سر تیتر خبرها
چند تا بچه داری؟ روز یکصد و بیستم

چند تا بچه داری؟ روز یکصد و بیستم

یک: نوشته ی امروز من از ” حال ” خوشی برخوردار نیست. این را خود گفته باشم پیشاپیش. بله، به همین سادگی یکصد و بیست روز از تلاش من برای پس گرفتن اموال شخصی ام سپری شد. یکصد و بیست روزی که می توانست این گونه با مخاطره و خراش های جسمی و عاطفی و هول و هراس همراه نباشد. و یا می توانست به گونه ای دیگر و مطلوب تر رقم بخورد. همین چند روز پیش، آقای اژه ای معاون و سخنگوی دستگاه قضایی در پاسخ به پرسشِ خبرنگاری که از قدم زدن های معترضانه ی من پرسیده بود، افاضه فرمود که: برخی دوست دارند دستگیر شوند. و عجبا که هیچ به ذات اعتراضِ من فرو نشده بود این جناب. آیا فهمِ درخواستِ من دشوار است برای دستگاه قضا؟ می گویم: بنا را بر این می گذاریم که سپاه، اموال شخصیِ یک شهروند ایرانی را بصورت قانونی برده اما چرا به صورت غیر قانونی آنها را برای خود برداشته است؟

دو: کانون وکلا برای قدم زدن و ایستادن، بسیار جای امن و بایسته ای است. می شود عکس های خوبی از همدلی و همراهی مردم با این حرکت مدنی تدارک دید. در اینجا مأموری و مأمورانی مزاحم مردم نیستند. گرچه شاید بعدها رویکرد دیگری به میان آید اما بخاطر مردمی بودنِ محیط، فعلاً از حساسیتِ آنچنانیِ دستگاه های امنیتی برخوردار نیست.

سه: تابلوی کوچکی تهیه کرده بودم و رویش نوشته بودم: فاجعه ی اسید پاشی ….. ما خواستار استعفاء و محاکمه ی همه ی مسئولین هستیم. یک مأمور اطلاعات رسماً آمد و شروع کرد از ریز و درشت چهره ها و نوشته ها فیلم گرفتن. مرتب هم ابراز ارادت می کرد. از روبرو که فیلم گرفت، به پشت چرخیدم تا از جمالِ جناب روح الله حسینیان نیز فیلم بگیرد. عجب مملکتی داریم ما. طرف آدم کش است و اکنون در مجلس است. طرف آدم کش است و اکنون وزیر دادگستری است.

چهار: دوستان یک به یک برای همراهی و همدلی با خانم ستوده و من آمدند و در کنار ما ایستادند و عکس گرفتند و رفتند. برادر مرحوم محسن امیر اصلانی آمد. به وی گفتم: اگر ماجرای برادرتان را رسانه ای کرده بودید، وی هرگز اعدام نمی شد. و گفتم: اینجا سرزمین ظالمینِ مظلوم کش است. آخوندها و سرداران حاکم بر ما، در عرصه های بین المللی فرش می شوند زیر پای زورداران و کاملاً از بلندای نشئگیِ خود فرود می آیند و مطیع و رام می شوند اما همین ها در داخل چه عربده ها که نمی کشند و چه مفسده ها که نمی آرایند.

بانویی آمد و از دستگیری آتنا دائمی گفت. و این که این دختر، یکپارچه ادب و دلسوزی و خیرخواهی است. برای کودکان کار چه زحمت ها که نکشیده است. درست می گفت این بانو. من آتنا دائمی را یک چند باری در چند جا دیده بودم. مقابل دفتر سازمان ملل در تهران بخاطر اعتراض به کشتار غزه و کوبانی، یا جلوی اوین در اعتراض به دستگیری آتنا فرقدانی و امید علی شناس و چند نفر دیگر. چه می شود کرد؟ حکومتی که بی مایگان و حتی فرومایگان را بر صدر می نشاند، چرا از جولان پُر مایگان و شایستگان رنج نبرد؟

پنج: آقای علیرضا جباری آمد. که هم عضو کانون نویسندگان است و هم عضو لگام. آقای مفتی زاده نیز آمد. ایشان کُرد هستند و از فعالان حقوق بشر و البته عضو لگام. محسن شجاع ویک جوان کاپشن پوش قامت کوتاه نیز بودند. عکس پشت عکس. یک اتومبیل پلیس نیز آمد با جناب سرگردی که تا پایان با ما ماند. چند بانو آمدند با فلاسک چای و قند و لیوان های یک بار مصرف.

شش: پیمان عارف پیش از من آمده و در کنار خانم ستوده ایستاده بود. دستنوشته ای بالا گرفته بود و در آن از حق تحصیل یاد کرده بود. پیرمردی که شش دندان بالایی اش را کشیده بود، با لهجه ی شیرین فارسی ای که طعم ترکی داشت، جانانه در کنار ما ماند و ما را به گوشه هایی از شعور فراوان خود راه داد. آنجا که گفت: در این مملکت خیلی چیزها برعکس شده. ارباب رجوع یعنی این که ما وقتی به یک اداره می رویم، اربابیم و کارکنان آن اداره رعیت مایند. و همه اش می گفت: حالا بیا نگاه کن.
هفت: خانم ستوده چند آفرین نثار من کرد بخاطر تابلوی کوچکی که بر آن از فاجعه ی اسید پاشی نوشته بودم. گفت: اتفاقاً جمعی از مردم از ساعت یازده بخاطر همین فاجعه ی اسید پاشی مقابل مجلس اجتماع می کنند. قرار شد ساعت ده و نیم همگی از مقابل کانون به آن سمت حرکت کنیم و در جمع مردم حضور داشته باشیم. ساعت که ده و نیم شد، عده ای خداحافظی کردند و رفتند و ما با سه تاکسی رفتیم طرف بهارستان.

هشت: جمعیتی از مرد و زن جلوی مجلس ازدحام کرده بودند. عکس می گرفتند و فیلم می گرفتند و کم کم شعار نیز می دادند. یک مأمور لباس شخصی فربه و شکم بر آمده آمد و دست برد به دوربین یک بانوی شصت و چند ساله که: بده به من. بانو مقاومت کرد و ناخواسته به زمین افتاد. دست هر دو به دوربین بود. مهدی اقبال که خود مدتی در اوین زندانی بود، مثل شیر غرید و رفت جلو و به مرد مأمور گفت: ببین، این که می گویی عکس نگیرید، یک دستور شخصی است و نه عقلی. اینجا جلوی مجلس است. جلوی پادگان نیست که می گویی عکس نگیر. این مردم حق دارند عکس بگیرند و فیلم بگیرند. و وقتی مأمور چپ چپ نگاهش کرد، به وی گفت: پیش از این که به فکر شما برسد که مردم باید عکس بگیرند یا نگیرند، عکس و فیلم حضور مردم در اینجا پخش شده رفته به همه ی دنیا خیالت راحت. صورتش را بخاطر شهامتش بوسیدم و دم گوشش گفتم: دوستت دارم مرد.

نه: همین مأمور فربه، بقول جوانها گیر داد به من که این عکس موسوی و کروبی و رهنورد و این کفنی که پوشیده ای و این عکس پشتی ات چه ربطی به اسید پاشی دارد؟ به وی گفتم: داستانش مفصل است. و گفتم: همه ی اینها به هم مربوط اند اگر که نیک بنگری!

ده: خانم ستوده مرا صدا زد که بیایید در کنار هم بایستیم و با خانمی که به صورتش اسید پاشیده اند عکس بگیریم. این بانو صورتش کاملا رفته بود. دردا که دختر یازده ساله اش نیز با صورتی رفته، در کنارش بود. عکس که گرفتیم، کم کم مردم به سردادن شعار روی بردند. محور شعارها ” امنیت ” بود. که شخص رهبر تا کنون در چند نوبت به امن بودن کشور نازیده است و فراوانی و سراسری بودنِ آن را بر زبان آورده است. می گویم: خدا وکیلی این سخن رهبر کاملاً درست است. ایران کشوری امن است. منتها برای خندق های بلا. چه خندق های حکومتی و چه دیگرانی که به راهکارهای بلعیدن، اِشراف پیدا کرده اند. شعار این خندق های بلا این است: تا می توانی بخور، آنجا هم که دیگر نمی توانی بخوری، بردار. و این که: در این خوردن و برداشتن، هر مزاحمی را یا بخر یا زیر پا لِه کن. که: بودِ تو در نابودی دیگران است. بله، برای این ها ایران ناب ترین کشور است در دنیا. به ریختِ و عملِ سرداران پف کرده ی سپاه بنگرید!

یازده: داشتم از فریاد ها و شعارهای مردم عکس می گرفتم که ناگهان دستی از پشت سر آمد و گوشی ام را از من ربود. این مأمور فربه بود که دست به گوشی ام برده بود. من چه باید می کردم؟ دست به یقه اش بردم. او بکش من بکش. شعار مردم تغییر کرد به ” ولش کن، ولش کن”. گوشی ام از دستش به زمین افتاد. زیرکانه دست برد و گوشی را برداشت. مأموران دیگر آمدند به کمک و وی را رهاندند و بردند. به همین سادگی گوشی رفت.

دوازده: با چهره ای بر افروخته رفتم طرف درِ ورودی مجلس. چند مرد کت و شلواری با چهره های استاندارد اسلامی ایستاده بودند دمِ در مجلس. بر سرشان فریاد کشیدم: در این اصطبل گندیده آیا یک مرد پیدا نمی شود که بیرون بیاید و با این مردم سخن بگوید و بپرسد دردشان چیست؟ دو بار رفتم و برگشتم و همین یک جمله را بر سرِ آن چهره های استاندارد فریاد کشیدم.

سیزده: رفتم سراغ مأمور فربه. که ظاهراً در کشاکش من و او، مختصری پوست سینه اش خراش برداشته بود. از وی پوزش خواستم و گفتم: من برای این که به گوشی ام برسم، به هر کجایی که شما بفرمایید می آیم. گفت: بیا برویم. با وی به راه افتادم. مرا برد به یک کیوسک نیروی انتظامی و گفت: اینجا بنیشین. نشستم. محسن شجاع و مردی شصت و سه ساله با موهای جو گندمی به اسم نعمتی آمدند داخل کیوسک. این نعمتی، جلوی کانون وکلا با ما ایستاده بود و زخمی عمیق خورده بود از دغلکاریِ یک وکیل که داستانش مفصل است. مأمور فربه از محسن پرسید: شما چه کاره ای؟ محسن به من اشاره کرد و گفت: من پسرشم. از نعمتی پرسید: شما چی؟ گفت: من برادرشم. مأمور فربه گفت: بیرون باشید. و من نیز همین را از آنها خواستم که بیرون باشند.
چهارده: سرگردی به نام منصوری آمد داخل کیوسک و دست مرا گرفت و گفت: برویم. گفتم: کجا؟ گفت: کلانتری. گفتم: من بدون گوشی ام جایی نمی آیم. گفت: خیالت از بابت گوشی راحت باشد. گفتم: من به اعتبار این سخن شما اعتماد کنم؟ گفت: من به شما قول دادم. سرگرد منصوری چهره ای لاغر و استخوانی و قامتی کوتاه داشت. اما از همین چهره ی رنج کشیده ی روستایی می شد مهربانی را باور کرد و با اطمینان چشیدش. رفتم و سوار شدم داخل اتومبیل پلیس.

پانزده: مرا که به داخل کلانتری بهارستان بردند، دیدم محسن شجاع و نعمتی هم آمدند. هر چه افسران به آنها می گفتند شما کجا؟ جواب می دادند هر کجا که نوری زاد را می برید. من از هر دو خواستم که آرام بگیرند. نعمتی که بد جوری زده بود به سیم آخر. می گفت: سایه به سایه با توأم. هم محسن شجاع و دوست کاپشن پوشش و هم نعمتی تا پایان در کلانتری ماندند.

شانزده: افسران و درجه داران و سربازان و رییس کلانتری را با انصاف و با ادب یافتم. چهل دقیقه با یک سرگرد در یک اتاق در بسته ماندم. چهل دقیقه ای که برای من تریبونی بود برای شناساندنِ خودم به کسی که کنجکاوِ دانستن بود و می پرسید.

هفده: رییس کلانتری، سرهنگ بود. خوش روی و بگو بخند. مرا به اتاقش برد. چندین نفر نیز آمدند. گوشی مرا آوردند و به رییس کلانتری دادند. جناب سرهنگ با خوش رویی از داستان تن پوشم پرسید. شتابزده برایش تعریف کردم. از من خواست آن را نزد خود نگه دارد که نپذیرفتم. گفتم: این تن پوش جزیی از اموال من است. و این خون هایی که رویش پاشیده شده سند است. دستور داد عکس های جلوی مجلس گوشی ام را پاک کنند. نخواستم اعتراض کنم. گوشی را دادند به مأمور جوانی و او عکس ها و فیلم های جلوی کانون و مجلس را پاک کرد. حیف شد. چه عکس های خوبی بودند. جناب سرهنگ اصرار کرد که یک چای بنوشم. و در همان حال پرسش هایی کرد که مرا به هزار توی مفسده ی برادران کشاند. در اتاق رییس کلانتری، دیگران نیز بودند. تا سخن من به وادیِ دزدی های کلان سپاه و شخصیتِ کودتاگر سپاه و دست های مخوف آقا مجتبی خامنه ای پای نهاد، جناب سرهنگ شتاب زده پرسید: چند تا بچه داری آقای نوری زاد ؟ گفتم: چهار تا.

محمد نوری زاد
یکم آبان نود و سه – تهران
Share This Post

درباره محمد نوری زاد

176 نظر

  1. مطالب جديد أقاي نوريزاد را از لينگ زير بخوانند
    http://nurizad.info/%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C/category/oth/new

     
  2. سلام جناب آقای نوری زاد،

    الان مدتی‌ هست که که از شما خبری نداریم و گزارشات روزانه شما منتشر نمی‌شود لطفا از سلامتی‌ خودتان ما را آگاه نمایید.

    با آرزوی سلامتی‌ و پیروزی شما

     
  3. سلام،

    نگفت خدا عزتشان دهد؟

     
  4. سلام آقای نوری زاد عزیز وگرامی
    من همان حسین هستم که همیشه گفتارش را با “سلام آقای نوری زاد عزیز وگرامی” شروع میکند.
    یک – با عرض سلام و ارادت ببخشید که مدتی است که پیامی ننوشتم وخدمت شما در این وبسایت عرض ارادت وتشکر وقدردانی از همه ی آنچه که شما در راه کشور وملت خودت صرف وخرج میکنی نکرده ام هرچند که همیشه ارادتمند و شکر گذار هستم و دعای خیر و آرزوی سلامتی و موفقیت در راهی که در پیش گرفته اید را به جانب شما راهی میکنم.

    دو – سلام خدمت همه ی هموطنان عزیزی که این وبسایت بی نظیر را میخوانند. بی نظیر از آنجائی که این وبسایت زنده است و آقای نوری زاد از جان خودش به این وبسایت جان میبخشد.

    سوم – موضوعی است که قبلا هم چند بار میخواستم نظر خودم را عرض کنم ولی نکردم و امروز که باز نظرات بعضی را درمورد آقای نوری زاد زیر ویدیوی سخنرانی ایشان بر مزار ستار شهید در یوتوب و بعضی سایت های دیگر خواندم که با اتهامات ناروا و سوال های جهت دار سعی میکنند اعتبار ایشان را خدشه دار کنند یا ایشان را از چشم مردم بیاندازند من را به یاد انداخت که نظر خودم را در این مورد بنویسم.

    به نظر من افرادی که صداقت و شجاعت وایثار مرد میدان ما اقای نوری زاد را مور پرسش یا شک قرار میدهند چهار گروه هستند:
    یک – گروه مجاهدین خلق که خیانت آنها – – به کشور وملت – – بر همه ثابت شده وجائی در کشور ندارند وتمام هدف رهبران آن به دست آوردن قدرت است به هر قیمتی – – این قیمت میتواند تجزیه کشور باشد وانها به کمک دول خارجی به حکومت یک قسمت آن برسند – – است.
    به هر حال “مجاهدین خلق” که جائی درکشور ندارند بدنبال بدست آوردن قدرت به کمک دول خارجی هستند و ازاین روی این گروه نمیتوانند افرادی مانند آقای نوری زاد را تحمل کنند. زیرا اگر فردا خدای ناخواسته سنگی به چوبی خورد و بلبشوئی در کشور ایجاد شد اینها (مجاهدین خلق) نمیخواهند رقیبی در کار باشد یا شخص درست و صادقی مانند آقای نوری زاد از پشتیبانی مردم برخوردار باشد یا ایشان چراغ راه مردم باشد. برای آنکه این گروه فقط در یک بلبشوئی (بهم ریختگی) بزرگ کشوری و گیجی مردم و نبودن راهنمایان صادق شجاع وشناخته شده ومورد اعتبار توسط مردم است که به کمک بیگانگان میتوانند قدرت را شاید بقاپند.
    برای همین هم هست آقای نوری زاد به تنهائی مورد این حملات نیست و اقای دکتر خزعلی آقای محمد خاتمی عزیز و جنبش سبز و.. همه مورد اتهام واحانت و.. از طرف این گروه واقع میشوند.

    گروه دوم گروه سلطنت طلب ها هستند و این گروه هم که درکشور جای بسیار ناچیزی دارند شامل همان توضیحات بالا شاید باکمی تغییر میشوند.

    گروه سوم مزدوران و جیره خواران هستند که برای قسمت های مختلف حکومت کارمیکنند (اطلاعات/سپاه/بیت رهبری/ فرقه مصباحیه و احمدی نژادیه و غیره) واحتیاج به توضیح علت برای اینان نیست.

    گروه چهارم که تعدادشان بسیار اندک و شاید صفرباشد هموطنان ساده ای هستند که فریب نظر های این سه گروه را میخورند وبا آنان همنوائی میکنند.

    آقای نوری زاد عزیز چیزی نارواتر ازاین نمیتواند باشد که شما از جان و مال و عمر وهستی خودر در این راه مایه میگدارید و افرادی اینگونه صداقت شجاعت وایثار شما را مورد سوال قرار میدهند ولی نکته ی امید اینجاست که برای هریک نفراز اینان هزاران هزار هموطنان شما به شما عشق میورزند و امید و دعای خیرشان همراه شما و تمام آن شجاعانی هست که بر مزار ستار شهید گرد آمده بودند.

    تا نظرشما چه باشد؟
    با عرض سلام خدمت تمام حاضرین بر مزار ستار شهید!

    ————————-

    سلام حسین گرامی
    سپاس از نکته هایی که با من در میان گذاردید. بله همه ی احتمال ها وجود دارد و من احتمالا توسط یکی از پای در خواهم آمد. پرسش این که آیا این احتمال باید مرا از تحرک باز بدارد؟ یا مرا به محافظه کاری سوق دهد؟ پس چه بهتر که همینجوری پیش بروم. با هر حادثه ای که در کمین من است. نگران نباشید. نوری زاد های فراوانی در ذخیره ی این خیزش هست. به محض این که یکی از پای در آید، دیگری بر می خیزد. باید راه را گشود. در ضمن نشانی سایت با مطالب جدید این است:
    http://www.nurizad.info
    سه تا دبلیو به ابتدای قبلی اضافه شده.
    سپاس

     
    • یک گروه هم هستند که انسان بودن خود را باور ندارند. حتی مدعی حق طبیعی خود نمیشوند. خود را عمدن کوچک میکنند تا مبادا مورد هجمه ظالم قرار بگیرند. قرن ها تحت ستم بودن ما را ظلم پذیر کرده است. وقتی درگیری ظالم و مضلوم را میبینند از ظالم دفاع میکنند. علی رضا قلی در کتاب جامعه شناسی نخبه کشی به این پدیده اشاره کرده است. گفته است مردم اطراف حمام فین کاشان به قاتل امیرکبیر کمک کردند.

       
    • دوست عزیز آقای حسین ,این دسته بندی و جداسازی شما اصلا کار درستی نیست .
      من یک سلطنت طلب هستم آیا در رده بندی و لیست منتشره شما جای میگیرم؟
      بغیر از مامورینی که بر حسب وظیفه مخالفت میکنند مابقی مخالفین کار آقای نوریزاد در کل آدمهای نادان و جاهلی هستند و سنگ می اندازند و دلایل خودم را هم در کامنتی به اختصار برشمردم و گفتم …
      آنطور که از نوشته های جناب نوریزاد بر می اید , نشان میدهد که ایشان نه تنها با تمام مخالفان حکومت همراه هستند بلکه هیچگونه وابستگی خاصی هم نسبت به طیف و گروه مشخصی را نیز اعلام نکردند ونشان ندادند و جناحی هم کاری نکردند.
      در هر صورت من خودم بسیاری از سلطنت طلبان را میشناسم که با کار آقای نوریزاد موافق هستند و ایشان را تحسین میکنند .//

       
  5. aghye nurizad kojae ghayeb shodi jaryan chist

    ——
    سلام دوست گرامی،
    سایت به روز است.
    برای دسترسی به مطالب جدید، باید حتما سه دبلیو ابتدای آدرس قبلی درج شود.
    http://www.nurizad.info
    سپاس.

     
  6. با درود به نوریزاد و هم میهنان فرهیخته سه متن را به اطلاع میرسانم خوبی دقت کنید……
    [۹ آبان]: غلامعلی صادقی٬ دادستان مشهد اعلام کرد: بازداشت‌شدگانی که همچنان به اسیدپاشی‌ها معترض باشند٬ در زندان خواهند ماند
    دیگربان: غلامعلی صادقی٬ دادستان انقلاب مشهد گفته تجمعات برگزار شده در اعتراض به اسید‌پاشی‌ها به دعوت «دشمن» بوده و بازداشت‌شدگانی که به اعتراض خود اصرار دارند در زندان به‌سر می‌برند. آقای صادقی با تائید گزارش‌ها درباره بازداشت تعدادی در جریان … متن کامل

    [۹ آبان]: محی‌الدین حائری شیرازی٬ عضو مجلس خبرگان رهبری: انسان با ولایت ساخته می‌شود نه نماز٬ روزه و حج
    دیگربان: محی‌الدین حائری شیرازی٬ عضو مجلس خبرگان رهبری گفته این «نماز»٬ «روزه» و «حج» نیست که انسان را می‌سازد بلکه «ولایت» است که «انسان» را می‌سازد. آقای حائری شیرازی این ادعای کم‌سابقه را دو روز پیش مطرح کرده و مدعی شده تنه درخت خوش اخلاقی «ولایت …
    وبلاگ‌های خُسن آقا
    01.11.2014
    گفت و گو با یک قربانی: پوزخند قاضی بدتر از تجاوز بود
    ایران وایر: وقتی مصاحبه مینا خانی را در ایران وایر خوانده بود، با من تماس گرفت. حتی خیالش را هم نمی‌کردم که پشت آن نگاه آرام چه روزهای دهشتباری از خاطره تجاوز خوابیده؟ چند در بسته را در راهروهای هزار توی دادگاه خانواده باز کرده؟ با انبوه نگاه های حقارت بار و کنجکاو دیگران چه کرده؟ چند بار راهروهای دادگستری را به دنبال لحظه‌ای فهم مشترک پایین و بالا رفته؟ … گفت‌و‌گوی من و شیرین، دانشجوی بیست و شش سالهٔ مهندسی منابع طبیعی از تهران به برخی از این سوال ها پاسخ داده است.
    تجربه تجاوز چطور به سراغت آمد؟
    خانواده‌ام خیلی اهل مراوده نبودند، من دختری خجالتی بودم که عزت نفس بالایی نداشتم و معمولا به یک انزوای خودخواسته پناه می‌بردم. در ایام کنکور، به طور اتفاقی با مرد به ظاهر موجهی آشنا شدم که تدریس خصوصی داشت. یکی از اساتید موجه موسسه‌ای که برای کلاس‌های کنکور به آنجا می‌رفتم، معرفی اش کرد. دو جلسه اول کلاس تدریس خصوصیمان در یکی از کلاس‌های موسسه برگزار شد و از آنجایی که آن‌ها جای کافی برای این کار نداشتند قرار شد جلسه بعدی در منزل استادم حاضر بشوم. اولین باری که به خانه‌اش رفتم به نظرم همه چیز غیر عادی می‌آمد. احساس خطر ‌کردم. کلید را که پشت سر من در قفل چرخاند، فرصت هیچ واکنشی به من داده نشد. به سرعت به طرفم آمد. با یه حرکت سریع شالم را برداشت و من را به سمت یکی از اتاق‌ها هل داد. تمام تلاشم را برای مقاومت کردن انجام دادم. به زور شروع به کندن لباس‌هایم کرد. تمام وجودم می‌لرزید. سست و بی‌حال بودم و حجم فاجعه مغزم را کرخت کرده بود. کشاکش فیزیکی که بالا گرفت و فهمیدم به لحاظ فیزیکی قوی‌تر است و توان مغلوب کردنش را ندارم.
    واکنشت بعد از آن اتفاق چه بود؟
    جرات نکردم به خانواده‌ام بگویم؟ چطور می‌توانستم بگویم دیگر باکره نیستم؟ پدرم بیماری قلبی داشت. نگران بودم بعد از فهمیدن این بی‌آبرویی سکته کند. حتی دوست پسر هم نداشتم و سر بزیر و نجیب بودم. چطور می‌توانستم به پدرم بگویم توسط مردی همسن و سال خودش هتک حرمت شده‌ام؟
    به فکرت نرسید از یک پزشک زنان برای تایید ماجرا مشورت بگیری؟
    اوایل ذهنم ماجرا را انکار می‌کرد. به خودم امید می‌دادم که لابد چیزی نشده! اما وقتی به سوزش آن لحظه و دردهای وحشتناک کشاله رانم فکر می‌کردم و جزییات جریان را در ذهنم مرور می‌کردم می‌دانستم اتفاق افتاده. دست آخر طاقت نیاوردم و برای معاینه به یک دکتر زنان مراجعه کردم. یعنی مجبور شدم به جای انکار کردن، حقیقت را بپذیرم. کارم شده بود سرزنش کردن خودم.‌‌ همان روز‌ها بود که چند خودکشی ناموفق در مسیر زندگی‌ام ثبت کردم. قبل از این اتفاق قصد جدی کرده بودم تا در رشته پزشکی قبول بشوم. اما بعد از آن دنیای من زیر و رو شد.تا چند ماه به جای دوره کردن درس‌ها، در خلوت اتاقم گریه می‌کردم.
    کی تصمیم گرفتی شکایت کنی؟
    چند ماه از ترس بی‌آبرویی و واکنش خانواده‌ام سکوت کردم تا توانستم توان و قدرت ذهنی‌ام را جمع کنم و شهامتش را پیدا کنم برای شکایت کردن. موضوع را با فرد مورد اعتمادی در میان گذاشتم و هم او بود که تشویقم کرد به مراجع قضایی مراجعه کنم. قول کمک و مساعدت هم داد. وقتی شکایت کردم، تصور می‌کردم قانون در مورد آزار و اذیت زنان و خصوصا مسئله تجاوز سختگیر است. تصویر و اخبار اعدام متجاوزین به عنف که در خبرگزاری‌ها و مجلات می‌دیدم این تصور را برایم ایجاد کرده بود که قانون تمام قد پشت سر زنهای ستمدیده ایستاده ولی بیهوده بود.
    چه شد که این تصورت باطل شد؟ به هر حال بر اساس ماده شماره ۸۲ قانون مجازات اسلامی طبیعی‌ترین حق تو بود که مورد حمایت قضایی قرار بگیری…
    با طرح شکایتم اولین اتفاقی که رخ داد مجرم جلوه دادن خودم بود. به جای کمک و همدردی با الفاظی چون فاحشه و معتاد مواجه شدم. پوزخند قاضی و روند دردناک رسیدگی به پرونده برایم شوکی به مراتب دردناک‌تر از ماجرای تجاوز بود. چون تمام باورم به قانون و عدالت در راهروهای تو در توی اداره آگاهی و دادگاه و پزشکی قانونی بر باد رفت.
    برخورد قاضی چطور بود؟
    گفت چرا درخواست کمک نکرده‌ام؟ گفتم خواستم فریاد بزنم اما شک نداشتم کسی صدایم را نمی‌شنید، متجاوز ورزشکار بود. هر چقدر تقلا کردم نتوانستم از خودم دورش کنم، سریع مرا به پشت خواباند و بدون توجه به التماس‌هایم کارش را کرد. گفتم اگر به میل خودم آنجا بوده‌ام چرا باید بی‌آبرویی شکایت و رفت و آمد به دادگاه را به جان بخرم؟ جزییات را شرح دادم. گفتم التماس می‌کردم. به متجاوز گفتم باکره‌ام اما فایده نداشت، سعی می‌کردم پا‌هایم را به هم نزدیک کنم تا نتواند دخول کند، او به طرز جنون آمیزی با تبلتی که روی تخت گذاشته بود، فیلم پورنو نگاه می‌کرد.
    به پزشکی قانونی اشاره کردی …
    اولین روز دادگاه رسیدگی به پرونده که اوج گرمای تابستان بود، بعد از دوندگی زیاد به شدت عرق کرده و بی‌حال و خسته بودم. قاضی من را دید و گفت «معتادی؟! به نظر نئشه هستی» بعد من را به پزشکی قانونی ارجاع دادند. آنجا با رفتارهای عجیب سه پزشکی مواجه شدم که در حال معاینه کردنم بودند. به نظر نمی‌رسید کوچک‌ترین حس همدری با من داشته باشند. در حالی که خجالت می‌کشیدم و استرس زیادی داشتم یکی از پزشک‌ها حین انجام معاینه بالای سرم تند تند بازجویی‌ام می‌کرد و با سوالات نیش دارش رنجم می‌داد. با کف دست روی رانم ضربه آرامی کوبید و گفت تو حداقل پنج سال رابطه جنسی داشته‌ای. این مسئله یک بار یا دو بار نیست. روی میز معاینه طوری با من رفتار شد که انگار رسما یک فاحشه‌ام. بعد‌ها وکیلم گفت این شیوه برخورد، یک ترفند برای آزار روحی شاکی است تا فکر کند هیچ راهی برای اثبات ادعایش وجود ندارد و شکایتش را پس بگیرد! در واقع اقدامی است برای کاستن حجم پرونده‌هایی از این دست که تعدادشان روز به روز در محاکم قضایی رو به افزایش است.
    تهدید هم شدی؟
    بله، برای پیگیری پرونده به دستور قاضی مرا به آگاهی شاپور فرستادند.‌‌ همان جلسه اول وقتی وارد اداره آگاهی شاهپور شدم، بلافاصله بعد از ورودم اولین جمله‌ای که از بازپرس شنیدم این بود: خوشی‌ها و رفت و آمد‌هایت تمام شد حالا که کارت را ساخته به فکر شکایت کردن افتاده‌ای؟ بعد از آن بازپرس پرونده مابین حرف‌هایش مدام مرا زیر پوستی تهدید می‌کرد که پیگیری شکایتم به ضرر خودم تمام خواهد شد و نمی‌توانم مسئله تجاوزم را اثبات کنم و اگر قصد کرده‌ام به این بهانه با طرف ازدواج کنم، راه درستی را انتخاب نکرده‌ام! بعد از خروج از اداره آگاهی وسط خیابان به شدت گریه می‌کردم. در طول مسیر تا خانه چند بار تصمیم گرفتم خودم را زیر یک ماشین عبوری بیاندازم. وجودم در آتش می سوخت اما سکوت و پنهان کردن هم چاره درد نبود. نوعی همکاری با متجاوز است. کلا متوجه شدم روح کلی قانون عملا طرف مردهاست حتی اگر آن مرد، یک مرد متجاوز باشد. تا جایی که خوانده‌ام پیش از این‌ها حتی اگر تجاوز ثابت هم نمی‌شد به فرد آسیب دیده اجازه گرفتن ارش البکاره (دیه بکارت) را می‌دادند، اما بعد قانونی تصویب شده که در صورت ثابت نشدن تجاوز، به بزه دیده اجازه نمی‌دهند خسارتی بابت دیه بکارت از جانی دریافت کند. حالا تصور کنید با آن دیدگاهی که در مردان سیستم قضا دیده می‌شود، بیایی و بگویی من ارش البکاره‌ام را می‌خواهم.
    در این مدت خانواده ات هم در جریان قرار داشتند؟
    بله، اما یک اتفاق وحشتناک هم اینجا رخ داد. در واقع، بد‌ترین روش دادگاه ها، فرستادن دادنامه دادگاه بدون پاکت پستی به درب منزل شاکی است. مامور تحویل دادنامه، بدون در نظر گرفتن هویت فرد گیرنده، نامه را در نبود شاکی به همسایه‌ها هم تحویل می‌دهد و همین حرکت زمینه بی‌آبرویی را برای فرد شاکی فراهم می‌کند. این رویه، یک برخورد اشتباه نیست بلکه عملا فاجعه است. به نظر من کسی که مورد تعرض قرار گرفته است بهتر است به جای شکایت و درگیری بی‌نتیجه، به روانپزشک مراجعه کند تا دردی که بابت تعرض متحمل شده درمان بشود و بتواند با بقیه زندگی‌اش آشتی کند.
    نتیجه دادگاه به کجا رسید؟
    خوشبختانه آخرین روز جلسه دادگاهم در حضور یک خبرنگار آمریکایی برگزار شد که برای مشاهده روند رسیدگی به پرونده‌های تجاوز در ایران با مجوز قانونی در آن جلسه حضور داشت. یک شانس نادر بود. در تمام مدت رسیدگی، قاضی و مستشار‌ها، متهم را تحت فشار گذاشتند و او را تحقیر کردند و به او توپیدند و با من به ملایمت و مهربانی رفتار کردند. وکیل نداشتم ولی قاضی عملا از موضع یک وکیل از من دفاع می‌کرد. خوشحال و سرمست بودم که به حقم می‌رسم. اما وقتی حکم به دستم رسید شوکه شدم. متهم از جرم زنای به عنف به علت نبود مدارک کافی تبرئه و به علت زنای بدون عنف به صد ضربه شلاق محکوم شد. برای من با مهر و عطوفت قاضی پرونده و نفوذ کسی که تشویقم کرده بود از متجاوز شکایت کنم، شلاقی در نظر گرفته نشد اما آنچه از آن همه دوندگی مثل رسوبی روی روح خسته‌ام باقی ماند، حس تحقیر و دلخوری عمیق بو
    خودتان قضاوت کنید ما کجای کارهستیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

     
  7. با درود به آقا مرتضی
    دوست گرامی از اینکه در پاسخ طولانی شد معذرت میخواهم
    در سوره احزاب آیه 40 نوشته بودید (که اشاره دارد به اینکه پیامبر اسلام رسول خداست و پایان دهنده به نبوت و پیامبری است یعنی مهر خاتمیت زده است بر پیامبری)
    دوست گرامی نوشته های شما مخالف با نص صریح کتاب آسمانی است که در سوره های لقمان آیه27 و الکهف آیه 109 که مکمل هم هستند و در این دو آیه میفرماید: اگر تمام درختان قلم شوندو دریاها مرکب شود و هفت دریای دیگر به کمک آید برای کلمات پروردگارم پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان پذیرد قطعن دریاها پایان میابد هر چند نظیرش را به مدد بیاوریم.
    فیوضات خداوند به وسیله پیامبران به مردم ابلاغ میشود و این فیوضات هیچ موقع قطع نخواهد شد و ما معتقد بر تداوم تابش رحمت الهی هستیم و یقین داریم تا جهان باقی است مظاهر الهی بنا با مقتضیات زمان ظهور خواهد کرد و انسان مختار در انتخاب است.

     
  8. این کامنت رو خواهشا پخش کنید و از جوابهایی که بهش میدن به راست بودنش میشه پی برد:

    این حرفها و بسیاری از کامنتها از سوی این چند دسته از افراد صادر میشه:
    1 افراد تابع احساسات
    2 افراد بسیار شکاک و بدبین
    3 افراد عشق مطرح و معروف شدن و متفاوت بودن
    4 افرادی که اعتماد بنفش بالایی دارن اما از بهره هوشی پایین یا کمبودهای فکری رنج میبرند
    5 افرادی که سر سفره پدر مادرشون نون نخوردن یا اینکه پدراشون لقمه حروم بهشون حروندن
    6 افرادی که نطفشون به حروم بسته شده یا ولد حیضند
    7 اافرادی که اصرار بر منحرف بودن خودشون دارن ولی اسم خودشون میزارن دگر اندیش
    8 افراد شوت و مصر بر بی اطلاع نگه داشتن خود

    میدونم دارید بهم فحش میدید اما اشکال نداره
    تلخه اما واقعیت داره

    ولی در مورد شما آقای نوریزاد
    راجع به 5 و 6 و 7 نمیتونم نظر بدم قضاوتش هم درست نیست
    نظر من اینه که شما ترکیبی از 1 و 3 و 8 هستید لااقل

    شده کامنتهای منو پخش نکنید اشکال نداره
    اما خواهش میکنم لااقل قسمت اول کامنت رو که مربوط به شما نیست رو پخش کنید تا خودتون ببینید آدمایی که طرفدارتونن چجور آدمایی هستن حودتون هم یکیشون

     
    • اما شما دوست گرامی جزو افرادی هستید که خودنیک می دانند دروغگویانند که اجازه برملا شدن سخن دیگران را نمیدهند و در عین حال نیک می دانید که سنگ کسانی را بر سینه می زنید که خود سانسورگران حرفه ای هستند که از دیگران انتظاری غیر از این دارید.برادر گرامی اگر می خواهی صدق گفتار من و خود را بسنجی به صدا و سیما ما در هر برنامه ای که خواستی مراجعه کن و بگو حکومت ما چنین و چنان است و منتظر پخش آن باش.یا اصلا به یک سایت خبری دست چندم مراجعه کن و کامنت بذار اموال نوریزاد را سپاه برده و پس نمی دهد و منتظر نشر آن باش تا بازهم به قضاوت بهتری برسی و بدانی دروغگو کیست.حال خود می توانی راجع به مواردی که گفتی قضاوت کنی اگر سایر نسبتهای ناروا را فراموش کنیم در بهترین حالت شایسته بند 1،2،4،7 و 8 هستی.

       
      • جوابتون اصلا مستند نبود
        کاملا منفعلانه و از روی تقلید

         
      • نیک میدانم و نیک مشخص و منطقیست که جلوی سخنی که علیه امنیت وطنم و هموطنانم زده شود را باید گرفت
        دروغ پراکنی و تهمت و سیاه نمایی و غیبت و حرف زدن غیر مستند و از سر ساده لوحی و … آزادی بیان نیست
        هر کسی در جامعه حق ندارد هر جه که ذهنش آمد را بر زبانش آورد

         
        • نوریزاد گرامی
          با سلام
          روی سخنم با توست.می بینی که حکومت اسلامی ما چنان طرفدارارانی را آفریده که از استدلال فقط فحاشی و تهمت را آموخته اند.این جوانک کم خرد آنچنان در ذهنی که امثال سید علی برایش تدارک دیده اند می پنداشت که با تحریک دیگران آنها را به فحاشی متوسل می کند تا بدینوسیله استدلال بیمارگونه خود را توجیه کند غافل از اینکه یک انسان معمولی چونان من در کمال ادب چنان اوهام تار عنکبوتی او را با سرانگشت استدلالی کودکانه که در فهم او باشد تاراند که اگر تا ابد هم پاسخ دهد آرام نخواهد گرفت ولو اینکه به سنت مالوف شعبان بی مخها به فحاشی روی بساید.او خود دید که سایرین حتی بنابر خواست او نه فحاشی و اتهامات بیمارگونه او را سانسور کردند که خود نامایانگر شخصیت او بود و نه دهان خود را چونان او به فحاشی آلودند و حتی او را شایسته پاسخ ندیدند.او در دامی افتاد که به خیال خود برای دیگران افکنده بود چنان درگیر شد که روی به تهمتهای دیگر برد و فحاشی را پیشه کرد.این شیوه استدلال حکومت ماست که رهبر آن حتی در یک مصاحبه ساده هم شرکت نمی کند چه برسد به اینکه بخواهد در یک مباحثه با کم سوادانی چون من شرکت نماید اینست که فهم جامعه ما را در اوین و کهریزک مخفی می کند و اسید بر روی زیبای زنان ما می پاشد تا بلکه لختی خود را از این فشاریکه بواسطه رشد فکری جامعه بر گرده خود احساس می کند برهاند.اینست که خودی و غیرخودی می کند و هر کم خردی خود را به دشمن نسبت می دهد.اینست که قتلهای زنجیره ای به راه می اندازد تا فرزندان نازنین این سرزمین را که هرکدام نمادی از شعور بالای ایرانیان بودند را در سینه خاک پنهان نماید .اینست که جمعی از بهترین فرهیختگان جامعه مفلوک شده ما را به دوردستها می کوچاند تا این فلاک بر قوت خود باقی بماند.نوریزاد گرامی در جایی برایت نوشتم که شخصا از روش اعتراض تو خرسندم و درسها آموخته ام.روشی که در آن ادب حرف اول را می زند.دشمن کسیست که بی ادبی کند نه آنکه مودب است ولو اینکه در صف مقابل باشد.نوریزاد عزیز از خرده گیری بی ادبان مرنج که همانگونه که قبلا هم گفته ام فقط انسانهای حق طلب هستند که قادرند از اشتباهات گذشته خود درس گیرند و با تغییر رفتار و کردار خود درصدد جبران آن برآیند.

           
  9. گروگان گیری کثیف حکومت ملایان

    ریحانه جباری یک نمونه از بسیاری موارد گروگان گیری و جنگ روانی کثیف حکومت ملایان با شهروندان ایران زمین بود

    صدایتان در آید ریحانه اعدام می شود. فرمولش خیلی ساده است نیست؟

    کثیف تر از این یک حکومت نمی تواند با شهروندان خود رفتار کند جایی سراغ دارید نشانم دهید

    چنین کاری تنها از سوی تروریست های امثال داعش و یا یک دشمن جنگ جوی دیو سیرت میسر است

    اگر اعتراض کنید و قضیه را رسانه ای کنید عزیز دلبندتان را اعدام می کنیم شکنجه می کنیم به انفرادی می فرستیم مرخصی اش را باطل می کنیم مدت زندان را طولانی می کنیم شرایط زندگی را برای وی دشوار می کنیم……..

    چرا؟ چون مثل سگ از افکار عمومی می ترسند. چون خواب راحت ندارند و از این در هراسند که هر یک از این اعدام ها و رفتار های نا هنجار با مردم در بند جرقه ای شود در انبار باروت
    این ها هر لحظه در انتظار لبریز شدن صبر مردم و راه افتادن سیل نشسته اند
    باور کنید بسیاری شان اگر بدانند امکانش هست حاضرند از هم اکنون به کشور های دیگر بگریزند و تقاضای پناهندگی کنند نیک می دانند آن گاه که زمانش فرا رسد پناهگاهی در جهان نخواهند یافت و هیچ کس هیچ کس دلش به حالشان نخواهد سوخت

     
  10. چندین مورد اسید پاشی به دختران جوان فضایی رعب آور در اصفهان بوجود آورده است. البته هر چند احتمال می رود که مقامات محلی طی روزهای آینده اطلاعات بیشتری را در قالب یک سناریو به اطلاع مردم برسانند اما به چندین دلیل می توان ادعا کرد که حرکت اسید پاشیدن به زنان به اصطلاح ” بد حجاب” با عوامل سرکوب در حاکمیت بی ارتباط نمی باشد. این دلایل عبارت است از :

    1- آخوند ” طباطبایی نژاد” امام جمعه اصفهان چندی قبل به صراحت گفته بود که تذکر به زنان بدحجاب تاثیری نداشته و باید این بار چوب بلند کنیم.

    2- اصفهان یکی از شهرهایی است که میزان دختران و زنانی که پوشش آنها مورد عصبانیت عوامل حزب اللهی است زیاد است و از طرفی گروه های سرکوب و چماقدار در این شهر از اوایل دهه 60 فعالیت زیادی داشته اند. در سالهای ابتدای حکومت ملاها یکی از گروه های چماقدار گروه ” کاوه” نام داشت که حتی به جوانان پسری که پیراهن آستین کوتاه می پوشیدند حمله ور می شد. سرپرست این گروه به عهده آخوندی به نام ” کمیل کاوه” بود که از چندین سال قبل تشکیلاتی به نام ” انصار ولایت ” در اصفهان راه انداخته و عواملی هم در شهرهای قم و تهران و در ستادهای نماز جمعه دارد. کاوه در حال حاضر نیز همچنان از هواداران احمدی نژاد می باشد.

    3- مساله اسید پاشیدن در دوران حکومت اسلامی به دفعات در شهرهای مختلف صورت گرفته اما گاهی این حرکت صرفا جنبه انتقام جویی شخصی داشته و ارتباطی با حکومت نداشته است. در چنین مواردی، شخص عمل کننده را معمولا بازداشت می کنند. بنا بر این هر گاه که یک پدیده بصورت گروهی واقع می شود بی تردید سرنخ آن در دست یک نهاد سرکوبگر و وابسته به رژیم است. نمونه هایی از این حوادث را می توان مثال زد مانند پدیده ” خفاش شب” که در سال 76 و ابتدای دولت خاتمی زنان را می دزدید و پس از تجاوز آنها را می کشت ، بعدا اعلام شد که فرد قاتل از عوامل اطلاعات سپاه بوده است. یا قتل های زنجیره ای در شهر کرمان که تماما توسط گروهی بسیجی مستقر در یک مسجد صورت می گرفت و رهبر آنها از مصباح یزدی فتوا داشت و صدای مصباح را ضبط کرده بود. آنها همگی بازداشت شدند و برای رهبر و عناصر اصلی حکم اعدام صادر شد اما رژیم آنقدر پرونده را دست به دست کرد تا در نهایت تمامی این پاسدارها آزاد شدند و خانواده مقتولان نیز مورد تهدید قرار گرفته بودند. روایت پاشیدن اسید ظاهرا به 4 زن و بنا بر روایتی دیگر به 9 یا 11 زن دیگر جنبه گروهی دارد و نمی تواند صرفا یک انتقام شخصی تلقی شود.

    4- گروه انصار حزب الله از چندی قبل مساله مبارزه با بدحجابی را دوباره بزرگ کرد و اکیپ های موتور سوار در این مورد سازماندهی نمود. این امر با مخالفت دولت و نیروی انتظامی مواجه شد اما با نفوذی که سپاه در مجلس دارد این مساله با تصویب مجلس روبرو شد که بتوانند در قالب یک قانون به اصطلاح امر به معروف در سطح خیابانها اجرا کنند. البته این مصوبه هنوز به تایید شورای نگهبان نرسیده اما حرکت اسید پاشی در اصفهان را می توان مقدمه و هشداری به مردم و جناح های مخالف طرح انصار حزب الله تلقی کرد. به عبارت دیگر گروه سرکوب می خواهد این پیام را منتقل کند که اگر جلوی برنامه های ما را از طریق قانونی بگیرید ما می توانیم از ابزار خطرناکی چون ” اسید” استفاده کنیم.

    5- حرکت پاشیدن اسید به دختران جوان یک چالش نیز برای دولت خواهد بود که باید امنیت شهروندان را در ظاهر تامین کند. ممکن است این حرکت در تهران نیز آغاز شود و دولت نیز با ضعفی که تاکنون از خود نشان داده نمی تواند به فوریت جلوی اینگونه جنایات را بگیرد.

    6- اگر موج اسید ریختن ادامه یابد این احتمال نیز وجود دارد که این امر به ابزاری برای مقابله به مثل مبدل گردد و جوانانی که تاکنون تعدادی از عوامل حکومتی را به دلیل دخالت در پوشش و غیره در خیابانها مضروب کرده اند از این ابزار استفاده نمایند که در این صورت سلامت عوامل رژیم نیز با مخاطره روبرو خواهد شد.

