سر تیتر خبرها
خطِ  قرمزِ  سردار جعفری (شنبه دهم خرداد – روز هشتاد و نهم)

خطِ قرمزِ سردار جعفری (شنبه دهم خرداد – روز هشتاد و نهم)

شنبه دهم خرداد – روز هشتاد و نهم

یک: هوا گرچه داغ بود اما گذرِ یک نسیمِ مداوم، آن داغیِ سوزنده را می روفت و از گرمایِ تن پوشِ کلفت و پلاستیکی ام می کاست. من بودم و تن پوش سفید و تصویری از گوهرعشقی که عکسی از ستار بهشتی بدست داشت و پرچمی قرمز که باد پیچ و تابش می داد. و این که: پرچمِ بی باد، عجبا که هیچ تماشایی نیست.

دخترِ هفت سینیِ من، که شبِ عیدِ سال گذشته برایم سفره ی هفت سین آورده بود همینجا، خبرآورد که خانم نرگس محمدی باید همین فردا – یکشنبه یازده خرداد ساعت نه صبح – به زندانِ اوین برود. و گفت: خانم گوهر عشقی – مادر ستار بهشتی – از منِ نوری زاد خواسته که جلوی زندان اوین باشیم و نرگس خانم را بدرقه کنیم. دخترِ خوش رویِ هفت سینیِ من، آنچنان عاطفی و غیرت مند و فهیم است که این پنج سال اخیر را دربست کمر به همراهی و همدلی با خانواده های آسیب دیده از کودتای سال 88 بسته و هنوز در این راه سر از پای نمی شناسد. دست بردم و گوشه ی شالی را که بر سرکشیده بود بالا بردم و بر آن بوسه زدم و گفتم: دخترم، تو در این راه، بر نشاطِ جوانی ات پای نهاده ای. به اعتراض عقب کشید که این چه کار است؟ و دست برد و گوشه ی پرچم قرمزِ مرا بالا برد و بر آن بوسه زد به عوض.

دو: انتشار فیلمِ سخنرانی سردار جعفری که بی واهمه از خط قرمزهای حاکمیت در برنیامدنِ دوم خردادی ها می گوید، آنچنان سریع سر به هر سو دوانید که مرا جز این انتظار نبود. دیشب از بی بی سی زنگ زدند که می خواهیم آن را در چند نوبت پخش کنیم اما تاریخِ ایرادِ این سخنرانی را نمی دانیم. گفتم: اواخر سال 88. پرسیدند: این فیلم چگونه به دست شما افتاده؟ گفتم: این فیلم یک سه گانه است که در ادامه اش حجة الاسلامان طائب رییس سازمان اطلاعات سپاه و سعیدی نماینده ی ولی فقیه در سپاه نیز سخن می گویند همگی با همین مضامین کودتاگری. و گفتم: این پکیج را برای توجیهاتِ درون سازمانی به بسیجیان هدیه داده بودند. و گفتم: چرا ما به اشتباه همه ی بسیجیان را وابسته و ناجور و بی فکر و مطیع و شعبون بی مخ می نامیم؟

سه: دوست قدیمی ام این روزها مرا به بهانه ای به سایه ی درختانِ مقابلِ خانه ی مرد ویلیچری می برد. می گوید این چند دقیقه ای که من اینجایم در سایه باش و بعدش برو. دیروز از همایشی گفت که چند سال پیش برای پاسداران بازنشسته پرداخته بودند. پیش از این گفته ام که این دوست قدیمیِ من، یک پاسدارِ حقوق خوانده است که بنا به نگرش متفاوتش امکان فعالیتِ حقوقی به او نداده اند و نمی دهند. وی در سالهای پر آشوبِ جنگ، سالها فرمانده ی سپاه شهرستان میناب – هرمزگان – بوده و چهل ماه در جبهه ها حضور داشته است و برادر شهید است و خلاصه از آن پاسدارانی است که نخواسته از دایره ی انسانیت و خردمندی پای بیرون نهد.

وی دیروز از آن همایش می گفت. این که: نشسته بودیم که یک حاج آقا را برای تلطیفِ ایمانیِ ما آوردند و پشت میکروفن نشاندند. حاج آقا نه گذاشت و نه برداشت و گفت: یک سئوال، چرا امام حسین موفق نشد؟ هریک از ما چیزی گفت و من گفتم: حاج آقا به این خاطر که امام حسین ضرغامی نداشت تا هم برایش دروغ ببافد و هم تبلیغش کند دریک اِشِلّ بین الملی. گفت: حاج آقا به یک پرسش دیگر فرو شد. این که: اگر همین اکنون، امام حسین ندا در دهد ” هَل مِن ناصرٍ ینصُرُنی ” آیا شما به کمکش می شتابید؟ که دوست پهلو دستیِ من گفت: اگر جمهوری اسلامی بر نیامده بود، بله، به کُمکش می شتافتیم اما با بر آمدن این نظام، نه. دوست قدیمی ام گفت: آن روز ما با همین شوخی های جدی، خود را از ناهاری که برایمان تدارک دیده بودند محروم کردیم. عذر ما را خواستند و محترمانه بیرونمان کردند.

به دوست قدیمی ام گفتم: همین حالا که داشتم اینجا قدم می زدم، بخود گفتم: اگر آقای خامنه ای تو را بخواهد و بپرسد مرگت چیست نوری زاد، چه می گویی؟ و به خود پاسخ دادم: به او می گویم شما که خود را علی زمان و نایب امام زمان می دانید، چرا گردش مالی خودتان و دستگاه های تحت امرتان مشخص نیست؟ چرا اجازه نمی دهید از آستان قدس رضوی و بنیاد مستضعفان و ستاد فرمان امام حسابرسی شود؟ و به ایشان می گویم: شما به همین خاطر و بخاطر صدها کارِ غیرقانونیِ دیگر، مدت هاست که از رهبری خلع شده اید. بویژه بخاطر نکبت هسته ای که با مدیریت و اصرار و فرمان شما تأسیسات تریلیاردیِ هسته ای سامان گرفتند و سر آخر به زباله ای از آهن آلاتِ آلوده بدل شدند. و این که چرا هرچه بی ادب و خلافکار و دزد و آدم کش و نابکار است در اطراف شما آرایش گرفته اند؟

چهار: جوان موبورِ شنبه ای آمد با دو بطریِ آب. که هر شنبه با خود قرار بسته به قدمگاه بیاید و یک چند دقیقه ای باشد و برود. دو جوان دیگر نیز آمدند از دوستان فیسبوکی که یکی ساکت و کم حرف بود اما دیگری آتش پاره و اهل بگو و بخند و بقول خودش: مدرس ادبیات فارسی. شدیم چهار نفر. یک مرد جوان چهار شانه و قد بلند و خوش چهره نیز آمد سرشار از اشتیاق با کیسه ای از چند بطری آب و یکی دو تا روسری به رسم یادگاری. شدیم چند نفر؟ بانویی چادر مقنعه ای و با محبت آمد و شدیم شش نفر. بحث از ترسی در گرفت که مقبولیتِ عام پیدا کرده است. و این که: مردم ما به این ترس احتیاج بسته اند و بدونِ آن احساس کمبود می کند. که اگر ترسی در کار نباشد، جماعتی می درندشان انگار. گفتم: الحق و الانصاف، اطلاعات و سپاه در ترساندنِ مردم موفق بوده اند.

گفتم: با همین ترس، موفق شده اند مردم را در روزمرگی سر در گم کنند. جوری که مردم در این سر درگمی، حاکمیت را نقد می کنند و حتی ناسزایش می گویند و با همین نقد و ناسزا خود را تخلیه می کنند اما فراتر از حرف پا نمی نهند. کدام مردم؟ مردمی که رام و اهل نچ نچ اند و با هر گرانیِ ناگهانی و حتی با هر جنایت و خیانتِ ناگهانی به همزیستی رسیده اند.

بانوی چادری با بوسه ای که من بر گوشه ی چادرش نشاندم رفت و پیرمردِ سیب آور از راه رسید و سیبی به دستم داد و جمع شش نفره ی ما دست نخورده باقی ماند. پیرمرد سیب آور از جناب امیر انتظام گفت. این که در این مدت، دو بار به عیادتش رفته. و این که جناب امیر انتظام شگفت زده بود از آنهمه جمعیتی که به دیدارش رفته بودند و همه نیز از طریق فیسبوک خبردار شده بودند که وی در بیمارستان ایرانمهر بستری است. پیرمرد سیب آور به رسم همیشه کمی ایستاد و خداحافظی کرد و رفت. جوان چهار شانه نیز. دوست قدیمی ام نیز. جوان موبور و دو جوان دیگر اما اصرار که بیا عکس بگیریم. بُردمشان کمی دور از قدمگاه. جایی که در دیدِ سربازان نباشد. عکس گرفتند و رفتند.

پنج: یک موتوری آمد و کلاه ایمنی از سر برداشت و دیده بوسی کرد. در کارِ چاپ بود. سپاهی بود و بازنشسته. گفت: این ماییم که از این جماعت طلبکاریم. و به در ورودیِ اطلاعات اشاره کرد. و ادامه داد: اینها هستند که به حوزه یِ حق ما دخول کرده اند. اینهایند که باید از ما بترسند بخاطر خیانتی که به ماها کرده اند نه ما. وشروع کرد به شمارشِ مشقاتی که پی در پی بر او و بر خاندان انقلابی اش باریده بود.

شش: سه جوانی که عکس گرفته و رفته بودند، باز آمدند. عکس هایشان تار شده بود. گفتم: شما حساسیت اینها را بر می انگیزید بالاخره. رفتیم و دوباره عکس گرفتیم. راهی شان کردم تا بروند. به سمت قدمگاه باز می رفتم که دیدم پژوی 405 اطلاعات شلاقی آمد و از من گذشت و رفت و پیچید سرِ راه سه جوان. یکی از اطلاعاتی ها با خشمی که از صورتش فرو می چکید پایین آمد و مستقیم رفت سراغ جوان موبور و یک کف دستی به سینه ی وی کوفت و با همکاریِ همکارش به دست های او دستبند زد از پشت و او را نشاند بر صندلی عقب اتومبیل.

برگشتم و به سراغشان رفتم و از اطلاعاتی ها خواستم که با جوانها مؤدبانه رفتار کنند. همان اطلاعاتیِ عبوس بر من برافروخت که شما کنار بایست و در کار ما دخالت نکن. جلوی چشم من و همه ی آنانی که از بزرگراه رد می شدند، با دو جوان دیگر مثل سارقانِ مسلح برخورد کردند. دستهایشان را برسقف اتومبیل گذاردند و به ضرب لگد، پاهایشان را از هم واگشودند و به وارسیِ بدنشان دست بردند.

به جوان ها گفتم: نگران نباشید بچه ها. نیم ساعت دیگر خلاص می شوید. اطلاعاتی ها در نخستین قدم، تلفن های این سه جوان را گرفتند تا عکس های گرفته شده را پاک کنند. فاصله گرفتم و برگشتم قدمگاه. اما مدام چشمم به اطلاعاتی ها و جوانها بود. جوان آتش پاره از دور برای من دست بالا برد که یعنی نگران نباش. یک موتوری آمد و سلام و علیکی کرد و رفت و پانزده دقیقه ی بعد با دختری نوجوان نشسته بر ترکِ موتور باز آمد و گفت: زهرا را آورده ام که شما را ببیند و یاد بگیرد فردا چگونه از حق خود دفاع کند. و من، برای زهرای شانزده ساله اش آرزوی خوشبختی و نیکبختی کردم.

هفت: جوانی آمد بسیار خوش تیپ و چهارستون سالم. گفت: از شیراز به عشق شما آمده ام. اشتهایش برای گفتن و شنیدن زیاد بود. من اما نمی خواستم او نیز در گیر اطلاعاتی ها شود. به وی گفتم: آنجا را نگاه کن، اطلاعاتی ها دارند از سه جوان مثل تو بازجویی می کنند. تا این را گفتم، دست داد و مثل برق دوید سمت پله های پل عابر و ناپدید شد. جوانی دیگری آمد. به او نیز گفتم این اطراف شلوغ است. گفت: من که کاری ندارم. آمده ام سلام بگویم. دست داد و رفت و کمی دورتر سوار موتورش شد. اتومبیل 206 اطلاعات پیچید جلویش. جوان دست به کیفش برد و خیلی خونسرد به آنان گفت: کارت شناسایی می خواهید؟ چه باشد خوب است؟ و زیپ کیف کوچکی را گرفت و کشید.

هشت: از دور دیدم که اطلاعاتی ها جوان موبور را از اتومبیل پیاده کردند و دستبندش را واگشودند. کمی که این سه جوان را توجیه و ارشاد کردند، هر سه را رها کردند. سه جوان، به سوی من خیز برداشتند. مشتاقانه به سمتشان رفتم. معلوم بود که به آنان گفته شده بی معطلی باید از آنجا دور شوند. صحبت کوتاهی بین ما رد و بدل شد و سه جوان از پله های پل بالا رفتند. اتومبیل اطلاعاتی ها آمد و از کنار من رد شد. یکی از مأموران برای من دست تکان داد. که یعنی دیدی آزادشان کردیم؟ دو سه قدم جلو رفتم و از آنان بخاطر آزاد کردن آن سه جوان تشکر کردم.

نه: دیشب رفتم منزل یکی از بهاییان. دوستان دیگری نیز بودند. از جوانان کهریزکی گرفته تا آقای ناصر اشجار و دختر هفت سینی ام. شاید از خود بپرسید چرا انتشار گزارش دیروز قدمگاه تا بدین ساعت به درازا انجامیده. امروز که صبح رفتم زندان اوین برای پیگیری اموالم که سپاه برده و نمی دهد. خانم نرگس محمدی را دیدم با وکیلش و خانم گوهر عشقی مادر ستار بهشتی. عجبا که جوانانی آمده بودند برای بدرقه ی ایشان. در آن جمع، همسر جناب عبدالفتاح سلطانی نیز بود.

داشتیم صحبت می کردیم که همسر آقای دکمه چی آمد و خبر داد که به زندان فراخوانده شده. با جناب دکمه چی، من یک چند وقتی در بند 350 همبند بودم. بعدها دکمه چی را در بیمارستان مدرسِ تهران دیدم که بسیار نحیف شده بود و به پاهایش زنجیر بسته بودند تا مبادا فرار کند. چرا که حکم اعدام گرفته بود و فرار یک اعدامی کم تبعاتی ندارد برای زندانبانان. هفته ی بعدش خبر دادند که دکمه چی از دنیا رفته. و حالا همسر دکمه چی به داخل زندان می رفت تا مبادا سلولی خالی بماند. از حاضرین خواستم برای همسر دکمه چی کف بزنیم. کف زدیم. و بعد، برای همسر جناب عبدالفتاح سلطانی کف زدیم.

روز، روز تولد امام حسین است امروز. این روز، برای هر کاری اگر مناسب باشد، برای اعدام مناسب نیست مطلقاً. همانجا بودیم که خبر آمد صبح زود، غلامرضا خسروی را اعدام کرده اند. به پیشنهاد آقای ناصر اشجاری، یک دقیقه برای وی سکوت کردیم. سه شنبه ای که در راه است، سالروز وفات آیت الله طاهری اصفهانی است. من در آن روز به اصفهان خواهم رفت و در مراسم ترحیم وی شرکت خواهم جست بشرط بقا.

