سر تیتر خبرها
صندوق رأی را بچرخانید!

صندوق رأی را بچرخانید!

آقای خامنه ای که خودش خودش را، و هم بعضی ها وی را رهبر مسلمین جهان می دانند، فرموده اند: ” همه در انتخابات شرکت کنند؛ حتی کسانی که نظام را قبول ندارند، برای حفظ اعتبار کشور شرکت کنند، ممکن است کسی بنده را قبول نداشته باشد، اما شرکت کند، انتخابات مال رهبری نیست، برای ایران اسلامی است؛ برای این است که ماندگاری کشور تأمین بشود و کشور در حصار امنیت کامل باقی بماند. ” من – محمد نوری زاد – می گویم: دروغ و فریب و کلک زدن به مردم که شاخ و دم ندارد. همین اکنون، جمعی از عزیزان ما صرفاً بخاطر این که نظام را قبول ندارند و شخص رهبر را قبول ندارند، بی هیچ گناه دیگری، در زندان اند و عده ای نیز دودمانشان بهمین خاطر به باد رفته از همان ابتدای انقلاب. از آن سوی اما، شما روزی را تجسم کنید که مردمی که نظام را قبول ندارند و رهبر را قبول ندارند، به توصیه ی رهبر رفتند و رأی دادند، همین رهبر فردایش نمی گوید: دنیا بداند، مردم ایران به اسلام و جمهوری اسلامی و برای بقای این نظام الهی و مسئولینش رأی دادند؟

شنبه قرار بود دادگاه نرگس محمدی تشکیل شود که نشد. قرار بود وی را از داخل زندان به دادگاه انقلاب ببرند و چند سالی زندان برایش تدارک ببینند همینجوری. می گویم: در کل دم و دستگاه شخص رهبری، کمتر بانویی به پاکی و درستی و انسانیت و فهم و هوشمندی و نوعدوستیِ نرگس محمدی پیدا می شود. این بانو را از وسط زندگی و از کنار دو فرزند خردسالش کشانده و به زندان برده اند. می گویم: بد نمی شود اگر صندوق مخصوص رأی گیری را به میان زندانیانی چون نرگس محمدی و بهاره هدایت و امید کوکبی و عبدالفتاح سلطانی و دکتر محمد سیف زاده و محمد صدیق کبودوند نیز ببرند تا میزان ارادت آنان را به نظام مقدس و جناب رهبر استفتاء فرمایند!

12510428_1233817549979192_8544710001235821546_nبه یاد بانوی نیک اندیش و نیکخو، نرگس محمدی که اکنون در زندان است و بسیار دور از دو فرزند و همسرش

71867_1234796479881299_693907681520226561_nبوسه ی من بر دست مهندس عباس امیر انتظام، و خاکساریِ من در پیشگاه همسر همراه و فداکارش.

10308079_1234413636586250_7911136707144305502_nدر کنار پدر و مادرم. که روستایی اند و چشم به راه فردا. پدر، هراز گاه شکوه ای می کند و به من می گوید: تو بالاخره ما را دق مرگ می کنی با این کارهایت. مادرم اما همیشه می گوید: قلمت راست بنویسد! و ادامه می دهد: راست که نوشتی، بگو از درو دیوار بلا ببارد!

Untitledاین بانو، مادر آتنا دائمی است. که هر از چندی می آمد و مقابل در ورودی زندان اوین در کنار ما می ایستاد. آتنا، این دختر جوان، به چهارده سال زندان محکوم شده و اکنون یکسالی هست که زندانی است. با اطمینان می گویم: آنانی که آتنا را بازجویی کرده اند و برابش پرونده سازی کرده اند و برایش زندان بریده اند و به زندانش انداخته اند، همگی به سلامت و پاکی و درستی و نوعدوستی و ادب و خردمندی و شرافت و شور و شهامت وی معترف اند. شگفت نیست آیا؟ که خوبان ما به بهانه های پوچ و پوک و ناجوانمردانه در زندان باشند و دزدان و آدمکشان در امان؟ بعد، رهبر همه ی مخالفان نظام و رهبری را به شرکت در انتخابات فرا می خواند.

سایت: nurizad.info
فیسبوک: https://www.facebook.com/m.nourizad
اینستاگرام: mohammadnourizad
تلگرام: telegram.me/MohammadNoorizad
ایمیل: mnourizaad@gmail.com
محمد نوری زاد بیست و دوم دیماه نود و چهار – تهرانShare This Post

درباره محمد نوری زاد

52 نظر

  1. مردم ایران خودشان به اینا سواری دادند راحت سوار شدن ولی راحت پیاده نمی شوند مگر اینکه ملت بخواهد. برای پیاده کردن اینها باید از یک جای شروع شود چه جای بهتر از همین انتخابات فرمایشی مردم رای ندهند .هرکس رای بدهد شریک جرم است با دزدی که بهش رای میدهد من تمام نمایندگان ورئیس جمهورهای این انقلاب را به یاد دارم هیچ کدام از انها برای مردم کاری نکردند ونخواهند کرد

     

  2. ملت بخوابید داریوش بیدار است

    بیش از 12 سال بازی و تفریح آقایان به وین

    با پول و ثروت ملت همیشه در خواب

    بیش از 12 سال هرج و مرج منافع ملی

    بیش از 12 سال شعار و بلندپروازی و خیالات پوچ

    دیروز در وین این نمایشنامه به پایان رسید

    زیرا ادامه نمایشنامه برای غرب و شرق دیگر ارزشی نداشت

    در مدت این 12 سال روس ها و چینی ها با همکاری

    این نماینده گان خدا از خزانه ملی این ملت همیشه در خواب نوش جان کردند

    و غرب هم با تبلیغ و هیا هوی وحشت از رژیم ایران اتمی

    در میان کشورهای همسایه

    تا توانست به آل سعود ابزار جنگی و خانماسوز فروخت

    و چیزی که برای ملت همیشه در خواب به ارث رسید

    خزانه خالی و شعار و دروغای همیشگی آقایان خندان

    و قول قرارهای پول پرستان غربی

    که شاید در آینده با همکاری چندتا پول پرست ایرانی نما

    جیب خالی این ملت در خواب را خالی و خالی تر کنند

    به هر حال شروع و پایان این نمایشنامه برای هر ایرانی با وجدان و بیدار

    جز داد و فریاد و آه و ناله چیزی دیگر به ارمغان نمی آورد

    باشد که روزی ملت بیدار شود و درک و توانائی حق و حقوق خود را داشته باشد

    19.01.2016

     
  3. ملت همیشه در خواب

    جواب داریوش بدون پیشوند و بدون پسوند به نامه آقای روحانی

    در مورد نامه ایشان به آقای خامنه ای

    آقای روحانی هیچ دولت پیشرفته و متخصص و آگاهی وقت و منافع

    ملتش را دوازده سال خرج قاشق اختراع شده نمی کند

    این هم قاشقی که اروپائی ها سالیان پیش اختراع کرده اند

    برد و شانس شما در این است که ملت در خواب است و در ترس کامل بسر می برد

    و شما آخوندها خود می برید و خود می دوزید

    و به جای اینکه از ملت رنج کشیده عذر خواهی کنید

    و به اشتباه خود اعتراف کنید و جوابگوی استراتژی غلت خود

    در برابر ملت باشید

    دوباره ملت را سر کار گذاشته و از رهبر عزیزتان ستایش می کنید

    آقای روحانی از تاریخ درس عبرت بگیرد

    و اگر شما ایران و ملت را دوست دارید

    به آبرو و شرف این ملت رنج کشیده احترام بگذارید

    اگر می خواهید این زندان بزرگ به ایرانی آزاد و پیشرفته تبدیل شود

    به ملت آدرس غلت ندهید

    آقای روحانی اشتباهات پی در پی شما در این مدت 37 سال

    بر هیچ انسان آزاد و خردمندی پوشیده نیست

    شما خود منافع ملی را به خاطر حفظ نظامتان فدا می کنید

    و اگر سر و کله یک ایرانی وطن دوست و انسان دوست

    از میان مردم در حال خواب و ترسو پیدا شد

    و تلاش کرد تا ملتش را آگاه و از حقوقش دفاع کند

    به او لقب غرب زده و اسرائیلی و خاک و خاشاک و

    دشمن اسلام و مخالف دین خدا می دهید و او را سرنگون می کنید

    تاریخ نشان داده که تنها راه رهائی و پیروزی یک ملت و دولت

    همبستگی و احترام دولت به ملت و یک یک افراد جامعه است

    و مهم این نیست که این افراد چه عقایدی دارند

    به امید اینکه هر چه زودتر ملت از خواب بیدار شود

    و بدون ترس از حق و حقوق خود دفاع کند

     
  4. وجدان

    آیا توانائی و درک مقام انسانی را دارید

    که بتواند اشک و درد بچه های خیابانی

    و خانم هائی که برای امرار معاش خود مجبور به تن فروشی هستند

    و آن هم زیر نام دین آخوندی به نام صیغه چند ساعتی و یا چند روزی

    و توهین به مقام خانم ها در جامعه ای مردسالار

    اگر دارید چرا ساکت نشسته اید

    آیا این خانم ها از حقوق انسانی برخوردار نیستند

    آیا نمی بینید که این آخوندها به نام دین از ضعف اقتصادی این خانم ها

    و حس حیوانی این مردهای دیو صفت استفاده کرده

    و به دکان داری دینی مشغول اند

    بدون اینکه ذره ای از مقام انسانی برخوردار باشند

    آی شمائی که خود را نماینده خدا میدانید

    آی شمائی که تبلیغات دینی شما چشم خیلی ها را کور کرده است

    بدانید که انسان دوستان و ایران دوستان بسیاری

    در ایران و در دنیا هستند که شاکی اعمال شما هستند

    حال آقای نماینده خدا از من مخالف نظام و دوستدار ایران تقاضای رای را دارد

    رای به افرادی که تن به پول پرستی و مقام می دهند و حاضر نیستند

    چشمان خود را باز کنند و جوابگوی این عزیزان باشند

    و به شما قول می دهم در آینده ای نزدیک

    همین ملتی که برایش اهمیتی نمی دهید

    صبرش به پایان خواهد رسید

    امیدوارم که از تاریخ و گذشته درس عبرت بگیرید

    و توانائی و درک این را داشته باشید که

    قدرت و توانائی ایران دوستان و انسان دوستان خیلی بیشتر از

    قول و قرارهای غرب و شرق و پول پرستان

    و خود فروشان قدرت است

     
  5. کارنامه شما بعد از 37 سال

    من به عنوان یک شهروند ایرانزمین که از همان ابتدای انقلاب

    با زورگوی و تفکرات شما موافقت نکرده و حاظر نبوده

    همنوعان خود را با هر ایده و عقیده ای که مخالف من

    و نظام شما بوده بفروشم و ارزش انسان بودن همنوعانم را

    برتر از عقاید شخصی خود می دانم

    امروز با خیالی راحت و وجدانی آزاد در گوشه ای از

    دنیای بی مروت زندگی می کنم و خدا و طبیعت و زمین و زمان را

    سپاسگذارم که با این تبلیفات بزرگ و وسیعی که شما دارید

    در اوایل انقلاب در سن نوجوانی مورد شست و شوی مفزی قرار نگرفته

    و امروز افتخار این را دارم که دستم به خون همنوعانم آلوده نیست

    و آه ناله هیج کودک معصومی که حق پدر و مادر داشتن را

    شماها از او گرفته اید در کارنامه من نیست

    و اما شماها و رفتارتان با این ملت ستم دیده
    که قلم از نوشتن آن ناتوان است و کارنامه اتان بعد از 37 سال
    از دید اجتماعی و اقتصادی و سیاسی
    صفر و یا زیر صفر می باشد

    پس چرا از این ملت ستم دیده تقاضای رای می کنید

    چرا کشور و امور کشور را به دست کارشناسان

    اجتماعی و اقتصادی و سیاسی نمی دهید

    آیا 37 سال غارت و ویرانی منافع ملی کافی نیست

    آیا فکر می کنید دلسوزان ایرانزمین حاظرند با باند مافیاعی
    و خانمانسوز شما همکاری کنند

    شما بهتر است برای نجات خود هم که شده
    به اشتباهات خود اعتراف کرده و خود و این ملت را هم
    بیش از این سر کار نگذارید

    تا دوستداران ایرانزمین زمام امور کشور را
    در دست بگیرند

    تا زمانی که شما آخوندها زمام امور کشور را در دست دارید

    هیج ایرانی متخصص و با وجدانی حاظر به همکاری با شما نیست

    مگر این که از معلومات اجتماعی ضعیفی برخوردار باشد و تابع احساسات باشد

     

  6. سئوال من از نمایندگان خدا که با خیالی باطل دنبال رای ملت می گردند

    آیا خدائی که به گفته شما این جهان را با این پیچیده گی و بزرگی آفریده است

    احتیاج به نماینده دارد

    این هم نماینده گانی که در هر جمله ای که بیان می کنند بوی جنگ و تفرقه می آید

    و یا اینکه می گوید در راه خدا باید جنگید

    آیا خدا جبار است که انسانها را بر ضد هم بخروشاند

    نه نه نه

    نه خدا جبار است و نه جنگ طلب

    این شمائید که دکان دینی باز کرده اید و خون ملت رنج کشیده ایران را 37 سال است در شسشه کرده اید

