سر تیتر خبرها
خانــه ی پوشالــی

خانــه ی پوشالــی

سریال “خانه ی پوشالی” را اگر ندیده اید حتماً ببینید. پیشنهاد می کنم علاوه بر شما، همه ی دولتمردان و قاضیان دستگاه قضا و نمایندگان مجلس و شخص رهبر و جناب حاج آقا مجتبی خامنه ای و آیت الله های قم و امام جمعه ها و نمایندگان ولی فقیه در هرکجا و سردارانِ صف در صفِ سپاه نیز بنشینند و این سریال تلویزیونی را ببینند. دربیست و شش قسمتِ این فیلم، شما با هوشمندی و ذکاوتِ برآورندگانش، به هزار توی دسیسه ها و توطئه ها و پشت پا زدن ها و نردبان ساختن ها و زیرکی ها و آدمکشی های سیاستمدارانِ کاخ سفید و نمایندگان کنگره و اهالی رسانه های صاحب نام آمریکا راه می یابید. من وقتی این فیلم را می دیدم، با خود می گفتم اگر جای کاخ سفید و حواشیِ آن مثلاَ با دفتر سرداران سپاه یا پستوهای دولت و مجلس یا راهروهای بیت رهبری عوض شود، ببین چه حکایاتی در هم می پیچد و عجب قشقرقی از دسیسه ها به هم می تند. باز پیشنهاد می کنم وقتی “خانه ی پوشالی” را می بینید، اصلاً به این فکر نکنید که مته ی آزادی بیان تا کجاها می تواند تیزی اش را فرو ببرد. یا مطلقاً به این نیز نیندیشید که همه در برابر قانون چگونه برابرند و مطیع و فرمانبردار. تنها به این فکر کنید که اگر شخصیت های تر و تمیز و کافرمسلکِ “خانه ی پوشالی” با شخصیت های متشرع اما دزد و دروغپرداز و مردم فریب و ریاکار و ناجوانمردِ خودمان عوض شوند، چه شود!

محمد نوری زاد
یازده بهمن نود و سه – تهران

https://www.facebook.com/m.nourizad
http://instagram.com/mohammadnourizadShare This Post

درباره محمد نوری زاد

63 نظر

  1. یه سوال؟؟؟؟
    مته ی آزادی تو هالیوود تا حالا سمت اسرائیل هم رفته؟

     
  2. آقای نوری زاد شما که کارمند نیستید مقاله هایتان که خریداری ندارد .کارگردان و تهیه کننده و معلم کارگرو شاغل نیستید همیشه برای ادای ماندلا رو دربیاری شعار آزادی و سفرهای استانی با بازماندگان عناصر معلوم الحال دارید کارگر و کشاورز و تاجرو نیستی شرایط زندگی هم در تهران بالاست . از کجا درآمد داری ؟ از سرویس های اطلاعاتی ویا سازمانهای خودفروخته ویا یایایایا های دیگر پول نمیگیری خدا وکیلی هنرپیشه که نمی شه گفت بازیگر خوبی هستی

     
  3. آتنا فرقدانی

    آقا مرتضی
    درود بر شما
    1. فرموده بودید که من در ارتباط با روحانیون پیش داوری کرده ام و برداشتی یکسان از همه روحانیون ارائه کرده ام.
    مرتضای عزیز ، من میگویم روحانیون مردم را گوسفند می دانند. این فقط بحث وعاظ بر منابر نیست. خود شما هم شیوه برخوردتان نه تنها با مردم عادی چون من بلکه با دوستان باسوادی که در این سایت قلم می زنند هم همین است. من بعنوان یک ناظر به قلمبگی کلمات توجه نمی کنم بلکه منطق گفتار و بقول شما لب کلام را می نگرم.
    حاضرم یک یک استدلال های شما را در اینجا آنالیز کنم.
    متاسفانه یا خاطر شما بسیار نازک است یا پوست ما کلفت است که هرچه شما به ما می بندید به چشممان نمی آید ولی آنچه که ما از کلام “شما” به خودمان می بندیم برای شما برخورنده است. در هر حال اگر شما دیگران را گوسفند نمی دانید زهی مباهات برای من که افتخار هم کلامی با چنین دوست ارجمندی دارم.
    2. فرموده اید من خط بطلان بر اجتهاد و روش اسلام شناسی حوزه کشیده ام.
    دوست من ، من خط بطلان بر هر آن اندیشه ای می کشم که هر اندیشه ای جز متون و منابع ثابت و لایتغیر را نفی میکند.
    من معتقدم که همه چیز را همگان دانند و همگان هنوز از مادر نزاده اند.
    من معتقدم خدا “قرآن” را برای من منصور فرستاده نه “مفسران” را. جائی که پیامبر جز یک مبلغ نیست تکلیف هر آنکس دیگر از ائمه گرفته تا فقهاء روشن است. بنابراین اینکه کسی بخواهد خود و نظر خود را عین دین بداند را نمی پذیرم مگر اینکه دلائل او مرا قانع کند.
    3. گفته اید به نظر من اگر نظر شما را در ارتباط با نماز و روزه و… به یک مارکسیست یا مائوئیست بگوئید لبخند میزند.
    من ابائی ندارم از اینکه لبخند بر لب کسی بنشانم. برای خوشایند کسی هم کاری نمیکنم.
    ولی از آن جهت که این را مطرح کردید باید به شما عرض کنم خدائی که قرآن را فرستاده گفته است :لا یکلف الله نفسا الا وسعها. اگر کمی عمیق به این آیه توجه کنید در می یابید که وسع چیزی نیست که قابل اندازه گیری باشد و این بین انسان و خدا است. در واقع اگر من بگویم وسع من همین حد است شما نمی توانید و کسی نیز این حق را به شما که سهل است به پیامبر هم نداده که بگوئید نه وسع تو بیشتر است پس چرا این گونه می گوئی یا اینگونه می اندیشی. عمیق تر از آن اینکه از همین آیه در می یابید که حکومت اسلامی بی معنی است و حتی پیامبر هم نمی توانسته مامور به ایجاد حکومت اسلامی باشد چرا که تک تک افراد اجتماع شامل “لایکلف الله نفسا الا وسعها” می باشند. این یعنی اگر خانمی نخواست روسری بر سر کند هیچ مقامی حق ندارد اورا ملزم نماید.
    4. ظاهرا تحصیلات من برای شما خیلی مهم است. من یک چوپان هستم و بی سواد.
    هیچکجا نشندیده ام و نخوانده ام که پیامبر یا امامان برای عرضه اسلام از سطح سواد افراد سؤال کرده باشند.
    جناب مرتضی
    دانش شما اگر به بینش تبدیل شده باشد شما نیازی ندارید بگوئید امام صاق چه گفت و امام باقر چه. علم شما مال خودتان خواهد بود بنابراین با پیچیدن به پای رویات گره بحثها را کور تر نکنید. تصور کنید الآن به جای شما امام صادق در مقابل من بود میخواست از چه کسی روایت کند؟ اگر علم شما یقینی است پس اسلام را آنطور که خود شناخته اید بر ما عرضه کنید و آن را اثبات نمائید. فکر کنید هیچیک از ما اسلام را نمی شناسیم.
    البته مشکل هیچیک از دوستان در این سایت اسلام نیست مشکل قرائت انحصار طلبانه ایست که خود را حق و دیگران را باطل می داند.
    تفکر حوزوی ، من بی سواد را که رقمی نمی داند هیچ، متفکرینی نظیر سروش و نصر و مجتهد شبستری را هم بر نمی تابد.

    پیروز باشید
    منصور

     
    • سلام بر منصور گرامی

      با اینکه گفتید پوست کلفتید ظاهرا کمی آزرده شده اید ،اگر چنین است من عذر خواهی میکنم.

      گفتید خدا قرآن را برای منصور فرستاده است ،این سخن درستی است ،و خدا قرآن را برای همه انسانها فرستاده است ،در اثناء گفتارتان هم آیه “لایکلف الله نفسا الا وسعها” را مطرح کردید ،ممکن است لطف کنید الفاظ این آیه را از نظر ادبی دقیقا آنالیز کنید ،و بگویید خدا که قرآن را برای منصور فرستاده است ،دریافت منصور از لب و مغزای این آیه چیست؟

      متشکرم

       
  4. هو ۱۱۰

    به کاروانسالار جوانمرد مهرداد
    و به همرهان گرامی و آزادگان رنجدیده جلالی، محمد، خدایار
    به افشاگری هایتان ، کار طاقتفرسایتان ارج بسیار مینهم. بازهم افشا کنید. اجرتان با آن مظلوم که الله اکبر گویان ازخدا بیخبر حتی به طفل شش ماهه اش نیز رحم نکردند.
    ببخشید که نمیتوانم خوداری کنم و فریاد نزنم : مرگ بر ما که گفتیم مرگ بر شاه

    یا علی

     
  5. آقای نوریزاد اخیرا سخنگوی شورای نگهبان افاضات فرموده اند که اگر ادعای آقای رحیمی در مورد پول گرفتن عده ای از نمایندگان سابق و فعلی مجلس در مراجع ذی صلاح اثبات شود حتما در موعد انتخابات عکس العمل شايسته نشان خواهيم داد. به این جناب خواستم بگم کدام ادعا؟ آقای ابدالی برای نمایندگان چک کشیده و آنها هم پول آن را گرفته اند و خرج کرده اند.خیلی راحت هم توی بانک معلوم است که پول از کدام حساب به کدام حساب رفته و چیزی نیست که مثلا بگویی رحیمی میتوانسته از خودش در بیاورد. آقای ابدالی و رحیمی را هم که خود قوه قضاییه جرمشان را قبول دارد. ایشان اگر زرنگ است بگوید چرا فقط آدم های حسابی و تحصیل کرده و درستکار نظیر دکتر قاسم شعله سعدی را رد صلاحیت کرده است و این نمایندگان فاسد رشوه بگیر بله قربان گو را تایید صلاحیت کرده. بعد هم قضات دستگاه قضایی را که در انتخابات دخالت کرده اند ازشان شکایت رسمی کند و خواهان اخراج آنان از شغل قضاوت و اصلاحات در دستگاه قضایی بشود. آن وقت بیاد بگوید من ناظر بیطرف انتخاباتم وگرنه با این من بمیرم تو بمیری ها این افتضاح هم نمی آید.

     
  6. مازیار وطن‌پرست

    اخلاق و دین
    منابع دینی و شرعی ما به نحو رقت انگیزی دچار فقر در زمینهٔ اخلاق است. در سطح تجربهٔ من، در کلاس‌های اخلاق اسلامی دانشگاه‌ها اساتید روحانی فقط به تدریس احکام می‌پردازند. تنها فلسفه‌ای که در اخلاق مطرح می‌شود: بهشت و جهنم است.

    قضیهٔ عرفای ما اما، فرق می کند. البته فقها معمولا با گذشت زمان و فراموش شدن نظرات فقهایی که عرفا و دراویش زمان خود را لعن و تکفیر کرده‌اند، میراث ایشان را مصادرهٔ به مطلوب کرده‌اند. اما زندگی‌نامهٔ هر یک از عرفا پر است از دشمنی فقهای عصر خویش.

    من معتقد نیستم که باید برگردیم و از سنت‌های خویش برای جبران عقب ماندگی جامعه استفاده کنیم. ولی معتقدم جست و جوی سنت و استخراج رگه‌های خرد باوری و انسان گرایی (به قول نوریزاد گرامی مکتب انسانیت) که ترجمهٔ تجدد برای عامهٔ جامعه را تسهیل می کند، یک الزام است.

    باز به عقیدهٔ من، مسئلهٔ بحرانی ما در این کشور پیش از آنکه اعتقادی یا سیاسی باشد، اخلاقی است. ما نیازمند یک بازنگری فوری در امر اخلاقی هستیم.

     
    • سلام بر مازیار گرامی

      اینکه انگشت تاکید بر مساله اخلاق و اخلاقیات می نهید ،امر مبارک و درستی است ،متاسفانه فقر اخلاقی چنان که گفته اید در جامعه ما بیداد می کند ،با این بخش از گفتار شما موافقم.
      اما اینکه نگاشته اید :””منابع دینی و شرعی ما به نحو رقت انگیزی دچار فقر در زمینهٔ اخلاق است””.
      سخن درستی بنظر نمیرسد ،زیرا مقصود از منابع دینی اگر منابع شریعت باشد که عبارتند از کتاب و سنت و عقل ،در این صورت این مطلب مطلبی خلاف واقع و استقراء در قرآن و سنت (روایات معتبر صادر از پیامبر و عترت طاهرین او) است ،زیرا اگر کسی قرآن را یکبار به این دید تدبر کند در می یابد که دهها آیه در زمینه اوصاف شایسته و اخلاقی مورد تاکید قرار گرفته است و حتی در حکایات تاریخی قرآن نیز عمدتا به ستایش اوصاف نیکوی انسانهای نیک پرداخته است ،و اوصاف مذموم انسان های شرور را نکوهش کرده است ،و می توان اساسا گفت که همه معارف قرآن اعم از اصول معارف و احکام و حکایات تاریخی و بازگویی مبدا و معاد ،و سایر امور ،برای انسان سازی و ساختن انسان و اخراج او از ظلمات به نور است.
      در منابع روایی نیز فراوان به بحث اخلاق پرداخته شده است ،شما سیری در کتاب تحف العقول ابن شعبه حرانی بکنید تا صحت مدعا را دریابید ،مگر خود پیامبر در حدیث مشهور بین عامه و خاصه غایت بعثت خویش را تتمیم و تکمیل اخلاق معرفی نکرد؟ (انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق).

      در مآثر و کتب علمای اخلاقی اسلامی نیز کتابهای نفیس در زمینه علم اخلاق و مبادی آن و فلسفه اخلاق ،کم نیست ،مگر کتاب احیاء العلوم ثقه الاسلام غزالی یا کیمیای سعادت او معرف حضور شما نیست؟ مگر کتاب “طهاره الاعراق” ابن مسکویه که ظاهرا ترجمه شده است را ندیده اید؟ آیا کتاب “المحجه البیضاء” مرحوم فیض کاشانی که تهذیب و تلخیص شده احیاء العلوم غزالی است مشاهده نکرده اید؟ کتاب جامع السعادات مرحوم نراقی پدر ،و کتاب فارسی معراج السعاده نراقی پسر را ملاحظه نکرده اید؟ همینطور کتاب اخلاق ناصری خواجه نصیر طوسی قدس سره ،و کتابهای فراوان دیگر.
      غرضم این است که در باب اخلاق تصادفا هم منابع درجه اول ما (کتاب و سنت) و هم منابع درجه دوم ما عنی است ،و بخش های عملی و سلوک عملی مسفورات عرفای ما نیز که الی ماشاء الله است ،بنابر این نفرمایید منابع دینی و شرعی ما از حیث اخلاق فقیرند.
      البته اگر مقصود شما از منابع دینی ،کتب و رسائل فقهی است ،که خوب باید توجه کنید که علم فقه علم احکام عملی از حیث معاملات و عبادات و احکام است ،و موضوع آن افعال مکلفین است نه اخلاق مکلفین ،و آن علمی که متکفل اخلاق مکلفین و بخش اخلاقیات شریعت است ،علم اخلاق است که در این زمینه چنانکه اشاره شد کتابهای فراوانی وجود دارد.
      البته آنچه که از حیث اخلاق معتبر است عمل به اخلاقیات و التزام به آنهاست که این ناشی از حصول ملکات اخلاقی فاضله در جان انسانهاست که نیازمند تمرین و عمل و ریاضت های مشروع و زحمت است ،و دو صد گفته چون نیم کردار نیست.
      از خدای متعالی می خواهیم که توفیق تعالی اخلاقی به همه ما عنایت فرماید.