محمد نوری زاد

یازده خرداد نود و سه – تهران
ایمیل: mnourizaad@gmail.com
به سایت نوری زاد هم سر بزنید:
Nurizad.info
نشانی قدمگاه: بزرگراه همت – غرب به شرق – بعد از خروجی پاسداران – زیر پل عابر پیاده – ساعت چهار بعد ازظهر. پنجشنبه ها و جمعه ها و روزهای تعطیل قدمگاه تعطیل استShare This Post

درباره محمد نوری زاد

69 نظر

  1. سلام خدمت نوریزاد عزیز دو خواهشی داشتم و اون اینه که گفتی از نقدی وطاعب ویدویی در دست داری چرا اونا را منتشر نمیکنی واینکه چرا فیلم اقای جعفری را کامل پخش نکردی شما فرمودی این ویدیو دو ماه قبل بدستت رسیده چرا فوری منتشر نکردی این مدت برا ادیت کردن ویدیو زمان زیادی هست بهتر بود همون موقع در اسرع وقت پخش میکردی تا شاعبه ای پیش نیاد . خواهش دوم اینه صدای ما که به جایی نمیرسه اگه همه زندانیان سیاسی مثل شما به اعتصاب غذا دست بزنن یادم میاد گفتی اینقدر اعتصاب غذا میکنی تا جنازه ات رو میزاری رو دستشون به این دلیلیه که در مقابل شما هیچ کاری نمیتونن بکنن اگه شما این پیشنهاد را به زندانیان سیاسی بدین اونا نمیتونن خیلی تو زندان نگهشون دارن مث شما ومهدی خزعلی لطفا مکتوب جواب بدین
    ——————

    سلام آقا رضا
    من بخاطر این که همه ی کارهای سایت و فیسبوک و قدمگاه و نوشتن های روزانه و البته بخشی از کارهای مربوط به خانه را یک نفری انجام می دهم نمی توانم در هر کجا باشم. در این دو ماه، یکی دو بار توانستم فیلم را ببینم که بسیار خسته کننده است و مترادف با خمیازه کشیدن مخاطبان. ناگزیر بخشهایی از صحبت جعفری را انتخاب کردم که بکار آید. در ضمن بهتر نیست خود سپاه اصل فیلم را منتشر کند و رسما بگوید: ببینید، اصل فیلم این بوده و نوری زاد مثلا قلع وقمعش کرده؟ و دیگر این که به زندانیان نمی توان بخش نامه کرد و یک نظر را به آنان تحمیل کرد. اگر خودشان بخواهند در این خصوص تصمیم می گیرند. ما که بجای آنان زندانی نیستیم و رنج نمی کشیم.
    سپاس

     
  2. جناب ناشناس..همیشه از کوزه همان که در اوست تراوش نمی کند. بلکه محیط اطراف کوزه روی محتویاتش اثر می گذارد. کوزه حاوی عسل وقتی دور و برش وحشی هائی هستند که از زبان تلخشان بغیر از فحاشی و بد دهنی به انسانهای شریف چیزی صادر نمیشود اگر بخواهد عسل تراوش کند به عسل ظلم کرده است. عسل را به دهان آلوده نمی دهند. شما توصیه فرمائید که رفقا و برادران شایسته عسل شوند آنوقت تراوش عسل را از کوزه ببینید.

    آقای نوریزاد جهت آگاهی مردم زحمتی کشیده و از کوزه اش عسل تراوش کرده که همگان به آگاهی و شعور برسند. تبادل نظر را بفهمند و به او کمک کنند. در این بین کسانی که اسمشان از سیرتشان حکایت دارد بجای سئوال و جواب شروع به فحاشی میکنند. این باعث میشود که کسی از ترس این بد دهننان حرفی نزند و سایت استفاده ای را که صاحبش می خواهد نداشته باشد. وقتی کسی کوچگترین بخثی طرح می کند با هجوم فحشهای چارواداری مواجه میشود و تقریبا امکان هر بحث منطقی گرفته شده. این خواسته کیست؟ آیا حّق نداریم مشکوک شویم؟ آیا اگر در این سایت مرتب از نوریزاد تعریف و به انحا مختلف به خاتمی و موسوی و دیگران اهانت شود به نفع کیست؟ رکیکترین اهانتها را به مقدسات دیگران میکنند و میگویند سکولاریم! شما اینها را مامور میدانی یا سکولار؟ سکولار برای خودش شانی و احترامی دارد نه اینکه هر دهان آلوده ای با فحاشی به انسانهای فهیم و شریف خود را در پوشش آن مخفی کند. آری برادر..از کوزه همان میتراود که شایسته شخص است. این ضرب المثل قدری نیاز بدستکاری دارد.

     
  3. ﻣﺤﻤﺪ ﺁﻗﺎﻱ ﻋﺰﻳﺰ ﺑﺎ ﺳﻼﻡ
    ﺣﺘﻤﺎ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺑﻬﺘﺮ اﺯ ﻣﻦ ﺟﻮاﺏ ﺳﻮاﻟﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺫﻫﻨﺘﺎﻥ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻲ ﺧﻮاﻫﻴﺪ اﺯ ﺁﻗﺎﻱ ﺧﺎﻣﻨﻪ اﻱ ﺑﻜﻨﻴﺪ ﺭا ﻣﻲ ﺩاﻧﻴﺪ
    ﺳﻮاﻝ ﻛﻪ ﭼﺮا…..
    ﺟﻮاﺏ ﺳﺎﺩﻩ ﻣﻦ ﺑﻪ اﻳﻦ ﺳﻮاﻝ اﻳﻦ اﺳﺖ ﺁﻗﺎﻱ ﺧﻤﻴﻨﻲ اﻭﻝ اﻧﻘﻼﺏ ﺳﺨﻨﺮاﻧﻴﻬﺎﻱ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﻛﺮﺩﻧﻨﺪ
    اﺯ ﺟﻤﻠﻪ اﻳﻨﻜﻪ ﻋﻠﻢ ﺧﻴﻠﻲ ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ, ﻣﻬﻢ ﺗﻘﻮا اﺳﺖ, ﻭاﮊﻩ ﻣﺒﻬﻢ و ﻧﺎ ﻣﺸﺨﺼﻲ ﻛﻪ ﺭاﻩ ﺭا ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﺑﺮاﻱ
    ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺑﺎﺯ ﻛﺮﺩ,ﭼﻂﻮﺭ ﺗﻘﻮا ﺗﻮ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻫﻴﺠﺎﻥ ﺯﺩﻩ ﺁﻧﻮﻗﺖ ﻳﻌﻨﻲ ﮔﺬاﺷﺘﻦ ﺭﻳﺶ ﻛﻪ ﺯﺣﻤﺘﻲ ﻧﺪاﺭﺩ و ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ
    ﺩﻭ ﻫﻔﺘﻪ اﻱ ﺩﺭ ﻣﻲ ﺁﻳﺪ و ﻳﻚ اﻧﮕﺸﺘﺮ ﻋﻘﻴﻖ و اﺣﺘﻤﺎﻻ ﺗﺴﺒﻴﺢ ﺑﺮاﻱ ﻛﺎﻣﻞ ﺗﺮ ﺷﺪﻥ اﺑﺰاﺭ ﺗﺮﻗﻲ.
    اﺷﺎﺭﻩ اﻱ ﺑﻮﺩ ﻛﻮﺗﺎﻩ. ﺧﻴﻠﻲ ﻫﺎ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﻲ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻋﻠﻢ اﻧﺴﺎﻧﻴﺖ و ﺷﺮﻑ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﻧﺪ.
    اﻻﻥ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺮﺩﻡ. ﻣﺎ ﻋﻠﻢ ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﻱ و ﺷﺮﻑ و اﻧﺴﺎﻧﻴﺖ ﺭا ﺗﺮﺟﻴﺢ ﻣﻲ ﺩﻫﻨﺪ.
    ﺗﻘﻮاﻱ ﻭاﻗﻌﻲ ﻫﻢ اﮔﺮ ﻛﺴﻲ ﺩاﺷﺖ ﻋﺎﻟﻲ, ﻭﻟﻲ ﻣﻮﺿﻮﻋﻲ. اﺳﺖ ﺷﺨﺼﻲ
    ﺩﻭﺳﺖ ﺩاﺭ ﺷﻤﺎ ﻋﻆﻴﻢ

     
  4. یه دیونه زنجیری میتونه اینطور بنویسه.

     
  5. نوري زاد شما كلي توهين به رهبر كردي اهميتي بهت ندادند. درب وزارت اطلاعات رفتي توجهي نكردند. به سپاه گير دادي بازم خبري نشد. الان به جنگ با دين برخاسته اي. مي خواهي سكولار شوي باش عين گنجي عين من مث اون يكي مثل سروش ، اغاجري اعلام كن نه اينكه سكانس بنويس از زبان كس ديگه اي. بابا شرائط احراز انقلابيگري را نداشتي تحمل دو روز زندان نداشتي. مي موندي تو زندان پيرتر از بهزاد نبوي نبودي يا بيمارتر از قدياني كه نيستي. حالا دوست داري از دين خارج شوي ديگه سكانس ننويس. بگوسكولاريسم اغوش بگشا اومدم خه لاص. برايت ارزوي سعادت دارم حتي در خروج از دين خيلي سعي مي كني از خودت نيروي عمده بسازي اگر سكولار هم بشوي كاري باهات نخواهند داشت اينم مدركم از نوشته امروز شما::” سه: دوست قدیمی ام این روزها مرا به بهانه ای به سایه ی درختانِ مقابلِ خانه ی مرد ویلیچری می برد. پیش از این گفته ام که این دوست قدیمیِ من، یک پاسدارِ حقوق خوانده است که بنا به نگرش متفاوتش امکان فعالیتِ حقوقی به او نداده اند و نمی دهند. …وی دیروز از آن همایش می گفت. این که: نشسته بودیم که یک حاج آقا را برای تلطیفِ ایمانیِ ما آوردند و پشت میکروفن نشاندند. حاج آقا نه گذاشت و نه برداشت و گفت: یک سئوال، چرا امام حسین موفق نشد؟ هریک از ما چیزی گفت و من گفتم: حاج آقا به این خاطر که امام حسین ضرغامی نداشت تا هم برایش دروغ ببافد و هم تبلیغش کند دریک اِشِلّ بین الملی. گفت: حاج آقا به یک پرسش دیگر فرو شد. این که: اگر همین اکنون، امام حسین ندا در دهد ” هَل مِن ناصرٍ ینصُرُنی ” آیا شما به کمکش می شتابید؟ که دوست پهلو دستیِ من گفت: اگر جمهوری اسلامی بر نیامده بود، بله، به کُمکش می شتافتیم اما با بر آمدن این نظام، نه. دوست قدیمی ام گفت: آن روز ما با همین شوخی های جدی، خود را از ناهاری که برایمان تدارک دیده بودند محروم کردیم. عذر ما را خواستند و محترمانه بیرونمان کردند. “

     
  6. آقای نوری زاد داستان نامه شاگردان آیت الله دستغیب پس از سفر به شیراز چه بوده ؟ چرا در رابطه با آن و اتفاقاتی که بین شما و طلبه های ایشان با توجه به توصیف دقیقی که معمولا شما از ملاقاتها می کنید مطلب نمیزنید تا هم ما روشن شویم هم سو استفاده کنند گان و دشمنان ایشان مطالب را وارونه جلوه ندهند ممنون از اینکه خود سانسوری نمی کنید

     
  7. خیلی متوهمی اقای نوری زاد به نظرت چند نفر از مردم تورا می شناسند. حتی اندازه نگرس محمدی برای مردم اهمیت داری؟

     
  8. جناب نوری زاد
    عجب سندی رو کردید قربان. البته آن تقلب رسوا آنقدر سند دارد که می توان از آن یک کتاب هزار صفحه ای چاپ کرد ولی این اولین بار است که یکی از سپاهیان چنین سوتی عظمایی می دهد. راستی اگر در آن راهپیمایی سکوت میلیونی، جناب موسوی مردم را به جای آرامش به سمت بیت رهبری هدایت کرده بود چه اتفاقی می افتاد؟ شنیدم هلیکوپتر فرار را برای رهبری به مقصد روسیه مهیا کرده بودند. نمی دانم الآن آقای موسوی به این مورد فکر می کند یا نه؟ ظاهرا جنگ مغلوبه شده است و نیروهای جنبش سبز پراکنده و بی تحرک ولی من ایمان دارم که این آتش اهورایی بار دیگر روشن خواهد شد و دودمان ظالمان را بر باد خواهد داد. تنها آرزوی من شاید این باشد که اینبار بر خلاف سایر موارد تاریخی، استبداد باز تولید نشود.
    داشتم کتاب تاریخ فلسفه را می خواندم دیدم اسکندر مقدونی بعد از فتح مشرق زمین و به خصوص ایران، این مقام الهی شاهنشاهی را خیلی پسندیده بود و حسابی در این آب و خاک جا خوش کرده بود. ظاهرا این مشکل ولایت فقیه جانشین خدا و پادشاه سایه خدا و اراجیف دیگری که از عالم ملکوت برای حاکمین صادر می شود، ریشه ای بس عمیق در این آب و خاک دارد. راهی بس طولانی و دشوار در پیش داریم ولی به قول خواجه شیراز:
    گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
    هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور

     
  9. بزگوار نوري زاد به ديدار مهندس بهزاد نبوب رفتيد چريك پير و يار و ياور مير حسين؟
    گزينشي عمل نكنيد براي همه زندانيان سياسي به يك اندازه احترام نگه داريد

    ————-

    سلام حامد گرامی
    بله به دیدنشان رفتم، و در تمام سالهایی که وی در زندان بود و من بیرون، از همسر شریفشان حال وی را جویا می شدم
    با احترام

    .

     
  10. برادر مزدک رندبق سکولار …باید متن رو عوض کنین. هواسم بهت هست اخوی..ما هم مثل خودتون گذاشتیم بیایید جلو تا هر کی هم نمی شناختتون بشناسه..ابن فیلم ها رو هم بی خیال شو..چند جا بد جوری بند رو آب دادی!!. موفق نباشی..در ضمن دینی را که از امثال شما گرفتیم به چوبکی فروختیم..برای همین دین فروشیم!..

     
    • چه ادبیات قشنگی داری برادر . ماشالله ادب از سر و کولتون تراوش که چه عرض کنم فوران میکنه . مثلی داریم که میگه : از کوزه همان تراود که در اوست

       
  11. خدا کند ” راه یافتگان ” مورد نظر جنتی به ” اصطبل ” بهارستان به اندازه یک تار موی آقای “زیبا کلام” شرف و غیرت داشتند و همین نامه ای که ایشان به خاتمی بدلی ( خاتمی واقعی همان رئیس جمهور 22 میلیونی 2خرداد 76 و 18 خرداد 80 می باشد ) نوشتند و بودجه های فرهنگی به نهاد های فرهنگی را مطرح کردند ، زودتر به خاتمی بدلی می نوشتند .البته آقای ” زیبا کلام ” می دانند که در مجلس مردمی ششم که ریاست آن به آقای کروبی شیر مرد بود ، یکبار شیر زنی به نام ” فاطمه حقیقت جو ” در باره بودجه این 26 دستگاه فرهنگی یک سخنرانی در شهر قزوین نموده بودند ، بدین شکل که : بعضی ها از دستگاه های فرهنگی از مجلس ششم خواستار این هستند که ما ” آخورشان ” را بیشتر از سایر دستگاه ها پر کنیم . همین صحبت آن شیر زن مجلس ششم خشم جنتی دبیر شورای نگهبانی از جناح قدرت طلب ( جنتی خود را ضمیر اشاره ” آخورشان ” یافته بود و جنجالی بپا کرد که شاید آقای زیبا کلام یادشان باشد ) را بر افروخت و بر دشمنی با این خانم و شکایت از ایشان را بدنبال داشت . خانم “حقیقت جو “از جنتی سئوال کرده بودند که مگر من از شما نام برده ام که شما از من شکایت کرده اید ؟ جنتی گفته بود که منظور ” آخور “شما من بودم و من بودم که میخواستم بودجه مرا و زیر مجموعه مرا زیاد کنید . چون من هر وقت ” پیچ رادیو ” را باز میکردم و صحبت های مجلس مردمی ششم را می شنیدم رعشه به بدنم میافتاد و از ناراحتی و ار دق دلی شما و تنها راهی را که می توانستم با شما به ستیز برخیزم و انجام دهم ، برای رفع رعشه بر بدنم ، همین بود که میخواستم بودجه نهاد های فرهنگی را زیاد کنم .

     
  12. فرو شدن در واقعه ای که تاریخ آن گذشته و حقی که ضایع شده صرفا از این جهت که روزی مسببین آن واقعه در برابر میز عدالت پاسخگوی عملشون باشند خوب است ! اما فرو شدن محض و پرداختن صرف به موضوع بی آنکه با حال و آینده امان توجه نماییم ما را و زمان طلایی را جوری ضایع مینماید که در این همه سالهای سپری شدن از کودتای 28 مرداد و فرو شدن در باتلاق آن ضایع شده است ! هزاران بلای بالاتر از کودتای 28 مرداد سرمان آمده ولی ماندن در باتلاق 28 مرداد ما را از رسیدن به آنها باز مانده است ! جوری سرگرم نشویم که باز هم بازنده حال و آینده باشیم!

