سر تیتر خبرها
طعـم تنهـایی

طعـم تنهـایی

یک: من در این چند روز به بلندای سخن اخیرِ فرانسوا اولاند رییس جمهور فرانسه فرو شده ام که بلافاصله بعد از کشتار کاریکاتوریست های نشریه ی شارلی ابدو بدست عده ای “الله اکبر گو”، مردم فرانسه را به آرامش خواند و گفت: دین اسلام هیچ سنخیتی با اینگونه حملات ندارد. شما همین یک سخنِ هوشمندانه و سیاستمدارانه و البته انسانیِ اولاند را بر یک کفه بگذارید و کفه ی دیگرِ این ترازو را اختصاص بدهید به همه ی سخنانِ حاکمان اسلامی خودمان و عربده ی جماعتی از آخوندهای حاکمیت که تا با یک چنین حادثه ی خونینی مواجه می شدند و می شوند، چنان به شکستن قلم ها و عَلَم کردنِ دارها در میادین شهرها حریص می شدند و می شوند که شما به یاد قانون قصاصِ خودشان می افتی که: خوش انصاف ها، اینها اگر زده اند و یک نفر را کشته اند، شما هم بزنید یکی شان را بکشید.

خلاصه این که من جناب اولاند را صد مطابق رهبر جمهوری اسلامی ایران و کل آخوندهای حاکمیت، مسلمان تر و انسان تر می دانم. نتیجه ی تأثیرِ این سخن کوتاه اولاند بر مردمِ فرانسه این شد که در راهپیمایی عظیم و چند میلیونی و بین المللی پاریس، هیچ پرچمی به آتش کشیده نشد و هیچ حنجره ای بخاطرِ نعره ی مرگ براین و مرگ بر آن جِر نخورد. و این که: چرا سپاس نگویم از آدم های فهیمی که همین نشریه ی شارلی ابدو را می گردانند؟ آنان در شماره ی ویژه ی خود که می توانست بسیار خشماگین باشد، رحمتی از پیامبر اسلام را طرح زده اند در تیراژی به وسعتِ سه میلیون نسخه. این که: من خود شارلی هستم. که یعنی: منِ محمد در غم شماها شریکم.

دو: این روزها آقای علی مطهری تنهاست. البته بلحاظ فردی. وگرنه تنها تر از وی، اصلاح طلبانی هستند که هم در داخل مجلس و هم بیرون از آن، همه ی هست شان را به میرحسین موسوی و کروبی بند کرده اند اما بنا به مصالحی ترجیح داده اند نُطُق نکشند. علی مطهری آنقدر شهامت دارد که بگوید: من از کروبی و موسوی خوشم نمی آید اما زندانی کردنِ اینان خلاف همین قانونی است که نمایندگان قرار بوده برای صیانت از آن در مجلس باشند. پروایی نیست. در این گردونه، طعم تنهایی، خودش مزه ای دارد به گس گونگیِ راز. و رازِ تنهاییِ آقای مطهری در این است که می داند: میزها و زیر میزها و اسم ها و هیاهوها ماندنی نیستند. بعضی ها شروع می شوند که یک روزی تمام شوند. بعضی ها هنوز شروع نشده پایان می پذیرند. خوش به حال آنانی که نه به شروعی دل خوش اند و نه به پایانی. هستِ این آخری ها در همین پایان ناپذیری شان است.

سه: شما آیا خبری از سرانجام عاملان و آمران اسیدپاشی های اخیر شنیده اید یا نه؟ می گویم: هرگز نیز نخواهید شنید. ساختار اسلامیِ این حاکمیت بجوری است که یکجا در دزدیدنِ اموال مردم توسط سپاه و وابستگان به سپاه رخ می نماید و در جای دیگر در زدن و کشتن عده ای به اسم دانشمندان هسته ای و در جای دیگر در به هیچ گرفتن حقوق مردم و درجای دیگر در اسید پاشی به صورت بانوان. می گویم: ساختارِ فکری و روانی و رفتاریِ طرف همین است و شما از وی انتظاری دیگر دارید؟ یک نگاهی به صورت جناب شیخ مصطفی پورمحمدی بیندازید که همزمان که قاتل است، وزیر دادگستری هم هست. پس منتظر نباشید.

محمد نوری زاد
بیست و چهارم دیماه نود و سه

10922608_1017803881580561_8246473202845588618_n

10922671_1017803974913885_7828388302271576702_n

1508022_1017803611580588_5336221411816774065_nShare This Post

درباره محمد نوری زاد

98 نظر

  1. بابا یکی این دیوانه را بگیرد یا لااقل یه جواب بهش بدهد آخه کم محلی تا این اندازه به حیوانات هم گناه دارد این بابا نوری زاد تا کی داد بزند که با با منم هستم هنوز هنوز نمردم . یه وقت میزنه خودشو به قتل میرسونه اونوقت باید بگردیم دنباله قاتلش گنه داره بنده خدا

     
  2. سلام جناب نوری زاد شما انسان با شرف و آزاده ای هست

     
  3. جناب نوریزاد عزیز. من نقش شما را در این جنبشی که صدایش را در مجلس ذوب شده بلند میکند بسیار آشکار میدانم.

    شما همیشه از فساد و دزدی سپاه میگویید و مینویسید.

    ممکن است یک سری نوشته و یا افشاگری داشته باشید بطور مشخص در رابطه با بنیاد امام (شاید اسمش چیز دیگری باشد اما کارش قصب صدها و یا هزاران ملک و خانه و زمین بقیمتهای نجومی هزاران هزار میلیارد است) باسم اینکه فلان مالک بهایی است یا یهود است و یا طاقوتی و ضد انقلاب و یا فراری – که البته منظور شان از فراری این است که بیاره در خارج از کشور زندگی میکند..

    این بنیاد بسیاری ا مردم را درمانده و بدبخت کرده و از کارو زندگی انداخته. بسیاری از مغازه داران هستند که گرفتار این دزدان شده اند. ملک مغازه را این بنیاد قصب کرده است و مالکین که دارای سند سر قفلی هستند مستاصل مانده اند نه میتوانند مغازه را بفروشند و نه منتقل کنند. هر کاری که بخواهند بکنند باید چند صد میلیون و یا بیشتر بر حسب قیمت به کارگزاران این بنیاد که دندان تیز کرده اند جریمه و یا حق انتقال و فروش بدهند.

    خواهشندم در این مورد چیزی بنویسید
    با سپاس
    پایدار اشید

     
  4. اسلام با خشونت همزاد است.از ماله کشان تقاضا میشود یک دوره تاریخی از مسلمانان نام ببرند که در آن قتل و کشتار نبوده باشد.

     
    • لابد منظور شما این است که جنگ اول و دوم جهانی ،جنگهای صلیبی، جنگ ایران و عراق،کشتار فلسطینیان توسط اسراییل،حمله به عراق و افغانستان توسط امریکا،اروپاوروسیه ،استعمار کشورهای متعدد که با لشکرکشی های پادشاهی های تحت کنترول کلیسا صورت گرفته، ظهور استعمار انگلیس وفرانسه و اروپاییان..در هند، ایران، الجزایر، لیبی،مراکش،فلسطین،….اسیا،امریکا،افریقا…که با کشته شدن میلیون ها انسان بیگناه همراه بوده و…..توسط مسلمانها بوده!!!؟

       
      • خانم یا آقای مرضی اگر به تمام استعمار و تسخیر شده گان بنگرید می بینید که همه از کشورهای اسلام زده هستند!آیا این به شما هیچی نمی گوید؟آیا به شما نمی گود که /// اسلام بر هر سرزمینی که فرود آمد بجز فقر و بدبختی و جهل و خرافات هیچ چیز به ارمغان نیاورد و باعث فقر و فلاکت و عقب افتاده گی و برده گی آن مردم شد؟شما اگر کمی به نوشته خود دقت کنید جوابش را در همین کامنت خود خواهید یافت!بله همه از اسلام و ادیان ابراهیمی بوده./////.تمام این بدبختیهایی که گریبان گیر مردمان کشورهای اسلام زده است از اسلام است.شما تا کی سعی در تبریه یک ایدیولوزیی دارید که خود به صراحت دستور کشت و کشتار دگراندیشان و رواج /// تنفر و کینه توزی و تبعیض و انسانیت ستیزی …را می دهد دارید؟مگر چقدر ییدادگری و وحشیگری و ترور و وحشت باید از مردمی سر بزند تا آنها را وحشی و بی تمدن و خشن بدانند؟

         
        • راستی هیروشیما و ناکازاکی را فراموش کردم ذکر کنم. بیش از 200 هزار نفر یکجا سوختند و جزغاله شدند. و همینطور نسل کشی در روواندا که در عرض 10روز بیش از 800 هزار غیر نظامی قتل عام شدند. البته تفاوت اینها این است که اینها با ضریب میلیونی وهزاری میکشند که لابد انطور که شما استدلال نمودید به خاطر پیشرفته بودنشان در اثر مسیحی بودن و غیر مسلمان بودنشان است. استدلال شما دقیقا مانند استدلال اخوندی است که زلزله را نتیجه ی بی حجابی خانمها میداند.

           
  5. باز هم یک ایرانی

    مطلب منتشر شده در روزنامه یالثارات به وضوح نشان میدهد که انصار حزب الله توهم مسلمانی دارند. آنها حتی ترجمه قرآن را یکبار هم روخوانی نکرده اند. خداوند متعال در آیه 140 سوره نساء به روشنی روش برخورد با مسخره کنندگان و توهین کنندگان به آیات الهی را بیان مینماید:

    “وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِهَا وَ يُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلَا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّىٰ يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ ۚ إِنَّكُمْ إِذًا مِثْلُهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَ الْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا”

    “البته خدا [این حکم را] در این کتاب بر شما نازل کرده که چون بشنوید آیات الهی مورد انکار و ریشخند قرار می‌گیرد با آنها منشینید تا زمانی که سخنی دیگر آغاز کنند، چرا که در این صورت شما نیز مثل آنها خواهید شد، و مسلما خدا منافقان و کافران را همگی در دوزخ گرد خواهد آورد.”

    بقدری واضح است که نیازی به توضیح ندارد. تا وقتی که مسخره میکنند با آنها ننشینید تا مثل آنها نباشید، ولی بعد از آن اگر موضوع سخن تغییر کرد ایرادی ندارد.
    قطعا توهین کنندگان به آیات الهی مورد تایید نیستند. ولی از طرف دیگر نیز، کسانی که به بهانه توهین به پیامبر خدا قتل انجام دادند و همه کسانی که از این قتل عام حمایت کرده اند، بر خلاف حکم مستقیم خداوند متعال عمل کرده اند.

    جالبتر اینکه وقتی روزنامه ای در ایران مطلبی در آشکار سازی فساد در نظام آخوندی مینویسد بلافاصله برخورد میشود و روزنامه تعطیل میگردد. ولی وقتی روزنامه ای مانند یالثارات مطلبی در مخالفت مستقیم با آیات الهی مینویسد، چشمان همه مسئولان کور میشود و گوشهایشان نمیشنود.

    از نویسندگان یالثارات میپرسم: شما برای مسخره کردن آیات الهی از حکم قتل مسخره کنندگان حمایت کردید. خودتان پاسخ دهید: برای کسانی که حکم خداوند را تغییر داده اند چه حکمی صادر میکنید؟ آیا به حکم خودتان عمل خواهید کرد؟

     
  6. محمد عبده فقيه مصرى در قرن نوزده ميلادى: به غرب رفتم، اسلام راديدم اما مسلمان نديدم، به شرق بازگشتم، مسلمان ديدم اما اسلام را نديدم.

    نتيجه : اسلام در جايى پياده مى شود كه مسلمان نباشد. اگر جايى مسلمان باشد، اسلام پياده نمى شود!

    آقاى نوريزاد روشنفكر ايرانى در قرن ٢١ ميلادى: من جناب اولاند را صد مطابق رهبر جمهوری اسلامی ایران و کل آخوندهای حاکمیت، مسلمان تر و انسان تر می دانم.
    نتيجه: كسى كه مسلمان نباشد مى تواند از آنان كه مسلمانند مسلمان تر باشد!

    بخدا من گيج شده ام و نمى فهمم. يكى براى من كه حيرانم، اسلام و مسلمانى را تعريف كند و از اين چيز بسيار خوب اما مرموز، رمز گشايى كند.

     
    • آتنا فرقدانی

      حیران عزیز،

      اسلام هم مثل همه ادیان دیگر شامل اخلاقیاتی است مثل: دروغ نگو ، به حق کسی تجاوز نکن ، به حریم خصوصی دیگران سرک نکش ، به مردم تا توان کمک کن ، غیبت نکن ، به دیگران احترام بگذار ، پاکیزه باش و غیره.

      غرب با اجرای قانون و آموزش و پرورش پیشرفته این ها را به مردم آموزش میدهد. در غرب قوه قضائیه به معنای بالای نود و پنج درصد مستقل است به همین دلیل شما اگر مشکلتان در سطوح پائین تر حل نشد که عمدتا می شود می توانید امید داشته باشید که در دادگاه این مشکل حل شود و رای دادگاه واقعا فطل الخطاب است و نمایشی نیست.
      مردمی که به غرب می روند این چیز ها را می بینند و اتفاقا درست فکر می کنند. همه آن اخلاقیاتی که به اسم اسلام از کودکی به ما یاد داده اند و هیچگاه اجرا نشده اند در غرب جزو زندگی روز مره مردم است.
      یک مثال خیلی ساده. شما به سخنان رؤسای جمهور ، پادشاهان و ملکه ها و مقامات رسمی کشور های پیشرفته توجه کنید. حتی یک کلمه نا مربوط و فحاشی پیدا نمی کنید. حالا بیائید سخنان گبر بار بنیان گذار جمهوری اسلامی و جانشینش و امامان جمعه و رئیس جمهور ها و مسؤولین نهاد ها را بررسی کنید ببینید چقدر کلمات زشت و اهانت آمیز نسبت به مقامات کشور های دیگر از دهانشان بیرون میآید.

      در واقع مسلمانی به شهادتین نیست مسلمانی به عمل است. هرکسی که عملش منطبق بر اخلاق نیک و پسندیده باشد مسلمان است حال ممکن است بت پرست، شرابخوار یا یهودی و مسیحی باشد. اسلام به عمل است نه تابلو.

      اگر خواستی از قرآن هم برایت فاکت می آورم.

      منصور

       
      • جناب حيران گرامي ومنصور خان اسلام ناشناس
        باعرض سلام
        اين اسلامي كه شماهاي بزرگوار تعريف كرديد ؛بقول حافظ واي اگرازبس امروزبودفردائي.

        جناب حيران اسلام يعني تسليم خدابودن وبس وعمل به دستورات قرآن وسنت نبي مكرم واهلبيتش -ص-كه همگي تفسيرهمين قرآن است ويك سري دستوراعتقادي واخلاقي واعتقاد به روزقيامت. وهرچه بخودنمي بسندي به ديگران نيزمبسند.
        دراسلام همه انسانها محترم ومكرم هستند چه بادين وچه بي دين .خون وجان وناموس ومال همه محترم هسند.{ولقدكرمنا بني آدم}درشأن همه انسانها است كه همه محترم هستند .وخداوند “فتبارك الله احسن الخالقين “را برآفرينش انسان برخودش مبارك بادگفته است كه درموردهيچ آفريده اي چنين نگفته است.

        اگركسي يك انسان بي گناه را ،يعني بدون اينكه كسي راكشته باشد،بكشد بمانندآنست كه همه انسان هاي روي زمين راكشته است ؛
        “….مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَميعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَميعا….32/مائده} ت= ….مقرّر داشتيم كه هر كس، انسانى را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روى زمين بكشد، چنان است كه گويى همه انسانها را كشته و هر كس، يك انسانى را از مرگ رهايى بخشد، چنان است كه گويى همه مردم را زنده كرده است‏.
        واما كساني كه باخدا ورسولش درحال جنگ هستند ودرروي زمين فسادمي كنند كيفرشان كشتن آنان ،ويابريدن دست وباي آنان وياتبعيد به سرزمين ديگراست. واين حكم كيفر محاربان باخدا ورسول است درآيه 33/مائده.

        {إِنَّما جَزاءُ الَّذينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظيمٌ (33) مائده.

        ت=كيفر آنها كه با خدا و پيامبرش به جنگ برمى‏خيزند، و اقدام به فساد در روى زمين مى‏كنند، (و با تهديد اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله مى‏برند،) فقط اين است كه اعدام شوند يا به دار آويخته گردند يا (چهار انگشت از) دست (راست) و پاى (چپ) آنها، بعكس يكديگر، بريده شود و يا از سرزمين خود تبعيد گردند. اين رسوايى آنها در دنياست و در آخرت، مجازات عظيمى دارند. (33)مائده}

        وامامنصورگرامي اين سخن شما همراه باتناقض آشكاراست كه چنين افاضه فرموده ايد:

        “در واقع مسلمانی به شهادتین نیست مسلمانی به عمل است. هرکسی که عملش منطبق بر اخلاق نیک و پسندیده باشد مسلمان است حال ممکن است بت پرست، شرابخوار یا یهودی و مسیحی باشد. اسلام به عمل است نه تابلو.

        اگر خواستی از قرآن هم برایت فاکت می آورم.

        منصور ”

        اولا مسلماني دراولين قدمش اظهار واعتقادبشهادتين است وعمل برمبناي آن ،واما تناقض ديگرگفتارشمااينستكه بتبرستي را عين مسلماني دانسته اي، منصور خان مابايدبداند كه بت برستي درنقطه مقابل اسلام وتوحيد است كه همان نفي اقرارشهادتين به توحيد وقبولي رسالت بيامبرخداونداست مي باشد. وتوحيدي وقبول شهادتين يعني نفي بت برستي است كه اين دو هرگزجمعشان محال است

        بت برستي يعني هوابرستي،چوب وسنگ وجمادبرستي ومجسمه برستي است .و خداوند بت برستي را چنين معني كرده وتوضيح داده است كه ريشه اش هوابرستي است :”{أفرأيت من اتخذالاهه هواه…23/جاثيه}ت=آيا نمي بيني كسي را كه معبودخويش را هوس خويش قرارداده است؟

        ازمنصورخان گرامي مستدعي وخواهشمنديم كه بااين اسلامشناسي خيلي ناقصشان به معرفي اسلام دستيازي نفرمايند وفضولي نكنند وبهتر است دردينشناسي خود خيلي مطالعه وبلكه نزد،يك اسلام شناس ماهري بكلاس اسلام شناسي ازنو ببردازند.
        وامايهودي گري ومسيحي بودن رااسلام باآمدنش نسخ كرده است وباهم متضادهستند چنانچكه يهوديت را شريعت حضرت مسيح نسخ كرد.

        منصورجان مواردي كه اطلاع نداري درآنجاها ورودمكن .واين تذكراتي كه دادم كه درتناقضات گفتاري شما بود براي همگان ويااكثرناظران مطلع ومحترم اظهرمن الشمس است .وديگرخودتان را بيش ازاين مفتضح نفرمائيد وخودرامشمول اين آيات شريفه قرارندهيد:
        ” قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرينَ أَعْمالاً (103)
        الَّذينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً (104)
        أُولئِكَ الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَلا نُقيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً (105) ،الكهف.

        ت=بگو: «آيا به شما خبر دهيم كه زيانكارترين (مردم) در كارها، چه كسانى هستند؟ (103)
        آنها كه تلاشهايشان در زندگى دنيا گم (و نابود) شده با اين حال، مى‏پندارند كار نيك انجام مى‏دهند!» (104)
        آنها كسانى هستند كه به آيات پروردگارشان و لقاى او كافر شدند به همين جهت، اعمالشان حبط و نابود شد! از اين رو روز قيامت، ميزانى براى آنها برپا نخواهيم كرد! (105).

        وبازازمنصور خان استدعادارم كه اسلام خويش راازنو بياموزيد ودرنزداستادمتبحربياموزيد.شما بااين اطلاعات خيلي ناقصتان ازاسلام ومسلماني نرسد كه باآقاسيدمرتضي دامت بركاته درموردقصاص محاجه بي منطق نمائيد .وبااين بي اطلاعي تان ازاسلام كه آن رامساوي بابت برستي دانسته ايد شمارا نرسد كه ايدواولوگ اسلامي باشيد وبااين كامنتت بته بي سوادي خويش را ازاسلام به روي آب ريختيد.

        اميدوارم دوست عزيزم از نوشته هاي دلسوزانه ونصايح اين بنده حقير ناراحت وخشمگين نباشند .اگرهم نصايح بنده تندوتيز بوده نسبت به تناقضات گفتاري تند وتيزشما ،ملايم بود.
        مستدام باشيد ومطلع.
        دوستدارشما
        مصلح

         
        • آتنا فرقدانی

          آقا مصلح،

          با درود

          شما خود از ابراهیم شنیدید که شهادتین رابگوید که اولین مسلمان بود؟

          منصور

           
          • بادرود به آقامنصور

            بله بنده شنيدم ومي بينم كه ابراهيم -ع- درمحاجه بابت برستان وستاره برستان چنين گفت:

            {ْ ….قالَ يا قَوْمِ إِنِّي بَري‏ءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ (78)
            إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكينَ (79)از سوره انعام

            ت=گفت: «اى قوم من از شريكهايى كه شما (براى خدا) مى‏سازيد، بيزارم! (78)
            من روى خود را به سوى كسى كردم كه آسمانها و زمين را آفريده من در ايمان خود خالصم و از مشركان نيستم! (79)

            وبه عموي بت برستش گفت:
            وَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ لِأَبيهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً إِنِّي أَراكَ وَ قَوْمَكَ في‏ ضَلالٍ مُبينٍ (74) انعام

            ت=(به خاطر بياوريد) هنگامى را كه ابراهيم به پدرش [عمويش‏] «آزر» گفت: «آيا بتهايى را معبودان خود انتخاب مى‏كنى؟! من، تو و قوم تو را در گمراهى آشكارى مى‏بينم.» (74).

            ودرثاني منصور جان، حضرت ابراهيم -ع-اولين مسلمان نبوده است بلكه اولين مسلمان دربني آدم ،خودآدم ابوالبشراست وبعدفرزندش هابيل وشيث كه هبةالله ووصي آدم -ع-است وبعدفرزندان فرزندانش كه مؤمن وكافر بودن تا حضرت نوح -ع- كه ازبيامبران اولوالعزم است وحضرت ابراهيم -ع- بعداز حضرت نوح -ع- است .وموسي وعيصاي مسيح -ع- وانبياء وسط اينها بيروانشان همه مسلمان بوده اند.
            ودين خداوند درميان بشر هميشه اسلام بوده است نه اينكه اين نام “اسلام” منحصر به دين خاتم النبييين محمد مصطفي -ص- باشد .زيرا كه خداوند فرموده است :

            {وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ (85)آل عمران.

            ت=و هر كس جز اسلام (و تسليم در برابر فرمان حق،) آيينى براى خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد و او در آخرت، از زيانكاران است. (85)”

            وفرموده است: أَ فَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ….”83/آل عمران؛ ت=آيا آنها غير از آيين خدا مى‏طلبند؟! (آيين او همين اسلام است)
            اين جمله … تفريع و نتيجه گيرى از آيه قبل است كه سخن از گرفتن پيمان از انبيا داشت و معنايش اين است كه: حال كه معلوم شد دين خدا واحد است و آن همان است كه از همه انبيا و امتهاى آنان بر آن، پيمان گرفته شد كه هر پيغمبر متقدم، به آمدن پيغمبر بعد از خود بشارت دهد و به آنچه او مى‏آورد ايمان آورده، تصديقش كنند. ترجمه الميزان، ج‏3، ص: 519

            بس تااينجا معلوم شد كه اسلام دين همه انبيا وامتشان بوده است واما بعدازاقرار به توحيد، گواهي به رسالت بيامبرزمان خويش الزامي بوده است.
            وهمه بيامبران عمده دعوتشان به توحيد وبرستش خداوند بوده ومبارزه شديد عليه شرك وبت برستي داشته اند.چنانكه خداي سبحان فرموده است:{إن الشرك لظلم عظيم …13؟لقمان؛ت= براي خداشريك قراردادن ستم بزرگي است.
            ويافرموده:{إن الله لايغفرأن يشرك به…، 48/نساء،ت= خداوند شرك {مشركان} را نمي آمرزد.ُ

            واما اولين مسلمان حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي -ص- است چنانكه درقرآن چنين آمده است:

            …. قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكينَ (14) انعام
            ت= ….بگو: «من مأمورم كه نخستين مسلمان باشم و (خداوند به من دستور داده كه) از مشركان نباش!» (14) .

