سر تیتر خبرها
وقتی آیت اللهِ دزد، بر منبرِ درس اخلاق می نشیند!

وقتی آیت اللهِ دزد، بر منبرِ درس اخلاق می نشیند!

داشتم از عیادت جناب مهندس امیر انتظام باز می آمدم که چشمم به تبلیغِ درس اخلاق جناب آیت الله حائری شیرازی افتاد. حکایت دزدی های این آیت الله مکار و فریبکار و دروغپرداز را، و پسران و بیت مکرمش را اگر از شیرخوارگان شیرازی نیز بپرسید، برای شما از هکتارها زمین خواریِ حریصانه ی این جماعت خواهند گفت در یک قلم. بساطِ عظمایی که این آیت الله فریبکار طیِ بیش از بیست سال در استان فارس بویژه در خود شیراز آراسته، آنچنان از فساد آکنده است که مگر جناب حافظ شیرازی سر به سرش بگذارد و بگوید: واعظان کاین جلوه بر محراب و منبر می کنند، چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند. به حضرت حافظ می گویم: این جناب و اساساً طایفه ی این جنابان در سالهای دور، آن کارِ دیگر را اگر در خلوت سامان می دادند، این روزها آشکارا پوست از تن اعتماد و ثروت مردم می درند. همکلاسی سالهای دور من کجاست که به محض دیدن اینجور آدمها آب دهانش را محکم به زمین پرتاب می کرد و پشت بندش می گفت: به غیرتی که نداری! حالا هی برو درس اخلاق بده. بدبخت آن کسانی که از این درس، چیزکی به اسم نور انتظار دارند.

محمد نوری زاد
نهم خرداد نود و سه – تهران
Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

85 نظر

  1. نوری زاده زیاد چرت میگی.
    دنیا اومدی که عوضی و خاین باشی.

     
  2. شکی نیست که ولایت امر //// مسلمین سه جهان از هر اخوندی که رسای ولایت بگوید مهم نیست ان اخوند که باشد مهم این هست که ولایت امر احساس کمبود شدید دارد بدبخت خدایی که این ولایت امر ش باشد بدبخت امتی که این بدکاره پر از عقده سرو بزند مر و همه کاره اش باشند و البته از همین احساس بدبختی ولایت اشخاصی همانند همین عبری زبان نهایت استفاده را کرده و بر خر مراد سوارند مگر علم اهدی یا اونشاه خراسان یا احمد خاتمی یا جنتی یا صدوقی یا هزار عمله دیگر ولایت نهایت استفاده را نمیکنند همین اخوند مهدوی فلانی که در حال عروج هست اگر توانست ده دقیقه حرف این ها مهم نیست مهمئ این هست که در جهبه سید علی پر از /// باشی بدبخت اخوند عراقی که از گدایی به خدایی و شاهی رسید او پیوسته احساس حقارت دارد چون از کوچکی او تو سری خور بوده حتی در خانواده ننگ و نفرین بر این نشانه بدبخت خدا

