سر تیتر خبرها
تله ای برای پخمه ها

تله ای برای پخمه ها

کشتاری که در غزه صورت می پذیرد، یک سرِ توجیهش این است که: آنچه در آنجا رخ می دهد، درگیریِ دو همسایه است با هر پس و پشتِ منطقی یا بدون منطق. اما سرِ دیگرِ این کشتار حتماً یک جورهایی به جمهوری اسلامی ایران بند است. که به هر شکل ممکن، پایش را به این درگیری وا کنند. چه خودش رسماً و با ارسال پول و اسلحه و نفر، و چه با گسیل حزب الله لبنان و پرتاب موشک به تل آویو و حیفا. درست همانی که اسراییل و آمریکا چشم به راهش هستند.

نیز کشتار غزه، ممارستی است برای عصبی کردن سران اسلامی ایران. که دست ببرند و سلاح های آنچنانی خود را از پستوها بدر آورند و تهدیدهای در کمینِ خود را عملی کنند. عصبی شدن سران اسلامی و پای در میان گذاردن ایران در این تله، مقدمه ای است که پایانش در خودش خفته. شما فکر می کنید اسراییل و آمریکا چرا داعشی ها را به این سوی گسیل داشته اند؟ نه برای این که: اگر حزب الله، عامل وحشیِ جموری اسلامی ایران است بیخ گوش اسراییل، ما وحشی ترش را می فرستیم بیخ گوشش؟! حالا شما بیا و به این بیندیش که: چه نقشه ها و چه حوصله ها و چه سرمایه هایی به هم پیوسته اند تا درست در همین یکی دو سال، چیزی به اسم داعش ظهور کند بیخ گوش ایران تا رعشه بیندازد به تن و بدن آخوندها و سردارانِ ماجراجویشان.

افسوسا بر مردانی که در امتداد هوس های هسته ای آقایان، توسط دستگاههای اطلاعاتی و امنیتیِ خودمان کشته شدند تا مگر خون اینها بر مضحکه ی مرده ی هسته ای جانی بدواند. می گویم: غیرتی شدن آخوندهای ما و سرداران شان در قبال کشتار غزه – فراتر از غیرتی که همه ی کشورهای مسلمان و غیرمسلمان ابراز می کنند – فرو شدن به پروژه ی تازه ای – مثل پروژه ی هسته ای – است که فونداسیونش پخمگیِ سران است. چه پخمگیِ سردارانِ فربه و پف کرده ی سپاه که در معرض خودِ اسراییل ورز داده شده اند، و چه آخوندهایِ بی تجربه و درس نخوانده یِ ناگهان بر مسند نشسته. در این پروژه، اگر از تجزیه ی ایران گذر کنند، غارت دوباره ی ذخایر پولی و حیثیتیِ ما را بر میز مطالباتِ خود می نشانند. که مثلاً تا دنیا دنیاست، سالی فلان قدر به اسراییلِ موشک خورده بپردازیم الی الابد. درست مثل رؤیای هسته ایِ بیت رهبری، که میلیارد میلیارد از نقدینگی ما را به جیب روسها سرازیر کرد و سر آخر همین روسها در 1+5 به تحریم علیه ما با دیگران هم قسم شدند. یعنی هم پول ما را بالا کشیدند و هم در تیم تحریم حضوری فعال داشته اند تا کنون.

می گویم: ورود به جنگ غزه – به هر شکل و ترتیب – پای نهادن به تله ای است که پیشاپیش انتهایش مشخص است. بر خلاف آدم های بی فکری که در ایران فرصتِ حکومت پیدا کرده اند، طرفِ مقابل بسیار خوش فکر و خوش نقشه است. و برخلاف آدم های عصبی و عجول و عبوسِ حاکم بر ما، طرف مقابل بسیار صبور و تو دار و بظاهر متین است. این همه مردم مسلمان در قبال کشتار غزه چه می کنند؟ ما نیز یکی از آنها. چرا بخت یک ملت را به چیزی گره بزنیم که پایان خونبار و اسفبارش از همین اکنون هویداست؟ پای از این معرکه بیرون گذاریم و داستان غزه را به یک خواستِ بین المللی واگذاریم. کاری که همه ی عقلای دنیا می کنند. می گویم: با این خواب های داعش گونی که برای ما دیده اند از هر سو، ما هنر بکنیم از مرزهای گسترده ی خود صیانت کنیم. در این معرکه البته، ما کاری به ظلم ها و مفسده های رسمی و حکومتی نداریم که داستانی است دیگر برای خود.
Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

73 نظر

  1. من فقط اینو میگم کشورهای قدرتمندی مثل امریکا وقتی باد میاد بادبان می سازن سرراهش می شینن تا ازش استفاده کنن اونا برنامه ریزی های پیچیده ای دارند اما همه این اموزش دیده های اونا همیشه کوش به فرمان اینها نیستند بعضی وقتا از کنترول خارج می شن در نهایت ما باید تا کوچک و ناتوان هستیم سبیل اینا رو چرب کنیم وگرنه جز کتک و ویرانی نسیب ما نمیشه این جاهطلبی این اخوندا هم که پایانی نداره (مثل راه قدس از کربلا می گذرد).اخرش ایران رو به تجزیه شدن می کشند.

     
  2. با عرض پوزش با این بخش از فرمایش شما موافق نیستم. «افسوس بر مردانی که در امتداد هوس های هسته ای آقایان، توسط دستگاههای اطلاعاتی و امنیتیِ خودمان کشته شدند تا مگر خون اینها بر مضحکه ی مرده ی هسته ای جانی بدواند.» این مطلب که گروهی از متخصصان هسته ای ما توسط موساد با همکاری سیا و توسط افرادی آموزش دیده و اجیر شده ترور شده اند در گزارشات خود روزنامه های غربی نظیر نیویورک تایمز و روبترز هم آمده است و به اندازه کافی سند از وجود برنامه جنگ مخفی علیه ایران توسط دولت اوباما وجود دارد (از جمله در ویکی لیکس) که قابل خدشه نباشد و تعداد افراد ترور شده نیز از آنچه که اعلام شده است بیشتر بوده است. اما ممکن است افرادی نظیر علی محمدی که هیچ سابقه ای که بتواند تخصص او را به برنامه اتمی ایران ربط دهد وجود ندارد توسط خود دستگاههای اطلاعاتی ایران ترور شده باشند اما نباید بدلیل اینکه ما از کل نظام حاکم راضی نیستیم یکطرفه به قاضی رویم و چشم بر حقایق ببیندیم. حالا اگر میگفتید به خاطر جاه طلبی اتمی رهبر ترور شده اند خوب سخنی به ناصواب نبود.

     
    • در گیری ایران در سه جبهه سوریه عراق و فلسطین برنامه ای دقیق و همسو در جهت تضعیف ایران و تقویت جبهه مقابل میباشد طرح سیاست حمایت از فلسطین و پایداری در اون سالهاست برای ما بیشترین هزینه را داشته تحریک عراق به جنگ و تهییج مردم با شعارهای مذهبی و ایدئو لوژیکی و بیر بطی های تاریخ شیعی و احادیث مشکوک و مجعول در رسیدن به کر بلا دو باره در در تهدید تخریب اماکن شیعی در عتبات نو عی تحریک احساسات و البته موجه جلوه دادن دخالت های ایران و احتمالا در گیر کردن ایران در جنگی فراگیر تر از سوریه و غزه به دلیل نزدیکی و هم مرزی با عراق ضمن اینکه مضیقه مالی و تحریمها و تحقیر های که در رهگذر سرکوب و خفقان فقر زمینه های مساعدی برای چند دستگی بین تحقیر شدگان و بر خوردارن از رژیم ولایت فراهم کرده البته امریکا ترجیح میدهد ایران ژاندارم منطقه باشد در جهت منافع غرب واگر میسر نباشد تجزیه ایران و خاور میانه جدید و کشورهای جدید که مانند فرو پاشی شوروی هر کدام ایرانستانی برای خودشان باشند خوزستان کردستان بلو چستان که زمینه ملحق شدن به سرزمینهای عربی بلوچی و کردی رادارند اما تصمیم سختی است که امریکا باید بگیرد اینکه جایگزینی یه قدر ت منطقه ای سخت است و حذف ایران اخرین گزینه می باشد که با توجه به عوامل مختلف در اثر یه شورش اجتماعی و تضعیف حکومت مرکزی یا یک جنگ ائتلافی علیه ایران گزینه هائی است که به طور منظم پیش می رود و در اخر انچیزی که به باید گفت در مقابل ایران یک راه بیشتر نیست انهم پذیرش ولایت عمو سام توسط ولایت فقیه وگرنه هسته ای حقوق بشر و سایر مسائل به راحتی قابل چشم پوشی است

       
  3. از شما بعید بود از درد ایرانی تبارانمون در کوبانی(کردهای سوریه)چیزی نگید.با اینکه جنگ زرگری اسراییل و غزه که به کشتار مردم منجر شده آزار دهندست ولی کردهای سوریه که در تحریم کامل خبری شرق و غرب و تمام دنیا قرار دارند برای ما ایرانیها مهمتر است.

     
  4. جناب نوری زاد عزیز این نگاه و نگرش شما بر مسئله غزه و اینکه ایران پای خود را از این مهلکه بیرون کشد جدای از درستی یا نادرستی اش نگاه یک انسان اخلاقی نیست.البته میتوان از منظر ملی گرایی و یا بر مبنای نگرش سیاستمداری وزین و ملی گرا استدلال شما را صحیح و قابل قبول دانست اما چنین نگرشی از منظر انسانی با رویکردهای اخلاقی و عرفانی و انسانگرا چندان معتبر نیست.من احساسم بر این است که در نگرشتان به مسئله غزه متاثر از دوستان ملی گرایی چون محمد ملکی یا… قرار گرفته اید.باز هم عرض میکنم استدلال شما احتمالا از منظر منافع ملی و با یک رویکرد عقلانی معتبر است اما در حوزه اخلاقیات و رویکردهای بشردوستانه چندان نمیتوان بر چارچوب عقلانیت ابزاری پای فشرد و دفاع از منافع ملی را سپر بلای هر تحلیل و استدلالی نمود.

     
  5. مصباح يزدي ( غير منفور )

    جناب نوريزاد عزيز، شما بنا بر طبق كدام مدرك و دليل مي گوييد أمريكا و اسراييل داعش را بيخ گوش ايران أورده اند؟ أيا توهمات رهبري و تبليغات صدا و سيماي رهبري روي شما هم اثر گذاشته؟ اگر اينچنين است كه بايد فاتحه تغيير را خواند. روزيكه أمريكا از دولت پخمه عراق خواست قرارداد أمنيتي را به شرطي أمضاء مي كند كه نيروهايش مصونيت قضائي داشته باشند و أنها نپذيرفتند بايد فكر حالا را مي كردند، همان موقع كه أوباما أعلام كرد نيروها را از عراق خارج مي كند ، أقاي بوش سخنراني كرد و گفت اگر نيروهاي أمريكا يي را خارج كنيد، نيروهاي تند رو بر أنجا مسلط مي شوند و حمام خون راه مي اندازند. اگر توجه كرده باشيد جمهوري خواهان حسابي روي اين پيش بيني بوش مانور داده اند كه بله رهبر حزب ما پيش بيني كرد و أعلام هم كرد ولي شما گوش نكرديد.
    داعش همان سني هاي ستم ديده اي هستند كه از قدرت كنار گذاشته شدند و با پول عربستان و قطر و امارات از احساسات مظلومين سوء استفاده كرده و أنها را به جهاد فرا خوانده و از طرفي با حقوقهاي افسانه اي نيروهاي بيكار را از أطراف دنيا به استخدام در أورده و با أسلحه هاي پيشرفته عربستان نفس كش مي طلبد.
    مگر أمريكا پيشنهاد هم كاري با ايران براي مقابله با داعش را نداد؟ چرا رهبر /////// ايران بلا فاصله أن را رد كرد؟ أگر ساخته و پرداخته أمريكا بود كه نبايد پيشنهاد هم كاري مي داد!!!! أفكار توهم زده خواهند گفت بله با اين دعوت مي خواسته ايران را در گير كند و اين هوش رهبر ما بود كه نقشه هايشان را بر باد داد.
    اما در باب مصونيت قضائي أمريكا يي ها كه خميني ////// گفته بود كاپيتالسيون يعني اگر سرباز أمريكا يي ارتشبد ما را كشت ، نمي شود او را محاكمه كرد و اين يعني ذلت، خوب ايشان بايد يك چنين تحليلها يي مي دادند تا انقلاب كنند، أصل مصونيت براي اين است كه مثلا ديوانه و پخمه اي مثل احمد خاتمي يا الاه كرم يا قاتل هاي متعدد وزير و وكيل نتوانند بروند به دادگاه و تهمت دروغ به سرباز أمريكا يي بزند كه مثلا به خواهر ما تحاوز كرده و دادگاه هم مجبور شود حكم بازداشت سرباز أمريكا يي را صادر كند و تا بيايند ثابت كنند بابا اين بي شرفها دروغ گفته اند، ماهها طول مي كشد و سرباز توي زندان.
    اميدوارم أقاي نوريزاد مثل قديميها كه همه چيز را از انگليس مي دانستند ، حالا همه مصيبتها را از أمريكا ندانند.
    ——————————
    سلام دوست من
    قبول می فرمایید که بخش فرماندهی داعشی ها و بخشی از بدنه ی فعال داعشی ها در عراق به وفاداران صدام مربوط است. صدامی که توسط آمریکایی ها بساطش فرو ریخت و لابد این داعشی های صدامی باید خیلی از آمریکا دلخور باشند. این یک. دو این که طبق اسناد اسنودن همین خلیفه ی مسلمین جهان در اسراییل یک سال آموزش دیده. سه این که در تمام این چند سالی که داعشی ها با بشار اسد می جنگیده اند و اکنون در عراق نیز می جنگند، اینها یک فشنگ – آری یک فشنگ – به سمت اسراییل شلیک نکرده اند. کاش یک فشنک شلیک کرده بودند و می گفتند : اشتباهی رفته آنطرف. به افق های دور بنگرید دوست من. قرار این است که: همه ی چهار اطراف اسراییل “امن” باشد. چه امنیتی برای اسراییل برتر از کشورهای ویران شده مثل سوریه و بعد عراق و بعد ایران؟
    با احترام

    .

     
    • مرسي اقاي نوريزاد.پاسختان معركه بود بازم مرسي.

       
    • مصباح يزدي ( غير منفور )

      استاد عزيز عذر مرا بپذيريد ولي همانطور كه بدرستي مي فرماييد كه عزت ابراهيم معاون صدام حسين قسمتي از رهبري داعشيها را بعهده دارد و هواداران صدام حسين از جمله همين عزت ابراهيم بخاطر سرنگوني حكومت صدام حسين توسط أمريكا دشمن خوني أمريكا مي باشند پس چگونه نتيجه گيري مي كنيد كه داعشيها از أمريكا و اسراييل فرمان برداري كرده اند و طبق فرمان أنها بيخ گوش ايران لانه كرده اند؟
      در مورد تعليم خليفه داعشيها در اسراييل من حرفي ندارم چون نمي دانم اسنودن جوان و ماجراجو درست مي گويد يا نه چون ايشان بيش از يك سال است كه به روسيه پناه برده و مسيله ايشان شنود غير قانوني مردم أمريكا بوده حالا چگونه اين مسيله هم براي ايشان در أن موقع مهم بوده كه بر عليه أن هم مدرك فراهم كنند مقداري قابل هضم براي بنده نمي باشد.
      در مورد شليك نكردن به اسراييل بايد عرض كنم كه أيا فكر مي كنيد عاقلانه مي بود اگر داعش كه در حال جنگ با سوريه بود جبهه جديدي باز مي كرد و خود را درگير جنگ با اسراييل هم مي كرد؟ اگر اينكار را مي كرد كه سند نابوديش را إمضاء كرده بود.
      بنده مخالف اين عقيده هستم كه أن چه در عالم اتفاق مي افتد در إطاق فكر انگليس و يا أمريكا و يا اسراييل برنامه ريزي و طراحي شده و ديگران عروسك خيمه شب بازي اين سه كشور و مجري اجراي طرحهاي انها ، بنده معتقدم كه أنها بخاطر اينكه پخمه نيستند و عقلا در أنجا حكومت مي كنند ، هر اتفاقي كه در دنيا بيفتد، با سياست و بهره برداري از نظرات تمامي نخبگانشان شرائط را بنفع خودشان تغيير مي دهند، انقلاب ايران، فرو پاشي شوروي، اتحاد دو ألمان، جنگ بالكان و و و
      ع
      ش
      ق
      مني

       
      • با سلام به شما، از آنجا که در روسیه هم یک دیکتاتور مافیایی بنام پوتین حکومت می‌‌کند،این اسنودن چرا هر چی‌ اسناد رو می‌کند هیچ جا اگر نفعی برای پوتین ندارد، هیچ ضرری هم متوجه مافیای پوتین نمی‌‌کند؟ آیا سیستم اطلاعاتی‌ یک ابر قدرت اینقدر بی‌ در و دروازه هست که یک اسنودر جوان اینهمه داده‌ها را در جیب دارد؟ قضیه خیلی‌ بوی دارتر از محل استناد و اتکأ به افشاگیری‌ها اسنودر جوان می‌‌باشد.محال است که داعش پشتش به کوه قاف جاهایی‌ بند نباشد، اما کشفیات ما هم که دقیقاً به کجاهاست، محل تامل و تردید باید باشد، درست مثل پشتگرمی کتاب خانه سوزان‌های بدوی‌های مهاجم به ایران که با تاکید اکید سلمان فارسی‌ دست به آتش زدن کتاب خانه‌ها می‌‌زدند، زیرا که ردّ پای نسخهٔ اولیهٔ کتابی که بعدها خیلی‌ کتاب مقدسی باید می‌‌شد، سالهای سال پیش در برخی‌ از کتابخانه‌های ایرانی موجود بوده است.

