سر تیتر خبرها

نوشتن و فرسودن

این روزها سایت من برای بقا سخت در تکاپوست. کلنجارش برای ماندن است. بر نمی تابندش. سخن شان این است که: مباش. و حال آن که ما برای ماندن به این جهان پای نهاده ایم. پس، هستیم، اگر چه نمی خواهندمان!

محمد نوری زاد
یکم آبان نود و سه – تهرانShare This Post

درباره محمد نوری زاد

33 نظر

  1. چرت نوشتی
    معلومه که نمیخوانت
    چطور الان یادت افتاده بگی نموخوانم و چون نمیخوان باشم سایتم به تکاپو افتاده
    مگه تا الان آزاد بوده و فیلتر نشده بوده

    معلوم نیست داری چه گندی میزنی از الان داری میندازیش گردن بقیه

     
  2. /// دزد دریایی یک دست و هزار دزد همراه که سینما رکس آبادان را با ٥٠٠ نفر آتش زدند اسید پاشی برایشان تفری است .. آره جانم

     
  3. گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است
    اما چه سود که حاصل گلهای پرپر است

    حاصل دوام قدرتها نادانی ملت است و مرگ ملت
    سالهاست که گوهرها سیاه شده اند
    وقتی تبر مدافع حق صنوبر است
    وقتی دادگاه عدالت خود ،، طناب دار بر صدر می نشیند وقاضی وداور است
    وقتی مرگ سالهاست در درون هر یک از ملت است
    تو ای بزرگ ایران و ازاد مردان ایران
    شما نوح ملت ایران هستید
    در تاریکی و شبهای وحشت
    شما زبان سرخ دارید
    فریاد شما فریاد پیامبران است در برابر ….
    هیچوقت حدیث درد پایان نمی رسد تا ملت ایران دیگر مزدور وخائن نباشند در حق همدیگر برای دیگران

     
  4. کاش مثل تو در این سرزمین زیاد بود چه بر سرما امده که فقط چند دانه مرد و زن برایمان مانده
    سرزمین مردگان

     
  5. حسن از تركيه

    سلام عزيز دلها ومغز ها سايت شما كه فيلتر است درست مانند همه سايت هاى ديگر كه در خارج است بنابر اين فرق نميكند براى انها كه در ايرانند اگر كسى بتواند به ان دسترسى داشته باشد بهر سايت ديگر هم دسترسى دارد واگر بخواهند شمارا باز دارند كه هميشه در دسترس انها هستيد ،

     
  6. سلامی برجناب کورس ونوری زاد گرامیان

    جناب کورس عرفان لکان را که بنده نمی دانم ازکدام طایفه عرفااست؛ به مکتب سوفیست وپوچگرائی تشریح کردید ومتهم نمودید .ومعبودومعشوقشان را برآمده ازضمیرناآگاه یاآگاه خودانسان تلقی کردید ودرنتیجه هیچچی وپوچی را بجای خداگذاشتید.
    پرسشم ازشمااینست آیا هیچ انسان عاقلی به عدم وهیچچی وپوچی دل می بندد تابرسد به این لکان به اصطلاح عارف؟؟؟

    آیا این احساس هیچچی وپوچی لکان منشأش هیچ بودن خودوی نیست که به تجربه دریافته است که درخودماندن وخودپرستی ، پوچی است وتلاش می کند که به هستی بپیوندد وباقی باشد وازفنا ونیستی نجات پیداکند وبه اقیانوس کمال بپیوندد.
    وهمین، نهاد فطرت خداجوئی وخداشناسی وخداپرستی است که خداوند حکیم براین فطرت انسان را افریده است ” فأقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطرالناس علیها…. 30/روم}
    پس عرفان این لکان آنطورکه شماترسیم فرمودید عرفان کاذب وپوچگرائی است نه عرفان شبستری وعطار ودیگرعرفای اسلامی.

