سر تیتر خبرها
واس ماس

واس ماس

یک: شنیده ام یکی رفته و ماجرای ایستادن های معترضانه ی ما جلوی ساختمان دنا را به اطلاع جناب شیخ محمد یزدی رسانده و وی در پاسخ پوزخندی زده و گفته: کارخانه ی دنا که چیزی نیست کل مملکت مال ماست. من به درستی و نادرستیِ این خبر کاری ندارم. که آیا شیخ محمد یک چنین چیزی گفته یا نگفته. چرا که اگر شیخ محمد تنها “حرف” از تملک کل کشور به میان آورده، جناب رهبر به همین تملک، در عملیاتی با رمزِ یا علی مدد چنگ برده. مردم را بگو که نصیبی جز بُهت، از میلیارد میلیارد پولی که جناب رهبر به هرکجا گسیل می فرماید ندارند. من مانده ام این همه آیه و حدیثِ حق الناسی برای چه از منبرها به کام خلق الله فرو تپانده می شده از دیرباز!

دو: دیروز دوشنبه بود و روز دنا. گوهر بانو هم آمده بود. با همان عکس پرس شده ی ستارش. می گویم: چه سرمایه ای است این بانوی پوست و استخوانی برای آینده ای که همه ی ما برایش خیز برداشته ایم. که: گوهر عشقی زهری است در کام همه ی عربده کشان اسلامی. چرا نگویم: من هیچ بسیجی و پاسدار و وزیر و وکیل و نماینده ی مجلس و رهبر و امام جمعه ای نمی بینم که این بانو را ببیند و سوز سخنش را بشنود و بی پناهی اش را تماشا کند و باز سخن از غیرت مندی بگوید.

سه: مادر سعید زینالی در یکی از روزهای پایانی نمایشگاه مطبوعات رفته بود آنجا و در شلوغیِ نمایشگاه خودش را کشانده بود به میان پرسشگران و آقایان حداد عادل و علی ربیعی و نوبخت و یکی از نمایندگان را با این سخن که: سعید من کجاست، به دیوار گرم سرگردانی کوفته بود. این آقایان چه می توانسته اند به این مادر آشفته حال بگویند؟ جز این که: به ما مربوط نیست، از ما کاری ساخته نیست، حالا پیگیری می کنیم، ما که خبر نداشتیم، مگر می شود؟

چهار: یک آقای جوانی که ظاهرش بسیجی می نمود آمد و دم گوشم گفت: هرکی ندونه من که می دونم تو سوپاپ رژیمی. چهره اش تلخ و ترش بود. گویا از درون می فرسود. گفتمش: من اگر سوپاپ رژیم باشم لابد با شما همکارم. و این، نباید موجب رنج شما باشد. همین که شما از سخنان و نوشته ها و حضور من در اینجا رنج می برید، این نشاندهنده ی این است که من و شما راه مشترکی نداریم. گرچه من آرزو می کنم که همه ی بسیجیان مردم را بفهمند و بدانند: این مردم اند که باید یک رهبر و یک بسیجی و یک آخوند و یک امام جمعه و یک مسئول و یک نماینده را بخواهند یا نخواهند. و گفتم: در یک قلم شما مشخص کن سهم مردم را در انتخاب این رهبر، و این که چرا این رهبر همینجوری مادام العمر رهبر است بی درخواست و خواهش مردم؟

پنج: یکی از من راجع به آقای رضا پهلوی پرسید. که نظرت راجع به ایشان چیست؟ گفتم: آقای رضا پهلوی یک شهروند ایرانی است و مثل همه ی ایرانیان می تواند از تمامی حقوق شهروندی برخوردار باشد. وی نه مثل آخوندهای خودمان هزار هزار آدم کشته و نه مثل آخوندهای خودمان تریلی تریلی بالا کشیده یا پشت در پشت ضایعه پدید آورده. پس اگر ورق برگشت و اوضاع کشور سمت و سوی انسانی و مدنی بخود گرفت، وی می تواند مثل دیگر ایرانیان حزبی برای خود داشته باشد و مثل دیگر ایرانیان فعالیت بکند و اگر مردم پذیرفتند، مثل دیگر ایرانیان از پله های مسئولیت بالا برود.

شش: این فیلمی را که تقدیمتان کرده ام حتماً هر جور که شده تماشایش کنید و خلاصه از دستش مدهید. اکنون که این چند خط را برای شما می نویسم ساعت پنج و نیم صبح است و من یکسره از سر شب نشسته ام برای تدوین این فیلم و آماده کردنش برای انتشار. در این فیلم، ابتدا به حرکت معترضانه ی روز شنبه در محدوده ی زندان اوین پرداخته ام و سپس به اجتماعمان در مقابل ساختمان دزدیده شده ی دنا.

هفت: یکی از مأموران از من خواست که بانوی فحاش را آرام کنم. این بانو که هفته ی گذشته نیز آمده بود، با سری برهنه مدام فریاد می کشید و فحش می داد و کسی حریف او نبود. رفتم و رو به جمع ایستادم و با صدای بلند فریاد کشیدم: توجه کنید، هرکس بخواهد فحش بدهد و اینجا را بهم بریزد از ما نیست. گفته باشم. از همان مأمور پرسیدم: هفته ی گذشته شما یک جوان را بازداشت کردید. بلافاصله گفت: آزاد شد. سرش را بوسیدم. خبر آزادی علیرضا وارسته چه شادمانم کرد. دکتر ملکی نیز بر افروخته شده بود و از بانوی فحاش می خواست که آرام باشد اما بانو آرام نمی گرفت.

هشت: جناب وزیر کشور، یک مشاور رسانه ای دارد به اسم آقای روح الله جمعه ای. این جناب جمعه ای اخیراً در باره ی یک لایحه ی دو فوریتی سخن گفته که این لایحه بر اساس یکی از اصلی ترین دغدغه های مقام معظم رهبری سامان پذیرفته و قرار است در مجلس به رأی گذارده شود. در این لایحه – که دغدغه ی اصلی جناب رهبر است، منابع مالیِ نمایندگان باید مورد واکاوی قرار گیرد تا بقول جناب جمعه ای، یک دستمال کثیف، شیشه را بیش از آنی که هست کثیف تر نکند. می گویم: ای بنازم به دغدغه ی اصلی جناب رهبر در مورد مشخص بودن منابع مالی نمایندگان. که ایکاش آقای جمعه ای شهامتی بخرج می داد و از پریدنِ سرش واهمه ای بدل راه نمی داد و یک نسخه از این لایحه را بر میز خود رهبر و آقا مجتبای ایشان و وابستگان شان می نهاد و از آنان نیز می خواست که منابع مالی خود را مشخص کنند. من در این فکرم که حضرت رهبری در پاسخ به یک پرسش از این لایحه که پرسیده: دارایی شما کدام است، چه می نویسد؟ جز همان سخنِ شیخ محمد یزدی که: کل مملکت واس ماس!


محمد نوری زاد

بیست و ششم آبان نود و چهار – تهران

telegram.me/MohammadNoorizad

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

102 نظر

  1. ( بخاطر کمی ویرایش ، زحمت بر شما دارم و اینکه متن قبل حذف گردد و این متن جایگزین ) حضرت آیت الله العظمی نوری زاد دامت برکاة و دامت افاضاة، سلام علیکم ، ضمن آرزوی سلامتی بر شما انسانِ بصیر ، آزاده ، حکیم ، فرزانه ، بشیر و نذیر . با توجه به قسمتی از فیلم منتشره در این پست که از مردمان ستمدید و زجر کشیده سئوال فرموده اید ، اگر نزد آقای خامنه ای بروید ، از ایشان چه سئوالی خواهید داشت ، بنده حقیر نیز همین سئوال مشابه را از حضرتعالی و اینکه چنانچه با حفظ سِمت و شأن و مقام آیت اللهی اتان به حضور ایشان رسیدید و غیر از درخواست های پوچِ متداولِ چفیه و عبا و عمامه عده ای ساده لوح از ایشان و غیر از ” گعده ” های پیش پا افتاده و تعارفات متداول ظاهری و سطحی و غیر از درخواست های متون 33 نامه ارسالی به ایشان ، در چند جمله خیلی مختصر سئوال های جدید خود را بیان فرمایید . الحقر ____ مبشر

    ——————–

    سلام مبشر گرام
    همان سخنی را با آقای خامنه ای خواهم گفت که به آقای هاشمی گفتم. این که شما یکی از دو نفری هستید که دستتان به خون مردم آغشته شده. و به روفتن اموال مردم. و به ترساندن و تاراندن و زندانی کردن مردم. و می گویم: بفرمایید کنار بگذارید مردم رد شوند.
    با احترام

    .

     
  2. سلام .این خانم محترم امد و سقف سالن را بر سر حداد قاتل کوبید. حاضر بودم دیدم. درود بر شما نوریزاد. جلسه سالن بهم خورد.

     
  3. حضرت آیت الله العظمی نوری زاد دامت برکاة و دامت افاضاة، سلام علیکم ، ضمن آرزوی سلامتی بر شما انسانِ بصیر ، آزاده ، حکیم ، فرزانه ، بشیر و نذیر . با توجه به قسمتی از فیلم منتشره که از مردمان ستمدید و زجر کشیده سئوال فرموده اید ، اگر نزد آقای خامنه ای بروید ، از ایشان چه سئوالی خواهید داشت ، بنده حقیر نیز همین سئوال مشابه را از حضرتعالی و اینکه چنانچه در شرفیابی به حضور ایشان و با شأن و مقام آیت اللهی اتان ، غیر از ” گعده ” های پیش پا افتاده و غیر از درخواست های متون 33 نامه ارسالی به ایشان ، در چند جمله خیلی مختصر سئوال های جدید خود را بیان فرمایید . الحقر ____ مبشر

    ——————-

    سلام مبشر گرامی
    خواهم گفت: بس است دیگر، بفرمایید کنار تا مردم رد شوند!
    سپاس

    .

     
  4. حضرت آیت الله العظمی نوری زاد دامت برکاة و دامت افاضاة، سلام علیکم ، ضمن آرزوی سلامتی بر شما انسانِ بصیر ، آزاده ، حکیم ، فرزانه ، بشیر و نذیر . حضرت آیت الله ، سال قبل عده زیادی از هموطنان کشور برای مراسم اربعین حسینی حدودا” به مدت 10 شبانه روز به سمت کربلا روانه شده اند ( همین ایام دارد تکرار میشود ) که حاکمیت با تخمین ، آنها را بالای 10 میلیون نفر شمارش کرده که عده ای از روستای فقیر ” فرون آباد ” پاکدشت اطراف تهران نیز جزء آن جمعیت بوده که به نقل از اهالی همین ” فرون آباد ” تمامی خرج و مخارج و هزینه های 10 روزِ بین راه و اطراق زائران را کلا” از ” منابع مالی نامشخصِ کلان ” پرداخت کرده اند .حال مسئلة : غیر از نذورات و اموال شخصی خیرین مؤمن در این راه اعتقادی ، با توجه به اینکه نزدیک به 70 میلیون نفر از افراد کشور در این راه اعتقادی و ضیافت حضور ندارند ، حضرتعالی بفرمایید که چنانچه این خرج و مخارج از کسبِ : 1_ انفال 2_ بیت المال 3 _ وجوهات شرعی نزد مراجع بوده باشد ، حکمِ این مخارج هِنگفت چگونه است ؟

    ——————–

    درود دوست گرامی
    تا زمانی که در داخل مردم نیازمند هست، هزینه کردن برای اینجور سفرها انسانی که نیست ظالمانه است.
    با احترام

    .

     
  5. از مزدک گرامی خواسته بودم که نشانی آیاتی از قرآن را که به دگر اندیشان توهین شده را بدهند که دوستی به نام ناشناس 2 گزیده ای از ایات را آورده اند که در زیر عین کامنت ایشان را می گذارم.

    “ناشناس2
    9:36 ق.ظ / نوامبر 17, 2015
    “می توانید آیاتی از قرآن که می گوئید به دگر اندیشان توحین کرده را نشانی بدهید؟”
    چرا نمی توانیم! (: می توانیم بفرمایید:
    ياأيها الذين آمنوا إنما المشركون نجس ( توبه 28)
    ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده ايد، حقيقت اين است كه مشركان ناپاكند.
    إن شر الدواب عند الله الذين كفروا فهم لا يؤمنون (انفال 55)
    ترجمه: بی ترديد بدترين جنبندگان پيش خدا كسانی اند كه كفر ورزيدند و ايمان نمی آورند
    إن الله يدخل الذين آمنوا و عملوا الصالحات جنات تجري من تحتها الأنهار و الذين كفروا يتمتعون و يأكلون كما تأكل الأنعام و النار مثوى لهم (محمد12)
    ترجمه: و كسانى كه كافرند مثل چهارپايان لذت مي برند و می خورند و جايگاه آنها آتش است.
    – ولقد ذرأنا لجهنم كثيرا من الجن و الإنس لهم قلوب لايفقهون بها و لهم آذان لايسمعون بها أولئك كالأنعام بل هم أضل أولئك هم الغافلون (اعراف 179)
    ترجمه: و در حقيقت بسيارى از جنيان و آدميان را براى دوزخ آفريده ايم دلهايى دارند كه با آن نمي فهمند و چشمانى دارند كه با آنها نمی بينند و گوشهايى دارند كه با آنها نمی شنوند آنان همانند چهارپايان بلكه گمراه ترند آنها همان غافلانند .
    – أم تحسب أن أكثرهم يسمعون أو يعقلون إنهم إلا كالأنعام بل هم أضل سبيلا (فرقان 44)
    ترجمه: يا گمان دارى كه بيشترشان (كفار) می شنوند؟ يا می انديشند؟ آنان جز مانند چهارپايان نيستند بلكه گمراه ترند.”

    جناب ناشناس 2 بهتر بود فکر می کردید کسی که این سؤال را مطرح می کند احتمالا خود یک بار قرآن را خوانده است . سر و ته ایات را زده اید و جاهائی که کلامی هست که آنرا به خود گرفته اید به عنوان توهین به دگر اندیشان در اینجا آورده اید. البته من هیچگاه جسارت نمی کنم که بگویم این آیات حکایت حال شماست. این آیاتی که شما سر و تهشان را زدید همگی در ارتباط با شرایطی تاریخی بوده که یا مخالفان در حال آزار و اذیت پیامبر و تمسخر او و مسلمانان دیگر بوده اند یا در جنگ ها رفتار های غیر انسانی انجام داده اند و یکی از این ایات هم که به فرعون ودشمنی با موسی و پیروانش بر می گردد .
    در واقع در جنگ هیچگاه حلوا خیر نمی کنند.
    همه این آیات در شرایطی بوده اند که پیامبر حتی بیش از آنچه که وظیفه اش بوده با کلام ، سعی در راهنمائی کرده است ولی در پاسخ تمسخر، دشمنی و آزار دریافت کرده.
    دوست دیگری در همین پست در ارتباط با شعرا و اینکه قرآن به شعرا توهین کرده آیه ای آورده است . موضوع شعرا کاملا مشخص است. گروهی می گفتند که قرآن شعر است و سعی میکردند که اشعاری بسرایند فصیح تر از قرآن و حتی تمسخر می کردند و این آیات در ارتباط با آنها بوده نه اینکه هر شاعری در هر زمانی.
    اصولا 1400 سال پیش در بین عرب بدوی بحثی از گفتگو و اندیشه های فلسفی و روشنفکری نبوده که مباحثه و اظهار نظری صورت گرفته باشد و در پاسخ توهینی بکار رفته باشد. تفکری نو مطرح شده و دعوتی صورت گرفته ولی در عوض توهین و تحقیر و حمله نظامی صورت گرفته. توقع داشتید در مقابل چنین عکس العملی چکار می کردند؟ شما اگر به جای آنها بودید چه می کردید؟

    لطفا همه چیز را یکسره با هم قاطی نکنید. و تا اولین فکری که به ذهنتان خطور کرد آنرا اثبات شده نپندارید. این همه که در اینجا و آنجا می گویند و افسانه ها می بافند که اعراب به ایران حمله کردند و غارت کردند و زنان را به اسارت گرفتندوووو ما اینها را طبق معمول اثبات شده گرفتیم در حالیکه خود مستشرقین هنوز در حال مطالعه هستند و مدارک جدید پیدا میکنند ولی ما هنوز با همان کتب 60 سال پیش سرگرمیم و اسم خودمان را روشنفکر و اهل مطالعه و تحقیق گذارده ایم.

     
    • با درود فراوان دوستمن اقاي منصور احتما ل مبحثي به اسم سفسطه بگوشتان اشناست .سفسطه راتقسيم بندي هايي است كه ميتوانيد با يك جستجو ي ساده با ان اشنا شويد.خيلي خيلي قبل از شما بسيار بزرگاني سعي وافر نمودند تا پاره اي از اين نا هماهنگي ها را باعقل سليم انسان اشتي دهند ونشد .مثلن ابو علي سينا حدود 120 كتاب دارد كه باكمال تاسف فقط يك از انها طب باليني را شرح وتوصيف كرده وباقي مطالب زوري زده كه عرض شد وخودتان هم نا خواسته به ان اعتراف كرده ايد.بلي كل موضوعات مربوط به 1400 سال پيش يا روشنتر بگوييم موزه اي ايست وغير قابل اجرا واطاعت مثل ربا كه بعد از اين همه زور زدن ها فقط اسمش را به كارمزد(چون دهنده وگيرنده بجز يك ربع ساعت امضا كاري ديگر نمي كنند.پس مبلغ است كه مزد ميگيرد يعني دقيقن ربا)و اگر حاشا نفرماييد در حال اجرا است .اگر شما به جهاد ومسلمان سازي يا جزيه و… وارتداد و.نجس بودن نا مسلمان عقيده نداريد مطمين باشيد در بين مسلمانان جايي راهتان نمي دهندواگر معتقد باشيد بجز تقيه كه مربوط به بزدلي ودورنگي شيعيان است(هركس هر موقع كه لازم ديد از جانش بترسد ميترسد وتقيه ميكند يا بعبارت ساده تردورويي ميكند وهرگز نميتوان فهميد چه كسي و كي در حال تقيه فرمودن است.) بدون رو دربايستي كه بزرگان شيعه هم هرگز رودربايستي نكرده اند داعش ترسويي تشريف داريد يا با در صدي تخفيف داعشي زيرك كه چون بخلوت مي رود…..

       
  6. جناب آتش سوار
    در ادامه سئوالی که کردم توضیحی عرض میکنم. ویژگی مهم یک قانون اساسی قبل از هر چیز قابلیت اجرائی آن هست و اینکه بخشهای مختلف آن در تضاد با هم نباشند. لذا اینکه بگویم هم موارد خوب دارد و هم بد مناسب یک نقد نیست. باید توضیح داد چه بخشی مانع اجرای آن در جهت اهدافش هست. مثلا آیا بخش مربوط به فوه فضائیه اصلا می تواند اجرائی باشد یا نه؟ یا اینکه وقتی همه مقامات کلیدی مثل رئیس جمهور و مجلس دارای زمان محدودی برای تصدی هستند بی زمان بودن مدت رهبری با روح قانون هماهنگ هست یا خیر؟
    از نقد رهبر هم باید روشن باشد که منطورمان چیست؟ آثا قانون خوب هست و رهبر قعلی اشکال دارد و یا اینکه اساسا موضوع رهبری از نظر شما با شاکله قانون در تضاد هست؟
    موارد حاشیه ای دیگر که نقل کردید یک موردش به بنده ارتباط داشت که آن هم در پاسخ دوست دیگری هست و به بحث جنابعلی کاری ندارد. متاسفانه پیش داوریهای ما همیشه مانع اصلی در گفتگو ها میباشد. با تشکر مجدد از زحمات شما

     
  7. السلام جناب مصلح جعلی !
    حضرت جلالت مآب آقا سید مصلح اصل اندر نسب شاهزاده دامت برکات و عزه و غیره… البته از نوع جعلی! رسیدن بخیر!

    باز هم که بیانیه !!!؟؟؟ و مردم فریبی…

    جناب مصلح جعلی ! راستی نفرمودین شما با چه علمی؟ با قطعیت فرمودید: من(کاوه) در دو روز مذکور، آنجا(دنا و اوین) نبوده ام؟! مگر حضرت جلالت مآب مرا میشناسید که با اطمینان میگویید من آنجا نبودم! یا مگر قرار بوده در پیشانی ام بنویسم کاوه؟!
    باید اعتراف کنم با اینهمه تحقیق و تفحص که در آخوند شناسی گذرانده ام، هنوز هویت واقعی شما بر من مکشوف نشده! واقعا” نمیتوانم بفهمم شما از کجا پی بردید من آنجا نبوده ام! مصلح جان داری خطرناک میشوی! سارای فرانکفورتی حق داشت از شما بترسد!!!

    ظاهرا” اسم ” میرسجاد ” تان هم، مثل مصلح، جعلی و دروغ است!!!

    خواهش میکنم قبل از اینکه پاسخی به ابن کامنت بدهید، آخرین کامنت پیشینم خطاب به خودتان را، مروری مجدد بفرمایید لطفا”!!!
    جواب این کامنت را نوچه و مقلد سینه چاک تان( علوی یا ناشناس) خواهند داد نگران باشید. معلوم میشود در حجره به این دو بزرگوار خیلی التفات دارید! الطاف عالی مستدام

     
  8. درود براقای نوریزاد و تمام مبارزان راه آزادی
    حقا که مبارزاتتان در مقابل دهان و دندان بیرحم جباران افتخار آمیز است
    سالگرد و یادمان قتلهای رنجیره ایست یاد آنان را که سالها قبل به تیغ جهل و جور و استبداد جان دادند گرامی بداریم انسانهائی مظلوم و فرهیخته و شریف بیاد آن در افق تاریخ نشستگان شعری تقدیم میکنم بادا که قبول افتد
    چكامه
    اسماعیل وفا یغمائی
    برای کشتگان راه آزادی
    در قتلهای زنجیره ای

    «غم مخور اى دوست كاين جهان بنماند
    آنچه تو مي بينى آنچنان بنماند» *ا
    كار جهان جهنده غير جهش نيست
    از تك و پو توسن زمان بنماند
    پرچم ايران چنين فسرده و تاريك
    بر سر بام زمان نوان بنماند**
    خون شهيدان راه عشق و فضيلت
    خشك به اين خطه بى گمان بنماند
    بر سر اين سفره ى گشاده غارت
    اجنبى خيره ميهمان بنماند
    شاه برفت و ، فقيه و كنده و ساطور
    با تو بگويم كه حكمران بنماند
    انده اين مردمان نپايد ودژخيم
    شاد زاندوه مردمان بنماند
    انكه بر آنست تا كه رسم فقيهان
    نو كند ازابلهى بدان بنماند
    عهد جهالت گذشت و دور خريت
    رسم و ره جاهلان !خران! بنماند
    علم و خرد در مصاف جهل و تعصب
    خامش و منكوب و بى زبان بنماند
    چرخش تاريخ رو به پهنه فردا
    در سفر خويش ناتوان بنماند
    توده ملت چنين به ذلت و زنجير
    تا به ابد تا به جاودان بنماند
    اين همه دست شكوهمند به فرجام
    باز و تهى رو به آسمان بنماند
    بسته شود عاقبت ، گره شود آخر
    در گرومعجز نهان بنماند
    معجز پنهان نهان به ماست همان به
    دست دعا رو به كهكشان بنماند
    شرزه خدنگى است خشم ملت و اين تير!
    تا به ابد در زه كمان بنماند
    در كشدش دستهاى شعله ور خلق
    تا ز شرير و ز شب نشان بنماند
    رفت گر« آرش» ز نسل او وطن ما
    بى يل و بى گرد و پهلوان بنماند
    بحر خروشان توده موج زند تا
    بى گهر اين بحر بيكران بنماند
    تجربه كردم به خون و اشك در اين عمر
    تجربه آن به دگر نهان بنماند
    گر كه يلى هست ملت است و بجز او
    گو كه نشانى ز قهرمان بنماند
    هست اگر آرمان به غير رهائى
    نيست، جز آن گو كه آرمان بنماند
    زنده از آزاديم (وفا) و در اين ره
    نيست غمى گر نه تن نه جان بنماند

     
  9. نامه به یسیجی
    برادر گرامی
    عزیکم چگونه به یاد ما افتادی؟ چگونه به یاد پیاده رو ما افتادی؟ اینجا پیاده رو ماست اینجا تنها نفطه ازاد شده وطن ماست. حرف هایمان را از این نفطه به گوش تاریخ می رسانیم. اینجا وطن ماست.
    چهره معصوم و پر مهر و عاطفه را دیدم ترا شناختم. درست است تو از مایی. چهره مظلوم به خواب رفته خوش. بتو گفته اند که هر لحظه با آمریکا مبارزه می کنی. که علت همه بد بختی های ما امریکاست. که بزودی در اثر نفوذ کلام رهبر در مردم آمریکا کاخ سفید حسینیه میشود. تنها باید به فکر دوختن پرچم سیاه باشیم تا بر فراز آن کاخ به اهتزاز در آید.
    اینکه همه چیز ممکن است تنها باید از نفوذ آمریکا در کشورما جاوگیری شود. امریکایی که در همه جا میتواند نفوذ کند حتی در کله رییس جمهور روحانی ما..
    اما ایا میتوانی به این سوال پاسخ دهی که چگونه بوده است که یک زمان بغداد و دمشق و حلب مرکز اشا عه علم و ادبیات و محل رفت و آمد دانشمندان و متفکران و شاعران بوده است. و هم اینک محل رفت و آمد تروریست ها و اسلحه فروشان و فاجاقچیان و دلالان نفت و مرکز اشاعه جهالت در جهان شده است.
    چرا کشور های مسلمان در جهان از عقب افتاده ترین کشور ها هستند. ایا بدلیل انحطاط فکری آنها نیست به علت خستگی فکری و تنبلی ذهنی نیست.
    چرا کشور های اسلامی صادر کنند نفت و سرمایه و مغزهایشانند و وارد کننده اسلحه.
    اگر می توانستی به این مسایل فکر کنی بجای خرده گرفتن به نوریزاذ به نزد دکتر ملکی اولین رییس دانشگاه تهران بعد از انفلاب بروی و از او دلیل انحطاط ملل مسلملان را بپرسی. او دانشگاه خود را به کنار خیابان آورده است به تنها پیاده رو آزاد شده میهنمان.
    شاید او آدرس دستفروش های کتاب مفابل دانشگاه را بتو میداد. میگفت که دستفروش ها میدانند.
    سپس تو به نزد دستفروش میرفتی او به چهره معصوم تو مینگریست ترا میشناخت بتو اعتماد میکرد و از کتاب های سفره پهن کرده در جلوش و یا کارتون های بغل دستش کتابی بیرون میآورد و بتو میداد.
    کتاب های صادف هدایت جمالزاده جاج سیاح نویسندگان صدر مشروطیت صمد بهرنگی تاریخ بیهقی جامعه شناسی نخبه کشی جامعه شناسی خودمانی ..
    هیچ کس از دانستن زیان نمی برد هیچ جنگی در کار نیست. غیر از جنگ با جهالت هایمان
    باز هم برای تو نامه خواهم نوشت
    دوست.

