سر تیتر خبرها
فیلم کوتاه ” شبی با امیر انتظام”

فیلم کوتاه ” شبی با امیر انتظام”

بیست و هشت آذری که گذشت، سی و ششمین سالروزِ زندانی شدن مهندس عباس امیر انتظام بود. بله، سی و شش سال زندان. سی و شش سال زندان. آن شب به منزلش رفتیم و به جای خیلی ها که نمی شد آنجا باشند، با وی سخن گفتیم و سخنانش را نیوشیدیم. این فیلم را از صفحه فیس بوک من حتماً ببینید و اگر به دلتان نشست منتشرش کنید.

https://www.facebook.com/m.nourizad

محمد نوری زاد
ششم دیماه نود و سه – تهرانShare This Post

 

درباره محمد نوری زاد

65 نظر

  1. سلام
    در فیلم موسیقی بعد از صحبت شما که میفرمایید ما شما را نمی شناختیم با صدا بلندتر از روال پخش میشود و آزار دهنده است بهتر است تنظیم شود بابت زحمات شما سپاسگذاریم

     
  2. مازیار وطن‌پرست

    بودجه‌های میلیاردی آخوندها:

    http://www.radiofarda.com/content/f7-commentary-over-religious-budget-in-iran/26765437.html

    بودجهٔ موسسهٔ نظیم و نشر آثار امام خمینی و تجسمی از طریقهٔ مصرف آن:

    http://www.radiozamaneh.com/195184

     
  3. با سلام و احترام

    بزای اولین بار به مطالعه سوابق آقای امیر انتظام در ویکیپدیا پرداختم و فقط می توانم بگویم ایشان با اراده از تمام زندگی خود برای کشورشان مایه گذاشته اند و بنده به ایشان و همچنین شما عزیزان افتخار می کنم. کسانی که می توانستید همچون افرادی مثل من کنج عافیت را برگزینید و خوش باشید; اما پنجه در پنجه فساد انداختید تا شاید روزی ایرانمان برای همه کشوری بهتر شود.

     
  4. بچه آبادان(لین ده)

    کوروس گرامی ومنصورعزیز:
    ازاینکه به کامن…ببخشید نظربنده پاسخ دادید صمیمانه سپسگزارم،خصوصاًاستادکورس که باکهولت سن (اگراشتباه نکنم)ومشغله زیاد(تحقیق وتبیین مطالب پرارزش ریشه ها)پاسخ نسبتاً مبسوطی مرقوم فرمودند.مطلب جنابعالی راچند بار مطالعه کردم.اگرپاسخ شماراجلوی همکاران آژانس بگذارم پس ازیکی دوبار خواندن؛ چشمانشان راگشادو تنگ می کنند بعد لبهایشان را کج وموعوج کرده می گویند،حالا این می خواد چی بگه یعنی حرف حسابش چیه!…به عقیده بنده اختلاف طبقاتی فرهنگی بسیار بزرگتروزیانبارترازاختلاف طبقاتی اقتصادی است.به عبارت دیگر سطح فکرودانش اکثریت مردم(کف جامعه)باروشنفکران وفرهیختگان بسیارزیاداست،برعکس جوامع پیشرفته. بدین منظوروجود افرادِ واسطه ، در ابنجامعناپیدامیکند.یعنی کسانی که سخنان ومطالب روشنفکران وفرهیختگانرا بصورت ساده وملموس به آحاد مردم انتقال دهند ودرصورت نبود یا غیرفعال بودن این قشرازجامعه ،نظریات متفکران وخردگرایان محدودبه قشروطبقه خود خواهدشدوکاربردی نخواهد داشت.علت ربایش انقلاب بوسیله روحانیون فرصت طلب تنها به این جهت بود که آنها به زبان اکثریت جامعه سخن گفته وبا آن آشنا بودند باچاشنی بعضی صفات رذیله ی دروغ،نیرنگ وریا،و….به همین دلیل تلاش درجهت قداست زدایی از جامعه روحانیت ونشان دادن نقش مخرب این قشردرتحمیق وتخریق جامعه ازوظایف مهم آزادیخواهان است.(راستی مطلب بالا بین خودمون باشه بگوش استاد مرتضی وحاج آقا مصلح نرسه)متأسفانه روحانیون کارنامه ی سیاهی درتاریخ کشورمان دارند وایکاش اینگونه نبود وبنده به این نتیجه نرسیده بودم. منی که یک ماه پس از ازدواج هنگامی که دراطاق خواب، عروس خانم با نازوغمزه میپرسد مرا بیشتر دوست دازی یا مادرت را ومن میگویم هیچکدام را،و وقتی باتعجب میگوید پس کی را دوست داری میگویم امام راوبا تعجب بیشتر می پرسد یعنی خمینی را بیشتراز من ومادرت دوست داری ومن میگویم خیلی بیشتروحاضر بودم جانم را فدایش کنم .حالا اون آدم شده یه آدم هُرهُری مذهب ،ای..بگم خدا باعث وبانیش راجکارکنه.که کسی نیست جزخود روحانیون درراس آنها حضرت آقا.
    :آقامنصورصحبت از صدقه کردی ودفع بلا،به نظر من یکی ازدهها کلماتی است که باید ازفرهنگ ما زدوده شود.ودفع بلا یعنی دفع جهالت چه بلایی بزرگترازجهل ونادانی.میگویی کتاب بدهم به دیکران:کتاب:مطالعه:ایران فکرکنم اشتباهی متوجه شده اید قربان بنده درایران زندگی میکنم نه دراروپا یا آمریکا درمدارس راهنمایی که بنده تدریس میکردم .صدی ،سه یاچهار نفر اهل مطالعه بودند که آنهم ازقبیل خواجه تاجداروسینوهه پزشک فرعون .درپایان اعتراف میکنم سریع نوشته وجملات کامل نیست از این جهت ازدوستان پوزش می خواهم.{یا…هو…}

     
  5. با توجه به افاضات یکی از قرماندهان سپاه در مورد اینکه شرط ایجاد رابطه با غرب مسلمان شدن، یعد شیعه شدن و در اخر هم مقلّد حضرت آقا شدن رئیس جمهور آمریکا است خیلی فکر کردیم و بعد دیدیم ای دل غافل نا نمیدانستیم که آقای پوتین از روسیه، رئیس جمهور چین، فیدل کاسترو، لوکاشنکو از روسیه سفید، میشل سلیمان مسیحی از لبنان قبلا مسلمان شده اند و سنت را اجرا و مدارک مسلمانی را هم خدمت آقا داده اند و بعد هم رابطه بر قرار کرده اند!!..حالا این رابطه هم چه جوری است ، موقت یا دائم و یا سفید بماند!.. در ضمن سردار شما دستت را از روی انقلاب و ارزشها بر ندار..همینجوری نگه دار.جایش خوب است دلاور!!

     
  6. اقتصاد مقاومتی، کم شدن تورم، انبساط اقتصادی۶-۷ درصدی، شیادی ۱۰۰ در صددرصدی:
    در اقدامی اعتراضی سه کارگر اخراج‌شده معدن طلای آق دره شهر تکاب، واقع در آذربایجان غربی در مقابل همکاران و کارفرمایان خود اقدام به خودکشی کردند. معدن طلای آق دره اخیرا ۳۵۰ تن از کارگران خود را اخراج کرده است. در سال ۹۰ به دلیل مشکلات فنی و شکستگی یکی از چرخ دنده‌‌های بزرگ آسیاب کارخانه، فعالیت معدن و استحصال و فرآوری طلا برای بیش از چهار ماه تعطیل شده بود=تحریمها بی اثر هستند.

     
  7. حالا که حصر هیچ وجهه قانونی حقوقی ندارد چرا میرحسین و همسر ایشان و آقای کروبی با اختیار وکیل غیابی از تهمت زنان شکایت نمی کنند؟ حداقل وظیفه دادگستری حضور و رسیدگی به شکایات و نظرات مکتوب اینها میباشد. همینطور اگر کمیسون امنیت ملی مدعی روش حصر افراد میباشد میبایست جوابگوی حکم قانونی و ادله اینگونه بازداشتها باشد و موظف میبوده است اعلام رسمی انجام میداده که متهم های خود را میتواند بدون اختیار وکیل بازداشت دلخواه کرده و نامحدود تحت نظر بگیرد. آیا کسی میداند این کمیته چند نفره چه کسانی هستند و زیر نظر کدام دایره فعالیت میکنند؟

     
  8. در کدام عدالت دینی یا اجتماعی ااموزش علوم جرم شناخته شده است؟

    متن رأی دادگاه بدوی رسیدگی کننده به پرونده ام

    رأی شماره 28/117
    مورّخ 12 /12 / 92
    به تاریخ 6 / 12 / 92 شعبۀ 28 به تصدّی امضاءکنندۀ ذیل در وقت مقرّر ، تشکیل است پرونده کلاسه 92 / 19094 / ط د اتّهامی آقای حسن ممتاز فرزند سراج الدّین دائر بر عضویّت در تشکیلات غیرقانونی گروهک ضالّۀ بهائیّت با هدف اقدام علیه أمنیّت کشور از طریق فعّالیّت غیرقانونی در مؤسّسۀ آموزشی بهائیّت تحت نظر است با عنایت به مجموع محتویات پرونده و بررسی‌های انجام شده و استماع مدافعات نامبرده و استماع مدافعات وکیل وی، دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به شرح ذیل ، مبادرت به صدور رأی [می] نماید .
    رأی دادگاه
    در خصوص اتّهام آقای حسن ممتاز فرزند سراج الدّین ، دائر بر عضویّت در تشکیلات غیرقانونی فرقۀ ضالّۀ بهائیّت با هدف اقدام علیه أمنیّت کشور از طریق فعّالیّت غیرقانونی در مؤسّسۀ آموزشی بهائیّت با عنایت به مجموع محتویات پرونده و بررسی‌های انجام شده و استماع مدافعات نامبرده و گزارش وزارت اطّلاعات در خصوص فعّالیّت غیرقانونی مؤسّسۀ آموزشی بهائیّت ، که علی‌رغم اعلام دادستان محترم کلّ کشور مبنی برغیرقانونی بودن هرگونه فعّالیّت تشکیلاتی ، نامبرده به اتّفاق تعدادی دیگر از سران فرقۀ ضالّه به ادارۀ مؤسّسۀ آموزشی بهائیّت پرداخته و به مدّت چندین سال ، استاد مؤسّسۀ غیرقانونی بهائیّت بوده و به انحراف افکار جوانان پرداخته ؛ با عنایت به اقرار نامبرده به اینکه از اعضای فرقۀ ضالّۀ بهائیّت می باشد که به صورت آگاهانه همکاری خود را با تشکیلات غیرقانونی ادامه داده و اصرار به پیاده سازی اهداف شوم مرکزیّت فرقۀ ضالّه را داشته است ؛ با عنایت به فعّالیّت های انجام شده از سوی نامبرده ؛ دادگاه ، بزه انتسابی را محرز دانسته مستنداً به م 499 ق.م.1 نامبرده را به تحمّل 5 سال حبس به احتساب أیّام بازداشت ، محکوم می‌نماید . رأی صادره حضوری و ظرف مدّت 20 روز از تاریخ ابلاغ ، قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه‌های تجدیدنظر استان تهران می‌باشد

     
  9. هو ۱۱۰
    سلام آقای نوریزاد
    زدست کوته خود زیر بارم که از بالا بلندان شرمسارم
    مگر زنجیر موئی گیردم دست وگرنه سر به شیدائی بر آرم
    ز چشم من بپرس اوضاع گردون که شب تا روز اختر میشمارم
    بدین شکرانه می بوسم لب جام که کرد آگه ز راز روزگارم
    اگر گفتم دعای میفروشان چه باشد حق نعمت میگزارم
    من از بازوی خود دارم بسی شکر که زور مردی آزاری ندارم
    سری دارم چو حافظ مست لیکن بلطف آن سری امیدوارم

    یا علی

     
  10. مافیای دالگروکی

    فردریک فورسایت در کتاب تندیس نوشته که در تمام دوره استالین تنها سیستمی که در کل اتحاد جماهیر شوروی کار می کرد مافیای دالگروکی بود. فرض کنید در شهر باکو شیر نفت فلان کارخانه خراب می شد و تا وقتی شیرجدید نمی رسید، کل کارخانه می خوابید و هشت هزار کارگر ۲۵ روز علاف می ماندند تا شیر از مسکو برسد. فقط یک راه وجود داشت که رئیس کارخانه که دلش برای کارخانه و کارش یا هزار چیز دیگر یا منافع شخصی می سوخت، می توانست در عرض هشت ساعت شیر نفت را تهیه کند. او باید از طریق یک آشنا پیغام می داد تا مافیا از بازار سیاه که دست خودش بود، شیر را به سرعت به رئیس کارخانه بدهد، در عوض رئیس کارخانه هم چشمش را به روی غیب شدن سی ورق پروفیل فیل مشکات می بست. همین بود که بعد از دوره استالین اداراتی کشف شد که وجود نداشتند. مثلا سازمانی در مسکو وجود داشت که صد نفر کارمند داشت، ردیف بودجه داشت، همه هم می دانستند چقدر بازده دارد، ولی همه اینها روی کاغذ بود. همه کسانی که پول را می گرفتند، اداره را ثبت می کردند، بودجه نویسی می کردند، حتی آن را افتتاح می کردند و گزارش لحظه به لحظه پیشرفت هایش را می دادند، همانهایی بودند که حقوق بگیر اداره موهومی بودند، مثلا به نام ” کانون پیشروان بهینه سازی کارگران چرم مسکو( واژدانف)”

    حالا انگار کتاب تاریخچه مافیا را دادند دست آقای سعید مرتضوی و او طابق النعل بالنعل همان را اجرا می کند. خبرش منتشر شده که ساختمانی به شماره ۸۱ در خیابان آزادی تهران، به مبلغ هفتصد میلیون تومان از طرف سازمان تامین اجتماعی در زمان مدیریت سعید مرتضوی برای عباسعلی علیزاده دادستان سابق تهران و شریک جرم مرتضوی به نام “کانون نخبگان عدل(ایتام)” خریده شده و پول آن هم پرداخت شده و تمام شد رفت پی کارش. این موسسه خیریه احتمالا تا به حال به ۸۵۰ یتیم و بی سرپرست کمک کرده، پول عقدکنان و جهیزیه آنها را داده و خیلی کارها برایشان کرده، تنها مشکل این است که چنین موسسه ای وجود خارجی ندارد، یعنی کلا وجود این موسسه روی کاغذ است. حالا مدتهاست دولت دنبال این موسسه می گردد و می خواهد ببیند بالاخره این یتیم های مادرمرده و پدر مرده چه شدند، اما می بیند هیچ خبری نیست و کلا شتر با بارش گم شده. یعنی اگر من می دانستم که آن آدم ۱۵۵ سانتی به نام سعید مرتضوی چنین نبوغی دارد، روزی که دیدمش دستش را ماچ می کردم. نه اینکه فکر کنیم کلمبیایی ها باند مواد مخدر خطرناک دارند و ما نداریم، اصلا اینطوری نیست. نه که فکر کنیم آمریکایی ها آلکاپون داشتند و ایتالیایی ها دون کورلئونه داشتند و ما نداریم، ما هم داشتیم، منتهی مال آنها رسما دزد بودند و با قاضی درگیر می شدند مال ما رسما قاضی بود و با کسی درگیر نمی شد. این هم از سهمیه ما از جهان هستی. حال کن خدا، ببین چه حکومتی ساختی برای خودت.

     
  11. روز گذشته ماموران وزارت اطلاعات سحر بهشتی (خواهر ستار بهشتی) را به اداره اطلاعات احضار کردند.

    به گزارش سحام به نقل از هرانا، سحر بهشتی طبق احضار تلفنی روز گذشته(جمعه ۵ دی ماه) باید برای روز یک‌شنبه ۷ دی ماه در دفتر وزارت اطلاعات در خیابان شهید عراقی حاضر شود. ماموران علت احضار را «پاره‌ای از توضیحات» بیان کرده‌اند.

    سحر بهشتی خواهر ستار بهشتی وبلاگ نویس ایرانی است که آبان ۱۳۹۱ بر اثر ضرب و شتم و شکنجه در پلیس فتا کشته شد.

    وی روز جمعه ۵ دی‌ماه ۱۳۹۳ در گرامی‌داشت شهید مصطفی کریم بیگی در شهریار حضور به هم رسانده بود.

    در آن مراسم نسرین ستوده و رضا خندان، نرگس محمدی، محمد ملکی، حسین رفیعی, روئین عطوفت و محمود صابر برای ساعاتی توسط وزارت اطلاعات بازداشت شدند.

     
  12. مطلب زیر در مورد فساد مالی شرکتهای زیر نظر سپاه ببینید
    http://chamrannews.com/component/k2/item/45473

     
  13. از نا کجا آباد

    جواب ایمیلی به ایرانی دو پاسپورتی در سال۲۰۱۳

    >یک ضرب المثل قدیمی آلمانی می گوید:
    >گاری که سر بالا می رود ، اسب ها همديگر را گاز می گیرند
    >این واقعیت با اینکه نباید باشد ، هست
    >وقتی اوضاع سخت می شود اسب هایی که یک گاری را می کشند به جای آنکه به یکدیگر کمک کنند تا بار را با هم به دوش بکشند، همدیگر رو گاز می گیرند. این کمکی به اوضاع نمی کند. اما اسب ها این را نمی بینند؛ چرا …نمی دانم.
    >آنقدر می دانم که آنهایی که برای نابودی این گاری نقشه کشیده اند از دیدن اسب هایی که به جای دیدن اشتراک های بی نهایتشان همدیگر را گاز می گیرند، خیلی خوشحال می شوند.
    >
    >

    >خواهرم دو ماه است برگشته تهران برای تعطیلات تابستانی. دیشب توی اسکایپ حرف می زدیم. پرسیدم اوضاع چطوره؟ گفت افتضاح. افتضاح. مردم خیلی بد شده اند.
    >

    >تهرانی که ما ترک کردیم اینجوری نبود.

