سر تیتر خبرها
نه به آلودگی

نه به آلودگی

من امروز از ساعت شش بعد از ظهر، در پارک نیاوران هستم با ماسکی بر دهان!

محمد نوری زاد
پانزده خرداد نود و سه – تهران
Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

18 نظر

  1. ريشه ها ٩٦( قسمت ٩٥ ذيل پست قبلى )
    همان عنوان كلى
    حكمت فردوسى
    در راه پر فراز و نشيب دگرگونى هاى فرهنگ ايرانى به فردوسى كه مى رسيم با يك شگفتى ،با يك لحظه نابهنگام تاريخى و با يك رويداد بى پيشينه و نامكرر مواجه مى شويم .پيش و پس از فردوسى كسان ديگرى هم بوده اند كه از روى نوشته هاى باستانى كوشيده اند گونه اى خداي نامه يا شاهنامه به نظم يا به نثر بنويسند اما هنرمندى فردوسى و انديشه سترگ در تفسير رويداد ها و چيرگى وى در توصيف هاى گيرا و رموزى كه براى ما به آسانى دست يافتنى نيستند به فردوسى مقامى ممتاز و يگانه مى بخشند .من شاهنامه شناس نيستم .اما مى دانم كه چون فردوسى منابع خود را در هاله اى از ابهام رها كرده است ميان پژوهشگران نيز در اين مود اتفاق نظر نيست .شاهرخ مسكوب در سوگ سياوش ( ص٢٣٣) مى نويسد كه در ادبيات ساسانى گيو از جاويد آنان است و هم او به فرمان سروش كيخسرو را مى يابد و بر مى گرداند و در فرجام با او ناپديد مى شود .مسكوب با ارجاع به تاريخ بلعمى مى نويسد كه رستم تاريخى از بزرگان دوران آسمانى است در حاليكه رستم شاهنامه عهد و منشور خود را از كيقباد و كيخسرو دارد .در عين احترام بى حدى كه به شاهرخ مسكوب و دستاورد هاى ارزشمند او در تفسير شاهنامه قائل هستم و همواره دريغاگوى مشقات و سرانجام مرگ ناسزاوار اين ميهن دوست بلاديده در غربت ناخواسته بوده و هستم ،اين انتقا د را بر او وارد مى دانم در تفسيرش متون اوستايي و پهلوى را با متون عرفان اسلامى درآميخته تا جنبه مسيانيسم و آخر آلزمانى غروب سياوش و طلوع كيخسرو را غليظ تر كند .آقاى بى كنش مى توانند در اينجا به به ما كمك كنند .من در متن شاهنامه چيزى نيافتم كه خبر از بازگشت مسيحا وار كيخسرو بدهد .سوشيانس زرتشتى ،موشيه يهودى ، مسيحاى مسيحى و مهدى هاى شيعيان و ابو مسلميان و سپيد جامگان از إن رو برمى گردند كه كين از خون بناحق ريخته شده بستاند يا جهان ستم آلوده را با عدل و داد پر كنند .مانرياليسم ديالكتيك و حتى پروژه پيشرفت روشنگرى مسيا نيسم و آخرالزمان خاص خود را دارند .حدس مى زنم كه اين گرايش ماركسيستى -هگلى بر تحليل هنرمند انه مسكوب اثر نهاده باشد .كيخسرو دليلى براى بازگشت ندارد .برعكس براى رفتن دليل دارد .كين سياوش ستانده ،أفراسياب و ديوان و دشمنان ( بد منشان ،بد انديشان ) و بيدادگر ًو را نابود كرده ، و اين خسرو پاك دين اكنون ملول از خاك تيره آرزوى پيوسته به دادار دارد .اين پيوند فرجام كمال گيتاوى او و كارهايي است كه براى جهان آرائي بر اساس گسترش داد و راستى و آبادانى و شادكامى مردم كرده است . سلوك عرفانى او خدمت به پيشرفت زندگى خاكى بوده و آن قدر مينو در گيتى گشت أؤيده است كه گويي اهل خاك ديگر آرزويي براى مينوى إنجهانى ندارند و از همين رو هيچكس آرزوى كيخسرو را درك نمى كند .از همين رو او را ديوانه و ديو زده مى پندارند و حتى رگه تو رأنى او را به رخ او مى كشند .سهروردى به نيكى همين معنا را در باره كيخسرو نوشته است و خوشبختانه مسكوب كتابش را با شرح حال سهروردى از كيخسرو به پايان مى برد . معناى كيان خره نورى است از عالم اعلا كه گيرنده آن با يارى آن جهان را آباد و شاد مى كند و پس از إن در خور پيوستن به دادار مى گردد / درود باد بر آن روز كه مفارقت وطن كرد ،روزى كه به عالم علوم پيوست /( سهروردى).

