سر تیتر خبرها
ما نمی گذاشتیم دوم خردادی ها روی کار بیایند

ما نمی گذاشتیم دوم خردادی ها روی کار بیایند

این فیلم را در لینک زیر ببینید، یا متن پیاده شده اش را در ادامه بخوانید، تا بدانید اساساً قرار نبوده آقای موسوی یا خاتمی یا دوم خردادی ها روی کار بیایند. در این فیلم سردار جعفری رسماً می گوید که روی کار آمدن دوم خردادی ها ” خط قرمز” حاکمیت بوده. و این یعنی: همه ی قضایای انتخابات یک بازی بیش نبوده و اینها برای حذف موسوی برنامه ها داشته اند بلاشک.
https://docs.google.com/file/d/0B-kdQ_db9ehNNlJUckppX1VIb0E/edit?usp=drive_web
——————————–
سردار جعفری:
حساسیت انتخابات ریاست جمهوری دهم برای همه شما روشن است. نگرانی و دغدغه و خط قرمزی که برای نیروهای انقلاب وجود داشت این بود که مجددا نیروهای مخالف انقلاب و ارزش های انقلاب که در دوران دوم خرداد فرصتی پیدا کرده و در حاکمیت نفوذ پیدا کرده بودند مجددا روی کار بیایند. در انتخابات و جریانات بعد از آن هم مشخص شد که آنها به چه دلیل اصرار دارند که سپاه و بسیج تحت عنوان نیروهای نظامی نباید به هیچ وجه در انتخابات دخالت کنند. نباید دخالت کنیم تا آنها بتوانند کار خودشان را انجام دهند و سپاه و بسیج مزاحمتی برای آنها نداشته باشند.

این شیب، شیب نگران کننده ای بود که همه تحلیل می کردند که اگر به همین روند ادامه پیدا کند حتما انتخابات دو مرحله ای می شود و در مرحله دوم هم معلوم نیست که نتیجه به چه شکلی شود. از اینجا مقداری تحلیل ها سخت شد و شرایط را پیچیده کرد که هنوز هم خیلی از مسئولین، خیلی از خواص، و حتی برخی از علما نسبت به اتفاقی که افتاده ابهام و اعتراض دارند. تنور انتخابات حسابی داغ شد و می دانید که بالاترین میزان مشارکت هم مربوط به این دوره بود. تا رسیدیم به خطبه های نماز جمعه حضرت آقا. در این خطبه ها مشخص بود که حضرت آقا حتما موضع می گیرند و در آن خطبه تاریخی که خواندند و بحث اعتراضات را نهی کردند و تبعاتش را هم به عهده خود آنها گذاشتند.

بعد از آن دیگر تصمیم بر این بود که ما نباید بگذاریم حتی آن تظاهرات به قول خودشان آرام هم انجام بگیرد. پیش بینی بر آن بود که وقتی برخورد شود، احتمالا یکی دو روز دیگر تظاهرات ادامه پیدا خواهد کرد اما خوشبختانه با برخوردی که بعد از ظهر جمعه و ممانعت و جلوگیری ای که به عمل آمد، دیگر بعد از آن اتفاقی نیفتاد و دلیلش هم روشن بود چون بیشتر آنها که در این تظاهرات شرکت می کردند از شمال شهر می آمدند و خیلی اهل تحمل سختی و ایستادگی نبودند و این کاملا مشهود بود.

دو اقدام بسیار اساسی و استراتژیک در جمع کردن این ماجرا اثر گذاشت. یکی دستگیری های گسترده ای که توسط دستگاه های امنیتی و بخشی هم سپاه در لایه طراحان و ایده پردازان این ماجرا انجام گرفت (آنها که ایده پردازی کرده بودند، طرح داشتند، روحیه می دادند به طور گسترده دستگیر شدند)، و دیگری مقابله های گسترده ای که با حضور گسترده نیروهای مردمی بسیج و سپاه به کمک نیروی انتظامی و دستگاه امنیتی برای مقابله با این جریان انجام گرفت از جمله برخوردهایی که در روز شنبه انجام شد. این دو اقدام اساسی به اضافه قطع ارتباط ات آنها، چه شبکه های اینترنتی و چه شبکه های موبایل و اس ام اس و … تاثیر زیادی روی به هم ریختگی برنامه های آنان داشت. یک نگرانی در ستاد آقای موسوی با این دستگیری های گسترده و طولانی مدت ایجاد شد، و برخورد و ایستادگی قاطع مردم و دستگاه های نظامی انتظامی ایجاد شد و آنها جا زدند…
—————————–
محمد نوری زاد
دهم خرداد نود و سه – تهران​

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

110 نظر

  1. گرگ زاده گرگ شد .کجا رفتن اون بچه های گل که فقط فکر همنوع وکشور و دینشان بودن یا شهید یا معلول یا خونه نشین شدن افرادی که ماندن هیولایی ساختن به نام سپاه نه دین نه کشور نه مردم حالیشونه دربست نوکر ن ومردم ستیز این سپاه سال پنجاه و هشت است تمام کشور را داره میخوره .هر دیوی اونقدر بزرگ میشه که اخرش بر میگرده .دیر وزود داره اما سوخت وسوز نداره اما تا اونموقع بیچاره ایران ومردم ایران

     
  2. درود بر شما
    منطق آخوندی
    برداشت شخصی من از چرایی انتشار این فیلم با این اختلاف زمانی !
    دو فرضیه فابل طرح است 1- فیلم لو رفته است 2 – این فیلم به عمد منتشر شده حالا به وسیله چه گروهی و با چه اهدافی بماند ! فریضه اول به دلیل اینکه فیلم حرف تازه ای برای گفتن ندارد و به قولی توضیح واضحات است و همچنین شوکی به مردم وارد نکرد و برای حاکمیت هم حساسیتی ایحاد نشد و با سکوت از کنار آن گذشت ! قابل استناد نیست .
    و اما فرضیه دوم یعنی انتشار عمدی این فیلم با اهدافی آشکار و پنهان در فرضیات زیر قابل تامل است :
    1 – از آنجایی که شماره معکوس عمر حضرت آقا شروع شده است این فیلم پیام آشکاری است که ایشان صلاحیت انتخاب جانشین را ندارد
    2 – هشداری است به دولت روحانی که به جایگاه مردمی دل خوش نکند و بداند که کماکان کنترول اوضاع دست ما است و اگر مردم را نمی تواند با شلاق به بهشت بفرست ما خودش را می فرستیم !
    3 – هشداری است به مردم که جو گیر نشوند و بدانند این دولت هر دولتی همچنان حیاتش به ارداه و خواست ما است !
    4 – انتشار این فیلم بازتاب منطق آخوندی است که مثل ویروس آج آی وی تغییر شکل میدهد و قابل تحلیل نیست !

     
    • طبق قانون قرار نبود و نیست که کسی که با عنوان ولی فقیه شناخته میشود جانشین انتخاب کند. این بدعت را، تا جایی که ما میدانیم، جناب رفسنجانی گذاشت و نتیجه اش آن شد که میبینید. یک ظالم به تمام معنا ولی امر مسلمین دانسته میشود. البته از جانب نماینده اش جناب شریعتمداری.
      این فیلم رو هم فکر نمیکنم عمداً منتشر کرده باشند. من خودم سال 88، فکر میکنم اواخر آبان 88، این فیلم رو در سربازی دیدم. اصلاً عجیب نیست که بعد از این همه سال به دست آقای نوری زاد رسیده.
      خطری که الان وجود دارد موروثی شدن حکومت است. به عبارت دیگر بدعتی که جناب رفسنجانی در انتخاب سلطان فعلی (شاه سلطان علی حسینی معروف به مقام معظم رهبری) با نقل قول از جناب موسوی خمینی گذاشت این بار با نقل قول یا شاید وصیت نامۀ شاه سلطان علی فرزند او مجتبی حسینی خامنه ای را به رهبری منصوب خواهد کرد و جماعت اخ.. مجلس خبرگان او را منصوب خواهند کرد.
      محمد نوری زاد کسی است که میتواند با از خودگذشتگی این موضوع را برجسته کند!

       
  3. با تشکر از مطلبتون
    این فیلم رو در حدود نیمۀ دوم پاییز 88 در سربازی برامون گذاشتند و اون موقع قسمتهای دیگرش برامون مهم بود.
    در این بین به نظرم رسید یه سؤال رو مطرح کنم که فکر میکنم خیلی مهمه و تحقیق در مورد اون از شما برمیاد:
    آقای خامنه ای هزینۀ زندگیش رو چجوری در میاره؟ تا حالا از خودتون پرسیده اید؟ آبا برای کسی که رهبر میشه حقوقی از بیت المال تعیین شده؟ این حقوق چقدره؟ کفاف اجاره خونه و … رو میده. آیا به ولی فقیه خانه ای تعلق میگیره؟
    شما میتونید حداقل توجه ها رو به این موضوع جلب کنید.

     
    • با سلام
      بنده جان نمی دانم شما ما را دست انداختی یا واقعا این موضوع برایت جای سوال است ! اما چون پرسیدن عیب نیست بدان که برای هر پست و مقامی از دون پایه تا رییس جمهور که در قانون تعریف شده حقوق در نظر گرفته میشود البته این ظاهر ماجرا است و اگر حکومت مثل جمهوری اسلامی خودمان سست بنیاد باشد درهای دزدی فراوانی باز است بنحوی که حقوق و مزایای نجومی و قانونی چنگی به دل نزند ! اما رهبر که یک مقام من درآوردی و تحمیلی است کل کشور را صاحب میشود حقوق یعنی چه !

       
      • درود بر شما
        یاد آوری
        دوست من توضیح درستی فرمودید فقط یاد آوری کنم ایشان که اکنون سرزمین کوروش را ششدانگ صاحب شدن در زمان حکومت پهلوی /// //// ! از کجا به کجا رسیده !! تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل .

         
        • با سلام
          آقای مشیری مجملی که ما را به خواندن آن حواله دادید ظاهرا اسیر خطهای مورب شده اما حدس میزنم که منظورتان این بوده که وای به روز ما که گدایی با مال و آبروی ما نه تنها معتبر که مدعی شده ! ول کن هم نیستتتتتتتتتتتتتتتت

           
          • درود بر شما
            دوست من سپاس از این تفسیر هوشمندانه / شاید اگر من هم مهارت شما را در نگارش داشتم اسیر خطهای مورب نبودم ! صد البته که هیچ اعتراضی نیست چرا که ما هیچوقت در درک مفاهیم به گرد پای استاد نوری زاد گرامی نخواهیم رسید و این خطها به معنای این است که چهار چوبی رعایت نشده است .

             
      • با تشکر از پاسختون
        این سؤال رو پرسیدم چون حدس میزنم در قانون چیزی به عنوان حقوق رهبر نداریم. فکر میکنم رهبر هم باید مثل بقیه کار کنه. برای مریدان او البته این حرف توهین تلقی میشه. یاد آقای منتظری بخیر که به ایجاد تشکیلاتی با عنوان بیت رهبری (یعنی خونۀ رهبری) اعتراض کرد و …

         
      • زارع جان تکرار مکررات انجام دادی دادا بنده خدا هم این ماجرا را هم میدونست و هم گفت ولی به صورت یه سوال مطرح کرد با اینحال از شما تشکر میکنم که مطلب و به زبان عموم بیان کردید اما تمرکز بیشتری به خرج بدید تا یه صرفه جویی در وقت بشه که خوانندها ی این موضوعات از ازدیاد مطالب یکسان خسته نشوند. بازهم از اضهار نظر شما و بقیه دوستان ممنون و کمال تشکر را دارا میباشم

         
  4. با سلام به آقای نوری زاد
    قبل از هر چیز باید بگم به شما حسودیم میشه چون جرأت شما رو ندارم.
    میخواستم بدونم آیا به نظر شما ممکنه که، اگر مطلبی که آقای مخملباف در فیلم “رازهای زندگی خامنه ای” در مورد موروثی شدن رهبری، یعنی رهبری مجتبی خامنه ای، میگه درست باشه، اون وقت ارتباطی بین ادامۀ حصر اون سه نفر و این موضوع وجود نداره؟ منظورم اینه که شاید جناب سلطان میترسه که اگر اون سه نفر آزاد باشند، علیه موروثی شدن حکومت قیام کنند.
    اگر چنین احتمالی رو میدید، با توجه به جرأت شما، در این مورد اقدامی بکنید. شاید دیر بشه.
    با آرزوی موفقیت شما در مبارزه با ظلم

     
  5. اگه امکانش هست نوار کامل این صحبت را قرار بدید

     
  6. علی آقا شما چوش صدای آمریکا را نزن..همان حرفت خوب بود،”قدرت سپاه”!..شما کازتو انجام دادی بفرما مزدگ بیاد!

     
  7. عزیز : آقای من مولای من مردم فهمیدن که ما انتخابات را مهندسی کردیم دستور چیست ؟
    علی آقا : مردم خیلی چیزهای دیگری را هم می فهمند این که چیزی نیست حالا چه اقداماتی انجام دادید؟
    عزیر : شبکه های خبری از جمله بی بی سی و امریکا را از دسترس خارج کردیم تا آبها از آسیاب بافتد
    علی آقا : ماشالله ماشالله اگر لازم شد به حسن بگوید یک سبد کالا اعلام بکند با روغن اضافی میدانید که ؟
    عزیز : بله قربان اما مردم خواب تر از آنند که نیاز به هزینه کردن داشته باشیم با خارجی ها جه کنیم ؟
    علی آقا : به خارجی ها هم بگوید که این فیلم هپی بوده که ساخته ایم برای شاد کردن دشمنان
    عزیز : به هر حال مولای من اگر لازم باشد من آماده فداکاری و برکناری هستم
    علی آقا : ماشالله ماشالله به پست و مقام بالاتری خواهی رسید اگر لازم شد فعلا عجله نکن

     
  8. ایرانیان این را بدانید وقتی سایت بی بی سی و رادیو فردا ک بودجه هاشون تو مجلس آمریکا تصویب میشه میایند همچین اخباری رو ب صورت گسترده تحت پوشش قرار میدن عاشق چشم و ابروی منو تو ک نیستن ی کم ب خودت بیا
    قطعا این اخبار ب نفع سپاه هست این اخبار توان و قدرت سپاه رو آشکار میکنه
    من سیاسی نیستم ولی …
    .
    سیاست زده هم نیستم
    موفق باشید

     
    • من هم مثــل شما سیاسی نیستــم وهمچنین سیاست زده هم نیستــم، لیکن فکر میکنــم این برادران سپــاه خودشان این فیلم را به بیـرون فرستادند، که ملت حواسـشان را جمع بکننــد! یا به تعبیــری میخواهنــد بگوینــد…بلـــه ما قدرت داریــم و…
      یااینکه، گروهی از سپاهیان میخواهنــد به ملت بگوینــد یک عده در سپاه هستنــد که چنین میکننــد و ما جزء آنها نیستیــم!

       
      • نیازی نیست خیلی فکر کنیدو با تکیه بر تخیلتان تحلیل کنید.بسیار ساده است همچین پیچیده نیست .جنگ درون حاکمیت هر روز بیشتر میشه و شکاف هم عمیقتر.این فیلمها و افشاگریها هم نتیجه طبیعی و بدیهی آن است. والسلام

         
  9. جناب مطهری مطالبی راچندی پیش درمجلس بیان کردندکه واقعا منطقی ومنصفانه می باشدواین مطالب رانه اکنون بلکه کرارابیان داشته اندزیراازگفته های ایشان چنین استنباط میشودکه بامردم وجامعه ارتباط داشته وخودراجداازآنهاقرارنداده که حرفهایی برخلاف نظرمردم بیان کندزیرابیانات ایشان ،دیدگاههای مردم می باشدامامتاسفانه این مردم سخنگویی شجاع نداشته وخودنیزباجوارعابی که درسطح جامعه رواج داده اند،می ترسندکه علنی بگویندزیراباوضعیت معیشتی که برای مردم درست کردندواهمه دارندکه سروکارشان باقاضی های بازجو،امنیتی،سپاهی،لباس شخصی،خودسر،مرتضوی وار وووکه هیچ اراده ای ازخودنداشته وتنهادستورات صادره راآنهم بااملاهای غلط درحکمشان می آورندکه هیچکس سردرنمی آوردزیرانظام به چنین افرادی بنام قاضی همچون صلواتی،مرتضویها،حدادها ورفقایش نیازدارندواگریک قاضی باقدری سوادحقوقی پیگیرچنین مسائلی میشد مطمئناابتداشورای باصطلاح نگهبان راکه وظیفه اصلی وذاتی اش نگهبانی قانون اساسی، برای خلاف شرع وخلاف قانون اساسی نبودن قوانین است رادرانتخابات88محکوم میکرد.زیراازهمان ابتداخوداین شورافتنه انگیزی راشروع کردالبته باحکم حکومتی!!!دوم کسی که هنوزهمین شورای نگهبان بانظارت استصوابی اش نظرخودرامبنی برصحت ویاعدم صحت انتخابات اعلام نکرده بود،بصورت حکم حکومتی ازتریبون نمازجمعه ،پایان انتخابات وصحت آن رابدون رسیدگی حتی به شکایات اعلام کردوحتی حفظ ظاهررانکرده ،نگذاشت که شکایتی حتی صوری درموعدمقررهمچون دوره های گذشته اگربود،زمانش طی شده وشورای نگهبان صحت انتخابات راتاییدکند.پس اینجاتوبه کننده اصلی،وروشن کننده آتش فتنه کسی بودکه تمام قضایاراازدیدحکم حکومتی خوددیده وتمام مجریان ونظارانتخابات که همگی هم تحت فرمان بودند،راعلناهیچ انگاشت وزمینه بالا آمدن فردی شدکه بقول ایشان نظرش به نظرات ایشان نزدیک بودووقتی اینگونه شد،مردم واقعاانتخابات 88راکودتا دانستندحتی 5میلیون جمعیت ثابت طرفداران ایشان نیزآن راکودتایی که نظام وازنظرآنان اسلام رانجات داد،قلمدادکردندزیرابااین برنامه مهندسی شده تمام کسانی حتی افرادی همچون هاشمی راکه طبق شاخصه های معرفی شده درسخنرانی های متعددبی بصیرت وخارج ازنظام معرفی شدند،ازگردونه قدرت خارج ساخت ،می دانستندوعمل انجام شده راهم ثواب، وهم درجهت صواب نظام معرفی کرده وچندین سال است که نان آن رابنام فتنه میخورندوسالیان ظلمت رابرمردم تحمیل نمودند.فتنه ای که عوامل مشخص بودوهمان عوامل فتنه بعد یقه مردم راوهم نخبگان مردم راگرفته وچه هاکه نکردندوچه همایش هاوسمینارهایی ازجیب این ملت برای فتنه گرخواندن دیگران که حقوق شان پایمال شده بودنگرفتندوچه جانهایی ازعزیزان این ملت دراین راه فدانشدندوجان ومال وحرمت وحیثیت شان توسط فتنه گران اصلی بربادنرفت،لطیفه اینجاست که اکنون فتنه گران اصلی مدعی هستندکه ملت وکسانی که باملت بودندتوبه کنندتاحرفشان دونشود. اماچوب خداصدانداردواکنون تمام قضایاحتی برای طرفداران ثابت 5میلیونی شان نیزروشن شده ومسئله تواب کردن مسئله مضحک درآمده واکنون نمی دانندکه چگونه این گندبزرگ راگندزدایی کنندکه بیش ازاین رسوا نشوند.امازهی خیال باطل که اکنون زمانه ای نیست که بشودمردم راناآگاه نگهداشت وچنانچه بیشترازاین اصراربرتواب کردن مردم داشته باشندطشت رسوایی صدایش بیش ازاین خواهدبود،ومردم اکنون مدعی هستندکه اگرمحاکمه ای قراراست صورت گیردکسانی هستندکه نان فتنه رامیخورند،ویااگرقراراست کسی توبه کندآقایان موسوی ،کروبی،بهزادنبوی،تاج زاده،فدایی ودیگرمحبوسین نیستند،افرادمحکوم وتوبه کننده ازنظرمردم کاملامشخص می باشند،وآنهاکسانی هستندکه اکنون مدعی مردم ورهبران جنبش مردمی می باشند.که این مسائل ازدیدمردم روزی دردادگاههایی که پایه واساس مردمی داشته باشندبایدروشن گرددتافتنه گران نامشان درتاریخ ایران ثبت شده وباقی ماندوکسی نتواندباتحریف تاریخ مسائل راوارونه جلوه دهدونسلهای آینده ازاینگونه مسائل درس عبرت گیرند

     
  10. ساسانم آدم با حالی هستی ولی خودتی اخوی!

    نوریزاد خوبه، هاشمی بده! چرا؟ چون از موسوی حمایت نکرد! بعدش هم موسوی بده چون اونجوری کرد. بقیه هم بدن چون توشون آخونده! برو دادش..جمعش کن..بده بغلی!..در ضمن اگه خواستی عبادت کنی ته راهرو به نمازخونه است! برو تو..وضو یادت نره!

