سر تیتر خبرها
اسلام واقعی و چیزی به اسم زباله

اسلام واقعی و چیزی به اسم زباله

یک: باور کنید مطلقاً قصد توهین ندارم اما اگر من و شما و دوستان بسیجی بخواهیم پخمه های نظام اسلامی را یکی یکی شماره کنیم، علاوه بر جور واجور آخوند و غیر آخوند، حتماً یکی از عتیقه ها و زیرخاکی هایش را می توانیم در قامتِ همین جناب لاریجانیِ دستگاه قضا قالب ببندیم. عتیقه بودن حضرت ایشان را از آن روی سند می آورم که وی بدون تجربه ی حتی یک بازپرسیِ ساده، ناگهان – بفرموده – می شود رییس دستگاه قضا. مثل سردار فیروز آبادی که بی هیچ تجربه ی نظامی – بفرموده – می شود رییس ستاد کل نیروهای مسلح. حضرت لاریجانی را باش که اخیراً فرموده: “امکان ندارد اسلام واقعی مولد زباله ای مثل داعش باشد”.

می گویم: داعشیان را جماعتی از مردان مسلمان تصور کنیم با ریش های بلند که دوربین انداخته اند به عصرِ دورِ “نبوی” و فرو شده اند به آیه های قرآن و جز انفجار و تخریب و جز کشتن و اسیر کردنِ کافران و بد کیشان و مشرکان دأب دیگری ندارند. بجوری که داعشی را نمی توان تصور کرد در حال و روزی که برای آبادانی یکجا آجر بر آجر نهد. خب، از اینجور آدمها ما خودمان فراوان داشته ایم که! منتها البته از قِسم ولایی اش.

شما یک نگاهی به قد و بالای حضرت آیت الله خلخالی بیندازید با آنهمه آدمکشیِ همینجوری و هردمبیلی اش. نخواستید؟ به جای مهر در پیشانی آقای لاجوردی دقت کنید که به اسم اسلام و به اسم ولایت چه عاطفه ها و چه معرفت ها را به سینه ی دیوار نسپرد! بعدش اگر راضی نشدید به قد و بالای شیخ علی فلاحیان بنگرید که یک آیت الله آدمکش است در سبک و سیاق فقاهتی و شیعی اش. نخواستید؟ به قدو بالای روح الله حسینیان نگاه کنید که در آدمکشی و دزدیدن حق و حقوق مردم صاحب شگرد است از جنسِ قربةً الی اللهی و حقّانی اش. نخواستید؟ آستین بالا بزنید و در هیبت شیخ مصطفی پور محمدی – وزیر دادگستریِ بیت رهبری – فرو شوید که در کارنامه ی آدمکشی اش کشتار همینجوریِ هزاران نفر انسان در بند و محبوس می درخشد مثل چی! نه؟ جنتی، علم الهدی، اژه ای، رازینی، رییسی. همه هم از ملات حجت الاسلامی و آیت اللهی و شیعی و اسلام ناب محمدی. یکی از یکی آدمکش تر و قاتل تر و عبوس تر و نابکار تر و جانی تر و مال مردم خورتر و ابله تر و بی کفایت تر و بی خرد تر و البته اسلامی تر و مدعی تر و از خود متشکر تر. نخواستید، سری بزنید به پس و پشتِ پستوهای سرداران سپاه که شکراً لِله در میانشان هستند کسانی که مستقیم و غیر مستقیم اجیر و مزد بگیر اجانب اند یا بهترین تآمین کننده ی خوراک اند برای اسراییل و روس. حالا جناب لاریجانی می فرماید: از اسلام واقعی امکان ندارد داعشی بیرون بیاید. خب، جناب ایشان بفرمایند این زباله ها که اسم بردم از کدامین اسلام و از کجایِ کدامین اسلام بیرون زده اند؟

دو: چندی پیش رفتیم به دیدن خانم فریده مرادخانی – از اعضای لگام – که به تازگی از زندان قرچک بیرون آمده بود. این بانو را در آن دو شنبه ی هجوم، در اطراف دنا بازداشت کرده بودند. خانم مرادخانی می گفت: در تمامی مراحل بازداشت و بازپرسی و انتقال به زندان و حتی در خود زندان، از برکات ” نه به اعدام” سخن می گفتم و از مخاطبانم – چه مأمور و چه زندانبان و چه زندانی – جز اشتیاق و تعجب و همدلی ندیدم. این بانو می توانست زودتر ازدیگران آزاد شود اما خود گفته بود: تا یک به یک بازداشت شدگان اِوینی و دنایی آزاد نشوند، من هستم. و پای حرفش ایستاده بود.

سه: خانم ها و آقایانی که در شنبه ی اوین و دو شنبه ی دنا بازداشت و زندانی شدند، همگی آزاد شدند الاّ رضا ملک و محسن شجاع و یکی دو نفر از شاگردان آقای طاهری. دیروز پریروز و پیشترش، آقایان: خوبان و ابراهیم پور و نعمتی آزاد شدند. البته خواستِ مصرانه ی ما، آزادی همه ی زندانیان سیاسی و عقیدتی بوده و هست. چرا که من شخصاً حضورِ یک ثانیه ی این هموطنان را در زندان های ولایی، توهین به اصل شعور بشری می دانم. کار فساد در نظام اسلامیِ حاکم بر ایران به جایی رسیده که یک جوان را بخاطر یک خط نوشته، به سه سال و شش سال زندان محکوم می کنند. آخوندها آیا یادشان رفته سالهای پیش از انقلاب را که خود چه ها می گفتند و چه ها می نوشتند و رژیم شاه تا کجاها تحمل شان می کرد؟ این بود آنجایی که برای رسیدنِ بدان آنهمه پرپر می زدند و پرپر می زدیم؟

چهار: دیروز، یکی از خبرنگاران رسانه های آزاد خارجی زنگ زد و گفت: من همین فردا با آقای احمد شهید ملاقات دارم. و گفت: دوست دارم پیام شما را برای ایشان ببرم. که یعنی صحبت کن هر چه می خواهی. از احمد شهید تشکر کردم که در این آشوبی که دامنگیر مردم ایران شده، تلاش می کند صدای خراش خورده ی ما را به گوش جهانیان برساند. و گفتم: آخوندها و سرداران حاکم، مردم ایران را در زرورقی از نفرت ها و نامردمی ها و غارت ها و زشتکاری ها و بی خردی ها و بی کفایتی ها غلت می دهند. و گفتم: در این سرزمین، کسی حریف این دو بازوی مفسده نمی شود. دو بازوی مفسده ای که حتی قانون خودشان را دستمالی کرده اند و همان قانون دستمالی شده را به کف کفش های خود می کشند. پیام من به احمد شهید طولانی نبود اما در همان پیام کوتاه تلاش کردم این دو بازوی مفسده را وابشکافم.

پنج: در باره ی شاگردان آقای طاهری، بر خود واجب می دانم که بگویم: در این دو سه سالی که من با اندیشه های آقای طاهری و جمعی از شاگردانش آشنا شده ام، به یک نکته ی بسیار ارزشمند دست یافته ام. و آن این که: من در میان شاگردان آقای طاهری، حتی یک مورد هم انسان ناشایست و بی شخصیت و فحاش و اهل مناقشه و اهل عربده ندیده ام. بل که بالعکس، هر چه دیده ام جز انسان های فهیم و درستکار و خوش برخورد و نیک نگر و نوعدوست نبوده اند. نکته ی دیگر این که: آن چند نفر از شاگردان آقای طاهری که با دوستان ما بازداشت و زندانی شدند، چه خانمها و چه آقایان، همگی مقاوم و پایدار و نترس و منصف بوده اند و هستند. مرا با اندیشه و مرام و راه و روش طاهری کاری نیست. اما چرا رسماً از وی بخاطر تربیت اینچنین شایستگانی سپاس نگویم؟ شایستگانی که در این وحشت سرای امنیتی، حاضرند بی خشونت و بی سخنی تند و بی واهمه، برای رهایی استادشان، خود به بند و زندان و آسیب در افتند. این را از این روی می گویم که کمی آنسوتر از طاهری، و در اطراف آیت الله های گنده و مشهور و حجت الاسلام های نام آور، تا دلتان بخواهد آدمهای فحاش و قالتاق و روانی و بزن بهادر و بی خرد فراوانند و برای سرَک کشیدن به آنسویِ دیوارِ دو رویی ها و نامردمی ها برای هم قلاب می گیرند.