    شادباشید وتندرست
    مصلح

     
    • سلام بر مصلح گرامى
      آقا جان من كى گفتم كه لكان عارف يا از طايفه اى از عرفاست و كجا كسى را به چيزى متهم كردم .مجرم را متهم مى كنند و فكر كردن هر نتيجه اى كه داشته باشد جرم نيست .
      اى عزيز لكان يكى از سه روانكاو بزرگ در تاريخ روانكاوى است .خواندن او نياز به وقت و دقت و زحمت بسيار است .و تنها كسى مى تواند از جانب خودش – و نه با كپى كردن هاى دانش نامه اى -روانكاوى پيچ در پيچ لكان را در چند كامنت چكيده كند كه با تقرير هاى سمينارهاى او و ديگر آثارش كلنجار رفته باشد .من چنين ادعايي ندارم اما در حد خود با مطاوى روانكاوى لكان كشمكش كرده و سعى كرده ام بدون موضع مثبت يا منفى رابطه عشق الهى عارفان با صور خيالى كه به اندام هاى مذكر و مؤنث راجعند را در چارچوب اين نظريه نيز بررسى كنم . من كمكى خوانده ام و طرح مطلب كرده ام و حضرتعالى نخوانده آن را رد مى كنيد .در پاسخ پرسش شما مى توانم بگويم كه لكان نمى گويد عارف ب آگاهانه براى رسيدن به هيچ و پوچ تلاش مى كند .به زبان ساده بگويم ؛ آن هم از باب طرح مطلب نه قبول يا ردش :وجود انسان بر خلاف وجود ديگر موجودات وجودى ناتمام است كه انسان يا روان و سوژه انسانى بنا به رانش هاى روانى نا آگاهانه به سوداى تماميت آن خيال يا فانتزى مى سازد اما هرگز به هويتى تمام و بى فقدان نمى رسد .اين فرق دارد با اينكه بگوييم آنجا يك صندوق يا اگلمايي پيش روى ماست كه عالمانه واقفيم كه تهى است اما احمقانه براى رسيدن به اين امر تهى تلاش مى كنيم .لكان به هر حال با هزاران جلسه روان درمانى به اين نتايج رسيده است و تازه خود او نيز آغاز و انجام يك انديشه نيست بلكه برهه اى از يك تاريخ فكرى است و متأثر از هگل و فرويد و هيدگر است .اى عزيز :شما فكر كن من در اين سايت لكان را به شيوه ازغدى فتيله پيچ كنم .هيچ تأثيرى در تأثير گسترده نظريات او در جهان روانكاوى ندارد ،سايت هايي هست ويژه لكان از جمله سايت فارسى زبان دكتر كرامت موللى .شما مى توانيد با ارسال مقاله به اين سايت ها نظرات خودتان را مطرح كنيد و قطعا اگر نظرات شما به طور جدى روانكاوى لكان را متزلزل كند جهانى وارد گفتگو با شما مى شوند اما من صرفا چارچوب اين روانكاوى و توضيح ممكن آن را درباب پرسشى راجع به صور خيال عارفانه مطرح كردم و اميدوارم درست مطرح كرده باشم و با امامت .همان طور كه سعى كردم نظر قدما را هم مطرح كنم .من نه خدا ستيزم نه مبلغ ايمان اسلامى . مرا جوينده و پرسنده اى حساب كنيد كه مى كوشد در فهم و طرح نظر يك ملحد همان قدر امانت دار باشد كه در طرح نظر يك مؤمن .هدفم هم درك بهترى از فراز و نشيب فرهنگ گذشته خودمان است و در ميان نهادن انديشه نگارى هايم با دوستان .به نظر من بد نيست كه روحانيان و اهالى حوزه ترس را كنار بگذارند و در انديشه هاى غربى هم موسعا مطالعه كنند

       
  7. طاقت بیار رفیق …
    با سلام خدمت شما , من وقتی وب شما را جستجو میکنم اول صفحه شما باز میشود و جمله (( یافت نشد )) فقط در آن دیده میشود , ولی وقتی در همان صفحه بر روی خانه کلیک میکنم صفحه اصلی شما با تمام نوشته ها ظاهر میگردد .ببخشید که بیشتر از این از کامپیوتر سر در نمی آورم ولی گفتم شاید این در مورد دیگر دوستان هم افاقه کند و مفید واقع گردد . تندرست و سرفراز و پایدار باشید

     
  8. دوستی تعریف میکردکه درمحل کاربودم درب اطاقم باز شد دیدم پیر زنی با لباس مندرس وبا عصا وارد شدوروی زمین نشت هر جه درخواست کردم روی صندلی بنشیند قبول نکرد علت امدن راسوال کردم با اشاره گفت صبر کن بعد ازچند دقیقه گفت وسایل منزلم رابرده بودنداطلاع دادند که سارق راگرفتیم بیا تحویل بگیرامدم تحویل گرفتم وامدم ازشما تشکر کنزمانی که اشک شوق واظهار رضایت اورادیدم احساس ارضای نفس ورویت خدا نمودم حالا برادر شما هم وقتی صدای هزاران زجر دیده هستی حتما با هر اقدامتان معبودتان رارویت میکنی پس جه باک سر درره عشاق رودالبته من شما را تشوق نمیکنم