            و مى‏فرمايد:” قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ” سپس مى‏فرمايد:” وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ”.
            در اينجا دو نكته ديگر باقى مانده كه بايد آنها را خاطرنشان سازيم:
            اول: اينكه اگر مراد از جمله” أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ”،” اول من اسلم من بينكم- اولين كسى كه از شما اسلام آورد”، باشد معناى آيه واضح است، زيرا رسول خدا قبل از همه امت، اسلام آورده. و اما اگر مراد از آن” اولين كسى كه اسلام آورده” باشد هم چنان كه ظاهر اطلاق هم همين است آن وقت معناى اوليت بحسب رتبه خواهد بود نه بر حسب زمان.
            دوم: اينكه چون نتيجه اين برهان وجوب عبوديت است و عبوديت هم نوعى خضوع و تسليم است، از اين رو لفظ اسلام را بكار برد تا اشاره‏اى بغرض از عبادت يعنى خضوع هم كرده باشد، و اگر بجاى آن لفظ ايمان را به كار مى‏برد اين معنا استفاده نمى‏شد.ترجمه الميزان، ج‏7، ص: 44.
            باسباس ازشما
            مصلح

             
          • آتنا فرقدانی

            مصلح عزیز،

            درود بر تو،

            شکر خدارا که به یک نقطه مشترک رسیدیم و آن اینکه دین یکی است و آن اسلام است. بدین معنا که اسلام یعنی روشی خاص در زندگی که اگر هر کسی با هر دین و ادعای ظاهری که دارد اگر بران روش باشد مسلمان است.
            این یعنی مسلمانی به تابلو نیست به عمل است.

            حالا اگر کسی از شما بپرسد آیا ادیسون به بهشت می رود یا جهنم دیگر شما نخواهید گفت اگر به پیامبر ما اعتقاد نداشت یا ائمه ما را قبول نداشته پس به جهنم می رود. او ممکن است اصلا به پیامبر اسلام و ائمه که هیچ حتی به مسیح و خدا هم فکر نکرده باشد ولی روش زندگی اش روشی بوده منطبق با فطرت الهی حتی اگر برحسب اینکه خداوند به هیچ بنده ای بیش از توانش تکلیف نمی کند ، ادیسون مشروب هم خورده باشد.

            این ادعای کمی نیست که قرآن برای همه بشریت است نه فقط برای کسانی که شهادتین گفته اند. پس شما به عنوان یک روحانی باید برای همه مردم دنیا حرف داشته باشید و نظرات خود را بعنوان یک مصلح برای رفع و دفع فسادهائی که در عالم هست یا اگر نیست برای بهتر شدن رشد معنوی و اخلاقی مردم فارغ از اینکه چه عقیده ای دارند ، سیاهند ، سفیدند، شاهند یا گدا راه حل ارائه بدهید. ولی راه حل با تحمیل نیست مردم خود باید انتخاب کنند نه با زور و تزویر.

            پیامبر مامور بود که پیام حق را ابلاغ کند ولی مامور تغییر نبود. آیات قرآن بوضوح موید این ادعای من هستند.

            موفق باشید

            منصور

             
      • منصور خان فرمايش شما متين. اما چرا اين فاكت هاى قرانى در كشورهاى اسلامى اجرايى نمى شوند؟

         
        • آتنا فرقدانی

          حیران عزیز،

          قرآن مثل هر اندیشه دیگری که بروز پیدا کرد توسط پیامبر ابلاغ شد. هیچ اکراهی در پذیرش آن نیست و از طرفی نص قران است که می گوید خدا به هیچکس بیش از ظرفیتش تکلیف نمی کند. شما می توانید بعنوان یک انسان هرکجایش را که با عقل سازگار بود بپذیرید و هرکجایش نبود نپذیرید یا حد اقل به کناری بنهید تا زمانی که به قبول یا رد آن بصورت عقلی یقین پیدا کنید.
          خدا در قرآن به پیامبر گفته توفقط مامور ابلاغی و مجاز نیستی که مردم را بزور تغییر دهی.
          اینکه در کشور های اسلامی به قرآن عمل نمی شود را من و شما میگوئیم. آنها خودشان عملشان را کاملا منطبق با قرآن میدانند همانطور که جمهوری اسلامی هم خود را عین اسلام میداند. بنا براین به عقیده من بهتر است دین از ساحت اجتماع انسانها خارج شود و به حوزه زندگی فردی برود چرا که حضور دین در عرصه اجتماع جز فساد و خونریزی و قدرت طلبی مفسران جور واجور هیچ نتیجه ای برای بشر نداشته و ندارد.

          تا حدی که به کسی ظلم نکنید ، به اجتماع تا حدی که می توانید خدمت کنید، دروغ نگوئید، غیبت نکنید ، به همنوعان خود فارغ از هر رنگ و دین و آئینی که هستند احترام بگذارید مسلمانید.

          موفق باشید

          منصور

           
  7. افتخارات رهبر

    نمایش اقتدار

    چوبه های دار بر سر میدان
    خیابانها بنام میلیون شهدا
    به ارزش مواد مخدر فروشان
    هجوم اسید به لباس و گیسوی افراد
    بینوایان در قواره کودکان
    صندوقات صدقات همه ساعت برپا
    به یکجا پُر کنند جیبهای بیگانگان
    دریغ از اینهمه خمس و ذکات ها
    چه بی حاصل شود باعث ریختن خون دگران
    خرافات کُنج کرده پَسِ طاق منازل
    چیفه بر گردن خروشان کردن
    تمام قد نگهبانی از دزدان به رمز مقاومت
    گَهی اشغال کردن هیاهو به تمثال خودجوش
    گَهی فرمان نرمش های قهرمانانه
    اسیری به چشمان بصیر رهبران همه ملت لقب دارند
    که با کُرنش و تمکین ز آذار در اَمانند
    امنیت ها به ملی شد یک بهانه
    بگیرند گوش مردم بگویند عربِ نِی اندازمزارش همین نزدیکی هاست
    زنان و دختران سرگرم شدند در گرداب طلاق و مهریه
    چه خندانند در دل سند سازان عقدهای بی پشتوانه
    روایت ها مُد شد شیره مالی ها بر سَر
    همه آرمان در بوق مردم فریبان

     
  8. اما من شما را دوست دارم

    دوستان عزیز ناظر دارد شوخی میکند.از نوشته اش پیداست.چرا اذیتش می کنید کسی که به حجاب می گوید لچک و پیشنهاد مطلب به لثارات و این حرفها منظورش طنز است. لطفا دقت بیشتری کنید

     
  9. خاطرم هست که زمانی که نمایندگان اصولگرا سخنان احمدی نژاد را با دودو گفتن قطع نمودند آقای خامنه ای با شدت و حدت این عمل آنها را با الفاظی شدید و کمی بی ادبانه محکوم کرد اما امروز که همان نمایندگان برای خوشایند رهبر، علی مطهری را با بیشرمی از تریبون مجلس پایین میکشند و سخنرانی او را با حمایت رییس جلسه قطع میکنند آقای خامنه ای لام تا کام تذکری نمیدهد و چه بسانمایندگان او و نهادهای زیر نظرش چنین اعمال وحشیانه ای را تشویق هم میکنند . حال جا دارد که از طرفداران او پرسیده شود که این رهبرشان چه دوستی و الفتی با احمدی نژاد غارت گر بیت المال داشته است ؟ چگونه میتوان چنین رهبری را شخضی عادل نامید ؟

     
  10. مازیار وطن‌پرست

    جالب است مسلمانان عزیز و زود رنجمان و در راس آن، حکومت ولایی و امت شیعه پرور باز هم از شارلی‌ابدو رنجیده‌اند!

    “و چه کسانی دم از رنجش می‌زنند؟! آنهایی که تمام غیر اهل کتاب (بی‌دینان، لاادری‌ها، هندوها، بودیست‌ها، بهایی‌ها و پیروان صدها فرقه ریز و درشت دیگر) را نجس می‌دانند و تمام ادبیاتشان آکنده از نفرت و تحقیر و توهین مستقیم و غیرمستقیم به چند میلیارد انسان است. آنهایی که نه فقط به اکثریت انسان‌ها که حتی به معتقدات اکثریت مسلمان‌ها (سنی‌ها) هم توهین می‌کنند. مذهبی از اساس بر رد و نفی و نفرین و لعنت و غاصب شمردن این و مادر بخطا دانستن آن. مذهبی که ده‌ها روایت مشهور و متواتر از چند امامش دارد مبنی بر اینکه دشمن ما زنازاده است، و حلالزاده نیست هرکه محبت ما در دلش نباشد، و چه و چه. تو به او بگویی ///، معصوم و واجب‌الاحترام باشی آنوقت او اسم تو را یکی دو جا به شوخی بیاورد بشود هتاک و واجب‌القتل! آنوقت لشکر سلم و تور کم است […]، نیزه‌ای به یک دست و نیت سنجی به دست دیگر! رازی و خیام و عبید و حافظ و یغما و ایرج و هدایت چه آدمهای خوشبختی بودند که مُردند.”

    گزیده‌ای از یک متنی خواندنی نوشتهٔ محمود فرجامی: http://www.nilgoon.org/archive/farjami/articles/Mahmoud_Farjami_on_Shahin_Najafi_Controversy.html

     
    • جناب مازيار
      سلام
      همه اين حرفهائي كه به اسلام ومسلمانان نسبت داديد بالكل غلط ودروغي بيش نيست .اگرراست مي گوئيد سند وآدرس بدهيدلطفا.
      متشكرم
      مصلح

       
      • مازیار وطن‌پرست

        منظورتان این است که شما به عنوان یک مسلمان معتقد می‌گوئید که این عقائد را منتسب به اسلام نمی‌دانید؟ اینطور باشد که خیلی خوب است.
        البته این ادعاها را همان نویسنده مقاله باید مستند می‌کرد. با اینهمه اگر کمی روشن‌تر مقصودتان را بیان کنید شاید ما هم بتوانیم سند تهیه کنیم. برای چه چیزی سند بیاورم؟ اینکه [ما مسلمانان] بهائیان را نجس می‌دانیم؟ یا این که در زندان‌های شاه زندانیان مسلمان سفرهٔ خود را از کمونیستها جدا کرده‌بودند؟ اینکه چون سنی‌ها طواف نساء را بجا نمی‌آورند زن‌هاشان بهشان حرام است پس فرزندانشان … (این را حتی آل‌احمد -با کراهت- در خسی در میقات، از قول دو حاجی نقل می‌کند) ؟ این‌ها عقائد تشیع نیست؟

        تا جائیکه من می دانم حتی یهودی‌ها و مسیحی‌ها را هم از باب استحباب نجس می‌دانستیم.

         
        • جناب مازيار جناب نوري زاد سلام برشما وبابوزش ،لطفا همين كامنت را منتشركنيد
          سلام

          انسان ذاتا طاهر وباك است فقط قرآن مشركان وبت برستان را نجس اعلام كرده است ومنع ازدخول آنان به مسجدالحرام درسال نهم هجرت بخاطرمسائل سياسي وتنفر شديدازمشركان كينه توز ودشمني سرسختانه آنان با مسلمانان بوده است:

          يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هذا…. 28/توبه
          ت=اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! مشركان ناپاكند پس نبايد بعد از امسال، نزديك مسجد الحرام شوند! .

          در مجمع البيان در تفسير اين آيه گفته است: هر چيز پليدى را كه طبع انسان از آن تنفر داشته باشد” نجس” گويند، مثلا گفته مى‏شود: مردى نجس و يا زنى نجس و يا قومى نجس، چون اين كلمه مصدر است. و وقتى اين كلمه با كلمه” رجس” استعمال شود، نون آن مكسور و گفته مى‏شود:” رجس نجس”.

          و نهى از ورود مشركين به مسجد الحرام بحسب فهم عرفى امر به مؤمنين است، به اينكه نگذارند مشركين داخل مسجد شوند. و از اينكه حكم مورد آيه تعليل شده به اينكه چون مشركين نجسند، معلوم مى‏شود كه يك نوع پليدى براى مشركين و نوعى طهارت و نزاهت براى مسجد الحرام اعتبار كرده، و اين اعتبار هر چه باشد غير از مساله اجتناب از ملاقات كفار است با رطوبت. ترجمه الميزان، ج‏9، ص: 303

          بس انسان باهرديني كه داشته باشد ذاتا باك است چه بهائي وچه غيرهم .واما جداكردن سفره درزندان آنهم سياسي بوده است. واما ترك طواف نساء ازسوي اهل سنت درموسم حج ؛يك مسأله فرعي ازفروع است ودرفقه آنها واجب نيست.
          واماهيچ فقيه شيعه بخاطر اين مسأله حاجيان اهل سنت را نجس ندانسته است.

          واما دانسته هاي شما به نجس دانستن يهودي ها ومسيحي ها ربطي به حكم اسلام شيعي ندارد ،شما خيلي توهمات ديگري هم داريد وبه تشيع تهمت هاي ناروا زده ايد درنوشته هاي قبلي تان.

          وليكن قرآن اهل كتاب راباك وطاهردانسته وذبائحشان رانيز وسفره غذايشان رانيز طاهردانسته است.
          واما دربين فقهاي شيعه ذبائح اهل كتاب اختلافي است برخي باك مي دانند برخي نجس.
          شادكام باشيد
          مصلح

           
  11. درود به آقای محمد(کاوه)نوری زاد
    و به همکاران با وفا و استوارتان و هموطنان غیور، خردمند و آزاد اندیش

    1. بزرگترین خطر برای جوامع بشزی، طرفداری از یک تک ایده لوژی، تعصب و خشک مغزی است. انسان ها وبطور کلی موجودات بدون خواسته خود زائیده و پدید می آیند و بدون خواسته خود تبدیل میشوند(میمیرند) و اثرات اندیشه و عملکرد آنها به نسل های بعدی منتقل می شود .این قانون طبیعت است. حال چه بهتر و زیبا تر دراین چند صباح زندگی، طوری رفتار نمائیم که هم خود از این دوران بسیار کوتاه زندگی آرامش و لذت بر خوردار باشیم و هم فرزندان ما و نسل های آینده فرا گیرند و بهره مند شوند. این شعر زیبا به یادم افتاذ:
    از مکافات عمل غافل مشو …. کندم از کندم بروید ، جو ز جو

    2. در اینجا یادی هم از یکی دیکر از باز داشت شدگان بخاطر اظهار نظرش را می آورم:
    خانم آتنا فرقدانی روز چهارشنبه 17دی ماه 1393 به ” دادگاه انقلاب” به سر پرستی ” قاضی” صلواتی احضار گردید.
    خانم آتنا بادلیری آخوند خامنه ای و سپاه پاسداران خلافت آخوندی را خطاب قرار می دهد : دفاعیات من نه شجاعت است و نه حماقت، تنها بغض صداقتی ست که در ” آخرین نگاه ندا”…
    به خون نشست . تنها بغض صداقتی ست که در زیر چرخ های خودروی دولتی در عاشورای88 با ترس وهم گونه به گونه های دیگر به خون گریست.و وو…

    3. اگر فردا همه پرسی بشود که جمهوری اسلامی بله یا نه ، مطمئن هستم اکثزیت مردم ایران به آن رأی نه
    خواهند داد. چون عملکرد خلافت آخوندی ، جان مردم را به لب رسانده. نمیتوان انتظار داشت که مردم را سزکوب ،اختناق ، زندان ، شکنجه ، آزار واعدام کرد و بعد از آنها توقع داشت که شما ها را دوست بدارند وبه شما ها لبیک بکویند و برای عقاید و نظرات وجهان بینی شما ها احترام بگذارند. امکان پژیر نیست.

    4. متآسفانه بسیاری از مسلمانان و سایر ادیان ابراهیمی و غیره تصور می کنند که بسیاری از وقایع و اتفاقات فرا زمین هستند و یا از آسمان آمده اند و سر ها و دست هارا بطرف بالا دراز می کنند. در صورتیکه نمی خواهند بدانند با لا و پائین ندارد و رمین و ما و همه میلیارد ها کهکشان ها و میلیارد ها منظومه شمسی همه در آسمان و یا بطورکلی در فضای لایتنهائی هستیم. برای رسیدن انسان به آگاهی و مفهوم هستی هر کس می تواند گفتگو و تبادل نظر کند ولی نه با خشونت و زور و شمشیر و گلوله وگشتار وسانسور ورعب و وحشت . انسان متمدن وخردمند یعنی همین. اگر شما به اصطلاح دینداران ، بی دین ها و یا “کافرها و مشرکین” و اندیشه و جهان بینی های دیگری را بهر نوعی که دوست دارید نقد می کنید وآنها را از جهنم و نکیر و منکر و پل صراط وعذاب الهی ودر روز هفت بار پوست انداختن وسوزاندن می ترسانید و بعضی موافع فتوای قتل صادر می کنید وآنچه که برای تو مقدس است امکان دارد که برای انسان های دیگر مفدس نباشد. نقد عملکرد اسلام به معنی اسلام ستیزی نیست. آزادی بیان و قلم و یک هنرمند خلاق با دیدگاه های انتقادی ، بکی از ارکان های مسلم حقوق بشر است و بایستی حفظ و پاسداری شود. برسمیت نشناختن دیگران و آنهم با اعمال زور و در های خنده و شادی و شوخی را با زور بستن و ممانعت از تحرک و پالایشی نمودن و خود و اندیشه خود را مرکزثقل جهان شناختن و فتوای و اعمال فتل وگشتار دگر اندیشان ومنقدین را صادر کردن ، این طرق نشان دهنده و تأئید جهان بینی اسلامی است. بی اعتنائی و گفت وگو واستدلال های مدلل و منطقی بمراتب ارزشمند تر است و افشاء تجاوز و جنایات استثمار گزان و استعمار گران و تبعیض نژادان، جلوگیری از اشک تمساحشان و مظلوم نمائی هایشان نقاب از چهره آنان بر می دارد.

    5. متأسفم که بعضی از یادداشت گذارن در وب سایت شما بسیار بی ادب هستند و با تعصبات دینیشان، فحاشی می کنند البته آب از سر چشمه 1400 سال پیش کل آلود است یعنی برسمیت نشناختن اندیشه دیگران. وشما چقدر بزرگوار هستید که آن ها را درج و حتی جوابشان را با متانت می دهید. البته این متعصبین شرم و حیا ندارند. اصولأ یکی بایستی بین این جماعت آخوند زده بگوید: هموطن ! دین و عقیده یک امر و مسئله شخصی است و به هیچکس دیگری مربوط نیست. نه بمن مربوط است و نه به تو ! و دین بایستی از سیاست جدا شود.
    دوست دارد به حرم رضا برود و یا نرود و یا خود نمائی کند و بنویسد ، حاجی و یا کربلائی و یا مشهدی نوری زاد . به تو هیچ مربوط نیست.

    هفت شهر عشق را عطار گشت … ما هنوز اندر خم آن (این) کوچه ایم

    این لغت حرامزاده هم همانند دیگر لغات : مرتد ، کافر، مشرک، ملحد، مناقق، مفسد وفی العرض ،ووو امثالهم از زبان شیرین فارسی حتمن بایستی حذف شود و بکار بردن این واژه ها جرم محسوب بشود و تحت پیگرد قانونی قرار بگیرند. هیهات و ای هیهات ما به کجا رسیده ایم!

    با آرزوی تندرستی و موفقیت ومتشکر از امکان ودرج دیدگاه دگری در وب سایتتان و امید به یک جهش فکری طبیعی در ذهن متعصبین و مستبدین بویژه از نوع دینی آن.

     
  12. من در فرانسه زندگی میکنم. امروز معنی مبارزه مدنی را فهمیدم. در نزدیکی محل زندگی ما یک مرکز تجاری هستو در انجا در محلی برای استراحت افراد صندلی هایی گذارده اند. صندلی ها طوری کار گذارده بودند که بطرق مغازه عطر قروشی باشد تا برای ان مغازه تبلیغ شود ولی در جهت دیکر صندلی ها یک ابشار و منظره قشنک بود. یکسال است که من شاهد مبارزه اشخاص با صندلی ها هستم. اشخاصی که میایند روی صندلی ها مینشنینند انفدر وول میخورند و سعی میکنند که صندلی را بطرف محل خوش اب و منظر بچرخانند. در نتجه چند بار پیچ های صندلی که انرا به زمین متصل می کند شکسته اند کارگران میایند و دو باره صندلی ها را پیچ می کنند. دیروز دیدم که صندلی ها را ازاد کرده اند و پیج های انرا برداشته اند تا مردم از هر طرف که میخواهند بنشینند. زیر بار زور نرفتن جز طبیعت اینها شده است و بدون آگاهی خود انجام میدهند.

     
  13. مازیار وطن‌پرست

    آموختن دگم‌ها و جزمیات به کودکان و اینکه عقیده‌ای مصون از خطا وجود دارد که تنها ما می‌دانیم و بس؛ اینکه بهترین دین، دین ماست و هیچ خطایی در آن نیست؛ اینکه نباید در این اعتقادات چون و چرا کرد؛ اینکه الله/ مسیح/ یهوه/ حزب/ … یکبار برای همیشه قانون ازلی ابدی را وضع کرده که عین علم و عقل است و دیگر عقل انسان مجاز به چون و چرا در آن نیست و تنها ولی‌فقیه/ مفتی/ شیخ/ پاپ/ مرجع تقلید/ خاخام/ رئیس حزب … قادر به تفسیر آن هستند، بزرگترین ستمی است که به کودکان می‌شود و یکبار برای همیشه راه تعقل و پرسیدن را بر آن‌ها مسدود می‌کند. حاصلش هم می‌شود تروریست، بنیادگرا (از هر مذهبی) و آقایانی که به راحتی گمان می‌کنند تمام پاسخ‌ها را می‌دانند و اگر کسی او را متوجه اشتباهش کند از او پاسخ تمام سئوال‌ها را طلب می‌کند. حال آنکه ما می‌گوئیم نه ما و نه شما هیچ کس پاسخ تمام سئوال‌ها را نمی‌داند. ما همینقدر آموخته‌ایم (تازه اگر آموخته باشیم) که به هیچ پاسخی نباید قانع شد و در همه چیز می‌شود چون و چرا کرد.

    فرو کردن جزمیات در ذهن کودکان بزرگترین ستمی است که در حقشان می کنیم. چون آنها را از حق پرسیدن و تفکر محروم می‌کنیم. متاسفانه تمام دستگاه آموزشی ما هم برهمین مبنا است. اینست رمز جهان سوم وگرنه مگر در آمریکا و اروپا فالگیر و مدیوم (مدعی ارتباط با ارواح) ملیونر وجود ندارد؟ منتها این افراد را برای تدریس به دانشگاه‌هاشان نمی‌فرستند.

    یاد خاطره‌ای از یک استاد دانشگاه در جمهوری اسلامی افتادم که کم از فالگیر و رمال نبود: استاد اخلاق (!) ما در دانشگاه رسما و علنا بین سادات و غیر سادات فرق می‌گذاشت! من نمی‌فهمم در دینی که موسسش می‌گوید بین من و دیگران فرقی نیست و من هم چون سایرین بندهٔ خدا هستم، چرا باید بین سید و غیر سید فرق گذاشت؟

    راستی چرا و طبق چه اصلی زن سیده دیرتر از زن‌های معمولی (!) یائسه می‌شود؟ (رجوع شود به رسالهٔ توضیح المسائل آیت‌الله خخمینی)

    واقعا که دفاع از چنین مزخرفاتی به عنوان حقایق عقلی خیلی اعتماد به نفس می‌خواهد. البته ارسطو هم از روی قضایای عقلی در مورد تعداد دندانهای اسب به نتیجهٔ غلطی رسیده‌بود. و هرگز به خواب هم نمی‌دید برای اینکار بهتر است دندان چند اسب را بشمرد. ببخشید که خلط مبحث شد!