     
  10. به نقل ا دویچه وله

    حمایت نایب رئیس شورای شهر تهران از حمله عده‌ای به کارتن‌خواب​ها

    مرتضی طلایی، رئیس پلیس سابق تهران و نایب رئیس شورای شهر، با دفاع از حمله عده‌ای به کارتن خواب​ها گفت که “مردم حق دارند در برابر کارتن‌خواب‌ها از خود دفاع کنند”. او حمله به کارتن​خواب​ها را “عکس​العملی طبیعی” می​داند.

    انگار وضع دولت امام زمون خیلی خرابه که سردار مطلائی همچی ترهات میبافه. خوب خلایق هرچه لایق لیاقت ما ملت قهرمون همینه. آی بالا نشین تهرونی کیف کن که شهر هرته

     
  11. بسیجی گرامی امروز میآید سوال میکند فردا میاید به صف مردم میپیوندد. در تاریخ همواره این چنین بوده است.

     
  12. مهدی از تهران

    مهدی از تهران
    عرض ادب واحترام
    1- عده ائی نا خرد مخصوصا عده ائی مغرض و تجزیه طلب و تعدادی از طرفداران استبداد چکمه این روزها نسبت به برنامه ای در یکی از کانالهای تلویزیون استبداد نعلین که با گویش ترکی برنامه ای را اجرا کرده و جهت اموزش مسواک زدن به کودکان با استفاده از سلیقه بد این کار را کرده شروع کردند به جیغ بنفش کشیدن که ای به ترکها اهانت شد و غیر و غیرو وووو. اینکه بد سلیقه ائی بسیار بد در این برنامه بکار رفته جای بحثی نیست اما مثل اینکه خیلی ها یادشان رفته که فردی بنام عبدالکریم اصفهانی در تمامی دلقک بازیهایش بنام برنامه فکاهی در دوران استبداد چکمه و سپس در زمان فرارش به خارج از کشور دائما مردم کلیه شهرستانهای ایران را به بد ترین وضع به سخره میگرفت.
    باور دارم که هر فردی که این برنامه اموزش مسواک زدن کودکان که بد سلیقه ای بسیار بد در آن بکار رفته را دست آویز اهانت به مردم بقیه شهرستانها بکند فقط یک تجزیه طلب و نوکر اجانب است.
    در طول سالیان دراز در ایران به کلیه مردم ایران اهانتهای بسیار گردیده، بزرگتریت اهانت را اکثر خود مردم ایران به خود روا داشته اند و آن پذیرش استبداد است چه از نوع چکمه ایش و چه از نوع نعلینیش میباشد.
    2 – یکی از عناصر استبداد نعلین بنام سعیدی در خصوص حوادث پاریس ( نماینده رئیس استبداد نعلین در سپاه نگهدار استبداد نعلین) گفته “”” نماینده علی خامنه‌ای در سپاه حوادث تروریستی اخیر فرانسه را ناشی از افزایش نگرانی‌های مقام‌های اروپایی از گسترش اسلام در این قاره اعلام کرده است”””. واقعا استبداد نعلین دارای چه عناصری قوی فکر است!!!؟؟؟ برای من این جالب است که مردم ایران خود را امت چه استبداد نعلینی کرده که از چنین عناصری با چنین افکار پریشانی تشکیل شده است.
    3 – جناب نوری زاد عزیز در ارسال درودهای پایانی گردم هم ائی بهتر است که درودی هم برای بانو ندا آقال سلطان (مقتول حکومتی) فرستاده شود.
    4 – جناب نوری زاد گرام چرا خبری از آن مادری که میگفت “”اوین رو ویران میکنم بچمو ازاد میکنم”” در کنار شما دیگر نیست. درست است که فرزند ایشان آزاد شد ولی ای کاش گردم آئی شما به غیر از خواسته ای شخصی شامل خواسته ای مدنی کشور هم میبود (البته تک و توکی شعاراتی در خصوص قوه ضد قضائی استبداد نعلین دیده میشود ولی کم است). اینجاست که من مدام میگویم ایران کشوری دارای امت است نه ایرانی.
    شعارهائی که بر روی پلاکرتهای متعارضین مشاهده میگردد اکثرا خواسته های شخصی را مطرح میکند، خوب عابرین هم با دیدن این پلاکرتها امت وار از کنار شما عبور میکنند. من نمیخواهم اهانت به هیچ یک از متعارضین بکنم ولی خدائیش اگر استبداد نعلین خواسته ای یکا یک این بندگان خدا را بر اورد کند، دیگر جمع شما به همین تعداد هم خواهد رسید. اینجاست که استبداد نعلین از این گرد هم آئی کاملا برای نشان دادن وجودی ازادی در ایران استفاده بببحشید سوء استفاده میکند و با آزاد کردن فرزند یکی از متعارضین نشان میدهد که اگر موردی باشد که بی جهت بازداشت کرده سریعا آزاد میکند. بدین معنا که بقیه افرادی که در تجمع شما هستند لابد مشکل قانونی دارند که در زندان استبداد نعلین هستند.
    5 – استبداد نعلین اخیرا در حال گذاشتن قانونی است که دیه زن ومرد و سایر ادیان در تصادفات یکسان خواهد شد. این قانون حتما امت را شاد خواهد کرد. اما امت نمیداند که اصولا اصل دیه یک عمل غیر انسانی و متعلق به 1400 سال پیش است. اگر ایران دارای قانون پیشرفته زمینی بود و انسانهای همه در قبال قانون یکسان بودند زندگی بر آنها اسانتر میگذشت تا اینکه عده ائی خود را نماینده غیب بدانند و چگونگی زندگی کردن انسان را بر او تحمیل کند و بگوید تو نمیفهمی و من نماینده غیب (البته خود نماینده غیب خوانده) بتو میگویم چگونگی زندگی کن.
    6 – شنیده ها حاکی از آن دارد که رئیس استبداد نعلین روزهای سختی را از لحاظ فیزیکی و روحی میگذراند. امید وارم ان تعداد انسانهائی که در بین امت هنوز ایرانی (من وقتی میگویم ایرانی نظرم نژاد پرستی نیست بلکه انسانها ئی است که زاده و شهروند ایران هستند)مانده اند به هر نحوی که صلاح میدانند نگذارند افکار عمومی تمام و کمال حول و حوش مسائل فرعی که استبداد نعلین خود برای سرگرم کردن مردم تدارک میبیند، چرخ بزند. بهتر است افکار مردم متوجه به مسائل کشور پس از اتمام عمر رئیس استبداد نعلین باشد و حداقل با روشنگری از تعداد امت تا انجا که میتوانند بکاهند و به تعداد ایرانی اضافه کنند

    مهدی از تهران

    ——————–

    درود مهدی گرامی
    مادر امین انواری برای آزادی فرزندش فریاد می کشید. و فرزندش که آزاد شد ترجیح داده که سکوت کند. که این خود بسیار مبارک است برای همه ی ما. مردم ما اگر به این مرتبه از فهم و غیرت و پایبندی به حقوق مدنی خود برسند، تصور کنید که ما چه جامعه ی تحسین برانگیزی خواهیم داشت. گرچه این خیزش های فردی بعدها باید در دل احزاب به انرژی جمعی بدل شود. این که از مادر امین انتظار داشته باشیم به چیزی فراتر از آزادی فرزندش بها بدهد، کمی آرمانگرایانه است. اجازه بدهیم مردم معترض تا هرکجا که در توانشان است به اعتراض در آیند. حتی یک روز و یک ساعت. از ندا نیز در این درودها اسم برده ایم. این اسم بردنها تمثیلی است. وگرنه باید یک لیست بلند بالا بکار افتد هربار. بهرحال سخن شما در این خصوص بسیار درست و نیکوست.
    با احترام

    .

     
    • مهدی گرامی توهین و تحقیر هر گروهی از مردم درست نیست و در کشورهای متمدن غیره قانونی است.بله شما درست نوشته اید که در زمان استبداد چکمه چنین توهینهایی بوفور بود و اصولا خود حکومتگران هم مشکلی با آن نداشتند.ولی انسان متمدن نباید از تحقیر و توهین بدیگران حمایت کند.چون در استبداد نعلین و چکمه چنین پدیده شومی بوده و هست دلیلی نمی شود که ما آنرا محکوم نکنیم.قانون در دنیای متمدن چنین موضوعی را زشت و توهین به انسانها و تجاوز به حقوق انسانها میداند بهمین جهت آنرا غیره قانونی و قابل پی گرد قانونی کرده است.اگر انسانهای دمکرات و میهن دوست چنین امر زشتی را که به گروهی از هموطنانشان نسبت داده می شود بشدت محکوم نکنند و خواستار مجازات قانونی عاملانش نشوند مسلما پان ترک و پان کرد و پان فارس و پان عرب و تجزیه طلب و …براحتی از چنین موضوعاتی فرصت طلبانه سؤاستفاده می کنند.

       
      • اقای مزدک این کامنت شما کامنت های قبلی را که به گروهی مسلمان توهین و تحقیر بود اعم از درست یا علط بودن اعتقاداتشان نقض میکند

         
      • مهدی از تهران

        مزدک عزیز
        محکوم کردن هر عملی که انسانی را تحقیر کند طبیعی است . اما سیاسی کردن عمل تحقیر بحثی جداگانه است. مثلا در بریتانیا جک برای ایرلندی یا انگلیسی یا اسکاتلندی یا ویلزی میسازند ولی هیاهوی سیاسی براه نمی افتد که ای داد و بیداد برتانیا تجزیه شد. اسکاتلند رای گیری شد باقی ماند در بریتانیا.
        اگر سهل انگاری برنامه تلویزیونی بخواهد دست اویز سیاسی شود و کمک به تجزیه ایران گند، وای به حال ایران و مردمش.
        نه جناب مزدک بزرگ نمائی یک نمایشی که در آن سهل انگاری شده ،توسط منتقدین استبداد نعلین درست مثل کاری است که استبداد نعلین درمقابل کوچکترین انتقادی که از او میشود، صورت میدهد. تجزیه طلبها این داستان را نمک میکنند و بر زخم میرزند، تجزیه طلبها بزرگ نمائیمیکنند و شلوغ میکنند.
        این نوع اشتباهات در یک نمایش با یک معذرت خواهی در یک کشور متمدن و مردمی دارای تحمل بالا تمام میشود. استبداد نعلین با این شلوغ کاریها به پایان نمیرسد. به جای اینکه خود را سر گرم این کارها کنیم بهتر است که خود و مردم را تشویق به فرا گیری علم و دانش و مطالعه کنیم تا اینکه جهل و خرافات ریشه دوانده در فرهنگ ایرانی جایش را به عقل و خرد دهد.
        مهدی از تهران

         
  13. به نظر من بزرگترين ايراد رضا پهلوى اينست كه ايشان مسائل كليدى دوران پهلوى دوم بويژه مسأله كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢ را مسكوت گذاشته و در باره اينگونه مسائل، موضع گيرى سلبى يا ايجابى نمى كند. اگر ايشان انسداد سياسى زمان پدرش را با دلائلى چون جنگ سرد و خطر كمونيسم و حضور فعال مهره هاى اتحاد جماهير شوروى در ايران مانند حزب توده و مانند آن ، اجتناب ناپذير بداند، اما كودتا برعليه دولت ملى دكتر مصدق را چگونه قابل توجيه است؟
    رضا پهلوى هم از نظر چشم پوشى بر آنچه دوست ندارد واگشايى شود مانند اصلاح طلبان حكومتى است كه درخواست نقد دوران حاكميت خودشان را ” اولترا اصلاح طلبى ” مى دانند و هرگز حاضر نيستند به آبسه هاى چركين دهه اول انقلاب نيشتر بزنند تا چرك ها تخليه شود، وجدان عمومى آرام بگيرد و راه وفاق براى آينده گشوده شود.

     
  14. با درود مزدک گرامی….

    یک قلم دیگر به توهین های آشکار قرآن به شاعران نیز بیافزایید !!! بیچاره شاعران که بسیاری از شاعران ما نیز آن را ظاهرا نادانسته و تقلید گونه الگوی خویش می‌دانند!!! قرآن خطاب به شعرا می‌گوید که آنان در هر دره‌ای سرگردان هستند:

    أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ (شعراء/225) آيا نديده‏اى(نمی‌دانی) كه آنان در هر دره‌ای سرگردان هستند.
    در آیه‌ی پیش از این نیز می‌گوید که گمراهان پیروان آنان هستند:

    وَالشُّعَرَاء يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ (شعراء/224) و شاعران کسانی هستند که گمراهان از ایشان پیروی می‌نمایند.

    این در حالی است که در آیات پیش از آن، از کسانی یاد می‌کند که شیطان بر آنان سخنانی را فرو می‌فرستد و آنان را دروغگوی گناهکار می‌نامد:

    هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَن تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ (شعراء/221) آيا شما را خبر دهم كه شياطين بر چه كسى فرود مى‏آيند؟
    تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ (شعراء/222) بر هر دروغگوئی گناهكار فرود آید.
    و در ادامه گروه بیشتر آنان را دروغگویان می‌نامد:

    يُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ (شعراء/223) آنان گوش می‌دهند در حالی که بیشترشان دروغگویانند.

    در زمان محمد در میان قبیله‌های گوناگونی که در مکه حضور داشتند سخنوران و شاعران ماهری وجود داشتند، هنگامی که محمد سخنان خود را به خدایش، الله نسبت می‌داد، میان مردم مکه در مورد او حدس و گمانهای زیادی رواج یافت، خود قرآن در این زمینه می‌گوید که مردم به سه دسته تقسیم شدند، گروهی او را کسی می‌دانستند که خواب‌های پریشان می‌بیند؛ زیرا وی معتقد بود که خواب جزئی از نبوت است، داستان اسرا و سفر شبانه‌ی او با براق به آسمان هفتم و نزد الله در همین راستا بود؛ گروهی هم او را شیاد می‌دیدند و گروه سوم وی را شاعر می‌نامیدند، همه این گروها در این نقطه اشترک نظر داشتند که اگر او راست می‌گوید معجزه‌ی آشکاری را به آنان نشان دهد:

    بَلْ قَالُواْ أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ بَلِ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ فَلْيَأْتِنَا بِآيَةٍ كَمَا أُرْسِلَ الأَوَّلُونَ (انبیاء/5) بلكه گفتند (سخنان او) خواب‌هاى پریشان است (و گروهی گفتند) بلكه دروغگوئی بیش نیست (و گروهی گفتند) بلكه او شاعرى است؛ پس همان گونه كه براى پيشينيان هم عرضه شد بايد براى ما نشانه‏اى بياورد.
    از آنجائیکه سخنان او به زیبائی شعر شاعران نبود، وی را شاعری … می‌دانستند، شاید دلیل اصلی توهینی که از زبان او و منتسب به الله در مورد شاعران بیان می‌شد را در همین نکته باید دید:

    وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُوا آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَّجْنُونٍ (صافات/36) و مى‏گفتند آيا ما به خاطر شاعرى ديوانه دست از خدايانمان برداريم.

     
    • کاوه– اگر نوشته های نقادانه دیگران را از اینجا انجا کپی می کنید رفرنسش را هم بنوسید و انها را به نام خود چاپ نکنید// این کپی کاری و پس و پیش کردن مطالب سایت های دیگران عادت بدیست که شما دارید

       
  15. آقای نوریزاد عزیز

    فرض کنیم همین شنبه 100 هزار نفر که نه یک میلیون نفر بیان به جمع اعتراضی شما بپیوندند و این دزدان و راهزنان را به زیر بکشند؟ آینده کشور چه میشود؟ چه حکومت و دولتی در انتظار این کشور و مردم است ؟ این مردم هنوز رشد نکرده اند و عادت داده شده اند که کسی بهشان بگوید چه بکن و چه نکن؟
    کار شما کار خوبی است و مردم لازم است تا پخته شوند. پس نباید انتظار داشت که مردم به این زودی به صف شما بپیوندند چرا که میترسند. ترسشان از حکومت فعلی نیست . ترسشان این است که بعد چه میشود؟ کی قراره بیاد سره کار ؟ پهلوی ها ؟ رجبی ها ؟ سپاهی های تند رو ؟ اجنبی ؟ داعشی ها ؟ ….
    خواسته یا ناخواسته مردم نگران فریب دیگری هستند.
    حرفهای شما و برخی از اقوام و اپوزیسیون خیلی قشنگ است و به نظر من به قشنگی حرفهای انقلابیون سال 57 هم نیست . اما مردم گول زده شدند بعد از 57.
    الان میترسن که مجدد گول بخورن ….
    باید کلیه سران اپوزیسیون ایران بیانیه بدهند و بگویند پس از به زیر کشیدن این راهزن ها ما مثل آنها رفتار نمیکنیم . نمیکشیم. فقط دادخواهی میکنیم… تازه انقلابیون 57 هم همین را میگفتند.بلکه به این روش ترس مردم بریزد. مردم از آینده کشور و کشتار مجدد فرزندان این کشور میترسن. فرقی ندارد یک بسیجی یا سپاهی کشته شود یا غیر سپاهی. کشتار بد است و مردم باید آگاه شوند که این اتفاق نخواهد افتاد… آنوقت طومار این دزدان ظرف نیم ساعت پیچیده میشود.
    من تضمین میدهم اگر این مورد تقویت شود خود دزدان به آرامی میرن کنار.
    موفق باشید. اندکی صبر سحر نزدیک است.

     
    • مازیار وطن‌پرست

      علی گرامی در نوشتهٔ بالا بدور از کلمات پیچیده و اسامی و تئوری‌های دهن پُرکن، با زبانی بسیار ساده موفق به شرح و تبیین موضوعی شد که قریب به اتفاق کنش‌گران سیاسی داخل و خارج کشور، از درک آن عاجزند.

      از همین روست که مردم و نمایندگانشان، بجای اعتراضات سیاسی به اعتراضات مدنی و صنفی روی آورده‌اند. وگرنه واکنش و مجازات حکومت و دستگاه قضایی/امنیتی معیوب آن، در پاسخ به حرکات مدنی و سیاسی کم‌وبیش یکسان است. کسی نمی‌تواند یک کنشگر مدنی یا صنفی را متهم کند که چون تو می‌ترسیدی اعتراض مدنی کردی وگرنه بنیادهای سیاسی نظام را هدف می‌گرفتی. حال آنکه می‌دانیم واکنش دستگاه امنیتی نظام به یک فعال کودکان کار، یک روزنامه‌نگار و یک سیاستمدار اصلاح طلب یا حتی اعضای جبههٔ ملی چندان تفاوتی با هم ندارد.
      در غیاب یک نیروی سیاسی که قادر به جلب اعتماد طیف وسیعی از مردم باشد، اعتراض سیاسی تنها اعتبار اخلاقی برای کنشگر به همراه خواهد داشت. حال آنکه تاثیرگذاری آن بسیار محدود است.

      عدم شرکت در انتخابات زمانی معنا و مفهوم سیاسی و موثر دارد که یک جریان معتبر سیاسی، ضمن هدف گذاری مشخص به آن رهنمون شود. بدون عامل سیاسی، عدم شرکت حتی 45٪ از واجدین شرایط نیز هیچ معنایی جز خالی کردن میدان برای دشمنان ملت نخواهد داشت.

      این حرف به معنای چک سفید دادن به روحانی و حلقهٔ اطرافیانش نست: بدانند اگر به رای مردم نیاز دارند باید به مردم ثابت کنند که با رقبای اقتدارگرا و ایدئولوژیک خویش فرق دارند. وگرنه منی که اصولا با قانون اساسی جمهوری اسلامی مشکل دارم، چرا باید دستان خود را آلوده کنم و رای بدهم؟ اگر قرار باشد همواره در بر همان پاشنه بچرخد، بگذار فقط همان‌ها که منتفع هستند (چه مالی و چه ایدئولوژیک) در انتخابات شرکت کنند.

      آقای روحانی و حلقهٔ همفکران وی باید بدانند -برخلاف آنچه اپوزیسیون خارج نشین که دایه‌های مهربانتر از مادرند- می‌گوید ملت ایران نادان و صغیر نیستند بلوغ سیاسی مردم ایران در خاورمیانه و بلکه در جهان بی‌مانند است. این ملت متجاوز از صد سال است که برای سعادت و اعتلای کشور خویش بپاخاسته و از بذل خون و مال دریغ نکرده‌است. اگرچه چوب بی‌تجربگی و ایده‌آلیسم خام خویش و دخالت بیگانگان را بارها خورده اما امروز آگاهتر و پخته‌تر از هر زمانی اوضاع را رصد می‌کند و می‌داند که باید خیلی زود تصمیم بگیرد.

      اگر مدعیان بهبود شرایط در قالب جمهوری اسلامی هر چه زودتر اقدامی در اثبات توانایی‌های خویش نکنند، به زودی شاهد تشکیل گروه‌های سیاسی نیز خواهیم بود و آن موقع است که دیگر نه تحریم انتخابات، بلکه شاهد تحریم نظام خواهیم بود.

      آرزوی اصولگرایان در یکدست کردن حاکمیت که با بیرون کشیدن احمدی‌نژاد از صندوق رای عملی شد، آنچنان خدشه‌ای بر تمامی شؤن نظام وارد کرده که بسیاری از وابستگان نظام هم پی‌برده‌اند تلاش روحانی می‌تواند آخرین تلاش باشد.

       
  16. با سلام خدمت آقای نوری زاد و با تشکر از زحمات زیادی که می کشید جهت سر و سامان دادن به وضعیتی که مردم به آن دچار هستند،
    من یه فکری به سرم زده و خواستم اونرو با شما درمیان بزارم ، امروز یه فیلمی رو در یوتیوب دیدم و ان این بود که درتاریکی مردم شروع به هوا کردن فانوس های روشن کرده بودند، خیلی تاثیر مثبتی روی من گذاشت چون این صحنه خیلی قشنگ و لذت بخش بود، گفتم اگه بشه در ایران هم این کار را کرد مردم کم کم از قدرت خود آگاه می شوند، یعنی از مردم خواست که مثلا هر کس از وضع فعلی ناراضیست یک بار درهفته شب مثلا شنبه ها وقتی که هوا تاریک است از منزل خود و یا هرجای دیگر یک فانوس روشن هوا کند، اگر تعداد این فانوس ها زیاد شود تاثیر آن در روحیه مردم زیاد می شود و روحیه شان را قوی می کند و این یک حرکت کاملا مدنی و همزمان لذتبخش می باشد.
    نمونه ای از این فانوس ها رو در لینک زیر می تونید مشاهده کنید
    https://www.youtube.com/watch?v=_pE2FDjttik

    لطفا اگر خواستید این پیشنهاد رو پخش کنید نام مرا نیاورید چون من تنها سرپرست دو خواهر مریضم هستم و باید همیشه پیششون باشم ولی دلم همیشه پیش شما و جمعتون هست

     
  17. به همه دوستان این سایت سلام می کنم
    و اما بعد:

    مشکل اساسی این کشور اقتصاد است ولی ما یک اقتصاددان با سواد واقعی
    نداریم. هر روز هر کسی بدون سواد کافی و کارشناسی, دستوری صادر میکند
    بعد میفهمد اشتباه است. آقا : شما کی میخواهید از اشتباهیتان چیزی یاد
    بگیرید؟ میگویند وام 25 میلیونی میدهیم تاخودرو های اشغال که در انبار
    خاک میخورد بخرید بعد میگویند غیر ما فقط برای 110000 خودرو اعتبار
    داریم؟ چرا از روز اول مسله به این سادگی را پیشبینی نکردید؟ میگویند
    بازار مسکن در رکود است بعد میگویند در کشور یک میلیون و چهارصد هزار
    آپارتمان خالی وجود دارد! یعنی ما نیازی به آپارتمان جدید نداریم. پول در
    دست مردم جمع شده و نمیدانند کجا سرمایه گذاری کنند! این پولها از کجا
    آمده است؟ راه های غیر تولیدی؟ چرا پول نقد در دست مردم ایران بیش از
    مردم آمریکا است؟ در ایران مردم مالیات نمیدهند. اگر دولت فاسد بتواند
    بدرستی از پولدار ها مالیات گرفته و آن پول را صرف پروژه های عمرانی بدون
    دزدی کند, چرخ اقتصاد بگردش آمده و بیکاری کم میشود.
    بخاطر فساد زیاد افراد پولدار حاضر به قبول ریسک و سرمایه گذاری نیستند.
    در مملکتی که قانون اجرا نمیشود و فساد زیاد است هیچ آدم عاقلی در بورس
    سرمایه گذاری نمیکند. پس بهترین کار آن است که بانکها با دادن بهره زیاد
    سرمایه راکد مردم را جمع ودر کار های تولیدی سرمایه گذاری کنند. یعنی عوض
    بنگاهداری و خرید و فروش ملک مثل مردم عادی سرمایه خود را صرف وام دادن
    به کارخانه دارها کنند یا با آنها شریک شوند و تولید را رونق و اقتصاد را
    بحرکت درآورند. این کار احمقانه ای که اخیرآ دولت کرد, ترویج مصرف گرایی
    آمریکایی است, یعنی همان سیاست شاه ملعون. تولید و اشتغال را تشویق کنید
    نه مصرف آن هم مصرف خودرو های بی ارزش ایرانی!