    به جای اینکه خود را نماینده خدا بدانید

    بهتر است که خود را نماینده شرکتهای خانماسوز اصلحه فروشی شرق و غرب بدانید

    و ملت ایران هم احتیاج به نماینده ندارد احتیاج به خدمتگذار دارد

    به هر حال تا زمانی که جای ایرانیان و ایراندوستان برای خدمت به ملت رنج کشیده ایران خالی است

    رای دادن به شما نماینده گان آل سعود و دکان داران مذهب

    دردی ار درد ملت رنج دیده دوا نکرده و نمی کند

    پس بهتر است قبل از اینکه دیر شود و آروزی دیرینه دشمنان ایران برآورده شود

    ایران را به ایراندوستان برگردانید

    تا بتوانند این قبرستان و زندان بزرگ را دوباره به ایران بزرگ و متمدن دیروز تبدیل کنند

    در نهایت ما خاک و خاشاک نیستیم و در کجای دنیا که باشیم ایران در قلب ماست

    و در رفتار و کردار شما در این مدت 37 سال مرام و رفتار ایرانیت را ندیدیم

    منافع ملی را فدای منافع نظامتان کردید و کشورهای فقیر همسایه را ثروتمند و چهره ایرانزمین را به خاک سیاه نشاندید

    جوانان آینده ساز ما را کشتید و زندان و شکنجه کردید

    استعدادها و مفزهای کار ساز ایرانزمین را فراری دادید

    به افکار و تمدن بزرگان و گذ شتگان ما توهین کردید

    و هزاران هزار دلایل دیگر

     
  7. اگر خامنه ای یک گرم درایت درین آخرین سالهای زندگی داشت به این خیمه شب بازی مجلس خبرگان پایان میداد و میگفت نه رهبر فردی نه شورایی و رفراندمی را اعلام میکرد که مردم ،صاحبان کشور نوع حکومت خود را انتخاب کنند که این لحظه از 8 سال ریاست حکومت اسلامی او و 26 سالی رهبریش نه تنها برای او بلکه برای 80 ملیون ایرانی و 7 ونیم میلیارد انسان روی زمین از عسل شیرین تر خواهد، من خیلی ایده آلیست هستم و آرزو پسندیده،آیا دراو این درایت هست؟ تصور نمکنم درین تفکر و لباس چنین تغییر تحولی در چشم انداز باشد، او روزی مثل همه خواهد مرد با باری سنگین وتاریخی سیاه سیاه بجا گذاشته از خود، او از نا آگاهی تصور میکند بیش از بقیه تکلیف دارد و تکلیفش هم نتیجه اش این زندانها، دزدیها،بیعدالتی ها، تبعیض ها و………
    سیستم اداره آلمان آتریش اسراییل بهترین است اداره کننده کشور نخست وزیر ورییس جمهور ناظر و سمبلیک البته نه نظارت شورای نگهبانی قیجیی یا اره ای.

     
  8. مملکتی را که خط سیاسیش در نماز جمعه ترسیم شود و آنهم توسط علم الهدا، جنتی احمد،صدیقی معرکه گیر، طبا طبایی نژاد کچو مثقالی، و نقدی و برادر حسین شریعتمداری میخواهید بهتر ازاین باشد؟
    لایقان کاردان و روشن اندیش را بگوشه عزلت فراری داده اند و مطربان مذهبی را بر جان ومال مردم حاکمکه دائم درحال خرابکاری و خرابی هستند .

     
  9. یکی از کرامات مقام عالی سلطنت اقای خامنه ای این است که همه را متعلق به خود و ملک خود میداند و مردم را جز سگ و خر و خوک نمیپندارد و نیز برای انها حتی حقوق حیوانی نیز متصور نمیداند و همه مردم ایران را جز سنگ استرجا خود نمیداند ولی هرگاه نیاز دارا تا از این ابزار استفاده کند میشود استاد کلام و دم از حق الناس میزند چیزی که اصلا در مخیله اش هم برای احدی قائل نیست که این امر را میتوان از عملکرد کثافت خانه قضائی و ملیجک درباری گماشته شده بر ان اظهر و من الشمس است یا عملکر شورای نگهبان سلطنتش که همه حتی جرات فکر بغیر از دسورات ایشان را به مخیله راه نمیدهند البته اگر در سر انها چیزی بنام عقل و خدا خواهی و دینداری وجود خارجی داشته باشد حالا ایشان این کرامتشان بروز کرده و به انها که در حد حیوان نیز برای ایشان امیت ندارند دستور میدهد بیائید و من را تائید کنید ولی خوب بدانید اثری حتی از کسی که فکر کند شاید انسانی در این جامعه وجود داشته باشد هم بعنوان کاندید وجود نخ.واهد داشت ادم باید به قذافی و چائوشسکو و کاسترو و رهبر کره شمالی غبطه بخورد که انها حداقل ادعای دین نداشتند البته از کرامات ایشان نیز بسیار است از جمله استفاده از دین و…… بعنوان سنگ استرجا

     
  10. جناب نوريزاد
    با سلام
    من گمان نمى كنم كسي اين توهين ولي امر مسلمين جهان !؟ در سفر به قم در سال ٨٩ را فراموش كرده باشد كه ١٤ ميليون نفر از مردم ايران را چون به كانديدايي غير از آن كه
    نظرش به نظر وي نزديكتر بود، راي دادند، فراموش كرده باشد. ايشان آن ١٤ ميليون را ” ميكروب سياسي” ناميدند و حالا باز هم از آنها التماس مي كنند كه بيايند در انتخابات شركت كنند!
    اساسا راي من به عنوان يك ميكروب سياسي! چگونه قادر است به ايران اعتبار ببخشد؟

     
  11. با سلام خدمت جناب نوريزاد، انسان آزاده و فرهيخته

    من حقيقتا در همه اين ٣٧ سال عمر جمهوري جهل و جور و جنايت، حتي يك بار هم در انتخابات شركت نكرده ام؛ دروغ نگفته باشم به استثناي رفراندم سال ٥٨. اما اين بار با توجه به سخن ولي امر مسلمين جهان !!!؟ كه البته ترفندي براي فريب مردم ايران است كه سال ٩٢ هم از آن بهره گرفت، قول شرف مي دهم اين بار براي اعتلا و اعتبار ايران زمين در انتخابات شركت كنم، ولي فقط و فقط به يك شرط؛ اما آن شرط چيست؟
    شرط من اين است: ولي فقيه جمهوري اسلامي در يك سخنرانى عمومى كه بدون سانسور از تلويزيون سرافكنده سرافراز ( صدا و سيما) پخش شود، رسما و صراحتا اعلام كند كه پس از انتخابات دوباره مانند سال ٩٢ نگويد كه مردم در اين انتخابات به اسلام و جمهوري اسلامي راي دادند!
    همين!

     
  12. ایران داد عمارلویی

    دوستان عزیز از چپه؛چپ؛؛تا راسته راست؛؛؛و واقع بینانی که عقل رامرجع و اعتبار می بحشند.فعلن دو گروه از دوستان هر کدام با روشی و بینشی به جان هم افتاده اند که چی؟خدا هست؟یا نیست؟هر دو گروه ره به …..دارند؛سوال؟چه خدایی باشد یا نباشد,چه تاثیری بر امروز ما دارد که به انجا رسیده ایم که فقط نطاره میکنیم و تعدادی را به قولی سر کار گذاشته ایم.فکر میکنم هر دو ره به خطا میروند دلیل؟در هر عنوانی که نوشته جناب نوری زاد را با دقت بنگری م و در حوزه و متون نوشته ها دقت کنیم عواملی را می یابیم که به گونه ای مینویسند و انهم با برنامه و اطاق فکری که نا خواسته دوستان را در گیر مباحثی می نمایند که در جمع و سر جمع به کار انسان امروز نمی اید فقط نکته ای می گویم و همه ی یاران و نا یاران را سفارش می کنم که تمام زحمات شما بر باد است تمام کسانی که خدا را با عقل قاصرشان در بوته نقد قرار میدهند توجه داشته باشند که تمام اینها در اصل خود را دارند اثبات میکنند نه خدا را,هیچ مخلوقی و هیچ مجنونی نمی تواند به کنه و وجود خدا چه منفی و چه مثبت پی ببرد,ما که در کار خود مانده و مطرودیم بیاییم عملن انچه را که به انسان و مردم ایران سود میرساند را تکته به نکته بنویسیم و به ان عمل نماییم این دوستان از دو طرف بام پرت شده و ما را هم دارند به پرتگاه می برند این همه نوشتید و نوشتید و باز هم به تریج قبای هم می پرید انصافن چه سودی و چه حاصلی برای من نوعی ایران داشته اید از جناب نوری زاد استدعا دارم فرخوان بدهند البته با برنامه و به قول هم وطنان ارمنی:گاماس,گاماس ما را همراه و متحد کنند انهم به طریق اولی و پله به پله,اولین پیشنهاد این است که کمتر مغالطه کنیم و از لغاتی که فهم ان برای همه روشن نیست کمتر استفاده کنیم و بهتر که فارسی شکر است را از عربی و عرب دانی و عرب خواهی برتر بدانیم و نکته دیگر که امار بگیریم که چگونه رای بدهیم و چرا رای ندهیم و البته با دلایل روشن و از خود گذشتن و به انسانیت,ایرانیت,از هر قوم و قبیله ای مدد بجوییم و هم صدا با هم و برای همه تا انجا که مقدور است به ارمانها بیندیشیم و در حد بضاعت کاری بکنیم,البته با خواست های معقول و انسانی و چه بهتر هرمی و برنامه ری زی کنیم و به فدر وسعمان به دوستان و رفقا و خانواده و..بگوییم این راه,راه ابادانی ایران است و انسانیت.شادکام باشیم و مشت؛؛؛

     
  13. When you write i feel my heart is bleeding and speaking in sorrow, i do not remember when was the last time i had a feeling such.Thank you sir for what you do and what you write.you must sleep well,at night, the nobles do,the best father,you must be, your children are proud of you and the best friend,when you speak they listen and every body likes the heroes.I have called you a lucky man ,still do,you are the best and the most courageous during our dark age.Imagine how the history will judge you and the others will be judged ? That is why they can not sleep at night. God bless you Sir

     
  14. این آقای خامنه ای و سایر سران نظام هر وقت که نظر سنجی ها نشان دهد که مردم در انتخابات شرکت نمی کنند شروع می کنند به این جور حرف زدن که رای مردم حق الناس است و همه در انتخابات شرکت کنند . دور اول زمان خاتمی بود که ملت از این حکومت ناامید شده بودند و همه سران نظام جمع شدند که هر کی می تواند رییس جمهور شود و رای ها خوانده می شود تا ملت گول خوردند و امید وار شدند که خاتمی کاری می کند. بعد زمان روحانی که آقا فرمودند اگر کسی من را هم قبول ندارد (بله اکثریت شما را نمی خواهند ) بیاید در انتخابات شرکت کند. ملت سر کار هم باز نصفه نیمه در انتخابات شرکت کردند. حالا ها باز گریه و زاری برای شرکت مردم در انتخاباتی که سند اسارت آنها است. بهترین راه شرکت نکردن آگاهانه در انتخابات قلابی است. تا این نظام دزد و بی شرم بداند که مردم زنده هستند.

     
  15. سلام

    اگرجرأت دارندادامه ولايت ورياست آقاي خامنه اي را به رفراندوم بگذارند؟
    آنگاه جواب روشني ازآراي مردم خواهندگرفت.
    چرااسم رفراندوم عمومي كه مي آيدبرخي ها تزلزل ورعشه برجانشان مي افتد؛زيرا كه مي داننداينهمه پرسي نتيجه اش جان آنهارا مي ستاند وازاريكه قدرت به زير خواهدكشاند.ازاين روهميشه باآن مخالف هستند.
    ونيازي نيست كه صندوق هارا برزندايان سياسي وعقيدتي عرضه كنند.