     
  9. خسته نباشی دکتر…

     
  10. نوری زاد صبور و مقاوم
    با سلام برای پرصلابت ماندن در مقابل داعشی های وطنی باید طرحینو در انداخت برای داعشی هائی که به اسم حمایت از امر به معروف و نهی منکر رذیلانه حریم خصوصی مردم را بر خلاف قانون انچنان میدرند و این توحش را قانون مینامند که گوئی خوارج دوباره از گور با صلابت و زنده تر از گذشته بدر امده و همچون خونخوارانی که تاریخ هم نتوانسته تحملشان کند در فکر حکومتی تشنه خون هستند داعشیانی که نه به خدا اعتقادی دارند و نه به دین و نه به منافع ملی و نه به انسانیت و فقط و فقط مکیدن خون انسانها و زدن و شلاق و کشتار و شکنجه و هتک حرمت و ابرو و حق الناس سیر شان میکند و سلاح مذهب جز برای حفظ و توسعه افکار منحرف و متحجر و ضد بشری شان بعنوان یگانه سلاح در مقابل انسانیت و حقوق انسانی و منافع ملی انها را حفظ نمیکند اری در این وحشت اباد که این تفکر در خال توسعه حتی لرزه به تن خلیفه انداخته و نشانه های مبارزه علنی حتی با او در مقابل منافع جناحی این خون خواران بصورتی ارام و بی سر و صدا در حال شکل گرفتن است و از اهداف این جماعت خون اشام جز با رساندن خلیفه خودشان یعنی مصباح ضد بشر و ضد ملی به سریز قدرت و دستیابی بر منابع عظیم کشور و شروع حکومت خلیفه داعشی خودشان در سر چیز دیگر ندارد اری شما باید طرحی نو در ادازید تا همه جز احساس تنفر و انزجار و مبارزه منفی برای حاکم نشدن این وحشیان خونخوار چیز دیگری در وجودشان شعله نگیرد بزرگترین خواست این جماعت درگیری و خون ریزی و تحریم مردم به مقابله فیزیکی است در کثافت خانه قضائی قدرت قاهره در قبضه انها است و در طویله مجلس انها هستند که حرف اول را میزنند شورای نگهبان خلیفه هیچ ابائی از نشان داند انتخابات مهندسی شده اتی انهم با بستن خنجر از رو ندارد بگونه ای که حتی حاضر است به شیوه غربی دین را تفسیر کند و فردی عاشق وطن و کشور و انقلاب را به مثابه دیکتاتوری وطن فروش مانند موسولینی نشان دهد و هیچ ابائی از دروغ و تهمت و خیانت به کشور که بر همگان ثابت شده ندارد اری تازه برنامه شدید مهندسی شده این جماعت شروع شده و باید طرحی نو در انداخت

