سر تیتر خبرها
سید  بجای  موسوی!

سید بجای موسوی!

همین اکنون بازی والیبال بین تیم های ملی ایران و برزیل، با پیروزی ایران پایان پذیرفت. تبریک به همه ی ایرانیان در هر کجا. و سپاس از بازیکنان و مربیان تیم ملی والیبال کشورمان. راستش را بخواهید از این که دیدم اسم محمد موسوی را به “سید” تغییر داده اند، دلم گرفت. این، نشان می دهد که در پس و پشت درهای بسته چه هیاهوها در گرفته و چه بدن ها لرزیده از تکرار این اسم خاطره انگیز. و این که: رسانه ای شدنِ یک موسویِ دیگر نیز ای بسا مردم ما را به سمت آن موسوی ای هدایت کند که اکنون در بند است و جباران عمامه به سر، از او می هراسند چه جور!

محمد نوری زاد
بیست و دوم خرداد نود و سه – تهران
Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

44 نظر

  1. آقای نوری زاد ، اگر در کشور ما هر اتفاق ناخوشایندی بیافتد ، مسئولین کشور و امنیتی ها اول از همه با فشار و ارعاب به خانواده که مطالب مثلا” جنایت را رسانه ای نکنند و خاطر ” چوپان دروغگو ” بودن ، یک چیز دیگر میگویند که مردم کمتر باور میکنند . بدین ترتیب که مردم با شک و تردید و البته گاهی با واقعیت ، آن چیزی را میگویند که مستقیما” از خانواده ای که بلایی بر آنها رفته شنیده اند . مردم به خاطر سابقه دروغگویی که قبلا” از نهاد های حکومتی دارند ، برای واگویی به دیگران به ” پچ پج ” روی میآورند . مثلا” در هفته نامه مجله طنز” گل آقا ” اول به مرحوم کیومرث صابری میگویند که : این مجله خوب است ولی در آن از ” اسلام “خبری نیست و در پشت پرده با زور و ارعاب ” گل آقا ” را تعطیل میکنند و از کسی نفسی بر نمیآید و صابری دق میکند .یا پادگان موشکی سپاه در نزدیک شهریار با موشک و ” سردار حسن تهرانی ” و بی نام نشان هایی به هوا میرود و همان اخبار همیشگی که : مهمات از رده خارج را خود سپاه منهدم کرده است و از کسی هم نفسی بر نمی آید که حسن تهرانی پیش مهمات چکار میکرد . یا این نوه ابن ملجم مرادی ( شریعتندار کیهانی ) میگوید که دانشجوی کرد به نام” صانع ژاله ” (کشته شده توسط “اشقا الاشقیا ) بسیجی بوده است و خانواده اش را تحت فشار میگذارند که همان اراجیف کیهانی را تکرار کنند . یا زهرا کاظمی خبرنگار کانادایی را با زدن ” میله ” بر سرش در زندان کشتند و به مردم گفتند : سرش به میله خورده است! ! ! و … خال بیآیند و همین رفتار را با ” سید محمد موسوی ” داشته باشند و به ایشان هم بگویند : خودت بگو که خودم راضی به تغییر اسم به ” سید ” بوده ام . خلاصه مثنوی هفتاد من کاغذ …………..

     
  2. ريشه ها ١١٠( دنباله كامنت پيش )
    افزوده اى به شرح داستان كيخسرو
    ١.- كنتراست ( تباين،تضاد) يكى از شيوه هاى بيان هنرى به ويژه در هنرهاى تصويرى است كه فردوسى آن را در حركت كيخسرو و پهلوانان به نيكى به كار برده است .كنتراست در نقاشى معمولا تيرگى و روشنى .پهنى و باريكى ،هندسى و ناهندسى و مانند اين ها را همزمان و هم مكان همجوار مى كند .اما فردوسى نيز به يارى واژه ها نقاشى مى كند ؛پس از آن شور و ولوله اى كه با شركت صد هزار نفر و همراه با گفتگو هاى داغ و اهتزاز پرچم هاى رنگارنگ و رجز هاى يلان و مويه و زارى مردمان با هيمنه دنيوى هرچه غليظ تر به دست فردوسى نقاشى مى شود ناگهان سكوت سرد و سهمناك كوهستان از پى مى آيد .گويي جهان زندگى با همه پويش ها و جوشش هايش ناگاه خاموش مى شود .اينجا ديگر نه از هياهوى تلاش براى معاش اثرى است نه از چكاچك ميدان رزم خبرى است و نه از هلهله شادى و شادخوارى مجلس بزم نشانه اى مانده است .چشمه اى كه پديد مى آيد گويي آخر جهان است .جاى ديگر نيز در شاهنامه به آخر دنيا سفر مى كنيم .آنجا نيز با چشمه اى مواجه مى شويم .اسكند ر پس از بازگشت از سرزمين يأجوج و مإجوج در كوهى به خانه عجيبى مى رسد كه در آن چشمه اى مى جوشد و در كنار آن مرده عجيبى بر روى تختى افتاده است .اما چشمه كيخسرو چشمه روشن إب زلال است و از چشمه اسكندر آب شور مى چوشد كه نوشيدنش تشنگى را افزون مى كند .دانته نيز در كمدى الهى هنگام ورود به بهشت چشمه ا مى بيند .آب شور به اسكندر درسى عرفانى مى دهد :
    خروش آمد از چشمه آب شور
    كه اى آزور مرد چندين مشور
    بسى چيز ديدى كه آن كس نديد
    عنانت كنون باز بايد كشيد
    كنون زندگانيت كوتاه گشت
    سر تخت شاهيت بى شاه گشت
    به قول مولوى
    چند گويي من بگيرم عالمى
    اين جهان را پر كنم از خود همى
    گر جهان پر برف گردد سر به سر
    تاب خور بگداز ش با يك نظر
    اسكندر كه نظامى گنجوى در اسكندر نامه تا حد حكيمى بالا مى بردش ،در شاهنامه فاتحى بيرحم است با آزى پايان ناپذير براى دست اندازى بر بسيط ارض و در كنتراست معنى دار با كيخسرو شاه آرمانى ايران .كيخسرو با تعميد آب زلال زنده جاويد مى شود و اسكندر سخت به دنبال آب حيات و جاودانگى در همين جهان است ما نامراد و با دستان تهى مى ميرد .آنسو تر از چشمه إب شور محل دو درخت است و پايان دنيا .
    كيخسرو و پهلوانان شبى را در كنا چشمه سر مى كنند .
    چو بهرى ز تيره شب اندر چميد
    كى نامور پيش يزدان خميد
    بر آن آب روشن سر و تن بشست
    همى خواند بر خويشتن زند و است
    چنين گفت با نامور بخردان
    كه باشيد پدرود تا جاودان
    كنون چون بر آرد سنان آفتاب
    نبينيد از اين پس مرا جز به خواب
    شما نيز فردا بر اين ريگ خشك
    نباشيد اگر بارد از ابر مشك
    ببارد يكى برف از ابر سياه
    شما سوى ايران نيابيد راه
    بار ديگر پهلوانان از اندرز شاه سربر خواهند تابيد .قدرت پيش گويي كيخسرو اينجا آن زخم كهنه جنگ كلات را به ياد مى آورد .
    چوه از كوه خورشيد سر بركشيد
    ز چشم مهان شاه شد ناپديد
    پايدار و كامروا باشيد