     
  13. به شما افتخار ميكنم، آقاي نوري زاد
    همين

     
  14. آقای نوریزاد عزیز در قدمگاه موبایلتان را هم همراه دارید؟البته برای شما مشکلی نیست ولی برای کسانیکه با شما ملاقات میکنند ممکن است مشکل ساز شود خصوصا اطلاعاتی های سابق.اگرهمراه دارید حتما باطریش را بیرون بیاورید.هر چند خودتان بیشتر به فکر هستید

     
  15. امیر حسین دولت پناه

    با سلام امروز به دادگاه رفتم. قاضی و همچنین نماینده و وکیل ” اجرای احکام “، کاملا در جهت حل مشکل من حرکت کردند. حس کردم که عدالت هنوز نمرده است. این اطمینان را پیدا کردم حکم تخلیه داده نخواهد شد ولی البته فعلا با توجه به قوانین موجود، سند این خانه را نمی توانم بگیرم. فکر نمی کردم که قاضی و نماینده اجرای احکام امام، یکساعت تمام….، بله یکساعت تمام، مدارک مرا زیر و رو کنند تا بتوانند مشکل مرا حل نمایند. باور نمی کردم که قاضی و نماینده با دیدن فرزندم، ثانیه هائی سکوت کنند. اینجا، معنی یک دقیقه سکوت را فهمیدم. ای کاش سایر قضاتی که بر مسند قضا تکیه داده اند، از این دو نفر، کمی درس اخلاق بگیرند.
    با خوشحالی بی پایان و تشکر فراوان از شما که مشوق و تکیه گاه من در این مدت چند ماه بودید و هستید.
    امیرحسین دولت پناه

     
    • سلام به شما جناب دولت پناه
      خیلی خوشحال شدم که دادگاه در صدد رفع مشکل شماست و امیدوارم سند آن منزل که پر از خاطرات برای شما و خانواده تان هست بنام شما زده شود.
      یک لطفی کنید و آدرس ایمیلتان را بگذارید چون آدرس ایمیل در کتاب شما اشتباه است و یا تغییر کرده است.
      باتشکر

       
  16. آقای نوریزاد عزیز در این ویدئو که شما منتشر کردید دقیقا ثابت می‌کند که در انتخابات تدلیس شده است نه تقلب!

     
  17. کلیدداران بهشت و جهنم نگران چه هستند؟

    اشتراک یکشنبه, ۱۱ خرداد, ۱۳۹۳
    چکیده :آیا معنای امر به معروف و نهی از منکر در قرآن مجید واقعا همان است که فقیهان گذشته برای تحکیم سلطه سیاسی خلفای اموی و عباسی برای آن فریضه قائل شدند و این آقایان هم همان معنا را دنبال می‌کنند؟ آیا در عصر پیامبر اسلام هم در کوچه‌ها یقۀ خانم‌ها را می‌چسپیدند که چرا چنین یا چنان پوشیده‌ای؟! آیا پیامبر اسلام هم «محتسب» راه انداخته بود؟!…

    مجتهد شبستری

    چند هفته پس از آن که یک استاد فلسفه در حوزۀ علمیه قم آزادی را «بت» نامید و فتوای وجوب شکستن آن را صادر کرد!(۱) جامعه ما اینک با هیاهوی تازه دیگری روبرو شده است. پاره‌ای از خطیبان جمعه و بعضی از مراجع تقلید حوزه علمیه قم مدعی شده‌اند که آنان کلیدداران بهشت و جهنم خدا هستند و می‌دانند که آن درها چگونه باز و بسته می‌شوند و به دولت، عامرانه هشدار می‌دهند که با اِعمال خشونت شریعت را جاری سازد تا درهای جهنم به روی مردم بسته شود و درهای بهشت باز گردد!!!

    این هیاهوی جدید هنگامی بپا شد که هفته گذشته حسن روحانی رئیس جمهور ایران که یک «دولت عقلا» تشکیل داده، شجاعانه ناپرهیزی کرد و یک حقیقت مهم دینی و سیاسی را آشکارا چنین بر زبان راند: «اینقدر در زندگی مردم مداخله نکنید ولو به خاطر دلسوزی، بگذاریم مردم خودشان راه بهشت را انتخاب کنند، نمی‌توان با زور و شلاق مردم را به بهشت برد. پیامبر (ص) شلاق در دست نداشت، پیامبر بشیر و نذیر بود و ما نیز باید بشیر و نذیر باشیم، همه باید کاری کنیم که آرامش در جامعه حاکم باشد» (۲)

    پرسشی که برای من و بسیاری دیگر از ناظران این اوضاع و احوال قرون وسطایی پیش آمده این است که آیا این کلید داران بهشت و جهنم، که فریضه امر به معروف و نهی از منکر را نیز دستاویز خود قرار داده‌اند واقعاً نگران از دست رفتن شریعت و «جهنمیدن مردم!» و بسته شدن درهای بهشت هستند؟ آیا آن‌ها واقعاً غمخوار «معروف» و «منکر» اند؟ در پشت صحنه این گرد و غبار بپا کردن‌ها چه نهفته است؟!

    صاحب این قلم پرداختن به این پرسش‌ها را برای شفاف ساختن فضای روانی، سیاسی جامعه ما یک وظیفه اخلاقی می‌داند و من در اینجا چند پرسش طرح می‌کنم به این امید که اندیشیدن بدان‌ها به شفاف سازی فضای جامعه یاری رساند:

    ۱- اگر واقعاً مسأله این است که مثلاً دربارۀ پوشش و رفتار زنان در ملاء عام شریعت چه می‌گوید و مقتضای آن چیست، چرا آن مراجع و خطیبان دینی کتاب تحقیقی بسیار سودمندی را که چند سال قبل با عنوان «حجاب شرعی در عصر پیامبر» (نوشته ترکاشوند) دست به دست می‌گشت «بایکوت کردند» و با سکوت از کنار آن گذشتند؟ چرا مدعای آن کتاب را که با استناد‌های قابل توجه تاریخی اثبات می‌کند در عصر پیامبر اسلام(ص) حجاب در معنای امروزی آن نه تنها وجود نداشته بلکه به سبب زندگی بسیار ساده و ابتدائی آن مردم و فقر مفرط ممکن نبوده است، در محافل حوزوی خود آشکارا به بحث نگذاشتند؟ چرا از طرفداران مدعای آن کتاب دعوت نکردند در حوزۀ علمیه قم در نشست‌های عمومی سخن بگویند و دلائل خود را توضیح دهند تا معلوم شود واقعاً در باب حجاب چه حکمی را می‌توان به حساب شریعت گذاشت؟ آیا واجب نبود آنان که این همه برای حجاب در شکل و معنای کنونی آن سینه چاک می‌کنند مدعای آن کتاب را که به مراتب مستدل تر از بسیاری از مباحث فقهی حوزه است، جدی بگیرند؟ آیا واجب نبود به جای منع چاپ آن کتاب، خود آنان به چاپ و نشر آن بپردازند تا کمکی به فهم شریعت کرده باشند؟!

    ۲- آیا این آقایان که مدعی اند بر حکومت واجب است با اِعمال خشونت درهای جهنم و بهشت را بسته و باز کند، حتی برای یک بار از خود پرسیده‌اند که در این ۳۵ سال گذشته اِعمال مداوم خشونت برای بستن درهای جهنم و گشودن درهای بهشت عملاً چه نتیجه‌ای داده است و کدام مشکل را حل کرده است؟

    آیا آن‌ها نمی‌دانند که به شهادت آمار دقیقی که نشر آنها ممنوع است زیر پوست ظواهر دینی جامعه ما که از هر طرف با فشار این آقایان صدای تکبیر و صلوات و روضه و نیز اشاعه خرافات در آن بلند است چه فسادهای عمیق و گسترده‌ای از اعتیاد میلیونی به مواد مخدر و الکل گرفته تا بیماری‌های مقاربتی و بدتر از آن و فسادهای گوناگون جنسی و بیماری‌های مهلک اخلاقی و روانی و خشونت‌های چندش‌آور خانوادگی و طلاق‌های تصاعدی و جرائم و جنایات گوناگون و فسادهای اداری و رشوه خواری‌های همگانی و اختلاس‌ها و دزدیدن‌های بیت المال و… لانه کرده است؟ آیا هنگام آن نرسیده که آن‌ها به خطا و بی فایده بودن توصیه اِعمال خشونت برای حفظ ایمان و اخلاق مردم که سال‌ها سنت سیئه آنان و حکومت ما بوده اعتراف کنند و اگر واقعاً به فکر سعادت اخروی انسان‌ها هستند به اقدامات درست و مؤثر دیگری بیندیشند؟ آیا مسولیت این همه فساد اخلاقی و عملی پنهان و پوشیده، در درجه اول بر عهدۀ مراجع و مربیان دینی نیست؟ آیا غیر از این است که آن‌ها از انجام وظائف اصلی خود که اشاعه و ترویج فرهنگ دینی و اخلاقی سالم در جامعه و پاشیدن بذرهای ایمان و جلب اعتماد مردم به دین و دینداری است ناتوان بوده‌اند و امکانات بی‌شمار خود را صرف یک سلسله علوم که ناظر به واقعیات جامعه نیست و اقدامات سطحی و بسیاری اوقات بی‌فایده کرده‌اند؟!

    ۳- آیا نابسامانی‌های شدید اقتصادی و سیاسی جامعه ما، بیکار شدن میلیون‌ها جوان، خرابکاری‌های داخلی و خارجی فراوان یک دولتِ دور از عقل و اخلاق سیاسی، که ۸ سالِ تمام لومپنیسم سیاسی و دورغ گفتن را ترویج می‌کرد در از دست دادن ایمان و معنویت و اخلاق و باز شدن درهای جهنم و بسته شدن درهای بهشت به روی مردم که آقایان مدعی آنند هیچ تأثیری نداشت؟! اگر تأثیر داشت ـ و آن تأثیر بسیار هم گسترده بود ـ چرا این آقایان در آن سال‌ها در بارۀ آن همه خسارت معنوی و مادی نه تنها سکوت کردند بلکه گاهی به مدح و ثناء و تأیید پرداختند؟! اگر آقایان، غمخوار امر به معروف و نهی از منکرند آیا ارتکاب اعمال مخرب اقتصادی و سیاسی داخلی و خارجی دولت گذشته جای نهی از منکر و امر به معروف نبود؟! چرا کسی دم برنیاورد؟ و عاقبت هم هیچ کس مسؤلیت آن دوران ویرانگری را بر عهده نگرفت؟

    ۴- مرحوم آیت الله منتظری به عنوان یک فقیه مسلم، در اواخر عمرشان درباره حقوق بشر از آن نظر که بشر است و حقوق شهروندی پیروان مذاهب غیر رسمی و از جمله بهائیان کشور ما نظرهای فقهی راهگشایی مطرح کردند. این نظرهای فقهی بسیار مهم و جدید است. اگر آقایان غم و غصه شریعت می‌خورند چرا نظرهای فقهی یک فقیه مسلم را که به حل بسیاری از معضلات انسانی و سیاسی جامعه کمک می‌کند بایکوت کردند، و آن‌ها را در حوزه‌های درسی خود به بحث نگذاشتند؟ چرا از صاحب نظران گوناگون دعوت نکردند تا در جلسات عمومی حوزه، با همان میزان‌ها و معیارهای فقهی متداول و یا معیارهای جدید، آن نظرها را مورد نقض و ابرام قرار دهند و ببینند عاقبت به کجا می‌رسند؟ و آیا در این موارد از شریعت تفسیر دیگری نیز می‌توان داد یا نه؟ چرا هر وقت یک فتوای خشن داده می‌شود از نظر آقایان تقریر و تحکیم شریعت به حساب می‌آید، اما وقتی فتوائی داده می‌شود که دشمنی میان انسان‌ها را کم می‌کند و گره‌های سیاسی جامعه را می‌گشاید آن را بایکوت می‌کنند؟ چرا آنان قسم موکّد خورده‌اند که هرگز وارد بحث حقوق بشر نشوند؟!

    ۵- رفتار بسیار خشن که امروز در حق فرقه‌های صوفیه و دراویش در جامعه ما اِعمال می‌شود چه مجوزی از سوی همان شریعت رسمی آقایان دارد که آنها همگی در برابر آن سکوت کرده‌اند؟! و گاهی آتش بیار آن معرکه شده‌اند؟ اصرار برای به زندان بردن یک استاد دانشگاه که نتیجه تحقیق خود را دربارۀ امامت منتشر ساخته بود و تعطیل روزنامه ناشر چه مجوزی از سوی شریعت داشت؟

    ۶- آیا معنای امر به معروف و نهی از منکر در قرآن مجید واقعا همان است که فقیهان گذشته برای تحکیم سلطه سیاسی خلفای اموی و عباسی برای آن فریضه قائل شدند و این آقایان هم همان معنا را دنبال می‌کنند؟ آیا در عصر پیامبر اسلام هم در کوچه‌ها یقۀ خانم‌ها را می‌چسپیدند که چرا چنین یا چنان پوشیده‌ای؟! آیا پیامبر اسلام هم «محتسب» راه انداخته بود؟!

    ۷- آیا می‌توان گفت ریشه این همه حساسیت درباره لباس و رفتار زنان در کشور ما و دعوت به اِعمال خشونت در این باره ناشی از این «راز مگو» ست که تعیین تکلیف برای زنان از سوی مردان (مردسالاری) در جامعه ما رکن رکین اقتدار گرایی سیاسی و دینی است و این مردسالاری به هیچ قیمت و به هیچ صورت نباید خدشه دار شود تا پایه‌های اقتدارگرایی سیاسی و دینی سست نگردد؟!. چنین به نظر می‌رسد که کلید داران بهشت و جهنم نگران آن اقتدارگرایی دینی و سیاسی اند و نه نگران شریعت خدا و ایمان مردم!

     
  18. بچّه جوادیه

    هاشمی رفسنجانی، در مصاحبه با روزنامه الموقف العربی که روزنامه جمهوری اسلامی در آخر اسفند 1360 ترجمه آن را انتشار داد، گفته‌است:

    «ما نمی خواهیم در سایه رژیم فعلی عراق، به هیچ توافقی با بغداد برسیم… و این سری نیست که آن را فاش کنم که صدام حسین توسط میانجی‌ها موافقت کرد طبق مواد و شرایط قرارداد الجزایر و بدون قید و شرط، عقب نشینی کند… ولی ما این پیشنهاد را رد کردیم»

    یعنی صدام بعد از فتح خرمشهر دنبال صلح بود و نائب امام زمان دنبال جنگ !.با این سیاست امام زمانی آقایان، 1000 میلیارد خسارت خوردیم و 300 هزار شهید دادیم!!..تازه بدهکار هم هستیم و می خواهند ببرندمان بهشت!!

     
  19. “با همین ترس، موفق شده اند مردم را در روزمرگی سر در گم کنند. جوری که مردم در این سر درگمی، حاکمیت را نقد می کنند و حتی ناسزایش می گویند و با همین نقد و ناسزا خود را تخلیه می کنند اما فراتر از حرف پا نمی نهند. کدام مردم؟ مردمی که رام و اهل نچ نچ اند و با هر گرانیِ ناگهانی و حتی با هر جنایت و خیانتِ ناگهانی به همزیستی رسیده اند.”

    حقيقت تلخى را به زيبايى بيان كرده ايد. اما شايد بتوان به مردم حق داد.

    مردم هر گاه با عشق و شيدايى پيش آمدند و تمام قد به پاى كسى ايستادند و تمام داشته هاى خود را در طبق اخلاص عرضه كردندو هزينه دادند، با خدعه (٥٧)، دورويى و چرخش به سوى قدرت ( ٧٦-٨٠)، و فاصله بسيار از كف خواسته هاى خود (٨٨)، روبرو شدند.

    فراموش نمى كنم دوران پر شور و هيجان انتخابات اولين دورهء خاتمى را. مى خواستم پوسترى از ايشان به خودروى خود نصب كنم. در حال رانندگى از يك جوان موتورسوار كه تصاويرى از ايشان به سرو كله خود و نيز به موتورش نصب كرده بود پرسيدم ببخشيد، ستاد آقاى خاتمى كجاست؟ در اوج شيدايى چند بار به سينه اش كوبيد و با صداى گرفته اى ناشى از فرياد هاى مكرر فرياد كشيد: اينجاست توى قلب من!

    و نتيجه اين اخلاص عاشقانه جوانان چه شد؟
    تبديل شعار جامعهء مدنى ايشان به جامعهء مدينه النبى ، كوتاه آمدن ايشان در مقابل همه خواسته هاى مردم كه به خاطرش هزينه هاى سنگينى چون كوى دانشگاه و قتلهاى زنجيره اى داده بودند. و رأى گرفتن ايشان از مردم در دوره بعدى با حربه اشك ريختن، براى چهار سال بى نتيجه ديگر.

    و نشاط و اميد مردم درانتخابات ٨٨ كه صبح فردايش با اعلام نتايج و تبريكى عجولانه، به بهتى خشم آلود بدل شد.
    اعتراض به اين نيرنگ در پى دو عامل : سركوب شديد و تأكيد موسوى بر بازگشت به دوران طلايى امام ( كه ارتش سايبرى هم به دليل دانستن جهتِ سياسى مردم و حساسيت بسيارى از مردم به اين شعار، شديداً در فضاى مجازى بر آن تأكيد مى كرد) كه از كف خواسته هاى بسيارى از مردم نيز فاصله زيادى داشت، مردم را به ارزيابى مجددِ هزينه – دستاورد واداشت و آنها را به خانه ها باز گرداند.