     
  11. نوريزاد نستوه و آزاده
    اگر سايت شما را برنمى تابند از آن روست كه پرده از حقايقى برمى دارد كه بخش عمده اى از نيروى حاكم و صدها بلندگو و منبر و رسانه هاى انحصارى و غصبى اش صرف پوشاندن يا دگر سان نمودن آنها مى شود .دو ديگر اينكه ا اين نشانه تأثير گذارى سايت شماست كه روز به روز بيش تر مى شود .دروغ و ناراستى با همه تجهيزات و دبدبه و كبكبه اش تاب يك لحظه راستى ندارد ،اين است كه گفته اند اگر همه جهان را ظلمت فرا گيرد ،يك سو سوى نور براى اميد داشتن كافى است .آگاهى رو به رويش است و جهل رو به ريزش . سايت شما در دل هاى ميليون ها ايرانى نور اميد و راستى مى تاباند . در يك سايت يا روى كاغذ چيزى جز كلمات وجود ندارد . مى خواهند قلم ها همان بگويند كه حاكم مى گويد ،به همان شيوه به كار روند كه حاكم به كار مى برد ،وقتى از توبه مى گويند حتما تنها خودشان نقش توبه فرما دارند و منقدان و معترضان نقش تواب .وقتى از موساد مى گويند ، حتما خودشان ضد موساد و هموطنان منتقد در خارج و داخل مزدور با مواجب يل بى مواجب موساد بايد معرفى شوند .اينجا يادشان مى رود كه امام على گفته است :به ماقال بنگر نه به من قال . به شما مى گويند همان حرف دژمنان را مى زنيد. اگر چنين است پس هزار آفرين بر آن دژمنى كه چشم شما را بر عيوبتان باز مى كند و انديشناك اصلاح شما و خواهان آينده اى آباد و آزاد براى ايران است . رسانه هاى برون مرزى كه شما با آنها مصاحبه مى كنيد ، نه بيگانه اند ،نه منافق .آنها متعلق به هم ميهنانى هستند كه مثل حاكم و امر بر هاى حاكم نمى انديشند ، نبايد بگذاريم كلمات را حاكم بر دهانمان بگذارد .مگر خودشان در زمان شاه از صوت الجماهير العراقيه و بى بى سى بهره نمى بردند ؟ مگر خمينى در بهشت زهرا به هر نسلى حق براندازى حاكم تادلخواه را نداد ؟ روى اينان را با ريا رنگ كرده اند .حتى راديو مسكو سابق اين قدر وقيحانه دروغ نمى گفت كه سيماى ضرغامى مى گويد .روز را شب و شب را روز جلوه مى دهند .من هرچه جستجو مى كنم كه يك انسان ميان آدم هاى حاكم پيدا كنم چيزى جز اراذل و چماقدارانى همجنس اسيد پاشان نمى يابم .انگار رادان و احمدى نژاد به اسم دستگيرى اراذل و اشرار براى اين جماعت تهى مغز كنكور شرارت و وقاحت گذاشتند و نفرات برتر را با تطميع و تحميق مديران پروژه النصر بالرعب كردند . نوريزاد عزيز آنها فقط يك صدا را بر مى تابند كه مى گويد اما نمى شنود ،نگاه مى كند اما نمى بيند .سرنوشت هفتاد و شش ميليون ايرانى را با كثرتى از اقوام و مذاهب و انديشه ها بر وفق ميل مبارك به هر سويي مى كشاند بى آنكه هيچ حقى براى حكومت مادام العمر بر يك ملت داشته باشد . در شورى سابق دست كم مى گفتند هميشه حق با حزب است .اينجا مى گويند هميشه حق با يك نفر است .به اميد دوام سايت شما

     
  12. موجيم كه اسودگي ما در عدم ماست / ما زنده إز انيم كه آرام نگيريم با درود بر شما عزيزان جناب نوريزاد مبارز كاربران و تيم سايتشان و هموطنان گرامي، دوست مبارزم نهالي كه كاشتي جوانه زد و ان جوانه ها به بار نشست، جُنب و جوش و خروشي به مردم ترسيده دادي، گرچه خيلي إز نامداران سياسي موجود در داخل همراهي نكردند و تنها بودي. اما نيرو و پشتيباني مردم را داري، پس بمان تا اين بار را به سر منزل مقصود برسانيم، موفق و پيروز باشيد. پيروز مردم ايران و پاينده كشور ايران

     
  13. درود بر تو محمد نوری زاد ، تلاش تو را هزاران هزار آزاد اندیش و خردورز ارج مینهند . پایدار بمان ……………

     
  14. ريشه ها ٢٠٨(قسمت٢٠٧ ذيل پست قبلى )
    عنوان هاى كلى به ترتيب : فرهنگ/ فرهنگ دينى /عرفان )

