به نقد مازیار وطن پارست”

      3- دوست گرامی‌ ادعا یا فرض شما مبنی بر نفی یا انکار حقوق بشر و دموکراسی از طرف من از هیچ کدام از نوشته‌های من قابل استخراج نیست. این دریافت اشتباهیست که شما از نوشتهای من دارید و امید از که نوشتهٔ ذیل سبب رفع این ابهام گردد
      من نیز مثل شما و بسیاری از شهروندان دهکدهٔ جهانی‌ به حقوق بشر و مردم سالاری اعتقاد دارم و بر آن ارج میگذارم و آنرا یکی‌ ابزار مدنی قدرتمند برای تامین و پیش برد اهداف حقوقی – سیاسی این جامعه جهانی‌ میدانم. اما بر خلاف تفکر غالب بر جهان غرب، عمدهٔ ما باقی‌ اهالی جهان و از جمله اینجانب امپراطوری ایالات متحده را (نه جامعهٔ مدنی آمریکا را) مترادف با این ارزش‌ها و باورمند و عمل کننده به آن نمی‌بینیم و همانطور که در پست قبلی‌ دیدید و خود نیز معترفید سابقهٔ “درخشان و مشعشع” امپراطوری دقیقا در تعارض و ستیز با این مقولات و بسیار خونین‌تر و رسوا کننده تر از آن است که بخواهیم آنرا با تفسیری از نوع آنچه شما “موج آمریکا ستیزی و استکبارستیز و ضدّ آمریکایی که شوروی با کمک حزب تودهٔ‌ در ایران بد از جنگ راه انداخت” می‌نامید پرپاگاندای آمریکا ستیزی شوروی سابق و یا نا آگاهانه نادیده یا کم اهمیت بنگاریم. سابقهٔ “مشعشع و درخشان” تجاوزگری امپراطوری ایالات متحده زایدهٔ ماهیت و سرشت آن است که در اقلیم خاص خود ساخته و پرداخته شده و بهیچ روی قابل کتمان نیست
      دوست گرامی‌ جنرال مکنمارا و جنرال پتریس خلف بر حق سلف خود ژنرال کاسترد هستند. آنگلو ساکسنهای حاکم بر امراتوری ایالت متحده و پدران بنیان گذار آنها ریشه در استعمارگران و برده داران تجاوزکار آنگلو ساکسنهای اروپای شمالی‌ دارند. دستاوردهای علمی‌ و صنعتی‌ جهان غرب توجیه کنندهٔ و ناچارأ مقبولیت ماهیت استعماری و استثماری و سیاستهای تجاوزکارنه آن نیست. ابزار حقوق بشر و دموکراسی میبایست برای افشا و تغییر به مطلوب این نظام جهانی‌ باید باشد نه برای توجیه و استمرار وضعیت موجود. نقد من بر امپراطوری و نظام سرمایه داری مالی‌ از درون این ساختار نیست و نقش نصایح الملوک ندارد. همانطور که توضیح دادم من از دیدگاه مکتب اقتصاد اتریش ( نه محصور در آن) به مکتب اقتصاد شیکاگو که نظام امپراتوری مالی‌ ایالت متحده بر آن استوار است نقد می‌کنم

      4- دوست گرامی‌ ما در عصری زندگی می‌کنیم که شاهد یک تغییر فاز تدریجی‌ تاریخی و تغییر توازن قدرت اقتصادی و لاجرم سیاسی در سطح جهان از غرب به شرق هستیم که طی‌ ۳۰۰ سال گذشته حوزه بلا منازعه غرب در عرصهای گوناگون بوده. پیش قراول این تغییر توازن چین و به دنبال آن هندوستان و روسیه است. کشورهای قدرتمند اقتصادی دیگر مثل برزیل و آفریقای جنوبی در زمرهٔ کشورهای نو ظهور شمرده میشوند [بریککسBRICS]
      کشور ما نیز به مانند کشورهای دیگر که خواستار بریدن زنجیرهای وابستگی‌ یا اسارت از جهان غرب- محور هستند میبایست این فرصت را در یابند و در پی‌ ریزی و ساختن این نظام جدید جهانی‌ بکوشند. تفکرات روسیه ستیزی، چین ستیزی و تحقیرات آنها که میراث عقب ماندگی ما و القائات دشمنانه غرب و شیفته گان و غرب گرایان هست میبایست با بینش جهانی‌ جدی و جدیدی جایگزین شود. ما میبایست منافع جهانی‌ خود را از خاستگاه ملی‌ ببینیم نه از خاستگاه سلطه گرانهٔ امپراطوری آمریکا و غرب.

      دورهٔ سلطهٔ جهانی‌ امپراطوری‌های تمامیت خواه به پایان رسیده. شهروندان دهکدهٔ جهانی‌ به کدخدای خود محور و خود استثنأ دان نیاز ندارند. ملاک دادو ‌ستد در دهکدهٔ جهانی بر مبنای استاندارد طلا میبایست شکل بگیرد؛ عصر سلطهٔ دلارهای نفتی‌ بدون پشتوانه به سر رسیده. امپراطوری ایالت متحده با تولید ناخالص ملی‌ ۱۸ تریلیون دلاری بیش از ۱۹ تریلیون بدهی دولتی دارد؛ میزان مجموعهٔ ارزی و مشتقات اعتباری پولی‌ موجود در بازار جهانی‌ بین ۷۰۰ تا هزار تریلیون دلار تخمین زده شده با نرخ بهره‌ صفر یا حتا منفی‌؛ این نمایانگر میزان اعتبار نه بلکه بدهی باور نکردنی و خارق العاده ایست که امپراطوری ایالت متحده در سطح جهان بر روی دوش رعایای دهکدهٔ جهانی آوار کرده. امپراطوری از این طریق بدهیها و ورشکستیگی خود را به شهروندان دهکدهٔ جهانی‌ منتقل می‌کند، چون که هر روز قیمت هر کالایرا کازینو قمار بازان بورس نئویرک و لندن از قیمت شیر مرغ تا جون آدمیزاد را با دلارهای نفتی‌ تعیین می‌کنند.
      ثانیه شمار بدهی امپراطوری ییالات متحده // http://www.usdebtclock.org/
      آنوقت شهروند فرودست کشور ما و یا دهکدهٔ جهانی‌ باید بابت هر ۲ قرص نان یک دلار بپردازد. و همزمان برای مزراتی آقازاده های شمیرانات نشین معادل ده هزار بشکه نفت پرداخت شود
      در سایه این ارقام نجومیست که بودجه ۶۰۰ میلیارد دلاری – بیش از ۸ کشور بعدی در لیست بودجهای نظامی – برای تداوم و گسترش سابقهٔ “درخشان و مشعشع”، برای پیاده سازی استراتژی تجاوز و غارت و حفظ سلطه در سطح جهانی‌ با تکیه به بیش از یکصد پایگاه نظامی در سرا سر جهان بر دوش شهروندان جهانی‌ و بر علیه آنان عملی‌ میشود. اگر شعار استعماری پسر خاله‌های انگلیسی “تفرقه بینداز و حکومت کن” بود، یانکیهای قلدر این شعار را به “ویران کن و حکومت کن” تغییر دادند
      اگر مخالفان و دشمنان این امپراطوری آنهایکه شما نام بردید از این سابقه “مشعشع و درخشان” برای سرکوب مخالفان خود سؤ استفاده میکنند، این‌ها موضوع نقد بنده نبوده، و پاسغ گوی عمل آنها اینجانب نسیت. تبیین ساختار و نقد عملکرد سیاسی اقتصادی نظامی خارجی‌ امپراطوری ایالت متهده مورد نظر اینجانب بوده،
      برای آگاهان تاریخ شکل و اوج گیری امپراطوری و عملکرد جهانی‌ آن روشن است، معهذا بسیاری نیز علی‌‌رغم این حقایق تاریخی عصر ما که توسط حتا رسانه امپراطوری همچون مسابقات ورزشی بطور زنده پخش و فریبکارانه گزارش میشود- همچنان شیفته و مسخ شدهٔ مظاهر فرهنگی این امپراتوریند
      5- دوست گرامی‌ در بازی با ارقام و میزان توسعه “سردار سازندگی” در مقام مقایسه با “رضا شاه کبیر” از نظر تعداد دانش آموز و دانشجوی دختر و پسر، تعداد دبستان و دانشگاه، تعداد سد‌ها و طول جادهها، اتوبان ها، تعداد نیروگاهای برق، میزان مصرف برق، تعداد شبکهای رادیو و تلویزیون، برق رسانی به روستاها و شهرهای دور افتاده و سایر طرحهای عمرانی و البته هیفو میل و سؤ مدیریت و ادعای مبارزه با ابر قدرتها گوی سبقت را به راحتی‌ میبرد. احساسات را بر واقعیت هر چند نه مطلوب غلبه نکنید
      6- دوست گرامی‌ زنده یاد خسرو گلسرخی نه چریک بود نه تروریست. او یک جوان دلسوخته هنرمند بود و بهره‌مند از روحی‌ بزرگ و وجدانی پاک، او سر فرازانه مقابل استبداد شاهنشاهی قده علم کرد و شجاعانه به خود این اجازه را داد که نا مشروعیت و ظلم نظام شاهنشاهی را به رخ شاه شاهان بکشد؛ نظر شما در مورد این چهره‌ای به جا ماندنی تاریخ معاصر صرف نظر از دیگاه و بینش سیاسی او همان تهمتی بود که ساواک و پرویز ثابتی کارگزار امنیتی رژیم شاهشاهی به او و یارانش بستند ولی‌ او با شهامتی قابل ستایشی توانست در اوج اقتدار شاه شاهان در بیدادگاه شاهی‌ عزتمندانه بایستد و با فرصتی که از طریق پخش تلوزیونی جلسه محاکمه‌ بر اثر غفلت ساواک ناشی‌ شد توطئه این تشکیلات و رویه و فضای شکنجه حاکم بر زندانیا‌ن سیاسی در درون دستگاه حکومتی را صریحاً افشا و رسوا کند. به قول احسان طبری وقتی‌ ترکیب و توطئه مشترک استبداد داخلی‌ به همراه استعمار خارجی‌ بر نخبگان شرافتمند اشراف همچون امیر کبیر، قائم مقام فراهنی ، دکتر محمّد مصدق رحم نکرده و از قتل و شکنجه و حبس در مورد آنها دریغ نمیکند روشنفکران و حامیان طبقات فرو دست همچون دکتر ارانی جای خود دارند و دریغا که سپس در دوران حکومت انقلابی – خود او نیز در دوران پیری و مو سپیدی از این کینه ورزی خصمانه بی‌ امان نماند. حلاج‌ها فروانند در تاریخ ستمبار و غمگین ما
      گفت آن یار کز‌ او گشت سر دار بلند ***** جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد

      7- تجاوز امپراطوری آمریکا به کشور عراق در زمان صدام حسین و تجاوز به افغانیستان در زمان حکومت طالبان نیز در زمرهٔ تجاوزات نامشروع، و نقض صریح قوانین و عرف پذیرفتهٔ جهانیست. حتا اگر “جواز” سازمان ملل را نیز با ترفند تامین کند؛ صرف اینکه آمریکا میتواند با اعمال نفوذ، فشار ، تهدید و تطمیع از طریق قطع نامه‌های پخته شده در جهت تحمیل ارادهٔ امپراطوری در جهت حفظ سلطه خود، قلدرانه حق حکمیت و حاکمیت جهانی‌ منحصراً برای خود کسب کند، عمل او مشروعیت ندارد و همچنان ناقض حقوق بشر و مبانی دمکراسیست و عمل او قابل تقبیح و محکوم است. دوست گرامی‌ شما و ما همگی میبایست که یاد بگیرم مسایل سیاسی جهان را از دیگاه منافع ملی‌ خود و کشورهای مشترک المنافع ببینیم و تجزیه و تحلیل کنیم نه از دیدگاه منافع غرب و خصوصا امپراطوری ایالت متحده
      8- دوست گرامی‌ امپراتوری آمریکا بر خلاف مفهوم انتزاعی شهروند آمریکایی بودن که بسیاری حتا از شنیدن صدای آن ممکن است داهنشان آب بیفتد در محدودهٔ جغرافیایی آن نمی‌گنجد.

      برای گردانندگان و صاحبان ساختار و پاره ساز‌های بر شمرده در بالا، آمریکایی بودن ارزش نیست بلکه داشتن سلطه و حاکمیت جهانی و متولی‌ امپراطوری بودن است که ارزش است. نکتهٔ مورد نظر شما در مورد وجود اقشار، و نژادهای گوناگون، و گروهای مختلف اجتماعی با منافع گوناگون و متضاد در این گستره جهانی‌ است که هویت پیدا می‌کند. اصولا رفتار امپراطوری با محرومین و معترضین اجتماعی مناطق افسردهٔ اقتصادی عمد‌تاً سیاه نشین در آمریکا مثلا دیتروت با حتا سفید پوستان ناراضی‌ اشغالگر ساختمانهای شهرداری در ایالت اورگان و واکنشهای خصمانهٔ پلیس نظامی در محدودهٔ جغرافیای آمریکا ماهیتاً با برخورد با آنچه تروریسم خوانده میشود در عراق و افغانستان و لیبی‌ و لبنان یا سایر مناطق جهان که اهالی در مقابل آمریکا و سیاستهای توسعه طلبانه آن مقاومت از خود نشان میدند همگی تفسیری و تعبیری مشترک در چشم امپراطوری دارند و آن تروریسم است
      به همین منوال وابستگی‌ مالی‌ – نظامی – عقیدتی‌ و فرهنگی البته با پذیرش سرکردگی ساختار اصلی‌ امپراطوری نیز صرف نظر از حضور در محدودهٔ جغرافیایی آمریکا، میتواند عضویت در این کلوپ اختصاصی حاکمیت جهانی‌ را البته با پرداخت حق عضویت تعیین شده، به همراه داشت باشد
      9- حتما به خاطر دارید که رئیس جمهور آمریکا نیز به پاس خدمات “حقوق بشری و ترویج دموکراسی” مورد نظر امپراتوری به ویلیام راجرز فرماندهٔ ناوگان دریایی ویینس آمریکایی در خلیج فارس بابت شلیک موشک در سال ۱۹۸۸ به هواپیمای مسافربری هما حامل ۲۹۰ نفر مسافر و کشتن این بیگناهان غیر نظامی بر فراز آبهای خلیج ‌ فارس “نشان شایستگی” خدمت به امپراطوری را داد
      اگر نکته‌ای قابل توجه از قلم افتاده در پست‌های بعدی به آن پردازم.
      به امید رفع کامل کسالت شما

       
  8. Yes Sir ! It is not funny,it is not political although the politic and garbage live in the same neighborhood and it is not a circus, in Iran entertainment is a great sin.It is sad, so sad, in order to make their points,to speak up in this dark grave a university chancellor ,the writers and artists are collecting garbage and at the same time a pile of garbage is ruling my wounded homeland.It is sad , please hand me a handkerchief,please

     
  9. کی‌ گفت “یا علی‌” ؟

    یه شب دزدی میره منزلِ آخوندی و همه آت و اشغال‌های آخونده رو می‌ریزه تو یک توبره ای.

