سر تیتر خبرها
راهپیمایی روز قدس و ماساژ صلواتی

راهپیمایی روز قدس و ماساژ صلواتی

ساعت ده و نیم صبح رفتم خانه ی سینما. که در محوطه اش جمعی از سینماگران برای حضور در راهپیمایی اجتماع کرده بودند. به جمع شان پیوستم. عزیزان هنرمندی که من شناختمشان اینان بودند: فرشته طائر پور، مریلا زارعی، مونا زندی، منوچهر محمدی، رسول صدر عاملی، فریبرز عرب نیا، مازیار میری، رضا میرکریمی، کمال تبریزی، آتیلا پسیانی، عبدالحسین برزیده، علیرضا شجاع نوری، محسن علی اکبری، امین تارخ، محمود پاک نیت، جواد نوروز بیگی، ابراهیم مختاری، فرهاد توحیدی، محمدمهدی عسگرپور، جمشید گرگین، علی دهکردی، آتش تقی پور، یدالله صمدی، فریبرز عرب نیا، جلیل فرجاد، غلامرضا موسوی، حسن پورشیرازی، و دهها عزیز دیگری که یک به یک می آمدند و به جمع حاضران می پیوستند.

کمی بعد به راه افتادیم و از محوطه ی خانه ی سینما بیرون زدیم به سمت خیابان انقلاب، و از آنجا به سمت میدان فردوسی. شعاری در کار نبود. و شعارهایی اگر از مرگ بر این و مرگ بر آن از دهان کسی بر می آمد، با اجابت چندانی مواجه نمی شد. معتقدم: شعارهای مرگ بر این و زنده باد آن، نه به مرگ جماعتی می انجامد و نه به زندگانی جماعتی درازا می بخشد. بل، گوینده ی این شعارها را به ورطه ی بی خردی در می اندازد.

در میدان فردوسی از جمع هنرمندان جدا شدم و راه رفته را باز آمدم. تشخیصم این بود که حضورم در جمع معترضان به همین اندازه کفایت می کند. من نرفته بودم که به خیل نمازگزاران بپیوندم و جناب سید احمد خاتمی برایم خطبه بخواند و عربده های فقیهانه سر بدهد. رفته بودم بگویم: من به کشتاری که در غزه صورت می پذیرد معترضم. به همان نسبتی که اگر فردا مردم عادی اسراییل مورد تعرض قرار گیرند، به حمایتشان بر خواهم خاست.

در راه بازگشت، به چادر کوچکی برخوردم که بر آن نوشته شده بود: ماساژ صلواتی. داخل چادر، ماساژور جوان و سپید پوشی بر پیکر مردی که دراز خوابانده بودش، دست می کشید. مردِ دراز کشیده را بگو که به چه خلسه ی خوشایندی فرو شده بود. با تماشای این صحنه، به ذات جمهوری اسلامی فرو شدم. که در این سالها مردمان را دراز به دراز خوابانده و نه بر پیکرشان، که بر فهمشان دست می کشد. و در این معرکه عجبا که به چه تخصصی نیز دست یافته است. ماساژ بدن کجا و ماساژ فهم کجا؟ هر دو را خلسه ای خوشایند است. اولی اگر کمی بعد از بدن می گریزد. دومی اما نه که به جهالت آمیخته است، خوشایندی اش به این زودی زدودنی نیست.

می گویم: راستی مگر همین روزها در عراق کشتاری وسیع در جریان نیست؟ یا در سوریه؟ اگر در فلسطین، این یهودیان اند که مردمان مسلمان را به خاک و خون می کشند، در عراق و سوریه جماعتی از خود مسلمانان اند که با نعره های الله اکبر سر می برند و به مغزها شلیک می کنند!؟ تلاش کردم نسبت متغایری میان کشتار در غزه و کشتار در عراق و سوریه پیدا کنم اما جز به گزینشگریِ حاکمان جمهوری اسلامی دست نیافتم. در کشتار غزه، و در مرگ بر اسراییل های مردمان گیج و منگ، حاکمان نظام اسلامی درایران را منفعتی است که به بقایشان بهره می رساند.

و گرنه شما روزی را تجسم کنید که نظام اسلامی ما مردم را به خاطر کشتار داعشی ها در عراق به خیابان کشانده است. پرسش این که: مگر نظام نفعی می برد از آن اجتماع؟ مردم در آن اجتماع، شعار چه بدهند و مرگ بر که بگویند؟ مرگ بر داعشی؟ داعشی مگر کیست؟ آدم کش است؟ بی خرد است؟ قلچماق و بی فرهنگ و بی ادب است؟ خب نمونه ی داعشی ها در دل همین حاکمیت خودمان مگر کم است؟ که هم مسلمان و نماز شب خوان اند و هم قاتل و بد دهان و نفرت انگیز. نه، دمِ همان اسراییل گرم. توپ را به سمتی شلیک کن که اگر بجایی نیز بر نخورد، یک تتلقی صدا در کند.

محمد نوری زاد
چهارم مرداد ماه نود و سه
Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

89 نظر

  1. سلام دکتر بزرگوار
    خدایی ما هم از کشتار بی گناهان خشمگین هستیم اما دکتر عزیز راهپیمایی در ایران یعنی تایید کارهای این حکومت ادمکش جنگ طلب که اگه نگاه کنید مانند عربستان دست در تشت خون خاورمیانه دارند و هریک به بهانه ای برای بقای خود خون بیگناهان را بر زمین می ریزند و دلار های نفتی را به جیب مزدوران ادم کش خود می ریزند.شما به من پاسخ دهید سلاح های فلسطینی ها تا حالا چه نفعی برایشان داشته ایا نه این است که هر روز باعث می شود به همین بهانه به انها حمله شود ایا با این سلاح های اندک توانسته یا می توانند کشورشان را از اسراعیل تا دندان مسلح پس بگیرند ایااین سلاح هاست که اسراعیل را از کشتار و بمباران غزه و غیره به طور کامل باز می دارد؟یا مظلومیت و نگاه جهانیان پس به نظر من ایران با فقط و فقط انها را با این سلاح های مسخره به مسلخ می برد و خود می خندد در حالی که اگر از طرف حماس بعد حمله اسراعیل یک تیر هم شلیک نشده بود اینک اسراعیل به مذلت و خواری افتاده بود و همگان محکومش می کردند و او را خونریز می دیدند و سریع تر کشور فلسطینی مستقل شکل می گرفت با حمایت جهانی. اما اکنون چه میلیاردها پول بی زبان ما و دیگران برباد رفت طونل ها نابود شد بچه ها کشته شدند طرح کمک به سپر اهنین که معلوم نبود از طرف امریکا تصویب شود سریع تصویب شد دولت اتحاد فلسطین به سمت فروپاشی رفت و…. آه از بی خردی آه از خونخواری این آخوندها.دکتر نباید می رفتی راهپیمایی این حکومت همینو می خواست مثل رای اوردن و رای دادن در انتخابات قبلی اینا واقعا بلد شدن چطور مردم رو به شور بیارن و ماهی خودشون رو بگیرن

     
    • ببخشید وقتی می نویسم نه به علامت ها توجه می کنم نه به املا از همه عذر می خوام شرمنده تقصیر این خط بیگانه هستش که واقعا ازش متنفر هستم

       
  2. آقای نوری زاد سلام
    – داعش اگر در عراق یا سوریه هر کاری می کند، اولا عراق و سوریه مانند مردم غزه در مضیقه نیستند، ثانیا داعش هم به اندازه اسرائیل قدرت ندارد. لذا اگر به حمایت باشد، فلسطینیان اولویت دارند
    – جام جهانی(برای عوام) و تحرکات داعش + مذاکرات هسته ای ایران(برای خواص) به منزله انحراف ذهنی از سوی رژیم صهیونیستی در نظر گرفته شد، تا نسخه فلسطینیان بپیچند. اما “مکرو و مکر الله …”، فکر روز قدس را نکرده بودند
    – همانطور که آقای خامنه ای هم تشخیص دادند، داعشی ها ایادی اسرائیل هستند. ما دشمن اصلی را گم نمی کنیم. دشمن اصلی ما همان صهیونیست ها هستند.
    – بد نیست بدانید اگر کمک ها جمهوری اسلامی به سوریه نبود، الان داعش دولت اسلامی! سوریه را تشکیل داده بود و شاید الان در حال منضم کردن عراق به آن بود

     
  3. با درود آقای نوری زاد
    شما اگر به شعار های همان راهپیمایی دقیق می شدید شعار مرگ بر داعشی و وهابی و تکفیری را هم میشنیدید و اینگونه نا به جا قضاوت نمی کردید
    موفق باشید

     
  4. سلام – آقای نوری زاد ، من چند سال پیش در فصل گرما ” آبسردکنی ” خریدم و خواستم به مردم رهگذر فقط یک جرعه آب آنهم از نوع لوله کشی شهری ( فقط یک آب خوردن !) تقدیم صلواتی کرده باشم ، نه آنکه بطری آبمعدنی که هزینه آن سر به فلک خواهد داشت . بعد از مدتی با قبوضی و مبالغی روبرو شدم که نگو نپرس . پیش خود گفتم اگر مبلغ یک ” آب ” تنها این میشود ، پس مبلغ ساندیس و آبمیوه و . . . صلواتی _ الله و اکبر ! بی اختیار یاد آن شخصی افتادم که وقتی درخت ” گردو ” را دیده بود ( البته در عمرش بوته خربزه را ندیده بود ) در یک قیاس ساده و متعجبانه گفته بود : درخت گردکان ( گردو ) به این بزرگی / درخت خربزه الله اکبر . من آنقدر میدانم هزینه آن چادر ماساژ صلواتی در راه پیمایی روز قدس ، صلواتی نیست و در اصل از ” بیت المال ” و از طریق سازمان های مختلف پرداخت میکنند . همچنانکه هزینه غذا ، کیک ، آبمیوه، ساندیس ، شربت و . . . در ایستگاههای صلواتی 14 خرداد در مرقد امام خمینی را باجه هایی که نام سازمان آنها روی باجه تقدیم خوردنی های صلواتی نقش بسته بود ، صلواتی نیست و در نهایت از کیسه همین مردم و از ” بیت المال ” تأمین می نمایند .

     
  5. ريشه ها ١٤٩( دنباله كامنت زير با همين عنوان )
    شاه سمنگان چنان به پيدا شدن رخش يقين دارد ،كه خواننده حق دارد به وعده او كژگمان گردد .چرا رستم خودش در پى يافتن رخش نمى رود ؟چرا وعده شاه سمنگان را باور مى كند و انديشه ( دلنگرانى ) از سرش مى پرد ؟ مى توان پاسخ داد كه :
    پى رخش رستم نگردد نهان
    چنان باره نامور در جهان
    بجوييم رخشت بياريم زود
    ايا پر هنر مرد كار آزمود
    به فرمان شاه سمنگان خواليگران خوان مى آرايند و خويا گران فضا را از نغمه رود و ساز شادى آكند مى كنند و گلرخان پياله هاى باده دست به دست مى كنند .چه شده است مگر ؟ آنكه با جهان شاهنامه آشناست ، با چنين مجالسى بزمى نيز بيگانه نيست .پهلوان در كنار رزم بايد آداب بزم هم بياموزد . راه و آيينى كه رستم نگه دار آن است ، راه و آيين ايرانشهرى است .در اين راه و آيين رزم و بزم و جشن و يسن همراه با داد و دهش و نيكويي و دليرى و بردبارى و مهر آزمايي و شادى و بخشندگى و خرد و انديشه پويه هاى مجموعه اى كلى اند همراه با آدابى كه اين مجموعه را بسامان مى كند .رستم نماد نگه دارنده اين مجموعه است .اين مجموعه روح ميهن به مفهوم سرزمين پدرى است .خواهم گفت كه در اين داستان پر آب چشم چگونه رستم در برابر سهراب همچون نگه دارنده اين آيين ايرانشهرى ظاهر مى شود اما اكنون بسنده مى كنم به بزمى كه از إن بزم هاى ديگرى زاييده مى شود كه برخلاف بزم هاى ديگر شاهنامه گوييد مرغواى بدخبرى در إنها پرسه مى زند .بزم شاه سمنگان يا ميهمانى دشمن ،بزم رستم و گيو در راه سفر به پيتخت ،بزم كاووس پس از إشتى با رستم ،بزم سهراب در دژ سپيد . همه اين بزم ها يك ناخالصى و نقطه تيره در خود نهان دارند .همه اين بزم ها كمابيش نابجا مى نمايند .هيچ يك از اين بزم ها بزمى را جبران نمى كنند كه مى توانست با آشتى پدر و فرزند رخ دهد اما رخ نداد و اين هسته مركزى تراژدى است كه حكيم توس را به پرسش از دادگرانه بودن فاجعه برمى انكيزد و آه از نهاد هنرمندش برمى إورد . كنايه را كنار بگذارم .كمابيش همزمان با فردوسى در حكمت مشاء نيز شر در جهان عدالت الهى را مسئله ساز مى كند .ابن سينا ،معتزله و اشاعره با خونسردى و منطق خشك مى كوشند تعارض شر و عدالت الهى را رفع كنند ،اما فردوسى كه زبانش هنرمندانه و انديشه اش زنده و انسانى و برخاسته از متن حادثات -و نه صرفا در برهان هاى ذهنى -است آه از نهادش بر مى آيد كه چرا :
    يكى جز به نيكى زمين نسپرد
    همى از نژندى فرو پژمرد
    يكى بد كند نيك پيش آيدش
    زمين بنده و بخت خويش آيدش
    مجلس بزم شاه سمنكان زاينده چيزى است كه مى تواند زندگى رستم را پس از مرگش ادامه دهد .رستم گويي از آغاز از چيزى مبهم غمگين است كه همچون ويروسى در خرد قهرمانان داستان وارد مى شود و گفتارها و كردار ها را نابجا مى كند .اما فقط گويي . بايد ببينيم كه آيا به راستى چنين است .نيمه شب تهمينه به كامى به بالين رستم مى رود .
    تو را ام كنون گر بخواهى مرا
    نبيند جز اين مرغ و ماهى مرا
    يكى آنكه بر تو چنين گشته ام
    خرد را ز بهر هوا شسته ام
    و ديگر كه از تو مرا كردگار
    نشاند يكى پورم اندر كنار
    مگر چون تو باشد به مردى و زور
    سپهرش دهد بهره كيوان و هور
    تراژدى كه مضمونش ناگزيرى تقدير است ،فرمش نيز بايد از آغاز همچون جادو گران مكبث ،يا پيشگويي هاتف معبد دلفى در اوديپ شهريار ،يا پيشگويي جاماسب به اسفنديار بايان را از آغاز اعلام كند .چرا راه دور رويم :فيلم مسافران بهرام بيضايي نمونه اى برجسته از براعت استهلال است .زنى از إغاز مى گويد :ما همه مى ميريم (نقل به مضمون ) .مقصود زن مردن همه در سفر پيش روست .اما آن هم كه نباشد باز هم ما همه مى ميريم ؛من ،شما ،همه . زايش و زندگى شايسته در گرو چگونگى رويارويي ما با اين تقدير ناگزير گريز ناپذير است .بارى ،تازه دستگيرمان مى شود كه بزم شاه سمنگان يك قطعه نابجا در پازل داستان نيست .رستم پير وارد توران شده است تا رستمى جوان از توران صادر كند .اين رادتهمينه مى گويد .:مگر چون تو باشد به مردى و زور .اينجا نيز مى توانيم رستم را نكوهش كنيم .او آيا به اين نمى انديشد كه يك رستم تورانى با توجه به پيرى خودش فردا ايرانيان را در جوى خون دفع مى كند .توجه بفرماييد .سهراب بعدا پس از قتل ژنده رزم همين مضمون را ساز مى كند ،و من دارم متن را با متن تحليل مى كنم .بزم شاه سمنگان نيز تصوير پردازى هنرمندانه اى است كه آبستن آينده اى مبهم است .رستم با تهمينه عشور زى مى كند و آن بزم و اين عشقورزى مى تواند پيام ديگرى نيز داشته باشد .آرزويي كه نطفه اش در زهدان مادر -ميهن ،در زهدان تهمينه ،بسته مى شود .آرزوى آشتى توران و ايران ،آرزوى آشتى سرزمين پدرى و مادرى ،آرزوى رفع تعارض مادر -ميهن و پدر -ميهن .اين نيز آرمانى است كه بعدتر سهراب بيانش مى كند .حكيم توس همه چيز را بجا چيده است . بزرگى هنر فردوسى هنوز ناشناخته مانده است

     
    • سه اشتباه
      ١-خوياگران (نادرست)
      خنياگران (درست)
      ٢-گوييد مرغواى(نادرست)
      گويي مرغواى (درست)
      ٣-اين راد تهمينه مى گويد ( نادرست)
      اين را تهمينه مى گويد( درست)
      با پوزش

       
  6. ريشه ها ١٤٩(دنباله كامنت زير )
    روزى رستم غمين مى شود و ساز نخچير گاه مى كند :
    غمى بد دلش ساز نخجير كرد
    كمر بست و تركش پر از تير كرد
    اين آغازكاه غمنامه رستم و سهراب است . رستم اين نگه دارنده سرزمين پدرى ،اين پشتوانه آبادى و ايمنى ايران ،اين آزاده اى كه زمين بنده و رخش گاه اوست ،اين نگهدار رسم و آيين و راه ، اين پيلتنى كه هماره بيش از قيل و قال عمل كرده و با هر عملش ايرانشهر را از شرى رهانيده است اينك غمين. گشته است .براى هر بشرى پيش مى آيد كه گاه افسرده شود .غم هرگز هيچ روان بشرى را براى هميشه ترك نكرده است .غم نيز همچون شادى همزاد آدمى است .مى آيد و هنگام رفتن همين طور كه دور مى شود مى گويد دوباره برمى گردم .فردوسى هيچ توضيحى نمى دهد كه جهان پهلوان از چه غمى گشته دلش . حماسه سرا ما را با اين پرسش تنها مى گذارد .پاسخ هاى ما از گمانه فراتر نمى رود .رستم آزاده زيستن در زابلستان را از تنگناى كاخ كاوو س سزاوار تر ديده است .سقف بلند كاخ به چشم وى بسى كوتاه است . او از آن پهلوانانى نيست كه همواره در دربار پيرامون شاه چرخ و واچرخ خورند و دماسنج روح خود را با دماسنج مزاج شاه همساز كنند ،با اين همه ، همواره فرمان شاهان را براى دفع دشمنان ميهن پذيره گشته است .او همانى است كه دم مردن به قاتلش مى گويد:ز كار تو ويران شد آباد بوم .
    غم چنين مردى كه آبادى و شادى ايران به وجود او بسته است ، نه غمى است كه بتوان بى اعتنا از كنارش كذشت گرچه پهلوان خود پس از خوردن گور بريانى كه شكار كرده است ،غم خود را به خوابى عميق مى سپرد در زير آسمان بيكران . مى توان به گمانه گفت او از بدسگالى روزگار كيكاوس غمين است .اما راست آن است كه متن تراژدى از غمى همين طورى سخن مى گويد .غمى كه برخى از انديشمدان آن را ملالت ناميده اند و متعلق آن را هيچ موجودى نمى دانند مگر گونه اى حال پنهان در ژرفاى روان كه خبر از مرگ و نيستى و زمانى مى دهد كه هيچ انسانى را ياراى گريز از إنها نيست .اين گمانه با فضاى سوگنامه ناهمساز نيست .رستم ها نيز مى ميرند و آنچه مى ماند همه چيزهايي است كه زاييده اند و پس از مرگ پس پشت مى نهند .فردوسى خود نيز عجيب اشتياقى دارد كه پيش از به انجام رساندن شاهنامه تنش چون تن هر جانور مرده اى خوراك خاك نگردد .
    همى خواهم از دادگر يك خداى
    كه چندان بمانم به گيتى به جاى
    كه اين نامه شهرياران پيش
    بپيوندم از خوب گفتار خويش
    از آن پس تن جانور خاك راست
    سخن گوى جان معدن پاك راست
    رستم به خوابى چون خواب مرگ فرو رفته است و رخش در مرغزار رها گشته .سواران تورانى پس از تلفاتى رخش را به بند ،مى كشند .رستم بيدار نمى شود .مگر پس از ربوده شدن رخش .رخش به كردار شير ژيان با سواران تورانى رزميده است .دو تن را با لگد كشته است و يكى را با دندان .حتما شيهه نيز كشيده است .اما رستم تنها پس از پايان اين تكاپوى جنگى بيدار مى شود . خوابيدن رستم چنين گزارش مى شود :
    بخفت و برآسود از روزگار
    چمان و چران رخش در مرغزار
    اين فارغبالى در منطقه اى مرزى رخ مى دهد .رخشى كه رستم چون فرزندى دوستش مى داشته به دام سواران تورانى مى افتد .برآسودن از روزگار در قلمرو مرزى به دمى نمى پايد .رستم آزاده را هشدار مى دهد كه سهم إزادى آدمى در جهانى آكنده از تهديد شر ،در برابر مرگ محتوم ،و تصادف هايي كه إزادى را تهديد و مشوش مى كنند مرد سرزمين پدرى را از برآسودن باز مى دارند .رد پاى رخش همچون رد پاى تقدير رستم را به سمنگان مى رساند .شاه سمنگان به رستم پياده و بى رخش خوشامد مى گويد . چه رمزى در خوشامد دشمن نهفته است ؟ زمان پاسخش را خواهد داد .زمان اكنون نهانى زهرخند مى زند .در علم بديع اعلام تمامى مضمون اثر در آغاز را براعت استهلال گويند .اگر خواب رستم را به خواب مرگ مانند مى كنيم ،اگر به خوشامد گويي شاه سمنگان به چشم حيرت مى نگريم ،اگر ربودن رخش را چون هشدار زمان به ربودن چيزى عزيز از رستم تعبير مى كنيم سبب آن است كه پيش از اين صحنه عملى بى سخن راوى از مضمون روايتش پيشايش خبر داده است :
    كنون رزم سهراب و رستم شنو
    دگرها شنيدستى اين هم شنو
    يكى داستان است پر آب چشم
    دل نازك از رستم آيد به خشم
    اگر مرگ داد است بيداد چيست
    ز مرگ اين همه بانك و فرياد يست

     
  7. ایرانیان فراموشکارند ایرانیان زود تحت تاثیر قرار میگیرند یادمان رفته که در زمان جنگ که هموطنان در جنوب کشور از پیر وجوان و بچه ها به شهادت میرسیدند همین فلسطین و لبنان و دیگر کشورهای عربی به عراق کمک میکردند یادمان میرود عربها چقدر به ایرانیان توهین میکنند نمونه اش در امارت همین چند ماه پیش در مسابقات قران ایرانیان را تحقیر کردند در طول تاریخ عرب دشمن عجم بود و الان متاسفانه دولت به همین عربها کمک میکند در فلسطین پارک و خانه سازی میکند و جوانهای خودمان خانه ندارند واقعا متاسفم برای کسانی که از این عربهای مفتخور حمایت میکنند

     
  8. لحظه ای به نتایج این سخن اقای خمینی فکر کنید
    ” اگر دشمن در پشت تعدادی از مسلمین برای حمله به سپاه اسلام سنگر بگیرد ما موظفیم ان مسلمین را بکشیم “

     
  9. زهرا
    آقای نوریزاد متولد ایران است و مسافرت به خارج هم نداشته ولی آن سخصی که به رهبر خیلی خیلی نزدیکتر است بجه اش
    متولد انگلیس هست

     
  10. سلام آقای نوری زاد و خوانندگان محترم این سایت آزادی خواه
    اسم این پدیده ذیل را چه می گذارید ؟
    زبان روزه بر سر سفره افطار نشسته ایم در جمع خانوادگی که تلویزیون خبر های تکمیلی سقوط هواپیمای مالزی با موشک در اوکراین را می خواند و یک نفر از اهل خانه که بسیجی مخلصی هم هست و من می دانم شیر پاک خورده است و نان حلال خورده و از این دم و دستگاه نانی هم به سفره نمی برد مگر اندک، خبر می دهد : اوکراینی ها می خواستند با موشک هواپیمای پوتین را در همان لحظه بزنند که اشتباهی میخورد به این یکی !!!
    یعنی این شایعه سازی برای برادر پوتین با زبان روزه و ماه صیام بر سر سفره افطار خانوادگی که کسی هم نان خور حکومت نیست و حتی به مخیله “صدای روسیه ” و “راشا نیوز” هم نرسیده ،چه میزان اخلاص نیاز دارد ؟
    من شخصا این پدیده را به باد دادن آخرت خود برای دنیای دیگران نام داده ام !!!شما چه؟

     
  11. Organic matter maturation under the influence of a deep intrusive heat source: a natural experiment for quantitation of hydrocarbon generation and expulsion from a …‏

    نه تنها این بلکه تقریبا تمام آنچه به انگلیسی آورده اید جناب آخوند مربوط به محصولات کشاورزیست .و انچه را بفارسی اورده اید هم راجع به تاثیر غدد مختلف از جمله تیرویید و قوق کلیوی و هیپوفیز…و مواد غذایی و بهداشت و تاثیر محیط در رشد انسان است و آنهم نسبی است و نه تعیین کننده. ودلیلی بر درست بودن یا ترغیب به چنین عمل شنیی مثل ازدواج با دختر 9 ساله ندارد.بله در زنان بسیاری از سن 8 ببالا آثار بلوغ ظاهر می شوند.و برای اطلاع بیشتر جناب آخوند بگویم که حتی از این سن پایین تر هم دخترانی بوده که براثر تجاوز جنسی حامله شده.ولی قاعده گی در دختران بیشتر از سن 11 ساله ببالا هست و فرقی هم تقریبا در بین نژادهای مختلف انسانی نیست.مسلما استثنا در تمام سرزمینها و بین همه نژادها هست. هیچ انسانی مگر از ناچاری و یا خباثت حاضر به ازدواج دختر بچه ای به ازدواج با مردی 53 ساله بشود.ولی دراسلام و حتی در یهودیت و مسیحیت چنین کاری شرعی است! در ضمن این ادعای شما ناقض ادعای دیگرتان در مورد طولانی تر بودن دوران بارداری زنان قریش نسبت به دیگر زنان است.چون اگر بپذیریم که زنان قریش و یا مناطق گرمسیری زودتر بالغ می شوند باید بپذیریم که آنها زودتر هم به یا یسگی می رسند.و شما خود برای عقیم بودن محمد دلیل آورده اید. و بقولی آفتاب آمد دلیل افتاب!

     
    • يكى از مقالات انگليسى راجع به آب گلابى است!

      تازه بر فرض هم كه گرما باعث بلوغ دركودكان ٩ ساله شود. چطور نژاد عرب كه به خاطر شرايط آب و هوايى شان دخترانشان در ٩ سالگى به بلوغ جنسى ( و چنانكه آقاى مرتضى براى اولين بار ادعا كرده اند، همچنين بلوغ عقلى ) مى رسند و زنانشان هم ديرتر يائسه مى شوند، اين خصوصيت را پس از دهها نسل، كه در آب و هواى غيرگرمسيرى مثل ايران زندگى كرده اند نيز حفظ مى كنند؟ كما اينكه در رساله هاى مراجع تقليد هم آمده كه زنان سيده ديرتر يائسه مى شوند. يعنى حتى سادات دهها نسل بعد كه نسل اندر نسل در ايران زندگى كرده اند، هنوز فيزيولوژى بدنشان تحت تأثير جده اولشان است كه در آب و هواى گرمسيرى بوده؟

      و حتماً شنيده ايد كه در مورد مردان سيد هم مى گويند كه جوشى هستند يعنى زود عصبانى مى شوند. يعنى آنها از نظر سيستم عصبى مركزى و غدد فوق كليوى كه كنترل كننده خشم هستند با سايرين متفاوتند و اين تفاوت را پس از دهها نسل حفظ كرده اند.

      ظاهراً نژاد عرب تافته جدا بافته اى هستند كه فيزيولوژى جداگانه اى از ساير ابناء بشر دارند ولى چرا اين مسأله در هيچيك از كتب معتبر فيزيولوژى ذكر نشده است؟

      و فرض كنيم تمام دلائل ايشان صحيح است و كودكان در عربستان در ٩ سالكى به بلوغ جنسى و عقلى مى رسيده اند. خوب اين چه ربطى به دختركان معصوم ايرانى در زمان كنونى دارد كه بايد قربانى آب و هواى عربستان و فيزيولوژى متفاوت كودكان عرب هزار و چهارصد سال پيش شوند؟

       
      • یک سوال: بحث بر سر امکان ازدواج یک مرد با یک بجه ی 9 ساله از نظر فیزیولوژی به کنار، اما اینکه، چطور یک مرد با بیش از 45 سال اختلاف سنی نسبت به بک کودک زیر 9 سال، میتواند نسبت به او احساس جنسی داشته باشد؟ این مطلب از نظر علم روانشناسی یا اخلاق و مسائلی از این دست، چه حکمی بر آن مترتب است؟ دوستان اگر پاسخی عقلانی دارند محبت کرده و پاسخ دهند تا باعث تنویر اذهان گردد.

         
      • آنیتا گرامی، با درود. حتماً جواب سؤالات خودتون را میگیرین، ولی‌ خیلی‌ رو اینکه ارتباطی به دانش و خرد داشته باشد،حساب باز نکن. ده‌ها بار تا حالا تلاش کرده‌ام و اراجیف شنیدم به جای جواب.

         
  12. 1-“”مقالاتِ تحقیقاتی برای تاثیر گرما بلوغ

    … maturation under the influence of a deep intrusive heat … – ‎Rullkötter – Cited by 104
    Influence of variety, maturity, processing and storage … – ‎Spanos – Cited by 89
    The influence of recovery temperature on the effects of … – ‎Stone – Cited by 48

    Organic matter maturation under the influence of a deep intrusive heat source: a natural experiment for quantitation of hydrocarbon generation and expulsion from a …‏
    J Rullkötter, D Leythaeuser, B Horsfield, R Littke… – Organic …, 1988‏ – Elsevier‏
    … Organic matter maturation under the influence of a deep intrusive heat source: A … The maturity
    of the organic matter in the cores recovered ranges from immature (0.48% R̄ 0 ) to overmature
    1.45% R̄ 0 ) due to location of the Hils syncline in the vicinity of the Vlotho Massif … ‏
    بیان شده در 104 یافته مقالات مرتبط تمام نسخه‌های 2 نقل قول
    Influence of variety, maturity, processing and storage on the phenolic composition of pear juice‏
    GA Spanos, RE Wrolstad – Journal of Agricultural and Food …, 1990‏ – ACS Publications‏
    … The influence of SO,, initial high-temperature short-time (HTST) heat treatment, enzymatic clarifi-
    cation, fining, bottling, concentration, and storage on the phenolic composition of … Variety and
    maturity introduced major quantitative differences in the phenolic pro- file. … ‏
    بیان شده در 89 یافته مقالات مرتبط تمام نسخه‌های 2 نقل قول
    The influence of recovery temperature on the effects of a brief heat shock on wheat. I. Grain growth‏
    PJ Stone, R Savin, IF Wardlaw, ME Nicolas – Functional Plant Biology, 1995‏ – CSIRO‏
    … of V4&121 plants was therefore higher than that of the V21M21 control at maturity, despite having
    been significantly lower at 25 DAA. Page 6. P. J. Stone eta!. 10 20 30 40 50 60 70 Time (days
    after anthesis) The influence of recovery temperature on the effect of ‘heat shock9 on … ‏
    بیان شده در 48 یافته مقالات مرتبط تمام نسخه‌های 5 نقل قول
    [PDF] از usda.gov
    Temperature, water and fertilizer influence the timing of key events during grain development in a US spring wheat‏
    SB Altenbach, FM DuPont, KM Kothari, R Chan… – Journal of Cereal …, 2003‏ – Elsevier‏
    … fertilizer had little effect on time to maximum water content, dry weight, apoptosis, or harvest
    maturity under any of the temperature regimens and did not influence the timing of … Effect of the
    duration and intensity of heat shock during grain filling on dry matter and protein … ‏
    بیان شده در 157 یافته مقالات مرتبط تمام نسخه‌های 10 نقل قول
    Freezing of banana slices. Influence of maturity level and thermal treatment prior to freezing‏
    P CANO, MA MARIN, C FUSTER – Journal of Food Science, 1990‏ – Wiley Online Library‏
    … Influence of Maturity Level and Thermal Treatment Prior to Freezing … Several authors described
    the effect of some heat and chemical treatments on the quality of … blanching treatments prior to
    freezing on banana polyphenoloxidase and peroxidase at different maturity levels; (2 … ‏
    بیان شده در 45 یافته مقالات مرتبط تمام نسخه‌های 3 نقل قول
    Maturity parameters based on aromatic hydrocarbons: influence of the organic matter type‏
    M Radke, DH Welte, H Willsch – Organic Geochemistry, 1986‏ – Elsevier‏
    … of naphthalenes and phenanthrenes in Type III kerogen-containing rock samples (E 14210, E
    14225) of similar maturities where significant influence of resinous … 13) the maturity of which was
    strongly enhanced by high heat flow due to Aromatic maturity parameters 59 iiv / III … ‏
    بیان شده در 335 یافته مقالات مرتبط تمام نسخه‌های 3 نقل قول
    [PDF] از uow.edu.au
    Air-drying of banana: Influence of experimental parameters, slab thickness, banana maturity and harvesting season‏
    MH Nguyen, WE Price – Journal of food engineering, 2007‏ – Elsevier‏
    … By contrast banana maturity (ripeness) has little influence on the kinetics despite there being
    significant differences in morphology and … Banana dehydration; Air-drying; Fruit maturity; Slab
    thickness. … In this method, both heat transfer and mass transfer simultaneously occur. … ‏
    بیان شده در 60 یافته مقالات مرتبط تمام نسخه‌های 6 نقل قول
    [PDF] از zaraimedia.com
    Influence of high temperature and breeding for heat tolerance in cotton: a review‏
    RP Singh, PV Prasad, K Sunita, SN Giri… – Advances in …, 2007‏ – Elsevier‏
    … Advances in Agronomy. Volume 93, 2007, Pages 313–385. Cover image Cover image. Influence
    of High Temperature and Breeding for Heat Tolerance in Cotton: A Review. … Secondary wall
    deposition (fiber maturity), Positive, Temperature/heat unit accumulation, … ‏
    بیان شده در 69 یافته مقالات مرتبط تمام نسخه‌های 11 نقل قول
    Influence of temperature on oil content and composition of sunflower seed‏
    HC Harris, JR McWilliam, WK Mason – Crop and Pasture Science, 1978‏ – CSIRO‏
    … conditions increased from c. 50% soon after pollination to over 70% at physiological maturity. …
    confounding with other environmental factors such as moisture stress, which also influence the
    yield … high temperature conditions in midsummer are due to the effects of heat stress on … ‏
    بیان شده در 143 یافته مقالات مرتبط تمام نسخه‌های 3 نقل قول
    Influence of heat curing on the pore structure and compressive strength of self-compacting concrete (SCC)‏
    HW Reinhardt, M Stegmaier – Cement and concrete research, 2006‏ – Elsevier‏
    … To investigate the influence of a heat treatment on the compressive strength of SCC different … The
    next number denotes the maximum heat curing temperature of the concrete in Centigrade. All
    concretes were treated in such a way that they reached a maturity which corresponds … ‏””.