    آنچه اكنون باعث بى عملى مردم شده است مهم تر از ترس، بحران اعتمادى است بين مردم و نخبگان كه مردم را به حق، از خطر كردن بيهوده باز داشته و به بيان زيباى شما، به همزيستى غمبارى با جنايت و خيانت واداشته است.

    مردم كه با مشاهده چرخش هاى ناگهانى بسيارى از كنشگران سياسى و فاصله گرفتن آنان از مواضع قبلى و بى پرنسيپى شان، اكنون پس از ٣٥ سال گزيده شدن مكرر از مارها، از ريسمانهاى سياه و سفيد نيز پرهيز مى كنند و حتى به شما كه يك تنه، از كف تا سقف خواسته هايشان را فرياد مى زنيد، به ديده ترديد نگاه مى كنند و اين پرسش هميشگى را تكرار مى كنند كه اگر از خودشان نيست چرا آزادش گذاشته اند؟

    بحران اعتماد در جامعه ما بسيار عميق شده است.

    از آنجايى كه اميد به تغييراز بالا به پايين بيهوده مى نمايد و تغيير از پايين به بالا نيازمند حركت مردم است، هرگاه فعالان فضاى سياسى با پرنسيپ، شرافت اخلاقى، شفافيت و شجاعتِ اعتراف به خطا هاى گذشته ، بتوانند اصول و مسير آتى حركت خود را براى مردم ترسيم كنند و با بيان خواسته هاى مردم را كه شايد نه سقف خواسته ها ولى قطعاً بايد بالاتر از كف خواسته هاى بدنه جامعه باشد، اعتماد مردم را به خود جلب كنند، پتانسيل عظيم مردمى به حركت تبديل خواهد شد و گرنه حركت زيكزاكى در فضاى مه آلود و طواف به دور بدنامان سياسى ولو به صورت تاكتيكى، هر چند هر از گاهى با صدور بيانيه هاى مردم پسند همراه باشد، مردم را براى هزينه دادن به حركت در نخواهد آورد.

    سكوت و نظارت مردم بر فاجعه اى كه جارى است هر چند غم انگيز و خسارت بار است، اما اگر بخواهيم نيمه پر ليوان را ببينيم، به دليل پرهيز مردم از شيدايى و ساده انگارى هميشگى، شايد اين بار به روند تكرارىِ از چاله به چاه افتادن تاريخى خاتمه دهد و اين حركت اگر چه دير تر ولى خردمندانه تر رخ دهد.

    آقاى نوريزاد آيا بيش از حد خوشبينم؟

     
  20. با سلام

    سري به وادي ادبيات بزنيم

    معرفي شاعر معروف فرزدق

    شعر فرزدق در باره ي امام سجاد عليه السلام تقديم به سادات عزيز موجود در سايت جناب محمد نوري زاد

    جناب مرتضى و مصلح وساير عزيزان ……………

    http://www.youtube.com/watch?v=woSaj99JYZA

    ……………………….
    فَرَزْدَق(زادهٔ ۳۸ ه./۶۵۸م بصره – درگذشتهٔ ۱۱۰ ه./۷۲۸م بصره) از شاعران برجسته و سرشناس عرب‌ دورهٔ آغاز اسلام و سدهٔ یکم هجری است.

    نام کامل او هَمّام بن غالب بن صّعصّعةّ الدّارِمی التَّمیمی است.

    فرزدق شاعر رسمی ولید خلیفه اموی بود و شماری از چامه‌های ستایشی را به او پیشکش کرده‌است.

    فرزدق از اشراف بود و اجازه داشت در پیشگاه خلیفه بنشیند. شعر فرزدق به آکندگی عبارات از معانی و گوناگونی ترکیب‌ها معروف است و دستورنویسان، سروده‌های بسیاری از او را در نوشته‌های خود به عنوان گواه برای واژه‌ها و کاربردها آورده‌اند.

    نامورترین سرودهٔ او شعری است که در مکه و در هنگام ورود امام علي بن الحسين زین‌العابدین، امام چهارم شیعه به حرم کعبه سرود. این شعر باعث خشم امیر هشام بن عبدالملک و زندانی شدن فرزدق شد. فرزدق در زندان قصیده‌ای در نکوهش هِشام سرود. جامی، سرایندهٔ پارسی‌گوی این قصیده را ترجمه کرده و در دفتر یکم سلسلةالذهب آورده‌است

     
  21. دورودي ديكر بر ازادكان و صلح جويان و اقاي نوريزاد همكاران و كاربران سايتش و كليه هموطنان ارجمند، امروز مي خواهم در باره نامه ايت الله مرتضي بسنديده را به روح الله خميني برادر كهترش برايتان بنويسم، به جند دليل، ١ – بعضي دوستان جنان إز ظلم و ستم اين نظام كه روحانيت بر مسند قدرت ان سوار است به جان امده اند كه بعضا فريادهاي ان دسته إز روحانياني كه إز روز اول مخالف اين سيستم حكومتي جنان كمرنك شده كه اصلا شنيده نمي شود، ٢ – اقاي نوريزاد شما ٥ سال است تغييري در نكرش سياسيتان داده ايد يا برادران اصلاحطلبتان فوقش إز ٢٠ سال بيش به فكر جاره افتادند، اما بودند بسياري كه إز همان روز اول به مصاف اين نظام ضد انسانيت، ضد أدب و أخلاق، ضد فرهنك و بيشرفت، ووووو رفتند. شما ٤ يا ٥ سال است هزينه مي دهيد يا برادران إصلاح طلبتان فوقش إز ٩ سال قبل به هزينه دادن افتادند، اما ما ٣٥ سال است كه بهايي سنكين برداخته ايم اما اصلا بشيمان نيستيم مي دانيد جرا؟ جون در شناخت اين هيولا و مبارزه بر ضدش اشتباه نكرديم و إز يك جهت بسيار خوشحالم كه مي بينم در اين راه تنها نبوديم حتي برادر جلاد زمان هم كه فردي كاملا بي غرض بود در اين راه همراهي مي كردو بسيار متاسفم كه جرا همان موقع بيشتر إز مصايب اين روحانيوني كه خود را به قدرت نفروخته بودند مطلع نبودم، البته شما دليلش را مي دانيد نسل جوان شايد ندانند سركوب و خفقان دهه ٦٠ جنايتي فراسوي استبداد و ظلم و ديكتاتوري بود هر صدايي را هر جند جزيي و ناجيز را به وحشيانه ترين شكل ممكن در نطفه خفه مي كردند، و اما نامه، در مرداد ٦٢ ناله ها إز هر سو به كوش مي رسد و نفرينش به أرباب عمائم عالمي را كرفته است. بر اساس انجه هر روز مشاهده مي كنيم و ان جيزهايي كه به كوش ما مي رسد و خودمان احيانا در جريان ان قرار مي كيريم مردم هر ساعت دست به اسمان دارند و ارزوي بازكشت اوضاع كذشته را مي كنند. أيا اين ناله ها را مي شنويد؟ يا ماشالله با حصاري كه دور شما كشيده اند شما هم حكايت ان شباني را داريد كه كرك به رمه أش زده بود ولي او بي خبر مشغول دوشيدن ميش مورد علاقه أش بود و هيج إز جا نجنبيد تا لحظه اي كه كرك سراغ خودش امد اول ميش او را با بنجه دريد بعد خودش را، روزي كه در خمين به دستور حزب جمهوري إسلامي و با تمهيد و توطئه اي كه كمان ندارم بدور إز اطلاع شما بوده عمامه إز سر من كشيدند و إز هيج إهانتي أبا نكردند من ذره اي كلايه نكردم كه روزكار جدمان جلوي جشم بود، روزي كه ان سيد بيجاره را كه فقط قصد خدمت داشتن خود شما صدبار كفته بوديد كا إز فرزند به من نزديكتر است با ان افتضاح إز رياست جمهوري خلع كردند و يك بدبخت بدعاقبت را كه اداره يك كاروانسرا هم إز عهده أش بر نمي ايد به رياست جمهوري اين مملكت بزرك و معتبر تعيين كردندبه شما كفتم اين شياطين قصد ديكري دارند و مي خواهند إز اين عروسك براي اجراي مقاصد خود استفاده كنند. اما شما به جاي كوش دادن به حرفهاي مصلحانه رو درهم كرديد و حتي حرمت برادر بزرك را هم رعايت ننموديد. من كه مثل عقيل بن ابوطالب مال و جا و مقام نخواسته بودم كه شما حكم به داغ كردن دلم داديد و سر بيري إهانتي به من روا داشتيد كه در زمان شاه هم كسي جرات ان اعمال را نداشت. روز كه دستور داديد همه صندوقها را به نام علي اقا خامنه اي باز كنند، من و دو سه ادم دلسوز كه حداقل يكيشان: يعني شيخ علي اقا تهراني بيست سال شاكرد خاص و مورد محبت شما بود. به شما نوشتيم كه اين انتخابات ايران را به باد مي دهد كوش نكرديد و حالا مي بينيد انجه نبايد مي ديديد. اين همه خونها ريخته شد اين همه جنايات وقوع بيدا كرد كه إز ذكر ان به خود ميلرزم كه مبادا قطره اي إز اين خونها به سبب إخوت من و شما دامن مرا بكيرد. فقط براي اينكه شما به جاي كوش دادن به انها كه هم به اسلام و هم به ايران علاقه مند بودند كوش به شياطين داديد. شما جكونه بر مسند ولايت مي نشينيد؟ به أدمهاي بد نامي مثل هاشمي رفسنجاني و مشكيني و صانعي و جلاداني مثل ان شيخ بدكاره كيلاني و موسوي تبريزي و دهها و دهها ادم خبيث و بد عهد را مقام و قدرت مي دهيد. انوقت سادات عاليقدري را مثل حاج اقا حسن قمي و جاج اقا حسين قمي و اقاي سيد كاظم شريعتمداري را به ان خفت خانه نشين مي كنيد و مرجعيت را إز انه سلب مي كنيد. إز إنهائي كه خود با اشك و ناله هاي من بيست سال قبل حكم مرجعيت شما را امضا كردند و به شاه دادند تا إز إزار و توهين به شما ممانعت شود. شما خود بهتر إز هر كسي مي دانيد كه من إز ابتدأ با مداخله روحانيون در اداره امور كشوري و لشكري مخالف بودم و به شما كفتم وقتي ما مصدر كار شويم اكر كارها مطابق خواست مردم وبأشد همه نفرت متوجه ما خواهد شد و در نهايت اسلام ضرر خواهد ديد. أيا امروز نتيجه اي بجز اين حاصل شده است؟ اين مردمي كه در راه اسلام إز جان كذشتند و در زمان شاه إز فكلي و بازاري و دانشجو و زن و مرد شعاير ديني را محترم مي داشتند، امروز نه به دين توجهي دارند و نه براي شعاير ديني ارزشي قايلند، انها مي كويند اكر دين اين است كه أوليا جمهوري إسلامي اعمال مي كنند بهتر است كافر باشيم و اصلا اسم مسلمان روي ما نباشد. با سياستهاي غلط جمعي منبري و مدرس كه إز اداره خانه خودشان هم عاجزند. امروز ايران به نهايت ذلت و خواري در دنيا افتاده حتي يك دوست براي ما باقي نمانده است. من با جند روحاني شيعه باكستاني أخيرا حرف مي زدم انها إز وضع ايران كريه مي كردند و مي كفتند در كشور ما سابق شيعه مقام و ارزشي داشت ولي حالا ما تا اسم تشيع را مي أوريم مي كويند لابد مثل ايران!! اقاي حاج اقا صدر به من مي كفت مردم لبنان كه در غيبت اقا موسي صدر جشم به ايران داشتند امروز خيلي إز ايران زده شده اند. اين جه معنا دارد كه ما إز اسرائيل اسلحه بخريم و بعد إز جنك با أسراييل و تحرير جنوب لبنان سخن بكوييم. بنده در مورد جنك و مسايل ان حرف نمي زنم كه خود مثنوي هفتاد من كاغد است فقط مي كويم أيا به كوش شما نمي رسد كه بعضي نور جشمي ها جه دست إندازي هايي به بيت المال مسلمين به اسم جنك و كمك به جنك زدكان كرده اند. بيش إز سه ماه است بنده براي ديدن شما وقت خواسته ام ولي دفتر شما مرتب مي كويد وقت نداريد. انوقت هر روز ملاي فلان ده و دادستان فلان قصبه را به حضور مي بذيريد. لابد به جز مدح و ثنا نمي كويند و بدبختانه شايد جون خداوند تبارك به من لسان مداحي نداده بايد إز ديدن برادر خود محروم بمانم. بنده كمان دارم كه با إرسال اين نامه لابد تضيعات و كرفتاريهاي براي من بيشتر خواهد شد ولي جون جند روز است حس مي كنم هر لحظه ممكن است كه حق تعالي ارزويم را اجابت كند و اجازه ترك اين جهنم فاني را عنايت فرمايد لذا به عنوان وصيت يا توصيه و يا خداحافظي برادري با برادرش اين جملات را نوشتم. شما وصيت نامه مي نويسيد و براي خود جانشين تعيين مي كنيد. بس جرا يكباره اسمش را نمي كذاريد سلطنت إسلامي به جاي جمهوري! مكر رسول اكرم جانشين توي وصيت نامه تعيين كرد؟ بجز اينكه مولا علي را كه معصوم و منتخب الهي بود به مردم عرضه داشت. شما كدام معصوم را در اطرافتان مي بينيد؟ شيخ علي منتظري را كه به اندازه يك مدرس ساده هم قدرت درك و فهم ندارد؟ شيخ علي مشكيني را كه كراهت نفسش كاملا إز منظرش هويداست؟ بله كدام معصوم را ديده ايد؟ ١٤ قرن مردم تشخيص مي دادند كه كدام مرجع اعظم است و كدام يك إز علما قابل احترام و اعتماد،. حالا روزنامه ها يك روزه يك شيخ را ايت العظمي مي كنند و ديكري را افقه الفقها، ان شيخ كيلاني جلاد ايت الله مي شود و دسته دسته ثقه الاسلام و حجه الاسلام إز كارخانه حكومتي بيرون مي ايد اسمش را هم كذاشته اند حكومت جمهوري إسلامي و مسروريد كه حكم خدا را در زمين أجرا كرده اند. خوشا به سعادت انها كه همان روزهاي نخست رفتند و اين روز ها را نديدند من نيز دير يا زود ميروم و تنها وحشتم براي شماست. خداوند همه ما را به راه راست هدايت كند. ٢٥ شوال ١٤٠٣ قمري قم مرتضي بسنديده 

     
  22. بله آقای نوریزاد یک زندانی سیاسی دیگر بعنوان طرفدار مجاهدین اعدام شد. در مصاحبه شما با صدای آمریکا فرمودید که اکثر زندانیان سیاسی انسانهای خوبی هستند و بطور مشخص برخی از زندانیان را از دیگر زندانیان عقیدتی مجزا نمودید. من اینگونه برداشت کردم که احتمالآ منظور شما بعضی است که با عقاید شما احتمالآ موافق نیستند، برخی که شاید به انقلاب اسلامی شما اعتقاد نداشته باشند. ندیدم که اشاره ای به این زندانی سیاسی در شرف اعدام داشته باشید. حال که کار از کار گذشته و او را اعدام کردند. خوبیش این است که در عصر اینترنت هستیم و نمیتوانید مدعی شوید که خبر نداشتید.

    آقای نوریزاد عزیز مجاهدین را هم در اوایل دهه 60 چه قبل و چه بعد از اعلام مبارزه مسلحانه توسط آنها و هم پس از ماجرای عملیات مجاهدین بر علیه حکومت ایران در زندانهای حکومت سراسر جنایتکار جمهوری اسلامی اعدام کردند. عده ای از آنها را که در عملیات جنگی اسیر شده بودند بسادگی اعدام کردند بدون اینکه کسی اعتراض کند که لامذهب ها مگر اسیر را اعدام میکنند. توجیه این بود که آنها به دشمن کمک کرده و خائن هستند. مگر آنها از ارتش جدا شده بودند که بعنوان خائن اعدام صحرایی شوند؟ با حکومت جنگیدند و در جنگ اسیر شدند. حتی آقای منتظری هم به اعدام آنها که در عملیات اسیر بودند اعتراضی نکرد.

    عده ای دیگر حتی بدون شرکت در عملیات نظامی و تنها بدلیل اعتقاد سیاسی اعدام شدند. آن جنایت دیگر آنچنان فجیع بود که عده ای از روحانیون برای اینکه دامن خود را از آن خون ریزی بیرون بکشند معترض شدند.

