سر تیتر خبرها
ثبت اختراع

ثبت اختراع

می گویم: بسیاری از آیت الله های ما اگر از همه چیز و همه کس دست بشویند، و اگر بتوانند عطای هر حکم شرعی و عطای هر بنی بشر تاریخی و کنونی را به لقایش ببخشایند، از غوغای حجاب اما دست نمی شویند. حجاب بانوان، اکسیر حیات و جاودانگیِ آیت الله های ماست. جوری که آنها همه ی نداشته هایشان را با حجابِ بانوان ترمیم می کنند. آنها به حجاب از آن روی که به رگ هایشان خون می دواند، دلخوش و وابسته اند. شما همه ی رساله ی یک آیت الله را ورق ورق بکنید اما دست به محکمات حجابش مبرید.

حجاب بانوان برای یک آیت الله مثل جایزه ی دوچرخه ای است که در رؤیای شیرین یک محصل بی بضاعت اما درسخوان دور می زند. حجاب اگر نبود این آیت الله های ما به کدامین مشرب فقهی دل می سپردند؟ آیت الله های ما اگر می توانستند هزار دیوان و هزار دفتر عاشقانه از حجاب می سرودند. حجاب، کپسول اکسیژنی است که آیت الله های ما در بی وزنیِ حاکم بر سیارات نا مکشوفِ کهکشان های دور به پشت حمل می کنند. شاید شعار باطنیِ بسیاری از آیت الله های ما این باشد: حیف نیست کیفوری مسئله ی نازنینی چون حجاب را، و رعشه ی گناه آلودِ پسران و مردان از تماشای بانوان بی حجاب را وا نهاد و به دزدی و اختلاس و زندان و اعدام و بی قانونی و آبروی جهانی و اینجور موضوعاتِ ناجور و مشمئز کننده رو کرد؟

می گویم: داستان تفکیک جنسیتی در شهرداری تهران نه از این باب بالا گرفته که چارستونِ اسلام و مسلمینِ فردی مثل قالیباف به ارتعاش افتاده و وی نتوانسته که از جنبیدنش جلو بگیرد، نخیر، بل قالیباف نقطه ضعف آیت الله های ما را نیک دانسته و خواسته که با خود شیرینی، هدیه ای به آیت الله ها بدهد و خود با دوچرخه ی رؤیاهای آنان رکاب زند. با اطمینان می گویم: اگر رؤیای صهیونیست ها چیرگی بر وسعتِ سرزمین های نیل تا فرات باشد، رؤیای آیت الله های ما، نجنبیدنِ احساس در آقایان است بخاطر با حجاب بودن بانوان. یعنی اینها گیرِ بشریتِ ماقبل و ما بعد تاریخ را در همین یک نکته می دانند و بس. من وقتی در قم به آیت اللهی برخوردم که حدوداٌ نود سالی از عمر مبارکش می گذشت اما بخاطر سرکوب همان غریزه و تمایل احتمالیِ جنسی اش از پس پرده با بانوان سخن می گفت، نه تعجب کردم نه به حیرت فرو شدم. چرا؟ چون شعار ناگفته ی آیت الله های ما به جناب دشمن این است: اگر می توانی بیا و فرش و سجاده از زیر پای من بکش و ببر، اما کاری به دنیای قشنگی که من با حجاب برای خود ساخته ام نداشته باش.

اگر دانشمندانِ همه ی عصرها، به ثبت اختراعات و اکتشافات خود مصر بوده اند که اسمی از آنان به یادگار بماند، دلخوشیِ آیت الله های ما فهماندنِ این کشف بزرگ است به بانوان جهان که: زنان بی حجاب بخاطر جنباندن شوق جنسیِ آقایان عرش الهی را به لرزه در می اندازند و بانوان با حجاب به استحکام این عرش مدد می رسانند. با این همه، باور کنید هرگز نیز از این تعجب نمی کنم که چرا درصد فراوانی از فرزندان و نوه ها و نبیره های این آیت الله ها در شمار بی اعتقادان و بدحجابان و بی حجابان اند و اصلاً به بساط تقلید هیچ اعتنایی نداشته اند و ندارند.

محمد نوری زاد
بیست و نهم مرداد نود و سه – تهران

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

150 نظر

  1. در حکومت های ایدلوژیک حفظ ظاهر مناسک در جامعه و رعایت بایسته های احکامی انها حکم تاییید و اری گفتن رفراندوم عمومی است یعنی در کلیسا رعایت حجاب خواهران راهبه و همچنین رعایت همان تیپ حجاب در بیرون از کلیسا بخصوص در هنگام مواجهه رو در روی اربابان کلیسا یعنی مشروعیت تمامی کارهایی است که از کلیسا صادر میشود همچنین حضور زنان افغان در چادر های همه جا پوش و گونی هایی که فقط دو چشمانشان در ان پیداست یعنی تایید سر بریدن مردمی که طالبان تشخیص میدهند انها نباشند حالا در کشور ما تصور کنید اخوندها و ایت الله ها و صاحب منصبان شیشه دودی ماشین ضد گلوله خود را پایین کشند و در خیابان ولی عصر چشمشان به بی حجاب و بد حجاب بیفتد حتما” ان را نشانه عدم مقبولیت افکار و اعمال خود خواهند دانست و علامتی بر افول خود که یعنی اینها بزودی بر علیه ما خواهند شورید مگر سید احمد خاتمی نگفت اگر از پس بد حجاب خیابانی بر نمی اییم از پس کارمندان زن دولتی که می توانیم با زور و تهدید براییم نتیجه اش هم طرح جناب قالیبا ب است که از خروجی حجاب و چادر زنان است اری اذان و مراسمات مذهبی و تقویمی به خوبی صورت پذیرد انها را کافی است زیر چادر و فحشا وفقر بماند برای روسای جمهوری که دایما” سقوطشان میدهیم مهم ظاهر و حفظ ظواهر شعاری است ترمیم باطن کار هزینه دارد و کار منبر و محراب نیست

     
  2. و شما چه میدانید زیر چادر چه خبر هستش

     
  3. جناب آقا منصور گرامی

    سلام و تشکر از الطاف شما

    اوکی از حاشیه های گذشته گذر می کنیم ،و می پردازیم به جزئیات مطالب پیشین ،من به محتوای مطالب پیش گفته جنابعالی نپرداختم چون خواستم اول از مطالب حاشیه ای گذر کنیم و سوء تفاهم بر طرف شود،این نکته را هم اضافه کنم که آن سوال و جواب های پیشین مصادف شد با سفر زیارتی من به مشهد و من حقیقتا دیگر فرصت تفحص از آن صفحه قدیمی را پیدا نکردم ،و طبعا مطالب آنجا را ندیدم تا پاسخ دهم وگرنه دوستان میدانند عادت من احترام به دوستان و پاسخ در هر حد فهم و مقدورات است ،بنابر این آن پیشینه حمل بر بی اعتنایی نشود ،در مورد کلمه خان چرا در برخی موارد عرفی محمول بر توهین هست چون مردم از خان و خوانین سابق سابقه خوش ذهنی ندارند و من خودم از این کلمه تنفر دارم و به کسی اطلاق نمی کنم.اما شما فرمودید من قصدی نداشتم و من با کمال میل عذر شما را می پذیرم.
    در مورد کلمه “سفسطه” یا “مغلطه” که بلحاظ منطقی مترادفند من نگفتم این تعبیر توهین است ،بلکه سخنم این بود که چرا بجای مناقشه دقیق در مطالب من خطاب به دوستمان رسول ،فقط اکتفاء کردید به اینکه آنرا رمی به سفسطه کنید ،و بگویید من یک کلمه قرآن می گویم و پنجاه سطر سفسطه،در حالیکه همه مطالب من پنجاه سطر نبود! از اینها بگذریم.
    یک خواهش هم این است که لطف کنید از انباشتگی گفتارها بپرهیزید ،زیرا با این فرصت های محدود که بجهت اشتغالات پژوهشی دارم و بجهت کندی در تایپ مقدورم نیست که این کثرت مطالب متنوع را که مطرح می کنید ،یکجا پاسخ دهم ،فی المثل ملاحظه کنید که ما هنوز بحث در مساله حجاب را خوب تنقیح نکرده ایم ،شما چندین مطلب گوناگون مطرح کرده اید که هریک ذیل طولانی دارد.
    و من مقید به حفظ نظم در گفتارها هستم.
    یادآور می شوم آنچه که موجب ورود به این بحث و نقد و اعتراض شما و دوستمان رسول شد ،این بود که ایشان ادعا کردند که آیات مربوط به “پوشش یا حجاب” اختصاص به زنان پیامبر دارد ،و آنچه که من مطرح کردم این بود که اینطور نیست ،و آیات مربوط به حجاب بر حسب مدلول الفاظ آن و بر حسب شان نزول هایی که در کتب تفسیر و تاریخ وارد شده است ،عمومیت دارد. این اصل بحث بود ،که من طبعا آیات مربوطه را با ترجمه آنها ذکر کردم و از نظر بحث لغوی و الفاظ مطرح در آیات روشن کردم که آیات حجاب به مورد و زمان و مکان خاص اختصاص ندارد،و تفسیر ماثور از عترت گرامی پیامبر نیز موید این مطلب است.
    اکنون بر حسب نظم بحث می پردازم به واکنش های اولیه حضرتعالی به آن مطالب:
    متن واکنش اولیه شما این جملات بود :

    “””منصور
    9:02 ق.ظ / آگوست 23, 2014
    جناب مرتضی خان عزیز

    یک خط از قرآن می نویسید و پنجاه خط سفسطه میکنید. کجای این آیات که گفتید اشاره به این دارد که زن باید حجابی که شما و جمهوری اسلامی تعریف می کنید داشته باشد. در همه این آیاتی که آوردید میگوید مرد باید چشمش را حفظ کند ، زن باید چشمش را حفظ کند زنها زیور الاتشان را بپوشانند بجز آن مفدار که اجتناب نا پذیر است. از کجای این آیات معنای شهوت را بیرون آوردید؟

    مشکل ما این است که قرآن انسانها را دعوت به تفکر و تعقل میکند و لی روحانیون می گویند برای فهم قرآن باید تخصص داشته باشید و فقط روحانیون تخصص دارند. حضرت رسول یک امی بود پس باید بگوئیم خود او هم به اندازه مثلا شما که کمی عربی میدانید (احتمالا) قرآن را نفهمیده بود چون به هر حال با ادبیات عرب آشنائی نداشت. اگر بگوئید داشته پس امی نبوده.

    مرتضای عزیز

    اسلام و قرآن ورای این حروفی است که شما در آن گیر افتاده اید. تازه ادعاهای شما هم خلاف این حروف هستند.
    آنچه شما از آیات عربی اینجا آوردید چیزی در مورد اینکه زن باید این حد از حجاب را داشته باشد ننوشته. این حرفها را برای کشاورزانی که شب خسته و کوفته از سر زمین می آمدند و پای منبر می نشستند و سه چهارم خطبه را در خواب بودند می گفتند و انها هم می شنیدند و به گوش نمی گرفتند و شب سر به بالین می گذاشتند. گواهش اینکه حجاب زنان روستائی خیلی آبکی تر از زنان شهری است و حتی رساله هم تسلیم شده می گوید همان حد از حجاب را که دارند کفایت می کند.

    دوست عزیز به قول عوام با دسته کورها طرف نیستید. لطفا آسمان و ریسمان نبافید.

    ضمنا به سؤالاتی که قبلا کرده بودید جواب داده ام ولی ظاهرا وقت شما خیلی کمتر از آن است که به مسائل پیش پا افتاده ای که خودتان سؤال کرده بودید و جواب داده ام بپردازید””.
    (پایان نقل قول).

    من بترتیب نکات مطرح در فرمایشات شما را آنالیز می کنم و نقاط مورد اختلاف و بحث را مورد بررسی قرار می دهم:

    1-فرموده اید :
    “”یک خط از قرآن می نویسید و پنجاه خط سفسطه میکنید. کجای این آیات که گفتید اشاره به این دارد که زن باید حجابی که شما و جمهوری اسلامی تعریف می کنید داشته باشد. در همه این آیاتی که آوردید میگوید مرد باید چشمش را حفظ کند ، زن باید چشمش را حفظ کند زنها زیور الاتشان را بپوشانند بجز آن مفدار که اجتناب نا پذیر است. از کجای این آیات معنای شهوت را بیرون آوردید؟””.
    (پایان نقل قول)

    همانطور که قبلا اشاره شد هدف از طرح این آیات و ترجمه آنها و واکاوی الفاظ آنها این بود که برای جناب آقا رسول روشن شود که “آیات حجاب قرآنی مبین حکم کلی پوشش برای همه زنان است و هیچ اختصاصی به زنان پیامبر اسلام ندارد”.

    آری حق با شماست که بخشی از این آیات مربوط است به “غض بصر مردان و زنان نسبت به یکدیگر (قل للمومنین یغضوا….و قل للمومنات یغضضن….) که از محل بحث پوشش خارج است ،اما غرض من ذکر همه آیات قبل و بعد بود و من نگفتم این فقرات دلالت بر حجاب دارند.
    همینطور بخشی از آیات مربوط است به لزوم عفت در مورد اعضاء جنسی زن و مرد (و یحفظوا فروجهم…..و یحفظن فروجهن…) که اینها را هم در بین مجموعه آیات ذکر و ترجمه کردم و باز نگفتم این فقره دال بر پوشش معهود است.از این جهت هم حق با شماست اما غرض من سفسطه نبود ،بل بیان همه آیات با ملحقات و ترجمه آنها بود.
    عنایت کنید که دقیقا نکته ذکر این آیات که مقدمه بیان پوشش است ،احتجاج به کلمات عمومی “للمومنین” و “للمومنات” در برابر ادعای دوستمان آقا رسول بود ،و غرضم این بود که سبک و سیاق و خطاب آیه از ابتدا عام است و مثلا نفرموده است “قل لنسائک” ای پیامبر به زنانت بگو،بلکه عمومی فرموده است.
    بهرحال مقصود من از طرح اینها احتجاج با آن دوست بود.

    اما فقره مورد نظر در بحث پوشش یا حجاب این فقره بود که :
    “”وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ لبعولتهن ….””.

    یعنی می فرماید زنان زینت های خود را (در هرجای بدن) برای نامحرمان اظهار نکنند مگر زینت هایی که عرفا ظاهرند ،نیز خمر( مقنعه های) خویش را روی گریبان و سینه خویش بیندازند.
    که فقرات مورد نظر اینها هستند.البته اگر پیگیر ادامه گفتگوی من با دوست گرامی رسول بوده اید توجه کرده اید که زینت زن هر چیزی است که عرف به آن زینت می گویند ،و همانطور که یک نمونه روایت صحیحه بزنطی از امام رضا سلام الله علیه را نقل کردم ،یکی از زینت های عرفی زنان همان موها و گیسوان آنان است ،بنابر این فهم عرفی آیه حتی قطع نظر از تفسیر روایی اهلبیت این است این فقره دلالت بر لزوم پوشش موها و گیسوان بانوان دارد ،که البته در تفسیر اهلبیت هم تصریح شده است.که در ادامه آیه هم استثناء لزوم پوشش نسبت به محارم ذکر شده است مثل شوهران و پدران و پسران و …. که از محل بحث ما خارج است،یعنی قرآن می فرماید پوشش موها نسبت به آن افراد لزومی ندارد زیرا آنان محارم زن هستند.
    این مقدار دلالت قرآن بر لزوم پوشش در زنان است.
    اینکه فرموده اید :

    “”کجای این آیات که گفتید اشاره به این دارد که زن باید حجابی که شما و جمهوری اسلامی تعریف می کنید داشته باشد””.

    مبتنی بر این توهم است که ادله احکام عملی در اسلام فقط عبارت از قرآن است ،البته اینجا بحث از جمهوری اسلامی و مسائل سیاسی نیست ،جمهوری اسلامی هم اگر قوانینی وضع کرده است قوانینی است که مبتنی بر فتاوای مشهور فقهاء امامیه است ،و این بحث ماهیتا یکک بحث فقهی روشمند است و نه یک بحث سیاسی.
    اما این توهم نادرست است زیرا ادله احکام عملی و فروعات فقهی از نظر فقه امامیه عبارت است از “”قرآن و روایات معتبر نبوی و روایات معتبر عترت ایشان ،و دلیل عقل” البته اجماع (یعنی اتفاق نظر فقهاء بر یک نظریه) هم اگر مطرح میشود نه از باب نفس اتفاق و اتحاد نظری فقهاء است ،بل از این جهت که روی مبانی که در اصول فقه تبیین شده است “اجماع فقهاء کاشف از سنت عترت” است ،پس حجیت اجماع بازگشت به همان “سنت و عترت” می کند،بخلاف اهل سنت که خود اجماع و اکثریت نظر فقهاء را فی نفسه حجت می دانند نه از باب کاشفیت از سنت و عترت.
    این مقدمه را بعنوان یک اصل موضوع از من بپذیرید زیرا ورود به تفصیل بحث در این مقدمه موجب تطویل خواهد بود،اما اجمالا این نکته را توجه داشته باشید که بحکم روایت متواتر بین شیعه و سنی یعنی “حدیث ثقلین”=انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ،ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا من بعدی ابدا ،و انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض”.
    یعنی پیامبر در هنگام وفات خویش فرمود : من شما ترک می کنم در حالیکه دو امر سنگین (یا دو شیء نفیس) را از خود در بین شما بجا می گذارم :کتاب خدا و عترت اهل بیت ،که تا زمانیکه به هردو اینها (با هم) تمسک کنید هرگز بعد از من گمراه نخواهید شد ،و ایندو (با هم ملازمند بطوریکه) از هم افتراقی نخواهند داشت تا اینکه در قیامت و در کنار نهر کوثر بمن ملحق شوند.
    این روایت چنانکه عرض شد از نظر سند بدون تردید است زیرا کثرت نقل آن در بین روات شیعه و روات سنی بحدی است که به تواتر رسیده است که تواتر سبب حصول علم و یقین است،و از نظر دلالت نیز ،بروشنی دلالت بر مرجعیت علمی عترت پیامبر (یعنی امامان منصوص علیه) و قرین و عدیل بودن آنان با قرآن است.
    بر این اساس تبیین کننده متشابهات و عمومات و اطلاقات قرآن و تفسیر به تمام مراتب آن ،همانا عترت پیامبر هستند که احکام و فروعات عملی را تبیین می کنند.
    با توجه به این مقدمه برمی گردیم به اصل بحث ،یعنی بحث حجاب یا پوشش زنان ،شما اگر به روایات معتبر وارده از عترت پیامبر در ذیل این آیه و تفسیر و توضیح حد و حدود آن مراجعه کنید مشاهده می کنید که در روایات معتبر فراوانی که من یکی از آنها یعنی “صحیحه بزنطی” را ذکر و ریفرنس کردم ،بروشنی توضیح داده اند که بانوان بر حسب حکم شریعت موظف به پوشش تمام بدن به استثناء “قرص صورت” و “دستها تا مچ” و “پاها تا مچ” هستند،که در حقیقت آن بیانات تکمیل و تفسیر کننده مقدار پوششی است که در مورد زینت و آویختن مقنعه در آیه آمده است.و این نحوه تبیین مجملات قرآنی و تفسیر آنها در روایات اهلبیت اختصاصی به مورد پوشش ندارد ،مثلا در مورد “حج” یا “زکات” یا “صلاه” و غیر اینها اجمالا قرآن فرموده است حج را بجا آورید ،یا زکات را ادا کنید ،یا نماز را بخوانید ،اما تفصیل و تشریح جزئیات حج و نماز و زکات و غیر اینها بعهده روایات معتبره عترت گرامی پیامبر اسلام است ،پس این در مورد حجاب نیز نکته جدیدی نیست.
    بنابر این نباید گفت اینکه در جمهوری اسلامی بصورت قانون در آمده است در نص قرآنی نیست ،زیرا همانطور که عرض شد برحسب نص متواتر خود آورنده قرآن یعنی پیامبر اسلام ،روایات و سنت عترت ایشان و دلیل محکم عقل ،همه با هم منابع دریافت احکام شریعتند.

    2- نوشته اید :
    “”از کجای این آیات معنای شهوت را بیرون آوردید؟””.
    (پایان نقل قول)

    این ایراد شما ناظر به نحوه ترجمه من از این دو فقره است که
    “”قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضّوا مِنْ ابْصارِهِمْ”” که خطاب به مردان مومن است و فقره “”وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ ابْصارِهِنَّ””.که خطاب به زنان مومنه است.
    در اینجا به دو نکته توجه فرمایید :
    1- این درست است که کلمه “شهوت” مدلول مطابقی دو فقره فوق نیست ،اما مدلول التزامی و عقلی آن هست ،زیرا “غض” یعنی شکستن و فرو کوفتن نگاه که غالبا با پایین آوردن چشم و خیر ننگریستن ملازم است ،اینکه آیه امر به فرو کاهش نگاه می کند بطور التزامی دلالت دارد که پس نوع نگاهی مورد نهی واقع شده است که مبغوض و منفور شارع است که بدلالت عقلی معلوم است که نگاه شهوت آلود به طرف نامحرم مراد است ،چه از سوی مرد نسبت به زن نامحرم و چه از سوی زن نسبت به مرد نامحرم،یعنی نگاهی که بقصد التذاذ جنسی بکار گرفته می شود.پس ترجمه آن فقره مبتنی بر دلالت عقلی التزامی بود ،وگرنه نگاه من و شما به مادر و خواهر و سایر محارم معلوم است که از مدلول آیه خارج است ،زیرا آن نگاه نگاه شهوانی نیست .

    2- نکته دوم هم این است که باز در روایات اهلبیت نیز این نگاه و غض بصر مورد تفسیر قرار گرفته است،به این روایت توجه کنید :

    “” في أصول الكافي على بن إبراهيم عن أبيه عن بكر بن صالح عن القاسم ابن بريد قال: حدثنا أبو عمرو الزبيري عن أبي عبد الله عليه السلام و ذكر حديثا طويلا يقول فيه عليه السلام بعد أن قال: و فرض على البصر ان لا ينظر الى ما حرم الله و أن يعرض عما نهى الله عنه مما لا يحل له و هو عمله و هو من الايمان و ذكر قوله تعالى: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ»
    الى قوله: «و يحفظن فروجهن» و فسرها: و كل شي‏ء في القرآن من حفظ الفرج فهو من الزنا الا هذه الاية فانها من النظر””.
    (تفسیر نور الثقلین ،ج 3 ،ص 587)
    که اگر به ادبیات عرب اشراف داشته باشید برایتان روشن است که فرض علی البصر را توضیح داده است.
    بنابر این بدلالت التزامی عقلی و بر اساس روایت مفاد آیه شریفه این می شود که باید از “نظر شهوانی” به نامحرم اجتناب کنند چه زنان و چه مردان.

    3- فرموده اید :
    “”مشکل ما این است که قرآن انسانها را دعوت به تفکر و تعقل میکند و لی روحانیون می گویند برای فهم قرآن باید تخصص داشته باشید و فقط روحانیون تخصص دارند. حضرت رسول یک امی بود پس باید بگوئیم خود او هم به اندازه مثلا شما که کمی عربی میدانید (احتمالا) قرآن را نفهمیده بود چون به هر حال با ادبیات عرب آشنائی نداشت. اگر بگوئید داشته پس امی نبوده””.
    (پایان نقل قول)

    ببینید چند نکته در سخن شما هست ،آری قرآن بلاشک در بسیاری از آیات انسانها را دعوت به تعقل و تفکر در آیات تکوینی و تشریعی فرموده است ،نیز دعوت به تدبر در آیات قرآن نیز فرموده است (افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها) ،پس توافق داریم که تعقل و تدبر در آیات تکوینی و آیات قرآنی ،مورد سفارش قرآن است ،و قرآن سفره ای از معارف است که پهن شده است برای استفاده همه بشریت و هیچ اختصاصی به آخوند هم ندارد. این مقبول است.
    و روحانیون نمی توانند بگویند فهم آیات قرآنی تخصصی است و آن تخصص هم تنها در اختیار روحانیین است،اینطور نیست و فهم قرآن مخصوص روحانی نیست،بلکه قرآن خود را مبین (روشن و روشن کننده) میداند،و ظواهر آن حجت برای همه است ،اما مساله ای که هست این است که همانطور که عرض شد بر حسب حدیث ثقلین و سفارشات دیگر پیامبر ،علم تمام قرآن به همه مراتبش نزد امامان و عترت پیامبر است ،نه اینکه من و شما از تدبر در ظواهر قرآن نهی شده ایم ،بلکه ما هرچه بیشتر در قرآن غور کنیم و بیشتر آنرا عاشقانه بخوانیم بیشتر می فهمیم و هرباز نکات جدید تری می یابیم ،اینها درست است ،اما بحث بر سر حجیت تفسیر قرآنی است،که عترت بر حسب لیاقت های کسبی و ذاتی مفسران بتمام مراتب و بواطن قرآن قرار گرفته اند ،پس در واقع روحانی یا هر مفسر غیر روحانی ،سوای از استظهارات لفظی و برداشت های عمومی ،در مباحث مربوط به احکام عملی باید استنادش به روایات معتبر عترت و تفاسیر آنها باشد ،اینجاست که مساله تخصص و تمهر در برخی امور قهرا مطرح است ،مثلا شما باید به علوم ادبی مثل “صرف” و “نحو” و “معانی و بیان” و “علم اشتقاق لغوی” ،و “حدیث شناسی” و “علم قرائت ” و “علم شان نزول” و اموری دیگر احاطه داشته باشید تا بتوانید در مورد” متشابهات قرآنی” یا “مجملات” و ” عمومات” و “اطلاقات” و غیر اینها اظهار نظر کارشناسی داشته باشید،مثل همین بحث حکمی مورد نظر در مورد آیات پوشش ،که تا الفاظ و مدلولات آیه و شان نزول آیه و روایات مطرح در ذیل آیه و جهات مختلف ادبی و علمی و عقلی مورد بررسی دقیق قرار نگیرند ،تمام مراد آیه قرآن واضح نمی شوند،توجه کنید که در اینجا صبغه روحانی یا لباس یا صنف مطرح نیست ،شما اگر فردی مکلا باشید و چنین مقدماتی را طی کنید می توانید درک و بررسی داشته باشید،در واقع اجتهاد که کوشش بر اساس مبانی است به همین معناست،این یک راه و رسم علمی است در فهم خطاب قرآن ،چنانکه بررسی مثلا “موضوعات و فاکت های فیزیکی ” در علم فیزیک موکول بر برخی مقدمات و مبانی خاص آن علم است و مثلا ماست فروش محترم سر کوچه ما مجاز نیست بی طی مقدمات اظهار نظر کارشناسی در “نسبیت” یا “فیزیک کوانتوم” و مباحث دیگر کند ،این حکم عقل است و استثناء بردار نیز نیست.
    در مسائل قرآنی نیز خصوصا آنجا که مباحث فقهی و احکام عملی انسانی موضوع بحثند ،مثل همین مساله پوشش ،مساله سلیقه ای نیست ،بلکه مساله باید بدقت کارشناسی و روی قواعد و اسلوب لفظی و عقلی و تاریخی و جهات دیگر پیش گفته باشد.

    اینکه در ادامه گفته اید :
    “”حضرت رسول یک امی بود پس باید بگوئیم خود او هم به اندازه مثلا شما که کمی عربی میدانید (احتمالا) قرآن را نفهمیده بود چون به هر حال با ادبیات عرب آشنائی نداشت. اگر بگوئید داشته پس امی نبوده””.

    بنظرم کم لطفی است ،زیرا اولا “امی” بودن پیامبر بمعنای غیر عرب بودن ایشان نیست ،”امی” یعنی کسی که خواندن و نوشتن نمیداند ،که این خود زمینه “معجزه” بودن قرآن است که نشان میدهد قرآن حاصل نزول وحی است که اینهمه معارف گوناگون و اخبارات غیبی و سخن از ملک و ملکوت و غیرو بزبان کسی جاری شده است که ناخوانا بوده است پس “نگار من که مکتب نرفت و خط ننوشت ////بغمزه مساله آموز صد مدرس شد،پس پیامبر امی بوده است به این معنا ،اما پیامبر عرب بوده است ،و مثل بی سواد های فارسی زبان ما که خواندن و نوشتن نمیدانند اما تکلم بفارسی می کنند ،او نیز عرب امی بود که تکلم به عربی می کرد ،در اینجا کاربرد قواعد ادبیات عرب مربوط به کسی است که عرب نیست ،زیرا قواعد ادبیات عربی که بصورت علوم صرف و نحو و استعمالات لغوی ظاهر می شود ،از استعمال و کاربرد اهل لسان بر گرفته می شود،پس شما مساله پیامبر یا هر عرب دیگر را با عجمیین یعنی غیر عربها مخلوط و قیاس نفرمایید،بنابر این کم لطفی است که بگویید پیامبر که محل وحی قرار گرفته است و بقدرت الهی ،معانی قرآنی در قالب الفاظ عربی بزبان مبارک او جاری شده است ،قرآنی را که بقلب او نازل شده است نفهمیده است! خیر این قیاس باطل است ،بحث ادبیات عرب در حق من و شما و سایر زبانهایی که قصد فهم مقاصد قرآن را دارند مطرح است،مثلا در همین آیه حجاب تا من و شما بر حسب قواعد صرف و نحو ندانیم فرق “یغضوا” و “یغضضن” چیست ،نمی توانیم درک درستی از مفهوم آیه داشته باشیم ،اگر شما فرضا ادبیات عرب هم نخوانده باشید ،برای فهم معنا به معنای مترجم اتکا می کنید اما آن مترجم هم قهرا باید احاطه به ادبیات عرب داشته باشد تا بتواند درکی از آیه داشته باشد ،می بینید که اقل مراتب درک قرآن مسلح بودن به صرف و نحو و لغت و استعمالات لغوی است.
    بنابر این “امی ” بودن پیامبر دخلی به عربیت و فهم کلام عربی ندارد،و مساله لزوم تکیه بر ادبیات عرب امری است که مربوط به صاحبان زبانهای دیگر است ،و اساسا یکی از وجوه اعجاز قرآن همان زیبائیهای اسلوب آن و فصاحت و بلاغت آن است که عرب جاهلی عاشق شعر و سحر بیان را به اعجاب وا می داشته است ،ولو اینکه عرب بیسواد باشد ،چنانکه ممکن است یک فارسی زبان بیسواد مسحور زیبائیها و انسجام گفتار نظم و نثر سعدی یا حافظ یا مولوی واقع شود ،اگرچه دانستن ادبیات فارسی در نوع فهم تاثیر بیشتری دارد.

    4- در بخش آخر فرمایشاتتان کمی سیاسی و دوستانه ما را نواخته اید !، نوشته اید :

    “””مرتضای عزیز
    اسلام و قرآن ورای این حروفی است که شما در آن گیر افتاده اید. تازه ادعاهای شما هم خلاف این حروف هستند.
    آنچه شما از آیات عربی اینجا آوردید چیزی در مورد اینکه زن باید این حد از حجاب را داشته باشد ننوشته. این حرفها را برای کشاورزانی که شب خسته و کوفته از سر زمین می آمدند و پای منبر می نشستند و سه چهارم خطبه را در خواب بودند می گفتند و انها هم می شنیدند و به گوش نمی گرفتند و شب سر به بالین می گذاشتند. گواهش اینکه حجاب زنان روستائی خیلی آبکی تر از زنان شهری است و حتی رساله هم تسلیم شده می گوید همان حد از حجاب را که دارند کفایت می کند.
    دوست عزیز به قول عوام با دسته کورها طرف نیستید. لطفا آسمان و ریسمان نبافید””.
    (پایان نقل قول)

    به موارد نواختن ها نمی پردازم ،اما گمان می کنم توضیحات پیشین موضوع این فرمایشات را ازبین برده است،البته قرآن مکتوبی است که مثل کلام یا مکتوبات دیگر دارای معنا و مفهوم است ،اما راه رسیدن به مفاهیم و باصطلاح فلسفی “علم حصولی” عبور از الفاظ و واژه هاست ،الان واسطه انتقال مفاهیم از راه دور بین من و جنابعالی چیست؟ همین الفاظ است ،تا معانی الفاظ و ترکیبات آنها برای ما و شما معلوم نباشد شما پی به مقاصد و ذهنیات من نمی برید و بالعکس،علم متن شناسی جدید نیز ناشی از همین نیاز است ،شما هم اگر بخواهید مفهوم و مراد آیه مورد بحث را تفهیم کنید ناچار به استخدام لفظ و توجه به کاربرد واژه ها و قواعد لغوی و عقلایی هستید ،این صحیح نیست که من هم بشما عرض کنم ،آقا منصور قرآن چیزی ورای حروفی است که شما در آن گیر افتاده اید! این روش عقلانی گفتگو نیست ،بلکه در دیالوگ عقلایی باید با استدلال های لفظی و عقلی مطالب طرف مقابل را نقد کرد و مطلوب خود را اثبات کرد.
    بحث من اینجا منبر نیست و من منبری نیستم ،من پژوهشگری هستم که قریب به چهل سالست در علوم اسلامی و مقدمات آن و متون کتاب و سنت و علوم عقلی بررسی و مطالعه و مباحثه و تدریس و اجتهاد می کنم ،اینجا بحث از استناد است ،و توضیح دادم که نیل به فهم مقاصد شریعت مبتنی بر کتاب و سنت نبوی و عترت او ،و موازین و براهین عقلی است،و نکات فنی مربوط به چگونگی استنباط حکم پوشش را توضیح دادم،و هرگز نیز مخاطبان خویش را عوام یا کرو کور نمیدانم ،لطفا از موضوعات مورد بحث خارج نشوید ،اینها شانتاژهای گفتاری و تبلیغاتی است که مناسب شان شما و پی جویی حقیقت نیست.

    این بخش از نوشته من اختصاص داشت به کامنت اول شما،من این نوشته را بالای صفحه قرار میدهم برای سهولت ادامه گفتگو،اگر ابهامی در این بخش داشتید لطف کنید بصورت پاسخ ذیل همین جا ذکر فرمایید ،و اگر نکته ای نبود ،کوتاه اعلام کنید تا من مطالب جدید کامنت های بعدی شما را نیز بررسی کنم ،اختیار با شماست ،اگر مایلید اجازه دهید من همه مطالب گذشته شما را بررسی کنم بعد اگر مطلبی بود ذکر کنید ،و خواهش می کنم تا این مطالب تماما بررسی نشده از بیان مطالب جدید خودداری فرمایید تا نظم گفتگو حفظ شود.

    از طولانی شدن مطلب پوزش می خواهم ،این اقتضاء نوع مطالب مطروحه شما بود.

    از توجه شما متشکرم

     
    • جناب رسول گرامی

      با سلام و تشکر از توجه شما
      پاسخ پرسش های اخیر شما را اینجا گذاشتم ،زیرا تکمه پاسخ ذیل کلام شما وجود نداشت.

      چند نکته در گفتار شما هست که آنرا بررسی می کنیم:

      1-مشکل این فضاها و اوقات محدود این است که امکان طرح کامل و جامع مباحث فقهی و اصولی و لغوی و قرآنی وجود ندارد و ما ناچاریم بطور تلگرافی گفتگو کنیم ،البته من دقت و کنجکاوی شما را ستایش می کنم ،اما توجه کنید که در مورد آیه (ولا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها) مطالب و احتمالات دیگری نیز بین فقهاء مطرح است که من اشاره نکرده بودم و فقط استدلالی را که مرحوم شیخنا الاستاد آیت الله منتظری مطرح کرده بودند که در نوشته های استاد ایشان یعنی مرحوم آیت الله بروجردی و برخی دیگر از فقهاء وجود دارد متذکر شده بودم.
      این مبنا البته متکی بر تعمیم و توسعه ای است که در برخی روایات شیعه وارد شده است که زینت را به زینت ظاهری و باطنی (که اصل تعبیر هم از همان آیه حجاب است) ،و زینت خلقی (مو و محسنات زن) و غیر خلقی(اشیاء و البسه و جواهرات قیمتی) تقسیم کرده اند که روایات را ذکر خواهم کرد.
      اما پیش از طرح روایات به یک نکته اشتباه در اشکال شما اشاره کنم ،و آن این است که شما وقتی می خواهید در مورد کلمه “الزینه” که یک لغت عربی است و در قرآن استعمال شده است ،تحقیق و بررسی کنید نباید به کتاب لغت فارسی مثل دهخدا مراجعه کنید ،دهخدا کتاب لغت فارسی به فارسی است که البته لغات مخلوط شده با فارسی را هم کم و بیش توضیح می دهد ،اما شما توجه کنید که لغت عربی و کلمه “الزینه” استعمال شده در قرآن را باید در کتب لغت عربی به عربی مورد بررسی قرار دهید مثل “صحاح اللغه” جوهری و “لسان العرب” ابن منظور و کتب دیگر لغت عربی که استعمالات و اطلاقات لغت عرب زبانان را توضیح میدهند ،در واقع ما دنبال این هستیم که عربی که در صدر اسلام مورد خطاب این آیه بوده است از کلمه “الزینه” چه می فهمیده است و این لغت در نظر اهل لسان عربی در چه معانی استعمال می شده است.بنابر این با توجه به این نکته ،آن ایراد اول شما جایی ندارد که:
      “”همردیف قرار دادن موی بانوان که خود عضوی طبیعی و خدادای از طبیعت و بیولوژیک ایشان هست با زینت آلات یک نوع بی انصافی و حق کشی در مورد زنان است””.
      زیرا اگر فرض کنیم که عرف عربها زینت را هم اطلاق بر جواهرات و اشیاء قیمتی که زن بخود می آویزد اطلاق کند ،و هم بر “محسنات و زیبائیهای بدن زن مثل مو و غیره” اطلاق کند ،این اطلاق تابع استعمال اهل لسان است و ربطی به بی انصافی و حق کشی و غیرو ندارد و اعضاء بیولوژیک زن از ارزش ذاتی خود نیفتاده اند ،زیرا “زینت” که بار منفی ندارد تا چنین برداشتهایی شود ،مثلا اگر عرف “موی” زن را سبب تزین و زیبایی او بداند و به آن زینت اطلاق کند ،این اثبات یک ارزش ذاتی و تحسین آن است نه بی انصافی یا حق کشی،اصلا حق کشی در اینجا یعنی چه؟ چه حقی کشته شده است؟! و بنظر من می رسد که اطلاق “زینت” یعنی “ما یتزین به” یا “آن چیزی که به آن زینت می کنند و زیبا می شوند” بر “مو” امری است که در عرف ما فارسی زبانان نیز بکار می رود و زینت تنها بر سنگ و جواهرات قیمتی اطلاق نمی شود،پس اگر گفتند “موی” زن زینت اوست ،این یک اطلاق و امر عرفی است ،و خیلی روشن است که فرد (حتی در مردان) با داشتن مو زیبایی و جلوه دیگری دارد تا اینکه از ته سر او تاس باشد!
      بهر حال هم تعبیر بی انصافی و حق کشی از سوی شما ،ناصحیح است و هم مراجعه به کتاب لغت فارسی در تعیین موضوع له الفاظ عربی نابجاست.

      2-به این روایات که از امامان ما نقل شده است که هم عرب بودند و هم وارث علم نبوت و قرین قرآن هستند توجه کنید:

      الف-“” عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الذِّرَاعَيْنِ مِنَ الْمَرْأَةِ أَ هُمَا مِنَ‏ الزِّينَةِ الَّتِي قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى- وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ قَالَ نَعَمْ وَ مَا دُونَ الْخِمَارِ مِنَ الزِّينَةِ وَ مَا دُونَ السوارین “”.
      (الکافی ،ج 5 ،ص 521/حدیث 1،وسائل الشیعه ،ج 20 ،ص 200،حدیث 25425).

      ترجمه این روایت که بلحاظ سند صحیحه است یعنی همه روات آن موثقند از این قرار است :

      “”فضیل بن یسار می گوید :از امام صادق علیه السلام پرسیدم آیا “ذراعین”=ساعدها=بین مچ دست تا آرنج،جزء زینتی است که خدای متعال در آیه فرموده است: “” وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ””؟ امام صادق در پاسخ فرمود بله ساعدهای زن نیز زینت است،بعد فرمود: همچنین آنچه که زیر خمار (روسری) است نیز از زینت است،و آنچه که (بالای مچ) زیر سوارین(دست بند زینتی) است نیز از زینت است.
      (پایان ترجمه).

      ملاحظه می کنید که امام صادق علیه السلام که قطع نظر از امامت و نسبت با پیامبر و وراثت علمی ،یک عرب زبان است بصراحت در این روایت صحیح السند ،تصریح فرموده است که قسمت بالای مچ زن و هرآنچه که زیر روسری قرار می گیرد (سر و مو و گردن و سینه) مصداق زینت است،نیز تصریح فرمود که قسمتهایی از بالای مچ که زیر دست بند ها قرار می گیرد زینت است.
      این یک روایت.

      ب-“”عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِي قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ زِيَادٍ قَالَ سَمِعْتُ جَعْفَراً وَ سُئِلَ عَمَّا تُظْهِرُ الْمَرْأَةُ مِنْ زِينَتِهَا قَالَ الْوَجْهَ وَ الکفین “”.
      (قرب الاسناد ،ص 82 ،حدیث 270 ،وسائل الشیعه ،ج 20 ،ص 202 ،ح 25429).

      ترجمه :حمیری در کتاب قرب الاسناد از مسعده بن زیاد نقل میکند که مسعده گفت ،از امام صادق علیه السلام سوال شد از آنچه از زینت زن که می تواند آنرا ظاهر کند ،حضرت فرمود صورت و دو دست.

      ملاحظه می کنید که در این روایت ضمن اینکه وجه و کفین را مصداق زینت دانسته است که اظهار آن جایز است ،سایر اعضاء زن را که لازم است پوشیده باشد را هم زینت دانسته است.

      ج-“”عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ فِي تَفْسِيرِهِ، وَ فِي رِوَايَةِ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع: فِي قَوْلِهِ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها فَهِيَ الثِّيَابُ وَ الْكُحْلُ وَ الْخَاتَمُ وَ خِضَابُ الْكَفِّ وَ السِّوَارُ وَ الزِّينَةُ ثَلَاثٌ زِينَةٌ لِلنَّاسِ وَ زِينَةٌ لِلْمَحْرَمِ وَ زِينَةٌ لِلزَّوْجِ فَأَمَّا زِينَةُ النَّاسِ فَقَدْ ذَكَرْنَاهُ وَ أَمَّا زِينَةُ الْمَحْرَمِ فَمَوْضِعُ الْقِلَادَةِ فَمَا فَوْقَهَا وَ الدُّمْلُجِ وَ مَا دُونَهُ وَ الْخَلْخَالُ وَ مَا أَسْفَلَ مِنْهُ وَ أَمَّا زِينَةُ الزَّوْجِ فَالْجَسَدُ کله “”.
      ( تفسیر قمی ،ج 2 ص 101، مستدرک الوسائل ،ج 14 ، 275 ،ح 16703)

      ترجمه : علی بن ابراهیم قمی در تفسیر خود از امام باقر علیه السلام نقل می کند که در آیه “ولا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها” ،چیزهایی از زینت زن که اظهار آن جایز است عبارتند از “لباس” و “سرمه” و “انگشتر” و “حنای کف دست” و “دستبند” .،سپس فرمود : زینت سه گونه است :1-زینت برای مردم (نامحرمان) ،2- زینت برای محرم ها ،3-زینت برای همسر.
      بعد فرمود: زینت برای مردم(نامحرمان) را که توضیح دادم ،و اما زینت برای محرم آنچه که در گردن است (گردن بند) و فوق آن مثل گوشواره و غیرو،و آنچه که پایین گردن بند است مثل “خلخال پاها” و غیر آن،و اما زینت برای همسر عبارت است از تمام بدن زن.

      ملاحظه می کنید که در این روایت نیز زینت هم بر اشیاء قیمتی که سبب زیبایی و وجاهت است اطلاق شده است و هم بر “تمام بدن زن” زینت اطلاق شده است.
      بنابر این کلمه زینت بر حسب توضیح مفهومی روایات و کاربرد خود عربها هم بر جواهرات و اشیاء اطلاق شده است و هم بر تک تک اعضاء و محسنات زن و هم مطابق روایت اخیر بر تمام بدن زن هم اطلاق شده است.

      3-قطع نظر از بحث لغوی و روایی فوق که حاکی از تعمیم مفهومی واژه “زینت” در استعمالات عربی است ،تفسیر فقهی ادبی دیگری در آیه مورد نظر (و لا یبدین زینتهن) شده است،به این صورت که برخی مثل مرحوم آیت الله خوئی ،معتقدند مقصود از “زینت” بکار رفته در آیه شریفه “محل قرار گرفتن زینت ها” است ،یعنی محل ها و اعضائی که جایگاه زینت ها (جواهرات قیمتی) قرار می گیرند ،مثل “گوش” و “دست” و “پا” و “سینه” و “گردن”و “موی سر” و غیر اینها ،در حقیقت باصطلاح ادبی یک “مضاف” در اینجا در تقدیر است چیزی مثل کلمه “محل” “مکان” و معنا این است که :و اظهار نکنند محل های زینت ها را مگر آنچه که ظاهر است (وجه و کفین).و البته اینگونه استعمال (حذف مضاف به قرینه) در لغت عربی و غیر عربی فراوان است ،مثلا در قرآن فرموده است (واسئل القریه) از دهکده سوال کن ،که معلوم است بقرینه لبی منفصل که مقصود این است که “از اهل دهکده سوال کن” یعنی کلمه “اهل” بقرینه عقلی در تقدیر است.
      بنابر این روی این احتمال در آیه دیگر نیازی نیست که به اعضاء بدن زن “زینت” اطلاق شود.این هم نظریه ای است که برخی از فقهاء در تفسیر آیه فرموده اند.