    2- “”مروری برعوامل موثر درشروع بلوغ دخترها

    تیر ۱۵, ۱۳۹۲ توسط : admin موضوع : آموزش سلامت, اخبار علمی پزشکی, راهنماي خانواده ها, مشروح اخبار

    بلوغ مرحله‌ای از رشد انسان است که باعث گذار از کودکی و رسیدن به بزرگسالی می‌شود. فردی که دوران بلوغ را پشت سر گذاشته باشد بالغ نامیده می‌شود و از نظر جنسی، توانایی تولید مثل دارد. بلوغ بیشتر اشاره به تغییرات جسمانی در بدن مرد و زن دارد.این دگرگونی با نام بلوغ جسمانی شناخته می‌شود.

    به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، علاوه بر آن بلوغ روانی نیز اشاره به رشد روانی و شخصیتی فرد دارد. بلوغ جسمانی معمولاً در دوران نوجوانی اتفاق می‌افتد. بلوغ روانی دیرتر و پس از بلوغ جسمانی روی می‌دهد.

    بلوغ اجتماعی مرحله تکاملی بلوغ انسان است که موجب تعیین شخصیت اجتماعی فرد می‌شود.

    در شروع و ادامه بلوغ، فعالیت کلی بدن و ازجمله فعالیت غدد تیروئید و فوق کلیه، عوامل مربوط به تغذیه، بیماری های مزمن، محرکات بینایی، بزاقی، عاطفی و . . . تاثیر دارند.

    سن متوسط بلوغ در دختران ۱۸ـ۸ سال است. معرفه عمده، وراثت است ولی تعدادی عوامل دیگر در شروع و روند آن موثرند. وضعیت تغذیه، سلامت کلی، محل جغرافیایی، در معرض نور بودن، وضعیت روانی، از آن جمله اند. بلوغ در دختران چاق نسبتا زودتر شروع می‌شود.

    در دختران دچار سوء تغذیه شدید دیرتر آغاز می‌گردد. سکونت در روستا ها و مناطق نزدیک به استوا و ارتفاعات کم، بلوغ را تسریع می‌کند و دختران ساکن مناطق دور از استوا و ارتفاعات، بلوغ را دیرتر تجربه می‌کنند.

    در مجموع، نسبت به چند دهه قبل سن بلوغ قدری کاهش یافته است که تصور می‌شود به دلیل بهبود وضعیت تغذیه و شرایط زندگی سالم تر باشد. گاهی بلوغ در دختران خیلی چاق یا مبتلا به دیابت یا دختران ورزشکار دیرتر اتفاق می‌افتد.

    صفات ثانویه جنسی کدامند ؟

    هر نوزاد دختری با صفات اولیه جنسی که شامل رحم (زهدان یا بچه دان)، دو عدد لوله رحمی، دو عدد تخمدان، واژن و دستگاه تناسلی خارجی است، متولد می‌شود. چنانکه قبلا اشاره شد، رشد صفات ثانویه جنسی بستگی به شروع و فعالیت محور هیپوتالاموس، هیپوفیز، تخمدان دارد””.

    3- “”یک فوق تخصص غدد و متابولیسم:
    سن بلوغ در مناطق گرمسیر پایین‌تر از مناطق سردسیر است

    خبرگزاری آنا: یک فوق تخصص غدد و متابولیسم گفت: سن بلوغ در کشورهای مختلف با وضع آب و هوایی متفاوت است. معمولا بلوغ در مناطق گرمسیر زودتر و در مناطق سردسیر دیر‌تر رخ می‌دهد.

    دکتر محمدرضا مهاجری تهرانی فوق تخصص غدد و متابولیسم در گفت‌و‌گو با خبرنگار گروه پزشکی خبرگزاری آنا درباره کوتاهی قد یکی از عوارض بلوغ زودرس گفت: رشد قد در انسان از دوران جنینی آغاز می شود و تا 2 سال ابتدایی زندگی به حداکثر می‌رسد و پس از آن سالانه حدود 4 تا 6 سانتی‌متر به طول قد افراد افزوده می‌شود.

    وی افزود: با ادامه رشد و آغاز سن بلوغ حدود 25 سانتی‌متر به قد پسران و حدود 20 سانتی‌متر به قد دختران افزوده می‌شود و سپس رشد متوقف می‌شود و افزایش قد در افراد وجود نخواهد داشت.

    این عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران درباره عوارض بلوغ زودرس گفت: در دوران بلوغ ممکن است فردی که دچار بلوغ زودرس شده است، در همان سال‌های اولیه نسبت به هم‌سالان خود قد بلند به نظر برسد، اما بعد از بلوغ زودرس صفحه رشد وی زودتر بسته می‌شود و دیگر رشد قدی صورت نمی‌گیرد که این موضوع باعث می‌شود فرد نسبت به هم سن و سالان و حدی که رشد آنها به مرور زمان انجام می‌شود، از نظر قد کوتاه تر باشند.

    وی افزود: بلوغ زود‌رس علاوه بر کوتاهی قد می‌تواند موجب بروز مشکلات روحی، عاطفی و برخی بیماری‌های دیگر شود.

    این فوق تخصص غدد و متابولیسم درباره عوامل موثر در بروز بلوغ زودرس گفت: علاوه بر ژنتیک این بیماری ممکن است به علت برخی بیماری‌ها مانند هیپوفیز یا وضع آب و هوای منطقه زندگی بروز پیدا کند.

    تهرانی در پایان خاطر نشان کرد: اگر افراد قبل از بسته شدن صفحه رشد به پزشک مراجعه کنند می‌توان بلوغ زودس را درمان کرد””.

    4-“” سن بلوغ دختران مناطق گرمسیر پایین‌تر از مناطق سردسیر
    » سرویس: استان ها – خوزستان
    کد خبر: 91100402537
    دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۱ – ۱۴:۲۸

    یک متخصص زنان و زایمان گفت: سن بلوغ در دختران خوزستانی و مناطق گرمسیر نسبت به مناطق سردسیر پایین‌تر است و معمولا از 9 سالگی صفات ثانویه جنسی، ایجاد و پس از یک یا دو سال نیز قاعدگی آغاز می‌شود.

    دکتر عبدالمجید باور در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه خوزستان، اظهار کرد: اگر زودتر از 9 سالگی این صفات ایجاد شدند نماد بلوغ زودرس است و چنین مشکلی می‌تواند به دلیل سابقه ضربه مغزی، تومور مغزی یا اختلال هورمونی باشد که موجب می‌شود ترشحات هیپوفیز یا هیپوتالاموس، تخمدان را تحریک ‌کنند.

    وی با بیان این‌که اصولا دختران تا سن 13 سالگی بالغ می‌شوند، افزود: گاهی صفات ثانویه که نماد بلوغ هستند در دختران ایجاد می‌شود ولی فرد پس یک یا دو سال عادت ماهانه نمی‌شود که نشان‌دهنده یک مشکل است و باید به پزشک مراجعه شود.

    باور تصریح کرد: در چنین مواردی ممکن است رحم در بدن وجود نداشته باشد یا دستگاه تناسلی فرد معیوب باشد و حتی ممکن است واژن بسته شود.

    عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز گفت: گاهی این مورد با درد شکم نیز همراه است که خانواده‌ها موضوع را جدی نمی‌گیرند. در صورتی که اگر به موقع به پزشک مراجعه شود می‌توان مشکل را به راحتی حل کرد.

    وی ادامه داد: بیشتر این بیماران دیر مراجعه می‌کنند که موجب می‌شود بعدها برای بارداری دچار مشکل شوند””.

    5- “”بلوغ ،

    مقدمه:
    بلوغ مرحله گذر از کودکی و رسیدن به بزرگسالی است و در واقع یک دوره رشد سریع فیزیکی، عقلانی و عاطفی است. میزان و سرعت بلوغ در مناطق مختلف جهان متفاوت است به طوری که معمولا در مناطق گرمسیر سریعتر و در مناطق سردسیر دیرتر اتفاق می افتد. همچنین بین پسرها و دخترهای مختلف نیز ممکن است به طور طبیعی اختلاف زمانی قابل ملاحظه ای وجود داشته باشد. توجه به افزایش نیازهای غذایی دوران بلوغ هم برای دخترها و هم برای پسرها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بخصوص دختران برای اینکه بتوانند در آینده مادران سالمی باشند و بچه های سالمی به دنیا بیاورند، به تغذیه خوب و مناسب نیاز دارند””.

    شهرزاد محمدیان کارشناس ارشد تغذیه

    6-“” بلوغ

    بسم الله الرحمن الرحيم
    پيشگفتار
    مسأله بلوغ يكى از شرايط تكليف است تنها پديداى زيستى نيست كه نشانه رشد فكرى واجتماعى ونتيجة پذيرش مسئوليت نيز به شمار مى رود مكلف كسى است كه نظر فقه اسلامى حقوق وتكاليفى دارد ومى تواند در محدوده خاصى از اختيارات خود استفادة كند براى رسيدن به اين مرحلة هر كس نيازمند شرايطى از جمله بلوغ است در اين منظر بلوغ خود موضوعيتى ندارد كه اماره تكليف است ودليل آن .
    بنابر اين مى توان در باره ماهيت نشانه ها وجلوه هاى آن گفتگو كرد لذا بحث از سن بلوغ در حقيقت گفتگو از آمادگى براى تكليف است وتن دادن به خطاب شارع .
    فقيهى كه از اين زاويه به بلوغ وسن آن مى نگرد متوجه اهميت فتواى خود مى گردد وپى مى برد كه بايد در چار چوب اصول كلى شريعت مانند عدم تكليف به ما لا يطاق فتوا مى دهد واز توقف در ظواهر خود دارى كند .
    از اين رو با توجه به پاره‌اى تبعات ناخواسته برخى از فقيهان از گذشته‌ها در باره نشان بلوغ وتكاليف دختران بحث كرده‌اند وراه را براى گفتگوى بيشتر آيندگان كشوده‌اند .

    ( 4 )

    رساله‌هاى فقهى در باره بلوغ

    ( وابتلوا اليتامى حتى إذا بلغوا النكاح فإن آنستم منهم رشداً فادفعوا إليهم اموالهم ) .
    يتيمان را بيازمائيد تا به حد نكاح برسند أگر رشدى در ايشان يافتيد اموالشان را به آنان تسليم كنيد .
    راغب اصفهانى ميگويد بلوغ وبلاغ به معنى رسيدن به پايان مقصد است اعم از آنكه مكان باشد يا زمان معين ونيز گفتة است بلاغ به معنى تبليغ است وبه آية ( هذا بلاغ الناس ) وچند آية ديگر استناد كرده است .
    اكنون بايد ديد چرا خداوند متعال براى زمان بلوغ سن تعيين نفرموده بلكه آن را به آزمايش واگزار كرده است ؟ براى پاسخ به اين سؤال بايد شرايط جغرافيائى جهان را در نظر گرفت وآن اينكه مناطق مختلف زمين داراى آب وهواى يكسان نيست وبه تجربه ثابت گشته كه در نقاط سردسير اطفال ديرتر به حد بلوغ مى رسند وبرعكس در مناطق گرمسير كودكان زودتر بالغ ميشوند واز آنجا كه دين اسلام دين همه مردم جهان است وبراى مردم منطقه خاصى تشريح نشده است بلكه افراد مختلف ونحوه تغذيه نيز در رشد آدمى مؤثر است قدرت طفل را بر زناشوئى ونكاح كه زمان بلوغ اوست به آزمايش وامتحان موكول فرموده است (1) .

    احتلام چيست ؟

    احلام جمع حلم به معنى آنچه شخص نائم در خواب ميبيند وبعيد نيست كه أصل در معنايش آن تصوراتى باشد كه انسان از داخل نفس خود بدون واسطه
    ____________
    (1) علامه طباطبائى رضوان الله تعالى عليه .
    ( 5 )

    حواس ظاهريش دارد وبه همين مناسبت است كه عقل را حلم مى نامند چون عقل عبارتست از استقامت تفكر ونيز از باب آن است كه حد بلوغ ورشد را حلم مى نامند ودر قرآن هم فرموده : ( واذا بلغ الاطفال منكم الحلم ) وقتى اطفال شما به حد حلم رسيدند يعنى زمان بلوغ وحد بلوغ عقل ونيز از همان باب است حلم كه به كسر أول كه به معناى حوصله وضد كمى تحمل است چون حوصله عبارت از ضبط نفس وكنترل طبع است از اينكه دچار هيجان نشود ودر عقوبت طرف عجلة نكند واين خود نشانى از استقامت فكر است .
    اما احتلام به معنى خواب ديدن وجماع كردن در خواب به سن بلوغ رسيدن وبالغ شدن است يعنى احتلام به معناى در خواب لذت ديدن است خواه موجب انزال منى شود خواه نشود وهم براى زن وهم مرد است .
    حال پس از بحث لغوى درباره بلوغ وحلم ، احلام واحتلام به بيان علائم بلوغ مى پردازيم .

    نشانه‌هاى بلوغ

    سن بلوغ : از آنچه از شيخ طوسى فقيد بزرگ عالم تشيع نقل شد دانسته مى شود كه :
    1 ـ فقهاى شيعه سن بلوغ را در پسران پانزده سالگى ودر دختران نه سالگى مى دانند .
    2 ـ شافعى معتقد است سن بلوغ در دختر وپسر مساوى است وآن پانزده سالگى است .
    3 ـ أبو حنيفه سن بلوغ را در دختران هفده يا نوزده سالگى ودر پسران هجده يا نوزده سالگى مى داند .
    4 ـ مالك ( پيشواى مذهب مالكى ) براى بلوغ سن مشخصى قائل نيست .

    ( 6 )

    5 ـ أبو داوود ( صاحب سنن ) كه از شاگردان أحمد بن حنبل ( پيشواى مذهب حنبلى ) است براى بلوغ سن را معتبر نمى داند .
    فقط سن بلوغ نيست كه در آن اختلاف شده بلكه در برخى از علايم ديگر بلوغ نيز بين فقها اختلاف نظر وجود دارد .

    علم امروز وبلوغ

    دوره بلوغ مرموزترين دوره حيات انسان است وهمه دانشمندان به پيچدگى آن اشاره كرده‌اند در اين دوره جسم وروح آدمى سرشار از مستى ونشاط است واز هر دو جهت جسمى وروحى تحولات شگرفى در انسان پديدار مى شود .
    از نظر جسمى وتحولات خارجى آنچه هنگام دوران بحرانى بلوغ بيشتر جلب نظر مى كند كشيدگى قد وسرعت رشد تمام اعضاى بدن از جمله آلت تناسلى است اين رشد با تجديد وبيدارى احساسها ، هوسها رؤياها واظطرابها توأم است يعنى در اين دوره همراه رشد جسمى رشد زندگى روحى نيز صورت ميگيرد برخى از تغييراتى كه توأم با تغييرات جسمى ظاهر مى شود عبارت از روييدن موى زهار وموى زير بغل در دوازده وسيزده سالگى است در حدود شانزده سالگى سايه محوى روى لب فوقانى را مى پوشاند اين پيش آمد در نظر جوان حادثه مهمى تلقى مى شود گره زير گلو برجستگى پيدا مى كند صدا كه تا آن موقع زير جود بم ميشود به هر دليل در اين دوره از نظر زيست شناسى آشكارترين ورساترين تكامل انسان صورت مى گيرد .
    اين نشانه هاى ظاهرى دوره بلوغ در پسران ودختران يكسان نيست واشكال مطالعه اين دوره در هر دو جنس به يك اندازه نمى باشد .
    فرويد معتقد است كه تنها مرد است كه زندگى جنسى أو را منطقى‌‌تر وآسان‌تر

    ( 7 )

    وعينى‌تر مى توان مطالعه كرد زيرا زندگى جنسى زن به علت برخى از عوامل ناشى از تمدن وملاحظات قراردادى وفقدان صراحت وصداقت هنوز در پس پرده ضخيمى پنهان است به علاوه در دختران تكامل جنسى تدريجىتر وطولانى‌تر صورت ميگيرد .
    اصطلاح بلوغ معمولاً به دوره بين دوازده تا هجده سالگى يعنى دوره استحاله بين زمان كودكى وبلوغ اطلاق مى شود ولى دوره بلوغ خود به چند مرحله مهم تقسيم مى شود كه نسبت به يكديگر متمايزند واينك فهرست اين مراحل :
    ألف ـ سن تكليف ( از دوازده تا چهارده سالگى ) از خصوصيات آن ظهور روح اجتماعى وگرايش به گروه وهمچنين پرورش سريع نقش‌هاى جنسى جسمانى است .
    ب ـ دوره استحاله ( در حدود پانزده سالگى ) كه طى آن جوان از مرحله بازى باهم جنس به مرحله معاشقه با جنس مخالف انتقال مى يابد .
    ج ـ دوران اصلى بلوغ ( از سن شانزده سالگى تا هجده سالگى ) كه كاملاً بر اثر تمايل بالغ به جنس مخالف وايده آل پرستى از مراحل ديگر متمايز ميگردد .

    بلوغ دختران سن قاعدگى وحاملگى
    در مناطق مختلف جهان

    بلوغ دختران بسته به شرايط جغرافيائى جوى متغير است وأما سن معدل أولين قاعدگى :
    مثلاً در كوبا سن معدل براى نژاد سياه 3 | 12 وبراى نژاد سفيد 14 | 12 سال است . در چين معدل 3 | 13 سال است .
    در كشورهاى فقير وعقب مانده آفريقاى جنوبى معدل 4 | 15 سال است وتا

    ( 8 )

    عدد 8 | 18 نيز افزايش مى يابد كه ناشى از شرايط بد اقتصادى است .
    در آمريكا معدل 2 | 14 سال و در برزيل 47 | 14 سال ودر كلكته 12 | 14 سال است .
    وأما در مورد سن حاملگى ركورد كمترين آن كه در كتاب نه ماه انتظار دكتر شعاع فروغى ص 129 چهار سالگى عنوان شده است .

    بلوغ از ديدگاه قرآن

    خداوند در سوه نور آيات 58 تا 60 مى فرمايد .
    شما اى كسانى كه ايمان آورده ايد بايد به كسانى كه شما مالك آنان شده ايد وكسانى كه هنوز به حد بلوغ واحتلام نرسيده ( ولى اطفال مميزند ) دستور دهيد در شبانه روز سه وقت از شما اجازه ورود بگيرند يكى پيش از نماز وصبح ودوم هنگام نيمروز كه جامه هاى خويش از تن در مى آورند وسوم بعد از نماز شامگاه كه اين سه هنگام ، هنگام خلوت شماست وپس از آن مى توانند بدون اجازه وارد شوند وگناهى بر شما وايشان نيست كه هنگام تحرك وبرخورد با يكديگر است .
    وچون كودكانتان به حد احتلام وبلوغ برسند بايد اجازه دخول بگيرند همچون كسانى كه پيش از ايشان به حد رشد رسيده واذن ميگرفتند خداوند اين چنين آيه هاى خويش را براى شما بيان مى كند كه خدا دانا وفرزانه است .
    وزنان وامانده كه ديگر اميد شوهر كردن ندارند به شرطى كه زينت خود نشان ندهند گناهى ندارند أگر جامعه خويش بگذارند ودر عين حال خوددارى كردن بر ايشان بهتر است وخدا شنوا وداناست .

    ( 9 )

    چند سؤال در باره بلوغ

    عمار ساباطى از حضرت امام صادق عليه السلام پرسيد : چه وقت نماز بر پسر واجب مى شود ؟
    فرمود وقتى به سيزده سالگى برسند البته اگر پيش از اين محتلم شود نماز بر وى واجب مى شود دختر نيز چنين است وقتى به سيزده سالگى مى رسد نماز بر او واجب است مگر اينكه قبلاً حيض شده باشد .
    از حضرت امام صادق عليه السلام پرسيده شد : چه وقت كار يتيم به خودش واگذار مى شود فرمود وقتى به نهايت جوانى خود رسد ، پرسيده شد چه وقت يتيم به نهايت جوانى خود مى رسد ؟ فرمود وقتى محتلم شود .
    حضرت امام باقر عليه السلام فرمود : دختر تا به نه سالگى نرسد نبايد با او نكاح كرد ونيز رسول خدا با عايشه كه دخترى ده ساله بود نكاح كرد .
    از حضرت امام محمد باقر عليه السلام سؤال شد : احكام در چه زمانى بر كودكان جارى مى شوند فرمود از سيزده سالگى وچهارده سالگى پرسيده شد هر چند محتلم نشده باشد فرمود آرى گرچه محتلم نشده باشد احكام بر آن جارى ميگردد .
    از حضرت امام محمد باقر عليه السلام پرسيده شد : چه هنگامى بر پسر همه حدود الهى واجب ميگردد فرمود وقتى از حالت يتيمى وطفوليت خارج شده وصاحب عقل وادراك وشعور شود پرسيده شده آيا حدى براى آن هست ؟
    فرمود وقتى كه محتلم شود وبه پانزده سالگى يا شعور وادراك پيدا كند .

    نكته آخر

    شارع مقدس براى سن بلوغ ميناگينى معين كرده تا در سرتاسر دنيا قابل اجرا باشد وحدود الهى در آن سن خاص بر افراد جارى گردد حال اگر كسى در شرايط

    ( 10 )

    خاصى مثلاً شرايط جغرافيائى ، جسمى ، روحى و … نتوانست خود را ميانگين وفق دهد بايد خود را بر شرع عرضه كند مسلماً مكتب جاودان اسلام براى اين مسائل راه حلهاى مناسبى را در نظر گرفته است ولزومى ندارد كه ما براى درست كردن ابرو چشم را كور بكنيم .
    در پايان اقوال عده اى از فقهاى شيعه را كه صراحتاً سن بلوغ پسران را پانزده سال وبلوغ دختران را نه سال دانسته اند فهرستوار مى آوريم تا اهل تحقيق به آنها رجوع كنند “”.

    7-“” بلوغ دختران و …..

    شنبه ششم آذر 1389

    سن رسیدن به بلوغ متفاوت است؛ بلوغ می‌تواند بین ۱۰ تا ۱۹ سالگی اتفاق افتد، ولی متوسط سن بلوغ در دختران از ۸ تا ۱۲ سالگی است و پسران یك یا دو سال بعد از آن به سن بلوغ می‌رسند.

    در طول زندگی یك فرد، وقایعی، رخ می‌دهند كه از اهمیت خاصی برخوردارند و به‌عنوان نقاط عطفی در زندگی از آنها یاد می‌شود. یكی از این وقایع بلوغ است.
    بلوغ در لغت به معنی رسیدگی و پختگی است كه در ابعاد جسمانی، روانی، عاطفی، معنوی و اجتماعی در سنین نوجوانی پی ریزی می‌شود. بلوغ دوره بحرانی انتقال از مرحله كودكی به بزرگسالی و زمان كسب قدرت باروری است. نوجوان تغییراتی در جسم و روح خود احساس می‌كند، سوالاتی برای او مطرح می‌شود و دچار اضطراب می‌شود.
    با اینكه نوجوانی در فرهنگ ها اغلب با جشن و شادی همراه است ولی نوجوانان برداشت خوبی از بلوغ و بزرگ شدن ندارند. بلوغ دوران رشد سریع است كه یك تا دو سال قبل از اینكه پسر یا دختر به بلوغ جنسی برسند شروع می شود و شش ماه تا یك سال بعد از آن هم ادامه می‌یابد، بنابراین دوره كامل این مرحله رشد سریع حدوداً سه سال طول می كشد. تغییرات ناگهانی و سریعی كه هنگام بلوغ اتفاق می افتد موجب سراسیمه شدن،‌ دستپاچگی و نگرانی نوجوانان می شود و در خیلی از موارد به بروز رفتارهای ناهنجار و غیرمطلوب در آنان می‌انجامد.
    بلوغ یك مرحله بحرانی است كه درگذر از این دوره، زیربنای زندگی بزرگسالی فرد پی‌ریزی می‌شود و ممكن است بسیاری از مشكلات روانی، بیماری‌های عفونی، ازدواج‌های ناموفق، حاملگی‌های زودرس و مخاطره‌آمیز، صدمات و مرگ‌ومیر مادر و كودك و در نهایت مشكلات عدیده جسمی و روحی ریشه در این دوران داشته باشند.‌‌

    ● سن بلوغ
    سن رسیدن به بلوغ متفاوت است؛ بلوغ می‌تواند بین ۱۰ تا ۱۹ سالگی اتفاق افتد، ولی متوسط سن بلوغ در دختران از ۸ تا ۱۲ سالگی است و پسران یك یا دو سال بعد از آن به سن بلوغ می‌رسند. بلوغ معمولاً به سه مرحله تقسیم می‌شود.
    ▪ بلوغ جسمی: از ۱۰ تا ۱۲ سالگی بلوغ جسمی آغاز می شود.
    ▪ بلوغ روانی: تقریباً ۲ تا ۴ سال بعداز بلوغ جسمی بلوغ روانی به‌وجود می آید.
    ▪ بلوغ اجتماعی: دو سال بعداز بلوغ روانی بلوغ اجتماعی ایجاد می‌شود.

    ● عوامل موثر بر بلوغ
    اگر چه وراثت مهمترین عامل است، وضعیت تغذیه، سلامت كلی، محل جغرافیایی، در معرض نور بودن و وضعیت روانی نیز از جمله مسائلی هستند كه در چگونگی آغاز بلوغ موثرند. بلوغ در دختران چاق نسبتا زودتر و در دختران دچار سوء تغذیه شدید دیرتر آغاز می‌شود.
    سكونت در روستا ها و مناطق نزدیك به استوا و ارتفاعات كم، بلوغ را تسریع می‌كند و دختران ساكن مناطق دور از استوا و ارتفاعات، بلوغ را دیرتر تجربه می‌كنند. در مجموع، نسبت به چند دهه قبل سن بلوغ قدری كاهش یافته است كه تصور می‌شود به دلیل بهبود وضعیت تغذیه و شرایط زندگی سالم تر باشد. گاهی بلوغ در دختران خیلی چاق یا مبتلا به دیابت یا دختران ورزشكار دیرتر اتفاق می‌افتد.

    ● چرا بلوغ اتفاق می افتد؟
    این هورمون ها از غده ای به نام هیپوفیز كه در قاعده مغز قرار دارد و نیز از غدد جنسی (بیضه‌ها در پسران و تخمدان‌ها در دختران) ترشح می‌شوند و با تاثیرگذاری بر سایر غدد و اثر متقابل بر یكدیگر سبب رشد و تكامل غدد جنسی و سایر اعضای تناسلی و بروز صفات ثانویه جنسی می‌شوند.

    ● تغییرات جسمی در بلوغ
    هنگام رشد سریع و ناگهانی دوران بلوغ، از نظر جسمانی تغییراتی در نوجوانان به وجود می آید كه اغلب موجب اضطراب، دست‌پاچگی و نگرانی آنها می‌شود و اگر از اتفاقاتی كه برای آنها پیش می‌آید اطلاع و آگاهی نداشته باشند چه بسا این دل‌نگرانی‌ها ادامه پیدا كند.

    ▪ تغییر در اندازه بدن: شامل افزایش وزن و طول قد است. افزایش سریع قد در مراحل اولیه بلوغ اتفاق می‌افتد و حداكثر این افزایش در پسران در ۱۴ سالگی است. بیشترین افزایش طول قد دو سال بعد از بلوغ است و بعد از آن سرعت رشد كاهش پیدا می كند و این كاهش تا سن ۲۰ و ۲۱ سالگی ادامه می یابد.
    به علت دوره طولانی رشد، قد پسران معمولاً‌ بلندتر از دختران است. افزایش وزن در هنگام بلوغ فقط مربوط به افزایش چربی نیست، بلكه به رشد و تكامل استخوان و عضله نیز مربوط می‌شود. به همین دلیل با وجود اینكه پسران و دختران در دوران بلوغ به سرعت افزایش وزن پیدا می‌كنند، باریك و لاغر و استخوانی به نظر می رسند. در پسران حداكثر افزایش وزن غالباً یك یا دو سال دیرتر از دختران پیش می‌آید و بیشترین میزانآن در ۱۶ سالگی است و بعد از آن افزایش وزن كمتر است.
    البته چاق شدن پسران و دختران در دوران بلوغ هم غیرمعمول نیست. نزدیك شروع بلوغ در سنین ۱۰ تا ۱۲ سالگی معمولاً در ناحیه شكم، ران‌ها، گردن و گونه چربی جمع می شود ولی بعد از كامل شدن بلوغ و زمانی كه رشد سریع قد شروع می‌شود این چربی‌ها به تدریج كمتر می‌شوند.

    ▪ تغییر در اندام‌های بدن: بعضی از نقاط بدن كه در سال‌های اولیه زندگی به تناسب خیلی كوچك هستند در زمان بلوغ بزرگ می شوند؛ این حالت به‌خصوص در بینی، پاها و دست‌ها بیشتر مشاهده می‌شود.
    در كودكان بزرگتر، در مقابل تنه باریك و بلند، شانه‌ها پهن و كمر هم عریض می‌شود. ساق‌ها به تناسب بیشتر از تنه رشد می‌كنند و فرد ابتدا بلند به نظر می‌رسد. به تدریج وقتی تنه كشیده و رشد كمر متوقف شد، بدن اندازه و نسبت فرد بالغ را پیدا می كند.
    درست قبل از بلوغ،‌ رشد ساق‌ها متناسب با رشد تنه نیست و این حالت تا ۱۵ سالگی ادامه می یابد. در كودكانی كه بلوغ دیررس دارند رشد ساق‌ها برای مدت طولانی ادامه دارد ودر نتیجه این كودكان ساق‌های بلندتری نسبت به همسالان خود دارند. خیلی از تغییرات یاد شده در بالا در بازوها هم اتفاق می‌افتد و كودكانی كه بلوغ دیررس دارند بازوهای بلندتری دارند. این تغییرات باعث می‌شود یك نوجوان در ابتدای دوران رشد ظاهر متناسبی نداشته باشد.
    هورمون‌ها باعث بروز بلوغ می شوند. از حدود ۵ سال قبل از بلوغ جنسی، میزان كمی از هورمون‌های جنسی تولید و ترشح می شوند، كه این میزان به تدریج در دوران بلوغ افزایش می‌یابد و سبب تكامل ساختمانی دستگاه تناسلی و عمل غدد جنسی می شود .