     
  14. به یاد آتنا فرقدانی

    آقا منصور با تشکر از لطف شما دانلودش کردم بسیار جالب بود همه آنچه را خوانده بودم با کمک کامپیوتر شبیه سازی کرده بود.ای کاش به جای دیدن فیلمهای بی محتوا و عمر بر باد ده -این گونه فیلم ها برای جوانان و بزرگسالان توسط افراد مسلط به فیزیک و زبان فارسی ترجمه و دوبله می شد.اکنون هم یک برنامه بنام کاسموس در شبکه Movie24 پخش می شود که تماشای آن برای همه دوستداران دانش ضروری است بسیار جذاب و عالمانه است.سفری در کیهان و مولکول و اتم و در زمان و تاریخ دانش است که از دیدن آن سیر نمی شوی.
    دانش نوین توانسته است رازهای مهمی را پرده بداری کند. صد سال پیش اخترشناسان معتقد بودند که یک کهکشان در جهان وجود دارد و آن همین راه شیری است. پس از تحقیقات ادوین هابل مشخص شد که میلیاردها کهکشان وجود دارد و شاید ده سال دیگر بگویند مثلا ده تریلیون کهکشان کشف شده است بعید نیست.
    برای شما و من منصور عزیز، دانستن این حقایق از هزار تا معجزه مانند عبور موسی از دریای سرخ یا زنده شدن مردگان توسط مسیح عزیز و غیره و غیره و غیره جذابتر است.منصور جان جهان از اتم تشکیل شده و ما می دانیم که یک فهم و شعوری بی نهایت آگاه و دانا و زیرک در گرداندن هستی نقش دارد.ا
    گر اتم موجودی فاقد شعور و فهم و ادراک بود محال بود موجودات ارگانیک و جانداران کره زمین اینقدر هشیار و آگاه باشند و در راس آنان یک جاندار تکامل یافته تر بنام انسان که بر یک ذره میکروسکوپی کهکشانی و کیهانی بنام کره زمین مستقر شده و با ابزاری که از تعدادی شیشه و قطعات الکترونیکی و نرم افزار درست کرده کشف می کند که مثلا در سیصد هزار سال نخست انفجار بزرگ چه رویدادی بر سر جهان آمده است و یا یک ابر نو اختر در کدام منطقه کیهانی در چند میلیون سال پیش منفجر شده با دقت ریاضیات.
    دانشمندان زیست شناسی کشف می کنند که همه جانداران در روی زمین در سلول هایشان نوارهایی حاوی کدهای ژنتیک دارند و توانسته اند رابطه موش و انسان را کشف کنند که مثلا انسان و موش 60 درصد کدهای ژنتیکشان برابرند. به احتمال زیاد ما دهها میلیون سال پیش با جهش هایی هوشمندانه از موشها جدا شده ایم و شاخه جدید تشکیل داده ایم تا به میمون و گوریل رسیده ایم و سپس میلیونها سال پیش دوباره با جهشهایی مرموز شاخه جدیدی جدا شده و اکنون هم انسان گشته ایم.
    من به نظریه تکامل داروین اعتقاد ژرفی دارم و می دانم که پروردگار پدید آورنده این تکامل است.هر چند او را ندیده ام و نسکافه ای هم با او صرف نکرده ام و لی می دانم که اگر متجسم می شد پیکره ای نورانی و شوخ و شنگ و مهربان و مودب و لطیف و عاشق پیشه ای بود که از مصاحبتش هرگز سیر نمی شدیم.
    آقا منصور بعضی ها معتقدند پیش از بیگ بنگ جهانی بوده و آن هم بیگ بنگی داشته و همین طور برو عقب.این فکر نمی کنم بازیهای ذهنی و الکی باشد- از هوشمندی و آگاهی آفریدگار هر چیزی امکان پذیر است. و یا اگر دوست نداری بجای خدا بگو شعور تا بار منفی برای بعضی ها ایجاد نکند.
    این دانشی که در قرن بیستم و اکنون در سده بیست و یکی به ان دست یافته ایم شاید در برابر دانشهایی که هزار سال دیگر بشر به آن می رسد مانند مقایسه یک کوزه گلی با فضاپیمای شاتل باشد یا حتی بیشتر.معجزه این است دوست عزیز و دانشمند من.به هر حال باید در کنار این رشد تکنولژی و دانش در عرصه اجتماعی و بین المللی به یک آگاهی بشری دست یابیم که دیگر استبداد و خودخواهی و عقبگرد- باید به قعر دریای عدم فرو رود و جوامع با داشتن گوناگونی و رنگارنگی و تنوع آرا –اجازه بدهند که حکومت هایی برخاسته از بالاترین شعور حاضر در اجتماع آن کشور تشکیل شود و همه بدانند که حکومت خدمتگزاری و فروتنی و سرفرودی در برابر مردم است نه سروری و اقتدار و ستمگری.
    به امید گفت و گوهای بیشتر در این موضوعات باشما و همه دوستان فرزانه در سایت جناب نوریزاد.
    تا یادم نرفته بگویم که اگر خواستید فایلی یا ویدئویی از یوتیوب و یا سایتهای دیگر دانلود کنید حتما از مرورگرMaxton استفاده کنید زیرا با سه برابر سرعت بیشتر از اپرا و کروم وغیره دانلود می کند با استفاده از فریگت: درقسمت Setting بروید و در Set Browser آدرس مکستون را به آن بدهید.آزمایش کنید. بسیار قابل اعتماد است. از توجه شما ممنون و تشکر می کنم.

     
  15. با درود به نوریزاد عزیز و هم میهنان فرهیخته : درس معلم ار بود زمزمه محبتی …….. جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را به کجا میرویم اینچنین شتابان ؟؟ شتاب در بی حرمتی ها !! شتاب در اتهام های بی پایه!! شتاب در پر رویی و وقاحت!! مطلع شدم که دبیر خوش نام یکی از دبیرستان های خرمشهر توسط پدر یک دانش آموز در حیاط مدرسه و مقابل چشمان جمع زیادی دانش آموز سیلی به گوشش زده شده !! این نا مرد که معاون گمرک خرمشهر است با بادی گارد به مدرسه رفته و این حتک حرمت را انجام داده !! کار ما به کجا رسیده هرکس که یک پست داشته باشد اینچنین از خود بیخود میشود؟؟ آن وقت تعجب میکنیم که چرا دانش آموزی معلم حودرا با چاقو سلاخی میکند !! یک نفر به من توضیح دهد این فرهنگ شنیع از کجا به ما ارث رسیده !! وبعد ادعای آقایی جهان را هم آقایان دارند!! واقعا مایه خجالت وشرمندگی است . شما با این فرهنگ اسلام را میخواهید به دنیا تسری دهید ؟؟ مملکتی که هرکس پست داشته باشد خود را بر تر و طلب کار مردم بداند ره به جایی نخواهد برد !!

     
    • این معلم را نمیدانم ولی 40 سال قبل یک معلم به گوش من سیلی زده است بسیار متاسفم که چرا به گوش او سیلی نزدم و یا از پدرم نخواستم که او این کار را بکند. از شاگردا ن مدارس میخواهم که اگر انها را تنبیه بدنی کردن اگر قدرت دارند مقابله به مثل بکنند و اگر ندارن از برادر یا پدرشان بخواهند این کارا بکنند. اگر این مغلم به گوش بچه سیلی زده است پدر بهترین کار ممکن را کرده است.

       
    • این فرهنگ شنیع از آنجایی به ما رسید که معلم شاگرد را فلک کرد و هیچکس هیچ نگفت. معلم شاگرد را با چوب انار زد و کسی حرفی نزد . معلم به شاگرد توهین کرد و خر و گاو گفت اما همه ساکت بودند . معلم شاگرد را کتک زد و دیگران خفه شدند .این فرهنگ بزن بزن را خود این معلم هایی که بیشترشان فقط و فقط بفکر جیره و مواجب خودهستند بوجود آوردند . اگر این معلم ها بجای قلدری درست عشق و دوستی به شاگردان می دادند بازتابش این نبود که هست. خود کرده را تدبیرنیست .

       
  16. با سلام

    خواستم در مورد افرادي افشاء گري کنم که خود را با سوء استفاده از قدرتهاي جادويي و عارف بالله نشان دادن و البته مظلوم نمايي و داد حقوق بشر در صدد شرارت و سرکيسه کردن مردمند. من ساليان سال است با اين گروه که همان درويشي سلسله نعمت اللهيه گنابادي تحت نظارت فردي بنام دکتر تابنده دست دوستي و نياز داده ام اما اينها به عوض با عنوان کردن عشريه يا همان خمس و زکات فقط در صدد سرکيسه نمودن افرادي هستند که بنام درويش مريد ميشناسيم. از جمله خود من بارها بخاطر تن در ندادن خود کامگي فردي بنام ولي الله مورد کينه جويي و انتقامات شخصي وي ميباشم.بارها مرا از کار بيکار نموده اند و باعث آزار و اذيت روحي و ماورائي بنده شده اند.اول نقشه گنج را بصورت غير مستقيم با رياکاري نشان ميدهند اما بعدا ميفهميم گنج همان جيب ملت است که بايستي براي اذيت نشدن بهشان از محلش باج دهيم .اصلا اگر بپذيريم اينها همان شيعه واقعي هستند همچنانکه داراي قدرتهايي هستند اما در عمل ميبينيم خود کامگي و خود شيفتگي و حرص قدرتهاي سياسي است که نهايت کار اينهاست و هيچ تفاوتي از اين لحاظ با آخوندهاي تماما رياکار ندارند و تمام حرفشان اين است که پادشاهي مال ماست و آنها لياقت ندارند. شايد بموازات يکديگر و تاييد هم در حال چپاول باشند.درصورتيکه ميدانم اگر به قدرت هم برسند از توان بالاي سرکوب و ديکتاتوري برخوردارند که خواهيد گفت اي بابا اصلا دين نخواستيم(البته اگر بپذيريم دين همين فرقه تصوف ايشان باشد).بار ها بنده ازشان توضيح خواستم اما اينها بدون پاسخ درصدد آزار و اذيت روحي هستند و هيچگونه پاسخ مبرهن و خداپسند و خلق پسندي براي خلافکاريها و زياده طلبيهاي خود ندارند.بله شما ميتوانيد با اينها باشيد و انواع خلافکاريها و دزدي و لابد جنايت انجام دهيد اما به نص کلام مرشد پايه گذارشان “سلطانعليشاه”چون هرکه به ولايت متصل شد پس تمام گناهشان ريخته ميشود حتي اگر جنايت کنيد يعني يک تبصره استثنايي به ماده اخلاق و حدود الهي (خيلي مهم بدون اثبات دليل )و درنورديدن و نقض آن.همه ميدانند چه ثروت عظيمي ولو درصد زياد يا اندک از درامد افراد را بعنوان از همان وجوهات شرعيه!! و غيره و ذلک از طريقت خويش بدون اينکه زحمت اثبات اصالت آن و قدرتهاي ماورائي را بخود بدهند بدست اورده اند.بهر حال خود قران صحبت از معجزاتي از پيامبر ميزند که حد ان نظير ندارد همانند شق القمر اما اينان علي را همسايه يا بالاتر از او دانسته و پيامبر واقعي را همان علي ميدانند نه محمد .همين است که اين غلو و برغم برخورداري از اموراتي نظير جادو و ماورا و الهام در حد بالا داراي انحرافات و خود پرستيهاي زياده از حد ميشوند.و هيچگاه در حد يک پيامبر واقعي بر.بنظر من تصوف داراي اصالتهاي قبلي بوده اما اين افراد ان را در حد يک فرقه تنزل داده و در قرن بيست و يکم منحرفش نموده اند براي اينکه مردم را سرکيسه نمايند.چرا که اصرارشان را در اخاذي و ازار و اذيت و روحي و حتي بيکار نمودن و بستن بخت جواناني که با انها نيستند .به انها مينويسي از دادن جواب طفره ميروند و در پشت يک جور ديگري هستند.آيا هدف ما اين بود از فقر؟ان هم بدون اثبات و فقط تحميل کردن خوديت يک انسان بصورت بختک در زندگي و اواره کردن انسانها و جوانها ي مشتاق به عرفان و گشايش در امورات زندگيشان مثل کار و ازدواج…در حاليکه هميشه ميگويند امورات دنيوي شما به ما مربوط نيست اما به صورتهاي غير قابل شرح از لحاظ روحي و رواني و ..تا ميتوانند دخالت و تصرف تخريب آميز داشته اند.بهر حال خواستم به شماي گرامي که جلوي زور ايستاديد بگويم گول ظاهرشان را نخوريد ضمنا راز اينها را توانستيد برملا کنيد .و ترجيحا فعلا با شما اين مکتوب را بنويسم و در صورت ادامه اين وضعيت شکايت قانونييم را تا حد ممکن از مراجع ذيصلاح انجام دهم.البته من بخشي از مشکلاتم را با شما در ارتباط با اينها گفتم و بقيه اش را که خدا عالم به انان است فعلا فاکتور گرفته ام.با تشکر

     
  17. درود استاد عزیزم…من میخوام به نشان اعتراض نسبت به اینکه چرا خانم ها نباید آواز بخوانند و نوازندگی کنند و چرا در چند روز گذشته خانم حریر شریعت زاده(نوازنده ی دف) از روی سن پایینش آوردن و اجازه ندادن نوازندگی کنه و خانم قاسم اف(خواننده) که به همراه پدرشان به ایران امده اند که اجرای کنسرت داشته باشند به ایشان هم اجازه نداده اند که همخوان پدرش باشد میخواهم از جان بی ارزشم برای فرهنگ و هنرمان و موسیقی بی بدیلی که تاکنون همچون او زاده نشده بگذرم و به درب ارشاد اسلامی بروم تا اعتراض خودم را بکنم…حال از شما راهنمایی میخواهم…

    ————————————————–
    سلام دوست گرامی
    این کار اگر صرفا برخاسته از احساس باشد راه به جایی نمی برد.
    اما اگر تصمیم گرفته اید که در این راه پایداری کنید اگر چه به ضرر شما تمام شود و شما را به کلانتری و دادگاه و زندان ببرند ، خب حتما موفق خواهید شد.
    خود شما سبک سنگین کنید.
    اگر می خواهید این کار را بکنید باید پیه زندان و بیکاری و … را به تن بمالید.
    خودتان باید ارزیابی کنید.
    سپاس

     
  18. چگونه حقوق خود را هفت برابر کنیم؟

    منتشر شده در پنج شنبه, ۲۵دی , ۱۳۹۳ | ۴:۵۲ ق.ظ.

    سحام- پس از اینکه یک پایگاه خبری نزدیک به سپاه، نامه ای را منتشر کرد که درآن یکی از مدیران شرکت متروی تهران برای اخذ مزایای غیرمستمر میلیونی خود، دستورات لازم را به زیر مجموعه‌های خود صادر کرده بود، ابعاد تازه ای از ماجرای دریافت مزایای میلیونی در زیر مجموعه‌های معاونت حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران نمایان شد.

    به گزارش صراط، چندی پیش سخن‌گوی دستگاه قضا از بازداشت یکی از مدیران جعفرهاشمی تشکری معاون حمل و نقل محمدباقر قالیباف به دلایل امنیتی خبر داده که به دلیل اتهامات سنگین، فرد مذکور هم‌چنان در بازداشت است. این‌بار اما دریکی از زیر مجموعه‌های مهم معاونت حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران اتفاق جالبی رخ داده است.

    بنابراین گزارش، درنامه‌ای که مدیر اداری شرکت بهره برداری متروی تهران به مدیر امورمالی نوشته است، تاکید شده تا مزایای غیر مستمر و ما به التفاوت حقوق نامبرده به مبلغ ۶۹۶۱۸۳۸۲ ریال برابر «شش میلیون و نهصدو شصت و یک هزارو هشتصدو سی و هشت تومان»، فقط برای کارکرد «یک ماه» به وی پرداخت شود.

    نکته جالب توجه این جاست که این فرد از شهرداری منطقه ۱۸ به شرکت بهره برداری متروی تهران مامور شده است. دربخشی از حکم ماموریت«جواد رنجه» آمده است: «حقوق و مزایای مستمر شما در ایام مذکور با ارائه گواهی اشتغال به کار از محل اعتبارات شهرداری تهران و مزایای غیرمستمر شما ازمحل اعتبارات شرکت بهره برداری راه آهن شهری تهران و حومه – مترو قابل پرداخت خواهد بود.»

    با این تفاسیر اگر مزایای غیر مستمر نامبرده حدود هفت میلیون تومان درماه باشد هنوز مشخص نیست جمع دریافتی حقوق نامبرده به‌علاوه مزایای غیرمستمر به چه رقمی خواهد رسید؟

    بنابراین گزارش، اکنون این شائبه دراذهان عمومی مطرح است که اگر یک مدیر معمولی که دراین سطوح نازل دریکی از زیرمجموعه‌های شهرداری تهران مشغول به فعالیت است حقوقی این‌چنینی دریافت می کند، معاونان و مدیرعامل شرکت مترو، معاونان شهردار تهران و روسای سازمان‌ها و شهرداران مناطق و در راس آن‌ها «محمد باقر قالیباف» چه میزان از بودجه شهرداری را به عنوان حقوق و مزایای غیر مستمر درجیب خود خواهند گذاشت؟ به نظر می رسد شفاف سازی شهرداری تهران دراین زمینه به بسیاری از شایعات پایان خواهد داد.

    به گواه حکم کارگزینی، «جواد رنجه» از شهرداری منطقه ۱۸ با رده شغلی ۱۰ به شرکت بهره برداری متروی تهران مامورشده و جهش عجیب وغریبی درگروه شغلی وی ایجاد شده است. جمع حقوق و مزایای «رنجه» پیش از این‌که به این شرکت پولدار مامور شود برابر بوده است با مبلغ «نهصدو هفده هزارو نهصدو بیست و هشت تومان»!

    این فرد و تعداد دیگری از مدیران شرکت بهره برداری متروی تهران به یک‌باره و پس از مشغول به کارشدن فرماندارسابق تهران در پست مدیرعاملی مترو، به این شرکت مامور شده اند.

    مطالب مرتبط:
    1.تعویق ۲ ماه حقوق ۱۰۰ کارگر شهرداری فسا
    2.چگونه با گزارشگر ویژه حقوق بشر مکاتبه کنیم؟
    3.کارگران متروی اهواز ۷ ماه حقوق نگرفته‌اند
    4.محمدجواد لاریجانی: منشور اسلامی حقوق بشر را تدوین می‌کنیم
    5.چگونه شما را باور کنیم که نان دین را خوردید و دین را به حال خود رها کردید؟

     
  19. نگاه کنید این زنیکه بازویش را انداخته در بازوی مرد نامحرم . غیرت شوهرش کجا رفته ؟
    نتیجه آزادی و دمکراسی همین میشه دیگه !!. لچک هم سرش نکرده .
    پیشنهاد مطلب به یالثارات .

     
    • با درود به نوریزاد عزیز و هم میهنان فرهیخته : در جواب کاربری به نام ناظر در مورد بازوی آنگلا مرکل توجه کنید ……….حکم دست‌ دادن با زنان‌ خارجی ازنظرشهید بهشتی

      منتشر شده در شنبه, ۲۹شهریور , ۱۳۹۳ | ۸:۴۷ ق.ظ.

      حجت‌الاسلام سیدهادی خسروشاهی از روحانیون انقلابی واز فعالان فرهنگی، خاطره‌ای جالب از دیدگاه شهید آیت‌الله بهشتی درخصوص مصاحفه و دست دادن با زنان غیرمسلمان بیان کرده است که مرورآن خالی از لطف نیست.

      به گزارش سحام به نقل از پارسینه، خسروشاهی می‌گوید: یک باراز من دعوت شده بود که بروم و درشهر آخن آلمان برای دانشجویان سخنرانی کنم. برای ناهار، طبق دعوت قبلی همراه آقای صادق طباطبایی وآقای طارمی به منزل یکی از تجار معروف فرش رفتیم که خانمش آلمانی بود، البته الان ایران هستند. خانم مستقیما از آشپزخانه به طرف من آمد و دستش را دراز کرد که با من دست بدهد. من دست ندادم و عذرخواهی کردم! خیلی به خانم برخورد و طوری سرخ و کبود شد وازشدت ناراحتی به آشپزخانه رفت که تا وقتی که آنجا بودیم بیرون نیامد.البته او حالا یک مسلمان واقعی است و با مردغریبه دست نمی‌دهد، اما هنوز من یادم هست که چقدر به او برخورد.

      درهامبورگ من این مسئله را با آقای بهشتی مطرح کردم و گفتم:«آقا! ما با چنین ماجرایی یک بار برخورد کردیم و گرفتارش شدیم، وضع‌مان این شد، شما چه می‌کنید؟» ایشان با همان روش و متانت خاصش گفت:«شما که مشکل‌تان یک‌بار بوده و حل شده و تمام شده. ما هم درهرحال فکری باید بکنیم.» پرسیدم:«واقعا شما شرعا چنین عملی را که موجب رنجش و دوری افراد غربی از اسلام می‌شود، جایز می‌دانید یا نه؟» شهید بهشتی جواب داد:«اگر عمل‌کرد ما باعث انزجار و دوری کسی از اسلام و دین خدا بشود، قطعا اشکال دارد.»
      متوجه شدید !!!!!! بله !!!!

       
      • بابا جان مطلبش رو یکبار دیگه بخونید مطلبش رو. نوشته این بنده خدا حالت کنایه داشته. آخرش رو بخونید که نوشته : ” پیشنهاد مطلب به یالثارات . ”
        من نفهمیدم چرا همه اشتباه برداشت کردند. این نوشته این بنده خدا کنایه دار بود.

         
    • جناب ناظر انها فکر کمر به پایین به غیر ازمحرم خودشان ندارندافرادی فکر بدی درمورد اینگونه خانمها دارند که به خانواده خودشان شک دارندویقینا خودشان مشکل دارند

       
  20. جناب نوري زاد سلام

    این صحبتهای آقای مصلح زیاد از ادب ایشون نشانه ای نداشت ولی واقعیتی است که لازم به تکرار آن میتواند باشد. لطفا به ادبیات ان و بی احترامی ها توجه نفرمایید،ولی محتوای جالبی داره

    شما گفته ايد:

    “یک: من در این چند روز به بلندای سخن اخیرِ فرانسوا اولاند رییس جمهور فرانسه فرو شده ام که بلافاصله بعد از کشتار کاریکاتوریست های نشریه ی شارلی ابدو بدست عده ای “الله اکبر گو”، مردم فرانسه را به آرامش خواند و گفت: دین اسلام هیچ سنخیتی با اینگونه حملات ندارد.
    شما همین یک سخنِ هوشمندانه و سیاستمدارانه و البته انسانیِ اولاند را بر یک کفه بگذارید و کفه ی دیگرِ ا…..”
    ———————————————————————————————–
    شماحالا به بلنداي سخن اولاندا فرورفته ايد، شمااگردرحركت سياسي تان يك بام و دوهوانيستيد؛ بس چرا آن روزي كه فراسوااولاندا باهمبيمانانش اين داعشي هاي الله اكبرگورا براي ريختن خون هزارن انسان بي گناه سوريه وعراق به اين سرزمين روانه مي كردند وتجهيزات جنگي شان را مجهز مي كردند وهمين الآن هم بابشتيباني فرانسوا اولاند دراين سرزمين هاسفاكي وخونريزي مي كنند وانسانهاي بي گناه را قتل وغارت وآواره كرده اند واسير وبرده گرفته اند.