      سپاس از شما

       
      • جناب سید مرتضی

        باز هم در پاسخ مازیار آیه و حدیث ردیف کردید تنها برای دفاع از دین و بعد هم نتیجه گرفتید که “البته آنچه که از حیث اخلاق معتبر است عمل به اخلاقیات و التزام به آنهاست که این ناشی از حصول ملکات اخلاقی فاضله در جان انسانهاست که نیازمند تمرین و عمل و ریاضت های مشروع و زحمت است”. بقول دوست قدیم ما “که چه شود؟”
        برادر, مازیار هم همین را میگوید. اینکه در فلان کتاب صدها سال پیش چه نوشته ارتباطی ندارد به جامعه امروز ما که در ان بنام دین بزرگترین فسادها و جرائم اتفاق میافتد . کنفسیوس چینی هم بیش از هزار سال قبل از اسلام در سرتاسر آنچه که نوشته درس اخلاق و انسانیت و درستکاری میدهد. اجازه بدهید بدنبال علاج دردهای امروزمان باشیم بجای آنکه دائما بخواهیم ثابت کنیم که آنچه فردی صدها سال قبل گفته نیکوست اگر چه پیروانش امروز به هیچیک از آنها عمل نکنند.

         
        • جناب احمد

          شما از موضوع گفتگو خارج شدید،بحث مازیار و پاسخ من ،مفهوم سیاسی و بحث از سیاست و حکمرانی در جامعه ما نبود ،بحث از محتوای بحث های اخلاقی ،و رابطه آن با منابع دین بود ،شما در مورد سیاست و انتقاد به سیاسیون هرچه میخواهید انتقاد داشته باشید ،نظر شما محترم است ،اما در گفتگوها نباید از موضوع مورد بحث خارج شد.

          ممنون از توجه شما

           
  7. «مجید جعفری تبار» یکی از روحانیون برجسته قم و یزد و همسرش «مینا مناقب» توسط دادگاه ویژه روحانیت به اعدام محکوم شدند! به گزارش سحام، این زن و شوهر از نوادگان شهید آیت الله صدوقی چهارمین شهید محراب هستند.

    لحظاتی پیش «مصطفی همت» فرزند شهید محمد ابراهیم همت در صفحه فیس بوک خود نوشته است:

    «لحظاتی قبل مطلع شدم حجت‌الاسلام جعفری‌تبار و همسرایشان، خانم مَناقب، که هر دو از نوه‌های چهارمین شهید محراب شهید آیت‌الله صدوقی هستند، از طرف دادگاه ویژهٔ روحانیت به اعدام محکوم شده‌اند! آقای جعفری‌تبار به خلع لباس و سه بار اعدام محکوم شده و همسر ایشان به هشت سال زندان و اعدام محکوم شده است!»

    گفته می شود آقای مجید جعفری تبار در ۱۲ تیرماه ۱۳۹۲ و مینا مناقب همسر وی در آبان‌ماه بازداشت شده است.

    اتهامات آقای جعفری تبار «ارتداد، اتهامات مالی وارتباط با اجنه» ذکر شده است و همسرش نیز به دلیل «مشارکت در جرم» به اعدام محکوم شده است

     
    • مهردادگرامي سلام

      اين خبرت مرا دگرگون كردوديگرحال ندارم تا بنويسم ،بنده ايشان را يعني جناب شيخ مجيد جعفري تباررا،مي شناسم شخصي فاضل ودرعلوم رايج اسلامي متبحر بود حافظ قرآن وقارئ بي نظير ودراسخاره مشهور بود واستخاره اش ردخورنداشت به شواهدوتجربه استخاره كنندگان ازوي؛ مؤسسه تحقيقاتي داشت. وازبچگي از نبوغ فوق العاده اي برخوردار بوده است ودرنوشته هاوگفتارش نيزطعني برحكومت ظالمان داشت وبنده خبرگرفتن وحبس وي را بوسيله دادگاه نامردمي ويژه،درهمين سايت چندمرتبه اطلاع رساني كردم.

      واتهامات وارده براوازبيخ وبن ،بي اساس ودروغ است وهمسرش هم يك معلم آموزش وبرورش بود وهردوبسرخاله ودخترخاله ونوه دختري مرحوم شهيدصدوقي يزدي بودند.وبدرجعفري تبار ازعلماي ترازاول تبريز وباعنوان آيةالله جعفري تبار درتهران دريكي ازمساجدمشغول انجام وظيفه تبليغ وترويج اسلامي بود.

      آقاي روحاني قبل ازثبت نام به كانديداتوري انتخابات رياست جمهوري به منزل مجيدجعفري تبار درقم تشريف آوردند وصحبت كردندوبنده هم درآن جلسه حضورداشتم واين مسأله براي حكومتيان سنگيني كرده بود .

      وجناب جعفري تبار دومرتبه دراين دوسال درمسجدرفعت قم درخ-صفائيه مجلس عزاداري باشكوهي درايام فاطمييه بمدت چهل روزبعدازنمازصبح هابرگزاركردند. واين مراسم ها نيز براي ظالمان حاكم گران آمده بودكه نتوانستند اوراتحمل كنند.

      اتهام مهمي كه به ايشان داشتند ازقرارمسموع ازنزديكان به وي،اين بود كه ايشان ادعاي قطبيت وقطب بودن براي مريدانش دارد؛درحالي كه بنده درچند جلسه ايشان شركت داشتم چنين چيزي ظاهرنبود واما يك كتاب كوچكي نوشته بود بنام”مرسالكين راه”احتمالا اين قطبيت راازآنجابرداشت كرده اند. ويك كتاب ديگري قبل از آن نوشته بود بنام”رضوان”آن هم موضوعش اخلاق بود ورسيدن به مرحله رضاي الهي بود.وهردوي اين كتابها وفعاليتش درسايتش موجوداست.وليكن بنده آن دوكتاب رامطالعه كرده ام چنين شائبه اي درآن ها نيست.

      اميدوارم اين حكم ظالمانه وجائرانه وهواخواهانه درحق ايشان نقض شود .چون نسبت ارتداد به ايشان معني ومفهومي ندارد؛وارتباط باأجنه نيز، هرچند اين ارتباط جرم نيست،واتهام مالي هم ازبيخ بي اساس است.
      مصلح

       
  8. آهای خامنه ای نائب امام زمان آهای آخوندهای مرتجع آهای آیت ال… های فاسد تحویل بگیرید این است حال و روز جوانان. تا کی میخواهید همچنان بر تخت قدرت بنشینید ؟ آهای سرداران فاسد و فربه ببینید غارت مملکت و چاپیدن ثروت مملکت و ریختن پول بیت المال به مرزهای خارج از کشور جوانان را به کجاها کشانده است. ای ننگ بر شما . ننگ بر وجودتان که سرتاسر ننگین است.
    تجارت سکس دختران ایرانی در کردستان عراق
    سیروان حدود دو سال است که در اربیل زندگی می‌کند. کارش تجارت بین ایران و کردستان عراق است. او و دوستان ایرانی اش، معمولا در پاتوق های شبانه همدیگر را می بیینند، پاتوق هایی که میهمانان و مشتریان دیگری هم دارد: «چند خیابان در اربیل وجود دارد که شب‌ها پاتوق دختران ایرانی هستند. بیشتر آنها جوان هستند و دنبال مشتری».

    تجارت سکس در کردستان غیرقانونی است و‌ کارگران جنسی در شهر اربیل معمولا به طور غیرقانونی کار می‌کنند.
    سیروان تجربه رابطه جنسی با آنها را داشته است: « اینجا مشتری زیاد دارند، حدود 100 دلار باید پرداخت. البته این قیمت متفاوت است و بستگی به عوامل زیادی دارد. مثلا سن و محل که از خود فروشنده سکس باشد یا شما. البته این قیمت‌ها برای غیر ایرانی‌هاست و مردان ایرانی 30 یا 40 دلار می دهند. دختران ترجیح می‌دهند با ایرانی‌ها دم خور نشوند، زیرا ایرانی‌ها اغلب در پرداخت پول تقلب می‌کنند.»
    ایرانیان که برای سفر به کردستان می‌روند، تنها اجازه اقامت 15 روزه دریافت می‌کنند. اگر کسی بخواهد مدت بیشتری بماند، باید به ایران برگردد و پاسپورت خود را تمدید کند. کسانی که مجوز کار می‌گیرند، بستگی به نوع کار و درخواست کارفرما بین 6 ماه تا یکسال برگه اقامت می‌گیرند. اقامت نیز تنها با ضمانت یکی از شهروندان کرد ساکن در اقلیم امکان‌پذیر است.
    اغلب کارگران جنسی که از ایران می آیند نیز 15 روز اقامت دارند و پس از اتمام این مدت چند روزی را به ایران برگشته و دوباره به کردستان می‌آیند.
    علاوه بر این دختران، زنان واسطه‌ مشهور به «خاله» در این تجارت فعال هستند.
    محبوبه، 40 ساله و اهل اصفهان، از جمله این زنان است: «سه گروه داریم، اول دختران ژیگول و جوان هستند که با هماهنگی کردهای اینجا و به واسطه تجار ایرانی از ایران می‌آیند. در هتل‌های آنچنانی می‌مانند، با مقامات رفت و آمد می‌کنند و درآمد بالایی هم دارند. فضولی در کار آنها عاقبت خوبی ندارد. به شما هم توصیه می‌کنم زیاد پیگیر اینها نباشید. دوم؛ دختران جوان و میانسال که توسط افرادی مثل من به اینجا می‌آیند. اینها دو دسته‌اند یا کرد هستند که بیشترشان دارای اقامت کاری بوده و توسط خود نیروهای آسایش و یا کارفرمایانشان سازماندهی می‌شوند. دسته دوم غیر کردها هستند که بیشتر اقامت 15 روزه می‌گیرند. میانگین درآمد آنها در 15 روز حدود 3000 دلار است. البته بستگی به خود دختران هم دارد که علاوه بر قیمت طی شده چقدر بتوانند انعام بگیرند.
    سوم؛ زنان مسن هستند که عموما ساکن اینجا هستند و با کارگران ایرانی و یا اقشار کم درآمد در ارتباط هستند.»
    محبوبه با اشاره به مشکلات تجارت سکس در اقلیم کردستان می‌گوید: «بزرگترین مشکل ما در اینجا فرهنگ استفاده نکردن از وسایل پیشگیری از بارداری است. مثلا خیلی از مردان در اینجا اعتقادی به استفاده از کاندوم ندارند. این خیلی آسیب‌پذیری را بالا می برد. دومین مورد هم برخوردهای گاه به گاه دولت با دختران است. البته گاهی کارمندان دولتی در ازای سکس و یا پورسانت، همکاری می‌کنند. بدون همکاری آنها، کار ممکن نیست.»
    روژین، 28 ساله است و از شمال غرب ایران آمده، اقامت یک‌ساله دارد و تازه کارش را شروع کرده: « وقتی به اینجا آمدم باکره بودم. پس از اصرارهای بسیار یک مدیر دولتی، برای امنیت خود به این کار تن دادم. روز خوبی نبود، هرچند درآمد خوبی نصیبم شد. به خاطر بکارتم 3000 دلار هدیه به من داد. از آن پس برای چند ماه با این فرد ارتباط داشتم و ماهانه کمک قابل توجهی به من می‌کرد. به مرور وارد این بازار شدم. الان ماهی 3000 دلار درآمد دارم. تصمیم دارم مدتی دیگر به آمریکا بروم و زندگی را از نو شروع کنم. اینجا برای زندگی طولانی مدت خوب نیست. جامعه سنتی است و هیچ حقی برای زنان قائل نیستند، همچنین کار ما قانونی نیست و امنیت نداریم.»
    در تجارت کنونی، گروه های دیگری هم فعال هستند. «محمود چومانی» رییس انجمن راننده‌های خط حاجی عمران ـ اربیل در همین خصوص به تارنمای «خه‌لک» گفته است: «در حال حاضر میزان قابل توجهی از زنان تن فروش ایرانی به اقلیم کردستان می‌آیند. راننده تاکسی‌های این خط هم بعد از ورود این زن‌ها و مهر خوردن پاسپورتشان، آنها را به مکان‌های درخواستی می‌برند.»
    ورود این زنان به اقلیم آنطور که به نظر می‌رسد، چندان هم ساده نیست. نیروهای امنیتی تاکنون چند راننده و مسافرانی که گفته می‌شود تحت عنوان گردشگر وارد اقلیم شده‌اند را بازداشت کرده‌اند. درواقع این رانندگان کار جابه جایی زنان تن‌فروش را به عهده داشتند.
    بازار شایعه نیز به موازات گسترش تجارت سکس رونق گرفته است.
    زاگرس یکی از پناهندگان کرد ایران که در یکی از احزاب اپوزیسیون هم عضو است، ماجرای تن‌فروشی در کردستان را بسیار پیچیده‌تر از یک معضل اجتماعی و درآمدزایی می‌داند.
    او معتقد است نهادهای امنیتی ایران در ورود دختران تن‌فروش به کردستان نقش اساسی دارند: «در مواردی شاهد بوده‌ایم بعضی از این زنان که دارای بیماری‌های واگیر بوده‌اند، به داخل برخی از احزاب اپوزیسیون کرد ایران نفوذ کرده و مشکلاتی را بوجود آوردند. در برخی موارد عکس این قضیه هم صادق است. یعنی این زنان جذب سیستم اطلاعات کردستان شده‌اند.»
    تایید چنین روایت هایی دشوار است ولی تایید روایت هایی از سرنوشت دختران ایرانی فروشنده سکس چندان دشوار نیست، کافی است به اربیل بروید و گشتی در خیابان های شلوغ شهر بزنید، آنها آنجا هستند، مانند دبی، کوالالامپور، آنتالیا و یا استانبول.

     
  9. با سلام
    بنده چندی پیش در همین سایت اقای نوریزاد برای جناب خامنه ای نوشتم که بیدار شوید انقلابی جهانی اغاز شده:
    “جناب خامنه ای چرا از لجاجت با مردم وخواسته های بر حقشان دست بر نمیدارید و محصو ران و زندانیان را ازاد نمیکند شما و برگزیدگانتان در دستگاهای اجرایی، قضایی، نظامی حوزوی دایما درحال دهن گجی به خواست ملت مباشد و باعث انشقاق و دلسرد شدن ملت شده اید. اگر به اخبار توجه کنید متوجه خواهید شد که انقلابی جهانی اغاز شده و برای بقا در این اشفتگی ها ملت ما نیاز به یکپارچگی دارد. من که هستم، تو که هستی، باید به “ما “به ” ملت “با هر عقیده و نظر ایمان اورد. ترا به خدای یگانه بیدار شوید وملت را در یابید، من به خدا شهادت می دهم که شما یک انسان با تواناییهای متوسطید که دارای اختیارات نامحدود شده اید که این امرخلاف عقل است. همانطور که گفتید شما فقط حق یک رای دارید نه بیش. به بوی عطر عشق و ایمان به بینهایتش، به زمزمه ی اشنا و لطیفش که از حبل ورید به گوش می رسد و پیام وحدت با خود می دهد و بر هر منی خط بطلان میکشد قسمتان میدهم بیدار شوید ، ملت منتظر است بیدار شویید ،”که چه زود دیر میشود”.
    این هم شهادت ژنرال های امریکایی لطفا تا اخر متن را بخوانید. پاراگراف اخر مهمترین بخش است:

    تاریخ انتشار: ۱۲ بهمن ۱۳۹۳, ساعت ۳:۳۷ بعد از ظهر
    پیام ژنرال های بازنشسته و وزرای سابق به دولت آمریکا: بیدار شو!
    پیام ژنرال های بازنشسته و وزرای سابق به دولت آمریکا: بیدار شو!
    جرس: سیاست خارجی تصادفی، شرایط این جهان پیچیده را خطرناک تر می کند.