     
  3. سلام از اینجا رد می شدم که با خواندن این ایمیل ها چیزی یاد بگیرم چیزی که یاد گرفتم این بود که دیدم عده ای از شیعیان بجان هم افتاده اند و بهمدیگر بد و بیراه می گویند. همدیگر را خراب می کنند و یک سخنی که خوب باشد از این جمع خوانده نمی شودهمه فکر می کنند خودشان درست می گویند. در یکی از سایت های اینترنتی از قول یکی از اهل مجلس نوشته شده ما فعلا احتیاج به پانصدهزار تن برنج وارداتی داریم چرا مسئولین دو میلیون تن برنج وارد کرده اند از کشور هندوستان هفت میلیون تن گندم وارد شده که نصف آن گندم ها سالم نیست.بعضی آقایان با نفوذ مرتبا از خارج پارتیهای یکصدهزار تنی گوشت وارد می کنند. قرارداد یکصدهزار تن نخود و لوبیا با روسیه بسته شده داروی بیهوشی برای افاق عمل بیمارستان ها از چین و هند وارد می شود که غیر استاندارد است و به بیماران صدمه های زیادی زده و وضع دارو به علت تحریم ها بسیار خراب است و دست مشتی دلال افتاده حالا بماند که از چین کمونیست چه آشغالهایی وارد می شود و بخورد ما مردم داده می شود. خانم ها و آقایان محترمی که اینچنین به جان هم افتاده اید و همدیگر را کوچک می کنید. لطفا بفرمایید ما مردم شیعه با این همه ادعاها پس چه داریم؟ کشاورزی مان چه شده؟ اگر گندم وارد نشود همه مان برای یک لقمه نان باید گریه کنیم بجای این چیزها که می نویسید بیایید راه حلهایی برای رهایی از این دردها پیدا کنید. چرا به ما می گویند کشورهای جهان سوم عقب افتاده؟ از حرف های من بدتان نیاید. لطفا جوابی بدهید با تشکر از همه.

     
  4. مناسب است صحبتهای همکار پیشین محمد نوری زاد در موسسه شهید آوینی آورده شود :
    همکار سابق «محمد- ن» در موسسه شهید آوینی از وی خواست به جای شیادی و مظلوم‌نمایی، درباره سرنوشت میلیاردها تومان پولی که به اسم فیلم‌سازی از بیت‌المال بالا کشید، توضیح دهد.
    حمید داودآبادی به انقلابی‌نمایی شبه کارگردان مذکور و سپس همراهی با فتنه‌گران و حمایت از حزب صهیونیستی بهائیت پرداخته و خطاب به او می‌نویسد: 8 سال پیش چندین میلیارد تومان پول گرفتی که مثلا سریال مزخرف چهل سرباز را بسازی و ساختی و آن قدر بد شد که خودت اجازه پخش ندادی. واقعا چندین میلیارد تومان 8 سال پیش امروز چقدر می‌شود؟ پول‌ها که تمام شد هار شدی و به همه پریدی؟
    داودآبادی می‌افزاید: چی شد نانت تمام شد حالا دیگه به بوسیدن پای یک بهایی افتخار می‌کنی؟! حواست باشد در همه جوامع با هر فرهنگی، خائن مغضوب و منفور است. تا وقتی توانستی از بیت‌المال خوردی حالا که تمام شد، این گونه شدی؟ کافی است گردش مالی‌ات را برای ساخت سریال «پروانه‌ها می‌نویسند» که مستقیم علیه خاتمی و حجاریان و اصلاح‌طلبان ساختی و «چهل سرباز» بنویسی تا بفهمند کی و چی هستی!

     
  5. با سلام دقایقی پیش خبر جهان نیوز رو که میخوندم به این نتیجه رسیدم شما همه را به کیش خود پنداشته اید! تا ریال ریال پولی که بالا کشیدین رو با مردم و بیت المال تسویه نکنین امیدی به اصلاح شما نیست و لیاقت عضوی از اصلاح طلبان بودن را نخواهید داشت

    http://www.jahannews.com/vdcgwx9wuak9374.rpra.html

     
  6. آقای نوریزاد, اگه میشه برای گزاشتن کامنت از کامنت گزار بخواید که یه عدد از 1000 تا 1100 بگه

    اگه نتونس بگه معلوم میشه از مینساعتی 7 تومانی ها و پاچه خاران ملایان هست و میتواند کامنت هایش را در کیهان بگزارد و دیگر وقت 4 تا آدم حسابی رو تلف نکنه

     
    • جناب ناشناس تواول برو برای خودت یک نامی پیداکن بعدازآن اظهارلحیه بفرما وژاژخائی ضدملایان باش ،اینطوری خیلی مضحکه هستی.

