سر تیتر خبرها
بخش نخست: پاستور و خون – روز یکصد و شانزدهم

بخش نخست: پاستور و خون – روز یکصد و شانزدهم

تن پوشم را در میدان پاستور به تن کردم. ساعت درست ده صبح بود. پرچم به دوش به سمت انتهای پاستور به راه افتادم. تیتر درشتِ سپاه اموال مرا برده و پس نمی دهد و عکس های تن پوشم و پرچم قرمزی که با خود داشتم، چشم ها را به این سوی می خواند. اتومبیل های مردم و شخصیت ها می رفتند و می آمدند و به هیبت من می نگریستند. به نگهبانیِ نخست رسیدم. از این نگهبانی، هم اتومبیل ها و هم مردم می توانند عبور کنند. رفتم تا رسیدم به نگهبانی دوم. اینجا دیگر جای تعارف نبود. سرباز بی سیم به دست جلو آمد و راه را بر من بست که: نمی شود داخل شوید. با خنده گفتم: صد متر می روم و بر می گردم. او نیز با خنده گفت: نمی شود.

خب نشود. زمین که به آسمان نمی چسبد. همانجا شروع کردم به قدم زدن. جایی که اتومبیل های خاص داخل و خارج می شوند و اتومبیل های مردم به خیابان خورشید می پیچند و به سمت شمال می روند. همانجا در ضلع جنوبی خیابان شروع کردم به قدم زدن. اتومبیل های خاص با آدمهای خاص به داخل می رفتند و از داخل بدر می آمدند و به سرو وضع من خیره می شدند. عکس جلویی تن پوشم: میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و مهدی کروبی بود و عکس داعشی های پشت: محمد رضا رحیمی و قاضی مرتضوی. چهار مأمور سپاه با لباس شخصی، دونفرشان با موتور و دو نفرشان پیاده آمدند و در چهار اطراف من قرار گرفتند و از چهار موضع مراقب من بودند. دو نفرشان رسماً دوربین در آورده و از من فیلم می گرفتند. دستم را برایشان بالا بردم و به دوربین شان لبخند زدم که عکس و فیلمی که می گیرند از حس تهی نباشد.

تماس ها بکار افتاد و یک اتومبیل 405 گشت آمد. یک مأمور جوان و لاغر و لباس شخصی آمد و به راننده ی اتومبیل – که در ضلع شمالی خیابان توقف کرده بود – اشاره کرد که به ضلع جنوبی خیابان بیاید. یعنی به جایی که من آنجا قدم می زدم. اتومبیل دور زد اما من به ضلع شمالی خیابان رفتم و در آنجا شروع کردم به قدم زدن. یک روحانی آمد و ایستاد به تماشا. رفتم سراغش. ریشش را مدتی بود که رنگ نکرده بود و سفیدیِ زیرش بیرون زده بود. گفتم: حاج آقا در این عبا و عمامه استعدای هنوز باقی مانده که از یک مظلوم دفاع کند؟ گریز به کربلا زد و گفت: من اگر عرضه داشتم می رفتم کربلا از مظلوم بزرگ دفاع می کردم.

گفتم: کربلا به تاریخ پیوست. ما نباید به زنده ها رو کنیم؟ گریز به چاه جمکران زد و گفت: چرا امام زمان غایب است؟ چرا نمی آید؟ ظلم های بزرگ آنجاست. گفتم: امام زمان اگر غایب است این مردم که حی و حاضرند. و گفتم: شما به کار کرد این عبا و عمامه بیشتر بها بده. که در کجاها بکارش می گیری. راه افتاد و گفت: من باید به این ساختمان بروم. گفتم: لابد نان آنجاست. گفت: چه کسی را دیده ای که بی نان زنده مانده باشد؟ او که رفت، همان مأمور لباس شخصی آمد و به من گفت: بفرمایید داخل ماشین کمی با هم صحبت کنیم.

بازی داشت شروع می شد. به مأمور جوان گفتم: اگر حکم داشته باشید سوار می شوم. مگر این که به زور متوسل شوید. لبخندی زد و گفت: ما کجا زور کجا؟ محکم گفتم: حکم اگر نداشته باشید سوار نمی شوم. و ادامه دادم: من از کجا بدانم شماها که هستید و مرا به کجا خواهید برد؟ گفت: شما باید سوار شوید. گفتم: سوار می شوم اما با حکم جلب. گفت: این ماشین یعنی حکم جلب. گفتم: من شماها را به رسمیت نمی شناسم. وقتی به رسمیت تان می شناسم که حکم دستگاه قضایی با شما باشد به همراه کارت شناسایی. این مأمور همانی بود که از من فیلم می گرفت. من شروع کردم به قدم زدن که دیدم یک مرد جوان با کاپشنی سیاه و ریشی آشفته آمد و با توپ و تشر به من اشاره کرد که سوار شو. گفتم: با حکم سوار می شوم بی حکم نه.

جوان آشفته ریش گفت: اگر نمی شناسی بشناس. من از طرف سپاه ضابط قضایی هستم. یا سوار می شوی یا خواهر مادرت را یکی می کنم. گفتم: مؤدب باش جوان. شما اگر سپاهی و ضابط قضایی سپاه باشی می دانی که قانون چه می گوید. گفت: برای من ادا در نیاور. چهار مأمور دیگر نیز آمدند و مرا دوره کردند. جوان آشفته ریش به آنها دستور داد: بیندازیدش داخل ماشین. با نخستین هجوم مأموران لباسم پاره شد و عینکم به زیر پا افتاد. خودِ آشفته ریش چند فحش پایین تنه ای را با لگدی که به سمت من پراند همراه کرد. مقاومت من باعث شد که مأموران به عقب رانده شوند. آشفته ریش به غلظت فحش هایش افزود و از پایین تنه به زن و بچه و پدر و مادر و خویشانم روی برد. مأموران تلاش می کردند مرا به داخل اتومبیل هل دهند اما آشفته ریش لگد می پراند و مشت می زد و فحش می داد.

زور مأموران کارگر افتاد و مرا با صورت به دیواره ی اتومبیل کوفتند. گونه ام شکافت و خون بیرون زد. تن پوشم زیر دست و پا ماند و خون صورتم به دست و لباس مأموران پاشید. تا نیمه مرا به داخل اتومبیل شان فشرده بودند. به یک تکان خود را بیرون کشاندم و آنها را عقب راندم. آشفته ریش فحش های تازه تری پیدا کرد و با مشت و لگد همراه نمود و مأموران را تهییج کرد که: بیندازیدش توی ماشین دیگر.

تلاش مأموران بیشتر شد. پشت من به اتومبیل بود و آنها را از خود دور می کردم. در آن شلوغی دست هایی که در هم می پیچید و مشت و لگدی که آشفته ریش می پراند، مرا فرصتی پدید آمد و تخت سینه ی آشفته ریش را نشانه گرفتم و محکم با لگد به سینه اش کوفتم. به عقب جهید و با پشت، پخشِ جوی پهنِ حاشیه ی خیابان شد و بیسم دستش پرتاب شد به طرفی. خب این کم ضایعه ای نبود. برادری که سر تیم برادران دیگر بود نباید اینگونه پخش زمین می شد. با چهره ای که به قمه کشان سیلی خورده می مانست، عربده کشان و فحش پران برخاست و بیسمش را برداشت و حمله کرد به من. اما هر چه پرپر زد، نتوانست زخم آن لگد تخت سینه را مداوا کند. باز فحش داد و باز فحش داد.

صورتِ خونی من که هنوز شر و شر خون از آن جاری بود و پیراهنم را خونی کرده بود، مأموران را عقب راند. تن پوشم را که خون به کلمه ی سپاه آن شتک زده بود از زمین برداشتم و رفتم به ضلع دیگر خیابان و شروع کردم به قدم زدن. مردم را دیدم که از چهار اطراف نگاهم می کردند. فیلم زنده و خوبی بود برایشان. به دیدنش می ارزید. ده دقیقه نگذشته بود که یک اتومبیل گشت امداد ناجا آمد با مأموران ورزیده و تکاور و کار آزموده. مأمور رشیدی آمد و گفت: لطفا سوار شوید برویم کلانتری. گفتم: حکم. چهار نفری دست و پای مرا گرفتند و از زمین بلندم کردند و فشردنم به صندلی عقب و به دست هایم دستبند زدند. مرا مچاله کردند و دو نفر در دوسوی من نشستند. آشفته ریش در جلو نشست و اتومبیل به راه افتاد. صورتم به سقف اتومبیل بود و خون به سمت گودی چشمانم حرکت کرد و داخل چشم راستم شد.

مرا در مقابل کلانتری جامی پیاده کردند و با هیاهو به داخل بردند. آنقدر خودشان شلوغ کرده بودند که فرصت به من ندادند اسمم را به سرباز دم در بگویم. خودشان گفتند و مرا از پله ها بالا بردند. در پله ها آشفته ریش دست به پشتم نهاد و هلم داد و چند فحش رکیک پایین تنه ای نثارم کرد که قابل گفتنش ” نطفه حرام ” بود. در همان پله ها به سمتش چرخیدم و گفتم: تو را در کدام لجن زار تربیت کرده اند؟ و زود اصلاح کردم حرفم را: بی تربیت کرده اند؟ فحش بود که از دهان آشفته ریش بیرون می ریخت. مرا در راهرویی باریک و بن بست جای دادند. یک افسر یا درجه دار لباس شخصی آمد و به سرو وضع من نگاه کرد. به صورتش لبخند زدم و گفتم: خوبید؟ کشدار و با تمسخر گفت: کوفت، زهر مار. آنچنان بر سرش فریاد زدم: یکی که با تربیت است بیاید اینجا، که این افسر یا درجه دار لیز خورد و رفت و هرگز جلوی من آفتابی نشد در آن یک روز و یک شبی که من در آن کلانتری بودم. این عکس را ساعت پنج و نیم عصر در میدان منیریه، مجاور دادسرا از خود گرفتم.
ادامه دارد….

محمد نوری زاد
بیست و یکم مهر نود و سه – تهرانShare This Post

درباره محمد نوری زاد

108 نظر

  1. aliانسانم ارزوست

    سلام برحسین (ع)مظهر کمال ومصداق بالندگی حضرت پروردگار وسلام برنوریزادکه حسینی بودن را برای انسان معنی می کندودرزمان ما اسوه حسنه
    سلام بر نوریزاد ومادروپدرش
    سلام بر نوریزادوهمسرو فرزندانش
    درودبر نوری زاد دکتر ملکیش
    درودبر نوریزاد ستاربهشتیش
    ……………………………….
    درودبرنوری زاد وامید کوکبیش
    سلام به نوری زاد ومناجات زندانش
    سلام به دغدغه هایت ،به اشکهایت ،به خونت …
    سلام به صبغه الهیت همواره در پناه حضرت حق باشید

     
  2. به خداوندی خدا قسم انقلاب 57 برای این روز ها واین ننگها نبود.ای نسلهای سوخته بعداز انقلاب .به شخصه از همه شما عذرخواهی میکنم وبا صدای بلندفریاد میزنم غلط کردم.15روزدر شهربانی نظام شاهنشاهی بودم یک کلمه فحش نشنیدم تهدیدشدم .ولی فحش نخوردم.میدانیدچرا.چون اونها عمله های پاک پهلوی بودند .ولی اینها همشون عمله اند.ودراین غارتهایی که این آزادمردوحرزمان میگویددست دارند.وباهر قدمی که برمیدارندمزدشونومیگیرند.هرکی ابلهه بدرداینامیخوره.

     
  3. جناب نوریزاد عزیز
    شما مبارزه کن و کتک بخور ما هم تشویقت میکنیم و دست مریزاد میگوییم و با داستانهای شاهنامه و شکوه و جلال ایران باستان حال میکنیم و به همدیگر کارت تبریک میدهیم. آخه میدونی ما خیلی با غیرتیم

     
  4. برایت ارزوی استقامت وصبرارزومندم چه زیبا میشد این عکس بالاجناب نوری زاد را هفته پیش درروزنامه های کثیرالانتشاردر صفحه اول میگذاشتیدوبعدهفته وزارت اطلاعات را تبرک میگفتید تا مردمی که در خواب غفلت هستند هنوز بدانندکه اینها با فرزند ایران زمین چه کردندوجوابگوی افکاری باشندکه حمایت میکنند ازروی ندانم فکری از این وزارت برایت نوری زاد عزیز ارزوی سربلندی وپایداری ارزومندم
    پایدار واستوار باشی محمد نوری زادعزیزدرودبر شرف وغیرتت که افکار خفته را اگاه مینمای فرزند ایران زمین

     
  5. لحظه لحظه فعالیتهای جوانمردانه و غیرتمندت را دنبال میکنم و برایت آرزوی سلامتی و استقامت بیشتر دارم. بی رگ و غیرت و بی فکر همچون آشفته ریش که از تولیدات جمهوری اسلامی میباشد زیاد نیستند ولی متاسفانه میدان دارند. برای آنها هم آرزوی تعقل میکنم و بازگشت به وجدان از دست رفته اشان

     
  6. بهتر است این نظر بر روی وبسایت منتشر نشود
    و یا قسمت هایی ازآن به صلاحدید شما حذف شود و سپس منتشر شود…

    درود بر شما جناب نوري زاد

    شجاعت شما ستودنيست که براي گرفتن حقتان حتي وارد لانه زنبور مي شويد
    و مرسي ازينکه آشفته ريش بيشعور را با لگد زديد
    جواني که حرمت بزرگتر را نگه ندارد حقش همين است
    با اينکه آب از ثرتان گدشته است ؛
    پيشنهاد ميکنم ، ديگر به تنهايي براي پيگيري حقتان جلو نرويد
    اين جانواران به شما ظلم کردند ؛ ظلم در روز روشن ….
    شخصيت هاي معروف ديگري که رژيم نتواند با آنها مقابله کند نيز بايد به شما بپيوندند
    مانند گروه ، جنبش ، انجمن ، شورا و يا هر چيز ديگري مشابه اين …
    حال اعضاي آن تنها داخل کشور باشند و يا خارج کشور باشند ،
    اين ديگر تصميم شماست که چه صلاح ميدانيد ؛
    تا اين گروه از پشتيباني مردم نيز برخوردار شود
    و اهدافش صلح آميز باشد و در راستاي قانون جلو برود تا بهانه هم بدست کسي ندهد
    اگر يادتان باشد جنبش ماهستيم چندين تمجعي بدون بهانه داشت که تنها ماموران نيروي انتظامي
    آمدند و تماشا کردند و نتوانستند مقابله کنند …
    يک دست صدا ندارد
    پخش و مصرف مواد مخدر بين جوانان بيش از پيش شده است
    بويژه در دختر ها
    ماده مخدر ماري جوآنا که نام هاي ديگر آن گل ، گراس ، علف مي باشد
    ماده جديديست که در بين جوانان دارد مصرف مي شود
    نيروي انتظامي محل پخش و ردوبدل کردن پخش کننده ها را ميداند
    ولي برخورد و جلوگيري نمي کند ؛
    ولي عجيب است که اگر دهان شما بوي مشروب بدهد ، به يکصد ضربه شلاق محکوم مي شويد
    پيپر که واژه انگليسي به معناي کاغذ است ، نيز لفظي است که لازمه مصرف ماري جوآناست
    پيپر کاغذي بسيار نازک شبيه کاغذ پوستي است که با کمک آن مي توان ماده گل را کشيد
    جالب است که برخي از دکه هاي روزنامه فروشي در تهران پيپر را بصورت دانه اي و بسته اي به جوانان مي فروشند
    و جالبتر اينکه برخي از قاچاقچياني و يا پخش کننده هاي جزئي سطح پاييني که اين مواد را پخش يا مصرف مي کنند ،
    شبي 3.5 تا 5 ميليون تومان درآمد دارند…
    ميدانيد که يک دست صدا ندارد
    حتي براي اموال يا اهدافتان هم که شده سعي کنيد قرباني نشويد
    چراکه قرباني به تاريخ مي پيوندد و از ياد اين ملت ازخودراضي بي تفاوت مي رود
    ندا آقا سلطان و ترانه موسوي و صانع ژاله و محمد مختاري و … را چه کسي به ياد دارد ؟!؟
    کنار اوين دشت بهشت است جايي براي خوشگذراني ؛ که بنده اگر ثروتمندترين شهروند هم باشم ،
    هرگز غيرتم اجازه نمي دهد که براي تفريح بروم چند متر آنورتر از اوين…
    بالاي درکه در باغستان ها و خيابان کوهسار که جاي خنکيست نيز برخي ويلا و آپارتمان دارند و پارتي مي گيرند
    بي توجه به اينکه در اوين چه مي گذرد
    به برخي از ما ميگن ملت بي تفاوت و بي وجدان
    که شايد سرانجام با سيلي از خواب بيدار شويم
    پيروز و استوار باشيد
    ما از شما حمايت ميکنيم

     
  7. درود به آقای محمد(کاوه) نوری زاد
    و به همکاران با وفا یتان و هموطنان خرد ورز و آزادمنش

    بمصداق و با وزن شعر زیبای حافظ شیرین سخن :

    کار جنون و روان پریشی آخوند ها و مزدوران آن ها به تماشا کشیده شده است.