    موقعی که میخواسته توبره رو بکشه بالا رو دوشش، میگه : “یا علی‌”

    آخونده با این صدا از خواب پا میشه و مچ دزده رو میگیره و میگه :

    مردک! اونچه رو من یه عمری با “یا حسین” جمع کردم، تو میخای با یه “یا علی‌” ببری؟!

    ⭐️ ⭐️ ⭐️

    یعنی‌ این دقیقا همون کاریه که خود آیت الله‌های دراز ریش ما، با انقلاب مردم کردند!

    ولی‌ حالا ماجرا به اینجا ختم نمیشه!

    در اینکه این فریادِ “یا علی‌” از چه کسی‌ برخاسته، میان علما و مراجع، اختلاف نظر وجود دارد.

    فقهای شورای نگهبان، و مفت خوران مجلس خبرگان رهبری، متفقاً بر این باورند که این فریادِ

    “یا علی‌” از /////////////// بوده، که همزمان با آن سرقت شبانه‌، در آن همسایگی، از

    شکمگاه مادر زائیده شدند 🙂

    باورتون نمیشه؟ بفرما، این هم مدرک :

    https://youtu.be/RS-zCG_8mr0

     
    • اقای نوری زاد
      در مورد انقلاب،چگونه شما به مدت سی سال ، که بسیاری از وقایع ردیف شده و مورد مخالفت شما در همان سالها رخ داد از مدافعان کیهانی آن بودید ؟ اگر فردی هستید که می توانید بارها فریب شریعتمداری را بخورید چه اطمینانی هست با این شخصییت فریب خور ،اکنون هم یک فریبی دیگر از محمد ملکی نخورده باشید.؟
      ورود به جنگ را به ایران ربط می دهید ولی جدا از اینکه خود ما به چشم دیدیم که صدام جنایتکار که از قدیم و حکومت شاه دنبال خوزستان و جزایر سه گانه بود ، با استفاده از حماقت عده ای دانشجو ، شاید هم دانشحویانی بازیچه دست های پشت پرده ، که سفارت امریکا را گرفتند و انزوای جهانی ایران پس از آن ، به ایران حمله کرد، وشروع تجاوز از سوی عراق را مجامع جهانی تحت نفوذ خود غرب و خود سازمان ملل هم تایید کرده اند ، بعد شما با لوث کردن خون و رشادت جوانان پاکی که کشور را متر به متر از صدام پس گرفتند ، ایران را شروع کننده جنگ نامیدید که نشان آشکاری از بی انصافی و تعصب ضد حکومتی در شماست، و بدانید تعصب انسان را از واقعییت دور می کند.

      از اشغال سفارت آمریکا گفتید ولی نگفتید آیا خیلی از مخالفان امروزی مثل دوست شما محمد ملکی و خود شما مگر حامی شدید اشغال سفارت نبودید ؟ چرا فقط مخالفان خود را با انگ سفارت می کوبید؟

      شما و همفکرانتان از اعدام ها شکایت می کنید ولی از هزاران ترور توسط گروههای مخالف که هزاران مقام حتی رئیس جمهور را کشتند ، کلامی سخن نمی گویید ، از همکاری بعضی اعدام شدگان با حکومت متجاوز عراق سخن نمی گویید، از جاسوسی گروه مربوط به مخالفان بر موضع مانده و اعدام شده برای صدام حسین سخن نمی گویید . ؟ از اینکه خیلی از مخالفان فوق شدیدا آمریکا را تشویق به تحریم مردم ایران و حتی حمله نظامی و نابودی ساختارهای کشور میکردند کلمه ای نمی گویید .
      شما که اکنون در شرایطی که قدرتی ندارید و باید خود را حداقل برای جلب نظر مردم ، با انصاف نشان دهید، اینقدر متعصب و بی انصاف هستید ، اگر به قدرت برسید یادآور شقاوت پل پوت ها نخواهید شد و روی قبلی ها را که حداقل قبل از کسب حکومت با انصاف تر از حال شما بودند سفید نخواهید کرد ؟
      ملکی هرگز ترورهای مجاهدین را محکوم نکرد ، ظاهرا او آدم همان تروریستهای قاتل رجایی و بهشتی است، کجا و کی محمد ملکی اعمال تروریستی بعد از انقلاب را محکوم کرده

       
  10. روح و جسم ایرانی برای از کارایی انداختن دو فرهنگ نفوذی بیگانه( یکی واقعی و دیگری بیشتر خیالین)، دو واکنش متفاوت نشانه داده است. نخستین واکنشش -در یک روند بلند تاریخی- به فرهنگ عربی، از سنخ «بپذیر و بینداز دور» بوده است. فرهنگ تقلیدگرای «بپذیر» عیب عیان است که پیشاپیش از راه جهان¬بینی زرتشتی در جان ایرانی تزریق شده و نتیجه¬ مستقیمش آن است که در مواجهه با یک فرهنگ بد و نافرم، فرد فرد ما به جای کنش هدفدار پس زننده، به واکنش خلع سلاح کردن درون خودمان رو می آوریم.یعنی فرهنگ بد را می پذیریم با هدف کمین کردن و دور ریختنش ولی در عوض-در یک فراموشی ملی- جانمان را با همان فرهنگ آب و رنگ می دهیم و روانی بر می آریم کاملا بیگانه با ذات هوشمندی ایرانی خودمان-اگر چنین ذاتی باشد مارا !. دومین مورد در واکنش به فرهنگ و شخصیت خیالین« انگلیس»ی است. روح ایرانی در مواجهه با هر رخداد قهرآمیز، زیرکانه، زهردار و به هدف رسیده¬ای که در وطنش پدید می آید، بی درنگ واکنشش این است که کار کار انگلیسی¬هاست. این واکنش برای ایجاد رعب عمومی در برابر فرهنگ بیگانه¬ای است که در رؤیا خود نقشش را بازی می کند و دوستش دارد ولی هنگام مواجهه با او در نقش دشمن، یارای ایستادن در برابرش را در خود نمی بیند اما یارای بدنام کردنش را چرا.!. این فرهنگ به واقع فرهنگ حسابگر تصرف¬گر و غلبه¬گر جنتلمن زیرک و در خاطر مانده ای است که در عین نارضایتی محض فرد یا قومیت ،جوری به او تجاوز می کند که در پایان دوست دارد از او تشکر کند.! ولی چون ما باور نمی کنیم این کار حساب شده، کار خودیها باشد و از خودی توقع این همه جنتلمنی و زیرکانه تجاوز کردن را نداریم، به فرهنگ عمومی هشدار می دهیم که باید مراقب باشید و فاعل را در جای دیگری جستجو کنید. اینجاست که انگلیس را مدل مانکن¬ گونه، مناسبی می بینیم که در پایان هر رخداد ناگوار دلچسبی! به یادش بیفتیم و به نمایشش آوریم و کار را به نامش ثبت کنیم چون ما-به عنوان قومی که به واکنش نشان دادن عادت کرده ایم تا کنش داشتن- آن لحظه ناگوار چشممان را بسته¬ایم و تقلای بیخود را کنار گذاشته¬ایم.!
    پایان نوشت: فرهنگ عربی که گفتم این را در پرانتز نوشتم که (فرهنگ به همان معنا و ویژگیی منظور من است که محمد عابد الجابری آن را مشخصه فرهنگ عربی دانسته در مقابل فرهنگ ایرانی و یونانی. باید یادآوری کنم که مدتها پیش که نامی از جابری بردم در اشتباهی لپی او را به جای مراکشی ، تونسی معرفی کردم و نیز در اشتباه بدتری گفتم کتابش ترجمه نشده که ظاهرا چند سالی است ترجمه شده( البته نه به همت و حمایت قم و تهران و تازه تقریبا سی سال بعد از چاپ اول کتاب نقد العقل العربی جابری) ولی اصل حرف که فرهنگ ایرانی حوزوی برخورد مناسبی با جابری نداشته و با حرف او ناسازگاری دارد به جای خود باقی است)

     
  11. آملی لاریجانی: معنا ندارد که اجرا در همه جا به عهده رئیس جمهور باشد.
    مش قاسم: معلومه، توی حکومت ولی فقیه رییس جمهور چیکاره است؟ رای مردم یعنی چی؟ مجلس چیکاره است؟ یه مشت بیکاره سر خودشون رو با رای دادن و رای گیری و اینجور قرتی بازیا گرم کردن که چی؟ اصلا معنا نداره. یه رهبر داریم بهمون میگه چی بخوریم، چه جوری … (سه نقطه از مش قاسم) بقیه شم رهبر خودش میدونه چیکار باید کرد، به کسی ربطی نداره.

     
    • یعنی عملکرد احمدی نژاد با دوره خاتمی و روحانی اگر از نظر شما یکیست، دو حالت است یا عملکرد مغزتان مختل است ویا نه خود می دانید که رئیس جمهور بسیار تاثیر گذار است ولی چون هدفتان سرنگونی است، اشکالی نمی بینید که برای نیل به آن هدف دروغ و عوامفريبانه کنید. شماها که الان دروغ و ریا کارید اگر به قدرت برسید چه خواهید کرد، واويلا
      غیر از شما رسایی و دوستانش که در صورت تحریم انتخابات رای می آورند و با 10 درصد نماینده میشوند هم قلبا حامی تحریم هستند و بعید نیست شما عامل آنها باشید و یا حتی بر عکس !

       
  12. با درود
    حرکت شما در خیابان مصدق تحسین آمیز بود ،هست وخواهد بود وماهم در چند هزار کیلومتری خوشحالیم که نیروهای بیت سر مزاحمتی درین فعالیت انسانی ومحیط زیستی شما تولید نکردند، ما هم تنها میتوانیم از دور شما را شفاهی و کتبی حمایت کنیم بطور ناچیز و ذر توانمان، وتوانستیم برایتان نمونه هایی از ظرف های آشغالی و کیسه های رنگی اروپا را ارسال کنیم،موفق وهمیشه پیروز باشید.

    گریزی هم هم به انتخابات و سخنان علی اکبر رف میزنیم
    شیخ اکبر خود خوب میداند که شورای نگهبان رهبر ،استقلال ندارد و لاجرم بیطرف نیست و نمیتواند باشد وچه جالب بود که قبل ازین به رد فله ای کاندیدا اعتراض کرد تا شخص حسن خمینی و باعث تبعیض نمیشد این تبعیض پدر مردم ایران را در آورده وهمه آخوند ها جایگاهشان تبعیضی هست وهرگز شیخ اکبر نگفته ما آخوند ها این برتری را چطور کسب کردهایم وچطور نماینده خدا بر زمین هستیم این داستانی دراز دارد، ضمنا کلمه سید که در عربی بمعنی آقاست آنها(سادات) که آنر یدک میکشند باهاش بیحد ظلم در حد مردم عام کردهاند وبرای خود جایگاهی بلا تر وتبعیضی تدارک دیدهاند.

    شیخ اکبر نیک میداند که خودش از معماران این بنای زشت ومخوف بودهاست وبجز اولین دوره ریاست جمهوری همه دوره ها انتخابات مهندسی شده بود هم زمانی که رهبر کنونی کاندید بود آقای خمینی تمام قد ازش حمایت کرد در حالی که میبایست در جایگاه رهبر بیطرف میبود وتعدادی هم کاندید سیاه لشگری بودندو هنگامی هم که شیخ کاندید بود تعدادی شل وکور برای خالی نبودن عریضه وپز ونمایش جمهوری به اصطلاح رقیبش بودند ونتیجه از ماه ها قبی هویدا بود.
    در سال 84 که شیخ بنفع احمدی نژاد بازنده کرده شد اعلام شکایت مهندسی وتقلب را بپشگاه پروردگاه نمود و این سناریو برای او ادامه دارد زیر تاریخش نزد یاران وهمپالکیهای سابق بهاتمام رسیده.
    اما اذعان میکنم که ازو خوشم میاید که پز روست واز رو نمیرود مقاوم هست وکوتاه نمی آید
    ایکاش نصیحتهای نوریزاد “تنها راه باقی مانده برای هاشمی”را گوش میکرد هنوز دیر نیست ولی درین سن شاید فردا صبح هم دیر باشد

     
  13. تحریم انتخابات

    درود بر ان شیر زن ایرانی با ان چهره مصمم و قامت استوارش در این عکس . تعظیم میکنم بر شجاعت ایشان
    امید است فمینیست های ما از این فرصتهای طلایی و کم خطر استفاده کنند تا لذت و نتیجه در کنار هم بودن را تجربه کنیم .
    وعده ما جمعه ساعت ۱۰ خیابان پهلوی (ولیعصر سابق) چهارراه پارک وی و تلاش برای توجیه اطرافیان درخصوص تحریم انتخابات .
    اهای…(سه نقطه از مش قاسم)ما هنوز زنده ایم

     
  14. تحریم انتخابات

    عرض سلام و درود و ارادت خدمت تک تک عزیزان حاضر دراین عکس . خسته نباشید
    هموطنانی که قلب شما هم همانند قلب این عزیزان برای ایران و ایرانی میتطپد و صدای ان در تمام فضای ایران پیچیده بیاییم این صداهای پراکنده را یکصدا کنیم .
    جمعه ساعت ۱۰ خیابان پهلوی (ولیصر سابق)چهار راه پارک وی .
    حتما لازم نیست کیسه زباله دست بگیرید با خودرو موتور دوچرخه پیاده با سلامی و گفتن یک خسته نباشید نشان بدهیم که انها تنها نیستند .
    فراموش نکنیم حضور در پای صندوق رای بمنزله تایید کل سیاستهای نظام است . اینده خود و فرزندانمان با سهل انگاری تباه نکنیم

     
  15. تحریم انتخابات

    با حدود ۳۰ نفر از فعالان و اندیشمندان حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور (شامل ده نفر اصلاح طلب، ده نفر اصولگرا و ده نفر مستقل) انجام داده‌ام. تقریبا بدون استثنا زمانی که نگرانی‌هایم را در باب بحران‌های آینده ایران و لزوم ایجاد همگرایی و وفاق ملی برای عبور از بحران‌ها برای این عزیزان بیان می‌کردم، همه آنان سخنم را تایید می‌کردند و حتی برخی وضعیت را خطرناک‌تر از آنچه من توصیف می‌کردم می‌پنداشتند.