         
      • زهرای شماره ی یک

        جناب مصباح یزدی غیر منفور
        فرموده اید :
        “بنده معتقدم كه أنها بخاطر اينكه پخمه نيستند و عقلا در أنجا حكومت مي كنند ، هر اتفاقي كه در دنيا بيفتد، با سياست و بهره برداري از نظرات تمامي نخبگانشان شرائط را بنفع خودشان تغيير مي دهند، انقلاب ايران، فرو پاشي شوروي، اتحاد دو ألمان، جنگ بالكان و و و”
        از همین گفته ی خودتان نمیتوان اینگونه برداشت کرد که اسرائیل و امریکا با سیاست و بهره برداری از نظرات تمامی نخبگانشان داعشی ها را در منطقه گماشته اند تا شرایط را بنفع خودشان تغییر دهند؟
        با احترام

         
        • مصباح يزدي ( غير منفور )

          خود رهبر يك تهاجم است
          زهراي عزيز برداشت شما در همان خط تفكري است كه رهبر توهم زده ايران علاقه دارد ماها أتطور فكر كنيم، ايشان هميشه از تهاجم فرهنگي صحبت كرده اند أفكار ايشان بنظر بنده بدترين و خطرناكترين تهاجم فكري و فرهنگي مي باشد كه دامن ملت بزرگ ايران را گرفته، خود ايشان يك تهاجم است، ملت بزرگ ايران بسيار بالاتر از أن است كه رهبري با اين أفكار كوچك را داشته باشد، ولي اين زر و زور و تذوير چه كه نمي كند. ايشان با دو تار موي بانوي باشرف ايراني مي أشوبد و رگ گردن بيرون مي زند ولي در مقابل دادخواهي مطبوعات مستقل زنجير شده براي افشاي ٨٠٠٠ ميليارد تومان دزدي بابك كوچولو در سخنراني مي گويد؛ بس است ديگر اينقدر مسيله را كش ندهيد مسولين پي گير هستند، مصيبت را مي بيني خواهرم؟
          اما در مورد بحث ما ، منظورم اين بود كه حالا كه داعش ( كه هسته مركزي أن به رهبري عربستان و قطر و إمارات ، سني هاي ستم ديده عراق و شام را تحريك و مسلح كردند و شروع به پيش روي كردند و سني هاي أن شهرها هم از درون به كم كشأن شتافتند) وجود دارد نه مثل پخمگان ما كه نه در مسيرشان و نه در سياستها و شعارهايشان در اين ٣٥ سال تغيير محسوسي نشده مگر أنجا كه كارد به گلو يشان رسيده باشد، أنها طرحي و برنامه اي خواهند ريخت كه از شرائط مملكتشان و ملتشان رشد كند، چه اقتصادي و چه سياسي .

           
          • زهرای شماره ی یک

            درود بر مصباح یزدی غیر منفور ِ عزیز
            بله متوجه اشکال برداشت ناشی از توهم توطئه هستم . اما اینان که گفتی حتی اگر مستقیم نقش نداشته باشند با واسطه دارند شما حتی میتوانی نمونه اش را همین فراهم کردن زمینه ی احتیاج عربستان به خرید مایحتاج نظامی از آمریکا بدانی و به نظرم اینکه اینان را فقط مشتی سودجو بدانیم هم عاقلانه نیست این ها هم بازیِ خود را دارند . اما این هم دلیل نیست که همه چیز را به گردن اینها بیاندازیم . اگر خردی باشد باید منطبق بر بازی های دیگران بازی کرد نه همیشه مثل بازنده ها از ابتدا غرغر کرد . اشکال خامنه ای و اتاق فکرش ضعف شدید او در پیش بینی اوضاع منطقه و فرامنطقه است چیزی که برعکس به آن میبالد و از طرف مجیز گویان ، متصف به عکس آن است. او همیشه بازی میخورد و دشمن تنها واژه ایست که او از آن میاویزد تا خود را تبرئه کند. دشمن یعنی رقیب (که غلیظ ترش رقیب مغرض و موذیست اما این غلظت نیز صورت مسئله را پاک نمیکند) در عرصه ی بین المللی .
            پایدار باشی همرزم خردورزم

             
      • دوست عزیز ، نه آن نظربه همه چیز که زیرسر انگلیس-آمریکاست ،درسته و نه آنکه آنها را تبرئه کنیم ،بلکه هر موضوع را در جای خود بررسی و با استفاده از شواهد و اخبار و تحلیلهای متعدد(از مخالف و موافق) به حقیقت نزدیک شویم ،یکی از شاخصهای مهم در بروز حوادث ،عوامل مرتبط با آنست که به سختی قابل کشف است و دیگری منافعی که از آن حوادث حاصل میشود/به قول یک دوستی میگفت به روش شرلوک هلمز موضوع را بررسی فرمایید/آنگاه برای شما روشن میشود (که خود نیز اشاره کرده‌اید:عربستان تامین مالی و…) و سرسپردگی حکام عربستان به آمریکا و انگلیس برای ما مسلم است!؟
        امید که ما هم ،همانگونه که آنها با فهم و درایت حوادث را تحلیل میکنند و به نفع خود از آن استفاده مینمایند ،با تفکر و فهم(نه تعصب و جهل) موارد را تحلیل و موضع درست را انتخاب نماییم.

         
        • مصباح يزدي ( غير منفور )

          عليقلي جان باز هم در همان مسيري افتادي كه رهبر مي خواهد. سر سپردگي حكام عربستان به أمريكا و انگليس كه مشخص است،
          از كجا به اين نتيجه رسيد يد؟ عر بستاني كه همين دو ماه پيش گفت ما وارد مرحله اي شده ايم كه ما يحتاج نظاميمان را از كشور هاي ديگر جز أمريكا فراهم كنيم؟ اين يعني سر سپردگي؟ يا قطري كه من نام أن را روباه خاورميانه مي گذارم ، اگر در أمد نفتي آش را به بازارهاي بورس أمريكا و انگليس مي برد و سهام
          كارخانه ها ي عزيم را مي خرد تا أينده ملتش را بعد از إتمام نفت تأمين كند، شما اين را سر سپردگي مي گذاريد؟

           
      • شما خوب است در اسنادی که هر بیست سی سال از سوی وزارت خارجه های همین کشورهایی که شما از آنها دفاع می کنید یعنی امریکا انگلیس و غیرو بیرون میاید مطالعه کنید که چطور خودشان اعتراف به دخالت در کشورهای دیگه و یا توطئه در برخی اموری که منافعی برای آنها دارد ،می کنند،آیا الان شما دخالت امریکا و انگلیس در کودتای 28 مرداد و سقوط دولت ملی دکتر مصدق را هم تئوری توهم توطئه می دانید؟!
        اینرا که الان خودشان اقرار دارند و اسناد آن هم بوسیله وزارت خارجه انها منتشر شده ،آنها خودشان از دخالت های قبلی خودشان در کشورهای دیگر عذر خواهی می کنند ،و شما با وکالتی ناخواسته اینهایی که بعد منتشر خواهد شد را توهم توطئه می نامید.

         
        • مصباح يزدي ( غير منفور )

          نا شناس عزيز، تا كي ما مي خواهيم در گذشته توقف كنيم؟ مادلين البرايت وزير خارجه أمريكا در زمان خاتمي براي أن معذرت خواهي كرد ، أيا رهبر ما اينقدر مرد هست كه اجازه بدهد وزير خارجه ايران براي أشغال سفارت أمريكا از همان ٤٤ نفر ي كه خلاف همه قوانين بين المللي براي ٤٤٤ روز زنداني شدند معذرت خواهي كند؟ يكي از همين ٤٤ نفر مصاحبه آش را توي يو تيوب ببينيد كه مي گويد نيمه هاي شب مي أوردندمان براي اعدام با چشمان بسته مراسم را با همان تشريفات أجرا مي كردند و در أخر مي گفتند شليك، شليك هم مي كردند ولي بدون گلو له، اين كمي وحشت است؟ حق دارند براي أن كار حق توحش از اون اطرافيان خميني طلب كنند يا نه؟ اين عمل عذز خواهي لازم ندارد، دخالت در أمور كشورها براي منافع ملي ( نه منافع ميلي ) امرئ روزمره است، كما اينكه ايران هم در أمور عربستان، لبنان، سوريه، عراق، أذريايجان، ارمنستان ، أرژانتين و و و دخالت هاي ميلي و نه ملي مي كند و اين از پخمگان أنهاست، همين دو ماه پيش أمريكا اعتراف كرد كه تلفنهاي صدر اعظم ألمان را شنود مي كرده، حالا ألمان بايد در اين مرحله توقف كند و سفير اخراج كند و شعار مرگ بر أمريكا بدهد و صدر اعظم سخنراني كند كه من يك انقلابيم و بي فكر و احمق و چلتماق، و چنان ،،،،،،، اينجاست كه با خردان أن كنند كه پخمه ها نمي كنند،

           
      • جانا سخن از زبان ما می گویی …نه برتر از ان از روان ما می گویی..
        اگر ایلغار داعش دامن ایران رابگیرد که بعید نیست باید به جای شعبان بی مخ سلیمانی بی مخ یا ….بی مخ را جایگزین کرده و بر ویرانی مان بگرییم ………چه این همه رفت و امد و گسیل نیرو-البته بشکه های متصل به پول یا مفت-نتوانسته جلوی آدمخواران حلومت اسلامی یا داعش را بگیرد و انها در 3 جبهه می تازند می کشند و می برند..و کاری از دست پخمه های انگل گونه شعار کار که به کمک مالکی رفته اند هم بر نیامده …البته در تاریخ داریم :” بدا به حال روس” که فتهعلی خان کمر باریک زن باره دچار خشم شد و ملیجکان گفتند بدا به حال روس…صد البته فتحعلی شاه هزاران بار شرف داشته و دارد نسبت به شاه حسین های مفنگی کشور ویران کن…که خداوند ریشه ی اینان را بخشکاناد…آمین

         
  6. ريشه ها ١٤٩(دنباله كامنت زير با همين عنوان )
    ٤٩-نظاره و عمل
    اينك آنچه نبشته آمده است :هجير و هومان هر يك بنا به دريچه ديد خود ،از معرفى رستم به سهراب رومى گردانند .سهراب به كين ژنده رزم -كه در بعض نسخ زند رزم آمده – به لشكر ايران مى تازد .سروران دلير ايران چون گوران در چنگال شير از سهراب مى رمند .سهراب رو به سپاه ايران رجز مى خواند و هماورد مى طلبد .
    يكى سخت سوگند خوردم به بزم
    در آن شب كجا كشته شد ژنده رزم
    كز ايران نمانم يكى نيزه دار
    كنم زنده كاووس كى را به دار
    كه دارى از ايرانيان تيز چنگ
    كه پيش من آيد بدين دشت جنگ
    رجز خوانى رسمى ديرينه است كه امروزه به شكل جنگ روانى مدرنيزه شده است .اما اين سخنان را نمى توانم دقيقا رجزخوانى تلقى كرد .رجز معمولا پيش از مبارزه است .سهراب خود را در عمل خودسر و خونريز نشان داده است .در رجز خوانى هر دو هماورد رجز مى خوانند بيك در اينجا : از ايران نداد ايچ پاسخش كس .رستم كجاست ؟ رستم در جاى ديگر است .كاووس يكى را پى رستم مى فرستد تا پيغام دهد كه :
    ندارم سوارى ورا هم نورد
    از ايران نيارد كس اين كار كرد
    رستم با ناخرسندى رخش را زين مى كند ::نديدم ز كاووس جز رنج رزم .زواره در نقطه اى به رستم مى گويد كه پيش تر نرود .رستم و سهراب روياروى مى شوند .رجز خوانى آنها برخلاف آمد عادت است .واقع بينانه و خالى از گزافه است .هر دو هماورد به يال و كوپال هم با شگفتى مى نگرند ،اما سهراب رستم را به يك مشت خود بند نمى بيند زيرا :
    به بالا بلندى و با كتف و يال
    ستم يافت يالت ز بسيار سال
    رستم پس از رجز خوانى در باره گوشه اى از كارنامه سپرى شده اش مى گويد :
    همى رحمت آمد به تو بر دلم
    نخواهم كه جانت ز تن بگسلم
    چو آمد ز رستم چنين گفتگوى
    بجنبيد سهراب را دل به اوى
    سهراب از نام و نژاد رستم مى پرسد .:من ايدون گمانم كه تو رستمى .رستم در برابر جوانى خود پيرى خود را انكار مى كند .

    به جايي دور از لشكرگاه مى روند .جنگ تن به تن درمى گيرد .دو پهلوان تمام روز با نيزه و سنان و شمشير و گرز مبارزه مى كنند و پس از درماندگى از شكست يكديگر هريك به سپاه ديگرى يورش مى برند .رستم نظاره گر جوانى است كه چون گرگ خونخوار است .البته رستم خود نيز گويي اندوهش را با يورش پلنگ آسا به لشكرى كه در حال جنگ نيست جبران مى كند .اما سهراب …..
    ميان سپه ديد سهراب را
    زمين لعل كرده به خوناب را
    سر نيزه پرخون و خفتان و دست
    تو گفتى ز نخچير گشته است مست
    همى گفت رستم چو او را بديد
    خروشى چو شير ژيان بركشيد
    بدو گفت كاى تيز خونخوار مرد
    ز ايران سپه جنگ با تو كه كرد ؟
    چرا دست بد را نسودى همه
    چو گرگ آمدى در ميان رمه
    شب كه نبرد متوقف مى شود رستم به زواره وصيت مى كند .و اين باز نشان از احتمال شكست دارد .از آن سو سهراب از هومان مى پرسد كه آيا او رستم نبود و هومان بنا به مأموريتش رهزن حقيقت مى گردد .اكنون رستم بايد دريافته باشد كه چنين جوان خونخوار و جاه طلبى ايران و نظام گيتى را بر باد خواهد داد .اينك مسئله اى فراتر از مهر پدرى و دل نازك شخصى در ميان است .اين بشرى كه جز زور و تيغ و نيستكارى نمى شناسد ،همه ساخته ها را به هواى حكومتى جهانى ويران خواهد كرد .او رستمى است منهاى پايبندى به ميهن پدرى .رفتار او با هر نظم خردمندانه اى ناهمساز است .سهراب ديگر حتى كاملا جوانى رستم نيست ،مگر در زور و برز و بالا . رستم از كودكى در پرتو حضور مادر و پدر باليده است و از همان جوانى آزادگى مادر زادى را به پايبندى به راه و آيين ايرانشهرى پدرى پيوسته است .اكنون مشكل توان گفت كه رستم به سهراب چون زاده تهمينه و يادگار آن شب عشق ورزى مى بيند كه در آرامشى جان پرور و در خلأ بى مرز برآسودگى از روزگار رخ داده بود .اما در هر گونه برآسودگى از زندگى و در هر آرامش مطلقى رنگى از مرگ نيز منقوش است .اگر با دستى بازتر بخواهيم از دل پهلوانى خاموش سخن گوييم شايد بتوان گفت كه رستم دست كم در دل اميدوار است كه سهراب پسرش نباشد.اين فرض تناقضات بعدى را كمابيش رفع مى كند .رستم كه در آغاز بر سهراب رحمت آورده اكنون ديگر نه دست آشتى او را مى فشرد و نه از چاره جويي محيلانه پروا دارد .پهلوانان سرانجام كشتى مى گيرند . سهراب رستم را خاك مى كند و چون قصد كشتن رستم دارد ،رستم همچون پدرى رسمى را به سهراب يادآور مى شود .كسى حق كشتن دارد كه در دور دوم حريف را خاك كند .نكته معنا دار اينكه ميان دور اول و دوم كشتى سهراب فارغبال و كودكانه به نخچير مى رود .
    دلير جوان سر به گفتار پير
    بداد و ببود اين سخن دلپذير
    يكى از دليرى ،دوم از زمان
    سوم از جوانمرديش بى گمان
    رها كردش از دست و آمد به دشت
    به دشتى كه بر پيشش آهو گذشت
    همى كرد نخچير و يادش نبود
    از آن كس كه با او نبرد آزمود
    در اين هنگام رستم به سوى آب روان مى رود و از يزدان مى خواهد كه زور بيش ترى به او بدهد .همزمان هومان در حال رهزنى سهراب است .
    در دور دوم ،رستم سهراب را خاك مى كند و با با تيغ پهلوى سهراب را مى درد .گويي راز تنها بايد پس از اين ماجرا فاش مى شد .سهراب در دمادم جان دادن رستم را به انتقام پدرش رستم واكذار مى كند :
    كنون گر تو در آب ماهى شوى
    و يا چون شب اندر سياهى شوى
    وگر چون ستاره شوى بر سپهر
    ببرى ز روى زمين پاك مهر
    بخواهد هم از تو پدر كين من
    چو بيند كه خشت است بالين من
    از اين نامداران گردن كشان
    كسى هم برد نزد رستم نشان
    رستم !!!!!!!؟؟

