سر تیتر خبرها
روز نخست نمایشگاه و شیخ شیعه ی نیجر

روز نخست نمایشگاه و شیخ شیعه ی نیجر

یک: چند نفر از عزیزان، یک روز و دو روز و چند ساعت زودتر آمده بودند. به گمان این که نمایشگاه دایر است. چند نفر هم با اشتباه – من که نوشته بودم: پلاک 8 – رفته بودند به جایی دیگر. و حال آنکه پلاک 18 درست است. به ساعت پنج بعد از ظهر پنجشنبه نزدیک که شدیم، نرم نرم جمع مستان نفس زنان از پله ها بالا آمدند و کوله های لبخند و مهربانی و اشتیاق خود را واگشودند و حتی بعضی ها نمِ اشک و لرزش دست و تپشِ قلب خود را با من در میان نهادند که یعنی: ببین ما چه عاشقیم!

دو: جوانی از دزفول آمده بود و ما به رسم هر باره که برای ” از دور آمدگان” کف می زدیم، برایش کف زدیم. جوانی از گنبد، مردی از سوئد و مردی از عسلویه و جوانی از خرم آباد و زن و شویی از اهواز آمدند و ما با کف زدنهایمان، به آنان نشان دادیم که قدر قدمهایشان را می دانیم. و یا جوان کارگری با همان لباس کارش از جنوب تهران. و عشق مگر چیزی جز این است؟ که یکی بنشیند بر صندلی قطار و اتوبوس و هواپیما و اتومبیل شخصی و کرایه و فاصله های دوردست را به اندک و اندک تر فرو بکاهد و خود را برساند بجایی که نه قرار است چیزی در کیسه ی ماهیانه اش اندازند و نه امتیازی به اسمش بنگارند و نه دستش را در دست ” آشنا”یی بگذارند تا گره ی کور و سر در گم زندگی اش را به ضرب توصیه ای بگشایند و کام تلخش را به ضرب رابطه ای چرب و شیرین کنند. و تازه، ممکن است در این معرکه مچش را بگیرند که: اینجا چه می کنی؟ تو را چه به عشق!؟

سه: عزیزانی چون دکتر ملکی و مادر و پدر سعید زینالی و مادر و پدر و خواهر شهید مصطفی کریم بیگی و مادران پارک لاله و نسرین ستوده و همسرش: رضا خندان و دکتر بادکوبه ای پای بر چشم من نهادند و ما همگی به شوق حضورشان کف زدیم و کف زدیم و کف زدیم. این کف زدنها برای این است که هم به خود و هم به این عزیزان بگوییم: خوشا عاشقی که آدابش جز ادب نیست. و ادب، معرکه ای است بی پایان. و چشمه ای است برای نوشانیِ انسان. انسانی که می خواهد در هر کجا که هست و با هر مرام و مسلکی که دارد، انسان باشد. دکتر بادکوبه ای چندی از اشعار خود سروده اش را برای ما خواند و با گرمای آهنگین و شعوری شعرش به محفل زمستانی ما گرما بخشود. سحر بهشتی و گوهر بانو نیز قرار بود بیایند که اتفاقی برای یکی از عزیزانشان رخ داده بود. سحر زنگ زد که داریم می رویم خمین بعداً می آییم.

چهار: سه نفر از نویسندگان و همراهان پای کار در سایت نوری زاد، بی آنکه همدیگر را بشناسند، آمدند و همدلی ها با من کردند. من جمعی از این عزیزان را می شناسم اما به رسم امانت هیچگاه معرفی شان نکرده ام. نه عکسی از آنان منتشر کرده ام و نه اسمی از آنان برده ام. دوستان من در سایت نوری زاد و در بخش کامنت ها با نوشتن مطالبی دوستانه و حتی تند و توفانی، گاه گرد و خاکی اساسی بپا می کنند و کاسه کوزه ها را بر سرِ هم می شکنند اما ترجیح می دهند در بیرون ناشناخته بمانند. احتمال می دهم بسیاری از آنان نرم و بی صدا و با چراغ خاموش می آیند و دورا دور سری به من می زنند و حتی سخنی رد و بدل می کنند اما نمی گویند که فلانی هستند در نگارشِ مطالبِ آنچنانی و بی ملاحظه. و من این خواستشان را پاس می دارم. دیشب یکی شان زود آمد و زود رفت. اما دومی به سومی خیره شد و در بزنگاه گفتگو شناختش. این دو را دیدم که سر در آغوش اندیشه فرو برده بودند و در گوشه ای دل می دادند و قلوه می ستاندند ساعتی. از این سومی بگویم که مردی فاضل و پرمایه و فهمیده و از همه مهمتر عاشق است و هیچ اعتنایی به تهی دستی اش ندارد. کسی را که سر در آغوش ادب دارد، تهی دستی از شیدایی اش نمی کاهد. جنس عاشقی بجوری است که داشتنِ مال و نداشتن مال سهمی در ملاتش ندارد. برخلاف آنانی که می گویند: گرسنگی نکشیده ای تا عاشقی از یادت برود، می گویم: گرسنگان، عاشق ترند. و شما این گرسنگی را به هر کجای علم و ادب و پاکیزگی و انصاف و نیکخویی و پایداری بگسترانیدش. وه که چه وادی شوق انگیزی: گرسنه ی ادب. گرسنه ی خرد. گرسنه ی لبخند. گرسنه ی انصاف. گرسنه ی ایرانی بودن و وطن دوستی و نوعدوستی.

پنج: بعضی از تابلوهای عاشقانه ی من برجسته اند. یعنی از سطح بیرون زده اند و دارای حجم اند. شلوغی و ازدحام جمعیت باعث شد که چند تایی از آنها بشکنند و از هم جدا شوند. فشردگی جمعیت و تنگنای مکانی باعث می شد که دوستان با تکیه به تابلوها به آنها آسیب برسانند. تقاضای من از دوستانی که به نمایشگاه می آیند این است که هم از تابلوها کمی فاصله بگیرند و هم به تابلوها دست نزنند. در عین حال که خود می دانم همه ی این پیشامدها بخاطر این است که مرا به هیچ نمایشگاه خصوصی و عمومی راه نمی دهند و من ناگزیرم به برپایی نمایشگاه در مکان محدود سرای قلم. همین را هم از همت بلند جناب دکتر خزعلی و جناب داودی داریم که این آقای داودی را صدایی بسیار دلنشین و خوش است و دیشب برایمان قطعه ای آواز خواند با صدای داودی اش.

شش: هنوز بعضی از دوستان را نگرانی و اضطراب بود از پیشامدهای امنیتی. که نکند ناگهان بریزند و همه را ببرند. ای بدا به سرزمینی که تماشای چند تابلوی عاشقانه ی مردی ژولیده بخواهد با آشفتگیِ روانیِ مخاطبان همراه باشد. می گویم: عزیزانم، نگران چیزی نباشید. ما به این همدلی ها محتاجیم. شعار امسالِ رهبری را که می دانید؟ همدلی و همزبانی، ملت و دولت. و ما این شعار را به اینگونه تغییرش می دهیم: همدلی و همزبانی، ملت با ملت. دوستی برای ما شعری خواند بلند. داستان یک لک لک که بر دودکش یک کارخانه ی متروکه آشیانه و جوجه دارد. ناگهان این کارخانه ی متروکه شروع بکار می کند و آشیانه ی لک لک و هست و نیستش را به باد می دهد. تمامی بندهای بعدی شعر به “می روم” های لک لک اختصاص دارد که به جایی می رود که از ظلم و ستم خبری نباشد و خوبی باشد و چه و چه و چه. شعر خوانی دوستمان که تمام شد، به حاضران گفتم: این لک لک همه اش از می روم به جایی که گفت. و حال آنکه ما باید در همینجا بمانیم و این ویرانه را بسازیم. سخن از رفتن موقوف!

هفت: یکی از دوستان برای من فیلمی فرستاده بود از جایی مثل عراق. که یک آیت الله در میان مشتاقان و مریدانش ایستاده بود و بر کف دست یک به یک شان اخ تف می کرد از باب تبرک. به یکی که نگران غارتگری جماعتی از مسئولان بود گفتم: مشکل من و شما در گام نخست نه مسئولان بل همین مردم منگ اند که برای اخ و تف این جماعت سر و دست می شکنند.

هشت: یکی دیگر از دوستان فیلمی به من نشان داد که در آن، شیخ شیعه ی نیجریه برای خود ارتشی آراسته و حکومتی پرداخته با مراسمی از سان دیدن و قدم زدن بر فرش قرمز و تصاویر بزرگی از امام و رهبر و امام حسین در همان مراسم سان دیدن در نیجریه. و تصاویری از رژه ی مردان مسلح و زنان پوشیده رویِ شمشیر بدست درست مثل سید حسن نصرالله و لشگریانش و حکومتی که برای خود پرداخته. من حال ارتش کشور نیجریه را در سرکوب شیعیان نیجریه می فهمم. همانگونه که حال پرپر زدن های صدا و سیمای این روزهای خودمان را. دست برادران و بیت رهبری در سوریه و هر کجا که خونی بود، شما کشتار شیعیان نیجریه را نیز بر آن بیفزای.
نه: بار دیگر جناب لاریجانیِ دستگاه قضا افاضه فرموده اند که: جمهوری اسلامی ایران بر اندام لیبرال دموکراسی غرب لرزه انداخته است. می گویم: حاجی، چشم از دوردست های غرب بر گیر و به اطراف خودت هم نگاهی بینداز و ببین که جمهوری اسلامی با تن و بدن بسیاری از خردمندان و فرهیختگان و معترضان چه کرده است. می گویم: مملکتی که رقم نخست معتادان و آشفتگی های اقتصادی و اخلاقی و اجتماعی و سیاسی را در جهان داراست، شدیداً به این ادا و اطوار و شعارهای آخوندی و جهان سومی محتاج است. و می گویم: حاجی، این را نگویی اگر، پس چه بگویی؟

ده: قرار شده روس ها اورانیوم غنی شده ی ایران را از بوشهر به کشور خود ببرند. البته پولش را چند برابر از خود ما می گیرند و هیچ به نگاه معصومانه و گردنِ کجِ سرداران سپاه و بیت رهبری نیز اعتنایی نمی کنند که: حضرت ایت الله پوتین، لطفاَ یک لامپ صد وات در نیروگاه بوشهر روشن بفرمایید تا ما ببینیم این نور اتمی چقدر نور دارد بدکردار! یکی دیشب در نمایشگاه می گفت: این پوتین از چهارده سالگی برای کا گ ب کار کرده و اُس و اساس فکری اش بر چیزهایی چفت بسته که فرسنگها با تمایلات آخوندها فاصله دارد. و همو می گفت: روسها کاری کردند که شعار مرگ بر شوروی کلاً از دهان مردم برگرفته شد و بجایش وابستگیِ غلیظ ایران به روسیه فراگیر شد و حتی کسانی به زندان برده شدند که در میان جمعیت داد زده بودند: مرگ بر روسیه. این دوست می گفت: ریز به ریز و زاویه به زاویه ی سیستم اطلاعاتی سپاه با سیستم اطلاعاتی روسها هماهنگ است و از همانجا تغذیه می شود. و من گفتم: سیستم اطلاعاتی اسراییل را هم بر این بیفزایید. می دانید یاد چی افتادم؟ یاد تصویری از سربازان روس که عکس امام حسین را بدست گرفته اند و نمی دانم به چی می خندند!