    >
    >
    سلام عزيز
    سال جديد ميلادی ات مبارک بهرحال نيم اروپای هم هستی
    مقاله جالبی بود و چقدار سوالها به ذهنم آمد
    از ما است که بر ماست و
    از دسته عزيزان گله ای نيست کر هم گله ای است ديگر حوصله ای
    نيست

    ايران در سال 1360 به بعد شد کشتارگاه آزادگان و از نظر سياسی شد
    ديگتاتوری ملاها و زمان جنگ ووو

    عده ای از همان اسبها امدن به آلمان و پناهنده سياسی شدن و در سالهای
    شصت تا هفتاد همه سياسی دو اتيشه بودن و بر ضد حکومت

    عده ای بعد از گرفتن اقامت سياسي رفتن به دنباله کار های شخصی
    خود من خود عده ای را می شناختم که خودشان را ديگه حتی ايرانی
    هم معرفی نمی کردند

    يه پنچ سال بعد اش رفتن به سفارت ايران در المان و پاسپورت ايرانی
    گرفتن تا راحت تر و خيلی ارزان تر و بدون مشگل زبان به تعطیلات
    تابستانی به ايران عزيز بعد از جنگ سر بزنند و حامی سر دار سازندگی
    شوند من دوستان چپی را می شناختم که در آلمان حامي رفسنجانی
    شدن خيلی از مهندسين و دکتر و تحصيل کرده های پناهنده
    زمانی عازم ايران شدن برای سازنده گی و همراه شدن در غارت
    بيت المال

    پنچ سال بعد پاسپورت های پناهنده گی شدن آلمانی و حامی گفتگو های تمدنها
    و در ايران قتل های زنجيره ای و به خون کشيده شدن دانشجو ها
    آلمانی شده ها از خدمات پاسدارها استفاده می کردنند تا هم جاسوسی کنند
    و هم ايرانگری و چقدار برای منه خود تبعيدی از نظر آلمانی شده ها ی ايرانی
    از ايران و ارزان بودن نفت و گاز و بنزين و معاش و قطار هوا پيما
    و ساخت و سازها و تعريف های که خود بهتر می دانی

    بعد خيلی از همين ايران دوستان که فقط برای چند ماهی به مسافرت
    به ايران می روند و زندگی برای هميشه در کشوری ارزان را نمی خواهند
    پنچ سال بعد شدن سبز بعضی ها شان در سال 1388بخاطر حرکت های
    سبزی شان حتی تابستان به مسافرت به ايران نرفتن و گويا ايران اير
    و خدمات پاسدارهای آژانسی توريستی داشت برشکست می شد

    خوب نگاه کن حال و روزمان را

    >آنقدر می دانم که آنهایی که برای نابودی این گاری نقشه کشیده اند از دیدن اسب هایی که به جای دیدن اشتراک های بی نهایتشان همدیگر را گاز می گیرند، خیلی خوشحال می شوند.

     
  14. مصاحبه زیر را بخوانید وببینید در زندانهای برادران چه خبر است
    http://chamrannews.com/%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87/item/45466l

     
  15. با سلام و تجلیل از ابر مرد بزرگوار انساندوست و ایراندوست دلاورمان که سالهای سال متحمل رنجها و ستمها بوده اند. مقاومت و پایداری شما بی ثمر نبوده و همه ما از شهامتهایتان میاموزیم ودرسی برای آیندگان خواهد بود. به امید روزیکه به قول استاد گرامی جهالت رخت بر بسته و انسانیت و خرد در سرزمینمان گسترش یابد و شاهد این ظلمها نباشیم. وآنروز با همت مردم بزگوارار دیر نخواهد بود. از همه بزرگواران و اساتید حاضر در جلسه تشکر مینایم. از زحمات استاد عزیمان برای این فیلم ها تشکر فراوان دارم و عذر میخواهم که بیشتر در خدمت نیستم. موفق و پاینده باشید.

     
  16. مرگ بر شاه _ مرگ بر شاه _ مرگ بر شاه_ ای شاه ایران آواره گردی ، خاک وطن را ویرانه کردی . این شعارهای مرگ برای آن شاه ، بدلیل آن بود که شاهنشاه ، نخست وزیرش ، زنده یاد دکتر ” محمد مصدق موستوفی الممالک ” را پس از کودتای ننگین 28 مرداد ، بدلیل مخالفت با شاهنشاه بزرگ خدایگان ، در یک دادگاه فرمایشی نظامی محاکمه و به حکم ” حصر ” و خانه نشینی در خانه پدری اش به ” احمدآباد موستوفی ” تا آخر عمر محکوم نمودند . آن شاهنشاه آنقدر مرد بود و فهم داشت که به ظاهر هم شده بود ، نخست وزیرش را دادگاهی کند ، اما دریغ از ” یک جو ” فهم حکام این زمان ! حقیقتا” از 4 سال قبل تا به امروز ” یک مرد ” ، بله ، واقعا” انسانی به شکل ” یک مرد ” در حاکمیت پیدا نشده که بگوید که بدستور من سه نفر در ” حصر و اسیری ” اند ! فکر میکنم که ما بایدبیشتر آنان را ” اخته گان ” بنامیم . همین حصرکنندگان ” اخته ” مانند بوقلمون هایی هستند که پس از شنیدن کوچکترین صدا از نقطه ای ، صداهای نکره و بوقلمونی صفتی شان را به هوا پرتاب میکنند .

     
  17. با درودي ديگر بر همه شما ارجمندان، جناب نوريزاد و كاربران و تيم محترم سايتشان، كوتاه و مختصر بنويسم. من هنوز از اقاي أمير انتظام عذر خواهي نكرده ام، نمي دانم اين چند سطر عمق عواطف و احساس مرا چه در سالهاي كه او در بند رژيم سفاك ج إسلامي گذرانده، ادا كند. اما با اين حال از او طلب عفو مي كنم، بعنوان كسي كه فكر ميكرد او عامل أمريكا در ايران است. اما جناب نوريزاد سؤال من اين است وأي به حال مردم و ملتي كه بعد از گُذشت ٣٠ سال به خود بيابند كه چه بر سرنوشتشان نوشتم شده است. ناره ان هم بر روشمفكرانش نه بر مردم عادي، اين حرفها چه از دهن شما چه از دهن مهديه گلرو چه از دهن خانم ستوده يا محمدي يا دكتر ملكي بارها و بارها گُفته شده از بيسوادي عمال رژيم از ظلم و جنايت از فساد و بيلياقتي عمال رژيم، شما راز تازه اي كشف نكرديد، فقط دير بيدار شديد، واي به حال ملتي كه ٣٠ سال بعد بداند چه بر سرنوشتش گذشته است. موفق باشيد.

     
  18. تصور کن کشوری وجود ندارد
    تصورش هم زیاد سخت نیست
    چیزی برای کشته شدن و کشتن وجود ندارد
    تصور کنید مذهبی نیست
    تصور کنید تمام مردم در صلح زندگی می کنند
    شاید شما بگوئید من یک خیال پردازم، ولی تنها( کسی که این تفکر را دارد) نیستم
    من امیدوارم که تو هم روزی به ما بپیوندی
    و تمام جهان یکی شود
    تصور کن هیچ مالکیتی وجود ندارد
    در شگفتم اگر بتونی
    هیچ حرص و آز و گرسنگی وجود ندارد
    تصور کن که تمام مردم در تمام (نعمات) جهان شریک هستند
    باز تو ممکن است بگوئی من خیال پردازی می کنم، ولی بدان که من تنها نیستم
    امیدوارم روزی به ما بپیوندی
    و تمام جهان یکی شود
    نمی دانم که شعر از کیست ولی جان لنون خواننده معروف بیتل ها این را خواند. او در سال 1980 در نیویورک ترور شد.
    من مترجم حرفه ای نیستم اگر ترجمه ایراد دارد می بخشید.

     
  19. نامه اخیر جناب ظریف به وزرای امور خارجه همه کشورها بغیر از اسرائیل و شکوه از طرف مقابل بعّلت بی وفائی و بقول ایشان دابستگی به تحریمها نشانه آشکاری از در ماندگی رهبری کشور در حّل مشکل است. این نامه به طور آشکار نشان میدهد که این طرف مقابل است که از رسیدن به توافق ممانعت می کند نه طرف ایرانی.به یک دلیل ساده و آنهم اینکه طرف مقابل هر چه را که می خولست در زنو گرفت و الان ایران نه اوزانیوم غنی شده ای دارد، نه راکتور آب سنگینی دیگر طرح است و نه سانتریفیوژی می گردد و نه چرخ کارخانه ای. دار و ندار این کشور که طی 8سال جنگ با عراق ، 8 سال دوران طلائی ولایت در دوره احمدی نژاد، جنگ سوریه، لبنان، غزه و بعد هم تحریمها از بین رفته، نیروهای انسانی آن در زندانها و تبعیدگاهها و کشورهای دیگر پراکنده اند و بقیه هم در حال اختلاس و فست فود قروشی و اعتیاد و فحشا و شارلاتان بازی . حکومتی که توان گزارش واقعیت را ندارد ناچار است که به راه شوم خود ادامه دهد. به آقای ظریف توصیه می کنیم به جای نامه نگاری به اجانب قدری هم به رفقای خود نظری بکند تا همچون آن عقاب در این بلای نازل شده بر سر مردم پرّ شوم ولایت را بر تیر صهیونیستها که گلوی این مردم را دریده ببیند. شاید این طوری مذاکره راحتتر شود.
    ایشان طبق معمول در دیدار با وزیر خارجه بلاروس که خود از ناقضان گستاخ حقوق بشر است به دفاع از مهمان و میزبان پرداخته که بعله حفوق بشر برای غرب ابزار است. خوب باشد. آیا برای شما در حد همین ابزار هم مهم است یا نه؟ شما که به شاهباز ولایت سوارید این مردمتان را اصلا آدم به حساب می آورید؟ یا مردم را می خواهید برای صیغه کردن و دزدیدن اموال و بر کولشان سوار شدن و در خیابانها یک روز دنبال ماشین رهبر بدوند و یک روز دنبال ماشین رئیس جمهور و یکروز هم بیایند فرودگاه استقبال جنابعالی بعنوان مصدق ولایتمدار؟ شما شان دیگری هم برای این مردم قائلید؟
    واقعیتی که بر هر کوجه و بازاری باید فریاد زد این است که جان و مال و ناموس و استقلال ما در دست صهیونیسم بین الملل افتاده است. لغو هیج تحریمی ممکن نیست مگر با موافقت اسرائیلی ها! والسلام. این تنها خدمت رهبری ما در تمام سالهای رهبریش آنهم به اسرائیل بوده و نه به ما!..همین و همین.
    بیخود نیست که آموزش ربان فارسی در دولت اسرائیل شروع شده و یک مقام آنها هم از باز کردن سفارت در ایران صحبت کرده!..برای اینکه اینجا گروهی با زبان عبری و عبری زبانان بیشتر مانوسند تا با غیرت و وطن دوستی!
    بقول “توماس جفرسون” “صداقت فصل اول از کتاب خردورزی است”..کتابی که در جمهوری اسلامی از همان اول ممنوع شد!

     
  20. گروهبان قند علی

    فرمانده سپاه شیراز می‌گوید که شرط از سر گیری روابط میان ایران و آمریکا، مسلمان شدن رئیس جمهوری ایالات متحده و تقلید او از آیت الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران است.

    به گزارش خبرگزاری ایسنا، سردار سرتیپ غلامحسین غیب‌پرور شنبه ۲۷ دسامبر در مراسم یادواره شهدای شهرستان کازرون، گفت: «تن‌ها در دو صورت دشمنی ما و آمریکا به پایان می‌رسد، نخستین شرط، مسلمان و مقلد مقام معظم رهبری شدن رئیس جمهور آمریکا و سران اروپا”””!!!!!خدا وکیلی شماها بچه هاتونو می دین دست یک همچین ابلهی سرباز بشن؟بیخود نیست بیشتر از دو میلیون از خدمت فراری هستن!!!سردار ،اخوی!غیبگو!غیب پرور!ژنرال چهار ستاره!فارغ التحصیل آکادمی نظامی وست پوینت!دوره تکمیلی دیده سنت سیر فرانسه!متخصص فنون و علوم نظامی دریایی ایتالیا!دوره دنشکده جنگ امریکا!دوره رنجری نیروهای ویژه انگلیس!خدا وکیلی تو خونه سازمانی محلاتی چقدر برخلاف استمزاج آقا تون به رقیب رای دادن اوونا پیشکش !کشوری که تمام وجودش به فروش نفت و اینرووزا به سیاست عربستان بنده اره داداش یک نگاه به توصیه خواجه نظام الملک بنداز چند صد سال قبل میگه قوام نیروهای نظامی به اقتصادش هست.امیدوارم دوره ابتدایی رو حداقل درست و درمون خونده باشی!

     
  21. مقاله ای از اکبر گنجی (برگرفته از رادیو فردا)

    آیت‌الله خامنه‌ای؛ نگرانِ «روحانیت و خود»، و نه نگرانِ “مردم”

    اکبر گنجی

    ۱۳۹۳/۱۰/۰۶

    آیت‌الله خامنه‌ای بیش از ۲۵ سال است که زمامداری مادام‌العمر ایران را در دست دارد. پیش از انقلاب با محافل روشنفکری آن دوره در ارتباط بود، رمان هم زیاد می‌خواند و می‌خواند. اهل شعر و ادبیات و سینما هم بوده و هست.

    این متغیرها باید موجب رواداری فرهنگی در او می‌شد. چرا؟ فقط به یکی از همین متغیرها- یعنی رمان- توجه کنید. یورگن هابرماس در پایان‌نامه تحصیلی خود -کتاب دگرگونی ساختاری حوزه عمومی- نقش کلیدی رمان در ساختن «قلمرو عمومی» در اروپا را بازگو کرده است.

    ریچارد رورتی نیز در مقاله بلندی به نقش مهم رمان در اصلاحات اجتماعی و ساختن دموکراسی پرداخته و آرزو می‌کند که کاش رهبران سیاسی به جای کتاب‌های ایدئولوژیک، رمان می‌خواندند.

    اما گویی رمان‌خوانی در آیت‌الله خامنه‌ای نقش معکوس بازی کرده است. در همان آغاز به دست گرفتن رهبری، بحث «تهاجم فرهنگی غرب» را مطرح کرد. سپس این اصطلاح را به اصطلاح «شبیخون فرهنگی غرب» تبدیل کرد. در گام بعد از «ناتوی فرهنگی غرب» سخن گفت، یعنی دولت‌های غربی، سازمانی شبیه سازمان نظامی ناتو ساخته‌اند که در قلمرو فرهنگ فعالیت کرده و به دنبال سلطه فرهنگی بر کل جهان است.

    دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی را از این جهت نمی‌پسندید، اما از دوران ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی به شدت ناراحت بود. دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد که آغاز شد، او خشنود بود که «قطار انقلاب به ریل‌های خود بازگشت» و نیروهای مؤمن و انقلابی کارها را به دست گرفته‌اند. اما در اواخر کار، مسئله «گروه انحرافی» مطرح شد.

    سرکوب‌های پس از «جنبش انتخاباتی سبز»، جایگزین کردن نیروهای خودی مرید رهبری در همه نهادهای فرهنگی در دوران ریاست جمهوری احمدی‌نژاد – از جمله افزودن بیش از ۲۴ هزار نیروی جدید به هیأت علمی دانشگاه‌ها (رجوع شود به مقاله «نظامی کردن دانشگاه و تلاش برای سلطه کامل خودی‌ها بر آن»)- و بودجه‌های عظیم دولتی برای نهادهای فرهنگی و مذهبی، باید خیال او را راحت می‌کرد. اما چنین نشد.

    حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ۲۴ خرداد ۹۲ انتخاب شد. شعارها و وعده‌های انتخاباتی روحانی -خصوصاً در قلمرو فرهنگ- مقبول خامنه‌ای نبود. به همین دلیل، نزاع فرهنگی آن دو علنی شد (رجوع شود به مقاله «ایران: رویارویی فرهنگی خامنه ای و روحانی»).

    نگرانی‌های فرهنگی علنی‌نشده خامنه‌ای

    مجتبی ذوالنور، جانشین سابق نماینده ولی فقیه در سپاه و مشاور فعلی وی، در ۳ دی ۱۳۹۳ در مصاحبه با خبرگزاری فارس خبر داده که فقط بخشی از نگرانی‌های آیت‌الله خامنه‌ای از سیاست‌های فرهنگی حسن روحانی علنی شده و بخش مهمی از آنها به طور غیرعلنی پیگیری شده است.

    او گفته است: «رویکرد فرهنگی دولت تدبیر و امید، موضوعی است که بارها باعث نگرانی مقام معظم رهبری شده، برخی از نگرانی‌ها به صورت عمومی منعکس شده و برخی نیز تاکنون رسانه‌ای نشده است و شاهد نگرانی مقام معظم رهبری در خصوص مقوله فرهنگی دولت فعلی بوده‌ایم.»

    آیت‌الله خامنه‌ای نگران وضعیت «فرهنگ دینی» است، اما «اصحاب دولت یا مقصود رهبر معظم انقلاب در فرهنگ را نمی‌فهمند و یا اگر می‌فهمند تعمداً بر خلاف آن اقدام می‌کنند».