     
  2. فریدون قاضی

    دکتر شما هم بله ؟ رکب زدی؛ من فکر می کردم می آئی پارکی در جنوب شهر تا متوجه شوی که ما نمی تونیم نفس بکشیم. شما طرفدار مستضعفانی؛ باید بیاوی جنوب شهر نه اینکه بروی پارک نیاوران.

     
  3. آقای نوریزاد سپاس از روشن گری شما چرا که آفت امروز مردم ما ناآگاهی است و این روشن گری بهترین دارو است البته چه زمانی به میزان درمانی برسد زمان نیاز دارد.

     
  4. با سلام به پدرم نوری زاد
    سپاس از فائزه ی عزیز و آگاه و مزدک گرامی به خاطر مطالب بسیار آگاهی بخششون .
    پایدار باشید هموطنان آگاه من.

     
  5. من تا دیروز اعتقاداتی مذهبی داشتم اما امروز می اندیشم که بزرگترین بدبختی و فلاکت و آفت خانمان سوز برای ایران نه این حکومت فاشیستی،بلکه در اصل اسلامی بود که به ایرانیان تحمیل شد با زور شمشیر و قتل و تجاوز ! درست از آن روزگار سرافرازی ما ایرانیان و افتخارات بزرگمان به تاراج رفت ! فرهنگمان سوخت و نابود شد ! دیگر مردم همیشه شاد ایران روزگار خوش گذشته را ندیدند و روز بروز روزگارشان بدتر شد! آنانی که میگویند اسلام را مردم ایران با آغوش باز پذیرفتند و اعراب مسلمان با مهربانی و محبت این دین را بر مردم ایران ارزانی داشتند سخت در اشتباهند اسناد تاریخی زیادی وجود دارد و خدا را سپاس که اینان به قدرت رسیدند و ما به چشمان خود محبت و انصاف و جوانموردی و درست کرداری و اختیار انسان را که به ما ارزانی داشتند دیدیم !!! آیا همین امروز این آقایان با اندیشه هایی که حتی اندکی از دایره تنگ و ارتجاعی آنان فاصله دارد به مهربانی و گذشت برخورد می کنند؟ آیا امروز من می توانم در محیط کارم اعلام کنم که دین جدید برگزیده ام ؟ آیا سلامت زندگی فردی و اجتماعی و شغلی من مخدوش نمی شود ؟ آیا می توانند تحمل کنند ؟ پس روشن است اینان که در قرن 21 اینگونه عمل میکنند اجداد و اسلافشان در آن زمان بسیار عقب مانده تر و خطرناکتر بوده اند ! در کل می خواهم این را بگویم بزرگترین آلودگی و بدبختی برای کشور ما این دین ماست اگر این دین را ریشه کن کنیم همه مشکلاتمان حل خواهد شد آری حل خواهد شد!

     
  6. تقدیم به جناب Faeze

    تفکر ضدملی روسوفيل‌های وطنی، عمادالدين باقی

    عمادالدین باقی

    اين جريان روسيه را اين‌قدر خودی می‌داند که شهروندان خود را نمی‌داند و حتی از برخورد با شهروندان دگرانديش حمايت بی‌دريغ می‌کند و هيچ باوری به حقوق بشر ندارد که بتوان با چنين زبانی با او سخن گفت و به نام دفاع از امنيت ملی و غيره سال‌هاست بسياری از شهروندان و کنشگران را تارانده و آسيب زده‌اند آيا نمی‌توان موضع‌گيری غريب آنان درباره تمايل ايران به تأمين گاز اروپا را ناشی از يک تفکر ضدملی دانست؟

    اگر بشنويد کسی بگويد: تدبير يک دولت برای ايجاد ثروت از راه مشروع به منظور گشودن گره های فقر و تورم و بيکاری او را از صلاحيت سکانداری انداخته است، چه قضاوتی درباره او خواهيد کرد؟ تعجب نکنيد، چنين سخنانی از سوی اشخاصی در برخی روزنامه های رسمی ايران بيان شده است.