    به گزارش فرارو به نقل از وال استریت ژورنال، جیمز ماتیس، فرمانده سابق فرماندهی مرکزی آمریکا (13-2010) روز سه شنبه ناراحتی خود از سیاست خارجی فعلی آمریکا را به اطلاع کمیته نیروهای مسلح سنا رساند.

    وی در این کمیته گفت که آمریکا خود را با شرایط متغیر خاورمیانه وفق نداد و باید همین حال از حالت واکنشی خارج شود. واشنگتن نیازمند یک «استراتژی ملی تازه» است؛ کاخ سفید نباید مورد استفاده اتفاقات خاص و روزمره ای قرار گیرد که باعث می شود نسبت به آنها واکنش نشان دهد. وی با اشاره به اشتباهات جدی آمریکا گفت: «آگاه کردن دشمن قبل از تاریخ خروج مان و کنار گذاشتن ظرفیت های قطعی، واقعا مسیری نیست که بتوان اجرا کرد.»

    جک کین، معاون سابق ستاد نیروی زمینی ارتش آمریکا که در کنار وی نشسته بود نیز گفت: «القاعده طی پنج سال گذشته چهار برابر رشد کرده و روند سلطه بر کشورهای متعدد را آغاز کرده است.» وی اسلام رادیکال را «چالش امنیتی اصلی نسل ما» خواند و گفت که آمریکا در رسیدگی به آن در حال شکست است.

    در همین روز بود که مایکل فلین، رئیس بازنشسته آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا در کنفرانسی در واشنگتن گفت: «شما نمی توانید دشمنی را شکست دهید که به وجودش اعتراف نمی کنید.» وی با تشویق مقامات حرفه ای نظامی و اطلاعاتی که مخاطب سخرانی اش بودند، روبرو شده و در ادامه افزود: «مقامات از پیچیدگی مشکلات مربوط به افراط گرایان اسلامی فلج شده اند و بنابراین اقدامات اندکی در اینباره انجام می دهند و دلیل شان این است که انفعال دشمنان ما را کمتر تحریک می کند.»

    این اظهارات پس از انتقادات رابرت گیتس که پیش از این وزیر دفاع باراک اوباما بوده، مطرح شد. گیتس در ژانویه 2014 به مسئله سیاست خارجی کاخ سفید-محور آمریکا که توسط معاونان و کارمندانی تنظیم شده که یا خیلی بی تجربه هستند یا خیلی سیاسی. در برخی محافل مطرح شده که اوباما به ارتش اعتماد ندارد و استراتژی خود را باور ندارد. لئون پانتا در یادداشت سال 2014 خود با عنوان «جنگ های باارزش» می گوید: «اوباما از جنگ پرهیز می کند، غرولند می کند و فرصت ها را از دست می دهد.»

    زمانیکه امور خارجی مطرح می شود، هیچکس گمان نمی کند که این دولت یک تیم باشد اما چنین واکنش شدیدی از سوی بازیگران ارشد اطلاعاتی و نظامی تاکنون بی سابقه بوده است. آنها به ستوه آمده اند، کمتر می ترسند، بازنشسته هستند و لب گشوده اند. در آینده شاهد انتقادات بیشتری از این دست خواهیم بود.

    روز پنج شنبه جلسه استماع سه وزیر خارجه سابق آمریکا، هنری کسینجر، جورج شولتز و مادلین آلبرایت برگزار شد. سناتورها از آنها خواستند نظر خود در مورد اینکه استراتژی امنیت ملی آمریکا باید به چه صورت باشد و چه رویکردهایی در حال حاضر مناسب هستند را بیان کنند. شنیدن نظرات افراد باتجربه ای که سیاست زده نیستند، خالی از لطف نبود. اظهارات آنها به نوعی تاییدی بر انتقادات ژنرال های سابق بود.

    آنها در موارد زیر با یکدیگر هم نظر بودند:
    ما در لحظه بزرگ تغییر به یادماندنی جهان زندگی می کنیم.
    نظم قدیم در حال متلاشی شدن است، درحالیکه هرگونه ثبات جدیدی هنوز ظهور نکرده است.
    زمانیکه در آب های ناشناخته هستید، قایق تان باید محکم باشد.
    اگر آمریکا تلاش می کند که خود را از این جهان خطرناک رها کند، تنها باعث بدتر شدن ناآرامی ها خواهد شد.
    کسینجر گفت که در خاورمیانه، چندین ناآرامی به طور همزمان سرباز کرده است- ناآرامی هایی در داخل دولت ها، بین دولت ها، بین گروه های قومی و مذهبی. این درگیری ها با هم ادغام می شوند و پدیده ای مانند داعش را به وجود می آورند که در حال ایجاد یک پایگاه قدرتمند برای از بین بردن تمام الگوهای موجود است.
    کسینجر در ادامه افزود: «از زمان پایان جنگ جهانی دوم تاکنون شاهد چنین بحران های گوناگونی نبوده ایم. آمریکا در شرایط متناقضی قرار گرفته است. ما می توانیم روابط بین الملل را شکل دهیم اما پیچیدگی شرایط امروز دلهره آور است. جنگ سرد خطرناک تر بود اما جهان امروز پیچیده تر است.»
    وی گفت: «طی پنج جنگی که پس از جنگ جهانی دوم رخ داد، آمریکا با اشتیاق فراوان شروع کرد اما برای پایان آن با دشواری ملی بزرگی روبرو شد. در دو جنگ آخر، خروج از کشورهای جنگ زده به استراتژی آمریکا تبدیل شد و باید از این روند در آینده جلوگیری کرد.»
    بنابراین آمریکا نیازمند یک استراتژی و شاید بیش از یک استراتژی است. آمریکا باید بداند چه می کند و چرا. پیام ژنرال های بازنشسته و وزرای سابق آمریکا این است: بیدار شو، واقعیات جهان را همان گونه که هست ببین، برنامه ریزی کن.

     
  10. سلام دوستان گرامی مطالب قشنگ وزیبا کنارهم قرار گرفتند.امادوستی اشاره کرده بود که کتاب سینوحه رابخوانیم تاشاید این حکومت رابهتر بشناسیم آقای نوریزادهم سریالی را پیشنهاد داده بودند ،همه خوب .برادران وخواهران خواننده ی متن ازاین به به وچهچه کردن ها حکومتیان خوشحالند چون انرژی نفرفت ازآنها این گونه تخلیه می شود!!!؟؟؟راستی اگرشما جای خامنه ای می بودید ودولتی که به شما اینگونه کارهایش نزدیک وموردقبولتان می بودامروزحداقل هایی ازتشت رسوایی هایش رابرسرهرکوچه ای جار می زنندچه می کردید باجوانان دنیا از اسلام صحبت می کردید یا از خجالت سر خودرادر چیزی فرو می بردید وچشم خود راکور میکردید؟یا به خاطرآن خودکشی می کردید؟یابرای دفاع ازآن خودراباحکومت صدراسلام مقایسه می کردید ؟؟؟؟؟؟امابراستی این ها بی چشم وروترازاینند ؟براستی این پرسش را به اشتراک بگذارید!

     
  11. با درودی بی پایان به نوری زاد عزیز

    با سلام به مرتضای عزیز
    اینکه منصور گفته است نماز وروزه را کنار گذاشتم وبا خدا بی واسطه سخن گفتم برای شریعت مداران حرف سختی است چون دودمان انها را به باد میدهد این بندهای که دین برای بشریت ترسیم میکند در واقع همان جهنمی است که باید مردم از ان بترسند وگرنه بهشت موعود چندان چنگی به دل نمیزند این ترس مانند ترسی است که یک شیر که سلطان جنگل است در سیرک بازیچه مربی خود باشد تا مردم با دیدن اطاعت شیر از مربی خود بخندند اینجاست شما دین را باریچه نمیدانید چرا که در ان صورت شیر دیگر از مربی اطاعت نخواهد کرد وجمعیت به تماشای رفتارهای مسخره شیر نخواهند نشست بلکه فرار را بر قرار ترجیح خواهند داد همه اینها از ان امر مقدس سرچشمه میگیرد که کسی نباید در ان شک کند. ترکیب ترس وقداست همان بند تسبیح امر دین است.شاید دین شبیه شعر باشد با این تفاوت که شعر با خیال افراد ارتباط دارد اما دین با مشت اهنین این خیال را به جان مردم تحمیل میکند

     
  12. در جواب به مصلح باید عرض کنم که کفگیر محمد نوری زاد ته دیگ نخورده.خدا رو شکر.انقد از شما و امثال شما سوتی داریم که محمد نوری زاد حالا حالاها باید بنویسه.ا شیخ مصلح با افکار // و // که ازدواج با دختر شیر خواره را عملی الهی میدانی.شما که انقد سواد داری برو یک جای دیگه این علمتو ارائه بده.یک جایی پیدا شده.ما ها توش درد دلامونو بگیم.اگه ناراحتی از نوریزاد بزن بکشش .خودتو از شر نوریزاد ما رو هم از شر خودت.افکار مسمومت باعث تهوع میشه.مگه خانم کوچولوش نیست

     
  13. محمد و اباذر جان

    چندیست که تو این زیارتگاه دنبال حاجتیم نذر هم کردیم به امید استیجاب٫ ولی تا کنون عکسی با این محتوا و قابل تعمل از این بنیاد ندیده بودم.آورین آورین

    بسیار بسیار گویاست. لحظات زیادی کشید که کلا دوزاریم بیافته که این عکس چی میگه؟ ولی اون چیزی روکه گیرم اومده بشما نمیگم فقط به شما میگم که بنظر میاد دست چپ یاروه. نیست؟

    حالا انگشتر عقیق و نوارهای سرخ و سفید در پائین باضافه سیاهی گوشه سمت چپ بکنار؟

    ناقلا این عکس و از کجا پیدا کردی؟ اگه کار خودتون بوده که بایست جایزه پولیتزر بگیرین.

    ضمنا با این کاراتون آسایش نماینده خدا درروی زمین رو بهم نزنید اون بنده خدا هم به استراحت احتیاج داره٫ خدا رو خوش نمیاد روزی ۱۶ساعت صرف مدیریت جهان میکنه حالا میخاد کپه رو بزاره و یه ذره استراحت کنه اونوقت شماها جاسوس های موساد٫ سی آی ای وام آی ۶ پیداتون میشه و نمیزارین این بنده خدا که قسمت راست بدن خودشو نمیتونه بخارونه و بایست مشاوران امور منطقه ای و اقصاد جهانی این کار و واسش بکنن ٫ میاین یه همچین عسکی //////میزارین. خجالت هم خوب چیزیه. مگه همین بابا نبود که موقع بدنیا اومدن گفته «یا علی»؟ کافرین شماها؟

     
  14. آقای جنتی
    بعضی از مردم ما در دوران خوب بعد انقلاب به زور یک وعده میتوانستند غذا بخورند
    حال که شما از روزهای سخت میگویید و میفرمایید باید یک وعده غذا بخوریم
    آن افراد چه کنند یعنی باید بروند بمیرند
    معنی حرف شما دقیقا به همین معنی است
    در بین این مردم افراد بسیار آبرومند تری حتی از شما پیدا میشود که عزیزند
    حال شما از روزهای سخت حرف میزنید.
    شما دارید با دستان خودتان حکومت را به گور میبرید
    من میترسم
    من میترسم از روزی که دوباره در ایران انقلابی یا هر چیزی شبیه به این اتفاق بی افتد و جای شما با امثال آتنا فرقدانی عوض شود
    اگر جای شما با آتنا عوض شود چه میشود
    او باز جوان است و دوش آب سرد را تحمل میکند
    اما شما که در حالت عادی نمتوانید صحبت کنید چطور دوش آب سرد را تحمل میکنید

     
  15. باسلام

    به نظرمي رسدكفگير به ته ديگ خورده ونوري زاد ديگرچيزي درچنته ندارد كه بنويسد واين كاراكتر هاي فيلم خانه بوشالي را برحكومتيان تطبيق نموده است.
    واغربتاه ،واي بربي اطلاعي ها ،واي بربي سوادي ها،واي براين تطبيق هاي مندرآوردي ها،واي براين اعتراض هاي آبكي بفكي وبي نمكي،واي براين انتقادهاي هردمبيلي.

     
    • خوب نیست؟ کم دارد؟ خوب اگر خوشتان نمیاد چاره اش ساده است: به سایتهای برادران خود سر بزنید. الاینترنتالازاد والاهی.

       
    • ملا مصلح روزبروز بیشتر شخصیت و طرز فکر واقعی اش را نشان میدهد. زهی تاسف برای دوستانی که هنوز بدنبال بحث منطقی و اصولی با ایشان و امثال او هستند.

       
    • مصلح گرامی مجبورم بار دیگر خدمت شما بگویم که شما مصداق این ضرب المثل هستید که ” زنبور درشت بی عسل را گوی

      باری عسل نمی دهی ، نیش مزن” استاد عزیز ز چه روی اینقدر نا مهربانی! قدری هم منصف باشید!

       
    • جناب مصلح، با سلام، کفگیر خود را که به ته دیگ نخورده، تا دین دیگ‌هایی‌ فرو کنید که آش‌های خوشمزه آن را نظام پخته و برای مطالبی از آن دست که مینویسی هزاران محل تبلیغ و أحسنت أحسنت در دیگ‌های نظام می‌‌جوشد.

       
  16. آقای نوریزاد عزیز دقت بفرمایید نامه اقای رضا جلالی که در بالا آمده از هر نظر فاقد محتوا است و اگر واقعا برایش واسه این نامه ها پرونده سازی شده است تنها دلیلش میتواند نقشه برای نفوذ و مطرح کردن ایشان توسط تشکیلات و یا بتوسط خودش باشد چرا که در مقدمه انچنان خود را نویسنده نامه انچنانی معرفی کرده ولی نامه فاقد مطلب بخصوصی است .

     
  17. مسئول کمیته راهبردی انجمن سرطان ایران گفت: در سی سال گذشته سرطان در ایران با رشد وحشتناکی روبه رو بوده است به طوری که اکنون بیش از ۵۰۰ هزار نفر در کشور به سرطان مبتلا هستند.
    به گزارش ایلنا؛ پیام آزاده با اعلام این خبر، گفت: آمارهای رسمی نشان می‌دهد که سال گذشته ۹۰ هزار نفر به بیماری سرطان مبتلا شده‌اند که نسبت به سال قبل ازآن ۱۰ تا ۱۵ درصد افزایش داشته است،‌البته آمارهای غیررسمی بیش از این را نشان می‌دهد.
    وی ادامه داد: این در حالی است که دو سال قبل ۷۰ هزار نفر به بیماری سرطان مبتلا شده‌اند البته این آمارخیلی دقیقی نیست.