     
  11. جعفری!
    نمی تونستی جلوی دهنتو بگیری! حرف نمی زدی می گفتن لالی؟
    گفتم یه فکری به حال سپاهی های دو دل کن نگفتم فیلم بگیر نشون همه بده.
    منظورم این بود گوشمالیشون بده ا.مق حالا ببین چی گ.ی بار آوردی. خودت باید جمعش کنی.
    عجب دور و زمونه ای شده. به هیچ کی نمیشه اعتماد کرد. یک مشت خ.فت دور و برم جمع شدن.
    قاسم پس اون نیم رو با برنج چی شد؟ دیگه آشپزی هم خودم باید بکنم! کارم ببین به کجا کشیده……..

     
  12. کار جالبی بود ولی امیدوارم هدف هم به همون اندازه که ادعا میکنید صادقانه باشد. امیدوارم از این مطالب به نفع اصلاح طلبان واقعی استفاده شود و رفع حصر آنها که “واقعا” در حقشان ظلم شد و نه آنهایی که ادای اطلاح ظلبی در آوردند و سر و مر و گنده در خانه هایشان لم دادند و پولهایشان را شمردند و به آنهایی که رفتند و مردند خندیدند.

     
  13. آقای ابراهیم نبوی، یک زندانی عقیدتی دیگر را اعدام کردند. یادتان است که گفتید 67 تموم شد ولش کن؟ 67 تمام نشده. عقاید جنایتکارانه اسلام شیعه همچنان وجود دارد.

     
    • درود بر شما. متاسفانه فراموشی یا بی توجهی آفتهائی هستند که نمیگذارند امثال ابی نبوی
      ماهیت پاچه خواری شان به پیشانی شان سنجاق شود! همینکه چیزکی به ظاهر طنز مینویسد
      همه غش میکنند و استقبال میکنند! از نظر اخلاقی و وجدانی آیا این ملیجک آخوندها نباید بایکوت
      شود تا زمانی که از پیشنهاد بیشرمانه اش مبنی بر فراموش کردن آنهمه اعدام ظالمانه سال 67
      عذر خواهی کند؟!

      اگر مادر باشید میفهمید که اعدام فرزندتان آنهم ظالمانه و خاکسپاری او به آن طرز غیر انسانی
      میتواند چقدر قلب انسان را به درد بیاورد و غیر قابل فراموش کردن باشد. اما متاسفانه مردها
      که توان بارداری ندارند نمیتوانند بفهمند حیات انسانی را به این آسانی گرفتن چقدر دردناک است
      اکنون فقط یک مادر میتواند حال مادر غلامرضا خسروی را خیلی خوب بفهمد خیلی بهتر از مردها!

      به همین دلیل است که مردهای سیاستمدار حاکم بر دنیا به راحتی آب خوردن جان میگیرند
      چرا که به انسانی جان نداده اند تا بفهمند جان گرفتن تصمیمی نیست که بتوان به این راحتی گرفت
      یا راحت تر از آن را فراموش کرد یا راحت تر از آن پیشنهاد به فراموش کردن داد!!

       
  14. از هرچه بگذريم شيوه گفتار هر كس تا حد زيادى خبر از منش او مى دهد . اين ناسردار سرباز چشته خوار بيش از همه ما مى ترسد .او مى گويد اگر دخالت نمى كرديم آنها كار خودشان را مى كردند .مقصودى كه حتى جرآت إظهارش را ندارد برنده شدن آنها در انتخابات است در يك دموكراسى بسيار بسته كه از فيلتر نظارت استصوابى عبور كرده است .هراس بيست ميليون رأى خاتمى در چشمان هراسانش هنوز دو دو مى كند .و در لحن نفر تبارش ورما سيده .آيا شما شباهتي ميان اين چهره و كودتا چيان معروف تاريخ مى بينيد ؟ او مى ترسد اما ترسش را با كمى واقعيت و انبوهى فريب از خود دور مى كند . اين فريب همان پسوند مردم و مردمى در جايي خارج از آن ميليون ها رأى دهنده است ،مثلا در برابر همين چهره هاى ناهنجار و ارزشى او .آن واقعيت همين مزدوران مردار خوار دستگاه چند لايه كشتار و سركوب است و ارزش هاى وابسته به كيسه هاى گشاد .اين واقعيت را از او بگيرى سريع تر از هر موشى به نزديك ترين سوراخ مى گريز د. او مى ترسد و بد جورى هم مى توسد از همين رو از بشار و صدام مى تواند خطرناك تر و درنده خو تر باشد .دشمنى كه مايه وحشت اوست نه استكبار است و نه سرمايه دار ،چرا كه او خود متعلق به كثيف ترين كلنى سرمايه دارى جهانى. يعنى سرمايه دارى اليگارشى و دولتى و رانتى است .دشمن او مردم است .هدف او گرفتن قدرت مردم با نازل كردن مردم به جسمانيتى بى روح و مشوش در تشويش معاش ،او مسؤول نسل كشى نهانى و تدريجى نيروهاى جوان جامعه پس از كودتاى ٨٨ است .مردم به چشم او مارى خطرناك اند .كسى كه از مار مى ترسد چماق را محكم تر بر سر مار مى كوبد .
    اما خطاى ما : بدترين خطا احتمال ذره اى وجدان در سر اين مردا خواران است .خطائي كه نيروهاى ما را در خطاب قرار دادن اين مجسمه هاى فلج وجدان به اين اميد كه شايد به خود آيند رو به فرسايش مى برد .يك خطاب مرسوم حواله دادن اينان به آتش دوزخ است .خطاب ديگر بر اين گفتار مى رود كه :اين عو عو سگان شمانيز بگذرد . دوستان نه تنها عو عو سگان مى گذرد ،كه نغمه بلبلان نيز ،زندگى نكومردان نيز ،تخت سليمان نيز .روزگارا اين چه فريب است كه افسون و افيونش قرن هاست فرهنگ ما را در خواب زمستانى فرو برده است ،بر لب جوى نشين و گذر عمر ببين //اين أشارت ز جهان گذران ما را بس .به قول شيرازى ها :كاكو مى گذره آما سيخ از تو كباب مى گذره
    تنها راه رهايي ما نه فقط آگاهى بل يافتن قدرت خودمان از راه همبستگى و برانگيختن وجدان ملى است .صد درود بر نوريزاد كه راه درست را يافته است

     
    • اين ناسردار سربار چشته خوار درست است .سربار نه سرباز .درود بر همه سربازان ميهن كه بى وجود آنها سرهنگان نيزبى وجود خواهند شد

       
  15. آقای شریعتمداری بالاخره داری از لونه ات سرک می کشی ها ناقلا مگه دومت به سردارها وصله که پیدات شد.؟! دوران کیف و حال دیگه داره تموم میشه از صدات پیداست که به قول یار غارت ( احمدی نژاد) داره یک جات می سوزه!!!!

     
  16. آهای ساسانم فکور..در چه حالی؟ ببینیم اخوی بقول شما همه مشکلات از آخوند دولتی است. باشه قبول.امّا وقتی می خوای اسم ببری یاد امثال مرتضی و صالح می افتی؟.بابا تو دیگه کی هستی اخوی! جقدر اخلاقت با مزدک جوره!.همسایه این یا همکار؟ جون من سکولاری؟
    سکولار بی منطق و بی عقل که دید؟
    این چنین سکولاری را غرب هم نافرید!

     
    • در باب احترام به ادیان هم همینطور دچار پاردوکسند ،میگویند ما به اعتقاد اشخاص و دیانت آنها احترام می گذاریم و اگر ما سکولارها روی کار بیاییم همه در دیانت و اعتقاد و اظهار آن آزادند و چه و چه ،اما وقتی می خواهند روش های حکومتی حکومتگران فعلی ،یا بقول شما دین حکومتی را بنقد بکشند ،سرتاپای دین را خرافه می نامند و هر وصفی دلشان می خواهند به آن اسناد می دهند ،یا بدون تفکیک آنهمه آخوند مستقل و منتقد ،بلسان واحد کلیت آخوند را به فحش می گیرند،نمیدانم با این پارادوکسها اخلاق و قاعده طلایی آن چه جایگاهی دارد

       
  17. Sepah and it leaders are a big shame for Iran, Iranians and Shiite religion and for Islam

     
  18. آقای دکتر بقیه فیلم چرا نیستش بعد کلمه جازدن حرف مهمی بود که باید مردم بشنوند

     
  19. در باره‌ ” کیهان شریعتمداری امروز”

    سلام،

    اگر به فرض، اگر به فرض، اگر به فرض، نوریزاد دزد است، دزد بود و دزد بوده است، چه کسی‌ مسول پرداخت میلیاردها تومن به او و امثال اوست؟ بوده و بوده است؟ رئیس بیت‌المال کیه؟ مسئول کیه؟ بیت‌المال مسلمین بی‌ صاحبه؟ چرا وقتی‌ نوریزاد دیگر با “ما” نیست دزدیهایش رو میشود؟ ابله، ابله، ابله، با چاقو دست خودت و رهبر معظّم رو نبر!

     
  20. با سلام

    10 كشور ثروتمند مسلمان در جهان

    در اين ليست نيز نامي از ايران ديده نمي شود

    http://www.youtube.com/watch?v=GSLyWsj2n_Q

     
  21. یک خبر مهّم..فلاحّیان به همراه تعدادی از وزیران و مقامات قبلی در نجریش دفتر کار چاق کنی دارند. هر مشکلی را هم حّل می کنند تضمینی..دستمزدشان در مورد آزادی املاک مصادره ای 50% ارزش ملک..هر روز هم ناهار همه با هم هستند!..البته برای ما مهم بود!..چندین سال است قلاحیان و پسرش که درجه دار ناجا را به قتل رسوند در این کارند.. چشم رهبر با بصیرت روشنتر باد!

     
  22. ضمنا برادر حسین شریعتمداری،
    من چند روز پیش از یکی از سربازان ولایت که در این سایت درفشانی می کردند سوالاتی پرسیدم اما ایشان ناگهان غیبشان زد. ناچار سوالات را از شما می پرسم که مردی دنیا دیده هستند و عالم به علم غیب.

    1- ستار بهشتی رو چرا کشتند؟ چرا قاتلشو مجازات نمی کنند؟ چرا اونو از اتهام قتل عمد مبرا کردند؟

    2- بابک زنجانی خودش گفته ویترین بوده. کیا پشتش بودند؟ چرا تا به حال دستگیر نشدند؟ شش ماهه دارند با این بابا تو زندان چی می گند که تمومی نداره؟ چرا اطلاع رسانی نمی کنند؟

    3- دولت مدتیه یک لیست پانصد و چند نفره رو داده قوه قضائیه برای پیگیری. چرا پیگیری و اطلاع رسانی نمی شه؟

    4- در خبرهای زسمی اومده که در ایران روزی 9 نفر بر اثر استعمال مواد مخدر می میرند. یه مقام بهداشتی گفته که رواج ایدز در ایران نگران کنندست و اینکه امتناع داروخانه ها از تویع کاندوم و … فاجعه ای در رواج ایدز پدید می آره. مسئولین دارند چه غلطی می کنند؟

    5- قطعا آقای هاشمی رفسنجانی که گفته مردم از خیلی از ویرانی های 8 سال گذشته بی خبر بودند داره دروغ می گه. درسته؟ خوب چرا ایشون را به جرم دروغگویی مجازات نمی کنند؟ نکنه راست می گه؟

    6- تکلیف اون لیست مفسدهای اقتصادی توی جیب احمدی نژاد چی شد؟ راست بود؟ چرا پیگیری نشد؟ دروغ بود؟ چرا احمدی نژاد به جرم دروغگویی محاکمه نشد؟

    7- پول این نفت و گازمون که بخاطر بی عرضگی مسئولان دولت قبل و حق مسلم هسته ای داره می ره به جیب همسایه ها، انشالا که بین فقرا و مستمندان قطر و عربستان توزیع می شه. جای دوری نمی ره. ثواب داره و باقیات صالحات محسوب می شه برامون.

    8 – چرا بنیادها مالیات نمی دند؟ چون کار خیر می کنند؟ پس چرا مرکز آمار می گه 47 میلیون ایرانی زیر خط فقر زندگی می کنند؟ چرا بنیاد مستضعفان 20 ساله پروژه آزادراه تهران شمال رو گرفته و تا حالا فقط 5 درصد پیشرفت داده؟

    9- دولت گفته بابت حمله به سفارت انگلیس به این کشور غرامت می ده. شنیدی که! این غرامتو کی پرداخت می کند؟ پول نفت بیت المال؟ بیت المال متعلق به منه و من باید اجازه برداشت بدم. چرا من باید خسارتشو بپردازم؟ چرا حمله کنندگان به سفارت مجازات نشدند؟

    10- قاتل خواهرزاده میرحسین پیدا شد؟ نشد؟ چرا پس؟ قاتل ندا چی؟ اونم نه! ای بابا سهراب اعرابی چی، محسن روح الامینی چی؟ نه؟ راستی از مرتضوی قاتل چه خبر؟ دستگیر نشده هنوز؟ ای بابا کهریزک که پنــــــــــج سال پیش بود. راستی این اختلاس 3000 میلیارد تومنی بعد از کهریزک بود نه؟ مسبب هاش پیدا شدند؟ چی؟ اعدام شدند؟ مرتضوی که قبل از اونا هم فساد مالی داشت و هم دست خونیش تو کهریزک نمایان شده بود. پس چرا اونو مجازات نمی کنند؟ راستی تو می دونی قطر پرونده محمدرضا رحیمی چقدره که 4 ساله دارند مطالعه می کنند و تموم نمی شه؟

    این سوالات ادامه داره…اگه شما مایل باشید.

     
    • سلام
      شر یعتمداری روزی به حرف خواهد آمد که منافعش در خطر باشه فعلا از لحاظ مالی تو شرایط خوبی به سر میبره اون روز نزدیک هست .

       
  23. ابراهيم نبوي

    روحانی گفته که: « عده ای که نه می دانند دین چیست و نه آخرت، مداوم غصه دین و آخرت مردم را می خورند.» احمد خاتمی هم در نماز جمعه و علم الهدی در نماز جمعه مشهد گفته اند که « ما موظف نیستیم مردم را به زور به بهشت ببریم، اما موظفیم جاده بهشت را برای مردم هموار کنیم و در عین حال هموار کننده جاده جهنم مردم هم نباشیم.» روحانی هم تکرار کرده است که: « عده ای بیکارند و می خواهند مردم را بهشت ببرند یا جلوی رفتن مردم به جهنم را بگیرند.» و احمد خاتمی و روحانی و علم الهدی فعلا به بزن بزن در این مورد ادامه می دهند. اما آنچه مهم است این نیست که جمهوری اسلامی کاری کند که مردم به بهشت بروند یا نروند، تا امروز جمهوری اسلامی سیاستی در پیش نگرفته که موفق بشود، احتمالا اگر هم بخواهد مردم به بهشت یا جهنم بروند این سیاست هم موفق نخواهد شد، اما خطر بدتر این است که جمهوری اسلامی با این توانایی که دارد، موفق شود از طریق لابی جنتی و نوح و آدم و دیگران اداره جهنم و بهشت را در اختیار بگیرد و تازه از شر این دنیا که راحت شدیم در آن دنیا گرفتار ابدی جمهوری ظفرنمون اسلامی ایران بشویم. در همین راستا از شما دعوت می شود به خبرهای نیمروزی شبکه اول محشر تی وی توجه نمائید

    مجری محشر تی وی: با سلام! به خبرهای نیمروزی امروز سه شنبه هفتم جولیه ۷۶۴۵ محشر تی وی توجه فرمائید.

    بنا به گزارش سازمان آب حیات بهشت، به دلیل حفر چاه های عمیق، آب مناطق بیست گانه بهشت از ساعت هشت صبح تا دوازده شب روزهای فرد و زوج و غیره قطع می باشد. این سازمان به امت شهیدپرور بهشت هشدار داد که در ساعات مذکور به نهرهای جاری در بهشت نزدیک نشوند، چون شیرو عسل جاری در آن آلوده بوده و سرطانزاست.

    وزارت مقاربت و امور خیریه گزارش کرد که برقراری رابطه با حوریان بهشتی در ملاء عام ممنوع می باشد، روابط عمومی وزارت مذکور گفت که با کشف یک شبکه فساد و جاسوسی در میان حوریان معلوم الحال، از آنان برای نفوذ از سوی سازمانهای اطلاعاتی جهنم استفاده می شد. این وزارت از برادران خواست تا فعلا خود را سرگرم کنند تا خانه های عفاف این سازمان مجددا بازگشایی شود. این وزارت همچنین اعلام کرد که مرکز بازپرروی غلمان گفته است که سرویس های این مرکز بطور ۲۴ ساعته فعال است و هر شب ساعت هشت “غلی پارتی” برگزار می شود. بنا به تصمیم سازمان اخلاقی بهشت ورود خانمها به این پارتی ها تا اطلاع ثانوی ممنوع است.

    وزارت اطلاعات بهشت اعلام کرد که طی هفته گذشته ۵۶۲۴ نفر از مجرمان در حال فرار از بهشت به جهنم دستگیر شده و متاسفانه ۱۲ هزار نفر از این افراد علیرغم تلاش مرزبانان بهشت موفق به فرار شدند. سازمان حقوق بشر جهنمی اعلام کرده که به کلیه فراریان از بهشت پناهندگی اعطا خواهد شد.

    سازمان جنگلبانی و محیط زیست بهشت اعلام کرد که در هفته گذشته به دلیل همکاری های عناصر فاسد در این سازمان با دشمنان، تعداد ۳۲۴۸۶ اصله درخت از درخت های بهشت بطور غیرقانونی ربوده شده و به همین دلیل مناطق چهار، پنج، هشت، سیزده، پانزده و نوزده بهشت غیرقابل مسکونی است.

    سازمان اخلاقی بهشت اعلام کرد که براساس مصوبه سال ۷۳۴۵ بهشت، رعایت حجاب اسلامی برای مردان و زنان الزامی است و به همین دلیل سازمان اخلاقی بهشت، به ۳۱ میلیون نفر از مردان و زنان مقیم بهشت تذکر برای رعایت حجاب داده است. براساس آخرین قانون، پوشیدن کت و دامن و ساپورت برای مردان به جای برگ انگور( شورت ماماندوز سابق) و چادر یا برقع برای زنان به جای شلیته برگ درخت موز( لباس رسمی سابق زنان بهشت) اجباری است. سازمان زنان جهنمی اعلام کرد که هر نوع پوشش برای ساکنان بهشت و جهنم برخلاف مقررات است و به همین دلیل به همه فراریان از بهشت به این دلیل پناهندگی اعطا می شود.

    نیروی انتظامی بهشت اعلام کرد که در شش ماه گذشته ۱۶ میلیون نفر بخاطر مصرف گیاهان روانگردان بازداشت شده اند. مسئول روابط عمومی این نیرو گفت این میزان نسبت به سال گذشته ۱۸ درصد افزایش داشته است. نیروی انتظامی بهشت همچنین اعلام کرد در حال حاضر ۱۳ درصد از ساکنان بهشت گیاهان روانگردان مصرف می کنند. به گفته یکی از آگاهان مصرف این گیاهان در افراد این توهم را ایجاد می کند که در بهشت زندگی می کنند و همه چیز خوب است.

    مجری دوم: و اکنون به خبرهای ۲۴ ساعت گذشته جهنم توجه فرمائید.

    کنسرت محسن نامجو و کیوسک اجرای عظیم ” آتیش داغ و گرم تو” را در استادیوم شصت هزار نفری جهنم برگزار کرد. این کنسرت به مدت ده روز اجرا می شود.

    سازمان تهویه مطبوع جهنم اعلام کرد با تلاش کارکنان موسسه میتسوبیشی طرف قرارداد سازمان مذکور کلیه مراکز و طبقات مربوط به کوره گرم جهنم، بخش قطران و قیر مذاب، و آتشستان های هفتگانه جهنم مهار شده و در حال حاضر قابل سکونت است.

    سازمان حیات وحش جهنم اعلام کرد که سه اژدهای چینی آتشخوار در حال فرار در کوههای شمال جهنم دستگیر شده و به مرکز بازپروری و اصلاح رفتاری منتقل شدند. کنجی میزوگوشی اژدهاشناس این مرکز گفت: « تا امروز موفق شدیم ۷۶۴ اژدهای موجود در جهنم را دستگیر و تربیت کنیم. وی گفت: دیگر خطر اژدها خوردگی در جهنم وجود نخواهد داشت.

    و اکنون به ترانه ” همه چی آرومه همگی خوشحالن” اجرای گروه ملی موسیقی جهنم توجه فرمائید.

     
  24. بابا شما ها چقدر ساده هستین
    این فیلم میکس شده چرا همینجوری زود قضاوت می کنید .
    این رو یک فردی گذاشته که دم از انسانیت میزنه
    واقعا باید تاسف خورد

     
    • برادر سپاهی ما ساده شما راه راه ! این صبحت جنابالی به معنای این است که اگر حقیقی باشد که هست جنایتی است غیر قابل گذشت و اربابتان باید عمامه اش را بالاتر بگذارد تا حداقل جلو چشمش را ببیند !