یازده: ظاهراً پوتین به مردم روسیه گفته: شما آزادید که به هرکجا سفر کنید. و گفته: اگر خواستید پول هایتان را به شکم قاتلان فرزندانتان بریزید به ترکیه سفر کنید و اگر خواستید به سرزمینی کهن و چندین هزارساله بروید و به آرامش روح دست یابید حتما به ایران سفر کنید. دیدم این سخنان بی ریشه که درستی و نادرستی اش معلوم نیست، مقبول جماعتی قرار گرفته و این جماعت را به پایکوبی در انداخته چه جور! من اما می گویم: این جور حرفها را – هرچند درست – شما بگذارید بحساب تراوشات سرمستیِ یک آدم بهارمست. که یعنی یکی که خیلی جنسش جور است و کیفش کوک، وقتی حسابی حساب بانکی اش از پولهای بی زبان ما پر و پیمان است، یک شیتیلی و سکه ای به سمت مای مال باخته پرتاب می کند برای دلخوشکنکی ما که: این را بگیر و داشته باش و باهاش یک حالی بکن. مثل چی؟ مثل همان قرآن خطی ای که جناب پوتین، کپی اش را برای حضرت رهبری هدیه آورد تا بگوید: شما آقا جان با همین قرآن سرگرم باش تا ما از پایین و بالا بساط تان بروبیم و آن کنیم که با قاجارتان نکردیم.

دوازده: دیشب رفتم به دیدن محمد حسین نعیمی پور که دو روز است از زندان به خانه آمده بعد چهار سالِ بی دلیل و ناجوانمردانه. این آقا محمد حسین آنقدر پاکیزه خوی و درست و نیک اندیش است که شما دلت نمی آید با صدای بلند با وی سخن بگویی، چه برسد به این که چهار سال زندانی اش بکنی. اما چه جای درد که این پسر را، به کینه ای که برادران و بیت رهبری از پدر اصلاح طلبش داشتند، به سینه ی سرد سلولهای زندان سپردند. محمد حسین اما در زندان به ترجمه ی چند کتاب مفید پرداخت و حتی یکی اش را با کمک دوستان به چاپ رساند. راستی، یکصد و دوازده عکس از نمایشگاه در صفحه ی نوری زاد در فیسبوک هست که می توانید تماشایشان بکنید.


telegram.me/MohammadNoorizad
https://www.facebook.com/m.nourizad
www.nurizad.info

نشانی نمایشگاه: خیابان کارگر شمالی – بالاتر از خیابان نصرت – کوچه ی عبدی نژاد – پلاک 18 – طبقه ی دوم – سرای قلم
زمان: از ساعت 5 تا 8 عصر. نمایشگاه تا جمعه ی آینده ادامه دارد. نکند نیایید یک وقت؟

محمد نوری زاد
بیست و هفتم آذرماه نود و چهار – تهرانShare This Post

درباره محمد نوری زاد

52 نظر

  1. حامد و محمود و جلال سه‌ تاتون سر جمع ، رو هم، یک قلم یک نفرید.

     
  2. سلام
    پیشنهاد میکنم جهت قضاوت در مورد افراد از جمله آنکه شیخ نیجریه نامیده اید، بیشتر تامل کنید
    یک دوستدار

     
  3. به به جناب نوری زاد می بینم که عاقبتت از همنشینی با یه مشت رزمنده پاپتی … رسیده به کنار خانم خوشگلا

     
  4. آخه نوری زاد. تو و رفیق عقل کلت از خودتان نمی پرسید اگر شیخ نیجر اینقدر خدم و حشم ووووو داشت، چرا یک نفر از ارتشی ها کشته و حتی زخمی نشده!!!!!!!!!!!!ها …..

     
  5. و غیرو و غیرو شده که مداوما درحال متلک پراکنی به همدیگر هستند و جذابیتی برای بخش دیدگاه های سایت باقی نگذاشته اند و آنرا از شکل انداخته اند. چندوقت است معدود نوشته های خواندنی و آموزنده ی عزیزانی مثل عرفانیان و یاران و محرابیان و آنیتا و… بین مطالب هزل و بیربط گم شده اند. اگر جناب نوری زاد فرصت رسیدگی ندارند استدعا دارم مدیر محترم سایت به شکلی چاره اندیشی نمایند.

     
  6. سلام جناب نوری زاد

    چه خوب شد کامنت ها را منتشر نکردی ! بعد از ارسال دیدم خیلی طولانی و کسل کننده و ملال آور شده.

    سعی میکنم هر موقع انتشار کامنتها را شروع کردی، کامنت خودم را یا تلخیص کنم و یا دو قسمت.

    ایکاش می شد و میتوانستم همه ی تابلوهایت یکجا بخرم و نبینم اینگونه دعوت به خرید می کنی از کسان و ناکسان!!!

    بقول شاعر دانا:

    درم دارانِ عالم را کرم نیست
    کرم دارانِ عالم را درم نیست !

    بعد از نمایشگاه اگر زنده بودم، حتما در مورد تابلوهایت خواهم گفت نازنین
    با سپاس و احترام

     
  7. بیش از هشتاد نود درصد نظرهای سایت مربوط به افرادی به اسم “مرتضی” و “مزدک” و “کاوه” و “نیما ایرانی” و غیرو و غیرو شده که مداوما درحال متلک پراکنی به همدیگر هستند و جذابیتی برای بخش دیدگاه های سایت باقی نگذاشته اند و آنرا از شکل انداخته اند. چندوقت است معدود نوشته های خواندنی و آموزنده ی عزیزانی مثل عرفانیان و یاران و محرابیان و آنیتا و… بین مطالب هزل و بیربط گم شده اند. اگر جناب نوری زاد فرصت رسیدگی ندارند استدعا دارم مدیر محترم سایت به شکلی چاره اندیشی نمایند.

     
    • اخ قربون دهنت كه اي چند نفرى كه نام برديدواقعا همه را كلافه كرده اند اقى دكتر عزيز طبق قوانين دمكراسى يكبار در سايتتان يك نظر سنجى بگذاريد وبر طق ان سايت را قابل استفاده براى همه فرماييد،

       
      • خوب نیس یه خانوم قربون دهن هر ناشناسی بره شاید ناشناسش سیبیل کلفت باشه گفته باشما نرین خانوم

         
        • حمید اطلاعاتی

          آقای نوریزاد
          لطفا” کامنتهایی که مشخصا” از سوی رجاله های اطلاعات و جهت خودشیرینی و بهم ریختن بخش کامنتها ارسال میشوند را تایید نفرمایید

           
          • نفله من اطلاعاتچی نیستم من بچه بسیجیم میخام نوریزادو از حلقه شما سوسولای ضد انقلاب نجات بدم

             
  8. امام جمعه اصفهان: اگر در سینه انسان، «کثافت» باشد بهتر از «شعر» است
    دوشنبه, ۲ام آذر, ۱۳۹۴ / نظرات
    Yosef-Tabatabaei-Nejad-Amadnews

    نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه اصفهان، کتاب فاسد را به «مواد مخدر» و «غذای فاسد» تشبیه کرد که نمی‌توان دسترسی به آن را در جامعه آزاد گذاشت.

    سید یوسف طباطبایی نژاد روز شنبه در آیین تکریم از مقام کتاب‌داران و ترویج فرهنگ کتاب‌خوانی در اصفهان افزود: نمی‌توان مواد غذایی تاریخ گذشته را در اختیار مردم قرار بدهیم و بگوییم خودشان این موضوع را می‌فهمند. از سوی دیگر، مواد غذایی فاسد با بو کشیدن مشخص می‌شود اما فاسد بودن غذای جان را به سادگی نمی توان مطلع شد.

    امام جمعه اصفهان افزود باید عده‌ای نظارت کنند و توجه داشته باشند تا کتاب‌های نادرست حذف شود و کتابداران، کتاب‌های خوب را در معرض دید قرار دهند.

    وی به دو نگاه متفاوت به شعر اشاره کرد و گفت: در حدیثی از پیامبر داریم که «اگر در سینه انسان، کثافت باشد بهتر از شعر است» و از طرفی هم پیامبر، خانه خود را به خاطر شعر زیبای حسان بن ثابت به او هدیه می‌کنند.

    وی خاطرنشان کرد: دو نگاه مذکور را این طور می توان بررسی کرد که شعر برای شعر هیچ ارزشی ندارد اما اگر شعر برای محتوا و معنا باشد، ارزش پیدا می‌کند.

    امام جمعه اصفهان یادآور شد: باید جوانان به مطالعه تشویق شوند و کتابداران نیز کتاب‌های غیرمفیدی را که فقط باعث تلف شدن وقت جوانان می شود، چاپ نکنند.

    وی به دو نقل از رهبر ایران اشاره کرد: تنبلی خسارت است و تنبلی در مطالعه بیشترین خسارت‌هاست. وی توصیه کرد که قصه‌هایی بدون نتیجه و دور از واقعیت برای کودکان نقل نشود.

     
  9. تو برو دست و پا و. …. بهایی ها را ببوس و کاری به شیخ نیجر نداشته باش ////////////

     
  10. اوباما: اگر کنگره نه بگوید با حکم حکومتی گوانتانامو را می‌بندم

    اوباما (شیطان بزرگ) با حکم حکومتی میخواهد گوانتاناما را ببندد و در عوض رهبر ایران با حکم حکومتی به زندان و حصر میکشد و مجلسیان ما برای او هورا میکشند و در مجلس مرگ بر محصورین میگویند تفاوت از کجا تا کجا!!!!!؟

     
  11. علی اکبر صالحی؛ یکی از ده چهره تاثیرگذار سال به انتخاب نیچر

    نشریه معتبر نیچر ده چهره‌ای را که در سال ۲۰۱۵ در حوزه دانش و فناوری بیشترین تاثیر را گذاشتند انتخاب کرده و در میان آنها علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی ایران هم دیده می‌شود. نیچر با اشاره به مذاکرات ایران و شش قدرت جهانی جهانی نوشته اگر توافقی که حاصل شد کاملا به اجرا گذاشته شود نه تنها تنش بین ایران و کشورهای غربی کاهش خواهد یافت بلکه راه برای اینکه ایران به بازیگر مهمی در عرصه دانش در دنیا بدل شود باز خواهد شد.
    نیچر در این یادداشت، علی اکبر صالحی را دیپلمات و مهندس هسته‌ای خوانده و نقش او را در توافق هسته‌ای بسیار کلیدی ارزیابی کرده است. به نوشته نیچر همکاری نزدیک آقای صالحی با ارنست مونیز وزیر انرژی آمریکا سبب شد تا جنبه‌های فنی این توافق تبیین و نهایی شود. در گزاررش نیچر آمده آقای صالحی در دانشگاه آمریکایی بیروت و ام‌آی‌تی آمریکا تحصیل کرده، بعد از انقلاب به ایران بازگشته، به سرعت مدارج ترقی را طی کرده و از سال ۲۰۰۰ به بعد به چهره اصلی هسته‌ای ایران بدل شده است. ین گزارش آقای صالحی را “به شدت وفادار” به کشورش خوانده، فردی که صدای تعقل و خردورزی است از این رو در مواقع بحران فردی است که همه می‌خواهند با او مذاکره کنند: “آقای صالحی فردی بسیار معنوی و مورد اعتماد رهبر ایران آیت الله خامنه‌ای است و یکی از معدود افرادی است که هم در دولت‌های تندرو و هم در دولت‌های نسبتا میانه‌روتر سمت داشته است.”به گفته رضا منصوری، دانشمند ایرانی و معاون وزیر علوم، در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، توانایی آقای صالحی در برطرف کردن اختلاف و جلب توافق، باعث مذاکرات موفق او با ارنست مونیز شد، چون هر دو زبان مشترکی داشتند، زبان علم. آقای منصوری که بیش از سه دهه است آقای صالحی را می شناسد او را فردی مدرن و با ذهنی معقول توصیف کرده که افراد را قادر می‌کند بر سر اینکه چگونه باید با هم گفتگو کنند به توافق برسند. ۹ چهره دیگری که نیچر آنها را افراد تاثیرگذار سال خوانده عبارتند از:
    کریستینا فیگرس، یکی از موثرترین چهره‌ها در زمینه گرمایش زمین
    جونجیو هوآنگ: دانشمند پیشرو در ویرایش ژن در جنین انسان
    آلن استرن: یکی از مهمترین دانشمندان در شناخت پلوتو
    ژنان بائو: یکی از دانشمندان پیشرو در تلفیق مواد مصنوعی با بدن انسان
    جوان شملز: اخترشناسی که آزار جنسی یک دانشمند برجسته علیه زنان را فاش کرد
    دیوید رایش: باستان‌شناس ژنتیکی
    میخائیل امرتس: دانشمند پیشرو در ابر رساناها
    کریستینا اسمولک: زیست‌شناسی که تولید مرفین از مخمر را در آزمایشگاه محقق کرد
    برایان نوسک: روان‌شناسی که نشان داد ذهن دانشمندان چگونه خطا می‌کند

    به نظر من نام ایشان به حق در این لیست قرار گرفته است. امیدوارم روزی تخصص و ضابطه و نه لباس و رابطه میزان ارزشیابی برای مسئولیت های مهم کشور اعم از دولت، مجلس، قضا ، مدیریتها باشد . چیزی از رهبری نگفتم زیرا امیدم این است که این اصل ارتجائی که عامل همه ی بدبختی های این ملت و سرکوب کننده ی مردمسالاری است بزودی حذف شود.

