سر تیتر خبرها
راهی که رفته ایم و راهی که می روند!

راهی که رفته ایم و راهی که می روند!


می خواستم چیزی در باره ی این دو عکس بنویسم اما دیدم عکس ها خود گویا هستند و نیازی به اطاله ی کلام نیست. عکس نخست، اعدام سراسیمه ی خلخالی گون است در فرودگاه سنندج در همان ماه های ابتدایی پیروزی انقلاب، و عکس دوم به کشتار وحشیانه ی داعش در عراق مربوط است.

محمد نوری زاد
بیست و هشتم خرداد نود و سه – تهرانShare This Post

 

درباره محمد نوری زاد

16 نظر

  1. درود بر شما
    تحلیلی قابل تامل به قلم دلقک ایرانی
    دلیل مهم محبوبیت و جذب جوانان به داعش !

    http://dalghakirani.blogspot.sg/2014/06/blog-post_25.html

     
  2. تو چرا انقدر //کشی نوری زاد؟! این همه ///کشی رو چه جوری توی وجود خودت جا دادی!؟

     
    • شرم بر تو، شرم بر تو، شرم بر تو که لقمه های حرام آنقدر هوش از سرت پرانده که الفاظ رکیک، تنها سلاح دفاع توست. راستی شماها از چه در هراسید که اینطور سراسیمه الفاظ رکیک بر زبان می آورید؟ در چه محیطی و تحت سرپرستی چه کسانی و بر چه سفره ای پرورش پیدا کرده اید که اینطور پرده در و بی حیایید؟

       
    • اﺯ ﻛﻮﺯﻩ ﻫﻤﺎﻥ ﺗﺮاﻭﺩ ﻛﻪ ﺩﺭ اﻭﺳﺖ.اﺯ اﺳﻤﻲ ﻛﻪ ﺩاﺭﻱ ﻣﺸﺨﺼﻪ ﭼﻲ ﻫﺴﺘﻲ و ﺑﻪ ﻛﺪﻭﻡ اﺻﻞ و ﻧﺴﺐ ﺑﻲ ﺭﮒ و ﺭﻳﺸﻪ ﻭﺻﻠﻲ.ﻛﺎﺵ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﻓﺤﺎﺷﻲ ﻛﻤﻲ ﺷﻌﻮﺭ ﻣﻴﺪاﺷﺘﻲ.ﻓﻘﻄ ﻛﻤﻲ.

       
  3. این که می آیند و مسابقات فوتبال جام جهانی برگزار می کنند که در اون تیمهای ملل مسلمان در ته جدول قرار گیرند، دسیسه کثیف صهیونیست هاست.
    اینها اگر جرات دارن بیایند و مسابقات جام جهانی سر بریدن برگزار کنند تا ببینند ملل مسلمان چگونه مثل آب خوردن، قهرمان می شوند

     
  4. سلام استاد نوری زاد عزیز خوب هستین؟
    واقعآ ما کی می خواهیم از اینعکس ها عبرت بگیریم و حاصل پاشیدن بذر نفاق و افراطی گری و استبداد دینی را ببینیم

     
  5. جناب نوري زاد!
    كشتارهاي هزاران نفر توسط داعش با بي شرمي و انتشار سرهاي بريده توسط آنان كجا و اعدام انقلابي دشمنان اين سرزمين و مردمش كجا؟!!
    كوردل شده ايد!

     
    • ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ اﻳﻦ ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ?????!!!!!
      ﻣﻴﺸﻪ ﺑﮕﻲ ﻛﺪﻭﻡ ﻳﻜﻴﺸﻮﻥ ﺩﺷﻤﻦ اﻳﻦ ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ ﺑﻮﺩﻥ?
      ﻭاﻗﻌﺎ ////ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﻣﺬﻫﺒﻴﻮﻥ.