    ▪ رشد و تكامل صفات اولیه جنسی: صفات اولیه جنسی مربوط به فعالیت بیضه‌ها وتخمدان‌ها و آلت تناسلی است. بیضه‌ها غدد جنسی مردانه و عضو اصلی تولید مثل مرد هستند. این غدد اسپرم و هورمون تستوسترون تولید می‌كنند و تولید اسپرم در تمام طول حیات مرد ادامه دارد. بیضه‌ها در ۱۴ سالگی فقط ۱۰ درصد رشد دارند و بعد ازیك یا دو سال سرعت رشد آنها افزایش می‌یابد و سپس كند می شود، به طوری كه در ۲۰ تا ۲۱ سالگی این رشد كامل می‌شود.
    اولین انزال كه یكی از معیارهای بلوغ است معمولاً هنگام خواب پیش می‌آید اگر درباره آن چیزی به نوجوان گفته نشده باشد دچار نگرانی و اضطراب خواهد شد، ولی باید بداند كه این یكی از مراحل رشد و تكامل است كه از سلامت وجود او خبر می‌دهد و نباید باعث نگرانی شود.

    ▪ رشد و تكامل صفات ثانویه جنسی: ظاهر پسران و دختران در مراحل رشد و تكامل دوران بلوغ به‌طور فزاینده با هم تفاوت پیدا می‌كند. این تغییر كه معلول رشد تدریجی صفات ثانویه جنسی است آنها را از هم متمایز می‌سازد. چون صفات مورد نظر مستقیماً ارتباطی با توالد و تناسل ندارند به آنها ثانویه گفته می‌شود. تا وقتی ظاهر پسر و دختر كودكانه است كششی نسبت به هم ندارند ولی وقتی صفات ثانویه جنسی نمایان شد این كشش پیدا می‌شود.
    از دیگر اتفاقات دوران بلوغ رویش موهای زهار (شرمگاه) است. شروع رویش موها از ابتدای بلوغ تا ۱۵ سالگی است. ابتدا این موها كم، نازك و ظریف‌اند و به‌تدریج تیره‌رنگ، زبر و مختصری پیچ‌دار می‌شوند.
    پس از تكمیل رشد موهای زهار رویش موی صورت ، زیربغل شروع می‌شود. بعضی افرد پرموتر از دیگران هستند و در بعضی ممكن است موهای روی قفسه سینه رشد نكند. پوست زبر و رنگ آن خاكستری می‌شود و منفذ پوست بازتر و وسیع تر می‌شود.
    در همین زمان غدد چربی در پوست بزرگ و فعال می شوند و در اثر افزایش فعالیت غدد چربی ممكن است جوش‌هایی روی صورت و پوست بدن ظاهر شوند كه به آنها آكنه می گویند و محل شایع آنها صورت است. این جو‌ش‌ها نباید دستكاری شوند زیرا در اثر دستكاری حالت چركی پیدا می كنند و احتمال آنكه جایشان به صورت فرورفتگی در صورت باقی بماند بیشتر می شود. اگر این جوش‌ها زیاد شدند و ایجاد ناراحتی كردند بهتر است با مشورت والدین به پزشك مراجعه شود و از خوردن شیرینی وغذاهای چرب و پرادویه حتی المقدور خودداری شود . در ضمن غدد عرق زیربغل شروع به فعالیت می‌كند و عرق كردن در مراحل پیشرفت بلوغ افزایش می یابد. این فعالیت‌های غدد چربی وعرق ممكن است سبب تولید بوی خاصی شود كه كمی ناراحت كننده است.
    تغییر صدا در پسران ناشی از رشد طناب‌های صوتی است. صدا ابتدا خشن و كمی ناهنجار و شاید دورگه است. بعد بم می‌شود، ولی به تدریج آهنگ صدا مطلوب‌تر خواهد شد.
    برآمدگی پستان در دختران اولین نشانه بلوغ در آنها است اما گاهی برآمدگی‌های مختصری اطراف نوك پستان مردان بین ۱۲ تا ۱۴ سالگی نیز ظاهر می شود. دختران معمولاً اوایل دوران بلوغ دچار جهش رشدی می شوند و قاعدگی‌ ‌هم معمولاً بین سنین ۱۱ ‌تا۱۴ سالگی اتفاق می‌افتد””.

    8-“”
    تالار های تخصصی فروزن گروپ

    5 مرحله بلوغ زودرس

    5 مرحله وجود دارد که افراد د آن ممکن است به بلوغ زود برسند:

    1 آب و هوا

    آب و هوا باعث میشود که فرد زودتر به بلوغ برسد و افرادی که به استوا نزدیک ترند زودتر به بلوغ میرسند برای مثال فردی که در عربستان زندگی میکند زودتر به بلوغ رسیده و فردی که در روسیه زندگی میکند دیرتر به بلوغ رسیده

    2 غذا

    غذا فرد هر چه گرمتر (گرمی) باشد و طبع گرم داشته باشد فرد را زودتر به بلوغ می رساند برای مثال خرما و موز و هر چی گرمی به بدن انسان کم برسد فرد دیرتر به بلوغ میرسد

    3 ژن

    در خانواده ایی که پدر و مادر زود به بلوغ برسند فرزندان نیز سریع یه بلوغ میرسند برای همین یکی از عوامل بلوغ در ژن است

    4خانواده

    هر چی خانواده بسته تر باشد فرزند دیرتر به بلوغ میرسد برای مثل خانواده ایی که میگذارد فرزند خود صحنه های جنسی ببیند و جلوی کودک را نگیرد آن کودک زودتر به بلوغ میرسد

    5 جامعه

    جامعه یکی از مهمترین بخش ها است جامعه ایی که افراد با لباس آزاد در جامعه ظاهر میشوند کودک زودتر به بلوغ میرسد برای مثال در کشوری که زن در کنار ساحل با مایو بیرون میایید یا دختر و پسری در حال بوسیدن هم هستن آن کودک با دیدن این صحنه ها زود تر به بلوغ میرسد””.

    و………….

    یک دوره فوری آموزش چگونگی سرچینگ در گوگل برای شما ضروری بنظر می رسد.

     
    • با سلام به آقا مرتضی گرامی

      آیا با همهٔ اینها که گفتید باید نتیجه بگیریم که ازدواج با دختر ۹ ساله کار درست و پسندیده‌ای هم هست یا نه‌؟ یا می‌‌خواهید بگویید کاری است شدنی و هیچ ایراد و اشکالی هم ندارد؟ اینکه پیامبر نقش و رسالت الگو و نمونه بودن داشته اند، با این ازدواج حامل چه پیام و سرمشقی بوده اند؟ با احترام،

       
      • دوست گرامی جناب ارشام

        سلام بر شما

        اینجا دو بحث مطرح است ،یک بحث تاریخی در مورد چگونگی ازدواج پیامبر اسلام با عائشه،بحث دوم مساله چگونگی جواز یا حلیت نکاح با اجازه ولی شرعی ،آنگاه مساله حسن و قبح عرفی مساله ثالثی است که باید به آن هم توجه شود.
        در مساله تاریخی ازدواج عائشه دوستانی که ایراد می کنند به برخی نکات توجه نمی کنند ،که البته در بحث های مفصل با جناب دانشجو به آنها اشاره شد ،که در مورد عایشه اولا سنین بالاتر هم نقل شده است و سن نه سال یکی از اقوال است
        ثانیا: به مساله رشد و بلوغ سریع در اقلیم های استوائی و گرم باید توجه کرد ،اینطور نبوده است که یک دختر مثلا ده یازده سال همان شکل و هیئت جسمانی که شما در غالب دختران این منطقه می بینید را داشته باشد. این نکته مهمی است که از آن غالبا غفلت می شود و تعبیراتی می شود.
        ثالثا: به عرف و عادات و آداب رسوم قبیله ای هزار و چهارصد سال پیش هم باید توجه کرد ،که اینگونه ازدواج ها با پیش فرضی که عرض شد مرسوم بوده است ،بله آنها هم اگر دختری نحیف و ضعیف می بوده چنین اقدامی نمی کرده اند.من به دوستان عرض کردم نگاه کنید خود حضرت زهرا دختر پیامبر در سن 18 سالگی وفات یافته است در حالیکه چهار پنج فرزند داشته است ،بهر حال عرف می فهمد که زنی با این سن که چند بچه دارد ،حتما در سن ابتدای ازدواج دختر نحیفی که چیزی نمی فهمد و عروسک بازی می کند نیست .

        اما در مورد حسن و قبح این گونه ازدواجها (که بر اساس قانون شرع حتما باید مقرون به رضایت ولی دختر باشد) باید عرض کنم ،اینجا مساله “جواز” مطرح است و نه “وجوب” کسی نمی گوید اینگونه نکاح بولایت پدر و جد پدری حتما واجب است و بقول شما باید بلحاظ اسوه بودن پیامبر به او تاسی کرد.
        من در بحث های گذشته گفتم که این” جواز” مقید و مراعی به لزوم مصلحت و غبطه دختر در تمام فروض مساله است ،و سیر طبیعی ماجرا هم این است که پدر یا جد پدری که ولی دختر است بحکم عاطفه پدر و فرزندی و بحکم لزوم رعایت قواعد شرع و مسائل انسانی نمی تواند مصلحت دختر را مراعات نکند ،اصل جواز همبستری هم که عرض کردم موکول بر بلوغ و توان و قابلیت جسمانی است ،و مباشرت پیش از بلوغ، حرام شرعی است که اگر کسی انجام داد و موجب خسارات بدنی مثل” افضاء” و عوارض دیگر شد ،احکامی مثل حرمت ابدی و لزوم نفقه مادام العمر و دادن دیه افضاء را بدنبال دارد. پس اجمالا مباشرت پیش از بلوغ ممنوع است.
        در اینجا بله مساله تفاوت عرف ها در مناطق گوناگون و تفاوت سن رشد و بلوغ مطرح است ،که طبعا با لحاظ اینها می توان حد و حدود قانونی برای این مساله قرار داد،ملاحظه کردید که من در بحث با جناب دانشجو چند فرض مساله را بیان کردم و گفتم که همین فرض ثالث یعنی تزویج اولیاء طفل، دختری را به کسی که تفاوت سنی فاحش دارد مورد اشکال فقهائی مثل مرحوم استاد آیت الله منتظری ره است ،و عبارت ایشان را نقل کردم که در فرض تفاوت سن فاحش ،عقد مشکل دارد زیرا “کفو” بودن عرفی مراعات نشده است ،این همان حسن وقبح عرفی است که شما مطرح کرده اید خصوصا بلحاظ تفاوت اقلیم ها ی مختلف
        .من در آن بحث گفتم که چه خوب است در بحث های قانون گذاری این فتوای فقیه عالیقدر مورد نظر قرارگیرد و محدودیت ها یا مجازات هایی در این مورد لحاظ شود ،برخی فرض ها را هم توضیح دادم که اگر فرضا ولی طفل (چه دختر و چه پسر) مصلحت را مراعات نکرده باشد ،عقد فضولی است و آن طفل پس از بلوغ حق فسخ را دارد.
        در مورد مساله سرمشق و الگو بودن (و لکم فی رسول الله اسوه حسنه) این اسوه بودن یک مساله وسیعی است در باب اخلاق نبوی ،اما اینکه دایره اسوه بودن را تعمیم دهیم به اینجا که مثلا در ازدواج ایشان با عایشه (فرضا اگر واقعا سن عایشه هم نه سال بوده) هم باید ایشان را اسوه قرار داده ولو در مناطق دیگر دختری هنوز نورس و نحیف است ولو اینکه بسن بلوغ رسیده است ،بگوییم در اینجا به پیامبر تاسی کنیم ،چنین نیست و چنین اسوه بودنی با تفاوت شرائط مناطق مختلف واضح و مسلم نیست.
        بهر حال چنانکه عرض شد طبع قضیه ولایت پدر و جد پدری این است که بحکم عاطفه پدری مراعات مصلحت و غبطه خواهد شد ،اما فکر می کنم در اینطور موارد برای لزوم احتراز از سوء استفاده ها یا جهالت ها وظیفه حکومت دینی این است که مبادرت به تحدید قانونی کند تا از موارد سوء استفاده یا جهالت احتراز شود.

        متشکر از توجه شما

         
        • دوست گرامی آقا مرتضی، با سلام

          ممنون از پاسخ مبسوطی که دادید. چند نکته: اولا که بنده سواد دنبال کردن واژه‌های فقهی‌ را ندارم و چناچه قبلاً نیز گفته بودم به سختی توانستم دیپلمکی بگیرم و به سختی نیز بخاطر کار طاقت فرسای فیزیکی‌( کارگری) تازه اگر دائم به تیر غیب تعطیلات گرفتار نشود که میشود وقت فراغت اند‌کی برای مطالعه پیدا می‌‌کنم با اینکه مطالعه را دوست دارم. .دوم اینکه باز تکرار کنم اجازه بده صادقانه بگویم نمی‌‌توانم قانع شوم یا بپذیرم که آن ازدواج توجیه درستی داشته است. تصورش هم برایم پذیرفتنی نیست.می‌ گویم کاری بوده اشتباه.سوم اینکه به باور و عقیده شما احترام می‌‌گذارم. چهارم اینکه یقین دارم با شما مشترکاتی دارم که از همه بالاتر و والاتر این است که هر دو قبول و باور داریم انسان و انسانیت و حریم و حرمت و حق و حقوق ذاتی وی جایگاهی‌ محوری دارد که جدا از هر باوری که دارد باید محترم شمرده شود.برداشتم درست است؟ پنجم اینکه تلاش و پشتکار شما را می‌‌ستایم و ایمان دارم آزادی همهٔ ما‌ها در هم تنیده است، آزادی من زمانی معنا می‌‌دهد که شما نیز آزاد باشید. با احترام.

           
      • درود بر شما
        دوست من نتیجه نمی خواهد بگیریم نتیجه را قبلا نمایندگان ولی فقیه در مجلس گرفتند به این شکل که مردی سالخورده که سرپرستی دختر خردسالی را به عهده دارد می تواند با او ازدواج هم بکند ! این یعنی نکبت همان جهالتی که به نام دین مشروعیت گرفته ! نماینده اگر شرافتی داشته باشد به این داستانها که بها نمی دهد مگر اینکه در ذهن بیمار خود امیالی داشته باشد که بخواهد قانونی اش کند .
        در کامنتی از شما خواندم که بدرستی اشاره کردی برای یافتن پاسخ ده‌ها بار تا حالا تلاش کرده‌ام و اراجیف شنیدم ! خوب غیر از این که انتظاری نمیشه داشت و کسی با باور دینی یا روحانی که نمی تواند این مدل کودک آزاری را محکوم کند چرا که به این مورد محدود نمیشود و اگر بنا باشد باورهای از این دست با عقل و منطق سنجیده و محکوم شود دیگر چیزی از اسلام باقی نمی ماند ! بنابراین وقتی جهالت نان دارد چرا آجرش کنند !
        حالا شما تصور کن مثلا جناب یزید این عمل را مرتکب شده بود چیی میشد ؟ همین روحانیون محترم زمین و زمان را به هم میدوختند تا به شدیترین شکل ممکن محکومش کنند ! ای کاش اینطوری بود .
        من اگر جای آقا مرتضی بود بجای حاشیه رفتن و استدالهای آبکی اینچنین پاسخ میدادم :
        من که علم غیب ندارم بدانم در آن زمان دقیقا داستان چگونه بوده اما به شرحی که در تاریخ طبری آمده حضرت هم آدمی بوده با تمام خصوصیات خوب و بد انسانی و ////

         
        • با درود به مشیری گرامی، ممنون از لطف و دیدگاه خردمندانهٔ شما.

           
        • درود بر شما
          استاد نوری زاد گرامی
          من بحثی ندارم که برخی از کامنتها هر چند بر اساس واقغیت باشد بنا به دلایلی که خود بهتر میدانید قابل انتشار نیست اما این انتظار را از شما دارم چنانچه من باور اشتباهی دارم آنرا متذکر شوید بطور مثال متنی از تاریخ طبری را من به زبان ساده و قابل فهم عریان کردم درست یا غلط اش را شما بهتر میدانید اما این اجازه را به من بدهید چنانچه تذکری ذکر نشد بپذیرم که باورم درست بوده . جهت آگاهی خودم . با سپاس فراوان

           
    • درود بر استاد گرامی

      جناب مرتضی گرامی

      یکی از مقاله های انگلیسی که شما ذکر کردید را برای مثال دنبال کردم:

      The influence of recovery temperature on the effects of a brief heat shock on wheat. I. Grain growth

      چکیده این مقاله در این آدرس وجود دارد: http://www.publish.csiro.au/?paper=PP9950945

      درباره تاثیر حرارت بر بارده تولید گندم است و نمیدانم چرا این را اینجا آورده اید و چه ربطی به بلوغ دختران داشت. بقیه را بررسی نکردم، خودتان بیشتر دقت کنید.

       
      • دوست گرامی جناب حامد

        با سلام

        جناب مزدک که ظاهرا نمی تواند خطاب کردن مودبانه را بیاموزد ،و دائم با تعبیر “آخوند” از یک دوست تعبیر می کند ،شک و شبهه ای در باب امکان تاثیرات اقلیمی مناطق گرمسیری بر تسریع در امر بلوغ کرده بود ،من که در محیط کارم درگیر بودم ،اجمالا در سرچ فارسی گوگل مواردی از اظهار نظرات پزشکان و کارشناسان مختلف که بحث از عوامل مختلف تاثیر گذاری بر بلوغ زودرس کرده بودند و اجمالا تاثیرات مناطق حاره که به مناطق استوائی نزدیکترند را مورد تصدیق قرار داده بودند،جمع آوری کردم که فوقا مشاهده می فرمایید ،در لابلای این سرچ ها در بالای صفحه گوگل این تعبیر باعث گمراهی من شد که :””مقالاتِ تحقیقاتی برای تاثیر گرما بر بلوغ””.
        من که اجمالا بجهت عدم تمرکز فرصت بررسی دقیق نداشتم گمانم این بود که این عبارت در آن بین هم مربوط به بلوغ جنسی انسانی است ،آن عبارت کوتاه انگلیسی را کپی و برای جناب مزدک ارسال کردم،اکنون با تذکر ایشان و شما پی به اشتباه خود بردم،و دریافتم که آن مقالات مربوط به گیاهان و نباتات و بلوغ نباتی بوده است ،از این جهت از شما و مزدک و سایر خوانندگان عذر خواهی می کنم ،اما خدمت شما عرض کنم در این مورد نوشته هایی وجود دارد که من دو تای از آنها را ارسال می کنم ،این را هم عرض کنم که کلید واژه سرچ در این زمینه عبارت :
        “”effect of tropic climate on sexual maturation””است
        که لغت “puberty” را هم میتوان در جستجو بجای “maturation”” نهاد ،بهر حال تحقیقاتی در این زمینه شده است و اجمالا تاثیرات اقلیمی و آب و هوا و گرمی و سردی هوا یکی از عوامل تسریع در بلوغ و رشد جسمانی هست که مورد تایید پزشکان و کارشناسان داخلی و خارجی هست ،،البته متاسفانه جناب مزدک گمان می کند من منکر عوامل “ژنتیک” یا “تغذیه” یا “تاثیرات روانی” و غیرو هستم ،اینطور نیست ،اینها هم عواملند و تاثیرات اقلیمی و آب و هوا نیز از عواملند ،و چه انکاری در مورد وضع تغذیه در عربستان یا امور ژنتیک وجود دارد ،که امثال ایشان بخواهند اینها را در سرعت بلوغ یا رشد جسمانی دختران عربستانی انکار کنند،جای بسی تعجب است که من الفاظ عبارات برخی از کارشناسان غدد و پزشکان بدون مرز و کارشناسان تغذیه و غیرو را بفارسی پیش روی ایشان گذاشتم که همه آنها تاثیرات اقلیمی و دور و نزدیکی مناطق نسبت به خط استوا را از عوامل بلوغ زود رس دانسته بودند ،دیدم بجای تشکر شروع به ماست مالیزاسیون نظرات کارشناسی کرده است! البته از کسی که قانون بدیهی علیت را انکار می کند توقعی نیست که بتواند تاثیر عوامل مختلف یک پدیده را درست درک کند.
        بهر حال من از تذکر شما ممنونم ،در اینجا هم یک نمونه از مقالاتی که اجمالا بر تاثیر عوامل اقلیمی در مناطق حاره صحه گذاشته است را برای شما ارسال می کنم و از طولانی بودن آن عذر خواهی می کنم ،البته اگر همان کلید واژه ای که عرض کردم را دنبال کنید تحقیقات و مقالات دیگری هم در این زمینه وجود دارد.