    به گفته‌ی وی تفاوت این جا بود که اندیشمندان مستقل ناامیدانه می‌گفتند سیاستمداران به سخن ما وقعی نمی‌نهند و ورود به این عرصه برای ما تنها هزینه دارد؛ اصلاح طلبان می‌گفتند مابیرون از قدرتیم و دست به هر اقدامی بزنیم از سوی اصحاب قدرت به عنوان یک اقدام مشکوک که احتمالا دسیسه‌ای پشت آن است به آن نگریسته و با آن برخورد می‌شود. و اصولگرایان نیز گرچه می‌گفتند باید کاری کرد اما در عمل متوجه شدم که همه آنان از سخن گفتن در این‌باره و دست زدن به هر اقدامی پرهیز دارند و شاید نگران آن بودند که مورد شماتت همفکران و یاران خویش قرار گیرند و به همکاری با فتنه‌گران متهم شوند.
    هموطنان عزز اینست واقعییت حاکم بر جامعه ما .
    تمامی شخصیتهایی که به انها بعنوان مخالفین سیاستهای نظام ایمان دارید بدانید که مجبور هستند از شما دعوت به رای دادن بکنند .
    چون میترسند به سرنوشت منتظری شریعتمداری ویا موسوی دچار شوند و حتی زندان و اعدام .
    این حضرات تیزی نوک سر نیزه در زیر گلویشان دارند جرات تحریم انتخابات را ندارند.
    انتخابات تحریم است
    وعده ما جمعه ساعت ۱۰ خیابان پهلوی (ولیعصر سابق ) چهارراه پارک وی

     
  16. ایرانی سلام ودرود برجناب نوری زاد وهمراهان شجاعشان.سپاس نوری زاد عزیز که به این ملت گرفتار جور وستم مبارزه کردن و روشهای نوین مبارزه را می آموزید ٬اگر ما از ستم ستمکاران به تنگ آمده باشیم واگر رژیم جبارآنچنان ددمنش است که اعتراض مردمش را آنچنان که در همه جهان مرسوم است برنمیتابد ما چون شما باید به روشهای نوین دست بریم

     
  17. تحریم انتخابات

    درود بر هموطنان عزیز
    فرصتی نمانده شعارهایمان را به عمل تبدیل کنیم و در توجیح اطرافیانمان در تحریم انتخابات تلاش کیم .
    هموطنان عزیز رای باطله شما در این ۳۷ سال هیچ تاثیری در سرنوشت شما و مملکت نداشته و میبنید که وضعیت روز بروز هم بدتر شده .
    رای باطله یک حرکت اعتراضی بسیار پراکنده میباشد و حتی رای دهنده از افکار نفر قبلی وبعدی خودش بیخبر است و تمامی انها از طرف نظام به هیچ انگاشته شده و هیچ اهمیتی برای انان قائل نمیشوند یعنی به هیچ مطلق گرفته شده اند.
    ولی از تحرم انتخات وحشت دارند چون یک نوع همبستگی بین مخالفین میباشد اینجاست که شما را باور میکنند واینجاست که خودمان را هم باور و از کنار هم بودن اعتماد به نفس پیدا مکنیم و این همبستگی را در دیگر عرصه ها جلو میبریم . این همان حرکتیست که نظام را به وحشت انداخته و در تمامی انتخابات التماس میکند از مخالفین و موافقین برای رای دادن تا مانع این ههمبستگی شود .
    ما باید بهشان بفهمانیم که شما صاحب این ملک و ملت نیستید .
    حرکتمان را ازهمین جمعه ساعت ۱۰ خیابان پهلوی(ولیعصر سابق)چهار راه پارک وی در کنار نوریزاد و سایر عزیزان شروع میکنیم . انتخابات تحریم است

     
  18. اول انقلاب:
    میزان رای ملت است
    مجلس در راس همه امور قرار دارد
    امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند
    من تو دهن این دولت میزنم
    راه فدس از کزبلا میگذرد
    اسراییل باید از نقشه پاک شود
    فیمت نفت 37 دلاز
    نفت ملی است
    من می اند یشم پس هستم

    اخر انفلاب:
    میزان رای شورای نگهبان است
    مجلس در راس همه مفاسد فرار دارد.
    ملت هیچ غلطی نمیتواند بکند
    من تو دهن این ملت میزنم
    راه قدس از داعش و 35 گروه مسلح دیگر میگذرد
    داعش و 35 گروه مسلح دیگر باید از نقشه حذف شود
    نفت ملی نیست در اختیار سپاه پاسداران است اختیار برداشت هم به اجنبی واگذار شده است
    فیمت نفت 20 دلار
    من زباله جمع میکنم پس هستم.

     
  19. محمد مهدوی فر

    محمد مهدوی فر ؛ تعیین رشته

    من به فرزندانم ، بارها گفته ام که سعی کنید در آینده به پست های مهم سیاسی کشور، دسترسی پیدا کنید. مانند پست ریاست جمهوری، رهبری، وزارت، وکالت و…..

    برای آنها توضیح می دهم که سرنوشت یک کشور نه به دست نظامی ها و پزشک ها و مهندس ها و ورزشکارها، بلکه به دست سیاسیون آن کشور رقم می خورد. پس اگر ، ما در تشویق فرزندان پاکدست و بااستعداد خود برای دسترسی به پست های سیاسی کوتاهی کنیم، این مسؤولیت ها به دست نااهل می افتد و نتیجه، آن چیزی می شود که می دانید و می دانیم.

    پسر ارشد من، امسال کنکوری است. امید زیادی هم به او دارم.
    در آزمون های دوره ای کانون فرهنگی آموزش، تاکنون رتبه و تراز خوبی داشته است ولی مشکل اینجاست که نگاه او فقط به رشته های مهندسی است و به رشته های انسانی و به ویژه به رشته علوم سیاسی هیچ علاقه ای ندارد.

    البته من حرفی ندارم که او ، یکی از رشته های مهندسی مورد علاقه خود را به نیکوترین وجه بخواند و در آینده و یا همزمان سیاست را نیز بیاموزد و آنگاه به توصیه من، در به دست آوردن پست های مهم سیاسی کشور، گام به گام بکوشد و هدف او نیز ارتقای کشور و خدمت عاشقانه برای مردم باشد.

    امروز خیلی فکر کردم که چه کنم و او را به کدام رشته مهندسی ترغیب کنم که هم او به خواسته خودش رسیده باشد و هم من از ترغیب او به سیاست طرفی بسته باشم.

    در همین افکار بودم که یادم آمد، چند سالی است، مرتباً و مکرراً در بسیاری رسانه ها و به ویژه در شبکه های اجتماعی از رشته و موضوعی به نام «مهندسی انتخابات» نوشته می شود. با خودم گفتم، این باید رشته خوبی باشد، چون هم خواسته او را برآورده می کند که دوست می داشت در یک رشته مهندسی درس بخواند و هم از سوی دیگر، چون انتخابات اصولاً یک موضوع سیاسی است، در این صورت هدف مرا نیز تأمین کرده است.

    البته من در این باره، می بایست، در روزهای آینده تحقیق بیشتری بکنم و اطلاعات کامل تری از این رشته مهندسی به دست آورم.
    از همه مهمتر اینکه، اگر این پسر ، این رشته را تا آخر بخواند، بازار کار آن در آینده چگونه خواهد بود. اگر قرار باشد این بچه برود، سالها درس بخواند و بازار کار نداشته باشد و یا فقط هر چند سال یکبار، آنهم فقط در ایام انتخابات، دانسته های او در رشته مهندسی انتخابات به کار بیاید، پس درس خواندن در این رشته توجیه منطقی و اقتصادی ندارد.

    از طرفی می دانم که دانشگاه های شهر ما، این رشته مهندسی را ندارند و من می بایست او را برای تحصیل در چنین رشته ای به شهر بزرگتری مانند تهران و به یکی از دانشگاه های خوب مانند دانشگاه امام حسین (ع) و یا هر دانشگاه خوب دیگری هدایت کنم.

    البته همه این ها افکاری است که در ذهن من می گذرد و من در این باره، امشب با فرزندم مشورت خواهم کرد.

    محمد مهدوی فر
    تخریب چی و غواص دفاع مقدس
    سیزدهم بهمن ماه نود و چهار

    https://www.facebook.com/mahdavifar.mohammad

    لینک تلگرام محمد مهدوی فر⬇️

    telegram.me/m_mahdavifar

     
  20. پاک کن دیده و پس دیده بر آن پاک انداز

    رفسنجانی گفت: اگرانتخابات تحمیل شود شرارت پیش می آید!
    شرارت پیش آمده و آن مسخره گرفتن مردم برای دعواهای جناهی به اسم انتخابات د ر حکومت است ، مردم را شرور دانستن ریشه در فرهنگ آخوندی دارد، وگرنه قوانین چرا آخوند را از مردم جدا می کند ؟
    در جواب شما:
    هر چه است از قامت ناساز شماست.

     
    • شما ها جلوتر از نوک دماغتان را نمی بینید ، در حالیکه هنوز افسوس وقوع انقلاب قبلی را می خورید باز هم می خواهید انقلاب کنید ، شما جوگیر هستید و حتی یکی از احتمالات بعد از توهم یک انقلاب را نمی توانید تصور کنید وگرنه با زهم از انقلاب نمی گفتید، مگر بعد از سال 57 آزادی کامل نبود چرا دوام نیاورد ، چرا آنهمه ترور و اعدام ایجاد شد ، چرا خارجیها به کشور طمع کرده و عراق با حمایت غربیها و عربها به ایران حمله کرد، چرا حزب دمکرات سریع بعد انقلاب دم درآورد و کردستان را شلوغ و جنگی کرد ؟ فکر میکنی امروز برای تکرار شرارتهای فوق مناسبتر از آن روز نیست، انروز مردم ایران همهد تابع یک رهبر بودند که از پس آن بحرانها بر آمدند ، به نظرت فردا عربستان و مسعود بارزانی و ترکیه و اسراییل توجهی به افرادی مثل نوریزاد خواهند کرد و یا بر طبق منافع خود ایران را تکه تکه و برادرکشی و جوی خون جاری خواهند کرد ؟ شما مخالفین با کدام رهبر و حمایت مردمی از پس وقوع یک انقلاب و عوارض آن بر می آیید. نکند اصلا فکر فردا را نکرده اید .

       
  21. اولین آشغالایی که باید جمع کنی آشغالای توی سایتت مث مش قاسم و آشغالای دیگره زیاد خودتو بزحمت ننداز

     
  22. حاج حسنک رئیسک جمهورک در گفت‌وگوی زنده تلویزیونی:
    اصلاً نمی‌خواهیم از پول‌های آزاد شده استفاده کنیم/هیچ‌کس با صندوق انتخابات قهر نکند/رئیس‌جمهور فرانسه گفت که می‌خواهد برای جوانان ایران اشتغال ایجاد کند.
    مش قاسم: ۱- انگار پول مول خبری نیست. برادران چپول کرده اند و خلاص. ۲- از قدیم ندیم گفتن قهر کردن کار بچه است. ما بچه نیستیم، هر قدر که شماها سعی میکنید در حکومت ولی فقیه ما را صغیر بشمارید. ما با آگاهی کامل در این شامورتی بازیکه شماها اسمش رو گذاشتین انتخابات شرکت نمیکنیم. قهر مهر خبری نیست. ۳- باز خدا پدر رییس جمهور فرانسه رو بیامرزه که اینقده رو سعی کرده به تو و ولی فقیهت گوشزد کنه.

     
  23. سلام استاد جمعه میام آشغالا رو باهم جمع کنیم ایشالا یه روز بزرگترین آشغالا رو باهم بندازیم زباله دان تاریخ.فقط یادت باشه وقتی دیدمتون بشناسیمون!دارم از اندیمشک میام

     
    • ممدرضای گرامی، درود بر شما

      باعث سربلندی هستید.
      امیدوارم تندرست بروید و بازگردید. از راه دوردستان توانمندتان را میفشارم (البته اگر ارزش آنرا داشته باشم) و بهترین ها را برای شما و سایر فرزندان برومند ایرانزمین آرزو دارم.
      دراینکه شما پیروز خواهید بود (البته همین آن هم هستید) تردیدی بخود راه ندهید

      تندرست و پایدار باشید
      رسول

       
  24. کیهان: – بر اساس آمار بانک مرکزی در شهریورماه سال جاری، بانک‌های کشورمان پس از کسر ذخیره قانونی، توانسته‌اند «یکصد و دو هزار میلیارد تومان سپرده قرض‌الحسنه » از مردم دریافت کنند. همگان می‌دانیم که سپرده‌های قرض‌الحسنه سپرده‌هایی است که مردم در ازای سپرده‌گذاری آن در بانک، هیچ سودی دریافت نمی‌کنند.
    -سوال: توی این مملکتی که رکود تورمی وجود داره و ۸۰% مردم واسه ۴۵,۰۰۰ تومان (۱۲ دولار) یارانه میدون اینایی که ۱۰۲,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ (۲۸بیش از میلیار دلار) تومان قرض‌الحسنه سپرده‌ن کیا هستن؟ چه کاسه ای زیر این نیم کاسه میباشد؟ این پولها همون پولهای قاچاقیه که برادران قاچاقچی خودشون میخوان بشورنشون. گذاشتن توی حساب قرض‌الحسنه واسه کلاه شرعی.