    7- پیش بینی من این است که پشت چنین حرکاتی فقط می تواند یک نهاد سرکوبگر وجود داشته باشد و آن هم سپاه پاسداران است زیرا عوامل این نهاد محدودیتی برای ارتکاب هر گونه جنایت ندارند.
    ……………………….
    منبع: http://enghelabe-eslami.com

     
  11. دوستان گرامی سایت آقای نوریزاد از لینک زیر به آخرین مطالب آای نوریزاد دسترسی پیدا کنید
    http://nurizad.info/بایگانی/category/oth/new

     
  12. محمد نوری زاد

    سلام به همه ی دوستان خوبم
    پوزش مرا از این که نتوانسته ام نوشته های تازه ی خود را تقدیم تان کنم پذیرا باشید. اداره ی بخش هایی از سایت – بنا به دلایلی که از دانش نداشته ی من خارج است – در اختیار من نیست. نمی دانم این وضع تا بکجا ادامه خواهد داشت. سپاس که تحمل می فرمایید.
    سپاس

     
    • سلام شیرمرد , محمد آقا جان :
      میخواستم درخواست کنم از صفحه facebook اگه میشه فعلا خبر بگذارید که بسیار نیازمندیم , قربانت خسته نباشید

       
  13. جناب نوری زاد
    خیلی ارادت داریم قربان

     
  14. متهم شدن ۱۷۰ نماینده اصولگرا در پرونده محمدرضا رحیمی

    به گفته وکیل محمدرضا رحیمی، موکلش در شروع با بیش از ۵۰ مورد اتهامی روبه رو بوده که هم اکنون به یک مورد رسیده و “اتهامات ریزش کرده است”
    محمدرضا نادری، وکیل محمدرضا رحیمی معاون اول محمود احمدی نژاد، دیروز از پرداخت پول توسط آقای رحیمی به “۱۷۰ یا ۱۸۰ نفر از نمایندگان اصولگرای مجلس” برای خرج کردن “در دوره انتخابات” خبر داد.
    آقای نادری شنبه سوم آبان در مصاحبه با ایلنا، همچنین مدعی شد موکلش در شروع با بیش از ۵۰ مورد اتهامی روبه رو بوده که هم اکنون به یک مورد رسیده و “اتهامات ریزش کرده است”.
    این اظهارات در حالی بیان شده که محمدرضا رحیمی، دو هفته پیش در نامه ای سرگشاده به رئیس قوه قضاییه نوشته بود که اتهاماتش مربوط به “همکاری و بعضا مسئولیت چندین ساله او در خارج از سمت های دولتی و در برگزاری انتخابات شوراها، مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری” بوده است.
    آقای رحیمی در نامه خود، که دارای ضمیمه ای “صرفا جهت استحضار” نیز بود، تاکیدداشت که مبالغ مندرج در پرونده وی، طبق “صلاحدید برخی بزرگان و مسئولان کشور” از جمله “تنی چند از مسئولان وقت دستگاه قضا و برخی نمایندگان محترم مجلس” پرداخت شده است.
    محمدرضا رحیمی حدود یک هفته پس از انتشار نامه خود به رئیس قوه قضاییه، که با سکوت صادق لاریجانی مواجه شد، در جمع هواداران محمود احمدی نژاد تهدید کرد که منتظر است تا حکم پرونده اش اعلام شود تا “ناگفته هایی” را بیان کند. ناگفته هایی که محتوای آنها، همچون “ضمیمه” نامه اش به رئیس قوه قضاییه، مشخص نبود.
    مجموعه این واکنش ها، پس از آن صورت گرفت که غلامحسین محسنی اژه ای سخنگوی قوه قضاییه، اعلام کرد که برای محمدرضا رحیمی حکم زندان و جریمه نقدی صادر شده است.
    محمدرضا رحیمی، دو هفته پیش در نامه‌ای سرگشاده به رئیس قوه قضاییه نوشت که مبالغ مندرج در پرونده وی، طبق ‘صلاحدید برخی بزرگان و مسئولان کشور’ از جمله ‘تنی چند از مسئولان وقت دستگاه قضا و برخی نمایندگان محترم مجلس’ هزینه شده است
    حکمی که محمدرضا رحیمی گفت اعلام آن باعث “هتک حیثیت” او شده٬ “لطمات جبران‌ناپذیری” را وارد کرده و در نهایت، “ظلمی فاحش” بوده است. به ویژه آنکه به گفته آقای رحیمی، او اقدامات خود را نه در جایگاه معاون اول محمود احمدی نژاد، که در مقام “معاون اول نظام” انجام داده بود.
    اما روند پرونده پر فراز و نشیب “معاون اول نظام”، چه بوده و چگونه طی شده است؟
    باز شدن پرونده
    داستان خیابان فاطمی از اسفند ماه سال ۱۳۸۸ آغاز شد. زمانی که صادق لاریجانی٬ ریس قوه‌قضاییه٬ خبر از کشف “یک باند فساد اقتصادی” داد که اعضای آن “با جعل اسناد دولتی و قضایی” موفق شده‌ بودند “میلیاردها” تومان به دست آورند.
    همان زمان سایت پارلمان‌نیوز٬ متعلق به فراکسیون اصلاح طلبان مجلس هشتم٬ نوشت که “یک مقام ارشد دولتی” در راس این شبکه قرار دارد که تلاش شده از شغل خود کناره‌گیری کند تا “مقدمات بررسی پرونده فراهم شود”.
    در واکنشی دیگر، بیش از ۲۰۰ تن از نمایندگان مجلس هشتم در نامه‌ای خطاب به صادق لاریجانی – و بدون نام بردن از محمدرضا رحیمی – از رییس قوه‌قضاییه خواستند که “ضعیف‌کشی” نکند و “تمامی افراد در هر سمتی که هستند” را مورد مجازات قرار دهد. آنها اضافه کردند که “برخی افراد با مسئولیت‌های بالای اجرایی” در این پرونده نقش موثری داشتند.
    نام محمدرضا رحیمی، به طور رسمی و برای نخستین بار٬ در فروردین ماه سال ۱۳۸۹ و توسط الیاس نادران٬ از نمایندگان مجلس هشتم٬ مطرح شد.
    آقای نادران گفت که این مقام دولتی، “رییس حلقه خیابان فاطمی” است که در مورد “منابع فاسد و توزیع آنها تصمیم گیری می‌کرده”. وی اضافه کرد که تمام اعضای این حلقه به جز رحیمی بازداشت شده‌اند و “اینکه کسی را به دلیل مسئولیت اجرایی مستثنی کنند، نه عادلانه است و نه اقدام درستی است”.
    آقای رحیمی چندی پیش در جمع هواداران محمود احمدی نژاد تهدید کرد که منتظر است تا حکم پرونده اش اعلام شود تا ‘ناگفته هایی’ را بیان کند
    اعلام نام آقای رحیمی به عنوان یکی از متهمان پرونده، با انتشار برخی اخبار غیررسمی درباره “اعمال نفوذ” محمود احمدی‌نژاد برای جلوگیری از محاکمه این متهم همراه شد.
    نمایندگان مجلس هشتم با صدور بیانیه‌ای با اشاره به “اخبار موثق” درباره فشار بر رییس قوه‌قضاییه برای پی‌گیری نکردن پرونده‌های “مفاسد اقتصادی”، از او خواستند رسیدگی به این پرونده‌ها را “از بالا” شروع کند.
    همه واکنش ها در شرایطی صورت می گرفت که محمدرضا رحیمی، در همان زمان که نامش به عنوان یکی از “مفسدان اقتصادی” توسط نمایندگان مجلس مطرح بود٬ مسئولیت مدیریت جلسات “ستاد مبارزه با فساد اقتصادی” را نیز برعهده داشت.
    فرار و نشیب های قضایی
    پس از آنکه صادق لاریجانی در اسفندماه ۱۳۸۸ خبر از بازداشت “یک باند فساد اقتصادی در یک شرکت دولتی” داد، محمدرضا رحیمی در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت که پرونده مورد اشاره رییس قوه‌قضاییه “تتمه پرونده بزرگ‌تری” بوده که در زمان ریاست وی بر دیوان محاسبات کشور “با بخش عمده‌ای از آن” برخورد شده است. آقای رحیمی پیش از انتصاب خود به عنوان معاون اول رئیس جمهور، رئیس دیوان محاسبات بود.
    غلامحسین محسنی‌اژه‌ای در مهرماه سال ۱۳۸۹ و پس از انتخاب به سمت سخنگوی قوه‌قضاییه، در پاسخ به سوالی پیرامون پرونده محمدرضا رحیمی گفت که این پرونده “مرحله به مرحله جلو می‌رود” و در آن “هر فردی که در مظان اتهام” باشد٬ “باید دیر یا زود پاسخ‌گو [باشد] و جواب بدهد.”
    او چند ماه بعد، در پاسخ به سوالی درباره سرنوشت پرونده بیمه ایران و این‌که آیا “متهم اصلی” این پرونده٬ “مقامی دولتی” است یا خیر٬ تنها گفت که دراین پرونده “هم مقامات دولتی و هم غیر دولتی متهم” هستند و اضافه کرد که ممکن است در آینده نیز عده‌ای تعقیب شوند.
    آقای محسنی‌اژه‌ای٬ در تمام این نشست‌های خبری از بردن نام کامل محمدرضا رحیمی خودداری می‌کرد٬ با یادآوری اینکه تا “زمانی که حکم صادر نشده٬ اسم افراد را نمی‌توان ذکر کرد. با این حال وی در یکی از نشست های خبری تاکید کرد مشخص است که “در رابطه با چه کسی صحبت می‌کند”.
    محمدرضا رحیمی، در زمان محمود احمدی نژاد که نامش به عنوان یکی از ‘مفسدان اقتصادی’ توسط نمایندگان مجلس مطرح بود٬ مسئولیت مدیریت جلسات ‘ستاد مبارزه با فساد اقتصادی’ را نیز برعهده داشت
    وی در اظهار نظری جداگانه گفت: “هر کس متهم باشد به اتهاماتش رسیدگی خواهد شد. اگر نیاز باشد هر متهمی احضار شود، احضار می‌شود و موضوع رسیدگی می‌شود”.
    یک سال پس از سخنان صادق لاریجانی درباره کشف پرونده فساد اقتصادی در بیمه ایران٬ غلامحسین محسنی اژه‌ای با اشاره به محاکمه “۵۴ تن از متهمان”٬ گفت که این پرونده “یک متهم دیگر” هم دارد که قوه‌قضاییه همچنان مشغول “انجام تحقیقات” درباره اوست.
    “خط قرمز” احمدی نژاد
    در چنین شرایطی بود که برخی رسانه ها از رایزنی‌های محمود احمدی‌نژاد برای جلوگیری از پیگرد قضایی معاون اول خود خبر دادند. تلاشی که در خرداد ماه ۱۳۹۰، منجر به دیدار “سه قاضی عالی‌رتبه” با آقای احمدی‌نژاد درباره پرونده معاون اولش شد.
    محمود احمدی نژاد در موقعیتی با قوه قضاییه رایزنی می کرد که، به خاطر مقاومت یازده روزه در مقابل خواست رهبر ایران برای ابقای حیدر مصلحی در وزارت اطلاعات، از فروردین ۱۳۹۰ در معرض خشم نزدیکان آیت الله خامنه ای قرار گرفته بود.
    ادامه تنش میان رئیس دولت دهم و نهادهای وابسته به رهبری، به دستگیری برخی نزدیکان محمود احمدی‌نژاد انجامید که منجر به رواج شایعه بازداشت قریب الوقوع برخی از مقام های ارشد دولتی شد. در واکنش به این روند، رییس دولت دهم گفت کابینه “خط قرمز” اوست و در صورت برخورد با اعضای کابینه٬ او سکوت خود را خواهد شکست.
    پس از سخنان آقای احمدی‌نژاد٬ اژه‌ای در نشست مطبوعاتی هفتگی خود٬ در پاسخ به سوالی پیرامون احتمال محاکمه محمدرضا رحیمی٬ تنها به بیان این مساله اکتفا کرد که “این سوال‌ها تکراری” است.
    پس از آن برای مدت چند ماه٬ هیچ اظهارنظری از سوی مسئولان قوه‌قضاییه پیرامون پرونده و وضعیت محمدرضا رحیمی صورت نگرفت.
    در خرداد ماه ۱۳۹۰، ‘سه قاضی عالی‌رتبه’برای گفتگو در مورد پرونده محمدرضا رحیمی با آقای احمدی‌نژاد ملاقات کردند
    این سکوت موقت، تا زمان برگزاری نخستین جلسه دادگاه متهمان پرونده بیمه ایران – خردادماه ۱۳۹۱ – ادامه پیدا کرد. در این دادگاه٬ اتهاماتی علیه رحیمی مطرح شد.
    در همان روز٬ غلامحسین محسنی‌اژه‌ای٬ در نشست خبری خود گفت که در این دادگاه “شمار متهمان همین‌ است” و برای افراد دیگر “از جمله معاون اول رییس‌جمهور کیفرخواستی صادر نشده است”.
    حدود سه ماه پس از برگزاری نخستین جلسه دادگاه متهمان پرونده بیمه٬ آقای محسنی اژه‌ای احکام صادر شده در دادگاه بدوی را اعلام کرد٬ اما توضیح بیشتری در مورد اتهام‌های محمدرضا رحیمی در این پرونده یا احتمال حضور وی در دادگاه نداد. دو ماه پس از آن نیز وی بدون نام بردن از معاون اول وقت رییس‌جمهور، تنها به ذکر این مساله اکتفا کرد که “این پرونده متهمان دیگری نیز دارد که هنوز محاکمه نشده‌اند”.
    سکوت قوه‌قضاییه درباره سرنوشت رحیمی در پرونده بیمه ایران٬ در حالی بود که مصطفی پورمحمدی٬ رییس وقت سازمان بازرسی کل کشور٬ در شهریور ماه ۱۳۹۱ گفت رسیدگی به پرونده معاون اول محمود احمدی‌نژاد “برای رعایت مصالحی متوقف شده است”.
    همان زمان، عباس نبوی رئیس موسسه تمدن و توسعه اسلامی و از روحانیون نزدیک به محمدتقی مصباح یزدی، با ذکر اینکه “دولت حدود ده پرونده قضایی سنگین دارد” گفت که اگر “حکم حکومتی رهبری” نبود، “بخش هایی از دولت باید به محکمه می رفتند.”
    موعد برخورد با رحیمی
    با روی کار آمدن دولت حسن روحانی، انتظارات برای رسیدگی به پرونده معاون اول دولت سابق افزایش یافت.
    با این حال، در این دوره نیز اگرچه به طور جسته و گریخته٬ اخباری درباره این پرونده و امکان برخورد با آقای رحیمی منتشر می‌شد٬ اما اظهارات رسمی مقام های قضایی، ظاهرا حکایت از بروز تحول جدیدی در این زمینه نداشت.
    ادامه تنش میان رئیس دولت دهم و نهادهای وابسته به رهبری، به دستگیری برخی نزدیکان محمود احمدی‌نژاد انجامید که منجر به رواج شایعه بازداشت قریب الوقوع برخی از مقام های ارشد دولتی شد. در واکنش به این روند، آقای احمدی نژاد گفت کابینه ‘خط قرمز’ اوست و در صورت برخورد با اعضای کابینه٬ او سکوت خود را خواهد شکست
    سکوت قوه‌قضاییه اما پس از نطق علی مطهری در مجلس در دی ماه ۱۳۹۲ شکسته شد. آقای مطهری در نطق خود نسبت به برخورد نکردن این قوه با محمدرضا رحیمی اعتراض کرد.
    در پاسخ به انتقاد این نماینده مجلس٬ دادستانی عمومی و انقلاب تهران بیانیه‌ای منتشر کرد که بخشی از آن، با اشاره به پرونده معاون اول دولت احمدی‌نژاد٬ می گفت که از آقای رحیمی “تحقیق به عمل آمده” و وی “با صدور قرار وثیقه‌ مناسب و تامین آن” آزاد شده است.
    بیانیه دادستانی تهران٬ باعث شد محمدرضا رحیمی نیز سکوت خود درباره این پرونده را بشکند. وی گفت که “طی ۱۱ جلسه و ۵۵ ساعت مورد بازجویی” قرار گرفته و پرونده وی “سیاسی” است.
    پس از آن ایرنا در خبری به نقل از “یک منبع آگاه” نوشت که “شعبه پنجم بازپرسی دادسرای کارکنان دولت” برای محمدرضا رحیمی قرار مجرمیت صادر کرده است.
    خبری که در اسفند سال ۱۳۹۲، با تایید سخنگوی قوه قضاییه همراه شد. غلامحسین محسنی اژه‌ای البته درباره تعداد اتهام‌های رحیمی توضیحی نداد و تنها به ذکر این نکته اکتفا کرد که “قرار مجرمیت” وی صادر شده است.
    حدود یک ماه پس از اظهارات سخنگوی قوه قضاییه٬ محسن افتخاری٬ سرپرست دادگاه‌های کیفری استان تهران٬ گفت که “کیفرخواست” پرونده رحیمی صادر شده و پرونده او “در شرف ارجاع به یکی از شعب” دادگاه‌های کیفری استان تهران است.
    در نهایت نیز دادگاه محمدرضا رحیمی به شکل غیرعلنی و در شعبه ۷۶ دادگاه کیفری تهران تشکیل شد. دادگاهی که پس از دو جلسه و در خردادماه سال جاری به کار خود خاتمه داد.
    از زمان پایان دادگاه٬ بحث‌ درباره زمان اعلام حکم شدت گرفت. مقام‌های قضایی گفته بودند که حکم این پرونده به فاصله یک هفته پس از پایان دادگاه صادر خواهد شد. اتفاقی که البته رخ نداد. دو ماه پس از پایان دادگاه٬ باز هم مقام‌های قضایی درباره زمان صدور حکم سکوت کردند.
    مصطفی پورمحمدی٬ رییس وقت سازمان بازرسی کل کشور٬ در شهریور ماه ۱۳۹۱ گفت رسیدگی به پرونده معاون اول محمود احمدی‌نژاد ‘برای رعایت مصالحی’ متوقف شده است
    سکوت مجدد قوه‌قضاییه درباره دادگاه محمدرضا رحیمی٬ به دنبال انتشار خبری در رسانه‌ها٬ شکسته شد. وب سایت جهان نیوز، نزدیک به علی‌رضا زاکانی نماینده مجلس٬ در خبری نوشت که حکم دادگاه معاون اول محمود احمدی نژاد صادر شده و وی به “پنج سال زندان و هشت و نیم میلیارد تومان جریمه نقدی” محکوم شده است.
    این خبر ابتدا با تکذیب وکیل محمدرضا رحیمی و سپس رییس‌کل دادگستری تهران روبه‌رو شد. غلامحسین اسماعیلی گفت که “امیدوار است” حکم پرونده تا “پایان مردادماه” صادر شود. وی خبر محکومیت معاون اول آقای احمدی نژاد را نیز “قطعا کذب و دروغ” توصیف کرد.
    همزمان، غلامحسین محسنی‌اژه‌ای در نشست مطبوعاتی خود به نقل از قاضی پرونده گفت که رای آقای رحیمی “هر چه زودتر” صادر خواهد شد.
    دو هفته پس از این سخنان اما٬ جزئیات جدیدتری از پرونده رحیمی منتشر شد. غلامحسین اسماعیلی خبر از آن داد که پرونده محمدرضا رحیمی “قطور و سنگین” است و بار دیگر ابراز امیدواری کرد که حکم این پرونده “به زودی” صادر شود.
    وی همچنین گفت که پرونده محمدرضا رحیمی “جزئی از پرونده قطور آن مجموعه [اختلاس از بیمه ایران] بوده” که بخشی از آن پرونده “قبلا و بخشی در زمان حاضر رسیدگی شده است”. آقای اسماعیلی افزود: “قسمتی نیزممکن است در ادامه به پرونده ملحق شود”.
    به فاصله دو روز از سخنان غلامحسین اسماعیلی٬ سخنگوی قوه قضاییه گفت که حکم این پرونده صادر شده و آقای رحیمی به “حبس و جزای نقدی” محکوم شده است. آقای محسنی اژه‌ای البته اعلام کرد که به دلیل قطعی نبودن حکم٬ جزییات بیشتری از آن را فاش نخواهد کرد.
    “معاون اول نظام”
    اعلام خبر صدور حکم معاون اول دولت احمدی‌نژاد٬ با واکنش او مواجه شد. او با انتقاد از اعلام این حکم تاکید کرد: “من فقط محمدرضا رحیمی نیستم، من معاون اول این نظام هستم.بنده ۳۴ سال سابقه خدمت در جمهوری اسلامی ایران را دارم؛ بنابراین نباید این قدر ساده به موضوع نگاه کرد.”
    من فقط محمدرضا رحیمی نیستم، من معاون اول این نظام هستم.بنده ۳۴ سال سابقه خدمت در جمهوری اسلامی ایران را دارم؛ بنابراین نباید این قدر ساده به موضوع نگاه کرد
    واکنش محمدرضا رحیمی به اعلام خبر محکومیت خود
    وی در واکنشی جداگانه با انتشار نامه‌ای خطاب به صادق لاریجانی٬ نحوه اعلام خبر محکومیت خود را نوعی “طراحی رسانه‌ای” دانست.
    محمدرضا رحیمی با ادعای اینکه اتهامات او “هیچ ارتباطی” به مسئولیت وی به عنوان معاون اول٬ معاون حقوقی رییس‌جمهور یا رییس دیوان محاسبات ندارد گفت که مبالغ مندرج در پرونده وی، “بخشی از کمک های مردمی فردی جهت برگزاری انتخابات مجلس هشتم” بوده که توسط “تنی چند از مسئولان وقت دستگاه قضا و برخی نمایندگان محترم مجلس” به او معرفی شده و او این مبالغ را “برای کمک به تبلیغات داوطلبان نمایندگی در مجلس هشتم” هزینه کرده است.
    خبر بعدی در مورد حکم قضایی آقای رحیمی، در نیمه مهر ماه گذشته صادر شد. در این زمان روزنامه دولتی ایران، بدون نام بردن مستقیم از محمدرضا رحیمی خبر داد که “مقام عالی‌رتبه دولت سابق” به ۱۴ سال حبس و ۴ میلیارد تومان جزای نقدی محکوم شده است. در واکنش به انتشار این خبر، وکیل آقای رحیمی گفت که “در حکم صادره از سوی دادگاه، حبس و جزای نقدی وجود دارد اما اعداد و ارقام اعلام شده از سوی برخی رسانه ها، نادرست است”.
    در جدیدترین اظهار نظر در مورد پرونده آقای رحیمی، وکیل وی دیروز گفت پرونده موکلش در شروع با بیش از ۵۰ مورد اتهامی روبه رو بوده که هم اکنون به یک مورد رسیده است.
    به عقیده برخی ناظران، در صورتی که این ادعا صحت داشته باشد، قرار گرفتن آن در کنار ادعای اخیر محمدرضا رحیمی -اینکه تنها به پرداخت “کمک مالی” به نمایندگان مجلس متهم است- معنی دار خواهد بود.
    در این صورت، سوال مهمی که پیش روی ناظران قرار می گیرد این است که آیا محمدرضا رحیمی، سرانجام در ارتباط با پرونده هایی که تحت عنوان “اختلاس شرکت بیمه” و “حلقه فاطمی” شهرت یافته اند، راهی زندان خواهد شد یا خیر؟

     
  15. سلام نوری زاد گرامی
    بخوان و گریه کن
    بخوان و گریه کن
    بخوان و گریه کن

    ————————-

    آیا انجام بورسیه های غیر قانونی کار احمدی نژاد بوده است و یا تدبیر نظام؟ و یا (بقول دوست ما که هر وقت می خواهد اسم آقا را ببرد با کلمه ی “بزرگان نظام”اشاره می کند ) تدبیر بزرگان نظان؟ و یا حداقل سکوت تایید آمیز ایشان صورت گرفت؟

    پاسخ این پرسش سخت نیست اگر بدانیم طرحِ بورسیه نمودنِ همفکرانِ اصولگرای ذوبِ در ولایت در دانشگاه به عنوان استاد ، در راستا و ادامه ی طرح اخراج گسترده ی استادان روشنفکر و دگر اندیش بوده است.

    تصور کنید دانشگاهی را از وجود استادان ِ آزاد اندیشِ مدافع منافعِ مردم خالی شده و از امثال فرزند رحیم صفوی یعنی حنانه سادات صفوی(دخترسید یحیی رحیم صفوی فرمانده سابق سپاه پاسداران و دستیارارشد رهبرایران) ، منصوره مصلحی(دخترحیدرمصلحی وزیرسابق اطلاعات)، محمد آقاسی (داماد یحیی رحیم صفوی)، حسن اشتری(فرزند سردارحسین اشتری جانشین فرمانده نیروی انتظامی)، زهرا موسوی گرکانی(فرزند آیت الله موسوی گرکانی رئیس دیوان‌عالی کشور)، سیدنظام موسوی(مدیرعامل خبرگزاری فارس)، محسن پیرهادی(عضوکنونی شورای شهر)، مهدی پیرهادی(داماد حمیدرضا ترقی عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی) پر شده است!

    تصور می کنید در این باصطلاح دانشگاه

    *-آیا هیچ دانشجویی می تواند انتقادی کند؟

    *-آیا دانشجویی می تواند صدای مخالفت خود را با اقدامات غیر قانونی نظام در انتخابات و غیره ، بلند کند؟

    *- آیا اگر حتی دانشجویی جرات کرد در مراسمی شرکت نمود، آیا با تسامحِ استاد در غبیت نمودن در کلاس مواجه می شود و یا بدلیل غیبت، او را از شرکت در امتحانات محروم می کنند؟

    *- آیا قابل حدس نیست که این استادانِ ذوب در ولایت، گلوی دانشجویان منتقد را با نمره دادن می گیرند تا مشروطش کنند و از ادامه تحصیل محرومش نمایند؟

    *-آیا می دانید محروم کردن دانشجویان منتقد و مخالف، از ادامه تحصیل و اخراجش بدلیل غیبت و یا مشروط شدن ، بسیار کم هزینه تر از محاکمه ی او در کمیته های انظباطی بدلیل شرکت در فعالیت های سیاسی در دانشگاه است؟
    *- آیا با این روش، نیازی به ستاره د ار کردن دانشجوی منتقد وجود دارد؟
    آیا با این روش دانشگاه بهتر کنترل نمی شود ؟

    حالا متوجه شدید چرا بورسیه غیرقانونی حداقل با رضایت بزرگان نظام صورت گرفته است.

    آیا الان معنای حرف آقای غلام‌رضا خواجه سروی روشن تر فهمیده نمی شود که در درگفت‌وگوی روزشنبه ۳ آبان ماه ۱۳۹۳ خود با خبرگزاری تسنیم گفته است: «عوامل فتنه و کسانی که در دوران فتنه و حوادث سال ۸۸ نتوانستند دانشگاه‌ها را به‌لحاظ حضور دانشجویان متدین و انقلابی با خود همسو کنند، به‌نوعی درصدد انتقام‌گیری از دانشجویان هستند. به این شکل و با اشکال خیلی عوام‌پسند و درقالب حرف‌های به‌ ظاهر زیبا و ادعاهایی نظیر اینکه حضوراین افراد جای نخبگان را تنگ کرد و افراد با استعداد از بورسیه جا ماندند دانشجویان و نخبگان را با خود همراه می‌کنند.»

    خبر:

    پس از کش و قوس‌های فراوان درخصوص ماجرای جنجالی «بورسیه‌های غیرقانونی» که منجربه استیضاح وزیرعلوم دولت یازدهم نیز شد، درنهایت روزشنبه(۳ آبان ماه ۱۳۹۳) وزارت علوم طی بیانیه ای درخصوص۳۷۷۲ نفر بورسیه تعیین تکلیف کرد.

    به گزارش سحام، دربیانیه رسمی وزارت علوم نکات رمزآلود و سربسته ای وجود دارد؛ از جمله این‌که به فردی اشاره شده است که به تنهایی عامل بورس گرفتن۷۵۰ نفر از این افراد بوده است و البته در بیانیه هیچ نامی از وی به میان نیامده است. پس از انتشار این بیانیه، خبرنگارسحام ضمن تماس با یک منبع مطلع، هویت این فرد را شناسایی کرد.

    این فرد روزشنبه پس از بیانیه وزارت علوم که بدون نام بردن از وی تنها به نقشش در بورسیه کردن۷۵۰ نفر اشاره شده بود، هراسان شد و در اولین واکنش خود ضمن مصاحبه با خبرگزاری تسنیم، آسمان و ریسمان را به هم بافت و به مانند رویه حاکمان جمهوری اسلامی پس ازکودتای انتخاباتی سال ۱۳۸۸، اشتباهات خود را به گردن فتنه و فتنه گران انداخت! تا بدین وسیله زمینه تبری خود را از خطاهای مدیریتی اش فراهم نماید و نتیجه دادگاه احتمالی را با حمله به فتنه گران! پیشاپیش تعیین کرده باشد. وی هم‌چنین درمصاحبه با خبرگزاری امنیتی تسنیم، خواستار بررسی بورسیه های دوره اصلاحات شده است!

    این منبع مطلع هم‌چنین اظهارکرد که: «غلام رضا خواجه سروی در آن دوران با پیگیری پرونده های فرزندان برخی رجال نامدار، به دنبال بیمه کردن آینده شغلی و سیاسی خود بود که از این میان می‌توان به پیگیری بورسیه ای که شخصا برای دخترعلی اکبر ولایتی انجام داده، اشاره کرد. دخترعلی اکبرولایتی درسال ۱۳۹۱ و در بادی امر موفق به دریافت بورسیه دکترای داخل نشد وآقای خواجه سروی با اخذ نظرمثبت کامران دانشجو و دستوراکید وی توانست دخترآقای ولایتی را که هیچ کدام از شرایط اولیه دریافت بورس را نداشت، در لیست بورسیه‌ها بگنجاند.»

    این منبع آگاه افزود: «خواجه سروی، که از وی به عنوان یکی ازاعضای تندرو ستاد انتخاباتی سعیدجلیلی یاد می شود، متهم به استفاده ازامکانات وزارت علوم درانتخابات یازدهم به نفع سعید جلیلی است. وی پس از انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم، به دلیل نزدیکی به علی اکبر ولایتی در ماجرای بورس دختر وی، ردای مشاورت ارشد ولایتی را در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام پوشید. این درحالی ست که خواجه سروی از لحاظ سیاسی، اختلاف دیدگاه زیادی با علی اکبر ولایتی داشته، اما قرابت زیادی با جبهه پایداری دارد.»

    این منبع آگاه به سحام گفت:«در بررسی‌های انجام شده، بیش از۷۵۰ معرفی نامه و توصیه نامه توسط خواجه سروی و با امضا این فرد در پرونده های بورسیه شدگان یافت شده است که درمیان افراد بورسیه شده می‌توان به نام‌های منصوره مصلحی(دخترحیدرمصلحی وزیرسابق اطلاعات)، حنانه سادات صفوی(دخترسید یحیی رحیم صفوی فرمانده سابق سپاه پاسداران و دستیارارشد رهبرایران)، محمد آقاسی (داماد یحیی رحیم صفوی)، حسن اشتری(فرزند سردارحسین اشتری جانشین فرمانده نیروی انتظامی)، زهرا موسوی گرکانی(فرزند آیت الله موسوی گرکانی رئیس دیوان‌عالی کشور)، سیدنظام موسوی(مدیرعامل خبرگزاری فارس)، محسن پیرهادی(عضوکنونی شورای شهر)، مهدی پیرهادی(داماد حمیدرضا ترقی عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی) و… اشاره کرد.

    گفتنی ست غلام‌رضا خواجه سروی درگفت‌وگوی روزشنبه ۳ آبان ماه ۱۳۹۳ خود با خبرگزاری تسنیم گفته است: «عوامل فتنه و کسانی که در دوران فتنه و حوادث سال ۸۸ نتوانستند دانشگاه‌ها را به‌لحاظ حضور دانشجویان متدین و انقلابی با خود همسو کنند، به‌نوعی درصدد انتقام‌گیری از دانشجویان هستند. به این شکل و با اشکال خیلی عوام‌پسند و درقالب حرف‌های به‌ ظاهر زیبا و ادعاهایی نظیر اینکه حضوراین افراد جای نخبگان را تنگ کرد و افراد با استعداد از بورسیه جا ماندند دانشجویان و نخبگان را با خود همراه می‌کنند.»

     
  16. با درودی مجدد خبر زیر در سایت دیگر بان آمده بود بازنشر مستندات اعدام‌های ۵۷ توسط کوچک‌زاده
    خمینی: مجرم حقوقی ندارد٬ باید او را کشت
    ۴ آبان ۱۳۹۳

    مهدی کوچک‌زاده با انتشار یادداشتی٬ مستندات اظهارات احمد جنتی درباره دستور روح‌الله خمینی مبنی بر اجرای برخی اعدام‌های اوایل انقلاب بدون برگزاری دادگاه را منتشر کرد.
    احمد جنتی هفته گذشته در یک برنامه تلویزیونی گفته روح‌الله خمینی به مقام‌های قضایی دستور داده بود در اجرای احکامی که نسبت به آن مردد هستند٬ قاطعانه عمل کرده و محکومان را اعدام کنند.
    جنتی افزوده بود «زمانی که موسولینی را به دادگاه آوردند٬ قاضی پرسید اسمت چیست٬ جواب که داد٬ دستور اعدام او را صادر کرد٬ چرا که جرم وی مسلم بود» و نظر خمینی هم درباره اعدام‌ها همین بود.
    پس از این اظهارات دبیر شورای نگهبان٬ سایت «جماران» و گروهی از نزدیکان روح‌الله خمینی تلاش‌های گسترده‌ای برای رد این اظهارات آغاز کردند که با واکنش مهدی کوچک‌زاده مواجه شده است.
    آقای کوچک‌زاده روز یک‌شنبه (چهارم آبان) در یادداشت خود و در دفاع از احمد جنتی به برخی سخنان خمینی درباره اعدام‌های اوایل انقلاب استناد کرده است.
    در این یادداشت نقل قول‌های تند و صریحی از خمینی در حمایت از اعدام برخی مقام‌های حکومت پهلوی آمده که در نوع خود کم‌سابقه است.
    کوچک‌زاده نوشته خمینی اعتقاد داشت اعدام این افراد کاملا مطابق با اصول حقوق بشر بوده و آن‌ها به خاطر اینکه «مجرم» بودند دارای هیچ «حقوقی» نبوده و نیازی به وکیل هم نداشته‌اند.
    این نماینده مجلس همچنین قولی از خمینی با این عنوان که «ما این‌ها را {مقام‌های حکومت پهلوی} را مجرم مى‏‌دانیم و همین که هویتشان ثابت شد {باید آن‌ها را} کشت» در یادداشت خود نقل کرده است.
    کوچک‌زاده در عین حال به نقل از بنیانگذار جمهوری اسلامی نوشته «اعتقاد ما این است که مجرم٬ محاکمه ندارد و باید {او را} کشت.»

     
  17. با درود به نوریزاد گرامی و هم میهنان فرهیخته : اقای نوریزاد درغیاب شما من شدم خبر نگار!!!! شوخی کردم! جناب نوریزاد از شما خبری نیست لطف کنید اطلاع رسانی کنید . دل واپس بسیار است ای عزیز!