     
  18. سلام به همه

    آقای نوری زاد فرمودند:
    «من فاجعه ی تروریستی ای را که در فرانسه رخ داد و گروه داعش مسئولیتش را پذیرفت، بحساب غمزه های خونین ملاهای ایران در تمامی سالهای پس از انقلاب می گذارم. پیش از انقلاب مگر خبری از جیش العدل و بوکوحرام و طالبان و القاعده و داعش و النصرة و جیش المختار بود؟ همه ی اینها خروجی بدیهی رفتار ملایان در داخل ایران و در بیرون مرزها و در کل منطقه اند. مگر مردم بدبخت یمن برای چه بمباران می شوند؟ جز بخاطر همین غمزه های خونین ملایان حاکم بر ایران؟ و یا بحرین و عراق و سوریه؟ ای خدا، این چه مالیخولیایی بود که از دامانِ ایرانیان برجهاندی؟ محمد نورى زاد»

    پیشنهاد میکنم، پس از خنک کردن احساسات سیاسی، از چشم مغز به این نوشته کوتاه ظاهرا مترقی نگاه کنیم. من تکان خوردم از این همه بی مسئولیتی و عدم محاسبه سیاسی و عدم صداقت. ایستادن وسط خیابانهای خونین فرانسه در این لحظه تحریک جهانی و آمادگی یکی کردن اراده برای نبرد با تروریسم و ایران را نشان دادن به عنوان مقصر، و صرفا به خاطر مخالفت با ملاها فراموش کردن مصالح ایران در این لحظه شگفت است. این نوشته کوتاه به تمام و کمال نشاند میدهد مجاهدین اصلا تافته جدابافته ای از خشم و کین و حرف پوک نیستند. اپوزیسیون انقلابی اسلامی با ایران همان میکند که حکومت آیین مدار کرد. دو چیز برای احساس مسئولیت سیاسی بیش از همه مبنا و پایه و جانمایه است، میهن و انسان. اگر جای اینها با امت و قدرت و ایدئولوژی و مکتب و خدا و شیطان و هر چیز دیگری عوض شود کارخراب و سیاست خراب آباد است. من در ساختار فکری و نوع کارکرد مغز سیاسی چندان تفاوتی بین مصباح یزدی و این نوشته (فعلا فقط این نوشته را میگویم) آقای نوریزاد نمی بینم. شهوت نبرد با حریف به هر قیمت؛ حتی به قیمت انداختن کشور جلو پوزه کفتارها.

     
    • جناب علی آقای شاکری

      شما چگونه از بی سیاستی سخن به میان میآورید؟ آیا سیاست همانیست که گروه چپی شما پیشه کرده و جمهوری اسلامی را رودست مردم گذاشت؟ آیا منظورشما ازپیش کشیدن سیاست، همان سیاستی است که دراتحاد جمهوریخواهان پیاده کرده و هزاران نفراز کسانی را که به امید یک حرکت سیاسی حساب شده و مترقی برای نجات ایران، درحال پیوستن به اتحاد شما بودند، ازهرچه فعالیت سیاسی ناامید وسرخورده کردید؟ آیا آن سیاست جمع شما به نفع طولانی شده عمر این جمهوری ملایان تمام نشد؟

      آری…این همه گروههای تروریست ازدولتی سرِ حکومت جمهوری اسلامی بوجود آمده اند. وقتی حاکمان جمهوری اسلامی بجای راهبرد “تعامل” به راهبرد “تقابل” با اعراب و غرب و صدور انقلاب اسلامیشان، راپیشه میکنند، رهبران کشورهای درمعرض هجوم همچه راهبردی قرار نیست دست روی دست گذاشته و فرش قرمز زیرپای سپاهیان قدس پهن کنند.

      نوریزادبدرستی وضعیت را تصویرکرده است. او بدرستی متوجه این واقعیت هست که آب از سرچشمه گل است. حکومت جمهوری اسلامی مسئول بوجودآوردن این رویاروئیهای نظامی و تروریستی است. لطفاً از خاطر مبارک دورنباشد که آن همه بکش بکش روشنفکران وفعالان سیاسی داخل وخارج کارِ همین تروریستهای جمهوری اسلامی بوده است و اینان بودند که ترور دگراندیشان را درداخل وخارج کشور پایه گذاری کردند. این که دیگر اظهر من الشمس است جناب شاکری…ازجوانی به پیری/ ازپیری تابمیری؟! کی جمع شماها درجبهۀ ملت قرارخواهدگرفت؟

       
      • وقتی حسن عباسی ، عضو اصلی قرارگاه عمار، که تو سخنرانی هاش علنا اظهار میکنه تروریسم مقدس در لبنان و هر جبهه ای شیبه اون حاصل استراتژی سپاه انقلاب اسلامی هست شما نباید اط نوشته اقای نوری زاد ناراحت و عصبانی بشید

        تروریسم کنونی در خاورمیانه بخش بزرگی اش دستاورد انقلاب 57 و جمهوری اسلامی هست.

         
  19. من یک بلوچ هستم

    سلام نوری زاد گرامی. سلام دوستان

    فارسم، اما من هم بلوچ هستم

    در گوشه‌ جنوب شرقی‌ نقشه ایران استان سیستان و بلو چستان قرار دارد، قالب مردم بلوچ اهل تسنن میباشند. من بطور متناوب در آن خطه کار و سفر کرده‌ام و با این مردم صبور و مهمان‌نواز از نزدیک آشنایی‌ دارم، بارها بر سفره آنها نشسته، سفره آی‌ که در آن گاهی فقر خود را با صمیمیت و مهمان نوازی با من تقسیم میکردند. بلوچ‌ها مردمی صبور ، صلح طلب و بسیار مهمان نواز هستند. محرومیت ، فقر و تبعیض به شکل وحشتناکی و زشتی نمایان بود، در شهرهای بزرگی‌ مثل زاهدان، زابل و یا چابهار امکانات و خدماتی که در سایر شهرهای ایران عادی محسوب میشد در آنجا بد یا وجود نداشت. پروژه‌های آنهم در تیول مرکزیا ن بود. در آن سالهای ۱۳۶۰ که سراسر ایران بدلیل جنگ ایران و عراق و سرکوب وحشتناک گرد سیاه ماتم داشت، فقر و محرومیت بلوچستن وسیله آ‌‌‌ی مناسب برای تغذیه ماشین جنگ بود . پیوسته این سوال در ذهن من است، خلق محروم و مظلوم بلوچ بجز لقب پرطمطراق مرزبانان غیور و مسلمان بلوچ چه سهمی در جغرافیای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی‌ ایران دارند ؟ کی‌ و کجا رژیم ( که جای خود دارد ) اپوزسیون ایران و جریانهای مترقی و آزادی‌خواه اینها را جدی گرفته است؟ روز و هفته‌ای نیست کسی‌ در شهر یا روستایی کشته و در گالن گازوئیل که تنها ممر زندگی‌ خانواده آاو است به آتش کشیده نشود. روزی نیست که اعتقادات مذهبی‌ و فرهنگی‌ آنها سرکوب یا تحقیر نشود، مانند تمام اهل تسنن و دیگر اقلیتها. بعنوان یک بلوچ چه انتخابی در آن ماتم سرای تحقیر و تبعیض دارم ؟ در این میان ما مردم ایران بطور عام و ما فارس‌ها بطور خاص مسئولیم. این خود دلیلی‌ بود که جنداله به رهبری مولوی‌ عبدالملک ریگی و دوستانش در سال ۲۰۰۳ مبارزه مسلحانه را بر ضدّ این تبعیضها و محرومیت‌ها شروع کرد. سرکوبگران بجای رفرم، اصلاح و رفع تبعیضها سپاه سرکوبگر خود را به منطقه گسیل داشت. سپاه و اطلاعات سپاه بر جان و مال و ناموس خلق بلوچ با بی‌رحمی قیر قابل وصفی به کشتار و ترور علما و اندیشمندان اهل تسنن پرداخت. مصیبت به همین جا ختم نشد، رژیم با زد و بند پشت پرده با پاکستان مولوی‌ عبدلمالک ریگی را دستگیر کرد و سپس با آن سناریو مضحک سربازان گمنام امام‌زمان و نیروی همیشه قهرمان هوایی را همراه شوها ی تحقیر کننده و غیر انسانی‌ تلوزیونی و بعد اعدام رهبر جندالله، یک بار دیگر ثابت کرد تنها فقط زبان زور را می‌شناسد و به آن اعتقاد دارد. جندالله به مبارزات مسلحانه خود ادامه داد و سپاه با تمام بی‌رحمی خود به سرکوب و تجاوز به اعتقادات، جان و مال و ناموس مردم بلوچ مشغول است و به هیچ کس جوابگو نیست!!

    هموطن عزیز،‌ای کسانی‌ که دغدغه آزادی و عدالت دارید. ایران در چنگ دینفروشان از خدا بیخبر میسوزد، ماجرا‌ جویی‌های حکومتگران در تمام خاور میانه خود را گسترده است، جنگ نیابتی در ابعاد وسیعی جریان دارد، بلوچستان در شروع یک جنگ نیابتی قرار دارد، مردم بلوچستان را تنها نگذارید، مسائل و اخبار و مصائب خلق بلوچ در وسائل ارتباط جمعی مطرح کنید. تجربه‌های خود را با آزادیخواهان درمیان بلوچ

    بگذارید، نگذارید آنها بها شیه رانده شوند. رژیم قصد دارد جنگ شعیه و سنی راه بیندازد. این امکان را از این ایران و مردم فروشان بگیرید. ما ایرانیان بطور عام و فارس‌ها بطور خاص، روزی باید پرونده گرگانگیری سفارت آمریکا، جنگ هشت ساله و جنایت دهه شصت را باز خوانی کنیم، پرونده هائی که بعد از سه دهه اصلاح‌طلبان به خارج رانده شده و امیدوار بازگشت به قدرت باید به آن توجه مسئولانه داشته باشند. ما باید از تجربه آلمان بعد از جنگ جهانی دوم و افریقا ی جنوبی بعد از آپارتاید بیاموزیم. ایران بجز بهمت زنان و مردان آزادی‌خواه و مسٔول به درد مردم تغییر نخواهد کرد.

    سیاوش – ۱۰/۱۱/۲۰۱۵

     
    • جناب کمونیستی که این بار خودت رو سخنگوی “خلق بلوچ!” معرفی کردی, من خودم آذری هستم و البته قبل از هرچیز ایرانی! شما کمونیستها اگه واقعآ دلسوز اقوام ایرانی و از جمله هموطنان بلوچ ما بودین بجای اینکه یقهء “فارس ها!” رو بگیرین میرفتین یقهء همین حکومتی رو میگرفتین که محصول و دست پرورده خود شما کمونیستها و توده ای هاس. این بلایی که سر ملت ایران و از جمله اقوام ایرانی اومده دستپخت “اتحاد ارتجاع سرخ و سیاه” بوده پس شما کمونیستهایی که این دست گل رو به آب دادین بهتره دست از سخنگویی “خلق ها!” بردارین و سخنگوی خودتون و حداکثر سخنگوی رفیق استالین تون باشین! منِ آذری اگه نخوام شما کمونیستها سخنگوم باشین کی رو باید ببینم؟! این بلایی که به سر ایران آوردین کم بود حالا پروژه جدیدتون اینه که اقوام ایرانی رو به جون هم بندازین تا یه وقت با هم متحد نشن بر علیه این حاکمیت ضد ایرانی و درعوض با نفرت پراکنی قومی فضا رو برای تجزیه ایران فراهم کنین! جناب! مردمِ (بقول شما) “فارس” بیشعور نیستن که ندونن مردم سیستان و بلوجستان در چه وضعی هستن. برای همین هم هست که همین مردم “فارس!” برای آزادی و آبادی و حقوق همه ایرانی ها بارها دست به اعتراض زدن (از جمله در جنبش سبز) و توسط حکومت تار و مار شدن. همین الان عده ای از مردم “فارس” که درمقابل زندان اوین تجمع کرده بودن به وحشیانه ترین شکل سرکوب شدن و درعوض عده ای از اراذل و اوباشِ نژادپرست و قوم گرای پان ترک و دست پروردهء کمونیستها در استادیوم تبریز به زوزه کشی پرداختن و شعار “مرگ بر فارس” سر دادن! و حالا هم شما اومدی به بهونه دفاع از “خلق بلوچ!” توحش تروریستهای جندالله (داعش سیستان) رو توجیه میکنی؟!

       
  20. داریم «آدم» می شویم، به عمین سادگی و به همین صراحت
    آنچه تا دیروز «غیرت» می خواندیم از لوازم اجتناب ناپذیر و قطعی حیوانیت بود. اتفاقا اول معنای «غیرت» هم در جوامع حیوانی (منظورم همان حیوانات آدم نما، که ماها باشیم است) غیرت جنسی است. غیرت های دیگر بعد از این غیرت جنسی می آید. دست آخرهمه غیرت ها هیچ فرق ماهوی باهم ندارند، همه غیرت ها از یک قماش و همه آنها ترجمان های حیوانیت بشر اند، می خواهد غیرت قومی باشد، همچون شعری که آن حیوان همشهری من به اسم عسگر شاهی …یده بود و دیشب با تلگرام به دستم رسید که فارس ها را کرده بود سگ! البته خودش را از سرزمین گرگ ها معرفی کرده بود! میبینید خریت حیوانیت ته ندارد…….! یا غیرت ملی باشد یا غیرت دینی باشد یا هر توحش دیگری
    داریم آدم می شویم…می دانید چرا؟ چون چهل سال است داریم شلاق حیوانیت مان را می خوریم. چقد باید ممنون این شلاق و زخم هایش باشیم؟! شوخی نمی کنم، متلک هم نمی گویم. اصلا اینطوری می شود آدم شد، جور دیگر ندارد. آن ملت هایی هم که آدم شده اند از زیر شلاق حیوانیت هایشان خونین و مالین بلند شده اند، منتها این بار آدم بلند شده اند و نه همچون شلاق بدستان هم وطنشان حیوان. باید ممنون دادگاه های تفتیش عقاید واتیکان و شکنجه گاه های کلیساها و پاپ های خونخوارۀ واتیکان باشند….این ها نقش تعیین کننده ای در آدم شدن اروپایی ها بازی کردند. حالا هم نوبت ماست که آدم بشویم….که داریم می شویم.

    http://www.hammihan.com/post/6326114

    شرم نامه یک مرد ایرانی

    اﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺭا “ﺁﻗﺎی پروفسور قاسمی” در صفحۀ ” ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻫﺎﯼ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺯﻧﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ” ﻧﻮﺷﺘﻪ اند :

    ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﻧﺎﻣﻪ ی ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﻧﯿﺴﺖ…
    ﯾﮏ ﺷﺮﻡ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﺳﺖ…

    ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺗﺮﺑﯿﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺁﻣﻮﺧﺖ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﺑﺮﺗﺮﺳﺖ …

    ﭼﺮﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﺪﻡ که :
    ” ﭘﺴﺮﺍ ﺷﯿﺮﻥ ﻣﺜﻞ ﺷﻤﺸﯿﺮﻥ
    ﺩﺧﺘﺮﺍ ﻣﻮﺷﻦ ﻣﺜﻞ ﺧﺮﮔﻮﺷﻦ ”
    ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﮕﻔﺖ ﻧﻪ ﺍﯾﻨ ﻄﻮﺭ ﻧﯿﺴﺖ

    ﭼﺮﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﮔﻔﺘﻢ :
    ﮐﻪ ” ﻟﺒﺎﺳﺖ ﺭﻭ ﻋﻮﺽ ﮐﻦ ﯾﺎ ﺁﺭﺍﯾﺸﺖ ﺭﻭ ﮐﻢ ﮐﻦ ” !
    ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻧﮕﻔﺖ : ﺗﻮ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺍﻫﺮﺕ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﻧﮑﻦو ﺑﻪ ﺗﻮ ﺭﺑﻄﯽ ﻧﺪﺍﺭﻩ

    ﭼﺮﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﮔﯿﺮ ﺩﺍﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺣﺮﻑ ﻣﯽﺯﻧﯽ ؟
    پدﺭﻡ ﻧﮕﻔﺖ : ﭘﺎﺷﻮ ﺑﺮﻭ ﮔﻤﺸﻮ ﻭ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺮﺱ
    و ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ﺣﻤﺎﯾﺘﻢ ﮐﺮﺩ !

    ﭼﺮﺍ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﮔﻔﺖ :
    ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﻭﻗﺖ ﺷﺐ ﮐﺠﺎ ﺑﻮﺩﯼ ﺩﺭ حالی کهﺳﺎﻋﺖ ۸ ﺷﺐ ﺑﻮﺩ
    ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻦ ﺳﺎﻋﺖ ۲ ﺻﺒﺢ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽﺁﻣﺪﻡ
    ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯽﮔﻔﺖ ؟ !

    چرﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺑﺤﺜﻢ می شد
    ماﺩﺭﻡ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﻣﯿﮕﻔﺖ : به ﺑﺮﺍﺩﺭﺕ ﺑﯽ ﺣﺮﻣﺘﯽ ﻧﮑﻦ !
    ﻭﻟﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﮕﻔﺖ ﮐﻪ
    ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﺕ ﺑﯽ ﺍﺣﺘﺮﺍﻣﯽ ﻧﮑﻦ

    ﭼﺮﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﮐﺘﮏ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ
    ﺑﻪ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﯾﺎ ﺩﯾﮕﺮ ﺯﻧﺎﻥ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﭘﻨﺎﻩ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ،
    ﻣﺎﺩﺭﻡ، ﺧﺎﻟﻪﺍﻡ ﯾﺎ ﻋﻤﻪﺍﻡ ﻣﯽﮔﻔﺘﻨﺪ :
    ﺣﺎﻻ ﺷﻮﻫﺮﺕ ﯾﮏ ﺳﯿﻠﯽ ﻫﻢ ﺯﺩه ! ﻣﺮﺩ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ !
    ﻭ ﻣﻦ ﺁﻣﻮﺧﺘﻢ ﮐﻪ می توانم ﺑﺰﻧﻢ ﭼﻮﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﯾﮕﺮ !

    و ﭼﺮﺍ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮐﯿﻒ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺭﺍ ﻣﯽﮔﺸﺖ ؟
    ﺁن هم ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﻣﻦ !
    ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ؟ ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ،
    ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﺧﻮﺩﺵ (ﻣﺎﺩﺭﻡ) ﻫﻢ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﺰﻧﺪ
    ﻭ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮﺵ هم ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺣﺮﻓﻬﺎ ﺑﺰﻧﺪ ؟!

    ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯽﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ ﺑﺮﻭﻡ ؟
    و ﻣﻦ ﺁﻣﻮﺧﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻮﺍﻇﺒﺶ ﺑﺎﺷﻢ
    ﺑﺎﯾﺪ ﺷﮑﺎﮎ ﺑﺎﺷﻢ !
    ﭼﺮﺍ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻋﺎﻣﻞ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺩﯾﮑﺘﺎﺗﻮﺭﯾﻬﺎﯼ ﭘﺪﺭﻡ
    ﻭ ﭼﺮﺍ ﺁن گونه ﻣﺴﺦ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ؟ !

    ﻣﮕﺮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﻫﻢ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩه
    ﺷﺎﯾﺪ هم ﺣﺴﻮﺩﯼ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺩﺧﺘﺮﺵ
    ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺧﻮﺩﺵ (ﻣﺎﺩﺭﻡ) ﺭﺍ ﺑﻪﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩ !

    ﻭ ﻣﻦ ﻫﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﺑﺮ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺁﻣﻮﺧﺘﻢ ، ﺍﺯ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺁﻣﻮﺧﺘﻢ …

    ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻢ ﺯﻭﺭ ﺑﮕﻮﯾﻢ !
    ﮐﺘﮏ ﺑﺰﻧﻢ !
    ﻣﯽﺗﻮاﻧﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎﺵ ﯾﺎ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻧﺒﺎﺵ !
    ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻢ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﮕﯿﺮﻡ ! ﺣﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻤﺘﺮﯾﻦ ﺣﻖ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ‌ﺍﺵ ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻤﺎﻥ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻥ …!

    ﺷﻨﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺩﺭ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭼﺮﺍ (ﻣﺮﺩ) ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﺩﻟﺶ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﺪ ؟
    ﮔﻔﺖ : “ﺍﻭﻥ ﻣﺮﺩﻩ ﻭ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﮑﻨﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﺮﺍﺵ ﺣﺮﻑ ﺩﺭ ﻧﻤﯿﺎﺭﻩ ﻭﻟﯽ ﺍﯾﻦ ﺗﻮﺋﯽ ﮐﻪ ﺣﺮﻑ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺕ ﺯﺩﻩ ﻣﯽﺷﻪ”
    ﻭ ﻣﻦ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻢ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ مردم ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﻢ …

    ﻣﻦ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﮐﻼ ﯾﮏ ﺯﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﺷﺒﯿﻪ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺍﺳﺖ !
    و ﺣﺘﯽ ﻧﻘﺸﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﺍﺯ ﺻﻮﺭﺕ ﺯﻧﯽ، ﻧﺼﻒ ﺯﻥ ﻭ ﻧﺼﻒﮔﺮﺑﻪ
    و ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺯﻥ ﮔﺮﺑﻪ ﺻﻔﺖ ﺍﺳﺖ !
    و ﻣﻦ ﺧﻮﺍﻧﺪﻡ که دو ﺯﻥ می توانند ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻗﺎﺿﯽ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ
    ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﺩ “ﯾﮑﯽ” ﮐﺎﻓﯽ ﺳﺖ !
    و ﻣﻦ ﺁﻣﻮﺧﺘﻢ ﮐﻪ ﺯﻥ ﻋﻘﻠﺶ ﻧﺼﻒ ﻣﺮﺩ ﺍﺳﺖ …!

    ﻣﻦ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﮐﺮﻩ ﺑﺎﺷﺪ …
    ولی ﻣﻦ می توانم ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﮑﻨﻢ ﻭ ﮐﺮﺩﻡ !

    ﻭ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻗﺎﺿﯽ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﯼ می گفت:
    ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪﺍﯼ ﻟﺒﺎﺱ ﻣﯽ ﭘﻮﺷﯿﺪﯼ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﺤﺮﯾﮏ ﮐﺮﺩﯼ ؟!
    و ﺁﻣﻮﺧﺘﻢ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﯾﻦ ﺗﻘﺼﯿﺮ ﺧﻮﺩ ﺯﻥ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻭﯼ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻣﯽﺷﻮﺩ !

    ﺩﺭ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺩﺭ ﮐﻼﺱ ﺑﯿﻨﺶ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ “ﺑﯿﻨﺶ” ﺭﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻣﻮﯼ ﺯﻥ ﺍﺷﻌﻪﺍﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺤﺮﯾﮏ ﻣﻦ !
    در ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺁﻣﻮﺧﺘﻢ ﮐﻪ
    ﺁﻏﺎﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﺍﺯ ﺯﻥ ﺍﺳﺖ !
    ﺩﺭ ﻣﺬﻫﺐ ﺁﻣﻮﺧﺘﻢ ﮐﻪ
    ﺣﻮّﺍ ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﮔﻮﻝ ﺯﺩ ﺩﺭ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻣﯿﻮﻩ ﻣﻤﻨﻮﻋﻪ ﻭ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﺍﻧﺪﻩ ﺷﺪﻡ ﺑﺨﺎﻃﺮ “ﺍﻭ” !