    این عضوهیات علمی دانشگاه شهیدبهشتی سرطان دستگاه گوارش و پستان راشایع‌ترین سرطان‌ها در ایران عنوان کرد و افزود: سرطان گوارش در ایران از نظر وفور و مرگ و میر سیر عجیب و غریبی داشته است.
    وی با تاکید براینکه در درمان سرطان مشکلی نداریم، تصریح کرد: شواهد نشان می‌دهد که برنامه ریزی‌های دقیقی برای کنترل سرطان در کشور وجود ندارد به طوری که برای هیچ یک از عوامل فردی، خطر اجتماعی، غربالگری و آموزش مردم برنامه ریزی درست درمانی نداریم.
    مسئول کمیته راهبردی انجمن سرطان ایران تصریح کرد: سرطان دستگاه گوارش که شایع‌تر از دیگر سرطان‌ها است عوامل خطر جدی‌تر از وراثت درابتلا به آن است.
    آزاده با تاکید براینکه به اعتقاد من به سمت سرطانی شدن کل جامعه پیش می‌رویم، افزود: من نسبت به این موضوع در کوتاه مدت و میان مدت خیلی خوش بین نیستم.
    مسئول برنامه ریزی برنامه راهبردی جامع کنترل سرطان، خاطرنشان کرد: باید در انتظار یک موج عظیم سرطان در سال‌های آینده باشیم و به این منظور باید برنامه ریزی بسیار دقیقی در کوتاه مدت و درازمدت داشته باشیم.
    به گفته وی نهاد‌ها و سازمان‌های مختلفی درحال تدوین برنامه کنترل سرطان درکشورهستند، اما این مساله عزم ملی می‌خواهد و خارج از توان یک وزارتخانه و دولت است.

     
  18. ایران داد عمارلویی

    جناب نوری زاد و دوستان قدیمی و همسن و سال حقیر سلام,سلامی از عمق جان به جوانان متولد سال 57 تا کنون:در تتمیع و تکمیل سخنان جناب نوری زاد لازم میدانم پیشنهای به ئوستان جوان و هکذا هم سالان حقیر که فبل از دیدن سریال پیشنهادی شما حتمن کتاب سینوهه/چاپ اول که در دوجلد و با کمترین کم و زیادی چاپ شده است,اگر میسر نشد تک جلدی سینوهه را بخوانند.چه حقیقت,چه افسانه,واقعن شاهکاریست که واو به واو با ترجمه و البته با کم وزیادی از مرحوم ذبیح الله منصوری حق مطلب را ادا کرده است,چنانچه کل اسامی انرا با سیاست مداران و دست اندر کاران از 57 تا کنون را جایگزین کنیم به جد و به حقیقت مو لا درزش نمی رود.هربار این کتاب دوباره خوانی شود با هر خوانش جدیدی صدها نکته باریک تر از مو به دست خواهد امد.می توان گفت و بر این گفت پای فشرد که تمام دقایق,ساعات,ایام و سال گان این انقلاب بدون کم و کسری نوشته شده است,این کتاب به قدر دقیق که به نظرم نوعی پیشگویی پیامبر گونه بوده است که بدون کم وکاستی دارد روایت حکومت ما را گزارش میکند.از همه ی علوم/از فقه,کلام,فلسفه,علوم انسانی,فاشیسم و بالاتر از همه دسیسه و باز هم دسیسه کاهنان و…/به خوبی بهره برده است.دعوای,خداین,خدایگان,کاسه لیسان,پاچه ورمالیدگان,…مالان,…خوران و…هر ان چه بویی از انسانیت در ان نیست بهره برده و میبرند تا خدای خود را به عرش برسانند در صورتی که همه بر فرش جلوس داشتند و از فرش تا عرش بردن چنان نتایجی به بار اورد که به قولی نه تاکی ماند و نه 55 ی.

     
  19. دوست فرهیخته جناب سیّد مرتضی
    امروز دیدم که شما در جواب سئوال یکی از دوستان در رابطه با اینکه چگونه می توان فهمید که کدام قرائت از اسلام بصواب نزدیکتر است فرموده اید که ملاک عدل معیار اصلی است. این کلامی بغایت درست و در عین حال نیمه تمام است. اگر بپذیریم که مصادیف عدل ماهیتی نسبی دارند و در هر زمان و دوران مصادیق آن نی توانند با دورانهای دیگر تفاوت داشته باشند می توان این سئوال را مطرح کرد که شاخصه محوری عدل در دوران ما چیست؟ این کدام شاخصه است که میتوان آرا آقای خمینی، منتظری، مکارم، خامنه ای و البغدادی را با آن محک زد و گفت که ای مردم این است اسلام و راه دیگر نروید..بالاخره باید مصداقی را در نظر گرفت..برای اینکه بتوان بر اساس مصداقی بحث کرد من موضوع :اعلامیه جهانی حقوق بشر” را مطرح میکنم. آیا بنظر شما این معیار در زمان ما می تواند از نظر شما معیار اساس عدالت در زمان ما باشد؟
    با تشکر از صبوری شما

     
    • سلام به شما

      بحث من در باب پلورالیسم معرفتی این بود که اجمالا اختلاف برداشت از متن دین (کتاب و سنت که متن درجه اول است) با سنجه عقل امری است که وجود دارد ،و گفتم که در باب برداشت از دین همانند سایر رشته های معرفتی ،معیارها و موازین عقلی و عقلایی و اصول و امهات تردید ناپذیر در خود کتاب و سنت وجود دارد که لازم المراعات است ،بر این اساس عرض شد که هر برداشت نمی تواند براداشت معتبر باشد ،در واقع در مقوله برداشت از دین نیز همانند سایر رشته های معرفتی ،برداشت کارشناسی حجت است نه برداشت هر ناآشنا به قواعد متن و قواعد عقل و قواعد عقلاء و اصول بدیهی و محکم دین ،و همه این امور نیز موکول به مرحله اثبات و احتجاج است ،بنابر این مساله پلورالیسم معرفتی دارای محدوده ضیقتری از آن که می نماید است ،یعنی نمیتوان با ادعای پلورالیسم و تکثر در برداشت ،به هرج و مرج معرفتی و ذبح پیام دین دست یافت ،من دیدم برخی از دوستان در مقام نقض گفته بودند که معیار ارائه شده از سوی من بر دعاوی داعش نیز صادق است! من دقیقا در برابر همین نقض سخن مورد اشاره شما را طرح کردم و گفتم ،در عرصه ادعا نمیتوان موازین بدیهی عقل و عقلانیت و عدالت و حسن و قبح افعال را ببهانه برداشت شخصی از دین زیر پا نهاد ،و عرض کردم که برداشت از دین در عرصه معرفت و احتجاج مورد ارزیابی و سنجش قرار می گیرد نه در میدان نبرد و قتل و غارت و تجاوز و سربریدن.
      البته بحث در مفهوم عدالت بحث عمیق و ریشه داری است که باید جداگانه به آن پرداخت ،در این مورد اصطلاحات و تعابیر گوناگونی وجود دارد که باید تلاش کرد که به ما به الوفاق در این زمینه رسید.
      در مورد اعلامیه جهانی حقوق بشر ،من اجمالا نظر مثبتی دارم ،و در این زمینه مشغول بررسی هایی هستم ،آنچه که بنظر من در این مورد بطور فشرده می توان گفت این است که عموما این اعلامیه بر حقوق اولیه ذاتی انسان انگشت تایید گذاشته است ،و اکثر فقرات آن مورد تصدیق عقل و تاکید شریعت اسلام است ،اما ممکن است در برخی موارد سنجه های مطرح در آن با مبانی شریعت در مسولیت انسان در برابر خدا سازگار نباشد ،البته این بحث باید پخته تر شود ،اما سوال مهمی که در مورد این بیانیه مطرح است این است که حقوق دانان و واضعان آن چرا همه فرهنگ ها و تمدن ها و مذاهب را در سنجه های خود و وضع معیارها سهیم و شریک نکرده اند،بنظر من اگر در وضع این بیانیه از همه حقوق دانان اقصی نقاط عالم و اقصی فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها دعوت به مشارکت فکری می شد ،نطاق مفهومی این بیانیه عامتر و نسبت به همه فرهنگ ها و جغرافیاها شمول پیدا می کرد.
      بحث مبسوط در مورد ابهام ها و سوالات در این مورد را بوقت دیگری وامی گذارم

      سپاس از توجه و دقت شما

       
      • جناب سید مرتضی – ایا تن دادن به برداشت کارشناسان ، به جای پیروی از دین پیروی از کارشناسان نیست ؟ چرا قران به جای مردم و مومنین کارشناسان را مورد خطاب قرار نداده و انان را واسطه بین خدا و خلق معرفی نکرده است . رجوع به کارشناسان علوم دینی ، تنها برای رفع مشکلی که برای مومن در فهم مستقیم قران پیش می اید ، قابل پذیرش است ، نه وضعیت فعلی که افرادی تحت عنوان مجتهد و به استناد اجازه ای که از استاد خود دریافت کرده اند ، استنباط خود را از ادله ای ، که حاضر به ارائه آن هم نیستند ، به عنوان حکم خدا ارائه و با توسل به ابزاری چون “انکار ضروری دین” اطاعت آن را از بندگان خدا بخواهند . به قول یک روحانی اندیشه ورز ، مراجع شیعه مانند معلمانی هستند که به جای یاد دادن جدول ضرب ، از دانش آموزان میخواهد که برای ضرب هر عدد به او رجوع کنند . روحانی مشار الیه عقیده داشت که هر مسلمان مومن باید معدود مسائل دینی مورد نیاز خود را درک و از آن تبعیت کند و نه با تقلید از مرجعی که بسته به توان مالی خود تعدادی شهریه بگیر مروج ، اطراف خود جمع کرده است . اقایان فقه را نیز مساوی با دین قلمداد میکنند ، مانند معلمی که علم ریاضیات را به جدول ضرب منحصر کند .

         
        • سلام به ناظر گرامی

          1-فقه همه دین نیست،و کسی چنین ادعایی نکرده است ،دین متشکل از سه بخش اصول اعتقادی ،اخلاق ،و احکام عملی است و علم فقه با اتکاء به کتاب و سنت تبیین کننده احکام عملی مکلفان شریعت است.

          2- خیر تن دادن غیر کارشناس به کارشناس در هر رشته از علوم نظری و عملی ،روشی است که متکی به سیره عقلاء است ،شما به طبیب رجوع می کنید و از او تبعیت می کنید ،این تبعیت ماهیتا تبعیت از علم طب است و طبیب برای شما تنها سمت طریقیت دارد و خود طبیب بما هو طبیب مطلوبیت ذاتی ندارد ،رجوع به فقیه یا هرکارشناس دیگری نیز از این قبیل است،شما ملتزم به شریعتید ،برای عمل به احکام شریعت به فقیه که کارشناس فقه است رجوع می کنید ،اینجا خود فقیه موضوعیت ندارد ،آنچه که موضوعیت دارد فقه است و رجوع به فقیه طریقیت دارد،این سیره عقلاء است.

          3- آری خطابات هدایتی قرآن عام است ،اما فهم همه سطوح و اعماق قرآن و همه مراتب آن میسور همه نیست ،از این جهت درک همه مراتب و مقاصد قرآن که کلکسیونی از مطالب و معارف و احکام گوناگون است نیازمند رجوع به کارشناس قرآن است،این روشی عقلائی در همه علوم و معارف است ،و نیازی نیست که قرآن بگوید به کارشناس رجوع کنید زیرا قرآن در بسیاری از آیات دعوت به خرد و خردگرائی و روش عقلائی نموده است.

          با سپاس

           
          • جناب سید مرتضی ، رجوع به کارشناس ، حکم عقل است ، اما برای فهم مشکل و نه تبعیت از نظر کارشناس . پزشک باید به من بگوید که چه دردی دارم و علت آن چیست و چرا این دارو یا عمل جراحی را تجویز میکند . عمل پزشک تجویز است و نه تبعیت . بویژه که نتیجه عمل به تجویز پزشک ملموس است . حرف من نیز مخالفت با رجوع به کارشناس نیست ، بلکه در باره نحوه عمل کارشناسان دین است ، که تبعیت میخواهند و نه فهم حکم را و یکی از احکام این کارشناسان نیز وجوب انتخاب و مراجعه به کارشناس واحد است . باید مرجعی را انتخاب و تنها از رای او تبعیت کرد .

             
          • جناب ناظر همانطور که گفته اید رجوع به کارشناس سیره عقلائی متکی بر عقل عملی است،در این جهت حق با شماست،من با شما موافقم که میتوان از کارشناس در هر رشته ای استفهام کرد و او نیز می تواند بقدر ممکن ،فرد غیر کارشناس را اقناع علمی کند،اما توجه کنید که حیطه بحث ما حیطه پروسه عمل به توصیه یا حکم کارشناسی است ،نه فقط اقناع علمی،عنایت کنید ،در همان مثال پزشک شما وقتی دچار بیماری هستید به او مراجعه میکنید ،چرا؟ برای اینکه شفا یابید،و برای اینکه بفائده عملی برسید،شما سراغ طبیب نمی روید تا مثلا علل و مبادی حدوث و پیدایش فلان نوع سرطان در بدن خود را فرا گیرید،سراغ او می روید را از سرطان یا هر مرض دیگر شفا یابید،البته اگر طبیب فرصت داشته باشد و امکان توضیح اصطلاحات و علل و مبادی حدوث سرطان در بدن شما را برای شما توضیح دهد و شما نیز استعداد فهم آنرا داشته باشید ممکن است طبیب برای شما آنچه را که فراگرفته است از باب تفضل توضیح دهد،اما او چنین الزامی برای خود تعریف نمی کند ،او میگوید آثار بیماری یا رادیولوژی و داشته ها و اطلاعات و تجارب من بمن الزام می کند که در مقام مداوا بشما بگویم جراحی کنید یا فلان دارو را مصرف کنید اما اینکه لازم ببیند بیاید تمام داشته های علمی خود با اصطلاحات پیچیده را همچون کلاس دانشگاهی برای یک مریض توضیح دهد ،چنین امری نه وقوع دارد و نه سیره عقلاء است ،و سیره عقلاء تعبد به حکم یا توصیه کارشناس است،در مثال طبیب ،طبیب میگوید این تشخیص من است ،می خواهی عمل کن ،می خواهی عمل نکن.این در همه رشته های کارشناسی هست ،شما وقتی برای تعمیر مشکلات موتوری ماشین خود به یک مکانیک قابل مراجعه می کنید،و او مثلا تشخیص میدهد که باید موتور ماشین شما تعمیر شود ،آیا الزامی دارد بنشیند برای شما تمام خصوصیات موتور ماشین شما و ارتباطات اجزاء آن مثل میل لنگ و سوپاپها و پیستون ها و دیفرانسیل و نسبت آنها با یکدیگر را توضیح دهد؟! این دیگر میشود آموزش یک دوره مکانیک که یا شما باید شاگرد تجربی او شوید یا باید به کلاس رشته مکانیک در دانشگاه بروید. چنین نیست دوست عزیز،و این سیره عقلائی در همه علوم و رشته هایی که منتهی به عمل میشود وجود دارد،منتها ما وقتی به کارشناسی دین می رسیم ناگهان اما و اگر های ما آغاز می شود.خواستم بگویم فهم حکم در سیره عقلایی رجوع به کارشناس در هر رشته ای ،غایت این سیره نیست ،بلکه کاربرد عملی و رفع نیاز عملی غایت این سیره است،البته بحث مباحث نظری جدای از این بحث است.
            در مورد رجوع به کارشناس واحد نیز ،آنچه که باز مفطور و مورد سیره عقلاء است ،رجوع به کارشناس اعلم و هرچه حاذقتر است ،شما وقتی به طبیب لازم است رجوع کنید ممکن است فحص های متعددی کنید تا طبیب هرچه حاذقتر را بیابید،حتی نکته وجود کمیته های مشورتی کارشناسی (مثلا ده طبیب در باره بیماری شما شور کنند) برای این است که برآیند بهترین نظر کارشناسی از آن بیرون آید ،اگر اشاره شما در انتهای کامنت به مساله وجوب تقلید از اعلم فقهاء در حوزه عملی فقهی است ،نکته اش همان ارتکاز عقلائی رجوع به داناترین و حاذقترین کارشناس در هر رشته است که آگاهی پیدا کردن به اینطور کارشناس راههای عقلائی و شرعی مختلفی دارد.