       
  7. دوستانى كه جوياى سند هستند مى توانند در جستجو گوگل اين كد ها را سرچ كنند :عبدالله شهبازى ،حائرى ،زمين خوارى .
    عبدالله شهبازى مورخ و پژوهشگرى است كه در سال ٨٩ به اتهام افترا و در واقع به سبب نوشتن كتابى با عنوان “زمين و انباشت ثروت و تكوين اليگارشى جديد در ايران امروز،، به يك سال و نيم زندان محكوم مى شود . من البته نظرات و مواضع شهبازى و محتواى كتابش را تأييد يا تكذيب نمى كنم اما اينكه در سال ٨٩ مى مى خبر از ظهور اليگارشى جديد بدهد با توجه به قدرت اليگارشى خويشاوندان سالار و مافيايي كنونى نشان از تيز بينى و آينده نگرى دارد .يك اليگارشى فاسد است و همه أعضا و مقامات بالاى خود را در فساد و دزدى شريك مى كند .حائرى و امثال او صرفا يك شخصيت حقيقى كه ايراد اتهام به وى بررسى ابتدا به ساكن بطلبد نيست .يك نظام كودتايي همه مقامات بالا را در گير دزدى هاى خود مى كند .به ويژه كودتايي كه خودش را انكار مى كند نه كودتاى عريان و علنى مثل كودتاى پينوشه . در چنين اليگارشى بر آمده از كودتاى انتخاباتى كتمان تقلب خود هزينه بردار است .كسانى كه از پس پرده خبر دار بوده اند خودم ممكن است گاف بدهند يا مثل احمدى نژاد تهديد به افشاى نوار كنند .اگر فرد سالمى در دايره بلند پايگاه باشد يا بايد بى خبر از ماجرا بماند يا آن در مطيع و بى جرأت باشد كه هرگز احتمال راز بر او نرود .يا در غير اين صورت محصور و محبوس و اعدام گردد .اين اليگارشى قبل از ٨٨ هم بوده است اما دست كم بخش انتخابى نظام در نظر عامه قلابى ننموده و نظاميان علنا و وسيعا وارد سياست و تجارت نشده بودند .بنابراين بدوا فرض غالب اين نيست كه حائرى سالم است .نامه او به محصورين به قصد توبه فرمايي نفى سربالا بود كه گرچه به مقصد و مقصود نرسيد اما به طور سربسته به محبوبيت گسترده موسوى و قهرمان شدن كسى كه مقابل نظام بايستد اعتراف كرد .اعتراف گير به اعتراف افتاد .اين نامه را مى توان به حساب مشاركت اعضاى اليگارشى در بده بستان ها نهاد .خود عضويت در سطوح بالاى نظام جائر و سكوت در برابر جور و وارونه نمايي ظلم و چشم بستن بر مظالمى كه دل سنگ را به رحم مى آورد چه بسا از ظلم آشكار فجيع تر باشد .نظام اليگارشى آن هم از نوع دينى -نظامى اش شبكه اى مافيايي دارد كه پدر سالارش انسان آزاده و شريف و شجاع را به حلقه خود راه نمى دهم .اين شبكه تنها اوباش و مزدوران و بى هويت شدگان را جذب مى كند .در يك سيستم مدرن امكان ندارد كه همه چيز وابسته به اراده يك فرد باشد .كه صرفا با عوض شدن او درخت ريشه درآمده فساد به يكباره سالم گردد .به قول إن مستشرق كه گفت در حكومت ايران مشتى دزد ديدم كه برادر وار از هم مى دزدند .حائرى در چنين نظامى بار آمده ،در چنين نظامى سكوت كرده و باج سكوت داده ،اگر زمين خور ى افترا هم باشد صرف دفاع دو آتشه از نظام و در واقع همان اليگارشى عين فساد و جور است و دفاع از آن ظلم به آه ستمديده است .
    با اين همه به لحاظ شخصيت حقيقى و به مصداق البينة على المدعى من مرجع بالا را به دوستان معرفى مى كنم در دفاع از نوريزاد ،ورنه خود نه مدعى هستم و نه مدعى نيستم