     
    • مبلغ ۲۸ میلیار دلاری که نوشتم با حساب هر دلار ۳،۶۰۰ تومن بود. برادران این پول رو با دلاری حدود ۱،۲۰۰ تومن چپول کردن. یعنی چی؟ یعنی ۸۵ میلیارد دلار! یعنی چی؟ یعنی دوبرابر و نیم کل فروش نفت ایران توی حد اقل دو سال آینده. در تاریخ این مملکت همچین دزد بازاری وجود نداشته. به اقتصاد مقاومتی خوش آمدید!

       
  25. با سلام و درودهاي گرم و پرمهر
    و تقدير فراوان از ابتكار و اقدام شايان تحسين و تمجيد ” زيست محيطي ” تان!
    سيمين فهندژ، سخنگوي جامعه جهاني بهائيان در سازمان ملل در ژنو ، در گفتگو با راديو ندا با اشاره به حكم 193 سال زندان براي 24 نفر از شهروندان بهائي در استان گلستان؛ اعدام بيش از 200 نفر و تخريب 50 گورستان بهائيان در حكومت اسلامي ايران ، گفت : ” هدف جمهوري اسلامي از بين بردن جامعه بهائي در ايران است! ”

    http://radio-neda.blogspot.com/2016/02/193-24.html

     
    • جناب روشن درود بر شما

      استدعا میکنم زحمات حکومت اسلامی حاکم بر ایران را دررابطه با رفتاراین حکومت با جامعه هم میهنان بهائی ما که از ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ شروع شده وتا بامروز ادامه داشته است بی ارزش قلمداد نفرمایید

      حکومت اسلامی درایران با انجام چنین اقداماتی بما نشان میدهد که چگونه میبایست به عقاید و باور های دیگران احترام کذاشت.
      آقا/خانم… یک انسان مدرن باید به اعتقادات دیگران احترام بگذارد…..آره جانم
      رسول

       
    • جناب روشن دوست عزیز

      هر گز گمان مدار که ظلمی وفا کند//// گیتی فرو گذارد و گردون رها کند
      فرضی است نزد طبیعت به مدتی //// هر موقعی وقت بداند ادا کند
      این خلق که بینی همگی روی وریاست////ناراستی از جبین آنها پیداست
      قندیل و گلیم کعبه را دزدیده اند //// چیزی که نبرده اند فرمان خداست
      این قافله کزجهل وجنون آمده اند //// با خنجر آلوده به خون آمده اند
      در کار فریب و غارت و جور و فساد //// از حوزه علمیه قم برون آمده اند

      دوست عزیز محزون مباش بزودی ایران منقلب خواهد شد و جمهور ناس بر ایران حکم خواهند کرد پروردگار تو علیم و محیط است به فضل پروردگارت مطمعن باش لحظه ای الطافش قطع نخواهد شد عنقریب پس از اضطراب محبین اطمینان فرا خواهد گرفت اینچنین در کتاب جدید حکم شد.

       
  26. سلام و درود بر نوری زاد بزرگوار
    باز هم دمت گرم امیدوارم روزی اشغالهای بزرگ را جمع اوری کنیم .

     
  27. درود بر استاد نوری زاد
    مصاحبه شما را با بی بی سی در باره حسن خمینی و هاشمی رفسنجانی مستقیما شنیدم اما هر چی گشتم که لینک مصاحبه شما را پیدا کنم نتونستم.. بر خود لازم می دونم بخاطر راست گویی و درست گویی از شما تشکر بکنم. همان دو عاملی که در خیلی ها نیست یا اگر هست خیلی کم. من دوسال پیش دیدم شما یه یاد داشتی دارید که در باره هاشمی رفسنجانی است. این مطلب دوسال پیش نوشته شده اما انگار برای همین امروز کار برد دارد. از دوستان خواهش می کنم اگه نخوانده اند حتما بخوانند این نوشته کوتاه را

    ——————
    تنها راه باقی مانده برای هاشمی

    درتنها دیدار “رخ به رخ”ی که همین چند ماه پیش با آقای هاشمی داشتم، به ایشان گفتم: اگرامروز دو نفرباشند که دستشان به خون مردم آلوده است، دو نفری که اموال مردم را مصادره کرده اند، دو نفری که مردم را زده اند و مردم را بی دلیل و بدون محاکمه ی منصفانه به زندان انداخته اند، دو نفری که مردم را از سرزمین پدری ومادری شان رانده اند، دو نفری که در بسیاری از مناسبات خیروشراین سرزمینِ گرفتار نقشِ محوری داشته اند، یکی شما هستید و یکی آقای خامنه ای.
    به ایشان گفتم: آقای هاشمی، ما مردم را زده ایم وکشته ایم واموالشان را برداشته ایم وخودشان را آواره و زندانی کرده ایم، ودرنقطه ی مقابل جماعتی را به نوا رسانده ایم. این خون ها وحقوق تباه شده مطلقاً بجوری نیست که شامل مرورزمان شوند، وصاحبان حق – چه مرده چه زنده – فراموش کنند که چه ظلمی به آنان و به خانواده هایشان رفته است.
    به ایشان گفتم: شما وآقای خامنه ای یا عامل مستقیم این خونها وحقوق تباه شده بوده اید، یا شاهد بوده اید، یا خبردارشده اید، یا ازکنارآن بی سروصدا عبورکرده اید. بهمین خاطرامضای شما دوتن پای اینهمه آسیب و نادرستی هست تا مگر به اعاده ی حقوقِ معوقه ی مردم اقدام کنید.
    به ایشان گفتم: من راه چاره ای برای دنیا وآخرت شما دارم که بعنوان “هدیه” ای تقدیمتان می کنم. در یک هدیه، حتماً باید شأنی از”هدایت” متجلی باشد. وآن هدیه را برای ایشان واگشودم و گفتم: بیایید و درسایت شخصیِ خود به تک تک این موارد اشاره کنید وازصاحبان حق حلّیت بطلبید. که اگر به این اقدامِ انسانی واسلامی قیام کنید، هم دنیا وآخرت خود را پاکسازی کرده اید، وهم اخلاق پوزش خواهی واعاده ی حق را دراین دیرهنگامِِ کشور بجریان انداخته اید. این سخنِ من به آقای هاشمی، با اطمینان می گویم تنها سخنِ صریح وبی اعوجاج وخیرخواهانه ای بوده است که تاکنون کسی آن را با جناب ایشان درمیان گذارده است.
    عمده ی افرادی که به محضر بزرگانی چون ایشان راه می یابند، سخن به مدیحه و چاپلوسی می رانند واجازه نمی دهند یک مسئول با خودِ خودش مواجه شود. که اگر من روزی با جناب خامنه ای نیز مواجه شوم، همین سخنان را با وی درمیان خواهم گذارد. که: دست شما ای عزیز، به خون ومال وآبرو و حقوق مردم آلوده است. بیایید و درهمین چند صباح باقیمانده کاری بکنید و پای خود را ازغرقاب حق الناس بدر ببرید. که امروزاگر دست برپشت دست می زنید و مأیوسانه “واویلا” سرمی دهید، همه ازهمین حق الناسِ به هیچ گرفته شده است. حالا حق خدا وآسیبی که ما و شمایان به اعتقاد مردم وارده آورده ایم بماند.
    اکنون نیز دراین ورطه ای که شیوخِ شوخِ شورای نگهبان به اشاره ی جناب خامنه ای به “له” شدگی آقای هاشمی فرمان فرموده اند، می گویم: تنها راه باقی مانده برای ایشان، تنها وتنها همین است. که به دستهای خود بنگرند. وبه ترمیم ضایعاتی قیام کنند که خود درآنها دخیل وشاهد ومقصر بوده اند. به ایشان درآن روز گفتم: ورود به عرصه ی پوزشخواهی، گرچه درقدمهای نخست، دشواروآشوبنده است اما حتماً درقدمهای بعدی برکات خدا را نصیبتان خواهد کرد وهمان خداعزتی صد برابر به سمت شما سرازیر می کند. وگفتم: این اقدام شما، کفِ آن چیزی است که فعلاً می شود بدان دست برد. وگرنه در پیشگاه خدای متعال، حسابرسی ها و واگشایی ها بسیار مویین است وبنا بفرمایش قرآن به ذره ی خردل می انجامد.

    محمد نوری زاد
    سوم خرداد نود و دو
    تهران

     
    • “مخالف هاشمی دشمن پیغمبر است”
      شعاری احمقانه که ذوب شدگان در جهل و جنون در سالهای قدر قدرتی آقای بهرمانی رف سن جانی سر میدادند.
      اکنون اما دنیا دگرگونه شده و آقای بزرگ قدرت را با برادران بد نام در اختیار دارند و ستاره اکبر افول کرده لذا یکی از سران فتنه شده. این آقا پس از آن رد صلاحیت در انتخابات ۱۳۹۲ به فغان آمده بود که گذر نامه ایرانی در زمان شاه (بیشتر خوب و کمتر بد از نظر من) در دنیا ارزش داشته و همین آقای رف سن جانی با ماشین شخصی از اروپا به ایران رانده و در همه جا احترام دیده ولی همین موجود و موجودات نا بکاری مانند وی ما را در دنیا تحقیر کردند با حرفها و رفتار های احمقانه و ماجرا جویانه و گاهی جنایات کارانه خویش.
      آرزو میکنم جناب هاشمی ۲۰۰ سال عمر کند تا نه تنهابیمار روانی به نام احمدی نژاد (استاندار نمونه و سپس ریس ستاد آقای رف سن جانی در نارمک در زمان انتخابات مجلس ششم) یا آخوندک دزد و بی چا ک و دهان و زشتی مانند حمید رسائی یا آن دیوانه شهیر شهر کوچک زاده بلکه تمام پوک مغزان و دزدان حال و آینده که در سایه ایشان و سایر بزرگان نظام موجود رشد انگلی کردند – به خدمت ایشان برسند و آنچه حق وی است در کف با کفایت ایشان قرارد دهند به مهر!
      ننگ بر همه شما حقه بازان که چند نسل ایرانی را خوار و خفیف و بی آینده کردید – به قول نوریزاد: “خاک همه عالم” بر سر تمام شما بی وطنان در هر لباسی و به قول دوست قدیمی نوریزاد: “تف” به غیرت نداشته همه شما.

       
      • بخش كشاورزي نيز درسايه خيانت عيسي كلانتري با خالي بندي هاي هاشمي درنماز جمعه چنان اسيب ديد كه سالها ي سال بايدبگذرد كه به نقطه صفربرسيم

         
    • جناب نوری زاد سلام
      می شود لطفا شما لینک این مصاحبه را بگذارید .
      و نه فقط این مصاحبه لطفا از این پس لینک هر مصاحبه ای که انجام می دهید ،بگذارید.
      با سپاس

       
    • بخدا جهانپهلوانی داش محمد

       
    • سلام برناظران گرامي ونوري زاد مكرم

      من بنانداشتم ديگردراينجاچيزي بنويسم اما اين نصايح خالصانه ومشفقانه اي كه آقاي نوري زاد درتاريخ سوم خردادنودودو به جناب آقاي هاشمي داشته اند .

      مراوادار كردكه احسن وآفرين براين واقعيت نگري ايشان بگويم.
      واقعيت همين است كه ايشان دوسال پيش برايش گفته اند .

      ازدوستان من هم دوسال پيش باجناب هاشمي ملاقات داشتند ازاوپرسيده بودند كه آيا خودشما دراين نابساماني هادخالت نداشته ايد؟

      صريحاگفته بودچرا ماهم مقصريم واشتباهاتي داشته ايم.

      وبعدازاين تاريخ بود كه جناب هاشمي گفت :برسرآنم كه كاري كنم كه غصه سرآيد.
      وبعداز92 پياپي درمناسبتها ازاين نوع گفتارسرداده اند وشاهدادعايم گفتارهاي موجوداو درسايتش مي باشد .

      وحال صحبت ديروز12بهمن وامروزش 14 بهمن حرف هاي جانداري زده است كه شوراي نگهبان رابالكل زيرسؤال برده است وخيلي هارا برآشوبانده وموجب حملات تندي ازسوي دلواپسان وكاسبان فتنه وتحريم عليه اوآواركرده اند حتي ابطحي وعباس عبدي هم.

      ومن مطمئنم كه اگرملت وسياسيون اصلاحطلب واعتداليون وغيرهم بااوهمراهي كنند به تحولي نيك خواهدانجاميد ويااوراازصحنه سياست حذف خواهندكرد؛واين حذف البته هم چنان خوشايندشان نمي تواندباشد.بدرود
      مصلح

       
  28. با سلام . رهبری نظام وقتی “پته اش ” در این نظام و پیش مردم فهیم کشورمان بر آب افتاد که به وضوح مشخص شد که رهبری از کلیه تحرکاتِ ” خود سر ها ” در کشور پشتیبانی میکند ، همانطور که از مفسدین اقتصادی هم پشتیبانی فرموده وگفتند که روزنامه ها مسئله دزدی های میلیاردی را ” کش ” ندهند . رهبری پس از آنکه خود سرها سفارت عربستان سعودی را به آتش کشیدند و اوضاع را قمر در عقرب کردند ، این تخریب و آتش زدن سفارت را محکوم نکردند و تنها به این جمله اکتفا کردند و فرمودند : من از موضوع آتش زدند سفارت عربستان ” بدم ” آمد و مخالفین ، این عده بچه های حزب الهی که دلسوز نظام اند و همیشه در هر صحنه ای حاضر هستند را تندرو و … نخوانند . .