    چون که این جماعت منطق ندارند ، حق انسان را نمی شناسند و بی سواد هستند و معنی آزادی را نمی فهمند با دوز وکلک و دروغ و فریب مملکت ایران را اشغال کرده اند و غارت می کنند بنابراین منقدین و معترضین را کتک میزنند ، فحاشی و حرف های رکیک و زشت می زنند، شکنجه می کنند و زندان و اعدام می کنند. در یک کلام لات و اراذل و اوباش هستند. خاک عالم بر سرتان که بخاطر چندر قاز ، عمر و شرافت انسانی خود را زیر پا می گذارید.

    سرچشمه جهان بینی این جماعت خشنوت ، تجاوز و خونریزی و آدم کشی و برده داری است. نگاهی بی اندازید به غزوات اسلام در 1400 سال پیش( کتاب مغازی ، جنگ های پیامبر اعظم نوشته عمربن واقعدی) و الان خلافت اسلامی البغدادی(داعشی)در سوریه و عراق که آن احکام صدر اسلام را دوباره به اجراء در می آورد.

    نام شما آقای نوری زاد به نیکی و دلاوری و روشنگر اجتماعی و افشاء گر جنایات و زشتی های خلافت اسلامی ایران در تاریخ ثبت شده است و نام این جنایتکاران به پلیدی و زشتی.

    همانطور که در یادداشت های قبلی هم اعلام نمودم : مسئولیت و حاصل تمام بی عدالتی ها در عرصه های مختلف سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و ناهنجاری های اچتماعی و فلاکت و بدبختی مردم ایران را در شرایط فعلی بعهده شخص خامنه ای می دانم.. برای حفظ ایمان و عقاید مردم ، جدائی دین از سیاست ، اقتصاد و دولت را بفوریت خواستارم.

    با آرزوی تندرستی و موفقیت و تشکر برای امکان و درج دیدگاه دگری در وب سایتتان

     
  8. درود بر شما جناب نوری زاد

    شجاعت شما ستودنیست که برای گرفتن حقتان حتی وارد لانه زنبور می شوید
    و مرسی ازینکه آشفته ریش بیشعور را با لگد زدید
    جوانی که حرمت بزرگتر را نگه ندارد حقش همین است
    پیشنهاد میکنم ، دیگر به تنهایی برای پیگیری حقتان جلو نروید
    شخصیت های معروف دیگری که رژیم نتواند با آنها مقابله کند نیز باید به شما بپیوندند
    مانند گروه ، جنبش ، انجمن ، شورا و یا هر چیز دیگری مشابه این …
    حال اعضای آن تنها داخل کشور باشند و یا خارج کشور باشند ،
    این دیگر تصمیم شماست که چه صلاح میدانید ؛
    تا این گروه از پشتیبانی مردم نیز برخوردار شود
    و اهدافش صلح آمیز باشد و در راستای قانون جلو برود تا بهانه هم بدست کسی ندهد
    اگر یادتان باشد جنبش ماهستیم چندین تمجعی بدون بهانه داشت که تنها ماموران نیروی انتظامی
    آمدند و تماشا کردند و نتوانستند مقابله کنند …
    یک دست صدا ندارد …
    حتی برای اموال یا اهدافتان هم که شده سعی کنید قربانی نشوید
    قربانی به تاریخ می پیوندد و از یاد این ملت ازخودراضی بی تفاوت می رود

     
  9. سلام __ آقای نوری زاد من شخصا” از شما ممنونم که در پاسخ فحاشی آن ” جوان آشفته ریش ” سکوت کرده اید و او هم تا آنجا که توانسته تمامی آن چیزهایی را که در شکم و حلقوم و دهانش وجود داشته ، اعم از ” پایین تنه مردانه ” و ” پایین تنه خرانه ” متعلق به الاغ ، به بیرون بریزد . شما در آن لحظه فحاشی ، سکوتی پزشک وار داشته اید که بیمار مریضی تان ( جوان آشفته ریش ) را که از طفولیت ، در حلقوم دهانش از ” پایین تنه مردانه ” و ” پایین تنه خرانه ” متعلق به الاغ ، چپانده و پر کرده بودند و او در مرز خفگی قرار داشت . او توانست تمام آن اشیاء پایین تنه ای را از خود بیرون کند . او الآن از خفگی نجات یافته و مدیون شماست .

     
  10. آقا منصور من از شما و مصباح یزدی غیرمنفور پوزش می خواهم . من فکر کردم شما هم نظر باAهستید.
    اگر شما لینک کشف الاسرار را گذاشتید بسیار سپاسگزارتان هستم زیرا من این کتاب را سالیان پیش خریدم و چهار صفحه اش سفید بود.هرچند این کتاب را اگر در یک ده پیاده کنید آن ده به یک دارالمجانین بدل می شود.

     
  11. اقایان حکومتی چشم ها خواهد دید نگذارید هنگامی که پیر گشته اید خجالت زده در کنجی پنهان شوید به ریسمان فرسوده پیر و در حال پاره شدن اینها اعتمادی نیست کمی به سن و سال اینها بنگرید هر ان نیستند و شما را با جهالت داعشی با وعده بهشت رها خواهند کرد به مهدوی کنی بنگرید هر کجا هستید باشید اما به مردم کمک کنید نگذارید شرمندگی پایانی رنجاور برایتان رقم بزند بدانید هر دینی که گفت بهشت را در ازار کسی به شما می دهند که ازارش به شما و دیگران نرسیده و فقط به کار خویش مشغول است ان دین نیست و شما را به بیراهه خواهد برد هیچ پاداشی در ازار دیگری نیست هیچ کس خدا را ندیده هیچ کس صدایش را نشنیده هرقدر هم ریشش بلند تر باشد و پوستش از شدت افتاب ندیدن سفید و لطیف باشد به تاریخ بنگرید خیلی ها گفتند ما از سوی خدا فرمان می دهیم و جنایت ها کردند به دست فریب خوردگانشان ما همه انسانیم با همه نیاز ها حرس ها قدرت طلبی فریب کاری ثروت اندوزی هرکس به سلاحی این کار را انجام می دهد یکی با قدرت زور یکی با ثروتش یکی با دینش و مذهبش پس فریب نخورید انسان باشید و انسانها را یاری کنید تا پایانتان شرمساری و حسرت نباشد بیشتر ادیان و مبلغانشان دکانی است برای فریب و کار نکردن و اماده دادن و خوردن مبلغانشان .کدام اخوند را در صف مرغ صف سبد کالا صف … دیدید ولی به مردم بیچاره بنگرید به کودکان خیابانی و به اقازاده های کالیفورنیا نشین به دخترکان فال فروش که قربانی جنسی این اقازاده های رانتخوار می شوند به خون دل مادران که همه مادر دارید اقایان هرجا هستید باشید به ظالم کمک نکنید چوب لای چرخش بگذارید و مظلوم را یاری کنید مطمئن باشید هیچگاه پشیمان نخواهید شد

     
    • همچنین به اینده این کشور بلا زده بنگرید به ثروتش که تاراج می شود و سرمایه های مادی معنوی و انسانیش که در این سالها به خاک نشسته به اینده فرزندانتان بگرید بگذارید به جای جهل دینی انسانهای عالم به علم روز و با لیاقت و جوان اینده این کشور را به دست گیرند و تا این کشور تجزیه نشده و فرصت باقیست قطار از ریل خارج شده را به خط برگردانیم به زندگی مردم دیگر کشورها سفر کنید و ببینید ایا مردم ما لیاقت ان زندگی را ندارند ایا فرزندانتان لیاقت ان زندگی را ندارند نگذارید ثروت این کشور با افکار مریض یک عدده جنگ طلب در کشورهای موهوم و در نابودی ان کشورها مصرف شود فقط مثال کوچک یادم هست فبل از انکه مردم سوریه دست به سلاح ببرند امار جهانی از کشتار ده هزار نفر بی سلاح که مخالف بشار اسد بودند خبر میداد و سرکوب شدید اما اخبار ایران هیچ صحبتی از سوریه نمی کرد ایا اگر تلاش شده بود بشار اسد برود و یک فرد دیگری که مورد نظر مردمش بود بیاید سوریه ویران می شد؟ایا داعش شکل می گرفت؟مردم اواره می شدند؟هرگز همه اینا برای این بود که ما جلو خواست مردمی که دیکتاتور مادام العمر خود را نمی خواستند را گرفتیم شاه ثابق تا کشور را در خطر دید گفت به ایران فکر کنید و برای جلو گیری از نابودی زیرساخت کشور رفت اما به بشار اسد بنگرید که تا با خاک یکسان شدن کشورش حاضر به رها کردن قدرت نیست ایا فقط او در این کشور هست؟این یک مثال کوچک بود

       
  12. نامه شجاعانه خشایار دیهیمی – آقای رئیس قوه قضائیه! باز هم که تهدید میکنی!

    آقای رئیس قوه قضائیه ! باز هم که تهدید میکنی ! جز تهدید و ارعاب و زندان و شلاق چیزی هم نمیشناسی . در دست تو شلاق است در دل من اخلاق ! تو تهدید به احضار شهروندانی میکنی که فریادشان از فساد لانه کرده درنظام به هواست . آن هم نه فقط فساد مالی ، بلکه فساد اخلاقی ،دروغگویی ، و حق را ناحق کردن . مرا هم زبان تهدید هست . مرجع من هم تو نیستس . عدالت است . تو از بزرگنمایی فساد در نظام میگویی من از لاپوشانی فساد در نظام . مسئول ارشد قانون ! قانون شکنان ، رانت خواران ، دروغگویان و تهمت زنندگان راست راست در این مملکت راه میروند و اگر بگویی بالای چشمتان ابروست متهم به بزرگنمایی فساد در نظام میشوند و عقوبت میبینند .طشت رسوایی هشت سال دولت از بام افتاده است . معاون اول رئیس جمهور بعد از مکیدن خون مردم تازه حالا که منصبش را از دست داده دارد محاکمه میشود و تازه یقین دارم که مجازات نمیشود آنچنان که باید . وقتی فساد معاون اول رئیس جمهور سابق محرز شده دیگر چه جای بزرگنمایی میماند ؟ تازه این یکی از آن هزاری است که نشد لاپوشانی اش کنید . و تو تهدید هم میکنی ؟ از تو بزرگترهایش در طول تاریخ لافهای بزرگتر زده اند . اما عاقبتشان را دیده ایم . من از قانون سخن میگویم . از همان چیز فراموش شده در این مملکت . اگر راست میگویی به قانون و به همین گزافه گویی ات عمل کن . من تو را به دادگاه تحت امرت به حکم قانون اساسی فرامیخوانم . بیا در دادگاهی علنی حاضر شو و به اتهاماتی که یک شهروند یک لاقبا متوجه تو میداند جواب بده . وگرنه من که میدانم تو کهریزک ها داری . گمان مبر که شهامت مدنی مرده است . نه از تو میترسم نه از لاف و گزافت . مردم قضاوتشان را کرده اند و باز هم خواهند کرد . امروز بر مسند قدرتی و غره به این مسند . من نه مسندی دارم و نه جز عزت انسانی ام سرمایه و قدرتی . قامت من اگر زیر بار زورتان خمیده است دلم سرفراز است . تو دلت خمیده است . فخر مفروش . روزگار تکلیف ما را با هم روشن خواهد کرد . –شهروند –خشایار دیهیمی

     
  13. ريشه ها ٢٠١(قسمت ٢٠٠ در دو بخش ذيل پست قبلى )
    همان عنوان هاى كلى :فرهنگ /فرهنگ دينى /عرفان

    زمين و آسمان حافظ
    ١٢ – حافظ در آفرينش شاعرانه اش تصوير پردازى است نابغه ،اگر به قولى كه از ارسطو نقل شد :استعاره سرشت نماى نبوغ باشد .با اين همه ،نابغه ها نيز نمى توانند بيرون از روح زمانه خود انديشه كنند ،بماند كه عرفان از همان بدو پيدايشش خود را زبان تجربه عالمى معرفى كرده است كه بيرون از هر زمينه و زمانه تاريخى و در وراى اين جهان محسوس است .
    با ديگر ابياتى از فردوسى را درمى نگريم كه زبان حال روزگار بهارى و طلايي برخاستن ققنوس وار ايرانى از خاكستر خوارى و وابستگى به متجاوزان عرب است .
    شما داد جوييد و فرمان كنيد
    روان را به پيمان گروگان كنيد
    دل و پشت بيدادگر بشكنيد
    همه بيخ و شاخش ز بن بر كنيد
    به داد و دهش دل توانگر كنيد
    از آزادگى بر سر افسر كنيد
    اگر فردوسى را دوست نداريد ،مى توانيد سراينده اين ابيات را شخص ديگرى فرض كنيد و سپس به اين پرسش پاسخ دهيد كه در آن اوضاع و احوالى كه در قسمت قبلى در باره روزگار فردوسى ترسيم شد ،چه پيامى به از اين مى توانست به ايرانيان خطاب شود .در جاى ديگر به حكمت فردوسى پرداختيم .چكيده إن اين بود كه اى انسان : در عين خستو شدن به هستى ايزد ،خود را در گير شناخت آنچه وراى حواس است مكن ، چرا كه انديشه انسانى را بدان راه نيست .فضيلت تو در كاربرد خرد عملى و اخلاقى است كه سنجه نيك و بد رفتارت را در همين گيتى تعيين مى كند .خويشكارى مينوى تو كوششي است كه در همين جهان براى آبادى و آزادى و داد و دهش وبى بيم گرداندن زندگى مردمان مى كنى .فردوسى نيك مى داند كه آدمى در بازى چرخ گردون كاملا مختار نيست ،اما ديناميسم حماسه فردوسى در آن ست كه اشخاص تنها زمانى پيروز و ارجمندند كه بر سهم خرد و اختيار خود متكى باشند .نوميدانه دل به تقدير غدار نسپرند ،و در برابر بيدادگر عهد ايستادگى و پيمان پيكار بندند .كندن بيخ و شاخ ستمگر استعاره اى است حماسى .افسر و اورنگى كه آدمى را سزاوار است هرآينه آزادگى است .
    جز از نيكنامى و فرهنگ و داد
    ز رفتار گيتى مگيريد ياد
    مرا مرگ بهتر از إن زندگى
    كه سالار باشم كنم بندگى
    به نام ار بريزى مرا گفت خون
    به از زندگانى به ننگ اندرون
    ابيات شاهنامه در ستايش شراب همان شراب واقعى را مراد مى كند .آن گاه كه زيبايي يا دلاورى و دانشورى زنى را توصيف مى كند ،مرادش همين زن خاكى و گيتاوى است . اين شامل تصوير سازى هاى شاعران ديگر عصر فردوسي نيز مى شود .بنابر اين هنر فردوسى در عين عناصر جاودانه اش گوياترين قصيره يك دوران است و هنر حافظ نيز . اين خود يكى از رموز جاودانگى آثار هنرى است .هنرى كه صرفا احوال شخصيه را بيان مى كند ماندگار نمى ماند .گويي ماندگارى هنرمند از آن است كه دورانى از تاريخ در او جارى شده و به بيان احسن درآمده است .عرفان از به روايتى از صدر اسلام و حتى پيش از آن در جهان مسيحى و بودايي وجود داشت ،اما چنين مى نمايد كه كاربرد استعارى زلف و خط و خال و ابرو و لب در عرفان زبان اشارت عرفان ادبى اى باشد كه سنايي در سده پنجم آغازگر آن است .يك نكته جالب كه دكتر يحيى يثربى در عرفان نظرى (ص٥٨٢) مى گويد كه ابن عربى و عراقى ابياتى از خمريات ابو نواس (فوت ١٩٩ه)را زبانزد خود مى كند شرابى كه براى ابو نواس شراب انگورى بوده است در دست ابن عربى صورت خيال عارفانه مى گردد .البته يثربى مقصودى ديگر دارد كه توضيح چرايي رويكرد عارفان به زبان اشارت و به قول احمد غزالى عبارت اشارت باشد .من فقد حسا ،فقد علما .اين گزاره حكيمانه مى رساند كه بدون حس علم هم نيست و كور هرچه قدر هم در باره رنگ بداند به قول عين القضات علمش باطل است .عارف مدعى تجربه ديدارى وجود يكپارچه و بى كثرت يا عالم عقول و مجردات غيبى است .زبان همساز با عقل و انديشه اى است كه با جهان محسوس همساز است .بنابراين حس و زبان معرفت وجود از نوعى است كه عارف آن را با زبان و حس معمول بيان ناپذير مى داند .اينجاست كه زبان اشارت و صور خيال لازم مى افتد .آن هم در زمانى كه به قول افلوتين شهود سپرى شده است (همان ،ص٥٧٤) اوحدى مراغه اى مى گويد :
    روزى كه نبينيم رخش احوال توان گفت
    اين دم كه در او مى نگرم هيچ مپرسيد
    اين ها گزارش هاى خود عارفانى است كه مدعى اعتلاى روحى به قوس صعودى مراتب وجو د و سپس نزول به مرتبه اسفل جهان مادى اند .آنها گفته اند كه زبان اشارت و صور خيال را براى بيلن امر بيان ناپذيرى به كار مى برند كه در زبان معمولى نمى گنجد ،
    اما از بيرون به اين داعيه ها كه بنگريم منحنى تاريخ تخيل شاعرانه در ايران را به گونه اى مى يابيم كه از برون گرايي به درون گرايي ،از ظبيعت به احوال درونى و از شفافيت به تيرگى سير كرده است .تا آنجا كه من تحقيق كرده ام تا كنون هيچكس خيال شاعرانه ايرانى را ذر پويه هاى تاريخى اش بررسى نكرده است .كتاب صور خيال نيز گرچه كمك بسيار به پژوهشگران مى كند تاريخ دگرگونى هاى انواع صور خيال و رابطه متقابل إنها را عرضه مى كند .چرا اعضاى بدن معشوق مؤنث و گاه مذكر در خدمت صور خيال عرفانى در مى آيند ؟ عجالتا اين پرسش را مفتوح مى گذارم