        If there are images in this attachment, they will not be “displayed. Download the original attachment
        Page 1
        Ecology, 91(4), 2010, pp. 1205–1214
        Ó 2010 by the Ecological Society of America
        Climatic influence on demographic parameters
        of a tropical seabird varies with age and sex
        D
        ANIEL
        O
        RO
        ,
        1,3
        R
        OXANA
        T
        ORRES
        ,
        2
        C
        RISTINA
        R
        ODRIGUEZ
        ,
        2
        AND
        H
        UGH
        D
        RUMMOND
        2
        1
        Population Ecology Group, Institut Mediterrani d’Estudis Avancats IMEDEA (CSIC-UIB), Miquel Marques 21,
        07190 Esporles, Mallorca, Spain
        2
        Instituto de Ecologıá Universidad Nacional Autónoma de México, AP 70-275, 04510 D.F. Mexico
        Abstract. In marine ecosystems climatic fluctuation and other physical variables greatly
        influence population dynamics, but differential effects of physical variables on the
        demographic parameters of the two sexes and different age classes are largely unexplored.
        We analyzed the effects of climate on the survival and recruitment of both sexes and several
        age classes of a long-lived tropical seabird, the Blue-footed Booby (Sula nebouxii), using long-
        term observations on marked individuals. Results demonstrated a complex interaction
        between yearly fluctuations in climate (both local and global indexes, during both winter and
        breeding season) and the sex and age of individuals. Youngest birds’ survival and recruitment
        were commonly affected by local climate, whereas oldest birds’ parameters tended to be
        constant and less influenced by environmental variables. These results confirm the theoretical
        prediction that sex- and age-related variation in life-history demographic traits is greater
        under poor environmental conditions, and they highlight the importance of including
        variability in fitness components in demographic and evolutionary models. Males and females
        showed similar variation in survival but different recruitment patterns, in relation to both age
        and the spatial scale of climatic influence (local or global). Results indicate different life-
        history tactics for each sex and different ages, with birds likely trying to maximize their fitness
        by responding to the environmental contingencies of each year.
        Key words: Blue-footed Booby; capture–recapture modeling; climate; demography; life-history traits;
        population dynamic, seabird; Sula nebouxii.
        I
        NTRODUCTION
        Climate notoriously correlates with oceanography,
        with large impacts on biological systems and their
        components (individuals, populations, communities,
        and ecosystems) (e.g., Root et al. 2003, Araújo and
        Rahbek 2006). Evidence of the influence of climate on
        population and community dynamics is abundant (Lima
        et al. 2001, Thomas et al. 2004); and crucial demo-
        graphic parameters such as survival and fecundity have
        been shown to be affected by climatic forcing of bottom-
        up trophic chains, from primary productivity to prey
        availability (Stenseth et al. 2002, Nevoux et al. 2008).
        This is especially true for marine systems, where
        oceanographic drivers may have direct and rapid effects
        on survival and fecundity (Stenseth et al. 2005, Harley et
        al. 2006). Seabirds are among the most studied models
        of the effects of oceanographic variability and climate
        on demographic parameters and population dynamics,
        and global oceanographic indexes (such as the North
        Atlantic Oscillation [NAO] and the Southern Oscillation
        Index [SOI], Durant et al. 2004) or local covariates (such
        as sea surface temperature [SST]) often explain temporal
        variability in their survival (Jones et al. 2002, Sandvik et
        al. 2005, but see Tavecchia et al. 2007), recruitment
        (Votier et al. 2008), fecundity (Sydeman et al. 2001),
        breeding propensity (Jenouvrier et al. 2005, Lee et al.
        2007), or population dynamics (Jenouvrier et al. 2003).
        Much less is known about how climate differentially
        influences demographic parameters of the two sexes and
        different age classes (Coulson et al. 2001, Grosbois and
        Thompson 2005, Nevoux et al. 2007). Climatic condi-
        tions are likely to affect the availability of resources for
        foraging predators, and hence may influence decisions
        on how to optimally allocate energy at each age and by
        each sex. Effects of sex and, especially, age are strong in
        long-lived organisms (such as seabirds) because of their
        delayed maturity and high adult survival, and individ-
        uals become less vulnerable to climatic fluctuations as
        they acquire experience. Thus, in long-lived species
        differential influence of climate on age and sex classes
        can generate demographic heterogeneities with impor-
        tant consequences for population dynamics (Langvatn
        et al. 1996, Coulson et al. 2001, Jenouvrier et al. 2003).
        For example, differential effects of climate on survival or
        recruitment of the two sexes or different age classes may
        generate changes in operational sex ratio or competition
        among breeders, which in turn could affect population
        growth (e.g., Ezard et al. 2007, Becker et al. 2008).
        Manuscript received 29 May 2009; revised 30 July 2009;
        accepted 5 August 2009. Corresponding Editor: J. P. Y.
        Arnould.
        3
        E-mail: d.oro@uib.es
        1205
        Page 2
        We analyzed the impact of oceanographic (i.e.,
        climatic) variability on survival and recruitment of the
        Blue-footed Booby Sula nebouxii, an apical predator in
        the tropical ocean. Importantly, the influence of
        environmental stochasticity was assessed using longitu-
        dinal records of several cohorts of marked individuals of
        both sexes, allowing analysis of effects of climate on
        different-aged individuals. Life-history theory states that
        individuals are constrained by limited energy that has to
        be allocated among components of their fitness (Stearns
        1992). We expected the survival of immatures to be
        lower than that of adults, due to inexperience, poor
        foraging skills, and greater vulnerability to climatic
        variability (Jones et al. 2007, Votier et al. 2008). The
        curve of survival with age should follow a quadratic or
        logarithmic function, and age-related variation in
        survival should be greatest when environmental condi-
        tions are worst (Bunce et al. 2006, Oro et al. 2008).
        Female boobies are larger than males (see next section),
        and they show greater natal and breeding dispersal
        within the natal colony and provide more food to
        offspring (Osorio-Beristain and Drummond 1993, Guer-
        ra and Drummond 1995, Kim et al. 2007b). Greater
        body size could confer higher survival (e.g., Gaillard et
        al. 2000) unless associated with greater investment
        during breeding (Velando and Alonso-Alvarez 2003),
        and in a long-lived species, is expected to be associated
        with slightly later recruiting (Oro and Pradel 2000,
        Ludwigs and Becker 2005). Also, life-history theory
        predicts a trade-off between first breeding and future
        survival, with long-lived species deferring recruitment
        when environmental conditions are bad (Crespin et al.
        2006). Hence, we expected that in poor climatic
        conditions, the curve of recruitment against age should
        be lower (with sexually mature individuals postponing
        recruitment) and differences between younger and older
        birds in recruitment should be greater (Bunce et al. 2006,
        Nevoux et al. 2007).
        M
        ETHODS
        Species and study site
        Blue-footed Boobies are socially monogamous (Osor-
        io-Beristain and Drummond 1998), medium-sized sulids
        that breed colonially on islands in the tropical eastern
        Pacific Ocean. Both sexes plunge-dive for sardines and
        anchovies (Nelson 1978), foraging over a radius of up to
        30 km (Anderson and Ricklefs 1987); females are larger
        and 32% heavier than males (1654 g vs. 1250 g,
        respectively; Castillo and Chavez-Peón 1983). Excep-
        tionally, these long-lived birds breed in the first year, but
        most recruit at two to six years of age (Drummond et al.
        2003) and have broods of one to three chicks. Males and
        females spend similar time with clutch and brood and
        participate roughly equally in all aspects of parental
        care, except that females provide chicks with a greater
        mass of food (Guerra and Drummond 1995). Senescent
        decline in reproductive function begins at age 10 years
        (Velando et al. 2006b).
        The study was conducted at Isla Isabel, Nayarıt
        (21852
        0
        N, 105854
        0
        W), off San Blas, Mexico. From 1988,
        fledglings were ringed annually in two fixed study areas
        in the colony and resighted as breeders during system-
        atic monitoring of those areas during five months of
        every year between February and July through 2004.
        During these years, the colony held an average number
        of 971 breeding pairs. All birds with a clutch or brood
        were recorded, and identities were confirmed by up to
        three independent readings of each band during
        inspections of all nests every 3 or 6 days. Relative
        geographical isolation of the study colony, limited natal
        dispersal (median distance, males, 24.1 m; females, 28.3
        m; Osorio-Beristain and Drummond 1998), lifetime
        fidelity to the first breeding site (Kim et al. 2007a),
        and the rarity of resightings in other Mexican colonies
        (Castillo-Guerrero and Mellink 2007) suggested that
        permanent emigration from the study site was low, and
        that estimations of local demographic parameters
        probably suffer from little bias.
        Capture–recapture modeling
        We followed standard procedures for capture–recap-
        ture multistate modeling (CMR; Lebreton et al. 1992,
        Nichols and Kendall 1995), using M-SURGE software
        (Choquet et al. 2004). Three types of parameters were
        involved: survival probabilities (S), transition probabil-
        ities between states (from nonbreeder ‘‘n’’ to breeder
        ‘‘b,’’ i.e., recruitment, noted by w
        nb
        ), and resighting
        probabilities ( p). Birds were sexed when they recruited,
        and individuals that never recruited could not be sexed.
        To overcome this limitation, we considered three states:
        state 1 is a nonbreeder, states 2 and 3 are breeding male
        and breeding female, respectively. Transitions between
        state 1 and both states 2 and 3 correspond to
        recruitment probabilities for males and females, respec-
        tively. Consequently, we set at 0 the recapture proba-
        bility of state 1 (since only breeders were resighted), the
        transition between states 2 and 3 (i.e., change of sex),
        and the transitions from states 2 and 3 to state 1 (birds
        were only resighted as breeders). The modeling was
        carried out in three consecutive steps: first, the search of
        an umbrella model to start with. A consensual model
        was then built to avoid overparameterized models with
        large number of parameters due to the interaction of all
        factors considered. Finally, we tested the influence of
        oceanographic variables separately for each demograph-
        T
        ABLE
        1. Results of goodness-of-fit (GOF) tests of the general
        capture–recapture multistate (CMR) model.
        Test component
        v
        2
        df
        Pc
        3G SM
        296.590
        61
        ,0.001
        4.86
        M ITEC
        246.490
        27
        ,0.001
        9.13
        M LTEC
        82.943
        34
        ,0.001
        2.44
        LRT (JMV vs. AS)
        1197.003
        52
        ,0.001
        23.02
        Total
        1823.026
        174
        ,0.001
        10.48
        Note: Test components are as in Pradel et al. (2003);c is the
        inflation factor, i.e., v
        2
        /df.
        DANIEL ORO ET AL.
        1206
        Ecology, Vol. 91, No. 4
        Page 3
        ic parameter (survival and recruitment), each sex, and
        each age class contained in the consensual model to end
        up with a selected model.
        We first tested the goodness of fit (GOF) of a general
        multistate model, the Arnason-Schwarz model, consist-
        ing of two basic components: (1) test3G, which tests the
        dependence on the previous capture history for individ-
        uals released at same time; and (2) testM, which tests the
        dependence on current capture (Pradel et al. 2003). The
        GOF test was carried out using the U-CARE program
        (Choquet et al. 2003), skipping the subcomponents
        WBWA and TEST3.SR to account for the age-
        dependence structure. The fit of these more general
        models was poor (see inflation factor,c, in Table 1),
        likely due to an age structure in survival, transition, and
        recapture probabilities; but it was not possible to test the
        fit of a model with a full interaction of time and age, all
        parameters being different. An alternative was to run a
        separate GOF test for each cohort and sum all the tests,
        but breeding failure or very low breeding success in some
        years prevented this. To overcome this problem, we ran
        several GOF tests modifying the original capture–
        recapture histories for each age structure: For instance,
        for age 2, we removed observations before age 2,
        deleting the previous observations at 1 year of age
        (e.g., the CMR histories 10222020 and 13330333 were
        transformed in the histories 00222020 and 00330333,
        respectively, while the history 00000100 was deleted
        from the analysis). We expected a progressive reduction
        in the inflation factorc (i.e., an improvement in the fit)
        together with an increase in age in the modified capture–
        recapture histories, due to greatly reduced potential
        effects (transients, trap dependence) of age on survival,
        and on transition and recapture probabilities. An
        acceptablec value of 1.86 was achieved with a structure
        of seven age classes (birds between 7 years and 16 years
        old were pooled; see Fig. 1), and thisc value was applied
        to all models, starting with the more general model
        [S
        7a*t*s
        , w
        nb
        7a*t*s
        , p
        7a*t*s
        ]. In those models, the factors
        considered were age (seven values), time (16 values for
        the years 1989–2004), and sex (two values), denoted by
        a, t, and s, respectively. Interactions between terms were
        denoted in models by an asterisk (*), additive effects by
        a plus sign (þ), and no time variation by a multiplier dot
        (Á). The next step was to find a consensual model
        (Tavecchia et al. 2005), i.e., a more parsimonious model
        than the more general model, with its high number of
        potential combinations of factors (time, age, and sex) for
        each of the parameters (survival, transition, and
        recapture). The consensual model was selected for each
        parameter by progressively eliminating effects while
        keeping the structure of the other parameters as general
        as possible. Consensual models were the umbrella
        models used to test for influence of climatic variables.
        Selection of the best model followed standard
        procedures by looking for parsimony between the
        number of parameters and the deviance of the model,
        using a second-order Akaike’s Information Criterion
        (QAIC
        c
        ; see Lebreton et al. 1992, Burnham and
        Anderson 2002). Models that did not differ in more
        than four values of AIC
        c
        (DAIC
        c
        ) were considered
        statistically equivalent.
        Testing the influence of time and climatic covariates
        on age-related demographic parameters
        We tested the importance of climatic covariates
        (relative to time) as potential influences on survival
        and recruitment. We used two covariates that differ in
        their spatial scale: sea surface temperature 55 km
        southeast of the booby colony (SST; obtained from
        Columbia University database, available online),
        4
        which
        was based on the foraging range of the study species
        (Anderson and Ricklefs 1987). The second covariate was
        the Southern Oscillation Index (SOI; Australian Bureau
        of Meteorology, available online),
        5
        expressing El Ni˜no/
        La Ni˜na oscillations in terms of variation in sea-level air
        pressure across the tropical Pacific region. We selected
        values for two clearly differentiated periods: the
        breeding season (January through July, denoted by
        SSTb and SOIb for local and general oceanographic
        conditions, respectively), and the wintering season,
        during which birds mostly stay around the colony
        (October through December, noted by SSTw and
        SOIw). In the breeding season, birds incur high energetic
        costs of territory establishment and defense, pairing, egg
        formation, incubation, and brood care, with potential
        consequences for current recruitment and future surviv-
        al. Oceanographic conditions could also be critical
        during wintering, when delayed costs of reproduction
        are expressed and fledglings and yearlings face the
        challenges of independence (see next paragraph). We
        F
        IG
        . 1. Inflation factor values (c) calculated for each
        goodness-of-fit (GOF) test run for each set of age-modified
        capture–recapture histories (see Methods) for Blue-footed
        Boobies (Sula nebouxii). Only tests run for ages 4–10 years
        are shown. The gray line of best fit (i.e., no overdispersion,c ’
        1) is also shown for reference. Although a structure with nine
        age classes was closest to 1, we considered that seven age classes
        were sufficient to account for most overdispersion, and we
        applied ac value of 1.86 to all our models.
        4
        hhttp://ldeo.columbia.edui
        5
        hhttp://www.bom.gov.au/climate/current/soihtm1.shtmli
        April 2010
        1207
        DEMOGRAPHY OF A TROPICAL SEABIRD
        Page 4
        analyzed correlations among climatic covariates to test
        for potential, noisy colinearity (Grosbois et al. 2008); we
        did not perform a PCA analysis to reduce the number of
        covariates (e.g., Veran et al. 2007) because we only dealt
        with four variables. Although local and general indexes
        (SST and SOI) were in general correlated during both
        the breeding season and the wintering season (Table 2),
        in exceptional years, SST values were independent of
        SOI oscillations. Furthermore, while SST values in the
        breeding season and the following wintering season were
        correlated, this was not the case for SOI values (Table
        2).
        We tested the influence of each climatic variable on
        each age class, starting with the consensual model. We
        compared all possible models with a climatic factor with
        the corresponding model for each age class varying with
        time using DAIC
        c
        values. For each age class, the
        covariates that better replaced time (from models with
        DAIC
        c
        , 4) were retained and used in final models that
        included all retained climatic variables together. The
        proportion of variance explained by each selected
        covariate was calculated except when the model with
        constant value of the age class was better than the time-
        dependent value of such age class (see Results). To
        calculate the impact of a covariate X on the age-related
        parameter -, we performed an analysis of deviance test
        with a Fisher-Snedecor distribution (ANODEV) by
        comparing the amount of deviance between the model
        T
        ABLE
        2. Spearman rank correlations between the oceanographic variables sea surface temperature (SST) and Southern
        Oscillation Index (SOI) used in the analysis of survival and recruitment in Blue-footed Boobies (Sula nebouxii) at Isla Isabel,
        Mexico, in the breeding and wintering seasons during 1988–2004.
        Variable
        SST wintering
        SOI breeding
        SOI wintering
        q
        P
        N
        q
        P
        N
        q
        P
        N
        SST breeding
        0.606
        0.008
        17
        À0.809
        0.001
        16
        À0.267
        0.284
        17
        SST wintering
        À0.370
        0.144
        16
        À0.556
        0.017
        17
        SOI breeding
        0.27
        0.918
        16
        Note: All tests were two-tailed, and statistically significant correlations (P , 0.05) are shown in boldface; q coefficient was the
        Spearman Rank correlation value; N was the sample size.
        T
        ABLE
        3. Building a consensual model (see Methods) by modeling survival (S), recruitment (w),
        and resighting ( p) probabilities in the Blue-footed Booby on Isla Isabel, starting from the
        umbrella model [S
        n
        7a
        *
        t
        *
        s
        , w
        nb
        7a
        *
        t
        *
        s
        , p
        n
        7a
        *
        t
        *
        s
        ].
        Model
        np
        Dev
        QAIC
        c
        D
        i
        w
        i
        Umbrella model S
        n
        7a*t*s
        , w
        nb
        7a*t*s
        , p
        n
        7a*t*s
        327
        26 678.838
        14 997.4613
        Survival
        S
        7a*s
        259
        26 833.711
        14 944.726
        À52.735
        0.001
        S
        7a*t
        293
        26 725.121
        14 954.344
        À43.117
        0.000
        S
        7a
        254
        26 915.382
        14 978.636
        À18.826
        0.000
        S
        7aþt*s
        281
        26 731.551
        14 933.801
        À63.660
        0.168
        S
        7aþt
        265
        26 785.132
        14 930.608
        À66.853
        0.829
        S
        7aþs
        255
        26 844.298
        14 942.418
        À55.043
        0.002
        Recruitment
        w
        7a*s
        302
        26 737.217
        14 978.848
        À18.614
        0.031
        w
        7a*t
        305
        26 734.636
        14 983.460
        À14.001
        0.003
        w
        7a
        249
        27 089.013
        15 061.985
        64.524
        0.000
        w
        7aþt*s
        312
        26 704.615
        14 972.073
        À25.389
        0.930
        w
        7aþt
        299
        26 746.010
        14 977.576
        À19.886
        0.059
        w
        7aþs
        297
        26 760.944
        14 981.604
        À15.857
        0.008
        Resighting
        p
        7a*s
        259
        28 165.348
        15 660.660
        663.200
        0.000
        p
        7a*t
        293
        26 876.749
        15 035.865
        38.404
        1.000
        p
        7a
        254
        28 574.126
        15 870.433
        872.97
        0.000
        p
        7aþt*s
        279
        27 594.670
        15 393.844
        396.38
        0.000
        p
        7aþt
        265
        27 260.372
        15 186.114
        188.65
        0.000
        p
        7aþs
        255
        27 926.367
        15 524.176
        526.71
        0.000
        Consensual model S
        n
        7aþt
        , w
        nb
        7aþt*s
        , p
        n
        7a*t*s
        210
        26 897.652
        14 881.103
        À116.36
        Notes: For each parameter, the selected model is in boldface, except for resighting probabilities,
        for which the umbrella model was not improved. Abbreviations are: np, number of estimable
        parameters; Dev, relative deviance of each model; QAIC
        c
        , Akaike Information Criterion corrected
        forc; D
        i
        , QAIC
        c
        difference between current model and umbrella model; and w
        i
        , current model
        weight for each group of models for survival, recruitment, and resighting parameters. In the
        models, abbreviations are: n, nonbreeders; b, breeders; a, age; t, time; and s, sex. The age class 7a
        represents a grouping of birds 7–16 years old.
        DANIEL ORO ET AL.
        1208
        Ecology, Vol. 91, No. 4
        Page 5
        assuming full time dependence, the model including the
        covariate X, and the one assuming no time variation
        (noted by Á) through the ratio [deviance -(Á) À deviance
        -(X )]/[deviance -(Á)/deviance -(t)].
        R
        ESULTS
        We built the capture–recapture histories of 6243
        individuals for the period from 1988 to 2004, of which
        37% recruited (were resighted at least once as a breeder),
        including males and females in nearly equal proportions
        (51% and 49%, respectively).
        Consensual model
        The search for a consensual model revealed an
        additive effect of time for survival (a potential effect of
        sex was also present, but not considered in view of its
        model weight) and an additive effect of time and sex (in
        interaction) on age for recruitment, while none of the
        different combinations of factors used to model
        recapture probability improved the umbrella model
        (Table 3). The ranking of models and the DQAIC
        values were very similar when optimal, rather than full,
        parameterization of the other two parameters was used
        (results not shown). Thus, the consensual model [S
        n
        7aþt
        ,
        w
        nb
        7aþt*s
        , p
        n
        7a*t*s
        ] was provisionally taken as the best model
        for testing the effects of climatic covariates on survival
        (equally for the two sexes) and recruitment (differently
        for each sex).
        Influence of climate on age classes
        The influence of climatic variables on survival and
        recruitment varied with age, and was strongest in the
        youngest or oldest classes depending on the parameter
        and the sex (Table 4): for instance, winter climate at
        local scale (i.e., SSTw) influenced survival of all age
        classes except the oldest ones (.5 years old), for which a
        constant model was supported, as well as a model with
        any covariate. ANODEV analyses showed that covar-
        iates explained high percentages of the difference in
        deviance between time-varying models (i.e., including
        climate covariates) and constant models (not shown),
        especially for youngest birds (Table 4).
        The probability of male recruitment of the youngest
        and oldest age classes was more influenced by climate
        than that of 2-, 3-, 4-, and 5-year-old birds. For instance,
        warm local water (SST) depressed recruitment of males
        of all age classes, and this effect was especially strong for
        youngest birds facing warm water in the previous winter
        and oldest birds facing warm water during breeding
        (Table 4, Fig. 2A).
        On the basis of these associations, we tested the fit of
        more ad hoc models of climatic influences on the
        survival and recruitment of particular age classes. We
        also tested for potential linear or quadratic influence of
        climatic covariates on each age class (noted by A and A
        2
        respectively; see models 3 to 6 in Table 5). None of these
        models improved the consensual model, but the best
        T
        ABLE
        4. Modeling the influence of climate covariates on survival (S) and recruitment (w) probabilities of each age class of the
        Blue-footed Booby on Isla Isabel during 1988–2004.
        Demographic
        parameter
        Age
        class (yr)
        Dev
        np
        QAIC
        c
        Climate covariates, DAIC
        c
        Constant
        r
        2
        SOIb
        SOIw
        SSTb
        SSTw
        Survival
        1
        26 825.71
        220
        14 864.42
        12.0
        4.7
        17.9
        À2.0
        18.7
        0.813
        2
        26 815.66
        219
        14 855.02
        53.7
        22.5
        18.6
        À7.3
        48.3
        0.673
        3
        26 813.43
        220
        14 855.82
        12.6
        À6.3
        31.8
        À9.9
        25.0
        0.570
        4
        26 780.01
        221
        14 882.90
        À16.8
        À16.8
        À8.6
        À25.3
        À4.1
        0.516
        5
        26 864.03
        222
        14 886.24
        23.3
        À2.1
        29.6
        À14.6
        22.4
        0.757
        6
        26 917.85
        221
        14 914.00
        À16.6
        3.0
        À2.6
        À29.0
        À27.0
        .6
        26 887.72
        221
        14 897.80
        À5.3
        1.1
        À0.7
        À20.4
        À23.0
        Recruitment, males
        1
        26 877.63
        217
        14 884.34
        À3.6
        3.4
        À3.7
        À9.1
        À4.6
        0.718
        2
        26 897.81
        219
        14 899.19
        À15.6
        À13.5
        1.2
        À10.1
        À27.0
        3
        27 022.00
        212
        14 951.96
        À67.5
        À68.8
        À51.2
        À74.6
        À78.9
        4
        26 864.49
        220
        14 883.28
        14.0
        13.6
        88.3
        69.9
        À4.3
        5
        26 874.94
        220
        14 888.89
        54.5
        43.0
        54.7
        51.1
        À3.9
        6
        26 917.20
        221
        14 913.61
        36.4
        98.0
        8.9
        18.3
        À29.3
        .6
        26 891.30
        222
        14 901.69
        À15.7
        À21.3
        À26.5
        À20.0
        À2.9
        0.243
        Recruitment, females
        1
        26 883.19
        219
        14 891.33
        13.2
        4.3
        17.1
        2.9
        À18.2
        2
        27 007.26
        220
        14 960.03
        À91.2
        À58.7
        À70.1
        À82.6
        À78.0
        0.543
        3
        27 022.00
        212
        14 951.96
        À66.0
        À57.2
        À57.7
        À64.6
        À59.5
        0.593
        4
        26 867.87
        219
        14 883.09
        À10.4
        16.3
        21.1
        0.7
        3.7
        0.472
        5
        26 858.37
        219
        14 877.98
        À2.3
        15.9
        10.9
        6.9
        18.0
        0.367
        6
        26 885.64
        220
        14 894.64
        À15.3
        À10.5
        0.1
        À10.5
        3.8
        0.608
        .6
        26 889.81
        219
        14 894.89
        À10.8
        À8.5
        2.4
        À7.5
        À13.2
        Notes: Since we started from the consensual model ([S
        n
        7aþt
        , w
        nb
        7aþt
        *
        s
        , p
        n
        7a
        *
        t
        *
        s
        ]; see Table 3 for abbreviations), we modeled covariates
        (in the place of time) in survival and recruitment. Numbers below climate covariates show the DAIC
        c
        of the current model for each
        covariate with the corresponding model for each age class. The covariates that better replaced time for each age class and parameter
        are shown in boldface (considering equivalent models those with DAIC
        c
        , 4); r
        2
        refers to the proportion of variance explained by
        the covariate (ANODEV; see Methods), except for age classes in which the constant model showed the lowest absolute DAIC
        c
        with
        respect to the time-varying model. SST is sea surface temperature, and SOI is Southern Oscillation Index; b is breeding season, and
        w is winter.
        April 2010
        1209
        DEMOGRAPHY OF A TROPICAL SEABIRD
        Page 6
        model (model 2; Table 5) explained 44% of the variance
        of the corresponding time-varying model [S
        1_5aþt,.5aÁ
        ,
        w
        nbm
        1a*t;2 6aÁ;a7*t
        , w
        nbf
        1aÁ;2 6aþt;a7Á
        , p
        7a*t*s
        ], which was taken as
        the reference model to show estimates of demographic
        parameters. Paradoxically, the lack of improvement was
        probably the result of having robust estimates (i.e., with
        low confidence intervals and narrow ranges) of survival
        and recruitment due to high resighting rates, especially
        after birds reached three years of age (Fig. 3); when this
        occurs, it is difficult to improve the time-dependent
        model by substituting a climatic covariable in place of
        time (R. Pradel, personal communication).
        Climate and age effects on survival
        Annual survival of Blue-footed Boobies did not differ
        between the sexes (see the consensual model). Warm
        winter water depressed survival of both sexes much
        more in the first few years of life than at older ages (Fig.
        4). When the water was warm, survival rate increased
        sharply with age, with birds older than six years showing
        a mean value of 0.850 (SE ¼ 0.017), and youngest birds
        showing values as low as 0.535 (SE ¼ 0.254). When the
        water was cool, survival rates of all age classes
        improved, modestly in birds older than six years, to
        0.891 (SE ¼ 0.017) and substantially in the youngest
        birds, to 0.755 (SE ¼ 0.186) (Fig. 4).
        Climatic, age, and sex effects on recruitment
        Probability of recruitment varied with age and
        climate, but differently in the two sexes (Table 4, Fig.
        2). Intermediate-aged males were little affected by
        climate, but old males were most likely to recruit when
        the local water was cool in the breeding season (Fig.
        2A), and young males recruited only when the local
        water was cool in the previous winter (see also Table 4).
        Intermediate-aged females had the highest probability of
        recruiting and were more likely to recruit when the SOI
        index was high during the breeding season (see also Fig.
        2B). Young females were considerably less likely to
        recruit than old females, and neither young nor old
        females were affected by climate (Table 4).
        D
        ISCUSSION
        Demographic parameters of the Blue-footed Booby
        are more strongly associated with local climatic condi-
        tions than with global environmental conditions. This
        result reflects the weak colinearity between indexes at
        different spatial scales: extreme El Ni˜no events across
        the Pacific Ocean did not reliably predict extremely
        warm waters around the study site. Global climatic
        indexes may be strongly related to demographic
        parameters of species that forage far from the colony
        or migrate over great distances during the nonbreeding
        season, such as guillemots, shearwaters, albatrosses, and
        migratory passerines (Sillett et al. 2000, Nevoux et al.
        2007, Votier et al. 2008); whereas local climate may be
        more related to the demography of species that forage
        and disperse locally, such as shags, gulls, and boobies
        (Frederiksen et al. 2004, Velarde et al. 2004).
        Analysis of demographic parameters in structured
        populations (with sex- and age-specific partitioning of
        energy investment) potentially provides the best insight
        into how climate shapes complex population dynamics
        (Coulson et al. 2001). The high annual survival of
        boobies and early recruitment of some individuals
        provided a rare opportunity to estimate how age and
        sex affect the impact of climate on two important
        demographic parameters (Thompson and Grosbois
        F
        IG
        . 2. Probability of recruitment of Blue-footed Boobies
        at Isla Isabel, Mexico, depending on sex, age, and climatic
        conditions (standardized indexes). A smoothing regression
        surface using a lowess method by iteration of weighted least
        squares on such estimates (Simonoff 1996) was drawn for
        interpretation. Birds 7–16 years old were grouped in a single age
        class. Estimates were obtained from model [S
        1_5aþt,.5aÁ
        ,
        w
        nbm
        1a
        *
        t;2 6aÁ;a7
        *
        t
        , w
        nbf
        1aÁ;2 6aþt;a7Á
        , p
        7a*t*s
        ] for (A) males and (B)
        females. For each sex, we show the more influential climatic
        index: sea surface temperature during breeding season (SSTb)
        vs. Southern Oscillation Index (SOIb; see also Tables 2 and 4
        and Results). (See also Capture–recapture modeling for clarifi-
        cation of abbreviations.)
        DANIEL ORO ET AL.
        1210
        Ecology, Vol. 91, No. 4
        Page 7
        2002). The effect of climate on survival varies strongly
        with age, and the effect of climate on recruitment
        depends on both age and sex, and sexual and age class
        differences are exacerbated by harsher climate (see also
        Nevoux et al. 2007).
        Climate and age effects on survival
        Survival of both sexes depended heavily on winter
        climate: The coolest winter waters were associated with
        roughly 90% survival in all age classes except the
        T
        ABLE
        5. Modeling the effects of climatic covariates on survival and recruitment of Blue-footed Boobies at Isla Isabel altogether
        on each age class following results from Table 4 and compared with the consensual model [S
        n
        7aþt
        , w
        nb
        7aþt
        *
        s
        , p
        n
        7a
        *
        t
        *
        s
        ].
        Model
        Survival
        Recruitment males Recruitment females np
        Dev
        QAIC
        c
        Di
        r
        2
        Consensual model:
        S
        n
        7aþt
        , w
        nb
        7aþt*s
        , p
        n
        7a*t*s
        210 26 897.6517 14 881.103
        1
        1_5
        SSTw
        , 6Á, !7Á 1
        SSTw
        , 2_6Á, !7
        SSTb
        1Á,2_6
        SOIb
        , !7Á
        185 27 095.469 14 935.456 54.35 0.288
        2
        1_5
        SSTw
        , .5Á
        1
        SSTw
        , 2_6Á, !7
        SSTb
        1Á,2_6
        SOIb
        , !7Á
        184 27 002.745 14 904.487 23.38 0.442
        3
        1_5A
        2
        SSTw
        , .5Á 1
        SSTw
        , 2_6Á, !7
        SSTb
        1Á,2_6
        SOIb
        , !7Á
        176 27 131.405 14 938.777 57.67 0.158
        4
        1_5A
        SSTw
        , .5Á
        1
        SSTw
        , 2_6Á, !7
        SSTb
        1Á,2_6
        SOIb
        , !7Á
        175 27 222.048 14 987.510 106.41 0.080
        5
        1_5A
        2
        SSTw
        , .5Á 1
        SSTw
        , 2_6Á, !7
        SSTb
        1Á,2_6A
        2
        SOIb
        , !7Á
        174 27 302.888 15 056.113 175.01 0.001
        6
        1_5
        SSTw
        , .5Á
        1
        SSTw
        , 2_6Á, !7
        SSTb
        1Á,2_6A
        2
        SOIb
        , !7Á
        177 27 140.242 14 945.528 64.42 0.102
        Notes: An interaction of any factor with a range of age classes is shown by ‘‘_’’; for instance, 1_5 means an age class grouping birds
        from 1 to 5 years old. When a trend in age (linear or quadratic) was used instead, this is shown by A and A
        2
        , respectively. In all
        models, resighting probability was kept as the consensual model, i.e., depending on the interaction of age, time, and sex. The best
        model is shown in boldface (model 2); none of these climatic models improved the consensual model (see Methods and Table 3), even
        though some of them explained a relatively high percentage of the variance (see Results). SST is sea surface temperature, and SOI is
        Southern Oscillation Index; b is breeding season, and w is winter.
        F
        IG
        . 3. Estimates of resighting probabilities (with 95% confidence intervals) of Blue-footed Boobies at Isla Isabel during 1988–
        2004. (A) Variation with age in males (solid circles) and females (open circles), taking 2001 as an example. (B) Variation with time
        in males and females, taking five-year-old birds as an example. No difference between the sexes was found.
        April 2010
        1211
        DEMOGRAPHY OF A TROPICAL SEABIRD
        Page 8
        youngest birds (one year old), and the warmest winter
        waters depressed survival, slightly in the case of the
        oldest birds (7–16 years old) and severely in the case of
        the youngest birds. Young individuals of long-lived
        species generally show relatively poor survival (Jones et
        al. 2007), and young marine birds tend to forage
        inefficiently. Young boobies may suffer relatively high
        mortality because inexperience probably makes them
        inefficient foragers and plunge-divers, and also because
        younger age classes include relatively higher proportions
        of poor quality individuals (Nevoux et al. 2007, Sanz et
        al. 2008). Young boobies also showed relatively high
        variance in annual survival, possibly implying a special
        vulnerability of inexperienced birds to environmental
        stochasticity and a high heterogeneity in individual
        quality, later reduced by selection pressures (Sanz et al.
        2008). Climate is an important selective force for young
        boobies and cohorts that experience cold years early in
        the life should be better represented in the population
        than others.
        Climatic, age, and sex effects on recruitment
        Age of recruitment affects the lifetime fitness of
        individuals and the growth rates of populations (Gail-
        lard et al. 1998). Recruitment in this population of
        boobies occurs at ages from 1 to 10 years (Drummond et
        al. 2003), and most males and females recruit during the
        first six years of life (males, 4.32 6 0.09 yr; females, 3.80
        6 0.08 yr). Age of recruitment influenced the onset of
        reproductive senescence and longevity of males in a
        high-performing cohort and the lifetime reproductive
        success of females. Our results show that recruitment of
        males is strongly influenced by age and climate, while
        that of females is even more greatly influenced by age,
        but affected by climate only at intermediate ages, when
        favorable conditions are a particularly potent influence.
        One-year-old females generally decline to recruit what-
        ever the conditions, whereas one-year-old males are
        likely to make an attempt if conditions are favorable.
        Females that are at least seven years old are strongly
        inclined to recruit, whatever the circumstances, but
        males of that age are highly responsive to climate.
        Strong dependence of male recruitment on climate could
        reflect energetic constraint on the possibility of success-
        ful reproduction of the smaller sex, especially in the
        youngest individuals, which probably harvest food
        inefficiently. At all ages examined, this sensitivity to
        climate could also reflect the making of prudent trade-
        offs (Cam et al. 1998, Sanz et al. 2008), since delayed
        recruitment in males from a high-performing cohort is
        associated with longer lifespan at no cost in terms of
        lifetime reproductive success. Female lifespan, on the
        other hand, is unaffected by age of recruitment, but the
        earlier females recruit the more breeding attempts they
        make and the greater their lifetime reproductive success,
        although variance in both of these variables is high in
        females that recruit at two years of age. The larger
        bodies of females may buffer them against the risks of
        breeding in challenging circumstances.
        Recruitment of females was more related to climate
        during the breeding season; that of males to climate
        before the breeding season. Assuming this difference
        reflects causality, it could result from differences in the
        roles of males and females in breeding (Grosbois and
        Thompson 2005, Jenouvrier et al. 2005), since male
        boobies start their breeding season earlier and females
        provide more food to the brood. Both sexes share all
        duties of parental care throughout the breeding cycle,
        but males arrive first on the breeding grounds and invest
        heavily in securing and defending territories (Nelson
        1978, Stamps et al. 2002) and displaying ornaments
        (Velando et al. 2006a), and females deliver 2–5 times the
        mass of food provided by males (Guerra and Drum-
        mond 1995). Overall, these results make a case for
        complex effects of environmental variables in a nonlin-
        ear interaction between climate, age, and sex (Laakso et
        al. 2001, Croxall et al. 2002, Ezard et al. 2006, Kim et al.
        2009). Temporal differences in the effects of climate on
        male and female recruitment point up the need to
        consider age and sex when making population projec-
        tions for conservation purposes (Sæther et al. 2004,
        2006).
        A
        CKNOWLEDGMENTS
        We are very grateful to Roger Pradel and Ana Sanz for their
        mathematical advice and to Alberto Velando and Sin-Yeon
        Kim for fruitful discussions. Two anonymous referees kindly
        improved a previous version of the manuscript. We are also
        grateful to José Luis Osorno, who made essential contributions
        F
        IG
        . 4. Variation in survival with age and climatic index
        (standardized sea surface temperature during the winter; SSTw)
        of male and female Blue-footed Boobies at Isla Isabel, during
        1988–2004. Values were estimated from model [S
        r
        1 5aþt;. 5aÁ
        ,
        w
        nbm
        1a
        *
        t;2 6aÁ;a7
        *
        t
        , w
        nbf
        1aÁ;2 6aþt;a7Á
        , p
        r
        7a
        *
        t
        *
        s
        ], and a smoothing regression
        surface using a lowess method by iteration of weighted least
        squares on such estimates was drawn for interpretation. Note
        that survival of the oldest age classes (7–16 yr) was largely
        independent of variation in SSTw (and Southern Oscillation
        Index, SOI; see Table 4).
        DANIEL ORO ET AL.
        1212
        Ecology, Vol. 91, No. 4
        Page 9
        to the long-term fieldwork and database, and to the many
        students who collected data during all these years. Funds were
        provided by UNAM (PAPIIT, IN230603, IN211491,
        IN2007023), CONACYT (81823, 47599, 34500-V, 4722-
        N9407, D112-903581, PCCNCNA-031528, 31973H), Programa
        Marina Bueno and other grants from the Spanish Ministry of
        Science (reference CGL2006-04325/BOS). Permissions were
        provided by SEMARNAT, and logistical support by the
        Armada de México, the staff of the Parque Nacional Isla
        Isabel, and the fishermen of San Blas and Camichın
        L
        ITERATURE
        C
        ITED
        Anderson, D. J., and R. E. Ricklefs. 1987. Radio-tracking
        masked and blue-footed boobies (Sula spp.) in the Galápagos
        Islands. National Geographic Research 3:152–163.
        Araújo, M. B., and C. Rahbek. 2006. How does climate change
        affect biodiversity? Science 313:1396–1397.
        Becker, P. H., T. H. G. Ezard, J. D. Ludwigs, H. Sauer-Gurth,
        and M. Wink. 2008. Population sex ratio shift from fledging
        to recruitment: consequences for demography in a philopat-
        ric seabird. Oikos 117:60–68.
        Bunce, A., S. J. Ward, and F. I. Norman. 2006. Are age-related
        variations in breeding performance greatest when food
        availability is limited? Journal of Zoology 266:163–169.
        Burnham, K. P., and D. R. Anderson. 2002. Model selection
        and multimodel inference. Springer-Verlag, New York, New
        York, USA.
        Cam, E., J. E. Hines, J.-Y. Monnat, J. D. Nichols, and E.
        Danchin. 1998. Are adult nonbreeders prudent parents? The
        kittiwake model. Ecology 79:2917–2930.
        Castillo, A., and C. Chavez-Peón. 1983. Ecologıá Reproductiva
        e influencia del comportamiento en el control del número de
        crıá en el bobo de patas azules, Sula nebouxii, en la Isla
        Isabel, Nay. Universidad Autónoma de Mexico (UNAM),
        Facultad de Ciencias, Mexico DF, Mexico.
        Castillo-Guerrero, J., and E. Mellink. 2007. Long-distance
        natal dispersal in blue-footed boobies. Waterbirds 30:268–
        270.
        Choquet, R., A. M. Reboulet, R. Pradel, O. Gimenez, and J. D.
        Lebreton. 2004. M-SURGE: new software specifically
        designed for multistate capture recapture models. Animal
        Biodiversity and Conservation 27:207–221.
        Coulson, T., E. A. Catchpole, S. D. Albon, B. J. T. Morgan,
        J. M. Pemberton, T. H. Clutton-Brock, M. J. Crawley, and
        B. T. Grenfell. 2001. Age, sex, density, winter weather, and
        population crashes in Soay sheep. Science 292:1528–1531.
        Crespin, L., M. P. Harris, J.-D. Lebreton, M. Frederiksen, and
        S. Wanless. 2006. Recruitment to a seabird population
        depends on environmental factors and on population size.
        Journal of Animal Ecology 75:228–238.
        Croxall, J. P., P. N. Trathan, and E. J. Murphy. 2002.
        Environmental change and Antarctic seabird populations.
        Science 297:1510–1514.
        Drummond, H., R. Torres, and V. V. Krishnan. 2003. Buffered
        development: resilience after aggressive subordination in
        infancy. American Naturalist 161:794–807.
        Durant, J. M., N. C. Stenseth, T. Anker-Nilssen, M. P. Harris,
        P. M. Thompson, and S. Wanless. 2004. Marine birds and
        climate fluctuation in the North Atlantic. Pages 95–106 in
        N. C. Stenseth, G. Ottersen, J. W. Hurrell, and A. Belgrano,
        editors. Marine ecosystems and climate variation. Oxford
        University Press, Oxford, UK.
        Ezard, T. H. G., P. H. Becker, and T. Coulson. 2006. The
        contributions of age and sex to variation in common tern
        population growth rate. Journal of Animal Ecology 75:1379–
        1386.
        Ezard, T. H. G., P. H. Becker, and T. Coulson. 2007.
        Correlations between age, phenotype, and individual contri-
        bution to population growth in common terns. Ecology 88:
        2496–2504.
        Frederiksen, M., M. P. Harris, F. Daunt, P. Rothery, and S.
        Wanless. 2004. Scale-dependent climate signals drive breed-
        ing phenology of three seabird species. Global Change
        Biology 10:1214–1221.
        Gaillard, J.-M., M. Festa-Bianchet, D. Delorme, and J.
        Jorgenson. 2000. Body mass and individual fitness in female
        ungulates: bigger is not always better. Proceedings of the
        Royal Society B 267:471–477.
        Gaillard, J. M., M. Festa-Bianchet, and N. G. Yoccoz. 1998.
        Population dynamics of large herbivores: variable recruit-
        ment with constant adult survival. Trends in Ecology and
        Evolution 13:58–63.
        Grosbois, V., O. Gimenez, J. M. Gaillard, R. Pradel, C.
        Barbraud, J. Clobert, A. P. Møller, and H. Weimerskirch.
        2008. Assessing the impact of climate variation on survival in
        vertebrate populations. Biological Reviews 83:357–399.
        Grosbois, V., and P. M. Thompson. 2005. North Atlantic
        climate variation influences survival in adult fulmars. Oikos
        109:273–290.
        Guerra, M. del C., and H. Drummond. 1995. Reversed sexual
        size dimorphism and parental care: minimal division of
        labour in the blue-footed booby. Behaviour 132:479–496.
        Harley, C. D. G., A. R. Hughes, K. M. Hultgren, B. G. Miner,
        C. J. B. Sorte, C. S. Thornber, L. F. Rodriguez, L. Tomanek,
        and S. L. Williams. 2006. The impacts of climate change in
        coastal marine systems. Ecology Letters 9:228–241.
        Jenouvrier, S., C. Barbraud, B. Cazelles, and H. Weimerskirch.
        2005. Modelling population dynamics of seabirds: impor-
        tance of the effects of climate fluctuations on breeding
        proportions. Oikos 108:511–522.
        Jenouvrier, S., C. Barbraud, and H. Weimerskirch. 2003.
        Effects of climate variability on the temporal population
        dynamics of southern fulmars. Journal of Animal Ecology
        72:576–587.
        Jones, I. L., F. M. Hunter, and G. J. Robertson. 2002. Annual
        adult survival of Least Auklets (Aves, Alcidae) varies with
        large-scale climatic conditions of the North Pacific Ocean.
        Oecologia 133:38–44.
        Jones, I. L., F. M. Hunter, G. J. Robertson, J. C. Williams, and
        G. Vernon Byrd. 2007. Covariation among demographic and
        climate parameters in whiskered auklets Aethia pygmaea.
        Journal of Avian Biology 38:450–461.
        Kim, S. Y., R. Torres, C. A. Dominguez, and H. Drummond.
        2007a. Lifetime philopatry in the blue-footed booby.
        Behavioral Ecology 18:1132–1138.
        Kim, S. Y., R. Torres, and H. Drummond. 2009. Simultaneous
        positive and negative density-dependent dispersal in a
        colonial bird species. Ecology 90:230–239.
        Kim, S. Y., R. Torres, C. Rodrıg and H. Drummond.
        2007b. Effects of breeding success, mate fidelity and
        senescence on breeding dispersal of male and female blue-
        footed boobies. Journal of Animal Ecology 76:471–479.
        Laakso, J., V. Kaitala, and E. Ranta. 2001. How does
        environmental variation translate into biological processes?
        Oikos 92:119–122.
        Langvatn, R., S. D. Albon, T. Burkey, and T. H. Clutton-
        Brock. 1996. Climate, plant phenology and variation in age
        of first reproduction in a temperate herbivore. Journal of
        Animal Ecology 65:653–670.
        Lebreton, J.-D., K. P. Burnham, J. Clobert, and D. R.
        Anderson. 1992. Modeling survival and testing biological
        hypothesis using marked animals: a unified approach with
        case studies. Ecological Monographs 62:67–118.
        Lee, D. E., N. Nur, and W. J. Sydeman. 2007. Climate and
        demography of the planktivorous Cassin’s auklet Ptychor-
        amphus aleuticus off northern California: implications for
        population change. Journal of Animal Ecology 76:337–347.
        Lima, M., R. Julliard, N. C. Stenseth, and F. M. Jaksic. 2001.
        Demographic dynamics of a neotropical small rodent
        (Phyllotis darwini): feedback structure, predation and cli-
        matic factors. Journal of Animal Ecology 70:761–775.
        April 2010
        1213
        DEMOGRAPHY OF A TROPICAL SEABIRD
        Page 10
        Ludwigs, J. D., and P. H. Becker. 2005. What do pairing
        patterns in common tern, Sterna hirundo, recruits reveal
        about the significance of sex and breeding experience?
        Behavioral Ecology and Sociobiology 57:412–421.
        Nelson, J. B. 1978. The Sulidae: gannets and boobies. Oxford
        University Press, London, UK.
        Nevoux, M., J. C. Barbraud, and C. Barbraud. 2008. Nonlinear
        impact of climate on survival in a migratory white stork
        population. Journal of Animal Ecology 77:1143–1152.
        Nevoux, M., H. Weimerskirch, and C. Barbraud. 2007.
        Environmental variation and experience-related differences
        in the demography of the long-lived black-browed albatross.
        Journal of Animal Ecology 76:159–167.
        Nichols, J. D., and W. L. Kendall. 1995. The use of multi-state
        capture-recapture models to address questions in evolution-
        ary ecology. Journal of Applied Statistics 22:835–846.
        Oro, D., A. Margalida, M. Carrete, R. Heredia, and J. A.
        Donázar. 2008. Testing the goodness of supplementary feeding
        to enhance population viability in an endangered vulture.
        PLoS ONE 3e4084. [doi: 10.1371/journal.pone.0004084]
        Oro, D., and R. Pradel. 2000. Determinants of local recruit-
        ment in a growing colony of Audouin’s gull. Journal of
        Animal Ecology 69:119–132.
        Osorio-Beristain, M., and H. Drummond. 1993. Natal dispersal
        and deferred breeding in the Blue-footed Booby. Auk 110:
        234–239.
        Osorio-Beristain, M., and H. Drummond. 1998. Non-aggres-
        sive mate guarding by the blue-footed booby: a balance of
        female and male control. Behavioral Ecology and Sociobiol-
        ogy 43:307–315.
        Pradel, R., C. M. A. Wintrebert, and O. Gimenez. 2003. A
        proposal for a goodness-of-fit test to the Arnason-Schwarz
        multisite capture–recapture model. Biometrics 59:43–53.
        Root, T. L., J. T. Price, K. R. Hall, S. H. Schneider, C.
        Rosenzweig, and J. A. Pounds. 2003. Fingerprints of global
        warming on wild animals and plants. Nature 421:57–60.
        Sæther, B. E., V. Grotan, P. Tryjanowski, C. Barbraud, and S.
        Engen. 2006. Climate and spatio-temporal variation in the
        population dynamics of a long distance migrant, the white
        stork. Journal of Animal Ecology 75:80–90.
        Sæther, B. E., W. J. Sutherland, and S. Engen. 2004. Climate
        Influences on avian Population dynamics. Advances in
        Ecological Research 35:185–209.
        Sandvik, H., K. E. Erikstad, R. T. Barrett, and N. G. Yoccoz.
        2005. The effect of climate on adult survival in five species of
        North Atlantic seabirds. Journal of Animal Ecology 74:817–
        831.
        Sanz, A., G. Tavecchia, R. Pradel, E. Minguez, and D. Oro.
        2008. The cost of reproduction and experience-dependent
        vital rates in a small petrel. Ecology 89:3195–3203.
        Sillett, T. S., R. T. Holmes, and T. W. Sherry. 2000. Impacts of
        a global climate cycle on population dynamics of a migratory
        songbird. Science 288:2040–2042.
        Simonoff, J. S. 1996. Smoothing methods in statistics. Springer-
        Verlag, New York, New York, USA.
        Stamps, J., M. Calderón-de Anda, C. Perez, and H. Drum-
        mond. 2002. Collaborative tactics for nestsite selection by
        pairs of blue footed boobies, Sula nebouxii. Behaviour 139:
        1383–1412.
        Stearns, S. C. 1992. The evolution of life histories. Oxford
        University Press, Oxford, UK.
        Stenseth, N. C., A. Mysterud, G. Ottersen, J. W. Hurrell, K.
        Chan, and M. Lima. 2002. Ecological effects of climate
        fluctuations. Science 297:1292–1296.
        Stenseth, N. C., G. Ottersen, J. W. Hurrell, and A. Belgrano.
        2005. Marine ecosystems and climate variation. Oxford
        University Press, Oxford, UK.
        Sydeman, W. J., M. M. Hester, J. A. Thayer, F. Gress, P.
        Martin, and J. Buffa. 2001. Climate change, reproductive
        performance and diet composition of marine birds in the
        southern California Current system, 1969–1997. Progress in
        Oceanography 49:309–329.
        Tavecchia, G., T. Coulson, B. J. T. Morgan, J. M. Pemberton,
        J. C. Pilkington, F. M. D. Gulland, and T. H. Clutton-Brock.
        2005. Predictors of reproductive cost in female Soay sheep.
        Journal of Animal Ecology 74:201–213.
        Tavecchia, G., R. Pradel, M. Genovart, and D. Oro. 2007.
        Density-dependent parameters and demographic equilibrium
        in open populations. Oikos 116:1481–1492.
        Thomas, C. D., et al. 2004. Extinction risk from climate change.
        Nature 427:145–148.
        Thompson, P. M., and V. Grosbois. 2002. Effects of climate
        variation on seabird population dynamics. Directions in
        Science 1:51–52.
        Velando, A., and C. Alonso-Alvarez. 2003. Differential body
        condition regulation by males and females in response to
        experimental manipulations of brood size and parental effort
        in the blue-footed booby. Journal of Animal Ecology 72:846–
        856.
        Velando, A., R. Beamonte-Barrientos, and R. Torres. 2006a.
        Pigment-based skin colour in the blue-footed booby: an
        honest signal of current condition used by females to adjust
        reproductive investment. Oecologia 149:535–542.
        Velando, A., H. Drummond, and R. Torres. 2006b. Senescent
        birds redouble reproductive effort when ill: confirmation of
        the terminal investment hypothesis. Proceedings of the Royal
        Society B 273:1443–1448.
        Velarde, E., E. Ezcurra, M. A. Cisneros-Mata, and M. F.
        Lavin. 2004. Seabird ecology, El Ni˜no anomalies, and
        prediction of sardine fisheries in the Gulf of California.
        Ecological Applications 14:607–615.
        Veran, S., O. Gimenez, E. Flint, W. L. Kendall, P. F. Doherty,
        Jr., and J. D. Lebreton. 2007. Quantifying the impact of
        longline fisheries on adult survival in the black-footed
        albatross. Journal of Applied Ecology 44:942–952.
        Votier, S. C., T. R. Birkhead, D. Oro, M. Trinder, M. J.
        Grantham, J. A. Clarck, R. H. McCleery, and B. J.
        Hatchwell. 2008. Recruitment and survival of immature
        seabirds in relation to oil spills and climate variability.
        Journal of Animal Ecology 77:974–983.
        DANIEL ORO ET AL.
        1214
        Ecology, Vol. 91, No. 4

