سر تیتر خبرها
روزی با شکوه برای آشغال جمع کردن

روزی با شکوه برای آشغال جمع کردن

یک: دیشب در مصاحبه با شبکه ی کلمه و در پاسخ به ” داستانِ نیروهای خودسر” گفتم: شاکله ی کلیِ انقلاب اسلامی بر حرکتِ “همینجوری” و خودسرانه استوار بوده است و از همان ابتدا نیز عمده یِ حادثه ها و رویکردها، خودسرانه و تهی از تفکر و عقلانیت و همراه با عصبیت و ترش رویی و خشونت بوده است. و یک به یک بر شمردم: بالارفتنِ خودسرانه از سفارت آمریکا و به اسارت گرفتن کارکنانِ آنجا که ما حالا حالاها داریم خسارتِ آن بازیِ ابلهانه را می پردازیم و داغ ننگش را حالا حالاها باید بر پیشانی حمل کنیم، ورود به جنگی نابخردانه و خودسرانه و هشت ساله و از پا در آوردنِ ناب ترین سرمایه های انسانی و پولی و حیثیتیِ این سرزمین،

اعدامِ خودسرانه و همینجوریِ معترضان و زندانی کردن و تاراندن و منزوی کردن و دق مرگ کردن و روفتنِ اموالشان، سپردنِ خودسرانه ی هست و نیست مملکت به دست روحانیانِ خودسر و سردارانِ خودسرِ سپاه، رهبر شدنِ همینجوریِ جناب خامنه ای و پاسخگو نبودنِ رهبر و سپاه و همه ی دم و دستگاههای وابسته به این جنابان، از ریخت انداختنِ خودسرانه ی قانون و مجلس و دولت و دستگاه قضا و کلاً مضحکه کردنِ قانون و بالا کشیدنِ همینجوری فرصت ها توسط اهالیِ خودسر و بی لیاقتِ خودی، ورودِ خودسرانه به داستان طنز هسته ای برای ساختنِ بمب هسته ای با همه ی خسارت ها و تحقیرهای بین المللی، برداشتنِ خودسرانه ی پول مردم از جیب شان و گسیلِ پولهای مردم به هرکجایی که نشانِ خودسرانه ای از آب و رنگ شیعی در آنجاها دست بدست می شود،

بهم ریختنِ خودسرانه ی اوضاع منطقه و دخالت های خودسرانه در امور داخلیِ کشورها برای رواج و گسترشِ خودسرانه ی تشیع، پردازشِ خودسرانه ی جایگاه بی در و پیکری به اسم ولایت فقیه و گلوگاه هایی چون نظارت استصوابی. بالا رفتن خودسرانه از دیوار سفارت انگلستان و به آتش کشیدن سفارت عربستان، و حادثه های خونینی چون قتل های زنجیره ای و هر آنچه که در پس و پشتِ پستوهای هیولاهای سپاه و اطلاعات رخ می دهد با فرزندان ما بی آنکه احدی خبردار شود از فجایعِ جاری و مستمرشان.

و گفتم: حالا ما در این میان، این همه خودسری را نادیده می گیریم و بند می کنیم به مردان و زنان عربده کشی که مجالس و محافل را بهم می ریزند و به صورت بانوان اسید می پاشند و به بانوی نازنینِ ما “فاطمه معتمد آریا” در کاشان گستاخی می کنند و خلاصه اسم این کوچولوها را می گذاریم: خودسر. و گفتم: این جفا به ” کلان خودسرانِ انقلاب اسلامی” است که محدودشان بکنیم به این عربده گری های خرد و ریز و با محکوم کردنِ این نمونه های دم دست بخواهیم سرو تهِ داستانِ خودسران را بهم آوریم. و گفتم: چرا جناب خامنه ای به آتش کشیدنِ سفارت عربستان را محکوم نکرد و رسماً مسئولیتِ این فاجعه ی حیثیتی را نپذیرفت؟ رازش در این پرسش است که: مگر چاقو دسته اش را می برد؟

دو: دو روز پیش رفتم قم برای ملاقات با جناب آیت الله صانعی. بارها نوشته ام و گفته ام که در میان آیت الله های دم فرو بسته و ترسیده و کلاً غلاف کرده، وجود عزیزی چون جناب آیت الله صانعی غنیمت است. وی بعد از حادثه های خونین سال هشتاد و هشت جانب مردم را گرفت و بخاطر همین جانبداری نیز سخت آسیب دید و اوباشان حوزوی با دیلم و دستگاه برش و لگد و عربده و ناسزا به دفتر و خانه ی شخصیِ وی حمله کردند و تا توانستند روفتند و بردند و خراب کردند. تابلوی ” بسمل” خود را تقدیمشان کردم. شاید نکته ی بدیعی که در میان صحبت های ما رد و بدل شد این بود: پسندیده ترین کار آقای هاشمی رفسنجانی این است که: انصراف بدهد و خود را از خزعبلِ خبرگان بیرون بکشد.

سه: تابلوی تازه ای کشیدم با نام ” به یاد نرگس”. که منظورم نرگس محمدی است. یکجا نوشتم: دریغ از جامعه ای که عتیقه ها و فرسوده ها و دزدان و آدمکش ها و آنانی که در هشتصد سال پیش جا مانده اند بر سرِ مسندها باشند و نیکان و پاکان و شایستگانِ ما در زندان.

چهار: من و دکتر ملکی از همین دوشنبه شروع می کنیم به آشغال جمع کردن. برادران سپاه و اطلاعات و نیروی انتظامی هراسان نشوند. حرکت ما کاملاً محیط زیستی است و ما به شکلی سمبلیک می خواهیم آشغالها را بروبیم. زندگی کردن در کنار آشغال ها را هیچ بنی بشری تأیید نمی کند. ما می خواهیم آشغال ها را از محیط اطراف مان بروبیم. هیچ شعاری جز هر چه که به آشغال و محسناتِ آشغال جمع کردن و پاکیزگی مربوط است با خود نخواهیم داشت. نه اسمی و شعاری از زندانیان سیاسی بالا می بریم و نه از دزدی های آیت الله هایی مثل شیخ محمد یزدی و دیگرانی چون جنابانِ سرداران بدست می گیریم.

در کل می گویم: آقایانِ حضرات، دو لپی مشغولِ خوردن های همیشگیِ خود باشید که ما شما را فعلاً به معده های سیری ناپذیرتان وانهاده ایم. راستش را بخواهید ما از آشغال های اطرافمان در عذابیم. می خواهیم با رفتگران زحمت کش شهرداری همراه شویم و در پاکسازیِ محیط اطرافمان سهمی داشته باشیم. این نیز بگویم: اگر یک وقت آشغال جمع کردن های ما شما را عذاب داد و اراده کردید با مأموران خود ما را که با کیسه های پلاستیکی مشغول آشغال جمع کردن هستیم متفرق کنید یا بازداشت کنید و به زندان بیندازید، رسماً و علناً آشغال را کنایه از خود و سرانِ خود دانسته اید و لاغیر. گفته باشم خلاصه!

از دوستانی که مایلند در این حرکت مدنی و بهداشتی و محیط زیستی با ما همراه باشند، می خواهم که جز کیسه های پلاستیکی برای جمع آوریِ آشغال ها، هیچ نوشته ای و شعاری و عکسی با خود نیاورند. این نیز بگویم: اگر زبانم لال، برادران، داستانِ آشغال و آشغال جمع کنیِ ما را بخود گرفتند و عده ای از ما را زدند و بازداشت کردند و برای دوستانِ آشغال جمع کن زندان بریدند، فردا کتک خورده ها و زندان رفته ها نگویند: نفرین به نوری زاد و ملکی که ما را گرفتار کردند و اوضاع زندگی ما را بر آشفتند؟ بالاخره آشغال جمع کردن در این مملکتِ پر از آشغال، این آسیب ها را نیز دارد لابد. هرکه می خواهد محیط زیستش از وجود آشغال ها تهی باشد، باید هزینه اش را نیز بپردازد. نباید؟ پس قرار ما: ضلع جنوبیِ میدان تجریش – ساعت ده صبح دوشنبه دوازدهم بهمن. به به چه مناسبتِ شکوهمندی برای آشغال جمع کردن.


سایت: nurizad.info
اینستاگرام: mohammadnourizad
تلگرام: telegram.me/MohammadNoorizad
ایمیل: mnourizaad@gmail.com

محمد نوری زاد
نهم بهمن نود و چهار – تهران
Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

94 نظر

  1. توجه توجه توجه توجه توجه توجه

    طبق اخرین اخبار و قطعی ترین اخبار از بالا :::

    سال 1397 تا 1398 اخرین سال این ملاها و دیگر سردمداران میباشد

     
  2. با سلام جناب اقای نوری زاد اگر ممکن است درخصوص عملکرد دولت احمدی نژاد نظرتان را بفرمایید.

     
  3. اقاي نوري زاد ، لطفا تا كنون كه خودتان از گذشته اتان بخاطر صداقتي كه داريد ، فاصله گرفته ايد ، باز هم لطفا دنبال انقلابيها نباشيد ، همين اقاي صانعي دادستان بود و ميگفت قيافه قاضي بايد جوري باشد كه همه ازش بترسند و دفاع ايشان از ولايت فقيه و شخص رهبر فعلي مكتوب هست ، كه بنا به حديث عمربن حنظله !! خروج از ولايت ايشان ( خامنه. اي) خروج از ولايت امام و رسول و الله بوده و خون ايشان هدر است !! باز هم لطفا از هيچكس ، هيچكس كه ذره اي اتقلابي بوده و هنوز نيز هست و توبه نكرده دفاع نكنيد ، طبق نظر خودتان ، مگر ميشود اينهمه خيانت و حنايت رو ديد و راضي و حتي ساكت شد و در اين فجايع شريك نباشد ، من رضي بعمل قوم ، فهو منه ، هر كس بعمل قومي راضي باشد ، ولو در زمان و مكان ديگر ،، با عمال اون شريك است ، چه خوب و چه بد باشد ، مظلوم نمايي ميكنند ، همه صدر نشينان دوزخند ، مثل صدام و شاه و رجوي ، حاكمان عرب و اسرائيلي و اروپايي و امريكايي و روسي و چيني ، ولي وضع اخوند ، طبق گفته رسول خدا بدتره ! چون انها قال الباقر و صادق خوانده اند و نميتوانند بگويند ننيدانستيم ، بحكم وقفوهم انهم مسئولون ، بايستي مثقال ذره را حساب پس بدهند ، چهل جاهل از موقف رد ميشوند ، و هنوز از اخوند حساب ميكشند و ايشان يكي از انهاست ،واز انها دوري كنيد

     
  4. باسلام.توصیه من به شما اینست که اگرآیت الله صانعی کوچکترین تاثیری بر اقای هاشمی دارندازایشان بخواهندکه اقای هاشمی یکبارمسئولانه خاطرات گذشته خودرا مرورکنندوانصافا نقش خودرا درکودتای خزنده سال 60 علیه اولین منتخب مردم ودرقضیه جنگ 8 ساله که اقای آلن کلاک وزیر دفاع خانم تاچردردادگاهی بصراحت اعتراف کردنداسباب آغازوادامه انرا بسود غرب فراهم کردندکه قطعا اقای هاشمی وحزب جمهوری اسلامی درانزمان بی نقش نبودندودهها حوادث دیگرکه بنابرخاطرات درحریان کامل قرارداشتندراتعیین کنندودرنهایت ازملت ایران پوزش خواسته وازخداوندطلب مغفرت کنندتاشاید ذره ای ازبارگناهش کم شودوازسرتاثیری که این اعترافات خواهدداشت شایدملت بتواندایشان راببخشد.من مطمئن هستم که چنین نخواهدشدزیرا شیفتگان قدرت هرگزدست ازاندیشه زورمدارانه خودبرنخواهندداشت.مگرمعجزه ای شود.شادباشید

     
    • آفرین. به این میگن حرف حسابی

       
    • برکناری بنی صدر توسط همان مجلس و رهبری که او را تنفیذ کرده بودند و کاملا به طور قانونی صورت گرفت ، انتخابات این مجلس رو هم خود بنی صدر برگذار کرده بود، بنی صدر فریب منافقین را خورد که تشنه قدرت بودند، در مورد جنگ هم خجالت بکشید و خون جوانانی را که سرزمینمان را از دست صدام و همکارآن آنها یعنی منافقین آزاد کردند لوث نکنید وگرنه الان شما نمی توانستید پشت کامپیوتر چرند بنویسید، مرد ناحسابی، صدام و عراق از قبل انقلاب با ایران مسله داشتند و فردی متجاوز بود که بعد ایران به کویت حامییش در جنگ هم رحم نکرد بعد عده ای از عوامل منافقین جاسوس می خواهند تاریخ را تحریف کنند ، مگر نه اینکه سازمان ملل که همه در دست دشمنان ایران بودند هم به تجاوز عراق اعتراف کردند ؟

       
      • سجاد گرامی
        الان خیلی از همون هایی که در خط مقدم جنگبدند مغضوب و محبوس اند . این تاریخی که شما باورش کردین کی گفته؟ کی نوشته؟ غیر از حکومتی ها؟ خب، اینا به نخست وزیر دوران جنگ میگن فتنه گر، به اون اجازه ندادند در مقابل اون همه کوران اتهام در صدا و سیما یک ساعت از خودش دفاع کنه .شما چرا همه اش همسو با این حکومتی هاحرف می زنی که از منافقین منافق تر بوده و از هر دشمن فرضی یا غیر فرضی بیش تر خون شهدا را پامال کردند ؟ عزیز من هیچ بقالی نمی گه ماست من ترشه. یه نگاهی هم به پایین بنداز ببین میوه های این درختی که از اون دفاع می کنی چه بوده جز فلاکت ،برادران قاچاقچی، فحشا و فقر و بی ارزش شدن پول ملی، خرید و فروش کلیه و بچه ، سقوط اخلاقی یه نسل ،سرکوب و شکنجه و سانسور ،اعتیاد در مقیاس انبوه ،دزدی های نجومی و سیستماتیک ،قتل های زنجبره ای، مهاجرت های اجباری، اطلاعات بدتر از ساواک،چشم هاتو واکن برادر من ، و فقط از یک منبع تاریخ رو ننویس. فرض بگیر من مخالف خودمو پوزه بند بزنم و خودم یک طرفه هر چی خواستم علیه او بدوزم و پاره کنم .این آیا حقه ؟ آیا فکر می کنی اینایی که تو زندان ماه ها انفرادی کشیدند بمب یا اسلحه داشتند؟ نه، عزیز من ،اونا فقط حرف دلشونو نوشتن یا زدن ، همین. یه ستار بهشتی کافیه تا ماهیت این حکومت یزیدی رو نشون بده.معاویه هم خودشو ولی امر مسلمین جهان می دونست.برادر ، آقای نوری زاد یه زمونی مثل تو فکر می کرده ، بعد وجدانشو قاضی کرده و فهمیده که این حکومت چه ظلم هایی می کنه. تو هم اگه انشاءالله منافع نداشته باشی یه روز می فهمی که اینا ابلیس دین فروش اند. این تاریخ هم بعد ها معلوم می شه که چی به چی بوده. فقط خواهشا فکر نکن هرکی مخالفه منافقه . نگاهی هم به پایین بنداز. برو وسط مردم ببین چقدر نور به قبر شاه می بارونند. کسی شکی نداره که صدام یه دیکتاتور متجاوز بود. اما همون شاه خدا بیامرز جرآت تجاوز بهش نمی داد . همه جای دنیا به اونایی که در راه خاک وطن جون نثار کردند احترام میذارند. اما حکومتچی های ما از خون شهدا یه صداخفه کن ساخته برای حق گویان و یه مجوز برای بخور بخور آقازاده ها .برادر من نمی گم حرف منو قبول کن . من، تو، و همه ما بعضی وقت ها نیاز داریم به اینکه فکر کنیم شاید یک در میلیون حق با مخالفمون باشه. حق یارت

         
        • شما در مورد موارد واضح که من نوشتم جوابی ندادید و مطالب بی ربطی مطرح کردید، در مورد شاه هم که به صدام اجازه حمله نداد واقعییت اینست که شاه مهره و مورد حمایت امریکا بود که منافعش را در ایران بعد از انقلاب د از دست داد و با حماقت مرموز عده ای دانشجو در حمله به سفارتش، به صدام چراغ سبز حمله به ایران را داد

           
      • کشور ما در تاریخ بی نظیر است و قدرت نهایی و تعیین کننده وجود ندارد و هرکس به تناسب موقعیت و توان خود سعی در انقلابی نمایی و غصب قدرت دارد درحالیکه کمترین درک را از معانی و معارف اسلام دارند و افرادی هم که اشنایی بیشتر با اسلام دارند در هیاهوی جوسازیهای افراطگرایان عملا فاقد نقش موثر هستند . بعد از چند دهه تمام تلاشها برای اسلامی کردن کشور فقط چادر زنها بوده که مخنص ایرانیان و ربطی به اسلام اولیه هم ندارد اما نه اقتصاد و نه رفتار جامعه و نه اجرای قوانین و … هیچکدام بویی از اسلام نمیدهند و تمام این معضلات فقط به این دلیل است که اولا مسائل بسیار پیچیده سیاسی و اجتماعی وجود دارد ثانیا مقام رهبری قدرت اولیه پیروزی انقلاب را ندارند و عملا امثال احمدی نژاد و طرفدارانش از ایشان تبعیت نمیکنند و خانواده امام را هم نالایق میخوانند. اکثرکسانیکه جبهه رفته اند بسیار بی اطلاع از معارف دینی و همه کاره در امور سیاسی و اجتماعی اند وطلبکار ابدی ملت و دولت.همسایه ای جانیاز دارم که روزگارم را با سوءاستفاده از موقیت جانبازی اش سیاه کرده بطوریکه حاضر بودم اسیر دست صدامیان باشم ولی اسیر این جانباز از خدا بیخبر نباشم این افراد تاکی باید به خواسته های فراقانونی و ظلم خود ادامه دهند؟ درحالیکه برادر اینجانب شهید شده اما ما کمترین توقع را از هیچکس نداشته و نداریم چون هر جانباز و شهید با خدا معامله کرده و نباید طلبکار کسی باشد.این کشور هیچ زمانی اصلاح نمیشود چون مردم بد شده اند و نمایندگان نالایق و از خدابیخبری را براساس منافع گروهی به مجلس میفرستند.

         
    • اقای سجاد گرامی .1-مجلس اول رابنیصدر برگذارنکرد بلکه وزارت کشور باقیمانده ازدولت موقت برگذارکرد.2-درانتخابات مجلس اول فراوان حزب جمهوری اسلامی تقلب کرده بودبطوریکه بدرخواست رئیس جمهور اقای خمینی دستور رسیدگی میدهدولی سران حزب ذکرشده اورا قانع میکنند که بررسی نتیجه انتخابات بمصلحت نیست زیرا میدانستند که انتخابات باید تجدید میشدلذا مجلس اول قانونی نبود.3-عزل بنیصدر توسط مجلس غیرقانونی نیز قانونی نبوده ضمن اینکه جریان عزل زمانی کلید خورد که بنی صدر درخواست رفراندوم کرد تامردم بین مجلس ورئیس جمهوریکی را انتخاب کنندولی اقای خمینی ضمن مخالفت جانب سران حزب جمهوری راگرفت واشکارا گفت اگر 35 میلیون بگویند بله من میگویم نه یعنی یکی دربرابر همه 4-بدنبال عزل اقای بنیصدر بود که ازادیها سلب ومطبوعات ازاد و مستقل تعطیل واعدامهای دهه 60 اتفاق افتادوبرسرملت همان امدکه بنیصدر درنامه سرگشاده قرائت شده در22 خرداددرمجلس توسط اقای غضنفرپور پیشبینی کرده 5-اگرکودتا وعزل اولین منتخب مردم صورت نمی گرفت جنگ درخرداد 60 توسط بنیصدر پایان می یافت زیرا کشورهای غیرمتعهد پیشنهادی داده بودند که کاملا منافع کشورمان تامین میشدواین همه خسارت مالی ومهمترازان خسارت جانی برملت ما واردنمیشد.این پیشنهاد باموافقت اقای خمینی ازطرف ایران پذیرفته شده وقراربود در26 خرداد سال 60 سران کشورهای غیرمتعهدبادردست داشتن موافقت صدام بایران امده وانرا نهائی وجنگ پایان پذیردلیکن سران حزب جمهوری اسلامی بخاطر تحکیم پایه های قدرت خودادامه جنگ را باقای خمینی نعمت باوراندندوسرانجام جنگ بانوشیدن جام زهر بپایان رسید.تاریخ را انطور که واقع شده بایدخواند.شادباشید

       
      • Dadar
        با سلام

        انتخابات ریاست جمهوری در 25 دی ماه سال 1358 ودو ماه بعد یعنی روز ۲۴ اسفند ۱۳۵۸ اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار شد. بنی صدر طبق قانون اساسی بعد از تنفیذ توسط رهبری که بعد حکم عدم کفایت او توسط مجلس را تایید کرد برکنار شد که روندی قانونی است. خود بنی صدر ضمن قبول مشروعییت مجلس فوق در آن مجلس سوگند و وزرای خود را معرفی کرد، پس چگونه آن مجلس غیر قانونی است، مگر در ادعا و خیال شما، هیچ سندی دال بر تقلب در آن انتخابات وجود ندارد، اگر داشت بنی صدر رئیس جمهور و بسیاری از مخالفین که کاملا آزاد و در نهادی کشور نفوذ داشتند یکی از آنها را برملا می کردند ، چند تخلف چند عدد رایی در چند صندوق محدود هرگز دلیل تقلب تاثیر گذار و مهمی نیست، کما اینکه آیت الله خمینی و هوادارانش چنان مقبولیتی داشتند که اساسا نیازی به تقلب نداشتند.