     
  3. ريشه ها١٠٩( قسمت هاى ١٠٧ و ١٠٨ ذيل پست قبلى)افزوده اى بر شرح داستان كيخسرو

    ٩-يك كار هنرى بزرگ به ويژه از نوع حماسه همتافته و همبافته اى منسجم است كه همه كثرات آن در وحدت كلى اثر در جاى مناسب خود قرار دارند .هستند كسانى كه سروده هاى فردوسى را كلام منظوم يا نثر منظوم مى دانند نه شعر .به ويژه در عصر مدرن كه گاه قافيه و حتى وزن را لازمه ذاتى شعر نمى دانند و شعر بودن شعر در كاربرد نمادين و استعارى تصوير ها و واژه ها مى دانند .كافكا مى گويد /قفسى به جستجوى پرنده اى رفت /. اين جمله حتى در ترجمه فارسى اش شعر است . چرا كه از جوهره استعارى بسيار درخشانى برخوردار است .شاهنامه فردوسى در زمانى نوشته شده است شعر مى بايست در قوالب عروضى اى باشد كه غالبا جرح و تغديل قوالب شعر عرب بودند . تا آنجا كه من مى دانم تنها فرم شعرى كه از پيش از اسلام باقى مانده است دوبيتى هاست كه فهلويات نيز ناميده مى شوند . شاعران قديم ايرانى شعر بى وزن و قافيه را شعر نمى دانستند ،اما در عين پايبندى. بسيار دشوار به رعايت قوالب عروضى -مثلا در شاهنامه ده هاهزار جمله با مضمون هاى بسيار متفاوت و در بيان رويدادها و گفتار ها و توصيف هايي بسيار متنوع بر وزن فعولن فعولن فعولن فعول ( مثنوى بحر متقارب ) بيان شده است .و اين كار حتى اگر بيهوده فرض شود بسيار دشوار است .اما شاهنامه صرفا نظم نيست بل سرشار از تمثيل ها و استعاره هاى بى مانند است .افزون بر اين ،يك منظومه بلند اساطيرى يا حماسى مثل غزل نيست كه يك تك بيت آن بتواند مستقل از پس و پيشش به سبب وجه استعارى خلاقانه اش شعر محسوب شود .ارزش هنرى چنين منظومه اى در پردازش داستان ،شيوه روايت و از همه مهم تر پيوستار و ارتباط متقابل صدها قطعه است كه در مجموع پازلى را تأليف مى كنند كه در آن هر چيزى در جاى مناسب خود قرار دارد و فرم و محتوا را به وحدتى تفكيك ناپذير مى رساند .اين وحدت مينياتورى يك كلى است كه بدون كاوش در جزئيات بسيار كثير و فهم مناسبت آنها به دست نمى آيد ؛درست بر خلاف الفاظ كلى اى كه در كلى بافى هاى عوام فريبانه به كار مى روند و نه فقط ارتباطشان را با جزئيات بلكه ارتباطشان با معناى واژه را نيز از دست داده اند .تفكر چيزى جز فهم امر كلى از مجراى جزئيات نيست .
    براى مثال در داستانى كه مورد نظر ماست پرسش هايي از اين دست نمى گذارد كه فارغبال پيش برويم .چرا در هامون در آن اجتماع عظيم از سراپرده زال پرچم سياه بالارفته است
    سراپرده زال نزديك شاه
    برافراخته او درفش سياه
    چرا خسرو جامه سفيد مى پوشد ؟برف و چشمه چه چيزى را نمادينه مى كنند ؟ جه چيزى را ؟ اصلا مگر بناست نماد هم همچون علايم ترافيكى فقط بر يك چيز دلالت كنند .نماد هرچه شاعرانه تر و هنرمندانه تر باشد غناى بيشترى براى دريافت معانى دارد .و قدما بى ترديد به اين نكته پى برده بودند .عين القضات در پاسخ كسى كه بيم دارد دركش از شعر از مراد شاعر دور باشد سخنى فوق مدرن دارد :// جوانمردا ! اين شعرها را چون چون آينه دان . آخر دانى كه آيينه را صورتى نيست در خود ،اما هركه در او نگه كند صورت خود را تواند ديدن كه نقد روزگار او بود و كمال كار او ست و اگر گويي شعر آن است كه قايلش خواست و ديگران معنى ديگر وضع مى كنند از خود ، اين همچنان است كه كسى بگويد :صورت آينه روى صيقل است كه اول آن صورت را نمود // نماد هنرى عالمى را در خود چكيده مى كند و اين قدرت را دارد كه همچون فال حافظ يا سمفونى نهم بتهون جهانى را با همه كثرات ديد ها و فواصل زمانى و مكانى و فرهنگى فراگرد خود جمع كند و در عين حال وحدت فرم و مضمون خود را حفظ كند .
    يك پرسش ديگر كه ذهن مرا درگير كرده اين است كه چرا از ميان آن همه پهلوان و موبد و مردم عادى فقط اين پنج تن همراه كيخسرو به كوه مى روند :طوس ، گيو ،فريبرز .بيژن و گستهم ؟ راستى كيخسروى كه بعدها در متون اوستايي و نيز در نظر سهروردى و برخى از عارفان تا حد يك پيامبر و قديس معصوم رفعت پيدا مى كند چه گناهى كرده است كه با تأكيد روى واژه گناه از يزدان آمرزش مى طلبد ؟/ بيامرز كرده گناه مرا
    د عجالتا در پاسخ دو پرسش آخر نتيجه جستجوى خود را تا اين زمان پاكوب نقد دو ستان مى كنم :كيخسرو با انتخاب طوس به عنوان سپهسالار نخستين نبرد ايرانيان به كين خواهى سياوش اشتباه بزرگى مرتكب مى شود .او به طوس مى سپارد كه لشكر را از راه بيابان پيش ببرد ، كيخسروى كه علم لدنى و جام گيتى نماى دارد نمى داند كه طوس نه تنها چندان خردمند و اندرز نيوش نيست بلكه براى رفتن از راه كلات نيز انگيزه هايي شخصى و كين توزانه دارد .فراموش نكنيم كه رفتن اين پنج پهلوان به كوه نيز به سبب نافرمانى از اندرز كيخسرو است .اين پنج پهلوان همه در جنگ كلات نيز شركت دارند .طوس و لشكر در آن نخستين جنگ يكى از درد ناك ترين تراژدى هاى شاهنامه را رقم زده اند كه عنوانش در. شاهنامه ژول مول داستان فرود بن سياوش است .اين داستان در شاهنامه چندان بلند نيست ،امااز جهاتى حتى از قتل سياوش نيز دردناك تر است .چرا كيخسرو طوس را از نزديك شدن به دژ كلات بازمى دارد ؟چون در اين دژ پسر ديگر سياوش همراه با مادرش جريره دختر پيران ويسه زندگى مى كند .نام اين پسر فرود است .فرود برادر كيخسرو است .كيخسرو مى دانسته ،كه طوس سرى پر خشم دارد ،و از آغاز با جانشينى او به جاى كيكاوس مخالف بوده و تورانى زاده را در خور شاهى ايرات نمى دانسته است .طوس از اين نظر يك نژاد پرست .من از جزئيات اين داستان مى گذرم .نتيجه آن را چكيده مى كنم .فرود چون نزديك شدن سپاه عظيم ايرانيان را مى بيند از مادر چاره جويي مى كند .مادر اطمينان مى دهد كه كيخسرو به كين خواهى پدرت ،سياوش،لشكر كشيده و او برادر تو ست ،پس بهتر است تو نيز به لشكر ايران بپيوندى .از لشكر ايران بهرام واسطه پيغام رسانى مى گردد ..او زمانى دوست نزديك سياوش بوده و به شدت مشتاق است كه اين جنگ نابرابر و عبث را به صلح و همكارى تبديل كند ،اما طوس به رغم اندرز خسرو و نكوهش جمعى از لشكريانش بر جنگ پاى مى فشارد .به رسم ايرانيان نخست يك سوار به ميدان مى آيد ،توس ابتدا دامادش ريونيز را به ميدان مى فرستد .مشاور بدخواه فرود از او مى خواهد تا به جاى اسب سوار را بزند ،تا دل توس را بسوزاند .فرود نيز چنين مى كند .توس دوباره فرزندش زرسب را پيش مى فرستد و او نيز گشته مى شود .طوس كه پسر و دامادش را از دست داده است .خودش وارد ميدان مى شود .اين بار فرود با وسوسه تخوار اسب را مى زند تا طوس لنگان و پياده به دامن لشكرش بگريزد و كنيزكان از بالاى دژ او را هو كنند .گيو نيز به همين بلا دچار مى شود .فردا جنگ نابرابرى درمى گيرد هزاران نفر با سپاه كوچك هزار نفرى فرود .فرود ناگهان مى بيند كه همه سربازانش كشته و خودش تنها مانده است .بيژن به فرود يورش مى آورد و فرود به اصطلاح امروزى جاخالى مى دهد .در اين لحظه رهام پسر ديگر گودرز از پشت به فرود حمله مى كند و فرود را از پا در مى آورد .
    جريره ،مادر فرود دژ را به آتش مى كشد و خود را بر نعش پسر مى ساند و زارى كنان با دشنه آبگون فرود شكم خود را پاره مى كند و رخ به رخ فرزند جان مى دهد .بهرام همچون هوراشيو در پايان هملت بر اين تراژدى فاجعه بار دريغ مى خورد
    به ايرانيان گفت كين از پدر
    بسي خوارتر مر و هم زار تر
    تقدير تراژيك را بنگر كه نخستين حركت براى انتقام خون سياوش به قتل ناجوانمردانه برادر سياوش مى انجامد .كيخسرو و آن پنج پهلوان در دامن زدن به اين ماجراى پر آب چشم شريك اند ؛اما كيخسرو بد خواه نبوده ،او اگر قديس هم باشد ،نقطه ضعف تراژيكى داشته است ،اما اكنون تنها اوست كه زنده جاويد مى گردد
    اين دريافت من است ممكن است اشكالاتى داشته باشد كه بر من ناديده مانده ، پيشاپيش به هميارى همه دوستان خوشامد مى گويم