      4-صرفنظر از توجیهات فوق ،فرض کنیم اشکال شما در مورد “الزینه” وارد باشد ،و مقصود از آیه این باشد که: زنان زینت های خویش را نباید آشکار کنند مگر آنچه که مثل انگشتر و سرمه و دست بند و حنا ی دست ظاهر است ،و بقول شما ایه دلالتی بر وجوب پوشش مو نداشته باشد و به بحث های روایی هم کاری نداشته باشیم ،شما که می خواهید فقط یه قرآن تمسک کنید در مورد فقره (وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جیوبهن) که در دنباله همین قسمت آمده است چه می کنید؟
      این فقره می گوید زنان باید خمر (رو سری یا مقنعه های) خود را بر گریبان و سینه خویش بیندازند،چون معلوم است که پیش از نزول آیه حجاب زنان روسری های خویش را به پشت گردن و گوش های خود می انداختند و گره می زدند (شبیه راهبه های مسیحی ) در نتیجه گردن و سینه و بناگوش آنان پیدا بود، آیه نازل شد که باید از این پس روسری ها را آویزان کنند روی سینه خود تا گردن و موی سر و سینه پوشیده باشد.
      بنابر این دلالت این فقره بر لزوم پوشش موی سر غیر قابل تشکیک است ،بگذریم از روایات تفسیری اهلبیت که مواضع پوشش را دقیقا تفسیر کرده اند.

      5- در ادامه گفته اید :
      “”در آن صورت تکلیف سایر اندام چهره یک زن مثل ابروان چشمها و دهان و در خیلی خیلی از موارد ترکیب کلی و ساختار طبیعی چهره وی چه میشود؟””.

      پاسخ این سوال از مطالب پیش گفته روشن شد ،توضیح دادیم که معیار استعمال لغوی و عرفی زینت در اعضاء و محسنات زن است ،و روشن شد که به همه اعضاء و محسنات زن اطلاق “زینت” می شود بلحاظ جاذبه و لطافتی که در جنس زن هست ،بنابر این “ابروان” و “چشمها” و “دهان” نیز البته که از زینت ها و محسنات زنان است،اما دست و صورت از لزوم پوشش استثناء شده اند ،بلحاظ اینکه پوشش وجه و کفین ،سبب “لزوم حرج” و “مشقت” در حیات اجتماعی زنان است ،و از انجا که تکلیف حرجی در اسلام منفی است (و جعل علیکم فی الدین من حرج،الحج/78) بحکم آیه شریفه و تفسیر روایات ،وجه و کفین و زینت های ظاهری از شمول وجوب پوشش استثناء شده اند.

      6- در قسمت آخر مطلب فرموده اید :
      “”حالا بی الفرض شما طبق فلان تفسیر و بهمان گفتمان فلان شخص در قرن ششم هجری قادر باثبات اینکه آری موی سر یک زن جزئی از زینت آلات ایشان بحساب میاید بودید. خوب در این صورت اگراین بانو موی سر خود با تیغ از ته بتراشد به طوری که غیر از پوست سر چیز دیگری قابل رویت نباشد آیا تکلیف پوشاندن سر از ایشان بر داشته و ایشان میتواند به پوشاندن شانه ها تا مچ پا بسنده کند؟””.
      (پایان نقل قول)

      پاسخ سوال شما اجمالا منفی است ،زیرا چنانکه عرض شد روی تفسیر روایات تمام بدن زن زینت است و جاذبیت دارد ،و قطع نظر از بخش مربوط به زینت ،آن فقره دوم (ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن) می گوید باید مقنعه و روسری را روی سینه و گریبان بیندازند ،پس آیه می گوید باید سر پوشیده باشد ،چه سر زن دارای مو باشد و چه دارای مو نباشد.
      یادآور می شوم که عین سوال شما را از شیخنا الاستاد مرحوم آیت الله منتظری پرسیده اند ،که من برای ادای احترام به استاد عین عبارت ایشان را برای شما نقل می کنم:

      “”سوال 282: اگر زنی موی سر خود را از ته با تیغ بتراشد آیا باید باز هم موی خود را بپوشاند؟
      جواب :زینت زن منحصر در موی او نیست ،بلکه بشره و پوست سر او همچون سایر اعضاء بدن او برای مرد جاذبه دارد. و بالاخره همه اعضای بدن او مشمول آیه شریفه می باشد،منتها برای تسهیل امر و پرهیز از افتادن زن و مرد در تکلف و مشقت ،وجه و کفین و قدمین زن از لزوم پوشش استثناء شده است””.
      (پاسخ به پرسش های دینی، آیت الله العظمی منتظری ،ص 364).

      پایدار باشید

       
      • درود بر شما
        آقا مرتضی عزیز و خستگی ناپذیر
        میخواهم کمی عصبانیت کنم ! از این سلسه گفتارهای شما یک سوالی برایم پیش آمد که جای عقل کجای این داستانها است به قولی الله مدینه شما عقل را برای چه به انسان داده و چرا شما دین باوران برای رد کردن هر نظری هر چند منطقی متوسل میشود به آیه و گفته و احادیث و نهایتا رد و مصادره به مطلوب میکنید در صورتی که اینگونه آیات و احادیث مربوط به بیابانگردان 15 قرن پیش بوده و هیچ تناسبی با دنیای امروز ندارد بطور مثال از نظر قانون اسلام ازدواج دختر بچه 9 ساله را شرعی میدانید و در مقابل تضاد داشتن آن با عقل . میفرمایید که در آن روزگار دختران خیلی درشت اندام بودند و از نظر جسمی هیچ فرقی با زنان بالغ نداشتند ! خوب اگر ما این را بپذیریم پس این فتواهای آبکی امروز ایت الله ها برای چیست وکیست ؟ اگر این یک فتوا با دید جیوانی نیست پس چرا دختران تا قبل از 18 سالگی اجازه رای دادن ندارند ؟ اگر 9 ساله بودند کفایت میکند برای تشکیل زندگی و شوهر داری و بحث بردگی جنسی در کار نیست باید رای هم بتوانند بدهند !
        اگر ما روزی بتوانیم که عقل را آمیخته کنیم با آیات . شک ندارم که بر 99 درصد آن خط بطلان کشیده خواهد شد و بالاخره آیا امکان دارد شمای نوعی خارج از چهار چوب دین و بر مبنای عقل و منطق به پرسشی پاسخ بدهید و ذهن ما را نبرید به صحرای کربلا و به نوعی به روز باشید و مدرن ؟

         
        • آقای مشیری گرامی

          سلام

          دیگر با ادبیات گفتاری شما کاملا آشنا هستم ،هرچند هم ناشناس باشی برای من شناسی!
          دوست عزیز عصبانی نشو که عصبانیت مشکلی را حل نمی کند.اینکه آیات و روایات مربوط به عرب بیابانی 1400سال قبل است ،نظر شماست و نظر شما محترم اما نامقبول است،بحث را هم منحرف نکن دوست من ،دوستی ادعایی در مورد آیات حجاب کرد و من با آیات و روایات پاسخ او را دادم ،اینها که شما ذکر کردید مباحث دیگری است ،بحث ما بحث پوشش است ،اینکه سخن از عقل می گویید ،این عقل شماست که به چنین نتایجی رسیده است ،وگرنه عقل اگر درست بمیزان برهانی خدا و وحی و نبوت را دریابد و به فلسفه اجتماعی پوشش درست توجه کند ،آن را تصدیق می کند .
          من قبلا گفته ام مشیری جان مشکل ما با شما این است که شما فرادینی فکر می کنید ،یعنی پیش از ورود به جزئیات دین ،خود دین ،یا حتی خود خدا را منکرید ،و وقتی فرض چنین است ،ورود شما به جزئیات تعبدی احکام دین ،ثمری جز همین عصبانیتی که اظهار می کنید ندارد،بنظر من مشکل شما “خداشناسی” و “پیامبر شناسی” و “انسان شناسی” است ،شما در این مقولات تامل کنید ،ما اگر انسان را فارغ از خدا و مسولیت دنیوی و اخروی در برابر خدای متعال ،نگاه کنیم منجر به همین دیدی میشود که شما دارید،یعنی انسان از همه چیز و همه کس آزاد است حتی از خدای خالق خویش ،اینگونه انسان شناسی سر از لیبرالیسم در آورده و این میشود که انسان ناسپاس در برابر خدای خالق خویش قد علم کرده و خود را چیزی می داند ،همان که قرآن تعبیر کرده است :

          “”قتل الانسان ما اکفره؟ ،من ای شیء خلقه؟من نطفه خلقه فقدره ،ثم السبیل یسره ،ثم اماته فاقبره ،ثم اذا شاء انشره ،کلا لما یقض ما امره””.
          (عبس ،آیات 17-23)

          ترجمه: مرگ بر اين انسان، چقدر كافر و ناسپاس است! (17)
          (خداوند) او را از چه چيز آفريده است؟! (18)
          او را از نطفه ناچيزى آفريد، سپس اندازه‏گيرى كرد و موزون ساخت، (19)
          سپس راه را براى او آسان كرد، (20)
          بعد او را ميراند و در قبر پنهان نمود، (21)
          سپس هر گاه بخواهد او را زنده مى‏كند! (22)
          چنين نيست كه او مى‏پندارد؛ او هنوز آنچه را (خدا) فرمان داده، اطاعت نكرده است!

          این آیه انتقاد شدیدی است از انسان ناسپاس که به مبدا خلقت خود نمی اندیشد ،و در صدد تذکر این است که انسان (تک تک انسانها) روزی هیچ نبوده است ،بعد از نطفه ای خلق شده است،بعد راه سعادت با هدایت عقل و هدایت وحی برای او ترسیم می شود ،اما افسوس که انسان مفتون دنیای دو روزه گشته به پروردگار خالق خود پشت می کند ،بعد هم پایان کار او را ترسیم کرده است که بمرگ منتهی میشود ،اما مرگ پایان او نیست ،تازه اول حیات ابدی است و روزی حشر و نشر برقرار می شود،و انسان دوباره زنده میشود ،پس این ناسپاسی های انسان درست نیست ،حقیقت این است که انسان میخواهد با هواهای نفسانی خود زندگی کند ،در سوره قیامت هم انگیزه انکار خدا و قیامت را چنین زیبا ترسیم فرمود که (بَلْ يُريدُ الْإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامه ،قیامت/5) آری دوست من مشیری عزیز ،انسان می خواهد به فسق و فجور پردازد ،می خواهد آزاد باشد هرچه می خواهد انجام دهد ،می خواهد پوشش و حجاب نباشد ،که به هرکس خواست نظر کند و از آن لذت برد ،پس بهترین و راحت ترین راه این است که بگوید ،خدا چیست و کیست و چه کاره است؟! انبیاء چه کسانی هستند؟! دین خرافه است و سعادت انسان را تامین نمی کند! بابا دو روز دنیا را خوش باش و کیف کن!
          مشیری جان این همان ماتریالیسم اخلاقی است که به ماتریالیسم فلسفی و انکار خدا و قیامت و وحی منتهی شده است،همان که قرآن فرمود (بل یرید الانسان لیفجر امامه یسال ایان یوم القیامه) می گوید: انسان می خواهد فجور کند و راحت باشد و کیف کند ،پس می پرسد ،قیامت چه وقت است و قیامت کجا بود؟!وحی و شریعت را هم که مکرر گفته است برای همه جهانیان است ،می گوید اینها مال بیابانگردهای قدیم است!
          مشیری جان بیدار شو که دیر میشود عزیز من ،این که تو میگویی عقل نیست ،این هوس است! باقی هم بهانه است.
          مشیری جان کمی عصبانی شدی و مرا هم عصبانی کردی،بهتر نبود به همان لطافت سابق سخن می گفتی؟

           
          • درود بر شما
            آقا مرتضی گرامی
            اول عرض کنم بنده به عنوان ناشناس پیام نگذاشتم ! بعضی مواقع با عنوان ناشناس منتشر میشه بنده بی تقصیرم . به هر حال گویا نوشته های من برایتان آشنا بوده . خیالم راحت شد
            آقا مرتضی از شما چه پنهان من خیلی مواقع بدون واسطه و مهملات دینی و عربی به خدا فکر میکنم و دنبال یک ارتباط منطقی و باوری میگردم فارغ از دین و مکتب تحمیل شده که هیچ گلی به سر بشریت نزده جز جنگ و خون ریزی و نکبت ! در ضمن من از خیلی آیت الله هایی که ادعایی مسلمانی دارند مسلمان ترم ! چرا که مسلمانی به دولا و راست شدن و نماز شب خواندن نیست بل یک چهار چوب اخلاقی است که با الف بای انسانیت مشترک است که آنها با خشونت دینی نشان دادند که از آن بی بهره اند ! از طرفی متنفرم از شمشیر زنان و مدعیان دین از صدر اسلام گرفته تا ابلهان امروزی که خود را نماینده خدا میدانند از طرفی دیگر میگویم اینها که دین و خدا را شناخته اند عملکردشان شده این ! پس عالم بی دینی عقل و انسانیت فراتری دارد !
            جهت اطلاع عرض کنم که من در یک خانواده مذهبی بزرگ شدم بخصوص مادرم که خیلی مذهبی بود اینکه میگم بود یعنی خدا رفتگان شما را بیامرزد زمانی که برادرم در جنگ کشته شد یا به قول شما شهید شد ( شهید راه جهالت ملایان البته ) یادم میاد روزی که مادر را به مزار شهدا بردم آنجا را گلباران کرده بودند و بر مزار هر شهید یک عکس خمینی چسبانده بودند ! مادرم این را برنتافت و گفت چرا عکس قاتلش را بر مزارش زدند ! من که خواستم هوش مادر را بسنجم گفتم مادرم قاتلش صدام بوده ! گفت خوب این صدام را تحریک کرد که به ایران حمله کند تازه بعد از آن همه ویرانی و کشتار گفتند که پیروز شدیم ! آباد کردن قبرستانها و ویرانی شهرها هم شد پیروزی ؟ و اضافه کرد بار دیگر که آمدیم یادت باشد که یک عکس حضرت علی بیاوریم و جایگزین کنیم ! گفتم مادرم خرابترش نکن اگر این قاتله آون بابا قتال بوده ! مادر ناراحت شد و گذشت و فاتحه ای خواند و گفت خدایا این شهید من آخرین شهید باشد و دیگر خانواده ای داغدار نشود .
            من خودم هم در دوران سربازی مجروح جنگی بودم و تمام مدت خدمتم هم در مناطق جنگی بود زیرا که متنغرم بودم از صبحگاه و شامگاه و واکس و پوتین ! و در واقع خانواده ما بیش از سهم خود تاوان ندانم کاری ملایان را داده و اگر اندکی حقارت در من بود یک وجب ریش میگذاشتم و خودم را می چسباندم به این حکومت پربرکت ! و روزگارم به از این میشد که هست ! یعنی الان نه خانه زندگی دارم نه شغل دزست و حسابی منم و 44500 تومان یارانه که پول آدامسمم نیست و بعد از اختلاس بیمه من دیگر ماشنم را بیمه نکردم و خالی از بنزین در گوشه ای اقتاده ! پدرم هم که بیش از بیست سال کفیل فرهنگ بود یک خانه کلنکی برایمان به جا گداشته که قابل سکونت هم نیست فروشش هم داستان دارد و منع بی قانونی ! در واقع با این اوضاع مملکت من کاملا بلاتکلیف هستم و هیچ مدل احساس امنیت و آرامش نمی کنم و آینده روشنی ای قابل تصور نیست و هر آن ممکن است اوضاع به هم بریزد و مجبور باشی از دینی که از آن متنفری دفاع هم بکنی و گرنه سرت را می برند ! اینها همه در شرایطی است که خیلی ها از راه نرسیده سوار بر خر مراد و بهرمند از همه نوع امکانات هستند بدون هیچ رنجی ! گرفتاری را می بینید آقا مرتضی . حالا هم شما به آدم نامید و شکست خورده و گرسنه هی دین تجویز کن . همین که چوب دین را میخوریم برای هفت پشتمان بس است .

             
          • سلام آقای مشیری عزیز

            دوست من،خوشحالم که چنین سوابقی داشته ای ،و خوشحالم که مرا لایق دانستی برای درد دل ،من هیچ قضاوت نهایی برای احدی از مخلوقات خدا ندارم ،آنچه که ابراز کردم بر اساس گفتارهای قبلی خود شما بود ،از اینکه برادر یک شهید بزرگوار هستی ،به روح آن شهید درود می فرستم و برای او درجات بالاتر مسالت دارم ،اما خواهش میکنم در مورد دفاع شجاعانه و شهادت آن عزیز چنین تعبیر نکن ،او در راه حفظ و سربلندی کشور خود بشهادت رسیده است و نه برای آخوندها ،اینکه کسانی از مقوله ای سوء استفاده کرده باشند مساله دیگری است ،اما شهادت آن گرامی را باید جداگانه پاسداشت ،حال نیت هرکس هرچه باشد با آن محشور است.
            همینطور درود می فرستم به روان مادر گرامی شما و اعتقاد او.
            من برای شما احترام قائلم اما با برخی نظرات شما موافقت ندارم ،اینکه می گویید بخدا فکر می کنید بسیار خوب است ،انسان موجودی است که در این جهان دائم در حرکت و تحول و تکامل است ،و تا آخر اگر در حال تحقیق باشد و بجایی نرسد ارج و قرب او نزد خدای رحمان رحیم محفوظ است ،شما از اوضاع اجتماعی و سیاسی کشور و عملکردها گذشته ناراحتید ،حق دارید ،انتقاد هم بکنید ،اما بدانید من طلبه یا افراد دیگر عین اسلام نیستیم ،شما در اسلام مطالعه کنید کاری به بد بودن من نداشته باشید ،ایراد من بشما این است که چرا بواسطه عملکرد برخی از متدینان ،اینگونه به دین و اصل اسلام می تازید تا وقتی به شما انتقاد می شود اینگونه ناچار می شوید سابقه ایمانی خود و بستگان خود را بازگو کنید،یا بگویید من از مسلمانها مسلمان ترم ،شما می گویید مسلمانم و مسلمانی به نماز نیست ،این تناقض است ،البته نماز یکی از احکام مهم دین اسلام است ،اما همه آن نیست ،نمی شود من بگویم مسلمانم اما برخی احکام را قبول ندارم ،البته کسی هم که نماز واجب یا نماز شب و غیر آن می خواند ،در همان دین اسلام به او گفته می شود نباید از خود راضی باشد ،و نباید خود را برتر از دیگران بداند،بلکه انسان متعالی کسی است که خود را از همه انسانهای دیگر پایین تر بداند.اینها هرکدام بجای خود ،اخلاق انسانی مورد سفارش دین است و احکام دین نیز باید رعایت شوند،ایراد بشما این است که اگر کجروی از من طلبه دیدید چرا به علی علیه السلام اهانت می کنید همانطور که مرحوم والده تان ناراحت شدند،علی قتال عرب بود اما در جنگ ،شما الان اگر سرباز و مجاهد باشید و از حریمی یا اعتقادی یا ناموسی دفاع کنید و دشمنان مهاجم را بکشید این صحیح نیست کسی بعد در تاریخ بیاید بگوید مشیری قتال بود،علی جنگ می کرد و آدم می کشت برای اینکه به او حمله می شد ،او در سه جنگ جمل و نهروان و صفین جنگ کرد و آدم کشت ،اما شروع کننده جنگ نبود ،او مهاجم را می کشت ،و آنکه برای نابودی اسلام و پیامبر هجوم میاورد را می کشت ،بنابر این نباید اگر بچیزهایی معترضیم ،کسان دیگری یا اصل دین را مورد هجوم قرار دهیم.
            البته شما آزادید ،چه من دین تجویز کنم یا نکنم ،انسان در این دنیا موجودی آزاد و مختار است،و خود آنچه را که کشت می کند درو خواهد کرد ،من در این سایت هیچگاه بنای موعظه ندارم ،و خود را در حد موعظه نمیدانم ،زیرا خود پر از نقصانم و از عاقبت ایمانی خویش بیخبرم ،اما بنای من گفتگو با شمایان هست،و من نیز مثل شما بر بسیاری امور منتقدم ،اما سخنم این است که عمل دیگران نباید ما را وادار کند که از اعتقاد راسخ خود دست برداریم،شما شاید تحقیق و مطالعه کرده باشید و دین را نفی می کنید ،اما می خواهم بگویم مطالعه صدر و ساقه دین حتی برای متخصصین نیز به این سهولت نیست ،در واقع بسیاری از بد بینی های ما ناشی از برخی نادانسته ها یا ابهام های تاریخی است ،این سخنی که شما و برخی دیگر دائم تکرار می کنید بنظرم سخن درستی نیست که دین فقط منشا جنگ و خونریزی شده است ،این خلط بین تئوری و عمل است ،در قرآن شاید بیش از سی آیه در امر جنگ وجود ندارد ،پیامبر و مسلمانان تحت فشار مشرکان قرار گرفتند ،بعد که به مدینه رفتند و پیامبر حکومت تشکیل داد ،این کفار و مشرکان و منکران وحی بودند که دائم به مسلمانان حمله می کردند یا کاروان های تجاری آنان را غارت می کردند ،در واقع جنگ های صدر اسلام جنگ دفاعی یا پیشگری از حمله بوده است.
            این یک نکته تاریخی ،حال کسی می آید تهمت میزند که پیشرفت اسلام با شمشیر بود ،چنین نبوده است ،پیشرفت اسلام مرهون اخلاق پیامبر و محتوای وحی و استقامت مسلمانان بوده است.
            اما اگر متدینان بعد از پیامبر بجهات مختلف مثل ریاست طلبی و هوای نفس و قدرت طلبی و خود خواهی و غیر اینها از هدایت وحی منحرف شوند ،اینجا نمی شود اصل یک مکتب و تئوری را نادرست دانست،متاسفانه این خلطی است که شما دوستان به آن مبتلا هستید.
            من امیدوارم مشکلات شما و همه ما مرتفع شود ،اما لزوما انتقاد به رفتارها به این نیست که ما به دین حمله کنیم ،ممکن است کسی جوهره دیانت را در خود حفظ کند ،اما در عین حال بگوید نهاد دین از نهاد سیاست جدا باشد و امور اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و غیرو بر اساس علم و پیشرفت های علمی اداره شود ،این که مطلوب دین هم هست ،پس چرا ما برای عمل دیگران به دین حمله کنیم؟
            من اصلا نمی گویم شما دیندار دو آتشه شوید ،و اصلا تظاهر به دین و ریاکاری و خودنمایی از صفات ناپسند و نامطلوب دین است ،اما مساله این است که چرا ما در مسائل درست تحقیق و بررسی نکنیم؟ و چرا در قضاوت کردن عجله کنیم ،و هرچه را به عقل و درک ما نرسید فورا غیر عقلی و نامطلوب بدانیم،سخن من با شما دوست عزیز این بود ،و من ابتدا به این گفتار نکردم ،دوستانی بحث حکم پوشش در اسلام را مورد سوال قرار دادند ،و من سعی کردم صرفنظر از رفتارهای اجتماعی و حکومتی ،فلسفه اجتماعی پوشش را با توجه به متن دین تبیین کنم ،و چیزی هم بشما نگفتم ،بعد دیدم شما بدون اینکه بحث علمی و دقیق کنید و استدلالهای مرا مورد ارزیابی قرار دهید می گویید فلانی تو خلاف عقل می گویی! یا فلانی تو خرافات می بافی! یا فلانی می خواهم عصبانیت کنم!
            جناب مشیری گرامی این روش ها عقلانی نیست ،شما اگر بحث عقل می کنید ،بیایید احتجاج کنید که کجای مطالب من خلاف عقل است و به چه دلیل،اما توهین و تحقیر به دین و مسخره کردن احکام آن روشی عقلانی نیست.
            بسیار خوب شما اگر دین را ناکار آمد در صحنه اجتماع میدانید بدانید ،و اگر سکولاریسم را مفید بحال جامعه میدانید ترویج کنید ،اما توهین و تحقیر دین چرا؟ بگذارید مومنان هم به دین خود معتقد باشند ،من از شما سوال می کنم آیا سکولارها در طول تاریخ خطا یا جنایت نکرده اند؟ آیا تا سکولاری جنایت کرد باید سکولاریسم را باطل بدانیم؟
            اگر داعش یک دسته جهال احمق باشند و برداشت های بنیادگرانه از دین داشته باشند که هیچیک از عالمان معتبر شیعه و سنی آنها را تایید نمی کنند ،ما باید بگوییم اسلام یعنی همین؟ اسلام میگوید سر مخالف و رقیب سیاسی خود را گوش تا گوش ببر؟!
            من میگویم جوهر رحمانی دین چنین نیست ،و سوء برداشت ها را نباید پای متن دین گذاشت.
            من پوزش میخواهم اگر سبب رنج و ناراحتی شما شدم ،غرض من تذکر دوستانه بود بر اساس گفته ها و اظهارات قبلی شما ،و من خود را از نظر معنوی از شمایان پایین تر می بینم.
            امیدوارم از من نرنجیده باشید،هر انتخابی دارید محترم است ،اما باب گفتگوی دوستانه هم همیشه مفتوح است.

            آرزومند موفقیت شما

             
          • درود بر شما
            آقا مرتضی دوست داشتنی
            من تا حالا چند بار تاکید کردم که شما را جدای از باورهای دینی قبول دارم و در عین به باورهای دینی شما هم در چهار چوب عقیده شخصی احترام میگذارم اینکه من بی پرده در مورد دین صحبت میکنم یا به قول شما توهین میکنم دلیل این ادعا است و بالا بودن سطح تحمل شما در شنیدن دیدگاهای که قطعا با باورهایتان در تضاد است نشان از درک بالای شما دارد که به توعی قبول میکنید که مدعیان . دین را به بیراه بردند و دنیا را برای خودشان بهشت ساختن و وعده سر خرمن آن را به دیگران میدهند ! به هر حال به احترام این نوشته شما با تمام تنفری که از دین دارم سکوت میکنم و به این بسنده میکنم که :
            عالمی دیگر بباید ساخت از نو آدمی .
            بی نهایت سپاس از لطف و ابراز محبت شما

             
  4. مرگ بر شاهین نجسی

     
  5. شما خیلی خوب و زیبا انحراف رو در بین مردم منشر میکنید. شما چقدر راحت برداشت شخصی خودتون رو از دین تو جامعه بسط میدید و با دست و سوت زدن های یه عده تازه به دوران رسیده خود فروش باد به قپ قپ میندازید و فکیر میکنید راست میگید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    راستی فکر میکنید راست میگید؟؟؟؟؟؟؟

     
  6. قانون حجاب و بقیه قوانین دینی فقط و فقط برای یک منظور وضع شدند: کنترل. این فقط مخصوص دین اسلام هم نیست, همه ادیان از این قوانین داشته و دارند. ولی فرق بزرگی که میبینیم اینست که جوامع پیشرفته به این حقیقت پی بردند و زنجیر انقیاد (کنترل) دین را ازگردن خود برداشتند. متدینین در زندگی شخصی خود میتوانند از قوانینی دینی که در ضدیت با قوانین عرفی عمومی نباشد هر آنگونه که میخواهند اجرا کنند.

     
    • سلام استاد.
      من از حرفهای شما دو برداشت کردم. یکی از برداشتها اینست که شما میگویید حجاب را رعایت نکنید که با طرز تفکری که از شما سراغ دارم این حرف از شما شنیدن غیر ممکن است و دیگری انکه این بازی دوسر باخت است دفاع تا دقیقه 90 گل خوردن در دقیقه ی 91 ایران و ارزانتین. جسارت است استاد اما بعضی وقتها دست گذاشتن روی یک نکته فقط حساسیت ان را بیشتر میکند بدون انکه دردی را دوا کند. حرف من ما تمام جوانان ایران زمین ایسنت. بگذارید زندگی کنیم دوست داشته باشیم عشق بورزیم. و حسرت اینکه رهبری که زمانی بر سرش قسم میخوردیم از چشممان افتاد و صدای دوستان خود را نشنید. دردناک است قصه ی زندگی امروز ایران ما که زمانی مثل نگینی میدرخشید. افسوس.
      با احترام.

       
  7. علی اکبر ابراهیمی

    در پاسخ به آن اصلاح طلب سرشناس:

    برگ برنده اصلاح طلبان سرشناس و نشانه کله گندگی و شرافت و استقلال ایشان، رقابت با حاکمیت برای بدست آوردن دل مردم و جلب حمایت جنبش سبز است.
    رقابت با مردم و محمد نوری زادها (سبزها) ی ایشان برای کدام هدف؟ آیا می ارزد؟
    لااقل خودتان را به قیمت بفروشید. به گمان من قیمت شما بسی بیشتر است.

     
  8. اولاّ حضورتان عارضم که آیه های مربوط به حجاب فقط برای زنان پیغمبر نازل شده بود که زینت ها و**** خود را از مردان نا محرم بپوشانند و شامل همه بانوان نبوده و نخواهد بود.

    البته اکثریت شما که شاید به خاطر مشهور بودن این قضیه همه راجع به شان النزول این آیه که همانا جدائی حضرت عایشه در طول آن غزه معروف و باز گشت ایشان با آن افسر جوان و خوش تیپ لشگر اسلام بوده است آگاهی دارید که زنان پیغمبر (ص) علاوه بر اینکه زینت آلات و بخش بزرگی از اندام خود را باید در مقابل مردان نامحرم به پوشانند همه آنان بعد از طلاق چه به هنگام زندگی و یا رحلت رسول الله بر همه مردان دیگرحرام هستند. انحصار به معنای واقعی. همین نکته هاست که من عاشق این ایدیولوژی آسمانی هستم این خدا واقعا تکه و خیلی هم هوای فرستاده خوده شو داره هیچ مشکلی هم نیست.

    والمکرو والمکر الله والالله خیرالماکرین

     
    • جناب آقا رسول

      با سلام

      باید عرض کنم این سخن شما که :

      “”حضورتان عارضم که آیه های مربوط به حجاب فقط برای زنان پیغمبر نازل شده بود که زینت ها و**** خود را از مردان نا محرم بپوشانند و شامل همه بانوان نبوده و نخواهد بود””.
      (پایان نقل قول)

      سخن نادرستی است ،و مساله حجاب یعنی لزوم پوشاندن بانوان همه بدن خود را باستثناء “وجه و کفین” و زینت ظاهر ،از احکام ضروری فقهی و قرآنی است ،که مورد اجماع فقهاء شیعه و اهل سنت است و روایات فراوانی در مورد آن از عترت گرامی پیامبر اسلام نقل شده است.
      اینجا البته نیاز به ورود تفصیلی در نقل کلام و اجماع فقهاء شیعه و سنی بر لزوم حجاب بانوان ،و نقل روایات مفصل نیست ،زیرا مدعای شما مدعایی قرآنی بود ،پس من اینجا تنها اکتفاء می کنم به ذکر آیات قرآنی مربوط به حجاب که در دو سوره “نور” و سوره “احزاب” وارد شده است که البته عمده آن همان آیات سوره نور است ،و اینکه ببینیم مدعای شما مبنی بر اینکه آیات مربوط به حجاب فقط در شان زنان پیامبر بوده است یا خیر؟

      آیات مربوط به پوشش و حجاب یکی در سوره “النور” آیه 31 است که من از باب اینکه نادرستی ادعای شما روشن شود حتی یکی دو آیه پیش از آن را بهمراه ترجمه آن درج می کنم ،در سوره نور اینطور فرموده است :

      “”يا ايُّهَا الَّذينَ امَنوا لا تَدْخُلوا بُيوتاً غَيْرَ بُيوتِكُمْ حَتّى‏ تَسْتَأْنِسوا وَ تُسَلِّموا عَلى‏ اهْلِها ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرونَ (27) فَانْ لَمْ تَجِدوا فيها احَداً فَلا تَدْخُلوها حَتّى‏ يُؤْذَنَ لَكُمْ وَ انْ قيلَ لَكُمُ ارْجِعوا فَارْجِعوا هُوَ ازْكى‏ لَكُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلونَ عَليمٌ (28) لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ انْ تَدْخُلوا بُيوتاً غَيْرَ مَسْكونَةٍ فيها مَتاعٌ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ ما تُبْدونَ وَ ما تَكْتُمونَ (29) قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضّوا مِنْ ابْصارِهِمْ وَ يَحْفَظوا فُروجَهُمْ ذلِكَ ازْكى‏ لَهُمْ انَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما يَصْنَعونَ (30) وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ ابْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُروجَهُنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ الّا ما ظَهَرَ مِنْها وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيوبِهِنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ الّا لِبُعولَتِهِنَّ او ابائِهِنَّ او اباءِ بُعولَتِهِنَ‏ اوْ ابْنائِهِنَّ اوْ ابْناءِ بُعولَتِهِنَّ اوْ اخْوانِهِنَّ اوْ بَنى اخْوانِهِنَّ اوْ بَنى اخَواتِهِنَّ اوْ نِسائِهِنَّ اوْ ما مَلَكَتْ ايْمانُهُنَّ اوِ التّابِعينَ غَيْرِ اولِى الْارْبَةِ مِنَ الرِّجالِ اوِ الطِّفْلِ الَّذينَ لَمْ يَظْهَروا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ، وَلا يَضْرِبْنَ بِارْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفينَ مِنْ زينَتِهِنَّ وَ توبوا الَى اللَّهِ جَميعاً ايُّهَا الْمُؤْمِنونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحونَ (31)..””
      (پایان نص آیه قرآن)

      ترجمه آیات:

      اى كسانى كه ايمان آورديد! به خانه ديگران داخل نشويد مگر آنكه قبلًا آنان را آگاه سازيد. و بر اهل خانه سلام كنيد. اين براى شما بهتر است. باشد كه پند گيريد.
      اگر كسى را در خانه نيافتيد داخل نشويد تا به شما اجازه داده شود. اگر گفته شد بازگرديد، بازگرديد كه پاكيزه‏تر است براى شما. خدا بدانچه انجام مى‏دهيد داناست.
      باكى نيست كه در خانه‏هايى كه محل سكنا نيست و نفعى در آنجا داريد (بدون اجازه) داخل شويد. خدا آنچه را آشكار مى‏كنيد و آنچه را نهان مى‏داريد آگاه است.
      به مردان مؤمن بگو ديدگان فرو خوابانند و دامنها حفظ كنند. اين براى شما پاكيزه‏تر است. خدا بدانچه مى‏كنيد آگاه است.
      به زنان مؤمنه بگو ديدگان خويش فرو خوابانند و دامنهاى خويش حفظ كنند و زيور خويش آشكار نكنند مگر آنچه پيداست، سرپوشهاى خويش بر گريبانها بزنند، زيور خويش آشكار نكنند مگر براى شوهران يا پدران يا پدرشوهران يا پسران يا پسرشوهران يا برادران يا برادرزادگان يا خواهرزادگان يا زنان يا مملوكانشان يا مردان طفيلى كه حاجت به زن ندارند يا كودكانى كه از راز زنان آگاه نيستند ( بر كامجويى از زنان توانا نيستند) و پاى به زمين نكوبند كه زيورهاى مخفى‏شان دانسته شود. اى گروه مؤمنان! همگى به سوى خداوند توبه بريد، باشد كه رستگار شويد””.
      (پایان ترجمه )

      ملاحظه می کنید که در همان ابتدای آیه 27 که مضمون آن نهی از ورود بی اجازه به منازل است مگر آنکه با صاحبان آنها هماهنگ شود ،تعبیر خطاب عام است (یا ایها الذین آمنوا) یعنی ای کسانی که ایمان آورده اید.
      و در شروع ایه 30 که بنوعی شروع در تبیین مباحث مربوط به “نگاه کردن مردان به زنان ،و نگاه کردن زنان به مردان ” و مباحث مربوط به حفظ “اعضاء جنسی مرد از زن ،و حفظ اعضاء جنسی زن از مرد” است باز تعبیر در مورد مردان عمومیت دارد (قل للمومنین :ای پیامبر بگو به همه مومنان که چشم های خویش از نظر شهوت آلود به زنان نامحرم فرو شکنند و عضو جنسی خویش را از وقوع در حرام بازدارند).
      کلمه “المومنین” در این آیه باصطلاح ادبی جمع محلی به الف و لام جنس است ،که باجماع اهل ادب مفید عمومیت است ،یعنی به همه مومنان بگو…

      نیز در آیه 31 که اصل آیه مربوط به پوشش زنان است اینطور فرموده است :
      (قل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهن…یعنی ای پیامبر به زنان مومنه “مومنات” بگو چشم های خویش از نظر شهوت آلود به مردان نامحرم فرو شکنند و عضو جنسی خویش از وقوع در حرام بازدارند)

      ملاحظه می شود که مضمون سفارش به زنان و سفارش به مردان در دو آیه یکی است که عبارت از غض بصر(فرو شکستن نگاه از نظر به حرام) و مراقبت و محافظت عضو جنسی از وقوع در حرام و لزوم تقواست ،البته در دنباله آیه مربوط به بانوان شروع در بیان حد و حدود پوشش بانوان است که در روایات هم مورد تفسیر اهلبیت واقع شده است که فعلا از بحث ما خارج است.
      توجه کنید که باز شروع این آیه نیز بتعبیر خطاب عام یا مطلق است (قل للمومنات) بگو ای پیامبر به زنان مومنه ،کلمه “مومنات” در اینجا جمع کلمه “مومنه” است که علاوه بر جمع بودن ،محلی به الف و لام جنس است که مفید عموم است ،پس این تعبیر نیز باجماع اهل ادب و لغت و بر اساس بحث های مفصل در اصول فقه ،باصطلاح “عام استغراقی” است و هیچ اختصاصی به “زنان پیامبر ” ندارد.
      در شان نزول این آیات نیز هیچ اختصاصی به زنان پیامبر وجود ندارد ،اکنون شما بفرمایید که از کجای این آیات مربوط به پوشش و نظر ،اختصاص این احکام به زنان پیامبر استفاده می شود؟ آیا الفاظ داخلی این آیات چنین می گوید؟ آیا قرینه متصله یا منفصله ای بر اختصاص وجود دارد؟ آیا در روایات و شان نزول آیه چنین اختصاصی وارد شده است؟ اگر هست بفرمایید.
      این اصل آیه مربوط به پوشش در قرآن است.

      آیه دیگری که می توان در حاشیه این آیه ذکر کرد آیه 59 سوره احزاب است که فرموده است :

      “”يا ايُّهَا النَّبِىُّ قُلْ لِازْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابيبِهِنَّ ذلِكَ ادْنى‏ انْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفوراً رحيماً ..””
      (پایان نص آیه)

      ترجمه آیه:
      اى پيغمبر! به همسران و دخترانت و به زنان مؤمنين بگو كه جِلبابهاى (روسريها) خويش را به خود نزديك سازند. اين كار براى اينكه شناخته شوند و مورد اذيت قرار نگيرند نزديكتر است و خدا آمرزنده و مهربان است.

      (پایان ترجمه)

      گمان من این است که اشتباه دوستمان آقا رسول مربوط به همین آیه است ،البته این درست که آیات قبلی این آیه یک سلسله احکامی را برای زنان رسول گرامی اسلام بیان کرده است،اما به دو نکته باید توجه کرد ،یکی اینکه آیات 56-58 در اینجا فاصله شده است ،و دیگر اینکه الفاظ خود این آیه 59 هم (قُلْ لِازْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ) عمومیت دارد، ملاحظه کنید می فرماید ای پیامبر به همسرانت و دخترانت و زنان مومنان بگو…
      پس مضمون این آیه نیز اختصاصی به همسران حضرت رسول ندارد ،زیرا در تعبیر “نساء المومنین” که بصورت اضافه ذکر شده است ،هم کلمه “نساء” نکره است که نکره فی نفسه دلالت بر شمول دارد که با اضافه شدن به “المومنین” که جمع محلی به لام است ،باز مفید عموم است ،و هم خود “مومنین” عمومیت دارد ،یعنی وقتی نساء بمعنای عام آن به همه مردان مومن اضافه می شود معنای آن این است که “تک تک زنان مردان مومن” یعنی ای پیامبر به همه زنان مومنه اینرا بگو که …..

      بنابر این در این آیه شریفه نیز هیچ قرینه ای بر اختصاص مساله پوشش به زنان پیامبر ندارد،حال بگذریم از روایات فراوان دال بر شمول، و بگذریم از اجماع ضروری بین فقهاء شیعه و سنی.

      یک نکته دیگری هم که هست این است که ما در فقه و اصول قاعده ای داریم بنام “قاعده اشتراک احکام” یعنی احکام شریعت بنظر اولی مشترک بین مردان و زنان است ،اما زنان باز احکام خاصی دارند که در مظان آن در کتاب و سنت ذکر شده است .
      همینطور وقتی احکامی برای بانوان تشریع میشود ،باز بقاعده اشتراک مشترک است بین همه زنان ،مگر اینکه در موردی تصریح به اختصاص شود ،مثل برخی آیات مربوط به زنان پیامبر در همین سوره احزاب که هم دلالت آیه روشن است و هم شان نزول آن در تواریخ و تفاسیر آمده،اما در غیر موارد مصرح به ،احکام بانوان مشترک بین همه زنان عصر پیامبر و همه تاریخ است و هیچ اختصاصی وجود ندارد ،مثل همین مساله مانحن فیه “پوشش و نظر” که مربوط به همه زنان گذشته و حال و آینده است،زیرا چنان که عرض شد سوای اجماع و ضرورت و روایات فراوان ،آیه اصلی مربوط به پوشش بانوان همان آیه سوره نور بود که ربطی به زنان پیامبر نداشت ،چنانکه آیه سوره احزاب نیز نص در اشتراک بود نه در اختصاص.

      من در اینجا توصیه ای به دوست گرامی آقا رسول دارم ،و آن این است که من از الفاظ گفتارهای شما اینطور می فهمم که شما خود را خارج از دیانت اسلام می دانید ،و شریعت اسلام را قبول ندارید ،
      می گویم :بنابر این کسی که کلیت وحی و دیانت اسلام را نمی پذیرد چه انگیزه ای دارد که مطالب مسلم قرآن را تحریف کند؟ شما می توانید بگویید من اسلام و رسول گرامی اسلام و قرآن را قبول ندارم ،اما چه داعی دارید که قرآن را به اینصورت تحریف و نادرست معرفی کنید؟
      معمولا دوستان این چنینی که از دین بهر علتی دلزده شده اند ،دنبال حاکمیتی سکولار هستند ،و تکیه زیادی بر مکتب اومانیسم دارند ،می گویم: در مورد خواست جدایی دین از سیاست این حق شماست که مطالبه کنید ،اما دوست گرامی چرا حداقل های اخلاق اومانیستی و اقتضائات انسانیت را که مدار این مکتب است رعایت نمی کنید؟ اینکه همینطور کلی و بی دلیل ادعا کنید که در قرآن مساله پوشش و حجاب اختصاص به همسران پیامبر داشته است ،آیا مساله ای خلاف قواعد اخلاق نیست؟

      اما من مطالب این پست جناب نوریزاد و مطالب کامنتی دوستان را در این چند روز بدقت خواندم ،و قصد ابراز نظر نداشتم ،گفتم جناب نوریزاد مطلبی نوشته اند و دوستانی نیز انظار و گرایشات خود را در چهار چوبه آزادی بیان بیان می کنند ،اما مطلب نادرستی که دوستمان آقا رسول به قرآن نسبت داد ،مرا ناگزیر از نوشتن کرد،چیزی که مایه شگفتی است این است که کسانی خود را خارج از کلیت اسلام فرض می کنند اما در عین حال احکام مسلم قرآنی و اسلامی را مورد هتک و ناسزا قرار می دهند ،خوب اگر شما کلیت اسلام را قبول ندارید و بحث شما در اصل وحی و رسالت و بعثت است ،چرا احکام فرعی اسلام را مورد هتک قرارمی دهید؟
      در اینجا لازم می بینم از متن اصلی دوست عزیزم آقای نوریزاد هم نقد و گلایه ای داشته باشم ،و آن اینکه در این گفتار که به اینهمه ناسزا به اسلام و قرآن و دین انجامید ،چند چیز خلط شده است:

      1-یک بحث در مورد نحوه برخورد حکومت جمهوری اسلامی با بانوانی است که پوشش اسلامی را که یکی از قوانین مسلم دین و قوانین کشوری است خوب رعایت نمی کنند ،این مساله ای قابل بحث است و من نیز ممکن است با برخی برخوردهای نادرست جمعی یا فردی با این مقوله موافق نباشم ،این مساله ای جداست.

      2- مساله تفکیک جنسیتی در بسیاری از اماکن و از جمله در محیط کار است که اینهم مساله ای جداست و من نیز با آن موافق نیستم ،و بنظر میرسد آنچه که مد نظر شریعت اسلام است این است که مکلفین اعم از زن و مرد مختارانه به تکلیف های فردی و جمعی خویش عمل کنند و وظایف تقوایی را مراعات کنند ،اما اینکه همه جا زن و مرد را از هم جدا کنند این نسبت اش با شریعت معلوم نیست ،و من بیاد دارم که خود مرحوم آیت الله خمینی هم که موسس این جمهوری بودند ،وقتی شنیدند که در دانشگاههایی بین دختران و پسران دانشجو پرده و حائلی کشیدند ،فورا دستور برداشتن آنها را دادند،بنابر این این مساله نیز مساله قابل نقد و اشکال است که از محل کلام خارج است.

      3- مساله دیگری که باز قابل طرح است این است که جناب نوریزاد یا هر فرد دیگری انتقاد کنند به تبعیض در حساسیت هایی که از طرف مراجع و فقهاء در مسائل ابراز می شود،مثل اینکه چرا آقایان در مورد پوشش بانوان اینقدر حساسند ،اما در مورد تخلفات دیگر و مفاسد دیگر مثل ناروائیهای هشت سال فاجعه بار گذشته ،یا مساله اختلاس سه میلیارد دلاری و نظایر آن اینقدر حساسیت بخرج نمی دهند؟ یا چرا به حبس و حصر ناعادلانه و بدون محاکمه دو یار وفادار مرحوم آیت الله خمینی یعنی آقایان موسوی و کروبی که خلاف بین شرع و قانون اساسی و قوانین موضوعه کشور است اینقدر حساس نیستند،یا چرا ماجرای قمار هسته ای را بنقد نکشیدند و ….؟
      اینهم مساله قابل طرحی است و قابل نقد و ایراد.