     
  12. طوبی آزموده را می شناسید .
    من و بسیاری از ما اگر امروز می خوانیم و می نویسیم مدیون زنی هستیم که با همه تهمت ها و مشکلات برای دخترها مدرسه باز کرد .

    این زن یعنی طوبی آزموده در تهران نخستین مدرسه دخترانه را به نام « پرورش» در سال 1321قمری( 1282خورشیدی) افتتاح کرد. البته قبل از او مدرسه ای به نام دوشیزگان به وسیله بی بی خانم باز شده بود که روزی درباره آن خواهم نوشت .

    به هر حال بعد از باز شدن مدرسه آنقدر با او ضدیت کردند و تهدید و فحاشی که ماموران دولت آمدند و مدرسه را بستند اما او از پا ننشست و چهار سال یعد دبستان دخترانه ناموس را باز کرد.

    طوبی خانم دختر مرحوم میرزا حسن خان سرتیپ بود ودر سال 1257 ش 1294 / ق. به دنیا آمد.
    او در چهارده سالگی به همسری عبدالحسین میرپنج درآمد، این زن و شوهر فرزندی نداشتند و اختلاف سنی آنها نیز زیاد بود. میرپنج برای مشغول داشتن زن خود، او را به وسیله معلمان خصوصی به تحصیل فارسی و عربی و فرانسه تشویق کرد. آزموده در این فرصت توانست زبان و ادبیات فارسی، عربی و فرانسه را به خوبی فرابگیرد.
    اقدام مهم اجتماعی که اسم طوبی آزموده را ماندگار کرد، تأسیس مدرسه ای جدید تحت عنوان دبستان دخترانه ناموس در سال 1286 در خیابان شاهپور (حافظ فعلی) و نزدیک چهار راه حسن آباد بود.
    حضور معلم مرد در مدرسه،امکان نداشت،زیرا بهانه به دست مخالفان می داد،و از دیگر سوی معلم زن هم نبود ،بنابراین خانم آزموده به کمک جمعی، کتاب هایی برای محصلان فراهم کرد،و خود تعلیم دانش آموزان را به عهده گرفت.او با استقامت بسیاری در راهی که بر گزیده بود،موفق شد،در سال 1307خورشیدی،نخستین دبیرستان دخترانه تهران را تاسیس کند.
    او توانست در مدتی کوتاه تعداد مدارس دخترانه را به شش دستگاه برساند و در سال 1293 ش، یعنی 8 سال پس از تاسیس اولین مدرسه، 3474 دختر دانش آموز را جذب این مدارس کند. خانم آزموده، این مدارس را به صورت یکی از مهم ترین و مجهزترین مدارس متوسطه کامل و کانون پرورش دختران متجدد درآورد.به عبارت دیگر اگر میرزا حسن رشدیه بنیانگذار مدارس کنونی پسرانه است، طوبی آزموده را نیز باید بنیانگذار مدارس دخترانه کنونی دانست.
    مدرسه ناموس چند سال بعد از تاسیس به خیابان فرمانفرما و بعد از آن به محل بزرگتری در خیابان شاهپور (حافظ فعلی) منتقل شد. در این زمان مدرسه ناموس به قدری توسعه یافته بود که به صورت یکی از مهم ترین و مجهزترین مدارس متوسطه کامل درآمد و تا پایان دوره دبیرستان دختران را آموزش می داد، به طوری که در 1307 ش. اولین گروهِ دیپلمه مدرسه ناموس فارغ التحصیل شدند. دسته اول این گروه شامل خانم ها توران آزموده، فخر عظمی ارغنون، بی بی خانم خلوتی، گیلان خانم، فرخنده خانم و مهرانور سمیعی بودند. ایشان علاوه بر دایر کردن مدارس دختران، کلاس های اکابر را جهت جذب زنان مسن تر نیز دایر نمود. مردانی که ایشان را دراین راه یاری می دادند عبارت بودند از: سیدجوادخان سرتیپ، میرزاحسن رشدیه، نصیرالدوله و ادیب الدوله. بانو آزموده به پاس جبران کمک ها و هدایت های میرزاحسن رشدیه نسبت به ایشان در نظام نامه مدرسه مقرر داشته بود که برای همیشه و تا هر زمان که مدرسه ناموس پابرجاست، یکی از دختران خاندانِ رشدیه می تواند در آن تدریس کند.

    او در اول مهر ماه 1315 ش در سن پنجاه و هشت سالگی، در تهران در گذشت.
    یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

     
  13. «آمدنیوز»/ گروه سیاسی- همسر نسرین ستوده وکیل مدافع حقوق بشر، اعلام کرد که «افرادی که با سعید زینالی در حوادث کوی دانشگاه سال ۱۳۷۸ ناپدید شده‌اند، هفت نفر بوده‌اند و خانواده‌های آنان تحت فشارهای امنیتی حاضر به مصاحبه و پیگیری سرنوشت فرزندان خود نیستند. وی شهرام زنجانی را یکی از دیگر ناپدید شدگان دانسته که ۱۷ سال است از سرنوشت این افراد اطلاعی در دست نیست.»

    «رضا خندان» با اعلام این مطلب که «۵ سال پیش مادر و خواهر سعید زینالی را برای وادار کردن به سکوت بازداشت و تحت فشار قرار دادند»، نوشته است که «این فشارها نتیجه‌ی عکس داشته و خانم نقابی پس از آزادی از زندان، پیگیری‌هایش را به مراتب بیشتر و بیشتر کرده است.»

    از حوادث دانشجویی کوی دانشگاه تهران به عنوان «بزرگ‌ترین چالش جنبش دانشجویی در ایران» بعد از انقلاب ۱۳۵۷ نام برده می‌شود. تجمع ۱۸ تیرماه سال ۱۳۷۸، در خوابگاه کوی دانشگاه در اعتراض به بسته شدن روزنامه سلام بود. این روزنامه در ۱۵ تیر ۱۳۷۸ به جرم چاپ نامه محرمانه سعید امامی معاون وزیر اطلاعات و رئیس تیم قتل‌های روشنفکران و دگراندیشان (موسوم به قتل‌های زنجیره‌ای) به قربانعلی دری نجف آبادی وزیر اطلاعات برای تهدید مطبوعات، توسط دادگاه ویژه روحانیت به مدت ۵ سال توقیف شد.

    روز شنبه سی ام آبان‌ماه سال‌جاری در یورش ماموران امنیتی به تجمع مسالمت آمیز اعتراضی جمعی از فعالان سیاسی و مدنی در برابر زندان اوین، تعدادی از فعالان شرکت کننده در این تجمع بازداشت و با خشونت به زندان اوین منتقل شدند. هم‌چنین «هاشم زینالی»، پدر سعید زینالی نیز پس از انتقال به داخل زندان، مورد ضرب و شتم شدید ماموران قرار گرفت. شدت این هجوم به حدی بوده که پدر سعید زینالی خونین گردید. این هجوم «وحشیانه» توصیف شده است.

    آقای خندان در بخش دیگری از نوشته خود گفته که «بازداشت پدر پیر و بیمار سعید زینالی، به جای پاسخ‌گویی به این خانواده، آن‌هم با ضرب و شتم در داخل بازداشتگاه، هیچ دلیل دیگری نمی‌تواند داشته باشد به جز فشار آوردن به او و گرفتن تعهد برای پیگیری نکردن و یا انکار بازداشت و ناپدید شدن فرزندش.»

    همسر نسرین ستوده هم‌چنین از پیگیری «اکرم نقابی» مادر «سعید زینالی» از ضرب و شتم کنندگان همسرش در زندان اوین خبر داده و اعلام کرده که «خانم نقابی (مادر سعید زینالی) شکایتی را علیه مامورانی که در مقابل سایر بازداشت شده‌ها، او را به شدت ضرب و شتم کرده‌اند، تهیه کرده است.»

    در حوادث کوی دانشگاه سال ۱۳۷۸، گروه شبه نظامی انصار حزب‌الله در پی تظاهرات دانشجویان در اعتراض به توقیف روزنامه سلام و تصویب قانون جدید مطبوعات، به داخل کوی دانشگاه و خوابگاه‌های دانشجویی حمله کردند و ضمن تخریب اموال دانشجویان، آنان را مورد ضرب و شتم قرار داده و صدها نفر را بازداشت کردند. این حملات و ضرب و شتم دانشجویان، تا صبح ادامه داشت. در این حمله حتی خوابگاه دانشجویان خارجی نیز در امان نماند. این حمله به اعتراضات گسترده و چند روزه دانشجویان در تهران و شهرستان‌ها انجامید و مردم نیز از دانشجویان حمایت کردند. در دانشگاه تبریز نیز بیستم تیرماه درگیری‌های گسترده‌ای روی داد که به کشته شدن «محمدجواد فرهنگی» انجامید.

    گفته می‌شود در جریان حمله به کوی دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۸، افرادی مانند سردار نجات (سردار محمدحسین زیبایی نژاد) فرمانده سپاه ولی امر به همراه سردار نقدی، سردار ذوالقدر و دیگران، «طرح» سرکوب دانشجویان و حتی عزل محمد خاتمی رییس جمهور وقت را داشتند.

     
  14. با درود به نوری زاد عزیز
    دیدم تفسیر قرآن کم بود این بار عده ای “معجزات عددی قرآن” رو هم به لیست سفسطه هاشون اضافه کردن. این شد که تصمیم گرفتم یه سوره مثل قرآن بیارم همراه با ترجمه و در نهایت معجزات عددیش رو هم بنویسم!

    با اجازه

    سوره مبارکه زرشک
    ————————–

    نیمای گرامی
    نوشته ی بلند و خیالین شما بخاطر حمل توهین های متعدد به قرآن حذف شد. نوشته ی پیشین شما نیز از همین ردیف بود که انتشار همان یکباره اش برای همچو منی با دشواری همراه بود.
    سپاس که حریم اعتقادی هموطنان و مسلمین جهان را رعایت می فرمایید
    سپاس

    .