    زمين و آسمان حافظ
    ١٩- من مى دانم كه طرح روانكاوى لكان در اين تنگنا جسارت آميز مى نمايد ، . اما من تنها به بخشى از اين روانكاوى پيچيده كار دارم كه عشق عرفانى را توضيح مى دهد .از آنجا كه لكان تالى فرويد است نخست به سراغ فرويد مى رويم .
    به ياد داريد كه شيخ محمود شبسترى در پاسخ پرسشى در مورد ارتباط عشق عرفانى و صور خيال جنسى در كل چه پاسخى شنيد .اكنون فرض مى كنم شيخ محمود و فرويد همزمان شوند. فرويد حتما به او خواهد گفت كه اين نماد هاى جنسى نه فقط با عرفان ارتباطى آزموده شده دارد بل اساسا هنر ،ادبيات ،عرفان ،و دين بروزات نيروى جنسى هستند ليك به صورتى تصعيد شده و sublimed .فرويد حتما با خواندن اشعار عرفاى ما ذوق زده مى شود زيرا پيش از إن مثالى از اين بهتر براى تأييد نظريه تصعيد خود نيافته است . البته اين را بايد افزود كه ليبيدو كه به نيروى جنسى تعبير مى شود معنايي وسيع تر از شهوت جنسى دارد .ليبيدو در نظر فرويد نيروى بنيادى زندگى است آگاهى و نا آگاهى را به فعاليت برمى انگيزد .فرويد كاشف ضمير نا آگاه است .يعنى لايه اى از روان كه اميال سركوفته را در خود پنهان دارد و فعاليتش عقلانى و آگاهانه نيست .رفتار عقلانى و متمدنانه و آگاهانه در حكم نوك كوه يخى است و ضمير نا آگاه در حكم قسمت عظيم زير آبى آن است .فرويد به شيخ خواهد گفت :// آن بالا دنبال چه مى گردى .آنجا خبرى از مسما هاى دلالات زلف و لب و شيرين پسر نيست .آنجا هيچ خبرى نيست .هرچه هست از ژرفاى نهان روان خود توست .وقتى زبان پريشان و شطح گو مى شود ،وقتى در گفتارت ناگهان اشتباه لپى مى كنى يا در يك لحظه نام رفيق ديرينه ات را به ياد نمى آورى ،وقتى در حالت هيسترىك كلمه اى مثل هو را تكرار مى كنى ،وقتى اصلا نمى توانى سخن بگويي و احساس مى كنى در اندرونت چيزى بيان ناشدنى در خروش و در غوغاست ،وقتى بر عكس يك بند هذيان مى گويي و گمان مى برى كه از نيروى غيبى ملهم شده اى ، در همه اين حالات اين ضمير ناآگاه خود توست كه كه دارد پس گردنت مى زند و به تو مى گويد كه اختيار زبان فقط به دست ضمير آگاه و عقلانى تو نيست .واكنش شيخ محمود را نمى توانم حدس بزنم .اگر دليل بخواهد فرويد خواهد گفت :مگر تو دليل دارى كه خال لب ارتباط زنده اى با مركز عالم امكان دارد .افزون بر اين فرويد مى تواند نتيجه تحليل رؤياهاى هزاران بيمار و غير بيمار را بيش بكشد و بگويد من از طريق آزمون مكانيسم كاركرد ضمير نا آگاه را كشف كرده ام . اين تحليل ها با استقراء ناقص نشان مى دهند كه همه حالت هاى عرفانى بروزات جراحت هاى روحى واپس رانده در زندگينامه شخص بوده اند .شيخ محمود تنها مى تواند گفت // حضرت فرويد : در قلمرو علم تو چيزهايي كه شناخته شده اند ناشناخته هاى دسترس نا پذير را نفى نمى كند // فرويد احتمالا همچون كانت خواهد گفت :آن منطقه ناشناختنى دسترس ناپذير از آنجا كه بر عموم معلوم نيست ،پس مى تواند جولانگاهى باشد براى شيادان ،مردم فريبان ،رياكاران ،متوهمان ،خود فريبان و شايد هم قديسان و عارفان عصر مدرن تنها به آنچه معلوم عقل و آزمون است اعتماد مى كند و آزمون ما مى گويد آن دسترس ناپذير مطلوب (ابژه ) گمشده و از دست رفته ميلى است واپس نشسته در ته ته ناآگاهى .