    اما باهمه اين نارسائي ها وظلم ها بازمن راي دادن وانتخاب امثال رفسنجاني هابه خبرگان ودكترعلي مطهري هارا به مجلس انتخاب خواهم كردتاشايدوجدانهاي خفته بيدارشوندوعليه ستم ها ودزدي ها واختلاسهاوحبس وحصرهاي ناجوانمردانه پايان دهندوخواستاراجراي عدالت درجامعه باشند.
    مصلح
    مصلح

     
  16. اشک و فریاد

    هنگامی که ملتی با حقوق فردی و اجتماعی خود ناآشناست

    هنگامی که بیش از 37 سال تماشگر زور و رنح و اعدام و نابرابری هستید

    هنگامی که ملتی گروهی عمامه بسر را راهنمای خود و خود را کوچک و نافهم و بنده میداند

    هنگامی که ثروت ملت را به خزانه آل سعود واریز می کنید در حالی که بیمارستانتان تخت مداوای بیماران را ندارد

    هنگامی گه ملتی عروسک خیمه شب بازی این گروه عمامه بسر هست در حالی که اینها خود عروسک خیمه شب بازی اعراب هستند

    هنگامی که زبان فارسی شیرینتان را می ربایند و شما را سرگرم زبان اعراب و جا انداختن آن به نام زبان خدا میکنند

    هنگامی که این جماعت عمامه بسر تاریخ و تمدنتان را مردود می دانند و تلاش برای نشاندن تاریخ اعراب در سر زمینتان را دارند

    هنگامی که شما را به خیابان مفرستند که به این کشور و آن کشور توهین کنید و چهره ایرانت را در جهان به خاک سیاه بکشید

    و یا هزاران نادانیهای دیگر

    امروز برایتان دنبال رهبر می گردند اما رهبری که مانند این رهبر بتواند از منافع اعراب پشتیبانی کند

    و خنده آورتر این که جناب رهبر انتصابی از این مردم مظلوم و رنجدیده تقاضای رای دادن را دارد

    رای به کی کدام رای کدام ایران

    منضور شما از ایران زندان بزرگ و شکنجه گاه ایرانیان مظلوم و رنج دیده و ستم دیده

    و جایگاه و جولانگاه دشمنان ایران و افرادی سودجو است

    شما فقط بقای نظامتان و افرادیانتان را می خواهید

    شما را چه به ایران و ایرانزمین

    شما که خود انتصابی هستید و افراد انتصاب شده هم انتصاب شماست

    شما این مردم مظلوم و ستم دیده را برای سیاهی لشکر می خواهید

    تا به دنیا بگوید این مردم هستند که رای می دهند

    تا چند صبای دیگر به خرابی و ویرانی ایرانزمین ادامه دهید

    ایرانیان که به گفته خود شما و دیگر آخوندها جایگاهی در ایران ندارند شما و دیگر آخوندها انتصابی و نماینده خدا هستید

    و خود میبرید و خود میدوزید

    و مردم هم نادان میدانید

     
  17. رای دادن شما تکلیف شما از نظر ولی امر است. شما ازکدام حق رای نداشته حرف می زنید. حق انتخاب کردن مستلزم حق انتخاب شدن است وگرنه هردو بی معنی.

     
    • آن زمان زنده ای گر شکوه ز بیداد کنی
      پرده ی ظلم و جفا را بدری خویشتن آزاد کنی

      همه ی سهم تو در زیستن این است که تو
      شاد و آزاد بزی با همه کس داد کنی

      روح را پا ک بشوئی ز تزویر و ریا
      ره راستی روی و پشت به بیداد کنی

      هر کجا مرغ غریبی به قفس بود اسیر
      قفسش بشکنی با تیشه و آزاد کنی

      نخبگان در قفس و بر سر هر برزن و کوی
      چشم دارند که رسا لعن به صیاد کنی

       
  18. با سلام . در روزگاران قدیم وقتی عده ای زرنگ و زِبل با جان آدم هالو و ساده لوح می افتادند ، یک سبد به دستش میدادند و می گفتند برو برایمان از چشمه آب بیآور . حکایت حال و روز برادرانی! است که با اجازه نیروی پلیس دیپلماتیک به داخل سفارت عربستان رفتند و به زحمت خودشان را به بالای سرِ میله پرجم عربستان رساندند و پرچم را اپایین کشیده ولی نمی دانستند که آن را لگد کوب کنند و یا آنکه آن را آتش بزنند و بعد هم فیلمی بگیرند و با آن دورِ زیادی افتخار بزنند ! به خاطر همین است که آش نپخته اشان خیلی شور شده و امامی کاشانی امام جماعت جمعه همین افراد که آشپز اینان بوده ، از شوری آش نپخته دادش بلند شده و سخنی گفته که این افرادِ داخل سفارت رفته را نادان و ساده لوح نامیده است !

     
  19. برخى كه بدبين و متوهم بوده و به تئورى توطئه باور دارند، معتقدند اگرچه كانديداهاى انتخابات در نظام اسلامى هرگز نمايندهء واقعى خواسته هاى مردم نبوده اند، رأى مردم تا انتخابات مجلس ششم كمابيش شمارش مى شده است. اما از آن به بعد همواره آراء مردم از صندوق ها راهى سطل زباله شده است و شاهد آن را هم جابجايى ناگهانى آراء در حين خواب معروف صبحگاهى آقاى كروبى در سال ٨٤ مى دانند.
    اينان معتقدند كه به دليل افتادن پر سر و صداى تشت رسوايى نظام از بام در سال ٨٨، اما از آن پس انتخابات بر اساس سناريويى بسيار جالب انگيزناك! اجرا مى شود. به اين صورت كه از كلاه شعبده انتخاباتى نظام، كانديداهايى براى ايفاى نقش لولوخُرخُره بيرون آمده و انتخابشان قريب الوقوع وانمود مى شود؛ همچون سعيد جليلى در انتخابات ٩٢. سپس مهره هاى مورد نظر نظام و بيت، و در كنار آنها تعدادى از اصلاح طلبان حكومتى كه براى افزودن هيجان و گرم كردن تنور انتخابات تأييد صلاحيت مى شوند، در مقابل لولو ها چيده مى شوند مانند روحانى و عارف در انتخابات ٩٢، نتيجه اين مى شود كه زودباوران از ترسِ رأى آوردن لولو ها به دست و پا افتاده و به سوى صندوق هاى رأى مى شتابند تا هر كس رأى بياورد بجز لولو خرخره ها، آنها سپس شور زائد الوصفى از اين كنش مدنى در خود حس خواهند كرد و با درنيامدنِ نام لولو ها از صندوق، در خيابانها به رقص و پايكوبى خواهند پرداخت. چه، از تنها امكان موجود در جمهورى اسلامى براى ابراز باصطلاح نظر خود استفاده كرده اند. غافل از اينكه هرگز رأى آنها شمارش نشده است و افرادِ از پيش انتخاب شده، از صندوقها بيرون آمده اند و نظام، طبق معمول سنواتى، اين حضور مردمى را بمدت چهارسال ديگر دستمايهء تبليغات و نواختن مشت بر دهان ياوه گويانى كه نظام را فاقد پايگاه مردمى مى دانند خواهد كرد.
    اين متوهمان عقيده دارند آخرين بار كه رأى مردم، ولو با دستكارى هاى بسيار براى چپاندن رفسنجانى و حداد عادل در مجلس، شمرده شد مجلس ششم بود. اما نظام از آن مجلس دردسر ساز عبرت گرفت و پشت دستش را داغ كرد كه از آن پس بجاى شمردن آراء و تحمل چهار سال دردسر از نتايج آن، با انتخابِ منتخبينِ خود پيش از انتخابات، و ريختن آراء مردم به سطل زباله، يك دردسر كوتاه مدت را تحمل كند و در عوض چهار سال را به راحتى بگذراند. اين متوهمان مى گويند كه از آن انتخابات به بعد، ديگر در نظام اسلامى آراء ريخته شده در صندوق ها در مرحلهء تجميع آراء شمارش نشده بلكه نتايج از بيش تعيين شده، اعلام شده است.

    اما اين حرفها همه برآمده از توهم توطئه است زيرا تجربه ٣٧ ساله نشان داده كه نظام اينقدرها هم فريبكار نيست و چهره هاى نظام، اگرچه همگى صرفنظر از اصلاح طلب يا اصول گرا بودن، با هم فاميل سببى يا نسبى هستند و منافع مشترك بسيارى دارند، اما اختلافاتشان هم واقعى است و ديده ايم كه اگر گوشت همديگر را مى خورند، استخوانهاى همديگر را هم دور مى اندازند، پس بايد به سوى صندوق هاى رأى بشتابيم و صفهاى طولانى تشكيل دهيم و با رأى دادن به كسانى كه فكر مى كنيم در انتخابشان نقش داريم، خيال كنيم نقش بسيار مهمى در ندادن كشور به دست لولو خرخره ها ايفا كرده ايم و با هجوم به صندوقهاى رأى، مشت محكمى به دهان متوهمين و دشمنان داخلى و خارجى نظام بزنيم و پس از ديدن صفهاى خود با بوق و كرناى بسيار در صدا و سيما، وقتى آب انتخابات از آسياب افتاد، به زندگى روزمره خود و سرگرميهاى آن باز گرديم. سرگرميهايى چون شمارش جوانان بيكار خانواده ها، شمارش صفرهاى ارقام اختلاسهاى كشف شده، گمانه زنى در بارهء بخش عظيم كوه يخ كه زير آب است، يعنى ابعاد احتمالى اختلاسهاى كشف نشده، تماشاى شيب قيمت دلار، ديدن جولان ماشين هاى ميلياردى آقازاده ها و ايضاً جولان نيروهاى “خودسر” براى شاخ به شاخ كردنِ عمدى كشور با دنيا و مانند اينها تا انشاء الله موعد انتخابات بعدى برسد و آن وقت باز بتوانيم از تنها فرصت “كنشگرى” و ابراز ” نظر” با حضور در صحنه و جلوگيرى از به قدرت رسيدن لو لو خُرخُره ها استفاده كنيم.

     
  20. درود به آقای محمد(کاوه) نوری زاد یکی از شهروندان دلیر ایران زمین
    و به یاران با وفا وبا شهامت شما
    و درود فراوان به والدین شما که چنین فرزند برومندی را در دامن خودشان پرورش داده اند
    و درود های صمیمانه به خانم نرکس محمدی ، نماینده منتخب من در جامعه باز وشگوفای آینده ایران

    این بار پیام مختصری به هموطنان شرافتمند و با خرد و با شعور ایران دارم.

    ما بایستی برای پیش گیری و ممانعت وجاوگیری از خسارت ها ی جانی ، معنوی ، مادی(اقتصادی) وآبروریزی و بویژه روان پریشی های بیشتر سطح فکر ، نوع بینش و منش خودرا با مطالعه ، تبادل نظر وگفتگوهای مدنی بالا ببریم.

    آخه این چه نوع انتخاباتی هست ؟ آخوند های منحط و بی سواد و قدرت طلب چند نفر را از خودشان تعیین می کنند و اعلام می کنند که ای مزدم ، بروید وبه آنها رأی بدهید وانتخابشان کنید. مسخره وخنده دار است .

    من می گویم : ای مردم ، ای هموطن ، همانطور که مسخ فکری تان کرده اند و در خواب عمیق فرو رفته اید بنابراین در خواب بمانید و در انتخابات هم شرکت نکنید.

    حافظ پیامبر ایران زمین می فرماید:
    من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم …. تو خواه از سخنم پند گیر خواه ملال

    این آخوند ها وایده لوک های دینی که بفکر شما ها نیستند و دلشان برای شما نمی سوزد. مسئله ]نها حفظ قدرت و مال اندوزی است. این جماعت آخوند سی سال واندی است امتحان خود را پس داده اند. روز بروز اوضاع واحوال وسرنوشت مردم ایران وخیم تر می شود.

    صد ها سال است که سنی ها و شیعه ها یکدیگر را وهابی و رافضی می نامند و به یکدیگر فحش وناسزا و لعن می فرستند.( تا همین چند سال پیش مترسک عمر را سنی خطاب می کردنند و آتش می زدنند و زن دوست داشنی محمدر، عایشه را زناکار و فاحشه خطاب می کردنند) حاصل این رفتار ها به دشمنی و تخاصم رسیده تا جائیکه جیره خوار آخوند ها سردار نقدیشان بدین مضمون اعلام می کند: بخانه نوکرانشان نبایستی حمله می کردم بلکه به خانه پادشاهی سعودی حمله ور می شدیم. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل > یعنی دویاره دشمنی و ایجاد یک جنگ خانمان سوز دیگر.
    برای یادداشت، مطالب بی حساب است. بیش از این وقت شما و خوانندگان محترم شما را نمی گیرم.
    تندرست ، شاد وموفق باشید. وتشکر از امکان ودرج در وب سایتتان

     
  21. با سلام و درودهاي گرم و پرمهر
    فرياد دادخواهانه پدر حسين رونقي ملكي كه قصد جانش را كرده اند
    احمد رونقي ملكي، پدر حسين رونقي ملكي وبلاگ نويس زنداني، در گفتگو با راديو ندا با اشاره به وضعيت جسمي وخيم حسين كه حاصل شكنجه هاي دوره زندان است و تاكنون هفت بار هم عمل جراحي كرده است، گفت : ” اينها ( مقامات قضائي ) نظرشان برگرداندن حسين به زندان و كشتن حسين است!”

    http://radio-neda.blogspot.com/2016/01/blog-post_12.html

     
  22. با درود به سرور ارجمند نوری زاد عزیز و هم میهنان فرهیخته : یکی از مشکلاتی که ما ایرانی ها در سیاست داریم همانا عدم توجه به تمام جوانب شخصیتی سیاست پیشه گانمان است . مردمی که به صرف اینکه آقای خمینی میگوید آب و برق و اتوبوس را مجانی میکنم به او گرایش پیدا میکنند باید هم در چنگ حسن کلید ساز بیفتند تا بیشتر در هم فشرده شوند و فریادشان بلند شود کسی که فرزندش را نتواند مجاب کند یک مملکت را میخواهد سر پرستی کند ؟

    اطلاعات.نت

    نامه خودکشی پسر روحانی به دلیل نفرت از نقش پدرش در حکومت اسلام و اعدام های دسته جمعی

    ترانه آزادی

    منابع و خلاصه ترجمه العربیه و نیویورک پست در مورد نامه خودکشی پسر روحانی
    منابع و خلاصه ترجمه العربیه و نیویورک پست در مورد نامه خودکشی پسر روحانی به دلیل نفرت از نقش پدرش در حکومت اسلام و اعدام های دسته جمعی

    چند روزی است که خبر خودکشی پسر بزرگ حسن روحانی در سایت ها منتشر شده و امروز در وبلاگت “نجوای های نجیبانه” این خبر توجه مرا به خود جلب کرد. چون بسیاری از کاربران درخواست منبع اصلی این خبر را داشتند. سعی کردم چند منبع معتبر برای این خبر پیدا کنم. با تشکر از وبلاگ “نجواهای نجیبانه” و همه وبلاگ نویسان ارزشمندی که همواره به روشنگری حقایق می پردازند.