     
    • به ايرانيان گفت كين از پدر
      بسى خوارتر مرد و هم زارتر
      كشنده سياوخش چاكر نبود
      ببالينش بر كشته مادر نبود
      به گردش همه كاخ افروخته
      همه خان و مان كنده و سوخته
      به بد بس درازست دست سپهر
      به بيدادگر برنگردد به مهر
      ز كيخسرو اكنون نداريد شرم
      كه چندان سخن گفت با طوس گرم
      به كين سياوش فرستادتان
      بسى پند و اندرزها دادتان
      ز خون برادر چو آگه شود
      همان شرم و آزرم كوته شود

       
  4. ایران داد عمارلویی

    دو تا نکته که یکی جمعی و دیگر انفرادی:از 200 سال پیش انگلیس/اجداد اولیه روباه/ نقشه جامعی برای کل منطه و از جمله ایران را مکتوب و با سیاستی که انرا حتمن اجرا خواهد کرد و ان تقسیم ایران است.بنده با این بلبشویی که در ایران حاکم است و اینده بدی را در ان به نظاره و تماشا,میبینم که نتیجه ای در حد فاجعه در ان نهفته است و برای بار دوم است که مینویسم که اینده ایران در خطر میباشد و کمترینش کودتایی خونین خواهد بود و؟؟؟یکی از دوستان دو تا نوشته و به قولی تحلیل و مورد توجه قرار گرفته است که کما کان لزومی ندارد که بنام بنویسمشان؛؛هر دو نوشته به نوعی به انشای توده ایها و؟؟خود را اشکار میکند.جناب نوری زاد سری به سایت توده ایها بزنید خود خواهید دید شاید نوشته بنده درست باشد.دوستان بیاییم به صدق بنویسیم و درست و دل وار؛؛کپی نکنیم تا حد اقل برای نوری زاد سوالی بدون جواب نباشیم.تو همین صفحه دو بار به تکرار؛؛جناب محمدی را میگویم خواهشن اسم ایشان را/////نمایید.

     
  5. سلام ودرود بر شجاعتت ای مرد بدون شک مردان ازاده وشجاع دردل مردم جای دارند وشما ومهندس موسوی درقلب مردم حک شدهاید بگذار این روبه صفتان به زندگی ننگین خود ادامه دهند و ازنام شما و موسوی بهراسند

     
  6. آقای نوری زاد، انصافا مطلبت بی ربط و مسخره بود، هم خودت را مسخره کردی و هم خواننده های سایتت رو! این قدر عرصه نداری که به سید محمد موسوی زنگ بزنی و واقعیت مطلب را ازش بپرسی. حتما باید یک مشت چرندیات سر هم کنی؟ قدمگاهت رو هم با کلی ادا و اطوار رها و توجیه کردی، بعد هم این خزعبلات رو به خورد ما می دی. واقعا فکر کردی گوش ها مون خیلی درازه؟ خودتی!

     
    • آقای به اصطلاح ورزشکار خودت مسخره ایی وتمام همکارانت چرا تو اینقدر بی ادب وفحاشی مرتیکه

       
    • بله که گوشهای تو بلند شده !!!!!!! یا اینکه خری ویا خودت را به خریت زدی! به چه دلیل کلمه seyyed را نوشته اند.چرا مثل بقیه بازیکنان حرف اول اسم کوچک و سپس فامیل را ننوشته اند یک مثال غیر از موسوی بیار و ثابت کن که مغرضانه قضاوت نکرده ای.

       
  7. اگر یادتان باشد در همان ماه های اول سال 84 و حضور محمود اجمدی نژاد طبق دستور و بخشنامه صنفی کلیه آرایشگاه ها نام “اصلاح” را به پیرایش تبدیل کردند و بازار تابلونویسان گرم و ذهن مردم هم از کلمه اصلاح دورتر شد.