      4-اما مساله اصلی این است که چرا جناب نوریزاد مسلمان ،حکم قطعی و مسلم قرآن و روایات ،که از ضروریات اسلام و فقه است و حتی فقهاء عامه نیز آنرا قبول دارند ،را اختراع فقهاء می دانند؟
      چه ثبت اختراعی؟ یک فقیه نه تنها در این مساله بلکه در هر مساله فقهی کوچک و بزرگ دیگر ،هر حکم و فتوایی که می خواهد صادر کند ،بر اساس بررسی متن قرآن و احادیث معتبر و ضروریات و احکام عقل است ،اینجا مساله هوای نفسانی و خواهش شخصی نیست،بنابر این اختراع مفهومی ندارد .
      مساله پوشش نیز یکی از مسائل فقهی است که تصادفا از بسیاری مسائل پایه قرص تری دارد ،زیرا هم از ضروریات اسلام و فقه است و هم در روایات فراوان حد و حدود آن تبیین شده است ،و هم از همه مهمتر در آیات صریح قرآنی مطرح است ،بنابر این اصل پوشش زنان و وجوب آن غیر قابل اغماض و تسامح است ،و این ارتباطی با جعل و اختراع ندارد،شما آراء فقهاء اهل سنت را هم بررسی کنید همین است.پس هیچ مسلمانی نمی تواند این مساله را انکار کند یا آنرا به سلایق فقهاء یا غیر فقهاء ارجاع دهد .بله کسانی که اصل اسلام را قبول ندارند ،طبیعی است که فروعات آن و این فرع را نیز قبول نداشته باشند.
      چیزی که در این نظرات موجب شگفتی بود این بود که برخی اصول و فروع اسلام را مطرح کرده بودند و گفته بودند مساله حجاب و پوشش نه از اصول دین است نه از فروع! آری اصول اعتقادات اسلامی عبارت از توحید و نبوت و معاد است و مساله پوشش از اصول اعتقادات نیست،اما مگر کسی می شود که به اصول اسلام معتقد باشد و در عین حال نص صریح قرآن را انکار یا مسخره کند؟!
      یا دیدم دوستی مطالب یکی از محققین ارجمند را شکسته بسته نقل کرده و می گوید در صدر اسلام زنان عریان دور کعبه می چرخیدند!
      چرا برای اینکه چیزی مورد انکارتان است بهر دلیل ناموجهی تشبث می کنید؟ آن که شنیدید عریان دور کعبه می چرخیدند ،مربوط به سنن جاهلیت بوده است ،کجا در صدر اسلام و بعد از نزول وحی زنان عریان بوده اند؟ چرا دروغ می بافید؟ آیا اخلاقیات در ژورنالیسم و تبلیغات سکولاریستی شما جایی ندارد؟
      در آیات مربوط به حجاب که نقل شد بوضوح مساله پوشش را بطور عام برای همه زنان مومنه بیان کرده است و سنت نبوی و عترت عالیقدر او هم آنرا تشریح کرده اند ،و مساله اجماعی و ضروری بین فقهاء است ،آنوقت شما این چیزها را نقل می کنید؟ آن محقق هم اگر به تمام گفتارش مراجعه کنید نهایتا نتیجه نگرفته است که زنان میتواند شرعا بدون پوشش در اجتماع ظاهر شوند. پس شما اگر چیزی را از شریعت نمی پسندید ،یا اصلا کلیت شریعت را قبول ندارید ،لطفا چیزهای غیر مربوط را به شرع و اشخاص محقق نسبت ندهید،ضمن اینکه من قبلا عرض کردم برخی استظهارات و شواهد آن محقق محترم مورد بحث و مناقشه است ،آنوقت شما مساله ضروری و منصوص قرآنی و روایی که مورد اجماع فقهاء عامه و خاصه است را باستناد برخی تحقیقات یک محقق نفی می کنید؟!
      خوب خودتان را راحت کنید بگویید من این حکم اسلام را قبول ندارم ،این که راحت تر است!

      در هر حال مطلب من این است که باید موارد را از هم تفکیک کرد ،و نباید با خلط مبحث مطالب حق و باطل را بهم آمیخت و نتیجه گرفت که حکم پوشش و حجاب اسلامی چیزی اختراعی از سوی فقهاست،بعد هم گروهی به ناسزاگوئی و استهزاء احکام بپردازند ،این خلاف اخلاق و انصاف و انسانیت است.

      با احترام

       
      • درود بر شما
        آقا مرتضای گرامی
        باور شما قابل احترام اما نهایتا باید بپذیریم که حجاب یک امر شخصی و قابل انتخاب است و اجبار در آن نوعی دیکتاتوری و زیر پا گذاشتن حق و حقوق انسانی است حالا این مورد نظر من نیست سوالی داشتم اگر لطف کنید و پاسخ قابل فهمی بدهید سپاسگزار خواهم بود :
        اینکه اسلام تاکید بر حجاب و عفت دارد این داستان بهره گیری جنسی از بچه شیرخوار چیست ؟ من شرم دارم که بنویسم امامتان در رساله چگونه مجوز آن را صادر کرده خودتان در سایت زیر از لیست عناوین . بهره گیری جنسی از بچه شیر خوار . را که بازخوانی از رساله حجت السلام خمینی است را گوش کنید و توضیحی قابل فهمی ارایه فرمایید . سپاس

        https://www.derafsh-kaviyani.com/gallery/moshiri-mp3.php

         
        • سلام بر جناب مشیری گرامی

          1-جناب مشیری عزیز وقتی اساس کار شما بر انکار دین و احکام آن است چه سودی دارد که من با شما از فلسفه پوشش و اجتماعی بودن آن هم سخن بگویم؟بنابر این به سفارش خود شما من ورودی نمی کنم در این مورد ،اما فقط شما توجه کنید که در این مورد تنها مساله فردی بودن احکام و احترام به عقیده شخصی مطرح نیست ،ما در جامعه ای زیست می کنیم که به انتخاب مردم بنا شده است قوانین اسلام در آن مراعات شود ،نه در یک جامعه سکولار و لیبرال ،پس هرگاه جامعه ما حکومتی سکولار را پذیرفت آنگاه این سخن شما بجاست که حجاب امری شخصی است هرکس خواست آنرا رعایت می کند و هرکس نخواست آنرا رعایت نمی کند.
          اما در یک جامعه اسلامی حکومت نمیتواند نسبت به توابع سوء بی حجابی و بدحجابی بی تفاوت باشد ،بنابر این من نیز بشما عرض می کنم من هم به عقیده شخصی شما احترام می گذارم.

          2-در مورد سوال دوم شما که در موارد زیادی هم تکرار شده است ،باید عرض کنم من وکیل مدافع مرحوم آیت الله خمینی نیستم ،و با انعکاس آن مساله به آن صورت در رساله عملیه موافق نیستم ،و اگر دقت کنید این مطلب فقط در رساله عملیه ایشان ذکر شده است و فقهائی هم هستند که استمتاع از کودک را پیش از بلوغ ممنوع میدانند.
          با این حال توجه کنید که آن بیان ایشان ،صرفا بیان لوازم حلال شدن نوزادی است که با اجازه ولی او به عقد کسی در آمده است ،نه آنکه توصیه به چنین عملی باشد،یعنی فرض مساله این است که دختری با اجازه ولی شرعی بعقد ازدواج کسی درآمده باشد ،در آنجا محور کلام ایشان مثل فقهاء دیگر این است که مباشرت حقیقی با دختر نابالغ پیش از نه سال ممنوع است اما ایشان گفته است باستثناء مساله مباشرت استمتاعات دیگر حرام نیست ،یعنی مثلا فرض کنید بوسیدن او جایز است ،همانطور که عرض کردم من از بیان آن مثال در رساله ایشان دفاع نمی کنم و بهتر بود آن مثال ذکر نمی شد ،اما فقیه اینجا در مقام بیان حرام بودن مساله مباشرت و بیان لوازم جایز بودن امور دیگر است ،زیرا می خواهد بگوید بحکم عقد انجام شده این دختر همسر اوست ،اما این بیان بمفهوم توصیه به چنین عمل خلاف عرفی نیست ،و هیچ فقیهی توصیه نمی کند که مرد نره خری(با پوزش) از طفل شیرخوار استمتاع کند ،این اصلا امکان وقوعی و فعلی ندارد.و عرض کردم که برخی از فقهاء هم حتی به همین لوازم حلیت قائل نیستند و صریحا آنرا ممنوع میدانند،و بنظر من بیان این لوازم حلیت و همسری با توجه به عدم امکان وقوعی و عدم عرفیت آن لزومی نداشت.
          حال شما فرض کنید اصلا مرحوم آیت الله خمینی در این فتوا ره خطا پیموده باشد ،اختلاف نظر بین فقهاء در جزئیات مسائل فقهی فراوان است ،شما چرا با پیش کشیدن چنین مساله غیر مبتلا به و غیر قابل وقوع عرفی از یک انسان عاقل و نرمال ،می خواهید دیدگاه کلی اسلام در مورد عفت و پوشش را زیر سوال ببرید؟
          بهرحال من در حد مقدور پاسخ شما را دادم ،اگرچه میدانم اساس فکر شما انکار دین است ،بنابر این با موضع انکار اصل دین نمی توان بحث در فروعات کرد.

          موفق باشید

           
          • درود بر شما
            آقا مرتضای گرامی
            بسیار ممنون که پاسخ دادید درسته که من باوری به دین شما ندارم اما خودت را قبول دارم حاجی مرتضی و وقتی پاسخ های مفصل شما را در ارتباط با دوستان دیگر می خوانم که چه با حوصله و ادب بحث میکنید به شما درود می فرستم و بی دینی من هم دلیل نمیشه که حرف حق را نزنم یا نپذیرم فقط باید با عقل سازگار باشه که در اکثر موارد نیست ! باورهای دینی را میگویم
            اما در مورد پاسخ اول شما عرض کنم که به نوعی حق با شماست در واقع از ماست که بر ماست جهنمی است که خودمان ساختیم .
            و اما در مورد پاسخ دوم با توجه به توضیحاتی که دادید و به نوعی رد کردید نتیجه میگیرم که حق با استاد مشیری بوده که گفت فتوا دهنده بی ناموس بوده ! اما من نمی دانستم که بچه شیر خوره را هم میشود عقد کرد !
            با سپاس

             
          • جناب مرتضی خان

            مردم ایران حکومت دینی نمی خواهند. قفریبا از همان یک سال بعد از انقلاب فهمیدند که آقای خمینی چه کلاه گشادی بر سر آنها گذاشت چرا که انقلاب را به نفع صنف روحانیت مصادره کرد.
            طبق نظر خود آقای خمینی در پانزده خرداد 42 مردم حال حاضر نمی باید تاوان انتخاب 36 سال پیش نسلهای پیش را بدهند.
            متأسفانه در ایران هیچ انتخابات آزادی برگزار نمی شود پس شما نمی توانید بگوئید مردم حکومت دینی را انتخاب کرده اند. در ایران حتی اجازه یک تجمع سراسری آرام و در سکوت را هم نمی دهند چرا که آن موقع مشخص خواهد شد که تعداد واقعی طرفداران حکومت دینی حتی به ده درصد جمعیت کشور هم نمی رسد.
            در مورد لذت بردن از کودک شیر خوار به نظر شما بهتر نبوده و نیست که علما محترم به این دلیل که حتی بیان اینگونه احکام از نظر عرف بسیار کریه است اصولا فتوا به باطل بودن چنین عقدی بدهند؟
            آقای خمینی که مبدع فقه پویا بوده اند.

             
      • جناب مرتضی خان عزیز

        یک خط از قرآن می نویسید و پنجاه خط سفسطه میکنید. کجای این آیات که گفتید اشاره به این دارد که زن باید حجابی که شما و جمهوری اسلامی تعریف می کنید داشته باشد. در همه این آیاتی که آوردید میگوید مرد باید چشمش را حفظ کند ، زن باید چشمش را حفظ کند زنها زیور الاتشان را بپوشانند بجز آن مفدار که اجتناب نا پذیر است. از کجای این آیات معنای شهوت را بیرون آوردید؟

        مشکل ما این است که قرآن انسانها را دعوت به تفکر و تعقل میکند و لی روحانیون می گویند برای فهم قرآن باید تخصص داشته باشید و فقط روحانیون تخصص دارند. حضرت رسول یک امی بود پس باید بگوئیم خود او هم به اندازه مثلا شما که کمی عربی میدانید (احتمالا) قرآن را نفهمیده بود چون به هر حال با ادبیات عرب آشنائی نداشت. اگر بگوئید داشته پس امی نبوده.

        مرتضای عزیز

        اسلام و قرآن ورای این حروفی است که شما در آن گیر افتاده اید. تازه ادعاهای شما هم خلاف این حروف هستند.
        آنچه شما از آیات عربی اینجا آوردید چیزی در مورد اینکه زن باید این حد از حجاب را داشته باشد ننوشته. این حرفها را برای کشاورزانی که شب خسته و کوفته از سر زمین می آمدند و پای منبر می نشستند و سه چهارم خطبه را در خواب بودند می گفتند و انها هم می شنیدند و به گوش نمی گرفتند و شب سر به بالین می گذاشتند. گواهش اینکه حجاب زنان روستائی خیلی آبکی تر از زنان شهری است و حتی رساله هم تسلیم شده می گوید همان حد از حجاب را که دارند کفایت می کند.

        دوست عزیز به قول عوام با دسته کورها طرف نیستید. لطفا آسمان و ریسمان نبافید.

        ضمنا به سؤالاتی که قبلا کرده بودید جواب داده ام ولی ظاهرا وقت شما خیلی کمتر از آن است که به مسائل پیش پا افتاده ای که خودتان سؤال کرده بودید و جواب داده ام بپردازید.

         
        • جناب منصور گرامی

          با سلام

          من با کمال احترام و ادب شما را مورد خطاب قرار دادم ،اما متاسفانه احساسم این است که نوع خطاب شما به من تحقیر آمیز است ،حقیقتا من از تعبیر “خان” ناخرسندم ،شما اگر تعبیر و لحن گفتارتان را تصحیح کنید من در همه اصول و فروع دین در خدمت شما هستم و گفتگو می کنم ،اما با این لحن شما من از گفتگو معذورم ،شما مقایسه کنید لحن گفتارتان را با این دوست ما جناب مشیری ،او علیرغم اینکه با بنیاد دین مخالف است و طبیعی است که سخن مرا نپذیرد در عین حال با ادبیات خوب گفتگو می کند ،ما باید بدانیم که در این عرصه عمومی نه هدف باید غلبه و برتری باشد و نه لزوما پذیرش تمام حرف طرف مقابل ،ما تبادل دوستانه اطلاعات می کنیم ،و نواقص یکدیگر را تکمیل می کنیم ،این لازمه رشد عقلانی است ،اما بکارگیری خطابهای تحقیر آمیز مثل “خان” و نظایر آن یا بی آنکه به استناد و دلیل سخن طرف مقابل را رد کنیم تنها اکتفاء به تعبیر “سفسطه” کنیم ،این معلوم است که از پیش ما چیزی را پذیرفته ایم یا طرف مقابل را می خواهیم با اهانت منکوب کنیم .
          دوست من این روش بحث نیست ،بحث دقیق و عقلانی طرح مساله و استدلال و دلیل برابر دلیل است ،نه خطابهای خاص و اتهام سفسطه زدن ،من مطالبم را در مورد آیات مربوط به حجاب روشن بیان کردم ،برای بیان هر مطلب نیز به منابع معتبر تفسیر و فقه و فلسفه و غیرو مراجعه می کنم و می نویسم ،نه از پیش خود ،پس هرگاه سخنی علمی دارید یا نقضی به بخشی از سخن دارید ،لطفا با خطاب درست و با ذکر دلیل و استناد معتبر سخن بگویید ،این درست نیست که من هرچه شما بگویید بگویم آقا منصور سفسطه کرد ،نه این کافی نیست ،من باید ضمن احترام به جناب منصور ،مواضع خلل در کلام او را محترمانه تبیین کنم ،حال او یا می پذیرد یا نمی پذیرد ،و تحمیل در عقیده امری است که حتی به کودک نیز غیر ممکن است ،و جدال لفظی بقصد رو کم کنی امری مذموم نزد عقل و شرع است ،من روشن بگویم جدال لفظی با شما ندارم ،آیه مربوط به حجاب را دقیق ذکر کردم و ترجمه آنرا هم بیان کردم ،شما لطف کنید برداشت دقیق خودتان را اگر خلاف آن است ذکر کنید ،ولی بدانید که قرآن یک کتاب عربی است ،شما یا باید به ادبیات عرب احاطه داشته باشید یا به ترجمه و تفسیر مراجعه کنید،علاوه اینکه تفسیر قرآن باید مشفوع به روایات عترت آورنده وحی باشد بحکم روایت متواتر ثقلین ،و فهم و تفسیر قرآن امر آسان و دلبخواهی نیست ،و آیات قرآن یک مجموعه است و باید مجموعه قرآن و روایات معتبر و مقدمات دیگر ادبی تاریخی شان نزول و غیرو را مراعات کرد ،و از پیش خود نمی شود آرائی را به قرآن تحمیل کرد.
          اگر این ضوابط را مراعات فرمودید من در گفتگو در خدمتم ،اما اگر بنای دیگری دارید ،برای شما آرزوی موفقیت دارم.

          با پوزش

           
          • مرتضای عزیز

            لفظ خان لفظ تحقیر نیست و من هم هیچ قصد توهین نداشته ام اگر شما اینطور فکر میکنید من از این پس خان نخواهم گفت و از شما عذر می خواهم.
            اگر گفتن اینکه شما سفسطه می کنید توهین است که شما در جواب یکی از کامنت های من در پستهای قبلی چند بار گفتید مغالطه کرده ام . من هیچگاه آنرا توهین تصور نکردم.

            در ارتباط با نکاتی که من در کامنت اخیرم مطرح کردم شما هیچ ننوشتید و صرفا به احساس خودتان پرداختید یعنی حتی نکته ای در نوشته من پیدا نکردید که قابل بدانید و جواب بدهید؟
            قرآن در چندین جا سفارش میکند که تعقل و تدبر کنید.
            امام صادق می گوید: آنچه را که از ما نقل می کنند اگر با قرآن و عقل مطابقت نداشت به دیوار بکوبید. در این حدیث نگفته اگر با تفسیر المیزان و تفسیر نمونه وغیره مطابقت نداشت گفته با قرآن. در مورد عقل نگفته این عقل فقط مربوط به کسانی است که در حوزه های علمیه درس خوانده اند.
            طبیعی است که وقتی شما میگوئید قرآن گفته حجاب باید به آن صورتی که شما می گوئید رعایت شود شنونده می پرسد خب کجای قرآن و آن آیه را بیاورید. وقتی آیه را ترجمه می کنید و آن چیزی که شما مدعیش هستید از آن استفاد نمی شود اینکه شما در تکمیل ادعایتان بروید و از امامان و از تاریخ فاکت بیاورید میشود آسمان و ریسمان بافتن چون شما دلیل عقلی محکمی برای اثبات ادعایتان ندارید.
            بحث کردن اگر برای این باشد که هر طرف بخواهد ثابت کند که حق با اوست باطل است. ولی اگر روشهای دیالکتیک برای کشف حقیقتی بکار گرفته شوند وقتی یک طرف بحث دلایل عقلی کافی نداشته باشد باید سکوت کند و بحث را پایان دهد.

            هیچکدام از آیاتی که شما اینجا آوردید نشان نمی دهد که قرآن تفاوتی بین حجاب مرد و زن گذاشته. قرآن یعنی محکم ترین سندی که همه مسلمانها قبول دارند و به حکم همان امام صادقی که شما اورا به عنوان معتبر ترین مرجع می شناسید عقل و قرآن ملاک تشخیص هستند.

            جناب مرتضای عزیز
            الآن دیگر مثل سابق نیست شما اگر می خواهید به امثال آقای مشیری امام زمان را ثابت کنید نمی توانید از برهان لطف استفاده کنید.

            طبق نص صریح قران خداوند برای هر قومی از خود آن قوم و به زبان همان قوم پیغمبر می فرستد. اگر این را قبول داشته باشیم پس باید بپذیریم که قرآن برای اعراب نازل شده و حضرت رسول پیامبر اعراب است. حالا اگر ما به عنوان ایرانی می خواهیم قرآن را بپذیریم باید آن بخشهائی را که احکام اجتماعی هستند و مربوط به اعراب بوده اند کنار بگذاریم.

            ضمنا احکامی هستند که در قرآن نداریم مثل خوردن ماهی فلس دار که در قرآن اشاره ای به آن و حرام بودن ماهی بدون فلس نشده و این از یهودیت به ما رسیده.
            بیائید کمی هم به عقل خودمان اعتماد کنیم جناب مرتضای عزیز

             
      • جناب مرتضی با تشکر از توضیح مثین شما

        حتی اگر ما آیه ۳۱ سور النور را هم ملاک حجاب اجباری قرار دهیم باز دلیلی برای حجابی که رهبران دینی اسلام به شکل امروزی آنرا اجباری قلمداد میکنند نمیبینیم

        همان آیه به روشنی میگوید پوشش های خود را بر “گردن های” خود بیاوزید. در هیچ کجای قران از یک پوشش از طاق سر تا روی پا که تا به امروز مردان زور گوی اسلام بر «مومنات» تحمیل کردهاند دیده نمیشود

        شما بهتر از هر کسی میدانید که بعد از باز گشت حضرت عایشه به هنگام آن غزه معروف ۱۷ تا آیه نازل شد که همگی به زنان پیغمبر الالخصوص به عایشه مربوط میشدند

        ضمنا مستعد هستم هنگام گفتگو از کلماتی که انسان را مجبور به رجوع به لغتنامه بکند پرهیز کنید گفتگو شیرین تر و دلپزیزتر میشود

        با سپاس فراوان از آن بزرگوار

         
        • دوست گرامی جناب آقا رسول

          با تشکر از شما ،نکاتی را که مطرح کردید بررسی می کنم:

          1- همانطور که گفته اید آیه 31 سوره نور که اصل قرآنی در مورد پوشش بانوان است، بحثی از اجبار نکرده است ،این نیز بیان تکلیفی از تکالیف برای متدینان به دین اسلام است ،که البته در روایات عترت پیامبر که بر اساس حدیث متواتر ثقلین قرین و مفسران اصلی قرآنند ،مورد تفسیر قرار گرفته و حدود آن بیان شده است،و ما در هیچیک از تکالیف مثل “اقیموا الصلاه” نماز بخوانید یا “آتوا الزکاه” زکات بدهید ،زبان بیان تکلیف و تشریع زبان اجبار نیست ،این معلوم است،اما توجه بفرمایید که اصل حجاب (نه کیفیت آن) یکی از ضروریات انکار ناپذیر دین اسلام می باشد (بدلیل آیات پیش گفته حجاب که نص روشن است ،و بدلیل تفسیر و بیان حد و حدود آن در روایات عترت پیامبر) ،و بدیهی است اگر جامعه ای که اکثریت آن مسلمانند و دین اسلام را به عنوان آیین خود پذیرفته اند خواهان اجرای احکام آن از جمله رعایت حجاب و جلوگیری از تظاهر به زمینه های بی عفتی شده اند و بی حجابی موجب نقض حقوق آنان گردد ،این درخواست از حقوق مسلم و معقول اکثریت مردم است ، و برای تامین حقوق اکثریت ،هر حکومتی که عهده دار امر چنین مردمی می باشد،باید تدبیر صحیح و اقدام مناسب را به عمل آورد.
          البته نباید احکام شریعت با زور روش های غیر منطقی باشد که قطعا اثر معکوس خواهد داشت ،بلکه باید با منطق و تبیین فلسفه و ضرورت عقلایی آن و ارشاد و راهنمائی حکیمانه و رحیمانه انجام شود و مراتب امر بمعروف و نهی از منکر با شرائط آن ملحوظ و رعایت گردد.
          بنظر می رسد وقتی برخوردها معقول و منطقی شود و فلسفه احکام اجتماعی شریعت و از جمله حجاب بطور صحیح بیان گردد،دیگر عقل نه تنها آن را مورد انکار قرار نمی دهد ،یلکه آن را پذیرا می شود و به پیروی از آن حکم می کندو حداقل در برابر آن سکوت می کند،نه اینکه دست رد به آن بزند.توجه کنید که در همه مکاتب و جوامع بشری یک سری امور لازم الاجراء وجود دارد که تخلف از آن نکوهیده و حتی پیگرد قانونی دارد و این امر اختصاص به جامعه دینی ندارد.

          2- اینکه فرمودید :
          “”همان آیه به روشنی میگوید پوشش های خود را بر “گردن های” خود بیاوزید. در هیچ کجای قران از یک پوشش از طاق سر تا روی پا که تا به امروز مردان زور گوی اسلام بر «مومنات» تحمیل کرده اند دیده نمیشود””.
          (پایان نقل قول)

          آری همانطور که گفته اید مفاد آیه 31 نور این است که : بگو (ای پیامبر) به زنان مومن چشم های خود را فرو اندازند و عورت خود را حفظ کنند و زینت خود را آشکار نکنند مگر آنچه از آن ظاهر است ، و مقنعه خود را بر سینه بیندازند و زینت خود را ظاهر نکنند.این مفاد آیه بود.
          پس زنان از اظهار زینت خویش نهی شده اند و موی زن از زینت های آنان محسوب است.و آنچه که در روایات معتبر عترت استثناء شده عبارت است از “صورت و کفین (دو دست تا مچ ها) و قدمین (تا مچ ها) .
          مثلا در روایت صحیح، بزنطی از حضرت رضا علیه السلام سوال کرد :آیا مرد می تواند به موی خواهر زنش نگاه کند؟
          فرمودند :نمی تواند ،مگر اینکه زن از قواعد نساء (پیرزن) باشد ، بزنطی می گوید: پرسیدم: خواهر زن با زن غریبه یکسان است(از نظر حکم) فرمودند :آری.
          (قرب الاسناد ،ص 363،حدیث 1300،وسائل الشیعه ،ج 20 ، ص 199، حدیث 25420).
          این البته یک نمونه از اخبار معتبر عترت اهلبیت علیهم السلام بود، و اجمالا از اخبار معتبره استفاده می شود که زن باید همه بدن خویش ،جز وجه و کفین و قدمین را از نامحرم بپوشاند و در این جهت از لحاظ فقهی تردیدی نیست.
          در واقع می توان گفت بدن زن جوان دارای ارزش است و مردم عاقل ،اشیاء نفیس و با ارزش را از چشم طمع کاران می پوشانند، و استثناء وجه و کفین و قدمین نیز بخاطر ضرورت زندگی بوده است.
          بهرحال توجه کنید که پوشش تمام بدن باستثناء موارد ذکر شده ،مفاد مجموع آیه حجاب و روایات فراوان عترت پیامبر است که قرین و مفسر قرآنند،و منابع احکام و اصول دینی منحصر در قرآن نیستند ،بلکه قرآن و روایات معتبر اهلبیت و دلیل عقلی و اجماع معتبر که باز کاشف از سنت نبوی و عترت است منابع نیل به احکام دینی هستند.

          3- فرموده اید :
          “”شما بهتر از هر کسی میدانید که بعد از باز گشت حضرت عایشه به هنگام آن غزه معروف ۱۷ تا آیه نازل شد که همگی به زنان پیغمبر الالخصوص به عایشه مربوط میشدند””.
          (پایان نقل قول)

          مطلبی که مورد اشاره شماست آیات ابتدائی سوره نور در ماجرای افک (تهمت به عائشه) است ،همانطور که اشاره کرده اید در یکی از جنگها عائشه برای قضای حاجت از قافله کناره گرفت و قافله بدون اطلاع از غیبت او بحرکت خود ادامه دادند ،عائشه وقتی بازگشت در بیابان بجا مانده بود و نگران بود ،تصادفا یکی از اصحاب نیز که پیشتر از قافله عقب مانده بود او را از دور دید ،و بر اساس نقل تاریخی لا اله الا الله گویان پیش افتاد و از عائشه که ما وقع را به او گفته بود ،خواست که بدنبال او بیاید ،وقتی او را به لشکر و پیامبر رساند ،از آنجا تا مدتها منافقین و مخالفان پیامبر شروع به بدگوئی و تهمت و غیبت کردند ،که عائشه نیز از سخنان تهمت آمیز آنان آزرده شد ،همینطور خود پیامبر ،تا اینکه همانطور که اشاره کردید هفده آیه در برائت عائشه از تهمت آن منافقان نازل شد که سبب خرسندی او شد.
          این اجمال ماجرای افک است در سوره نور که روایات زیاد و گوناگونی نیز در تفاسیر شیعه و سنی ذیل آنها وارد شده که از بحث ما خارج است.
          مقصودم از مزاحمت این است که همانطور که در کامنت قبلی عرض شد ،این آیات مربوط به ماجرای “افک” ارتباطی با آیه حجاب ندارد ،یعنی شان نزول آنها یکی نیست ،و توضیح دادم که الفاظ آیه حجاب چه در سوره نور (آیه 31) و چه در سوره احزاب ( آیه 59) عمومیت دارد و توضیح دادم که واژه های “مومنات ” و “نساء المومنین” عمومیت دارند و اختصاصی به زنان پیامبر ندارند ،پس آیه حجاب هم عمومیت افرادی دارد (شمول نسبت به همه زنان نه زن یا زنان خاصی) ،و هم عموم ازمانی دارند ( یعنی مخصوص به زمان خاصی نیستند) ،و مفهوم این عمومیت افرادی و ازمانی این است که مساله حجاب الی یوم القیامه باقی است زیرا معیار و ملاک و فلسفه پوشش همیشگی است و مخصوص به زمان یا جغرافیای خاصی نیست.
          پس معلوم شد که :

          الف- آیات مربوط به افک ارتباطی با حجاب ندارند ،و فرضا اگر هم بگوییم شان نزول آیه حجاب ماجرای عائشه باشد ،باز الفاظ بیان حجاب در آیه عمومیت دارد و آیه نگفته است مفاد حجاب مخصوص عائشه است.

          ب- آیات حجاب عمومیت دارند (بدلیل الفاظ عموم در آن ) و اختصاصی به زن یا زنان خاصی ندارند.

          ج-مفاد آیه حجاب نهی از اظهار زینت است اولا، و نهی از خیره نگاه کردن است ثانیا، و امر به حفظ و مراقبت عورت از وقوع در حرام است ثالثا ،و و امر به این است که زنان مقنعه خود را بر سینه بیندازند( ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن..) رابعا.

          د-روایات معتبر اهلبیت که بر حسب حدیث متواتر ثقلین قرین و مفسر قرآنند بیان کننده حدود حجابند که عبارت است از پوشش همه بدن زن باستثناء صورت و دو دست و پاها تا مچ ، حال با چادر یا مانتو یا هر پوشاک پوشش دهنده تمام بدن ،این باختیار خود بانوان است و در هیچ آیه یا روایتی نامی از چادر بمیان نیامده است.

          4- در پایان بصورت گلایه فرموده اید :
          “”ضمنا مستعد هستم هنگام گفتگو از کلماتی که انسان را مجبور به رجوع به لغتنامه بکند پرهیز کنید گفتگو شیرین تر و دلپزیزتر میشود””.
          (پایان نقل قول)

          باور کنید من در همه بحثها با دوستان سعی بلیغ دارم که اصطلاحات علمی فقهی فلسفی و غیرو را در نهایت سهولت و سادگی بیان کنم ،من از این بابت متاسفم اگر گاهی موفق نشده باشم ،اما بهرحال گاه اقتضاء بحثها بیان اصطلاحات است ،نمیدانم در کامنت اول کدام یک از الفاظ من نامانوس یا مبهم بود ،اگر نمونه ذکر کنید با کمال میل توضیح خواهم داد.

          از توجه شما متشکرم

           
          • جناب مرتضی درود بر شما

            شما فکر نمیکنید همردیف قرار دادن موی بانوان که خود عضوی طبیعی و خدادای از طبیعت و بیولوژیک ایشان هست با زینت آلات یک نوع بی انصافی و حق کشی در مورد زنان است؟

            من به لغت نامه دهخدا رجوع کردم و در آنجا زینت را به اضافه کرن اشیأ (مانند جواهرات و پوشاک ) رنگ ها وحتی چیزهای طبیعی مانند گل و یا پوست حیوانات کمیاب به اندام انسان معنی کرده اند

            چطور میتوان مو را جزْ زینت آلات به حساب آورد؟ در آن صورت تکلیف سایر اندام چهره یک زن مثل ابروان چشمها و دهان و در خیلی خیلی از موارد ترکیب کلی و ساختار طبیعی چهره وی چه میشود؟

            حالا بی الفرض شما طبق فلان تفسیر و بهمان گفتمان فلان شخص در قرن ششم هجری قادر باثبات اینکه آری موی سر یک زن جزئی از زینت آلات ایشان بحساب میاید بودید. خوب در این صورت اگراین بانو موی سر خود با تیغ از ته بتراشد به طوری که غیر از پوست سر چیز دیگری قابل رویت نباشد آیا تکلیف پوشاندن سر از ایشان بر داشته و ایشان میتواند به پوشاندن شانه ها تا مچ پا بسنده کند؟

            پایدار باشید
            رسول

             
  9. میگویند حجاب بانوان به جهت حفاظت آنان از چشم چرانی و بردن لذت بصری آقایان از خانم هاست. قبول ولی بنده به عنوان یک مرد به شما قول میدهم که نقطه سنجش زیبائی یک خانم (با استدعای پوزش از بانوان به خصوص از خواهران فرهیخته ام در این سایت) نگاه به صورت آنان است که پوشانیدن آن بر طبق قوانین ****خیاری اسلام اجباری نیست.

    کدام مردی با دیدن موی یک بانو از ایشان گناه سؤاستفاده بصری مرتکب میشود؟

    واضح است که ارتکاب گناه سؤ استفاده بصری به وسیله آقایان صورت میگیرد. در این صورت چرا این آقایان نیستند که باید عینک دودی بسیار غلیظ بر چشم بزنند و یا حتی با پارچه ای چشمان خودرا ببندند تا ضربه ای بر اسلام وارد ننمایند؟
    چرا بانوان باید مجازات اعمال نا خوشایند مردان را بدوش بکشند ودر طول گرمایی که شما همه بر آن آگاهید اینهمه چادر و چارقد و مانتو به تن کنند چون عبدالمشنگ خان قادر به جلو گیری از شیطنت بصری خود نیست؟
    در ضمن همه می دانیم (لطفا گفتمان و ادعا های آخوندسیم را فراموش کنید اینان جلوتر از قرن هفتم میلادی نرفته اند. حتی خود به گفتار خود مشکوک هستند) که جذابیت جنسی انسان ها دو جانبه هست. یعنی به همان اندازه و بر طبق بسیاری از زیست شنا سان معاصر بانوان با دیدن اندام و بر جستگی های بدنی مردان از بردن لذائذ جنسی بی بهره نیستند و در اکثر موارد و مطابق با غرائض طبیعی جنسی شاید از آنان پیشی میجویند (البته حقیر به هیچ وجهی مخالف آن نبوده و نخواهم بود). در این صورت چرا اسلام عزیز فکری به حال ما بیچارگان مذکر نکرده است؟