       
  25. استاد! داوودآبادی /// مبارکش رو در آورده و گرفته روی شما. شنیدم قراره به زودی ماتحتش رو هم بگیره طرف شما و حسابی از خجالت شما در بیاد و یک شکم سیر //// به هیکل تون.

     
  26. لطفا کش ندهید این قضایا را . اگر کش بدهید ، ……………. !!! ؟ خود دانید .

     
  27. رسالت اینها و روحانیون و دیگر اقشار همفکر آنها .هموار کردن راه بهشت .برای مردم ایران است .بنابرین تمام کارهای زشت دنیوی را به عهدهگرفتن تا چیزی باقی نماند که مردم به ان آلوده شوند .تا مبادا به بهشت نروند . فدا کاری از این بیشتر .

     
  28. آهای کسانی که ذوق مرگید که با برخورد با عوامل دو خردادی اجازه راهپیمایی آرام هم به معترضان ندادید ! آهای کسانی که از قطع ارتباط مردم با رهبرانشان کیف میکنید ! به خدای احد و واحد اگر برخورد و تبعید و اعدام و امنیتی کردن فضای اجتماعی جواب میداد الان ساواکی ها هم خودشان و هم هم کیشان و فرزندانشان در ناز و نعمت زیر پرچم شیر و خورشید زندگی میکردند ! نه اینکه اونها نتیجه ای از آن همه اقداماتشان نگرفتند ، نه ! نهایت 50 سال شرایط را به نفع خودشان تغییر دادند ، نهایت برای خودشان و فرزندانشان چی به ارث ماند ؟ فرار ، درماندگی ، مصادره اموال ! نمیگم دو خردادی ها علیه السلام هستند ! خیر ! اما این راهی که شما میروید به ترکستان است !

     
  29. درود بر شما
    آب در سبد خرید خانوار
    با وجود فقر و بیکاری و فلاکتی که کشور را فرا گرفته چرا باید جمعیت کشور دو برابر شود ؟
    پاسخ این سوال در این فیلم مشهود است ! جاهلان در این نیرو و عرصه های مشابه پیر شده اند و باید نیروهای جدید و ذوب شده ای تربیت و جایگزین شوند اما پالایش جمعیت کنونی که اکثرا دوم خردادی هستند جوابگوی این نیاز نیست حتی با گستردن فقر و بیکاری هم موفق نشدن نیروی زیادی جذب کنند ! پس چاره کار در افزایش جمعیت است ! این در شرایطی است که بدلیل کمبود آب زمزمه هایی هست که آب خوردن را از لوله کشی جدا کنند ! یعنی بطری های آب هم به سبد خرید خانوار اضافه میشود !

     
  30. آقای نوری زاد! اتفاقاتی که در ایران رخ داده شاید فرمش با سایر اتفاقات دنیا فرق بکند ولی محتوایش تفاوتی نداشته. یکی همین کودتایی که در اواخر دوران خاتمی رخ دادو محتوای آن کودتای پنهان سپاه در برآوردن احمدی نژاد بود. بتدریج سپاهیان لباس فرم را درآوردند و به کسوت دانشگاهی، مجلسی، حوزوی، وزیر، بخش شبه دولتی، چپ، راست و…کودتای نرم و خزنده خود در تمام ارکان مملکت بسط دادند. خواندن صدباره قلعه حیوانات را به همه توصیه می کنم!!!

     
  31. ////سید علی که دل خوش به این مرد نادان هست که هر هنگام دهن باز میکند گند میزند بیچاره خدایی که این سردار اسلام بهش اویزان شده حالا که دو روزی با همه فشار و اتهام ودورغ به صندلی خریت چسبیده اید دل خوش نباشید روزی میرسد که برای ابد به اشغال دانی تاریخ خواهید رفت راهی جز این نخواهد بود

     
  32. سلام آقای نوری زاد عزیز وگرامی

    داستانی بس دراز ولی جالب:

    رضا موتوری های جمهوری اسلامی
    اوباش انصار حزب الله
    در خانه های تیمی تهران!

    ساختمانی ویلایی در خیابانی فرعی نزدیک «انقلاب»، نرسیده به «جمهوری»؛ دفتر «انصار حزب‌الله». خیابان آرام است و کم آمد و رفت. ساختمان، درِ ورودی کوچکی دارد با دری کشویی و بزرگتر کنار آن؛ هر دو به رنگ سبز. بالای درها حفاظ فلزی است که پشت آن‌ها به عرض دیوار ایرانیت نصب شده که جلوی دید به داخل را گرفته است. درِ کوچک به راهرویی باریک باز می‌شود. راهرو با دیواره‌ای از ایرانیت از حیاط جدا شده و کمی تاریک است. فاصله میان درِ بیرونی ساختمان تا درِ ورودی، دو درِ دیگر نیز قرار گرفته و اتاقکی شبیه آنچه از اتاق‌های بازرسی در ذهن داریم درست کرده است با دو صندلی و یک تلفن در آن.
    ساختمان، حالتی شبیه خانه‌های تیمی را که در فیلم‌های مربوط به قبل از انقلاب دیده بودیم در ذهن تداعی می‌کند. بنری نسبتاً بزرگ روی دیوار راهرو نصب شده که تصویر حرکت رزمندگان به جبهه را نشان می‌دهد، با تصویری بزرگتر از امام(ره) که شهیدی در زمان حیاتش در کنار اوست. برچسب‌های کوچکی از عکس دسته جمعی شهدا، سیدحسن نصرالله و … هم به چشم می‌خورد. طرف راست راهرو کنار یک صندوقچه خیریه، روی یکی از برچسب‌ها نوشته شده: «خواهرم چهارده آیه حجاب فراموش نشود».
    وارد خانه شدم، چند لحظه بعد، صدایی گفت: «آقا بفرمایید داخل». صدا از آیفونی بود که بالای درِ دوم راهرو نصب شده بود. جواب دادم: «منتظر کسی هستم.» صدا در پی زمزمه‌ای آرام، قطع شد.
    اندکی بعد پیرمردی عینکی با کاپشنی بهاری که کمی وارفته بود و به تن صاحبش گشاد می‌آمد، وارد شد. چانه‌اش را بالاتر گرفت تا از شیشه‌های عینکش ببیند. سلام کرد و گذشت. چند دقیقه بعد مرد کوچک و لاغراندامی از دری که از وسط راهرو به حیاط باز می‌شد، وارد شد. کیسه‌ای را بیرون برد و بازگشت. کمی جلوتر آمد، از لای درزهای راهرو حیاط را پایید. پرسیدم «خبری از شیر و شیرینی همیشگی نیست!» لبخندی آمیخته به شرم زد و گفت: «شاید هنوز شیر گرم نشده…؛ می‌آورند.» رسمشان این بود؛ هوا که سرد می‌شد، شیر گرم با کیک‌های کوچک روی پیشخوانی نسبتاً بلند در همان راهروی بازرسی، برای پذیرایی می‌گذاشتند. تابستان هم همین بود، فقط جای شیر، شربت. چند دقیقه بعد، «رضا» از راه رسید. نامش را نمی‌دانستم. تنها از چهره، همدیگر را می‌شناختیم. او تقریباً جوانترین فردی بود که به آنجا می‌آمد. حدوداً سی سال داشت با قدی متوسط. پوستش سرخ و سفید می‌زد. با صورتی پهن، موهای کم‌پشت و ته‌ریشی به رنگ موهای بورش. او را بیشتر در مراسم و برنامه‌های خاص می‌دیدم، با ظاهری همیشه مرتب و برخوردی گرم و صمیمانه. با روی خوش احوال‌پرسی کرد. وقتی به او گفتم: «می‌خواهم درباره “انصار” با شما صحبت کنم»، با تعجب، خنده زد و گفت: «چرا من؟!… برویم داخل.»
    از سومین و آخرین درِ راهرو عبور کردیم. مقابل در، چند پله را باید بالا می‌رفتیم. کنار پله‌ها درخت سبز کوچکی بود که داخل جعبه‌ای شبیه جعبه مهمات جنگ کاشته شده بود. بالای درختچه؛ فاصله انتهای راهرو تا آخر پله‌ها را که به درِ ورودی ساختمان می‌رسید هم با ایرانیت پوشانده بودند. درختچه، بیشتر از آنچه که قد کشیده بود، نمی‌توانست بالاتر برود. از نور آفتاب هم محروم بود. وارد ساختمان شدیم. سمت راست، کنار پله‌هایی که پایین می‌رفت، دری چوبی و کنار آن، آیفون تصویری دیگری نصب شده بود. وارد زیرزمین شدیم. سمت چپ پله‌ها جاکفشی فلزی قرار داشت که به موازات پله‌ها پایین می‌رفت. در حالی که رضا داشت کفش‌هایش را می‌کَند، اسمش را پرسیدم؛ گفت: «رضا هستم.» پرسیدم: «رضا چی؟» جواب داد: «رضا… صدا کن رضا».
    پله‌ها را پایین رفتیم. راهروی دیگری پیش روی‌مان بود، به اندازه راهروی ورودی. در و دیوار پر بود از پوستر شهدا. سمت راست راهرو اتاق اصلی قرار داشت. نشست‌ها آنجا برگزار می‌شد. اتاقی نسبتاً بزرگ با فرش‌هایی که روی موکتی سبز پهن شده بود. وارد که می‌شدی، کنار در، جامُهری بود، سمت راست هم کتابخانه‌ای به رنگ قهوه‌ای تیره، با قفسه‌هایی خالی و گَرد گرفته. تنها چند جلد قرآن، در ردیف اول چیده شده بود. مقابل کتابخانه دستگاه پخش صدا و کمی آنطرف‌تر میز سخنرانی بود. بالای میز، پرچم زرد رنگی، با نقش رزمنده‌ای اسلحه به دست نصب شده بود. آرم انصارحزب‌الله بود. سقف اتاق با مهتابی‌هایی به شکل گل‌های ساده نقاشی‌های کودکانه جای لوستر آویزان شده بود. سوسو می‌زدند، انگار بار روشن کردن اتاق را به‌زور دوش می‌کشیدند. انتهای اتاق با پارتیشن‌های چوبی قهوه‌ای رنگ جدا شده بود. از رضا پرسیدم :«پشت این پارتیشن برای خانم‌هاست؟» با خنده گفت: «نه… خانم‌ها که می‌ترسند اینجا بیایند!»
    نشستیم. از «رضا» خواستم درباره انصار حرف بزند. گفت: «من که چیزی نمی‌دانم، من اینجا می‌آیم تا بچه‌ها را ببینم، آن‌ها را دوست دارم، آدم‌های پاک و صادقی هستند. ما که جبهه را ندیده‌ایم اما از چیزهایی که شنیده‌ام، اینجا برایم حس و حال جبهه را تداعی می‌کند». ادامه‌ می‌دهد: «در‌باره اینجا هم که می‌خواهی بدانی، اینترنت را سرچ (جستجو) کن. خیلی چیز‌ها نوشته‌اند.» گفتم: «فکر نمی‌کنم همه‌اش درست باشد. آمده‌ام از نزدیک ببینم.» یک‌باره گفت: «ببین، مثلا درباره “فتنه”… ما می‌گوییم “فتنه”، بقیه را نمی‌دانم. این‌طرفی‌ها که شهید شدند یا آن‌طرفی‌ها که مردند، دو نفرشان از دوستان من بودند. هم اینطرفی‌ها باید جواب بدهند، هم آن‌طرفی‌ها، یعنی خاتمی، کروبی، موسوی و… . بگذار من با مسئولان اینجا صحبت کنم، می‌آیم.»
    رضا در حالی که می‌رفت، رو به پیرمرد عینکی که زودتر از همه آمده بود کرد و با لبخند گفت: «حاج آقا اگر غش نکنی، می‌خواهم یک کلیپ نشانت بدهم… آقایان تروریست، این چیز زاده‌ها، دارند در سوریه سر می‌بُرند، الله‌اکبر هم می‌گویند!» پیرمرد عینکی سرش را بالا گرفت و گفت: «می‌خواهند تأثیر بگذارند…». رضا دنبال کلیپ می‌گشت. پیرمرد ادامه صحبت‌هایش را گرفت: «این روحانی چه کار می‌کند؟! همین چند وقت پیش فقط از خبرگزاری‌های خودش برای برنامه دعوت کرده بود…» رضا همزمان که درِ گوشی موبایلش دنبال کلیپ می‌گشت، به گفت‌و‌گوی زنده تلویزیونی روحانی با مردم اشاره کرد و گفت: «می‌خواهند کاری کنند که رئیس بعدی صداوسیما از بین خودشان انتخاب شود.» این‌بار سراغ قالیباف رفت، گفت: «این قالیباف هم عملاً تعطیل کرده… بالا سری‌اش قبلا احمدی‌نژادِ…». واژه‌ای به کار ‌برد، سرش را تکان داد و گفت: «نمی‌دانم این ادبیات درست است یا نه ولی آدم را مجبور می‌کنند بعضی وقت‌ها حرفی بزند که…». ادامه داد: «احمدی‌نژاد کار می‌کرد، قالیباف هم کار می‌کرد اما این آقا (روحانی) کار نمی‌کند، او (قالیباف) هم تعطیل کرده.» مرد لاغر اندام میانسالی که به ستون وسط اتاق تکیه داده بود، گفت: «قالیباف رئیس‌جمهور نشد، دپرس شده» و بلند خندیدند.

    مردی نسبتاً چاق و کوتاه‌قد با ریش پروفسوری که شیک و مرتب به نظر می‌رسید و کنار پیرمرد عینکی نشسته بود، گفت: «روحانی فقط مواظب است گاف ندهد. فقط شعار می‌دهد…» دنباله صحبت را رضا گرفت: «ما هم شعار می‌دهیم، اتفاقاً او (روحانی) شعار هم نمی‌دهد…» پیرمرد عینکی به پیراهن سبزی که از زیر کاپشن مشکی رنگ رضا به چشم می‌زد، اشاره کرد و با کنایه گفت: «سبز پوشیدی!» رضا با جدیت جواب داد: «سبز برای ماست، آن‌ها دزدیده‌اند…» گوشی موبایلش را به پیرمرد داد و رفت.
    مرد ریزاندام لاغر دیگری با صورتی استخوانی و تراشیده و موهایی که پیش از سن و سالی که باید، سفید شده بود، با پیرمرد دیگری که «مهندس» صدایش ‌می‌کنند حرف می‌زد. مهندس پیرمرد کوچک و چابکی است با چهره‌ای موقر. موها و ریش سفیدش نامرتب است اما همین چهره‌اش را جذاب‌تر کرده. او، حکم سخنران پیش از خطبه‌ها را دارد. اغلب روی زانو می‌نشیند. وقتی وارد می‌شود، معمولاً از کیسه‌ای که همراه دارد، برگه‌های سوالی را بیرون می‌کشد و بین بقیه پخش می‌کند و هربار می‌گوید: «کسی که پاسخ درست بدهد، جایزه می‌گیرد» و البته هیچوقت به کسی جایزه نداده و کسی هم انتظاری از او ندارد. می‌گفت دنبال کار فرهنگی است، تا حتی شده یک‌نفر چیزی یاد بگیرد. مرد سفیدموی ریزاندام با او درباره توافق‌ ژنو صحبت می‌کرد و می‌گفت: «بدتر از ترکمانچای بود. فریدون عباسی گفته بیش از حد عقب‌نشینی کرده‌ایم…» صدایی می‌پرسد: «کی گفته؟» جواب می‌دهد: «فریدون عباسی.» پیرمرد دیگری کنار دست من، که تا آن لحظه ساکت و بی‌حرف نشسته بود، با لحنی آرام گفت: «درباره هولوکاست، ظریف گفته که جنایت بزرگی بوده، روحانی هم گفته در این‌باره اطلاعی ندارم…!»
    صدای الله‌اکبر می‌آید. پیرمرد عینکی و مرد ریش‌پروفسوری کنار دستی‌اش هنوز داشتند به کلیپ نگاه می‌کردند. صدای خفه سر بریده‌ای به گوش می‌رسید. مرد ریش‌پروفسوری گفت: «توروخدا ببین، آنها هم الله‌اکبر می‌گویند…»
    مرد جوان درشت اندامی با صورتی سرخ، ریش و موی سیاه و ابروهای پر پشت وارد شد. کلاهش را کمی عقب زد، بلند سلام کرد و گوشه‌ای نشست. بعد از چند لحظه بلند شد و برگه‌هایی را که در دست داشت، بین حاضران که حالا بیست نفری می‌شدند، پخش کرد. نشریه «عبرت» بود. می‌گفت: «عبرت بخوانید، عبرت بگیرید». عبرت نشریه‌ای یک صفحه‌ای است که همه اخبار هفته را، در همان یک صفحه جا می‌دهد.
    انگار جمعیت به قدر کفایت رسیده بود که «مهندس» بلند شد و کمی نزدیک‌تر آمد. دست‌هایش را به هم مالید و گفت: «خب، صلوات بفرستید…» خودش هم زیر لب زمزمه کرد و آنگاه روی زانو نشست و گفت: «ببینید آقایان ما باید قاعده دستمان بیاید. مصداق زیاد است و آدم را گیج می‌کند. اگر قاعده دستمان بیاید، مو لای درزش نمی‌رود. مثلاً من سوال می‌کنم «نیمرو» با چه درست می‌شود؟» دستش را کنار گوشش می‌گیرد و می‌پرسد: «با چی؟» مرد کنار دستی‌اش که به ستون تکیه داده جواب می‌دهد: «تخم مرغ.»
    مهندس می‌گوید: «آفرین. یک سفر قم جایزه تو». همه می‌خندند. مرد ریز اندام مو سفید می‌گوید: «مشهد مرا هنوز نداده‌ای» و باز همه می‌زنند زیر خنده. شوخی‌هایشان شبیه شوخی‌های اخراجی‌های مسعود ده‌نمکی است، نوع رفتار و پوشش کسانی که اینجا می‌آیند، تفاوت زیادی با «اخراجی»ها ندارد. ده‌نمکی شاید ایده‌ اخراجی‌هایش را از همین جمع‌ها گرفته باشد؛ او خود از مؤسسان انصار حزب‌الله بود.
    مهندس ادامه می‌دهد: «خب با تخم پرنده‌های دیگر هم می‌شود، اما اگر قاعده بگذاریم و بگوییم نیمرو با «تخم حلال غیر‌فاسد» درست می‌شود، این می‌شود یک قاعده».