        ادعای دیگر شما در مورد پایان جنگ در خرداد آن سال که هنوز سرتاسر سرزمین های اشغالی و خرمشهر در دست عراق بود کاملا بی اساس و عراق هرگز آتش بس همراه با عقب نشینی را نپذیرفت و محال بود در آن شرایط برتری میدانی عراق ، صدام کوچکترین امتیازی بدهد و جنگ پایان یابد و این فقط یک ادعای بی اساس است که هیچ سندی برای آن وجود ندارد

        . .

         
  5. MOHAMMAD Aziz tou az tabar NOORI noor hedayeatat garmei bakhshe dehayee mast barayeeman baman ke sakht mohtajeim …DAST ALI BA HAMRAT ….

     
  6. ایران من این است:

    ایران زادگاه پیامبران است: از کیومرث و زرتشت پاک گرفته تا مانی و مزدک
    ایران زادگاه بزرگان است: از کوروش بزرگ و شهربانو گرفته تا برزویه
    ایران زادگاه دادگران است: از داریوش بزرگ و اردشیر بابکان گرفته تا انو شیروان وکریمخان

    ایران زادگاه وزیران پرهنر است: از بزرگمهر و نظام ا لملک گرفته تا امیر کبیر
    ایران زادگاه هنرمندان است: از فرهاد کوهکن و احمد نیریزی گرفته تا کمال الملک
    ایران زادگاه دانشمندان است: از پورسینا و جابر بن حیان گرفته تا رازی و دکتر حسابی

    ایران زادگاه اندیشمندان است: از خوارزمی و بیرونی گرفته تا خیام و ملاصدرا
    ایران زادگاه سرداران است : از آریو برزن و سورنا گرفته تا کاوه آهنگروستارخان
    ایران زادگاه اسطوره ها است: از فردوسی بزرگ و سعدی گرفته تا حافظ و اخوان ثالث
    ایران زادگاه شاعران است: از مولوی و عطار گرفته تا سهروردی

    ایران زادگاه ایرانیان است
    خوشا بر من که من ایرانیم

     
  7. مازیار وطن‌پرست

    اسم این پست یادآور یکی از داستان‌های “جروم دیوید سالینجر” نویسنده‌ی معروف آمریکایی است که “داریوش مهرجویی” با اقتباس و ترکیب چند اثر او فیلم سینمایی بیاد ماندنی “پری” را ساخت.

     
  8. تحریم انتخابات

    از شناسنامه:
    دیتر هالروردن، (همان هنرپیشه معروف، دی دی):
    از آدم های مذهبی بترسید!
    اینان به درجه ای رسیده اند که مطمئن هستند هر غلطی بکنند اشکال ندارد، چون فکر میکنند با عبادت کردن
    جبرانش میکنند..!
    نادر شاه افشار:
    هر آخوند را باید دوبار اعدام کرد، یکی برای زندگی بی ثمر و بی خاصیت و بی حاصل و مرده خواری او،
    و دوم برای فریب مردم و بلعیدن دست رنج و حاصل کار و تلاش آنان
    میرزا آقاخان کرمانی(150سال پیش):
    آخوند اگر دوست تو باشد با احکام شرعی مالت را میخورد، و اگر دشمن تو باشد با احکام شرعی خونت را می‌ریزد!
    میشل فوکو:
    جهان سوم جایی است که مردمش به فکر آمدن یه روز خوب هستند، نه آوردنش!

     
  9. عجب أيده و فكر جالبي است
    باور دارم اين چنين أيده هايي جواب ميده.
    مثلا تصور كنيد مردم قرار بزارن هر كس با نظام مخالف هست هر روز نيم ساعت هر جاي ايران كه هست آشغال جمع كند !
    اين ميشه كم كم رفراندوم
    البته اگه به جرم آشغال جمع كردن بازداشت نكنن

     
  10. ﺭﻭﺣﺎﻧﯿﻮﻥ , ﻧﺤﻮﻩ ﺭﺣﻠﺖ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮ، ﺭﻭﺯ ﻣﺮﮒ ﻭ ﻣﺤﻞ ﺩﻓﻦ ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺭﻭ
    ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻦ ﻭ ﻣﯿﮕﻦ ﻣﺸﺨﺺ ﻧﯿﺴﺖ .
    ﻭﻟﯽ ﻣﮑﺎﻟﻤﻪ ﺍﺳﺐ ﺷﻤﺮ ﻭ ﯾﺎﺑﻮﯼ ﺣﺮ ﺑﻦ ﺭﯾﺎﺣﯽ ﺭﻭ ﻣﻮ ﺑﻪ ﻣﻮ ﺍﺯ ﺣﻔﻆ
    ﻫﺴﺘﻦ .
    ﺍﺯ ﺁﺧﺮﺕ، ﺍﺯﮔﻔﺘﮕﻮﯼ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺳﺮ ﺩﺭ ﭼﺎﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
    ﺑﺎ ﺧﺪﺍﯼ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍﺯ ﻭ ﻧﯿﺎﺯ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺘﮕﻮﯼ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺎ ﺁﺩﻡ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﺍ
    ﺟﻮﺭﯼ ﺑﺪﻭﻥ ﮐﻢ ﻭ ﺯﯾﺎﺩ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﭼﯽ ﻓﮑﺮﺷﻮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻣﻦ
    ﺍﮔﻪ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺣﻀﻮﺭ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻫﻤﺶ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﻤﯿﻤﻮﻧﺪ ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﺍﺻﻞ
    ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﻭ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﻢ .
    ﻻﻣﺼﺒﺎ ﺟﻮﺭﯼ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﻭ ﺟﺰﯾﯿﺎﺗﺶ ﺳﺨﻦ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭﯼ
    ﻗﺴﻤﺘﺎﯾﯿﺸﻢ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﺷﻮﻥ ﻧﻤﻮﻧﺪﻩ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﻣﯿﺮﻥ ﻣﯿﺒﯿﻨﻦ ﺑﺮ ﻣﯿﮕﺮﺩﻥ .

    ﺗﻮ یه ﭼﯿﺰﯼ ﻣﻮﻧﺪﻡ ﮎ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻣﺎﻫﺎﺭﻭ ﺍﺣﻤﻖ ﻓﺮﺽ ﮐﺮﺩﻥ ﯾﺎ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﻭ
    ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﯿﻢ ﯾﺎ ﻫﺮﺩﻭﺗﺎﺵ ﻭﯾﺎ ﻫﺮ ﺳﻪ ﺗﺎﺵ …

    ﻓﻘﯿﻪِ ﺷﻬﺮ ﺑﻪ ﺭﻓﻊِ ﺣﺠﺎﺏ ﻣﺎﯾﻞ ﻧﯿﺴﺖ
    ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﻫﺮﭼﻪ ﮐﻨﺪ ، ﺩﺭ ﺣﺠﺎﺏ ﮐﻨﺪ …
    ﺍﺯ ﺍﻭ ﺩﻟﯿﻞ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺳﻮﺍﻝ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﮔﺮﮒ
    ﺑﻪ ﻫﺮ ﺩﻟﯿﻞ ﮐﻪ ﺷﺪ ، ﺑﺮﻩ ﺭﺍ ﻣﺠﺎﺏ ﮐﻨﺪ
    ﺯ ﻣﻦ ﻣﺘﺮﺱ ﮐﻪ “ﺧﺎﻧﻢ ” ﺗﻮ ﺭﺍ ﺧﻄﺎﺏ ﮐﻨﻢ
    ﺍﺯﻭ ﺑﺘﺮﺱ ﮐﻪ “ﻫﻤﺸﯿﺮﻩ ﺍﺕ ” ﺧﻄﺎﺏ ﮐﻨﺪ
    ایرج میرزا

     
  11. من رآی میدهم پس هستم ، رژیم سر تا پا دروغ و زر و زور و تزویر چنان مردم را از هستی ساقط کرده و اجازه ابراز وجود به آنها نمی دهد که عده بی شماری احساس بی ارزشی و پوچی می کنند و بر این گمان هستند که چه رآی بدهند و چه ندهند تآثیری در سرنوشت آنها ندارد و بالایی ها هر کس را که اراده کنند خود می انتخابانند ، برای همین است که با امکانی که برای رآی دادن مردم ایجاد میشود این عده بی شمار احساس ارزش می کنند و رآی دادن را به مثابه موهبتی می بینند که از طرف ارباب به اینان ارزانی شده و باید شکرگزار وضعیت موجود باشند و وقتی که ما به آنها می گوئیم رآی ندهید مثل این است که داریم این حق را از آنها می گیریم . پس چون رآی میدهم ،پس هستم …..

     
  12. احترام به انسانها و خرد و جان انسان و جان بطور کلی آری ولی احترام به دین و عقاید بی معنی است.چون احترام به دین و عقاید آنها را در برابر انتقاد رویین تن کرده و زمینه تقدس نمودن آنهاست.اعتقادات و ادیان چون در فضای عمومی مطرح می شوند و با سرنوشت انسانها بازی می کنند نمی توانند مقدس و مورد احترام باشند.مقدسات تنها در حوزه خصوصی است.ولی زمانیکه بصورت حرف و نوشته …در جامعه پخش گردید وارد حریم عمومی شده و از دست گوینده و یا نویسنده …بیرون رفته و در معرض قضاوت دیگران قرار گرفته.احترام و مقدس نمودن چنین نوشته ها و گفته هایی راه نقد را بسته و باعث جایگاه و رانت مخصوص برای گوینده گان و نویسنده گانش میگردد و به دکانهای پر منفعتی تبدیل می شوند که برایش جان انسانها را براحتی متعصبین و جیره خوارانش می گیرند.کاریکه براحتی در ایران ما در درازای تاریخ خونبارش انجام شده و ادامه دارد.
    افرادی که تفکری را در جامعه بهر دلیلی مطرح کرده اند حتی خود نیز حق تعیین و تکلیف برای نظر دیگران در مورد نوشته ها و گفته هایش ندارد تا چه رسد به دیگران.
    بنابراین احترام تنها به انسانها و جان و خرد انسانها و و جان بطور کلی رواست نه احترام به عقاید و دین ….

     
  13. مش قاسم یه نیگا بنداز به چهره آ صانعی ببین چه زجری میکسه. درهمشکستگیش یه فریاد بلنده اما بنی مروان تخرخر میکنن

     
  14. تحریم انتخابات

    با عرض سلام و درود خدمت نوریزاد عزیز
    اقای نوریزاد اقرار میکنم پیشنهاد نسنجیده ای بود که خدمتتان عرض کردم چون هرگونه حرکتی ولو کوچک شما را مسئول و بهانه ای برای ایجاد مزاحمت پیدا میکردند.
    اما کماکان بر این ایده مصر هستم . به هیچ وجه توصییه بر تجمع اعتراضی و حتی دوستانه هم نبود عرض کردم دوستان میتوانند خانوادگی و یا دوستانه برای گردش و بصورت پراکنده وارد پارک شده نه شعاری ونه حرکت خاصی لازم است هیچ تفاوتی با افرادی که عادی وارد پارک نخواهیم داشت و اگر امکان پیاده شدن این طرح باشد شاهد تزائد جمعیت خواهیم بود بدون اینکه که کسی شناخته شود و برای اطلاعت هم امکان پذیر نیست کل پارک را دستگیر کند و اندسته از افرادیکه امکان پیاده روی ندارند میتوانند در ساعت مقرر فقط مسیر تجریش تا میدان ونک و یا بلعکس را برای یک بار هم شده با خودرو طی کننده . شاید با چنین روشهایی بتوانیم بر این ترس مزمنی که در وجود ما رخنه کرده غلبه کنیم بدون اینکه بهایی پرداخت کنیم از کنار هم بودن نترسیم . متظر نظر حاضرین در سایت و صاحب نظران محترم هستم چون باید با این روش یا هر روش دیگر بتوانیم بدون دغدغه کنار هم باشیم . با ارزوی ازادی ایران و ملت ایران از چنگال اختاپوسان خون اشام

     
  15. جناب نوری زاد : این متن صحبتهای آقای بنی صدر میباشد ( در تکمیل سخنان جنابعالی در مناظره با دوست گرامیتان آقای خزعلی )
    در این دوره، دو نوع مهندسی در حال انجام است. یک نوع عقول مردم است یعنی کسانی که به هر قیمتی در سرای قدرت و دولت پذیرفته شوند. این بسیار مهمتر از مهندسی نوع دوم است که دستگاه ولایت فقیه از طریق شورای نگهبان، سپاه و بسیج و امام جمعه ها و…. انجام می دهد. امروز من مهمتر این را میدانم که به نوع اول این مهندسی بپردازیم و فریفتار زدایی و یا دروغ زدایی انجام دهیم. اول حرف خود آقای خامنه ای که میگوید: “من گفته ام که مخالف رهبری و نظام بیاید رای بدهد ولی نگفته ام که مخالف نظام وارد مجلس بشود! هیچ جا در دنیا، مخالفین نظام را به مجلس و نظام راه نمی دهند.” در اینجا ما با دو دروغ روبرو هستیم:
    دروغ اول این است که آن که ایشان میفرمایند، فقط در ذهن ایشان وجود دارد. در عالم واقع وجود ندارد. مثلا در همین فرانسه، آقای میتران مخالف قانون اساسی بود و رای مخالف هم داد. رئیس جمهور شد و تا امروز طولانیترین دوره ریاست جمهوری را هم به مدت 14 سال، به عهده داشت. از چپ افراطی در انتخابات شرکت میکنند تا راست افراطی. هر کس رای بیاورد به مجلس میرود. حتی افراطیونی که نظام را هم قبول ندارند، چون اساس دمکراسی برای نفی کردن نیست بلکه شرکت دادن است و حکومت متعلق به مردم است و حاکمیت نیز متعلق به همه است. هر شهروندی از حق حاکمیت برخوردار است، بنابر این موافق و یا مخالف نظام، حق طبیعی هر شهروندی است. به همین علت است که کسی نمیتواند در دنیا دمکراسی را پیدا کند که در خور این عنوان باشد و به این مقوله بها ندهد، مگر دمکراسی دینی آقای خامنه ای که بگوید: کسی که مخالف نظام است، حق نامزدی را ندارد! و این شخص حق ندارد به مجلس راه پیدا کند!