     
    • با پوزش بسيار اصلاح مى كنم :
      ١-بيك در اينجا (نادرست)………………ليك در اينجا (درست)
      ٢-عشق ورزى مى بيند…………………عشق ورزى مى نگرد (درست)

       
  7. درود به محمد نوری زاد عزیز
    یغما گلرویی
    «کوبانی تنها نیست»
    کردهای شهر کوبانی ِ سوریه بدون حمایت سازمان‌های بین‌المللی و به تنهایی در حال دفاع از شهر و مردمشان در مقابل محاصره «داعش» هستند. پیش‌بینی می‌شود در صورت سقوط کوبانی، داعش کشتاری بی‌سابقه در این شهر راه بیاندازد. در این دفاع زنان شجاع کرد دوشادوش مردان به مبارزه با داعش برخاسته‌اند.
    ویدئویی که می‌بینیددختر کردی را نشان می دهد که قبل و بعد از زخمی شدن در نبرد، ترانه‌ای برای کوبانی می خواند.
    معنی ترانه:

    کوبانی امروز غمگین است
    می‌سوزد و غرقه به خون است
    چشمانش اشک بار است
    آه کوبانی…https://www.facebook.com/kobani.is.not.alone?fref=ts
    کوبانی نباید فراموش شود https://www.facebook.com/photo.php?v=778407338877781

     
  8. درود بر شما
    اشتباه نکنیم
    اجازه بدید اینو بگم دارم خفه میشم !
    وضع ما هم بهتر از فلسطینی ها نیست کشور ما هم اشغال شده است منتها ما فعلا در مفابل اشغالگران کوتاه آمدیم و زمانی که برخیزیم همین ملایان در جنایت اسراییل را روسفید خواهند کرد به شکلی که در سوریه هم تجربه کرده اند که میشود مردم را کشت و بر کشته ها حکومت کرد از حالا پیش بینی میکنند که میگویند جمعیت باید دوبرابر شود اینها با این مرز و بوم بیگانه هستند رییس مجلس عراقی . رییس دستگاه قضا عراقی . یارو شتر مرغ عراقی . رییس سازمان انرزی اتمی عراقی و … حالا اینها به کنار چپی دور گردن /// چه معنی میدهد ! لباس ها و پوشش ها همه با این مرز و بوم بیگانه . ریشهای ریاکاری و زشت . آرم روی پرچم عربی ! و …. شما پیدا کنید نمادی از ایران و ایرانی .

     
    • جناب مشيري زمانه عوض شده ديگر خبر ها فرا همه جا پخش ميشود اگر ما مانند زمان اسكندر اخر اشكانيان وزمان حمله اعراب ومغولها و تيمور وافاقنه وروسها وجنگ اول ودوم و 28 مردادو….همگي بخاط تنفر از حكومت بلاك خود فرو رويم جز بدبختي تجزيه كشتار وقحطي و بدبختي صد چندان چيزي در انتظارمان نيست پس مثل راد مرمان نوريزاد بايد به مبارزه مدني روي اورد وطمين باشيد كه پيروزيد.

       
      • درود بر شما
        بانوی گرامی من مخالفتی با نظر شما ندارم و هیچ آدم عاقلی طرفدار جنگ و خون ریزی نیست اما هیچ میدانید که این حکومت پربرکت ! عاشق اینگونه مبارزات مدنی است که هر چه دلمان میخواهد در فضای مجازی فعالیت کنیم تا خشممان فروکش کند و نماد خیابانی پیدا نکند و خیابانها به صورت یک طرفه مختص شعبان بی مخها و ذوب شدگان باشد در ضمن نوشته من کنایه به بعضی از دوستان بود که فلاکت حاکم بر کشور را نمی بینند و فراتر از همدردی نگران غزه هستند غافل از اینکه زیر پای خودمان هم سست است و هر آن ممکن است سرنوشتی مشابه آنان پیدا کنیم در واقع وقتی کاسه صبر مردمی شکسته شود من و شما تصمیم گیرنده نیستیم و موج خشونت ما را هم با خود میبرد . با احترام

        از همین جا به دوست گرامی و نکته بین جناب ارشام درود میفرستم .

         
    • درود به مشیری عزیز،

      چنین که است گفتی، بر ما اجامر و اوباشی اجنبی حکومت می‌‌کنند و مام وطن اشغال بیگانگان است، محض همین غارت این مرز و بوم را همچون ارث اجدادی خود می‌‌دانند و پشتگرم به غارتگرانی‌ خارجی همچون پوتین مافیایی تا به جایی‌ برسیم که رسیده ایم و بقیه شعار و فریب و کشک.اگر طرف خود امیر غارت گران نبود جریان کشش ندهید را با بیشرمی و وقاحت مطرح نمی‌‌کرد. و حالا سرگرم فراهم آوردن مقدمات بر تخت نشاندن آن رئیس مجلس اعلای عراق بر تخت سلطانی هستند.

       
  9. براى حامى؛
    چندى خبر از حامى حامى گر ما نيست
    افسوس ندانم كه نبودش زپى چيست
    او نيست كسى كش بتوان صرفنظر كرد
    الحق و والانصاف كه او ادم غاييست
    دى گفت رفيقى كه تو را اه فغان چيست؟
    او نيست ، ترا از چه سبب دل نگرانيست؟
    گفتم كه چو او نيست نگر تا كه ببينى
    گويى بدنم هست ولى جان به تنم نيست
    نه قصد سفر داشت كه گويم به سفر رفت
    نه فصل زمستان كه بگويم شده در پيست….

     
    • با درود بی کران به جناب بی کنش گرامی
      از ابراز محبتتان به این ناچیز، بسیار سپاسگزارم.
      با عرض پوزش، در این چند روز به یک سفر خانوادگی رفته بودم. اما بنا به وظیفه ای که داشتم، به ویرایش نوشته های استاد گرامیمان جناب کورس نیز مشغول بوده ام.
      باز هم درود خویش را تقدیمتان می دارم.
      با ادب و احترام، حامی

       
  10. ريشه ها ١٤٩(بخش پيش ذيل پست قبلى با همين عنوان و همين شماره )
    تأملات در داستان رستم و سهراب
    ٤٩ -رويدادهاى يك نبرد بدفرجام
    انگيزه اى كه رستم را به انتخاب جنگ وامىدارد دقيقا ترس از سهراب نيست بل ترس از آن است كه ديگران پاپس كشى او را به ترس تعبير كنند .رستم چه بسا به راستى از اين جوان شادابى كه او را به سام سوار مانند مى كنند و شيردلى و زور وى در دل ايرانيان رعب افكنده است ،به راستى ترسيده باشد . به رستم گفته اند كه كه در ايران جز تو كسى تاب او ندارد .گژدهم در نامه به كاووس مى نويسد:از ايران همه فرهى رفته گير .سهراب در نظر ايرانيان پهلوانى نموده است همچون رستم و سام و زورمند ترين كهنه پهلوانان ايرانى ليك با اين تفاوت كه زور نوجوانى دارد و افزون بر اين تنها به زور ويرانگر مى بالد حتى در ابراز عشق :
    كه اين باره با خاك پست آورم
    تو را اى ستمگر بدست آورم
    پس دمى درنگ بايد كرد .رستم در اين تراژدى در گفتار و كردار نقشى بيش تر وانمودين دارد . درباره كسى كه حرف دلش را در دل نگه داشته است ، داورى كردن بسى دشوار است .باده گسارى تلخ و ناشاد وى را به ياد آوريم . تا گودرز سخن از تر س نگفته بود ،مى شد گفت كه رستم به هويت سهراب در دل يقين پيدا كرده است و سبب ديركرد و ميگسارى سه روزه اش گريز از نبرد خونين پدر و پسر بوده است . كنون بايد درنگ كرد . رستمى كه بعد تر پس از آگاهى از هويت پهلوان جوان از هوش مى رود و سپس آهنگ خودكشى مى كند ،تنها ممكن است حدسش به يقين پيوسته باشد نه يقين ذهنى اش به يقين عينى . گودرز تنها مى تواند با دست نهادن روى اين نكته رستم را باز گرداند كه مردم رويگردانى. او را به حساب ترس خواهند نهاد .رستم مى گويد :
    تو دانى كه نگريزم از كارزار
    وليكن سبك دارم شهريار
    اكنون تازه مى فهميم كه چرا رستم در زابلستان به كيو گفته بود : كه آخر سرانجام جز خاك نيست .نمى توانيم گفت كه رستم ترسيده است ،فردوسى نيز هرگز بر چهره قهرمانش كمينه نشانى از ترس ترسيم نكرده است . اما هيچ مفسرى نمى تواند ديركرد رستم و ميگسارى ظاهرا نابجاى او را بى معنا گيرد و رد شود .رستم آنجا از بيم مرگ مى گويد و گودرز اينجا از ترس ؛نه ترسى در دل رستم كه ترسى بر نام او . اين چه بسا با نام پوشى رستم در برابر سهراب بى ارتباط نباشد . پس از لشكر كشى ايرانيان و رسيدن آنها به نزديك دژ ،نخستين كارى كه رستم با ابتكار خودش انجام مى دهد رفتن به دژ با جامه تورانى براى ديدن سهراب است . رستم سهراب را اين گونه مى بيند :
    چو سهراب را ديد بر تخت بزم
    نشسته به يك دست او ژنده رزم
    به ديگر چو هومان سوار دلير
    دگر بارمان نام بردار شير
    تو گفتى همه تخت سهراب بود
    بسان يكى سرو شاداب بود
    هومان و بارمان مزدوران افراسياب اند كه نبايد بگذارند پدر و پسر يكدگر را بشناسند .ژنده رزم مأمور تهمينه است براى معرفى رستم به سهراب .دست بر قضا ژنده رزم از محل بزم بيرون مى رود و تا رستم را مى بيند ،رستم با يك مشت او را نقش زمين مى كند . سبب ساز شناسايي مى ميرد و موانع شناسايي مى مانند تا تراژدى بيرحمانه به سوى فاجعه پيش رود .
    رستم چرا با جامه مبدل به ديدار دورادور سهراب مى رود ؟ از همان گاهى كه رستم به باده گسارى سه روزه غرقه شد مى بايست دورادور تصويرى از جوانى خود را در ذهن تصوير كرده باشد .انسان ها اگر زود نميرند پير مى شوند .زور جوانى هر كس بر زور پيرى اش مى چربد .آنكه گويي همه تخت است جوانى رستم است .رستم با لباس تورانى به دژ نرفته است تا خبر چينى كند .ظاهرا رفته است تا بر و بازو و زور هماورد آينده اش را ارزيابى كند و اكنون دارد جوانى خويش را مى بيند .زور هر كس در جوانى بيش از پيرى است ،و رستم سالخورده و پخته كسى نيست كه اين را نداند .در پاپس كشى ،دير كرد و ميگسارى مى بايست بيم شكست و مرگ نيز پنهان بوده باشد .خوشباشى پيش از مردن پهلوان را سزاوار تر است ،يا در نبردى كه رستم احتمال شكست مى دهد ،همان به كه نام شكست خورده رستم نباشد .آن لحظه اى كه رستم به جاى گريز از سرنوشت ،به تقدير خوشامد مى گويد ،سخن از نام مى رود نه ترس درونى .آنچه اهميت پيدا مى كند آن نيست كه رستم به عنوان شخصى از ميان هزاران شخص به راستى مى ترسد ،بل آن است كه ايرانيان نبايد مظهر جان پويان پدر -ميهن را ترسو ببينند .

     
  11. يكى داستانى است پر اب چشم
    دل نازك از رستم ايد بخشم
    در اين بازى تقدير تقصير رستم چيست كه دل نازك از وى بخشم مى ايد؟
    فردوسى مسئوليت چه خطايى و يا كدام گناهى را در اين داستان متوجه رستم مى داند كه بايد از قهرمان قهرمانانش ، ازرده و خشمگين بود؟
    ايا ان غفلت كه سراغازى است بر اين ماجرا ، فردوسى را از رستم به خشم مى اورد ، يعنى دمى اسودن و بخواب رفتن رستم در حاليكه رخش را چران و چمان رها كرده ؟ خير ، جواب منفى است زيرا اين نخستين بار نيست كه رستم مرتكب چنين غفلتى مى گردد ، تكرار اين كار در سوابق رستم ، چون در هفت خوان و نبرد با ديو سياه ، به قدرى معمول گرديده كه انرا به يكى از ويژگى هاى رستم مبدل نموده است.
    پس ايا پذيرفتن دعوت شاه سمنگان، اسباب ازردگى فردوسى از رستم را فراهم كرده است؟ بى گمان خير ، زيرا حتى اگر رستم هم بخواهد ، فردوسى اجازه نمى دهد رستم بى انكه رخش را بجويد ، به ايران بازگردد ، وانگهى فردوسى انقدرها به قهرمانش اطمينان دارد كه او را يكه و تنها در كاخ مرزبانى از كشور دشمن ، رها كند هيچ نگران نيز نباشد.
    شايد دليل ازردگى فردوسى، معاشقه رستم با تهمينه است ، زنى كه زنجيرهاى بافته شده از اداب و رسوم كهن را كه بر پايش پيچيده شده ، پاره كرد و به جاى نشستن در پس پرده و منتظر ان بودن كه شايد روزى جوانى نديده و نشناخته به اسم خواستگار، از در در ايد و بى انكه كمترين شناختى از وى داشته باشد ، مضحك ترين “قبول” تمام عمرش را بدو بگويد ، خود شال و كلاه كرده و خود را بيارسته و بى پروا به سراغ رستم امده و از رستم خواستگارى مى كند!!، ايا براستى فردوسى از اين زن ، كه اولين زنى است كه نبرد و مبارزه خود ، براى دستيابى به برابرى جنسيتى را ، اغاز نموده ، ناخرسند است ؟ و معاشقه رستم با وى را بعنوان مهر تاييدى از سوى رستم بر مشروعيت اين نبرد كه تا امروز نيز تداوم يافته محسوب مى كند؟ و از اين هم اوايى رستم با تهمينه ، كه اولين نماينده زنان برابرى طلب و ازادى خواه است ، به خشم امده است؟

    نيك مى دانيم كه جواب منفى است زيرا اين تهمينه نيست كه بر ان اداب و رسومى كه زنان را بردگى كشانيده و انها را از رفتن به سفرى در پى يافتن خوشبختى ، بازداشته ، مى تازد ، بلكه اين خود فردوسى است كه با خلق تهمينه ، درفش مبارزه با بى عدالتى و نابرابرى جنسيتى را به دستش داده و او را راهى مبارزه با اين نابربرى ها نموده است
    و چون نگران بوده از اينكه مبادا خانواده سنت پرست شاه سمنگان ، تهمينه را يكه و تنها به جهت اين سنت شكنى وقيحانه! (چون دخترى كه چندى قبل در كردستان خانواده اش او را به جهت سنت شكنى مشابه، با ضربات سنگ و اجر وچوب ، اعدام كردند) در اغاز مبارزه ، از پاى دراورند ، رستم را – بى انكه به او بگويد- براى كمك به تهمينه ، با لطايف الحيل (يا با سناريويى ساختگى) از زابل تا وسط خانه پدر تهمينه مى كشاند تا تهمينه شجاع و اما بى پناه را در پناه گيرد و خانواده او از بيم تهمتن ، جرات اندك اخمى به تهمينه را نيز نداشته باشند.
    پس اگر فردوسى اولين كسى است كه مبارزه براى دستيابى زنان به حقوقى مساوى با مردان را ، اغاز كرده و تهمينه را نيز اولين سرباز او در اين نبرد است و خود فردوسى با هزارجور ترفند ، رستم را براى كمك به او و محافظت از او ، در مقابل مخاطراتى كه از جانب متحجرين ، تهمينه را تهديد مى كند ، از زابل به سمنگان گسيل كرده ، علت ازردگى او از رستم ، اين نيز نمى تواند باشد.
    تا اينجاى داستان من نتوانستم كشف كنم كه چرا فردوسى به دل نازك حق مى دهد كه از رستم به خشم ايد ، اما بررسى دلايل احتمالى ديگر را كه ممكن است بتواند به خشم امدن از رستم را توجيه كند ، به قسمت دوم اين گفتار در كامنتى ديگر ، احاله مى كنم ، ليكن از دوستان گرامى و علاقه مند نيز تقاضا مى كنم اگر قبل از ان ، حدسى در اين زمينه به ذهنشان خطور كرد و يا توانستند اين دليل را بيابند ، حتما بذل محبت كنند و حدس يا نظر خود را جهت كمك و مساعدت به منظور يافتن علت يا علل به خشم امدن دل نازك از رستم را ، بيان فرمايند. با عرض ادب و احترام.