     
    • خامنه ای چاره ای ندارد ، مگر حفاظت از او و بیت با همین برادران قاچاقچی نیست ، قدمی برخلاف منویات انان بردارد ، نیمه شبی فریاد بر می اورند که ، خواجه رفت !

       
  29. محمد نوری زاد

    یی

     
  30. زیرکانه ترین راه برای تسلط بر هر جامعه تحقیر و محدود کردن زنان آن جامعه است زیرا زنان اسیر… دیگر قادر نخواهند بود انسانهایی آگاه و آزادی خواه پرورش دهند.

    سیمون دو بووار

     
    • عده ای از مردم ما یک فقط حرفهایی را تکرار می کنند ، واقعییت اینست که به علت کج فهمی از حقوق زن غربی ، امروز فساد اخلاقی بزرگی جامعه ایران را دارد فرا می گیرد، زنان با حقوقی کمتری از مردان موقعییت های شغلی را اشغال کرده و چون طبق قانون ایران این مرد بیچاره است که متولی خرج خانواده است ( قانونی به سود زنان در ایران )، خیلی از این زنان بیشتر حقوق خود را خرج قر و فر خود می کنند ، در حالیکه در قر و فر از زنان غربی جلو زده اند ولی مثل زنان عصر حجر و بر عکس زنان غربی مهریه های چند هزار تایی دارند ( موردی دیگر به سود زنان در ایران )چنانچه اگر مرد به تخلفات احتمالی آنها اعتراضی کند جایش در زندان به خاطر مهریه است و یا باید سکوت کند و یک جدایی عاطفی که شیوع بالای دارد تن دهد که خود این به گسترش فساد می انجامد، دختران سربازی هم که نمی روند ( موردی دیگر به سود زنان ایرانی )و در خانه نشسته درس خوانده و با قبولی بیشتر در کنکور کرسی های دانشگاه را اشغال می کنند و فردا که مدرک بی شغلی گرفتند با پایین تر از خود که ازدواج نمی کنند و این وضع امروز مملکت را درست می کنند.

       
  31. خیلی مختصر و مفید
    1.اگر همین الان دکتر به شما بگه 90 دقیقه دیگه میمیرید!و شما هم باور دارید بعد از مرگ نیست میشی و دنیای دیگه ای در کار نیست، 90 دقیقه وقت داری.
    ایا شما شروع میکنید به کشتن ادما؟ ایا شروع میکنید به دزدی؟ ایا در این 90 دقیقه شروع میکنی به قتل و غارت و تجاوز؟
    قطعا نه.سعی میکنید با بقیه مهربون باشید با اخلاق و تاثیر مثبت روشون بیارید و باعث خوشحالی بقیه بشید اخه شما فقط 90 دقیقه دیگه زنده اید!
    2.اگر همین الان دکتر به شما بگه 90 دقیقه دیگه میمیرید! و شما هم باور دارید که بهشت و جهنمی در کار است.90 دقیقه دیگه زنده اید ،چیکار میکنید؟
    ایا شما شروع میکنید به قتل و کشتار و تجاوز و غارت؟
    قطعا نه.سعی میکنید خوب و موثر واقع بشید. مثل مورد بالا
    کافیه خودتون رو با این دو سوال بسنجید ، شخصیت خودتون رو.
    این دو گزینه هیچ فرقی ندارند به جز یک فرق بزرگ.
    اونم اخر داستانه! اخر داستان کدوم واقعیه؟ قطعا مورد 1 ، نیستی. و بهشت و جهنم ساخته ادیانه و توهم بشره.
    اعتقاد به دو گزینه بالا هیچ اشکالی نداره به جز یک اشکال بزرگ داره گزینه دوم.اونم اینه که شما اون 90 دقیقه رو که کار خوب میکنید به خاطر خدا یا به خاطر بهشت
    یا ترس از جهنم انجامش میدید! ولی گزینه اول اینطوری نیست! افراد معتقد به گزینه اول کار خوب رو برای خود خوبی انجام میدن.
    شما 90 سال عمر میکنی، این 90 سال رو بسته به اخلاق خودت که چه بیخدا چه باخدا میتونه داشته باشه کار خوب یا بد انجام میدی! منتها فرقشون اینه که
    افراد معتقد به خدا و جهنم و بهشت کار خوب رو برای رضای خدا و بهشت و ترس از جهنم انجام میدن، درواقع این افراد ادم نمیکشند برای اینکه از خدا و جهنم میترسند.
    ولی گزینه اول چقدر باشکوهه! کار خوب رو به خاطر خوب بودنش انجام میده ،به خاطر بقیه ، و کار بد رو به خاطر بد بودنش و به خاطر بقیه انجام نمیده.

    انجمن پیشبرد علوم اتئیست ها و آگنو ستیک

     
    • دسته اول در 90 دقیقه آخر به کار مورد علاقه خود که عمری به آن پرداخته اند شتاب می بخشند ، دزدان و غارتگران به دزدی و غارتگری و نیکان و عاشقان به نیکی کردن و عشق ورزیدن ،
      از کوزه همان برون تراود که در اوست .

       
  32. https://www.youtube.com/watch?v=fXxB6Lgx6to&feature=youtu.be

    فقط خودمان با رفتار مدنی میتوانیم خودمان را نجات بدهیم . اگر معتقدیم وضع مان خراب است. از خارجی آبی گرم نمیشه. این هم مدرکش.

     
  33. بچّه حوادیه

    شما تا بحال به فرهنگ چاقو و خنجر در ادبیات ما توجه کرده اید؟ میریم رای بدیم میشه خنجر به نظام! میریم آشغال جمع کنیم میشه خنجر به پشت نظام! میریم ارباس بخریم میشه خنجر به پشت اقتصاد مقاومتی! میریم روسریمون را جابجا کنیم میشه خنجر به ارزشها! میگیم چرا دزدیدی میشه خنجر به اسلام! میگیم از دیوار سفرت بالا نرو میشه خنجر به عزت! میگیم انقدر به دخترا گیر نده میشه خنجر به عفت! میگیم امقدر به دنیا فحش نده میشه خنجر به غیرت!
    حالا از اون طرف راست راسکی از بسیجی خنجر میخوریم میشه شمشیر اسلام! قیصر با چاقو آدم میکشه میشه قهرمان ملّی! یه جا دیگه میخواهیم به یکی فحش خواهر و مادر بدهیم بهش میگیم “قیصر”! میخوایم بگیم جقدر طرف با معرقته میگیم چاقو دسته اش را نمی بره!
    یکی هم نیست تکلیف ما و چاقو وخنجر رو روشن کنه!

     
  34. مرکل (صدراعظم)
    اوحرفی زدکه هیچ مسلمانی نتونست جوابش را بدهد
    هندوچین نزدیک به ۲/۵ میلیاردنفرجمعیت دارند ۱۵۰خداو۸۰۰عقیده متفاوت دارند ودرصلح
    زندگی میکنند..!
    مسلمانهایک خداویک پیامبر،یک دین ویک کتاب دارند، ولی خیابانهایش سرخ شده به خون یکدیگر.!!
    قاتلش میگوید؛ الله اکبر
    وکشته های دو طرف شهید نامیده میشوند واین درد است که متوجه نشدیم
    دین چیست !!!!!!
    التماس تفکر

     
  35. سرانجام، با حکم معاون اول رئیس جمهور “جهانگیری” سردار قاسمی فرمانده سابق قرارگاه خاتم سپاه پاسداران و وزیر نفت دولت احمدی نژاد از کابینه روحانی کنار گذاشته شد. او در طول دولت روحانی مشاور اقتصادی جهانگیری بود. جانشین وی بنام “حسن پلارک” نیز اعلام شد
    “در هفته های گذشته دادسرای نظامی سپاه سلسله تحقیقاتی را درباره ثروت فرماندهان سپاه و کنترل حساب های بانکی آنها در خارج از کشور آغاز کرده است. این تحقیقات بدنبال تاکیدهای مکرر روحانی در دیدار با رهبر جمهوری اسلامی مبنی بر رسیدگی به مفاسد اقتصادی در نیروهای نظامی آغاز شده و تا آنجا که ما اطلاع پیدا کرده ایم دانه درشت ترین فرمانده سپاه که تحقیقات از او آغاز شده سردار قاسمی، وزیر نفت دولت احمدی نژاد است. فعلا حساب او در بانک های کشور برزیل کشف شده است. در یکی از این حساب ها رقم موجودی بالای چند میلیارد دلار است. از این حساب با سه امضاء امکان برداشت و انتقال وجود دارد. امضای خود سردار قاسمی، امضای قاضی مرتضوی و امضای حسینی، وزیر ارشاد دولت احمدی نژاد. گفته می شود موجودی این حساب تا 11 میلیارد دلار برآورد شده که طی چند سال و تحت پوشش “دور زدن تحریم ها” منتقل شده است. نکته جالب و مهم اینست که این پول نیز از طریق ترکیه به برزیل انتقال داده شده است.”

    (ریشه های مخالفت با مذاکرات اتمی و وحشت از لغو تحریم ها را در این غارت ها و امید به ادامه آن جستجو کنید!)

     
    • حساب متعلق به بیت شریف است و این سه نفر معتمدین آقا ، والا چگونه میشود این سه نفر حساب مشترک داشته باشند ؟!

       
  36. حاج مصطفی (تاج‌زاده): عدم تائید صلاحیت حسن خمینی برای نامزدی در انتخابات مجلس خبرگان با هدف ناامید کردن شهروندان انجام شد.
    -اینا سرشون رو بزنی ته شون رو بزنی همون گمراهان ۳۸ پیش هستن. یعنی ما ملت ایران اینقده نفهم و بدبخت هستیم که آمدن یا نیآمدن نوه بنیانگذار این فاجعه باعث امید یا ناامیدی ما میشه؟ هیچ کس بیش از این جمآعت حکومت اسلامی در تاریخ این مملکت شیادتر و کلاشتر نبوده. یارو خیال میکنه ما ۳۸ ساله اعمال و کردار و شامورتی بازیهای اینا رو ندیدیم.

     
  37. هاشمى رفسنجانى بايد چپه شود! طنزنوشته ای از ف. م. سخن

    نمى خواهم نمك به زخم تان بپاشم، ولى آقا جان خاطر مبارك تان هست كه موقع كتك خوردن معين فر و صباغيان چه لبخند مليحى بر لب داشتيد! يادتان هست مرحوم بازرگان را كه در آن سال ها كه شما هم مثل اين بذرپاش، جوان بودى و شور انقلابى گرى داشتى، مردى بود جهان ديده و با تجربه كه شما را از تندروى بر حذر مى داشت و شما هم مثل همين بذر پاش به ريش او مى خنديدى؟ حالا بذرپاش ها دارند به ريش جناب عالى مى خندند!

    هاى هاى! هاى هاى! خداوند، هيچ بزرگى را، از بزرگى محروم نفرمايد! خداوند هيچ صاحب مقامى را از اعلى عليين به اسفل السافلين ساقط نگرداند! آدم سرنوشت بعضى بزرگان را كه مى بيند جگرش كباب مى شود! وقتى مى بينى آن كه در عرش نشسته بود، و مخالف او مخالف اسلام بود، با مغز و بدون چتر نجات بر فرش سقوط كرد، به طور طبيعى دردت مى گيرد هر چند آن عرش نشين، در دوران قدرت و عالى جناب بودن اش، باباى تو را در آورده باشد!

    آى آى! ببين كه زمانه چه به روز آدم مى آورد و پند گير! نكند روزى برسد، كه بچه ى شرور هم به طرف تو سنگ بيندازد و قاه قاه به ريش ات -البته اگر داشته باشى- بخندد!

    اين با سر از بالا به پايين افتادن همواره در تاريخ تكرار شده ولى دريغ از پند گرفتن و آدم شدنِ صاحبْ قدرتان! دريغ از وضع گذشتگان را پيش چشم داشتن! شما نگاه كن در همين حكومت اسلامى، از ابتداى تاسيس اش تا به حال، چند صاحبْ مسند و صاحبْ عزت با مغز زمين خورده اند: بنى صدر، يزدى، قطب زاده، بازرگان، موسوى، كروبى، خاتمى، آسد احمد، آسد حسن و بقيه ى فك و فاميل خمينى…. و حالا…

    و حالا كه چه عرض كنم؛ از سال ها پيش، رفسنجانى هم به اين قافله سرنگون شدگان پيوسته، ولى هر طور بوده مثل «جك» در فيلم تايتانيك، به تخته پاره اى از كشتى در هم شكسته ى «جمهورى اسلامى» چنگ زده به اين اميد كه خدا بزرگ است و هم من و هم جمهورى اسلامى را خودش نجات مى دهد، غافل از اين كه از جمهورى اسلامى، فقط همان تخته پاره ى زير دست اش باقى مانده و با كمال تاسف خودش هم در گذشته، منتهى چون يخ زده و فريز شده فكر مى كند كه هم چنان زنده است و مثل قبل ها قبراق و سر حال!

    نه قربانت گردم! نه فدايت شوم! جناب عالى هم از رولر كاستر جمهورى اسلامى به بيرون پرتاب شده اى و خودت خبر ندارى! كار به جايى رسيده كه بچه هاى كم سن و سال و شرور هم دنبال ات مى دوند و به طرف ات سنگ پرتاب مى كنند و شما كه روزى تنها كسى بودى كه مى توانستى به خمينى انتقاد كنى و حتى صدايت را در مقابل اش بالا ببرى حالا وضع ات به گونه اى شده كه متولدين بعد از انقلاب هم توو سرت مى زنند! هيهات! هيهات!