    چطور وچگونه انسان دوستي شما هيچ وقت دراين موارد گل نكرد؟
    وبه فكر وروشنگري انسان دوستانه درقتل وغارت مسلمانان بي گناه اين سرزمين فرونرفتيد؟
    به معالجه ودرمان شدن اين داعشي هاي مصدوم دربيمارستانهاي اسرائيل ،بس چرا هيچ فرونرفتيد؟ كه سرش چيست؟
    ازحمايت اولاند ازداعشي ها وتربيت وارسال آنان ازخودفرانسه به عراق وسوريه چگونه هيچ به خودتان فرونرفتيد؟

    ازكشتارددمنشانه اسرائيل مردم فلسطين وغزه دراين بيش ازهفتادسال است كه هرروزآنان را كشتار وغارت كرده اندهيچ بخودتان فرونرفته ايد؟
    شما چگونه بادروغ شاخدار وواضحتان ازانساندوستي دم مي زنيد؟
    شما چگونه به انسان دوستي دروغينتان عشششششق مي ورزيد؟

    ازهمين جا براي همگان معلوم شد كه شما عاشق حرف زدن خودتان هستيد حالا اين سخنوري تان گاهي به نفع بهائيان باشد وياآتنا فرقداني ويا آدمكشان درجه يك امثال فرانسوااولاند فرقي نمي كند .بس شما عاشق انسانيت نيستيد بلكه عاشق هواي نفستان هستيد كه دوست داريد فقط حرف بزنيد اگرهم سخنانتان متناقض ومتضادهم باشددرنظرشما عيبي ندارد. وليكن بايد اين را مي دانستيد كه فرقي بين انسانهاي محترم وغيرمجرم نيست.چه فرانسوي باشد وچه سوري وياعراقي وفلستيني وغزه اي باشد.

    وگفته ايد:
    “چرا سپاس نگویم از آدم های فهیمی که همین نشریه ی شارلی ابدو را می گردانند؟ آنان در شماره ی ویژه ی خود که می توانست بسیار خشماگین باشد، رحمتی از پیامبر اسلام را طرح زده اند در تیراژی به وسعتِ سه میلیون نسخه. این که: من خود شارلی هستم. که یعنی: منِ محمد در غم شماها شریکم.”

    بلي شما بايد حالا سباسگوي مجله مبتذل جنسي شارلي ابدوباشيد كه به وسعت سه مليون تيراژ به بيامبر اسلام شما كه مدعي بيروي اش رادرزبان داريد وليكن درعمل نداريد،توهين كرده است ،توهين وي را بستائيد.عاقبت كارشما بكجا بينجامد خدا ميداند .وليكن گفته اند: سالي كه نكوست ازبهارش بيدااست.
    بنده حقير هم عمل تروريستي داعشي هارا محكوم مي كنم وهم عمكردفرانسوا اولاند را بمراتب بيشتر ازآنهاكه همين داعشي هارا براي كشتارمردم سوريه وعراق گسيل داشتندوتجهيز ومجهز به انواع سلاح كردند ومي كنند.

    اما شما فقط ازآخوندهاي حكومتي ايران تنفرداريد آن هم به دليل اخراج شما ازكار وبايكوت كردن شما ازسوي امثال حسين شريعتمداري ها كه ازانجمن اهل قلم بيرونتان انداختند. بس عقده وكينه شما شخصي است نه براي حريت ودموكراسي وآزادگي ملي واجتماعي.
    بس شما دردانساندوستي نداريد زيرا كه هرظالم وستمگري موردتنفراست چه فرقي مي كند آخوند ظالم باشد يافراسوااولانداي ستمگر وآدمكش ويانتانياهو وموشه دايان آدمكش وغارتگر وياغيرهم.

    بس چه جاي ستايش اولانداي آدمكش وتروريست برور مي ماند كه شما ستايش كرده ايد؟
    بله برواضح است كه هرستمگر وقاتلي براي بوشش جرم خويش سخنان متناقض باعمل وكردارش حرفي بزندكه شما خوشتان بيايد،مگرشما عقلت را به چه كسي سبرده اي وتعقل نمي كني ونمي دانيد ونفهميده ايد كه بيشتر اين داعشي هاي تروريست وآدمكش را همين فرانسوااولاند
    به خاورميانه گسيل داشته است ؟ حال خودشان گرفتار شده اند؟

     
    • آتنا فرقدانی

      رامین یا مصلح گرامی،

      شما همین جا خود به روش داعشی ها عمل می کنید. آیا داعشی ها مورد تائید شما هستند؟

      از تمام کلام آقای نوریزاد فقط “بلندای سخن اخیر فرانسوا اولاند…” را گرفته اید . از فرط عصبانیت به جمله بعدی توجه نکرده اید که ” شما همین یک سخن هوشمندانه و سیاست مدارانه و البته انسانی اولاند را…”
      شک نیست که آقای اولاند رئیس جمهور مردم فرانسه است نه ایران و سوریه و غزه. بنابراین باید به منافع مردم و کشورش بیاندیشد. اصلا به این کار گمارده شده تا از منافع فرانسه دفاع کند و به مردمش رفاه و امنیت ارامش بدهد. چرا او باید به مردم سوریه بیاندیشد؟ مردمی که خودشان خودشان را می کشند؟ چرا باید ثروت کشورش را خرج فلسطینی کند که حتی حکام شکم پرست عرب هم ککشان از آنها نمی گزد؟
      اگر شما در اسرائیل بدنیا آمده بودید آیا به دولت اسرائیل اعتراض می کردید که چرا برای امنیت من از داعشی ها حمایت می کنید و مجروهانشان را در اسرائیل مداوا می نمائید؟

      آقای مصلح عزیز

      داعش و القاعده و حزب الله و طالبان را جهل من و شمای مسلمان بوجود آورد. اگر شما بعنوان یک روحانی بجای بریدن دستان ابوالفضل و شکافتن سینه علی اکبر و بریده شدن سر امام حسین بر منبر به مردم یاد می دادید که دروغ نگویند، رشوه نگیرند، به یکدیگر محبت کنند، فارغ از اینکه همسایه ات یهودی است یا بهائی وظیفه ات این است که به او احترام بگذاری،
      اگر بر مبنای همین قرآنی که فقط اسمش و کاغذش برایتان مهم است نه محتوایش به مردم یاد می دادید که فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، داعشی بوجود نمی آمد و حتی اگر هم میخواستند داعشی را بوجود بیاورند بدلیل عدم حمایت مسلمانان ، داعش در نطفه خفه می شد.
      ولی دوست من شما اینکار را نکردید.
      شما بجای ادب و اخلاق به نوجوانان یاد دادید که حتی اگر پدر و مادرتان مخالف جبهه رفتنتان هستند خدا می گوید که از آنها سرپیچی کنید چون ابراهیم هم از آذر سرپیچی کرد.
      نواب صفوی ترور و ادم کشی کی کید و شما عمل او را پاس نهادید.
      دعش را شما بوجود آوردید. حتی در این جا هم که می توانید در کمال آرامش دلائل منطقی بیاورید و سخنان دیگران را نقد کنید شعار میدهید و تهمت میزنید. آیا این روش اسلام است؟ اگر می گوئید هست پس چرا داعش را انکار می کنید. داعش همان نواب صفوی است مورد تائید شماست و اکنون هم شما در اینجا امان نقش را بازی میکنید با تهمت و شعار و مطالبی که هیچ پایه منطقی ندارند.

      منصور

       
      • منم، نقی و تقی

        جناب مصلح، ////////////
        جناب مصلح، شما که در کامنتت به دروغ برای عوامفریبی شعار می دهی که “بنده حقیر، هم عمل تروریستی داعش را محکوم!! می کنم و هم عملکرد فرانسوا اولاند را” من فقط یک سوال از شما دارم و آن اینکه چگونه عمل تروریستی داعش را محکوم می کنی!؟ مگر غیر از این است که داعش یک تعداد کاریکاتوریست را کشته است؟ خب، همین عمل را هم که پیغنبر اسلام انجام داده است! مگر پیغمبر دستور کشتن یک شاعر!! را نداده است و مسلمانان هم او را کشته اند؟ اینکه در تاریخ مورد قبول شما مکتوب است کشتن آن شاعر مگر غیر از این بود که شعری گفته بود که مسلمانان می گفتند توهین!! به پیامبر است حالا آن شاعر که فقط بخاطر چند خط شعر به دستور پیغمبر کشته شده است با این کاریکاتوریستها که بوسیله القاعده یمن کشته شده اند ( و نه داعش) چه فرقی با هم دارند!؟ اینها که به روش پیغمبرشان دست به آدمکشی زده اند شما بعنوان یک پیرو پیغمبر چطور از یک طرف عمل پیغمبر را تایید می کنی ولی عمل اینها را محکوم می کنی!!؟ آیا غیر از این است که این محکوم کردنت دروغ و شعار است آخر آخوند مگر دروغ گفتن گناه کبیره!! نیست پس چرا آخوندها به این راحتی برای عوامفریبی دروغ می گویند!؟

         
        • قابل توجه شما تقي ونقي

          باسلام
          اينكه بيامبر اسلام دستوركشتن شاعر ي را داده باشد، لطفا اگرسندي ارائه بدهيدمتشكر مي شوم .
          وگرنه شماهم درزمره دروغگويان وعوامفريباني هستي كه دشمن خداونداست.

           
      • .احسنت به اتنای عزیز انسانهای ایدهلوزیگ هرگز توانائی فکر ازاد نخواهند بود تبادل فکر با انان اب در هاون کوبیدن است..

         
    • درموردداعش تیشتر برسی فرمایید ضمنا هرگونه کشتار محکوم است ولی جنگ باترور خیلی فرق دارد

       
  21. با سلام ؛ می گویند : دانه فلفل سیاه است و خال مهرویان سیاه – هردو جانسوزند اما این کجا و آن کجا . حکایت امروز ایران است یکی مثل سردار آزمون باعث سربلندی مردم ایران است و آن یکی سردار فربه و وطن فروش ایرانی در هیبت سپاهی باعث شرم و سرافکندگی مردم ایران .

     
  22. به یاد آتنا فرقدانی

    دوست بزرگوار علی 1.درود .
    این ایده که هستی یک پدیده اتفاقی و فاقد شعور است چیز نویی نیست و نشانه دانایی من نیست که معتقد باشم جهان یک پدیده نابینا وبی شعور است.اگر بنا بود بشر منکر نادیدنی ها شود باید منکر امواج گاما که توسط ابرنواخترها منتشر می شود و بسیاری از پدیدها و دست آوردهای بشر مانند امواج رادیویی و دستگاه MRI که با کمک الکتروماگنتیک بدن اقدام به شناخت بیماریها می کند می شد. آیا شما امواج را می بینید با آنکه وجود دارند؟ هرگز.
    بعضی دانشمندان نظری فیزیک معتقدند جهان هایی موازی جهان ما وجود دارند و در پی یافتن نشانه هایی برای درستی ادعایشان هستند.
    شما اسحاق نیوتن را می شناسید حتی در نوشته های دانشمندی مانند نیوتن ورقهای بی شماری از تحقیقات او در کیمیاگری یافت شد که از ذهن کنجکاو او ناشی می شد. ولی چه می شود کرد ما انسانیم و زندگی روزمره با آنکه واقعی است ولی گویا یک چیزی به ما سقلمه می زند که : فراتر از این ظاهر یک باطن بسیار ژرف وشگفت وجود دارد.
    دوست گرامی این فقط مردم ما نیستند که دنبال این جور چیزهاهستند (آن هم به عامیانه و مسخره ترین گونه اش).رئیس شرکت پژو اعتراف کرده بود که از یک طالع بین برای ساخت و عرضه اتومبیلهای شرکت بهره می برد.
    من کاری به پیشگویان و رمالان ندارم به نظرات دانشمندان رشته فیزیک که مغز شان انباشته از خرافات نیست مراجعه کردم و متوجه شدم که آنها پس از شکافتن ماده برای رسیدن به ذرات بنیادی متوجه شدند که جایی هست که ذرات بنیادی بی نهایت گوناگون شده اند بنابراین دست از اسم گذاشتن بر روی آنها برداشتند و نظریه ای بیرون امد که این ذرات بی انتها همه یکی هستند ولی همان گونه که شل و سفت کردن کلید یک آلت موسیقی به نت جدیدی منجر می شود(جهان های موازی میچیو کاکو ص246). این ذرات هم به دست یک نیروی ناشناس و غیرقابل درک کوک می شوند و ما را دچار این توهم می کنند که ذرات بنیادی بی شمارند.البته این یک نظریه ای در کنار نظریات دیگر است ولی وجود دارد.دنیای زیر اتمی از قوانین نیوتن متابعت نمی کند و فقط تئوری های انیشتین برای توضیح آن راه حلی برای ارائه دارند.
    “انیشتین عقیده داشت تحقیقات او در زمینه میدان یکپارچه سرانجام این امکان را به او می دهد که ذهن خدا را بخواند.اگر نظریه ریسمانها درست باشد می بینیم که ذهن خدا بیانگر موسیقی کیهانی است که در فضای ده بعدی طنین انداخته است. گوتفرید لایبنیتز گفته است موسیقی تمرین ریاضی مخفیانه ای است که روح انجام می دهد و خود از انجام آن بی خبر است.” (همان ص247) ]
    فیزیکدانی بنام فریمن دیسون گفته است :به نظر می رسد که جهان از قبل می دانسته است که ما می آییم.این ایده که تنظیم دقیق ثابت های فیزیکی تصادفی نبوده- بلکه بیانگر وجود یک برنامه یا چیزی از این دست است.(همان ص308)
    لرد مارتین ریس ستاره شناس کالج سلطنتی عقیده دارد :تنظیم دقیق جهان به گونه ای که زندگی در آن امکان پذیر گردد تصادفی نیست.مسئله این است که تصادفات بسیاری رخ داده اند تا جهان در چنین نوار باریکی قرار گرفته ودر نتیجه حیات امکان پذیر گشته است .لرد مارتین ریس می نویسد: تنظیم دقیقی که وجود ما به آن وابسته است می توانست یک اتفاق باشد .من زمانی این گونه فکر می کردم .اما اینک چنین دیدگاهی کوته بینانه بنظر می رسد.اگر این را بپذیریم، ویژگی های گوناگون جهان ما آنهایی که برخی خداباوران بعنوان دلیلی برای مشیت الهی یا تدبیر اقامه کرده اند شگفتی را بر نمی انگیزد.
    نخستین آنها اپسیلون برابر 0/007 است.اپسیلون مقدار نسبی هیدروژنی است که در انفجار بزرگ- از راه همجوشی به هلیم تبدیل می شود.اگر این عدد 0/006 بود منجر به تضعیف نیروی هسته ای می گردی و به این ترتیب پروتونها و نوترونها به یکدیگر وابسته نمی شدند.دوتریم نمی توانست شگل بگیرد و بنابراین عناصر سنگینت هرگز در ستاره ها ایجاد نمی شدند. اتم های بدن ما هرگز شکل نمی گرفتند و همه جهان به هیدروژن تبدیل می شد.
    اگر اپسلون 008 /0 می بود آنگاه همجوشی چنان سریع روی می داد که هیچ هیدروژنی از انفجار بزرگ باقی نمی ماند و دیگر ستاره ای وجود نداشت که به سیارات نور بدهد.
    نظریه کوانتوم راه را برای توضیح بسیاری از پدیده های عرفانی و غیبی باز کرده برای همین انیشتین از آن راضی نبود و می گفت خدا تاس بازی نمی کند.
    با دانش یک نفر بمب آنرا برای اهدافش بخدمت می گیرد یکی هم هواپیما و وسایل پزشکی پیشرفته اش را بخدمت می گیرد.یکی با خداشناسی- فاشیست ونارنجک کش می شود و خداشناسی کس دیگری از او عارف و مرهم گذارنده می سازد .گل زعفران در طبیعت بسیار کمیاب است ولی علف هرز فراوان. آدمهای نسناس وجاهل هم فراوانند و خردمندان و دانایان و فروتنان- که چون می دانند می گذرند، کم ونایاب) گویا خدا خودش ساکت است و منتظر که ببیند آیا سرانجام ما به عشق دست می یابیم یا نه؟
    علی آقا1 نوشته های شما بار روشنگرانه و عاقلانه ای دارند و قابل فهم و درک و مفید.ممنون از ایرادتان بر نوشته ام. از راهنمایی هایتان مضایقه نفرمایید ممنون وتشکر فراوان از شما.

     
    • آتنا فرقدانی

      آتنا فرقدانی

      البرز عزیز،

      این یک واقعیت است که فیزیک در نهایت قادر به توجیه همه پدیده ها از جمله خدا خواهد بود. من یک خدا باورم ولی معتقد نیستم که عالمی به نام متا فیزیک وجود دارد. بخشی از طبیعت که برای ما ناشناخته است و با حواس ظاهری ما قابل قابل درک نیستند را به عنوان متافیزیک نام گذاری کرده اند.

      و اما خدا. خدا یک حقیقت واحد است به معنای همه. یعنی شما هیچ موجودی از موجودات را نمی توانید جدا کنید و بگوئید این جزوی از خدا نیست. خدا با همه آنچه که هست معنا می یابد. درک خدا یا این کل یا همه ای که من میگویم زمانی امکان پذیر است که به عمق هستی فرو روید . در آنجا خواهید دید که همه این عالم از یکپارچگی بی نظیر و خیره کننده ای برخوردار است. همه اجزاء این عالم با هم در تعادلند. اگر برگی در این گوشه از کیهان از درختی می افتد، همزمان اتفاقی دیگر در میلیاردها سال نوری انطرف تر می افتد. وقتی می گویم میلیارد ها سال نوری آنطرف تر ، این برای ذهن غیر قابل تصور است ولی در آن عوالم یکپارچه میلیاردها سال نوری آنطرف تر پیش چشم شماست.

      حتما ویدئوهائی که را که در ارتباط با سوپر سیال ها که در دمای 0.1 کلوین به ان رسیده اند را دیده ای . در هر صورت برای شما که به این مباحث علاقه دارید دیدن این ویدئو را پیشنهاد می کنم:
      https://www.youtube.com/watch?v=DyhcFk8MnoE

      دقیقا عوالمی که من می گویم همین است ولی انسان می تواند بدون پیمودن چنین راه طولانی این عوالم را با سفر به درون خود و کشف توانائی ها و زوایای پنهان وجود بیاید. البته این به معنای انکار نبوغ بشر و تحقیقات ارزش مند فیزیکدانان نیست.
      همه این مطالبی که شما می گوئید غیر قابل انکار هستند ولی هنوز به یک سؤال نمی توانند پاسخ دهند و آن این است که این شعور یا آگاهی چیست که اولا من و شما را از هم متمایز می کند و ثانیا به ما اختیار می دهد. اختیاری که سنگ و آب و درخت و موش و پلنگ ندارند.

      موفق باشید

      منصور

       
  23. اگر از ادبیان خود بپر سیم ایا شاخ نبات حافظ همان مدونای امریکایی نیست رعشه بر اندامشان می افتد. مدونا آن جان رها شده از همه بند های زمینی و آسمانی؟ ان جباب درخشان و رقصنده در باد؟ حافظ رند ومست ودیوانه به چه کار به میخانه و خرابات. میرود؟
    اگر از زاهدان بپزسیم که شراب بهشتی که سکز اور نیست به چه کار میآید. آیا برای انتی اکسیدان آن میخورند؟ پاسخی نمیدهند.
    اگر از آوازه خوان های خود بپرسیم که شعر های نشاط انگیز را با اوایی غم افزا میخوانید اگر راست میگویید پس شما خود چرا شاد نشده اید. قناد خاک آلود و زار پر زخم و جراخت حلوا به چه کار به بازار میبرد.؟
    اگر از شاهنامه خوان های خود بپرسیم که شما در سوراخ موش خودخزیده اید. و از سوراخ موش خود بر جهان پنجه می سایید . میگویند من آنم که رستم بود پهلوان.
    شاگرد بینوا هر روز بسته های از قبل آماده شده دانایی را از معلم تحویل می گیرد اگر زمانی ترسان و لرزان به خود جرعت دهد و سوالی کند. به او میگوید جلسه قبل گفتم مگر خواب بودی سیوال بی ربط ممنوع.
    و آن قاعد اعظم نشسته بر قله دانایی همه زمان و جهان اگر از خدا بتوانید سیوالی کنید از او نمیتوانید بکنید. آنکس که سوالی کند به عذابی جانکاه دچار خواهد آمد.
    با فکر های خسته خود چگونه میتوانیم از پیله های تنیده شده بدور خود خارج شویم.
    در قصر شیشه ای خود بر برج عاج نشسته ایم. برجی که بر آب نهاده شده است. بی هیچ سوال و تفسیر هرکس از پنجره کاخ شیشه ای خود با دیگری صحبت میکند. اگر هیچ شنونده ای پیدا نشد هرکس با خود صحبت میکند. بی هیچ پرسنده قانون خود را میسازد.
    یک چیز مسلم است اینجا انتهای دانش نیست بشر هنوز در ابتدای دانش ست. در انتظار رسیدن به ا«قله دست نیافتنی یک چیز مسلم است هیچ سوالی بی ربط نیست.

     
  24. یک افسر راهنمایی و رانندگی

    آقای نوری زاد آقایان و خانم ها سلام
    در دولت تذبیر و امید برای جبران کسری بودجه دستور اکید داریم که بدون اغماز خودرو ها را با کوچکنرین تخلفی جریمه کنیم و دستور نانوشته ای داریم که برای کمک به کسری بودجه هر خودرو باید 150 هزار تومان جریمه شود بله باید و کد تخلف الکی اینگونه جرایم 2126 است که معمولا بصورت الصاقی است که مورد اعتراض قرار نگیرد ! اینها در شرایطی است که خیلی از همکاران بی وجدان من نقدی هم حساب میکنند و اگر مصرف قبض جریمه ما هم کند باشد داستان داریم و به کارشکنی متهم میشویم ! این عین واقعیت بود اگر صلاح میدانید منتشر کنید . متشکرم

     
    • سلام دوست عزیز
      از روشنگری شما بسیار ممنونیم از اینکه احساس مسئولیت میکنید و اینگونه خیانتها را افشا میکنید همه ما از شما سپاسگزاریم. اما امیدوارم فقط در حد حرف نباشد و خود شما عملا از اینگونه دستورات خیانتکارانه و ظالمانه سرپیچی کنید و دست خود را به نوشتن جریمه علیه مردم آلوده نکنید حتی اگر به توبیخ شما یا حتی اخراج شما بیانجامد، که اگر اینگونه باشد لباس شما مقدس و شما نیز واقعا شایسته این لباس خواهید بود. سپاس
      تنها قانوني كه مي تواند بر سعادت ما حاكم باشد، قانون اخلاق و اصول و موازين “انسانيت” است.

       
    • با درود به نوریزاد عزیز و هم میهنان فرهیخته و درود بر افسر محترم راهنمایی ایشان به نحوی صحیح میفرمایند ! در بودجه سال آینده رقم اخذ جرایم راهنمایی و رانندگی را به مبلغ بیست و یک هزار میلیارد تومان ذکر کرده اند که باید از مردم اخذ ببخشید (( اخاذی )) شود و راهنمایی ورانندگی که زیر مجموعه شهرداری ها است باید به سود دهی برسد تا همچون امسال که راه پیمایان میلیونی حرم ابا عبدلله مفتخر به خدمات گیری شهر داری شدند از قبیل غذای نذری و وووو که خدا قبول کند انشا الله !! و شورای شهر هم هیچ پی گیری نکرد !! که بودجه شهر داری ها که باید برای عمران و آبادی مصرف شود به چه حقی در راه دیگر مصرف شد ؟؟ البته چون در راه خیر بوده اشکال ندارد !! با یک میهمانی و هدایای ناقابل غیر قابل پی گیری خواهد شد تا باز سال آینده ببینیم چه گلی به سرمان میزنند!!!

       
    • درود برافسران شریفی همچون،افسر محترمی که دلشان بامردم است وروشن گری میکنند.درود برشما

       
    • درمقابل جریمه 30 هزار اگر10 هزار نقدی حساب کنند که بهتر است

       
      • باز هم یک ایرانی

        اگر جریمه شونده خلافی کرده که باید طبق قانون جریمه شود. ولی نقدی حساب کردن فسادی است که چون اندازه آن کم است به چشم نمیآید ولی به راحتی همه جامعه را آلوده میکند. به نظر شما بزرگترین مفسدین و اختلاسگران کشور که در تاریخ بشر نظیر نداشته اند، از کجا شروع کرده اند؟ یک شبه اینگونه شده اند؟
        اولش با همین چیزهای کوچک شروع شده. “تخم مرغ دزد شتر دزد میشود”. بهتر است مردم درست رانندگی کنند. افسران محترم نیز بی دلیل جریمه نکنند. راه حل ساده ایست ولی نمدانم چرا کسی بکار نمیبندد!!!