       
  6. ريشه ها ١١٧( قسمت ١١٦ ذيل پست قبلي )
    افزوده اى به شرح داستان كيخسرو
    ١٧- اگر اساسا بتوان نوعى عرفان در شاهنامه يافت گمراه كننده ترين راه آن است كه به جاى تأمل در متن شاهنامه به تفسيرهاى عرفانى شخصيت كيخسرو در آثار عارفان پس از فردوسى استناد كنيم .اين تفاسير به ويژه تفسير سهروردى خالى از حقيقت نيستند اما همواره منبع پايه بايد متن خود شاهنامه باشد .
    روزى اسكندر هوس كرد با ديوژن ،فيلسوف كلبى يونانى ديدار كند .ديوژن به دعوتنامه اسكندر چنين پاسخ داد :مرا با امپراتور كارى نيست .او اگر با من كارى دارد خودش به ديدن من آيد .ديوژن خوشبختى و رستگارى را همچون عارفان در نداشن مى دانست نه در داشتن . در خمره اى مى زيست و تمامى دارايي اش يك كاسه آبخورى بود .روزى لب رودخانه احساس كرد مى نواند كف دستهايش را كاسه كند و آب بنوشد .آن كاسه كذايي را هم زايد ديد و دورش انداخت .اسكندر ناچار شد با كوكبه و دبدبه خود به ديدار ديوژن برود . ديوژن در ميدان شهر آتن سينه كش آفتاب لميده و در انديشه غرقه بود . و بى گمان از آزادى خود دلشاد بود .اسكندر سوار بر اسب با ملازمان به او نزديك شد .يكى از ملازمان نهيب زد كه مگر نمى بينى امپراتور را ؟چرا بلند نمى شوى و تعظيم نمى كنى ؟ اما ديوژن دليلى براى اين كار نمى يافت .اسكندر نه دستور داد تا وى را به اتهام توهين به شخص اول مملكت توقيف كنند و نه اجازه داد كسى كمينه توهينى بر فيلسوف روا دارد .بر عكس از ديوژن خواست تا هرچه دلش مى خواهد به او بدهد .ديوژن گفت :تنها يك چيز مى خواهم چه چيزى ؟كه تو بروى و بگذارى آفتاب بر من بتابد .
    ديوژن و رواقيون يونانى از يك نظر به عارفانى شبيه بودند كه در قسمت قبلى حكاياتى از رابطه آنها را با شاهان نقل كرديم .در ديدار فضيل با هارون الرشيد نيز به هيچ خشونتى كشيده نشد .آزادى از طريق قطع تعلقات نوعى رستگارى انفرادى بود كه نمونه يونانى آن را مثال زديم .در مسيحيت و حكمت هندى نيز رگه هايي از اين آزاديخواهى سلبى مى توان يلفت كه آن را به بخش بعد موكول مى كنم .با سپاس از بردبارى شما

     
  7. شما سال 57 پشت بام مدرسه رفاه را یادت نمیاد . اونوقت از پستان مبارک می نوشیدی و دنبال شغل و پست و مقام بودی . از نیمه شب تا صبح فرتی تیر باران و شما ها اهنگ میازار موری که دانه کش است . که جان ندارد و جان شیرین ملایان خوش است ، را تلاوت می فرمودی و نماز را به جماعت می کردند و کلید بهشت اویزان گردن ، کردن . کشتند ، بردند ، خوردند ، کردند ،و جا خوش نموده اند .

     
    • درست است اما اينك نوريزاد بسيار أگاهانه با ارتجاع سياه مبارزه ميكند

       
      • بچه که بودیم این بیت را زیاد می شنیدیم…
        در جوانی پاک بودن شیوه ی پیغمبری ست &&& ورنه هر گبری به پیری می شود پرهیزکار
        حالا به این کار نداریم که ان موقع نمی فهمیدیم که پرهیزکاری چیست و شاید گبرها از پیغمبران هم درست کارتر بودند…اما هر چیزی زمان و وقت خودش زیبا است…ان موقع جناب نوریزاد شاید یکی از افراد جوحه اعدام فرودگاه سنندج بود یا دست کم از کسانی که دعای خیر و پیروزی برای جلادان می کرد..اما حالا می گوید نمی خواهد باشد…قبول… اما دیگر ننگ با رنگ پاک نمی شود…متاسفانه ما بعد از انقلاب انقدر توبه و توبه نامه دیدیم که دیگر معلوم نیست چه چیزی ارزش است…نگاه کنید به لشکر ادم هایی که هر روز یک رنگ می شوند…اما یکروز کسی مثل پرویز قلیچ خانی رسما در روزنامه فقط بخاطر یک نامه …که امروز اقایان برای رهایی صدتایش را امضا می کنند. از ملت عذر خواهی کرد و بعد هم دیگر گوشه ای برای خودش کار فرهنگی کرد اما سینه سپر نکرد و ادعای رهبری نکرد ..درود بر شرفش… اما جامعه امروز جامعه رجاله ها است نگاه کنید به انقلابیون بعد از 88 د ر خارج….