    خلاصه ترجمه متن العربیه:

    خودکشی، پسر بزرگ حسن روحانی به دلیل مخالف با سیستم حکومتی اسلامی که پدرش با آن همکاری داشته بوده. خودکشی پسر بزرگ حسن روحانی در ۲۱ سال پیش چنانچه در نامه خودکشی خود بیان کرده به دلیل شرمسار بودن از اقدامات و پست های پدر خود در حکومت اسلامی ” واز وابستگی پدر خود به رژیم ” بوده. به گزارش شرق الوسط منبع این خبر، زندگینامه وی به زبان انگلیسی در “ویکیپدیا” و وبلاگ به زبان فارسی دکتر علی نوری زاده، گزارشگر و کارشناس مدیر مرکز مطالعات عربی – ایرانی، ساکن لندن می باشد.

    حسین روحانی، و او هنوز هم در سال ۱۹۹۲ در سن ۲۳ سالگی در حالی که هنوز دانشجو بوده به خودکشی دست زد، او احساس گناه زیادی به این واقعیت داشته که پدرش بخشی از سیستم اعدام عمده فروشی مبارزه تا پس از جنگ، ایران – عراق، کابل ها، کابل مرگ بسیاری از مخالفان اظهار نظر، “از جمله برخی از دوستان و همکاران خود را در این مطالعه، وی در قسمتی از نامه خودکشی خود چنین بیان کرده که “، و یک راه حل نمی بینم به جز خودکشی” او همچنین ذکر کرده از این واقعیت که پدرش در آن سال، مسئول مدیریت از زمان جنگ تا جمهوری هاشمی رفسنجانی، بسیار شرمسار است.

    او احساس گناه زیادی برای این واقعیت داشته که پدر خود بخشی از سیستم مبارزات انتخاباتی و اعدام های دسته جمعی بخصوص پس از جنگ، ایران – عراق بوده که طناب مرگ را به گردن بسیاری از مخالفان، از جمله برخی از دوستان و همکاران خود او انداخته بوده.

    علی رضا نوری زاده بیان کرده است که گرچه حسن روحانی برخورد تندی با خودکشی پسرش از خود نشان داد و آن را خلاف دین اسلام خواند. اما پیکر فرزندش را در بخش “شهدا” گورستان “بهشت زهرا” در تهرانبه خاک سپرد.

    بن مایه: العربیه

    ———————————————————————————————————
    خلاصه ترجمه متن نیویورک پست:

    آیا پسر ارشد رئیس جمهور منتخب، حسن روحانی ایران در اعتراض به “ریاکاری” پدرش و رژیم کشت؟

    گزارش های خبری ایران در آن زمان حاکی از آن است که: پسر حسن روحانی خود را با تپانچه پدرش در سال ۱۹۹۲ به ضرب گلوله کشته است. اما اکنون گزارشگر مخالف با جمهوری اسلامی ایران علی رضا نوری از نامه خودکشی پسر او گزارش داده که پسر بزرگ روحانی پیش از خودکشی نگاشته بوده. این یک یادداشت خودکشی. در روزنامه مستقر در لندن، که متعلق به کشور عربستان است( روزنامه الشرق الاوسط) به چاپ رسیده.

    متن نامه پسر روحانی به نقل از این روزنامه چنین است: “من از دولت شما متنفرم، از دروغ ها ، از فساد شما، از دین شما، از دورویی و نقاق و ارزش گذاری های دوگانه شما،” …

    بن مایه: نیویورک پست

    ———————————————————————————————————

    دکتر علی رضا نوری زاده در وبلاگ شخصی خود قسمتی از نامه او را چنین ذکر کرده:
    از حکومت شما، از دروغهای شما، از فساد شما، از مذهب شما، از تزویر و نفاق و تقیه شما متنفرم، ننگ دارم که در چنین محیطی زندگی کنم و هر روز مجبور شوم به دوستانم به دروغ بگویم پدر من از جنس اینها نیست و ته دلش با ملت است در حالی که حقیقت جز این است و وقتی شما را می‌بینم که دست خامنه‌ای را می‌بوسید حالم به هم می‌خورد…

    بن مایه: وبلاگ دکتر علیرضا نوری زاده

    —————————————————————————————————-

    گرد آورنده و مترجم: شکوه بختیاری

     
  23. سلام خدمت همه ی اعضای وبلاگ و اقای نوریزاد
    کردم از عقل سوالی که بگو ایمان چیست
    عقل برگوش دلم گفت که ایمان ادب است
    ادمیزاد اگر بی ادب است انسان نیست
    فرق ما بین بنی ادم و حیوان ادب است
    جناب مصلح متاسفم برا دینی که شما و امثال شما منادی اون هستید
    با مثال من طوطی گربه شد?!!از کجا نوشته این منظور براومد?
    استادی داشتم که میگفت :یبار جمعیت زیادی مهمون اومد پیش ما و خونه شلوغ شد بحث داروین پیش اومد،یکسری نظریه شو قبول کردند یکسری قبول نمیکردند و هرکدون دلایلی داشتند(چه عقلی چه نقلی)برای رد یا تایید.هرکدوم از مخالفا یا موافقا به من رفرنس میدادند که اقا ببین من راس میگم و فلانی اشتباه.منم که میدونستم اینا الفبای تکامل و بیولوژی رو بلد نیستن و تا بخوام الفباشو به اینا بفهمونم باید دهسال درس بخونن،حرف همه رو چه موافق و چه مخالف تایید میکردم.
    جناب مصلح از دیرباز مغالطه ، فحاشی،و…..روحانی جماعت در پاسخ به شبهات زبانزد خاص و عام بوده.اگه با فحاشی و توهین درون شما اروم میگیره همین رویه رو حداقل درمورد من ادامه بدید چون واسه منچندان اهمیت نداره.اما راجع به پدرومادر بنده و توهین شما خود خدا حکم خواهدکرد.از نظر بنده کالبد انسانی از هر پایه ای که باشد ملاک نیست ملاک روح خداوندی در این کالبد هستش که به انسان کرامت داده.

     
  24. مصلح
    3:38 ب.ظ / ژانویه 9, 2016
    جناب گلابتون گرامي

    نيازي به ارائه سندومدرك درتحريف عهدين نيست زيرا كه هرچه باشندآنها منسوخ هستند به شريعت محمد-ص- .
    واما مجعول بودن بهائيت بدست استعمارانگليس بوسيله محمد علي باب وحسينعلي باب اظهرمن الشمس است وتاريخ جعلش درزمان ناصرالدين شاه قاجار اتفاق افتاده است.
    بله فرقه نيست چون فرقه ازيك دين اصلي جدامي شود بلكه آئين من درآوردي ومجعول دست بشراست آنهم درتاريخ نزديك.
    واينكه گفته بودي محمد-ص- ختم پيامبران نيست شمابراي اين حرفت دليل بياورولكن دليل ما آيات قرآن است :{“وماكان محمد اباأحدمن رجالكم ولكن رسول الله وخاتم النبيين.”40/احزاب}= محمد-ص- پدرهيچ يك ازمردان شما نيست وليكن فرستاده خداوند وختم كننده وآخرين نفر ازپيامبران است.} ؛شما اگر دليلي داريد ارائه كنيد.

    شادكام باشيد

    ………………………………….
    1.جناب مصلح علیه السلام میشه چند سندی از سفارت انگلیس و یا از وزارت خارجه انگسی در مورد انگلیسی بودن باب و بها الله ارایه دهید؟
    2.به روباه گفتند کی شاهدت است گفت دمم!حالا شده حساب مسلمین!می گویند محمد آخرین پیامبراست می پرسیم خب شاهدی یا سندی دارید ؟می گویند سوره ایی از قرآن/می پرسیم که شما از کجا می دانید که محمد خود اینرا ننوشته ؟می گویند در قران امده که الله به محمد وحی کرده؟می پرسیم که الله کیست ؟می گویند افریدگار جهان!سند کو/قران!این دور تسلسل ////////////// و دست خالی بودن نیست بهمین نحو ادامه دارد.

     
    • سلام جناب مزدك

      من بنا نداشتم باشما همكلام شوم چون اهل منطق وعقل وتفكرنيستيد دراين كامنت اشاره اي به دوروتسلسل كرديد ومرامحكوم.
      اما بدان كه گفتار من درمورداثبات الله كه آفريدگارجهان هست متكي به منطق عقلاني بودونه مستندبه آيات قرآن بودبلكه گفتم اينكه اين جهان كيهاني بااين كهكشانها وكرات اسماني ومنظومه هاي منظم ؛آيا آفريدگاري دارد؟ياخيرندارد.
      اگربگوئي آفريدگاري ندارد واين جهان خودش خودش را آفريده است .اين سخن دوراست ؛همانند اين گفتار كه مرغ ازتخم مرغ است وتخم مرغ هم ازمرغ.اين كلام دورمصرح است. وياگفته شود جانداران ازتك سلولي شروع شده خودبخودوبدون علت وبعدتوليدچندسلولي كرده وازنبات جهش به حيوان وازحيوان هم به انسان جهش كرده است .كه داروين وهاوكينگ مي گويد. اين هم استدلال دورمضمراست .وهردوباطل است.
      واما تسلسل آنستكه كه بي نهايت معلول وعلت داشته باشيم بدون علتي كه معلول علتي نباشد. اين هم تسلسل وباطل است.
      وصدفه وتصادف واتفاق هم باطل است. يعني گفته شود :اين جهان باعظمت وباموجودات شگفت انگيز وداراي شعور موجوداتش وبرخي داراي قدرت دراكه وتفكر ودرك كليات وجزئيات هرقضايا وقدرت تحليل آن همانندي بنام مزدك كه شما باشيد؛اتفاقا وتصادفي به وجودآمده باشند. اين گفته هم باطل است.زيرا هيچ حادثه اي وبه وجودآمدن موجودي ،بدون علت نمي تواند باشد.
      پس دوروتسلسل وتصادف باطل است .

      مي ماند اينكه اين جهان باعظمت بدون وجودآفريدگارمحال عقلي است. پس اين جهان آفريدگاري دارد.آيا مي توان گفت كه اين كامنت مزدك دراينجامنتشر شده است بخودي خودبوده است؟ومزدكي وجودنداشته است؟وآيا مزدك بدون پدرومادر وسايرعوامل دخيل درآن به وجودآمده است؟وپدرومادرمزدك نيز همچنين،بدون پدر ومادربوده اند؟تابروبدانجا كه جداعلاي شما بدون پدرومادربوده اند.آيا آن دو بدون ايجادكننده بو جودآمدند؟
      اگربگوئي بله اين همان صدفه واتفاق وياتسلسل باطل است.
      ما مي گوئيم جداعلاي شمارا خداوندآفريده است كه اوآفريدگار همه هستي است.
      حالا شما قبول نداريد؛نداشته باشيد به هيچ جاي عالم برنمي خورد بلكه خودتان تصادف ودوروتسلسل باطل راپذيرفته ايد.
      ازكي شروع شده است ؟نمي دانيم.
      وآياخودآگاهي انسان ازكي شروع شده است ؟من مي گويم ازاول به وجودآمدنش.
      درست است كه غارنشين بوده وبه تدريج به اين كمال فعلي اش رسيده است دراثربرآوردن نيازهايش به اين كمال وتكامل رسيده است وازتجربيات يكديگراستفاده كرده اند. اين تكامل درخوداندرون نوع انساني است نه تبدل نوعي به نوع ديگر چون لازمه تبدل نوع ،انقلاب درذات ماهيت است وعقلا انقلاب ماهيت محال است.
      وبقيه چرندياتت قابل پاسخگوئي نيست وكلام ما دران موارد مبرهن است خوب شما قران راقبول نداريد،نداشته باشيد.
      واما مجعول بودن بهائيت به دسيسه انگليس بوده است درآن هيچ شكي نيست . اما برفرض كه انگليس دست نداشته است اما تاريخ مجعول بودنش مبرهن و خيلي دورنيست وازدويست سال تجاوزنمي كند.
      اميدوارم ازتفكروانديشه خودبخوبي استفاده كنيدوازجدال عنادي وتنفر زا بپرهيزيد هرچندباما دشمني مي ورزيدبدون اينكه ازمن بدي ديده باشيداما حرف عاقلانه ومتفكرانه بزنيد ماهم ازدانش شما استفاده كنيم.
      والسلام علي من اتبع الهدي
      مصلح

       
      • اقاي مصلح اين روش استفاده از كلمات عربي وحوزه اي بهترين دليل بر همان ظاهر ارايي وسفسطه ايست كه سعي در رد يا دور نشان دادن خود از انيد . با عقل محدود نميتوان هيچ چيز را ثابت كرد و بر ان پاي فشد چه كودك از امپول يا تلخي دارو از مادر گله مند است ولي در نوجواني وفهم عوارض بيماري هايي كه درمان نشده اند از مادر سپاسگزار ونهايته در ميانسالي از اينكه مادرش بي تدبير بوده و زمان زيادي از كودكي او به ابتلا ودارو وسپس سلامت بعضافه اثرات جانبي دارو ها گذشته وميشده با پرهيز از مواردي يا مريض نميشد يا كمتر ميشد باز شاكي ميشود .اين يعني يك انسان با رشد اطلاعات عمومي پزشكي چندين بار نظر ش در موردي خاص عكس ميشود .حال شما با اين ايات ناسخ ومنسوخ كه با دوپينگ ترور شعرا ومخالفان از روز اول تا همين امروز كه نشان دهنده بي منطقي همان خداي در حال اموزشتان است كه انسان خلق مي كند وفرمان كشتنش را ميدهد.اصلا در سطح خدايان وبا دانش خدايي (همه چيز ميدانند)چرا بايد نا هماهنگي كه در بين چند ميليون كامپيوتر هم اتفاق نمي افتد بايد بروز كند.پس ميتوان بينهايت خداي داشت .دومن مگر انسان چيزهايي فرا تر از خود از نظر سرعت /دقت /قدرت نساخته پس چرا خدا نتواند چيزي كه خودش هم نمي تواند كنترلش كند نسازد . دوست عزيز خداي شما سلطاني است بزركتر از اين سلطانهايي كه در تاريخ است .