    امروز اعدام یک زندانی عقیدتی اعدام شد و شما تنها به نوشتن یک خط و یک دقیقه سکوت بسنده کرده اید. یعنی واقعآ انقدر اعدام یک فرد تنها بدلیل عقایدش عادی است؟

     
  23. جناب دین فروش شما مثل اینکه تنها دین را نمی فروشی بلکه خیلی چیزها را بهمین راحتی می فروشی!دیگران را با خودت عوضی گرفتی رفیق!

     
  24. از جناب آقای مجتهد شبستری امروز مقاله ای در سایت کلمه منتشر شده با نام “کلیدداران بهشت و جهنم نگران چه هستند.” این دومین مقاله این عالم خردمند و شجاع، در زدودن پرده از چهره واقعی مدعیان و تیشه زدن بر بنیاد بی ریشگان و سوداگران دین است. نوشته امروز ایشان، آن عبارت تاریخی و خردمندانه را به ذهن متبادر می کند که “در فراز و نشیب روزگار، ذات مردان و نامردان دانسته می شود.” حوادث 88، علیرغم تلخی بلامنازعش، صف شرافتمندان و غیر آنان را از هم جدا کرد، و شاید جام شوکران 88 باید سرکشیده می شد تا از دل آن، نوری زادها شکوفه کنند، تا از دل آن، مجتهد شبستری ها از مصباح ها و پناهیان ها و علم الهداها تمایز داده شوند، تا از دل آن، ستار بهشتی ناشناسی برآید که درس غیرت به بزرگان دهد، تا از دل آن، “بهاره هدایت”ی برآید که دوری از “امین” محبوبش را در راه هدفی بزرگ، تحمل کند و …مردم ایران برای شناختن این گوهرها، بهای زیادی داده اند، کاش این گوهرها در گذر زمان به بوته فراموشی سپرده نشوند.

     
  25. متقلبین را مردم از سال 76 می شناسند و این فقط یک سند تصویری دیگری است از هزاران سند تقلب ها و فساد حکومت ولی فقیه.
    سال 76 که رهبر و دار و دسته اش می خواستند ناطق نوری را غالب کنند چنان مشت محکمی خوردند که هنوز عذاب می کشند. در واقع در سال 76 مردم مثل همیشه رای میدادند ولی چون نمی خواستند ناطق که نماینده مستقیم رهبر بود رای بیاورد با تمام قوا به میدان اومدند و مشت محکمی بر دهان دشمن دشمن گوی معظم تا نمایندگان و سردارانش وارد کردند و یک نه محکم به رژیم گفتند و این عصبانیت رژیم تا به امروز قابل لمس است. مردم می دانند که در سال 76 نیز سرداران تصمیم تقلب داشتند ولی جرات نکردند. اما سرانجام زیاده طلبی و حرص پول مفت و لذت های دنیوی سرداران را به طمع انداخت و در سال 88 کبریت زیر هیزمی زدند که خود روی آن نشسته بودند و بزودی باید منتظر سوختن خود باشند.
    آری کسانی که باید توبه کنند و در برابر مردم درخواست بخشش کنند و از خون شهدا و رزمندگان خجالت بکشند همین سرداران متقلب هستند با رهبر و اطرافیانش. پس برادرانه توصیه می کنم به جناب آقای خامنه ای و اطرافیانش که تا دیر نشده توبه کنند هر چند اگه به مرگ محکوم شوند که این مرگ به مراتب بهتر از زندگی ننگینی است که بر خون شهدا برای خود ساخته اند و دین و دنیا را فدایش کرده اند.

     
  26. آقای مزدک..من هم صحبتهای آقای نوریزاد و امیر ارجمند را شنیدم. هر دو بسیار متین و خوب صحبت کردند. این تعریف تو از نوریزاد و حمله به امیر ارجمند و موسوی سخت مشکوک میزنه اخوی!. این دو دوزه بازی کردن و در مقابل هم قرار دادن افراد یک کمی بوی ناخوش داره..راستی تو آدم جالبی هستی نمیدونم چرا تا حالا بهت حواسمون نیود؟.یه روز مزدکی، یه روز ناشناسی، یه روز کامپیوترت عوض میشه که بعد می فهمیم ویندوزت بوده! یه روز دیگه هم مصلح را صالح می گی. امّا تو همه این کارات فحش و بد وبیراه به موسوی و خاتمی و آخوند هر چند با مردم باشه یادت نمی ره !..راستی تو کی هستی؟ شاید هم جند نفرید شیفت عوض می کنید که اینطوری قاطی میکنید؟

    یه توصیه دوستانه حیثیتی هم برات دارم که جون دادش به نفعته!.این اسم “مزدک” رو عوض کن. می گی چرا؟ عرض می کنم. ببین شما جند نفر که هی چابجا میشید و انقدر هم بی نظم کار می کنید کافیه یکیتون بجای “ز” مزدک “ر” تایپ کنه “ر”!.آدمه دیگه!.همونطور که مصلح میشه صالح به دفعه شما می شی یه چپز ناجور! برای خودت گفتم..ما که مشکلی نداریم..شب بخیر برادر! به شیفت بعدی سلام برسون!

     
  27. سری به محله هایی که پاسداران زندگی می کنند بزنید . یکی از رفتگران تعریف می کرد وقتی برای بردن زباله میرویم. قوطی های تن ماهی که فقط در آنها باز شده و مقدار کمی از آن مصرف شده را در زباله میریزند. از بس که به آنها سهمیه میدهند از تن ماهی زده شده اند و آن را دور میریزند. آن وقت مردم عادی در حسرت یک قوطی تن ماهی هستند.پس چرااز این امکانات)حکومت(طرفداری نکنند?

     
  28. افشای “ليست محرمانه” كميته وصول مطالبات بانك مركزي برای نخستین بار ؛ وبلاگ روح الله زم

    افشای ليست محرمانه كميته وصول مطالبات بانك مركزي برای نخستین بار
    حتما خاطرتان هست که در هشت سالی که محمود احمدی نژاد “ریاست دولت” را در ایران بر عهده داشت ، بارها در ملاقاتها، سخنرانی ها و سفرهای استانی اش از وجود لیستی از بدهکاران بانکی سخن می گفت که قسمت عمده ای از منابع بانکها را در اختیار داشته و از پرداخت بدهی های خود به نظام مالی کشور خودداری می کردند!

    در مناظرات انتخاباتی سال 1388 نیز بارها در میتینگ ها و مناظراتش از وجود چنین لیستی سخن گفت ، حتی یکی دوبار دستهایش را در جیب کناری کتش فرو برد تا مثلا این لیست را در بیاورد و بقول خود آنرا افشا نماید. اما او اینکار را انجام نداد.چرا؟؟

    ساعتی پیش ایمیلی دریافت کردم از یک دوست در ایران، او لیست محرمانه بدهکاران سیستم بانکی در ایران و بدهکاران مالی کشور را برایم ارسال کرد. لیست را با فردی آشنا به امور چک کردم و محتوای آن لیست تایید شد.

    بدینوسیله برای نخستین بار لیست مطالبات معوقه بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران را در این وبلاگ منتشر میکنم. افشای این لیست به دو دلیل صورت می گیرد:

    یک – کمک به وصول مطالبات مردم از دست بدهکاران میلیاردی به بانک مرکزی و در آوردن حربه از دست قوه قضاییه و دولت جمهوری اسلامی برای پیگیری نکردن این مطالبات با ذکر “محرمانه بودن” این لیست.

    دوم – شناخت دقیق دولت پاک دستان و “دزدگیر 88” که از قضا فاسدترین دولت تاریخ این سرزمین لقب گرفت.

    با افشای این لیست دیگر جای هیچ گونه شکی باقی نمی ماند که “رهبر محترم جمهوری اسلامی” دارای سوء مدیریت های متعدد است و برای چند صدمین بار ثابت می شود که وی توانایی اداره کشور را ندارد و باید بابت سوء مدیریت سالهای رهبری خود و ویرانی ایران پاسخگو باشد.
    =============================================
    مقدار بدهي افراد به سيستم بانكي و بخشي از ٧٠ ميليارد دلاري كه در طي ٨ سال دولت اقاي احمدي نژاد به خزانه واريز نشد:

    – آقای”محمد شريف ملك زاده” و شركت تحت مديريت وی بنام “شرکت رنوس” ؛ ٦٠٠٠ ميليارد تومان

    – آقای”آرمين محمدي” ؛ شاگرد كامپيوتر فروشي كه به وارد كننده آلمينيوم تحت نام “هولدينگ ياس” تبديل شد ؛ ٦٠٠٠ ميليارد تومان

    – آقای “مجتبی خوشرو” ؛ شريك آقای “آرمين محمدي” سازنده برج در كامرانيه ؛ ٤٠٠٠ ميليارد تومان

    – آقای “بابك زنجاني” ؛ ٧٠٠٠ ميليارد تومان

    – آقایان “امیر منصور آریا” ، “خاوری” و دار و دسته ؛ ٣٠٠٠ میلیارد تومان

    – آقای “حمید بقايي” ؛ معاون سابق رييس جمهور ایران ؛ ٣١٠٠ ميليارد تومان

    – آقای “اسفندیار رحيم مشايي” از محل كميسيونهاي مختلف معاملات دولتي
    (مسكن مهر گرفته تا قراردادهاي نفتي) ؛ ٨٩٠٠ ميليارد تومان

    – دانشگاه ایرانیان متعلق به “محمود احمدی نژاد” ؛ ١٢٠٠میلیارد تومان

    – آقای “سعید مرتضوي” در زمان تصدی ریاست سازمان تامین اجتماعی ؛ ١٣٤٠ میلیارد تومان

    – آقای “صادق محصولی” ؛ ٢٣٧٠میلیارد تومان

    – معاون وقت بانک مركزي ؛ ١٣٠٠ میلیارد تومان

    – محمدرضا رحیمی”معاون اول احمدی نژاد” دراختلاس از شرکت بيمه ؛ ١٤٠٠میلیارد تومان

    – آقای پوستين دوز مديرعامل سابق شرکت سايپا كه در هنگام خروج از مرز دستگير شد ؛ ٢٥٠٠ میلیارد تومان

    – آقای بهزاد ظهيري مدير عامل اسبق ايساكو كه مدتي در اوين بود و آزاد شد ؛ ٣٠٠ ميليارد تومان

    و ٤٥ نفر ديگر جمعا به مجموع ٥٦ هزار ميليارد تومان…

     
  29. جانم فداى رهبر
    به نام خدا
    دشمنان ولايت و سپاه و روحانيان براى اينكه اين اين سه ركن اساسى نظام را از محبوبيت بين طرفداران و حاميان خود بيندازد، دست به هر اقدامى مى زنند كه يكى از اين اقدامات ساختن فيلم اظهارات سردار جعفرى مى باشد ، اين فيلم كه با هدف بى ابرو كردن نظام و به قصد انداختن مسئوليت خونهاى ريخته شده در اعتراضات ، به گردن رهبر ، ساخنه شده ، از همين اقدامات دشمن است.
    در اين فيلم كه به نحو دقيقى توسط دشمنان ساخته شده ،شخصى با تقليد صداى سردار جعفرى ، سخنانى را بيان مى كند به گونه اى كه بيننده فكر مى كند ان سخنان واقعا از زبان سردار جعفرى بيان مى شود ، در اين سخنان كه با دقت انتخاب شده ، همه بار گناه و تقلب در انتخابات ، به دوش رهبر انداخته مى شود و سپس سردار جعفرى به نحو ضمنى تاييد مى كند كه به دستور رهبر در انتخابات تقلب شده و رهبر بعد از ان ، دستور قتل و عام معترضان را صادر كرده است.
    اگر چه اين مطالب صريحاً در فيلم نيامده ولى به نحو ضمنى و تلويحى اين فيلم تماماً ، اين مطلب را مى رساند.
    دشمنان انقلاب و زخم خوردگان از ولايت كه همواره در پى اجراى نقشه هاى شوم خود بر ضد نظام هستند ، اينبار نيز با ساختن اين فيلم در صدد هستند ؛ حاميان ولايت فقيه و رهبر ، با شنيدن و ديدن مطالب فيلم ، نسبت به رهبر و سپاه ، بدبين شوند و تصور كنند رهبر با سو استفاده از موقعيت خود و با بكار گيرى سپاه ، دست به تقلب ، بر خلاف خواست مردم ، زده و سپس با صدور دستور قتل و عام مخالفان به سپاه ، مرتكب جنايت شده و لذا صلاحيت رهبرى او زايل شده و به عنوان يك جنايتكار بايد محاكمه شود، ليكن اين دشمنان اينقدر كوته فكر هستند كه نمى دانند با پخش اين فيلم ، وقتى سردار جعفرى انرا تكذيب كند، تمام نقشه هايى كه با ساخت اين فيلم دنبال مى كردند ، نقش بر اب خواهد شد.
    لذا مطمئناً سردار جعفرى طى يكى دو روز اينده با تكذيب اين فيلم و اعلام جعلى بودن ان ، اين نقشه خبيثانه دشمنان كه براى بى ابرو كردن ولايت و رهبرى و نظام و سپاه ، كشيده شده را ، نقش بر اب خواهد كرد و حاميان رهبر در خواهند يافت كه اين فيلم مجعول و كذب بوده و اعتماد انها به رهبر و مقام ولايت ، در عوض اينكه زايل شود ، دو چندان خواهد شد و به اين ترتيب مكر دشمنان به خودشان باز خواهد گشت. عاشق ولايت.

     
    • جناب عاشق ولایت بسیار عالی و زیرکانه پیام خود را به خواننده انتقال داده اید از شیوه جدید نگارش شما خرسند شدم خوانندگان عزیز را به واکاوی کلمات و جمله بندی ها و نتیجه گیری های ایشان دعوت مینمایم انشاله موفق باشید

       
    • دوست عزیز چه اشنائی با سردار داری که بجای وی فکر میکنی و پیشبینی میکنی؟

       
    • شوخی میکنی بخندیم هااااا باهوش
      من یک چیزی مینویسم شما بخند : پشتیبان ولایت فقیه باشیم تا آسیبی به این مملکت نرسد !
      بعد از خنده یک تعریفی هم از آسیب بکن دانشمند ! طرف خودش آسیبه چه جور !

       
    • زیرکانه پنبه ولایت را زدی.آفرین.دوستان متوجه نشدند

       
    • درود بر شما
      رای منفی چرا !
      این دوست ناشناس با پوشش عاشق ولایت بدرستی و زیرکانه داره رهبرش را به بهترین شکل ممکن محاکمه میکنه ! رای منفی چرا ؟ کل نظرات کاربران را فاکتور کرده و به زیبایی دادخواستی تنظیم کرده ! و واکنش حعفری درماله کشی را هم پیش بینی کرده ! آفرین به این هوش

       
    • به نظر من هم جناب نا شناس به قولی نعل وارونه زده اند. مطلب بیشتر به طنز می ماند تا طرفداری از ولایت. من که نمره عالی دادم چون بهتر از این نمی شد ثابت کرد که حکومت دروغگو است.

       
    • اقای جانت فدای رهبر
      گویا نه دین را میشناسی نه اسلام را پیامبر اسلام که رحمهللعالمبن است هیچگاه خود را با لاتر از خدا ندانسته و میفرماید ان بشر مثلکم ایا رهبری از خداوند بالاتر است گویا برای شما و صد الته کاسبان بیت ایشان و شیرینی دست اندازی به خزانه انچنان برای شما لذیذ است که ایشان را بالاتر از خدا میدانی که اول جانت را فدای رهبر کرده ای و بعد نام خداوند تبارک و تعالی که همه چیز ما در دست اوست میاوری همانگونه که به نظامیان می اموزند که شعار بدهند پاینده رهبر ایا ادمی که در ده عمل حداقل سی برابر خطا در تصمیم و عمل داشته و وضعیت فاجعه بار امروز کشور و شرمندگی بسیاری از فقرا در مقابل خانواده بدلیل سوء مدیریت و مدیرت متوهمانه و سخیف ایشان است لیاقت پایداری دارد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ولاکن خداوند و عدالتش غیر قابل فرار است که ان ربک لب المرصاد وقت حساب پس دادن ایشان به خدا نه دیگر امثال تو ادم ذلیلی که برای منافع و …… اینگونه ایشان را بالاتر از خدا میدانی توانی دارید و نه فیسیلهای مفسد شورای نگهبان سلطنت ایشان

       
    • نتيجه:
      مسلماً سردار جعفرى فيلم را تكذيب نخواهد كرد ، زيرا امكان تكذيب فيلمى كه صحت ان مدتهاست احراز شده امكنپذير نخواهد بود و عدم تكذيب فيلم براى عاشق ولايت معادل خواهد بود با :بى ابرو شدن نظام جنايتكار بودن رهبر و ….