شش: بیست و ششم آذر ماه یا همین پنجشنبه ای که در راه است، یک روز حساس است برای من. در آن روز – که روز افتتاحیه است – من میزبان شما خواهم بود در نمایشگاه نقاشی هایم. بارها گفته ام و نوشته ام که نقاشی های من، بهانه ای هستند برای با هم بودن. وقتی هر جماعتی در این سرزمینِ روفته شده برای خود تشکیلات و سازمان و دم و دستگاه دارد، ما چرا به هر بهانه با هم نباشیم؟ نشانی؟ سرای قلم: خیابان کارگر. بالاتر از میدان انقلاب. بالاتر از خیابان نصرت. کوچه عبدی نژاد . پلاک 8، از ساعت پنج تا هشت شب. نکند نیایید یک وقت که از خودتان به خودتان گله خواهم کرد. خلاصه گفته باشم! خود دانید!

telegram.me/MohammadNoorizad
https://www.facebook.com/m.nourizad
www.nurizad.info

محمد نوری زاد
بیست و یکم آذرماه نود و چهار – تهران
Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

174 نظر

  1. ترفند بازی انفجار چیست؟
    بازی انفجار یکسری ترفند دارد.
    اگر می خواهید بازی را ببرید، باید از
    ترفند بازی انفجار استفاده کنید.
    اگر می خواهید بدانید ترفند بازی انفجار چیست، پیشنهاد می کنم این
    مقاله را تا انتها بخوانید.

    1. ترفند بازی انفجار:
    این ترفند بازی انفجار، جزو مهم ترین ترفند
    ها برای شروع بازی است. اگر شما
    در بازی که انجام می دهید، برای مثال
    بازی انفجار یا بازی تخته نرد، تازه وارد هستید،
    بهتر است با پول کم وارد بازی شوید.
    این مقدار معمولا از حدود 5 تا 10 هزار تومان شروع می شود.
    با این مقدار پول، برای شروع بازی انفجار، شما احساس راحتی خواهید کرد
    و در نهایت می توانید قوانین
    بازی را به مرور یاد بگیرید.
    زمانی که شما بازی را بهتر یاد گرفتید، میتوانید شرط را افزایش دهید.

    2. بازی انفجار را در مکان آرام و ریلکس انجام دهید
    یکی از دلایل اصلی که شما مقدار زیادی پول را
    در بازی های شرط بندی مانند بازی انفجار می
    بازید، این است که شما می توانید این گونه بازی ها را سریع انجام دهید.

    در واقع در این گونه بازی ها اگر خیلی عجله کنید ممکن است خیلی سریع پول بیشتر
    ببازید.

    3. در سایت انفجار از یک سیستم جامع
    آنلاین استفاده کنید
    سعی کنید در بازی انفجار پولی، از سیستمی
    استفاده کنید که شرط بعدی خود را بر طبق مدلی که شرط قبلی
    خود پیش رفته است، تغییر دهید. برای مثال،
    هر بار که بردید، شرط خود را 50% افزایش دهید.
    سیستم های شرط بندی به این منظور به وجود آمده اند که شما بتوانید شانس برد خود را در بازی انفجار آنلاین و سایر
    بازی های آنلاین جذاب برای کوتاه مدت افزایش دهید، و برای
    بلند مدت احتمال برد را افزایش نخواهد داد.

    دیگر ترفند بازی انفجار آنلاین این است که هر
    بار که باختید، شرط خود را در بازی انفجار یا سایر بازی های قمار، دو برابر کنید.

    از سیستم شرط بندی انفجار فقط در چند دست استفاده کنید
    از آنجایی که هیچ سیستم انفجار بازی نمیتواند احتمال
    باخت را صفرکند، بردهای موقتی در نهایت می تواند یک تعادل در باخت های بزرگ ایجاد کند.
    استفاده از سیستم آنلاین انفجار را به چند دور محدود کنید و
    آنجایی که حس کردید جلو هستید، از بازی بیرون بیایید.
    این یکی از مهم ترین ترفندهای بازی انفجار آنلاین
    به حساب می آید.

    با احساس مسولیت بازی کنید. قبل از اینکه بازی انفجار آنلاین را شروع کنید، تصمیم بگیرید که از دست دادن چقدر پول به شما زیانی نخواهد رساند.

    این مقدار پول می تواند از 100 هزار تومان تا یک ملیون یا حتی
    بیشتر متغیر باشد. اطمینان حاصل کنید که با این مقدار پول قرار نیست مخارج خود را پوشش دهید.
    اگرچه ممکن است همه ی آن مقدار پول را در بازی آنلاین، نبازید اما باز هم احتمال آن وجود
    دارد. بنابراین خود را برای نتیجه باخت در بازی کازینو انفجار آماده سازید.

     
  2. خسته نباشید مرسی به خاطر این وبسایت زیبا

     
  3. سلام

    دیروز یک مشتری داشتم آخوند بود. پرسیدم حاج آقا اهل کجایید؟ گفت استان قم. گفتم قم اگر آخوند خوب ندارد، سوهان خوب دارد! لبخند تلخی زد و زود رفت.

     
  4. مزدک گرامی کامنت قبلی بدلیل اینکه دست دخترم به دکمه خورد ناتمام ماند داشتم میگفتم که بهتر است خود را مقید به این نکنیدکه به هرکامنتی جواب بدید.سعی کنید نظرات خوب خود را جمع کرده وهراز گاهی کامنتی خو ب وگیرا بنویسید.اینکه به هرکامنتی سریعا جوابیه مینویسیدیه خورده اون تاثیر وگیرایی کلامتان را تحت تاثیر قرار میدهد.از طرفی دیگر با اینکه من نیز معتقدم هرچیزی قابل نقد است اما کمی مراعات وضعیت موجود و ظرفیت عموم جامعه را نیز در نظر بگیریدتا نوشته اتان خریدار بیشتری داشته باشد.می دانم شما منظورتان نقدبه متون دین است نه توهین وافترا به ان.اما متدینان وحتی افراد عادی که کمتربه مقوله دین اهمیت میدهند هم بدلایل متعدد متنی که ضد مذهب و ضد دین است را نقد طلقی نمی کنند.برای همین فکر میکنم بهتر است کمی با انعطاف بیشتر وبه اصطلاح نوشته اتان لطیف تر باشد بهتر است.
    برای اگاهی توده مردم بهتر است گام به گام جلو رفت.اینکه همان پله اول هرچیزی را نفی بکنیم نتیجه عکس خواهد داد.نقدتان طوری باشد که بتواند اذهان را بجنباندو ان رابه چالش بکشد نه اینکه یکباره فوندانسیون ان را زیرو بکند.از جرقه های کوچک شروع بکنیم تا بتوانیم تغییرات اساسی واصلی را ایجاد بکنیم.
    اما وضعیت موجود اونی نیست که تصور داشته باشیم تغییرات بنیادین در مملکتمون صورت بگیرد.اما به مدد فضای مجازی و روند رو به گسترش ان میتوان امیدوار بود نسل های اینده متوجه خیلی واقعیت ها شده و همچنین با از دنیا رفتن نسل دوم سران وهسته اصلی اخوندها و روی کار امدن افرادی با نگرش های جدید و نوین ناچار برخی تغییر وتحول اجتناب ناپذیر خواهد بود.مثلا فردی مانند حسن خمینی که از گزینه های رهبری اینده نظام است میتواندخیلی بهتر از رهبران کنونی برای مردم فضای رو به رشدی را تدارک ببیند.هرچند اخوند ,اخونداست اما به هرحال بین اخوند خاتمی اصلاحات با این یکی خاتمی هیولا خیلی فرق است.هر دو اخوندند اما این کجا و…
    نسل های اینده به مدد فضای مجازی وابر رسانه ای بنام ماهواره که دراینده نزدیک همگان با موبایل خواهند توانست هزاران شبکه وسایت را به راحتی در دسترس داشته باشند,روزبه روز از مقوله ای بنام تاثیر دین درحکومت اگاه شده و دنبال راه کارهایی که غرب را به تمدن رساند خواهند رفت.
    هرچند این راه را می بایست نسل ما وقبل از ما میبایست میرفتنداما برخی محدودیت ها و مهم تر از همه جهل ونااگاهی توده مردم که ان هم توسط قدرت حاکم در جامعه به طرق مختلف نهادینه شده بود مانع ان شد.از طریق محدودیت های ازادی بیان ورسانه ها و کنترل متون درسی ومهمتر ازهمه اشاعه مراسم مذهبی و رواج روز افزون خرافات مذهبی .دراین میان جنگ ایران وعراق تاثیر به سزایی در غفلت توده مردم از حق وحقوق خودشد.همچنین مشکلات اقتصادی که اذهان وتوان مردم را از به این حوزه معطوف کردو…همه وهمه باعث شد که وضعیت جامعه ما بدین صورت درامده وحتی در وضعیت منطقه نیز تمامی تنش و درگیری ها متاثر از عملکرد رژیم اخوندی بوده ست.چشمه تازه تر ان را درنیجریه دیدیم.
    نسل های اینده میتواننداز طریق ابر رسانه هایی که محدودیتی نخواهند داشت از حق وحقوق واقعی خود اگاه باشند و در پی مطالبات واقعی خود باشند,مطالباتی که نسل ما وقبل ازما بدلایلی که نوشتم از ان اگاه نبودو انهایی هم که اگاه بودند خیلی در اقلیت بودند.قدرت رسانه را دست کم نگیرید.اگاهی و شعور از طریق دیدن و خواندن و شنیدن نظرات وایده های دیگران بدست میاید.هرچهقدر قدرت حاکم بتواند متون درسی و رسانه داخلی را کنترل کند اما نخواهد توانست جلوی اطلاعات واگاهی هایی که از راه های جدید در دسترس همگان خواهدبودرا بگیرد.نسل های اینده مطمئنا نگرش های جدید ونوینی خواهند داشت که میتواند افق های جدیدی برای اینده این مملکت ایجادبکند.سرعت این تغییر وتحول بستگی به مولفه های دیگری نیز دارد.ازجمله نوع نگرش و دیدگاههای حکومت اینده ایران که همانگونه که نوشتم ناچار متفاوت تر ا ز روند کنونی خواهدبود.ازبین رفتن قدرت بی حدوحصر رهبری نظام و محدود شدن قدرت اقتصادی ونظامی سپاه واجرای دقیق قانون اساسی با اندگی تغییر وتحول مدرن میتواندچشم انداز خوبی برای اینده این مملکت باشد.میتوان امیدوار بود در اینده ای که مطمئنا نسل ما شاهد ان نخواهدبود وضعیت مملکت ما بسان همان تغییراتی شود که در رمانی که دوستمون مازیار (اگراشتباه نکنم)خواندن ان را برایمان توصیه کرده بود باشد.که در ان رمان ایران درسال1430کشوری سکولار خواهد بودکه دین در حوزه خصوصی افراد بوده و در شئون مختلف جامعه سیستم درست حاکم خواهدبودکه دراین سیستم افراد با شایسته سالاری وتخصص میتوانندمملکت غنی وحاصل خیز ایران را در مدار توسعه و مدرنیت قرار داده پیش ببرند.بطوریکه ایرانی بودن مایه مباهات باشد وایران پرچم دار صلح ومدنیت در دنیا.