     
  10. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﭼﻨﺪ ﻧﻜﺘﻪ ﺭاﺟﻊ ﺑﻪ ﺣﺠﺎﺏ
    اﻳﻨﻜﻪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ ﻣﺤﺪﻭﺩﻳﻴﻴﺘﻲ ﺩﺭ اﻳﻦ ﻣﻮﺭﺩ ‘ﭼﻪ ﺑﺮاﻱ ﺯﻧﺎﻥ و ﭼﻪ ﻣﺮﺩاﻥ ﺑﺮاﻱ ﻫﻤﮕﺎﻥ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻨﻴﺴﺖ ‘ﺟﺎﻱ ﻫﻴﭻ ﺷﻚ و ﺷﺒﻬﻪاﻱ ﻧﻴﺴﺖ ‘ ﺑﺤﺚ ﺩﺭ اﺻﻞ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺁﻥ ﺣﺪ و ﺣﺪﻭﺩ اﺳﺖ ‘ و اﻳﻨﻜﻪ ﭼﻪ ﻛﺴﻲ ﺻﻼﺣﻴﺖ ﺗﻌﻴﻦ اﻳﻦ ﺣﺪ و ﺣﺪﻭﺩ ﺭا ﺩاﺭﺩ ‘ ﺳﻮاﻝ اﺻﻠﻲ ﻣﺎﺳﺖ ” ﺭﻭﺣﺎﻧﻴﺎﻥ اﺩﻋﺎ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ‘ اﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﻣﺎ ﻣﺘﺨﺼﺼﻴﻦ ﺩﻳﻨﻲ ﻫﺴﺘﻴﻢ و اﺳﻼﻡ و ﻗﺮﺁﻥ ﺭا ﺑﻬﺘﺮ اﺯ ﻋﻮاﻡ ﻣﻴﻔﻬﻤﻴﻢ ‘ اﻳﻦ ﺻﻼﺣﻴﻴﺖ ﺩﺭ ﻳﺪ ﻣﺎﺳﺖ ‘و ﭼﻮﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺎ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ‘ﻭاﺿﺢ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺧﻮاﻫﺎﻥ اﺟﺮاﻱ ﻗﻮاﻧﻴﻦ اﺳﻼﻡ ﻣﻴﺒﺎﺷﻨﺪ ” و ﻣﺎ ﻣﻮﻇﻒ ﺑﻪ اﺟﺮاﻱ ﺣﺪﻭﺩ ﺷﺮﻋﻲ ﻣﻴﺒﺎﺷﻴﻢ ‘
    ﺣﺎﻻ ﺳﻮاﻝ اﺻﻠﻲ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ اﻳﻦ ﺁﻗﺎﻳﺎﻥ اﻳﻦ ﺻﻼﺣﻴﻴﺖ ﺭا اﺯ ﻛﺠﺎ اﺧﺬ ﻛﺮﺩﻩاﻧﺪ ‘ ﺁﻳﺎ ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ اﻳﻦ ﻣﺪاﺭﺱ ﺣﻮﺯﻭﻱ ﺗﺎﺳﻴﺲ ﺷﺪﻧﺪ ‘اﺯ ﻣﺮﺩﻡ اﺟﺎﺯﻩ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ و ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﻃﻲ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﺭﻭﺯﻱ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﻱ ﻗﺮاﺭ اﺳﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﻤﻪ ﻛﺎﺭﻩ ي ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻮﻧﺪ ‘ ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺘﻮاﻥ ﺑﻪ ﺻﺮﻑ اﻳﻨﻜﻪ ﻋﺪﻩاﻱ ﻣﺪﺭﺳﻪاﻱ ﺭا ﺗﺎﺳﻴﺲ ﻛﺮﺩﻩاﻧﺪ و ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻋﻨﺎﻭﻳﻨﻲ ﺭا ﻧﺴﺒﺖ ﺩاﺩﻩاﻧﺪ ﻋﺎﻟﻢ ﺧﻮاﻧﺪ ‘ ﻣﮕﺮ ﺳﻠﻔﻲﻫﺎ ﻣﺪﺭﺳﻪ و ﺣﻮﺯﻩ ﻧﺪاﺭﻧﺪ و ﻳﺎ ﻭﻫﺎﺑﻲﻫﺎ ‘ ﺛﻨﻲﻫﺎ ‘ ﻃﺎﻟﺒﺎﻧﻲﻫﺎ ‘ و ﺻﺪﻫﺎ ﻓﺮﻗﻪ ﺩﻳﮕﺮ ﻛﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﻋﻨﺎﻭﻳﻦ ﺭا ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻧﺴﺒﺖ ﻣﻴﺪﻫﻨﺪ و اﺯ اﺳﻼﻡ ﻧﺎﺏ ﺩﻡ ﻣﻴﺰﻧﻨﺪ ” ﻫﻤﺎﻧﻂﻮﺭ ﻛﻪ ﻣﻼﺣﻀﻪ ﻣﻴﻜﻨﻴﺪ ‘ﻣﻴﺘﻮاﻥ ﻣﻔﺴﺮ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﻮﺩ و ﮔﻤﺮاﻩ ﺑﻮﺩ ‘ﻗﺎﺭﻱ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﻮﺩ و ﮔﻤﺮاﻩ ﺑﻮﺩ ‘ اﻓﻘﺢ ﻓﻘﻬﺎ ﺑﻮﺩ و ﮔﻤﺮاﻩ ﺑﻮﺩ (ﺁﻳﺖاﻟﻠﻪ ﻣﻨﺘﻆﺮﻱ ‘ﻃﺒﻖ اﺩﻋﺎ) ﭘﺲ اﺩﻋﺎﻱ ﻓﻘﻬﺎ ﻧﻤﻴﺘﻮاﻧﺪ ﺣﺠﻴﻴﺘﻲ ﺑﺮاﻱ ﻣﻘﻠﺪاﻥ ﺑﺎﺷﺪ ‘ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﻛﻪ ﺗﻘﻠﻴﺪ ﺩﺭ اﺻﻮﻝ ﺑﺎﻃﻞ اﺳﺖ ‘ اﻳﻨﻜﻪ اﻳﻦ ﺁﻗﺎﻳﺎﻥ ﺁﻳﺖاﻟﻠﻪﻫﺎ ﻳﻘﻴﻦ ﺭا ﻣﺜﻞ ﺣﻠﻮا ﺑﻴﻦ ﻣﻘﻠﺪاﻥ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻛﺮﺩﻧﺪ’ ﻳﻜﻲ اﺯ ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎﻱ ﺑﺎﺭﺯ ﺧﻮﺩ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﻴﻨﻲ و ﮔﻤﺮاﻫﻲ ﺁﻧﺎﻥ اﺳﺖ ‘ ﭼﺮا ﻛﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ ﻣﻴﺪاﻧﻨﺪ ﻛﻪ ﻳﻘﻴﻦ اﺯ ﻧﺎﺩﺭﺗﺮﻳﻦ ﻣﺘﺎﻋﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺧﺪا ﺑﻴﻦ ﺁﺩﻣﻴﺎﻥ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻛﺮﺩﻩ ‘ اﮔﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﻭاﻗﻌﺎ ﭘﺮﻭاﻱ ﺩﻳﻦ ﺩاﺷﺘﻨﺪ و ﺩﺭ ﺗﻌﺎﺭﻓﺎﺕ و ﻣﻌﻀﻼﺕ ﺣﻮﺯﻭﻱ اﺳﻴﺮ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ ‘ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ ﺧﻮﺩ ﺭا ﻋﻴﻦ ﺩﻳﻦ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻧﻤﻴﻜﺮﺩﻧﺪ و ﺑﺮاﻱ ﺧﻂﺎﻱ ﺧﻮﺩ ‘ﻛﻪ اﻣﺮﻱ ﻣﺤﺎﻝ ﻧﻴﺴﺖ هم “ﺟﺎ ﻣﻴﮕﺬاﺷﺘﻨﺪ ‘ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺳﻦ و ﺳﺎﻝ ﻣﻨﻨﺪ ‘ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﻣﻲﺁﻭﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ اﻭاﻳﻞ اﻧﻘﻼﺏ ‘اﻳﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﻴﺨﻮﺭﺩ ” ﺑﺮاﺩﺭ ﺧﻂﺎﻱ ﻣﺮا ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﻜﺘﺒﻢ ﻣﮕﺬاﺭ ”
    ﻳﻜﻲ ﺩﻳﮕﺮ اﺯ ﺩﻻﻳﻠﻲ ﻛﻪ ﺁﻗﺎﻳﺎﻥ ﺭا اﺯ ﺣﺠﻴﻴﺖ ﻣﻲاﻧﺪاﺯﺩ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺻﺤﺖ اﺩﻋﺎﻱ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺮاﻱ ﻏﻴﺮ ﻣﺘﺨﺼﺼﻴﻦ ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ اﻣﺘﻬﺎﻥ اﺳﺖ ‘ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﻣﺘﺨﺼﺺ ﻫﺮ ﺭﺷﺘﻪاﻱ ﻣﻴﺘﻮاﻧﺪ ﺩﺭ ﻋﻤﻞ ﺗﺨﺼﺺ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺑﻪ ﻏﻴﺮ ﻣﺘﺨﺼﺼﻴﻦ ﺛﺎﺑﺖ ﻛﻨﺪ ‘ ﻣﺜﻼ ﭘﺰﺷﻜﻲ ﻛﻪ اﺩﻋﺎﻱ ﻃﺒﺎﺑﺖ ﺩاﺭﺩ ‘ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭ ﻋﻤﻞ ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﺭا ﺷﻔﺎ ﺩﻫﺪ ‘ ﻭﻟﻲ اﻳﻦ ﺁﻗﺎﻳﺎﻥ ﻭﻗﺘﻲ ﺩﺭ ﻓﻮاﻳﺪ اﺣﻜﺎﻡ و ﻋﻠﻮﻡ ﺩﻧﻴﻮﻱ ﻛﻢ ﻣﻲﺁﻭﺭﻧﺪ ‘ ﻣﻘﻠﺪاﻥ ﺭا ﺑﻪ ﺩﻧﻴﺎﻱ ﭘﺲ اﺯ ﻣﺮﮒ اﺭﺟﺎﻉ ﻣﻴﺪﻫﻨﺪ و ﺑﺎ اﻳﻦ ﺣﻴﻠﻪ ﺻﺪﻫﺎ ﺳﺎﻝ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺭاﺱ ﻧﺸﺴﺘﻪاﻧﺪ و ﻣﻠﺘﻲ ﺭا ﺑﻪ ﺧﺎﻙ ﺳﻴﺎﻩ ﻧﺸﺎﻧﺪﻩاﻧﺪ و ﮔﺮﺩﻥ ﻫﻢ ﻧﻤﻴﮕﻴﺮﻧﺪ ‘ ﻫﻨﻮﺯ ﻛﺴﻲ اﺯ ﻋﺎﻟﻢ ﻏﻴﺐ ﺑﺎﺯ ﻧﮕﺸﺘﻪ و ﺑﻪ ﻣﺎ ﻧﮕﻔﺘﻪ ﻛﻪ ﺑﻌﺪ اﺯ اﺟﺮاﻱ ﺩﺳﺘﻮﺭاﺕ اﻳﻦ ﻋﺎﻟﻤﺎﻥ ﻋﺎﻗﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﻴﺮ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ ﻳﺎ ﻧﻪ ‘ ﻣﻘﻠﺪﻳﻦ ﻭﻫﺎﺑﻲ و ﻳﺎ ﺻﻠﻔﻲ و ﻳﺎ ﺛﻨﻲ ﻫﻢ ﻧﻤﻴﺪاﻧﻨﺪ ﻛﻪ ﺁﻳﺎ ﺑﻌﺪ اﺯ ﻣﺮﮒ ﻋﺎﻗﺒﺖ ﺑﺨﻴﺮ ﺷﺪﻩااﻧﺪ ﻳﺎ ﻧﻪ ” ﻣﺜﻼ ﺩﺭ اﻓﻘﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﻛﻤﺘﺮ اﺯ ﺑﺮﻗﻪ ﺭﺿﺎﻳﺖ ﻧﻤﻴﺪﻫﻨﺪ و ﺣﺠﺎﺏ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﺭ اﻳﺮاﻥ ‘ﻛﻪ ﺻﻮﺭﺗﺸﺎﻥ ﭘﻴﺪاﺳﺖ ﺭا ‘ ﺑﻴﺒﻨﺪﻭﺑﺎﺭﻱ ﻣﻴﺪاﻧﻨﺪ
    ﺩﺭ اﻳﻨﺠﺎ ﺫﻛﺮ ﻧﻜﺘﻪاﻱ ﻭاﺟﺐ اﺳﺖ ” ﺩﺭ اﻳﻨﻜﻪ ﺧﺎﻧﻤﻬﺎ ﺑﺎ ﭘﻮﺷﺶ (ﻣﻨﻆﻮﺭ ﺣﺠﺎﺏ اﺳﻼﻣﻲ ﻧﻴﺴﺖ) ﻣﻴﺘﻮاﻧﻨﺪ ﺟﺬاﺑﻴﻴﺖ ﺟﻨﺴﻲ ﺑﺮاﻱ ﻣﺮﺩاﻥ ﺭا ﻛﻢ و ﺯﻳﺎﺩ ﻛﻨﻨﺪ “ﺟﺎﻱ ﺗﺮﺩﻳﺪﻱ ﻧﻴﺴﺖ ‘ ﻣﺮﺩاﻥ ﺩﺭ ﺟﻮاﻣﻊ ﻣﺤﺪﻭﺩ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺣﺮﻳﺴﺘﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺟﻮاﻣﻊ ﺑﺎﺯ ‘ و اﻳﻦ ﺭا ﻧﻤﻴﺘﻮاﻥ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺷﺮاﻳﻂﻲ ﻣﻨﻔﻲ ﺩاﻧﺴﺖ ‘ ﺧﺪاﻭﻛﻴﻠﻲ ﺩﺭ ﺟﻮاﻣﻊ ﺑﺎﺯ اﺭﻭﭘﺎﻳﻲ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺗﺤﺮﻳﻚ ﻣﺮﺩاﻥ ﺩﺷﻮاﺭﺗﺮ ﻣﻴﺸﻮﺩ ‘ و اﻳﻦ ﺑﻪ ﻧﻔﻊ ﻫﻴﭽﻜﺪاﻡ اﺯ ﻃﺮﻓﻴﻦ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺑﻮﺩ ‘ ﻣﻦ ﺷﻚ ﻧﺪاﺭﻡ ﻛﻪ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ اﺯ ﺧﺎﻧﻤﻬﺎ” ﺭﻗﺎﺑﺖ ﺩﺭ ﺟﻠﺐ ﻧﻆﺮ ﺟﻨﺴﻲ اﺯ ﻣﺮﺩاﻥ ﺭا ” (ﺁﻥ ﻫﻢ اﺯ ﻧﻮﻉ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﺮﺯﺵ ﺭا) ﺑﻪ ﻫﻴﭻ ﻭﺟﺢ ﻧﻤﻴﭙﺴﻨﺪﻧﺪ و ﺑﺮاﻱ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﻔﻴﺪ ﻧﻤﻴﺪاﻧﻨﺪ ” ﮔﺎﻫﻲ ﭼﻨﺎﻥ ﺗﺎﺳﻒ ﻣﻴﺨﻮﺭﻡ ﺑﺮاﻱ ﻧﻔﺮﺕ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻣﺪﻩ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭﻡ ﻛﻪ ﺟﺮاﺕ ﺩﻓﺎﻉ اﺯ ﺷﻌﻮﻧﺎﺕ ﻣﻌﻘﻮﻝ ﺭا ﻫﻢ اﺯ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ اﺯ ﻫﻤﻮﻃﻨﺎﻥ ﺳﺘﺎﻧﺪﻩ ‘ﮔﻮﻳﻲ ﻫﺮ ﺁﻧﭽﻪ اﻳﻦ ﺁﻗﺎﻳﺎﻥ ﺑﺮ ﺯﺑﺎﻥ ﻣﻲﺁﻭﺭﻧﺪ ﺭا ﺑﺎﻳﺪ ﻧﺎﺩﺭﺳﺖ ﺧﻮاﻧﺪ (ﻟﻌﻨﺖ ﺧﺪا ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺩ) اﺯ ﺁﻥ ﻃﺮﻑ ﻣﻴﺘﻮاﻥ ﺑﺎ ﺗﻔﻜﻴﻚ ﺟﻨﺴﻲ ﺟﺪاﺳﺎﺯﻱ و ﺣﺠﺎﺏ ﭼﻨﺎﻥ ﻣﺮﺩاﻥ ﺭا ﺣﺮﻳﺺ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﻫﺮ ﻣﻮﺿﻮﻋﻲ ﺑﺮاﻱ ﻣﺮﺩاﻥ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺑﻪ ﺳﻮﮊﻩ ﺟﻨﺴﻲ ﺷﻮﺩ و ﭼﻨﺎﻥ اﻓﻜﺎﺭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭا ﺗﺴﺨﻴﺮ ﻛﻨﺪ و ﺭﺿﺎﻳﺘﻲ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﻛﻪ ﻣﻠﺘﻲ ﺭا اﺯ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺑﺎﺯ ﺩاﺭﺩ ‘ ﻭاﻗﻌﺎ ﭼﻪ ﻣﻘﺪاﺭ اﺯ ﻭﻗﺖ و ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺭا ﻣﻴﺘﻮاﻥ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ اﺧﺘﺼﺎﺹ ﺩاﺩ ” ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺘﻮاﻥ ﻗﺪﺭﺕ ﺟﻤﺎﻉ ﺧﺮﻭﺱ و ﻳﺎ اﻵغ ﺭا ﻣﻼﻙ ﺩاﻧﺴﺖ و ﺑﻪ ﺻﺮﻑ اﻳﻨﻜﻪ ﺭﻭﺷﻲ ‘ﻣﻴﺘﻮاﻧﺪ ﻗﺪﺭﺕ ﺟﻨﺴﻲ ﺭا اﻓﺰاﻳﺶ ﺩﻫﺪ ﺭا ‘ﺩﻟﻴﻞ ﺣﻘﺎﻧﻴﻴﺖ ﺁﻥ ﺩاﻧﺴﺖ ‘ ﺑﻨﺪﻩ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ ﺑﻪ ايﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺭﺳﻴﺪﻩاﻡ ﻛﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﺟﻨﺴﻲ اﺭﻭﭘﺎﻳﻲﻫﺎ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺭﻓﺘﻪ ‘ ﮔﺬﺷﺘﻪ اﺯ اﻳﻨﻜﻪ ﭼﻪ ﻋﻠﻠﻲ ﺑﺎﻋﺚ اﻳﻦ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺷﺪﻩ ‘ﺳﻮاﻝ ﻣﻦ اﺯ ﺧﻮﺩﻡ اﻳﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﻛﻪ ﺁﻳﺎ ﺩﺭ ﻣﺠﻤﻮﻉ ﺑﻪ ﻧﻔﻊ و ﻳﺎ ﺿﺮﺭﺷﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ ‘ ﺟﺎﻱ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ اﻳﻦ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺩﺭ ﺳﻜﺲ ﺑﻪ ﺭﻭﻧﺪ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖﻫﺎﻱ ﻋﻠﻤﻲ و اﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﻛﻤﻚ ﻛﺮﺩﻩ ‘ﭼﺮا ﻛﻪ ﺩﺭ اﻳﻦ ﺟﻮاﻣﻊ اﺯ ﻋﻆﻤﺖ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮاﻥ ﺑﺎﻻﺗﺮﻳﻦ ﻟﺬﺕ ﻛﺎﺳﺘﻪ اﺳﺖ و ﺟﺎﻱ ﺧﻮﺩ را ﺑﺮاﻱ ﻟﺬﺗﻬﺎﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﺎﺯ ﻛﺮﺩﻩ ‘ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺜﺎﻝ ‘ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺩﺭ ﻛﺴﺐ و ﻛﺎﺭ ﭼﻨﺎﻥ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺑﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﻌﻀﻲ اﺯ ﺿﺮﺏاﻟﻤﺜﻞﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺳﻜﺲ و ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﻛﺎﺭﻱ را ﺩﺭ يك ﺭﺩﻳﻒ ﻧﺸﺎﻧﺪﻩ ” ‘ ﺩﺭ اﻳﻦ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﻴﺘﻮاﻥ ﺳﺎﻋﺘﻬﺎ ﺑﺤﺚ ﻛﺮﺩ “”””””””” ﺣﺎﻝ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺑﺤﺚ ﺗﺨﺼﺺ و ﺣﻖ وﻭﻳﮋﻩ ﻣﺘﺨﺼﺼﻴﻦ
    ﺑﻨﺎ ﺑﺮ ﺩﻻﻳﻞ ﺫﻛﺮ ﺷﺪﻩ ‘ اﻳﻦ ﺁﻗﺎﻳﺎﻥ اﺯ ﻫﻴﭻ ﺣﻖ ﻭﻳﮋﻩاﻱ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩاﺭ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ” ﺣﺘﻲ اﮔﺮ ﻣﺎ ﺑﺎ ﻓﺮﺿﻲ ﻣﺤﺎﻝ ﺑﭙﺬﻳﺮﻳﻢ ﻛﻪ ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﺑﻪ ﻣﺘﺨﺼﺺ ﺩﺭ اﻣﺮ ﺩﻳﻦ ﺿﺮﻭﺭﻳﺴﺖ ‘ ﻫﻴﭻ ﺿﺮﻭﺭﺗﻲ ﻧﻤﻴﺘﻮاﻧﺪ اﻧﺘﺨﺎﺏ ﺑﻴﻦ ﻣﺘﺨﺼﺼﻴﻦ ﺭا اﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺳﻠﺐ ﻛﻨﺪ ” ﺑﺎﻻﻱ ﻫﺸﺘﺎﺩ ﺩﺭ ﺻﺪ ﻣﺮﺩﻡ اﻳﺮاﻥ ﺁﻗﺎﻱ ﺧﺎﻣﻨﻪاﻱ را ﺑﻪ ﻋﻨﻮاﻥ ﺭﻫﺒﺮ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﺪاﺭﻧﺪ ” اﮔﺮ ﻏﻴﺮ اﺯ اﻳﻦ ﺑﻮﺩ ‘ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﻫﺰاﺭ ﺑﺎﺭ اﻳﻦ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺭا ﺑﻪ ﺭﻓﺮاﻧﺪﻭﻡ ﮔﺬاﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ
    ﺑﻨﺎﺑﺮ اﻳﻦ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺮﺟﻊ ﻗﺎﻧﻮﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﻴﺘﻮاﻧﺪ ﺣﺪ و ﺣﺪﻭﺩ ﺣﺠﺎﺏ ” ﻛﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﭘﻮﺷﺶ اﺳﺖ ﺭا ﺗﻌﻴﻦ ﻛﻨﺪ ﻣﺠﻠﺴﻴﺴﺖ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺷﺪﻩ اﺯ ﺁﺭاﻱ ﻣﻠﺖ
    ﺧﺪا ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺭا ﺷﻔﺎ ﺩﻫﺪ

     
    • ا اقا یا خانم عرفانیان حرف هایتان خیلی منطقی بود من هم که سالهاست در اروپا زندگی میکنم این ها را به وضوح تجربه کردم .متاسفانه تابستان که ایران بودم میدیدم جوانهای ایرانی چقدر حریصانه ادم را نگاه میکنند حتی مادر دو فرزند مثل من هم از گزند محفوظ نبود بخصوص در سفری که به قم داشتم اوضاع اسفبارتر بود و نوجو ان چارده پانزده ساله هم جوری نگاه میکردن که من چندشم شد لازم به ذکر است بنده در قم برای عادی بودن حتی در امناطق قدیمی چادر سر کردم………البته مثلا در قسمت های شمالی تهران نگاهها باز سالمتر بود این فقط یک تجربه شخصی است و حمل بر قانونی کلی نمیکنم من هم مثل این دوست به حد معقولی از پوشش اعتقاد دارم اما از بس همه چیز را این حکومت الوده و نجس کرده قدرت دفاع از ان را ندارم

       
  11. دوستان محترم
    خدواند به هر ادم چشم و گوشو عقل داده تا خودش همه چيز را ببيند. من يك سوال ميپرسم چرا در كشورهاى اروپايى انگليس و امريكا و اسراييل بايد اينقدر شونات خانواده متلاشى بشود كه پدران و برادران به خواهر خود تجاوز كنند؟ ايا انها عقل ندارند كه دارند چشم ندارند كه دارند گوش ندارند كه دارند پس علت چيست؟ تحقيقات علمى نشان داده بخاطر كمبود حجاب اين وقايع شرم افرين در بنيان خانواده رسوخ فكرى و بنيادى كرده و مثل خوره زيرمايه هاى فكرى و غيرتى را در هم ميتند.
    من كارى به اسلام ندارم زيرا همانگونه كه گفته شد در ايران بايتان و هخامنشى ها حجاب از زير ساخت هاى كشور ما بوده و بر سه اثل گفتار نيك رفتار و كردار نيك محفق مى شده كه تاريخ سازان از قديم تا جديد اذعان دارند.
    من با دليل سه سبغه اسلامى و ملى و روانى را در بحث هاى قبل توضيح دادم ولى يك سبغه ديگو ناگفته ماند:
    ٣-سبغه غيرتى: اگر ما در جامعه سالم زندگى ميكنيم نبادا فكر كنيم همه جاى دنيا همين خبر است خير اين سبغه غيرت باعث و بانى ايجاد يك كشور سالم از انحرافات جنسى براى ما ساخته كه ريشه هاى ان را بايد در سبغه ملى كه قبلن گفته شد به كنكاش پرداخت مگو نه اينكه دنيا پر شده از فساد پس چرا ما اصلن احساس نمكنيم زيرا همان سبغه در بروز خصيصه هاى ژنتيكى ما اثر جامع و كاربردى برجا گذاشته است.
    بيشتر سرتان را درد نمياورم اما بهتر است اگر ما با جمهورى اسلامى دشمن هستيم چهار سبغه اى كه گفتم را به كمر تخريب نبنديم كه اول از همه دودشتو چشما خودمون ميره و خودمونيم كه كور ميشيم. امضا محمود.

     
    • آقا محمود بازم دارین میگین سبغه. سبغه غلطه اگه خیلی اصرار دارین عربی بنویسین باید بنویسین سبقه.

      ضمنا فکر میکنم شما در مورد زندگی در غرب فقط خوندین و در غرب زندگی نکردین.

      در کشور های غربی هم روابط جنسی با محارم از نظر اخلاقی قبیح است ولی دولت به این مسائل دخالت نمی کند.
      در کشور های غربی قانون بشدت اعمال می شود و به همین دلیل میزان فساد در این کشور ها نسبت به کشوری مثل ایران با اینهمه ادعا میتوان گفت که اصلا وجود ندارد.

      اگر شما کمتر می شنوید که در ایران رابطه نا مشروع با محارم وجود دارد به این دلیل است که گردش اطلاعات در ایران بسیار ضعیف است والا شما اگر یک دوست یا فامیل قاضی یا وکیل داشته باشید بپرسید به شما میگویند که چقدر امار این گونه روابط در ایران اسلامی بالاست.

      لطفا به آمار طلاق در ایران مراجعه کنید و ببینید چقدر بالاست و بخصوص شهر قم چند سال پیش بالاترین آمار طلاق را داشت. نظام خانواده هیچ ربطی به مسأله حجاب ندارد.

      در ایران که بودم یکی ار دوستان در حال مهاجرت به کانادا بود. دوست دیگری به او گفت میدانی که اگر به کانادا بروی دیگر هیچ کنترلی روی دخترت نخواهی داشت. فردا دوست پسرش را به خانه می آورد و به اطاقش میبرد و تو هم هیچ کاری نمی توانی بکنی. دوست من در جوابش گفت: این اقلا بهتر است از اینکه در ایران بمانم و او یواشکی من این کار را بکند.
      دوست عزیز شما را ارجاع می دهم به فیلمهای منتشر شده از راوبط جنسی امام جمعه تویسرکان و رئیس دانشگاه زنجان و هزاران روایت دیگر از توبه فرمایان حاکم بر ایران.

      فکر میکنم شما نیاز به یک مسافرت به چند کشور اروپائی و آمریکا دارید.

       
  12. دوست گرامی محمود عزیز
    فرموده ای که موضوع حجاب از نظر شرع کاملا محکم و مورد اعتماد است. اگر زحمتی نیست با این نظرات بر گرفته از مقاله تحقیقی مرحوم “احمد قابل” که شامل نظر علامه مجلسی هم هست نظری انداخته و راهنمائی فرمائید:

    ۱- مرحوم محمد باقر مجلسی ، در بحث « وجوب ستر عورت » و پس از نقل کلام برخی علماء مثل ابی الصلاح حلبی و ابن جنید در مورد اصل ستر عورت ، می نویسد ( بحار الانوار ۸۳/۱۸۰ ) ؛
    ثم انه لیس فی کلام الاکثر تعرض لوجوب ستر الشعر . و استقرب الشهید فی الذکری الوجوب و هو احوط = سپس بدان که در بیانات اکثر فقهای شیعه ، سخنی در مورد « وجوب پوشش مو » وجود ندارد . شهید اول ، وجوب پوشاندن مو را نزدیک به واقع دانسته ، و این رویکرد او با احتیاط ، سازگار تر است .
    الف ) علامه مجلسی ، در جایی که سخن از اصل وجوب ستر عورت است و بیان مصادیق آنچه در نماز یا غیر نماز باید پوشانده شود ( التی یجب سترها فی الصلاة و غیرها . بحار الأنوار ۸۳/۱۷۷ ) ، می گوید : در عبارات اکثر فقهای شیعه ، مطلبی دال بر « وجوب پوشش مو » دیده نمی شود .
    ب ) خود او نیز پس از توجه به تمامی ادله و سخنان فقهاء ، فتوای قطعی به « وجوب پوشش مو » نمی دهد ، بلکه مبتنی بر روش کلی « اخباریان » احتیاط می کند .
    پ ) با توجه به اینکه اخباریان شیعه ، عمدتا به روایات مراجعه می کنند و آنها را مبنای حکم شرعی می شمارند و در این راه ، معمولا به روایات غیر معتبر ه نیز اعتماد می کنند ، باید پرسید ؛ چه اتفاقی افتاده است که یکی از آشنا ترین فقهای اخباری شیعه که جامعترین مجموعه ی حدیث شیعه ( بحار الانوار ۱۱۰ جلدی ) را ایجاد کرده و از هر کس دیگری به اخبار شیعه آشنا تر است ، آخر الامر به احتیاط روی می آورد و مستندی برای « فتوا » و « حکم صریح در خصوص پوشش مو » پیدا نمی کند ؟
    ۲- مرحوم مقدس اردبیلی در این خصوص می نویسد ( مجمع الفائدة و البرهان ۲/۱۰۵ ) ؛
    و لولا خوف الاجماع المدعی ، لامکن القول باستثناء غیرها من الرأس و مایظهر غالبا ، فتامل … و الجمع بین الادلة ایضا بالحمل علی الاستحباب طریق واضح ، فتامل = اگر ترسی از اجماع ادعایی نبود ، امکان منطقی استثنای غیر صورت و دست ها ، یعنی سر و چیزهای دیگری که در اغلب اوقات آشکار بوده اند نیز وجود داشته و دارد . پس در این نکته درنگ کن… و « جمع بین دلایل » به گونه ای که « حمل بر استحباب » شوند ، روشی روشن و پذیرفته شده است ، پس درنگ کن .
    فکر می کنم کلام این فقیه اصولی شیعه در « جمع بین ادلة » و « حمل بر استحباب » و اینکه این روش « طریقی واضح » و شناخته شده و روشمند است ، به حد کافی صراحت در مطلوب داشته باشد . یعنی به روشنی نشان می دهد که صرفنظر از ادعای اجماع ، دلایل اطمینان بخش ( نقلی ) و یکطرفه ای برای قول به وجوب پوشش سر و گردن ، موجود نیست و آنچه وجود دارد ، مبتلای به معارض است و لذا باید به « جمع بین ادله » پرداخت که اقتضائی جز « حمل بر استحباب » ندارد . همچنین عبارت « عدم وجوب ستر الرأس » به حد کافی ، روشنی و صراحت دارد .
    ۳- مرحوم حاج آقارضا همدانی ، نیز در مورد روایت موثقه ی ابن بکیر از امام صادق (ع) که می گوید : « زن مسلمان آزاده می تواند بدون داشتن پوشش سر ، نماز بخواند » آورده است ( مصباح الفقیه ۱۰/۳۸۵ ) ؛
    و لولا اعراض المشهور عن ظاهر هذه الروایة ، لامکن الجمع بینها و بین اکثر الاخبار المتقدمة بالحمل علی الاستحباب = اگر رویگردانی مشهور فقهاء نبود ، امکان منطقی برای جمع دلالی بین این روایات و اکثر روایات پیش گفته وجود داشت که « حمل بر استحباب » شوند .

    بنابر این در وجود معارض برای برخی روایات مورد استناد صاحب جواهر و امثال او ، نمی توان تردید کرد و شاهد این مطلب ، گرایش به حل تعارض از طریق « الحمل علی الإستحباب = حمل بر استحباب» است .
    ضمنا روشن می گردد که « حمل بر استحباب » امری ابداعی و اختراعی احمد قابل نیست ، بلکه مبنایی علمی است که بزرگانی ازفقه شیعه با چند قرن فاصله از زمان ما ، این مطلب را در خصوص « پوشش سر » نیز بکار برده و به ارث گذاشته و رفته اند . بنا بر این ، توجه به مبانی پذیرفته شده و میراث سلف صالح و گزینش علمی در مسائل اختلافی ، امری جدید و خروج از روش و مبنای فقهی رایج نیست .

    ناقد محترم چگونه بین ادعای « وجود روایات در حد تواتر » با مدعای « علامه ی مجلسی و مرحوم مقدس اردبیلی و حاج آقا رضا همدانی و … » ارتباط منطقی برقرار می کند ؟!!

     
  13. آیا با چادر سرکردن زنان فساد در مملکت ما ریشه کن میشود؟
    آیا اگر همه زنان و دختران ایرانی فقط از چادر استفاده کنند معضل فحشا و طلاق و ازدواج و رفتن دختران به دوبی و همه مشکلاتی از این قبیل , حل میشود ؟
    آیا تمام مشکل امروز جامعه ما چادر بسر نکردن زنان هست که امام جمعه ها و نمایندگان مجلس دغدغه آنرا دارند ؟
    یادم هست که قبل از انقلاب و در دوران حکومت شاه بدون آنکه علما ی اسلام فتوای چادر بدهند و بی آنکه گشت ارشادی باشد و تذکر بدهد یا دستگیر کنند و حتی بدون آنکه نمایندگان مجلس به وزیر کشور در مورد حجاب اخطاری بدهند , بسیاری از زنان ایرانی چادر بسر میکردند و در مجالس و میهمانیها هم زنان و دختران چادری کم نبودند .

    و در خیابانها میدیدیم که مادری با چادر به همراه دخترش که بی حجاب بود قدم میزنند و اجناس پشت ویترین مغازه ها را نگاه میکردند و هیچکس نبود که به مادر بگوید چرا چادر بر سر کردی و با حجاب هستی ؟
    و نه هیچکس با اخم و تشر بر سر دختر فریاد میکشید که چرا بی حجاب میگردی و موهایت بیرون هست !
    هیچکس کاری به این کارها نداشت و اهمیتی هم برای کسی نداشت و همه آزاد بودند و هر زنی دوست داشت میتوانست چادر بسر کند یا روسری بر سرش بیاندازد و یا با شلوار جینز و دامن کوتاه بگردد .
    و نه درآنزمان بیضه اسلام عزیز ترک برداشت و شکست !
    و نه اشک پیغمبر خدا در آمد !!
    و نه قرآن خدا غلط شد !!!
    و نه آسمان به زمین آمد !!!!
    و نه بی حجابی سبب تاخیر ظهور آقا امام زمان شد !؟
    تازه اگر کمی دقت کنیم و بگردیم و بپرسیم و بخوانیم , میبینیم که :
    آمار فحشا نسبت به امروز که حجاب از ارکان نظام محسوب میشود بسیار پایین تر بود!
    و سن فحشا نه مثل امروز ١٤ سال بلکه ٤٠ سال به بالا بود!
    و آمار طلاق در حکومت و دوران شاه حتی یکصدم آمار طلاق جمهوری ٣٥ ساله اسلامی نبود!
    و آمار اعتیاد در زنان و دختران سبب نگرانی هیچکس نبود و نمیشد !!
    باور کنید آنزمان را که آخوند ها به آن دوران فساد و طاغوت میگویند
    حجب و حیای مردان از زنان امروزی بیشتر بود.
    مردان غیرت و ناموس پرستی بیشتری داشتند و حداقل در محله خودشان سربزیر بودند و خواهر و مادر همسایگان را همانند خواهر و مادر خود میدانستند و چشم بر زمین با آنها سلام و علیک میکردند و از کنارشان میگذشتند.
    و اگر یکی از زنان آن کاره در محله ای می آمد و ساکن میشد , بدون دعوا و مرافه و آژان کشی مامور بازی, تنها با رفتار سرد اهل محله به سر ماه نرسیده خودش میفهمید که وصله آن محل نیست و اسباب کشی میکرد و به جائی که برایش مشخص کرده بودند میرفت…
    کسانی که در آنزمان نبودند و یا آندوران را به یاد ندارند میتوانند از بزرگتر های خود بپرسند تا صحت این نوشته و راستی گفتار مرا باور کنند.
    و حالا اینجا این سوال پیش می آید که پس چرا اینطور شد ؟
    آیا نجابت به حجاب و چادر است ؟
    آیا هر زنی که چادر بر سر دارد نجیب است ؟
    آیا هر زنی که موهایش از زیر روسری بیرون زده از مصادیق بارز فحشاست ؟
    آیا یک زن بدکاره نمیتواند در زیر چادر خودش را پنهان کند ؟
    آیا اگر یک زن خیابانی فقط چادر بر سرش کند کافیست ؟
    از کجا مطمئن هستید که چادر جلوی فساد را میگیرد ؟
    از کجا میدانید که دختری که چادر بر سرش هست چه نیتی و چه افکاری در سر دارد ؟
    حجاب یک زن در دوران شاه که هیچ اجباری هم نداشت , با ارزشتر و زیبا تر بود یا حجاب و چادر به زور گشت ارشاد و تهدید ؟
    چرا آنزمان بدون هیچ اجباری زنان و دخترانی چادر بسر میکردند و با حجاب بودند ولی حالا با گشت و تهدید و دستگیری و جریمه هم نمیخواهند حجابی که شما میگوئید را رعایت کنند ؟
    چرا ؟
    هیچکس نمیتواند بگوید که حجاب نجابت است …
    هیچکس نمیتواند بگوید که بی حجابی خود فحشاست …
    هیچکس نمیتواند ادعا کند که با چادر فساد ریشه کن میشود …
    هیچکس نمیتواند ادعا کند که بی حجابی عامل فساد است …
    هیچکس نمیتواند باور کند که دغدغه اصلی روحانیت و آخوند ها مساله حجاب است…
    هیچکس نمیتواند بپذیرد که بی لیاقتی و بی کفایتی مسولین از بی حجابی زنان است …
    و هیچ آدم عاقل و با شعوری نیست که نداند این مسئله حجاب , دنبک و دستکی برای پنهان کردن دزدی ها و رانت خواری ها و پوشاندن کثافت کاری های آقایان و مسئولین و مراجع و برای ایجاد ارعاب در جامعه و در کل بخاطر ترس از مردم است .//

     
  14. جناب آقای نوریزاد در راستای این لینک و پست شما باید خدمتتان عرض کنم علی مطهری عزیزی که شما در پست قبلی خودتان از گله احشام اصطبل مجلس جدا کردید,در این زمینه ((دفاع از تفکیک جنسیتی در شهرداری )) و در دفاع از همین قالیبافی که برای مراجع پشتک میزند و جای دوست و دشمن را نشان میدهد دفاعیه ای نوشته بود که فکر نمیکنم ندیده و نخوانده باشید برای یاداوری قسمتی از آن چنین است :
    [[ سخن،‌ درست در همین جاست. خالق ما انسانها که به سرکشی غریزه جنسی خوب توجه دارد و خواهان نیل انسانها به سعادت خودشان است و ما را از خودمان بهتر می‌شناسد، دستور داده است که حتی‌المقدور از اختلاط بپرهیزید، و اگر به زعم مخالفان، با این حکم کرامت انسانی ما انسانها مخدوش و به ما توهین شده است، ریشه این امر را باید در خلقت خود و حکمت خالق جستجو کرد.]]
    که پیداست این عزیز اصطبل نامبرده شما هم کمی از دیگر ساکنان آنجا ندارد و نیست !
    حال با شماست که پاسخگو باشید شما به چه دلیل و چرا ایشان را از بقیه گله جدا میکنید و عزیز میدارید؟
    و چرا ایشان را که این تفکیک توهین آمیز را حکمت خلق میداند و به او نسبت میدهد را بعنوان فردی شریف و عزیز به مخاطبان خود ارائه میکنید و عرضه میدارید؟
    و چرا ایشان هم که مشغول پرکردن کپسول (( حجاب، کپسول اکسیژنی است که آیت الله های ما در بی وزنیِ حاکم بر سیارات نا مکشوفِ کهکشان های دور به پشت حمل می کنند.)) آخوند ها هستند با دیگر احشام اصطبل شما فرق دارند ؟

     
  15. دوستان محترم
    تا کی ما باید تاوان تند روی دو طرف درگیر را بدهیم.
    چرا دوستان با حجاب مخالفت می کنند . ما سه سبغه برای حجاب داریم که انها را خیلی خلاصه عرض میکنم:
    1-سبغه دینی
    که خود دو بخش دارد
    الف-قران
    که به خاطر اطلاتع دوستان از تطویل انها خوداری میکنم
    ب- احادیث
    احادیث متواتر در خصوص حجاب بانوان زیاد است و معروفهایش عبارتند از:
    ای زن به تو از فاطمه اینگونه خطاب است ارذندهترین زینت زن حفظ حجاب است. همهذ دوستان یادشان نرفته که نوجوان اسیسر ایرانی در اردوگاه صدام وقتی این حدیث را خواند مامورین صلیب سرخ از قدرت تاثیر این کلام حضرت زینب وجودشان مانند اب به لرزه درامد و به گریه ماتم افتادند و دنیا را این حدیث به لرزه اورد.
    علامه مجلسی از قول نبی روایت میکند که در دوزخ زنی که حتی یک تار مویش را نامحرم دیده باشد از همان تار مو اویزان میشود و به مجازات میرسد. که همین حدیث برای بیان کبیره بودن گناه بی حجابی اکفا است.
    2- سبغه ملی:
    از نقطه نظر ملی نیز ایرانیان از کودکی محجبه بوده اند که این تکریم عفاف و حجاب در اثار قبل از اسلام به تواتر روایت شده است و در ایران باستان زن و دختر را پوشیده رو مینامیدند و در انزمان رو و صورت زنان هم میبایست از دید نامحرم مصون بماند که چون بیش از اندازه بود با امدن اسلام به ایران اولین مستقبلین اسلام در ایران زنان بودند زیرا اسلام نسبت به انچه از حجاب در ایران بود ازاد تر بود و زنان ایرانی که تا امدن اسلام موظف بودند تمام نقاط بدن خود حتا انگشتان و ناخنها را پوشیده بدارند دیدند اسلام به انها اجازه میدهد دستان و صورتانشان را نپوشند و به این جهت با امدن اسلام به ایران مطابق تاریخ زنان در اسلام اوردن از یکدیگر سبقت میجستند. در کتب حافظ سعدی مولوی عطار ابن سینا پر است از سفارش به تکریم و منزلت حجاب و از بس از فواید حجاب گفته شده انسان متعجب میشود که انرا در سبغه سوم توضیح میدهم. حتا از خواجه ابوالفضل بیهقی و یا میمندی در ماجرای بردار کردن حسنک وزیر امده که چون حسنک قرمطی شده بود و او را بر دار کردند جنازه اش دو سال بر بالای دار ماند تا اینکه تمام گوشتش بریخت و استخوانهایش ماند . روزی مادر حسنک وزیر را از انجا که حسنک بر دار بود و فقط استخوانهایش مانده بود گذر دادندی و مادرش با حجاب کامل وقتی استخوانهای حسنک را میبیند میگوید:ایا گاه ان نرسیده که این سوار را از ذین به زیر اورید . بزرگمردا این پسرم بودی که محمود این جهان و مسعود ان جهانت دادندی. در این داستان که صراحتا سخن از حجاب مادر حسنک وزیر امده نشانگر انست که ایرانیان از دیر باز و حتا مخصوصن از قبل از امدن اسلام از حجاب پیروی و مطابعت میکردند که با امدن اسلام ان هم درست شد و وظیفه دینی و ملی ما تکریم قدر و منزلت حجاب است در پرتو دین خودمان و هم گذشته باستانی همه ما و نیکان بسیار دور.
    تا اینجا ثابت شد که حجاب هم از نظر دینی و هم ملی لازم و واجب و درخور احترام و کرنش است.
    3- سبغه روانی و اچتماعی:
    ویژگی بارز حجاب که از نقطه علمی هم اثبات شده تاثیر ارامش بخشی -تعادل – احساس امنیت – کاهش شهوات و افزایش بازدهی نیروی کار مخصوصن در جوانان است که این موارد همه در تحقیقات مدرن جامعه شناسی و روانشناسی نوین بصورت اکادمیک و علمی اثبات و اذعان شده است. روانشناسی مدرن میگوید حجاب تا 98درصد جرم تجاوز را کاهش میدهد و تا80درصد مابقی جرام را تقلیل میدهد و نظر سنجی های علمی نیز این درصد ها را تایید کرده است. البته احتمالن همه دوستان اگاهی دارند که در غرب مطابق امار علمی موسسات ورتبط با همین موضوع در بعضی از کشورها مانند انگلیس و اسراییل و امریکا هر دختر تا قبل از 14 سالگی هشت بار توسط سایرین مورد تجاوز واقع میشود و دو بار هم تسط بستگان که تحقیقات نشان داده اینها همه از عواقب ولنگاری اچتماعی و عدم پیروی از حجاب است.
    ایا بهتر نیست قبل از بیان مخالفت و شروع هجمه ناروا به حجاب ما اندکی به کارکرد نوین و علمی حجاب توجه کنیم و قدری در اینباره مطالعه کنیم تا چون اکثر دوستان نظر دهنده ناسنجیده و ندانسته و غیر علمی و خنده اور اظهار نظر نکنیم و یاد بگیریم درباره هر چیزی اول مطالعه کنیم و بعد دقیق مستند و علمی صحبت کنیم؟

     
    • جناب محمود، این چیزای که نوشتی، تاریخ مصرفش مال چه عصری از تاریخ است؟ قبل یا بعد از دورهٔ دایناسور ها؟ و این علمی‌ هم که از آن می‌گویی، ارتباطی هم به این چند صد سال اخیر داره؟

       
      • با سلام خدمت دوست گرامی ” اگر خواستید پاسخ قطعی و مطمئن در این رابطه دریافت کنید لطفا

        به سیره و رفتار پیامبراکرم (ص) و حضرت امیر المومنین (ع) در مدت زمان زمامداریشان نگاه کنید

        که هیچ گزارشی دال بر اجبار حجاب بر زنان ، چه مسلمان و چه غیر مسلمان در اخبار نیست !!

        جالب اینکه در قرآن کریم نیز اشاره ای به عذاب دنیوی و اخروی کسانی که این حکم را مراعات

        نکنند نشده است !

        حال چرا متولیان دین و حکومت کاسه داغتر از آش شده اند و این همه مانور بر سر این مساله برای

        چیست خودتان قضاوت کنید !!

        و حضرت امیر المومنین در رابطه با موضوع حجاب و چگونگی برخورد ایشان با

        این مساله در زمان زمامداریشان

         
      • هر کس با حجاب مخالف باشسد بی دین و وطن فروش است. ایا تو خودت خدای نکرده حاضر هستی چشم نامحرم به فقط یک تار موی بستگان خیلی دور تو بخورد که برای دیگران نسقه میپیچی؟ هیچ انسان باغیرتی اجازه نمیدهد چشم پتیت نامحرم به موی یک مسلمان بخورد. تا غیرت هست حجاب است.

         
        • ملانصرالدین

          این مزخرفات چیه میگی ! اینگونه افکار ابلهانه راز بقای آخوند ها و داعش است در قرن بیشت و یکم که دنیا در حال پیشرفت و ترقی است ما ابلهان در تار مو و آفتابه گیر کردیم .

           
    • محمود جان

      سبقه نه سبغه

       
      • تو دیبگه چی چی میگی ما داریم حرف غیرت و ناموس بص3ورت علمی میزنیم تو گیر سبقه و سیغه هستی؟اصلن نفهمیدی سبغه چیه فکر کردی من حرف از نکاه موقت زدم. واقعن برا سوادتون متاسفم.

         
        • محمود جان

          نکاه موقت میشه صیغه شما سبقه رو نوشتی سبغه. اگه دقت مطلبی که نوشتین به اندازه اطلاعتون از کلمات و معانی اونها باشه که اونوقت نمیتونین خیلی از مطالبتون دفاع کنین.
          حالا خیلی هم لازم نبود عربی بنویسین همین که می گفتین پیشینه همه متوجه میشدند اینجا همه فارسی بلدند.

           
        • این علمی حرف زدن هم مثل آن داستان هرکه کمونیست است میگوید خدا نیست. کمو یعنی خدا و نیست یعنی نیست. البته بنده مارکسیست نیستم ولی درد ما اینست که امثال این آقا محمود با این همه دانش و آوردن دلایل بسیار محکم علمی؟؟!! در خیلی جاها امور مملکت را در دست دارند. آقای احمد قابل که آیت الله بود بر اساس آیات قرآن و روایات ثابت کرد که حجاب اجباری نیست لابد ایشان به اندازه آقا محمود سواد نداشت یا معتقد نبود؟؟!!حالا آقا محمود معتقدند که به دلایل علمی؟؟!! حجاب واجب است. اگر شخصی به طور فردی به این معتقد باشد اشکالی ندارد ولی متاسفانه اینها میخواهند این باورهایشان را به مردم به زور که لابد آنرا اسلامی هم میدانند تحمیل کنند. خدابه انسان عقل داده نه؟ خدایا مارا از شر نادانی نجات بده و فقط باید گفت خدایا به هرکس عقل دادی چه ندادی و به هرکس عقل ندادی چه دادی؟

          خانه از پای بست ویران است خواجه در بند نقش ایوان است.
          خدایا چنان کن سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما رستگار

           
      • تو دیگه چی میگی کی حرف از ازدواج موقت زد ؟ من گفتم سبغه نه سیقه

         
      • سبقه یا سابقه، اشاره به پیشینه‌ی امری دارد. به لغت نامه دهخدا مراجعه کنید

         
    • با سلام خدمت دوست گرامی ” نظام ما در خیلی جاها نشان داده که کاسه داغتر از آش است و در خیلی جاها نیز جز ادعا

      در عمل هیچ شباهت و قرابتی به سیره و راه پیشوایان دین ندارد !!

       
    • دوست عزیز اگر علمای ما بتوانند کیسه نان از بی حجابی درست کنند امان نمیدهند این قضیه حجاب یک ناندونیه والا اگر درد دین داشتند وقتی هم برای رسیدگی به دزدی که به مراتب خانمان برانداز تر از تار موی یک زن است میگذاشتند نمونه اش دولت مورد حمایتشان در 8سال باان همه دزدی وفساد که نیاز به توضیح نیست واظهرومن الشمس بود

       
    • با درود به جناب نوری زاد و خوانندگان محترم
      در جواب نوشته جناب محمود در خصوص حجاب مایلم نکاتی را عرض کنم.
      حجاب را از دو منظر بررسی کنیم 1) جنبه قانونی ان 2)جنبه شرعی (مذهبی)
      ابتدا جنبه قانونی ان
      اگر همین قانون اساسی پر از تناقض و فشل جمهوری اسلامی را در نظر بگیریم ملاحضه می شود در هیچ یک از
      اصول قانونی اساسی ذکری از حجاب بمیان نیامده است بنابراین می ماند نهادهای دیگر در جمهوری اسلامی که
      در این خصوص قانون نوشته یا نا نوشته را ترسیم و اجرا میکنند مانند شورای انقلاب فرهنگی و یا وزارت ارشاد و…
      که اگر اینچنین باشد همگی می دانیم که به جز مجلس شورای اسلامی-مجلس شورای اسلامی هم فاقد وجاهت قانونی در خصوص وضع چنین قانونی است- بقیه نهادها فی نفسه نمی توانند قانون
      وضع و تصویب کنند بنابراین تا اینجای قضیه مشاهده می شود قانون در این ضمینه سکوت اختیار کرده است اما فرض را بگیریم قضیه حجاب جنبه قانونی داشت و جز اصلی از اصول قانون اساسی است و برای همگان اعم از معتقدین به حجاب , معتقدین به دیگر ادیان و خلاصه تمام بانوان عزیز لازم الاجرا بود بسیار خوب حال سیوالی از
      امثال جناب محمود دارم ایا اگر همسر, مادر , خواهر محترم شما یا مقامات جمهوری اسلامی در بدو ورود به کشوری
      که به موجب قانون تمام بانوان موظف به نگذاشتن روسری ویا همرنگ شدن با بقیه بانوان ان جامعه باشند حاضر به تمکین زورکی هستید؟ ایا انوقت وااسلاما سر نمی دهید؟
      2)جنبه شرعی یا مذهبی
      تا انجایی که این حقیر متوجه شده ام قران هیچ گونه متر معیاری برای حجاب عنوان نکرده است مضاف به ان ظاهرا
      این ایه و یا ایات خطاب به مومنین عنوان شده حال مومنین چه کسانی هستند و چه چه جز مباحثی است که بدرازا میکشد و شرایط ان موقع جوامع اسلامی و نبود البسه مانند امروز و….. را در نظر بگیریم در می یابیم چه بسا با توجه به شراط ان زمان چیزی گفته شده کوتاه سخن انکه گوییم چنین چیزی با متر و معیارهای جمهوری اسلامی وجود خارجی دارد که انهم علل القاعده برای مسلمان و مومنین لازم الاجرا می باشد چرا معتقدین به دیگر ادیان و یا اشخاصی که
      اعتقاد به این امر را ندارند اجباری باشد ؟ دوست عزیز متر و معیارهای مربوط به پوشش و یا حجاب بانوان را عرف هر جامعی را خود جامعه بطور خودکار تعیین میکند شما در غرب با تمام ازادیهای اجتماعی هیچوقت نمی بینید فردی لخت و عریان در انظار عمومی ظاهر بشود چون عرف جامعه نمی پذیرد . با احترام

       
    • هان محمود، این دام کلاس اکابر اثبات علمی‌ -اجتماعی حجاب را جایی‌ پهن کن‌ که یقین داشته باشی‌ خواننده یا شنوندهٔ تو، تازه از غارها بیرون زده اند. حالا کجا و در چه سایتی هم آمده‌ای چنین کلاس‌هایی‌ دائر کنی‌؟ صاف رفتی‌ تو مرکز جواهر فروشی‌های فرسودهٔ روزگار، میخوای اجناس بدلی به جای اجناس اصلی‌ قالب کنی‌؟ آدرس مکارم شیرازی را مگه نداری؟

       
    • آقا محمود
      شما هم خوب همه را سر کار گذاشته اید دوست عزیز. من چند بار نوشته شما را خواندم و هر بار بیشتر از پیش مطمئن شدم که نوشته شما طنز است. دوستان توجه کنید به تناقضات آشکاری که در نوشته هست و به جهت تمسخر مسئله حجاب آمده است: حدیث متواتر “ای زن به تو از فاطمه….”! حسنک وزیر پیش از اسلام! (چهار پنج قرن اشتباه!) و … من یکی که خیلی خندیدم
      شاد باشید

       
      • جناب بردیا، اگر نمیگفتی بر کسی‌ معلوم نبود که آن طنز است و اینرا کسی‌ نفهمید جز حضرت شما.کی‌ را گذاشتی‌ سر کار؟

         
  16. یکی از بستگان که سی و چند سال پیش به آمریکا مهاجرت کرده و از یک خانواده سنتی مذهبی بود میگفت وقتی به آمریکا آمدم تصورم این بود که اینجا دختر از درخت آویزان است و تو هرکدام را دوست داشتی می توانی بچینی. ولی وقتی امدم دیدم اینجا دوست پیدا کردن و وارد روابط آن چنانی (از نوع آنها که از ذهن روحانیون خارج نمی شود) خیلی سخت تر از آن چیزی است که تصور می کردم.

    چرا؟

    چرا در غرب خانم ها بخصوص خانم های جوان کمتر به آرایش های انچنانی توجه می کنند ولی در ایران با وجود حجاب اجباری و اینهمه زور و محدودیت اینقدر آرایش ها غلیظ است؟
    واقعیت این است که انسان آزاد آفریده شده و بطور ذاتی حق انتخاب خود را می خواهد داشته باشد به همین دلیل در مقابل هر چیزی که این حق انتخاب را از او می گیرد واکنش نشان می دهد و یا بر عکس عمل میکند.
    میگویند با بد حجابی خانم ها مردان تحریک می شوند. حد تحریک شدن تفاوت نمی کند که یک مرد یا زن مجاز باشند کل اندام برهنه کسی را ببینند یا یک قسمت کوچک مثل دست و یا یک کوچولو از ساق پا در هر صورت ذهنی که احساس محدودیت کند حتی با دیدن یک جفت کفش هم تحریک می شود.