         
    • جناب مزدك
      با سلام و احترام
      بفرماييد كه كدام دين و آيين ” من درآوردي” نيست كه مي گوييد بهائيت من درأوردي است؟
      همه اديان محصول ترس و نادانى بشر بوده اند؛ وگرنه چرا در اين روزگار هـيچ پيامبري ظهور نمي كند؟
      البته پيشاپيش خواهش مي كنم نفرماييد كه اسلام آخرين دين و محمد خاتم الأنبياء است به تصريح تازي نامه ( قرآن).
      من با اطمينان و قاطعيت به شما عرض مي كنم اگر همين لحظه در هر نقطه اي از اين كره خاكي، كسي بيايد و ادعا كند كه از جانب خدا و براي هدايت مردم آمده است اولا
      همه به ريش او حسابي مي خندند و ثانيا در اولين فرصت با پليس تماس مي گيرند تا بيايد او را دستگير و روانه تيمارستان كند به علت جنون و اختلال شديد روانى از نوع
      بسيار بد آن يعني اسكيزوفرني!

       
      • جناب ابله شما که اینقدر با هوش و منطقی تشریف دارید و به برهان های خیره کننده و غیر قابل انکار مسلح هستید شایسته نیست خود را ابله بنامید ، انتظار می رود شما با این افکار درخشان نام دیگری اختیار کنید و بخودتان توهین نکنید.

         
  25. حضرت آیت الله العظمی نوری زاد دامت برکاة و دامت افاضاة، سلام علیکم ، ضمن آرزوی سلامتی بر شما انسانِ بصیر ، آزاده ، حکیم ، فرزانه ، بشیر و نذیر . مقدمة . در اواخر سال 1381 مجله طنز هفتگی ” گل آقا “ی زنده یاد کیومرث صابری فومنی را رهبری در ” هامش ” آن نوشتند : آقای صابری مجله خوبی است ولی در آن از ” اسلام خبری نیست ” و آقای صابری فومنی هم احتمالاً با توصیه برادران ” گل آقا ” را تعطیل کرده و حدود 18 ماه بعد هم به رحمت ایزدی پیوستند . اما حضرت آیت الله العظمی نوری زاد ، این روزها مردم کشورمان ” طنز تاریخ رهبری ” را مشاهده میکنند که آقای رضا رفیع در ماههای اَخیر در سیمای زیر نظر رهبری نظام ، برنامه ” طنز حبه قند ” و جدیداً هم برنامه ” طنز کرسی نشینی ” را اجرا میکنند . استفتاء 1_ آیا حضرتعالی در این برنامه های ” طنز ” سیمای زیر نظرِ رهبری ، عنوانی از اسلام ” مَدّ نظر رهبری ” مشاهده می فرمایید ؟ استفتاء 2_ آیا رهبری نظام در مناقشه بودنِ اسلام در مجله طنز ” گل آقا ” و برنامه های ” طنز ” کله قند در شبکه های سیما تعدیل فکری شده اند ؟ الحقر ___ مبشّر

    ————-

    سلام مبشر گرامی
    سطح پرسش های خود را فراتر ببرید لطفاً. شما با این سطح از پرسش ها به مقام آیت اللهی ما لطمه وارد می فرمایید!
    سپاس که مراعات می کنید
    سپاس

    .

     
  26. درود بر نوریزاد گرامی!بقول زنده یاد پروین اعتصامی جناب نوریزاد این گرگ سالهاست که با گله آشناست.آخوند قرنهاست که دست بسیاری را خوانده.بهمین جهت خامنه ایی بخوبی میداند که چه می گوید.مگر ماجرای حسن کلید نبود که مردم برای بار چندین و چندم به پای صندوقهای آخوند رقتند و رای دادند؟ترس و جهل و خرافات و منافع …آنچنان در ذهن و فکر این مردمان نفوذ کرده که به این اسانی از بین نمی رود.

     
  27. شما را مهندس کلمات می دانم. از نحوه چینش کلمات شما للذت می برم برقرار باشید آقای نوری زاد

     
  28. مصلح آبادی اراکی

    با درود . آقای نوری زاد قسمتی از صحبت های انتخاباتی زود هنگام رهبری را که شما در این نوشتار آورده اید ، اگر هر شخصی به اندازه یک ” گنجشک ” عقل و حافظه و هوش داشته باشد ، حتماً به صورت تکراری از ایشان در گذسته خوب شنیده اند و هنوز به یاد دارند و خوب می دانند که این صحبت ها ، تکراری بوده و بصورت ” نوبه ای ” و یا ” موسمی ” و یا ” ابن الوقتی ” و یا به قول سیاسیون ” حزب باد ” است . شما بر فرمایشات تان از قول رهبری در این نوشتار ، جمله پیش تر معروف و در ” بوق و کرنا ” ی صبح تا شبیِ ایشان در صدا و سیما را که زمانی می گفتند : هر دو گروه راست و چپ در کشور بال یک نظام هستند را حتماً به یاد دارید که وقتی آن گروه دلبند و دوست داشتنی ایشان ( گروه راستی که به قولی امام خمینی توان اداره یک نانوایی را هم نداشتند ) را با تزویر و فریب و دروغ و دوز و کلک بر کرسی قدرت نشاندند ، از فردایش و با شانه ای بالا انداخته و با کمال جسارت و ” خود خواهی ” ناشی از قدرت پرستی به گروه چپ تاختند و گفتند : دیدید که شکست خوردید و مردم شما را قبول نداشتند و هنوز هم که هنوز است ، گروه چپ را تا توانستند با بگیر ببند و زندان و بازجویی و … ( بهزاد نبوی ، ابطحی ، حجاریان ، عطریانفر ، تاجزاده ، پسر شهید بهشتی ، جلایی پور ، عیسی سحر خیز و … که خود کتاب قطوری شده است این یکی از دو بال ظلم دیده ) نوازش کردند و به قول ظریفی ، یکی از دو بال دیگر را بعد از سوار شدن بر خَر مراد ، خوب شکستند .

     
  29. 44 دليل در رد فرضيه تكامل داروين

    44 Reasons Why Evolution Is Just A Fairy Tale For Adults

    http://thetruthwins.com/archives/44-reasons-why-evolution-is-just-a-fairy-tale-for-adults

     
  30. ريشه ها ٣٦٦( قسمت ٣٦٥ ذيل پست قبلى )
    فرهنگ < فرهنگ دينى <عرفان <….