     
    • من از دوستان عذرخواهى مى كنم تهمينه اولين سرباز فردوسى در نبرد براى دستيابى زنان به حقوق مساوى با مردان نيست بلكه او دومين سرباز فردوسى در اين نبرد است و اولين سرباز كسى نيست جز مادر رستم يعنى رودابه كه در انجا نيز فردوسى سام و زال را براى يارى رساندن به وى برمى گزيند ، گويى در نگاه فردوسى نماد ازادى او يعنى رستم بايد هم مادر و پدرش و نيز معشوقه و يا همسرش همگى از جنس ازادى و ازادگى باشند تا كاركرد اين نماد در شاهنامه كامل و بى نقص باشد.

       
      • بامداد خوش بيكنش عزيز
        سپاس از همرامى و هم انديشى ٍ گام به گام شما
        دخت ممند افكن ليرانى .گرد آفريد نيز همانند دختران كرد بوكانى است .نكته ديگر اينكه فردوسى نمى

        بامداد خوش
        بيكنش گرانمايه سپاس از همراهى و هم انديشى شما
        چرا از دخت كمند افكن ايرانى ،گردآفريد ، نگفتيد ؟ دختران كرد بوكانى آيا گردإفريد هاي امروز نيستند ؟
        ؛
        درود بر شما

         
    • درود بر بی کنش و کوروس گرامی
      من فکر نمیکنم نکته ای ویزه در این بیت باشد. به نظر من این خشمگینی در نگاه نخست پذیرفتنی است. کودکی ۱۰ ساله توسط پدر خود کشته می شود و این در حالی است که سهراب تلاش خود را نمود تا پدر را بشناسد. نخستین بار که این داستان را خواندم، اشک از چشمانم سرازیر شد و بیشتر به دلیل همین دل نازکی من بود که فردوسی به آن اشاره کرده است. اگر نیک بنگریم، اگر رستم مقصر است به همان اندازه سهراب هم مقصر است. سهراب میتوانست به جای اینکه از رستم سراغ پدر خود را بگیرد خود را پسر رستم به رستم معرفی میکرد. اما تمامی این داستان به گونه ای طراحی شده است که این تراژدی صورت پذیرد. اگر سهراب، رستم را کشته بود میتوانستیم از سهراب خشمگین شویم و اینکه برای مثال چرا به نشانه های مادرش توجه زیادی نکرد.

       
      • حامد گرنمایه افرینی دگربار بر تو
        هرچه گفید کاملا درست است توضیح بیشتر را به قسمت دوم این کامنت ارجاع میدهم.

         
      • حامد گرامى درود مرا پذيرا باشيد
        من بر آنم كه اين بيت در نگاه نخست راوى را خشمگين مى نمايد .اما در نگاهى نازك بينان تر مى بينيم كه فردوسى از دل نازك سخن مى گويد نه از دل خودش . من چشمم كم سو شده و تنها نسخه اى كه دارم نسخه ژول مول است .و كوته شده جيحونى .بارها نيز به فقر امكانات پيام رسانى خود اشاره كرده ام .از همين رو خوش بختانه و بناچار كوته نويسى مى كنم .نيمه شب گذشته كشمكش ذهنى شديدى با نوشته هاى تاكنونى خود در باب اين سوگنامه داشتم ..سرانجام چيزى كه بار خاطرم را سبك كرد اين بود كه نه شاهنامه مقدس است و ه تفسير شاهنامه .مؤلف هم كه مرده ،اما حتى اگر هم زنده بود ،باز هم نوشته مهم تر از اصل مقصود گوينده بود .اصل به محض اينكه نوشته عرضه مى شود ،پى كارش مى رود و ديگر دست يافتنى نيست .آنچه مى ماند ،نوشته است و كثرتى. از فهم ها و تفسير ها كه از زمانه تا زمانه و از فرهنگ تا فرهنگ و از زبان تا زبان دو از مكان تا مكان و از شخص تا شخص فرق مى كند .متن مثل طفل سر راهى است به محض انتشار . اين البته به معناى به معناى انارشى تفسيرى نيست چرا كه همه تفسيرها امكاناتى است برآمده از درون متن .بسنده است مفسر به شرافت قلم و وجدان انسانى پايبند باشد و مثلا جرأت كند آنچه را كه ديروز نوشته امروز با صداى بلند چرت بخواند اگر به چرت بودن إن رسيده باشد .
        اكنون مى پرسم پس چرا دست نويسنده با وجدان مى لرزد ؟ دست كم يك علت آن مخاطبى است كه در فرهنگ دينى بار آمده ؟در فرهنگ دينى رويكرد به تفسير هر نوشته اى زير نفوذ تفسير كتب مقدس قرار مى گيرد .اصلا هرمنويتيك در اصل علم تفسير كتب مقدس بوده كه نخستين بار شلاير ماخر آلمانى آن را به آثار ادبى نيز تسرى داده .در تفسير كتب مقدس از آنجا كه نويسنده خدا يا انبيا و اولياى خدا فرض مى شود ،آن اصل دست نيافتنى نه فقط هدف اصلى مفسران است بل بر سر آن خون ها به پا شده و هنوز هم خونريزى سفيهانه و انسان ستيز ادامه دارد .اين روحيه با كمى تخفيف در ناخودآگاه مخاطب نو شته غير مقدس نيز رسوب كرده است ؛هر چند آن مخاطب خود را ملحد نامد و به مقدسات ناسزا گويد .اين يك علت دلهره نويسنده است :مبادا مخاطب نوشته اش را مدعى اصل و آيه منزل تلقى كند ،مبادا نويسنده خود نو شته اش را به محض انتشار چون اصل ثابت و نقض ناپذير بنگرد و مابقى كارش بشود توجيه آنچه در آغاز بنا كرده است .به نوشته هاى نيچه توجه كرده ايد .مرحله به مرحله در حال نقض خويش است . در فرهنگى كه حرف مرد بايد همچون حرف خدا يكى باشد اين فيلسوف متهم مى شود به تناقض گويي .اگر اجازه دهيد دنباله مطلب را به كامنت ديگرى موكول كنم

         
        • دنباله پاسخ به آقاى حامد
          اكنون آنچه دسترس پذير است :يك:متن داستان رستم و سهراب است ،دو :كل شاهنامه ،سه:context يا همبافتى كه شاهنامه با نيروى آفرينندگى و سهم آزادى بزرگمردى به نام فردوسى در كشمكش با آن (همبافت) زاييده و باليده و به انجام رسيده و بدون دخالت ماندگار سازان دولتى ماندگار مانده و در كنار ديوان حافظ و قرآن و سعدى و مولوى و ديگران در تكوين وجدان ملى ايرانى سهم داشته و البته به با ر من. سهمى چنان عظيم كه همين امروز هم درخور توجه و تأمل است .با اين مصالح ما چه مى توانيم كرد و چه بايد كنيم كه آينده فرهنگ ايرانى از اين خوارى نجات يابد .حامد عزيز و بيكنش ارجمند ،حالا سر شما را درد نمى آورم و به اشاره اى كوته بسنده مى كنم .بنا به تجربه مدرنيته در عصر مدرن هيچ تغيير دوران ساز موفقى در هيچ قوم شرقى اى پديد نيامده است مگر ريشه هاى فرهنگى خود را در معرض رويارويي انتقادى با انديشه مدرن قرار داده باشند .در دوران انقلاب مشروطه اين رويارويي رخ نداد .ميرزا ملكم خان و همفكرانش از يك سو بى توجه به فرهنگ ايران زمين بر آن بودند كه راه نجات قطع تعلق مطلق از گذشته و مدرن شدن از طريق سرتاپا غربى شدن است .اين كه اين تغيير در سطح ملى و اجتماعى چگونه ممكن است پاسخ داده نشد مگر تا حدى در زمان رضا شاه و به يارى اقدامات ذكاء الملك فروغى .شيخ فضل الله و مشروعه خواهان از سوى ديگر بى توجه به كسترش تمدن مدرن در تمام جهان خواهان آن بودند كه ايران جزيره اى قرون وسطايي در درياى مدرن شود .جبهه سوم يا همان مشروطه خواهان نيز از جمله آيت الله نايينى دغدغه حقوقى داشتند و همسازى قوانين شرع با ساختار حكومتى مدرن .آنچه كم ترين توجهى را بر انگيخت اين بود كه استبداد فقط از بالا از بالا عوض نمى شود .از اين ديدگاه مى توان به ارزشمندى پروژه اعزام محصل به خارج در زمان رضا شاه پى برد .كوته كنم : تغيير به سوى يك دموكراسى راستين بعضا نياز به فعاليت هاى سياسى و مدنى دارد اما كسانى هم بايد خاطره و ذخيره تاريخى وجدان ملى را از نگاهى انتقادى و مدرن ، همچون روانشناس و آسيب شناس و تبار شناس از ته و توى وجدان ملى بيرون بكشند و اين فرايندى است كه در غرب و چند كشور شرقى از جمله ژاپن رخ داده و با ثمراتى عالى آزموده شده است .
          برمى گرديم به بيت مورد بحث .نيمه شب گذشته به همين موضوع فكر مى كردم .نتيجه گرفتم كه اى كاش كسى زحمت مى كشيد و در تمامى شاهنامه يا دست كم در بخش رستم و سهراب كه به لحاظ مسئله پدركشى و فرزندكشى حساس بوده است فقط ابياتى را جدا مى كرد كه گوينده مستقيم آن خود راوى يا فردوسى است و نه پرسوناژ هاى داستان.تا آنجا كه به رستم و سهراب مربوط است من گرچه عملا اين كار را نكرده ام اما متوجه شده ام كه راوى از ديدگاه شاهين وار و خداگونه اى بر كل ماجرا دريغا مى گويد و درخشش فردوسى از يك نظر بسيار ستايش انكيز است :او از آن بالا با نظر به محبوسيت شخصيت ها در دريچه تنگ نگاه خودشان هيچ كس را مقصر نمى يابد .از فريب زمانه و بازى سرنوشت شكوه مى كند اما حتى تقدير را يك سويه نمى گيرد .آفرين بر شما كه به طريقى ديگر به اين نكته توجه كرده ايد .
          كه را در جهان هست هوش و خرد
          كجا او فريب زمانه خورد
          با سپاس دگر بار از بيكنش و حامد گرانمايه

           
    • بیکنش ارجمند
      دل نازک از رستم آید به خشم
      گویی فردوسی خواننده را نیز وارد تراژدی کرده است. ما نیز یکی از بازی گران شده ایم با تمامی مشخصات بازی گران تراژدی. می دانیم در تراژدی قهرمانان مرتکب خطا می شوند بدون آن که مقصر باشند و این سرنوشت است که آنان را بازی می دهد. نقش ما در این داستان این است که از رستم خشمگین شویم چرا که دل نازک هستیم. این خشم ما اگر چه خطا است لیکن در آن مقصر نیستیم چرا که احساسات داریم.

      در برابر دوستان گرامی که فرصت چنین گفت و گو هایی را ایجاد می کنند سر تعظیم فرود می آورم.
      عجم زنده کردم بدین پارسی
      بدین پارسی
      بدین پارسی
      در دری
      در دری
      آریا
      آریا

       
      • با سلام بر شما جناب ساسانم گرامى
        براستى همان است كه مى گوييد ، صرف كمترين تفكر در اين باره كه مقصر اين واقع كيست يا كمترين احساس همدردى با شخصيت هاى داستان يك حلاجى ذهنى اعمالشان خواه ناخواه به معناى ورود به داستان است و اين از هنر و نبوغ خالق ان مايه مى گيرد.
        به مطلب بسيار زيبايى اشاره كرديد.
        پاينده باشيد.

         
  12. In the name of god
    hello
    لطفا بخش نظرسنجي را به سايت اضافه كنيد تا اراي كاربران سايت در مورد مباحث و مسايلي كه توسط شما و كاربران محترم مطرح ميشود بهتر منعكس شود كه البته نمود بهتري از افكار و اراي كاربران ارايه خواهد كرد.
    از شما كاربران عزيز هم استدعا دارم كه شما هم به جناب نوريزاد فشار بياوريد تا اين بخش نظرسنجي را اضافه بفرمايند و به بنده در تحقق اين مهم ياري برسانيد!
    ببينيد جقدر مودب بودم خوب حالا فشار بياريد
    با سباس

     
  13. با سلام و تحيت خدمت شما اقاي نوريزاد
    لطفا بخش نظرسنجي را به سايت اضافه كنيد تا اراي كاربران سايت در مورد مباحث و مسايلي كه توسط شما و كاربران محترم مطرح ميشود بهتر منعكس شود كه البته نمود بهتري از افكار و اراي كاربران ارايه خواهد كرد.
    با تشكر

     
  14. من میگویم تا حماس نرود مشکل غزه حل نمیشود. چرا؟ به یک دلبل ساده. کسی که منتظر است یه مشت آخوند مال مردم خور و چند برادر قاچاقچی و کسانی که به بچه های خودشون تو زندون تجاوز می کنند، وسید حسن نصرالله که طرفداراش تو لبنان کنار سواحل بیروت با مایو دو تیکه ای که با پول دختران شین آبادی سوخته ما خریدند حمام آفتاب می گیرند، براشون کمک بفرستند ، براشون اسلحه ببرند و ازدست اسرائیل نجاتشون بدند همان بهتر که زودتر بزنند به چاک و دست از سر غزه ایها بردارند. ما ایرانیها به اینها امید و اعتمادی نداریم ولی حماس با طناب اینها 1000 متر رفته ته چاه! پس حماس با این این عقل وشعور نباشد بهتر است.

     
  15. نوری زاد گرامی
    عزیز برادر این سرداران قاچاقچی و سرداران پف کرده اگر موضوع سلاح و انتقال سلاح را مطرخ میکنند مشابه /// که حالا به ارج و قربی رسیده فقط و فقط چپاول پولهای کشور در مسیر انتقال و ارائه صورتحسابهای میلیاردی برای این کار است و خرج هزار دلاری را چند میلیارد صورتحساب میدهند و عمامه به سرهای //// و //// و خو گرفته به چپاول خزانه از ترس از دست دادن مقام و قدرت و شریک بودن در این بخور بخورها حسابی کیف میکنند و جرات مبارزه را نه دارند به به نفع شان است البته از عاشقان سینه چاکی مثل /// /// و /// و //// هم فقط در توهم بازگشت به قدرت سابق در سپاه است که قطعا رویائی بیش نیست از فرمایش شما در مورد داعش همین صبر و متانت و برنامه ریزی شدید انها را در زنده بودن مسئول تبلیغات انها و کشته شدن فرمانده بدر براحتی میتوان مشاهد نمود که چه نفوذی در نیروهای مقابل خود و دولت عراق دارند و این جزئی از نشانه های بلاهت سرداری است که فکر میکند در عراق و غزه پیروز است و خود را بادکنکی باد کرده اری //// بازی خورده و خود عروسکی برای خیمه شب بازی و هدایت جنگ در منطقه و غزه توسط غربی عمل میکند و البته روزنامه های غربی هم اورا باد میکنند و مینویسند بزرگترین ژنرال ایرانی که اینها تنها و تنها برای باازیچه قرار دادن بیشتر این سردار ناتوان و بازی خورده و احساس غرور از این باد کردن ها و استفاده داخلی برای تهییج مردم نااگاه به شرایط بازی میباشد و در هر حال مثل بازی روسیه و چین که حتی در گام اخر با حاضر نشدن در مذاکرات 5+1 نشان دادند بشدت از خارج شدن ایران از تحریم ناراضی و حتی روزنامه روسی با وقاحت تمام نوشت خارج شدن ایران از تحریم برخلاف منافع ملی روسیه است اری برادر عزی معنی سنگ استرجا را تازه ادم متوجه میشود از انقلاب سال 57 و سردارانی /// //// /// /// /// /// /// که تنها و تنها مقل ابزاری در دست اسرائیل و امریکا و روسیه و چین و انگلیس مجبور به اجرای نعل به نعل برنامه های انها است ولاغیر

     
  16. دو اتفاق محتمل است:
    1. واکنش نظامی ج. ا. نسبت به این فجایع و دخالت نظامی که نتیجه اش به نظرم معلوم است و همان باتلاقی است که فرمودید.
    2. عدم واکنش ج. ا. که نتیجه اش از سکه افتادن شعارهای حکومت در دفاع از مسلمین و فلسطین است.
    در هر دو مورد ج. ا. بازنده است. در مورد اول هم ملت و هم حکومت و در مورد دوم فقط حکومت بازنده است و باندهای منافع کار خودشان را می کنند. مسأله این است که شاید نقشة خاور میانه آینده هم کشیده شده و ظهور داعش متکی به ثرت نفت و استقلال کردستان و تحریم روسیه و .. مقدمة پیاده سازی این نقشه باشد.