    دروغ دوم ایشان این است که وقتی کسی ولات مطلقه فقیه را قبول ندارد، برود و به شما رای بدهد و بگوید که شما را قبول دارد؟! این چگونه رای است .این رای را که رای به حساب نمیآید؟! رای ناشی میشود از حق، شما این حق را از شخص سلب میکنید و بعد میگویید برو و رای بده؟! جالب تر از همه این کار شورای نگهبان است که میگوید 12 هزار نفر نامزد شده اند، 8500 نفر را رد صلاحیت کرده اند بدلیل اینکه التزام به ولایت فقیه و اسلام ندارند! خوب این دستگاهی که ناظر بر انتخابات است و نظارت استصوابی هم انجام میدهد، تصدیق میکند که 70 درصد از کسانی که ازخود این رژیم هستند (غیر آن ها را هم قبول ندارند)، به اسلام و ولایت فقیه معتقد نیستند. پس این در جامعه معرف چند در صد جامعه است؟! اقلا 90 درصد. این یک اعتراف خیلی واضح است. حال حرف این است که این 90 درصد، چرا روی حق خود نمیایستند؟! چرا اکثریت باید به حاکمیت یک اقلیت کوچک که زور میگویند و حق اکثریت را قبض میکنند، رای بدهد؟! واقعیت این است که از اول انقلاب، یعنی از همان انتخابات اول ریاست جمهوری، این قشر حدود 4-5 درصد رای داشتند، الان نیز اگر انتخابات آزاد باشد نیز همین مقدار بیشتر رای نخواهند داشت. این افراد میخواهند که به زور بر 95 درصد مردم ایران، حکومت کنند.
    حال یک عده ای تبدیل به مبلغ شده اند که اگر شما رای بدهید و به پای صندوق ها بروید، حضور خودتان را بر رژیم می قبولانید! حال من این دروغ اساسی را از اینجا شروع میکنم: این سیاست شناسان یعنی استادان علم سیاست بعلاوه جامعه شناسان، بعلاوه کسانی که نظریه هایی را در باب دمکراسی ارئه کردند و یا روی آن کار میکنند، اتفاق نظر دارند که در قلمروی سیاست یک جامعه مدنی داریم. این جامعه مدنی نیز دو تعریف دارد. یک تعریف آن این است که جامعه مدنی جمهور شهروندان، همه مردم که داری حقوق شهروندی هستند و دوم شخصیت ها و سازمانهای سیاسی هستند و سوم یک دولت وجود دارد. آن ها بر مبنای محاسبه هایی که در جامعه مشاهده شده است، حتی در خود دمکراسی ها، به این نظر رسیده اند که اگر این شخصیت ها و سازمان های سیاسی، جانب دار حقوق شهروندی باشند، محل عمل آن ها نیز در جامعه است. اگر محل عمل ان ها خارج از جامعه مدنی باشد و بسوی قدرت سیر کند و هدف خود را قدرت دانستند، جامعه گرفتار دیکتاتوری خواهد شد. حال چون مردم ایران یک تجربه خیلی روشنی را از انقلاب به این سو، دیده اند و هنوز هم در آن تجربه هستند، محتاج به این اتفاق نظر دانشمندان سیاسی و جامعه شناسی نیستند. آقای خمینی تا قبل از اینکه پایش به بهشت زهرا برسد، در مدتی که در فرانسه بود، آیا یکبار هم ایشان گفته بود که هدف ما تصرف قدرت است؟! خیر گفتند: ولایت با جمهور مردم است، میزان رای مردم است، وقتی پرسیدند که شما روحانیون در آینده ایران چه نقشی خواهید داشت؟
    گفتند: ما روحانیون در دولت نخواهیم بود. در بیرون نظارت خواهیم کرد. در این صحبت ها محل عمل در جامعه مدنی است. نتیجه ان نیز حرکت مردم و انقلاب بود. حال رسیدیم به تهران، ایشان در بهشت زهرا شروع کرد : من تو دهن این دولت میزنم! من دولت تعیین میکنم! جمله اول که من تو دهن این دولت میزنم را میتوانیم بگویم، چون دولت از مردم نبود، قابل فهم است. ولی جمله دوم که من دولت تعیین میکنم، اینجا دیگر ایشان تبدیل به قدرت شده است. از اینجا شروع فرمودند تا رسیدن به ولایت مطلقه فقیه! تبدیل به استبداد سیاهی شد که تا امروز هم ادامه دارد! از جهت کشت و کشتار و اعدام و شکنجه و فساد و خیانت و جنگ و بحران و غیره و امروز هم جنگ دیپلماتیک و جنگ نظامی و بحران اتمی. پس شما مردم ایران تجربه کردید. حال اگر ایشان میخواست که دولت استبدادی نشود، باید در جامعه مدنی میماند، نماند.
    به یادتان بیاورم، یکی در برابر همه شد. زور مطلق شد. در تاریخ 6 خرداد، اگر 35 میلیون بگویند آری، من میگویم نه، در 25 خرداد، در روزی که عزل بنی صدر را امضاء میکرد. اگر همه مردم به خیابان بیایند و مرگ بر خمینی سر دهند من این کار را خواهم کرد. این استبداد مطلق است. پس همانطور که میبینیم مسئله پیچیده و مبهم نیست. توجه بفرمایید که در قرن بیستم هیچ رژیم استبدادی وجود نداشته است که انتخابات انجام ندهد، آقای استالین هم انتخابات انجام می داد. . این انتخابات یا معنای آن این است که سازمان های سیاسی و شخصیت های سیاسی، محل عمل خود را از جامعه مدنی تغییر داده اند و یا محل عمل ان ها حوزه ولایت مطلقه فقیه است. کدام یک است به نظر شما؟ اگر جامعه مدنی است پس دیگر ولایت مطلقه چیست؟ این دو با هم سازگار نیستند. اگر محل عمل مردم است یعنی ولایت با جمهور مردم است و ولایت فقیه معنی ندارد. اگر جامعه مدنی است نمایندگان، نمایندگان منتخب، حاکمیت جمهور منتخب مردم خواهند بود. دیگر چه معنی دارد که این آقا بگوید که شما التزام به ولایت مطلقه فقیه ندارید؟! پس این قلمرو، قلمروی دولت استبدادی است و میخواهد که جامعه مدنی را مطیع آن حاکمیت بکند. این معنای واقعه ای این انتخابات است. این ان مهندسی است که در کله ها انجام میگیرد. به مردم واقعیت بازگو نمیشود. آقایانی که مبلغ شرکت در انتخابات هستند، نامی به جزء کارگزاران استبداد ندارند.
    به مردم میگویند شما بیائید رای بدهید و تحت حاکمیت مطلقه آقای خامنه ای باشید. هیچ معنای جزء این انتخابات ندارد و نمیتواند داشته باشد. حال تقلب بعد: من نهایت سعی خود را در خواندن مطالب چه در این دوره و چه دوره های قبل میکنم، کسانی که میگویند بیائید در انتخابات شرکت کنید، تا حال از یکی از آن ها نشنیده ام که بگویند که رای دادن یعنی چه؟ میگویند حق رای دادن. می گویند حق رای دادن،خوب دروغ می گویند. یک بار اینها نیامدند و بگویند این حاکمیت مال کی است؟ مردمند که حاکمیت دارند؟ یا به قول آقای مصباح یزدی مردم حاکمیت ندارند. اگر دارند و باید رای بدهند خوب بگوئید این رای دادن در کجا بیان کننده حاکمیت مردم است؟ وقتی که یک مهندسی انجام می گیرد، حالا بخشی از مهندسی که انجام گرفته است می گوید از سه هزار اصلاح طلب سی نفر قبول شده که می شود یک درصد، خوب آقا یک عده قیم معین کرده و می گوید شما بیائید به اینها رای بدهید. حالا اگر هر سه هزارتا را هم تائید کرده بود هیچ فرقی نمی کرد، همان نتیجه را داشت برای اینکه آزادی نامزد شدن مردم نبوده است، آزادی انتخاب کردن نبوده، آزادی های لازم برای یک انتخاب آزاد نبوده است و نیست. پس مردم به حق حاکمیت خودشان رای نمی دهند. می روند پای صندوق و رای می دهند که ما فاقد حق حاکمیت خویشیم. حالا یک استدلالهای دیگر می کنند، باز یک مهندسی های دیگر انجام می گیرد که از این قرار است: هر گاه به اینها بگوئید که آقا، هر گاه این شورای نگهبان صلاحیت عده ای را تصدیق بکند و مردم مجبور باشند به آنها رای بدهند این مجبور کردن مردم به ماندن در مدار بسته بد و بدتر است، برای اینکه آن قدرتی که این کارها را انجام میدهد اینها را بر مبنای مصلحت خود و ادامه حیات خود و ادامه حاکمیت خود بر جامعه انجام میدهد.
    می گویند در همه دنیا انتخاب بین بد و بدتر است!عجب! باز این جا یک دروغ دیگر می گویند البته خیلی دروغها هست که می گویند. اولا اگر مدار بسته بد و بدتر باشد انتخابی وجود ندارد تا آدمی رای بدهد به بد از ترس بدتر. ثانیا، بد و بدتر را کی تعیین می کند؟ بدترین. مردم خود به خود دیوانه نیستند که بروند بین بد و بدتر انتخاب بکنند، انتخاب یعنی آزادی و آزادی یعنی بین خوب و خوب تر. بد یعنی نبود حق، نبود حق یعنی قلمرو زور. پس بد و بدتر یعنی محدود در دایره بسته زور. این دایره بسته را کی ایجاد می کند؟ بدترین، یعنی ولایت مطلقه فقیه. والا، جمهور مردم زور بکارشان نمی آید، حق بکارشان می آید. آنها باید از حقوق خودشان برخوردار باشند تا بتوانند زندگی آزاد و مستقل داشته باشند و رشد کنند. خوب این حریمی که بد و بدتر تعیین می کند و بعد مردم را می ترساند اگر شما به بد رای ندهید بدتر می آید، مردم، یعنی آنهایی که رای میدهند از این ترس است که میروند پای صندوق، سر جایش است. حالا در همین حکومت آقای روحانی ببینیم، عده ای از شما مردم رفته و رای داده اید،خوب آقای روحانی را بنا بر رایی که شما دادید و البته انتخابات هم مهندسی شده بود به جای خود، گیریم هم که نشده بود و شما رفتید و رای داده اید و ایشان انتخاب شده است.
    بدترین که آقای خامنه ای است، در واقع ولایت مطلقه و نه خامنه ای به عنوان شخص که آلت قدرت است. اصل قدرت است که اسمش را گذاشته اند ولایت مطلقه، نه فقه در این ولایت وجود دارد و نه آقای خمینی. این قدرت است که وجود دارد و این سرجایش است. این اقا آمده کارگذار بدترین شده است، در آن قرارداد وین، دست این بدترین را از زیر سنگ تحریم ها و وضعیت بودجه درمانده اش که دیگر خارج از تحمل شده بود بیرون آورده است و حالا رسیده به انتخابات. این آقا آمده با این تصویب صلاحیت نامزدها مهندسی فرموده است، آقای روحانی آمده و می گوید به اینکه این مجلس خانه ملت است خانه یک جناح نیست.
    آن آقا از آن طرف می گوید نه، این جا خانه موافقان نظام است، و توی دهن این آقا می زند. حالا آقای روحانی، شما وقتی می گوئید مجلس خانه ملت است، شما مدعی هستید حقوق هم خوانده اید، شما که می گویید خانه ملت است، از خود نمی پرسی که آیا خانه در اختیار مردم است یا نه؟ خانه ملت را نمایندگانی که از حق حاکمیت ملت نمایندگی می کنند باید بروند درونش. وقتی ملتی حاکمیت ندارد، خانه ملت غصب شده است. اینجا ولایت مطلقه است. هر کس برود توی این مجلس نماینده ولایت مطلقه است و نه نماینده مردم برای اینکه از حاکمیت نمایندگی می کند و حاکمیت در دست شخص آقای مطلقه است. این چیز بدیهی و دو دو تا چهار تا است. نمایندگی می کند از حاکمیت و کی دارد این حاکمیت را؟ مردم دارند؟ ندارند. آقای خامنه ای دارد. بنا بر این اگر فرشته هم برود توی این مجلس از آقای خامنه ای نمایندگی می کند، از مردم ایران نمایندگی نمی کند. چون از مردم نمایندگی نمی کند فرشته وارد مجلس مشود اما کار شیطان را می کند و جز این هم نمیتواند بکند. اگر خواست بکند همان بلا بر سرش می آید که بر سر مجلس ششم آمد. الآن هم که صریح می گویند که نمی خواهیم آن مجلس ششم تکرار شود. حداد عادل، پدر زن فرزند آقای خامنه ای گفته است که ما نمی خواهیم مجلس ششم دوباره تکرار بشود و خون به دل رهبر بکند. حالا، آن بخت برگشتگان هم خون به دل رهبر نکردند، حکم حکومتی را همان مجلس اجرا فرمود.
    پس این قضیه بد و بدتر هم معلوم شد که این بدترین است که این بد و بدتر را ایجاد می کند و انتخابی هم وجود ندارد برای اینکه بدترین سر جایش است و عمل می کند. شما مردم فریب می خورید، آن هم از ترس. انتخابی که مایه اش ترس باشد فاسد است. حالا بعضی ها آمده و فریب دیگر و به اصطلاح مهندسی دیگری فرموده اند. می گویند قهر کردن از صندوق رای انفعال است، تحریم انفعال است. ببینید، تحریم یک وقت این است که شما میدانید حق حاکمیت دارید، که حق مادر حقوق شهروندی است و آن هم اساس است و آن حق حاکمیت است. هر شهروند در حق حاکمیت شریک است. دموکراسی این است. اساسش این است.اگر شما ندانید که حق حاکمیت دارید چه بروید پای صندوق و رای بدهید و چه نروید پای صندوق و تحریم کنید،مساوی است برای اینکه، شما مردمی هستید که نمیدانید حق دارید. حق دارید اما بکارش نمی برید. اما اگر بدانید که حق حاکمیت مال شما است و غصب شده است، تحریم معنا میدهد. تحریم انفعال نیست، عمل است. یعنی شما، قلمرو حاکمیت غاصبان را تنگ می کنید. این کار کوچکی نیست، همان کاری است که با رژیم شاه شد. جنبش همگانی در شهر ها و روستا ها یک بخش کوچکی از آن و روی آن جنبش بود و عمق آن تنگ شدن قلمرو حاکمیت رژیم شاه بود، وقتی اعتصاب ها در دستگاه اداری، در دستگاه صنعت، در بازار، قلمروی برای حاکمیت رژیم باقی نگذاشت. آن جنبش گفت این حاکمیت مال ملت است. دنیا نمیتوانست این حق را تصدیق نکند، پس با اینکه امریکا می خواست مداخله کند نتوانست، نه روس توانست و نه امریکا و نه هیچ قدت خارجی توانست دخالت بکند، یک جنبشی، گل را بر گلوله پیروز کرد و در واقع حق حاکمیت خود را بر استبداد حاکم پیروز کرد. چون قلمرو آن غاصب حق حاکمیت را تنگ و تنگ کرد تا اینکه هیچ حاکمیتی برایش نماند. یک مثال خیلی زیبا و بسیار گویا. وزیر کشور فرانسه که رفته بود نزد شاه به ایران، شاه به او گفته بود که من دیگر به هیچ چیز حاکمیت ندارم. می گوید در همین حال که شاه می گفت کسی حرف من را نمیخواند و من دیگر حاکمیت ندارم برق کاخ هم رفت و چراغ ها خاموش شد، گفت می بینید؟ بی اختیاری من در این حد است. تحریم یعنی این. اگر شما می خواهید ملتی باشید که دنیا شما را به حساب بیاورد، اعتبار ملی پیدا کنید، وقار و وزن و عزت و غرور پیدا کنید و دنیا شما را به حساب بیاورد باید این کار را بکنید، برای این مطلقه قلمرو حاکمیت باقی نگذارید. این یعنی تحریم.
    حالا شما می گوئید این را چگونه انجام دهیم؟ همان گونه که در انقلاب کردید. قبل از انقلاب یک رشته کارها کردید، همانها را تکرار کنید. در خانه حق را مبنا کنید به ترتیبی که در خانواده حق را مبنای کار قرار بدهید، در نتیجه خانواده ها را از قلمرو حاکمیت این استبداد خارج کنید. در محل کار هم همین کار را بکنید و از آنجا هم بیرونش کنید،در بازار هم همین کار را بکنید و از آنجا برود بیرون، در مدرسه و دانشگاه هم همین کار را بکنید و از آنجا هم بیرونش کنید. قلمروهای جامعه مدنی نقش اساسی دارد. من در اینباره در کتاب ارکان دمکراسی توضیح داده ام. جامعه مدنی رکنی از ارکان دمکراسی است. حتی در دمکراسی ها جامعه مدنی قلمرو حاکمیت را محدود می کند. تحریم یعنی اینها. همه اینها را از شما پنهان می کنند. به شما این توانائی ها را نمی گویند! امید را از شما می گیرند، یاس را بجایش می نشانند. می گویند از شما کاری ساخته نیست، یک امکانی رژیم داده است بروید پای صندوق، اگر اینکار را نکند می شود انقلاب و انقلاب هم بدترین چیزهاست. یک دروغ می سازد که انقلاب بدترین چیزهاست یک دروغ می سازد که شما ناتوانید، یک دروغ دیگر می سازد که جز ترس هیچ واقعیتی دیگری وجود ندارد و دروغ چهارمی هم می گوید قدرت همه چیز است. آنوقت می گوید برو پای صندوق رای بده! خودم شنیدم می گوید من در انتخابات بین شیطان و شیطان تر انتخاب می کنم. انسان عاقل! خود را گرفتار نکن، خود را از شیطان رها کن! آزاد و مستقل شو! آنوفت بعنوان کسی که حاکمیت دارد رای بده. اینها یک رشته مهندسی بود. اگر دانشجویان اینها را می شنوند به جامعه انتقال دهند. جامعه را آگاه کنند به ترتیبی که حق داشتن توی ذهنها بیاید. وجدان جمعی پیدا شود اگر نه این شب سیاه ادامه پیدا می کند.
    ایجاد وجدان همگانی به اینکه من ایرانی، بعنوان شهروند صاحب حقوقم و حقم حق حاکمیت است. اگر این مهندسی انجام نگیرد مهندسی دومی بکار نخواهد آمد. یعنی صندوق درست کردن و تفلب کردن و صف درست کردن و … که کار سپاه است بی اثر خواهد شد. اینها کارساز نمی شود مگر با این مهندسی که توضیح دادم. بعنی فریب بزرگ. به فریب دهندگان می گویم شما را تاریخ نخواهد بخشید. به گذشتگان نگاه کنید، ببینید تاریخ با آنها چه کرد با شما هم خواهد کرد. نسل جوان امروز باید خود را مسئول بشناسد بروی حقوق خود بیایستد. بعنوان نیروی محرکه در جامعه خود فعال شود. صندوق جدیدی را باز کند، بسوی صندوقی دیگر بروید. صندوق نه به استبداد مطلقه ای که ایران را تباه کرده است. ایران را بیابان کرده است. ایران را سرزمین سبزیها، سبزی اخلاق، سبزی طبیعت و سبزی رشد بر میزان عدالت بگردانید.

    شاد و پبروز باشید.

     
  16. با سلام

    اين ويديو تقديم نوري زاد عزيز و همه دوستان

    https://www.youtube.com/watch?v=gAcxarN-98Q

    ————————

    سلام و سپاس عبدالله گرامی
    شنیدم و دیدم
    بسیار دلنشین است.
    سپاس

    .

     
  17. بخشی از مقدمه برزویه طبیب از کتاب داستانهای بید پای…..روی به طلب دین آوردم و کار دین بر من آشفته گشت . که مردم را در وی بر طبقات و تفاوت دیدم . گروهی از پدران میراث گرفته و چنگ در شاخ تقلید پدران زده و گروهی به جبر و کره و بیم و کامرانی ساخته و عمر براین قدم بگذاشته .و گروهی دین را دام معشیت و کام شناخته و عمر بر طلب جاه و مرتبت بپرداخته .و هرکه را دیدم واز وی باز پرسیدم جواب من چنان داد که % دست در دامن حق من دارم و مخالف من در پای جهل و خطا مانده است . و خلق را دیدم در غمرات اختلاف پوینده و هر کسی بر طریقی دیگر راه حق جوینده بعضی را هوا و شهوت گمراه کرده و بعضی را دلیل و حجت به راه آورده ….. راستی از میان خلق رمیده دلها با دروغ آرمیده .نیکان خوار و ذلیل شده و بازار بدان تیز گشته زشتکاری بر مردان می خندد صلاح و رشد بر خود می گرید . آب دریای عدل به زمی فرو شده و درفش ستمکاری به عیوق بر رفته .جریده دانش در نوشته عروس معرفت از جلوه باز مانده و دون همتی آشکار شده .کرم وجود ناپیدا گشته .پیمانهای دوستان از دست شده و خلق از حسد و بغض سر مست گشته و تاج اکرام از سر نیکان برگرفته و بر سر ناپاکان نهاده . حاکم دست راستکاری در آستین کشیده و اصحاب فرمان دست جور دراز کرده ..بدان را ناپاکی بدان آورده که با آسمان برابری جویند نیکان را عجز در زاویه بنشانده و بر صلاح می مویند .آبگینه مروت به سنگ بخل شکسته . این زمانه پر مکر و دستان دستان شادی می زندکه علم خیر چگونه نگونسار کردم …اگر اینیم استائیم چون سنگ …و اگر بیش از اینیم می میریم بی درنگ …بدرود آقای نوری زاد..

     
  18. ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﮐﺮﺩﻭﺍﻧﯽ ﭘﺪﺭ ﮐﻮﯾﺮ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﻣﺪﯾﺮﺍﻥ ﺣﮑﻮﻣﺘﯽ ﮔﻔﺖ :
    ” ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﯿﺪ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﺏ ﻧﯿﺴﺖ؟!؟ ”
    ﻣﺮﺗﺐ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﮐﻨﻔﺮﺍﻧﺲ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ , ﺍﻣﺎ ﻧﻤﯿﺮﻭﻡ ﭼﻮﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﮐﺎﺭ ﺍﺯ ﺳﻤﯿﻨﺎﺭ ﻭ ﮐﻨﻔﺮﺍﻧﺲ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ !
    ﺩﺷﺘﻬﺎﯼ ﮐﺸﻮﺭ ﻧﺸﺴﺖ ﮐﺮﺩﻩ
    ﺑﻄﻮﺭ ﻣﺜﺎﻝ ﺳﻄﺢ ﺁﺏ ﺩﺭ ﺟﻬﺮﻡ ٥٧٠ ﻣﺘﺮ،
    ﺩﺭ ﺭﻓﺴﻨﺠﺎﻥ ٤٥٠ ﻣﺘﺮ ﻭ ﺩﺭ ﺷﻬﺮﯾﺎﺭ ٣٠٠ ﻣﺘﺮ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ!!!!

    ﺩﺭ ﺟﻠﺴﻪ ﺩﻭﻡ ﺍﻣﺎ ﺣﺮﻓﻬﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺷﺪﯾﺪﺍﻟﺤﻦ ﺗﺮ ﺑﻮﺩ.
    ﺍﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺟﻠﺴﻪ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺩﺍﺩ ﺗﺎ 5 ﺳﺎﻝ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ” ﺟﻨﮓ ﺑﯿﻦ ﺍﺳﺘﺎﻧﻬﺎ ﻭ ﺷﻬﺮ ﻫﺎ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺁﺏ ”
    ﻋﻠﻨﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ،ﺍﻭ ﮔﻔﺖ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﺁﺏ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻠﻌﯿﺪ.

    ﺍﻣﺮﻭﺯ ” ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺟﻨﮓ ” ﺩﺭ
    ” ﺣﻮﺯﻩ ﺁﺏ ” ﺍﺳﺖ.
    ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻭ
    ﻫﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﻭ
    ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﻭ
    ﯾﻤﻦ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﺩﺭﺍﺯ ﻣﺪﺕ ﻧﯿﺴﺖ،

    ﺍﯾﻦ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﺁﺏ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ” ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻣﻠﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ” ﺭﺍ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ !

    ﮐﺮﺩﻭﺍﻧﯽ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ:
    ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺼﺮﻑ ﺩﺭﺳﺖ ﺁﺏ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ‌ﺍﻧﺪ، ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻪ‌ﺍﻧﺪ ” ﺳﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ”
    ﺑﺎ “ﺍﻗﻠﯿﻢ ﺧﺸﮏ ﻭ ﮐﻢ‌ ﺁﺏ ﺍﯾﺮﺍﻥ ” ﮐﻨﺎﺭ ﺑﯿﺎﯾﻨﺪ.
    ﮐﺮﺩﻭﺍﻧﯽ ﮔﻔﺖ: ﺟﻨﮓ ﭘﺮﺍﮐﻨﺪﻩ ﺁﺏ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻫﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ “ﺧﺰﻧﺪﻩ ﻭ ﺁﺭﺍﻡ “ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪﻩ ﻭ
    ﻓﻘﻂ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺁﻥ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻧﻤﯽ‌ﺷﻮﺩ. ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺎﺿﺮ ” ﺍﯾﻦ ﺟﻨﮓ ” ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﭘﺮﺍﮐﻨﺪﻩ ﺭﺥ ﻣﯽ‌ﺩﻫﺪ ﺍﻣﺎ ﺗﺎ
    ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻝ ﺁﯾﻨﺪﻩ
    ﺷﺎﻫﺪ ﺟﻨﮓ ﻓﺮﺍﮔﯿﺮ ﺁﺏ ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﻭ ﺑﯿﻦ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻭ ﺍﺳﺘﺎﻧﻬﺎ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺑﻮﺩ.

    ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﻭﯼ، ﺍﯾﻦ ﺁﻥ ﺧﻄﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ “ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ
    ﻭ ﺑﻌﻀﯽ ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭﺍﻥ ﭼﺸﻢ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ !!!!!!

    ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﺸﻨﻪ ﺍﺳﺖ .

    .ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺁﺏ ﮐﻤﺘﺮ ﻣﺼﺮﻑ ﮐﻨﯿﻢ ﺗﺎ ﺭﻭﺯﯼ 17000000ﻟﯿﺘﺮ ﺍﺏ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﺷﻮﺩ.
    ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺮﺍﮎ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ.

    ﻭﺭﻭﺩ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﻫﺸﺘﻤﻴﻦ ﺳﺎﻝ ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﻰ (ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﺑﻮﺷﻬﺮ ﻭ ﺍﺳﺘﺎﻧﻬﺎﻯ ﻫﻤﺠﻮﺍﺭ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﻮﺷﻬﺮ. ﻭ ﻧﻮﺍﺣﻰ ﺟﻨﻮﺏ ﺷﺮﻕ ﻭ ﺷﺮﻕ ﮐﺸﻮﺭ )ﻃﺒﻖ ﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎﻯ ﻧﺎﺳﺎ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺍﺯ 8ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻭﺭﻩ30ﺳﺎﻝ ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﻰ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ…

    ﻭ ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﻭ ﮐﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﺩﻭﻟﺖ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ
    ﻧﺒﺎﺷﯿﻢ،

    ﺗﺎ ۱۰ﺳﺎﻝ ﺁﺗﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ،

    ﮐﺎﻣﻼ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ!
    ﻃﺒﻖ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﻧﺎﺳﺎ ﺷﺪﺕ ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺣﺪﯼ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﮐﻞ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻣﺤﺾ ﻣﺤﺼﻮﻻﺕ ﺯﺭﺍﻋﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ.
    ﺍﮔﺮ ﺗﺪﺍﺑﯿﺮ ﺟﺪﯼ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻧﺸﻮﺩ ﺑﮕﻔﺘﻪ ﻧﺎﺳﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﺸﻮﺭ ﻧﯿﻤﻪ ﺧﺸﮏ ﺑﻪ ﯾﮏ ﮐﺸﻮﺭ ﺧﺸﮏ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ!!!
    ﻣﺜﻞ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﻣﻐﻮﻟﺴﺘﺎﻥ!
    ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﺑﺎﺭﺵ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﻫﺮﺳﺎﻝ ۸۰۰ ﻣﯿﻠﯿﻤﺘﺮ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﻧﺮﻣﺎﻝ ۲۵۰ ﻣﯿﻠﯿﻤﺘﺮ ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ.
    ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺗﺒﺨﯿﺮ ﺁﺏ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ۴ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ ﻭ ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﻣﺼﺮﻑ ﺁﺏ ﺗﻮﺳﻂ ﮐﺎﺭﺑﺮﺍﻥ ﺧﺎﻧﮕﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ۲ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ!
    ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﻓﺎﺟﻌﻪ !
    ﮐﻤﯽ ﺑﻬﺶ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﺪ.
    ﻭ ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ۲۵ % ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﯾﯽ، ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ!
    ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺭﺍ ﺟﺪﯼ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ!
    ﻣﻮﻗﻊ ﺷﺴﺘﻦ ﻇﺮﻑ،
    ﺣﻤﺎﻡ،
    ﻟﺒﺎﺱ،
    ﻣﺴﻮﺍﮎ،
    ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ،
    ﻭﺿﻮ
    ﻭ …
    ﺑﻪ ﺍﺭﺯﺵ
    ﺁﺏ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﺪ!
    ﺑﺎ ﺁﺏ ﺑﺎﺯﯼ ﻧﮑﻨﯿﻢ!
    ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻬﻢ ﺍﺳﺖ!
    ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻﻥ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻃﺮﺡ ﻭ ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﯾﯽ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﯿﻢ!
    ﺁﺏ ﻣﺎﯾﻪ ﺣﯿﺎﺕ ﺍﺳﺖ.

    ☑️ﻭﻟﻄﻔﺎ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺍﻃﻼﻉ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﮐﻨﯿﺪ
    ﻭ ﺩﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺻﻔﺤﺎﺕ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺮﺍﮎ ﺑﺰﺍﺭﯾﺪ!

     
    • فاجعه
      اما
      آنچه البته بجائی نرسد فریاد است

       
    • جناب ایران دوست هدف شما ر ا از اینهمه کپی پیست مطالب در این سایت درک نمی کنم. هر مطلبی هرچه هم خنده دار یا جالب باشد دلیلی برای کپی پیست آنهم با این حجم بالای فعالیت شما اینجا نیست.

       
  19. مناجات یک مشهدی با خدا:

    خدایا یَک چیزی موگوم ناراحت نری ها!!!
    هم شده یک بار بگی یا ایها الذین آمنوا حالتان چطوره؟
    پولی چیزی نِمِخن؟…
    هم همش تهدید!
    همش استرس!
    همش مِگی موبورومتان جهنم.
    موسوزونومتان پوفله پوفله برن.
    قیر مرزوم دهنتان …
    خو شیطون ر نگا کن عجب پیشنهادایه خلاقانه ای دره…
    آدم دلش نمیه بهش جواب رد بده

     
  20. ای بابا این استاد صانعیه. والله نشناختم. چه شکسته شده بنده خدا. خدا نبخشدشون چه بلائی سر استاد آوردن.

     
  21. داش محمد تو دنیای مجازی میگشتم که نظر پرفسور ناکازاکی ایرانشناس رو در باره ما ملت خودگمکرده ایرون پیدا کنم این مطلب رو دیدم. حالا خودت لطف کنو دیگاه ناکازاکی رو یه بار دیگه نشون ما ملت خود گمکرده بده. ممنون

    دیدگاه ما

    پرﻓﺴﻮﺭ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﻣﻴﮕﻔﺖ :ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺗﺤﺼﻴﻼﺗﻢ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ , ﺩﺭ ﻳﻚ ﻛﺎﺭ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺑﺎ یک دﺧﺘﺮ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﻭ ﻫﻤﻴﻨﻄﻮﺭ ﻓﻴﻠﻴﭗ , ﻛﻪ ﻧﻤﻴﺸﻨﺎﺧﺘﻤﺶ هم گروه شدمﺍﺯ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ :

    ﻓﻴﻠﻴﭗ ﺭﻭ ﻣﻴﺸﻨﺎﺳﻲ ؟ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﮔﻔﺖ :ﺁﺭﻩ , ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮﻱ ﻛﻪ ﻣﻮﻫﺎﻱ ﺑﻠﻮﻧﺪ ﻗﺸﻨﮕﻲ ﺩﺍﺭﻩ ﻭ ﺭﺩﻳﻒ ﺟﻠﻮ ﻣﻴﺸﻴﻨﻪﮔﻔﺘﻢ : ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ﻛﻴﻮ ﻣﻴﮕﻲﮔﻔﺖ :ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺵ ﺗﻴﭗ ﻛﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﭘﻴﺮﺍﻫﻦ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﻴﻜﻲ ﺗﻨﺶ ﻣﻴﻜﻨﻪ

    ﮔﻔﺘﻢ : بازم نفهمیدم ﻣﻨﻈﻮﺭﺕ ﻛﻴﻪ ؟ﮔﻔﺖ : ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮﻱ ﻛﻪ ﻛﻴﻒ ﻭ ﻛﻔﺸﺶ رو ﻫﻤﻴﺸﻪ با هم ﺳﺖ میکنه ﺑﺎﺯﻡ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻡ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻛﻲ ﺑﻮﺩ !

    ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﺗﻮﻥ ﺻﺪﺍﺷﻮ ﻳﻜﻢ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :ﻓﻴﻠﻴﭗ ﺩﻳﮕﻪ , ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮ ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﻲ ﻛﻪ ﺭﻭﻱ ﻭﻳﻠﭽﻴﺮ ﻣﻴﺸﻴﻨﻪ …

    ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﻗﻴﻘﺎ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﻛﻴﻮ ﻣﻴﮕﻪ , ﻭﻟﻲ ﺑﻪ ﻃرﺯ ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺑﺎﻭﺭﻱ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﻓﻜﺮ …

    ﺁﺩﻡ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺎﻳﺪ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺑﻪ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﻛﻪ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﻭﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎﻱ ﻣﻨﻔﻲ ﻭ ﻧﻘﺺ ﻫﺎ ﭼﺸﻢ ﭘﻮﺷﻲ ﻛﻨﻪ …

    ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ ﻣﺜﺒﺖ ﺩﻳﺪﻥ با خودم گفتم ﺍﮔﺮ ﻛﺎﺗﺮﻳﻦ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﻓﻴﻠﻴﭗ می پرسید ﭼﻲ ﻣﻴﮕﻔﺘﻢ ؟

    ﺣﺘﻤﺎ ﺳﺮﻳﻊ ﻣﻴﮕﻔﺘﻢ : ﻫﻤﻮﻥ ﻣﻌﻠﻮﻟﻪ ﺩﻳﮕﻪ !ﻭﻗﺘﻲ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺩﻳﺪگاه ﺧﻮﺩﻡ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻛﺮﺩﻡ , ﺧﻴﻠﻲ ﺧﺠﺎﻟﺖ کشیدم …حالا ما چه دیدگاهی نسبت به اطرافیانمون داریم … ؟

     
  22. آقای صانعی بیش از پنج سال دادستان کل کشور بوده و نمیدونم چه احکام و دستوراتی داده و چقدر در حق مردم خوبی یا ظلم کرده و دستور اعدام چند نفر را داده؟! اگر فردی تغییر روش و عقیده بدهد نسبت به عملکرد گذشته خود مسیول است بخصوص اگر خطا و جرمی انجام داده باشد ! آقای نوری زاد شما که با این آقایان در ارتباط هستید از آقای صانعی بپرسید چند نفر را اعدام کرده است ؟ و آیا حاضر است واقعیات صورت پذیرفته در زمان دادستانی خود را بگوید؟
    امیدوارم مصلحت اندیشی نکند و واقعیت را بگوید ! من نمیدونم آخرتی هست یا نه ولی بنا بر رفتار علمای شیعه برداشت من اینستکه آخرتی وجود ندارد!

     
  23. محمد نوری زاد

    می گویم:
    آنجا که خود می پذیریم گوسفند باشیم، هر چه هم که قد بکشیم باز هم گوسفندیم!

     
  24. نیک آهنگ کوثر

    استاد نوری زاد سلام دوباره
    باور کنین اصلن فکر نمی کردم سایت خودنویس کاملن بشه یه سایت اطلاعاتی انگار این سایت منتقد خواب نماشده و توسط اطلاعات اداره می شه. علیه “لگام” ببین چی نوشته:

    ————————–

    حمایت حامیان فتنه 88 از محمد علی طاهری+ تصویر
    28 آذر 1394
    بقلم: نیک آهنگ کوثر

    کارزار لگام عنوانی است که برخی از حامیان فتنه 88 برای لغو مجازات اعدام انتخاب کرده اند. کارزار لگام متشکل از کسانی است که نه تنها در فتنه 88 با حمایت از اغتشاشگران به دنبال سرنگونی نظام ج.ا.ا بودند

    بلکه بعد از آن نیز با هدف مقابله با نظام با ضدانقلاب خارج نشین همراه شدند. برپایی تجمع های غیرقانونی و تهیه گزارش های خبری برای رسانه های معاند و سیاه نمایی علیه نظام ج.ا.ا تنها بخش کوچکی از اقدامات معاندانه این افراد را شامل می شود.

    به جرات می توان گفت که در چندسال اخیر موضوع «حقوق بشر» پس از «پرونده هسته ای» مهمترین دستاویز کشورهای غربی برای اعمال تحریم های اقتصادی بوده است. توجه ویژه کشورهای غربی به فعالان حقوق بشر و حمایت از آنها سبب شده تا عناصر معاند با پوشش فعال حقوق بشر فعالیت های خود را علیه نظام ج.ا.ا ادامه دهند. چنین شرایطی سبب شده تا نام فعالان حقوق بشر در ایران با پرونده های قضائی گروه بخورد.

    از آنجا که بسیاری از این پرونده ها تنها با هدف سیاه نمایی و جنجال آفرینی دنبال می شود به ضرر افراد در بند تمام می شود. در این باره می توان به موارد متعددی از سوء استفاده از پرونده های قضائی اشاره کرد. پرونده «سکینه آشتیانی» و پرونده «آمنه بهرامی» و …

    چندی است که نام «محمدعلی طاهری» و «آیت الله نکونام» در صدر اخبار رسانه های ضدانقلاب قرار گرفته است. فعالان به اصطلاح حقوق بشر که به عنوان بازوی اطلاعاتی رسانه های معاند در داخل کشور فعالیت می کنند همه روزه اخبار و گزارش های متفاوتی را برای آن رسانه ها ارسال می کنند که درباره صحت و صقم بسیاری از آنها شک و تردید وجود دارد!

    برخی از حامیان فتنه 88 که با عنوان «کارزار لگام» به دنبال طرح مباحث حقوق بشری علیه ایران هستند به تازگی بیانیه ی را خطاب به رسانه های آزادی خواه! منتشر کرده اند. اعضای این کارزار که خود از مجرمان سیاسی-امنیتی بوده و سابقه زندان دارند، نسبت به حکم اعدام محمدعلی طاهری ابراز مخالفت کرده و آن را محکوم کرده اند.

    در این بیانیه آمده است: «ما فعالان کارزار لغو گام به گام اعدام (لگام) حکم اعدام آقای طاهری را که برخلاف قانون بوده و به هیچ عنوان وجاهت قانونی ندارد، شدیدا محکوم می‌کنیم و خواستار آنیم در صورتی که اتهاماتی بر اساس قوانین بر آقای محمدعلی طاهری و فعالیت گروه ایشان وارد است، در دادگاهی علنی و عادلانه به این اتهامات رسیدگی شود.»

    همچنان که گفته شد از آنجا که پیگیری پرونده های قضائی تنها با هدف سیاه نمایی و جنجال آفرینی علیه نظام ج.ا.ا دنبال می شود بسیاری از موارد در آن نادیده گرفته می شود تا بنابر شرایط از آن بهره برداری سیاسی شود! موارد اتهام محمدعلی طاهری [موسس و گرداننده فرقه انحرافی کیهان حلقه] به او تفهیم شده و در دادگاه های متعددی که از حدود پنج سال قبل برگزار شده به تک تک آنها رسیدگی شده است. بنابر اطلاعات موجود هنوز حکم اعدام محمد علی طاهری به جرم «فساد فی الارض» توسط مراجع قضائی تایید نشده است و جنجال رسانه های معاند و عناصر معاند در داخل و خارج از کشور بی دلیل است.

    محمدعلی طاهری در تاریخ ۱۴ اردیبهشت سال ۹۰ برای سومین بار بازداشت و مورد محاکمه‌ی قانونی قرار گرفت. موارد اتهام در خصوص پرونده قضائی محمدعلی طاهری شامل «فساد فی الارض»، «توهین به مقدسات»، «دخالت در امر پزشکی»، «تهیه و تکثیر و توزیع آثار سمعی و بصری غیر مجاز» و … می شود.

    کارزار لگام که با پوشش فعالان حقوق بشر درصدد رفع محکومیت اعدام از زندانیان سیاسی-امنیتی هستند بار دیگر چهره فریبکارانه و ضدقانونی خود را به نمایش گذاشتند و در پاراگراف پایانی این بیانیه خواهان حضور مردمی در صحنه اجتماعی و پیشگیری از حکم اعدام محمدعلی طاهری شدند! [1]

    در پایان نام اعضای کارزار لگام که همگی از حامیان فتنه 88 بوده و سابقه محکمیت قضائی دارند به شرح زیر است:

    بابک احمدی، جعفر پناهی، علی‌رضا جباری، فریبرز رئیس دانا، نسرین ستوده، فریده مرادخانی، اسماعیل مفتی زاده، محمد ملکی، محمد نوری زاد

     
    • دوست عزیز لطفا لینک خبر را ارائه دهید.
      سپاس

       
    • https://khodnevis.org/
      دوست اطلاعاتی (چون بنام نیک آهنگ کوثر کامنت گذاشته و خودش هم گفته که این نیک آهنگ کوثر اطلاعاتی است)، من سایت خودنویس متعلق به نیک آهنگ کوثر کارتونیست غیر اطلاعاتی را چک کردم و همچین چیزی را ندیدم. اگر ممکن است آدرس سایت خودنویس اطلاعاتی را اینجا بگذارید شاید ما و آقای نوریزاد هم مشتری شدیم. خدا قوتت بده ولی کلک جالبی بود و کلی خندیدیم.

       
    • “لجن پراکنی ارتش سایبری”

      از آنجائی که تا حدودی با سایت “خودنویس” و نظرات آقای نیک آهنگ کوثر آشنایی داشتم، پذیرش

      این نکته که نوشتار فوق بقلم ایشان باشد، برایم سوال برانگیز بود. لذا با مراجعه به این سایت و

      کند و کاو، در آرشیو آن بمدت یک ساعت و بررسی مقالات درج شده در آن، همانگونه که انتظار

      میرفت، اثری از دو مقاله‌ قید شده به نام نیک آهنگ کوثر نیافتم !!

      ایشان در تاریخ ۵ ، ۱۳ ، ۱۷ و ۲۸ آذر ماه ۱۳۹۴ بترتیب، چهار مقاله تحت عنوانهای:

      “گرمتر شدن زمین، کاهش ذخیره برقی‌ و اصرار بر سد سازی” ۵ آذر ۱۳۹۴

      “خودنویس ۶ ساله شد” ۱۳ آذر ۱۳۹۴

      “مردم اندر یافتن فهم درست” ۱۷ آذر ۱۳۹۴

      “خریت بدتر است یا تکرار خریت؟” ۲۸ آذر ۱۳۹۴

      در سایت “خودنویس ” نوشته اند، اما مطلقا نوشتاری تحت عنوان ” حامیان فتنه ۸۸ از محمد علی‌ طاهری”

      در این سایت یافت نمی‌شود. مقاله “خریت بدتر است یا تکرار خریت؟” که در تاریخ ۲۸ آذر ۱۳۹۴ نوشته

      شده به بررسی دیدگاه‌ها و شخصیتِ “حسن خمینی” می‌پردازد.

      چنین به نظر می‌رسد که انگیزه “برادران ارتش سایبری” بد نام کردن “نیک آهنگ کوثر” و “سایت خودنویس”

      نزد حامیان آقای نوری زاد باشد. و از آنجائی که متأسفانه ما در فضای مجازی بدون کمترین دیدِ انتقادی و

      عمدتا سطحی به پدیده‌ها برخورد می‌کنیم، فضای مناسبی ایجاد میشود برای شیادان و جیره خواران مغرض.