     
    • آقای نوری زاد
      نوشته من چیزی نبود جز “انتقاد” به زبان طنز که کپی پیست شده بود از یه سایت منتقد دین. اتفاقآ من تا بحال در تمام کامنت هام کوچکترین توهینی به هیچکس نکرده بودم و حتی با وجودی که مسلمین و اطلاعاتی ها در اینجا به مخالفین شون “فحاشی” میکردن ولی من هرگز سعی نکردم پاسخ شون رو بدم تا فضای اینجا متشنج نشه. هرچند خود شما اگه میدیدین این افراد مدتی حضور ندارن بارها و بارها بهشون “التماس” میکردین که برگردن!
      در این مطلب هم دو سه کلمه ای که بنظرم توهین آمیز بود رو “خودم” حذف کردم و انتظار داشتم که اگه احیانآ چند کلمه ای هم از دید شما توهین آمیز بوده و من حذف نکردم رو خودتون طبق روال هاشوری کنین اما شما سرتاپای کامنت رو حذف کردین! با توجه به توضیحی که زیر کامنتم گذاشتین این کار معنایی نداره جز اینکه ازنظر شما هر نوع انتقاد نسبت به اسلام “توهین” محسوب میشه و در اینصورت این سوال پیش میاد که پس فرق شما با حاکمینی که بهشون ایراد میگیرین چیه؟ من بر خلاف خیلی ها نتیجه نمیگیرم که شما اطلاعاتی و از خود حکومت هستین! ولی برخورد تبعیض آمیز و معیار دوگانه و دبل استاندارد شما درمورد مسلمین و غیر مسلمین رو من اینطور برداشت میکنم: من و امثال من باوجود اختلاف عقیده با شما (بر سر اسلام) ار هرجهت حامی شما و مدافع حقوق شما دربرابر دیکتاتور های حاکم بودیم و هستیم ولی شما (صرفآ بدلیل اختلاف عقیده) امثال من رو سانسور میکنین و از خود طرد میکنین ولی بسیجی ها و آخوندها و اطلاعاتی هایی که هم به خود شما و هم به دیگران “فحاشی” میکنن (چه بسا شما رو تکفیر هم بکنن) نه تنها تحمل میکنین بلکه فحاشی شون به دیگران رو هم سانسور نمیکنین و حتی اگه چند روزی به سایت سر نزنن بهشون التماس هم میکنین که برگردن! و دلیل این رفتار شما چیزی نمیتونه باشه جز اینکه اونها هرچی باشن بهرحال “مسلمون” هستن!! نتیجه اینکه یه مسلمون درهر صورت هوای مسلمون رو داره حتی اگه بدترین بلاها رو به سرش آورده باشه و هرگز یه مسلمون حاضر نیست یه غیر مسلمون رو تحمل کنه حتی اگه بهش پناه داده باشه یا از حقوقش دفاع کرده باشه. و دیگه اینکه یه مسلمون ایرانی خودش رو حتی به یه مسلمون غیر ایرانی (هرچند دشمن ایران) نزدیکتر میدونه تا به یه هموطن غیر مسلمون, البته مگر اینکه این هموطن غیر مسلمون خفه بشه و فقط شنونده و خوانندهء تبلیغات اسلامی و حتی توهین های اسلامی باشه و اگه هم بخاطر آیات قتال و احکام اسلامی زندگی ش درخطر باشه و در وحشت از مسلمین زندگی کنه و تمام زندگیش هم جهنم شده باشه ولی دم نزنه و هیچ انتقادی به اسلام نکنه چون اینکار ازنظر مسلمین “توهین” تلقی میشه!
      آقای نوری زاد, من همیشه برای شما احترام ویژه قائل بودم, نه بخاطر مبارزه یا مخالفت با حاکمین یا شجاعت شما, چون مجاهدین خلق و جندالله و تروریستهای تجزیه طلب و خیلی های دیگه هم با حکومت در حال مبارزه هستن و شجاعت هم دارن اما هر شجاعت و مبارزه ای “ارزش” محسوب نمیشه, بلکه احترام من به شما بخاطر این بود که احساس میکردم شما “تنها” مسلمونی هستین که هنوز تحمل نظر مخالف و انتقاد نسبت به عقایدش رو داره.
      در نهایت امیدوارم اگه این برداشت و نتیجه گیری من رو درست نمیدونین بجای حذف بهش پاسخ بدین.
      بدرود

      ——————-
      سلام نیمای گرامی
      شوخی با قرآن، مطلقا در تحمل مردم مسلمان نیست. مردم مسلمان ایران و جهان، نسبت به قرآن متعصب اند. و شوخی با آن را بر نمی تابند. کاش خود شما به این مهم توجه می کردید. من نه این که چون در ایرانم پس مراعات می کنم. اگر در خارج از ایران نیز بودم رویه ام همین بود.
      سپاس که مراعات می فرمایید
      سپاس

      .

       
      • این نیما ایرانی همون علی کبیریه که قهر کردو حالا توی لباس نیما ایرانی توهین هاش به قرآنو ادامه میده

         
      • آخه بچه سوسول این شد انتقاد که کتاب دینی مسلمونارو مسخره کنی؟مرده شور خودتو و انتقادتو ببرن نفله پروندتو سنگینتر نکن با این زر زیادیا

         
        • حمید اطلاعاتی

          پرونده ایشون رو شما مینویسی؟
          سوادشو اصلا” داری؟
          کاش همه اطلاعاتی ها مثل تو در همین سطح نادانی و حمق بودند.

           
  15. معنی نکاح چیست..؟ آداب ازدواج و دستور خواندن خطبه ی عقد

    https://www.youtube.com/watch?v=H5jPhPG89fo

     
  16. قابل توجه آنهائی که با کوچکترین انتقاد به می گویند به عقاید ما بی احترامی شد
    “مردانی که زنانشان با آرایش بیرون می آیند ////// هستند” حجت الاسلام و لمسلمین حسین ابراهیمی امام جمعه شهرستان انار
    ” دانشگاه رفتن خانم ها از بدبختی هاست” آیت الله جنتی
    ” غلط کردید که با این کتاب ( شاهنامه) سراسر تخیل موجب شدید زبان قران کنار گذاشته شود و بجای آن عجم زنده کردید” آخوند مرتضی آقا تهرانی
    ” فیسبوک فساد است و از ظهور امام زمان جلوگیری می کند و باید ازبین برود ” علم الهدی امام جمعه مشهد
    ” چه معنا دارد زن درس بخواند. این عین اشاعه فاحشه خانه ها است.” شیخ فضل الله نوری
    ” پسرهائی که ابروانشان را بر می دارن، از این زنهائی که اینجا نشستن پست تر هستند.” آیت الله ایمانی امام جمعه شیراز
    ” زنان بی حجاب مانند اتوبوس هستند و هرکس می تواند سوار آنها شود… دسته دوم زنان مانتوئی که مانند تاکسی هستند که فقط افراد مشخص سوارشان می شوند…و بالاخره زنهائی مثل زن خود بنده که مثل الاغند که فقط یک نفر سوارشان می شود.” امام جمعه حسنی
    ” آنهائی که میگویند اسلام نباید آدمکشی بکند آدمهای نفهمی هستند که معنی اسلام را نفهمیده اند. ” روح الله خمینی در سخنرانی به مناسبت سالروز تولد پیامبر اسلام. آذر 1363، کتاب کوثر، دفتر نشر آثار

     
  17. کشور خارج کجاست؟
    همراهِ توضیحی از مهین میلانی

    • نشریه “نگین کرمان” برای انتشار این مقاله طنز با عنوان “کشور خارج کجاست؟” توقیف و به توهین به مقدسات متهم شد و البته با هجوم بسیجیان و روحانیون به دفتر نشریه مواجه گردید! …

    اخبار روز: http://www.akhbar-rooz.com
    آدينه ۲۷ آذر ۱٣۹۴ – ۱٨ دسامبر ۲۰۱۵

    کشور خارج کجاست؟

    طنزی که سبب توقیف نشریه ی “نگین کرمان” شد

    مهین میلانی

    این مقاله ی طنزآمیز را آقای کامی حسن پور در فیس بوک خود پست کرده بودند. (1)

    و من نیز آن را در فیس بوک خودم به اشتراک گذاشتم (2)

    ولی حیفم آمد این مطلب در سطح وسیع تری منتشر نشود:

    نشریه “نگین کرمان” برای انتشار این مقاله طنز با عنوان “کشور خارج کجاست؟” توقیف و به توهین به مقدسات متهم شد و البته با هجوم بسیجیان و روحانیون به دفتر نشریه مواجه گردید!

    اما بخوانید این طنز بسیار زیبا و جسورانه را:

    موضوع انشا: کشور خارج کجاست؟

    خارج جایی است که همه آدم ها در آن ایدز دارند!
    مملکت خارج جایی است که همه در آن با ناموس همدیگر کار دارند!!

    در حالی که در مملکت ما چند نفر با ناموس همه کار دارند !!!>

    کشور خارج جایی است که رییس جمهورشان بیشتر از یک دست لباس دارد بس که تشریفاتی و مرفه است!
    تازه در خارج کراوات هم می زنند که همه می دانند یک جور فلش و علامت راهنمای رو به پایین است!!!

    خارجی ها همه غرب زده هستند بی همه چیز ها !!!
    مردم خارج، همیشه مست هستند و دائم به هم می گویند: یو آر …!
    اما در اینجا ما همیشه در حال احوال پرسی از خانواده طرف مقابل هستیم بس که مودب و بافرهنگیم!!
    ما در ایران خیلی همه چیز داریم! نان، مسکن و حتی به روایتی آزادی <
    اما فرق اصلی ما در این است که خودمان می گوییم این ها را نداریم، ولی مقامات مان می گویند دارید!!
    و ما از بس که نفهم هستیم، اصرار می کنیم و می گوییم پس کو؟
    آن وقت آنها مجبور می شوند گشت درست کنند و به زور به ما حالی کنند که ایناهاش!!!!!
    در خارج اما اینطوری نیست بس که آنها بی منطق هستند!
    خارج جای عقب افتاده ای است که گشت نسبت ندارد! آن ها برای لاک زدن جریمه نمی شوند!
    در خارج هنوز نفهمیده اند که رنگ سیاه مناسب تابستان است!!
    خارجی ها بس که دین و اعتقاد ضعیفی دارند، با دیدن موی نامحرم، هیچ چیزیشان نمی شود!!
    اما ما اگر یک تار مو ببینیم، دچار لرزش می شویم! بس که محکم است این اعتقادات مان!!!
    خارجی ها فکر می کنند ما در جنگ جهانی هستیم چون کوپن داریم و سهمیه بندی!
    آنها وقتی جنگ جهانی می کردند همه چیزشان سهمیه بندی بود!!
    ما همیشه در حال جنگ جهانی هستیم ! بس که رییس جمهورها و رهبرمان منتخب ما هستند!!!
    آنجا کشیش ها و پاپ حوزه علمیه ندارند بس که بی فرهنگ هستند!
    خارجی ها بس که بی دین و کافر هستند، نمی دانند ازدواج از نوع موقت چیست!!!
    خارجی ها بس که سوسول هستند می گویند مرد با زن برابر است و هیچ استاد پاک و مطهری نبوده که بهشان بگوید نخیر! هر 4 تا زن می شود یک مرد!!!
    ما استاد پاک و مطهری داشتیم که استاد اخلاق بود و پسرش هم برای نشان دادن اصل و نسب پدرش، در مجلس به یکی دیگر گفت: فیوز !!
    البته او قبل از فیوز یک (پ) هم گذاشت که ما نفهمیدیم چرا؟!!!
    آن ها بس که بی فرهنگ هستند در کلیسا با کفش می روند و عود روشن می کنند، در حالی که همه می دانند لذت حرف زدن با خدا در بوی جوراب مخلوط با گلاب است!!!
    آن ها تمام شعر های مذهبی خود را با آهنگ می خوانند، بس که الاغند، در حالی که وقتی آدم با خدا حرف می زند، اجازه ندارد شاد باشد!
    خدا خیلی ترسناک است و هیچ کس جز ایرانی ها نمی داند این را ما قطب جهان اسلامیم در حالی که خارج در جهان اسلام هیچ چیز نیست!
    ما میدان آزادی داریم ولی خارجی ها فقط مجسمه آزادی دارند! و هر بچه ای میداند که اصلا مجسمه یعنی هیچ کاره ! پس ما آزادی داریم ولی خارجی ها ندارند!
    آن ها خواننده هایی دارند که همش اعتراض میکنند بس که بی ادبند،
    در حالی که خواننده های ما می خوانند همه چی آرومه بس که هنرمندهای مودبی هستند
    آن ها بس که به بزرگترشان احترام نمی گذارند، هیچ وقت آل پاچینو و جرج کلونی و آنجلینا جولی را نمی فرستند دست بوس اسقف و پاپ تا بلکه عبرت بگیرند و کار بد نکنند در فیلم ها!!
    ما در ایران تعداد صندلی های دانشگاه هایمان از متقاضی ها بیشتر است بس که علم داریم ! فیلم های ما در ایران هیچ وقت پایان غمگین ندارد بس که ما شادیم!
    ولی خارجی ها همه افسرده هستند و همه اش در فیلم ها در حال خون ریزی و کارهای بد بد!!!
    در حالی که همه میدانند لذت هر فیلمی به عروسی انتهای آن است!
    آن ها بس که سوسول هستند هر 4 سال یک نفر میشود همه کاره مملکت شان،
    ولی ما همیشه گفته ایم که حرف مرد یکی است و هیچ کس عوض نمی شود!!!
    ما در ایران خانواده خود را خیلی دوست داریم و هر وقت کاره ای شدیم،
    تمام فک و فامیل خود را می کنیم مدیر!!
    اما آن ها بس که بنیان خانواده قوی ندارند، این کارها را بلد نیستند!
    ما از این انشاء نتیجه می گیریم که خارج جای بدی است.
    خارج جایی است که همه آدم ها در آن ایدز دارند
    ﺧﻮﺷﺤﺎلی ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺯﯾﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺣﺪ ﻭ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻣﺜﻼ:
    ﺍﺯ ﭘﻮﻝ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺎ ﯾﺎﺭﺍﻧﻪ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﻣﻤﻨﻮﻥ ﻭ ﺧﺮﺳﻨﺪ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ!
    ﻭﺍﺭﺩ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ ﻭ ﺟﺎ ﮔﯿﺮﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﻨﺸﯿﻨﯿﻢ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ !
    ﺩﺭ ﺻﻒ ﺷﻠﻮﻍ ﻧﺎﻧﻮﺍﯾﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﻧﺎﻥ ﮔﯿﺮﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ، ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ!
    ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎﯾﻤﺎﻥ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﻢ ﺳﻘﻮﻁ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ !
    ﮐﺎﺭﺕ ﺷﺎﺭﮊ 2000 ﺗﻮﻣﺎﻧﯽ ﺭﻭ ﻭﻗﺘﯽ 2000 ﺗﻮﻣﺎﻥ می خریم ﻗﻨﺪ ﺗﻮ ﺩﻟﻤﻮﻥ ﺁﺏ می شه!