     
    • جناب آیت الله کورس
      باسلام، همانطوری که فرموده اید البینه علی المدعی ؛واما آنچه که درگوگل است نمی تواند بینه ای محکمه صالح پسند،علیه آیه الله حائری باشد مگربرای شایعه پراکنی به امثال نوری زاد ومدافعان وی.
      وگرنه اتهام زمینخواری چیزی نیست که پنهان شود خودزمین بینه است اگروجودخارجی داشته باشد ومدعیان صاحب زمین باید بینه اقامه کنند نه نوری زادشایعه ساز وشایعه پخش کن.
      واینکه نقش ایشان درنظام چیست ،بنده مدافع آن نیستم.واماازافتری وتهمت به هرشخصی که باشد ،ازمفتری بیزارم چنانکه ازظالم وجائر بیزارم.والسلام
      مصلح

       
  8. نوشته ات ارزش پاسخ نداشت …
    اما به گمانم تمام حرف ما را داوود مزدآبادی همکار سابقت زده!
    نوشته اش را در وبلاگم گذاشتم ..
    تو به سیم اخر زدی …خدا شفات بده

     
  9. محمد مهدوي فر

    به نام خدا
    هموطن گرامي سلام
    اينجانب محمد مهدوي فر ( روحاني زاده ) و تخريب­چي هشت سال جنگ ويرانگر ، اطلاع پيدا كردم كه به همت بلند برادر آزاده دكتر مهدي خزعلي و حمايت فعالان محيط زيست و نويسندگان و شعرا و بزرگاني چون حاج احمدآقا منتظري ، محمد نوري زاد ، خانم اعظم طالقاني ، دكتر محمد ملكي ، عمادالدين باقي و فائزه و مهدي و محمود و علي هاشمي رفسنجاني و بسياري ديگر از فرهيختگان ، از ايرانيان عزيز دعوت شده است كه پنج شنبه ،‌ 15 خرداد ، ‌روز جهاني محيط زيست را با حضور سبز خود گرامي بدارند .
    ايشان در اولين اطلاعيه‌ي منتشر شده اينگونه استنباط كرده اند كه محيط زيست مادي ما را دود و محيط زيست معنوي ما را دروغ آلوده كرده است و بر همين اساس با فراخوان گسترده اي از همه ايرانيان خواسته اند كه ساعت 18 الي 20 با قرار دادن ماسك بر صورت و حضور و تردد در بوستان­ها و تفرجگاه­ها از دود و دروغ اعلام بيزاري نمايند .
    ايمان واثق دارم كه ايرانيان شريف و آگاه با درك منزلت محيط زيست كه امانت ارزشمند آيندگان است ، با حضور ميليوني خود از اين حركت شايسته پشتيباني خواهند كرد به ويژه آنكه ماسك با موضوع محيط زيست ارتباط دارد ، ارزان است ، ابزار تأمين سلامتي ست و استفاده از آن در هر كجا منع قانوني ندارد .
    ماسك نماد نه گفتن به تمامي آلاينده هاي زيست محيطي ست كه آلاينده ­هاي اخلاقي را نيز شامل مي شود و دروغ در رأس همه ي آلاينده­هاست .
    چنانچه رسول گرامي اسلام (ص) مي فرمايند :«وقتي كسي مرتكب دروغ گفتن شود ، فرشته به خاطر بوي بد دهن او يك ميل ( يك فرسخ ) از او فاصله مي گيرد .» شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ، جلد شش ،‌صفحه 357.
    باتوجه به كم بودن فرصت براي اطلاع رساني تا روز مقرر از همه ي هموطنان به ويژه جوانان انتظار ميرود با تمامي امكانات خويش از قبيل صفحه هاي اجتماعي، پيامك هاي انفرادي و انبوه و تبليغات چهره به چهره اين فراخوان را به حماسه اي ملي و ماندگار تبديل كنند.