    زمين و آسمان حافظ
    ٢٨-فرضيه عارف بودن حافظ : قسمت ب:
    چندين قرن خرد سوزى :
    وازنش دموكراسى در فرهنگ دگر سالار : اعتقادات ، رسم ها ، آيين ها ، داده ها و فراداده هاى نياكانى ، شيوه زيست جمعى ، انواع اصناف و شيوه هاى توليد ، نوع مناسبات قدرت ، بافت طبقاتى اجتماع ، شرايط جغرافيايى و اقليمى ، حتى فاصله آبادنى ها يا مناطقى كه دسترس به منابع آبى و زمين هاى بارور بيش است ، چگونگى مالكيت اين منابع ، ميزان سواد و رفاه ، حجم بازرگانى در قياس با كشاورزى ، نوع مناسبات قدرت، مناسبات خارجى و بين المللى و بسيارى از عناصر و پارسازه هاى واقعى ديگر از مقومات ساختارى هستند كه تغيير آن صرفاً با تبديل انديشه هاى ذهنى نخبگانى چند به قانون ممكن نمى شود. يك جامعه وقتى مى تواند ،در عين موانع جبرى و جغرافيايى و فرهنگى و معيشتى اش ، به سوى مطلوب ترين وضعيت حركت كند ، كه افراد آن از امكانات و توانش هاى خود واقف شوند ، اين امكانات و توانش ها را ،نه با زور بيرونى بل به گونه اى خودانگيخته، با هم بسامان كنند و از آنها قدرتى بسازند برآمده از فرديت هاى متكثر جامعه وبراى جامعه . از زبان يك فيلسوف كه اصليت يونانى دارد و زبان يونانى را هر آينه بهتر از من مى داند ،واژه دموكراسى را به '' قدرت مردم '' ترجمه مى كنم .* قدرت مردم بسى فرق مى كند با نظر مردم ؛ آن هم نظرى كه هر چند سال يكبار با نوشتن يك نام در يك برگه ابراز مى شود ليك صاحب آن نام به محض پيروزى نظر خودش يا آقا يا اربابانش را اجرا مى كند. قدرت مردم يعنى : اجراى نظر مردم در عمل و واقعيت . هيچكس براى انتخاب يك شاه يا وزير اعظم چهارساله رأى نمى دهد. به فرض كه انتخابات ناگزير باشد، قوانين دموكراتيك بايد ساز و كارى را نيز پيش بينى كنند كه مردم از فرداى روز رأى گيرى بتوانند شخص انتخاب شده را به محض خلف وعده از قدرت عزل كنند. آنجا كه يك بخش انتصابى كه در درازاى زمان فرصت داشته تا ثروت نجومى و ابزار زور و رسانه را قبضه كند بر يك دولت نيمه انتخابى ٤ يا ٥ ساله سيطره دارد ، ما دقيقاً با ديكتاتورى اى سر و كار داريم كه هر ٤ يا ٥ سال يكبار نقاب فريبنده دموكراتيك به چهره مى زند . چرا؟ چون در عصر مدرن ديگر استبداد قرون وسطايى امكان وقوع ندارد . ( براى توضيح بيش تر در اين باره بنگر به قسمت پيش ).
    همهنگام با جنبش مشروطيت ايران سرزمينى پاره پاره و ملوك الطوايفى بود . بده و بستان خان هاى ايلات و عشاير با شاه و شاه با روحانيون وابسته از يك سو و ضعف قواى نظامى ايران در برابر ارتش هاى روس و انگليس از سوى ديگر ايران را در آستانه فروپاشى و از هم پاشيدگى قرار داده بود، خزانه كشور تهى شده و ماليات تحمل ناپذير گشته بود و همهنگام شاهان براى عياشى و سفر هاى خارجى از دولت هاى خارجى وام هاى سنگينى مى گرفتند. انگلستان كه خود از سده سيزدهم ميلادى پارلمان داشت و قاعدتاً مى بايست سرمشق مشروطيت و constitution ( قانون اساسى ، مشروطيت ) در جهان باشد اگرچه در گرماگرم جنبش پناهگاهى بود براى تحصن مبارزان ، سرانجام با روسيه تزارى مشتركاً در شكست جنبش مشروطه پس از استبداد صغير نقشى تعيين كننده داشت . هنوز كه هنوز است دموكراسى ، حقوق بشر و آزادى هاى فردى و اجتماعى و رفاه و امنيت محصور در مرزهاى سرزمين هايى هستند كه از نگر قدرت نظامى و سرمايه ملى برترى دارند. دولت هاى اين سرزمين ها آنجا كه محك تجربه به ميان آمده است منافع ملى خود را بر پشتيبانى از جنبش هاى مردمى در خاورميانه قاطعاً و عملاً ترجيح داده اند . خاورميانه پس از كشف ميدان هاى نفتى اش كه هنوز هم مهم ترين منبع انرژى در جهان است روزى خوش به خود نديده است . اكتشاف نفت پيشينه اى كهن دارد ، ليك در قديم تنها از تراوش هاى سطحى و طبيعى مناطق نفتى در گردآورى قير و برخى از امور ديگر استفاده مى شده است. در نيمه دوم سده ١٩ ميلادى نخستين چاه هاى استخراج نفت در پنيسيلوانيا حفارى مى شود . اين استخراج محدود به مرور زمان همدوش با پيشرفت علمى و صنعتى روشهاى كشف و استخراج وسعت يافت و وارد مرحله تازه اى شد. همه ما از ماجراى اكتشاف نفت در قصر شيرين و خوزستان بدست يك هيئت از مهندسان به سرپرستى ويليام ناكس دارسى كه امتياز كشف و استخراج نفت در تمامى ايران بجز پنج ايالت شمالى را تقريباً به رايگان از مظفرالدين شاه مى قاپد آگاهى داريم . بسنده است در اين ماجرا اندكى درنگ كنيم و سپس آن را در ساختار كلى ترى بنگريم . از هر زاويه كه به آن بنگريم به درد و كمداشتى برمى خوريم كه به ما مربوط است نه به آنها : نخستين درد اينكه : علم در ايران هنوز به مفهوم علوم معقول و منقول قديمه و در بهترين حالت رياضيات و نجوم و هيئت پيش- مدرن بود. شاكله قدرت همان هرم قرون وسطايى بود . رأس هرم تعيين كننده سياست داخلى و خارجى بود . در پهلوهاى هرم ملاهاى دربارى ، و سرهنگان معتبر و امراء و وزراء عظيم الشأن و خوانين و مستوفيان نامور و باشيان با زيب و فر و منشيان با فصاحت و بلاغت سخنور و غلامان و يساولان و نسق چيان و جارچيان و خواجگان حرمسرا در هم و بر هم مى لوليدند و در چاپلوسى و بستن القاب دروغين به شاه گوى سبقت از هم مى ربودند. اين القاب را از رستم التواريخ (صص٧٧-٧٦) گرفته ام . از ديدى مدرن تر مى توان اين جنبندگان در وجه هاى جانبى هرم جنبندگان سربالايى توصيف كرد كه هرگز رو به پايين يا قاعده هرم نگاهى نمى اندازند ، چشمشان مدام به بالا ، چشم '' اولو الامر مطاع '' است كه هرگه اراده كند چشمى را از چشم كاسه برمى كند . اين وجوه جانبى ديرى است كه '' در بلاد كفار '' جايگاهى شده است يا براى واسطه هاى قاعده و رأس يا براى آنان كه نگاهشان به سوى قاعده است . اين وجوه جانبى ديرى است كه دربلاد فرنگ جايگاه روشنفكران ، منتقدان و جامعه مدنى اى گشته است كه مدام در قاعده هرم روح آزادى و طلب حقوق انسانى مى دمند. اينجا اما در قاعده هرم نقطه هايى خرد و ريز و يكدست و بى شمار به نام رعيت بود كه در خوارى و فقر و بيمارى و قحطى و بى سوادى و روابط مادون شأن انسانى غوطه مى خوردند و با واژه آزادى يا به قول شيخ فضل الله '' كلمه قبيحه آزادى '' به كلى بيگانه و با دگر سالارى خوگرفته بودند . خرافات خوراك روحشان بود و هنوز به شيوه قبايلى مى زيستند . كى ؟ دهه اول قرن بيستم .اميد است كه همين امروز طبقه متوسط كه از زمان دولت كودتاچى تا كنون آهنگ ويرانى اش كرده اند در انديشش و پرسش در باب تاريخ گذشته ما كوتاه نيايد ، اين تاريخ را دقيقاً از افق امروزين باز سنجد و به رغم همه رساله ها و مقاله هايى كه در باره جنبش مشروطه نوشته اند ، اين جنبش را از نو در بوته انديشه انتقادى بگذارد. گيريم دولت انگليس ستمگر و استثمارگر و مستكبر بود ، مظفرالدين شاه چه حقى داشت كه شريان اقتصاد آينده ايران را به دست دارسى بدهد ؟ از سوى ديگر گيريم اين امتياز را نمى داد ، آيا ايرانى ها اصلاً علم و صنعت اكتشاف نفت مى دانستند ؟ پاسخ اين پرسش را به تفصيل مى توانيم هم از زبان برخى از منورالفكران غرب گرا و هم از مواعظ برخى از علماى مشروطه خواه بشنويم . به گمان من تاريخ مشروطيت كسروى يكى از مفصل ترين و دقيقترين وقايع نگارى هاى عصر مشروطيت را در اختيار ما نهاده است . مشروطه خواهان ، اعم از روحانى و روشنفكر ، بدواً در اقرار به عقب ماندگى گريه آور ايران در علم و صنعت اجماع داشتند. به گواه پرسش بسيار درد انگيز عباس ميرزا از ژوبر فرانسوى كه در اين انديشه نگارى ها پيش تر بازش گزارديم ، نخبگان و به عبارتى خواص ايرانى از زمان فتحعلى شاه دريافته بودند كه مشكل اصلى جهل و بى سوادى همگانى است .عباس ميرزا ، اميركبير ، امين الدوله ، مستشارالدوله و ديگرانى كه شخصاً و فرداً دست به ساختن مدارس زدند ره به جايى نبردند . برخى از اهل شرع مدارس جديد را موجب ترويج فساد و بى دينى مى خواندند. خوى بندگى و اطاعت – اطاعت وانمودينِ ظل الله از الله اش ، اطاعت خاصان درگاه از ظل الله ، اطاعت ايل و قبيله از خاص ها و خان ها ، ، اطاعت اهل خانه از پدر و اطاعت فقير از غنى – چنان با خون و جان ايرانى آميخته و سرشته بود ، كه صرف نظر از شورش هاى كورِ گه گاهى كه به گاهِ جان بسر شدگى از فرط گرسنگى و گرانى و ماليات پيش مى آمد ، اصلاً و عقلاً حركت خودسالار و خودانگيخته توده اى در جهت انتقال حاكميت از رأس به قاعده هرم تصور پذير نبود. خرد جمعى ايرانى همواره ترسان بود از مفتىِ نهفته در ناخودآگاه جمعى اش . حتى شمار اندك روشنفكران كه در انجمن هاى مخفى و غيبى بر اوضاع و احوال ميهن خود مى گريستند از آنجا كه اميدى به حركتى آگاهانه از پايين نداشتند راهى جز ايفاى نقش مفتى براى توده پامال گشتهِ استبداد نمى توانستند داشت. از نگر علم و صنعت و سواد و خودآگاهى ملى فاصله آسيا با غرب به قدرى زياد بود كه جز با پروژه هاى دراز مدت و سازمان يافته و هميارانه براى بنيانگذارى سيستم آموزش اجبارىِ مدرن و همهنگام پيكار سرسختانه و پيگير براى گشودن فضاى عمومى آزاد و پويا و گسترش آگاهى از مركز به حواشى امكان نداشت خودسالارى ، آزادى و پرسشگرى بى پروا را به عمق ''نهاد خيالين اجتماعى '' نفوذ داد .راهِ چنين نفوذى كه آهنگ ارجمندى انسان دارد همواره از دو سو مسدود گشته است : يكى فقر و نياز و تشويش زنده ماندن و در يك كلام اويكونوميا يا اقتصاد و دوديگر ترس درونى شده از سركشى از دگرسالاران زمينى و آسمانى و هراس از ايستادن در ايستگاه تفكر خودسالار و آزاده جان درونى و پرسشگرانه يا به بيان ديگر : فرهنگ . بعد از مشروطه انجمن هاى مخفى اى تشكيل شد كه روحانى و روشنفكر و اصناف و تجار و خوانين در برخى از آنها شركت مى كردند، اما متشرعان و درباريان آزاديخواهان را با انگ بى دين و بابى و كافر و ازلى طرد و مهدور الدم مى خواندند . در بحبوحهِ آشوب و جهل و ترس و ناامنى و قحطى و فلاكت در دورانى كه انگليس و روسيه نيز با قدرت علمى و صنعتى و نظامى برترشان به منابع طبيعى و آب هاى آزاد ايران آزمندانه چشم دوخته بودند صرفِ تصويب قانون براى قانونمند سازى مناسباتِ قدرت كافى نمى توانست بود . قدرت حكومت ، اعم از حكومت داخلى و دولت هاى خارجى ، قدرتى مادى است كه تا خودِ مردم در اثر آگاهى از نيروى خود و رهايى از ترس و جهل و اتكا به مفتخوارانى كه از اين جهل و ترس تغذيه مى كنند به قدرتى مادى تبديل نشده اند سرنگون نخواهد شد . قدرت مادى را قدرت مادى از پاى در مى آورد ، اما تاريخ به ما آموخته است كه انقلاب هاى يك شبه براى تبديل آگاهى عمومى به قدرت ناكارآمد ، خيالبافته و بدفرجام بوده اند . قدرتى كه حق حاكميت بر مردم دارد ،خودِ مردمى هستند كه توانش هاى خود را تا انتها ابراز و با همبستگى و هماهنگى مدام، اين توانش ها را گردآورى و بسامان مى كنند. جان دموكراسى فعليت اين قدرت است ، نه صرفاً وجود مجلس و قانون اساسى . اين جان از جنبش خواهد افتاد اگر ترس از پرسشگرى و انديشه خود سالار و آزادانه خاكستر نشين و خاموش شود، و اگر هرفكر نو و دگرگون كننده اى از هرسو با چوب و چماق و غوغاى متعصبان تكفير شود ، و اگر يك عقيده غالب گشتهِ موروثى به پشتوانه عدد باورمندان و سودبران از باورهاى طوطى وار بر گلوىِ آزادىِ جان خفتان زند و صدايش را در اركستر ناهنجار و هميشه مكرر خود خاموش كند ، و اگر آنچه به انديشه و كلمه مربوط است ، فارغ از شمار باورمندانش ، به جاىگاهِ سزاوار خود ، يعنى فضاى عمومى بيرون از قدرت ، فضاى گفتگوى برابر و آزاد و بى هراس و عادلانه تبادل گفتارها ، برنگردد. هرقدر نيز كه اين فضا،يا اين جان جامعه دموكراتيك ، چه در غرب و چه در شرق ، آماجِ هجومِ دخيل هايى اعم از زور عريان يا زور پنهان رسانه هاى وصلت كرده با بانك ها ، قرار گرفته باشد ، هر قدر نيز كه غرقه گشتنِ وضعيت موجود در بى فكرى و زيست مهره وار چاره ناپذير و نوميد كننده بنمايد به قول كاستورياديس ما جز ''خلق فرم هايى از دموكراسى نداريم كه به خود بيگانگى نياورد ، كه در آن مردم مشاركت كنند ، كه تماميت آن كار مردم باشد ''** دست كم هدف تمامى دموكراسى هاى تاكنونى بايد دموكراسى هرچه دموكراتيك تر باشد و ما در برابر استبداد و زور عريان و بربرانه داخلى و زور آزمندى هاى خارجى چاره اى جز يافتن چاره هايى براى دميدن جان در فضاى عمومى و احياى قدرت مردم نخواهيم داشت . دموكراسى ،بنا به سرشت و مقصدش ، بايد هرچه از زمان مى گذرد از دگرسالارى و آمريت نهادهاى برناگزيده سنتى و مدرن دورتر گردد و نه آنچنانكه شاهديم به گونه اى فزاينده با نظارت هاى حذف گرا و با دخالت هاى زورمندان و آزمندان پابسته تر شود. آنان كه خود را قيم روح انسان ها مى پندارند همدوش با آنانى كه انسان ها را به منزله مهره هايى شئي گونه در خدمتِ انباشت پول هاى كارناكرده خود مى خواهند بسيار شادمان مى شوند كه دموكراسى و آزادى راستين رؤيايى دست نيافتنى تلقى گردد . چپاولگران اقتصادى با پاسداران فرهنگ و سنت ناانديشيده همدست و همداستان شده اند . در چه ؟ در دشمنى با دموكراسى راستين و آزادى انسان ها از روح بندگى و اطاعت . حتى جنگ آنها جنگ درون ساختارى ، جنگ گرگ ها ، و جنگ بر سر زور و پول بيش تر است . در خاورميانه از وقتى كه بوى نفت به مشام آزمندان قدرت رسيد ، جنگ فروشندگان و مشتريان نفت همواره يك سر نخ ماجرا بوده است. در حالى كه براى مشتريان منافع ملى دست كم معنايى داشته است ، فروشندگان درآمد اين منبع ملى را به سود اليگارشى فاسد و مردم ستيز خود به يغما برده اند . نادانى ، تعصب ، و دگرسالارى آزاده كُشِ هموندانِ فرهنگ همگانى غالباً و نهايتاً به سود هر دو سوى دعوا بوده است . پول نفت هماره آلوده به خون بوده است. به هيچ وجه بى سبب نيست كه دين پناهان با اين پندار كه ساختار حكومت كنونى هم دموكراتيك و هم پاسدار اعتقادات دينى است اندك وجدان هاى آزاده را خيالباف بخوانند و خود را در برابر ستمى كه بر آزاديخواهان مى رود به كر گوشى بزنند و به زبانى ديگر همان سخن شيخ فضل الله را در باب كلمه قبيحه آزادى تكرار كنند.آزادگان اما در هر حالى جزآنچه حقيقتش مى دانند نخواهند گفت هرچند صداى آنان چون امرى دست نيافتنى پژواك اندازد . در اين اوضاع نوميد كننده ما بايد در عمق تيرگى هاى واقعى اميد بيافرينيم و مردم جز مردم اميدى ندارند . در اين دنياى پولمدار و ستمكار اميد بستن به دولت – ملت هاى قدرتمند جهان به قول كافكا تنها گرهى تازه در تازيانه ارباب است . جنبش هايى چون جنبش مشروطه ، جنبش سبز ، جنبش دموكراسى خواه و صلح آميز سوريه قبل از شعله ور شدن آتش جنگ و خشونت ويرانگر كنونى از حمايت جدى اين قدرت ها بى بهره ماندند . اما نكته مهم اين است كه نبايد تقصير را به گردن قدرت هايى اندازيم كه با درك واقعيت مناسبات بيرحمانه بين المللى منافع ملى خود را نيز فراديده دارند. از عصر مشروطيت دولت – ملت ها پس از آنچه بشر و جهان خوانده مى شود در واقعيت مهم ترين واحد سياسى بوده اند و ما ملت نداشتيم و به جاى ملت سازى ايدئولوژى بر جنبش هايمان غالب بوده است . عيب را بايد در ناتوانى خود جوييم. به باور برخى از مورخان نخستين مجلس در تاريخ پارلمان در ايران همچنين قوى ترين مجلس بود، اما فروكاستن جنبش مشروطه به مذاكرات پرشور مجلس اول ابدى سازى لحظه اى است از يك جريان تاريخى كه بخشى از آن غزالى را به شيخ فضل الله مى پيوندد .بايد ببينيم پس از مجلس اولِ بعد از مشروطيت كه صحنه حضور دليرترين و دلسوز ترين وطن خواهان بود ، چرا در مجلس هاى بعدى ، جز در معدود جلساتى ، از خواست آزادى و حقوق دموكراتيك چندان خبرى نيست . ماشين صدور انگ هايى چون فرنگى مآب ، ازلى ، بابى ، ازلى گرى ، و بيانى به آزاديخواهان از كجا جز از عمق فرهنگ دگر سالار هدايت مى شد ؟ مردم چه پندارى در باره فرديت ، آزادى و دموكراسى داشتند ؟ مردم رعيت مانده تنها چيزى را كه با حس خويش درك مى كنند فشار ستم است . اين فشار را در هر زمانى هر قومى با گوشت و پوست خود حس مى كند. فشار بيعدالتى را مردم در سفره هاى خود ، تشويش معاش ، در فقر زحمتكشان و راحت و رفاه اقليتى دزد و غارتگر كه به قدر يك دقيقه از عمر زنبور عسل در عمرشان توليد نمى كنند احساس مى كنند، اما اين احساس كه در مشروطيت نيز مردم را به حركت درآورد بسيار فاصله دارد با وقوف مردمان به قدرت خويش و آن آزادى كه شرط امكان اين وقوف است .
    با سپاس بسيار از بردبارى شما
    ………………………………….
    * بنگر به مصاحبه كورنليوس كاستورياديس با Chris Marker با زير نويس انگليسى .احتمال مى دهم كه رامين جهان بگلو آن را به فارسى ترجمه كرده باشد .
    ** همان