     
  17. پس از جلسه ی دیروز که منجر به استیضاح وزیر علوم شدم نظری به ذهنم رسید و حضورتان عرض می کنم..
    در واقع نظر نیست گله هست.. گله از شما نوری زاد گرامی..
    شما به نمایندگان، لقب اسطبل نشینان را دادید.. من به خاطر توهینی که به اسطبل نمودید، از شما به شدت گله مندم..
    آقای نوری زاد، همانطور که در جریان هستید، در اسطبل جانوران و حیواناتی نگهداری می شوند که برای انسان بسیار مفید و پر فایده هستند.. حالا شما به من بگویید فایده این نمایندگان چیست؟ نه مانند جانوران و حیواناتِ اسطبل، سود و بهره ای از آنان به ما مردم می رسد و نه لیاقت حتی یک اسطبل واقعی را دارند که در آن سکنا گزینند ..

     
  18. اگر چادر میتوانست از فساد بکلهد قم هم اکنون ام االفساد جهان اسلام نبود.

     
  19. هر انتخاباتی که در ایران برگزار میشه میلیونها دلار خرج روی دست این ملت ورشکسته میذاره از نوریزاد گرامی خواهشمندم یه حرکت جدیدی رو شروع کنند برای مادام العمرکردن نمایندگان مجلس (یا بقول معاندین نظام، اصطبل نشینان)، مقام ریاست جمهوری، مقامات قوه قضائیه و کلا راس مدیریتی نظام . اینجانب بعنوان یکی از آحاد این ملت شریف اکیدا مخالف هر نوع انتخاباتی بوده و خواهان ابقای همه ی نمایندگان و مسئولین بصورت مادام العمر میباشم. ضمنا جهت برخورداری همگان از برکات نظام و نشان دادن دموکراسی در کشور، هر چهار سال افرادی جهت نمایندگی مجلس ، ثبت نام کرده و پس از تایید شورای نگهبان (بدون آنکه ملت پای صندوقها تشریف بیاورند) به کاندیداها معادل حقوق نمایندگان بصورت مادام العمر پرداخت گردد. انشالله در صورت تصویب این پیشنهاد، اجر اخروی این عمل بعد از تصویب در مجلس به حساب ملت واریز شود.

     
  20. سر بریده شد و ثابت شد که آمریکا سالها چه احمقانه به جمهوری اسلامی ارزش قایل شد و روزبروز به این ارج گذاری افزود تا به خیالات اقتصادی خود رسیده باشه. به نظر من تروریسم اصلی و گروگانگیر میلیونها انسان ء حکومت اسلامی در ایران هست . لطفأ این مسایل اسراییل و حماس و داغش در عراق و زد و خوردها را که چطور بلافاصله به هم ربط پیدا میکنند را فرمول کنید تا ببینید حکومت اسلامی ایران چگونه اسراییل و آمریکا را در عراق وادار به خشونت و جنگ فرا میخواند و محاسبات آمریکاییها اشتباه شد. لطفأ به آزادی میلیونها ایرانی و کشور ایران باشید که آرامش منطقه خاورمیانه هم در گرو این پیشامد خواهد بود.

     
  21. ** در پاسخ به مریم عزیز و کامنتی که در مطلب “در پاسخ به یک اصلاح طلب سرشناس”
    برایم گذاشته بودید:
    “عزيزم تنها راه همين مبارزه مدنى است طولانى است ام بهترين نتيجه را مىدهد،
    وباعث يافتن همديگر ميشويم ونهايتا شايد دمكراسى،”

    *****************
    مریم عزیز!
    حضور در خیابان هم برای پیگیری مطالبات نوعی مبارزه مدنی است
    اما مبارزه ای نیست که یک شبه ظهور کرده باشد بلکه عقبه ای دارد:

    1- هنگامی که همان خاتمی که من و امثال من از صندوق رای فقط به دلیل
    وعده هائی که داده بود بیرون کشیدیم و چه احمقانه برای پیروزی رای خود
    شادمانی کردیم تبدیل می شود به یک تدارکاتچی نظام به اقرار خودش

    2- زمانی که احمدی نژاد دو بار با تقلب می تواند از همان صندوق رای بیرون بیاید

    3- زمانی که بدتر از آن حکومت می تواند با جنگ روانی و دروغ و شانتاژ
    و نشان دادن یک کلید بی خاصیت حتی رای مخالفان خود را به نفع خود مهندسی کند

    در اینصورت راه مبارزه مدنی از نوعی که منظور نظر شماست
    از نظر عقلی و منطقی در عمل به بن بست رسیده است
    البته در دنیای خیال پردازی همه چیز امکانپذیر است
    حتی رفاه و فرصتهای برابر و آزادی و احترام به کرامت انسانها
    در حاکمیتی با کارنامه 35 سال دروغ و دزدی و جنایت!

    توهمی که حکومت به شدت در پی جا انداختن آن برای مخالفان است
    و اصلاحات چی ها مامورانی برای جا اندازی این توهم خطرناک بوده اند
    این است که: به فکر براندازی نباشید همه چیز قابل اصلاح است!!

    مشکل ما پالانی به نام رئیس جمهور نیست که دل به تغییر هر چهار ساله آن
    خوش کرده اید و نام آن را مبارزه مدنی گذاشته اید ایکاش که بود ولی نیست
    مشکل ما در حمال این پالان است یعنی: جمهوری اسلامی!

    مهمترین ابزارهای حاکمیت اراده مردم صندوق رای و احزاب است
    وقتی نظام حاکم این دو ابزار را بی خاصیت کند
    چاره کار دیگر فقط براندازی اصل حاکمیت است با حضور در خیابان!

    غیر از این فکر کنید متاسفانه تبدیل می شوید به ابزاری برای حاکمیت
    تا عمر طولانی تری داشته باشد برای غارتگری، جنایت و سرکوب بیشتر!!

     
  22. سلام بر نوری زاد!

    حجاب نه فقط به دلیل کلید در بهشت بودن برای مسلمانان خشک مغز مهم است
    بل خاصیت مهمتری هم دارد
    آنهم بهانه ای برای ایجاد محدودیت و اعمال فشار بر زنان است

    حجاب اجباری تبدیل به ابزاری شده است تا زنان
    هیچگاه احساس راحتی و آزادی نداشته باشند
    در نتیجه نوعی کنترل و اعمال فشار بر رفتارهای 50 درصد جمعیت جامعه است
    کنترل و فشاری که اگر نباشد و زنان احساس آزادی و راحتی کنند می توانند
    با فعالیتهای خود در روندهای سیاسی و اجتماعی برای حاکمیت خطر آفرین باشند!

    ایکاش به جای اینهمه تلاش و هزینه برای حجاب پیچ کردن زنان :
    1- به پسران بعنوان مردان آینده از سنین نوجوانی و در مدارس
    راه برخورد درست با غریزه جنسی و کنترل مناسب آن و
    نه سرکوب و احساس گناه از آن را آموزش می دادند

    2- به دختران بعنوان زنان آینده از سنین کودکی در مدارس می آموختند که
    انسانهائی بالذات ارزشمند هستند و نیازی نیست که برای داشتن
    احساس خوب ارزشمند بودن گدای جلب توجه دیگران باشند
    استعدادهای درونی آنها را کشف می کردیم و پرورش می دادیم
    تا به جای تمرکز افراطی بر ظاهر فیزیکی شان در سنین نوجوانی و جوانی
    بر شکوفا کردن استعدادهای خاص خود متمرکز باشند

    در اینصورت احتمالاً می توانستیم جامعه ای بسیار سالمتر
    بدون نیاز به حجاب اجباری داشته باشیم

    اگر چه در این حکومت آرزوی وجود چنین برنامه ریزی هائی
    آنهم از چنین حاکمان بی اصالت و بی ریشه و بی خاصیت
    آرزوئی است محال و نشدنی!!

     
  23. ريشه ها ١٥٨ ( دنباله كامنت زير با همين عنوان )
    سانسور ،حجاب ، مقدس سازى امر نامقدس ،آسمانى شدن امر زمينى ، ذات گرايي محض ، اراده گرايي مطلق ، نظام سياسى برآينده از بالا و هرم قدرتى كه سير تكوينش از بالا به پايين است و در يك كلام غلبه خفقان آور بالا بر پايين و گذشته بر حال ،،وحدت پروكروستى كثرت ها كه هميشه از بيرون خود كثرت ها بر كثرت ها زور آور مى شود ،وحدتى كه نه از مشاركت و گفتگوى كثرات بل از انطباق همه كثرات با يك كلى و حقيقت پيشينى و بيرونى حاصل آمده ( يا به قول قدما كلى قبل الكثره در برابر كلى فى الكثره و مع الكثره و بعد الكثره ) حاصل آمده است ، اصالت لباس غيبى شاه نسبت به تن خاكى و واقعى او …همه اين ها گوياى يك امر ريشه اى اند : حواله دادن واقعيات عاجل و اضطرارى زندگى فردى و جمعى به امرى ناشناخته و دسترس ناپذير . مدرنيته دگرگشتى است در مواجهه با امر ناشناخته و دسترس ناپذير .پيش از آن دسترس ناپذير بايد در حجاب مى ماند .جرم اصلى گاليله تركى بود كه بر ديوار ناشناختنى وارد آورده بود .كليسا با علم و حتى فلسفه مخالف نبود ،اما با علم و فلسفه اى امر مقدس ناشناختنى دسترس ناپذير كليسا را همچنان ناشناختنى و دسترس ناپذير نگه دارد ، علم و فلسفه اى كه دست به كارى نزند كه آينده امر دسترس ناپذير چيزى غير از گذشته اش بشود ،و نظام بطلميوسى -ارسطويي براى برآورده ساختن اين خواست كفايت مى كرد . آنچه زكرياى رازى عليه وساطت برگزيده گان براى سخنگويي از جانب امر دسترس نا پذير مى فت كم تر از سخن گاليله نبود .آخر بنا به آنچه ما مى دانيم رازى نيز براى مواجهه با ناشناخته ها خرد و تجربه انسانى را توانا مى دانست .حقيقت پرده نشينى كه بر عامه مستور باشد ، به تخته سياهى مى ماند كه بر آن هرگونه نقشى مى توان زد ؛زورمندان بر آن نقش خويش را مى زنند . در عصر مدرن اين باور شكل مى گيرد كه انسان با اتكا به خرد و تجربه مى تواند هر دسترس ناپذيرى را دسترس پذير كند و هر ناشناختنى را بشناسد . و اين انسان هر انسانى است كه در اين راه فهم و خرد خود را با جرأت و پيگيرانه به كار برد ؛ بدون نياز به افراد برگزيده اى به نام جادوگر و كشيش و غيب گو .مفاهيم عوض مى شوند .ناشناختنى ناشناخته مى گردد و نايافتنى نايافته . فرزانگان قديم اكثرا در بند ترس از اين استقلال و خودبنيادى بودند .مورخان اكثرا نگاهشان به بالا بود نه به پايين ،مسير انديشه حكما از بالا بود و نه از پايين . در سياست و حكمت و كمابيش در ادبيات آنچه رهبر و تعيين كننده بود يا مى توانست باشد از بالا بود . ؛ از اراده يك شخص خاص ، از ذات ها و عقل هايي در وراى عقول انسان ها ،از امرى مقدس و آسمانى ،از امرى واحد و مطلق بر فراز كثرات و نه همچون امر مطلق هگلى كه اصلا كل پيشروند بالند و رو به آينده همين كثرات است . وقتى كه اين حقيقت مرموز از پيش تعيين شده برين براى خود اين فرزانگان دسترس ناپذير مى نمود ،به طريق اولى براى عوام نيز دسترس ناپذير تر بود .يك چند برخى از اين فرزانگان بر آن شدند تا با برهان عقلى و آلت قانونيه منطق چيزهايي را از اين حقيقت برين اثبات كنند .اما اين حكما نيز مردم را عامه مى دانستند و محكم به طاعت بى چون و چرا .غايت نهايي آنها دفاع از دين بود و نه اعتنا به زندگى جارى مردم . انسان به مفهوم موجودى كه افزون بر نطق و عقل ، سخت در گير نيازهاى عاجل جسمانى است مخاطب اصلى آنها نبود .مخاطب آنها نيز يا علماى مخالف و موافق همسطح خودشان بود يا همان امر دسترس ناپذير بالاى سرشان . به هيچ وجه تصادفى نيست كه در آثار مورخان و حكيمان قديم مردم به معناى واقعى كلمه غايب است .طور ديگرى بگويم : شما با خواندن رمان هاى چارلز ديكنس و بالزاك تا حد زيادى با زندگى مردم لندن و پاريس در سده نوزدهم آشنا مى شويد .اما در تاريخ هاى قديم توده مردم را نمى بينيد مگر به صورت يك كلى يك پارچه همچون صورتى ذهنى . حتى عارفان كه جا دارد به نقش سياسى و اجتماعى آنها جداگانه بپردازيم اگرچه مى كوشند تا حقيقت دسترس ناپذير را از دسترس حاكمان دين پناه و متشرعان قدرت ستا خارج كنند و آن را به خلوت خاص خود ببرند اما در خطاب به عامه ميليون ها گزاره منظوم و منثور مى نويسند تا بگويند شما از آنچه ما مى گوييم چيزى نمى فهميد و زبان خود ما و حتى گاه كلا زبان از بيانش عاجز است .مخاطب اصلى اين قلم بدستان در بالا بود و نه در پايين . آنچه بالا بود سيطره و قدرت داشت پ ارتباط با او صرفا از جنس انديشه و گفتار نبود .شواهد بس بسيار مى توان آورد كه گواهى مى دهند چگونه ترس مقدس ، اطاعت مقدس ،رنج و شكنجه مقدس ،خود آزارى و خود سانسورى مقدس در گفتار اين نويسندگان و شاعران و فرزندگان قديم رخنه كرده است .وقتى مخاطب اصلى گفتارى مردم نيست ،چگونه مى توان انتظار داشت كه ميان فرزانگان و همگان پيوندى دوسويه باليدن گيرد و جنبشى مردمى كه رو به آينده داشته باشد رخ بدهد ؟ مردمى كه نه طرف گفتگويي دوسويه ،بل گوش سپاران اندرزها و چشم انتظاران مرحمت هاى قدرت دسترس ناپذيرند چگونه مى توانند خود را نيز همچون تعيين كنندگان اصلى سياست و اقتصاد بشناسند . ما در مشروطيت در آسيا پيشگام جنبش هاى مدرن بوده ايم اما چنين مى نمايد كه عميقا درنيافته ايم كه در عصر مدرن چه رخ داده است .تلگراف و راه إهن و روزنامه تنها پيامدهاى اين اين رخداد بوده اند . ظرف مدرن و مظروف قرون وسطايي پيامدهاى بحران خيزش را تا به امروز كش داده است . علوم انسانى و انديشه مدرن بد است اما بمب اتم و ابزار شنود و تكنولوژى شكنجه و سانسورش خوب است ؟!!چرا ؟ چون آن يك به امر دسترس ناپذير دست مى يازد و اين يك امر دسترس ناپذير را حفظ مى كند . من گمان نمى كنم كه اين پارادوكس امرى سپرى شده است .سه مسئله حجاب و رفتار روحانى و نامه اصلاح طلب سرشناس را در رابطه با اين بالانگرى و صيانت از امر دسترس ناپذير را مى توان محل تأمل قرار داد .در هر سه مورد مردم ديده نمى شوند و به حساب نمى آيند .در هر سه مورد نگاه حضرات رو به بالاست

     
    • اصلاحيه
      نادرست. درست
      مى فت. مى گفت
      بالند بالنده
      محكم به طاعت بى چون و چرا. محكوم به طاعت بى چون و چرا
      پ ارتباط پس ارتباط
      با پوزش بسيار

       
    • امیر حسین دولت پناه

      کورس عزیزم شما بسیار منطقی و عالی مینویسید. از شما میخواهم که مطالب خود را گردآوری کنید ( حتما و حتما ) و آنها را حداقل بصورت کتاب دیجیتال ( چون امکان چاپ آنها در ایران نیست ) در دسترس علاقه مندان قرار دهید. من فعلا مشغول ترجمه نامه های نوری زاد به رهبری هستم ( به زبان فرانسه ).
      با احترام فراوان امیر حسین دولت پناه

       
      • درود بر شما
        مدتى از شما خبرى نبود . براى حضورتان در سايت دلتنگ شده بودم .موقتا آقاى برديا در سايت بامداد سخن اين زحمت را متقبل شده اند .البته با يارى بى دريغ حامى عزيز .دوستان ديگرى هم مجموعه ريشه ها را گردآورى و ضبط كرده اند ؛البته خب ،دوستان نديده ام در همين سايت . اگر حقيقتى در اين نوشته هاى ناقابل باشد ،خودش راه خودش را پيدا مى كند .شما به منطقى بودن اشاره فرموديد ،اما براى اين باور دليلى ندارم .اين هم خرافه من است
        از توجه شما كه انسانى بسيار شريف و با وجدان هستيد بسيار شادمان شدم

         
  24. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﻳﻚ ﺳﻨﺎﺭﻳﻮﻱ ﻣﺤﺘﻤﻞ
    ﺑﻌﻀﻴﻬﺎ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺗﻌﻐﻴﺮ ﺷﺮاﻳﻄ ﺩﺭ اﻳﺮاﻥ ,ﺩﻳﺮ ﻳﺎ ﺯﻭﺩ ﺩاﺭﺩ ‘ﻭﻟﻲ ﺳﻮﺧﺖ و ﺳﻮﺯ ﻧﺪاﺭﺩ ” ﻣﻦ ﻧﻤﻴﺪاﻧﻢ ﻛﻪ اﻳﻦ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻣﻼﺕ اﻳﻦ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﺭا اﺯ ﻛﺠﺎ ﺁﻭﺭﺩﻩاﻧﺪ ‘ ﻭﻟﻲ ﻣﻦ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺿﺮﺏ و ﺗﻔﺮﻳﻖ ﻛﺮﺩﻡ و اﺯ ﺟﻤﻊ ﻛﻞ ﻛﻢ ﻛﺮﺩﻡ ‘ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺭﺳﻴﺪﻡ ﻛﻪ اﻳﻦ ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﺳﻮﺧﺖ و ﺳﻮﺯ ﺩاﺭﺩ و ﻫﻢ ﺩﻳﺮ ﻳﺎ ﺯﻭﺩ .
    ﺷﻜﺴﺖ ﻣﺬاﻛﺮاﺕ ﻫﺴﺘﻪاﻱ
    ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺑﻌﺪ اﺯ اﻋﻼم اﻳﻦ ﺧﺒﺮ ﺩﻻﺭ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ و اﺭﺯﻫﺎﻱ ﺧﺎﺭﺟﻲ ﺳﻌﻮﺩ ﻗﺎﻳﻢ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺁﻏﺎﺯ ﻛﺮﺩﻧﺪ ‘ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ اﻋﻼﻥ ﻛﺮﺩه ‘ﻣﺬاﻛﺮﻩي ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺑﻮﺩ ‘ ﺩﻻﺭ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﺩﺭ اﻭﻟﻴﻦ ﺳﺎﻋﺎﺕ اﻣﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﻗﻴﻤﺖ ﻫﻔﺖ ﻫﺰاﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺷﺪ ‘ ﻭﻟﻲ ﺑﻌﺪ اﺯ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﻫﻴﭽﻜﺲ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﻭﺵ ﺩﻻﺭ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻗﻴﻤﺖ ﻧﺒﻮﺩ ‘ ﺑﻌﻀﻲ اﺯ ﺗﺤﻠﻴﻠﮕﺮاﻥ ﻗﻴﻤﺖ ﺁﻥ ﺭا ﺗﺎ ﭘﺎﻧﺰﺩﻩ ﻫﺰاﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺗﺨﻤﻴﻦ ﻣﻴﺰﻧﻨﺪ ‘ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺩاﺭاﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﻭﺵ اﺟﻨﺎﺱ ﺧﻮﺩ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ‘ ﻣﺮﺩﻡ اﺯ اﻳﻦ ﺧﺒﺮ ﻏﺎﻓﻠﮕﻴﺮ ﺷﺪﻩاﻧﺪ ‘ﻣﻠﻴﻮﻧﻬﺎ ﻧﻔﺮ ﺑﻪ ﻣﻐﺎﺯﻩﻫﺎ ﻧﺎﻧﻮاﻳﻲﻫﺎ ﭘﻤﭗ ﺑﻨﺰﻳﻦﻫﺎ ﻫﺠﻮﻡ ﺁﻭﺭﺩﻩاﻧﺪ ‘ ﺻﻔﻬﺎﻱ ﻃﻮﻻﻧﻲ ﺭا ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻣﻴﻜﻨﻴﺪ ‘ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﺳﺮاﺳﺮ اﻳﺮاﻥ ﺩﺭ اﻳﻦ ﺻﻔﻬﺎ ﺷﻌﺎﺭ ﻣﻴﺪﻫﻨﺪ ‘ ﺩﻩﻫﺎ ﺯﺩ و ﺧﻮﺭﺩ ﺷﺪﻳﺪ ﺑﻴﻦ ﻣﺮﺩﻡ و ﺑﺴﻴﺠﻴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﺎﻣﻮﺭ اﻧﺘﻆﺎﻣﺎﺕ ﺩﺭ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺭﺥ ﺩاﺩﻩ اﺳﺖ ‘ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻫﻴﺴﺘﺮﻳﻚ و ﻋﺠﻴﺐ ﮔﺰاﺭﺵ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ
    ﺩﻳﺮﻭﺯ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪاي اﺯ اﺳﻨﻮﺩﻥ.,ﻣﺎﻣﻮﺭ ﺿﺪ اﻃﻼﻋﺎﺕ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺭﻭﺳﻴﻪ ﭘﻨﺎﻫﻨﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﻏﺮﺑﻲ ﺑﻪ ﭼﺎﭖ ﺭﺳﻴﺪﻩ ‘اﻭ ﺩﺭ اﻳﻦ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ اﺯ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎي ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ و اﺳﺮاﻳﻴﻞ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮﺩاﺷﺘﻪ و اﺯ ﻗﻮﻝ ﻳﻜﻲ اﺯ ﻣﺎﻣﻮﺭاﻥ CIA ﻛﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﺎ اﻭ ﺩﺭ اﺭﺗﺒﺎﻁ اﺳﺖ ﮔﻔﺘﻪ
    ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ و اﺳﺮاﻳﻴﻞ ﮔﺰﻳﻨﻪاي ﺭا ﺭﻭﻱ ﻣﻴﺰ ﮔﺬاﺷﺘﻪاﻧﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ اﺻﻞ ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﺩﺭ ﺟﺮﻳﺎﻥ اﺳﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ ﻣﻴﺪاﻧﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺮاﻱ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺎ ﻳﻚ اﻳﺪﻳﻮﻟﻮﮊﻱ ‘ ﭼﻪ ﻣﺬﻫﺒﻲ و ﭼﻪ ﻏﻴﺮ ﻣﺬﻫﺒﻲ ‘ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺣﺮﺑﻪ ‘ﺣﻤﺎﻳﺖ اﺯ ﺟﺎﻫﻠﺘﺮﻳﻦ ﻗﺸﺮ اﻳﻦ ﺟﻤﺎﻋﺖ اﺳﺖ ‘ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ ﻣﻴﺪاﻧﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﻮﺿﻊ ﺿﺪ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻲ ﺩﺭ ﺑﻴﻦ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻃﺮﻓﺪاﺭاﻥ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺩاﺭﺩ و ﺑﺮاﻱ ﺣﻤﺎﻳﺖ اﺯ اﻳﻦ ﺟﺎﻫﻼﻥ ‘ﻛﺎﻓﻴﺴﺖ اﻓﺘﺨﺎﺭ ﺩﺷﻤﻨﻲ ﺑﺎ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﺭا ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺩاﺩ ‘ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺁﻥ اﺿﺎﻓﻪ ﻛﻨﻴﺪ ‘ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺸﺮﻳﻴﺖ “ﻛﻤﺎﻝ و ﻫﺪاﻳﺖ ” ﭘﻮﻝ و ﺛﺮﻭﺕ ‘ ﻣﻘﺎﻡ و ﻗﺪﺭﺕ ‘ ” ﺑﻪ ﺧﺪا ﻗﺴﻢ ﻛﻪ ﻳﻜﻲ اﺯ اﻳﻦ ﻣﻮاﺭﺩ ﻛﺎﻓﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺟﺎﻫﻠﻲ ﺭا ﭼﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﻭﺟﺪ ﺁﻭﺭﺩ ﻛﻪ ﻓﺮﻕ ﻣﺪﻓﻮﻋﺶ ﺑﺎ ﮔﻮﺷﺖ ﻛﻮﺑﻴﺪﻩ ﺭا ﺗﺸﺨﻴﺺ ﻧﺪﻫﺪ ‘ و ﭼﻨﺎﻥ ﻣﻴﻞ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ اﻧﮕﺎﺭ ﻣﻴﻮﻩ ﺑﻬﺸﺘﻴﺴﺖ ” اﻳﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺸﮕﻞ ﺑﺰﺭﮒ ﻣﺬﻫﺐ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﻛﻴﺴﻪ ﻛﺶ ﻣﺤﻞ ‘ ﻛﻮﺱ ﺧﺪاﻳﻲ ﺳﺮ ﻣﻴﺪﻫﺪ
    ﻫﺮ ﻋﺎﻗﻠﻲ ﻣﻴﺪاﻧﺪ ﻛﻪ اﮔﺮ ” ﺗﻨﺎﺳﺒﻲ ﺑﻴﻦ ﺧﻮاﺳﺘﻪﻫﺎ و اﻣﻜﺎﻧﺎﺕ ﻧﺒﺎﺷﺪ ‘ﻫﺮ ﺷﻌﺎﺭ و ﻳﺎ ﻋﺮﺑﺪﻩاي ‘ ﻫﻴﭻ ﻧﻴﺴﺖ ‘ﺟﺰ ﻏﺮﻭﺭ و ﺧﻮﺩ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﻴﻨﻲ” ” ” اﻳﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﻫﻨﺮﻱ ﻛﺴﻴﻨﺠﺮ و ﭼﻬﺎﺭ ﺗﻦ اﺯ ﻧﺨﺒﮕﺎﻥ ﻧﻆﺎﻣﻲ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﺷﺪﻩ و اﺯ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺟﺮﻳﺎﻥ اﺳﺖ ﺁﻧﻬﺎ اﻭﻝ ﺷﺮاﻳﻄ ﺭا ﻃﻮﺭﻱ ﺑﺤﺮاﻧﻲ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺭﮊﻳﻢ اﻳﺮاﻥ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻪ ﺳﺮﻛﻮﺏ و ﻗﺘﻞ و ﻋﺎﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﺧﻮﺩ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﺩﻗﻴﻘﺎ ﻣﺜﻞ ﻋﺮاﻕ ‘ﻟﻴﺒﻲ ‘ﺳﻮﺭﻳﻪ ‘ ‘ ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﺗﻨﻔﺮ ﭘﺮﺭﻧﮕﺘﺮ ﺷﻮﺩ ‘ﭘﻴﺎﺩﻩ ﻛﺮﺩﻥ ﻧﻘﺸﻪﻫﺎﻱ ﺑﻌﺪﻱ ﺁﺳﺎﻧﺘﺮ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮﺩ ‘ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺑﻌﺪﻱ ﻣﺴﻠﺢ ﻛﺮﺩﻥ ﻛﺮﺩﻫﺎﻱ اﻳﺮاﻥ اﺳﺖ ‘ ﺁﻧﻬﺎ ﭘﻨﺎﻫﮕﺎﻫﻲ ﺩﺭ ﻛﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﻋﺮاﻕ ﺑﺎ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ و ﺑﻪ ﺩﺭﺧﻮاﺳﺖ ﻛﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﻋﺮاﻕ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺩاﺷﺖ و اﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﻛﺮﺩﺳﺘﺎﻧﻲ ﻣﺴﺘﻘﻞ و ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪ ﺑﺎ ﭼﺎﻩﻫﺎﻱ ﻧﻔﺖ ﺑﻲﻛﺮاﻥ اﻧﮕﻴﺰﻩ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﺑﺮاﻱ ﻛﺮﺩﻫﺎﻱ اﻳﺮاﻥ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮﺩ ‘
    ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺎﻫﻮاﺭﻩﻫﺎ’ﻓﻴﻠﻤﻬﺎﻱ ﺷﻬﺮﻫﺎﻱ ﺁﺯاﺩ ﺷﺪﻩ ﻛﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﺭا ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ اﻳﺮاﻥ ﻧﺸﺎﻥ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺩاﺩ ‘ ﺯﻧﺎﻥ ﺣﺠﺎﺏ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺑﺮ ﺯﻣﻴﻦ ﻣﻴﻜﻮﺑﻨﺪ و ﺁﺯاﺩﻱ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺟﺸﻦ ﻣﻴﮕﻴﺮﻧﺪ ‘ و اﺯ اﻥ ﻃﺮﻑ ﺗﺎ اﺑﺪ ﻣﺪﻳﻮﻥ ﺩﻭﻟﺖ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ و اﺳﺮاﻳﻴﻞ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺑﻮﺩ ‘ ﺗﺎﺛﻴﺮ اﻳﻦ ﻓﻴﻠﻤﻬﺎ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﻱ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺪ ﻧﻴﺎﺯﻱ ﺑﻪ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﻧﺒﺎﺷﺪ ‘ ﺑﻪ ﻣﺤﺾ اﻳﻨﻜﻪ ﺭﮊﻳﻢ ﺁﻳﺖاﻟﻠﻪﻫﺎ ﻋﻜﺲاﻟﻌﻤﻞ ﻗﺎﻃﻌﻲ اﺯ ﺧﻮﺩ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﺪ ﻋﺮﺑﻬﺎﻱ ﺟﻨﻮﺏ اﻳﺮاﻥ و ﺑﻠﻮﭼﻬﺎ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺑﻪ ﺳﻼﺣﻬﺎﻱ ﻣﺪﺭﻥ ﻣﺠﻬﺰ ﻣﻴﺸﻮﻧﺪ ” و ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ ﺑﺎ ﻛﺎﻧﺎﻟﻬﺎﻱ ﺁﺫﺭﻱﺯﺑﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭاﻩ ﺭا ﺑﺮاﻱ ﻧﺎﺁﺭاﻣﻲﻫﺎﻱ ﺑﻌﺪﻱ ﺩﺭ ﺷﻬﺮﻫﺎﻱ ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ ﻫﻤﻮاﺭ ﺧﻮاﻫﺪ ﻛﺮﺩ
    ﺩﺭ اﻳﻦ ﻣﻴﺎﻥ ﻗﻴﻤﺖ ﺩﻻﺭ و ﺩﺭ ﻋﺮﺽ ﺁﻥ ﻛﺎﻻﻫﺎﻱ اﺳﺎﺳﻲ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺎ ﻗﻴﻤﺘﻬﺎﻱ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻜﺮﺩﻧﻲ ﺩﺭ ﺑﺎﺯاﺭﻫﺎ ﻋﺮﺿﻪ ﻣﻴﺸﻮﺩ
    ﺳﭙﺎﻩ ﭘﺎﺳﺪاﺭاﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮاﻱ ﺳﺮﻛﻮﺏ اﻋﺘﺮاﺿﺎﺕ و ﺑﺎﺯﭘﺴﮕﻴﺮﻱ ﻣﻨﺎﻃﻖ اﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻪ ﺩﺭ ﻛﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ‘و ﺳﺮﻛﻮﺏ اﻋﺘﺮاﺿﺎﺕ ﺧﻴﺎﺑﺎﻧﻲ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ و ﻋﺎﻡ ﺳﺮاﺳﺮﻳﺴﺖ ‘ ﻃﺒﻖ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ ﻣﺎ ﺣﺘﻲ ﻳﻚ ﺩﺭﺻﺪ ﺳﭙﺎﻫﻴﺎﻥ ﻫﻢ ﺑﺎ ﭼﻨﻴﻦ ﻛﺸﺘﺎﺭﻱ ﻣﻮاﻓﻖ ﻧﺨﻮاﻫﻨﺪ ﺑﻮﺩ ‘ اﺯ اﻳﻦ ﻧﻘﻂﻪ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺁﻳﺖاﻟﻠﻪﻫﺎﻱ اﻳﺮاﻥ ﺷﻘﻪ ﺷﻘﻪ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺷﺪ ‘ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭﻱ ﻣﻨﺘﻆﺮ ﺑﻤﺎﻧﺪ و ﻧﻆﺎﺭﻩﮔﺮ ﺑﺎﺷﺪ ‘و ﻓﻘﻄ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﻴﺎﺯ ﺑﺎ ﺑﻤﺒﺎﺭاﻥﻫﺎﻱ ﻫﺪﻓﻤﻨﺪ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺟﺎﻥ ﺑﻪ ﻟﺐ ﺭﺳﻴﺪﻩ اﻳﺮاﻥ ﻳﺎﺭﻱ ﺭﺳﺎﻧﺪ ‘ ﻃﺒﻖ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ ﺭﻭاﻧﺸﻨﺎﺳﺎﻥ اﺭﺗﺶ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﻫﺸﺘﺎﺩ ﺩﺭﺻﺪ ﺳﭙﺎﻩ ﭘﺎﺳﺪاﺭاﻥ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﭘﻴﻮﺳﺖ ‘ ﺑﻌﺪ اﺯ ﻛﺸﺘﺎﺭﻫﺎﻱ ﻓﺮاﻭاﻥ اﺯ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺳﻮ ‘ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮاﻥ ﻧﺎﺟﻲ ﺑﻪ ﻣﻴﺪاﻥ ﺧﻮاﻫﺪ ﺁﻣﺪ ‘ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ اﺯ ﺁﻳﺖاﻟﻠﻪﻫﺎ اﻃﻼﻋﻴﻪﻫﺎﻱ ﻣﺒﻨﻲ ﺑﺮ ﺟﺪاﻱ ﺩﻳﻦ اﺯ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ و ﺭﻭﺵ ﺁﻳﺖاﻟﻠﻪ ﺑﺮﻭﺟﺮﺩﻱ ﺭا ﺗﻨﻬﺎ ﺭاﻩ ﺣﻔﻆ ﺩﻳﻦ ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎﻱ اﻣﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺁﻭﺭﺩ .ﻭﻟﻲ ﺑﻌﻀﻲ اﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﻛﻪ ﺭاﻩ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﻧﺪاﺭﻧﺪ ﺗﺮﺟﻴﺢ ﻣﻴﺪﻫﻨﺪ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻨﺸﺎﻥ اﻳﺮاﻥ ﻫﻢ اﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﺑﺮﻭﺩ
    اﻟﺒﺘﻪ اﻳﻦ ﺳﻨﺎﺭﻳﻮ ﮔﻮﺷﻪاﻱ اﺯ ﺟﻬﻨﻤﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﻱ ﺩﺭ اﻳﺮاﻥ ﻣﺤﻘﻖ ﺷﻮﺩ ” اﻳﺮاﻥ ﺩﮔﺮ ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ اﻳﺮاﻥ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺑﻮﺩ ‘ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎﻱ اﻣﺮﻭﺯ ﺩﮔﺮ اﻣﻜﺎﻥ اﻳﻨﻜﻪ ﺭﺿﺎﺷﺎﻫﻲ ﭘﻴﺪا ﺷﻮﺩ و ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ اﻳﺮاﻥ ﺭا ﻳﻜﭙﺎﺭﭼﻪ ﻛﻨﺪ’ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪاﺭﺩ
    ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺧﻴﺎﻝ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ اﻳﻨﻬﺎ ﺧﻴﺎﻝ ﺑﺎﻓﻴﺴﺖ ﻧﮕﺎﻫﻲ ﺑﻪ ﺗﺎﺭﻳﺦ اﻳﺮاﻥ ﺑﻴﻨﺪاﺯﻧﺪ ‘ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﭘﻴﺸﻪﻭﺭﻱ ﺩﺭ ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ ” و ﻗﻴﺎﻡ ﻣﺴﻠﺤﺎﻧﻪ ﻛﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﭘﻨﺠﺎﻩ و ﻫﺸﺖ و ﺗﺴﺨﻴﺮ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺷﻬﺮﻫﺎﻱ ﺁﻥ
    اﻳﻦ اﺳﺖ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺧﺪا ﻛﺸﺘﻨﺪ ‘ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺧﺪا و اﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺎﻝ ﻣﺮﺩﻡ ﺭا اﺭﺙ ﭘﺪﺭﻱ ﺧﻮﺩ ﭘﻨﺪاﺷﺘﻨﺪ ‘ ﺧﺪا اﮔﺮ اﺯ ﮔﻨﺎﻩ ﻓﺎﺣﺸﻪﻫﺎﻱ ﻓﻴﻠﻤﻬﺎﻱ ﭘﻮﺭﻧﻮ ﺑﮕﺬاﺭﺩ ‘اﺯ ﮔﻨﺎﻩ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﺶ ﺧﻮﺭﺩﻧﺪ و ﻛﺸﺘﻨﺪ و ﺭﻳﺎﺳﺖ ﻛﺮﺩﻧﺪ و ﻋﻘﺪﻩﮔﺸﺎﻳﻲ ﻛﺮﺩﻧﺪ و ﺧﻮﺩ ﺭا ﺣﻖ ﻣﻂﻠﻖ ﭘﻨﺪاﺷﺘﻨﺪ ‘ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﮔﺬﺷﺖ
    ﺧﺪا ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺭا ﺷﻔﺎ دﻫﺪ

     
    • درود بر شما
      عجب قلم و تحلیل قدرتمندی . سپاس
      گرفتار چه حکومت نکبت و تهوع آوری شدیم هیچ رقم قابل هضم نیست با این پشتوانه تاریخی که داریم تا کی باید جهانیانی که بیشتر آنها قبل از ما وجود نداشتند به دیده حقارت به ما نگاه کنند به هر حال اگر ملایان همچنان بر طبل چهالت بکوبند و مردم هم در فکر نان شب و دلخوش به یارانه و بیمه ایرانیان باشند ! در خوشبینانه ترین حالت اگر ایران تجزیه هم نشود به ایرانستان تبدیل خواهد شد مثل افغانستان و پاکستان و …. شاید هم تاکستان !

       
    • سایت سیاسی – تحلیلی “بنیاد فرهنگ استراتژیک” که از مسکو به روز می شود، تفسیری به قلم “نیکولای بابکین” دانشمند علوم سیاسی روسیه، در ارتباط با سیاست استراتژیک امریکا در جهان، بویژه خاورمیانه و از آن میان “ایران” نوشته است. بخش مهمی از تفسیر وی اختصاص به مذاکرات اتمی و نگاهی است که امریکا به آینده ایران دارد. او می نویسد:

      «غرب معتقد است تحریم های ایران نمی تواند برنامه اتمی ایران را متوقف کند. این تحریم ها تنها رابطه ای غیرمستقیم با نتایج مذاکرات اتمی با ایران دارند. تحریم ها در جستجوی نتیجه دیگری اند. آنها ابزار فشارند تا به کمک آنها بتوان دست ایران را از پشت بست. واشنگتن به یک ایران کاملا تابع و حرف شنو و مدافع استراتژی آمریکا در خاورمیانه نیاز دارد. بطور مشخص می توان از نتایج این استراتژی در سوریه، عراق، افغانستان و کشورهای منطقه خلیج فارس نام برد. اکنون، با تعویق تصمیم گیری برای تفاهم نهائی اتمی و لغو تحریم ها، آمریکائی ها سعی می کنند اعتماد جامعه ایران به دولت جدید به رهبری حسن روحانی را از بین ببرند و با کشاندن مذاکرات به بن بست، فرصت های بیشتری برای مخالفان داخلی او فراهم آورند. این دیپلماسی 30 ساله آمریکا در ارتباط با ایران است.

       
    • امریکا
      روی فلج شدن
      دولت روحانی
      حساب باز کرده!
      نیکولای بابکین دانشمند علوم سیاسی
      مترجم: ا. م. شیری

      حل و فصل برنامه اتمی ایران آنگونه که پیش بینی شده بود، در تاریخ ۲۰ ژوئیه نهایی نشد. مذاکرات ایران با ۵+۱ به ۲۴ نوامبر موکول شد. این وقفه را آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان که در سطح وزیران خارجه در مذاکرات وین شرکت کرده بودند، پیشنهاد کردند. با اینکه وزیران امور خارجه روسیه و چین بدلیل اعزام معاونان خود، شخصا در مذاکرات وین حضور نداشتند، اما با رضایت ایران به این وقفه مخالفت نکردند. لحن اظهار نظرات پیرامون تأخیر ۴ ماهه مذاکرات متفاوت بود. در خوشبینانه ترین حالت، شاید، بتوان گفت که همه طرف ها با نشست بعدی در ماه اوت موافقت کردند. در مورد محل، تاریخ دقیق و قالب دور بعدی مذاکرات هنوز توافق نشده است.
      تأخیر در گفتگوها بخودی خود نمی تواند زمینه حل مسئله را فراهم آورد. بعید است که در سالگرد توافق ژنو بر سر برنامه عمل مشترک طرفین، که حل و فصل برنامه هسته ای ایران را تنها از طریق سیاسی به ازای لغو تحریم های بین المللی بر علیه ایران تضمین می کرد، تغییر بنیادی در مواضع طرفین روی بدهد. پایان بی نتیجه مذاکرات را هم نمی توان منتفی دانست.
      اول- آن سند از تاریخ امضای آن یک سال اعتبار دارد، توافق نباید دیرتر از ۲۴ نوامبر ۲۰۱۴ حاصل شود. روشن است، که مذاکرات هم نمی تواند تا ابد ادامه یابد، چهار ماه باقی مانده، «آخرین فرصت» اعلام شده است.
      دوم- شرکت کنندگان غربی مذاکرات «۵+۱»، با اصرار بر بی اعتمادی به ایران، خودشان در راه پیشرفت مذاکرات مانع ایجاد می کنند. وزیر خارجه آمریکا، جان کری برغم انجام شش دور مذاکره از نوامبر سال گذشته، به ضرورت «تعهد ایران بر عدم تولید سلاح اتمی» همچنان اصرار می ورزد. موضع مشابهی را وزیر خارجه آلمان “فرانک والتر اشتاین مایر” اتخاذ کرد. او گفت: «تا پایان مهلت نقشه راه، ایران باید ماهیت صلح آمیز برنامه اتمی خود را ثابت نماید». آمریکا و اتحادیه اروپا هیچ توضیحی در مورد دلایل بی اعتمادی خود به تهران نمی دهند.
      سرگئی ریابکوف معاون وزیر امور خارجه و رئیس هیئت نمایندگی روسیه، با همتایان غربی موافق نبود و تأکید کرد که «نقشه راه ژنو را همه طرفها از همان ابتدا بی وقفه رعایت می کنند. ایرانی ها تمام مواردی را که متعهد شده اند، بطور کامل اجرا کرده اند». وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز اوضاع را بطور متفاوت با مقامات آمریکا ارزیابی کرد. جواد ظریف اظهار داشت، «اختلاف نظرات در مورد لغو تحریم ها علیه تهران بسیار جدی است». چانه زنی آمریکا و ایران بعنوان محور مرکزی همه روند مذاکرات باقی مانده است، در عین دادن امتیازات بی سابقه به ایران، تهران در صورت برسمیت شناخته شدن حق خود برای غنی سازی اورانیوم، لغو کامل تحریمها را در پایان راه می خواهد. علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران از موضع خود دفاع می کند: «…مطالعات و تحقیقات ایران در عرصه فن آوری هسته ای، تحت هیچ شرایطی تعطیل نخواهد شد. ایران باید برای مبارزه با دولت های دشمن آماده باشد». این موضع قاطعانه را علی خامنه ای پس از شکست مذاکرات پیگیر ایران با کشورهای «۵+۱» و در رابطه با تعویق نشست آتی اعلام کرد.
      بی جا نیست که ایران بیم دارد آمریکا و متحدانش از این فرصت برای تشدید پارامترهای زدوبند نهائی استفاده کنند. مثل اینکه هشدارهای تهران برای غرب کافی نیست، زیرا تهران ضمن موافقت با نظارت شدید بین المللی بر مؤسسات هسته ای خود، از حق مشروع خویش برای غنی سازی اورانیوم صرفنظر نمی کند. آمریکا خواستار آن است که ایران نیز درست مثل سوریه، که با محو کامل تسلیحات شیمیائی خود موافقت کرد، با برچیدن همه تأسیسات مرتبط با غنی سازی اورانیوم خود موافقت نماید. در متن توافقنامه کنونی حق تهران برای تولید و غنی سازی اورانیوم، اما «تحت نظارت»، مورد تأئید قرار گرفته است. با این حال، غرب تردید دارد که چنین نظارتی در شرایط جامعه بسته ایران مؤثر واقع شود. در این باره واشنگتن با این ارزیابی بنیامین ناتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل موافق است: «هر قراردادی که بخواهد حق ایران برای غنی سازی اورانیوم را برسمیت بشناسد، به فاجعه ای برای آمریکا و دیگران تبدیل خواهد شد». ناتانیاهو به آمریکا هشدار می دهد: «نباید به رژیم آیت الله ها اجازه دستیابی به سلاح اتمی داد». واقعا هم، بنظر می رسد اسرائیل دارای سلاح اتمی، آن قدر که از رشد اقتصادی غیرقابل پیش بینی تهران پس از لغو تحریم ها می هراسد، از بمب های اتمی ایران نمی ترسد.
      با این حال، هنوز لغو تحریم ها قطعی نیست. معاون وزیر خارجه روسیه، سرگئی ریابکوف در این باره اظهار داشت: «نمی توان انکار کرد که آمریکا و اتحادیه اروپا در ارتباط با تعلیق تحریم ها تنها با تخفیف برخی تحریم ها موافقت کرده اند». البته، از زمان شروع مذاکرات در پائیز سال گذشته، غرب از اعمال تحریم جدید علیه ایران خودداری کرده است، اما محدودیت های قبلی همچنان به قوت خود باقی هستند. تحریمهای نفتی ادامه دارد، بانکهای ایران در انزوا از نظام مالی بین المللی و غیره بسر می برند. البته ۸.۲ میلیارد دلار از دارائی های مسدود شده ایران در زمان اعمال تحریمها را آزاد کرد. اما این- پولهای دریافتی ایران برای محاسبات نفت است که تا کنون به اندازه نیمی از حجم قبل از اعمال ممنوعیت ها برای واردات نفت از ایران نمی رسد. آمریکائی ها فقط آنقدر مهربان شده اند، که به ایران اجازه داده اند ماهانه ۵۰۰ میلیون دلار از حساب های میلیاردی خود برداشت کنند.
      غرب معتقد است که تحریم ها قادر به متوقف ساختن برنامه هسته ای ایران نیستند و فقط رابطه غیرمستقیم با نتایج مذاکرات دارند. تحریم ها چیز دیگری جز ابزار اعمال فشار نیستند که به کمک آنها دست ایران را می بندند. واشنگتن به ایران کاملا حرف شنو و مدافع استراتژی آمریکا در خاورمیانه نیاز دارد. بطور مشخص می توان از سوریه، عراق، افغانستان و کشورهای منطقه خلیج فارس نام برد. راجع به تلاشهای کاخ سفید برای ایجاد شکاف بین تهران و مسکو، می توان بدون کمترین اغراق سخن گفت. برنامه هسته ای ایران همواره بدون هیچ دلیلی سیاسی شده و واشنگتن بهیچوجه خیال تغییر رژیم اسلامی را از سرش بیرون نمی کند. اکنون هم، با تعویق تصمیم گیری پیرامون لغو تحریم ها، آمریکائیها سعی می کنند اعتماد جامعه ایران به دولت جدید به رهبری حسن روحانی را بشکنند و با راندن تیم مذاکره کننده او به بن بست، فرصتهای بیشتری را برای مخالفان داخلی او ایجاد کنند. این دیپلماسی آمریکائی بیش از ۳۰ سال است که ادامه دارد، و ضمنا، نه تنها اقتصاد ایران را «فلج» می کند، بلکه خساراتی به خود آمریکائیها وارد می آورد.
      طبق گزارش کمیته ملی ایران- آمریکا، اقتصاد آمریکا در نتیجه تحریم های اقتصادی علیه ایران و فرصت های از دست رفته در عرصه صادرات در طول ۱۸ سال، ۱۷۵ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار زیان دیده است. بر اساس برآورد این ساختار غیرتجاری مستقر در واشنگتن که از لغو تحریم ها علیه ایران پشتیباتی می کند، اقتصاد آمریکا در اثر ممنوعیت فروش کالاهای آمریکائی به ایران، در دوره زمانی سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۲ سالانه از ۵۱ هزار تا ۶۶ هزار فرصت شغلی را از دست داده است. این مطالعات بطور انحصاری در اختیار وال استریت ژورنال قرار گرفت. کاخ سفید برای تأثیر گذاری حداکثری تحریم ها علیه تهران، همیشه به همآهنگی با اروپا اصرار می ورزید. ظاهرا، ضرر و زیانهای اروپا بخاطر حمایت از دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی کم نیست. تحریم های خفیف مؤثر واقع نمی گردد و تحریم های سخت نیز به زیان هر دو طرف تمام می شود. با این حال، وزیر خزانه داری آمریکا، “جک لیو” موظف است به حسابهای عمومی اتکاء نماید. بدنبال او “کری” نیز بصراحت اعلام کرد که آمریکا برای لغو تحریمها علیه ایران عجله نخواهد کرد، زیرا تحریمهای اقتصادی علیه تهران، «اقتصاد این کشور را در تنگنا قرار داده» و «ابزار مؤثری در مذاکرات با تهران می باشد». در این مورد نیز هیچ چیز جدیدی در فرهنگ سیاست خارجی آمریکا دیده نشد. اگر در مذاکره حاضر می شود، فقط از موضع قدرت و تهدید حرف می زند. تلاشهای دیپلماتیک وسیعا تبلیغ شده رئیس جمهور اوباما در خصوص پرهیز از رو در روئی با تهران نیز روی همین پاشنه می چرخد: آمریکا خواستار تسلیم ایران است نه مصالحه با آن.
      http://www.fondsk.ru/news/2014/07/21/usa-zhdut-ot-irana-ne-kompromissa-a-kapitulacii-28573.html

       
      • مازیار وطن‌پرست

        دیدن یک موضوع از زوایای مختلف بسیار خوب است و منجر به وسعت دید انسان می‌شود. دقیقا این همان چیزی است که دیکتاتوریها با محدودیت در آزادی بیان، خود را از آن محروم می‌سازند. همین ویژگی است که تمدن غرب با سود بردن از آن خود را نقد و ترمیم می‌کند. آنچه تحلیلگر روس گفته‌است بسیار شبیه حرفهای “دلواپسان” وطنی است. با اینهمه خواندنش بسیار مفید و حتی ضروری است.