    به گفته ذوالنور، خامنه‌ای و نیروهای مؤمن انقلابی، «خشت بنای حرکت فرهنگی این دولت را کج می‌بینند». این امر معلول سه علت است. اول- فرهنگ تساهل و تسامح. دوم- نفاق دولت روحانی: دولت دارای باطن اومانیستی و سکولاریستی و ظاهر دینی است. سوم- به نعل و میخ زدن: انقلابی و ارزشی نمایان شدن ظاهری، و کوشش جهت بسط پایگاه اجتماعی در میان دگراندیشان.

    می‌گوید، تهاجم فرهنگی خارجی‌ها وجود دارد، اما «گاهی شاهد هستیم که از درون خود دولت به نظام حمله‌ای صورت می‌گیرد و ارزش‌ها را نشانه می‌گیرد، و از امکانات مردم و نظام علیه باورهای دینی مردم استفاده می‌شود». جامعه مذهبی نگران سیاست‌های غلط و منافقانه دولت در زمینه امر به معروف، گشت‌های ارشاد، کتاب، سینما، تئاتر، فیلم و غیره است. صدور مجوز نمایش به فیلم «ضد دینی و ضد ملی» خانه پدری یکی از این موارد است.

    باج‌های دولت روحانی به تمایلات خامنه‌ای

    چرا آیت‌الله خامنه‌ای تا این اندازه ناراحت است که نیروهای منصوب به او به‌طور علنی دولت را منافق، دو رو، ضد ارزش، ضد دین، سکولار و اومانیست می‌خوانند که باید به مقابله با آن پرداخت؟ مگر دولت روحانی چه کرده است؟

    دولت در شرایطی که قیمت نفت به نیم کاهش یافته و ایران تحت شدیدترین تحریم‌های طول تاریخ قرار دارد، و در شرایطی که قادر به تأمین نیازهای ضروری مردم و پرداخت یارانه‌های نقدی نیست، بودجه عظیمی را به خواست‌های به اصطلاح فرهنگی و دینی خامنه‌ای اختصاص داده است.

    در بودجه پیشنهادی سال ۹۴ دولت به مجلس شورای اسلامی، صدها میلیارد تومان برای این حوزه‌ها در نظر گرفته شده است. آیا نهادهای وابسته به او، با حداقل دو هزار میلیارد تومان بودجه دولتی قادر به ترویج فرهنگ دینی و انقلابی نیستند؟ اگر با این بودجه‌های عظیم و آن همه نیرو توان مقابله با «شبیخون فرهنگی»، «ناتوی فرهنگی غرب» را ندارند، از چه و که گلایه می‌کنند؟

    حوزه‌های علمیه دینی

    روحانیت شیعه همیشه با افتخار مدعی بود که از نظر مالی «مستقل» از دولت‌ها بوده و مردم نیازهای مالی آنان را تأمین می‌کنند. اما روحانیت اهل تسنن وابسته به دولت‌ها هستند. به همین لحاظ، روحانیت شیعی انقلابی و علیه دولت‌ها بوده و روحانیت اهل تسنن توجیه‌گر حکومت‌های ظالم.

    آیت‌الله خامنه‌ای حوزه‌های علمیه را کاملاً دولتی/حکومتی ساخت تا از طریق «روحانیت درباری» قدرت مطلقه ولی فقیه را توجیه کند و همه شبانه‌روز مجیزگوی «رهبر معظم و فرزانه انقلاب» باشند و از خردمندی و مدیریت بی‌همتای جهانی او سخن بگویند (رجوع شود به مقاله «آخوند حکومتی و ارزش دلاری رهبری»).

    به بودجه دولتی پیشنهادی حسن روحانی برای سال آینده حوزه‌ها بنگرید و به این پرسش پاسخ دهید: آیا دریافت این مبالغ کلان جایی برای استقلال حوزه‌ها باقی می‌گذارد؟

    الف- شورای عالی حوزه‌های علمیه (۲۸۳ میلیارد تومان)

    ب- شورای برنامه‌ریزی مدیریت حوزه‌های علمیه خراسان (۴۲ میلیارد تومان)

    پ- مرکز خدمات حوزه علمیه (۵۰۰ میلیارد تومان)

    ت- شورای سیاستگذاری حوزه‌های علمیه خواهران (۱۵۲ میلیارد تومان)

    ث- دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم (۹۰ میلیارد تومان)

    ج- مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی متعلق به آیت‌الله مصباح یزدی (۱۴ میلیارد تومان)

    چ- پژوهشگاه حوزه و دانشگاه (۹ میلیارد تومان)

    ح- کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی (۶ میلیارد تومان)

    بدین ترتیب، یک هزار و ۹۶ میلیارد تومان از بودجه سال آینده به‌طور مستقیم به حوزه‌های علمیه دینی اختصاص یافته است.

    نهادهای شبه حوزوی

    جمهوری اسلامی نهادهای جدیدی تأسیس کرده که اگر چه حوزوی به شمار نمی‌روند، اما حوزوی بوده و تحت نظر مستقیم آیت‌الله خامنه‌ای اداره می‌شوند. به بودجه دولتی این نهادها بنگرید:

    الف- شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی (۲۸ میلیارد تومان)

    ب- کمک به بنیاد بین‌المللی فرهنگی- هنری امام رضا (۵ میلیارد تومان)

    پ- مجمع جهانی اهل بیت (۳۳ میلیارد تومان)

    ت- مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی (۲۴ میلیارد تومان)

    ث- دانشگاه اهل بیت (۲ میلیارد تومان)

    ج- دانشگاه مذاهب اسلامی (۸.۶ میلیارد تومان)

    چ- سازمان تبلیغات اسلامی (۲۶۰ میلیارد تومان)

    بدین ترتیب، ۳۳۶.۶ میلیارد تومان هم به نهادهای شبه حوزوی تحت نظر آیت‌الله خامنه‌ای اختصاص یافته است. نهادهای حوزوی و شبه حوزوی، جمعاً ۱۴۳۲.۶ میلیارد تومان از بودجه را به خود اختصاص داده‌اند.

    همه این نهادها تحت امر مستقیم آیت‌الله خامنه‌ای اداره می‌شوند. مسئولان همه آنها روحانیون منصوب یا مورد تأیید ولی فقیه هستند. پس آیت‌الله خامنه‌ای در این موارد نباید نگران باشد، اگر روحانیت به تنهایی یک هزار و ۴۳۳ میلیارد تومان از بودجه دولتی متعلق به مردم بیچاره را هزینه کرده و «فرهنگ ساز» نیست، ربطی به دولت منافق حسن روحانی ندارد.

    اگر حسن روحانی باید مورد انتقاد قرار گیرد، انتقاد درست این است که چرا این مبالغ عظیم را در این شرایط بحرانی به امور غیرتوسعه‌ای اختصاص داده است؟ هر ریالی در این شرایط کمرشکن باید صرف توسعه کشور شود، نه هزینه روحانیتی که اگر مانع نباشد، تسهیل‌کننده نیست. این بودجه‌ها همراه با فسادهای بزرگ هستند.

    یک نمونه از این گونه فعالیت‌های آغشته به فساد، بودجه ۵۲ میلیارد تومانی «مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی» بوده که فسادهای آن آشکار است (رجوع شود به مقاله «آیت‌الله خمینی، اسطوره فاقد پیرو»).

    نهادهای دانشگاهی تحت نظر ولی فقیه

    در جمهوری اسلامی نهادهایی تأسیس شده‌اند که کار آنها مربوط به دانشگاه‌هاست و تحت نظر آیت‌الله خامنه‌ای فعالیت می‌کنند. بودجه این نهادها را هم باید در نظر گرفت. برخی از آنها به قرار زیرند:

    نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها (۱۰۰ میلیارد تومان)

    شورای عالی انقلاب فرهنگی (۴۲ میلیارد تومان)

    سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی و اسلامی (۲۲ میلیارد تومان)

    پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (۴ میلیارد تومان)

    این چهار نهاد جمعاً ۱۶۸ میلیارد تومان را به خود اختصاص داده‌اند. میزان بودجه بسیج دانشجویی که از طریق سازمان بسیج تأمین می‌شود، روشن نیست که باید بر اینها افزوده شود.

    مساجد و …

    کلیه مساجد تحت نظر نهاد منصوب رهبری فعالیت می‌کنند. سازمان‌های نظامی هم همین وضع را دارند. از این جهت هم آیت‌الله خامنه‌ای نباید نگران باشد. به دو نمونه زیر بنگرید:

    کمک به ستاد عالی کانون‌های فرهنگی و هنری مساجد (۵۱ میلیارد تومان)

    بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس (۳۳ میلیارد تومان)

    ۸۴ میلیارد تومان نیز صرف فعالیت‌های فرهنگی مقبول رهبری خواهد شد.

    حج و زیارت و اوقاف

    این نهادها هم تحت نظر ولی فقیه مدیریت می‌شوند. بودجه دولتی آنها ۹۷ میلیارد تومان در نظر گرفته شده است:

    سازمان اوقاف و امور خیریه ۹۴ میلیارد تومان

    سازمان حج و زیارت ۳ میلیارد تومان

    صدا و سیما

    صدا و سیمای جمهوری اسلامی هم تحت نظر مستقیم آیت‌الله خامنه‌ای اداره می‌شود. این سازمان همه ساله بودجه عظیمی را هزینه کرده و می‌کند. این دستگاه بزرگ چرا نتوانسته است اهداف آیت‌الله خامنه‌ای در بسط «فرهنگ دینی» را تحقق بخشد؟

    در بودجه سال آینده، فقط برای «رسیدگی به شکایات قوا از صدا و سیما» (مربوط به «شورای نظارت بر سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران»)، ۱۶ پرونده در نظر گرفته شده ‌و برای رسیدگی به هر پرونده، ۷۵ میلیون تومان اختصاص داده شده و در ‌‌نهایت ‌یک میلیارد و دویست میلیون لحاظ شده است.

    یک میلیارد تومان هم برای «۳۷۵ هزار ساعت نظارت و تحلیل محتوای برنامه‌های صداوسیما» در نظر گرفته شده است. این ولخرجی‌ها هیچ ربطی به بودجه صدا و سیما ندارد که مستقل از شورای نظارت است.

    خامنه‌ای نگران چیست؟

    میلیون‌ها تن از مردم ایران در زیر خط فقر و فقر مطلق به سر می‌برند. بودجه سالانه جمهوری اسلامی، بودجه‌نویسی حرفه‌ای برای توسعه کشور و کمک به اقشار آسیب‌پذیر برای بیرون آمدن از «سیاه‌چاله فقر و فلاکت» نیست. باج‌گیری صدها نهاد و شخص است. بسیاری از نهادها مدعی فعالیت‌های دینی و فرهنگی هستند.

    آیت‌الله مصباح یزدی چه فرهنگی تولید کرده که حداقل سالیانه فقط از بودجه رسمی کشور ۱۰ میلیارد تومان دریافت می‌کند و در بودجه سال آینده به ۱۴ میلیارد تومان افزایش یافته است؟

    چرا در بودجه سال آینده بیش از دو میلیارد تومان به «بنیاد حکمت اسلامی صدرا» آیت‌الله محمد خامنه‌ای، برادر آیت‌الله علی خامنه‌ای، اختصاص یافته است؟ آیا با متافیزیک صدرایی می‌توان سخنی برای عرضه در جهان فلسفه داشت؟

    مگر حوزه‌های علمیه و روحانیت جز «رشد سرطانی فقه»- یعنی برساخته‌های اعراب پیش از اسلام- کار دیگری انجام داده و می‌دهند؟ آیا تحمیل سبک زندگی اعراب پیش از اسلام این همه هزینه لازم دارد؟ استقلال ادعایی روحانیت شیعه چگونه دود شد و به هوا رفت؟ مردمی بودن روحانیت و اتکای مالی به مردم چگونه ذوب شد؟

    با فقه و دیگر محصولات حوزه‌های علمیه نمی‌توان وارد رقابت با اندیشه تجدد و نظام اجتماعی آن شد. فقیهان باستان‌شناسانی هستند که تخصص اصلی آنان شناسایی سبک زندگی اعراب پیش از اسلام است. با این تفاوت که باستان‌شناسان در پی تحمیل دوران گذشته به دوران کنونی نبوده و نیستند، اما باستان‌شناسان روحانی ما چنین می‌کنند (رجوع شود به مقاله «برتری معرفتی و اخلاقی نا فقیه بودن»).

    جنگ بر سر منابع کمیاب قدرت/ثروت/معرفت/منزلت اجتماعی است. دین‌خواهی آیت‌الله خامنه‌ای و مریدانش لباسی است که بر تن این منافع می‌پوشانند. اسلام هم برای روحانیت قدرت و ثروت آورده است (رجوع شود به مقاله «”اسلام درآمدزا” و “قدرت‌ساز”، معجزه‌ی فقیهان»). برخی از اعضای روحانیت به خوبی نشان داده‌اند که این صنف چگونه پول‌هایی را که به نام امام زمان از مردم می‌ستاند، با کلاه‌برداری از آن خود و نواده‌های خود می‌کند (رجوع شود به مقاله «حیله‌های شرعی و اختلاس آخوندی»).

    در جمهوری اسلامی منابع کمیاب قدرت/ثروت/معرفت/منزلت اجتماعی در اختیار روحانیت و نیروهای خودی قرار می‌گیرد و مردم باید شرایط بسیار سخت اقتصادی را تحمل کنند. مجلس نه تنها باج‌دهی بودجه‌ای دولت به روحانیت و خودی‌ها را اصلاح نخواهد کرد، بلکه آن را افزایش هم خواهد داد.

     
  22. سلامی گرم از راهی دور بر پدر عزیز و بزرگوارم
    پدر آزاده ام، من به همراه پدر و مادرم مشتاقانه و مفتخرانه پیگیر فیلمها و مطالب پر از درس و پیام شما هستیم و صمیمانه تشکر و دعای خیر قلبی مان را بدرقه ی راهتان میکنیم.
    آقای نوری زاد بزرگوار، یکی از دوستان ارجمند من به نام آقای متین راهنما که از مسترهای فعال عرفان حلقه هستند و تلاشهای زیادی برای آزادی استاد بزرگوارمان جناب استاد محمد علی طاهری داشته و دارند، مقاله ای با نام “جامعه ی خفتگان ” نوشته اند که من مطمئن هستم شما خواهید پسندید زیرا کلام آزادیخواهان عاشق، عجیب شبیه هم است….به همین خاطر از ایشان اجازه گرفته و این مقاله را برای شما ارسال میکنم که در صورت تمایل مطالعه بفرمایید.
    در پناه حق سلامت و پایدار باشید.
    دختر کوچک شما بیتا