            پایدار باشید

             
      • با سلام به مرتضای عزیز
        پایان سخن شما نشان میدهد به دنبال تحمیل کردن یک شورای نگهبان برای طتبیق با موازین شرعی هستید چطور در اینجا شرط مشارکت خود را مطرح میکنید اما به فرض اجازه نمیدهید در تهران مسجدی برای اهل سنت ساخته شود هر چند کار مسخره ای است .دین با این شکلی که شریعت خانمان سوز ان به روز بشریت اورده قابل اعتماد نیست.

         
      • ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

        ﺑﺎ ﺳﻼﻡ ﺧﺪﻣﺖ ﻫﻤﻪ ﻋﺰﻳﺰاﻥ
        و ﺑﻨﺪﻩ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺗﻮﺿﻴﺢ ﺩاﺩﻡ ﻛﻪ ﺗﺨﺼﺺ ﻣﺘﺨﺼﺼﻴﻦ اﺣﺘﻴﺎﺝ ﺑﻪ ﻣﺸﺮﻭﻋﻴﺖ ﺩاﺭﺩ ” اﻳﻦ ﻧﻤﻴﺸﻮﺩ ﻛﻪ ﻋﺪﻩاﻱ ﺩﺭ ﻳﻚ ﻣﺤﻴﻄ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺑﺮﺳﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﺘﺨﺼﺼﻨﺪ ‘ اﮔﺮ ﺑﻘﺎﻟﻬﺎ ﻫﻢ ﺟﻤﻊ ﺷﻮﻧﺪ و ﺑﺮاﻱ ﺧﻮﺩ ﻣﺪﺭﺳﻪااﻱ ‘ ﺩاﻧﺸﮕﺎﻫﻲ ‘ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﻨﺪ و ﻋﻠﻮﻣﻲ ﭼﻮﻥ ﻗﻔﺴﻪ ﺑﻨﺪﻱ ‘ ﻭﺯﻧﻜﺸﻲ ‘ ﻣﺎﺳﺖ ﺑﻨﺪﻱ ﺑﻪ ﺭاﻩ ﺑﻴﻨﺪاﺯﻧﺪ و ﻫﺰاﺭاﻥ ﻛﺘﺎﺏ ﺩﺭ اﻳﻦ ﻣﻮاﺭﺩ ﻋﺮﺿﻪ ﻛﻨﻨﺪ ﻣﻴﺘﻮاﻥ ﻧﺎﻡ ﺁﻧﻬﺎ ﺭا ﻣﺘﺨﺼﺺ ﮔﺬاﺷﺖ ‘ ﻧﻪ ﺑﺮاﺩﺭ ‘ ﻧﻪ ﻋﺰﻳﺰ ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﻫﻴﭻ ﻭﺟﻪ ﺑﻪ اﻳﻦ ﺳﺎﺩﮔﻲ ﻫﺎ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺗﺼﻮﺭ ﻣﻴﻜﻨﻴﺪ ﻧﻴﺴﺖ ‘ ﻫﺮ ﻋﻠﻤﻲ ﺑﺎﻳﺪ اﻭﻝ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻧﻴﺎﻥ ﻋﺮﺿﻪ ﺷﻮﺩ و ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻘﺪ و ﺑﺮﺳﻲ ﻗﺮاﺭ ﺑﮕﻴﺮﺩ ‘ و اﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﻋﻠﻮﻡ ﻣﺬﻫﺒﻲ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺎ ﺗﻌﺼﺒﺎﺕ و ﻣﺤﺪﻭﺩﻳﺘﻬﺎﻱ ﺑﻴﺸﻤﺎﺭﻱ ﻫﻤﺮاﻩ ﺑﻮﺩﻩ ‘ ﻛﻤﺘﺮﻳﻦ اﻋﺘﺒﺎﺭ ﺭا اﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﻋﻠﻤﻲ ﺩاﺭا ﻣﻴﺒﺎﺷﺪ ‘ و ﺗﺎﺭﻳﺦ اﺩﻳﺎﻥ و ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺟﻤﻬﻮﺭﻱ اﺳﻼﻣﻲ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺩﻟﻴﻞ اﻳﻦ ﻣﺪﻋﺎﺳﺖ ‘ ﺗﺎﺯﻩ ‘ ﺣﺘﻲ اﮔﺮ ﻣﺎ ﻗﺒﻮﻝ ﻛﻨﻴﻢ ﻛﻪ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﺧﻮﺩ ﺭا ﻣﺘﺨﺼﺺ ﺑﻨﺎﻣﻨﺪ ‘ﺗﺎ ﻣﺤﻚ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺑﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﻧﻴﺎﻳﺪ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﻴﺘﻮاﻧﻨﺪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻋﻠﻢ ﺭﺳﻤﻴﺖ ﺩاﺩ ” ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﺗﺨﺼﺺ ﻣﺪﻋﻴﺎﻥ ﺭا ﺑﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺩﺭﻳﺎﺑﻨﺪ ” ﭘﺰﺷﻜﻲ ﻛﻪ ﻧﺘﻮاﻧﺪ ﺑﻴﻤﺎﺭاﻥ ﺭا ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻛﻨﺪ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﻫﻤﺎﻥ ﻻﻱ ﺟﺮﺯ ﻣﻴﺨﻮﺭﺩ و ﺗﻮﻓﻴﻘﻲ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺩاﺷﺖ ‘ ﻋﻠﻢ ﻓﻘﻬﺎ ﻗﺮاﺭ ﺑﻮﺩ ﻫﻢ ﺩﻧﻴﺎﻱ ﻣﺎ ﺭا ﺁﺑﺎﺩ ﻛﻨﺪ و ﻫﻢ ﺁﺧﺮﺗﻤﺎﻥ ﺭا ‘ ﻓﻌﻼ ﻛﻪ ﻫﺰاﺭ ﺳﺎﻝ اﺳﺖ ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎﻳﺶ ﻣﺎﻧﺪﻩ ‘ ﺁﺧﺮﺗﺶ ﺭا ﻫﻢ ﻛﻪ ﻗﺎﺑﻞ اﺛﺒﺎﺕ ﻧﻴﺴﺖ ‘ و ﻛﺴﻲ اﺯ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﺮﺯﺥ ﺑﺮﻧﮕﺸﺘﻪ ﺗﺎ ﻣﺎ ﺑﺘﻮاﻧﻴﻢ ﺑﻪ ﺻﺤﺖ اﺩﻋﺎﻱ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ اﻳﻦ ﻣﻮﺭﺩ ﭘﻲ ﺑﺒﺮﻳﻢ
        ﺷﻤﺎ ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ ﺗﻮﺿﻴﺢ ﺑﺪﻫﻴﺪ ﭼﻂﻮﺭ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ ﺟﺎﻧﻮﺭاﻧﻲ ﭼﻮﻥ ﻳﺰﺩﻱ ﺟﻨﺘﻲ ﭘﻨﺎﻫﻴﺎﻥ اﺯ ﺁﻥ ﺣﻮﺯﻩﻫﺎﻱ ﺩﻳﻨﻲ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪﻩ
        ﺧﺪا ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺭا ﺷﻔﺎ ﺩﻫﺪ

         
        • سلام به دوست ژاپن نشین

          سخن ما از سیره عقلاء بود ،حال شما با وهمیاتی میخواهید از سیره عقلاء خارج باشید باشید مانعی ندارد،اما شما بگو در این میان تخصص شما چیست؟ و سند اعتبار و مشروعیت ادعاهای شما چیست و از کجا آمده؟ اینکه به کشور ژاپن رفته اید و از آنجا برای کشورتان و مردم ایران نسخه می پیچید،اعتبار و مشروعیت نسخه پیچی شما از کجا ثابت شده؟ علم دین و استنباط از منابع دین نیز عرضه به جهان شده و هرکس میتواند در آن تامل کند،اما نکته اساسی این است که خاستگاه مطالب ادعایی شما مسائل سیاسی و قدرت و منابع قدرت است ،نه کارشناسی دین.
          خدا همه را شفا میدهد بشرطی که رجوع به طبیب کنند و در برابر طبیب چون و چرا نکنند!

           
  20. نوری زاد عزیز این مطلب ربطی به نوشته بالا ندارد اما بد نیست بگویم.
    در مورد آقای کی روش باید بگویم به هیچ عنوان ایشان در فوتبال ایران نخواهد ماند و حکومت به حیله های فراوان او را وادار به استعفا می کند چرا؟؟؟؟؟؟؟؟!!! می گویم . آقای کی روش باعث اتحاد مردم در داخل و خارج ایران شده است هیچ سرمربی ای در تیم ملی با وجود باخت تا این حد طرفدار نداشته است و این برای حکومت زنگ خطر است. مربی های ایرانی و خارجی گذشته اینگونه باعث اتحاد مردم نشده بودند چرا که هر یک به نوعی با حکومت همدست می شدند اما آقای کی روش دست در دست حکومت نگذاشت و فرمانبر نشد و این است راز محبوبیتش و حکومت به هیچ عنوان راضی به ادامه کار وی نیست.

     
  21. تفکیک های غیر منطقی

    وقتی به رفتار سید علی خامنه ای دقت میکنم تعجب نمی کنم که چرا شخصیتأ مستبد و گرفتار ناهنجاری رفتاری هستش . باز تعجب نمی کنم که چرا ایشون رفتار و اخلاق شخصی خود را به اجتماع و سیاستمداران دیکته میکنند. چون فاقد علوم انسانی و تجربی کافی و لازم برای پیشبرد معنویات فراگروهی هستند. و جواب التهاب را با التهاب میدهد. اما هنوز در عجبم که انتخاب ایشون برای رهبری شیعیان بدترین گزینه میتوانست باشد. که البته ایشان در مقام حجت الاسلامی لیاقتمند بوده اند. این انسان بیش از این نیست که تجربه کردیم. جان جوانی ایشون تا پیر نشسته بر زورق شکسته امروزش ء همه در یک هسته گرد شده و آن تمکین است. تمکین کردن در ایشان از واجب الواجبات است. بنا به شواهد روزمره متعدد ء همه مجبور به تمکین به دستگاهها و نهادهای زیرمجموع ایشان شده اند و ایشان از این اطاعت و دستبوسی ها قلبأ استفبال میکنند. . و عدم تمکین از خواسته های ایشان راء به بدترین نحو مجازات تعیین کردند. اما به ایشون در باب مذهب یاد نداده اند که خداوند و احکام الهی برای مومنان صدق میکند و در قبال غیر مومنان شیوه امر به معروف آرام و با قلبی باز و خوشرویی و کلام صادق بدون کوچکترین تجسس و تهدید فرض گردیده است. در فرایند مومنان و غیر مومنان ء اصل تمکین به تمامی مردمان است . ایشان باید به مردم تمکین کنند. زیرا انسان ها ارشد مخلوقاتند و در پنج انگشت ز یک دست. و اینکه تکامل ادیان همیشه با آزادی همخوانی و هم کلاسی دارد. و شیوه تفکیک تنها در موارد نادر و اضطراری کاربرد علمی و صحیح داشته و دارد. ببخشید اگر بخواهم ادامه بدهم ء خطوط به درازا میروند. انسانیت به آرامش نیازمند است

     
  22. مازیار وطن‌پرست

    سید مرتضای گرامی
    خوشحالم که در این وبلاگ حضور دارید. صرف نظر از اختلاف عقاید بنیادی که با هم داریم، نفس این گفت و گو فارغ از نتایجش امری مبارک است که امیدوارم استمرار یابد.
    اما خواستم گله‌ای از باب حق صحبتی که بر گردن هم داریم بکنم. و آن اینکه چرا علی‌رغم انتقادهایی که به وضعیت حال حاضر دارید، خود را موظف به دفاع و پاسخ گویی بجای همهٔ خطاهای مسئولین نظام می‌دانید؟ نه هرکه منتقد است شخص شما را خطاکار می‌داند و نه کسی باید متوقع باشد که شما مجبور به وکالت صنف خود و دفاع از آنید.

    فی‌المثل رؤسا، منسوبین و منصوبین نظام حاکم درست یا نادرست خود را نماینده خدا برروی زمین دانسته و کلیهٔ حقوق چنین کرامتی را برای خود قائلند. از سوی دیگر مردم را که بندهٔ خدا تعبیر می‌کنند موظف می‌دانند تکالیف بندگی را در برابر نایب تامّ‌الاختیار باریتعالی -یعنی خودشان- بجای آورند. در سال‌های اخیر صفات معصوم و … به کرات برای راس هرم حاکمیت بکار رفته، انتخاب او به این مقام را به “کشف” تعبیر می‌کنند.
    در چنین اوضاع و احوالی چرا ملت باید هم مالیات بپردازد هم خمس و زکات؟ چرا در حکومتی که هم نامش “جمهوری اسلامی” است و هم تمامی مقام‌های انتخابی و انتصابی آن توسط راس نظام تایید می‌شوند، باز باید نماینده‌ای از ولی فقیه حضور داشته‌باشد؟ زنده‌یاد بازرگان اولین کسی بود که این انتقاد را مطرح کرد و به درستی خاطر نشان کرد این تقلیدی از کمیسرهای سیاسی حزب کمونیست در شوروی (سابق) است.
    حالا که هم حکومت، حکومت اسلامی است و هم نماینده‌ای از ولی‌فقیه برای محکم کاری و “دبل چک” وجود دارد و همه چیز به نام خدا و دین انجام می‌شود چرا باید مردم مالیات شرعی و عرفی هر دو را بپردازند؟

    آیا خبر دارید روحانیانی برای نظارت بر ذبح شرعی مامور به کشورهای صادر کنندهٔ گوشت (استرالیا، آرژانتین، …) می‌شوند و حق ماموریت و جیرهٔ دلاری می‌گیرند؟ آیا این جز توهین به شعور ملت و گرفتن کره از آب است؟
    می‌دانید احکام خانمان برانداز و بیدادگرانهٔ هملباسان شما که هیچ چیز از حقوق نمی‌دانند دامن چند ملیون نفر را در این سی‌و اندی سال گرفته‌است؟ کافیست حجم کل فصل “قضا” در تحریرالوسیله را با ضخامت تنها یک کتاب حقوقی غیر تخصصی مقایسه کرد تا به عدم کفایت روحانیت برای امور قضایی و سبک بودن چنین ادعایی پی‌برد. لطفا نفرمایید کتب دیگر هم وجود دارند و تحریرالوسیله تنها مرجع نیست، چون رئوس مطالب همانهاست که آنجا آمده.

    گمان نمی‌برید اگر بخواهید از لباس روحانیت دفاع کنید، اندکی از خشم و غضب و بغض فروخوردهٔ ثلث قرنی ملت دامان شما را بگیرد؟
    به گمان ما، نه شخص شما مسبب همهٔ این کژی‌هاست و نه همهٔ بدکاران روحانی بوده‌اند. اما اصرار شما در دفاع از همهٔ انتقادها خالی از فایده است. پاسخگویی شما به مسائل اعتقادی و شبهات، بسیار مفید است. دست کم من مدعی می‌فهمم که چارچوب استدلال شما چیست. یا برای کدام شبهات چگونه پاسخی دارید. بلکه هم خواننده‌ای دیگر قانع شود.
    با احترام

     
    • جناب مازيارگرامي

      باقطع نظرازجواب آقاسيدمرضي دام مجده كه حتماجواب خواهندداد.