     
  18. توفیقی: فساد در وزارت علوم ۸ سال گذشته فقط در پرونده بورسیه‌ها نیست

    ۱۳۹۳/۰۸/۰۴
    روزنامه فرهیختگان ضمن انتشار گزارشی درباره آرایش سیاسی در مجلس خبرگان و گزینه‌های ریاست این مجلس، انتخاب رئیس جدید برای مجلس خبرگان را «گزینه اجتناب‌ناپذیر اجلاس اسفند» توصیف کرده است.
    واکنش‌ها به گزارش دولت درباره «بورسیه‌های غیرقانونی» همچنان ادامه دارد و روزنامه‌های رسالت و کیهان در شماره یکشنبه خود به شدت دولت حسن روحانی را به خاطر انتشار این گزارش مورد انتقاد قرار داده‌اند. روزنامه آرمان اما این واکنش‌ها را «سرگیجه از موج بورسیه‌ها» و روزنامه آفتاب یزد نیز آن را «جیغ بنفش مخالفان دولت» توصیف کرده‌اند.
    روزنامه ایران خبر داده است که «استاندار اصفهان که به دیدار یکی از زنان قربانی اسیدپاشی رفته بود از توقف اسیدپاشی» خبر داد و گفت: «با هرگونه شایعه‌سازی چه در فضای رسانه‌ای و چه در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، یا هرگونه اقدامی که به هر شکل روند رسیدگی به پرونده اسیدپاشی را با مشکل مواجه سازد بدون هیچ‌گونه مسامحه‌ای برخورد خواهد شد.»
    روزنامه حمایت خبر داده است که صادق لاریجانی، رئیس قوه قضاییه، طی حکمی غلامحسین محسنی اژه‌ای را به «مامور ویژه» رسیدگی به «حادثه اسیدپاشی اصفهان» منصوب کرده است.
    روزنامه جوان نیز در شماره چهارم آبان ماه خواهان برخورد مدعی‌العموم با شماری از رسانه‌ها به دلیل انتشار اخبار و گزارش اسیدپاشی‌های اصفهان شده است.
    خبر «اعدام ریحانه جباری» نیز مورد توجه شماری از روزنامه‌های یکشنبه قرار گرفته است. روزنامه اعتماد نوشته است: «ریحانه جباری دختری که هفت سال قبل به اتهام قتل مرد پنجاه و پنج ساله‌‌ای دستگیر شده بود صبح دیروز در زندان رجایی شهر کرج به‌دار آویخته شد.»
    روزنامه جوان نیز با تیتر «ریحانه قصاص شد»، نوشته است: «تلاش‌ها برای رضایت اولیای دم از ریحانه جباری، در پای چوبه‌دار هم سرانجامی نداشت و او سحرگاه شنبه در زندان رجایی‌شهر کرج قصاص شد.»
    روزنامه ابتکار از ارسال «پیام اکبر هاشمی رفسنجانی به پادشاه عربستان سعودی» برای «جلوگیری از اعدام شیخ نمر» خبر داده است.
    روزنامه اعتماد در تیتر یک خود از قول مجید تخت روانچی، نوشته است: «امکان دارد محدودیت‌های موقت در غنی‌سازی را به جهت اعتمادسازی بپذیریم.» مذاکره کننده ارشد جمهوری اسلامی ایران درباره احتمال رسیدن به توافق نهایی با کشورهای ۱+۵ گفته است: «این توافق شدنی است» و «راهکار عادلانه لغو تحریم‌ها، راه را برای توافق هموار می‌کند.»
    روزنامه جوان اما در تیتر یک خود از قول عباس عراقچی نوشته است: «حتی یک تحریم را در توافق جامع نمی‌پذیریم.»
    روزنامه شرق در تیتر یک خود گزارشی درباره «حسین‌ احمد نجادی یک‌ تاجر ۷۵ ساله ایرانی- بحرینی در روز هفتم‌ مرداد ۱۳۹۲» منتشر کرده و نوشته است: «ماجرای این قتل از روز ۲۶شهریور۱۳۹۳، ابعاد تازه‌ای یافت و علی شمس‌ اردکانی، رئیس کمیسیون انرژی اتاق‌ بازرگانی در مورد چگونگی ورود بابک زنجانی به پرونده‌های فروش نفت ایران در شرایط تحریم سخن گفت.» شرق ضمن گزارش جزئیات تازه درباره این تاجر ایرانی-بحرینی و ارتباط او با بابک زنجانی، از قول علی شمس‌ اردکانی نوشته است: «بابک زنجانی تابلو گروه‌هایی است که آدم‌ها و موسسات برخوردار از این توانایی‌ها، مهارت‌ها و دانش‌ها را می‌گردانده‌اند. این گردانندگان احتمالا چند واسطه داخلی داشته‌اند و سررشته در گروه‌های مافیایی بوده است.»
    روزنامه ایران در تیتر یک خود از «اعلام فهرست مؤسسات‏ مالی غیرمجاز» خبر داده و نوشته است: «بانک مرکزی با انتشار فهرستی نام بانک‌ها و مؤسسات مالی و اعتباری مجاز را منتشر و اعلام کرد: بانک‌ها و مؤسسات اعتباری یا سایر نهادهایی که نام آنها در فهرست قرار ندارد، دارای مجوز از این بانک نبوده و مسئولیت ناشی از عملکرد ناصحیح آنها مستقیماً متوجه کسانی می‌شود که به این مؤسسات مراجعه داشته‌اند.»
    این روزنامه عکس یک خود را به دریاچه ارومیه اختصاص داده و در گزارش کوتاهی با تیتر «باران امید در بسترخشکیده ارومیه»، نوشته است: آب دریاچه این دریاچه «در پی بارندگی‌های پاییزی ۲۳ سانتی‌متر افزایش پیدا کرد.»
    روزنامه شهروند ضمن انتشار گزارشی درباره «دردسر کامیون‌های عراقی برای محیط زیست ایران»، نوشته است: «در ۷ماهی که از سال جاری گذشته، ۳۰ تانکر در لرستان واژگون شده و هزاران لیتر مواد نفتی را وارد آب و خاک استان کرده است.»
    شهروند عکس یک خود را به «کاخ صاحبقرانیه» اختصاص داده و نوشته است: «ضلع شمالی تالار آیینه کاخ صاحبقرانیه که دارای آیینه‌کاری‌های ویژه‌ای است، از چند روز گذشته ترک‌های بزرگی برداشته است.»
    انتخاب رئیس؛ «گزینه اجتناب‌ناپذیر» اجلاس اسفند مجلس خبرگان
    روزنامه فرهیختگان ضمن انتشار گزارشی درباره آرایش سیاسی در مجلس خبرگان و گزینه‌های ریاست این مجلس، انتخاب رئیس جدید برای مجلس خبرگان را «گزینه اجتناب‌ناپذیر اجلاس اسفند» توصیف کرده است.
    این روزنامه نوشته است: «رویدادی که سه‌شنبه ۲۹ مهر اتفاق افتاد و فقدان [مهدوی کنی] یکی دیگر از اعضای مجلس خبرگان را به همراه داشت، برای خبرگان عادی‌ نیست؛ آنان این‌ بار رئیس خود را از دست داده‌اند و در اجلاس بعدی این مجلس که به‌ طور معمول هر شش‌ ماه یک بار برگزار می‌شود و موعد بعدی آن اسفند سال جاری است، نمی‌توانند صرفا به گذاشتن قاب عکسی روی صندلی‌های ردیف جلوی این مجلس، چنانکه درباره دیگر اعضای متوفی مرسوم است، اکتفا کنند.»
    روزنامه فرهیختگان یادآوری کرده است که محمدرضا مهدوی‌کنی از «چهاردهم خرداد سال جاری» پس از آنکه از مراسم سالگرد آیت‌الله خمینی به خانه بازگشت دچار عارضه قلبی شد و «به‌دنبال آن به کما رفت؛ با این حال خبرگان رهبری ترجیح دادند تا امیدی برای بهبود حال رئیسشان باقی است، جایگزینی برای او انتخاب نکنند و بر این اساس اجلاس شهریور خود را با مدیریت محمود هاشمی‌شاهرودی، نایب‌رئیس نخست این مجلس، برگزار کردند.»
    به نوشته این روزنامه، اکنون و با درگذشت محمدرضا مهدوی کنی «مجلس خبرگان رهبری را در وضع جدیدی» قرار گرفته است چرا که «این نهاد مانند هر مجلس دیگری و البته براساس آیین‌نامه‌ای که مطابق اصل ۱۰۸ قانون اساسی، خود اعضا آن را تصویب می‌کنند، نیازمند رئیس است.»
    فرهیختگان همچنین نوشته است که «بی‌گمان اگر قانون تجمیع انتخابات به تصویب نمی‌رسید و انتخابات‌های سراسری دوبه‌دو همزمان نمی‌شدند، امروز خبرگان نیازمند یافتن رئیسی جدید برای خود نبودند چراکه عمر هشت‌ ساله دوره چهارم این مجلس در سال جاری به پایان می‌رسید و با انتخاب اعضایی جدید، روال معمول انتخاب هیات‌ رئیسه که براساس آیین‌نامه داخلی این مجلس هر دو سال یک بار برگزار می‌شود، دنبال می‌شد، اما عمر دوره چهارم مجلس خبرگان رهبری یک سال افزایش یافت تا همزمان با انتخابات مجلس دهم در زمستان سال آینده برگزار شود و این یعنی خبرگان باید در اجلاس اسفند، تصمیم بگیرند که در پایان چهارمین دوره دو ساله هیات‌ رئیسه، انتخابات این هیات را برگزار کنند یا اینکه به تمدید فعالیت هیات‌ رئیسه فعلی رای دهند.»
    این روزنامه با تاکید براینکه «فارغ از اینکه خبرگان کدام گزینه را درباره هیات‌ رئیسه‌ انتخاب ‌کنند، بی‌گمان چاره‌ای جز انتخاب رئیس جدید نخواهد بود»، نوشته است: «اعضای مجلس خبرگان رهبری در حالی باید خود را آماده انتخاب رئیس در اجلاس بعدی کنند که برای این انتخاب گزینه‌های چندانی در اختیار ندارند، زیرا گرچه از نظر حقوقی اعضای خبرگان در رتبه‌ای برابر قرار دارند و همه‌ آنان بالقوه‌ صلاحیت نامزدی برای ریاست این مجلس را دارند، جایگاه ریاست مجلس خبرگان در سلسله‌ مراتب حاکمیتی به اندازه‌ای است که افکار عمومی انتظاری جز انتخاب یک روحانی بلندپایه را برای این سمت ندارد.»
    روزنامه فرهیختگان از «جایگاه فقهی، سابقه مدیریت در سطوح عالی، مقبولیت در میان روحانیان، برخورداری از ویژگی شیخوخیت و ریش‌سفیدی و سرانجام حسن شهرت در جامعه» به عنوان «بایسته‌های ریاست مجلس خبرگان رهبری» یاد کرده و نوشته است: «شان مجلس خبرگان رهبری در افکار عمومی فرا‌تر از رقابت‌ها و کشمکش‌های روزمره سیاسی ارزیابی می‌شود؛ زیرا فرض بر این است که اعضای این مجلس براساس بالا‌ترین صلاحیت‌های علمی و اخلاقی برای نامزد شدن تایید صلاحیت می‌شوند و در انتخاب آنان با رای مردم نیز چنین معیارهایی مدنظر قرار می‌گیرد، نه گرایش‌های سیاسی.»
    این روزنامه به طور ضمنی از اکبر هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس پیشین مجلس خبرگان به عنوان یکی از گزینه‌های اصلی ریاست دوباره بر این مجلس یاد کرده و نوشته است: «رفتار رئیس پیشین مجلس خبرگان رهبری در تقدیم کرسی ریاست به مرحوم مهدوی‌ کنی، نمونه‌ای است که این مجلس را از راستی‌آزمایی در این زمینه سربلند بیرون آورد»، چرا که «آیت‌الله اکبر هاشمی‌ رفسنجانی که سال‌ها سمت نایب‌رئیسی اول مجلس خبرگان را برعهده داشت، پس از مرحوم علی مشکینی، رئیس این مجلس، برای یک دوره دو ساله در جایگاه ریاست خبرگان تکیه زد؛ اما پس از آنکه آیت‌الله مهدوی‌ کنی آمادگی احراز این سمت را پیدا کرد، دیگر در انتخابات هیات‌رئیسه شرکت نکرد.»
    کیهان: دریافت کنندگان بورسیه‌های غیرقانونی، وفاداران به نظام هستند
    روزنامه رسالت سه روز پس از انتشار گزارش وزارت علوم دولت حسن روحانی درباره بورسیه‌های غیرقانونی دولت احمدی‌نژاد، عکس یک خود را به کامران دانشجو سابق اختصاص داده و نوشته است: کامران دانشجو وزیر علوم دولت دهم در واکنش به اطلاعیه وزارت علوم در مورد بورسیه‌ها گفت: دولت [روحانی] نمی‌تواند در بورسیه‌ها مدعی و قاضی باشد.»
    به نوشته این روزنامه، کامران دانشجو دولت حسن روحانی را متهم کرده است که «همه کارهای خوب دولت دهم را انکار و حتی سیاه‌نمایی می‌کند» و گفته است: «بررسی بورسیه‌ها خوب است اما چرا از سال ۸۴ به قبل مورد بررسی قرار نمی‌گیرد. مجلس، سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات و نهادهای نظارتی صلاحیت اظهار نظر در این مورد را دارند. در کجای دنیا رقیب می‌تواند یک گزارش‌دهنده بی‌طرف و قاضی منصف به کار رقیبش باشد؟»
    روزنامه رسالت همچنین از قول کامران دانشجو نوشته است: «کار وزارت علوم [دولت روحانی] یک کار غیر اخلاقی» است و «قضیه بورسیه‌ها مرا به یاد “بگم بگم” زمان انتخابات سال ۸۸ می‌اندازد. این بگم بگم جدید خلاف اخلاق و حتی قانون است.»
    اشاره ضمنی کامران دانشجو به «غیر اخلاقی» بودن «بگم بگم‌های» محمود احمدی‌نژاد در جریان مناظره با میرحسین موسوی درحالی صورت گرفته است که کامران دانشجو پس از انتخابات بحث برانگیز سال ۸۸ به عنوان «وزیر علوم دولت احمدی‌نژاد» منصوب و تا سال ۹۲ در همین سمت باقی بود. وزیر علوم سابق البته تاکید کرده است که «پیشرفت‌های علمی در دولت گذشته را نمی‌شود با این بگم‌بگم‌ها زیر سئوال برد.»
    روزنامه رسالت همچنین از قول کامران دانشجو نوشته است: «انتشار لیست اسامی بورسیه‌ها جرم است و باید از طرف مراجع ذیصلاح پیگیری شود تا این سنگ بنای غلط تکرار نشود.»
    وزیر پیشین علوم که براساس گزارش دولت روحانی به طور ضمنی متهم شده است در دوره وزارت خود ۳۷۷۲ نفر از جمله شماری از اعضای خانواده مقام‌های دولت احمدی‌نژاد و چند نماینده مجلس را «بدون آزمون بورسیه» کرده، دولت حسن روحانی را به دلیل انتشار گزارش بورسیه‌های غیرقانونی به «هتک حرمت سه هزار خانواده» متهم کرده و گفته است: «باید معلوم شود مسئول هتک حرمت سه هزار خانواده چه کسانی بوده‌اند.»
    کامران دانشجو در عین حال گفته است که دو دوره وزارتش «ملاک شورای بورس در دوره ما معدل ۱۴ کار‌شناسی و ۱۶ ارشد نبود بلکه فرمول ۷۰=۲×معدل ارشد+۳× معدل کار‌شناسی بود»، و تاکید کرده است که «این فرمول به عدالت آموزشی نزدیک‌تر است» و تاکید کرده است که «قانون به وزارت علوم اجازه داده در هر مقطعی تعداد و شرایط بورسیه شدن را خود تعیین کند.»
    روزنامه کیهان نیز تیتر یک خود را به انتقاد از دولت حسن روحانی به دلیل انتشار گزارش بورسیه‌های غیرقانونی دولت محمود احمدی‌نژاد اختصاص داده و آن را «برخورد دوگانه با یک مسئله علمی» توصیف کرده است.
    این روزنامه نوشته است: محمدمهدی زاهدی و کامران دانشجو، وزرای اسبق و سابق وزارت علوم در دولت‌های محمود احمدی‌نژاد در مصاحبه‌های جداگانه نسبت به جنجال اخیر دولت [روحانی]درباره بورسیه‌ها واکنش نشان دادند و محمدمهدی زاهدی «اعلام کرد که بخش اعظمی از دانشجویان بورسیه در دولت اصلاحات به کشور بازنگشته‌اند و آقای خواجه سروی معاون فرهنگی و اجتماعی سابق وزارت علوم نیز این رقم را ۷۰ درصد اعلام کرد که در هر دو حالت فاجعه‌آمیز است و از بورسیه کردن فله‌ای و بدون حساب و کتاب در دولت اصلاحات حکایت می‌‌کند.»
    کیهان همچنین نوشته است: «کامران دانشجو، آخرین وزیر علوم دولت گذشته، با اعلام اینکه انتشار اسامی بورسیه شدگان جرم محسوب می‌‌شود» و در قضیه انتشار اسامی بورس‌شدگان، جرم مشهود رخ داده است و در جرم مشهود اگر مدعی‌العموم صلاح بداند می‌‌تواند ورود پیدا کند و منتظر شکایت خصوصی هم نباشد.»
    این روزنامه همچنین نامه‌ای از حسن مسلمی نائینی، مدیر کل بورس دانشجویان در محمود احمدی‌نژاد، را منتشر کرده است که این مقام دولت پیشین در واکنش به گزارش دولت حسن روحانی درباره بورسیه‌های غیرقانونی، دریافت‌کنندگان این بورسیه‌ها را «نیروهای علمی وفادار به نظام، خانواده‌های شهدا، ایثارگران و خانواده معظم آنها» معرفی کرده است.
    به نوشته کیهان، محمد مسلمی نائینی در نامه خود نوشته است: «چندین ماه است که مدیران ارشد کشور با ادعای تخلف در فرآیند انتخاب بورسیه‌های زمان مسئولیت اینجانب، در کشور بحران ایجاد کرده‌اند و موجبات نگرانی مردم به‌ویژه بورسیه‌های عزیز را که مجموعه‌ای از نیروهای علمی و وفادار به نظام و انقلاب هستند فراهم آورده‌اند. میان این بورسیه‌ها بیش از ۱۰۰۰ نفر از اعضای هیئت علمی مربی شاغل در دانشگاه‌های مناطق محروم کشور، دانشگاه آزاد اسلامی، مؤسسات غیردولتی و غیرانتفاعی، سازمان‌ها و دستگاه‌های کشور مثل جهاد سازندگی، جهاد دانشگاهی، دانشگاه‌های نظامی کشور، بیش از ۱۳۰ نفر از فرزندان معظم شهدا، بیش از ۷۰۰ نفر از ایثارگران و خانواده معظم آن‌ها و ۳۰ نفر از قهرمانان ملی و بین‌المللی کشور و اعضای برجسته و مؤثر فدراسیون‌های ورزشی و تعدادی از کارگردانان و هنرمندان کشور حضور دارند.»
    این مقام وزارت علوم دوره محمود احمدی‌نژاد، همچنین نوشته است: «اکنون که در سفر کوتاه علمی در خارج از کشور به سر می‌‌برم، در ملاقاتی که با تعدادی از دانشجویان داشتم از نزدیک شاهد نگرانی و روحیه ناامیدانه آنها از این حرکت و رفتار ضداخلاقی نسبت به آنها هستم»، از حسن روحانی پرسیده است: «ریاست محترم جمهور که خود توصیه به احترام و اکرام به ایثارگران داشته و به ملاقات با خانواده آنها می‌‌روند، آیا برخورد با خانواده محترم شهدا و ایثارگران بورسیه را درست می‌‌دانند؟»
    جعفرتوفیقی: فساد در وزارت علوم ۸ سال گذشته فقط در پرونده بورسیه‌ها نیست
    روزنامه آرمان واکنش مقام‌های دولت سابق و نیز رسانه‌های نزدیک به اصولگرایان به انتشار «گزارش بورسیه‌های غیرقانونی» را «سرگیجه از موج بورسیه‌ها» توصیف کرده و نوشته است: در اختصاص بورسیه‌ها طی دولت سابق «تخلف محرز بوقوع پیوسته و حقی ناحق شده است و افرادی به دور از شایستگی و توانایی‌های لازم و الزامات قانونی و اخلاقی بر کرسی‌هایی تکیه زده و بودجه‌هایی را دریافت داشته‌اند که از افراد شایسته و متخصص دریغ شده و حال به جای پاسخگویی، به جای پذیرش خطا و جبران مافات حتی اگر حق یک جوان ایرانی نیز در این میان ضایع شده باشد، زمین و زمان را به هم می‌دوزند و در سیاسی کاری محض و غیر قابل انکار می‌خواهند همطیفان و همقطاران دیروز خود را که در این میانه مسبب چنین تخلفات آشکار و عیانی بوده‌اند از اتهامات مبری دارند.»
    این روزنامه با تاکید براینکه «تخلفات تا بدان حد عجیب و غریب است که هر فرد عامی و عادی نیز با یک مرور به عمق قضیه پی می‌برد. تعداد قابل توجهی بدون هر گونه توجیه عقلی در رشته‌های نامرتبط بورسیه شده‌اند از جمله فردی در استرالیا بورسیه شده و هزاران دلار از بودجه بیت‌المال صرف وی شده تا در رشته مطالعات اندونزی به کسب و علم و دانش بپردازد» و «صد‌ها نفر بدون شرایط مصوب سنی و معدلی جذب شده و بورسیه شده‌اند، تعداد قابل توجهی با دور زدن قانون در رشته‌های کاملا بی‌ربط و بلاموضوع بورسیه خارج شده‌اند و سپس با تبدیل وضعیت از بورسیه خارجی به بورسیه داخلی، در مقطع دکتری پذیرفته شده‌اند بدون آنکه آزمونی بدهند و شایستگی علمی خود را به اثبات برسانند و جملگی این افراد با بودجه بیت‌المال از این رانت‌های بی‌سابقه بهره‌مند شده»‌اند.
    روزنامه آرمان همچنین نوشته است: «بنا بر مستندات اعلامی از سوی وزارت علوم، وزیر وقت [کامران دانشجو] به رغم انذار مسئول وقت بورسیه‌ها مبنی بر عدم وجاهت این روش و اصلاح آن در قالب عمل به مصوبه قانونی و شرکت در آزمون نیمه متمرکز دکتری»، گفته بود: «روش پذیرش از طریق تبدیل به داخل، نه تنها تبعیض‌آمیز نیست بلکه عین عدالت است. افرادی که وفاداری خود را در برهـه‌هـای حساس و صحنه‌های مختلف انقلاب نشان داده‌اند باید در اولویت باشند. تفاوت بر اساس عملکرد افراد است. اگر تفاوت قائل نشویم، تبعیض و ظلم آشکار است.»
    این روزنامه نوشته است که اکنون و پس از آنکه دولت حسن روحانی گزارش بورسیه‌های غیرقانونی دولت سابق را منتشر کرده است، «رسانه‌های تندرو و حامیان دولت سابق» به جای «حرکت در مسیر قانونمداری و برخورد با روندهای تبعیض‌آمیز و غیرقانونی» در قالب «نگرش طیفی و جناحی همه چیز را به هم می‌بافند تا از زیر بار مسئولیت و پاسخگویی شانه خالی کنند.»
    روزنامه افتاب یزد نیز در تیتر یک شماره یکشنبه خود واکنش مقام‌های دولت سابق و رسانه‌های نزدیک به اصولگرایان به «انتشار گزارش بورسیه‌های غیرقانونی» را «جیغ بنفش مخالفان دولت حسن روحانی» توصیف کرده و نوشته است: «به محض انتشار گزارش کامل بورسیه‌های غیرقانونی، هجمه مخالفان دولت آغاز شد.»
    این روزنامه تاکید کرده است که «از‌‌ همان ابتدا و به محض جریان افتادن پرونده بورسیه‌های غیرقانونی با افشاگری رضا فرجی دانا، مخالفان خشت خود را کج نهادند چرا که به خیال آنکه با عزل وزیر افشاگر، پرونده بورسیه‌ها هم بسته می‌شد، اولین تیر خطای خود را به سمت استیضاح وی پرتاب کردند.»
    روزنامه آفتاب یزد همچنین از قول داریوش قنبری، نماینده سابق مجلس شورای اسلامی، نوشته است: در دولت سابق دیدگاه و تفکری وجود داشت که «افراد وابسته به دسته و گروه خود را خودی و عمومی مردم را غیرخودی می‌داند»، و در دولت سابق برپایه همین تفکر تنگ‌نظرانه، عده‌ای که عموما وابستگی گروهی و قبلیه‌ای به دولت داشتند، تحت عنوان وفاداری به نظام و انقلاب از امتیازات ویژه‌ای برخوردار شدند.»
    این روزنامه همچنین از تمجید احمد توکلی، از اقدام دولت حسن روحانی در انتشار گزارش بورسیه‌های غیرقانونی، خبر داده و از قول این نماینده اصولگرای مجلس نوشته است: «اقدام وزارت علوم، شجاعانه و با رعایت اخلاق بود» چرا که در این گزارش «اسمی اورده نشده و مسائل را شخصی نکرده‌اند.»
    احمد توکلی گفته است: «حرکت وزارت علوم شجاعانه بود و باید با شجاعت بیشتر در این زمینه پیش برود، افزود: اما این موضوع که برخی عنوان کردند، بورسیه‌های غیرمجاز با پرداخت هزینه آموزشی خود می‌توانند به تحصیل ادامه دهند، با موضوع عدالت توزیع امکان‌های آموزشی مغایر است» و «وقتی افرادی که غیرمجاز بورسیه شده بودند، پس از لغو آن با ناعدالتی بیایند با پرداخت مبلغی دوباره ادامه تحصیل دهند، با مدارکشان در آتیه روی سایر سطوح کشور همچون آموزش و پرورش، آموزش عالی و… با سطح سواد نامناسب و ریشه ناعادلانه ورود[خود]به حوزه آموزش عالی اثر می‌گذارند.»
    روزنامه آفتاب یزد همچنین از قول جعفر توفیقی، نوشته است: «فساد در وزارت علوم، فرا‌تر از بورسیه‌ها است» و «فساد در وزارت علوم ۸ سال گذشته فقط در پرونده بورسیه‌ها نیست. پرونده‌ها و موارد دیگری هم وجود دارد.»
    این روزنامه از قول جعفر توفیقی نوشته است: «پرونده‌ها و موارد دیگری هم وجود دارد. اما تلاش برای درک حقیقت و روشن شدن آن موجب شد عده اندکی ناراحت شوند و منافع خود را در خطر ببینند» و «برخی منافعشان در این بود که روند کار متوقف شود اما با دستور حسن روحانی و پیگیری آقای نجفی پرونده بورسیه‌ها راه قانونی خود را ادامه می‌دهد و متوقف نشده است.»
    جعفر توفیقی همچنین گفته است: «به زودی گزارش کاملی از پرونده بورسیه‌ها در اختیار نهادهای مرتبط مانند مجلس، ریاست جمهوری و شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار می‌گیرد تا آن‌ها در جریان موارد تخلف که برخلاف آئیین نامه وزارت علوم است قرار بگیرند. رئیس جمهور پیگیر اصلی این پرونده است.»
    افزایش فشار‌ها برای ایجاد محدودیت در انتشار اخبار درباره پرونده اسیدپاشی‌های اصفهان
    روزنامه ایران خبر داده است که «استاندار اصفهان که به دیدار یکی از زنان قربانی اسیدپاشی رفته بود از توقف اسیدپاشی» خبر داد و گفت: «با هرگونه شایعه‌سازی چه در فضای رسانه‌ای و چه در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، یا هرگونه اقدامی که به هر شکل روند رسیدگی به پرونده اسیدپاشی را با مشکل مواجه سازد بدون هیچ‌گونه مسامحه‌ای برخورد خواهد شد.»
    به گزارش این روزنامه، رسول زرگرپور استاندار اصفهان روز شنبه «با حضور در بیمارستان سوانح سوختگی حضرت امام موسی کاظم از مرضیه ابراهیمی یکی از قربانیان اسیدپاشی عیادت کرد» و با اظهار تأسف و تأثر شدید از وقوع این حادثه گفت: «استانداری و همچنین نیروهای انتظامی و اطلاعاتی استان به صورت گسترده و شبانه‌روزی پیگیر شناسایی فرد یا افراد متخلف در این زمینه هستند.»
    روزنامه ایران همچنین از قول استاندار اصفهان نوشته است: «برای دشمنان و ضدانقلاب‌ها بستری فراهم شده که با ایجاد شایعه در این خصوص به اهداف خود برای از بین بردن امنیت در جامعه دست یابند، و مدیریت استان، شورای تأمین و نیروهای امنیتی و انتظامی از هرگونه اقدامی برای دستگیری فرد مجرم فروگذار نخواهند کرد.»
    به نوشته این روزنامه، رسول زرگرپور همچنین گفت که «هیچ‌گونه رابطه‌ای سازما‌ن‌یافته برای مقابله با بدحجابی وجود ندارد و شایعات در این رابطه که ساخته و پرداخته رسانه‌های معاند و ضد انقلاب است را قویاً تکذیب می‌کنیم.»
    روزنامه ایران همزمان از قول رضا اکرمی، نماینده مجلس شورای اسلامی، نوشته است: «اسیدپاشی‌های اخیر یا به دلیل بیکاری یا جهالت است و اقدامی خلاف شرع، قانون، عرف و اخلاق است و بهتر است در این زمینه زیادی قلم‌افزایی نکنیم چراکه مطرح کردن این‌گونه قضایا باعث دامن زدن به آن می‌شود.»
    این عضو جامعه روحانیت مبارز، همچنین گفته است: «دامن زدن به این کار باعث می‌شود یک سری افراد سوءاستفاده کنند و از آن تحت عنوان مقوله امر به معروف و نهی از منکر یاد کنند درصورتی که این کار‌ها هرگز ربطی به اسلام ندارد.»
    روزنامه جوان نیز در شماره چهارم آبان ماه خود خواهان برخورد مدعی العموم با شماری از رسانه‌ها به دلیل انتشار اخبار و گزارش اسیدپاشی‌های اصفهان شده است.
    این روزنامه نزدیک به سپاه پاسداران ضمن انتشار تصاویر سایت‌های و خبرگزاری‌های ایسنا، ایلنا، خبرآنلاین، جماران، روزنامه شرق و هفته‌نامه «صدا»، با تاکید براینکه «یک جریان رسانه‌ای به طور گسترده در حال ایده‌پردازی و ایجاد تشویش در جامعه» و «القای وجود رابطه بین فریضه امر به معروف و نهی از منکر با جریان اسیدپاشی» است، از دادستانی به عنوان «مدعی العموم» خواسته تا از این رسانه‌ها «مستنداتشان را مطالبه کند.»

    روزنامه جوان همچنین نوشته است: «مشخص است که نظام پیش‌داوری‌های‌گاه ناآگاهانه و‌گاه مغرضانه رسانه‌ای در کشورمان فعال قصد فروپاشی ندارد، آن هم بعد از تمام فجایع انسانی که در سال‌های گذشته برای کشور به بار آورده و با این حال هنوز نمی‌خواهد بپذیرد که ادامه این راه به ناکجا آباد می‌رسد.»
    این روزنامه نوشته است: «انتظار از مدعی العموم این است که با ورود به موقع خود جلوی این بازی رسانه‌ای را که هدفی جز تخریب عقاید دینی و باورهای مذهبی

     
  19. با سلام

    مثل اينكه اختلالي در سايت وجود دارد كه بعضي مطالب منتشر نمي شود

    اميدوارم به زودي اين مشكل مرتفع شود

    و اما در باره ي حديثي كه جناب درويش خواستار ترجمه آن شدند حديث اين است

    قال رسول الله ص : سيأتي على الناس زمان لا يبقي من القرآن إلا رسمه، و لا من الإسلام إلا اسمه، يقسمون به و هم أبعد الناس منه، مساجدهم عامرة، خراب من الهدى، فقهاء ذلك الزمان شر فقهاء تحت ظل السماء، منهم خرجت الفتنة، و إليهم تعود
    پيامبر (ص) فرمود: زماني بر امتم مي‌آيد كه از قرآن جز نوشته‌هايش باقي نمي‌ماند و از اسلام جز اسمش باقي نمي‌ماند. خود را مسلمان مي‌خوانند در حالي كه دورترين افراد از آنند، مساجدشان آباد است ولي خبري از هدايت در آن نيست، فقهاي آن زمان شرّترين فقهايي هستند كه آسمان بر آنها سايه افكنده است، فتنه از آنها خارج مي‌شود و به سوي خودشان نيز باز مي‌گردد.
    الكافي ج8 ص307 . بحار الانوار ج 52 ص 190 . ثواب الاعمال وعقابها ص 301 . جامع الاخبار ص 129 . منتخب الاثر ص 427
    ————–

    جالب اينجاست كه بعضي سايتهاي منتسب به ولايت قسمت آخر اين حديث را كه در باره ي فقهاء آخرالزمان است

    حذف كرده اند

     
  20. با سلام
    آقای نویریزاد با پوزش بدینوسیله اشتباه نوشتاری را تصحیح میکنیم : لا یبقی من القرآن الا رسمه……
    مویٔد باشید

     
  21. ریحانه جباری در اوج مظلومیت در جمهوری جنایت اعدام شد. چون از اقوام جلال الدین فارسی قاتل ؟!!وازاقوام هفت تیر کش یعنی جانی زاده فلاحیان قاتل نبود؟؟؟؟؟؟؟؟!! قابل توجه ولی امر مسلمین جهان

     
  22. ریحانه جباری در اوج مظلومیت در جمهوری جنایت اعدام شد. چون از اقوام جلال الدین فارسی قاتل ؟!!وازاقوام هفت تیر کش یعنی جانی زاده فلاحیان قاتل نبود؟؟؟؟؟؟؟؟!! قابل توجه ولی فقیه مسلمین جهان!!!

     
  23. با سلام
    باور کنید که : این دست خامنه ای است که از آستین اسید پاشان بیرون آمده و این دست مصباح است ……!!!؟؟؟؟؟؟

     
  24. من كاري به دلائل أسيد پاشي أصفهان ندارم كه يك عده بگن تو طرفدار فلان گروه هستي و يا دشمن فلان گروه
    ١-اما آيا فرمانده پليس أصفهان رفت بر بالين دختران سوخته در أسيد و كلاه از سر بردارد و تا كمر خم شود و بگويد دخترم من از تو عذر ميخوام كه نتونستم برات امنيت إيجاد كنم و اگر اجازه بدهي استعفا ندهم تا عاملان را پيدا كنم و بعد استعفا يدهم !
    ٢- آيا امام جمعه أصفهان رفت بر بالين اين دختران و عمامه از سر بردارد و تا كمر خم شود و بگويد من اين عمل شنيع را محكوم ميكنم و از تو از طرف اسلام عذر ميخوام كه در شهري كه هر هفته در آن مردم را به مهرباني و آداب اسلامي دعوت ميكنم اين چنين افرادي تربيت شده اند كه به صورت دختران ما أسيد مي پاشن !؟
    ٣- آيا فرمانده سپاه أصفهان رفت بر بالين اين دختران و كلاه از سر برداشت و تا كمر خم شد و گفت دخترم مرا ببخش كه بايد پاسدار ارزشهاي انقلاب اسلامي ميبودم و اين اتفاق در شهر من افتاده . به تو قول ميدهم هر طور شده عاملان را زير زمين هم هست پيدا كنم !؟

    آیا اين است آموزه هاي امام حسين و امام علي ، اگر در ممالك تحت امرشان چنين اتفاقي بيوفتد اين چنين عمل ميكنن ،

     
  25. سلام آقای نوریزاد
    لطفا متن زیر را ترجمه کنید
    قال رسول الله (ص)، سیئتی زمان علی امتی، لا یبقی من القآن الا رسمه و لا من الاسلام الا اسمه، یسمون به و هم ابعد الناس منه، مساجدهم عامره و هی خراب من الهدی، ف فقها ذالک الزمان شر الفقها تحت ظل السما ، خرجت منهم فتنه و تعود الهیم
    موئد باشید

     
  26. گر پیوند برادری انسانی، تنها بر مبنای صفات انسانیت پی ریزی شود، گناهی ندارد! و چه سان این موجودات زنده و متحرک، خود را به قید و بندهایی گرفتار می سازند که حتی برای جمادات عالم روا نیست؟! و چگونه

    برای انسان که محدودیت می پذیرد، از وزن و مساحت حد و اندازه می سازند! و زندگی را که دائماً در حرکت و تطور است، مقیّد و محدود می نمایند، در حالی که اگر آن را محکوم به قید و بندهایی کنند و یا فشرده و منقبض سازند، نه از حیات اثری به جای خواهد ماند و نه از انسان نشانی؟!

    علی (ع)، روش عالی و بلند مرتبه خود را در طریقی هموار تعقیب می کند. گذشته از اینکه حق برخورداری کامل در معاش را برای انسان مقرر می دارد، حقوقی دیگر نیز برای آن قائل می شود. او تا دور دست ترین حد انسانیت پیش می رود، و به منظور تأکید و تثبیت مقام و شرافت بشر (از هر عنصر و نژادی که باشند) با همه پایه های مادی و اخلاقی در مقابل عقیده و مرام معینی توقف نمی نماید و در حد تنگنای نژادپرستی رنج دهنده از پای نمی ایستد.

    فرزند ابوطالب ابا دارد از اینکه بردم عقیده معین و مخصوصی را در امر دین و مذهب تحمیل نماید و یا در هر چیزی که پیوند دور و نزدیک با وجدان پاک و زندگانی خصوصی انسان دارد که به تبعیت از ذات و یا در نتیجه تأثیر محیط، شکل و رنگی خاص به خود گرفته است، دخالت نماید!

    گرچه جانشین پیغمبر و پناهگاه اسلام و فرمانروای مسلمانان بود، با این وصف با تمام قدرت از اینکه بر فردی فشار وارد آورد و به او تحمیل کند که دین مسلمانان را بپذیرد، امتناع می ورزید؛ زیرا مردم آزادند که به هر عنوان که صلاح خود می دانند به خدا ایمان آورند، و هر کس پای بند عقیده خود باشد، ولی به این شرط که این عقیده و ایمان مایه آزار و اذیت مردم نگردد. مردم همه روزی خوار خدایند، و دین همان نحوه معامله و بر خورد با مردم در اجتماع است.

    در نظر امام علیه السلام، داشتن صفات انسانیت کافی است که او را محترم و محبوب و در خور ارفاق و توجه و مصون از هر گونه تعرض به حقوق دیگران گرداند. در نامه ای که به کارگزار خود در مصر نگاشته، چنین می گوید: «بر مردم چون حیوان درنده ای مباش که خوردن آنها را غنیمت خود بشماری؛ چه آنها از دو حال خارج نیستند: یا برادر دینی تواند و یا در آفرینش چون تو می باشند. عفو و بخشش خود را شامل حال آنها گردان، همچنانکه دوست داری خدای بر تو ببخشاید و از تو در گذرد. از بخششی که می کنی پشیمان و از کیفری که می رسانی شادمان و مسرور مباش.»

    حق هر کس، عیناً همانند حق تو است، گرچه در پاره ای از معتقدات و یا اساساً در تمام معتقدات مخالف تو باشد؛ و مگر نه اینکه هدف دین، ایجاد پیوند برادری هر چه محکم تر میان تو و سایرین می باشد؟ پس اگر پیوند برادری را تنها بر مبنای صفات انسانیت به دست آوری، گناهی ندارد!

    و او، در هر حال از تو می خواهد که رأی و اندیشه خود را در هیچ یک از امور زندگانی و جانداران مدار حکم و قیاس مطلق قرار ندهی؛ چرا که پهنه زندگانی وسیع است و زندگان در این پهنه می گردند، و تو حق نداری مادام که مردم به تو زیانی نرسانیده اند خود را تنها داور در امور آنها بدانی. و چه می دانی! شاید کاری را که بزرگ می پنداری، در پهنه وجود بزرگ نباشد؛ و شاید مردی را که حقیر و کوچک می شماری، اگر او را خوب بشناسی، مقامش از تو بالاتر باشد! امام علیه السلام به طور واضح و صریح می گوید: «هیچ بنده ای از بندگان خدا را کوچک مشمار، از آن روی که شاید او دوستدار خدا باشد و تو نمی دانی!» اگر تو، این گفتار حکیمانه را به طور عمیق بررسی کنی، نظر صریح او را در امر تعصب و آزادگی درک خواهی کرد. اگر برادرت بر خطاست و بد کرده است، تو باید بر او ببخشایی و از او در گذری و هرگز بر عفو و بخشش خود پشیمان نباشی؛ و نیز بر تو است که شر و بدی را با دور کردن از سینه خود، از سینه دیگران نیز براندازی؛ و آدمی زاد، بر هر چه که معتقد باشد، باید که سرپرست نفس خود باشد، و پیوندش با دیگران، پیوند کسی باشد که آنچه به خود می پسندد، به دیگری روا دارد، و از آنچه بر خود نمی پسندد، به دیگری هم روا ندارد.

    امام علیه السلام می گوید: «آنچه به خود می پسندی، به دیگری نیز روا دار؛ و از آنچه بیزاری، بر دیگری مپسند. با مردم چنان باش، که میل داری با تو باشند.» از طرفی، مؤمن حقیقی کسی است که خیر و نیکی را تا هدف دنبال می کند، و خیر و نیکی به تمام معنی همان دادگری و عدالت میان مردم و فرق ننهادن یکی بر دیگری است. پس هر که در جهان پیرو محمد صلی الله علیه و آله باشد، با آن کس که از مسیح علیه السلام تبعیت می کند و یا پیرو هر شخصیتی باشد که نمودار فضائل انسانیت است، اختلافی نخواهد داشت. آنچه در نظر علی علیه السلام مهم است، همان نزدیکی به فضیلت و تقوی است؛ امّا در انتخاب وسایلی که انسان را به مقصود رهبری می کند، مردم آزادند.»

    جرج جرداق نویسنده مسیحی که از فضایل علی (ع) میگوید

     
  27. نقل قول:
    ” ای اصحاب ايران شما مشارق رحمت و مطالع شفقت و محبت بوده‌ايد و افاق وجود بنور خرد و دانش شما منور و مزين بوده ايا چه شد كه بدست خود برهلاكت خود و دوستان خود قيام كرديد”

     
  28. aghaye nourizad
    chetore Name SEPAH ro be “SEPAFIA” (mafiayesepah) taghir bedim. nazaretun chie? ya ke be ray bezarim

     
  29. ریحانه جباری در اوج مظلومیت و بی گناهی در جمهوری جنایت اعدام شد. اعدام او این پیام را برای تمام زنان و مردان آزادی خواه داشت که حکومت اسلامی هیچ حقی برای زن قائل نیست حتی حق دفاع در برابر تجاوز. ولی خوانواده سربندی بدانند که با شریک شدن در جنایت پدر به درک واصل شده اطلاعاتی شان، روی امنیت و آرامش را نخواهند دید و دیری نخواهد گذشت که دست عدالت از آستین ملت ایران بیرون خواهد آمد. منتظر آن روز باشید.

     
  30. درود به آقای محمد(کاوه)نوری زاد
    وبه همکاران با وفایتان . هموطنان غیور و آزادمنش و درود بی پایان به زنان و مردان شجاع ایران

    با اجازه شما این بار چند اطلاعیه را در سایتتان می نویسم.

    1. اشاره کرده اید که مأموری عکس های گرفته شده شمارا پاک کرده است. بخشی از عکس های تجمع معترضین جلوی مجلس در تهران ، به اسید پاشی روی زنان جوان در اصفهان را می توانید در وب سایت زیر ببینید. غم و انده ولی استوار را می توان در چهره ها مشاهده کرد.

    http://www.iran-emrooz.net/index.php/news1/52875/

    خدایا ! این مزدوران تا چه اندازه بیسواد و نادان هستند. عکس های گوشی شما را پاک کردنند ولیکن در مدت کوتاه ای عکس های دیگران در تمام جهان پخش می شود. انکار می کنی این ها در عهد دقیانوس زندگی می کنند.

    2. سحرگاه روز شنبه 3 آبان 1392 خانم ریحانه جباری را پس از حدود 8 سال در زندان ، به جرم دفاع از حیثیت خود اعدام کردنند. بنا به گزارش رسانه های مختلف، از تیر ماه سال 92 تا تیر ماه سال 93 حداقل 825 نفر را در ایران بعناوین مختلف اعدام کرده اند.
    آخوند روحانی و خامنه ای عمامه هایتان را بگذارید بالاتر . ننگ ابدی بر شما آخوند ها باد !

    3. بخشی و نمونه ای از شعار ها و متن پلاکارد ها ی معترضین به اسید پاشی روی زنان جوان را در زیر می نویسم. فریاد ها وشعار ها گویا و نشان دهنده خشم مردم و معترضین به این اعمال زشت و قبیحانه است.

    چه کسی لبخند مادرم را از من گرفت
    صورت مادر مهربانم کو؟
    مادرم ، انتقام تورا خواهم گرفت

    نیروی انتظامی ، چشمان خواهرم کو؟
    امنیت ،امنیت ، اسید پاشی جنایت
    امر به معروف با اسید پاشی نمیشه

    امنیت ، آزادی ، حق زن ایرانی
    ما همه با هستیم ، نترسید ، نترسید
    نیروی انتظامی ، حمایت ، حمایت

    امام جمعه ما ، ننگ ماست ، ننگ ماست
    امام جمعه ، استعفا ، استعفا
    برای آینده دخترانمان ، نکرانیم ، نگرانیم

    ننگ بر اوباش اسید پاش
    ما زنیم ، انسانیم ، شهروند این دیاریم ، اما حقی نداریم
    آمرین جنایت ، افشاء باید کردنند

    قوانین ضد زن ملغی باید گردد
    اسید پاشی جنایت ، قانون گذار حمایت
    اصفهان شهر منه ، امنیت حق منه

    قتل های زنجیره ای ، اسید پاشی زنجیره ای
    داعش آنی می کشد ، اسید پاش زجر کش می کند
    قوانین ضد زن ، بستر سازی خشونت عریان علیه زنان

    طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر را از دستور کار مجلس خارج کنید
    قوانین ضد زن ، لغو باید کردد
    خشونت ، بس است

    سوزاندند ، سوزاندند ، نجابت دختر ایرانی را
    بسوزد ، بسوزد ، آنکه جهنم آورد
    اسید پاشی محکوم است

    اسید پاشی جنایت است
    شهر من ، حق من است
    اسید پاشان ، دستگیر ومجازات شوند

    طرح صیانت از حریم حجاب وعفاف ، تبعیض علیه زنان است
    سخنان ضد زن ، بستر رشد افراط گران است وظهور اسید پاشان
    مرگ بر داعش ، امنیت زنان را تأمین کنید

    زنان جامعه ما نگران و دلواپس هستند
    آمرین جنایت ، مجازات، مجازات
    آلیا، آلیا ، خجالت ، خجالت مجلس ، دولت ، حمایت، حمایت

    اصفهان شهر ماست، امنیت حق ماست ای خواهر قربانی ، درقلب ما می‌مانی اسیدپاش مزدوره ، امنیت از ما دوره

    ای دختر ایرانی، حمایتت می‌کنیم حجاب به زور نمی‌شه، ایران عراق نمی‌شه
    وزیر اطلاعات، خجالت خجالت

    سهیلای بی‌گناه، حمایتت می‌کنیم ای کم‌تر از داعشی، اسید به ما می‌پاشی پلیس سیب‌زمینی، نمی‌خوایم نمی‌خوایم

    مجلس شورای ما ، ننگ ما ، ننگ ما با حجاب و بی حجاب ، اسیدپاشی نمی‌ خوایم صدا سیمای بی غیرت، حمایت حمایت

    دادستان حیا کن، صندلی تو رها کن روحانی ، ما امنیت نداریم سکوت، حمایت از داعش است زاینده‌رود خشک شده ، اسیدپاشی مد شده

    امام جمعه ما، ننگ ماست، ننگ ماست
    ننگ ما، ننگ ما، مجلس شورای ما
    نیروی انتظامی، فقط مال هپی‌هاست

    تا امنیت نباشه، ایران خودش داعشه
    مرگ بر تفکر داعشی
    دادستان بی‌عرضه، الان شده سه هفته

    هوا اسیدی شده، پلیس فراری شده
    توپ، تانک، فشفشه، حجاب زوری نمی‌شه
    اصفهان شهر ماست، امنیت حق ماست

    حق تحصیل ، حق دگر اندیشی
    وزیر اطلاعات، خجالت، خجالت
    اسیدپاشی قطع نشه، ایران، قیامت می‌شه

    روحانی، روحانی، ما امنیت نداریم
    این سکوت، حمایت از داعش است
    ای خواهر قربانی، در قلب ما می‌مانی

    سهیلای بی‌گناه، حمایتت می‌کنیم
    بسیجی داعشی، ننگت باد، ننگت باد
    امنیت ، آزادی ، حق مسلم ماست

    4. می خواهد کسی خوشش بیاد و یا خوشش نیاد و سر پوش بگذارد. ماله کشی بکند ، مغلطه بکند و یا کتمان و دروغ سر هم بکند. مسبب و عاملین اصلی این فجایع و نارضایتی ها سالهای متمادی ، اعمال جنایتکارانه و سخنان تحریک آمیز آخوند ها بر سر منابر ، مجلس فرمایشی .گفتمان اصول گرایان ، دولت ها و روضه خوان بزرک خامنه ای می باشد.

    فقط در این جا نمونه ای از گفتار آخوند احمد خاتمی را می آورم : ” برای مبارزه با بد حجابی باید خون ریخته شود.” و یا سخنان امام جمعه اصفهان و نماینده خامنه ای ، آخوند محمد تقی رهبر و یا همچنین آخوند طباطبائی نژاد در آذر ماه 1393 بر سر منبر : ” مسئله حجاب دیگر از حد گذشته است. برای مقابله با بد حجابی باید چوب تر را بالا برد و از نیروی قهریه باید استفاده کرد.”
    ودر تحلیل نهائی ، این است نتیجه وحاصل نگاه و نگرش و تبلیغات واپسگرایان خلافت آخوندیسم .

    5.باز هم می نویسم : مسئولیت و حاصل تمام بی عدالتی ها در عرصه های مختلف سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و ناهنجاری های اچتماعی و فلاکت و بدبختی مردم ایران را در شرایط فعلی بعهده شخص خامنه ای می دانم.. برای حفظ ایمان و عقاید مردم ، جدائی دین از سیاست ، اقتصاد و دولت را بفوریت خواستارم.

    با آرزوی تندرستی و موفقیت و تشکر از امکان ودرج دیدگاه دگری در وی سایتتان

     
  31. جناب انعامی عزیز سلام و عرض ادب
    این طریقه عاقلانه و منطقی بحث و مناظره نیست. خواهشاً مجدد به سوالاتی که از شما کرده ام رجوع کنید و دقیقاً به همانها پاسخ دهید. نمی دانم من کجاها این سوالات را از شما کرده ام که این پاسخ ها را ارائه فرموده اید. به نظر آنقدر از دین و مذهب کینه به دل گرفته اید که تا سین سلام را محضرتان عرض کنم، 1400 سال اطلاعات تان را خلاصه می کنید و روی میز می گذارید. توصیه می کنم امشب و شب های دگر که سر مبارک را که روی بالش گذاردید، پیش از خواب در مورد پاراگراف اخیرم فکر کنید. فقط اندکی در مورد روش و رفتار بحث و مناظره کردنتان تامل ورزید و دیگر هیچ. به قول آقا و خانم “ناشناس” اینگونه بحث ها بی فایده است. بهتر است بگوییم اینگونه بحث کردن ها بی فایده است.
    بنده فرصت پرداختن به از این شاخه به آن شاخه پریدنهای بدون هدف شما را ندارم. چرا که هم خود را آزار داده ام هم باعث زحمت شما می شوم. روزگار خوش…
    والسلام

     
    • سلام .عزیزمن شما ازیک متنی که واضح ومشخصه ومنظورش روبه روشنی نوشته باتفسیرخودتان به یک برداشت دیگری رسیده اید.حقیقت واضح متن را نادیده گرفته انوقت مینویسیدنخیرمنظورامام چیز دیگری بوده.برادرمن منظورش چیزدیگری بودبه طوردیگری وبامتن دیگری مینوشت.شما وهیچ کس دیگرعلم غیب ندارید.
      مثل شما به غلوکنندگان میماند.خودائمه که معروف به ابرار هستندبه شدت باغلومبارزه کرده اند.ابرار یعنی نیکان.عالم به فقه بوده اندونه بیش ازاین.نماینده اصلی این جریان شیعیان سده 2و3قم بوده اندکه با شیعه کوفی وغالی به شدت تضاد داشتندوحتی عالمان غالی رااخراج کرده اند.
      کسی نمیتواندصفات مافوق بشری داشته باشد.ادعای شما وامثال شمابدعت وبرخلاف نص قران است.ازپیامبردرباره قیامت پرسیدند.ایه امد:بگومن فدرت جلب سودی ودفع زیانی راندارم.علم غیب هم نمی دانم…(187اعراف)یابارهابهش گفتندمثل پیامبران معجزه ای بیاور.گفت.نمیتوانم.من هم بشری هستم مثل شما… .(البته خداهم نیاورد)درباره معجزه کامنت دیگری خواهم نوشت.حالا شما امام رابالاتراز پیامبرمی دانید این همان چیزی ست که بهش غلومیگویند.شیعه امروزی ساخته پرداخته قرن4به بعداست.مبانی انرا شیخ صدوق وکلینی وشیخ مفیدنوشتندوبعدهاهربرهه برقامت ان بدعت هایی اضافه شد.مثلا خودشیخ صدوق قائل به سهونبی بودکه عصمت رازیرسوال میبرد.یاشیخ مفیدشهادت ثالثه را(اشهدان علی ولی الله)بدعت میداندوباعث ان رانفرین میکنداما خب اینها محدث بودندانهم اخباری.وحتی شیخ مفیدکه تاحدودی معتقد به نقدبعضی روایات داشت اما روایات زیادی را ثبت کردندکه مبنای عقلی وعلمی نداشت که خودعین غلوبود.واین پارادوکس درشیخ صدوق بیشتردیده میشود(روایت ان چنانی ومبانی ان چنانی ومعتقد به سهونبی).
      حالا به زعم شما اون نامه گیرم باهمان فهم شمادرست باشد.خب که چه؟میخواهی زمان رابرگردانده امام رابر امامت بنشانی؟ومعاویه راخلع کنی؟منظورت چیه؟اینه که همه قبول کنن امام علی به نص امام بود؟خب اینم قبول.دیگرچه؟بریم سینه وزنجیربزنیم؟اخرباسینه زدن من وشما چه چیزی به اون بنده خداها که1400سال پیش مرده اندمیرسد؟امام یاخلیفه بودن انها هم همین طور.بحث هایی مثل شفاعت وشفادادن مریض حل شدن مشکلات واین قبیل امورباعلم است وتدبیر.وگرنه درتمامی ادیان ومذاهب این خرافات بوده وهست.به قول اقای مشیری چیزی ازاسمانها نیامده.این کارمحال است.ساخته ذهن بشراست.واین قبیل امورهرچه به عصرمدرنیت نزدیک شده ایم ازانها کاسته شده.چون دروغین بودند.وگرنه امروزه چراکسی ازاسمان نمی اد؟اتفاقا بیشترازقدیمها نیازاست که پیامبری بامعجزه ای بیادوانسان افسارگریخته را راهنمایی ومتون دینی را به روزکند.
      امروزه برای موفقیت درزندگانی تجارب انسانهاکه پشتوانه ان هزاران سال وعلم هزاران دانشمندو….است وجوددارد.براساس همین تجارب دین حداگثریک امرشخصی ست.نمی توان ان رابه دیگران غالب نمودچه برسدبه اینکه بادین حکومت کرد.نتیجش میشودروزگارامروزما.
      واگرشما ازاین روزگار امروز وحکومت دینی راضی هستید ومشکلی نمی بینیدماراباشماحرفی نیست.
      عزت زیاد

       
  32. نمیدانم ونمیدانم چرا این مامردم اینقدربی غیرت وبی اموس وبی تفاوت به همه چز شد ام !!! چراماها ببهانه ندشتن امنی خواهرانمان یک روز درخانه نمیمانیم واین ادارات ر تطیل نیکنیم ؟!!حتما باید اید برسر خودما بریزند،ه مییزند .اگرنجنبیم همه ما را کورمیکنند،کر میکنند وشل وچلاق .پس حرک کنیم ودرخنه بمانیم تااز دن وبستن هم درامان باشیم.

     
  33. سلام بر شما و خدا قوت . مسلما شما بهتر از من می دانید که انسان موجودی است ترکیبی که هم از روح بهره ای دارد و هم از جسم . و باز می دانید که این انسان به هر کدام از این دو توجه بیشتری کند در همان زمینه بیشتر چاق می شود و رشد می کند . و باز هم دیده و شنیده اید که بعضی صرفا متوجه جسمشان هستند و کمترین اعتنایی به آن دیگری ندارند که این بی اعتنایی یا از عدم اعتقاد است و یا از غفلت . اما تا کنون کسی ندیده و نشنیده است که شخصی عکس این را عمل کرده باشد یعنی تا آن اندازه به جسمش بی توجه بوده باشد که روحانی محض شده باشد . حتی عارفان بزرگ در طول تاریخ هم اینگونه نبوده اند که توجهی به جسم نداشته و صرفا در پی پرورش روح بوده باشند حتی اگر از ازدواج هم صرفنظر کرده باشند یقینا از اموری مانند غذا خوردن و استحمام و غیره غافل نبوده اند که این موراد هم از نیازهای جسم است و اطلاق واژه روحانی به معنی واقعی و محض آن صرفا شامل موجوداتی مانند فرشتگان می شود بنابراین به شما پیشنهاد می کنم که در نوشته هایتان که بسیار هم خواننده و علاقمند دارد و در سطح وسیعی منتشر می شود در مواردی که نیاز به بکار بردن کلمه ای برای معرفی شخصی پیدا می کنید که چند صباحی دروس حوزوی خوانده است و لباس و کفشش با سایر مردم متفاوت است خواه مسئولیتی دارد یا نه ، به جای کلمه روحانی از واژه هایی مانند آخوند و یا مُلا استفاده کنید که هم در زدودن قداست ساختگی از چهره این افراد کارایی دارد و هم اینکه خودتان بهتر و بیشتر می دانید که اکثریت آخوندها شکم سیری ناپذیر دارند و جسمانیتشان بر روحانیتشان می چربد .

    سر بلندتر از پیش باشید و خدا یارتان باد

     
  34. یک رمان نویس

    بادرود وسلام
    بزرگش نخوانند اهل خرد که نام بزرگان به زشتی برند
    عزیز هیچ سخنی ویا دستی توان تشکر و احترام زحمات شما را ندارد من همیشه وهرشب به سایتت سرمیزنم و این رمان واقعی وتخیلی خودرا به شما هدیه می دهم که آرزوی دیرینه من برای کشور وملتم است. امیدوارم که آن را در سایت خود قرار دهید وپخش کنین اگر لازم دیدید من هرشب در سایتت منتظر پیامت می باشم. من ترسوام مثل شما شجاع نیستم. اما آرزوهایم را در این رمان نوشتم خواهش میکنم ان را در سایت برای دانلود بگذارید. اگر صلاح دیدید وگرنه درپیام بگذار.امیدوارم که در این کار که روزها وشبها ارزویم تمام کردن ان وتقدیم به شما برای زحماتتان برای رهایی وازادگی و اموزش یک ملت بود بود بفرستم خوشحال کنید . شمار در ویرایش وانتشارش کاملا مختارین تقدیم به شما
    دریغا که ایران ویران شود
    ایرانی عزیزطعمه شغالان گردد

    https://www.guerrillamail.com/abuse/?a=TE97EB8JWbUUjC6z%2FX8WflrEQsc%3D

     
  35. یک بسیجی هستم

    من یک بسیجی ساده هستم ! نه از آنها که میشناسید ! چون من حتی کارت عضویت بسیج را ندارم ! من بسیج شما را طور دیگر شناختم ! و طور دیگر دیدم ! بسیج را با نام بابایی ها و باکری ها شناختم اما خودتان هم میدانید که از آن تصویر و از آن هدف چیزی باقی نمانده است !

    شما فرموده اید که اسلام دین صلح است ! و کسی با شمشیر مسلمان نشده است ! اسلام دین قلب هاست , اما عده ای از دشمن هم بدتر هستند , امام جمعه تهران میگوید برای حل مسئله حجاب باید خون ریخته شود

    مگر شما نمیگویید تهاجم فرهنگی یا جنگ نرم , من از شما سوال میپرسم اگر در جنگ خواهر شما زخمی شود ! می ایستید و اورا امر به معروف میکنید ؟! یا در مقابل تهاجم دشمن پدافند میکنید ؟! البته اگر پدافند از نطر شما پارازیت ها نباشد . خودتان بهتر میدانید که این قبیل رفتار ها فایده ای ندارد !

    دکتر شریعتی میگوید به مردم عشق را نشان دهید تا آنها خودشان به نماز به ایستند ! اما یک روحانی در تلویزیون ملی ایران می آید و میگوید که باید در تمام خیابان ها آهنگ مذهبی پخش شود تا جوانان ما از شهدا خجالت بکشند و گناه نکنند . آیا این افکار پوسیده جایی در این قرن دارد ؟!

    امام جواد – علیه السلام – فرمودند: چنانچه افراد جاهل ساكت باشند مردم دچار اختلافات و تشنّجات نمی شوند. از شما سوال میپرسم چه کسی به امثال طباطبائی نژاد ها تریبون داده است ؟! که اینچنین با سخنان بی خردانه آرامش جامعه را برهم زنند و زمینه سوء استفاده دشمن را فراهم کنند ! زمانی بچه های بسیجی دور از خانه روبروی دشمن میجنگیدند ! گویا امروز هرکسی که دل جنگیدن با دشمن را ندارد ! عقده های خود را بر سر ملت بی گناه و ستم کشیده ایران فریاد میکند.

    درست در زمانی که امنیت ایران خاری در چشم دشمنان بود ! آنها از ناجوان مردانه ترین راه این امنیت را برهم زدند ! و از حماقت امثال طباطبائی ها نهایت استفاده را بردند , موج سواری کردند و شما نتوانستید هیچ اقدام موثری انجام دهید . این ضعف شماست ,شما خود را انقلابی میدانید و به قول خودتان یک انقلابی حرفش را صریح و صادقانه میگوید . اما شما در هیچ مسئله ای اینگونه وارد نشده اید . حداقل انتطار داشتیم در مسئله اخیر به قول خودتان حرکت انقلابی انجام دهید .

    در پایان اگر مسلمان نیستید حداقل آزاده باشید (امام حسین ع)

     
  36. اقای نوریزادچندروزی هست که خبری ازتون نیست.اقااباذر اگه بابا نیستن شما اطلاع رسانی کنیدتادرجریان امورباشیم.درپناه خداوندوخردباشید.