     
  5. سلام به همگی.وسلامی ویژه به مزدک خوبمون.
    البته متوجه نشدم کامنت بالایی رو برای من نوشته بودی یانه.اینکه اسم من عربی ست و….
    این اسمی ست که مرحوم پدرم برایم انتخاب کرده بوده که خودم شخصا چالش اساسی با ان داشته ودارم.به هرحال اغلب والدین ما وجهه مذهبی داشته اند(بیشتر از سرنااگاهی بوده)وانتخاب اسمها هم متاثر از همان نگرشها بوده.
    اما دوست عزیز دیدگاه های سیاسی واجتماعی من وشماونگرش به زندگی مشابه هم دیگراست بغیر ازاین نکته که جنابعالی تنفر عمیقی ازمقوله دین ومذهب داریدکه من زیاد حساسیتی به ان ندارم منتها در قضیه دخالت دین درابعادمختلف زندگانی باهم تفاهم داشته وهم عقیده میباشیم.دوستانه به شما توصیه دارم کمی ارام تر باشیدوکمتر کامنت بگذارید.یعنی لزومی ندارد برهرکامنتی جوابیه بنویسید.

     
  6. چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسماعیل وفا یغمائی
    بیادگار بر دیوارهای خونین و اشک الود این ایام و روزگار ما باشد که ایندگان باز خوانند در هنگامی که ما به گذشتگان پیوسته ایم. این سالها خواهد گذشت. ازادی خواهد آمد هرچند سد راهش شوند و کاش صحنه تاریخ را مینگریستند کاش

    ای شالها! گذاشته بر فرق خویشتن
    از بودتان، وجود وطن غرق در لجن
    بر سرچنانکه گفتم و، بر تن، زخون خلق
    شال و قبا کشیده ودستار وپیرهن
    بند ازارتان زرگ مادران پیر( 1)
    شال کمر زپوست صدها چو ما و من
    قاتق به نانتان جگر و قلب هر یتیم(2)
    آب سبویتان ز کجا؟ اشک بیوه زن
    از تخم چشمهای خلائق نبات و نقل
    بگرفته بعد سور به دندان و بر دهن
    بر جهل ما نهاده همی زین و برگ خویش
    وز چارسوی، یکسره چون سیل کرگدن
    پیدا شدید و وقت ورود شما زجهل
    منقل گرفته ما به کف خود، چو پیرزن
    تا در شمیم کندر و اسپند و دود عود
    گوئیم شکر آی ی ی خداوند ذوالمنن(3)
    ***
    باز آمدید خنده زنان ریشها به کف
    ما نیز خنده زن به چه؟ بر ریش خویشتن
    گفتیم گل دمید و بهاران رسید، لیک
    دریای فاضلاب،روان، بی امان، عفن
    دریای فاضلاب و به خیزابه های آن
    عمامه ها چو ////روان بود و موج زن
    دریای کهنگی و عقب ماندگی و جهل
    دریائی از خرافه و بحری ز مکر و فن
    از خویش بگذریم که ما «رهروان» بدیم
    وز «رهبران!» گذشت چه بر حلق و بر دهن
    «این» گفت هان «مجاهد اعظم»، توئی توئی
    ما کیستیم پیش تو یا شیخ ممتحن
    یک ذره، یک پشیز ،وزآن کمتریم نیز
    ما خار وکاه لیک تو گل ، سرو نسترن
    آن گفت وه! کلام وی از لعل و گوهر است
    در دست او نگاه! عقیقی است از یمن
    بر آن کلام «نصر من الله» لیک بود
    منقوش :نصر من ز جهانخوار و اهرمن
    گفتا کسی که خصم جهانخوار کیست؟ اوست
    رندی سرود:صبر رفیقا و چپ مزن
    زین عالمان به ما و تو چیزی نمیرسد
    گر آفتابه هفت بود، همره لگن
    این قوم شال بر سر وسر تا به پا شکم
    وین جمع مفتخواره ی بیرحم راهزن
    چپ میزنند و راست روند آنچنان که گرد
    گردد ز فرط حیرت، چشمان اهرمن
    زانگشتری تو بگذر و بنگر به قلب او
    سنگ است و آهن است و بود سخت چون چدن
    «فردا چو پیشگاه حقیقت شود پدید»(4)
    دانی تو گر چه حال توئی، سخت بیلمسن (5)
    اندر پی اش به چشم بصیرت نظر کنید
    گل نیست سبزه نیست نه سرو است و نی سمن
    قطع ید است و رجم ونقاب است و برقع است
    صد کاروان روانه ز زنجیر و از رسن
    صد دشت بیکرانه ز اجساد و گورها
    صد کاروان ز سدر و ز کافور و از کفن
    هان بشنوید! نغمه ی خاموشی است این
    در آن صدای بیل و کلنگ است و گور کن
    ***
    القصه، آمدید وبشد نغمه ی طرب
    خامش به چار سوی و فراخای این وطن
    چون آمدید سوخت سرود وسرور و سور
    سوگ آمد و سیاهی و مرگ آمد و محن
    خامش صدای «مرضیه» شد تا که روسری
    بر زلف سرکج همه پر چین شکن شکن –
    زد خیمه ، بانگ گرم «بنان» محو شد چرا
    چون زاغ پر کشید به منبر چنان زغن
    میخانه بسته شد که شود باز قتلگاه
    در آن روانه زیر تبر خون مرد و زن
    کو؟هان کجاست؟زمزمه ی شاد زندگی
    گر هست نیست غیر شروه ای از نای ممتحن(5)
    گر هست چیست ؟غیر صفیر طناب دار
    چون مار گرد گردن، یا دور دست و تن
    گر هست چیست ؟نیست مگر بهر قتل خلق
    آوای خشک ماشه و بانگ گلنگدن
    باز آمدید از دل اعصار جهل و جور
    زد شعله در ورود شما دوزخ فتن
    پای گران فشرده به نعلین و نعل را
    افشرده بر گلوی گل و سرو یاسمن
    چون گله های آهک و تیزاب بی مهار
    با هرچه سبز و زنده شدستید مقترن(6)
    در شعله سوخت سرو و در آهک بداد جان
    سوسن ، بسوخت آتش تیزاب نسترن
    از چوب سرو، دار شقایق بساختید
    از نار سوختید تن سبز نارون
    یکسو نشست کرد به سوگ بلوچ و لر
    همدوش ترک بهر شهیدان ترکمن
    در خطه ی جنوب، عرب از غمان فارس
    کوبد دو دست بر سر و بر فرق خویشتن
    شیطان نکرد آنچه به نام خدا و دین
    کردید با تمامت این خلق و این وطن
    **
    ای شال بر سران !که نهادید نام شیخ
    برخویش و آمدید چو ماران نیشزن
    گر هان شما نماد خدائید و سنت اش
    ای لعنت خدا، به خداباد و این سنن
    در راههای سی سده با پای زخمناک
    از قرنهای گمشده آعصار بس کهن
    از کورش و زکاوه و زرتشت و بردیا
    از مزدک و ز مانی و از زال و تهمتن
    ما آمدیم تا بکجا؟، یک طویله دیو
    اصطبلی از شقاوت و شیادی وشمن
    ازلوحه ی حقوق بشر وزحکیم طوس
    تا بحث ختنه کردن وحیض و نفاس زن
    از شاه آمدیم ولی تا کجا؟ شما!
    از برزخ آمدیم به دوزخ نه تا عدن
    گفتم ز شاه، فاش بگویم نه در خفا
    این بنده گر چه هست سراپا ریپبلیکن(7)
    این بنده گرچه طعم شکنجه چشیده ام
    در حبس شاه و مزه ی شلاق شعله زن
    اما اگر مقایسه بین شه است و تو
    ای مردمان شهر نه پنهان که در علن(8)
    این را به چار سوی جهان جار میزنم
    با عرض معذرت! به صدائی پر از حزن
    یک مو ز فرق شاه به است از تمامت
    ریشی که هست بر رخ و رخساره و ذقن
    هان جور شه کجا وجنایات این ددان
    یک برکه خون کجا و چنین بحرموج زن
    یک بار خر زباله کجاو چنین روان
    از رود ماشکید الی ساحل تجن
    از بندر و خلیج و عمان تا به سایه ی
    البرز کوه و سینه ی سرسبز بومهن
    از شرق و مرزهای خراسان و سیستان
    تا غرب ، جای و خطه ی کردان پیلتن
    ***
    آه ای وطن چه میکشی از این حریق خون
    از جوراین گروه قرمدنگ قلتشن
    آه ای وطن ! سیاوش من! هان چه میکنی
    در زیر تیغ هشته سر خویش بر لگن
    افراسیاب نیست در این بار، بلکه او
    دیوی است اجنبی و گرفته به کف گزن
    بر لب طنین بسمله دارد به ذبح تو
    در دود خوب کندر و اسفند و آوشن
    تاراست وتلخ هر چه که بینم وفا ببین
    در پشت دیو شهر همی مسکو وپکن
    ***
    آه ای خدای مردم ایران کجا، کجاست؟
    سیمرغ و زال و قدرت بازوی تهمتن
    زین رهبران گمشده در ره دلم گرفت
    رودابه ای کجاست که از خشم پیرهن
    از جیب تا به دامن چاک آورد،مگر
    از سینه هاش خون چکد ازکینه نی لبن
    ریزد به خاک تا مگر از خاک بر دمد
    در پهنه ی وطن همه جا جنگلی گشن
    روید به هر کرانه و سر برکشد به عرش
    صد دشت کوهمرد و دوصد کوه شیرزن
    دو ر است و دیر نیست که دریای رعد سرخ
    از آسمان نه، بل ز زمین و هم از زمن
    غرد چو نفخ صور که اینک قیامت است
    یعنی رهائی وطن ازچنگ اهرمن
    آمد زمان آن که از این شالبر سران
    نی سر بجای ماند ونی شال و نی که تن….