     
  14. Philosopher Socrates convicted of corrupting the youth of Athen and sentenced to die in 400 B.C. Today our hero Mohammad Nourizad is Socrates of our time.

     
  15. سلام بر نوری زاد و بر زخم های متعددی که بر سینه و دل دارد .
    مردی که تو باشی پس ما چیستیم ؟

     
  16. نقل از صفحه خشایار دیهیمی در فیس بوک :
    آقای رئیس قوه قضائیه ! باز هم که تهدید میکنی ! جز تهدید و ارعاب و زندان و شلاق چیزی هم نمیشناسی . در دست تو شلاق است در دل من اخلاق ! تو تهدید به احضار شهروندانی میکنی که فریادشان از فساد لانه کرده درنظام به هواست . آن هم نه فقط فساد مالی ، بلکه فساد اخلاقی ،دروغگویی ، و حق را ناحق کردن . مرا هم زبان تهدید هست . مرجع من هم تو نیستي . عدالت است . تو از بزرگنمایی فساد در نظام میگویی من از لاپوشانی فساد در نظام . مسئول ارشد قانون ! قانون شکنان ، رانت خواران ، دروغگویان و تهمت زنندگان راست راست در این مملکت راه میروند و اگر بگویی بالای چشمتان ابروست متهم به بزرگنمایی فساد در نظام میشوند و عقوبت میبینند .

    طشت رسوایی هشت سال دولت از بام افتاده است . معاون اول رئیس جمهور بعد از مکیدن خون مردم تازه حالا که منصبش را از دست داده دارد محاکمه میشود و تازه یقین دارم که مجازات نمیشود آنچنان که باید . وقتی فساد معاون اول رئیس جمهور سابق محرز شده دیگر چه جای بزرگنمایی میماند ؟ تازه این یکی از آن هزاری است که نشد لاپوشانی اش کنید . و تو تهدید هم میکنی ؟ از تو بزرگترهایش در طول تاریخ لافهای بزرگتر زده اند . اما عاقبتشان را دیده ایم . من از قانون سخن میگویم . از همان چیز فراموش شده در این مملکت .

    اگر راست میگویی به قانون و به همین گزافه گویی ات عمل کن . من تو را به دادگاه تحت امرت به حکم قانون اساسی فرامیخوانم . بیا در دادگاهی علنی حاضر شو و به اتهاماتی که یک شهروند یک لاقبا متوجه تو میداند جواب بده . وگرنه من که میدانم تو کهریزک ها داری . گمان مبر که شهامت مدنی مرده است . نه از تو میترسم نه از لاف و گزافت . مردم قضاوتشان را کرده اند و باز هم خواهند کرد . امروز بر مسند قدرتی و غره به این مسند . من نه مسندی دارم و نه جز عزت انسانی ام سرمایه و قدرتی . قامت من اگر زیر بار زورتان خمیده است دلم سرفراز است . تو دلت خمیده است . فخر مفروش . روزگار تکلیف ما را با هم روشن خواهد کرد .

     
  17. امشب اشکی ریختم. متاسفانه باید گفت علت همه این اقدامات بی توجهی به قانون است که همچنان گرفتار ان هستیم.قدرت بی پاسخگو .

     
  18. میرزا حسن رشذیه بنیان گذار مدارس جدید . در قرن گذشته مسایل مشابهی را در مقابل جهالت دینی داشته است. طلاب جاهل و مذهبیون بدستور روحانیان بلر ها او ا مورد شتم و ضرب قرار دادند. مدرسه او را خراب کردند و پای او را شکستند و به او شلیک کردند. تا سرانجام عقل بر جهل پیروز شد و او مدارس خود را تاسیس کرد. او پذر فرهنگ جدید ایران قرار گرفت و مجسمه او را در جلو مدارس قرار دادند:
    امروز نوریزادمدرسه تدریس انسانیت خود را بر سر هر کوچه و بازار گشوده است. و به همان صورت مورد تهاجم جهالت مذهبی قرار گرفته است.
    ” رشدیه در آن موقع با توجه به اینکه دستش را در مشهد شکسته بودند و پایش نیز دراین واقعه مجروح شده بود، شعری بدین مضمون می‌خواند:
    مرا دوست بی‌دست و پا خواسته است پسندم همان را که او خواسته اس
    نوری زاد هم همین را میگوید
    روحانیون تا بحا ل با هرچه حرکت تعالی بخشی بوده اند. مخالفت کرده اند انها ا با رادیو تلویزیون ماهواره دستگاه فکس و در ابتدای نیروی برق با ان هم مخالفت کردند. انها از هر پدیده تازه و غیر ملموسی میترسند.اما بتدریج میپذیرند. انها هم میاموزند ولی برای هر کلمه آموختن جان ما را میگیرند.
    جنبش نوریزاد هم سرانجام پیروز خواهد شد. روحانیون و مذهبیون در خواهند یافت که ما نیز لایق حد اقل زندگی انسانی هستیم. به نوعی حقوق انسانی ما باید رعایت شود.
    نکته دیگری از داستان رشدیه اموختنی است:
    گروهی از مردم آن روز این شیوه نوین آموزشی را که با اصول قدیم آموزش متفاوت بود، برنتافتند و هر روز علیه وی شایعاتی درست می‌کردند. متحجران زنگ مدرسه وی را ناقوس کلیسا می‌نامیدند و اعلام می‌کردند که کسانی که فرزند خود را به مدرسه می‌فرستند کافرند. رشدیه برای آرام کردن اوضاع تصمیم گرفت دیگر از زنگ مدرسه برای صف بستن و… استفاده نکند و به‌جای آن یکی از دانش‌آموزان با صدای بلند شعر زیر را که سروده خود او بود می‌خواند:

    هر آنکه در پی علم و دانایی است بداند که وقت صف آرایی است
    لینک:
    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%B1%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D9%87

     
    • ..وشوربختانه این تفکرات مضحک هنوز ادامه دارد… زمین چمن دانشگاه تهران را ایشان رها نمیکنند.وبروند درمصلی که هزینه بسیار بسیار گزافی ازجیب ملت ستمدیده درساختن آن صرف شده!…وبه قول شادروان استاد باستانی پاریزی درخیابان دانشگاه محل علم وتحقیق …خطی سراسری ترسیم کرده وبنوشته اند:/زخط زرد جلوتر نماز باطل است!/…..

       
  19. چاره داعش چیست؟
    چگونه می توان با داعش به مقابله برخواست؟

    زمزمه هایی به گوش می رسد از مداخله نظامی گسترده تر جمهوری اسلامی برای مقابله با داعش
    جایی که قدرت های بزرگ در آن گیر کرده اند جمهوری اسلامی می خواهد قدرت نمایی کند!
    کوته بینان جمهوری اسلامی خیال می کنند داعش راه حل نظامی دارد.
    پای سپاه به عراق باز شود سیل سنی های متعصب ار تمام دنیا به سمت منطقه جاری خواهد شد.

    داعش ماری است که سرش را هر جا بزنید از سوراخی دیگر سر بر می آورد.

    چاره چیست؟

    داعش چگونه شکل گرفت؟
    اهل تسنن همواره از سوی شیعیان مورد طعن قرار می گرفتند بخاطر تفسیر محافظه کارانه از آیه
    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ
    اهل تسنن حسنی مبارک را اولی الامر می دانستند صدام حسین را اولی الامر می دانستند و …. که نفسیر محافظه کارانه ای است و بسیار میانه روانه و پراگماتیک و خردگرایانه
    تا این که شیعیان آمدند و با طعن به تمسخر اهل تسنن پرداختند
    آفرین بر شیعیان عزیز
    بفرمایید میل کنید
    حال سنی های متعصب آمده اند و به تاسی از شیعیان سران کشور های اسلامی را تکفیر می کنند
    نتیجه اش چه شد؟ ابوبکر البغدادی خلیفه مسلمین شد.
    اگر خیال می کنید با کشتن بغدادی یا مقابله نظامی با داعش کار تمام می شود اشتباه کرده اید.

    چاره چیست؟
    اگر راه حل نظامی نیست پس چاره چیست؟

    ماسک هر یک از داعشی ها را که کنار بزنید صورت انسانی در پس آن است. این ها افرادی هستند مثل دیگر انسان ها که تحت تاثیر شعار های تند روانه و تفاسیر خود سرانه بهتر بگویم تفاسیر ولایت فقیهی از قرآن رادیکال شده اند. در واقع داعش واکنش رادیکال از سوی اهل تسنن در برابر مواضع رادیکال از سوی اهل تشیع است

    تا چنین زمینه فکری نباشد عربستان سعودی و سرویس های جاسوسی آمریکا و اسراییل و هر کس را که می خواهید متهم کنید به دست داشتن در تشکیل داعش قادر به شست و شوی مغزی اهل تسنن و جذب نیرو و رشد داعش به شکل کنونی نیستند.

    چاره چیست؟
    دست برداشتن شیعیان از مواضع رادیکال
    دست برداشتن جمهوری اسلامی از رویای امپراطوری شیعی که انسان خنده اش می گیرد از این همه بلاهت
    شاید بگویید دیر شده و کار از کار گذشته و سنی ها رادیکال شده اند و ترکیه در آرزوی تجدید امپراطوری عثمانی است و …..
    اتفاقا خیر! چون شیعیان و سنی های رادیکال هر دو دچار توهم هستند و آرزو های کودکانه شان در قرن بیست و یکم هرگز قابل تحقق نیست

    مردم منطقه دیر یا زود از خون ریزی های بیهوده جانشان به لب خواهد رسید و رادیکال ها را به حال خود رها خواهند کرد لیکن تا آن زمان ممکن است همه ما به عصر حجر هجرت کرده باشیم و سنگ روی سنگ باقی نمانده باشد.
    باید جلوی این آرزو ها و توهمات ویران گر را هر چه زود تر گرفت.

    ایران باید توسط یک حکومت سکولار اداره شود!
    اگر ما ایرانیان بتوانیم به نظام حکومتی سکولار دست یابیم زمینه رادیکال شدن اهل تسنن را از میان خواهیم برد.
    جوانان سنی به همان اندازه مایل به داشتن زندگی آسوده دنیوی هستند که جوانان شیعه

    تشکیل حکومت سکولار در ایران به سرمشقی برای تمامی صلح دوستان خاورمیانه تبدیل خواهد شد و موجی از سکولاریسم سیاسی در منطقه به راه خواهد انداخت. موجی که پیش از تشکیل جمهوری اسلامی ایران در منطقه به راه افتاده بود لیکن به انحراف کشیده شده و دچار فساد شده بود که جمهوری اسلامی یکی از نتایج این فساد است.

    علمای شیعه باید بهتر از من بدانند که اختلاف شیعه و سنی امری کودکانه و قابل رفع و رجوع از طریق موعظه و خطابه نیست. این اختلاف تاابد الدهر ادامه خواهد داشت و بدون تعارف بگویم ادله اهل تسنن اگر محکم تر از ادله شیعیان نباشد ضعیف تر نیست.

    بیایید عقل و خرد را جایگزین تعصبات دینی کنید
    راهی که عقلای جهان یافته و آزموده اند را در پیش گیرید.
    حکومت باید بی طرف باشد
    حکومت نمی تواند طرفدار جناج خاصی از مردم باشد
    این یک امر بدیهی است یک منطق واضح و روشن و مبرهن است
    هر گاه حکومت ها بخشی از جامعه را بر بخشی دیگر ترجیح دهند زمینه ظلم و دشمنی و جنگ و درگیری به وجود می آید این را هر بچه ای درک می کند
    دنیای مدرن این فلاکت ها را دیده و تجربه کرده و راه چاره برای آن یافته و در برابر ما قرار داده است.
    غرب هم تا همین قرن اخیر دچار جنگ وخونریزی دایمی بود
    بنیاد گرایی دینی اصطلاحی است که از غرب وارد ادبیات سیاسی شده و اشاره به بنیاد گرایان مسیحی دارد.
    این بدبختی ها را غربی ها پشت سر گذاشته اند و به احمقانه بودن اختلافات دینی پی برده اند.
    ما همچون کودکان لجوج حاضر نیستیم از تجارب دنیای مدرن بهره ببریم و تا سرمان به سنگ نخورده آدم نخواهیم شد که خدا می داند هزینه این تجربه آموزی چقدر گزاف خواهد بود.

    اینقدر می گوییم غرب چنین و غرب چنان فکر نکنید نوکر غربی ها هستیم!
    ما تنها از تفکری که در غرب به وجود آمده استفاده می کنیم!
    قضیه بر عکس است!
    ما می خواهیم نظام های مدرن بر اساس منافع ملی و صلح و دوستی با ملل جهان داشته باشیم.
    حکومت های عقب مانده مذهبی قادر به دفاع از منافع ملی ما نیستند
    در واقع شرکت های بزرگ غربی که پایه و اساس آن ها سود آوری تا بی نهایت است از خدا می خواهند ما عقب مانده باشیم و حکومت هایمان عقب مانده باشند چرا که در نهایت سود عقب ماندگی ما به جیب این شرکت ها سرازیر می شود. دنیای غرب دنیای یک دست نیست. به همان اندازه که آزاد اندیشان و متفکران و انسان دوستان دارد شرکت های زالو صفت چند ملیتی نیز دارد که از هر فرصتی برای سود آوری استفاده می کنند و خون ملت ها را می مکند که این را نباید به حساب غرب و حکومت های غربی و مردمان غربی گذاشت. دنیا سیاه و سفید نیست. غرب هم مجموعه ای است از قدرت ها و منافع متفاوت و متضاد و این ما ایم که باید هوشیارانه پیچیدگی های سیاسی اقتصادی فرهنگی حاکم بر جهان را رمز گشایی کنیم و بهترین راه حفظ منافع ملی خود را بیابیم.