    ارادتمند شما ، محمد مهدوي فر- شهرستان آران و بيدگل

    10/3/1393

     
  10. برادر نوری زاد جان سلام
    فکر نمی کنی میل و نیروی ناخواسته خروج از مدار انقلابی در تو شکل گرفته. مصداق شکل گیری مزبور لحن هتاکی، فحاشی و انگ و افترا بستن است. این علائم برآمد خستگی و ناکامی در حصول نتیجه یا همان پس گرفتن اموالت است. مطالب شما دیگر بار معنائی گذشته را ندارد. شما می باید از دانش اجتماعی و هنری خودت باعث جلب و جذب جوانان شوی. جذبی که از روزنه دوربین شما می گذرد نه از رگبار فحش و توهین.

     
  11. سلام،

    کاش چند سند رو می کردید، بهتر بود.

     
    • جناب خلیل سلام برشما

      بله شما صحیح فرمودید کاش آقای نوری زاد یک سندی ارائه می دادند که آیت الله حائری شیرازی امام جمعه سابق شیراز چگونه زمینخوار شده اند؟؟؟

      اولا آنطور که معلوم است این آبادکردن زمین بایر وتبدیل آن به زراعت وباغ بمانند دکترجوادلاریجانی در صحرای موات وبایر ازاراضی ورامین است که زمین بایرراآبادکرده اند واززمین کسی غصب نکرده اند ،به خیلی ها برخورده است که ایشان کاردرست وتولیدی انجام داده اندوازثمراتش همه بهرهمند می شوند ودردرجه اول خودش که یک کار تولیدی است وهرکسی هم چنین کاری بکندکارارزشمندی کرده است وجای تحسین وترغیب بکشاورزی وتولیدملی وغذای ملی است.

      اما حسودان وبخیلان براو خرده گرفته اند چون خودشان عرضه تولیدندارند پس نبایددیگرانی که ازدستشان برمی آید چنین کاریرا بکنند؟؟؟
      البته هرچند بنده یک جلسه شاگردی ایشان را کرده ام درتوضیح موضوع فلفسه “هایدگر”آلمانی ،واما ازروش جهت گیری سیاسی اش خوشم نمی آید وموافق وی نیستم. واما این دلیل نمی شودکه ازکارتولیدی مفیدش دفاع نکنم ویابخل ورزیده وحسودی کنم.

      وقضیه فرزندان وبستگان جنا ب آیت الله حائری شیرازی نیزازاین قبیل بوده است که باشکست مواجه شده است .واین قضیه بخودایشان هیچ ربطی ندارد ایشان معلم اخلاق بودند وهنوزهم هستند واین شانتاژ بازیها وژاژخائیهای آقای نوری زادوهمفکرانش هیچ غباری بربزرگ منشی آقای حائری نمی نشاند هرچندبنده بانامه ایشان به آن دوعزیزمحصورمخالفم

      ولیکن اشتباه یک شخص موجب این نمی شود که اورا لگدمال کنیم وازهربهتان وافترا دریغ نکنیم واین خلاف آزادی خواهی وانصاف وانسانیت است ،کسیکه خودرا منصف وانسان دوست می پندارد وبربی انصافی ها می تازد ،جای خیلی تعجب وتاسف است ؛وچنین آدمهائی می خواهند درس آزادگی بدیگران بدهند.

      زهی خیال باطل ،بااین روش می خواهند بزعم خودشان رنسانس اسلامی برپا کنند وبرای ما نقش لوتر وکالون رابازی می کنند بخیال خام خودشان می خواهند دولت سکولار راه اندازی کنند، بازهم زهی خیال باطل ؛چقدر کوته فکرانی داریم که خودشان را روشنفکرجازده اند.آآآآ

      ببری مال مسلمان چومالت ببرند /// بانک فریاد برآری که مسلمانی نیست.
      واین کمال ناجوانمردی است بااین عنوان “آیت الله دزددرس اخلاق هم می دهد” اف برآن غیرتی که نداشته ای “بدون اطلاع ازحقیقت موضوع ازهرافترا ودروغ وتهمت دریغ نورزیده اید.