    از آنجا که امروزه جايگاه اقتصاد در توجه به موضوع حقوق بشر در کانون پيگيری ها و بحث های حقوق بشری قرار گرفته نمی توان نسبت به ديدگاه هايی که به فقر و درماندگی جامعه منجر می شود بی تفاوت بود. فاجعه آميزتر اينکه چنين کسانی که زيست فقيرانه ندارند تا درکی از آن داشته باشند، افزون بر استفاده ابزاری از موضوع فقر در کشمکش های سياسی به سياست های منجر به فقر علاقمند هم باشند، به ويژه اگر از موضع دفاع از منافع همسايه شمالی باشد. اينان را روسوفيل ناميده ام تا حافظه تاريخی مان را به ياری بجويم. در دوره حکومت قاجار، اشخاص ذی نفوذ در عرصه سياست ايران به دو گروه انگلوفيل و روسوفيل تقسيم شده بودند و چهره ها و گروه های ملی را در انزوا و تحت فشار قرار داده بودند. آنان در معادلات سياسی به جای منافع ملی به منافع دولت های روس يا انگليس و بالتبع منافع شخصی خويش تعلق خاطر بيشتری داشتند و يکی از رويدادهای ايران برباددِه در آن روزگار کشمکش آنان بر سر منافع روس يا انگليس بود. خوشبختانه سال های زيادی بود سايه اين گروه ها از سر ايران رخت بربسته اما به تازگی روسوفيل هايی در عرصه سياست ايران سربرآورده اند که سرنوشت ايران و اقتصاد ايران و به تبع آن حقوق بشر را به بازی گرفته اند.