    به نام بی نام او
    جامعه ی خفتگان
    خورشید که سر از افق بیرون می کشد رسالتش پایان دادن به تاریکی و ظلمت شب است، تا عده ای که در خواب بوده اند بیدار شوند و از تاریکی جهل به نور آگاهی و گرمای عشق روی آورند. بیداری نخستین مرحله برای هوشیاری است و هوشیاران می روند تا خورشید شوند و با طلوعشان عامل بیداری خفتگان دیگر، تا روزی که همه خفتنگانی که جویای بیداریند، بیدار و هوشیار گردند.
    صبح که می شود و طلوع خورشید، با چند گروه خفتگان مواجهیم:
    ۱-ـ خفتگان منتظر صبح و جویای بیداری و آرزومند هوشیاری
    ۲ـ خفتگان عاشق خواب که از بیدار شدن بیزارند و آرزوی همیشه خوابیدن را دارند.
    ۳ـ خفتگانی که می خواهند بیدار شوند ولی خواب را بیشتر دوست دارند مگر این که مجبور به بیداری شوند.
    ۴ـ خفتگانی که خوابند ولی خواب می بیننند که بیدارند و فکر می کنند که بیدار شده اند.
    ۵ ـ خفتگانی که خود را به خواب زده اند ولی بیدارند و هدفشان در خواب نگاه داشتن دیگرانی است که منتظر صبح هستند.
    ۶ـ خفتگانی که تجربه خوبی از بیداری ندارند و واکنش دفاع روانی آنها ( مادردومشان، توجیه هایشان) برای رفع اضطراب، آنها را تا ظهر یا بیشتر خواب نگه می دارد که مبادا دچار اضطراب شوند.
    ۷ ـ خفتگانی که به هر قیمتی که شده بیدار می شوند ولی بیزارند از هوشیاری و عاشق چرت زدن های بعد از خواب می باشند و بدترین ضد حال پاره کردن چرت شان است.
    سوال این است که ما جز کدام دسته ایم یا فکر می کنیم که هستیم یا دوست نداریم جز کدام دسته باشیم؟
    و چرا جزآن دسته ایم؟
    و چرا کسانی که بیدار می شوند و طعم هوشیاری را می چشند مصرانه به دنبال بیداری خفتگان هستند؟
    بیداری یک فرد چه معیارهایی دارد؟
    چگونه بفهمیم که فرد یا جامعه ای خواب است؟
    چه معیاری، ملاک بیداری و سطح هوشیاری فرد یا جامعه می باشد؟
    در اینجا به حداقل معیارها برای یک جامعه بیدار اشاره می کنیم و آن رعایت حداقل حقوق اولیه بشری مطابق با اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل می باشد که نتیجه تفکر و تحقیق چند صد ساله بشر بوده و زمینه را برای رشد و شکوفایی یک جامعه مهیا می سازد.
    تلاش برای پیاده سازی و اجرای حقوق اولیه بشر و ایستادگی در برابر نقض آشکار این حقوق در یک جامعه وظیفه ابتدایی هر انسان بیدار است و در غیر این صورت شخص در زمره خفتگان می باشد.
    ایستادگی و حرکت برای احقاق حق یک انسان کمترین وظیفه ماست، فارغ از اینکه این شخص چه کسی است، چه سابقه ای دارد، چه تحصیلاتی دارد، چه می گوید، چه می نویسد و چه می اندیشد؟
    قطعا باید حقوق بشری خود را داشته باشد، از حقوق اولیه بشر، آزادی در اندیشه و آزادی در بیان آن اندیشه می باشد.
    حال آن که مدیریت اندیشه و بیان مردم از سوی دولت ها نه برای انسان دوستی است و نه نگرانی از این که آن اندیشه یا بیان برای انسانی دیگر مضر شود. بلکه این مدیریت اندیشه ها با زندانی کردن و اعدام آنها فقط برای رسیدن به منافع و بقای دولت هایی است که بر پایه ی اصول انسانی بنا نشده اند و ساختمان آنها بر ستون هایی گذاشته شده که هر اندیشه ای درست یا نادرست می تواند آن ها را به لرزه در آورد.
    دولتی که بخواهد مردم سالاری یا دموکراسی را پایه و ستون بنای خود قرار دهد، هرگز با اندیشه ها، متزلزل نخواهد شد، بلکه تنوع اندیشه های متضاد و متفاوت باعث رشد و شکوفایی و خلاقیت فکری و فرهنگی آن جامعه خواهد شد و به راحتی می تواند از اندیشه ها ی متضاد در جهت اصلاح مسیر خود یا با پاسخگویی شفاف توسط متخصصین آزاد اندیش استقبال کند و توده مردم را فارغ از اندیشه و مذهبشان گرد هم آورد و جامعه رنگ شکوفایی و طعم رفاه اجتماعی را تجربه کند.
    حال آنکه وظیفه ما در رسیدن به این مهم چیست؟
    انسان هوشیار هرگز منافع خود را به منافع جمع و جامعه ترجیح نخواهد داد، برای این که می داند، هر زمان که منفعتی برای جامعه یا حقی از حقوق جامعه نادیده گرفته شود، در طولانی مدت به دلیل آنکه خود شخص نیز خواه ناخواه جزیی از کل آن جامعه محسوب می شود، حق نادیده گرفته شده از جامعه، گریبان خود شخص را نیز خواهد گرفت. به عنوان مثال اگر فردی در مقابل نقض آزادی اندیشه و بیان توسط گروهی در جامعه خاموش بنشیند، بالاخره روزی خودش نیز اندیشه یا بیانی خواهد داشت که گروهی آن را نقض کرده و حق خود او نیز پایمال خواهد شد. یا اگر شخصی درمقابل ظلم ظالمین جامعه خود سکوت کند و بسیار بی تفاوت و برای حفظ منافع خودش ظلم و بی عدالتی را در جامعه نادیده بگیرد، دیر یا زود همان ظلم ها توسط همان ظالمین یا گروهی دیگر که نادیده گرفتن ظلم را مشاهده می کنند و حق ظلم کردن را برای خود قایل شده اند، گریبان خود شخص را هم خواهند گرفت.
    پس دفاع از حق مظلوم مورد ظلم واقع شده، دفاع ازحق خودمان است.
    دفاع از آزادی اندیشه و بیان دفاع از اندیشه و بیان خودمان است.
    دفاع از موهبت الهی “اختیار” است که مارا از حیوان و گیاه کمی متمایز کرده است و گرنه قانون جنگل بهترین قانون برای اداره کردن یک جامعه ی انسانی می باشد. هر که زورش بیشتر است فرمانروای قلمرو است و همه باید از او پیروی کنند. نه درایت نه شایستگی نه لیاقت هیچ کدام در جنگل ارزشی ندارد.
    بیایید جنگل جامعه خود را با ایستادگی در مقابل کوچکترین ظلم ها و بی قانونی ها و نقض حقوق اولیه بشری به یک تمدن بشری تبدیل کنیم به یاد آن روزهایی که حیوان نبودیم.
    از کجا شروع کنیم؟
    از حمایت زندانیان و مهجور شدگان به جرم اندیشه و بیان، زندانی سیاسی و عقیدتی فرقی نمی کند، یکی به جرم اندیشه مخالف سیاست حاکم بر جامعه و یکی منتقد و مخالف عقاید درست یا غلط حاکم برجامعه هستند، هر دو جرمشان اندیشه مخالف است.
    اگر امروز به فکر حمایت از زندانیان اندیشه (سیاسی و عقیدتی) نباشیم، فردا نوبت خودمان است.
    اگر امروز در دفاع ازمظلوم حرکت ظلم ستیزانه نداشته باشیم، ظلم آزادانه، دامن خودمان را خواهد گرفت.
    اگر امروز در اندیشه احقاق حقوق اولیه بشر نباشیم، فردا حقوق اولیه خودمان را خواهند گرفت.
    اگر امروز فقط به فکر منافع خودمان باشیم، منافع از بین رفته جامعه یا دیگران، فردا منافع ما را نیز به هر نحوی که شده از بین خواهد برد، چون ما جزیی از کل جامعه هستیم.
    اگر امروز به فکر پیدا کردن حق و حقیقت نباشیم، فردا باطل به شکلی حق زندگیمان را به بطالت خواهد کشید.
    اگر امروز به فکر وظایف و رسالت مان نسبت به جامعه و تک تک افراد آن نباشیم، فردا کسانی که وظیفه ای در قبال ما حس نمی کنند، پای بر روی حقوق اولیه ما خواهند گذاشت و برای رسیدن به منافع شخصی خود از روی ما رد خواهند شد.
    اگر امروز برنخیزیم فردا کسی برای ما بر نمی خیزید.
    پس همین امروز حقوق خود را دریابیم و حق طلبی را سرلوحه زندگی روزمره کنیم تا دچار روزمرگی نشویم و بطالت حقمان را نخورد.
    ای خفتگان همین امروز بیدار شویم و آغازگر حرکتی باشیم به سمت هوشیاری.
    متین راهنما
    ۲۰۱۴/۱۲/۲۶

     
    • مقاله ای بسیار نیکو! آنان که رتبه بسیار بد به این مقاله داده اند (در این زمان دوتا) باید بدی ازخودشان سرچشمه گرفته باشد وگرنه بعد از رتبه دادن توضیح میدادند کجای این مقاله بد است!

      «دولتی که بخواهد مردم سالاری یا دموکراسی را پایه و ستون بنای خود قرار دهد، هرگز با اندیشه ها، متزلزل نخواهد شد، بلکه تنوع اندیشه های متضاد و متفاوت باعث رشد و شکوفایی و خلاقیت فکری و فرهنگی آن جامعه خواهد شد و به راحتی می تواند از اندیشه ها ی متضاد در جهت اصلاح مسیر خود یا با پاسخگویی شفاف توسط متخصصین آزاد اندیش استقبال کند و توده مردم را فارغ از اندیشه و مذهبشان گرد هم آورد و جامعه رنگ شکوفایی و طعم رفاه اجتماعی را تجربه کند.»

       
  23. سلام مرتضی
    چند نکته را معروض می دارم1- وقتی کسی می گوید از فقه بی خبر نیستم بخشی را حمل بر تعارفات ما ایرانیا کنید چه بسا از فقه و اصول فقه آگاه باشد و لو در سطح دیگری ادامه فعالیت علمی داده باشد! پس ضمن تشکر از زحماتی که شما می کشید و تقریبا یک دوره اصوا فقه عقل را طرح کردید، فکر می کنم دراینجا نیازی به این مقدمات نباشد.حواشی تنها کاری که می کند دور کردن ما از اصل موضوع مورد بحث است2- من بدون رودربایستی بگویم علمای بزرگوار ما باید یاد بگیرند آنچه در کتب اصولی و فقهی هست را عینا به وبگاه و پایگاه نیاورند چون این امکانات نو جای تفاصیل ممل نیست. اینجا باید یافته های نهایی هر فرد از دیدگاه خودش با استدلالی کوتاه بیاید و الا نقض غرض شده و مطمئنا بسیاری نخوانده، فورا و با یک نگاه مخالف نوشته ما خواهند شد. حتی به صراحت به کورس گرامی که جز دیدگاه خودش و لباب نهایی که از حاصل تحقیقات دیگران دارد را نمی آورد، گفتم باید بر نکات ناضررو خط بکشد.سرور گرامی دنیا حوصله موعظه های مطول ما را ندارد(شما که نمی خواهید تنها برای من بنویسید)3-پرسش مشخص من -اطمینان می دهم که از مباحث اصول فقه و انظار اصولیان و اخباریان و معتزلیان و اشعریان آگاهم اگر هم نباشم شما تکلیف ندارید من را آگاه کنید- یک پرسش سهمگین است: این همه در باره عقل و دلیل عقلی نوشته اند و گفته اند و می گویید و می نویسید، یک فتوای مشهور یا حتی نامشهور از فقهای شیعه بیاورید که متکی بر دلیل عقلی باشد؟(حتا عقل به هر معنایی که شما مراد می کنید) من که تقریبا اطمینان دارم چنین فتوای وجود ندارد.جناب مرتضی اصول فقه مبنای زندگی ما نیست. فقه مبنای رندگی ماست.از فقه شاهد بیاورید نه اصول فقه که مباحث نظری محض است. من حتی مدعی ام بسیاری از مباحث اصولی میدانی برای اظهار قدرت فکری اصولیان است و هیچ کارآیی در فقه ندارد و عملا فقه بر آن تکیه ندارد4- با اجازه شما، حتی مدعی ام آن قطعات منقول از مفید و صاحب سرائر چیزی به ما نمی دهند که در روشن کردن واقعیت عقل کارآیی داشته باشد. یعنی عبارت مفید را می توان حتی به مباحث الفاظ و بخشی از کلام شیعه تقلیل داد یعنی آنچه شیخ مفید به عنوان عقل و لسان گفته، اولی در باره این است که نبی و امام معصوم اند و کلامشان حجیت دارد و دومی همان مباحث الفاظ از قبیل ماهیت وضع، دلالت و مفاهیم و یا حداکثر(من خودم تحقیقی نکردم) اشاره ضعیفی به ریشه مباحثی از اصول عملیه است. می دانید مفید مخالف فلسفه است و حداکثر چیزی که از عقل می پذیرد، طرح نکاتی و مبادیی در اثبات حجیت قول معصوم و دفاع از عصمت و علم معصوم است. البته نکته سرائر فراتر از نحله کلامی مفید است و می توان گفت نحله فقهی بزرگان حله به آن عقلی که مبنای روزگار ماست و پدید آرنده علوم اجتماعی و تجربی شده، خیلی نزردیکتر است.صاحب سرائر که خبر واحد را قبول ندارد می داند عقل را در صورتی می توان ارزش داد که فراتر از محصولات سنت باشد. حیف که این نظر شاذ تلقی شد و فقهای اصولی ما عمدتا با همان روش اخباریان استنباط احکام کردند و می کنند. یک ادعای دیگر من این است که عملا نه نظرا-به این واژه دقت فرمایید-میان اصولیان و اخباریان در فتوا هیچ فرقی وجود ندارد و هرچه اخباری می خواهد همان نزد فتاوی فقهای اصولی محقق می شود زیرا فقها مباحث اصولی را برای اثبات توانمندی خود و نه تکیه دادن فقه بر مبانی علمی زمانه شان طرح می کنند. از اول همینطور بوده و تاکنون هم این گونه است. همینجا تکرار می کنم برای شاهد بر سخنم، آیا می توان فتوایی را نشان داد که در صورت نبود کتاب و سنت و اجماع، متکی به عقل(فرض کنیم عقل به معنای ظنون مطلقه و علوم زمانه) استنباط شده باشد؟. 5-نکته نهایی اینکه عقل عملا نزد فقهای ما تقلیل یافت به مباحث اصول عملیه که در ادوار متأخر بسیار مطول شده که در هنگام فقدان، تعارض یا اجمال نص محل رجوع واقع می شود:اصول چهارگانه. که اجمالا-بدون ورود در جزییان- اخباریان تنها در شبهه تحریمیه با اصولیان تفاوت ماهوی دارند(اخباریان قائل به احتیاط و اصولیان قائل به برائتند) در بقیه مباحث اختلاف معتنابهی بچشم نمی خورد.بنابرین عقل که این همه عبارات زیبا در باره اش می گویند در نهایت تبدیل می شود به این اصول عملیه( ظنون خاصه) و دیگر هیچ. سرور گرامی تکیه بر مستقلات عقلیه و اینکه عقل درک می کند حسن عدل و قبح ظلم را، دیگر هیچ فایده ای نیست زیراهیچ کدام از مباحث و مسائل فقهی از قبیل حسن عدل و قبح ظلم نیستند یعنی طرح این مستقلات برای رنگ و لعاب دادن به یک چیز کهنه بوده و یک چیز کاملا سنتی و دور از زمانه را بزک کردن است. خوب است به مسیر و بزرگی امثال صاحب سرائر و محقق حلی و علامه حلی لختی درنگ کنید آنها چندان بیراه نمی گفتند که اخبار واحد حجیت ندارد زیرا حداکثر این اخبار متعارضند یا مجمل و در صورت نبود خبر باید به علوم زمانه(همان ظنون مطلقه در تعبیر اهل انسداد) مراجعه کرد و الا باور کنید فقه همان می شود که اکنون هست.قیلی گوید مشکل از شماست فقه را چه مشکلی است؟این هم پاسخی است اما بنگرید که چقدر متخصص داریم در علوم اجتماعی و علوم تجربی که دیگر برای حل مسائلشان به فقه مراجعه نمی کنند چرا؟6-در موضوع بهاییان منظورم نظر فتوایی شما نبود چون می دانم شاگرد مرحوم منتظری بوده اید وبه اقتفای استاد بر چنین نهجی رفته اید که برای آنها حق قائل شوید پرسش من این بود آیا بهاییان در حقوق با شیعیان، اهل سنت، مسیحیان، یهودیان،مساویند یا نه حقوقی دارند اما نامساوی؟ضمنا مبانی نظر شما چیست؟ لازم به گفتن نیست که من هیچ نسبتی با هیچ بهایی ندارم و توی عمرم چنین انسانهایی را ندیده و نمی شناسم!شخصا اما فکر می کنم هر جامعه ای باید حقوق مساوی برای همه شهروندانش قائل باشد والا به سمت زوال و ناآرامی خواهد رفت.این هم برای برادران که در سوراخ گاه نوشت دنبال مجوسی می گردند!

     
  24. با درود به نوریزاد عزیز و هم میهنان فرهیخته : به نوشتار زیر توجهتان را جلب می کنم آیا تفکر طالبانی هم باعث نشد که یک بنای صرفا فرهنگی( بت بامیان) در افغانستان نابود شود مگر سران طالبان نظری غیر اسلامی داشتند؟؟؟
    فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح:

    مسولان اداره میراث فرهنگی یزد باید توبه کنند

    ۴ دی ۱۳۹۳

    محمدرضا باقرزاده٬ فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح از مسئولان اداره میراث فرهنگی استان یزد خواست «توبه» کنند.

    آقای باقرزاده این توصیه را در پی مخالفت‌های بی‌نتیجه مسئولات این اداره با دفن پیکر هشت «شهید گمنام» در مجموعه تاریخی «امیرچخماق» یزد به آنها کرده است.

    وی مسئولان اداره میراث فرهنگی را به تلاش برای «کتمان حق» و «انحراف مسیر» متهم کرده و گفته امیدوار است آنها «شجاعت» بیان «حقیقت» را داشته باشند.

    میراث فرهنگی یزد سال‌ها بود با دفن پیکر برخی «شهدای گمنام» در مجموعه تاریخی «امیر‌چخماق» به خاطر پاره‌ای ممنوعیت‌های قانونی مخالفت می‌کرد.

    مسئولان این اداره همچنین اعلام کرده بودند در صورت بروز چنین اتفاقی امکان ثبت جهانی این مجموعه تاریخی در یونسکو از بین خواهد رفت.

    با وجود این ممنوعیت‌ها و محدودیت‌ها٬ کمیته جستجوی مفقودین هفته جاری با همکاری سپاه و نیرو‌های حزب‌الله توانست طی دو روز پیکر هشت «شهید گمنام» را در این مجموعه دفن کند.

    باقرزاده در این زمینه گفته در مرحله نخست کمیته جستجوی مفقودین توانست به صورتی «شورانگیز» پیکر دو تن از این «شهدا» را دفن کند که همین مسئله «سرپلی» برای دفن پیکر سایر «شهدا» شد.

    سپاه استان یزد هم پس از دفن این دو «شهید» با صدور فراخوانی از نیرو‌های حزب‌الله دعوت کرد برای دفن شش «شهید» دیگر در محل دفن آنها تجمع کنند.

    سازمان میراث فرهنگی نیز با صدور بیانیه‌ای بی‌آنکه نامی از سپاه و کمیته جستجوی مفقودین ببرد٬ آنها را مسئول عواقب ناشی از این اقدام «غیرقانونی» معرفی کرده است.

     
  25. با عرض سلام خدمت جناب آقا مرتضی عزیز و درج دید گاهشان نسبت به این نوشتار و دید گاه روحانیت واصولا باغ فدک که از طرف حضرت رسول به دختر گرامیشان هبه شده بود . با احترام.
    علی اسلامی٬ عضو مجلس خبرگان رهبری:
    موقوفات٬ «فدک» روحانیت شیعه است
    ۲ دی ۱۳۹۳

    علی اسلامی٬ عضو مجلس خبرگان رهبری گفته «وقف» و «موقوفات» در نظام جمهوری اسلامی «فدک روحانیت» است و باید به روحانیت بازگردانده شود.
    آقای اسلامی افزوده مسئولان و متولیان امر باید این «فدک» را در اختیار روحانیت تشیع قرار دهند تا این مجموعه‌ها را طبق نیات واقفین اداره کند.
    وی هشدار داده که اگر وقف به عنوان «فدک روحانیت» شیعه به حوزه‌های علمیه برنگردد٬ مردم کمتر انگیزه برای وقف اموال و املاک خود خواهند داشت.
    چندی پیش نیز هاشم حسینی بوشهری٬ مدیر حوزه‌های علمیه از قوه قضائیه خواستار بازگشت موقوفات متعلق به حوزه علمیه شده بود.
    «فدک» نام روستایی در نزدیکی «حجاز» بود که پیامبر اسلام آن را به دخترش فاطمه بخشید بود؛ چند روز پس از واقعه «سقیفه» ٬ ابوبکر اعلام کرد فدک ملک شخصی نیست و نباید در نزد دختر پیامبر بماند.
    روستای «فدک» و تعیین مالکیت آن یکی از جمله اختلاف‌های تاریخی شیعیان و اهل سنت است.