      حالا آن عبدالله ضدآخوند هم برای ما حدیث فقهاءآخرالزمان راازپیامبرآورده وبرایشان تطبیق می کند >چه سفلگانی که خودشان دم ازاسلام می زنند،وخودشان ازاسلام هیچ بوئی نبرده اند.

      من ازمزدک زندیق هیچ گله ای ندارم که او خودرادشمن اسلام معرفی نموده است وبردشمنی اش اصراردارد وعلیه اسلام می نویسد شایدازاسلام ضربه کاری خورده است من که نمیدانم دردش چیست؟

      اما شما که دم ازاسلام وعدالت خواهی وآزادیخواهی اسلام دم میزنید لااقل آزاده باشید هرشایعه ای را درمورد هرشخص که به اثبات نرسیده است ،هووجنجال راه نیندازید وافترا وبهتان نگوئید وآبروی اشخاص رابی جهت نریزید که آبرویتان باهمین دروغبافی ها ریخته شد.

      بیش ازاین ناظران گرامی را تصدیع ننمایم
      مصلح

       
      • آقای مصلح متاسفانه شما هم مثل آنانکه خوابند یا خود را به خواب زده اند،می مانید. آن آقای لاریجانی محبوب شما 400 حلقه چاه عمیق بدون مجوز ار سازمان آب و ادارات مربوط در آن مناطق،زده است. در صورتی ساکنان حلی ورامین و کسانی که زندگیشان به آن ابها بستگی تام دارد، در همان زمان هرچه تلاش میکردند اجازه حفر یک حلقه چاه عمیق بگیرند،هیچ کس جوابشان را هم نمی داد. اولویت با آنان بود، نه آقای لاریجانی متجاوز، تازه فکر می کنی سرمایه آن را از اموال پدرش تامین کرده، یا از بیت المالی که باید در خدمت مستضعفین باشد. این قدیر دلتان برای اسلام نسوزد، این جور که پیش می رود ، چیزی از آن باقی نخواهد ماند، بروید این حرفها را به آنانی بگویید ، که وا اسلاما می کنند ، اما خود شیطان هسنتد، آنان مسئول این همه بدبختی می باشند ،نه نوری زادها…

         
  12. حالا ايشان با اين همه خلاف و دزدي و… نامه به نخست وزير پاك امام خميني در زمان 8 سال جنگ تحميلي مي نويسد و
    خوش خدمتي ميكند . با اين حال مهندس مير حسين گفته بود اگر نامه به دستش برسد جواب را مغتنم مي شمارم . چقدر عزت و بزرگ منشي .خدا از حصر و ظلم اين عزيزان را نجات دهند.