    ديگر همگان می دانند که سه دهه است کشورهای روسيه و ترکيه و امارات اقتصاد خود را با بهره برداری از غرب ستيزی های دولت در ايران آباد کرده اند. اگر در ايران به دليل آرمانگرايی و غيره رويارويی با غرب جريان داشت اما ترکيه و امارات کوشيدند جايگزين بازار ايران شوند. فرار سرمايه از ايران به دلايلی که برهمه روشن است موجب شد امارات با جذب سرمايه عظيم ايرانيان به قطب اقتصادی منطقه تبديل شود و اقتصاد کشوری که از ۱۹۷۱ به بعد به وجود آمده با ۵ ميليون نفرجمعيت که فقط ۱۹ درصد آن اصليت اماراتی دارند به يکی از بزرگترين اقتصادهای منطقه بدل شود و ترکيه که سی سال پيش به مرغان آسمان هم بدهکار بود با پر کردن خلاء حضور ايران در رابطه با غرب، همراه با اصلاح سياست های داخلی به جايگاه کنونی دست يابد و روسيه در معادلات سياسی و اقتصادی با غرب همواره با کارت ايران بازی کند و امتياز بگيرد. به ويژه در جريان منازعه هسته ای در ده سال گذشته که پرونده ايران از آژانس به شورای امنيت رفت هربار که قطعنامه ای عليه ايران مطرح می شد روس ها ابتدا در برابر غربی ها مقاومت کرده و رای شورای امنيت را وتو می کردند. غربی ها به روسيه امتيازاتی می دادند و يکبار امريکا دوميليارد دلار بدهی روسيه را بخشيد و روس ها بعد از تعديل يکی دو کلمه رای مثبت به قطعنامه عليه ايران دادند و بعد اين تغيير کلمات را به ايران می فروختند و نشان می دادند که آنها با ايستادگی خود شورای امنيت را مجبور به تعديل قطعنامه کرده اند و از ايران هم امتيازاتی می گرفتند اما آنها در نهايت در چارچوب منافع ملی خود عمل می کردند که دو محور داشت يکی اينکه از نظر روس ها حتی بيش از غربی ها از اينکه در کنار خود يک همسايه هسته ای داشته باشند نگران بوده و اگر غرب هم از حق هسته ای ايران دفاع می کرد آنها با تمام قوا در برابرش می ايستادند اما اين از خوش بختی روس ها بود که فعلا غرب اين مسئوليت را برعهده گرفته و روس ها منافع آن را درو می کنند. دو ديگر اينکه از گاو اختلافات هسته ای شير می دوشيد و اقتصاد خود را آباد می کرد و در همين سه دهه به رشد اقتصادی رسيد. در ماجرای تحولات اوکراين و تجزيه کريمه توسط روس ها، امريکا و غرب روسيه را تحريم کردند و روس ها برای اينکه ضربه شصتی نشان دهند صادرات گاز خود به اروپا را قطع کردند. اروپا ۸۰ درصد گاز خود را از روسيه تامين می کند و بخت يارشان بود که فصل زمستان تمام شده بود وگرنه اروپا را با بحران جدی مواجه می ساخت. در اين ميان دولت ايران برای نخستين بار تصميم گرفت کاری را که سه دهه است روسيه و ترکيه و امارات انجام می دهند يکبار خودش انجام دهد. يعنی به جای اينکه آنها از اختلافات ايران و غرب سود برند و مانند روسها حتی گاه آن را دامن بزنند و اقتصاد خود را آباد کنند اين بار دولت ايران اين کار را انجام دهد به ويژه که با مشکلات بزرگ اقتصادی و رکود و تورم و بيکاری و فقر و خزانه خالی مواجه است. از طرفی بخاطر تحريم های سال های گذشته و ترک حوزه های نفتی و گازی ايران از سوی شرکت های غربی و مشکلات مربوط به تجهيزات استخراج از چاه ها و نيزپالايشگاهها برداشت ايران از منابع نفت و گاز کاهش يافته و البته امارات و قطر و کويت از اين فرصت نيز حداکثر بهره برداری را کرده اند. دولت روحانی اعلام کرد ايران حاضر است گاز اروپا را تامين کند. اين يک فرصت طلايی بود برای اينکه ايران سريعتر به درآمدهايی برای کاهش مشکلات خود دست يابد به ويژه که اگر شرکت های غربی به حوزه های نفت و گاز بازگردند شايد در يک فرايند عادی دوسه سال طول بکشد تا مسائل فنی استخراج و پالايش حل شود اما اروپا بخاطر نياز حياتی به گاز به ويژه تا قبل از رسيدن فصل زمستان تمام توان خود را بسيج می کند تا اين فرايند طولانی را چه بسا با مناسب ترين قيمت به چندماه برساند و اينهم يک فرصت طلايی برای ايران است که بتواند بر بحران اقتصادی که هر روز خطر بحران های اجتماعی و امنيتی ناشی از آنرا بيشتر می کند فايق آيد. فعالان حوزه حقوق بشر هم از اين اقدام استقبال می کنند زيرا امروزه گسترده ترين اشکال نقض حقوق بشر در حوزه اقتصاد جريان دارد. رشد بيکاری و جرم و جنايت و فحشاء و….را نمی توان صرفا موضوعی اقتصادی و اجتماعی ديد. اينها پديده هايی حقوق بشری هم به شمار می آيند. پايمال شدن کرامت انسان ها را در فقر و درماندگی و در راهروهای بيمارستان ها و دادگاه ها و زندان ها می توان به چشم ديد. اما در برابر اقدامی که می تواند کاهنده اين بحران اقتصادی که گلوی مردم را می فشارد باشد، يک چهره شناخته شده در يک روزنامه مدعی اصولگرايی سرمقاله ای نوشته و با بيان اينکه که دولت ايران آماده است با صدور گاز به اروپا، کشورهای اروپايی را از بحرانی که به‌علت قطع صادرات گاز روسيه با آن روبرو شده‌اند، نجات بدهد! اين کار دولت را به باز گذاشتن دست دشمن برای ادامه وحشی‌گری عليه مردم کشورمان تشبيه می کند و می گويد: فرض کنيد که تانک‌های دشمن در حال تخريب سنگرهای رزمندگان اسلام و قتل عام آنان هستند ولی ناگهان با مانعی روبرو می‌شوند که آنها را از حرکت باز می‌دارد و يا حرکت آنها را کُند و دشوار می‌سازد. حالا اگر مشاهده کنيد افرادی در لباس رزمندگان خودی برای رفع مانع تلاش می‌کنند آيا جز اين است که اقدام آنان را در حمايت از دشمن و خيانت به جبهه خودی تلقی می‌کنيد؟!» سپس پيشنهاد صدور گاز به اروپا را «تلاش به منظور برداشتن مانع از سر راه تانک‌های دشمن و باز کردن راه آنها برای تخريب سنگرهای خودی و تجاوز به حريم ميهن اسلامی و مردم آن!» تعبير می کند و در پايان مقاله نتيجه می گيرد که:«خوشبينانه‌ترين برداشت درباره آنها، اين است که کمترين و ابتدايی‌ترين شايستگی و لياقت را برای حضور در مسئوليت‌های کنونی ندارند! و ادامه حضورشان در مسئوليت آب ريختن به آسياب دشمن است».