     
  8. دوستانی که با نظر و تحلیل نوریزاد مخالفند شاید هم راست بگویند و واقعا چنین چیزی نبوده. امّا مشکل نظام این نیست. مشکل اینجاست این حکومت آن چنان اعتبارش را از دست داده است که اولا بیشتر افراد را به همین تحلیل نوریزاد می رساند و دیگر اینکه این تحلیل مورد استقبال و پذیرش هم قرار می گیرد. فاجعه این است که همه حرفهای بد بنوعی کاملا بر این حکومت و عملکردش تطبیق دارند!
    وقتی مرجوم تختی در گذشت بسیاری آنرا کار شاه و ساواک می دانستند. در آنزمان تیمسار مقدم فرمانده ساواک در جمعی به دانشجویان معترض گفته بود که به هر چه که بخواهید و باور دارید قسم میخورم که حکومت بهیچوجه در این موضوع دخالتی نداشته است. و بعد افزوده بود:”مشکل اینجاست که متاسفانه آن چنان بد عمل شده که مردم بدون هیچ تردیدی این کار ها را ناشی از دولت میدانند”..آری عزیزان فاجعه اینجاست.بی اعتباری یک نظام!

     
    • یاران گرامی
      این حکومت بی اعتبار نیست بلکه پایه های حود را آنقدر لرزان میبیند که از تداعی نام یکنفر از حودشان را نیز مایه لرزش بیشتر می بیند و حاضر نیست نام واقعی ورزشکار محبوب را روی پیراهنش بنویسند
      و اما آقای ورزشکار شما اگر مصاحبه محمد موسوی را در برنامه (امروز هنور تمام نشده) را میدیدی بدین شکل سخیف اظهار نظر نمیکردی و به نوشته آقای نوریزاد خرده نمیگرفتی
      آری نازنینم این حکومت از ابتدایی ترین مسایل اجتماعی سیاسی علمی و حتی فقهی که مایه روشنگری و آگاهی بخشی جامعه شود وحشت دارد باور کنید که حتی از سایه خود میترسند(رجوع شود به افراد سطح بالایی که از کار بر کنار شده و یا کشته شده از درون خود نظام) تا چه رسد به سایه مردم (رجوع شود به ستار بهشتی و خیلیهای دیگر)

       
  9. ازخوشبختی روزگار صورتم از نیمرخ شباهت کامل به جناب موسوی است شبهای مناظره به خواست خانواده باماشین به خیابان ولی عصر رفتمچهار راه پارک وی جوانان ماشین حلقه کردندشعارموسوی.موسوی سر دادند جمعیت اینقدر زیاد شدکه امکان حرکت نداشتم ناجارا پیاده شده باجند نفر دست دادم وتشکر کردم گفتم موسوی نیستم شبیه اوهستم ولی باور نکردند روز دیگرتیرماه وقتی ازساختمان مترو انقلاب بیرون رفتم دیدم باطوم بدستان هرکسی رامبینند میزد ند یک باطوم وشوکر هم نصیب ماشد بطرف دانشگاه حرکت کردم سر دومین جهاراه توسط برادران محاصره شدم مامورین به همدیگر میگفتند موسوی است هیچ حرفی نمی زدند نمیتوانستم ازمحاصره بیرون بیام حدودنیم ساعت طول کشیدوقتی جمعیت راپراکنده کردندرییس شان امد عذر خواهی کردوگفت بخاطر خفط جان شما بود من هم هیچ نگفتم فقطبعدازخروج از محاصره درگوش فرمانده انها گفتم مگر توهم مرانمی شناسی خیلی دقت کردشناخت گفت خیلی پیر شدی .درتشیع شادروان ا…. منتظری دروردی قم توسط برادران محاصره شدم وتااخر شب داخل ماشین ماندم سپس رهایم کردند از ان موقع تابحال ریش رادو تیغه میزنم تااینها یک دفعه تصویر م رابرداشته وتبلیغ کنند که موسوی ازاد شده با اینکه سرتان را درد اوردم اینرا بگویم که موسوی درحصر است

     
    • نکته همینجاست که قالب آنان که موسوی موسوی میگفتند در تمام عمر مبارزاتیشان ! حتی یکبار هم مهندس موسوی را ندیده و نشنیده بودند و با افکار و آرائش و نوع مدیریتش در دوران دفاع مقدس آشنا نبودند بلکه صرفا به تصور ساز مخالف با ایشان همراه شده بودند بدون هیچ مطالعه و بررسی پیشینه ایشان انطور که در ادامه وقیحانه از ایشان میخواستند از باورهایشان دست بردارند و در بیانیه های خود نام امام و انقلاب را نبرند .

       
      • دیدگاه شما محترم است ولی من انچه میدیدم بیان میکنم انهایی درخیابان وطرفدار موسوی هستند اکثرا بچه های جبهه وجنگ بودندوخدمات موسوی را دیده ویا شنیده بودند من خودم نزدیک به 4 سال درجبهه حدودخط مقدم حضور داشتم مردم برای براندازی به خیابان نیامده بودند بلکه میخواستند رای واقعی اعلام گرددوهنوز هم ملاحظه میکنیدکه مردم به همان خط پایدار مانده اند

         
  10. به آخوندها و سردارها که این گونه از همه چیز می ترسند فقط باید گفت ((///جن)) فحشی که در سالیان دور به بچه های پررو و بی ادب میگفتند. لانه این /// همچنان در بیت رهبری می باشد.

     
  11. اگر لازم باشد نام خدا را هم حذف می کنند و ابایی هم ندارند چون منویات ملوکانه برتر از شخص خدا است خدا که پول نداره سپاه نداره موسوی کیلو چند

     
  12. سلام اقای نوری زاد
    با تمام علاقه ای که به شما دارم اما این نوشتتون یکی از عجیب ترین نوشته های شما بود..
    شما اگه در سالن والیبال باشید و یا بیرون آن چه در مسابقات فعلی و چه قبلا می بینید که سید محمد موسوی را اکثر مردم به اسم سید صدا میزنند و تشویق میکنند خودشم در مصاحبه ای درباره تغییر اسم روی پیراهنش گفته :

    ” گزارشگر: و اینکه پشت پیراهنت به جای نام محمد موسوی نوشته ای سید و این بازتاب زیادی داشت اول چه شد که چنین تصمیمی گرفتی؟

    محمد موسوی: همانطور که می دانید همه اطرافیانم مرا به نام سید صدا می زنند و در واقع به این اسم می شناسند من هم به ذهنم رسید که امسال سید را بگذارم چون خودم هم دوستش دارم اما یکسری از مردم خوششان آمد و یکسری دیگر هم انتقاد کردند. بعضی ها گفتند حرکت سیاسی کردم اما واقعیت این است من با سیاست کاری ندارم و چون همه سید صدایم می کنند گفتم امسال این را به جای اسمم بگذارم. ”