     
    • سلام متقابل به دوست گرامی جناب مهرداد

      مساله فدک که یک مساله مفصل تاریخی مربوط به صدر اسلام است که در مورد آن جداگانه و مستند باید سخن گفت و اصلا اعطاء فدک به فاطمه سلام الله علیها محرز نیست که از باب وقف بوده باشد تا تشبیه به آن درست بوده باشد ،بنابر این اصل تشبیه و تعبیر نادرست است.
      من البته از صحت یا سقم این نقل یا نسبتی که به این آقا داده اید بی خبرم ،اما مساله وقف از دیدگاه فقه اسلامی عقد یا ایقاعی است که وقف کننده طی آن چیزی را از ملک خویش خارج کرده و منافع آنرا در اختیار اشخاص خاص یا عناوین خاص می گذارد ،مثلا میگوید عواید فلان باغ برای فرزندانم باشد ،یا فلان ملک برای سکونت در اختیار “فقراء” باشد که باید بهمان صورتی که تعیین کرده است عمل شود ،معمولا هم برای وقف متولی تعیین می کنند که بر امور مربوط به آن نظارت کند ،و مطابق روایات باید عوائد وقف ،بهمان صورتی که واقف در متن وقف نامه تعیین کرده است مورد استفاده قرار گیرد ،و روحانی بما هو روحانی هیچ ویژگی خاصی نسبت به امور مربوط به وقف ندارد الا اینکه در مورد مسائل وقف مورد پرسش واقع شود و مساله شرعی را پاسخ دهد،البته در مواردی که متولی وقف خیانت کند یا از مسولیت شرعی خود طفره رود یا اصلا متولی تعیین نشده باشد ،حاکم شرع (فقیه جامع الشرائط یا منصوبین او) نظارت می کند که مورد وقف همانطور که واقف اراده کرده است اجراء شود ،نقش سازمان حکومتی اوقاف هم چیزی بیش از نظارت بر اجراء نمی تواند باشد.

       
  26. سلام استاد نوری زاد عزیز
    من خیلی دیدم که شما در بعضی نوشته هاتون به قاتل بودن جلال الدین فارسی پرداختین. این فیلم را برای شما می فرستم. خواهش می کنم حتماً این فیلم را ببینید و بذارین مردم هم ببینن.

    ——————-
    جزئیات قتل محمد رضا رضاخانی, معروف به حاج صادق توسط جلال الدین فارسی در د نبلید طالقان, از زبان برادر مقتول, بهمن رضاخانی که شاهد ماجرا بوده است.
    https://www.youtube.com/watch?v=D5NBx8TMI64

     
  27. آقای نوری زاد
    من از خوانندگان هر روز سایت شما می باشم و با بخش عمده ای از نظرات شما موافق می باشم با این وجود فکر می کنم شما در حال افتادن از طرف دیگر خط اعتدال و انصاف می باشید. ّ شما را به این سخن آقای امیر انتظام توجه می دهم خطاب به امام خمینی : “این آقایان مال ما نیستند اون هیکل و اون کلاه گنده اون لباس تن و اون حرفها نمی خورد که من بگم ایشان را کی آورده یواشکی در گوش بک عده می گفتم”!!!! شما این فرد را نلسون ماندلا می نامید و ایشان خودشان را در کنار مصدق می گدارند عجب به شعار ادب و اخلاق شما! آیا آنچه ایشان گفتند دروغ و اتهامی نابکارانه نیست. آیا شما می خواهید دروغ و اتهام را جایگزین دروغ و اتهام کنید. آینکه به جناب امیر انتظام ظلمی طولانی شده درست ولی این ظلم ایشان را نخبه و صادق نمیکند.

     
  28. سخنرانی پیمان عارف بر مزار شهید مصطفی کریم بیگی در روستای جوقین شهریار

    https://www.youtube.com/watch?v=3bQlL63L9ms

     
  29. با درود به نوربزاد عزیز و هم میهنان فرهیخته : حامی گرامی کجایی که ناپاکان را افشای دوباره کنی؟ لطف کنید به قسمتی گزینشی از گفتار فرمانده اسبق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سر دار ( دار ندیده) محسن رضایی که در سحام نیوز آمده بود توجه تان را جلب می کنم که غرور کاذب جمعی گمراه جو گیر به ظاهرمتعهد به اسلام چه به روز این مملکت آورد که خود را با حکومت رایش (آلمان)هم مقایسه میکردند و فکر میکردند با فقط پول میتوانند افکار پریشان خود را به منصه ظهور برسانند و هوا پیما هم اختراع کنند این هایی که پس از سی و شش سال به فوکر های وارداتیشان هم نمیتوانند امنیت بدهند به فکر ساخت هواپینا بآن هم از نوع جنگنده افتاده بودند ولی حاصل مملکتی شکست خورده و جام زهر نوشیده تحویل دادند واگر نبود طمع تسخیر کویت که به فکر صدام افتاده بود و امریکا به همین بهانه طومار صدام را در هم پیچید بعید نبود صدام دو باره به ایران حمله کند به هرحال خوب به این نوشته توجه کنید!!……………………..دبیرمجمع تشخیص مصلحت نظام درادامه تخمین زد که برآورده شدن کل مطالبات او از دولت برای ادامه جنگ«حداکثر۴ میلیارد دلار» بودجه نیاز داشته است. یکی از کارشناسان یادآوری کرد تنها قیمت ۳۰۰ هواپیمای درخواستی او از۴ میلیارد دلار تجاوز می کرده. پاسخ محسن رضایی این بود که:«مگر گفته بودیم باید بخریم؟» پاسخی که با واکنش کارشناس مواجه شد که پرسید: «پس ازکجا می آوردیم؟» این بار، توضیح رضایی آن بود که ایران نیز می توانسته مانند«آلمان درجنگ جهانی دوم درمدت کوتاهی کارهای بسیار بزرگی بکند.» وی در واکنش به یادآوری مجری مبنی براین‌که ایران با گذشت۲۶ سال ازجنگ هنوز هم نتوانسته این تعداد هواپیما را بسازد گفت:«خوب این هم اشکال دارد دیگر. به هرحال اگراین امکانات را به ما می دادند ما تضمین می کردیم…آلمانی ها در مدت کمتراز این۱۰ برابر این‌ها را تولید کردند، آن هم کی؟ سال ۱۹۴۸.»
    وی در پاسخ به یادآوری یکی از مجریان مبنی براین‌که آلمانی ها قبل ازجنگ جهانی دوم(که از۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ طول کشید) صاحب تکنولوژی پیشرفته هوایی بوده مدعی شد:«نه، همه اش به خاطر شرایط جنگ بود

     
  30. درود بر نوری زاد مبارز

    به نظر من نلسون ماندلا ی ایران جناب امیر انتظام عزیز از سر ملت ایران زیاد است
    ما مردم ایران لیاقت همچین بزرگانی را نداریم که 36 سال از عمر خودشان را در راه آزادی وطن می گذارد

    لیاقت ما همون میرحسین موسوی و محمد خاتمی است که هر وقت هر اعتراض یا جنبشی صورت گرفت این جماعت اصلاح طلب خودشان را کشیدند عقب و مردم تاوانش رو دادند
    مردم در سال 88 کشته ندادند که اصلا طلبان مزدور به قدرت برسند مردم کشته وشهید دادند مردم ندا ها صانع ها ستار ها دادند تا به آزادی برسیم
    و آزادی جز با بر اندازی ممکن نیست.

    این حکومت اصلاح بشو نیست
    اصلاحات فقط برای عوام فریبی است.

     
  31. سال نو میلادی بر همه کاربران سایت آقای نوریزاد وسرورم آقای نوریزاد تبریک و تهنیت می گویم.امید دارم که همه به آرزوهایتان برسید.
    ویدئوی زیر را به آقای نوریزاد و آقای مهندس عباس امیرانتظام تقدیم می کنم. تابستان از آنتونیو ویوالدی با اجرای یک هنرمند برجسته ویلون حتما ببینید.

    http://www.ssyoutube.com/watch?v=OLP1pqNx0v4&list=RDOLP1pqNx0v4#t=0

     
  32. سلام آقای نوری زاد عزیزوگرامی،
    وسلام بر همه ی خوانندگان وهموطنان عزیز،

    آقای موسوی گفته است: “بنده آماده‌ام تا ضمن پاسخ‌گویی به اتهامات، حقایق مربوط به سرچشمه‌های فساد عظیمی که کشور و انقلاب را در خود غرق کرده است، بیان کنم.”
    چرا آقای خامنه ای به حصرظالمانه وغیرقانونی آقایان کروبی و موسوی وخانم رهنورد خاتمه نمیدهد و یا دادگاهی علنی وصالح برگذارنمیکند که این عزیزان وبزرگان کشور ازخود دفاع کنند!

    آخرین اظهار نظرآقای موسوی ازحصرخانگی:
    – – – – – – – — – – – – – – – – – – — – – – – – – — – – – –
    در واکنش به ادعاهای روزهای اخیر اقتدارگرایان
    میرحسین موسوی: تفهیم اتهام کذب محض است،دادگاه علنی برگزار کنید
    ایجاد شده در: 12/27/2014 – 13:35, به روز شده در: 12/27/2014 – 16:32

    میرحسین موسوی در آخرین اظهار نظر خود در حصر خانگی با اشاره به موج تهمت‌ها و دروغ‌پراکنی‌های وسیع روزهای اخیر در رسانه‌ها تاکید کرد: برانداز کسانی هستند که از جیب مستضعفان و پابرهنگان و فقرا فسادهای عظیم را در کشور ایجاد کرده‌اند.
    به گزارش کلمه، نخست‌وزیر هشت سال دفاع مقدس که در جریان موج تبلیغاتی وسیع رسانه‌های حکومتی علیه همراهان جنبش سبز قرار دارد، اتهام‌زنی‌ها و دروغ‌پردازی‌هایی از قبیل تهمت براندازی و … را ناشی از بی‌تقوایی و ضعف بهتان‌زنندگان دانسته و گفته است: اینجانب و رهنورد از ابتدای حصر بارها از طریق زندانبانان، به مسئولان امر برای حضور در دادگاهی علنی و صالح اعلام آمادگی کرده‌ایم.
    موسوی گفته است: بنده آماده‌ام تا ضمن پاسخ‌گویی به اتهامات، حقایق مربوط به سرچشمه‌های فساد عظیمی که کشور و انقلاب را در خود غرق کرده است، بیان کنم.
    میرحسین موسوی که حدود چهار سال است بدون هیچ‌گونه حکمی از دادگاه یا طی شدن روندهای قضایی به همراه دکتر رهنورد در زندان خانگی محصور است، تاکید کرده که ادعای اخیر تفهیم اتهام، کذب و بی‌معنی است و ما تا کنون چند بار خواستار حضور یک مقام قضایی برای تعیین وضعیت حقوقی و همچنین رسیدگی به ورود غیر قانونی و حضور چندماهه بدون مجوز درون منزل شده‌ایم که به‌رغم قول‌های داده شده اما هیچ‌گاه اقدامی صورت نگرفت.
    میرحسین موسوی همچنین تاکید کرده است که آنان اگر به جای اتهام‌زنی‌های کذب و بی‌معنا، رشد و بلوغ یک ملت را آشوب عده‌ای بزغاله و گوساله نمی‌خواندند، امروز مجبور نبودند مفاسد بزرگ را انکار کنند و با جنگ‌های روانی و راه اندازی کاروان‌های روایت، افکار عمومی را از خطرات این‌همه فساد و تباهی منحرف سازند.
    – – – – – – – — – – – – – – – – – – — – – – – – – — – – – –
    http://www.irangreenvoice.com/article/2014/dec/27/48018

     
    • جناب حسین کربلا محاکمه این سه نفر مساوی با محاکمه کل هییئت حاکمه ایران است و در نتیحه از پرده برون افتادن اسرار و نابودی نظام ولایی در نتیجه تصدیق میفرمایید که اسلام طالبانی آقایان به خطر می افتد و قطعا فرو می پاشد!!

       
      • سلام مهرداد گرامی،
        چاره چیست و شما چه پیشنهادی دارید؟

         
        • با درود به حسین کربلای گرامی : دوست گرامی فقط به یک مورد از موارد عذیده اشاره میکنم به نظر من تا زمانی که مردم ایران تشخیص نداده اند که به زیارت رفتن چند باره عتبات آن هم با پای پیاده و به هر قیمتی گره از هیچ کار این مملکت نمی گشاید که هیچ باعث درد سر های عدیده هم خواهد شد . اگر صوابی در این کار باشد گره از کار یک هم وطن گشودن صوابی بیشتر خواهد داشت اینکه بر سر وسینه زدن صوابی داشته باشد به عقل من عجیب می آید اگر از کل جمعیتی که به عراق رفتند میپرسیدند نام یک زندانی سیاسی که از حق همین مردم دفاع میکند را می دانند یا نه پاسخی نخواهید شنید !! چرا؟؟ چون چنان در چنبره اوهام گرفتار شده اند که نمیدانند بهشت را به بها میدهند نه بهانه ! وقتی که افکار کسی این باشد که …….. .بخشودگی اهل گنه در صف مجشر … وابسته به یک گردش چشمان حسین است .خوب این فرد که اعتقاد پیدا کرده را چه طور باید به اوضاع واقف کرد؟ با احترام

           
          • سلام مهرداد گرامی،
            ای عزیز باشما کاملا موافقم!! شاید اسم من شما را به بی راهه برده شاید هم اصلا من نوشتار شما را بد میخوانم؟ چون صحبت ازحصربود.
            به هر حال برای اطلاع، من بدنبال نجات از جانب امام حسین نیستم! ایشان آنچه که وظیفه خود به عنوان یک انسان میدانست انجام داد وراه حق طلبی و آزادگی را به ما نمود ورفت. حال نوبت راه پیمائی ماست نه گریه کردن برای آنان که رفته اند!
            آقای نوری زاد گرامی دراین راه بسیارپرمشقت وسختی هستند واین هموطن کوچک هم به دامن ایشان چسبیده که شاید یک قدمی بردارد.
            هر گلی نو که در جهان آید
            ما به عشقش هزاردستانیم!
            در قیامت هم هر کس را برای اعمال شخص خودش – آنچه که کرد وآنچه که نکرد، آنچه که گفت و آنچه که نگفت، آنچه که اندیشید وآنچه که نیندیشید – پاداش میدهند! ازاین روی پندارنیک-گفتارنیک-کردارنیک هست که انسان را نجات میدهد والبته که اول نیک را باید شناخت.
            اگر شما راجع به گرداب خرافاتی که ملایان دنیاخوار درایران بوجود آورده اند و مردم وکشور را با آن میبلعند میگوئید، من باز هم با شما کاملا موافقم!!
            اگر عمامه به سر ها حقیقت دین را برای مردم میگفتند ما از این ورطه وحشتناک نجات پیدا میکردیم. ولیکن عمامه به سرها دنبال رستگاری مردم یا نجات کشور نیستند. عمامه به سرها اصلا دنبال رستگاری خودشان هم نیستند و به معاد ایمان ندارند واین چیزجدیدی نیست که حافظ هم در صدها سال پیش همین را گفت.
            گوییا باور نمی‌دارند روز داوری
            کاین همه قلب و دغل در کار داور می‌کنند

            عیب کار از مردم نیست! عیب کار از عمامه به سرها است که همه دنیا پرست وریاکار بودند و بعد از انقلاب هزارمرتبه بد تر شده اند! ایرادی که برمردم میشود گرفت تنبلی آنان در دین خودشان هست! هر دینی. واین راهم عمامه به سرها برای رسیدن به امیال دنیوی خودشان به وجود آورده اند.
            مردم به دین رستورانی عادت کرده اند و نمیخواهند این آشی را که هرروز برای آخرت خود میخورند را یک کمی برای پخت وپزش زحمت بکشند. میگویند ما وقت نداریم! آقایان علما میدانند وما هم تقلید میکنیم ولی نمیدانند این اقایان علما گله مردم را به کشتارگاه میبرند که کیف دنیا را کنند! ازآخرت هم هنوز کسی برای آقایان علما خبرنیاورده برای اینکه چنین اخباری فقط به پاکیزگان و پرهیزکاران میرسد.
            مهردادعزیز، سرشما را بیش از این بدرد نمی آورم وحرفم را کوتاه میکنم.
            پرسیدید “خوب این فرد که اعتقاد پیدا کرده را چه طور باید به اوضاع واقف کرد؟ ”
            این یک مسئله وگرفتاری دینی/سیاسی/اجتماعی عظیمی است که درکشورما بوجودآمده و با دین گریزی، دین ستیزی، فحاشی به خدا وپیامبرو امامان و بزرگان که بعضی ها پیشه کرده اند، نه تنهاحل نیمشود بلکه بدترمیشود.
            به فکر من الماس را فقط با الماس میشود برید. از عمامه به سرها هم نمیشود انتظارکمک داشت. حتی اندک تعداد مراجع خوب هم تا زمانی که مردم را به تقلید تشویق میکنند و حاضر نیستند که به مردم بگویند که پیامبراکرم هیچ موقع نگفت ازمن تقلید کنید بلکه فرمود طلب علم به مانند نمازبرمرد وزن مسلمان واجب است، مشگل گشا نیستند!
            به نظر من این مسئله دینی را باید به کمک انسانهای دین دار واقعی حل کرد. آنان که برای دینشان زحمت کشیده اند فداکاری کرده اند وحاضر نیستند دینشان را به دنیا بفروشند. از نظر من اینان همین آقای نوری زاد عزیزهست، آقای دکترخزعلی، آقای امیرانتظام، آقای دکترملکی و. . . وآقای میرحسین موسوی و آقای کروبی وخانم رهنورد وخانم ستوده و… واینان میتوانند افراد دیگر مانند خودشان را به ما بشناسانند.
            به هرحال این مسئله ساده ای نیست وامکان حل آن فقط در طول دوران وبهمت وایثار بزرگان نام برده ونبرده ویاری کوچکانی که به مقداری آگاهی رسیده اند شاید ممکن باشد.