    اين جريان روسيه را اينقدر خودی می داند که شهروندان خود را نمی داند و حتی از برخورد با شهروندان دگر انديش حمايت بی دريغ می کند و هيچ باوری به حقوق بشر ندارد که بتوان با چنين زبانی با او سخن گفت و به نام دفاع از امنيت ملی و غيره سال هاست بسياری از شهروندان و کنشگران را تارانده و آسيب زده اند آيا نمی توان موضعگيری غريب آنان درباره تمايل ايران به تامين گاز اروپا را ناشی از يک تفکر ضدملی دانست؟ تفکری که بيش از منافع ايران به منافع روسيه می انديشد و نگران روابط آينده ايران و روسيه است؟ آيا اگر کس ديگری چنين سخنی به عنوان سندی روشن گفته بود از سوی نهادهای امنيتی به عنوان روسوفيل تحت تعقيب قرار نمی گرفت؟

    روزنامه اعتماد، سه شنبه، ۱۳ خرداد ۱۳۹۳ – شماره ۲۹۷۶ ص۱
    http://www.etemaad.ir/Released/93-03-13/150.htm
    http://www.etemaad.ir/Released/93-03-13/150.htm#277834

     
    • سپاس از شما. بله و اتفاقا جالب است که شریعتمداری کیهان اخیرا از سیاست دولت آقای روحانی برای صادرات گاز به اروپا انتقاد کرده و به دولت هشدار داده که مبادا با این کارش، نقشه روسیه را در تحریم صادرات گاز به منظور مجازات اروپا نقش بر آب کند! این آقا نمی داند که اگر صادرات گازمان به اروپا پا بگیرد، که البته اگر بسیار بزرگی است، همین اروپا خود را موظف به تامین امنیت سیاسی و اقتصادی مان خواهد کرد تا خللی در دربافت انرژی اش پیش نیاید. اگر نام این جهل نیست، پس چیست؟

       
      • با سلام
        faeze عزیز
        اسمش جهل نیست خیانت است . اتفاقا کاملا در جریان هستند این آقایان و دارودسته شان . خامنه ای و دارودسته بیت معظم !!!! و توپخانه کیهانیشان و دزدان دیگری که پشت جبهه او را تشکیل میدهند در تمامی این نیم قرن کاملا سیاستهای روسی را پی گرفته اند . مثلا در رو سیه استالینی و خروشخفی و الان پوتینی ، دشمن اصلی آمریکاست و طرفداری و ارتباط با این دشمن بهانه سرکوب هر صدای مخالف . در ایران نیز از همان حربه استفاده میشود . در روسیه و چین و کره شمالی ، با ایجاد رعب و وحشت و بزرگنمائی سازمانهای اطلاعاتیشان و…… جامعه را کنترل میکنند و در ایران نیز . متاسفانه رژیم خامنه ای تمامی ساستها و تجارب وراه های رفته این رسواهای جهانی را تکرار میکند تا مگر چند روزی دیگر بر خر مراد سوار باشد .

         
  7. هموطن ارجمند جناب آقای کوثری، با درود و سلام. شما به وابستگی سیاسی نظام پهلوی به آمریکا و مستشارانش در ایران اشاره کردید که سخنی خردمندانه و کاملا صحیح است. با اجازه ی شما من خواستم قدری این موضوع را به زمانه خودمان هم بسط دهم، و از این فرصتی که بوسیله شما خلق شد، اشاره ای گذرا به وابستگی امروزمان به لحاظ اقتصادی به شرق کنم. هر چند من ادعایی درباره وابستگی سیاسی به این قدرت ها ندارم، متاسفانه امروز کشورمان به سویی می رود که نفس های اقتصادی اش به شماره افتاده، و گردش خونش به پمپاژ شدن توسط روسیه و چین گره خورده است.