     
    • ويرايشى همراه با پوزش
      از ديدى مدرن تر مى توان اين جنبندگان در وجه هاى جانبى هرم را جنبندگان سربالايى توصيف كرد كه هرگز رو به پايين يا قاعده هرم نگاهى نمى اندازند ، چشمشان مدام به بالا ، به چشم ” اولو الامر مطاع ” است كه هرگه اراده كند چشمى را از چشم كاسه برمى كند.

       
      • سلام بر دوست عزیز راه دور کورس -همدلی و همراهی با ریشه‌ها

        فراز‌هایی‌ از پست “دیگر نمی کشم، باید بستری شوم!” http://www.nurizad.info/blog/29259

        [علی‌]
        4:21 ب.ظ / آگوست 22, 2015

        اهورا مزدا ، اين سرزمين را ، اين مرز و بوم را ، از كينه ، از دشمن ، از دروغ ، از خشكسالي حفظ كند(کورش هخامنشی)

        دریغ تا همین ۸۰ سال پیش ایران و میا‌‌ن رودان هم چون هزارهای گذاشته عصر سومریان فقط متکی‌ به انرژی‌ تابشی خورشید برای گذران زندگی و حمل ارابهٔ تمدن خود بر دوش بودند، بله فرزندان “آدم” ساکن “عدن” ازقافلهٔ تمدن جأ مانده بودند؛ رضا شاه، بسیاری از روشن فکران عصر مدرن ، ماسونی، چپ و راست کم‌ بیش در مورد مسبب این عقب ماندگی وحدت نظر داشتند؛ آنها اغلب ریشه آن را در فرهنگ مذهبی‌ میجستند، اگر چه این بخش از فرهنگ هر قدر نیرومند – میتواند نقش کند کننده در توسعه و پیشرفت فرهنگ داشته باشد اما مسبب اصلی‌ فقدان شرایط مطلوب اقلیمی و ضایعش نیروی عظیم پیشه ورانی است که در سایهٔ امن تولید مازاد بخش کشاورزی فرصت برای خلق ابزار، شهر سازی و بندر سازی وساخت کشتی تسلیحات، فولاد و توپ و ماشین بخارو قطا‌روفنّ آوری پیشرفته و سر انجام تسخیر جهان پیرامون خود می‌کند. قطعاً داشتن توقع چنین نقشی‌ از فرهنگ مذهبی‌ نشانهٔ ضعف خرد تاریخی‌ و نا آگاهی‌ از نقش محمل‌های انرزی در پیدایش و تکامل تمدنهاست ،کما اینکه “آدمیان” اروپای شمالی‌ خود نیز بسیار متأثر از فرهنگ مذهبی‌ عصر خود بودند، چه فرا دست چه فرو دست

        در آستانه قرن ۱۹ و در اردوگاه جنگ ایران با روسیه عباس میزا از ارنست ژوبر نماینده ناپلئون بناپارت با تلخ کامی‌ میپرسد

        نمی‌دانم این قدرتی که شما (اروپایی‌ها) را بر ما مسلط کرده چیست و موجب ضعف ما و ترقی شما چه؟ شما در قشون، جنگیدن و فتح کردن و بکار بردن قوای عقلیه متبحرید و حال آنکه ما در جهل و شغب غوطه‌ور و به ندرت آتیه را در نظر می‌گیریم. مگر جمعیت و حاصلخیزی و ثروت مشرق زمین از اروپا کمتر است؟ یا آفتاب که قبل از رسیدن به شما به ما می‌تابد تأثیرات مفیدش در سر ما کمتر از شماست؟ یا خدایی که مراحمش بر جمیع ذرات عالم یکسان است خواسته شما را بر ما برتری دهد؟ گمان نمی‌کنم. اجنبی حرف بزن! بگو من چه باید بکنم که ایرانیان را هشیار نمایم?
        اختراع قنات در مناطق خشک و کویری تنازع بقا و رشد و توسعه محدود را تسهیل می‌کند. و این حقیقت اقلیم تمدن ساز علیرغم اشارات به آن برای عباس میرزا ملموس نبود.

        مهمترین پیامد سیاسی برای تمدن اروپای شمالی‌ شکل گیری توازن قوای سیاسی اقتصادی بر آمده از اقلیمی با تنوع و توزیع گستردهٔ منابع آب، خاک، معادن، جنگلها بود که منجر به پیدایش طبقه فودال‌ها و خوانین قدرمند شد که قدرت مطلقهٔ شاه را خصوصاً در مورد تعیین و کسب مالیات و خراج چالش میکردند، بر جسته‌ترین سند تاریخی مربوط به حقوق شهروندی (خوانین) در سند معروف مگنا کارتا است که اولین بار ۹۰۰ سال پیش در انگلیستان صادر شده که شاه در آن حقوق آنها را به رسمییت شناخته، البته بودند شاهانی که زیر بار این تعهد نمی‌رفتند و هر از گاهی موجبات مناقشات خونین میشیدند. این سند حقوقی از جمله اسنادیست که در تدوین قانون اساسی‌ آمریکا بدان استناد شده است. در واقع فرهنگ سیاسی مبتنی‌ بر آنچه امروز لیبرال دموکراسی‌ در جهان غرب مینامند خود محصول در هم کنش سازندگان این تمدن با حاکمین خود است. شرایط و منابع محدود اقلیمی و تمرکز انحصاری این منابع در دست عده قلیلی خود مادر،مسبب یا عامل موثری در شکل گیری استبداد است.

        تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف //// مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی‌

        ————————————————————————————
        فراز‌هایی‌ از پست “ف مثل فهم” -http://www.nurizad.info/blog/29739
        http://www.nurizad.info/blog/29739
        کاوش
        5:47 ب.ظ / ژانویه 9, 2016
        به دوستان عزیزی که علاقمندند به کنکاش بیشتر جهت درک عمیقتر ریشه‌های فقر دامن گستر عصر جدید و سایه شوم گستردهٔ تضاد طبقاتی شدید در کشور و گسترش روز افزون آن در سطح جهان که زاییدهٔ نظام سرمایه داری پولی‌ (finance capitalism) مبتنی بر تولید بدهی (credit/monetary expansion) و چاپ پول کاغذی (fiat currency) بدون پشتوانهٔ تولید یا طلا، توصیه میشود به پستهای ذیل رجوع کنند. در این نظام ظالمانه دسترنج مزد بگیران و حقوق بگیرن مرتب و پیوسته به واسطهٔ ابزار تورم پولی‌ (monetary inflation) ، نرخ بهره و سپس به تبعه آن تورم قیمتی (price inflation) آنهم در بستر رکود شدید اقتصادی (economic depression) مورد دستبرد قرار میگیرد. ساختار و مناسبات حاکم بر نظام پولی‌-بانکی‌ جهان سرمایدری مالی‌ و نه تولیدی مسبب اصلی‌ بحران‌های مالی‌- اقتصادی- سیاسی- امینتی- نظامی در سطح جهانند. امپراطوری پولی‌-نظامی آمریکا با شعار فریبکارنهٔ دموکراسی‌ و حقوق بشر عامل تولید بدهی با ارقام نجومی بیش از یک هزار تریلیون دلار (یک هزار میلیون- میلیون) پرچم دار گسترش فقر در سطح جهان است. امپراتوری آمریکا از طریق گسترش پترو دلار‌های بدون پشتوانه از شهروندان جهانی مالیات، باج و خراج میگیرد. دولتهای کوچک نیز این ظلم را نسبت به شهروندان خود با چاپ بدون پشتوانه پول کاغذی، مضاعف می‌کنند.

        http://www.nurizad.info/blog/29737 / تجارت نفت از زمان جنگ جهانی‌ دوم تا امروز…. و آیندهٔ آن

        پیروز و بر قرارو کامیاب باشید

         
        • جناب کاوش

          با سلام

          کما بیش ناظر گفتگوهای خوب شما با دوستمان جناب کورس بوده ام ،البته با نقطه نظرات هردو بزرگوار تبایناتی دارم ،شما سخت منتقد کاپیتالیسم و لیبرال دمکراسی موجود در غرب هستید و الفاظ و اصطلاحات کمونیسم و سوسیالیزم را بکار می گیرید و مناسبات جهانی موجود و فقرها و تبعیض ها و ظلم های موجود در غرب و شرق را ناشی از ناکار آمدی نظام سرمایه داری و لیبرال دمکراسی در غرب می دانید ،البته همینطور که در این نوشته طعنه های به مذهب و ادیان زدید منتقد ادیان و حکومت های دینی برآمده از آنها هستید ،در فرازی در مورد لزوم بهره مندی از نشاط و کار و بهره گیری از آن و تلاش برای خلق ابزار تولید اینطور گفتید :

          “”چپ و راست کم‌ بیش در مورد مسبب این عقب ماندگی وحدت نظر داشتند؛ آنها اغلب ریشه آن را در فرهنگ مذهبی‌ میجستند، اگر چه این بخش از فرهنگ هر قدر نیرومند – میتواند نقش کند کننده در توسعه و پیشرفت فرهنگ داشته باشد اما مسبب اصلی‌ فقدان شرایط مطلوب اقلیمی و ضایعش نیروی عظیم پیشه ورانی است که در سایهٔ امن تولید مازاد بخش کشاورزی فرصت برای خلق ابزار، شهر سازی و بندر سازی وساخت کشتی تسلیحات، فولاد و توپ و ماشین بخارو قطا‌روفنّ آوری پیشرفته و سر انجام تسخیر جهان پیرامون خود می‌کند. قطعاً داشتن توقع چنین نقشی‌ از فرهنگ مذهبی‌ نشانهٔ ضعف خرد تاریخی‌ و نا آگاهی‌ از نقش محمل‌های انرزی در پیدایش و تکامل تمدنهاست””.
          (پایان نقل قول)
          من در این گفتار شما برهانی بر محتوای آن مشاهده نکردم ،اینجا البته من از دیگر ادیان دفاع نمی کنم و کاری به آنها ندارم ،لکن فقط اجمالا عرض می کنم این دیدگاه شما مطلبی بدیهی نیست که بادعای “قطع “قابل پذیرش باشد ،در اسلام بخلاف تصور شما بسیار به عنصر “کار و تولید”توجه شده است و لسان قرآن و روایات در این زمینه سرشار از توصیه هاست و ماجرای برخورد پیامبر با یک کارگر و بوسیدن دست او شهره عام و خاص است ،من نفهمیدم شما به چه بینه و برهانی بقطع ادعا کردید که توقع خلق ابزار و تولید در شوون مختلف کشاورزی و صنعتی و رفاهی بشر از فرهنگ مذهبی توقع باطلی است ،بنظر شما مذهب و فرهنگ دینی گفته است در منزل های خویش آرام گیرید و سراغ تولید و خلق ابزار نروید؟ این ادعا مستند به کدام بخش از فرهنگ دینی است؟
          سوال دیگری که از شما داشتم این است که قطع نظر از نقدی که به کاپیتالیسم و نظام اقتصادی در غرب دارید ،نقطه نظر شما در مورد اصل دمکراسی چیست؟ شما آیا دمکراسی بمعنای خواست عمومی مردم در روش حکومت داری اذعان دارید؟
          و سوال سوم اینکه بنظر شما لم و بنیان شکست و فروپاشی کمونیسم و سوسیالیسم در اتحاد جماهیر شوروی سابق و اقمار آن در اروپای شرقی و رمز شکست مائویست ها و کوچ بسوی اقتصاد آزاد چه بوده است؟ یا اساسا شما اذعان به شکست تئوری های مارکس و لنین و پیش بینی های آنان در گذار از فئودالیسم و بورژوازی به سوسیالیزم و کمونیسم و دیکتاتوری پرولتاریا دارید؟