    توی گزارش تلوزیونی هم اگه دقت میکردین بارها گزارشگر اسم سید محمد موسوی را محمد موسوی گفت (تازه گزارشکر سید رو حذف میکرد!) و بارها گفت اون بهترین دفاع این سری بازیهاست… و تو خبرگزاری های مختلف حتی فارس و دیگر خبرگزاری های وابسته به حکومت هم میبینید که اسم کامل محمد موسوی درج شده.. که اگر بنایی بر حذف نام موسوی بود باید از همه جا حذف میشد!!!
    ببخشید ببخشید اما این نوشتتون منو یاد حرفهای آقای رائفی پور که بعضا توهم توطئه دارن انداخت!
    موفق و پیروز باشید

     
    • آقای سلیم آن مصاحبه را من نیز دیدم که موسوی اظهار داشت سرپرست تیم تصمیم و پیگیری کرد و نام سید را روی پیراهنش نوشتند

       
  13. مرحوم دهخدا در روزنامه صور اسرافیل میگوید مردی در حرم امامزاده ای اختیار ادرارش را از کف داد و در صحن مبارک شاشید مردم خشمگین شدند و بسمت او هجوم برده و خواستند که او را بکشند مرد که هوش و فراستی داشت فریاد زد که ایهالناس من شاش بند بودم و امام مرا شفا داد!!! به یک باره مردم شاش او را بعنوان تبرک بسر وصورت خود مالیدند کیفور شدند!!!

     
  14. آقای نوری زاد ، این افرادی که در حاکمیت هستند و بر پشت دروغ و دغل کاری و جهل عده ای سوار شده اند ، از نام ” موسوی ” که هیچ از ” سایه ” هر چیزی می ترسند . از مراسم سالگرد دکتر شریعتی ، سالگرد آیت الله العظمی منتظری و طاهری ، سالگرد فروهر ها ، ستار بهشتی و جدیدا” از مراسم حتم ” مه آفرید خسروی ” و … و خلاصه از هر چیزی می ترسند . شما نگاه کنید این شریعتنداری کیهانی را . فکر میکند که از هیچ نمی ترسد و دائم تبلیغ میکند که اصلاح طلبی و اصلاح طلبان مرده اند ولی شب که میخوابد ، ترس به سراغش میاید و در خواب همین اصلاح طلبان را می بیند که عین ” بختک ” افتاده اند رویش و ولش نمی کنند و این مردگان دارند خفه اش میکنند . یا از بدبختی اش و ترسی که از این مردگان دارد ، فکر میکند که اصلاح طلبان دائم عین عقرب توی لباسش ” وول وول ” میکند . سرکار خانمش ” باروتی ” ( خواهر حسین باروتی معاونت تخریب و عملیات مسعود رجوی منافق و خائن و قاتل بهترین جوانان ایرانی ) میگوید : حسین بخواب و چرا در خواب هذیان میگویی ؟ میگوید : خانم جان من با هر ” توجیح بند تنبانی ” برای خر کردن مردم ابلهی که کیهان را میخوانند و برایشان می نویسم که اینان مرده اند تا باور کنند ولی خانم جان خودم که میدانم که دروغ است و باور نمی کنم . به این اصلاح طلبان که من در هر روز در روزی نامه کیهان اراجیف می نویسم که مرده اند ، به خدا قسم ، به پیر و به پیغمبر اینان زنده اند و مرا شب و روزی از دست اینان خلاصی نیست ! خانم جان چه کنم ؟ خانم جان میگوید : اگر یک روز آقا را ول کنی و یک شب مرا بچسبی و تا صبح ول نکنی ، از این بیماری مالیخولیایی که تو از ” سایه ” اصلاح طلبان دچار شده ای ، نجات خواهی یافت .

     
  15. افراسیاب . رستم

    شبی چون شبه روی شسته به قیر
    نه بهرام پیدا نه کیوان نه ماه
    دگر گونه ازمایشی کرد شاه
    به زودی گذر کرد نزدیک ماه
    من از امروز می خواهم برایتان شاهنامه را برایتان تفسیر کنم تا بفهمید پفسیر درست کدام است،
    یک شب بهرام و کیوان پیدا نبود زیرا هوا مانند قیر بود و شاه ازمایش متفاوت کرد و خیلی زود شب از نزدیک ماه گذر کرد. ادامه دارد….

     
  16. خاطرم هست چندسال پیش، شاید حول و حوش سال 85 و شاید هم قبل تر، والیبال نوجوانان ایران مقامی آورده بود و همزمان (باز هم به گمانم)، تیم ملی فوتبال کمتر از حد انتظار ظاهر شد. دوستی در جمعی می گفت حکایت والیبال، مثل بچه ایست که خانواده اهمیت کمی به او می دهند، اما او پیشرفت های چشمگیر و خلاف انتظاری را در نتیجه تلاش های خودش بدست می آورد. در مقابل اما، فوتبال مانند بچه نورچشمی در همان خانواده است که برای پیشرفتش وسایل و امکانات فراهم می شود، اما او همه را به باد می دهد. من خیلی پیگیر اخبار ورزشی نیستم اما گمان نمی کنم حواشی و فسادهای کلان مدیریتی که در فوتبال ایران دیده می شود، در والیبال هم باشد. احتمالا دستمزدها هم قابل مقایسه نیستند. انگار دولت در هر امری پررنگ تر ظاهر شود، نتیجه معکوس تر بدست می آید.

     
  17. مشتاق علیشاه

    خوب از این به بعد هم این مرباهای موسوی رو هم جمع بکنن یه اسمی دیگه براش بزارند آخ نمیدونی چقدر خوش مزه هست این مربای موسوی با طعمهای مختلف اگه سپاهی و لباس شخصی ها و بسیجی ها بدونند این مربا چقدر طرفدار داره چی میشه ؟

     
  18. من دارم کاخ شاه سلطان حسین را میبینم که مشغول روضه خوانی وگریه وزاری هسندولشکر قزلباش سخت آزرده خاطر؛که چرا شاه مملکت را درزیربارظلم وستم ویران میکند ؛درهمین حال خبرمیرسد که لشکریان افغان دارند به پشت قلعه اصفهان نزدیک .به شاه میگویند .شاه ایران دستورمیدهد بیایید آبگوشتی برای مجلس روضه درست کنید ودرآن یکهزاردانه نخود قل حووالله خوانده بریزید تا دفغ افاغنه براحتی وبدست امام زمان صورت پذیرد واحتیاج به جنگ وقتال وخونریزی نباشد وبدنه لشکرقزلباش که از ریخت وپاش فرماندهان آرزده خاطرند نشسته اند منتظر لشکریان افغان تاهرچه زودتروارد شوندودربهای قلعه را بروی آنها بگشایند وازشرشاه سلطان حسین وفرماندهان قزلباش نجات پیداکنند .وخوانده ایم که چگونه سرشاه وخانواده سلطنتی را بریدندومملکت را برای پندین سال اشغال .واینک داعشیان به حدود شصت کیلومتری قلعه رسیده اند .وسران پخمه وشکمباره ومال ومنال مردم چاپیده گرفتار موی زنان هستندو آستین کوتاه مردان ودلواپس مذاکرات اتمی که مبادا اندکی ازمنافع انها بنفع مردم مصادره شود .شاه سلطان حسین که به اندازه توانش ،درفربه کردن فرماندهان تن پرور فعالیت کرده وهرچه توامسته آدمهای بیگناه را به چوبه دارو رگبارمسلسلها فرستاده ؛نمیداند به چه کسی میتواند دستوری بدهد که دستورش احرا شود وبدنه سپاه ناراضی به انتظار ناجی سخت امیواراست .امیوارم این ناجی ازدرون مملکت باشد تا از خارج .

