سر تیتر خبرها
فـیلم کـوتاه “خـروج از بحـران” + مـتن پـیاده شـده

فـیلم کـوتاه “خـروج از بحـران” + مـتن پـیاده شـده

هم از شما و هم از اهالیِ بیت رهبری تقاضا می کنم این فیلم کوتاه ده دقیقه ای را ببینید و نقدش کنید و اگر پسندیدید به اطرافیانتان توصیه کنید که آنان نیز ببینندش. روی سخنِ من در این فیلم، شخص رهبر است. پس اهالیِ بیت رهبری اگر این فیلم را دیدند و تمایل به این داشتند که در بِدَر رفتن کشور از بحران های پیش رو، و در آینده یِ نیکِ ایران سهیم باشند، اوضاع را جوری ترتیب دهند که جناب رهبر نیز این فیلم را تماشا کند. ده دقیقه، زمان زیادی نیست. شاید با تماشای این فیلم، جرقه ای در ذهن ایشان به اشتعال انجامید و یک ایران، یک تاریخ، از بحران های پیش رو بِدَر آمد. این فیلم را تا می توانید به هر کجا ارسال فرمایید. امید که رهبر ببیند و تأثیر پذیرد. که اگر ندید یا نپسندید، شما که هستید. من وقتی نوشته ای و فیلمی را – که رو به رهبر است – منتشر می کنم، در حقیقت، وی، یکی از مخاطبان میلیونیِ آن به شمار می رود. چه نیک که یک رهبر با تمایل و اراده ی میلیون ها مردم همسو باشد. وگرنه چه رهبری؟! امید که این فیلم را بپسندید. همگی. هم شما هم رهبر.

متن پیاده شده:
من می خواهم در این فیلم با رهبر صحبت کنم. به او بگویم که شما این روزها در تنگنای ژرفی گرفتار شده اید. تنگنایی که شما را از هر طرف محاصره کرده و شما را درست به همان سمتی می برد که برایتان طراحی کرده اند.

یادتان است در سال ها دور، همان اوایل انقلاب، در ایام جنگ، در چمدان افرادی که به مکه و مدینه می رفتند اسلحه گذاشتید، تی ان تی گذاشتید، تا شیعیان عربستان سعودی را مسلح کنید و آنان را بیندازید به جان وهابی ها؟ و درست در همان شرایطی که اجتماع چهار پنج دانشجو را تحمل نمی کردید، در مکه راهپیمایی صدهزارنفری راه می انداختید به اسم برائت از مشرکین؟

این شما بودبد که سیاست طنز شیعه گستری را سامان دادید و باعث ظهور طالبان، القاعده و داعش شدید. پیش از ظهور انقلاب اسلامی مگر از این خبرها بود؟ شیعه گستری…شیعه گستری…شیعه گستری.

شما با برکشیدن آخوندهای بی سواد و متعصب و با فروکوفتن و فروکشتن و منزوی کردن و زندانی کردن نخبگان، کل مملکت را زدید زیر بغل. حالا، همان بی سوادی و تعصب آخوندی تاری شده و تنیده به دست و پایتان و زمین گیرتان کرده. شما نمی توانید با دنیا ارتباط برقرار کنید، چون بلد نیستید…بلد نیستید.

شما خیلی کارها کردید، کارهای مثبت، کارهای نادرست، اما آنچه که بسیار برجسته است اینست که در دوره ی رهبری تان، دزدی از اموال مردم را بدیهی کردید. بدیهی. دزدی همه جا هست، همه جا. اما نه در ارقام نجومی. و نه به دست دولتمردان، و به دست اهالی بیت رهبری.

امروز شما در محاصره ی دنیای زیرکی قرار گرفته اید. دنیای زیرکی که تا توانست، رقم های درشت و کلان را از این مملکت برداشت و برد، با امضای شما. و شما را با ورشکستگی بزرگ بر جای نهاد. شما امروز ورشکسته شدید آقا. نه شما، که اندیشه ی شما، فکر شما. منتها این شکست نه از کیسه ی شما، که از کیسه ی مردم رفته. مردم. از جیب مردم.

شما، شخص شما، خیلی مشتاق بودید چیزیچشمگیر از خودتان به یادگار بگذارید. چیزی که در تاریخ بماند، با اسم شما. زیرک ترها این خصلت شما را شناسایی کردند و ساخت بمب اتم را پیش روی شما گذاشتند.

چه چیزی جاودانه تر از اتمی کردن ایران، با نام سیدعلی خامنه ای. و شما را فریفتند، و شما وارد جریانی شدید که بتوانید بمب اتم بسازید. و به همین راحتی فریب خوردید آقا. و وارد قمار بزرگی شدید که انتهایش از همان ابتدا معلوم بود. بله، شما را فریفتند، با ساخت بمب اتم. شما با دارایی مردم قمار کردید.