       
    • ازت خوشم اومد نعل وارونه زدى شيطون،

       
    • جمهوری اسلام نما

      این انقلاب و این روحانیت و این سپاه و کلا این تشکیلات همگی یک بلای عظیم و مملکت سوز بود که بر این کشور نازل شد. حالا شما بگو جان و مال و ناموسم فدای رهبر!!!

       
  30. کورس گرامی دوست عزیز
    دکتر سروش به تازگی سخنرانی داشت در کانادا تحت عنوان غرب زدگی در ترازو
    فایل صوتی اش را اگر بجویید بهتر است. فایل تصویری اش مشکوک است. شاید آلوده باشد.
    لینک فایل صوتی:
    http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=88c03fb90afa9530f785c59cb76df1ff
    از صفحه فیس بوک:
    https://www.facebook.com/religiousintellectualism
    خیلی دوست داشتم نظر شما را در این باب بدانم

    به خصوص از آن جهت که نظرات هایدگر از طریق فردید وارد حاکمیت شده و سر منشا اثرات ویران گری است

    اگر چه من تصور نمی کنم نظرات هایدگر ویران گر باشد چه آن که هایدگر خود را یک فیلسوف عادی که در چار چوب های متداول فکر می کند نمی داند بلکه می گوید وظیفه یک فیلسوف ایچاد نا آرامی در هستی وجود انسان (یک هشدار دهنده) است

     
    • سپاس از شما ؛چشم مى بينم ،اما نديده همين جا نظرى را كه ذيل پست بيا و بنگر دادم تكرار مى كنم .آل احمد ،احسان نراقى ،و شريعتى صرفا با رقه هايي بودند از جريانى غرب ستيز كه تعبد شرقى را را مى خواست عليه تعقل غربى قرار دهد .شاه نيز بدش نمى آمد كه با بازگشت به ايران باستان يك ايدئولوژى براى خود دست و پا كند .نراقى با دربار رابطه داشت .سيد حسين نصر رييس دفتر فرح بود و حداد عادل نوچه اش .با نظرات سروش در اين مورد خاص آشنا هستم .تا كنون هرچه گفته به نظر من درست بود ه .اين جريان شايد يك جريان فكرى بود كه دنباله روانش واقعا آن را باور داشتند .اما به هر حال در زمانى كه استبداد كهنسال را بايد نشانه مى رفتند محمل لعنت دموكراسى شدند شرايط زمانه را هم نبايد ناديده گرفت ؛ماركسيسم در همه كشورهاى جهان سوم جاذبه داشت ؛آن هم به شكلى ناپخته و در آميخته با فرهنگ هاى بومى .اين چپ بومى شده هم ليبراليسم و دموكراسى را طوق لعنت سرمايه دارى مى ديد .كلا فضا غير از فضاى مشروطه بود .يا شايد بتوان ميراث آن را در مشروطيت در اقليت مشروعه خواه يافت كه شيخ فضل الله يا به قول جلال شيخ شهيد نماينده شاخص آن بود .البته آنچه از من مى شنويد نبايد براى شما حجت باشد .در باره هايدگر خوشبختانه در دهه اخير مترجمان ترجمه هاى خوبى از آثارش بدست داده اند ؛همراه با ترجمه آثارى در دفاع يا نقد هايدگر .اين ترجمه ها آن بت كج و معوجى كه بحر العلوم هاى إن دوران از تركيب هايدگر و ابن عربى ساخته بودند شكسته اند .شادكام باشيد

       
  31. آقای نوری زاد عزیز!
    ضمن احترام به همه کسانی که برایتان خوراکی می آورند، اما خواهش میکنم از خوراکی ها تناول نفرمایید. از دوستداران آقای نوری زاد هم خواهش دارم برایشان خوراکی نبرند و به طرق دیگری ابراز محبت بفرمایند. چون ممکن است کفتارها از همین حربه استفاده کرده و بر اساس یک برنامه حساب شده خود را به نوری زاد نزدیک کنند و زهرشان را بریزند. بنابراین اگر هدیه هرگونه خوراکی به نوری زاد را ممنوع کنیم کفتارها نقشه شان عقیم خواهد شد.
    دوستان عزیز لطفا به همه ازجمله نوری زاد اطلاع رسانی کنید.

     
    • سلام
      منهم موافق با دوست مان محمود هستم …جناب نوری زاد خودتان می دانیداینها هر کاری انجام میدهند تا صدای حق خاموش شود مواظب خودتان باشید .دوستتان داریم.

       
  32. توضیح و یاد آوری : وطن ستیزی روشنفکران متعهد وطن ستیز! از این گونه حرکات وطن ستیزانه آنان
    در جهت وطن ستیزی بارز و آشکار میشود!

    نامه سرگشاده زیباکلام به سیداحمد خاتمی

    صادق زیباکلام در نامه سرگشاده‌ای خطاب به آیت‌الله سیداحمد خاتمی، گفت: «شخصاً از جنابعالی و سایر منتقدین فرهنگی دولت ممنونم، چون حملات و انتقادات شما سبب طرح مسائلی گردید که تا قبل از آن مطرح‌کردنی به نظر نمی‌رسیدند.»

    به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، این استاد دانشگاه تهران و تحلیلگر مسایل سیاسی و اجتماعی در نامه خود، به انتقادات اخیر امام جمعه موقت تهران از وضعیت فرهنگی کشور اشاره کرده و با مقایسه بودجه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با بودجه برخی از نهادهای فرهنگی کشور، آورده است: «اگر وضع فرهنگ کشور آنگونه که حضرتعالی معتقدید خراب است، چرا فقط ارشاد و قوه مجریه می‌بایستی پاسخگو باشند و جنابعالی حاضر نیستید بالاتر از گل به آن 26 نهاد دیگر که 5 برابر ارشاد بودجه‌شان است و به احدی هم پاسخگو نیستند تذکری بدهید و چیزی بفرمائید؟»

    وی در ادامه نامه خود، با بیان مطلب فوق، نتیجه گرفته است: «اگر هم به آنان انتقادی ندارید چون کارشان را درست انجام داده‌اند، پس خیلی هم وضع فرهنگی کشور نمی‌تواند آنگونه که می‌فرمائید، آشفته و نابسامان باشد.»

    به گزارش ایسنا، متن نامه صادق زیباکلام بدین شرح است:

    «بسمه تعالی

    محضر ارجمند حضرت آیت‌الله سیداحمد خاتمی

    عضو هیأت رئیسه مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران

    با سلام و عرض احترام؛ حضرتعالی اخیرا در باب وضعیت فرهنگی کشور و تکلیف دینی دولت در قبال هدایت مردم مطالبی فرموده‌اید که مایل بودم توضیحاتی به استحضار برسانم. پیرامون وظیفه دولت در هدایت اجباری مردم به بهشت بنده هیچ اهلیتی برای اظهارنظر ندارم. فقط مایل بودم از حضرتعالی و برخی آقایان دیگر از جمله حضرت آیت‌الله سیداحمد علم‌الهدی امام جمعه محترم مشهد که قائل به چنین تکلیفی برای دولت هستند استفتاء نمایم که آیا اساساً خداوند به پیامبر فقط وظیفه ابلاغ رسالت را محول کرده بوده و یا آنکه افزون بر ابلاغ رسالت، نبی اکرم(ص) وظیفه داشته تا هر طور که می‌شده مردم را به بهشت هم هدایت نماید؟ همانطور که عرض کردم بنده آگاهی در این فقره نداشته و بیشتر طرح سئوال نموده‌ام.

    اصل عرایضم در خصوص انتقادات جنابعالی و سایر منتقدین به عملکرد فرهنگی ده ماهه دولت آقای روحانی می‌باشد. شماری از ائمه محترم جمعه کشور به همراه سایر منتقدین دولت یازدهم، دو ایراد بنیادی نسبت به عملکرد دولت در حوزه فرهنگ دارند. نخست آنکه مدعی‌اند که وضع حجاب و عفاف و فرهنگ از زمان به روی کار آمدن این دولت رو به انحطاط گذارده. سخن دومشان آن است که مسبب این وضعیت دولت یازدهم و سیاست‌های فرهنگی آن از جمله عملکرد وزارت ارشاد بوده است.

    بنده در صحت هر دو این مفروضه‌ها تردید دارم. اولا جنابعالی و سایر منتقدین بر چه اساسی می‌فرمائید که وضع فرهنگی در کشور به نسبت قبل بدتر شده؟ اگر مشاهده‌گری در دوران دولت اصولگرا در ایران می‌بود و وضعیت حجاب و عفاف و فرهنگ و هرآنچه که مدنظر آقایان است را لحاظ می‌کرد و امروز وضعیت را با دوران آقای احمدی‌نژاد مقایسه می‌کرد، آیا نتیجه‌گیری می‌کرد که وضعیت فرهنگی آنگونه که مخالفین دولت معتقدند، خیلی دچار انحطاط شده؟ همه ما داریم در این مملکت زندگی می کنیم، مگر واقعا ظرف 10 ماهی که این دولت برسر کار بوده چه تغییر و تفاوت های فاحشی از نظر فرهنگی صورت گرفته که این همه برخی ها از جمله جنابعالی دچار نگرانی شده‌اند؟

    اما فرض بگیریم که حق با آقایان است و وضع فرهنگی کشور خراب شده است. سئوال اساسی جناب آیت‌الله خاتمی آن است که مگر وظیفه دولت (به عنوان قوه مجریه) حسب قانون اساسی اصلاح و تهذیب فرهنگ جامعه است؟ اینکه امور فرهنگی جامعه، هدایت و ارشاد مردم، متدین کردن آنان، محجبه نمودن نسوان و …. وظیفه دولت است را جنابعالی یا آیت‌الله سیداحمد علم‌الهدی یا حضرت آیت‌الله موحدی کرمانی یا آقایان دیگر از کدام یک از اصول قانون اساسی استخراج می‌نمایید؟ اصول 113 تا 142 قانون اساسی پیرامون وظایف و مسئولیت های رئیس‌جمهور و قوه مجریه است. این وظیفه که امور فرهنگی و اشاعه آن بایستی توسط دولت انجام بگیرد را جنابعالی از کدام یک از این سی اصل قانون اساسی برداشت می‌فرمائید؟

    قانون اساسی به کنار، جناب آیت‌الله خاتمی در کشور قریب به 26 سازمان، بنیاد، نهاد، شورا، مؤسسه، دانشگاه و غیره داریم که شأن نزول تشکیلشان، اشاعه و گسترش فرهنگ اسلامی است. یقیناً جنابعالی مستحضر می‌باشید که شاید کمتر کشوری در دنیا به اندازه ایران بودجه برای تبلیغات فرهنگی و ایدئولوژیک هزینه می‌کند. اینکه آیا اولویت با آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، محیط زیست و امور عام‌المنفعه زیربنایی است یا تبلیغات اسلامی، محل بحث نیست. اما بودجه‌هایی که صرف این دستگاه‌ها و سازمان‌ها می‌شود، چندین و چند برابر بودجه وزارت ارشاد است. جهت استحضار حضرتعالی بنده صرفا برخی از این دستگاه‌ها و بودجه‌های آنها را ذکر می‌نمایم تا منصفانه‌تر بتوان قضاوت نمود که آیا از قوه مجریه می‌بایستی انتظار اصلاح فرهنگ جامعه را داشته باشیم یا از این 26 دستگاه و سازمان متولی فرهنگی. ارقام ارائه شده بودجه سال جاری این دستگاه‌ها و ارگان‌ها می‌باشد و در انتها برای مقایسه بودجه وزارت ارشاد هم آمده (رقم‌های آخر صفر شده‌اند).

    1- مرکز خدمات حوزه‌های علمیه: 4200 میلیارد ریال

    2- شورایعالی حوزه‌های علمیه: 4120 میلیارد ریال

    3- سازمان تبلیغات اسلامی: 2350 میلیارد ریال

    4- سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی: 1800 میلیارد ریال

    5- جامعه مصطفی العالمیه: 1750 میلیارد ریال

    6- نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور: 930 میلیارد ریال

    7- سازمان اوقاف و خیریه: 800 میلیارد ریال

    8- دفتر تبلیغات اسلامی: 750 میلیارد ریال

    9- کانون فرهنگی و نوجوانان: 600 میلیارد ریال

    10- حوزه هنری (تبلیغات اسلامی): 430 میلیارد ریال

    11- شورایعالی انقلاب فرهنگی: 400 میلیارد ریال

    12- شورای برنامه‌ریزی حوزه‌های علمیه خراسان: 370 میلیارد ریال

    13- شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی: 250 میلیارد ریال

    14- مؤسسه نشر آثار حضرت امام خمینی: 190 میلیارد ریال

    15- مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی: 120 میلیارد ریال

    بودجه این 15 سازمان و نهاد فرهنگی بیش از 19000 (نوزده هزار) میلیارد ریال در سال است. به این مقدار اگر 9700 میلیارد ریال بودجه صداوسیما را بیافزاییم بعلاوه بودجه سازمان‌ها و مراکز فرهنگی دیگری همچون “دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم”، “دانشگاه اصول‌الدین”، “بنیاد پانزده خرداد”، “بنیاد انقلاب اسلامی” و … را هم در نظر بگیریم بودجه‌ای که سالیانه رسماً صرف امور فرهنگی می‌شود به سرعت از مرز 30000 (سی هزار) میلیارد ریال در سال بالاتر می‌رود. این 30000 (سی هزار) میلیارد ریال بصورت مستقیم برای امور فرهنگی در سال هزینه می‌شود. یک سری دستگاه‌های دیگر هم بصورت غیرمستقیم برای فرهنگ هزینه می‌کنند از جمله بسیج، سپاه پاسدارن، اداره‌جات سیاسی – عقیدتی، شهرداری‌ها و غیره. اگر همه این هزینه‌هایی که صرف امور فرهنگی می‌شود جمع‌آوری شود، رقم واقعی خیلی بیشتر از 30000 (سی هزار) میلیارد ریال در سال خواهد شد.

    بحث بر سر آن نیست که آیا مردم راضی هستند از مالیاتی که می‌پردازند و از درآمد کشور این همه برای تبلیغات و امور فرهنگی هزینه شود. بحث بر سر آن است که رقم رسمی 30000 (سی هزار) میلیارد ریال تقریبا 5 برابر بودجه رسمی سالیانه وزارت ارشاد می‌باشد. (کل بودجه سالیانه وزارت ارشاد بعلاوه تمامی نهادهای وابسته به آن در حدود 6000 میلیارد ریال می‌باشد). این فقط 5 برابر بودن بودجه نهادهای فرهنگی و تبلیغاتی نیست که شگفت‌انگیز است. وزارت ارشاد و زیرمجموعه‌های وابسته به آن هر یک ریالی که هزینه می‌کنند با حساب و کتاب بوده و به دستگاه‌های نظارتی از جمله مجلس پاسخگو هستند. در حالیکه بسیاری از نهادهای فرهنگی و تبلیغاتی، به هیچ دستگاه و ارگانی در قبال نحوه هزینه‌ها و مخارجاتشان موظف به پاسخگویی و حساب پس دادن نیستند.

    علیرغم همه اینها، جناب آیت‌الله سیداحمد خاتمی؛ بنده یکبار ندیدم که جنابعالی یا سایر ائمه جمعه بعلاوه سایر منتقدین فرهنگی دولت به سروقت این نهادها بروند و محض خالی نبودن عریضه هم که شده یکبار از صداوسیما، شورایعالی انقلاب فرهنگی، یک دوجین دستگاه‌ها و نهادهای تبلیغاتی، شورایعالی حوزه‌های علمیه، سازمان تبلیغات اسلامی و … توضیح بخواهند که در برابر آن 30000 (سی هزار) میلیارد ریالی که از بیت‌المال می‌گیرند، کدام گام جدی و اصولی را برای رشد، گسترش و ارتقاء فرهنگ کشور برداشته‌اند؟ اگر وضع فرهنگ کشور آنگونه که حضرتعالی معتقدید خراب است، چرا فقط ارشاد و قوه مجریه می‌بایستی پاسخگو باشند و جنابعالی حاضر نیستید بالاتر از گل به آن 26 نهاد دیگر که 5 برابر ارشاد بودجه‌شان است و به احدی هم پاسخگو نیستند تذکری بدهید و چیزی بفرمائید؟ اگر هم به آنان انتقادی ندارید چون کارشان را درست انجام داده‌اند، پس خیلی هم وضع فرهنگی کشور نمی‌تواند آنگونه که می‌فرمائید آشفته و نابسامان باشد.

    شخصاً از جنابعالی و سایر منتقدین فرهنگی دولت ممنونم چون حملات و انتقادات شما سبب طرح مسائلی گردید که تا قبل از آن مطرح‌کردنی بنظر نمی‌رسیدند.