     
  17. کوبانی تنها نیست.
    #‏کوبانی‬: ک.بانی/https://www.facebook.com/hashtag
    تهران گلوی کوبان https://www.facebook.com/tehrankooban?ref=stream
    سینه ی کوبانی امروز سپر تانک و توپ هایی است که ارتش بی لیاقت عراق برای تروریست های داعش اش وا نهاد، صدای این مردمان بی رسانه باشیم…اگر کوبانی سقوط بکند با کینه ایی که این تروریست ها از مبارزین سکولار کوبانی دارند، حمام خون راه خواهد افتاد…

     
  18. جناب نوری زاد عزیز
    از قدیم گفته اند کار از محکم کاری عیب نمی کند. حالا شما هم هشدار پشت هشدار بدهید نکند یک ابلهی پیدا بشود و آتش جنگی بیفروزد که دامنه اش همه را خواهد سوخت. البته من بعید می دانم این //// سپاه و رهبری جز به پول باد آورده این مردم بدبخت به چیز دیگری فکر کنند. دشمن، دشمن که از زبان رهبری نمی افتد چون برایش آب و نان دارد و حکومت مطلقه صد البته. کدام دشمن آقا؟ اینها همه یک مشت رجز خانی بی مایه است که ///// برای حکومت بر گرده ما بلغور می کنند. مگر همین رئیس کمیسیون امنیت ملی اسرائیل نبود که گفت ما از رفتن احمدی نژاد نگرانیم! برای هر دو طرف آب و نان دارد این دشمن تراشی مجازی. هر کس هر حرفی زد سریع او را به صهیونیسم جهانی متصل می کنند و صدایش را در گلو خفه می کنند. وقتی کسی مثل دکتر غروی را به این بهانه خفه می کنند دیگر خدا به داد بقیه مردم برسد. اینها همه برای گرد آوری مشتی بسیجی بی سواد و /// است که پای منبر یکی از خودشان //// می نشینند فریاد مرگ و نابودی سر می دهند. کدام دشمن آقا ما را گرفته اید به خدا!

     
  19. درکتاب تاریخ اجتماعی ایران درعصرافشاریه/نشرقومس/عهد نامه ای به امضای علمای سنی وشیعی که به دستور نادرشاه افشار برای رفع اختلافات فیما بین پس ازچندین جلسه تنظیم شده است که بسیار قابل توجه میباشد وهمانطور که میدانیم پس ازاین عهدنامه وی سلطنت راپذیرفته است. از جناب بی کنش که مطالب جالبی از شاهنامه بیان میدارندیا دوستان دیگر تقاضا میکنم دراین باره نیز پژوهش نموده ما رامستفیض نمایند.من دوجلد کتاب فوق راچند سال قبل خوانده وبه دوستان دادم وبرنگرداندند.

     
  20. زهرای شماره ی یک

    سلام بر پدرم نوری زاد و جمله خردورزان
    نمیدانیم مرثیه ای برای غزه کنیم یا نوحه واره ای برای ایران . از به دام افتادگی بنالیم یا از تنندگان دام . واضح بگویمت دیپلماسی خارجی کشور ما، خود هم ، “به دام افتاده” است هم “دام تن” . صیاد بیخردی که خوش میچرد و نمیداند که در دام است . چاه کنی که خودش همواره ته چاه است . پخمگی واژه ایست که در تعریف حاکمان ما نه مانع است و نه جامع . وقتی میگوییم پخمه ، آنان که هرگز عامدانه در پی اطاله و ادامه جنگ و خونریزی و کشت و کشتار نیستند را هم به این واژه وارد میکنیم و آنگاه که میگوییم پخمه نمیتوانیم تمام مصادیق این تعریف را جمع کنیم . پخمگی نوعی بار دلسوزانه با خود دارد از نوعی بی چارگی حکایت میکند اما آیا حاکمان ما که همواره پادشاهان زند و افشار و قجر و صفویه و پهلوی را بیخرد و مغرض و وطن فروش و بی درایت میخوانند با توجه به اتفاقات این سی و اندی سال بی چاره اند ؟ دست کم ،خود ،مصداق همان اوصافند که نثار اعقاب خود کرده اند و نه هرگز پخمگی . باری سخن بر سر واژه ها نیست .
    میگوید : مرغ زیرک چون به دام افتد ، تامل بایدش
    میگویم: زیرک که نیستند و احمقند و پر ادعا به بوی دانه در بد منجلابی اسیر شده اند تاملی و حیلتی نیز که در کار وبارشان نیست . تو بگو سرنوشتشان و سرنوشتمان که پرهایمان به این مرغ احمق و مدعی گیر است چگونه باشد عاقلانه است؟
    میگویم : آخر سر ،مرغ “بِسمِل” ایم ما . خواه در عزای این ، خواه در عروسی آن .

    پایدار خرد و خردورزی.

     
    • زهرای شماره ی یک

      نکته :

      غرض تحریف شعر حافظ بزرگوار نبوده است بلکه بکارگیری الفاظ بکار گرفته شده ی اوست.
      ورنه ، “کار ملک است آن که تدبیر و تامل بایدش ”
      که سپاس مر خدای را که از این یکی به کل معافیم .

       
  21. خدایا زمانی گروهی را 300 سال به خواب عمیق فرو بردی و خوابِ اصحاب کهف شد یکی از معجزاتِ تو، خدایا امروزه بر مردم ایران ملایانی حکومت می کنند که تو و دین تو و تمام انسانیت را به سخره گرفته اند و باعث دوری و ترس مردم از تو شده اند . خدایا این ملایان از هم اکنون یعنی قبل از روز حساب برای مردم کارنامه پیچیده اند و عده ای را وعده بهشت و عده ای را وعده جهنم می دهند!. خدایا امروزه مردم ایران بیشتر از هر قومی نیازمند معجزه ی تو هستند.پس خدایا امشب که مردم به خواب می روند معجزه ای کن که وقتی صبح بر می خیزند تمام آخوندهای ظالمِ ایران و تمام گماشتگان و سردارانشان در خواب 300 ساله فرو روند و بعد از 300 سال اگر به راه راست هدایت شدند بمیران .(چون بعید می دانم مثل اصحاب کهف خودشان مرگ را بطلبند) (آمین یا رب العالمین)

     
  22. با درود بر نوریزاد گرامی و سایر کاربران ایراندوست!من معتقدم که وطن پرستان و آزادیخواهان ایرانی باید حداقل با بوجود آوردن سایتی در اینترنت به یک همه پرسی در مورد موضع گیری ایرانیان بپردازد.ما باید تمام سعی و کوشش خود را مبذول داشته تا به جهانیان بفهمانیم که مردم ایران با سیاستهای مخرب و فاچعه بار مشتی ارازل و اوباش که مردم را به گروگان گرفته اند مخالفند.جنگ فلسطین و اسراییل موضوعی ریشه دار و مزمن و جهانیست.ما بعنوان یک کشور عضو سازمان ملل تنها در همان چهار چوب حق دخالت دراین جریان را داریم.مردم ایران باید بدنیا بفهمانند که غاصبان و اشغالگران ایران نه پشتوانه مردمی ونه نمایندگی از طرف مردم ایران ندارند و خود این حاکمان در حقیقت قاتل فرزندان ایرانند که باید برای 36 سال جنایت و قتل و ویرانی و شکنجه و دزدی و غارت اموال ایرانیان و دروغ و رواج فقر و فاقه و فحشا و نکبت و ویران کردن ایران محاکمه شوند.

     
  23. درود بر شما
    در نبود عقل نکبت و جهالت انتها ندارد
    یکی نیست به این ابلهان بگوید بالاخره ما کی باید زندگی کنیم این چه دینی است که دنیا را جهنم کرده و مهمل بهشت را به سرمان می کوبد گیرم که خدایی هم باشد کی خواسته که آفریده شود که تا دسشویی رفتن هم برایش قانون بگذارند و عده ای جاهل و ناقص العقل خدای خیالی را نمایندگی کنند . میرزاده عشقی چه زیبا گفته :

    خلقت من در جهان یک وصله ناجور بود …….. من که خود راضی به این خلقت نبودم زور بود

    یعنی اینکه ای …… سانسور خودجوش …… خودتان و اسلامتان

     
  24. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﺳﻼﻡ ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻳﺰاﺩ ﻋﺰﻳﺰ
    ﺳﻪ ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﻭاﻗﻌﻲ ‘ ﻳﻚ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﻙ
    ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﺩاﺭﻡ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﺭا ﻛﻪ ﺩﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﺑﻮﺩﻡ ‘ و ﺑﺎ ﺑﭽﻪﻫﺎﻱ ﻫﻤﺴﺎﻳﻪﻫﺎ ﺑﺎﺯﻱ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ‘ ﺑﺎ ﻳﻜﻲ اﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻛﻪ ﺧﺎﻧﻪﺷﺎﻥ ﻣﺠﺎﻭﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﺎ ﺑﻮﺩ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻣﺸﻜﻞ ﺩاﺷﺘﻢ ‘اﻭ ﺑﭽﻪ ﺣﺴﺎﺳﻲ ﺑﻮﺩ ‘ ﭘﺪﺭ ﻋﺼﺒﺎﻧﻲ ﺩاﺷﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﻨﻆﻢ اﻭ ﺭا ﻛﺘﻚ ﻣﻴﺰﺩ ‘ ﻫﻨﻮﺯ ﭼﻬﺮﻩاﺵ ﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﻡ ﻫﺴﺖ ‘ﻭاﻱ ﻛﻪ اﮔﺮ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﻲﺁﻣﺪ و ﻓﺮﺯﻧﺪﺵ ﺭا ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﻤﻲﻳﺎﻓﺖ ‘ ﺗﺮﻛﻪ ﭼﻮﺑﻲ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﻴﮕﺮﻓﺖ و ﻧﺎﻡ اﻭ ﺭا ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻣﻴﺰﺩ ‘ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ اﺯ اﻭ ﻭﺣﺸﺖ ﺩاﺷﺘﻢ ‘ ﺩﺭ ﻳﻜﻲ اﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎﻱ ﮔﺮﻡ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺎ ﻧﺼﺮﺕ (ﭘﺴﺮ ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ) ﺩﻋﻮاﻳﻤﺎﻥ ﺷﺪ ‘ ﺯﻭﺭ ﻧﺼﺮﺕ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﻤﻴﺮﺳﻴﺪ ‘ ﻣﻦ ﺩﻫﻦ ﻛﺠﻲ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ و اﻭ ﻣﻴﮕﺮﻳﺴﺖ ‘ ﻛﺎﺭ ﺩﻋﻮا ﺑﺎﻻ ﮔﺮﻓﺖ ‘ﻣﺎﺩﺭﻫﺎﻳﻤﺎﻥ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪﻧﺪ و ﭘﻲ ﮔﻴﺮ ﺷﺪﻧﺪ ‘ ﻣﻦ اﺯ ﺩﻭﺭ ﺑﺪﻭﻥ اﻳﻨﻜﻪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﻮﺩ ﺩﻫﻦ ﻛﺠﻲ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ و ﻧﺼﺮﺕ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻣﻴﻜﺸﻴﺪ و ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻴﻜﺮﺩ ‘ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎﻱ ﻣﺎ ﺣﻜﻢ ﺷﺪﻧﺪ و ﻣﺜﻞ ﻗﺎﺿﻲ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﺭا ﺑﻪ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺧﻮاﻧﺪﻧﺪ ‘ ﺑﭽﻪﻫﺎﻱ ﻣﺤﻞ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺩاﺩﻧﺪ ﻛﻪ اﻭﻝ ﻧﺼﺮﺕ ﺑﺎ ﺳﻨﮕﻲ ﺑﻪ اﻣﻴﺮ (ﻧﺎﻡ ﻣﻦ) ﺣﻤﻠﻪ ﻛﺮﺩﻩ و اﻣﻴﺮ ﻫﻢ ﺩﻓﺎﻉ ﻛﺮﺩﻩ و ﺳﭙﺲ اﻭ ﺭا ﻛﺘﻚ ﺯﺩﻩ ‘ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺑﺎ ﻋﺼﺒﺎﻧﻴﻴﺖ اﺯ ﻓﺮﺯﻧﺪﺵ ﭘﺮﺳﻴﺪ ﭼﺮا ﺑﺎ ﺳﻨﮓ ﺣﻤﻠﻪ ﻛﺮﺩﻱ ‘ﻧﺼﺮﺕ ﮔﻔﺖ ‘ ﺁﺧﻪ اﻣﻴﺮ ﺩﻫﻦ ﻛﺠﻲ ﻛﺮﺩ ‘ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﮔﻔﺖ ‘ ﺧﻮﺏ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺩﻫﻦ ﻛﺠﻲ ﻣﻴﻜﺮﺩﻱ ‘ ﻧﺼﺮﺕ ﮔﻔﺖ ‘ﺁﺧﻪ ﻭﻗﺘﻲ ﻣﻦ ﺩﻫﻦ ﻛﺠﻲ ﻣﻴﻜﻨﻢ اﻣﻴﺮ ﻧﺎﺭاﺣﺖ ﻧﻤﻴﺸﻪ ‘ ‘ ‘ ‘ ‘ ﺑﻠﻪ ﻣﻦ ﻧﻘﻂﻪ ﺿﻌﻒ اﻭ ﺭا ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ و ﺑﺎ اﻳﻦ ﺷﻴﻂﻨﺖ ﻛﻮﺩﻛﻲ ﻣﻴﺘﻮاﻧﺴﺘﻢ ﻫﻤﻪ ﺩﻋﻮاﻫﺎﻳﻢ ﺑﺎ اﻭ ﺭا ﺑﻪ ﻧﻔﻊ ﺧﻮﺩ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺩﻫﻢ ‘اﻣﺮﻭﺯ ﻭﻗﺘﻲ اﻳﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺭا اﺯ ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻳﺰاﺩ ﺧﻮاﻧﺪﻡ ﺑﻪ ﻳﺎﺩ اﻳﻦ ﺩاﺳﺘﺎﻥ و ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﺗﺤﺮﻳﻚ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ اﻓﺘﺎﺩﻡ ‘ ﺑﺎ ﭼﻨﺪ ﻛﺎﺭﻳﻜﺎﺗﻮﺭ اﺯ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ اﺳﻼﻡ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺟﻬﺎﻥ ﻓﻼﻛﺖ ﺯﺩﻩ ﻣﺴﻠﻤﻴﻦ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﻴﺮﻳﺰﺩ ‘ ﭘﺮﭼﻤﻲ ﺁﺗﺶ ﻣﻴﺰﻧﻨﺪ و ﻋﺮﺑﺪﻩاي ﻣﻴﻜﺸﻨﺪ و اﮔﺮ ﺗﻮﺭﻳﺴﺘﻲ اﺯ ﻏﺮﺏ ‘ﺑﻴﺨﺒﺮ اﺯ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺑﻪ ﻛﻔﺸﺎﻥ ﺁﻳﺪ ﺩﺧﻠﺶ ﺭا ﻣﻲﺁﻭﺭﻧﺪ و ﺑﻪ ﺧﻴﺎﻝ ﺧﻮﺩ ﺣﺮﻣﺖ ﺩﻳﻦ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺑﻪ ﺟﺎ ﺁﺭﻭﺩﻩ و ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﻣﻴﺮﻭﻧﺪ .
    ﺗﺤﺮﻳﻚ /// ﻛﺎﺭ ﺩﺷﻮاﺭﻱ ﻧﻴﺴﺖ ‘ //// ‘ ﺯﺩ و اﻧﻘﻼﺑﻲ ﺷﺪ و ﺟﻨﮕﻲ ‘ اﻳﻦ ﺳﺮﺩاﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺟﺒﻬﻪ ﻧﻮﺣﻪﺧﻮاﻧﻲ ﻣﻴﻜﺮﺩ ﭘﻠﻪهﻫﺎﻱ ﺗﺮﻗﻲ ﺭا ﻳﻜﻲ ﺑﻌﺪ اﺯ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﻓﺘﺢ ﻛﺮﺩ ‘ اﻣﺮﻭﺯ ﻛﻪ اﺯ اﻭ ﺩﺭ ﺑﻌﻀﻲ اﺯ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪﻫﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮاﻥ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪﺗﺮﻳﻦ ﻣﺮﺩ ﺧﺎﻭﺭﻣﻴﺎﻧﻪ ﻳﺎﺩ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ‘ ﺑﻪ ﺧﺪا ﭘﻨﺎﻩ ﻣﻴﺒﺮﻡ ‘و ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻣﻲاﻧﺪﻳﺸﻢ ‘ﻭﻗﺘﻲ ﻣﻨﻪ ﺑﻴﺴﻮاﺩ اﺯ اﻳﻨﻜﻪ ﻧﺎﻣﻲ اﺯ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺩﺭ اﻳﻦ ﺳﺎﻳﺖ ﺫﻛﺮ ﻣﻴﺸﻮﺩ ‘ ﺑﻪ ﺫﻭﻕ و ﺷﻮﻕ ﻣﻲﺁﻳﻢ ‘ﻭاﻱ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ اﻳﻦ ﺳﺮﺩاﺭ ﻣﺎ ‘ ﻛﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻫﻨﺮﺵ ﻣﺮﺩﻥ ﻋﺼﺒﺎﻧﻲ ﺷﺪﻥ و ﻋﺼﺒﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﻧﻆﺮ ﺁﻣﺪﻥ اﺳﺖ
    ﺷﻤﺎ اﻳﻦ ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﺭا ﺑﻪ ﺩﻭ ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﺑﻌﺪﻱ اﺿﺎﻓﻪ ﻛﻨﻴﺪ ‘
    اﻳﻦ ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﺣﻘﻴﻘﻲ ﭘﺮﺩﻩ اﺯ ﻻﻳﻪﻫﺎﻱ ﺩﺭﻭﻥ ﺭﻭاﻥ ﺁﺩﻣﻲ ﺑﺮ ﻣﻴﺪاﺭﺩ ‘ و اﻣﻴﺎﻝ ﻟﺨﺖ و ﻋﺮﻳﺎﻥ ﻣﺎ ﺭا ﺑﻪ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﻣﻴﮕﺬاﺭﺩ
    ﺑﻌﺪ اﺯ ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺩﻭﻡ ﺩﺭ ﻣﺮﺯ ﺷﻤﺎﻟﻲ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺑﻴﺴﺖ و ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺑﺎ ﺗﺒﺮ ﺑﻪ ﻃﺮﺯ ﻓﺠﻴﺤﻲ ﻛﺸﺘﻪ ﻣﻴﺸﻮﻧﺪ ‘ اﻳﻦ ﻗﺎﺗﻞ ﺳﺮﻳﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ اﻳﻦ ﻣﻴﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺮﺩ ﺗﺒﺮ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺁﭘﺮﻳﻞ ﺳﺎﻝ ﻫﺰاﺭﻭ ﻧﻬﺼﺪﻭ ﭼﻬﻞ و ﻫﻔﺖ ﺩﺳﺘﮕﻴﺮ ﻣﻴﺸﻮﺩ ‘ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻲﺻﺒﺮاﻧﻪ ﻣﻨﺘﻆﺮ ﻣﺤﺎﻛﻤﻪ اﻳﻦ ﺩﻳﻮاﻧﻪ ﺁﺩﻣﻜﺶ ﺑﻮﺩﻧﺪ ‘ ﻫﻤﻪ ﻣﻴﺨﻮاﺳﺘﻨﺪ ﺑﺪاﻧﻨﺪ اﻧﮕﻴﺰﻩ اﻭ ﭼﻪ ﺑﻮﺩﻩ ‘ ﺭﻭﺯ ﺩاﺩﮔﺎﻩ ﻓﺮا ﻣﻴﺮﺳﺪ ‘ ﺩاﺩﺳﺘﺎﻥ اﺯ اﻭ ﻣﻴﭙﺮﺳﺪ ﭼﺮا ﭼﻨﻴﻦ ﻛﺮﺩﻱ ‘ ﭘﺎﺳﺦ اﻭ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ‘ اﻭ ﮔﻔﺖ : اﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﺗﻨﻬﺎ ﻛﺎﺭﻱ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﻦ ﻣﻴﺘﻮاﻧﺴﺘﻢ ﺁﻥ ﺭا ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ اﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻢ ‘ ﺩﺭ اﺩاﻣﻪ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺕ اﻭ ﺩاﺳﺘﺎﻧﻲ ﺭا ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺪ ﺟﺮﻗﻪ اﻳﻦ اﻓﻜﺎﺭ ﺷﻴﻂﺎﻧﻲ ﺑﻮﺩﻩ و اﻭ ﺭا ﺗﺸﻮﻳﻖ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﻛﺮﺩﻩ اﺳﺖ ‘ اﻭ ﮔﻔﺖ ﺭﻭﺯﻱ ﺷﺎﻫﺪ ﺩﺳﺘﮕﻴﺮﻱ ﻣﺮﺩﻱ ﺑﻮﺩﻩ ﻛﻪ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﻧﻔﺮ ﺭا ﺑﺎ ﭼﺎﻗﻮ ﺯﺧﻤﻲ ﻛﺮﺩﻩ ‘ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ اﻭ ﺧﻴﺮﻩ ﺷﺪﻩ و ﺭاﻩ اﻭ ﺭا ﺑﺎﺯ ﻣﻴﻜﺮﺩﻧﺪ ‘ ﻣﺮﺩ ﺗﺒﺮ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ اﻳﻦ ﺧﻴﺮﻩ ﺷﺪﻥ ﻣﺮﺩﻡ و ﺣﻴﺮﺕ و ﺗﺮﺳﺸﺎﻥ ﺭا ﺑﻪ اﺣﺘﺮاﻡ ﺗﺎﺑﻴﺮ ﻛﺮﺩﻩ ‘ و ﺁﺭﺯﻭ ﺩاﺷﺘﻪ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ اﻭ ﻫﻢ اﺣﺘﺮاﻡ ﺑﮕﺬاﺭﻧﺪ ‘ ﺑﻌﺪ اﺯ ﻛﺸﺘﻦ ﭼﻨﺪ ﺗﻦ ﺭﻭﺯﻱ ﺷﺎﻫﺪ ﮔﻔﺘﮕﻮﻱ ﻣﺮﺩﻣﻲ ﺑﻮﺩﻩ ﻛﻪ ﺟﻠﻮﻱ ﺩﻛﻪﻫﺎﻱ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪﻓﺮﻭﺷﻲ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ اﻳﻦ ﺟﻨﺎﻳﺘﻬﺎ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﻣﻴﻜﺮﺩﻧﺪ ‘ اﻳﻦ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﻟﺤﻀﻪﻫﺎﻱ ﺯﻧﺪﮔﻴﻴﺶ ﺑﻮﺩﻩ
    ﺑﻌﺪ اﺯ اﻧﻘﻼﺏ ﻣﺮﺩاﻥ ﻣﺮﻳﺾاﻟﺤﺎﻟﻲ ﭼﻮﻥ ﺧﻠﺨﺎﻟﻲ ‘ ﻻﺟﻮﺭﺩﻱ ‘ و ﺻﺪﻫﺎ و ﻫﺰاﺭاﻥ ﺭﻭاﻧﭙﺮﻳﺶ ﺩﻳﮕﺮ اﻓﺴﺎﺭ ﮔﺴﻴﺨﺘﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺭﻫﺎ ﺷﺪﻧﺪ و ﺿﻤﻴﻨﻪ ﺑﺮاﻱ ﻋﻘﺪﻩ ﮔﺸﺎﻳﻲ ﺁﻧﻬﺎ ﻓﺮاﻫﻢ ﺁﻣﺪ ‘ اﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻫﻴﻮﻻﻫﺎ ﺁﺯاﺩ ﺷﺪﻧﺪ ‘ و ﻋﺪﻩاﻱ ﺁﻧﻬﺎ ﺭا ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ‘