    لغات
    1-ازار: شلوار
    2- قاتق- خورشت
    3- ذوالمنن: صاحب احسان و بخشش
    4: این مصرع از حافظ است
    5- بیلمسن: نفهم
    6- مقترن: همراه
    7- ریپلیکن: لغت فرانسه. جمهوریخواه
    8- علن: آشکار

     
    • چگونه قلم ناتوانم قادر است براين قصيده پر معني وعميق نقدي بنويسد فقط متاسفم كه در اين هياهوي بي خبري اشعار ونگرش ونگاه جامعه شناسانه شاعراني چون شما عمري چون حباب دارند كاش فضايي بوجود ميامد كه از اين قريحه استثنايي وناب در جهت رشد وتعالي فرهنگ ايراني بهره برداري ميشد

       
  7. /////////// امام جمعه خمینی شهراصفهان در چانه زنیهایش گفته کسانی که خبر بخیه کشیدن پسربچه را انتشار دادند باید محکمه شوند تا بار دیگر این جور خبرهارا انتشار ندهند یعنی رسما مردم را فریب دهید و واقعیتها را باید پنهان کرد

     
  8. خردورزی و آقامون صادق هدایت

    مذهبی با دیوار راز و نیاز میکند و مذهب دیگر به دیوار سنگ میزند .

    در اورشلیم دیواری هست باستانی که یهودیان اعتقاد دارند از بقایای کاخ حضرت سلیمان است و نام ان کتل است!

    هر سال هزاران نفر از یهودی و مسیحی به زیارت ان میروند و با ان راز و نیاز میکنند و در جرز ان عریضه میگذارند .

    در مکه دیواری هست که مسلمانان ان را جمره مینامند و اعتقاد دارند خانه ی شیطان درون ان است و هر سال تعداد بیشماری از مسلمانان

    به ان سنگ میزنند!

    هر سال تعداد زیارت کنندگان کتل رو به فزون است و هر سال تعداد سنگ زنندگان به جمره!

    هیچ خردمندی درجهان با دیوار رازو نیاز نمیکند و هیچ عاقلی به دیوار به خاطر نفرت سنگ نمیزند!

    تنها مذهب است که خرد را زائل کرده که ادمی را وادار به عشق و تنفر از یک دیوار میکند!

    به راهی که اکثر مردم میروند بیشتر شک کن!

    مردم فقط تقلید کورکورانه میکنند!

    از متمایز بودن نترس…

    انگشت نما بودن بهتر از احمق بودن است…

    (صادق هدایت)

     
  9. جناب سید مرتضی بقول ///////////////////
    /////////////////////////////////////////////

     
  10. جناب نوریزاد

    با سلام و احترام

    من همه قسمت های ریشه ها نوشته کورس عزیز را تا شماره 360 گرد آوری کرده ام. کورس تمایل دارد که آنها را دریافت کند ولی نمی دانم که چگونه می توانم فایل آنرا به او برسانم. فکر کردم که اگ شما که ایمیل مرا دارید یک ایمیل به من بزنید من بتوانم در جواب، فایل را برای شما پیوست کنم. ممنون می شوم اگر راهنمائی بفرمائید.

     
    • اگر شعور داشتیم که دنبال خمینی راه نمی افتادیم ، بی جهت برای خودمان نوشابه باز نکنیم ، آنهم از نوع //////////// دست ساز !
      آری این چنین است برادر !!

       
  11. تا حالا شنیده بودید که دبیرخانه ی یک اداره یا وزارت خانه حکم صادر کنه؟ تو کشور به قول نوریزاد هردمبیل ما همه چیز ممکنه، از اژه ای پر سیده اند که رئیس شورای امنیت ملی گفته که حکم ممنوع الخروجی و ممنوع التصویری و ممنو ع البیانی خاتمی را ما ندادیم گفته که دبیرخانه ی شورای امنیت ملی تعیین مصداق کرده و دادستان هم دستور داه پرسیدند دادستان براساس قانون نمیتواند حکم صادر گفته حکم صادر نکرده دستور قضایی صادر کرده آیا شما فهمیدید که فرق بین حکم و دستور در زبان فارسی چیست شاید هم اینها حکم را به عربی ترجمه میکنند و دستور را به فارسی که معنی هر دوشون میشه ممنوع الخروجی! ! اگر اینقدر بی غیرت نبودیم که اینها به خودشون اجازه نمیدادند به این وسعت به شعورمون توهین کنند!؟

     
    • با شما موافقم

      یا این اخوند اژه ای خیلی پر رو تشریف دارند یا واقعا مردم ایران خیلی بی شعور شدن * با عرض پوزش البته *

       
  12. بی سلام.به تندگوی بی منطق.به فحاش بی دلیل.به بی سوادپرگو.به زورمدار بی مخ.به احمق سیاه منش.به کور در کوره راه.به پایان خط رسیده بی لیاقت.به داغ جگر دیده دردست ذغال روشن.به بنی امیه طلب هاشمی نما.به رهبرنمای دنباله رو…..این ره که میروی به اسرائیلیات میرسی.دور وبرت را افراد ی کم سوادتر از خودت گرفته اند وتو بالای چهارپایه ای درهاید پارک لندن خودرا تصور کرده و چاله دهانت را بجای در به گل بنایی اغشته میکنی.غافلی از اینکه راه ……………

    —————-

    سلام علی گرامی
    این ناسزاها شاید به گمان شما به این ماند که: یک کمپرسی نجاست بر سر حریف تان خالی کرده باشید. و حال آنکه حریف شما از این همه ناسزا، نه تنها آسیبی نمی بیند، بل نفرتش فزونی می گیرد. کاش بجای این ناسزاها، کمی با مدارا نقدش می فرمودید.
    سپاس که مراعات می کنید
    سپاس

    .