    لكان در برابر كسانى كه در علمى بودن روانكاوى فرويد ترديد مى كنند مى كوشد ساختار ضمير نا آگاه را كشف كند .يا به قول خودش آن را بازيابد .اين نكته را در جاهاى مختلف تكرار مى كند از جمله در قسمت اول چهار مفهوم بنيادى روان كاوى ..در انجيل آمده است : // اگر مرا نيافته بودى هرگز دنبالم نمى گشتى // آنچه را قبلا يافته ايم همواره پشت سر ماست اما فراموشش كرده ايم .اين امر فراموش شده ماقبل زبان و ماقبل ضمير نآگاه است اما در آسمان و ماوراى طبيعت نيست بل در ژرفاى درون ماست .ما در اشتياق يافتن او پيوسته مى سوزيم اما او بع دست نمى آيد .چيزى شبيه اين شعر خواجو :
    گفتا من آن ترنجم ،كاندر جهان نگنجم
    گفتم بهل ترنجى ،ليكن بدست نايي
    لكان بر آن است كه اساسا هر ميل و آرزويي ميل و آرزوى غير است .هويت و درون انسان هرگز بسته نيست .بدون ديگرى يا غير من نيز وجود ندارد . اين غير زمانى پستان مادر است .نه كل بدن مادر .پستان مادر نخستين مطلوب يا به اصطلاح لكان ابژه كوچك غير است .سپس در مراحل رشد كودك توجه كودك به كل پيكر مادرش جلب مى شود ؛آغاز اين تحول خوش ترين سرمستى كودك است چرا كه او خود را يك پيكر تمام و كمال مى يابد كه كل جهان اوست .ظهور پدر به كودك نهيب مى زند كه تو تنها مالك اين جهان نيستى .پدر همچون نماينده قانون و نظم ظاهر مى شود ؛نماينده نظم نمادين .اگر كودك با پدر كنار بيايد دچار پسيكوز خود شيفتگى نمى شود اما حتى اين كنار آمدن به معناى سلامت كامل نيست .همه انسان ها مقدارى نورو ز دارند .حالا وارد جزئيات نمى شويم و بسنده مى كنيم به اينكه همين كه پاى ديگرى به ميان مى آيد و ميل ميل غير مى شود ساختار ضمير ناآگاه نيز شكل مى گيرد و اين ساختار اساسا زبانى است .ضمير ناخودگاه همراه با شكل گيرى زبان و در زبان هستى مى پذيرد .زبان از استماع آغاز مى شود نه از گفتار .زبان به ديگرى خطاب مى كند و ديگرى هاى كوچكى چون اندام مادر به ديگرى بزرگ يا نظام اجتماعى حركت مى كند ،اما همواره بنياد ماقبل زبانى كه لكان گاه آن را امر واقعى مى نامد همواره اشتياقى بر مى انگيزد كه انسان يا سوژه آن را باز يابد .اما چيست اين امر واقعى ؟يك حفره ،يك درز ،يك شكاف و يك هيچ ،اما هيچى كه بنياد هستى آدمى است .
    عدم آيينه هستى است مطلق
    كزو پيداست عكس تابش حق
    لكان مى گويد كه اين عدم ته دست نيافتنى ناخود آگاه است كه همواره عارفان آن را در آسمان جسته اند . در رساله ضيافت الكيبيادس سقراط را به اگلما يا صندوقچه اى محتوى گوهرى اسرار آميز مانند مى كند .سقراط همچون يك روانكاو نقش دلخواه الكيبيادس را ايفا مى كند .تا عاشق كم كم بفهمد كه آن صندوق چيزى جز برق و جلاى بيرونش نيست .در روانكاوى اين نقش بازى كردن روانكاو به جاى مطلوب عشق عاشق ناكام اما شيدا و بيمار ،را تراتسفرنس يا انتقال مى نامند .عشق عارفانه اشتياق و جستجوى پر شور آن هيچ پيشا زبانى در ژرفاى ضمير ناآگاه است .خدا نيز همين هيچ پيچ در پيچ است .پس در واقع عرفان در روانكاوى لكان جنبه آسمانى ندارد و خدا نيز …ملكوت الهى در درون شماست
    اين هم يك تفسير مدرن از عرفان .درست يا نادرستش را بايد هركس با تعمق بيشتر در روانكاوى لكان دريابد .پيچيدگى مطلب اجازه نمىدهد كه بيش از اين در اين مبحث درجا بزنم .صور خيال بنا به اين تحليل روانى -زبانى همان ابژه هاى خيالى غير كوچكى هستند كه هرگز به مقصد نمى رسند اما دم به دم به اشتياق رسيدن به مقصد عوض مى شوند .