    شاید شما و دیگر دوستان، خبر مذاکرات ایران و روسیه برای صادرات 500 هزار بشکه نفت ایران به این کشور را در ازای واردات کالاهای روسی شنیده اید. همه می دانیم که روسیه، خود تولید کننده بزرگ نفت است و بی نیاز به نفت ما. مقامات ایران انکار نمی کنند که پا گرفتن این معامله نیازمند دادن تخفیف به روسیه است تا به اصطلاح این معامله برای آنها بصرفد. در خوشبینانه ترین حالت، چنانچه ایران به ازای هر بشکه نفتش دو دلار به روس ها تخفیف دهد، روزی یک میلیون دلار از جیب مردم ما خواهد رفت و سالی 365 میلیون دلار. جالب است که در ازای این رقم صادرات نفت به روسیه، پولی هم دریافت نخواهیم کرد و صرفا باید کالا وارد کنیم یا در خوشبینانه ترین حالت، انها برایمان نیروگاه های تازه بسازند. این یعنی کشورمان که با انقلاب 57 از زیر سیطره سیاسی آمریکا خارج شده بود، اکنون به دامن مسکو پناه آورده و نفت های روی دست مانده اش را با تخفیف به روسیه صادر می کند تا آن را به عوض ما و البته با منتی که خواهند گذاشت، به مشتری های از دست رفته خودمان بفروشد. روسیه هم سرمست از این فرصت کم نظیر، به سادگی ما در دل می خندد و مدام با کارت ما با غربی ها معامله کرده و امتیاز می گیرد.

    قصه وابستگی اقتصادی مان به چین، از این هم شرم آور تر و تاسف برانگیز تر است، وقتی می خوانیم که ایران آنقدر از عملکرد کند و بی کیفیت این کشور به تنگ آمد که یک شرکت چینی را از پروژه ای نفتی اخراج کرد، اما پشت بندش، وزیر اقتصاد کشورمان به پکن می رود و از “فصلی تازه” در روابط اقتصادی و سرمایه گذاری با این کشور سخن می گوید. یکی از دیپلمات های نفتی مدعی زیرکی کشورمان اخیرا وقتی فهمید روسیه و چین اطلاعات محرمانه میدان نفتی مشترکمان را به عراق فروخته اند، با خونسردی گفت که خوب البته کار درستی نکرده اند ولی نباید اجازه دهیم این اتفاقات که همه جای دنیا مرسوم است، به روابطمان با این کشورها خدشه وارد کند! تاخیر می کنند، دزدی می کنند، خیانت می کنند، اما ما نگران خدشه دار شدن روابطمان هستیم، که اگر آنها هم ما را طرد کنند، دیگر چه کسی برایمان خواهد ماند.

    من در تایید سخن فهیمانه شما می گویم که حضور مستشاران آمریکایی در دوره پهلوی، حقیقتا نقض استقلال سیاسی کشورمان بود، و به آن اضافه می کنم که نشستن امروز روسیه و چین بر سر سفره نفتمان، به همان اندازه اگر نه بیشتر حقارت آمیز و خفت بار است. من واقعا نمی دانم کشورهای دیگر، درباره ایران و ایرانی چه فکر می کنند و اینکه آیا آنها در خلوتشان، از این همه ناآگاهی و بی توجهی مسئولان ایرانی به منافع ملی شان تعجب نمی کنند و در دل نمی خندند؟ تاریخ ایران پر است از تکرار فرصت سوزی ها و بی کفایتی ها، که دوره پهلوی، یکی از آن دوران بود، به امروز نشت کرده، و حتما در آینده به شکلی دیگر ادامه خواهد یافت، اگر که به خود نیاییم. خاطرم هست که در نوجوانی از درس تاریخ بیزار بودم، که هیچ دوره ای از حکومت شاهان نبود که به فرجام نیک برای کشور و مردمانمان ختم شود، و هیچ وقت انتظار من برای خواندن فصلی در آن کتاب که بتوان به آن افتخار کرد (به جز دوره از از حکومت نادرشاه) محقق نشد.

    سپاس بسیار از شما به خاطر خلق فرصتی برای طرح این موضوع.

     
  8. من ساعت شش و نیم در پارک ملت بودم فقط تعداد کمی ماسک به دهان بودند . خیلی از افراد بی اطلاع بودند . از لحاظ اطلاع رسانی خیلی کم شده بود و وسایل ارتباطی چندانی وجودنداشت .
    قبل از رفتن به هرکس که می گفتم اطلاع نداشت .