     
  37. با سلام

    رسالت حضرت محمد براي همه ي جهانيان بوده است نه براي يك قوم خاص

    حضرت محمد صلى الله عليه و آله وسلّم در حديثي اينچنين مي فرمايند

    «أُعْطِيتُ خَمْسًا لَمْ يُعْطَهُنَّ نَبِيٌّ قَبْلِي وَلَا أَقُولُهُ فَخْرًا بُعِثْتُ إِلَى النَّاسِ كَافَّةً الْأَحْمَرِ وَالْأَسْوَدِ وَنُصِرْتُ بِالرُّعْبِ مَسِيرَةَ شَهْرٍ وَأُحِلَّتْ لِي الْغَنَائِمُ وَلَمْ تَحِلَّ لِأَحَدٍ قَبْلِي وَجُعِلَتْ لِيَ الْأَرْضُ مَسْجِدًا وَطَهُورًا وَأُعْطِيتُ الشَّفَاعَةَ فَأَخَّرْتُهَا لِأُمَّتِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَهِيَ لِمَنْ لَا يُشْرِكُ بِاللهِ شَيْئًا»

    5 خصوصيتي كه مختص حضرت محد است در اين حديث آمده است كه اولين آنها مبعوث شدن ايشان براي همه انسانها

    است

    (I have been given five things which were not given to any Prophet before me, and I do not say it out of pride. I was sent to all mankind (their) black and white alike. Allah made me victorious by fright, (by His frightening my enemies) for a distance of one month’s journey. The spoils of war are lawful for me, yet it was not lawful for anyone else before me. The earth has been made for me (and for my followers) a place for praying and a thing to perform purification with. I have been given the Shafa’ah (right of intercession), and I saved it for my Ummah on the Day of Resurrection. Therefore, the Shafa’ah will reach those who associate none with Allah in worship.)

    نوشته اي به زبان انگليسي توسط آقاي سامي زعتري با اين عنوان

    Was the Prophet Muhammad send for the pagan Arabs only? Or all of Mankind

    ———–

    http://www.answering-christianity.com/sami_zaatri/prophet_muhammad_sent_to_mankind.htm

     
    • با سلام

      5 خصوصيت كه مختص حضرت محمد صلى الله عليه و آله است

       
      • برادر گرامی جناب عبدالله

        سلام و تشکر از روایتی که ذکر کردید و بنوعی بحث این بنده را تکمیل کردید ،البته توجه دارید که بحث آن مقاله بحثی قرآنی بود ،و مقاله نویس استشهاد به آیات الهی بر مرام نادرست خویش کرده بود ،در اثناء بحث قرآنی بنده نیز اشارتی کردم که بغیر از آیات متعدد قرآنی ،و سیره پیامبر معظم اسلام ،روایات نبوی و ولوی فراوانی وجود دارد که صحه بر عمومیت دعوت پیامبر عالیقدر اسلام می گذارند ،از جمله این روایتی که جنابعالی گزینش نمودید و روایات فراوان دیگری که در جوامع روایی عامه و خاصه وجود دارد،چه خوب است شما زحمت بکشید و روایاتی از این دست ،خصوصا روایاتی نبوی که در کتب عامه و خاصه وارد شده را جمع آوری کرده و با ترجمه فارسی با ریفرنس دقیق ،یکجا یا بتدریج در این عرصه عمومی باشتراک بگذارید.

        مجددا از شما تشکر می کنم

         
      • وَنُصِرْتُ بِالرُّعْبِ!!!!!!!!!!!!!!!!

        آفرین آفرین بر شیری که تو رو خورد
        بیچاره داعشی ها چقدر بد نام شده اند……………

         
        • آقا ساسان گرامی

          سلام به شما

          این کلمه “الرعب” که در روایت فوق الذکر از ویژگیهای پیامبر اسلام ذکر شده است،برحسب لغت بمعنای: الخوف الذي يملأ القلب‏” “است ،یعنی خوف و هراسی که قلب را فرا می گیرد .
          باید توجه داشت که اولا این تعبیر ( هراس و رعب و خوف داشتن دشمنان از مسلمانان که از ویژگیهای پیامبری پیامبر اسلام تعبیر شده است) ریشه در قرآن دارد.
          ثانیا:این ویژگی مربوط به معرکه جنگ و قتال و نصرت الهی به اعجاز دارد،و نه در غیر حالت جنگ یا دعوت عمومی پیامبرانه.
          توضیح اینکه واژه “الرعب” در چهار مورد در قرآن عظیم وارد شده است ،به این آیات توجه فرمایید :

          1- (سَنُلْقي‏ في‏ قُلُوبِ الَّذينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِما أَشْرَكُوا بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ مَأْواهُمُ النَّارُ وَ بِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمين‏. .آل عمران/151)
          این آیه در سوره ال عمران ،در توصیف جنگ بدر” اولین مصاف مسلمانان با “مشرکان قریش” است که مهاجم هم آنان بودند ،با عده (بکسر یعنی نفرات) و عده (بضم یعنی تجهیزات فراوان) به مسلمانان یورش بردند در حالیکه نفرات مسلمانان بسیار کمتر از کفار بود ،و بر حسب محاسبات عادی استراتژیکی جنگی عادتا پیروزی با آنان بود،و همین باعث نگرانی برخی از مسلمانان شده بود.
          اما خدای متعال با نزول این آیه به مسلمانان پشتگرمی داد که : (هراسان مباشید) بزودی رعب و خوف و هراس را در قلب آنان القاء خواهیم کرد …..
          پس این القاء رعب فعل خدای متعال بوده است ،برای نصرت الهی بر علیه دشمنان مهاجم به مسلمانان ،در جنگ بدر.

          2-(إِذْ يُوحي‏ رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذينَ آمَنُوا سَأُلْقي‏ في‏ قُلُوبِ الَّذينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنانٍ .الانفال/12)

          بیاد آر ای پیامبر وقتی را که پروردگارت به ملائکه الهام کرد که من با شما هستم پس محکم دارید ایمان آورندگان را ،بزودی رعب و هراس را در قلبهای کافران القاء خواهم کرد…

          ملاحظه میکنید که باز فعل “القاء” =انداختن و “سنلقی”=بزودی رعب خواهم انداخت ،در این شریفه نیز که باز مربوط به کارزار “بدر” است ،فعل خدای متعال است به اعجاز و در جهت نصرت مومنان ،از این جهت نصر به رعب و القاء خوف ،حسب این آیه نیز اولا فعل خدای متعال است ،ثانیا مختص به معرکه کارزار است.

          3-(وَ أَنْزَلَ الَّذينَ ظاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ صَياصيهِمْ وَ قَذَفَ في‏ قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَريقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَريقا.الاحزاب/26)

          این آیه نیز در زمینه جنگ و قتال است با یهود بنی قریظه که هم زمینه ساز پدید آمدن جنگ احزاب(خندق) بودند ،و هم خود در حاشیه مدینه به حمایت های مادی و معنوی از احزاب (گروههای مهاجم از سراسر شبه جزیره) که برای یکسره کردن کار اسلام و مسلمین مجتمع شده بودند.
          آنها پس از جنگ احزاب و پیروزی مسلمانان بنصرت الهی و استقامت پیامبر و یارانش ،به قلعه های مستحکم خود پناه بردند ،زیرا میدانستند که معاهده با پیامبر را نقض کرده اند ،و مطابق آن پیمان سزای خیانت آنان مرگ بود ،زیرا هم مشرکان را تحریک به حمله به مدینه کردند و هم خود به آنان کمک کردند ،و هم در مدینه جوسازی کردند.
          آیه میگوید خدای متعال بر القاء رعب در قلوب آنان مسلمانان را نصرت کرد و آن یهود پیمان شکن را از قلعه های خود پایین آورد.
          ملاحظه میکنید که زمینه القاء رعب و نصرت به رعب که از کمک های خدای قدیر و از اختصاصات پیامبر اسلام است ،در این مورد نیز مربوط به صحنه نبرد و قتال است ؛نه شیوه دعوت و تبلیغ پیامبر.

          4- (هُوَ الَّذي أَخْرَجَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ دِيارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ ما ظَنَنْتُمْ أَنْ يَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ في‏ قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْديهِمْ وَ أَيْدِي الْمُؤْمِنينَ فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصار.الحشر/2)

          این آیه شریفه نیز که سخن از نصر به رعب بمیان آورده است ،باز مربوط است به درگیری و نبرد با یهود بنی النضیر ،که پیمان شکنی و تحریک کردند و پیامبر تصمیم به نبرد با آنان گرفت،فرمود : او خدایی است که کافران از اهل کتاب (بنی النضیر) در اول حشر از دیارشان اخراج کرد،شما گمان میکردید که آنان نخواهند رفت (بجهت قدرت و شوکتشان و قلعه هایشان) ،خود آنان نیز گمان می کردند که قلاع آنها مانع دست یابی شما به آنان است ،لکن خدای قدیر چنان رعبی در قلوب آنان افکند که خود بدست خود و بدست مومنان ،بیوت خویش را خراب کردند.
          الان در مقام تشریح و تفسیر دقیق الفاظ و مطالب آیه نیستم ،فقط می خواهم برسانم که باز می بینید زمینه “رعب” و “القاء رعب” و “نصر بالرعب” زمینه جنگ با خائنان و عهدشکنان و مهاجمان از کفار و مشرکین است،نه دعوت عمومی و روش دعوتی پیامبر اسلام.
          البته میدانید باور این امور باور مربوط به حوزه ایمان و باور به خدای متعال و باور به بعثت انبیاء و نصرت الهی است،و اینکه اینگونه اعجاز و اختصاص مخصوص انبیاء الهی و در این مورد “نصر بالرعب” از اختصاصات مقام نبوی رسول الله محمد بن عبدالله (ص) است.
          بارها با هم بحث کرده ایم ،و شما خود مکرر تصریح کرده اید که نباید حوزه ایمان و باورها را مورد هتک و تمسخر قرار داد،شما میتوانید باورمند به این آیات الهی یا آن روایت نبوی نباشید و برای امر سیاست یا اداره جامعه هر نسخه ای را درست میدانید بپیچید و ترویج کنید ،اما خلاف فرهیختگی و فرهمندی است که باورهایی را که مبتنی بر امور اعتقادی مبرهن و مدلل از اثبات ذات باری تعالی و ارسال انبیاء و معجزات آنان است،اینگونه مورد ریشخند قرار دهید ،آنهم روی عدم درک درست از مفهوم نصر به رعب که از معاجز و اختصاصات خاتم انبیاء الهی بوده است.

          موفق باشید

           
          • دوست عزیز روحانی محترم جناب مرتضی
            باور بفرمایید بنده بشری بیش نیستم و از قضا در برابر مظلومان از نوع بسیار ضعیف و نازک و شکننده اش
            مرتضی عزیز اگر نبود این حکومت دینی که سی و شش سال است اسید به دل ها می پاشد و دو قورت و نیمش هم باقی است و انگار که ارث پدری اش را از ما ملت طلب دارد و دست از سر ما بر نمی دارد
            بنده یک دست مرید و مخلص و خاک پای هر چه دین اسلام است و همه پیروانش بودم
            کاری هم به کار گذشته های دور نمی داشتم و این که مسلمین عزیز چه ها و چه ها کردند تا پرچم اسلام را بر قلب کفر فرود آورند و چه خون ها که در راه خدا جاری نکردند هم به من ارتباطی پیدا نمی کرد. اصلا حیف وقت انسان.

            لیکن وقتی شیر پاک خورده ای می آید و با افتخار ندای النصرت بالرعب سر می دهد
            و من به فهرست اعدامی ها و ناپدید شده ها و شکنجه شده ها و زندان رفته ها و تبعید شده ها و آواره شده ها و زندگی به باد رفته ها و سوخته های نظام مقدس جمهوری اسلامی می نگرم و به این می اندیشم که آری این است تبلور روایت نبوی
            تحملم تمام می شود. صبرم لبریز می شود. نمی توانم جلوی این قلم بد مصب را بگیرم. حال که امنیت اعتراض کردن نداریم به بنده و امثالهم اجازه دهید همین مقدار نقد قلمی را که آمیخته با طنزی تلخ و درد ناک است ارایه کنیم.
            عذر می خواهم صریح بگویم این من نیستم که می بایست مورد عتاب قرار گیرم خیر دوست عزیز.

            اگر عتابی هست متوجه پرچمداران النصر بالرعب است که بالاخره تکلیف ما را روشن کنند این چه روایتی است و مورد استفاده اش چیست؟

            فعلا توپ در زمین شما است دوست عزیز. این شمایید که می بایست قاعدتا بر آشوبید و فریاد بر آورید که النصر بالرعب کحا و چگونه مصرف دارد و بر دهان کسانی بکوبید که در این سی و شش سال النصر بالرعب را مستمسکی قرار داده اند برای تولید فهرست اعدامی ها و ناپدید شده ها و شکنجه شده ها و زندان رفته ها و تبعید شده ها و آواره شده ها و زندگی به باد رفته ها و سوخته های نظام مقدس جمهوری اسلامی

             
    • اینها را به فارسی برگرداندم تا دیگران هم از ان ۵ کمالات فیض ببرند.

      مرا پنج داده است که هیچ پیامبری نداشته.
      ۱- من برای همه فرستاده شدم سفید یا سیاه.
      ۲- وپیروزی با ترس انداخته در فاصله یک ماه سفر(۱۰۰۰کیلومتر؟).
      ۳- غنایم جنگی برایم رواست و برای هیچکس پیش از من.
      ۴- خاک زمین برای من است برای سجده و طحارت گرفتن.
      ۵- وتوانایی شفاعت خواهی در روزقیامت برای امتم که شریکی برای خدا ندانند.

       
  38. شنبه ۳ آبان اعتصاب و تجمع اعتراضی در ایران علیه اسیدپاشی های اصفهان و همدردی با مصدومین حادثه

    http://asranarshism.com/1393/08/%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-3-%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D8%AA%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1/

     
  39. با درود به نوریزاد گرامی و هم میهنان فرهیخته . دو خبر پی در پی را اطلاع رسانی کردم ! که بگویم . در مملکت امام زمان از این دست مطالب بسیار است . ولی کو گوش شنوا . آقایان به لبنان اسلحه مجانی میدهند و ناز آن هارا میکشند که تورو خدا قبول کنید که چی بشه ! ولی وقیح میگوید که خرج کردن دلار های نفتی مثل خرج کردن بچه پولدارها است خوب اگر شما که بچه پول دار نیستی چرا بیت المال را به این وآن میبخشی ؟ با هزینه این اسلحه ها چند جاده را میشود ایمن کرد ؟ به هزینه این اسلحه ها چقدر می توان تجهیزات جاده ای خرید تا مردم به باد فنا نروند؟ شما خود حدیث مفصل بخوانید از این مجمل! با احترام.

     
  40. گزارش‌های مختلف تصادفات جاده در ایران حاکی است که به دنبال بارش باران در روزهای دوشنبه و سه‌شنبه، تنها در ٢٤ ساعت، ۱۵ نفر در تصادفات جاده در ایران کشته شده‌اند.

    بر اساس گزارش‌های منتشر شده از سوی خبرگزاری‌های داخلی ایران، در فاصله دوشنبه شب تا غروب روز سه‌شنبه، ۱١ حادثه رانندگی که کشته و مجروح به دنبال داشت، در مناطق مختلف ایران به وقوع پیوست.

    این حوادث که ۱۵ کشته و ۱۵ مجروح به دنبال داشت در حالی رخ داد که بارندگی موجب به هم ریختن نظم رفت و آمد خودروها در برخی از جاده‌های شمالی و غربی ایران شده بود، با این وجود در یک روز عادی میان هفته، رویداد دیگری به جز بارندگی، حوادث رانندگی را تحت تاثیر قرار نداده بود.

    ایران از نظر تلفات حوادث رانندگی در رده‌های اول جهانی قرار دارد و آمار ١٨ هزار نفری کشته‌ها در تصادفات رانندگی سالانه در ایران، گاه با تعداد کشته‌های جنگها مقایسه می‌شود. این آمار تا چند سال پیش مرز ٢٠ هزار کشته را نیز رد کرده بود اما با سختگیری‌های پلیس راه در کنترل سرعت در جاده‌ها، به بیش از ١٨ هزار نفر در سال رسید. این آمار با سقوط ٦٠ هواپیمای مسافربری در سال مقایسه می‌شود و بر اساس آمار پزشکی قانونی، در دهه ٨٠ خورشیدی بیش از ۲۳۵ هزار ایرانی در حوادث رانندگی جان داده است.

    این در حالیست که در کشور آلمان با جمعیتی تقریبا نزدیک به جمعیت ایران، تلفات تصادفات حدود ۳ هزار و ۳۰۰ نفر در سال است، یعنی تقریبا یک ششم ایران.

    در بارندگی دوشنبه شب تا غروب سه‌شنبه ۲۹ مهر ماه، چند حادثه رانندگی در جاده‌های استانهای آذربایجان غربی و شرقی و زنجان، ۹ کشته و مجروح در پی داشت.

    جاده‌های دیگری هم شاهد تلفات ناشی از تصادف رانندگی بود تنها در یکی از آنها، غرق شدن یک خودرو پژو در رودخانه شوراب شهر خرم آباد، ۳ دانش‌آموز دبیرستان و معلم آنها کشته شدند.

    پلیس و کارشناسان، رعایت نکردن قوانین از سوی رانندگان، ایمنی پایین خودروها و مشکلات مربوط به جاده‌ها و علائم رانندگی را از مهمترین عوامل آمار بالا تصادفات منجر به مرگ در ایران می‌دانند.

     
  41. ۱۵ ميليون دلار پول ایران در تایوان «مشمول مرور زمان» شد

    دیوان عالی تايوان درخواست وزارت دفاع و پشتيبانی نيروهای مسلح جمهوری اسلامی برای بازگرداندن ۱۵ ميليون دلار از يک بانک تايوانی به ايران را رد کرده است.

    به گزارش رسانه‌های چينی و تايوانی، دادگاه عالی تايوان روز جمعه دوم آبان حکم داد که اين پرونده مربوط به سال ۱۹۸۱ (۳۳ سال پيش) بوده و مشمول مرور زمان شده است.

    سايت «فوکوس تايوان» گزارش داده که اين پرونده مربوط به مالک يک شرکت به نام «وو» بوده که لابی‌گری وزارت دفاع ايران برای خريد محموله‌ای نظامی از تايوان را بر عهده گرفته بود.

    ايران در آن هنگام در جنگ با عراق به سر می‌برد.

    بر اساس اين گزارش، بانک مرکزی ايران سپس از ميدلند بانک بريتانيا درخواست می‌کند تا ۱۵ ميليون دلار را به يک حساب بانکی مشترک ميان سه نفر در نزد بانک چانگ هوا تايوان حواله کند با اين شرط که امضای اين سه نفر با امضايی که در پاسپورت آنها است، مشابهت داشته باشد.

    اما روزنامه «چاينا پست» گزارش داده که اين سه نفر پس از آنکه به بانک مراجعه کرده و درخواست برداشت ۱۵ ميليون دلار را می‌کنند، متوجه می‌شوند که اين پول توسط افراد ديگری برداشت شده است.

    ايران بعدها با ارائه يک دادخواست بين‌المللی خواستار بازگرداندن ۱۵ ميليون دلار از بانک تايوانی می‌شود. دادگاه عالی تايوان تاکنون دو بار اين دادخواست را به ديوان عالی ارجاع داده و اين ديوان در دومين مرتبه و در سال ۲۰۱۳ حکم داده که ايران از سال ۱۹۸۱ تا سال ۱۹۹۷ يعنی به مدت ۱۶ سال عليه بانک تايوانی اقامه دعوا نکرده است.

    بر اساس گزارش‌ها، ايران به اين حکم اعتراض کرد اما ديوان عالی تايوان با درست دانستن رای دادگاه عالی، پرونده را مختومه اعلام کرد.

    ایران تا لحظه تنظیم این گزارش واکنشی به این حکم نشان نداده است.

     
  42. اصلاح امروز سوم آبان

     
  43. با دورودی بی پایان به نوری زاد عزیز

    انتخابات سال 92 تنها فرصتی بود که مردم بدون نگرانی وفقط با دادن رای به روحانی میتوانستند فریاد خود را به گوش حاکمان جمهوری اسلامی برسانند گروهای فشار در موقعیت سختی قرار گرفتند رفتار آنها در سال 93 وارد فاز جدیدی شد آنها به جای دفاع از عملکرد با تهاجم تصمیم دارند از مواضع خود دفاع کنند شما اگر خطبه های نمازهای جمعه را ردگیری کنید حالت تهاجمی را در رفتار انها می بینید بی پرواترین آنها احمد خاتمی علم الهدی وآخوند رهبر امام جمعه اصفهان میباشند اصولگرایان در دوجبهه برنامه برای مقابله با خواسته های بحق مردم پیش گرفتند ابتدا دولت روحانی را در مجلس به چالش کشیدند ومرتب وزارئی را که خود به انها رای داده بودند مورد بازجوئی قرار دادند واصولا وقتی برای وزرا باقی نگذاشتند تا به وظائف قانونی خود برسند و با مصوبات حماقت گونه خود دولت را زمینگیر کنند که اخرین نمونه ان طرح حمایت از آمران به معروف وناهیان از منکر است در رابطه با مقابله با مردم تهاجم وسیع رسانه وایجاد رعب ووحشت دستگیری اصحاب رسانه ودر سطح اجتماع پیکان حمله را به سوی بانوان نشانه رفته اند از طرح آقای قالیباف گرفته تا اسید پاشی به چهره بانوان این نابخردان غافل از این هستند که حساسیت جامعه به رفتار آنها بیش از آنی است که فکر میکنند اینها چندین سال است که در تجمعات خود چهره های تکراری خود را میبینند واز اینکه مردم با انها همراهی نمیکنند سخت عصبانی هستند انها اگر میتوانستند مانند دوران خاتمی هر روز عربده کشی خود را خیابان به رخ مردم بکشند اما در مقابل روحانی وشرایط جدید جز در محافل خود که آن را به شدت رسانه ای میکنند از حمایت همان کسانی که زمان خاتمی در اختیار داشتند محرومند .امشب دست پاچگی امام جمعه اصفهان در مصاحبه با مسیح علی نژاد به خوبی نشان میداد که چگونه میخواهند همچون گذشته خود را از اتهام برهانند وبا طفره رفتن از جواب به بی راه می رفت .امروز سوم آبان 93 امید است مردم با همبستگی وهم دلی نشان دهند حاکمان دیگر با مقدس نمائی وتوجیهات اتهام زنی به دیگران نمیتوانند رفتار خود را توجیه کنند

     
    • من در تعجبم که برخی چرا از افراد خواهان توضیح در مورد عملکرد خود نیستند و صرفا می گویند فلانی به این دلیل چنین کرده و هزار دلیل بی دلیل برای افراد تراشیده و پاسخ را به آینده حواله می دهند.در پیش از انقلاب اگر از خمینی پرسیده می شد که واقعا چه حکومتی را قصد پیاده سازی دارد و حواله همه چیز را پدران ما به بعد از رفتن شاه نمی دادند 36 سال نکبت دامنگیر ما نمی شد که به جای فیض بردن از فهم سیرجانیها و سخنوری شاملوها و گوش فرادادن به اشعار سیمینها مجبور باشیم آتش چشمان احمد خاتمیها و نافهمی جنتی ها و دروغگویی شریعتمداریها و قساوتهای سید علیها را تحمل کنیم.آن زمان فریاد زدیم که این دغل باز در جریان کوی دانشگاه و پس و پیش آن چنین کرده پاسخ دادند هر کسی در طول زمان تغییر می کند اگر این فرشته نجات!! نیاید جلیل می آید و ایران سوریه و عراق می شود و چه و چه. و اکنون کسی از این روحانی مزور که از قضا نام روحانی را هم بر خود نهاده نمی پرسد وعده هایت چه شد؟!مردک یک پیر خرفت شایسته اعلام عزای عمومی بود یا چهره زخمی دختران این سرزمین!!!.دروغگو کدام زندان را دیده ای که دم از زندانی نبودن روزنامه نگاران مفلوک این سرزمین می زنی و هزار پرسش دیگر.بازهم برخی چونان کبک سر خود را در برف کرده اند که مجلس نمی خواهد و فلان زهرمار نمی گذارد.دوستان اصلاح طلب هم که همچنان به وظیفه خود در قبال حفظ این بساط خیمه شب بازی ادامه می دهند.خدایا مردمان این سرزمین کی خواهند دانست که سید علی به بهای ثمن بخس الماسی دردانه را از ملت ایران ستاند.کی خواهند دانست که او ظرف نیمه گندیده ای به نام روحانی را به شرط شمارش آرا به مردم تعارف کرد تا در قبل آن مشروعیت بر باد رفته اش را باز ستاند.کی خواهند دانست که شمارش آرا اصل بدیهی هر انتاخاباتیست نه امتیاز آن و آن چیز که باید در پی آن بود نه ظروف فاسدی به نام کاندیداهای خودی که حق داشتن انتخابات آزاد است.کی خواهند دانست حکومت به چه سادگی رنگ سبز آنها را سترد و بیرق بنفش بدستشان داد تا بی خردانه و فراموشکار از آنچه بر ایشان گذشته شادمانی کنند.خدایا یا اصلاحمان کن یا جانمان را بستان که از این زندان بزرگ رهایی یابیم.

       
      • بنده خدا واقعا فکر میکنی جنبش سبز مردمی بود نه عزیز جان تله ای بود برای بدام انداختن کسانی که پتانسیل تبدیل شدن از اکثریت خاموش به اقلیت فعال را داشتندویقین بدان موسوی وکروبی هم در تیم ولی فقیه بازی میکنند والا سربه نیست کردنشان برای حکومت مهر گستر همچون اب خوردن بود تنها نتیجه جنبش سبز بیمه شدن حکومت ملاهاتا سی سال دیگر بود.اما با شما بشدت موافقم که تنها راه نجات شرکت نکردن در انتخابات است وبس

         
  44. مردم در هول و هراس ؛ مسوولین در آرامش خیال !
    مردم اصفهان چند هفته ای را در فضای التهاب و نگرانی می گذرانند . عده ای از زنان و دخترانمان آسیب های جدی دیده اند و نگران از آینده خود ، و در مقابل ، دولتیان ، مجلسیان ، روحانیون و … در آرامش کامل اند و انگار که همگی مرده اند و هیچ اتفاقی در این کشور نیفتاده است . مسوولین در صحبت هایشان تناقض گویی می کنند ، خیلی از چیزها را منکر می شوند و در عین حال اصرار می ورزند که ای مردم ، خبرها را فقط از ما بشنوید !
    عده ای از روحانیون حکومتی که تا دیروز با اظهار نظرهای نسنجیده و قرون وسطایی شان چراغ سبز اتفاقات این روزها را به برخی افراد نادان می دادند ، امروز که واکنش جامعه را دیده اند ، وقیحانه منکر اظهارات قبلی خود می شوند و عده ای هم که این وقایع را تف سر بالا یی برای خود می بینند ، فعلاً سکوت کرده اند !
    راستی چند روز قبل ، خوش نشینان مجلس در بیانیه ای نسبت به اقدام عربستان در صدور حکم اعدام یک نفر ، ابراز نگرانی کردند . اما ظاهراً زنان و دختران آسیب دیده در وقایع اخیر را نوامیس و شهروندان این کشور بحساب نمی آورند !
    معلوم نیست گناه آنها چیست ؟ ظاهراً زن بودن در این کشور فی نفسه جرم است !
    از سوی دولتیان ، حتی جهت کمک مالی ، درمانی و … به آسیب دیدگان اقدامی صورت نمی گیرد . ظاهراً اینها از مردم غزه و لبنان هم کمترند !
    سازمان تبلیغات اسلام که با هر اتقاق کوچکی در آن سوی دنیا و به هر بهانه کوچکی ، بیانیه صادر و مردم را به راهپیمایی های ساختگی دعوت می کند ، هم سکوت کرده است !
    ولی امر مسلمین هم که برای پیروزی یک ورزشکار ، بیانیه می دهد . در خصوص این جنایت سکوت کرده است !
    اینها ، همه نشانه چیست ؟!
    مگر اینها ادعای پیروی از امامی را نمی کنند که وقتی خبر در آوردن خلخال از پای یک زن یهودی به او رسید ، فرمود اگر انسانی برای این اتفاق دق کند ، سزاوار و شایسته است .
    و نأسف بار تر اینکه ، جامعه علمی و دانشگاهی ، روحانیون مستقل ، بازاریان و … هم سکوت کرده اند !
    انگار همه آنطور که طی این سال ها عادت کرده اند ، به فراخوان حکومت چشم دوخته اند !
    در هر کجای دنیا چنین اتفاقی افتاده بود در همان ابتدا ، چندین مسوول بلند پایه شان استعفا می دادند ، دولتمردان شان از مردم عذر خواهی می کردن و …
    مردم شان هم که بارها دیده و شنیده ایم که چه می کنند .
    ظاهرا ً در جامعه ما همه چیز رنگ باخته است . انسانیت ، اخلاق ، نوع دوستی و …
    تف به غیرتتان ، همه آنهایی که صدقه سر همین مردم منسبی را اشغال کرده اید و در این ماجرا سکوت کرده اید .
    شما از لوطی هایی که بعضی شان در چنین وقایعی برای دفاع از ناموس مردم حتی جان خود را هم می دادند کمترید .
    درود بر مردمی که در اصفهان و تهران در اعتراض به این جنایت و سکوت مسوولین تجمع کردند .

     
  45. درود بر شما
    اسید پاشی زنجیره ای ادامه قتل های زنجیره ای
    دادستان اصفهان زیر فشار افکار عمومی از آنسوی پشت بام افتاد و روز گذشته اعلام کرد: اسید پاشی نوعی محاربه است و مجازات آن هم به تشخیص دادگاه قطعا اعدام است.

    همه میدانند که این نوع اظهار نظرهای تند و تیز از یکسو در پی آرام کردن افکار عمومی است و از سوی دیگر، پس از 33 سال هنوز “اعدام” یگانه راه حل معضلات مذهبی و اجتماعی است. طبیعی است که پس از فروکش کردن التهاب کنونی در سراسر ایران و بویژه اصفهان سر و ته ماجرا را خواهند دوخت و حداکثر یک دادگاه فرمایشی مانند ماجرای ترور حجاریان و یا قتل های زنجیره ای و یا حمله به کوی دانشگاه و یا قتل های با روسری در کرمان و … ترتیب خواهند داد و چند نفری را به زندان محکوم کرده و پس از فروکش کردن التهاب ها، یواشکی آزادشان خواهند کرد.

    اگر عزم راسخی برای مبارزه با این نوع پدیده ها بود، ابتدا باید گریبان امام جمعه اصفهان را می گرفتند که از پشت تریبون نماز جمعه این شهر عملا مشوق جنایاتی شبیه اسید پاشی بعنوان مبارزه با بدحجابی شد. توی دهن آن نمایندگان مجلس می زدند که بسیج را انداخته اند به جان مردم، به رهبر جمهوری اسلامی می رساندند که گفته های رسمی او در باره مقابله فرهنگی و اقدامات غیر رسمی زیر مجموعه هایش کار را به اسید پاشی کشیده است. همان زیر مجموعه هائی که قتل زنجیره ای کردند و ایشان گفت کار صهیونیسم بین المللی و قدرت های خارجی است اما خود خوب میدانست از جمله صادر کنندگان فتوای آن قتل ها در بیت خود او “آیت الله خوشوقت” بود که وقتی مرد رهبر بر جنازه اش نماز خواند!

    ریشه های فاجعه عمیق تر از آنست که با این نوع اظهارات دادستان اصفهان و لابد، فردا معاون اول قوه قضائیه و سخنگوی این قوه که خود نیز یکی از مجرمان فتوای قتل های زنجیره ایست ماجرا خاتمه یابد! حتی اگر یکی دو نفر هم بعنوان اسید پاش به دار کشیده شوند. کافی است اسید پاش ها که همه مردم میدانند ارگان های امینتی و اطلاعاتی و انتظامی آنها را می شناسند و از بیم حامیان آنها به سراغشان نمی روند در یک محاکمه علنی توسط یک قاضی واقعی محاکمه شوند و دهان بگشایند تا لجن کف مرداب بالا بیاید. لجن بالا بیاید تا معلوم شود همانطور که برای بحران سازی و فلج کردن دولت خاتمی قتل زنجیره ای کردند، حالا هم برای بحران سازی و فلج کردن دولت روحانی اسید پاشی زنجیره ای راه انداخته اند.
    پیک نت 29 مهر

    http://www.pyknet.net/1393/06mehr/29/page/rah.php

     
    • برو عزیز برو خودتی! (جناب مشیری منظورم به شما نیست نویسنده مقاله رو می گم!)
      تمام این مقاله رو نوشته که بگه خاتمی و روحانی از خوب ها هستند و بد ها اون ها هستند!
      دست این مقاله نویس ها برای ما دیگه رو شده. ولی بدون سگ زرد برادر شغاله.
      خاتمی و روحانی دو سر از مار هفت سر جمهوری آخوندی هستند که کاری ندارند به غیر از دلخوشی دادن به مردم بدبخت و بی نوای ایران. از این سر دل مردم رو خوش می کنند و از اون سر رهبر فرزانه شمشیر های با وفاش رو به جون ملت می اندازه.
      ولی یک ای ول دارن این آخوندا! سی و شش ساله که سر مردم رو شیره می مالن و تا صدای مردم بلند می شه ازشون دلجویی می کنند و قسم و آیه که کار ها درست می شه و ….

      ببخشید این رو می گم آخوند ها دختر باز های قهاری باید باشند! هفتاد میلیون فلک زده رو سر کار گذاشتن درست مثل دختر باز هایی که از ساده لوحی دختره سو استفاده می کنند. هر بار صداش در میاد که خوب بالاخره منو دوست داری یا نه؟……

       
      • درود بر شما
        دوست نازنین با من باشی خیالی نیست
        البته درست اشاره کردی در واقع آن عناصری که نام بردی نکته انحرافی مقاله است و برای جلب مخاطبان آز آن نوع !

         
  46. علی اکبر ابراهیمی

    تصحیح می کنم:
    ایوان و نه عیوان.

     
  47. مازیار وطن‌پرست

    آقای نوریزاد عزیز
    اعتراض مدنی مردم اصفهان علیه اسیدپاشی و بی‌توجهی مسئولین نسبت به عوامل و آمران آن، بسیار بسیار مهم بوده و راهی نو در مبارزات مدنی بی‌خشونت خواهد گشود..
    مردم اصفهان بنا نهاده‌اند به منظور نمایش عدم امنیت برای دختران خود فردا (شنبه) از حضور در دانشگاهها و مدارس خودداری کنند و معلمان و اساتید نیز اعلام کرده‌اند که این غیبت را منظور نخواهند کرد. این نحوهٔ اعتراض غیر از آنکه بسیار موثر است، درست برعلیه افکار حاکمان است که گمان کرده‌اند هرگونه اعتراض مردمی به سیاق سالهای گذشته لزوما باید به شکل تجمعات خیابانی باشد و از همینرو نیروها و تجهیزات ویژهٔ ضد شورش تربیت و تعبیه کرده‌اند.
    این عمل مردم اصفهان در صورت مدیریت درست رسانه‌ای و گسترش فراگیر ضمن اینکه می‌تواند با هزینه کمتر همان تاثیر اعتراضات خیابانی را داشته‌باشد، تحولی تعیین کننده در مبارزات مدنی بوده و درسی مهم به فعالان سیاسی و اجتماعی خواهد داد.

     
  48. علی اکبر ابراهیمی

    جایی که خود حاکمان در آنجایند

    یک: سه نوشته اخیر شما را هنوز وقت نشده بخوانم.
    دو: روزی که خبر ضرب و شتم شما در خیابان پاستور را خواندم سریع به ذهنم رسید که شما به کانون مهمی دست گذاشته اید. به جایی که خود حاکمان در آنجایند. عبارت عیوان مرکزی که نمی دانم چقدر عبارت صحیحی است به ذهنم رسیده بود. در آنجا بطور روزانه جماعتی از رعیت امیدوار و مغفول نیز جمعند. می خواستم همان روز در مورد این پیروزی به شما تبریک بگویم اما فرصت نشد که به سمت کافی نت برگردم.
    وقتی که به شرکت برگشتم کارتم را زدم و از ساعاتی مانده به ظهر تا غروب مفتی کار کردم. چونکه جمعه بود و جمعه ها دوبل محاسبه می شود و من یک جمعه دیگر هم دو ساعت بعد از نهار خوابیده بودم و نمی خواستم تا چنین حد و اندازه هایی مدیون کارفرمای ایرانی باشم.

     
  49. علی اکبر ابراهیمی

    جایی که خود حاکمان در آنجایند

    یک: سه نوشته اخیر شما را هنوز وقت نشده بخوانم.
    دو: روزی که خبر ضرب و شتم شما در خیابان پاستور را خواندم سریع به ذهنم رسید که شما به کانون مهمی دست گذاشته اید. به جایی که خود حاکمان در آنجایند. عبارت عیوان مرکزی که نمی دانم چقدر عبارت صحیحی است به ذهنم رسیده بود. در آنجا بطور روزانه جماعتی از رعیت امیدوار و مغفول نیز جمعند. می خواستم همان روز در مورد این پیروزی به شما تبریک بگویم اما فرصت نشد که به سمت کافی نت برگردم. وقتی که به شرکت برگشتم کارتم را زدم و از ساعاتی مانده به ظهر تا غروب مفتی کار کردم. چونکه جمعه بود و جمعه ها دوبل محاسبه می شود و من یک جمعه دیگر هم دو ساعت بعد از نهار خوابیده بودم و نمی خواستم تا چنین حد و اندازه هایی مدیون کارفرمای ایرانی باشم.

     
  50. آقا مرتضی دوست عزیز جوابهای شما کاملا صحیح به جز آیه40 از سوره احزاب اینطور که شما میفرمایید خداوند چیزی برای گفتن ندارند که این خلاف کتاب آسمانی است.سوره لقمان آیه 27 و سوره الکهف آیه 109 که راجع به درختان و دریاها که هر دو آیه مکمل یکدیگر هستند میفرماید:اگر آنچه درخت در زمین است قلم باشد و دریاها مرکب شوند و اگر هفت دریای دیگربه این دریاها اضافه شوند پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان پذیرد قطعن دریاها پایان میآبد. درضمن کتابهای پیامبران همگی کامل هستند در زمان رسالتشان . سوره انعام آیه154 میفرماید: کتاب کامل به موسی دادیم که همه چیز را به تفصیل شرح میدهد. سوره حجر آیه 21 میفرماید: وهیچ چیزی نیست مگر آنکه گنجینه های آن نزد ماست و ما آنرا جز به اندازه معین فرو نمی فرستیم. سوره فصلت آیه 43 میفرماید: آنچه به تو گفته میشود همان است که به پیامبران قبل از تو نیز گفته شده . سوره آل عمران آیه 50 میفرماید:(آمده ام) تورات را که پیش از من (نازل شده) است تصدیق کنم و پاره ای از آنچه را که بر شما حرام گردیده برای شما حلال کنم. در ضمن تمام پیامبران هم اول هستن و هم آخر. در کتاب مکاشفات یوحنا مسیح به عنوان آلفا و امگاء اول و آخر گفته شده است . در لوقا حضرت مسیح فرموده آسمان و زمین از بین میرود اما کلام من زایل نمیشود. در سفر خروج بر یهود واجب شده که سبت(روز شنبه) را به عنوان یک میثاق ابدی نگهدارند و یهودیان و نسلهایشان بعنوان یک میثاق ابدی مراعات میکنند ولی مسیحی ها و مسلمانان آنرا شکستند. بهاییان معتقد بر تداوم تابش رحمت الهی میباشند و یقین دارند تا جهان باقی است مظاهر الهی بنا به مقتضیات زمان ظهور خواهد کردو انسان مختار در انتخاب است.(بگو این است آن نباء عظیمی که در قرآن ذکر شده و این است آن ایامیکه حق کلیمش را به آن اخبار فرموده این ظهور اعظم به نفس خود ظاهر بوده و هست در اثبات امرش محتاج به احدی نبوده و نیست)

     
    • خرافات ناباور

      تو که میخواهی بگی همه دینها خوبند و بهاییت از همه بهتر!! پس چرا قبول نداری که مخترع اسلام گفته من اخرین پیامبر و دینم وباور کردی بهاالله پیغمبره؟؟؟؟؟؟؟؟؟

       
    • آقای بردبار گرامی

      نوشته اید :
      “”آقا مرتضی دوست عزیز جوابهای شما کاملا صحیح به جز آیه40 از سوره احزاب اینطور که شما میفرمایید خداوند چیزی برای گفتن ندارند که این خلاف کتاب آسمانی است.سوره لقمان آیه 27 و سوره الکهف آیه 109 که راجع به درختان و دریاها که هر دو آیه مکمل یکدیگر هستند میفرماید:اگر آنچه درخت در زمین است قلم باشد و دریاها مرکب شوند و اگر هفت دریای دیگربه این دریاها اضافه شوند پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان پذیرد قطعن دریاها پایان میآبد””.

      من حقیقتا مقصود شما از این عبارت را در نیافتم تا به آن پاسخ دهم ،اگر ممکن است ابتدا توضیح دهید که من در گفتارم چه گفته ام ،و ایراد جنابعالی به کدام بخش از مطلب من است ،من هرچه دقت کردم ندیدم گفته باشم :خداوند چیزی برای گفتن ندارند که این خلاف کتاب آسمانی است.
      ممکن است کمی توضیح دهید؟

       
  51. با درود به نوریزاد گرامی و هم میهنان فرهیخته به خبری که در تابناک آمده توجهتان را جلب میکنم. پیش از آنکه مترجمی در خیابان یخ بزند، دست به کار شوید
    روزی فرانرسد که آمار مرگ چند نویسنده یا مترجم در زمستانی سرد زیر یکی از پل‌های پایتخت‌ به گوش برسد… ناگفته پیدا است که در دیگر شهرها و شهرستان‌ها نسبت به پایتخت وضعیت بهتری برای اهالی فرهنگ و هنر حاکم نیست
    کد خبر: ۴۴۴۳۳۴تاریخ انتشار: ۰۲ آبان ۱۳۹۳ – ۱۶:۱۹ – 24 October 2014
    اعلام رسمی حضور چهره‌های فرهیخته و مترجمان میان کارتن‌خواب‌ها، علاوه بر آنکه منجر به افزایش بیش از پیش نگرانی‌ها نسبت به آتیه اهالی فرهنگ و به خصوص نویسندگان و مولفان به عنوان دارندگان ضعیف‌ترین بنیان‌های اقتصادی شده اما آیا برای تامین حداقل زندگی قشر فرهیخته چاره‌ای اندیشیده می‌شود؟

    به گزارش «تابناک»، هنوز ماجرای ثریا حکمت به فراموشی سپرده نشده است؛ بازیگری که اخیراً تا مرز چادرنشینی در خیابان پیش رفت اما رسانه‌ای شدن وضعیتش، اوضاع را تغییر داد. این بازیگر سینما و تلویزیون پس از رسانه‌ای شدن وضعیتش گفته بود: «دخترم مدام گریه می‌کند و می‌گوید: ابرویمان رفته اما من دلداری‌اش می‌دهم ومی‌گویم: اگر من این کار را نمی‌کردم باید چادر می‌زدم و آن وقت آبرویت بیشتر می‌رفت.»

    حقیقت امر آن است که اگر ثریا حکمت وضعیت بحرانی‌اش را رسانه‌ای نکرده بود و یا اینچنین برای افکارعمومی و مدیران شناخته شده نبود، ممکن بود اکنون در چادر ساکن باشد، کما اینکه به تازگی رسماً اعلام شد گروهی از مترجمان این مملکت کارتون‌خواب هستند و سوز زمستان در حالی خواهد آمد که این قشر نیز کنار کارتن‌خواب‌های معتاد زیر پل‌های عابر پیاده می‌خسبند.

    محمدباقر قالیباف شهردار تهران به تازگی در این باره گفته است: «…پایتخت حدود 15 هزار کارتن خواب دارد… شخصا متوجه شد‌ه‌ام که اکثر این افراد دارای عزت‌نفس بالایی هستند و برخی از آنان مترجمند و چندین کتاب را ترجمه کرده‌اند…» و بر تلاش شهرداری برای ساماندهی کارتن‌خواب‌ها تاکید کرده‌است؛ گروهی که به طور خاص در روزهای سرد فصل زمستان، تعدادی‌شان در معابر جان می‌دهند.

    پیش از آنکه مترجمی در خیابان یخ بزند، دست به کار شوید

    سوای مبحث پرسابقه کارتن‌خواب‌ها که حتی گرم‌خانه‌ها نیز نتوانسته راهکار کاملی برای این قشر باشد، مترجمین کارتن‌خواب و یا دیگر اقشار فرهنگی که چنین وضعیتی دارند نیاز به توجه ویژه و رسیدگی خاص دارند که تحققش باید توسط نهادی متولی آتیه و تامین دوران از کارافتادگی یا بی‌کاری چهره‌های فرهنگی باشد؛ نهادی که وجود ندارد و این حجم شوراها و نهادهای فرهنگی نیز نتوانسته‌اند تعریفش کنند.

    پیش از این هشدار داده شد، برخی مولفان و مترجمان چنان وضعیت مالی رو به وخامتی دارند که حاضر به فروش کتاب‌شان پیش از نشر به دیگران به قصد انتشار به نام دیگران با هدف کسب درآمد اندک شده‌اند و تنها انگیزه‌شان را در این زمینه عدم توانمندیشان در تامین هزینه‌های معمول زندگی‌شان از جمله اجاره مسکن بود و حقیقت امر آن است که این قشر برخلاف سینماگران حتی تریبونی برای مصاحبه و بیان وضعیت‌شان ندارند.

    در این زمینه ضروری به نظر می‌رسد درباره تامین آتیه چهره‌های فرهنگی کشور و به طور خاص نویسندگان، مولفین و مترجمین، نهاد ملی با اعتباری قابل توجه در نظر گرفته شود تا روزی فرانرسد که آمار مرگ چند نویسنده یا مترجم در زمستانی سرد زیر یکی از پل‌های پایتخت‌ به گوش برسد، هرچند اراده جدی برای تغییر این اوضاع نزد نهادهای سیاست‌گذار مشهود نیست.

    ناگفته پیدا است که در دیگر شهرها و شهرستان‌ها نسبت به پایتخت وضعیت بهتری برای اهالی فرهنگ و هنر حاکم نیست و به همین دلیل باید پیش از آنکه وضعیت بحرانی شود و مرگ برخی چهره‌ها مسئولان را وادار به اقدامی فوری کند، تدبیر اندیشید و پایانی برای این اوضاع نگران کننده به تصویر کشید.
    خوب ! نظر مبارک تان چیست ؟ اموال تحت اختیار ایشان که سر به 95 میلیارد دلار میزند در کجا خرج میشود ؟جناب ولی وقیح را میگویم.که مدام بر طبل علم اندوزی و محققین و تحقیق البته از نوع ولایی آن میکوبند چه جوابی دارند بدهند . تکلیف شهردار تهران که مشخص است ایشان یعنی جناب باقر قالیباف که شوربختانه پسر خاله آقا مجتبی وبه عبارتی پسر خواهر همسر رهبر هستند و مدارج ترقی از قبیل خلبانی را هم به توسط همین آشنایی ناچیز با بیت معظم کسب نموده اند و در هنگام فراغت بال به این ورزش مفرح والبته کمی!گران قیمت می پردازند و از آسمان ها شهر تحت امرشان را بهتر مشاهده میکنند. اکنون هم با تمام توان در خدمت مستضعفین هستند! ….. خدا خیرشان بدهد!!!

     
  52. بعد از تقریبآ ۱۰ روز از جنایت اسید پاشی ها جناب حسن روحانی دستور پی گیری به سه وزارتخانه اش میدهد بعد از سپری کردن۲ روزی که به عزای کفن شده شیخ دیگری نشسته بود! تو خود میخواهی هیزمی باشی بر این آتشی که به جان مردم افتاده! شرم به قامت شما مترسک های کوچکی که چشم به به بت های نکبت خود دوختید

     
  53. با سلام

    با ز هم جناب مزدك مباحث انحرافي مطرح كرد

    فردي ديگری نيز فرصت را غنيمت شمرده به قوم عرب حمله مي كند

    عزيزان من برويد تاريخ را خوب بخوانيد

    اين كتابهايي كه در دوران حكومت پهلوی نوشته شده است اكثرا سرشار از دروغ و خيالبافي

    است قبلا به نمونه اي از اين كنابها اشاره كرده بودم

    بد نيست به علت واقعي جنگهاي دولت ساساني با عربها بپردازيم

    قتل نعمان بن منذر

    در میان پیش درآمدهای شکست ایرانیان از عربها آنچه بیش از همه بزیان ایرانیان و سود عرب‌ها بود، آزردگی خاندان لخمی بود. لخمی‌ها نام دودمانی عرب بود که در روزگار ساسانیان و میان سده‌های سوم تا هفتم میلادی بر حیره فرمان می‌راندند. نعمان سوم یا نعمان بن منذر آخرین پادشاه از سلسلهٔ لخمی‌ها در حیره بود. لخمی‌ها عیسوی و پیرو ساسانیان بودند و همواره خدمتگزار اینان و وفاشناس بودند.