     
    • ويرايش همراه با پوزش
      ١- به ياد داريد كه شيخ محمود(نادرست)
      به ياد داريد كه مريد شيخ محمود (درست)
      ٢- گفتم بهل ترنجى ليكن به دست نايي (نادرست)
      گفتن به از ترنجى ليكن به دست نايي (درست)
      -با پوزش يسيار

       
    • با تشکر لطفا کتابی معرفی کنید که عقاید کلی فروید در ان باشد یا خود شما صرفا به ذکر خلاصه ان بپردازید

       
      • تعبير رؤيا
        سه رساله در باره تئورى جنسى
        موسى و يكتا پرستى
        توتم و تابو
        آينده يك پندار
        تمدن و ناخرسندى هاى آن
        داوينچى
        از طريق جستجوگر گوگل مى توانيد در باره اصل يا ترجمه اين كتاب ها اطلاعات بيش ترى كسب كنيد
        پيروز باشيد

         
    • بزرگوار ..لذتی بردم وافر… ممنون و متشکرم از لطفی که می فرمایید و قلمی که روان داشته اید…بدرود..

       
  15. ساحل افتاده گفت گرچه بسی زیستم ؛ هیچ نه معلوم شد آه که من کیستم

    موج ز خود رفته ای تیز خرامید و گفت ؛ هستم اگر میروم ، گر نروم نیستم

    ما هـــستیم

     
  16. با تشکر از سعی و تلاش شما برای روشن نمودن اذهان ما . پریروز که سایت شما در دسترس نبود خیلی نگران شدیم نکند مشکلی برای سایت شما پیش آمده و دیگر از نوشته های شما محروم شویم . شکر خدا امروز موفق شدم مطالب شما را بخوانم . خداوند به شما سلامتی و تندرستی و شادابی عنایت فرماید . انشاء ا.. عاقبت بخیر شوید دکتر جان .

     
  17. سلام،

    وبلاگ بساز. چند تا بساز.

     
  18. دورد نوری زاد عزیز؛
    بنده به کار و تلاش و سعی و فریاد شما به مثابه جورکشی خود و امثالهم می نگرم. می دانم با وضعیتی که دارید به حتم فشارها و گزش های فراوانی را تحمل می کنید. قدر و منزلت آدمی با قیاسی سخت به پایداری و جوانمردی و یکرنگی گره خورده است. در این شرایط سخت و گذار، کمال بردباری شما انتهایی برای آمال ماست. امید دارم که سرافراز و پیروز باشی. دوستدار و ارادتمند همیشگی شما.

     
  19. درود بر نوریزاد گرامی!اری ما هستیم چه با سایت و چه بدون سایت!بگذار ارازل و اوباش با بستن سایتها و ریختن اسید سعی در پراکندمان کنند.اما این خود نشانه ای از بودن ماست و ترس آنها از همین بودن!

     
  20. ثمره منحوس رژیم وحوش آخوندی اسیدپاشان مومن و مخلصی است که به نام الله زنان و دختران بیگناه را هدف می گیرد . باید آخوندی که دو هفته قبل در نمایش جمعه می گوید ” امر به معروف باید از تذکر زبانی فراتر رود “را هدف گرفت .همه مراکز بسیج در این جنایات متهمند .

     
  21. مصباح يزدي ( غير منفور )

    اي مرد بزرگ ما به بودن تو نياز داريم، دوام و مقاومت تو باعث شده بانوي محترم و عزيزمان ستوده مهربان به اعتراض مدني دست بزند، اكنون تو اميد خيلي از نا اميدهايي، چراغ راه نخبگاني، همه تغيرات مهم جامعه از نخبگان جامعه أغاز و به بدنه أن سرايت مي كند. چه مهم اگر سايت شما را فيلتر كنند وقتي از طريق كشور هاي همسايه مي توان أن را أداره كرد، مگر اين تلويزيون هاي اون طرف أب نيستند كه بعد از هر مدتي فركانس عوض مي كنند؟ ولي هستند. اين پارازيتهاي سرطانزا چرا باعث سرطان اين ٤٠-٥٠ نفري كه مملكت را به لجن كشيده اند نمي شود؟ تو گاندي ايراني، تو نيلسون ماندلاي ايراني . اولين كاري كه ماندلا بعد از أزادي كرد اين بود كه براي شكنجه گرش گل برد. شما هم جواب هر سختي را با لبخند داده ايد. شما در دعاي روز انه خانواده من جاي داريد. يا حق

     
  22. محمد بسیار عزیزم

    روی سخنم اکنون با همه ایرانیان گرانمایه و میهن دوست و خردورزی است که نه صرفا به شخص نوری زاد، که فراتر از آن به آنچه نوری زاد می اندیشد باور دارند، به آنچه نوری زاد می گوید عشق می ورزند و به آنچه نوری زاد می کند احساس مسوولیت می کنند.
    به دید من، من و تو و نوری زاد، همه فانی هستیم اما رسم ماست که ماندگار می شود و راز پشتیبانی از نوری زادها در همین است: تکثر. به گمان من، گوهر کوشش نوری زاد در این است که ما:
    دست از تعصب بشوییم
    خردمندانه و بی حب و بغض سخنان همگان را بشنویم
    خردمندانه بسنجیم
    و خردمندانه برگزینیم
    و نهایتا برای گسترش این گزینش خردمندانه تلاش کنیم، بجنگیم و به دیگران نیز بیاموزانیم