      تا سیه روی شود هر که در ا‌و غش باشد 🙁

       
  25. 70 میلیون کم کار کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می کنیم
    برادرای من کارمند بانک زیر میزی و وام میگیره، راننده تاکسی پول بقیه کرایه رو نمیده، نونوا 4تا دونه کنجد میریزه گرون میفروشه و یا کیسه پلاستیکی که براش 20 تومن آب میخوره رو 200 باهات حساب میکنه، میوه فروش آشغال میوه رو قاطی میوه هاش با قیمت 4برابر بهتون قالب میکنه، بنگاهی با دروغ خونه رو میفروشه بهت و در آخرم هیچ کاری نکرده حقوق 2 ماه همین کارمند بانک رو کمیسیون میگیره میذاره توجیبش، طلا فروش به اسم اجرت ساخت که هیچ جاش معلوم نیست چند دراومده و سود 7% خودش و 9% مالیاتی که از مامیگیره و به اداره مالیات نمیده طلای گرمی 100 تومن رو بهت میده 160 تومن،بوتیک یک پیرهنی که خریده 20 تومن رو بهت میگه 80 تومن تازه حاضره بهت 30 تومن هم تخفیف!!! بده تا خوشحال باشی، پزشک قسم خورده، برای عمل زیر میزی میگیره و مسئولان هم در حال اختلاس،من موندم روحانیت چی به مردم یاد داد بجز دزدی و…

     
  26. نیک آهنگ کوثر

    سلام استاد نوری زاد
    این مطلب را آقای نیک آهنگ کوثر نوشته. جوری که انگار یک مأمور اطلاعات نوشتن این مطلب را به او سفارش داده. از نیک آهنگ کوثر خبر داریم که چند وقتی رسانه های خارج از کشور بخاطر خیانتش به رسم و مرام خبرنگاری قطع کردند. این مطلب را اگر نخوانده اید بخوانید. ظاهرا قبل از حضورتان در مقابل دفتر لاستیک دناست و این آقا فکر می کرده پیشاپیش باید یک کاری بکند و شما را عقب برانه

    —————————-

    دیوانگی محمد نوری زاد به روایت خودش
    07 مرداد 1394

    بقلم: نیک آهنگ کوثر

    گویا هوچی گری های محمد نوری زاد پایانی ندارد! پس از سفر به اصطلاح صلح و دوستی به نقاط مختلف کشور و همچنین ماجرای ساختمان وزارت اطلاعات و لانه جاسوسی آمریکا، اکنون محمد نوری زاد اعلام کرده که مقابل دفتر مرکزی لاستیک دنا به نشانه اعتراض می ایستد. بهانه او برای این اقدام ضبط گذرنامه اش است!

    اقدامات محمد نوری زاد در چند سال اخیر حاکی از آن است که او به هیچ وجه نمی خواهد فراموش شود،نوری زاد به بهانه های مختلف خوراک خبری برای رسانه های معاند فراهم می کند تا از این طریق همچنان در رسانه های ضدانقلاب جایگاه خود را حفظ کند، در این بین محمد نوری زاد حتی به مادر ستار بهشتی هم رحم نمی کند و از او به عنوان یک ابزار در پیشبرد اهداف خود استفاده می کند.

    داستان هوچی گری ها نوری زاد زمانی آغاز شد که بودجه های میلیون تومانی برای ساخت فیلم های نه چندان با کیفیت قطع شد. ارتباط او با فعالان بدنام داخلی باعث شد تا نویسندگی در نشریه کیهان را از دست بدهد. این ماجرا تا الان ادامه دارد.

    چند وقت پیش بود که محمد نوری زاد سفر «صلح و دوستی» را آغاز کرد! موضوع این سفر، ملاقات کسانی بود که اعضای خانواده شان [پدر، مادر یا فرزند] به سبب اقدام غیرقانونی محکوم و مجازات شده بودند. او تصاویر مربوط به این ملاقات ها را هر روز در سایت و شبکه های اجتماعی منتشر می کرد و بالطبع رسانه های معاند نیز اقدام به بهره برداری می کردند. او پس از این سفر تصاویری از خود به نمایش گذاشت که حاکی از شکنجه جسمانی بود اما به واقع نبود!

    محمد نوری زاد علیرغم اینکه ادعا می کرد مورد شکنجه ماموران امنیتی قرار گرفته اما در همان روزها مقابل ساختمان وزارت اطلاعات می ایستاد و اعتراض می کرد! نوری زاد به بهانه ضبط اموال شخصی از جمله گذرنامه در مقابل ساختمان وزارت اطلاعات ج.ا.ا به نشانه اعتراض ایستاد، او قول داد که تا مشخص نشدن موضوع اموال همچنان در مقابل ساختمان وزارت اطلاعات خواهد ایستاد اما… !

    این روزها به قول خودش سر به دیوانگی زده و آنچنان که اعلام کرده می خواهد در مقابل دفتر مرکزی لاستیک دنا بایستد! بهانه او اما مضحک است؛ ضبط گذرنامه [عدم اجازه برای خروج قانونی از کشور] توسط مراجع قضائی دلیل محمد نوری زاد برای این اقدام است.

    محمد نوری زاد در گزارشی که به تازگی در سایت خود منتشر کرده است به روال گذشته مسولان بلندپایه نظا ج.ا.ا را مورد اتهام قرار داده و با به کار بردن الفاظ سخیف آشکارا به ایشان توهین می کند. علاوه بر این محمد نوری زاد بازهم به خود اجازه داده که به رهبر عظیم الشان نظام «امام خامنه ای» توهین کند. اگرچه مجموعه نظام ج.ا.ا و رهبر معظم انقلاب در مقابل یاوه گویی های محمد نوری زاد صبر از خود نشان داده اند اما باید خاطر نشان کرد که در آزادترین کشور دنیا هم افراد اجازه توهین و افترا را نخواهند داشت.

    همچنان که می دانیم محمد نوری زاد تاکنون چندین بار به سبب اقدام علیه امنیت ملی و نشر اکاذیب و … بازداشت و محاکمه شده است، طبیعتا اموال و مدارک مجرم توسط مراجع قانونی جهت بررسی بیشتر ضبط می گردد و اگر این گمان برود که ممکن است از آنها دوباره سوء استفاده شود برای همیشه این اموال ضبط خواهد شد./تمام

     
    • ولی این مطلب نوشته نیک آهنگ کوثر نیست کاش کمی بیشتر تحقیق می کردید …ای داد و ای بیداد کجا میرویم در این بیابان بی اخلاقی و نامردی و قضاوت نابجا؟ خدا و وجدان و شرف گم شده یا بازیچه تسویه حسابهای سیاسی؟ لابد می دانید khodnevis.co یک سایت فیک است.

       
    • سلام بر دوست عزیزم
      می شود آدرس لینک فوق را اعلام فرمایید.
      سپاس

       
    • راستی این جناب نیک آیین هدفش چیست از این اراجیف؟خب نویرزاد این هست که می نویسد و عمل می کند.این جناب کوثر چی؟

       
    • “لجن پراکنی ارتش سایبری” 2

      داستان این مقاله‌ نیز همچون مقاله‌ اول که در کامنت فوق به آن اشاره شد، کاملا بی‌ پایه و اساس می‌باشد

      و اثری از آن در سایت “خود نویس” یافت نمی‌شود. نیک آهنگ کوثر در تاریخ ۴ ، ۵ ، ۲۰ و ۲۷ مرداد ۱۳۹۴

      مقالات متعددی نوشته است، ولی‌ بتاریخ ۷ مرداد ۱۳۹۴، هیچ مقاله‌ای در سایت “خودنویس” تحت عنوانِ

      “دیوانگی محمد نوری زاد به روایت خودش” یافت نمی‌شود.

      من علاوه بر آن، نام آقای نوری زاد را در قسمتِ جستجوی سایت خودنویس نوشته و با مقالات، گفتگوها،

      مصاحبه‌ها و نامه‌های متعددِ نوشته شدهِ آقای نوری زاد به رهبر مواجه شدم، که جملگی گواه بر آن است

      که دیدگاه و نظراتِ نیک آهنگ کوثر، خلاف آن چیزیست که “برادران ناشی‌ ارتش سایبری” به نام ایشان

      جعل و منعکس کردند. در خاتمه لازم به تذکر می‌‌دانم، با وجودیکه با محتوای بسیاری از نوشتارهای

      نیک آهنگ کوثر و سایت “خودنویس” همسویی داشته، اما این بمعنای پذیرش تمامی‌ دیدگاه‌ها و

      نقطه نظرات ایشان نمی‌باشد.

      با سپاس از همگی‌، بجز ارتشِ سایبری 🙂

       
      • ملیجک عزیز، خود نیک آهنگ هم یکبار در سایت خودش در مورد خودنویس اطلاعاتی هشدار داده بود. انتظار ما از دوستان باسوادی همچون مزدک عزیز بیشتر از اینها بود که به این سرعت یک خبر دروغ را بدون تحقیق نپذیرند و موضع گیری نکنند. واقعا دوستان روشنفکرکه یک نوشته دروغ را میپذیرند نباید ازعوام انتظار داشته باشند که گفته های بعضی ها در مورد یا علی گفتن رهبردر هنگام تولد را مورد سوال قرار دهند.

         
  27. متن کامل یادداشت دفاع آقای زضا کیانیان از خانم فاطمه معتمدآریا در قضیه سینما کاشان بدین شرح است : تروریسم شاخ و دم ندارد . تروریسم یعنی نابود کردن آنچه دوست ندارند! تروریسم یعنی قانون را قبول نداشتن! تروریسم یعنی خودشان تصمیم بگیرند چه خوب است و چه بد! تروریسم یعنی این است و جز این نیست! تروریسم یعنی خودسری! تروریسم یعنی خود را تحمیل کردن به دیگران! تروریسم یعنی دیگران مهم نیستند! تروریسم یعنی همۀ دیگران نمی‌فهمند!
    یعنی زور ، قلدری ، قمه کشی، هفت تیر کشی ، نارنجک پرت کردن ، منفجر کردن ، حقوق دیگران را له و نابود کردن ، بی‌ارزش شمردن حقوق فردی و جمعی، بی‌اعتباری قانون ، بی‌اعتباری دولت ، بی‌اعتباری نظم ، نابودی آرامش ، نابودی فهم و ادراک… تروریسم با لمپنیسم دو قلو هستند! تروریسم یعنی همین چند مشت جوانی که در داعش جهان را تهدید می‌کنند و همین جوانانی که به سفارتخانه‌ها حمله می‌کنند ، به‌ سخنرانی‌ها حمله می‌کنند و همین چند نفری که به‌ سینمایی که فاطمه معتمد آریا در آن حرف مى‌زد ، حمله کردند که مجلس را به‌ هم ریختند که شهر را به‌ هم ریختند که به‌ بازیگری که این همه افتخار برای کشورش آورده توهین کردند و فحش‌های رکیک دادند! ___از دهان‌ هایی که فحش‌های رکیک خارج می‌شود !، اسامى مقدس هم خارج می‌شود!!!!!!!

     
  28. کسی باور میکند که امام خمینی زمانی مطلبی را که ذیلاً می آید ، گفته باشد و صدا و سیما هم آن را بعد وفات امام پخش کرده باشد ؟ سخن امام را که حتی ثانیه ای هم صدا و سیما شهامت پخش آن را ندارد ، چنین است : وصیت این جانب به رهبر و شوراى رهبرى در این عصر که عصر تهاجم ابرقدرت ها و وابستگان به آنان در داخل و خارج کشور به جمهورى اسلامى و در حقیقت به اسلام است در پوشش جمهورى اسلامى و در عصرهاى آینده ، آن است که خود را وقف در خدمت به اسلام و جمهورى اسلامى و محرومان و مستضعفان بنمایند و گمان ننمایند که رهبرى فى نفسه براى آنان تحفه ‏اى است و مقام والایى ، بلکه وظیفه سنگین و خطرناکى است که لغزش در آن اگر خداى نخواسته با هواى نفس باشد ، ننگ ابدى در این دنیا و آتش غضب خداى قهار در جهان دیگر در پى دارد .!

     
  29. با سلام جناب نوری زاد ،انشالله به زودی بساط آشغالهای کلان و خودسر مملکت رو جمع میکنیم

     
    • شوربختانه همه اشغالها برای 25 سال توسط امریکا و انگلیس و فرانسه بیمه شدند . با گرسنگی هم نمی توان اشغال ریشه کن کرد!!!! چرا دلار گرانتر از قبل از بیمه شدن رژیم شده ؟ البته امیدوارم خدای ایران خودش کمک کند و…

       
  30. آخوند سید مرتضی شاهزاده ی برکات و غبره…

    ﺍﻧﻘﺪﺭ ﻧﮕﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﻣﺎ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﺬﺍﺭﯾﺪ. ﻫﻤﯿﻦ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﺷﻤﺎﺳﺖ
    ﮐﻪ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻫﺴﺖ ……….. ﺍﯾﻦ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﺷﻤﺎ , ﮐﻪ
    ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻥ ﻋﮑﺲ ۶x ۴ ﺧﻤﯿﻨﯽ ﺩﺭ ﻣﺎﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺷﺒﻬﺎﯼ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺳﺎﻝ
    ۱۳۵۷ ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﺷﺪ ,
    ﺳﺒﺐ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﺭ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻭ ﺣﺎﮐﻢ ﮐﺮﺩﻥ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﭘﻠﯿﺪﺗﺮﯾﻦ ﻭ
    ﺑﯿﮑﺎﺭﻩ ﺗﺮﯾﻦ ﻭ ﻣﺮﺗﺠﻊ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﻗﺸﺎﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﺁﺧﻮﻧﺪﻫﺎ ﺷﺪ .
    ﺍﯾﻦ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﺷﻤﺎ , ﺳﺒﺐ ﮐﺸﺘﺎﺭ ﻭ ﺁﻭﺍﺭﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻣﻬﺎﯼ
    ﺗﺤﺼﯿﻠﮑﺮﺩﻩ ﻭ ﮐﺎﺭﺁﻓﺮﯾﻦ ﻭ ﻗﺘﻞ ﻋﺎﻡ ﮔﻠﻬﺎﯼ ﻣﯿﻬﻦ ﭘﺮﺳﺖ ﺍﺭﺗﺶ
    ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺷﺪ .
    ﺍﯾﻦ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﺷﻤﺎ , ﺳﺒﺐ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﺭ ﺁﻣﺪﻥ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﺑﻨﺎﻡ
    ﺧﻠﺨﺎﻟﯽ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺻﺮﺍﺣﺖ ﮔﻔﺖ : ﻣﯿﮑﺸﻢ , ﺍﮔﺮ ﮔﻨﺎﻫﮑﺎﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ
    ﮐﻪ ﺑﻪ ﺟﻬﻨﻢ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﯿﮕﻨﺎﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﯿﺮﻭﻧﺪ !
    ﺍﯾﻦ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﺷﻤﺎ , ﺑﺎﻋﺚ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﯾﺮﺳﺎﺧﺖ ﻫﺎﯼ
    ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﮐﺸﻮﺭ ﺩﺭ ﺟﻨﮕﯽ ﻭﯾﺮﺍﻧﮕﺮ ﻭ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﻫﺸﺖ
    ﺳﺎﻟﻪ ﺷﺪ .

    ﺍﯾﻦ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﺷﻤﺎ , ﻫﻤﺎﻥ ﮐﻠﯿﺪﻫﺎﯼ ﺑﻬﺸﺖ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺑﺮ ﮔﺮﺩﻥ
    ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻭ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﻦ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻥ ﻭ ﭘﺮﭘﺮ ﺷﺪﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺷﺪ
    .
    ﺍﯾﻦ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﺷﻤﺎ , ﻣﺴﺒﺐ ﺗﺤﺮﯾﮏ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﺍﺭﺗﺶ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ
    ﮐﺸﻮﺭ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻭ ﺳﭙﺲ ﻋﻔﻠﻘﯽ ﻭ ﮐﺎﻓﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﺑﻌﺪ
    ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﻋﺮﺍﻗﯽ ﺷﺪﻥ ﻫﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺷﺪ !

    ﺍﯾﻦ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﺷﻤﺎ , ﺳﺒﺐ ﮐﺸﺘﻪ ﻭ ﻣﻌﻠﻮﻝ ﻭ ﺷﯿﻤﯿﺎﺋﯽ ﻭ ﻣﻮﺟﯽ
    ﺷﺪﻥ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺍﺯ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺮﺯ ﻭ ﺑﻮﻡ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ
    ﺩﯾﺎﺭ ﺷﺪ .
    ﺍﯾﻦ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﺷﻤﺎ , ﺳﺒﺐ ﺍﺭﺯﺵ ﺷﺪﻥ ﺣﻤﺎﻗﺖ ﺟﻨﮓ ﻭ ﻓﺮﺍﺭ
    ﻣﻘﺼﺮﺍﻥ ﻭ ﻋﺎﻣﻼﻥ ﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﮔﺎﻥ ﺁﻥ , ﺍﺯ ﺩﺍﺩﮔﺎﻫﯽ ﺷﺪﻥ ﻭ
    ﺍﺟﺮﺍﯼ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﺩﺭ ﺣﻖ ﺁﻧﻬﺎ ﺷﺪ

    …………ﺍﯾﻦ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﺷﻤﺎ , ﺑﺎﻋﺚ ﺑﻮﺟﻮﺩ ﺁﻣﺪﻥ ﻗﺸﺮﯼ ﺑﻨﺎﻡ
    ﺁﻗﺎﺯﺍﺩﻩ ﻭ ﻏﺎﺭﺕ ﻭ ﭼﭙﺎﻭﻝ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﻠﯽ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﻫﺎﯼ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺍﯾﻦ
    ﮐﺸﻮﺭ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺷﺪ .
    ﺍﯾﻦ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﺷﻤﺎ , ﺳﺒﺐ ﺑﯽ ﺣﺴﺎﺏ ﻭ ﮐﺘﺎﺏ ﺷﺪﻥ ﻧﻔﺖ ﻭ
    ﻏﺎﺭﺕ ﻭ ﻓﺮﻭﺵ ﻭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺘﻦ ﭘﻮﻝ ﻧﻔﺖ ﻭ ﻇﻬﻮﺭ ﺑﺎﺑﮏ ﺯﻧﺠﺎﻧﯽ ﻫﺎ
    ﺷﺪ .
    ﺍﯾﻦ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﺷﻤﺎ , ﺑﺎﻋﺚ ﺩﺯﺩﯼ ﻫﺎ ﻭ ﺍﺧﺘﻼﺱ ﻫﺎﯼ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﯼ ﻭ
    ﻓﺮﺍﺭ ﺧﺎﻭﺭﯼ ﻫﺎ ﻭ ﭘﺎﺋﯿﻦ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﻓﯿﺘﯿﻠﻪ ﺑﺪﺳﺖ ﺭﻫﺒﺮ ﻭ ﻫﻤﺎﻥ
    ﻭﻻﯾﺖ ﻓﻘﯿﻪ ﺷﻤﺎ ﺷﺪ .
    ﺍﯾﻦ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﺷﻤﺎ , ﺑﺎﻋﺚ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﭼﻨﺪ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﻻﺭﯼ ﺍﺯ ﺟﯿﺐ ﻣﺎ
    ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﮔﻨﺒﺪ ﻭ ﺑﺎﺭﮔﺎﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻤﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﻣﺴﺒﺐ ﺍﺻﻠﯽ ﻫﻤﻪ
    ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﺑﻮﺩﻩ ﺷﺪ .

    ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﯾﺎ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻓﻬﻤﯿﺪﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ
    ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻭ ﭼﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﻣﺎ ﺁﻭﺭﺩ ؟

    [جناب نوری زاد] ﯾﺎﺩتاﻥ ﻧﺮﻭﺩ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﻦ

    ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﻭ ﭘﺎﯾﻔﺸﺎﺭﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺻﻠﯽ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ
    ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻭ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻭ ﺳﻮﺍﺭﯼ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻫﻤﯿﻦ
    ﺁﺧﻮﻧﺪﻫﺎ ﮐﻪ ﻣﺴﺒﺐ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﻭ ﻓﻘﺮ ﻭ ﺟﻬﻞ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺑﻮﺩﻩ
    ﻭ ﻫﺴت!!!!!! حالا جنابعالی هی بفرما به عقاید مردم توهین نکنید

    یادداشتی از مسعود انصاری با اندکی تلخیص و اضافه

    حالا تا میتونی به همه توهین کن و افترا ببند…
    هی بگو به اعتقادات مردم [که حاصلش تنها تامین منافع شما جنابان و انباشتن جیب های گله گشادتان است] باید احترام گذاشت!!!
    همان آخوندهای زافارتی که قبل از انقلاب دربدر دنبالِ مجالس روضه و تدفین و سفره ابافضل بودند برای 5 زار، الان باید هم از این شعارها و یقه درانی ها بکنند! نباید بکنند؟؟؟ پدران ناآگاه و روشنفکران احمق این سرزمین برای برکشیدن آخوندها//////، خونها دادند… ماهم امروز باید تاوان ندانم کاریها و حماقت بزرگانمان را بدهیم، نیست؟!

     
    • اولا: حرف ما این نیست که فقط به عقائد ما (شیعه امامیه) باید احترام گذاشت،ما می گوییم احترام به عقائد شخصی همه خوب است ،در عین اینکه می توان آراء و عقائد دیگران را محترمانه و بدون توهین به صاحب عقیده و محتوای خود عقیده نقد کرد.

      ثانیا:احترام نگذاشتن غیر از توهین و اهانت است ،کسی می تواند در جان و ذهن خود عقیده ای یا عقائدی را نادرست بداند یا برای آنها قداستی قائل نباشد ،پس طبعا در جهان خارج و در عمل نسبت به آنها احترام نمی گذارد یا به آنها کرنش نمی کند ،اما احترام قائل نبودن و قداست قائل نبودن لزوما مساوق با بی احترامی و توهین به عقیده و صاحب عقیده نیست ،کسی گاو پرستی را نادرست و باطل می داند ،و برای آن احترامی در نفس خود قائل نیست ،حتی می تواند آنرا بطور منطقی و برهانی نقد و نفی کند ،اما نقد داشتن و احترام و قداست قائل نبودن لزوما مساوی بی احترامی و توهین به گاو یا گاو پرست نیست ،و توجه درست به این نکته می تواند انسان را از مغالطاتی که نویسنده این کامنت بدانها گرفتار است مصون دارد.

      ثالثا:در اصول و فروع و بنیان های سیاسی و اخلاقی و رفتاری از دین مبین اسلام و مذهب شیعه ،برداشت های متفاوتی وجود دارد ،و آوار کردن همه چیز بر اصل تفکر اسلامی یا تفکر شیعی یا همه مسلمانان یا همه شیعیان ،بسبب عملکرد های نادرست افراد یا گروههای خاص ،عمل خردمندانه نیست ،اینکه کسی به حکومتی یا سیستم سیاسی یا قوانینی نقد و اعتراض داشته باشد ،مجوز این نیست که به همه مسلمانان و همه شیعیان جسارت و توهین کند.

      رابعا:لوازم مختلفی که بر عقاید اسلامی یا شیعی در این نوشته بار و تحمیل شده است ،لوازم منطقی مترتب بر آن عقاید نیست ،مثلا چه کسی گفته است که شایعه و توهم دیدن تصویر مرحوم آیت الله خمینی ،نتیجه منطقی آراء و اصول عقیدتی اسلامی یا شیعی است؟ این توهمی و شایعه ای بوده است که از سوی برخی از ناآگاهان به اصول مذهب در سطح محدودی ابراز شده است ،نه مورد ادعا و تایید خود آیت الله خمینی بوده است و نه مورد تایید هیچ عالم آگاه به اصول مذهب تشیع، باقی موارد نیز صرفا ادعاهایی است که کامنت گذار کرده است ،همچون سایر مواردی که همیشه با اسامی گوناگون بصورت کامنت در اینجا نهاده است و بی پایگی آن باثبات رسیده است.دور باطلی که کامنت گذار کاوه به آن مبتلاست این است که با اسامی مختلف (سیدعلی و سیدعلی آقا و seyyed ali ،عقرب و …) از روی نا آگاهی چیزهای غیر مرتبط به دین و مذهب شیعه را از جاهایی جمع آوری می کند و اینجا درج می کند و بخیال باطل خویش بنیان مذهب و دین را خراب می کند ،و وقتی پاسخ می گیرد و ضعف شواهد رسوای خود را اظهر من الشمس می بیند ،شروع می کند به توهین به پاسخ دهنده ،یا کپی پیست کردن مطالب دیگران در نقد شخصیت و نقد عقاید ،مثل همین نوشته که اگر کسی الفاظ آنرا در گوگل سرچ کند می فهمد که کامنت گذار کاوه حتی در ابراز اینکه به عقاید دیگران باید احترام گذاشت یا نه ،نیز استقلال رای ندارد و همین را هم کپی اند پیست می کند!

       
  31. تلویزیون اینا: پهپاد و زیردریایی ارتش ایران ‘از ناو آمریکایی تصویربرداری کرده‌اند.
    -حاجی برو توی سایت نیروی دریایی آمریکا عکسای خیلی بهتری خودشون اونجا گذاشتن. پول و سرمایه این مملکتو خرج کارهای عبث.

     
  32. جناب نوریزاد توی مطلب قبلتون درباره آشغال جمع کردن 2تا پست درباره خاتمی و هنربند حکومتی جناب عقیلی گذاشتم و جواب خواستم ازتون.جواب ندادین چرا؟

     
  33. درود به فرزند غیور ایران زمین آقای محمد(کاوه)نوری زاد
    وبه یاران با وفا وشجاع وخردمند شما

    آفرین و صد آفرین برای نوشتار و ارز یابی چکیده تاریخی اعمال و رفتار رژیم آخوندیسم در طول این سی سال واندی. مو به مو وافعیت ها را بطور اختصار تشریح نمودید. متأسفانه کجاست گوش شنوا ؟!

    ملا ها اکثر مردم ایران را چنان با لاطائلات و دروغ های تاریخی دینی و چرندیات و مکر و حیله و اوهامات وو.. شستوی فکری کرده و مسخ کرده اند که مردم نوکر و بنده شده اند و قوای اندیشه و تعقل از آنها سلب شده است.

    جناب کاوه گرامی ، نا امید نیستم وامید است که انسان را زنده نگهمیدارد که شاید این روشنگری ها و تحمل رنج و مرارت ها بتواند روزی مردم خفته ایران را یبدار کند .

    فکر پوسیده ، منحط و سیاه آخوند های ریز و درشت و بی طرف و با با طرف ، درست بشو نیست هر چقدر که شما پند و اندرز و نصیحت نمائید و یا با آشغال جمع کردن طعنه بزنید و یا به دیدار این و آن بروید. زیرا این ها در عالم هپورت زندگی می کنند و ترسو و وفتی سر نیزه زیر گلو قرار گرفت مصلحت اندیشی می کنند وعقب نشینی می کنند وجام های زهر می نوشند و قرار داد های ننگین منعقد می کنند. فقط بخاطر اینکه در قدرت بمانند. از قدیم گفته اند: میخ آهنی نرود در سنگ و آب در هاون کوبیدن است. ول معطلی! بایستی کاری کرد ، کارستان.

    بخاطر پول و چند قرار داد بی خودی و بی پایه برای ایران ( فن و صنعت مادر که به ایران نمی دهند. دلم خوش است که چندتا کبوتر (هواپیما) داریم برای پز دادن و حمل ونقل فوری و سریع بسیج که درمجلس فرمایشی برای سرکوب تصویب نمودیم وبه ما هم مربوط نمی شود که موتور آنها در امریکا ساخته می شود). برای به چنگ آوردن پول آزاد شده و چپاول دوباره مردم ایران حکومت چاپلوس ایتالیا برای ورود جناب آخوند روحانی ( آیا از سرگذشت واعمال غیر انسانی ایشان بی اطلاع هستند ؟) و بستن قرار داد، بسیاری از آثار هنری و شگفت انگیز لئونارد داویبنچی ، میکل آنژ و رافائل ( برای مثال مجسمه ونوس ، الهه ای عشق و مجسمه سردار روم) را که برسر راه ایشان قرار داشته اند با قوطی های چوبی و گیسه گونی پوشاندنند و ننگ بزرگ وخفت باری را برای ملت ایتالیا و هنرمندان وآثار بی نوع باستانی جهانی ببار آوردنند. برای چندر غاز پول، شرف و آبرو وحیثیت سرزمین باستانی و هنری ایتالیا را بر باد دانند اعتراضات وسیع انجام شد و ننک بزرگی در تاریخ ایتالیا به ثبت رسید.

    مطمئن هستم اگر مردم ایران نسبت به تخت جمشید(پرسپولیس) و دیگر آثار باستانی بی تفاوت بودنند بدستور آخوندها تا بحال با بیل وگلنگ وچکش و مته خراب شده بود ویک تپه خاک بجا می گذاشتند. ( چند وقت پیش فرصتی شد که به تخت جمشید برویم راهنمای ما تعریف می کرد که بعد از انقلاب به دستور یک آخوند ، طرفدارنش از تپه های اطراف پائین می آمدنند و با چکش ومته کتبه های سربازان هخامنسی را خراب می کردنند زیرا این ها آثار طاغوت هستند. آثار خرابی ها به وضوح دیده می شود ویا در افغانستان با مجسمه بودا در دل کوه چه کردنند ودر سوریه با مجسمه ها و تابلو ها در موزه و ستون های قصر های با عظمت وباستانی که قدمت هزاران ساله دارد ، چه کردنند. نادانی که شاخ و دم ندارد).

    اصولن ایده لوزی اسلامی با ذوق و هنرهای بشری همانند موسیقی ، نقاشی ، مجسمه سازی ودر عصر حاضر سینما وتئاتر وامثالهم مخالف وحرام است و تهیه و دیدن آنها کناه کبیره محسوب می شود.( به شوخی و شاید هم جدی ، مواظب تابلو هایتان باشید. در این نظام نکبت و پرورش اراذل واوباش و چماق بدست و تربیت قهرمان های حزب الهی همه چیز امکان پذیر است).

    با آرزوی تندرستی وموفقیت وتشکر از امکان ودرج دگر اندیشی در وب سایتتان

     
  34. نامهٔ خدا به بندگانش!

    فرض کنید من اصلا وجود ندارم،
    برويد مثل آدم زندگيتان را بکنيد
    اينقدر داستان و شعر درست نکنيد.
    خودتان نماینده های من را درست کرده ايد
    که کاسبي کنيد و سر همديگر را کلاه بگذاريد،
    چرا پاي من را وسط مي کشيد؟
    اگر من خدايم
    چرا موسي را بفرستم تا شنبه را تعطيل کند
    وعيسي را بفرستم بگويم يک شنبه
    و محمد را بفرستم بگويم جمعه را؟
    چرا کاري کنم که
    عيسوي شرابش را در کليسا بنوشد
    و
    مسلمان به جاي شراب شلاق بخورد؟
    چرا یکی چادر سر کند و دیگری هیچ نپوشد؟
    چرا یکی خاتم شود و دیگران ماتم؟
    اگر من این خدا بودم،
    چرا اين همه آدم به ظاهر انسان،
    به اسم من روي زمين خدايي ميکنند
    و کليد بهشت مي فروشند!
    يا دنيا را براي مخلوقات من جهنم کرده اند؟
    خدايي که به عبادت محتاج باشد
    خدايي که قسم بخورد،
    جهنمش را از نافرمانان پر مي کند،
    خدايي که
    فقط محبان علي را به بهشت راه بدهد
    و بقيه پيامبرانش بشوند هیچ!!
    خدايي که مي گويد
    زمين آزمايشگاه است
    و آدمها موش آزمايشگاهي
    و
    تمام آن چه را در زمين حرام کرده،
    در بهشت وعده مي دهد!
    من نيستم!
    اشتباه گرفته اید…

     
  35. لطفا” گوسفند نباشید

    آیا درک درستی از ۸۰۰ میلیارد دلار داریم ؟
    در رسانه ها می شنویم که درآمد نفتی در دوران احمدی نژاد حدود ۸۰۰ میلیارد دلار بوده است و کسی خیلی نمی داند چه بلایی بر سر این همه پول آمده است.
    حال چگونه می توانیم بزرگی این عدد را درک کنیم ؟
    برای درک این مقدار پول بهتر است نگاهی به هزینه بزرگ ترین پروژه های جهان بیندازیم و تصور کنیم با این پول چه میزان آبادانی را برای این کشور و مردم ایران می شد به دست آورد:
    – ۲۰ میلیارد دلار : هزینه تونل ۵۲ کیلومتری کانال مانش که فرانسه را به انگلستان متصل می‌کند و در زیر کف دریا حفر شده‌است.
    – ۷۰ میلیون دلار : هزینه ارسال کاوشگر مریخ پیما توسط هند
    – ۳۸۰ میلیون دلار : قیمت هواپیمای ایرباس ۳۸۰، بزرگ ترین و مدرن ترین هواپیمای مسافربری جهان، هواپیمایی امارات در یک قرارداد ۵۰ عدد را به ارزش ۲۳ میلیارد دلار سفارش داده است. به همراه کلیه لوازم.
    – ۱٫۵ میلیارد دلار : هزینه ارسال کاوشگر به ستاره دنباله دار روزتا، به عنوان بلند پروازانه ترین پروژه فضایی جهان
    – ۱٫۵ میلیارد دلار : هزینه ساخت برج خلیفه دوبی، بلندترین برج جهان
    – ۳٫۵ میلیارد دلار : فرودگاه کوالالامپور مالزی با ظرفیت ۳۹ میلیون نفر
    – ۷ میلیارد دلار : هزینه ساخت فرودگاه جده عربستان با ظرفیت جابجایی ۱۸ میلیون مسافر در روز
    – ۱۲ میلیارد دلار : هزینه برگزاری المپیک لندن ۲۰۱۲
    – ۲۲ میلیارد دلار : هزینه ساخت کانال زیردریایی مانش به طول ۵۱ کیلومتر همراه با خطوط ریلی پرسرعت
    – ۴۰ میلیارد دلار: هزینه ساخت شهر تجاری کره جنوبی در سئول به عنوان قطب تجاری شرق آسیا
    – ۳۰۰ میلیارد دلار: هزینه ساخت شبکه ریلی پرسرعت چین به طول ۲۵۰۰۰ کیلومتر با سرعت بیش از ۳۰۰ کیلومتر بر ساعت که در ۱۵ سال هزینه می شود. دولت چین سالیانه بین ۱۴ تا ۲۵ میلیارد دلار برای ساخت این پروژه عظیم هزینه می کند.
    – ۳۰۳ میلیارد دلار: کل بدهی کشور یونان که بزرگ ترین بحران مالی را در اروپا و جهان در هشتاد سال اخیر به وجود آورده است.

    از لطفا” گوسفند نباشید

     
    • دوست گرامی شما اگر سهم رهبری و نورچشمی ها و سوریه و فلسطین و … را کنار بگذاری سهم مردم ایران کمتر از میلیارد میرسد . بیخودی آموزش برای میلیارد نده اگر میتوانی آموزش حذف اینها را بده !!!! گوسفند نیستیم ترسو و…هستیم.

       
  36. نظام دیگه کاری به مردم نداره و فقط کار خودشو پیش می بره من نگران اینام دین و دنیاشونو به حراج گذاشتند .یه جا می خوندم مذهبیون انسان ها یی هستند که هر لذتی را بر خود حرام می دارند بجز لذت دخالت کردن در لذت بردن دیگران .

     
  37. با سلام

    امروز كه روز جمعه است طبق معمول خطباي نماز جمعه افاضاتي نموده اند

    قصد دارم از اين به بعد تعار ف كنار بگذارم

    1=سردار نقدي كه مانند ساير همقطاران يك شبه به مقام سرداري رسيد و حرف مفت زياد مي زند
    به آقاي سيد محمد خاتمي براي چندمين بار اهانت كرد و عمق كينه خود را نشان داد

    حالا جواب من =جناب نقدي ارزش يك تار موي سيد محمد خاتمي بيشتر از تو و آن سازمان بسيج وبيت رهبري است

    2=امام جمعه موقت تهران كه با تملق و ريا كاري مدارج ترقي را طي كرد طبق معمول حرفهاي خنده داري زده است

    ببينيد دوستان تعارف كه نداريم اين نظام خيلي شبيه دوران معاويه بن ابي سفيان است بعدا مصاديق اين ادعا را

    خواهم نوشت كافي است به عنوان مثال خطبه هاب نماز جمعه ايران را با خطبه هاي نماز جمعه در دوران معاويه

    مقايسه كنيم

    3= حداد عادل عنوان كرده كه رئيس جمهور حسن روحاني اذهان عمومي رامشوش كرده است

    به به عجب كشوري داريم رئيس جمهور حق اظهار نظر ندارد

     
  38. تحریم انتخابات

    با تایید وزارت علوم دوره دوره کاردانی مداحی ایجاد شد .
    دنیا منتظر کشفیات و اختراعات عظیم در تمام عرصه های علمی در اینده کوتاه توسط مداحان ما باشند .
    محصولات گریه – شیون – ماتم – عزاداری- نحوه کوبیدن بر سر وسینه – قمه زنی…………
    رای بدهید تا نظام را برای صادرات این دست اوردهای بزرگ ۳۷ ساله را یاری کنید

     
  39. باعرض سلام وارزوی توفیق و تندرستی برای اقای نوریزاد و دکتر ملکی عزیز
    اقای نوریزاد من هم خواهش میکنم در این تصمیم طاقت فرسا تجدید نظر کنید. و به پیشنهاد منهم فکر کنید
    در هفته یک روز را به مدت ۲ساعت در پارک ملت بنام روز ملت معین و حاضر شویم شما و اقای دکتر ملکی و سایر دوستانی که میخواهند شما را همراهی کنند لازم نیست کار خاصی انجام بدهند فقط قدم بزنند و چنانچه خسته شدند بنشینن و با نوشیدن یک فنجان چای داغ و از هوای خوب لذت وارامشی کسب کنید .هم فال و هم تماشا
    و از هموطنانی که میخواهند این روز را گرامی داشته واز این عزیزان حمایت کنند حضور بهم رسانده و لازم نیست شعار و یا کار خاصی انجام دهند و حتی لازم نیست به اقای نوریزاد هم نزدیک شوید و این حضور میتواند دوستانه و یا با خانواده و بتنهایی انجام پذیرد و همبستگیمان را با سلامی توام با لبخند و تکان دادن دست به سایر همطنان اعلام کنیم .بصورت معمولی بدون جلب توجه تا باعث دلنگرانی دلواپسان نشویم .
    و همچنین اندسته از هموطنانی که به دلایلی امکان حضور در پارک را ندارند میتوانند با خودرو در محدوده پارک ما را همراهی کنند .
    اقای نوریزاد ممکن است در بدو امر حضور چندانی را شاهد نباشیم اما با اطلاع رسانی دوستان فراگیر خواهد شد .
    بزرگترین ره اورد ان ۲ساعت ارامش برای نوریزاد

    ——————

    سلام دوست گرامی
    اگر در همان پارک ملت جمع شویم و همه رو به ابرهای آسمان پف کنیم، باز سروکله ی برادران پیدا می شود و به اسم ” تجمع غیرقانونی” بازداشت یا پراکنده مان می کنند. ما از ساعت ده تا دوازده که آشغال جمع می کنیم، در اصل تفریح می کنیم و نرم نرم پیش می رویم. تیتر درشتِ کار ما نیز این است که: آشغال جمع می کنیم. اگر هم می گیرندمان، لااقل بگذاریم بگویند: آشغال جمع کردنِ جمعی نیز ممنوع!
    سپاس

    .