     
    • علی جان سلام- اول برو حمام- بعد که خوشگل شدی بیا جلوی آیینه- ادبیات شما دقیقا آیینه تمام نمای خمینی و جام جهان نمای خامنه ای عزیزتر از جان این ملت مفلوک 80 میلیونی است—————در ضمن خیالت راحت- چه ساندیسخور حکومتی باشی چه جنبش سبزی باشی و فتنه گر و نفوذی و جاسوس و منحرف و حلقه عرفان و بهایی و صهیونیست باشی – مال همین ملتی- مال همین جایی- مال همین ایران خودمونی— حتمادر کتب مدرسه ابتدایی شما هم این شهر بود که کشاورز به انوشیروان گفت دیگران کاشتند وما خوردیم ، ما بکاریم تا دیگران بخورند – من و شما که فعلا کاشته های خمینی و خامنه ای را میخوریم- حال بذار ببینیم نوه و نتیجه های من و شما چه چیزی را درو خواهند کرد- در ضمن کمی صبور باش- فحش بده به نوریزاد عیبی نداره- آدم خوش خلق و با مرامیه ولی یادت باشه- بنده هم یادم هست وقتی به نوریزاد فحش خارو مادر میدیم خودمان که نباید عصبانی بشیم- بذار نوریزاد سکته کنه یا دق کنه- خودمان فعلا جوان هستیم- شاید 20 یا 30 سال دیگه محل داریم- نوریزاد نزدیک ایستگاه های اخره- در ضمن به سیم آخر هم زده

       
  13. سردآرک شکست خورده حاج مم علی: یزید زمانه در چهره آمریکا نمایان شده است/مدافعان حرم عرصه را برای جولان ‌جلادان شمر‌صفت ‌‌تنگ کرده‌اند‌.
    -خالی بندی. از این خالی بندیها در طول ۸ سال جنگ بیهوده با صدام و در مورد اتم گفتن تا به جام زهر رسید. تا وقتی که یه مشت نادان بر این مملکت حکومت میکنن از این حرفها خواهیم شنید.

     
  14. درود همگی

    دوستی حکایت از آن می کرد که در جلسات عمومی اخیر نهضت آزادی دیگر رد و اثری از تصویر دکتر محمد مصدق دیده نمی شود و میگفت که گویا این بار دوستان خودشان عکس مصدق را پایین آورده اند که زحمت حزب الله را کم کرده باشند. گفتم امیدوارم این کار موقتی و از روی مصلحت برای نرم کردن دل ولی فقیه و رفع مزاحمت از برگزاری جلسات انجام نشده باشد، کاش یکباره بگویند ما مذهبی هستیم و شتر مرد و حاجی خلاص ! به یاد بیاوریم در سال 57 بازرگان به پشتوانه مصدقی بودن نخست وزیری امام زمان را عهده دار شد و بعد معلوم گردید که منظور از امام زمان همان خمینی است که چندی بعد سیاست را به اقتضای زمان علیه بازرگان چرخاند.
    در هر صورت فکر نمی کنم این جماعت دکان دونبششان را تعطیل کنند. حسابشان همواره اینست که اکثریت مردم مسلمانند و گرایشهای ملی شان هم که روشن است، پس باید هر دو را عرضه کرد تا مشتری جلب بشود. اگر هم این دو با هم سازگاری نداشت، نداشته باشد، تا مشتری بفهمد چه خبر است اقلاً ده سالی گذشته. آقای یزدی در یکی از مقاله های خودبا طنازی تأکید می کند« گرایش ملی مذهبی حداقل در فاز اول، برنده ی دموکراسی خواهد شد این روند اگرچه برای نظامیان و نیروی لائیک خوش نمیآید، اما اجتناب ناپذیر است. مگر آنکه بگوییم دموکراسی خوب است به شرطی که مسلمانان در آن شرکت نکنند!»(1)
    اما آقای یزدی امان از فاز دوم ..
    غیر از تئوری، تجربه هم نشان داده که دموکراسی با دین سازگاری ندارد و مدعیان ملی مذهبی خیلی زود قافیه را در مقابل ملایان و متولیان دینی می بازند و توهمات دموکراسی دینی به سرعت تبدیل به واقعیت استبداد دینی می شود و محدودیت ها و آزار و اذیت اقلیت های مذهبی آغاز می شود که در ایران شد و دیدیم. ما هرچه فریاد کنیم که از اسلام عزیز هرچیزی در بیاید ، دموکراسی و آزادی در نمی آید به گوش آقایان نمی رود که نمی رود.
    حال مانده ام وقتی که آزادی و دموکراسی به دست نمی آید پس مردم در انقلاب های ایران یا مصر بدنبال چه هستند؟
    مگر نه آن که مشکل اساسی ما در این سدسال همین نبود آزادی بوده است؟
    سد رحمت به روح پرفتوح خاتمی که از جانب «مردم» آشکارا می گوید :
    «مردم دموکراسی نمی خواهند!؟»
    پس به جای این قیقاج رفتن ها صریح بگویید این مردمی که خاتمی از آنها سخن می گوید آرزومند گشت ارشاد و شلاق و تعزیز و حبس و تبعید و مهاجرت میلیونی بوده اند و ما غافل بودیم و نمی دانستیم! بی تعارف بگویید که ما ملی مذهبی ها گرچه از امکانات دموکراتیک استفاده می کنیم و به قدرت می رسیم ولی به دموکراسی اعتقاد نداریم. متأسفانه اعتراف به دروغ و ریا آسان نیست ؟
    دست برقضا در سال های اخیر، افزون بر امتحان فاجعه بار خودمان در سال 57 که گروه نهضت آزادی مسئولیت آن را برعهده دارد، آزمون های دیگری این سخن را به اثبات رساند و یکی از آن ظهور محمد مرسی در مصر بود که تا به قدرت رسید می خواست با مادام العمر کردن ریاست جمهوری جای خود را محکم کند که ملت مصر هوشیارانه مقاومت کرد، ولی متأسفانه با کودتای نظامی گرفتار همان دیکتاتوری نظامی قبلی شد.
    آزمون سوم رجب طیب اردوغان در ترکیه بود که این یکی را ملی مذهبی ها برایش خیلی هلهله کشیدند و نقاره زدند و آقای دکتر ابراهیم یزدی حتا وی را الگو و نمونه حکومت ملی مذهبی شمرد.(2) اما اردوغان در مدت کوتاه زمامداری خود نشان داد که در آرزوی خلافت اسلامی است و برای تحقق آن از ریختن خون مردم بیگناه سوریه وکشتار بیرحمانه این مردم توسط داعش ابایی ندارد. بدین ترتیب اردوغان یکی از فجیع ترین جنایت های بشری را در کارنامه خود به ثبت رساند. ولی گویا این تجربه ها کافی نبوده است که ملی مذهبی ها در عقاید خود تجدید نظر کنند.
    نگاهی به این سه آزمون صرفنظر از تفاوت های ساختاری مذهب سنی و روحانیت شیعه ما را به یک نتیجه واحد می رساند که به دنبال این آقایان رفتن به فاجعه ختم می شود.
    طرفه اینجاست که بدانیم اردوغان ، یزدی و چمران با هم در یک انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا همکاری کرده اند و از یک آبشخور مکتبی آب می خورده اند. ( فراموش نکنیم ازخدمات چمران یکی هم سپردن سازمان امنیت بدست گروه حجتیه بود که همه گروه های مذهبی و سیاسی از مواهب آن تاکنون برخوردار بوده اند.) من اصلا خدای ناکرده در فکر تئوری توطئه نیستم ولی خوب بنظر شمااین تصادف هم عجیب نیست که تک تک این جماعت هم در کشورهای مختلف صاحب منصب و قدرت شدند؟ احتمالاً خواهید گفت تصادف تصادف است و دست برقضا خیلی از کارها با همین تصادفات راست و ریس می شود.(3) شاید هم پر بیراه نگویید. تاریخ همه اش تصادف است، فقط بیمه ی ماست که عیب دارد و دایم باید خسارت بدهیم.
    استکهلم 2015-12-10
    این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است.
    (1)مصر در گذار به دموکراسی- ابراهیم یزدی- چشم انداز شماره- 75 آبان و آذر 1391
    (2) گفتگو با ابراهيم يزدي :ترکيه الگوي تعامل اسلامگرايان با لائيک ها- ابراهيم بهشتي نامدار
    02-08-2009

    http://www.iranamerica.com/forum/showthread.php?t=3586
    (3) ابراهیم یزﺩی ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1346 در ﺍﻧﺠﻤﻦ ﺍﺳﻼمی ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﻳﺎﻥ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﻭ ﻛﺎﻧﺎﺩا، با شهید مصطفی چمران همکاری داشت و در تشكلی كه شهيد چمران بنا نهاده بود، غير از ابراهيم يزدی و محمد هاشمی، “رجب طیب اردوغان” نخست وزیر فعلی ترکیه و چند نفر دیگر عضویت داشتند. وی همچنین در سال 1344 /1964 با همکاری مصطفی چمران و محمد توسلی با ایجاد «سازمان مخصوص اتحادوعمل» (سماع) به تأسیس اولین پایگاه آموزش جنگهای مسلحانه علیه رژیم شاه، در مصر و سپس در جنوب لبنان (درپیوندبا «یاسرعرفات» و دیگر گروه های فلسطینی) اقدام کرد. سازمان «سماع»ازکمک های مالی، نظامی و رادیوئی دولت مصر برخوردار بود (یزدی،ج2،صص299–306) درحالیکه رئیس جمهورمصر، جمال عبدالناصر، در آن زمان درباره ی مالکیّت جزایر خلیج فارس و استان خوزستان با محمد رضاشاه دشمنی شدید داشت. بهمین جهت، بعدها، گروه های مسلّح «ناصری» (هواداران جمال عبدالناصر) در لبنان و مصر مدّعی بودند که در ایجاد انقلاب اسلامی ایران نقش داشته اند(یزدی،ج2،صص317).