    ایام بکام باد

    صادق زیباکلام

    یازدهم خرداد یکهزار و سیصد و نود و سه»

     
  33. جناب نوریزاد ویدیوی مصاحبه شما با بی بی سی را گوش میگرفتم که راجع به سخنان سردار (مثل اینکه بقیه بی سرند!) جعفری جنایتکار سخن می گفتید ولی بعد از شما با امیرارجمند مشاور جناب مهندس موسوی هم مصاحبه کردند.حالا آدم می فهمد که چرا شعار دوران طلایی امام و برگشت به قانون اساسی ولایت فقیه در آن بهبوبه ایکه می رفت کل نظام اسلامی را مردم از جای برکنند مطرح شد! از چنین مشاورانی و چنین رهبرانی باید هم انتظار به بن بست رسیدن حرکت مردم را انتظار می داشتم!اصلاح طلبان به مردم و جنبش مردم خیانت کردند و باعث به شکست انجامیدن جنبش و کشت و کشتار هزاران انسان عاصی از ظلم حرامیان اسلامی شدند.

     
    • اصلاح طلبها هم آن موقع اعتراض کردند و هم اعتراضشان به کژیها و ظلمها را تاکنون ابراز کرده اند ،بگو شما بعد از انتخابات 88 کجا بودی و چه کردی ،الان هم که هرکول جلوی رایانه و کی بردی ،و هنری نداری جز فحاشی به دیانت و معتقدات دیگران ،یا کپی پیست کردن مطالب سایت های دیگر ،همین جا ترا دعوت می کنم به یک آزمون ،اگر توانستی دو یا حتی یک پاراگراف بی نیاز به هاشور بنویسی که مفید یک مطلب علمی اجتماعی فرهنگی سیاسی و غیرو باشد من برایت هورا کشیده و تحسینت می کنم ،اما هیهات و دریغ از بی اخلاقی و …..

       
  34. خدایا بحق مولودین ماه شعبان به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی عزت و سربلندی عطا بفرما و سایه رهبری انقلاب را با تاییدات مستدام بدار و دشمنان نظام و رهبری را آنان که قابل هدایت هدایت بفرما و آنانیکه قابل هدایت نیستند رسوا و نابودشان بگردان . الهی آمین . انشائ الله

     
    • التماس و مظلوم نمایی آقا در خطبه تاریخی و همزمان خونخواهی آقا مقابل معترضین چه تصویر زشت و غیر فابل اطمینانی به ایشان داد. شربت نوش جان

       
    • خصوصیت مشترک آشکار شما با رهبری همین تلقین و دشمن نمایی نفرین و نفرت و خط کشی افراطی و خشونت است

       
    • آقا سید جواد گرامی

      با سلام خدمت شما
      خداوند تبارک وتعالی چون خداوند همه ی بندگان – – بی دین، بادین، مسلمان، غیرمسلمان، ریاکار، دروغگو، باایمان، بی ایمان، هدایت پذیر وهدایت ناپذیر و. . . – – است و به همه ی بندگان الرحمن والرحيم است (چون الرحمن والرحيم صفت خداوند است و تغییرناپذیر) در نتیجه خاصه خرجی نمیکند واز این روی از تمام دعای شما فقط این را شنید:
      ” آنان که قابل هدایت هدایت بفرما و آنانیکه قابل هدایت نیستند رسوا و نابودشان بگردان . الهی آمین . انشائ الله”.

      آقا سید جواد امیدوارم که شما قابل هدایت باشید!
      منهم برای شما دعا میکنم وهمچنین برای خودم که هدایت پذیر باشیم و انشاالله محتاج ظالمان برای روزیمان نشویم !

       
  35. سلام آقای نوری زاد عزیز و گرامی

    خسته نباشید!

    وفتی که: رهبر دروغگو و جنایتکار باشد – روحانیان ریا کار و دنیا پرست باشند – نمایندگان مجلس یک عده دزد باندباز و مال پرست باشند – سپاه عده ای چپاولگر وقاتل باشند – نیروهای انتظامی و اطلاعاتی یک عده تبهکار باشند که درروز روشن از دیوار خانه مردم بالا میروند و حکومت تمام قاتلان و ارازل و اوباش و تجاوزگران به ناموس مردم را جمع کرده و جزو نیروهای لباس شخصی وغیره تعلیم داده و استخدام کرده باشد واسم این سیستم شیطانی گذاشته شود جمهوری اسلامی باید انتظار اخباری بد از بد تر را هرروز داشته باشیم!

    آقای آیت الله خمینی که در سخنرانی معروف خود فرمود:

    “ما علاوه بر این‌که زندگی مادی شما را می‌خواهیم مرفه بشد، زندگی معنوی شما را هم می‌خواهیم مرفه باشد. شما به معنویجات احتیاج دارید. معنویات ما را بردند این‌ها. دلخوش به این مقدار نباشید که فقط مسکن می‌سازیم، آب و برق را مجانی می‌کنیم، اتوبوس را مجانی می‌کنیم.دلخوش به این مقدار نباشید. معنویات شما را، روحیات شما را عظمت می‌دیم. شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم. این‌ها شما را منحط کردند. این‌قدر دنیا را پیش شما جلوه دادند که خیال کردید همه چیز این است. ما هم دنیا را می آباد می‌کنیم و هم آخرت را. یکی از اموری که باید بشد همین معناست که خواهد شد. این دارایی ها از غنائم ملت است و مال ملت است و مستضعفین. من امر کرده ام که به مستضعفین بدهند و خواهند داد. و پس از این هم تغییراتی دیگر در امور خواهد حاصل شد. لکن قدری باید تحمل کنید.به این حرفهای باطل گوش نکنید. این‌ها حرف می‌زنند. ما عمل می‌کنیم. اینها شما را می‌خواهند دلسرد کنند از اسلام. اسلام پشتیبان شماست.”

    کجا هست تا ببیند چگونه اسلام پشتیبان ماست و معنویات ما مرفه شده است و زندگی مادی ما هم چنان مرفه است که مردم دنیا به ما رشک میبرند و همه چیز مجانی شده مخصوصا عمر وجان مردم و حتی جهنمیانی پیدا شده اند که میخواهند ما را به ضرب شلاق به بهشت ببرند!

    کجاست آقای خمینی که این اخبار را بخواند و ببند معنی حکومت اسلامی یعنی چه؟!

    – – – – – – – – – — – – – — – – – – – — – – — –
    درمدارس، درخانه ها، درباشگاهها و…
    گزارش تکاندهنده
    تجاوز به کودکان در ایران

    خبرگزاری ایلنا پیرامون تجاوز به دختران و پسران کم سن و سال در جمهوری اسلامی گزارش تکاندهنده ای تهیه و منتشر کرده است. اطلاعاتی که دراین گزارش انتشار یافته همگی توسط کارشناسان و دست اندرکاران حقوقی و مرتبط به پرونده این تجاوزها مطرح شده است. دراین گزارش اطلاع داده می شود که قرار داست دادسرا، پلیس و دادگاهی ویژه برای حمایت از کودکان و نوجوانان در آینده نزدیک تشکیل شود.
    به چند نمونه از اخبار فاش شده دراین گزارش توجه کنید تا عمق شعار حجاب و عفاف و محدودیت های ارتباطی را در گسترده ایران متوجه شوید:
    بیشتر سوءاستفاده‌های جنسی علیه کودکان هنگامی روی می‌دهد که این کودکان در سنین پایین هستند، و حتی متوجه این مسائل نشوند و در مواردی هم در صورت عنوان کردن با تهدید مواجه می‌شوند.
    عضو فعال انجمن حمایت از حقوق کودکان در باره تجاوز به کودکان در مدارس می گوید:
    قشر معلم قشری فداکار و زحمتکش است اما متاسفانه افرادی بعضا در لباس معلم ظاهر می‌شوند، به کودکان و نوجوانان خیانت می‌کنند و آن‌ها را مورد اذیب و آزار جنسی قرار می‌دهند.
    دختری ۹ ساله در شهریار به مدت دو سال در مدرسه مورد اذیت و آزار جنسی واقع می‌شد. ناظم مدرسه با بردن این دختر به دفتر کارش او را در اختیار پسر ۱۸ ساله‌اش به همراه دوستانش قرار می‌داد .
    یکی از تکان‌دهنده‌ترین کودک‌آزاری‌های جنسی در سال ۸۳ در پاکدشت ورامین توسط فردی به نام محمد بیجه رخ داد که ۲۳ کودک را در کوره‌های آجرپزی پاکدشت مورد اذیت و آزار قرار داد و ۱۷ تن از کودکان را پس از تجاوز به قتل رساند.
    سال گذشته یکی از دلال‌های فوتبال ۱۳ نوجوان را به عضویت تیمی درمی‌آورد و آن‌ها را در خوابگاه شبانه‌روزی قرار می‌دهد. او این نوجوانان را مورد سواستفاده جنسی قرار می‌دهد و از اذیت و آزار آن‌ها فیلم تهیه می‌کند که سرانجام با شکستن سکوت یکی از این نوجوانان دستگیر می‌شود.
    تحقیقات آماری نشان می‌دهد ۱۲ تا ۳۵ درصد از زنان و ۴ تا ۹ درصد از مردان تجربه ‌آزار جنسی را تا قبل از ۱۸ سال داشته‌اند.
    درصد کودک‌آزاری دختران نسبت به پسران حدود سه درصد بیشتر است. آمار نشان می‌دهد که کودکان با افزایش سن تا مرز ۱۸ سالگی بیشتر مورد خطر سوء استفاده جنسی قرار می‌گیرند؛ به طوری‌که در دختران این خطر زودتر شروع می‌شود.

    در همین گزارش، آنها که با خبرنگار ایلنا مصاحبه کرده اند می گویند: ما از نهادهای اجتماعی درخواست می کنیم از حقوق کودکان و نوجوانان حمایت کنند و در ارتباط با شکایت کودک‌آزاری جنسی تعقیب متهم و حضور در دادرسی در مراحل مختلف نقش خود را ایفا کنند.

    پیک نت 11 خرداد
    http://www.pyknet.net/1393/10khordad/11/page/gozaresh.php

     
  36. نامه سرگشاده به حضرت آیت الله سید احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران

    سمه تعالی

    محضر ارجمند حضرت آیت الله سید احمد خاتمی
    عضوهیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران

    با سلام و عرض احترام، حضرتعالی اخیرا در باب وضعیت فرهنگی کشور و تکلیف دینی دولت در قبال هدایت مردم مطالبی فرموده اید که مایل بودم توضیحاتی به استحضار برسانم. پیرامون وظیفه دولت در هدایت اجباری مردم به بهشت بنده هیچ اهلیتی برای اظهار نظرندارم. فقط مایل بودم از حضرتعالی و برخی آقایان دیگر از جمله حضرت آیت الله سید احمد علم الهدی امام جمعه محترم مشهد که قائل به چنین تکلیفی برای دولت هستند استفتاء نمایم که آیا اساسا خداوند به پیامبر فقط وظیفه ابلاغ رسالت را محول کرده بوده و یا آنکه افزون بر ابلاغ رسالت، نبی اکرم(ص) وظیفه داشته تا هر طور که می شده مردم را به بهشت هم هدایت نماید؟ همانطور که عرض کردم بنده آگاهی در این فقره نداشته و بیشتر طرح سئوال نموده ام. اصل عرایضم در خصوص انتقادات جنابعالی و سایر منتقدین به عملکرد فرهنگی ده ماهه دولت آقای روحانی می باشد. شماری از ائمه محترم جمعه کشور بهمراه سایر منتقدین دولت یازدهم، دو ایراد بنیادی نسبت به عملکرد دولت در حوزه فرهنگ دارند. نخست آنکه مدعی اند که وضع حجاب و عفاف و فرهنگ از زمان به روی کار آمدن این دولت رو به انحطاط گذارده. سخن دوم شان آن است که مسبب این وضعیت دولت یازدهم و سیاست های فرهنگی آن از جمله عملکرد وزارت ارشاد بوده است.

    بنده در صحت هر دو این مفروضه ها تردید دارم. اولا جنابعالی و سایر منتقدین بر چه اساسی می فرمائید که وضع فرهنگی در کشور به نسبت قبل بدتر شده ؟ اگر مشاهده گری در دوران دولت اصولگرا در ایران می بود و وضعیت حجاب و عفاف و فرهنگ و هر آنچه که مد نظر آقایان است را لحاظ می کرد و امروز وضعیت را با دوران آقای احمدی نژاد مقایسه می کرد، آیا نتیجه گیری می کرد که وضعیت فرهنگی آنگونه که مخالفین دولت معتقدند، خیلی دچار انحطاط شده؟ همه ما داریم در این مملکت زندگی می کنیم ، مگر واقعا ظرف 10 ماه ی که این دولت برسر کار بوده چه تغییر و تفاوت های فاحشی از نظر فرهنگی صورت گرفته که این همه برخی ها از جمله جنابعالی دچار نگرانی شده اند؟
    اما فرض بگیریم که حق با آقایان است و وضع فرهنگی کشور خراب شده است . سئوال اساسی جناب آیت الله خاتمی آن است که مگر وظیفه دولت ( به عنوان قوه مجریه) حسب قانون اساسی اصلاح و تهذیب فرهنگ جامعه است؟ اینکه امور فرهنگی جامعه، هدایت و ارشاد مردم، متدین کردن آنان ، محجبه نمودن نسوان و …. وظیفه دولت است را جنابعالی یا آیت الله سید احمد علم الهدی یا حضرت آیت الله موحدی کرمانی یا آقایان دیگر از کدام یک از اصول قانون اساسی استخراج می نمایید؟ اصول 113 تا 142 قانون اساسی پیرامون وظایف و مسئولیت های رئیس جمهور و قوه مجریه است. این وظیفه که امور فرهنگی و اشاعه آن بایستی توسط دولت انجام بگیرد را جنابعالی از کدام یک از این سی اصل قانون اساسی برداشت می فرمائید؟
    قانون اساسی به کنار، جناب آیت الله خاتمی در کشور قریب به 26 سازمان ، بنیاد، نهاد، شورا، موسسه، دانشگاه و غیره داریم که شان نزول تشکیل شان اشاعه و گسترش فرهنگ اسلامی است . یقیننا جنابعالی مستحضر می باشید که شاید کمتر کشوری در دنیا به اندازه ایران بودجه برای تبلیغات فرهنگی و ایدئولوژیک هزینه می کند. اینکه آیا اولویت با آموزش و پرورش ، بهداشت و درمان، محیط زیست و امور عام المنفعه زیر بنایی است یا تبلیغات اسلامی ، محل بحث نیست. اما بودجه هایی که صرف این دستگاهها و سازمان ها می شود، چندین و چند برابر بودجه وزارت ارشاد است. جهت استحضار حضرتعالی بنده صرفا برخی از این دستگاهها و بودجه های آنها را ذکر می نمایم تا منصفانه تر بتوان قضاوت نمود که آیا از قوه مجریه می بایستی انتظار اصلاح فرهنگ جامعه را داشته باشیم یا از این 26 دستگاه و سازمان متولی فرهنگی. ارقام ارائه شده بودجه سال جاری این دستگاهها و ارگان ها می باشد و در انتها برای مقایسه بودجه وزارت ارشاد هم آمده(رقم های آخر صفر شده اند)
    1-مرکز خدمات حوزه های علمیه …………………………………………………………………………………4200 میلیارد ریال
    2-شورایعالی حوزه های علمیه …………………………………………………………………………………..4120 میلیارد ریال
    3-سازمان تبلیغات اسلامی ………………………………………………………………………………………2350 میلیارد ریال
    4-سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ……………………………………………………………………………1800 میلیارد ریال
    5-جامعه مصطفی العالمیه ………………………………………………………………………………………1750 میلیارد ریال
    6-نهاد کتابخانه های عمومی کشور………………………………………………………………………………..930 میلیارد ریال
    7-سازمان اوقاف و خیریه ………………………………………………………………………………………….800 میلیارد ریال
    8- دفتر تبلیغات اسلامی ………………………………………………………………………………………….750 میلیارد ریال
    9-کانون فرهنگی و نوجوانان ……………………………………………………………………………………….600 میلیارد ریال
    10-حوزه هنری (تبلیغات اسلامی) ………………………………………………………………………………..430 میلیارد ریال
    11-شورایعالی انقلاب فرهنگی ……………………………………………………………………………………400 میلیارد ریال
    12-شورای برنامه ریزی حوزه های علمیه خراسان …………………………………………………………………370 میلیارد ریال
    .13-شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی ………………………………………………………………………….250 میلیارد ریال
    14-موسسه نشر آثار حضرت امام خمینی …………………………………………………………………………190 میلیارد ریال
    15-موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ……………………………………………………………………120 میلیارد ریال

