سر تیتر خبرها
مجید و ضیاء

مجید و ضیاء

چهارشنبه ی گذشته رفتم دیدن مجید توکلی که داشت بر می گشت زندان. پنجشنبه هم رفتم دیدن سید ضیاء نبوی. که او نیز راهیِ زندان بود. این دو جوان، همچنان سالها باید در زندان بمانند. من با این دو جوان در زندان اوین هم بند بوده ام و هر دو را پاک و بی گناه و سرشار از خردمندی و حس خوبِ وطن دوستی و نوعدوستی یافته ام. و جوانان دیگری نیز که همگیِ آنان صرفاً بخاطر فهم فراوانشان زندانی اند. جوانانی چون عماد بهاور و امید کوکبی و حسین نعیمی پور و ساجده عرب سرخی. که اگر اینها از بلندای خودِ خودشان به زیر می آمدند و فرش می شدند زیرِ پای یک آیت الله یا یک مسئول مملکتی، یا نه، سکوت می کردند و بر ضرورت های انسانیِ خود خط می کشیدند، اکنون در جایی مشغول بودند یا لااقل سر به کار خود داشتند. بدا که این رسم هماره یِ کشورهای جهان سوم است. که: فهم را بر نمی تابند. می گویم: شما یک نگاهی بیندازید به صورتِ صدا و سیمای خودمان، و به صورت امام جمعه ها، و به صورت نمایندگانِ رهبری در مجلس، و به صورت آیت الله هایی مثل مصباح و جنتی و مکارم شیرازی، و به من بگویید: حق و انصاف و ادب و خردمندی و قانون و مردم در میانِ این صاحب نامان چه جایگاهی دارد از یک سوی، و امر و فرمان و منویاتِ رهبری از دیگر سوی؟

محمد نوری زاد
هشتم شهریور نود و سه – تهران


Share This Post

درباره محمد نوری زاد

11 نظر

  1. درود بر محمد نوری زاد
    دراین غوغای مردم کش در این شهر به خون خفتن خوشا در چنگ شب مردن ولی از مرگ شب گفتن

     
  2. هر کدام از این دو جوان به اندازه ۱۰۰۰آیت الله دلشان به ایران می تپد و مفید ترهستند.

     
  3. اگه تنها همین دو عزیز زندانی بودند، کفایت می‌‌کرد که با اطمینان محض بگویم دیو حاکم است.

     
  4. سلام بر دوستان آزاده توکلی و نبوی
    درود بر شما

     
  5. به امید روزی که انسانیت در کشور ما حاکم کردد

     
  6. آقای نوری زاد این فهم فهم که میکنی.
    خب حداقل یه بار بشین پارامتراشو توضیح بده.

    ——————-

    دوست گرامی
    اطمینان دارم خود به معنای فهم واقفید. مراد من از فهم، علاوه بر فهم علمی، فهم انسانی است. این که: به منافع و حقوق خود آنگونه بها بدهیم که: به منافع و حقوق دیگران.

    .

     
    • البته واضح و مبرهن است که معنی فهم این است که ادم یک چیزی بفهمد حالا هر چی. مثلن وقتی ما میرویم مهمانی وقتی میرسیم وشیرینی میبینیم میخواهیم هرچه شیرینی هست همه را بخوریم ولی چون فهم داریم منتظر میشویم تا صاحب خانه تعارف کند. حالا یک ملتی امد ما را رهبر کرد . ما خودمان باید بفهمیم که همه چیز مال ما و اعیان و انصار ما نیست به هر کس و ناکسی نمیتوانیم بدهیم. باید منتظر باشیم صاحب خانه یک بفرما بزند.اگر یک دانشجویی در دانشگاه یک حرفی زد نباید او را بزندان بیاندازیم. چون ممکن است دانشجو یک چیزی را در کتاب هایش خوانده باشد. اگر غلط میگوید بگو.ییم استادش تصحیح کند. مثل این است که اگر همان اول ما دست کنیم و همه شیرینی ها را برداریم مادر بزرگ ما دستمان را میگیرد حالا مادربزرگ ما را که زندان نمیبرند.اینکه ما میدانیم شیرینی خوب است مهم نیست اگر فهم داریم اگر دو تا شیرینی برداشتیم یکی را میبریم برای برادرمان که در خانه است.همین دیروز یک معلم مدیر مدرسه مخترم به پدر من زنگ زد گفت اگر کاری دارید انجام دهم یعنی بیایم بروم برایتان میوه بخرم. او 700 هزار تومان بعد از بیست سال درامد دارد. برای مخارج زن و 2 بچه اش مجبور است از این کارها بکند. من که فهم دارم میدانم که نباید اینطور باشد. ولی نمیدانم کدام مسیول باید فهم داشته باشد که نباید این طور باشد.

       
  7. روا نبود که نام حضرت ایت الله احمد خاتمی از قلم بیافتد ، با آن چهره دوست داشتنی !.

     
  8. كاكو(kako) مجيد وضياء اين نيز بگزرد،

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

96 queries in 5691 seconds.