    ﻭ ﺗﻮ ﺍﯼ “ﺯﻧﯽ” ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺭﺍ می خوانی
    بر ﻣﻦ ﺯﯾﺎﺩ ﺧﺭﺩﻩ ﻣﮕﯿﺮ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺧﻮﺩ ﻧﯿﺰ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺍﻡ …
    قرباﻧﯽ ﺟﻬﻞ ﻭ ﻧﺎﺩﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﮔﺮﯾﺒﺎﻥ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ

    ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﮐﻪ ﻧﺪﯾﺪﻣﺖ

    ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺭﺍﻩ ﻣﯽﺭﻓﺘﯽ
    ﻭ ﺯﺷﺖﺗﺮﯾﻦ ﺣﺮﻓﻬﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﻣﺘﻠﮏ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺷﻨﯿﺪﯼ …
    ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ

    ﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﻗﻀﺎﻭﺗﺖ ﮐﺮﺩﻡ ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ
    نگاه ﻫﯿﺰ ﻭ ﺩﺭﯾﺪﻩ ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﮐﻪ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﺪﺍﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﺎﺩ ﺍﺯ ﻻﯼ ﻣﻮﻫﺎﯾﺖ ﻋﺒﻮﺭ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻣﻦ بر ﺑﺎﺩ ﺭﻭﺩ
    مرا ﺑﺒﺨﺶ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﮔﺮﻡ ﻭ ﺳﻮﺯﺍﻥ ﺑﺎ ﺁﺳﺘﯿﻦ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻭ ﺗﯽ ﺷﺮﺕ،
    ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﺷﺮﻣﯽ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺭﺩ ﺷﺪﻡ،
    آﺭﯼ ﺗﻨﻬﺎ ﺭﺩ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﯿﻨﺪﯾﺸﯿﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ “ﺗﻮ”
    ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﺤﻤﻞ می کنی ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻣﺎ ﺭا …

    ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ
    ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻈﺎﻟﻤﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﻣﻦ “ﻣﺮﺩ” ﺑﺮ ﺗﻮ “ﺍﯼ ﺯﻥ” ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ
    ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨش

    به ﺍﻣﯿﺪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻭ ﺭﯾﺸﻪ ﮐﻦ ﺷﺪﻥ ﺟﻬﻞ ﻭ ﻧﺎﺩﺍﻧﯽ ﻭ ﺳﻨت هﺎﯼ ﻏﻠﻂ…وایجادفرهنگ خود کنترلی به جای دگرکنترلی…!

    “بنام عشق وانسانیت”

     
  21. جناب آقای نوری زاد
    شما که صداتون به گوش مردم و مسئولین میرسه لطفا مطلب بنده رو به هر نحوی که صلاح می دونید مطرح کنید شاید یک گوش شنوا در این نظام پیداشد:
    می گویند روزی به طبیبی خبر میدن که حال بیمار وخیم شده چون خودش هم بیماربود مجبور میشه پسرش را بجای خودش بر بالین مریضش بفرسته.پس به او سفارش می کنه دور و بر مریض را خوب نگاه کنه و هر طوری شده یه چیزی پیدا کنه که مریض ناپرهیزی کرده که حالش بد شده وگرنه نسخه و دوای طبیب درست بوده.پوست خربزه ای،پوست خیاری …. بالاخره باید بگردی یه بهانه ای پیدا کنی.
    پسر بر بالین مریض حاضر شد ولی هر چه گشت نتونست چیزی پیدا کنه بهانه ناپرهیزیش باشه ناگهان چشمش به پالان خری افتاد که در گوشه حیاط افتاده بود.خوشحال میشه که دلیل بدتر شدن حال مریض رو پیدا کرده و به اطرافیان میگه که مریض خر خورده وگرنه کار پدرش درسته.
    حقیر شغلم حسابداریه و کارهای مالیاتی چند تا شرکت رو انجام میدم.هر بار که برای محاسبه مالیات به حضور یکی از ممیزین محترم مالیاتی میرم انگار طی یه بخشنامه نا نوشته ای بهشون دستور دادن یه دلیلی برای رد دفاتر و علی الراس کردن مالیات شرکتها پیدا کنن حتی اگر شده پالان خر.
    البته خانه از پایبست ویران است وقتی دولت محترم که حال روز ورشکسته کارخانه ها و شرکتها رو می بینه بودجه ای رو پیشنهاد می کنه که 40 درصد درآمدهاش از محل اخذ مالیاته و مجلس محترم هم اون رو تصویب میکنه دیگه از ممیزمالیاتی چه توقعی میشه داشت.صدالبته باید یه بهانه ای پیدا کنه که از یه شرکت زیانده مالیات بگیره. و راهش هم علی الراس کردن مالیاته.
    برای دوستانی که با واژه علی الراس آشنایی ندارن توضیح بدم که در حالتی که مالیات یه شرکتی علی الراس میشه تمام هزینه هاش غیر قابل قبوله،اگه زیان داده باشه قبول نیست ولی مالیات هزینه هایی که مشمول مالیات میشن رو میگیرن مثل حق الاجاره،حقوق ،حق العملکاری و … اما خود هزینه رو برای شرکت قبول نمی کنن.بعد از این می رسن به محاسبه مالیات بر درآمد بصورت علی الراس که اصلا کاری ندارن که شما سود کردین یا زیان.طبق نظر ممیز محترم درصدی ازهر درآمدی که اعلام کرده باشین یا ممیز محترم از سیستم مکانیزه مالیاتی پیدا کرده باشن رو باید بعنوان مالیات بدین.
    این بیشتر به سیستم باج و خراج شاهان ظالم قدیم شباهت داره تا سیستم اخذ مالیات از سود خالص شرکتها.و این تصویر رو در ذهن انسان تداعی میکنه که طبیب ناشی مورد نظر ما بر بالین بیمار حاضر بشه و نه تنها درمانش نمیکنه ازش خون هم میگیره.

     
    • جناب آقا قاسم من موضوعی را که شما مطرح کرده اید نمی دانم ولی یک چیز را بخوبی میدانم که اگر حکومتی به مالیات مردم وابسته باشد و مالیات و منابع ملی مثل نفت و جنگل و معادن را نتواند بدون اجازه نمایندگان واقعی بمصرف برساند و مجبور به حساب پس دادن بمردم باشد چنین حکومتی نمی تواند مستبد باشد.بدبختی ایران چه قبلا و چه اکنون استبداد است که منابع ملی بخصوص نفت و منابع را ملک شخصی خود دانسته و تازه مالیاتی را هم که از مردم می گیرد خرج اسلحه و سرکوب و شنود مردم می کند.والا مالیات دادن در بیشتر کشورهای متمدن هست ولی درآنجا نمایندگان واقعی مردم تعیین می کنند که چنین منابعی به چه مصرفی برسد و دولت و حکومت حق برداشت از چنین منابعی را بدون تایید نمایندگان واقعی مردم ندارند.بهمین جهت می بینیم که درد ما حکومتی مستبد و غیره دمکراتیک و فاشیست است با قوانین انسان ستیز و بر ضد منافع ملی ما و تاییدیه اش را هم از اصطبل نشینانی مزدور و غیره مردمی می گیرد.

       
  22. نوریزاد وجدان بیدار جامعه ماست نباید یه انداره مصایبی که بر او رفته است کوچک شود باید باندازه مشکلات جامعه ما بزرگ شود.

     
  23. میدونی چرا بیشتر مردم ( به غیر از موضوع ترس ) نمیتونن به صف شما بیان ؟ چون همشون یک مشکل اخلاقی یا مالی دارن و براشون پرونده میشه …. جمهوری اسلامی متاسفانه همه را آلوده کرده . پیر و جوان کوچک و بزرگ .

     
  24. مصلح آبادی اراکی

    آقای نوری زاد آیا شما روزنامه کیهان را مبخوانید ؟ در نهادی تشکیل شده بعد انقلاب ، هر روز صبح روزنامه کیهان و جوان را زورکی و از سر بخشنامه به نهاد میآورند و روی میزهای کارمندان میگذارند تا بخوانند . فقط یک بنده خدایی است که اصلا” به این روزنامه ها نگاه که نمی کند ، بماند ، بلکه آنقدر از این دو روزنامه متنفر است که یواشکی به منِ همکارش سفارش میکند که دست زدن به این دو روزنامه ، دست آدمی را نجس و مستلزم غسل میت و یا غسل جنابت میکند !

     
  25. این ملکی مگه کیه که به اون خانم بدون روسری دستور میده که چی بگه یا نگه یا بکنه یا نکنه؟ اون روزی که میتونست کاری بکنه پیچید تو کوچه بنبست حکومت اسلامی دنباله روی یه مشت دزد و آدمکش شد.

     
  26. حکایت زیر را در جائی خواندم که گرچه تکراری بود ولی بی مناسبت ندیدم بدلیل بحثهائی که در اینجا توسط آنیتا و دوستان دیگر در جریان است آنرا به اشتراک بگذارم. دلیل دیگرش هم سخنرانی اخیر آقای خامنه ای بود که متعاقب آن رئیس جمهور دستور داد اردوهای مختلط دانشجوئی ممنوع گردد.
    البته در این حکایت کلمات نامناسب هست و نمدانم آقای نوریزاد آنرا منتشر میکند یا خیر که البته امیدوارم منتشر کند.

    “حاکمی کشوری را اشغال کرد . به وزیر خود گفت قوانینی تنظیم کن تا دهن این ملتو سرویس کنیم !
    فردای آن روز وزیر نزد شاه آمد و قوانین را خواند…

    ۱ – مالیات ۳ برابر فعلی
    ۲ – حقوق ربع عرف بقیه ی کشورها
    ۳ – شاه صاحب جان و مال همه ی مردم است
    ۴ – گوزیدن ممنوع !

    شاه گفت : بند چهارم چه معنی دارد ؟!
    وزیر : بند چهارم سوپاپ اطمینان است ، بعدا متوجه معنی آن خواهید شد !
    جارچیان قوانین را اعلام کردند. ملت گفتند این که جان و مال ما از آن شاه باشد توجیه دارد چون ایشان صاحب قدرت است ؛ ولی یعنی چه نتوانیم بگوزیم ؟!
    مردم برای اینکه از امر شاه نافرمانی کرده باشند در کوچه و پس کوچه می گوزیدند ، جلسات شبانه ی گوز برگزار میکردند و هرگاه میگوزیدند احساس میکردند که کاری سیاسی انجام می دهند ! ماموران هم مدام در حال دستگیری گوزوها بودند و گاهی به توالتهای عمومی یورش می بردند و گوزوها را دستگیر میکردند…!
    روزی شاه به وزیر گفت الآن معنی سوپاپ اطمینانی که گفتی را می فهمم ! چون باعث شده که هیچکس به ۳ قانون اول توجهی نکند !”

    واقعیت این است که بحث حجاب و روابط دختر و پسر و کنسرت ها و … تنها بهانه هائی برای نشان دادن قدرت و حضور امنیتی و نیز به اضمحلال نرفتن گروههای فشار در طی زمان است. افکار آقای خامنه ای و اعوان و انصار یک تفکر کاملا نظامی است. آنها همه را دشمن می دانند. واقعیت هم همین است همه با اقای خامنه ای و اطرافیانش دشمنند چرا که او با توسل به زور و ارعاب ، به همه منابع یک ملت چنگ انداخته و به هیچ کمتری هم قانع نیست.
    کیست که نداند در ایران آنچه از اسلام دیده می شود تنها حجاب خانم ها و نماز جمعه های دولتی است.

     
  27. یکی از مأموران از من خواست که بانوی فحاش را آرام کنم. این بانو که هفته ی گذشته نیز آمده بود، با سری برهنه مدام فریاد می کشید و فحش می داد و کسی حریف او نبود. رفتم و رو به جمع ایستادم و با صدای بلند فریاد کشیدم: توجه کنید، هرکس بخواهد فحش بدهد و اینجا را بهم بریزد از ما نیست. گفته باشم. از همان مأمور پرسیدم: هفته ی گذشته شما یک جوان را بازداشت کردید. بلافاصله گفت: آزاد شد. سرش را بوسیدم. خبر آزادی علیرضا وارسته چه شادمانم کرد. دکتر ملکی نیز بر افروخته شده بود و از بانوی فحاش می خواست که آرام باشد اما بانو آرام نمی گرفت

    متن بالا نشان دهنده ارتباط ایشان با حکومت است ! هفته پیش طرف زا میگیرند چون مورد تایید نوری زاد نبوده و حالا میگوید که مامور گفته آزادش کردیم ! از کجا بدانیم راست میگوید ؟! ایشان آدم حکومت است و مرا یاد آقای مربوطه میندازه !

     
    • الان نفع آقای نوریزاد برای حکومت چیه؟ مگر آقای نوریزاد غیر از تاختن به حکومت کار دیگری میکند؟
      “از کجا بدانیم راست میگوید؟؟” خب اصلا” دروغ میگه , مگه شما هر روز براش فرش قرمز پهن میکنی؟مگه کسانی را که برای نوریزاد اسلحه و بمب و هلیکوپتر آپاچی میارند میشناسی که دلواپس لو دادنشون از طرف نوریزاد هستی؟مگه هر روز به شما زنگ میزنه که بیا اعتراض تا شما فکر کنی که اغفالت کرده؟

       
  28. ريشه ها ٣٥٣( قسمت ٣٥٢ ذيل پست قبلى)
    فرهنگ < فرهنگ دينى <عرفان <….

    زمين و آسمان حافظ
    ٢٨-فرضيه عارف بودن حافظ : قسمت ب:
    چندين قرن خرد سوزى :
    چه مراد مى كنيم از تفكر ؟
    ٢-اين پرسش سخت سرى مى كند كه آيا به اصطلاحى كه تا كنون بارها تكرار شده تفكر اساساً مى تواند خودسالار باشد ؟ناگزير از اين اشاره مكرر هستم كه مترجمان معادل هاى ديگرى نيز براى واژه autonomous يا به طور خلاصه اُتونوم جعل كرده اند : خودمختار ، مستقل ، خودآيين ، خودگردان ، خود ناموس و غيره .من ،در عين ناخرسندى ، خود سالارى را به جهت تقابلش با دگرسالارى (heteronomy) برگزيده ام .بهتر آن است كه مفهوم autonomy را در تقابل با ضدش heteronomy دريابيم . هترونومى يعنى يك مرجع ديگر راننده و رانشگر و قانونگذار و گرداننده ذهنِ موجودِ مختارى باشد كه گشوده بر جهان و آينده مند و توانمند در گزينش راه و امكانى از راه ها و امكانات گونه گون است . اوتونومى توانشى در هستى آدمى است كه اگر وجود نداشت انسان نيز چون ديگر موجودات از وضعيت طبيعى به فرهنگ و تمدن گذار نمى كرد و فرمانبردار جنبش هاى غريزى و قوانين طبيعى اى بود كه خود آنها را پديد نياورده است اگر اوتونومى در سرشت هستى انسان نبود جهان طبيعى همچنان دست ناخورده مانده بود. طبيعت بكر آغازين تنها به دست موجودى مى توانست دگرگون شود كه مى تواند به جاى طبيعتِ از خود بى خبر سخن گويد. طبيعت و تمامى كيهان مطابق قوانينى كار مى كند ، اما چه كسى اين را نخستين بار دريافته و گفته است . خودِ طبيعت ؟ پيداست كه بدون انسان طبيعت هرگز نمى توانست خودش را معرفى كند . اين معرفى نيازمند دركِ يك كل است كه ما طبيعت مى ناميمش . هر يك از اجزاء طبيعت كار خودشان را مى كنند و هيچ نشانه اى در دست نيست كه از شعور هر جزء در باره ارتباط با ديگر اجزا و كل خبر دهد . در طبيعت قانون و جايگاه هر جزئى از پيش تعيين شده است بى آنكه خود آن جزء در آن نقشى داشته باشد. تنها موجودى كه از خود خبر دارد و مى تواند مختارانه فردا چيزى كه امروز نيست بشود توانسته است نخست در مقام جادوگران و سپس در كسوت دانشمندان از زبان طبيعت و كيهان سخن بگويد . نخستين دانشمندان شاگردان همان جادوگران اوليه بودند.( بنگر به ريشه ١٥٠ و ١٥١). منتها دانشمندان شاگردان ناخلفى بودند كه با تجربه خيالخانه آموزگاران خود را ويران كردند. سْتيفن هاوكينگ يكى از آخرين سخنگويان است كه بر شناخت قانون زايش و بالش كل هستى و بنابر اين بر پاسخگويى به پرسش هاى بنيادى فلسفه ادعا دارد.كاشكى مى شد در اين تنگجاى تئورى مهيج او را در معرض هم انديشى مى نهاديم . در اينجا همين قدر توانم گفت كه آنچه او ''نگره اى براى همه چيز'' مى نامدش ناگفته اى دارد . آگاهى كه خود جزيى از كامپيوتر خود پردازنده كيهان است چگونه از اين كامپيوتر آگاه شده و از زبان هاوكينگ كل آنرا در يك كتاب معرفى كرده است ؟ جزء چگونه از مدل كل آگاه شده است ؟ مهره چگونه ماشين را شناخته است ؟ اختيار چگونه از جهانِ كور و مجبور سربركشيده است ؟ هاوكينگ در واقع بر اساس پيشرفته ترين تئورى ها از جمله تئورى ام به اين نتيجه مى رسد كه كيهان در كل اصلاً خودسالار است . بنابراين خودسالارى مختارانه انسان بايد جزيى از خودسالارى كيهان طبيعى باشد . لئونارد ملادينو همكار هاوكينگ در كتاب ديگرى با عنوان '' زير آستانه : چگونه ذهن ناخودآگاه بر رفتار شما فرمان مى راند'' *پس از استدلال ها و گزارش آزمون ها به اين نتيجه مى رسد كه آگاهانه ترين رفتار هاى فردى و اجتماعى ما بدون آنكه خود متوجه باشيم قبلاً در ژنوم تعيين شده است . به سخن خودمان وى ظاهراً فاتحهِ خود سالارى را خوانده است ؛ خود سالارى به مفهومى كه كانت در سده هيجده و كاستورياديس در اواخر سده بيستم سرسختانه از آن دفاع مى كردند. منتها اگر در قديم همه چيز را مشيت و تقدير مى دانستند ، اكنون اين دانشمندان كيهانِ خود فرمان و ذهن ناخودآگاه و ژنوم را فرمانرواى جهان برون و درون معرفى مى كنند . من مخصوصاً قطب هاى نهايى عليه خودسالارى هستى شناختىِ انسان را در حد اين تنگجاى معرفى كردم تا باز به اين واقعيت برگردم كه باور غيرعلمى و يافته علمى هيچ يك نمى توانند در كوران زندگى امكان يك انتخابِ انسانى را مسدود و فروبسته كنند : انتخابِ تسليم شدن به فرمان هاى يك دگرسالار و تعطيل آزادى انديشه خويش يا كاربرد خودانديشى و هم انديشى فردى و اجتماعى خويش . در گشودگى بر امكانات عمل انسان محكوم است يا با چشم باز خود تصميم بگيرد يا كوركورانه خود را تسليم تصميم هاى يك دگر سالار كند. اگر اين گشودگى نبود هرگز ، از زمان جادوگران اوليه و نخستين دانشمندان تا زمان ملادينو و هاوكينگ هيچ قانون طبيعى اى نيز كشف نشده بود .
    افزون بر كشف قوانين طبيعت ،انسان ها از ديرباز براى زندگى جمعى خود نيز مى توانستند خودمختارانه در اجتماعاتى خودسالار قانون گذارند و با تبادل خودسالارى هاى فردى نخستين جوامع خودسالار را بنا نهادند. دموكراسى آتنى شاهدى است بر شكستن فروبستگى در سطح اجتماعى . خودسالارى در تفكر در بستر فضاى گفتگوىِ شهروندان آزاد و بى هراسى ممكن مى گردد كه سوژه هاى گردآمده در آن از پيش ناگزير نبوده اند فرديت خود را در گله و قبيله و عشيره و امت و رسم و اعتقادات عمومى منحل كنند. پس از جنبش ساختارگرا، انديشمندان غرب در پى مطالعات سترگ به مرزهايى چون زبان ، پارادايم ، فرهنگ ، روح زمان (Zeitgeist) ، نظم نمادين ، طبقه ، دين ، صنعت فرهنگ سازى رسانه اى ، شرايط تاريخى و وضعيات جغرافيايى و ساختار هاى ديگرى انديشيده اند كه در حقيقت زمينه پيشينى تفكر را بنيان مى نهند . اما اگر نبود توانش درهم شكستن ساختارها انسان ها همواره در يك ساختار فروبسته مى ماندند. همواره ما در زبانى ، در فرهنگى ، در سنتى ، و در چارچوبى فكر مى كنيم كه پيشاپيش در آن زيسته ايم . فرهنگ در بحث ما نقش اين ساختار دارد . خودسالارى انديشه نه بدان معناست كه انديشه بدون زمينه و چارچوب قبلى بوده است. خودسالارى انديشه كه در تاريخ تفكر بيش از هرجايى در فلسفه خود را نشان داده است ، در پى خودشناسى لاجرم بايد به اين دريافت رسد كه خود در فروبستگى (closure) چارچوبى قوام گرفته است كه اساسى ترين موضوعِ تفكر خوسالار بوده است . كاستورياديس انديشمندى كه خودسالارى را در مركز انديشه سياسى خود قرار داده است دموكراسى را اين گونه تعريف مى كند :''دموكراسى پروژه شكستن فروبستگى در سطح جمعى است .فلسفه ، با آفريدن سوبژكتيويته در خود تإمل كننده (self-reflective) پروژه شكست فروبستگى در سطح تفكر است…. هردو اظهار ها و تجسم هاى مركزى خودسالارى اند''
    از Philosophy,Politics,Autonomy , Oxford University Press,1991,p.21.
    اما اين سوبژكتيويته در خود تأمل كننده نيازمند آن است كه بتوانيم از خود فاصله بگيريم . اين پندار كه من خود را بهتر از ديگران مى شناسم مسئله و معضلى ترديد انگيز ماست . به اين دليل كه هنگام اندوه و خشم و رنجش و شادى و خوشامد و بدآمد اين ما هستيم كه اين حالت ها را بيواسطه تجربه و احساس مى كنيم . در اين هنگام مى گوييم :'' كسى از حال من خبر ندارد '' . اما درست به سبب همين بيواسطگى ما خود را نمى شناسيم بل خود را زندگى مى كنيم . خودانديشى از جايى آغاز مى شود كه زندگى از ما جدا مى شود . به بيانى ساده تر از بازتاب چهره در آينه است كه ديدن چهره همچون چيزى جدا از ما و انديشيدن به چهره ميسر مى گردد . مثال ديگرى بزنم : تا وقتى كه در صحنه بازى مى كنيم خود را نمى بينيم و نمى شناسيم . بايد همچون تماشاگر به خود نظر كنيم تا خود شناسى ممكن گردد . اين نظر و تئوريا ( تماشا) در فرهنگى كه هنرنمايشى و ديدارى و تجسمى و رمان نداشته است بسى دشوار بوده است . اين هنرها ما را به خودمان نشان مى دهند . فراخوان نانوشته بر سردر هر تئاترى اين است :'' اى كه از اينجا مى گذرى دمى زندگى را رها كن ، اينجا تو فقط سرگرم نمى شوى بل مى نشينى و خودت را ، عظمت خواهى ات را ، فضيلت ها و رذيلت هايت را ، حماقت هايت را ، سوداها و ترس ها و شفقت هايت را ، ستم ها و خودكامى ها و تعصب هايت را مى بينى بى آنكه آزرده و خشمگين شوى ''در اينجا هنر با برانگيزشِ قوه استتيك ( زيبا-حسيك ) تو راه خودشناسى را بر تو مى گشايد. رمان نيز همين تآثير را دارد. در فرهنگى كه از آغاز هنرى كه فرد در آن نقشمند است مجال باليدن نيافته است ، هويت فردى نيز اصلاً قوام نگرفته است . در چنين فرهنگى من بدون فرديت يافتن همواره از يك ما – از قبيله ، قوم ، عشيره ، هم نژاد ، همدين و مانند اين ها كسب شده است . چشمه ابداع ، نوآورى و آفرينندگى هنرى كه مستلزم فردشدگى است به تدريج خشكيده است . جز شعر كه بار همه هنرهاى مكروه و ممنوع را بر دوش كشيده است هنرهاى ديگر فرد را در الوهيت محو كرده اند. هم از اين روى ، رابطهِ فردِ بدون فرديت با الوهيت نيز رابطه بى ارتباطى بوده است و در نتيجه جا براى ريا و جلوه فروشى و تزوير و دروغ باز شده است. خودسالارى بدون خودشناسى ممكن نمى شود . و تفكر تا آنجا كه خود سالار نيست دگرسالار و بنابراين سرسپردگى به پاسخ هاى از پيش داده شده در همان چارچوبى است كه تفكر خودسالار آهنگِ شكستن و شكافتنِ فروبستگى صلب و سخت پوستِ آن دارد . تفكر كه غالباً – و نه مطلقاً- در فلسفه خود را نشان مى دهد شكافتن همين فروبستگى است
    با سپاس بسيار از بردبارى شما.
    ………………….
    *Subliminal: How Your Unconscious Mind Rules Your Behaviour
    By Leonard Mlodinow

     
  29. قابل توجه خانم آنیتا و همه دوستانی که این روزها به موضوع سکس در اسلام و در بین روحانیون شیعه علاقمند شده اند. لطفا لینک زیر را بخوانید.
    http://www.bbc.com/persian/world/2015/11/151117_l51_100w_first_sexual_harassment

     
  30. نگاهی به مردم ستم دیده و مظلوم لبنان با بیکینی لب ساحل/ عکس

    http://ash-mag.blogspot.se/2015/11/look-at-people-oppressed-lebanon-bikini.html

     
  31. وزوزیرک نفت: بعد از رفع تحریم یک میلیون به صادرات خود اضافه می کنیم. در پارس جنوبی نیز دو ساله به قطر می رسیم و تولید ما بالای هزار میلیون متر مکعب گاز خواهد شد.
    -حاج آقا وزوزیرک عجب علاقه عجیبی به فعل آینده داره! حاجی ۳۷ ساله نتونستی حالا دو ساله میخوایی به این و اون برسی؟

     
  32. جناب نوری زاد ،با سلام . این نقل قولی که از شیخ محمد یزدی شده است اگر واقعی نباشد ولی واقعیت ۳۷ سال حکومت اسلامی است . اینها هیچ تعلق خاطری به ایران و مردم ایران که در ظاهر آنها را ولی نعمت خود میخوانند و در خفا به سر تا پای آنها می خندند ندارند . برای اینها مردم فقط برای حضور در راهپیمائی و صندوق رآی مهم هستند و اگر روزی احساس کنندکه دیگر شانسی برای ادامه چپاول و دزدی و حکومت ندارند ، کل ایران را نابود می کنند . اینها بمب اتم برای مقابله با کشور های خارجی نمی خواهند بلکه بمب اتم را برای منفجر کردن کل ایران می خواهند .در فرهنگ لغت اینها وطن و مام میهن چیز مسخره و بی اهمیتی است ، اینان اسلام را دستکی قرار داده اند برای سرکوب و کشتار و گر نه ، نه دین دارند و نه آزاده اند . نقل قولی است از آقای هاشمی رفسنجانی که در یکی خطبه های نماز جمعه فرمودند : که ما بعد از ۲۷ سال تازه فهمیدیم کی رو کجا بزاریم یعنی کی رو کجا مشغول کنیم . چه می دونم کجا اشتغال زایی بهینه کنیم . برقرار باشید .