    ببين به خاطر اعتراضى كه به ردّ صلاحيت آسد حسن خمينى كردى روزنامه ى «[بى] وطن امروز»ِ مهرداد بذرپاش و دار و دسته ى اراذل و اوباش اش در باره ى تو چه نوشته! اين روزنامه را ورق بزن و خودت مشاهده كن كه به چه روزى افتاده اى و چه وضع اسفناكى پيدا كرده اى! آقا مهرداد و يارانش شما را از مقام آيت اللهى به حجت الاسلامى تقليل درجه داده اند! به شما كه خودت يكى از اركان انقلاب بودى، مارك فتنه گر چسبانده اند! به شما كه خودت سال ها رييس مجلس قانون گزار بودى، انگ ضد قانون زده اند! گفت و گوهاى دو نفره با امام راحل ات را مورد تمسخر قرار داده اند! خواهان ردّ صلاحيت شما، مثل سال ١٣٩٢ شده اند! به شما گفته اند كه غير قابل بازگشتيد! در آخر مطلب شان هم نوشته اند كه شما موريانه شيطانى يى هستيد كه اعتقادات راسخ خبرگان ملت را مى جويد! خلاصه ى كلام مطلب شان را طورى نوشته اند، كه گويى شما را بايد در جا دستگير كرد و به سمت كوچه ى «اختر» دلالت نمود!

    حالا اين ها را چه كسى نوشته؟ جوجه خروسى كه سال ١٣٥٩، يعنى دو سال بعد از انقلاب اسلامى يى كه خود جناب عالى يكى از بانيان اش بودى به دنيا آمده! طرف اصلا نمى داند انقلاب چيست آن وقت به شما دارد درس انقلابى بودن مى دهد! فيا عجبا عجبا!
    نمى خواهم نمك به زخم تان بپاشم، ولى آقا جان خاطر مبارك تان هست كه موقع كتك خوردن معين فر و صباغيان چه لبخند مليحى بر لب داشتيد! يادتان هست مرحوم بازرگان را كه در آن سال ها كه شما هم مثل اين بذرپاش، جوان بودى و شور انقلابى گرى داشتى، مردى بود جهان ديده و با تجربه كه شما را از تندروى بر حذر مى داشت و شما هم مثل همين بذر پاش به ريش او مى خنديدى؟ حالا بذرپاش ها دارند به ريش جناب عالى مى خندند! عجب روزگار عوض مى شود!
    عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده
    حیران شد و بگرفت به دندانْ سرِ انگشت
    گفتا که که را کشتی تا کشته شدی زار
    تا باز کجا کشته شود آن که تو را کشت
    انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس
    تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت!

    دلم مى خواهد آقاى رهبر معظم هم زنده بماند و طعم تلخ با كله پايين آمدن را بچشد و ببيند كه تاريخ با كسى شوخى ندارد و عبرتى شود براى آيندگان البته اگر گوش شنوا داشته باشند! آن كه امروز به وضع رقت انگيز بالانشين در حال سقوط مى خندد، فردا هم كه خودش در آن بالا بالاها جا پيدا كرد، بالاخره زمان سقوط اش مى رسد و ديگران به او مى خندند! فقط كاش مردم در آن زير باشند و مانع سقوط آدم شوند!

     
    • از نظر یکی از خوانندگان این مقاله در سایت گویا نیوز: http://news.gooya.com/politics/archives/2016/02/208046.php
      جناب نویسنده (ف.م. سخن) میفرماییند «مرحوم بازرگان مردی بود با تجربه و جهان دیده». من نمیدانم که آقای سخن چه جهان دیدگی در وجود این پیرمرد ابله٫ که براحتی آلت دست یک آخوند بیسواد و مرتجع شد٫ میبینند. مهدی بازرگان٫ به همراه دیگر اسلامیون سیاست باز٫ مردی احمق و عقب مانده بود که در برپایی رژیم فاشیستی حاکم نقشی کلیدی داشت. بروید و مصاحبه های این فرد را با روزنامه ها در اوایل سال ۱۳۵۸ بخوانید تا ببینید که چهره ای که واماندگان چپ (همچون آقای سخن) از مهدی بازرگان و دیگر به اصطلاح میانه روهای اسلامی میکشند٫ چقدر با واقعیت در تضاد است.

       
    • (ببین به خاطر اعتراضى كه به ردّ صلاحيت آسد حسن خمينى كردى روزنامه ى «[بى] وطن امروز»ِ مهرداد بذرپاش و دار و دسته ى اراذل و اوباش اش در باره ى تو چه نوشته! اين روزنامه را ورق بزن و خودت مشاهده كن كه به چه روزى افتاده اى و چه وضع اسفناكى پيدا كرده اى! آقا مهرداد و يارانش شما را از مقام آيت اللهى به حجت الاسلامى تقليل درجه داده اند! به شما كه خودت يكى از اركان انقلاب بودى، مارك فتنه گر چسبانده اند! به شما كه خودت سال ها رييس مجلس قانون گزار بودى، انگ ضد قانون زده اند! گفت و گوهاى دو نفره با امام راحل ات را مورد تمسخر قرار داده اند! خواهان ردّ صلاحيت شما، مثل سال ١٣٩٢ شده اند! به شما گفته اند كه غير قابل بازگشتيد! در آخر مطلب شان هم نوشته اند كه شما موريانه شيطانى يى هستيد كه اعتقادات راسخ خبرگان ملت را مى جويد! خلاصه ى كلام مطلب شان را طورى نوشته اند، كه گويى شما را بايد در جا دستگير كرد و به سمت كوچه ى «اختر» دلالت نمود)

      فقط یه چیزی رو یادش رفته بنویسه:عملیات محیرالعقول تبدیل یه حجت الاسلام به ولی فقیه با سه سوت زیر لپی

       
    • روزگار جوونی علیجناب بهرمونی که معروف به رفسنجونیه با شلوار و بلوز اروپا رو گردش کرد. کاش افشا میسد حضرتشون با کیا ملاقات کردنو چها گفتنو چه قولو قرارا گذاشتن.

       
  38. ولایتی: مسیر همکاری های استراتژیک ایران و روسیه بازگشت ناپذیر است.
    -پیش بسوی مستعمره روسیه شدن. اینا دنبال خوآب و خیالات ممد علی شاه قاجار هستن.

     
  39. سلام بر مرد نستوه زمان نوریزاد و همراهش دکتر ملکی.
    خدمت شما عارضم که بنده به عنوان یکی از شرکت کنندگان تظاهرات در سال پنجاه و هفت،پس از چهار دهه از گذشت آن به ضرس قاطع می گویم که این شورش نکبت که با چاشنی کمکهای معنوی غرب به آن شدت گرفت و انقلاب شکوهمند نامیده شد با تمام شدت با کله به زمین داغ واقعیتهای جهان برخورد کرده و متلاشی شده است گول عر و تیزهای گوشخراشش را نخورید.
    اگر به آن سال برگردم در دهانم فلفل خواهم ریخت و بر قلمهای پایم قلم آهنین خواهم نواخت.
    چند تا از شعارهایش را برای یادآوری می نویسم.

    انقلابی ترین مرد جهان است آیت الله خمینی
    رهبر ارتش آزادگانست آیت الله خمینی
    او فرستاده صاحب زمانست آیت الله خمینی

    ما در دو جهان خمینی جان دل بتو بستیم طرفدار تو هستیم
    نظر کن تو به ایران که ایران شده ویران!!

    زیر بار ستم نمی کنیم زندگی
    جان فدا می کنیم در ره آزادگی

    این شعارها همه با ریتمی نوحه وار خوانده می شد گویا داریم برای امام حسین نوحه می خوانیم .به همین جهت بود که شاه از درگیر شدن ارتش با مردم جلوگیری کرد زیرا اعتقاداتش قلبی بود و برای حفظ نظامش که اوجب واجبات نبود به نامردی و خدعه و قتل عام توسل نجست.خدایش رحمت کناد.

    رفتن به تظاهرات برای ما به خطرناکی رفتن به پیک نیک بود نه بیشتر بمیرم برای شاه که با چه ملت هوشیاری طرف شده بود.هلموت اشمیت پس از تسخیر سفارت امریکا گفته بود شاه ما را فریب داد که مردم ایران متمدن و امروزی هستند.

    و اما..
    بنیاد برومند تقدیم می کند:

    “اگر انسان فرشته می بود که ضرورتی برای دولت به میان نمی آمد.
    واگر فرشتگان بر آدمیان حکم می راندند که نیازی برای محدود کردن قدرت حاکمان نبود.”

    روز ۱۶ اوت ۱۷۸۸ آخرین شمارۀ سلسله “مقالات فدرالیست” در ایالات متحدۀ آمریکا منتشر شد.
    اوّلین مقاله ده ماه پیش از آن در ۲۷ اکتبر ۱۷۸۷ منتشر شده بود. در این ده ماه، ۸۵ مقاله فدرالیست به رشتۀ تحریر در آمد.
    سه تن از “پدران بنیانگذار” (founding fathers) ایالات متحده، الکساندر همیلتون، جیمز مدیسون و جان جی، با نام مستعار پوبلیوس این مقالات را امضاء کردند. گرچه این مجموعه با سرعت و در شرایط ویژه و اضطراری سیاسی آن زمان آمریکا نوشته شده بود، و هدفش پاسخ به ایرادات و نگرانی های مخالفان طرح دومین قانون اساسی کشور بود، که نمایندگان ایالات پس از چهار ماه مذاکرۀ محرمانه (تابستان ۱۷۸۷)، در کنوانسیون قانون اساسی [مجمع قانون اساسی] در فیلادلفیا، تدوین کرده و برای تصویب به ایالات عضو اتحادیۀ نوپای آمریکا فرستاده بودند، امّا به زودی این مجموعه مقالات، همانطور که توماس جفرسون مؤلف اعلامیه استقلال آمریکا پیش بینی کرده بود، به عنوان “بهترین تفسیری که تاکنون در مورد اصول اساسی حکومت (دولت) نوشته شده است”، در تاریخ فلسفه و علوم سیاسی جای گرفت و امروز از جمله متون کلاسیک این رشته ها به شمار می رود.

    برای دانلود روی لینک زیر راست کلیک کنید و Save Linked Content As را انتخاب کنید.

    http://www.iranrights.org/attachments/library/doc_288.pdf

    عکسی را که روزنامه همشهری چاپ کرده را ببینید.در این عکس سال57 همه نوع آدمی حتی بی حجابها هم هستند.

    http://news.gooya.com/politics/archives/2016/02/208001.php

    فدای آقای نوریزاد.

     
    • ا ایرونی بودم احساس سر افکندگی میکنم. کاش یه ژاپینی بودم

       
      • زبطی به ایرانی یا ژاپنی بودن ندارد ، ژاپنی هم بودی همین آدمی بودی که هستی عزیز !

         
        • اگه ژاپنی بودم به هموطنام افتخار میکردم نه مث الان سرافکنده هوطنی با ملتی حربا صفت. این ننگو کجا پنهون کنم که چند صد هزار ساواکی بلافاصله واواکی شدن و امرو همون جنایاتو میکنن که پیش ازین میکردن. بازم بگم

           
  40. جناب نوری زاد سلام. حرکت بسیار ارزشمندی را آغاز کرده اید و امیدوارم هرچه زودتر نتایج اقتصادی، اجتماعی ، زیست محیطی و. ..آن را ببینیم . من نیز دوست دارم برای کاهش تلفات انسانی سوانح رانندگی ، یک حرکت اجتماعی را آغاز کنم.البته دراین باره حتی کتاب نوشته ام اما دریغ که ذیربطان اصلی در این موضوع؛ یعنی سازمان های دولتی مانند بخش راهنمایی و رانندگی نیروی انتظامی و بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران توجه صادقانه به این امرندارند .از شما انتظار دارم مرا در این حرکت یاری کنید.برای اینکه مرا و پیشینه مرا بشناسید لطفاً به وبلاگ من که خاص معرفی کتابهای بیمه ای منتشر شده توسط اینجانب است مراجعه کنید.یکی از این کتابها با عنوان شبه جنگ در خیابان ها و جاده های ايران همان کتابی است که در بالا به آن اشاره کردم.به امید دیدار در تهران و بهره مندی از یاری شما برای حرکت به سوی کاهش تلفات انسانی سوانح رانندگی در کشورمان.

     
  41. بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
    اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم
    شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم نسیم عطرگردان را شکر در مجمر اندازیم
    چو در دست است رودی خوش بزن مطرب سرودی خوش که دست افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم
    صبا خاک وجود ما بدان عالی جناب انداز بود کان شاه خوبان را نظر بر منظر اندازیم
    یکی از عقل می‌لافد یکی طامات می‌بافد بیا کاین داوری‌ها را به پیش داور اندازیم
    بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه که از پای خمت روزی به حوض کوثر اندازیم
    سخندانی و خوشخوانی نمی‌ورزند در شیراز بیا حافظ که تا خود را به ملکی دیگر اندازیم