            مهرداد عزیز: ببخشید که مطلب طولانی شد والبته خوشحال میشوم نظرشمارا هم بدانم واگرآقای نوری زاد عزیز هم نظری بیان کنند که بسیار عالی میشود چون من تحصیلات بالائی ندارم وشما ها حتما دیدتان بهتر است .
            تندرست وپاینده باشید!
            .

             
          • سلام مهرداد.کجای کاری تازه دارند برنامه ریزی میکنندتا برای مشهد هم کاروانهای زیارتی مثل اربعین نهادینه کنند.ومیکنندمطمئن باش.ال احمدمیگفت.(ببخشیددورازمجلس)تاخر هست خرسوار هم هست.

             
    • فقط من ماندم که این جناب میرحسین و شیخ کروبی منتظر چی هستند تا دست به افشا گری بزنند؟نکند اینها هم منتظر ظهور مهدیند! در کشور کودتا شده و اینهمه قتل و ترور و جنایت شده و خامنه ایی و بیتش و سرداران مفتخور با دولت موازی مستقیما مسؤل تمامی بی رحمیها و جنایت و تجاوز و ترور و زندان و شکنجه و اختلاسهای میلیاردی و رواج فقر و فساد و فحشا و اعتیاد …بوده و هستند.پس این آقایان منتظر چی هستند؟آیا نه اینکه ما مردم محریم نیستیم؟

       
      • با عرض درود به جناب مزدک گرامی این ها منتظر یک تریبون مثل رادیو و تلویزیون هستند که مستقیما و بدون واسطه رهبر این مملکت را که سر منشا تمام مشکلات عدیده هست را افشا کنند تا مردمی که واقعا راه را از چاه تشخیص نمیدهند را دلیل باشند . البته لازم به ذکر است که این دو نفر از نظر من اتهامات زیادی در گذشته این مملکت دارند که باید جواب گو باشند . با احترام.

         
  33. چه دلایلی به ادامه حصر حسین موسوی و شیخ کروبی قابل ذکر است ؟

    ۱- سوء استفاده رهبر از جایگاه خود و بینش دشمن سنجی افراطی ایشان مقابل اعتراض
    ۲- عدم استقلال قوانین در قانون اساسی نظام الهی و مجریان آن
    ۳- عدم استقلال قوه قضاییه و عدم استقلال وکلای فعال حقوقی و عدم استقلال حق انتخاب شهروندی
    ۴- قدرت نفوذ عاملین فسادهای کلان در جای جای رتبه های مسیولیت این نظام
    ۵- سوء استفاده یک عده افراد در کهولت سنی با داشتن مسیولیت حقوقی فرد فرد ایرانیان
    ۶- حصر میتواند درس خوبی برای دیگر معترضان بر علیه انتخاب بیت رهبر باشد
    ۷- ضعف رییس جمهوری در پافشاری به اجرای حق شهروندان در مقابل ظلم
    ۸- هر چه حصر طولانی تر شود میتوانیم زبانهای بیشتری را از حلق بیرون بکشیم
    ۹- با سرعت عمل در حصر معترضین مسیولین رده بالای نظام ثابت کردیم طولانی شدن دادگاهی و یا چشم
    پوشی از طیف دیگر مسیولین مجرم (فاسد) نظام ء کدامین جبهه زور بیشتری دارد
    ۱۰- امیدواریم محصورین هرچه زودتر به گناهان خود اعتراف (توبه) کنند تا آزادیشان میسر گردد
    ۱۱- حصر نقطه عطف حقوق اسلامی در نظام الهی جمهوری اسلامی می باشد
    ۱۲- با اجرای معجزه ای بنام حصر میتوانیم این روش را به جامعه و خانواده ها یاد بدهیم که مختار هستند مقابله هم ء قانون را پیشاپیش دور بزنند (حصرهای خانگی)
    ۱۳- ثابت میکنیم ما میتوانیم و خدا و پیغمبر به ما ختم میشود
    ۱۴- منطق قانونی ای نداریم که بتوانیم در دادگاهی عادل و بیطرف از آن دفاع کنیم
    ۱۵- آزادی میر حسین و مابقی به معنی خط بطلان روی شوراهایی بنام خبرگان و نگهبان
    ۱۶- پیدایش حصر و ادامه حصر نشان از بی لیاقتی مجلس و نمایندگان به اصطلاح مردمی آن است
    ۱۷- اگر قرار به اصلاحات باشد ثابت نمودیم با قلع و قمع معترضین و منتخب آنها در حصر ما اصلاح طلبتریم
    ۱۸- بی کفایتی آشکار حاکمین در حقوق انسانی و مدنی نزد شهروندان
    ۱۹- اتهام زنی و سخنان دروغ پراکنده کردن متدائم درست مصداق یکطرفه به قضاوت نشستن است (عدم وجود دادگاهی بیطرف و عادل)
    ۲۰- تاکنون (۴سال) هیچ حکم قانونی از روند حصر به جرائد کشور ارائه نشده است

     
  34. سلام جناب نوری زاد ،یکی‌ از نشانه‌های جمهوری بودن یک حکومتی میزان نترسیدن اون حکومت از مردم خودش می‌باشد به طور مثال،شما اگر به سفارت خانه‌ها و کنسول گری‌های حکومت اسلامی در اقصی نقاط دنیا مراجعه کنید ،آثار و نماد‌های این ترس رو به وضوح میتوانید مشاهده کنید در حالی‌ که برای بسیار از کشور‌ها این موضوع مصداق ندارد،چندی پیش برای انجام کاری ثبتی به کنسول گری حکومت اسلامی در فرانکفورت مراجعه کردم،در ابتدای امر شما باید به روال همه جا شماره بگیرید و در نوبت بایستید. ۵-۶ باجه متفاوت پشت شیشه که شما به اون ور باجه با میکروفون متصل میشوید. برای کاری که می‌توانست در عرضه ۱۰ دقیقه انجام شود حدود ۵ ساعت معطل شدم در حالی‌ که در باجه‌های دیگر افرادی نشسته بودند و دست در جیب شلوار به مراجعه ان تماشا میکردند، آقایی بود که مسئولیت انتظامات اونجا را به عهده داشت که چپ و راست پاچه مراجعه این رو میگرفت کافی‌ بود شما با تلفن همراه صحبت کنی‌ یا چیزی بنویسی‌ و یا خانم‌ها مقداری از موی‌شان از روسری بیرون باشد باید می‌دیدید که چه قیامتی بر پا بود در همین اثنا درگیری لفظی شدیدی بین یک خانم محترم و پاسدار انتظاماتی رخ داد: مشکل این بود که مقداری از موی خانم بیرون بود و این مساله منجر به تحریک… برادر انتظاماتی ما شده بود .برادر اصرار شدیدی داشت که خانم روسریش رو پایین بکشه و خانم مقاومت میکرد و بلند بلند میگفت من اگر روسری گذشته‌ام به احترام سفارت بوده و گرنه میتوانم همین الان روسری‌ام را در بیاورم.جوابی‌ که برادر انتظاماتی داد ،هنوز هم در کله من سوت می‌کشد .ایشان گفت شما روسری تان را در بیاورید بعد ببینید چه بالایی‌ بر سر تان می‌آورم . به گمانم یا می‌خواست اسید به صورت زیبای اون خانم بپاشد و یا ضربات چاقو به پشت‌شان فرود آورد (…………)

     
    • جعفرخان در فرنگ

      امیر جان سلام .مثلا انتظار داشتی وزارت امورخارجه ای که معمارش دکتر ولایتی با یک عده بچه دهات پس قلعه و دار اباد و قم هست بهتر از این باشه؟فکر می کنی عرب دایی ولایتی چه کسایی رو اورده امور خارجه؟منوچ داماد !معروف به منوچهر کمیته چی یا همون متکی یک مکشت کمیته چی سابق و اورده اینجا جا کرده.طرف لیسانس که نه فوق دیپلم ابزیان داره پارتی داشته اوردنش اینجا.یک وقتی امورخارجه با وزرایی مثل مرحوم خلعتبری و نوری اسفندیاری که سر سفره باباشون نشسته بودن و از بچه گی اداب یاد گرفته بودن ویترین حکومتی بود که خوب یا بد پاسپورتشو مثل ورق زر قبول داشتن.حالا یک سر بیایین اداره ما یه چای مهمون ببینین ابدارچی های کت و شلوار سرمه ای همون ظاهرشون از سفیر و کاردارای ایروون بهتره!همه جای دنیا انتخاب کادر با امتحان سنگین زبان و هوش و معلومات عمومی و تاریخ با حداقل مدرک فوق لیسانس به بالاست اینجا فقط یکهو میبینی از برادران گمنام که وضعش مثل بقیه خوب نبوده مامور می شه تا پست خارجه بگیره.و دلار درو کنه.دیگه معلومه این بابا در پاچه خاری با بقیه مسابقه می ذاره.اینجا هرکی برای چهار روز ماموریت بیشتر یا اوردن رفیق و باندش راپورت بقیه رو میده.ظاهر سازی فریب،ادم فروشی،نفاق از سر و روی این وزارت خونه می باره.اونوقت فوق لیسانس بین الملل و دکترای علوم سیاسی باید بره کارمند فلان اداره بشه تا فامیل فلان حضرت ایت الله و فلان گشنه پارتی دار فقط بلحاظ مخلصی و مریدی بیاد حقوق دلاری بگیره.که نمونه های مشعشعش همون اختلاف فرهنگی برزیل و مصاحبه فاطمه اره زنک زن سفیر سابق ایران تو فرانسه هست که فکر میکنه مردم هستن که شوهر ایشون در ویلای سفارت سفیری کنه یارو از کجا اومده؟از حراست ابفای منطقه سه تهران که هنوز فارسی رو با لهجه شیرین ولایتش حرف میزنه چه برسه به دریغ از دو کلمه انگلیسی یا فرانسه!کسی نیست بگه حاج خانم تو مایه تیله بگیر بچه تم بگذار پانسیون همونجا بمونه پز و افاده هم بده به خاله خانم باجی چیکارت به مصاحبه؟تو و شوهر و وزیر و رئیس جمهور بالاترتون رو هم چند کلاس درست و حسابی دانشگاه رفتین؟البته وقتی امثال دکتر علوم سیاسی دانشگاه تهران و علامه برن امریکا درس بدن از ترس جونشون امثال شوهر شما هم البته می شن سفیر آقا..نمونه تصمیمات ادرایشم که می بینی،طرف وزیر نظام تو خارج در حال مذاکره اسست خیر سرش شبونه عزل یا بهتر بگیم انزالش می کنن!نه ابروویی نه عرف اداری و دیپلماتیکی.بعد هم توجه کردی تو تمام سفارتها کارمند محلی از یک مشت تروریست نمای لبنانی استفاده می کنن و نونی که بچه های محصل ایرانی باید بخورن رو می دن به لبنانی ها.؟

       
  35. سلام دوستان عزیزم
    من واقعا در تعجبم که حتی رهبر هم با آزاد کردن (مرخصی طولانی) آقای امیر انتظام به نوعی از ایشون عذر خواهی کرده،لکن این آقایان اصلاح طلب زحمت عیادت از امیر انتظام را به خودشان نمی دهند!! آقای خاتمی،آقای دکتر عارف،آقای دکتر خزئلی عزیز، آقای عبدالله نوری ،آقای روحانی …بلند شید برید عیادت امیر انتظام.از این فرصتی که نوریزاد عزیز بوجود آورده استفاده کنید.

     
  36. یورگن تودن هوفر نویسنده و خبرنگار آلمانی به تازگی سفری به حکومت اسلامی داعش داشته و از موصل (شمال عراق) رقه و دیر ازور (سوریه) دیدن کرده است.
    Jürgen Todenhofer
    گزیده ای از مصاحبه وی با سی ان ان را برایتان ترجمه کرده ام تا با ادبیات و طرز فکر داعشی ها آشنا تر شوید و پی به شباهت این طرز فکر با استدلالات ملایان خودمان ببرید. شاید برخی بگویید چنین نیست و ملایان ما داعشی نیستند! خودتان قضاوت کنید. تفاوت داعشیون و ملایان تنها در این است که داعش حرفش را رک و پوست کنده می زند و ملایان ما با خدعه و نیرنگ کار می کنند.

    تودن هوفر می گوید: تمامی مسیحیان (130هزار تن) و شیعیان از موصل گریخته اند. بسیاری به قتل رسیده اند. با این حال شهر در حالت عادی به سر می برد و مردم از ثباتی که داعش برایشان فراهم کرده راضی اند!
    وحشتناک است. نیست؟
    در این جا کلمه داعش را با ملایان عوض کنید و مسیحی و شیعه را با دگراندیشان و موصل را با کشور.
    حال متن را دوباره بخوانید: دگر اندیشان از کشور گریخته اند. بسیاری شان به قتل رسیده اند. با این حال کشور در حالت عادی به سر می برد و مردم از ثباتی که ملایان برایشان فراهم کرده اند راضی اند!
    عجب؟ این که شد مملکت خودمان! این که همان داعشی ها هستند!
    این بود هدف ما از انقلاب 57؟
    اینجا روی سخنم با حزب اللهی ها است! آری با شما هستم!
    این بود وعده و وعید های انقلاب؟ آیا شما از وضعی که حکومت اسلامی بر کشور حاکم کرده راضی هستید؟ مردم ایران لایق چنین رفتاری هستند؟

    این خبرنگار ادامه می دهد: با این وجود ترس بر بسیاری از مردم موصل حاکم است چرا که تخلف از قوانین اسلامی مجازات های شدیدی در پی دارد.
    متوجه تشابهات هستید؟

    مصاحبه این گونه ادامه می یابد:
    شما تنها 300 تن بودید و ارتش عراق 20هزار تن. چگونه موصل را تصرف کردید؟
    ما برای خدا می جنگیم ولی آن ها برای پول و چیز هایی که به آن اعتقاد ندارند. تصرف موصل چهار روز بیشتر طول نکشید. با چند حمله انتحاری ضربات سختی به خطوط اول دفاعی شان وارد کردیم. بقیه پا به فرار گذاشتند.

    روزانه پنجاه تن برای پیوستن به داعش ثبت نام می کنند.
    یک داعشی می گوید: این ها بیچاره یا فقیر نیستند. یکی از مراجعه کنندگان تازه فارغ التحصیل حقوق بود. خیلی ها از اروپا و آمریکا می آیند. فکرش را بکنید کسی از نیوجرسی بیاید برای پیوستن به داعش!

    خبرنگار از دیدارش با یک اسیر کرد در حضور نیرو های داعش می گوید: وی فردی شکسته بود. وقتی از او پرسیدم آیا شکنجه شده است گفت نه ولی این را نمی شد باور کرد. می گفت خانواده ام از اسارتم خبر ندارند. سرنوشتم معلوم نیست. شاید در یک مبادله اسرا آزاد شوم.

    تودن هوفر می گوید: گروهی از کودکان جنگ جوی داعشی را به من نشان دادند. یکی شان که مسلح به آ کا 47 بود می گفت سیزده ساله است ولی حتی کم سال تر به نظر می رسید.

    وی می افزاید: از نگاه داعش سر بریدن ها و برده گرفتن جزوی از دین است. این ها قصد دارند اروپا را تصرف کنند. در چشمانشان برقی مشاهده کردم که حاکی از ایمان قوی به کاری است که می کنند. فکر می کنم حکومت اسلامی بسیار خطرناک تر از آنی است که در غرب تصور می شود. شکست های اخیر داعش در شمال عراق و کوبانه تاثیری در اصل ماجرا ندارد. آن ها همچنان در مناطق تحت اشغال با قدرت حکومت می کنند.

    آهای حزب الله! تشابه طرز فکر داعشیون را با آن چه که در مغز شما فرو کرده اند می بینید یا نه؟ ادبیات همان است. شست و شوی مغزی همان است. نگویید یکی باطل است و دیگری حق!
    مگر داعش چه می گوید؟ جهاد در راه خدا. جان دادن در راه خدا. حکومت اسلام بر جهان. خواستم نشانتان دهم فقط شما نیستید که بازی خورده اید. با این حقه بازی ها خیلی ها را می شود فریفت. عاقبت کار هم جز نابودی و فلاکت و بدبختی نخواهد بود.

    شاید یکی تان بپرسد چاره چیست؟ دین را رها کنیم؟
    خیر! کسی از شما نمی خواهد دین خود را رها کنید!
    اسلام برای باورمندانش دنیایی متناسب با خواسته های آنان فراهم کرده است. این که اشکالی ندارد. دین آزاد است. هر کس هر دینی که بخواهد اختیار می کند. تنها یک شرط دارد و آن این که متعرض دگر اندیشان نشوید! حقوق انسانی آنان را پایمال نکنید! بین دین دار و دگر اندیش تبعیض قایل نشوید! کسی را به خاطر اعتقاداتش از حقوق انسانی محروم نکنید!