      بنده فضولتا عرض مي كنم كه ايشان يابنده هيچوقت مدافع هم لباسيان ظالم حكومتي نبوده ايم ونخواهيم بود.

      واما اينكه خودتان بازيك چراي بزرگي درموردخمس وماليات دراين سخنتان گنجانده ايد به ايشان ويابنده چه ربطي دارد؟

      واما درموردفصل “قضا” ازكتاب تحريرالوسيله ،آياممكن است لطفا چندموردخاص معين بفرمائيدكه باحقوق وقضاوت عادلانه روز بيگانه است؟
      وبايك كتاب حقوقي مقايسه كنيد ببينيم چگونه عدم كفايت قضاوت سالم روحانيون عالم بقضا،ثابت مي شود.؟

      جناب مازيار باكلي گوئي كردن همان تيربه تاريكي انداختن است نه نقدوانتقادازآن كتاب؟
      باش تاسيدما جواب تفصيلي بدهد.بااحترام
      مصلح

       
      • مازیار وطن‌پرست

        جناب مصلح
        بحث خمس و زکات را چون در پست پیش آمده‌بود و سید مرتضای گرامی پاسخ گفته‌بود انتخاب کردم.

        در مورد قضا حرف بسیار جامع‌تر از مطالعات من است. اما تفاوت مبحث قضا در فقه و شریعت با مبحث قضا در حقوق عرفی از مفهوم حق آغاز می‌شود. در حقوق ابتدا انسان را آزاد و محق و فعال مایشاء فرض نموده سپس حریم این آزادی را با توجه به همین حق برای سایر افراد اجتماع و بر اساس یک فلسلفهٔ اخلاقی مورد قبول وضع می‌نمایند.
        اما در کتابی مانند تحریرالوسیله صرفا دستورات و قوانین بر مبنای ادراک یک نفر از شریعت، آن هم بر محور تکلیف وضع شده‌است. سرفصل‌های آن نیز بسیار محدود و منحصر به لوازم زندگی قرون پیش گزیده شده‌است. حتی با فرض کفایت اصول اولیهٔ فقه برای ورود به مسائل قضایی جدید، بازهم عقب ماندگی آن از زندگی جدید مشهود است. به یک دلیل ساده که امروزه اقتصاد، حقوق، روانشناسی، جرم شناسی، و بسیاری از مباحث دیگر هر کدام به علمی مستقل بدل شده که اشراف بر هر کدام به سال‌ها زمان و بلکه یک عمر نیاز دارد. آنگاه فقه مدعی اشراف بر همهٔ آن‌هاست.
        فرضا کتابی که در مسائل اقتصادی مرسوم در زندگی ماقبل مدرن آن قدر باریک و جزئی نگر است در برابر نوع قراردادهای بیع و شراع متداول در جامعه (مثل بورس یا معاملات بانکی) چه احکامی دارد؟ کل فصول قضاء در تحریرالوسیله از ارث و لعان و ایلاء با احکامی مثل:

        “در اقسام كفر فرقى نیست بین اينكه اصلى باشد (مثل اينكه پدرى يھودى مسلمان شود و بمیرد كه فرزند يھودى او از او ارث نمى برد) و يا ارتدادى (مثل اينكه مسلمان زاده اى به يكى از اقسام كفر مرتد شود كه او از پدر مسلمانش ارث نمى‌برد)، بنابراين از ورثه چنین مرده اى تنھا مسلمانان ارث مى برند ھر چند كه در مرتبه دوم يا سوم باشند و ورثه كافرش ارث نمى برند ھر چند از مرتبه اول باشند، و اگر وارث مسلمانى از رتبه اول و دوم نداشته باشد نه وارث نسبى و نه سببى ارث او به امام علیه السلام مى رسد نه بفرزند كافرش .”

        آخر به چه درد زندگی امروز می خورد؟

        بی‌آنکه از حرف خود عدول کنم باید به عرض شما برسانم که از ورود به جزئیات با دانسته‌های امروز خود پرهیز دارم. بماند که هر چه بیشتر وارد در جزئیات (مثلا مطالعهٔ تحریرالوسیله) می‌شوم، ته ماندهٔ دین و ایمانم هم بیشتر به باد می‌رود!
        اما همین ملاحظهٔ اجمالی هم تفاوت دو دیدگاه یاد شده و نوع رویکرد آن‌ها را آشکار می‌سازد.

         
        • جناب مازيار سلام

          باتوجه به اينكه ديدم جنا ب آقاسيدمرتضي زيدعزه اشارتي به قوانين واحكام قضا دراسلام داشتند ودراين مملكت هم به انتخاب اكثريت ملت به نوع حكومت اسلامي رأي داده اند،بس امورقضائي اش هم حتماباديدگاه اسلامي است. اين يك جواب كلي بود كه ايشان داده بودند وصحيح ومنطقي هم هست.سعيه مشكور.

          اماعزيزمن فقط كتاب تحريرالوسيله نيست كه درامورارث نبردن كافرازمسلمان چنين فتوائي صادركرده است كه مبناي قضائي قضات قرارگرفته است؛ بلكه دركتب همه فقهاي شيعه كه مسأله ارث مطرح است ،همين فتوي رادارند.
          بطورمثال دركتاب جواهرالكلام كه شرحي مبسوط بركتاب “شرايع “محقق حلي مرحوم است ،درجلد39 درص15دربحث ارث باعنوان “كتاب الفرائض”في موانع الارث” يكي ازموانع ارث را كفر شمرده است ،يعني كافر چه ذمي وچه حربي ويامرتد ،ازمسلمان نمي تواند ارث ببرد.واين يك حكم شرعي بدون خلاف واختلاف درميان مسلمانان است. واين حكم اجماعي همه مسلمانان مي باشد.
          واضافه براجماع اخبارمستفيض ومتواتر كه ازائمه اطهار -ع-دراين موردرسيده وبيان شده بمانندنصوص درمسأله هستند كه عمده اعتماددرمسأله همين گفتارمعصومين-ع- است. كه مجموعا دركتاب وسائل الشيعه شيخ حرعاملي درجلد17ص374درابواب موانع الارث من الكفروالقتل والرق “بيان شده است ومستندفتاواي فقها هستند.
          وبايداين مسأله را دانسته باشيد كه نوع حكومت كه اسلامي است باانتخاب اكثريت ملت ايران ،نوع قانون قضائي وارثي هم بتبع برمبناي احكام اسلامي خواهدبو ونه باقانون عرفي ملل ديگر.
          باسباس واحترام ازشما وبابوزش ازآقاسيدمرتضي دام ظله
          مصلح

           
    • سلام به شما

      مطالب مختلفی را مطرح کرده اید که ورود تفصیلی در هریک از آنها سبب تطویل است،من کجا از خطاهای مسوولین دفاع کرده ام؟ بحث من هیچگاه دفاع از اشخاص نبوده و نیست و در موارد جزئی که مورد سوال قرار گرفته ام آنچه بنظرم درست رسیده است را گفته ام و آنچه را که مطابق برداشت من از شریعت است را نیز گفته ام ،میدانید نوع بحث های من دفاعی است در برابر تهاجمات غیر منصفانه ای که به اصول و فروع شریعت شده یا می شود ،نمیدانم خاستگاه این جملات شما چه بوده است،آیا دفاع از خمس یا زکوات که از واجبات مالی اسلامی است دفاع از اشخاص است؟
      از نظر ما هیچ کس بغیر از پیامبر اکرم و دخت گرامی او و ائمه دوازده گانه ،ببرهان های عقلی و نقلی که تبیین شده است معصوم نیست ،و میتوان از حاکمان انتقاد کرد یا عمل آنان را تخطئه کرد،این تعبیر نماینده خدا چیزی است که مخالفان جمهوری اسلامی سر زبانشان است ،اساس حکومت جمهوری اسلامی بر انتخاب های با واسطه و بی واسطه است ،و مردم با فقیهی بیعت کرده اند ،و بلحاظ قانونی ممکن است و در قانون پیش بینی شده است که میتوان فقیه را عزل کرد،بهرحال مردم به این سیستم حکومتی رای داده اند ،من شخصا ممکن است بلحاظ فقهی برایم ولایت فقیه بمعنای حکومت ثابت نباشد ،اما بهرحال مردم زمانی به این سیستم حکومتی رای داده اند ،اینکه شمای شخصی با آن مخالفید دلیل نیست که همه اینطور است ،من قبلا هم گفته ام ،من خود بجمهوری اسلامی رای داده ام و نظرم مثل شما بر سیستم سکولار و نفی جمهوری اسلامی نیست ،بنظر من باید برای اصلاح امور و اصلاح قوانین تلاش کرد ،و مشی من نیز اصلاحات مستمر است.بله اگر رفراندوم شد و رای اکثریت مردم بر جدایی دین از سیاست مستقر شد و خواستار سیستم سکولار شدند بنظر من باید به رای مردم گردن نهاد ،و در آن صورت اقلیت معتقد به دخالت دین در سیاست هم به ترویج نظر خویش خواهند پرداخت ،همانطور که امروز اقلیت سکولار می توانند بنفع سیستم سکولار مورد نظر خود تبلیغ کنند.
      مالیات که از عناصر مورد قبول همه سیستم های حکومتی است ،و این جنبه ای است که اساس اداره حکومت در تقریبا تمام حکومت های شرقی و غربی است،و تابع ملاک خود است ،اما مساله خمس یا زکات را من مفصل توضیح دادم که از واجبات مالی در اسلام است که متوجه افراد خاص و اموال خاص و مصارف خاص است ،و این غیر از مالیات های عمومی است که معیار اداره حکومت در همه سیستم های حکومتی است.این سوال شما که چرا باید اینطور باشد سوال عجیبی است ،برای اینکه اولا در این کشور بر اساس رفراندوم و رای مردم ،بنا بر این شده است که به احکام اسلام عمل شود،و ثانیا ،اگر فرضا هیچ حکومت اسلامی یا اصلا تئوری ولایت فقیه نیز وجود نداشته باشد باز مساله وجوب خمس و زکوات بر آحاد مسلمانان اعم از شیعه و سنی برقرار است و این تکلیفی است از ناحیه شرع اسلام و ربطی به سلیقه فقیه یا غیر فقیه ندارد.
      در مورد نماینده ولی فقیه با شما و مرحوم بازرگان موافقم ،من نیز میگویم باید معیار قوانین اساسی و عادی در هر مورد باشد ،البته اگر نماینده ولایت فقیه بعنوان نماینده ناظر بر قوانین یا گزارشگر به ولی خود حضور داشته باشد و تصادم و تزاحمی با موارد قانونی در مساله اجراء وجود نداشته باشد حضور او بلامانع است ،اما اگر حضور نماینده ولی فقیه بمعنای زیرپا گذاشته شدن قوانین کشور باشد حضور نامطلوبی خواهد بود و بنظرم در این مورد باید در هر مورد اگر خلافی دیده می شود باید انتقاد و تذکر داد.در واقع دابل چک فی نفسه ایرادی ندارد مگر اینکه منجر به هتک قانون یا دور زدن قانون شود.
      در مورد نظارت بر ذبح شرعی و احراز شرائط ذبح بر اساس قانون اسلام ،این امر درستی است ،بنظر شما چه اشکال منطقی در این مورد وجود داشته است که مطرح کرده اید ،از نظر اسلام تذکیه باید احراز شود ،البته در بلاد اسلامی بر اساس اصل اصاله التذکیه چنین نظارتی لزوم ندارد ،اما در کشورهای غیر اسلامی که (مثل همان استرالیا و آرژانتین و …) که ملتزم بقوانین اسلام نیستند چرا نظارت نشود؟ من از اصل معقول نظارت دفاع میکنم و آنچه که شما میگویید حواشی مربوطه است ،آری آن حواشی اگر هست باید انتقاد و اصلاح شود.
      در مورد مساله قضا البته اشکال از اوایل انقلاب وجود داشته است ،در اصل قاضی در اسلام باید مجتهد جامع الشرائط باشد،اما بلحاظ عدم آمادگی کافی در این مورد رای مرحوم آیت الله خمینی و مرحوم آیت الله منتظری بر این قرار گرفت که قاضی ماذون داشته باشیم یعنی گروهی افراد غیر مجتهد آموزش های خاص مربوط به آیین دادرسی را ببینند و در موارد اجتهادی نیز به فتاوی مشهور فقهاء یا فتوای ولی حاکم حکم کنند.
      مساله قضا البته امر پیچیده ای است و مورد عنایت فقهاء هست و کتاب القضاء در فقه شیعه کتاب مبسوطی است ،البته یک سری امور مربوط می شود به آیین دادرسی عمومی که مدون شده است ،و یک سری امور نیز تابع قانون اسلام در امر قضاء است مثل بینه و اقرار و قسم و شکلهای گوناگون آن ،باز اینجا شما میگویید چرا بر قانون اسلام باشد ،خوب دوست عزیز اینجا بنا بر رای مردم بنا شده است به قانون اسلام عمل شود ،اینکه شمای فردی معتقد به اسلام نیستید دلیل نمی شود که به رای اکثریت عمل نشود.
      اینکه در پایان گفتار خود گفته اید من سعی در پاسخ گویی به شبهات دارم بقدر وسع و توانم ،امر درستی است ،اما اینکه گفته اید من اصرار بر دفاع از موارد انتقاد داشته ام برایم مفهوم نبود ،خوب است نمونه جزئی ارائه دهید ،من که همیشه مرام ام این بوده چه بصورت ابتدایی و چه بصورت پاسخ به سوالات انتقادهایم بر عملکردهای رایج در کشور را گفته ام ،و به افرادی هم که منتقدند یا در لسان انتقاد به ناسزاگویی به اسلام می پردازند همیشه توصیه کرده ام که عمل فردی مرا مورد انتقاد قرار دهند اما عمل فردی یا سلیقه اشتباه مرا بپای اسلام نگذارند و به دین اسلام و اولیاء آن و مقدسات اسلامی توهین نکنند ،و در همه این موارد بر لزوم انتقاد بر رو ش ها یا عملکرد مسولین تاکید کرده ام چون بنظر من در شرائط موجود ما راهی جز اصلاحات صبورانه نداریم،نمیدانم شاید منظور شما از اینکه من در مقابل انتقادها دفاع میکنم این است که من هم مثل مزدک و امثال مزدک ،شروع به فحاشی و ناسزاگویی به اصل اسلام یا فحاشی نسبت به دیگران کنم ،خیر روش من این نیست ،من ممکن است حتی انتقاداتی به روش حکومتی یا برخی اظهارات موسس این جمهوری یعنی مرحوم آیت الله خمینی یا رهبر فعلی کشور داشته باشم اما لسان من لسان فحاشی و توهین نیست.

      ممنون از توجه شما

       
  23. “خانه پوشآلی و صدا و سیما”

    این سوال پیش میاید که چرا جمهوری اسلامی این سریال را به نمایش گذارد؟

    دلیل اصلی‌ آن نشان دادن زد و بند‌های سیاسی، جاه طلبی، توطئه چینی‌ و ………سیاستمداران امریکأیست!

    ولی طبق معمول حضرات، یکی‌ دو نکتهٔ اساسی‌ را، زیر سیبیلی ردّ کردند!

