سر تیتر خبرها
بدون شرح!

بدون شرح!

تصویر زیر را یکی از دوستان برای من ارسال کرده. زیرش نوشتم: من کاری به درستی یا نادرستیِ این نامه ندارم. بل می گویم: در آن اصطبلِ هردمبیل، نواله های جوراجوری تناول می کنند این نمایندگانِ سپاه و بیت رهبری!

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

52 نظر

  1. هواخواه نوري زاد مشتاق شهرت

    اصلاح ميكنم اوا صحيح نيست منظورم اوستا بوده كه سين و ت نداشت شد اوا. ببخشيد و اصلاحيه را درج فرمائيد.

     
  2. هواخواه نوري زاد مشتاق شهرت

    من با اينكه شما را مي خوونم ولي متوجه اي عكس و عنوان اون ئنشدم. ميشه توضيح بهدي اوا نوري زادجان

     
  3. حالا چرا با پاسپورت سیاسی؟

     
  4. محمد مهدوي فر

    به نام خدا
    هموطن گرامي سلام
    اينجانب محمد مهدوي فر تخريب­چي هشت سال جنگ ويرانگر ، اطلاع پيدا كردم كه به همت بلند برادر آزاده دكتر مهدي خزعلي و حمايت فعالان محيط زيست و نويسندگان و شعرا و بزرگاني چون حاج احمدآقا منتظري ، اعظم طالقاني ، محمد نوري زاد ، دكتر محمد ملكي ، عمادالدين باقي و فائزه و مهدي و محمود و علي هاشمي رفسنجاني و بسياري ديگر از فرهيختگان ، از ايرانيان عزيز دعوت شده است كه پنج شنبه ،‌ 15 خرداد ، ‌روز جهاني محيط زيست را با حضور سبز خود گرامي بدارند .
    ايشان در اولين اطلاعيه‌ي منتشر شده اينگونه استنباط كرده اند كه محيط زيست مادي ما را دود و محيط زيست معنوي ما را دروغ آلوده كرده است و بر همين اساس با فراخوان گسترده اي از همه ايرانيان خواسته اند كه ساعت 18 الي 20 با قرار دادن ماسك بر صورت و حضور و تردد در بوستان­ها و تفرجگاه­ها از دود و دروغ اعلام بيزاري نمايند .
    ايمان واثق دارم كه ايرانيان شريف و آگاه با درك منزلت محيط زيست كه امانت ارزشمند آيندگان است ، با حضور ميليوني خود از اين حركت شايسته پشتيباني خواهند كرد به ويژه آنكه ماسك با موضوع محيط زيست ارتباط دارد ، ارزان است ، ابزار تأمين سلامتي ست و استفاده از آن در هر كجا منع قانوني ندارد .
    ماسك نماد نه گفتن به تمامي آلاينده هاي زيست محيطي ست كه آلاينده ­هاي اخلاقي را نيز شامل مي شود و دروغ در رأس همه ي آلاينده­ هاست .
    چنانچه رسول گرامي اسلام (ص) مي فرمايند :«وقتي كسي مرتكب دروغ گفتن شود ، فرشته به خاطر بوي بد دهن او يك ميل ( يك فرسخ ) از او فاصله مي گيرد .» شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ، جلد شش ،‌صفحه 357.
    باتوجه به كم بودن فرصت براي اطلاع رساني تا روز مقرر از همه ي هموطنان به ويژه جوانان انتظار ميرود با تمامي امكانات خويش از قبيل صفحه هاي اجتماعي، پيامك هاي انفرادي و انبوه و تبليغات چهره به چهره اين فراخوان را به حماسه اي ملي و ماندگار تبديل كنند.
    ارادتمند شما ، محمد مهدوي فر- شهرستان آران و بيدگل

     
  5. عجب..!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

     
  6. مزدک جون..تو رو به هر کی می پرستی کمی حواست رو جمع کن..چرا هی مصلح رو می نویسی “صالح”!..دو روزه دنبال “صالح” میگرذیم..ممنون!

     
  7. بودا جون..حالا اگه بودائی نشیم بر نمی گردیم؟ اگر قرار است بر گردیم خب بر می گردیم! حالا چه بودائی چه مسلمون

     
  8. لابد حکایت استخر مختلط و تفاوت فرهنگی دیپلمات جمهوری اسلامی اقای رسایی را تشنه برزیل کرده است .

     
  9. ﺑﻬﺮوز آرﻣﺎن ﻧﮕﺎرش را از دﻫﻪ ی ﺷﺼﺖ ﺧﻮرﺷﯿﺪی آﻏﺎز ﮐﺮد. وی از ﻫﻤﮑﺎران ﻧﺰدﯾﮏ
    ﻧﺸﺮﯾﻪ “ﻧﯿﻤﺎ” در آﻟﻤﺎن ﺑﻮد و ﺳﺮدﺑﯿﺮی ﯾﮏ ﻧﺸﺮﯾﻪ ی ﺧﺎرج از ﮐﺸﻮر را ﻧﯿﺰ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺳﺎل
    ﺑﺮﻋﻬﺪه داﺷﺖ. از اﯾﻦ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪه ﺗﺎﮐﻨﻮن ﺑﯿﺶ از ده ﮐﺘﺎب و ده ﻫﺎ ﭘﮋوﻫﺶ در ﺑﺮون ﻣﺮز
    اﻧﺘﺸﺎر ﯾﺎﻓﺘﻪ، و در اﯾﺮان ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ ﮐﺘﺎب از او ﺑﻪ ﭼﺎپ رﺳﯿﺪه و ﮐﺘﺎب دوم وی ﮐﻪ
    ﻣﺪﺗﻬﺎﺳﺖ آﻣﺎده ی اﻧﺘﺸﺎر ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ، ﭘﺮواﻧﻪ درﯾﺎﻓﺖ ﻧﮑﺮده اﺳﺖ. ﻧﮕﺎرﻧﺪه ﻓﺎرغ اﻟﺘﺤﺼﯿﻞ
    داﻧﺸﮕﺎه ﺑﺮﻟﯿﻦ، ﻋﻀﻮ اﻧﺠﻤﻦ ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ داﻧﺸﮕﺎه ﻓﻨﯽ، از ﻫﻤﮑﺎران ﺑﺨﺶ اﯾﺮاﻧﺸﻨﺎﺳﯽ
    داﻧﺸﮕﺎه ﻫﺎﻣﺒﻮرگ و ﻋﻀﻮ ﮐﺎﻧﻮن ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﺎن آﻟﻤﺎن ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ.

    ﺧﯿﺰش
    ﻫﺸﺘﺎد و ﻫﺸﺖ

    ” اﮔﺮ ﺳﻠﻄﺎن ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺴﺖ در اﻗﺼﯽ اﯾﺎﻻت ﮐﺸﻮر ﺧﻮﯾﺶ ﺑﺎ ﻓﺮاﻣﯿﻦ ﺷﻔﺎﻫﯽ و ﯾﺎ ﮐﺘﺒﯽ و ﺑﺪون
    اﯾﻦ ﮐﻪ ﻧﯿﺮوی ﻧﻈﺎﻣﯽ ﺑﻪ ﮐﺎر ﺑﺮد، ﺣﮑﺎم و ﺟﺎﻧﺸﯿﻨﺎن ﺧﻮﯾﺶ را ﻣﻌﯿﻦ ﮐﻨﺪ و ﯾﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮ دﻫﺪ، اﯾﻦ
    ﭘﯿﺮوزی ﺑﺰرﮔﯽ ﺑﺮای اﺻﻞ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﺷﻤﺮده ﻣﯽ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﻻﺗﺮ از آن ﻣﻤﮑﻦ ﻧﺒﻮد… ﺳﻠﻄﺎن ﻓﻘﻂ
    آﻧﮕﺎه در اﻣﻮر ﻓﻼن ﯾﺎ ﺑﻬﻤﺎن اﯾﺎﻟﺖ ﻣﺪاﺧﻠﻪ ﻣﯽ ﮐﺮد ﮐﻪ ﺷﮑﺎﯾﺘﯽ از ﺣﺎﮐﻢ ﺑﻪ دﺳﺖ او رﺳﯿﺪه ﺑﺎﺷﺪ
    و ﯾﺎ ﻋﺼﯿﺎن و اﻏﺘﺸﺎﺷﯽ در آن اﯾﺎﻟﺖ وﻗﻮع ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺣﺎﮐﻢ از ﻋﻬﺪه ی ﻓﺮوﻧﺸﺎﻧﺪن آن ﺑﺮ
    ﻧﯿﺎﯾﺪ.”