    اسلام عزیز دنیا را به ایمان و کفر تقسیم کرده و با این کار برای مسایل پیچیده تصاویر ساده ترسیم کرده که به هیچ وجه با حقایق تطابق نمی کند. در هر بعد که بنگرید نیازمند کارشناس ورزیده و تخصص های به روز شده هستیم و این ها را نمی توان از احادیث و روایات کهنه هزار ساله استخراج کرد………….

     
  20. با درودي ديگر بر شما عزيزان، جناب نوريزاد خون مالي شده و كأربران و تيم سايتشان و هموطنان ارجمند، اقاي نوريزاد بر عكس خيليها كه إز سَرِ دلسوزي يا حمايت إز شما ناراحت و متاسف شدند، باور كن عكسهاي شما را كه ديدم نه اينكه خوشحالم كند، اما ناراحت و متاسف هم نشدم، چون مي دانم كه اطلاع كافي داريد در اين راهي كه قدم گذاشته ايد، إز اين معركه ها بسيار دارد، و اما يك انتقاد هم به شما دارم در رابطه با اينكه إز ان اشفته ريش يا بهتر است بگوييم اشفته ( كردار و رفتار و گفتار ) پرسيده ايد كه أدب يا بي ادبي را در كدام لنجنزار فرا گرفته؟ حناب نوريزاد نياكان ما اين همه ضرب المثل را بي دليل وارد فرهنگ ما نكرده اند. ( چو داني پرسي سؤالت خطاست ) يعني شما نمي دانيد اين اشفته ريش درسش را در اين ٣٦ سال حكومت مقدس الهي و مستقيم زير دست فرماندهان گمنام امام زمان ياد گرفته؟ لطفا اين كلمات را سانسور نكنيد،. كافيست بيوگرافي اين اشفته ريش را اشكار شود بدون كوچكترين ترديد خواهيد ديد مانند امثال اكبر خوشگوشتها در خانوداده اي بزرگ شده كه چهل بابا داشته در ايام نوجواني و جواني به كَرات گول خورده است، يك موجود بي هويت بي خانواده كه اين نظام اين إمكان را برايشان ايجاد كرده خودي نشان دهند، ان ضابط قضائي سپاه مخفف بازجو است، چه كسي بهتر إز اين اشخاص منويات رهبر را در امر ضرب و شتم و فحاشي بر اورده مي كنند، در هر حال زنده باشي كه لرزه بر جان اين بي وطنان انداخته اي، موفق باشيد 

     
  21. نوری زاد….نفست گرم.جگرم حال آمد از شجاعتت.حیف که ما بی چرا زندگانیم و تو از مرگ خود آگاه…..
    اما این داغ ننگ ترسویی خودم را با مرهمی نیکو شفا می دهم.آن مرهم هم تنها دیدن رشادت توست مرد رشید و شجاع.می درخشی قسم به موی مادرم.

    دمت گرم مرد.دمت گرم.

     
  22. میتونم از دوستانی که در فیسبوک فعال هستند ,خواهش کنم نوشته (( بیایید شک نکنیم و یقین داشته باشیم نوری زاد مهره وزارت اطلاعات هست ))
    را در قسمت کامنت های این دو آدرس های فیسبوک بگذارند ؟
    http://goo.gl/8D9owR
    و
    Sepidedam
    خیلی ممنون میشم…

     
  23. درود به آقای نوری زاد و خانواده گرامی،
    نخست خسته نباشید. درد زخمت را ما حس کردیم و آنها بدانند که خشم را در ما صد چندان کردند با این نحوه برخورد با شما.
    بدانند که باید روزی در قبال این نوع برخوردهایشان جوابگو باشند. پایدار و تندرست باشید.

     
  24. سلام و درود بر آرش ایران زمین نوریزاد!
    محمد عزیز مطمئن باش جان و دل میلیونها ایرانی با توست. واژگانٍ آزادگی، رشادت، جسارت، غیرت، شهامت و…الحق که زیبنده و برازنده تواند.
    تو با رشادت هایت، ایران و ایرانی را روی سفید کردی.تاریخ ایران و آیندگان به مردان دلیری چون تو مباهات خواهند کرد…

    محمد جان اگر این امام عصر معهود حقیقت میداشت و واقعا وجود داشت و اگر من جای وی میبودم، شبی «قدم رنجه» میکردم و یا چنانچه تشرف حضوری ام ممکن نمی بود، به خواب نامیمون معظم له جناب مستطاب /// ، که خود را بجای نماینده ی تام الاختیار و برحق این بنده ی حقیرو کمترین، جا زده اند، شرفیاب میشدم و با صدای رسا و بلیغ فارسی_چون حضرت مستطاب بر خلاف ادعای کذب شان عربی،هم، بلد نیستند_برسرشان خراب میشدم و فریاد میزدم:” ///جدم بر کمرت بزند چرا بی اذن من خود را نماینده ام جازده ای اولا”؟و دوما”چیه؟اینهمه «فرجه فرجه» و بیا بیا میکنی؟ نکن، که اگر فرج کنم و بیایم اول از همه گردن پلید و سرکش تو دزد دغلکارٍ نابکار فاسق ظالم را خواهم زد و سپس به سراغ مجتبی و سایر فرزندان خطاکارت خواهم رفت.آخر ای مردک ! تو کاری کرده ای که امتم برای قاتل پدرانم و طفلان و شیرخوارگان اجدادم، درود و رحمت می فرستند !!!

     
    • تصحیح جمله ی کامنت فوق سطر چهارم از آخر: /// جدم بر کمرت بزندوالخ…که بدین صورت تصحیح میشود:

      آهای! /// ! جدم بر کمرت بزند و الخ…

      و در سطر آخر، برای رعایت ادب کلمه ی « مردک » را حذف میکنم و از خوانندگان عزیز پوزش می طلبم.

       
    • کاوه جان اگرایشان بیاید انشاءالله ،این خودنایب خوانده دغل را، قابل چنین خطابی نمی بیند که شما دیده اید.

       
  25. با دورودی بی پایان به نوری زاد عزیز

    ایران برای همه ایرانیان

    نوری زاد مهره وزارت اطلاعات نیست

    اینهائی که از شرکت دختران در مسابقات آسیائی ویا بیرون ماندن موی بانوئی فکر میکنند همه چیز را از دست داده اند در مقابل نوری زاد که زده زیر میز اگر تقلب نکرده بودند فکر میکنی ساکت می ماندند اینها خودشان میدانند چه گندی زدند حتی در انتخابات 88 وقتی دیدند گندش در آمد دنبال یک مقصر میگشتند تا انتخابات را باطل اعلام کنند اما چون میدانستند مردم به این هم راضی نمی شوند و با اصل کثافت کاری آنها کار دارند تصمیم گرفتند با مشت اهنین برخورد کنند آنچه که ملت ما را نگران کرده فضای بین المللی و خاورمیانه است که هرگونه تحول سیاسی منجر به بی ثباتی وخونریزی بی حساب در منطقه شده متاسفانه فضای بین المللی ودخالت قدرت های بزرگ نتایج خوبی در خاورمیانه نداشته .تحولاتی که اینده آن نامعلوم باشد مردم را نگران میکند انقلاب 57 اولین تجربه خاورمیانه ای در منطقه است که خود ما شورع کننده بوده ایم ما به دنبال ریشه کن کردن همه چیز نیستیم آنهائی که همه چیز را سیاه وسفید میبینند با کوچکترین تغییری که خلاف میلشان باشد اولین کسانی هستند که قهر خواهند کرد وهر حرکتی را محکوم وباز شروع به نق زدن خواهند کرد همین قانون اساسی را اگر چند اصل ان اصلاح شود وجدائی دین از دولت محقق شود اصل ولایت فقیه حذف شورای نگهبان ملغی ومنابع قانون گاری ما بر اساس اندیشه سکولار شکل گیرد ما نیاز به همه نهادهای استقرار وامنیت کشور ارتش وسپاه (که در هم ادغام میشوند )و وزارت اطلاعات داریم کشور ما هزینه زیادی برای تجهیز واموزش این نیروها کرده پس مانند سال 57 همه انها را دور نیندازیم اینها سرمایه ملی ما هستند وهر کونه تحول سیاسی پایدار نیاز به استقرار امنیت دارد آنچه که امنیت کشور ما را به خطر انداخته افکار مالیخولیلئی اخوندهای متوهم است که خود هم نمیدانند در چه میدان مینی قدم میزنند آنهائی که فکر میکنند با شل کردن پیچ یک ماشین ویا خراب کردن یک دستگاه ویا کار نکردن به مبارزات مردم ایران برای آزادی کمک میکنند فرهنگ عمومی را تخریب و نتیجه ای نمگیرند مردم باید به دنبال رشد افکار عمومی خود باشند تا مانند نوری زاد سراغ لانه فساد بروند بدانند چه میخواهند وچگونه بخواهند نوری زاد خطوط قرمز فکری آخوندهای نادان را نشانه گرفته تیر را به نقطه درستی نشانه گرفته وهر کس در توان خود باید یک نوری زاد باشد بستر فکری جامعه ما این استعداد تغییر را نشان داده ما باید باور کنیم که خاتمی موسوی کروبی ودیگر اصلاح طلبان جدا تغییر کرده اند چرا خاتمی در دوره 8 ساله خود بیش از این نتوانست موفق شود به این دلیل بود که افکار عمومی با شک وتردید وعدم حمایت از اصلاح طلبان آنها را تنها گذاشتند حرف امروز ما حرف دیروز اصلاح طلبان است اما بستر اجتماعی ونبود نهادهای مدنی حامی این تفکر وجود نداشت همه دنیا شاهد بود که دولت اصلاحات ورئیس جمهور آن در جایگاه اپوزسیون یک نظام بود واین چیز نادری در دنیا بود نظام ودولت در مقابل هم قرار گرفته بودند اگر افکار عمومی وروشنفکران نق زن توان خود را در اختیار خاتمی قرار داده بودند خاتمی میتوانست در مقابل نهادهای قدرت قوه قضائیه و دخالت نیروهای نظامی با داشتن افکار عمومی راه اصلاح را به پیش برد. اصلاح طلبان پیش از دیگران به پوچی نظریه ولایت فقیه پی برده بودند اما بستری اجتماعی برای بروز این خواسته وجود نداشت بستر تحول ریشه ای باید در افکار عمومی و زندگی اجتماعی ما نهادینه شود ومردم تا حد زیادی به این نقطه امروز نزدیک شده اند سانسور وسرکوب نظام به این دلیل است که نگذارد افراد همدیگر را در نهادهای مدنی اجتماعی وسیاسی پیدا کنند انها از هر گونه سازماندهی هراس دارند امروز فضای مجازی تا حدودی توانسته این رشته را به هم وصل کند
    موفق باشید

     
  26. نوریزاد عزیز سلام شما سمبل شجاعت وجوانمردی وایستادگی درمقابل ظلم وستم هستی شما این اخوندهای دورغ گو وجاهل ومبلغان خرافات را رسوا کردی .

     
  27. سلام بر مرد مبارز آقای نوری زاد،

    یک پیشنهاد دارم. اولا بسیار جای خوبی‌ را انتخاب کردید برای قدم زدن. این برخوردی که آنها با شما کردند نشان دهنده حساسیت بالای آنها است نسبت به قدم زدن شما در خیابان پاستور.

    اما پیشنهاد من):خیلی‌ از ماها که طرفدار شما هستیم آمادگی داریم که به طور مخفیانه به هنگامی که اینها به طرف شما هجوم آو‌ردند از این صحنه فیلمبرداری کرده و بلافاصله به خبرگزاری‌های دنیا مخابره کنیم.

    این جانوران علی‌ خامنه‌ای مخصوصا از مابین بیماران بشدت روانی‌ انتخاب شده اند و آماده درّیدن مردم هستند. اما ما نیز درس خوبی‌ به دیکتاتور بزرگ (علی‌ خامنه‌ای) و شرکا خواهیم داد.

    موفق و پایدار باشید.

     
  28. قابل توجه کسایی که فکر میکنند . ! من با یک سازمان مشکل داشتم با وجود اینکه از یکی از شرکت های تحت نظارتشان تسویه کرده بودم ولی سند ملکی من که در رهن آنها بود را فک رهن نمیکردم بعد از ماها تلاش دیدم به نتیجه نمیرسم مستقیم جلوی مدیر کل سازمان را گرفتم و گفتم اگر سندم را ندهید خود را در مقابل سازمان (فندکی که تهیه کرده بودم در مقابل چشمانش روشن کردم) آتش میزنم. به مسئول حراست گفت:زنگ بزن 110 بیایند ببرن. کفتم: من آب از سرم گذشته من را از 110 میترسانید بلاخره که باید در مقابل قانون قرار بگیریم.آن وقت برای شما گران تمام میشود.چون من از شما و سازمانتان شکایت کرده ام.وقت تا وقت دادگاه من جلوی سازمان شما قدم خواهم زد. گفتم و به سمت درب ورودی سازمان رفتم از ساعت 10 تا پایان وقت اداری مسیر 15 متری را قدم زدم .هر کس می آمد میگفتم سازمان سندم را آزاد نمی کند گردن کلفتی میکنند. وقتی ساعتی گذشت مسئول حراست که برای انجام کاری میخواست بیرون برود یا گزارشات حضور و قدم زدن من در جلوی سازمان کلافه اش کرده بود . آمد بیرون گفت شما هر چقدر اینجا بمانید کارتان حل نمیشود، میخواهی اصلا اینجا بمان. گفتم تا دو روز حل نشود اینجا چادر هم میزنم. وقت اداری تمام شد. فردایش صبح قبل از کارمندان که همهگی در جریان کار قرار گرفته بودند.جلوی سازمان آمدم. یکی یکی می آمدند و می رفتند برگه وقت دادگاه به دست مسئول حقوقی سازمان رسیده بود و ایشان گفته بودند مرا صدا زدند رفتم با مسئول حقوقی صحبت کردم ایشان پیش من با رئیس سازمان شهرستان صحبت کرد و گفتند اگر در دادگاه سازمان محکوم شود که 99 درصد محکوم میشود تمام مسئولیت با شما هست .گفت و گوشی را قطع کرد و به من نیز گفت که کاری از دستش بر نمی آید . من رفتم وبه قدم زدن خود ادادمه دادم.با خود عهد کردم تا زمانی که حقم را نگیرم کوتاه نیایم. کسی که نتواند حق خود را مطالبه کند چگونه میتواند حق مردم یا شهروندی ویا هر حق دیگری را مطالبه کند. خود را برای آخرین حد تاوان این کار یعنی احتمال کشته شدن آماده کرده بودم. و با این روحیه آماده هر گونه اتفاقی بودم . اصرار و پا فشاری من و به قول معروف از رو نرفتن من باعث شده بود تا به تلاتم بافتند.چند جلسه گذاشته بودند. نتیجه این شده بود که من از شکایت صرف نظر کنم و آنها سند من را فک رهن نمایند. شاید کش و قوص این کار یک هفته به طول انجامید ولی سرانجام سند آزاد شد.راهنمایی آقای نوری زاد مبنی بر استقامت برایم روحیه بخش بود.این مطلب را مینویسم شاید برایم دوباره دردسر درست شود . ولی چون ترسم را کنار گذاشته ام .پس چیزی برای از دست دادن ندارم یک جان داریم که بلاخره قسمت خاک خواهد شد ، و خانواده و مال دنیا هم را هیچ کس با خود به سفر آخرت نبرده است.امیدوارم این نوشته تلنگری باشد برای شما که هیچ گاه از حق خود کوتاه نیایید و به امید روزی که حقوق مردم محترم شمرده شود.