         
  25. سلام جناب مصلح شما در این مطالب پر از کینه ودور از ادبی که نگارش می فرمایید ، غلطهای املایی ودستوری زیاد دارید با عرض معذرت .

     
  26. سلام عزىز دل ملت فهيم ايران!:

    دراين سالهاي اخير هربار،نظرات وبيانيه هاي جناب شما رازيارت نمودم سراسروجودم لبريزازعشق شد! در خودنمي گنجىدم وهربار نه يكبار بلكه بارهابه شهامتت،به فرهنگت,به فهمت, به غىرتت,به مادرى که تورا پروراندوازهمه مهمتر به عبارات ومتن نوشته ها احسنت! آ فرين! مرحبا مى گوىم.فتبارک الله احسن الخالقىن! حفظک الله اىدک الله! على ع مرد مردان دعاگو يت ودست حق همراهت.فرهنگى بازنشسته جابري قم

     
  27. تقديم به آتنا فرقدانى
    ريشه ها ٢٦٤(قسمت ٢٦٣ كه اشتباهاً ١٦٣ درج شده ذيل پست قبلى )
    فرهنگ <فرهنگ دينى < عرفان <…..

    زمين و آسمان حافظ
    ٢٨- فرضيه عارف بودن حافظ: ١(دنباله)
    بنابر آنچه آمد ، اگر من درست دريافته باشم ، در كل ، حافظ خود را نه صوفى معرفى مى كند و نه عارف . افزون بر اين ، وى به طرز صوفيان و عارفان ديگر ، با عقل خصومت نمى ورزد ، اصرارى بر لعنت و تحقير خرد و علم و عقل ندارد و تنها همچون هر عاشق زمينى گاه با احترام به مصلحت انديشى ها و اندرزهاى عاقلانه پاسخ مى دهد كه عشق عقل و دين و مصلحت و شريعت نمى شناسد و خردِ خام – خردى كه عشق را نيازموده – بايد به ميخانه رود – يا عشق را بيازمايد – تا اين سخن را به جان دريابد كه :
    در كارخانه اى كه ره عقل و فضل نيست
    فهم ضعيف راى فضولى چرا كند
    عقل را حافظ با حرف ربط واو به فضل مى پيوندد و گاه نيز به علم يا دانش يا ادب يا كفايت يا دين يا جان و در بيش تر اين موارد واژه عقل و به ويژه واژه فارسى خرد معنايي ناپسند ندارد. حافظ وقتى كسى را مى ستايد ، به علم و عقلش آفرين مى گويد ./ علم از تو در حمايت و عقل از تو با شكوه /. وقتى كه گشتِ محتسبان تعزير مى كنند ، دعوت به عقل و تدبير مى كند ./ به عقل نوش كه ايام فتنه انگيز است /. وقتى عالمان را نكوهش مى كند ، به علم بى عمل آنها معترض است نه به خودِ علم ./ ملالت علما هم ز علم بى عمل است /. حتى خيام وار ديگران را فرا مى خواند تا به چشم عقل به اوضاع جهان بنگرند تا بى ثباتى و بى محلى آن را دريابند ./ به چشم عقل در اين رهگذار پر آشوب — جهان و كار جهان بى ثبات و بى محل است /. حافظ به نابخردى و بى فرهنگى افتخار نمى كند . '' عقل مى تواند پيام آور زمزمه قدسيان باشد ./ صبحدم از عرش مى آمد خروشى عقل گفت — قدسيان گويي كه شعر حافظ از بر مى كنند /. تا آنجا كه من دقت كرده ام انگاره زبانى حافظ در مورد عقل برخلاف انگاره زبانى مولوى و سنايي و شيخ بهايي فتوايي از اين دست نيست كه عقل و علم مفسده و كفر و زندقه و فضله شيطان و تلبيس ابليس و چارپا و مانند اين هاست . بلكه او در خطاب به اهل تدبير و مصلحت و شريعت از مهار ناپذيرى عشق خبر مى دهد ..
    اما نه فقط حافظ بل ديگر شاعران كلاسيك ما غالباً معناى اصلى واژه ها را در نظر دارند . ريشه شناسى دو واژه عقل و خرد مانع از آن مى شود كه اين دو هم معنا گردند ، اما همان سان كه در قسمت قبلى اشاره شد چندين قرن عقل ستيزى ، آن هم به زبان شعر كه بيش از رساله هاى فلسفى توان نفوذ و انتشار ميان عامه يا حاملان ناانديشيده و ناپوياى فرهنگ دارد ، روح خردگريزى و خمودى فكرى و علمى و گريز از همبستگى اجتماعى و روى آورى به خلوت فردى را اشاعه مى دهد . فرهنگ به بيمارى فلج عقلانيت جمعى مبتلا مى شود . عرفانى كه مدعى تركِ خلق است ، بيش از هر جريان ديگرى خلق را با صدها هزار جمله موزون و زيبا و تخدير كننده بمبارد مى كند . حال ( شهود بيواسطه ناخودآگاه و از خود بيگانه ) به قال ( يا لوگوس و زبان عقلانى و سامان بخش ) چيره مى شود . جنون و جهل جاى انديشه انتقادى را مى گيرد . خفقان آسمان زندگى زمينى را تلخ و تيره و أفسرده مى كند . عقل از عُقُل و عقال و عقاله مى آيد و حافظ وقتى مى گويد : '' گرد ديوانگىِ عشق مگرد — كه به عقل عقيله مشهورى '' با افزودن صفت تنها براى دانايان معناى اصلى عقل يعنى پايبند شتر را ياد آور مى شود . خرد كه در اصل اوستايي خُرَه تَو و در پهلوى خرت است معناى تابيده و زاييدن و آفرنندگى چيزهاى طبيعى و انسانى دارد . شاهان با اين عنوان كه كياخره دارند در سازندگى چيزهاى اهورايي و نابودگرى پديده هاى اهريمنى كاملاً آزاد فرض مى شوند . معناى خرد بسيار بهlumen natura يا نور طبيعى كه اصحاب رنسانس إن را سرچشمه خرد و وجدان مى دانستند نزديك است .بارها اشاره شد كه در زبان هاى اروپايي coscience هم معناى آگاهى و شعور مى دهد و هم معناى وجدان . نتيجه بررسى مفهوم خرد در شاهنامه اين دريافت بود كه خرد بر قوه تميز نيك و بد يا فضيلت (هنر)و رذيلت ( دژ منشى و دژ كارى ) دلالت دارد. در شاهنامه خرد ، خرد عملى و خويشكارانه اى است كه پيشروند و رشد آن در جامعه پذيرى است . خرد بر خلاف عقل عقيله پايبند نيست . از همين روى حافظ به فتواى خرد آز را به زندان مى كند و عقل را در شحنه و محتسب و واعظ و منع كنندگان عشق و شادى و آزادى مى بيند .
    آن قدر پيروى مذهب رندان كردم
    تا به فتواى خرد حرص به زندان كردم
    …….
    ما را ز منع عقل مترسان و مى بيار
    كان شحنه در ولايت ما هيچ كاره نيست
    عشق در جهان حافظانه بسيار به عشق انسانى كه پيش از او نظامى و فردوسى به زيبايي تمام تصويركرده اند ، نزديك مى شود . عقل محدود مى كند ، عقل در تصوير شحنه و محتسب از نظمى زورآور شده از بالا به سود شيخان و شاهخدايان حكايت دارد .عقل عاشق را اندرز مى دهد كه بر عشقش مهار بزند و از دايره نظم نمادين فراتر نرود . عشقِ حافظ آهنگِ فرا رفتن از چنين نظمى دارد ؛ نظمى كه تنها در جهت مصلحت نظام محتسبان و شحنه ها و زاهدان حرام خور و خونخواران است .
    حريم عشق را درگه بسى بالاتر از عقل است
    كسى آن آستان بوسد كه جان در آستين دارد
    ………
    خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد
    خانه عقل مرا آتش خمخانه بسوخت
    عشق حافظ بناى حقيقتى متافيزيكى كه بايد به همگان ديكته شود نمى سازد . حتى اگر چنين دستگاه هستى شناسانه اى را ما از ديوان حافظ بيرون كشيم ، زبان حافظ اين احساس را منتقل نمى كند كه وى انديشه خود را به ديگران تكليف مى كند.در ديوان ، آنان كه نمايندگان عقل محسوب مى شوند ، نمايندگان حفظ نظم موجود نيز هستند ؛ نظمى كه عقال بر گردن ها مى نهد و در فروبستگى هرگونه امكان تغييرى – هرگونه ساختنِ آدم و عالمى از نو- سياست و علم منتقل مى شود به عشق و هنر به عنوان امرى فردى . از همين روست كه مفهوم عشق در ديوان حافظ در عينِ فردى بودن از طريق هنر وجهه جمعى نيز پيدا مى كند . اگر تفاوتى ميان عشق مجنون در خمسه نظامى و عشق در ديوان حافظ باشد در همين جاست . عشق مجنون نيز رسوم قبيله اى و نظم موجود را در هم مى شكند . و مگر عشق كم تحولى است ؟ عشق انقلابى بنيان كن و راديكال است كه گرچه فردى است ، تمامى هستى عاشق را دگرگون و قلب به معشوق مى كند و زين گذشته تمامى جهان را در منظر نظر عاشق عالمى ديگر مى كند . اينكه حافظ مى گويد :'' عالمى ديگر ببايد ساخت وز نو آدمى '' به مذاق ماركسيست ها همواره خوش إمده است ، اما نبايد فراموش كرد كه وصل كردن اين بيت به تز يازدهم فريبى بيش نيست : آن تز مى گويد : '' … اينك نوبت تغيير جهان است '' نه تغيير درونى و فردى .در بخش زارى كردن مجنون در عشق ليلى چنين مى خوانيم :
    او فارغ از آنكه مردمى هست
    يا بر حرفش كسى نهد دست
    نه بر درِ ديرِ خود پناهى
    نه بر سرِ كوىِ دوست راهى
    پس عشق مجنون نيز چون عشق حافظ از دايره نيك و بدها و امر و نهى ها و نام و ننگ هاى عرفى بيرون مى زند
    با نيك و بدى كه بود در ساخت
    نيك از بد و بد ز نيك نشناخت
    قرابه نام و شيشه ننگ
    افتاد و شكست بر سر سنگ
    گاهى به فسوس مست خوانند
    گه عاشق بت پرست خوانند
    آشفته چنان نيم به تقدير
    كاسوده شوم به هيچ زنجير
    اى بى خبران ز درد و آهم
    خيزيد و رها كنيد راهم
    من گمشده ام مرا مجوييد
    با گمشدگان سخن مگوييد
    اين عشق انسانى همچون عشق حافظ از بدنامى پروا ندارد . از هر زنجير و رسن و عقل عقيله آزاد است و از آن روى آزاد است كه در بندِ دوست است .مجنون بر پرده نشينى بى دليل ليلى اعتراض مى كند و در رسوم سنگوار قبيله اى چنين اعتراضى نشانه ديوانگى محسوب مى شود :
    ديوانه منم به رأى و تدبير
    در گردن تو (ليلى) چراست زنجير؟
    آرامش دوستدار مى گويد كه هر بيت حافظ پاره اى از يك رؤياست كه فقط در تخيل رخ مى دهد كه اصلاً در زمان او امكان وقوع نداشته است ( امتناع تفكر در فرهنك دينى ، همان نشانى قبل ،صص٣٧-٣٤) نظامى نيز امرى ناشدنى را بيان مى كند ، اما آن را در زبان مجنون مى گذارد : نه فقط آزادى زن از رسن ها و زنجيرهاى مرسوم بل اعتراض به اين پرده نشينى تنها در زبان يك عاشق ديوانه سنت شكن ممكن مى گردد .
    در گردن خود رسن ميفكن
    من به باشم رسن به گردن
    مجنون نيز همچون حافظ در ساخت عشق يكسره از خود فرامى گذرد و همه سر معشوق مى گردد
    پايم چو دو لام خم پذير است
    دستم چو دو يا شكنج گير است
    نام تو مرا چو نام دارد
    كو نيز دو يا ، دو لام دارد
    مجنون كه بلند نام عشق است
    از معرفت تمام عشق است
    تا زنده به عشق باركش بود
    چون گل به نسيم عشق خَوش بود
    تنها تفاوتى كه من ميان عشق مجنون و حافظ مى بينم تك افتادگى و فردى ماندن عشق مجنون و جامعه پذيرى عشق حافظ است .در داستان نظامى عقل تدبير و سنت و نظمى است كه مجنون از آن رانده مى شود .در ديوان حافظ نيز عقل به همين معناست ، اما حافظ به آن اعتراض مى كند .آشورى بر آن است كه آزادى به ديده حافظ معنايي متفاوت با معناى امروزش داشته است . اين نظر ممكن است جاى چون و چرا داشته باشد ، اما در اينكه عقل در ديوان حافظ از نظر مفهوم با خرد خودبنياد مدرن تفاوت دارد ، هيچ ترديدى نيست . نمايندگان اصلى عقلى كه عشق حافظ از آن فرامى گذرد ، نمايندگان و حافظان نظم شرعى – سياسى حاكم اند.
    ما را ز منع عشق مترسان و مى بيار
    كان شحنه در ولايت ما هيچ كاره نيست
    در ليلى و مجنون نيز چنين است . پدر ليلى به قيس عامرى لقب ديوانه يا مجنون مى دهد به معناى ديو زده و جن زده . براى كشتن اين ديو زده اى كه نام دخترش را سر زبان ها انداخته شحنه مى فرستد و آنجا كه جوانمردى به نام نوفل براى رساندن ليلى به مجنون با سواران بسيار قبيله مجنون را شكست مى دهد و ليلى را از پدرش طلب مى كند ، پاسخ پدر بسى هولناك است . :'' ليلى را به هر يك از بندگانت كه خواستى مى دهم ، اصلاً اين مايه ننگ را بكش و آتش بزن ، اما او را به ديو بچه نمى دهم . '' عشق اساساً در اين جماعت بسته و متعصب گناه محسوب مى شود. اگر بگوييد : اين عشقى كه نظامى وصف مى كند سراپا خودآزارى و ناله و ماتم است ، خواهم گفت كه اين خود آزارى و موكنى و سر به سنگ كوبيدن ها نه از عشق كه از سرنوشت عشق در سرزمينى است كه زن مالى بى اختيار و محبوس در خيمه و پرده است و عشق گناه و ديوزدگى و شر به شمار مى آيد . نظامى واقعيت را در زيباترين صور خيال پيش چشم ما مى نهد . اين عقيده او نيست . در داستان عاشقانه ديگر او ، خسرو و شيرين ، سخنانى از اين دست را هرگز نمى توان گنجاند:
    خواهم كه در اين گناه كارى
    سيماب شوم ز شرمسارى
    گر دخت مرا بياورى پيش
    بخشى به كمينه بنده خويش
    راضى شوم و سپاس دارم
    وز حكم تو سر برون نيارم
    ور آتش تيز برفروزى
    او را به مثل چو عود سوزى
    ور زانكه در افكنى به چاهش
    با تيغ كشى كنى تباهش
    از بندگى تو سر نتابم
    روى از سخن تو برنتابم
    اما ندهم به ديو فرزند
    ديوانه به بند به كه در بند
    در خسرو و شيرين زن در همه جا خود تصميم مى گيرد ، در آن فرهنگ شاد و پر جوش و خروش ايرانى زنان مى توانند دوشادوش مردان در بزم و چوگان بازى و اسب سوارى و رقص و پايكوبى و حتى حكمرانى شركت كنند . شيرين خود به شكار مى رود ، خسرو را تا در خانه خود مى كشاند ، اما به خانه راه نمى دهد ، تنها وقتى بدن خود را تسليم شاه ايران مى كند كه با عزت نفس و كابين گران به عقد وى در آمده است . شيرين مختار و بدون قيم است . البته قدرت شاهان مى توانسته با زور و ستم زنان بسيارى را تصاحب كند ، و فرهاد نيز نمونه اى از عاشق ناكام است ، اما همگان او را گنه كار نمى بينند .در فضاى فرهنگى ايران باستان آن سان كه نظامى و همچنين فردوسى نشان داه اند ، شادى و جشن و عشق زير بار سنگين ننگ و گناه تيره و خفه نمى شده است . پس اين خفقان و آه و زارى و خود آزارى كه در عشق حافظانه نيز گه گاه ديده مى شود ،دقيقاً گوياى فروبستگى و خفقان فرهنگى اى است كه از همان زمان نظامى رو به شدت و وخامت نهاده است .هم در ليلى و مجنون و هم در ديوان حافظ سركشى از عقل سركشى از عقال و پايبندى است كه كه شحنه ها و زاهدان بر پاى عاشقان و آزادگان مى زنند .
    با سپاس بسيار از بردبارى شما

     
  28. درو به محمد نوری زاد عزیز
    یغما گلرویی
    «جهان کاریکاتورِ تلخی‌ست»
    تروریست‌ها، کاریکاتوریست‌ها را می‌کشند
    اما کاریکاتور‌ها
    هنوز ما را به فکر فرو می‌برند
    و دیکتاتورها را آن‌قدر کلافه می‌کنند
    تا به گریه بیفتند.
    جهان کاریکاتورِ تلخی‌ست!
    باید خندید،
    یا گریه کرد
    مقابلِ هیولای مضحکی
    که با ریشِ سیاهش
    بشر را به جنون فرا می‌خواند؟
    ما گریه می‌کنیم برای«کابو»
    برای «شارب»،
    برای «ولنسکی»،
    برای «تینیو»
    با همان چشم‌هایی که پیشتر
    در مرگِ «ناجی علی» گریسته‌اند
    و «حنظله» را
    با مشت‌های گره کرده‌اش
    در «راه‌پیماییِ اتحادِ پاریس» دیده‌اند.
    جهان کاریکاتورِ تلخی‌ست!
    جهانی که «نوبلِ صلح» را
    به «کیسینجر» می‌دهد
    و کاریکاتورِ زنده‌ای به نام «بنجامین» را
    با کفش‌های خون‌آلودش
    به رژه در «شانزه‌لیزه» دعوت می‌کند.
    کاریکاتوریست‌ها، تروریست‌ها را نمی‌کشند
    تنها آینه‌ای موج‌دار نشانشان می‌دهند
    و قلم به دست می‌میرند
    با لب‌خندِ سرخی
    روی صورت‌هاشان. //
    توضیحات: «کابو، شارب، ولنسکی، تینیو»: نام چهار کاریکاتوریست کشته شده‌ی فرانسوی‌ست و «ناجی علی» کاریکاتوریستی فلسطینی بود که در طول زندگی اش بیش از چهل هزار کاریکاتور منتشر کرد و در اغلب آثارش به موضوع اشغال فلسطین اشاره داشت. سه بار برنده‌ی جایزه نمایشگاه هنرمندان عرب شد و روزنامه‌ی «آساهی» ژاپن وی را از میان دَه کاریکاتوریست برجسته‌ی جهان، به عنوان نفر اول برگزید. بارها مورد تهدید قرار گرفت و سرانجام سال هزار و نهصد و هشتاد و هفت به دست سرویس امنیتی اسراییل با شلیک گلوله در لندن کشته شد. «حنظله» به معنای «سیب تلخ» نام شخصیتی بود که در تمام کاریکاتورهای او حضور داشت و خود «ناجی علی» درباره‌اش می‌گوید: «حنظله امضاي من است. هر كجا مي روم همه از او مي پرسند. من در يك گرداب اين كودك را متولد و بعد به مردم تقديمش كردم. به مردم قول داده تا جز حقيقت نبيند و نگويد. به شكل كودك نا زيبايي رسمش كردم، موهايش شبيه جوجه تيغي است. حنظله چاق نيست، شاد نيست، آرام نيست و هرگز شبيه كودكان ناز پرورده نخواهد شد. او پابرهنه است، مانند تمامي كودكان مهاجر به اردوگاهها. او براي من يك نشانه است كه مرا از ارتكاب هر اشتباهي باز مي دارد. دستان او در پشت سرش به هم جفت شده اند كه شايد نشاني از عدم پذيرش باشد در زماني كه راهِ حل‌ها به شيوه آمريكايي آماده و در اختيار ما هستند.

     
  29. دوستان عزیزم;
    باورم بر این هست که امروز ما ۲ اسطبل داریم. اسطبل همایونی مجلس و دومی اصطبل اصلاح طلب ها که سر در آخور کرده اند و در حال نشخوار صلاح و مصلحت های آینده خودشون هستند!

    میگم بیچاره ما مردم که دل به اصلاح طلب ها و خاتمی داده بودیم. ببینید چه شده که آقای مطهری اصول گرا رفته اون بالا و داره کتک میخوره به خاطر موسوی و کروبی! کجا قایم شدند اصلاح طلبانی که تا دیروز خودشون رو نماینده موسوی کروبی میدونستند. ۱ نفرشون پشت علی مطهری نایستاد. خاتمی کجا رفته که حتی نمیتونه یک حمایت خشک و خالی بکنه. رییس جمهور روحانی مگه با همین وعده ها از مردم رای نگرفت؟ چرا هیچ نمیگن. چرا دهان هاشون بسته شده؟
    علی مطهری با هر عقیده ای یک دنیا برای ما می ارزه که حداقل جرات داره تا از چیزی که باور بهش داره حمایت داره.

     
  30. آتنا فرقدانی و دیگر زندانیان سیاسی را آزاد کنید

    جناب نوری زاد
    هرگز فراموش نمی کنم اوایل انقلاب بود در یک کنفرانس مطبوعاتی خبرنگاران در برابر یک قاضی که اکنون نامش را به خاطر نمی آورم سوال هایی را طرح می کردند. یکی از خبرنگاران زن سوالی طرح کرد که موجب خشم قاضی شد. در همان جلسه دستور بازداشت این خبرنگار را صادر کرد.
    خبرنگار نماینده افکار عمومی است. جایگاه وی از یک نماینده مجلس کمتر نیست که بالا تر است.
    خبرنگاران وجدان بیدار جامعه به شمار می روند. آنگاه یک قاضی چنین جراتی به خود می دهد که وجدان بیدار جامعه را خفه کند؟
    ناراحتی من در درجه اول از رفتار این گونه قاضی ها نیست بلکه سکوت جامعه است که بسیار زجر آور تر است.
    دموکراسی و حقوق بشر اگر پشتوانه مردمی نداشته باشد در همین غرب هم دوام زیادی نخواهد داشت.
    وقتی می گوییم صد ها میلیارد دلار سرمایه های کشور به باد رفت مردم نمی فهمند؟ وقتی می گوییم این ها مدیریت ندارند و اقتصاد را نابود کرده اند مردم نمی فهمند؟ نمی فهمند این سرمایه ها از جیب تک تک ما ایرانیان دزدیده شده؟ لقمه های نان است که از گلوی فرزندانمان گرفته شده سرمایه های تحصیل و پیشرفت نسل های جوان است که به باد رفته. جهیزیه دخترانمان است هزینه درمان بیمارانمان است……
    پس چرا تکان نمی خورند؟
    چه کنند؟ اعتراض مدنی. در چهار چوب قانون.
    ما نباید این اعتراض مدنی را دست کم بگیریم. از هزار انقلاب مسلحانه قدرتمند تر است. با همین دستان خالی خیلی کار ها می توان کرد.
    به یاد دارید نخستین روزی که در برابر اطلاعات شروع کردید به قدم زدن؟ مامور کلت به کمر مات و مبهوت که این چطور به خود جرات داده چنین کند. هیچ کس نمی دانست عاقبت کار به کجا می انجامد. اکنون دیگر تنها نیستید. جمعی دورتان تشکیل شده. این را قدر بدانید. حفظ این جمع نیاز به مدیریت دارد. همین دور هم جمع شدن ها جشن تولد گرفتن ها جوانه های دانه ای است که مدت ها قبل کاشته شد. این باید ادامه یابد. اگر قرار شد کسی زندانی شود باید حساب شده باشد. باید سود و زیانش سنجیده شود. می دانم کار دشوار است. حکومت حتی به قوانین خودش هم پای بند نیست. در چنین شرایطی مراعات قانون خنده دار است چرا که معلوم نیست با وجود مراعات قانون باز هم کسی مورد آزار و اذیت قرار گیرد. با این حال باید کار در همین اندازه محدود حفظ شود و ادامه یابد.
    لطف کنید به دوستان بگویید اکنون وقت قهرمان بازی نیست. سعی کنند طرف مقابل را بیش از حد تحریک نکنند. همین سکوت و متانت موجب شرمساری حاکمان خواهد شد. دقت کرده اید جنتی در تمام صحبت هایش بلافاصله موسوی و کروبی را متهم می کند به آتش افروزی و قتل و خشونت که همه ما می دانیم دروغ است ولی این یک نکته را نشان می دهد و آن این که جنتی برای حفظ طرفداران حکومت نیازمند دروغ گفتن است. یعنی در بین طرفداران حکومت نیز کم نیستند کسانی که تحمل خشونت در برابر مردم بی سلاح و بی آزار را ندارند. هنگامی که جنتی موسوی و کروبی را به جرم و جنایت متهم می کند مخاطبانش من و شما نیستیم بلکه خودی هایشان است. جنتی می توانست بگوید این دو اصلا مجرم نیستند ولی ما دلمان می خواهد در حصر باشند ولی نمی گوید چون می ترسد طرفدارانش به ویژه در سپاه و انتظامی و بسیج طغیان کنند. همین ماجرای 88 تعداد بی شماری از حزب اللهی های دو آتشه از جمله خود شما را بر ضد حکومت شوراند. چرا؟ چون فهمیدند بازی خورده اند. فهمیدند حکومت زور می گوید و نمی خواهد مردم خواسته هایشان را طرح کنند. چون دیدند فضای گفتمان جامعه در یک سطح وسیع خفه شده است.
    ما باید نگذاریم گفتمان با طرفداران حکومت قطع شود. باید با افشا گری دست امثال جنتی را رو کنیم.
    حرف من این است که نباید بگذاریم احساسات بر ما غلبه کند. حس انتقام جویی بسیار خطرناک و کشنده است. کینه توزی نباید در کار ما باشد. افشا گری و ندای مظلومیت سر دادن برنده ترین سلاح است.