    مهندس همین‌طور حرف می‌زد و گاه سوال می‌پرسید و اگر می‌دید دو نفر با هم در حال صحبتند، داد می‌زد: «ساکت. دارم حرف می‌زنم.» پیرمرد بانمک، گاه جدی‌ می‌شد و بقیه با کنجکاوی کودکانه‌ای به حرف‌هایش گوش می‌دادند. ادامه می‌دهد: «آنفولانزا از کجا شروع شد؟ با دولت احمدی‌نژاد! گفتند آنفولانزای مرغی آمده و با همین روی دست دولت کلی خرج گذاشتند، که دولت مرغ‌ها را نابود کند و بعد کلی هزینه کند که مرغ وارد کند. این‌ها را در یک پازل ببینید. خودشان مرض‌سازی می‌کنند و …». با تأسف می‌گوید: «خیلی حرف‌ها را من و تو باید بزنیم. می‌خواهند حواس ما را پرت کنند. بعضی‌ ما را بچه فرض کرده‌اند، ولایت‌پذیری ما را به حساب هالو بودن و مهدورالعقل بودن می‌گذارند…»
    مسئول تدارکات با دوربین کوچک و سه‌پایه‌ای در دست (برای ضبط جلسه سخنرانی) وارد اتاق شد. با خنده، رو به جمع کرد و گفت: «دوستان این سخنرانی‌ها غیر رسمی است. موضع ما نیست.» مهندس همراه با اشاره دست، داد زد: «برو بیرون، دارم حرف می‌زنم»، بعد با خنده گفت: «دارند تقاص هشت سال گذشته را پس می‌دهند.» مرد تدارکاتچی با لبخند اما جدی گفت: «هر چه می‌کشیم از همین احمدی‌نژاد است.»
    مهندس حرف‌هایش را ادامه داد: «…دارند یار‌گیری می‌کنند. حرفی که می‌زنم اگر درست نباشد عقوبت دارد و حد می‌خورم. پولی که این اواخر (پس از توافق ژنو) آزاد شد، گفتند خرج خارج از کشور می‌کنیم. این به نیت یارگیری بود… خاتمی هم یک‌سال قبل از پایان دولتش گفت به همه مدیرکل‌ها 10 تا 12 میلیون وام می‌دهیم به شرط آنکه خودرو بخرند. یکی از همین مدیرکل‌ها از نزدیکان من است، الان همه‌شان «خاتمی‌چی» شده‌اند.» مهندس دوباره تأکید می‌کند: «آقا نمی‌تواند خیلی چیز‌ها را مطرح کند، ما باید بگوییم…»
    حرف‌های مهندس تمام شده بود و حالا همه دو به دو با هم مشغول گپ و گفت بودند. گاهی هم دسته‌جمعی شوخی می‌کردند و همه می‌خندیدند. رضا آمد، گوشی موبایلش را گرفت و با خنده به پیرمرد گفت: «حاج آقا غش نکردی که؟» گوشی‌اش را گرفت و رفت. پشت سرش رفتم، پرسیدم: «چه شد؟» گفت: «دوست ندارند حرف بزنند.» رضا، رو کرد به طرف مرد میانسالی که با تواضع خاصی در راهرو، جلوی در اتاق اصلی روی صندلی نشسته بود، چند نفری هم کنارش روی زمین. مرد دیگری پشت سرش مدام نماز می‌خواند. رضا مرا به او معرفی کرد. مرد میانسال گفت: «برو اینترنت را جست‌وجو کن، پر از مطلب است درباره ما.» رضا جوابی که به او داده بودم برای مرد میانسال تکرار کرد: «می‌گوید، خودم می‌خواهم از نزدیک بشنوم.» مرد میانسال دفتر یادداشت را از دستم گرفت و شروع به نوشتن کرد و همزمان توضیح دادن. مرد خنده‌رویی بود که گاه نیش و کنایه می‌زد و می‌خندید و رضا و دیگرانی که روی زمین نشسته‌ بودند، همراهی‌ا‌ش می‌کردند.
    نامش را پرسیدم، نگفت. نام مرا پرسید، جواب دادم. بلند خندید، روی شانه‌ام زد و گفت: «هم ‌نامیم… اسم من هم محمد است». شروع کرد به توضیح دادن:
    «انصار حزب‌الله از سال 71 تشکیل شد. همین‌جا. مؤسسان آن هم کسانی بودند مثل حسین الله‌کرم و مسعود ده‌نمکی، عبدالحمید محتشم و مسعود سلطان‌پور. الان هر کدام جایی رفته‌اند.» با حالتی آمیخته به تأسف گفت: «خب فکر می‌کنند حزب‌الله باید 40 سر داشته باشد… الله‌کرم و ده‌نمکی رفتند نشریه “شلمچه” و بعد “جبهه” را درآوردند. بعد ده‌نمکی فیلمساز شد و الله‌کرم استاد دانشگاه…»
    «الان دبیرکل، عبدالحمید محتشم (عبداللهی) است… فعالیت اصلی ما هم “امر به معروف و نهی از منکر” است. در تمامی ابعاد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی اما بیشتر در حوزه‌های فرهنگی و مفاسد اجتماعی و…». با جدیت نگاه می‌کند و دوباره می‌گوید: «و حجاب.»
    «یکشنبه‌ها هم جلسه داریم. حدود ده سال است این جلسات برگزار می‌شود و برای همه آزاد است… الان خود شما هم توانسته‌اید بیایید.» رضا پی حرف او را می‌گیرد و می‌گوید: «در جلسات ما همه می‌توانند حضور پیدا کنند، هرکس با هر طرز فکری آزاد است سوالش را بپرسد اما اگر در همین جلسات آن طرفی‌ها بیایید برویم اگر ده دقیقه تحمل کردند! تازه اگر نزنند و فقط بیرونت کنند… اما اینجا مخالف هم می‌تواند حرفش را بزند.»
    از محمد درباره اینکه به گروه‌های خودسر و فشار معروف شده‌اند می‌پرسم؛ رد می‌کند و می‌گوید: «این موضوع از 18 تیر 78 شروع شد. ولی من دقیقاً خاطرم هست که همان موقع معاون امنیتی وزیر کشور صحبت کرد و از تلویزیون هم پخش شد. او گفت که این‌ها ربطی به «انصار حزب‌الله» ندارد و این لباس‌شخصی‌ها سازماندهی شده بودند… ما این سازماندهی را نداریم.» رضا سری از روی افسوس تکان داد و گفت: «البته متأسفانه.»
    «آن‌ها مربوط به ناجا بود که بعضی از نیروها را به صورت سازماندهی شده با لباس شخصی فرستاده بودند و لباس شخصی از همان موقع مطرح شد.»
    می‌گوید: «البته تفکر حزب‌الله تکثیر شده و همه‌جا هست و هرکس کار خودش را می‌کند.» پرسیدم: «می‌گویند از شریعتمداری خط می‌گیرید؟» جواب داد: «شریعتمداری کیهان؟ نه‌بابا، آن‌ها ما را تحویل نمی‌گیرند؛ یعنی آن‌ها کار خودشان را می‌کنند و ما کار خودمان را.»
    مرد سبزه‌ای کم‌مویی که کنار من نشسته بود، دو دستش را روی صورتش کشید و گفت: «البته اینطور نیست که در کیهان همه‌شان حزب‌اللهی باشند. یکی از کسانی که من در کیهان می‌شناسم و البته از مدیران آنجا است، باورتان نمی‌شود از “بابک خرم‌دین” دفاع ‌می‌کرد؛ البته همه‌جا این‌طور است و اینجور آدم‌ها همه‌جا پیدا می‌شوند.»
    از محمد پرسیدم: «شما هزینه‌های‌تان را از کجا تأمین می‌کنید؟»، گفت: «خودمان. هرکس هرچقدر بتواند کمک می‌کند. بعضی وقت‌ها هم وزارت ارشاد که برای نشریه (یالثارات) پول می‌دهد، از آن استفاده می‌کنیم.» با خنده ادامه می‌دهد: «اگر از جایی حمایت می‌شدیم که نشریه “یالثارات” توقیف نمی‌شد. ما همان موقع در دوران خاتمی در شماره 37 نشریه گفتیم که خاتمی لیبرال است. گفتند تهمت زدید و دروغ می‌گویید… بعد نشریه را توقیف کردند. حالا به حرف ما رسیده‌اند. اگر حمایت می‌شدیم که توقیفمان نمی‌کردند…»
    محمد آهی کشید و با نگاهی عمیق به روبرویش گفت: «اگر حمایت رهبری نبود، روحانی و خاتمی و این‌ها دوام نمی‌آوردند…» با افسوس می‌گوید: «مثل احمدی‌نژاد نیامده.» می‌خندد و این‌بار می‌گوید: «مثل احمدی‌نژاد مادر نزاییده…». رضا وسط صحبتش می‌آید و می‌گوید: «ما فعلا مدارا می‌کنیم…»
    پیش از اینکه بخواهم به پرسیدن ادامه دهم، سخنران جلسه از راه رسید. همه در حالی که بلند می‌شدند، صلوات فرستادند. «رضا» سریع رفت جای همیشگی‌اش کنار ستون نشست و تکیه داد. «محمد» هم کمی جلوتر رفت. از او خداحافظی کردم. پله‌ها را بالا آمدم. کمی نور دم غروب از لای دیوار همسایه روی شاخه‌های درختچه سبز محصور شده، نشسته بود. کسی در راهرو نبود. بیرون آمدم. باد در را بست. موتورسیکلت‌های بیشتری جلوی در پارک شده بود.
    (گزارش از ایسنا)

    پیک نت 11 خرداد
    http://www.pyknet.net/1393/10khordad/11/page/obash.php

     
  33. ياران گرامى

    با سلام.
    با سپاس از مقاله اى كه زير پست ” بيا و بنگر” ارسال كرديد، مقاله منصفانه و واقع بينانه اى بود و حقيقتاً از خواندن آن لذت بردم. .

    مشكل بزرگى كه اكنون در جوامع غربى وجود دارد، اقليت هاى مسلمانى است كه اكثراً به صورت پناهنده اجتماعى به جوامع غربى رفته و پس از مدتى كه از مزاياى بسيار زياد اجتماعى آن جوامع نظير امنيت اجتماعى، كمك هزينه فرزند، تحصيلات رايگان براى فرزندان، بهداشت و درمان رايگان، كمك هزينه بيكارى و و و … استفاده كردند ( اكثراً پر فرزند هستند و تمايل زيادى هم براى ورود به بازار كار ندارند) فيلشان ياد هندوستان مى كند و خواهان آن مى شوند كه در آن جوامع قوانين شريعت اسلام اجرا شود زيرا طبق قانون جوامع غربى نمى توانند مانند كشورى كه از آن فرار كرده اند، چند همسرى، تنبيه بدنى همسر و فرزندان، تحميل حجاب به همسر و دخترانشان و قتل هاى ناموسى آنان را اجرا كنند.

    اين مسأله در جوامع غربى مشكل ساز شده زيرا اين افراد به عنوان مثال از فتاواى امامان مساجد مسلمانان استفاده كرده و همسران خود را كتك مى زنند و همسران هم طبق فتواى اين امامان، از مراجعه به پليس منع مى شوند كه اين كار در جوامع غربى جرم سنگينى است.

    چندى پيش در يكى از اين كشورها، چند خبرنگار زن كه خود را به شكل مسلمانان درآورده و زير چادر خود دوربين مخفى كرده بودند، به چند مسجد رفته و از امامان پرسيده بودند كه همسرمان ما را كتك مى زند و امامان به شدت آنان را از مراجعه به پليس منع كرده بودند كه اين فيلمها از تلويزيون پخش شد و رسوايى بزرگى براى آن مساجد به بار آورده بود و دروغگويى امامان در تكذيب سخنانى كه فيلمش پخش شده بود انسان را به ياد مسؤلان خودمان مى انداخت.

    آنطور كه من مى فهمم مقاله اى كه آورده ايد در واقع ناظر به اين مسأله است و اينكه جوامع غربى كه انسان مدار هستند تا چه حدى مى توانند به قوانين دين مدار اجازه حضور دهند ولى گستره بحث را بازتر كرده به نحوى كه مى توان از آن براى مصاديق ديگر، نظير جامعه خودمان هم بهره برد. .

    نكات برگزيده اين مقاله از نظر من ازين قرار است:

    “نظام حقوق دینی در اسلام که در مکاتب فقهی آن متجلّی است، در شرایط کنونی فاقد مشروعیت مدنی است، یعنی التزام به این نظام حقوقی ناقض حقوق اساسی و مدنی شهروندان است، و بنابراین، تحمیل آن بر عرصه عمومی خلاف اصل عدالت است.”

    “اصلاح فکر دینی، و خصوصاً اصلاح نظام حقوقی آن خصوصاً برای دو گروه مهّم است:
    نخست، کسانی که مایلند در عین پایبندی به دین، نسبت به مدرنیت و اقضائات آن گشوده باشند. این گروه از سر تعلق ایمانی می کوشند درکی از دین بیابند که با اقتضائات اساسی جهان مدرن (خصوصاً حقوق بشر) سازگار باشد.” ( مانند ملى – مذهبى هاى خودمان و نو انديشان دينى)

    “دوّم، کسانی که تعلق و پایبندی به دین ندارند، اما در جوامعی زندگی می کنند که مقدرّات زندگی‌شان ناگزیر تا حدّ زیادی تحت تأثیر نظام حقوقی دینی سنتی است- نظامی که خصوصا میان پیروان آن دین و سایر شهروندان به نحو سیستماتیک تبعیض قائل می شود.” ( سكولارها)

    “نظام حقوق دینی برای آنکه واجد مشروعیت مدنی باشد باید دست کم سه شرط اساسی زیر را برآورده سازد:

    ١- این نظام حقوق باید پاره‌ای مصالح عقلایی و برون دینی جامعه دینی را به نحو کارآمدی صیانت کند.
    ٢-مشروعیت دینی باید در چارچوب جواز اخلاقی مشروعیت اخلاقی باشد.
    ٣-نظام دینی مشروع و اخلاقی فقط برای پیروان آن دین لازم الاجراء است. یعنی قوانین دينى یعنی تنها کسانی مشمول آن نظام حقوقی می شوند که مختارانه مایلند زندگی خود را بر وفق دین خود سامان بخشند. قوانین دینی را نمی توان صرفاً به اعتبار دینی بودنشان به قانون مدنی الزام آور در عرصه عمومی تبدیل کرد، و کسانی را که در آن ایمان دینی سهیم نیستند، یا به هر دلیل خود را به آن دین و نظام حقوقی آن متعهد نمی یابند، به پیروی از آن قوانین یا نظام حقوقی الزام کرد.
    بنابراین، «قانون دینی» را نمی توان و نمی باید به «قانون مدنی» تبدیل کرد.”

    “احکام دینی یا قوانین دینی اخلاقاً و عقلاً مجاز بر دو نوع اند:
    ١- آن دسته که جز مبانی و دلایل درون دینی دلیل و مبنای عقلی مستقلی برای آنها وجود ندارد؛
    ٢- آن دسته که علاوه بر اعتبار دینی، دلایل عقلانی مستقلی هم در توجیه آنها وجود دارد.

    احکام یا قوانین دینی دسته اوّل تحت هیچ شرایطی نمی تواند تبدیل به قوانین الزام آور مدنی در عرصه عمومی شود (چرا که اصل عدالت اقتضا می کند عرصه عمومی به مثابه ملک مشاع عموم شهروندان جامعه بر وفق قوانینی اداره شود که فهم و تصدیق آنها بر مبنایی مستقل برای همه شهروندان، صرفنظر از باورهای دینی‌شان دسترس پذیر باشد.)
    احکام یا قوانین دینی دسته دوّم، مادام که ناقض حقوق اساسی انسانها نیست و برای مثال، حقوق اقلیتهای جامعه را نقض نمی کند، می تواند از طریق مکانیسم‌های دموکراتیک- مثلا احراز رأی اکثریت جامعه- به قانون مدنی و الزام آور برای جامعه مدنی تبدیل شود”

    اين بخش هم همانطور كه گفتم نتيجه گيرى مقاله است در مورد اقليت هاى مسلمان كه خواهان اجراى قوانين شريعت در دل جوامع غربى اند:

    “جوامع دینی می توانند در دل جوامع مدنی به رسمیت شناخته شوند، و مقدرّات خود را بر وفق قانون دینی خود تنظیم و تدبیر کنند، مشروط به آنکه دو شرط زیر در مورد آنها صادق باشد:
    شرط اوّل- این جوامع داوطلبانه باشد- یعنی نه فقط پیوستن افراد به آن جامعه آزادانه و به اختیار باشد، بلکه خروج داوطلبانه از آن جامعه هم امکان پذیر باشد.
    شرط دوّم- قوانین دینی که در متن جامعه داوطلبانه دینی لازم الاجراء است نباید ناقض حقوق اساسی انسانها باشد.”

    با سپاس

     
    • 1-“” تحصيلات رايگان براى فرزندان، بهداشت و درمان رايگان، كمك هزينه بيكارى و و و …””.

      الف -ممكن است مستند بفرماييد اين تسهيلات (در مورد پناهندگان اجتماعي مسلمان) در كداميك از كشورهاي جوامع غربي وجود دارد؟
      ب- نيز ممكن است آن موارد ديگر تحت عنوان”و و و….”را مشخص كنيد؟

      2-“”تنبيه بدنى همسر و فرزندان، تحميل حجاب به همسر و دخترانشان و قتل هاى ناموسى””.

      ممكن است مستند جواز :الف- تنبيه بدني همسر و فرزندان . ب- تحميل حجاب به همسر و دختران . ج- قتل هاي ناموسي از نظر اسلام را معين كنيد؟

      3-“”فتاواى امامان مساجد مسلمانان استفاده كرده””.
      چه كسي گفته است امامان مساجد صاحب فتوا هستند و فتواي آنانقابل استناد است؟

       
      • یک نمونه از خروار

        Nov 6, 2013
        Teen Poet Sparks New Debate on Islam in Denmark
        یحیی حسن هجده ساله فرزند خانواده فلسطینی ساکن دانمارک می گوید: از والدینم متنفرم. سال ها است که از کمک هزینه های دولتی بهره می برند در حالی که از بچگی در گوش من می خوانند دانمارکی ها آدم های بدی هستند.
        کتاب شعری در نقد جامعه اسلامی اطراف خود نگاشته و می گوید: اسلام دچار مشکل است. اصلاح پذیر نیست. مسلمانان در دانمارک به طرز گسترده دزدی می کنند. یک جای کارشان ایراد دارد. دچار نفاق هستند. متظاهرند.
        http://blogs.wsj.com/speakeasy/2013/11/06/death-threats-against-teen-poet-reignite-
        denmarks-muslim-debate/

         
        • مقصود از درخواست سند در مورد عبارات پیش گفته این نبود که عبارتی به این صورت ارائه شود که “”سال ها است که از کمک هزینه های دولتی بهره می برند “”.
          البته من متن انگلیسی را که ارائه کردید از وال استریت ژورنال دیدم
          تعبیری نظیر i hate my parents در آن نبود ،همینطور تعبیر مورد نظر شما که سالهاست از دولت دانمارک کمک هزینه دریافت می کنند،کجا بود؟ لطف کنید ایندو فقره را به انگلیسی جدا کنید.
          اما آقا ساسان عزیز ،توجه کن که مقصود من از استبعاد در مورد تعبیری که آن خانم بکار برده بود ( تحصيلات رايگان براى فرزندان، بهداشت و درمان رايگان، كمك هزينه بيكارى و و و …”)
          این نبود که کمک ها صفر است و هیچ کمکی در هیچ جای اروپا در کار نبوده یا نیست،اینکه معقول نیست،در کشورهای عقب مانده یا جهان سومی یا بتعبیر دوستی رو به پیشرفت آسیایی و افریقایی هم به پناهندگان اجتماعی کمک فی الجمله می شود .
          غرض من تعبیر خوش بینانه و گل و گشاد “جوامع غربی” بصورت موجبه کلیه و اینکه 🙁 تحصيلات رايگان براى فرزندان، بهداشت و درمان رايگان، كمك هزينه بيكارى و و و …”)،اینها را ردیف کردن و به جوامع غربی به صیغه جمع اسناد دادن ، ووو…..،اینها معلوم است که تعبیرات مبالغه آمیز تبلیغاتی است.
          البته من منکر کمبودها در جوامع رو به پیشرفتی نظیر جامعه و کشور خودمان نیستم ،اما وای بوقتی که انسانی بخواهد دو بامبی بر فرق جامعه یا حکومت کشور خویش بکوبد و از آنطرف بدون رعایت استناد و فحص های آماری جامع همینطور خوش بینانه در باره غرب مبالغه کند.
          عزیز من بحث من در نحوه تعبیر ایجاب کلی مبالغه آمیز است ،و شما هم که بنوعی همان مبالغه ایشان را تکرار کردی که “یک نمونه از خروار”.بحث سر همان خروار است نه نمونه.
          آیا قضیه موجبه جزئیه اثبات کننده مفاد قضیه موجبه کلیه مبالغه آمیز است؟!
          مگر شما در دانشگاه و وقتی که هگل می خواندید منطق نخوانده اید؟

           
          • مرتضاى گرامى
            شما كه مرا داراى خصلت “جنجال آفرينى زنانه” مى ناميد و ديگران را نيز از بحث با من نهى مى كنيد به چه دليل اكنون مرا آنهم با اين لحن، مورد خطاب و پرسش قرار مى دهيد

            به هر حال به دليل آنكه هدف من از اين مطلب چيز ديگرى بود، نكاتى را روشن تر بيان مى كنم.

            آنچه من در مورد پناهندگان مسلمان و رسوايى مساجد گفتم مربوط به اسكانديناوى بود و در سايت هاى خبرى قابل دسترس است و مى توانيد سرچ كنيد و هيچ ارتباطى هم به ايرانيان مقيم آن كشورها ندارد بلكه مربوط به پناهندگان مسلمان از عراق، افغانستان، كردستان و بويژه سومالى است كه سنى مذهب و بسيار متعصب هستند.
            اسلام مهاجرين ايرانى نسبت به گروههايى كه ذكر كردم بسيار بسيار رقيق تر بوده و بسيارى از ايرانيان مهاجر، از بركت جمهورى اسلامى، لائيك و سكولار شده اند و در كار و تحصيل هم موفقند.

            گروهها يى كه نام بردم پر فرزند و كم كار هستند ضمن بهره بردن بسيار ازمزاياى پناهندگى كه به جز آنچه گفتم ، مزاياى بسيار ديگرى همچون كلاس زبان رايگان، كلاس آموزش زبان مادرى براى كودكانشان در مدارس به هزينه دولت، مهد كودك و مدارس رايگان با صبحانه و ناهار، دانشگاه رايگان با كمك هزينه تحصيلى، كمكهاى دولتى براى برگزارى مراسم آيينى، كمك هاى دولتى به مساجد برخوردارند. اگر باز هم كنجكاويد كه و و و …. چيست مى توانيد به اينتر نت مراجعه كنيد.