    VANCOUVER BIDAR ونکوور بیدار

    vancouverbidar.blogspot.ca

    http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=70944

     
  18. نوریزاد عزیز
    خواننده سایتت بودم. ولی از امشب به بعد دیگر خواننده سایتت نیستم. کامنتها را خواندم و تایید بی قید وشرط شما و طرفداریهای مکرر و غیرمنطقی تان از شخصی با نام سید مرتضی که مشخصا” عمله اطلاعات نظام است به بنده نشان داد که شما عوض شدنی نیستید….شاید به دلیلی یا امری که به شما محول شده تظاهر به حق طلبی میکنید اما درواقع گوشت و پوستتان از همین وزارت اطلاعات است. خدانگهدار

     
  19. سلام . قدیم ها در زمان روضه و منبر ، یکی روی منبر می رفت و سخنرانی میکرد و یکی دیگر زیر منبر ( شاید مداح بوده ) می نشست تا بقیه سخنان منبری را تکمیل کند که اصطلاحا” به این شخص میگفتند ” پامنبری ” . این روزها حکایت آملی لاریجانی دستگاه ویرانه قضا است که حسابی دارد در شمال کشور و در هر مصاحبه و سخنرانی درباره ” نظارت ناپذیر بودن رهبری ” سخن میراند و یک عاقلی هم در ” قوم و عشیره ” اینان پیدا نمی شود که بگوید : حاجی جان ترمز ! حاجی به خاطر جایگاهی که بِهت دادند و جایگاهی که غصب کردی ، خوب داری ” پامنبری ” میکنی ها .

     
  20. مازیار وطن‌پرست

    قابل توجه دوستداران آقای نوریزاد و نویسندگان در این وبلاگ

    گرچه من برای ایراد توصیه‌های امنیتی آخرین نفر واجد صلاحیت هستم، اما به نظرم رسید از دوستان خواهش کنم که از رفتن یا نرفتن خود به نمایشگاه در این وبلاگ صحبتی نکنند. قطعا مهمانان نمایشگاه رصد می‌شوند و در صورت اظهارات دوستان که چه کسی رفته یا “دلش می‌خواست برود و امکانش نبوده”، رصد کردن کاراکترها و انطباقشان آسان می‌شود و متعاقبا پرونده‌های ساخته شده ضخیم‌تر!

    قدر مسلم اینکه همه دوستان آرزوی رفتن و دیدن جمع نیکان را در دل دارند. بهتر است از اظهار آن خودداری کنیم.

     
    • ترسیدی بچه سوسول؟ تو که اینقده لفظ قلم صحبت میکنی و داد مبارزه با حکومت دینی میزنی شجاعتت اینقده؟ پرونده که برای همه ایدیای اینجا هست خیالت تخت ولی پسر شجاع بگو بینم حالاخودتم نمایشگاه میری؟

       
      • حمید اطلاعاتی

        خب نکنه انتظار داری با این کرکری بچگانه مازیار خان اطلاعاتی که لازم داری رو لو بده؟
        خدایا شکرت….اطلاعاتی ها و دشمنان ملت رو از بین احمق ترین اشخاص قرار دادی

         
  21. من هر چه فکر میکنم که اگر این اسلام فقهی ولایتی نبود ما چکونه دین خود را میشناختیم و چگونه رفع شبهه میکردیم عقلم قد نمی دهد. ما اگر جناب مصباح را نداشتیم که برایمان روشن گری کند و بما بگوید که حضرت زهرا به همسرشان حصرت علی گفت که اگر تو نمی توانی وصیت من را انجام بدهی به زبیر خواهم گفت!!.از کجا می فهمیدیم که ای دل غافل این زبیر حداقل در آن موقع کمتر از علی نبود! نمیدانم چرا ما شیعه زبیر نشدیم؟! واصلا این وصیت چی بود که ظاهرا حضرت علی هم حاضر نبود اجرایش کند؟!
    دیگر اینکه این نوریزاد بیخود به این شیخ محمد یزدی گیر داد! آقا ایشان فتوا داده که طلبه ها نباید شهریه انگلیسی بگیرند! یعنی معلوم شد همین الان در قم یه مدارسی هستند که شهریه طلابش را ملکه انگلیس یا همان روباه پیر تامین بودجه میکند! بعنی طلاب دینشناس ما پرسیده اند که ما شهریه انگلیسی بگیریم یا نه ؟ که فرموده نه! به سیاق علما یعنی شهریه روسی و آمریکائی و شهریه از پول نفت ایرانی حلال ولی انگلیسی نه اینکه حرام بلکه احتیاط داره!
    بعد هم سزلشگر فیروز آبادی ،فهرمان ارتش ما که تحصیلات نظامی خود را در دانشکده دامپزشکی طی کرده اعلامیه داده که امروز کلمه “شورا” برای رهبری فتنه جدید هست! یعنی در این قانون اساسی که پیش بینی شورای رهبری شده پیش بینی “فتنه” هم شده.! یعنی هم قانون اساسی محل فتنه گری هست و هم قرآن که سوره شوری دارد!!
    البته شاید بفتوای حضرت آقا بر اساس آیاتی که در قرآن “پوتین” بوده ، سوره شوری همان سوره “شوروی” باشد که همان وصف حال الهی برای پوتین هست. شاید امروز هم حضرت آقا که بایه مشت نفوذی آمریکائی طرف هست وصیت خودش برای احیای اسلام و تداوم میارزه با دشمن را به “پوتین” بگوید! تعجب نکنبد اگر پوتبن که حالا “الله” ار دهانش نمی افتد فردا به مجتبی بگوبد “پسرم”!!

     
  22. تجربه‌ من در یک سوپرمارکت ایرانی در تورنتو
    بالابلاگ ‫۲۸۶۰ کلیک
    من چند سالیه که تورنتو زندگی می کنم. یه روز برای خرید به یکی از معروفترین سوپرمارکت‌های ایرانی شهر رفته بودم و توی صف ایستادم که اجناس رو حساب کنم. اکثر خریدارن توی صف ایرانی بودند و چند نفر هم غیرایرانی.
    صف به جلو جرکت کرد و من نفر سوم از جلو بودم که یهو یه آقایی با دو تا نون اومد جلوی صف و به صندوق‌دار گفت من دو تا نون دارم اگر ممکنه حساب کنید چون ماشینم رو بدجا پارک کردم. صندوقدار هم پول رو گرفت.

    آقایی که جلوی من بود (الف) با برافروختگی بسیار زیادی گفت: شما به چه جراتی به خودت اجازه دادی که بزنی توی صف؟
    مرد خاطی(ب): من فقط دو تا نون دارم.
    (الف) اگه شما دو تا نون داری من فقط یه دونه دارم و توی صف وایسادم.
    (ب) : خب شما بیا قبل از من حساب کن.
    (الف) : شما نماینده بقیه آدمهایی هستی که توی صف هستن که به من چنین اجازه ای میدی؟ بعد رو کرد به جمعیت و گفت :شما اجازه میدین من برم جلو و بزنم توی صف و برم؟
    دو نفر گفتند نه.
    (الف) به (ب): بفرمایید. شما بدون اجازه این دو نفر چطور به خودت اجازه دادی که به من چنین پیشنهادی بدی؟
    (ب): من معذرت میخوام عجله داشتم.
    (الف): از کجا میدونی بقیه عجله نداشتن؟
    (ب بدون اینکه از جاش تکون بخوره):‌ عرض کردم که معذرت میخوام.
    (الف): به جای معذرت خواستن و تلف کردن وقت بقیه بفرما آخر صف.
    (ب): دوست عزیز من ماشینم رو بد جا پارک کردم.
    (الف): شما از اول اشتباه کردی که وقتی جای پارک مناسب نداشتی وارد فروشگاه شدی. حالا هم طوری نشده. نونها رو بذار اینجا برو ماشینتو پارک کن و نفر آخر نوبتت رو نگه میداره تا برگردی.
    آقای(ب) که دید اصرار و زرنگ بازی فایده ای نداره رفت ته صف.
    بعد آقای الف رو کرد به صندوقدار(ج) و گفت: شما به چه حقی از ایشون پول گرفتید و اجازه دادید که بزنن توی صف؟
    (ج): چون فقط دو تا نون داشت.
    (الف): شما جایی اعلام کردید که مشتری که یک یا دو نان خریده یا کلا خرید مختصری کرده میتونه بزننه توی صف؟
    (ج): نخیر.
    (الف): پس چنین اجازه ای نداشتید. بهتره با صاحب اینجا صحبت کنید تا مثل سایر سوپرمارکتهای بزرگ چنین سرویسی رو برای مشتریانتون فراهم کنه.

    اون روز گذشت و جالب اینجا بود که دفعه بعد که من رفتم از همون سوپر خرید کنم دیدم یک خط اضافه باز شده که فقط به مشتری هایی با خریدهای کم تعداد سرویس میده.

    بعد از اون بود که خیلی در مورد این قضیه با خودم فکر کردم. با اینکه هم مشتری ها و هم صاحب مغازه ایرانی بودند ولی یک احقاق حق ساده باعث تصحیح یک سیستم کوچک شده ولی اگر این اتفاق در ایران می افتاد به احتمال بسیار زیاد نتیجه کار اینطور نمی شد. به نظر شما میشد؟

     
  23. جناب آتش سوار با درود.انچه من در مورد نظارت بر رهبری اوردم از نامه صادق زیبا کلام به //////// آخوند خاتمی بود.در آن نامه صادق زیبا کلام نوشته که خاتمی راست می گوید چون در تمام 177 اصل قانون اساسی یعنی در کل قانون اساسی نظارت بر رهبری نیست نه فقط در اصل 177!

     
  24. مازیار وطن‌پرست

    موسی صدر:
    «دین درست را باید از میوه‌اش شناخت، نه از استدلال‌های کلامی (اعتقادی). وقتی که دین میوه‌ای داد، مثلا انسان‌های بی‌سواد باسواد شدند؛ افراد بی‌نظم با نظم شدند؛ فقر کم شد، بی‌اخلاقی کم شد، آن وقت می‌گوییم دین این جامعه درست است.»