    نعمان سوم به دستور خسرو پرویز زندانی شده و سپس به قتل رسید. همین حادثه عزل و قتل تعمان سبب حوادث مهم بعدی شد که در انقراض دولت ایران تأثیر گذاشت. برکنار شدن خاندان باستانی بنی لخم، دوستی دیرین مردم آن سرزمین را به دشمنی تبدیل کرد، این است که با درآمدن عرب به حیره پایداری چندانی از آنان دیده نشد و خود را به عرب‌ها سپردند. اگر باز خاندان بنی لخم سرکار بود و به آن دوستی دیرین گزندی نرسیده بود، به این آسانی سپاه اعراب در آنجا رخنه نمی‌کرد و به تیسفون راه نمی‌یافت. قتل نعمان منجر به سلسله حوادثی شد که در نهایت جنگ ذوقار را در پی‌داشت.

     
    • با درود به نوریزاد عزیز و هم میهنان فرهیخته . جناب عبد الله شما هم که میخواهید تاریخ را رنگ دیگری بزنید ؟ آیا نامه نوشتن حضرت رسول را به خسرو پرویز قبول ندارید؟ آیا قبول ندارید که عمرابن خطاب به ابوبکر گفت که پیامبر قصر های کسرا را به ما وعده داده پس در حمله به ایران درنگ مکن ؟ عربی که آن قدر وحشی بود که شاهپور ذولاکتاف در ترقوه های شانه آن دد منشان ریسمان گذرانید و به تاخت آن هارا دوانید تا عبرتی شود که به این مملکت یورش برای چپاول وکنیز گیری نبرند را هم منکر میشوید ؟ البته قوم عربی که در سر زمین های ایران از هزاران سال ساکن بودند از این اعراب بدوی را باید جدا کرد اگر به تاریخ خونبار حمله اعراب نیک بنگریم متوجه میشویم که به هرکجا پا نهادند جز تلی از خاکستر بجا نگذاشتند در فرصت های کافی از ابو مسلم و دیگر رویداد های این مملکت بلا زده بیشتر خواهم گفت البته این ارتباطی با تدین ندارد !

       
    • با سلام ,
      دوست عزیز من ذز این داستان شما علتی برای حمله اعراب به ایران نمیبینم ! مگر علتی برای دفاع نکردن در مقابل حمله اعراب ! با اینگونه داستانها نمی شود حمله اعراب و قتل عام ایرانیان رو توجیه کرد .
      واقعیت این که همان تاریخی که شما ما رو حواله آن میکنید , میگوید عربها که حال مسلمان نیز شده بودند ! زندگیشان اینگونه میگذشت , با حمله به کاروانها و غنیمت گرفتن اموال بازرگانان و به بردگی کشاندن زن و بچه آنها ! ولی چون بعد از اینکه اسلام آوردند , دیگر نمی توانستند به مسلمانان دیگر تعرض کنند ! شروع کردند حمله به کشورهای دیگر که آنها مسلمان نبودند ! و اینگونه بود که وسیله امرار معاش خود رو ادامه دادند , این رو که حتماً می دانید انشاله ! اعراب قبل از این کشور گشایی ها نه صنعتی داشتند و نه کشاورزی درست و حسابی ! تازه کشور هم نداشتند و اسلام یک بهانه ایی شد برای اینکه دور هم جمع بشند و حمله به این ور و آن ور برای بقای خود !
      پاینده باشید , ایران و ایرانی .

       
  54. آیت الله موحدی کرمانی در خطبه اول نماز جمعه تهران به خطراتی که نظام اسلامی را تهدید می کند، اشاره کرد و گفت: خدا نکند در ادارات ما زیرمیزی گرفته شود، در غذای ما رشوه حاکم شود و بودجه کشور که باید به دست همه برسد، محدود به عده ای خاص شود.

    شوخ طبعی هم حدی دارد به خدا بعضی ها حد و مرزش را رعایت نمی کنند…

     
    • ساسانم

      از آیت الله های زیر خاکی انتظار داری که خبر داشته باشند الآن دیگر کسی زیر میزی نمی گیره بلکه همه رو میزی میگیرن؟

      هرچه میکشیم از این آیات خدا می کشیم که جز جهل و نادانی ارمفانی برای دنیا نداشته اند.
      میدانی من چرا به خدا شک کردم؟
      چون به نظر میاید دستش با آیاتش در یک کاسه است والا اگر ریگی در کفش نداشت خودش حرف میزد و اینقدر پیغام پسغام نمی فرستاد.

      ساسانم

      یک چیزی را هنوز نفهمیده ام
      چرا قبل از اینکه پادگان ها فتح شوند و اسلحه بدست آیات خدا بیافتد خدا این آیات را به حکومت برنگمارد؟
      راستش خیلی گیج شدم. IQ من به جواب این سوال قد نمیده.
      از طرفی ، خدا باید یک پیغامی چیزی بفرسته ببینیم بالاخره خلیفه کیه؟ ابوبکر البغدادی یا عظمای خودمون؟
      ما از کدوم یکی از این خلفا باید تبعیت کنیم؟
      من نگرانم بمیرم و اون دنیا بگن به مرگ جاهلیت مردی خلیفه ، ابوبکر البغدادی بوده.

       
  55. شهروند درجه سه(کرد وسنی)

    خبرهایی تکان دهنده از داعشیان و داعش صفتان
    هموطن گرامیم جناب آقای محمد مهدوی فر( که مطلبت را درمورد داعش خواندم) و سایر هم میهنان عزیزم:
    آیا می دانستید که در زمان نوری مالکیِ (دوست نزدیک جمهوری اسلامی) به هر کس که افرادی را که اسمشان عمر ، عثمان یا ابوبکر بود ، معرفی می کردند به ترتیب 300 دلار ، 200 دلار و 100 دلار میدادند تا آنها را بکشند تا جایی که در یک ایست بازرسی 99 نفر عمرنام را کشتند به جرم نامش . تا زمینه برای انتقام سنی ها از شیعیان عراق ایجاد شد . که حتی اگر شده با عملیات انتحاری انتقام کسانش را بگیرد .
    شما فکر نمی کنید با پول من و تو این کارو کردن.
    یه چیز دیگه ؛
    شما راست می گویید کلمه ی داعش اسم خوبیه که امروزه در فرهنگ لغات پیداشده چون جنایتهای بشر امروزی در قالب کلمات قدیمی نمی گنجد و باید یک اسم برازنده ی جنایات بشر امروزی اختراع میشد !
    حالا دیگه داعش اسم خاص برای عده ای خاض نیست بلکه صفتی است که بر قامت هر انسان متحجر جنایتکاری که بدیهی ترین حقوق انسانها را نادیده می گیرد شایسته است . ( خیلی جالبه کودکان ونوجوانان مدرسه ای کلمه ی داعش را در بازی های خود به هر فرد سخت دلی نسبت میدهند.)حالا فرقی نمی کند این داعشی کی باشه : چه چین کثیف و کمونیست (دوست مکارم)باشه که با بوداییان تبت و یا مسلمانان سین کیانگ چه جنایتها که نمی کنه . چه اسرائیل کودک کش باشه ، چه بشاراسد باشه که تا حالا 200000 نفر را به کشتن داده و زمینه را برای ظهور داعش فراهم کرده ، چه اسیدپاش باشه و چه داعشی های کردکش یا همان داعشی های ظاهری باشه که توسط آمریکا و اسرائیل و نوری مالکی و دوستان بسیار بسیار دیندارشان تغذیه میشن تا منطقه را به طرف قتل و تفرق مذهبی و برادر کشی سوق بدن که نان خودشونو از این تنور گداخته برگیرند.
    متی نصرالله؟

     
  56. لطفا بخوانید، ساده است ولی عمیق:

    آيا می دانستيد روح شما بلافاصله پس از مرگ زبان عربی را ياد ميگيرد!؟
    bavar-e-sabz.blogspot.com ‫۲۴۶۹ کلیک
    کشف اين قضيه برای من آنجا صورت گرفت که چند روز پيش در مراسم خاکسپاری يکی از اقوام شرکت کرده بودم.موقع خاکسپاری ، آخوندی بالای سر متوفی يکسری جملات عربی را خواند که بنده شکسته بسته، تقريبا متوجه شدم که با بردن اسم متوفی به او گفت که اگر نکير و منکر آمدند ، نترس و جوابشان را بده که خدا را قبول دارم و امامان و پيامبرم کيست.پس از اينکه مراسم تمام شد ، بنده خود را به آخوند مذکور رساندم و از او پرسيدم ببخشيد اين چيزهايي که خوانديد چه بود.ايشان در جواب گفتند که اينها «تلقين» است و ما برای مرده ها می خوانيم.گفتم ببخشيد ، ولی من اين پيرزن متوفی را به خوبی می شناسم و مطمئن هستم که ايشان در طول حياتشان زبان عربی را بلد نبودند، با اين وجود فکر می کنيد که ايشان اين چيزهايي که شما به او گفتيد را متوجه شده باشند؟فکر نمی کنيد اگر اين چيزها را به فارسی به او مي گفتيد ، بيشتر به دردشان می خورد و لااقل متوجه می شدند که شما چه می گوييد؟ ايشان در جواب گفتند ، به محض اينکه انسان می ميرد، زبان عربی را فرا ميگيرد.اول فکر کردم شوخی مي کند و من را دست انداخته است.ولی ديدم که نه واقعا جدی و مسر است که روح انسان پس از جدا شدن از جسم بلافاصله زبان عربی را ياد مي گيرد و به صورت کامل متوجه «تلقين» خوانده شده خواهد بود.باور کنيد کف کرده بودم.گفتم اگر واقعا پس از مرگ اينچنين روح پيشرفته می شود که در لحظه ای زبان عربی را فرا مي گيرد، فکر نمی کنيد که اين تقلب رساندن شما به مرده و يا ذکر اين موارد ، ديگر خيلی بی مورد است؟ و نيازی به آنها نيست؟ ديدم که بنده خدا اين آخوند هم يک چيزهايي را به او گفته اند و ايشان هم طوطی وار به من می گويد و گير دادن و جواب خواستن از او مرا به جايي نمی رساند. ولی هنوز هم در کف اين هستم که چطور ممکن است روح پس از جدا شدن از بدن ، زبان عربی را فرا بگيرد؟ و يا اينکه تسلط فرهنگی عرب بر ما به حدی بوده است که از هنگام تولد(خواندن اذان و اقامه در گوش نوزاد) تا هنگام ازدواج(خواندن خطبه عقد به عربی) تا زمان خاکسپاری(خواندن تلقين به عربی) ، جاي جای زندگی ما را نشانه و اثری از اين استيلای فرهنگی گذاشته اند.

     
  57. با سلام خدمت اقای نوری زاد
    وهمه عزیزان ایرانی
    نمی دانم چطور بگویم
    اما به نظر من در این دنیای ما
    در این کره ای که ما زندگی می کنیم تنها موردی که دارد رنگ و بوی خود را از دست میدهد انسانیت است
    موردی که مخصوصا در ایرانی که زندگی میکنیم از بین رفت یا دارد میرود
    به طرفداران نظام یا غیر ان هم ربطی ندارد
    و ای کسانی که مخالف نظام هستید شما ای که درصحبتهایتان همیشه از انسانیت حرف میزنید ببینید ایا کاملا نشانه یک انسان کامل را دارید
    این را به موافقان نظام هم میگویم
    البته بعید میدانم که با توجه به مثبت بودن جوابتان باز به نظر من جواب درستی داده باشید
    که البته مشکلاتی که ما داریم از این ناحیه است
    متاسفم

     
    • سر کار ملیچه نمیدانم که منظور شما از انسانیت وبوی آن را درست تعبیر کرده ام و یا نه .به نظر این کمترین هر کس بله هرکس از هر طیفی که میخواهد باشد ! قدم خیری در جهت بهبود وضعیت زندگی بر دارد انسانیت خود را اثبات نموده حال قدمی یا قلمی یا درمی ! متوجه شدید! واگر نبودند این انسان ها سنگ روی سنگ بند نمیشد . لطفا امیدوارترباشید ! با احترام!

       
  58. DiskDigger Pro یک ابزار ساده برای بازگردانی و ریکاوری عکس های از دست رفته ، اسناد ، فیلم ، موزیک و … برای سیستم عامل اندروید بوده که می توانید از آن استفاده کنید . پس از بازگردانی اسناد خود قادر خواهید بود آن ها را در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته و یا آن ها را در سرور اختصاصی آپلود نمایید . همچنین لازم به ذکر است که این اپلیکیشن قادر خواهد بود به راحتی از فرمت های PNG, MP4 / M4A / 3GP / MOV, GIF, MP3, WAV, TIF, CR2, SR2, NEF, DCR, PEF, DNG, ORF, DOC / DOCX, XLS / XLSX, PPT / PPTX, PDF پشتیبان تهیه کند .

    http://www.androidha.com/98956-download-diskdigger-pro-root-0-995/

    soft98DiskDigger 1.7.2.1657 یکی از ابزارهای بازیابی اطلاعات است که قادر است بازیابی انواع اطلاعات از دست رفته از منابع مختلف را به‌طور رایگان برای شما به ‌انجام برساند. این نرم‌افزار قادر است اطلاعات پاک شده از هر منبعی که به رایانه متصل می‌شود را برای شما بازیابی کند. حافظه‌های فلش، کارت‌های حافظه، هارد‌دیسک‌ها و … برخی از منابع قابل بازیافت توسط این ابزار هستند و انواع عکس، فایل‌های تصویری، موزیک، اسناد و … از جمله فرمت‌هایی هستند که به کمک این برنامه قابل بازیابی‌اند.همچنین این برنامه قادر است هارد‌دیسک‌هایی که کاملا فرمت شده‌اند یا به‌طور ناقص فرمت شده‌اند و ویندوز قادر به شناسایی آنها نیست و یا حتی هارد‌دیسک‌هایی که بدسکتور دارند را نیز بازیابی کند.

    http://soft98.ir/software/recovery-data/14405-diskdigger.html

     
    • اعلان خطر سایبری!
      دوستان عزیز به هیچ وچه به وبسایت مورد نظر گل سرخ مراجعه نکنید!
      این وبسایت با پسوند ir به طور حتم در اختیار دوستان جنگ سایبری است و تمامی نرم افزار های آن بد افزار و وسیله تجسس اطلاعات شخصی شما است.

      لطف کنید برای دانلود نرم افزار های مورد نیاز از وبسایت های مطمین و نامدار خارجی استفاده کنید بدون پسوند ir و با کد
      —- https —-

      با افراد مورد اطمینان مشورت کنید

       
      • دوست عزیز ! من فقط یه نرم افزار معرفی کردم و از همون سایت دانلودکردم و مشکلی هم نداشتم حالا شما از هر سایتی که میخوای دانلودش کن . یه جوری اعلان خطر کردی فکر کردم چه گناه بزرگی مرتکب شدم به هر حال فقط قصدم اطلاع رسانی بود . موفق باشید

         
        • گل جان
          یه کم فکر کن
          مردم بی کارند نرم افزار مجانی برا بنده و شما تولید کنند؟
          خیلی راحت می شه حتی یه نرم افزار شناخته شده رو دست کاری کرد و مزین به چند تا ویروس و ترویان و کرم در وبسایتی قرار داد. قرار نیست شما عیب و ایرادی تو کار نرم افزار ببینی. نرم افزار ها در کنار فعالیت های اصلی خود کار های مخفیانه زیادی می تونند انجام بدهند.
          مهم این است که وبسایت مورد اطمینان باشد.
          http://www.androidha.co
          اندرویید ها!!! اصلا قابل اعتماد نیست!
          اسمش داره داد می زنه که من قلابی ام!

           
  59. DiskDigger Pro یک ابزار ساده برای بازگردانی و ریکاوری عکس های از دست رفته ، اسناد ، فیلم ، موزیک و … برای سیستم عامل اندروید بوده که می توانید از آن استفاده کنید . پس از بازگردانی اسناد خود قادر خواهید بود آن ها را در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته و یا آن ها را در سرور اختصاصی آپلود نمایید . همچنین لازم به ذکر است که این اپلیکیشن قادر خواهد بود به راحتی از فرمت های PNG, MP4 / M4A / 3GP / MOV, GIF, MP3, WAV, TIF, CR2, SR2, NEF, DCR, PEF, DNG, ORF, DOC / DOCX, XLS / XLSX, PPT / PPTX, PDF پشتیبان تهیه کند .
    پیش نیاز: اندروید ۲٫۲ و بالاتر
    سایت دانلود برای اندروید
    http://www.androidha.com/98956-download-diskdigger-pro-root-0-995/

    میتوانید این برنامه را روی کامپیوتر هم نصب کنید و گوشی خود را با سیم یو اس بی به کامپیوتر وصل کنید و عکسهابی گوشی یا کارت حافظه را بازیابی کنید
    سایت دانلود برای ویندوز
    http://soft98.ir/software/recovery-data/14405-diskdigger.html

     
  60. نامه ارسالی این حقیر کوچک به آقای جلال سربندی محترم
    جهت عفو و بخشش ریحانه جباری
    “به نام خداوند بخشنده ی بخشایشگر”
    جلال عزیز سلام نام خداست و این نام هزاران بار تقدیم به قلب مهربانت برادرم!
    پیش از آنکه کلامی بر زبانم جاری شود، بی واسطه و در نهایت احترام خواستارم که تسلیت این حقیر را در فقدان پدر ارجمندتان پذیرا باشید، می دانم سالها گذشته اما داغ عزیز کهنه نمی شود.
    برادر نادیده ام با بندبند وجودت لمس کرده ای که هر چه تاریخ ورق بخورد داغ عزیزان، آدمی را گداخته تر می کند اما از بازی روزگار و سرنوشت نهایی گریزی نیست.
    سالها پیش وقتی اولین روزهای جوانی را نفس می کشیدم بی آنکه حتی ثانیه ای در اندیشه ی سوگ عزیزی باشم ناگاه خود را بر قامت بی جان و در گور خفته ی پدر یافتم، ناخودآگاه دستم را روی صورتم کشیدم به هوای لمس جای انگشتان مردی که زآن پس باید به جای او با زندگی به مبارزه برمی خاستم. نمی دانی یادگار سالهای دور پدر بر صورتم در آن لحظه و تا همین امروز چقدر خواستنی بوده و هست.
    پدر که رفت ناجوانمردانه زندگی مرا در هم کوبید. چون تخته سنگی بی جان در دستان سازنده ی دنیا، پیکره ای شدم که عظمت نام پدر را نداشت اما آرامش حضور پدر را به قلب مادری می داد که در قامت من ردپای ابهت مردانه ی مردش را می جست و خواهری که به امید استشمام عطر پدرش به شانه های نحیف من تکیه زد، عزیزانی که حال هیچ کدامشان را ندارم.
    این ها را نوشتم تا بدانی درد همنشین مرد است، نوشتم تا بدانی می فهممت و غم تمامِ لحظات تلخت به کامم نشسته است.
    شدیدا معتقدم که اولین مواجهه ی انسان ها با یکدیگر در کل نگرش و روابط بعدی تاثیرگذار خواهد بود، البته گریزی از تصویر ذهنی و حسی اولیه وجود ندارد. حتما تصاویر جنگ را دیده ای، وقتی تانک های دشمن پا روی خرخره ی خرمشهر گذاشته بودند هموطنان زیادی قربانی شدند.
    فکر کن برای دفاع راهی خرمشهر شده ای، اگر ریحانه را اولین بار مجروح و خسته در خرمشهر یافته بودی حتما به رسم جوانمردی یاری گرش می شدی و بدون آنکه حتی ثانیه ای به گذشته اش بیاندیشی تمام تلاشت را برای بهبود اوضاع کنونی اش بکار می بستی تا منجی آینده اش باشی، غیر از این است؟
    زلزله ی بم را بیاد داری؟ اگر ریحانه ی زلزله زده از زیر آوار دستانش را به سمت تو دراز می کرد تمایلی نداشتی درباره ی گذشته اش کوچکترین چیزی را بدانی، حتما نجات اَش می دادی!
    می دانی برادرم گاهی انسان باید از یاد ببرد به چه کسی رحم می کند اما نباید فراموش کند به حرمت چه کسانی گذشت می کند…
    داستان پهلوان پوریای ولی را حتما بیاد داری، پوریا آگاهانه و تنها به حرمت اجابت نذر یک مادر کشتی برده را باخت تا حرمت عشق مادرانه و اشک های خالصانه ی یک مادر ضایع نشده باشد، بیا و به آیین پهلوانی که چه بخواهی و چه نخواهی در عمق جانت جریان دارد نه به خاطر ریحانه به حرمت اشک چشم مادران این دیار از حق اَت بگذر….
    خداوند خالق آسمانی ریحانه است تو ناجی زمینی اش باش، نامش را از یاد ببر فکر کن مریمی به سمتت دست دراز کرده تا از زمین بلندش کنی، دختری که تمام آرزوهای جوانی اش را با میله های عمودی زندان در میان نهاده است.
    عزیز مهربانم به رافت قلبت ایمان دارم، به خدای تنهایی های مشترکمان سوگند در تمام نیمه شب هایی که سر به دیوار تنهایی تکیه دادی تا در فراغ شانه های مردانه ای بگریی که پدر نام دارند، تنها نبوده ای! من و خیلی از جوانان این سرزمین در ریزش قطره قطره ی اشک هایت همراهی ات کرده ایم. ما بغض مشترکی داریم به نام پدر…
    حالا دست تقدیر ما را به اینجا رسانده تا همه گرداگرد یک حادثه ی دلخراش حلقه بزنیم و تو را
    سوگند دهیم به تمامی اسمای مقدس آسمانی و زمینی که از حقوق خود و خانواده ات بگذری که بی شک هیچ یک از کارهای خدا بی حکمت نیست.
    می دانم می توانی نفسی را ببری که حق توست اما اگر نفس تازه شوی روسفیدمان کرده ای!
    دستانت را که به آسمان می بری تا خدا را به استجابت دعاهایت بخوانی به یاد بیاور هزاران هزار دست به آستان مهرت امید بسته اند، دستانی از جنس یادگاران ماندگار جنگ و شهادت، دستانی که از کودکی رنگ پدر را ندیدند تا ما بی دغدغه روی پاهایمان بایستیم….
    حالا تمام امیدمان به دستان خداوند است تا قلب مهربانت را به بخشش جانی رئوف بگرداند تمام امیدمان را نا امید نکن. قلبت به صداقت آینه هاست چنگال این بغض نشسته بر گلو را از جانمان باز کن بزرگمرد.
    حق ات را به تن های رنجور ببخش، به سرهای از بدن جدا، به حرمت مردانِ مردی که یک شب با کوله بار غیرت و شهامت رفتند و هرگز بازنگشتند، همان بزرگمردانی که به هنگام قدم زدن در خیابان نام بلندشان نظاره گر سرگشتگی هایت می شود، به نام کوچه های شهرمان نگاه کن! به حرمت تک تک این نام های بسیار ببخش….
    این برادر کوچکت به نیابت از تمامی این نام ها که آسمانی اند، بجای تمام بزرگمردانی که زمین تاب ماندنشان را نداشت از تو می خواهد دختری را به آبروی مردان خدا ببخشی! به نجابت مادرانی که هنوز در انتظار بازگشت فرزند مفقودالاثرشان هستند از تو می خواهم از حق مسلم ات درگذر…
    تمام این ثانیه های کشدارت در فراغ پدر نقاش موسپیدگر و بخت سیاه کن دختری هستند که از سر اتفاق و جوانی جان عزیزت را گرفته است.
    وقتی برای انجام شیمی درمانی به بیمارستان می روم، مادران دردمندی را می بینم که هر کدام با
    نگاهشان معجزه ای را می جویند تا جان فرزند جوانشان نجات یابد از فلاکت درد و حالا در سرزمین مان چهار ستون بدن دختری سالم است تنها معجزه ی زنده ماندش کرامت تو و لطف خانواده ی ارجمندت است، مهربانم.
    تو مرد بزرگ خانواده ی محترم سربندی هستی، روح آزرده ی مادر مهربانت را به مهر مادری سوگند بده، به عشقی که در تمام سالهای نبود پدر بزرگوارتان صرف قد کشیدن فرزندان عزیزشان کردند سوگندشان بده، دختری پشیمان را به حرمت صبر یگانه ی صبور کربلا “حضرت زینب” (س) ببخشند.محرم امام حسین (ع) نزدیک است، به حرمت تمام سیاه پوشان حسینی سوگندتان می دهم که رخت عزا بر تن یک خانواده ی دردمند نپوشانید.
    قضاوت های ناآگاهانه از دیرباز خدشه بر عمق جان خیلی از ماها نشانده، روحمان را به بغض کشانده و چه جنایت هایی را رقم زده است اما شاید گذشت معجزه گر شما برخی را به خود بیاورد تا نیاندیشیده کلامی بر زبان جاری نسازند و کورکورانه آبرویی را نریزند…
    برادر عزیزم در این سوی مرزها، در غربت یخ بسته ی کشوری دورتر از کشور عزیزمان تنی رنجور چشم امیدش به کرامت شماست، بگذار سرم را بالا بگیرم که در ایران هنوز جوانمردی و بخشش حرف اول را می زند… مرد خوب این قصه، آشیان امیدمان را از هم مپاشان. جلال یعنی بلند مرتبه، راستی جلال هم نام خداست…
    از راه دور بر دستان پرمهرت هزاران بوسه می زنم
    برادر کوچک تو
    مهرداد بهار

     
  61. سلام آقای نوری‌زاد. از دکتر خزعلی خبری دارین؟ حالشون خوبه؟ من هر چی‌ اینترنتو زیرو رو می‌کنم، از ۲-۳ ماه پیش تا حالا هیچ خبری از ایشون نیست.

    ——————–

    سلام حسین گرامی
    بله من یک چند باری ایشان را دیده ام. ترجیح می دهند این روزها را به سکوت برگزار کنند. گاه درخواست ها و رضایت پدری پیر، بر تمایلات فرد سایه می اندازد.

     
    • محمد مهدوي فر

      دكتر خزعلي اين روزها با گرفتاري هاي عديده اي در زندگي دست و پنجه نرم مي كنند . حق گويي و حق خواهي و عدالت طلبي تاواني دارد كه ايشان اين روزها تاوان آن را مي پردازند . دكتر خزعلي هر كجا كه باشد در قلب ماست .  

       
    • با درود به نوریزاد عزیز : پس این طور که معلوم است این جناب دکتر که با این شر وشور به افشا گری جناب مرجوم کنی پرداختند و اسرار های نهان آشکار کردند و توضیحات مبسوطی از خاندان جلیل ایشان و چپاول وگرد آوری املاک و دارایی های این دودمان خانمان بر انداز! پرداخته بودند و بارها در زمان حیاط ایشان البته روی تخت بیمارستان ایشان را در گروه اموات قرار میدادند به سکوت دعوت شدند! و حتی پذیرفتند ! پس به قول مرحوم فاضلی عزیزهرکس بهایی دارد قتی که پرداخت شود هرآن چه بخواهند آن کند !!!!!!!!

       
  62. محمد مهدوي فر

    اين برادران داعش اين طور هم كه در تبليغات گفته مي شود آدم هاي بدي نيستند . درست است كه اين ها شلاق مي زنند ، اعدام مي كنند ، سنگسار مي كنند ، تيرباران مي كنند ، چپاول مي كنند ، شكنجه مي كنند ، حقوق زنان را ناديده مي گيرند ، حجاب را اجباري مي كنند . مخالفين خود را نابود مي كنند و از سر راه برمي دارند . اعتراض را ممنوع مي كنند . خوب بكنند ما هم همين كارها را مي كنيم . مگر چه عيبي دارد؟ هم ما و هم آنها ، اين كارها را به عقيده ي خود به دستور اسلام و براي عظمت اسلام انجام مي دهيم .
    اين جور كارها براي حفظ نظام مقدس اسلامي گاهي اجتناب ناپذير است . همان طور كه رياست محترم قوه قضائيه و برادر او و آن يكي برادر او و ديگر برادران او بارها و بارها اعلام فرموده اند ، ما نبايد به عربده هاي حقوق بشري دنيا هيچگونه توجهي داشته باشيم . همه ي كارهايي كه برادران عزيز داعش انجام مي دهند حتماّ حجت شرعي دارند و تحت نظارت خليفه ي مسلمين جهان است و ما نيز فقط بايد به منويات ولي امر مسلمين جهان توجه داشته باشيم . هدف همه ي ما اعتلاي اسلام است . حالا ممكن در سلايق اندكي تفاوت داشته باشيم ولي اين اختلافات عميق نيستند و ما نبايد به اختلافات دامن بزنيم و يكديگر را تضعيف كنيم.

     
  63. محمد مهدوي فر

    از چند روز پيش كه وجود نازنين حضرت آيت الله مهدوي كني به لقاءالله پيوسته است، در شهرستان ما كسب و كار تقريباً تعطيل شده و مردم همه روزه براي شركت در مراسم عزاداري از اين مسجد به آن مسجد و از اين حسينيه به آن حسينيه مي روند. مردم شهرستان ما بسيار ولايت مدار هستند . از همان لحظه ي اول كه خبر ارتحال اين عالم ديني را شنيدند سراسيمه به كوچه ها و خيابان ها ريختند و بر سر و صورت خود مي زدند و اين ضايعه بزرگ را به يكديگر تسليت مي گفتند زن و مرد لباس سياه بر تن كردند و پرچم هاي مشكي بر سردرب منازل خود نصب نمودند . بسياري از مردم به محض اينكه شروع مي كنند راجع به اين عالم ديني سخن بگويند، اشك به آنها امان نمي دهد. از آنجايي كه تمام عالمان ديني و بزرگان انقلاب و مراجع عظام ،‌ تقريبا هشتاد الي نود ساله هستند،‌ بيم آن مي رود كه هر يك از اين بزرگان كه به لقاء الله بپيوندد، مردم شهرستان ما روز ها و هفته ها در حال عزاداري باشند و اصولا ممكن است از الان تا ده سال ديگر در اين شهرستان هيچ كسب و كاري صورت نگيرد. اين موضوع بسياري از كارشناسان را نگران كرده است. بيشتر نگراني كارشناسان از اين بابت است كه رهبر معظم انقلاب نزديك به هشتاد سال سن دارند و از سرطان پروستات نيز رنج مي برند كه اگر زبانم لال، ايشان به رحمت حق واصل شوند، احتمال دارد تا آخر عمر هيچ كس در اين شهرستان دست و دلش به كار نرود.

     
    • ولی اینجا گلستان ما تا دلت بخواد عروسی برگزار شد و همین امروز دعوت داریم بریم عقدکنان گرچه تمام شهر به خاطر محرم سیاه پوش شده و ادم رو به یاد پرجم سیاه داعش میندازه .

       
  64. اسید پاشیدن , مصداق همان به زور به بهشت بردن است
    اگر آنروزی که از تریبون ها گفتند : [ به زور مردم را به بهشت میبریم ] بر دهانشان میکوبیدم ,
    امروز نگران و آشفته اسید پاشیدن بر چهره زنان و دخترانمان نبودیم .
    به صورت خواهران و دختران ما اسید میپاشند که حجاب خواسته شده آنها را رعایت کنند !
    که دیدن چند تار مو برادران بیمار را حالی بحالی نکند که به گناه بیفتند و از بهشت وابمانند!
    به چهره زنان و بچه های ما اسید می پاشند که مبادا عقب رفتن روسری آنها تنبان حاج آقا را خیس کند وخدائی نکرده بهشت از کفشان برود !
    با اسید زندگی و دنیای زنان ما را تباه میکنند که به اصطلاح برای آنها آخرت را بخرند و آنها را به بهشت بفرستند و ببرند .
    این نتیجه همان افکار بهشت بردن مردم ولو بضرب چماق و به زور و اجبار میباشد .
    تنها کسی میتواند فتوای پاشیدن اسید را بدهد که معتقد است مردم را باید به زور به بهشت برد…
    تنها کسی میتواند این کار را جایز و درست بدانند که بخواهد بضرب چماق مردم را هدایت کند …
    اگر آن روزی که این مزخرف بهشت بردن زورکی را میگفتند بر دهانشان میکوبیدم و در مقابل این گفته مهمل شان ایستادگی میکردیم و آنرا سرسری نمیگرفتیم ,
    اینک شاهد سوختن فرزندانمان و نگران بیرون رفتن دخترانمان نبودیم.
    اگر همان روز تکلیف خودمان را با بهشت رفتنمان روشن میکردیم , امروز شاهد چنین روزهای تنگ و تاریکی نبودیم .

     
  65. با سلام و درود فراوان ,
    حرف آن پیرمرد دندان کشیده بسیار جالب و در خور تعمق و تفکر است .
    ما مردم ایران معنی ارباب رجوع را نمیدانیم و بعلت ناآگاهی از قوانین در هنگام مراجعه به مراکز دولتی عملا تبدیل به رعیت رجوع میشویم و با حالتی بدهکار با دولتمردان برخورد میکنیم .
    ما از این نکته غافل هستیم که دولتمردانی که پست و مقام و ماشین و راننده و حقوقشان از صدقه سر ما مردم است , وظیفه شان خدمت به ماست و برای همیناز مزایا و امکانات برخوردار هستند و حقوق میگیرند , پس ما نباید بخاطر انجام دادن کار و وظیفه خودشان به آنها التماس کنیم.
    شاید این تعارفات و احترام های بیجای ما هست که آنها را اینچنین گستاخ و طلبکار کرده است و خواهش تمناهای بیمورد ما سبب شده که ما را فرودست و خود را بالاتر از آنچه هست تصور کنند !

     
  66. دنیای عجیب حیوانات

    از دشمنان شکایت به دوستان . چون دوست دشمن است شکایت به کجا بریم
    به خلیفه مسلمین جهان حضرت امیر المومنین ابوبکر البغدادی (ع)
    سلام العلیکم به آن امام بزرگوار
    آقای ما مولای ما چندی است که گروهی با عنوان امر به معروف با اسید پاشی حدود 15 تن از دختران و بانوان زیبای ما را از زندگی ساقط کردند این فجایع یکطرف و سکوت رهبر فرزانه ما هم یکطرف ! نه تشری نه همدردی نه عیادتی هیچ . این در صورتی است که ایشان برای یک عمل نیم ساعته پروستات رنگ به رخسار نداشتد و از مردم می خواستند که برایش دعا کنند و بعد از عمل هم یک هفته در بیمارستان بودند و زمین و زمان به عیادتش رفتند اما دختران ما با کمترین امکانات پزشکی در سکوت و بی خبری میسوزند ! اماما شما چهره بهتری از اسلام به ما نشان دهید تا با شما بیعت کنیم .

    پاسخ امیر المومنین ابوبکر البغدادی (ع)
    بسم الله الرحمان الرحیم
    إإِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفّاً کَأَنَّهُم بُنْیَانٌ مَّرْصُوصٌ
    (الببخشید المن الفارسی بلد نیستم الموتجه انشدم چی انوشتید)

    ای مرده شور ببرت امام یعنی با این تشکیلاتت یک مترجم فارسی هم نداشتی نکبت

     
  67. “اسيد”

    کوروش کيانی قلعه سردی

    خطاب به جناب روحانی در پاسخ به فاجعه ی اسیدپاشی دراصفهان
    

    جای چرخاندن بیهوده ی این دسته کلید
    قفل را پاک کن از ذهن قفسهای پلید

    اصفهان زخم مغول دیده و تاراج عرب
    بارها خورده از این گونه تکانهای شدید

    نیچه هم مرده که پاسخ دهد انسان مدرن
    وارد عصر توحش شده یا عصر جدید

    مشکل از زشتی ابر است نه زیبایی ماه
    روی ما این همه بیهوده نپاشید اسید

    ما که راضی به همین خواب عمیقیم چرا
    چرتمان را سرِ این فاجعه برهم زده اید

    بس کنید ای همه ی مذهبتان ضد خدا
    پای ما فتنه گران را به خیابان نکشید

    برکه پایان سفر نیست نترس از طغیان
    تا به بیراهه نزد رود به دریا نرسید

    جگر قافیه ها سوخت بر احوال زنان
    سنگ اگر جای شما بود دلش میترکید!

     
  68. درود به جناب نوری زاد و همه دوستان خوبم در این سایت

    دوستان عزیز، درد دلی است از یک غربت نشین که آرزوی بازگشت به وطن دارد. اگر به خاطر داشته باشید چندی پیش جناب مانی از آلمان هم درد دل مشابهی کرده بود که بسیار برای من آشنا بود. در ایران که بودم وقتی این خواننده های لوس آنجلسی را می دیدم که دم از غربت و دوری از وطن می زنند، همیشه می گفتم که خوشی زده زیر دلشان و ادا در می آورند. ولی الان که خودم آواره غربت هستم می فهمم که چقدر این درد عمیق است. واقعاً دیشب زدم به سیم آخر و گفتم هرچه بادا باد بر می گردم ایران و تمام. متاسفانه با مخالفت شدید خانواده مواجه شدم. دلایل این جدال البته طولانی است و از حوصله شما خارج است ولی صادقانه بگویم که همان هوای دودآلود تهران و ترافیک دیوانه وار و حکومت ابلهانه جمهوری اسلامی را به شدت به ماندن در استرالیا ترجیح می دهم. به شرافتم سوگند می خورم که دروغ نمی گویم. تازه وضعیت یکی چون من خیلی خوب است و کار مرتبط با رشته تحصیلی با درآمد بالایی دارم. بسیاری از دوستان دارند با مشاغل سخت و کم درآمدی روزگار می گذرانند که وضعشان به مراتب بدتر است. همگی ما یک وجه مشترک داریم و آن غربت و درد وطن است. غربت بسیار فراتر از آن چیزی است که من گمان می کردم. خیلی پیچیده است. من تمام دوران تحصیلم و حتی بعد از تحصیل آدم تنهایی بودم که به تنهایی و دور از خانواده در شهرهای مختلف زندگی کردم ولی غربت فراتر از این حرفها است. شاید باورش مشکل باشد ولی به شدت افسرده ام. همه چیز اینجا بی نهایت تمیز و زیبا است. نظم و دقت در همه جا به چشم می خورد، مردم مودب و مهربانند ولی من افسرده ام، یعنی واقعاً روز به روز تحلیل می روم و فقط به روزی فکر می کنم که به ایران باز خواهم گشت. به قولی
    این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
    این خاک چه زیبا است ولی خاک وطن نیست

    ببخشید که این موضوع را پیش کشیدم. تنها درد دلی بود با دوستان خوبم تا بدانند که ما اگر خارج نشینیم ولی دردمان از درد شما که زیر بیرق ظلم زندگی می کنید کمتر نیست. ما همه در یک قایق نشسته ایم و سرنوشتی مشترک داریم.
    به امید دیدار در خاک وطن
    پایدار و سرفراز ایران و ایرانی

     
    • بردیا جان باز که جاده خاکی رفتی رفیق ! آن فتوایی که دادی از این قشنگ تر بود مردم حاضرند تمام هست و نیستشان را بدهند تا دستشان به غربت برسد میدانید که حتی خطرات غرق شدن در دریا و زندگی در کمپ های قرون وسطایی را به جان میخرند در واقع این مردم داخل کشور هستند که غربت میکشند چون حقوق شان اندازه حیوانات هم رعایت نمی شود و هر آن ممکن است به احمقانه ترین دلیل سر از زندان امام خمینی در بیاورند پس اگر بنا بر کشیدن غربت باشد چه بهتر که غربت در یک جای خوش آب و هوا و متمدن و قانونمند باشد همین خارج نشینان که شعار غربت سر میدهند اگربهترین شرایط هم در اینجا فراهم باشد محال است که برگردند مگر آنهایی که در خارج ول معطلند یا اینکه کسانی بخواهند برای تنوع یکلاق قشلاق کنند . خلاصه کنم خارج نشینان در بدترین حالت در آرامش نسبی زندگی میکنند و منت غربتش را سر مردم بی نوا میگذارند بس گنید این شعار های پوک را در قرن بیست و یکم غربت یعنی چه ما همه در کره زمین غریبیم .

       
      • رفیق ناشناس
        من که از آن حرف عذرخواهی کردم. می گویم ما حرمت نخواستیم. شما این ماسک ناشناسیت را بردار ببینیم کی هستی رفیق. کار زشتی است طعنه بر آدمی که صادقانه حرف دل می زند. خودت هم می دانی به همین دلیل است که زیر ماسک ناشناس پنهان می مانی تا زشتی کارت را پنهان کنی. بله آدمها با هم متفاوتند یکی مثل شما ممکن است خود و خانواده را برای به دست آوردن امکاناتی که من دارم به خطر بیندازد. یکی هم مثل من برای برگشت به وطنش پر پر می زند. آدمها با هم متفاوتند. یکی محبت می کند و یکی بدی می کند و هر دو خود را اینگونه راضی می کنند. آمدم ایران حتما خبرت می کنم ولی جوری که نتوانی ردم را بگیری. میدانی من همیشه به آدمهایی مثل تو که از آزار دیگران لذت می برند مشکوکم.

         
    • محمد مهدوي فر

      بردياي عزيز برگرد و ترديد را خودت دور كن ؛ بيا كه زندان اوين نيز از فراقت سينه چاك است .

       
  69. درود بر نوريزاد آزاده و همه دوستان ارجمند و سپاس از حامى گرامى به خاطر سلسله نوشته هاى ارزشمندى كه در باره تاريخ جنگ هشت ساله عرضه مى كنند .
    در پرتو همين نوشته ها مى توان تصوير كلى نظامى را ديد كه هم از آغاز انحصار طلبى عقيدتى و تقسيم ايرانيان به حزب اللهى يا خودى و غير حزب اللهى يا غير خودى را به بهاى خون و خشونت رقم زد .اين تبعيض در آن زمان با شعار حزب فقط حزب الله و چماق زور در برابر دگر انديشى اى كه خمينى اسمش را چماق قلم نهاده بود شرايطى كاملا نابرابر در ميدان گفتكوى انديشه ها ايجاد كرد .حاكم و جانبدارانش نه فقط در امنيت كامل حق بيان وتظاهرات و نشر عقيده و برخوردارى از همه نوع رسانه داشتند و هنوز هم دارند و با اينكه خود را بحق دانسته و مىدانند آن قدر به حقانيت خود اعتماد نداشتند و ندارند كه به ديگران نيز اجازه آزادى بيان و رسانه و راه پيمايي دهند ،پس علاوه بر انحصار غاصبانه همه ابزار تبليغ در يك دست ، با دست ديكر نيز ابزار سركوب را محكم كرفتند و گرفته اند تا با آن وحدت كلمه برقرار كنند .در يك دست شمشير و در دست ديگر كتاب .اين تصوير همه نظام هاى عقيدتى است .چماق ،كارد موكت برى ،قمه ،آتش زدن سينما و كتابفروشى ( از جمله كتاب فروشى مرغ آيين ) ، قلع و قمع دفاتر روزنامه ها و سالن هاى سخنرانى و ميتينگ ها ،زدن ،گرفتن ،كشتن ،حبس ،شلاق ،فيلترينگ ،پارازيت ،سانسور ، تفتيش عقايد ،شنود ،پلمب كردن ،توقيف كردن و ادعاى ديكتاتور نبودن و حقانيت ؟!!! هرطور كه بخواهند ننگ اسيد پاشى را از دامن خود پاك كنند و آن را اتفاقى استثنايي و حاشيه اى نشان دهند باز با اين پرسش ها مواجهه اند : قتل ستار بهشتى چطور ؟تجاوز در كهريزك چطور ؟قتل عام ٦٧ چطور ؟قتل هاى زنجيره اى و فرنگى كارى چطور ؟در عاشورا با ماشين از روى بدن مردم رد شدن چطور ؟ زيد آبادى شريف و پاك و حقيقت گو و صدها مانند او را سال ها از آزادى محروم كردن چطور ؟اتوبوس ارمنستان چطور ؟دندان تيز اژه اى چطور ؟
    هموطنى كه اين نظام را مقدس مى دانى آيا ديكتاتورى شاخ و دم دارد ؟گيرم كه إمريكا و اسراييل كفر ابليس ،تو بگو خودت كه هستى و با مردم خودت چه رفتارى دارى ؟بگو كسى كه به هموطنان بغل دست خود رحم ندارد ،چطور ممكن است غمخوار مظلومان دوردست ها باشد ؟اى جانورى كه به روى زن هاى بى دفاع اسيد مى پاشى و سياست النصر بالرعب را حق مى دانى پس چرا در مى روى ؟به قول قديمى ها مردى اما فقط در حمام زنانه ؟اى كه شكستن موبايل هاى مردم را حق مى دانى پس چرا مى ترسى تصويرت پخش شود ؟اين موبايل شكستن ها يعنى :تف به تصوير خودت .
    بارى اسيد پاشى چكيده و ذات نظامى است كه نوشته هاى دوست ارجمند ،حامى ،تاريخ إن را از زبان قدرتمندانش مى نويسد .واى بر آن روزى كه همين تاريخ از زبان ستمديدگان نوشته شود ! از زبان مادرانى كه دخترانشان درغايت بى پناهى عروس اباليس شدند .از زبان زندگانى كه هنوز زخم هاى تيغ و كارد چماقدارانى بر بدن دارند كه حاكم اعظم به جاى محكوم كردن آنها گفت :چماق قلم بدترين چماق است . اين به وضوح يعنى :قمه در برابر كلمه .حكومت عقيدتى همين است و حكومت دينى بدترين نوعش .تاريخ حتى يك استثنا به ما نشان نمى دهد كه كار چنين حكومت هايي به خون و خشونت و مصيبت نكشيده باشد .اسيد پاشى ماكت كوچكى از يك حكومت عقيدتى است منتها در حال احتضار .جرا كه در اوايل انقلاب اين اشرار به انبوهى جمعيتى متكى بودند كه اگر مى گفتى بالاى چشم امام ابروست برمى آشفتند و طاغوتى طاغوتى و ضد انقلاب و كمونيست ات مى خواندند اما امروز اين انبوهى در حد باورمندان اندك دروغ هاى صدا و سيما تقليل يافته اند و حجم امت شهيد پرور نيز به شدت كاهش يافته و به همين علت مدام دارند مقبوليت مشروعيت مى كنند .در يك دموكراسى پيشرفته باورمند به عقيده اى كه فقط چهار نفر جانبدار دارد همان قدر حق إزادى بيان دارد كه باورمند به عقيده اى با ميليون ها طرفدار .جمهورى اسلامى يعنى نوعى سوء استفاده از نام مردم سالارى .دموكراسى خوب است اگر اكثريت با حاكم مادم العمر باشند ،دموكراسى كشك است اكر اكثريت با حاكم نباشند ،در اين هنگام است كه مصباح يزدى
    براى هيچكاره بودن مردم در برابر نايب خدا تئورى مى بافد .خواص و عوام قرون وسطايي با ماشين زمان به سده ٢١ مى إيد و تازه خواص نيز به با بصيرت و بى بصيرت تقسيم مى شوند

     
  70. ريشه ها ٢٠٩(قسمت ٢٠٨ ذيل پست قبلى )
    عنوان هاى كلى به ترتيب :فرهنگ / فرهنگ دينى /عرفان

    زمين و آسمان حافظ
    ٢٠- در متون مقدس مسيحى و يهودى درخت ممنوعه در فردوس دو نام دارد :درخت دانش و درخت زندگى .در عصر مدرن سده ١٨ ميلادى به ويژه در فرانسه عصر خرد گرايي بود .عقل و تجربه دو ركن قابل اعتماد هر دانشى محسوب مى شد .از آثار اصحاب دايرة المعارف مى توان دريافت كه روشنگران اين دوران تا چه حد زيادى اميد داشتند كه اگر انسان ها تنها بر خرد و آزمون هاى تجربى متكى باشند ،به زودى بهشتى بر زمين بر پا خواهند كرد كه در آن جز عدالت و آزادى و صلح و همزيستى برادرانه ،جز اسطوره زدايي از ذهن بشر و پيشرفت به سوى آينده بهتر و جز خير و زيبايي و رهايي از ترس و ستم نباشد .اين چنين بود تا ميانه سده ١٩ كه انديشمندان آلمانى و برخى از هنرمندان و نويسندگان فرانسوى و انگليسى با مشاهده تيره روزى كارگران و خردسالان در فضاى ظالمانه كار و نيز جنگ هاى ملى و بهره كشى بيرحمانه از نيروى كار زنان و مردان در اروپا و تا حدى در مستعمرات نواهاى نوميدانه اى سر دادند كه نمونه هاى آن را در آثار بالزاك و ديكنس و اميل زولا و رمانتيك هاى بعضا عارف پيشه آلمانى مى توانيم ببينيم . گويي پيش از اين زمان درخت بهشتى تنها درخت دانش بود و اكنون به نام ديگر إن يعنى زندگى توجه مى شد . جنبش عظيم و دامن گستر رمانتيك و سپس فيلسوفانى كه چون نيچه ،شوپنهاور ،كى ير كگور ،و هگليان چپ توجه خود را معطوف به زندگى و عمل كردند . دامنه اين جريان گسترده تر و پيچيده تر از آن است كه در اين مجال بتوانيم واردش شويم .ماركس از همين جريان ميراث مى برد .بذرهاى تمامى شاخه هاى فلسفه هاى موسوم به قاره اى در سده بيستم در همان زمان كاشته شد .برخى از انديشمندان فاشيسم سده بيستم را نيز فراورده نهايي همين حيات گرايي و عمل گرايي قرن نوزدهمى مى دانند .؛ دورانى كه درخت اسطوره اى آن روى خود را كه زندگى نام داشت بيش بخش عقلانى اش كه دانش بود به رخ مى كشيد .
    يكى از پيامد هاى اين جريان روانكاوى بود كه فرويد آن را به صورت يك دانش جديد درآورد . در اين دانش جديد تقسيمات نظرى قديمى قواى باطنى -حس ، وهم ،خيال ،عقل ،- كنار نهاده شد . روانكاوى بر آن شد تا با تجربه هاى بالينى در مورد بيماران روانى و حتى افراد سالم به جاى تعاريف كلى و نظرى به مكانيسم و كاركرد روان ره يابد ،به همان سان كه پزشكى با تن انسان ها رفتار مى كند .كاوش در نفس شخصى چون نيك بنگريم در قديم نيز در عرفان جلب توجه مى كند .سقراط با شعار خود را بشناس و اگوستين قديس با رهنمود دينى اى كه مى گفت به درون خود بنگر براى شناخت شرارت هاى نفس خود و تهذيب آنها به نوعى آزمون دست زدند .لكان در سمينار شماره ٨ و نيز در چهار مفهوم بنيادى روانكاوى ، رفتار سقراط با الكيبيادس در رساله ضيافت افلاتون را رفتار يك اناليزور روان مى داند و الكيبيادس نيز اناليزند يا كسى است كه روانش تحليل مى شود .الكيبيادس همجنس گرا سقراط را چنانكه قبلا اشاره شد به اگلما يا صندوق جواهرات مانند مى كند .و محتوى صندوق را دسترس ناپذير مى يابد .در عين حال همين امر دسترس ناپذير مطلوب و علت عشق پر سوداى اوست .سقراط به شيوه روانكاوانه ترانسفرنس يا انتقال همچون يك روانكاو نقش معشوق الكيبيادس يا ابژه غير كوچك ايفا مى كند .سپس توضيح مى دهد كه مطلوب عشق در جهانى ديگر و همان اگاتون و خير برين است .صندوق سقراط تهى است .
    در عرفان قديم و به ويژه در ديوان حافظ آنچه رخ مى دهد همين اشتياق امر دسترس نا پذير است .امرى كه صمد يعنى توپر و صلب و در خود بسته و بى نياز به غير است . ركن الدين امامزاده هنگام مشاهده شرارت مغولان به نقل تاريخ جهانگشا مى گويد :// خاموش ، باد بى نيازى خداوند است كه مى وزد .سامان سخن گفتن نيست // احتمالا مراد وى همان صمديت خداست كه در سوره توحيد آمده است .
    گريه حافظ چه سنجد پيش استغناى عشق
    كاندرين دريا نمايد هفت دريا شبنمى
    روانكاوى فرويد روان انسان را همچون درخت ممنوعه عهد الست متشكل از زندگى و دانش مى داند .اولى را نا آگاه و دومى را آگاه مى نامد . روانكاو يا عارف يا فيلسوفى چون سقراط و قديسى چون اگوستين همه در يك چيز مشتركند : ژرف كاوى در روان خود يا به قول قدما سفر نفس . در اين سفر ابتدا مسافر از من يا اگو يا همان لايه آگاه و عقلانى اى عبور مى كند كه روشنگران سده ١٨ آن را تمامى شالوده علم و دانش مى دانستند .گذار از اين لايه ورود به سرزمين عجيبى است كه از عقل و زبان معقول و متمدنانه روزمره پيروى نمىكند و مهم ترين نمودش رؤياست .ته اين ضمير نا آگاه كه فرويد آن را ناف ضمير نا آگاه مى ناميد در روانكاوى لكان يك شكاف و تهيناى پيشا زبانى و بدوى است كه شكل هندسى آن را مى توان به صورت حفره اى ترسيم كرد همچون بخش مشترك دو دايره كه همديگر را قطع كرده اند .يك دايره همان سوژه و دايره ديگر غير و محل تقاطع همان حفره دسترس نا پذيرى است كه انسان مدام با اين يا آن فانتزى يا امر خيالى به عبث گمان مى برد كه آن را پر كرده است .طور ديگرى بگويم .در روانكاوى لكان هويت همواره همبسته با غيريت است و اين همبستگى در زبان هستى مى يابد .اما مطابقت اين دو همواره ما ادى دارد و اين مازاد همان حفره اى است كه همچون اگلما تهى است ؛ يك هيچ دسترس ناپذير
    به سادگى مى توان نتيجه گرفت كه عارفان و سقراط و اگوستين قديس همه به اين هيچى دسترس ناپذير و پيشا زبانى و بيان ناشدنى و مفهوم ناشدنى پى برده بودند اما در فرهنگ دينى قرون وسطا آن را هو يا خدا يا امرى متعالى مى گرفتند و در روانكاوى مدرن آن را در ته ضمير نا آگاه مى يابند .درونى بودن اين امردسترس نا پذير به ويژه در انديشه حافظ محسوس است
    خيال حوصله بحر مى پزم هيهات
    چه هاست در سر اين قطره محال انديش
    …………
    زين آتش نهفته كه در سينه من است
    خورشيد شعله اى استكه در آسمان گرفت
    ……………..
    در اندرون من خسته دل ندانم چيست
    كه من خموشم و او در خروش و در غوغاست

     
    • رفع دو خطا
      ١-فيلسوفانى كه چون نيچه(نادرست)
      فيلسوفانى چون نيچه (درست)
      ٢-بيش بخش عقلانى اش(نادرست)
      بيش از بخش عقلانى اش ( درست)
      با پوزش

       
      • با سلام و عرض ادب و احترام خدمت دوست گرامی جناب کورس و سایر دوستان عزیز منجمله حامی , ساسانم , حامد , مزدک , بردیا , مرتضی , مانی , عبدالله , مشیری , عدفانیان , انعامی , زهرا , فائزه , انیتا , مازیار , کاوه , مصلح , مهدی , ابوالفضل , مهدوی فر , منصور , کمال افتخار , مش قاسم , مخلص ابادی , گنهکار , نیک کردار , رسول , سیاوش , مهرداد , مومن , هوشنگ , علی , اردشیر , نگهبان ایران , فرهاد , حسین , ارش , نگهبان ایران , رضا , کامیار , شاهد , فرزند ایران , مصباح یزدی , مجتبی , پیمان , امید , اریا , کامران , ابراهیمی , محمد , منوچهر , طاهر , خواهر شهید , جویا , افلاطون , ناشناس و سایر دوستانی که نامشان از قلم افتاده , پر توان باشید و پاینده..