شما را گول زدند آقا. چجوری؟ می گویم. یک چند تا انفجار اتمی نشان شما دادند، و یک مشت آهن آلات آوردند و ریختند پیش پای شما. که شما را اتمی می کنیم! و سال های سال، با امضای شما، با امضای شخص شما، دارایی های نقد ما را جارو کردند و بردند، و سر آخر، خودشان به پر و پای شما پیچیدند و بساط شما را برملا کردند. شما این قمار را باختید آقا… باختید.

حالا همان عربستان سعودی، که من زیرکی حاکمانش را مطابق شما می دانم، پیچیده به پر و پایتان. دارد با تولید بیشتر نفت جواب آن راهپیمایی های صدهزار نفری برائت از مشرکین و “مرگ بر آل سعود” و “تبت یدی ابی لهب بریده باد دست فهد” را می دهد. نفت را رسانده به زیر پنجاه دلار. نفتی که شصت دلار هزینه ی استخراج آن است، 50 دلار، زیر پنجاه دلار. این است زیرکی، و شما مجبورید 100 تومان هزینه کنید که چرخ استخراج نفتتان بچرخد و 50 تومان بفروشید.

من نمی خواهم فقط ار تلخی ها بگویم و کام شما را تلخ کنم. این تلخی ها سال هاست که با سرانگشتان مبارک شما به کام مردم ریخته می شود. می خواهم کام شما را شیرین کنم. منتها یک مقدار همت می خواهد. مگر نمی خواستید اسم شما جاودانه بشود؟ من اسم شما را جاودانه می کنم. باور کنید.

شما این روزها در بحرانی ترین وضعیت ممکن قرار دارید. می توانید همینجور به همین وضعیت ادامه دهید و از صفحه ی روزگار محو شوید. و البته می توانید بدرخشید. می توانید مجددا زندگی را به این مردم بازگردانید. می توانید در یادها بمانید، جاودانه شوید. مگر مشتاق این نبودید که جاودانه شوید؟

شاید بپرسید چه می شود کرد؟ من می گویم گیر شما آقا، در قَدَرقدرتی سپاه است که حتی از خود شما هم حرف شنوی ندارد. سپاه را از موقعیتی که در آن هست بیرون بکشید. از منطقه، از سیاست، از اقتصاد، و برش گردانید به جای نخستش. نترسید. می توانید. مشکل کشور ما در سپاه است. در بیرون رفتن از چارچوب هایی است که برایش تعریف شده. سپاه مشکل کشور ماست، مشکل منطقه است. مشکل شماست. و شما می توانید این مشکل را حل کنید.

ظاهرا سپاه هست که شما باشید. اما بی آنکه شما بدانید، زیرک ترهای چهره-پنهان، سپاه را اداره می کنند. امتحان کنید. ببینید چقدر سپاه از شما حرف شنوی دارد. سپاه را از کل منطقه بیرون بکشید. از اقتصاد، از سیاست. سپاه، کشور را به زمین می زند، بر خلاف تصور شما که سپاه باعث اقتدار است.

پول های سپاه را از او بگیرید. این بحران ممکن است سه چهار سال طول بکشد. و ممکن است که کشور را در هم بکوبد. اما پول های نجومی سپاه می تواند ما را به سلامت از این بحران عبور دهد. این پول ها را از سپاه بگیرید.

این وضعیت امنیتی حاکم بر کشور را به حالت عادی برگردانید. ممکن است سپاه کج دستی بکند و بربیاشوبد و مزاحمت ایجاد کند. نگران آن بخش نباشید. اینها حل شدنی است. مهم اینست که به دنیا نشان دهید که شما به انسانیت و حقوق انسانی، فراتر از تشیع و اسلام و نوع نگرش خاص جمهوری اسلامی بها می دهید. مشکل ما همین هاست.

نخبه ها را از انزوا بدر بیاورید و با یک پوزش خواهی ملی، رشته ی کارها را بدست آنها بسپارید. نگران اسلام و قرآن نباشید. اگر قرار است خداوند حافظ قرآن و دینش باشد، نیازی به هیاهوی ما نیست. آخوندها را برگردانید به جایی که متعلق به آن هستند. آخوندهای ما در جاهایی هستند که به آنها تعلق ندارد.

به دنیا نشان دهید که اهل صلح و آشتی و برکشیدن حقوق انسانی هستید. دنیا سخن صادقانه را خیلی زودتر باور می کند تا سخنان آلوده و دروغ و ریا. نشان دهید که اهل صلح و آشتی هستید. با مردم خودتان شروع کنید، و بعد پای به منطقه بگذارید. بشوید سفیر صلح. سفیر آشتی. این شما را جاودانه می کند.

در داخل، یک رفراندوم برگزار کنید. بگذارید مردم خودشان تصمیم بگیرند که خدا را بخواهند یا نخواهند. این حقی که سال هاست از مردم دریغ شده را به آنها برگردانید. اطمینان دارم خود خدا به این حق-خوری اسلامی راضی نیست.