    نکته اول اینکه، همین خود نشان دهنده این واقعیت است که آنقدر آزادی وجود دارد که این هنرمندان

    و فیلم سازان، تا این حد و اندازه، سیاستمداران و حاکمان را به نقد کشیده، و با دستی‌ باز، آنچه را

    که واقعیست، با پندار‌ها و برداشت‌های خود در هم آمیخته، و دست به ایجاد یک اثر هنری بزنند.

    در سرزمین فلاکت زده ما، فیلمساز محبوب و موفق خودمان “جعفر پناهی” به جرم اینکه قصد

    ساختن فیلمی را در سر داشت، به زندان و سالها محرومیت از کارهای هنری و فیلم‌سازی محکوم کردند!

    نکته دوم آنکه، هر آنچه اخبار مربوط به خرابی‌، جنگ، کمبود، اعتراض، تظاهرات و . . . . . . .

    در رسانه‌های جهانی‌ پخش میشود، غربال چیانِ “صدا و سیما” دست چین کرده، به خورد امت شهید پرور

    داده، تا توانسته باشند، وضعیت فلاکت بار کشور را به نحوی توجیه کرده باشند و به جماعت به قبولانند

    که فقط در این جمهوری ملّا زده نیست که وضع چنین پر آشوب و فلاکت زده است.

     
  24. با سلام
    باز هم احمد جنتی دهانش را که به جای عقلش از کاهدان فرمان می گیرد باز کرد و مرگ ملک عبد الله را تبریک گفت و از اقتصاد مقاومتی صحبت کرد. “ثروت وقدرت و ریاست وکل مملکت مال اینها ، مقاومت و بیکاری و فحشا وحقارت و کرسنگی مال ملت”. جناب خامنه ای تا کی با انتصاب این فسیلها به تحقیر ملت ایران ادامه میدهید لیاقت ملت ایران بیش از این است.

     
  25. مازیار وطن‌پرست

    نسخهٔ قدیمی این سریال چند سال پیش از سیما پخش شد که یکی از بهترین سریال‌های خارجی آن سال‌ها بود. نام اصلی آن “خانه‌ای از کارت” (House of Cards-1990) و فصل دومی با نام (The Final Cut) است. منظور خانه‌ایست که با کارت‌های بازی درست می کنند و همان معنای خانهٔ پوشالی در زبان ما را دارد.
    امتیاز آن سریال قدیمی که داستانش در انگلیس می‌گذشت و تولید بی‌بی‌سی بود، خریداری شده و از روی آن نسخه‌ای جدید با بازی کوین اسپیسی و تولید آمریکا ساخته‌شده که تا کنون سه فصل از آن به نمایش درآمده و در گلدن گلاب پارسال و امسال هم جایزه گرفته‌است. ماجراهای نسخهٔ اخیر در آمریکا و کاخ سفید و کنگره می‌گذرد.
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    نسخهٔ بریتانیایی: http://www.imdb.com/title/tt0098825/?ref_=fn_tt_tt_2
    نسخهٔ آمریکایی: http://www.imdb.com/title/tt1856010/?ref_=fn_tt_tt_1

     
  26. سلام بر نوریزاد بسیجی واقعی و سخنگوی درد دل بسیجیان جبهه رفته وطن پرست
    متاسفانه بعد از پایان جنگ عده ای فرصت طلب با سو استفاده از دیدگاهی که مردم میهن از فداکاری بسیجیان داشتند تا توانستند بنفع افکار پلید خود همه کار کردند و رزمندگان جنگ از دو سو مورد ظلم قرارگرفتند اول از طرف نظام که هیچ بهایی به آنان داده نشد و هر جا که به علتی مجبور میشدند خود را بعنوان رزمنده و بسیجی جنگ معرفی کنند جواب میشنیدند اگه برای خدا رفتی چرا میگی و با بی توجهی مواجه میشدند ودوم هم مردم که وقتی عملکرد اوباشان را بنام بسیج دیدند اکثرا رو بر گرداندند از بسیج و دیگر بسیجیان رزمنده هیچگاه جرات نمیکردند خود را بعنوان بسیجی معرفی کنند .بنظرم اولا مقصر خود ما بودیم و هستیم که تکلیف خود را با مدعیان بسیج روشن نکردیم چیزی را که به سختی و خونبهای شهدا بدست امده بود را مفت دادیم دست اراذلی که کاملا با آرمانهی بسیجیان جنگ در تضاد عمل میکردند .ما در جنگ به دیدیم و لمس کردیم مدعیان دین داری و مخصوصا طلبه ها و روحانیها در زمان تک دشمن و غرش تانکهای دشمن بعثی چطور به اصطلاح کپ (kop)میکردند و گاهی بچه ها میدیدند که شلوار مربوطه را خیس میکردند و افرادیکه هیچ کس تو گردان انها به عنوان مقدس و نماز شب خون نمیشناخت تا پای جان فداکاری میکردند و برای هرگونه جان فشانی پیش قدم بودند این تحریف اشکار رسانه های حکومت بود که رزمندگان را افرادی متظاهر به دین نشان میداد ما تو جنگ میدانستیم دشمن ما هم مسلمان است و انگیزه مان بیرون کردن دشمن از خاک میهن بود یادم نمی اید کسی بخاطر اینکه اسلام در خطر است تو جبهه باشد بعدا همه اینها عمدا تحریف شد و بنظر من یک حرکت عمومی برای تجلیل از مدافعان میهن منجر به از بین رفتن یاس و افسردگی ایثارگران واقعی شده و به میدان امدن ایشان بنفع مردم یکباره همه محاسبات دشمنان میهن را بهم ریخته و قدرت واقعی را به ملت خواهد داد حتما روزی غیر حکومتی و مردمی برای تجلیل از ایشان اختصاص بدید

     
    • سلام و درود بی پایان بر مجاهدان راستین راه حق و آزادی

      درود فراوان بر مردان خستگی ناپذیر جبهه دفاع از ارزش ها ، میهن و امنیت مردم

       
  27. بنام یکتای بی همتا
    نامه سرگشاده خطاب به وزیر محترم اطلاعات
    از طرف دکتر رضا جلالی دانشیار علوم سیاسی وروابط بین الملل روزنامه نگار وفعال سیاسی

    خ مثل خدمت
    خ مثل خیانت

    به جای مقدمه:
    هرمکتبی که به ایدئولوژی خود ایمان داشته باشد ناچار باید طرفدارآزادی تفکر باشد. من اعلام می کنم در جمهوری اسلامی هیچ محدودیتی برای افکار وجود ندارد همه باید آزاد باشند.که حاصل اندیشه ها وتفکرات اصلیشان را عرضه کنند. من به جوانان وطرفداران اسلام هشدار می دهم که خیال نکنند راه اسلام جلوگیری ازابراز عقیده دیگران است. می توان مردم رامجبور کرد چیزی نگویند وکاری نکنند ولی نمی توان مجبور کرد که اینگونه ویا آنگونه فکرکنند.اعتقاد باید از روی دلیل ومنطق باشد.از دیدگاه اسلام آزادی ودموکراسی محصول تکامل فکری بشر وحق مسلم انسان است.
    اگر درصدر اسلام در جواب کسی که می گفت (خدا راقبول ندارم) می گفتند:(بزنید بکشید) امروز دیگر اسلامی وجود نداشت.
    )استاد شهید مرتضی مطهری(
    حضور وزیر محترم اطلاعات دولت تدبیر و امید
    حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر سید محمود علوی
    موضوع : هشدار برای خطر امنیتی شدن مجدد کشور( سواستفاده از موقعیت وزارت اطلاعات و به حاشیه بردن دولت تدبیر و امید آقای دکتر روحانی)
    با اهدائ سلام وتحیات الهی
    از طرف یکی از سربازان کوچک وطن که در جنگ تحمیلی در کسوت رزمنده بی نشان حضرت ولیعصر عج به عنوان رزمنده ای داوطلب که قبل از رسیدن به سن تکلیف (غیر قانونی ) در 33 سال گذشته ودر سن 13 سالگی در جوار مردان مرد روزگار ودر رکاب آرش های کمانگیر زمانه این سرزمین اهورائی وبه منظور دفاع از مرز پرگهر ایران عزیز پای به میدان آتش وخون نهادم وبه عنوان فرمانده گروههای شناسایی برون مرزی به قصد ونیت پاک خدمتی خالصانه به سرزمین مادری و به منظور صیانت از مکتب انسان ساز اسلام ناب محمدی ص قدم نهاده وبا حضور 70ماه از عمر ناقابلم را درمصاف با اهریمنان در جوار شهیدان گلگون کفن و رزمندگان مخلص وبی ریا گذرانده ام و دراین راه 9 بار از سایر مختلف اعضای بدن مجروح شده ودر بیمارستانهای گوناگون تحت عمل های سخت وطاقت فرسای جراحی قرار گرفتم ومفتخر به نشان شیرین جانبازی در راه وطن عزیزم شدم .امیدوارم که مورد قبول درگاه ایزد منان قرا گیرد.انشا الله
    نخست گرامی میدارم یاد تمامی شهیدان انقلاب و بخصوص جنگ تحمیلی را،به ویژه دو شهید بزرگوارشهیددکتر مصطفی چمران وشهید آقا مهدی زین الدین که نخستین اسوه زندگی من و دومی مشوق من در پوشیدن لباس زیبای سربازی وطن از حریت و مردانگی بود که یادگار مولایمان علی ع بوده است و آرزوی من ادامه دادن مسیر آن شهیدان بوده ،هست و خواهد بود…
    و اما بعد
    احتراما به پیوست احضاریه شماره 6ب /910277 مورخ 19/7/1391 شعبه ششم بازپرسی دادسرای شهید مقدس (اوین ) که بر اساس کیفر خواست ناعادلانه وزارت اطلاعات جهنمی دوره محمود احمدی نژاد برعلیه اینجانب تنظیم گردید و ظاهراً مختومه گردیده بود ، ولی با شیطنت و کج سلیقگی های عده ای از پس ماندگان به جا مانده از آن دوران قرون وسطایی وزارت اطلاعات که به جای تلاش برای حفظ کیان ملی و نظام اسلامی و برخلاف قسم کاری خود که می باید از داشتن هرگونه حب و بغض و گرایش خاص سیاسی بر حذر باشند در دوره حضور شما به عنوان شخص نخست وزارت اطلاعات مجدداً پرونده مختومه علیه اینجانب با اهداف پنهانی ومبهمی مجددا مفتوح اعلام می گردد ودردو چهارشنبه متوالی (مورخ17/10/1393 و24/10 1393) مرا به اتهامات واهی، خلاف واقع ،زشت و ناجوانمردانه، با اولویت های زیر احضارمی نمایند :
    1 – اقدام علیه امنیت ملی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران
    2 – تشویش اذهان عمومی جامعه
    3 – اتهام واهی و بی اساس جاسوسی برای بیگانگان و دشمنان نظام اسلامی ( فقط به این دلیل خنده دار که چرا متن نامه اعتراضی اینجانب که خطاب به رهبری انقلاب نگاشته شده بود در سایت های خبری ضد انقلاب همچون BBC فارسی ، voA صدای امریکا، رادیو فردا و رادیو زمانه و دیگر رسانه های داخلی و خارجی پوشش خبری پیدا کرد)
    بنابر این مجدداً از طریق شعبه پانزدهم دادسرای دادگاه انقلاب برای اینجانب احضارنامه ای صادر می شود.هرچند این جانباز کوچک انقلاب می داند که این مشکلات حل خواهد شد و حقیقت در نهایت نمایان می شود وعاقبت مثل همیشه تاریخ رو سیاهی به زغال خواهد ماند.
    اما بر خود لازم میدانم که بر حسب وظیفه انسانی واسلامی ملاحظات قابل توجهی را به صورت بی پروا و با صراحت حضورتان اعلام نمایم .
    همه چیز از دردنامه ای شروع شدکه اینجانب به عنوان کوچک ترین جانباز جنگ و یکی از از بسیار فرزاندان پاکباز این مملکت و دردوران حاکمیت اختناق و دیکتاتورمابانه و دروغینی که احمدی نژاد برپاساخته بود و پس از رخدادهای دردناک سال 1388و در آستانه انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی که فضای روانی جامعه ناجوانمردانه چون سرمای همان اسفندماه یخ زده بود و طبل نا جوانمردانه یاس به جای سرود امید برلبان گروهی بزرگ از هموطنانمان نواخته می شد درد نامه ای را خطاب به رهبری انقلاب به عنوان عالی ترین مرجع احقاق حق و تظلم خواهی نگاشته ام تا به وظیفه انسانی و اسلامی خود عمل نمایم ، نخست بدلیل اینکه هم غایب تاریخ دوران زندگی پر مشقت بار خود و امثال خود نباشم و تکلیفی که به عنوان بازمانده جنگ از طرف تمامی برادران شهیدم بردوش من مانده را ادا نمایم و هم اینکه مسائل مبتلا به جامعه ام را بر حسب وظیفه دینی و ملی به عالیترین مقام تصمیم گیرنده و پدر معنوی کشور درمیان بگذارم. ولی مرموقه ام با بازتاب هایی عجیب در مقیاس ملی و بین المللی پوشش خبری پبدا کرد و توهم سازان و پرونده سازان اطلاعاتی و امنیتی افراطی در دوران احمدی نژاد که الحق و والانصاف باید اعلام کنم که برخی از آنان روی ساواک را با عملکرد تند و زننده خود سفید کرده اند اقدام به پرونده سازی با دهها صفحه مدارک جعلی واسناد کاذب و غیر واقعی بر علیه اینجانب نمودند!!!! امری که مضحک بودنش بر هر شنونده عاقلی روشن و مبرهن است و مثل آن می ماند که دیگر مقامات ومسئولین کشوری و لشکری را نیز بخاطر انتشار صحبت و یا گفتاری که برای آن دسته از رسانه های بیگانه جالب می افتد و آنان نیز بدین خاطر اقدام به بازنشر آن میکنند به جرم جاسوسی متهم نمایند.
    پرونده سازانی که ردپای آنان را اکنون به عنوان نفوذی های جریان پرخطر انحرافی و همچنین نیروهای تندرویی که همینک نیز برای دولت یازدهم و شخص رییس جمهور مسئله سازی می نمایند در وزارتخانه تحت امر شما همچنان باقی می بینیم ودر صددند تا در آستانه انتخابات مجلس دهم درسال آینده فضای جامعه را که به برکت انتخابات مردمی 24 خرداد 92 و تدابیر حکیمکانه رهبری انقلاب از فضای مخوف وترسناک امنیتی سابق به فضای اجتماعی وسیاسی سوق پیدا کرده بود را مجددا با ترفند های مرموزانه ای به فضای امنیتی واطلاعاتی دوران سابق بازگردانند وگمان می رود کشیدن پای اینجانب به دادگاه و تلاش برای پرونده سازی و گرفتن یک حکم صوری برای جرمی مرتکب نشده،تماما برآمده از سناریویی از پیش طراحی شده است که کارگردانان و مجریانش می خواهندد قدم به قدم آن را به اجرا بگذارند.
    اما آنان از اجرای این نقشه شوم چه سودی خواهند برد ؟ مسلم است که عده ای می خواهند با فرونشاندن احساس امید که اصلی ترین شعار دکتر روحانی در طول مبارزات انتخاباتی و پس از پیروزی در آن انتخابات در سمت رییس جمهور بوده است و القای یاس ونا امیدی به جامعه (که نمونه های فراوان آن را در این مدت به چشم دیده ایم) دولت تدبیر و امید را به ورشکستگی سیاسی بکشانند.ما همچنان فراموش نکرده ایم که در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی و در سال 77که اوج هیجانات و امید ملت به تغییرات مثـبت بود چگونه عده ای از عناصر تندرو و متحجر در وزارت اطلاعات زمینه بروز حادثه ناگواری قتلهای زنجیره ای را در خزان سال 1377فراهم کردند که متاسفانه هزینه سنگینی را برای نظام اسلامی به همراه آورد.هرچند اینجانب که به صدق و زلالیت وجودی خیل عظیمی از دوستان و همکاران و نیروهای مخلص وگمنام شما در وزارت اطلاعات گواهی میدهم،اما آنچه آشکار است این وزرارتخانه نیز چون بسیاری از وزارتخانه های دیگر که از زلزله بهاریون نجات یافته اند به شما ارث رسیده است.
    درخواست برادرانه من از شما این است که تادیر نشده و آنان نتوانسته اند بیشتر از این به امنیت ملی و حیثیت نظام عزیزمان ضربه بزنند و دیگر آنکه دولت تدبیر و امید را زمینگیر کنند(که ان شاالله با همت تمامی دوسنداران دولت چون این حقیر و شما آنان ناکام می مانند)در اقدامی فوری نسبت به شناسایی وسپس اخراج این عناصر نا مطلوب امنیتی و ایجاد سد نفوذ در برابرشان اقدام نمایید.
    برادر بزرگوارم جناب آقای علوی،برای من به عنوان یک رزمنده و یک جانباز که همیشه در راه حق و حقیقت و پاسداشت خون برادران شهیدم که خط قرمز من محسوب میشود پیشتاز بوده،پذیرش هرگونه تهمت ناروا به جان خریدن مانعی ندارد اما درباره مسئله خطیر جاسوسی احساس میکنم که به تمام سوابق کاری و خدمات من بی احترامی شده است، اینبنده حقیر خداوند باریتعالی در اوج سال های غربت دفاع نه تنها در زمان عملیات های بزرگ و ماندگار جنگ بلکه در تمام لحظات تنایی گشتی شناسایی نفس گیر وطاقت فرسا به عنوان یک عضو فعال واحد اطلاعات و عملیات جنگ وگروههای گشتی شناسایی برون مرزی بیش از صدها بار در عمق خاک دشمن بعثی به شناسایی مواضع دشمن غدار و خنثی کردن آفندها و پدافندهای آنان چون بسیاری دیگر از همسنگرانم نقش ماندگار وجاودانه ای ایفا نمودم ،آنهم در زمان حاکمیت آتش و خون،وقتی در آن موقع دین خود را به میهن عزیز ودوست داشتنی ام به چنین نحوی ادا نمودم چگونه امکان دارد به خود اجازه دهم که امروز به راه شهیدان گلگون کفن حق که عمیقا به آن ایمان دارم و یک چشم ناقابل خود را در این راه سخت و زجر آور برای خدمت خالصانه وگمنامانه به مردم صبور وطنم از دست داده ام خدای ناکرده بخواهم حتی در مخیله ام فکر خیانت را راه دهم .زهی خیال باطل و معاذالله؟؟!!
    خواهش دوم من این است که درباره این تهمت ناروا که به وسیله عده ای فرصت طلب عنوان گشته توسط آن مقام محترم وزارت پیگیری شود و از حق قانونی و شرعی من حراست گردد.
    ضمنا یاد آوری می کنم که اینجانب در کمال تواضع وفروتنی اما با عزت واقتدار با فریاد بلند وصراحت لهجه حضورتان بطور خاضعانه وخاشعانه اعلام می کنم که وزارت اطلاعات تحت امر شما بایستی به صورت تسریعی به دلیل مرتکب شدن این خبط بزرگ شاخ تیز غرور بازمانده از گذشته خود را بشکند و از این حقیر بطور رسمی عذر خواهی نماید.
    چرا که امکان دارد در اذهان مریض وبیمار گونه آنانی که با توهم سازی از اینکه چرا مطالب من در شبکه های اجتماعی ودر سایتهای اینترنتی ورسانه های شنیداری دیداری ومکتوب داخلی وخارجی پوشش خبری پیدا کرد مبادا بخاطر پوشش خبری آـنهم در مقیاس وسیع وگسترده ای که احیانا از سخنان رهبری نظام وریاست جمهوری وزیر اطلاعات و سایر مقامات بلند پایه لشگری وکشوری برای این بزرگواران نیز خدای نا کرده زبانم لال قصد پرونده سازی آن هم به اتهام ناروای جاسوسی نمایند
    بنابر این باید این تفکرات خطرناک موهوم را هر چه زودتر در نطفه خفه کنید البته تا دیر نشده جناب وزیر . والسلام
    درپایان توفیقات روزافزون شما را از درگاه حضرت حق مسئلت دارم.