         
        • درود مرا نیز پذیرا باشید دوست گرامی ام جناب بی کنش عزیز
          امید است که مشکلاتتان برطرف شده باشد. چشم انتظار نوشته های زیبای شما هستم. گرچه دوست گرانقدر و استاد بزرگوار جناب کورس زحمت بسیاری از ما را به تنهایی به دوش میکشند؛ و من از صمیم قلب برای ایشان آرزوی تندرستی دارم؛ اما هر قلم و کلامی، تاثیر خاص خود را دارد.
          بنظرم نوشتن در این اندیشکده (هرچند محدود)، احترام گذاشتن به راه و روش مالک آزادۀ این سایت، جناب نوری زاد عزیز، و تایید مبارزه مدنی ایشان است.
          پس بنویس، حتی بصورت محدود.
          دوستدار و ارادتمند شما، حامی.

           
        • سلام جناب بیکنش گرامی

          کجایید شما؟ کم پیدایید؟

          امید که اگر مشکلی یا کسالتی داشته اید بر طرف شده باشد.

          موفق باشید

           
  71. ازمهمترین وبزرگترین مشکلات شخصی وبه تبع ان اجتماعی مامردم ایران زمین این بوده که.ایرادواشکال خودمون راندیدیم اما ریزترین وکوچک ترین مشکل دیگران را فورا دربوق وکرنا دمیدیم که چه؟بله فلان شخص یافلان کشورغرق درمشکلات وفسادوبدبختی هستند.غافل ازاین که اون کسی که واون جامعه ای که عقب مانده ماوایران بوده.
    مضحک ترین وخنده دارترین موضوعی که این روزها باان مواجه شدیم مسئله اعدام شیخ نمرواعتراض اخوندهای ایران بود.جالب است این اخوندها این همه اعدام وزندانی عقیدتی درطول سی وچندسال راندیدندوعلی رغم اگاهی ازان فجایع سکوت کردنداما راجع به مسئله ای که ربطی به اینان نداشت اه وفغان سردادند.یکی نبودبگه ابله اگربویی ازانسانیت برده بودید برای اعدام زندانیان عقیدتی سالهای60اعتراض میکردید.یاسایر زندانیان سیاسی وعقیدتی.یک کلمه یکی ازاینهاراجع به ستاربهشتی نگفت…
    درجامعه هم همینگونه است.قوانین راهنمایی رانندگی رارعایت نمیکنیم.انوقت میخواهیم برای رفع ترافیک برنامه بدهیم.همش دروغگویی وغیبت و دوروکلک داریم.اما هی دیگران رانصیحت میکنیم.ایرادهای بسان کوه درخودمان راندیده ریزترین ایراددیگران راهمچون کوه میبینیم.دولتمردان هم همچون دایی جان ناپلون برای خود دشمن فرضی تراشیده همه مشکلات رابه امریکاوامپریالیسم ربط داده اند(البته منهای روسیه).
    بخدا باوضعیتی که درجامعه باان مواجهیم فعلا همین بساط جهل وخرافات با ما کارها دارد.دنیا داردبرمدارعقلانیت وعلم ومنطق پیش میرودماها درپی این هستیم که تارمویی ازفلان خانم دیده نشودتا لایق اسیدشود.یا ساپورت فلان خانم بنیان اسلام رابه لرزه درنیاورد.یاسینه وزنجیرمیزنیم تا ائمه برمارحم کرده وشفاعتمان بکنندتاباحوریان محشوروهم نشین باشیم.ولذتی که دراین دنیا برخودحرام کردیم را نسیه در اخرت بجوییم.وتابع طلم وجورباشیم تا خوداقا داد مارابستان .وگرنه خلق راچه به حق ستاندن…

     
  72. نگهبانان ايران

    درود بر شما
    جناب نوري زاد گرامي اگر به يك متخصص در زمينه‌ي كامپيوتر برويد مي توان عكس ها و فيلم هاي حذف شده را بازگرداند..
    استوار و پايدار باشيد..
    درود بر شاهزاده رضا پهلوي
    پاينده ايران

     
  73. سلام بر داداش سیندی شیهان !راستی چرا حسین شریعتمدار ی درباره ی سرمقاله نویس سابق کیهان چیزی نمینویسد ؟!شاید میسوزه و آب را میریزه اونجایی که اون دکتر معجزه گفته بود !!

     
  74. چرا محسن شریعتمداری درباره شما چیزی نمینویسد .وای فکر کنم آب را میریزه اونجایی که دکترشان گفته بود !!درود بر نوری زاد

     
  75. نقل قول:
    “مقصود از فراعنه و جبابره و اصنام و ظالم و طاغی و ياغی و امثال آن که در زبر و
    کتب و الواح الهی بوده و هست جهلای عصرند که به علما معروفند ، ايشانند اُسّ
    فساد و اُسطُقُسّ ضغينه و عناد ، چه که علّت و سبب احتجاب خلق و نار ظلم اين
    انفس غافله بوده و هستند . ازمعشر اُمرا هر هنگام ظلمی ظاهر شد از وسوسه اين
    نفوس بوده….”

    Pedro

     
  76. آزادی کشور از مروجان دین

    سلام آقای نوریزاد سلام به عزیزان مصدوم هموطنم
    اسید پاشی و زنده سوزاندن روح و جسم انسانها بویژه خانمها که از لطافت های روحی فیزیکی برخوردارند ء یک حرکت و جنایت بزرگ علیه بشریت محاسبه میشود و هیچ جایگزینی برای ترمیم این جنایت یافته نشده. ارتکاب این جنایت از قبل پیش بینی شده ء بسیار فراتر از خطوط قرمز یک جامعه درهم فشرده شده هست که اگر در کشورهایی با حکومت های دمکراتیک و آزاد اتفاق افتاده بود مصادف میشد با عذر خواهی های مقامات عالی کشور به مصدومان و مردم کشور و استعفا های مسیولین ناحیه وهمزمان پرچم کشور را رسمأ به حال نیمه افراشته میگذاشتند و کمیته های اجتماعی از مردم درخواست میکردند تا در صفوف آرام بیایند و نوشته و امضاء خویش را در دفاتر تاریخی شهرداری نوشتار کنند و شبانه با خانواده های مصدومین بصورت آرام از مرکز شهر با شمع و مشعل به محل سکونت آسیب دیدگان راهپیمایی آرام کنند. حواشی این همدردی خبرنگاران بیطرف حاضر به ارایه گزارش میشوند و نیروی انتظامی هم بشکل پوشش داده شده مسیول امنیت و کمک به راهپیمانان مینهند . حضور آمبولانسها در اطراف راهپیمانان قرار میگیرند تا در صورت نیاز به مردم کمک رسانی پزشکی کنند.. حالا شما این تفاوت دولتهای آزاد جهان را با مردم خویش و حاکمان عمامه دار ایران با مردم مصدوم و فرتوت شده ایران قیاس کنید و ارزش خود را از عمل و دید این نایبان امام زمان بیابید.
    آیا ما لایق این افراد بنام رهبر و رییس جمهور و امامان جمعه و نهادهای بی سر و ته مظنون هستیم؟
    اگر هستیم سکوت میکنیم تا بزودی افرادی تعلیم داده شده بعنوان اعتراف مقابل چشمتان خواهند شناساند تا مرتب ادعا های دروغین از امنیت برایمان روضه کنند.
    با آرزوی برکناری قوانین دینی و مسیولین افراطی از تمامی پست های اداری کشور
    و آزادی فرهنگ و عقیده و پیشرفت و رشد هر ایرانی

     
  77. لات صد شرف دارد به مردمی که ملا یان // را کشیده اند و هر بی حرمتی و بی ناموسی و خفت و خواری را تحمل می کنند مبادا کارشان به داروغه و آجان و گرفتن و زندان و کتک خوردن بیافتد.
    روی دختر هامون اسید بپاشند و صد تا دویست تا جمع بشن و شعار بدن اسید پاشی مد شده؟
    مگر بقیه مرده اید؟
    بچه هامون رو به خاطر ابراز عقیده زندان می اندازند
    همسایه مون رو بخاطر اعتراض به حکومت ناپدید می کنند
    زنان رو بخاطر فعالیت مدنی و طلب حقوق زن راهی اوین می کنند
    یکی مقاله علمی تو روزنامه منتشر می کنه حبس میشه
    یکی بهاییه سنیه زرتشتیه ….. از حقوق انسانی محروم میشه از دانشگاه اخراجش می کنند
    یکی // نداره بگه این چه وضعیه؟ بچه های بی گناهمون رو از زندان آزاد کنید؟
    چی سرتون آوردن؟ یکی هم مثل نوری زاد که جونشو میزاره کف دست و کوتاه نمی آد فوری بهش برچسب می زنید که حتما کاسه ای زیر نیم کاسه اش است.

    اصلا امام چمعه اصفهان چطور جرات به خودش می ده که بگه می خواد مردم رو با چوب تر ادب کنه؟
    رگ غیرت ندارین بریزین مسجد یقه آخوندک رو بگیرین این چه چرندی بود که گفتی؟
    شما هایی که مسلمونید و ادعا دارید اینه اسلامتون؟ اینه ادبیات حرف زدن با مردم؟ شما ها فکر می کنید آخوندک حتما کار خوبی می کنه؟ اسلام رو به گند کشونده جیک یک مسلمون در نمی آد؟ این همه نماز و روزه و عبادت آخرش اینه؟ یه ملای بی سواد اینجوری باهاتون حرف بزنه و همه لالمونی بگیرین؟

    آدم لات هم برای خودش مرام و مسلکی داره. درسته که هزار تا کار خلاف می کنه ولی از همین لات هم می شه چند تا کار خوب یاد گرفت. زیر بار حرف کسی نمیرن. ترسی هم از داروغه و آجان ندارن.
    لازم نیست کار های خلاف لات ها رو یاد بگیریم. همین نترس بودن و پای کار موندن و تا آخرش رفتن همین رو ازش یاد بگیریم.
    هر اندازه هم کسی درس خونده و دانشگاهی و چه و چه و چه باشه اگه یک مشت اوباش بخوان حقش رو پامال کنند و چاره دیگه ای نداشته باشه باید آستینش رو بالا بزنه و جواب مشت رو با مشت بده. تو مملکتی که فریاد رسی نیست و حکومت فاسد و لجنمال شده و از حقوق انسانی ما دفاع نمی کنه که هیچ به طور عمد ما رو تحقیر می کنه و می ترسونه تا صدامون در نیاد با کنج خونه نشستن و کز کردن وضع بهتر نمی شه.

     
  78. مجلسیان مفتخور هرزه گوی در حال تصویب طرحی هستند که نه تنها بقایای قانون و قانون پذیری را نابود خواهد کرد بلکه پس از تصویب قانون امر به معروف خود این ابلهان شکم پرست که اکنون در شهوت شکم و مال اندوزی غرقند هم بلعیده خواهند شد.
    هر لات و بی سر و پائی خواهد توانست هیئتی براه بیاندازد و در خیابان امر به معروف کند. دیری نخواهد پائید که این هیئت، هیئت دیگر را امر به معروف خواهد کرد و… ولی هیجان انگیز است که خیابان آرام چارلی چاپلین را جیب بری اسلامی عینیت خواهد بخشید. بنشین و تماشا کن.
    قانون گذار که رسائی و حسینیان باشند و تأئید کننده قانون جنتی و مجری الله کرم ، به به چه شود.

    راستش را بخواهید مردم باید یک تصمیم جدی بگیرند و برای همیشه طومار این گرسنگان فرومایه را بپیچند. این تصمیم شجاعانه این است که از این به بعد همه امامان و امام زادگان را تحریم کنند و به قم و مشهد پا نگذارند و حج نروند.

    ریشه حوزه ها را باید خشکاند که هر چه می کشیم از جهل منتشر شده از حوزه های علمیه است.
    تا آخوند هست بساط ارازل و اوباش هم هست.

     
  79. باسلام در راه مبارزه با استبداد ونيل به آزادي عده اي از زن وبچه مي ترسند عده بسيار زيادي از حقوق سر برج عده اي توسط صدا وسيما فريب خورده اند كه يا بايد جمهوري اسلامي باشد يا آمريكا وجهان خواران شما را زنده زنده خواهند خورد! عده اي فكر مي كنند حفظ دين وامام حسين وحضرت عباس در گرو حفظ حكومت اسلامي است واز عقاب نامبرده گان وسيزده تاي ديگر مي ترسند عده بسياري در خوابند عده بسيارتري آنقدر سواد ندارند كه بدانند مدل ديگري غير از مدل حكومت فعلي هم در دنيا وجود داردو……………….روشنفكران ومبارزان سياسي نه تنها غصه همه اينها را مي خورند بلكه بار مبارزه را هم تنهايي به دوش مي كشند مث خود همين آقاي نوري زاد مثل مبارزه اينان با جهل ديني واستبداد ناشي از آن مثل سنگ بسيار بسيار بزرگي است كه اينان از يك سراشيبي بسيار تند و ميليمتر به ميليمتر وكشان كشان بالا مي برند روزي كه اين سنگ به بالاي سربالا يي رسيد ودر نقطه تعادل قرار گرفت تلنگري كافي است تا با شتاب نه متر بر ثانيه وبه ضميمه اسلام فقاهتي و روحانيت وجهل وناداني وخرافه پرستي به سمت زباله دان تاريخ سقوط كند آنروز دورنيست پس به خاطر ايران وبه خاطر انسان وبه خاطر آزادي هر كداممان حداقل با روشن كردن يك مشعل آگاهي ونور دهي وروشنگري زباني وسينه به سينه اطرافيانمان ودوستانمان را براي كمك به بالا بردن سنگ ترغيب نماييم

     
  80. رهبر معظم انقلاب فرمودند: کشور با اتکا به نخبگان اداره شود نه منابع زیرزمینی. از کرامات شیخ ما اینست شیره را خورد و گفت شیرین است. جناب رهبر معظم، بچه سال اول دبستان هم این را میداند، ولی راه حل اداره مملکت را نه. و در ضمن، مملکتی که سالی ۱۵۰،۰۰۰ نفر تحصیل کرده و با تجربه ازش مهاجرت میکنند نخبگانی براش نمیمونه.

     
    • رهبرفرزانه!…تاریخ رابخوان….محمدمصدق این مردبزرگ این مطلب را وقتی 10ساله بودی نه تنها گفت بلکه عمل کرد باملی کردن نفت ودوسال هم با اوراق قرضه کشوررا اداره کرد…..

       
  81. جناب نوریزاد!! قربونت برم٫٫٫

    شما بخدا اینقدر برای این نیروی انتظامی ها جا نمازآب نکشید که فلانی خوشرو بود و باادب بود٫ باید باشند اینان مثلا خدمتکارهای اجتماع هستند
    ببینید٫ سپاه٫ بسیج و لباس شخصی ها بازوی راست و نیروی انتظامی بازوی چپ این رژیم منحوس هستند و با عملکردهای فراقانونی روزمره خود اهداف رژیم که ایجاد رعب و وحشت در جامعه هست پیش میبرند.

    همین سرهنگ هاو یا سرگردها که گوشی شما را با برخورد فیزیکی از شما میگیرند و عکسها درون آنرا پاک میکنند به نوبه خود دیکتاتورهائی بیش نیستند. طبق کدام قانون چنین عملی را انجام میدهند؟ این زورمداران و گردن کلفتان حق داشتند که در صورت ارتکاب جرم از طرف شما فقط شمارا دستگیر و تحویل دادگاه دهند و حتی اگر ضبط گوشی شما قانونی هم باشد و شما از تحویل آن خودداری کنید انها میتوانستند در گزارش بازداشت شما اضافه کنند که شما از دادن گوشی امتناع ورزیده اید. پلیس میتواند فقط ابزار مهلک و اسلحه گرم و یا هر چیزی که امنیت و سلامتی اشخاص را در معرض خطرقرار میدهد بزور ضبط کند و انهم با رعایت تمام جوانب که بشخص مجرم صدمه بدنی نرسد

    کدام قانون عکس گرفتن از یک مکان عمومی آنهم از مجلس که به اصطلاح خانه مردم باید باشد قدغن کرده است؟ و یا حتی اگر چنین قانونی وجود دارد چرا با نصب یک و یا چند اخطاریه که برای عموم قابل دیدن و خواندن باشد به اطلاع مردم نمیرسانند؟

    جناب نوریزاد٫ فیلم های زیادی از رفتارهمین نیروهای انتظامی با به اصطلاح اراذل و اوباش دستگیر شده در یوتیوب وجود دارد که با مشاهده انها نفرت و حس انتقام تمامی وجود یک انسان منصف را میگیرد. این ددان ووحوش درملأ عام این بیچارگان را به باد کتک گرفته و تا جا دارد انان را با باتوم و چماق و مشت و لگد و سیلی میزنند٫ با طناب انها را به یک دیگر بسته و از گردنشان آفتابه آویزان کرده و در معابرودرانظار عمومی رژه میبرنذ.

    من به یک سری اشخاصی که با سرقت٫ کیف زنی و ارتکاب انواع اقسام جرائم دیگر زندگی انگلی میکنند دلسوزی نمیکنم من از اعمال غیر قانونی ناجا که خود باید پاسدار قانون در اتماع باشند مینالم.

    یک شهروند هر چه قدر هم مجرم باشد فقط و فقط از طریق دادگاهای صالح باید مجازات شود و این مجازات تحت هیچ شرایطی نباید شامل تنبیه فیزیکی شود. تنها زمانی که یک پلیس میتواند شخص مجرم و یا مظنون را کتک بزند زمانی هست که خود اول از طرف آن فرد مورد حمله قرار گفته باشد یعنی دفاع از خود ولاغیر.

    بگو مرد مؤمن کدام کار این حکومت درست و با عقل جور بوده که کار پلیسش درست باشه؟

    با احترام

     
    • آقای رسول سلام ,
      دوست من , در کشوری که در کنار نیروی انتظامی و پلیس آن نیروهائی بنام لباس شخصی و خودسر وجود دارند , در حقیقت احترام و توجه و اطاعت به ارگان رسمی و قانونی و لباس فرم ( نه سرگرد فلان و سرهنگ بهمان) دهن کجی و بی اعتبار دانستن به آن نیروهای غیر رسمی میباشد و تنها با قوی کردن آن نیروهای رسمی میتوان این نیروهای خودسر و لباس شخصی را تضعیف کرد.
      بنظر من رفتار آقای نوری زاد بسیار هوشمندانه و دقیق و درست است , ایشان با لگد به سینه مامور پشمالوی بددهن میکوبد چون از نظر ایشان و مردم او وجود قانونی ندارد , ولی برای گرفتن دوربین خودش از مراجع قانونی و یونیفرم پوش از آنها خواهش میکند و تشکر هم مینماید , این رفتار درستی هست که باید با صبر و تحمل مورد توجه ما قرار بگیرد و سرمشق باشد .//

       
      • فرقی نمی کند انتظامی یا سپاهی
        باید فرد فردشان حسابشان را از حاکمان زور گو و ضد مردمی جدا کنند
        اعضای نیروی انتظامی یا سپاه فرزندان این آب و خاکند باید بدانند سوگندی که خورده اند تنها در راه دفاع از امنیت مردم اعتبار دارد. هر حکمی که مغایر حقوق مردم است باطل است. نوری زاد هم همین را به نیرو های مسلح گوشزد می کند.

         
      • جناب نیک کردار درود بر شما٫

        بنده منظورم این نبود که آقای نوریزاد میباست با مأمورین ناجا کژرفتاری میکردند بنده نیز مانند شما با احترام گذاشتن و تعزی کادری که قسم خوررده ٫ ملبس به اونیفورم و بطور رسمی پاسدار اجرای قانون در جامعه هستند موافق هستم

        ولی این نیرو با زیر پا گذاشتن قانون در ملأ عام چراغ سبز به قانون شکنی های بسیج و لباس شخصی ها میدهد. اگر این نیروخود را نمونه قرار داده و قانونمداری را پیشه کند اعمال رفتار اون یاغیان غیر عادی جلوه کرده و بیشتر بچشم میخورد و نه اینکه با آنان همگام شده ومردم را بی قانونی عادت بدهند. تحت هیچ شرایطی حتی در زیر یوغ حکومتی مثل ج.ا پلیس حق ضرب و شتم مردم را ندارد. کتک زدن یک مجرم شکنجه آن شخص تلّقی میشود. این چه پلیسی هست که به خود اجازه میدهد شهروندان کشور را در ملأ عام شکنجه میکند؟

        شما لطف کنید و این ویدئو را که پست کرده ام تماشا کنید. افرادی که ناظر این صحنه هستند و نه اینکه حتی یک شخص به این عمل غیر انسانی پلیس اعتراضی نمیکند بلکه صدای قهقهه آنان عرق سرد برپیشانی آدم مینشاند که چطور این مردم به اعمال فراقانونی نیروی انتظامی عادت کرده اند و آنها را سرگرم کننده و خنده آور میدانند. مردم باید بدانند که این افراد نیستند که از پلیس کتک میخورند این انسانیت هست که دارد له و لورده میشود. مگر نه اینکه انسان محترم است؟

        https://www.youtube.com/watch?v=4Jm422cJEjQ

         
  82. رائفی‌پور: طبق روايات، روی کره زمین، قبل از انسان، موجودی باهوش به نام نسناس زندگی می‌کرده است.

    – جنتى: بله يادم هست. به نسناس گفتم هوش به درد نمى خورد بايد بدانى از هر طرف باد آمد بادش بدهى. گوش نكرد نسلش منقرض شد. يك پسر خودم هم گوش نكرد اما پسر ديگرم كه گوش كرد، در دولت تزوير و اسيد، وزير شد.

    http://news.gooya.com/didaniha/archives/2014/10/187700.php

     
  83. با درود فراوان بر شیر مرد عرصهِ آزادگی و ایستادگی٫ جناب آقای محمد نوری زاد.
    همانگونه که برسبیلِ مزاح فرمودید:خدا وکیلی این سخن رهبر کاملاً درست است. ایران کشوری امن است.
    چندی است که کشور عزیز٫ مظلوم و در حالِ تاراج ما بهشت جانیان٫ فاسدان و چپاول گران ولی جهنّم مظلومین و ملّت آزاده ای شده که با فرضیهِ ولایت فقیه٫ ملّت به امّت تبدیل و با توضیحِ واضحِ واضع آن٫ امت بمانند کودکان و صغار است٫ پس نیاز به چوپان و قیّم دارد. این فرضیّه نه تنها در اثر غفلت ما مردم از قوّه به فعل درآمد٫ بلکه با تبدیلِ ولابت٫ به ولایت مطلقه ارتقاء یافت!! یعنی بازهم ترقّی معکوس کردیم. حال چاره ای نیست؛ تاگوهری را که در اثر نادانی بچاه انداختیم٫ با ایستادگی واتحاد خارج سازیم و آلودگیهای آنرا بزداییم.
    ساحل افتاده گفت٫ گر چه بسی زیستم – هیچ نه معلوم شد٫ آه که من کیستم
    موج فزاینده ای تیز خرامید و گفت -هستم اگر میروم٫ گر نروم نیستم.
    قامتِ سروتان همیشه سبز و شاداب باد.

     
  84. You know why islam tell womwn cover up, and they throw acid to women face, because they afraid of women, women could be a strong and important in society and these mullahs daesh in Iran don’t want that, women is a threat to these uneducated Mullahs so htey scare of anything they try to destroy it and women is not exluded from that elimination theory. They have eliminated anyone they feel is a treat to them in past 36 years.

     
  85. با سلام جناب نوریزاد عزیز،

    احتمالاً خبر اخراج دانشجویان ایرانی از دانشگاههای نروژ را شنیده اید…حدود 64 نفر..همین چند ماه پیش!..و من اما نمیدانستم که خودم هم یکی از قربانیان حادثه ای مشابه اینبار در فرانسه خواهم بود…البته اینرا نیز بگویم که افکار عمومی در فرانسه بسیار حساستراز دیگر کشورهای اروپایی است، به همین دلیل اخراج یک دانشجو صرفاً بخاطر ملیت ایرانیش تقریباً غیر محتمل به نظر میرسد (یا میرسید تا امروز!)، لذا بد ندیدم این حادثه را برایتان تعریف کنم.
    سال گذشته من دانشجوی فوق لیسانس “مهندسی مکانیک و مواد” در یکی از دانشگاههای پاریس بودم…نفر اول دانشکده…دانشجوی ممتاز…برای امسال بعنوان سال دوم فوق لیسانس دریکی دیگر از دانشگاههای پاریس ثبت نام کردم…در رشته “مواد برای سازه ها و انرژی”…گفتم “انرژی!”…چند سالیست که هر ایرانی تا کلمه “انرژی” را میشنود، به برکت انقلاب و بیت رهبری، ناخودآگاه در ذهنش نام “انرژی هسته ای” نقش می بندد…گویا انرژی غیر از انرژی هسته ای وجود ندارد !..من با توجه به گرایشم بعد از لیسانس که مهندسی عمران و سازه بود، طبیعتاً میانه خوبی با شیمی نداشتم و ندارم، حال آنکه برای انرژی هسته ای (مانند برادران هسته ای ما) باید شیمی و فیزیک قوی داشت…خلاصه مراسم ثبت نام و پرداخت شهریه با مبارکی و میمنت انجام شد…هنوز حدود یک ماه از کلاسها نگذشته بود که ماموران امنیتی دانشگاه مرا صدا زدند و گفتند: “باید کازه کوزه ام را جمع کنم و بروم!!!”…اما کجا؟؟؟ نمیدانیم…فقط از این به بعد حق نداری پایت را در این مرکز بگذاری…اینرا هم بگویم که دانشگاه در جنوب شرقی پاریس بود و کلاسها در یک مرکز تحقیقات هسته ای در جنوب غربی پاریس برگزار میشد…در طی این سه هفته یکماه، اکثر اساتید آنجا مرا میشناختند و به کارها و استعدادم آفرین میگفتند…به همین راحتی !!! آخر مرا با انرژی هسته ای چکار؟..من پایه ام مکانیک است و مواد پسوندی بیش نیست…اما همین که گفتند…مگر میشود یک ایرانی آنهم در یک مرکز تحقیقات هسته ای؟؟؟!!..خلاصه مذاکرات من با 1+3 (مسئول رشته و مسئول دانشکده و رئیس دانشگاه + مدیر امنیتی مرکز تحقیقات) بی نتیجه ماند و من باید تا چند روز دیگر ثبت نامم را کنسل کنم و پولم را پس بگیرم…اینکه امسال چه گلی به سر خواهم گرفت، بماند !!!

    موفق و سربلند باشید
    دوستدار شما سیاوش

     
  86. مقاله فردی بنام ماهرخ در سایت Iranglobal.info

    آیا به استناد آیه های قرآن کریم ما ایرانیان نباید مسلمان باشیم؟

    پنجشنبه, اکتبر 23, 2014 – 00:08

    ماه رخ

    نتیجه گیری به استناد آیه های یاد شده و در پاسخ به پرسش های نخستین متوجه میشویم که خداوند بارها فرموده است که :1. از میان مردم هر ده و یا هر قوم پیامبری برای مردم آن ده و یا آن قوم برگزیده می شوند که به زبان قوم خودش برای آنان سخن می گوید و هرگزهیچ پیامبری برای ده دیگر و یا قوم و یا ملت دیگری به پیامبری نرسیده است .2. خداوند به این دلیل قران کریم را به زبان عربی نازل نموده که مردم قوم عرب بتوانند آن را بفهمند.

    1. چرا ما ایرآنیآن مسلمآن هستیم ؟

    2. چرا خداوند مردی را به عنوآن پیامبر اسلام از میآن مردم قوم عرب بر گزیده است ؟

    3. آیا حضرت محمد برای مسلمآن کردن ما ایرآنیآن و اعراب و سایر اقوام و همه مردم جهآن پیامبر شد ه است؟

    4. آیا قرآن کریم که از سوی خداوند به زبآن عربی نازل شده برای راهنمایی و آموزش ما ایرآنیآن ، اعراب و سایر اقوام و همه مردم جهآن نازل شده است ؟

    بیشتر مردم کشور ما مسلمآن و با این پرسش ها آشنا هستند ولی پاسخ این پرسشها را به گونه ای متفاوت میدهند. برای یافتن پاسخ درست این پرسش ها لازم هست بدون هیچ گونه پیش داوری در پی یافتن اسناد و مدارک درست ، روشن ، مطمئن و مشخص باشیم تا هیچ کسی نتوآند در این پاسخ ها شک و تردید به دل راه دهد .با توجه به اینکه کتاب آسمآنی قرآن کریم در دسترس همه می باشد هیچ سند و مدرکی گویا تر و روشن تر از آیه های این کتاب آسمآنی وجود ندارد. بر هر کدام از ما ایرآنیآن که به کمترین سواد خوآندن و نوشتن دست میابد بر ما واجب است که خودمآن آیه به آیه قرآن کریم را بخوآنیم و آن را به خوبی بفهمیم و از آن ها پیروی کرده و آن را سرمشق و چراغ راه دین خودمآن قرار دهیم و نه اینکه مآنند یک آنسآن بی سواد پای منبر آخوندها بنشینیم و مفهوم آیه های قرآن را از دهآن آنآن بشنویم که به خود اجازه هر گونه تغییر و تحریفی را میدهند . تا به اینجا ما ایرآنیآن 1400 سال را برای شناخت و درک درست آیه های قرآن کریم از دست داده ایم.

    – آیا خداوند هر بار که پیامبری را به میآن مردم می فرستد او را برای راهنمایی همه مردم جهآن می فرستند یا اینکه از میآن مردم هر ده و یا هر قوم پیامبری را برای راهنمایی مردم همآن ده ویا همآن قوم می فرستد ؟ آیه های قرآن کریم را با هم بخوآنیم :

    1- سوره شماره 2 – بقره ( گاو) آیه 129 : پروردگارا در میآن آن ها پیامبری از خودشآن بر آنگیز تا آیات تو را بر ایشآن بخوآند … همآن سوره آیه 151 – چنآن که رسولی از میآن خودتآن بر شما فرستادیم تا آیات ما را بر شما بخوآنند و شما را از آلودگی منزه دارد …

    2- سوره شماره 3- آل عمرآن – آیه 164 : خداوند بر مومنآن منت نهاد که در میآنشآن پیامبری از خودشآن بر آنگیخت که آیاتش را بر آنها بخوآند و پاکشآن دارد …

    3- سوره شماره 5 – مائده (طعام ) آیه 48 : … برای هر گروه از شما آیین و طریقه روشن قرار دادیم و اگر خدا می خواست همه شما را به صورت یک امت در می آورد …

    4- سوره شماره 6 – آنعام (چهار پایآن ) آیه 130 : ای گروه جن و آنسآن آیا رسولآنی از نوع خودتآن به سویتآن نیامدند که آیات ما را برایتآن بخوآنند …

    5- سوره شماره 9 – توبه – آیه 128: رسولی از میآن خودتآن به نزد شما آمد که بی تردید رنج های شما بر او گرآن می آید و به هدایت تآن اصرار دارد …

    6- سوره شماره 10 – یونس – آیه 47 : هرامتی رسولی دارد و چون رسولشآن آمد میآن آنها به عدالت داوری شود و به آنها ستم نخواهد شد …

    7- سوره شماره 11(هود) آیه 25: نوح را به سوی قومش فرستادیم .(او گفت ) من برای شما هشدار دهنده آشکارم همچنین در آیه های 28، 29 و 30 هر بار نوح گفته است : ای قوم من … ونیز در همآن سوره و در آیه های زیر: آیه 50 : بسوی عادیآن برادرشآن هود را فرستادیم . گفت ای قوم من … آیه 61: برای ثمودیآن برادرشآن صالح را فرستادیم . گفت ای قوم من … آیه 78: (لوط گفت) ای قوم من اینها دخترآن من هستند … آیه 84: به سوی قوم مدین برادرشآن شعیب را فرستادیم . گفت ای قوم من … (در سوره شماره 7) – اعراف – آیه 85: (دوباره آمده ) برادرشآن شعیب را به سوی مدین فرستادیم و گفت ای قوم من … آیه 96 : ما موسی را با آیات خود و دلیلی آشکار به سوی فرعون و اطرافیآنش فرستادیم .

    8- سوره شماره 12 – یوسف – آیه 109: ما پیش از تو نفرستادیم مگر مردآنی از اهل قریه ها را که به آنها وحی میکردیم …

    9- سوره شماره 13 – رعد – آیه 30: این گونه تو را به میآن امتی فرستادیم …تا آنچه را که بر تو وحی کردیم بر آنها بخوآنی ..

    10- سوره شماره 14 – ابراهیم – آیه 5: موسی را با معجزات خود فرستادیم که قومت را از تاریکی به روشنایی در آور …

    11- سوره شماره 15- حجر- آیه : 10 ما پیش از تو رسولآن خود را به میآن امت های پیشین فرستادیم .

    12- سوره شماره 16- نحل (زنبور) آیه 36: ما برای هر امتی رسولی فرستادیم که خدای یکتا را بپرستید … همآن سوره آیه 63 : سوگند به خدا که ما رسولآنی به سوی امت های پیش از تو فرستادیم … همآن سوره آیه های 112 و 113: خداوند اهالی قریه ای را مثال آورد که آرام و آسوده بودند … پیامبری از خود آنها به سراغشآن آمد …

    13- سوره شماره 22- حج – آیه 75: خداوند از فرشتگآن و آنسآن رسولآنی برمیگزیند …

    14- سوره شماره 23 – مومنون – آیه های 31 و32: پس از آن ها قوم دیگری را به وجود آوردیم و از خودشآن رسولی به میآنشآن فرستادیم که خدا را بپرستید …

    15- سوره شماره 27 – نمل (مورچه) آیه 45: به ثموریآن برادرشآن صالح را فرستادیم که خدا را بپرستید …

    16- سوره شماره 28 (قصص – داستآنها ) آیه 59: پروردگار تو نابود کننده این قریه ها نبود مگر بعد از آن که رسولی به مرکز آن ها بفرستد که آیات ما را بر آنآن بخوآنند …

    17- سوره شماره 29 – عنکبوت – آیه 14 : نوح را به سوی قومش فرستادیم … همان سوره آیه 36: برادرشان شعیب را به مدین فرستادیم . گفت ای قوم من …

    18- سوره شماره 30 – روم – آیه 47 : پیش از تو پیامبرآنی را برای قومشآن فرستادیم …

    19- سوره شماره 34- سبا – آیه 34: ما به هیچ قریه ای هشدار دهنده ای نفرستادیم مگر آن که توآن گرآن عیاشش گفتند ما به آنچه آوردهای ایمآن نمی آوریم .

    20- سوره شماره 38 – ص – آیه 4 : به شگفت آمدند که چرا هشدار دهنده ای از میآن خودشآن بر آن ها فرستاده شد …

    21- سوره شماره 39 – زمر- (گروه های متفرق) آیه 71 : مگر از خودتآن برایتآن رسولی نیامد …

    22- سوره شماره 43 – زخرف (زینت ) آیه 44: و این قرآن برای تو وقوم تو تذکری است …

    23- سوره شماره 50 – ق- آیه 2: آنها از اینکه هشدار دهنده ای از میآن خودشآن آمد در شگفت شدند …

    24- سوره شماره 62 – جمعه – آیه 2: هم اوست که رسولی از میآن قوم بی کتاب برآنگیخت … به اسناد آیه های یاد شده این فکر و باور که هر پیامبری برای راهنمایی همه اقوام و مردم جهآن به پیامبری رسیده به طور مطلق نا درست و غلط است زیرا هر پیامبری فقط و فقط برای راهنمایی مردم قوم خودش پیامبر میشود و بس …

    ب – چرا قرآن به زبآن عربی نازل شده است ؟

    1- سوره شماره 12- یوسف – آیه های 1و 2 : این ها آیات کتاب مبین است که آن را به هیات قرآنی عربی نازل کردیم تا بیندیشید .

    2- سوره شماره 13 – رعد – آیه 37: چنین بود که قرآن را به زبآن عربی نازل کردیم …

    3- سوره شماره 14- ابراهیم – آیه 4: ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر آن که به زبآن قوم خودش برای آن ها بیان کند …

    4- سوره شماره 20 – طه – آیه 113: بدین گونه قرآنی عربی نازل کردیم و هشدارهای گوناگون در آن بیآن داشتیم …

    5- سوره شماره 26 – شعرا – آیه های 193تا 195: و روح الامین (جبرئیل) آن را به زبآن عربی فصیح بر قلب تو نازل کرده است … همان سوره آیه های 198 و 199: اگر آن را (قرآن را) بر یکی از اعجمیان ( مردم غیر عرب ) نازل می کردیم . و برایشان می خواند به آن ایمان نمی آوردند .

    6- سوره شماره 39 – زمر – آیه 28 : قرآنی عربی و بی انحراف که پروا کنند .

    7- سوره شماره 41 – فصلت – آیه های 2و3: این (قرآن) نازل شده از جآنب بخشاینده مهربآن کتابی است که آیاتش به وضوح بیآن شده است . قرآنی عربی برای دانایان .

    8- سوره شماره 43 – زخرف (زینت) آیه 3: که ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم باشد که دریابید .

    9 – سوره شماره 46 – احقا ف (ریگ ها) آیه 12: پیش از قرآن کتاب موسی را راهنما و رحمت بود و این کتاب تصدیق کننده آن و به زبان عربی است تا ستم کارآن را هشدار دهد و نیکو کارآن را بشارت . به استناد آیه های یاد شده قرآن کریم به زبآن عربی نازل شده تا مردم عرب زبان بتوآنند آن را درک کنند …

    پ – خداوند با آیات زیر وظیفه پیامبری حضرت محمد را به روشنی مشخص نموده است:

    1- سوره شماره 6 – انعام (چهار پایان ) آیه 92 : و این کتاب مبارک را که تصدیق کننده کتب پیشین است نازل کردیم تا اهالی ام القرا (ده مادر – ده بزرگ که سپس مکه نام گرفت) و اطراف آن را هشدار دهی …

    2- سوره شماره 32 – سجده- آیه های 2و3 : ارسال این کتاب … از جانب پروردگار جهانیان حق است … تا گروهی را هشدار دهی که پیش از تو بیم رسانی برایشان نیامده است . شاید هدایت شوند .

    3- سوره شماره 42 – شوری- آیه 7 : و این چنین قرآنی به زبان عربی بر تو وحی کردیم تا اهل ام القرا و پیرامون آن را هشدار دهی و آنان را از روز قیامت که تردیدی درآن نیست بترسانی…

    ت- آیا خداوند در نظر داشته که پس از حضرت عیسی پیامبری به نام احمد را بفرستد ؟

    سوره شماره61 – صف – آیه 6: هنگامی که عیسی پسر مریم گفت ای بنی اسراییل من که فرستاده خدا به سوی شما هستم توراتی را که نزد من است تصدیق میکنم و نیز بشارت دهنده رسولی هستم که بعد از من میاید و نامش احمد است … در صورتی که خداوند پیامبری را فرستاد که نامش محمد بود و نه احمد. توجه : ترجمه های آیات یاد شده عینا از قرآن کریم با انطباق و بررسی در اداره نظارت بر چا پ و نشر قرآن کریم – سازمان تبلیغات اسلامی و مجوز اداره نظارت بر چا پ و نشر قرآن کریم از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آورده شده است.

    ث – نتیجه گیری به استناد آیه های یاد شده و در پاسخ به پرسش های نخستین متوجه میشویم که خداوند بارها فرموده است که :

    1. از میان مردم هر ده و یا هر قوم پیامبری برای مردم آن ده و یا آن قوم برگزیده می شوند که به زبان قوم خودش برای آنان سخن می گوید و هرگزهیچ پیامبری برای ده دیگر و یا قوم و یا ملت دیگری به پیامبری نرسیده است …

    2. خداوند به این دلیل قران کریم را به زبان عربی نازل نموده که مردم قوم عرب بتوانند آن را بفهمند.

    3. حضرت محمد برای راهنمایی مردم ام القرا یا مکه و مردم اطراف آن به پیامبری مبعوث شده است و بس.

    4. اگر این نکته های واضح و مسلم حتی در یک آیه می آمد برای فهمیدن و باور کردن مسلمانان کافی بود ولی خداوند بارها تکرار کرده که وظیفه هر پیامبری به ویژه حضرت محمد محدود به چه جایی می شود .

    5. هرگز در هیچ کجای قرآن کریم نوشته نشده که حضرت محمد غیراز پیامبری مردم ام القرا پیامبر سایر اقوام و مردمی است که در روی کره زمین زندگی می کنند. خود او نیز هرگز چنین ادعایی نداشته است .

    6. بنا براین مردم سایر اقوام غیرعرب مانند افغان ها، بلوچ ها، پشتو ها، ایرانیان ، ترک ها و دیگر اقوامی که امروزه مسلمان و پیرو حضرت محمد می باشند بر خلاف خواست و اراده خداوند است.

    یگانه دلیل مسلمان شدن ایرانیان شکست سپاهیان ایران در برابر هجوم اقوام بادیه نشین عرب در1300 سال پیش می باشد. لشگریان عرب که به بهانه گسترش دین اسلام به سایر کشورها حمله میکردند نه به خاطر آموزش دین به مردم دیگر بلکه فقط و فقط به شوق تصاحب زمین های آباد ، تاراج ثروت دیگران و به اسارت گرفتن زنان و دختران ان سرزمین به جنگ می رفتند و بس . در تاریخ زندگی بشر و تاریخ ادیان هرگز هیچ دین دیگری بجز اسلام به ضرب شمشیر و کشتار صدها هزار نفر از مردم بی گناه گسترش نیافته است .

     
    • با سلام به جناب نوریزاد و همه خوانندگان محترم سایت

      این مقاله در چند بخش تنظیم شده است و همه استنتاج های آن نادرست و عقیم یا متعارض به آیات دیگر قرآن است ،برای اینکه مطلب طولانی نشود مدعا ها و استدلالهای این مقاله را جدا جدا بررسی می کنیم:

      اولا- با استناد به برخی از آیات قرآن که موهم اختصاص دعوت پیامبر اسلام به قوم عرب و شبه جزیره عربستان است،تلاش شده است نتیجه گیری شود که دین اسلام حدوثا و بقاءا اختصاص به قوم عرب و شبه جزیره عربستان داشته است.