         
  25. با درود به فرزانه گرامی نوریزاد عزیز و هم میهنانم : در این وبلاگ بار ها شاهد برخورد آراء افراد متدین و منتقدانی بوده ایم که معمولا به نتیجه ملموسی نمیرسیم من سوال میکنم آیا از تاریخ خونبار حمله اعراب به وطنمان اطلاع دارید آیا میدانید اسلام عزیز بر پایه زور ونه اختیار به ما تحمیل شد ؟ در تاریخ میخوانیم که در حمله اول اعراب به ایران 60.000زن و دختر ایرانی را به بند کشیده و به عربستان گسیل میکنند وعمر تا چمش به این نگون بختان می افتد رو به خانه کعبه کرده ومیگوید خدایا پناه میبرم از شر اطفالی که در رحم ایبن زنان قرار دارد ببرید و در بازار های نجد و عکاذ بفروشید ( به همه تجاوز شده بود) آیا این نگون بختان مورد لطف ائمه واقع شدند؟ نه آیا سراغ دارید که در مورد ایرانیان که موالی خوانده میشدند از طرف یکی از امامان دوازده گانه لطفی ویا دلسوزی واقع شده باشد؟ و یا امام رضا که به خراسان تشریف آوردند تا ولیعهد مامون شوند دل سوزی بر این مردم شکست خورد مشاهده شد؟ آیا از ابو مسلم خراسانی چیزی میدانید . آیا از افشین بابک مازیار جیزی میدانید ولی اگر از ائمه بپرسند داد سخن میدهید که چه وچه. آیا میدانید که عمر را یک ایرانی به تقاص خون هم وطنانمان و کودکان به بند کشیده ترور کرد . در فرصت های بعدی اسامی کتاب های روشنگر را به اطلاعتان خواهم رسانید فعلا برای شروع کتاب بیست و سه سال شادروان علی دشتی شروع بسیار خوبی است . با احترام .

     
    • باسلام آقا مادر همين امام چهارم به گفته خودشان ايراني واز نوادگان خسرو پرويز بوده كه در مدينه به عنوان كنيز فروخته شده بود

       
  26. من از یپام گزاران گله مندم چون عملکرد داعش تکرار تاریخ حمله اعراب به ایران است که همانند امروز زنان ایران رابعنوان غنایم جنگی ضمن تجاوز دربازار مدینه می فروختند پس داعش باید خوب باشد

     
    • ادامه چرا پیام گزاران ازداعش بدشان میایدایا عملکرد ناجیان اسلام در ایران همانند عملکرد داعشیان امروز درشهر ایزدی های نبوده تاریخنشان میدهد که اعمال 1400 سال قبل مثل امروز بوده است در کتاب دو قرن سکوت شهید ثبت شده است

       
  27. اقتصاد اسلامی نیست اجتماع شکست خورده است طلاق بیداد میکند اعتیاد بالاتر از طلاق است بد اخلاقی سکه روز است عقب ماندگی واضح و بیکاری همه گیر و زندانها و بیمارستانها اباد و جیبها خالی و پدران شرمنده فرزندان و فرزندان از پدران طلبکار همه اینها به اضافه بسیاری چیزهای دیگر حالا اگر حجاب هم نباشد چطوری به بی سوادان داخلی ئ احمقان خارجی بگویند این جمهوری اسلامی است

     
  28. ريشه ها ١٥٨ ( قسمت ١٥٧ ذيل پست :در پاسخ يك اصلاح طلب سرشناس )
    فرهنگ
    فرهنگ دينى
    پرسشى تاريخى
    در بخش پيش رسيديم به طرح يك مسئله :در همه اقوام و دوران ها حتى در عصر مدرن كه از يك سو رسانه هاى نوشتارى و ديدارى و شنيدارى با قدرت تكثير پذيرى انبوه و پيام پراكنى از راه دور و از سوى ديگر به يارى آموزش همگانى ارتباط فرزانگان و همگان به غايت آسان تر گشته ،باز هم فرزانگان و روشنفكران و فيلسوفان يك جامعه در اقليت بوده اند . ادامه اين گفتار مشروط به قبول اين گزاره است .من مى دانم كه در اروپاى سده هيجده كه به عصر خرد و روشنگرى معروف است ، ولتر مى گفت ترجيح مى دهد كه از گاو پيروى كند اما تابع افكار عوام نباشد .كانت فيلسوفى كه برخى وى را پدر ليبراليسم مى خوانند اصلا نمى دانست رييس جمهور منتخب يعنى چه . وى اعتراضى به نظام مونارشى نداشت ،اما با تمامى وجود از آزادى و امنيت بيان و گفتگو و نوشتار در فضاى عمومى دفاع مى كرد و از اعليحضرت فردريش منور الفكر نيز مى خواست تا مانع جرأت تفكر و خردورزى در فضاى عمومى نشود .مقدم بر دموكراسى وكالتى آنچه براى روشنگران سده هيجده مقدم بود نهادينه كردن خردورزى در فضاى امن و برابر گفتگو بود .حجم بالاى آثار آموزشى و تربيتى در اين سده نشان از تلاش سترگ روشن انديشان جامعه دارد براى تربيت جامعه اى كه خرد جمعى إن بتواند در سياست بهترين گزينه ها را انتخاب كند ورنه انتخاب يك قبيله إدمخوار يك إدمخوار اعظم خواهد بود و انتخاب يك قبيله پاچه خوار يك پاچه خوار اعظم .به رغم همه اين تلاش هاى سترگ بعدها در آلمان از صندوق رآى آدلف هيتلر بيرون آمد .اينجا مقصود به هيچ وجه مخالفت كلى با انتخابات آزاد كه از اركان دموكراسى است نيست .متفقين نيز كه بدون آنها جهان از شر هيتلر به آسانى خلاصى نمى يافت دولت هايي برآمده از صندوق رآى بودند .بنابر اين براى پيشدستى بر كژفهمى احتمالى اين را بگويم كه مخالفت با صندوق رأى اصلا منظور نظر نيست .منظور آن است كه دموكراسى راستين تنها در صندوق رأى خلاصه نمى شود .اين اصل را بسيارى از بهترين و شريف ترين متفكران مغرب زمين تأييد كرده اند كه اگر خواستيد به نام و گفته هاى ايشان اشاره خواهم كرد .هابرماس كه بيش از ديگر متفكران در تأييد كنش ارتباطى و نتيجه گفتگوى بين اذهانى در فضاى عمومى كتاب نوشته است در سال هاى اخير دريافته است كه چگونه وصلت صندوق هاى رأى و گاو صندوق هاى سرمايه داران و زد و بند هاى رسانه اى مى تواند به سلامت و حقيقت جويي فرايند گفتگوى آزاد در فضاى عمومى گزند وارد كند .روشنفكران پايبندان به حقيقت اند ،اما قدرت سياسى و عامه مردم بيش از حقيقت دستخوش مصالح و به ويژه مصالح اقتصادى اند . ما در تحليل حكومت كيخسروى با ذكر شواهد نشان داديم كه آبادى و دادگرى و زندگى بى بيم هدف آن جامعه آرمانى بود . بيش از هزار سال پيش فردوسى دريافته بود كه مردم بيمناك بيش از هرچيز انديشناك خانه خويش اند . روشنگران سده هيجده حتى آنگاه كه از حقيقت هاى ذاتى سخن مى گفتند به ارتباط اين حقايق با زندگى جارى همگانى بى اعتنا نبودند و به فيلسوفان مسيحى قرون وسطى scholastic يا مدرسى مى گفتند .در اين عنوان گذارى كنايه هايي نهفته بود از جمله اينكه مباحث اين فيلسوفان تنها بين خودشان در حوزه ها و مدرسه ها دست به دست مى شدند و از درون وضعيات واقعى زندگى اكنونى و اينجايي انسان ها بر نيامده بودند . مسئله اى كه در پايان بخش ١٥٧ خود را بر ما تحميل كرد اين بود كه فرزانگان حقيقت جو در همه جا و همه وقت اقليتى از افراد يك جامعه بوده اند ،اما چگونه است كه در عصر مدرن همين اقليت در غرب بر زندگى همگان تأثيرى تعيين كننده و فرهنگ ساز نهاده اند ،اما در ايران رشته پيوند فرزانگان و انديشمندان با عموم گويي همواره با قيچى هايي نامريي گسسته گشته است ؟ چرا صداى آن به اين نمى رسد ؟ مشكل را در كجا بايد جست ؟ اين را نيز افزوده كنم كه مراد از انديشمند (intellectual) ايدئولوگ هاى قدرت سياسى حاكم نيستند .مراد از انديشمند منبرداران فرهنگ موروث نيستند .مراد از انديشمند حافظان عقايد عامه و مدافعان و در واقع تكرار كنندگان رسوم همگانى و نسل اندر نسلى نيستند .آن كس كه هيچ نقدى به ميراث فرهنگى و اعتقادى نياكان ندارد هر عنوان پسنديده و ناپسندى ممكن است داشته باشد اما انديشمند نيست .برزويه طبيب انديشمند است چون به قول فيلسوفى هر انديشمندى دست كم يك بار بايد همه اعتقادات موروثى خود را در معرض شك قرار دهد و بر زويه نيز چنين كرده است غزالى در آنجا كه دچار بحران شك مى شود انديشمند است .به قول افلاتون آغازگاه فلسفه حيرت است و غزالى اين آغازگاه را مى آزمايد اما احتمالا از ترس دوزخ فراتر نمى رود .ترس مانع انديشه است از همين رو كانت با نقل از هوراس اين حكم را سرمشق روشنگرى مى داند :sapere aude (جرأت انديشيدن داشته باش ) و سپس روشنگرى را چنين تعريف مى كند :خروج انسانى از نابالغى به تقصير خويشتن و نا بالغى عجز انسان است در به كارگيرى فهم خويش بدون هدايت ديگرى .مقصود كانت از هدايت بنا به توضيحات خودش اين نيست كه انسان به هيچ كس گوش نكند بل اطاعت از يك مرجع پدرسالارانه است .انديشمند كسى است كه ترس از پدر يا شاه يا دوزخ خرد و فهم اش را هدايت نكند . من بنا داشتم كه پرسش و مسئله ياد شده را مفتوح بگذارم . اما پس از كشمكش فكرى با خود ديدم كه پيشبرد اين سلسله نوشته ها بدون آزمودن اين پاسخگويي ميسر نيست .با اين همه من مطمئن نيستم كه پاسخ هايم درست باشند و يقين دارم كه اگر هم بعضا يا كلا درست باشند ،تنها يك وجه واقعيت را بيان مى كنند .هركس مى تواند پاسخى ديگر بدهد و من نيز هيچ دخالتى نمى كنم .چرا كه پرسش را آن قدر اساسى و ريشه اى و راديكال مى يابم كه بعيد مى دانم در اين سايت پاسخى تمام و كمال يابد .با اين مقدمات حاصل تلاش فكرى خود را عرضه مى كنم

     
  29. با درود به سالک عزیزم نوریزاد گرامی و هم وطنان فهمیده : من از مانی از آلمان عزیزم متشکرم که رابطه خاوری (داماد حداد ///) و قالی باف پسر خاله آقا مجتبی را به اطلاع رسانید . وهمین جا از جناب نوریزاد عزیز و دیگر هم میهنان گرامی استدعا میکنم که روابط قوم و خویشی سران جنایت کار این رژیم را کاملا افشا نمایند تا باعث شگفتی همگان شوند باشد که این نکته مغفول نماند

     
  30. با درودی بی پایان به نوری زاد عزیز

    منازعات درون دینی

    چرا باورمندان به ادیان همیشه در منازعه بسر برده اند واین شمشیر بوده که تنها مرز بین انها را ترسیم کرده است.
    سر بریدن یک روزنامه نگار امریکائی بار دیگر جهانیان را با این پرسش روبرو کرد که در مقابل این بی خردی چه میتوان کرد عصر رنسانس فرصتی به خردورزان داد تا باورهای دینی را به چالش بکشند واز دگماتیسم حاکم بر تفکر خانمانسوز مطق گرائی پرده برداشتند وبعد راه برای حاکمیت خرد بر روابط انسانی فراهم شد که دستاورد ان دمکراسی حاکم بر تفکرات عصر مدرن است ویژگی عصر مدرن عدم قداست اندیشه ها وابطال پذیری ان میباشداین ویژگی نو شدن را در درون خود دارد وراه را بر مطل گزائی می بندد اما در خاورمیانه دولتهای اسلامی هر کدام بر فهم مطلق خود از حقیقت پا میفشارند و ان نابودی جانهای بی گناهانیست که یا مجبور به تسلیم ویا مرگ ویا آوارگیست که پایان معلومی ندارد.این مقیاس را در ایران خودمان از آغاز انقلاب اسلامی به شکلی تجربه کرده ایم ببینید چطور میشود که همیشه منازعه حرف اول را میزند یک مقلد نمیتواند از فرمان مرجع تقلید خودسرباز زند وبه سادگی عمل به فتوای دیگری کند وعدول از این اصل بطلان عمل عبادی خود را به دنبال دارد اینجاست که این گروه ها بر فهم خود از دین کارشان به جائی میکشد که هر عملی زشتی در جای خود نه تنها حرام بلکه عمل به ان واجب میگردد.در کشور خودمان نگاهی میکنیم به فهم دینی انقلابی مسئولین مملکتی درابتدای انقلاب تنها کلمه اشتباهی که بکار بردند جمهوریت بود وهمان بلای جان انها شده در ابتدا از جوهیجانی حاکم بر جامعه یک رای گرفتند وبعد از ان در همه انتخاباتی که برگزار کردند مجبور به دوپینگ شدند در انتخابات خبرگان قانون اساسی بعضی از استانها تنها یک کاندید داشتند ومردم مجبور بودند فقط به همین کاندید رای دهند خب معلوم بود مانند کره شمالی یک نفر از صندوق بیرون می آید اگر شما به دومین انتخابات جمهوری اسلامی نگاهی کنید وتعداد کاندیداها ی رقیب را مقایسه کنید فقط تهران وچند شهر دیگر بود که رقابت تا حدودی معنی داشت ودر همان حوزه ها امتال بازرگان وسحابی ودیگر ازاداندیشان توانستند به مجلس خبرگان قانون اساسی راه پیدا کنند وگرنه در دیگر استانها هر اخوندی از حوزه علمیه معرفی میشد راهیابی او به مجلس خبرگان قانون اساسی حتمی بود واز کوزه همان برون تراود که در اوست.ببینیم جمهوریت چه مشکلی برای روحانیون حاکم بر ایران درست کرده وچه زجری به انها میدهد ومانند خوره به جان انها افتاده از زمان انتخاب خاتمی ورای متفاوت مردم رهبری را در گردابی فرو برد که هر چه بیشر مشکل ساز میشود مشکل انجاست که رای رهبری با مردم متفاوت است(همچون انتخاب بنی صدر ) رهبرمجبور به تنفیذ حکم رئیس جمهوری میشود که خود نه تنها به او رای نداده بلکه در انتخاب کاندید مورد علاقه خود در لرستان مجبور به تقلب میشود ورای کاندید رهبر بسیار بیشتر از خاتمی اعلام میشود .مشکل اینجاست که رهبر حکم ریاست جمهوری خاتمی را تنفیذ میکند اما خود یک دولت در سایه تشکیل میدهد.مشکل انجاست که رهبری در دیدار با نمایندگان مجلس ششم انها را صاحب فضل میداند اما به شورای نگهبان دستور میدهد که صلاحیت همه نمایندگان اصلاح طلب را برای مجلس هفتم رد کند.مشکل انجاست که آقای خاتمی از جامعه مدنی سخن میگویدورهبری انقلاب از دولت اسلامی. مشکل انجاست که خاتمی از حقوق شهروند صحبت میکند ورهبری از امنیت برای مئومنین مشکل انجاست خاتمی به دنبال تعامل با جهان وترمیم چهره ایران در جهان است ورهبری بر طبل مبارزه با استکبار جهانی می کوبد مشکل انجاست که خاتمی از گفتگوی تمدنها سخن میگوید ورهبری از تهاجم فرهنگی وبستن درها به روی جهان و وقتی هم اراده مطلق خود را بر مردم تحمیل میکند اعجوبه هزاره سوم احمدی نژاد ظهور میکند.این فاجعه مطلق نگری دینی در سطح خاورمیانه به شکلی خشن در جهره اسرائیل وداعش وطالبان ودیگر گروه های اسلامی خود را نشان میدهد وحال این طاعون به پشت در های اروپا هم رسیده است.

     
  31. باسلام احكام فقهي اسلام همچون حجاب اجباري مانند گوشت گنديده ومتعفني است كه صدهاسال پيش در يك بسته بندي زيبا وفريبنده فريز شده است وتا يخ آن باز نشده بود از هر ناظري دلبري مي كرد مثل قبل از انقلاب خودمان يا بخشي از جامعه امروزي تركيه ولي 35 سال است كه يخ اين مزبله در ايران كم كم در حال باز شدن بوده وچهره آن باوجود مگس هاولاشخورهايي (فقها) كه از آن تغذيه مي كنند زشت تر از گذشته شده است . احكامي كه تا زماني كه معارضين ومنتقدان آن روشنفكران وطبقات آگاه جامعه هستندبدليل قلت همواره ي طبقات مذكور از سوي فقها از آن دفاع مي شود اما وقتي دامنه مخالفين به اكثريت آحاد جامعه كشيده شدوفقها در دو راهي انعطاف در احكام فقهي يا منزوي واسباب خنده وتمسخر جامعه شدن قرار گرفتند في الفور با متمسك شدن به اجتهادي اختراعي جامه خود را از ورطه انزوا بيرون كشيده اند مثل شطرنج يا بيمه يا ني يا دوش آب بله دوش آب باور مي كنيد دوش آب !!!!!!!!!!!!آنچه باعث دلگرمي واميدواري امروز ماست رشد كيفي وكمي طبقه آگاه جامعه است كه دوباره خواهند ساخت وطن را((اگرچه باخشت جان خويش )).

     
  32. مجلس اصطبل انسان نمی خواهد یکی از اصطلبیان به انسان بودن زن اعتراض داشته است: آصفری افزود: یک جمله که یکی از اساتید خانم در نشریات خود گفته این است: من شکلات نیستم، مروارید نیستم، وسیله تفریح نیستم، اسباب زیادی نسل نیستم، عامل فساد مردان نیستم و ناموس هم نیستم،‌ من یک زن هستم، یک انسان که برابر آفریده شده و آزاد. نه بهشت زیرپای من است نه جهنم. افتخار فرستادن مردان به معراج هم نصیب کس دیگری شود. می خواهم خودم به معراج بروم

     
    • چیزی را که این عرب های سوسمار خور نمی فهمند این است که دوشیزگان و بانوان ملت من در عرش هستند و اینگونه افتخارات را لازم ندارن.. قبل از اسلام در 6 هزار سال پیش مادر شاهی بوده است رنان بر مردان برتری داشته اند. انچه که زنان بیشتر داشته انر ( مهر و ,عاطفه) برتری داشته است. وقتی که عرب ها با شمشیر های خمیدشان به این سرزمین امدند. و با همه کس با زبان شمشیر صحبت کردن زور و قدرت بازو و شهوت مرد غالب شد. هنوز در شهر های قدیمی ما در روستا های ما مادر شاهی وجود دارد. کسی در مزارع شمال ایران نمیداند چه کسی زن است و چه کسی مرد است. در بازار کاشان اگر زنی به کاسب بازار رجوع کند کاسب تنها چیزی را که به فکرش میرسد این است که با انسانی محترم تر سر و کار دارد. انچه را که ما در کوچه وخیابان با هم میتونیم معاوضه کنیم فقط انسانیت است.

       
  33. 1. اسلام و فقه شامل دوبخش تفکیک شده است: اصول و فروع. خجاب نه در اصول دین است و نه در فروع آن.
    2. نکته ای جالب این است که این حجابی که نه در فروع است و نه در اصول دین اجباری است ولی نماز اجباری نیست..روزه اجباری نیست.
    3. آیا در بین فقهای اسلام و شیعه اتفاق آرا در مورد حجاب وجود دارد؟ پاسخ این است که خیر چنین اتفاق نظری نیست.
    4. آیا زن بودن و مسلمان بودن به این معنا است که حجاب هم بر او واجب است؟ کسانی که پاسخشان مثبت است به این سئوال هم جواب دهند که چرا پوشش موی سر بر زنان برده مسلمان واجب نیست و حتّی نهی هم شده.
    5. موضوع خجاب با این وضعی که در ایران است صرفا در جهت بی شخصیت کردن بانوان است. کسی که در مورد پوشش معمولی خود هم نتواند تصمیم بگیرد چه جائی بعنوان انسان دارد؟
    6. حجاب نه بر عفّت جامعه افزوده نه اثر مثبتی داشه و نوعی فساد خاص خود را توسعه داده است!
    7. روحانیت حاکم با نادانی خود را در سهمگینترین چالش بی مورد قرار داده است. جامعه ای که هیچگاه حجاب برایش مشئله ای نبود اکنون مسئله دار و حساس شده!..واقعا عقل که نباشد جان در عذاب است!

     
  34. • “دانای وزیر” رفت…نادان مجلس ماند!
    • “دانای وزیر” رفت…نادان شورای نگهبان ماند!
    • “دانای وزیر” رفت…ولی فقیه عالم ماند!
    • “دانای وزیر” رفت…روحانی به اردبیل رفت و ماند!
    • “دانای وزیر” رفت…نادان مشهد همچنان ماند!
    • “دانای وزیر” رفت…10 ساله کوهدشتی همچنان معتاد ماند!
    • “دانای وزیر” رفت…زن خیابانی همچنان ماند!
    • “دانای وزیر” رفت…تحریمها همچنان ماند!
    • “دانای وزیر” رفت… “خاوری” که وکیلش فامیل “آژه ای” است همچنان در کانادا ماند!
    • “دانای وزیر” رفت…امید کوکبی همچنان در حبس ماند!
    • “دانای وزیر” رفت…تاجزاده همچنان زندانی آقا مجتبی ماند!
    • “دانای وزیر” رفت…اسلام همچنان ماند!
    • “دانای وزیر” رفت…جوان معتاد کماکان سر کار ماند!
    • “دانای وزیر” رفت…رسائی همچنان در حسرت آدم شدن ماند!
    • “دانای وزیر” رفت…ملّت در آرزوی یک ذرّه غیرت و شرف 145 نماینده و یک نفر در دولت ماند!
    • “دانای وزیر” رفت ،سیمین خانم هم رفت..روسیاهی ذغال ولایت ماند!

     
    • مجلسی ها چنان مست قدرتند بیچاره ها فکر می کنند با یک دفتر و دستک و راننده و محافظ و ….. خری هستند……

       
    • زهرای شماره ی یک

      درود بچه جوادیه
      میشود اینگونه هم گفت :
      سیمین رفت اما مهدوی کنی … همان ماند. پشت سر مرده اون هم یک مرده ی هشت و اندی ساله غیبت شگون نداره .

       
      • باسلام خدمت استاد ارجمند

        وبا تشکر از بچه جوادیه

        از بچه جوادیه عزیز خواهش می کنم در نام گذاری سال آینده مقام عظمای ولایت را یاری فرمایند و یک مسابقه در این زمینه بین خوانندگان سایت برگزار نمایند. من نام سال 1394را میگزارم سال (اقتصاد دامداری دامپروری وکشاورزی با مدیریت ورهبری جهانی)

         
  35. با درودي ديگر بر شما عزيزان! اقاي نوريزاد و تيم روشنگر سايتشان و هموطنان دربند! اقاي نوريزاد راهي كه شما برگزيده ايد شايد إز تمامي الترناتيو هاي موجود عقلاني تر و شدني تر بأشد، و در اين راه تنها نخواهيد بود، امروز يك خبر و يك پيامكي إز يك دوست كه در ايران است برانم داشت تا اين چند سطر را بنويسم، ابتدأ خبر عذل اقاي فرجي دانا بود، اين شايد جوابي هزار باره بأشد بر أنان كه دم إز إصلاح و إصلاح طلبي مي زنند، شما نمي توانيد اين سيستم را حتي به يك دگرگوني ناچيز سوق دهيد، چه رسد إصلاح سأختاري،. اين تندروها هستند كه شما را إصلاح مي كنند هر ان گونه كه بخواهند، اگر تغييراتي در سالهاي ٧٦ تا ٨٤ بود خواست نسل جوان بود نه دست و دلبازي دولت إصلاحات و سياستهاي ان ٨ سال هم خروجيش شد همان كه ديديد و ديديم،. احمدي نژاد معجزه هزاره سوم و پاكترين دولت تاريخ ايران، بايد منتظر بود خروجي دولت اعتدال روحاني چه موجود عجايب الخلقه يست، ٢- دوستي پيامكي برايم إرسال كرده بود با اين مظمون كه مي داني اين نظام كلا حكومت خاندان هزار فأميل است، و در ان اشاره كرده بود كه از سردمداران حكومت كي با چه كسي نسبت فاميلي دارد، تعدادي را كه خود مي دانستم مثل علي لاريجاني داماد مطهريست يا محمد رضا خاتمي داماد إشراقيست يا مصطفي تاجزاده با جناق محسن رفيق دوست است، اما دو نام در اين فهرست جالب توجه بود كه اطلاع نداشتم شايد شما اقاي نوريزاد يا دوستان كاربر سايت بدانند. ١- محمد باقر قاليباف خواهر زاده زن رهبر فرزانه است و پسر خاله مجتبي ٢- رضا خاوري ماست فروش شهر ما كه به رياست بانك ملي رسيد و با كلي پول موفق به فرار شد داماد حداد عادل است و با جناق اق مجتبي ،. نوشتم دوست عزيز مي بيني كه اينها تماما به شكلي با هم ارتباط دارند و اگر گوشت هم را بخورند استخوان هم را نمي شكنند، تمام اين جنگ زرگريها هم شعبده اي بيش نيست براي انحراف مردم و استمرار حكومتشان و هر كدام سعي بر ان دارند إز اين نمد كلاه هاي بيشتري براي خود و براي كِس و كارشان بدزدند. موفق باشيد

     
  36. باسلام ؛من به عنوان زن چادری همیشه در جامعه حاضر شده ام با توجه به اینکه من از قبل از انقلاب همیشه با چادر بوده ام و معتقد هستم با زور نه می توان حجاب را برداشت و نه با شعار مرگ بر بی حجاب کسی را با حجاب کرد چنانچه در این 35 سال دیدیم آیا پیامبر با شعار مرگ ، مرگ مردم را مسلمان کرد ؟ همیشه یک سوال برای همه ما مطرح است چرا نظام این قدر تاکید بر حجاب دارد کدام اصل از اصول اسلام پیاده شده که این اصل بر زمین مانده است ؟و به خود جواب داده ام که فقط برای حاکمان ما ظاهر اجتماع مهم است اگر ظاهر زنان پوشیده باشد و تا حدی مردان، ظاهری نزدیک به شعار آنها داشته باشند( منظور ریش،آستین بلند و….!!!!!!) کافی است .اما در این نظام خبری از عدالت اجتماعی ، آزادی و استقلا ل و…. که مردم به خاطر آن انقلاب کردند نباشد مهم نیست .

     
  37. با سلام
    میگویند در سالها قبل که رضا شاه به ترکیه سفر کرده بود و در آنجا بعنوان میهمان اقامت داشت، آتاترک برای خوش خدمتی شبانگاه برای ایشان دختری زیباروی بعنوان پیشکش فرستاد تا آن شب عیش ایشان را کامل نماید.
    ولی رضا شاه با ناراحتی هرچه تمامتر آن دختر را پس فرستاد و گفت مگر من بی غیرتم …. اگر این کار را بکنم، وقتی آتاترک به ایران سفر کرد من هم یک دختر ایرانی هموطنم را در اختیار ایشان قرار دهم تا کامجویی کند شرم برمن باد… این معنی غیرت است. نه ………………………………….

     
  38. نتایج تحقیق دکترشهرزاد رحمان و دکتر حسین عسگری از اساتید دانشگاه جورج واشنگتن با عنوان ” کشورهای اسلامی چقدر اسلامی هستند ” خیلی جالبه. متغیرهای بکار رفته در این تحقیق در ابعاد حقوق سیاسی اقتصادی و زیست محیطی بر اساس ” قرآن” و ” سنت پیامبر” بوده است و جمعا 113 شاخص مورد بررسی قرار گرفتند . مثلا در بعد اقتصاد شاخص سلامت و عدم فساد و ربا و بهره پول و در بعد اجتماعی آزادی مدنی و در امر به معروف و نهی از منکر صاحبان قدرت و رعایت حقوق زنان : حالا نتایج شگفت انگیز است.
    نتیچه اسلامی ترین کشور دنیا : نیوزلند – رتبه دوم لوکزامبورگ – بعد اسکاندیناوی – جالب اینکه تا رتبه 37 هیچ کشور اسلامی وجود ندارد ! رتبه 38 مالزی و رتبه متوسط کشورهای اسلامی 138 بود. رتبه ایران 163 است. منبع مجله ایران فردا تیر 93 صفحه 125

    تازه تو ایران رهبر مسلمین جهان حضور دارند.

     
  39. با سلام

    انتخابات رياست جمهوري ومجلس در ايران بعد از انقلاب چه فايده اي براي مردم ايران داشته است وقتي كه روند انتخابات به

    شكلي طراحي شده تا مانع رسيدن نماينده واقعي ملت به مقام رياست جمهور يا وكيل مجلس شود

    با تمام اينها و فيلترهاي مختلف وقتي فردي مثل حسن روحاني رئيس جمهور مي شود كه از اعضاي جامعه روحانيت

    مبارز بوده وسابقه انقلابي طولاني دارد بيت رهبري و جيره خواران او انواع موانع و سختيهارا در راه رسيدن به حداقل

    وعده هاي انتخاباتي كه داده ايجاد مي كنند

    اي كاش ايرانيان به جاي داشتن رييس جمهور و مجلس شوراي اسلامي يك شخص عاقل و امين در رأس هرم قدرت

    مي داشتند مثل كشورهاي همسايه جنوبي كه نه انتخاباتي دارند و نه ادعاي ولايت امر مسلمانان و با همه اين امور

    وضعيت اقتصادي اجتماعي آنان به مراتب بهتر از وضعيتي است كه آقايان براي ما درست كرده اند

     
  40. درود به آقای محمد(کاوه)نوری زاد
    و به همکاران با وفایتان و هموطنان خرد ورز و آزاد منش

    بزبانی بسیار ساده و بدون جملات و واژه های پر طمطراق
    سرگذشت مسئله حجاب برای زنان ، یک فاجعه انسانی و ریشه های مرد سالاری دارد حتی دوران بسیار دور و بعد سردمداران ادیان ابراهیمی ودیگر ادیان دست پروده انسان، اکثرأ جنس مذکر بوده اند و بویژه اسلام ناب محمدی ، زنان را همانند یخچال و فرش و بطور کلی بصورت اجناس ، مالک خویش می دانستند ( زنان کشتزار مردان هستند) ودر غزوات بعد از تعرض ، غارت و چپاول زنان را در بازار ها بصورت کنیز خرید و فروش می کردنند. بهمین دلیل هر مرد بستگی به ثروتش و مقامش و توانگریش ، زنان زیادی را می خریدنند و متعلق به آنها می شد وضمنأ همانند حیوانات حسود و حسادت می ورزیدنند اگر مرد دیگری (نامحرم) به زنان آنها چشم می انداخت و بی اندازد.

    بهترین دستور و توصیه (الهی) این بود که زنان خود را زیر پارچه ای (چادر ، مقنه ، بورکا و انواع مختلف از این قبیل) بپوشانند که احیانأ مرددیگری هوس زنان آنها را نکنند.

    و اما این آخوند های متحجر و واپسگرا و دنباله رو و عهد دقیانوس ، بخاطر پول وقدرت نمی خواهند که اصلاحاتی بر طبق زمان در عقاید ودین فتوا بدهند. فکر می کنند که کار وکاسبی و دین فروشی آنها کساد خواهد شد.

    معجره نیست که مردم بویژه جوانان از دین اسلام گریزان شده اند. بخاطر تجدید وعملکرد سنت های 1400 سال پیش توسط افراد مسلمان داعشی وطنی و عراقی و سوریه ای و القاعده ای ، ماهیت اسلام هر روز بیشتر و روشنتر می شود. و چقدر خوب و جای ستایش .

    با آرزوی تندرستی و موفقیت وتشکر از امکان ودرج نظر دگری دروب سایتتان

     
  41. خیلی‌‌ها کامنت داده بودند که این اصطبل چیست و کلید این اصطبل دست کیست. با شاخ و لگد زدن‌های اصطبل نشینان، وزیر علوم، با اشارهٔ دیکتاتور و ابلاغ فرمان به مصباح یزدی غارتگر جا مانده در عصر دایناسور ها، از طریق باند مخوف مجتبی خامنه ای، رفت تا تیشه‌ای دیگر به تنه‌ی پوسیدهٔ رسوایی‌های بیشمار شخص دیکتاتور بوسیلهٔ خود دیکتاتور نگون بخت وارد شود. خواستم بگویم شرح آنچه امروز در اسطبل گذشت، را کامنت گذاران روزها قبل داده بودند، از این رو گفتم دیکتاتور نگون بخت، چرا که همگان پیشاپیش دست او را میخوانند. امروز هر کس که به صراحتی یا به اشارتی یا به کنایتی حرفی‌ میزد،خلاصه میشد در این که ‌همش زیر کلاهٔ بت بزرگه ( یعنی‌ دیکتاتور) و این یعنی‌ آگاهی‌ ملی‌ و این یعنی‌ نگون بختی مطلقهٔ ‌یک سرا پا متوهمی که نمی‌داند دارد از نبض زمان سیلی‌ می‌‌خورد و از حس و درک آن عاجز است.

     
  42. فرجی دانا را چه کسی برکنار کرد!!؟ پیرمرده!!؟ پشت پرده!!؟

    یادتان می آید، وقتی پول ملی ایران روزانه سقوط می کرد مجلس فرمایشی برای اینکه فعالیت تبلیغی کرده باشد بهمنی بانک مرکزی را به مجلس فرا می خواند!! و او هم نمی آمد!! می گفت من زیر نظر مجلس نیستم.

    یادتان می آید، حسینی کشتی گیر وزیر اقتصاد احمدی نژاد را مجلس فرا می خواند و او هم می آمد و می گفت سقوط پول ملی و قیمت ارز به من مربوط نیست.

    یادتان می آید، مجلس فرمایشی چه جلز ولزی!! می کرد ناگهان یکی گفت یافتم!! یافتم!! چه چیزی یافته بود!!؟ اینکه طرحی را به تصویب برسانند و تعیین قیمت ارز را از بانک مرکزی جدا و به وزارت اقتصاد بدهند تا بتوانند وزیر اقتصاد را برای تبلیغات!! به مجلس فرا بخوانند پس از تهیه طرح و بحث و فحص!! یکدفعه منصرف شدند!!

    یادتان می آید، پس از منصرف شدن از طرح، یکدفعه یادشان آمد احمدی نژاد را به مجلس بیاورند و از او سوال!! کنند که چرا ارز گران شده است!!؟ فراموش نکنید فقط سوال کنند!!

    یادتان می آید، همین سوال خشک و خالی هم به سدی بنام هیئت رئیسه مجلس برخورد کرد و اعلام وصول نمی شد!! بازی موش و گربه شروع شده بود!! هی علی مطهری امضاء های سوال را به حد نصاب می رساند فردا رئیس مجلس می گفت عده ای امضایشان را پس گرفته اند!! و از حد نصاب افتاده است بالاخره بعد از ماهها سوال اعلام وصول شد.

    یادتان می آید، احمدی نژاد اعلام کرد برای پاسخ به سوال به مجلس خواهد آمد و یک اقدام دیگر هم کرد اگر گفتید چه اقدامی!!؟ از طرف دفترش بصورت ناشناس در فضای مجازی اعلام کرد که گران کردن ارز دستورش از طرف بیت رهبری بوده است!! یعنی: پیر مرده!! پشت پرده!! ///!! ///!! یک ملت تمام هستی و پس اندازش با دستور یک روضه خوان!! دود شد و به هوا رفت.

    یادتان می آید، دو روز بعد یکی از بلندگوهای بیت در مجلس، یعنی الیاس نادران میکروفون را از علی ///، داداش فاضل پاکه!! گرفت و گفت اینکه در فضای مجازی مطرح شده دستور گران شدن ارز را رهبر داده است درست نیست!! بلکه یکی از اعضای بیت رهبری در کاغذ سربرگ دار بیت، نظر شخصی خودش را به رئیس جمهور داده است!! به رهبری مربوط نیست!! عجب پاسخ قانع کننده ای!! بقول بابابزرگ توکا نیستانی، ای تف!!!

    یادتان می آید، شبی که فردایش قرار بود سوال را مطرح کنند پیرمرده همه را به بازی خاله باجی!! به خانه اش دعوت کرد و بعد هم منبر رفت!! در آن منبر چه گفت!!؟ نمی توانست طرف یکی را بنفع دیگری بگیرد!! چون هر دو طرف غلام بچه اش بودند!! اینگونه شروع به سخن کرد هم شما آقایان نماینده ها به وظیفه خود عمل کردید که سوال!! مطرح کرده اید و هم آقای رئیس جمهور به وظیفه خود عمل کرده است که اعلام آمادگی کرده است برای پاسخ، ولی تا همین جا که به وظیفه اتان عمل کرده اید دیگر بس است!! از اینجا به بعد اگر ادامه بدهید دژمن سوء استفاده می کند!! بدینوسیله با به گردن دشمن انداختن!! جلوی رسوا شدن خودش را گرفت این بز اخفش ها هم خنده کنان!! و کرکری کنان!! بلند شدند و هر کدام نخود، نخود، هر که رود خانه خود!! از برت دامن کشان!! رفتم ای آقا مهربان!! دیدی که رفتم!! رفتم که رفتم!! اینگونه بود که یک ملت، مخصوصا طبقات ضعیف از هستی ساقط شدند!!

    حالا سوال این است این پیرمرده!! پشت پرده!! امروز کجا چهره اش را پنهان کرده بود!!؟ پاسخ این سوال را مصطفی تاجزاده از پشت سلولهای اوین داده است. تاجزاده میگوید اگر دیدید استیضاح رضا فرجی دانا امروز در مجلس رای آورد حتما بدانید این استیضاح مورد تائید رهبری بوده است.

    و شما مردم امیدوار باشید کار بجائی رسیده است که ولی امر مسلمین کل جهان!! جرات نمی کند علنی درخواست خود را مطرح کند از ملت می ترسد و از طرفی غلام بچه هایش نیز جرات نمی کنند نام خودشان را فاش کنند فقط می شنویم 51 نماینده آنرا امضا کرده اند بدون اینکه نام آنها افشا شود.

    این کامنت در تائید دولت روحانی نیست روحانی اگر مرد بود وزیری را که به اصرار از کانادا به ایران آورد برای وزارت، امروز تنها نمی گذاشت و به مسافرت برود بلکه جانانه از وزیرش دفاع می کرد و یک قدم هم آگاهی ملت ایران را از پشت پرده ها ارتقا می داد.

     
    • هر چه موفقیت دولت روحانی بیشتر شود ، مخالفت پیرمرده با او بیشتر میشود . بویژه که رای جلیلی نشان داد که طرفداران پیرمرده اعم از فرصت طلبان هفت خطی چون نقدی و تائب تا بسیجی نوجوانی که دل به سرباز ولی فقیه بودن بسته است بیش از چهار میلیون نفر نیست . البته قطع نظر از یک میلیارد نفر مسلملنلن جهان !!.

       
  43. صفحه فیسبوک “آزادی یواشکی زنان در ایران” که با گذشت اندک زمانی رکورد نیم میلیون دنبال کننده را پشت سر گذاشته است، نشان از تمایلاتی فروخورده دارد که به ناگاه سر باز کرده است. دختران و زنان ایرانی که از اجباری بودن حجاب به تنگ آمده اند موهای خود را در مقابل دوربین هایی قرار می دهند که امروزه به وسیله ای ساده و در دسترس تبدیل شده است. مسیح علی نژاد روزنامه نگار مقیم آمریکا این صفحه را مدیریت می کند و با ترجمه بسیاری از متنهای آن به زبان انگلیسی، صدای این زنان را به اقصا نقاط دنیا می رساند. اینکه چنین کاری تا چه حد به بسط فضای دموکراتیک یاری می رساند پرسشی است که پاسخ به آن زمان بیشتری می طلبد.

    پرسش دیگری که در اینجا مطرح است آن است که اجبار پوشش اسلامی که در کشورهایی چون عربستان و ایران اعمال می شود تا چه حد با متون دینی سازگار است. بر اساس تحقیقات تاریخی و همچنین پژوهشهای قرآنی محسن کدیور، در زمان پیامبر ابدا چنین پوششی وجود نداشته است و حتی زنان عرب به صورت کاملا برهنه به طواف کعبه نیز می آمدند. در قرآن نیز مستقیما دستور به پوشش ناحیه شرمگاهی دیده می شود که ظاهرا در ارتباط با عدم پوشش موضع شرمگاهی توسط اعراب بدوی زمان پیامبر بوده است. طبق تحقیقات انجام شده توسط ایشان، حجاب به شکل پوشش موی سر در حدود قرن چهارم به بعد به وجود آمده است و ارتباطی با زمان پیامبر و قرآن ندارد. ظاهرا کل احادیثی که از آن پوشش زنان به شکل افراطی امروزی استخراج شده است بر اساس چند حدیث ضعیف از امامان شیعه و مراجع سنی است که در هیچکدامشان اجبار حجاب برای غیر مسلمانان به چشم نمی خورد (پایان نقل قول).