    آﻧﭽﻪ “ﺑﺎرﺗﻮﻟﺪ” ﺗﺎرﯾﺦ ﺷﻨﺎس ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ی ﺧﺎور، ﭘﯿﺮاﻣﻮن زﻣﺎﻣﺪاری ﺧﻠﻔﺎی اﺳﻼﻣﯽ در اﯾﺮان
    ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ، ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﺎز ﻧﻤﯽ ﮔﺮدد. در آن ﺑﺮش، ﺧﻠﻔﺎ ﻫﻤﭽﻮن اﻣﺮوز، از ﺣﻀﻮر ﻣﺨﺎﻟﻔﯿﻦ
    ﺑﯿﻢ داﺷﺘﻨﺪ و ﻧﺎراﺿﯿﺎن را ﺑﺎ ﻧﯿﺮﻧﮓ “ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﻣﯽ رﺳﺎﻧﺪﻧﺪ و از ﺳﺮ راه ﺧﻮﯾﺶ ﺑﺮ ﻣﯽ
    داﺷﺘﻨﺪ”. راﺑﻄﻪ ی ﻣﯿﺎن “ﺑﺎﻻ” و “ﭘﺎﯾﯿﻦ”، ﺑﺪﻟﯿﻞِ ﻧﺒﻮدِ راﺑﻄﻪ ی ارﮔﺎﻧﯿﮏِ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ و دﺷﻤﻨﯽ
    اﯾﺮاﻧﯿﺎن ﺑﺎ ﻋﺮب ﻫﺎ، ﺳﺴﺖ ﺑﻮد، و ﺑﺎ ﺳﯿﺴﺘﻢ دﯾﻮان ﺳﺎﻻریِ اﺷﺮاﻓﯽ-ﺳﺎﺗﺮاﭘﯽِ ﺳﺎﺳﺎﻧﯽ، ﻓﺎﺻﻠﻪ
    ﻓﺮﺳﻨﮕﯽ وﺟﻮد داﺷﺖ. ﺑﺮآﯾﻨﺪ آن، ﺷﻮرش ﻫﺎی ﺑﯽ ﮔﺴﺴﺖ و ﺧﻮﻧﯿﻦ، در ﭘﻬﻨﻪ ی ﺧﻼﻓﺖ ﺑﻮد.
    اﻧﻘﻼب ﺑﻬﻤﻦ اﮔﺮ ﭼﻪ در اداﻣﻪ ی اﻧﻘﻼب ﻣﺸﺮوﻃﻪ و ﺟﻨﺒﺶ ﻧﻔﺖ، ﭘﺪﯾﺪار ﺷﺪ، وﻟﯽ در روﻧﺪ رﺷﺪ
    ﺧﻮد، ﭼﺎﻟﺶ ﺑﺮای ﻧﻮزاﯾﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ- اﻗﺘﺼﺎدی و ﭼﯿﺮﮔﯽ ﺑﺮ ﭘﺲ ﻣﺎﻧﺪه ﻫﺎیِ ﻧﻈﺎم ﻓﺌﻮداﻟﯽ-ﻗﺮون
    وﺳﻄﺎﯾﯽ را، ﺑﺎ ﮐﻮﺷﺶ ﺑﺮای از ﻣﯿﺎن ﺑﺮداﺷﺘﻦ ﯾﮏ راﻫﺒﻨﺪِ ﺑﺰرگِ ﺗﺎرﯾﺨﯽ-ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ، در ﻫﻢ
    آﻣﯿﺨﺖ. روﺷﻨﺘﺮﯾﻦ ﻧﻤﻮد اﯾﻦ درآﻣﯿﺰی را -ﮐﻪ ﺷﻮرﺑﺨﺘﺎﻧﻪ از ﺳﻮی ﭘﺎره ای از روﺷﻨﻔﮑﺮاﻧﻤﺎن
    ﻧﺎدرﺳﺖ ارزﯾﺎﺑﯽ ﺷﺪه- ﻣﯽ ﺗﻮان در ﺷﻌﺎر “اﺳﺘﻘﻼل، آزادی، «ﺟﻤﻬﻮری اﯾﺮاﻧﯽ»” (ﯾﺎ ﺟﻤﻬﻮری
    «ﻏﯿﺮاﺳﻼﻣﯽ»)، ﺟﺴﺖ و ﺟﻮ ﮐﺮد. ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ دﯾﮕﺮ، ﻧﻮزاﯾﯽ ﻧﻮﯾﻦ در اﯾﺮان، ﯾﺎ “آﻏﺎز ﻋﺼﺮ ﺧﺮد” –
    ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ ی وﯾﻞ دوراﻧﺖ-، ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﯾﺎ ﻧﺎﺧﻮاﺳﺘﻪ، ﺑﺎ “ﺧﺮدﮔﺮاﯾﯽِ” ﭘﯿﺶ از اﺳﻼمِ اﯾﺮاﻧﯿﺎن،
    ﭘﯿﻮﻧﺪی ﻫﻤﻪ ﺳﻮﯾﻪ ﺧﻮرده اﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ، ﺧﯿﺰش ﻫﺸﺘﺎد و ﻫﺸﺖ اﮔﺮ ﮐﻪ ژرﻓﺶ ﯾﺎﺑﺪ، ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ
    ﭘﺲ از ﺳﺪه ﻫﺎ، ﻧﻮزاﯾﯽِ ﻧﻮﯾﻨﯽ در ﺗﺎرﯾﺦ اﯾﺮان را آﻏﺎزﮔﺮ ﺑﺎﺷﺪ.

    G
    GERMANY
    YEAER 2010
    KHIZESHE 88
    BEHROOZ ARMAN
    EMAIL: INFO@ABGIN.DE
    اﻧﺘﺸﺎرات ﺁﺑﮕﻴﻦ
    ﺧﻴﺰش هﺸﺘﺎد و هﺸﺖ
    ﭘﮋوهﺶ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ-اﻗﺘﺼﺎدی
    ﺑﻬﺮوز ﺁرﻡﺎن
    ﻡﻨﺘﺸﺮ ﺵﺪﻩ در ﺁﻟﻤﺎن ﻓﺪرال
    ﻧﺴﺨﻪ ی ﭘﻴﺶ از ﭼﺎپ ﻧﻬﺎیﯽ، ﺑﻨﺎ ﺑﻪ درﺧﻮاﺳﺖ ﺧﻮاﻧﻨﺪﮔﺎن در ایﺮان
    ﺳﺎل 2010 ﻡﻴﻼدی
    ﺳﺎل 1388 ﺧﻮرﺵﻴﺪی
    ﮐﻠﻴﻪ ﺣﻘﻮق ﭼﺎپ ﻡﺤﻔﻮظ و ﻡﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﻧﻮیﺴﻨﺪﻩ اﺳﺖ
    http://www.b-arman.com
    info@b-arman.com

    ﺧﯿﺰابِ ﺳﯿﻢ ﮔﻮن ِرﻫﺎ از ﻫﻤﻪ ﺳﮑﻮن!
    درﯾﺎی ِ ﻣﻬﺮﺟﻮ!
    ﺑﺮ ﯾﺎل ﻫﺎی ِ ﺗﻔﺘﻪ و ﺑﺎرآورت ﮐﻪ ﺳﺎل ﻫﺎ
    ﻫﻢ راز ِ ﺳﺎﺣﻞ اﻧﺪ،
    ﺑﯿﻬﻮده
    ﺷﻼق ﻣﯽ زﻧﻨﺪ.
    در آﺳﻤﺎن ِ ﺗﻮ
    ﭼﻨﺪی ﺳﺖ
    آﻣﺎس ﮐﺮده اﺑﺮ
    ﺑﺎران ﮐﺸﯿﺪه ﭼﺘﺮ.
    آوﯾﺰﻫﺎی ِ ﺷﺎد ِ ﻧﮕﻬﺒﺎن ِ ﺑﺎغ و داد
    در دﺷﺖ و ﮐﻮه و ﺗﻨﮓ
    ﺑﺎ ﺗﺸﻨﻪ ﻫﻢ دم اﻧﺪ
    در ﺧﻮن ِ ﺧﺴﺘﻪ اﻧﺪ،
    دﯾﮕﺮ ﮔﺮﯾﺰﭘﺎی
    ﮐﺮﻧﺎی ِ ﻣﺮگ ِ ﺳﻮگ
    ﺑﺮ ﺑﺎل ﻫﺎی ِ رﺧﺶ
    ﭘﺮواز ﻣﯽ دﻫﻨﺪ.

    ﺧﯿﺰاب ِ ﺳﺒﺰﺧﻮ!
    درﯾﺎی ِ داد ﺟﻮ!
    ﺧﻮش آﻣﺪی ﺑﻪ ﺧﻮﯾﺶ.
    ﭼﮑﺎﻡﻪ یﯽ از دﻓﺘﺮ “ﺳﻪ ﻧﺴﻞ”، ب.ﺁ.

     
  10. نوری زاد عزیز و همیشه استوار
    سلام
    کمیسیون ارتقاء و سلامت اداری که این معلوم الحال نون به نرخ روز خور (رسایی) رئیسش باشه تکلیف ارتقاء و سلامت اداری مجلس و ملتش بهتر از این نمی شه. حتما دارن میرن برزیل که وضعیت سلامت اداری برزیل و تیمهای شرکت کتتده در جام جهانی رو ببینن و اگر اشکال و ایرادی وجود داره حلش کنن و سلامت اداری به اونها آموزش بدن. اخیرا افاضات جدیدی هم که در مورد آقای هاشمی ایفاد فرمودند. دم و دستگاه ایده اولوگ خشونت(مصباح) که این باباهم جزو سردسته هاشه تمام مملکت رو غارت کردن اونوقت اومده یکی دیگه رو متهم به تجمل گرایی و دزدی از بیت المال می کنه. عجب معرکه ای برپاست، خدا آخر و عاقبت این ملت دربند رو به خیر کنه.