    بودجه این 15 سازمان و نهاد فرهنگی بیش از 19000 میلیارد ریال درسال است. به این مقدار اگر 9700 میلیارد ریال بودجه صدا و سیما را بیافزاییم بعلاوه بودجه سازمان ها و مراکز فرهنگی دیگری همچون ” دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم” ، ” دانشگاه اصول الدین” ، ” بنیاد پانزده خرداد” ، “بنیاد انقلاب اسلامی” و ….. را هم در نظر بگیریم بودجه ایی که سالیانه رسما صرف امور فرهنگی می شود به سرعت از مرز 30000 میلیارد ریال در سال بالاتر می رود. این 30000 میلیارد ریال بصورت مستقیم برای امور فرهنگی در سال هزینه می شود. یک سری دستگاههای دیگرهم بصورت غیر مستقیم برای فرهنگ هزینه می کنند از جمله بسیج ، سپاه پاسدارن ،اداره جات سیاسی – عقیدتی، شهرداری ها و غیره. اگر همه این هزینه هایی که صرف امور فرهنگی می شود جمع آوری شود رقم واقعی خیلی بیشتر از 30000 میلیلرد ریال در سال خواهد شد.
    بحث بر سر آن نیست که آیا مردم راضی هستند از مالیاتی که می پردازند و از درآمد کشور این همه برای تبلیغات و امور فرهنگی هزینه شود. بحث بر سر آن است که رقم رسمی 30000 میلیارد ریال تقریبا 5 برابر بودجه رسمی سالیانه وزارت ارشاد می باشد( کل بودجه سالیانه وزارت ارشاد بعلاوه تمامی نهادهای وابسته به آن در حدود 6000 میلیارد ریال می باشد). این فقط 5 برابر بودن بودجه نهادهای فرهنگی و تبلیغاتی نیست که شگفت انگیز است. وزارت ارشاد و زیر مجموعه های وابسته به آن هر یک ریالی که هزینه می کنند با حساب و کتاب بوده و به دستگاههای نظارتی ازجمله مجلس پاسخگو هستند. در حالیکه بسیاری از نهادهای فرهنگی و تبلیغاتی، به هیچ دستگاه و ارگانی در قبال نحوه هزینه ها و مخارجات شان موظف به پاسخگویی و حساب پس دادن نیستند.
    علیرغم همه اینها، جناب آیت الله سید احمد خاتمی ، بنده یکبار ندیدم که جنابعالی یا سایر ائمه جمعه بعلاوه سایر منتقدین فرهنگی دولت به سروقت این نهادها بروند و محض خالی نبودن عریضه هم که شده یکبار از صدا و سیما، شورایعالی انقلاب فرهنگی، یک دوجین دستگاهها و نهادهای تبلیغاتی، شورایعالی حوزه های علمیه، سازمان تبلیغات اسلامی و …. توضیح بخواهند که در برابر آن 30000 میلیارد ریالی که از بیت المال می گیرند، کدام گام جدی و اصولی را برای رشد، گسترش و ارتقاء فرهنگ کشور برداشته اند؟ اگر وضع فرهنگ کشور آنگونه که حضرتعالی معتقدید خراب است ، چرا فقط ارشاد و قوه مجریه می بایستی پاسخگو باشند و جنابعالی حاضر نیستید بالاتر از گل به آن 26 نهاد دیگر که 5 برابر ارشاد بودجه شان است و به احدی هم پاسخگو نیستند تذکری بدهید و چیزی بفرمائید؟ اگرهم به آنان انتقادی ندارید چون کارشان را درست انجام داده اند، پس خیلی هم وضع فرهنگی کشور نمی تواند آنگونه که می فرمائید آشفته و نابسامان باشد. شخصا از جنابعالی و سایر منتقدین فرهنگی دولت ممنونم چون حملات و انتقادات شما سبب طرح مسائلی گردید که تا قبل از آن مطرح کردنی بنظر نمی رسیدند.

    ایام بکام باد
    صادق زیباکلام
    یازدهم خرداد یکهزاروسیصدونودوسه

    http://www.khabaronline.ir/detail/357880/weblog/zibakalam

     
  37. آقای نوری زاد واقعا شما خیلی خیلی خیلی ساده هستید میگی نه از عملکرد قبل و حال خود را ارزیابی کنید

     
  38. سلام بر نوریزاد- من از بی بی سی در جریان افشاگری شما در مورد دخالت آشکار سپاه و بسیج در افتضاح 88 قرار گرفتم —— البته خود خامنه ای هم یکبار گفت که در همه جای دنیا کاندیداها از دل نظام بیرون می ایند و اینطور نیست که فقط در ایران اینگونه باشد- اشاره درست آقای خامنه ای به این مطلب بود که اولا همه ی جای دنیا انتخابات کشککی است و خود نظام تعیین می کند که چه کسی باشد و چه کسی نباشد- دوما جناب اقای خامنه ای مهر تایید بر عملکرد شورای فیلترینگ نگهبان نظام زد- سوما به مردم تفهیم کرد که کاندیدای مسقل و آزاد حرف چرت و چرندی است——- به نظر من سوای از صواب یا ناصواب بودن حرف اقای خامنه ای خیلی هم پرت و پلا صحبت نکرده است ایشان- شما فرض کنید که به فرض محال کروبی یا موسوی یا محسن رضایی رییس جمهور می شدند- خوب طبیعی بود که هر جا از اوامر ولی فقیه نما ینده حی و حاضر خدا در روی کره زمین ( با فرض اینکه ////// ) نا فرمانی کنند به یک سوت و نه سه سوت به سرنوشت بنی صدر مبتلا می شدند و بعدها یک عکس فتو شاپ برایشان تهیه می شد که با روسری یا مانتو و رژ گونه و لب از طریق یک حمال باربر در مرز بانه و یا مریوان از کشور گریختند و بعد از اینکه آن حمال مرزی به انها تجاوز کرد به دامان اربابان غربی خود پناهنده شدند( بنی صدر ننه مرده میگفت کدام آدم خری است که هنگام فرار با روسری عکس بیندازد و به دوربین هم زل بزند و بعد هم با روسری و صورت 6 تیغ وارد پادگان نظامی در قلب پایتخت شود و هیچکس هم از او کارت شناسایی نخواهد و نگوید خانم محترم اینجا پادگان نظامی است و نه آرایشگاه عمه یا خاله ات)——— اما اینکه تاریخ سخنرانی کی هست به نظرم احتمالا قبل از روز قدس 88 و حتما حتما و 1000 درصد باید قبل از عاشورای 88 باشد چون هیچ بسیجی ولو خیلی //// هم نمی پذیرد که دوستان موسوی همگی تار و مار شده باشند ولی در روز عاشورا نصف تهران را در اشغال خود داشته باشند و در ضمن جعفری هیچ اشاره ای به 9 دی و حماسه ساندیس نمی کند و هر چه هست توجیه نیروهای خودی وبرای سپاه و بسیج پپسی کولا باز کردن است- در ضمن فکر می کنم با توجه به نوع لباس پوشیدن حضار (البته چون ندیدم نمیدانم مهمانان سر دار جعفری همگی لباس فرم پوشید ه اند یا خیر) میتوان فصل گرما یا سرما را در حین سخنرانی سردار جعفری حدس زد- عزت زیاد- جانم فدای رهبرم خامنه ای که آخر هوش وبصیرت است و //// هاشمی بی غیرت که هنوز در فکر مماشات با کودتاگران است در حالیکه خود زمان مدیدی با چپالگران دست به یکی بود و در تعجبم از کند ذهنی موسوی و کروبی که با وجود تقلب آ شکار شورای نگهبان قبل از شروع انتخابات 88 کناره گیری نکردند و تن به ذلت دادند و ملت ایران را وادار به مشارکت در انتخابات کنند و تنور انتخابات را به کام کودتاگران سپاه و غارتگران باند احمدی نژاد گرم کنند و کام ملت ایران را تلخ کنند و باز هم در تعجبم از موسوی ترک و مثلا با غیرت چرا هنگام مناظره معروف 13 خرداد 88 وقتی که ////عکس زنش را جلوی دوربین به همه نشان داد بلند نشد و یک چک محکم جانانه ——–نثار صورت ان کریه المنظر دزد و دروغگو نکرد؟

     
  39. برادر پاسدار: شما خواهان محاکمه علنی این سردار شده اید. می شود بفرمائید چه کسی و در کدام محکمه عادلانه باید ایشان محاکمه شوند. شکایت ایشان را به کجا باید برد. آیا شکایت ابوالفضل را به خدا باید کرد?

     
  40. معلمی بر در
    روحا نیان ما هم می‌‌اموزند. آن‌ها ۷۰ سال پیش با مدارس ابتدا یی مخالفت میکردند حالا موافق هستند سپس بسیاری چیز‌ها را پذیرفتند رادیو تلویزیون تلفن ماهواره ویدئو… آن‌ها حتا میداننند دیکتاتوری برای شاه خوب نیست. آنها شاید ۲۰ سال دیگر دانشگاه را هم بپذیرند حتا ممکن است 50 سال دیگر بفهمند که دیکتا توری برای هیچ کس خوب نیست از جمله خود آنها. آنها می‌‌آموزند تنها برای هر کلمه امو ختن ما را رنج بسیار میدهند.
    برای کسانی که از کشور های دیگر عکس شمارا میبیند غیر ممکن است باور کنند که شما برای گفتن چند جمله ساده که انها نمیخواهند بشنوند کفن پوشیده اید. جوانان ما شاید ندانند که قبل از حکومت پهلوی تظلم خواهی جز سنت این قوم بوده است. شاید ندانند که خانه هر روحانی مامن هر تظلم خواهی بوده است. و شاید ندانند که روحانیان ما چگونه هم اینک شریک ظالم شده اند.
    شما هم اینک معلم همه ما شده اید با تحمل درد و رنج بسیار. هر روز ده ها هزار نفر که شما را در کنار جاده می ببینند می اموزند که چه حقوقی از انها صلب شده است. شما برای کسانی که بر درا داره آ نها ایستاده اید بهترین معلم هستید شاید روزی از شما بخواهند که به درون ایید و به انها بیاموزید که با گرفتن حق دیگران چگونه بر خود ظلم کرده اند. چگونه خود را از یک زندگی انسانی محروم کرده اند. چگونه خود زندانی زندانی هستند که نگهبان انند. انها را که بزندان انداخته اند طبیبان انها و جامعه هستند. شاید انها هم روزی به اشتباه خود پی برند و مجسمه شمارا بر در همان اداره بگذارند و از شما تشکر کنند که چکونه با تحمل مصایب بسیار چراغ فرا راه همه ما شدید. خود سوختید و راه ما را روشن ساختید

     
  41. درود بر نوریزاد شجاع
    چه قدر باعث افتخاره آمدن شما به اصفهان.
    قدوم پر برکتتان را به اصفهان خوش آمد میگویم.
    امیدوارم موفق شوم بوسه ای بر دستان شما بنشانم و به کودکم قدرتمندترین انسان را نشان دهم که مدتهاست میخواهد قویترین انسان را ببیند. بي صبرانه منتظرتان هستیم.

     
  42. اموال غلام رضا خسروی را پس دادند !!؟؟ محاربه با تن ///// آخوند‌ها جان عزیز این کارگر صنعتی‌ فهیم ، دوستدار طبیعت و زحمت کش را گرفت .

     
  43. کدام کشورهای سالم جهان رهبر یا رییس جمهورشان یا صدر اعضم ناقص برگزیدند ؟ شرایط رهبر شدن طبق خبرگان دزد. سید علی خامنه ای هم /// /// هست هم از لحاظ ///. حالا حساب کنید اونها یی که هی /// /// میکنند جه چاپلوسان بی مروتی هستن

     
  44. خداشما را براى ما حفظ كند با اين نوارتان تمام حرف هاى كذشته را اثبات فرموديد وخود سردار چون اقرار بدخوالت در امورى كه امام نهى اكىد فرموده بودند انجام داده اند بايد فورى بركنار ومحاكمه علنى شوند ودر مورد خون هاى ريخته شده وجراحات وسختى هاى رواشده وحبسها كه هنوز هم ادامه دارد وحصر هاو،،،،،،،،،،،،،پاسخگو باشند،

     
  45. سلام
    امیدوارم که حالتون خوب باشه
    اقای نوری زاد عزیز شما روز های اول قدم زدنتون پرچم سفید به دست می گرفتید که نشانه صلح و یک اعتراض کاملا مدنی و بدن خشونت بود ولی چند وقتی پرچم قرمز به دست گرفتید . می خواستم بدونم این تغییر رنگ پرچم مثل اون پرچم سفید معنی خاصی داره یا که به دلخواه خودتون رنگش رو عوض کردید؟

     
  46. مصلح جان حالا دیدی نوری زاد همه رو به یک چوب نمی رونه؟ ارادتش رو می بینی به آیت اله طاهری؟ خدا حفظشون کنه. هم نوری زاد و، همه همه آدمای شجاع و جویای حقیقت رو. از هر صنف و رده هم که می خوان باشن.

     
  47. جاروی ولایت

    دبی-العربیه.نت فارسی
    حجت الاسلام، سید احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران در خطبه نماز با اشاره به اهمیت مراقبت از نظام جمهوری اسلامی ایران و اینکه این مسئله از ویژگی های خط آیت الله خمینی بوده است، گفت: “اگر مردم مراقب انقلاب خود نباشند همان بلایی بر سرشان می آید که در مصر آمد”.

    خاتمی در بخش دیگری از خطبه نماز گفت: ” مسئول محترمی گفته است که به زور شلاق نمی شود مردم را راهی بهشت کرد، این جمله سه معنا دارد یک معنا را ما قبول داریم و آن اینکه مکتب ما مکتب منطق و استدلال است ، مکتب شلاق نیست و سیره پیامبر هم اینگونه بوده است. معنای دیگر این جمله می تواند این باشد که مردم را آزاد بگذاریم و هر کاری که می خواهند بکنند در عرصه اخلاقی ، سیاسی ، آزاد باشند ، حدود الهی را بشکنند و امر به معروف و نهی از منکر نداشته باشیم و ما هم به صراحت می گوییم که این معنی ، مقصود هیچ مسئولی در نظام اسلامی نیست این معنای نادرست مورد تأیید هیچ کس نیست و به هیچ مسئولی هم نمی شود نسبت داد”.

    امام جمعه تهران افزود:” معنی دیگر این باشد که ما حتی موظف نیستیم که جاده بهشت را هم صاف کنیم این هم درست نیست رسالت حکومت دینی این است که جاده بهشت را صاف کند و رسالت نظام اسلامی همین است، حکومت وظیفه دارد جاده را برای بهشتی شدن مردم هموار کند”.

    منظور امام جمعه تهران در این سخنرانی اظهارات حسن روحانی که در همایش بیمه سلامت همگانی در محل نهاد ریاست جمهوری بیان کرده بود.

    روحانی در آن همایش گفت : “مردم را سر مسائل جزئی و بیخودی و بی‌جهت و با بهانه‌های واهی اذیت نکنیم و بگذاریم مردم راحت بوده و در سلامت روحی باشند. اینقدر در زندگی مردم دخالت نکنیم، بگذاریم مردم خود راه بهشت را بروند و با شلاق نمی‌شود مردم را به بهشت برد”.

    امام جمعه تهران افزود: کسانی در خط امام هستند که در خط ولایت باشند و این دو تفکیک ناپذیرند.

    خاتمی با حمایت از شعار مرگ بر آمریکا گفت:” تا زمانی که آمریکا دست از شیطنت علیه ملت ایران برندارد، “شعار مرگ بر آمریکا” را ادامه می دهیم”.

     
    • امثال خامنه ای و احمد خاتمی و جنتی و سایر درباریان به دلیل علاقه عجیب شان به مردم حتی به قیمت جهنم رفتن خود می خواهند مردم را به بهشت ببرند!!!

       
  48. خدایا سرنگونی جمهوری اسلامی را نزدیک بگردان

     
    • حکومتی که تاب یک انتقاد کوچک را ندارد و اینچنین ذلیلانه هرکس کوچکترین انتقادی از ان میکند با زندان و شکنجه و بی ابروئی با او بر خورد میکند عملا سرنگون شده و هیچ پایگاه مردمی ندارد البته منظور از حکومت سلطنت شاه سلطان حسین( علی خا منه ای) است که در واقع بصورت طفیلی انقلاب اسلامی فقط بفکر حفظ قدرت و سلطنت و دارائی خودش است والا انقلاب مثل شیر و با عقل و تدبیر بدنبال حفظ نیروهای اصیل و واقعی خود مانند میرحسین عزیز و خانم رهنورد میباشد

       

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

94 queries in 2321 seconds.