     
  19. ما همچین چیزی که شما فرمودید ندیدم. الا اینکه حضرتعالی دوست دارید همه چیز را الکی و الکی سیاسی کنید.

     
  20. درود بر شما
    ورزش یا اخلاق
    کاش کشور ما بجای پیروزی در رشته های ورزشی در اخلاق پیشرفت میکرد به لطف این حکومت پربرکت نمای کلی جامعه از اخلاق تهی است و سرمایه گذاری در ورزش بیشتر رنگ سیاسی و چپاول دارد و حضور سرداران در این عرصه ها اثبات این ادعا است .
    نمونه یک بی اخلاقی اجتماعی
    روز جمعه در خیابانی که معمولا ترافیک روانی دارد به راهبندان خوردم ! علت کتک خوردن ناجوانمردانیه زنی بدست عاقله مردی ابله ! حالا صرف نظر از اینکه جماعتی بی احساس مشغول تماشای این صحنه تلخ بودند عده ای آدم حقیر با گوشی مشغول فیلم برداری بودند نه یکی دو نفر قابل شمارش نبود ! با تمام وجود لعنت فرستادم به روح خودتان میدانید کی !
    ای کاش من پیاده بودم .

     
    • در تایید سخن شما اضافه کنم حکومت الله با نمایش عمومی اعدام علاوه بر بی اخلاقی خوشنت را هم در جامعه تقویت میکند و تعجبی هم ندارد که حضور زنان را در جایگاه تماشاگران مسابقات ورزشی ممنوع اعلام میکند چرا که خود میداند که چه جامعه بی اخلاق و ناامنی ساخته و چاره را در تفکیک جنسیتی در همه عرصه ها میداند و اگر در جایی تفکیکی یا نظارتی نبود این پیام را دارد که حریمی شکسته شود !

       
  21. عرب ها هیچگاه نسبت به ایرانیان نظر خوبی نداشته و ندارند . بهتر است که ایران وارد نزاع در گرفته بین آنان نشود ، بویژه اینکه این نزاع رنگ مذهبی نیز دارد . حکومت دینی در کشورهایی مانند ایران و سایر کشورهایی که شهروند شیعه و سنی دارد ، خواه و ناخواه مایه اختلاف است . دخالت ایران در منازعه موجود در سوریه و عراق به اختلاف داخل کشور که حکومت دینی آن را به وجود آورده است شدت خواهد بخشد .

     
  22. محمد معروفي

    آقاي نوري زاد برو زندگيت رو كن. تو و ميرحسين در يك فايل قرار نمي گيري. الصاق كردنت به موسيوي چيزي بر تو نمي افزايد. تو اگر براي رژيم جمهوري اخوندي خطرناك بودي آزاد نمي گذاشتندت تا هر چي ميخواهي بگوئي و بنويسي. ترا به عنوان دماسنج دمكراسي جلوه مي دهند اما چپ هاي داخل كشور ترا جدي نمي گيرند. حالا هم مي خواهي از دينت خارج شوي يك باره موضوع را بگو. هي من و من نكن. اما بدان كه در بازار سكولارهاي ديني ايران جائي نداري باوجود گنجي و اكبرين و سروش تو محلي از اعراب نداري زيرا همه مخالفين ترا جدي نمي دانند. برو و بگذار مبارزه با اهلش به نتيجه برسد

     
    • جناب معروفی
      چرا ما همیشه عادت داریم رفتارهای صادقانه ی افراد رو تحلیل کنیم ؟ من و تو که زن و مرد فریاد زدن نام آزادی به روش نوری زاد نبوده و نیستیم چرا باید آنرا که به هر شکلی که میتواند دارد کم کاری های ما را جبران میکند را سرکوب کنیم ؟
      هموطن من از نوری زاد چه دیده ای که دیگران را از او سبز تر میدانی؟ او باید چگونه تاوان دهد تا صدقش آشکار شود؟
      نوری زاد نیاز به چپ های مصلحت اندیش داخل ندارد . به جای انتقاد از نوری زاد برو فکرت را جمع کن برادرم و برای امثال محمد خاتمی و آن اهل ها نامه ای بنویس که بر شرم حضورشان فائق بیایند و یک بار برای همیشه به آنچه گفتند عمل کنند.
      در ضمن هموطن من نتوانستم نسبتی بین دکتر سروش و نوری زاد برقرار کنم این دو در دو ساحت مشغول فعالیت اند و هیچ ارتباطی به هم ندارد.

       
    • وجه تشابه آقای نوری زاد و تمام این کسایی که اسم بردید مثل اکبرین و سروش و همین آقای نوری زاد اینه که تمام اینها انسانهایی واقع گرا هستند و نه حقیقت گرا…معنی و تفاوت این دو کلمه رو خوب میدونید؛ برو سرچ کن وبلاگ اکبرین پیش از اینکه بره فرانسه پناهندگی یا اقامت یا هرچیز دیگه ای بگیره و الان بشه کارشناس دینی تو شبکه های بی بی سی فارسی و voa برو اون وبلاگ فیلتر شدش رو بخون مناظره میکنه با هم کلاسی سابقش هنوز وبلاگش حذف نشده ببین چطور به هر کاهی برای غرق نشدن چنگ انداخته…یادوری می کنه از زمانی که همین اکبرین دعای سحرگاهی وندبه و چه و چه اش قطع نمیشده! فکر کردین این آدمایی که به این زودی و با این سرعت تغییر رویه دادن به چه خاطر بوده؟ به خاطر تفاوت همون دو کلمه که هر حقیقتی رو با یک واقعه مترادف می کنن. میدونی چیه؟ کسایی که خییییییلی داغ خودشون رو (چه مذهبی و چه غیرمذهبی ) نشون میدن از نظر روانشناسی زمینه ی زیادی دارن برای تغییر رویه 180 درجه ای به سمت مقابلشون… اینجاست که حدیث می گه “خیر الامور اوسطها” بهترین روش حد وسطه…یا به قول معروف آتش تند زود خاکستر میشه…همون کسایی که اول انقلاب سرچهارراها لگد به گرده ی بچه های مردم میزدن و کروات قیچی میکردن و حال شلوار لی پوش ها رو جا می آوردن الان از همه بیشتر شعار آزادی آزادی سر میدن و همون کسایی که اون اولا پیش از انقلاب نمی دونستن خدا پیغمبر چیه الان از همه بیشتر جانماز به آب میکشن و پیشونیشون جا مهر داره…تمام این ها چه مصلحتی باشه و چه تغییر نگرش باشه به هیچ عنوان قابل اعتماد نیست

       
      • حضرت مه وش گرامی
        خب شما اعتماد نکنین مگه نوری زاد چقد مضرتر از خیلی از حد وسط اندیش های مورد تایید شماست ؟ تفکر این آدم هم مثل دیگران طرفدارایی داره شما طرفدار تفکرش نباش اما حق نداریم به کسی تهمت بزنیم با این دلیل و توجیه که راهش به ما حس اعتماد نمیده در ضمن شما با انسان طرفید نه ماشین که یک قاعده ی کلی برش حاکمه و تا زمانی که برنامه ی دیگه ای بهش ندن رو همون رواله . من و خیلی های دیگه از نوری زاد نمیترسیم از وسط اندیش هایی میترسیم که به گاه حادثه حقیقت رو فرای مصلحت کردن.