     
    • ببخشید اقای نوریزاد مطلبی فراموش کردم . در این ۲ساعت بحث سیاسی وسوال و جواب سیاسی ممنوع فقط لذت بردن از محیط و ارامش . باشد؟

       
  40. سید مرتضی
    11:55 ب.ظ / ژانویه 26, 2016
    جناب نوریزاد

    با سلام ،من بنظرم می رسد قضیه جمع کردن زباله ها ،روش درستی برای اعتراض و دنبال کردن اینگونه مطالبات و حقوق شهروندی نیست ،به سه دلیل :

    1- این روش هم دور از شان شما و هم دور از شان جناب ملکی استاد و رئیس سابق دانشگاه است و الخ…
    —————————————————–
    —————————————————–

    جناب // سید مرتضی

    یعنی شما می فرمایید کارگران زحمتکشی که شب و روز زحمت میکشند و کوی و برزنها را تمیز میکنند، آدمهای کم شانی هستند؟!
    جناب // کسی که نان از عرق جبین و کد یمین میخورد هزار شرف دارد به ///مفتخوری که /////// از ساده دلی و حماقت و جهالت مردم، میخورد و ////////////////
    [با کسب اجازه از علمای جلیل القدری که سفره شان را به حرام نیالوده اند و چه نادرند همین بزرگواران که تعدادشان شاید باندازه انگشتان یک دست هم نرسد! و چه نیکوست آن قاعده ی حقوقی(فقهی) که میگوید” النادرُ کالمعدوم” ! ]

    ////////////////
    ///////////////
    دید یو آندرستند؟
    فعلا” که میدان در اختیار جنابان است پس تا میتوانید اسب مراد را بتازانید و قمچیق بگردانید و بچرخانید… بقول شاعر دانا:

    باش تا صبح دولتت بدمد!!!!

     
    • استاد یادتون رفته کامنت فوق را علیرغم آنهمه هاشور، منتشر بفرمایید. باسپاس

       
    • جناب ـقای نوری زاد
      با عرض سلام و ادب و احترام
      بنده حدود سه سال است که اگر فرصت کنم مرتبا به این سایت سر می زنم و مشتاق خواندن پست های جدید و نظرات خواندگان هستم و برخی از نظردهندگان سایت مانند عرفانیان و یاران و کورس و سرکار خانم آنیتا و آتش سوار را بزرگوارانی می دانم که آشنایی با نوشته ها و افکارشان از همین طریق مجازی را هم غنیمت می دانم. جناب نوری زاد بنده شما را از سالهای دهه هفتاد به اسم می شناختم و با نامه های اعتراضی شما از طربق لینک های بالاترین آشنا شدم. این مقدمه کوتاه را عرض کردم تا برسم به سایت بالاترین تا بگویم تقریبا دو سال و اندی است که این سایت را تحریم کرده ام و چرایی اش بر می گردد به توهین های جلف این سایت به عقاید مذهبی مسلمانان. همینجا پرانتزی باز کنم تا بگویم بنده آدم متعصب و مذهبی نیستم اما به ربی که مقدرات امور همه ما بدست اوست اعتقاد دارم. بنده ضمن اینکه تداخل دین و سیاست را سرمنشا همه فسادها می دانم اما در عین حال کسیکه اعتقادات مسلمین را مورد ریشخند قهرامیز قرار می دهد فرد سلیمی نمی دانم. دوست بزرگوار فراموش نکنید کشور عزیز ما ابران به همان اندازه که از حقنه شدن خرافات مذهبی به زندگی خصوصی مردم لطمه خورده به همان اندازه زخمی متعصبینی است که همین خرافات را توجیحی برای اهانت به مسلمین می دانند. بنده با هیچ انسانی چه مذهبی و چه گبر و زندیق مشکلی نداشته ام که در هر دو گروه افتخار آشنایی با بزرگوارانی را داشته ام ولی اینجا می خواهم درخواست نمایم شما ویا مدیر محترم سایت بیشتر مراقب مطالبی از این دست که جناب کاوه در این سایت منتشر می کند باشید. معموالا وقتی از جناب کاوه پستی منتشر می شود به پیج اصلی مطالب سری می زنم و در این عقیده راسختر می شوم که بک منتقد دانا و دلسوز می تواند همین مطالب را بطوری بیان کند که از هر توهینی اعراض شود/. سخن به درازا نکشد جناب آقای نوری زاد اما در پایان عرایضم توجه شما را جلب می کنم به یک پیچ فارسی فیس بوکی به اسم سپیده دم با 300 یا 400 هزار فن. خود شما بهتر از ینده می دانید که این پیج توسط برادران راه اندازی شده اما مقصودم این بود که خدمتتان یاداوری کنم آنان بلدند چطور کارشان را انجام دهند و اگر مقرر شود که به سایت شما دست درازی کنند از همین طرفندهای درج کامنت های مشکوک غافل نخواهند بود.
      از چهره هایی که از نگه داشتن نقاب دوستی به صورت خسته نمی شوند اجتناب کن دوست عزیز. آنها یا می خواهند خدایت را از تو بگیرند، یا سایتت را یا شاید هم هر دو را
      من آنچه شرط بلاغست با تو می گویم
      تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال
      بنده افتخار حضور خدمت شریف شما را در احتتاحیه نمایشگاه اردیبهشت 92 داشته ام اما اگر اجازت بفرمایید از معرفی خودم در این مقال اجتناب ورزم.
      خدا مونس لحظه به لحظه زندگیت باشد.

       
  41. آقای نوری زاد اگر هم خودت را کاندیدای سمبلیک اعلام نمیکنی پشنهاد دیگری دارم یک لیست سمبلیک برای خبرگان از استادان دانشگاه، پزشکان،وکلا، بازاریان،تولیدکنندگان،سندیکالیستها،معلمان ودیگر قشز ها وحتی زندانیان که درخدمت بمردم مشهورند وسابقه دزدی وپدرسوختگی ندارند تهیه کن واز مردم بخواهید به این کاندیدا رای بدهند و میتوان صندوق رای و افراد لیست را در دسترس رای دهندگان بر روی وب وسایتی و یا وب لاگی بهاین منظور قرار دادو آدرسی مانند
    khebreganforall@gmail.com

    آقای ملکی یکی از کاندیدها،خانم ستوده دیکری،وسعی کنید تعداد خانم ها ازین 88 نفز قابل ملحظه باشد،از اقلییت های دینی و قومی هم باشندو یکی دوتاهم آخوند پاک وسالم اگر وجود دارد!
    موفق باشید

     
    • رژیم هم فقط میخواهد مردم با پای صندوق بروند اگر نه که از دو ماه قبل معلوم است که چه کسانی باید به مجلسین بروند!!! مگر رای خرداد88 رای ملت بود ؟مهم پای صندوق رفتن است حتی اگر داخل صندوق رای نیاندازی.

       
  42. با درود . وقتی تصویر وکیل شجاع زندانی ی بغض و کینه و عداوت نظام آخوندی و انسان صادق و با صفا و حامی حقوق از دست رفته مردم ، جناب آقای عبدالفتاح سلطانی ” لاغر و نحیف ” شده اش را دیدم خدا وکیلی نشناختم او را . همچنین تصویر زاری کردن پدر نحیف و لاغر شده ی دکتر زهرا بنی یعقوب را در مرگ دخترش . اما وقتی به هیکل شعبان بی مخ این زمان و نظام ” حسن کرد میهن ” نگاه کردم ، دیدم که نظام اسلامی ما بدرستی و به اعتقاد خودش دارد عده ای را در بندِ اسارت ، لاغر و نحیف و ضعیف میکند و در نهایت می میراند ولی در عوض ” حسن کرد میهن ” و ” حسن فیروز آبادی ” و حسن های دیگر را ” فربه ” ، ” چاق و چلّه ” و ” کپل ” و ” خِپِل “، ” قلچماق ” و … که اینان را همانند دام پروری و پرورِش میکند و می پروراند .

     
  43. سلام این روزها یاد یکی از پست های قبلی اتان ، ” ناس ناقلا ” افتادم . آقای نوری زاد آیا شما ، بنده و دیگران در حیران و سرگشته ای نیستید که این همه مقامات نظام خود را ” از ما بهتران ” و کله گنده و … می دانند ، امام از ” هجی ” و یا تفسیر ” حق الناس ” مستأصل و سر در گم و ” عاجز ” و درمانده اند . رهبری یک جور ، عوام یک جور ، خواص یک جور ، شورای نگهبان یک جور ، سیاسیون یک جور ، اصطبل نشینان یک جور ، نظامیان دخالت کننده در سیاست یک جور ، حوزویان یک جور ، قدرت طلبان حاکم یک جور ، اصلاح طلبان بیرون از قدرت یک جور و … تفسیر می نمایند که در نهایت به همان ” ناس ناقلا “ی شما رسیدم که این ” ناس ناقلا ” خیلی پدر سوخته است که همه دارند آن را مصرف میکنند !1!

     
  44. مصلح آبادی اراکی

    با درود . برادرم نوری زاد خیلی خیلی و زیاد و زیاد ، مرا ببخشید که ابراز نظر میکنم . حقیقت را بخواهید وقتی که دیدم که ” آ سید مرتضی ” هم در رابطه با آشغال جمع کردن جنابعالی توصیه و نظری به شما فرموده اند ، من هم دست از پا درازتر توصیه ایشان را تا حدودی پسندیدم و با خود گفتم چرا برادرم محمد نوری زاد به یکباره جرقه ای در ذهن و فکرش نمایان شده و بلافاصله وعده آشغال جمع کردن را داده است ! البته من هم با آشغال جمع کردن جنابعالی مخالف نیستم ولی آنچه که مخیله شما و من گذشت ، اندکی متفاوت بود و آنکه برادرم نورب زاد ، شما چه خوب بود که کیسه پلاستیکی سیاهی را در دست میگرفتی و در ابتدای کار آشغال جمع کنی ، به دکان ” کلّه پزی ها “ی همان خیایانها که نام برده اید ، می رفتید و شروع به جمع آوری ” آشغال کلّه ها ” میکردید . جمع آوری ” آشغال کلّه ها ” از کلّه پزی ها و در نهایت بردن آنها به کوره های ” آشغال کلّه ها ” ، سود هم دارد . البته امروزه چون شاید بخاطر ” بازیافت ” و استفاده از چربی ی روغن ” آشغال کلّه ” برای خوراک طیور و ماهیان پرورشی ” آشغال کلّه ” کمیاب و قیمتی شده ، جمع آوری ” آشغال کلّه ” ها کمی هزینه دارد ، می بایست هزینه اندکی را هم بابت جمع آوری ” آشغال کلّه ” پرداخت نمایید . با احترام

     
  45. سلام بر ناظران گرامی
    متن زیر برگرفته از اعترافات سعید امامی(اسلامی)می باشد که حول و حوش قتل احمد خمینی(که خود از بانیان خشونت گرایی و حذف مخالفان در بعد از انقلاب بود که در این چرخه معیوب قربانی شد)می باشد.سوال اینجاست که آیا حکومتی که حذف مخالفان واژه مجعول ولی فقیه را بی ترحم خواستار است از لحاظ ماهوی می توان متمایز از گروههای تکفیری نظیر داعش دانست؟آیا می توان این گروه از اراذل را معتقد و ملتزم به اجرای دموکراسی و به تبع آن انتخابات آزاد دانست؟آیا در دور باطل انتصاباتهای اخیر آیا شرکت مردم می تواند نمادی از یک مخالفت مدنی باشد؟آیا حکومت اسلامی که به کرات عدم التزام خود را به رای و اراده ملت نشان داده توان این را ندارد که با جابجایی آرا و به اسم رمز حمایت از ولایت صرفا ملت را به سیاهی لشکر تبدیل کرده و آنچه خود خواهان آن است از صندوقها بیرون بیاورد؟آیا تصورات افرادی که بدون در نظر گرفتن سلامت رقابت گمان می کنند که با سرباز پیاده می شود شاه مقابل را زد می تواند درست باشد؟ و… :
    «….مثلا وقتی باخبر شديم که حاج احمد آقا در جلسات خصوصی به مسئولان نظام و حتی به ولايت امر اهانت می‌کند. آن را ارجاع داديم و بلافاصله دستور آمد(امامی نقل نمی کند که این دستور از کجا آمد که ورای سیستم اطلاعاتی کشور بوده؟!)که همه رفت و آمدهای ايشان را زير نظر بگيريد و از مکالمات و ملاقاتهای ايشان نوار تهيه کنيد. ما هم بمدت يکسال همين کار را کرديم!! متأسفانه حاج احمد آقا به راه يک طرفه بدی وارد شده بود که برگشت نداشت. وقتی دستور حذف حاج احمد آقا را آقای فلاحيان به من ابلاغ کرد مضطرب شدم و حتی به ترديد فرو رفتم. دو روز بعد همراه با آقای فلاحيان به ديدار آيت‌الله مصباح رفتيم، آقايان محسنی اژه‌ای و بادامچيان هم آنجا بودند البته بعدا” حاج آقا خوشبخت هم از بيت آمدند آنجا و نظر جمع بر اين بود که نبايد به کسانی که با ولی امر مسلمين خصومت می‌کنند، رحم کرد …»
    پاینده و پیروز باشید

     
  46. من و همشهری هایم در کاشان یکی از عفب افتاده ترین مزدم هستیم. سهراب سپهزی را مردم دیوانه میخواندند و ازار میدادند از این روی او به روستای کوچکی در اق علی عباس پناهنده شده بود. موفع مرگ هیچ کس را نداشت یکی از خیرین دکتر فیلسوفی او را دفن کرد در بیرون صحن امامزاده. علی رضا قلی در کتاب جامغه شناسی نحبه کشی ندشته مردم اطراف کاشان به فاتلین امیرکبیر کمک کردند. حاج سیاح مینویسد مردم کاشان مثل عقرب میمانند شما را مرتب نیش میزنند . حضور فاطمه مغتمد اریا تنها حادثه فرهنکی در تاریح این شهر میباشد. در این شهر نفرین شده نه هرگز آوازه خوانی بوده است و نه تاتر و و فستیوالی برگزار شده است. در عوض آخوند های آن دو میلیون تومان می گیرند تا جلسه سفره و عذاداری برگزار کنند. اداررات دولتی تیول آخوند هاست. پول میگیرند و در امور قضا همه جور حق و ناحقی میکنند. یکی از فاسد ترین شهر ها از هر نظر است. البته بپای قم نمی رسد.

     
  47. ما در طول تاریح ملتی مفلوک و نا آگاه بوده ایم. باید برای تغییر سرنوشت خود خود را تغییر دهیم. شاه این را قهمیده بود واو میدید هر چه قدر بیشتر ما را سرکوب کند قدرت او بیشتر میشود. روش های سرکوب فعلی هیچ چیز نیست غیر از تکمیل شده انچه شاه میکرد. ما باید بدانیم که هیچ اتفاقی در تاریخ ما نیافتاده است. انچه را انفلاب میتامند هیچ چیز نیست جز ببازی گرفتن جهالت های مذهبی ما توسط بیگانگان برای تسلط بر منابع نفت ما. این وقایع نشانی از کاستن مفلوکیت و نا اگاهی ما نمیکند. ولی انچه نوریزاد و دکتر ملکی میکنند کاری کو چک است در جهت کاستن از مفلوکیت و نا اگاهی ما. چیزی که برای همیشه باید جز خوی و عادات ما بشود. این کار را هر دانش اموز و دانشجو و هر روستایی میتئو اند بکند. راه حل نهایی این است. وگرنه صف دیکتاتور ها و زور گویان طولانی است. دانشگاه دکتر ملکی و نوریزاد در پیاده رو اینرا میاموزد.هیچ کس از آموختن زیان نمی
    بیند…

     
  48. درود بر نوریزاد گرامی و یاران گرامی شان باد!شماها شرف این سرزمین غارت شده و ویران شده اید.!

     
  49. سلام آقای نوری زاد.
    من بنا به چند دلیل نسبت به این نامه بیست ودوم و شاعرانه شما به خدای ایرانیان و شیعیان اعتراض دارم:1- این علی ما با آن علی خیلی تفاوت داره؟ آن علی با انتخاب چندعشیره عربی آنهم بعد از سه نفر دیگر ولی شد. ولی این علی ما نائب امام زمان و منتخب ایشان است. 2- آن علی پشتیبانش فقط خداو مردمش بود. ولی این علی پشتیبانش امام زمان که آگاه به همه امور و گرداننده کل جهان است. 3- آن علی خود را بنده خدا میدانست همچون بندگان دیگر خدا. ولی این علی خداست همچون فرعون.اگر کسی نسبت به وی چیزی بگوید اورا به جرم محاربه باخدا به دارش میکشند میدانی این یعنی چه؟منظور محاربه با این خدای ایرانیان است.وگرنه اورا کاری به جنگ افراد و کفار با خدای یگانه چه؟
    4- نمیدانم بعد از این همه سن وسال و همکاری گذشته ات آگاهی نیافته اید این خدای ما ایرانیان همانند خدای مسیحیان برای نشان تواضعشان و پاک نمودن گناهان ما بر روی زمین آمده اندو در میان ماظاهر شده اند. مگر ندیده اید مریدانش چطور هنگام تشریف فرمایش فوج فوج به حضور میروند و اشک شوق میریزند تا گناهانشان پاک شوند.آری این خدای بس بزرگتر است. بزرگتر از فرعون و نمرود. خدای یگانه از مریدانش خواسته در تنهایی و خلوت اشک بریزند ولی این خدا آنقدر عادل است میخواهد در جمع وبا اوج عدالت ،جلوهمگان با ریختن اشک شوق گناهانشان را پاک کنند. پس برادر فهیم من بشنو تو اگر میخواهی صدایت به گوش این علی برسد باید مرید و شیعه ی وی بشوید و فقط الله اکبر بگویید و تکبیر

    شاید این سوالم شبیه دیگر سوالهای گفته شده باشد.ولی یک نظر خواهی از شما هم دارم.
    1- سوالی از گفتار و کردار روشنفکرانه شما در ذهنم بوجود آمده.خواهشمندم صادقانه جوابم بدهید تا مشمول گناه ظن در مورد شما نشم. چرا شما با آن همه گفتار تند با حکومت و حتی ولایت فقیه هنوز زنده اید در حالی که بچه های ما کرد زبانها نصف و خیلی کمتر از شما در مسیر حق خواهی صحبتی میکنند و در حالی که به حکومت و ولایت مبارکه و خدایی هم حرفی نمی زنند فورا با اتهام محاربه با خدا و یا برچسب همکاری با معاند و ضد انقلاب به زندان ابدی ویا چوبه اعدام میبرند ولی شما فقد مقداری وسایل ویا کامپیوترتان را میبرند و هنوز خیلی آزادانه در باره حقوقتان در همه رسانه ها حتی رسانه های خارجی صحبت میکنید.؟
    و
    2- اما یک نظر خواهی از حضرت عالی:
    خودتان خوب میدانید ظلم بسیار بزرگی از سوی حکومتهای دینی در خاورمیانه بر قوم کرد شده و دولتهای غرب هم بنا به کینه ی دیرینه ای که نسبت به این قوم دارن همراه با خواست مسیحیان و یهودیان در تقسیم این قوم بزرگ با حکومتهی دینی صفوی و عثمانی دست دوستی داده ان و آنرا به چند تکه مابین دیگر اقوام تقسیم نموده اند. سوال: آیا شما به عنوان یک آزاد اندیش که قائل به احقاق حقوق ملت کرد هستید که هر چهار قسمت آن به یک کشور تبدیل شوند. تا دیگر از سوی اقوامی که خود را برادر و یا هموطنشان می نامند دچار ظلم و بی عدالتی نشوند که در طول تاریخ 1500 ساله اسلامی این بلاهای غیرانسانی را بر آنها وارد کرده اند و بارها برای تصرف سرزمینشان همه ناجوانمردیها و اعمال غیر انسانی را در حقشان اعمال نموده اند؟؟

     
    • از سربازان گمنام امام زمان میخوام این نوریزاد که دست نشانده ی حکومت است و اصلا و ابدا خطر نمیکند و راحت دارد زندگیش را میکند اعدام کنند شاید این حضرات شجاع که فقط بلدن حرف بزنن خیالشون راحت شه.بابا یه نفر جرات کرده روبروی این اراذل حرف مردم رو بزنه شما ولش نمیکنین؟فقط یه لحظه فک کنید اگه روزی حکومت این حر زمان رو شهید کرد چجور با عذاب وجدانتون کنار میاین؟اعتراف میکنم حکومت خیلی خوب ما ایرانیان رو شناخته و به هدفش رسیده.واقعا هنر نزد ایرانیان است و بس!