     
  11. این دلواپس ها آنجا چی کار دارند؟ حالا سمت شان هم که در حوزه سلامت اداری است و ارتباطی با فوتبال آن هم جام جهانی ندارد.

     
  12. تازه قراره مجردی تشریف ببرن برزیل!!!

     
  13. پس ژاژخائی نکنید ویاوه نبافید وباتامل ازتوهمتان بیرون آئید.(آخوند صالح به بانو انیتا!)

    حالا حساب کنید این کشاورز آخوند چگونه با زن و دخترش برخورد می کند؟
    جناب صالح چند نفر آخوند را سراغ دارید که مثل تو با کشاورزی و یا کاری مثبت برای جامعه ارتزاق می کند؟گفته اید آخوند مرتضی! ایشان //// حوزه است و از نوشته هایش هم معلوم است که جز مغلطه و سفسطه و سؤاستفاده از دادهای علمی بنفع خرافات اسلامی کاری نمی کند و برواج جهل و خرافات می پردازد مثل همه آیه الله ها با عمامه هایی با سیز متفاوت! هموطن این به این سبب است که اسلام کار مفید و زندگی شرافتمندانه و مدارا با دیگران و تحمل دگراندیشان را تبلیغ نمی کند.ولی تا بخواهی //// را حکم می نماید.
    من شکی ندارم که اگر شما کشاورز هستید و خود روی زمین کار می کنید و محصول برداشت می کنید هیچوقت حاضر نیستید که بدیگران زور بگویید و یا حقوق دیگران را ندیده بگیرید و به آسانی سعی در فهم دادخواهی دیگران می کنید ولی چون مسلمانید و در یک چهار چوب بسته فکری سیر می کنید حاضر بدرک دیگران نیستید.زیرا زیر بنای فکری امثال شما را حقوق انسانها و تسامح و همزیستی مسالمت آمیز با انسانها تشکیل نمی دهد بلکه چهار چوب مکتب که قرآن و پیغمبر و روایات اسلامی/شیعی و امام و غیره برای شما اصلند و کل شی هالک الا وجه اوست یا همان انا لله الله انا الیه راجعون است.ولی جوامع امروزی چنین دیدگاهی را قبول ندارد و انسان و حقوق انسان را پایه تمام قوانین میداند و کاری به دین و خدا و الله و محمد و یعقوب …ندارد! یک حکومت سکولار چیز عجیب و غریبی نمی گوید .می گوید جناب صالح و یا مسلمانان دیگران هم انسانند و حق حیات دارند و درست مثل شما می خواهند آزاد باشند و به دین و ایین و رسوم اجدادی خود پیروی کنند و با شما هم با وجود تمام نفرتی که از هم داریم در صلح و آرامش زندگی کنیم.می گویند ما از /////! ولی ما دریک چیز مشترکیم و آن انسان بودنمان است. بنابراین چون ما و شما از رسم و ایین همدیگر تنفر داریم بیاییم بخاطر همین وجه مشترکمان یعنی انسان بودنمان و بخاطر پیشرفت و ترقی سرزمینمان و آرامش و صلح در اجتماعمان بتوافقی برسیم.
    1.شما مسلمانید از هر طیفی ولی ایرانی هستید و انسانید به حقوق برابر با دیگران رضایت دهید و دست از //// و دخالت در زندگی دیگران و دگر اندیشان بردارید و به حقوق شهروندی دیگران سوای دین و آیین و رسم و نژاد و جنسیت و جهتگیری جنسی و دگر اندیش …بپرهیزید. و در زندگی خصوصی مردم دخالت نکنید.تعیین تکلیف برای دیگران نکنید و به زندگی خصوصی دیگران وارد نشوید.شما آزاد هستید که تمام مراسم مذهبی خود را بجا آورید بشرطی که مزاحم دیگران نشوید و حقوق شهروندی دیگران را زیر پا نگذارید.بگذارید دیگران برای خود جهنم بخرند شما را چه باک که بهشت آماده پذیرایی شماست با حوران و غلمان و جویبارهای شیر و عسل و شاید هم کمی شراب؟

    2.ما زنادقه و یا دیگر گروهای دینی و غیر دینی از سنیان و بهایی و یهودی و مسیحی … و که سالیان درازی بیشترین ضربه را از شما متحمل شده ایم هم به همان حقوق شهروندی خود رضایت داده و هیچ توهینی هم به دین و ایین شما نخواهیم کرد.
    3.قانون اساسی ما که اولا اکثریت مطلق یعنی بیش از 85% مردم به رای دهند تا بتواند بین ما در صورت اختلاف حکمیت کند باید بر اصولی استوار باشد یکی حقوق شهروندیست و دیگری منافع ملی و برآورده کردن عدالت اجتماعی و از بین بردن یا کم کردن فاصله طبقاتی و تجاوز به حقوق مردم و پخش قدرت در جامعه و فراهم کردن امکانات برابر و تضمین امنیت زندگی و کار و آزادی افکار و حق انتقاد از قدرت …
    4.بنابراین چون اسلام یکی از ادیانی است که در ایران هست و بسیاری بقول شما 20% یعنی 15 ملیون از ایرانیان سکولار هستند و چیزی نزدیک به 10 % مردم اسلامی نیستند و حدودا 30% سنی هستند این می شود چیزی نزدیک به 60% که اگر شیعیان ناراضی را هم که امروزه گروه بسیاری به غیره ضروری بودن و یا غیر قابل استفاده بودن قوانین اسلامی پی برده اند در نظر بگیریم چیزی نزدیک به بالای 70% خواهان قوانینی انسانی و غیره دینی هستند و چنین قوانینی همان قوانین سکولار و دمکراتیک و عرفی بر مبنای حقوق بشر است.و خوشبختانه ایرانیان امروز یکی از مبرز ترین افراد را در تمام زمینه ها دارند و ما با استفاده از تخصص آنها می توانیم قوانینی برای خود بوجود بیاوریم که هم شما و هم ما بتوانیم در صلح و صفا با هم زندگی کنیم و به حقوق یکدیگر مثل دو کشاورز عامی بدون در نظر گرفتن عقیده همسایه باهم رفت و آمد کنیم و همدیگر را نجس و کافر و جهود و …ننامیم بلکه بهمدیگر به چشم انسان نگاه کنیم.

     
    • 1- بقول معروف “کافر همه را بکیش خود پندارد”! چرتکه ای بدست گرفته و بخیال خودش در صد تقسیمات مردم را سرهم می کند!
      از کجا احراز کردی 20 درصد مردم سکولارند؟!
      اصلا فرض کن گروه زیادی بی دین و لامذهب باشند ،از کجا احراز کردی که آنها طرفدار سکولاریسم سیاسی حکومتی هستند؟!
      فرض کن 30 درصد سنی هستند،از کجا فهمیدی که آن 30 درصد مسلمان سنی مخالف اجرای قوانین اسلام و موافق قانون سکولارند؟! آیا سنی مسلمان نیست؟!

      2-“””ما زنادقه و یا دیگر گروهای دینی و غیر دینی از سنیان و بهایی و یهودی و مسیحی … و که سالیان درازی بیشترین ضربه را از شما متحمل شده ایم هم به همان حقوق شهروندی خود رضایت داده و هیچ توهینی هم به دین و ایین شما نخواهیم کرد”””.

      همین الان شب و روز در حال انکار خدا و پیامبر و امامان شیعه و توهین به آنها هستی!
      پس چطور می گوئی توهین به هیچ دین و آیینی نخواهیم کرد؟!
      مفهوم این لاطائلات این است ،که اگر ما در قدرت باشیم اصلا به دین و آیین شما توهین نخواهیم کرد،اما اگر مثل الان در قدرت نباشیم با جرزنی هر فحشی که خواستیم به دین اسلام و اولیاء آن و مومنان نثار خواهیم کرد!
      پس معیار و محور قدرت است ،که برای رسیدن به آن توسل به هر وسیله ای( ازجمله فحاشی و هتاکی) مباح است،می گویی چنین نیست؟ پس چرا کمیت زیادی از گفتارت هاشور دار است؟!

       
  14. استعفا نامه آقای خاوری (حتما بخونید تا ببینید چه فاجعه در این مملکت داره اتفاق میفته)

    خاوری در نامه استعفای خود آورده است: ”

    بسم الله الرحمن الرحیم
    جناب آقای دکتر سید شمس الدین حسینی
    وزیر امور اقتصادی و دارایی

    احتراماً سوء استفاده گروه سرمایه گذاری امیرمنصور آریا، از ابزارهای تأمین مالی بانکی خشم افکار عمومی را برانگیخت و موجب قضاوت های متفاوتی در مورد عملکرد نظام بانکی کشور شد.