    حد و مرز حقوق و روابط اجتماعی را قانون تعیین می کند. هر کس خلاف قانون رفتار کرد مجازات می شود ولی نه بخاطر عقاید! نه بخاطر ابراز عقیده و یا اعتراض به حاکمان! قانون هم نه هر قانونی! اکثریت حق ندارد با وضع قوانین مورد دلخواه حقوق اقلیت را پایمال کند! حقوق بشر باید حاکم باشد! به همین سادگی است! دنیای متمدن این گونه است! زمینه پیشرفت ملت ها همین است!
    بهترین راه تبلیغ دین سرمشق بودن است! شما که در دین آزاد هستید می توانید با رفتار درست و نیکو سرمشقی برای دگر اندیشان شوید! باور کنید به همین سادگی است!
    خواب تا کی!

     
    • با درود به ساسان گرامی دوست عزیز تشابه حکومتهای اسلامی بخاطر یکسان بودن ایدیولوزی آنهاست.مثلا شما هرچند درحرف تفاوتی بین چریکهای فدایی و حزب توده و هزاران سازمانهای چپ ماکسیستی می دیدید ولی درعمل همه بدون استثنا به یک نقطه می رسیدند و آنهم برقراری حکومت پرولتری و نابودی آزادی و برقراری زور و اجبار و نابودی زیر بنای حقوق فردی و قربانی آزادیها و حقوق فردی بپای حزب کارگری و نابودی دگراندیشان و ممنوعیت اجتماعات و احزاب ….ولی همین گروها تا بخواهی بهم می پریدند و می پرند.بنابراین وقتی یک ایدیولوژی و یک کتاب مبنا باشد درحرف می توان اختلافاتی داشت ولی درعمل نتیجه یکی است.//////.معتقدین به چنین شعارهایی هم بارها در طول تاریخ امتحانشان را داده اند و بدبختانه ما بارها فریب چنین درندگانی را خورده ایم و هنوز هم دست از دامن عده ایی بعنوان اطلاح طلب (اصلاح چی؟ معلوم نیست)و روشنفکردینی(معجونی که درهیچ شیشه عطاری یافت نمی شود) و…را می خوریم.

       
  37. برای دانلود ویدئوی شبی با امیرانتظام روی لینک زیر کلیک کنید
    https://m.facebook.com/m.nourizad

    سپس روی ویدئوی امیرانتظام کلیک کنید تا پلیر شروع به پخش کند.

    سپس روی پلیر در حال پخش کلیک راست کنید و گزینه save video as را انتخاب و مسیر دانلود را مشخص کنید همین .

    بچه آبودان قدیم –کا- امیدوارم راضی شده باشی ولک.

     
  38. درود بر شما و این جمع خرد ورز و درد و رنجدیده شما!چکیده عمری مبارزه با جهل و خرافه و دروغ و تزویر و پذیرفتن خطر و درد شکنجه و تحقیر.به امید روزیکه این جمع هرچه گسترده تر و پرمایه تر گردد و انسانهای شریف و خردمند بیشتری به این جمع بپیوندند تا درخت آزادی خواهی و خردورزی را هر چه باروتر وپربارتر نمایند و ایران بتواند با پرداختن هزینه کمتری از این حکومت جنایت پیشه و سفله پرور مافیایی عبورکند و به حکومتی سکولار و دمکراتیک و بر مبنای حقوق بشر دست یابد.

     
  39. سفر لاریجانی به کشورهای منطقه نشانه قدرت ما است..اونوقت سفر اونها به ایران نشانه ضعفشون است!..

    زاکانی که “دکتر بعد از این” است گفته 9 دی انقلاب اسلامی را بیمه کرد!..فقط نگفت شخص ثالث یا بدنه!

    ایران به چند تا هواپیمای آمریکائی هشدار داد!…هواپیماهای آمریکائی هم از ترس تبدیل به فورباغه شدند!

    ایران و روسیه ماهی 500 میلیون دلار نقد به بشار اسذ میدن!…حالا دریغ از 500 تا نخود!

    دوباره اسید پاشی!..ایرانی های اهل ولایت به جای گلاب به هم اسید میپاشن!..دست ولی امر درد نکنه!..از این ییبعد بجای گلاب بروت میتونید بگید “اسید بروت”!

    کمال خرازی با ادب میگه به جک استرا12 سال پیش یک پس گردنی زده!…عزت و ادب در سیاست خارجی یعنی این.!.اژه ای که سحر خیز رو گاز گرفت!…محمود کریمی به جرم سبقت غیر مجار از مداّح هفت تیر کشید!..بعدا ملت ایران یک لگد محکم هم خورد..بعله پس گردنی را آقای خرازی زد کتکش رو ما خوردیم..ولایت مال همبن روزاست!..

    رهبر معظم فرموده اند توفع محدود کردن توان موشکی احمفانه است!…ایرانی ها هم میگن یه فلوپ جام زهر کسی رو نکشته!

    هموظنان مسیحی می توانند مجانی از برج میلاد بازدید کنند…هموطنان مسلمان هم پائین وای میستن اونا که اومدن براشون تعریف کنند!

    لاریجانی که جو گیر شده گفته ابران در کنار کردستان عراق هست..کردها می گن ما هم در کنار امریکا هستیم!

    سوریه به داعش حمله میکنه..پولش رو ما میدیم..به جای داعش 40 غیر نظامی کشته میشن..مبارکه!!

    اداره اطلاعات شهریار میرین اگر مدارکتون رو گرفتند و بعد از 15 دقیقه گم شد بیخود پیگیری نکنید و تهمت نزنید!..سزبازان گمنام که همه رو تو شهریار به غیر از خود امام زمان را میشناسند ناراحت میشن!..

    آقا چرا بیخودی به این رهبر بزرگوار گیر میدین که جرا پولهاتونو میده لبنان وسوریه؟..خانم “دیانا درک” همین دیروز از دمشق اومده و گزارش داده:” در دمشق همه چی هست.، “زعفران اعلای ایران…شراب و آبجوی لبنانی”!!.. ببین داداش من اقتصاد ولائی و مقاومتی یعنی این!..هم پول میده لبنانی ها عرق درست کنند، همه به سوریا پول میده بخرن و بخورن!..زعفران اعلا هم میده!..به روسها هم پول اسلحه سوریه رو میده !..ایرانی هم شیشه و گراس میزنه..ببین همه خوشن!!

    در ضمن برای حفظ دینتون خدعه و کلک و دروغ فراموش نشه!..میگن هر کی 35 سال اینکار رو بکنه میتونه بره بهشت !..بفرما!

     
  40. درود بسیار بر جنابعالی٫ جناب آقای مهندس امیرانتظام و دیگر بزرگوارانِ حاضر در بزرگداشتِ ایستادگی و پایمردی.
    با تمام وجودم در برابرِ اینهمه مقاومتِ توأمان با صبر وگذشت٫ وهمچنین حضورِ انسانهایِ شریف و وجدانهای بیدارِ جامعه در این محفلِ بزرگداشت٫ سر تعظیم فرود میاورم.
    متأسفم٫ همانطور که جناب دکتر ملکی اشاره ای گذرا فرمودند٫ هیچیک از به اصطلاح اصلاح طلبان که قصد مشاطّه گریِ چهره عجوزهٔ جمهوری اسلامی و قالب نمودن اورا بعنوانِ نو عروسی جوان وباکره به خلق رادارند٫ حضور نداشتند؟ کجاست سیّدِ خندانِ تدارکاتچی که با هر مصیبتی که براین مردم و مملکت وارد آمد و یا آوردند٫ فقط خندید و به گفتمان حواله داد ؟ چرا حضور هموطنان تا این حدّ اندک بود؟ بایستی تا کیلومترها در اطراف خانهٔ ماندلایِ ایران ازدحام باشد. افسوس که باورِ مردمان از دست رفته و این تراژدیِ بسیار غم انگیزی است.با بهترین آرزوهایم برای فرد فردِ حاضرینِ در محل.

     
  41. برای کسی که
    میفهمد
    هیچ توضیحی لازم نیست
    و
    برای کسی که
    نمیفهمد
    هر توضیحی اضافه است

    آنانکه میفهمند
    عذاب میکِشند
    و
    آنانکه نمیفهمند
    عذاب می دهند

    مهم نیست
    که چه “مدرکی” دارید
    مهم اینه
    که چه “درکی” دارید

    مغزِ کوچک
    و دهانِ بزرگ
    میلِ ترکیبیِ بالایی دارند

    کلماتی که
    از دهانِ شمابیرون می آید
    ویترینِ فروشگاهِ شعورِ شماست

    پس

    وای بر جمعی
    که لب را
    بی تامل وا کنند

    چرا که

    کم داشتن و زیاد گفتن
    مثلِ
    نداشتن و زیادخرج کردن است!

    پس نگذارید

    زبانِ شما
    از افکارتان جلو بزند!!!
    پروفسور سمیعی

     
  42. در این هردمبیل باغ وراث عزت اله مثلا در گوشی می سرایند! در اوایل این فیلم به اقای نوری زاد میگویند چرا برای هموطنان بهایی حق شهروندی قائل شده
    https://www.youtube.com/watch?v=-BClofFZyRI

     
  43. سلام آقای نوری زاد عزیزوگرامی،
    خیلی ممنون ازویدیوی بسیاربسیارخوب! دیدن آقای امیرانتظام – اسطوره مقاومت ودرستی – همیشه باعث شادی است. سلام ودرود بر آقای امیرانتظام، دست ایشان را میبوسم وبرای ایشان آرزو و دعای سلامتی وطول عمرمیکنم.
    به تمام عزیزان حاضردراین مجلس انس هم عرض سلام دارم!
    درود بر همه ی شجاعان آزادی طلب وطن!
    پاینده باد خاک ایران ما!

     
  44. سلام آقای نوری زاد. به این نیایش من توجه کنید:
    نیایش
    در این شبهای خوب که در گاهشمار شمسی مبارک هست و به تولد نور علیه ظلمت و تولد یگانه پیامبر خدا که ظهور پیامبر آخرین را اول بار با نام احمد بشارت داد و خود زیبا ترین روش از خود شناسی و خدا شناسی را ارمغان آورد با خواندن همین چند سطر شما هم همدل دعا کنید و از خدای یگانه بخواهیم که در این ایام آخر زمان که ما آدمها به سرعت به انتهای خطی که شروع راهی پر از پیچ و خم دیگریست و ما آدمها رو در کمال نزدیکی که با تکنولوژی پیشرفته پدید آمده و اما از قلب از نزدیکترین کسان خود دورمان کرده ، ما را از کینه دور و به محبت نزدیک کنه. ما رو از خود پسندی دور و به همنوع دوستی نزدیک کنه . از خود خواهی مفرط که حقوق دیگران ولو عزیزانمان را نادیده میگیریم دور کنه و به خود آگاهی که از ظلمت خود پرستی دورمان میکنه نزدیکان کنه. از خدا بخواهیم ما رو در حفظ امانات کمک کنه و به دادن حق کسانی که به ما حق دارند کوتاهی نکنیم. به ما بینشی از نوع آینده نگری که منجر به دوری از خطا میشه عطا کنه و ما رو آگاه کنه به عاقبتهای سختی که نطفه آنها در زمانهای ناخود آگاهی در خطا بسته میشود. از خدا بخواهیم هیچ پدر و مادری رو عزا دار فرزندش نکنه و هیچ فرزندی رو کام نگرفته بطور کامل از پدر و مادر ، بی پدر ومادر نکنه . از خدا بخواهیم که ظهور منجی را نزدیک کنه و مارو از دیدارش محروم نکنه و اگر از حقیر بپرسی منجی کیست میگم منجی اونی هست که تو از اون به خودت برسی. از خدا بخواهیم دلهای سرد رو به عشق گرم کنه و دانش فنا شدن این دنیا رو برای ما به کمال برسونه که آگاه باشیم هیچ چیز در این دنیا از نام و نشان که شهرت میدانیم ، از ثروت و مال که قدرتش میدانیم و از منو تو که ما میدانیم ، ماندگار نیست جز یک عمل خوب و رفتار خدا پسند که در اون از آزار دیگران پرهیزگار باید بود چیزی از این دنیا با خود نمیبریم . برای رستگار شدن یکدیگر دعا کنیم که راز خوشدلی ما در این دنیا در خلوت دعا کردن دیگران است و راه بد بختی در دو رویی و نفاق است.
    مسلماً اینها که خواستم سخت به آنها محتاج هستم پس اگر در دلتون نشست برای منم آنچه خواستم طلب کنید از این خدایی که پوشیده کرده گناهان مارو حتی به خود ما. و اگر دل نشین بود شر کنید تا از لطف دعای ناشناسهایی که حالا منم دعاشون میکنم شامل حالم باشه.

    آمین ای خدای مهربان

     
  45. هوابس ناجوانمردانه سرداست
    زمستان است زمستان است
    سرتعظیم فرودمیاورم به پیشگاه استاد عشق

    خسرو آواز کولاک کرده باخلق این اثرزیباوماندگارانگاه که اوازسرمیدهد زمستان است ….هوابس ناجوانمردانه سرداست……که سرما سخت سوزان است…..سرماویخبندان راباتمام وجودم احساس میکنم حتی اگراین اثررادروسط چله تابستان گوش کنم سرما تامغزاستخوانم رخنه میکند حالا صرف نظراز دلایل انتخاب مقامهای موسیقی که درمقام داد ماهوروبیداد همایون درچرخش میباشد وباشعرسنخیت تام وهماهنگی تمام دارد بنظرمن مناسبترین حالتی که بتوان زمستان راتفسیرکردوصحنه وتابلوی ان راتصویر نمودوبه تصور وتداعی آن کمک نمود ودرعین حال برهمدیگر بصورت چرخشی وپرییودگونه تاثیروتاثر شگفت انگیزی برهم داشته باشد وباهم مستمرا بده وبستان داشته باشند بازهم «دادوبیداد»مناسبترین انتخاب است چرا؟بخاطراینکه هردادواه ناله وفریادی باشلاق بیداد وخفقان وسرکوب وهرالتماس وتظلم خواهی ودادخواهی واعتراض باتازیانه ومشت اهنین استبدادوظلم وستم وتهدیدوارعاب پاسخ داده میشود ودرچنین شرایطی مردم مثل لاک پشت سردرگریبان خویش دارندوحتی ازسایه خودگریزانند وسلامت رانخواهند پاسخ گفت سرهادرگریبانند اگردست محبت یازی باکراه برون اورند دستی ازبغل وانچنان بهمن ترس وجهل وخودخواهی وغفلت انهارافروپوشیده که هرچه فریاد ملتمسانه ای بزنی که آی دمت گرم وسرت خوش باد سلامم راتوپاسخ گوی ودربگشای ،نمیشنوند ویاخودرابه کری ونشنیدن زده اند ودرمنظرچشمشان بیگانه مینمایی وهرچه اصرارمیکنی که من نه ازرومم ونه اززنگم منم بی رنگ بیرنگم بیا دربگشای فایده ای واثری ندارد نمیبینند یاخودرابه کوری زده اندازکران تاکران این اقلیم ترس وبراده های آهن وشمشیر
    میباردودیگرهیچ
    تندبادوکولاکش برگهای امیدرافرومیریزدوگلهاوسبزه های شادی ونشاط وسرور پژمرده شده ودرختان فضل ودانش وهنر ازبیخ وبن کنده شده وزمهریرش سرچشمه های خردوآگاهی وآزادی ورحم وشفقت وبرادری وایمان رادرخودفروخشکانده وابرسیاه خودکامگی وفریب وریا ونفرت جلوی تابش آفتاب مهروعشق واخلاص ونورخداوند که جانمایه هستی وزندگی میباشد پرده پوشی کرده وجایش راظلمت وتاریکی محض ودروغ وشقاوت ودرنده خویی وتهدیدوتطمیع وتزویر وهرچه میبینی بدی وزشتی وشرونادانی ونفهمیست واثری از خوبی وحقیقت وخیروزیبایی بچشم نمیاید یااگرباشد درسیاهچال ودربند گرفتارندونومیدانه ازکسی چشم یاری ندارندکه نفسها سردوقلبها وروحها منجمد ومغزهاوفهمهای جوانان این دیار توسط ضحاکها خوراک مارهای گرسنه شهوات وتمامیت خواهی وعطش سیری ناپذیری چپاول وغارت وعقل ستیزی وجهل گستریش شده که بردوطرف دوشش جولان میدهند ومردمان خفه وفروخفته سخن هابزرادرذهن بیادمیاودکه چه ؟که انسان گرگ انسان است این مردمان انچنان درقبال همدیگر دمسردورابطه خصمانه ای دارندوبرروی هم تیغ میکشند وتفرقه ودورویی وحسادت وتنگ نظری ونادانی بیداد میکند که گویا محبت وصفاووفا وصمیمیت وشرف وانسانیت ازاین اقلیم رخت بربسته وشب تاریک وبیم موج وگردابی چنین هایل شبی که ازصبح بامداد شروع میشود
    ازهرطرف که رفتم جزوحشتم نیفزود
    زنهارازاین بیابان وین راه بی نهایت
    درچنین شرایطی ودرچنین منظره ای که خیال هم ازتصورآن وحشت دارد انسان خودرالولی وش مغموم وسنگ تیپاخورده رنجور احساس میکند وفلسفه وجودی خویش راعبث میپندارد ودشنام پست آفرینش که قراربودحرمت داشته باشد کرامت وعزت داشته باشدوخلیفه ووارثخدادرزمین حقی وحقوقی داشته باشدولی توسط قداره بندان وسلطه جویان شیطان صفتان وچهرهای ظالم همیشه تکراری تاریخ بهیچ انگاشته شده ودراستضعاف وبردگی نگاه داشته شده وهمواره توسط دیوصفتان صدایش درحلقوم خفه وهمه زیستش باآلام ودردومرگ وغم وتنهایی و…عجین گشته …….
    زمستانی که درطول گردش ایام فرامیرسد وموقتی وزودگذراست ویکی ازفصول چهارگانه طبیعت میباشد درمقابل آن زمستان استخوان سوزطاقت فرسای کشنده که همه چیزرابنابودی میکشدهیچ است این زمستان درچله تابستان هم فرامیرسد فرق نمیکنه پاییزوبهاروتابستان برایش معنی ندارد تازمانی که درونها تیره وتاریک است وازغیب خلوت نشینی چراغی وکورسوی امیدی نیفکندوانسانها به حق وحقوقشان واقف نباشند وبه عقل وخردودانایی واوج انسانیت خویش ارزش قائل نباشند وبهمدیگر مهروعطوفت ومحبت ابرازنکنند وحتی لبخندراوسلام واحوالپرسی راازهم دریغ ورزند مگراینکه منفعتی وسودی درمیان باشدوجاهل وبی تربیت ودربندباشندوآزادوازاده وشادنباشندوظلم وبیداد آکنده باشد ودادمظلومی نستانند ودوستی ومهر درمیانشان حکمفرمانباشدو…زمستان است وهوابس ناجوانمردانه سردسردسرداست

     
  46. لطفا لینک یوتیوب را هم برا این فیلم انتشار دهید.