     
  9. درکرج همگی مردم خود را به خوابی سنگین زده اند، و هیچ کس جز من در پارک محله که اتفاقا خیلی هم بزرگ است، نبود
    اما من رفتم و ماسک زدم و اعتراضم را انجام دادم
    ولی حالم خیلی گرفته شد

     
  10. آقا یا خانم معشوقه ….

    منظورت از جارو کردن که جاروکردن با جارو دستی یا حتی با جار برقی وبعد زندددددددددددگگگگگگگگگی کردن که نیست

    فکرکنم منظورت جارو کردن به روش هیتلر وکوره آدم سوزی وانفجار اتمی آن هم از نوع جلیقه انفجاریش باشد منتها ان

    جلیقه رابه تن یکی از آدمیان غیر خودی ببندی وبه وسیله کنترل از راه دوری که همان اجانب ساخته اند آن را منفجر کنی

    که تمامی اجانب یک جا جارو شوند وتو بمانی وشکم گنده ات ولاطائلاتت به دور از هر هنر وزیبایی وانسانیت و کمال

    بشری وفقط خوردن وخوابیدن وکارهای دیگر که گفتنش در اینجا دور از ادب است .آی حال می کنی.

     
  11. بچّه جوادبه

    جناب مصباح به روحانی گفته دینت را از کجا آورده ای ؟ انگلیس یا ایران؟ این خرف یعتی اینکه از انگلیس آورده نه از ایران. حالا این دیندار انگلیسی را هم رهبر تائید کرده و هم شورای نگهبان و هم بقیّه. یعنی با این حساب در ایران از رهبر گرفته تا راننده تریلی آدم انگلیس اند!. ما باید خدا را شکر کنیم که آقای مصباح ما را بیاد این نعمت بزرگ انداخت و مغلوم شد که از نوچه های ایشان نیستیم و دینمان هم انگلیسی است ! بقول نوریراد :سباس و باز هم سپاس مصباح جان!

     
  12. دو مورد را مختصر تذکر می‌دهم در صورت امکان رعایت کنید:

    ۱-در گرفتن مواد غذایی از افراد احتیاط شرط عقل است.

    ۲-دلواپسان ممکن است شیطنت کنن همینطور که افرادی را مامور کردند که بدون حجاب توی خیابان راه بروند تا اوضاع را تیره و تار نشان دهند و بتوانند روحانی را تضعیف کنند و وگر نه چه کسی‌ توی این اوضاع و احوال جرات این کار را دارد.

     
  13. بزرگترین افت و الاینده در ایران حکومت //// اسلامیست.زیرا تا چنین جماعتی با ایدیولوزی اسلامی بر ما حاکمند هیچ گشایش مثبتی نه در محیط سیاسی و نه در محیط زیست و نه در حقوق بشر و نه در برابری و آزادی اجتماعی میسر نیست1بنابراین راه مبارزه با هر الوده گی در ایران از مبارزه با //// اسلامی حاکم میگذرد!

     
  14. با سلام
    روز خوبی بود به امید روزهائی که تمام جامعه و سرزمینمان از این آلودگی فریب و دروغ نجات دهیم .

     
  15. صمیمانه درود می فرستم به آقای محمد(کاوه)نوری زاد
    وهمه همکارانتان وتمام کسانیکه در این اعتراض مدنی برای رسیدن به یکی از حقوق مسلم انسانی یعنی محیط تنفسی سالم برای خود وآیندگان قدم برداشته و فریاد میزنند.

    برای آخوند ها که زندگی دنیوی ارزش ندارد و آنها دغدغه بهشت دارند (ها ها ها…. یک لطفیه دیگر ، یک قاپ چلو وکباب وکره باگوجه فرنگی سرخ شده خوشمزه ست ، ببخشید سماق یادم رفت ).

    از راه دور با قلبی مملو از صمیمت وبی آلایشی در صف اول در این راه با شما همگام هستم. برای آینده ایرانی ، آزاد ،انسانی ،صمیمت وصفا ، شگوفا و متمدن و پیشرفته ومستقل و مبرا از استبداد ، جنایات ، خرافات ،لاطائلات و اوهامات.

    با آرزوی تندرستی و موفقیت
    متشکر برای امکان و درج پیام در وب سایتتان

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

91 queries in 1697 seconds.