            چرا لزومى نديدم مزاياى دول غربى براى پناهندگان را بيشتر بشكافم و به “و و و … ” بسنده كردم كه آن همه به شما گران آمد، زيرا اصولاً هدف من از اين بحث شكافتن مقاله ” ياران ” بود و مسأله پناهندگان مسلمانى كه خواهان اجراى قوانين شريعت در كشور ميزبان هستند را بعنوان يك مقدمه براى ورود به مطلب اصلى نقل كردم كه طبق معمول شما مطلب اصل را ناديده گرفتيد و وارد فرعيات شديد كه براى من تعجبى هم ندارد زيرا با اين رويه شما كاملاً آشنا هستم براى همين من تمايلى به بحث با شما ندارم زيرا هميشه بحث را به حاشيه مى كشيد و پرسش هاى اصلى را بدون پاسخ رها مى كنيد.
            به جز به حاشيه كشيدن بحث ها، موضع شما نيز بسيار تحكم آميز و حق به جانب است كه از لحن شما در اين كامنت ها به خوبى مشخص است. اگر شما عادت داريد در محيط خود، از موضع بالا با مردم برخورد كنيد اينجا كاربرى هستيد مانند سايرين و اگر در رشته خود عالِم هستيد، اينجا در بسيارى زمينه هاى ديگر مى توانيد به معلومات خود بيفزاييد اما به دليل غرور و حس حود برتر بينى، همواره ديگران را گمراهانى مى بينيد كه بايد ارشاد و به راه راست هدايت شوند.

            هرگاه از آسمان به زمين آمديد، و تمايل به گفتگو داشتيد، با كمال ميل با شما گفتگو خواهم كرد.

             
        • ali
          5:06 ق.ظ / ژوئن 4, 2014
          جناب آقای نوریزاد با سلام و عر ض ارادت خدمات شما بنده خواهشی از شما دارم و ان اینکه از هموطنانی که از شما در خواست راهنمایی برای مهاجرت به خارج میکنند لطفآ از قول من بفرمایید که اگر مشکل خاصی در کشور خودتان ندارید سعی کنید همانجا بمانید چون به غیر از آوارگی و درد سر چیزی نصیبتان نخواهد شد من ٣٤ سال است که در فرانسه زندگی میکنم و با ایرانیان زیادی در ارتباط هستم که اکثرا حدود ٩٠ الی ٩٥ در صد به کارهای نازل مانند رانندگی تاکسی یا سیگار فروشی و کارگر رستوران مشغول میباشند البته ایرانیانی هم هستند که بسیار مو فق هستند ولی متاسفانه تعدادشان بسیار کم است اگر به شهرهای پاریس یا برلین و یا رم رفته باشید خواهید دید که اکثر راننده های تاکسی ایرانی یا آفریقایی میباشند که با کمکهایی که دولت برای نیازمندان پرداخت میکند میتوانند سر پای خود به ایستند خواهشن به آندسته از ایرانیها که عزم مهاجرت به غرب را دارند بفرمایید که قبل از رفتن اطلاعات جمع آوری کنند

           
    • من در یک جامعه غربی زندگی می کنم و به پناهنده های اینجا کمکهای زیر داده می شود:
      1. مسکن رایگان (برای نمونه یکی از پناهنده های ایرانی با دو فرزند یک خانه سه خوابه رایگان در یک محله خوب که دست کم اجاره آن 1700$ در ماه است)
      2. حقوق رایگان که کفاف زندگی آنها را بدهد (به این خانواده 3000 دلار در ماه تعلق می گرفت البته با اعتراضاتی که به خصوص بازنشسته ها کردند الآن مقدار آن نصف شده است)
      3. کلاسهای زبان انگلیسی رایگان که توسط آموزشکده های فنی و علوم ارائه می شود.
      4. درمان رایگان (اینجا درمانهای بیمارستانی برای همه رایگان است ولی برای این افراد ویزیت هم رایگان است ولی ما مجبوریم حدود 80 دلار ویزیت بدهیم)
      5. یک کارت تخفیف هم می گیرند که همه جا حتی برای سینما هم به آنها تخفیف می دهند (حدود ده تا بیست درصد)

      اینها واقعیت اکثر جوامع غربی هستند. تا آنجا که من در جریان هستم کشورهای اسکاندیناوی اوضاع از اینجا هم بهتر است ولی آمریکا و انگلیس نه. مثلا در آمریکا پول را به آنها قرض می دهند و بعدا مجبورند آن را با کار کردن پس دهند ولی اینجا کمکها بلاعوض است.

      با این همه ابدا توصیه نمی کنم کسی ریسک پناهندگی را قبول کند. بسیار خطرناک است و اخیرا هم به جای استرالیا سر از گینه نو در می آورند که کشوری به شدت فقیر و توسعه نیافته است. اخیرا هم یک ایرانی در آنجا کشته شد که باعث عذرخواهی مسئولان استرالیا شد.

       
      • برديا جان سلام

        من مخلص آدمهاي چيز فهمي هستم كه هميشه دنبال واقع گوئي و واقع نمايي هستند ،غرض من هم همين بود كه موجبه هاي كليه مبالغه آميز تحت عنوان “جوامع غربي” و ” تحصيلات رايگان براى فرزندان، بهداشت و درمان رايگان، كمك هزينه بيكارى و و و …”،جاي خود را به تفصيلات آماري دقيق و ديدگاههاي منصفانه دهد ،مثل اينكه شما بخوبي مثبت و منفي هاي موجود در سيدني را توضيح دادي ،يا امريكا و انگليس را تفكيك كردي ،البته حق با توست من هم از دوستاني در مورد سهولت و تسهيلات زندگي در كشورهاي اسكانديناوي شنيده ام ، بايد اينم بررسي كرد كه آن موارد ناشي از قوانين و آيين نامه هاي مقطعي آنجاست يا مثلا فرض كنيد ناشي از اضطرارهايي مثل صفر يا زير صفر بودن نرخ رشد جمعيت آن كشورهاست يا خير.
        حالا سوالي كه مطرح است اينه كه آمارهايي كه در مورد استراليا دادي مربوط به سيدني پايتخت است يا فراگير همه شهرهاي استرالياست و تابع قوانين مستقر است و نه آيين نامه هاي مقطعي اضطراري.
        رفيق! يك سوال ديگه هم اينه كه آيا اون مبلغ سه هزار دلار وافي و كافي براي اون خانواده با اون شاخصه هست يا قهرا بايد براي تكميل هزينه اشتغالات ديگه اي هم داشته باشن؟
        بهرحال از توضيحات مفيدت سپاسگزارم ،مايلم در اينجا به يكي از نادر سخنان زيباي آسيد محمد خاتمي محترم كه از قديم بدلم نشسته اشاره كنم ،كه مي گفت: در رويكرد و ارزيابي نسبت به هر آنچه كه در غرب وتمدن و فرهنگ موجود در غرب هست نه بايد شيفته محض بود و نه متنفر محض ،بايد رئال بود (البته من خودم بارسلوني ام! اين مزاح بود)، نه ارزيابي بايد مبتني بر شيفتگي مفرط باشد و نه مبتني بر تنفر محض آنچنانكه در غرب زدگي امثال جلال آل احمد سراغ داريم .
        من بسيار خوشوقتم اگر در مواقعي اينچنيني از بحثها با توجه به حضوري كه شما در آنجا داري و اشرافي كه به زبان داري از اطلاعات ات بهره مند شوم ،در روايتي هست كه “اعلم الناس من جمع علم الناس الي علمه” داناترين مردم كسي است كه دانائي هاي ديگران را به دانائي خويش ضميمه كند.

        سپاسگزارم،اميد اينكه دوستمان ابوالفضل نازنين مراوده با دوستان را از سر گيرد.

        سپاس مجدد

         
        • ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ ﻭ ﭘﻨﺎﻫﻨﺪﮔﯽ ﺗﻤﺎﻣﺎ ﻓﺪﺭﺍﻝ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﻨﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﻗﯽ ﺑﯿﻦ ﺍﯾﺎﻻﺕ ﻧﯿﺴﺖ. ﺣﻘﻮﻕ ۳۰۰۰ ﺩﻻﺭ ﺣﻘﻮﻕ ﺧﻮﺑﯽ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻋﻼﻭﻩ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺴﮑﻦ ﻫﻢ ﻣﺠﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﻫﻢ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ۴۵۰۰ ﺩﻻﺭ ﻣﯽ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﭼﻬﺎﺭ ﻧﻔﺮﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﺴﺒﺘﺎ ﻣﺮﻓﻬﯽ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺣﺪﻭﺩ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺭﺍ ﺑﺴﻨﺠﯿﺪ. ﯾﮏ ﻟﯿﺴﺎﻧﺲ ﺩﺭ ﻣﺎﻩ ﺣﺪﻭﺩ ۴۵۰۰ ﺩﻻﺭ ﻣﻬﻨﺩﺱ ﺣﺪﻭﺩ ﺷﺶ ﻫﺰﺍﺭ ﺩﻻﺭ ﻭ ﻭ ﺩﮐﺘﺮ ﺣﺪﻭﺩ ﻫﺸﺖ ﻫﺰﺍﺭ ﺩﻻﺭ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ ﭘﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﺩ.

           
          • و این بنظر شما عادلانه است؟
            بنظرم آن اعتراضی که شهروندان استرالیا کرده اند اعتراض بجایی است ،وقتی یک مهندس با کلی زحمت 6 هزار دلار می گیرد و یک مهاجر یا پناهنده نصف او پول می گیرد ،دیگران چه انگیزه ای خواهند داشت که بروند درس بخوانند مهندس شوند؟!
            غرضم این نیست که چرا مهاجر 3000 هزار دلار می گیرد ،بلکه غرض این است که چرا مهندس عادلانه حقوق نمی گیرد؟

             
          • نه عادلانه نبود و به همین دلیل هم الآن مبلغ آن به نصف میزان قبلی 1500$ کاهش پیدا کرده است. اتفاقا مشکل عدم پرداخت کافی به یک مهندس نیست به دلیل اینکه یک مهندس و حتی یک کارگر از رفاه خوبی برخوردار است و حتی می تواند پس انداز خوبی هم داشته باشد ولی پناهنده ها به دلیل مبلغ بالایی که قبلا می گرفتند انگیزه کار و تلاش نداشتند. عموم آنها زبان انگلیسی را ابدا بلد نیستند و تخصص خاصی هم ندارند به همین دلیل تن پرور می شدند. این شد که دولت درآمد آنها را کم کرد تا انگیزه کار در آنها ایجاد شود. البته این یک تیغ دو لبه است. اگر به آنها زیاد فشار بیاورند ممکن است به راههای خلاف کشیده شوند و اگر درآمدشان زیاد باشد تنبل می شوند.

             
    • با سلام

      به چند نکته توجه فرمایید:

      1-گفتید: “”شما كه مرا داراى خصلت “جنجال آفرينى زنانه” مى ناميد و ديگران را نيز از بحث با من نهى مى كنيد به چه دليل اكنون مرا آنهم با اين لحن، مورد خطاب و پرسش قرار مى دهيد””.
      (پایان گفتار شما).

      نقدی که من ذیل مطلب شما گذاشتم حاوی این عبارت بود :

      “”مرتضي
      12:45 ب.ظ / ژوئن 1, 2014
      1-”” تحصيلات رايگان براى فرزندان، بهداشت و درمان رايگان، كمك هزينه بيكارى و و و …””.

      الف -ممكن است مستند بفرماييد اين تسهيلات (در مورد پناهندگان اجتماعي مسلمان) در كداميك از كشورهاي جوامع غربي وجود دارد؟
      ب- نيز ممكن است آن موارد ديگر تحت عنوان”و و و….”را مشخص كنيد؟

      2-””تنبيه بدنى همسر و فرزندان، تحميل حجاب به همسر و دخترانشان و قتل هاى ناموسى””.

      ممكن است مستند جواز :الف- تنبيه بدني همسر و فرزندان . ب- تحميل حجاب به همسر و دختران . ج- قتل هاي ناموسي از نظر اسلام را معين كنيد؟

      3-””فتاواى امامان مساجد مسلمانان استفاده كرده””.
      چه كسي گفته است امامان مساجد صاحب فتوا هستند و فتواي آنانقابل استناد است؟””.
      (پایان گفتار سابق من).

      اکنون از شما می پرسم آیا این سه فقره سوال و پرسش نسبت به بخشی از مطلب شما ،حاوی چه لحنی بود؟
      این پرسشها اصلا لحن یا کلمه اضافه ای داشت؟
      حالا خودتان قضاوت کنید که من در آسمانم یا شما؟
      آن جنجال سازی که عرض کردم دقیقا همین روشهای واکنشی شماست،شما مورد پرسش واقع شدید و بجای رفع ابهام یا پاسخگوئی دقیق یا اقرار به اشتباه ،فورا اشاره به بحث های گذشته می کنید و با فرافکنی ،یک لحن پرسش محترمانه معمولی به بخشی از مطالبتان را به زمین و آسمان گره می زنید ،یا شاید گمان می کنید که اگر مطلبی نوشتید باید همه نسبت به آن به به و چه چه کنند.
      اگر مثلا کسی کلیت مطلب شما را خوب دید اما دو سه نکته از آنرا مخدوش یا ناقص یا دارای ابهام دید و آنرا مورد پرسش قرار داد ،شما باید بگویید پرسش کننده اصل مطلب مرا نادیده گرفته است؟!
      باید عرض کنم آن زمین وآسمان و جنجال آفرینی دقیقا در این نوع واکنشها خود را نشان میدهد ،من در نوبت قبل به بحث شیدائی شما ایراد کردم ،توجه کنید که به مفاد مطلبتان ایراد داشتم ،هیچ سخنی نیز راجع به همسرتان نگفته بودم ،آمدید وقیحانه به همسر بی خبر و بی گناه من توهین کردید ،بعد که باعث رنجش شد بمن گفتید تحمل چالش ندارم،خیر من تحمل چالش و گفتگوی مودبانه دارم ،شما تحمل نقد را نداشتید که بجای چالش با مطالب من پای همسرم را بمیان کشیدید.
      اعتراضم به شما این بود که در اثناء گفتگو شما چرا به بیخبران و بی گناهان حمله می کنید ،جنجال سازی دقیقا اینهاست،والا ملاحظه کنید من دهها نقد و ایراد در مباحث فلسفی و فرهنگی ذیل نوشته های خوب جناب کورس به ایشان وارد کردم و ایشان با متانت و ادب و انسانیت و بی جنجال سازی، یا نقد مرا وارد دانسته یا به آن پاسخ داده است ،چرا دیالوگ من با ایشان به این تنشها منجر نمی شود؟ .
      بنابر این بنظرم شما لازم است یک محاسبه نفسانی در مورد خودتان داشته باشید و بیهوده منقدان و پرسشگران به مطالبتان را متهم نکنید.
      خانم محترم من واقعا دوستانه می گویم ،روش های دیالوگ شما مشکل دارد ،شما خیال می کنید که یک پژوهشگر مجتهد حوزوی که قریب به چهل سال در معارف اسلامی درس و بحث و تحقیق داشته است باید هرچه بذهن شما می رسد را تلقی به قبول یا تصدیق کند؟ نقد و پرسش و انتقاد مساله ای دو طرفه است ،اگر مرا متهم به آسمانی پنداشتن خود می کنید ،خوب شما که به این وصف و افلاکی پنداشتن خود که سزاوارترید ،که سه پرسش متوجه به مطلب خودتان را به لحن خاص یا پرسشگر را به آسمانی پنداشتن خود متهم می کنید؟
      من اگر آسمانی بودم که توی این سایت با زمینیان خود حق پنداری مثل شما دیالوگ نمی کردم.

      2-گفتید :””آنچه من در مورد پناهندگان مسلمان و رسوايى مساجد گفتم مربوط به اسكانديناوى بود””.
      (پایان عبارات شما)
      من وجدان شما و خوانندگان این نوشته ها را بقضاوت می گیرم ،شما در آن نوشته بدوی سخنی از کشورهای اسکاندیناوی بمیان آوردید؟
      بمتن گفتارتان توجه کنید:””مشكل بزرگى كه اكنون در جوامع غربى وجود دارد، اقليت هاى مسلمانى است كه اكثراً به صورت پناهنده اجتماعى به جوامع غربى رفته و پس از مدتى كه از مزاياى بسيار زياد اجتماعى آن جوامع نظير امنيت اجتماعى، كمك هزينه فرزند، تحصيلات رايگان براى فرزندان، بهداشت و درمان رايگان، كمك هزينه بيكارى و و و … استفاده كردند ( اكثراً پر فرزند هستند و تمايل زيادى هم براى ورود به بازار كار ندارند) فيلشان ياد هندوستان مى كند و خواهان آن مى شوند كه در آن جوامع قوانين شريعت اسلام اجرا شود زيرا طبق قانون جوامع غربى نمى توانند مانند كشورى كه از آن فرار كرده اند، چند همسرى، تنبيه بدنى همسر و فرزندان، تحميل حجاب به همسر و دخترانشان و قتل هاى ناموسى آنان را اجرا كنند””.
      (پایان نقل قول)
      آیا عبارت “جوامع غربی” که عقد الوضع گفتار شماست ،یعنی “کشورهای اسکاندیناوی”؟!
      نمیدانید که تعبیر “جوامع غربی” باصطلاح عام و جمع استغراقی است؟ خوب یا از ابتدا دقیق تعبیر کنید ،یا رفع ابهام از پرسشگر کنید.
      خوب عزیز من پرسش و استفهام و نقد نیز برای همین رفع ابهاماست دیگر ،منتها شما چون بمن طلبه بدبین هستید ،یا شاید خود را خیلی آسمانی می دانید که برای دیگران حق پرسش قائل نیستید، یا خیال می کنید دیگران باید بز اخفش شما باشند و هرچه گفتید را باید به به و چه چه کنند ،اینطور واکنش نشان می دهید،ملاحظه کنید من با توضیحات دوستمان بردیا مخالفت کلی کردم یا از او تشکر کردم؟

      3- به عبارت های پایانی گفتارتان توجه کنید :””طبق معمول شما مطلب اصل را ناديده گرفتيد و وارد فرعيات شديد كه براى من تعجبى هم ندارد زيرا با اين رويه شما كاملاً آشنا هستم براى همين من تمايلى به بحث با شما ندارم زيرا هميشه بحث را به حاشيه مى كشيد و پرسش هاى اصلى را بدون پاسخ رها مى كنيد.
      به جز به حاشيه كشيدن بحث ها، موضع شما نيز بسيار تحكم آميز و حق به جانب است كه از لحن شما در اين كامنت ها به خوبى مشخص است. اگر شما عادت داريد در محيط خود، از موضع بالا با مردم برخورد كنيد اينجا كاربرى هستيد مانند سايرين و اگر در رشته خود عالِم هستيد، اينجا در بسيارى زمينه هاى ديگر مى توانيد به معلومات خود بيفزاييد اما به دليل غرور و حس حود برتر بينى، همواره ديگران را گمراهانى مى بينيد كه بايد ارشاد و به راه راست هدايت شوند.
      هرگاه از آسمان به زمين آمديد، و تمايل به گفتگو داشتيد، با كمال ميل با شما گفتگو خواهم كرد””.
      (پایان فرمایشات شما).

      خانم محترم کمی آهسته تر! مرا اگر برادر خود نمی دانید ،لا اقل یک شهروند زمینی ساکن این سایت که حق پرسش و نقد دارد بدانید .
      یکی اشتباه روشی شما این است که خیال می کنید اگر مطلب حقی نوشتید حتما باید دیگران تمام اجزاء تشکیل دهنده گفتارتان یا تمثیلها و شواهدتان را مقلدانه بپذیرند ،خوب اینکه مطلب غلطی است ،من که با شما کینه و عنادی نداشته و ندارم ، بلکه از قدیم در مواردی مطالب شما را تحسین کردم ،اما این منافاتی ندارد که اگر مثلا من کلیت و هدف مقاله ای از شما را بپذیرم، در عین حال نسبت به برخی راههای استدلالی شما یا برخی تمثیل ها یا آمارهای ارائه شده از سوی شما ایراد داشته باشم .
      شما که در محیط های آکادمیک امروزی بوده اید ،دفاع از تزها و پایان نامه ها را دیده اید؟
      آیا اگر داوران پایان نامه ایرادی به گوشه ای از مطلب پایان نامه کردند و دفاع صاحب آنرا نپذیرفتند ،نویسنده باید جنجال کند که شما اصلا به اصل مطلب من توجه نکردید! ،شما روش تان این است که به فرعیات می پردازید!، و شما آسمانی هستید بیایید پایین و هرچه من می گویم بپذیرید! و در حقیقت همه بز اخفش من باشید!؟

      خانم محترم اینها روشهای امروزی و مدرن و خردمندانه است؟! جالب این است که این روشها را بکار می گیرید ،در عین حال چماق تحجر و بیسوادی و خود آسمانی پنداشتن را هم بر سر حوزویان فرود می آورید!
      خیر اینطور نیست ،توجه کنید که امکانات مدرن از قبیل نت و ماهواره و کتابخانه های الکترونیکی و گوگل و ویکی پدیا و غیرو امروزه در اختیار همه است،نه فقط شما ،اینقدر خودتان را مدرن نپندارید و دیگران را متحجر .
      البته من از همه حوزویان دفاع نمی کنم ،همانطور که همه دانشگاهیان نیز قابل دفاع نیستند ،و در بین آنان هم افراد دگم و متحجر وجود دارد،اما سخن من این است که از ابتدا نباید سراغ این حاشیه سازی ها رفت ،یا همه حوزویان را به یک چوب راند ،بسا حوزویانی که مسلط به چند زبان روزند ،و بسا حوزویانی که بسیار فراتر از امثال شما مطالعه دارند ،شما این پندارهای ماقبل مدرن را کنار بگذارید ،و صادقانه به همه رد و اشکال کنید ،نهایت این است که طرفین از سخن یکدیگر اقناع نمی شوند ،اما ناظران عرصه های عمومی اکنون و در آینده در محتوای گفتارها خواهند نگریست و خود قضاوت خواهند کرد.