    ———————

    سلام امیر گرامی
    اخیرا حضرت آیت الله جوادی آملی در دیدار با آقای ظریف گفته: ما در مذاکرات هسته ای، هیچ چیزی از دست ندادیم.
    گرچه بصورت ظاهر این آیت الله رسماً دروغ می گوید اما کمی که به کنه ماجرا دخول کنیم می بینیم این حضرت راست می گوید. او که چیزی از دست نداده. این مردم اند که دار و ندارشان به باد رفته در این سالهای فلاکت.
    با احترام

     
  33. سلام جناب نوری زاد ، ابهامی برای من وجود دارد ، در کتابی خواندم که دوست شما محمد ملکی از از انفجار هفت تیر در دفتر حزب آگاه بوده و به همین علت 5 سال زندان شده ، آیا شما در رد یا تایید این موضوع که می تواند ثابت کند که ایشان عامل گروه تروریستی منافقین باشد روشنگری نمی کنید

    ———————-

    سلام محمد گرامی.
    من در این باره چیزی نه خوانده ام و نه شنیده ام. از خود دکتر ملکی نیز صرفاً آنچه شنیده ام دستگیری و زندانی کردن وی با اتهام سمپاتی این گروه است. این اتهامی که شما از آن نام برده اید بسیار بعید است . که اگر مختصری واقعیت داشت اکنون هم سپاه هم اطلاعات شدیدا در بوقش می کردند و البته همین اتهام می توانست زبان دکتر ملکی را فرو بکشد و حال آنکه کاملا برعکس است.
    سپاس

    .

     
  34. با سلام آقای نوری زاد ، دست حق و خدا پشتیبان شما باشد و حضرت علی نگهدارتان باشد . شما خود را فدای کسانی که در این جامعه مثلا” اسلامی میکنید که به آنها ستمگری و ظلم شده و به قول مادر سعید زینالی هر که در هز پست و مقامی و به دروغ و حقه بازی و دغلی میگویند که ظلم های به ملت وارد شده ، به ما مربوط نیست ! در صورتی که شما در همین اصطبل بهارستان ببینید که این آقای حداد ظالم ( حق آقای علیرضا رجایی نماینده منتخب مردم در مجلس ششم را مثل آب خوردن سر کشید و بجای ایشان در مجلس تپانیده شد ) بر سر هر موضوع بی خودی مثلا” باخت تیم فوتبال هیاهو به پا میکند ) . خدا قوت تان بدهد که توانستید که با خاندان هاشمی رفسنجانی هم مصاحبه ای در مورد ظلم و ظالمان بگیرید و اگر به قوه الهی همینطور ادامه دهید من همین روزهایی را میبینم که در صف راهپیمایی شما ، سید حسن خمینی برای تظلم خواهی قتل پدرش سید ” احمد آقا ” و سردار محسن رضایی برای نظلم خواهی قتل پسر نوجوانش ” احمد ” رضایی و روح الامینی برای تظلم خواهی قتل سپر نوجوانش ” محسن ” روح الامینی خواهند بود و آنها هم به صف دیکتاتور ستیزان خواهند پیوست .

     
  35. ” بیداری اسلامی”

    تازه گی‌ ها فهمیدم مفهوم واقعی” بیداری اسلامی” چیه !

    .
    .
    همینکه شبها از زور

    قرض و بدهکاری

    چک برگشتی

    ترس از عقب افتادن قسط بانک

    اجاره خونه

    خرج تحصیل بچه

    خوراک و دوا و دارو

    خرید لباس

    گرونی بنزین

    و

    هزار نعمت دیگه حکومت اسلامی

    خوابت نبره

    به درجه بیداری اسلامی رسیدی 🙁

    و من الله توفیق . . . .

     
  36. سلام جناب نوریزاد
    میخوام بگم ان شا الله زنده وسالم و در این راه موفق باشی،کارت خیلی درسته ،همین قدر که داری بما مسئولیتمون رو یاد اوری میکنی،درد رو تو ما مردم مسخ شده زنده میکنی ممنون تا حالا خیلی کامنت گذاشتم و حرفامو زدم ولی این بار فقط میخوام یاد آوری کنم که این آقای طاهری فقط بعنوان یک نفر که از حقوق خودش در دفاع محروم شده مطرح بشه کسی که خارج از قوانین همین مملکت داره باهاش رفتار میشه نه بیشتر …
    ولی دارم میبینم تو کارای شما ایشون یک جوری دارن تبیلغ میشن ….
    بله باید خواستار جلو گیری از ظلم باشیم ولی این مسئله نباید باعث تبلیغ یک نفر بشه،اینایی که تو نوشتشون ،نوشتن فرا درمانی دارن یک “ایسم”رو تبلیغ میکنن ،دارن با سو استفاده، از یک آدم که معلوم نیست چکاره بوده و برا پر کردن جیبش چی بسر اینا اورده یک قدیس میسازن،ایتها هم مسخ شده هستند

    بنظر شما اگر این آقای طاهری زندان نبود(اونهم به این شکل) چند تا از اینا باز برای مبارزه با ظلم همراه شما بودند ؟
    من فقط میخواستم یاداوری کنم که کسان زیادی هستند که باید بیشتر از اینا بهشون پرداخته بشه،ما ندا ها ،ستارها،سهراب ها،امیرهاو…رو دادیم
    ما در زندان عیسی سحرخیز رو داریم ،نرگس محمدی رو داریم وامثا لهم که شما بهتر میدانید
    ولی در این جمع شما متاسفانه شخصی دارد مطرح وبزرگ میشود که معلوم نیست با چه هدفی این فرقه رو راه انداخته و این خود مصداق یک ظلم اشکار است البته خواسته رسیدگی عادلانه و آزادی همه زندانیان عقیدتی خواسته اصلی است و متاسفاته کوچکترین مورد اینجا دارد بزرگترین میشود و این خود یک آفت است

    ————————–

    سلام امید گرامی
    جمع ما شاید ده نفر بیشتر نباشد. مابقی شاگردان آقای طاهری اند که با خطر کردن برای رهایی استاد خود با ما همراه شده اند. برای ما سه چیز اولویت اساسی دارد. یک: شفاف بودن در آنچه که هستیم و آنچه که می خواهیم. و یعنی: عدم پنهان کاری. دو: نترسیدن و پشتکار داشتن. سه: باهم بودن و عدم تفرقه و قدر دانستنِ هم. شاید راز همگرایی ما در همین است. شاگردان آقای طاهری خواستار دادگاهی شدن علنی و آزادی استاد خویش اند. و این، برای ما نیز خواستنی است. هم برای آقای طاهری و هم برای سایر زندانیان سیاسی و عقیدتی.
    با احترام

    .

     
  37. ازجمله مظالمي كه براين ديار رفته است تصرف عدواني مدرسه عالي سپهسالار وبالا كشيدن ان به نوعي توسط شيخ امامي كاشاني است بانام مجعول مدرسه عالي شهيد مطهري!بر خلاف نظر واقف! ..من وقفنامه رامطالعه ميكردم دران حتي بيان شده كه ازمحل درامد هايش براي جوانان عذب مبلغي به منظور ازدواج انان هزينه شود… اين مگان تبديل شده به اموزش افراد درحددكتر وانتصاب به مقامات مختلف. ازجماه رياست سازمان تبليغات اسلامي جناب دكتر خاموشي!..يا اقاي دكتر موسوي كه نماينده مجلس ازاهوازومعاون احمدينزاد وسفيردرسوريه, بد نيست جلو اين مكان مانند لاستيك دنا. محل اعتراض باشد

     
  38. آدم از جفنگیات عمله های ظلم حکومت اسلامی خندش میگیره.
    حاج حسن گفته : باید منابع مالی داعش بررسی شود. حاجی تو اول برو منابع مالی زنجانی رو مشخص کن!؟ /////////شیاد!

     
  39. حاج مم رضا خاتمی درباره عملکرد دوساله گذشته دولت روحانی گفت: وقتی انبوه مشکلات کشور را می‌بینیم، توقعمان از دولت خیلی بالا می‌رود، اما وقتی واقعیات کشور را نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که دولت آقای روحانی بسیار موفق بوده است.
    ترجمه: ۳۷ ساله … (سه نقطه از مش قاسم) به این مملکت آینده ایی هم نمیبینیم.

     
  40. این ملکی مگه کیه که به اون خانم بدون روسری دستور میده که چی بگه یا نگه یا بکنه یا نکنه؟ اون روزی که میتونست کاری بکنه پیچید تو کوچه بن بست حکومت اسلامی دنباله روی یه مشت دزد و آدمکش شد. حاجی، تو لازم نیست برای اون خانم سخنرانی بکنی.

     
  41. من با آقای خامنه ای صحبت کردم و گفتم مردم شما را قبول ندارن چرا از رهبری استعفا نمیدهی ؟ گفت کی گفته منو قبول نداره ؟ گفتم یعنی شما از فضای جامعه خبر ندارید ؟ گفت مردم ایران آزاد هستند اعراض کنند بدون خشونت ! گفتم مامورین نظامی شما باهاشون خشن برخورد میکنن. گفت دین اسلام دین رحمت هست . هرکس از من ناراضی باشد میتواند بدون هیچ مشکلی اعتراض کند . گفت شما نوریزاد و دوستانش را نمیبینی آزادانه اعتراض میکنن و کسی هم بهشان کاری ندارد !؟ اگر مردم ناراضی هستند بروند به آنها بپیوندند من قول میدهم استعفا دهم. گفتم مردم میترسن مامورین آنها را کتک بزنن. گفت نخیر من اجازه نمیدهم. اسلام دین رحمت است. مگر نوریزاد و دوستانش را کسی کتک میزند.
    گفتم برخی از مردم فکر میکنند نوریزاد و دوستانش سوپاپ اطمینان شما هستند!؟ خندید و گفت مردم اگر معتقدند که ایشان و دوستانش سوپاپ اطمینان من و نظام هستند که دیگر ترسی ندارد که بروند با او اعتراض کنن. هر چه سوپاپ اطمینان بیشتر باشد ما دیرتر باید بترکیم. کسی که با سوپاپ اطمینان ما کار کند راکتک نمیزند و بعد گفت پاشو برو بزار به کارمون برسیم. هیچ کس از ما ناراضی نیست و دین اسلام دین رحمت است و نظام ما هم اسلامی است. یهو از خواب بیدار شدم .
    گفتم خواب براتون بگم.

     
  42. رییس‌ جمهور بر ضرورت مقابله جدی تر با تروریست‌ها تأکید کرد و اظهار داشت: باید بررسی شود که داعش برای تداوم اقدامات تروریستی ، منابع مالی و تسلیحات نظامی خود را از چه منابعی تامین می کند.

    به گزارش خبرگزاری مهر، حجت‌الاسلام حسن روحانی شامگاه سه‌شنبه در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: اسلام دین رحمت و صلح است و نباید اجازه داد این اقدامات بویژه در اروپا و آمریکا که محل زندگی شمار زیادی از مسلمانان است باعث افزایش اسلام‌هراسی شود.
    “اسلام دین رحمت و صلح است”

    http://fararu.com/fa/news/253098/%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B9%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF

    از این به بعد هر ماموری از اطلاعات- نیروی انتظامی و یا سپاه به شما خواست توهین کند یا به زور با شما برخورد خشن کند و یا خارج از قانون با شما برخورد کند مطلب بالا را بهش یادآوری کنید بلکه خوده مامور خجالت بکشد و یا رییس جمهور خجالت بکشد و خالی نبندد که اسلام دین رحمت است.

     
  43. مهدی از تهران

    مهدی از تهران
    عرض ادب واحترام
    1 – اکثرا میدانیم که پیروان همه ادیان به چیزی احترام میگذارند و معتقد به معجزه ای در دین خود هستند ولی تا اجا که من میدانم فقط دین اسلام است که کتابش را معجزه میداند و دلائل مختلفی میاورد مانند انکه تا کنون هیچ کس نتوانسته نوشته ای مانند نوشته در کتاب باور مسامانان اورده باشد (حال هر دلیلی بر معجزه بودن کتاب مسلمانان است به خوشان ربط دارد).
    با این مطلب که کتاب یا باور ادیان دیگر به غیر از اسلام که معجزه از طرف طرفدارانشان تلقی نمیگردد ، فرقه های مختلفی باشد بر آنها فرجی نیست، اما باور مندان به دین اسلام که باور به این دارند که کتابشان معجزه است چرا بایستی این همه فرقه داشته باشد – حالا فرق مختلف داشتن بماند – و این فرقه ها به خون یکدیگر تشنه باشند. به نظر اینجانب اگر هر انسانی به اندازه کمتر از پای موری خرد و تفکر بخرج دهد و دین اسلام را مطالعه کند، شاید دیگر داعشی از نوع خلخالی، شیخ محمد یزدی ، حسین شریعتمداری ، برادران لاریجانی ، دو رئیس استبداد نعلین این 37 سال و و و و و کمتر پیدا میشد.
    2 – اگر در این فیلم دقت کرده باشید که حتما دقت نموده اید، همین بند گان خدائی که مورد ظلم استبداد نعلین قرار گرفته اند باز هم از اصطلاحات و واژه هائی مانند خدا صبر دهد، خدا بیامرزد وووو که نعلین پوشان سالها چه قبل از سال 1357 و چه در این 37 سال به خورد مردم ، استفاده میکنند.
    در این فیلم جناب نوری زاد محترم سخن از رعایت انسانیت در جهت مقابله با سیستم سیاسی حاکم بر ایران (از نظر اینجانب استبداد نعلین) میکند. فکر کنم در این مقطع صحیح باشد. من فکر میکنم نظر جناب نوری زاد و بندگان خدائی که در تجمع شرکت کرده بودند، بر رعایت انسانیت در مقابله با حاکمیت این باشد که اولا فرهنگ مردم از ریشه آلوده به فرهنگ دین و مذهب است و ثانیا مردم متحد نیستند و ثالثا احساسات در اکثر مردم غلبه بر عقل و خردشان دارد و رابعا رفتن اکثر مردم به پای صندوق های رای استبداد نعلین در سال 1392 را پس از واقعه سال 1388 را به خاطر دارند. خلاصه اینکه متوجه شده اند که ایران مردم ندارد بلکه امت دارد. والا جناب نوری زاد و هر انسان دیگری میداند که اگر سنگی بزرگ بر روی بدنی مانند بختک افتاده باشد ، آن سنگ با خواهش و تمنا و زبان انسانیت را نمیتوان تکان داد، بلکه باید با زبان تیشه و کلنگ اول سنگ را خورد کرد بعد در کیسه ائی ریخت و زیر خروارها خاک چال کرد تا دیگر آن سنگ بختک انسان دیگری نگردد.
    3 – خیلی جالب است در مقالات مختلف خوانده میشود که باورمندانی به دین اسلام کارهای مسلمانان داعشی را تقبیح میکنند و میگویند کار آنها خلاف اسلام است. خوشبینانه نظر کنیم، این دسته از افراد از اسلام چیزی نمیدانند. اما حقیقت ان است که آنچه را که مسلمانان داعش میکنند عین گفته های مکتوب شده در کتاب مسلمانان است و عین اقداماتی است که رهبرشان 1400 سال پیش میکرده. به زعم دیگر داعش و داعشیان مسلمانان واقعی و بدون دوز و کلک هستند.
    4 – به فارسی خواندن قران و احادیث و کتب دعا با بکار گیری عقل و خرد و باور مند بودن به خدای یکتا و قدرت بی نیاز ومطلق( یکتا پرستی) شاید بتواند روشنی در عقل و خرد باورمندان به این دین و فرقه هایش بدهد.

    مهدی از تهران

     
  44. جناب علوی،
    با درود
    بدلیل اینکه پست قبلی بسته شد من پاسخ شما را اینجا میدهم؛
    این پرسش شماست:
    علوی
    7:41 ب.ظ / نوامبر 16, 2015
    “دوست عزیز من هر چه در کامنت شما نگاه میکنم نقدی بر قانون اساسی نمیبینم بلکه خیلی هم تعریف کرده اید. شما بالاخره به ولی فقیه منتقدی یا به اصل نهم؟”

    عزیز، از نظر شما، نقد کردن یعنی چه؟ نکند تصّور شما از نقد کردن فقط عیب یابی و عیب جویی ست؟
    نقد کردن هم به محاسن می پردازد و هم به معایب.
    بله، به نظر من از آن تعداد اصول قانون اساسی که درست و سنجیده تدوین شده، هر چند اگر فقط نوشته ای باشد بدون هیچ پشتوانۀ اجرایی، باید حمایت و تعریف کرد.
    من به ولی فقیه مطلق و مستکبر این نظام، “علی خامنه ای”، همیشه معترضم و نه منتقد چرا که کار او دیگر از نقد گذشته. کاش در همین سایت، او یا نمایندگانش شجاعت داشتند و مرا دعوت میکردند تا از نزدیک آنچه باید بگویم، رو در رو به او بگویم و اشعاری برایش بسرایم، ولی اینبار نه برای دریافت تشویق های زیبایش (آورین! آورین!) به همراه برق چشمان و لبخند ملیحانه اش! بلکه برای دیدن واکنش او بعد از شنیدن سخن حق و معترضانه. باید از ولی فقیه مطلق نظام به عنوان بالاترین مقام اجرایی کشور که خود را همه کارۀ نظام میداند در جای جای مطالب نقدگونه ام و تک تک اصول قانون اساسی یاد کنم و به او اعتراض کنم، چرا که قسمت اعظم مشکلات و فساد کنونی در ایران و عدم اجرای قوانین و اصول قانون اساسی متوجه شخص اوست. به همین دلیل است که من کمابیش تلاش میکنم در تمام گفتار خود، او را از قلم نیندازم و یادی از او بکنم.
    من در اینجا هم قانون اساسی را نقد میکنم و هم مجریان را. اگر اهل انصاف باشیم هرگز نمی گوییم که تمام قانون اساسی خوب است و یا اینکه تمامش بد. شک نکنید که تعدادی از اصول قانون اساسی به دلیل احترام به آزادی انسان از بهترین اصول موجود و منطبق با دنیای امروز هستند ولی مشکل اینست که تا امروز اجرا نشده اند و فقط در قالب شعار و یا سنگ نوشته های تاریخی مانده اند.امیدوارم توضیحات من کافی بوده باشد.

    در ضمن شما در مطالبی خطاب به کاوه در پست قبلی اینگونه گفتید:
    ” پس استادت این فامیل شوخ طبعته و تو هم شوخی اونو(ن) جدی گرفتی!..راجع به مزدک و خودت و سکولارهای وطنی هم چیزی بود رو کن!..”
    و همچنین در زیر پاسخ منصور خطاب به مزدک که گفته بود:
    ” فعلا که در این سایت بتدریج همه مذهبی ها دارند می روند و تنها دوستانی می مانند که برای هم پپسی باز می کنند. این یکی به دین می پراند دیگری برایش هورا می کشد. صمیمانه آرزو می کنم شما و دوستان هم صدایتان بتوانید همه آنچه را که در این سالیان اجازه نداده اند به زبان بیاورید ، تخلیه کنید. …”
    این جملات را آوردید:
    “… حالا اگر آنهائی را که از دست ایشان هم در رفته اضافه کنی فکر کنم دیگر استاد اخلاق سکولارهای وطنی بشوی!…”

    من به عنوان یک سکولار وطنی که هم به ادیان احترام میگذارد و هم خواهان جدایی دین از سیاست است اعلام میکنم که اگر بحث و پرسشی دارید بفرمایید تا آنجا که در بضاعتم باشد پاسخ میدهم. اندیشمند واقعی به دنبال جدال نیست بلکه تلاش میکند هر لحظه از عمری را که میگذرد و دیگر باز نمیگردد را به درستی استفاده کند. لازم نیست در پاسخ به دیگران به تمام اعضای یک گروه یا نگرش متلک پرانی کنید. مگر قرار است تمام سکولارها مانند هم بیندیشند؟ مگر تمام شما مذهبی ها مانند هم می اندیشید؟ در اینجا هیچکس نمایندۀ سکولارها نیست و نمیتواند باشد همانگونه که هیچکس نمی تواند ادعای نمایندگی مذهبیون را بکند. هر کس نمایندۀ فکر و اندیشۀ خود است. حال ممکن است در هنگام بیان دیدگاهها در این سایت در برخی زمینه ها متحد فکری هم پیدا شود.
    اگر کسی برای دیگری پپسی باز کرد شما باز نکنید. شما برای هم فکران خود دوغ آبعلی باز کنید! ولی تکه پرانی کردن و متلک انداختن و یک سری حرفهای دیگر به تمامیت یک گروه نسبت دادن…؟!
    اینجا مگر شما هر آنچه بخواهید نمیتوانید بگویید؟ پس برای چه به دیگران خرده میگیرید. مگر آمدن شما به جمع عزیزان دیگر در این سایت غیر از اینست که میخواهید نمایندۀ فکر و اعتقادات خود باشید. پس بسم اله، کسی جلوی شما را نگرفته.
    شما و منصور، هر دو مذهبی هستید و در اینجا دارید مطلب میدهید، پس همۀ مذهبی ها هنوز نرفته اند. در ضمن بود و نبود هر کس در این سایت در اختیار خودش است و هرکس در اینجا آزاد است مطالب خود را بیاورد. در متن جامعه مگر غیر از این است که تمامی کرسی های سخنرانی را مذهبیون اشغال کرده اند ولی با اینهمه آنها اگر تمایل داشتند میتوانند اینجا هم حضور داشته باشند.

    در پایان، بازهم تکرارش ضرر ندارد:
    در این سایت هر کس مسئول رفتار و گفتار خودش است، و نه نمایندۀ یک طیف یا گروه فکری.
    چه پپسی باز کند برای دیگران، چه توهین کند به دیگران و یا اینکه فقط مطلب بدهد و تمام./
    بدرود

     
    • دوست عزیز جناب آتش سوار
      با تشکر از توجهتان..بنده علاقمند به نوشته جنابعآلی هستم و آنرا دنبال میکنم. بنده قصدم فقط انعکاس نظر دوستانه بود.
      منتهی چند توضیح هم لازم هست.شما اولا چا فکر میکتی بنده مذهبی هستم؟ حالا فرض شما درست چرا فکر میکنی یک مذهبی باید ضد سکولاریسم باشد؟ خود لفظ سکولار در حقیقت پایه اش در کلیسا هست که بخش دنیائی کلیسا را سکولار مینامیدند. پس اگر من
      مسلمان هم باشم میتوانم سکولار هم باشم.

       
  45. امام جمعه اصفهان – ناموس و شرافت نظام جمهوری اسلامی در کشتار بی خدایان است .

    این امام جمعه اسیدپاش اصفهان با همه خل بازی هایش گاهی حرف هایی میزند که از هزار تحلیل و تفسیری که روشنفکران بخصوص مذهبی در توجیه نظام خیلی مقدس !؟ جمهوری اسلامی می کنند ، رک و راست تر و جوهر و ماهیتش را بهتر نشان می دهد . ماهیت قرون وسطایی نظامی که بر اساس اصل ولایت فقیه یا همان قوانین شرعی داعشی استوار شده است .

    به گزارش دیگربان یوسف طباطبایی‌نژاد٬ امام جمعه اصفهان گفته «شرافت، عزت و عظمت نظام جمهوری اسلامی ایران وابسته به سرکوب کردن دشمنان خدا است.»

    جناب علوی اینهم از اسلامت!

    آقای طباطبایی‌نژاد افزوده «امروز جهان کفر با قصد نابود ساختن شیعیان و نظام ایران به کشورهای همسایه حمله می‌کند.»