    ملاحظات قابل توجه :
    خ مثل خدمت خ مثل خیانت
    براستی وطن فروش کیست؟!

    کوچکترین جانباز جنگ که پس از جنگ در دانشکاه شهید بهشتی تهران درس خواند تا برای پرداخت زکات اجتما عی اش در طول دوران تحصیلش در دانشکده علوم اقتصادی وسیاسی دانشکاه شهید بهشتی که قطب علمی کشور بود با داشتن بالاترین درجه ایثارگری بدون اینکه هیچ استفاده ای نماید در مقاطع مختلف تحصیلی همواره در سطح دانشکده دانشگاه وکشور به عنوان دانشجوی ممتاز و نمونه کشوری معرفی شد یا کسانیکه با استفاده از رانت های متعدد اقدام به غارت مملکت بی در و پیکر کردند
    اختلاس وارتشاء 96000 میلیارد تومانی پدیده شاندیز که دزدان آن از سطح معاون اول رئیس جمهور و که در بین آنها مقامات بلند پایه کشوری از سطح وزیر استاندار شهردار فرماندار ومدیران ارشد دولت دهم وجود دارند
    اختلاس 12800 میلیارد تومانی که اخیرا وزیر اقتصاد ودارایی از آن پرده بر داشت
    دزدی 8000 میلیارد تومانی آقای بز(بابک زنجانی) با پشتیبانی 5 وزیر وعضو کابینه دولت دهم انجام شد
    اختلاس 3000 میلیارد تومانی مه آفرید امیرخسروی با پشتیبانی برخی از مقامات به اصطلاح پاکترین دولت تاریخ ایران در دولت دهم صورت گرفت
    اختلاس 123 میلیارد تومانی خدا داد و مرتضی رفیقدوست که اولی چون پشتوانه سیاسی نداشت به جوخه دار سپرده شد ودومی به مدد برادرش از مرگ جست
    ونهایتا اختلاس 79 میلیارد تومانی شهرام جزایری
    وفریب 143 نماینده مجلس هشتم در دام رشوه های بی حساب وکتاب سعید مرتضوی در سازمان تامین اجتماعی از قلک کارگران بدبخت وبیچاره این مملکت بی سروسامان و. . . .؟؟؟!1!

    باتقدیم احترام
    خاک پای شهیدان:رضا جلالی

    رونوشت تقدیم به :
    رییس جمهور محترم جناب آقای دکتر حسن روحانی جهت استحضار
    معاون اول محترم رییس جمهورجناب آقای مهندس اسحاق جهانگیری جهت استحضار
    مشاور ویژه رئیس جمهور و بازرس ویژه نهاد ریاست جمهوری جناب آقای فریدون جهت استحضار
    مشاورارشد رییس جمهور در امور اقوام جناب آقای علی یونسی جهت استحضار

     
  28. ” یکی‌ و یکی‌ ”

    یکی‌ با مشروب بفکر خداست
    یکی‌ تو مسجد بفکر زناست

    یکی‌ با مانتو تو ذکر خداست
    یکی‌ با چادر بفکر گناهست

    یکی‌ با موهای سیخ و غیرتش
    یکی‌ با تسبیح و فکر شهوتش

    یکی‌ میزنه تیغ به ریشاش
    یکی‌ مردمو می‌‌تیغه باهاش

    یکی‌ بفکر بمب هسته‌ای
    یکی‌ میمیره از گرسنگی

    یکی‌ میخوره نون خالی‌
    یکی‌ میخوره میلیاردی

    یکی‌ مپرسه این عدالته؟
    یکی‌ میگه که کشش نده !!

     
  29. بابا شماها چقدر بدبین هستید فکر میکنم تمام تقصیرها گردن انگلیس وروسیه میباشد

     
  30. ازموده را ازمودن خطاست وقتي انسان در مييابد كه رسانه اي پرده بر روي حقيقت ميپوشاند چه دليلي دارد وقت وانرژي خود را مصروف ديدن وشنيدن برنامه هاي غير واقعي وجهت دار بكند بسيار خشنودم كه سي وشش سال است وقتم را بجاي ديدن تلويزيون صرف خواندن كتاب ميكنم بهترين دوست كتاب است .

     
  31. سلام، آقای نوری زاد دیشب ساعت ۲۱٫۴۱ دقیقه (۱۰بهمن)
    تلویزیون پارس دربرنامه آقای میبدی عکسی رانشان داد که
    آیت الله جنتی با چند آخوند دیگ درملاقات باخانم فرح پهلوی
    در حال بوسیدن دست ایشان است.
    حال چطور این ملا ها پوست انداخته اند بخصوص این جنتی هرزه گو.
    مهران

     
  32. سلام اقای نوریزاد
    خدا قوت ، چند صباحی نبودیم نتونستم مطالب پیجتان را بخونم ، ولی میدونستم که کماکان در حال مبازره و تنویر افکار هستید و همه رو به عشق دعوت مینمایید ، باز هم خدا قوت.
    چند مطلب از برای خواستم بنویسم .
    1) اوباما که به گفته یکی از سرداران سپاه باید بیاد بشه مقلد مقام معظم رهبری ، بعد از تحویل دولت از بوش پسر در 6 سال پیش دولتی با نابسامانی و بدهی فراوان و بحران اقتصادی. در یک نمونه شرکت خوردو سازی فورد و GMC در اون زمان دچار بحران اقتصادی و به نوعی ورشکستگی مالی شده بودند . هر روز تو تلویزیون ایران این خبر در تیتر اخبار بود حالا بعد 6 سال شرکت مذکور نه تعطیل شد و نه ورشکست بلکه در سال جاری میلادی جزو 3 شرکت سرامد دنیا در زمینه تولید خودرو شد اولا اوباما به جای غر زدن و انداختن تقصیر گردن دولتهای قبل کارشو کرد و کاری اصولی ، بی دزدی و …. و نتیجه اش شد این . حالا 36 سال از انقلاب گذشته دولتمردان بی بدیل ما همه مشکلات رو که گردن دولت قبلی میندازند هیچ شاه نگون بخت هنور که هنوزه عامل همه مشکلات قلمداد میشه و بلا نسبت برخی مردم مثل بز اخفش تایید کنان دنبال رو ایشان هستند .
    2) 9سال پیش کتابی توسط روزنامه نگاری چاپ میشه در امریکا بدون سانسور توسط وزارت ارشاد اون بلاد و داخل کتاب مطالبی راجع به افشا یک طرح جاسوسی امریکا علیه ایران مطرح میشه،تا اینجا مشکلی نیست و ادامه کار مورد توجه است ،
    بعد نه سال و با کلی بالا و پایین کردن و کارهای اطلاعاتی بدون شکنجه کردن نویسنده کتاب متوجه میشوند که یکی از ماموران سازمان اطلاعاتی امریکا این مطالب رو افشا کرده و منبع نوبسنده کتاب ایشون بوده و اکنون نیز در حال دادگاهی شدن هستند و ادامه ماجرا .
    حال رابطه برعکس بشه و این کتاب در این ایران چاپ میشد، به نظرتان چه اتفاقی می افتاد؟
    بله در کسری از ثانیه نویسنده محترم به صورت قپونی در داخل جایی که هیچکس نشونی ازش نداره در حال اعتراف بودند و بعد از اندک زمانی جنازه ایشون پیدا میشد و کمتر از دقیقه ای مامور خاین نیز به همراه چند نسل قبل و بعدشون در حال اعترافات تلویزیونی دیده میشدند و به هفته نرسبده نیز ایشون دچار عدالت دستگاه قضا اقای صادق لاریجانی شده و به دار مجازات در ملا عام مبتلا میشدند .
    ا

     
  33. این دست انگشترین خونین در عکس عجیب شباهتی به عکس انگشترین عقیق با قلم رهبریست که رسانه های فاسد ایشان در نامه ای که برای جوانان اروپا ///// منتشر کرده بودند.

     
  34. “اگر شخصیت های تر و تمیز و کافرمسلکِ “خانه ی پوشالی” با شخصیت های متشرع اما دزد و دروغپرداز و مردم فریب و ریاکار و ناجوانمردِ خودمان عوض شوند، چه شود!”
    میشود جمهوری اسلامی ایران ، هرچند که اخانید هنوز چنته خویش را خالی نکرده اند و بنا به فرموده رهبری ، هنوز در ابتدای راه برساختن تمدن اسلامی هستند .

     
  35. سلام. آقای نوری زاد به نظر شما آقای احمد جنتی از جان این مردم چه می خواهد؟ اخیرا در نماز جمعه گفته است:” مردم باید شرایط بد اقتصادی را تحمل کنند حتی اگر مجبور شوند روزی یک وعده غذا بخورند، چنان که اکنون نیز در بعضی جاها مردم روزی یک وعده غذا می خورند.” این آقا می داند که وضع بعضی از مردم چطور است و باز هم …
    اگر ذره ای عقل یا به قول شما “چیزکی به اسم عقل” در وجود رهبران ما بود، نماز جمعه ما جولانگاه امثال اینها نبود.

     
    • دو سال قبل به مناسبت ماه رمضان ، آخوندی در رادیو مردم را به عدم اسراف نصیحت میکرد و میفرمود ، برای افطار یک کاسه ماست و دو سیخ کباب کافی است . لابد نظر به سفره وعده داده شده در بهشت داشت با 70 نوع طعام که هر چه بخوری هم سیر نمیشوی . جنتی هم با توجه به نزدیک شدن سفره مذکور در خوردن امساک میکند .

       
  36. من این سریال را ندیده ام و خوب تشخیص میدهم که سریالهایی که صدا و سیما منبع تولید و پخش شده همه به عناوینی تحریف شده هستند. و بقول شما با کمی زیرکی با جابجایی میتوان دوست و دشمن را بوضوح دید. پوشالی ترین خانه ای که با سلام و صلوات ریاکارانه زیور شده همین بیت رهبری هست که دیریست درافکار عمومی ویران شده

     
  37. سیاست و سیاسی بودن در نظام آخوندی کجا جای دارد؟ اظهار نظر مربوط به سیاست یا به فرمولهای کشورداری جرم و گناه نوشته شده. این مجازات ها در مغز آخوند اینقدر شدت دارد که با القاب منافق فتنه غرب زده سلطنت طلب منحرف و … زندگی مردم را به تباه می کشد.
    این جرم (سیاسی بودن ) اینقدر لعاب پیدا کرده که فرد مرتبط را با رمزهای یا الله به زندان می اندازند شکنجه اعترافی میگیرند و در طول حبس اگر نیاز به عمل بیماری داشت با غل و زنجیر به تخت بیمارستان قفلش میکنند. و وقتی فرد شکسسته شد به گوشه ای رهایش میکنند. چرا؟ چون دگر اندیش بوده!! آخوندها بی اندازه در جنایت کردن تجرب پیدا کرده اند

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

93 queries in 2479 seconds.