      4-وجدانا دوباره به این پاراگراف مودبانه و پرخاشگرانه گفتارتان توجه کنید :
      “”به جز به حاشيه كشيدن بحث ها، موضع شما نيز بسيار تحكم آميز و حق به جانب است كه از لحن شما در اين كامنت ها به خوبى مشخص است. اگر شما عادت داريد در محيط خود، از موضع بالا با مردم برخورد كنيد اينجا كاربرى هستيد مانند سايرين و اگر در رشته خود عالِم هستيد، اينجا در بسيارى زمينه هاى ديگر مى توانيد به معلومات خود بيفزاييد اما به دليل غرور و حس حود برتر بينى، همواره ديگران را گمراهانى مى بينيد كه بايد ارشاد و به راه راست هدايت شوند””.
      (پایان فرمایشات شما).

      آیا اینها حاکی از نفرت و کینه به کلیت حوزویان نیست؟
      آیا این احکام تحکم آمیز یکطرفه ناشی از دادگاههای یکطرفه نفسانی و خود حق پندارانه نیست؟
      آیا موضع بالا از ماست یا از نویسنده این سطور؟
      لحن من در این کامنت چیست که این احکام را جاری کرده اید؟ آری محتوای هر نقد و پرسشی نفی و انکار است،من اگر مطلبی را ناحق بدانم یا لااقل در مورد آن ابهام داشته باشم ،باید بزگونه شما را تایید کنم؟
      خیر اینها نیست ،راه صحیح این بود که مثل بردیا ابهام در پرسش ها را رفع می کردید ،نه آنکه اینطور نیت خوانی کرده و شمه ای از رذائل اخلاقی که خود به آن مبتلا هستید را به دیگران اسناد دهید.و بالاخره این گونه عبارات بهترین شاهد صدق آن صفت جنجال آفرینی که عرض شد است .
      از افزایش معلومات سخن گفتید ،آیا سخن من جز این بود ،من که همیشه گفته ام زمان زمان دیالوگ است،و در عرصه های عمومی همه با به اشتراک گذاشتن یافته های خود با دیگران ،هم خادم خودند و هم خادم دیگران و هم خادم علم و پیشرفت ،من در خطاب با بردیا آن روایت “اعلم الناس من جمع علم الناس الی علمه “” را یاد آور نشدم؟
      چرا به جرزنی و اظهار ابهت های بیجا می پردازید؟ یا چرا خیال می کنید شما علامه دهرید و همه متحجر و عقب مانده ؟
      بنظرم رعایت محاسبات نفسانی و مراعات قاعده طلائی اخلاق مخصوص و محصور در دیندار و غیر دیندار و زن یا مرد نیست.

      تامل کنید

       
      • با سلام

        دوست گرامى
        من بز اخفش و به به و چه چه نمى خواهم و از چالش استقبال مى كنم اين شما هستيد كه چالش را جنجال مى ناميد.
        شما هر انتقادى دوست داشتيد از نوشته هاى من بكنيد اما پاسخى از من نخواهيد گرفت.

        اگر ديالوگ شما با من به تنش مى انجامد، لطفاً با همان اشخاصى ديالوگ داشته باشيد كه با آنان تنش نداريد. زيرا من از گفتگو با شما جز به حاشيه رفتن و هدر رفتن اصل مطلب، نتيجه ديگرى عايدم نمى شود.
        به مصلح گفتيد از بحث با من پرهيز كند.
        واعظ غير متعظ نباشيد و توصيه خود به مصلح را اجرا كنيد.

        به هر حال مقاله اى كه ” ياران” ارسال كرد، بقدرى منطقى بود كه ناديده گرفتن آن از طرف شما دور از انتظار نبود.

         
        • با سلام مجدد

          متشکرم ،اما من در انتقاد و ایراد به مطالبی که اینجا می بینم و آنها را خلاف واقع می دانم ،بانتظار صدور مجوز از گویندگان آنها نمی مانم ،ایراد و انتقاد برای روشنگری است ،اگر شخص نقد شده مثل آقای کورس منطقی باشد فقط با متانت پاسخ ابهام و نقد را می دهد ،و اگر نخواست پاسخ نمی دهد ،جای نقد و پرسش و پاسخ برای دیگران باز است ،این رویکرد کلی من در زمین این سایت محترم است و نه آسمان توهمات.

          فرض کنید من غیر متعظ ،اما موضوع آن خواهش از جناب مصلح خواهش از اجتناب از ادامه جدل های لفظی و نقد های شخصیتی بود،نه نقض و اشکال و پرسش و پاسخ نسبت به مطالب محتوائی و علمی که ناصحیح است ،یا دارای ابهام.
          علاوه اینکه من آنجا سوال را متوجه مطلب کردم ،قهرا فرد نقد شده یا باید بجای ایراد اتهامات اخلاقی فقط به آن سوالات مودبانه، مودبانه پاسخ می داد ،یا سکوت می کرد تا افرادی دیگر اگر مایلند به آن پاسخ دهند مثل روشنگری که بردیا کرد.

          مطمئن باشید من مطالب دوست خوبم یاران عزیز و مطالب همه دوستان از جمله شما را از اول تا آخر بدقت می خوانم ،خواه مرا “آسمانی “و “مغرور” و “حق بجانب” و “خود برتر بین” و غیرو بدانید ،یا مرا یک شهروند زمینی بدانید که خواهان رشد و تعالی خود و دیگران است.
          اینرا هم بگویم بخلاف زعم شما من در اینجا فقط در صدد گفتگو و مجادله باحسن بتعبیر قرآن هستم و نه گمراه پنداشتن دیگران و هدایت آنان براه راست بزعم شما.و از نظر معنوی و هدایت خود را کمترین خلق الله میدانم ،و کفی بالله شهیدا.
          اما متاسفانه در همین جمله اخیرتان نیز نتوانستید از طعنه زدن خود داری کنید،آنجا که گفتید :””به هر حال مقاله اى كه ” ياران” ارسال كرد، بقدرى منطقى بود كه ناديده گرفتن آن از طرف شما دور از انتظار نبود””.
          که مفهومش این است که چون من فرد غیر منطقی هستم ،از مطالب منطقی گریزانم.
          خیلی ممنون از لطفتان ،اما من مقابله به مثل نمی کنم و از منطقی بودن شما خرسندم،بلکه در پایان این گفتگو از لحنی که اقتضای پاسخ به طعنه های شما بود عذر خواهی می کنم ،و از خدای متعال برای شما فرجامی نیک در دنیا و آخرت خواستارم.

          خدانگهدار
          موفق باشید

           
  34. این هم یک دلیل روشن که اصلاح طلبی در حکومت ملایت فقیه بی معنی است.جرا که حتی اگر بپذیریم افراد موسوم به اصلاح طلب بخواهند دموکراسی در کشور برقرار کنند! باز حکومت به گواهی همین سند انکار ناپذیر از استقرار آن جلوگیری به عمل خواهد آورد.باز باید طرحی نو در انداخت.

     
  35. اينها وقاحت را به حد اعلا رسانده اند بطوريكه ما حتى از امثال معاويه هم چنين وقاحتى را سراغ نداريم. بايد گريست به حال اين ملك و ملت، با اين رجاله هائى كه دجالانه بر مسند قدرت نشسته اند. در شگفتم كه تاريخ و آيندگان در باره اينان چه خواهند گفت. اما به گفته مرحوم منتظرى، اين ولايت وقيح جائر است و لذا اطاعت از حاكم جائر دور از مسلمانى است.
    درود بر شرافت كروبى و ميرحسين و خانم رهنورد كه با همه سختيها و فشارها به حاكم جائر، نه گفتند

     
  36. از ب. بی نیاز!

    مرز میان دین و ایدئولوژی

    در این جا تلاش می‌کنم مرز‌ِ بین دین و ایدئولوژی را مشخص کنم. دین تا آن‌جایی دین است که رابطه‌ی معنوی فردی انسان را با خدا در هر شکلی – خواه خدای طبیعی، خواه خدا در شکل بُت یا خدا به معنی انتزاعی‌اش- بیان کند. به محض آن که دین مدعی پاسخگویی به همه‌ی مسایل انسانی مانند مسایل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی می‌شود، دیگر دین نیست، بلکه ایدئولوژی یا یک ابزار سیاسی است. ///////

    http://eslamshenasi.net/?p=267#more-267
    —————————-
    سلام مزدک گرامی
    باا جازه شما من لینک این مطلب را اینجا گذاردم تا دوستان علاقمند بتوانند پیگیری کنند.
    با احترام

     
  37. سلام جناب نوری زاد /
    1 – طنز : روزی جوانی بهمراه نامزدش در خیابان قدم میزد جاهلی به نامزد او حرفی پراند جوان آستین بالا زد و لپ او را با دو انگشت گرفت و با لحن مودبانه ای گفت : تو بدی بدی بدی . دختر جلو آمد و خطاب به نامزدش گفت : کامی ولش کن کشتیش ! شما هم ولشان کنید کشتیشون !
    2 – واقعیت : جناب نوری زاد این آقایان و خانمهایی که لطف میکنند و به دیدار شما می آیند و میپرسند چرا شما را نمیکشند و قس علیهذا و بعد شما هم تحلیلتان را به سمت گاندی و ماندلا و … می کشانید که مگر استعمار پیر نمیتوانست گاندی را بکشد و همچنان نظام آپارتاید ماندلا را ، یا تاریخ نمیدانند یا حافظه تاریخی 35 ساله فراموششان و فراموشتان شده . مگر در ارتباط با آیت الله شریعتمداری نمیگفتند تبریزی ها چه و چها میکنند ، در این مدت چند نفر به دیار باقی شتافته شدند و هیچ اتفاقی نیفتاد ، به تاریخ دوری نرویم مگر در خیابان نمیگفتید اگر موسوی فلان شود ما هم بهمان میکنیم .( گالیله میگفت زمین گرد است و بدور خورشید میچرخد و باقی داستان که میدانید در دادگاه از اعتقاد خودش عقب نشینی کرد و وقتی به جمع همفکرانش برگشت همه به طهنه به او گفتند بیچاره ملتی که قهرمان ندارد و گالیله هم گفت خیر بیچاره ملتی که احتیاج به قهرمان دارد ) بیچاره موسوی و کروبی که روی چه درحتی یادگاری میکندند . دیدید که موسوی و کروبی بیش از سه سال در بازداشت هستند و هیچ اتفاقی هم نیفتاد و جناب نوری زاد اگر روزی در خیابان ماشینی به شما برخورد کرد و شما هم به جمع پیشینیان شتافته شدید مطمئن باشید بجز تعدادی از فامیلهایتان کسی شما را بدرقه نخواهد کرد .
    3 – در جنگهای استقلال امریکا بعد از مدتها مبارزه خاموش و ( یا بقول شما اصلاح طلبها ) راهپیمایی سکوت ، تنها صدایی که در دنیا بگوش رسید صدای گلوله ای بود که از سلاح یک افسر بیرون آمد .
    4 – از نظر من شما هم حکم پزشکپور در مجلس شورای ملی قدیم را دارید .
    5 – خسته نباشید .

     
    • ایشان محسن پزشکپور است، بسیار خوب؛ مردم هم که به گزارش شما، کار یکسره کن نیستند؛ پس چه کسی چرخ تاریخ را می گرداند؟! لابد می خواهید بگویید مردم را در سال 57 خود شاه به میدان آورد و فقط حاکمانند که امور را می گردانند. یا شاید می گویید گلوله سردمدار مطلق است. اگر چنین بود که باید مسیر ملت ایران در این سی و چند ساله چندین و چندبار عوض می شد.
      اتفاقا مردم با حتی سکوتشان دارند طرحی تازه می افکنند که در تاریخ ما کم سابقه است، هرچند بی سابقه نیست.

       
      • در تاریخ، سرزمین ایران بارها مورد تجاوز قرار گرفت و نیاکان ما که عوام بودند به هیچکدام نه نگفتند در را باز کردند و آمدند کشتند و خوردند و بردند . خواص هم که قربانشان بروم آمدند در دفتر و دستک متجاوزان وکیل و وزیر شدند . ما هم پز میدهیم که فرهنگ ما ایرانیها آنها را در خودش ذوب کرد . جواب خونهای ریخته شده حاکمان هم با خدا ! عزیز من تنها نشانی که مانده از بابکها و مازیارها و ستارخان ها و باقرخان ها بوده و بس که اگر مبارزینی در آینده آنها بوجود آمدند به تأسی از نشان همان گلوله ها بود . ضمنا” گردش چرخ کدام تاریخ را میگویی ؟ تاریخ سکون و رخوت و سستی و مسخ فرهنگی و سیاسی که بعد از 35 سال در خیابان برقص آمدیم که احمدی تژاد را کنار زدیم و یک روحانی را به قدرت رساندیم که بعد از 8 سال بگوید من هم یک تدارکاتچی بودم و برویم با فرهنگ سیاسی غنی شده باز هم احمدی نژادی دیگر در اتاق فکر آقایان را انتخاب کنیم تا هشت سال بعد هم خدا کریم است . البته هنوز به این درک نرسیده ایم که خداوند بجر کریم ، جبار قادر ناصر معین و صدها نام دیگر هم دارد . پس تا بعد

         
        • آقا رضای مبارز
          سلامت باشی
          جواب من ناشناس را محکم و مستند دادی، قانع کننده هم بنظر می رسد.
          من اما به زعم خود و حسب تجربه دردناک زندگی در مسیر گلوله، بن بستی در مبارزه مستقیم دیده ام که فکر می کنم آزمودن راههای دیگر هم لازم است.
          سه برادرم یکی در دوران اعدام های زمان شاه، یکی توسط سازمان مجاهدین و یکی هم توسط صدام به خاک خفتند. نتیجه اش پدید آمدن انواع مبارز در خانواده بوده است که حتی در مواجهات شخصی شور می گیردشان و طرف مقابلشان را عوضی می نامند و به خشونت در می افتند.
          من مثل شما به قدرت گلوله واقفم اما آثار جانبی مخربش نیز در چشمم می نشیند.
          شلیکهایمان را انجام داده ایم و اکنون شاید بتوانیم دوری از دوران تاریخ را به تجربه ای دیگر بسپاریم.
          اینبار نه در مقابل خارجیانی چون مغولان بلکه در مقابل قامت خودمانیمان که در وجوهی ناساز است.
          اگر هم معتقدید معوج تر از مغولاییم که چه بهتر یا همدیگر را به گلوله بدوزیم و یا آنکه به رقص در سستی! مستحیل گردیم.

           
          • سحر در شاخسار بوستانی/چه خوش میگفت مرغ نغمه خوانی / برآور هرچه اندر سینه داری / سرودی ، ناله ای ، آهی ، فغانی
            عزیز من از بابت برادرانت متأسفم و متوجه نشدم منظورت چه بوده یعنی یکی از برادرانت چپ مارکسیست بوده و یکی مجاهد و دیگری هوادار جمهوری اسلامی ؟ بگذریم ناشناس گرامی
            {گردنک را پیش کردم گفتمش / ساجدی را سر ببر با ذوالفقار/ تیغ تا او بیش زد سر پیش شد / تا برست از گردنم سر صد هزار ( مولوی )}
            {گردنم یعنی سر هستی بود / تیغ تیز عشق باشد ذوالفقار/چون سر هستی ببرید از بدن / معرفت شد آشکارا صدهزار ( شاه نعمت اله ولی )}
            دوست ناشناس من ملت ایران در این سالهای خون و گلوله بجز در روزهای انقلاب ، گلوله ای شلیک نکرده که خشابش خالی باشد و اکنون شاااااااااید تجربه ای دیگر در سر داشته باشد .(انقلابی میگوید حتما” و کسانی که سعی در آزمون و خطا دارند میگویند شاید ) هرچه بوده برفرقش کوبیده شده و ناله اش بر آسمان بلند بوده و منتظر دست غیبی بوده از آستین بیگانه ( شعار اوباما اوباما یا با اونا یا با ما . یادت که نرفته ) اگر علامه اقبال لاهوری میگوید برآور ناله ای آهی فغانی ، در باب عوامی میگوید که شرایط عینی برای اعتراض به وضع موجود برایش آماده ولی ذهنش مغشوش است و قدرت تصمیم گیری ندارد . خواصند که این قدرت تصمیم گیری را به عوام میدهند . خیر قبول ندارم که شلیکی از عوام انجام گرفته باشد ( در سال 88 چند گلوله از عوام به سمت عوامل دولت شلیک شد ؟ ) رک بگویم هنوز عاشق نشده ایم
            آنکس که هوای عشق در دل گردد / باید که زتیغ عشق بسمل گردد / در خاک تپان تپان رخ آغشته بخون / برخیزد و گرد سر قاتل گردد . ( ابو سعید ابی الخیر ) در تمامی دوران و تمامی احوال ملتها حاکمان چیزی را به رایگان به کسی نداده اند ، گواه میخواهی تمامی کشته شدگان راه حق و آزادی .از ابراهیم پیامبر تا اسپارتاکوس و پیامبر صلح و رحمت گرفته تا چه گوارا و مدرس و مبارزین مشروطیت و … حالا این گوی و این میدان ببینم میتوانی حق و آزادی خودت و هموطنت را بدون انگشت گذاری بر نقاط حساس از حاکمان بگیری ؟ ببین در پشت تسامح با نوری زاد چه چیزی نهفته است ؟ بقول ظریفی ، گربه محض رضای خدا موش نمیگیرد . حالا نظر من در باب آقای موسوی و کروبی : در تنگنای قحط الرجال پس از اصول گرایان و اصلاح طلبان تنها میماند گرینه موسوی و کروبی که فشار شکن آخرینند .
            و اما بعد : طالب یار اول او را یار میباید شدن / بعد از آن در عشق او در کار میباید شدن / تا ابد سرگشته گر جویای سر نقطه ای / در طلب چون چرخ نه پرگار میباید شدن / از اناالحق هر که خواهد کو بماند جاودان / همچو منصورش بپای دار میباید شدن (عماد الدین سید علی نسیمی شیروانی ) توفیق شما و نوری زاد را خواستارم

             
  38. رو که بدی آستری هم می خواد
    اگر همین ضرب المثل عامیانه رو به کار ببندیم مشکلمون با سپاه یک شبه حله.
    88 هاشمی نگذاشت. فکر می کنم موسوی رو تنها گذاشت. جای موسوی بودم به کمتر از همه پرسی قانون اساسی تن نمی دادم. خودش هم می دونه چه اشتباه بزرگی کرده. مردم که تو خیابون بودن و پای همه چیز ایستاده بودن. شعار که شد اچرای بی بدیل قانون اساسی سپاه فهمید خبری نیست شیر شد. باور کنید بدنه سپاه هیچ وقت حاضر به اسلحه کشیدن روی مردم بی سلاح نیست.

     
    • جناب ساسانم

      با سلام

      نيازي نيست شما خودتان را جاي جناب مهندس مير حسين موسوي عزيز بگذاريد ،منطق موسوي و هواخواهان او روشن بوده و هست ،اجراي بي تنازل قانون اساسي ،اعتراض به تقلب و تخلفات وسيع در انتخابات ،و روش هاي غلط و جنجالي مديريت احمدي نژآدي و حاميانش.
      از جانب ايشان هم لازم نيست صحبت كنيد كه اشتباه كرده يا نكرده ،ايشان مرتبطيني دارند كه اگر لازم باشد سخن خواهند گفت.
      مردم هم حرفشان همان اهدافي بود كه همراهان جنبش سبز داشتند ،اقل قليلي مثل شما هم حق نداريد خواسته هاي ميليونها همراهان جنبش سبز را مصادره كنيد.

       
  39. سلام بر نوری زاد گرامی!

    باید به این سردار شجاع گفت که سال 88 آغاز پایان شما بود
    تا 88 نظام شما توانست فشارهای مخالفین را تحمل کند اما
    برادر ساندیس خور! 88 ترکهائی بر پیکر نظامتان انداخته که تا
    فروپاشیدن کامل ادامه خواهد یافت!