     
  42. Kصادق لاریجانی رییس دستگاه قضا تمام روزنامه ها ورسانه هایی را که در زمینه فسادهای مالی اقدام به بزرگ نمایی کنند ، تهدید به برخورد شدید کردن .
    خشایاردیهیمی نویسنده و مترجم آثار فلسفی در پاسخ به این اظهارات لاریجانی نامه ای شجاعانه نوشته اند که اشتراک گذاری آن حداقل قدردانیست که ازاین مرد آزاده میتوان انجام داد.
    ﻗﺎﻧﻮﻥ !
    ﺁﻗﺎﯼ ﺭﺋﯿﺲ ﻗﻮﻩ ﻗﻀﺎﺋﯿﻪ ! ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻣﯿﮑﻨﯽ ! ﺟﺰ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻭ ﺍﺭﻋﺎﺏ ﻭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻭ ﺷﻼﻕ ﭼﯿﺰﯼ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﺸﻨﺎﺳﯽ . ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﺷﻼﻕ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺩﻝﻣﻦ ﺍﺧﻼﻕ ! ﺗﻮ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﺑﻪ ﺍﺣﻀﺎﺭ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪﺍﻧﯽ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﯾﺎﺩﺷﺎﻥ ﺍﺯ ﻓﺴﺎﺩ ﻻﻧﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺩﺭﻧﻈﺎﻡ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﺳﺖ . ﺁﻥ ﻫﻢ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﻓﺴﺎﺩ ﻣﺎﻟﯽ ، ﺑﻠﮑﻪ ﻓﺴﺎﺩ ﺍﺧﻼﻗﯽ،ﺩﺭﻭﻏﮕﻮﯾﯽ ، ﻭ ﺣﻖ ﺭﺍ ﻧﺎﺣﻖ ﮐﺮﺩﻥ . ﻣﺮﺍ ﻫﻢ ﺯﺑﺎﻥ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻫﺴﺖ.ﻣﺮﺟﻊ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺗﻮ نیستی.ﻋﺪﺍﻟﺖ ﺍﺳﺖ ﺗﻮ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﻨﻤﺎﯾﯽ ﻓﺴﺎﺩ ﺩﺭ ﻧﻈﺎﻡ ﻣﯿﮕﻮﯾﯽ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻻﭘﻮﺷﺎﻧﯽ ﻓﺴﺎﺩ ﺩﺭ ﻧﻈﺎﻡ . ﻣﺴﺌﻮﻝ ﺍﺭﺷﺪ ﻗﺎﻧﻮﻥ ! ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺷﮑﻨﺎﻥ ، ﺭﺍﻧﺖ ﺧﻮﺍﺭﺍﻥ ، ﺩﺭﻭﻏﮕﻮﯾﺎﻥ ﻭ ﺗﻬﻤﺖ ﺯﻧﻨﺪﮔﺎﻥ ﺭﺍﺳﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺮﻭﻧﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﮕﻮﯾﯽ ﺑﺎﻻﯼ ﭼﺸﻤﺘﺎﻥ ﺍﺑﺮﻭﺳﺖ ﻣﺘﻬﻢ ﺑﻪ ﺑﺰﺭﮔﻨﻤﺎﯾﯽ ﻓﺴﺎﺩ ﺩﺭ ﻧﻈﺎﻡ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﻋﻘﻮﺑﺖ ﻣﯿﺒﯿﻨﻨﺪ .ﻃﺸﺖ ﺭﺳﻮﺍﯾﯽ ﻫﺸﺖ ﺳﺎﻝ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﺯﺑﺎﻡ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﻣﻌﺎﻭﻥ ﺍﻭﻝ ﺭﺋﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﮑﯿﺪﻥ ﺧﻮﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺗﺎﺯﻩ ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﻣﻨﺼﺒﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﺤﺎﮐﻤﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻭ ﺗﺎﺯﻩ ﯾﻘﯿﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ .
    ﻭﻗﺘﯽ ﻓﺴﺎﺩ ﻣﻌﺎﻭﻥ ﺍﻭﻝ ﺭﺋﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﺳﺎﺑﻖ ﻣﺤﺮﺯ ﺷﺪﻩ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻪ ﺟﺎﯼ ﺑﺰﺭﮔﻨﻤﺎﯾﯽ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ ؟ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﺰﺍﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺸﺪ ﻻﭘﻮﺷﺎﻧﯽ ﺍﺵ ﮐﻨﯿﺪ . ﻭ ﺗﻮ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻫﻢ ﻣﯿﮑﻨﯽ ؟
    ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻫﺎﯾﺶ ﺩﺭﻃﻮﻝ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻻﻓﻬﺎﯼ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺯﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﻋﺎﻗﺒﺘﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﯾﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺳﺨﻦ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ . ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﭼﯿﺰ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺍﮔﺮ ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯿﮕﻮﯾﯽ ﺑﻪ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﮔﺰﺍﻓﻪ ﮔﻮﯾﯽ ﺍﺕ ﻋﻤﻞ ﮐﻦ . ﻣﻦ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺗﺤﺖ ﺍﻣﺮﺕ ﺑﻪ ﺣﮑﻢ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﻓﺮﺍﻣﯿﺨﻮﺍﻧﻢ . ﺑﯿﺎ ﺩﺭ ﺩﺍﺩﮔﺎﻫﯽ ﻋﻠﻨﯽ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﻮ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺗﻬﺎﻣﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪ ﯾﮏ ﻻﻗﺒﺎ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺗﻮ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ﺟﻮﺍﺏ ﺑﺪﻩ . ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻣﻦ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﺗﻮ ﮐﻬﺮﯾﺰﮎ ﻫﺎ ﺩﺍﺭﯼ . ﮔﻤﺎﻥ ﻣﺒﺮ ﮐﻪ ﺷﻬﺎﻣﺖ ﻣﺪﻧﯽ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﻧﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ ﻧﻪ ﺍﺯ ﻻﻑ ﻭ ﮔﺰﺍﻓﺖ . ﻣﺮﺩﻡ ﻗﻀﺎﻭﺗﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮐﺮﺩ.ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺮ ﻣﺴﻨﺪ ﻗﺪﺭﺗﯽ ﻭ ﻏﺮﻩ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﻨﺪ . ﻣﻦ ﻧﻪ ﻣﺴﻨﺪﯼ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﻧﻪ ﺟﺰ ﻋﺰﺕ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺍﻡ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﻭ ﻗﺪﺭﺗﯽ.ﻗﺎﻣﺖ ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭ ﺯﻭﺭﺗﺎﻥ ﺧﻤﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺩﻟﻢ ﺳﺮﻓﺮﺍﺯ ﺍﺳﺖ . ﺗﻮ ﺩﻟﺖ ﺧﻤﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﻓﺨﺮ ﻣﻔﺮﻭﺵ . ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺗﮑﻠﯿﻒ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺭﻭﺷﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ.
    –یک ﺷﻬﺮﻭﻧﺪ – ﺧﺸﺎﯾﺎﺭ ﺩﯾﻬﯿﻤﯽ. اجازه کپی آزاد است

     
  43. فقیه گفت چرا با منت سر جنگ است
    به هر کجا که روی آسمان همین رنگ است

    مر ا بسوی حقیقت کسی نخواهد برد
    بمقصد تو از این راه هزار فرسنگ است

    وجود ما ز بقای ریا و سالوس است
    بدون جهل و خرافات نان ما سنگ است

    مکن حکایت انصاف و داد و آزادی
    که والی ار شنود خشمناک و دلتنگ است

    نه هر که پشت به مسجد نمود از ما جست
    حنای نخبه و ضد فساد بی رنگ است

    م.روشنی

     
  44. تحریم انتخابات

    گزیده هایی از نامه اقای رنانی از سایت کلمه
    چکیده :در حال حاضر بخش عظیمی از چهره‌ها و سرمایه‌های نمادینی را که می‌توانستیم در عبور کشور از بحران های آینده به آنان تکیه کنیم و از همراهی آنها بهره ببریم و با حضور آنان بخش‌های مختلف جامعه را در عبور از بحران ها با خود همراه کنیم، حذف، تخریب، بی اعتبار، بی‌قدرت و یا حتی محصور کرده‌ایم؛
    به گفته‌ی وی تفاوت این جا بود که اندیشمندان مستقل ناامیدانه می‌گفتند سیاستمداران به سخن ما وقعی نمی‌نهند و ورود به این عرصه برای ما تنها هزینه دارد؛ اصلاح طلبان می‌گفتند مابیرون از قدرتیم و دست به هر اقدامی بزنیم از سوی اصحاب قدرت به عنوان یک اقدام مشکوک که احتمالا دسیسه‌ای پشت آن است به آن نگریسته و با آن برخورد می‌شود. و اصولگرایان نیز گرچه می‌گفتند باید کاری کرد اما در عمل متوجه شدم که همه آنان از سخن گفتن در این‌باره و دست زدن به هر اقدامی پرهیز دارند و شاید نگران آن بودند که مورد شماتت همفکران و یاران خویش قرار گیرند و به همکاری با فتنه‌گران متهم شوند.
    . در چنین مجلسی اگر حتی بخش اعظم آنها از عقلا و میانه روان باشند، ولی تنها دو یا سه نفر تندرو در میان آنها باشد، کلیت آن را به یک مجلس تندرو تبدیل خواهد کرد و راه را بر موفقیت دولت یازدهم برای برون رفت اقتصاد از رکود کنونی خواهد بست. چرا که اگر ترکیب مجلس برآیند کلیه قشرهای اجتماعی نباشد و فقط از نمایندگان یک جناح خاص پر شده باشد حتی اگر بیشتر اینان افرادی فهیم و میانه‌رو باشند،‌
    همان چند تن تندرو می‌توانند فضای عمومی مجلس را افراطی کنند. چرا که همیشه شگرد تندروها و افراطی‌ها این است که شعارهایی می‌دهند و مواضعی می‌گیرندکه هم جناحی‌های آنان جرأت مخالفت با آن شعارها و مواضع را ندارند و در بهترین حالت سکوت خواهند کرد و بنابراین فضا در دست مان چند تندرو خواهد بود.
    همحسن رنانی هشدار داده است: اقتصاد و جامعه ما به سان بیماری می‌ماند که به علت طولانی شدن بیماری، انرژی، روحیه و مقاومت خود را از دست داده است. این دیگر اقتصاد و جامعه ده سال پیش نیست که اگر یک وزیر عوض شود حالش خوب شود یا اگر اندکی پول به آن تزریق شود برخیزد سرپا بایستد. بیماریهای این اقتصاد به تمام معنا به مرحله عفونت حاد – اگر نگویم سرطان – رسیده است.
    می‌گوید: اقتصاد ایران اکنون در بلندترین دوره رکود تورمی خود در سالهای پس از جنگ جهانی دوم است.
    محسن رنانی خطاب به مردم نوشته است: نگویید اگر ما رای بدهیم نظام از رای ما برای تحکیم مشروعیت خویش استفاده خواهد کرد. بیایید و رأی بدهید، آری یک هفته روی رأی شما مانور داده خواهد شد اما در عوض ما می توانیم با رأی‌مان برای چهار سال یکدستیِ مجلس و انحصار قدرت و احتمالا بسته شدن و امنیتی شدن فضای کشور را به تعویق بیندازیم و احتمالا مانع سقوط اقتصاد ایران شویم.
    اقای رنانی علارغم اینکه حقایق و معضلات حاکم بر جامعه را بخوبی بیان فرمودند و معتقد هستند ۲ یا ۳نفر تندرو کافی استکه مجلس را تحت شعاع قرار دهند و در حال حاضر هم که ۸۰ الی ۱۰۰٪ ازهمان تندروها هستند به امید کدام نمایندگان میخواهید انحصار قدرت را بشکنید که از مردم دعوت به رای دادن میکنند . ایا شما هم نگران موقعییت شغلیتان هستید؟ فکر میکنید چندتا نماینده مردمی لازم است تا بتوانند در مقابل انحصار طلبان قد علم کنند ایا شما نصف این تعداد کاندیدا دارید .
    اقای رنانی وقتی فقط ۳نفر درمجلسی بتوانند تصمیم گیرنده باشند ان مجلس را نه تنها باید تحریم بلکه باید گل گرفت . موق باشید

     
    • مش قاسم: ما مغز خر خورده باشیم اگر با ریسمون اینا بریم توی چاه، دوباره هم نه ها، بلکه چند باره! همینا اگه پاش بیفته کشته و مرده ولایت فقیه که هیچی، کشته و مرده ولایت مطلقه فقیه خواهند شد همانطور که دفعه قبل شدن. متن زیر خلاصه شده مقاله آقای مجید محمدی از سایت رادیو فردا. فکر میکنم جواب خوبی به جفنگیات حاج آقا باشد.

      شاهد انتخاباتی خواهیم بود که هیچ جناحی در مجلس آینده اکثریت نخواهد داشت و نامزدها و اعضای شناور مجلس با سیاست‌های از بالا اعمال شده دست و پنجه نرم خواهند کرد و خود را انطباق خواهند داد.

      از هم اکنون مشخص است که مجلس آینده‌ای چگونه مجلسی خواهد بود و چه کارکردی خواهد داشت. مجلس دهم با توجه به نوع نامزدها و ائتلاف‌ها و وعده‌ها مجلسی تنها در خدمت کاست حکومتی و نیروهای نظامی و امنیتی و نیز تأمین‌کننده‌ی منافع اعضا (مش قاسم: منجمله اصلاح طلبان حکومتی) خواهد بود.

      این مجلس هیچ نقشی در جهت‌گیری کشور نخواهد داشت و مصوبات و دستورات خامنه‌ای و نیروهای نظامی و امنیتی را به اجرا در خواهد آورد. اعضای این مجلس کرسی خود را مدیون شورای نگهبان و منابع نیروهای امنیتی ونظامی و رانت‌ها و امتیازات دولتی هستند و نه مردم عادی که خود را موظف به خدمت به آنها بدانند.

       
      • تجربه این سالها نشون داده تحریم بی نتیجه ست، شما با تحریم تنها ابزار در دست خودتون رو دور انداختین و هیچ نتیجه ای نمیگیرین.
        مردم یا بهتر بگم نیمی از مردم با تحریم همراهی نمیکنن.

         
  45. با سلام
    آقای نوری زاد باتوجه به این که شما باشرکت درانتخابات مخالفید.می خاستم اگر امکان دارد روشن نماییدکه آیا به فرض محال اگر تمامی ناراضیان هماهنگ شده ودر انتخابات شرکت نکنند وانتخابات با ۲۰ تا ۳۰ درصد واجدین شرایط برگزار شود تغییری درحکومت به وجود می آید

    گذشته از ده روزی که نمی توانند بر روی تعدادشرکت کننده گان در انتخابات مانور دهند.
    درصورتی که جواب شما منفی باشد،می توانید توضیح دهید ما با تحریم انتخابات وتحویل کامل رژیم به تند روان چه بدست می آوریم
    شاید بگویید مگر کسی مانده که بشود به او رای داد ولی شاید بتوانیم ازحضور احمدی نژادی ها وامثال آنها در مجلس جلو گیری کنیم.
    باتشکر

     
    • تند رو میانه رو را ما تعیین نمیکنیم. انها خودشان تعیین میکنند یعنی به تند رو میگویند میانه رو باش به میانه رو می گویند تند رو باش تکنیک تو امام حسین باش من یزید را اخوند ها از قدیم می شناحته اند. انها میخواهند صف های طولانی خود را به رخ کشور هایی بکشند که میخواهند بروند انجا پروپاگان کنند. وفتی جوان افریفایی ببیند صف های انتحابات خالی است دیگر نمیرود بحاطر اینها جانش را بخطر ر بیاندازد. وفتی اینها هم دیدند صف ها خالی است دفعه بعد چار تا ادم حسابی را هم میگذارند بین کاندید ها. شما چطور میخواهید بروید به کسی رای بدهید که اساس او بر ناحقی است. هم خود او جای حق نماینده مردم را دزدیده است و هم بعدن میرود در مجلس حق و ناحقی میکند. حداقل شما با ظالم همکاری نکرده اید ای دستور فران است حالا هر چه پیش اید مهم نیست. شاه وفتی از بین رفت که هیچ کس دیگر با او همکاری نکرد. او ماند و ضعیف ترین افراد.