    اگر هر یک از ما با وجدان بیدار چنین کنیم، کوشش نوری زاد، عرق او و حتی خون او هدر نخواهد رفت. نوری زادی که همه ما این گونه دوستدارش و دوستدار مرامش هستیم، در وجود همه ما تکثیر خواهدشد. گوش بسپار ای هموطن، ای همدرد به سخن فرزانه توس که در پایان کار ضحاک چه نیکو به فرزندان آینده ایران اندرز داده است:

    فریدون فرخ، فرشته نبود ز مشک و ز عنبر سرشته نبود
    به داد و دهش داد یافت این نیکویی تو داد و دهش کن، فریدون تویی

    فرزانه توس، پدر معنوی ما ایرانیان یک هزار سال پیش همین درد امروز من و تو را داشته است. فریدون وجودتان را دریابید و نوری زاد را تکثیر کنید. تا روز رهایی…که با “این کوشش ما” خواهد آمد، زودتر از آنچه که ضحاک روزگار در پندارش بگنجد

    خاک پای همه فرزندان خردمند و نیکونهاد ایران زمین

     
  23. طاقت بیار میشه شنید

    خندیدن دل خواه رو

    تو زنده می مونی رفیق

    طاقت بیار این راه رو

    طوفانو پشت سر بذار

    اون سمت ما آبادیه

    این زمزمه تو گوشمه

    فردا پر از آزادیه

    طاقت بیار رفیق

    دنیا تو مشت ماس

    طاقت بیار رفیق

    خورشید پشت ماس

    طاقت بیار رفیق

    ما هر دو بی کسیم

    طاقت بیار رفیق

    داریم می رسیم

    دنیا اگه تاریک شد

    دستای فانوسو بگیر

    با من بیا با من بیا

    چیزی نمونده از مسیر

    سرما و سوز برف رو

    آهسته پشت سر بذار

    امروز وقت خواب نیست

    ما با همیم طاقت بیار

    طاقت بیار رفیق

    دنیا تو مشت ماس

    طاقت بیار رفیق

    خورشید پشت ماس

    طاقت بیار رفیق

    ما هردو بی کسیم

    طاقت بیار رفیق

    داریم می رسیم

    طاقت بیار رفیق

    طاقت بیار رفیق

    رفیق رفیق…

    طاقت بیار رفیق

     
  24. تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته!
    جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته خوشبخته!
    جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست!
    جواب هم‌صدایی‌ها پلیس ضد شورش نیست!
    نه بمب هسته‌ای داره، نه بمب‌افکن نه خمپاره!
    دیگه هیچ بچه‌ای پاشو روی مین جا نمی‌زاره!
    همه آزاده آزادن، همه بی‌درد بی‌دردن!
    تو روزنامه نمی‌خونی، نهنگا خودکشی کردن!

    جهانی را تصور کن، بدون نفرت و باروت!
    بدون ظلم خود کامه بدون وحشت و طاغوت!
    جهانی را تصور کن، پر از لبخند و آزادی!
    لبالب از گل و بوسه، پر از تکرار آبادی!

    تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه!
    اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از سرمه!
    تصور کن جهانی را که توش زندان یه افسانه‌س!
    تمام جنگای دنیا، شدن مشمول آتش‌بس!
    کسی آقای عالم نیست، برابر با هم‌اند مردم!
    دیگه سهم هر انسانِ تن هر دونه‌ی گندم!
    بدون مرزو محدوده، وطن یعنی همه دنیا!
    تصور کن تو می‌تونی بشی تعبیر این رویا!

     
    • درود بر شرف و غیرت تو’ مطمئن باش تاریخ به نیکی از تو یاد خواهد کرد
      کار با زور پیش نمیرود از زور کاری دیگر ساخته نیست
      دیوانگی مغلوب شد جنون روئین تن نیست ‘
      انسان شکنجه دیده سر راست میکند و میگوید بالاخره زندگی میکنم’
      قلبهای ما همراه تو خواهند بود’ دوستت داریم مرد

       

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

89 queries in 2208 seconds.