         
    • درود بر شما
      امان از جهالت دینی
      حاجی مرتضی عملی که با عقل در تضاد است با هیچ دلیل و مستنداتی نمیشود آن را عقلانی جلوه داد شما خودت حاضری اگر پدر دختر 9 ساله ای بودی که با عروسک بازی میکند او را به عقد پسر بچه ای 15 ساله ای که در کوچه ها الک دو لک بازی میکند در بیاوری ؟ تازه 18 سالش که شد باید به سربازی برود و معلوم نیست شغلی و عقلی داشته باشد یا نه ! حاضری ؟ الله فرمودند هاااااا!

       
      • دوست عزیز مشیری

        سلام بر شما

        جناب مشیری شما دیگر چرا؟ شما که سخن از آزادی بیان و پسندیدگی ادب در گفتار می گفتید ،چرا اینطور مخاطبه می کنید؟ این درست که اختلاف دید در مسائل داریم و می توانیم نظرات یکدیگر را نپذیریم ،اما این سزاوار است که هم بما درود بفرستید و هم ما را به جهالت متهم کنید؟
        لطفا هنگام بیان اختلاف نظر از این الفاظ تبلیغاتی خودداری کنید و فقط استدلال را بیان کنید.

        اما در مورد اصل مساله خوب من نظرات و استدلالهایم را که با دوستانی مثل دانشجو و غیر ایشان مطرح می شود بیان کرده ام و لابد شما هم بحث ها را دنبال می کنید.
        اینجا فقط عرض می کنم که من به مساله مورد نظر(ازدواج عایشه و پیامبر) از این زاویه ای که شما نگاه می کنید نمی نگرم،این موردی که شما می گویید مربوط به بچه های مناطقی مثل مناطق ماست ،بحث تاریخی ما این است که :
        اولا: در مناطق حاره مثل شبه جزیره عربستان ،رشد و بلوغ جسمی و جنسی سریعتر است، بنابر این یک دختر حتی 10 ساله از نظر بدنی و بلوغ جسمانی مثل زنان جوان اقلیمهای سردسیر و مناطق دیگر بوده است ،پس آن تصویر شما که یک دخترک لاغر ضعیف مشغول به عروسک بازی در مورد عایشه خروج از فرض است.
        ملاحظه کنید مثلا خود حضرت زهرا دختر پیامبر در سن 18 سالگی از دنیا رفته است در حالیکه دارای چهار فرزند بوده است و یک فرزند نیز از بین رفته است ،یعنی لا اقل در 10 سالگی تزویج کرده است ،این نشان می دهد که مساله در آن مناطق از این فرض شما خارج است.

        ثانیا:ازدواج های اینچنینی در بین قبائل عرب مرسوم بوده است ،و برای ابوبکر و خود عایشه بسی مایه افتخار بوده است که با پیامبر وصلت کنند ،و فرض هم همان بود که عرض کردم.

        ثالثا:در مورد سن عایشه هنگام نکاح نظرات دیگری هم هست و برخی سن او را بیشتر ذکر کرده اند.

        در هر حال می خواهم بگویم شما متاسفانه مطلبی را پیش خود فرض می کنید و بر اساس آن پیش فرض مشی می کنید ،و دیگران را متهم بجهالت دینی می کنید ،در حالیکه کسی آن فرضی که شما می کنید مد نظر قرار نمی دهد ،و این سزوار شما نیست که مخالف عقیدتی خود را به جهالت متهم کنید.

        با سپاس از شما

         
        • درود بر شما
          حاجی مرتضی گرامی
          از اینکه با حوصله و مفصل به تک تک دوستان پاسخ میدهید قابل تحسین است سپاس من را هم بپذیرید اما اگر نپذیرید به دینی که باور دازید جهالتهای فراوانی در آن نهفته است راه بجایی نمی بریم .
          باور من این است که در قالب دین یک نگاه حیوانی به انسان شده است انگاری یک آدمی هر چه باب میلش بوده در آن گنجانده و رنگ خدایی به آن زده ! در واقع اگر ما به دین باور داریم باید ملاک ما عقل باشد نه تقلید از عملکرد پستچی ها و پیام آوران اسلام !
          ما باید قبول کنیم که جهالت .حهالت میاورد
          وقتی برای ازدواح دختر بچه 9 ساله باور دینی ملاک و قانون میشود البته با یک نگاه حیوانی و در نطر گرفتن ریز و درشت بودن که نکته انحرافی داستان است باز خوبه به بچه شیر خوره گیر ندادند ! به هر حال این یک جهالت محض است به شکلی که در دنیای متمدن امروز هم یک جهالت دیگر به آن می چسبد چطور ؟ میگویم :خلیفه دوم مسلمین جهان امیر المومنین ابوبکر البغدادی (ع) به اهالی سرزمین های اشغالی فرمودند که هر خانواده ای که دختر دم بخت دارد منظور از دم بخت همان 9 سال به بالا است و آن را به عقد جنگجویان اسلام در نیاورد باید معادل 30 هزار دلار جزیه پرداخت کند ! بقیه داستانها را هم میدانید تهدید به مسلمان شدن یا پرداخت جزیه یا مرگ ! هر روز هم که دارند به نام الله علی وار سر می برند و هزاران داستان دیگر ! که دقیقا دارند تاریخ اسلام را تکرار میکنند و احمقانه است که ما تصور کنم بیابان گردان 15 قرن پیش از اینها بهتر و انسان تر بودند .اینها را من جهالت دینی می نامم حالا چرا به شما بر میخورد آن داستان دیگری است .

           
  13. آخه چرا کیفیت و کمیت ساندیسها اینقدر پایین اومده به یکی میدن به یکی نه هوای گرم ساندیس گرم میدن چرا مسئولین رسیدگی نمیکنن آخه چرا ؟واقعا چرا چرا؟

     
    • تمام کشورها دنبال منافع خودشون هستند.حتی عملکرد حکومت اسلامی ایران در مقابل با جنبشهای اسلامی متناقض هست. آیا عملکرد ایرا ن در مقابل با کشتار مسلمانان چچن توسط روسها یا کشتار مسلمانان چین توسط دولت چین با کشتار مسلمانان فلسطین یکیه؟
      اینقدر ساده نباشید…چرا باید ایران کاسه ی داغتر ازآش بشه در برابر فلسطینیان.جمهوری اسلامی شریک اصلی اسرائیل در بحران های خاورمیانه است. چرا باید اینقدر ساده باشیم و متوجه نشیم که این جمهوری اسلامی ایرانه که باعث اکثر این خشونت هاست.
      اسرائیل یک غده سرطانیه که اگر کمی هم اطلاعات پزشکی داشته باشیم باید متوجه باشیم که غده سرطانی رو زمانی میشه تقریبا نابود کرد که زود متوجه بشیم وسریع عمل کنیم نه اینکه غده سرطانی رو بخواهیم بعد از 60 سال تازه به فکرنابودیش باشیم.امکان نداره.پس باید از شعار دادن و حرفهای مفت سران جمهوری اسلامی فهمید که اونها هیچی نمی فهمند و البته فقط دنبال منافع خودشون هستند و دلشون به حال فلسطینیا نسوخته.چرا اصلا به اسراعیل اعلان جنگ نمیدن و حمله نمیکنن.چرا؟؟منافع سران جمهوری اسلامی در بسط و گسترش ناامنی در تمام دنیا و خاور میانه است.مردم ایران مثل تمام مردم با وجدان دنیا با دیدن کشتار اسرائیل ناراحت میشن.ولی راه حل چیه؟چرا هر سال این قصه تکرار میشه؟راه حل اگر جنگه پس چرا ایران کار اسراعیل رو یکسره نمیکنه؟اگه نه چرا به این آتیش دامن میزنه؟اگه راه حل صلحه پس چرا تا الان برقرار نشده. حیات جمهوری اسلامی و اسراعیل وابسته به شرایط نه جنگ و نه صلح هست. این بحث بسیار طولانی و دارای ابعاد مختلفی هست….

       
  14. جالبه آقای نوری زاد
    خسته نشدی از این اداهات؟
    دیدار دوستان بهایی و دراویش و ….

    بیش از این خودتو مضحکه نکن

    تو هم برو لندن پیش همپالگیات

     
    • به‌‌‌ به‌‌‌ خوش آمدی سرکار زهرا، شده که بیایی و یادآوری نکنی‌ که توهین و بی‌ ادبی‌ و تهمت و … چقدر زشت است و قباحت دارد و مصداق بارز آن را نشان ندهی؟ دیروز چطور بود؟

       
      • az koozeh haman taravad ke dar oost…..

         
      • به کوری چشم ایادی امریکا و انگلیس و صهیونیستها غوغا بود.امسال از سال پیش هم شلوغتر شده بود. مردم مسلمان ایران لبیک گویان به فرضیه عبادی و اسلامی خودشون عمل کردند و مشت محکمی به دهان ایادی استکبار و پخمه گان داخلی زدند.چای امثال شما خالی نبود که از دیدن عظمت حضور ملیونی ملت قهرمانان ولایتمدار کشورمون به وحشت بیافتی.

         
        • سرکار زهرا، خوش آمدی، یه روز فحش ندادی، دیدی داری بهتر می‌‌نویسی! هر چی‌ باشه کپی برداری تو نوشتن بهتر از فحش دادنه. نیست؟ ممکنه مطالب این سایت طعم و مزهٔ ساندیس نده، ولی‌ داره اثر خودشو میذاره.یه روز میاد که اصلا لازم نیست بابت هر چی‌ فحش به هر که دادی، از کسی‌ عذر خواهی کنی‌، اون روز روزی است که یاد گرفته‌ای ادب را از بی‌ ادبی‌، یاد گرفته ای.به امید آن روز.

           
        • خواهر گرامی,چرا باید کسی از دیدن هموطنان عزیزش وحشت کند؟

           
      • درضمن کامنت بالا در مورد لندن نشینان از من نبود.من که میدونم محفل ایادی امریکا در فرمانیه است.اما از خانم زهرا بابت اشاره اش به عده جک و جونور به نام بهایی ها ممنونم و امیدوارم نه فقط بهایی ها بلکه همه دشمنان ملت من سقط بشن

         
        • با درود به سرکار زهرا، طوری نیست، فرقی‌ نمیکنه کدومتون. نظر اون زهرا هم به نظر شما نزدیکتر. یه روز میاد که نظر هر دو تاتون میشه مثل نظر اونای که نظرشون طوریه که مثل نظر الان شما نیست، هر چند حالا طوریه که، شما فکر می‌کنین باید طوری باشه که نظر همهٔ ملت ایران طوری نباشه که مثل نظر شما نباشه، بلکه طوری باشه که اونطوری که شما هستین، همونطوری باشه. با آرزوی بهترین بهبودیها.

           
  15. درود به آقای محمد(کاوه)نوری زاد
    وبه همکاران با وفایتان و هموطنان خردمند

    راهپیمائی ، تظاهرات، اعتراضات خیابانی و از این قبیل برای حصول خواسته ها و حق مسلم هر شهروند است و قوانین وضع شده انسانی موظف است که از او دفاع بکند.

    اما تاریخچه اعلام و برگزاری راهپیمائی سالیانه روز(قدس) را همه تا حدودی به ماهیت آن و شعار های آن و تسخیر آن از راه کربلا و نابودی و محو اسرائیل آشنا هستیم . تشویق و شرکت در آن نشانگر دنباله روی و عدم شناخت از ذهنیت و ماهیت خلافت آخوندیسم است و نا آگاهانه تقویت جباران و اشغال گران سر زمین ایران و بقول ضرب المثل معروف : ریختن آب به آسیاب تجاوز گران است.

    انسان آزاد منش از حقوق حقه و مسلم همه آفریننده جهان دفاع می کند و تابع ایده لوژی این شخص و یا آن شخص نیست و تابع زمان و مکان هم نیست.

    همنوع را بهر دلیل بقتل رساندن وحشی گری ست و متأسفانه بیشتر از تک ایده لوژی سر چشمه می گیرد.

    نزاع و جنگ مابین یهودیان و مسلمانان سابقه تاریخی و طولانی دارد. از زمانی آغاز گردید که محمد رهبر مسلمین در 1400 سال پیش کشتار و کردن زدن 750 نفر از طایفه بنی قریظه (یهودیان) را دستور و صادر کرد (نقل قول از سحنرانی خمینی پس از دو سال خلافت و کتاب های تاریخی جلیل طبری و مغازی عمربن وافعدی، جنگ بنی قریظه)

    ما ایرانیان اهورا مزدائی با بزرگواریمان جنگ قادسیه و حمله و غارت و تحمیل جهان بینی اعراب بیابان گرد را فراموش کردیم و لیکن یهودیان موسائی در خاطرشان محفوظ مانده است. (همین چند سال پیش ادعای خسارت کرده بودنند)

    با آرزوی تندرستی و موفقیت و تشکر از امکان ودرج دیدگاه دگری در وب سایتتان

     
  16. جناب کریمی
    در ذیل گذار دوستان دانشجو قسمتی از نوشته محسن کدیور را آورده اید که کاملا نظر ایشان را معکوس جلوه داده اید. من عینا نظر ایشان را که از سایتشان کپی کرده ام می آورم.

    حکم ارتداد در قرآن

    پرسش: آیات ۸۶ و ۸۷ سوره مبارکه آل عمران اشاره مستقیم به بحث ارتداد دارد اما در این آیات هیچ اشاره ای به مباح بودن خون مرتد ندارد. پس حکمی که درباره مرتد ها صادر می شود چه منبعی دارد؟
    پاسخ:
    من در گذشته در این زمینه رساله‌ی مفصلی نوشته ام: رساله نقد مجازات مرتد و سابّ النبی. فصل دهم آن ارتداد در قرآن است. نتیجه این رساله به شرح زیر است:
    تأمل در تمامی آیات مرتبط با ارتداد نتایج زیر را به دست می دهد:
    ۱ـ تبدیل ایمان به کفر مطلقاً امر مذموم ، ناپسند و مردودی است. تبدیل ایمان به کفر دوگونه می تواند باشد: اول به واسطه مباحث نظری، علمی، تحقیقی ولو به غلط فرد به انکار خدا و آخرت و نفی اسلام یا شک در حقانیت اسلام برسد (ارتداد نظری و علمی). دوم به واسطه شهوت عملی، انحراف سیاسی، تسویلات شیطانی و دنیاپرستی در عین شناخت حق آن را زیرپا بگذارند و تغییر دین بدهد، یعنی ارتداد به واسطه منافع مادی باشد نه به دلیل شبهات علمی (ارتداد عملی و سیاسی).
    ۲ـ برای ارتداد علمی و نظری در قرآن کریم هیچ مجازاتی پیش بینی نشده است، نه دینوی نه اخروی. واضح است که چنین کسی از مزایا و برکات وصول به حق به طور وضعی بی بهره خواهد بود.
    ۳ـ برای ارتداد عملی و سیاسی (یعنی ارتداد من بعد ما تبین له الهدی) مجازات اخروی ـ خلود در عذاب جهنم ـ پیش بینی شده است . در قرآن کریم هر بار از ارتداد بحث شده مراد همین قسم از ارتداد است.
    ۴ـ برای مرتد ـ مطلقاً ـ در قرآن کریم هیچ مجازات دنیوی از قبیل اعدام و حبس ابد پیش بینی نشده است .
    ج. نتیجه
    ۱. حکم به مهدورالدم بودن افراد به اتهام ارتداد یا سبّ النبی (ص) فاقد مستند معتبر شرعی از کتاب و سنت و اجماع و عقل است، بلکه بر خلاف قرآن و عقل بوده و به دلیل مفاسد متعدد مترتب بر آن یقینا موجب وهن اسلام است.
    ۲. صدور حکم قضائی تنها به عهده محکمه صالح و اجرای آن تنها در صلاحیت ضابطین قضائی است. حکم فقیه جامع شرائط فتوا از محکمه صالحه کفایت نمی کند.
    ۳. حکم قتل مرتد و سابّ النبی فاقد مطلق مستند قرآنی است.
    ۴. در اجتهاد مصطلح و فقه سنتی حکم وجوب قتل مرتد و سابّ النبی متکی بر برخی احبار واحد صحیحه یا موثقه و ادعای اجماع است.
    ۵. حکم وجوب قتل مرتد و سابّ النبی به دلایل هفت گانه زیر غیرقابل اجراست:
    اول. توقف اجرای حکم قتل مرتد و سابّ النبی به دلیل عنوان ثانوی وهن اسلام (نفی ضرر یا مصلحت یا حکم حکومتی)
    دوم. لزوم تعطیل یا توقف در اجرای حد مطلقا یا دست کم حدود منجر به قتل در زمان غیبت ائمه اطهار (ع)
    سوم. نفی حکم وجوب قتل مبتنی بر خبر آحاد موثق به دلیل وجوب احتیاط در دماء
    چهار. نفی حکم وجوب قتل به دلیل عدم حجیت اخبار واحد موثق در امور مهمه
    پنج. نفی حکم وجوب قتل مرتد به دلیل تبدل موضوع مرتد
    شش. نفی حکم وجوب قتل مرتد و سابّ النبی به دلیل عدم حجیت اخبار مخالف با محکمات قرآن
    هفت. نفی حکم وجوب قتل مرتد و سابّ النبی به دلیل عقلی موهون بودن اعدام افراد برای خروج از دین و اهانت به مقدسات
    ۶. خروج از دین و ارتداد هیچ مجازات دنیوی ندارد.
    ۷. اعدام افراد به دلیل اهانت به پیامبر (ص) و قرآن مجید و مقدسات دینی امری غیرقابل دفاع است.

     
    • ببخشید ‘در ذیل گفتار دوستمان دانشجو…. ‘

      پ.ن. جناب نوری زاد خوب سحر خیزید شما. صبح به خیر بزرگ مرد

       
    • بردیای گرامی
      ضمن تشکر از توجه جنابعالی، قصد اینجانب معکوس جلوه دادن نظرات آقای کدیور نبود. آقای کدیور در جرس، چکیده ی کتاب خود را آورده اند، اما عنوان کامنت من اینست: “بخشی از چکیده کتاب {مجازات ارتداد و آزادی مذهب } نوشته ی محسن کدیور ( منبع: جرس) ” همانطور که میبینید ، اولا در اینجا من “بخشی” از چکیده ی کتاب را آورده ام و نه همه ی آنرا، ثانیا منبع مطلب را نیز ذکر کرده ام. قصد من نیز فقط و فقط آگاهی دوستان از احکام فقهی شیعه و سنی در مورد مجازات ارتداد و آزادی مذهب بوده است، نه انعکاس نظرات آقای کدیور، که جهت جلوگیری از اطاله ی کلام فقط بخشی از آن ذکر گردید که خواننده ی علاقه مند میتواند کل مطلب، به اضافه ی نظر آقای کدیور را با توجه به منبع آن پی گیری نماید. در حقیقت همه ی این مطالب را هر کسی نیز میتواند با مراجعه به منابعی که آقای کدیور ذکر کرده اند بیابد، منتها جناب کدیور زحمت اینکار را کشیده اند. با اینحال شما درست میفرمائید شکی نیست که قصد کدیور از این کتاب دفاع از دین میباشد که شما در کامنت خودتان تحت عنوان: ” حکم ارتداد در قرآن” آنرا آورده اید که منعکس کننده ی نظر جناب کدیور میباشد.

       
  17. درود به محمد نوری زاد عزیز
    این میخواهد ازادی و صلح را به مردم هدیه بدهد http://media.isna.ir/content/hamid+forootan+_-2-15.jpg/4
    یا اینhttp://isna.ir/fa/photo/93050301359/%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%81%D8%B3%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA
    واقعا اقای رفسنجانی شما جنایتکارترین هستید یا اسراییل شما و خمینی و خامنه ای سال 67 را راه انداختید یا اسراییل
    این مملکت و این نظام و این ولاین و این مصلحت به مادر ستار بهشتی رهم نکرد
    اقای نوری زاد این نظام با این ادمها به دانشجو رهم نکردن انوقت میگویند اسراییل است که جنایت کرده است این متن تقدیم به همه ی مسئولین جمهوری اسلامی ایران مخصوصا اکبر ///

    تو که هستی بخواهی زندگی من را قضاوت کنی
    من به عیب نیستم و نمی خواهم باشم فقط قبل از
    اینکه شروع کنی با انگشت من را نشان بدهی مطمئن
    شو دستهای خودت پاک است /باب مارلی

     
  18. با سلام ودرود به پیشگاه بزرگان :بنظبنده اینکه آقای فلان که من شخصا بعنوان رهبر با او کاری ندارم /////// /////.خیلی راحت اگرمارهای سر دوش ضحاک دوران اولیه فقطمغزمیخوردند ؛وفقط یک آشپزخانه بود که مسئول تهیه وطبخ غدای مارها از مغزسرجوانان بود ،امروز چندین آشپزخانه داریم که منتظرند تا جوانی ازراه برسد وخون ،جون ،ابرو وحیثیت اورا ببلعند وبرای سالهای سال بدبخت وبیچاره وگوشه گیرش کنند ؟!!!

     
  19. با درودی بی پایان به نوری زاد عزیز
    از زمانی که مبارزه با اشغالگری اسرائیل رنگی دینی به خود گرفت نه تنها به تقویت افراطگرایان یهودی افزود بلکه یهودیان بی تفاوت را نیز حساس کرد چرا که منطق افراطگرایانی که با کل یهود دشمنی دارند جائی برای هیچ یهودی در سرزمین فلسطین قائل نیست .این منطق نکبت اشغالگری یهودیان را ریشه دار وهمه امکانات یهود در سراسر دنیا را به خدمت گرفتند تا حقارتی را که بعداز شکست احتمالی صهیونیستها خواهند داشت به حداقل برسانند.مذهبیون افراطی با کمک روایت های جعلی ودروغ به این آتش دامن زدند وامروز به آنجائی رسیده ایم که روحانیون وخاخامها حرف اول را در زشتیهای که چهره بشریت را لکه دار میکند میزنند.شما اگر امروز نگاه کنید وبه تاریخ معاصر فلسطین که چگونه مردم فلسطین را آوراره کردند شبیه همان رفتارها را در گروه داعش برای فراری دادن مردمی که بیش از هزار سال با همه اختلافاتشان در کنار هم زندگی کرده اند میبینیم.داعش همان رفتار را میکند که صهیونیستها بارها آن را تکرار کرده اند تازه ترین تحمیل های داعش که امروز در تیتر خبرگزاریها قرار گرفت ختنه اجباری دخترانی است که درحیطه فرمانروائی آنها قرار دارند. امروز افراطگرایان در ایران آرزو میکنند جنایتهای داعش هیچکدام به گوش مردم نرسد چرا که استدلالهای داعش براساس همان منابع فقهی است که روحانیون در ایران هم استفاده میکنند نمونه آن حجاب.میلیونها ایرانی با همین تحمیلها مجبور به ترک ایران شده اند وآرزوی زندگی در سرزمین خود را دارند و آواره شده اند.امروزه در کشورهای مختلف به امید بازگشت به سرزمین ایران به سر میبرند .کشور ما هیچگاه به دنبال یک دیپلماسی مثبت در دفاع از ستمدیگان نبوده یا آن را نمیدانستند هیچگاه برای دفاع از مظلومی راه دیپلماسی را انتخاب نکرده اند واز ظرفیت حقوق بین الملل که بهترین منبع برای استدلال حقوقی میباشد بهره نبرده اند .هیچ شکایتی به مجامع بین اللمللی ارجاع نداده اند تنها فحش ولعن را فرهنگ رایج دفاع از حقوق مظلوم کرده اند. رژیم در هیچ کشوری به اصطلاح لابی ندارد هیچ رابطه دوستی رایج بین دیپلماتها که امروز راه گفتگو را باز میکند نداشته اند .نمایندگان ایران در ابتدائی که بدون هیچگونه تجربه دیپلماتیک در اوائل انقلاب به خارج اعزام شدند از انجائی که خارجیان را نجس به حساب می آوردند دستشان را داخل نایلون میکردند ودستگیره درها را لمس میکردند چون خارجیها به آن دست زده بودند .این را از قول کسی میگویم که خود شاهد این رفتار مذهبیون افراطی در سفارتهای ایران در خارج بوده اند. دیپلماسی فحش نه تنها به وجهه بین الملی ایران لطمه زد بلکه ایرانیانی که در خارج زندگی میکنند تحقیر کردومشکلات آنها را مضاعف کرد.