     
  29. آقای نوری زاد استاد عزیز سلام و عید مبارک.
    من مشهد هستم و اکثر مطالب شما رو باز نشر میکنم. مهندس ام 33 ساله. و علاقه مند کشور. اما می خواستم از شما درخواست کنم صرفا از لحاظ فعالیتهای فیزیکی کمی کوتاه بیاین. اهدافتون خیلی ارزشمنده. اما به این اهداف با هزینه کمتر نمیشه رسید؟ روشنگری کنین. پست بزنین. به چالش بکشین. عکس بزارین. ویدیو تولید کنین. اما برای اقدام زوده. شما خیلی جلو هستین. مثل بازرگان میشین. مثل حلاج. اجازه بدین با کار فرهنگی دیگران هم به شما برسن. بعد همه با هم مسیر رو بریم. من پیشنهاد میکنم شما وظیفه روایت کربلای 88 رو به عهده بگیرین بهتره. شما کار مختار رو به عهده گرفتین. الان زنده موندن یا مردن یزید اینقدر مهم نیس. که رسوا شدنش مهم باشه. زمانیکه مسیر روشن بشه همه در مقابلش سر فرود میارن. الان مسیر برا خیلی ها شفاف نیست. امروز در این روز غدیر بهتر میبینم شما به ریشه های تولید موجی بپردازین. که امروز داعش روش سواره. بزرگان مذهبی رو وادار کنین نفرت پراکنی مذهبی رو در مجالس متوقف کنن. یک خانومی از اقوام دور ما شنیدم نظر کرده بود در سالگرد وفت عمربنخطاب دو ماه مجالس لعن برگزار کنه. آدم بسیار خوب و انسانی هم هست. اما بیمار. از این دست بیماریها در جامعه ما فراوان. قلم شما. دوربین شما. حلقه هایی که شما میتونین در پارک و بوم و برزن ایجاد کنین. کم کم. اسلام ما رو به همه خواهد شناسوند. اسلامی که حوزه علمیه اونو به انحراف کشونده. پیچیده اش کرده. توهین کلر خوبی نیس. اما علما رو دعوت کنین به اینکه یک جزیره دور افتاده رو از این کره خاکی اختصاص بدن به کسانی که دوست دارن به اعتقادات ما کتاب ما یا پیغمبر ما توهین کنن. یک کشیش گمنام اون سر دنیا یک کتاب آتیش میزنه ما این طور خشمگین میشیم. خوب بابا همونطور که ما عاشق این کتابیم. بعضی ها هیچ حسی به این کتاب ندارن. و معدودی هم از این کتاب متنفرن. این چه بیماری در ما که میگیم هیچ کسی حق نداره از این کتاب متنفر باشه. از این دست بیماریها در ما فراوان. شما که تخصص اتون فرهنگ است. رو دعوت می کنم. به برگشت به این حوزه. همون طور که آمریکا رو دعوت می کنم به جای کشتن سربازان القاعده به موجی که القاعده بر اون سواره تمرکز کنه. به شما پیشنهاد میدم. به جای خامنه ای به ریشه بیماریهایی که اون رو اسیر کرده حمله کنید. و الا اون هم یک همشهری من بود. من سربازان طالبان رو درک می کنم. من داعشی ها رو درک میکنم. من خامنه ای رو درک میکنم. از شما تقاضا دارم به ما جوونا راههای کم هزینه تر رو برای رسیدن به اهدافمون یاد بدیم. آیا ما کم هزینه تر نمی تونستیم به استقلال و آزادی برسیم آیا ما کم هزینه تر نمیتونستیم شر صدام رو دفع کنیم ؟ آیا ما کن هزینه تر نمیتونستیم به دانش هسته ای برسیم ؟ راهی که با کمترین هزینه تاج زاده و موسوی رو در کنار خودمون داشته باشیم چیه ؟ کمپین های اینترنتی چطورن؟ ببخشین استاد . محسن

     
  30. بیایید شک نکنیم و یقین داشته باشیم نوری زاد مهره وزارت اطلاعات هست

    دوستان بیائید یقین کنیم که نوری زاد مهره اطلاعات هست و مطمئن باشیم و شک هم نکنیم و به دلمان راه ندهیم .

    خوب حالا این آقا که مهره وزارت اطلاعات هست…
    منظورش از این کارها چی هست و چه هدفی را دنبال میکنه ؟

    بنشینیم و کلاهمان را قاضی کنیم ,

    یک مرد شصت ساله مودب و هنرمند, خانواده دار که پسرش همسن و سال بسیاری از شما هاست , رفته مهره وزارت اطلاعات شده که با این شکل و شمایل بیاد هر روز تو خیابان بچرخد و بگردد که چی ؟

    یعنی وزارت اطلاعات از آدم قدیمی و کهنه کاری که سابقه همکاری با کیهان و آوینی را دارد فقط میتونه در این حد استفاده بکنه ؟
    خودتان را بگذارید جای نوری زاد , اگر بودید این ماموریت را قبول میکردید ؟

    اگر باز نقطه نظر نفوذی و مامور بودن هم که حساب کنیم من فکر نمیکنم وزارت اطلاعات راضی بشود که با یکی از ماموران
    خودش چنین کاری بکند و چنین بلائی سرش بیاورد ؟

    تازه مگر اکبر خوشکوش مرده که این کار را بدهند به نوری زاد ؟

    خوب ببینیم کار این مهره وزارت اطلاعات چه ضرری به ما در دنیای مجازی میزند و چه تاثیری در روند دمکراسی خواهی مردم ایران میگذارد و چه ضربه ای به مبارزات بی امان و مداوم و کارساز مبارزین و آزادیخواهان پرتلاش و شجاع ما میزند ؟
    : هیچی ….

    پیرمردی بدون آنکه از کسی دعوت به همکاری یا همراهی کند , هر روز کفن مانندی را بر تن میکند که بر روی آن نوشته <> و در پشت و روی آن کفن هم عکس کسانیکه دلهای شما برای آنها پرپر میزند و یا کسانیکه از آنها متنفر هستید را چسبانده است و در جلوی سفارت امریکا و زندان اوین و سپاه , قدم میزند و به پدر و مادرانی که فرزندانشان در بند هستند دلداری میدهد و به آخوند ها و ماموران نیرو های امنیتی گیر میدهد و کتک میخورد و فحش میشنود و دستگیر میشود و باز هم روز از نو و روزی از نو ….

    خوب کجای این کار به ضرر ماست و چه ضربه ای به ما میزند ؟

    (( بابا نامسلمونا, اگه حتی بگیم که در روز نیم ساعت وقت یه کسیکه باید بیاد و به من و تو بخاطر حجاب و لباس و سگ و موی سر گیر بدهد را میگیرد و این که لااقل بنفع من و تو هست را حساب کنید !!))

    باز هم حرف شما قبول و از کید و حیله وزارت اطلاعات نمیشه غافل شد و ایشان مهره وزارت اطلاعات هست.
    پس عقلتون کجا رفته و چرا این رفتار را با او میکنید ؟

    شما که همه مطمئن هستید نوری زاد مهره وزارت اطلاعات هست خوب ایشان را با یک پند شیخ اجل سعدی (( سر مار را با سنگ دشمن بکوب )) کادو پیچش کنید و این گفتار و رفتار و حرکات او را مانند چماقی بر سر همدوره ها و همکاران و همرزمان خودش بکوبید و بگوئید <> و چپ رفتند و راست آمدند ایشان را دوبامبی بر فرق سر اینها بکوبید …

    (( ای آدم زرنگ ها , ای بچه تیز ها , لامصب ها …اگر این بابا مامور وزارت اطلاعات هم که باشه آیا برای ما بهتر نیست یکی از آنها را بجای آنکه برود و دیگران را با چاقو بکشد و یا دراوین شلاق بزند و بازجوئی بکند را در خیابان مچل کنیم ؟))

    والله ,بخدا , بنظر من تو حصر بودن میرحسین از آزاد بودن نوری زاد عجیبتره !!

    و در آخر , چندی دیگر این آقا را حذف کردند و با مرگش فهمیدیم که اینها فیلم و سیاهبازی نبود و ما اشتباه میکردیم …

    آنوقت جواب خودتان را چه میدهید ؟

     
    • ساده‌لوح همیشگی

      آفرین. حرف حساب زدی. خوشم شد از تحلیل جانانه‌ات. بالاخره یک نفر حرفی را که من مدت‌ها منتظرش بودم اینجا مطرح کرد. قابل توجه ساده‌لوح‌ها

       
  31. نوری زاد عزیزم بغض تمام وجودم را فراگرفت وقتی این مطالب را که در خیابان پاستور بر شما روا داشتند.میخواندم که چگونه در این جنگل پراز توحش با همچون شمائی چنین رفتار شد و از جانب هیچ کسی حمایت نشدی فکر نمیکنم کسی در واژگان و ادبیات فارسی بتواند حماسه ی را که رقم میزنی بتواند بیان کند اینان حریت و آزاد اندیشی ما مردم را به اسارت بردند و مبادا که آبنده ایران و فرزندان این مرز و بوم را چنین کنند.قطعاً بدان در دور بعدی ریاست جمهوری حتی اگر به شما تایید نماینده شدن هم ندهند در برگه رای من نام شما خواهد درخشید و من به آن افتخار خواهم کرد. دوستت دارم دورد به شرف و غیرتت

     
  32. نوری زاد عزیز
    هرچند که یک تنه جور همه ما را که زبون آب و نان شده ایم می کشی و همه شرمنده تو هستیم، ولی همین قدر میگوییم که همه با تو هستیم و بدان تنها نیستی، داعشیهای سرزمینمان هر چه بر سر تو آورند، خداوند هر روز انان را خوارتر و منفورتر خواهد کرد و بر محبوبیت و عزت نوری زاد خواهد افزود.

     
  33. آقای نوریزاد من در کامنت دو روز پیش از همه خواستم برای رهایی شما و همه بندیان و زجرکشیدگان دعا کنند .
    وامروز هم با کامنتی طنز آمیز خواستم کمی خنده به لب شما بیاورم شما که با ایده و اندیشه من تا اندازه ای آگاهی
    .برخی دوستان که گویا کمی IQ طنزشان ضعیف است چه چیزها برای ما می نویسند.
    “خالی بند.انگار فیلمنامه نوشته مرتیکه”
    “اسمت و کلامت خیلی به آشفته ریش میخوره مثل اینکه توام از خواننده های این سایتی”
    “اطلاعاتيها”
    شما فرق دوست و دشمن را نمی شناسید برادران تازه کار .مطلب را نخست با دقت بخوانید و سپس قضاوت کنید .
    من سه دهه است که به برنامه های نوریزاد توجه دارم و همفکرش هستم.
    همین که چیزی توجهتان را جلب کرد بدون اندیشه و تعمق بنویسید و ما را از حواسپرتی خودتان آگاه کنید.
    ضمنا خودتان را برای نوریزاد لوس نکنید.من ارادتمند محمد کاوه ام .

     
    • بهمن خان اون کامنتا مال A بود نه شما ضمنا IQ شوخی خودت پائینه.lol

       
    • برادر ارجمندم بهمن جان ! با دعا و ثنا کاری پیش نمی رود که اگربا دعا و نیایش بود الان سالهست میلیونها نفر برای نابودی حضرات دعا میکنند خدایی که من و شما از ایشان به «الله »یاد می کنیم، اگر وقت داشت و کاری از دستش بر می آمد میرفت سروقت گرسنگان آفریقا !
      بهمن عزیز! میدانید سالانه چند میلیون نفر از گرسنگی جان میسپارند_بیشتر در آفریقا_و آیا خبر دارید روزانه چند هزار کودک شیرخوار در آغوش مادران شان چشم در چشم مادر، جان میدهند(مراجعه شود به کتاب “گزارش تکاندهنده باشگاه رم”).
      که این خدای «عزوجل»گاهی اوقات حتی حساب کائنات که سهل است حساب همین کره ی خاکی هم از دستش در می رود : آمار و اخبار راجع به وقوع سیل، زلزله، سونامی، آتشفشان طوفان و… را در نظر بگیرید !!!

      با سپاس و به امید آگاهی و حرکت آزادیخواهانه فرد فرد مردم ایران. من و تو باید خود آستبن بالا بزنیم…

       
  34. بهتر نیست ایشان را بجای آشفته ریش ، //ریش بنامیم؟

     
  35. نوری زاد گرامی
    و دوستان
    اگر در مصاحبه اخیر نوری زاد با نوری زاده در ایران فردا دقت کرده باشید نوری زاده سعی داشت در پر رنگ کردن اختلافات قومی و دینی در ایران و به انحراف کشاندن نظرات نوری زاد به آنجا که اهل تسنن ایران طرفدار داعش هستند. آری این آرزو را به گور خواهید برد! مزدوران عربستان سعودی بدانید ایرانی ایرانی است و چه سنی و چه شیعه جانش را فدای وطنش می کند هر اندازه وهابی های سعودی پول به جیب تبلیغات چی هایشان سرازیر کنند تا شاید ایران را به سرنوشتی همانند عراق و سوریه دچار کنند.

    نوری زاد عزیز در این مصاحبه نشان دادی که وطن پرست واقعی هستی و متوجه سعی مصاحبه کننده در انحراف مبحث شدی و ممنون از پاسخ زیرکانه ات!
    این ها طوری وانمود می کنند که انگار در ایران جنگ قومی بر پا شده و قومی با قوم دیگر و مذهبی علیه مذهب دیگر قیام کرده است!
    آقایان این آرزو را به گور خواهید برد!
    کاسه و کوزه تلوزیون های وابسته خود را جمع کنید مردم ایران از هر قوم و هر دین و مذهبی هشیار تر از آنند که فریب امثال شما را بخورند!

    حیف که جمهوری اسلامی رسانه ها را در انحصار خود گرفته و برای امثال نوری زاد چاره ای باقی نیست به غیر از روی آوردن به رسانه های خارجی که همه ما می دانیم اکثرا وابسته و خود فروخته هستند! نیازی به سند و مدرک ارتباطات پولی و بانکی شان هم نیست از حرف زدنشان معلوم است چه نیاتی در سر می پر ورانند.

    یک حرف با این رسانه ها دارم
    برو این دام بر مرغی دگر نه
    که ایران را بلند است آشیانه!

    آه که ایران شاهد چه دوران سختی است
    خیانت پشت خیانت

    مام وطن
    گونه ات زخمی است؟
    خون آلود است؟
    دست کدام ناکسان کدام بی شرمان چنین گستاخ رویت بلند شد؟
    چهره ات عضبناک است؟ با چشمانی پر آب
    از دست خاینان دلت پر سوز و گداز است؟
    لبانت بسته با سینه ای پر از آه و اندوه
    وطنم
    صبور باش
    فرزندانت در راهند
    هزار سال است تازیانه ناکسان را تحمل کرده ای
    زخم ها خورده ای
    چند صباحی بیشتر استقامت کن
    ایران بزرگ
    گهواره تمدن
    پرچمدار صلح و دوستی ملل و اقوام
    دنیا چشم به تو دوخته
    فرزندانت خواهند آمد و قامت خمیده ات را راست خواهند کرد
    خورشید ایران بار دیگر خواهد درخشید
    و بهار را به ارمغان خواهد آورد

     
  36. درود به شرفت و غیرتت به مولا نوکرتم

     
  37. جناب نوری زاد درود به شرفت .درود به ازادگیت.درود بر مردانگیت.

     
  38. http://www.3330.loxchat.com

    عمامه را كمي بالاتر بگذريد آيت الله ها

    از صحت و سقم وب سايت بالا اطلاع ندارم يكي دوستان برأي خنده فرستاد

     
  39. جامی لبریز از مردانگی نوریزاد و خزعلی

    با خود زمزمه میکنم
    عباس ز پا افتاد و ما بر پای بودیم
    زینب اسیری رفت و ما بر جای بودیم

    شرمنده تاریخم

     
    • دوست عزیز خواهش میکنم خودت مردانه قضاوت کن بعد اگر دیدی که کار( اعتصابات دویست روزه و صد روزه مشکوک و غیر قبل مشاهده ) آقای خزعلی با کارهای شفاف و قابل مشاهده و مستند آقای نوریزاد یکی و قابل قیاس هست, اسم آنها را کنار یکدیگر بنویس ( اینکار شما از نقطه نظر اخلاقی پسندیده نیست و از نقطه نظر تبلیغاتی جرم محسوب میشه ..) .ممنونم .//

       
  40. نامه‌ی روح‌الله شهسوار برای محمد آقا

    برادر بزرگ و بزرگوارم!
    محمد نوری‌زاد عزیز
    با سلام و احترام

    بیش از یک سال است که در دل دارم نامه‌ای بنویسم و آنچه در جان محفوظ می‌دارم با شما درمیان بگذرام. اما هربار قلم (بخوانید صفحه‌کلید) را ناتوان از رسانیدن سخن و کلام و پیام می‌بینم.