    به گفته وی «ملت ایران به خوبی براساس اصول اسلام دریافته‌اند که جنگ در راه خدا و ستیز با دشمنان خدا همواره باعث عزت کشور، نظام و انقلاب شده است.»

    https://plus.google.com/117353427905241276309/posts/BedXmFbeSDH

     
  46. منصور
    4:49 ق.ظ / نوامبر 17, 2015
    مزدک عزیز،

    فعلا که در این سایت بتدریج همه مذهبی ها دارند می روند و تنها دوستانی می مانند که برای هم پپسی باز می کنند. این یکی به دین می پراند دیگری برایش هورا می کشد. صمیمانه آرزو می کنم شما و دوستان هم صدایتان بتوانید همه آنچه را که در این سالیان اجازه نداده اند به زبان بیاورید ، تخلیه کنید…………………………………

    منصور گرامی اینجا سایتی آزاد و صاحب سایت انسانی آزاد اندیش و مسلمان شیعی است و بارها براین امر تاکید کرده است و کسی را نه مجبور می کنند که به این سایت بیاید و نه کسی را به اجبار از سایت بیرون می رانند.برادران اسلامی چون همیشه از منبرهای تک صدایی(منولوگ) استفاده کرده اند و کسی جواب آنها را نداده عادت به برخورد با دیگران ندارند.وقتی هم می بینند ترفندهایی چون توهین و بی احترامی به دین و مقدسات و عقاید دیگران اثری ندارد و نمی توانند تک صدایی خود را حفظ کنند چاره ایی جز عقب نشینی ندارند.چون اسلام دیگر قافیه را باخته و به بشریت از حکومتهای اسلامی و تفکرات اسلامی چیزی جز بربریت و ترور و زن ازاری و تجاوز به حقوق دگراندیشان و رواج فساد و فحشا و ویرانی نرسیده.انسانها قرنهاست به این تفکر رسیده اند که دین عامل نکبت و بدبختی و ویرانی و بی اخلاقی و متجاوز به حقوق انسانهاست.ولی پذیرفته اند که گروهایی در جامعه بهر علتی خود را محتاج دین می دانند.بهمین جهت حق آنها را برای داشتن دین و ایمان خود در حریم شخصی محترم شمرده و جزئی از حقوق انسانی آنها دانسته اند.مسلمین هم دیر یا زود باید به چنین نگرشی تن دهند چون روال تکامل جامعه چنین است و چنین خواهد شد.

     
  47. با سلام و درودهاي گرم و پرمهر
    دادخواهي يك مادر دلسوخته در تجمعات اعتراضي مقابل دنا و زندان اوين
    اكرم نقابي ، مادر سعيد زينالي دانشجوئي كه نيروهاي امنيتي 17 سال پيش او را برده اند و هيچ نشاني از او نيست ، در گفتگو با راديو ندا با اشاره به تجمعات اعتراضي روزهاي شنبه مقابل زندان اوين و روزهاي دوشنبه مقابل لاستيك دنا، با بيان اينكه ما مادران عزيز از دست داده همه همدرد و همدل و همسو شده ايم ، گفت : ”من تا نفس دارم دادخواهي مي كنم!”

    http://radio-neda.blogspot.com/2015/11/blog-post_15.html

     
  48. علوی
    8:31 ق.ظ / نوامبر 16, 2015
    شما سعی کن دچار تعصب نشی.فجایع جنسی کشیش ها دست کمی از بقیه نداره.اخیرا گزارشی دیدم از یکی از روزنامه نگاران ایتالیائی که زندگی شبانه کشیشها را در رم تصویر کرده بود. این بحث مربوط به دین خاصی نیست..ما بیطرفانه و با انصاف بنویسیم تاثیرش خیلی بیشتره..
    …………………………………………………………………………….
    مگر جناب علوی غیر از اینست که آنها هم از پیش قراولان دین مبین شما هستند ؟مگر اسلام چیزی غیر از داستانهای یهودی و مسیحی و دستورات آنها دارد؟ کشیش همان آخوند خودمان است حالا چون اسمش خارجی است خیال می کنید بهتر از عالمان متنوع با عمامه هایی با سایزهای مختلفند؟نه جناب آنها هم اگر جریان روشنفکری و سکولاریسم در کشورهای متمدن نبود از همین برادران دینی شما در سؤاستفاده و زورآور کردن عقاید خرافی شان دست کمی نداشتند.تفاوت تنها دراینست که جوامع غربی باز و دارای رسانه هایی ازاد و جوی دمکراتیکند و براحتی این جنایات و تجاوزات برملا می شود ولی در جوامع اسلام زده مثل ایران براحتی نه تنها بر چنین جنایاتی سرپوش گذاشته می شود بلکه جنایتکاران و متجاوزان طلبکار هم می شوند.و این ستمدیدگان و تجاوز شده گانند که مجازات می شوند.چون قوانین اسلام بر جامعه زور آورشده و منطق اسلام اینست.

     
  49. علوی
    5:58 ب.ظ / نوامبر 16, 2015
    مملکتی که سکولارش تو و امثال تو باشند وضع مردمش بهتر از این باشه باید تعجب کرد! یه کمی از فامیل کاوه یاد بگیر!..اگه دعات مستجاب میشد چی میشدی!

    علوی
    5:54 ب.ظ / نوامبر 16, 2015
    پس استادت این فامیل شوخ طبعته و تو هم شوخی اونون جدی گرفتی!..راجع به مزدک و خودت و سکولارهای وطنی هم چیزی بود رو کن!..

    جناب علوی فعلا مملکت را شما اسلامیان اشغال کرده اید و قوانین الهی شما آنرا گلستان نموده.اینهم از //////////// است که هر چه خرابکاری و ویرانی می کنید بگردن دیگران می اندازید و هر چه خوبی است به الله تان می بندید.ما سکولارهای وطنی جز قتل و عام شدن و زیر تیغ سلاخی برادران دینی شما بودن و از نفس کشیدن محروم بودن مگر سهم دیگری هم داشته ایم؟خوشبختانه 37 سال به اندازه کافی وقت داشتید که دین مقدس اسلام را بمردم بشناسانید و خوشبختانه دراینکار خوب موفق شده اید.دیگر جناب باید بفکر روزی باشید که طوری از کوچه پس کوچه ها رد شوید که کسی نفهمد مسلمانید!

     
  50. حزب الله
    11:12 ق.ظ / نوامبر 16, 2015
    کافر لجن تو دیگه از ادبیات حرف نزنی بهتره تو و ادبیات؟!! هه هه! مدتیه نوشته هاتو خوندم سرتاپا چیزایی که می نویسی فحش و لجنی حرف زدنه و روش خط کشی میشه حالا اومدی مسلمونا رو نصیحت میکنی ؟ تو برو گمشو توی کشورای غربی و کسافت کاریی اونا جفتک چارکش کن این چرندیاتت توی کشور اسلامی ایران جایی نداره جز چاه مستراح
    حزب الله
    11:19 ق.ظ / نوامبر 16, 2015
    بدبخت! رهایی توی کافر و امثال تو یعنی رها شدن توی جهنم ابدی افتخار نکن به این رهایی آخرش یا پیدات میکنن و سلاخی میشی میری جهنم یا توی کسافت خونه های کشورای غربی میمیری و بجهنم میری
    …………………………………………………………….
    می گم قراره تو بهشت همچوه جونورهایی با آدم مثلا هم محل بشن!جناب حزب الله به هر چه اعتقاد داری من یکی سالهاست که از ترس همسایه شدن با تو واربابهای مؤمنت تمام جهنم را خریده ام و پای هر کسی را که بخواد وارد آن بشه می شکنم!در ضمن از این ببعد اگر خواستی آیه نازل کنی کثافتو به ث بنویس.لاقل توکه باید عربیت خوب باشه مؤمن!مگر زبان بهشتیان عربی نیست؟

     
  51. درودبرمحمدنوري زاد

    مااهل ادب هستيم درمقابل فحاشان فحاشي نمي كنيم” .

    آقاي نوري زادبازهم برشمايان درود آن خانم فحاش را بارفتاروگفتارمؤدبانه منفعل كرديدنمي دانم چرارهبران ظلم واستبدادمنفعل نمي شوند؟
    وحكومت را به صالحان ملت واگذارنمي كنند؟

    استبدادوستمگري محكوم است ،باهرشكل وشيوه باچكمه يابانعلين محكوم به فنا است ؛ديريازوددارداماحتمي است.

    اماعمده هدف ازمبارزه باظلم وستم آنستكه چه كساني باچه قانوني مجري عدالت مي شوند كه ديگرستمي ودزدي وآدمكشي درآن نباشد؟

    بازهم درودبرشمايان
    مصلح

     
  52. عاطفه انسانی دروغ نیست.

     
  53. منصور
    5:51 ق.ظ / نوامبر 17, 2015
    فقط کلیسا؟

    شما به آمار تعرضات جنسی در غرب توجه کنید. متاسفانه برخی از دوستان ایرانی که در خارج از کشور زندگی میکنند از دادن اطلاعات غلط در ارتباط با غرب هیج ابائی ندارند. بله در غرب قانون بشدت حکم فرماست ولی نگاهی به زیر پوست شهرها که در آمار و نیز در رسانه ها منعکس است ، بعضی مواقع بد نیست.

    متاسفانه ما ایرانی ها در دنباله روی و مد پرستی همتا نداریم. چه مد لباس و چه مد فکری و مباحثاتی.

    جناب منصور تعرضات جنسی در تمام دنیا هست.ولی در غرب بشدت مجازات دارد و کلیسا ارگانی مذهبی است و تجاوزات جنسی آنها مثل تمام شهروندان بر طبق قوانین عرفی جامعه مجازات می شود.قانون در غرب همبستر شدن شخص بالغ بالای 18 سال را با زیر 18 سال غیره قانونی و مجاز نمی داند ولی در اسلام دختران 9 ساله توسط پیرمردان بعقد شرعی در می ایند و این سنت رسول الله بوده.منصور گرامی ما در انتقاد از شریعت و قوانین اسلامی از کارهای خلاف حرف نمی زنیم چون چنین جنایاتی و تجاوزاتی در زیر پوست تمام شهرها هست.وظیفه قانون و ماموران اجرایی مبارزه با چنین جنایات و خلافهاست.ولی در قوانین اسلام چنین جنایاتی نهادینه و شرعی است!شما متاسفانه در اینمورد بسیار ابتدایی با مسایل برخورد می کنید.و دلیل انهم تعصبتان نسبت به اسلام است.شما حرفهای ضد غربی آخوندها و اسلامیان را بیشتر باور دارید تا فاکتها.تنها برای آگاهی شما بگویم که در یک کشور غربی اگر زنی حتی در رختخواب گفت نه و شوهرش او را مجبور به همخوابی کرد از نظر قانون جرم است و مرد مجازات می شود.همین دید را با دید اسلام نسبت به زن مقایسه کنید.آیا دختر و یا خواهر شما یا من و یا دیگران می تواند در روز از خیابانی به خیابان دیگر بدون هزاران متلک و توهین و انگلک بگذرد؟ولی شما در هیچ کشور غربی چنین وحشیگری را نمی بینید و اگر زنی چنین برخوردی ببیند براحتی هم در روزنامه ها و سایر ارتباطی با مردم و با پلیس و قانون در میان می گذارد و هزاران انسان با او همدردی می کنند.ولی درایران و کشورهای اسلامی اولین کسیکه اورا به فاحشه گی و بی بندباری متهم می کند قانون و پلیس است.چرا ؟چون دید اسلام نسبت بزن چنین است.تازه در همان کلیسا که شما تجاوزات را خوانده اید بخاطر آزادی افکار در غرب براحتی برملا می شوند و روی زمینه هایی که باعث چنین جرامی شده از شبکیه های اطلاع رسانی گوناگون بحث می شود.ولی درکشورهای اسلام زده بر روی همه کثافتکاریها و جرایم و جنایات بخاطر نگه داشتن ظاهر سرپوش گذاشته می شود.بی دلیل نیست که در جوامع اسلام زده و دینی اینهمه ریا و تظاهر و دروغ و زشتی وجود دارد.یکی از مهمترین عوامل مبارزه با فساد درجامعه مطبوعات و وسایل ارتباطی و اطلاع رسانی آزاد و بدون سانسور و باز بودن جامعه است.چنین تفکری با اسلام و دین مغایر است.

     
    • در المان قوانین حمایتی از زن بسیار وجود داره

      نمونه اش اگر زنی به هر دلیلی تمایل به همبستری با شوهرش را نداشته باشد اما شوهر او را مجبور به همبستری کند زن میتواند به پلیس مراجعه کرده و به عنوان تجاوز از شوهر خود شکایت کند. بر خلاف انچه که حضرات اخوند پشت تریبون ها میگن که
      روایت هست مرد باید نیازش حتی پشت شتر مرتفع بشه حالا که شنری نیست پراید هست اصل موضوع که تغییری نکرده

      بله اینگونه است که در قوانین اسلامی * اسلام اخوندی ، فقه شیعی *به شان انسانی زن توجهی نشده

       
      • جناب “دور از وطن” کامنت مزدک درمورد مقایسه بین دنیای متمدن با کلیت دنیای “اسلام” بود نه فقط اسلام “شیعی و آخوندی”! ایات مربوط به کتک زدن زن توسط مرد در سوره نساء فقط برای شیعیان وآخوندها نیست, تا اونجایی که یادمه اهل تسنن هم به قرآن اعتقاد دارن!!

         
  54. برادر بسیجی پاینده باد ریشت که ضامن بهشت شماهست و نشان ایمان شما.

     
  55. با درود به جناب نوری زاد عزیز و همه همراهان شجاع ایشون

    این فیلم خود گویای همه ناگفته ها بود.

    امروز اون ازادی و کرامت و عزت واقعی انسانی فارغ از رنگ و نزاد و دین و مذهب و فقط زیر چتر قانون و حقوق بشر امروزی که همه ما خواهنش هستیم تنها در سایه اگاهی و شعور بدست میاد.

    کاش همه ما بهم کمک کنیم تا بر خلاف نسل های دهه 30 و 40 50 شمسی اگاهانه و همراه با شعور عمل کنیم

     
  56. روحانی به اولاند: آماده اقدام علیه تروریست‌ها در هر نقطه جهان هستیم.
    مش قاسم: حاج حسن واسه چی راه دور میری؟ هر روز تو ایران ماموران وزوزارت اطلاعات خودت، ماموران اطلاعات سپاه، مامورانی که توی خیابونا مزاحم زن و بچه مردم میشن. همه یه جوری دارن تو این مملکت وحشت میپراکنند. این کاریه که حکومت اسلامی که تو رییسکش هستی هر روز داره به سر این ملت میاره حالا تو پیغوم دادی واسه یکی که میخواهی یه جای دیگه دنیا واسه یکی دیگه آماده اقدام هستی؟ حاجی، چراغی که به خونه حلاله به مچت حرومه. تو برو خآنوادهایی که افراد بیگناهشون در زندانهای حکومت تو هستن که هر شب نمیدونن ماموران ظلم تو چه به روزشون میران اونا رو از این ترور/وحشت حکومتی خودت در بیار. مرتیکه شیاد!

     
  57. بخوانیم، بدانیم، بیاندیشیم و گوسفند نباشیم!

    تاريخ پر افتخارِ عرب!!!
    ***
    ۱ – ﺑﺮﯾﺪﻥ ﺳﺮ ﺣﺴﯿﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﯽ ﻭ ﺑﺮﺩﻥ ﺁﻥ ﻧﺰﺩ ﻋﺒﯿﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﺯﯾﺎﺩ
    ۲- ﺑﺮﯾﺪﻥ ﺳﺮ ﻋﺒﯿﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﺯﯾﺎﺩ ﻭ ﺑﺮﺩﻥ ﺁﻥ ﻧﺰﺩ ﻣﺨﺘﺎﺭ ﺛﻘﻔﯽ
    ۳ – ﺑﺮﯾﺪﻥ ﺳﺮ ﻣﺨﺘﺎﺭ ﺛﻘﻔﯽ ﻭ ﺑﺮﺩﻥ ﺁﻥ ﻧﺰﺩ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﺯﺑﯿﺮ
    ۴ – ﺑﺮﯾﺪﻥ ﺳﺮ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﺯﺑﯿﺮ ﻭ ﺑﺮﺩﻥ ﺁﻥ ﻧﺰﺩ ﻋﺒﺪﺍﻟﻤﻠﮏ ﻣﺮﻭﺍﻥ
    ﺗﻮﺿﯿﺢ :
    ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ، ﻧﻪ ﺭﮊﯾﻢ ﺻﻬﯿﻮﻧﯿﺴﺘﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺖ، ﻧﻪ آﻣﺮﯾﮑﺎ نه القاعده ﻭ ﻧﻪ ﺩﺍﻋﺶ
    “فقط اسلام بود و مسلمانان”

    کلا این سر بریدن رسم بوده فرقی هم نمی کرده مظلوم باشی یا ظالم اگر شکست می خوردی سرت بالای نیزه بود….داعش امروز هم برعکس نظر بعضی ریشه از فرهنگ آن زمان داره نه آمریکا و اسرائیل… ممکنه آنها از حماقت اینها استفاده کنند ولی مشکل از فرهنگ بدوی آدمهای این مناطق است – فلاحیان، اژه ای، خلخالی، صلواتی، مقیسه، خامنه ای را بنگرید!!!
    نکته ی قابل تامل:
    اعراب صدر اسلام. وقتی با نوه پیامبر شان و پسر عموی خودشان اینگونه رفتار میکردند ببین با ایرانیان بیچاره مغلوب در جنگ چه ها که نکرده اند؟؟؟!!!

    گوسفند نباشیم! باسپاس

     
    • چناب کاوه ما فکر کردیم که شما حداقل از اون فامیل محترمتون که بقول خودت شعورش زیاده و سوادش کم قراره که یه چیزی یاد بگیری!..ولی مثل اینکه چیزی عوض نشده!..بالاخره شما و مردک هم خیلی با مزه اید!..دو تا سکولار شجاع!

       
  58. با سلام. من روش آن خانم که با داد و هوار و فحاشی و برداشتن روسری میخواهد صدایش شنیده شود را بشدت مردود می دانم. این تندرویها هیچوقت ما را به جایی که نمی رساند هیچ بلکه طرف مقابل را جری و از ما طلبکار هم می کند که بله اینها اخر حرفشان همین کشف حجاب و اخلال در نظم عمومی است. ضمن اینکه این خانم نظم جمع ارام و صلح طلب شما را هم بی جهت بهم می زند. ادعای ایشان که یک هفته است روسری بسر ندارند هم از محالات است چون فرمودند از صبح نظام پزشکی بوده اند. مگر در نظام پزشکی کسی را بدون روسری راه می دهند؟ باید محتاطانه با ایشان برخورد کرد.

     
  59. نوریزاد عزیز خواهرانه میگویم من فکر میکنم که شما همانطور که خود گفته اید به سیم آخر زده اید و دچار افراطگرایی به همانگو نه ی گذشتتان که از آن پشیمان و گریان و عذر خواهید شده اید منتها با 180درجه اختلاف آیا می فهمید چه میگو یید رضا پهلوی شهروند ایران بیگناه ، تشکیل حزب!!!!!! کمی به این جملتان فکر کنید. روزی مجری تلویزیون آموزشی در کانادا از او پرسید این منبع ثروتی که شما دارید از کجاست، آیا شما یکروز در عمرت کار کرده ای؟ او اینقدر فهمید که یک جای کار این مفت خور غارتگر اشکال دارد اما شما؟؟؟ فکر میکنم اکنون زمان آن شده که با خود خلوت کنید و کمی تفکر را ضمیمه ی حرکت مدنی و بحقتان که اعتراض است نمایید که مانند گذشته تعادل را از دست ندهید

     
  60. هادی حیدری دستگیر شد

    هادی حیدری کارتونیست و در واقع کاریکاتوریست ایرانی بازداشت شد. در این هشت سالی که قاضی مرتضوی در حال محاکمه است، تا حالا فکر کنم هادی حیدری سه چهار بار دستگیر شده و زندان رفته و آزاد شده است. نمی فهمم چطوری طرف در حالی که هنوز کاریکاتورش را تمام نکرده دستگیرش می کنند، بعد امروز اعلام شده که قاضی مرتضوی امروز تفهیم اتهام شد……سال ۱۴۲۴، آقای مرتضوی! شما متهم هستی که در دوره حکومت قبلی ۳۵۰ روزنامه توقیف کردی، ۲۸ نفر رو کشتی و ۱۵۶ نفر رو غیرقانونی زندانی کردی و یک و نیم میلیارد دلار رشوه گرفتی، فهمیدی؟

    مرتضوی: هیچی یادم نمی آد، من هشتاد سالمه، اینها که می گی مال چهل سال قبله، من چرا اینجام؟ کی بود؟

    و سرانجام قاضی مرتضوی به دلیل آلزایمر ملی تبرئه شد و سالم به پایگاه خود بازگشت.

    http://www.roozonline.com/persian/tanssatire/tans-satire-article/article/-e922118ef4.html ابراهیم نبوی

     
  61. اقای نوری زاد سلام
    عزیزان هموطن سلام
    چند صباحی است خود را از نوشتن در صفحه شما منع کردم..نمیدانم چرا؟؟؟دلیل خاصی نداشت . اما حس نوشتن هم نداشتم ….تا امروز که نوشته های شما را خواندم.
    برخوردم باز به سوالی که ان جوان بسیجی از شما کرد.
    من برایم یک مطلبی هنوز گنگ است و ان این است که سوپاپ چیست؟؟؟؟وسوال دیگر انکه سوپاپ نظام چیست و چه کارایی دارد ؟؟؟هدفشان چیشت ؟؟؟از طرف چه کسانی حمایت میشوند؟؟؟
    واقعا اقای نوری زاد برایم جالب است اینکه شما را سوپاپ نظام میخوانند .
    اقای نوری زاد واقعا میخواستم از شما سوال کنم فرض بگیریم شما سوپاپ نظام هستید .
    اگر اینطور باشد واقعا با این تصور قرار است به نظر این دوستان چه هدفی را دنبال کنید
    یا اصلا شما نه …فرد دیگری را جلو بی اندازند و کارهای شما یا از این دست را انجام دهد .. اخرش چه بشود ؟؟؟؟ واقعا هدف این فرد برایم گنگ است ….واقعا اگر شخصی بتواند سوال من را جواب دهد افرین دارد
    اما بیایید فرض کنیم اقای نوری زاد سوپاپ نظام است
    با این کار نظام دارد گور خود را پهنتر و بزرگتر میکند
    چون اتحاد افراد انگشت شمار دارد شکل میگیرد
    این افراد جلوی دنا یا زندان اوین را ببینید
    درست است که شاید به چشم نیاید اما این به مانند یک نوزادی است که میخواهد راه رفتن یاد بگیرد
    حال واقعا هضم اینکه نوری زاد عزیز سوپاپ نظام باشد برایم غیر قابل هضم است مگر عزیزی پیدا شود و دلیل عاقلانه ای بیاورد که اینطور است …. عزیزان من منتظر جواب هستم
    حال اگر اقای نوری زاد به سوال من هم پاسخ بگوید بسیار خوشحال و خرسند میشوم
    با تشکر
    دوستدار ملت ایران

    —————————

    سلام بانوی خوب
    من به مردمی که به دیده ی تردید به همه چیز از جمله به آدمها می نگرند به دیده ی احترام می نگرم. این مردم به یک عارضه ی تاریخی دچارند. هم مرتب فریب خورده اند و هم دیگران را فریب داده اند. در این تردید اغلب خود فرد شاخص داوری است. یک نفر که خودش می ترسد در مواجهه با کسی که نمی ترسد، به همان وادی تردید پای می نهد و خیال خود را راحت می کند. من در مجموع ایرادی در این تردیدها نمی بینم. تنها ایرادش شاید در این باشد که مرز رشد و پویایی ما را مرتب به عقب می راند.
    با احترام

    .

     
    • درود بر شما خانوم ملیحه. وقتی میبینیم این افراد به جای اصلاح طلبان به شجاعانی مثل نوری زاد میگن “سوپاپ اطمینان!” خیلی راحت دلیل حرف هاشون رو میتونیم بفهمیم. وقتی میبینیم این افراد در همه جا حضور دارن و مدام یا با کنایه یا با تیکه پرونی یا درگوشی امثال نوری زاد رو ملقب به سوپاپ اطمینان و عنصر مشکوک و…. میکنن ولی اینجور مواقع که افرادی مثل شما سوالی منطقی ازشون میکنن ناگهان جاخالی میدن و غیب شون میزنه براحتی میتونیم دلیل حرف هاشون رو بفهمیم! یعنی اینها حتی روش حرف زدن هاشون هم بزدلانه س! اینجاس که جواب اقای نوری زاد به شما قابل فهم تر میشه. ملتی که به ترس و بزدلی و مفت خواری عادت کرده کم کم براش غیرقابل تصور میشه که اساسا چیزی به نام “شجاعت” هم احتمالا و شاید در جایی از دنیا ممکنه که وجود داشته باشه!!! یه تفاوت مهم دیگه ای هم هست بین این نوع از ترسوهای ایرانی و ترسوهای بقیه دنیا و اون اینه که ترسوها در بقیه دنیا شکرگذار افراد شجاع هستن چون به خوشون میگن «من که شجاعت این کار رو ندارم ولی دم این شجاعان گرم که بجای من هزینه میکنن برای من و امثال من» اما این نوع بزدلان ایرانی بجای تشکر سعی میکنن افراد شجاع رو تخریب کنن تا مفت خواری و بزدلی خودشون رو از چشم دیگران مخفی کنن!!! چون ترس و بزدلی فقط در برابر شجاعته که نمایان میشه پس باید شجاعت نابود بشه تا ترس و بزدلی من به چشم دیگران نیاد

       
  62. ” فرگشت سیاسی و اجتماعی ایران”

    ” تا چه اندازه از تاریخ کشورمان آگاهیم؟ ”

    نوشتاري خواندنی درفضاي مجازي با اندکی‌ ویرایش

    متأسفانه نامی‌ از نگارنده آن‌ قید نشده بود !