    گاهی احساس می کنم برخی از دوستان ته دل بدشان نمی آید چند تایی زندانی شوند یا حتی خودشان به این امید که باعث تبلیغات بر ضد حکومت می شود. این در کوتاه مدت شاید موجب خنک شدن برخی دل های زخم خورده شود ولی در دراز مدت زیان بار است. ما مثل حاکمان نیستیم که از خون قربانیان و شهدا ارتزاق می کنند و همه را مصادره به مطلوب می کنند.
    ما باید نشان دهیم خواهان سلامتی و آزادی همه هستیم مگر آنانی که به دلیل نقض حقوق مردم مجرم شناخته می شوند و باید محاکمه شوند. تعداد اینان بسیار اندک است. بیشتر سپاهیان و بسیجیان اگر چه طرفدار حکومت هستند ولی جرمی مرتکب نشده اند. باید این ها را به طرف خود جذب کنیم. چگونه؟ باید نشانشان دهیم مرز بندی واقعی کجاست و چه کسانی در اردوگاه ناقضان حقوق مردم قرار دارند و چه کسانی در اردوگاه مدافعان حقوق مردم.
    کار ما همان گونه که بار ها گفته اید با آرامش جلو می رود.
    ما مثل کشتی غول پیکری هستیم که از دور ساکن و بی سر و صدا به نظر می رسد لیکن در واقع با آهستگی رو به جلو در حرکت است و کسی توان متوقف کردنش را ندارد.
    فراموش نکنیم ما همه طفلان راه دمکراسی و حقوق بشر هستیم.

    برخی دوستان سوال می کنند شرکت در انتخابات آری یا نه.
    فکر کنم بعد از ماجرای 88 و به ویژه ریاست جمهوری روحانی کسی در بی حاصلی این انتخاب ها شک داشته باشد.
    تصور کنید 88 موسوی رییس جمهور شده بود. الان چه وضعی داشت؟ مهره ای بود در دست خامنه ای و سپاه و همانی می کرد که روحانی اکنون می کند.
    // خامنه ای در سرکوب مردم است که موسوی و کروبی را و بسیاری دیگر را منقلب کرد و از خواب غفلت بیدار کرد. من از این بابت از خامنه ای بسیار ممنون و متشکرم.
    اگر در انتخابات شرکت کنید و فلان نماینده را راهی مجلس کنید چیزی تغییر می کند؟ فورا جلسه محرمانه ای با نمایندگان تشکیل می شود و محترمانه به ایشان گوشزد می شود اگر دست از پا خطا کنند سر از نا کجا آباد در خواهند آورد……
    از سوی دیگر شرکت نکردن در انتخابات حق ما است و یک حرکت اعتراضی مدنی است.
    همین الان ببینید جنتی چه فیلمی در آورده که می خواهند مجلس خبرگان را قبضه کنند و ….. انگار مجلس خبرگان کاره ای است. این ها به شیطان هم درس می دهند. دارند بازار گرمی می کنند تا مردم دلسرد و ناراضی را فریب دهند و به صندوق های رای بکشانند.
    وقتی کسی برای رای دادن صف نبندد بسیاری از سپاهیان و بسیجیانی که مردد هستند بیشتر متوجه نا موجه بودن حکومت می شوند…………

     
  31. دنیای عجیبی است! چهار کارتونیست و 8 گروگان در فرانسه کشته می شوند
    که البته بسیار اقدام ناشایسته ای بوده است
    میلیونها نفر را به خیابانها می کشانند و از 60 کشور دنیا نمایندگانش حضور پیدا می کنند
    و همه می شوند شارلی ابدو!!
    اما هزاران سوری را قتل عام و میلیونها سوری را آواره بیابان می کنند و نوزادانشان از سرما می میرند
    و همین آدمها چشمهایشان را بسته اند کسی از این جمعیت دلسوز و دلرحم نمی گوید که
    من یک سوری هستم!!
    انگار که حتی نیم نگاهی هم به کارتونهای همان شارلی ابدو برای سوریه نینداخته اند!

    چه مشکلی برای توانائی تجزیه و تحلیل مغز انسانها
    یا حس همدردی و انسانیت مردم دنیا پیش آمده است؟!
    چه بلائی بر سر بشریت آمده است؟!
    گویا نرم افزار مغز بخشی از آدمهای کره زمین ویروسی شده است!

     
    • اینکه مهد کرامت آزادی انسانی رنسانس از فرانسه آغااز شد و جبهه های جنگی دین سالاران در سوریه سنگر گرفته اند شک نکنید. حالا اگر چندد میلیون انسان در هوای بد با سکوت حمایت آزادی راهپیمایی کنند و ازمداخله دین در حکومت و آزاذی ها نگران باشند ایرادی دارد ؟
      آیا سرنوشت حتی ۱ شهروند شما در اقصی نقاط دنیا که هدفدار کشته شده جای حمایت و پشتیبانی ندارد ؟
      حضور خودجوش نمایندگان ۶۰ کشور دنیا آیا این برتری انسانی به ما احساس حسادت یا حقارت از هویت نمیدهد ؟ که بدنبال دور زدن خود باشیم و در تله جولانگاههای مقتدرین دینی بیفثیم ؟
      البته که سوریه و جنگ و چادرهای یخ زده آوارگان نشان از شقاوت مقابل انسانیت است و متآسفانه این بلا از اتحاد افکار جنایتکاران روسی و شیعه در بلاد سوریه بعنوان خط قرمز گزینش شد و انسانهای معمولی در آنجا زیر گسیل سیل میلیاردها دلار جنگی عقیدتی خفقان گرفته اند .
      گیریم حضور نماینده کشور اسراییل در چشم عده ای غلو باشد ولی آغاز هر همبستگی انسانی و حمایت از شهروندان خویش خطاست ؟ ما ایرانی ها نماینده واقعی نداریم و این جولان زده های داخلی بر مسند جکومت ایرانی نیستند و غارتگران هویت ها هستند تا تنها هویت خویش را برتر بشناسانند و برای این آرمان انقلابی پلید یک گام به عقب نخواهند گذاشت که اینان روسیاهان تاریخ اند

       
    • جناب هیچ کس تو را به خدا بیایید از این شعارها دست بردارید بابا سوریه و عراق و فلسطین و لبنان به من و تو چه ما خودمان کم مشکل داریم

       
  32. یک موی ///// مطهری اصولگرا شرف داره به وجود شارلاتانهایی مثل تابش یا الهه راستگو در شورای شهر که از اخور اصلاحطلبی میخورند

     
  33. جناب سردار سليماني هم عاقبت سر دار جاه طلبكي سباه ، بيت رهبري حضرات عظام قرباني شدند
    جناب سردار نوروزي هم با يك تير تك تير انداز طعم شربت رو جشيدند
    تا بحال ٥٥٠ نفر از نيروهاي زبده بيخود ، فقط صرف جاه طلبكي حضرات از دست داديم
    هر دم از اين باغ بري ميرسد
    عربستان و دوستان عربش از ما ايرانيها باهوش ترند ايران رو وارد بد مهلكه اي كرده اند

     
  34. جناب آقای نوری زاد عزیز، وقتی آیات قران را میخوانیم برای مثال سوره احزاب و همینطور سبره محمد پیامبر اسلام را مطالعه میکنیم ، میبینیم که ایشان سر زدن اسرا و کفار و همینطور فروختن زنان اسرا را جایز دانسته! ایشان حتی در جنگ بدر به ماه حرام توجهی نکرد و به یک قافله تجاری حمله کرد و پس از آن دستور داد تا روی جنازه آنها پایکوبی کنند. خب تمام این سر زدنها و فروختن زنان ایزدی و …. که داعش انجام میدهد با توجه به اینکه جهاد فی سبیل الله جزء اصول دین اسلام است، چیزی نیست جز اسلام ناب محمدی! پرسش بزرگ اینست؛ چنانچه این آیات شیطانی باشد پس چطور از درون دین اسلام ،تمدنها، معماریها و فلسفه و ادبیات بینظیری سربرآورده که همه ما به زیبایی اش اذعان داریم!؟

     
  35. به بهانه سقوط آزاد فریب های دینی عقیدتی

    پرتو ی شما روشن است
    و عمامه بسر های خبرگان و نگهبان با ۵۰ نماینده شاکی روزگارشان همی تاریک
    شکایتهای یکطرفه و قاضی های جانبدار مکتبی بسته
    صدور بیانیه های محکوم
    لشگری کوچک در امتداد شکستن
    شکستن در مقابل ساده ترین گفته ها شکل ها و تندیس ها
    و وحشت از رقص حتی یک پروانه
    که نامش نهادند آرمان های بر حق
    شعله ها پدیدار شد به ردای بلند مفتی های شیطان صفت
    هوار و جنجال شد فلسفه گزینش های فاسده نگهبان
    و سقوط آزاد به سبُکی آلاینده های معلق از هوا
    بِکِش زبانه شعله که پرتوی فردای ایران دیریست در روشنی صبح مشرق بیتاب است
    و این عشق چال کردنی نیست

     
    • جناب نوري زاد سلام

      شما گفته ايد:

      “یک: من در این چند روز به بلندای سخن اخیرِ فرانسوا اولاند رییس جمهور فرانسه فرو شده ام که بلافاصله بعد از کشتار کاریکاتوریست های نشریه ی شارلی ابدو بدست عده ای “الله اکبر گو”، مردم فرانسه را به آرامش خواند و گفت: دین اسلام هیچ سنخیتی با اینگونه حملات ندارد.
      شما همین یک سخنِ هوشمندانه و سیاستمدارانه و البته انسانیِ اولاند را بر یک کفه بگذارید و کفه ی دیگرِ ا…..”
      ———————————————————————————————–
      شماحالا به بلنداي سخن اولاندا فرورفته ايد، شمااگردرحركت سياسي تان يك بام و دوهوانيستيد؛ بس چرا آن روزي كه فراسوااولاندا باهمبيمانانش اين داعشي هاي الله اكبرگورا براي ريختن خون هزارن انسان بي گناه سوريه وعراق به اين سرزمين روانه مي كردند وتجهيزات جنگي شان را مجهز مي كردند وهمين الآن هم بابشتيباني فرانسوا اولاند دراين سرزمين هاسفاكي وخونريزي مي كنند وانسانهاي بي گناه را قتل وغارت وآواره كرده اند واسير وبرده گرفته اند.

      چطور وچگونه انسان دوستي شما هيچ وقت دراين موارد گل نكرد؟
      وبه فكر وروشنگري انسان دوستانه درقتل وغارت مسلمانان بي گناه اين سرزمين فرونرفتيد؟
      به معالجه ودرمان شدن اين داعشي هاي مصدوم دربيمارستانهاي اسرائيل ،بس چرا هيچ فرونرفتيد؟ كه سرش چيست؟
      ازحمايت اولاند ازداعشي ها وتربيت وارسال آنان ازخودفرانسه به عراق وسوريه چگونه هيچ به خودتان فرونرفتيد؟

      ازكشتارددمنشانه اسرائيل مردم فلسطين وغزه دراين بيش ازهفتادسال است كه هرروزآنان را كشتار وغارت كرده اندهيچ بخودتان فرونرفته ايد؟
      شما چگونه بادروغ شاخدار وواضحتان ازانساندوستي دم مي زنيد؟
      شما چگونه به انسان دوستي دروغينتان عشششششق مي ورزيد؟

      ازهمين جا براي همگان معلوم شد كه شما عاشق حرف زدن خودتان هستيد حالا اين سخنوري تان گاهي به نفع بهائيان باشد وياآتنا فرقداني ويا آدمكشان درجه يك امثال فرانسوااولاند فرقي نمي كند .بس شما عاشق انسانيت نيستيد بلكه عاشق هواي نفستان هستيد كه دوست داريد فقط حرف بزنيد اگرهم سخنانتان متناقض ومتضادهم باشددرنظرشما عيبي ندارد. وليكن بايد اين را مي دانستيد كه فرقي بين انسانهاي محترم وغيرمجرم نيست.چه فرانسوي باشد وچه سوري وياعراقي وفلستيني وغزه اي باشد.

      وگفته ايد:
      “چرا سپاس نگویم از آدم های فهیمی که همین نشریه ی شارلی ابدو را می گردانند؟ آنان در شماره ی ویژه ی خود که می توانست بسیار خشماگین باشد، رحمتی از پیامبر اسلام را طرح زده اند در تیراژی به وسعتِ سه میلیون نسخه. این که: من خود شارلی هستم. که یعنی: منِ محمد در غم شماها شریکم.”

      بلي شما بايد حالا سباسگوي مجله مبتذل جنسي شارلي ابدوباشيد كه به وسعت سه مليون تيراژ به بيامبر اسلام شما كه مدعي بيروي اش رادرزبان داريد وليكن درعمل نداريد،توهين كرده است ،توهين وي را بستائيد.عاقبت كارشما بكجا بينجامد خدا ميداند .وليكن گفته اند: سالي كه نكوست ازبهارش بيدااست.
      بنده حقير هم عمل تروريستي داعشي هارا محكوم مي كنم وهم عمكردفرانسوا اولاند را بمراتب بيشتر ازآنهاكه همين داعشي هارا براي كشتارمردم سوريه وعراق گسيل داشتندوتجهيز ومجهز به انواع سلاح كردند ومي كنند.

      اما شما فقط ازآخوندهاي حكومتي ايران تنفرداريد آن هم به دليل اخراج شما ازكار وبايكوت كردن شما ازسوي امثال حسين شريعتمداري ها كه ازانجمن اهل قلم بيرونتان انداختند. بس عقده وكينه شما شخصي است نه براي حريت ودموكراسي وآزادگي ملي واجتماعي.
      بس شما دردانساندوستي نداريد زيرا كه هرظالم وستمگري موردتنفراست چه فرقي مي كند آخوند ظالم باشد يافراسوااولانداي ستمگر وآدمكش ويانتانياهو وموشه دايان آدمكش وغارتگر وياغيرهم.

      بس چه جاي ستايش اولانداي آدمكش وتروريست برور مي ماند كه شما ستايش كرده ايد؟
      بله برواضح است كه هرستمگر وقاتلي براي بوشش جرم خويش سخنان متناقض باعمل وكردارش حرفي بزندكه شما خوشتان بيايد،مگرشما عقلت را به چه كسي سبرده اي وتعقل نمي كني ونمي دانيد ونفهميده ايد كه بيشتر اين داعشي هاي تروريست وآدمكش را همين فرانسوااولاند
      به خاورميانه گسيل داشته است ؟ حال خودشان گرفتار شده اند؟

      من گمان نمي كردم كه شما اينقدر تهي مغز باشيد وخودباخته وغيرمعتدل ولي حالا بايد تصديق كنم متأسفانه.
      وحرف آن روانشناس را تصديق مي كنم كه هيچ بيشرفتي نكرده اي بلكه بسرفته گي ات فزوني گرفته است ودچار بريشانگوئي شديد شده ايد وسخنانتان ديگردرنظرعقلا بشيزي ارزش ندارد.
      والسلام علي من اتبع الهدي
      مصلح

       
      • جمهوری اسلامی برره

        هاااا شما چقدر بی ادبیات بیدی حتما پای منبر آخوند نشته بیدی ..

         
        • آتنا فرقدانی

          متاسفانه ایشان خودش آخونده عوض اینکه درس اخلاق بده و عفت کلام داشته باشه ادبیات چاله میدانی آموزش میده ! آدم معقولی به نظر می رسید نمی دانم چه شد که //// !

           
          • جناب منصور خان
            خوب شدادب ومتانت شمارا هم فهميديم.باهاشورهائي كه جناب نوري زاد برآن بي ادبي ات كشيده بود.
            بنده به كسي توهين وبي ادبي نكرده بودم بلكه خطابم به جناب نوري زادبود كه رفتار يك بام ودوهوا صحيح ودرست نيست.

            اگرتروريستي وآدم كشي بداست ،تروريست بروري وفرستادن آنها براي كشتن سوري ها وعراقي هاوآواره كردن وكشتن واسيركردن آنان نيز،هم بداست وزشت ونابسنداست وغيرانساني وظالمانه است.واين ظالم وياآن ظالم هيچ فرقي ندارند ،هردودشمن خداوند هستند.
            وامير-ع- فرمود حسن جان وحسين جان دشمن ظالم باشيد وكمك كننده مظلوم باشيد.

            وديديد كه نوشته هاي بنده هيچ هاشوري نخورده بود.

            اماشماها يك دفعه دگرگون مي شويد وبه آدمهاي /// تبديل مي شويد وفحاشي وبي ادبي تان ازآن نوع است كه جاي تأسف است.
            مصلح

             
          • آتنا فرقدانی

            جناب آخوند توهین به آقای نوری زاد به معنی توهین به همه کاربران و دوستداران ایشان است فهمیدن این سخته ؟ شما اگر منطقی در نوشته ات بود آن را به توهین آلوده نمی کردی آخوند فحاش هم نوبره والا ! البته مجازی اش در ضمن هاشورهای نوشته من در مقابل توهین های شما هیچ نبود از آقای نوری زاد در خواست میکنم منتشر کنند > ////
            ضمنا من منصور نیستم کارآگاه جانی دالر هستم

             
      • انچه را ما از غربیان باید بیاموزیم ان قسمتی است که برای مردم خودشان میکننئد وگرنه در سیاست خارجی به هیچکس رخم نمیکنند و منا فع مردم خودشان را میجویند. ما باید عاقل باشیم و خود را طعمه انها نکنیم. آقای نوی زاد قبلن گفته است که بهتر است سپاه از همه دخالت های خود در منطقه دست بکشد. هولند نه اقای نوری زاد را میشناسد . نه به نصایح او گوش میکند فقط منافع مردم خود را میجوید. انها فقط از جنگ سنی و شیعه استفاده میکنند. مگر اسلخه در دنیا کم است اگر ما برویم 4 تا تفنگ به شیعه بدهیم یکی دیگر میرود 8 تا به سنی میدهد و جنگ تا انتهای تمام شدن نفت ادامه پیدا میکند.

         
      • با عرض پوزش از آقای مصلح

        شما مصداق این مثل هستید که می گوید« زنبور درشت بی عسل را گو باری عسل نمی دهی، نیش مزن»

        واقعاً مطالب و انتقادات شما بسیار شرم آور است و در شأن اسم شما نیست.

        آقای مصلح این اطلاعات را از کجا آورده اید، نکنه علم غیب دارید که به این سادگی تهمت می زنید و ذهن دیگران را می خوانید.
        به قول ظریفی: «اعتماد بنفس نیست که ، اعتماد به سقف است.»

        در ضمن برای اطلاع شما باید عرض کنم که نیروهای داعش ساخته و پرداخته حوزه های علمیه

        اهل سنت و بویژه فرقه وهابیت هستند. این نیروها به شدت دشمن یهود و نصارا بوده و آنان را

        کافر می دانند ولی در حال حاضر معتقدند باید حساب منافقان( مسلمانان اهل سنت که مخالف

        منش و رفتار ایشات هستند.) را برسیم و دولت اسلامی تشکیل داده و بعد به سراغ مشرکین(

        شیعیان) و کفار (یهودیان و مسیحیان و غیره) برویم.

        گفته اید سخنان آقای نوری زاد نزد عقلا پشیزی ارزش ندارد؛ آیا شما جزء عقلا هستید که از جانب ایشان سخن می گویید؟ حاشا و کلا به این عقل و خرد؛ نکنه معنای عقل و خرد عوض شده و ما نمی دانیم؟
        آقای مصلح ! کاسه داغتر از آش هم که هستید. آیا تصویر محمود عباس فلسطینی را در عکس بالا نمی بینید ای انسان عاقل و با خرد؟ با عرض پوزش

         
        • جناب بيروحق باسلام
          اميدوارم كه بيروواقعي حق باشيد.

          وخلاصه اينكه شمارا قابل ندانستم كه جواب مشروحي بدهم بلكه فقط گفته هاي خودت را بخودت حواله مي دهم وآن اينكه شماهم كاسه داغتر ازآش نباشيد .وعقل شما هم ازنوشته تان بيدا وهويدااست.
          باميدداشتن يك ذره عقل وتعقل وتفكرشما.
          مصلح

           
      • با درود به نوریزاد عزیز و هم میهنان فرهیخته : باز مصلح عزیز با فیلتر شکن نابکار به حمایت از مظلومین!!! آمده چرا با او محاجه میکنید؟ //// …………….حمایت ارگان رسمی انصارحزب الله از ترورهای پاریس

        منتشر شده در پنج شنبه, ۲۵دی , ۱۳۹۳ | ۵:۲۷ ق.ظ.

        نشریه «یالثارات‌الحسین» ارگان رسمی انصار حزب‌الله در تازه‌ترین شماره خود از ترور چهار کاریکاتوریست و هشت روزنامه‌نگار نشریه «شارلی ابدو» در پاریس استقبال کرد.

        به گزارش سحام به نقل از دیگربان، این هفته‌نامه که بودجه آن از سوی دفترعلی خامنه‌ای تامین می‌شود و ساختمانی چهارطبقه از سوی این دفتر دراختیارش قرار دارد به طوررسمی از ترور‌های هفته گذشته در پاریس استقبال کرده است.

        Hezbollah-saham-news

        در شماره ۷۸۰ هفته‌ نامه «یا‌لثارات» به صراحت نوشته شده قتل «سب» کنندگان پیامبر اسلام پدیده‌ای «مبارک» است.

        «یالثارت‌الحسین» عنوان نخست صفحه یک خود را به شعری به این مضمومن که «امسال ایام ربیع/ نور علی نور شد/ دشمن هتاک نبی/ روانه گور شد» اختصاص داده است.

        پیش از این نشریه نیز برخی رسانه‌های محافظه‌کاران تندرو نشریه «شارلی ابدو» را «هتاک» دانسته و از حمله مسلحانه به دفتر این نشریه به طور تلویحی حمایت کرده بودند.

        مقام‌های جمهوری اسلامی نیز در پی انتشار کاریکاتور جدید از پیامبر اسلامی در این نشریه این اقدام را محکوم کرده و گفته‌اند این مساله باعث تحریک احساسات مسلمانان جهان خواهد شد.