    چرا حکومتهای دینی چون ایران و عربستان تا این حد بر چنین موضوعی پافشاری می کنند؟ اخیرا در عربستان زنی را به جرم رانندگی به 1500 دلار جریمه و هفتاد و پنج ضربه شلاق محکوک کرده اند (نقل از بی بی سی). اینهمه سختگیری بر زنان برای چیست؟ اگر نگاهی به جوامع دموکراتیک بیندازیم پاسخ آن را خواهیم یافت. هیچ جامعه دموکراتیک مردسالاری در جهان وجود خارجی ندارد. در حقیقت آزادی زنان جزء لاینفک دموکراسی است. جوامع استبدادی دینی از آزادی زنان واهمه دارند زیرا آزادی آنان قدرت و ثروتی که در دستان هیئت حاکمه مردسالار انباشته شده است را تهدید می کند.

    شاید در ارتباط با پیشینه حجاب در جوامع اسلامی تحقیقات مفصلی صورت گرفته باشد ولی آنچه که نیاز به تحقیق بیشتری دارد آثار و تبعات چنین پدیده ای است. به گمان من چنین پوشش افراطی نه تنها از مفاسد جنسی جلوگیری نمی کند بلکه مردها را به موجودات حریصی تبدیل می کند که گویا چشمان سیری ناپذیرشان هیچگاه از جنس مخالف سیر نمی شود. عموم زنهای ایرانی هم که در زادگاهشان با فشار و اجبار شدید روبرو بوده اند به محض خروج از کشور چنان به عقده گشایی می پردازند که گوی سبقت را از همقطاران غربیشان می ربایند. در حقیقت چه مرد و چه زن جامعه ایرانی پس از خروج از کشور به واگشایی عقده های خود مشغول می شوند، عقده هایی که انگار پایانی بر آن نیست.

    پدیده های مشمئز کننده ای چون متلک پرانی (بخوانید عقده پرانی) و مزاحمت برای بانوان توسط مردان که در ایران به یک پدیده ی کاملا عادی بدل شده است ابدا در استرالیا دیده نمی شود. اصولا در این جامعه پسران و دختران از سن 15 سالگی به صورت ساعتی کار را در فروشگاهها آغاز می کنند و بعد از 18 سالگی هر کدام مردان و زنان بالغی هستند که بر روی پای خود می ایستند.آنان از کودکی با هم و در کنار هم بزرگ می شوند و از حساسیتهایی که در ایران با درجه بالا وجود دارد خبری نیست.

    یک بار دیگر باز گردیم و به داشته هامان نگاهی بیندازیم، آیا واقعا حجاب اجباری توانسته است مصونیت را برای زنان ایرانی به ارمغان بیاورد؟

     
    • درود بر شما بردياى نيك سرشت
      بسيار بجا فرموديد .پرده نشينى زن به تخيل پر و بال مى بخشد ؛اما تخيلى كه زندگى واقعى را مى پوشاند و به به گرد خال و خط و ابرو و لب و اندام جسمانى هاله اى ملكوتى مى تند . اين وارونه بينى جهان را بايد نقد كرد .شيخ محمود شبسترى در گلشن راز براى هر يك از اين اعضاى بدن زن توضيحى عرفانى عرضه كرده است . فرض مى گيريم كه به راستى مراد حافظ از زلف آشفته و خوى كرده و خندان لب و مست /پيرهن چاك و غزلخوان و صراحى در در دست / معانى تصعيد شده عرفانى بوده است ، اما پرسش اين است كه چرا اساسا احوال عرفانى بيش از هرچيز اعضاى بدن زنانه را محمل تمثيل قرار داده است ؟ نخستين پاسخى كه به ذهن من مى رسد مستورى و پوشيدگى هر دوست .اگر ادبيات كلاسيك ما سرشار از تمثيل هاى اروتيك است ،يك دليلش لگام گسلى خيال در باره امر پوشيده و ناشناخته و دسترس ناپذير است . متلك پرانى نيز ناشى از جولان خيال در باره خود و ديگرى است اما در حد سست و پست آن . يك نمونه عالى خيالپردازى شاعرانه از حافظ :دوش آگهى ز يار سفر كرده داد باد
      من نيز دل به باد دهم هرچه باد باد
      خون شد دلم به ياد تو هرگه كه در چمن
      بند قباى غنچه گل مى گشود باد
      بردياى عزيز وظيفه خود مى دانم كه بابت انتشار يادداشت هاى ناقابلم در سايت شريف تان سپاسى از بن جان به جايي در استراليا به منزل شما ،دوست دوردست و ناديده ام ،گسيل دارم .

       
  44. نظر شما را به بخشهای دیگری از گفتار دوست گرانمایه مان کورس جلب می کنم. سپاس بسیار از حامی عزیز که به گردآوری آن همت گماشتند:

    از دیگران: کورس، حکمت فردوسی در باب حقیقت، قدرت و ملیت:
    http://bamdadesokhan.blogspot.com/2014/08/blog-post_20.html

    از دیگران: کورس، حکمت فردوسی در تعلق به میهن:
    http://bamdadesokhan.blogspot.com/2014/08/blog-post_88.html

     
  45. باسلام
    اقای نوری زاد نظر شما درمورد حجاب چیست؟اگر اختیار مملکت دست شما باشد درمقوله حجاب چه تصمیماتی اتخاذ خواهید کرد؟آزادی مطلق،اختیار واجبار به اختیار و اجبار،بازگشت به دوران شاه،همرنگی وهمسانی با جوامع غربی و… .

    ———————————-

    سلام روح الله گرامی
    من بارها در باره ی اختیاری بودن حجاب نوشته و سخن گفته ام.

    .

     
  46. مرثیه ای برای ایران ویران

    «دانا»ی وزیر رفت. حذف امروز او از جامعه ی نفس بریده و واخورده ی دانشگاه، آخرین میخ بود بر تابوت امید به اصلاحات. شاید حذف «دانا»ی وزیر، تلنگری بود برای آنها که فکر می کردند با گام های آهسته و پیوسته ی اصلاحات می شود آینده ی ایران ویران را ساخت. این حریف قدَرِ اصلاح طلبان امروز رسما اعلام کرد که برای در قدرت ماندن، «منطق – پنطق» سرش نمی شود. اینجا جایی برای وزارت «دانا»یان نیست. این ایران ویران، مدیرانی می خواهد در حد احمدی نژاد و مرتضوی و رحیمی و خاوری، و «بیزنس مَن» هایی در حد بابک زنجانی، و نمایندگانی در حد کوچک زاده و حسینیان. حال ایران ویران ما بدجوری خراب است. حال ما هم.

    آنها که حرفشان حساب است، و برای گفتن حق رخت عافیت را دور انداخته اند، یا جایشان در اوین و رجایی شهر و کارون اهواز است، یا در حصر کوچه ی اختر، و یا بیرون از حصر، اما هر آن منتظر حادثه ای ناگوار. آنها که دزدیدند و چاپیدند اما، آنقدر گردنشان کلفت، و پشتشان گرم، و رویشان زیاد است که زحمتِ در محکمه حاضر شدن را هم به خود نمی دهند، شاید چون آنقدر دستشان پر است که کسی جرأت نزدیک شدن به آنها را ندارد.

    آنها که می فهمند، یا مهاجرت کرده اند، یا به فکر رفتن هستند، یا با پذیرفتن شرایطی که در شأن شان نیست به گوشه ای خلوت در این ایران ویران خزیده اند، تا عمرشان در این روزگار تلخ به سر بیاید. آنها که نمی فهمند اما روزگار به کامشان است. خر مرادشان چهارنعل می تازد. همان بی لیاقت هایی که می خواهند فهمیده و دانشمند شده و و برای خودشان کسی شوند. پس وقیحانه می روند در لیست سه هزار بورسیه ای که قرار است تتمه ی پول چپاول شده ی نفت، به زور هم که شده از آنها در کشورهای دیگر آدم حسابی بسازد. همان آقازاده های پخمه ای که خرج تحصیل شان در غرب را کودکان سیستانی و ایلامی می دهند. اینها قرار است وقتی آدم حسابی شدند، به ایران ویران برگردند تا استادانی شوند که قرار است فرزندان ما را در دانشگاه ها تربیت کنند. این نا اهلان قرار است وقتی برگشتند، اگر ایرانی باقی بود، بشوند آقا و خانم دکتر وزیر و وکیل، تا مبادا کار ناتمام احمدی نژاد نیمه تمام بماند.

    و زنانی که می فهمند، از ظاهرشان قضاوت می شوند. مهم نیست که چه در چنته ی دانایی دارند، مهم اینست که آنقدر پوشیده باشند، و آنقدر پوشیده باشند، تا دل جوانان را و گرسنگان بیمار را به «آتش» نکشند. مهم این نیست که چرا باید جوانی آنقدر علاف و بیکار باشد که در خیابان پرسه بزند و چشم چرانی کند، مهم این نیست که آن جوان نمی تواند با ازدواج به نیازهایش پاسخ دهد، مهم اینست که فعلا چشم و گوشش باید بسته بماند تا شاید با اجرای برنامه پنجساله ی ششم، و لغو تحریم ها، و خروج از رکود و مهار تورم و….شغلی برایش ظرف ده بیست سال آینده فراهم شود و ازدواج کند.
    آنها که ایران را به این حال و روز بی قواره در آوردند، دغدغه قانون ندارد، که اگر داشتند، نمی گذاشتند شهرداری که هنوز بزرگترین افتخارش تونل توحیدش است برای بار سوم و بر خلاف قانون به خیابان بهشت برود. نمی گذاشتند نامرد بی لیاقتی ی چون احمدی نژاد، هشـــــــت سال (نود و شش ماه یا نزدیک ســــه هـــزار روز) با پول نفت کشور اسباب بازی چینی وارد کند. آنها که ایران را ویران کرده اند، دغدغه دین هم ندارند، که اگر داشتند، می دانستند که امروز اگر مردی دست خالی به خانه بر می گردد، یا جوانی به دام اعتیاد می افتد، یا به کودک کاری تجاوز می شود، فرداروز، این شخص آنهاهستند که باید پاسخگو باشند.

    ای کاش حسرت های روز مرگ خود را با خود مرور کنند، یا نگاهی به پیکر آن مرد قَدَر-قدرت دیروزی بیندازند که در کمای طولانی اش، شاید حسرت یک روز برگشت برای جبران مافات دارد.

     
    • فائزه گرامى
      درود بر شما. دست و قلمتان پرتوان باد.
      اما اينان را به حسرت هاى روز مرگ هشدار دادن، آب در هاون كوبيدن است.
      به گمانم آن مرد قدر قدرتِ در كُما هم اگر حسرت يك روز برگشت داشته باشد نه براى جبران مافات كه براى بيشتر خوردن است.

      گفت چشم تنگ دنيا دوست را
      يا قناعت پر كند يا خاك گور

      پس تا خاك گور رسماً ايشان را در بر نگرفته نمى توان به دفع شر ايشان مطمئن بود.
      اينها زندگى هايشان آنقدر دراز است كه براى هر جبرانى فرصت دارند اما افسوس كه تجربه تاريخ بشر نشان داده كه نمى توان براى رعايت حقوق عمومى، به اخلاقيات سردمداران اميد بست و بايد با قانون دست و پايشان را بست.
      در كشورى كه قانون فقط براى دزدان خرده پا اجرا مى شود،بسيار طبيعى است كه مٓلِك تمام سيبها را از درخت باغ مردم بچيند و غلامان او هم درختان را از بيخ در آورند.

      در كشورهاى خردمدار، دست و پاى زياده خواهان را با طناب قانون مى بندند نه اينكه بى هيچ حد و مرزى آزادشان گذارند تا ديگران را له كنند و خود و خاندانشان را فربه و پس از ساليان دراز تيره دلى و جهالت، به اميدانقلاب درونى و حسرت روز مرگشان بنشينند.

       
  47. بنظرم عدم حضور روحانی در مجلس استیضاح وزیرش یکجور معامله با رهبری یا جناح مخالف بود. حالا این وزیر رو داد که چی جاش بگیره رو باید صبر کرد و دید در چند هفته آینده چه اتفاقاتی رخ خواهد داد. شاید شاهد تعییری مشابه در ساختار جناح راست باشیم مثلا در قوه قضاییه! اگر هم تغییری در جناح راست رخ نده روحانی هنوز فرصت جبران داره چون میتونه یکی همخط و هم فکر فرجی دانا رو بزاره سرپرست وزارت علوم. باید زرنگ باشه و اجازه خرید زمان به جناح مخالف رو نده و تا پیش از معرفی وزیر جدید سهم خودش رو از تغییر بگیره.
    هیچ دلیلی برای عدم حضور روحانی در مجلس برای دفاع از وزیرش وجود نداره جز اینکه با جناح راست معامله کرده باشه. باین ترتیب هم مخالفتش رو با استیضاح نشون داده و خودش رو سبک نکرده که بیاد دفاع کنه و وزیرش رو هم از دست بده و هم نشون داده که اهل معاملست. سیاستمداره دیگه …

     
    • مازیار وطن‌پرست

      اول هفته در خبرها آمده بود به دلیل مسافرت رئیس جمهور، درخواست شده برگزاری جلسهٔ استیضاح در روز سه شنبه انجام شود. حتی شنیدم قطعی شده. اما دوباره اعلام کردند که جلسه در همان موعد مقرر (چهارشنبه) برگزار خواهد شد.

       
  48. مازیار وطن‌پرست

    دیروز دوست عزیزی در این کامنت: http://nurizad.info/?p=25985#comment-145658
    لینک نامهٔ دردمندانهٔ استاد محمد ملکی را گذاشته‌بود:
    http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/article/-3474e29e41.html

    امروز من به این متن از وبلاگ سرزمین من برخورد که در نتیجه تفاوت زیادی با نوشتهٔ استاد ملکی ندارد:
    http://bashirtash.org/2013/04/21/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%D9%89-%D9%8A%D8%A7-%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9/

    بنابراین امروزه شناخت اصل مشکل و راه حل نهایی و عاجل آن کم و بیش بر همگان محرز است. من به عنوان کسی که با تغییرات مرحله به مرحله و قدم به قدم موافقم نیز، نه تنها با حل عاجل مشکل کشور عزیز ما مخالفتی ندارم؛ بلکه در صورت لزوم به آن یاری خواهم رساند.
    اما چند مانع بزرگ بر سر تحقق این خواسته‌ها در جریان است:
    – جنبش اجتماعی چطور باید به راه بیافتد؟
    – چه آلترناتیو برای پس از ج.ا. در نظر رفته شود که مورد وثوق مردم هم باشد؟
    – ما هنوز مردمی نا آگاه هستیم (شرح آن را در کامنتهای قبلی نوشته‌ام) چه تضمینی وجود دارد که در انتخاباتی کاملا آزاد مجددا یک مردم فریب دیگر از نردبان دموکراسی بالا نرود و نردبان را پس از صعود خویش برندارد؟ بخصوص با اینهمه کلافگی که در جامعه است و اغلب در آرزوی یک دیکتاتور مصلح دیگر هستند.
    – اگر قرار به حضور مردم و اعمال فشار آان برای تحقق خواسته‌هایشان باشد، آیا با فشار به همین حاکمیت موجود به طور مرحله به مرحله نمی‌شود قدم به قدم آنها را به عقب راند؟ بدون آنکه نیاز به ویران کردن همهٔ بناهای موجود و از نو ساختن همه چیز باشد؟ مردمی که برای احقاق حقوق خودشان حاضر به مشارکت ولو در همین سستم سیاسی نیستند، چطور به پرداخت هزینه برای یک براندازی کامل نظام سیاسی تن خواهند داد؟
    من مشتاقانه منتظر شنیدن نظرات هستم. فقط خواهش می‌کنم به گفتن کلیات و تکرار شعارهای دلفریب نپردازید چون فکر می‌کنم همگی شعارهای ریبا و ایده‌آل‌ها را از بر هستیم.

     
  49. بقول ظریفی: کاش بجای حجاب، حیا اجباری بود .

     
  50. مجتبی خامه‌ای از طریق مجلس مصباح یزدی وزیر علوم را برکنار کرد.

     
  51. اگر رای عدم اعتمادی که دقایقی پیش، توسط اصطبل نشینان داده شد، نشانده چهار پا بودنِ آنها نیست پس نشانه چیست؟

     
  52. یقین دارم این حجم از تملق که در مقاله “بهترین دفاع حمله است” نصیب روحانی شده، اگر توسط اطرافیان احمدی نژاد یا خامنه ای برای تمجید از محبوب خویش مصرف می شد فریاد های بسیاری را بلند می کرد اما ظاهرا اگر آنکه مجیز او را می گویند به یک طیف فکری نزدیک باشد یا ستایش گر، قبای اصلاح طلبی به تن داشته باشد نه تنها نقدی بر او وارد نیست بلکه نقادان، مشتی “تازه به دوران رسیده “هستند که کلام آنها “پشیزی ارزش ندارد.” محمد قوچانی در این مقاله مرتکب چند خبط بزرگ شده است. نخست تحریف واقعیت های تاریخی. خطای دیگر او تحقیر قطعی ملت ایران است و نهایتا بی مروتی نسبت به آنان که بدون حمایت ایشان، پیروزی در انتخابات برای شخص روحانی هم تنها رؤیایی شیرین بود.

    محمد قوچانی قطعا ماموریت دارد هر نوع ارتباط میان پیروزی روحانی در انتخابات با وعده های مشخص انتخاباتی او را نفی کند. او در ادعایی عجیب می گوید : ” اگر روحانی در برابر حملات مکرر قالیباف خویشتنداری می کرد هرگز رئیس جمهور نمی شد حتی اگر اقایان هاشمی و خاتمی از او حمایت می کردند.” بر همین جمله چندین اشکال وارد است . نخست آنکه تلاش کرده یک جمله معترضه قالیباف را، حمله فله ای او به روحانی جلوه دهد. در حالی که قالیباف می خواست همان کاری را بکند که روحانی کرد و بخشی از رأی خود را مدیون آنست. شهردار تهران به دنبال آن بود که خود را موافق همه انواع فعالیت سیاسی از جمله تظاهرات خیابانی، نشان دهد. روحانی همین کار را کرد و نتیجه گرفت ؛اگر چه خود او اندکی بعد عبارت ” اردوکشی خیابانی ” را برای تظاهرات متین و افتخار آفرین حامیان جنبش سبز به کار برد تا نشان دهد در مخالفت با تحرکات سیاسی، تفاوتی با خامنه ای ندارد. قالیباف هم برای عقب نماندن از قافله، ادعایی را مطرح کرد که به قواره او نمی خورد. اما بر خلاف ادعای قوچانی، پاسخ روحانی، بیش از آنکه مرهون هوشمندی او باشد تلاش وی برای تحریف تاریخ و ناتوانی قالیباف برای تبیین نقش روحانی در سرکوب تظاهرات دانشجویی سال هفتاد و هشت را آشکار ساخت . در برابر پرسش قوچانی که ” اگر روحانی در پاسخ به قالیباف، عبارت حمله گاز انبری را به یاد نمی آورد …..” می توان این سؤال را مطرح کرد که ” اگر قالیباف، در همان مناظره، سخنان خشن حسن روحانی در بیست و سوم تیرماه سال هفتاد و هشت را یادآوری می کرد چه می شد؟” اگر قالیباف، میزان شعف روحانی از سر کوب تظاهرات کوی دانشگاه تهران را یاد آوری می کرد، نتیجه چه می شد؟ اگر قالیباف تأکید روحانی در سخنرانی بیست و سوم تیرماه 78 بر مسئولیت شورای عالی امنیت ملی برای شناسایی و مجازات عاملان حمله به کوی دانشگاه – که با هدف آرام کردن دانشجویان خشمگین بیان شد – را تکرار می کرد و در نهایت یادآوری می نمود که “وعده روحانی نهایتاً به محکومیت یک سرباز به دزدیدن ریش تراش ختم شد ” آیا روحانی پاسخی داشت؟

    سؤال بی پاسخ دیگر اینکه روحانی که اعتراضات شدیدی به مدیریت احمدی نژاد داشت از ماهها قبل از انتخابات، خود را برای کاندیداتوری آماده کرده بود. چه چیز او را از رقابت با احمدی نژاد منصرف کرد؟

    اما ادعای بی مبنای قوچانی، اشکال بزرگتری دارد. او تلاش کرده تأثیر یک جمله ریسکی روحانی بر سرنوشت نمایش انتخاباتی سال 92 را از نقش رفسنجانی و خاتمی در پیروزی او مهم تر جلوه دهد. قوچانی برای بی اثر دانستن نقش رفسنجانی در سناریوی انتخابات نود ودو، شکست موسوی در انتخابات سال هشتاد وهشت را قطعی جلوه می دهد و علت آن را هم موفقیت احمدی نژاد در ” این همانی موسوی و رفسنجانی ” اعلام می کند. به این جمله قوچانی دقت کنید:” در عرصه رفتار سیاسی، احمدی نژاد برنده بود. او موفق شد این همانی موسوی و هاشمی را ایجاد کند و از نظر جنگ روانی برنده بازی شود. “در واقع قوچانی برای تکمیل ادعای ” بی اثر بودن حمایت هاشمی و خاتمی از روحانی ” مدعی شده نزدیکی رفسنجانی با یک کاندیدا، نه تنها برای او امتیاز نیست بلکه همانند لکه ننگی موجب انزجار مردم می شود. البته به نظر می رسد او با این ادعا، مأموریت دیگری را اجرا می کند. قوچانی می گوید که مردم فقط به جسارت روحانی رأی دادند و این شجاعت را به صورت ناگهانی پس از پاسخ چند کلمه ای به قالیباف کشف کردند.

    به عبارت دیگر به ادعای قوچانی، وعده های فراموش شده تأثیری در رأی آوری روحانی نداشته است. اگر این “دروغ دستوری” جا بیفتد دیگر کسی حق سؤال در خصوص حبس و حصر ها را نخواهد داشت. اگر بپذیریم که نقش خاتمی در انتخاب روحانی از نقش ” گاز انبر ” کمتر بوده آنگاه کسی نخواهد پرسید قرار دادن “دشمن قسم خورده اصلاحات و خاتمی ” در رأس وزارت کشور، چه نسبتی با رفتار و گفتار تبلیغاتی روحانی دارد. ضمن آنکه ادعای قوچانی، تحقیر سطح شعور مردم است. به ادعای قوچانی، اکثریت رأی دهندگان به او، قرار بوده به قالیباف رأی دهند اما با شنیدن نام مقدس” گاز انبر” از خود بی خود شده و تصمیم گرفته اند به جای قالبیاف به روحانی رأی دهند. این، دقیقا ادعای قوچانی است. بخوانید: ” اگر حسن روحانی اصطلاح حمله گاز انبری را فورا به یاد نمی آورد و حمله شهردار تهران را با ضد حمله ای مناسب پاسخ نمی داد امروز تمام ایران به تفکیک جنسیتی مبتلا شده بود ” ملاحظه فرمودید ؟ قوچانی نمی توانست از این صریح تر بگوید که” اگر آن دو جمله میان قالیباف و روحانی رد و بدل نمی شد امروز به جای روحانی، قالیباف بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زده بود.” اکنون مایلم از سفارشی نویس بیت روحانی بپرسم ” اگر گاز انبر نقش تاریخی خود در مسخ ملت ایران را ایفا نمی کرد و امروز به جای روحانی، قالیباف با نادیده گرفتن انجمن صنفی روزنامه نگاران، دستورمی داد انجمن سلطنتی روزنامه نگاران زیر نظر دربار ریاست جمهوری تشکیل شود بازهم قوچانی و هم فکرانش سکوت می کردند؟ می ترسم روزی برسد که قوچانی، ایستادگی روحانی در برابراستقلال روزنامه نگاران را نیز از نشانه های جسارت و موفقیت او بداند.

    از نکات تأثر آور در مقاله قوچانی اینکه اودر تشریح مناظرات سال هشتادو هشت، به عمد کروبی را به حاشیه رانده، همه حواس ها را به طرف نجابت موسوی برده و با کنار گذاشتن انصاف، این نجابت را ناتوانی جلوه داده است. اما چرا قوچانی، از حملات کروبی به احمدی نژاد چیزی نمی گوید؟ البته کروبی سخنان بسیاری داشت که بگوید اما آنگونه که شنیده ام اسپانسر اصلی آقای قوچانی، از طرح آنها جلوگیری کرد. در اینجا ناچارم برای اولین بار حادثه ای را که در جریان تبلیغات انتخاباتی سال هشتاد و هشت به وقوع پیوست افشا نمایم. بر اساس صحبتی که روز نهم خرداد هشتاد و هشت با آقای کروبی داشتم حوالی غروب پنجشنبه چهاردهم خرداد به همراه یکی از دوستان به منزل موقت شیخ در انتهای خیابان نیاوران رفتم. او هنوز به خانه نیامده بود.قدری با آن دوست و خانم کروبی صحبت کردیم تا شیخ از راه رسید. به درخواست آقای کروبی مطالب و مستندات زیادی برای مناظره با احمدی نژاد تهیه کرده بودم . آنشب تا ساعت چهار صبح، سناریو های مختلف در مناظره با احمدی نژاد را بررسی کردیم . حتی یک بار من در نقش احمدی نژاد شیخ را به چالش کشیدم . اندکی بعد از ساعت چهار صبح، شیخ برای رفتن یک سفر چند ساعته به زاهدان خانه را ترک کرد و من هم به خانه برگشتم. شیخ از من خواست که حدود ساعت پنج بعد از ظهر منتظر تلفن او باشم تا همان شب بحث را ادامه دهیم. تا پاسی از شب منتظر تماس شدم و بعد خودم تلاش کردم با شیخ تماس صحبت کنم اما برای اولین بار دردوره بیست و هشت ساله ای که با آقای کروبی در ارتباط بودم، هر چه تلاش کردم نتوانستم به او دسترسی پیدا نمایم. فردای آن روز وقتی پای مناظره تلویزیونی شیخ و احمدی نژاد نشستم با کمال تعجب دیدم اغلب مواردی که پنچشنبه شب با شیخ مورد گفتگو و بحث قرار داده بودیم در مناظره مطرح نشد در حالی که او تا ساعاتی پس از نیمه شب با اشتیاق، آنها را می شنید و از من می خواست مستندات آنها را به صورت دسته بندی شده در اختیار او بگذارم . در بحث چند ساعته ای که با شیخ داشتم از او خواستم در طول مناظره، چشم در چشم احمدی نژاد به او بگوید “تو دروغگو هستی”. برای اثبات ادعا، نسخه هایی از روزنامه ایران که اظهارات متناقض و کذب احمدی نژاد در آنها وجود داشت را دراختیار شیخ گذاشتم. از او خواستم بی اخلاقی های احمدی نژاد را با صراحت مطرح کند و دهها مطلب دیگر که هیجان شیخ را به دنبال داشت.

    شاید بسیاری از هموطنان ندانند اما قطعا محمد قوچانی می داند به توصیه چه کسی، شیخ از بیان آن مطالب منصرف شد. همانطور که لابد می داند وقتی متن نامه تاریخی شیخ به خامنه ای در سال 84 را تهبه کردم کدام یار امروز شیخ بر من آشفت که ” حاج آقا رأی نیاورده، چرا او را علیه رهبر تحریک می کنی ؟” قوچانی که صراحت روحانی در برابر قالیباف را یک پدیده تارخی می نامد لابد به یاد دارد وقتی در سال 88 متن پاسخ دندان شکن کروبی به سردار فیروز آبادی را نوشتم چه کسانی درحزب و روزنامه اعتماد ملی با آن مخالفت کردند. از اینها که بگذریم اگر محمد قوچانی مدعی است کروبی هم مانند موسوی در مناظره با احمدی نژاد از جسارت و سرعت انتقال بالا برخوردار نبوده است قبل از هرکس خود او باید پاسخگو باشد زیرا او در پشت درب اتاق مناظره حضور داشت و می توانست گاه و بیگاه یادداشت و تذکر برای شیخ بفرستد. اما اگر مانند من معتقد است کروبی با شجاعت و با زبان عامه، برخی کژی های احمدی نژاد را در برابر دوریین ها مطرح کرده چرا در مقاله اخیر خود به آن اشاره ای نکرده است ؟ این غفلت عمدی، دلیلی جز این ندارد که بیان حقایق در خصوص اظهارات شجاعانه کروبی در برابر احمدی نژاد، امکان ” یگانه ” دانستن روحانی را از قوچانی سلب می کرد و مجیز نامه او را ناقص می ساخت.

    البته قوچانی، نخستین یار روحانی نیست که تاریخ را تحریف می کند و باب میل ارباب قدرت سخن می گوید. بزرگترین تحریف کننده تاریخ در دولت روحانی خود اوست که تظاهرات مسالمت آمیز مردم تهران را “اردو کشی خیابانی” نامید. پس از او حسام الدین آشنا در دروغی آشکار ادعا کرد مرحوم آیت اله منتظری برای رفع حصر، تن به تعهداتی داده است. اکنون هم محمد قوچانی برای تجلیل از رئیس خود، حقایق انتخابات سال 88 و سال نود ودو را وارونه جلوه می دهد. حقیقت آنست که قوچانی قبل از آنکه روزنامه نگار باشد یک جوان ایرانی است که حق زندگی دارد. او حق دارد برای تأمین نیازهای خویش، از استعداد انکار ناپذیر و استثنایی در نوشتن بهره بگیرد. اما بهتر است او این استعداد را در تجلیل از رئیس دست و دل باز و برخی اسپانسرهای همه فن حریف مصرف کند نه آنکه آن را درخدمت تحریف تاریخ، تحقیر ملت و مذمت ظالمانه شخصیت هایی به کار گیرد که دولت و رهبر اکنون در ادامه حصر آنان، اتفاق نظر دارند و امکان پاسخگویی و دفاع از ایشان سلب شده است. به قوچانی می گویم ” اصلا روحانی شما خود خداست با تملق گویی از او خوش باشید اما دست از سر ملت و تاریخ بردارید. نه آن را تحقیر کنید نه این را تحریف “.

     
    • مازیار وطن‌پرست

      از زمانی که نام قوچانی را در میان اعضای اصلی حزب کارگزاران خواندم، فهمیدم که وجه روزنامه نگاری خویش را به سیاست آلوده کرده‌است. حیف شد. جوان مستعدی بود و خوب بلد بود فهم متوسطی از مسائل مهم را – آنجنان که وظیفهٔ یک سرمقاله نویس است- به خوانندگان غیر متخصص ارائه کند. ظاهرا زندان او را خیلی تغییر داده.

       
    • با درود
      جناب واحدی عزیز با استناد به جمله ی خودتان در مطلب بالا
      ” فردای آن روز وقتی پای مناظره تلویزیونی شیخ و احمدی نژاد نشستم با کمال تعجب دیدم اغلب مواردی که پنچشنبه شب با شیخ مورد گفتگو و بحث قرار داده بودیم در مناظره مطرح نشد در حالی که او تا ساعاتی پس از نیمه شب با اشتیاق، آنها را می شنید و از من می خواست مستندات آنها را به صورت دسته بندی شده در اختیار او بگذارم . در بحث چند ساعته ای که با شیخ داشتم از او خواستم در طول مناظره، چشم در چشم احمدی نژاد به او بگوید “تو دروغگو هستی”. برای اثبات ادعا، نسخه هایی از روزنامه ایران که اظهارات متناقض و کذب احمدی نژاد در آنها وجود داشت را دراختیار شیخ گذاشتم. از او خواستم بی اخلاقی های احمدی نژاد را با صراحت مطرح کند و دهها مطلب دیگر که هیجان شیخ را به دنبال داشت.
      شاید بسیاری از هموطنان ندانند اما قطعا محمد قوچانی می داند به توصیه چه کسی، شیخ از بیان آن مطالب منصرف شد. ”
      شیخ شما به توصیه یک نفر که شاید منظور شما خامنه ای باشد از بیان آن مطالب منصرف شد.آیا در آن سفری که رفته بود و شما نتوانستید با وی تماس بگیرید این توصیه به وی شده بود؟شاید هم آن مقام عظما مدارک و اسنادی از گذشته ی شیخ به وی ارائه کرده بود و تهدید به افشا کرده بود.این شیخ شما چقدر مصلحت اندیش و عافیت طلب هستند و حتما مثل بقیه آقایون برای حفظ نظام از بیان آن مطالب بر ضد احمدی نژاد منصرف شدند!مشکل مردم ما فاسد بودن تمام آقایان هست که البته شامل شیخ شجاع شما نیز می شود.آیا ترس شیخ شما ناشی از فاسد بودن وی نبوده؟ شاید اسنادی محرمانه از زمان ریاست بنیاد شهید و سازمان حج و اوقاف، نماینده تام الاختیاری وی در لرستان و یا ریاست مجلس در دست آن شخص توصیه کننده بوده. این شیخ شما همانی نیست که در حمایت از کشتار سال67 سیاسیون، از منتظری به شدت انتقاد کرد . هیچکدام از آقایان به مردم اهمیتی نمی دهند و فقط تلاش میکنند که به قدرت برسند و جز به غارت و چپاول به چیز دیگری نمی اندیشند. انسان پاک از هیچ چیزی نمی ترسد و اگر شیخ شما پاک بود به راحتی احمدی نژاد را نزد افکار عمومی رسوا میکرد و از ترس رو شدن آن اسناد محرمانه ،عقب نشینی نمیکرد…

       
      • « بر اساس صحبتی که روز نهم خرداد هشتاد و هشت با آقای کروبی داشتم حوالی غروب پنجشنبه چهاردهم خرداد به همراه یکی از دوستان به منزل موقت شیخ در انتهای خیابان نیاوران رفتم.»

        این قسمت از نوشتار جناب واحدی که در بالا درج کرده ام بیش از هر چیزی توجه حقیر را جلب کرد
        با خودم گفتم که احیاناً هیچ کشوری در دنیا مثل ایران قادر به ایجاد زمینه برای رشد مالی شهروندان خود نبوده و شاید نخواهد بود. برای اثبات این ادعای خود نام آقای مهدی کروبی را خاطر نشان میکنم. ایشان با زاده شدن در یکی از روستاهای الیگودرز شروع ومدت زیادی با بضاعتی ناچیز روزگاری سخت در حوزه های علمی قم به سر کرده و ناگهان با حرکتی انقلابی سر از خانه ای ویلایی در خیابان پر پرستیژ نیاوران در شمال خوش آب و هوای تهران در آورده است وضمنا نه خودش ونه چندین نسل آینده ایشان کوچکترین نگرانی مالی نخواهند داشت.

         
    • رای مردم به روحانی بیشتر ناشی از نزدیکی او به هاشمی است . مردم کسی را میخواستند که بتواند در مقابل ولی فقیه بایستد و ، درست یا غلط ، تنها هاشمی را مرد این میدان میدانستند و زمانی که هاشمی رد صلاحیت شد ، به نزدیک ترین فرد به او یعنی روحانی رای دادند . چرا که مردم بیش از هر چیز مهار ولی فقیهی که باعث فلاکت ایران شده است را میخواهند ، علاوه بر دعای مستمر به جان ولی امر مسلمانان جهان .

       
  53. صد ها سال است که امت شریف اسلام را در ضلالت نگهداشتند. نیمی از امت ( زنان ) ان حضرت را بزور در زیر نقاب کرده و از همه چیز محروم کردند. در عربستان سعودی حتی راننده گی نسوان را خطری بزرگ برای امنیت ملی بحساب می آورند .
    از حضرت محمد( ص) در تفسیر سوره اعراف ۲۳ و سوره یونس .۵ سوال میشود که : اجل اسلام چقدر است ، فرمودند 🙁 ان صلحت امتی فلها یوم و ان فسدت فلها نصف یوم) یعنی ، اگر امت من صالح باشد دوامش یک روز است و اگر فاسد باشد دوامش نصف روز خواهد بود…
    شاعربزرگ اسلامي، حكيم نظامي گنجوي كه درسال پانصد وپنجاه كه مقارن نصف يوم مي زيسته،
    چنان از دست این قشر روحانی بتنگ امده بود، مثل اینکه آ روزی ظهور را داشت.
    دركتاب مخزن الاسراربه همين مناسبت میفرماید:
    اي مدني برقع و مكّي نقاب سايه نشين چند بود آفتاب
    منتظران را به لب آمد نَفَس ای زتو فرياد به فرياد رس
    سوي عجم ران منشين درعرب زرده روز اينك و شبديز شب
    مُلك بر آراي و جهان تازه كن هر دو جهان را پر از آوازه كن
    سكّه تو زن تا اُمرا كم زنند خطبه تو خان تا خطبا دم زنند
    باز كش اين مسند از آسودگان غسل ده اين منبر از آلودگان
    خانهء غولند بپردازشان در غله دان عدم اندازشان
    ما همه جسميم بيا جان توباش ماهمه موريم سليمان تو باش
    ازطرفي رخنهء دين مي كنند وز دگر اطراف كمين مي كنند
    خيز و بفرماي سرافيل را تا بدمد اين دوسه قنديل را
    خلوتي پردهء اسرار شو ما همه خفتيم توبيدار باش
    پانصد و پنجاه بس ايّام خواب روز بلند است به مجلس شتاب
    درود
    Pedro

     
  54. سلام٬ بیشترین متاع دکان ملا ها: حجاب٬ روایات٬حدیث ومزخر…..است.
    اطلاع ندارم٬ آ یا این جماعت درطول چندین قرن گذشته چیزی کشف
    یا اختراع کرده اند که مشگل انسانی حل کرده و میکند؟
    اگر جنابعالی اطلاع دارید لطفا مرقوم دارید!
    مهران

     
  55. درپست های قبلی درباره اینکه افرادبرگزیده مجلس اسلامی یک مشت جیره خوارونماینده واقعی مردم نیستنددوستان مطالبی نوشتند.
    استیضاح امروزاقای فرجی دانا اون نکته ها رابه اثبات میرساندکه چرا واژه هایی چون اصطبل و…به مجلس ومجلسیان داده میشود.این اقای فرجی دانا که وزیرعلوم مملکت هستندوبه اصطلاح وزیرعقلا ودر راس دانشگاه .برای ماندن درپست خودتن به حقارتها که نداد.وثابت کرداین قبیل ادمها ازاین پست ها کیسه دوزی وزراندوزی را هدف قرار داده اند .این اقا درسخنان خود به ترویج علم فیزیک وشیمی توسط امام صادق وکاظم پرداخته از امام خمینی وخامنه ای در سطرسطرگفته های خودمدح میکرد.اخه ابله توکه دردانشگاه کاناداتدریس میکردی(معلوم نیست واقعا صلاحیت علمی داشته یا مدرکش مثل اغلب اقاایان جعلی یا ازنوع رانتی نبوده باشد)چه نیازی به پاچه خواری وچاپلوسی؟چرادروغ؟پس چه شدان تخلفهایی که درباره بورسیه ها میگفتید؟یک مرد واقعی از انتصاب های خود(اگرواقعا خودش استقلال دارد)دفاع میکند.نه اینکه با کوچکترین اعتراضی بترسدوبرای بقای خود دست به هر خفتی بزند.این نمونه ای از وزیر این مملکت اسلامی بود.تازه ازنوع علمی ونطقیش.وای به حال سایر وزرا که …

     
  56. من یک کامنت در جواب آقا یا خانم نور 2 نوشتم و بدون نام به اشتباه پست کردم لطفا در این صفحه انتشار دهید.ممنون

     
  57. با سلام

    راجع به ناميدن مجلس به ا صطبل

    اصولا مجالس ايران به جز دوره هاي اول تاسيس مجلس شوراي ملي و بعد از انقلاب فقط

    مجلس ششم مجالسي بوده متشكل از نمايندگانی چاپلوس ومتملق و رياكار و فرصت طلب ………..

    مجلس فعلي نيز از اين امر مستثنى نيست

    مرحوم ابوالقاسم حالت اشعار زيادى د ر زمينه ي مجلس شوراي ملي دارد

    ديوان خروس لاري

    مجلس دوره 14

    دارند هميشه عده اي از وكلا*** با هم سر اغراض خصوصي دعوا

    اين مجلس پر زفتنه بي چون وچرا***دار الشورش بود نه دار الشورا

    —————
    مجلس شوراي غير ملي

    رنجي كه نصيب كشور ودولت ماست……………….در زير سرمجلس بي همت ماست

    مجلس همه جاست مايه ي عزت ملك……………….جز مجلس ما كه مايه ي ذلت ماست

    …………………

    از زبان وكلاي مجلس 14

    چندي ز روي كذب وريا با خدا شديم……………………..هم پاک و هم مقدس و هم پارسا شديم

    يک جا پی فريفتن هر مقدسي…………………………ربشي گذاشتيم و مقدس نما شديم

    يک جا پی چپاول آراء اهل ده………………………………از جان ودل مريد فلان كدخدا شديم

    تا از شناسنامه ي اموات برخوريم………………………..با مرده شوي مرده خوري آشنا شديم

    با چند برگ آگهی و چند من سريش……………………گرم كثيف كردن ديوارها شديم

    بهر خريد رأي ز بس پول ريختيم……………………………مسكين شديم و لات شديم و گدا شديم

    ………..

    ………

    ….

    اما همين كه پای به مجلس گذاشتيم…………………….افعي شديم مار شديم اژدها شديم

    ز آن جا كه هر كسي ز دياري شود وكيل…………………ما هم ز شهر هرت وكيل شما شديم

    تهران مصور هفتم ديماه 1322

     
  58. روزی که ملت کاسه کوزه ی این آیت الله ها را بر هم ریزند و نقشه های ننگین آخوندها را نقش بر آب کردند اینها هم به شغل اصلی خودشان که فاتحه خوانی سر قبرها خواهد بود خواهند برگشت شک نکنید. انشاء الله به زودی زود.

     
  59. مردی از ایران

    جناب آقای نوریزاد،

    شما دستتان را روی بد نقطه ای گذاشته اید. تقریبا به همان حدی که آیت الله ها مخالف احساس برای دیگر مردان هستند ( احساسات جنسی زنان را که اصلا نفی میکنند) به همان حد هم احساسات خودشان بر این موضوع دور میزند. در شهر قم در زمانهای قدیم وقتی که جوانان از زور احساسات جنسی و بی همسری کلافه و عاصی میشدند و راهی بجائی نداشتند رساله یک مجتهد را برمیداشتند و میخواندند. در آن آنقدر راجع به امور جنسی مطلب بود که آنها یا خود بخود یا کمی به کمک دست خویش ارضاء میشدند و پس از مدتی دوباره همین کار را میکردند. من شنیده ام که برخی از زنان هم که خواندن و نوشتند میدانستند گاهی همین کار را میکردند. پس از مدتی رساله این مرجع تبدیل میشد به همانچیزی که بعد ها در مغرب زمین نشریات اروتیک نام گرفتند. گویا تاریخ چنین کارهائی بسیار دراز است. یک رباعی از قم نقل میشد که من با احترام به شما تنها بیت آخرش را میاورم آنهم خود سانسور شده:

    قربان کف دست که در موقع ….. تنگی و گشادیش بدست خویش است.

    شما اگر به دیوان عبید زاکانی توجه بفرمائید ملاحظه خواهید فرمود که این امر حتی در زمان حمله مغول هم وجود داشته است و به نظر من دوره ای نبوده است بشر گرفتار مهمترین فعالیت خود که همان علاقه به نزدیکی به جنس مخالف است نداشته باشد. منتها این ملایان هنوز نفهمیده اند که آنها غرائز طبیعی را که خود خدا در جنس بشر کاشته است نمیتوانند با رساله های خود از بین ببرند. دوستی در باره موضوع مریم میرزا خانی و دانشگاه شریف نوشته بود که ملایان میخواهند که آب سربالا برود و این غیر ممکن است. در مورد سکس این موضوع به بهترین وجهی صدق میکند.

    در محله ما آخوندی بود چاق و فربه. در مهمترین روضه خوانی های شهر از او دعوت میشد و تمام شهر او را به این شهرت میشناختند که زنهای زیادی دارد و گاه و بیگاه در تاکسی و یا در مغازه، در بازار یا مسجد از زنی میپرسد: همشیره آیا حاضرید صیغه بشوید. گویا او یکبار هم این پیشنهاد را در تاکسی به زنی شوهر دار کرده بود.این موضوع مربوط به پنجاه شصت سال پیش است. آن زن هم پاسخ مثبت داده بود و برای ازدواج قرار نهاده بودند. آن خانم در روز موعود شوهرش را و برادرانش را با خود آورده بود و کتکی که این روحانی ارجمند در آن روز خورده بود مدت زمانی موضوع اصلی گفتگوی مردم شهر بود.

    گویند روزی هر چهار زن عقدی ایشان با هم قرار میگزارند که اورا به اطاق خود راه ندهند. او هر شب در اطاق یکی از آنها میخوابید. بناچار او بیرون میرود و شب را در بیرون از منزل به سر میاورد. زنانش صبح زود از سروصدای زیاد در حیاط خانه بیدار میگردند و با تعجب مشاهده میکنند که حاج آقا در حوض منزل مشغول غسل کردن است. تو خود بخوان معانی از این مجمل.

    این آقایان گویا حواسشان دائم دور این معضل میزند و اگرچه کلمات عربی که برای جزئی ترین اعضای آلات جنسی و تناسلی اختراع کرده اند تا بتوانند … را فرج و … را ماتحت بخوانند لکن خود گرفتار دام احساس برانگیز همین کلمات شده اند. به هم دلیل است که خود را موظف میبینند صیغه عقد و طلاق هر زوجی را جاری کنند و با عروس خانم بعنوان تنها مرد در شب عروسی حرف بزنند. ادیان زیادی در دنیا هستند که در اولین شب عروس خانم را برای خود میدانستند و سپس برای شوهر مانند برخی از فئودالهای اروپا. معضل احساسات جنسی در مخ این ملایان به این زودی جامعه ما را ترک نخواهد کرد.

     
  60. ما هیچ؛ ما نگاه!