    برادر عزیزم!
    بر خلاف بسیاری از رسانه‌ها، صورت زخمی شما برای من هیچ‌گاه تکراری نمی‌شود و ارزش «رسانه‌ای»اش را از دست نمی‌دهد. هرگاه آن عکس‌ها را می‌بینم روحم خراش بر می‌دارد و دلم ریش می‌شود. شرم بر سرتاسر وجودم خیمه می‌زند و از خود بیزار می‌شوم. این آخری، قصد حضورِ بی‌حذر شما در برابر کوچه‌ی معشوقه‌ی ما، کوچه‌ی اختر، سوز دل و درد روح و وجدان را دوچندان کرد. شرم در برابر میرحسین و رهنورد و کروبی به جانبازی شما گره خورد و بر ناشکیبایی من افزود. همین شد که این برادر کوچک را نوشتن و سخن گفتن، بر خاموش ماندن و کلام در دهان نهفتن شایسته و بایسته‌تر آمد.

    برادر جانبازم!

    همچنان که گفتم، نباید ارزش عملکرد شما را با سنجه‌ی رسانه‌های حرفه‌ای سنجید. بر همین منطق، فکر می‌کنم نباید آن را با حساب و کتاب سیاست‌ورزان قدیمی محاسبه کرد. برخلاف برخی از فعالین «حرفه‌ای!» سیاسی و حقوق بشر که کارهای شما را بی‌نتیجه می‌دانند، من با چنین خطکش و معیارهایی کنش‌های شما را ارزش‌گذاری نمی‌کنم. می‌دانید! بعضی از فعالین سیاسی فکر می‌کنند «فعالیت‌های شما هیچ کمکی به پیشرفت وضعیت مردم‌سالاری در کشور که نمی‌کند که هیچ، گهگاه ضررهایی هم در پی دارد؛ اعمال خشونت از سوی نیروهای [ضد]امنیتی را عادی می‌کند و دیگران را هم در معرض همین خطرها قرار می‌دهد.» عده‌ای دیگر می‌گویند «این حرکت‌ها فردی است و در نهایت به جایی ختم نمی‌شود. ما حرکت‌های جمعی نیاز داریم. یا به نوعی از حرکت‌ها و کنش‌ها نیازمندیم که بتوان به طور جمعی آن‌ها را انجام داد.» نمی‌دانم! شاید هم درست بگویند.

    اما همانطور که گفتم، من ماجرا را طوری دیگر نگاه می‌کنم و همواره دوستانم را دعوت می‌کنم اینگونه بنگرند. من مردی را می‌بینم که وجدان بیدارش دچار دردی عمیق شده، و هرچند که از اجرای عدالت ناامید و یا به نیروهای سیاسی بی‌اعتماد است، اما نمی‌خواهد در برابر ظلمی که به او و دیگر یاران و هموطنانش می‌شود سر خم کند. اینگونه است که تَن و پیکرش، عزیزترین دارایی در چشم بسیاری از انسان‌ها، را در برابر ضربه‌های ناجوانمردانه و ظالمانه‌ی اصحاب قدرت سپر می‌کند.

    ای یار دوردست!
    به عنوان جوانی کتک‌خورده، کسی که مزه‌ی درد بر بدن را چشیده، آن صفتی که می‌توانم به عملکرد شما بدهم، تنها «شجاعت» است و بس. شاید من حتی اگر امکان جغرافیایی و شرایط فیزیکی‌اش را هم داشتم، از لحاظ عقلی به چنین نتیجه‌ای که شما رسیده‌اید نمی‌رسیدم و این راه را برای رودرویی با ظلم انتخاب نمی‌کردم. اما هرچه باشد، نمی‌توانم زبان بر تحسین شجاعت شما ببندم. آن‌قدرها به خودم مطمئن نیستم و نمی‌دانم که آیا این تفاوت دیدگاه من با شما در روشی که برگزیده‌ایم، حاصل عقل است یا نتیجه‌ی ترس. البته به رغم اینکه بارها چوب و باتوم و مشت و لگد بر بدم روانه شده، هیچگاه فکر نکرده‌ام که این آخرین باری است که کتک می‌خورم؛ اما پنهان نمی‌کنم که بالاخره به اندازه‌ی عرف جامعه از مشت و لگد خوردن می‌ترسم. بااینحال هرگز بر آن نشده‌ام که ترس خودم را تئوریزه کنم و لای زروروق به دیگران بفروشم. یا اینکه شجاعت دیگران را انکار کنم و با زبان‌بازی و اندیشه‌بافی بخواهم از ارزش آن بکاهم. فارغ از اینکه روش شما برای مبارزه بهتر است یا نه، روشن است که شما از من «شجاع‌»ترید. این حقیقتی است که حتی به زبان آوردنش شاید حتی از ارزش‌اش بکاهد. اما چه باک!

    برادر بسیجی‌ام!
    به عنوان یکی از میلیون‌ها عضو خانواده‌ی جنبش سبز شما را از آبروهای جنبش می‌دانم. همچنین به عنوان یکی از فرزندان خانواده‌ی بزرگ انقلاب و دفاع مقدس، افتخار می‌کنم که افرادی پرشماری مثل شما هستند که آبروی برادران شهیدمان را پاسدارند و نمی‌گذارند که گرد افسوس خاک آنها را بپوشاند و طوفان ظلم و فساد خون‌شان را بر باد دهد.

    همچون برادر کوچک شما، امید دارم که امیدتان از به بار نشستن رنج‌هایی که بسیاری از مردان و زنان این سرزمین، که با اندیشه‌ها، روش‌ها، تیره‌ها و سابقه‌های گوناگون برای سعادت و بهروزی مردم و مملکت کشیده‌اند، از دست ندهید. همه‌ی ما کم و بیش خطاکاریم. اما آینده را همین امروز «ما»، همین انسان‌های خطاکار، می‌سازیم.
    پیشنهاد می‌کنم بیش از پیش به نتیجه‌ها کارهای‌تان اعتماد داشته باشید. و بیشتر از آن، به مردم، به آن‌هایی که نمی‌شناسید اما بیشتر از هر آشنایی همدرد شمایند، اعتماد کنید. آنهایند که برای ساختن امروز و فردا، امروز فردا در کنار شمایند.

    برادر کوچک شما

    روح‌الله شهسوار

     
  41. سلام بر بسیجی واقعی همسنگر سابق و همفکر فعلی ما man sobh ba khanevade raftim didan bache haye ghate nokhaee dar mar kaze sarallah kheyli khosh hal budand ke shoma azad shodid in matn ra az taraf anha mifrestam khodam ham ganbazam vali salemtar az un azizanam va manam pa hastam goftand boro befrest chand ruzi bud inter neteshan ghat shode va ne
    من از طرف اکثر کسانی حرف میزنم که با من هم نظر و هم قسم شدند تا هر وقت کسانی مزاحم شما شدند و یا از طرف ارگانهایی مثل سپاه و دستگاه قضایی برای شما مشکلاتی ایجاد نمودند ما به همراه دوستان و خانواده مان به درب منزلشان مراجعه و انها را مطابق وظیفه شرعی امربه معروف و نهی از منکر مینماییم از شما استدعا داریم در سایت خود صفحه ویژه باز کرده واسامی ایشان بهمراه ادرس منزل را در انجا بنویسید این سنتی خواهد شد در راه ادامه مبارزه ما و شما ودیگر ازادی خواهان ایران با جهل و فساد ضمنا این صفحه میتواند در بر گیرنده اسامی و ادرس تمامی اعضای این مافیای زر و زور و تضویر باشد تا یک به یک سراغشان رفته چند روزی ما را که همگی جانبازان قطع نخاعی جنگ هستیم نظاره کنند
    جمعی از جانبازان مرکز ثارالله مقدس اردبیلی خ ثارالله والسلام

     
  42. باسلام
    امام زمانی که اینها سربازان گمنامش باشند دست کمی از ابوبکر بغدادی ندارد

     
  43. همان ساده‌لوح همیشگی

    احتمالاً آشفته ریش از عزم مولایش که همان شخص داخل گیومه محترم علی باشد خبر نداشته که ///اضافی خورده. به گوشش هم رسیده باشد بعداً، سخت شرمنده شده. آخی. طفلکی آشفته ریش شرمنده‌ی مولاش شد!
    سربلند باشی پیر جوان‌مرد!
    یک لحظه نیست یادت نباشم بزرگوار. دست و روی‌ات را می‌بوسم. به امید دیدار

     
  44. داعش سنی پشت مرزهای ایران مترصد یک فرصت است که داعش شیعه را قتل عام کند امیدوارم که آشفته ریش گیر آنها بیافتد تا ببینم آیا باز هم فحش خواهد داد یا این فحشها را نثار /// میکند.

     
  45. درود بر نوریزاد و آزادی

    البته بنظر میاید که در مدت ۵ سال گذشته این ۲ حرف جدا از هم نبوده اند.

    از شنبه شب تا به امروز صبح مشکل پست کردن در این سایت داشتم و خوشبختاهن (البته برای خودم) مشکل رفع شد.

    شنبه شب بلافاصله بعد از خواندن خبر دستگیری نوریزاد عزیز نوشته کوتاهی در مورد این دستگیری فرا قانونی و ضرب و شتم نوریزاد توسط عمال و چماقداران وحشی استبدادیون نوشتم و آن را کپی پیست کرده و به اکثر خبرگزاری های دنیا که در وبسایت رسمی خود انتخاب «تماس با ما» را در اختیار بینندگان خود میگزارند ضمیمه کردم که بدرستی تعداد آنها در خاطرم نیست

    در نوشته خود که به سی ن ان, بی بی سی, نیویورک تایمز, واشینگتون پست, دویچه وله, الجزیره, هافینگتون پست, آرتی(روسیه), سی سی تی وی (چین), ال ا تایمز و تعداد زیاد دیگری که الان اسمشان در خاطرم نیست حتی به بلند گوی رژیم پرس تی وی هم فرستادم و به آنان گوشزد کردم که وظیفه انسانیشان است که هر چه زود تر خبر رسانی کنند تا جان این شخص بیگناه مانند خیلی از قربانیان قبل از ایشان که بدست عوامل خونخوار رژیم مستبد حاکم بر ایران افتاده و بطرز فجیعی جان خود را ز دست داده اند از دست نرود

    و خوشبختانه بعد از ظهر روز یکشنبه خبر دل انگیز آزادی نوریزاد ارجمند را در سایت بی بی سی خواندم که لبخندی شاد بر رویم گذاشت که هیچ دلیلی ندیدم که در جشن این پیروزی بزرگ شرکت نکنم

    نوریزاد گرامی بازگشت پیروزمندانه ات را اول به آغوش گرم خانواده محترمت و دوم به محفل دوستان و هوادارانت گرامی داشته و از اعماق دل به شما شادباش میگویم

    زنده و پایدار باشید

    رسول

     
  46. سلام بر نوریزاد- نتیجه نزدیک شدن به لانه گرگ همین تصاویری است که متاسفانه شاهد هستیم و بودیم- من قبلا هم به شما تذکر داده بودم با نارنجک وارد حوزه های باور علی خامنه ای و یارانش نشوید- به هر حال تا نفرات همراه شما زیاد نشده فعلا باید مدارا کنید وگرنه رفتن به خط قرمز گرگ و شیر رفتن همانا و لت و پار شدن همانا- خود نبی اکرم هم وقتی از مکه به مدینه فرار کردند تبلیغات مخفیانه و نیمه مخفیانه داشتند تا تعداد صحابه و انصار بتدریج که زیاد شدند به صورت گروهی (تظاهرات ) در مدینه حرکت کردند و دعوت به اسلام را علنی کردند- این قصه ها یا اساطیر اولین را برای پند و اندرز گفتند که اینروزهای سخت بکار گرفته شود وگرنه اسمش لالایی اخر شب بود- این تجربه خوبی بود چون به شما پیشنهاد کردم که به ایستگاه های پر تردد متروی تهران تشریف ببرید که هوادران شما در ان مناطق بسیار زیادند و اوباش هرگز نمیتوانند در جلوی جمع شلوغ رذالتهای اشکار داشته باشند- شما این بار مثل خود خامنه ای عمل کردید و متوسل به خرد فردی شدید- پیشنهادم این است که خرد جمعی را بکار بندید و از خود بچه های این پست یا سایر دوستان اولوالباب خودتان مشورت و نظر خواهی کنید———-مطمئن باشید عقل 1000 نفر از عقل یک نفر بیشتر است- برای ادامه راهتان و میعادگاه های بعدی در همین پست یک نظر سنچی بگذارید- من به نوبه خودم قول میدهم به جمع شما ملحق شوم

     
  47. درود بر تو ای انسان آزاده
    ما از استقامت و پایداری تو، از بی اعتنایی تو به تمام این عمله های جور و ظلم؛ سخت غبطه می خوریم. آفرین بر این عزم راسخ تو و پایداری جوانمردانه ات.
    از اینکه از این دامِ بی خردانِ ستمگر رسته ای، بسیار خرسندیم و آرزوی سلامتی تو را داشته و امیدواریم که همچنان با عزمی راسخ به افشای چهرۀ زشت این ستمکاران و دین فروشان، ادامه دهید.
    ضمناً از این کامنت گذاران جدید، کاملاً می توان پی برد که چگونه آب به درون لانۀ این مورچگان ریخته ای!
    بازهم درود بر تو و خانواده ای که با تو همراهند.

     
  48. ما هیچ؛ ما نگاه!

    یک پیشنهاد: یک بار برای نمایش داعشی ها روی لباست تصویر مرتضی خاتمی خوانساری را بگذار. این داعشی در تلویزیون منبرهایی می رود که ابوبکر بغدادی کم می آورد

     
  49. مصباح يزدي ( غير منفور )

    ورود اطلاعاتيها به سايت مبارك باد
    جناب نوريزاد عزيز، حتما متوجه شده ايد كه اطلاعاتيها كامنتهاي زيادي تري نسبت به گذشته گذاشته اند، اين واقعا جاي تبريك دارد، من خوانده بودم كه ساعتي ١٠ هزار تومان به اطلاعاتيها مي دهند تا در اوقات فراغات به فظا ي مجازي وارد شوند و براي حكومت و رهبر غاصب خوب بنويسند، ورود اينها به سايت شما نشان مي دهد كه كارد را به استخوانشان رسانده ايد. درود بر شرفت مرد