        به گزارش سحام، هفته‌نامه یالثارات نوشته است که قتل کسانی که به پیامبر اسلام توهین کرده‌اند«پدیده‌ای مبارک» است اما«باید حساب آن را از فاعلان آن جدا ساخت.»

        یالثارات گفته است:«عملیات کیفر ساب النبی از ماه‌ها قبل طراحی و با فریاد «ما انتقام پیامبرمان را گرفتیم» اجرایی شد.»

        سب النبی به معنی دشنام دادن به پیامبر است و به دشنام دهنده ساب النبی می گویند.

        ارگان انصار حزب‌الله می‌پرسد: «عادلانه است حکم فلان محکمه پیزوری غرب لازم الاجرا باشد اما حکم جعفر صادق بر زمین بماند؟»

         
      • مازیار وطن‌پرست

        قابل توجه از میان اظهارات جناب مصلح: “شارلی ابدو مجلهٔ مبتذل جنسی” !!!

        یادم می‌آید یکی از دوستان برای آنکه در ایام بی‌کاری و بی‌پولی شدید درآمدی کسب کند به معرفی آشنایی برای نظارت بر انتخابات از سوی شورای نگهبان معرفی شد. دو هفته هم برایشان کلاس توجیهی گذاشتند. دوستم تعریف می‌کرد در تمام کلاس توجیهی تنها و تنها پشت سر نمایندگان مجلس ششم حرف می‌زدند و اینکه نباید گذاشت امثال ایشان به مجلس راه یابند. اما فکر می‌کنید چه می گفتند؟ مثلا می‌گفتند که آن‌ها نمایندگان وظیفه شناسی نبودند؟ یا رشوه می‌گرفتند؟ یا بی‌سواد بودند؟ خیر! یکی از نمایندگان زن مجلس ششم را (که زنی باسواد و شجاع و از افتخارات تاریخ پارلمان در ایران است و شرم دارم در اینجا نامش را بیاورم) متهم می‌کردند که با اعضای مجاهدین انقلاب اسلامی رابطهٔ نامشروع دارد. آنهم نه یک نفر! با همه! آنهم پیرمردهایی مثل بهزاد نبوی و … !
        اصولا دینمداران ما اخلاق را منحصر به اخلاق جنسی می‌دانند و بس. اگر کسی دروغ گفت، رشوه گرفت، ربا خورد و …. مشکلی ندارد. ولی وای به حال کسی که با یک زن دست داده‌باشد. اگر دقت کرده‌باشید هرکس را هم که به دلایل سیاسی محکوم می کنند در میان اتهاماتش حتما یک اتهام جنسی هم هست!

        حالا هم احتمالا قصد دارند بگویند مجلهٔ شارلی ابدو نسخهٔ فرانسوی پلی‌بوی بوده‌است!

        ضمنا عجیب است که دوستانی مدعی شده‌اند که : “فرانسوی ها تروریستها را به سرعت برق قصاص کردند” یا للعجب! از کی تا حالا مرگ در حین تبادل آتش قصاص است؟ یعنی توی کلهٔ مسلمان بنده و همدینانم نمی‌رود که در اروپا حکم اعدام وجود ندارد؟ و در آنجا کسی برای “خنک کردن دل مردم” حکم صادر نمی‌کند؟ انگار قوهٔ قضائیهٔ ماست که یک زورگیر را صرفا برای ساکت کردن افکار عمومی دارمی‌زنند.
        نمی‌دانیم که تروریست قاتل 70 نوجوان نروژی تنها به حبس ابد محکوم شد؟ همانطور که قاتل بختیار نیز؟ اگر این دو برادر هم زنده به دست قانون می‌افتادند چیزی جز حبس ابد در انتظارشان نبود.
        باور کنید من هم می‌دانم هم مردم و هم دولتهای اروپایی بدی‌هایی دارند، اما دوستانی که با نحوهٔ تفکر آنها آشنا نیستند آدم را تبدیل به وکیل مدافع آنها می‌کنند.

         
  36. جناب نوری زاد
    فراموش نکنید که فرانسوی ها تروریستها را به سرعت برق قصاص کردند همین امر کمک به ارامش مردم نمود. جای تاسف است که در راهپیمایی میلیونی مردم فرانسه حضور نکبتبار نتانیاهو بود. این قصاب چند ماه پیش 2300 غیر نظامی فلسطینی را سلاخی کرد و همین طرفداران دمکراسی ساکت ماندند جا داشت که این راهپیمایی ان زمان انجام میشد . تاسف اور اینجا بود که دولت فرانسه به نتانیاهو اجازه داد که اجساد 4 یهودی را با خود به اسراییل برده و شوی مظلومیت یهود راه بیندازد و از یهودیان فرانسه بخواهد به اسراییل مهاجرت کنند. میبینید با یک تیر چند نشان زدنند. اسلام را بدنام کردنند، تنفر به اسلام را زیاد کردنند، این نکته را درشت کردنند که خشونت ذات اسلام است، دست کاریکاتوریستها و هجوه گویان به مقدسات مذاهب بالاخص اسلام را به نام ازادی بیان ازادتر کردند، سر اخر ان را به یهودیت ومظلومیت انها مربوط کردنند و از قوم یهود خواستند به سرزمین خودشان اسراییل مهاجرت کنند شما به من بگویید سر این نخ و داعش که دیروز توسط یک کودک دو اسیر را اعدام کرد و نمایندگان مجلس ایران که با علی مطهری ملت ایران در مجلس ان نمودنند به کجا میرسد؟ ایا جز ایناست که هرسه یک مقصد رادنبال میکند؟

     
    • پاسخ به توهم توطئه

      توهم توطئه هم حدی دارد! شما اول اخبار را کامل بخوان بعد به تحلیل و تفسیر بپرداز تا دچار خطا نشوی.

      در خبرها آمده بود که دولت فرانسه با حضور نتانیاهو در این راهپیمائی مخالفت کرده و این موضوع را رسما به آنها اطلاع داده است و نتانیاهو هم پذیرفته است ولی 2 روز بعد نتانیاهو بر اثر مشورت با مقامات خودشان از عدم حضور منصرف شده است دولت فرانسه هم وقتی اصرار و پافشاری او را دیده است گفته است اگر شما شرکت کنید ما هم از محمود عباس رسما برای شرکت دعوت به عمل می آوریم که همینگونه هم رفتار کرده است و دیدیم که محمود عباس هم در راهپیمائی شرکت داشته است و روزی هم که نتانیاهو با یهودیان فرانسه جلسه ادشته است به محض شروع سخنرانی نتانیاهو، رئیس جمهور فرانسه جلسه را ترک کرده است و اینگونه نارضایتی خود را از حضور نتانیاهو ابراز داشته است اینها که گفتم همه در خبرگزاریها آمده است وقتی انسان اطلاع نداشته باشد دچار توهم میشود و تحلیلهای دایی جان ناپلئونی میدهد

       
      • برایی کسی که اسلحه ی گرم بدست گرفته همانطورکه غربی ها عمل میکنند باید zero tolerance نشان داد حتی به قیمت جان برخی از گروگان ها. همانطور که میدانید برخی از گروگانها بدست پلیس درجریان مقابله با تروریستها کشته شده اند. یادتان نرود که یهودیهای کشته شده فرانسوی بودنند و برای انتقال سریع انها ،کمتر از 24ساعت، به اسراییل دولت فرانسه تسهیلات را فراهم نموده . و بیاد داشته باشید که در این فرانسه ی ازاد اگر شما تعداد کشته شدگان هولوکاس را کمتر از 6 ملیون اعلام کنید شش ماه تا یک سال به زندان خواهید رفت. در علوم جنایی چنانچه قتلی صورت گیرد برای تعیین قاتل اول به دنبال کسی میگرند که از قتل سود میبرد، دقت کنید که از همه ی این نا ارامی ها چه کسانی سود برده اند. یادتان نرود که قاتلان منتسب به داعش تربیت شده های غرب هستند که به عراق وسوریه رفته اند لطفا به تحلیل دکتر ابراهیم یزدی در این زمینه توجه کنید:
        آزادی آری، توهین هرگز
        ابراهیم یزدی
        گروه‌ها و شخصیت‌های اسلامی که در غرب ساکن‌ اند می‌توانند با مقامات کشورهای اروپایی به مذاکره به نشینند و آن‌ها را قانع کنند که با تصویب قوانین مناسب، توهین به باورهای دینی، نه فقط مسلمانان بلکه سایر ادیان را نیز ممنوع نمایند و راهکارهای حقوقی و قانونی برای شکایت به دادگاه در اعتراض به مطالبی موهن پیش‌بینی کنند.

        ۱- حوادث خونین پاریس با کشته شدن عوامل حمله به یک مجله فکاهی ظاهراً پایان‌یافته است. داستان ازآنجا شروع می‌شود که این مجله کاریکاتوری را چاپ کرده بود که گویا تصویری موهن از پیامبر گرامی اسلام بوده است. اگرچه بعضی از منابع خبری گفته‌اند که این کاریکاتور تصویر ابوبکر البغدادی خلیفه دولت به‌اصطلاح اسلامی و رهبر گروه داعش بوده است نه پیامبر اسلام. در واکنش به این تصویر سه فرانسوی الجزایری تباربه دفتر این مجله حمله می‌کنند و با فریادهای الله‌اکبر، تعدادی از مسئولان و کارمندان مجله را می‌کشند. این عمل موجی از اعتراض‌ها را سبب می‌شود. رهبران کشورهای اروپا و آمریکا بلافاصله این حادثه را محکوم می‌کنند. رهبران نهادهای اسلامی نیز این اقدام را که ظاهراً به نام اسلام و دفاع از پیامبر صورت گرفته بود، محکوم کردند. در ادامه این حمله، ترورها و گروگان‌گیری‌های دیگری نیز صورت می‌گیرد.

        ۲- رهبران کشورهای غربی محکوم کننده این رویداد، تاکید کرده‌اند که حمله به این مجله، اقدام تروریستی علیه آزادی قلم وبیان است. برخی از محافل خاص هم آن را بهانه‌ای برای حمله جدید و توقف‌ناپذیر علیه اسلام و مسلمانان کردند. در محکوم کردن این اقدام جاهلانه رهبران سیاسی و دینی، اعم از مسلمان یا غیرمسلمان هم‌صدا بودند. اما اکنون یک بار دیگر این پرسش اساسی مطرح است که مرز آزادی زبان و قلم در کجاست؟ آیا این نوع آزادی‌ها محدود و مشروط است یا نه، هیچ نوع مرز و شرطی وجود ندارد؟ آیا در کشورهای غربی قوانین محدود و مشروط کننده این نوع آزادی‌ها وجود دارد یا خیر؟ آیا بر اساس آموزه‌های قرآنی، به فرض اثبات توهین به پیامبر اسلام، مجازاتی برای آن پیش‌بینی‌شده است و آیا هر فردی می‌تواند خود رأساً و برا ساس تشخیص خود از حکم و موضوع اقدام کند؟ و آیا این نوع واکنش‌ها ی به تعبیری جاهلانه به نفع اسلام و مسلمانان است یا خیر برعکس موجب وهن اسلام و به ضرر مسلمانان تمام‌شده و می‌شود؟

        ۳- در انگلستان به‌موجب قانون «کفر یا Blasphemy Act» توهین به باورهای دینی ممنوع است. به‌عبارت‌دیگر به بهانهٔ آزادی زبان و قلم نمی‌توان به مقدسات دینی مؤمنان توهین کرد. هنگامی‌که سلمان رشدی کتاب «آیات شیطانی» خود را که حاوی مطالبی موهن به پیامبر اسلام بود، منتشر کرد و با واکنش بسیاری از مسلمانان جهان روبرو شد، شورای مسلمانان انگلیس به استناد همین قانون از سلمان رشدی به دادگاه شکایت کرد. اما دادگاه با این استدلال که این قانون صرفاً شامل دیانت یهود و مسیحی است درخواست مسلمانان را رد کرد. مسلمانان به مجلس انگلیس مراجعه و درخواست کردند که با اضافه کردن یک تبصره به این قانون، شمول آن به دیانت اسلام هم تعمیم داده شود. از پاسخ قوه مقننه انگلیس به این درخواست آگاه نشدم. اما نکته موردنظر، که فراتر از اقدام مجلس انگلیس است، این است که در انگلستان قانونی وجود دارد که اجازه نمی‌دهد به بهانه آزادی بیان و قلم به باورهای دینی یهودیان و مسیحیان توهین بشود.

        ۴- در فرانسه هم قوانین محدود و مشروط کننده آزادی قلم و زبان وجود دارد. ازجمله قانونی است که ابراز هرگونه شک و تردید نسبت به رقم ۶ میلیون یهودی قربانی هولوکاست، جرمی مجازات محسوب شده است که قابل پیگرد قانونی است. در مسئله هولوکاست دو نکته وجود دارد. نکته اول اینکه درزمان حکومت حزب نازی آلمان کینه و نفرت از یهودیان تا آنجا کشیده شد که زنان و مردان و کودکان یهودی، به‌صرف یهودی بودن بازداشت و به اردوگاه‌های مخوف اعزام شدند. در این اردوگاه‌ها بسیاری از آنان کشته شدند. اینکه چه تعداد کشته‌شده‌اند، مورد اختلاف است. دولت اسرائیل تعداد قربانیان هولوکاست را ۶ میلیون اعلام کرده است. صرف‌نظر از تعداد قربانیان، چنین رویدادی در مرکز تمدن اروپایی، آن‌هم نه در اروپای قرون‌وسطی، بلکه در دهه‌های اول قرن بیستم، به‌اندازه کافی شرم آور و آزاردهنده وجدان بشریت است. برای آن‌ها که به کرامت انسان اعتقاددارند، بنا بر قول خداوند متعال در قرآن کریم (مائده ۳۲)، اگر یک انسان، موحد یا غیر موحد، رنگین‌پوست سفید، بنا حق کشته شود گویی همه بشریت کشته‌شده است. اما اینکه در کشور فرانسه قانونی وضع شود که ابراز شک و تردید درباره تعداد قربانیان هولوکاست جرم محسوب شود، بسیار تعجب‌آور و بحث‌برانگیز است. برخی از پژوهشگران اروپایی با ارائه شواهد و مدارک نشان داده‌اند که این رقم به‌کلی اغراق است. قابل‌توجه است که در همین پاریس، شخصیت بزرگی، چون روژه گارودی به این اتهام که در کتاب خود این رقم را نادرست دانسته بود، محاکمه و محکوم شد و چاپ کتابش اجازه چاپ پیدا نکرد. (روژه گارودی پس از مطالعاتش در باره اسلام، مسلمان شده بود. برگردان یکی از کتاب‌های روژه گارودی توسط مرحوم مجید شریف، از قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای، با عنوان «تاریخ یک ارتداد»، توسط انتشارات رسا، ۱۳۷۷ منتشرشده است) اما این محاکمه و محکومیت نادیده گرفتن آزادی قلم و بیان تلقی نشد و اعتراض رئیس‌جمهور فرانسه یا روسای کشورهای اروپایی و آمریکا را بر نیانگیخت.
        هنگامی‌که فیلم هالیوودی معروف «آخرین وسوسه مسیح» به نمایش گذاشته شد، بسیاری از مسیحیان، ازجمله مقامات رسمی کلیسا آن را موهن به عیسی مسیح دانستند و به موضوع این فیلم اعتراض کردند، اگرچه کشتار و تروری صورت نگرفت. اما در پاسخ به این اعتراض، آزادی زبان قلم هم مطرح نشد.
        توجه به‌ضرورت رعایت فرهنگ‌های ملی و بومی در اصل هجدهم معاهدات بین‌المللی حقوق اجتماعی و اقتصادی، تأکید شده است.

        ۵- اگر این کاریکاتور واقعاً تصویر موهنی از پیامبر بوده است ایا ازنظر دینی جرم و مرتکب آن واجب القتل است؟ زمانی که کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی منتشر شد و واکنش شدیدی در میان مسلمانان جهان ایجاد کرد و آقای خمینی هم فرمان قتل نویسنده کتاب را صادر کردند، نهضت آزادی ایران هم تصمیم گرفت بیانیه‌ای در محکومیت سلما ن رشدی صادر کند. اما این پرسش برای ما مطرح شد که آیا مجازات توهین یا سب پیامبر واقعاً قتل است؟ برای اطمینان از این مسئله به‌اتفاق آقایان مهندس بازرگان و دکتر سحابی به دیدار آیت الله حاج سید ابوالفضل زنجانی، که مقام علمی برجسته ایشان موردقبول عمومی بود، رفتیم. در این دیدار ایشان توضیح دادند که از آیات کریمه قرآن چنین دستوری استنباط نمی‌شود. روایات در این موضوع هم ضدونقیض هستند و هم عموماً معتبر و قابل‌اعتنا نیستند. بنابراین شاید بتوان با جرات گفت که هیچ مجوز شرعی برای چنین اقدامی وجود ندارد. اما اگر کسانی باور یا استنباطی غیرازاین داشته باشند، به مسئله باید از بعد دیگری بحث و توجه شود. بسیاری از علما و فقهای بزرگ، ازجمله آقای خمینی، معتقدند که اگر اجرای یک حکم قطعی الصدور دینی موجب وهن اسلام باشد، اجرای آن را باید موقوف کرد. آیا آنچه چند جوان مسلمان، در پاریس انجام دادند، به نفع اسلام و مسلمانان شده است یا برعکس بهانه به دست دشمنان پنهان و آشکار مسلمانان و حملات جدید به اسلام و مسلمانان داده است.

        ۶- بعد از فروپاشی شوروی سابق و بسر آمدن عصر مارکسیسم به‌عنوان ایدئولوژی انقلاب و پایان جنگ سرد، روابط نیمکره شمالی (کلیه کشورهای توسعه‌یافته) با جهان اسلام به یکی از محورهای عمده در روابط بین‌المللی تبدیل‌شده است. در بررسی این روابط باید موقعیت «اسلام» به عنوان یک اندیشه، از وضعیت «مسلمانان» به‌عنوان یک مجموعهٔ انسانی، جدا از هم در نظر گرفته شوند. اسلام، مستقل از عملکرد مسلمانان، در حال گسترش است. برخی از پژوهشگران بر این باورند که اسلام بار دیگر نقش خلاقی را در جامعه بشری ایفا می‌کند. جاذبه درونی اسلام و رشد خودجوش آن موجب واکنش‌هایی از جانب برخی از نئوکان‌ها یا محافظه‌کاران مسیحی و یهودی در غرب و طرح پدیده «اسلام هراسی یا اسلام فوبیا» شده است. متأسفانه عملکرد برخی از گروه‌های سیاسی به نام اسلام به این هراس دامن زده است.
        آیا در پشت پردهٔ وقایعی از نوع پاریس یا داعش در عراق یا عملیات انفجاری و قتل صدها نوآموز دبستانی در پاکستان یا اعمال شرم‌آور بوکو حرام در نیجریه عوامل تحریک‌کننده وابسته به محافل خاص در غرب، که از ساده‌اندیشی و احساساتی بودن جوانان مسلمان استفاده کرده و می‌کنند، وجود دارد یا خیر، باید به‌دقت بررسی شود.
        همان‌طور که در بالا اشاره کردم روابط میان کشورهای نیمکره شمالی و جامعه جهانی اسلام یکی از مهم‌ترین محورها در روابط بین‌المللی است. منافع کلان و راهبردی مسلمانان در مهار حرکت‌های ضد اسلام و مسلمانان است. این هدف از دو سو قابل تحقق است. از یک مسلمانان جهان، بدون وابستگی‌های فرقه‌ای و مذهبی می‌توانند و باید متحدا و هماهنگ با جریانات سلفی افراطی و خشونت‌گرا برخورد و از هر راه ممکن برای مهار آنان اقدام کنند. مهار اینکه مسلمانان اسیر جو نشوند و از هر نوع واکنش‌های احساسی نسنجیده در برابر تحریکات ضد اسلامی خودداری ورزند. مهار و اصلاح این گروه‌ها یکی از عمده‌ترین چالش‌هایی است که جهان اسلام با آن روبروست. این مهم با استفاده از ابزارهای نظامی به‌تنهایی میسر نیست.
        اما از بعد دیگر نهادها، گروه‌ها و شخصیت‌های اسلامی، بخصوص آن‌ها که در کشورهای غربی مقیم هستند می‌توانند با استفاده از راهکارهای دموکراتیک قابل‌دسترسی در این کشورها و وضع قوانین از اقدامات تحریک آمیز و دعوت به تقابل جلوگیری کنند. از پیامبر خدا نقل‌شده است که فرمود اگر می‌خواهید از شر قومی در امان بمانید زبان آنان را فرابگیرید. روشن است که منظور زبان محاوره‌ای نیست بلکه منظور فهم ذهنیت و به تعبیری «روح» این ملت‌هاست. اگر در فرانسه قانونی وضع‌شده است که هرگونه تردید در باره ارقام قربانیان هولوکاست جرم شناخته‌شده است و یا در انگلستان قانون کفر تصویب‌شده است، نشان از تأثیرگذاری یهودیان و مسیحیان در قوای مقننه این کشورها دارد. مسلمانان امروز در اروپا و آمریکا گروه‌های جمعیتی قابل‌توجهی شده‌اند و می‌توانند از امکانات موجود در این کشورهای برای تصویب ممنوعیت توهین به اسلام و باورهای دینی مسلمانان استفاده کنند. در آمریکا این مسئله با موفقیت تجربه‌شده است. شورای روابط عمومی اسلامی، به‌عنوان بازوی عمل مسلمانان آمریکا در واشنگتن و نهادهای قانون‌گذار در استفاده از این شیوه موفق بوده است. دکتر خطوط، از فعالان برجسته مسلمان در آمریکا، که اخیراً به رحمت ایزدی پیوست، از بانیان این نوع فعالیت بود. باید این شیوه عمل تجربه‌شده را به همه‌جا تعمیم داد. روزگاری اسلام در تصویر یک عربی با یک شتر و شمشیر در بیابان ارائه می‌شد. اما امروز اسلام همسایه دیواربه‌دیوار شهروندان مسیحی و یهودی در اروپا و آمریکا شده است. صلح و آرامش در همگان درگرو شناخت یکدیگر و احترام متقابل به باورهای دینی دیگران است. زمانی مسیحیان در دعاهای روز یک شنبه یهودیان (و ترک‌ها را، به‌عنوان نماد مسلمانان) لعن می‌کردند. چند سال قبل به دستور پاپ این دعا از مراسم مذهبی حذف شد. نهادها، گروه‌ها و شخصیت‌های اسلامی، بخصوص آن‌ها که در غرب ساکن‌اند می‌توانند با مقامات کشورهای اروپایی به مذاکره به نشینند و آن‌ها را قانع کنند که با تصویب قوانین مناسب، توهین به باورهای دینی، نه فقط مسلمانان بلکه سایر ادیان را نیز ممنوع نمایند و راهکارهای حقوقی و قانونی برای شکایت به دادگاه در اعتراض به مطالبی موهن پیش‌بینی کنند.
        دولت‌های اسلامی نیز می‌توانند با استفاده از امکانات دیپلماتیک به تحقق این هدف کمک کنند.
        منبع: مردم امروز

         
        • در سال های اخیر فقط یک بار دادگاه کسی را به حاطر اظهاراتش محکوم کرده است. لوپن رییس حزب دست راستی مطالبی شبیه احمدی نزاد در مورد هولوکاست گفته است دادگاه او را به پرداخت 1 فرانک محکوم کرده است.

           
    • می فرمایید با کسی که اسلحه گرم به دست گرفته و حاضر نیست اسلحه را زمین گذارد و علاوه بر آن که چندین نفر را کشته هر لحظه ممکن است به دیگران و یا به نیروی انتظامی شلیک کند و افراد بی گناه بیشتری را به قتل برساند چه باید کرد؟ منتظر شد تا به کشتن ادامه دهد؟
      باید همه چیز را به نفع معتقدات دینی مصادره کنیم؟

       
    • اسراییل هم دچار یک استبداد دینی ست.منتهی از نوع یهودی ان.کلا مشکل .مشکل حاکمیت دین است.که انسانها را طبقه بندی میکند.ونگاه غیرانسانی به انسانها دارد.ان هم به بهانه نجات ورستگاری انها.وتا به امروز هم دامن ان بسیار بسیار لکه دار وخونین است.
      با این همه مسئله اسراییل بسیار پیچیده ست.در حل هر مشکلی دو طرف قضیه بایست کوتاه بیان نه اینکه زیاده خواهی کنند.وتا این کوتاه امدنها نباشد تنش ادامه خواهد داشت.به یاد داشته باشید تنش این دو هم تنش مذهبی و دینی ست.مطمئنا اگر دینی نبودتابه حال حل شده بود.