     
  47. تا الان فکر میکردم تا 4-5 سال دیگه این نظام بیشتر عمر ندارد اما با دیدین فیلم بزرگداشت امیر انظام از صفحه فیس بوک شما, اطمینان حاصل کردم که این نظام آخرین ماههای عمرش را سپری میکند. آزادی و رسیدن به خردو عقل نزدیک است. موفق باشید

     
    • علی جان حالت خوبه؟
      واقعا فکر می کنی این نظام تا چند ماه دیگه نابوده؟!!!!!!!!!!!!!!!

      تا زمانی که امثال کروبی و موسوی ها وجود داشته باشند همین آش هستو همین کاسه

       
      • مرد تنها عزيز
        اين حكومت تمام ميشود چند ماه ديگر . بستگي داره مردم ايران كي و چه وقت فوت اين حكومت را باور كنن و دفن ش كنن . اره شايد تا باور مردم فاصله زياد باشد . ولي يقين دارم و داشته باش اين حكومت نفس هاي آخر عمرش است .

         
  48. ريشه ها ٢٥٣(قسمت ٢٥٢ذيل پست قبلى)
    فرهنگ< فرهنگ دينى < عرفان <…..

    زمين و آسمان حافظ

    ٢٧- مرورى بر كارنامه حافظ پژوهى:نتيجه گيرى
    انكار پذير نيست كه در ديوان حافظ اشارات عرفانى كم نيستند . اگر فرضيه اى براى عارف بودن حافظ قائل باشيم ، نوع اين عرفان به باور من نزديك به همان عرفانى است كه آشورى با استناد به شواهد درون متنى و برون متنى بسيارى توضيح داده است . اما اين نظر آشورى كه حتى اشعارى كه بوى شك و كفر يا خيام مسلكى و خوش باشى مى دهند ،باز هم در همان عرفان رندانه و عاشقانه مى گنجند ، پذيرفتنش دشوار است . حافظ كه خودش را''شاعر ساحر '' مى نامد با افسون سخنش چه كسى را جز مردم مى خواهد شاد و سرمست كند ؟
    منم آن شاعر ساحر كه به افسون سخن
    از نىِ كلكِ همه قند و شكر مى بارم
    اين '' همه '' همهِ خوانندگانى هستند كه از فارس تا بنگاله و كشمير از قند پارسىِ حافظ لذت استحسانى مى برند ، بى آنكه عرفان پيچيده رندى را درك كنند .انگارى احساس عامه هنگام شنيدن شعر حافظ با حال و احوال پژوهشگرانى كه براى بيرون كشيدن حقيقت از ديوان نقش قابله را ايفا مى كنند به كلى فرق دارد . در حالى كه همگان در افسون ساحرانه اين شاعر سرمست مى شوند ، پژوهشگر براى شكار حقيقت عارفانه ديوان را شرحه شرحه مى كند . اين همگان درست است كه حافظ را عارف و لسان الغيب مى خوانند ، اما اين چيزى است كه از ديگران شنيده اند و آن ديگران نيز از ديگرانى ديگر شنيده اند . پژوهشگر مى خواهد خودش بفهمد ، اما آيا ممكن نيست همين مسموعات همگانى بنا به قراردادى نانوشته سفارش داده باشند كه پژوهشگر يك عارف كامل از ديوان بيرون بكشد ؟ از سوى ديگر حافظ كه اين همگان را نمى بيند تا در جمال آنها جلوه يار بيند .پس موضوع خيلى ساده است . حافظ به تأثير هنرى كارش مى بالد ، نه به ابلاغ حقيقتى پيچيده . از اين غزلياتى كه نمى توانند عرفانى باشند در ديوان حافظ كم نيستند. حافظ اشعار خيامى و اشعارى كه بوى شك و كفر هم مى دهند دارد .آشورى در چند خط با اسناد اين اشعار به مفهومى به نام عقلاء مجانين سر و ته قضيه را به هم مى آورد .گستاخى هاى '' عقلاىِ مجانين '' عنوانى است كه در برخى از حكايت هاى مصيبت نامهِ عطار در توضيح شطحيات كفرگونه برخى ازعارفان آمده است و نصرالله پورجوادى نيز دركتاب بوى جان به آنها اشاره كرده است.(نقل شده در پانوشت ص ٣٩٠عرفان و رندى درشعر حافظ ) يا مرتضوى در مكتب حافظ (صص١٤٥-١٤٤) و قاسم غنى در تاريخ تصوف(صص١٨٨-١٨٧) از اين عقلاى مجانين به عنوان عارفانى ياد مى كنند كه براى جلب ملامت عامه و قطع دلبستگى به خلق خود را به ديوانگى مى زدند و چنان رفتار مى كردند كه عموم مردم آنها را كافر و منافق و ميخواره قلمداد كنند .ااصطلاح عجيب و پارادوكسيكال '' عقلاىِ مجانين ،،را مى توان به هر كسى كه كفر مى گويد يا رفتار و زبانش خلافِ رفتار و زبانِ نرمال است نسبت داد تا آنجا كه دكتر حامد فولادوند در كتاب واپسين شطحيات نيچه (تهران ، جامى ، ١٣٨٢، صص ٢٩-٢٨) براى توجيه اين تز خود كه نيچه در ده سال آخر عمرش خود را عامداً به ديوانگى زده است از همين مفهوم بهره مى برد . در توجيه عرفانى بودن همه ابيات حافظ آشورى با اشاره به همين مفهوم مى گويد :عارفان گاه خود را چندان به خدا نزديك و مأنوس مى ديده اند كه همچون دوستى به خدا گستاخى مى كرده اند .بهتر بود در اينجا آشورى مثال هايي از آن شطحيات كفر گونه مى آورد و گفته هاى شك برانگيز حافظ را كنار آنها مى نهاد ؛ جملاتى چون : واى اگر از پس امروز بود فردايي / كز اين دوراهه منزل چون بگذريم ديگر نتوان به هم رسيدن / پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت -آفرين بر نظر پاك خطا پوشش باد / به مى سجاده رنگين كن گرت پير مغان گويد / فقيه مدرسه دى مست بود و فتوا داد – كه مى حرام ولى به ز مال اوقاف است / ترسم كه صرفه اى نبرد روز بازخواست -نان حلال شيخ ز آب حرام ما / ز سرِّ غيب كس آگاه نيست قصه مخوان – كدام محرم دل ره در اين حرم دارد /وجود ما معمايي است حافظ – كه تحقيقش فسون است و فسانه است / آخرالامر گل كوزه گران خواهى شد – حاليا فكر سبو كن كه پر از باده كنى / و غيره . سپس بايسته بود كه آشورى با همسنجىِ سبك و سياق اين گفته ها با آن شطحيات ديوانه وار و كافرانه براى خواننده توضيح دهد كه چطور اين شاعرى كه دوست دارد شعرش از شيراز تا كشمير دل ها را افسون و شادمان كند ، ممكن است براى دورى از خلق گاهى هم خيام مسلك شود يا از فرط نزديكى به خدا گستاخ گردد . آرى ، مشكل بتوان تعميم عرفانى بودن تمامى اشعار حافظ را با يك اشاره كلى به به مفهوم عقلاىِ مجانين اثبات كرد .
    حدود چهل سال پيش مرتضوى گفت : حافظ را نه عوام شناخته اند و نه خواص و هركس از سر ذوق خود با گزينش جزئي از ديوان گمان برده است كه زر تمام عيار حافظ را معرفى كرده است و از قضا شاهد مرتضوى همان بيتى است كه در ساختار تفسيرى آشورى نقش مركزى دارد و در عين حال اصحاب فرديد نيز به پيروى از مولاى خود عرفان حافظ را عمدتاً با استناد به همين بيت توجيه مى كردند و اين عجب است كه آشورى پس از آن همه تفاصيل در باب به كارگيرى روش هرمنوتيك مدرن و مفهوم يونگىِ سرنمون اسطوره اى و گفتمان فوكويي به همان نتيجهِ فرديدى مى رسد .بيت اين است :
    آسمان بار امانت نتوانست كشيد
    قرعه فال به نام من ديوانه زدند
    مرتضوى در مكتب حافظ ( صص١٧٢-١٧١) چه خوش مى گويد كه اهل شريعت با تعبير امانت به امر و نهى يا طاعت خدا و رسول يا صوم و صلوة مى خواهند حافظ را متشرع كنند و كسان ديگرى با تعبير امانت به عشق و محبت و شوريدگى مى خواهند حافظ را عارف تمام عيار گردانند .با اين حال همان جا مرتضوى خود نيز مى گويد اگر سليقه شخصى را كنار نهيم در خواهيم يافت كه امانت مفهومى جز '' عشق به معشوق ازلى '' (ص ١٧٧) ندارد . پس اين تفسير آشورى تفسيرى قديمى از دوران جولان فرديد و جذابيت فلسفه هاى اگزيستانس در جهان و ايران است كه شايد دست بر قضا آشورى نيز با كاربرد اصل هرمنوتيكى همدلى به آن رسيده است ! همدلى با فرديد يا حافظ ؟ چه اهميت دارد . مته به خشخاش نبايد نهاد .اگر عارف بودن حافظ را پيشفرض گرفته باشيم ، دست كم من فرضيه اى توجيه پذير تر از اين نمى شناسم . بدون نياز به ساختار گفتمانى و سرنمونى نيز مى توان به آن رسيد . آدم قهرمان ديوان حافظ است . آدم كيست ؟ آدم همان آتش عشق الهى است كه در نهاد هر يك از ماست
    زين آتش نهفته كه در سينه من است
    خورشيد شعله اى است كه در آسمان گرفت .
    آتشى كه خورشيد در سنجش با آن شعله اى بيش نيست ، همانى است كه انسان را براى بر دوش گرفتن بار امانتى كه كوه ها و آسمان و زمين و فرشتگان از حملش هراسيدند پيش انداخت ، ظلوم و جهول بود كه ندانست جز نادر افرادى چون حافظ توان حملش را نخواهند داشت و به جاى افروختن آتشِ روح الهى خود ، سر سپرده شهوات و خودكامگى ها و تباهى ها وستمگرى و سلطه گرى ها و مردم آزارى ها خواهند شد ، چرا كه دقيقاً اين آتش با اختيار و آزادى و امكان انتخاب ملازم است
    گرچه از آتش دل چون خُمِ مى در جوشم
    مُهر بر لب زده خون مى خورم و خاموشم
    حاش لله كه نيم معتقدِ طاعت خويش
    اين قدر هست كه گه گه قدحى مى نوشم
    هست اميدم كه على رغمِ عدو روز جزا
    فيضِ عفوش ننهد بار گنه بر دوشم
    پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت
    ناخلف باشم اگر من به جوى نفروشم
    اين به راستى زيباترين و انديشه ورزانه ترين چهره عرفان ايرانى است كه در كل تاريخ نيز شايد تنها سن فرانسيس ، اين چهره به غايت دوست داشتنى مسيحيان ، آن برادر خورشيد و خواهر ماه ، آن خاكستر نشين و سوخته عشق به هرچه هست ، به آن همانند باشد .درجا وبى درنگ به نقل ازتاريخ فلسفه راسل ( بخش سن فرانسيس ) بگويم كه شاگردان بلافصل اين قديس عاشق از بيرحم ترين شكنجه گران كليسا شدند .به قول قدما : فتأمل .
    اى دوستان تأمل كنيد .آدم فردوس برين را كه در آن در امنيت جاودانه داشت به گندمى بفروخت و بيمارى و مرگ و شكنندگى تن و رقت پوست و تشويش مدام آينده در زمين را ترجيح داد . چرا كه آنجا بره وار در طاعت محض مى زيست و اينجا در ازاى همه درد و رنج هايش آزادى و اختيار دارد .آدم آزادى در زمين را به اسارت در بهشت ترجيح داد .او به تعبير سارتر محكوم به اختيار شد .او پابستهِ طاعت خويش نيست و گه گاه قدحى مى نوشد تا عهد امانت آدميت خود را به ياد آورد .اين اعتقاد من نيست . من پس از غور بسيار در ديوان حافظ و شرح هاى آن اين را زيباترين و حتى انسانى ترين سيمايي ديده ام كه براى عرفان حافظ ترسيم كرده اند . چنين سيمايي از قريب نيم سده پيش به يارى كسانى كه از فلسفه هاى مدرن بيگانه نبودند كم كم ورز آمده و شكل گرفته است و در كتاب عرفان و رندى در شعر حافظ بسامان تر مى شود . چنان مسحور كننده است كه گويا از ياد آشورى مى برد كه بنا بود فرهنگ درمانى كند .
    بارى ،ترديد نيست كه حافظ ابياتى عرفانى دارد ، اما به اين دليل نمى توان گفت كه وى از جوانى تا پيرى چنان در اين قرنطينه عرفانى زيسته است كه هيچ بيتى از اشعارش ، حتى در جايي كه دقيقاً به حوادث روزگارش اشاره مى كند ، در آن قرنطينه مجرد زيسته است .آشورى كه خود اين شاعر انسانى را اينچنين از متن زندگى دنيوى اش جدا مى كند ، درباره كسانى كه برخى از ابيات حافظ را خيامى و فلسفى مى خوانند مى گويد آنها '' حافظ را از متن تاريخ و سنتى كه به آن تعلق دارد جدا مى كنند '' (ص٣٩٠)انگار نه انگار كه حافظ و خيام به فرهنگ و سنتى واحد متعلَق بوده اند.
    هفت سال بس از انتشار اين كتاب ،آشورى در پاريس يكى از شدادترين هجوها و نقدها را با عنوان '' اسطوره فلسفه در ميان ما ''
    عليه فرديد مى نويسد . فتأمل
    سپاس از بردبارى همراهان و پوزش از گرفتن لحظاتى از وقت عزيز ناهمراهانه

     
    • کورس گرامی

      آسمان بار امانت نتوانست كشيد
      قرعه فال به نام من ديوانه زدند

      اشاره مستقیم دارد به آیه:

      إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَی السَّمواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولاً

      و در جای دیگر:
      لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعاً مُّتَصَدِّعاً مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ

      گفتمان شما بر گرفته از گفت و گوی خداوند با ملایکه نیست؟

      وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلاَئِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ

      در این آیه ملایکه به خشک مقدس های امروزی ما می مانند که از خدا هم جلو ترند….
      ولی خدا پاسخی می دهد در خور تامل! انی اعلم ما لا تعلمون!
      یعنی این انسانی که بر خلاف ملایکه معصوم / فساد گر و خونریز است چیزی دارد که من می دانم ولی شما نمی دانید!
      این چیست؟ اختیار. آزادی.
      خدا انسان را محکوم کرده به آزادی……..
      وگرنه فرقش با بقیه مخلوقات چیست؟
      آیا خداوند راضی است کسی را به زور به بهشت هدایت کنند؟ منظورم افرادی است که از طریق فکر و استدلال راه دیگری را برای خود بر گزیده اند.
      انسان را آزاد آفریده در انتخاب بین خوبی ها

      ای کاش سعه صدری که خدا با منتقدینش دارد را مقدسین ما نیز با منتقدین خود داشتند.

       
    • سلام به کورس عزیز.اگر ممکن است به جای بعضی کلمات عربی حوزه ای مثل استحسانى و مسموعات از کلمه های فارسی استفاده کنید تا افراد کم سوادی مثل من مجبور به مراجعه به فرهنگ لغات نباشند. باتشکر

       
      • آقا نفرماييد .شما دوست گرامى همراه را ه ما هستيد .چرا كم سواد ؟
        انتقاد شما در كل درست است .به روى چشم .سعى ام را مى كنم .
        برخى از اين كلمات اصطلاح هستند .مثلاً در منطق در بحث خطابه و بلاغت مى گويند برخى گزاره ها در مسموعات و مكررات ( شنيده ها و پربسامدها) عامه سرچشمه گرفته اند . اما در مورد استحسان ..Aestheticرا برخى از مترجمان به زيبايي شناسى ترجمه كرده اند ،اما در اصل كلمه كه منشأ يونانى دارد چيزى كه معناى زيبايي بدهد نيامده .بلكه ريشه يونانى آن به معناى حس است .در اين دو سه دهه اخير مترجمان سعى كرده اند معادل هاى دقيق ترى براى آن بسازند.از جمله : حسانيات ، استحسان (خرمشاهى ) زيبا حسيك .( اديب سلطان) زيبا شناسي حسانى ( آشورى ) .استتيك علمى مدرن است كه در باره ماهيت هنر و تآثير امر زيبا

         

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

93 queries in 2405 seconds.