    بسیاری از هموطنانمان به خوبی‌ می‌دانند که سلجوقیان پس از غزنویان آمدند و خوارزمشاهیان پس از سلجوقیان،

    اما من با دانشجویانی برخورد کرده ام که نمی‌دانستند نهضت ملی نفت, در زمان پهلوی اول بود یا پهلوی دوم!

    ایرانیان، بخش هایی از تاریخ گذشته مان را هزاران بار شنیده‌اند و آنرا بخوبی میشناسند ، اما تمایلی به شنیدن

    مهم‌ترین بخش‌‌های تاریخ معاصرشان ندارند.

    نام تمام جنگ‌های صدر اسلام و مسیر کاروان عاشورا و نام بسیاری از خلفای عباسی و اموی را می‌دانند ولی اگر

    بپرسند که استبداد صغیر مربوط به چه دوره‌ای است و چرا آن را «صغیر» می‌نامند، مات و مبهوت به پرسش‌گر نگاه می‌کنند.

    آیا در صد و بیست سال گذشته، یک ایرانی را سراغ دارید که برای میرزا یوسف‌خان مستشار الدوله اشک ریخته باشد؟

    نه! چرا؟ چون ایرانی نمی‌داند او کیست! او کسی بود که با نوشتن «رساله یوسفی» و «یک کلمه»، می‌خواست قانون را

    جایگزین سلطنت مطلقه ناصری کند و به همین جرم ماه‌ها در سیاهچال زندانی گشته، مورد شکنجه‌های وحشیانه قرار گرفت.

    شکنجه‌گرش آنقدر کتاب «یک کلمه» را بر سر میرزا یوسف کوبید, تا او کور شد و در همان حال در گوشه زندان، در نهایت غربت

    و مظلومیت درگذشت. از این روضه‌های جانسوز در تاریخ ما کم نیست.

    آیا کسی می‌داند محمدعلی شاه، روزنامه‌نگارانی همچون صوراسرافیل و ملک المتکلمین را چرا و چگونه کشت؟

    آن دو را همراه قاضی ارداقی، آنقدر در باغ شاه و در جلو چشم شاه، شکنجه کردند که وقتی مُردند، شکنجه‌گران خوشحال

    شدند؛ چون دیگر توان و نیرویی برای ادامه شکنجه نداشتند. به گمان من عاشورای تاریخ معاصر ایران، دوم تیر است!

    روزی که بهترین فرزندان این سرزمین زیر سخت‌ترین شکنجه‌ها، کلمه مشروطه و عدالت‌خانه و آزادی را فریاد کشیدند.

    آن روز محمدعلی شاه فرو ریخت؛ چون باورش نمی‌شد که چند جوان فُکلی این همه بر سر مرام و عقیده خود پایداری کنند.

    ایرانی نمی‌تواند درباره چگونگی برانداختن پادشاهی پهلوی، بر پایه منابع و آگاهی‌های مستند، چند دقیقه سخن بگوید؛

    اما از حرمسرای یزید و حیله‌های معاویه بی‌خبر نیست.

    آیا جماعت ایرانی درباره سردار اسعدبختیاری و علت لشکرکشی او به تهران، بیشتر می‌داند یا درباره قیام مختار؟

    چند ایرانی را می‌شناسید که نام تیمورتاش و علی‌اکبر داور را شنیده باشد؟ و چند ایرانی را می‌شناسید که نام

    خواجه نظام الملک طوسی را نشنیده‌ باشد؟

    کسی که نمی‌داند علی‌اکبر داور کیست، نخواهد دانست که دادرسی در ایران چه مسیری را طی کرده است و ما در

    کجا توقف کردیم. کسی که زندگی تیمورتاش را نداند، از کجا بداند که رضاشاه چگونه پادشاهی بود و رژیم پهلوی

    چگونه شکل گرفت؟ کسی که درباره حکمرانان کشورش در دوره معاصر، اطلاعات کافی‌ نداشته باشد، چه درکی از

    «تغییر»، «تحول» و «آینده» دارد؟

    چند ایرانی را می‌شناسید که بداند چرا در مجلس پنجم مشروطه, از پیشنهاد تغییر سلطنت قاجار به جمهوری،

    استقبال نشد؟ چرا بازدیدکنندگان از «خانه مشروطیت» در تبریز به اندازه زائران یکی از امامزاده‌های کاشان نیست؟

    آیا مردم ایران می‌دانند چرا انگلیسی‌ها رضاشاه را تبعید کردند؟ آیا کسی می‌داند چرا ناصر الدین شاه مخالف تدریس

    جغرافیای بین الملل در دارالفنون بود؟ این دانستنی‌ها برای ما, به اندازه باران برای باغ لازم است!

    مدرسه به معنای امروزی آن، به همت میرزا حسن رشدیه و کسانی همچون میرزا نصر الله ملک المتکلمین در ایران

    پا به عرصه وجود گذاشت. پیش از او و هم‌ فکرانش، فرزندان ایران در مکتب‌خانه‌ها «الف دو زَبَر اَن، دو زیر اِن، دو پیش اُن»

    می‌خواندند. او برای اینکه علوم جدید را جزء مواد درسی مدارس ایران کند، خون دلی خورد که شرح آن باشد تا وقتی‌ دگر.

    تاریخ نیاز دارد دوباره خوانده شده و درباره آن اندیشه صورت گیرد. نه با قصد غرق کردن خود در گذشته, بلکه برای ساختن

    امروز و برنامه ریزی بهتر برای فردا و البته استفاده کاربردی در جهت یکپارچگی بیش از پیش مردم.

    ملتی که تاریخ خود را نداند محکوم به تكرار ان است !

     
    • بعد از مدتها بك كامنت درست و حسابي
      البته بماند كه كامنت هاي استاد كورس ازشمند و معتبرود و برخي ديگر از كامنتها

       
  63. کاش من هم کمی از غیرت و شجاعت شما را داشتم و به شما می پیوستم

     
  64. مرسی محمد عزیزم، ممنون از این که اعتراض میکنی و این نوشته ها و این فیلم ها را منتشر میکنی تا آیندگان بدانند در این دوره از تاریخ چه بر سر ما آمد و چه اتفاقاتی افتاد درود بر تو محمد دوست داشتنی و مهربان و شجاع و آزاده و آزاد مرد و دلیر

     
  65. تئوری صدور انقلاب اسلامی، خاورمیانه را با خاک یکسان کرده است. نوری المالکی نخست وزیر پیشین عراق با هدایت و اصرار تهران شروع به سرکوب و حذف سنی ها و همینطور تصفیه ارتش عراق کرد دقیقا همانطور که جمهوری اسلامی در اول انقلاب این کار انجام داد. سرکوب سیستماتیک به قدری طاقت فرسا بود که هر روز در بغداد عملیات انتحاری انجام میشد و سپس در سوریه زمانیکه بشار اسد کارش به شکل کاملا مسالمت آمیز تمام شده بود، این تهران بود که با سپاه قدس و حزب الله وارد عمل شد تا وی را نجات دهد. بشار اسد و مالکی به توصیه تهران زندانیان اسلامگرا را آزاد کردند تا صفوف مخالفین را متشنج کنند تا جاییکه پس از کناره گیری نوری المالکی، هییت پارلمانی و امنیت ملی عراق، نوری المالکی را به خیانت علیه امنیت کشور متهم کرد چیزیکه موجب اعدام وی میشد اما اینبار هم تهران وارد عمل شد به بهانه مبارزه با داعش! این استراتژی را ایران درباره اعتراضات دانشجویی دهه هفتاد هم انجام داده است. در واقع ایران با تمام قوا جلوی بهار عربی را گرفت و آنرا توسط اسلامگرایان در مصر، عراق و سو ریه به عزا تبدیل کرد.

     
    • اين خيلي تاسف بار ولي داعش بالاخره وارد ايران ميشه

      خدا نكنه اين اتفاق بيافته
      ولي خدا جاي حق نشسته

       
    • خدمت جناب مجاهد ناشناس که سعی در توجیه تروریسم داعشی و مظلوم نمایی برای تروریستهای سنی دارن عرض کنم که ما ایرانی های مخالف جمهوری اسلامی لزومی نمیبینیم به بهونه مخالفت با جمهوری اسلامی از چاله اسلامگرایی شیعی (حزب الله و…) به منجلاب اسلامگرایی سنی (داعش و طالبان و القائده و حماس و…) بیافتیم! مجاهد خلقی های ضد ایرانی و مزدور اعراب پشت نقاب مبارزه با رژیم مشغول ایران ستیزی و خدمت رسانی به اربابان عرب (از نوع سنی) هستن به همین دلیل هم هست که در این نوع تحلیل های آبکی ضد ایرانی شون بجای استفاده از واژه “جمهوری اسلامی” از واژه “ایران” استفاده میکنن تا جنایات رژیم رو به حساب ایران و مردم ایران بذارن و نفرت تروریستهای سلفی از ایران و ایرانی رو مشروع جلوه بدن! مجاهدین همونطور که در زمان جنگ ایران و عراق به بهونه مخالفت با خمینی به صف ارتش صدام حسین پیوستن و با همراهی صدام مردم ایران رو به کشتن دادن این بار هم به محض شکل گیری داعش به وجد اومدن! اوایل شکل گیری این تروریستها در عراق که هنوز رسما نام داعش رو به خود نگرفته بودن سازمان مجاهدین به دروغ اعلام میکرد این جنبش خلق ستمدیدهء سنی هست که علیه جنایات شیعیان به پا خواسته! به مرور که جنایات این تروریستها غیرقابل انکار شد سازمان مجاهدین اعلام کرد داعشی ها در این “جنبش عدالتخواه!” در اقلیت هستن و بقیهء مبارزین سنی هیج ربطی به تروریسم ندارن! حالا که داعشی ها کل عراق و سوریه و حتی خارج از منطقه رو به لجن کشیدن و کل دنیا رو به واکنش وا داشتن مجاهدین خلق به این تحلیل جادویی رسیدن که اصلا جنایات داعشی ها تقصیر شیعیانه و اگه شیعیان از اول وجود خارجی نداشتن این برادران مظلوم داعشی مجبور نبودن اینقدر به زحمت بیافتن و سر شیعیان و هر جنبندهء غیر سنی رو ببرن!!! جالب اینجاس که ازنظر روشنفکرنماهای ضد ایرانی تروریسم شیعی تقصیر خود شیعیانه و تروریسم سنی که دنیا رو به لجن کشیده باز هم تقصیر شیعیانه! حیرت انگیزتر اینجاس که مجاهدین خلق خودشون شیعه هستن ولی هرجا جنگی بین شیعه و سنی می بینن این مجاهدین بی برو برگرد و بلااستثنا طرف سنی ها رو میگیرن! این چه دلیلی داره جز اینکه مجاهدین مزدبگیر اعراب سنی هستن, چه زمانی که صدام حسین ارباب شون بود چه حالا که عربستان جای ارباب سابق رو گرفته؟!!!

       
  66. با درود . برادر نوری زاد در قسمت پنج نوشتار گفته اید : رضا پهلوی یک شهروند ایرانی است و مثل همه ی ایرانیان می تواند از تمامی حقوق شهروندی برخوردار باشد و می تواند مثل دیگر ایرانیان حزبی برای خود داشته باشد و … . میگویم که محمد رضا شاهنشاه دیکتاتور ، جنایتکار و آواره و در نهایت مدفونِ در مسجدی در آسوانِ مصر ، زمانی که با آیت الله ابولقاسم مصطفوی کاشانی در قضیه ملی شدن نفت و کودتای آمریکایی 28 مرداد 1332 با ایشان مشکل فراوانی داشت ولی با تمام خیانت و خباثت اش ، خاندان آیت الله کاشانی را آواره کوی برزن نکرد بلکه خاندان آیت الله از جمله خانم شیوا مصطفوی کاشانی و سید محمود مصطفوی کاشانی که ایشان حقوق خوانده بود و بارها بعد از انقلاب ” کاندیدای ریاست جمهوری ” در کشور شد و تا اوایل دهه 60 در بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در چهار راه استانبول مشغول بکار بودند و از حقوق و مزایای شاهنشاهی ارتزاق میکردند و شاهنشاه آنها را بخاطر ضدیت با شاهنشاه ، از دستگاه پهلوی بیرون نرانده بود . برادر نوری زاد قبلا” در یکی از ” پست ” ها نوشتید که ” سعید زینالی ” را برده و شانزده سال است که سربه نیست کرده اند و بدتر از آن اینکه پدرش را هم قبل از بازنشستگی از کار برکنار کرده اند . شما این تناقضات و تفاوت های بین دو نظام پهلوی و اسلامی را دریابید !

     
    • جناب مراد علی اقای کاشانی قبل از کودتای 28 مرداد از دکتر مصدق جدا شد وبه طرفداران شاه پیوست لذا کاری بر علیه شاه نکرد والا مانند دکتر مصدق محاکمه و زندانی میشد لطف کنید تاریخ معاصر از 1320 تا به امروز را مطالعه کنید

       
  67. جناب علوی هاشور زده ها نام /////// و استالین و هیتلر و موسولینی و چنگیز است دیگری نیز دین است. اگر بردن نام و گفتن که در یک سایت عمومی و یا حریم عمومی هیچ چیز مقدس نیست بی ادبی است لابد نامیدن دگر اندیشان به خوک و حرامزاده و غیره ادب مسلمانی است چون در قرآن امده.

    جناب منصور اینهم توهین و فحش در قرآن. کامنتهای موافق و مخالف را هم آوردم تا بقولی قران تعقل کنند!

    – آنان (کافران) گستاخ , خشن , زنازاده و بی اصل و نسب هستند . (قرآن .سوره قلم . آیه ۱۳)

    – اف بر شما و بر آنچه غير از الله مى ‏پرستيد مگر نمى‏ انديشيد. (قرآن . سوره انبیاء . آیه 67)

    توهین و فحاشی در قرآن
    – چه شده که است از این پند اعراض می کنند؟ مانند خران وحشی که از شیر می گریزند. (قرآن .سوره مدثر. آیه ۴۹و50)

    – بدترین جانوران نزد الله ، کسانی هستند که کافر شدند و ایمان هم نخواهند آورد. (قرآن . سوره انفال . آیه 55)

    – کافران، مثل حیوانی است که کسی در گوش او آواز کند و او جز بانگی و آوازی نشنود اینان کرانند ، لالانند ، کورانند و هیچ در نمی یابند. (قرآن . سوره بقره . آیه ۱۷۱)

    – و به راستى بسيارى از جن و انس را براى جهنم آفريده ‏ايم، دلهايى دارند كه با آن در نمى‏ يابند و چشمهايى دارند كه با آن نمى ‏بينند و گوشهايى دارند كه با آن نمى ‏شنوند، آنان چون چهارپايانند، بلكه اينان گمراه ‏ترند، ايشان بى خبرند . (قرآن .سوره اعراف . آیه ۱۷۹)

    توهین و فحاشی در قرآن
    – خدا کسانی را که ایمان آورده و نیکوکار شوند را وارد باغ هایی از بهشت می کند که نهرها از زیر درختانش جاری است و انانکه به راه کفر به شهوت رانی و شکم پرستی مانند چهار پایان پرداختند عاقبت منزل انها آتش دوزخ خواهد بود. (قرآن . سوره محمد . آیه 12)

    – و همچون شتران مبتلا به بیماری عطش، از آن می آشامید. (قرآن .سوره واقعه. آیه ۵۶)

    – آیا گمان می بری بیشتر آنها می ‏شنوند یا می ‏فهمند؟ آنها فقط همچون چهارپایانند بلکه گمراه تر. (قرآن .سوره فرقان. آیه ۴۴ )

    – همانا بدترين جنبندگان نزد الله كران و لالان هستند آنهائی كه نمى ‏انديشند. (قرآن .سوره انفال . آیه ۲2)

    توهین و فحاشی در قرآن
    – در دلهایشان مرضى است و الله بر مرضشان افزود و انها راست عذاب دردناکبدین سبب که دروغ می گویند. (قرآن . سوره بقره .آیه 10)

    – و هنگامی که به آنان گفته شود: همانند (سایر) مردم ایمان بیاورید، می گویند: آیا همچون ابلهان ایمان بیاوریم؟! بدانید اینها همان ابلهانند ولی نمی دانند. (قرآن .سوره بقره. آیه ۱۳)

    – مثل كسانى حمالان تورات شدند آنگاه آن را حمل نکردند، مانند خرى است كه كتابهايى را برپشت مى‏ كشد؛ چه زشت است بیان آن گروهی كه نشانه ‌های الله را دروغ پنداشتند و الله گروه ستمگر را راهنمائی نمی ‌نماید. (قرآن .سوره جمعه. آیه ۵)

    توهین و فحاشی در قرآن
    – به طور قطع از حال کسانی از شما، که در روز شنبه نافرمانی و گناه کردند، آگاه شده اید. ما به آنها گفتیم: به صورت بوزینه هایی طرد شده درآیید. (قرآن .سوره بقره. آیه ۶۵)

    – اى مؤمنان همانا مشركان نجس هستند، لذا نبايد پس از امسال ایشان به مسجدالحرام نزديك شوند، و اگر از تنگدستى مى‏ ترسيد، پس در آینده نزدیک الله شما را از فضل خويش توانگر گرداند، كه الله داناى فرزانه است. (قرآن .سوره توبه . آیه ۲8)

    – بگو : آیا شما را از کسانی که در نزد الله کیفری بدتر از این دارند خبر، بدهم : کسانی که خدایشان لعنت کرده و بر آنها خشم گرفته و بعضی را بوزینه و خوک گردانیده است و خود بت پرستیده اند؟ اینان را بدترین جایگاه است و از راه راست گمگشته ترند. (قرآن . سوره مائده. آیه ۶۰)

    توهین و فحاشی در قرآن
    – و اگر میخواستیم به آن آیات او را رفعت مقام می بخشیدیم، لیکن او به زمین (تن) فروماند و پیرو هوای نفس گردید، و در این صورت مثل و حکایت حال او به سگی ماند که اگر بر او حمله کنی و یا او را به حال خود واگذاری به عوعو زبان کشد. این است مثل مردمی که آیات ما را بعد از علم به آن تکذیب کردند. پس این حکایت بگو، باشد که به فکر آیند. (قرآن .سوره اعراف. آیه ۱۷۶)

    – و الله مثالي زده است: دو نفر را كه يكي از آن دو گنگ مادر زاد است و قادر بر هيچ كاري نيست و سر بار صاحبش می‌ باشد، او را به سراغ هر كاري بفرستد عمل خوبي انجام نمي‏دهد، آيا چنين انساني با كسي كه امر به عدل و داد مي ‏كند و بر راه راست قرار دارد مساوي است؟ (قرآن .سوره نحل. آیه ۷۶)

    توهین و فحاشی در قرآن
    – حال اين دو گروه (مؤ منان و منكران) حال نابينا و كر و بينا و شنوا است آيا اين دو همانند يكديگرند؟ آيا فكر نمي‏كنيد؟ (قرآن .سوره هود. آیه ۲۴)

    – بگو من نميگويم خزائن الله نزد من است و من آگاه از غيب نيستم و به شما نمي ‏گويم من فرشته ‏ام ، من تنها از آنچه به من وحي مي‏شود پيروي مي ‏كنم ، بگو آيا نابينا و بينا مساويند؟ چرا فكر نميكنيد؟ (قرآن .سوره انعام . آیه ۵۰ )

    توهین و فحاشی در قرآن
    – نابينا و بينا هرگز مساوي نيستند. (قرآن .سوره فاطر. آیه ۱۹)

    – آيا كسي كه مي ‌داند آنچه از طرف پروردگارت بر تو (ای محمد) نازل شده حق است همانند كسي است كه نابيناست؟! تنها صاحبان انديشه متذكر مي‏شوند . (قرآن .سوره رعد. آیه ۱۹)

    – هرگز نابينا و بينا مساوي نيستند، همچنين كساني كه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده ‏اند با بدكاران يكسان نخواهند بود، اما كمتر متذكر مي‏شويد. (قرآن . سوره غافر. آیه ۵8)

    ناشناس۲۹.۵.۹۰
    آیا برای شما هم این سئوال پیش آمده که چرا سردمداران جمهوری اسلامی در سخنرانی هایشان از کلمات سخیف و گاها رکیک استفاده میکنند برای پیدا کردن پاسخ این سئوال در توهین ها و فحاشی های قرآن به دگراندیشان مستتر است که تعدادی از انها در مطالب بابلا امده است.

    پاسخ
    پاسخ‌ها

    ناشناس۲.۱۲.۹۰
    اگه همه چیزشون رو مثل قران میکردن جلوی چشم تو بد نمیاومدن.دزدی و دروغ گویی و تحمت زدن و دروغ گفتن هم از قران یاد گرفتن ؟و مثل این میمونه هر کار درستی که کنی بگیم از نظام جمهوری اسلامی ایران یاد گرفتی چون تو این نظام زندگی میکنی

    ناشناس۱۳.۸.۹۲
    فحش یعنی نسبت دادن الفاظ و ویژگی های ناشایست به افراد شایسته!
    نه “توصیف حال افراد ناشایست”.. قرآن کافران را توصیف می کند!

    ناشناس۹.۱۱.۹۲
    دوست عزیز با لا ی من
    من نمیدونم که خدا به تو تا حالا چقدر عمر داده ولی تو هنوز نفهمیدی انسان یعنی چی حیوان یعنی چی
    فکر میکونی ننه بابات تخم دو زرده گذاشتن تو را شیعه به دنیا آوردن بقیه دنیا انسان نیستن بقل شما حیوانن(کافران) واقعن برات متاسفم

    bahramvar۱.۲.۹۳
    عزیزم شما که از تعریف واژه “کافر” خبر نداری چرا قضاوت می کنی ؟كفر در انسان، پوشانيدن و كتمان آگاهانه است . البته اینو هم بگم قبول نداشتن خدا هم کفر محسوب میشه حتی اگه از روی حماقت یا نا آگاهی باشه ، ولی اینو بدون که خداوند هیچ کسی رو کافر به دنیا نمیاره . به همه فرصت برابر برای انتخاب خدا داده میشه . من با این که توی یه خوانواده مذهبی و شیعه به دنیا اومدم ، وقتی به بلوغ فکر رسیدم رفتم دنیال حقیقت ، 2 سال تحقیق کردم ، حرف همه رو شنیدم ، توی این دو سال یه مدت زرتشتی بودم ، یه مدت بی دین ، اما آخرش شدم مسلمان شیعه و افتخار می کنم که با تحقیق به این دین رسیدم .

    ناشناس۲۸.۴.۹۳
    عزیزم افریقاییه بی کتاب و بی سواد چیکار کنه؟

    آزاداندیش۱۱.۸.۹۳
    اگر منظورت اون صهیونیست های آدم کش و بچه کشه که به نظر من اگه اسم بعضی حیوانات درنده رو روشون بذاریم توهین به اون حیوونه، تازه رکیک کی حرف رکیک زده؟!!

    ناشناس۲۰.۸.۹۳
    چرت نگین

    پاسخ

    ناشناس۲۱.۸.۹۰
    – و هنگامی که به آنان گفته شود: همانند (سایر) مردم ایمان بیاورید، می گویند: آیا همچون ابلهان ایمان بیاوریم؟! بدانید اینها همان ابلهانند ولی نمی دانند. (قرآن .سوره بقره. آیه ۱۳)
    الحق كه در وصف شماست ((=

    پاسخ
    پاسخ‌ها

    ناشناس۱۹.۲.۹۱
    بسیار زیبا گفتید

    ناشناس۹.۱۱.۹۲
    هر چی باشه از این خدای شما نمیترسیم که مارو ببره جهنم (خنده)
    شماهم برو.این کارارو بکن تا خدا برات حوری 140 کیلومتری بیاره عزیز

    پاسخ

    ناشناس۱۶.۹.۹۰
    واسه برداشت مفاهیم قرآن باید آیه های قبل و بعد از آن را هم تفصیر کرد نوشتن یک آیه که دلیل موجه برای بی ادبی نیست در ضمن در سوره قلم قبل از آیه 13 خدا کسایی رو میگه که کافر به وجود خدا هستند خدایی که مارو آفریده بهمون روزی میده شادی میده غم میده زندگی میده مرگ میده قطعا قبل از نزول این آیه بحثی بین اون کافرا و حضرت محمد افتاده که خدا شخصیت اون کافر رارو برای حضرت محمد بیان کرده منظورش به همه نبوده در ثانی تو چرا خودتو ناراحن میکنی مگه توصیف تو با توصیف قرآن جور در میاد؟

    پاسخ
    پاسخ‌ها

    mohammad sarabi۱۹.۷.۹۲
    آیا اگه کسی با تو رفتار بدی داشته باشه و تو در جواب فحاشی کنی موجهه که بگی این کار رو در جواب ما وقع انجام دادم؟
    اینجا دو نکته هست:
    اول:خداوندی که جز پاکی چیزی نیست نباید با بندگان و آفریدگان خودش با این الفاظ رکیک حرف بزنه که در این صورت مردم دیگر چگونه می باید باشند؟
    دوم:شما می فرمایید که خدا در جواب کفار این حرف ها رو زده که همین واکنش نشان دادن خودش ضعف محسوب میشه که شابسته ی تعریفی که از خدا دارید نیست

    mohammad sarabi۱۹.۷.۹۲
    آیا اگه کسی با تو رفتار بدی داشته باشه و تو در جواب فحاشی کنی موجهه که بگی این کار رو در جواب ما وقع انجام دادم؟
    اینجا دو نکته هست:
    اول:خداوندی که جز پاکی چیزی نیست نباید با بندگان و آفریدگان خودش با این الفاظ رکیک حرف بزنه که در این صورت مردم دیگر چگونه می باید باشند؟
    دوم:شما می فرمایید که خدا در جواب کفار این حرف ها رو زده که همین واکنش نشان دادن خودش ضعف محسوب میشه که شابسته ی تعریفی که از خدا دارید نیست

    ناشناس۲۰.۸.۹۳
    واقعا راست می گی؟دلیل و مدرکت را بنویس؟اینها انذار و هشدار هستند
    یا چرت نگو

    پاسخ

    ناشناس۱۶.۹.۹۰
    قرآن برا اولین بار برای کسایی اومد که عرب بود عاری از تمدن پیشرفته ای مثل ایران و روم و یونان پس باید با اونا جوری حرف میزد که بفهمند حتی عربهای اون موقع همین طوری حرف میزدند مثالی حرف می زدند پس این دلیل بر بی ادبی قرآن نیست اینجا می پرسن که مگه قرآن برا همه آدما نیست؟منم میگم بله هست ولی وقتی میخوای برای جماعتی حرف بزنی به اندازه سطح فهم اونی که از همه سطح فهمش کمتر حرف بزن

    پاسخ
    پاسخ‌ها

    ناشناس۹.۵.۹۲
    منم اینو قبول دارم که این چیزا توهین نیست و گفتگوی عامیانه با بشره ولی حرف شما دارای نقصه و احتمالن سطح سواد شما به اندازه همون اعراب زمان جاهلیته چون کتاب قران تاریخ انقضا نداره که بگیم خوب عربا اون زمان نفهم بودن باید خیلی ساده گویی میشده پس الان که سطح سواد مردم رفته بالا باید کلمات قرانو تغییر داد

    ناشناس۱.۲.۹۳
    همین الان شما اعتراف کردید که دست کم یه نفر هست که عقلش به اندازه همون عربای جاهله ، و با توجه به این حرفی که خودت زدی و این که باید به اندازه اونی که سطح فهمش از همه کمتره حرف زد ، پس حرف شما رد میشه

    پاسخ

    ناشناس۴.۱۱.۹۰
    واقعا متاسفم، من توهین به هیچ دینی رو قبول نمی کنم، همون طور که به خودم اجازه نمیدم به دینی توهین کنم و شخصیت کسانی رو که به دینی توهین می کنند سزاوار این (به قول شما) فحاشی قرآن می دونم!