       
  37. فرانسویان این تمدن را ساده بدست نیاورده اند.هم ا کنون بر سر هر ایستگاه مترو چند نفر نوریزاد ایستاده اند انها برای یک سندیکای کارگری یک جنبش اجتمایی و یا یک حزب تبلیغ میکنند. هر روز علم را عمیق تر میکاوند و اسرار طبیعت و روابط بین الملل و بهترین شیوه های اموزش و پرورش را مییابند. انها 800 سال است که در دانشگاه سوربون بدین کار مشغولند. مخققین انها مو را از ماست میکشند. و برای حل هر مشکل شان صد کتاب مینویسند. در محل کار و دانشگاه کلمه ای دروغ را تحمل نمیکنند. میگویند نمیخواهیم مثل موش زندگی کنیم. اگر ازادی نباشد مرگ را ترجیح میدهیم. انها خود را به آخرین ابزارهای فکری مجهز کرده اند و هر روز شیوه های فکری خود را اصلاح میکنند.

     
  38. سلام و درود بر منادی حق و آزادی دکتر نوری زاد خستگی ناپذیر
    سلام بر منادی آزادی و حقیقت، نماینده شجاع دکتر مطهری فرزند خلف شهید مطهری
    این حداقل قدرشناسی است که می خواستم از طریق این سایت تقدیم برادر عزیز و بزرگوارم استاد مطهری کرده و دِین خود را به ایشان اداء کنم. روح پدرت شاد که چنین فرزند برومند و باقیات صالحاتی از خود به یادگار گذاشت. نفس گرم و پر شور شهید مطهری هنوز در جامعه استبداد زده ، تملق و ریا زده، دروغ زده و… ایران امروز ما در حال جان فشانی است. زنده باد آزادی، زنده باد حریت و آزادگی، زنده باد مردانگی، زنده باد بصیرت حسینی، زنده باد افشاگری زینبی، زنده باد غیرت سجادی
    با شنیدن خبر ناگوار مجلس شورای غیر اسلامی ، به یاد مجلس یزید در شام افتاده که حضرت امام سجاد و زینب کبری (علیهم السلام) به افشاگری و رسواسازی یزیدیان پرداختند. تاریخ چه زیبا تکرار می شود. فاعتبروا یا اولوالابرار

     
    • پیرو حق
      با عرض پوزش از خوانندگان عزیز
      اصلاح می کنم: فاعتبروا یا اولواالابصار صحیح است.
      در ضمن در مجلس یزید، اجازه داده شد تا حضزت زینب کبری و امام سجاد(علیهم السلام) افشاگری کرده و از حقانیت خود دفاع کنند و ظاهراً یزید ملعون جلسه را تعطیل نکرد ولی در مجلس ما متاسفانه اجازه آگاهی رسانی به نماینده شجاع و با بصیرت حسینی داده نشد و جلسه تعطیل گردید.

       
    • با عرض پوزش اصلاح می کنم که فاعتبروا یا اولوا الابصار صحیح است.
      در ضمن اضافه می کنم که در مجلس یزید، اجازه دفاع و افشاگری به حضرات زینب کبری و امام سجاد(علیهم السلام) داده شد و کسی داد و فریاد و مرگ بر این و مرگ بر آن نداد بلکه همه دنبال تبری جویی و انداختن گناه سر دیگران داشتند ولی در مجلس ما این اجازه حداقلی نیز به دکتر مطهری داده نشد. با تشکر

       
  39. جناب البرز
    من مانده ام که ما ایرانیها تا کی می خواهیم فیزیک و مهندسی و شیمی بخوانیم و تا عمق کوانتوم نفوذ کنیم و از آن اسرار نهان هویدا کنیم! دوست من دنیا همان است که هر روز باطلوع خورشید با آن مواجه می شوی! پر از شادی و لذت و پر از رنج و درد و ناراحتی.چیزهایی هست که ما را مشعوف و پرشور و شیدا می کند و چیزهایی هم هست رنج و تأثر و غم را در سویدای روح و جسممان رسوخ و نفوذ می دهد. آنچه چشم باز شده ات می ببیند همان حقیقت دنیاست. ما به دنیا می آییم مثل صدها و هزاران و میلیونها نوع موجود حیاتمند دیگر و با داشتن نیروهایی تا مدتی زنده ایم و سپس پژمده و نابود می شویم.در آنچه به روابط و مناسبات خود ما آدمها ربط دارد زندگی می تواند از یک جهنم مجسم به سمت یک زندگی آرام و نسبتا لذت بخش و خوشی آور دگرگون شود. تفاوتهای جوامع نمونه روشنی از میزان این دگرگونی است. اما در باره حیات و مرگ طبیعی و نور و ظلمت متافیزیکی(شبیه اندیشه زرتشت و اشراقیان و اندکی هم رواقیان زاهد و عارف منش) ما معمولا دچار توهم می شویم. من نمی دانم ما ایرانیها تا کی می خواهیم فکر کنیم ظلمت رخت برخواهد بست و سفینه زندگی ما آدمها بر نور و الوهیت راستین لنگر خواهد انداخت و چه و چه! این تخیلات که نوعا محصول اندیشه دوستان بهایی سرزمین من است یک شعبه ای از همان عرفان مآبی دائم انسان ایرانی است که همیشه در مواجهه با حقایق تلخ زندگی به وعده های ناکجاآباد رو می آورد و دنیاداران هم خیالشان را آسوده می کنند که ملتی تا در این توهمات غوطه ور است قدرت و جرات فهم زندگی عادی و طبیعی را نخواهد داشت و مطالبه گر زندگی آری خود زندگی نخواهد شد. انسانی که به اندکی خودباوری رسیده باشد و با واقعیات هستی مواجه شده باشد لحن تراژیک و کمیک جهان را خواهد فهمید و با آن کنار خواهد آمد اما و اما رو به سوی زندگی طبیعی خواهد کرد و با گامهای کوچک و خروج از صغارت-همانا جرات اندیشیدن به خود دادن در باره همه چیز و تصمیم گرفتن شخصی نه تکیه بر اراده و نقولات این و آن- اندک اندک مناسبات خود با دیگران به سمت بهبودی و کاستن رنج پیش خواهد برد آنگاه درخواهد یافت که حتی می تواند نامرادی طبیعت را هم با شفقت و حس همدردی مهار کند. یک زلزله مخوف مثل زلزله بم دنیا را تکان داد و از سراسر دنیا، آدمیان طبیعی به کمک و همراهی رنج کشیدگان شتافتند تا به طبیعت بنمایند که خشم و نامرادی او هم مهار شدنی است. علم و هنر، سخت کوشانه در پی کاستن از رنجهای طبیعی هستند و انسانها را به هم نزدیک می کنند. اما کسانی که با اندیشه های متافیزیکی و توهمات عارفانه درگیرند-خود این دیدگاه ها رنج های جانکاهیند- هیچ گاه در کاستن از رنج انسان مشارکت ندارند در بهترین حالت زانوی غم بغل گرفته و به غر زدن مشغول می شوند. عرفانی از این دست که دنیا در نهایت به نورمطلق و روشنایی خواهد رسید یک توهم است که چند هزار سال پیش تاکنون انسان وحشت زده در برابر رنج پیش گرفته اما علم و هنر به مرور از توسعه این توهمات کاسته اند و انسان را به سمت طبیعی بودن و با حقایق بدون رویاپردازی مواجه شدن، دعوت می کنند. النهایه هر کس به قدر خود می تواند اندکی از خشم و بدبینی خود را نسبت به همنوعان بدکارش کاهش دهد و اندکی خود نیز به دیگران آزار نرساند و اندکی در کاستن رنج دیگران مشارکت کند و اندکی لذت و زیبایی و امکانات شادی آور و خوش حال گر به درون جامعه نفوذ دهد آری هر کدام از این اندکها، جامعه ظلمت زده را اندک اندک به قواره یک زندگی طبیعی خواهد رساند اما پناه بردن به توهمات عارفانه و دل خوشکنهای مسوولیت زدا، جز غم و و جز هدر دادن فرصت مشارکت، چیزی به ارمغان نخواهد آورد. به امید روزی که انسانهای ایرانی-اندک اندک در باره چیزها مطالعه و تحقیق کنند و سپس با خرد و اراده خود بیندیشند و تصمیم بگیرند و ترس و واهمه از طبیعت و ظلمت و نور را کنار نهند که بجایی نخواهد رسید. مطمئن باشید ما نه آب جاودانگی خضر را خواهیم یافت نه هیچگاه دچار خشم خدایان خواهیم شد و نه ظلمت از جهان رخت خواهد بست! متافیزک یک گرداب گردان است که تنها ما را در خود فرو می برد و دستمان را از اندک داده های طبیعت هم کوتاه خواهد کرد. اگر دینی و منطبق بر فرهنگ قرآنی هم بیندیشی به همین نتیجه می رسی که من گفتم چرا که قرآن به زندگی رو آورده و مردمان را دعوت به بهره بردن از طبیعت و زندگی طبیعی می کند. این توهمات فیلسوفان و عارفان و متکلمان کهن و اندکی از فقیهان است که ما را از زندگی طبیعی دور می کند!

     
    • جایی می خواندم جهان بینی غرب بر سه پایه

      دانایی زیبایی و پیروزی

      استوار است در حالی که اندیشه مشرق زمین

      گفتار نیک کردار نیک و پندار نیک

      است.

      شما جایی این را خوانده اید؟

       
    • جناب علي 1
      باسلام

      شما اززندگي متافيزيكي عرفاني وياباآموزه هاي ديني دچارتوهم شده ايد ؛ خوب اين توهم شمااست بكسي ربطي ندارد واماكلامتنا برازتناقض است.
      شما گفته ايد:
      “اما در باره حیات و مرگ طبیعی و نور و ظلمت متافیزیکی(شبیه اندیشه زرتشت و اشراقیان و اندکی هم رواقیان زاهد و عارف منش) ما معمولا دچار توهم می شویم. من نمی دانم ما ایرانیها تا کی می خواهیم فکر کنیم ظلمت رخت برخواهد بست و سفینه زندگی ما آدمها بر نور و الوهیت راستین لنگر خواهد انداخت و چه و چه! این تخیلات که نوعا محصول اندیشه دوستان بهایی سرزمین من است یک شعبه ای از همان عرفان مآبی دائم انسان ایرانی است که همیشه در مواجهه با حقایق تلخ زندگی به وعده های ناکجاآباد رو می آورد”بايان كلام شما.

      وشما زندگي همه ايرانيان متدين رابمانندبهائيان ملازم توهم دانسته ايد. ودرآخرگفته ايد:

      “متافیزک یک گرداب گردان است که تنها ما را در خود فرو می برد و دستمان را از اندک داده های طبیعت هم کوتاه خواهد کرد. اگر دینی و منطبق بر فرهنگ قرآنی هم بیندیشی به همین نتیجه می رسی که من گفتم چرا که قرآن به زندگی رو آورده و مردمان را دعوت به بهره بردن از طبیعت و زندگی طبیعی می کند. ”
      بايان گفتارشما.

      دراينجا اقراركرده ايد كه قرآن هم دعوت به بهره بردن ازطبيعت رامي كند؛اين حرف درست است ،اما متناقض اول كلامتان است كه انديشه ديني وعرفاني را محكوم به ” تخيلات “كرده ايد. ودرآخرتناقض ديگري رامرتكب شده ايد وگفته ايد:

      ” این توهمات فیلسوفان و عارفان و متکلمان کهن و اندکی از فقیهان است که ما را از زندگی طبیعی دور می کند! ” بايان گفتارشما.

      سؤال بنده اينست كه توهمات كدام فيلسوف وعارف ومتكلم وفقيه اسلامي شمارااززندگي طبيعي وازبهره مندي ازطبيعت دوركرده است؟
      آيافارابي يابوعلي وياسهروردي وياملاصدرا وبيروانش ،شمارا ازندگي طبيعي دور وازبهره مندي ازمواهب طبيعت برحذرداشاته اند؟

      آيابحث ازمتافزيك مگرمنافات بابهرمندي ازمواهب طبيعت است؟
      آيااعتقادبه وجودخالق يكتا وآفريدگار هستي وبحث ازجلال وجمال خدا وبحث ازاصل وجود كه همان خدا وطبيعت هستي است ،توهم است ؟
      ومنافات بازندگي طبيعي وبهره مندي ازطبيعت دارد؟
      آيا عشق به حقيقت هستي ومعرفت آفريدگار هستي ملازم بافراموشي زندگي طبيعي است وتوهم است؟

      آيا هيچ به معنا ومفهوم سخنانت فكرده اي ونوشته ايد؟ وياهمينطورطوطي واري وبراي عرض اندام خودت ونوشتاريت وبراي خالي نبودن عريضه براي جناب البرزگرامي قلمفرسائي كرده ايد بدون هيچ انديشه ورزي؟

      ازعلي 1 اين نوشتار متناقض جاي بسي تعجب من است،اميداستكه جوابگوباشندكه مقصودشان چه بوده است؟
      مصلح

       
  40. جهان سومی‌ کیست؟

    در جایی به این متن زیبا برخوردم، حیفم آمد با شما عزیزان تقسیمش نکنم:

    وقتی‌ دنیا به فکر تسخیر فضا بود، ما در این اندیشه بودیم که انگشتر عقیق در کدام انگشت ثواب بیشتری دارد!

    این جغرافیا نیست که جهان سوم را تعیین می‌کند! آدم‌ها هستند که آنرا میسازند!

    جهان سوم، جا نیست، شخص است! جهان سوم منم! جهان سوم تویی!

    جهان سوم طرز تفکر ماست، نه آن مرز هایی که داخلش زندگی‌ مکنیم!

    جهان سوم جائیست که در آن، درآمد یک دعا نویس از حقوق یک برنامه نویس بیشتر است!

    جهان سوم جائیست که در آن بسیاری مردمانش با یک “استخاره” هدف تعیین میکنند و

    با یک “عطسه” از هدف خود دست میکشند!

     
    • ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

      ﺑﺎ ﺳﻼﻡ. ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﮔﺮاﻣﻲ ﺑﻬﺮﻧﮓ ﻣﺮا ﺑﻪ ﻳﺎﺩ اﻳﻦ ﺧﺎﻃﺮﻩ اﻧﺪاﺧﺖ
      اﺳﺘﺎﺩﻱ ﺩﺭ ﺩاﻧﺸﮕﺎﻩ اﺯ ﺩاﻧﺶﺁﻣﻮﺯاﻧﺶ ﻋﻠﺖ ﻋﻘﺐ ﻣﺎﻧﺪﮔﻲ ﻛﺸﻮﺭﻣﺎﻥ ﺭا ﭘﺮﺳﻴﺪ ‘ ﻫﺮ ﻛﺲ ﻋﻠﺘﻲ ﺭا ﺑﻴﺎﻥ ﻛﺮﺩ ‘ اﺳﺘﺎﺩ ﺭﻭ ﻛﺮﺩ ﺑﻪ ﺩاﻧﺶﺁﻣﻮﺯاﻥ و ﮔﻔﺖ ‘ ﻫﺮ ﻛﺪاﻡ اﺯ ﻋﻠﺘﻬﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻣﻂﺮﺡ ﺷﺪ ‘ﮔﻮﻳﺎﻱ ﻭﺿﻌﻴﺖ ﺁﺷﻔﺘﻪ ﻣﺎﺳﺖ ‘ ﺣﺎﻝ ﺑﻨﺪﻩ ﻫﻢ ﻳﻚ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻋﻴﻨﻲ ﺭا ﻛﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺩﻳﺮﻭﺯ ﺑﺮاﻳﻢ ﭘﻴﺶ ﺁﻣﺪ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﻴﮕﺬاﺭﻡ ‘ ﺑﻪ اﺗﻔﺎﻕ ﻋﻴﺎﻝ ‘ ﺑﺮاﻱ ﺳﻴﺎﺣﺖ ‘ ﻋﺰﻡ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻪ اﻣﺎﻣﺰاﺩﻩ ﺩاﻭﻭﺩ ﺭا ﺩاﺷﺘﻴﻢ ‘ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ اﺑﺘﺪاﻱ ﺭاﻩ ﻛﻔﺶ ﻋﻴﺎﻝ ﺑﺮاﻳﺶ ﻣﺸﮕﻞ اﻳﺠﺎﺩ ﻛﺮﺩ ‘ اﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻪ اﻭ ﻗﺼﺪ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﻫﻢ ﺩاﺷﺖ ‘اﺳﺮاﺭ ﺑﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﻛﺮﺩ ‘ ﺭﻓﺘﻨﺶ ﺑﺎ ﺳﺨﺘﻲ ﻫﻤﺮاﻩ ﺑﻮﺩ ‘ ﺩﻟﻢ ﻧﻴﺎﻣﺪ ‘ ﺩﻳﺪﻡ ﻫﻤﺎﻧﺠﺎ ﻋﺪﻩاﻱ اﻵﻍ ﻛﺮاﻳﻪ ﻣﻴﺪﻫﻨﺪ ‘ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﻪ ﺳﻮﻳﺸﺎﻥ و اﺯ ﻗﻴﻤﺖ ﺁﻥ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ ‘ ﺑﺎ ﭼﻚ و ﭼﺎﻧﻪ ﺳﺎﻋﺘﻲ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻫﺰاﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﻛﺮﺩﻡ ‘ ﺩﺭ ﺣﻴﻦ ﺭاﻩ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻣﻲاﻧﺪﻳﺸﻴﺪﻡ ‘ﺩﺭ ﻣﻤﻠﻜﺘﻲ ﻛﻪ ﺩﺳﺘﻤﺰﺩ اﻻﻍ ﺳﺎﻋﺘﻲ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻫﺰاﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ و اﺳﺘﺎﺩ ﺩاﻧﺸﮕﺎﻩ ﺳﺎﻋﺘﻲ ﺳﻲﻫﺰاﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ اﺳﺖ ‘ اﻳﻦ ﻣﻤﻠﻜﺖ ﺑﻪ ﺟﺎﻳﻲ ﻧﻤﻴﺮﺳﺪ

       
    • … و با یک باد شکم عبادتشان در درگاه خدا بر باد می‌رود…

       
  41. آتنا فرقدانی

    سوغات اصفهان گز است ، سوغات تبریز تخمه و آجیل است ، سوغات کرمانشاه نان برنجی و روغن حیوانی است ، سوغات کرمان زیره است ، سوغات سوئیس ساعت است ….

    سوغات فرانسه آزادی و احترام به کرامت انسانی است.
    فرانسوی ها برای رسیدن به این آزادی به معنای واقعی کلمه جنگیده اند.
    در پاریس مردم سگ هایشان را بدون قلاده بیرون می برند. یعنی حتی به سگهایشان هم آموخته اند که آزادی تو آنجا تمام می شود که آزادی دیگری آغاز میگردد.
    شما ادب و متانت را در چهره مردمی که در راهپیمائی شرکت کرده بودند دیدید؟ در اوج نفرت و ناراحتی از عملی که انجام شده بود چهره های آرام و مؤدب آنها واقعا نشان از مردمی عمیق و خردمند داشت.

    من با دیدن این راهپیمائی به یاد خاطره ای از اوائل انقلاب افتادم.
    در یکی از شهرستانها یکی از گروههای سیاسی در ورزشگاه شهر میتینگی ترتیب داده بود و تعداد هزاران نفر از مردم و هواداران گروههای مختلف سیاسی در آن حضور داشتند. در کمال آرامش و سکوت همگی به سخنرانی سخنران گوش می دادند. ناگهان غلغله ای در جمعیت پدید آمد . یکی از برادران ارزشی شروع به فحاشی و تهدید مردم به زدن و کشتن کرد. و هرکه را که در اطرافش بودند میزد بدون آنکه عکس العمل مشابهی از طرف مردم صورت بگیرد.
    همه از سالن خارج شدند و در محوطه باز اطراف سالن یک زنجیره انسانی تشکیل دادند برای حمایت از خانم هائی که در داخل سالن گرفتار آمده بودند. تا آنموقع جز عده معدودی هیچکس نفهمیده بود که این هیاهو را چه کسی ایجاد کرده تا اینکه در محوطه بیرون این برادر ارزشی ظاهر شد با لباس رزمی کاران و یک نانچکو در دست رجز میخواند و نانچکو را در هوا می چرخاند. جمعیت آنقدر زیاد بود که میتوانستند زیر پا لهش کنند ولی بسیار خردمندانه و در سکوت فقط زنجیره خود را حفظ کردند.
    البته یک زمانی آخوندها به این ارازل آموزش می دادند که این به مثابه آن آیه قرآن است که در فلان جنگ یک نفر از مسلمین در چشم دشمن ده نفر می نمود. ولی این بیچارگان نمی دانستند که اگر مردم مثل خودشان عمل نمی کنند به این دلیل است که فکر میکنند طبق گفته آقای خمینی در پاریس همه در اظهار عقیده آزادند حتی مارکسیست ها .
    همین برخورد ها و نیز ترور اعضا و هواداران گروههای چپ توسط اوباشان رژیم باعث شد آنها دوباره اسلحه بدست بگیرند
    و به کردستان بروند و به جنگ مسلحانه بپردازند.

    منصور

     
  42. جتاب نوریزاد حقایق سرانجام هویدا می شود خورشید پشت ابر نمی ماند .تمام نیات و کردار ما در اتم های هستی نقش بسته است این را فیزیک کوانتوم می گوید این را عارفان همه ملت ها دیده اند. سپید سپید است و سیاه سیاه .ستم ستم است و داد گری -دادگری .خوبی -بدی نیست و بدی خوبی .دانش دانش است و نادانی نادانی .سرانجام خدا شتاخته خواهد شد که: اوست عشق .همه هستی از اتمهای عشق نقش گرفته.برخی فیزیکدانان می گویند تا ته ذرات را کاویدیم و به شعور رسیدیم .جهان از شعور هستی یافته .اتم ها حاوی شعورند حاوی معرفتند. حاوی عشقند.
    ما دلداده عشقیم و سرسپرده عشقیم ما -در رقصی ابدی و جاودانه و بی انتها در پی عشقیم. خدا عشق است خدا معرفت است خدا دلبری است.جهان بی منطق و بی هدف و بی شعور نیست.بشریت به نور دست خواهد یافت به معرفت به عشق به جاودانگی .
    فیزیک دارد به عرصه هایی وارد می شود که عرفان پیش از آن از آن دم می زده .خداپرستی کلاسیک دگم جای خود را به یک معرفت نوین و خوشبو و سرور آمیز خواهد داد ما بالقوه خدایی هستیم ما بالقوه پیامبرانیم ما بالقوه فرشتگانیم. ما همه یگانه ایم. ما همه عاشق هم هستیم. ما همه یکی هستیم. اینجا عرش است اینجا خداست درون ما درون همه ما.
    ما بیکس و تنها رها نشده ایم ما همه مال هم هستیم ما خدا را داریم ما همدیگر را داریم ما همدیگر را پیدا می کنیم.
    دست از خودخواهی بر می داریم و انسان می شویم. خداگونه می شویم.ما پر از خلاقیتیم ما بی نهایتیم ما دانش بیکرانه ایم..ما عظمت خدا را به نمایش می گذاریم .ما آبروی خدا را اعاده خواهیم کرد.
    تاریکی ها رخت بر خواهد بست و نور و روشنایی خواهد آمد.پروردگار سرانجام از کارهای ما روسپید و سرافراز خواهد شد .
    ظلمات پدیده هایی گذرایند نور بر تاریکی چیره ابدی است دانش بر نادانی چیره ابدی است.امیدوار باشید امیدوار باشیم. سفینه ما به کرانه نورانیت و دانش و الوهیت راستین لنگر خواهد انداخت. من شک ندارم.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

92 queries in 3039 seconds.