    ﺟﺎﺳﻮﺱ اﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ
    ۱۳۹۳/۰۵/۰۳- جی کاک سالها زیر نظر « آندروود» آموزش دیده و تجربه کافی کسب نمود. آندروود چهره ی مرموز و سیّاسی بود که مدتی ریاست بندر بصره را به عهده داشت و با قدرت عجیبی منطقه اروند رود را اداره می کرد. جیکاک در ابتدا ٧ سال چوپانی کرد تا تمام و کمال آنچه را که نیاز داشت آموخت :زبان , گویش , فرهنگ و روش زندگی و باورهای مذهبی مردم جنوب ایران (خوزستان). به حدی گویش بختیاری را خوب صحبت میکرد که امکان نداشت کسی تصور کند او بختیاری نیست به خصوص که از گریم و موارد دیگر نیز بهره میبرد….

    جیکاک در جریان ملی شدن نفت سعی میکرد مخالفت مردم را برانگیزد: برای مردم شعر می خواند:

    تو که مهر علی من دلته نفت ملی سی چنته
    یعنی تو که مهر حضرت علی در دلت جای دارد ، به نفت ملی نیاز نداری.
    برای تاثیر گذاشتن در مردم جیکاک برنامه های زیادی داشت :
    جیکاک مدعی بود عصای او بهترین وسیله برای تشخیص حلال زاده بودن افراد است ( عصایی که در واقع مثل یک باتوم الکتریکی بود و با فشار دکمه ای جریانی از برق به طرف میداد ) جیکاک برای اثبات حقانیت خود نیز از این عصا استفاده بسیار برد ….
    به مردم می گفت که چون صاحب کرامت است شبها به اذن خدا نوری در پیش پایش روشن می شود تا بتواند راه را از بیراه تشخیص دهد. مردم شگفت زده بارها شب به دنبال وی راه می افتادند تا شاهد درخشش نور در پیش قدمهای وی باشند.

    در مجالس او حاضران را دروغگو معرفی می کرد و هنگامی که قرار براثبات میشد، کبریتی روشن میکرد و میگفت: هر کس راست بگوید این کبریت ریشش را نمی سوزاند، اول کبریت را به ریش خود گرفت که نسوخت سپس ریش تمام افراد ساده لوح حاضر را سوزاند و به آنها قبولاند که دروغ گفته اند و البته بعد ها مشخص شد که ریش او مصنوعی و نسوز بوده است ..

    اقدام بعدی جیکاک پوشیدن لباس روحانیت و عمامه گزاری وی بود! جیکاک مجلس وعظ و منبر برپا می کرد و آخرش هم روضه امام حسین میخواند و وسط روضه موقعی که همه داغ می شدند ناگهان عمامه خود را به درون آتشی که وسط مجلس بود پرتاب میکرد، عمامه ی او چون از پارچه نسوز بود، نمیسوخت و جیکاک آنرا به عنوان معجزه خود بیان میکرد و ادعا می کرد که سید واقعی اوست و هیچکس را هم به سیدی قبول نداشت چون عمامه آنها در آتش میسوخت و از اینجا بود که او به «سید جی کاک» نیز معروف شد…..
    نکته جالب اینکه جیکاک در کسوت و با لباس روحانی با سوء استفاده از معتقدات مردم دست به انحراف افکار عمومی و عوام فریبی می زد و و به همه تلقین کرده بود که وطن مشتی خاک بی ارزش است باید به فکر بهشت بود!!
    ﺷﺎﻳﺪ ﻣﺎ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻧﻴﺎﺯ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺗﻮﺩﻫﻨﻲ ﻣﺤﻜﻢ ﺩاﺭﻳﻢ ‘ﻣﺜﻞ ﻣﺮﺩﻡ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺑﺎ اﻭﻥ ﻏﺮﻭﺭ ﻧﺰاﺩﭘﺮﺳﺘﻲﻳﺸﺎﻥ ‘ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺑﺎﻳﺪ اﺯ اين ﺧﻮاﺏ ﮔﺮاﻥ ﺑﺮﺧﻴﺰﻳﻢ و ﻭاﻗﻌﻴﺘﻬﺎﻱ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺭا ﺑﭙﺬﻳﺮﻳﻢ و ﻃﺒﻖ ﺁﻥ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺑﮕﻴﺮﻳﻢ ‘ﻭﺿﻌﻴﺖ ﻣﺎ ﺷﺒﺎﻫﺖ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺑﻪ ﻭﺿﻌﻴﺖ ﺳﺮﺧﭙﻮﺳﺘﺎﻥ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﺩاﺭﺩ ‘ ﻏﺮﻭﺭ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ اﺟﺎﺯﻩ ﻧﺪاﺩ ﻛﻪ ﺷﻜﺴﺖ ﺭا ﺑﭙﺬﻳﺮﻧﺪ و ﺑﻪ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮﻱ اﺯ ﺿﺮﺭ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺧﺮﺳﻨﺪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ‘

    منبع : شناخت عشایر ایران
    ﺧﺪا ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺭا ﺷﻔﺎ ﺩﻫﺪ

    ————————

    سلام و سپاس جناب عرفانییان گرامی بخاطر زحمتی که در بهم پیوستن این سه داستان متحمل شده اید.
    سپاس

     
    • عرفانيان گرامى
      مثل هميشه چه آموزنده نوشتيد.

      چه داستان كودكى جالبى؛ كودكى كه در خانه، كتك خورده و تحقير شده و به همين دليل خشمى فروخورده دارد پس حساس است و خشمش با يك دهن كجى مشتعل مى شود.

      ملتهاى مسلمان شباهت زيادى به نصرت، دوست زمان كودكى شما دارند.

      اين ملتها عاملى درونى دارند كه مانند پدرى خشن و مستبد، اجازه رشد را از آنها گرفته است و باعث عقب ماندگى و حس حقارت و ناتوانى ناشى از آن شده كه به نوبه خود، خشمى فروخورده ايجاد كرده كه آنان را بسيار تحريك پذير ساخته است.
      به دليل نداشتن دستاورد هاى علمى ،اجتماعى، هنرى و رقابت دين با مليت و زمينگير كردن غرور و افتخارات ملى توسط دين، ناچار اين ملتها كه در دنياى امروز برگ برنده اى براى مطرح كردن خود ندارند، براى احساس هويت و ابراز وجود، به دين خود مى آويزند و براى همين هر آنچه كه دين آنان را يعنى هويت آنان را دچار چالش كند، باعث مى شود آنان هويت آنها را مورد تهديد ديده و خشم فروخورده خود را آزاد كنند.

      ملتهاى پيشرفته كه بعلت آزادى در ابراز عقيده و توسعه يافتگى و دست بالا را داشتن، فاقد خشم فروخورده هستند، و هويت آنها به دليل برگهاى برندهء فراوانى كه در دست دارند، از دين منفك شده است، فاقد چنين حساسيتى بوده و حتى در صورت وجود اعتقادات دينى، با يك فيلم يا كاريكاتور به خشم نمى آيند و براى همين هم مانندعرفانيان كوچولو، در نهايت پيروز ميدان هستند!

       
      • تصحيح مى كنم:
        هر آنچه كه دين آنان را يعنى هويت آنان را دچار چالش كند، باعث مى شود آنان هويت خود را مورد تهديد ديده و خشم فروخورده خود را آزاد كنند.

         
  25. نوری زاد گرامی
    خیالتان را راحت کنم این سپاهیانی که من می بینم زورشان تنها به هموطنان بی سلاح و بی گناه مثل من و شما می رسد و چنان فربه شده اند که بین خودمون باشه عملیاتی نیستند. البته خدا را شکر وگرنه دردسری به بار می آوردند که آن سرش ناپیدا بود.
    در باره فلسطین هم چند جمله خواستم عرض کنم.
    یهودیان پراکنده در کشور های غربی در طول تاریخ تحت ستم و تعقیب و کشتار قرار داشتند. جهان اسلام مامن و پناه گاهی برای یهودیان بوده است اگر چه حقوق برابر برای یهودیان قایل نشده ولی جانشان را نجات داده است.
    یهودیان در عین حال با زیرکی توانسته اند در سیاست و اقتصاد کشور ها ی غربی دستی داشته باشند
    جنگ اول و دوم جهانی نقطه عطفی در تاریخ یهودیان اروپا به حساب می آید تیوری های توطیه ای هست که جنگ اول را نقشه یهود می داند که البته بسیار اغراق آمیز به نظر می رسد لیکن نتیجه جنگ اول این شد که عثمانی فروپاشید و راه برای ورود یهودیان به فلسطین هموار شد.
    در این میان مشاهده می کنید که اتحادی بین یهودیان و غربی ها از همان زمان در حال شکل گیری بود.
    خطای دهشتناک هیتلر در به راه انداختن جنگ دوم و شکست آلمان در این جنگ اتحاد یهود و کشور های غربی را بیش از پیش تقویت کرد.
    ماجرا را کم و بیش همه می دانیم خلاصه کنم کار به سازمان ملل کشید صهیونیست ها با نفوذی که در کشور های غربی داشتند در این میدان پیروز شدند. سازمان ملل هم مرزی را برای اسراییل تعیین کرد و قطعنامه ای صادر کرد تا درگیری خاتمه یابد که پیروزی بزرگی برای صهیونیست ها بود.
    در این جا باید کسی به فلسطینیان و کشور های عربی حامی آنان این بیت شعر سعدی را گوشزد می کرد که

    چو در طاس لغزنده افتاد مور
    رهاننده را چاره باید نه زور

    عرب ها ماجرا را دست کم گرفتند و شروع کردند به تهدید نظامی و در جریان سه جنگ سه بار بازنده شدند و فلسطین مناطق وسیع تری را از دست داد.
    مفاهیمی از جمله حقوق بشر حق حاکمیت ملی نسل کشی در آن زمان هنوز قوت و قدرت کافی نداشت و افکار عمومی در دنیای غرب گرفتار باز سازی خرابی ها و ویرانی های جنگ بود. در چنین وضعی صهیونیست ها نهایت استفاده را بردند و مرز های اسراییل را تا جایی که ممکن بود گسترش دادند.
    آنچه به نظر من می رسد آن است که دوران حکومت های دینی و قومی در جهان به سر رسیده است. افکار عمومی دنیا نمی تواند بپذیرد که کشوری خود را اسلامی یا یهودی یا مسیحی نام نهد. البته ما هنوز در ابتدای راه هستیم ولی این فکر در حال گسترش و تقویت است. بنا بر این زمان به زیان اسراییل به عنوان یک کشور یهودی پیش می رود که بسا نسل های جوانتر یهودیان ساکن اسراییل از یهودی خواندن کشور خود خشنود نیستند. سکولاریسم سیاسی در اسراییل نیز در حال پیشروی است.
    در چنین حالتی ظهور انقلاب اسلامی با شعار نابودی اسراییل که تداعی کننده تقابل اسلام و یهودیت است بزرگترین خدمت به صهیونیست ها است. در واقع صهیونیست ها که پاسخی به نسل های جوان یهودی ندارند که می پرسند چرا کشور ما باید یهودی باشد و چه فرقی بین یهودی و مسلمان و مسیحی است آری این صهیونیست ها اکنون با آب و تاب جوانان خود را توجیه می کنند که بیایید و بنگرید ما چه دشمنان بزرگ و خطرناکی داریم .