    این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است

     
    • جناب لیبرال…دوست من شما بیانیه سیاسی مینویسی و یا داری تحلیل میکنی؟. از هر زاویه که نگاه کنی حرفهای شما دوام و قوامی ندارد و در خوشبینانه ترین نگاه نوعی عوام فریبی هست. اطلاعات شما هم کمی ناقص هست . مشکل شما این هست که با این اطلاعات نادرست و ناقص بخود حق تحلیل و نظریه پردازی هم میدهید. شما خیلی راه داری تا بتوانی در مورد انسان ولائی چون چمران چیزی بگوئی..بهتر نیست حد و اندازه خود را بدانیم؟

       
      • علوی جان ، تا اینجا هشت تای خیلی‌ با قابل، که مشتی خرد نمونه خرواری از آنست و امسال سال ۱۳۹۴ یا ۲۰۱۵ میلادی هست.

         
    • ابراهیم یزدی یک /////////// است

      که هوای قدرت برش داشته بود

       
  15. سلام دوستان نوری زاد و خود نوری زاد

    شرکت بوئینگ تابحال ۸۷۰۰ بوئینگ ۷۳۷ فروخته است و هم اکنون ۴۲۰۰ فروند سفارش همین نوع هواپیمای مسافری را داراست. این ۴۲۰۰ فروند تا ۸ سال آینده تحویل داده خواهند شد. آیا می توان تصور کرد که بدون سیستم طراحی و اجرا و دریافت هزاران قطعه در زمان موعد، این تعداد هواپیما ساخته شود؟

    اشاره: آنچه در زیر می خوانید، یادداشت جدید دکتر محمود سریع القلم است که برای انتشار در اختیار عصر ایران قرار گرفته است. در این یادداشت، حلقه مفقوده توسعه یعنی سیستم سازی به طور مختصر و مفید، مورد بحث قرار گرفته است.

    چرا نمی توانیم سیستم درست کنیم؟
    چون سیستم سازی اصولی دارد که باید آنها را در فرهنگ عمومی خودمان بوجود آوریم. اما سؤال مهم تر از اینکه چرا نمی توانیم سیستم درست کنیم، این است که چرا باید سیستم داشت؟

    سیستم رانندگی، سیستم تصمیم گیری، سیستم ساختمان سازی، سیستم خط کشی خیابانها، سیستم مالیاتی، سیستم قیمت گذاری، سیستم شستشوی اتومبیل، سیستم راه رفتن در پیاده رو، سیستم تغذیه، سیستم گرفتن مدرک دکتری، سیستم مدیریت تلویزیون، سیستم دستیابی به یک تخصص، سیستم مدیریت یک رستوران، سیستم ارزیابی دوست و دشمن، سیستم داشتن روان سالم، سیستم حکمرانی.

    اگر هدف یک بنگاه، نهاد، شخص، مؤسسه، جامعه و حکومت، حفظ وضع موجود باشد، نیازی به سیستم نیست. سیستم صرفاً برای حرکت، رشد، پیشرفت و توسعه است. سیستم یعنی رویه، قاعده، قانون، آیین نامه و منطق.

    قضاوت های فردی، غرایز، دخالت های فردی، عمل خارج از رویه و آیین نامه ها یعنی ضد سیستم. هر چیزی که بخواهد ساخته شود محتاج ورودی ها و خروجی های شفاف، روشن، تعریف شده و باثبات است.
    هر وقت لازم نبود رییس یک سازمان را برای حل و فصل موضوعی ببینیم می توانیم بگوییم در آن سازمان، سیستم وجود دارد.

    شرکت بوئینگ تابحال ۸۷۰۰ بوئینگ ۷۳۷ فروخته است و هم اکنون ۴۲۰۰ فروند سفارش همین نوع هواپیمای مسافری را داراست. این ۴۲۰۰ فروند تا ۸ سال آینده تحویل داده خواهند شد. آیا می توان تصور کرد که بدون سیستم طراحی و اجرا و دریافت هزاران قطعه در زمان موعد، این تعداد هواپیما ساخته شود؟

    قوه مقننه و دولت آلمان برای یک میلیون مهاجر عمدتاً مسلمان در سال ۲۰۱۵، دو میلیارد یورو بودجه تصویب کرده، برای هر کدام پروندۀ پزشکی تشکیل داده، جهت تغذیه، مسکن و حتی پول تو جیبی آنها (۶۰۰ یورو از اول ژانویه ۲۰۱۶) برنامه ریزی کرده و امیدوار است این مهاجرین که ۶۰ درصد آنها مردان زیر ۳۰ سال هستند را با آموزش زبان آلمانی طی دو سال آینده به تدریج وارد بازار کار کند.
    آیا این اقدامات تابع افراد است یا مجموعه ای از قواعد و قوانین قابل اجرا؟ در جدول زیر، تاریخ توسعه نشان می دهد که نمونۀ ب، زمینۀ پیشرفت دارد.

    چرا نمی توانیم سیستم درست کنیم؟

    جهان سومی ها عموماً دولت قوی و جامعۀ ضعیف دارند. وقتی دولت و حکومت همه کاره هستند، جامعه ضعیف می ماند. درحالیکه جامعۀ قوی آلمان به دولت این کشور می گوید من اجازه نمی دهم دولتم در بحران های خاورمیانه، فعالیت گسترده نظامی کند. جامعه تشکل و حق تشکل دارد. رسانه های مستقل می توانند در طیف مسایل آلمان، بنویسند و نظر دهند و افکار عمومی را شکل دهند. اشخاص صرفاً فکر دارند و فکر می کنند و سیستم ها را می سازند.یک سیستم اجتماعی متشکل از احزاب، رسانه ها، گروههای مدنی و صنفی دیده می شوند.

    گفته می شود خانم مرکل به شدت با افکار عمومی، مدیریت می کند و آراء مردم که توسط یک تشکیلات حرفه ای در دفتر او سنجیده می شود اثر گذاری مستقیم بر مملکت داری آلمانی دارد.

    وقتی سیستم ساخته می شود، فکر اهمیت پیدا می کند و به صورت خودکار تخصص گرایی و شایسته سالاری رشد می کند. وفاداری به فکر، وفاداری به سیستم را به دنبال می آورد. قدرت اصلی کشورهای صنعتی در جامعه آنهاست: در صنعت، مؤسسات، دانشگاهها، بانکها، شرکتهای بیمه، بیمارستانها، نهادهای مدنی و بنگاهها که عموماً خصوصی هستند. قدرت دولتها ناشی از قدرت جوامع آنهاست. در این چارچوب، افراد فقط برای این مؤسسات و نهادها فکر و ابداع می کنند و سیستم ها را رشد می دهند.

    سؤال: فرض می کنیم این بحث، صحیح و دقیق است. چگونه این سیستم درست می شود؟
    جواب: در کشورهای در حال توسعه، مسئولیت سیستم سازی با دولت و حاکمیت است.

    سؤال: چگونه می شود که یک حاکمیت و دولت سیستم می سازند؟
    جواب: وقتی که ۴ مورد زیر برای مجموعۀ حاکمیت و دولت از اهمیت جدی برخوردار باشد:

    ۱٫ آینده کشور به عنوان یک سیستم؛
    ۲٫ کیفیت زندگی مردم از طریق ایجاد رقابت و شفافیت؛
    ۳٫ سیستم سازی برای تولید ثروت از طریق بخش خصوصی، مزیت نسبی، رقابت منطقه ای و بین المللی؛
    ۴٫ منطبق کردن ریل سیاست خارجی بر ریل الزامات توسعه اقتصادی.