         
  23. ایران نباید آلوده
    جنگ مذهبی در منطقه شود!
    این آلوده شدن، بخشی از سیاست استراتژیک امریکاست
    واحدهای نظامی “داعش” در شهرهای عراق پیش می روند و علائمی وجود دارد که نشان دهنده تدارک کشیدن سپاه به داخل عراق است. حتی ادعاهائی در این زمینه نیز توسط برخی نشریات اروپائی و امریکائی مطرح شده که در همین شماره پیک نت آنها را می خوانید.
    اگر ادعای این نشریات صحت داشته باشد، ایران در جنگی آلوده خواهد شد که ادامه حضور نظامی سپاه در سوریه است. جنگی که می رود تا در حد جنگی منطقه ای و مذهبی – سنی و شیعه- گسترش یابد. بازی های خبری رسانه های اروپائی و امریکائی و مصاحبه های بلند و کوتاه سخنگویان کاخ سفید و وزارت خارجه امریکا مبنی بر دخالت زمینی و یا هوائی و اشک تمساح برای قربانیان این جنگ، همگی با هدف ادرس انحرافی مطرح می شوند. جنگ مذهبی در منطقه استراتژی امریکا و چند کشور بزرگ اروپائی است که در کنار امریکا حرکت می کنند و هدف از تبدیل اوکرائین به پایگاه ناتو، زیر گوش روسیه نیز فلج کردن روسیه برای نقش آفرینی در جلوگیری از گسترش این جنگ است.
    روسیه نه حکومتی سوسیالیستی است و نه اتحاد شوروی سابق، اما دارای منافعی است که در سیاست خارجی آن منعکس است. این سیاست خارجی، بی اعتنا به این که موافق یا مخالف حاکمیت جمهوری اسلامی باشیم، اکنون به سود حفظ تمامیت ارضی ایران است و آنها که در حاکمیت جمهوری اسلامی و در مطبوعات ایران همچنان متاثر از دوران جنگ سرد این مسئله را درک نمی کنند، گرفتار کور ذهنی اند. با کمال تاسف، حتی در نحوه انعکاس اخبار توسط خبرگزاری های رسمی جمهوری اسلامی نیز این کورذهنی مشاهده می شود. همچنان که در نوشته های امثال خانم کولائی و یا آقای عمادالدین باقی.
    در جناح راست مخالف دولت، در سپاه و مجلس و موتلفه اسلامی و …. نیز به بهانه ها و انگیزه هائی متفاوت همین کور ذهنی جریان دارد و در رسانه های آنها و یا سخنرانی ها و مصاحبه هایشان منعکس است.
    هیچ حادثه و رویدادی در شرایط کنونی، چه در داخل ایران، چه در منطقه و چه در دیگر نقاط جهان، بی ارتباط با هم نیستند و شاهدیم که چگونه پای ایران به حوادثی در منطقه کشیده می شود که ظاهرا ارتباطی با ایران ندارد. در همین زمینه، جناح بندی های درون حکومت نیز در کشیده شدن پای ایران به حوادث خارج از کشور نقش دارد. همچنان که همین جناح بندی ها و رقابت های سیاسی در عالی ترین سطوح حاکمیت، در یکسال گذشته اجازه نداده برای مذاکرات مستقیم با عربستان سعودی که برای جلوگیری از گسترش فاجعه جنگ مذهبی گریز ناپذیر است، هاشمی رفسنجانی راهی این کشور شود.
    همچنان که آغاز انفجار قبور مذهبی در شهرهای کانون تشییع در عراق با هدف آلوده ساختن ایران به جنگ منطقه ای نقش آفرین خواهد شد، ادامه تقابل مذهبی و سیاسی با اهل سنت در داخل ایران می تواند به فاجعه جنگ مذهبی در منطقه و در ایران دامن بزند. در ادامه همین تاثیر متقابل رویدادها بر یکدیگر است که توقف مذاکرات اتمی در صورت آلوده شدن ایران در جنگ داخل عراق محتمل است. توافقی که می تواند به تشدید تحریم ها و حتی دخالت نظامی در ایران بیانجامد. و باز اینجاست که حاکمیت باید هرچه سریع تر جبهه جهانی خود را تعیین کند. درعین حال که در داخل ایران باید به تقابل با اهل سنت، در چارچوب یک وحدت ملی خاتمه دهد. وحدتی که زیربنای آن فضای باز سیاسی و قبول آزادی ها و کاهش فشارهای اجتماعی به مردم است. نه ادامه سرکوب و زندان و حصر و سانسور و فشارهای فرهنگی و اجتماعی به مردم.

     
    • سلام آقای علی محمدی عزیز و گرامی
      نوشته ای بسیار درست (ازنظربنده) و تحلیلی بسیار مفید. من نوشته ی اول شما را اول خواندم که همچنین حاوی مطالبی بسیار درست بود و امروز یاد داشت سردبیر پیک نت را هم خوانده بودم( با آن عکس سرهای بریده) و میخواستم آنرا درزیر نوشته ی اول شما اضافه کنم که نوشته دوم شما رسید. به نظر من هم اوضاع بسیار خطرناک ونگران کننده ای در عراق وبرای ایران بوجود آمده است که امیدوارم حکومت ایران با بالاترین کیاست با آن برخورد کند. تیزهوشی و کیاست رئیس جمهور آقای روحانی (شیخ دیپلمات) ووزیر امورخارجه آقای محمد جواد ظریف دراین موقعیت باعث دلگرمی و امید هستند. البته میدانم که افراد دانا ودلسوز دیگری هم هستند که مراقبت ویاری کنند تا جلوی یک فاجعه ی بزرگ گرفته شود و کشور درگیرجنگی نشود که فقط به سود امپریالیست “انگلو زایونیست” خواهد بود ونخواهند گذاشت که سالم از آن بیرون بیاید.
      موفق وپایدارباشید.

       
  24. سلام آقای نوری زاد عزیز و گرامی
    خسته نباشید! ازخبر پیروزی والیبال ایران بسیار خوشحال شدم وتبریک به همه بخصوص تیم والیبال کشور. دیگر اینکه جباران وظالمان هر قدر سعی کنند که نام میر ما یا شیخ شجاع ما در ذهن مردم غبارآلوده و کم رنگ شود به جائی نمیرسند و فقط آبروی خودشان را بیشتر از دست میدهند (اگرآبروئی باقی مانده) ومهر این مردان شجاع پایدار وصدیق دردل ما مردم بیشترمیشود. نشانه اش هم همین فریاد هائی که مردم در سخنرانی آقای رئیس جمهور در روز پنجشنبه سردادند.
    http://www.youtube.com/watch?v=RgsZ50-lFwM
    در ابتدای ورود آقای رئیس جمهور حسن روحانی به سالن اجتماعات وزارت کشور، عده‌ای از حاضران، شعار «درود بر موسوی، سلام بر روحانی» سر دادند. پخش زنده این شعار از شبکه خبر باعث شد برای لحظاتی، صدای سالن قطع شود و مجری روی تصاویر صحبت کند.