    پاسخ

    ناشناس۶.۱۱.۹۰
    واقعا جای تاسف داره.شما در حدی نیستین که بخواین به قرآن توهین کنین.این حرف شما نه تنهابه قرآن و اسلام توهین میکنه بلکه به همه ی مذاهب و ادیان توهین میکنه چون بر همه آشکار شده که قرآن کتاب خداست و خدا وجود داره پس شما از اساس به همه ی آدما توهین میکنین.واقعا جای شرم داره.

    پاسخ
    پاسخ‌ها

    ناشناس۲۷.۱.۹۲
    من به عنوان یک شیعه زاده و با خوندن 4 باره قرآن و تفسیر المیزان میگم قرآن کتاب خدا نیست و کار یگ آدم باهوشی به نام محمد است.

    ناشناس۹.۱۱.۹۲
    دادا انقدرم که میگی باهوش نبوده ها
    فقط به فکر شکم.و زیره شکم بوده(خنده)

    پاسخ

    ناشناس۱۶.۱۱.۹۰
    دین یعنی کلاه شرعی گذاشتن اقلیتی برسر اکثریت که نه فرهنگ دا رند نه اقتصاد و آن اقلیت نابخرد اکثریت را در خفقان نگه میدارند و خرافات را در بین مردمشان ترویج میکنند و هرگز نمی گذارند کسی بداند که چرا باید چشم بسته همه مسایل شرعی وفقهی را بدون درک وشعور وفهم تقلید کند و مو به مو انجام بدهد

    پاسخ
    پاسخ‌ها

    ناشناس۲.۱۲.۹۰
    در مورد دین زرتشت هم همین نظر رو داری؟

    mohammad sarabi۱۹.۷.۹۲
    دین می خواهد زرتشت باشد یا اسلام، یهود باشد یا مسیح، جز یک دروغ بزرگ و استفاده ی قلیلی از کثیری چیز دیگری نیست

    پاسخ

    ناشناس۲.۱۲.۹۰
    تعدادی از ترجمه ها از اساس در قران وجود نداشت و تعدادی هم جانبدارانه قرار گرفته بود.در کل دروغی و توهینی دیده نمیشه اگه به حیوانات ربط میده خصلت انسانها رو چون هم این که این خصلتها در حیوانات هم هست و این که ما انسانها یک نو حیوانیم.

    پاسخ

    ناشناس۲.۱۲.۹۰
    فهم دین اسلام وجنایات آن نیاز به شعوربالا وسواد اندکی داره که 100%مسلمانها ازاون بی بهره اند چون کسیکه شعورداشته باشه مسلمون نمیشد.100%کسانیکه ازاین دین بی رحم وخشونت بارحمایت میکنندزحمت یک بارتعمق وتامل رابه خودشون نداد ه اند .محمد زرنگتر وکلاه بردارتر ازآن بود که مسلمانها بفهمند داستان ازچه قراره.مگه اجازه نقدرو به کسی میدهد.

    پاسخ

    ناشناس۱۳.۱۲.۹۰
    دوست من بررسی قران بدون در نظر گرفتن تاریخ دلیل نزول ایه و اشنائی با ادبیات عرب و زبان شمال عربستان که لحن قران است و استفاده از مثالهای رایج عربی که در ان زمان رایج بود کاری غیر علمی است …مثل جدا کردن جملاتی از وسط یک کتاب بدون دانستن قبل و بعد جمله و اصلا هدف از طرح موضوع …این عمل به درد برنامه های طنز می خوره که با بریدن چند جمله شوخی بانویسنده کنند …نه به درد حکم صادر کردن …در ضمن اعراب در ان زمان از این مثالها که مانند شتر ماده یا اسب تیز رو و …زیاد استفاده می کردنند مثلا اگه یک ایرانی بگه سگ زرد ترادر شغاله …یا مثل سگ و گربه نباش ..یا فلانی موش شد و ….فخش نداده و ادمها را به حیوان نسبت نداده بلکه خواننده می فهمد هدف گوینده چیست …دوست من علمی تر با موضوع بر خورد کن …………..

    پاسخ
    پاسخ‌ها

    ناشناس۹.۱۱.۹۲
    اتفاقا منم با نظر شما موافقم چرا که نصف این معانی بد توسط آخوندا تغییر کرده تو اگه معنای نکاح رو بدونی (معنی نکاح در زمان حضرت رسول)دیگه هیچ وقت دخترتو به نکاح کسی نمیدی
    تو قران شما خدا میگه هتک وپتکتو جر میدم
    (برو مهنای هتک پیدا کن ) بعد آخونده میاد ترجمه میکنه خداوند ریشه های شما رو بر خواهد کن!!!!!

    پاسخ

    ناشناس۲۷.۱۲.۹۰
    ابوطالب که ایمان نیاورد هم نفهم بود؟ ابوجهل را که می گویند دانای ان زمان بود چطور؟ ایا اگر الله با زبان ملایمتری حرف می زد بهتر نبود؟
    در ان زمان خیلی از عربهای “کافر” هم دانا بودند.
    این توهین قران است به تمام کافران و خدا فکر می کرد باید با زبان بد استفاده بکند؟ چرا در انجیا چنین چیزی کمتر است؟

    پاسخ

    ناشناس۲۹.۳.۹۱
    و مثل [دعوت‏كننده] كافران چون مثل كسى است كه حيوانى را كه جز صدا و ندايى [مبهم چيزى] نمى‏شنود بانگ مى‏زند [آرى] كرند لالند كورند [و] درنمى‏يابند (171)بقره
    بلد نیستی اشتباه معنی نکن

    پاسخ

    ناشناس۲۱.۵.۹۱
    خوشحالم از این که چند سالیه از این دین کثیف دست کشیدمو دارم مثل ادم زندگی میکنم ادیان در مجموع هیچ چیز جز یه استعمار نیستند شما نگاه کنید همین عربستان سالنه از همین کعبه بت خانه چقدر پول در میاره اقایون وخانومای متعصب به واقعیتم نگاه کنید

    پاسخ
    پاسخ‌ها

    ناشناس۱۸.۱.۹۲
    به طور قطع کسی که از دین دست بکشد چون تکیه گاه وعقیده وایمان ندارد ه مدت طولانی نمی تواندمثل آدم پاک ودرست زندگی کند وهدفش خلاصه می شود درپول درآوردن ولذات دنیوی وچون عقیده اش به معاد سست می شود درنتیجه دلیلی نمی بیند که امر ونهی را بپذیرد ودست به هر کاری به نفع خود می زند فقط کافی است به چنگ قانون و…نیفتد .به هر حال یک اجتماع بزرگ انسانی را نمی شود بدون اعتقاد وایمان به خدا اداره کرد.فقط ممکن است به طور موقت کسی بتواند برای حفظ آبرو یا پذیرش اجتماع خود را در ظاهر نگه دارد.

    ناشناس۹.۱۱.۹۲
    مثل آخوندا حرف میزنی چو اوناهم میگن که.تمام کسانی که دینو رد کردن دنبال هواسهای نفسانیشون بودن ولی ما هر کیرو میبنی که بی دینه از بس به این. مثایل فکر کرده که موهاش سفیده شد. اسیون هاوکینگ به دنبال هواسهای جنسی نیچه و… آخریشم که استو جابز بود
    دوست عزیز اگه این سه چیزی که بهت بگم داشته باشی بهترین دینو دار
    اخلاق، عدالت،وجدان وصلام
    من که بی دینم میگم خلاف اخلاق که من برهنه برم تو خیابان(اخلاق)
    اگه به کسی ظلم بشه جلوی ظالم وایسم(وجدان)
    و اگه حقی به ضرر خود من بود به حق درست رای بدم(عدالت)
    موفق باشید

    پاسخ

    ناشناس۲۱.۶.۹۱
    دست ازین تقدس بازیا بردارید هیچ چیز مقدس نیست وباید نقد بشن
    آفرین بر شما هم که اینگونه ساختارهارو مشکنید اکثر اونهای هم که بهشون بر میخوره وکامت میزارن میترسن این ترس باید شکسته بشه انسانهاباید ازاد فکر کنند و ازین توهم دست بردارن

    پاسخ

    ناشناس۲۵.۶.۹۱
    تفرشی ها که دانشمند بزرگی چون دکتر حسابی دارند که جایزه نوبل گرفته حکومت اونو متهم به فراماسون میکنه تا آخرین لحظه قرانش همراش بوده تو چرا اینجوری هستی آقای تفرشی؟؟؟؟؟!!!!

    پاسخ
    پاسخ‌ها

    ناشناس۲۷.۱.۹۲
    دکتر حسابی یک فیزیکدان معمولی بوده و اکثر چیزهای در موردش خالی بندی پسرشه

    پاسخ

    ناشناس۲۴.۹.۹۱
    به نام خدای یگانه

    در ایه 108 انعام آمده است: آنهايى را كه جز خدا را مى‌ پرستند دشنام مدهيد كه آنان از روى دشمنى به نادانى، خدا را دشنام خواهند داد. اين گونه براى هر امتى كردارشان را آراستيم. آنگاه بازگشت آنان به سوى پروردگارشان خواهد بود، و ايشان را از آنچه انجام مى‌دادند آگاه خواهد ساخت.

    و اما برای دین داری وانتخاب دین:

    هر فرقه‌اى به آنچه نزدشان است دلخوش‌اند (كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ؛ مومنون؛ آیه ۵۳ ).آنچه كه از آیه ۴۸ مائده بر مي آيد اين است كه همه گرایش ها مورد رضایت خدا نیست اما راه درست را در اختیار ما قرار داده است و ما را مجبور نکرده و در تنگنا قرار نداده بلكه ما را آزاد و مختار گذاشته است و گرنه همه ی ما را با يک گرایش می آفرید.
    برای هر یک از شما شریعت و راه روشنی قرار دادیم و اگر خدا می خواست همه شما را امت واحدی قرار می داد، ولی می خواهد شما را در آنچه به شما داده امتحان کند؛ پس به سوی کارهای نیک بر یکدیگر پیشی گیرید. بازگشت همه شما به سوی خداست؛ پس شما را به آنچه همواره درباره آن اختلاف می کردید، آگاه می کند. (۴۸) مائده(لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا ۚ وَلَوْ شَاءَ اللَّـهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَـٰكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ ۖ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ ۚ إِلَى اللَّـهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ).

    اما برای ابهاماتی که شما وارد کردید هم نوع عزیز:

    آیا بهتر نیست که کمی انصاف بدهیم و قبل از هر گونه انتقاد خودمون وعلمی که داریم را مورد نقد قرار بدهیم،بیان صفات ورای ناسزاست، اگر کسی زنا زاده نباشد و به او زنا زاده گویند این تهمت هست ، اما در قرآن – سوره قلم – آیه 13 – خدا شرح حالی از مرام و کردارشان به پیامبر گفته – آنچنان که ممکن است در باب توضیح درباره کسی بگویید آن فرد موتاد تن فروشی است که… ، در پایان آیا فکر نمیکنید که اگر درخت بخواهد آراسته شود باید حرص شود . به امید روشنی دل خودم و هم کیشان مسلمانم و شما که هم نوع من هستید… خدا نگهدار

    پاسخ

    ناشناس۷.۱۰.۹۱
    در باب حال مغرضانه ی شما هم نوع محترم همین بس که آیهایی از قرآن را مینویسید که آیه های پس ویش آنها مغز جمله را میرساند ولی شما آیه های پس و پیش آن را نمینویسد . و خداوند به همه چیز آگاه است . (از طرف کسی که در محیط کفر مسلمان شد ، 2 سالگی ام را تولد میگیریم چون که 2 سال از اسلام آوردنم میگذرد)

    پاسخ

    ناشناس۱۱.۳.۹۲
    نمیدانم این قران از کدام اسمان آمده در حالیکه بعد از جوف زمین کسی نمتواند بالا برود. ایا خداوند کره زمین را دورا دور گشته وبلآخر کتاب خود را به جاهل ترین ادم های روی زمین آنهم توسط جبریل به یک مرد عیاش و بیسواد میسپارد؟؟؟؟؟ مرا عجب آید ازین خداوند.. این جبریل پس حالا کجاست تا بنگرد از حال و احوال این مسلمین بپرسد که چرا یکدیگر خود را میکشند و نام شهید و غازی را بالای یگدیگر میگذارند. بهبه به این خداوندی و این کتاب….؟؟؟؟؟؟؟

    پاسخ

    ناشناس۵.۴.۹۲
    کلن حرفهای این وبلاگ درست نیست.

    پاسخ

    ناشناس۲۱.۵.۹۲
    کلمه کوران ونابینا کران وناشنوا لالان وگنگ یا عقدۀ لسان در قران فرق میکند که هر کدام در جای مناسب امده مخلص کلام اینکه جماعت کوران با جماعت نابینا خیلی فرق داره به عنوان مثال اینکه اگر کسی خواب باشه میشه با یک تکان اونو بیدار کرد اما امان از ان کسی که خودش را به خواب زده هرگز نمیشه به این راحتی بیدارش کرد جماعت نابینا انستکه نمی بیند اما جماعت کوران انستکه چشم بینا دارد اما نمیخواهد که ببیند والسلام محمد از اصفهان

    پاسخ

    ناشناس۵.۵.۹۳
    بعضي از اصول رياضي كه توسط انسان هم ايجاد شده هيچ گاه قابل تفسير رتغيير نيست مانند 2*2 چرا ايات قران اين قدر دستخوش تغيير و تفسير هست

    پاسخ

    ناشناس۵.۸.۹۳
    اگه راست میگین با آقای منقوف عبدالله مناظره کنین. پیشنهاد می کنم با ایشون یه گفتگویی داشته باشین. اگه ایشون رو شکست بدین من دیگه هیچ حرفی ندارم. این هم ایمیلش: manqufabdollah@yahoo.com

    پاسخ

    آزاداندیش۱۱.۸.۹۳
    خیلی خنده داره یعنی خداوند از احوال بنده هاش خبر نداره! تازه اون صفاتی رو که تو قرآنه شرح حاله نه فحش دوست عاقل! من.
    وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ

    چيزهايی را که آنان به جای الله می خوانند ، دشنام مدهيد که آنان نيز، بی هيچ دانشی ، از روی کينه توزی به الله دشنام دهند

    پيامبر(ص) فرمود: لاتسبوا الناس فتكتسبوا العداوه بينهم: به مردم ناسزا مگوييد كه با اين كار در ميان آنها دشمن پيدا مي‌كنيد.

    در جنگ صفین، حضرت علی(ع) شنید که گروهی از یارانش به معاویه و شامیان دشنام می‏گویند و توهین می‏کنند؛ آنان را از این کار منع کرد و فرمود:من خوش ندارم شما دشنامگو باشید(نهج‌البلاغه، خطبه 206)

    الجنه حرام علي كل فاحش أن يدخلها: وارد شدن به بهشت بر هر ناسزاگويي حرام است.

    امام علي(ع): الفحش والتفحش ليسا من الاسلام: دشنام دادن و بددهني (دشنام شنيدن) از [ساحت] اسلام به‌دور است.

    امام صادق(ع): الفحش و البذاء والسلاطه من النفاق: دشنامگويي و بدزباني و دريدگي، از [نشانه‌هاي] نفاق است.

    امام باقر(ع): ان‌الله يبغض الفاحش المتفحش: خداوند شخص ناسزاگوي بددهن را دشمن دارد.

    پاسخ

    ناشناس۲۷.۸.۹۳
    آدم میتونه نقد کنه ولی توهین جایز نیست از نظر بنده . اگه توهین کنیم و ناسزاهای گفته شده در قرآن رو بهونه کنیم چه فرقی با اونا داریم پس . دقیقاً اشتباه قرآنو تکرار می کنیم فقط

    پاسخ

    ناشناس۳۰.۸.۹۳
    بله جابه که طرفداران این سایت به بدترین نحو ممکن به مذهبی ها توهین میکنند و اونوقت در اینجا از توصیفات قرآن با عنوان توهین گله دارند، یه سوزن به خودت بزن یه جوال دوز به مردم

     
  68. با سلام وادای احترام

    شیخ محمد یزدی دزد نابکار را باید پیام دادوگفت ؛بخدا قسم مردم اموالشان را از دزدان وچپاولگران پس میگیرند وسرشماهارا عین سرماربرسنگ خواهند کوفت آنطورنماندواینطورنیزنخواهد ماند .مردم اموالشانرا ازشماها پس میگیرند حتی اگربرکابین زنانتان کرده باشید .
    آنروزدیرنیست های های شیخ محمد پابرهنه درست نگاه نگاه کن جمعیتی درراهند که ته کاری از دست سپاه برمی آید ونه دیگران جزاینکه سوراخ موش بخرید به همه دارائیهایتان .
    نهادینه کردن دزدی وچپاول وغارت کارهیچ آدم پدرمادرداری نبود جزدارودسته شماها وای کاش آقای خمینی کمی درایت بخرج داده بود واین هیولاها را بعداز خودش برمسند نمینشاند .
    آقای توریزاد شما از مادام العمری رهبر میگوئید وما از مادام العمری همه این دارودسته خائن ؛هاشمی چرا نباید به کناری برود وبازنشسته شود چه طلبی ازمردم دارد ،همین طورجنتی ،حدادقاتل ،همین شیخ گندیده دهان محمدیزدی وهمه این مجلسیها مثل باهتر شیره ای ولاریجانی اجنبی وسایرین که مادام العمری خود را با چاکری تثبیت کرده اند .فقط خداوند باید همه را به جهنم هدایت کند تا اینها دست از سر مردم بردارند .مگرآقای خمینی نگفت ما فرض میکنیم شاه خیلی هم خدمت کرده وزحمت کشیده ولی حالا مردم اورا نمیخواهند واوباید برود کنار .حالاکسی نیست به این دزدان غارتگربگوید بخدا قسم شما یک تار مو از /////////////////// .ای خاک همه عالم برسرمان که خود را خاک برسرکردیم .

     
  69. سلام برهمه انسان دوستان وظیفه شناس
    از المان تا ایران سر تعظیم فرود می آورم
    در برابر شما و دستانه تان را میبوسم.
    درود درود درود

     
  70. محمد مهدوی فر

    نامه هفتم محمد مهدوی فر به رهبری پیرامون انتخابات خبرگان:

    محضر مبارک مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای مد ظله العالی

    پس از سلام و عرض احترام ؛

    به عقیده ی من، اگر انتخابات خبرگان امسال را که پیش رو داریم، مهم ترین اتفاق سیاسی پس از انقلاب بدانیم، چیزی به گزاف نگفته ایم.

    انتخابات خبرگان امسال فرصت مغتنمی است که قانون اساسی که حاصل خون صدها هزار شهید به خون خفته است، در اختیار تمام ایرانیان قرار داده است تا به قصد تثبیت رهبری حضرتعالی و یا برای عزل حضرتعالی از مقام رهبری، رأی و نظر خود را آزادانه اعلام کنند.

    بی تردید کسانی که از انجام وظیفه سرباز زنند و در انتخابات خبرگان شرکت نکنند و یا دیگران را به عدم شرکت در انتخابات خبرگان ترغیب کنند، آنان حقّی را از خودشان دریغ کرده اند و هر ادّعایی در آینده سیاسی ایران نمی بایست از آنها مسموع و پذیرفته باشد.

    مطابق با مفهوم ذاتی انتخابات که هر شرکت کننده ای را حداقل در برابر دو گزینه متفاوت قرار می دهد، در انتخابات خبرگان امسال هر شرکت کننده ای در هر استانی که باشد، خواهد توانست با فرصت برابری که در اختیار نامزدهای موافق و نامزدهای مخالف رهبری به طور یکسان قرار خواهد گرفت، کاندید مورد پسند خود را انتخاب کند و در این زمینه شاهد هیچگونه بی عدالتی از سوی هیچکس نخواهیم بود.

    در این خصوص، حتی اگر مخالفین رهبری خواهان فرصت های بیشتری برای تبلیغات باشند ولی با تدابیری که حضرتعالی اندیشیده اید، اجازه نخواهید داد که موافقین رهبری فرصت ها و امکانات بیشتری را برای تبلیغات به ویژه از طریق رسانه ملّی تصاحب کنند.

    با این مقدمه اینجانب در آستانه ی ورود به انتخابات خبرگان از محضر شما تقاضا می کنم:

    ۱) به شورای محترم نگهبان و به همه ارادتمندان خود در سراسر کشور اعلام فرمایید که نقشه کشیدن و تبلیغ کردن برای تغییر دادن رهبری، حق طبیعی هر شهروند ایرانی است و این به منزله توطئه برای نابودی نظام و کندن عمود خیمه ی انقلاب به تحریک دشمنان خارجی نمی باشد. بنابراین از هم اکنون تمهیدات لازم را برای انتخاباتی شایسته و در شأن ملت ایران فراهم کنند.

    ۲) حضرتعالی مانند انتخابات سال ۹۲ مجددا به مردم ایران اطمینان بدهید که انتخابات خبرگان نیز حق الناس است و نظام جمهوری اسلامی از فرمایشی شدن انتخابات خبرگان به هر نحو پرهیز خواهد کرد.

    ۳) حضرتعالی در فرصت باقیمانده تا زمان ثبت نام، با لسان مبارک خودتان از مجتهدین و علمای بزرگوار حوزه که شما را قبول ندارند رسما دعوت بفرمایید تا در انتخابات نامزد شوند و از هیچ چیز نترسند و اعلام بفرمایید که شورای نگهبان مخالفین و منتقدین رهبری را در هیچ استانی ردّ صلاحیت نخواهد کرد.

    ۴) سرداران بزرگوار سپاه و به ویژه نیروهای واحد اطلاعات سپاه را توجیه کنید که انتخابات یک امر سیاسی و اجتماعی است و تمام حیثیت ایران در جهان به آن بستگی دارد و به آنان بفرمایید که هرگونه دخالت سپاه در انتخابات به معنی خدشه دار کردن و بی اعتبار کردن انتخابات است.

    با درایت و کفایتی که از حضرتعالی سراغ دارم، اطمینان دارم که انتخابات امسال، با اشتیاق زائدالوصف مردم و در کمال آرامش برگزار خواهد شد و به لطف خداوند، سرمنشأ خیر و برکت برای همه ایرانیان خواهد بود و من از همین فرصت استفاده می کنم و از همه ایرانیان تقاضا می کنم در انتخابات امسال، شرکت مسئولانه و فعالانه داشته باشند.

    دوستدار و ارادتمند شما
    محمد مهدوی فر
    تخریب چی و غواص دفاع مقدس
    ۱۳۹۴/۸/۲۶
    telegram.me/m_mahdavifar
    https://www.facebook.com/mahdavifar.mohammad

     
  71. بسیجی گرامی کمکم عادت میکند که ما هم حق اعتراض داریم. اگر یک کارخانه را بالا کشیدند مورد دارد معصیت دارد نماز را باطل میکند. تصمیم قطعی داریم از این به بعد خاک بر سر نباشیم. به کا بل نگاه کند صد ها هزار نفر در خیابان ها اعتراض مدنی میکنند. آیا ما از افغان هاهم خاک بر سرتر هستیم.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

93 queries in 1519 seconds.