    گرچه ریشه اصلی این سوء استفاده در بانک صادر کننده اعتبارات اسنادی بوده و تردیدی در مسئولیت بانک صادرات نمی باشد، لیکن «اداره کل امور شعب» بانک ملی ایران هم با تجاوز از حدود اختیارات، بدون توجه به دستورات کتبی این جانب و عضو ذیربط هیئت مدیره و نقض تذکرات کتبی مدیریت امور اعتباری و مدیریت امور تظارت و بازرسی، با قبول ریسک فوق العاده عظیمی در تنزیل اعتبارات اسنادی (صرفاً به اتکاء تعهد قطعی بانک صادرات ایران) در شکل گیری این پدیده شوم بی تأثیر نبوده است.

    لذا این جانب از طرف خود و کارکنان شریف و زحمتکش بانک ملی ایران با ابراز تأسف از عملکرد «اداره کل امور شعب مناطق آزاد» از محضر مقام معظم رهبری و ملت شریف ایران عذرخواهی کرده و ضمن تأکید بر بقاء مسئولیت بانک صادرات ایران، به احترام افکار عمومی استعفاء خود را تقدیم حضور جنابعالی می کنم.

    بدیهی است دفاع از شخصیت حقیقی خود را موکول به فرصت مناسب نموده و از خداوند بزرگ توفیق و عزت همه خدمتگزاران امین و دلسوز نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را خواهانم. ”

    منبع:
    http://www.entekhab.ir/fa/news/39537/%D8%AC%D9%87%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D9%81%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D8%B9%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA

     
  15. تف به غیرتی که ندارن

     
  16. عباس انعامی

    اینا زمانی ارزوشون بودتا امام زاده دادود برن واونجا دعایی بکنن واحیانا ازهوای خنک اونجا بهره ای ببرن.اما امروزه توسواحل ریودوژانیرو و خیابان شانزه لیزه ومنهتن قدم میزنن.سفرده روزه به برزیل 50ملیون هزینه داره.ین همه شماها اخوندهاروملامت نکنید.ضرب المثلی توترکی داریم که میگه:مینیش ورنه مینن نر.یعنی به اونی که سواری میده بایست سوارشد. خاک برسر اونایی که اخوندرو برسرکارنشوند.

     
    • مقصر پدرومادرهایمان بودند اینها که عقل نداشتندخودکشی کردند چراالان حرفهایشان را گوش کنیم ادمی که از خوشی وخرافات خود کشی میکند عدم انها به از وجود است

       
  17. با سلام

    محمدرضا تابش نائب رئیس کمیسیون ورزش مجلس در گفتگو با «انتخاب»:
    شاید رسایی به عنوان خبرنگار 9 دی می خواهد به جام جهانی برزیل برود! / اما اگر از طرف مجلس برود، پولش را دولت می دهد و حق ماموریت هم می گیرد
    محمدرضا تابش نایب رئیس فراکسیون ورزش مجلس در گفتگو با خبرنگار «انتخاب» اظهار داشت: شاید آقای رسایی به عنوان خبرنگار می خواهد به برزیل رود.
    پایگاه خبری تحلیلی انتخاب :
    شب گذشته خبری عجیب به گوشمان رسید که بلافاصله در «انتخاب» منتشر شد ؛ حمید رسایی نماینده ی همواره دلواپس سیاست های دولت ، اینک دلواپس تیم ملی نیز شده است و رسماً درخواست سفر به برزیل آن هم به عنوان نماینده ی ایران را به وزارت خارجه تقدیم کرده است.

    http://www.entekhab.ir/fa/news/164339/شاید-رسایی-به-عنوان-خبرنگار-9-دی-می-خواهد-به-جام-جهانی-برزیل-برود-اما-اگر-از-طرف-مجلس-برود-پولش-را-دولت-می-دهد-و-حق-ماموریت-هم-می-گیرد

     
  18. درودي ديكر به صلح و ازاد انديشان، ما هم كاري به درستي يا تقلبي بودن اين نامه نداريم اما خاطره اي إز يكي إز اين دو نفر عكس به يادم افتاد بد نديدم براي كاربران ارجمند نقل كنم، اما قبل إز او، عجب //// به هم زده دولتي سر اين مفتخوريهاي مجلس نشيني اين نماينده ماماني جبهه بايداري و نظاميان و امنيتيها در مجلس مردم (حميد رسايي ) //// بر فرض به برزيل هم برود دست اندركاران جام جهاني كجا مي خواهند او را بنشانند //// و اما اصل مطلب ان نماينده ديكر بيت رهبري در مجلس مردم انكه بر عكس حميد رسايي فقط به درازي و باريكش افزوده شده. حداد عادل به قول اقاي تاج زاده كسي كه تمام سرمايه سياسيش وصلت دخترش با دربان فرعون است، آدمي به اين ( نجسبي ، تفلوني ) و سبكي واقعا نوبر است انكه روزي ///// دكتر نصر رييس دفتر فرح ديبا بود حالا بدر عروس رهبر و مجلس نشين، باري دوستان سألها قبل زماني كه او در كسوت رييس مجلس بود و به عنوان رييس يك هيت بارلماني سفري به اروبا مي كند، روزي به خانه أمدم تلويزيون را روشن كردم اتفاقا وقت اخبار بود كه خبري به اين عنوان توجه ام را جلب كرد ( هيت بارلماني ايران بشت درهاي بسته ) دقيقتر شدم كه جريان إز جه خبر است، نكو اين كروه بارلماني به مكاني در كشور بلزيك حالا دعوت شده بودند يا نبودند اطلاع ندارم اما قيافه اقاي حداد عادل با خانمش و ان كروه بارلمناني در ان شب بشت در بسته و وسط خيابان كه مانند /////هاج و واج دور سر ميزدند تماشا داشت، دوستان باور كنيد من خود به عنوان يك إيراني إز شرم و خجالت مي خواستم مترها در زمين فرو روم، هرجه بأشد اين جماعت بي مقدار نام يك هيت إيراني را يدك مي كشيدند، ابروريزي به حدي بود كه شنيدم حتي موقع بركشت در خود مجلس يا همان اصطبل حكومتي هم يقه شان را كرفته كه اين جه افتزاحي بود در خارج راه انداختيد، هر كسي ديكر كه جاي حداد عادل بود و يك ارزن حيا و شرم غيرت در وجودش بود مي خواست همانجا استعفا دهد و ديكر در هيج محفلي افتابي نشود، اما جستن اين خصلتها در اين اشخاص 

     
    • بد جوري نوشته هايم را به سلاحي مي كشي، تقصير من جيست؟ به اقاي رسايي بكو إز نماي روبرويش عكس بندازد، و اينقدر //// خوراك به دوربين خبركزاريها ندهد، بد ميكم؟

       
  19. بـــــــــــــــــــــودا

    دوستان گرانی شاید همه برای شما سوال باشد چرا این همه بیعدالتی در دنیا از زمان تولد تا اخر عمر هست و هیچوقت هم تمام نمیشود
    از قیافه و خانواده و هوش و هیکل تا حکومت و زن و بچه و بیماری
    تنها دینی که جواب این را داده است دین بودایی است

    ما می میریم و زنده میشویم تا به تکامل برسیم

    من از روزی که بودایی شدم به ارامش رسیدم و به غیر از دین بودایی و تناسخ به هیچ وجه عدالت با یک بار زندگی و جهنم و بهشت قابل جبران نیست

    از اسلام و مسیحیت دست بردارید و بودایی شوید تا هم ارامش پیدا کنید هم زودتر تناسخهایتان تمام شود

    اری راز زندگی مشخص شده است و شما هنوز در جهلید

     
    • سلام بر نوری زاد گرامی!

      دوست عزیز!
      اینهائی که به شما منفی دادند از بودا چیزی نمیدانند!
      بودا تنها انسانی بود که 7000 سال پیش و به روایتی همزمان با زرتشت
      اصول خود را معرفی کرد و ریشه اصلی تمام مشکلات انسان رو فهمید
      و به حالتی که به آن روشن بینی میگویند رسید و از اون جایگاه به دامی
      که “ذهن” بعنوان ریشه مشکلات برای انسان میسازد پی برد!

      پس از آن نیز راهکارهای عملی برای آگاه شدن و خروج از این دام ارائه کرد
      هیچ مدعی پیامبری جز مسیح نتوانست به اندازه بودا به ریشه مشکلات برسد
      در ایران محمد جعفر مصفا و در خارج اکهارت تول نیز به دام “ذهن” پی برده اند
      و کتابهائی در این زمینه نوشته اند. البته مولوی هم با زبان استعاره ای شعرهایش
      بسیار در مورد “ذهن” و فریبکاری آن فریاد زده است! آقای شهبازی در کانال گنج حضور
      تفسیرهای بسیار جالبی در مورد اشعار مولوی دارد!

      البته با پیشنهاد شما در مورد “بودائی شدن” به جای “مسلمان و مسیحی شدن”
      موافق نیستم چون در نهایت با هم فرقی ندارند “شدن” یک بیماری است “بودن” مهم است!
      حتی خود بودا هم نخواست که کسی بودائی شود بلکه او میخواست
      که همه “بودای درون خود باشند” و بسیار فرق است بین “بودا بودن” و “بودائی شدن”!