    حضرات مستقر در … همایونی که هر روز برای مردم له شده زیر مشکلات اقتصادی مراسم سوگواری برپا می کنند بدانند که حتی مشکل آخر مردم هم آقای فرجی دانا نیست. عجالتا مرغ که گفته شده 7500 خواهد شد برای بسیاری از مردم مهم ترین خبر روز است.
    اما اصل مطلبی که می خواستم عرض کنم بخشی از سخنرانی ازقدی است که در حضور جمعی از حوزویان بیان شده و در تلویزیون پخش شده در این لینک
    http://news.gooya.com/didaniha/archives/2014/08/184727.php
    نویسنده کتاب الغدیر (علامه ؟ امینی) گفته والله کسی که به بند کفش من علاقه نداشته باشد جهنمی است! توضیح ازقدی این است که (علاقه نداشتن به بند کفش امینی؛ توهین به اوست) توهین به امینی توهین به اهل بیت است.
    با همین شیوه ارزیابی نمی شود گفت این سخنان یاوه توهین به دین خداست و توهین به دین؛ توهین به خداست؟
    آخر این چه خدای بدبخت و بیماری است که شما می پرستید که ملاک جهنم بردن و بهشت بردنش یک بند کفش است؟ اگر به خالق بزرگ هستی ایمان ندارید؛ اگر از عقل بی بهره اید؛ حداقل به اندازه بت پرستان 1400 سال پیش عربستان از مغزتان کار بکشید.

     
    • “ما هيچ، ما نگاه” گرامى.

      نام شما را كه ديدم به ياد سخنى از دكتر سروش افتادم.
      ايشان مى گويند اديان و باورها بايد در خدمت انسان ها باشند نه انسانها در خدمت اديان و باورها و اگر به ما مى گويند دين يا باورى آنچنان با ارزش است كه شما بايد برايش جان دهيد يا جانى را بگيريد ما حق داريم بپرسيم اين دين يا باور براى ما چه كرده كه چنين انتظارى از ما دارد؟
      چرا كه ارزش انسان بالاتر از باورش است نه معادل يا كمتر از آن و براى همين، كشتن يا كشته شدن در پاى يك باور اشتباه است و نيز انسان بايد سواى باورش به عنوان انسان شناخته شود وگرنه آفت ارزش گذارى انسانها بر اساس باورشان همان مى شود كه اديان و ايدئولوژى ها مى گويند و انسان ها را بى توجه به برابرى در انسان بودن، به كافر و مؤمن، خودى و غير خودى تقسيم مى كنند كه بهانه اى مى شود براى تبعيض، كينه، تفرقه و مصيبت هاى بسيار.
      ايشان در ادامه، براى نمونه به عنوان ” ما هيچ ، ما نگاه” كه نام سروده اى است از سهراب سپهرى ( كه گمان مى كنم شما نامتان را از آن برگرفته ايد ) اشاره مى كند و مى گويد اين همان اشتباه رايج است كه ما بدون باورى كه داريم ، هيچ هستيم.
      اين سخن ايشان براى من جالب بود. گفتم شايد براى شما هم شنيدنى باشد.

       
  61. اينان چون به نفرت مردم از هياهوى حجاب اجبارى در بحبوحه فساد اقتصادى و ادارى كه اركان كشور را در خود غرق كرده است واقفند، هر گاه شوك خبرى به جامعه وارد مى شود، مانند قرارداد هاى ميلياردى شهردارى با سپاه، يا رسوايى هاى ديگر داخلى و خارجى، فوراً قضيه اى در ارتباط با حجاب يا تفكيك جنسيتى علم مى كنند تا توجه و مردم را به آن سو هدايت كنند و پتانسيل خشم و انزجار همكانى را در مسأله اى بى ضرربراى منافع خود، آزاد كرده و فروبنشانند.
    بهترين راه مقابله با اين ترفند مزورانه و خنثى كردن اين سناريو طراحى شده در اتاق فكر اين دزدان حريص، مبارزه منفى با بى اعتنايى به استانداردهاى حكومتى در حجاب و عمل به باور هاى شخصى خود در حد امكان و هيچ انگاشتن اين هياهو ها و بويژه منحرف نكردن توجه از مسأله اصلى است.

     
    • درود بر شما
      يسيار بجا فرموديد .با اجازه شما اضافه مى كنم .افزون بر بى اعتنايي به آنچه براى انحراف توجه از ماجراى اصلى است ،وظيفه ما نيز برجسته سازى هرچه بيش تر همان ماجراى اصلى است
      با سپاس

       
    • مازیار وطن‌پرست

      اشتباه بزرگ روشنفکران جامعه در سال 57، سکوت در برابر حجاب اجباری بود. همه با هم گفتند وقتی مسائل مهمتری وجود دارد چرا نیرویمان را برای مسئلهٔ حجاب اجباری تلف کنیم؟ همینطور سکوت در برابر سایر اجبارهای دینی. با آنکه در ابتدای انقلاب هنوز ملاها قدرت مطلق نداشتند اما بعضی که خود مذهبی بودند و بعضی دیگر گمان می‌کردند در این ظواهر امتیاز می‌دهند و جای دیگر امتیاز می‌گیرند. عده‌ای هم همانطور که گفتم این مسائل را فرع می‌دانستند.
      به جایی رسید که وقتی ملی مذهبی ها به لایحهٔ قصاص اعتراض کردند؛ به راحتی زیر ضرب تهمت ارتداد رفتند. متاسفانه هنوز خیلی از همفکران ما (بمانند روشنفکران سال 57) حجاب اجباری را مسئله‌ای فرعی می‌پندارند. حال آنکه حجاب اجباری به منزلهٔ شیشهٔ عمر نظام است. نماد و تجسد اتوریتهٔ مذهبی است. از نظر من حجاب اجباری همان اهمیت را در عمر دیکتاتوری مذهبی دارد که دیوار برلین در دیکتاتوری کمونیستی. تنها مخالفت آشکار با اتوریتهٔ مذهبی است که قریب به اتفاق بانوان بدون آنکه روشنفکر، انقلابی، آگاه از روشهای مخالفت مدنی و مبارزهٔ بدون خشونت، … باشند، بدون نیاز به هماهنگی، رسانه، مدیریت، …؛ سی و اندی سال است که انجام می‌دهند. از سوی دیگر این حق مسلم، بدیهی و انکار ناشدنی زن ایرانی است که متاسفانه باز هم توسط ما مردان و تعداد زیادی از زنان آگاه و روشنفکر نادیده انگاشته می‌شود.

      همهٔ فجایع و بلاها به نام مذهب و حق الهی حکومت و به استناد اصل ولایت فقیه اتفاق می‌افتد. به موجب همین اتوریته همه علنا می‌گویند وظیفهٔ ما اجرای مکنونات رهبری است. اگر این اتوریته به هر دلیلی یکبار علنا و آگاهانه و در حرکتی عمومی شکسته شود، مانند عبور از دیوار برلین سقوط دومینو وار بقیهٔ آن را در پی خواهد داشت. یکی از مدارک مهم من در تایید نظرم، برخورد تند و بدون تناسب دستگاه تبلیغات نظام با خانم مسیح علینژاد برای ایجاد صفحهٔ آزادی‌های یواشکی است.
      من شخصا خواهش می‌کنم چه بخاطر پذیرفتن حقوق برابر برای همهٔ انسانها و چه به دلیل تاثیر در مبارزه با فساد حاکم، هیچ وقت مسئلهٔ حجاب اجباری را مسئله‌ای فرعی نینگارید.

       
  62. سلام آقای نوری زاد _ ز دست دیده و دل هر دو فریاد / که هرچه دیده بیند ، دل کند یاد – بسازم خنجری نیشش ز فولاد / زنم بر دل تا دیده گردد آزاد – ( گویا استاد مطهری واقف به این بودند که ” دل ” ها سلامت باشند و بیمار نباشند و دیده هم ببیند . آیت الله ها فقط حجاب را گیر داده اند و نمی آیند از قرآن بگویند که : ایهاالناس قبل از توصیه حجاب به بانوان ، پیش زمینه اش توصیه به مردان است که : هنگام مواجه با مؤنث ، مرد باید سر به پایین باشد ) پوشش مناسب بانوان و آقایان در تمامی ادیان الهی توصیه شده است . شما شنبه به کنیسه و یکشنبه به کلیسا و دوشنبه به پرستشگاه زرتشتیان بروید و ببینید که آن پوششی که بانوان در بیرون داشته اند ، در کلیسا ندارند و حتی گاهی “راهبه ” در کلیسا به بانوان پوشش بهتری را ارائه کرده و آنها بدون تعصب آن را میگیرند و بکار میبرند . اما پوشش آقایان مروجین در مصدر یهودی، مسیحی و اسلام و … بایستی حتما” مانتوی بلند و کلاه و موهای بلند و ریش های بلند باشد . در آیین مسیحی، راهبه و کشیش ” بکر و سرکوب غریزی ” و از لذت جنسی بدور بوده و در مکان ” دیر ” زنها باید از نظر مردها دور بوده و آقایان کشیشان باید هنگام تردد در ” دیر ” زنگوله ” را به صدا درآورند تا “راهبان ” به کناری رفته تا از دید و نظر ایشان بدور باشند. پس می بینید که اصل برای ” آیت الله ” و ” پاپ ” و ” مولوی ” و ” خاخام ” و حدودی ” موبد ” فاصله گرفتن از حجاب و زنان توصیه شده است ولی اگر پیروان بگونه ای دیگر عمل میکنند ، تقصیر مروجین ادیان نیست .

     
  63. salam be shoma , har rouz be web sayet shoma sar mizanam va neveshtehaei shoma ra mikhanm ,daghghan shoma douros neveshtid ,chera ke man yek akhoun zadeham ,

     
  64. به قول خودم
    بهشت از این جهت که در آن حوری بهشتی و شراب و عسل و موز و خوراکیهای دیگر وعده داده شده بهشت نیست ، چون همه آنچه که از این دست میگویند در همین دنیا به وفور در دسترس است ، وقتی همین قیافه های معمولی زنان سرزمین من شوق جنسی آقایان را چنان میجنباند که عرش اعلی را به لرزه می اندازد پس خدا باید به تمایل جنسی ما آلرژی داشته باشد ، پس نباید این میل ما را وعده حوری بهشتی هم بدهد که مجبور باشد هم اینجا تحمل کند که عرشی لرزان داشته باشد هم در آن دنیا !
    به گمان من بهشت وعده داده شده جایی است که خداوند هنر غایی و نهایی خود از خلقت بشر را به کسانی که سالیان گذشته مرده اند و مردمان همان عصر ، نشان دهد !
    میخواهد به همه انسانهای خلق شده نشان دهد که هدف من از خلقت انسان خرد ورزی بوده مثل این انسان شایسته ! هدف من از خلقت خلق نیکو بوده مثل این انسان شایسته ! هدف من از خلقت انسانیت بوده مثل این انسان شایسته ! حالا بروید تا از این سرچشمه های خرد و فهم و انسانیت سیراب شوید ! ببینید که داشتن خلق نیکو همچون همخوابگی با حوری های زمینی سرشار از لذت است ، ببینید پرداختن به فهم و انسانیت همچون شرابی گوارا شما را مست و مدهوش میکند !

     
    • علت اصلی‌ تمام این سردرگمی شما دوستان خدا پرست این هست که هنوز پینبردید که اصل مطلب که “وجودِ خدا” باشد یک توّهم و دروغ‌ بیش نیست. اگر که یک لحظه وجود نداشتن خدا را بپذیرید، این تصویر روشن میشود که چرا از درون همهٔ این ادیان ابراهیمی اینقدر ریا، دروغ‌، پلیدی و زشتی بیرون میاد. علت این که روحانیون همهٔ این ادیان هم ریا کار هستند همین هست. اینها رفتند و درسش را خواندن و خیلی‌ زود به دروغ‌ بودن این زیربنا پیبردند.

       
  65. از ثبت اختراعات صحبت کردین. تعداد کل ثبت اختراعات ایران 70 است مال امریکا 7 میلیون و مال اسراییل 5000 در سال

     
    • معلوم میشود دانشمندان ما هم چندان به ثبت اختراعات علاقه مند نبوده اند. و ازاین نظر خیلی از ایت الله ها جلو تر نیستند.

       
  66. • مراجع ما مخالف شرابند و موافق حجابند..حالا مردم عرق خور شدن و بی حجاب!
    • مراجع ما موافق دینند و مخالف بی دینی…حالا مردم شدن ضد دین و موافق بی دینی!
    • مراجع ما موافق بیع هستند و مخالف ربا…حالا مردم شدن ربا خوار وضد بیع!
    • مراجع ما خیلی ضد صهیونیست بودند..حالا ولایت فقیه افتاده دنبال اسرائیل!
    • مراجع ما میگفتند شاه اخه چون خواهرش اشرفه!…حالا خودشون داداشاشون شدن نقدی و مرتضوی و احمدی نژاد!
    • مراجع ما خیلی مردم رو دوست دارند!….حالا مردم چشم ندارن ببیندشون!
    • مراجع ما با پول وجوهات سر می کردند نه دولت..حالا هم پول دولت رو می خوان هم وجوهات رو!
    • مراجع ما یه روزی عشقشون این بود برن شاه عبدالعظیم..حالا لندن کمتر رو توهین میدونند و میرن نیویورک جشن هالوین!
    • مراجع ما از سگ بدشون میاد..حالا تو قم مردم با سگ رژه میرن!
    • مراجع ما بر عکس عمر خیلی به متعه علاقه دارن…حالا قم و مشهد و خیلی جاها شده متعه بازاری که نگم بهتره!
    • مراجع ما خیلی به تربیت نوباوگان علاقه دارن..حالا نوباوگان شدن متعاد و خیابانی!
    • مراجع ما میگن ازدواج سنت پیغمبره!..حالا ازدواج تعطیل شده و طلاق براه!
    • مراجع ما…ببخشید دیگه داره سه میشه!

     
  67. آگر از حجاب دست بردارند قطعا از احکام تخلی . حیض . نفاص. و حدث اکبر و اصغر دست نخواهند کشید.

     
  68. احاديث در مورد آنهائى كه با علما همقدم مى شوند

    این مصیبته بزرگ برای کسانی که بدون هیج دلیل پیرو اشخاصی هستند که ادعای اعلم بودن رو میکنند وخود را در مقام رسول الله ص واهل بیت علیهم السلام قرار میدند . این روایتها برای این اشخاص میباشد:

     

احاديث در مورد آنهائى كه با علما همقدم مى شوند
    
بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم صل على محمد وال محمد الائمه والمهديين وسلم تسليما

1 )وعن ابي بصير عن الصادق (ع) : قال قلت له ” اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَاباً مِنْ دُونِ اللَّهِ ” فقال (ع) آما والله ما دعوهم إلى عبادة أنفسهم ولو دعوهم إلى عبادة أنفسهم ما أجابوهم ولكن احلوا لهم حراما وحرمواً عليهم حلالاً فعبدوهم من حيث لا يشعرون . البرهان ج 10 ص120 ، اصول الكافي مج1 ص73 .

ابوبصير گويد از امام صادق(ع) در باره آيه : علما و راهبان خويش راپروردگار خود گرفتند نه خدا را ، پرسيدم فرمود: بخدا سوگند كه علما و راهبان مردمرا به عبادت خويش نخواندند و اگر هم مى‏خواندند آنها نمى‏پذيرفتند ولى حرام خدا رابراى آنها حلال و حلالش را حرام كردند بنابراين آنها ندانسته و نفهميده عبادت ايشان كردند.



    2 )عن النبي (ص) : إذا كان يوم القيامة نادى مناد أين الظلمة وأعوانهم ، من لاق لهم دواة ، أو ربط كيساً ، أو مد لهم مدة قلم ، فاحشروهم معهم . بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج 72 ص 372

بسندى تا امام صادق (ع) تا رسول خدا (ص) كه چون روز قيامت شود يكى جار كشد كجايند ستمكاران و ياران آنان؟ تا كسى كه آب در دواتشان ريخته يا سر كيسه‏اى براشان بسته يا خامه‏اى براشان تراشيد و همه را با آنها محشور كنيد

    

3 )وعن الرسول (ص) :من أعان ظالماً على ظلمه جاء يوم القيامة وعلى جبهته مكتوب : آيس من رحمة الله .

از رسول (ص) : اگر كسى ستمگرى را در ستمش يارى كند در روز قيامت خواهد آمد بطوريكه بر پيشانى او نوشته است كه نوميد است از رحمت خدا .



    4 )وعن الرسول (ص) : من مشى مع ظالم ليعينه و هو يعلم أنه ظالم فقد خرج من الإسلام . الحكم الزاهرة با ترجمه انصارى ص 593

پيامبر خدا (ص) فرمود : هر كه با ستمگرى راه برود با اينكه مى ‏داند ستمگر است تا به او كمك كند ، از اسلام بيرون رفته است‏



    5 )وعن الرسول (ص) : من مشى مع ظالم فقد أجرم . بحار الانوار ج 52 ص 377

رسول خدا (ص) فرمود : هر كس بهمراه ظالمى راه رود جرم كرده‏

    

6 )عن إبراهيم بن محمّد الهمداني قال: سمعت الرضا عليه السّلام يقول: من أحبّ عاصيا فهو عاص، و من أحبّ مطيعا فهو مطيع، و من أعان ظالما فهو ظالم و من خذل عادلا فهو ظالم‏ . مسند الإمام الرضا علي ج 1 ص 232 .

ابراهيم بن محمد همدانى گويد از امام رضا عليه السلام شنيدم ميفرمود هر كس معصيت كارى را دوست بگيرد معصيت كرده ، و هر كس بنده فرمان ‏بردارى را اطاعت كند و دوست بدارد ، او نيز فرمان بردار است . هر كس ستمكارى را كمك كند او خود ستمكار است ، و هر كس عادلى را ترك گويد ظالم است.



    7 ) وعن الإمام علي (ع) : دول الأشرار محن الاخيار و دول الفجّار مذلّة الأبرار و دولة الأوغاد مبنية على الجور والفساد . غرر الحكم ج 4 ص 11

دولتهاى مردم بد محنتهاى نيكانست‏ و دولتهاى فاسقان خوارى نيكوكاران است‏ و دولت مردم دنى پست مرتبه بنا گذاشته شده بر ستم و فساد .



    8 )وعن النبي محمد (ص) : إياكم و أبواب السلطان وحواشيها، فإن أقربكم من أبواب السلطــان وحواشيهـا أبعدكــم عـن الله عز وجل، ومن آثر السلطان على الله عز وجل أذهب الله عنه الورع وجعله حيران .

رسول خدا (ص) فرمود : بپرهيزيد از درگاه سلطان و دور و ورش چون كه نزديكتر بدانها از شما دورتر شما است از خدا عز و جل، و هر كه سلطان را بر خدا عز و جل مقدم دارد خدا ورعش را ببرد و سرگردانش كند . بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج 72 ص 372

9 )وعن الرسول (ص) : من مدح سلطانا جائرا أو تخفف وتخضع له طمعا فيه ، كان قرينه إلى النار . بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج 72 ص 369

پيغمبر است كه فرمود : هر كه سلطان جائر را مدح كند و خود را در برابرش سبك سازد و به طمع فروتنى كند همنشين او در دوزخ‏ باشد .

     
  69. محمد مهدوي فر

    تا زماني كه يك آيت الله زوجت و نكحت نخوانده باشد يك پسر و دختر مسلمان حتي حق ندارند به يكديگر نگاه كنند و اين مهمترين مسؤوليت الهي يك آيت الله در طول عمر شريف و پر بركت اوست .
    تاكيد يك آيت الله براي حجاب به خاطر اين است كه وقتي زن ها حجاب از خود بردارند مردها اندك اندك بدون اجازه ي آيت الله به زن ها نزديك مي شوند و سپس همه جوره كام برمي گيرند و اين همه بي اعتنايي يعني اينكه از اين پس دكان آيت الله خود به خود تخته مي شود و از روز بعد از اين حادثه دو راه مي ماند پيش پاي آيت الله ، يا اينكه بايد برود بز بچراند و يا اينكه بايد برود كشكش را بسابد و اين هر دو چيز خوبي نيست .
    پس در اين صورت چه كسي بايد خمس و زكات مردم را جمع كند ؟
    چه كسي بايد بايد تكليف بهشت و جهنم مردم را معلوم كند ؟

     
    • دوست گرامى
      بى حجابى زنها را باز گذاشتن راه براى كامجويى مردان دانستن، بى انصافيست.
      در كشورهاى غربى كه زنان بى حجابندو مانند جوامع اسلامى فشار ها و تابو هاى فرهنگى بر روى مرد و زن وجود ندارد، حريم زنان بسيار بيشتر از زنان محجبهء كشورهاى اسلامى محترم شناخته مى شود و مرد و زن تنها در صورت تمايل دو طرفه، به يكديگر نزديك مى شوند،
      اما در كشور هاى اسلامى كه زنان با آنكه در حجاب محصورند، هميشه در معرض توجه جنسى بيمارگونهء آقايان باصطلاح مؤمن و متهم به به باد دادن دل و دين آنان هستند و به همين دليل، به حريمشان دست اندازى مى شود و هميشه زنانند كه از اين بابت سرزنش مى شوند.
      در كشور هاى غربى يك زن مى تواند اگر رفتار يا سخن مردى از مرز مجاز خارج شد و يا حتى مثلاً يك همكار مرد در حين صحبت با او در سر كار، دستش را روى شانه او گذاشت، او را به دادگاه بكشد. مقايسه كنيد با فرهنگ بيمار كشور ما كه هر أزار جنسى كلامى و هر دست درازى مجاز است با اين حكم مشمئز كننده كه: كرم از خود درخت است.

       
    • مازیار وطن‌پرست

      اشتباه می‌فرمائید. خواندن صیغهٔ نکاح به هیچ آیت اللهی احتیاج ندارد. اصلا مگر ما کاتولیک هستیم که کشیش اختیارات ویژه‌ای داشته‌باشد؟ تا آنجا که من می‌فهمم در مذهب شیعه هیچ احتیاجی به آخوند و ملا نیست. پیشنمازی، خواند صیغهٔ نکاح، نماز بر میت، … هیچکدام در انحصار کسی نیست. تنها امتیاز مرجعیت است و بس. والّا هر آدمی که پیش مردم به تقوا اشتهار داشته باشد می‌تواند وظایفی را که اشاره کردم انجام دهد.

       
  70. نظر سرمایه داری و مراجع عظام در مورد زن یکسان است . زن کالای جنسی است . تفاوت در نحوه استفاده است عمومی یا خصوصی .

     
  71. نوریزاد عزیز

    همین یک هفته پیش کارگری مظلوم رو که برای زن و بچش با زحمت فراوان مایحتاج تهیه میکرد مأموران قلچماق شهرداری تهران در منطقه 4 با ضرب و شتمی وحشیانه و داعش گون و اسلامی وش به دیار ابدی فرستادن ! درحالیکه حتی بچه های تو گهواره در ایران از کشته شدن اون جوان آمریکایی در فلان ایالت آمریکا با همه جزئیاتش خبر دارن هیچکس در داخل از این واقعه خبر نداره . دیروز من حداقل از 20نفر از دوستان و آشنایان در مورد این کارگر مقتول ” علی چراغی ” پرسیدم اما هیچکس خبر نداشت !!!! خواهشمندم در این مورد خاص هم بنویسید.

     
    • قابل توجه حضراتي كه ميخواهند جمعيت كشور را دو برابر كنند چون متوفا 4 فرزند داشته و اخر عاقبت طرح افزايش اينگونه جنايات است.

       
  72. درود بر اقای محمد نوری زاد عزیز
    علی چراغی کارگر زحمت کش دست فروش مرد کشتنش چون محکوم بود به نان در اوردن چون ولایی و مزدور نبود شرفت مندانه زندگی کردن در این جامعه مصلحتی و ولایتی و اصلاحاتی و اصول گرای اقای رفسنجانی و اقای خامنه ای و نمایندگان مجلس اصطبل یعنی مردن تحویل بگیرید کشتن اقای علی چراغی را
    شعر و اهنگ شاهین نجفی تقدیم به ستار بهشتی به علی چراغی و همه کارگران زحمت کش
    شعبان http://www.youtube.com/watch?v=cnluRObdEM4
    عمو نوروز http://www.youtube.com/watch?v=W2fI9P7mCAk

     
    • با سلام
      این کامنت مستقیما جوابی به جناب “مهدی” نیست بلکه خواستم زیر این کامنت یک نکته به جناب نوری زاد بگم هر چند بی فایده باشه…آقای نوری زاد خدا شاهده من نه بسیجی ام نه ظلم هایی که احتمالا سپاه و غیره به شما و امثال شما داشته رو نادیده میگیرم و نه میگم شما به حق نیستی و نه خودم جانماز آب میکشم باور کن از خستگی اکثر نمازهای صبحم قضا میشه شرمنده ام ولی اختیاری که نیست من حسابدارم و کارام تا آخر شب و بعضا تا خود سحر طول میکشه… اما آقای نوری زاد یک نگاه بنداز ببین در تایید حرفای تو حرفای توکه اسمت “محمد”ه! در تایید حرفای توئی که جهاد کردی و جهاد کردنت (شاید) صرفا دفاع از کشور عزیزت ایران بوده در تایید حرفای تو داره مثال از شاهین نجفی میاد!! همینجا اعلام میکنم که هیچ خرده ای به “مهدی” بابت انتخابش وارد نکردم و بدون شک میتونه به هرچیزی علاقه داشته باشه و از طرفی نباید خرده ای هم به نظر من باشه چون بهرحال در نظر دادن که آزادیم. اما یک تضادی هست بین حرفهای عدالت محور شما با برخی خط فکرها و مشوق ها و تایید کننده های شما… آقای نوری زاد شما هرچه بقول خودت چرخش 180 درجه ای داشته باشی باز میفهمی من دارم چی میگم بهرحال توضیح واضحات سخته… شاهین نجفی کجا و …

      من ایرادی به شاهین نجفی و طرفداراش ندارم…حرف من اینه که تضادی هست بین این دو تفکر

      یاحق

      black.jagvar@yahoo.com

       
      • جناب نور ۲، گویا شما دو چیز را برای خود ملاک قرار داده ای. حق و غیر حق، یا حق و باطل. با حق و و باطل هم به دید مذهبی خود نگاه می‌‌کنی‌. حتی با همین دید مذهبی‌ خود،حق چیست؟ باطل چیست؟ هرگاه تکلیف خود را با این دو روشن کردی، بیا و آدمها را با این ملاک و معیاری که به آن رسیدی بسنج. و تا نرسیدی این همه آدمها را در دو کفهٔ ترازوی خیالی حق و باطل خود وزن نکن. گیرم که برسی به ملاک حق و باطل هم، تازه ملاکی مذهبی داری و ویژهٔ‌ خود و کسانی که چون شما هستند، شدی وکیل خدا؟ همون “انسان طلبی” و “انسانیت طلبی” که آقای نوریزاد عزیز پیشنهاد داده معیاری به وسعت هستی‌ هست و خدا نیز مشکلی با آن ندارد،اگر نگوییم خدا اگر جز این را بخواهد حالش زیاد خوب نیست.

         
        • مرسی از نظرت دوست عزیز.قبلا عذرخواهی از پرگویی!
          اینجا جای مباحث طولانی نیست. فقط سوال: مگه دین در حقیقتش چیه؟ بنظرمن غیر از روش زندگی هیچ چیز دیگه ای نیست! که یک دیندار معتقده که سبک زندگیش باید همونطوری باشه که خالقش خواسته…مسلمون معتقده خدا اینو خواسته مسیحی طور دیگه ای فکر میکنه یهودی هم طور دیگه و…مسلمون معتقده اسلام کاملتره تکامل یافته تره و برای این زمان مناسب تر. حالا این اسلام با چارچوبی که برای دین دار و جامعه و… تعریف میکنه یک پکیج به دست مجریان میده تا اجرا بشه از شخص گرفته تا کل جامعه(بگذریم از ناتوانان در اجرا – بگذریم از کسایی که به اسم دین سواستفاده میکنن، از دشمنی که نمیخواد دین اجرا بشه – کسی که صرف منافع شخصیشو از دین می خواد بیرون بکشه یا انگیزه های مختلفی که در دین خلل ایجاد میشه) . و حالا با توجه به اسلام در هر بُعد مشخص میشه که باید چیکار کنیم. ملاک همون اسلامه. حالا اینهمه نوشتم که بگم ملاک انسانیت که شما میگی (و چقدر این ملاک برای شخص بنده دلنشینه) کی تدوینش کرده؟کتابش کو که من معیار قرار بدم؟ تو کدوم جامعه تدوین و اجرا شده؟ میگن نروژ از بهترین کشورهای دنیا! با “آندرس برویک” که100 نفر مردم عادی رو تو بازار به نشانه ی اعتراض کشت و حدود 300 نفر رو به شدت زخمی کرد چیکار کردن؟ 20سال زندان با عفو مشروط…اگر خانوادمون اونجا به فنا میرفت چقدر با متر و معیارش کنار میومدیم؟انسانیت همینه که اعدام نکنن؟ آیا بهترین مجازات برای چنین فردی با درنظر گرفتن تکرار توسط خودِ شخص و کسایی که تاثیر میگیرن آیا بهترین مجازات همون بود؟ م با چه معیار در قاموس انسانیت براش حکم میدن؟ دلایل اون حکم چیه؟ از کجا تشخیص میدی همون بهترین حکمه؟ آیا مابقی افرادی که نظر متفاوتی داشته باشن انسانیتشون زیر سوال رفته؟ گفتم تو تفکر من معیار اسلام…بهرحال بیشتر زوایای اسلام رو میدونیم و کسایی هستند که تحقیق و از منابعش استخراج کردن و میدونن و معیار قرار میدن…اگر قرار باشه معیار انسانیت باشه مقام تشخیص دهنده و انسانیت سنج کیه؟ من از اونچه واقع شده به اسم دین اسلام صحبت نمیکنم بلکه از حقیقتش میگم…مثلا تو اسلام سیاه مکروهه! اصلا جز عزا توصیه نمیشه…کی همین رنگ سیاه نکبت رو به مسلمونا از زمان قاجار؟ نمیدونم از کی! کی همین رنگ مکروه رو به زنها توصیه کرده! کجاش اسلامیه؟! دین معیار میده و میگه چطور زندگی کنیم.همین. دین بی فایدست؟ قرآن دروغه؟ اگر دروغه پس چرا رو کتب مذهبی ما اینهمه دارن تحقیق میکنن و ازش مطالب علمی استخراج می کنن؟اگر اینجا جای نظر دادنه به نظر من دین اسلام اگر!!!!!! درست اجرا بشه انسانیه. اگر تو جامعمون متاسفانه برخورد بد با دختر و پسر انجام میشه والا ربطی به اسلام نداره…مگه نشنیدین حضرت علی به دزد کمک مالی کرد و به زن بدکار و…چون می خواد عامل دزدی و بدکارگی رو از بین ببره…حالا اگر اسلام رو در حد یقه گرفتن ها و مچ گیری های خیابونی آوردن پایین دیگه ربطی به اسلام نداره

           
      • در تایید حرفای تو داره مثال از شاهین نجفی میاد
        من ایرادی به شاهین نجفی و طرفداراش ندارم

        به دو جمله بالا دقت کنیم تا در مورد دلایلی که گفته شده و بسیار هم محکم است اطلاعات بیشتری کسب کنیم. من که نمیدانم ایشان راجع به چه چیزی معترضند و چه چیزی را قبول دارند. درست بر اساس همین جمله ای که شما گفتید بنده قضاوت میکنم.
        “باور کن از خستگی اکثر نمازهای صبحم قضا میشه شرمنده ام ولی اختیاری که نیست من حسابدارم و کارام تا آخر شب و بعضا تا خود سحر طول میکشه”

        حرف حساب نوریزاد و افرادی که به این سایت علاقه مندند همین است که شما چرا بایستی بیشتر اوقات شبانه روز کار کنی. خود شما به این موضوع فکر کرده ای؟. دلیلش ساده است مملکت دست کاردان نیست در جنگ هم نبود حالا هم نیست و به همین دلیل بسیاری از مردم ایران باید تا حد مرگ زحمت بکشند تا زندگیشان را تامین کنند و عده ای هم با استفاده از رانت و پول مردم بهترین زندگی و پست و مقام را برای خودشان تدارک ببینند. شما که از جبهه و جنگ صحبت میکنی حتما میدانی که بسیاری از این آدمها رنگ جبهه و هزار کیلومتری جبهه را هم ندیده اند. بسیاری از ما جوگیر هستیم و اوضاع را مطالعه نمیکنیم. نخست وزیر و رئیس مجلس دوران جنگ را که حداقل مسئولین وقت مملکت آنها را تائید میکردند بدون محاکمه زندانی اند چون معترضند و وقتی نوار سخنرانی فرمانده سپاه پخش میشود معلوم میشود که حق با آنها بوده چرا؟به این دلیل که آقائی که در راس قدرت است ودر گذشته به اعتراف خودش با ایشان یعنی نخست وزیر وقت مخالف بوده امروز فرصتی یافته تا عقده گشائی کند. و وضعیت فعلی کشور ما نتیجه حکومت مطلقه ایشان است که هزاران نفر مانند شما باید شبانه روز زحمت بکشند تا نان خانواده اشان را تامین کنند. یک لحظه فکر کنید به پدری که نمیتواند نان فرزندانش را تامین کند و با خجالت به خانه میرود. میتوانی حال او را بفهمی؟ فکر کن عزیزم تمام کسانی که این توجیهات را میاورند که مملکت اسلام است و باید به هر شکلی آنرا پذیرفت اکثرا به فکر منافع خودشانند که در سکوت من و تو تامین میشود و بی عرضگی خودشان را توجیه میکنند. به این آمارهای گوشه و کنار که بیشتر اوقات از ظرف منابع رسمی خود سیستم اعلام میشود تا کنون توجه کرده اید؟آمار اعتیادو فساد و فحشا و خود کشی و هزار مصیبتی که گریبانگیر مردم ایران است. در کشورهای دنیا در زلزله یاخساراتی وارد نمیشود یا محدود است در مملکت ما یک زلزله نه چندان شدید هزاران نفر را میکشد و زنده ها بعد از آن آواره اند. مردم بم بعد از همه این سالها که از زلزله گذشته هنوز خانمان درستی ندارند. این مسائل با دلسوزی و تعهد حکومت و استفاده از دانش و دانشمندان قابل حل است ولی ما مملکت را دست کسانی داده ایم که از اساس تعهد و دانش این کار را ندارند. به ما همیشه گفته اند که در کشورهای خارجی ظلم و فساد و فحشا بیداد میکند اما اینگونه نیست. بسیاری از ایرانیهائی که در خارج زندگی میکنند دین دارند و به اصول دینشان و نه به حواشی و رساله معتقدند. باور کنید در خارج به خصوص در آمریکا که بسیاری از مردم ایران فکر میکنند مرکز فحشا و فساد است ملیونها انسان با اعتقاداتشان زندگی میکنند و مراسم و مجالس خودشان را دارند. کسی دروغ نمیگوید و اگر خطائی کرد به آن اعتراف میکند و جریمه آن را هم میپردازد حال آنکه در ایران دروغ یک امر رایج است این را که دیگر نمیتوانید انکار کنید در ایران مسئولین دروغ میگویند و مردم را هم به دروغ گفتن عادت میدهند. در خارج کسی نامی از شاه و وزیر وکیل نمیبرد و خیلیها نمیدانند چه کسی وزیر است و چه کسی نیست و آنها فقط اثرات عملکرد حکومت را میبینند و اگر از عملکرد حکومت راضی نباشند دولت جدید سر کار میاورند. لازم نیست وقت و بی وقت وبدون دلیل بگویند مقام معظم رهبری. این حکومت خود باید فرهنگ سازی کند که مردم را از چاپلوسی برحذر دارد حال آنکه میبینیم هر کس چاپلوس تر است امکانات بیش تری دارد.باور کنید این برای خود رهبر هم خوب است که هرلحظه و بهر دلیلی نام او را نیاورند. از آقای شاهین نجفی به بدی یاد کردید شما با استناد به چه چیزی ظاهرا حق حیات هم برای ایشان قائل نیستید؟ تو چه دانی که پس پرده که خوب است و که زشت. امام اول شیعیان که شیعیان خود را پرو او میدانند کلامی دارد بسیار غنی که میگوید حملو بصائرهم علی اسیافهم یعنی بینشهایتان را بر روی شمشیرهایتان حمل کنید. یعنی شمشیر کشیدن بدون داشتن بینش و آگاهی جنایت به بار میاورد گرچه خود نفس شمشیر کشیدن هم در دنیای امروز اشتباه و در کلامی دیگر ایشان میگویند مردم خواب هستند وفتی میمیرند بیدار میشوند. خلاصه اینکه کمک به ظالم به هر شکل خطا است و خدا هم این را قبول ندارد. حواسمان باشد برای عیش و عشرت دیگران خودمان را فدا نکنیم. شهوت مقام هم عیش و عشرت است!!؟؟. ودر انتها باید ریش را رها کنیم و به ریشه ها بپردازیم.

        (سعدی)

        چندین که برشمردم از ماجرای عشقت

        اندوه دل نگفتم الا یک از هزاران
        ————————————————-

        عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

        که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

        من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش

        هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

        همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست

        همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت

        سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها

        مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت

        ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل

        تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت

        نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس

        پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت

        حافظا روز اجل گر به کف آری جامی

        یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت

         
        • عرض سلام و ادب
          بطور کلی همه ی حرف های شما رو رد نمیکنم بخشی از حرفات واقعیت داره. اما شما داری از “واقعیات” صحبت میکنی نه از “حقیقت” .
          شما قطعا تفاوت این دو رو میدونی و من منکر برخی جنبه های نظر شما در مورد شرایط نامناسب موجود جاری و ساری در جامعه نیستم. من هم از فقط 8 ساعت کار بدم نمیاد و می دونم جاهایی از کار عیب داره که بعضی ها باید بیش از حدمعمول و معقول کار کنن. اما “این” رفتار رو در جهت حل موضوع نمیبینم. درد این جامعه با شعرهای توهین کننده ای به امام های شیعه حل نمیشه میخوای قبول کن نمیخوای نه. من حرف عجیبی نمیزنم میگم قبول..ایران الان شرایط خوبی نداره اما کجاست اون جامعه ای که مدینه ی فاضله ی شما در اون پیاده شده؟ مثال از ویژگی های مثبت آمریکا آوردی؟ خیلی ممنون. پدر بنده با بمب شیمیایی همون میدینه فاضله شما شیمیایی شده و بیست و چند ساله که سرفه از سرفش کنده نمیشه و البته محض اطلاع رنگ بنیاد شهید و جانبازان و … رو ندیده و نمیخواد ببینه (برعکس خیلی هایی که نفهمیدن جنگ تو زمین بود یا تو هوا). بحث عوض نشه میخواستم بگم آسمون هرجای این دنیا رو میبینی همین رنگه اگر آمریکایی ها خوشن، عزیزم قیمت خوش بودنش رو خیلی از ماها پرداختیم، اگر حرف از دموکراسی و تروریست میزنن جنگشون و توحششون با ویتنام سر چیه؟ چیکار به سیاه پوستا و سرخ پوستا دارن؟ چرا بمب اتمی رو سر ژاپنی ها میندازن؟ اروپا خوبه؟ چرا به عراق بمب شیمیایی میدادن و مجروحای ما بعضا باز زیر دست خودشون مداوا میشدن؟ از این چرا ها زیاده…خلاصه کلام… تو این مملکت دستای ناپاک زیاده اما به نظر من شعارش مثبته. تفاوت “راه را غلط رفتن” با “غلط راه رفتن” همینه…یعنی به نظر من راه تو مسیر انقلاب درست بود اما متاسفانه “درست راه رفتن” از یاد خیلی ها رفته. اما غرب به طور کلی راه غلطی پیش گرفته…هرچقدر هم که زیبا و خرامان راه بره باز میگم مسیرش راهش غلطه…شما میگی تو آمریکا کسی نمیدونه وزیر کیه چیکار میکنه؛ قبول، مردم نمیدونن، این خوبه؟ برای مردم نباید مهم باشه که آمریکا از چه راهی براشون رفاه آورده؟ مهم نیست فهمیدن این موضوع برای مردم که سیاسیون کشور به چه روشی کشور رو اداره میکنن؟ببین عزیزم آمریکا اونقدر جنایت کرده که الان اگر این قدرت رو نمیداشت همه دنبال حذفش بودن. ویتنام افغانستان ایران عراق کره شمالی و تمام کشورهای دنیا وقتی که مطابق میل آمریکا عمل نکردن، همه از آمریکا زخم خوردن…بقول معروف آمریکا مرده ی پاکی نشسته، به شما هم پیشنهاد میکنم از آمریکا دفاع نکنی. اگر از بیخ و بن انقلاب اسلامی ایران رو مثبت نمیدونی و فکر میکنی پهلوی بهتر بود هم که باز داستانش جداست دیگه وخامت زمان پهلوی نخ نما شده…بنظر من انقلاب خوب بود اما الان واقعیت اینه که توش هستن کسایی که خودبینن و دشمن و هر چیزی براشون مهمه جز آرمان های انقلاب

           
          • مازیار وطن‌پرست

            جناب نور، دشمنی بدتر از خودمان برای ایران وجود ندارد. اگر آمریکا دشمن همهٔ ملتها و متحدینش هست؛ تا حالا فکر کرده‌اید که چرا ژاپن و کرهٔ جنوبی بدبخت ترین مردم جهان نیستند؟ اگر نمی دانید خاطر نشان کنم که ژاپن پس از جنگ جهانی دوم و کشته‌شدن بیش از 150000 نفر شهروندانش فقط در یک روز و یک شهر، به تسلیم بدون قید و شرط و انقیاد کامل در برابر آمریکای جهانخوار تن داد و قانون ساسیش را در هاروارد نوشتند.
            کرهٔ جنوبی هم تنها به دلیل حضور نیروهای آمریکا و جنگ کره از تبدیل شدن به کرهٔ شمالی (معرف حضورتان هست؟) نجات یافت.
            جالب آنکه بزرگترین شریک تجاری همان ویتنامی که به درستی به توحش نظامیان آمریکا در آن اشاره کرده‌اید، آمریکاست. اگر پرینتر اچ‌پی دارید نگاه کنید ببینید در کجا دارد مونتاژ می‌شود.
            دوست عزیز ادبیات شما (که همان ادبیات دستگاه پروپاگاندای نظام است) ترجمهٔ افتضاح ادبیات کمونیستی حاکم بر دهه‌های 60 و 70 است. زعمای اسلامی ما به دلیل خالی بودن عریضه‌شان از هر گونه ایدئولوژی به این ادبیات رنگ اسلامی زدند و دشمنی با آمریکا را سر لوحه یک ایدئولوژی انقلابی قرار دادند که متاسفانه فقط به بعضی جنایات خاص حساس است. مثلا اگر چینی‌ها هر چند هزار مسلمان ایغوری را بکشند متوجه نمی‌شود، و هر چند چچنی (سابقا ایرانی) توسط روسیه کشته شود (مجموع کشته شدگان چچن به دست روسها چندین برابر کل شهدای فلسطین است) به فلان هیچ کسی در این نظام انقلابی اسلامی نیست.
            بد نیست حوصله کنید و کتاب زیر آسمانهای جهان را بخوانید و بدانید چطور “آمریکا ستیزی” تا دههٔ 70 (میلادی) به عنوان پز روشنفکری در تمام جهان (بخصوص روشنفکران چپ اروپایی) مطرح بود و چطور از آغاز دههٔ 80 رفته رفته از مد افتاد. اما ما هنوز گمان می‌کنیم این پُز شیک است و خریدار دارد. اگر غرب بد است چرا امام در سال 57 بجای پاریس (پایتخت معنوی دشمن فاسد و منحط) به مسکو یا حتی بلگراد هجرت نکرد؟

             
          • سلام جناب آقای مازیار وطن پرست.
            عکس امام خمینی در پاریس:
            http://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/139207170843163381319753.jpg

            بعد از نوشته هاتون نتیجه گیریتون رو ندیدم! الان به نظر شما دقیقا مدل برای راه حل چیه؟؟ لطفا شعار و حرفایی مثل رعایت انسانیت و…رو بگذارید کنار چون تعبیر هرکسی از انسانیت میتونه متفاوت باشه. شما که این حرفارو زدی چه بسته ای رو پیشنهاد میدی برای خروج از این وضعیت؟ اون قاموسنامه ی قانون کو که بارهاوبارها ازقوانین جاری بهتری میدونید؟ لطفا اون رو به من معرفی کن شاید همفکرت شدم..اما یادت نره بهترین قانون بی نقص ترین قانون (که هنوز جایی ندیدم اجراشده باشه!) اگر دست افرادی باشه که به اون قانون پایبند نیستن، جز تباهی هیچ نتیجه ای گرفته نخواهد شد. حالا شما لطف کن و اون مدل رو به من معرفی کن. و یک لطفی کن دقیقا نظرت رو در مورد مناسبات مدنظر خودت بین ایران و آمریکا تعریف کن یعنی دقیقا بگو بین ایران و آمریکا چطور رابطه ای باشه مورد تایید خط فکریت خواهد بود؟!

             
          • اينها همه بدليل بى حجابيه و بس.

             
      • با سلام
        نور 2
        متاسفانه هنوز حرف را به مرد میسنجی درحالیکه باید مرد را به حرف سنجید
        انظر الی ما قال ولا تنظر الی من قال .
        هر حق از زبان هرکسی گفته شود حق است کاش میفهمیدید !!!!!!!

         
        • سلام فرهاد جان
          حالا که به وادی حدیث وارد شدی یادت نره گفته شده برخی اوقات شیطان برای فریب از قرآن آیه میاره…محکم تر از این؟ شاهین نجفی همونیه که به امامان شیعه توهین کرد. این رو هم خطاب به آقای نوری زاد گفتم که اگه ممکنه یکم چشم باز کنن و بیبنن کمی بیش از حد لازم چرخش داشته! نه بنده روی کامنتم به طرفدارای شاهین نجفی و شخص شاهین نجفی نبوده.

           

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

94 queries in 3233 seconds.