    سؤال: این چهار اصل را از کجا آورده اید؟
    جواب: تجربه بشری در ۶۰ سال گذشته.

    سؤل: پس فرهنگ، تدین و سنت چه می شود؟
    جواب: بدون امکانات، بدون درآمد و ثروت ملی، فرهنگ و تدین و سنت حفظ و متبلور نمی شوند.
    ساختن یک تمدن جدید، امکانات می خواهد. چطور می شود کشوری ۹۰ درصد بودجه اش صرف هزینه های جاری شود و در عین حال بخواهد مزیت نسبی داشته و رقابت کند. بدون تولید ثروت، نه کار پایدار سیاسی می شود کرد و نه کار پایدار فرهنگی و نه می شود تمدن ساخت.

    آیا می توانید پنج مسئول یا سیاستمدار کره جنوبی را نام ببرید؟
    احتمالاً خیر. چون کره جنوبی یک سیستم است. چرا دولت جدید کانادا، دو مهاجر که تبعۀ کانادا شده اند را در کابینه عضو می کند. شهروند کانادایی که از فرقۀ سیک هندی است به وزارت اقتصاد منصوب نشده بلکه به وزارت دفاع که در حیطۀ امنیتی ترین نهادهای یک کشور است منصوب شده است. دلیل: کانادا یک سیستم است. شخص سیک هندی برای یک سیستم کار خواهد کرد و ویژگی های شخصی و سوابق او نقشی در تصمیم گیریهای او ندارد.

    به همین دلیل است که یک ایرانی در یک کشور صنعتی، به بالاترین درجۀ سمت سیاسی یا اقتصادی یا بانکی می رسد چون محل تولد، رنگ مو، لهجه، و مرام او اهمیت ندارد بلکه تنها ملاک، دانش و تخصص و تواناییهای فکری اوست.

    همان طور که مشاهده می شود آزادی فکر و آزادی برای خلاقیت، شایسته سالاری و تخصص گرایی به مراتب مهم تر و تعیین کننده تر از آزادی سیاسی است. تا زمانی که در طیف مسایل، سیستم نسازیم و با قاعده و قانون و آیین نامه و تخصص تصمیم نگیریم بر اساس خود تئوری سیستم ها، نباید در انتظار بهبود و اصلاح و پیشرفت و افزایش کیفیت ها باشیم.

    شرکت هواپیمایی امارات، ۶۰ هواپیمای ایرباس ۳۸۰ سفارش داده که قیمت آن حدود ۲۱ میلیارد دلار می شود و می خواهد دبی را به مهم ترین هاب جهان تبدیل کند. اگر امارات، سیستم درست نکند و از بهترین ها (شامل ایرانی ها) استفاده نکند، نمی تواند این هاب را ایجاد کند.

    رقابت و شفافیت و تخصص، مهم ترین اصول سیستم سازی هستند. در کشور، ۳۰۰ میلیون حساب در نظام بانکی وجود دارد که ۳۸ میلیون آن حساب هایی است که دارای شماره شناسه و کد ملی تطبیق داده نشده، است. از این تعداد، ۳۰ میلیون حساب راکد و هشت میلیون حساب فعال است (مجله تجارت فردا، ۱۶ شهریور ۱۳۹۴، صفحۀ ۶۰). آیا در یک نظام بانکی که سیستمی و شفاف باشد، ممکن است هشت میلیون حساب فعال بدون شناسه وجود داشته باشد؟

    عموم اقتصاددانان کشور اعتقاد دارند که با ثبات بودن سیاست گذاری ها، و شفاف بودن فعالیت های اقتصادی مهم ترین عامل در عملکرد مثبت کل نظام اقتصادی خواهد بود.
    فکر آزاد و فرصت خلاقیت در یک نظام قاعده مند و رقابتی، سیستم سازی را تقویت می کند. اما مهم تر از همۀ آنها، پی آمدهای سیستم سازی است.
    در جامعه ای که با تئوری سیستم ها مدیریت می شود و همه جا مانند خلقت، سیستم وجود دارد، ۱) راستگویی به صورت خودکار رواج پیدا می کند و ۲) عموماً افراد مجبور می شوند با هم همکاری کنند و ویژگی های شخصی آنها به حاشیه می رود.

    از: عصر ایران

     
  16. اعتراف هاشمی رفسنجانی به استبدادی بودن حکومت جمهوری اسلامی به علت قدرت مطلق ولایت فقیه

    ایشان فرموده اند که ولی فقیه در این نظام جمهوری اسلامی دارای قدرت مطلق است، جناب رفسنجانی تعریف حکومت استبدادی و دیکتانوری این است که یک فرد در آن دارای قدرت مطلق باشد ملت مدتهاست که فریاد میزند این اصل ارتجایی ولایت فقیه خط بطلانی بر جمهوریت نظام و حاکمیت مردم است !!!!!!!

     
  17. درود بر همه و جناب نوری زاد

    «شعرِ رهایی» (یغما گلرویی)، پیشکش به تمام زنان سرزمینم

    خوشحال و شاد و خندونیم
    با اینکه توی زندونیم
    راهِ ما بسته پایِ ما خسته
    اما آتیش میسوزونیم
    ما نسل پُرِ فریادیم
    دستامونو به هم دادیم
    غرقه یِ خونیم اما میدونیم
    آخرِ قصه آزادیم
    صد ساله توی زندونیم
    دیگه اینجا نمیمونیم
    پنجره میشیم حنجره میشیم
    شعر رهایی میخونیم
    ما نسل پُرِ فریادیم
    دستامونو به هم دادیم
    غرقه یِ خونیم اما میدونیم
    آخرِ قصه آزادیم
    ما همقصه و همدردیم
    بُغضامونو یکی کردیم
    شونه به شونه خونه به خونه
    دنبالِ رؤیا میگردیم
    ما نسل پُرِ فریادیم
    دستامونو به هم دادیم
    غرقه یِ خونیم اما میدونیم
    آخرِ قصه آزادیم
    غرقه یِ خونیم اما میدونیم
    آخرِ قصه آزادیم آخرِ قصه آزادیم آخرِ قصه آزادیم آخرِ قصه آزادیم