       
      • هيچكس گرامي

        سلام

        بالاخره هر “بودني” متفرع بر نوعي “گذار ،صيرورت و تحول” است،زيرا انسان از زماني كه به بلوغ فكري مي رسد ،بحركت جوهري و تحولات فكري مرحله “شدن” را طي مي كند،تا به بودن مي رسد،گمان نمي كنم “موتاسيون” يا جهش در باب فكر ،و فعليت “بودن” مفهوم معقولي داشته باشد،يعني معقول نيست انسان ناگهان و دفعتا و جهشي به بودن هاي فكري برسد و ساكن شود.
        اساسا فكر و انديشه قرين تحويل و تحول است ،الفكر حركه الي المبادي و من مبادي الي المراد،يعني فكر و انديشه يعني حركتبسوي مبادي بديهي و نظري ،و از مبادي بديهي و نظري بسوي نتيجه و مطلوب.
        حتي در آثار فلاسفه غربي نيز اين مطلب وجود نداردكه “بودن” متفرع بر “شدن=صيرورت ،تحول،گذار ،نباشد.
        گذار و حركت و تحول ذاتي عالم ماده است ،و انسان نيز بحكم بودن در عالم ماده محكوم به پويايي و تحول و حركت است،پس هر بودني متفرع بر شدن يا شدن هاست ،نيز هر بودني مقدمه براي شدن ها و بودن هاست.
        مطلبي كه عرض شد در بخش تصديقات و حجج منطق و در مباحث ثابت و سيال و حركت از فلسفه ببرهان ثابت است.

         
        • سلام بر مرتضی!

          با توجه به ادبیات نوشته تان فکر میکنم شما همان مرتضائی باشید که
          با بهانه توهین شدن به اعتقادات اسلامی تان از پاسخگوئی به سوالاتم
          طفره رفتید و به جای اینکه با سعه صدری که مسلمانان و بخصوص طلبه ها
          مدعی آن هستند در بحث باقی بمانید و یک مرتد را دوباره مسلمان کنید
          ترجیح دادید که از بحث بیرون بروید!

          اینکه دوباره بحث دیگری را شروع می کنید را نمیدانم باید به فال نیک گرفت یا بد!
          در هر حال خیلی سعی میکنم که این بار مطالبم را با دقت بنویسم تا از آن
          برداشتهای توهین آمیز نداشته باشید!

          کلمه “بودن” که به کار برده ام معنائی بسیار متفاوت از آنچه که شما توضیح داده اید
          دارد. منظورم از “بودن” یعنی زیستن در همان جوهره بودائی که در آغاز تولد در درون
          همه انسانها نهاده شده اما به دلیل عوامل محیطی که مجموعه ای از باید ها و
          نبایدهای خانواده و جامعه است این جوهره به فراموشی میرود و موجودیتی به نام
          “ذهن” که محصول این بایدها و نبایدهاست شکل میگیرد.

          از آنجائیکه بودای درون انسان در ذات خود کامل میباشد هیچ انسانی برای تکامل
          نیازی به هیچگونه “شدن”ی ندارد چون اساساً موجودیتی کاملتر از بودای درونی
          او در بیرون از وجود او وجود ندارد! این در اسلام همان دمیدن روح خدا در گل سیاه
          است و اینکه خداوند بخشی از خود را درون انسان به ودیعه میگذارد. فکر میکنید
          این خدای درون چه باید “بشود” که کاملتر از آن چه که هست باشد؟!

          اما آنچیزی که دائماً بر انسان نهیب میزند که این بشو و آن بشو تا کامل شوی
          در اساس چیزی جز صدای “ذهن” نیست! این صدا با هزاران دام از “شدن”های
          متعدد که در سرتاسر زندگی پهن میکند مانع از درک این مفهوم ساده میشود
          که سفر تکاملی انسان، سفری در دنیای بیرون نیست که با “شدن”های متعدد
          بتوان به آن انسان متکامل رسید بلکه سفری است در دنیای درون برای کشف
          بودای درون و برای تجربه آن “بودش بودائی!”

          “گذار و حركت و تحول ذاتي عالم ماده است ،و انسان نيز بحكم بودن در عالم ماده
          محكوم به پويايي و تحول و حركت است”
          در انسان آنچه که مورد پويايي و تحول و حركت قرار میگیرد ابزاری است به نام “تفکر”
          که محصول فعالیت “عقل” است این ابزار لازم است رشد کند تا انسان بتواند شرایط
          مادی بیرون از وجود خود را کنترل کند، از خطر بگریزد و امکانات زندگی مادی برای خود
          فراهم سازد. “شدن” در مورد تکامل جسمانی و فکری اتفاق می افتد و تابع زمان است
          اما بودای درون از بدو تولد تا مرگ بدون کمترین تغییر است و نیازی به “شدن” ندارد
          فقط نیاز به کشف شدن دارد!

          هر انسانی میتواند با شناختن فریبهای ذهن و بیرون آمدن از سلطه گری او که البته
          با توجه به ابزارهای فریبکارانه بسیار قوی و گسترده ای که هزاران سال و به تدریج
          به آنها دست پیدا کرده بسیار کار سختی است، قدم به قدم به بودای درون خود
          نزدیکتر شود اما لازمه این کار استفاده از عقل و کنار گذاشتن دین است چرا که ادیان
          دیگر به ابزاری پرقدرت برای سلطه گری ذهن بر زندگی انسانها تبدیل شده اند.

          با توجه به اینکه در سیر تکاملی انسانها ابزار “عقل” از رشد و شکوفائی چشمگیری
          برخوردار بوده و تنها از طریق آن است که میتوان دامهای “ذهن” را تشخیص داد و این
          موجودیت را در هر شکل و شمایلی شناسائی کرد راه نجات جامعه بشری چیزی جز
          حرکت در مسیر تقویت عقل و به کار بردن آن و البته کنار گذاشتن دین نیست!

           
          • آینت دانی چرا غماز نیست
            زانکه زنگار از رخش ممتاز نیست
            صحبت شما مرا به یاد این بیت مولانا انداخت
            در مسابقه چینی ها با هندی ها بر سر نقاشی بر دیوار یکی شروع به نقاشی می کند و دیگری دیوار را سیقل می دهد….

             
        • جناب مرتضی
          ادامه گفت و گو رو بگذاریم برای حلقه هفته آینده. نمی دونم وقت می کنید من رو سر راه با خود ببرید یا با ماشین خودم بیام…..

           
    • مسلمان گر بدانستی که بت چیست
      بدانستی که دین در بت پرستی است
      محمود شبستری گلشن راز
      بودا اصلاح گر بزرگ بشر
      متاسفانه تعالیم بودا نیز تا حدودی سرنوشتی همچون زرتشت پیدا کرده
      این ملایان عزیز هر چای دنیا علاقه زیادی به دکان داری و دین فروشی دارند
      در یک معبد بودایی مشاهده کردم مواد غذایی فاسد شدنی اطراف مجسمه بودا قرار داده شده برای نذر
      از کاهن معبد که فردی بسیار مودب و فروتن و اهل کار و کوشش و ریاضت بود (به سختی گیرش آوردم دایم در حال کار و نظافت و نگهداری از معبد بود) پرسیدم این مواد که در حال از بین رفتن است گفت آری رسم است مردم برای نذورات این مواد را می آورند. از چیز هایی که خود دوست دارند تقدیم بودا می کنند و به این ترتیب به بودا ابراز اجترام می کنند.
      با این حال ما نباید تنها از روی ظواهر قضاوت کنیم. باید سعی در درک جوهر ادیان و بهره بردن از جوانب معنوی آن کرد.

       
      • ورژن دقيق و كامل اين ابيات عارف خوش سخن شيخ محمود شبستري كه جلو سوء استفاده ها را مي گيرد به اين شرح است:

        نكو انديشه كن اى مرد عاقل كه بت از روى هستي نيست باطل
        بدان كايزد تعالى خالق اوست ز نيكو هر چه صادر گشت نيكوست‏
        وجود آن جا كه باشد محض خير است اگر شرى است در وى او ز غير است‏
        مسلمان گر بدانستى كه بت چيست بدانستى كه دين در بت پرستى است‏
        و گر مشرك ز بت آگاه گشتى كجا در دين خود گمراه گشتى‏

        عارف نامور شبستري در مصرع هاي پيشين سخن از هستي هاي مطلق و مقيد رانده است (كه بت از روى هستي نيست باطل )و اينكه حيثيت وجودات مقيده به وجود مطلق است ،پس بت بما اينكه بت است حيثيتي در قبال وجود مطلق ندارد ،بعد گفته است “بدان كايزد تعالى خالق اوست”،كه در اين مصرع از ديد عارف مشاهد هستي محض،هدف غايي بعثت انبياء را بيان كرده است ،كه اي بشر هستي هاي مقيد (بتها و هواها) لايق پرستش نيستند ،بل آنكه هستي مطلق و خالق اينهاست ،غايت فطري پرستش توست و اوست كه سزاوار پرستش است.
        اين چند جمله غايت اصلي بعثت انبياء است كه حجاب و پرده خطا را از پيش چشم بشريت بركند.
        “افرايت من اتخذ الهه هواه”؟

        پايدار باشيد

         
      • گذاشتن غذاهای فاسد شدنی در اطراف مجسمه بودا و در واقع نوعی بت پرستی جدید
        همان “بودائی شدن” است! این رفتارها برای همان “شدن” است و نه “بودن”!