      این ادعا نادرست است،زیرا :

      الف-در قرآن کریم آیات دیگری وجود دارد که دلالت واضحی دارند بر جهانی بودن و شمول و عمومیت دعوت پیامبر اسلام ،این آیات عبارتند از :

      1- در سوره اعراف فرموده است: (قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَميعاً الَّذي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ يُحْيي‏ وَ يُميتُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ كَلِماتِهِ وَ اتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُون‏.الاعراف/158)

      در این آیه شریفه خطاب بصورت عمومی با کلمه “الناس” صورت گرفته است ،کلمه ناس در لغت عربی بمعنای “مردم” است و مفهوم مردم اختصاصی به مردم عرب یا مردم عجم یا مردم مناطق دیگر جهان ندارد، البته این کلمه “الناس” در آیات فراوان دیگری موضوع حکم واقع شده است که همه آنها هم میتواند دلیل بر عمومیت دعوت پیامبر اسلام باشد که بجهت اختصار از ذکر آنها خودداری می کنم ،و هرکس میتواند با یک سرچ معمولی در کل قرآن آیاتی را که کلمه “ناس”=مردم در آنها وارد شده مورد توجه قرار دهد.این یک فقره از این آیه و سایر آیات که دلالت بر شمول دعوت اسلام نسبت به سراسر جهان دارد.
      فقره دیگر در این آیه تعبیر “إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَميعاً” است که بوضوح و بصورت نص دلالت دارد بر اینکه مخاطب دعوت پیامبر همه مردم جهان از حیث زمان و مکان هستند ،یعنی نه تنها دعوت ایشان اختصاص به مکان خاصی ندارد بلکه اختصاص به زمان خاصی نیز ندارد ،زیرا فرموده است : ای مردم بدرستی که من فرستاده خدا هستم بسوی شما همه، مفهوم رسول الله که روشن است ،کلمه “الیکم”که از نظر ادبی متعلق به رسول الله است مفادش این است که من رسول الله هستم بسوی شما ،در اینجا این ضمیر “کم” باصطلاح ضمیر سوم شخص جمع است ،یعنی شما که البته مذکر بودن آن نیز از باب تغلیب است ،یعنی همه مردم (در هر زمان و مکان) اعم از مذکر و مونث.
      و نکته آخر اینکه در عین حال که کلمه “الیکم” خود مفید عمومیت و شمول بوده است باز اکتفاء به آن نفرموده است ،بلکه آنرا به کلمه “جمیعا” که از الفاظ تاکید و عمومیت در زبان عرب است ،تاکید کرده است که : ای مردم من رسول خدا هستم بسوی شما همه.بقیه الفاظ آیه شریفه هم که حاوی مباحث مهم دیگری است ،از محل استدلال ما خارج است. این یک آیه که بصورت نص صریح دال بر عمومیت دعوت اسلام است.

      2-در سوره الانبیاء فرموده است :(وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمين‏.الانبیاء/107)،مفهوم این آیه این است که : و ما نفرستادیم تو را الا بعنوان رحمتی برای جهانیان،در این آیه شریفه رحمت بودن پیامبر و رسالت او مخصوص نشده است به قوم عرب یا هیچ قوم خاصی ،فرموده است تو رحمتی هستی برای “عالمین”،کلمه “عالم” بفتح لام است،که بصورت جمع در لغت عرب اطلاق میشود بر هر نوع مجتمع الافراد ،مثل “عالم نبات” یعنی گیاهان ،عالم حیوانات و عالم انسانها ،همینطور که اطلاق بر هر صنف مجتمع الاطراف نیز میشود مثل “عالم عرب” یا “عالم عجم”و..،در هر حال عمومیت و شمول ،حاق معنای این کلمه است و در قرآن هم زیاد استعمال شده است مثل آیه حمد :”الحمد لله رب العالمین” یعنی حمد مخصوص خدای جهانیان است ،در هر حال چه “عالمین” را بمعنی همه موجودات بگیریم ،و چه بمعنای “عموم نوع انسان” بگیریم که مناسبتر است ،مفهوم آیه عموم است و معنا این می شود که : ای پیامبر ترا نفرستادیم الا در حالیکه تو رحمتی برای همه جهانیان یا انسانها هستی ،یعنی نفرمود :”و ما ارسلناک الا رحمه للعرب” ،بلکه فرمود رحمه للعالمین ،یعنی همه مردم.
      این هم آیه دیگری است که دلالت میکند که وجود مبارک پیامبر اسلام و دعوت او اختصاصی به مکان و زمان خاصی نداشته است.

      3-در سوره ای بنام “سبا” فرمود :(وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُون‏.السبا/28).
      تقریب استدلال به این آیه هم این است که بلسان حصر و بصورت نفی و اثبات با کلمه “ما” نفی و “الا” که از ادوات حصر است ،فرموده است :
      نفرستادیم ترا مگر اینکه بشارت دهنده و انذار کننده همه مردم هستی،باز می بینیم هم کلمه “الناس” که بمعنای عموم مردم است بکار رفته است ،و هم تاکید شده است به کلمه “کافه” که در لغت عرب بمعنای جمیع و همه است،پس این آیه هم می فرماید ،پیامبر اسلام بشیر و نذیر هم مردم جهان چه از حیث زمان و چه از حیث مکان است ،یعنی نه تنها اختصاص به عرب زمان نزول قرآن ندارد بلکه بحکم خاتمیت دعوت او و اینکه بعد از او پیامبر دیگری نخواهد آمد ،همه زمانها و مکانها الی یوم القیامه و پایان جهان ؛مشمول دعوت اسلام و مخاطب به خطاب قرآن اند.

      4- در سوره الانعام فرموده است :(…..ْ وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغ‏….الانعام/19)
      مفهوم این آیه شریفه این است که :و این قرآن بسوی من بصورت وحی نازل شده است تا شمایان و هرکه این پیام به او برسد را انذار کنم (انذار یعنی هشدار دادن به آخرت و عواقب بد اعتقاد و عمل نادرست)
      محل شاهد در این آیه این است که فرمود “لانذرکم” تا شما را انذار کنم ،که مقتضای کلمه “کم” ضمیر جمع مذکر مخاطب اگرچه خود عمومیت است ،اما بقرینه کلمه “ومن بلغ” یعنی و هرکس دیگری که این پیام و خطاب وحی به او برسد،اگر گفتیم “لانذرکم” یعنی تا شما قوم را انذار کنم ،اما کلمه “ومن بلغ” عمومیت و شمول زمانی و مکانی دارد ،زیرا عمومیت مفاد کلمات “موصوله” است ،و کلمه “من” که از اسماء موصول در لغت عربی است ،بمعنای “و هرکس” است ،که عمومیت دارد ،یعنی هرکس در این مکان یا هرمکان دیگر جهان است ،این اطلاق از حیث مکان،نیز عمومیت زمانی نیز دارد ،یعنی انذار می کنم شما را در این زمان و هرکس در هرزمانی.
      پس این آیه نیز بصراحت دلالت بر شمول و عموم دعوت پیامبر اسلام دارد.

      5-در سوره احزاب فرموده است :(ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّين‏.الاحزاب/40)
      محل شاهد کلمه “و لکن رسول الله و خاتم النبیین” است که اشاره دارد به اینکه پیامبر اسلام رسول خداست و پایان دهنده به نبوت و پیامبری است ،یعنی مهر خاتمیت زده است بر بنای پیامبری ،پس دعوت و نبوت او برای همه فراخنای آینده و زمان است ،و اختصاص به زمان و مکان خاصی ندارد.

      6- در سوره انعام فرموده است :(قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرى‏ لِلْعالَمين‏.الانعام/90) یعنی ای پیامبر بگو من در برابر این دعوت از شما اجر و مزدی نمی خواهم ،این قرآن تنها تذکر دهنده ای برای جهانیان است.
      محل شاهد،کلمه “للعالمین” است که قبلا در مورد آن مفاد آن توضیح دادم ،پس معنا این است که قرآن مایه تذکر و ذکری است برای همه جهانیان نه فقط قوم عرب ،برای همه جهانیان عصر نزول و پس از آن الی یوم القیامه ،که اطلاق زمانی و مکانی مخاطب قرآن بودن بخوبی از این آیه شریفه پدیدار است.

      7- بر همین وزان در سوره فرقان نیز فرموده است :(تَبارَكَ الَّذي نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى‏ عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعالَمينَ نَذيرا.الفرقان/1)
      فرموده است : بلند مرتبه و منزه است خدایی که قرآن را بتدریج بر بنده خود (محمد) فرو فرستاد تا پیامبر یا قرآن نذیر ئ انذار دهنده باشد برای همه جهانیان ،نه قوم و زمان و مکان خاصی.

      چند آیه دیگر نیز هست که دلالت بر شمول دعوت پیامبر دارد که بجهت پرهیز از اطاله کلام از ذکر آنها خودداری می کنم.اما نکته ای که نویسنده مقاله و ذوق زدگان به آن باید به آن توجه کنند این است که اکثر آیاتی که بعنوان شاهد ذکر کرده اند ،مربوط به اقوام و انبیاء گذشته است ،و ما فرضا اگر قبول کنیم که دعوت انبیاء الهی دیگر اختصاص بقوم و منطقه خاصی داشته است(اگرچه این سخن لا اقل در مورد انبیاء اولو العزم مورد تردید است) اما در مورد خاتم انبیاء یعنی پیامبر بزرگوار اسلام ،بحکم خاتمیت و بحکم تصریح و صراحت آیات فوق الذکر ،چنین مطلبی ناصواب است ،و برخی آیات موهم اختصاص نیز بنص آیات فوق الذکر و تصریح آنها ،به همین معنا تشریح و توضیح میشوند،زیرا اینگونه آیات بیش از این دلالت ندارد که “اعراب” نیز یکی از طوائفی هستند که باید بوسیله قرآن دعوت و انذار شوند،نه آنکه دعوت مختص به عرب باشد ،و گرنه استدلال کننده به این آیات در مورد این آیه که (وَ أَنْذِرْ عَشيرَتَكَ الْأَقْرَبين‏.الشعراء/214) یعنی ای پیامبر عشیره و قوم و خویشانت را انذار کن ،چه میگوید؟! پس باید بگوییم قرآن فرموده است تنها نزدیکان و قوم و خویشت را انذار کن؟! پس این آیه انذار قوم و خویش نزدیک ،تعارض دارد با آیاتی که شما آوردید که موهم اختصاص دعوت پیامبر به قوم عرب است؟! باید گفت خیر تعارضی ندارد ،بلکه اینطور آیات که :خویشان نزدیکت را دعوت کن ،بعد فرموده عربها را دعوت کن یا قومت را دعوت کن ،بعد در نمونه آیات هفت گانه فوق که فرموده همه جهانیان را دعوت کن ،اینها در طول هم هستند و نشان دهنده “تدریج” در دعوت آنحضرت هستند ،پس هیچ منافاتی بین این سه دسته آیات وجود ندارد،بشرطی که قرآن با تدبر و با لحاظ تمام آیاتش مورد ارزیابی قرار گیرد،امری که مستدل و ذوق کنندگان از این مقاله از آن غفلت داشته اند یا خود را به غفلت زده اند.

      ب-روایات زیادی نیز از پیامبر رسیده است بر عمومیت دعوت آنحضرت ،که چون بحث بحث قرآنی است و مستدل تنها تمسک به برخی آیات قرآن نموده است ،از ذکر آن شواهد روایی خودداری می کنم.

      ج-سیره تاریخی پیامبر اسلام نیز دلیل بر عمومیت و جهانی بودن دعوت او داشته است ،آیا مگر پیامبر اکتفاء به دعوت در شبه جزیره عربستان کردند؟ آیا آن جناب ،مگر یهود را با آنکه از قوم بنی اسرائیل بودند و از نژاد عرب نبودند دعوت به اسلام نکرد؟
      آیا مگر روم و و ایران قدیم و حبشه و مصر که از تمدن های مهم آنروز بودند مورد دعوت و مخاطب به نامه آنحضرت واقع نشدند؟
      آیا سلمان فارسی یکی از مهمترین و بزرگترین صحابه آنحضرت از عجم و قوم ایرانی نبود؟
      آیا بلال موذن آن حضرت از دیار حبشه نبود؟
      آیا صهیب صحابی از دیار روم نبود که آمد و اسلام آورد؟
      مکتوبات مهم تاریخی آنحضرت به قیصر روم و پادشاه حبشه و کسرای ایران را در کتب تاریخی ندیده اید؟ اگر دعوت پیامبر اختصاص به قوم عرب داشت پس این نامه ها و این دعوت ها چه بوده است؟

      بنابر این بر حسب آیات فوق الذکر و روایات تاریخی و سنت و سیره عملی پیامبر اسلام ،اسلام بعنوان آخرین دین و قرآن بعنوان آخرین کتاب آسمانی و پیامبر بعنوان خاتم انبیاء الهی ،هیچ اختصاصی به زمان و مکان یا قوم خاصی نداشته است ،و شواهد قرآنی که مدعیان اختصاص داشتن اسلام به قوم عرب اقامه کرده اند ،یا مربوط به برخی انبیاء گذشته است ،یا متعارض به نصوص قرآنی فوق الذکر است که بصراحت تصریح به جهانی بودن اسلام و قرآن و دعوت پیامبر نموده است.
      در کامنت بعدی می پردازم به ادعاهای دیگر این مقاله.

      سپاس از تحمل خوانندگان گرامی

       
      • باسلام ودرود بی نهایت بربرادر مکرمم جناب آقا سید مرتضی زیدعزه

        باسپاس وتشکراز مقاله مستدل قرآنی تان وطیب الله انفاسکم.

        بنده فقط می خواستم برنویسنده این مقاله احسن بگویم ازاین جهت که بطور نسبتا عاقلانه می خواهد باشواهدقرآنی اسلام رامنحصر درقوم عرب بنمایدبدون هیچگونه بی ادبی وناسزاوفحاشی که جوابش ازهمان قرآن سهل وساده است که حضرتعالی زحمتش را کشیده بودید “سعیکم مشکور” .

        ونکته دیگر، بازبه همین نویسنده وبخصوص ذوق زدگانش که ازمنطق خیلی دورهستند وضدیتشان را بااسلام واسلامیان همیشه بنمایش گذاشته اند عرض کنم :” الغریق یتشبس بکل هشیش”.

        فحاشی ها وناسزاگوئی هایشان بجائی نرسید حالا ازاستدلال گزینشی ازآیات قرآنی یک نویسنده مؤدب وضداسلام وبی سواد علوم قرآنی ؛می خواهند ذوق زده شوند وبخیالشان اسلام رامنحصر درام القری وشبه جزیره عربستان بکنند. واین همان مصداق “الغریق یتشبس بکل هشیش ” است .
        باسپاس وتشکر ازشما آقامرتضی .
        ارادتمندتان
        مصلح

         
        • دوست و برادر معظم جناب آقا مصلح عزیز

          سلام علیکم

          سپاسگزارم از جنابعالی که مکررا این بنده کوچک خدا را مشمول لطف و محبت و تشویق های خود قرار می دهید،اندیشه نگاری و قلم زنی محدود در حد وسع و توان جسمانی ،وظیفه کوچکی است که انجام می شود ،اما این قدم های کوچک ،منافاتی با بحث و نوشتن و تحقیق و تذکر جنابعالی ندارد ،امیدوارم در اینگونه موارد از نوشته ها و تحقیقات شما نیز بهره مند شویم.

          با تشکر

           
        • زشت است كه عوام غلط علما را بگيرند اما درستش ” الغريق يتشبث بكل حشيش ” است.

           
          • جناب ابراهیم باسلام برشما

            مگرعلما خطا نمی روند وتذکر خطا هیچوقت زشت نیست .البته بنده متوجه این خطا شده بودم امابعدازارسال بود.
            واما بهتر ازآن خطاپوشی است که جناب آقا مرتضی عزیز همین کاررا کرده بودند.
            پاینده باشید

             
      • بنام خدا

        و با سلامی دوباره به دوستان گرامی

        بخش دوم مقاله خانم یا آقای ماهرخ اختصاص دارد به اینکه چرا زبان وحی قرآنی عربی است ،و استدلال به اینکه همین که زبان قرآن عربی است یکی از دلایل اختصاص دعوت اسلامی و قرآنی به قوم عرب است حال نویسنده مشخص نکرده است که روی این استدلال ،آیا قرآن و دعوت اسلامی پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله مخصوص اعراب ساکن شبه جزیره عربستان بوده است ،یا سایر اعراب ساکن در سراسر ربع مسکون را هم فرا می گیرد.
        عبارتی که مستشکل مستدل به قرآن برای اثبات مطلوب خود آورده است از این قرار است :

        “”ب – چرا قرآن به زبآن عربی نازل شده است ؟

        1- سوره شماره 12- یوسف – آیه های 1و 2 : این ها آیات کتاب مبین است که آن را به هیات قرآنی عربی نازل کردیم تا بیندیشید .

        2- سوره شماره 13 – رعد – آیه 37: چنین بود که قرآن را به زبآن عربی نازل کردیم …

        3- سوره شماره 14- ابراهیم – آیه 4: ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر آن که به زبآن قوم خودش برای آن ها بیان کند …

        4- سوره شماره 20 – طه – آیه 113: بدین گونه قرآنی عربی نازل کردیم و هشدارهای گوناگون در آن بیآن داشتیم …

        5- سوره شماره 26 – شعرا – آیه های 193تا 195: و روح الامین (جبرئیل) آن را به زبآن عربی فصیح بر قلب تو نازل کرده است … همان سوره آیه های 198 و 199: اگر آن را (قرآن را) بر یکی از اعجمیان ( مردم غیر عرب ) نازل می کردیم . و برایشان می خواند به آن ایمان نمی آوردند .

        6- سوره شماره 39 – زمر – آیه 28 : قرآنی عربی و بی انحراف که پروا کنند .

        7- سوره شماره 41 – فصلت – آیه های 2و3: این (قرآن) نازل شده از جآنب بخشاینده مهربآن کتابی است که آیاتش به وضوح بیآن شده است . قرآنی عربی برای دانایان .

        8- سوره شماره 43 – زخرف (زینت) آیه 3: که ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم باشد که دریابید .

        9 – سوره شماره 46 – احقا ف (ریگ ها) آیه 12: پیش از قرآن کتاب موسی را راهنما و رحمت بود و این کتاب تصدیق کننده آن و به زبان عربی است تا ستم کارآن را هشدار دهد و نیکو کارآن را بشارت . به استناد آیه های یاد شده قرآن کریم به زبآن عربی نازل شده تا مردم عرب زبان بتوآنند آن را درک کنند …””.
        (پایان نقل قول)

        الف- برای اینکه بیشتر روشن شود مستدل به کدام آیات از قرآن تمسک کرده است و ترجمه هایی که جلوی ریفرنس های آیات مورد نظر گذاشته است تا چه حد صحیح است ،ابتدا متن عربی قرآنی آیات مورد نظر ایشان را نقل می کنم بعد از آن می پردازم به اینکه آیا عربی بودن زبان وحی مستلزم اختصاص مفاد دعوت پیامبر خاتم به قوم عرب هست یا نیست.

        1-در سوره یوسف آیه 2 اینطور فرموده است :(إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون‏.یوسف/2)
        ترجمه ای که مقاله نویس ذکر کرده است اجمالا درست است ،و خدای متعال در این آیه فرموده است ما قرآن را در حالیکه در هیئت و کسوت الفاظ عربی است فرو فرستادیم ،شاید شما در آن تعقل کنید،که در این آیه غایت نزول قرآن تعقل و اندیشیدن در مفاد وحی معرفی شده است ،چرا قرآن عربی است برای اینکه در آن بهتر تعقل کنید و بیندیشید.
        یعنی عربی بودن قرآن سبب و واسطه برای به اندیشی و تعقل بیشتر است.
        من از مستدل به این آیه سوال می کنم ،از کجای این آیه شریفه با این مفهوم استفاده شده است که عربی بودن زبان وحی بجهت اختصاص مفاد آیات وحی به قوم عرب است؟
        چنانکه عرض شد این آیه میگوید عربی بودن قرآن واسطه و پلی برای اندیشیدن و تعقل بیشتر است ،پس باید ببینیم چه خصوصیت یا خصوصیاتی در زبان و گرامر و فصاحت و بلاغت عربی هست که سبب ترجیح خدای سبحان شده است که مفاد وحی را در میان قومی امی و غیر متمدن و بر پیامبر عربی از میان آنان که از کودکی و نوجوانی به امانت و صداقت موصوف و مشهور بوده است ،نازل کند.
        در اینجا فارغ از این بحث که وضعیت عرب جاهلی در عصر نزول قرآن چه بوده است ،و معارفی که قرآن خرمن خرمن آورده است ،چگونه بر زبان پیامبری درس ناخوانده و معلم ندیده جاری شده است ؟که این خود اعجازی بزرگ و قابل تامل است،بحث دیگر بحث زبان و لغت و گرامر زبان عربی است ،آنطور که زبان شناسان گفته اند زبان عربی از کاملترین و جامع ترین زبان های دنیا در امر انتقال مفاهیم و اندیشه ها بوده و هست ،بطوریکه استثناء های موجود در آن که یکی از اسباب نارسائی در انتقال مفاهیم است بسیار کم و نادر است ،و شاید از این جهت زبان فرانسه از سایر زبانها به زبان عربی نزدیکتر و هم افق تر باشد ،و زبان انگلیسی که همه میدانند استثنائات در آن فراوان است از این جهت از آن دورتر است،بهرحال غرض در اینجا زبان شناسی فرانسه یا انگلیسی یا سایر زبانهای موجود در عالم نیست ،بلکه غرض این است که نکته بنیادی نزول وحی در زبان و فرهنگ عرب چه بوده است؟ آیا اختصاص مفاد وحی به قوم عرب بوده است؟ آیا قرآن و پیامبری که بطور متعدد در دعوت خود تاکید میکند که برای تامین سعادت دنیاوی و اخروی عموم بشر آمده است ،چون الفاظ وحی عربی است آن اهداف تنزل می یابد به انسان های عرب؟
        یا نکته بنیادی این است که هیچ زبانی غیر زبان عرب نمی توانسته است معانی و مقاصد ذهنی را قالب گیری کند و بنحو اتم و اکمل در ذهن شنونده منتقل سازد اینطور که در الفاظ وحی هست؟
        آنچه که از صدر و ذیل آیه فوق الذکر استفاده می شود همین است که جامعیت قالبی زبان عربی واسطه تعقل بیشتر در مفاد و مفاهیم وحی قرآنی بوده است که خدای متعال پیامبرش را از میان قوم عرب برگزیده است.
        جامعیتی که سبب یسر و روانی و آسان فهمی شده است که در سوره مریم فرموده است :(فَإِنَّما يَسَّرْناهُ بِلِسانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقينَ وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا.مریم/97) یعنی ما این قرآن را میسر و سهل الفهم قرار دادیم در زبان تو که زبان عربی است تا بتوانی با آن متقیان را بشارت دهی و انسان های لجوج را انذار کنی.
        این یسر و سهولت و روانی در فهم که عرب فصیح و بلیغ را که به معلقات سبع خود تفاخر میکرد ،انگشت بدهان میکند ،و این شیوایی و فصاحت و بلاغت که منشا تحدی قرآن است الی یوم القیامه ،قرآن میگوید جن و انس جمع شوید حتی سوره ای به این شیوایی و سلاست و رفعت در محتوا بیاورید ،خوب این اعجاز و این مفاهیم بلند باید در زبانی باشد که گنجایش قالب گیری و سهولت در انتقال مفاهیم را دارا باشد ،رخش باید تا تن رستم کشد ،و این زبان عربی بوده است که چنین است .
        به این مساله “یسر و سهولت و روانی و در عین حال تعمیق در احتواء بر معانی بلند و قابلیت در انتقال ” باز اشاره شده است در این آیه (فَإِنَّما يَسَّرْناهُ بِلِسانِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُون‏.الدخان/58) ما این قرآن را سهل و آسان و روان در انتقال قرار دادیم بزبان تو (که زبان عربی است) شاید آنان متذکر شوند.
        در سوره قمر در چهار مرد تاکید کرده است (وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِر.القمر/17و 22 و 32 و 40)
        ما این قرآن را میسر و روان و سهل در احتواء و انتقال قرار دادیم برای ذکر و یادآوری انسان ،آیا کسی هست متذکر شود؟
        نکته اساسی این است که آنچه در ذیل اینطور آیات هدف و غایت قرار گرفته است ،و عربی بودن زبان وحی واسطه برای عروج به آن قرار گرفته است هیچ اختصاصی به قوم عرب ندارد ،آیا تعقل و تذکر به محتوای بشارت و انذار ،مخصوص قوم عرب است یا مطلوب است برای انسان بما هو انسان؟
        بنابر این آیه مورد استشهاد نویسنده مقاله و آیاتی از قبیل آنها که ذکر شد ،نمی خواهد بگوید عربی بودن قرآن بخاطر این است که پیامبر و وحی و قرآن فقط اختصاص به قوم عرب داشته است.البته در انتهای بحث به نکته اساسی دیگری برای تاکید قرآن بر عربی بودن آن اشاره خواهم کرد که نکته مهمی است ،و آن نکته اجمالا این است که کفار و مشرکان شبه جزیره عربستان ،پیامبر خدا را متهم میکردند به اینکه محتوای قرآن را از فردی اعجمی دریافت کرده است.

        2- آیه دومی که مقاله نویس به آن تمسک کرده است این آیه است (وَ كَذلِكَ أَنْزَلْناهُ حُكْماً عَرَبِيًّا وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا واق‏.الرعد/37)
        آیه قبل از این آیه چون اشاره به فرود کتاب بر قوم یهود و نصاری کرده است ،در این آیه برای رفع استبعاد اهل کتاب از نزول قرآن و وحی به پیامبر اسلام می فرماید ،همان خدایی که کتاب را بر پیامبر شما نازل کرد این قرآن را که کتاب محکمی است و حکم است بصورت عربی بر پیامبر خاتم عرب زبان نازل کرد.
        کجای این آیه میگوید قرآن نازل بزبان عربی اختصاص به قوم عرب دارد؟!
        اما نکته عربی بودن قرآن و تاکید بر آن همان توضیحاتی بود که ذیل آیه اول عرض شد.

        3-آیه سوم مورد استدلال مقاله نویس در سوره ابراهیم است :(وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ .ابراهیم/4).

        اشاره این آیه به وحدت لسان پيامبران و كتب آسمانى آنها با زبان نخستين قومى است كه مبعوث به سوى آنها شده ‏اند.
        مى ‏فرمايد:” ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر به زبان قوم خودش” (وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ‏
        ).
        زيرا پيامبران در درجه اول با قوم خود، همان ملتى كه از ميان آنها برخاسته ‏اند، تماس داشتند و نخستين شعاع وحى وسيله پيامبران بر آنها مى ‏تابيد، و نخستين ياران و ياوران آنها از ميان آنان برگزيده مى‏ شدند، بنا بر اين پيامبر بايد به زبان آنها و لغت آنها سخن بگويد” تا حقايق را به روشنى براى آنان آشكار سازد” (لِيُبَيِّنَ لَهُمْ).
        در حقيقت در اين جمله اشاره ‏اى به اين نكته نيز هست كه دعوت پيامبران معمولا از طريق يك اثر مرموز و ناشناخته در قلوب پيروانشان منعكس نمى‏ شد، بلكه از طريق تبيين و روشنگرى و تعليم و تربيت با همان زبان معمولى و رائج صورت مى ‏گرفته است.
        پس مراد از ارسال رسول بلسان و لغت قوم او نفی رسالت او نسبت به انسانها یا اقوام دیگر نیست،بلکه میخواهد بفرماید او بلسان قومی که با آنها زندگی و معاشرت میکند با آنان سخن میگوید نه به امور غیر متعارف ، و نه آنکه بلسان قومی که از نسب او باشد ، زیرا اولا در مورد پیامبر اسلام هم تصریحات جداگانه در قرآن هست بر عمومیت دعوت او ، و هم پیامبر اسلام از پیامبران اولو العزم است که دعوت آنان محدود به قوم یا نقطه خاصی نبوده است ، و هم بدلیل خاتمیت دعوت او عام است چنانکه توضیح داده شد.
        ثانیا خود قرآن تصریح می کند به مهاجرت “لوط” از کلده که زبان کلدانیان سریانی بوده است ،به “موتفکات” که زبان شان عبرانی بوده است :(فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ وَ قالَ إِنِّي مُهاجِرٌ إِلى‏ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيم‏.عنکبوت/26) با آنکه لوط از پیامبران اولو العزم هم نبود.
        بنابر این مفاد آیه همانطور که اشاره شد این است که دعوت پیامبران از طرق غیر متعارف و مرموز نبوده است ، بلکه آنان انسان هایی بوده اند که از طرق متعارف گفتگو با انسانها سخن می گفته اند ،نه آنکه مفاد آیه این باشد که دعوت آنان محدود به زبان و مکان و قوم خود آنها بوده است.

        4-آیه چهارم که در مقاله مورد استدلال واقع شده است آیه 113 سوره طه است (وَ كَذلِكَ أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا وَ صَرَّفْنا فيهِ مِنَ الْوَعيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْرا.طه/113)

        این آیه بر وزان آیات قبلی فقط گفته است ما قرآن را بصورت عربی نازل کردیم،آری قرآن عربی است و عربی نازل شده است ،اما کجای آیه اثبات مدعای نویسنده را می کند که “قرآن عربی فقط مخصوص قوم عربی است”؟ نویسنده وقتی تمسک به مدلول آیه ای میکند ،باید نشان دهد که چگونه مدلول یک آیه اثبات کننده این مدعاست که قرآن و دعوت پیامبر اختصاص به منطقه خاص یا عصر خاص یا قوم خاص دارد،و این محل نزاع است ،نه اینکه قرآن در هیئت و قالب زبان عربی نازل شده است.حال از آیات دیگر که عمومیت دعوت پیامبر را اثبات می کنند و از اولی العزم بودن ایشان و از خاتم بودن ایشان و از سیره ایشان صرفنظر میکنیم ،کجای اینطور آیات اثبات کننده اختصاص است؟

        5- آیه پنجمی که مقاله نویس ذکر کرده است این آیه است :(وَ إِنَّهُ لَتَنْزيلُ رَبِّ الْعالَمينَ،نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمينُ،عَلى‏ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرينَ،بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبين‏.الشعراء/192-195)
        این قرآن تنزیل پروردگار جهانیان است که روح الامین (جبرئیل فرشته وحی) آنرا بزبان عربی آشکار بر قلب تو فرود آورده است تا با آن دیگران را انذار کنی.
        این آیه نیز باز در صدد بیان این نکته است که قرآن که بزبان عربی است بهمین صورت توسط فرشته وحی بر قلب و جان پیامبر نازل شده است،تا انسانها را انذار کند،در واقع این جار و مجرور (بلسان عربی مبین) از نظر ادبی تعلق دارد به فعل “نزل” ،یعنی روح الامین این قرآن را که به عربی مبین است بر قلب تو فرود آورد،تا انسانها را انذار کنی ،نویسنده توضیح دهد که کجای این آیه دلالت دارد بر اینکه انذار شوندگان به قرآن فقط باید قوم عرب باشند؟
        بگذریم از اینکه شاهد و قرینه داخلی بر خلاف این ادعا در خود این آیه وجود دارد ،و آن کلمه “تنزیل رب العالمین” است ،این قرآن فرو فرستاده از خدایی است که مربی و پرورش دهنده عالمیان و جهانیان است ،پس این خود قرینه است بر اینکه فرود قرآن و غایت بعث و انذار هیچ اختصاصی به قوم و زمان و مکان خاص ندارد ،نفرمود “تنزیل رب العرب” بلکه فرمود :تنزیل رب العالمین” و اقتضای ربوبیت تکوینی و تشریعی نسبت به عالمیان این است که انذاری که پیامبر مامور به آن است عام نسبت به همه جهانیان باشد نه فقط قوم عرب ،ولو اینکه زبان عرب بجهت جامعیت و گویایی ،بعنوان زبان وحی گزینش شده باشد ،پس این آیه نیز هیچ دلالتی بر اختصاص دعوت پیامبر اسلام بقوم عرب ندارد.

        6- آیه ششم مورد استدلال نویسنده در سوره زمر است فرمود :(قُرْآناً عَرَبِيًّا غَيْرَ ذي عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُون‏.الزمر/28)
        مفاد این آیه نیز با توجه به توضیحات قبلی خارج از محل نزاع است ،آیه در مقام توصیف قرآن کریم می گوید ،این قرآن قرآنی است بزبان عربی که فاقد هرگونه اعوجاج و انحرافی است ،این قرآن نازل شده است تا انسانها متقی شوند ،پس باز جمله حالت توصیفی دارد که قرآن بزبان عربی است و اعوجاجی ندارد و غایت نزول قرآن نیز انذار شدن و متقی شدن است،آیا در این آیه گفته است متقی شدن مخصوص عرب زبانان و قوم عرب است؟ کلمه “لعلهم” و ضمیر منصوب موجود در آن راجع به همه انسانهاست ،آیه دلیلی وجود دارد که ضمیر لعلهم اختصاص به قوم عرب داشته باشد؟ و آیا در طلیعه آیه که فرموده است قرآن عربی است ،کسی منکر عربی بودن آن بوده یا هست؟ در حالیکه مدعای نویسنده مقاله این است که مفاد این آیات این است که چون قرآن بزبان عربی است پس اختصاص به قوم عرب دارد،آیا این مدلول آیه شریفه است؟

        7- آیه دیگر (تَنْزيلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ،كِتابٌ فُصِّلَتْ آياتُهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُون.فصلت/2-3)

        این قرآن بتدریج از سوی خدای رحمان رحیم فرود آمده است ،کتابی است که آیات آن در قالب و هیئت زبان عرب ،بصورت تفصیل بیان شده است ،برای قومی که فهم کنند.
        این مفاد آیه شریفه است ،تصریح شده است که آیات قرآن بزبان عربی بتفصیل بیان شده است ،که این مطلبی واضح و بدیهی است ،اما چرا قرآن نازل شده است و از حال اجمال بتفصیل بیان شده است ،تا انسانها در آن تدبر کنند و فهم کنند و اهل فهم شوند ،”لقوم یعلمون” این کلمه قوم باصطلاح اطلاق دارد ،آیا در این آیه گفته است قرآن بتفصیل و تدریجا نازل شده است تا قوم عرب اهل فهم شوند؟ قوم نکره و مطلق است ،می گوید این قرآن برای اهل فهم و تدبر است ،حال از هر قوم و قبیله ای باشند،اگر آیه در صدد بیان معنایی که صاحب مقاله دنبال میکند بود نباید می فرمود “لقوم یعلمون” بلکه باید مثلا می فرمود :”لقوم العرب حتی یعلموا”،در حالیکه قوم مطلق است و اختصاص بقوم عرب ندارد.

        8- آیه دیگری که نویسنده مقاله بزعم خود آورده است این آیه است :(إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون‏.الزخرف/3)
        این آیه نیز جز اینکه میگوید ما زبان وحی را عربی قرار دادیم و قرآن را عربی قرار دادیم مفاد دیگری ندارد،نمیگوید قرآن عربی قرار داده شده است تا فقط عربها از آن استفاده کنند! این کجای آیه است؟ بلکه در شروع سخن در این نوبت توضیح داده شد که غایت عربی بودن قرآن تعقل بیشتر است ،اصلا عربی بودن آن بلحاظ جامعیت قالبی زبان عربی و گرامر آن در پذیرش و انتقال مفاهیم بطور فصیح و بلیغ ،برای این است که انسانها به عقلانیت برسند ،آیا آیه گفته است قرآن را عربی قرار دادیم تا فقط قوم عرب تعقل کنند؟ چرا ضمیر منصوب در “لعلکم” اختصاص به قوم عرب داشته باشد؟ اگر آن مراد باید میفرمود :ما قرآن را عربی نازل کردیم “لعل قوم العرب یعقلون”،در حالیکه خطاب قرآن به “ناس” است یعنی عموم مردم ،که آیات مربوط به “ناس” بطور گزینشی در نوبت قبل ارائه شد.

        9- و بالاخره آخرین آیه ای که مقاله نویس به آن استشهاد کرده است این آیه از سوره “الاحقاف” است که :

        (وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى‏ إِماماً وَ رَحْمَةً وَ هذا كِتابٌ مُصَدِّقٌ لِساناً عَرَبِيًّا لِيُنْذِرَ الَّذينَ ظَلَمُوا وَ بُشْرى‏ لِلْمُحْسِنين‏.الاحقاف/12)
        به اهل کتاب و یهودیان متذکر میشود که شما چرا از نزول دوباره وحی بر یک پیامبر تعجب می کنید ،ما قبل از قرآن کتاب موسی را راهنما و رحمتی برای شما (قوم یهود) بود نازل کردیم ،و این قرآن نیز کتابی است بزبان عربی که تصدیق کننده کتاب پیامبر شما نیز هست ،این کتاب نازل شده است تا طالمان را هشدار دهد و نیکوکاران را بشارت دهد.
        این مفاد این آیه است ،آری گفته است قرآن به زبان عربی نازل شده است ،اما کجا گفته است که محتوای دعوت قرآن اختصاص به قوم عرب دارد؟ آیا قرآن بزبان عربی نازل شده است که فقط ظالمان عرب را انذار کند؟ مگر فرموده است “لینذر الذین ظلموا من قوم العرب” که شما چنین استفاده ای کرده اید؟ فرموده است “لینذر الذین ظلموا” تا انذار کند کسانی که ظالمند ،و کسانی که ظالمند عمومیت دارند ،زیرا موصول الذین مفهومش عام است.
        همینطور در طرف بشارت فرمود “و بشری للمحسنین” این قرآن بشارت برای نیکوکاران است ،چه نیکوکاران عرب و چه نیکوکاران غیر عرب،محسنین یعنی نیکوکاران و این کلمه مطلق است ،اگر بنا بود نیکوکاران عرب مراد باشند باید می فرمود “و بشری للمحسنین من قوم العرب” و چنین نفرموده است.

        بنابر این با بررسی مجموع آیاتی که نویسنده مقاله به آن استشهاد کرده است آفتابی شد که مفاد این آیات چیزی جز بیان عربی بودن زبان قرآن نیست،و چنانکه اشاره شد نکته این تاکیدات بر عربی بودن قرآن یکی این است که زبان عربی زبان وحی انتخاب شده است و پیامبر پیامبر عرب بوده است بجهت جامعیت زبان عربی در حمل مفاهیم و معارف والا ،و در قابلیت انتقال آن مفاهیم بنحو رسا و فصیح و بلیغ ،آنگونه که عرب فصیح بلیغ مدعی بلاغت و فصاحت و شعر و ادب را مسحور میکند ،آنگونه که نتوانستند و نمی توانند آیه ای نظیر قرآن در جامعیت و اشتمال بر معارف و حقایق درعین حفظ زیبایی اسلوب فصاحتی و بلاغتی بیاورند.
        و نکته دیگر آنکه این تاکیدات در برابر تهمتی بوده است که آنان به پیامبر می زدند که قرآن را از یک اعجمی تلقی و دریافت کرده است ،و قرآن در این سوره نحل میگوید :(وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبين‏.النحل/103)
        ای پیامبر ما میدانیم که این مشرکان می گویند این قرآن را یک بشر به تو تعلیم داده است ،در حالیکه زبان آن فردی که اینها بتو افتراء میزنند که قرآن را از او گرفته ای زبان اعجمی ( غیر عربی) است در حالیکه این قرآن بزبان عربی واضح و آشکاری است.چگونه یک انسان اعجمی غیر عربی اینهمه معارف و فصاحت و بلاغت و اخبارات غیبی را بزبان عربی بتو القاء کرده است در حالیکه زبان او زبان غیر عربی است؟!

        ب- اکنون که روشن شد آیات مورد استشهاد صاحب مقاله دلالتی بر ادعای او ندارد ،باز متذکر می شوم که در بحث قبلی ما جداگانه آیات مربوط به “عمومیت دعوت پیامبر اسلام و قرآن شریف” را ذکر کردیم ،و اشاره کردیم که علاوه بر آیات دال بر عمومیت دعوت ،اولی العزم بودن پیامبر اسلام و اینکه دعوت پیامبران اولی العزم اختصاصی به قوم و قبیله و منطقه خاصی نداشته است،نیز یکی از دلایل عمومیت دعوت آنحضرت است ،همینطور مساله خاتمیت ایشان با ضمیمه برهان لزوم ارسال رسل ،و اینکه بعد از ایشان پیامبر دیگری نخواهد آمد نیز از دلایل عمومیت دعوت اسلام است.
        همینطور بیان شد که سنت و سیره عملی آن بزرگوار نیز دعوت عام و جهانی بود ،نه دعوت خاص به عرب ،ابتدا از قوم و خویش خود آغاز کرد ،بعد قبایل دیگر در سراسر شبه جزیره عربستان ،بعد از آن نیز اقوام روم و مصر و ایران و حبشه را دعوت فرمود ،و خطابهای عام بصورت “ناس”=مردم نیز خطاب های عام است.
        بنابر این واضح شد که عمومیت دعوت رسول اکرم هم متکی به دلایل محکم و واضح است ،و هم دلایلی که صاحب مقاله فوق برای اختصاص دادن دعوت پیامبر به قوم عرب اقامه کرده است ،نارسای از مطلوب ایشان است.

        سپاس از تحمل خوانندگان و پوزش از طولانی شدن بحث

         
        • بنام خدا و با سلام به دوستان

          بند “پ” مقاله ای که آقای مزدک پسندیده و باشتراک گذاشته بودند با این عبارت که :

          “”پ – خداوند با آیات زیر وظیفه پیامبری حضرت محمد را به روشنی مشخص نموده است:

          1- سوره شماره 6 – انعام (چهار پایان ) آیه 92 : و این کتاب مبارک را که تصدیق کننده کتب پیشین است نازل کردیم تا اهالی ام القرا (ده مادر – ده بزرگ که سپس مکه نام گرفت) و اطراف آن را هشدار دهی …

          2- سوره شماره 32 – سجده- آیه های 2و3 : ارسال این کتاب … از جانب پروردگار جهانیان حق است … تا گروهی را هشدار دهی که پیش از تو بیم رسانی برایشان نیامده است . شاید هدایت شوند .

          3- سوره شماره 42 – شوری- آیه 7 : و این چنین قرآنی به زبان عربی بر تو وحی کردیم تا اهل ام القرا و پیرامون آن را هشدار دهی و آنان را از روز قیامت که تردیدی درآن نیست بترسانی…””.

          (پایان نقل قول)

          پاسخ از این بخش مقاله از دو کامنت قبلی روشن شد ،زیرا در این فقره خانم یا آقای ماهرخ با مطرح کردن سه آیه فوق که مبتنی بر این برداشت است که وظیفه تبلیغی پیامبر بزرگوار اسلام محدود به منطقه خاص و قوم خاص بوده است،خواسته است تکثیر دلیل کند ،و ما چون بتفصیل از آیات فوق الذکر و مشابهات آن بحث کردیم ،پاسخ این فقره را که محتوای آن استدلال پیش گفته صاحب مقاله است عطف به مطالب دو کامنت قبل می کنیم.

          سپاس از جناب مزدک که با به اشتراک گذاشتن این مقاله باعث شدند این سایت به تابش نور آیات الهی منور شود

           
          • بنام خدا و با سلام مجدد به همه دوستان

            خانم یا آقای ماهرخ نویسنده مقاله فوق در بند (ت) از گفتار خویش چنین نگاشته است :

            “”ت- آیا خداوند در نظر داشته که پس از حضرت عیسی پیامبری به نام احمد را بفرستد ؟

            سوره شماره61 – صف – آیه 6: هنگامی که عیسی پسر مریم گفت ای بنی اسراییل من که فرستاده خدا به سوی شما هستم توراتی را که نزد من است تصدیق میکنم و نیز بشارت دهنده رسولی هستم که بعد از من میاید و نامش احمد است … در صورتی که خداوند پیامبری را فرستاد که نامش محمد بود و نه احمد.””
            (پایان نقل قول)

            اینجا موضوع بحث مقاله عوض شده است و نویسنده با اشاره به یکی از آیات قرآن در سوره صف که از قول عیسی مسیح سلام الله علیه بشارت به پیامبر آخر الزمان داده داده است ،خواسته است در تطبیق این بشارت بر پیامبر گرامی اسلام (محمد=احمد) مناقشه کند! مطلبی شگفت انگیز ،کسی که تاکنون از آیات قرآن کریم شاهد می آورده است بر اینکه دعوت پیامبر اسلام محدود به زمان و مکان خاص یعنی شبه جزیره عربستان بوده است ،که بنوعی اذعان بنبوت رسول اکرم صلی الله علیه و آله است ،اکنون با تمسک به آیه سوره صف میخواهد اثبات کند که محمد=احمد پیامبر نبوده است ،و بشارتی که عیسی مسیح داده است مربوط به ایشان نبوده است!
            بهر حال آیه مورد اشاره نویسنده این آیه است :
            (وَ إِذْ قالَ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَني‏ إِسْرائيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتي‏ مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَيِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبين‏.الصف/6)

            مفهوم آیه شریفه اجمالا این است که :بیاد دار ای پیامبر وقتی که عیسی پسر مریم خطاب به بنی اسرائیل گفت ای بنی اسرائیل من فرستاده خدا بسوی شما هستم در حالیکه تصدیق کننده ام به کتابی که پیش از من فرود آمده است یعنی تورات ،و بشارت دهنده ام شما را به رسولی که پس از من خواهد آمد ،و نام او احمد است……
            که بر اساس این آیه شریفه عیسی مسیح سلام الله علیه بشارت به رسولی داده است که نام او “احمد”=ستوده تر است.
            اشکالی که نویسنده مقاله مطرح کرده است این است که عیسی علیه السلام بشارت به آمدن رسولی کرده است که نام او “احمد”=ستوده تر است ،در حالیکه نام پیامبر گرامی اسلام “محمد= بسیار ستوده است نه “احمد=ستوده تر.
            این حاصل اشکال خانم یا آقای ماهرخ در مقاله فوق الذکر است.

            اولا: اشاره کنم نام مبارک پیامبر اسلام در چند مورد در انجیل یوحنای موجود که مسیحیان آنرا معتبر میدانند بلفظ “فارقلیط” که لغتی یونانی است آمده است.
            من در اینجا لازم میدانم عین عبارت کتاب “راه سعادت” مرحوم علامه ذوالفنون آیت الله شعرانی را که در موضوع اثبات نبوت خاتم الانبیاء (ص) است را ذکر کنم ،بجهت اشتمال آن بر فوائدی ، و بجهت اینکه ایشان مسلط به زبان “عبری” و “فرانسه” نیز بوده اند.ایشان نوشته اند:

            “”باید دانست که حضرت مسیح علیه السلام بشارت به آمدن “فارقلیط” داد ، و این لغت یونانی و در اصل “پرکلیتوس”(به کسر پاء و راء) که چون آنرا معرب کردند شد “فارقلیط”، و پرکلیتوس کسی است که نام او بر سر زبانها باشد و همه کس او را ستایش کند، و معنی “احمد” همین است .
            و نزد این بنده مولف، کتاب لغت یونانی به انگلیسی هست ،آنرا به آشنایان به زبان انگلیسی نشان دادم گفتند “پرکلیتوس” را به همین معنی ترجمه کرده است،حتی معنی تفضیلی که در “احمد”است (ستوده تر) و در محمد (بسیار ستوده) نیست ، از کلمه “پرکلیتوس” یونانی نیز فهمیده می شود ، و این کتاب لغت که نزد من است طبع انگلستان است. البته نصاری امروز بجای این کلمه (ستوده تر) در ترجمه های انجیل “تسلی دهنده”می آورند و خوانندگان هرجا این کلمه (تسلی دهنده) را دیدند بدانند که در اصل انجیل بجای آن کلمه “فارقلیط” است و بعقیده مسیحیان فعلی کلمه “پرکلیتوس” به فتح پاء و راء است و گویند اگر بکسر این دو حرف بود بمعنی احمد بود ،ولی چون بفتح است بمعنی تسلی دهنده است. ولی بعقیده ما ترجمه اول (بکسر پاء و راء) صحیح است……””
            (راه سعادت، آیت الله علامه شعرانی ،ص 241)

            من در اینجا ،آن سه موردی را که در انجیل یوحنا آمده و مشتمل بر کلمه فارقلیط مورد بحث است را بعینه از تفسیر نمونه نقل می کنم :

            “”قابل توجه اينكه: غير از پيشگوييهايى كه در اين كتب ديده مى ‏شود، و بر شخص پيامبر اسلام ص صدق مى‏ كند، در سه مورد از انجيل” يوحنا” روى كلمه” فارقليط” تكيه شده است كه در ترجمه ‏هاى فارسى، به” تسلى دهنده” ترجمه شده است، اكنون به متن انجيل يوحنا توجه كنيد:
            ” و من از پدر خواهم خواست و او” تسلى دهنده” ديگر به شما خواهد داد كه تا به ابد با شما خواهد ماند”
            (انجیل یوحنا ،باب 14 ،جمله 16)

            و در باب بعد آمده:” و چون آن” تسلى دهنده” بيايد كه من از جانب پدر به شما خواهم فرستاد، يعنى روح راستى كه از طرف پدر مى ‏آيد او در باره من شهادت خواهد داد”.
            “(انجیل یوحنا باب 15 جمله 26)

            و در باب بعد نيز مى ‏خوانيم:” ليكن به شما راست مى ‏گويم كه شما را مفيد است كه من بروم كه اگر من نروم، آن” تسلى دهنده” به نزد شما نخواهد آمد، اما اگر بروم او را به نزد شما خواهم فرستاد.””
            ( انجیل یوحنا ،باب 16 جمله 7).
            مهم اين است كه در متن سريانى اناجيل كه از اصل يونانى گرفته شده بجاى تسلى دهنده” پارقليطا” آمده، و در متن يونانى” پيركلتوس” آمده كه از نظر فرهنگ يونانى به معنى” شخص مورد ستايش” است معادل” محمد، احمد”.
            ولى هنگامى كه ارباب كليسا ديدند انتشار چنين ترجمه ‏اى به تشكيلات آنها ضربه شديدى وارد مى‏ كند، بجاى” پيركلتوس”،” پاراكلتوس” نوشتند!، كه به معنى” تسلى دهنده” است، و با اين تحريف آشكار، اين سند زنده را دگرگون ساختند، هر چند با وجود اين تحريف، نيز بشارت روشنى از يك ظهور بزرگ در آينده است.
            در جلد اول تفسير نمونه، شهادت گوياى يكى از كشيشان معروف مسيحى را كه بعد از مدتى اسلام را پذيرا شده (فخر الاسلام نويسنده كتاب معروف انيس الاعلام) به نقل از استاد بزرگش در تفسير” فارقليطا”، نقل كرديم، كه روشن مى‏ سازد، اين بشارتها در باره شخصى به نام” احمد” و” محمد” ص بوده است.
            در اينجا شما را به ترجمه مطلبى كه در دائرة المعارف بزرگ فرانسه، در اين باره آمده است جلب مى ‏كنيم:
            ” محمد مؤسس دين اسلام و فرستاده خدا و خاتم پيامبران است، كلمه” محمد” به معنى بسيار حمد شده است، و از ريشه” حمد” كه به معنى تجليل و تمجيد است مشتق گرديده، و بر اثر تصادف عجيب، نام ديگرى كه آن هم از ريشه” حمد” است و مرادف لفظ محمد مى‏ باشد، يعنى” احمد” ذكر شده كه احتمال قوى مى‏ رود، مسيحيان عربستان، آن لفظ را بجاى” فارقليط” به كار مى ‏بردند، احمد يعنى بسيار ستوده شده و بسيار مجلل، ترجمه لفظ” پيركلتوس” است كه اشتباها لفظ” پاراكلتوس” را جاى آن گذاردند، به اين ترتيب نويسندگان مذهبى مسلمان مكرر گوشزد كرده ‏اند كه مراد از اين لفظ بشارت ظهور پيامبر اسلام است، قرآن مجيد نيز آشكار در آيه شگفت ‏انگيز سوره صف به اين موضوع اشاره مى‏كند” «..
            كوتاه سخن اينكه معنى” فارقليطا” روح القدس يا تسلى دهنده نيست، بلكه مفهومى معادل” احمد” دارد (دقت كنيد)…..””.