     
  25. مازیار وطن‌پرست

    دوستان بشتابند و از دست ندهند، الهیات به طنز (دوستان متدین در فیس‌بوک عقیده داشتند توهین و تمسخر هم ندارد پس متدینین هم بخوانند)
    http://www.mediafire.com/download/i2bp9bfsk8g7jic/%D8%AF%D9%88%D8%B2%D8%AE%D8%B1%D9%81%D8%A7%D8%AA.pdf

    از مقدمهٔ کتاب به قلم سید ابراهیم نبوی:

    سال‌ها قبل در اوایل انقلاب یک حزب‌اللهی وارد مقر سپاه شد و به فرمانده‌ای که ظاهرا بر حسب تصادف مقداری عقل هم داشت، گفت:
    «حاجی! یک نفر روی دیوار نوشته: مرگ بر خدا»
    فرمانده نگاهی به او کرد و گفت:
    «ناراحت نباش! به واجب‌الوجود عدم تعلق نمی‌گیره!»

    به همین دلیل هر شوخی‌ای با خداوند و درگاه کائنات می‌تواند مجاز باشد! …

     
  26. مازیار وطن‌پرست

    از فیس بوک دکتر میثم بادامچیان دانش‌آموختهٔ علوم سیاسی:

    «احمدی نژاد تفکرات آخرالزمانی داشت، ولی نباید تصور کرد که تفکرات آخرالزمانی از اندیشه مدیران جمهوری رخت بربسته است. ظاهرا یکی از پایه های سیاست خارجی جمهوری اسلامی در سوریه بر اساس تفکرات آخرالزمانی در مورد فتح قدس ترسیم شده است (روایات در مورد سفیانی، سید خراسانی،..). حجه الاسلام طائب، رئیس قرارگاه عمار، دیروز در قم گفته است: «نبرد امروز سوریه نبرد محو اسرائیل از صحنه روزگار است که در پی آن کنار خانه خدا امن شده و امام زمان می تواند ظهور کند.» ظاهرا پوتین هم شخصیتی در این روایات آخرالزمانی است، جایی که طائب در همین سخنرانی می گوید: «خداوند متعال در نقطه ای حساس پوتین را به یاری آورد، …کارهای پوتین بازی نیست بلکه دارای معانی و مفاهیم است.» بیچاره مردم سوریه که باید هزینه این تفکرات آقایان را بدهند. لابد اوباما هم دجال است و قاسم سلیمانی شعیب ابن صالح!»

     
  27. ” تلقي ديگران از ميزان فهم ما”

    وقتی بچه ایم…

    میگن : بچه است نمیفهمه!

    وقتی جونیم…

    میگن : جوون و خامه، نمیفهمه!

    وقتی هم پیر میشیم…

    میگن : پیر و خرفت شده، نميفهمه!

    ⭐️ ⭐️ ⭐️

    فقط موقعی که میمیریم…

    میان سر قبرمون و میگن :

    خدا بيامرزه، عجب انسان فهمیده ای بود! 🙁

     
  28. حضرت آیت الله العظمی نوری زاد دامت برکاة و دامت افاضاة، سلام علیکم ، ضمن آرزوی سلامتی بر شما انسانِ بصیر ، آزاده ، حکیم ، فرزانه ، بشیر و نذیر . باطنا” و ظاهرا” نظام اسلامی کشور ما ” تحصیل علوم انسانی ” را مخالف مرام خود دانسته و اخیرا” هم در خبرها آمده بود که این رشته ، از دروس دبیرستانی حذف میشود . آن سو تر در کشور نیجریه در قاره آفریقا هم ، فرقه ای با گرایش شدید اسلامی به نام ” بوکو حرام ” که ترجمه فارسی آن ” تحصیل و دانش حرام ” است ، ظهور و بروز پیدا کرده که صد ها تن از دختران و زنان را تاکنون به صورت دسته جمعی از محل تحصیل ربایش و ظاهرا” سر به نیست کرده اند . با توجه به خبرهای فوق ، حضرتعالی وجه متمایزی خاصی را بین این طرزِ تفکرات قائل هستید ؟ الحقر ____ مبشّر

    ———————-

    سلام مبشر گرامی
    شاخص یا عاملی که به وجه تمایز می انجامد، عقل است حتماً
    با احترام

    .

     
  29. هم یاری ملت با ملت این درست است. وفتی فانون اساسی ما میگوید ملت هیچ نظارتی بر کار رهبر ندارد این یحنی استهزای ملت به بدترین نوع آن. وفتی میگویند ملت میتواند نماینده از میان نمایندگان ما انتخاب کند این یعنی دست انداختن ملت. وفتی رهبر برای علم برای دانشگاه نقشه تغببن میکند یعنی تجاوز به دانشگاه و استادان ما. برای ما چه می ماند. غیر از اینکه یک بار برای همیشه بدانیم دولتی نداریم تا از ما دفاع کند. وطن ما به اشغال در امده است. توسط کسانی که بما می خنندند و در مجالسی خصوصیشان تعریف می کنند که چگونه به ما تجاوزر میکنند از این کارشان لذت جنسی میبرند.
    همین دیروز بود که رییس قوه قضایی گفت که در فانون اساسی هیچ ماده ای برای نظارت ملت بر رهبر وجود ندارد. او که عراقی است هیچ احساس میهن دوستی و هموطن دوستی ندارد. من لبخند زشت او را بر لبانش دیدم در موقع زدن این حرف. از نوع لبحندی که الوات پس از تجاوز بر قربانیانشان دارند.

     
  30. ریپیگیری و رصد لحظه به لحظه اخبار مربوط به انتخابات مجلسی که حتی به زعم خطیب نماز جمعه تهران(احمد خاتمی) و رئیس قوه قضایی حتا حق نظارت این مجلس کذایی را بر رهبری منکرشده اند و حاشا می کنند، واز طرفی نبض تک تک نمایندگان روحانی کسوت آن در دستان شخص ولی فقیه حی و حاضر است و بدون اذن و اجازه او کسی نمی تواند به حریم آن وارد شود چه رسد بر صندلی های قرمز رنگ آن جلوس نماید،، دلخوش داشتن به چنین اتفاق شومی (انتخابات خبرگان) حکما ازسر مدهوشی و فراموشی مردمی است که هنوز اندر خم همان کوی و برزنی هستند که 37 سال پیش ،با گذشتن از آن و انداختن کاعذ نوشته «آری» به صندوق های رای ، پای در برهوتی نهادند که جز ، فقر و بیکاری ،واپسگرایی و ایضا وچپاول و غارت دولتمردان، منظره دلگشایی نداشته است که البته این پاداش مسخ شدگان است.
    بعضی وقتها تلنگر زدن به حافظه ما ایرانی ها که حکم مریض فراموشکاررا داریم می تواند منشا خیر شود اگر چه دیگر هیچ تلنگری برتن این بیمار رو به احتضار کارساز نیست.

    حتما بیاد دارید که دراخرین ماه های حکومت شاهنشاهی درآن سالهای تب و تاب و شور انقلابی ، یکی از شعار هایی که به فرمان قائد اعظم نشسته زیر درخت سیب ، به خیابانها آمدیم وبا حشمو کین از ته دل سر میدادیم و نعره می کشیدیم این بود « ما میگیم شاه نمی خوایم نخست وزیر عوض میشه ».

    در آن سالها که نگارنده نوجوانی بیش نبودم و همچون همه جوگیران انقلاب زده هر روز با پوشیدن کتانی برای راهپیمایی به سمت دانشگاه تهران می رفتم بخوبی بخاطر دارم که با این شعار بود که شاه دریافت حکایت از چه قرار است و با تغیر نخست وزیر و زندانی کردن هویدا اب رفته به جوی باز نمی گردد و بعد ان بود که طبق سنوات تاریخی گذشته ، اگر نگوئیم فرار بفکر رفتن از مملکت افتاد و شد آنچه نباید میشد و الخ ..

    شادروان علامه دهخدا حکایتی دارد با این مضمون که درعصر سليمان نبى،پرنده اى براى نوشيدن آب بسمت بركه اى پرواز كرد،اما چند كودك را بر سر بركه ديد،پس آنقدر انتظار كشيد تا كودكان از آن بركه متفرق شدند.

    همينكه قصد فرود بسوى بركه را كرد،اين بار مردى را با محاسن بلند و آراسته ديد كه براى نوشيدن آب به ان بركه آمده بود.

    پرنده با خود انديشيد كه مردى چنین باوقار و روحانی منظرحکما از سوی او آزارى به او نمی رسد. پس نزديك شد ولی آن مرد سنگى بسويش پرتاب كرد و چشم پرنده معيوب و نابينا شد. شكايت نزد سليمان برد. پیامبر آن مرد را احضار کرد محكمه ای بر پا شد ومرد رابه قصاص محكوم نمود و دستور به كور كردن چشم داد. اما پرنده به حكم صادره اعتراض كرد و گفت :

    “چشم اين مرد هيچ آزارى به من نرسانده ، بلكه ريش او بود كه مرا فريب داد! و گمان بردم كه ازسوى او ايمنم پس به عدالت نزديكتر است اگر محاسنش را بتراشيد تا ديگران مثل من فريب ريش او را نخورند”

    الغرض گفتن این حکایت و آن خاطره از شعار معروف زمان شور انقلابی ما ایرانیها ، جهت یادآوری این مهم است که در طی 37 سال عمر نظام ولایی که سه جنبش عقیم در جهت تغیرو اصلاح نظام دیکتاتوری را پشت سر داریم و هنوز به تعفن جمله ی« چه بايد كرد» آلوده ایم وایضا اگر نه حتا به زبان اما در نزد وجدان خویش از دلدادگي خود به وعده های پوشالی قهرمانانمان احساس غبن داریم چرا که از سر خوش باوری و قهرمان پروری یکی پس از دیگری را با سلام و صلوات از صندوق های رای بیرون کشاندیم وبر مسند قدرت نشاندیم و … ، امروز دیگر خوب میدانیم که ریشه این تعفن بیماری «چه کنم » ، از داشتن قیم و اقا بالاسری است که همه ی این کهنه دیار را ملک وتلک خود فرض می داند و خدا را هم بنده نیست چه رسد وجودش برای ملت منشا خیر باشد با این همه اقایان خود را به جهالت زده ونوید انتخاب چند جانشین برای رهبر را به ملت میدهند اینجاست که نه با ابیات آن شعار معروف انقلابی بلکه با همان ضرب و آهنگ و شعارمتناسب با حال روز حاکمیت امروز این اب و خاک باید فریاد زد و خواند تا بلکه همچون «شاه» فقید گوش شنوا داشته باشند اگرچه همانند « شاه» بودن و از قدرت گذشتن کار سفله گان قدرت طلب دین فروش چون سید خراسانی نیست که با شنیدن این شعاردست از قدرت توام با ظلم خود بردارد اما چه باک ما می خوانیم و بلند هم می خوانیم : ما میگیم رهبر نمی خوایم / رهبر جدید تعین میشه .
    بی شک برگزاری انتخابات در کشورهای مبتنی بر عدل و داد (دمکراسی) یک اتفاق مبارک است که نشانه ی ارج نهادن به « ازادی» است اما در کهنه دیار ما این آئین بر گرفته از سنت دمکراسی ، نه تنها یک اتفاق مبارک نبوده بلکه در هر دوره حکم گلیم شوربختی را می ماند که به دست خود تارپود آن بافته ایم.

    امروز با فرا رسیدن فصل انتخابات خبرگان رهبری باردیگرشعبده بازان این بازار مکاره با بزرگ جلوه دادن این اتفاق شوم و خبر سازیهای کاذب قصد چنین القا یی را دارند که گویی همه معضلات این کهنه دیار در رفتن چند معمم و روحانی نما به مجلس تحت امر رهبری،به یکباره حل می شود واگرجانشینی برای جضرت اقا تعین نشود دنیا و اخرت ملت سیاه و نابود است از این رواخبار و حاشیه های مرتبط با این مجلس کذایی را لحظه به لحظه در بوق و کرنا می کنند ، یک روز آمدن هاشمی رفسنجانی کسی که خود بانی تحمیل سید خراسانی بعنوان ولی فقیه بوده ، نقل محافل می شود وبود و نبودش را جنان بزرگ جلوه میدهند که برخی آمدنش را بفال نیک گرفته اند ، روز دیگر کاندیدا شدن نوه قائد اعظمی که از زیر درخت سیب درنوقل لوشاتو نسخه ایران را پیچید تا امروزبرای هر ایرانی ازاده هجوم قوم مغول در تاریخ این اب و خاک اتفا قی به مراتب خوشایند تر از حاکمیت ریش داران سنگ انداز باشد .