     
  20. من میگم این رهبر واقعا واقع بینه. دید تیز داره. اونقدر تیز که ادم واقعا احساسش میکنه. ببین داداش موضوع دستمال یزدی نیست ولی خبر درسته. چند روز پیش دانشجویان //// ولایتی پا میشن میرن دیدار رهبر و سربند میبندند و نعره میکشند که بذار بریم قدس و تف بگور پدر فتنه گرها. شما فکر میکنید رهبر چی میگه؟ میگه بفرماین راه باز و جاده دراز؟.برین غزه! نه عزیزم بصیرتت ضعیفه. رهبر یه نگاهی میکنه که خوب اینا برند غزه پس خودش اینجا دست تنها چیکار کنه؟ بعد هم میبینه که اینا حالت عادی ندارند. برای همین بهشون میگه “مهمترین مشکل شما ازدواج نکردنه”. همین .یعنی بابا شما قاطی دارید!. بعد یکی میگه من از دست غزه و فتنه شبها خواب ندارم. میدونی چی جواب میده؟ میگه “نه درست نیست.آدم باید خوابش بموقع باشه”! شبا بگیر بخواب.
    من میگم این رهبر با این دید تیز خوب زوایای این بسیجی ها رو شکافته!.فهمیده با کیا طرفه! شما هم انقدر خون دل نخور.یا برو زن بگیر یا اگر داری شبا زود بخواب! کم خوابی نشانه بی دینی است!

     
  21. در داستان ضحاك به نحوى گذرا اشاره اى نيز به داستان كاوه اهنگر شد ، ليكن اهميت داستان كاوه و وسعت معانى نمادين و موضوعات مستتر در ان به همراه نقش ويژه اى كه فردوسى در اين داستان براى مردم جامعه در نظر مى گيرد ، لزوم اختصاص بخش مستقل را به اين داستان ، محرز مى نمايد ، داستانى كه شايد از حيث كثرت معانى و موضوعات مستتر در ان ، بى نظير باشد.
    داستان كاوه
    در زمانى كه استبداد و خفقان ضحاكى در اوج است و نظام وى اسوده از وجود هر صداى مخالفى و راحت از شنيدن هر نغمه ناجورى ، پردهاى سياهى را جهت جلوگيرى از تابش هر گونه نورى بر اسمان زندگى مردمان گسترانيده و هرچه هست شب است و شب ، [شبى] ضحاك در ايوان شاهى با ارنواز به خواب فرو رفته كه ناگهان در پى ديدن خوابى هراس اور؛
    بپيچيد ضحاك بيدادگر
    بپيچيدش از هول گفتى جگر
    يكى بانگ برزد به خواب اندرون
    كه لرزان شد ان خانه صد ستون

    در بخش اساطيرى شاهنامه فردوسى از سه خواب وحشت اور سخن به ميان مى اورد ، نخستين اين خواب ها ، همين خوابى است كه ضحاك با ديدن ان از ترس و هول چنان فريادى مى كشد كه كاخ صد ستون وى به لرزه در مى ايد.
    دومين خواب وحشت اور را افراسياب زمانى كه اماده رفتن به نبرد با سياوش است ، مى بيند؛
    چو يك بهره بگذشت از نيمه شب
    چنان چون كسى راز گويد به تب
    خروشى برآمد ز افراسياب
    بلرزيد بر جاى ارام و خواب
    افراسياب از ترس به خود مى لرزد و قادر به سخن گفتن نيست ، برادرش گرسيوز را از وضعيت او اگاه مى كنند و گرسيوز نيز؛
    به تيزى بيامد به نزديك شاه
    ورا ديد بر خاك خفته به راه
    به بر درگرفتش بپرسيد ازوى
    كه اين داستان با برادر بگوى
    چنين داد پاسخ كه پرسش مكن
    مگو اين زمان ايچ گونه سخن
    بمان تا خرد بازيابم يكى
    به بر گير و سختم بدار اندكى
    پس از مدتى كه افراسياب در بر گرسيوز از شدت ترسش كاسته مى گردد و قادر به سخن گفتن مى شود ، خوابى كه ديده را اينگونه شرح مى دهد:
    چنين گفت پرمايه افراسياب
    كه هرگز كسى اين نبيند بخواب….
    بيابان پر از مار ديدم بخواب
    جهان پر زگرد اسمان پر عقاب
    زمين خشك شخى كه گفتى سپهر
    بدو تا جهان بود ننمود چهر
    سراپرده من زده بر كران
    به گردش سپاهى ز كند اوران
    يكى باد برخاستى پر زگرد
    درفش مرا سر نگونسار كرد
    برفتى ز هر سو يكى جوى خون
    سراپرده و خيمه گشتى نگون
    وزان لشكر من فزون از هزار
    بريده سران و تن افكنده خوار
    سپاهى ز ايران چو باد دمان
    چه نيزه بدست و چه تير و كمان
    همه نيزه هاشان سر اورده بار
    وز ان هر سوارى سرى در كنار
    بر تخت من تاختندى سوار
    سيه پوش و نيزه وران صد هزار
    نگه كردمى نيك هر سو بسى
    ز پيوسته پيشم نبودى كسى!!
    مرا پيش كاووس بردى دوان
    يكى بادسر نامور پهلوان
    يكى تخت بودى چو تابنده ماه
    نشسته بر او پور كاووس شاه
    دو هفته نبودى ورا سال بيش
    چو ديدى مرا بسته در پيش خويش
    دميدى به كردار غرنده ميغ
    ميانم به دو نيم كردى به تيغ
    خروشيدمى من فراوان ز درد
    مرا ناله و درد بيدار كرد!!!
    انچه افراسياب را از اين خواب وحشت اور بيدار مى كند ناله و درد خود اوست.
    اما بيننده سومين خواب سياوش است ، يعنى همان كسى كه در خواب افراسياب حضور دارد و با تيغ ، افراسياب را به دو نيم مى كند و افراسياب از درد و ناله ناشى از تيغ او از خواب بيدار مى شود.
    سياوش شبى در خواب است كه ناگهان؛
    بلرزيد وز خواب خيره بجست
    خروشى براورد چون پيل مست
    وخواب خود را براى همسرش اينگونه شرح مى دهد:
    چنين ديدم اى سرو سيمين به خواب
    كه بودى يكى بيكران رود اب
    يكى كوه اتش به ديگر كران
    گرفته لب اب نيزه وران……
    ز يك دست اتش ز يكدست اب
    به پيش اندرون پيل و افراسياب
    بديدى مرا روى كرده دژم
    دميدى بر ان اتش تيز دم
    چو گرسيوز ان اتش افروختى
    ز افروختن مر مرا سوختى
    در اين خواب سياوش با اتشى كه گرسيوز مى افروزد و افراسياب بر ان مى دمد ، مى سوزد.
    اما بر خلاف دو خواب ديگر كه بيننده انها در خواب ، مرگ خود را مى بيند در خواب ضحاك كه از حيث زمانى ، قبل از ان دو خواب ديگر است ، ضحاك در خواب ؛
    چنان ديد كز كاخ شاهنشهان
    سه جنگى پديد امدى ناگهان…..
    كمر بستن و رفتن شاهوار
    به چنگ اندرون گرزه گاو سار
    دمان پيش ضحاك رفتى به جنگ
    نهادى به گردن برش پالهنگ
    همى تاختى تا دماوند كوه
    كشان و پس اندر گروه
    در اين خواب فردوسى سرنوشت ضحاك را مبهم باقى مى گذارد ، نه اشاره اى به مرگ او مى كند و نه اشاره اى به در بند كردنش ، ضحاك فقط در خواب مى بيند كه سه جنگى در كاخ او حاضر مى شوند و بر گردنش پالهنگ گذاشته و او را تا دماوند كوه مى برند و مردم نيز در پى او دوان هستند.
    در اين خواب فردوسى نه مشخص مى كند كه هدف ان سه جنگى از اين اقدام چيست و نه اينكه مشخص مى كند پس از بردن ضحاك به دماوند ،چه سرنوشتى براى وى رقم مى خورد، ايا ضحاك در دماوند كوه كشته مى شود يا اينكه ازاد مى شود و اساسا هدف ان سه جنگى از اين كار چيست ؟ فردوسى هيچ پاسخى را براى اين سوالات در خواب ضحاك مشخص نمى كند.
    گويى فردوسى عامداً خواب ضحاك را نيمه كاره و ناقص رها مى كند. پس فرياد ضحاك كه خانه صد ستونش را به لرزه مى اورد آيا فقط ناشى از ترس همان پالهنگى است كه بر گردنش گذاشته مى شود؟ اين سوالى است كه پاسخ انرا فردوسى با زيبايى تمام در پايان داستان خواهد داد

     
  22. دست شما ریاکارانی که اسم خود را اصلاح طلب گذاشتید رو شد. اگر واقعا به خاطر دفاع از مردم غزه میخواستید راهپیمایی کنید چرا منتظر روز قدس شدید؟ چرا قبلا راهپیمایی نکردید؟ چرا روز بعد از روز قدس راهپیمایی نکردید؟!

     
  23. جناب نوريزاد دفاع از مظلوم سرجاي خود، ولي زماني كه كرم از خود مظلوم باشد چه؟؟؟مگر نه اينكه فلسطينيها سه كودك بي گناه يهودي را دزديدند و بعد با قساوت تمام كشتند.مگر اين جنايت نيست؟؟مگر شروع اين جنگ به خاطر اين موضوع نبود؟چرا به حال آن سه كودك يهودي گريه نميكنيد.مگر در اسلام ارزش جان همه انسانها يكي نيست ؟پس چه فرق است بين آن كودك يهودي و اين كودك فلسطيني؟به نظر شما اسرائيل بايد در قبال اين وحشيگري فلسطينيها سكوت ميكرد؟آيا به نظر شما اين راه خوبي براي تنبيه مردمان سركش فلسطين نيست؟عكسهاي موشكباران مردم عادي اسرائيل توسط حماس را ديده ايد؟آيا آنها انسان نيستند؟آيا قرار است با موشكهاي اهدائي ما كشته شوند و ما بر پيكر بيجان آنها قهقهه بزنيم؟آيا اين سياست نابخردانه حاكمان ايران را در قبال فلسطين نمي بينيد؟شما نيك ميدانيد كه مردم كشور ما سالهاست تاوان حمايت از فلسطين را ميدهند وجالب اينكه خود دقيقا متوجه نيستند كه اين بلاها چرا و به چه دليل بر سر ايران مي آيد.مگر اين نيست كه غائله هسته اي و به دنبال آن تحريم كمرشكن و نابود كننده ،مجازات مردم ايران در دفاع از مردماني است كه اصولا نه اعتقادي ونه علاقه اي به ايران و ايراني دارند؟.شما گمان مي كنيد اين مردم ناسپاس و نمك نشناس قدردان محبتهاي ما خواهند بود؟حماس تنها و تنها از بيخردي رهبران ما نهايت استفاده را ميبرد و با اندك غمزه مشمئز كننده ولايت پسند دلارهاي نفتي و سلاحهاي ايراني را تصاحب كرده و در دل به شعور ما مي خندند و تسويه حساب با مارا به آينده فارغ از اسرائيل مي سپارند. كه اين مردم(فلسطين) امتحان خود را در حمايت از صدام و در جنگ سوريه خوب پس داده اند.پس بيائيم به شعورمان شك كنيم .جلوي ضرر را از هركجا بگيريم منفعت است.اعراب اگر روزي از دشمن پشت سر خود اسرائيل آسوده شوند براي يكسره كردن كار ما هم قسم و هم داستان خواهندشد.بيائيم بر توهم رهبري جهان اسلام، جهان اسلامي كه شايد به عنوان انسان هم حقي براي ما قائل نيست خط پررنگ ابطال بكشيم واينقدر آينده خود و فرزندانمان را به زلف ناميمون اعراب گره نزنيم.اين مردم تاوان نابخردي تاريخي خود را ميدهند پس نبايد ايرانيان(جوان بيكارايراني،پدر فقير و شرمنده ايراني ،پيرمرد و پيرزن بيمار و رنجور ايراني)بهاي حماقت اعراب را بيش از اين بدهند.آيا شما اينطور نميپنداريد؟

     
  24. اگر قراربه راهپیمایی رفتن باشد باید علاوه براسراییل بر علیه حکومتیان ایران بویژه رهبرش؟! و حماس!؟ هم راهپیمایی کرد چراکه گناه انها در کشتار مردم غزه اگر زیادتر از اسراییل نباشد قطعا کمتر نیست؟!

     
  25. من دو پیشنهاد دارم
    اگر خامنه ای راست میگوید //// دستور جنگ یا جهاد با اسراییل را صادر کند و نیروهای ارتش و سپاه را به جنگ اسراییل بفرستد. و /// دستور جنگ با اسراییل را صادر کند ////
    پیشنهاد دوم من به آقای خامنه ای این است که ایران به شش قدرت بزرگ جهانی بگویید تا اسراییل به جنایت خود در غزه ادامه میدهد ما مذاکرات اتمی را قطع میکنیم و تا زمانیکه اسراییل نیروهای خود را از غزه بیرون نکشد و خونریزی را پایان ندهد ما تمام توافقات اتمی با جامعه جهانی را لغو و باطل اعلام میکنیم و غنی سازی بیست درصد را از سر میگیریم و تاسیسات پلمپ شده را باز میکنیم و تمام تعهدات خود در ژنو و وین را باطل اعلام مینماییم تا اسراییل به جنایاتش پایان دهد ولی //// اگر کوچکترین ضربه ای به اسراییل بزند نه فقط آمریکا و اروپا بلکه //// پوتین //// چون پوتین /// نزدیکترین دوست و متحد اسراییل میباشد و روابط کسترده سیاسی و اقتصادی و نظامی و صنعتی با اسراییل دارد.و همینطور برادر چین و اگر دقت کرده باشید روسیه و چین درباره وقایع غزه هیچ واکنشی نشان نداده اند و کاملا سکوت کرده اند و در ضمن چین متحد استرتژیک اسراییل میباشد و روابط بسیار نزدیک و تنگاتنگی با اسراییل دارد

     
  26. راهپیمائی امسال هم برگذار شد.حالا شما ببینید از همین فردا اتش بس اعلام میشه یا نه ان هم از طرف حماس و میره تا سال دیگه همین موقع دو باره موشک پرانی شروع میشه.قصه تکراری هر سال تا روز قدس زنده بماند.

     
  27. برای ملل دنیا و کّل بشریت چه فرقی میکند که در چه روزی اعتراضات و فریاد خشمگین مردم بر علیه جنایاتی که توسط زور گویان و تیغ برهنه بدستان بر مردم مظلوم و بیدفاع در هر نقطه این گیتی میرود به گوش جهانیان برسد

    آزادگان و انساندوستان جهان هرگونه ظلم و نسلکشی را در هر نقطه دنیا که بوقوع بپیوندند خواهی درغزه یا اوکراین یا عراق؛ سوریه؛ مالی؛ سودان ووو بشدت محکوم کرده و فریاد اعتراض خود را بگوش جهانیان میرسانند و لزومی ندارد که این اعتراض در یک روز و مکانی ویژه صورت گیرد هرروزی که سپری میشود روز اعتراض است

    رژیم حاکم در ایران روز قذس را برای از بین بردن و یا کاهش ظلمی که بر مردم بلا دیده فلسطین میرود انتخاب نکرده است روزی دیگرازروزهای سال است که با استفاده از آن همچنان بر طبل تبلیغاتی خود میکوبد که باز بتواند چند روزی به ماندن خود بر حاکمیت تداوم بخشد. حال در این روزهر چقدر تعداد شرکت کننده گان بیشترباشد صدای طبل مذکور طنین بیشتری خواهد داشت و فرتورهای چاپ شده در کیهان و سایرخبرگزاریهای حکومتی پر جلوه تر که در اقصا نقاط جهان نشانی از مشروعیت و محبوبیت رژیم تلقی میشود و حکومت در اجرای نمایشی دیگر موفق تر خواهد بود.

    ایکاش کانون سینما گران یکروزی دیگر را برای ابراز تنفر خود از جنایات و وحشیگریهای اسراییل بر علیه مردم مظلوم غزه انتخاب میکردند و با دست خود آب در آسیاب تبلیغاتی ج.ا نمیریختند. باور بفرمایید و اطمینان دارم که اکثریت شما با این باور حقیردر توافق باشید که یکی از عواملی که حکومتیان عرزشی را به شدت به وحشت میاندازد خیابانهای خلوت در روزهای حکومتیست

    پایدار باشید
    رسول

     
  28. جناب سید احسان
    اگر خیلی مصر هستی که دعایت مستجاب شود این آیات را از قرآن بخوان.
    1- آیه 93 سوره یونس -2- آیه 47 سوره بقره -3- آیه 122 سوره بقره -4- آیه104 سوره الاسراء
    با خواندن و فکرکردن در آیات بطور حتم به نتیجه خواهی رسید. موفق باشی

     
    • آیات قرآن به وضوح اشاره به نعمتهای که خداوند به بنی اسرائیل داده میکنه و اشاره میکنه که بهتره که ایمان بیارن و تقوا پیشه کنن. ولی من فکر میکنم که شما برداشتتون از این آیات اینه که خدا سرزمین فلسطین رو داده به این وحشی ها، که اگر اینطور باشه برداشت کاملا غلطیه.

       
      • سید احسان
        یکی از آیات را که نوشتم برای شما کپی کرده ام

        اى فرزندان اسرائيل نعمتم را كه بر شما ارزانى داشتم و اينكه شما را بر جهانيان برترى دادم ياد كنيد (۱۲۲)

        يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِي

         
      • سیر احسان
        لطفا آیه 16از سوره 45 الجاثیه را به آیات دیگر اضافه کنید

        و به يقين فرزندان اسرائيل را كتاب [تورات] و حكم و پيامبرى داديم و از چيزهاى پاكيزه روزيشان كرديم و آنان را بر مردم روزگار برترى داديم (۱۶)

        وَلَقَدْ آتَيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿۱۶﴾

         
  29. در رابطه با نگاه جناب دانشجو به دین و توضیحات ایشان فکر نمی کنم زیاد محّل مخالفتی باشد و این پدیده کما بیش درمسئله ادیان مطرح است. امّا در این بین مطالب دیگری را نیز باید مورد توجه قرار داد تا نگاه دقیقتری داشته باشیم:
    1. پیامبران را شاید بتوان از دو نظر مطالعه کرد. یکی بلحاظ تاریخی که شامل توجه به زمان و مکان آنهاست و دیگری جنبه روحانیت و ایمانی ایشان. اخیرا کتابی دیدم از دکتر رضا اصلان متفکر ایرانی مقیم آمریکا در رابطه با “عیسی” پیامبر تحت عنوان “شورشی. بررسی زمان و زندگی عیسی تاریخی”. البته کتاب به زبان انگلیسی است و چند هفته نیز در لیست کتابهای پر فروش آمریکا بود. ایشان هم در این کتاب جنجالی به همین روش مطالعه کرده و در نهایت جمع بندیش این است که “عیسی” ناصری فردی شورشی بر علیه حکومت وقت بوده. آیا او دین جدیدی را تبلیغ می کرد؟ پاسخ آن هم منفی است. او اصلا یک روحانی یهودی بود و فقط هم با یهودیان مجادله می کرد. امّا “عیسی مسیح” ایمانی 4 قرن بعد معرفی شد. به عبارت دیگر اگر امروز مسیح در حیات ما بیاید از این کلیسا ها هیچ خاطره ای ندارد و شاید دنبال کنیسه های یهودیان بگردد!
    2. در مورد پیامبر اسلام هم شاید بتوان به همین نحو مطالعه کرد. قرآن در بسیاری از جاها تاکید دارد که پیام ایشان هیچ موضوع جدیدی در خلقت نیست. امری است که دیگران هم گفته اند و آن توجه مردم به انحرافی است که پیدا شده و آن انحراف از توحید است. دین به لحاظ تاریخی بیش از یک پیام ندارد و آن توجه به توحید است. امّا آن چیزی که بنام دستگاه مذهب پیدا شد سالها بعد از پیامبر است. تنها کسی که در آن نقشی ندارد پیامبر است. این امر در همه ادیان صادق است.
    3. پیروان ادیان دستگاه مورد نظر خود را بر اساس فهم و منافع خود ساخته و پرداخته اند. هدف هم راندن فکر به گوشه ای و ایجاد نوعی انقیاد و بندگی در زندگی بشر بوده است. اسلام نیز از این مطلب مستثنی نیست. برای مثال در موضوع حجاب وقتی بررسی دقیق میشود ابعاد تعبیرات و تفسیرها واقعا حیرت آور است. خدا رحمت کند مرحوم “احمد قابل” را که با شجاعت به این مسئله پرداخت. بدنبال این تفسیرات و تعبیرات تغییر در نگاه مردم و تاثیرات آن هم تکان دهنده است. آیا یک خانمی که به پوشش سر وگردن مقید نیست از ایمان خارج است یا نه؟ آیا او مخالفتی با حکم خدا کرده؟ نوع پاسخ به این سئوالات در جامعه میتواند بر اساس فهم و منافع حاکمیت تغییر کند.
    4. پیامبران نوعا مصلحین بوده اند در مقابل انحرافات و انسانهائی جسور که ارزشهای موجود زمان خود را به چالش کشیده اند. ابراهیم شجاعانه مفهوم “خدا” را مورد سئوال قرار میدهد. این یعنی اینکه در فاز ایمان سئوال کردن از “خدا”ی رایج اساسی ترین مفهوم است. خدایان در زندگی انسان مانند گیاهان مدام میرویند و به تعبیر یکی از متفکرین غربی هنر انسان باید “حرث” کردن این خدایان باشد.
    5. امّا پدیده مهم دیگری که در جریان انتقاد از مذاهب اتفاق بیفتد غفلت از مفهموم دین است. آیا پدیده دین محدود به همین موارد است؟ امروزه مفهوم دین ابعاد دیگری نیز یافته است. ملّی گرائی، لیبرالیسم، سوسیالیسم و نظائر آن نیز در همان مفهوم “مذاهب” قرار میگیرند. جوهر حرف پیامبر هم همین بود. پرهیز از جایگزین شد” خدا” با “خدا”ی دیگر که در اسم متفاوت و در معنا یکی هستند. هر دو نیز برای بشر مصیبتند و شاید امروز دوّمی دست بالاتری هم دارد. امروز “خبر واقعی” در مورد سقوط هواپیمای مالزی آن است که “آمریکا” میگوید. چرا راست است؟ چون “آمریکا” میگوید!. دلیلی هم لازم نیست. آیا مذاهب مورد انتقاد بغیر از این میکنند؟

     
  30. آخرین باری که در راهپیمایی روز قدس شرکت کردم به دعوت میرحسین موسوی بود. شعله های جنبش سبز به تدریج در حال فروکش کردن بود ولی من نومیدانه تلاش می کردم تا دوستان و همکارانم را برای شرکت در راهپیمایی تشویق کنم. انگار خودم می دانستم که دارد تمام می شود ولی نمی خواستم باور کنم. وقتی به خیابان رفتیم تعداد بسیجیها به مراتب از سبزها بیشتر بود! کوچکترین حرکتی با برخورد شدید مامورین و بسیجیها مواجه می شد. چند پسر بچه بسیجی لات با متلک پرانی به دختران سبز، بلاهت و نادانی خود را به طرز رقت انگیزی به نمایش می گذاشتند. کمی که جمع و جور شدیم توانستیم راهپیمایی را آغاز کنیم. گرگان وحشی حکومت رفته رفته سعی کردند دسته کوچک سبز ها را در حلقه محاصره درآورند و تا آنجا که می توانستند یکی یکی گوسفندان بی گناه را با کتک، توهیم و فحاشی به داخل ماشینهایشان می کشاندند. دو همراه من هر دو روزه بودند. آنقدر گاز اشک آور خورده بودیم که سوزش غریبی در گلو و چشم احساس می کردیم. هرچه به آنها اصرار کردم روزه شان را بشکنند قبول نکردند. من با آنکه روزه نبودم داشتم خفه می شدم. با هجوم وحشیانه مامورین بسیجی، جمع متفرق شد و نهایتا به خانه باز گشتم. چیزی در درونم شکسته بود. انگار نوزادی بود که قبل از تولد مرده باشد. آن نوزاد امید به آزادی بود. امید در درونم مرده بود.

    چهار سال بر این نوزاد مرده گریستیم. اشکهای ما بر خاک مرده ریخت و از آن جوانه سبز نازکی رویید. باشد که این جوانه سبز را به درختی تناور بدل کنیم.

     
  31. با سلام

    من بشخصه از پیشنهاد خردمندانه جناب آقای نوریزاد استقبال می کنم ،امیدوارم دیگر دوستان نیز در این بحث ها شرکت کنند و نقطه نظرات خویش را ابراز کنند ،البته از جناب دانشجو هم خواهش می کنیم که در هر نوبت مطالب را مختصرتر و کوتاهتر مطرح کنند ،و از تلنبار کردن مطالب گوناگون بپرهیزند ،تا ما را بزحمت بررسی و تایپ طولانی گرفتار نکنند! زیرا طرح اشکال و سوال در مسائل فکری امر آسانی است ،و آنچه که مشکل است حل اشکال است.
    بهر حال موجز نویسی و منظم نویسی از اقتضائات بحث در این فضاهاست.

    از همه کاربران و همینطور جناب نوریزاد که امکان چنین تضارب آرائی را فراهم نموده اند سپاسگزارم.

    یا علی

     
  32. … اگر فردا مردم عادی اسراییل مورد تعرض قرار گیرند، به حمایتشان بر خواهم خاست…
    آیا اگر شما و دیگران به تعرض حکومت اسلامی به اسراییل از طریق حماس اعتراض کرده بودید و چند ماهی که حماس به مردم اسراییل راکت انداخته بود به حمایت مردم اسراییل در مقابل جنایات حکومت اسلامی برخواسته بودید آیا این جنگ در میگرفت و مردم اسراییل و غزه کشته میشدند؟ مرگ جوانان اسراییلی که به دفاع از کشورشان در مقابل حملات جنگ افروزان اسلامگرا برخواستند حاصل 35 سال مرگ بر اسراییل گفتن مسلمان ایران است که هنوز آرزوی یهودی کشیهای قدیم را دارند و اشغال خیبر را!

     
  33. جناب نوری زاد
    به نظر من هم شرکت در همایش های حکومتی و روز قدس متاسفانه به حساب حکومت ریخته می شود. کاش همانطور که شما گفتید روز قدس سبزها جدا بود و ما می توانستیم بدون ترس از حرامیان حکومت به یک راهپیمایی برای محکومیت رژیم جنایت پیشه اسرائیل بپردازیم.

    حالا خودمانیم اینهمه تلاش در دنیا می شود که صلح برقرار شود، آنگاه آیت الله خامنه ای درخواست ارسال سلاح به کرانه باختری می کند. ظاهرا اینهمه جنایت و خون ریزی در غزه برای ایشان کافی نیست که هوس به هم زدن آرامش نسبی کرانه باختری را هم دارد. واقعا در مغز این بشر چه می گذرد؟ چقدر اینها به جنگ و خونریزی علاقه دارند؟

     
  34. جناب نوري زادًنازنين؛ درخواب نيمروزي همين روز شما را در رويا ودر باغجه اي از روستاي زادكاهم كه پشت خانه اجدادي ماست ديم ، تندرست وشادمان با پوششي. خوشايند، ديدار وسلامي رد وبدل كرديم ، شما درختان زير راه را پيراسته بوديد، وعجيب تر كه ديواره سنگي. باغ ما هم با اجرهاي قشنك ديواركشي شده بودافتاب وروز زيبايي بود،. پس از بيداري به سايت شما رفتم واز خواندن ماساژ صلواتي وجناب دانشجو لزت ذ بردم ، تندرست وشادكام باشيد دوستدار وارادتمند ارد

     
  35. انچه در حکومت های دینی و اسلامی فراموش شده است هدف بعثت و روح حاکم بر فرستاده خداوند است چه رسول الله را رحمه اللعالمین نامیده اند و هدف بعثت را مکارم الاخلاق یا در ائین حضرت عیسی و موسی حال توجه کنید به حکومت داعشی 35 ساله ایران کجایش روحی از رحمه اللعالمین یا مکارم الاخلاف در ان جای دارد حکومتی که از عجز و استیصال حتی تحمل شنیدن یک انتقاد و یا اظهار نظر که انهم مفید به حال کشور و حتی خودشان هست را با سرب داغ و زندان پاسخ میدهند حال حکومت داعشی عراق را ببینید ذبح انسان اشرف مخلوقات را راه رسیدن به خدا و رسول رحمه اللعالمین اش میدانند و به بردگی گرفتن انسانها و به عنوان وسیله رسیدن به هدف یا در افغانستان حکومت القاعده را که کشتن و مثله کردن انسانها برای رسیدن به هدف یا حکومت دینی و جعلی اسرائیل در پناه اصول دینی خودشان که به انها مانند گرگ های تشنه خون و حریص به خون انسانهای ضعیف و بی گناه ایا مدهب و دین تاثیری در این افعال دارد یا قدرت و انتیازات گسترده ان است که شیوهای حیوانی را در راهبرد دینی اشکار میسازد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ جایگاه دین برای حکومت بدلیل تاثیر پذیری حکومتها از غرایض بشری ایا قابل قبول است ؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا عقل وبعنوان یک معجزه خداوندی و هدیه خداوند به بشر وسیله حکومت نباشد واقعا حیوانیت در سایه حکومتهای دینی اصولا وسیله ای برای حاکمیت و ارضای قدرت شخصی نیست ؟؟؟؟؟ و این خود نشانی از عدم شایستگی حکومت های دینی نیست ؟؟؟؟؟

     
  36. اگر به ولایت باشد برای جلب نظر مسلمین دربدر خانم هم میاورد

     
  37. با درود به دکتر و مردم شریف ایران
    ننگ و نفرین بر جنگ دکتر چند سالی هست که در روز قدس ناخواسته جنگ میشود و مشتی کودک هم قربانی میرود تا سال دیگر انگار ولایت معظم مسلمین کمک های موشکی و نقدی خود را متصل به ایچاد جنگ کرده اسراییل هم زده سیم اخر و گرنه ارودگاهی ایجاد میکرد و این خانواده فلسطینی که هر کدام ده بچه دارند را در انجا میکرد و در ساعتی غزه را با خاک یکسان میکرد البته اگر برادران مسلم قدرت اسراییل را داشتند یهودی به زمین بند نمیشد وقتی حماسه به فرودگاه و انبار اتم حمله میکند برایش فرق نمیکند چند میلیادر هم بمیرند خب مرده اند تازه ولایت تازه انقلابی هم خواستار این شده که کرانه باختری هم به موشک مسلح بکنه این ولایت هم عاشق ادم کشی هست سنی نشد شعیه بهایی نشد یهود یهود نشد نصارا تا جنگ هست ولایت هم هست تا ولایت هست جنگ هم هست

     
  38. – مملکت با این شتابی که به قهقهرا پیش می رود قبل از ظهور امام زمانِ آقایان چیزی ازش نخواهد ماند در واقع سران حکومت پیش پیش مملکت را به لجن زار تبدیل خواهند کرد.

    – میگن سنگی را که یک دیوانه درون چاه اندازد صدتا عاقل هم نمی توانند در بیاورند. حالا چند تا دیوانه ی خودشیفته 35 سال سنگ به داخل چاه می اندازند حساب کنید چند تا عاقل قادرند سنگ ها را بیرون بکشند؟

    – راستی درست در واپسین روزهای ((نرمش قهرمانه)) با بازی جواد و برو بچ به کارگردانی رهبر فرزانه موشک پراکنی حماس و اسرائیل اوج می گیرد فکر نمی کنید کاسه ای زیر نیم کاسه باشد؟ خورشید همیشه پشت ابر نمی ماند جناب آقای خامنه ای.

     
  39. Salam janabe Nourizad with all respect and gratitude this is Nosrat Kazemi and again I like to think of you as my brother and let you know some of my pain which I am carrying more than 30 years.