        بودا معتقد بود که درون هر انسانی بودائی نهفته است که با آن به دنیا می آید
        اما در اثر تعالیم جامعه که بطور کامل از فعالیت موجودی شرور و دروغگو و فریبکار
        به نام “ذهن” ناشی شده این استعداد بالقوه در زیر انبوهی از توهمات ذهنی
        مدفون میشود. تا زمانی که “ذهن” و کارکردهای فریبکارانه آن را نشناسیم
        نمیتوانیم بودای درون خود “باشیم”. از ذهن در ادیان مختلف با نامهائی مانند
        اهریمن یا شیطان یاد شده است نیروئی که اجازه نمیدهد بودای خود باشیم.

        “باید سعی در درک جوهر ادیان و بهره بردن از جوانب معنوی آن کرد.”
        واقعیت تلخ این است که تا زمانی که نگاهمان برای معنویت به ادیان باشد
        نمیتوانیم فردی معنوی باشیم چرا که دیگر تعالیم دینی نوعی بازی “ذهن” برای
        سرگرم کردن انسانها و دور نگه داشتن آنها از معنویت شده است و می بینید
        که در حال حاضر همین ادیان چگونه انسانهای دین مدار را یا به بت پرستهای
        بی خاصیت و مصنوعی تبدیل کرده است یا به جنایتکارانی نسل کش و خونسرد!

         
      • من فقط اینو میدونم که هر دین و آئینی بهتر از اسلام است

         
  20. سلام آقای نوری زاد عزیز و گرامی

    تحویل گذرنامه های سیاسی خدمت به اقایان:
    حمید رسائی – رئیس کمیته ی ارتقاء سلامت اداری کمیسیون اصل نود
    مهدی شافعی – کارشناس ودبیرکمیته ی ارتقاء سلامت اداری
    تا ببینیم آقایان چه خدمتی میخواهند در برزیل انجام دهند که احتیاج به گذرنامه سیاسی خدمت دارند و اصلا رابطه ارتقاء سلامت اداری با این مسابقه چی هست؟
    نکنه این آقایان هم هوس شیرجه زیرآبی در برزیل را کرده اند؟! چون این آقایان هم ازجنس همان دیپلمات ایرانی هستند!
    – – – – – – – – — – – – — – – – –
    یکشنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۹۱
    رایزن اول جمهوری اسلامی و آزار جنسی دختران 9 تا 15 ساله
    زیرآبی دیپلمات ایرانی در استخر مختلط
    یک دیپلمات سفارت جمهوری اسلامی در برزیل با حضور در یک استخر مختلط در این کشور و لمس اندام جنسی چند دختربچه در زیر آب خبرساز شد. در خبری که رسانه های برزیلی و بین المللی چند روز پس از حادثه منتشر کردند، آمده است که حکمت الله قربانی روز شنبه 26 فروردین ماه (14 آوریل) در این استخر در برازیلیا، پایتخت برزیل مشغول شنا بوده که یک دختربچه حاضر در استخر، از او به علت لمس اندام جنسی خود شکایت می کند.
    شاهدان عینی و والدین کودکان حاضر در استخر نیز تایید کردند که دیپلمات ایرانی اقدام به لمس اندام جنسی حداقل چهار دختر بین 9 تا 15 سال کرده است.
    حکمت الله قربانی، مردی معرفی شده که بیش از 50 سال سن دارد و رایزن اول سفارت ایران در برازیلیا بوده است. او پس از آنکه دختربچه هایی که توسط وی مورد لمس قرار گرفته بودند اقدام به جیغ کشیدن کردند، مورد حمله برخی حاضران در استخر و والدین دختران قرار گرفت.
    اما گویا پرسنل استخر و تعداد دیگری از حاضران مانع ضرب و شتم وی شدند تا اینکه پلیس برزیل سر رسیده و قربانی را بازداشت کرده است.
    با وجود این، پلیس پس از آنکه متوجه مصونیت دیپلماتیک این پرسنل ارشد سفارت جمهوری اسلامی می شود ناچار او را آزاد می کند و رسانه های برزیلی دو روز پیش اعلام کردند که او یک روز پس از حادثه یعنی یکشنبه هفته گذشته برزیل را ترک کرده است.
    پدر یکی از این دختران در گفت‌وگو با خبرگزاری فرانسه با تأکید بر این که والدین این دختران به شدت خشمگین بودند، گفته است که مردم می‌خواستند این دیپلمات را بکشند.
    پدر این دختر افزوده است که اگر باشگاه شنا مسئولان امنیتی را خبر نکرده بود، امروز پلیس به اتهام “قتل یا حلق‌آویز کردن” این دیپلمات به دنبال او بود.
    http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/-c22fb56090.html

     
  21. دوستانى كه عرق مى ريزيد تا به دوستان روحانى اثبات كنيد در دولت سكولار دين و اعتقادات همگى محفوظ است. ساده نباشيد. مخالفت اين دوستان با دولت سكولار به دليل ترس از بر باد رفتن دين و ايمان مردم نيست.

    آينده شغلى اين عزيزان را در اين حكومت ببينيد. ميليونها فرصت شغلى و پست هاى سازمانى در هر سازمان ريز و درشت و نهاد ها و سازمان هاى من در آوردى با حقوق و مزاياى عالى و مسافرت هاى خارجى و حق مأموريت و خانه سازمانى و …….. بدون داشتن كمترين تحصيلات مربوط، در انتظار طلاب و روحانيون است. چرا تسليم دولتى سكولار شوند كه تنها شغل آينده شان معلم تعليمات دينى در مدارس باشد؟ زهى خيال باطل.

    چه پست هاى سازمانى چرب و نرمى. كميته ارتقاء سلامت نظام ادارى كه يكى از وظائفش مقابله با فساد است. كميته اى كه رسايى رئيسش باشد معلوم است با كدام فساد قرار است مقابله كند. با جريان انحرافى به گشت و گذار در نيويورك رفتن را عشق است.
    بى خود نيست با وجود ميلياردها پول نفت، اين مملكت هر روز بيش از پيش به قهقرا مى رود. بيچاره نسل هاى آينده.

    دوستان تلاش خود را روى كسانى متمركز كنيد كه منافع كلان در اين رژيم ندارند. روحانيون، روزگارى بهتر از اكنون، با هرگز نخواهند ديد.

     
    • خانم آنیتا
      باسلام دراین سایت غیزازآقاسیدمرتضی مدظله وبنده حقیر فقیر سرتا پا تقصیر وآن تقصیر هم اینست که به این سایت نگاه می کنم تا ازاوضاع سکولارهای امثال شما باخبرباشم.
      دراین سایت شما سکورلارها به صدنفر نمی رسید.پس یک مقایسه سرانگشتی که بنمائید یکصد درهشتادمیلیون هستید
      بااین مقایسه وباپذیرش قاعده دموکراسی ،شما نباید اصلا دم ازتغییر اوضاع بسکولار بزنیدچون دراقلیت ناچیز ودرحکم معدوم هستید بحساب قاعده النادرکالمعدوم.

      بنده باسن 64 سالگی درآمدی ازکشاورزی ارثی پدرم باقوتی لایموت اهل قناعتم ونه درادرات وسازمانها ودرپستهای دولتی مشغولیت داشته ام ونه دارم ونه آرزویش رادارم؛ وآقاسیدمرتضی باسن بیش از50سال اوهم مثل بنده است ازتوان بازووافکار خویش روزی خویش ازخدا می گیرد.

      پس ژاژخائی نکنید ویاوه نبافید وباتامل ازتوهمتان بیرون آئید.
      سلامتی فکری وتنی را برای شماآرزومندم.
      مصلح

       
      • مصلح گرامى.
        با سلام
        منظورم اين نبود كه شخص شما پست و مقام خواهيد داشت. اگر بد بيان كردم پوزش مى خواهم. منظور من كل صنف روحانيت است و شما عضوى از اين صنف هستيد و نشنيده ام كه هرگز به مزاياى غير عادى كه براى اين صنف منظور مى شود و حضور آنان در عرصه هايى مثل معلم اخلاق در فوتبال! و غيره كه هيچ ارتباطى به تخصص آنان ندارد انتقادى داشته باشيد. نه از شما، از هيچ روحانى ديگر هم نشنيده ام. اگر فرموده اند مرا آگاه كنيد.

        در ضمن مصلح گرامى برآورد شما از تعداد سكولار ها در اين سايت بسيار اميدواركننده است.
        فراموش نكنيد كه يك سفر طولانى تنها با “يك” قدم آغاز مى شود.

        منصف گرامى
        با سلام
        مى بينيد كه بهره مندى صنف روحانيت منحصر به روحانيون حكومتى نيست. حكومت براى استحكام بخشيدن به مبانى تئوريك قدرتش به روحانيون و مداحان سخت نياز دارد و با حاتم بخشى از بودجه ملى، براى خود يار گيرى مى كند.