            (تفسیر نمونه ،ج 24 ،ص 74-77)

            ثانیا : شبهه ای که نویسنده مقاله نموده مبنی بر اینکه بشارت عیسی علیه السلام به پیامبری بوده است بنام “احمد” در حالیکه نام مبارک پیامبر اسلام “محمد” است ،شبهه تازه ای نیست ،اما این شبهه شبهه ای واهی است زیرا بدلایل مختلفی روشن است که یکی از نامهای پیامبر اسلام “احمد” بوده است.
            در تفسیر نمونه اینطور آمده است :
            “”3- مگر نام پيامبر اسلام” احمد” است؟
            سؤال مهمى كه در اينجا مطرح مى ‏شود اين است كه نام معروف پيامبر اسلام” محمد” مى ‏باشد، در حالى كه در آيه مورد بحث به عنوان” احمد” ذكر شده، اين دو چگونه با هم سازگار است؟
            در پاسخ اين سؤال لازم است به نكات زير توجه شود:

            الف- در تواريخ آمده است كه پيامبر اسلام ص از كودكى دو نام داشت، و حتى مردم او را با هر دو نام خطاب مى‏ كردند، يكى” محمد” و ديگرى” احمد” اولى را جدش عبد المطلب براى او برگزيده بود و دومى را مادرش آمنه.
            اين مطلب در سيره حلبى مشروحا ذكر شده است.

            ب- از كسانى كه مكرر پيامبر اسلام ص را با اين نام ياد كردند عمويش ابو طالب بود، هم امروز در كتابى كه به نام” ديوان ابو طالب” در دست ما است اشعار زيادى ديده مى ‏شود كه در آن از پيغمبر گرامى اسلام به عنوان” احمد” ياد شده مانند:
            ارادوا قتل احمد ظالموهم و ليس بقتلهم فيهم زعيم‏
            ” ستمگران آنها تصميم قتل او را داشتند* ولى براى اين كار رهبرى نيافتند”.

            و ان كان احمد قد جاءهم بحق و لم ياتهم بالكذب‏
            ” قطعا احمد آئين حقى براى آنها آورد* و هرگز آئين دروغ نياورد”.

            (دیوان ابوطالب ،ص 25-29)

            در غير ديوان ابو طالب نيز اشعارى از ابو طالب در اين زمينه نقل شده مانند:

            لقد اكرم اللَّه النبى محمدا فاكرم خلق اللَّه فى الناس احمد

            خداوند پيامبر خود محمد را گرامى داشت* و لذا گرامى‏ترين خلق خدا در ميان مردم احمد است (تاریخ ابن عساکر ،ج 1 ص 275)

            ج- در اشعار” حسان بن ثابت” شاعر معروف عصر پيامبر نيز اين تعبير ديده مى ‏شود:
            مفجعة قد شفها فقد احمد فظلت لالاء الرسول تعدد
            ” مصيبت زده‏اى كه فقدان احمد او را لاغر كرده بود* و پيوسته عطايا و مواهب رسول خدا را برمى‏شمرد..
            (دیوان حسان بن ثابت ص 59 تحقیق محمد عزت نصرالله).

            اشعارى كه از ابو طالب يا غير او نام احمد (به جاى محمد) در آن آمده آن قدر فراوان است كه مجال نقل همه آنها در اينجا نيست، اين بحث را با شعر جالب ديگرى از فرزند ابو طالب يعنى على ع پايان مى ‏دهيم:
            اتامرنى بالصبر فى نصر” احمد” و و اللَّه ما قلت الذى قلت جازعا
            ساسعى لوجه اللَّه فى نصر” احمد” نبى الهدى المحمود طفلا و يافعا

            ” آيا به من مى ‏گويى در يارى احمد شكيبايى كنم؟* به خدا سوگند من آنچه را گفتم از روى جزع و بى ‏صبرى نگفتم”.
            ” من براى خاطر خدا در يارى” احمد” مى‏ كوشم* همان پيامبر هدايت كه در طفوليت و جوانى پيوسته محمود و ستوده بود”
            (الغدیر ج 7 ص 358).

            د- در رواياتى كه در مساله معراج وارد شده بسيار مى ‏خوانيم كه خداوند پيامبر اسلام ص را در شب معراج بارها به عنوان” احمد” خطاب كرد، و شايد از اينجا است كه مشهور شده نام آن حضرت در آسمانها” احمد” و در زمين” محمد” ص است.
            در حديثى از امام” باقر” ع نيز آمده است كه پيامبر اسلام ص ده نام داشت كه پنج نام آن در قرآن آمده” محمد” و” احمد” و” عَبْدُ اللَّهِ” و” يس” و” ن”.
            (تفسیر نور الثقلین ج 5 ص 313).

            ه- هنگامى كه پيامبر آيات فوق (آيات سوره صف را) براى مردم مدينه و مكه خواند و قطعا به گوش اهل كتاب نيز رسيد هيچكس از مشركان و اهل كتاب ايراد نكردند كه انجيل بشارت از آمدن” احمد” داده نام تو” محمد” است، اين سكوت خود دليل بر شهرت اين اسم در آن محيط است، زيرا اگر اعتراضى شده بود براى ما نقل مى ‏شد، چه اينكه اعتراضهاى دشمنان، حتى در مواردى كه بسيار زننده بوده، نيز در تاريخ ثبت است.
            از مجموع اين بحث نتيجه مى‏ گيريم كه نام احمد از نامهاى معروف پيامبر اسلام ص بوده است”””.
            (تفسیر نمونه ،ج 24 ص 77).

            بنابر این روشن شد که هم نام پیامبر اسلام علاوه بر “محمد”=بسیار ستوده ،”احمد”=ستوده تر بوده است ،و هم بشارتی که در آیه مبارکه سوره صف وارد شده است منطبق بر ایشان است که در بسیاری از فقرات اناجیل موجود از جمله انجیل یوحنا بعنوان “فارقلیط” که معرب “پرکلیتوس” یونانی است ،وارد شده است ،و علاوه بر این اناجیل که نزد مسیحیان اعتبار دارد ،در انجیل برنابا نیز این تعبیر وارد شده است.

            با سپاس ،بحث از مقاله ارائه شده از سوی جناب مزدک را بپایان می برم.

            متشکرم

             
        • سلام .میدانیم که اغلب ایات قران بخاطر رویدادهایی که رخ میداده بوده.بعضی ایات هم درباره مسائل شخصی پیامبربوده.اینها چه ربطی به دیگرازمنه وامکنه دارد؟داستانهای تاریخی ان هم همه کپی شده ازتورات بااندکی تغییراست.مناسک اسلامی نیز همچنین.
          متون دینی همه باافکاراون زمان که نسبت به امروز تاحدودی ابتدایی ست نوشته شده.اغلب درتناقض باعلوم امروزی هستند.دقت داشته باشیداموری همچون پیامبرومعجزه و…همگی مربوط به عصربدون علم ومنطق ویا بامنطق همان زمان بوده.وهرچه به عصرمدرنیته نزدیک میشویم این امورمحدودمیشوند.بطوریکه مثلا خیلی وقت است که کسی نمیتواندادعای معجزه بکند.حتی چون دوران محمدهم ثبت شده است نتوانستندمثل موسی وعیسی معجزلتی به اومنتسب کنندوخودپیامبردرجواب خواسته قریش مبنی برمعجزه گفت:من بشری بیش نیستم.درحقیقت نتوانست.وامورخارق العاده ای که به بزرگان منتسب شده همه بعداز مرگ انان وتوسط طرفدارانشان بوده.
          برای مثال مینویسندولادت پیامبرمصادف با فلان معجزات ازجمله خاموش شدن اتش زردتشیان وترک برداشتن طاق کسری و…بوده.خب یکی ازمعجزات راپیامبرمیاوردتا بدون جنگ وخون ریزی به اوایمان میاوردند.
          مهمترازهمه شماتصورکنیداسلام فقط دعوت بود.وامکان جنگ دران نبود.ایا قبیله ای به ان میگرویدند؟همین ازتناقضهای بزرگ قران است.درجایی میگویدمن فقط مبشرومنذرهستم.اما بعدبرای تثبیت قدرت قبایل دیگررا به زور وباجنگ مجبوربه قبول اسلام یاپرداخت باج میکند.
          …دراین باره بیشترخواهم نوشت

           
    • با سلام
      در خصوص آیاتی که بیان میکند قرآن به زبان عربی نازل شده باید بدانید که معنای لغوی عربی صریح و ساده است و نه زبان تکلمی عربی

      ودر مورد اینکه خداوند هر پیامبری را به زبان قوم خود مامورفرموده به این معناست که دستورات خداوند را همانگونه که مردم می فهمند باید ابلاغ کنید نه در آکادمی و حوزه علمیه و …

      ودر مورد اینکه پیامبر فقط ماموریت هدایت اعراب را دارد اینکه خداوند در بسیاری از آیات ایها الناس فرموده که بصورت کلی به مردم اشاره دارد نه گروه خاصی

      و اینکه ایرانیان مذهبی را به زور پذیرفته باشند جای تردید دارد زیرا دین امری امریست قلبی و درونی نه فیزیکی که بتوان به زور متوسل شد کما اینکه هیچ جای دنیا دینی را به زور نپذیرفته اند کرچه عملکرد داعیه داران آن ادیان یا مذاهب غلط بوده باشد

      با احترام و آرزوی موفقیت

       
      • با درود به نوریزاد گرامی و هم میهنان فرهیخته . وبا سلامی گرم خدمت آقا مرتضی و مصلح و نا شناس؟ که گویا گفتند ایرانیان با شوق اسلام را پذیرفتند! برادران گرامی اگر تاریخ را خوانده اند و کتمان میکنند ! که عملی صحیح نیست ! اگر تاریخ را نخوانده اند که این کمترین در حد وسع خود به نکاتی اشاره میکنم . خودتان قضاوت کنید در سرزمینی که حد اقل سه هزار سال تاریخ مدون دارد به واسطه ضعف حکومت و دخالت آخوند های آن زمان(مغ ها)وزور گفتن تحت لوای حکومت ولی مردمانی خدا جو . و خدا پرست . قوم عربی با کمال توحش به آن هجوم می آورند که چه بشود ؟ سران اعراب میگفتند 1-دین خود را داشته باشید و به ما سالانه جزیه (باج اسلامی)بدهید! 2-دین ما را بپذیرید و خمس و زکات به خلیفه بدهید ! 3-اگر این کار هارا نمیکنید ما همه شما را از دم تیغ می گذرانیم و زنان شما را به کنیزی و کودکانتان را به برده گی و کل مال و اموال شما را به یغما میبریم و چون خمس آن غنایم را به خلیفه میدهیم اسم آن میشود غنایم و از شیر مادر حلال تر است . خودتان را یک لحضه در آن موقع فرض کنید که قومی وحشی به شما حمله کند و شما را به این سه کار مخیر کند . چه کار میکنید . من از تاریخ طبری که مورد تایید مسلمین است نقل میکنم ! در اولین حمله اعراب به تیسفون شصت هزار کنیز را به سوی حجاز گسیل میکنند. که زمانی که این زنان نگون بخت به خانه کعبه میرسند عمر تا چشمش به این بی چاره گان می افتد روبه خانه کعبه کرده و میگوید خدایا پناه به تو میبرم از شر اطفالی که در رحم این زنان است ببرید و در بازار های نجد و عکاض بفروشیدشان. اطفالی که در رحم این بی چاره گان بود در طی مسیر توسط همین اعرابی که محافظ؟ آنان بودند ساخته شده بود . و تازه این زنان خمس غنایم بودند یعنی سیصد هزار زن و دختر ایرانی را فقط در آن حمله به اسارت گرفته بودند . اگر بازهم موشکافی کنیم متوجه میشویم که جمع زیادی از اعراب اصلا مسلمان نبودند و به ظاهر اظهار اسلام میکردند و فقط به طمع به چنگ آوردن غنایم آمده بودند شما را به خواندن کتاب های تاریخ طبری ارجاع میدهم و کتاب دوقرن سکوت (دکتر زرینم کوب) با ادب و احترام تا بعد.

         
    • بله صحیح گفته اید دوست عزیز ، اسلام برای منطقه عربی و حوالی نازل شده پس بزبان عربی، ولی این نکته مهم را نباید نا دیده گرفت که انسان در انتخاب دین مختار است و دین نباید بزور تحمیل شود . اگر چنین شود نگهداری آن در قلب هم باید بزور باشد. پس بزور تحمیق قلوب، ارعاب ضعفاء ، وعده و وعید به طمعکاران،زور و شمشیر در مقابل یاغیان، دستگیری و خفقان فرهیختگان، سد راه برای وصول به علوم غیر دینی و بسیار بسیار راه های دیگر مردم را ملتی را باصطلاح متدین نگه میدارند البته در کنار آنهایی که خود باختیار دین را پذیرفته اند.
      وقتی عدد مجبورین از مختارین تجاوز نماید جوامعی مثل ایران، افغان،ترک، تاجیک و هند و غیره گرفتار تحجر، تعصب و بلاهای دیگر دین اجباری میشوند.
      توجه به ملت عرب بفرمایید بدون ضایعه اسلام اورده ونگه داشته اند و به آسایش در این دنیا و آخرت دست یافته اند ولی ما ایرانیان 1400 سال است با عقیده تحمیلی خود در جنگیم در حالی که قبل از آن اینچنین خودستیزی در بین ایرانیان وجود نداشته است.
      پس دین باید اختیاری باشد نه اجباری و بنا بر این هر انسانی آزاد است دین خود را انتخاب کند ،یک اروپایی، هندی،ترک، تاجیک و غیره میتوانند اسلام بیاورند به اختیار خودشان و نه توسط دلالان طماع دین پیشه پس اسلام میتواند جهانی باشد چون دینی است الهی ولی بستگی به پذیرش انسانها دارد نه باراده دین پیشه گان.

       
  87. شکی نیست که اسیدپاشی های اخیر، با اعدام محسن امیراصلانی، در به در کردن دراویش، تهدید و تحدید سنیان، محروم کردن بهائیان از تحصیل، ضرب و شتم زندانیان بند 350، بازداشت دو آتنا، قلع و قمع دست اندرکاران ویدئوی هپی، گستراندن بساط شلاق روزه خواران، تهدید به اعدام آیت الله کاظمینی بروجردی، و تهدید به اعدام محمدرضا طاهری، همه یک سرچشمه دارند. تفتیش و ممیزی عقاید. هر که با ما نیست، بر ماست، و هر که بر ماست، دودمانش بر باد و محکوم به فناست. حالا آقای وزیر بیاید بگوید اسیدپاشی ها زنجیره ای نبوده، او مگر نمی بیند که همه این اتفاقات که ظرف یکی دو سال اخیر افتاده، خواه ناخواه اسیدپاشی ها را هم سر سلسله این زنجیره کرده؟

    راستی، در این میانه که ما مشغول قلع و قمع شهروندان خود هستیم، عربستان با طیب خاطر و با کمی چرخاندن شیر چاه های نفتش، میلیون ها دلار و یا شاید میلیاردها دلار پول را از حساب های ما پراند. تشکر! بلکه آقایان یادشان بیاید که علاوه بر مسئولیت بهشتی کردن ما، و علاوه بر چرخاندن چرخ سانتریفیوژها، مملکت اقتصادی هم دارد که باید بچرخد. معمولا تا وقتی پول باداورده نفت هست، کسی حواسش به اقتصاد مضمحل کشور نیست، مگر جنگ قیمت نفت باعث شود آقایان دست از سر شهروندان بی گناه بردارند و بساط دکانی که به نام دین پرداخته اند، جمع کنند.

     
  88. درود به آقای محمد(کاوه)نوری زاد
    وبه همکاران با وفا یتان و مردم غیور و آزادمنشی که درتظاهرات ضد اسید پاشی به روی زنان شرکت و اعتراض می کنند.

    1. خوشحال هستم که دوباره از تندرستی شما با اطلاع شدم واتفاقات ناگواری همانند گذشته برای شما نیافتاده است.

    2. برای تغییر اوضاع و احوال مصیبت زده جامعه ایران ، انسان های دلیر و نترس و با همتی همانند آقایان نعمتی و محسن شجاع احتیاج مبرمی دارد در غیر اینصورت سالها خواهد گذشت و هیچ اتفاقی در جهت آزادی و حقوق مسلم و انسانی مردم ستمدیده ایران نخواهد افتاد.

    3. حکایت غم انگیز و تراژدی عمیقی است . در پی تظاهرات خود جوش و انسانی مردم اصفهان در مقابل ساختمان “دادگستری” بعلت اسید پاشی روی زنان جوان ، یکی دیگر از مزدوران خلافت اسلامی رسول ریاحی معاون سیاسی وامنیتی استاندار اصفهان گفته است: ” این تجمع مجوز قانونی ندارد و بر خورد خواهد شد چونکه گرفتاری برای دیگران ایجاد می شود وترافیک به وجود می آید.”
    تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل !
    زنان جوانی از زیبائی و هستی ساقط شده اند و ایشان به فکر ترافیک است . عجب! چقدر ما را از انسانیت دور کرده اند.

    4. بایستی عناصر و عاملین اصلی این جنایات را بر سر منابر و مجلس فرمایشی و بیت رهبری جستجو کرد که مرتبأ از “یا روسری ، یا توسری ” و گفتاری تحریگ آمیز می زنند و قوانینی بویژه زن ستیزی تصویب می کنند. زیرا در ذات و ایده لوژی اسلامی و آخوندیسم نهفته است. اخلاق و همنوع دوستی و انسانیت از جامعه رخت بر بسته است.

    5. در زیر نمونه هائی از تفکرات و ترویج آخوندیسم را می نویسم . البته مشت نمونه خروار است.
    شاد بودن وخندیدن … ممنوع
    نقد و اظهار نظرکردن … ممنوع
    آواز خواندن ورقصیدن … ممنوع
    مسا بقات ورزشی دیدن … ممنوع
    آب بازی وآب پاشی در پارک ها …ممنوع
    دیش های تلویزیونی … ممنوع
    روزه خواری … ممنوع
    تجمع واعتراض …ممنوع
    سبیل درویشی … ممنوع
    شلوار جین … ممنوع
    کفش چکمه ای … ممنوع
    ووو..
    ووو…

    و اما
    دزدی و اخاذی … آزاد
    هدر سرمایه های ملی … آزاد
    غارت و چپاول سر زمین ایران… آزاد
    اسید پاشی و فحاشی … آزاد
    دروغ و فریب و کلاشی … آزاد
    باز جوئی و تهدید و تجاوز … آزاد
    کتک وشکنجه و زندان و اعدام دگر اندیشان … آزاد
    شلاق و سنکسار … آزاد
    تربیت وتعلیم اراذل واوباش … آزاد
    ایجاد رعب و وحشت … آزاد
    چماقداران … ازاد
    کردنکشی و آبروریزی یک ملت … آزاد
    تشویق به خشونت … آزاد
    تروج اوهامات و لاطئلات … آزاد
    ووو…

    بقول معروف : ماکه زبانمان وکف دستمان مو در آورد از بسکه گفتیم و نوشتیم و هیچگونه تأثیری بر روی این سنکدلان و جاهلان ندارد. طمع به خانم قدرت و پول همه این ها را مسخ کرده است و شرافت و وجدان وانسانیت را از این ها گرفته است.

    6.همانطور که در یادداشت های قبلی اعلام نمودم : مسئولیت و حاصل تمام بی عدالتی ها در عرصه های مختلف سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و ناهنجاری های اچتماعی و فلاکت و بدبختی مردم ایران را در شرایط فعلی بعهده شخص خامنه ای می دانم. برای حفظ ایمان و عقاید مردم ، جدائی دین از سیاست ، اقتصاد و دولت را بفوریت خواستارم.

    با آرزوی تندرستی و موفقیت و تشکر برای امکان ودرج دیدگاه دگری در وب سایتتان

     
    • جناب هوشنگ. با عرض معذرت مشکل اصلی اصلاح طلبان دولتی هستند که از پشت خنجر میزنند. اگه اینها نبودند پس از انتخابات ۷۶ تغییرات خیلی بیشتری ایجاد میشد و جنبش سبز خیلی بیشتر پیش میرفت. اینها همان خندقی هستند که حاج ابرام یزدی برای جمهوری اسلامی تعبیه کرد. لعنت بر همهشان!

       
  89. محمد مهدوي فر

    اين برادران داعش اين طور هم كه در تبليغات گفته مي شود آدم هاي بدي نيستند .
    درست است كه اين ها شلاق مي زنند ، اعدام مي كنند ، سنگسار مي كنند ، تيرباران مي كنند ، سر مي برند ، چپاول ميكنند ، شكنجه مي كنند ، حقوق زنان را ناديده مي گيرند ، حجاب را اجباري مي كنند . مخالفين خود را نابود مي كنند و از سر راه برمي دارند . اعتراض را ممنوع مي كنند . خوب بكنند ما هم همين كارها را مي كنيم . مگر چه عيبي دارد؟
    هم ما و هم آنها ، اين كارها را با تشخيص خودمان ، به دستور اسلام و براي عظمت اسلام انجام مي دهيم .
    به عقيده ي ما اين جور كارها براي حفظ نظام مقدس اسلامي گاهي اجتناب ناپذير است . ما نبايد به عربده هاي حقوق بشري دنيا هيچگونه توجهي داشته باشيم .
    همه ي كارهايي كه آنها انجام مي دهندحتماْ تحت « نظارت خليفه ي مسلمين جهان » است و ما نيز فقط بايد به منويات « ولي امر مسلمين جهان » توجه داشته باشيم . هدف همه ي ما اعتلاي اسلام است . حالا ممكن در سلايق اندكي تفاوت داشته باشيم ولي نبايد به اختلافات دامن بزنيم و يكديگر را تضعيف كنيم.

     
  90. درود بر شرف و شجاعتت بزرگمرد
    اگر اجازه داشته باشم میخواهم پیشنهاد کنم برنامه مستقلی از خانم ستوده دنبال کنید
    به نظر اینطور هسته های جداگانه ای برای اعتراض شکل می گیرد
    مردم به هر دوی شما علاقه مندند و از هر دو حمایت میکنند. بگذارید کانون های اعتراض بیش از یکی باشد
    برایتان سلامتی و عزت آرزومندم

     
  91. سلام.میتونید عکسای از دست رفته رو ریکاوری کنید آقای نوری زاد!

     
  92. محمد مهدوي فر

    اين برادران داعش ، اين طور هم كه در تبليغات گفته مي شود ، ادم هاي بدي نيستند .
    درست است كه اين ها شلاق مي زنند . اعدام مي كنند . سر مي برند . سنگسار مي كنند . تيرباران مي كنند . چپاول مي كنند . شكنجه مي كنند . حقوق زنان را ناديده مي گيرند . حجاب را اجباري مي كنند . خوب بكنند . ما هم همين كارها را مي كنيم . مگر چه عيبي دارد ؟
    هم ما و هم آنها ، اين كارها را به دستور شرع مقدس اسلام و براي عظمت دين خداوند انجام مي دهيم و از نعره هاي حقوق بشري دنيا نيز هيچ واهمه اي نداريم . همين طور كه بارها اين مطلب را رئيس باسواد قوه ي قضائيه و برادر ايشان و آن يكي برادر ايشان ، بارها اعلام فرموده اند . ما فقط وظيفه ي اسلامي خودمان را انجام مي دهيم و براي اعمال خود فقط بايد در پيشگاه خداوند پاسخگو باشيم و از شماتتِ شماتت كنندگان نهراسيم .
    ممكن است بگويي چرا آنها خليفه ي مسلمين جهان دارند . خوب داشته باشند اين حق آنهاست . ما هم ولي امر مسلمين جهان داريم و به وجود او افتخار مي كنيم . 

     
  93. تا زمانیکه نیروهای امنیتی و نظامی با لباس شخصی در انجام ماموریت هستند امثال (مامور فربه) ء خود دلیلی بر هم جنس بودن اسید پاشان یا دیگر خلافکاران و کلاهبردان در اجتماع است. این پدیده چندان جدید نیست چون اصلی از اصول دستاوردهای این انقلاب بوده که سید علی خامنه ای کاملأ این نقوش را پایدار کردن. طبق خبری که چند روز پیش فرد کلاهبرداری با لباس فرم سرهنگی از مردم اخاذی میکرد میتوان نتیجه گرفت ابتدا و انتهای نیروهای امنیتی انتظامی چه با لباس چه شخصی قابل اعتماد نبوده و نیستند. هرچند انسان پاک همه جا یافت شدنی است. وای بر مردم که حتی قوانین جاری هم همیشه پشتوانه حقوقی اشان نمیتواند باشد و مسیولین قوه قضایی چنان راههای پی گیری حقوق اجتماعی و خصوصی مردم را هزار لا سخت درهم پیچانده اند که بسیاری از مجروحان(مردم) حقوقی از پی گیری حقوق (جنایی)خویش و یا خانواده خویش زبان را بسته و چشم پوشی ها کرده اند. هویت و شخصیت انسانها را چنان خدشه دار کرده اند که برادران (حسین شریعتمداری-سردار ضرغامی)هر لحظه آدمها را به بیگانگان و سرویس های خارجی نصب میکنند تا با این اتیکت یک هویت سرخورده بسازند تا به جارو کردن اموال کشور ادامه دهند. و چادر و ریش و انگشتر عقیق و تریبونهای مرگ و با زبان کلمات نیمه عربی و دریافت مزایاهای مالی/غذایی تنها هویتی است که تلقین میشود

     
    • دوست گرامى
      اصلى از اصول نيست .اصل الاصول است .ذات هر نظامى است كه خود را نماينده خدا مى داند .اسيد پاشى در برابر شكنجه هاى ابدى اى كه در دوزخ اخروى توصيف كرده اند به نسيم بهارى
      مى ماند .يك بار به يك آقاى نسبتا جوانى كه خبرنگار و دبير سرويس انديشه يك روزنامه دولتى ميانه رو بود گفتم كه آزادى را در سال ٨٨ در كف خيابان ذبح كردند .چرا شما جوابگو نيستى ؟ اين آقايي كه مثلا در باره پل ريكور و سارتر و شعر سپيد مطالب تحسين آميزى مى نوشت ،مى دانيد چه جواب داد ؟ او گفت :من نگران جوابى هستم كه إن دنيا بايد بدهم .ميخكوب شدم و زمزمه كنان آن شعر ابوالقاسم حالت را خواندم كه به اين بيت ختم مى شود :
      بگفت آن به كه تو را در جهنم اندازم
      بگفت زندگى ام بدتر از جهنم بود
      چون خودم حال خوشى ندارم براى تحليل و تفصيل اين درد جانكاه شما را به مقاله الهيات شكنجه از محمد رضا نيكفر ارجاع مى دهم .

       
  94. با سلام و عرض ادب و احترام

    عاملین این عمل ضد انسانی و ضد بشری پاشیدن اسید میبایست سریعأ در برابر قربانیان حادثه و مردم محکوم و مجازات گردند. از حفظ آرامش و صبوری نیروهای انتظامی در برخورد با معترضین و مردم جز در موارد معدودی تشکر مینمایم و امیدوارم همچنان به این رویه ادامه دهند.
    با پوزش و تشکر از عنایات همگی.

     
  95. سلام آقای نوری زاد شجاع ونترس وعزیزی وگرامی

    شما چقدرنازی ونازنین هستید حرفهایت چقدردلنشینند ،باخواندن نوشته هایت درخیلی موارد که جواب رک وپست کنده ارائه می کنی ازخنده روده بر می شوم. طرف احساس ناامنی کرد وگفت چندتا بچه داری؟
    عالی بود خسته نباشید وهرگز ناامیدمباش صبح نزدیک است.
    دوستدارتان
    مصلح

     
    • با عرض سلام به جناب مصلح: مصلح عزیز لطف فرمایید نظرات آقایان علما را در مورد این عمل ننگین اسید پاشی و برخورد معکوس نیرو های امنیتی!را جویا شوید و اطلاع رسانی کنید! با احترام.

       
    • به به از اين نوشته شاد و دلنشين آقاى مصلح.
      يا ما دو مصلح داريم كه يكى خيلى نازنين و خوش زبان و ديگرى خيلى تند خو و تلخ زبان است و يا همان يك مصلح است، اما هرگاه صبح از دنده راست برخاسته باشد خوش خو و مهربان است ولى واى به روزى كه از دنده چپ برخاسته باشد كه آنگاه به صغير( ما)، و كبير( نوريزاد) رحم نكرده و همه را به جا و بيجا، با شلاق كلام تند و تيز خود مى نوازد.
      مصلح جان آيا بالاى منبر هم همينطور هستيد و بسته به دنده اى كه از آن از خواب برخاسته ايد يك روز آيات مهر و رحمت مى گوييد و يك روز با آيات عذاب، همه پامنبرى هاى هاج و واج را به آتش هاويه و مار غاشيه حواله مى دهيد؟

       
      • باسلام برآنیتا خانم نازنین

        مثل اینکه فحاشی های بی ادبانه ات نسبت بمارافرموش کرده ای؟؟؟
        بله کافرهمه رابکیش خودپندارد.البته مصداق دنده چپ وراست احتمالا خودتان باشید وبما نسبت می دهید. وآیات مهرورحمت وعذاب هردو حق هستند ؛هوشیارانند که ازآیات رحمت کمال استفاده را می برند وازعذاب نارحامیه ونارغاشیه نجات پیدامی کنند.
        والبته رحمت الهی برغضبش پیشی گرفته است.

        آنیتا جان بهبه به روی ماهت امیدوارم که گرفتار نارحامیه ومارغاشیه گرفتارنباشید؛ این دنیا فانی شدنی است واما دردارباقی هرکس درگروعمل خویش است ،چه شاه وچه گدا،پس سعی کن گرفتار مارغاشیه ونارحامیه نباشی.وباعمل نیک وخلق نیک محشورشوی.

        واگرباطعن زدن بما دلخوش هستی ؟ من بخیل نیستم ،خوشدل باش وخرم بزی. بااحترام.

        وامامهردادگرامی سلام

        همه انسانها ازاین عمل زشت اسید پاشی نارا حت هستند چه رسد بعلمای دین .بلکه همه راجریحه دارکرده انداین آدمهای نفرتزا وخودمنفور.امیداست کیفرشانرا درهمین دنیا هم ببینند.

        خیرخواه همه
        مصلح

         
  96. با سلام و عرض ادب خدمت آقای نوریزاد و خوانندگان گرامی‌ سایت،

    فقط می‌خواستم نکتهٔ مهمی‌ را که اغلب فراموش میشود مطرح کنم: این رژیم در دههٔ شصت ده‌ها هزار ایرانی‌ میهن دوست و آزادی خواه را کشته و صدها هزار نفر را دستگیر و شکنجه کرده است. در دهه‌های بعدی هم که قتل‌های زنجیره‌ای و محفلی و سرکوب و کشتار دانشجویان در ۱۸ تیر و بسیاری حوادث دیگر تا قیام سال ۸۸ و کشتار و سرکوب و شکنجه‌های وسیع که تا امروز ادامه دارد هم که بر همه روشن است. این همه سرکوب و شکنجه و کشتار باید این را برای ما روشن کرده باشد که در طول سی‌ و پنج سال گذشته، تولید و تربیت هزاران آدمکش، تیر خلاص زن، شکنجه‌گر، چماقدار، بازجو، و اسید پاش بالاترین تخصص این رژیم منحوس و ویرانگر بوده است. اسید پاشان هم پدیده جدید نیستند. آنها بخشی از لشکر سرکوب هستند که بطور سازمان یافته در ایران حضور دارند.

    در سال‌های اول انقلاب هم اسید پاشی در بسیاری از شهرها، منجمله در لاهیجان که خود شاهد بودم، برای ایجاد ترس و در هم شکستن مقاومت زنان و دختران در برابر حجاب‌ اجباری، که آن‌ زمان تازه داشت پا میگرفت، انجام میشد. این رژیم خود اسیدی است که کارکرد و هدفش سوزاندن هستی‌ و هویت ایران و ایرانی‌ است. سه نسل بعد از انقلاب در تیزاب مهلک این نظام منحوس سوخته اند. نظام ضدّ ایرانی‌ حالا نسل چهارم را هدف گرفته است.

    اردشیر

     
    • وقتی میخواهید انتقاد بکنید چیزی بگویید که بگنجد،انتقاد هم باید منصفانه باشد ،به الفاظ ادعایی خود توجه دارید؟ شما میتوانید سند یا سندهایی نشان دهید که این رژیم در دهه شصت را کشته است؟ یا را دستگیر و شکنجه کرده است؟

       
      • با عرض ادب و کسب اجازه از آقای نوریزاد،

        جناب ناشناس،

        فقط یک قلم تعداد زندانیان سیاسی اعدام شده در سال ۱۳۶۷ بیش از سی‌ هزار نفر بوده که در نوشته‌های آقای نوریزاد و آقای رضا ملک، مقام سابق وزارت اطلاعات که خود شجاعانه نوار شکنجه‌ها و بازجویی همسر سعید امامی را افشا کرد، به این ارقام اشاره شده است. همهٔ کسانی‌ که سنشان قد میدهد و دههٔ اول انقلاب را دیده‌اند به خوبی‌ می‌دانند که تعداد دستگیری‌ها و اعدام‌ها در سال‌های اولیه دههٔ شصت بیش از سال ۶۷ بوده. نمیدانم شما در کدام کره زندگی‌ میکنی‌، اما همهٔ آنهایی که در این ۳۵ سال در ایران زندگی‌ کرده‌اند می‌دانند که دستگیری و شکنجه و اعدام گسترده امری روزمرّه و رایج و اوجب واجبات برای حفظ نظام است. به ازای هر یک ایرانی‌ آزادی خواه که اعدام شده، ده‌ها نفر دستگیر و شکنجه شده‌اند. صدها هزار دستگیری و ده‌ها هزار اعدام در واقع ارقام محافظه کارانه و محتاطانه است. ابعاد دستگیری و شکنجه و اعدام از روز اول روی کار آمدن آخوندها نجومی است. ایجاد شک و تردید در حقیقت داشتن شکنجه و اعدام شگرد دائمی دستگاه‌های عریض و طویل اطلاعاتی‌ رژیم منحوس است. در سال ۱۳۵۹ به دستور خمینی “هیات رسیدگی به شایعه شکنجه” تشکیل شد که بعد از بازی کردن نقش خود اعلام کرد که شکنجه در زندان‌ها شایعه دشمنان اسلام است. مثل همین حالا که روز روشن مقامات امنیتی و انتظامی و امام جمعه‌‌های بی‌ مخ می‌گویند که اسید پاشی کار دشمنان اسلام و خارجی‌ ست.

        جناب ناشناس، اگر نمی‌شناسی بشناس و بدان که این رژیمی است که از جهنم تاریخ سر بر آورده و از همان روز نخست جز سرکوب و تحقیر و جنگ و اعدام و قتلها و اسید پاشی زنجیره‌ای هیچ پاسخی برای دردهای مردم ایران در دنیای پیچیدهٔ امروز نداشته و ندارد. همین مورد اخیر اعدام ایرانی‌ شجاع آقای امیر اصلانی به ما می‌گوید که با چه موجوداتی طرف هستیم. وضعیت امروز ما خود بهترین گواه بر خونهای به ناحق ریختهٔ ده‌ها هزار ایرانی‌ آزادی خواه و وطن دوست است. رژیمی که به بهانهٔ مبارزه با مواد مخدّر از همان اوائل انقلاب ده‌ها هزار نفر را اعدام کرده (خلخالی روانی‌ را می‌شناسی آقای ناشناس؟) و میلیون‌ها جوان ایرانی‌ را به خاک سیاه اعتیاد نشانده، اسید پاشی و کشتار هزاران نفر برایش امری عادی است. فقط در دوران رئیس جمهور قلابی حسن فریدون (که خودش را ریا کارانه روحانی مینامد) مطابق آمار سازمان ملل بیش از هزار انسان در ایران اعدام شده‌اند. انسان‌هایی‌ که خود قربانی سیاست‌های ویرانگر حاکمان جاهل و سرکوبگر ما هستند. ارقام واقعی‌ جنایات و کشتار در فردای رفتن این رژیم ضدّ ایرانی‌ روشن خواهد شد. بیدار و پیروز باشید.

        اردشیر

         
        • جناب اردشیر

          آیت الله منتظری که خود روزی قائم مقام رهبری در این کشور بود و از همه پشت پرده های این رژیم آگاه بود در خاطرات خودش بصورت تردید سه هزار یا چهار هزار نفر را می گوید اعدام کردند شما اول رقم دهها هزار ایرانی را گفتی حالا میگویی سی هزار اعدامی و آنرا به آقای نوریزاد ربط می دهی من یادم هست که یکوقت نوریزاد هم همین اعداد عجیب و غریب را در نوشته اش آورد و کسانی از او سند خواستند سندی نداشت به ادعا که ثابت نمی شود رضا ملک هم یک ناراضی بوده هرکسا سند مثل شما ناراضی بشه ممکن است از روی عصبانیت چیزهایی بگه من نمی گم این رژیم جنایت نکرده یا مجاهدین رو اعدام نکرده میگم حرف باید با سند و دلیل باشه این تعبیرات شما که دهها هزار نفر و صدها هزار نفر معلومه که مبالغه است و کسی باور نمیکنه اما اگر شما اومدی با استناد به حرف منتظری که روزی از خودشون بوده و آگاه بوده و آدم دروغگویی هم نبوده گفتی این حکومت سه یا چهار هزار نفر را که در زندان بودن و در عملیات مرصاد دخالتی نداشتن اعدام کرده این حرف استحکام بیشتری داره. دستگیری و شکنجه هم بوده و زیاد هم بوده اما همینجوری الله بختکی بگی صدها هزار نفر همه میفهمن داری مبالغه میکنی! آیا با عدد و رقم و ریاضی آشنا نیستی که صدها هزار نفر میتونه تا میلیونو بیشتر را هم شامل بشه؟
          اردشیر جون انتقاد کردن از همه خوبه اما خوبه که نسبت به دشمنت هم با انصاف باشی

           
          • جناب ناشناس (جدید یا قدیم) شما را دعوت میکنم به خواندن خاطرات عماد الدین باقی که زمانی ریاست مرکذ اسناد انقلاب اسلامی را به عهده داشت و تاب نیاورد این همه نامردی و بی مروتی را و اول به ادعای خمینی مبنی بر کشتار انقلابیون که دروغ ویا کج فهمی ایشان را اثبات نمود و پیرایه ها بر وی بستند. در اینترنت از جناب باقی سراغ بگیرید و خود بیشتر رعایت انصاف کنیداگر به دنبال حقیقت هستید! . با احترام.

             
      • ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

        ﺷﻤﺎ ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ ﺑﻪ اﺩاﺭﻩ ﺛﺒﺖ و اﺣﻮاﻝ ﻣﺤﻞ ﺧﻮﺩ ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﻛﻨﻴﺪ ‘ﻳﻚ ﻛﭙﻲ ﺭﻧﮕﻲ اﺯ ﺗﻚ ﺗﻚ ﻗﺮﺑﺎﻧﻴﺎﻥ ﺭا ﺩﺭ اﺧﺘﻴﺎﺭ اﺩاﺭﻩ ﺛﺒﺖ ﻗﺮاﺭ ﺩاﺩﻩاﻧﺪ ‘ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﻱ ﺧﻮﻧﻲ و ﻟﻮاﺯﻡ ﺷﺨﺼﻲ اﻳﻦ اﻓﺮاﺩ ﻫﻢ ﺩﺭ ﻳﻜﻲ اﺯ ﻣﻮﺯﻫﺎﻱ اﻣﺎﻡ ﺧﻤﻴﻨﻲ ﻧﮕﻬﺪاﺭﻱ ﻣﻴﺸﻮﺩ ‘ ﻓﻴﻠﻤﻬﺎﻱ اﻳﻦ ﺟﻨﺎﻳﺘﻬﺎ ﺩﺭ ﺁﺭﺷﻴﻮ ﺻﺪا و ﺳﻴﻤﺎﺳﺖ ﻫﺴﺖ ‘
        ﻭاﻗﻌﺎ ﺑﻌﻀﻲ اﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ‘ﭼﻨﺎﻥ ﺳﻨﺪ ﺳﻨﺪ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﻛﻪ اﻧﮕﺎﺭ ﻣﺮاﺳﻢ ﻋﺮﻭﺳﻲ ﺑﻮﺩﻩ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺛﺒﺖ و ﻇﺒﻄ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﻪ ” ﻣﺮﺩ ﻣﻮﻣﻦ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﻣﻴﻠﻴﺎﺭﺩ ﻣﻴﻠﻴﺎﺭﺩ ﺧﺮﺝ ﻛﺮﺩﻩ ‘ﻛﺸﺘﻪ ‘ﻧﺎﺑﻮﺩ ﻛﺮﺩﻩ ‘ﺗﺎ ﺳﻨﺪﻱ اﺯ اﻳﻦ ﺟﻨﺎﻳﺎﺕ ﺑﺠﺎ ﻧﺬاﺭﻩ ‘ ﺗﺎﺯﻩ ﺗﻮ ﺧﻴﺎﻝ ﻛﺮﺩﻱ اﮔﺮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺛﺎﺑﺖ ﺑﺸﻪ اﻳﻦ ﺟﻨﺎﻳﺘﻬﺎ ﻭاﻗﻌﻴﺖ ﺩاﺭﻩ ‘ﭼﻪ ﻓﺮﻗﻲ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺗﻮ ﻣﻴﻜﻨﻪ
        ﺗﻮ ﺩﻭ ﺭاه ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻧﺪاﺭﻱ ‘اﮔﺮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺛﺎﺑﺖ ﺑﺸﻪ ﻛﻪ ﻭاﻗﻌﻴﺖ ﺩاﺷﺘﻪ ‘ اﺯ اﻳﻦ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﻭﺟﺪاﻥ ﺩﺭﺩ ﻣﻴﮕﻴﺮﻱ ‘اﮔﺮ اﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎﺷﻲ ‘ اﮔﺮ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺧﺪﻣﺖ اﻳﻦ ﺟﻤﺎﻋﺘﻲ ‘ ﻧﻮﻧﻲ ﻛﻪ ﺩاﺭﻱ ﻣﻴﺨﻮﺭﻱ ﻛﻮﻓﺘﺖ ﻣﻴﺸﻪ ‘ ﻛﺎﺭﻱ ﻫﻢ اﺯ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺮ ﻧﻤﻴﺎﺩ ‘ ﺭﻭﺯﻱ ﻫﻢ ﻛﻪ ﺑﻪ ﭘﺴﺖ ﻳﻜﻲ ﻣﺜﻞ ﻧﻮﺭﻳﺰاﺩ ﺑﺨﻮﺭﻱ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ اﻓﺸﺎﮔﺮﻱﻫﺎﻱ اﻭ ﻣﻴﮕﻮﻳﻲ ‘ ﺭاﺳﺘﻲ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﭽﻪ ﺩاﺭﻱ ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻳﺰاﺩ
        ﻳﺎ ﺭاﻩ ﺩﻭﻡ ﺭﻭ ﺑﺮﻣﻴﮕﺬﻳﻨﻲ ” ﺁﻧﻬﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻗﺘﻞ ﻋﺎﻡ ﺷﺪﻥ ﺣﻘﺸﻮﻥ ﺑﻮﺩ ‘
        ﺯﻳﺎﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻓﺸﺎﺭ ﻧﻴﺎﺭ ‘ ﻣﻴﺨﻮاﻫﻲ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺭﻭ ﺑﻔﻬﻤﻲ ﻛﻪ ﭼﻲ ﺑﺸﻪ ‘ ﻛﺎﺭﻱ ﻛﻪ اﺯ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺮ ﻧﻤﻴﺎﺩ ‘ ﺁﺧﺮﺵ ﻫﻢ ﻣﺜﻞ ﻣﻠﻴﻮﻧﻬﺎ ﻧﻔﺮ ﺩﻳﮕﻪ اﻓﺴﺮﺩﻩ ﻣﻴﺸﻲ ‘ ﭘﺲ ﻫﻤﻮﻥ ﺣﻖ ﺑﻪ ﺟﺎﻧﺐ اﺩاﻣﻪ ﺑﺪﻩ

         
    • ده‌ها هزار ایرانی‌ میهن دوست و آزادی خواه را کشته؟! و صدها هزار نفر را دستگیر و شکنجه کرده؟!

       
      • ناشناس اول و دوم

        برای مشاهده و یا دریافت سند در تأئید کشته شدن ۱۰ها هزارایرانی بدستور مستقیم رهبر انقلاب در سال ۱۳۶۷ در تهران به محلی بنام گورستان خاوران تشریف ببرید

        برای سند شکنجه شدن ۱۰ ها هزار ایرانی میهندوست و آزاده با هرکس که به جرم مغایرت عقیده با سردمداران رژیم قبلا بزندان افتاده و بطرز معجزه آسائی جان سالم بدر برده و آزاد شده است گفتگو نمائید. البته بخاطرداشته باشید که بهنگام صحبت با این هممیهنان حداکثر توجه خود را به گفته هایشان متمرکز کنید چونکه اکثزیت قریب باتفاق این اشخاص بدلایل نا معلومی به لکنت زبان دچار شده و یا قسمت هائی از اندام آنان به لرزش و رعشه مبتلا هستند. ضمنا از مشاهده پشت٫ کف پاها و وضعیت ظاهری ناخن ها و انگشتان دست خوداری فرمائید والا امکان اینکه شما نیز به گروه انبوه میلیون ها ایرانی آزادیخواه که از این رژیم مالیخولیائی متنفر هستند بپیوندید وجود دارد

        به امید گشوده شدن دیدگاه شما

         
        • آقا رسول در گورستان خاوران “دهها هزار” گور از اعدام شدگان در جمهوری اسلامی هست؟
          اونجا که قبلا قبرستان یهودیها یا ارمنیها بوده ،چطور دهها هزار گور از اعدام شدگان اول انقلاب اونجا هست؟
          خانواده های آن اعدام شدگان که هر از وقتی اونجا میرن ،سر گور دهها هزار! از بستگان خود می نشینند؟!

           
  97. ba droud……..hamea irani ha dar shahri ke man zendegi mikonam be shoma aftekhar mikonand…….lotfan movazebe khodetan bashed……..payandeh iran….

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

99 queries in 2969 seconds.