    آبشخور صهیونیست ها و اسلامیست ها و حماس و حزب الله و غیره و ذالک تفکرات و تعصبات پوسیده برتری دینی و قومی است. این ها به طور متقابل به یکدیگر خدمت می کنند و هر یک توجیه گر دیگری است. دشمنی دو جناح به هر کدام این امکان را می دهد که خود را برای مردم خود و مستمعین خود موجه جلوه دهد.
    این وسط می ماند مردم بی گناه از زن و کودک و پیر و جوان که بین این دو متعصب متخاصم گرفتار و اسیرند و قربانی می دهند.
    جمهوری اسلامی و رهبر عظیم الشانش نیز که کار دیگری بلد نیستند به غیر از نفت در آتش ریختن.
    تا زمانی که آتش افروزان آتش افروزی کنند فلسطین روی آرامش نخواهد دید. تشکیل اسراییل یک واقعیت سیاسی است به حق یا ناحق اکنون یک نظام حکومتی و مرزهای بین المللی دایر شده و باید با آن کنار آمد. مدتی که آرامش بر قرار شد فلسطینی ها نیز می توانند گام به گام حقوق از دست رفته خود را باز پس گیرند. در مذاکرات صلح که شکست خورد کار به حق بازگشت آوارگان فلسطینی کشید و گفت و گو بر سر تقسیم بیت المقدس برای پایتختی فلسطین و اسراییل شد. به ناگاه حماس ظاهر شد و با شعار های تند روانه بهانه به دست صهیونیست ها داد.
    از خود پرسیده اید حماس چگونه شکل گرفت؟ می دانید که حماس هنگامی که اسراییل در غزه حضور نظامی داشت فعالیتش را آغاز کرد و گسترش داد و زیر نظر اسراییلی ها قوت گرفت. حماس دو خاصیت داشته یکی این که موجب دو دستگی بین فلسطینی ها شده و موضع آنان را در مذاکرات صلح تضعیف کرده و دیگر همان که گفتم توجیه گر صهیونیست ها در برابر سوالات جوانان اسراییلی است.
    همه این ها را گفتم کل ماجرای فلسطین به همان اندازه به ما مربوط می شود که تمامی موارد نسل کشی و نقض حقوق بشر در ده ها نقطه بحرانی جهان.
    نه این که بخواهم موضوع را کم رنگ کنم به ویژه که اکنون یکی از خونین ترین کانون های بحران جهان است و توجه خاصی را می طلبد. ایران چاره ای ندارد به غیر از این که موضع انسان دوستانه اتخاذ کند و خواستار حفاظت از جان مردم بی گناه شود. موضع گیری اسلامی و این که به فلسطینی ها سلاح دهید تا از خود دفاع کنند خیانت به مردم بی گناه فلسطین است چرا که با این شعار های تو خالی اسراییل بر مظلوم نمایی خود می افزاید و جنایاتش را بیشتر توجیه می کند.
    همان گونه که گفتم گذشت زمان به زیان تند رو های مذهبی و به سود انسان های صلح جو پیش می رود و فلسطینیان باید گردونه را به سود خود بچرخانند و نشان دهند که مظلوم آن ها هستند و این فلسطینیان هستند که حقوقشان پایمال شده. این میسر نیست مگر این که سران فلسطین دست از تهدیدات توخالی بردارند. کاری که عرفات آغاز کرد. انتقاد من به عرفات این است که بهتر بود در مورد آوارگان فلسطینی و پایتختی بیت المقدس کوتاه می آمد تا قبل از مرگش دولت فلسطینی شکل گیرد و ساکنان غزه امکان نفس کشیدن بیابند. با شکست روند صلح حماس روی کار آمد که عواقبش را شاهدیم
    در طول تاریخ هنگامی که قومی ظالم بر قومی مظلوم چیره می شود هیچ ننگ و عار نیست که قوم مظلوم تن به شرایط ظالمان دهد ولی مترصد فرصت تاریخی برای احقاق حقوق از دست رفته خود باشد. ایرانیان از نمونه های بارز این تفکرند. که در نهایت البته هدف پیروزی فکر برتر و استدلال برتر است و نه قوم یا مذهب.
    ———————-

    سلام دوست گرامی ام
    با شما در این بخش از نوشته تان سخت موافقم که:

    ……….همه این ها را گفتم کل ماجرای فلسطین به همان اندازه به ما مربوط می شود که تمامی موارد نسل کشی و نقض حقوق بشر در ده ها نقطه بحرانی جهان.
    نه این که بخواهم موضوع را کم رنگ کنم به ویژه که اکنون یکی از خونین ترین کانون های بحران جهان است و توجه خاصی را می طلبد. ایران چاره ای ندارد به غیر از این که موضع انسان دوستانه اتخاذ کند و خواستار حفاظت از جان مردم بی گناه شود. موضع گیری اسلامی و این که به فلسطینی ها سلاح دهید تا از خود دفاع کنند خیانت به مردم بی گناه فلسطین است چرا که با این شعار های تو خالی اسراییل بر مظلوم نمایی خود می افزاید و جنایاتش را بیشتر توجیه می کند…….

    سپاس از شما

     
  26. جناب نوريزاد متاسفانه جنون قدرت و توهم رهبري جهان اسلام دست از سر رهبران ما برنداشته است.هرچه فكر ميكنيم مثلا اين نامه حماسي سردار سليماني به مقاومت فلسطين چه تناسبي با منافع ملي ما دارد پاسخي نمي يابيم .اينكه جام خشم ما به موقع بر سر اسرائيل خالي ميشود چه ربطي به ما دارد، جوابي نمي گيريم .آخر چرا دايه دلسوزتر از مادر شده ايم؟مگر روزي كه دنيا به جنگ ما آمده بود و 8سال منابع انساني و مادي ما را به وسيله همين اعراب نابود كرد كسي به داد ما رسيد؟مگر ما مسلمان نبوديم چرا جهان اسلام براي كمك و نجات ما احساس تكليف نكرد؟مگر اين نبود كه خود با خون جگر و با دست خالي متجاوزان را از كشور بيرون كرديم.حال مگر فلسطينيها كه تازه جزئي از امت عربي هستند و هميشه اعراب خود را امت واحده ميدانند، از گذشته ما مظلوم ترند كه ما بخواهيم از منافع مليمان ،از آينده فرزندانمان خرج آنها كنيم.هزينه هسته اي و تحريمهايش به همراه تورم و بيكاري و تبعات ماندگار اجتماعي آن كه تاوان حمايت از فلسطين بوده ،به همراه سلاحي كه دراختيار فلسطينيها گذاشته ايم و سالي حداقل 200 ميليون دلار كمك مالي به آنها ،آيا با همه اينها باز وظيفه مسلماني خود را انجام نداده ايم؟آيا رهبران ايران باز هم به دنبال تحميل هزينه بيشتر به مردم هستند؟با اين شرايط به خداوند سوگند مردم از مسلماني خود پشيمان ميشوند و جملگي خواهند گفت از طلا بودن پشيمان گشته ايم مرحمت نموده مارا مس كنيد! اگر روزي همه پرسي آزادي در ايران انجام شود و نظر مردم خواسته شود مردم ايران همگي اذعان خواهند داشت كه ما با يهوديان هيچ مشكلي نداريم و حاكميت ايران اين دشمني را در دهان ما گذاشته است.به تاريخ كه مينگريم از صدر تا ذيل اين مسلماني جز هزينه براي ما هيچ به ارمغان نياورده است.فلسطيني اگر به دنبال حفظ ميهن خود است بايد مانند ايرانيان در جنگ 8 ساله به تنهائي تاوانش را بدهد وگرنه لياقت داشتن هويتي به نام فلسطين را ندارد.ما بيش ازاين ديگر نميخواهيم به جاي اين مردم بها بدهيم.امت عربي ميداند و پاره تنشان و هيچ ربطي به ما نخواهد داشت.

     
  27. درود بر همه
    حکومت اسرائیل به اندازه ی کافی در تمام جوامع بشری منفور است.چرا ما موقع قضاوت در مورد کشورهای دیگر دولت و مردم آن کشور را با یه چوب میزنیم؟حساب کار دولتها و ملتها از هم جداست.مگر نه اینست که ما جار میزنیم که بابا این حکومت رو قبول نداریم و اعمال این حکومت مورد تائید ما نیست،پس اگه تمام کشورهای دنیا ما رو مثل همین حاکمین بدونن حق دارن نه ؟البته که نه، ما به هیچ عنوان دوست نداریم که با ما مردم مثل حکومتی ها برخورد بشه. تقریبا در تمام حکومتهای خاورمیانه کمترین نقش به عهده ی مردم هست.اسرائیل هم مثل ایران. ظلم و ستم با هر اسمی که باشه ظلم وستمه.بسیاری از اخبار در ایران سانسور میشه مثلا اینکه در بین مردم اسرائیل مخالفان زیادی با جنگ سالاری وجود داره…و یا اینکه حماس از رفتن مردم به نقاط امن تعیین شده (از طرف اسرائیل) ممانعت میکنه واونها رو مورد ضرب و شتم قرار میده. نیروهای حماس با مردم درست مثل دشمن برخورد میکنه و اهمیتی به مردم خودش نمیده…
    تصمیم گیرنده ی اصلی در کشورهای خاورمیانه ابر قدرتها هستن.انگلستان،آمریکا،روسیه و چین
    و مهمترین اونها انگلستانه چون بیشتر خاور میانه متعلق به اونه. ایجاد دشمنی و تفرقه بین ملتها و دولتها بهترین حالت کنترل اون کشورهاست و اینکه از پیشرفت اونها جلوگیری میکنه.در ضمن یکی از راههای خروج از رکود و بحران اقتصادی برای کشورهایی مثل آمریکا دامن زدن به جنگ و فعال نگه داشتن صنعت جنگ افزار سازی خودشه.در طول تاریخ بحران خیزترین جای جهان، خاور میانه بوده.هیچوقت به کشورهای خاورمیانه اجازه ی داشتن حکومت مردمی داده نمیشه چون هنوز دارای منافع زیادی برای ابرقدرتهاست و البته هنوز زوده چون بیشتر مردم خاورمیانه عقب مانده ی فکری هستند.
    مشکل اصلی در خاورمیانه دولتهای وابسته هستند و نه مردم. ابتدا باید منافع انگلستان، آمریکا،چین و روسیه تامین بشه و بعد منافع حاکمان و گروههای وابسته به اونها و دست آخر اگه چیزی موند به مردم میرسه.
    در ضمن بسیاری از مردم در این کشورها دارای افکار و اندیشه های متحجرانه و خود خواهانه هستند.تا خود مردم از نظر شعور اجتماعی و سیاسی به مرحله ای نرسند که توانایی تحمل همدیگه رو داشته باشن و تمام افراد جامعه به حقوق همدیگه احترام نزارن و نتونن در کنار هم زندگی کنن ابر قدرتها سوار بر موج اختلافات قومی،زبانی و مذهبی اهداف سلطه جویانه ی خودشون رو دنبال میکنن.
    شعور اجتماعی و سیاسی چطور بالا میره؟
    1- با مطالعه ی آزاد کتابهای مفید و تبادل آزاد نظرات.
    2- بالا رفتن سطح سواد عمومی جامعه.
    3- کوشش برای شناخت بهتر قومیتها و مذاهب دیگر که در کشور هستند و احترام به تمام آنها.
    اگه به تمام مردم کشورهای خاورمیانه همین حالا با توجه به اختلافات اجازه بدن که یه همه پرسی انجام بدن،مطمئن باشیم که اکثریت به صلح و دوری از جنگ رای میدن ولی چنین اجازه ای به اونا داده نمیشه.
    نوع حکومت تاثیر به سزایی در تقویت افکار صلح طلبانه و یا جنگ طلبانه مردم داره.و متاسفانه اکثر حکومتهای منطقه به همون دلیلی که گفتم، تقویت کننده ی افکار جنگ طلبانه هستند.
    به امید آن روز که سطح آگاهی، همزیستی مسالمت آمیز و احترام متقابل بین ما بیشتر بشه و تمام ملتها در صلحی پایدار زندگی کنن.
    کشوری که مردمش به سطح بالای آگاهی و علم نرسند اگر پیشرفت هم بکنن موقتی است چرا که با کوچکترین جرقه ی اختلافی تمام مظاهر پیشرفت اونها نابود میشه.
    اولویت اول نجات و پیشرفت برای خانواده ، شهر و کشور خودمون هست و نه دخالت در دیگر کشورها.ما نه قدرت اقتصادی هستیم ،نه قدرت نظامی و نه سیاسی.ما در دنیا الان هیچی نیستیم پس با چه اهرمی و با توسل به چه پشتوانه ای باید کشور خودمون رو به خطر بندازیم.آیا همانهایی که برایشان دایه ی بهتر از مادر میشیم در موقع گرفتاری میان کمکمون…
    اسرائیل یه غده ی سرطانی با عمر بیش از 60 ساله و امکان نابودیش وجود نداره.دیگه دوره ی جنگ و کشت وکشتار سر اومده و هیچ کشوری با این روش راه به جایی نمیبره حتی اسرائیل.

     
  28. محمد مهدوي فر

    رهبر فرزانه ي ايران بر عكس سران خودفروخته ي كشورهاي اسلامي براي حل مشكل غزه و لبنان و عراق و افغانستان و اصولا براي حل مشكلات جهان اسلام و نيز مشكلات تمام مردم جهان ، راه حل هاي قاطع و مشخصي دارند .
    ما وقتي به سخنراني هاي ايشان در حسينيه ي امام خميني (ه) يا مراسم عيد سعيد فطر شرفياب مي شويم و ايشان با اقتدار و با شجاعت اين راه حل ها را ارايه مي دهند ، به وجد مي آييم و با تمام نيرويي كه در حنجره ي خويش داريم تكبير مي گوييم .
    مدتي است اين فكر شديدا مرا به خود مشغول كرده است كه چطور وجود مبارك و نازنين ايشان براي ميليونها معتاد ايراني و براي ميليونها پير دختر ازدواج ناكرده ي ايراني و براي ميليونها پسر ناكام و بيكار ايراني و براي ميليونها مرد ايراني شرمنده از روي زن و فرزند و براي صدها هزار زن و دختري كه از فرط فقر تن فروشي مي كنند و براي فقر روزافزون ايرانيان و براي بحران اقتصادي ايران و براي دهها ميليون پرونده ي مفتوح قضايي و براي حدود دويست هزار زنداني در بند در زندانهاي ايران و خانواده هاي مستاصل و از هم پاشيده ي آنها و براي تجاوزات به عنف در ايران و براي قتل هاي متعدد ناموسي و براي بحران طلاق در ايران و براي ده ها و صدها بحران اقتصادي و اجتماعي ، در سخنراني هايشان راه حلي ارايه نمي كنند كه چراغ راه هدايت مردم و مسؤولين مربوطه باشد .
    البته من تا حدود زيادي حق را به جانب ايشان ميدهم چون اصولا ايشان خود را موظف مي دانند در سخنراني هاي خويش كه همزمان تمام مردم دنيا به آن گوش دل مي سپارند به مشكلات جهان اسلام اشاره كنند .