        “در سال ١٣٩٣ دولت جمهوری اسلامی برای نهادهای حوزوی ۱۳۰۰ ميليارد تومان بودجه اختصاص داده است؛ در حالی که بودجه کل پنج دانشگاه مادر کشور، يعنی دانشگاه‌های شريف، اميرکبير، شهيد بهشتی، علم و صنعت، و علامه طباطبايی، از ۶٨۷ ميليارد تومان فراتر نمی‌رود. بودجه مرکز خدمات حوزه علميه قم، که در زمينه بيمه درمانی و تسهيلات مسکن خدماتی به طلبه‌ها می‌دهد، چهارصد ميليارد تومان است که با کل بودجه دانشگاه تهران در سال ۱۳۹۲ برابری می‌کند؛ يعنی کمکی که به طلبه‌های قم از بابت مسکن و بيمهُ درمانی می‌شود برابر است با کل بودجه بزرگ‌ترين دانشگاه ايران. برای بنياد دعبل خزاعی، مؤسسه‌ای برای کمک به «مداحان اهل بيت»، کسانی مانند محمود کريمی و سعيد حداديان و منصور ارضی، شش ميليارد تومان بودجه در نظر گرفته شده است و برای فرهنگستان زبان و ادب فارسی هشت ميليارد تومان”.

         
      • جناب مصلح گرامی سلام

        با حساب شما کل سکولار ها در این سایت جمع شده اند ومابقی هشتاد میلیون (بقول شما) به حکومت دینی معتقد هستند . پس با این حساب نباید از برگزاری رفراندم یا تجمعات دگر اندیشان هراسی وجود داشته باشد . در صورتیکه اجازه تجمع حتی برگزاری یک ختم ساده داده نمیشود .مگر صد نفر مخالف ترس دارد ؟

         
        • جناب حامد گرامی

          سلام

          1-مگر دوست روحانی فاضل ارجمند جناب آقا مصلح سلمه الله ،حکومت یا نماینده حکومتند که شما چنین مخاطبه می کنید؟

          2-انتقاد شما در واقع به حکومت فعلی است و نه جناب مصلح عزیز،ضمن اینکه ما که خود منتقد بسیاری از امور هستیم مکرر گفته ایم که با رفراندوم استاندارد و صحیح موافقیم ،پس ایراد را متوجه مخالفان رفراندوم کنید ،نه ما.

          3-اینکه گفتید مگر صد نفر ترس دارد ،حاکی از این است که مخالف و منتقد را محصور در سکولارها میدانید ،و اینچنین نیست،مگر 20 میلیون رای به آسید محمد خاتمی عزیز در سال 76 ،بیست میلیون رای از سوی سکولارها بود؟ از کجا احراز کردید که همه اصلاح طلبان سکولارند؟
          غرض این است که با این خرص و تخمین ها اثبات و احراز عدد سکولارها نخواهد شد ،من قبول دارم که معیار همان رفراندوم عمومی است ،و امیدوارم حاکمان جمهوری اسلامی نیز آنرا بپذیرند و همه به لوازم آن پایبند باشند،چه اقلیت و چه اکثریت.

          موفق باشید

           
      • باسلام
        جناب منصف
        جناب مصلح
        با توجه به اینکه اگر از میان دزدان گرامی و راهزنان و حرامیان عزیز ، یکی از آنها فضیل عیاض شده است میتوان ابراز انزجار از تمامی صنف محترم دزدان را محکوم نمود پس قیاس مع الفارق نفرمائید .

         
        • دوست گرامی آقای فرهاد

          با سلام

          سخن بر سر شخص من و آقا مصلح نیست ،چه اینکه بسیاری از افراد این صنف هستند که حکومتی نیستند ،به این معنا که یا نهاد دین را از نهاد سیاست جدا می دانند(البته نه به این معنی که سیاست از دین جداست،بل به این معنا که تصدی پست های حکومتی را وظیفه نمیدانند) و یا اگر جدا هم نمیدانند خود تمایل به تصدی گری ندارند،بنابر این به وظیفه ذاتی خویش یعنی ارشاد مردم در باب عقائد و احکام و اخلاق می پردازند ،این کمال بی انصافی است که کسی قلم بدست بگیرد و “کل یک صنف” را به یک چوب براند ،بعد که اعتراض شود ،بگوید آقا مصلح شما را نگفتم .
          خوب غیر مصلح از این صنف هم در این جامعه وجود دارند ،علی النهایه در این سایت حضور ندارند.
          من با فردی مثل رسائی از بیخ و بن مخالفم و او را روحانی حقیقی نمیدانم ،به این مجوز سفر تبعیض آمیز او هم منتقدم ،اما مگر وجود معلم اخلاق در جامعه فوتبال مشکلی دارد؟
          آیا مشکلی است که روحانی متخلقی برای یک جمع ورزشی از اخلاق بگوید؟
          آیا سکولارها معتقدند کلیت صنف روحانی باید از صفحه روزگار محو شوند؟
          انصاف همان است که جناب منصف دادند ،که این روشی عقلایی و انسانی نیست که در قضاوتها و ترتب احکام گوناگون کلیت یک صنف را محکوم کنیم ،بدیهی است که همه اصناف جامعه در طول تاریخ مشتمل بر افراد خوب و بد بوده و هستند،من خود در طبقه روحانیت دوستان و افرادی را می شناسم که حقیقتا بسادگی زندگی می کنند و تنها بوطیفه ارشاد معنوی مردم مشغولند .
          ما اگر حقد و کینه ای هم به گروهی داریم که متصدی مناصب حکومتی اند و از مقام و منصب و امکانات عمومی سوء استفاده می کنند،زیبنده نیست که بنحو موجبه کلیه به کلیت این صنف توهین کنیم ،بعد تازه شروع کنیم به یکی یکی استثناء کردن.

          دفاع از یک تئوری و ایده نیز همواره ملازم با ماموریت از سوی حکومت نیست ،من خدای حی و حاضر و علیم بما فی الصدور را شاهد می گیرم و چنین گمانی در مورد دوست ارجمند فاضلم آقا مصلح صادق دارم که آنچه می گویم و می نویسم معتقدات و تعلقات خودم به اسلام است و آنچه از اصولی که از اساتید بزرگوارم آموخته ام و در سیر مطالعاتی به آن رسیده ام،نه نانی از نوشتن در اینجا عائدم هست و نه نامی،و بسیاری از دوستان روحانی نیز چنین اند ،چرا بعضی نگاه خود را تصحیح نمی کنند ،و پندارهای خود را بحکم وحی منزل می دانند؟

          با سپاس

           
      • پس شما خیانت کار هستید

         
      • جناب مصلح دستگاه امار گیری شما به کجا وصل است

         
    • سلام جناب منصف عزیز وگرامی

      باتشکراز انصاف ودرایت شما که به آنیتا خانم تذکردادید ولیکن مثل اینکه هردوی ما دریکوقت مشترک به نوشتن پاسخگوئی یاوه بافی های ایشان بوده ایم که مکتوب حضرتعالی زودتر ارسال شده بود که بنده می خواستم ازاین پست خارج شوم مکتوب شمارا دیدم ولازم دانستم ازانصاف ودرایت واندیشه آزادمنشانه شماتشکرکنم.

      ایشان بفرموده آقامرتضی مدظله آدم جنجالی است وهرازگاهی جنجال آفرینی بی مورد می کند یک وقت بانا م شیرین خانم ظاهرشدند وازاخبار ضعیف منقول ازکتب اهل سنت راارائه دادند ودرآخر هم ازمعجزه پیامبراسلام سوال کردند ؛آقاسیدمرتضی به آن اخبار پاسخ مستدلی ارائه نمودند وبنده هم معجزه بودن قرآن را تاهمین الآن را گفتم وگفتم اگرقبول ندارید که معجزه باقیه پیامبر است یک سوره ویا چندآیه مثل آن رابیاورید که خودقرآن چنین تحدی ومبارزه طلبی را همین الآن هم دارد؛

      ایشان رفت ومدتی گم شد مثل اینکه بکما رفته باشد؛حال سروکله اش بازبنام آنیتا پیدا شده است وبحرف زیبا کلام خرده می گرفت وعاشق وشیدای استخوان پوسیده کورش وحمشید وداریوش گشته بود،حال عاشق سکولار گشته وغصه روزی ماروحانیون را می خوردکه اگراین نظام برود ماچگونه زندگی خواهیم کرد بی خبرازاینکه آخرهای عمر ماست وماهیچ وابستگی به حکومت نداریم وازکارهایش بنام اسلام بیزاریم.
      بیش ازای تصدیع نکنم.
      والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

       
      • مصلح گرامى

        عليرغم احترامى كه به دليل صداقت و صراحتتان براى شما قائلم، بايد بگويم كه اين نوشته تان ارزش پاسخگويى ندارد.

        چون يك نوشته درميان، ملايم و طوفانى مى شويد، اين نوشته تان را هم گذاشتم به حساب همان تغيير خُلق ادوارى تان. همانگونه كه يك نوشته درميان، آقاى نوريزاد را به عرش و به فرش مى بريد.

        فقط پرسشى داشتم و آن اينكه آيا آقاى نوريزاد حكمى به شما يا به ديگرى داده اند كه مبصر كلاس و مسؤل حضور و غياب كاربران باشيد؟ اگر اينطور است حكم تان را نشان دهيد تا با ولى مان بياييم و غيبتمان را مجاز كنيم تا نمره انضباطمان كم نشود.