    درود برموسوی، سلام بر کروبی ودرود برشما آقای نوریزاد عزیز وگرامی!

     
  25. تشکر فراوان که اینبار ترکیبی از سیاست و ورزش را برایمان قلم زدید. برزیل در والیبال هم مثل فوتبال افسانه ایست و تا بحال 9 بار قهرمان همین لیگ جهانی والیبال شده است. این مطلب اهمیت فوق العاده 2 پیروزی از 3 بازی ایران در مقابل برزیل را نشان میدهد ومتاسفانه یک در صد آنچه انتظار میرفت صدا نکرد.مثل اینکه هرکجا اسم موسوی و یاران وی بمیان می آید یا باید حصر خانه ای باشد یا حصر رسانه ای و بی اهمیت نشان دادن.

     
  26. بنیان نقد غیر مذهبی این است که: انسان مذهب را می سازد، نه مذهب انسان را ؛
    مذهب، خود آگاهی و خویش را ارج گذاردن انسانی است که یا هنوز خود را در نیافته و یا وجود خویش را باز گم کرده است. اما انسان موجودی انتزاعی نیست که بیرون از این جهان خیمه زده باشد. انسان جهان انسان، دولت و جامعه است. این دولت و این جامعه اند که مذهب، این آگاهی وارونه از جهان را، می سازند، چرا که خود، جهانی وارونه اند. مذهب نظریه عمومی این جهان، دانشنامۀ مختصر آن و منطق آن به شکل عامه پسندش؛ مایه منزلت معنوی آن، شوق آن، جواز اخلاقی آن، مکمل پر ابهت آن، سرچشمه عمومی تسلی و توجیه گر آن است. مذهب تحقق خیالی جوهر انسان است، چرا که جوهر انسان از واقعیت حقیقی برخوردار نیست. بنابراین مبارزه علیه مذهب، بطور غیر مستقیم مبارزه علیه جهانی است که مذهب رنگ و بوی معنوی آن است.
    رنج مذهب هم بیان رنج واقعی و هم اعتراض علیه رنج واقعی است. مذهب آه مخلوق ستمدیده، قلب جهان بدون قلب، درست همانند روحی برای شرایط بی روح جهان است. مذهب افیون مردم است. ( کارل مارکس )

     
  27. اين جور كارها معمولاً نتيجه عكس مى دهد و مردم را جرى تر مى كند.
    مثلاً با اينكه سر تا پاى وجود و فرهنگشان خرافى است، به بهانه مبارزه با خرافه و در اصل براى مبارزه با فرهنگ ايرانى، به اصرار مى گويند “روز طبيعت”، اما آخرش مردم مى روند و به كورى چشم آنان، “سيزده” شان را ” در” مى كنند.

     
  28. انصافا اینجا بی انصافی کردی…. و هم به موسوی(محمد) توهین

    بازیکنا کاملا خودشون اسم رو انتخاب میکنن….
    شما به نظرم مواطب باش از اونور نیفتی..

     
  29. هشیاری در برابر جنگ افروزان بین المللی و ” داعش ”

    ایجاد تنش و جنگهای منطقه ای بعنوان یکی از اهرم های کنترل ” بحران اقتصادی ساختاری ادواری ” در شرایط کنونی از سوی کشورهای کاپیتالیستی غرب بشدت دنبال می شود، علیرغم شعار های پوچ مبارزه با ” تروریزم بین المللی ” که از طرف رسانه های غربی تبلیغ و ترویج می شود ، امروزه بر کسی پوشیده نیست که نزدیک به سه دهه است که جناحهای جنگ طلب در کشورهای کاپیتالیستی ابتکارعمل ایجاد این گروههای بشدت خشن تروریستی را بطور مرموزی با همکاری کاملا مخفیانه همپالگی های ثروتمند محلی و منطقه ای خود بدست گرفته اند و هر روز چاشنی باروت جنگ را در نقطه ای از جهان به آتش می کشند.
    یادمان نرفته آمریکا با همراهی ثروتمندان عربستان سعودی و مزدوران خود در منطقه گروههای تروریستی نظیر ” طالبان ” ، “جنبش های افراطی اسلام گرا ” و ” القاعده ” را برای مفابله با حرکتهای رهائیبخش مترقی در ایران و افغانستان و عراق و ….. پدید آوردند تا از این طریق تحت عنوان مبارزه با تروریزم اولا حضور غیر قانونی خود را در این سوی جهان توجیه نمایند در ثانی بتوانند توازن نیروهای منطقه ای را در کنترل خود داشته باشند و با تغییرات تدریجی نیروها در حاکمیت کشورهای منطقه دخالت موثر نمایند و سمت و سوی دلبخواه خود را در تحولات کشورها با سود بردن از این نیروهای خودساخته تامین نمایند.
    ایجاد جریان ” داعش ” هم از همین منظر قابل درک و فهم است ، جریانی که با هجوم گسترده غربیها به سوریه و تجهیز غیر مستقیم آنها در عملیات علیه سوریه شکل گرفت و قدرتمند شد.
    ادامه بحران سوریه قرار بود با روی کار آمدن ” افراطیون جنگ طلب ” در ایران به کشور ما نیز سرایت کند که با درایت مردم ایران در انتخابات 92 با شکست سختی روبرو گردید. شکست در سوریه “بحران اوکراین ” را رقم زد و حالا نوبت ایجاد بحران در عراق فرا رسیده است.
    به نظر می رسد با توجه به نتایج قریب الوقوع مذاکرات 5+1 که می رود نیروهای ” جنگ طلب بین المللی و منطقه ای ” را در وضعیت سخت و آچمزی قرار دهد ، این عملیات همزمان ” داعش ” بی ارتباط با این مذاکرات نباشد.

    موضع ایران در قبال این بحران هشیاری بسیار بالایی را طلب می نماید اگر دشمنان مردم و انقلاب ایران نتوانستند پای ایران را به سوریه کشیده و آنرا زمین گیر نمایند حالا منتظر دخالت مستقیم ایران در بحران عراق هستند که کل منطقه را به آتش کشند.
    از آقای ” نوری زاد ” تقاضا دارم در مدتی که در استراحت !! از موضوع قدمگاه هستند در باره این موضوع بسیار حساس ملی هشدارهای لازم را به دست اندرکاران نظام بدهند. – با احترام

     
  30. توهم زدی جناب استاد! آخه این خرعبلات چیه سر هم میکنی؟ نکنه شما صداهای ماوراء صوت رو هم میشنوی؟

     
  31. این نشان میدهد که سردمدارانما تا چه حد زبون هستند که از اسم موسوی دربند نیز میترسند

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

89 queries in 1975 seconds.