         
  8. یک حقوقدان آمریکایی گفته است که آمیزش دین و سیاست به آمیزش اسب و الاغ می ماند؛ ماحصل قاطر می شود که توان زادآوری ندارد، جفتک زدن را اما خوب میداند!
    جناب نوری زاد عزیز!
    این قاطر اسلامی این سال ها در جهنم خاورمیانه فرود آمده است و چه اسفناک است که ما مجبور به ادامه ی حیات در این روزها هستیم و هیچ غلطی هم از دستان بسته مان بر نمی آید.
    عمیقا باور دارم که خاورمیانه ی مغموم چاه خلای پساب هاب قدرت های جهانی بزرگ و اقتصاد بیرحم نئولیبرالی شده است و امثال نوری مالکی و حامیان بی وجدان و بی اخلاق آن، که در راس آنها حکومت خودمان قرار دارد، مسببان و بانیان اصلی تبدیل شدن خاورمیانه به این دستشویی مهوع می باشند. صحنه های کشتار داعش هولناک اند، اما هولناک تر اینکه ما هنوز خود را دور از این فاجعه تصور میکنم. آرامش امنیتی بزک شده ی این روزها اجازه نمی دهد که عمق دمل های چرکینی که زیر این پوست نازک امنیتی پنهان شده و در آستانه سرباز کردن هستند را ببینیم…
    جناب نوری زاد عزیز!
    با روحانی ستیزی شما قلبا همداستان هستم. اگر احیانا راهی برای برون رفت از این چاه خلایی مهوع وجود داشته باشد، این راه از دل تضعیف روحانیت و اسلام سیاسی عبور خواهد کرد (با وجود اینکه خود (دیگر) مسلمان نیستم ولی باید مراتب احترام خود را به مسلمان های غیر حکومتی و متساهل یا آوری بکنم).
    جناب نوری زاد گرامی!
    از اینکه باز خاطره ی برادران ناهید و قصابی های خلخالی را به حافظه ی ما یاد آوری کردی سپاسگذارم.

     
    • باسلام
      شما اسلام رابامسیحیت پولسی همسان می دانیدیااصلااطلاعی از دین مسیحیت پولسی ندارید که اینگونه مشوش شده اید حداقل درمورد اسلام و آنچه اسلام می گوید یکسالی وقت مطالعه بگذارید وسپس دین مسحیت راوآنچه به سر دین مسیح آمده رامورد مطالعه قرار دهید متوجه خواهید شد آنچه جهان نیاز دارد تا به تعالی واقعی رسد جزازدرگاه اسلام نمی گذرد غرب درهیچ زمینه ای پیشرفت نداشته مگر دانسته یاندانسته ازتعالیم اسلام برخوردارشده است آنچه غرب را ازدین الهی مسیح هراساند وبی رغبت کرد مسیحت پولیسی بود وآنچه مسلمانان رابه خواری کشانده اسلام صهیونیستی آمریکایی است

       
  9. درود بر شما
    پازل گمشده
    نقطه مشترک این دو تصویر خشونت دینی است که پازل کمشده آن شمشیر های اولیه اسلام است که بی رحمی و خشونت را نهادینه کرده ! طبق قوانین اسلام من که این نطر را داده ام سزاوار مرگم ! تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل !

     
  10. سلام جناب نوریزاد
    پستی و یا نوشته و سخنی که بتواند بخشی از پلشتی که انسان ها در این دو تصویر به نمایش گذاشته اند بسختی پیدا می شود ولی این چنین انسان های در کشور خود ما ودر جاهای دیگر دنیا فراوان یافت می شوند فقط می توانم بگویم خاک بر سر ما که از پایه ریزان ژرورش و تربیت این چنین موجوداتی بوده ایم

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

92 queries in 2012 seconds.