    حال با چنین سابقه و اوصافی که مختصر گقته آمد پیگیری و رصد لحظه به لحظه اخبار مربوط به انتخابات مجلسی که حتی به زعم خطیب نماز جمعه تهران(احمد خاتمی) و رئیس قوه قضایی حتا حق نظارت این مجلس کذایی را بر رهبری منکرشده اند و حاشا می کنند، واز طرفی نبض تک تک نمایندگان روحانی کسوت آن در دستان شخص ولی فقیه حی و حاضر است و بدون اذن و اجازه او کسی نمی تواند به حریم آن وارد شود چه رسد بر صندلی های قرمز رنگ آن جلوس نماید،، دلخوش داشتن به چنین اتفاق شومی (انتخابات خبرگان) حکما ازسر مدهوشی و فراموشی مردمی است که هنوز اندر خم همان کوی و برزنی هستند که 37 سال پیش ،با گذشتن از آن و انداختن کاعذ نوشته «آری» به صندوق های رای ، پای در برهوتی نهادند که جز ، فقر و بیکاری ،واپسگرایی و ایضا وچپاول و غارت دولتمردان، منظره دلگشایی نداشته است که البته این پاداش مسخ شدگان است.

    بیژن صف سری

     
  31. تلاوت آیات //////////////

    ///////////////////////

     
  32. با درود به آقای نوریزاد و گروه لگام و سایر دوستان ،
    ، خدایا عاشقان را غم مده ،

    خوش به حال جمع مستان ، که عاشقانه از دور و نزدیک به دیدار رفتند ، خیلی سعی کردم که از دیار شهریار سلام عاشقانه را به جمع دوستان ارمغان بيارم ، ولی با خود گفتم که « از ستونی به ستونی فرجی هست » شاید توی این هفته یکی از شیرزنان ایران از بند آزاد شود ( خانم نرگس محمدی ) و می دانم که ایشان با شتاب و نفس زنان و عاشقانه و بدون ترس و لرز و با توجه به اینکه از نظر جسمانی مشکل دارد ولی بخاطر « عاشقی که آدابش جز ادب نیست » تمامی مشکلات را پشت سر گذاشته ، پله های سرای قلم را بالا رفته و به جمع مستان می پیوندد . آنروز باید سلا م ، دیار شهریار را به جمع هدیه کنم . تا روز جمعه ( روز اختتامیه ) برادرانه و عاشقانه منظرم که بیاید …
    اگر…

    با این شعر شهریار خواهم آمد :

    حیدر بابا ، گویلر بوتون دوماندی (حیدر بابا ، تمامی آسمونها مه آلود شده )

    گونلریمیز بیر – بیریندن یاماندی (روزهایمان یکي – از یکی بدتر شده )

    بیر – بیروزدن آیریلمایون ، آماندی (مبادا ، از همدیگه جدا شوید )

    یاخشیلیقی المیزدن آلیبلار ( خوبیها را از دستمان گرفتند )

    یاخشی بیزی یامان گونه سالوبلار ( عجب ما را به روزها گذاشتند )

    با آرزوی آزادی تمامی زندانیان عقیدتی و سیاسی .

    (اگر در ترجمه شعر اشتباهی شده عذر خواهی کرده و امیدوارم دوستان اصلاح کنند . ممنون

     
  33. بابا ما که صد بار گفتیم زبونمون مو در آورد کو گوش شنوا
    این قانون اساسی که ما داریم شرم آور است قانون اساسی نیست اصلا

    صادق لاریجانی عمدا این حرف ها رو می زنه. می خواد ملت رو بیش از پیش تحقیر کنه. می خواد مانور بیاد که ببین ما جامون چقدر محکمه و خیالمون چقدر راحته که راست راست تو روی همتون تف می اندازیم و هیچ کدومتون جرات نفس کشیدن ندارید.
    داره می گه خبرگان رهبری هر آشغال کله ای از رفسنجانه و نوه خمینی و …. باشه تخم ما رو هم نمی تونه بخوره……….
    نوش جان همگی از صغیر و کبیر و با سواد و بی سواد و مسلمون و بی دین بازاری و دانشجو عامی و فرهیخته و نماز شب خون و عرق خور و ……..

    برای مرتبه صد و یکم
    قانون اساسی یعنی چه؟
    اصلا قانون اساسی را برای چه ابدا کرده اند؟
    تا قبل از انقلاب کبیر فرانسه چیزی به نام قانون اساسی در دنیا مطرح نبود
    ملت هیچ حق و حقوقی نداشت
    شاه خدا بود و هر چه دلش می خواست بر سر مردم می آورد
    لشکر کشی می کرد کشور گشایی می کرد
    در اموال دخل و تصرف می کرد
    ملت هم فرمانبردار بی چون و چرای شاه
    حکم شاه برای مردم حکم خدا بود
    ملت فرانسه برای نخستین بار در تاریخ بشر قیام کردند و تاج و تخت پادشاهی خودکامه را بر چیدند
    بعد هم یک قانونی وضع کردند به نام حقوق شهروندی که در اون مشخص شد مردم هم حق و حقوقی دارند و حاکم اجازه نداره این حقوق رو نقض کنه.
    (تو را به خدا نخندید ولی فرانسوی ها قرن هیجده یعنی سیصد سال پیش این کار رو کردند و ما ملت ایران آخر قرن بیستم قانون اساسی نیم بند مشروطه رو باطل کردیم و بر گشتیم به همون سیصد سال قبل. سبحان الله از این همه نبوغ ملت ایران)

    می بینم همه نگران نقض قانون اساسی و حقوق شهر وندی و از این چرت و پرت ها هستند. بعضی ها هم از زندان تحلیل می کنند که تند رو ها می خواهند قانون اساسی را تک بند کنند!

    نمی فهمم به شما ها داروی خواب آوری روان گردانی چیزی خوروندند؟ نمی فهمید؟
    کدوم قانون اساسی؟ کدوم حقوق شهروندی؟ از این مزخرفات در جمهوری اسلامی خبری نیست بیخودی خودتون رو معطل نکنید بابا خجالت داره والله توی یک مملکت هشتاد میلیون نفری یکی نیست بیاد بساط این کثافت بازی رو به هم بزنه؟

    آقا جون صد بار گفتم قانون اساسی مفسر لازم داره و مفسر قانون اساسی رهبره / ولی فقیه یا هر کوفت و زهر ماری که دلتون می خواد اسمش رو بگذارید.

    این یعنی رهبره که تعیین می کنه مخل اسلام بودن چی چیه تو قانون هزار بار نوشته همه چیز آزاده حرف زدن آزاده تظاهرات آزاده روزنامه آزاده عقیده آزاده دین آزاده…… مگر این که مخل اسلام باشه. نمی فهمید؟ نمی فهمید یعنی چه؟

    یعنی همگی ول معطلید. هر وقت رهبر احساس کنه چیزی مخل اسلام دخل اون چیز رو در می آره.
    حالا مسلمون ها لابد خوشحال خوشحال که تا چشمت در آد.

    ما کی در ایران چیزی مخل اسلام داشتیم؟ قبل از انقلاب چه چیزی مخل اسلام بود؟ چه کسی اصلا به این فکر می افته که مخل اسلام باشه یا حرف بزنه؟ لکم دینکم ولی دین……. فواحش و عرق خور ها و عرق فروشی ها و تارک نماز و این ها مخل اسلام بود؟ که الان بیشتر شده
    دزد و فاسد و مال مردم خور و اموال عمومی حیف و میل کن و ….. هم که بیشتر شده

    بیچاره ها رهبر با این قانون اول دخل خود شما ها رو در آورده و در خواهد آورد. هیچ جا تعریف نشده مخل اسلام یعنی چه؟ ولی فقیه هر چه تشخیص دهد به میل و رای و هوا و هوس خود عمل می کند و مسلمین هم خیالشان راحت که حتما حکم خداست………

    بابا این یک اصل شناخته شده است که قدرت مهار اگر نشود معادل است با فساد ربطی به دین و ایمان کسی هم نداره…. قدرت اگر تحت نظارت نباشد معادل است با فساد. هنوز در خواب و خیال امام معصوم خوابید بابا بیدار شید دوران قصه و افسانه نوح و صد و بیست و چهار هزار پیغمبر گذشت…….. الان دوران خرد و اندیشه بشر است و لا غیر………

    این اسلام چشم همتون رو کور کرده بد بخت ها اینقدر ساده اید که با یک وا اسلاما خواهر و مادرتون رو …. صداتون در نمی آد.

    قانون اساسی برای این است که نگذارد یک آدمی حتی اگر خیلی باسواد و عادل و معصوم هم باشد که در مورد خامنه ای هیچ یک صدق نمی کند نتواند به خودش اجازه دهد حقوق شهروندی و حقوق انسانی من و تو رو زیر پا بگذارد.

    اگر خامنه ای و خمینی و اعوان و انصارشون کمی شعور داشتند می رفتند تاریخ دنیا رو مطالعه می کردند و علت پیشرفت دنیای غرب رو جست و جو می کردند نه این که خوشحال خوشحال از خریت ملت قانون اساسی رو زور چپون کنند که مایه شرم آوری هر ایرانی است. ایرانی باید از خجالت آب شود با این انقلاب و این قانون اساسی.

    خدا بیامرز منتظری خوش خیال می گفت ولی فقیه یعنی این که اگه یک خری رییس جمهور شد ولی فقیه این خره رو بکشد بیاردش پایین ولی نگفت اگه یک خری ولی فقیه شد اون رو کی بیاردش پایین؟

    بروید ببینید فرهیختگان فرانسه و آمریکا سیصد چهار صد سال پیش چه افکار بلندی داشتند و چگونه قانون اساسی را در دنیا پایه گذاری کردند که اکنون در تمام دنیای متمدن فرا گیر شده. تمامی این قانون اساسی ها بر محور حقوق بشر است

    حقوق بشر

    عینک لازم دارید؟

    حق اعتراض مسالمت آمیز و غیر مسلحانه به حکومت از مهم ترین اصول قانون اساسی در تمام دنیا است. ما حق داریم بگوییم ما این حکومت را نمی خواهیم. حتی اگر حکومت معصوم باشد. فعلا که حکومت یک مشت ارازل و اوباش است که حتی صلاح خودشون رو هم تشخیص نمی دهند که باطلاق سوریه یک نمونه بارزش است. خوب مگه رهبر نگفته برین گمشید فدای بشار اسد شید چرا نشستید؟ گم شید گوسفند ها همتون فدای بشار اسد و حزب بعث سوریه شید دست از سر ما ملت ایران بر دارید……

    حالا هی ما می گیم این قانون اساسی از بیخ و بن چیزی نیست به غیر از سند بردگی ملت هی دوستان بیاند اون رو نقد کنند. بابا گنداب رو که نقد نمی کنند. گنداب گنداب است نیازی به نقد نیست.

    هی لاری جانی ها ///////////////////

     
    • فکر کنم کمی نیاز به آرامش داری چون خیلی قاطی کردی اینهمه چرت و پرت تحویل دادی راستشو بگو چی مصرف کرده بودی ؟راستی کلتو هم وقت نوشتن کوبیدی به دیوار ؟اگه نکوبیدی حالا بکوب تا خشمت زیاد نشه به خوار مادر دیگران بند کنی مگه تو خودت خار مادر نداری هر جفنگی توذهنت اومد اینجا ول میکنی؟

       
  34. ما میگیم رهبر نمی خواهیم رهبر جدید تعین میشه٬ بیژن صف سری
    …………………………………………………………………………………………………………………………

    بعضی وقتها تلنگر زدن به حافظه ما ایرانی ها که حکم مریض فراموشکاررا داریم می تواند منشا خیر شود اگر چه دیگر هیچ تلنگری برتن این بیمار رو به احتضار کارساز نیست.