    – “یغما گلرویی”که احتمالاً به خاطر این ترانه و کلیپ، روز دوشنبه 9 آذر بازداشت شده بود، در روز 18 آذر با تودیع وثیقه از زندان آزاد شد، هنوز علت اصلی بازداشت و اتهام وی مشخص نیست. البته فعالیتهای او در این چند سال اخیر زیر نظر امنیتی چی ها بود ولی با پخش این کلیپ و نمایشِ چهرۀ زنان ایرانی از عهد قاجار تا امروز مخصوصاً چهرۀ چند زن شناخته شده، دیگه بهانۀ کافی برای دستگیری او داشتند که احتمالن با چندین اتهام دیگر تا چند وقت دیگر او را محکوم خواهند کرد و یا … دوستان حتماً کلیپ رو در “یوتوب” ببینند که ارزش دیدن داره.
    – جناب کورس گرانمایه و ارجمند، از اینکه در پُست قبلی یادی از من کردید، از شما سپاسگذارم. این روزها ما از نزدیکان و کسانی که میشناسیم هم انتظاری نداریم چه رسد به عزیزان و دوستانی مجازی همچون شما که یادی از من کردید، من و شما نه همدیگر را دیده ایم و نه یکی دو پیکی (البته چای دیشلمه) باهم زده ایم. از اینکه در گوشۀ کوچکی از ذهن پر مشغلۀ شما جایی داشتم برای یادآوری و حضور، حس خوبی به من دست داد همراه با کمی غرور. امید که سلامت و تندرست باشید.
    – چند روزی بود که نای نوشتن نداشتم، و از دوستان بابت فاصله افتادن در مطالبم با عنوان “نقد قانون اساسی و مجریان قانون” پوزش میخواهم. “پریودِ مردانه” گریبانگیر من شده و ول کن نیست، نوعی افسردگی و نا امیدی موقت که البته از روال طبیعی آن خارج شده، یکی از دلایلش دیدن اینهمه تناقض، دروغ و فریب در رفتار و گفتار دولتمردان و همچنین سرایت آن به مردم کوچه و بازار می باشد و همچنین نا امیدی از آینده ای بهتر. اگر دوباره مجالی و توانی یافتم در خدمت شما عزیزان خواهم بود.
    – در آخر، بمانند همیشه یادی از “امام امت” و حاکمان اسلامی میکنم. من متأسفم برای ///////// رهبر کشور که همۀ این //////// بر ضد انسانیت و آزادی اندیشه و تفکر، حاصل سخنان او و فرامین اوست، او میخواهد علوم انسانی را به علوم اسلامی تبدیل کند، این رفتار ادامۀ همان روند تبدیل “مردم و دولت” به “امت و امام” یا به زبان ساده تر “گوسفند و چوپان” است. او فکر کردن و اندیشه را هم به بند کشیده و در چارچوب اسلامی قرار داده، از نگاه او بیرون از دایرۀ اسلام و مذهب شیعه، تفکر و اندیشیدن ممنوع است. او کسی ست که خود را بالاتر از قانون اساسی میداند و سالهاست بیش از 70 میلیون ایرانی را بازیچۀ امیال و هوسهای روزمرۀ خود کرده. براستی چه کسی باید از حقوق مردم در قانون اساسی دفاع کند؟ رئیس جمهور؟!… اینجا ایران است، کشوری که قدرت، ثروت و بلاهت در آن حرف اول را میزند و قانون شده بازیچۀ دست قدرتمندان، ثروتمندان و ابلهان. اینجا ایران است کشوری که هر چند در قانون اساسی آن آموزش و پرورش رایگان می باشد ولی به یکباره “غیر انتفاعی ها” با نامهای متفاوت سر برآوردند و دانش آموزان و دانشجویان بر مبنای میزان ثروت درجه بندی و طبقه بندی شدند و انبوه فارغ التحصیلان بیکار را به جامعه تزریق کردند. امروز شاهدیم که در ادامۀ همان روند، رشته های درسی نیز درجه بندی شده و تحصیل در رشته های علوم انسانی که حق قانونی هر ایرانیست اینگونه به بهانه های مختلف محدود و مختص به پولدارها میشود و البته با گذر زمان در حرکتی لاک پشت وار حذف خواهد شد!…براستی این روش استبدادی و تمامیت خواهی تا کجا ادامه دارد!؟ مردم ایران را چه میشود؟!…
    واژۀ “جمهوری اسلامی” در هر برهه از زمان معنای جدیدی دارد و خود را بسته به شرایط آپدیت میکند، تا چند سال قبل معنای “جمهوری اسلامی” این بود : ” حکومت توتالیترِ مارکس اسلامی (مارکسلامیست)”. اسلام انقلاب و شیعی در پیوند با مارکسیسم و با شعار اقتصاد دولتی، اقتصاد اسلامی و بدون ربا!، حمایت از مستضعفان، حمایت از شوراها، مبارزه با فقر و نفرت از کاپیتالیسم پا به عرصۀ وجود گذاشت، وجود اهرم ایدئولوژیک همانند دیگر حکموتهای همگون آنها، خیلی زود آنرا از درون فاسد کرد و اینک، در آستانۀ ورشکستگی کامل، به جای ریسمانهای الهی! به ریسمانهای کاپیتالیسم و اقتصاد خصوصی چنگ انداخته تا شاید چند سالی دیگر به حیات سراسر نیرنگ و دروغ و فریب و سراسر ظلم و جور خود ادامه دهد. مارکسیسم و کاپیتالیسم در ترکیب با اسلام و البته نسخۀ به روز شدۀ اسلام شیعی ارائه شدند، و جالبتر اینکه حاکمان متوجه شده اند که اسلام منهای مارکسیسم و کاپیتالیسم، چیزی برای عرضه به دنیای امروز ندارد، اسلام بدون “ایسم” های شرق و غرب وجود خارجی ندارد و خالی از روح و پویایی است. حاکمان اسلامی ایران، بارها اعتراف کرده اند که اسلام آنها از نوع “داعشی” نیست و نمونۀ مترقی و به روز شدۀ اسلام شیعی و پویا می باشد!، حال آنکه همین “داعش” هم بدون استفاده از تکنولوژی جدید و بدون حمایت شرق و غرب، حتی یک هفته هم دوام نمی آورد.
    ” نه شرقی، نه غربی ” همانند دیگر شعارهای اصلی اوایل انقلاب مانند ” استقلال، آزادی ” به موزه های تاریخ پیوست. این شعارها همواره با جمهوری (حکومت) اسلامی نوشته و گفته میشود، این قسمت از شعار طوری القاء میکرد که در فقط در سایۀ حکومت اسلامی ست که نه شرقی و نه غربی، هیچکدام، ایران را تحت کنترل خود نخواهند داشت و همچنین ایران کشوری مستقل و مردمش هم آزاد و مرفه خواهند بود. زهی خیال باطل!
    قرار بود اندیشه های بروز شدۀ اسلامی و شیعی! راه نجات انسانِ امروز و بویژه ایرانیان، از استبداد استعمارگران شرق و غرب باشد و برایشان عزّت و آرامش دنیا و آخرت را به ارمغان آورد ولی باز هم زهی خیال باطل!
    شاید امروز معنای “جمهوری اسلامی” اینگونه باشد: ” حکومت توتالیترِ کاپیتال اسلامی (کاپیتالیسلامی) ”
    چگونه است که مبلّغان ایدئولوژی اسلامی و از نوع پویا و شیعی آن! پس از قرنها مبارزه در مقابل حاکمان سُنّی مذهب، لامذهب، دیگر مذهب یا هرجایی مذهب و … با متهم کردن آنها به انواع اتهامات و سوار بر موج جنبشهای مردمی با شعارهای مردم فریب و نشان دادن درهای مدینۀ فاضله و خیالی و همچنین تشویق آنها برای باور به حکومتِ مهدی موعود، پس از رسیدن به قدرت، امروز خود تبدیل به موجوداتی بسیار پست تر از آن حاکمان پیشین شده اند، پست تر از آن جهت که با نام و بنام خداوند آنها را انجام میدهند، حاکمان شیعه هر چه بیشتر در قدرت می مانند، بیشتر به روح و جان ایران و ایرانیان خسارت میزنند…
    من در حال حاضر به خواندنِ مطالبِ دیگر عزیزان اکتفا میکنم تا زمانی که دوباره خودم را برای پیشبرد و ادامۀ مطالبِ خود در نقد قانون اساسی آماده کنم.
    ارادتمند همگی حاضران و ناظران و به خصوص کورس بزرگوار
    سپاس و بدرود
    آتش سوار

     
    • مازیار وطن‌پرست

      آتش‌سوار گرامی

      از آنجا که در این خانهٔ اخلاص، نه حاجت و نه رسم بر ریاکاری است، صادقانه به عرضتان می‌رسانم که جای خالی شما و نوشته‌های وزین‌تان بر این دوستدار نادیده نیز محسوس بود. آن ادوار افسردگی -متاسفانه- از وجوه اشتراک ماست. امیدوارم در بهرمندی از کلام شما پیوسته بختیار باشیم.

       
    • با پوزش از دوستان
      سپاسگذار —–> سپاسگزار
      حکموتهای —–> حکومتهای
      اگر اشکالات دیگری بود به بزرگواری خود ندیده بگیرید.

       
    • آتش سوار گرامی درود بر شما باد!زیاد بخودت در مورد مشکلات سیاسی فشار نیار.در تاریخ این سرزمین بلا زده از این ناکسان بسیار بوده اند.دل قوی دار و امید به صبح را از دست نده.نا امیدی و افسرده گی مردم همان چیزیست که این ناکسان در سردارند.نوشتن خود علاجی نیکو برای افسرده گیست.شما با نقد قانون اساسی کار سترگ و آگاهی دهنده ایی انجام میدهید.سعی کن بورزش و فعالیتهای بدنی در کنار نوشتن نیز بپرداز.اگر دوست داشتی به نوشته های زنده یاد استاد منوچهر جمالی حتما سری بزن.jamali.infoمن شخصا از نوشته هایش نیرو می گیرم.پیرمرد تا اخرین لحظات به نوشتن مشغول بود و همیشه از امید و شادی و عشق به زیستن و زندگی و جشن و سرور سخن می راند.دوست ارجمند فراموش نکن که …
      بقول سیاوش کسرایی زندگی زیباست…زندگی اتشگهی دیرنده پا برجاست…
      ما منتظر نقدهای ارزشمند شماییم دوست گرامی!

       
  18. تقدیم به مرضیه خانم که اگر اشتباه نکنم دندانژشک باشند!؟
    25. ژوئیه 2015
    نظر امام اول شیعیان در مورد زنان!
    متن عربی:

    بعد فراغه من حرب الجمل، في ذم النساء مَعَاشِرَ النَّاسِ، إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الاِِْيمَانِ، نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ، نَوَاقِصُ الْعُقُولِ: فَأَمَّا نُقْصَانُ إِيمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلاةِ وَالصِّيَامِ فِي أَيَّامِ حَيْضِهِنَّ، وَأَمَّا فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلاةِ وَالصِّيَامِ فِي أَيَّامِ حَيْضِهِنَّ، وَأَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَيْنِ مِنْهُنّ كَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ، وَأَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِيثُهُنَّ عَلَى الاََْنْصَافِ مِنْ مَوارِيثِ الرِّجَالِ؛ فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ، وَكُونُوا مِنْ خِيَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ، وَلاَتُطِيعُوهُنَّ فِي المَعْرُوفِ حَتَّى لاَ يَطْمَعْنَ فِي المُنك