           
  31. سلام وخداقوت:تنهاترین سردار.خدا پدر و مادرت را حفظ کند.دلهایمان با شما همراه ولی دستهایمان…انها نیز بزودی بهم می پیوندند.یقین داشته باش به زودی زود…

     
  32. ایزد بدر و مادرت را برایت نگهدارد و تو را برای ان دو نازنین

     
  33. اگر گفتید این واقعیت مربوط به کجاست؟
    شیخی به میان قومی رفت و گفت:

    می خواهید احکامی به شما بیاموزم که در دنیا و آخرت سعادتمند شوید؟

    آنها یکصدا گفتند:

    ” نــــــــــــــــــــــــــــــــــه ”

    شیخ ضایع شد !
    و آن قوم سالها به خوبی و خوشی زندگی کردند و در دنیا و آخرت سعادتمند شدند …

     
  34. جریان پسوند نام آخوندها با نامی از یکی از شهرهای ایران . ….قمی , … خلخالی , ….. رفسنجانی , …… شبستری , ……یزدی , ….. شیرازی , ….. اردبیلی , ….. لنگرودی
    ای هموطن: آیا تا کنون فکر کرده اید چرا ملا و آخوندی در ایران نیست که پسوند فامیلش به گونه ای با یکی از شهرهای ایران در هم نیامیخته باشد؟ موسوی خمینی . موسوی اردبیلی- آذری قمی – بیات زنجانی – محمدی گلپایگانی – مصباح یزدی – مکارم شیرازی – موسوی تبریزی – طباطبایی قمی و زین العابدین لنگرودی و هاشمی رفسنجانی و کاظمی بروجردی و مطهری شبستری و علی خامنه ای و هزاران ملا و آخوند دیگر
    و این ماجرا بن هنگامه روزگار ملا محمد باقر شفتی میرسد . مردم بجان آمده از ستم تازیان هر جا آخوندی را میدیدند عمامه اش را به گردنش پیچیده و آویزانش میکردند و ایرانیها میدانستند که آخوندهاعراقی یا سوری و یا لبنانی و یا بیگانه اند و این امر باعث شده بودکه مردم نسبت به آنها کنجکاو شوند. آخوندها مخفیانه به گرد هم آمدند و دست به دامن سفارت عظمی انگلیس و بازاری های کلیمی شدند و در این گیرو دار یک آخوند عراقی که مادرش انگلیسی بود بدست مردم افتاد و در حین درگیر ضرب و شتم توسط مردم – کلیمی ها بدادش رسیدند و به مردم خشمگین گفتند که وی ایرانی است مردم بجان آمده از او خواستند اگر راست میگوید به مردم بگوید که زاده کجاست آخوند زالو پیشه پس از مکثی گفت که اهل شفت آباد در گیلان است شگفتی و هیجان توام با سردر گمی مردم نا آگاه را فرا گرفت و ملا از این معرکه جان سالم بدر برد. انگلیسیها و همدوشان سرمایه گزار کلیمی که اوضاع را پس دیدند و بفوریت دستبکار شدند و برای درستی آخوند انگلیسی شبانه به چند خانواده با دادن خرجی و اندکی پول به محلی هادر قریه ای در گیلان و با نصب تابلویی در آن ده دور افتاده آنجا را شفت آباد نامیدند بدین وسیله آخوند عراقی انگلیسی دارای شناسنام ایرانی شد و این شیوه و سنت فریبنده در میان همه آخوندهای وارداتی از عراق و سوریه و افغان و لبنان و عربستان و کشورهای دیگر رواج یافت و آنها ایرانی شدند و ما که هفتاد پشتمان از تالگان(طالقان)و دماوند و توس(طوس) نیشابور و بوکان بود بیگانه شدیم و این فریبی بزرگ نصیب ما ایرانیان شد زیرا بیگانگان دریافته اند که ((نجابت ایرانی)) به او اجازه پرخاش به هم میهن و همشهریش را نمیدهد بدین گونه است که ملا و آخوند مشکینی یزدی و لاریجانی رفسنجانی گلپایگانی قمی لنگرودی تبریزی و شیرازی ایرانی میمانند اما نادرپور پروین پروانه پهلوی پارسی و رودکی فرخزاد و بختیار بیگانه و سزاوار سرکوب و سرزنش میشوند

     
    • دوستان درود
      اگه می خواهید به اندازه یک کلاس درس راجع به مراجع شیعه چیز یاد بگیرید حتما این فیلمو ببینید. در این فیلم آقای نوری زاد یه کلاس درس مجانی برای ما ترتیب داده حتما ببینیدش
      https://www.youtube.com/watch?v=GjzYhE0l9dE

       
    • دقیقا می باید چنین بود باشد،در بازار هم که قبلا روزنامه و اینترنت و تلویزیون نبود بهترین تبلیغ برای بازاری نام فامیلش از آن جنسی باشد که عرضه میکند: دسمتالچی، بادامچی،ابریشمچی،کلاهدوز، صرافیان ،بزازیان و …………… جدیدا اسم هایی تازه وارد بگوش میرسدچون بعیدی نژاد، تختروانچی، عراقچی ،ظریف هم که اصلا تیپی ظریف نیست.

       
    • جناب ایران دوست ،شما چطور ایران دوستی هستید که با این مطالب سطحی تو هین به اقوام و اهالی ساکن مناطق مختلف ایران می کنید؟ اینکه کسی متولد شهر گلپایگان یا شهرهای دیگر باشد و بنابر مرسوم نام آن شهر دنبال نام او بعنوان پسوند خاص بیاید کار قبیح و زشت و خلافی است؟ اساسا اینگونه پسوندها اختصاصی به طائفه آخوند ندارد که شما این مطالب سبک را اینجا درج می کنید ،خیلی از مردم ایران و از جمله خود شما ممکن است دنبال نام فامیل آنها پسوندهایی مثل شیرازی و اهوازی و اصفهانی و غیر اینها باشد ،پس شما اگر اینطور که نام ایران دوست را اختیار کرده اید و می خواهید بگویید ایران را دوست می دارید لطفا از چنین توهین ها و مطالب سبکی خودداری کنید و برای همه ایرانیان از هر قوم و طائفه و گویشی در هر نقطه از ایران و با هر نام و عنوانی احترام قائل باشید.

       
  35. باغبان و وزیر

    نادر شاه کبیر در حال قدم زدن در باغش بود که باغبان خسته و ناراضی نزد وی رفت و گفت :
    پادشاه فرق من با وزیرت چیست ؟؟!!
    من باید اینگونه زحمت بکشم و عرق بریزم ولی او درناز و نعمت زندگی میکند و از روزگارش لذت میبرد !!!
    نادر شاه کمی فکر کرد و دستور داد باغبان و وزیرش به قصر بیایند …
    هردو آمدند و نادر شاه گفت :
    در گوشه باغ گربه ای زایمان کرده بروید و ببینید چند بچه به دنیا آورده !!!!
    هردو به باغ رفتند و پس از بررسی نزد شاه برگشتند و گزارش خودرا اعلام نمودند …
    ابتدا باغبان گفت :
    پادشاها من آن گربه ها را دیدم سه بچه گربه زیبا زایمان کرده ….
    سپس نوبت به وزیر رسید وی برگه ای باز کرد و از روی نوشته هایش شروع به خواندن کرد :
    پادشاها من به دستور شما به ظلع جنوب غربی باغ رفتم و در زیر درخت توت آن گربه سفید را دیدم ، او سه بچه به دنیا آورده که دوتای آنها نر و یکی ماده است ، نرها یکی سفید و دیگری سیاه و سفید است بچه گربه ماده خاکستری رنگ است . حدودا یکماهه هستند من بصورت مخفی مادر را زیر نظر گرفتم و متوجه شدم آشپزهرروز اضافه غذاها را به مادر گربه ها میدهد و اینگونه بچه گربه ها از شیر مادرشان تغذیه میکنند .
    همچنین چشم چپ بچه گربه ماده عفونت نموده که ممکن است برایش مشکل ساز شود !!!
    نادر شاه روبه باغبان کرد و گفت این است که تو باغبان شده ای و ایشان وزیر ….

     
  36. : سخن کورش بزرگ با دخترش آتوسا : تاوقتی قلب عریان کسی راندیدی بدن عریانت رانشانش نده.هیچگاه چشمانت رابرای کسیکه معنی نگاهت رانمیداند گریان مکن قلبت راخالی نگهدارواگرروزي خواستی کسی رادرقلبت جای دهی سعی کن فقط 1نفرباشد به اوبگوکه تورابیشترازخودم وکمترازخدادوست دارم زیرابه خدااعتقاددارم وبه تونياز

     
  37. آقای نوری زاد عزیز
    آنجا که فراموش شدگانند ، مرگ بالهایش را گسترده است ، وجدان بیدار خورشیدی است که هستی را فرا می خواند، در این دنیای منم ها ، شما هر من را ما می کنید، و هستی را فرا می خوانید .
    و به ما می آموزید نباید فراموش کرد.

     
  38. فرهاد از ناکجا آباد

    صندوق رأی را بچرخانید
    با سلام به همه آزادگان
    می دانم که انتخابات در جمهوری اسلامی انتخابی است.
    ولی من رای می دهم و ان هم اینچنین در صف به همه
    بیان می کنم من موافق یک رفراندم آزاد هستم و رای
    می دهم به رفراندم.
    امید است میلیونها اینچنین رای بدهند .بیان کنید
    رای بدهید و تبلیغ کنید. هر رای منفی بهتر
    است از رای ندادن.
    من گفته باشم

     
  39. با همه ی احترامی که برای شما و نامبردگان قائل هستم، و برای رنجی که کشیدید و کشیدند و دیدم و سکوت کردم شرمنده ام، اما ناچار در انتخابات شرکت می کنم، مرا ببخشید که فکر میکنم رفسنجانی ولو اندکی، از مصباح و … برتر است و روحانی از احمدی نژاد و حسینیان و … بهتر است.
    تحریم را هم در ۸۴ و مجلس کنونی آزمودیم، نتیجه بدتر شد. حاصل صد سال تلاش مردم ایران از مشروطه تا کنون، همین صندوق است که با همه ی ایرادهایش، تنها ابزار در دسترس است.

     
  40. سلام بر نوریزاد- تکلیف کسی که رهبر را قبول ندارد- اسلام را قبول ندارد- دولت و مجلس و کلیه گوسفندانش را قبول ندارد و فقط رابطه ولی فقیه -ملت را مثل دکتر شریعتی ( در کتاب امت و امامت ) به مثابه رابطه چوپان -گوسفند تلقی می کند در این مملکت نکنبت چیست؟ آیا گوسفند حق رای دارد؟ ایا چوپان وقتی بشنود گوسفندان همگی نع نع می کنند به گوسفندان علف و کاه میدهد و انانرا به مرتع میبرد؟ من الان یک گوسفندم و آقای خامنه ای نقش چوپان رادارد- شما نوریزاد که قبلا پادوی بیت رهبری بودید و در روزی نامه کیهان قلم میزدید و مواجب کمی هم نداشتید لطف کنید این سوال بنده را به اطلاع وحید حقانی برسانید و اگر سرتان به باد نرفت برای بنده جواب بیاورید لطفا-

    آخوندهای زمان ازل و زمان حال هر چه کتاب نوشتند و هر چه اصدار فتاوی می کنند نوعا معطوف به زیر شکم و جنس مونث است – شما یک توضیح المسائل آیات عظام خویی- خمینی-شریعتمداری- روحانی-مرعشی نجفی و گاپیایگانی و میلانی -شاهرودی و بروجردی را باز کنید – اگر به غیر از شکیات نماز- آب کر – غسل ارتماسی- جنبی-جانبی و ….. و مسائل مربوط به بول و غائط و زیر شکم چیز دیگری مفید به حال بشر یافتید من به شما یک ناهار در رستوران نایب میدهم- خدا پدر علامه مجلسی را بیامرزد که هر چه حدیث راست یا چاخان بود را در 110 جلد کتاب جمع کرد و راه قصه سازی و حدیث بافی را برای آخوندهای بعد از خودش بست – روحش غوطه ور در چاخانهایش باد- بعد از مجلسی و حکومت مفتضح صفویه هر آخوندی میخواهد داستانسرایی کند مجبور است که متوسل به خواب شود مثل ساختن جمکران که با یک خواب چاخان در 150 سال پیش شروع شد و این چاخان اینقدر بزرگ و قشنگ بود که خود ملانصرالدین جمکران هم باورش کرد و زمین باد کرده جمکران به بزرگترین امامزاده جهان مبدل شد و میلیارد میلیارد پول ساخت.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

89 queries in 1569 seconds.