       
  46. دقيقا شاه رفت چون نميخواست خون مردم ريخته بشه
    اگر مي موند شايد اينهمه كشت و كشتار و جنگ و بدبختي ببار نمي اومد
    شايد اگر مي موند در تاريخ به اسم ديكتاتور خونخوار ازش ياد ميكردن
    شايد اگر مي موند ارتش برنامه اي براي ممانعت از انقلاب اجرا ميكرد

    ولي انگار همه چيز دست به دست هم داد تا در دوران جنگ سرد سرنوشت دنيا عوض بشه

     
  47. زباله جمع میکنم پس هستم!

     
  48. دوباره آن تصویر خلبان حوش تیپ فرانسوی را که خمینی را از پلکان هواپیمای ایر فرانی میاوزد هر روز نشان میدهدنو به چهره او نگاه کنید همه چیز را بخوانید…. آیا هنوز فکر می کنید او خمینی را برای حل مسایل ما می ورد یا خودشان؟

     
    • اول انفلاب قیمت نفت بشکه اس 37 دلار بود راه فدس از کربلا میگذشت ایران در بلا ترین حد ثروت بود اسراییل در کمترین حد امنیت خود بود حالا نفت بشکه ای 20 دلار است فدس از داعش و 35 کزوه مسلخ میکذرد و اسراییل در بالاترین حد امنیت و ثروت است ایران در پایین ترین حد ثروت. خودتان قضاوت کنید مشگل چه کسی حل شد.

       
  49. با درود
    در این حرکت نباید دنبال راهی گشت بلکه راهی را باید ساخت قطعا خواهید ساخت.هر چند در این را با مگسان خونخوار زیادی که سالیان سال محیط را مسموم کرده اند برخورد خواهی کرد.
    موفق باشید.

     
  50. سلام و علیک . برادر بزرگوار نوری زاد میترسم که با این چند عدد کیسه پلاستیکی ” بنفش ” برادرانِ بیت رهبری تاب و تحمل نداشته و از فردا بیافتند به جان شما و آن عزیزانی که با شما همراهی میکنند و شما را به عنوان ” انقلاب مخملی ” و از نوع جدید آن یعنی کیسه ” پلاستیک بنفش ” اذیت و آزار نمایند . آخر چه بگویم که جند روز پیش سیمای کشور نوار سخنرانی رهبری را گذاشته بود و اینکه رهبری دادِ سخن میداد که : اینانی که در سال 88 و با رنگ مشخص ” سبز “شورش کردند ، از بیرون مرزها دستور گرفته بودند . ایشان میگفتند که در بسیاری از کشور ها برای سرنگونی حکومت از نماد ” رنگ ” استفاده میکنند ، مثلاً از رنگ ” ارغوانی ” برای براندازی و در کشور ما هم از رنگ ” سبز ” برای سرنگونی حکومت اسلامی استفاده کردند . البته مدتهای مدید ، این تفکر ” انقلاب مخملی ” ، نشخوار شبانه روزی ی جناب حسین شریعتمداری در روزی نامه کیهان و سخرانی های ایشان بود و نام ” انقلاب مخملی ” هم بر آن گذاشته بود و معلوم بود که ایشان به رهبری خط و ربط داده اند .

     
  51. باسلام به استاد گرامی جناب آقای نوریزاد
    من کارگری هستم با مدرک تحصیلی دیپلم ، جناب آقای نوریزاد و همراهان عزیز چند روز پیش با خودم فکر میکنم آیا واقعا باید همه منتظر یک منجی یا کسی باشیم که ما ومملکت ما را ازاین وضع در بیاورد چرا باید همه از این حکومت ناراضی باشیم وهیچ کاری نکنیم اگه قرار باشد که همه منتظر دیگری باشیم سالها خواهد گذشت و این حکومت بظاهر اسلامی به همین شکل بر ما حکومت خواهد کرد پس راه چاره چیست
    چرا کمی فکر نمی کنیم آیا آیندگان و مردم دیگر کشورها نخواهند گفت که اینها با بی عرضگی هایشان و ترس از حکومت با خفت وخواری زندگی کردند و کشورشان را به دست یک مشت انسانهای عقده ای و تشنه حکومت دادند که تمام منابع خدادادی آنرا صرف باج دادن و کمک به کشورهای دیگر کردند و خیلی از این منابع را هم خود غارت کردند چرا همیشه با ندانم کاری این نظام ،من و شما باید چوب چنین اقداماتی را تحمل کنیم با هزار بدبختی پولی را که در میاوریم مالیاتش را از ما بر میدارند تا صرف باج دادن به کشورهای دیگر کنند و هزاران کار که به اسم اسلام و دین انجام میدهند و باعث بد نامی دین اسلام در دنیا شده اند چرا همه باید بد وبیراه بگویند ولی هیچ کس جرات این را نداشته باشد که در مقابل این حکومت سراسر فساد وبظاهر اسلامی که بدترین خیانتها وضربات را بر پیکر اسلام واقعی وارد کردند و آنطور که خواستند اسلام را به من وشما نشان دادند تا به منافع خودشان راحت تر دست پیدا کنند بایستد . سالها قبل سران فعلی حکومت و روحانیون دریافته بودند اگر بتوانند طرز فکرشان را در جامعه رواج بدهند و افراد بیشتری را در کنار خود جمع کنند روزی خواهد رسید که اکثریت کشور علیه شاه خواهد شد پس دست بکار مهمی زدند انها با نفوذ دادن اشخاصی به داخل قشرهای مختلف جامعه و صحبت با آنها افراد زیادی را با خود همراه و جذب میکردند و سپس از این فرد میخواستند تا شخص دیگری را با افکار خود همراه وسپس وارد این گروه یا همان حزب جمهوری اسلامی و نیز جمعیت موتلفه کند این روش زنجیروار ادامه پیدا میکرد و بعد از این بود که افراد زیادی با تفکر این گروه همراه وبه صف مخالفین شاه پیوسته بودند
    هدف من از بیان این مطلب این بود که چرا ما افراد کنونی جامعه از همین روش علیه خودشان استفاده نکنیم ؟
    موقعیتی که در پیش رو داریم موقعیت کمی نیست وبه راحتی میتوانیم اعتراض خودمان را نشان بدهیم از انتخابات میتوان بعنوان یک موقعیت مناسب استفاده نمود نمیخواهد دست به سلاح و خشونت شد. شرکت نکردن خیل عظیمی از مردم در انتخاباتهای پیش رو میتواند ضربه محکمی به بدنه این دستگاه فاسد وارد کند کافیست شما با همان روش بتوانید یک نفر را متقاعد کنید که دیگر در انتخابات شرکت نکند این شخص میتواند خود نفر دیگری را به صف مخالفان شرکت در انتخابات اضافه نماید این چرخه اگر به درستی ادامه پیدا کند خواهید دید که عده زیادی در انتخابات شرکت نخواهند کرد حال اگر شما بجای یک نفر بتوانید چند نفر را متقاعد کنید این چرخه بیشتر و بهتر و زودتر ثمر خواهد داد. پس بیایید از هم اکنون دست بکار شویم و هر کدام زنجیره ای را آغاز کنیم و افکار خود را در مخالفت با این حکومت و شرکت نکردن در انتخاباتهای پیش رو گسترش دهیم اگر من کارگر بتوانم فقط یک نفر را از شرکت در انتخابات منصرف نمایم آن شخص نیز یک نفر دیگر را منصرف کند در آخر ما جمعیت کارگری بزرگی خواهیم شد که با ندادن رای به این حکومت خواهیم فهماند که عمرش سر آمده است پس بیایید از هم اکنون این زنجیره را آغاز نماییم

     
    • شما درست میگویید هر ساله در امریکا از هر دو خزب 20 میلیون نفر جابه جا میشوند میروند در شهر های دیگر چادر میزنند تا دیگران را متقاعد کنند که به کاندید انها رای دهند.

       
  52. مردی از سایه اش پرید، دید آنچنان که باید می دید، ترس بود تنهایک فریب .
    دل چو دریا شد ،همه ی چشمان دنیا شد، آغوشش گشوده ز مهر ، فکرش خورشید را بر دمید، مردی از سایه اش پرید،در دل مردم جای گزید، کودکان کار، جوانان بیکار ، دختران خیابانی، زنان هر دم قربانی ، امید شان نوری زاد – ه شد، تاریکی از انوار رمید،هستی دیگر بار خندید ، مردی از سایه اش پرید.
    با سپاس .

     
  53. 1-هر سال در این روزها با آهنگ های انقلابی مردم را شرطی می کنند و در روز 22 بهمن برخی از مردم شرطی شده برای دوشیده شدن گسیل میشوند و این یک بیماریه روح و روان است که باید درمان شود.
    2- ایران باید مبلغ یک میلیارد دلار بابت بی مدیریتی در معامله گاز به ترکیه بپردازد . شرطی شدگان بعد از 22 بهمن آماده یه فشار کوچولوی دیگه باشند.
    3-ولی فقیه اگر چه واسه اکثزیت قاطع مردم نون نداشت اما واسه لاتهای حکومت و ملاهای وامانده همه چی داشت از لذت جنسی تا بی نهایت کثافتکاری و حرامخوری و….

     
  54. تحریم انتخابات

    هاشمی رفسنجانی: اگر انتخاب را به مردم تحمیل کنیم شرارت پیش می‌آید
    شرارت از طرف کی؟
    اگر از طرف نظام است که پی ریزی ان از طرف شما و همپالکی های جنابعالی بوده . بس کنید این دو دوزه بازی را.
    ۳۷سال این مملکت را با اختلاس های نجومی – رانت های ۱۰۰٪ اخوندی و فامیلی – محیط زیستی – خفقان صد در صدی – انرژی هسته ای -سیاستهای غلط و ناشیانه خارجی مملکت را به لجن کشدیده اید ایا باز هم شرارتی مانده که انجام نداده باشید.؟
    ولی اگر منظورتان شرارت از طرف مردم است باید بگویم این یک تفکر شیطانی عاری از وجدان و انسانیت است . ناله و فغان مردمی را که هست ونیستشان ونسل بعدیشان را غارت کرده اید شرارت بنامید .
    عمرو عاص بانی همه این بدبختی ها شخص شما بودید با سیاست یکی به تخته یکی به نعل چه دسیسه و شرارتی مانده که پیاده کنید . شرمتان باد

     
  55. پاكبانان افتخاري
    درود بر شما جناب اقاي دكتر محمد نوري زاد خدارا سپاس كه بدون هيچ رخداد ناگواري اولين روز پاكسازي قسمتي از كلانشهر تهران را پشت سر گذاشتيد البته با استدلال ومنطقي كه در اين اقدام هوشيارانه ارايه فرموديد تصور نميرفت كه از طرف مخالفان اين كار واكنشي نشان داده شود زيرا چهره وعملكرد شما جز مهر ومهرباني ومسالمت رويكرد ديگري را در بر ندارد ضمن اينكه در دعوت صورت گرفته از طرف جنابعالي پيشاپيش تذكر داديد كه اگر ميترسيد بجاي احترام وتشويق خداي نكرده مشگلي بوجود امد انرا بپاي من نوري زاد ننويسيد وطبعا اهرم كج انديشاني را كه باهر تصميم اصلاح طلبانه مخالفت كرده وشمارا مامور دستگاه ميدانند را از كار انداختيد من عقيده دارم اگر امكانات لجستيكي لازم فراهم شود تا دوستداران محيط زيست وپاكيزگي شهرها با پوشيدن يك كاور پلاستيكي كه در پشت ورويش نوشته شود پاكبان شهري تمايز لازم براي شناخت كوشندگان داوطلب بعمل ميايد ودور از انتظار نيست كه اين پديده جديد در اغلب رسانه ها بازتاب پيدا كرده وحركت كاملا دموكراتيك وانساني شما وهمپيمانان در سطح وسيعي مورد استقبال قرار گرفته وبدليل نتايج مثبت ودوري از هرگونه شايبه سياسي راه انگ زدن هاي معترضين را هم مسدود خواهد كرد البته تنها خطر اين راهكار توقف ان به هر دليل وبهانه است كه خيلي زود به بدبيني وياس مفرط تبديل ميشود .ما هرروز صبح زود منتظر طلوع خورشيد هستيم تا ميهن وشهرمان را نورباران كند ….

     
  56. درود بر نوریزاد و همراهان شجاع و با شرف شان.شماها آبرو و شرف این سرزمین ملاخورده و ویران شده اید.روزی فرا رسید که مردم قدر همت و جوانمردی و شرافت شما را دریابند.امیدوارم آنروز دیر ی نپاید.

     
  57. ببینیند راجع به حرکت شما چه نوشته. من چون از خواندنش شرمنده شدم، لینک نمی گذارم خود دوستان سرچ کنند:

    “اعلام محل از شما، نظافت با نوری‌زاد!”

    براستی کلمه ی “حقارت” پیش اینها از شرم آب می شود. براستی خدا بر دلها و چشمها و گوشهایشان مهر زده. کورند و خود را بینا می پندارند. کرند و خود را شنوا می دانند، کافر به حقیقتند و خود را مومن می دانند. شرمتان باد ای خداوندان قدرت بس کنید. بس کنید از این همه ظلم و لودگی.

     
  58. مهاتما گاندی بیا و ببین این رزمآورا یه پله ا تو بالاتر وایسادن

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

84 queries in 1694 seconds.