    From my childhood I started working. Being so little to wive persian carpet I don’t know how and when I had learned to do so, in the place that I grown up there was not school. By the help of my father I was only able to read. When I got married I went to night school and got gate six and I got a job and for 22 years I work every single day more at list 18 hours either as karmand or house work and raising three children with very little money or income and by sacrificing all enjoyment of life from myself and my children I managed to build a house with all it’s headache and many it’s difficulties. when revolution happened I last my job and my children were out to study for 8 years I was alone in Iran
    when I applied for passport to visit my children, it took me four years to get it, because they wouldn’t give bahai’s to go out.
    when I got the passport, I made my brother as my vakil that while I am away, he can take care of my home.when I was going abroad, they (they I main the goverrnent ) put a red stamp on my passport that ” this passport has right to go out of Iranian frontiers only once”
    In Canada my children wanted me to stay here. After a while the authority came to my home, kicked out my tenants, took my sick poor brother to Evin many times to question him,( my brother and his wife suffered so much that his wife died of hearth problem and he himself later is in bed for years)
    during these years constantly I have heard that the X person went Iran, his passport was confiscated. or that person went Iran, they took him in prison, so I didn’t dare to come back in Iran. Recently I understood that my home is not there any more. My newly building that I built in tir aahan and break and cement, and so much suffering which I came in to live in 1354 , they destroyed it and again built on it,
    Who are they?? who give them permission to do these kind of unjust works??
    Those people that claim that if pray in land or house that is not belong to them is not accepted by God , how can they do such cruelty to others??

    Mt Mourizad I sincerely apologize to talk too much. Here I need your help. is there possible to get help from you or anyone you know that have a sense of simpathy or guide me to whom I take my case to get good result

    Thank you very very much for your time and your understanding.

    with all respect and appreciation sincerely yours,
    Nosrat K.

     
  40. بار خدایا به مظلومیت غزه تو را سوگند که چشم ما را به حضور ولی عصر روشن بفرما ؛ و به حضورش اسراییل جنایتکار را به دست مومنین مجازات بفرما. بار الها بیماری افراطی گری را از جامعه مسلمین ریشه کن بفرما و دلهای مومنین را به یکدیگر نزدیک گردان. الهی آمین.

     
  41. اشاره:
    دوست ما جناب دانشجو، مدتی است به سمت حساسیت های مذهبی روی برده و دست بر نقاطی می گذارد که ما مسلمانان معمولا از آنها روی برگردانده ایم در طول تاریخ. گرچه طعم قلم جناب دانشجو ممکن است تلخ و توهین آمیز تلقی شود، با اینهمه اما ما مسلمانان را چاره ای نیست مگر به نقاط کوری از تاریخ و سیره ی پیامبر سر فرو بریم و پاسخ منتقدان و مخالفان را بر آوریم. دیده ام که جمعی از ما مسلمانان و بویژه شیعیان هرگونه نقد و چالش تاریخی را بر نمی تابد و به سرعت عبوس می شود و رگهای گردنش ور می جهد که: این مگو که توهین است. می گویم: آنجا که خود قرآن همگان بشریت را به هماورد می طلبد که اگر راست می گویید سوره ای و آیه ای شبیه قرآن بیاورید، پس چرا ما باید در برابرپرسش های دیگران روی ترش کنیم و صبوری خود از کف بدهیم. جناب دانشجو در نوشته های خود به طرح موضوعاتی تاریخی دست برده که صورت ظاهرش برای ما تلخ است. اما این نوشته ها در بطن خود حاوی پرسشی است که باید بدان پاسخ داد. وگرنه پرهیز از پاسخ گویی ما را از هجوم پرسشهای دیگر باز نمی دارد. پیشنهاد و تقاضای من از اساتید حوزوی و بویژه جناب مرتضای گرامی این است که در حد امکان پاسخ دوستانی چون دانشجو را با مدارا تدارک ببینند و همانگونه که ما از این چالش فیمابین بهره ها برده ایم دراین مدت، همچنان ما را از برکات قلمی خود نصیب دهند.

    با احترام
    محمد نوری زاد

    ————————

    بخش 16 ( ادیان نخستین – تابو- 5 )

    تابو ها از کجا می آیند ؟ گاه از تقدیس توتم ها و گاه به پیروی از سخنانی که پایه و استدلالی ندارند اما چون فلان صاحب ِ نام گفته بزرگ شمرده می شوند. نگاه کنید به تابوی مرده. اگر کسی دستش به مرده ای بخورد باید غسل کند. چرا ؟ چون درفلان کتاب نوشته شده است.
    دین اگر تنها تابو ساز و توتم پرست تاریخ نباشد دستکم یکی از بزرگترین عوامل تابو سازی و توتم پرستی است. برخلاف ادعای مذهبی ها ، دین دانش دوست نیست چون اگر دانش دوست بود به جای این که برای خورشید و ماه گرفتگی و زلزله و چه و چه فرمان نماز وحشت بدهد فرمان ردیابی و کندوکاو علت ها را می داد. دین داران عادت کرده اند که تا دانشمندی پرده از روی اسراری کنار زد غوغا به پا کنند که این موضوع ؛ در فلان جای کتابِ مقدس آمده ؛ و در فلان حدیث روایت شده است.
    تابو سازی همیشه بوده است و موجه سازان تابو نیز همیشه درکارند تا مبادا افکار بجا مانده از اجدادشان آسیب ببینند. این ها همان گروه هایی هستد که دراثر تکرار حرکات و بازگویی تفکری به آن عادت کرده اند ؛ و دین و آیینی که به آن ها دیکته شده را بهترین رسم و آیین جهان می دانند ؛ بی این که در فرهنگ ملل دیگر تحقیق کرده باشند. این ها ادامه ی اجدادشان هستند که تحجر را پاس می دارند تا مبادا گرفتار مشکلات سفر و جابجایی منزل گردند. وای برزمانی که کسی بخواهد خواب این ها را برآشوبد.
    مدافعین دین و مذاهب معمولا ، یا سوء استفاده گرانی هستند که وجود آن مکتب سبب بقا و عظمت و ثروت آنان است ویا ساده دلانی می باشند که توان دیدن دوردست را ندارند و از رنج سفر و خطر راه درهراسند. اینان عاشقان رکود و جمودند و هیچ میلی به دگرگونی ندارند. اگر کس یا کسانی حرکتی بکنند و قدمی پیش بگذارند از نظر این گروه تندرو ، مغرض ، مرتد و در کـُل ، موجوداتی آشوبگر وخطرناک اند.
    دوستی برمن خرده گرفته که تو انشاء نویسی ، و شاه انشایت مخالفت با دین است. بله حق با اوست. هرکس شاه انشایی دارد. یکی حمله بیگانگان است ودیگری تغییرات سیاسی و آن دیگری تغییر اقتصادی ؛ و من ، به نظر خودم ، شاه انشایم در رابطه با ریشه بدی ها و ام الفساد است. ضدیت با دروغ ، نیرنگ و فریب. چیزی که نسل اندر نسلم را فریفت و داروندارمن و اجدادم را ازما گرفت. همان چیزی که سبب شد با گـُرده هایی خونین از شلاق ستمگران ، اهرام و احرام را بسازیم و در حالی که خود نان برای خوردن نداشتیم ، گنبد و بارگاه ِ هیچکاره گان را طلا پوش کنیم.
    « ما را به رندی افسانه کردند / پیران جاهل ، شیخان گمراه ».
    چرا حکومت این همه از روزنامه نگار و رسانه های آزاد می ترسد و به بهانه های بس کودکانه روزنامه ها را تعطیل می کند ؟ چون قلم اگر در گرو شکم نباشد ، پرده ها را می درد و حرامیان را رسوا می کند. این همه تاکید در پرهیز از مشرک و کافر و ملحد و مخالفِ دین برای چیست ؟ ترس ِ برملا شدن حقه های ملایان . چرا یار بردار می شود؟ چون اسرار هویدا می کند. باید همه چیز سربسته بماند و چراغ ها خاموش باشند و نورها در پستوی خانه ها زندانی شوند تا دزدان و غارتگران بتوانند هر چه می خواهند ببرند و فردا ، همان ها ، در لباس صلحا برای مردم موعظه کنند.
    برای شناخت و قیمت هرچیز ، گاه باید به ضد آن چیز توجه کرد. بزرگترین دشمن دین کیست ؟ دزدها ؟ کارچاق کن ها ؟ آدم کش ها ؟ فاحش و فاحشه ها ؟ معتادها ؟ رشوه خورها ؟ اختلاس گرها؟ یا کسانی که برعلیه دین حرف می زنند و می نویسند؟
    برای که ، و چه کسی ، حکم ارتداد صادر می کنند و مرتد چیست و مجازات اش چه ؟ مرتد حکم اش مرگ است. چرا ؟
    چون از دزد و جانی و مختلس و رشوه خوار و معتاد و وو خطرناک تراست. چرا ؟ مگرچه می گوید و چه می کند ؟
    سبب خروج مردم از دین می گردد.
    نتیجه : مشتری برای دین تا این حد با ارزش است که عامل فراری دادن مشتری را محکوم به مرگ می کنند.
    اسکندر آمد ، مدتی ماند و رفت و ما را به خود واگذاشت. چنگیزآمد. زد. کشت. خورد. برد. رفت . تیمور نیز چون چنگیز. انگلیس نیز مانند اسکندر یا چنگیز. امریکا نیز به همین گونه. اما ، اسلام چه ؟ آمد. زد. کشت. خورد. برد ، و نرفت ؛ و دشمن این مردم را درمیان خودشان پروراند تا برعلیه آزادیخواهان بجنگند تا این مرز و بوم هرگز رنگ آزادی نبیند. چرا ؟ چون آزادی قلم و زبان ، دروغ ها را برملا می کند و پرده ها را به کنار می کشد.
    خرافات آمد تا مغز مردم را از کار بیندازد و زندگان را چنان از خود بیخود کند تا برگرد مردگان طواف کنند.
    خرافات آمد تا زنده کشی و مرده پرستی را رایج کند وکاری نماید که برای دفاع از چند تکه فلز که درآن اگر مرده ای هزار ساله مدفون باشد ، رئیس جمهور ایران بگوید درصورت لزوم برای حفظ ِ اماکن متبرکه از هیچ اقدامی فرو گذار نخواهد کرد. یعنی اگر لازم باشد جوانان این مرزو و بوم را خواهم فرستاد و ثروت این کشور را خرج خواهم کرد تا گور مردگان به دست مشتی نادان تر از او تخریب نشود.
    اسلام آمد تا زنان را هزار و چهار سد سال در خانه ها اسیر و زندانی نماید و اگر رضا شاهی نیامده بود ، ومدرسه ای برای زنان نساخت بود ، زن مسلمان بی سواد و کور مانده بود. اگر امروز روشنفکر دینی مدعی بر تساوی زن و مرد است نه بخاطر اعتقادات دینی اش است بلکه به جهت تاثیراتی است که بی دین ها و ضد مذهبی ها برجامعه گذاشته اند و این روشنفکران دینی نه این که سپاسگزار آن بی دین ها نیستند بلکه درکمال بی انصافی و بی اخلاقی ، یافته های امروزشان را حاصل دین شان می دانند. زهی بی انصافی
    اسلام آمد تا بهانه به دست احمق ها بدهد که شیعه ، سنی را بکشد و سنی شیعه را ، و این دو کافر را ، که چرا مسلمان نیست.
    اسلام آمد تا درخت اش را با خون آبیاری کند نه با دانش و صلح و صفا.
    اسلام آمد تا انقلاب اش را به قیمت فقیرکردن و هزار مصیبتی که برای مردم می سازد صادر کند ؛ آن هم چه انقلابی و چه تفکری . تفکری که نشانه های فلاکت اش بردر و دیوار هر شهر و روستایی دیده می شود .
    بله من شاه انشایم مبارزه با جهالتی است که به شکل نور ترسیم شده است. چنانکه نقاشان فریب کار یا فریب خورده ، برسرقدیسان بی سواد هاله ای از نور را نقاشی می کنند.
    سری که هیچ خدمتی به بشریت نکرده جز ایجاد جنگ و خشونت برگردش هاله ای از نور می کشند ؛ و سری که هزار خدمت به بشر کرده و شب اش را روز، و گرمایش را سرما ، و سرمایش را گرما ، و بیماری اش را مداوا ، و و و نموده هیچ هاله ای از نور ندارد . چرا ؟ چون جنس خوب نیازی به تبلیغ و داد و هوار ندارد. کالاهای بدند که مبلغ می خواهند. هرچه کالا بدتر باشد ، مبُلغین و تبلیغات بیشتری می طلبد. اگر سازمان عریض و طویل تبلیغات اسلامی با این همه خدم و حشم ، هنوز مشتری کافی پیدا نکرده است ؛ چون جنس مرغوب ندارد.
    باید توتم ها و تابوها ساخته شوند تا ساده لوحان برتیر چوبین و ضریح فولادی دخیل ببندند و پولی که به سختی بدست آورده اند در زیارتگاه ها خرج کنند تا مدافعین و مبلغین این زیارتگاه ها بتوانند در رفاه زندگی کند.
    باید نخست مردم را تحمیق کرد تا برآستان درگاه رضا بوسه بزنند و بعد دستِ مکار م شیرازی که نماینده ی این توتم است را ببوسند. اگر رضا نبود مکار م ها هرگز بوجود نمی آمدند. طفیل پیامبران الهی ، اولیا الله اند و طفیل این اولیا ، آیت الله ها ، و طفیل آن ها روضه خوان ها ، و طفیل آن ها مداحان و نوحه خوان ها. باید با همه ی وجود از این بنیاد ها حفاظت کرد. اگر بنیادهای دینی نباشند روحانیت برکجا تکیه کند و از کجا بخورد و مردم را چگونه خام کند تا شب و روز جان بکنند و درحالی که خانه ای چهل متری ندارند فقط برای گنبد حسین ابن علی 24000 خشت طلا بدهند.
    عظمت ارباب است که نوکران را بزرگ می کند. نوکر شاه خیلی بیشتر نام و نان و جاه و مقام دارد تا نوکر فلان خان. باید درعظیم کردن ارباب کوشید تا خود بزرگ شد. باید محمد را به عرش رساند تا آیت الله ها شایسته دست بوسی شوند . باید علی را بزرگ کرد تا روحانیون شیعه بزرگ شوند. باید حسین را بزرگ نمود تا نوحه خوانان عزت پیدا کنند. چه تاسف آور است کار ِ فریب خوردگانی که اگر چه از این نمد کلاهی گیرشان نمی آید ، به بیگاری گرفته شده اند تا تنور روحانیت را داغ نگهدارند و نان روحانیون را در روغن .
    توتم ها چیستند و کیستند؟ مشتی انسان ، حیوان ، گیاه و جماد که فکر علیل بشراولیه به آن ها مقامات آسمانی و فرا انسانی داده است و با این که هیچ کدامشان به اندازه انسان امروزی شعور و خرد ندارند بوسیله معتادان به تفکری ، چندان در باره آن ها تبلیغ شده که بسیاری از مردم باورکرده اند تافتگان جدا بافته اند ، و شایسته کرنش و ستایش ، و چنان لایق ، که مردمان برایشان قربانی شوند.
    « چه سخت است قصه تلخ عادت».
    با احترام.
    دانشجو

     
    • بخشی از چکیده کتاب {مجازات ارتداد و آزادی مذهب } نوشته¬ی محسن کدیور (منبع: جرس)
      مجازات شدید مرتدّ و سابّ‌النبی در فقه فریقین
      اگر کسی از اسلام خارج شد، یا یکی از تعالیم اصلی نظری یا عملی اسلام را انکار کرد یا عملاً زیر پا گذاشت؛ به شدیدترین وجه مجازات می‌شود، یعنی اعدام می‌گردد. اگر کسی به یکی از مقدسات اسلام توهین کرد یا به پیامبر(ص) یا ائمه(ع) دشنام داد، مهدورالدّم است و هرکسی مجاز به ریختن خون اوست. حکم مجازات مرتدّ و سابّ‌النبی از بحث‌برانگیزترین احکام فقه اسلامی است. در ادامه، خلاصۀ فتاوای فقهای مذاهب چهارگانۀ اهل‌سنت و فتوای بنیانگذار جمهوری اسلامی، به‌عنوان نمونه‌ای از رأی مشهور در فقه جعفری ارائه می‌شود.

      الف. احکام ارتداد و سبّ‌النبی در فقه اهل‌سنت
      حکم ارتداد از حکم کفر، غلیظ‌تر است. ارتداد رجوع از اسلام به کفر در نیّت یا فعل یا قول (اعم از سرِ استهزاء، عناد و اعتقاد) است. انکار وجود خداوند؛ نفی پیامبران؛ تکذیب یکی از ایشان؛ حلال‌شمردن یکی از حرام‌های اجماعی؛ حرام‌شمردن یکی از حلال‌های اجماعی؛ نفی وجوب اجماعی؛ اعتقاد به وجوبِ امری که بالاجماع واجب نیست؛ عزم بر کفر یا تردید در آن از صوَر ارتداد است. «زندیق» فردی است که اظهار اسلام کرده و کفرش را پنهان می‌کند. زندیق، بدون استتابه، واجب‌القتل است.
      مسلمانی که پیامبر اسلام(ص) یا یکی از ملائکه یا انبیاء را سبّ کند بالاتفاق، واجب‌القتل است؛ مشهور در مالکیه، عدم استتابه است. فقهای اهل‌سنت بر وجوب قتل مرد مرتدّ اتفاق دارند. درمورد وجوب قتل زن مرتد، مذاهب اهل‌سنت غیر از حنفیه، اتفاق‌نظر دارند. در مذهب حنفیه، زنِ مرتد، بر اسلام‌آوردن مجبور می‌شود؛ اجبار وی به حبس است تا زمانی که اسلام بیاورد یا بمیرد و در هر سه روز، تنبیه بدنی می‌شود؛ همچنین اگر فردی او را بکشد، چیزی بر قاتل نیست.
      توبه‌دادنِ قبل از قتل (استتابه) و عرضۀ اسلام بر مرتد، نزد حنفیه مستحب است؛ اما واجب نیست. مرتدّ سه روز حبس می‌شود و در هر روز، اسلام بر وی عرضه می‌شود و اگر در روز سوم اسلام نیاورد، کشته می‌شود. جمهور فقهای دیگر مذاهب اهل‌سنت، استتابۀ مرتدّ (مرد و زن) را قبل از قتل، سه بار واجب می‌دانند. اگر برای مرتدّ شبهه‌ای بوده باشد، بعد از سه بار عرضۀ اسلام، رفع می‌شود. قتلِ مرتد، فقط توسط امام مسلمین یا نایب وی مجاز است. اگر فردی بدون اذن ایشان مرتدّ را کشت، کار ناپسندی انجام داده و تعزیر می‌شود، اما ضامن نیست.
      اموال مرتدّ درصورتی‌که اسلام نیاورد، از ملکیتش خارج می‌شود. اگر یکی از زوجین مرتدّ شود، به‌فتوای ابوحنیفه، ابویوسف و مالک، ازدواجش بدون نیاز به طلاق فسخ می‌شود؛ در مذاهب شافعیه و حنبلیه، فسخِ نکاح، متوقف بر انقضای عدّه است؛ اگر مرتدّ قبل از انقضای عده توبه کرد و به اسلام برگشت، نکاح به قوت خود باقی است.[۱]

      ب. احکام ارتداد و سبّ‌النبی در فقه جعفری
      فتاوای آیت‌الله خمینی در تحریرالوسیلة را به‌عنوان نمونه‌ای از رأی مشهور معاصر امامیه نقل می‌کنم:
      «مرتد» این‌گونه تعریف شده: کسی که مسلمان بوده و سپس از اسلام خارج گشته و کفر اختیار کرده باشد. مرتدّ دو قسم است: فطری و ملی. «مرتدّ فطری» آن کسی است که پدر و یا مادرش در حال انعقاد نطفۀ او مسلمان بوده و خودش نیز بعد از رسیدن به حدّ بلوغ، اظهار اسلام کرده و سپس از اسلام خارج شده باشد. «مرتدّ ملی» کسی را گویند که پدر و مادر او در حال انعقاد نطفۀ او کافر بوده‌اند و خود او نیز بعد از رسیدن به حدّ بلوغ، اظهار کفر کرده که درنتیجه کافر اصلی شده، آنگاه مسلمان شده و سپس به کفر برگشته است.
      مرتدّ فطری اگر مرد باشد به سه مجازات محکوم می‌شود: اول. کشته می‌شود؛ دوم. زنش از او جدا و نامحرم گشته، عقد ازدواجشان خودبه‌خود و بدون طلاق، فسخ می‌شود و آن زن باید عدۀ وفات بگیرد؛ سوم. اموالش از ملکش خارج شده، در حین حیات، بعد از پرداختن دیونش بین ورثه‌اش تقسیم می‌شود؛ حتی اگر توبه کند، توبۀ او به‌حسب ظاهر، قبول نمی‌شود؛ یعنی حدّ قتل، از او برطرف نمی‌شود و اموالش که بعد از ارتدادش بین ورثه تقسیم‌شده، برنمی‌گردد و همسر نامحرم‌شده‌اش را محرم او نمی‌کند، هرچند که در باطن، مسلمان شده باشد.
      اما مرتدّ ملی، اگر مرد باشد اولاً، نخست توبه داده می‌شود، اگر حاضر به توبه نشد، کشته می شود و احتیاط آنست که سه‌روز پیشنهاد توبه به او داده شود و در روز چهارم کشته شود؛ ثانیاً، نکاح با زن مسلمانش خودبه‌خود فسخ می شود (اگر همسرش مدخول‌بها بوده و یائسه نباشد، اگر تا پایان عده، مرد توبه نکرد، نکاح، فسخ می‌شود) اما اموالش به ورثه‌اش منتقل نمی‌گردد مگر بعد از مردن.
      مرتدّ اگر زن باشد اعم از فطری و ملی اولاً، حبس ابد می‌شود؛ ثانیاً، در اوقات نمازهای پنج‌گانه او را تازیانه می‌زنند و در معیشت و آب و غذا و لباس، بر او تنگ می‌گیرند تا توبه کند. اگر توبه کرد از حبس رها می‌شود؛ ثالثاً، اگر مدخول‌بها نباشد، فوراً و بدون گرفتن عده، از شوهرش جدا می‌شود؛ ولی اگر مدخول‌بها باشد، درصورتی‌که قبل از تمام شدن عده (سه ماه و ده روز) توبه کند، زوجیتش باقی می‌ماند وگرنه کشف می‌شود که از حین ارتداد، عقد زناشویی‌اش به‌هم خورده بوده؛ اما اموالش بر ملکش باقی می‌ماند و جز بعد از مرگش، بین ورثه تقسیم نمی‌شود.
      مرتدّ ملی اگر زن باشد و مدخول‌بها نباشد، به‌مجرد ارتداد و بدون عده از شوهرش جدا می‌گردد و اگر مدخول‌بها باشد، انفساخ عقد نکاح به گذشتن عده توقف دارد. اگر قبل از تمام‌شدن عده توبه کند، نکاحشان به‌حال اول برمی‌گردد وگرنه کشف می‌شود که از حین ارتداد، به‌هم خورده بود.
      فرزند نابالغ مرتدّ فطری و ملی، قبل از آنکه خودش مرتدّ شود، به‌حکمِ مسلمان است و اگر بعد از رسیدن به حد بلوغ، کفر را اختیار کند، او را توبه می‌دهند. اگر توبه کرد که هیچ، وگرنه کشته می‌شود و همچنین فرزند نابالغ مسلمان اگر بعد از رسیدن به بلوغ و قبل از اظهار اسلام، کفر را انتخاب کند، نخست او را توبه می‌دهند و اگر نپذیرفت، کشته می شود.
      کسی که به پیامبر اسلام(ص) ناسزا بگوید بر شنونده، کشتن او واجب است، مگر آنکه بر جان یا عِرض خود و یا بر جان مؤمنی یا عِرض او بترسد و اگر خطر جان و عِرض در بین نباشد؛ بلکه بر مالِ معنتابه خودش یا برادر دینی‌اش ترس داشته باشد، ترک قتل او جائز است و کشتن او موقوف بر اذن امام(ع) و یا نائب او نیست. در ناسزا شنیدن بر بعضی از ائمه(ع) نیز حکم، همین است و در اینکه صدیقۀ طاهره فاطمه(س) ملحق به آن حضرات باشد، وجهی است؛ بلکه اگر ناسزای به آن‌حضرت به ناسزای پیغمبر(ص) برگشت کند، بدون اشکال، کشتن او واجب است.
      کسی که ادعای نبوت کند، کشتن او واجب است و خون او برای هرکس که این ادعا را از او بشنود، مباح است مگر آنکه به‌شرح مسئلۀ قبلی، پای ترس در بین باشد. و کسی که ظاهر اسلام را داشته باشد و در عین‌حال بگوید من نمی‌دانم محمدبن‌عبدالله(ص) پیغمبر است یا نه، کشته می‌شود.[۲]

       
      • داعش هم که همین را می گوید
        پس فرق این ها با داعش در چیست؟
        این به آن می گوید تکفیری آن به این……..
        من هم به هر دو می گویم خدا کمی عقل بدهد

         
      • آقا مرتضي سلام عليكم.
        اگه ميشه لطف كنيد و درباب آزادي در اسلام چيزي مرقوم بفرماييد. حتمن اين احكام از اسلام نيست.درسته ؟ مگه مي شه اين همه استبداد تو دين باشه . لا اكراه في دين . هركي هرديني مي خواد انتخاب كنه . قل يا ايهاالكافرون لااعبدو ماتعبدون . خواهشن در رد اين تهمت هاي ناروا بنويسيد و با دليل و منطق و سند بگيد كه اين ها همه تهمت به اسلامه و اسلام از استبداد دوره و هركي بخواد مي تونه مسلمون باشه و هركي هم نخواست مي تونه بره به هرديني كه دلش خواست. منتظر جواب شما هستيم . آقايان مصلح و سيد ابوالفضل و آقاسيد مجتبي شما هم لطفن بنويسيد . خواهشن .

         
    • سلام.
      فکر نمیکنید که از اسلام گفتن به شکلی موجود زنده ای ست که با یک برنامه ریزی تلاش میکند تا به خواسته های بخصوص خودش برسد درست نمیباشد ؟
      تصور من اینست که این دینی که امروز به اسم اسلام در همه جا جنایات میکند دیگر اسلام نیست. وگرنه تا آنجا که من اطلاع دارم در قرآن بسیار از تحمل پیامبر در مقابل مخالفانش آمدی است.
      فکر نمیکنید که این خصلت انسان است که از هر وسیله ای برای رسیدن به اهداف خودش استفاده میکند ؟
      همین وجود انواع مختلف اسلام ها خودش دلیلی بر باطل بدان این اسلام هاست.
      این افراد جنایات کار در پشت اسلام پنهان شده اند و به ارضاء شهوات خودشان مشغولند.
      اما شما به این نوشتار خودتان ادامه دهید چرا که این خودش برملا کردن این دروغ گویان است.
      با تشکر از شما.

       
    • با سلام خدمت دانشجوی گرامی،درباره مطالبی که نگاشتین بی شک بوی از انسانیت و خیرخواهی به مشام میرسد،اما در مورد گفته های شما درباره اسلام و همچنین تابوهای برآمده ازدین این پرسش را از شما دارم که آیا رفت و آمد همه پیامبران بیهوده بوده و یا اینکه آنها برای وصل کردن آمدند یا فصل کردن،مگر نه اینکه آنها آمدنند تاباهمه رنجهایی که در این راه کشیدندحامل این پیام باشند که فقط خدا را بپرستید و انسان باشید،اتفاقا آنها آمدند که تابوها ورسمهای زشت وخرافه پرستی را براندازند،همان رسمها که اربابان بر رعیت ظلم می کردند و یا دختران بی گناه را زنده به گور ،اگر آن رسولان وحی حامل این پیامها از جانب خدا نبودند و دست به روشنگری نمی زدند آیا من وشما میتوانستیم این دیدگاههای خود را به زبان آوریم و آنها را مطالبه کنیم و بطور حتم سرگذشت آنها در طول تاریخ این اجازه را به ما داده که این گونه فکر کنیم ودر نهایت ما می باید منصفانه تر قضاوت کنیم ،و خود را لحظه ای هم که شده در ان دوران بیندازیم ،در زمانی که مثل امروز امکانات چنین وسیعی برای شناختن حق وباطل در دست نداشتیم ،به امید آن روزی که همه انسانها بتوانند بدور از تعصب و جهالت در کنار هم با آرامش زندگانی بسر برند . باتشکربرادر کوچک شما

       
      • عليرضاي گرامي به شما درود مي گويم و برايتان آرزوي نيك بختي دارم.
        آنچه مطرح فرموده ايد در واقع يك پرسش نيست . چندين سوال است. اگر اجازه بدهيد به همان نخستين پرسش (آیا رفت و آمد همه پیامبران بیهوده بوده و یا اینکه آنها برای وصل کردن آمدند یا فصل کردن ) درحد توانم پاسخ دهم.
        من نمي دانم اين بزرگواراني كه داعيه پيامبري دارند هدفشان از اين ادعا چه بود ه است و هرچه بگويم برمبناي حدس و گمان شخصي گفته ام. خيال مي كنم افراد به دو گروه تقسيم مي شوند. صالحين و مصلحين . اگر ترجمه ام درست باشد ، صالح كسي است كه در پي اصلاح خود مي رود و تلاش مي كند تا عيوب خود را برطرف و نقاط منفي فكري و عملي اش را به نقاط مثبت تبديل كند و مصلح كسي است كه سعي دارد عيوب ديگران را برطرف كرده و نقاط منفي آن ها را تبديل به مثبت نمايد.
        به نظر اين ناچيز، كسي كه به درجه ي صالح شدن نرسيده است بهتراست به فكر مصلح شدن نباشد. چون ، چگونه ممكن است پزشكي، پزشكي نداند و به فكر تربيت پزشكان خوب باشد؟
        گمان نگارنده براين است كه مشكل بزرگ بشريت از مصلحين است نه صالحين. از كساني كه به خيال اصلاح كشور و شهر و ديار افتاده اند بي اين كه به فكر اصلاح خود و خانه ي خود باشند.
        چرا مصلحين هميشه بيش از صالحين اند؟
        چون خيلي پيش مي آيد كه انسان به قول مذهبي ها اسير نفس سركش مي شود يا به قول غيرمذهبي ها ، تحت تاثير شرايط اجتماعي و ژنتيكي قرار مي گيرد ؛ و دانسته يا ندانسته تحت تاثير خواهش هاي دروني و ذاتي خود كه از جمله آن ها شهوت مال ، مقام ، قدرت ، و شهرت است قرار گرفته و نه درحد نياز ، بل درحد زياده روي ، به سوي يك يا چند خواسته ي دروني و بيروني كشيده مي شود و بي اين كه فرصتي براي انديشيدن داشته باشد ، به خيال اين كه درخدمت مردم است و براي خلق كار مي كند ، به دنبال خود ارضايي مي رود.
        بسياري از مصلحين ، كه به وفور در جامعه به شكل وكلاي مجلس ، روساي جمهور ، نمايندگان شوراي شهر ، علماي اديان و امثالهم در جامعه و تاريخ مي بينيم ، در واقع مصلح نبوده ؛ و در پي اصلاح حال و وضع مردم نيستند. اين ها در پي رسيدن به قدرت و شهرت و ثروت و امثالهم مي باشند و براي توجيه كارشان ، دانسته يا ندانسته ، مدعي مصلح بودن و اصلاح كردن امور ديگران مي شوند.
        براي اين كه بدانيم چه كسي مصلح ، است و چه كسي مدعي مصلح بودن ، بهترين روش ، نگاه به عمل كرد و نتيجه ي كار آن هاست.
        اگر شما به نتايج كار تك تك مصلحين تاريخ و اثراتي كه اين گروه بر اجتماعات گذاشته اند نگاه كنيد ، پاسخ خود را درخواهيد يافت كه « … آیا رفت و آمد همه پیامبران بیهوده بوده و یا اینکه آنها برای وصل کردن آمدند یا فصل کردن…»
        با احترام.
        دانشجو

         
        • و شما که صلاحیت و مصلحیت انبیاء را نفی کردید بگویید ملاک صلاحیت و مصلحت چیست؟
          و آیا خود شما برای خودتان صلاحیت قائلید؟ به چه ملاک؟

           
    • جناب نوریزاد عزیز، صادق و شجاع، به لشکری از انسان‌های کاملاً آگاه به زمین و زمان در اعصار و قرون نیاز هست که به ویژه صادق و شجاع باشند و امنیت جانی و مالی‌ آنها تامین و تضمین شود تا پرده از روی حقایق بردارند و خروارها خروار خرافات را راهی‌ تاسیسات بازیافتی کنند که تا کنون جان و مال و هست و نیست انسانهای بیشماری بخاطر آنها از ابتدا تا کنون، نیست و نابود شده است.شدنی است؟ این حقیر سخت در تردید است که شدنی باشد!!!