       
  50. درود نوری زاد
    این فیلم را ببینید . من وقتی شما می گویید پستوهای سپاه و اطلاعات می فهمم از چی می گید
    https://www.facebook.com/nadia.naderi/videos/10205795167146490/?autoplay_reason=ugc_default_allowed&video_container_type=0&app_id=2392950137

     
  51. مرد خوب و تنهای با شکوه تو باید برایمان بمانی زیرا تا کنون ثابت کرده ای که لیاقت ماندن را داری و خدا کند که بمانی، در این روزگاران به خیلی ها دلخوش کردیم ولی ضد افسوس که نمانند و ترکمان کردند و یا راهی دیار بیگانه شدند واکنون برایمان ساز بیگانه مینوازند ودوست دارند که ماهم به همان ساز برقصیم ، آنهایی هم که مانده اند هر چند در اول کمی درخشیدند ولی بعدا ثابتمان شد که این هیاهو برای نام و نان خودشان وعقب نماندن از قافله رقیبان صاحب قدرت وشوکت وخودت میدانی مقصودم چه کسانی است؛ همانهایی که که اکنون گله وار و برده وار عوامفریبانه دعوت به شرکت در انتخاباتمان میکنند و سالوسانه اسمش را ساختن سر نوشت آینده میگذارند ؛ چه سر نوشت شومی:

     
  52. محمد عزیز سلام
    من در سالهای پیش از انقلاب در دوره دانشجویی از
    بچه های فعال و مذهبی بودم : سال 57 فارغ التحصیل شدم وبا توجه به اینکه موقعیت خوبی داشتم تنها و
    تنها جهاد سازندگی و خدمت به مردم محروم را انتخاب
    کردم واز سال 58 به هیچ حزب وگروهی نزدیک نشدم
    به همان اندازه که از سران مجاهد خلق نفرت داشتم
    از سران حزب جمهوری هم متنفر بودم
    سالهای عمرم با فراز ونشیبهای فراوان در جهاد گذشت
    و اکنون که به گذشته ام فکر میکنم از خو دم بدم میاید
    الان روستا هایی که در آن سالها ما برایشان راه میساخنیم و اب لوله کشی و حمام ؛ خالی از سکنه و
    مردمانش حاشیه نشین شهرها مثل بچه گنجشکهای
    گرسنه دهان باز گرده اند تا حکومت عدل علی که امثال
    بنده نادان در ان زمان وعده اش را میدادیم 45 هزار تومان یارانه تقدیمشان کند ( البته ما در روستا ها خود را سفیران انقلاب هم میدانستیم )
    از خودم متنفرم چون هر چه را به این مردم گفتیم دروغ از اب در آمد و حالا روی نگاه کردن به ان مردم را ندارم
    محمد جان من از خودم متنفرم چون بعضی ها را به این مردم محروم به عنوان الگو معرفی میکردم که الان ثابت شده از شیطان بدترند
    خلاصه کنم من الان به این نتیجه رسیده ام که ،،،،
    هم به مردم دروغ گفته اند و خدا خیلی خیلی بزرگتر
    از خدایی است که بطور انحصاری توسط اینها معرفی شده

    من در دهه 50 عاشق سینه چاک شریعتی و مجاهدین
    بودم و اکنون افسوس میخورم که ایکاش شریعتی
    بجای سرخاب و سفیداب کشیدن این عجوزه هزار
    داماد ( کاری که هم اکنون سروش و کدیور و امثالهم
    بدان مشغولند ) استعداد و توانمندی خدا دادی خود
    را در جهت دیگر مصرف میکرد

    در سخنرانی پس از شهادت شریعتی حضور داشتم
    و همیشه و همه جا زینب را به عنوان الگو وپیام
    آور انقلاب به رخ دوستان چپ و دگر اندیش آن دوران
    بلغور میکردم و جالب است روزی یکی از دوستان
    چپ بمن گفت : راستی این پیام آور انقلاب چرا قبرش
    در دمشق مرکز حکومت یزید است و چطوری شد که
    امام سجاد در قضیه قیام مردم مدینه جانب مروان
    ( استاندار یزید ) را گرفت و تا زمان مرگ یزید حقوق
    و مستمری ایشان قطع نشد؟
    البته من آن زمان آنچنان واله وشیدا بودم که این مسائل
    را ساخته و پرداخته استکبار و صهیو نیسم میدانستم

    بگذریم ؛ جناب نوریزاد تو گذشته خود را جبران کردی
    وخوشا به حالت : ولی بنده و امثال بنده به پایان رسیده ایم و همچون خر در گل مانده

     
    • شهادت شریعتی؟؟؟ یارو سکته کرد و مرد. شامورتی بازی شهید سازی راه انداختن که امثال شماها رو … (سه نقطه از مش قاسم) کنن که دنبال //////// بیفتین.

       
      • “……. در سخنرانی پس از شهادت شریعتی حضور داشتم …… ”
        مش قاسم یه خورده یواشتر، منظور این کامنت گذار شرکت در سخنرانی شریعتی تحت عنوان ” پس از شهادت ” بوده نه اینکه ادعا کنه شریعتی شهید شده.

         
    • داش جعفر نگرون نباش الان تو هم داری گذشته رو جبران میکنی.
      گرچه من جبران کردم ولی واسم خیلی گرون تموم شد.

       
    • انقلاب در خدمت به روستاها کم نگذاشت اما تقریبا تمام کسانیکه در روستا درس میخوانند پس از ورود به دانشگاه و اشتغال در مراکز دولتی یا خصوصی هرگز به روستا برنمیگردند مگر برای تفریح اخر هفته و به تبع انها وابستگان انها هم روستا را خالی میکنند. اکنون روستاها فقط عده ای معدود و ناچار را درخود دارند.

       
  53. سلام و شب بخیر استاد ارجمند نوری زاد
    من یکی از هزاران بلکه میلیونها کارمند و کارگر ایرانی هستم که علیرغم دانش و مدرک و کارایی و نوآوری در محل کار مثل افغانیها زندگی میکنیم و هر روز دلهره اخراج و اتمام قرارداد داریم شما که حدود 30سال در کنار همین هایی بودید که الان انواع برچسبها را بهشون میزنید تاحالا کجا بودید؟
    اونوقت که دادگاه صالحه حق قانونی و ارث حلال من و خواهرانم را تنها بدلیل اعتماد به برادر ارشدمان ضایع کرد کجا بودید؟
    اونوقت که بدلیل بیکاری و مشکلات معیشتی از همسرم با داشتن یک دختر جدا شدم کجا بودید؟
    اونوقت که تمام سرمایه و پس اندازم شد زمین اداره برق هشتگرد که هنوزم هیچ خبری ازش نیست کجا بودید ؟

    اونوقت که یک دختر ایرانی با تمام وجود خواست کنار من و فرزندم باشه و من بخاطر ترس از بیکاری نتونستم دوباره بایستم کجا بودید؟
    اونوقت که بانک مهر سپاه وام 4%را با 35%سود به زور زندان از من پس گرفت کجا بودید ؟ قلم نداشتی یا کاغذ؟

    الان که صدها یا شاید هزارها کارمند و کارگر شرکتی با دلهره اخراج سرکار میرن کجا هستید؟

    الان اینقدر دلخسته و تن مرده ایم که دیگه توان مجادله نداریم .
    اری استاد شما قلمتان گاهی جوهر دارد و گاهی کاغذ ندارید …
    آری استاد من بعنوان یک ایرانی در هر شرایطی پای انقلاب و نظام بودم و هستم اما نظام حتی واسه دلخوشی یکبار کنارم وایساد؟
    آیا قانونی که امثال شما نوشتید واسه من و ما جایی در نظر گرفت؟
    تمام آرزوی دختر من زندگی مجدد متاهلی و داشتن یک ماشین شده ! مسخره است نه؟!
    وقتی ماشینی که با وام خریدم و به سرقت رفت دولت از من حمایت کرد؟
    الان دیگه حس و حال و امیدی برامون نمونده!
    چرا باید تو سن 38 سالگی بفکر خودکشی بیافتم؟؟؟؟
    کی جواب اینهمه جور روزگار در این مملکت مثلا امام زمان را باید بده!

    ببخشید استاد فقط درددل بود …

    ببخشید استاد سوار شو قطار نظام منتظر شماها میماند اما ما حتی اگه بلیط هم داشته باشیم سوارمان نخواهد کرد …

    ببخشید استاد ….

     
    • جناب نوریزاد پیشنهاد میکنم دوباره برگردید سمت حکومت تا این ملت قدر شناس خیالش راحت شه.بابا چندبار بگه پشیمونم چند بار بگه اشتباه فک میکردم؟؟؟؟چرا جای اینکه به گذشته ی نوریزاد گیر بدین به باقی حضرات نمیگین شما هم از نوریزاد آزادگی یادبگیرین؟نوریزاد عجب صبری داری بخدا

       
    • مجید عزیز خیلی ها مثل شما هستند.. شما یکی از میلیون ها هستید. مطمین باش اگه دلم از خوندن نوشته ات به درد نمی اومد انو بهت نمی گفتم. من هم مثل تو. اگه خودمون با هم همبسته و متحد نشیم هیچ قهرماننی هم از هیچ کجا نمی تونه مشکل ما رو حل نکنه .آیا خدا نکرده برای شما فقط خودت مهم هستی و مثلا اگه نظام شما رو سوار میکرد بی خیال دیگرون می شدی؟ به فرض که این طور باشه _ که مطمینا نیست_ پس یه روزی یکی دیگه به تو می گفت کجا بودی وقتی من چنین و چنان بودم؟ نوریزاد هر که بوده یا هر جا بوده حالا جونشو گذاشته کف دستش تا من و تو هم کاری بکنیم . می دونی می خوام چی بهت بگم؟ اگه رنج برده باشی ظرفیت قبولشو داری. خود کرده را تدبیر نیست. ما نباس منتظر باشیم تا یکی دیگه کاری برامون بکنه.پس خودمون چی؟ چی داریم که از دستش بدیم؟ ما چیزی نداریم غیر از زنجیر هامون.یکی از این زنجیرها همین فکر غلطه که چشم انتظار یه قهرمان بشینیم که فردا میایه یا پسین فردا. ما هیچ راه دیگری نداریم جز این که خودمون رو بشناسیم. ببینیم تقصیر خودمون چی بوده ،کجای کارمون اشتباه بوده،بعد سعی کنیم کم کم به میلیون ها آدمی که مثل خودمون هستن بپیوندیم .می دونم کار سختیه ، اما همین که بدونیم خودش یک قدم به پیشه .پاینده باشی مجید عزیز

       
    • ببینم مگه داش محمد قیم ما ملت حربا صفته . کس نخارد پشت تو جز ناخن انگشت . مرد باشو قیام کن. بقول فریدون
      چند از جان خویش میترسی
      قیمت جان به این گرانی نیست

       
  54. استاد نوری زاد سلام
    یکبار در مراسم تشییع پیکر لطفی نوازنده مشهور در تالار وحدت دیدم آقای علیرضا افتخاری جلو آمد و شما را در بغل گرفت و بوسید. این مطلب را برای شما ارسال می کنم تا قدر خودتان را بدانید:

    ————————-

    خواننده‌ی نام‌آشناي موسيقي ايران در گفت‌وگو با هفته‌نامه تماشاگران امروز درباره دیدار و در آغوش کشیدن احمدی‌نژاد در سال ۸۹، گفت: از صحنه که پایین می‌آمدم، به روح پدرم قسم، فردی قد کوتاه به سرعت سمت من آمد و گفت: «بدو بدو که آقای احمدی‌نژاد به‌خاطر شما ایستاده‌اند و معطل شما‌ شده‌اند.» اسم‌شان یادم رفته که این‌فرد کوتاه قد چه کسی بودند. من اصلاً قرار نبود سمت ایشان بروم. اتفاقاً سخت گرفتار برخی کارها هم بودم و می‌خواستم بروم. ولی دور و بری‌های ایشان با این قبیل رفتارها باعث شدند این دیدار رخ دهد. تیم بادیگاردهای شخصی ایشان همیشه حواسشان هست که اصلاً کسی نباید نزدیک آقای احمدنژاد شود. ولی درباره من اوضاع کاملاً برعکس شد و من را برای مواجهه با ایشان هدایت کردند. خودشان من را به سمت ایشان هل دادند و در ادامه هم رسانه‌ای مثل تلویزیون این دیدار را پوشش داد و با قدرت و هدفمندی خاصی، آنرا هر شب پخش کرد. برای چه؟ چرا؟

    افتخاری در ادامه می‌افزاید: آقای احمدی‌نژاد جوری خودش را به آغوش من انداخت که انگار من یوسف گم گشته ایشان بودم. یک جوری به من چسبید و من را بوسید و پشت‌سر هم این اتفاقات را شکل دادند که… بابا بوسیدن یک بار، دو بار… جمله بعدی‌ام را امیدوارم جرات انتشارش را داشته باشید ولی من طناب خریده بودم خودکشی کنم. فشار بدی روی من و خانواده‌ام بود. فرزند کوچکم فهمید و گریه کرد و گفت‌: «بابا نکن». گفتم نمی‌توانم و واقعاً تاب این همه توهین و تهدید را ندارم. در ایران که هیچکس حواسش به من نبود و درد دل من را نمی‌شنید. در خارج از کشور هم یک روز چهره بد بودم و یک روز چهره زشت. منفور شده بودم و این برای یک هنرمند غیرقابل تحمل بود. سوپر مارکت محل به من جنس نمی‌فروخت! آرایشگر محل ما می‌گفت آقا وقتی شما روی این صندلی می‌نشینید دیگر هیچکس به مغازه من نمی‌‌آید و عذر‌خواهی می‌کرد و مودبانه می‌گفت دیگر نیایم. آژانس به من ماشین نمی‌داد. مردم تا این حد تحت تأثیر قرار گرفته بودند و امیدوارم این صحبت‌ها به درستی به گوش مردم برسد. حرف آخرم هم این است که آقای احمدی‌نژاد خیر نبینید. آقای ضرغامی خیر نبینید. و قطعاً خیر نخواهند دید. در این موضوع شک ندارم. چون من حقم این نبود. من بعد از ۳۰ سال خواندن با تمام وجود، این حقم بود؟ بعد از سی و خرده‌ای سال این حق من و خانواده‌ام نبود.

    وی در ادامه می‌گوید: آقای احمدی‌نژاد در این مدت حتی یک‌بار پیگیر احوال من نشدند. با صدای بلند به ایشان می‌گویم در مورد من بسیار انسان قدرنشناسی بودند. با صدای بلند این جملات را بر زبان می‌آورم و امیدوارم به گوش‌شان برسد. شما را به جان مادرتان قسم می‌دهم که به من کمک کنید تا این حرف‌ها به گوش همه برسد. امروز به آگاهی و درک سیاسی درستی از این بازی‌ها رسیده‌ام و امیدوارم این موضوع به خوبی در رسانه‌ها انعکاس پیدا کند. علیرضا افتخاری درباره‌ی تبعات اجتماعی این اتفاق تشریح می‌کند: مدت‌ها کلاه می‌گذاشتم روی سرم و برای خرید این‌ور و آن‌ور می‌رفتم. اگر هم کسی من را می‌شناخت، برخوردهای اهانت‌آمیز و زشتی می‌شد. خوب یادم هست وقتی در فرودگاه وارد سالن انتظار شدم و نشستم، حدفاصل ده متری من همه مردم از صندلی‌ها بلند شدند و اطرافم خالی شد. دوستان من دیگر من را مهمانی‌های خودشان هم دعوت نمی‌کردند و می‌ترسیدند بلایی سر بچه‌هایشان بیاید. می‌گفتند علیرضا تو دوست بیست ساله ما هستی ولی واقعاً بهتر است دیگر نباشی، چون مردم و آشنایان همسر و بچه‌های ما را مورد توهین قرار می‌دهند که چرا افتخاری را اینجا راه داده‌‌اید. می‌گفتند چرا با «رفیق احمدی نژاد» رفت و آمد می‌کنید!

    او ادامه داد: اگر تلویزیون اجازه می‌داد من ده دقیقه همین صحبت‌هایی که با شما داشتم را مطرح کنم، شاید تبعات آن اتفاقات این‌گونه زندگی من را تحت تأثیر قرار نمی‌داد. فرزند کوچک من دیگر دانشگاه نرفت و انصراف داد. می‌گفت به من توهین می‌کنند و به شدت فضای بدی علیه من در دانشگاه راه افتاده است. روی وایت برد عکس من را می‌کشیدند و دشنام‌های زشتی می‌نوشتند. دخترم بارها با چشم گریان به خانه آمد. VOA و برنامه پارازیت بیش از بیست بار من را چهره زشت و بد هفته انتخاب کرد و همین اتفاقات بازی را وحشتناک‌ترکرد. این در حالی بود که هیچ اظهار‌نظر یا حمایتی از سوی همین آقایون داخل کشور از من نشد و معلوم نبود با ادامه این روند چه بلایی سر فرزندان من قرار بود بیاید. مادرم را در اصفهان و در صف نانوایی هل داده بودند. آقای احمدی‌نژاد مرد باشد! خدا آدم را‌ گیر نامرد نیندازد، دوست خوب من. این جملات را با سوز درونم می‌گویم به شما که امیدوارم حرف‌هایم رابه دقت منتقل کنید.

    این هنرمند موسيقي اصيل ايراني تصریح می‌کند: اگر یک نفر هم از من دلخور باشد، من قطعاً نمی‌توانم کارم را درست انجام دهم. این ناراحتی را که من مسببش نبودم، با این درد دل مفصل که به وضوح درباره‌‌اش گفتم، حتی اگر یک نفر هم اصل موضوع را فهمیده باشد و برایش مشخص شود اوضاع از چه قرار بوده، باز هم برای من خوشایند است. امیدوارم وقتی مردم از قصد من برای خودکشی باخبر می‌شوند، قطره اشکی بریزند و فضای تلخ آن دوران را درک کنند. اگر چهار نفر در محل به شما وخانواده‌‌تان توهین کنند، کسی صبر و تحملش را ندارید. فکر کنید که یک ملت علیه من شده بودند و واقعاً دیگر امیدی برای زندگی نداشتم. من اگر خودکشی می‌کردم، همه خوشحال می‌شدند؟ راهی جز خودکشی برای من مانده بود؟ من تا این تصمیم هم جلو رفتم. ولی بعد، فرزند بیمارم باعث شد از تصمیمم صرف نظر کنم. امیدوارم مردم ایران که مبنای دل‌شان محبت است و صداقت، در جریان اصل اتفاقات قرار بگیرند.

     
    • آقای افتخاری میگه: یک ملت علیه من شده بود
      یادم افتاد که اون هیتلر کوتوله چقذر ملت ملت می کرد و هر بار که از طرف ملت حرف می زد من که خودم فردی از ملت هستم دلم می خواست باتمام قوا یه مشت بزنم تو اون دهان بی شرم و دروغگوش

       
  55. درود برنوردیده گرامیمان بانوی بزرگواردوشیزه آتنا فرقدانی

    خیلی دوست داشتنم از شما وآقای نوریزاد بپرسم دونستن اینکه انسانی دراعماق قلب میلیونها ایرانی وغیرایرانی دراقصی نقاط جهان جای داشته باشه چه احساسی بهش دست میده. بامید روزی که مسیرحرکتت اززندان ظالمان به منزلت را سراسرگلفرش کنیم وجشن بگیریم.

    ۹ بهمن روزتولدت هست. از بن جان زادروزت را شادباش میگویم و برایت بهترین ها را آرزو دارم. بامید یک زندگی آرام و بدون قلاده و زنجیر. هرگز شما را از یاد نخواهیم برد.

    تندرست، شادکام و آزاد باشید
    رسول

     
  56. با تشکر که ارتباط با روحانیت اسیب خورده را حفظ کردید. جا دارد از حضرت ایت الله دستغیب هم یادی کنیم. تشکر که جایگاه روحامیت شیعه ای که کنار مردم ماند را در نوشته های خود محفوظ وملحوظ می دارید. جز این هم از انصاف شما انتظار نمیرفت.

     
    • روحانیت اسیب خورده؟ بهتر بود مینوشتین روحانیت اسیب زده. همین آخوند// حتی امروز محاله یک کلمه در باره جنایآت صدها ساله قشرش بگه.

       

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

94 queries in 3807 seconds.