     
  50. با درود به نوریزاد و هم میهنان فرهیخته : امید کوکبی . جوان نخبه کشور که درکنکور ریاضی رتبه 21 را آورده ببینید به چه روزی افتاده و پیروان صادق ولی فقیه به چه روزی اورا انداخته اند…..
    دیوان عالی کشور با درخواست اعاده دادرسی امید کوکبی، نخبه زندانی در اوین، موافقت کرد.
    به گزارش کلمه، شعبه ۳۶ دیوان عالی کشور رای به پذیرش اعاده دادرسی برای پرونده امید کوکبی داده و محکومیت قبلی وی را مغایر با قانون خوانده است. این بدان معناست که پرونده این فیزیکدان جوان باید در شعبه ای دیگر از نو مورد بررسی قرار گیرد.
    خبر پذیرش اعاده دادرسی امید کوکبی، از سوی سعید خلیلی وکیل او تایید شده و وی در فیس بوک خود ابراز امیدواری کرده که راه برای رسیدگی مجدد به این پرونده و اثبات بی گناهی وی هموار شود.
    بر اساس قانون، اعلام نظر متفاوت دیوان عالی کشور با شعب رسیدگی کننده بدین معناست که در بررسی مجدد در شعبه هم ارز، باید نظرات دیوان لحاظ شود و در غیر این صورت، ممکن کار به هیات عمومی دیوان و صدور رای وحدت رویه برسد.
    امید کوکبی که دانشجوی دکترای فیزیک با تخصص لیزر در دانشگاه آستین تگزاس بود، بهمن ماه ۱۳۸۹ هنگام خروج از ایران در فرودگاه دستگیر شد. وی بعد از چند ماه بازجویی و بازداشت موقت، در ‌‌نهایت به اتهام ارتباط با دولت متخاصم و کسب مال نامشروع به ۱۰ سال زندان محکوم شد.
    امید کوکبی رتبه ۳۹ کنکور سراسری و رتبه سوم المپیاد علمی شیمی ایران را به دست آورده است. او دوره دکتری را در بارسلون اسپانیا تمام کرد و برای تکمیل تحصیلات به دانشگاه تگزاس دعوت شد.
    وی مدتی پس از بازداشت در نامه‌ای به رئیس قوه قضاییه که در کلمه منتشر شد، نوشته بود “کل فرآیند بازداشت، اتهام‌‎زنی و بازجویی” را غیرقانونی می‌داند و در شرایط “خوف، ترس، اکراه، تهدید و سلول انفرادی” به اقرار مجبور شده و چیزهایی را اعتراف کرده که از گفتن آن‌ها متاسف است.
    کوکبی مدتی بعد در نامه دیگری به صادق لاریجانی با اشاره به وعده و وعیدهایی که به او و خانواده اش شده بلکه او با امنیتی ترین بخش کشور همکاری کند، استدلال کرده: امروز که هیچ خطایی نکرده‌ام و هیچ اطلاعی از موضوعات و فعالیت‌های محرمانه نظام ندارم با من اینگونه رفتار می‌شود و تمام زندگی و خانواده‌ام را به واقع گروگان گرفته‌اند. در آینده اگر راضی به همکاری شوم و به سبب آن از این اطلاعات و اسرار مطلع شوم با من چه رفتاری خواهد شد؟ و چه چیزی را برای حصول اطمینان و اعتمادشان از من به گروگان خواهند گرفت؟
    این نخبه علمی کشور نیز چندی پیش، به همراه بیش از ۷۵ زندانی در چارچوب پروژه امنیتی انحلال بند ۳۵۰ اوین به قرنطینه بند ۷ زندان اوین منتقل شد. اطلاعات بیشتر درباره همکاری نکردن و بازداشت وی را در اینجا بخوانید.
    دو هفته پیش، هجده برنده جایزه نوبل فیزیک در نامه‌ای سرگشاده به آیت الله خامنه ای خواستار آزادی امید کوکبی، فیزیکدان ۳۲ ساله ایرانی شدند که از سه سال و هشت ماه پیش تا امروز در زندان اوین زندانی است.
    حال جریان چیست ؟……….نخبه علمی کشور در بند قرنطینه زندان اوین با شرایطی غیرانسانی

    اشتراک

    چهارشنبه, ۲۲ مرداد, ۱۳۹۳
    چکیده :امید کوکبی، نخبه علمی کشور، به همراه گروهی دیگر از زندانیان بند 350 به قرنطینه بند 7 این زندان منتقل شده است؛ جایی که امکانات زندگی در آن وجود ندارد و تنها برای اقامت یکی دو روزه زندانیان تازه وارد ساخته شده است. کوکبی به علت ارائه مقاله در کنفرانس های علمی، به 10 سال زندان محکوم شده است….

    به دنبال انتقال ۷۵ زندانی از بند ۳۵۰ اوین که با هدف تحقق پروژه امنیتی انحلال این بند صورت گرفته، امید کوکبی نخبه علمی کشور نیز به قرنطینه بند ۷ زندان اوین منتقل شده است.
    به گزارش کلمه، قرنطینه بند ۷ زندان اوین تنها برای اقامت یکی دو روزه ی زندانیان تازه وارد ساخته شده و کاربری آن نیز جز این نبوده و به دلیل شرایط نامساعد از جمله نبود هواخوری مناسب و عدم وجود هرگونه امکانات زندگی، امکان اقامت طولانی در آنجا وجود ندارد.
    این در حالی است که مسئولان زندان اوین این زندانیان را برای نگهداری طولانی مدت به این بند منتقل کرده اند.
    امید کوکبی، از نخبگان جوان ایرانی است که به دلیل حاضر نشدن به همکاری با نهادهای نظامی – امنیتی در زمینه پروژه های اتمی، از دهم بهمن ماه ۱۳۸۹ تا امروز، بی وقفه و بدون حتی یک روز مرخصی در زندان بوده است.
    کوکبی، حائز رتبه ۲۱ کنکور سراسری در رشته ریاضی و فیزیک بود که کار‌شناسی خود را در دانشگاه صنعتی شریف در دو رشته فیزیک کاربری “رشته دکترای پیوسته فیزیک” و مهندسی مکانیک به اتمام رسانده و پس از اخذ بورس تحصیلی از اتحادیه اروپا، در مرکز تحقیقات فوتونیک اروپا در بارسلونای اسپانیا دوره کار‌شناسی ارشد و دکترای خود را در رشته فیزیک اتمی گرایش لیزر به انجام رساند.
    وی در ادامه با اخذ بورسیه از دانشگاه تگزاس آستین Austin آمریکا برای ادامه تحصیل در رشته فیزیک گرایش پلاسما برای اخذ دکترای دوم خود عازم آمریکا شد.
    این دانشمند جوان که هر سال دو بار در دوره تعطیلات دانشگاهی برای دیدار با خانواده خود در شهر گنبدکاووس به ایران سفر می‌کرد، در آخرین سفرش به ایران، در هنگام خروج از کشور در فرودگاه امام خمینی بازداشت شد.
    وی در دوران تحصیل، چندین بار از طرف نهادهای نظامی و امنیتی دعوت به همکاری شد. این نهادها از وی خواسته بودند که با پروژه‌های مورد نظر آن‌ها همکاری کند که این درخواست ها از طرف او پذیرفته نشد.
    این نخبه جوان در پاسخ به اینگونه دعوت‌ها اعلام کرده بود که من تمایلی به ورود به پروژه‌های طبقه بندی شده ندارم و می خواهم فعالیت‌های علمی خود را در دانشگاه ادامه دهم و در دانشگاه هم می‌توانم سرمایه علمی خود را در اختیار پژوهشگران شما قرار دهم.
    اما پس از آنکه در آخرین سفرش به ایران، وی بار دیگر در دیداری که در محل سازمان انرژی اتمی داشت از پذیرش همکاری با پروژه های طبقه بندی شده خودداری کرد و کمی بعد بازداشت شد.
    پس از بازداشت این دانشمند جوان ایرانی، انجمن‌های علمی بین المللی، چهره‌های بر‌تر علمی همچون برندگان جایزه نوبل فیزیک و شیمی و معتبر‌ترین مجلات علمی جهان همچون Nature و Sciencs در حمایت از وی نامه نگاری های مختلفی را با دولت ایران انجام دادند که هیچ کدام نتیجه نداشت.
    اتهام کوکبی در ابتدا اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت ملی اعلام شد و که سپس جاسوسی هم به آن اضافه شد، اما در ‌‌نهایت با تبرئه شدن وی هر دوی این اتهام ها، بازجویان وی را به ارتباط با دولت متخاصم آمریکا متهم کردند؛ اتهامی که مصداق آن شرکت امید کوکبی در کنفرانس‌های علمی در دانشگاه‌ها و ارائه مقالات علمی بود!
    کوکبی در حالی به اتهام ارائه کنفرانس در آمریکا به ارتباط با دول متخاصم محکوم شده که بر اساس نظر رسمی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، آمریکا جزء دول متخاصم به شمار نمی رود.
    وی در نهایت پس از ۱۵ ماه بازداشت موقت غیرقانونی، به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شد و از آن زمان تاکنون بی وقفه در بند ۳۵۰ زندان اوین بود؛ تا دیروز که به همراه گروهی دیگر از زندانیان به قرنطینه بند ۷ این زندان که شرایطی به مراتب سخت تر دارد، منتقل شد.

     
  51. جانم به فدایت نوری زاد

    سخت ملولم نمیدانم آیا مردم ایران از شر این نامحرمان و ناجوان مردان و دزدان و داعشیان آسوده خواهند شد؟
    من که پدر و مادر و بزرگانم را نخواهم بخشید! اینان بودند که ما را به این روزهای وحشت فرود آوردند و آنرا برایمان
    به ارث گزاردند! کاش این روزهای پر از رنج و درد و ترس تنها خوابی بود آشفته !!!!

     
  52. زنده باد داعش ایران, زنده باد بیشرمی، وقاحت و رذالت

    آقا قاسم سلام، از حالت نمی‌پرسم، چون ماشالله قبراقی،
    آقا قاسم گفتی:
    “خجالت بکش این قدر نگو حکم حکم” …..
    اما
    حتما شنیدی: روی سر حضرت رسول خاک و بدتر از خاک میریختند، به او سنگ می‌زدند و صدها داستان مشابه و الخ.
    یا همهٔ این داستان‌ها اراجیف هستند، یا واقعا خداوند متعال نمایندهٔ ولی فقیه در آسمانهاست!!! این آخری البته به نظر مصباح یزدی نزدیک تره، چون این آقا معتقده حتی خدا هم نمایندهٔ مادام العمر رهبر معظّم نیست، رهبر معظّم با هیچ کس عقد اخوت نبسته، اگر خدا هم در خطّ رهبری نباشد، بیکاره‌ای بیش نیست!
    حالا قدم زدن در خیابان عملی‌ ضدّ امنیتیست؟
    یکی‌ از ما دوتا خیلی‌ از مرحله پرت برادر (یا به نفعشه پرت باشه)، آتیش بزن منو روشن شم!!!

     
  53. سلام آقای نوری زاد
    میدونین چه چیزی خنده مسخره آمیزی برایم شده ؟ اینکه هرچه به سر گروه های امنیتی سید علی خامنه ای نزدیکتر آشنا میشویم ء همه از دم بی نهایت شرور و بد دهن هستند از جمله آن آشفته ریش. اینها همه بیمارانی هستند که فرماندهی نیروهای تحت امر خویش را کسب کردند تا به افتخارات نکبت رهبری سلامی داده باشند.
    دقت کنید اینها آنقدر ترسو و بزدل هستند که حتی با لباس فرم و نام و نشان در اینگونه اتفاقات پا به میدان نمیگذارند. خداوندا اگر وجود داری قسم میدمت هیچگاه در بهشتی که وعده دادی مرا با با سید علی خامنه ای و این اراذل و اوباش رهبری هم مکان نفرما. نه شیر شتر از تو خواهم نه دیدار این اعراب را

     
  54. مردم باگوشیهایشان فیلم میگرفتند…اینست زخم عمیق سینه های ما…وتوغریبانه درسرزمین خویش زخم میخوردی

     
  55. اقاي نوريزاد عزيز خدا وكيلي خيلي از رفتاري كه با شما صورت گرفته ناراحت شدم ولي اون قسمتي كه دو پايي زدين به اون مامور فحاش حسابي يعني حسابي دلم خنك شد.

     
  56. درود بر شما. تو این دو روز صد بار مردیم و زنده شدیم از نگرانی. تمنا میکنم ، بیشتر مواظب خودتون باشید.

     
  57. تو خجالت نمی کشی تک و تنها بدون تفنگچی وراه بلد سرت رو انداختی پایین و میری “گرگ دره” و از آدمای حسام بیگ
    می خوای “مال التجارتو” بدهند.
    نمیگی خین و خین ریزی میشه.
    تمام گرگ دره مال حسام بیگ است چون اون تفنگچی داره قد یک غول- پول داره اندازه هزار تا قافله شتر.
    قافله باید سرشو بندازه زیر و مثل آدم رد بشه این حق حسام بیگه که قافله رو لخت کنه.کجای کاری عامو؟
    حسام بیگ که با کسی سر جنگ نداره میگه:آدم باشین و مثل بچه آدم بی حرف و حدیث اموالتونو بدین و جونتونو بردارین و برید.
    آدم عاقل که با تفنگ و تپانچه در نمیفته.دیدی خین تو صورتت راه افتاد.این قافله چاره ش فقط لخت شدنه عامو.
    مگه اینکه یه سیلی- یه زیمین لرزه ای بیاد و این دزدارو از اون بالای دره عین کاه و یونجه بندازه پایین.
    تو فکر کردی حسام بیگ مثل مراد بیگه که دره رو ول کرد و رفت دنبال گله چرونی و هیزم جمع کنی وکوله درست کنی؟
    نه عامو کارکردن زحمت داره سختی داره.عرق ریختن داره.آدم بیاد گرگ دره رو ول کنه بره دنبال نون حلال.

     
  58. خالی بند.انگار فیلمنامه نوشته مرتیکه ///

     
  59. خجالت بکش این قدر نگو حکم حکم
    طبق قانون در جرایم مشهود ضابطین می توانند بدون دستور مقام قضایی اقدامات لازم برای حفظ صحنه جرم، و جلوگیری از فرار متهم یا دستگیری اور ا انجام دهند و مراتب را ظرف بیست و چهار ساعت به اطلاع مقام قضایی برسانند.
    جرم شما هم از آنجا که به امنیت کشور مربوط است علاوه بر مامورین نیروی انتظامی قابل پیگیری توسط سپاه پاسداران نیز می باشد.

     
    • f///// you ghasem, and A,

       
    • قاسم خان مودب باش
      1.در جرایم مشهود بله. لیکن قدم زدن در خیابان که جرم نیست. به خصوص اینکه یک مرتبه به همین خاطر (قدم زدن در روبروی وزارت اطلاعات) آقای نوری زاد رو به دادسرا بردن و ایشون براءت خورد. بنابر این دستگیری مجدد ایشون بدون داشتن حکم جلب فاقد وجاهت قانونی هست.
      2.مسئول امنیت شهر نیروی انتظامی هست. در جرایم مشهود صرفا نیروی انتظامی می تونه با ارایه کارت شناسایی و دعوت محترمانه از شخص و البته تفهیم اتهام حداکثر به مدت 24 ساعت شخص رو بازداشت کنه.در صورتیم که بازداشت بی دلیل باشه می بایست پاسخگو باشه و به عنوان مفتری محاکمه میشه.از اونجایی که برادران بارها اقدام به دستگیری نوریزاد عزیز کردن و حکم برائت قضایی صادر شده لذا هر گونه دستگیری مجدد به بهانه جرم مشهود مصداق مفتری رو داره و می بایست محاکمه بشن.این برای نیروی انتظامی بود.و اما سپاه اونم با لباس شخصی و بدون ارائه کارت شناسایی و بدون تفهیم اتهام و یا جرم قدم زدن در خیابان اجازه دستگیری کسی رو نداره،چه برسه بخواد ضرب و شتم هم بکنه.
      3. حالا ممکنه این سوال پیش بیاد خوب آقایون که دم و دستگاه قضایی رو هم دارن، دادیار و بازپرس خود فروخته هم که دم دست دارن،اونجا هم که دادسرا موجود بوده،چرا حکم جلب نمیگیرن؟! می دونی چرا؟ چون قاضی هم نمیتونه بی دلیل حکم جلب بده به خصوص اینکه یکبار برای جرم قدم زدن در خیابان آقای نوری زاد برائت خورده. از جرایم بزرگ انتظامی قضات همین صدور حکم جلب بی دلیل هست. شاید اینا می ترسن آقای نوریزاد به دادگاه انتظامی قضات شکایت کنه. هرچند که اونجا هم بی در و پیکره ولیکن بالاخره یه سر و صدایی واسه قاضی متخلف به پا میشه.لااقل در همین وب سایت.سابقشم بوده.
      4. مسئله ما و شما مسئله قانون نیست. اگر بود یک کامنت برای برادرانت می ذاشتی که مطابق چه قانونی اموال مردم رو می برن و پس نمی دن؟ مطابق چه قانونی نخست وزیر سابق این کشور رو بدون برگزاری دادگاه و بدون داشتن هر گونه حکم قضایی 4 سال در حبس نگه می دارن؟ مسئله ما و برادران شما مسئله زوره. فعلا دست شماست. ولی اینطوری باقی نمی مونه.چنانچه زمانها و مکانهای مشابه نمونده.امیدوارم تا اونموقع برادران به فکر باشند و وضعیت رو عوض کنن و الا خشم انقلاب منطق سرش نمیشه و ممکنه همین بلاها سر خودشون بیاد.