       
    • درود بر شما
      اشاره به اشاره
      نه تلخ بود نه توهین آمیز بل واقعیاتی است غیر قابل انکار که راه هیچگونه پاسخ و ماله کشی ندارد
      یک مثال ساده :
      پذیرش اسلام با جهالت همراه است اما خروج از اسلام قطعا با دانایی همراه است که گردن طرف را میزنند !

       
    • “” برخلاف ادعای مذهبی ها ، دین دانش دوست نیست چون اگر دانش دوست بود به جای این که برای خورشید و ماه گرفتگی و زلزله و چه و چه فرمان نماز وحشت بدهد فرمان ردیابی و کندوکاو علت ها را می داد””.
      (پایان نقل قول)

      1-این ادعا از اساس باطل است ،زیرا هم در قرآن کریم بسیار مدح علم و اگاهی و تعقل شده است،و هم در روایات معتبر از پیامبر و عترت او بر کوشش در علم آموزی تاکید گذاشته شده است ،علم هم که می گوییم مطلق علم مراد است ،باصطلاح خارجیها “نولج” که عمومیت یا بتعبیر اطلاق دارد،یعنی علم اختصاص به علم دینی ندارد ،و علوم طبیعی و انسانی نیز مورد مدح و سفارش است ،البته بنظرم بعید میرسد که نویسنده سطور فوق با منطق قرآن در این زمینه نا آشنا باشد و موارد مدح علم و عقل و عقلانیت و تعقل و اولو الالباب ،و نظایر این مشتقات را ندیده باشند ،حال چگونه مصلحتی اقتضاء دارد که ما اینطور مطلب را لوث کنیم خودشان بهتر می دانند،من از باب نمونه اشاره به چند آیه از سوره مبارکه فاطر می کنم ،در سوره فاطر آیات 27-28 اینطور تعبیری هست که :
      “”أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ ثَمَراتٍ مُخْتَلِفاً أَلْوانُها وَ مِنَ الْجِبالِ جُدَدٌ بيضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُها وَ غَرابيبُ سُودٌ ،
      وَ مِنَ النَّاسِ وَ الدَّوَابِّ وَ الْأَنْعامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ كَذلِكَ إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ غَفُورٌ “”.

      در این دو آیه شریفه اشاره به چندین پدیده از پدیده های طبیعی مثل “نزول باران” و “خروج میوه ها و گیاهان با رنگهای مختلف” و “پدیده کوهها ” و راههایی که در کوهها وجود دارد” برنگهای مختلف ،و در ادامه رنگها و اقسام گوناگون از انسانها و جانوران و چهارپایان اشاره کرده است ،که اگر دقت شود، سوای از اشاره به آن ربوبیت تکوینی و توحیدی که هدف از توجه دادن به این پدیده ها و آیات تکوینی الهی است ،اشاره می کند به علوم طبیعی مختلفی که در این زمینه ها هست ،مثل چگونگی نزول باران و پیدایش آن که علومی مثل دریا شناسی و هوا شناسی متکفل آن است همینطور علوم مربوط به گیاه شناسی و حیوان شناسی و غیر اینها که مربوط به تشریح این پدیده هاست،بهر حال اینها را اشاره می کند و به آنها توجه میدهد ،بعد در پایان می فرماید “انما یخشی الله من عباده العلماء” یعنی همان از میان بندگان خدا آنان که عالمند نسبت به او خضوع و خشیت دارند ،از این صدر و ذیل معلوم میشود که علم فقط عبارت از علم و علوم دینی نیست ،و علوم طبیعی نیز مورد نظر و سفارشند ،زیرا در دنبال چنین علوم و پدیده هایی تعبیر به “علماء ” شده است پس علماء اعم از عالمان دین و عالمان علوم طبیعی هستند.
      بنابر این بوضوح منطق قرآن تایید و تشویق و توجه به علوم طبیعی مربوط به زندگی انسانها هم هست .
      بهرحال از این قبیل آیات در قرآن فراوان هست ،بنابر این این جمله که ” برخلاف ادعای مذهبی ها ، دین دانش دوست نیست””،جمله کذب و ناصحیح است که خلاف آن وجدانی و ثابت است.

      2- اما نویسنده این گزاره نادرست برای ادعای کلی و کاذبانه خود دلیل هم آورده است ،دلیل این مدعای ایشان این است که :
      “” چون اگر دانش دوست بود به جای این که برای خورشید و ماه گرفتگی و زلزله و چه و چه فرمان نماز وحشت بدهد فرمان ردیابی و کندوکاو علت ها را می داد!””.

      ملاحظه کنید چگونه در این بزنگاهها تمسک به مغالطه می شود اگر بدبین باشیم ،و اگر خوشبین باشیم باید چنین مدعاها و دلایل را حمل بر قلت اطلاع گویندگان آنها از معارف دینی کنیم.
      در اینجا نویسنده یک حکم تعبدی فقهی را دست مایه مخالفت اسلام با علم و دانش کرده است!،در حالیکه :
      اولا نماز وحشت نمازی است که شب اول بقیر رفتن میت برای مغفرت او می خوانند تا ثواب آن بروح او برسد ،اما آن نمازی که هنگام پدیده هایی مثل “خسوف و کسوف و زلزله و بادهای شدید سیاه و غیرو ” واجب می شود “نماز آیات” یعنی نماز نشانه ها نام دارد ،نه “نماز وحشت”.

      ثانیا :نماز آیات یعنی نماز نشانه های وقوع قیامت، در واقع چون در قرآن و روایات برای وقوع روز قیامت و تغییر وضعیت جهان به جهان دیگر نشانه هایی مثل زلزله الارض و ماه گرفتگی و خورشید گرفتگی و نظائر اینها تعیین شده است ،مومن به مبدا و معاد ،وقوع چنین اموری را منشا احتمال آخر جهان می داند ،پس با نماز آیات به خدای متعال پناه می برد و به او توجه می کند ،این آنچیزی است که از متون دینی در فلسفه نماز آیات استفاده می شود.

      خوب حال نویسنده بگوید ،آیا انجام یک تکلیف دینی در چنین مواقعی ،چه منافاتی با پیروی از دانش و شناخت عوامل طبیعی خسوف و کسوف و زلزله دارد؟!
      آیا ممکن نیست که هم دنبال دانش باشند و اسباب علمی و طبیعی وقوع این پدیده ها را از طریق علوم دریابند ،و هم به اعلام وحی وقوع این پدیده ها با آن اسباب طبیعی منشا احتمال آخر الزمان بداند؟!

      بنابر این معلوم شد که نه دین اسلام با علم و دانش طبیعی مخالفت و ناسازگاری دارد ،و نه دلیل واهی نویسنده محترم اثبات کننده آن مدعای کذب است ،و متاسفانه در این بخش نیز نویسنده محترم راه سفسطه را پیموده است.

      جزئیات دیگر این نوشته را در کامنت بعدی پی خواهیم گرفت.

       
      • “”نگاه کنید به تابوی مرده. اگر کسی دستش به مرده ای بخورد باید غسل کند. چرا ؟ چون درفلان کتاب نوشته شده است””.
        (پایان نقل قول)

        اینگونه گفتار خروج از روش صحیح بحث و تدقیق است ،زیرا اینگونه استفهامهای انکاری بازگشت به انکار شریعت و احکام شریعت می کند ،شریعت مشتمل است بر سه بخش عقائد و اخلاق و احکام ،و انسان یا معتقد به شریعت و نزول وحی است یا معتقد نیست ،کسی که در صدق یا بود و نبود ادیان و شرایع در مرحله شک یا انکار است ،ورود او به جزئیات احکام شریعت خصوصا احکام تعبدی که فلسفه بسیاری از آنها برای ما غیر معلوم است ،خروج از اسلوب صحیح مجادله است ،آری در مسائل اعتقادی و بحث های مربوط به مبدا و لزوم یا عدم لزوم بعثت انبیاء می توان بحث و گفتگو و نفی و اثبات داشت ،در این صورت یا انسان با تکیه بر اصول عقاید برهانا تصدیق به ضرورت بعثت و وحی می کند ،یا آنرا انکار می کند ،اگر تصدیق به حقانیت وحی و بعثت کرد ،دیگر در احکام تعبدی و اموری که فلسفه آنها نزد عقل واضح نیست چون و چرا نمی کند،اینکه چرا باید نماز بخوانم ؟ چرا صبح دو رکعت نماز است؟ چرا عصر چهار رکعت است؟ چرا احکام وضعی نجاست و طهارت ،و حدث اصغر و اکبر جعل شده است،چرا انسان در وقت جنابت باید غسل کند؟ چرا غسل حیض بر زنان واجب است؟ و دهها چرای دیگر در باب عبادیات و تعبدیات ،در حقیقت حاکی از عدم تصدیق به وحی و نبوت است ،و اصرار بر آن موجب خروج از روش صحیح بحث است.
        آری تماس دست با میت سرد سبب احداث حدث اکبر است، و حدث اکبر سبب وجوب تکلیفی تعبدی غسل مس میت است؟
        چرا؟ نمیدانم ماهیت حدث اکبر چیست و چگونه تاثیری بر روح و جسم انسان دارد ،اما عقل من پیش از این مرحله چون برهانا حکم به لزوم ادیان و شریعت و وحی کرده است ،و تصدیق به صدق نبی نموده است ،در دائره تعبدیات و آنچه که عقل از درک مناطات و ملاکات آن عاجز است ،به شریعت تعبدا عمل می کند.
        اما آنکه چنین چون و چراهایی در بخش تعبدیات وحی می کند ،حکایت از این می کند که هنوز تصدیق به لزوم شریعت و ادیان نکرده است.برای چنین فردی ورود به جزئیات احکام تعبدی ،خروج از روش بحث صحیح است ،و مناسب آن است که از ضرورت نبوت عامه و نبوت خاصه تفتیش کند.
        پس اینکه چرا باید وقت تماس با بدن سرد مرده غسل مس میت کرد ،معلل به این نیست که در فلان کتاب است ،بلکه معلل به آن است که فلان نقل معتبر صادر از معدن وحی حاکی از لزوم تعبدی غسل است ،و عقل من پیش از این تعبد،تصدیق به صدق نبوت کرده است ،پس در واقع لزوم غسل دنبال تصدیق به لزوم نبوت عامه و خاصه است ،نه آنکه چون در فلان کتاب است غسل واجب است.

         
        • “” دین داران عادت کرده اند که تا دانشمندی پرده از روی اسراری کنار زد غوغا به پا کنند که این موضوع ؛ در فلان جای کتابِ مقدس آمده ؛ و در فلان حدیث روایت شده است.
          تابو سازی همیشه بوده است و موجه سازان تابو نیز همیشه درکارند تا مبادا افکار بجا مانده از اجدادشان آسیب ببینند. این ها همان گروه هایی هستد که دراثر تکرار حرکات و بازگویی تفکری به آن عادت کرده اند ؛ و دین و آیینی که به آن ها دیکته شده را بهترین رسم و آیین جهان می دانند ؛ بی این که در فرهنگ ملل دیگر تحقیق کرده باشند. این ها ادامه ی اجدادشان هستند که تحجر را پاس می دارند تا مبادا گرفتار مشکلات سفر و جابجایی منزل گردند. وای برزمانی که کسی بخواهد خواب این ها را برآشوبد.
          مدافعین دین و مذاهب معمولا ، یا سوء استفاده گرانی هستند که وجود آن مکتب سبب بقا و عظمت و ثروت آنان است ویا ساده دلانی می باشند که توان دیدن دوردست را ندارند و از رنج سفر و خطر راه درهراسند. اینان عاشقان رکود و جمودند و هیچ میلی به دگرگونی ندارند. اگر کس یا کسانی حرکتی بکنند و قدمی پیش بگذارند از نظر این گروه تندرو ، مغرض ، مرتد و در کـُل ، موجوداتی آشوبگر وخطرناک اند””.
          (پایان نقل قول)

          اینگونه سخنان حماسی و تبلیغاتی ،مشمول همان مطلبی است که در توضیح سوال از چگونگی غسل میت عرض شد ،آنکه بیرون از ادیان است و از بیرون به مجموعه شریعت و نبوت عامه و خاصه نظر انکاری دارد ،ورود او به جزئیات احکام تعبدی و غیر تعبدی و چون و چراها ،خروج از اسلوب صحیح بحث است ،شما الان منکر لزوم بعثت و وحی و منکر نبوت خاصه پیامبر اسلامید ،پس دخول در محتوای شریعت نه برای شما سودی دارد (زیرا علی الفرض منکر ادیان هستید) و نه برای کسی که مدافع شریعت است بحث با شما سودی دارد ،بنابر این روش پژوهش صحیح برای شما آن است که از اصل ثبوت مبدا ،و از اصل ثبوت وحی (نبوت عامه) و از اصل نبوت خاصه پیامبر اسلام تفتیش و بحث کنید،و از اظهار چنین بیانات هیجانی و حماسی که حاکی از انکار پایه ای سه مطلب فوق است ،اجتناب کنید.
          در واقع چنین حماسه سرائی ها ،هم حاکی از “عدم لزوم اخلاقیات و تهمت و سوء ادب به گروهی از انسانهاست”
          و هم حاکی از آن است که گوینده آن مصداق این بیت است که :
          خانه از اساس ویران است
          خواجه در پی نقش ایوانست
          پس گوینده باید خانه از اساس ویران را بنایی نو کند.

           
          • “”در حالی که خود نان برای خوردن نداشتیم ، گنبد و بارگاه ِ هیچکاره گان را طلا پوش کنیم””.
            (پایان نقل قول)

            چنان که بارها عرض شده است مساله “احداث گنبد و بارگاه مستظهر به هیچ دلیل شرعی نه در قرآن و نه در سنت نبوی و عترت نبوی نیست،آری آنچه که هست لزوم تعظیم و توقیر پیامبر و عترت او و تعظیم شعائر الله است ،نه دستور خاص بر احداث گنبد و بارگاه طلا و غیر طلا ،و من از این دفاع نمی کنم ،آنچه که از آن دفاع می کنم لزوم تعظیم و توقیر پیامبر و عترت او و آثار آنان است ،و البته همین مورد انکار شماست ،یعنی فی الواقع شما با گنبد و بارگاه مشکلی ندارید ،مشکل شما خود آنانی هستند که بر مرقد آنان گنبد و بارگاه احداث شده است ،و شما از پیامبر و عترت او خشمگینید نه از گنبد و بارگاه! ،بهرحال سفارشی در این باب مستند به اصل شریعت وجود ندارد ،و ارزش آن انسانهای والا که واسطه فیوضات الهی بر مردمند و اسباب هدایت و استمرار هدایت آنانند و شما با عدم رعایت ادب در گفتار آنان را “هیچکارگان” نامیدید ،به داشتن گنبد و بارگاه طلایی و غیر طلایی نیست ،چه اینکه برای آنان طلا و نقره همانند سایر فلزات فلزی بیش نیستند ،پس ملاک ارزشها گنبد و بارگاه نیست ،ملاک ارزش آن “هیچکارگان” بتلقی غیر مودبانه شما ،به “وساطت فیوضات معنوی” و” قرب الهی” و “وحی” و” الهام” و” تبیین ناموس شریعت” “و هدایت ناس از ظلمات الی النور” است ،اینها کارهای آن “هیچکارگان” بتعبیر غیر مودبانه شماست،حال افرادی و مردمی خود خواسته اند اینگونه آنان را تعظیم کنند و یاد آنان را پاس دارند ،و قرب مکانی به آنان و مزار شریف آنان که محل آمد و شد ملائکه الله است ،را واسطه قرب مکانتی خویش به خدای هستی قرار دهند ،اینها چرا شما را عصبانی کرده است؟
            آیا شما اگر مرقد پدرتان را بجهت احترام، حصاری چینید و سنگ زیبایی گذارید و شمع و چراغی بر آن روشن کنید،باید دیگران شما را به انحاء تهمت و بی ادبی های کلامی بنوازند؟!

             
          • “””نتیجه : مشتری برای دین تا این حد با ارزش است که عامل فراری دادن مشتری را محکوم به مرگ می کنند.
            اسکندر آمد ، مدتی ماند و رفت و ما را به خود واگذاشت. چنگیزآمد. زد. کشت. خورد. برد. رفت . تیمور نیز چون چنگیز. انگلیس نیز مانند اسکندر یا چنگیز. امریکا نیز به همین گونه. اما ، اسلام چه ؟ آمد. زد. کشت. خورد. برد ، و نرفت ؛ و دشمن این مردم را درمیان خودشان پروراند تا برعلیه آزادیخواهان بجنگند تا این مرز و بوم هرگز رنگ آزادی نبیند. چرا ؟ چون آزادی قلم و زبان ، دروغ ها را برملا می کند و پرده ها را به کنار می کشد.
            خرافات آمد تا مغز مردم را از کار بیندازد و زندگان را چنان از خود بیخود کند تا برگرد مردگان طواف کنند.
            خرافات آمد تا زنده کشی و مرده پرستی را رایج کند وکاری نماید که برای دفاع از چند تکه فلز که درآن اگر مرده ای هزار ساله مدفون باشد ، رئیس جمهور ایران بگوید درصورت لزوم برای حفظ ِ اماکن متبرکه از هیچ اقدامی فرو گذار نخواهد کرد. یعنی اگر لازم باشد جوانان این مرزو و بوم را خواهم فرستاد و ثروت این کشور را خرج خواهم کرد تا گور مردگان به دست مشتی نادان تر از او تخریب نشود.
            اسلام آمد تا زنان را هزار و چهار سد سال در خانه ها اسیر و زندانی نماید و اگر رضا شاهی نیامده بود ، ومدرسه ای برای زنان نساخت بود ، زن مسلمان بی سواد و کور مانده بود. اگر امروز روشنفکر دینی مدعی بر تساوی زن و مرد است نه بخاطر اعتقادات دینی اش است بلکه به جهت تاثیراتی است که بی دین ها و ضد مذهبی ها برجامعه گذاشته اند و این روشنفکران دینی نه این که سپاسگزار آن بی دین ها نیستند بلکه درکمال بی انصافی و بی اخلاقی ، یافته های امروزشان را حاصل دین شان می دانند. زهی بی انصافی
            اسلام آمد تا بهانه به دست احمق ها بدهد که شیعه ، سنی را بکشد و سنی شیعه را ، و این دو کافر را ، که چرا مسلمان نیست.
            اسلام آمد تا درخت اش را با خون آبیاری کند نه با دانش و صلح و صفا.
            اسلام آمد تا انقلاب اش را به قیمت فقیرکردن و هزار مصیبتی که برای مردم می سازد صادر کند ؛ آن هم چه انقلابی و چه تفکری . تفکری که نشانه های فلاکت اش بردر و دیوار هر شهر و روستایی دیده می شود .
            بله من شاه انشایم مبارزه با جهالتی است که به شکل نور ترسیم شده است. چنانکه نقاشان فریب کار یا فریب خورده ، برسرقدیسان بی سواد هاله ای از نور را نقاشی می کنند.
            سری که هیچ خدمتی به بشریت نکرده جز ایجاد جنگ و خشونت برگردش هاله ای از نور می کشند ؛ و سری که هزار خدمت به بشر کرده و شب اش را روز، و گرمایش را سرما ، و سرمایش را گرما ، و بیماری اش را مداوا ، و و و نموده هیچ هاله ای از نور ندارد . چرا ؟ چون جنس خوب نیازی به تبلیغ و داد و هوار ندارد. کالاهای بدند که مبلغ می خواهند. هرچه کالا بدتر باشد ، مبُلغین و تبلیغات بیشتری می طلبد. اگر سازمان عریض و طویل تبلیغات اسلامی با این همه خدم و حشم ، هنوز مشتری کافی پیدا نکرده است ؛ چون جنس مرغوب ندارد.
            باید توتم ها و تابوها ساخته شوند تا ساده لوحان برتیر چوبین و ضریح فولادی دخیل ببندند و پولی که به سختی بدست آورده اند در زیارتگاه ها خرج کنند تا مدافعین و مبلغین این زیارتگاه ها بتوانند در رفاه زندگی کند.
            باید نخست مردم را تحمیق کرد تا برآستان درگاه رضا بوسه بزنند و بعد دستِ مکار م شیرازی که نماینده ی این توتم است را ببوسند. اگر رضا نبود مکار م ها هرگز بوجود نمی آمدند. طفیل پیامبران الهی ، اولیا الله اند و طفیل این اولیا ، آیت الله ها ، و طفیل آن ها روضه خوان ها ، و طفیل آن ها مداحان و نوحه خوان ها. باید با همه ی وجود از این بنیاد ها حفاظت کرد. اگر بنیادهای دینی نباشند روحانیت برکجا تکیه کند و از کجا بخورد و مردم را چگونه خام کند تا شب و روز جان بکنند و درحالی که خانه ای چهل متری ندارند فقط برای گنبد حسین ابن علی 24000 خشت طلا بدهند.
            عظمت ارباب است که نوکران را بزرگ می کند. نوکر شاه خیلی بیشتر نام و نان و جاه و مقام دارد تا نوکر فلان خان. باید درعظیم کردن ارباب کوشید تا خود بزرگ شد. باید محمد را به عرش رساند تا آیت الله ها شایسته دست بوسی شوند . باید علی را بزرگ کرد تا روحانیون شیعه بزرگ شوند. باید حسین را بزرگ نمود تا نوحه خوانان عزت پیدا کنند. چه تاسف آور است کار ِ فریب خوردگانی که اگر چه از این نمد کلاهی گیرشان نمی آید ، به بیگاری گرفته شده اند تا تنور روحانیت را داغ نگهدارند و نان روحانیون را در روغن .
            توتم ها چیستند و کیستند؟ مشتی انسان ، حیوان ، گیاه و جماد که فکر علیل بشراولیه به آن ها مقامات آسمانی و فرا انسانی داده است و با این که هیچ کدامشان به اندازه انسان امروزی شعور و خرد ندارند بوسیله معتادان به تفکری ، چندان در باره آن ها تبلیغ شده که بسیاری از مردم باورکرده اند تافتگان جدا بافته اند ، و شایسته کرنش و ستایش ، و چنان لایق ، که مردمان برایشان قربانی شوند.
            « چه سخت است قصه تلخ عادت».
            با احترام.
            دانشجو”””.

            (پایان نقل قول)

            اینگونه استنتاج ها تحت عنوان” نتیجه” فرع بر آن مقدماتی است که عقیم بود ، و در منطق ثابت است که قیاسات و صغری و کبراهای مذکور در مقدمات قیاس ،اگر از حیث ماده یا صورت مخدوش یا عقیم باشند ،نتایج آن قیاسات نیز عقیم خواهد بود.
            نوع مطالبی که بیان می کنید مطالبی مبنائی است ،دوست عزیز باید در مبناها گفتگو کرد نه در بناها،شاه انشاء شما مربوط به مبناهای “خدا” و “شریعت” و “وحی” است ،و چون شما قید اینها را به شاه انشاء خویش زده اید ،با ورود به مباحث بنایی (نه مبنایی) به دامن گفتارهای حماسی و هیجانی و تبلیغاتی با صبغه روشنفکرانه پناه می برید،و مطالب حق و باطلی را بهم می آمیزید و می برید و می دوزید و تن پوش برای خود و دیگران می کنید.
            برخی امور مورد اشاره اموری سیاسی هستند ،و قطع نظر از مبناها ممکن است فی نفسه صحیح باشند و من با شما موافق ،پس به آنها نمی پردازم،اینکه رضا شاه چه کرد ،حسن او چه بود و قبح عمل او در چه بود ،موضوع این گفتارها نیست ،شما چرا همه چیز را به همه چیز ربط می دهید؟
            اما باختصار به برخی از مطالب ناصواب اشاره می کنم:
            گفته اید: “”اسکندر آمد ، مدتی ماند و رفت و ما را به خود واگذاشت. چنگیزآمد. زد. کشت. خورد. برد. رفت . تیمور نیز چون چنگیز. انگلیس نیز مانند اسکندر یا چنگیز. امریکا نیز به همین گونه. اما ، اسلام چه ؟ آمد. زد. کشت. خورد. برد ، و نرفت ؛ و دشمن این مردم را درمیان خودشان پروراند تا برعلیه آزادیخواهان بجنگند تا این مرز و بوم هرگز رنگ آزادی نبیند. چرا ؟ چون آزادی قلم و زبان ، دروغ ها را برملا می کند و پرده ها را به کنار می کشد””.

            خوب این برداشت شخصی شماست ،و برداشت شما محترم است ،اما اسکندر و مغول غیرو آمدند و رفتند ،اسلام آمد و نرفت ،شما اینرا ریشه یابی درست کنید ،گمان نمی کنید چون قیاستان از اسلام به مغول و غیر مغول باطل بوده است ،در اینجا بر خلاف مغول و اسکندر اسلام مانده است؟
            خوب احتمال دهید که چنین قیاسی باطل است ،زیرا مغول و اسکندر و انگلیس و چنگیز و غیرو ،تحمیلی بوده اند ،اما مردم گذشته ایران تاکنون ،اسلام را با جان و دل پذیرفته اند،خوب شما و برداشت تاریخی شما و برخی دیگر این است که اسلام خود را تحمیل کرد ،خیر چنین نیست ،مردم ایران از حکومت و آیین زرتشت و غیر آن رمیده بودند ،پس اسلام را با آغوش باز پذیرفته اند ،شما چرا می خواهید خطای تحلیلی تاریخی خود را به گرده یک ملت تحمیل کنید ،آیا این خودخواهی و خود بینی نیست؟

            گفته اید: “”خرافات آمد تا مغز مردم را از کار بیندازد و زندگان را چنان از خود بیخود کند تا برگرد مردگان طواف کنند.
            خرافات آمد تا زنده کشی و مرده پرستی را رایج کند وکاری نماید که برای دفاع از چند تکه فلز که درآن اگر مرده ای هزار ساله مدفون باشد ، رئیس جمهور ایران بگوید درصورت لزوم برای حفظ ِ اماکن متبرکه از هیچ اقدامی فرو گذار نخواهد کرد. یعنی اگر لازم باشد جوانان این مرزو و بوم را خواهم فرستاد و ثروت این کشور را خرج خواهم کرد تا گور مردگان به دست مشتی نادان تر از او تخریب نشود””.

            خوب این تحلیل شماست ،و من در مورد بتعبیر شما “مردگان” و قبور آنان توضیح دادم ،اما چرا تهمت می زنید ،چه کسی طواف بر مردگان می کند؟ قبلا گفتم چون شما غزل شاه انشاء خودتان در نفی اساس شریعت را سروده اید به جزئیات احکام شریعت ورود می کنید ،و این ناسزاست ،مساله زیارت و دعا و شفاعت و تقرب به قربات از خصوصیات فرعی شریعت است ،خوب شما ایمان ندارید ،دیگران که ایمان به اصل و فرع دارند ،چرا باید بی ادبی های گفتاری شما را تحمل کنند؟ احکام داخلی شریعت بشما چه؟ دیگران با آگاهی و ایمان بر شریعت پایدارند ،و شما هم بر کفر خویش پایدار بمانید ،اما چرا به هنجارهای دیگران با خشم و نفرت می تازید؟

            گفته اید :
            “”اسلام آمد تا زنان را هزار و چهار سد سال در خانه ها اسیر و زندانی نماید و اگر رضا شاهی نیامده بود ، ومدرسه ای برای زنان نساخت بود ، زن مسلمان بی سواد و کور مانده بود””.

            آقا چرا دروغ می بافید؟ کجا و از کدام حکم اسلام استنتاج می کنید که اسلام آمد زنها را در خانه اسیر کند؟ کمی انصاف داشته باشید و برای تحمیل آراء ناصواب خود تمسک به هر وسیله ای نکنید،آیا شما به مرام مارکسیستها “هدف وسیله را مباح می کند” بازگشته اید؟ اینکه عین ارتجاع است و شما با این گفتارها مدعی دوری از ارتجاع هستید ،خیر چنین نیست ،در اسلام زن و مرد آزادند و در عرصه اجتماعند ،و در باب خانواده نیز تحت احکام مربوطه اند ،زن در اسلام بصفت همسر بودن دارای احکامی است ،چنانکه مرد نیز ،چه کسی گفته است زن در صحنه اجتماع نباشد ،یا مثلا تحصیل بر او ممنوع است ،شما همینطور یکطرفه بقاضی نروید ،شما اصل شریعت را لحاظ کنید ،نه عملکرد شاهان و سلاطین قاجار و غیر قاجار ،یا عمل های سلیقه ای برخی از متدینان،پس خلط مبحث نکنید ،و چنانکه مکرر گفتم باز اینها هما عوارض همان شاه انشاء انکار شریعت و ورود به جزئیات شریعت است.

            گفته اید :
            “” اگر امروز روشنفکر دینی مدعی بر تساوی زن و مرد است نه بخاطر اعتقادات دینی اش است بلکه به جهت تاثیراتی است که بی دین ها و ضد مذهبی ها برجامعه گذاشته اند و این روشنفکران دینی نه این که سپاسگزار آن بی دین ها نیستند بلکه درکمال بی انصافی و بی اخلاقی ، یافته های امروزشان را حاصل دین شان می دانند. زهی بی انصافی””.

            خوب این اقامه دعوایی بر علیه روشنفکران دینی است که خود آنان باید پاسخگو باشند ،اما گمان من این نیست که آنان بزعم شما اینقدر مدیون بی دینانی مثل شما باشند ،آنها مدعی اند که نگاه جدیدی به متون دینی کرده اند ،حال مدیون چه باشند امری علیحده است.
            اما سوای بحث روشنفکری دینی و داین و مدیونی که شما بافته اید ،اسلام حقوق زن را احیاء کرده است ،و در ارزش گذاری ها البته تساوی بین زن و مرد برقرار است ،و نیل به کمالات و فضائل علمی و عملی ،نه مشروط به ذکورت است و نه ممنوع به انوثت ،اما برخی تفاوتها مابین احکام زن و مرد منبعث از امور تکوینی و تقسیم وظایف تکوینی است ،شما آن مقاله ای که از مرحوم طباطبائی در باب پیشینه زن قبل از اسلام و بعد از اسلام را فارغ از “شاه انشایتان” با تدبر بخوانید تا ببینید اسلام پیش از طرح چنین جنجالهای از سوی غیر متدینان یا حتی روشنفکران دینی ،آیا به زن کما هو حقها پرداخته است یا نپرداخته است ،متاسفانه باید مکرر کنم که باز شما شاه انشاء ترک اصول شریعت و پرداختن به فروع و شاخه ها را ادامه می دهید و حماسه سرائی.

            حماسه سروده اید که :
            “”اسلام آمد تا بهانه به دست احمق ها بدهد که شیعه ، سنی را بکشد و سنی شیعه را ، و این دو کافر را ، که چرا مسلمان نیست.
            اسلام آمد تا درخت اش را با خون آبیاری کند نه با دانش و صلح و صفا.
            اسلام آمد تا انقلاب اش را به قیمت فقیرکردن و هزار مصیبتی که برای مردم می سازد صادر کند ؛ آن هم چه انقلابی و چه تفکری . تفکری که نشانه های فلاکت اش بردر و دیوار هر شهر و روستایی دیده می شود “”.

            این اسلام آمد اسلام آمدها همان حماسه های خطابی است که عرض شد مبتنی بر اصول و مقدمات عقیم است.
            دوست عزیز اسلام نیامد تا پیامدهایی که ردیف کرده اید پدید آید ،اسلام برای سعادت دنیوی و اخروی بشریت آمد ،اما اگر درست و بدون افراط و تفریط به آن عمل شود ،شما در باب آسیب شناسی آنچه که شده (که البته در بسیاری موارد هم مبالغه می کنید) دنبال این باشید که چرا متدینان و مسلمانان به حقیقت اسلام عمل نکردند ،نه آنکه از عمل نابخردانه متدینان و غیر متدینان (بهر علت و عاملی) نتیجه گیری کنید که پس اسلام ناصواب است ،اینرا بیشتر دقت کنید و از حماسه سرائی های این چنینی پرهیز کنید.

            گفته اید :
            “” چنانکه نقاشان فریب کار یا فریب خورده ، برسرقدیسان بی سواد هاله ای از نور را نقاشی می کنند””.

            من هاله کشی نقاشان فریب کار را تایید نمی کنم ،اما شما از ماله کشی های فریبکارانه و حماسی بپرهیزید،من شما را به تداوم آرامش و متانت و ادب در گفتار توصیه می کنم،آن قدیسان هم بی سواد نیستند ،شما از دایره “ادب” خارج شده اید.

            الباقی گفتارتان نیز چیزی از جنس همین تند گویی ها و حماسه بافی هاست که از آنها می گذرم.

            با احترام

             
  42. با سلام
    شما رفتید و ما نرفتیم . رفتن شما به گمان من همان نمایشکی است از جنس شعار و استخوان سبک کردنهای سنتی است در پای منبری با قطره اشکی شاید . نماز های پنج گانه و از روی عادت را بی هیچ تلنگری برفهم تکرار کردن ….

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

93 queries in 1907 seconds.