    حتما بیاد دارید که دراخرین ماه های حکومت شاهنشاهی درآن سالهای تب و تاب و شور انقلابی ، یکی از شعار هایی که به فرمان قائد اعظم نشسته زیر درخت سیب ، به خیابانها آمدیم وبا حشمو کین از ته دل سر میدادیم و نعره می کشیدیم این بود « ما میگیم شاه نمی خوایم نخست وزیر عوض میشه ».
    …………………………………………………………………………………………..
    امروز با فرا رسیدن فصل انتخابات خبرگان رهبری باردیگرشعبده بازان این بازار مکاره با بزرگ جلوه دادن این اتفاق شوم و خبر سازیهای کاذب قصد چنین القا یی را دارند که گویی همه معضلات این کهنه دیار در رفتن چند معمم و روحانی نما به مجلس تحت امر رهبری،به یکباره حل می شود واگرجانشینی برای جضرت اقا تعین نشود دنیا و اخرت ملت سیاه و نابود است از این رواخبار و حاشیه های مرتبط با این مجلس کذایی را لحظه به لحظه در بوق و کرنا می کنند ، یک روز آمدن هاشمی رفسنجانی کسی که خود بانی تحمیل سید خراسانی بعنوان ولی فقیه بوده ، نقل محافل می شود وبود و نبودش را جنان بزرگ جلوه میدهند که برخی آمدنش را بفال نیک گرفته اند ، روز دیگر کاندیدا شدن نوه قائد اعظمی که از زیر درخت سیب درنوقل لوشاتو نسخه ایران را پیچید تا امروزبرای هر ایرانی ازاده هجوم قوم مغول در تاریخ این اب و خاک اتفا قی به مراتب خوشایند تر از حاکمیت ریش داران سنگ انداز باشد .

    …………………………………………………………..
    دلخوش داشتن به چنین اتفاق شومی (انتخابات خبرگان) حکما ازسر مدهوشی و فراموشی مردمی است که هنوز اندر خم همان کوی و برزنی هستند که 37 سال پیش ،با گذشتن از آن و انداختن کاعذ نوشته «آری» به صندوق های رای ، پای در برهوتی نهادند که جز ، فقر و بیکاری ،واپسگرایی و ایضا وچپاول و غارت دولتمردان، منظره دلگشایی نداشته است که البته این پاداش مسخ شدگان است.

    بیژن صف سری

    http://news.gooya.com/politics/archives/2015/12/206105.php

     
    • غلط کردی تو با اون بیژن سوسول که خودتونو قاطی ملت میکنینو میگین ما رهبر نمی خوایم مردک کوری نمی بینی مردم توی راه پیمائیها و تظاهرات از رهبرشون حمایت میکنن؟ مگه تو سوسول و سوسولایی مثل بیژن توی ملتین که از جانب ملت حرف میزنین؟

       
  35. با درود بر اقای نوریزاد و گروه لگام و سایر دوستان ،
    ،
    خدایا عاشقان را غم مده ،
    خوش بحال جمع مستان ، که عاشقانه از دور و نزدیک به دیدار هم رفتند ، خیلی سعی کردم که از ديار شهریار سلام عاشقانه را به جمع دوستان ارمغان بیارم ، با خود گفتم که « از ستونی به ستونی فرجی است » شاید توی این هفته یکي از شیرزنان ایران از بند آزاد شود ( خانم نرگس محمدی ) و میدانم که ایشان با شتاب و نفس زنان و عاشقانه و بدون ترس ولرز و با توجه به اینکه از نظر جسمانی مشکل دارد ولی بخاطر « عاشقی که آدابش جز ادب نیست » تمامی مشکلات را پشت سر گذاشته ، پله های سرای قلم را بالا رفته و به جمع مستان می پیوندد . آنروز هست که باید سلام دیار شهریار را به جمع هدیه کنم . تا روز جمعه ( روز اختتامیه ) برادرانه و عاشقانه منتظر م که بياید …
    اگر…

    با شعر شهریاز خواهم آمد که :

    حیدر بابا ، گویلر بوتون دوماندی ، (حیدر بابا ، تمامی آسمونها مه آلوده شده )،

    گونلریمیز بیر – بیريندن یاماندی ، (روزهایمان یکی – از یکی بدتر شده ) ،

    بیر – بیروزدن آیریلمایون آماندی (مبادا از همديگه جدا شوید )

    یاخشیلیقی المیزدن آلیبلار (خوبیها را از دستمان گرفتند )

    یاخشی بیزی یامان گونه سالوبلار ( عجب روزگاری برایمان تدارک دیند )

    به امیدآرزوی آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی

    (در ترجمه شعر اگر اشتباهی باشد عذر خواهی کرده و از دوستان که اشتباهات ترجمه را اصلاح خواهند کرد ممنونم .

     
  36. جناب نوریزاد گرامی و سایر دوستان برنامه ایی در مورد بخوربخورهای آخوندها و اوقاف و نذورات …صفحه آخر صدای آمریکا

    مهدی فلاحتی!

    http://ir.voanews.com/media/all/last_page/latest.html?z=1868

     
  37. جناب نوریزاد تحقیقات دینی را بچسب اتم و پیشرفت و گاز و نفت و مردم و کشور همه فدای دین!

    مصباح یزدی: ارزش پژوهش‌های دینی کمتر از تحقیقات هسته‌ای نیست

    دیگربان محمدتقی مصباح یزدی مدعی شده ارزش تحقیقات دینی روحانیت کمتر از تحقیقات «هسته‌ای» نیست.

    آقای مصباح یزدی افزوده «امروز برخی از تحقیقات برخی روحانیون در دانشگاه‌‏های آلمان و اتریش در سطح دکتری در حال تدریس است.»

    به گفته وی «به‌ جرات می‌‏توان گفت که تحقیقات و پژوهش‏‌های دینی و فلسفی روحانیت کمتر از تحقیقات هسته‌ای نیست٬ اما به‌سبب عدم تبلیغات نسبت به این امر ناشناسی در این امر در جامعه وجود دارد.»
    …………………………………………………………

    پیش از این نیز علیرضا پناهیان٬ از روحانیون هوادار خامنه‌ای گفته بود «امروز قدرت‌هایی نظیر آمریکا و صهیونیست در جهان علم را کنترل می‌کنند و به جهان اسلام اجازه نمی‌دهند که پیشرفت علمی داشته باشند مرحوم آیت‌الله بهجت بار‌ها به این مطلب اشاره کرده بودند.»

    http://news.gooya.com/politics/archives/2015/12/206092.php

     
  38. حاکمان ابران در توهم هستند. این بهترین وازهای هست که می تواند حال ایشان را توضیح دهد.توهم اینکه واقعا دارند مملکت اداره میکنند و توهم اینکه شریعت اسلام جاری کرده اند. توهم اینکه دنیا چشم بدهان عملیات محیر العفول ایشان هست. توهم اینکه عظمت آقا را حتی پوتین هم درک کرده. توهم اینکه در دنیای امروز در حال تبدیل شدن به قدرت جهانی هستند.چرا؟ چون پوتین با آقا دیدار کرده! چون اس 300 از رده خارج می خریم!
    توهم اینکه پوتین همان دست خدا است. اما حضرت آقا “پوتین” را نشناخته و بقول سید جمال الدین اسد آبادی که در خطر بانک انگلیسی به علما گفته بود” البانک و ما ادراک مالبانک” باید به حصرت آقای ساده لوح گفت “الپوتین و ما ادراک مل پوتین”!
    زنگانی این مامور ک گ ب سرشار از خیانت و جنایت و خباثت هست. همین دیروز حرف عجیبی در مورد “دانلد ترامپ” فاشیست گفت که حیرت همه را بر انگیخت. “ترامپ” که در انتخابات آمریکا با کوبیدن بر طبل نژاد پرستی و تهدید به برخورد با مسلمانان، مکزیکی ها و سیاهان کرده و موجب نژاد پرستی را فعال کرده و به پلیس آمریکا قول داده که اجازه تعقیب قانونی آنانرا بخاطر قتل سیاهان و مکزیکی ها نخواهد داد و در خود حزب جمهوریخواه بعنوان فاشیست مسلم شناخته میشود و مورد انتقاد بین المللی قرار گرفته ، دیروز از سوی آقای پوتین قرآن بیار و نیو مسلمان مورد تمجید و تقدیر قرار گرفت که مردی جدی هست و اهل عمل و روابط روسیه با او عالی خواهد بود! در حالی که “ترامپ” قول داده گوشمالی سختی به رهبر ایران بدهد!
    نمی خواهم تعابیری بکار ببرم که به بهترین وجه حال و روز ما را نشان میدهد ولی عفیف هم نیست. بی پناهی شده ایم دست لاتهای محله!..همینقدر اشاره کافی میباشد!

     
  39. یک : روز پنجشنبه عاشقان جمع بودند . دو : آنها که آمدند بر مِنت بودند و ترس را از مچ گیری اشان در آن معرکه نداشتند .سه : زنده باد دکتر ملکی و افراد مهمان شما . چهار : پایدار باشند نویسندگان و همراهانِ پای کارِ سایت نوری زاد . پنج : از تابلوهای عاشقانه تر آن مکان ، همان تابلوی عاشقانه و زنده شما و جناب دکتر خزعلی هستید . شش : نگرانی دوستان و اضطراب آنان از پیشامدهای امنیتی واقعیتی است . امنیتی ها که برای روز و شب اشان حقوق میگیرند ولی آنجه هست ، کشتن اوقات و هدر دادن اوقات عزیران است به هیچ و پوج . به قول معروف نه آمریکا می تواند غلطی بکند و نه امنیتی ها .هفت : اگر آن آخوند عراقی که آخ و تفَ اش برای عده ای تبرک است ، در کشور ما جبّه ،عبا ، ردا ، نعلین و امامه تبرک است و عده ای آن را روی چشمانشان میکشند . هشت : آن شیخ نیجریه شناسنامه ای شیعه نبوده و در اول انقلاب در ایران تعلیم مذهبی دیده و شیعه شده و در ایران امامه گذاری کرده و با ” پول و پله ” ایران در نیجریه ” آیت الله ” و ” علامه ” و … نامیده میشود و در نیجریه به تربیت ” کماندو ” پرداخته .این شیخ با ارتش خود ساخته اش در روز ” قدس ” سال قبل به نیروهای دولتی نیجریه حمله کرد که در آن جنگ و خونریزی سه پسر و خانواده اش قتل عام گردیدند و اکنون هم آخرین پسرش در جنگ با ارتش نیجریه کشته شد که بنازم داستان سرگرم کننده ” دن کیشوت ” را که جدیدا” در نیجریه بدست شیخ ، حقیقی گردیده . نه : آقای نوری زاد شگفتی قرن 21 را داشته باشید که ولادیمر پوتین کمونیست غارتگر بیت المال کشور فلک زده ایران و برای آنکه ” قاپ ” رهبری و سپاه و … را دزدیده باشد ، اخیرا” هرگاه با زبان روسی و انگیسی صحبت میکند ، بجای کلمه god برای شنوندگان روسی اش کلمه ” اَلّله ” را بکار میبرد ( جلّ الخالق ) !!! . ده : سیستم اطلاعاتی سپاه با سیستم اطلاعاتی روسها هماهنگ است برای غارتگری ملت بیچاره ایران ، به همان دلیل که خبرگزاری فارس ( سپاه ) هر از گاهی از دهنشان می پرد که سردار قاسم سلیمانی در مسکو و در ” کرملین ” مهمان ولادیمر پوتین است . یازده : اطرافیان ذوق زده رهبری ، هدیه کپی قرآن خطی جناب ولادیمر پوتین به حضرت رهبری را اصل قلمداد و در صدا و سیما تشکر بسیار نمودند . دوازده : محمد حسین نعیمی پور و امید کوکبی و دیگر جوانان این مرز و بوم را دستگاه رهبری بخاطر عقده ها و حقارت های بیشمار خودشان به زندان می اندازند که هم ما خوب میدانیم و هم خودشان میداند .

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

87 queries in 2815 seconds.