       
    • مصباح يزدي ( غير منفور )

      سرباز گمنام اطلاعاتي خوش أمدي بخوان شايد إرشاد شوي

       
    • با سلام و درود
      آقای نوریزاد ما خجلیم. شما تک و تنها. آقای نوریزاد شما صدها برابر سهمتون با اینا مبارزه کردین. جانتون در خطره. اگر طوریتون شده بود چی؟ آقای نوریزاد بیخیال این سپاه بشین. شما هر روز ما رو مدیونتر می کنید.

       
    • قاسم خان

      آن قانونی شما راجع به آن گوشزد میکنید شامل هر جرمی نمیشود. فقط جرائم جنائی مانند قتل٫ سرقت مسلحانه و یا تجاوز به عنف و از این نوع جرائم را شامل میشود

      شما هرعقیده ای و هر مرامی که دارید به جای خود ولی برای ظلم و اعمال فرا قانونی یک حکومت مستبد بهانه تراشی و یا ماله کشی نفرمائید چونکه اگر روزی این نوع زورگوئی و بی قانونی گریبان خود ویا یکی از منسوبین نزدیک شما را بگیرد دیگرجائی برای دادخواهی پیدا نخواهید کرد. این مصونیتی که بخاطر هوا داری و پشتیبانی که از رژیم حاکم بر ایران حس میکنید کاذب و سرابی بیش نیست. ظلم٫ بی قانونی و زورگوئی درست مانند اتش مهیب جنگل میماند اگر گزارش به هر جا بیفتد تر و خشک را با هم میسوزاند. حد اقل به فکر آینده فرزندان خودتون باشید که باید در یک چنین مملکتی با این نوع حکومت حسین قلیخانی زندگی کنند

      درضمن مملکتی که امنیت ملی آن با قدم زدن آرام یک مرد موسفید پرچم بدست به خطر بیافتد باید به بنیان اون مملکت….. خندید

       
    • قاسم خان

      ضمنا فراموش کرم حضورتان عرض کنم که شما هر چقدر هوادار رژیم باشید هر چقدر برای عمّال رژیم مستبد ولایت مطلقه فقیه عزیز باشید نمیتوانید از آیت الله منتظری٫ آیت الله لاهوتی٫ قطب زاده٫ بنی صدر(خمینی میگفت من این آقا را روی زانوهام بزرگش کرده م)٫ بازرگان٫ موسوی٫ کروبی و یا نوه نتیجه خود خمینی و خیلی از وابستگان سابق این رژیم عزیز تر و یا نزدیک تر باشید

      نگاهی به آخر و عاقبت این عزیزدردانه ها بیاندازید و ببینید بی قانونی٫ زورگوئی و استبداد چی به روزگارشان آورده و از آن عبرت بگیرید

       
  60. با درود به نوریزاد گرامی و با شرف! وقتی ما می گوییم حکومت در دست مشتی اراذل و اوباش است دیگران مارا به درشت گویی متهم می کنند!ولی خوشبختانه اینها خود را بخوبی معرفی می کنند.36 سال حکومت ارازل و واوباش بر ایرانیان حکومت می کند و از هیچ جنایت و خباثتی که به فکرشان رسیده اجتناب نکرده اند.اینها از همان قماشی هستند که چه در دوران حکومت ارازل اسلامی و چه قبل از آن به کشت و کشتار و تجاوز بحقوق مردم پرداخته اند!کسی بهتر از کسروی این ارازل را نمی شناخت ولی حیف که نه مردم و نه حکومت قدر این مرد بزرگ را ندانست و براحتی باعث سلاخی شدن او و برآمدن حکومت مشتی تروریست اوباش درایران شدند!

     
  61. محمد مهدوي فر

    تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد
    وجود نازكت آزرده ي گزند مباد

     
  62. خداوند پشت و پناهت شاید ک روزی درختی که میکاری به بار بنشیند و ثمر دهد

     
  63. علی
    10:33 ق.ظ / اکتبر 13, 2014

    خوب دروغ سروهم میکنیا خودمونیم…
    شخص بالا از آشفته ریش های مجازی

     
    • مصباح يزدي ( غير منفور )

      خوش أمدي اطلاعاتي، بخوان شايد إرشاد شي

       
    • با گذاشتن عین کامنت شخصی بنام علی که در آن به عزیزمان نوری زاد اتهام دروغگویی زده بود( ایشان را بارییس جمهور نظرش نزدیک بود با اوشان را اشتباه گرفته بود ) و در پایین کامنت وی نوشتم آشفته ریش مجازی یعنی این شخص کامنت گذار هم در دنیای مجازی مثل همان آشفته ریش میباشد.
      بعد از آن کامنت کامنت های آشفته ریش های مجازی دیگری را مثل مش قاسم ها را میتوان دید

       
  64. اینها ادعای مسلم بودن دارند یعنی مدعی اند که سلامت روحی وروانی دارند واعجبا!!!مسلمانی را از عباسیان هم نیاموخته اند وصد البته که شرافت اهل سنت ازاین مسلمان نماهای دزد ،رهزن ،غارتگر،چپاولگر بی عقل ودرایت وبقول خودشان بی بصیرتند .البته که سحرنزدیک است .صدای پای داعش دارد از پشت دروازهای عراق بگوش میرسد .چه کسی میخواهد بجنگد ؟دزدان ؟پخمه های از مال حرام ؟!!!

     
  65. این بابا خودش وابسته است و اینها فیلمشه ، یه مدت ازش خبری نبود ، دوباره خواستند یه حاشیه درست کنند تا باز دور و بری هاش مشخص بشن. آقای نوری زاد دیگر جایگاه خود را بین ما از دست داده ای

     
  66. زنده باد داعش ایران, مرگ بر شرافت

    زنده باد داعش ایران،

    درود بر دست پروردگان فحاش و بی‌ ادب ولایت (مطلقهٔ فقیه )،
    زنده باد دروغ و جنایت،
    درود بر سرداران کمی‌ تا قسمتی‌ دزد،
    درود بر آیت‌الله‌های پخمه، کر، کور، لال، دزد, ولی‌ حساس به تار موی بانوان ،

    درود بر افشاکنندگان چهره اسلام ناب “مقیم خیابان پاستور”

     
  67. درود بر همه انسانهای آزاده

     
  68. با سلام به استاد محترم جناب آقای نوریزاد
    خسته نباشی دلاور نمیدانم چه بگویم فقط خجالت زده ام از اینکه شما یک تنه در مقابل این داعشی ها پرچم آزادگی و انسانیت را برافراشته ای و ما فقط تماشا میکنیم ولی بدانید از هم اکنون پیروز این میدانید چرا این رامیگویم
    چون تحول در ایران چند سالیست که آغاز شده دیروز با دو نفر از همکاران که خیلی متعصب و مذهبی بودند و اتفاقا از طرفداران پرو پا قرص رهبری بودند ولی الان دیگر شالوده فکریشان به خاطر برخی مسائل به هم ریخته و به قول یکی از آنها که میگفت من هر وقت کسی درباره رهبری و حکومت حرف میزد و اعتراضی میکرد به او میگفتم تو کافر شده ای ولی الان خودم هم به این حکومت و رهبر دیگر باور ندارم و حتی میگفت وقتی در جلسات حلقه های صالحین شرکت میکنم دلم میخواد فریاد بزنم وگاهی هم اعتراضی میکنم و حرفهایی میزنم که بحثهای تندی هم دربین ما در میگیرد ایشان حتی میگفت روزی پشت سر یک سنی نماز خواندم و یکی از دوستان متعصب بر سرم فریاد کشید که چه میکنی من هم گفتم همان کاری را که میدانم درست است و خدا راضی دارد سنی و شیعه وحتی مسیحی و یهودی معنی ندارد اصل خداست که یکیست
    اینها خود نشانه های تغییر در شالوده فکری جامعه است این حاکمان خود سر با همین رفتارها وکردارهایشان دارند مثل داعش علیه خودشان ائتلاف درست میکنند و روزی این انفجار فکری و ارزشی در جامعه به وقوع خواهد پیوست
    پیروزو موفق باشید وخدا پشت وپناه شما وتمام افراد آزادیخواه

     
  69. نوری زاد عزیزم بغض تمام وجودم را گرفته که چه سان در این جنگل پر از توحش چه غریبانه ایستاده ای بی هیچ فریاد رسی تمامی واژگان زبان و ادبیات ما از بیان حماسه تو عاجزند تنها تو برایمان بمان که آینده نسل ایران و فرزندانمان در گرو فریادهای توست ما را و عقایدمان را که به اسارت بردند . نکند که این (فرصت طلبان از خدا بیخبر) آینده فرزندانمان را هم تباه کنند؟!دوستت داریم عاشقانه

     
  70. آقای خامنه ای تحویل بگیر رویش شده های عزیزت رو که فقط بلدند زیر تنه فحش بدهند … نوریزاد یکی از ریزش شده ها هست … اگر اخلاق داری برو به دیدارش … آمده پشت در بیت …

     
  71. درود بر شما
    بی تربیتی و ددمنشی عوامل سرکوب ترفندی است ابلهانه برای تیز نگه داشتن شمشیر یارو !
    خبر فوق العاده نارحت کننده ای بود اما با توجه به پوشش خبری رسانه های برون مرزی . این امید بود که این بازداشت دوامی نخواهد داشت . خوشحالیم که همچنان سرافرازید .

     
  72. جناب نوری زاد گرامی
    بد رفتاری با شما تندیس تمام پنهان کاری این آقایان است. پیرو واقعی مولایمان حسین بن علی شما هستید…

     
    • نفرما آقا مجتبی
      درود بر آقای نوری زاد اما ایشان مگر سر کسی را بریده که پیرو مولا علی بودن را به ایشان نسبت میدهید !
      ما همه پیرو انسانیم . ایرانیم و در فردای ایران آزاد از نکبت هر چه دین سیاسی و زورکی و عصر هجری آزادیم .

       
  73. اقای عقیل هاشمی
    بادرود و اظهار عجز از یاری نکردن نوری زاد صبور و مقاوم
    خواندن قران و یاداوری اخلاق و روایات برای یاداوری انسانهای پاک نهادی چون نورز زاد صبور و مقاوم و جان بر کف که اخلاق برای او یک اصل است چیزی جز تکرار مکررات نیست ولی انچه مهم است خواندن ایات قران و احادیث نبوی برای کسانی که با بصیرت و به خاطر دستورات مقام عالی سلطنت و خلیفه داعش شیعی /// حقیر و نوکران حلقه بگوشش که بخاطر قربت بیشتر به ایشان به جان ومال و ناموس و ابروی مردم تعرض میکنند و ///خانه قضائی هم بر ان صحه میگذارد و جدیدا هم کش دادن فساد وحشتناک حکومتی به دستور ریاست نادان و ضد بشر و ضد دین ان جرم شناخته شده چون میداند سر تمام این فسادهای مالی اول به مقام عالی سلطنت و خلیفه داعش شیعی و بعد به امثال خود و خانواده چپاولگرش وصل است جز یس به گوش ………….. خواندن نیست

     
  74. خوب دروغ سروهم میکنیا خودمونیم…

     
    • علی آقا راستشو شما که اونجا بودی بگو ما بدونیم.یادم میاد روزیکه در ایران مزورانه به قدس منتسب شده در سال 88 جمعیتی کثیر از هفت تیر تا بعد از پارک لاله تشکیل داده بودیم در پیگیری حقی که آقا حق الناس مینامد و خود چپاولگر آنست.رسانه میلی ما شبانگاه جمعیت را چندصدنفر اوباش توصیف کرد.حال برادر من شما راوی باش ما خموش.بگو روایتی را که تا چندروز دیگر یحتمل 20/30 خواهد گفت.ما در این بیش از یکهزار سال به متکلم وحده بودن مذهبیون بد خو گرفته ایم و عجبا که ملت ما همچنان به دروغگویانی که خود را روحانی می نامند بازهم اعتماد می کنند که مجددا یک روحانی را اینبار با نام روحانی برگزیده اند.

       
    • کافرهمه را به کیش خود پندارد

       
    • مصباح يزدي ( غير منفور )

      اطلاعاتي و سرباز غاصبين. دزد بي ناموس خوش أمدي به اين سايت بخوان شايد أدم بشي

       
  75. ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻳﺰاﺩ ﻋﺰﻳﺰ ﺳﻼﻡ
    ﺩﺭﻭﺩ ﺑﺮ ﺷﺠﺎﻋﺖ و ﺑﺰﺭﮔﻴﺘﺎﻥ.

     
  76. درود به شرفت، مرد! دل آشوبم کردی

     
  77. سلام وهزاران سلام بر نوریزاد عزیز

    شیر کدامین قبیله ای؟!

    برخودت وتبار وقبیله ات درود

     
  78. مصباح يزدي ( غير منفور )

    عاشقانه دوستت دارم، تو عزيز دل زخم خورده مني، درود بر شرفت و سر تعظيم در مقابل پدر و مادري كه تو را تربيت كردند.

     
  79. حاکمیت هرگز از اشتباهات گذشته خود درس نمی گیرد و شوربختانه، لااقل در کوتاه مدت، این مردم هستند که تاوان سنگین چنین اشتباهاتی را می پردازند. رسوایی کهریزک رخ داد، درس عبرتی نشد و فاجعه ای دیگر برای ستار بهشتی رقم خورد. بی لیاقتی احمدی نژاد در چهارسال اول محرز شد، اما برای چهار سال دیگر برکشیده شد. هنوز دوران محکومیت شهرام جزایری طی نشده، بابک زنجانی ای بر کشیده می شود. سخنان و موضع گیری های حساب نشده در پرونده هسته ای به قطعنامه های اول و دوم شورای امنیت ختم شد، ولی در موضعگیری های بعدی تجدید نظری نشد، تا قطعنامه های سوم و چهارم هم به تصویب رسید. خونین کردن صورت آقای نوری زاد در مقابل اطلاعات ناخواسته به جمع هواداران ایشان افزود و بر حقانیت ایشان صحه گذاشت، اما همان حادثه با ابعاد بزرگتری در پاستور رخ داد. حادثه تاسف بار روز شنبه به راحتی قابل پیشگیری بود، با پس داد اموالی که به ناحق از ایشان ربوده شده است. کاش می فهمیدند که چنین بی حرمتی هایی بر عکس خواست آنها، ایشان را در دل مردم عزیزتر می کند.

    راستی، امروزه روزی را شیعیان در بزرگداشت عید غدیر جشن می گیرند. جا دارد از سید علی اصغر غروی، پیرمردمرد هفتاد و چند ساله ای که علیرغم بیماری و صرفا بخاطر انتشار مقاله ای درباره دعوای شیعه و سنی درباره چنین روزی در زندان است یادی کنیم.

     
  80. محمد عزیزم

    زخمی که بر گونه ات نشست، انگار بر دل من نشسته است. دل ما البته از این زخم ها پر است:
    زخم بچه های بشاگرد
    زخم کودکان کردستان
    زخم کپرنشینان جنوب و بی بضاعتان شمال و فراموش شدگان بیرجند و سرکوب شدگان آذربایجان
    زخم کابل و باتوم و شوکر سال 88
    زخم هل دادن ها و فحاشی های داعشی های نوجوانی من، دهه شصت و هفتاد
    زخم سیلی های آبدار و لگدهای محکم بسیجی بر دختر نونهال نازک بدن جاده قدیم شمیران
    زخم بی غذایی سرباز وظیفه های پاسگاه های دورافتاده همین استان های آباد مرکزی
    زخم نبود داروی بیماران بی پناه
    زخم مادران فرزند در کفن
    زخم غربت
    زخم بر چهره مادرم، ایران
    زخم بزدلی فراگیر
    زخم تنهایی و بی همدردی
    زخم بیدردی (صفحه بچه پولدارهای تهران که معرف حضور همگان هست؟)
    زخم بی فرهنگی

    اما محمد گرامی، وجودت، آرامش بخش زخم های من است. باشد که همگان گره از اندیشه و حنجره باز کنیم.

    مریزاد دستی که مر خستگان را
    شفای تن و راحت جان فرستد

    مریزاد نوریزاد و نوری زادهای آینده ایران ما

     
  81. درود بر شما که به فرمان مولای متقیان پایبندید که”انی اکره لکم ان تکون من الصبابین.من نمی پسندم که شما فحاش باشید.وبا ادب ومتانتتان به همه درس می دهید.

     
  82. جناب نوری زاد درود به شرفت

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

95 queries in 2798 seconds.