     
    • اقا محمد این امر مشخص است چون ایشان ولی امر مسلمین جهان هستند وافکارواندیشه ها و راهکارها یشان هم باید جهانی باشد نه مختص یک کشور یا گروه خاص.اگر تنهابه فکر ما ایرانی ها باشند باقی مسلمانان تکلیفشان چیست؟

       
      • مسئله اى هميشه مرا آزار داده ،چون خود پاسخ آن را نيافته و مدعيان نيز پاسخى به آن نداده اند .
        پيش از طرح مسئله لازم است در همسخنى با نوريزاد عرض كنم كه اگر انسانى فارغ از هر گونه عقيده دينى و غير دينى نسبت به درد همنوع حساس باشد همدردى اش شامل هر انسانى با هر مرام و مليت و مذهب و كشورى مى شود .به ويژه كودكان و زنان بى گناهى كه جيزى جز يك زندگى امن نمى خواهند .هيچ انسان دوست بزرگى در ابراز همدردى تبعيض قائل نشده است .پس من حق دارم نسبت به فرياد وا انساناى اين اين سرداران و رهبرشان به ديده ترديد بنگرم و اگر از رنج مردم غزه چشمانم اشكبار شود بروم در جايي دور از انظار چند قطره اشك بريزم .بماند كه اشك هاى من درد هيچ انسانى را رفع نمى كند .اما پرسش من :
        كسى كه نسبت به همنوع بغل دستش ، نسبت به هموطن و همزبان و همشهرى خود كه نزديك تر و مأنوس تر به اوست ،همچون دژخيم و ارباب و قيم رفتار مى كند ،كسى كه از پرپر شدن برگ هاى عمر جوانان همخانه خود در بيكارى و اعتياد و افسردگى و محروميت و فقر و تباهى ككش نمى گزد ،كسى كه جلو جشمش شاهد يك نسل سوزى و نسل كشى تدريجى است به بهاى بخور بخور هاى نجومى مشتى چپاولگر تحميل شده بر ملتى بدون هيچ انتخاب و رضايتى از جانب ملت و بدون هيچ شايستگى اى از جانب خودشان ،كسى كه هر صداى احقاق حقى را در پيرامون خود با چماق و گلوله و قمه و دشنه و شكنجه و زندان و تجاوز حصر و توقيف و پلمب و سانسور و گرفتن و بستن و غيره پاسخ مى دهد ،كسى كه به حساب خودش تنها راهى كه براى اصلاح و ارشاد مى شناسد زور و غصب رسانه ها و بستن ديگر دهان هاست ،چنين كسى چگونه ممكن است دلسوز انسان هاى دور دست باشد ؟جگرخوار نزديكان چگونه ممكن است غمخوار دور دستها باشد ؟نابيناى نزديك چگونه مى تواند بيناى دور باشد ؟ ملت ستيز چگونه مى تواند به تمام جهان عشق و رزد ؟ اگر از نگاه انسانى و احساسى به اين رفتار دوگانه بنگريم ، آيا حق نداريم ديانت اينان ،انسان دوستى اينان ،
        شعار هاى ستم ستيزانه اينان ،ادعا هاى اخلاقى اينان را سر تا پا تزوير و ريا ببينيم ؟آيا به راستى اگر كسى از ديدن مادر بچه در بغلى كه در غزه از لابه لاى دود و آتش و انفجار دوان دوان و سراسيمه در جستجوى جانپناهى براى زنده ماندن است ،كمينه خدشه اى به وجدانش وارد شده باشد ،از جاى امن و امان خود مى تواند به جاى دعوت به آشتى جهان را به شعله ور تر كردن آتش جنگى بى پايان فرابخواند ؟. گاهى فكر مى كنم كه اينان در سينه به جاى قلب يك تكه سرب دارند و در سر به جاى مغز يك شبكه چدنى جامد و سخت و متصلب .

         
  29. ب نظرم باید حمله کنن و اون وحشیای خونخوار اسرائیلی رو تیکه پاره کنن و بندازن جلوی سگ تا بیاد بخوره….

    میان میگن تو مدرسه موشک بوده…. خوب یکی نیست بگه بوده که بوده ؛ حالا تو وحشی چطور ب خودت اجازه میدی بری بزنی بچه های خواب رو تیکه پاره کنی بیشرف….؟؟؟

    ب نظرم اینا انسان نیستن چرا که متناسب از خوشون دفاع نمیکنن و وحشی خونخوارن

     
  30. بنظر میرسد ایران سرزمین رازها و سئوالات بی جواب است از جمله این سئوالات :
    1. چه کسی مسئولیت جنگ با اسرائیل را بر عهده ما گذاشته است؟
    2. چه کسی مسئولیت تقابل با آمریکا را به ایران محول کرده؟
    3. چه کسی گفته تقابل با اسرائیل عمق استراتژیک دفاعی ایران است؟
    4. چه کسی گفته سرنوشت اسلام و فلسطین به هم گره خورده؟ اگر بر فرض خورده هم باشد چه کسی گفته وظیفه ما است که آنرا دفع کنیم؟ مگر 90% سایر مسلمانان مسولیت ندارند؟
    5. چه کسی گفته برای نجات دین خدا باید جنگید و یک ملّت را نابود کرد؟
    6. چه کسی به رهبر ایران گفته که از جمله وظائف مهمش در اداره کشور درگیر کردن کشور در بحرانهای منطقه ای و جهانی است؟
    7. چه کسی به رئیس جمهور ایران وظیفه داده که برای دفاع از عتبات یعنی چند ساختمان و بنا باید ایرانیان به قتل برسند و منابع ایران نابود شود؟
    8. چه کسی به سردار قاسمی تکلیف کرده که اینگونه در مورد غزه صحبت کند؟ سردار از ارث پدری قرار است بدهد یا از نفت این ملّت بدبخت؟
    9. چه کسی در اسلام وظیفه جنگ با اسرائیل را برای ایرانیان تعیین کرده؟
    10. چه کسی می تواند یک خبر خوش از هزاران خانواده شهید جنگ عراق که در تنهائی خویش مسببان جنگ را نفرین می کنند به مردم بدهد؟
    11. چه کسی میتواند به این سئوالات اضافه کند؟ اگر کسی هست بپرسد و به این لیست اضافه کند

     
    • یارانف دوست عزیز درود بر شما. من جواب سوالهای شما رو میدم،هیچکدوم بی جواب نیست:
      جواب سوالات 1. تا 10. شما میشه = انگلستان این روباه مکار
      انگلستان سالهاست که از جنگ علنی خودداری میکنه و این لشگرکشیها رو میسپاره به فرزند نا خلف، سرکش و ماجراجوی احمق خودش آمریکا و یا اسرائیل.صاحب اصلی خاورمیانه انگلستان هست و تاریخ گواه این مطلب هست. هیچ کدام از کشورهای خاورمیانه به بهروزی نمیرسه مگر با بالا بردن سطح دانش و بینش و تفکر انسان محور ونه تفکرات افراطی و خود خواهانه و بر پایه ی قومیت ، مذهب و زبان.
      10. خود ما مردم. اگه به کسانی که برای وطن از زندگی خودشون گذشتن احترام بزاریم و نشون بدیم که کشته شدن اون افراد بی فایده نبوده. چه کسانی که در جبهه کشته شدن و چه اونایی که در طول تاریخ برای نجات میهن از جان خودشون گذشتن.هستند کسانی که ناجوانمرانه ودر مظلومیت کامل و گمنام کشته شدند.دورد بر شرف تمام مجاهدان راه وطن مخصوصا گمنامان.
      11. بازهم خودمون. این ما هستیم که حق داریم از هر کسی و در هرجا سوال کنیم و انتظار پاسخی معقول را داشته باشیم.

       
      • جناب مهاجر با درود
        فرمودید «انگلستان این روباه مکّار»
        باید حضور انورتان عرض کنم که آری در مورد شّیادی, دسسیه دوزی و جنگ پراکنی انگلستان هیچ گونه شّکی روا نیست.

        ولی استدعا دارم در نظر داشته باشید که انگلوساکسون ها با تمام توانایی و قدرتشان در مورد استعمار ممالک گوناگون هر گز قادر به از بین بردن درایت, آگاهی و بیداری دسته جمعی یک ملت نبوده و نخواهد بود. هیچ ملتی حق ندارد دأمن در حال چرت باشد و در ضمن ازسارقین ایراد بر دزدیدن اموال خود گیرد

        ببینیم انگلستان از کدا م دریچه برای اغفال, سوُاستفاده و در نتیجه استعمار این ملل وارد شده است و اغلب موفق هم بوده است؟

        در زمان کودتا برعلیه دولت قانونی و مردمی روانشاد دکتر محمد مصدق کدام طبقه از ایرانیانیان بیشترین بودجه در نظر گرفته شده برای موفقیت کودتا از طرف امریکا و انگلستان را دریافت کرده و به حساب های شخصی خود واریز کردند؟
        اطمینان خاطر دارم پاسخ شما چیست و صحیح هم هست و همین گروه هستند که همواره ما را در خواب غیلوله نگه داشته و راه را برای هجوم دشمنان خارجی از جمله داخلی که اکنون بر رأس قدرت هستندهموار نموده و مینمایند

         
        • رسول عزیز درود متقابل بر شما
          دوست گرامی من کاملا با گفته های شما موافقم ولی هر مکر و حیله ای مختص زمان خودش است و در صورت تکرار یک شیوه برای فریب مردم، احتمال شکست بسیار است.
          منطقه ی خاورمیانه همیشه دستخوش تعقیرات و انقلابها بوده و جالب است که با دیدن تاریخها به یک نکته میرسیم و آن اینست که حداکثر زمانی که یک حکومت ماندگار شده حدود 40 سال است ونه بیشتر.گفتم حکومت چرا که هیچکدام از آنها بر پایه ی دموکراسی و آزادی انتخاب نبوده.در واقع پیامد تمامی انقلابها و کودتاها آمدن حاکمان دیکتاتور و فاشیست است.در ابتدا به بهانه ی جلوگیری از هرج ومرج اقدام به حذف رقبا میکنند و…
          توجه کنید که رهبران آن انقلابها و کودتاها که بودند.
          صحبت بر سر اینست که مردم تمام کشورهای خاورمیانه هنوز به آن بلوغ فکری و انسانی نرسیده اند و درگیر در اختلافات دینی ، قومی و زبانی هستند و حاکمان این کشورها نیز سوار بر این موج خشونت به حکومت خود ادامه میدهند ولی نه بیش از 40 سال.چرا که احتمال رشد و بلوغ فکری مردم آن جامعه میرود و یا با پشیمانی حاکمان ممکن است،انها در جهت ارتقای فکری جامعه گام بردارند که این خطری است برای صاحبان منطقه. انگلستان از آنجا که خود را صاحب بسیاری از کشورهای خاورمیانه میداند و به این نکته واقف است که هنوز دموکرسی برای این مردم خیلی زود است، هم بدلیل عدم رشد فکری مردم این مناطق و هم بدلیل به خطر افتادن منافع. لذا حق خود میبیند که در امور داخلی آن کشورها دخالت کند البته نه مثل آمریکا بلکه با سیاست و با برنامه.
          با برنامه ریزی در اتاقهای فکر برای چندین سال آینده آن کشورها و پرورش نیروهای کارآمد. تمام این نیروها شهروندان آن کشورها بوده و در درون جامعه می باشند.
          خط فکری مصدق دقیقا به دلیل عدم رشد فکری اکثریت مردم جامعه و زود هنگام بودن دموکراسی و اینکه منافع انگلستان به خطر افتاد به شکست انجامید. و اگر دقت کنیم میبینیم تا این لحظه ادامه دارد.
          اگر تصور کنیم که پیروزی انقلاب ایران حاصل تلاش مردم بوده کاملا در اشتباه هستیم.کدام مردم؟بحث بسیار طولانی است و در این مقوله نمیگنجد.
          فقط یک نکته ی اساسی:در کنفرانسی مخفی ، سران کشورهای قدرتمند جهان به جز شوروی سابق شامل( انگلستان – آمریکا – فرانسه ) در جزایر گوادالوپ به این نتیجه رسیدند که افسار این انقلاب را به آخوندها و مذهبی ها بدهند چرا که هم حکومت مذهبی ذاتا حکومتی دیکتاتور هست و با دموکراسی و جمهوری مردمی مخالف و دشمن افکار کمونیستی است…با یک تیر 2 نشان اصلی را زدند…البته زمان حکومت پهلوی هم داشت تمام میشد و باید تغییر میکرد.باز هم بگویم که صحبت پیرامون این مسئله بسیار زیاد است و نکات و زوایای فراوانی دارد که باید هر کدام جداگانه مورد بررسی قرار بگیرد.
          هیچوقت کشورهای خاورمیانه روی خوش نمیبینند مگر اینکه خودشان را اول بسازند و از تفرقه در تمامی زمینه ها رهایی پیدا کنند.

           
          • با پوزش از دوستان به دلیل تایپ آنلاین و عدم ویرایش مطلب
            تعقیرات —–> تغییرات

             
    • سلام،
      شاید خودمان، که بسیاری آنچنان در روزمرگی های جاهلانه فرورفته ایم که برای حاکمان فراغت فکری برای پرداختن به اولویت های اینچنینی فراهم می شود. ظلمی که به ما مردم رفته هرگز از تقصیرمان در عدم تلاش برای افزایش آگاهی نمی کاهد. دور از انتظار نیست که دغدغه ها و خواسته های مردمی که نمی دانند و برای دانستن تلاش و مطالعه نمی کنند، قربانی اولویت های اینچنینی مد نظر حاکمیت شود.

      شاید بشود لیست سوالات شما که بر مسائل خارجی متمرکز بود به سیاست های داخلی هم تعمیم داد. فرضا با این سوال هم شروع شود که چطور این امر بر احمدی نژاد مشتبه شد که خود را در قد و قواره ریاست جمهوری ببیند و …

       
      • زهرای شماره ی یک

        درود به ” یاران ” عزیز
        پاسخ سوالات یک تا ده شما، این دین مجعول فقیهانه ایست که پا در کفش حکومت داری و پولتیک کرده است . همان که ام الفساد است و فقیه و روحانی و پامنبری ” اشهی” و “احلی” میدانندش و با هیچ منطقی از این خر پیاده نمیشوند که سیاست و دیانت که مخلوط شد این شد که شد .
        پاسخ سوال ده سکوت است . سکوتی مرگ آور .

         
    • محمد مهدوي فر

      چه كسي به آيت الله العظمي امام خامنه اي تكليف كرده است كه بايد رييس همه ي ما ايرانيان باشد تا زماني كه جان به جان آفرين تسليم كند ؟ شايد اين آقا نخواهد حالا حالاها جان به جان آفرين تسليم كند . جل الخالق

       
    • با درود به شما، کیست که به این پرسش‌ها جواب دهد؟ ایرانیان ! همان ایرانیانی که ایران بی‌ صبرانه چشم به راه آنان نشسته است.

       
  31. حمله به اسرائیل به نظرم فقط این رژیم رو ب سمت مظلوم نمایی میبره و مساله اصلی که وحشی بودن این رژیم هست رو تو مجامع بین المللی به حاشیه میکشونه و عین حماقته که این کار از سمت حزب الله و ایران صورت بگیره….

    البته رهبری هم به همین اکتفا کرده ک باید به مردم همونجا کمک کرد تا خودشون از خودشون حفاظت کنند….

     
  32. رهبری و ب تبع حزب الله هم به همین حمایت اکتفا کرده و بقول شما خیلی عصبی نشده… چرا که هم داعش رو داریم کنارمون هم حزب الله تو سوریه درگیره و خودش رو تو دوتا جبهه قرار نمیده….

    خیلی در مورد این چیزا خدا رو شکر احمق نیستن…

     
  33. تا زمانی کە جمهوری اسلامی ایران هست هرگز مشکل فلسطین حل نخوهد شد ، اینرا همە می دانند . روزانە از دستگاهای اسلامی شیعە ١٢ امامی ایران مرتب از جهاد بر علیە دیگر ادیان و فرقەهای دیگر اسلام مردم تحریک و تشویق می شوند . ایران اسلامی شیعە آنچنان مردم مردم فلسطین را فریب دادەاست کە حتی حماس شمارش اعداد را هم فراموش کردە است .
    آخر اگر حماس و //// احمق نباشند آیا می توانند اسرائیل را از نقشە پاک کنند ؟ اگر بە زمانهای نە چندان دور نظری بافکنیم می بینیم هر بار حماس بە دستور سران ایران موشک اندازی میکند تعداد کشتەها یک بە هزار است از اسرائیل یک نفر از حماس هزار نفر کشتە می شوند . گوشە ای از یک ساختمان در خاک اسرئیل آسیب جزئی می بیند ، شهرهای حماس هم بکلی ویران می شوند . در عوض پول مردم گرسنە ایران خرابی هارا از نو با مدل جدید درست می کند .

     
  34. یکی از نشانه های خرد، دستِ بالا گرفتن هوش و قدرت حسابگری دشمن است. بدون شک اسرائیل از تنفر جهانی از اقداماتش در غزه آگاه است و با علم دقیق به گسترش احساسات یهودی ستیزانه در دنیا به جنایاتش در این منطقه ادامه می دهد. بدون شک این رژیم با بالا بردن عامدانه دامنه و وسعت جنایاتش در این منطقه، مترصد واکنش های تند و عصبی کشورهایی چون ایران است تا از آنها به نفع خود بهره برداری کند. هر واکنش عصبی یا احساسی، به قول شما، “پایانش در خودش خفته.” اینجاست که حاکمان زیرک و سیّاس، از فروشدن در چنبن باتلاق تعبیه شده ای پرهیز می کنند.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

93 queries in 2505 seconds.