        با سپاس

         
      • اقای اخوند
        خودتان را مسخره کرده اید یا ما را؟ این دیگر چه نوع جانب داری از هم لباسان است؟ از طرفی خود را از انها جدا میدانید و از طرفی تمام قد از انها دفاع میکنید؟
        ای اخوند. این چه نوع برخورد با یک خانم فکور است؟ یعنی چه که ایشان جنجال افرین است؟
        در ایه های زیادی مستقیما به معجزه های پیغمبران دیگر اشاره شده اما در کدام ایه نوشته شده که قران معجزه پیغمبر است تا شما لازم نباشد که بسراغ ایه های تحدی مراجعه کنی؟ در مورد تحدی قران- شما را به سایت زیر و کتاب «الفرقان الحق» ارجاع میدهم که نه تنها یک ایه و نه تنها یک سوره که دارای 78 سوره مانند قران است.پس لطفن این سخنان را تکرار ننمایید.این ادرس سایت و توضیحات ان:

        http://mamnoe.wordpress.com/2009/03/17/

        کتاب «الفرقان الحق» نوشته «الصفی»
        کتابی که برای اولین بار پس از 1400 سال قرآن را به چالش کشید.
        یکی از معروف ترین سفسته های مسلمانان که از آیات قرآن برگرفته شده این است که اگر می گویید قرآن کتاب آسمانی نیست، سوره ای مثل قرآن بیاورید! درحالی که در همان قرون اولیه اسلام کسانی چون ابراهیم نظام یا عباد بن سلیمان مدعی شدند که می توانند نظیر قرآن یا حتی بهتر از آنرا بنویسند و نمونه های نثرهای فصیح تر از قرآن را نام بردند که از مهمترین آنها ترجمه های عربی ابن مقفع بود. بنابراین آوردن سوره ای مثل قرآن و حتی بهتر از آن ، از همان روزهای اول اسلام کار بسیار راحتی بود. سرانجام سال 1999 یک کتاب با زبان عربی کلاسیک و ترجمه انگلیسی در رد ادعای قرآن در 78 سوره نوشته و به نام «الفرقان الحق» ارایه شد.

         
  22. بچّه جوادیه

    ایران کشوری است که در آن آقا ها و آقا زاده ها فساد میکنند، آدم میکشند و دزدی می کنند ولی دبگران اعدام میشوند و زندان میروند و یا قطع عضو میشوند. در این کشور اکثر علمای اعلام 2 همسر رسمی دارند یکی مال قبل ار انقلاب یکی هم بعد از آن ولی دیگران بخاطر یک چائی خوردن و یا سر خوردن روسری پرونده منکراتی پیدا میکنند. در این مملکت مردم و حاکمان عاشقانه دنبال جهنمند و لی راجع به بهشت سخنرانی می کنند!!..دور هم خوش می گذرد!!

     
  23. درود بر شما
    به به اینها نروند کی برود
    به این میگویند معجزه ترکیب دین و حکومت !
    اگر دین از حکومت جدا بود امثال این آقایان سفر به شاهزاده محمد هم برایشان آرزو بود !

     
  24. نامه ای به وزیر:

    جناب حجت الاسلام سید محمود علوی، وزیر محترم اطلاعات،
    با درود و احترام،

    غرض از نگارش این نامه، مداومت یکی از هموطنان اخلاقمدار وشرافتمند این سرزمین، جناب آقای محمد نوری زاد در پیگیری حقوق شهروندی شان از یک سو، و ایجاد شائبه نادیده انگاشته شدن دادخواهی ایشان از سوی مسئولین حکومت اسلامی، آنهم بدون ارائه توضیح، از سوی دیگر است.

    جنابعالی نیک واقفید که آقای نوری زاد تا به حال دست کم روزی دو ساعت و برای مدت 88 روز، معادل 176 ساعت، یا 10560 دقیقه، و یا هفت و نیم شبانه روز مستمر، در سرما و گرما در مقابل اداره تحت مدیریت شما قدم می زند، به امید پاسخی و اجابتی از سوی مسئولان محترم. نیز بنده از وقوف جنابعالی به این واقعیت اطمینان دارم که خوب یا بد، ایشان امروز از سوی شمار زیادی از هموطنانمان در داخل و خارج از کشور مورد توجه و عنایت خاصی قرار دارد، که به باور من، آنچه محبوبیت روزافزون ایشان را موجب شده، تحقق مژده ی است که پروردگار به نیکو کرداران داده است (سوره مریم آیه 96).

    جناب وزیر، نام خانوادگی شما نمایانگر ارادت جنابعالی و نیاکان شریفتان به پیشوای نخست شیعیان، علی بن ابی طالب است که در باور شیعه، مظهر عدل و راستی شمرده می شود. نیز از آنجا که شما را مدیری معتقد به مبانی شریعت و پیرو مشی اعتدالی در رفتار و گفتار می دانم، اطمینان دارم که به بند-بند عهدنامه ی حضرت علی به فرماندارش مالک اشتر تسلط و اشراف کامل دارید. بویژه در آن فراز که مالک را از گفتن لفظ “مامورم و معذور” بر حذر داشته می گوید “مگو مرا گمارده اند و من اطاعت امر می کنم. چه اين كار دل را سياه كند و دين را پژمرده و تباه ساخته و بلا و عافیت را نزدیک می کند.” یا فرازی دیگر که می گوید “ﻣﻦ از پیامبر ﺑﺎرھﺎ ﺷﻨﯿﺪم ﻛﻪ ﻣﻲﮔﻔﺖ: ﭘﺎك و آراﺳﺘﻪ ﻧﯿﺴﺖ اﻣﺘﻲ ﻛﻪ در آن، زﻳﺮدﺳﺖ ﻧﺘﻮاﻧﺪ ﺑﺪون ﻟﻜﻨﺖ زﺑﺎن ﺣﻖ ﺧﻮد را از ﻗﻮي دﺳﺖﺑﺴﺘﺎﻧﺪ.”

    جناب آقای علوی، شما به عنوان کارگزاری از کارگزاران عالیرتبه ی نظام جمهوری اسلامی ایران به خوبی می دانید که بی پاسخ گذاردن درخواست انسان نیک کردار و سلیم النفسی چون آقای نوری زاد و به نوعی نادیده انگاشتن ایشان، نه تنها در سنت رسولی که شما به رسم پیروی، لباس ایشان را بر تن دارید روا نیست، که نادیده گرفتن حقوق مردمانیست که مطالبات ایشان را سمبل و نمادی از حقوقی می دانند که در این سالها از آنان دریغ شده است. من به عنوان شهروندی که انسانیت و آزادمنشی را وظیفه خود می شمارم، با تاسی به این گفتار شاعر دُرگوی پارسی که “چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار” از جنابعالی تقاضا می کنم تا با اجابت دادخواهی جناب نوری زاد یا ارائه ی پاسخی برای عدم امکان اجابت آن، نخستین گام عملی را در گسترش این باور که زین پس شهروندان جمهوری اسلامی قادرند بدون لکنت به حقوق خود دست یابند، بردارید.

    با تحیت و احترام

     
    • فائضه خانم محترم وگرامی سلام برشماوخانواده گرامی تان

      آن نامه گله وشکایتتان بخدای حاضروناظربرهمه احوال، زود بمقصدرسید ،فقط اجابتش مانده است که آنهم چهل سال طول می کشد بنا براخبارتفسیری قرآن،واما اخباردیگری موجوداست که آه مظلوم زود بمقصد می رسد وریشه ظالم را ازبنیان می کند؛به این خبرها ی ازنوع دوم بنده سخت معتقدم ونمونه اش رادیده ام،پس منتظر اجابت ازسوی خداوند حکیم وقهاروجباروقاسم الجبارین باشید، وانا من المنتظرین .

      ولیکن این نامه تان به جناب وزیر، ازآن نامه هائی است که هرگزبمقصدنمی رسدتابه اجابت برسد.
      والسلام
      مصلح

       
    • حجت الاسلام سید محمود علوی

      امراه فایزه
      سلامن و تحیتن
      نامه المرقومه الواصله یطرب خاطر العاطل کثیرا.
      معروضن منقولات من افعال و السنت العلی ابن ابی طالب ان مطیع و العینی . و لکن سنت الواقعی موجود فی نسخه المحرمانه و المکنونه عند العلما الاعلام و مخفی فی وجه العوام الناس.
      و لیکن قصص المالک الاشتر ینتسب به مولاه لا حقیقتا ابدا. هذال قصص جعل الزنادق النفوذی به وجهه تلطیف فی الافکار العبوس الاسلامیه. ان الزنادق الفرس ابداع هذالقصایص امیدا به اصلاح الامور الاجتماعیه الدول الاسلامیه و یتغیر الاسلام الجاهلیه بالاسلام الحکمی.
      و ما انا من الزنادیق و ما انا من الاسلام الحکمی
      انی یقسم بالجهالت و الظلم بی النوریزاد ال….

       

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

92 queries in 2235 seconds.