بگذارید مردم نفس بکشند، بدرخشند. و بدانید که در این سالها، شما برای اینکه آخوند بدرخشد، خیلی ها را از درخشیدن بازداشتید. بگذارید مردم نفس بکشند… نفس… نفس

شما اگر به مردم ایران روی بیاورید، مردم دنیا شما را باور خواهند کرد. مطمئن باشید. شما مردم را از دست داده اید. به این هیاهوهای اطرافتان دل نبندید. مردم که فقط آنها نیستند. بخش وسیعی از مردم در تنگنا هستند. اگر می خواهید جاودانه بمانید آنها را دریابید. جاودانگی در این است. با مردم. برای مردم.

ما می توانیم از این بحران بزرگ بدر برویم. می توانیم مدیریتش کنیم.

خواهید دید که مردم از شما به نیکی یاد خواهند کرد. مگر همین را نمی خواستید؟

شما الان نمی توانید از کشور خارج شوید. اما اگر به مردم روی بیاورید، همه ی دنیا به روی شما آغوش خواهد گشود. به آن رفراندومی که گفتم، خوب فکر کنید. آینده با شماست. جاودانگی با شماست.

محمد نوری زاد
سی ام آذر ماه نود و سه – تهران

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

106 نظر

  1. سلام، من یک معلم ساده هستم خیلی هم سیاست نمی دانم ولی باور ندارم که حناب نوری زاد امروز و یا دیروز خودش حقوق بگیر نیست و یا نبوده… مرد حسابی سیاه نمایی کاذب می کنی تا چهارتا بچه ی ساده لوح را بازی بدی؟؟؟ چرا حداقل خودت با خودت و مخاطبان خودت روراست نیستی؟؟؟ خود جنابعالی بواسطه تخصصی که در جامعه شناسی و سیاست داری به خود اجازه رجز خوانی هل من مبارز می دهی و آنوقت کسانیکه تمام تخصص شان مثلا در دین شناسی است حق اظهار نظر تدارند و جناب عالی علامه دهر و فاتح تمام علومی … و اجازه داری از دین، سیاست، اقتصاد، تجارت، تسلیحات نظامی و بمب اتمی و… اظهار نظر کنی… ولی کسی که تمام عمر خودش در دین پژوهی سپری شده توباید بهش بگی که چی از دین درسته و یا غلط؟؟؟ برو آقا برو این دام در جایی دیگر نه…
    امیدوارم جسارت انعکاس را داشته باشی…

     
    • آقای معلم ارجمند. ما کاری به اینکه نوریزاد از کجا تامین زندگی میکند نداریم و این ربطی هم به موضوع ما ندارد مگر اینکه ببینیم که ایشان هم دست در میلیارد میلیارد دزدیهایی دارد که هر روز رسانه های همین نظام و قوهء قضاییهء همین نظام برملا میکنند البته هیچگاه اسامی دزدان را بعنوان حفظ امنیت برملا نمیکنند و یا چون زنجانیها آنها را بشیوهء خاص محافظت هم میکنند.

      اما لغات بکار بردهء شما (سیاه نمایی کاذب) مرا بیاد یک صحنه ای انداخت سالها پیش. در کنسولگری جمهوری اسلامی بودم در پاریس. یکی از مراجعین با کارمند گیشه حرفش شد چون کارش را راه نمیانداحتند. شخصی بنام اشتری که در آنزمان بعنوان رییس بانک صادرات ایران در پاریس از سوی دولت منصوب بود آنجا بود و در این درگیری لفظی دخالت کرد و داد و فریاد به آن مراجعه کننده که تو چرا سمپاشی میکنی و غیره و غیره.

      درست یک سال و اندی باخبر شدیم که این آقای اشتری رییس بانک صادرات همراه با چندین میلیون دلار ز صندوق بانک ناپدید شده اند. آین آقا هرگز تا آنجا که من میدانم پیدایش نشد.

       
    • من از اين كه آدم بي سوادي چون تو معلم بوده اي خجالت مي كشم تو چطور معلمي هستي كه حتي الفباي درست صحبت كردن را نمي داني گر چه خودت اعتراف كرده اي كه بي سوادي ايكاش تنها بي سواد بودي متاسفانه بي // تو خيلي بيشتر از بي سوادي تو مي باشد

       
  2. با درود به نوریزاد عزیز

     
  3. سلام وعرض ادب
    جناب نورى زاد خيلى برام جالبه كه هنوز با التماس از رهبرى پيشنهادخودت رو مطرح مى كنيد وخيلى دلم مى خواست رو در رو با شما بحث ميكردم شما از همين طيف وهمين بدنه بوديد چى شد چه اتفاقى افتاد شديد منجى تو زندان چى گذشت يعنى اگر زندان نمى رفتيد وجيب شما هم از يه جايى شارژ مى شد همه چيز حل بود، هنوز تو برائت خودت گيرم تا گير انداختن كس دي