    دیگر نمیتوانید نظام عزیزتان را به شرایط قبل از 88 برگردانید!
    5 میلیون تهرانی که 25 خرداد را کابوس شما کردند و در آن روز
    جرات بیرون آمدن از لانه هایتان را نداشتید نه مرده اند و نه
    ولایتمدار شده اند همگی منتظرند تا پایه های نظام
    به اندازه کافی ویران شود تا با یک تلنگر آنها فرو بریزد!

    فکر نکنید که این مخالفان را با روحانی جمع و جور کردید
    روحانی آخرین کارت بازی سوخته نظام شماست!

    اما بدان که اینبار اگر خیابانهای تهران به تسخیر مخالفین شما درآید
    دیگر از سوت و سکوت سبز خبری نیست اینبار آنقدر احمق نیستند
    که به خیابانها بریزند و کتک و گاز اشک آور بخورند و به خانه ها برگردند!

    به این برادران بسیجی و لباس شخصی های ساندیس خورتان هم زیاد ننازید
    چون اکثرشان مزدورند و اگر چند تائی شان جواب مشت و باتونشان را از مردم
    نوش جان کنند بقیه حاضر نخواهند شد برای چند تا تراول 50 تومانی و برای
    عده ای دزد جانفشانی کنند!!

    خوشبختانه آدمهای احمق از جنس احمدی نژاد و امام جمعه ها در نظام
    فراوانند و همانها هستند که تیشه به ریشه تان زده اند و میزنند!

     
  40. باید گفت آفرین به این بلاهت و کودنی که در کمال وقاحت از “خط قرمز “بودن نیروهای اصلاح طلب و دوم خردادی سخن می گویند و اینکه باید حتما “دخالت” می کردند!
    شما با این تعبیرات کودکانه و احمقانه ضمن اینکه خلاف وصیتنامه موسس این جمهوری عمل کردید ،بوضوح اعتراف کردید که خط قرمزتان این بود که خاتمی و موسوی یا کروبی به پیروزی نرسند،بعد با تئوریزه کردن لزوم” دخالت “و پایمال کردن وصیت نامه بنیان گذار جمهوری اسلامی بروشنی اقرار کردید که “دخالت” کردید تا موسوی یا کروبی منتخب ملت نشوند ،و بالمآل “دخالت” کردید تا آن تراکتور خبیث بیاید هشت سال این مملکت را شخم بزند ،و اکنون نیز بجای اینکه مسولیت این نکبت ها و عواقب شوم را بعهده بگیرید ،با پرروئی از آن کودتای تمام عیار به نیکی یاد می کنید.
    فرض کنید دو روزه دنیا در بین حامیان خود سر و گوشی اینچنین جنباندید،اما پاسخ خدا را در قبر و قیامت چه می کنید؟

     
  41. كمال افتخار

    شديم مثل درويش داستان مولوي كه خر يارو رو فروخته بودن باهاش اسباب سماع تهيه كرده بودند خبر نداشت خودشم دم گرفته بود كه خر برفت وخر برفت وخر برفت ام كسي از اين هفتاد ميليون خفته سر بر نمي آورد كه خر را كه برد وكجا رفت با پول خودمون برمون صدا وسيما درست كردن كه خوابمون بكنه

     
  42. با سلام
    ممنون از فیلمی که آدرس اش رو به اشتراک گذاشتید
    البته توضیح واضحات هست

    قبلا پیشنهاد 8 صبح و سان دیدن از برادان رو دادم ( غلط یا درست). الان هم جسارتا همون بزرگراه همت منتها مسر شرق به غرب ( ورودی دیگه وزارت) خیلی از برادران صبح ها از اون طرف وارد می شوند اگه دوست داشته باشید شاید بدک نباشه 7.5 تا 8.15 صبح جون میده برای روبرو شدن با برادران… به خصوص برخی کله گنده ترها که از نواحی شمالی شهر با اسکورت تشریف می اورند

     
  43. با سلام و عرض خير مقدم خدمت تمامي ميهمانان اين نشست حقيقي به همراه شما يكصد و شصت و هشتمين نشست ويژه پروازهاي آسماني را آغاز مي كنيم و در همين جا دعوت مي كنم مدير نشست براي توضيح انواع سفرهاي آسماني تشريف بياورند.

    پس ازسلام و وقت بخير بايد خدمتتون عرض كنم كه:

    1 – مقصدهاي سفرهاي آسماني ما عبارتند از: سياره هاي اورانوس، نپتون، عطارد، مريخ، مشتري و پنجاه سياره ديگر خارج از منظومه شمسي.

    25 – در اين سفر، براي هر يك از شما لباس مخصوص تهيه شده است و حداقل غذا و وسايل ضروري در حد كفاف و قناعت تامين شده است.

    45 – در اين سفر، از آوردن هر گونه وسائل ارتباطي موبايل و تبلت و آدرس هاي شبكه هاي اجتماعي و حتي دفترچه شماره تلفن حتما خودداري كنيد.

    64 – ساعت سفر و مقصد سفر هر يك شما از قبل معين شده و در زمان خروج شما از سالن نشست به آگاهي شما خواهد رسيد.

    95 – اين سفر براي همه اهالي زمين ضروري است و مقدمات اسكان بيش از 7 ميليارد از حاضرين در كره خاكي پيش بيني شده و در طي ده مرحله كليه افراد اعم از كودكان و ميانسال ها و اشخاص مسن به اين سفر برده مي شوند.

    128 – تقسيم بندي افراد بر اساس قد و هيكل ايشان صورت پذيرفته و هر گونه تشكيلات خانوادگي و نسبي لحاظ نشده از كليه افراد تقاضا مي شود تقاضاي تغيير مقصد بر اساس دوستي و محبت نكنند چرا كه ظرفيت ها پر شده و تقسيمات طبق نظر رئيس هر كره انجام شده ضمنا انصراف از سفر نيز ممكن نخواهد بود.

    145 – مدت سفر شما بي نهايت بوده و شما در آنجا از كليه امكانات آسماني مورد دلخواه خود بهرمند خواهيد بود.

    در پايان از شما كه اين 145 بند را در طول اين مدت 14 ساعت اين نشست با بردباري و صبر و حوصله بي نظيري شنيديد تشكر مي كنم و در آخر هم اگر كسي حرفي براي گفتن داشته باشد خب ما خوشحال مي شويم كه از درددل هاي شما مطلع بشويم چون شما در اين سفرها ميهمانان عزيز ما هستيد و ما بايد با هم گفتگو داشته باشيم.

    من سوالي داشتم.

    بفرما.

    آيا فكر نمي كنيد در همين مدت اين 24 ساعت و نه 14 ساعت كه ما اينجا نشسته بوديم،

    كساني كه در مزارع كار مي كردند

    كساني كه در كارخانه ها تلاش مي كردند

    كساني كه در كتابخانه ها مطالعه مي كردند

    كساني كه در بيمارستان ها ويزيت و درمان مي كردند

    كساني كه در آزمايشگاه ها تحقيق مي كردند

    كساني كه در راه ها و معادن زميني كوشش مي كنند

    كساني كه با عمل خير خود براي همنوع مشكل گشائي مي كنند و بقيه مردمي كه در اينجا نيستند با كار و تلاش و تحقيق خود “بهشت” را در همين جا آفريده اند و از حاصل تلاش خالصانه خود لذت مي برند و خود را موفق مي دانند و واقعا احساس خوشبختي مي كنند و در نظر ديگران نيز عزيز و محبوب هستند؟

     
  44. با سلام

    ثروتمندترين كشورهاى جهان در سال 2013

    در اين ليست كشور قطر ا ول است . امارات عربي متحده هشتم و كشور كويت نوزدهم و عربستان سعودى رتبه 28 است

    سلطان نشين عمان رتبه 33 كشور بحرين 34 است

    جالب است بدانيد كشور لبنان در اين رده بندى 63 است

    كشور همسايه تركيه رتبه 65 مي باشد

    جمهوري اسلامي ايران رتبه 75 است

    عجالتا از افغانستان و پاكستان وضعيت بهتري داريم

    http://www.gfmag.com/global-data/economic-data/worlds-richest-and-poorest-countries

     
    • ایران پنجمین کشور ثروتمند جهان از لحاظ منابع طبیعی
      (که متاسفانه بلا استفاده مونده و آخوندا عرضه ندارن این ثروت بالقوه رو باالفعل کنند
      قبل از انقلاب ما ار کره جنوبی جلو تر بودیم و براشون کارشناس تربیت می کردیم
      نتیجه اخلاقی این که ایران منهای آخوند دولتی مساوی است با بهشت
      آهای سپاهی های با غیرت با شما هام!!!!!!!!!)

      The World’s Most Resource-Rich Countries
      April 18, 2012
      1. Russia
      > Total resource value: $75.7 trillion
      2. United States
      > Total resource value: $45 trillion
      3. Saudi Arabia
      > Total resource value: $34.4 trillion
      4. Canada
      > Total resource value: $33.2 trillion
      5. Iran
      > Total resource value: $27.3 trillion
      > Oil reserves (value): 136.2 billion barrels ($16.1 trillion)
      > Natural gas reserves (value): 991.6 trillion cu. ft. ($11.2 trillion)
      > Timber reserves (value): not in top 10

      Iran shares the Persian Gulf’s gigantic South Pars/North Dome gas field with Qatar. The country is home to nearly 16% of the world’s natural gas reserves — just under one quadrillion cubic feet. The country also has the third-largest amount of oil in the world, with 136.2 billion barrels of proved reserves. This is more than 10% of the world’s oil. The country is having problems realizing the monetary value of its resources due to its estrangement from international markets, stemming from its refusal to abandon its nascent nuclear development program.

      http://247wallst.com/special-report/2012/04/18/the-worlds-most-resource-rich-countries/3/
      http://www.thecountriesof.com/top-10-countries-with-most-natural-resources-in-the-world/

       
      • با سلام

        با تشكر فراوان از شما

        ولي يك نكته ى مهم:در صورتيكه ثروت بالقوه در ايران با وضعيت فعلى استخراج مى شد بازهم ملت ايران سود ي از اين همه

        ثروت نمى بردند و منافع و مزايا بار ديگر به سمت دزدان وغارتگران روانه مى شد

        با وضعيت فعلى همان بهتر كه اين ذخاير نفت وگاز براى نسل آينده ذخيره شود

         
        • دوست عزیز
          متاسفانه این گونه نیست که ذخایر دست نخورده بماند
          بسیاری از این ذخایر در مرز ها و مشترک با همسایگان است. گاز را قطری ها و اماراتی ها می برند نفت را عراق استخراج می کند و دریای خزر هم تقریبا به طور کامل از دست رفته و همه اش بین دیگر همسایگان تقسیم شده است. نوش جانشان. می توانیم افتخار کنیم که دنیا را آباد کرده ایم. بدون شوخی و اغراق می گویم. عین حقیقت است. ترکیه بدون ایران به هیچ جایی نمی رسید اکنون از اقتصادی نیرومند بهره مند است و کلی به اروپا پز می دهد. مردمی که این قدر احمق هستند زیر بار چنین ذلتی می روند از سپاهی گرفته تا سینه زنان امام حسین همین حقشان است. این نتیجه آه مظلومان است. هنگامی که جلوی چشمان خیره ما مظلومی را به زندان می برند و همه نظاره گرند و خوشحال که سر خودشان نیامده حقمان است که فرعون بر ما حکومت کند. نوش جانش.

           
        • نکته مهمی که باید اضافه کنم این است که کشوری که مدعی داشتن قدرت نظامی قاهر است و مرز دفاعی خود را لبنان اعلام می کند هرگز نباید اجازه دهد دیگران به طور یک جانبه از منابع مشترک گاز و نفت بهره برداری کنند.
          یعنی هنگامی که غرب ایران را به هر نحوی از دستیابی به این منابع محروم می کند این به معنی اعلان جنگ آشکار است.
          یعنی سپاه پاسداران ما موظف می شود با اعزام نیرو تمامی این منابع مشترک را به اشغال در آورد و از بهره برداری یک طرفه از منابع مذکور جلو گیری به عمل آورد تا زمانی که ایران نیز قادر باشد منافع خود را تامین کند و از این منابع بهره برداری کند.
          کجایید سپاهیان؟ زورتان فقط به هم وطنان مظلوم و بی سلاح می رسد؟ کجاست آن نیروی قاهر که دک و پوز استکبار جهانی را به خاک مالیده؟ ای خالی بند ها شرم بر شما. غیر از لاف گزاف زدن چه از دست شما بر می آید؟ شرم بر شما.

           
  45. بالاخره منظور از این “ارزش” های انقلاب و انحراف از آنها که هر روز مانند پتکی بر سر منتقدان نظام فرود می آید چیست؟ امروز به لینکی از سایت تسنیم نیوز برخوردم که آرمان های انقلاب را یک به یک برشمرده بود، که با حذف تکرارها، می توان آنها را در موارد زیر خلاصه کرد:

    ساده‌‌زیستى مسئولان، استبدادستیزی, افتخار به انقلابیگرى، عدالت‌طلبی، دوری از تجمل‌گرایی، نفى وابستگى سیاسى، نفى نفوذ و دخالت قدرت‌هاى مسلط دنیا در کشور، فتح قله‌هاى دانش، کرامت انسان، سعى براى ایجاد برادرى و برابرى، ‌اخلاق، ایستادگى در مقابل ‌دشمن، استقلال سیاسى، اقتصادى، ‌فرهنگى، آزادى فکر، رواج اخلاق فاضله، حکومت مردمى، حکومت صالح و انسان‌هاى برخوردار از دین و تقوا در رأس کارها و…

    خوب ببینیم طی هشت سال، یا به طور مشخص چهار سال آخر دولت محمود احمدی نژاد که اینقدر برای بقایش هزینه شد، چه بر سر این به اصطلاح “ارزش” ها آمده. طی این هشت سال، مردم ایران:

    یک نمونه از “ساده زیستی مسئولان” را در هیئت همراه آن نامحبوب رئیس جمهور دیدند در سفر آخرش به نیویورک.

    نمونه “افتخار به انقلابیگری” را در خیزش به خودجوش (!) آن به اصطلاح دانشجوهای چماقدار دیدند در تسخیر انقلابی سفارت انگلیس، و آبرویی که از ایران و ایرانی برده شد، بی هیچ دستاوردی و احتمالا با دلارهایی که از بیت المال باید بابت غرامت پرداخته شود.

    نمونه “عدالت طلبی” را در دست های آلوده مدیران پاکدست دولتی و در افتضاح اختلاس بانکی دیدند، و صد البته در نمونه های دیگری که نمایندگان مجلس گفته اند برای حفظ نظام، از افشای آنها معذورند. مردم ایران نمونه “فتح قله های دانش” را هم در نزول دو پله ای رتبه ایران در تولید علم در دنیا طی سه سال دیدند.

    نمونه “حکومت صالح و انسان‌هاى برخوردار از دین و تقوا در رأس کارها” را در ریاست محمدرضا رحیمی و قاضی مرتضوی و خاوری حمید جهرمی و بابک زنجانی و … دیدند، و در رتبه شرم آور و رو به نزول ایران در دنیا به لحاظ شاخص های فساد اقتصادی.

    نمونه “ایستادگی در برابر دشمن” را در نرمش قهرمانانه دیدند و مردمی که با حسرت، به میلیاردها دلاری هزینه ای می نگرند که بیهوده و بی هیچ دستاوردی از جیبشان پر کشید. به کجا؟ به جیب کشورهای دوست و برادر، روسیه و چین.

    نمونه “کرامت انسان” را در کاهش سن فحشا به 12 و 13 سالگی یافتند و نیز در این خبر شرم آور که روزی 9 نفر در کشور در اثر اعتیاد جان می بازند. نیز، نمونه “آزادی فکر” را در قلع و قمع روزنامه بهار و هفته نامه آسمان دیدند، و علی اصغر غروی نامی که به خاطر اندیشه اش به حبس رفت.

    نمونه “استقلال اقتصادی” را هم که دیدند در سهیم کردن برادران روس و چینی و هندی بر سر خوان دلارهای نفتی مان. دلارهایی که اگر اراده ای برای سرمایه گذاری کردنشان هم وجود نداشت، می توانستند صرف خرید بخاری شود برای مدارس شین آباد.

    و از این ارزش های رنگ باخته می توان ده ها مورد دیگر را برشمرد. شاید بهتر باشد تا آقایان توجیه و توضیحی برای این انحراف از “ارزش” های انقلابی که خود تعریف کرده بودند بپردازند، یا لااقل ارزش های جدیدی برای انقلاب تعریف کنند که با عملکرد امروزشان همخوانی داشته باشد. راستی انصافا آیا احمدی نژاد لایق این همه هزینه بود؟

     
  46. با دزودی بی پایان به نوریزاد عزیز

    آخوند نخبه

    آخوندهای تربیت یافته که نخبگی را هم یدک میکشند سخنانی میگویند که در مقابل گفته آنها علامت سکوت وسوئال وجود دارد.سایت رجا نیوز یکی از این آخوندهای نخبه تربیت یافته نظام جمهوری اسلامی را معرفی کرده به نام حجت الاسلام و المسلمین روح الله رجبی در قسمتی از اراجیف خود میگوید”” به جای اینکه مثلا بروند در آموزش و پرورش سرمایه گذاری کنند و دغدغه آن را داشته باشند رفتند سراغ نفت یا مثلا ساخت پل و سد و جاده و همه وقت و عمر و تلاش خود را مصروف آنجا کردند. این شد که آموزش و پرورش جامعه‌ای که داعیه ساخت تمدن اسلامی دارد آنقدر میلنگد که نمی‌توان گفت. باید پرسید از حاصل این همه کار عمرانی و خدمت‌رسانی چه کسانی در حال بهره‌برداری هستند و خوب که نگاه کنیم گویی داریم در زمین دیگران می‌کاریم””.توجه شما را به این جلب میکنم این آقایان با تمام ثروتی که دراختیار داشته اند چه ساخته اند که خود آن را جهنم به حساب می آورند مثل این است که در سرزمین سوخته قدم میزندد دوم اینکه کار عمرانی صورت گرفته را برای دیگران میدانند ومردم ایران را بیگانه به حساب میاورد .کار بجائی رسیده که آخوند دست پخت خود را هم قبول ندارد.

     
  47. با سلام
    دوستان عزیز
    واقعا از اینکه با روبرو شدن با کثافتکاریهای این رژیم و رو شدن دستهای این مزدوران اظهار شگفتی می نمائید دچار حیرت می شوم . مگر از این گروه و آدمهای دوروبر رهبر وبالادستیهای سپاه و بسیج ، انتظاری جز این دارید . با عذر خواهی از بکار بردن این مثال عرض میکنم آیا هنگامیکه به توالت و دستشوئی عمومی وارد میشوید از دیدن واقعیت آن و یا بوی نامطبوع آن متعجب میشوید . در درون طویله و اصطبل جز چهار پایان را نخواهید دید . این رژیم و ماهیت آن جز این نیست حتی اگر در درون چاه فاضلاب ، بهترین عطرهای فرانسوی هم بریزید ، نباید انتظار بوی بهار داشته باشید . ماهیت بیت و سپاه و اطلاعات جز این نیست و این سی وپنج سال برای اثبات این مدعا کافیست

     
  48. شجاعت این برادران بیش از این نیست که با مردم خودشان در بیفتند آنهم با شمال شهریها! یعنی اگر جنوب شهریها بیشتر بودند معلوم نبود که عاقبت کار به کجا می کشید! چندی پیش قرمانده نیروی دریائی سپاه مصاحبه جالبی داشت که موجب خنده زیاد شد. این سردار اسلام معلوم شد در دریا هم همان تاکتیک جنگ با سوسولهای شمال شهری را دارد!. ایشان فرمودند که ما در تمرین نظامی خود به این توانائی رسیدیم که یک ناو جنگی آمریکا را در 50 ثانیه پودر کنیم. بعد که دید مصاحبه گر دهانش باز مانده توضیح داد البته ما ماکت چوبی آن ناو را آتش زدیم! یا دیزوز جناب سردار جزائری علمدار اسلام که باز هم بعد از نهار یاد تابودی تل آویو افتاد و زدن آمریکا! جالب است این عربده ها درست بعد از صحبتهای اوباما که اعلام کرد قصد حمله نظامی به ایران را ندارد عنوان میشود که سرداران دیگر خیالشان راجت شده که فقط با سوسولهای تهرانی مواجه اند!
    با همین حرفها مقام رهبری را به جائی کشیدند که امروز دیگر هر مداّح ذر پیت هم به 8 سال شاهکار رهبر فززانه فحش و بد و بیراه می دهد که مخاطبش در حقیقت خود آقا است! بی جهت نیست نا مساعد بودن حال ایشان که بر سر زبان دوستانشان است.!.مرد میخواهد از صیح تا شب از دوست و دشمن فحش خوردن و سر پا ماندن!

     
    • من هدفت رو نفهمیدم(البته از نظر شما من کلا نفهمم )ولی شما تو فاز پایین شهر بالای شهر نباش دادا کاری ام به سوسول بودن تهرانی ها هم نداشته باش و ملت و تو حاشیه نبر که اصل موضوع گم شه,بازم مطلبت خوب بود و ازت کمال تشکر را دارو (:

       
  49. in sardaran ,,haman obashe 30 sale pish hastand ke ba astefraghe eslami be navaee residannd ………,,/// zadeh ha……,,,

     
  50. وقتی آمریکایی ها باین عکس نگاه میکنند کلی حال میکنند. که چگونه سرداران محافظ لوله های نفتی بسوی انها شده اند. انها هستند که حافظ حهالت و مولد بحران در اطراف چاه های نفت میباشند. بواسطه جهالت و بحران است که جریا ن نفت ارزان بطرف انها سرازیر می شود. میپندارند چه میزان باید خود انها باید خرج مکردند و چه میزان باید کشته میدادند تا زنرال های خود را جایگزین این سرداران کنند. چه لشگری را باید اماده میکردند تا همه جنبش های ملی و ترقی خواه را سرکوب کنند. جنبش هایی را که میتوانست کشور را به جلو ببرد و کشور را از فروش نفت بی نیاز کند.

     
  51. با سلام

    برجهاي دبي

    حاكماني كه آنها را از ابتداي انقلاب اسلامي در ايران شيوخ مرتجع ناميده اند اسباب رفاه و آسايش شهروندان خود را به نحو

    احسن فراهم نموده اند

    http://www.youtube.com/watch?v=Sc63eJkal-8

     
  52. سلام باید بگم تف به غیرت نداشته این سردار البته چهره کریه وعصبی ان نشان از جهل مرکبشان دارد البته شیطانهایی هستند که دنبال ثروت ودلارند یکبار رهبری جلوی انها بایستد یا برخلافشان حرفی بزند انوقت معلوم میشود مطیع هستند اینها مطیع هیچ خدایی نیستند کاش فیلم سخنرانی این مزدور خود فروخته را درشبکه های بیگانه پخش میکردید تا بیشتر مفتضح شوند

     
  53. مرگ بر کلیت و تمامیت سپاه پاسداران دزد

     
  54. دوستاني كه سنشان اقتذا مي كند همان اوائل فاجعه ( سال ٥٧ ) مثل بنده به كوش خود شنيدند كه اين فرد اقاي خميني كه جون //// بر سر اين مردم خراب شد، فرمودند اين حكومت ( حكومت بابتيهاست ) با بتي به كسي كفته نمي شود كه كفش ندارد يا لباس مندرسي به تن، همان كسي كه كفش و لباس مناسب به تن ندارد ممكن است صاحب عزت نفس فراوان بأشد و خود را به هيج قيمتي نفروشد و همان لباس و كفش مندرس را به لباسهاي مفخر جوليو أرماني يا كوجي ترجيع دهد، منظور خميني إز همان روز اول إز عبارت بابتي إفرادي نظير همين سرداران و بسيجيان كوش به فرمانشان است كه إز نظر اخلاقي و فرهنكي بتي و خالي هستند و إز هيج رويكردي هم أبا ندارند، { دوستان اين تستاتوري كه با ان مي نويسم الفبايش عربيست و ان ٤ حرف الفباي فارسي را ندارد عنايت كنيد و تصيح كنيد،

     
    • اقایی پس از دریافت سهم مبارک امام از یک مکلف به خانه میرفت و به عیال خود مگفت لخت شود و سپس وجه ماخوذه را به دست او میداد . بعد به پرداخت کننده میگفت که ، ولله پولی را که داده بودید ، دادم به ضعیفه ای که ساتر عورت هم نداشت . آقایان خودشان پاپتی خلق میکنند .

       
    • عزيزم رو هر فونتي باشه اگه از دوسات كمك بگيري ياد ميگيرد چگونه فارسي بنويسي مثلا براي چ تو ايپد رو ج فشار بده چ نمودار ميشه وب براي پ وج براي چ وك گ

       
      • دوست عزيز تشكر إز راهنمايتان، ان را كه شما فرموديد مورديست كه ايبد يا ايفون الفباي فارسي را در حافظه أش داشته باشد، اين كه من دارم هم سن و سال خودم است، فقط عربي جوابم را مي دهد، يكبار ديكر إز لطفت تشكر

         
  55. نوری زاد عزیز
    بگذار کمی حاشیه بروم
    این قیل و قال ها که می کنیم دین و اسلام و کفر ….
    نباید باعث شود خود را از برخی شعایر والای انسانی که ربطی به دین خاصی ندارد محروم کنیم
    به طور مثال اشعار مولانا حافظ عطار نیما و هر انسان با معرفتی که گفتارش روح انسان را جلا می دهد آیاتی از قرآن که سخن از قتل و کشتار در آن نیست …. حال نیایید بگویید روح چیست قرآن چیست …. این احساس درونی من است. مضامین عرقانی که در بر گیرنده آمال و آرزو های دور و دراز انسانی است.
    این گونه احساسات معنوی را نباید از دست داد. این را بر اساس تجربه شخصی می گویم. برخی مکان ها نیز دارای معنویت خاصی هستند. به طور مثال مساجد. نوع معماری آن رابطه اجتماعی که در آن جاری است. برای من کنج مسجدی یا کلیسایی بسیار روح انگیز است. دور از شلوغی و همهمه. صبح زود. در خود فرو رفتن. با عالم وجود یکی شدن. خواستم بگویم هر وقت انرژی ام تحلیل می رود و احساس خستگی می کنم به این مکان ها می روم و نیرو می گیرم. کلیساهایی در دنیا هستند که انسان از ورود به آن احساس نشاط می کند. البته حرم امام رضا یا شاه چراغ خودمان هم دست کمی از این عبادت گاه ها ندارد. این همه اگر با روح آزادی و حریت همراه نباشد یعنی اگر از روی اجبار و اکراه باشد به نا گاه به زندانی تبدیل می شود. هر گاه شان آزاد منشی انسان پایمال شود زیباترین عبادت گاه ها شکوه و عظمت خود را از دست می دهد. هنگامی که دگم های من در آوردی مذهبی وارد کار می شود همه چیز رنگ زمینی به خود می گیرد و جایی برای آسمانی شدن باقی نمی گذارد.
    از همه زیبا تر هنگامی است که انسان ها پیروان ادیان گوناگون در حریت و با کمال احترام به هم دست در دست یکدیگر در معابد با شکوهی از مرمر عشق به نیایش بپردازند و با تکرار مناجات یک دیگر که در جوهر همسو و هم معنایند قلوب خود را به هم پیوند زنند. تصورش را کنید من و مزدک و مرتضی و مصلح و عبد الله و نوری زاد با چند بودایی و هندو و مسیحی و زرتشتی و یهودی و …. حلقه زده و در حال نیایشند ……..

     
    • “”البته حرم امام رضا یا شاه چراغ خودمان هم دست کمی از این عبادت گاه ها ندارد””.

      ممنون جناب ساسان ،از اينكه بعد از ذكر كليساها و كنيسه ها آنهم به اعتبار نوع معماري آنها ،گوشه چشمي هم به حرم امام رضا (ع) و شاه چراغ خودمان نشان داديد. واقعا ممنون.
      ضمنا اجازه بدهيد هركس در هر محلي كه مناسب ديد با خداي خويش خلوت و نيايش كند،ما اگر در همين سايت محدود نوريزاد بتوانيم دو كلمه حرف حساب حالي مزدكتان كنيم كه اقلا قانون عليت عمومي را بپذيرد كافي است،نيازي نيست با شما و ايشان به نيايش مشترك بپردازيم!

       
      • خدا را شکر نگفتید باید آنقدر با خفت و خواری جزیه بپردازد تا آدم شود.
        نمی دانم. شاید در دل گونه دیگری می اندیشید.
        البته نمیدانم جزیه شامل حال وی می شود یا این که حقوق اهل دمه را هم به او نمی دهند.
        مزدک آقا مواظب باش لااقل اهل کتابی چیزی باشی مثلا زرتشتی و از این حرف ها وگرنه کلاهت بد جوری پس معرکه است!

         
        • آقا ساسان گل
          من که صحبت از جزیه نکردم ،فقط گفتم رویاهای عرفانی شما مشتمل بر اجتماع ضدین است (مزدک و آخوند مرتضی!) ،و اجتماع ضدین چون مستلزم اجتماع نقیضین محال است ،محال است ،این بداهت عقلی است ،اما مشکل این است که این دوست شما با انکار علیت نا خود آگاه و اتوماتیک به جواز اجتماع نقیضین و اجتماع ضدین هم حکم خواهد کرد،تازه اگر اعتراض هم کنیم ما را به سفسطه و مغلطه متهم می کند! من از فلسفه و بدیهیات عقلیه و نطریات تبیین شده سخن می گویم ،دوستمان مرا متهم به سفسطه می کند ،اونوقت جنابعالی توقع دارید بر اساس رویاهای عرفانی تان ،با ایشان برای نیایش به شاه چراغ و کنیسه و کلیسا رویم؟!
          راستی آقا ساسان مزدک که ایرانی تبعه ایران است و به تاریخ و فرهنگ کشورمان هم که بیش از ما علاقمند است ،چرا جزیه بدهد؟ من که مراد شما از بحث جزیه را نفهمیدم

          دلگیر نشوید می بینید که دوستیم و مزاحی دوستانه می کنیم
          با سپاس

           
  56. با سلام,

    رندی یا شایدم یکی از بیتی ها تعریف کرده که چند سال قبل یکی از نمایندگان مجلس که به جسا رت و حقجویی معروف است آمده بود خدمت آقا برسد و خیلی هم عصبانی بود.
    دکتر حداد خیلی تلاش کرد که جوابگوی سوالش باشد و اصرار داشت که اگه به من بگین با آقا چیکار دارین من از طریق آقا مجتبی برات وقت میگیرم.
    نماینده راضی نشد, حداد گفت باشه من تماس میگیرم که یکی که زبان شما را بفهمه الان میاد. طولی نکشید که سردار جعفری آمد و بدون سلام علیک به نماینده مذکور دست به یقه شد و گفت ح… زاده به بسیجیها میگی ساندیس خور؟ میخای بگم چنتاشون همینجا مثل پاکت خالی ساندیس لهت کنن و خیلی فحشای همه جوری به خونواده نماینده داد. خیلی ناموسی.
    نماینده هم کم نیاورد و به سردار گفت ای لات چاقو کش, میدونی اگه آقا این قبه ها را از دوشت برداره دیگه هیچ پوخی نیستی و بر میگردی دوباره سر همون محله ها.
    رند قسم میخورد که صدای کف زدن و قهقهه آقا مجتبی بلند شد و گفت دعوا نکنین و با هم بخورین.
    نماینده برگشت و سردار به آقا مجتبی قول داد که این مطلب همینجا بمونه و جایی درز نکنه, ولی سردار برگشت به دکتر حداد گفت خدا رحمش کرد که حاجآقا طالب الان اینجا نبود.

    رند حرفای زیادی داره, ولی خیلی میترسه
    شیرمرد, سرت سلامت.

    شنوا

     
  57. 1- این سردار و بزرگتر از این همه عروسک خیمه شب بازی باغبان زرنگ هستند که نوری زاد عزیز بدرستی توضیح داده است.
    2- خداوند نقشه این سرداران را نقش بر آب و رسوایشان کرد و حکومت خوب می داند که دوران سقوط را سپری می کند.
    3- آتشی که زیر خاکستر است به زودی زود دامن این ظالمان و ستم پیشه گان را خواهد گرفت و این وعده الهی است.

     
  58. در کشوریکه گروها ی مردمی و متنوع قومی با عقاید و مذاهب و ادیان مختلف زندگی می کنند یک ایدیولوژی و یا دینی خاص نمی تواند و نباید رسمی باشد .در چنین جوامعی بهترین راه همان سیستم سکولار و دمکراتیک و با قوانینی عرفی(لایک) بر مبنای حقوق بشر و کمک از پیشرفته ترین قوانین حقوقی دنیا بهترین گزینه است حتی اگر 99%مردم مسلمان باشند.دلایل بسیاری برای این کار وجود دارد
    1.اولا تمام مسلمانان دارای یک دید و برداشت از اسلام و قرآن نیستند و قرایتهای زیاد و متفاوتی از اسلام هست.
    2.قوانین اسلامی در هیچ زمینه ای جوابگوی مشکلات جوامع امروز بشری نیست و نتیجه اش فقر و بدبختی و سرافکندگی و عقبمانده گی ممالک اسلام زده است.
    3.اگر ما روایت سنتی از اسلام را بپذیریم و وجود محمد و خلفای اسلامی …را هم قبول کنیم با یک بر رسی و غور در همین تاریخ به این نتیجه می رسیم که قوانین اسلامی در هر جامعه ایکه تا بحال پیاده شده حتی در زمان خود محمد(امیدوارم مسلمین ایشان را لاقل مسلمان بدانند) جز زور و جبر و کشت و کشتار و پایمال کردن حقوق دگراندیشان و اجبار آنها به گردن نهادن به اسلام و بی حقوقی زنان …کاری نکرده.
    4.بشر امروزی با توصل به خرد خویش و آزادی خرد از بند دین و مذهب و ایدیولوژیهای رنگارنگ به منابع بسیار بالایی از علوم دست یافته که مهمترین آنها علوم انسانی و اجتماعی و حقوقی است .درثانی جوامع امروزی در ارتباط بسیار نزدیک و تاثیر گذار بر یکدیگرند.هیچ کشوری نمی تواند و نباید درهای خود را بر روی فراوردهای علمی ببند و فقط از وسایل شنود و کشت و کشتار و سلاخی کردن و یا لوکس برای صاحبان قدرت استفاده کرده و حقوق شهروندی و حریم خصوصی را نادیده بگیرد.وزمانیکه چنین اصلی را بپذیریم دیگر قوانین اسلامی چون نمی تواند دنیای امروزی را تغییر دهد ونه سیستمی بهتر را ارایه داده خود بخود از دور حذف می شود حال اگر هموطنان محترم مسلمان به چنین ادعایی باور ندارند یک رفراندم آزاد کار سازاست!
    بحث ما با هموطنان مسلمانمان که زندگی را بر ما سیاه کرده و مملکت را به نابودی کشانده و ملیونها ایرانی را یا کشته و یا سلاخی کرده و یا مورد تجاوز قرارداده و از هیچ بی شرمی و قتل و جنایت و تهمت و تجاوزی و شکنجه ای در حق هموطنان خود دریغ نکرده اند این نیست که قانون مثلا قصاص اسلام ضد بشریست و یا چادر اجباریست بلکه حرف ما اینست که اسلام بعنوان یک ایدیولوژی سیاسی(دین رابطه انسان با خدایش هست هر خدایی . دین وقتی وارد امور دنیوی و سیاست …شد دین نیست ایدیولوزیست) که ادعای نجات انسان و جوامع بشری را دارد نه تنها دراین کار موفق نبوده بلکه خود وبال گردن جوامع بشری شده و حداقل در این 500 سال اخیر و بخصوص این 200 سال اخیر بیشترین ضربه را به استقلال و پروژه دمکراسی خواهی و برقراری سیتمی دمکراتیک و برابری طلب و همه گیر بر مبنای حقوق بشر زده است.ونتیجه آنهمه دلاوریها و کشت و کشتارها و تبعیدها و رنج و بدبختی ایرانیان در این 200 سال انقلاب 57 شد و سوار شدن شما اسلامیان بر گرده ما و بر قراری حکومت اسلام ناب محمدی!حالا که گند کار درآمده و امیرالمؤمنین تان تو زرد از آب درآمده دوباره بند کرده اید به اینکه نه این اسلام نیست!چرا چون منتظری گفته و یا میر حسین گفته و یا کروبی گفته و یا علی در نهج البلاغه چنین گفته و چنان کرده!ولی وقتی ما باز هم با توصل بهمان افراد به شما یاد آوری می کنیم که بابا اگر محمد را مسلمان می دانید و یا علی را به هر چی که اعتقاد دارید حکومت خود همین ملا خمینی و ملا علی و ملا عمر با انصاف تر از حکومت آنها بوده باز هم ما را به شیخ صندوق و یا شیخ صدوق و شیخ نصیر و صادق و باقر … حواله می دهید.هموطنان مسلمان اولین شرط ایرانی بودن ما و شما ترجیح دادن منافع ملی و احترام به حقوق تمام شهروندان ایرانی است بدون در نظر گرفتن دین و آیین و نژاد و رسم و سلیقه و مقام و منزلت …قوانین اسلامی این دوشرط اساسی را نادیده می گیرد و امت اسلام برایش مهمتر از حقوق شهروند زندیق و بهایی و یهودی و…است.بنابراین چنین قوانینی نمی تواند همه گیر باشد.زیرا اگر حقوق شهروندی را بپذیرد و منافع ملی را در نظر بگیرد دیگر قوانین اسلامی نیست چرا چون یهودی هم خواهد گفت که من چون مسلمان نیستم نمی توانم قوانین اسلامی حتی اگر قانون اساسی 99% باشد بپذیرم و از همه بدتر منافع ملی ما اجازه ریختن میلیارئها دلار از سرمایه های ایرانیان را به شهرهای مذهبی مسلمین نمی دهد.زنان را نمی توانید بدون حقوق بگذارید چون آنها برابری طلبند و از تبعیض تنفر دارند چون انسانند.اجازه ورود به حریم خصوصی افراد را ندارید.در مورد خورد و خوراک و لباس و رابطه افراد حق اظهار نظر ندارید …بنابراین برای شما مسلمین راهی بجز گردن نهادن به یک حکومت سکولار آزاد و با قوانین عرفی بر مبنای حقوق بشر نمانده مسلما اگر بخواهید در آینده در کنار سایر هموطنان خود بدون خشونت و با مدارا و آزاد و با حفظ اعتقادات خود و انجام مراسم دینی خود بدون آزردن و تجاوز به حقوق دیگران به ترقی و پیشرفت مملکت کمک کنید. والا تا یک ایرانی آزادیخواه زنده است و شما اصرار بر ادعای پوچ و بی پشتوانه خود مبنی بر ناجی بودن اسلام دارید از این بدتر هم خواهد شد و شما را چاره ای جز قتل و کشت و کشتار و شکنجه و سلاخی و تجاوز …نیست!

    هیچ انسان آزادیخواهی بهشت زوری را بر جهنم برگزیده خود ترجیح نخواهد داد.وای بحال بهشتی که اسلام شما معرفی می کند تنبل خانه ای که از همه چیز بجز کار مفید در آنجا هست درست مثل ////! ////.

     
  59. اعتراف آشکار و بدون واهمه این سردار در برابر دوربین به سرکوب, کشت و کشتارو دستگیری گسترده وحبس طولانی مدت مردم و فعالان سیاسی نشان آنست که بگمان سران سپاه منحوس فساد آنها بازی را در برابر ملت ایران برده اند . با این حساب داستان انتخاب آقای روحانی و خیمه شب بازیهایی مثل درگیری اخیر ایشان به طوطیان دست آموز رهبری در مورد بهشت یا جهنم فرستادن ملت بدبخت ایران بیش از پیش مشکوک و ساختگی بنظر میرسد. انشااله که اینطور نیست که اگر باشد از همین امروز میتوان آینده ایران را در سوریه دید.

     
  60. درود بر شما
    دشمن در سایه
    آدم ذهنش هنک میکنه از این همه نامردمی
    یاد سخنرانی آقا افتادم که میگفت جان ناقابلی دارم و اندک آبرویی ! این سردار اسلام با این سخنرانی آن اندک آبرو را هم که داده به باد ! حالا خوبه دوم خردادی ها اکثریت جامعه را تشکیل میدهند وگرنه همه را اعدام میکردند !
    اینقدر دشمن دشمن کفتند تا تمام دنیا را با ما دشمن کردند چو نیک بنگری بزرگترین خطری که ایران را تهدید میکند همین موجودیت و ایدولوزی حاکم بر سپاه پاسداران است که برای همیشه در سایه نمی ماند !

     
  61. سلام آقای نوری زاد عزیز و گرامی

    چپاولگران و قاتلان چه راحت خودشان را نیروی های انقلاب و مردم را ضد انقلاب مینامند.
    حال از آقای خامنه ای که بدنبال عذرخواهی و توبه میرحسین وآقای کروبی بود باید پرسید که کی توبه وعذر خواهی خواهد کرد از این همه جنایت و دروغ!

     
    • حسین خان
      اومسئول همه جنایتها وخیانتها است ولی پاسخگونیست .
      ونوری زاد هم همین رادادوفریاد می کند که چرا مسئول یک کشوری پهناور مثل ایران چرا پاسخگو نباشد؟وتوبه گرگ مرگ است.
      وعلم الله حسبی من مقالی/// الهی اشکوالیک من فقدحجتک.
      وقداجبت بسئوال موسی بعداربعین سنه ،اجبنا عاجلا بمظلمتنا بسئوال الفرج من عندک یاقهار ویاجبار ویامهیمن المتکبر.
      مصلح

       

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

97 queries in 2185 seconds.