     
  13. اشکال تاریخی این جماعت روحانی متکلم وحده بودنشان در طول تاریخ است ! در طول تاریخ در هر جماعتی اینها سخن پراکنده اند چون بر منبر بوده اند و آداب پای منبر نشینی سکوت محض و توجه به خطابه خطیب است لذا هیچ گاه این جماعت فرصت اصلاح پیدا نکرده اند ! مثلا اگر به اشتباه 2 ضربدر 2 را بر منبر 16 گفته باشند و این خطابه را در میان جماعت استاتید ریاضی گفته باشند به رسم غلط این دوران اساتید گرچه میدانستند جواب 4 بوده و این واعظ اشتباه محاسبه کرده کسی دم بر نیاورده ! میگی نه انجمن ریاضی شهرتان را دعوت کنید امام جمعه شهرتان را بر منبر بفرستید و این محاسبه را بکند ! ببینید چند معترض پیدا میشود ! بسیار دیده ایم که فلان خطیب حالا با هر مسولیت از امام جمعه گرفته تا رییس جمهور در جمعی از نخبگان سیاسی اجتماعی و اقتصادی قرار گرفته و نسخه های اشتباه سیاسی اجتماعی و اقتصادی را خطابه فرموده و هیچ کس جیکش در نیامده ! شاید در دل خندیده باشند ولی برای اصلاح آن خطیب داد سخن در نیاورده ! عزیزان تا جامعه در دست کسانی است که متکلم وحده هستند پس اصلاحی را منتظر نباشید ! نمیگویم عمدی در کار مسولان است خدای ناکرده ! خیر ! میگویم این بنده خدا چیزی را به اشتباه فهمیده باشد و به اشتباه عنوان کند میشه وحی منزل ! و کسی جرات اصلاح کردن او را ندارد ! این است که اشتباه سیستماتیک میشود ! این معلم اخلاق هم شاید نداند که دست بردن به زمین خواری اشتباهیست مهلک ! آیا به غیر نوریزاد کسی شناسنامه دار جرات عنوان کردنش را داشته ! خیر ! به حرفایی که بین مردم زده میشه و معلوم نیست که گفته که شنیده اعتنا نکنید ! این مثل همان در دل خندیدن است ! اینکه فردی شناسنامه دار این حرف را بزند مهم است ! آقایان شناسنامه دار ! روزنامه نگار ، خطیب ، آیت الله ، معلم ، استاد ! تا زمانی که اشتباه مسولان را فریاد نزنید آش همان و کاسه همان خواهد بود !

     
  14. سلام بر فائزه ی عزیز ما
    فدای مهربانی ات . آرزو مندم همه ی پسران و دختران این سرزمین نیک روز و بلند اختر باشند و دیگر بر خود و فرزندانشان روا ندارند آنچه ما و پدران و مادرانمان بر خود روا داشته ایم . به امید حاکمیت انسانیت .

     
  15. سلام بر پدرم نوری زاد
    حتما پدرم ، چشم .
    پسر هنوز نیامده ام پیشاپیش روی شما را میبوسد.

     
  16. با درودي ديكر بر ازاديخواهي و صلح جويي و اقاي نوريزاد همكاران و كاربران سايتش و كليه هموطنان ارجمند، با رباعي خيام مطلب امروز را اغاز كنم { قومي متفكرند اندر ره دين / قومي دكر فتاده در شك و يقين } { ترسم كه منادي بناكاه برايد ز كمين / كه اي بيخبران ره نه ان است و نه اين } دوستان بر خلاف تصور إنهائي كه دنياي غرب را نديده اند همان كونه كه امكانات رفاهي و دليل براي شادي و مسرت هست خيلي إز مواقع هم حال و دل و دماغ آنسان كرفته خصوصا ما ايرانيها كه بيش إز حد عاطفي و وآبسته هستيم، اما وجدانا إز ديروز كه افاضات أعلم الهدا و احمد خاتمي را در نمايش نماز جمعه شنيدم اينقدر نخنديدم، ما كه اجري نداريم اجرتان با ولي فقيح – عجب حكايتي ست اين بردن مردم به بهشت، يكي كفته به زور شلاق نميشه مردم را به بهشت برد، احمد خاتمي در جواب كفته غلط ميكنيد كه جلوي اعزام مردم به انجا را مي كيريد و اعلم الهدا كه يه مقدار خرج توبخانه أش را بيشتر كرده و فرموده كه شلاق كه هيج بدتر إز شلاق هم براي فرستادن به بهشت استفاده مي كنيم ظاهرا هم محكم باي حرفهايش ايستاده، اقاي نوريزاد شما جواب بدين تكليف مردمي كه اصلا نمي خواهند به بهشت بروند جه مي شود؟

     
  17. گرگها هیچ گاه سیر نمی شوند . گوسفندان هیچ وقت عاقل نمی شوند . پس دیگر حرفی باقی نمی ماند .

     
    • با درود بر محمد نوری زاد!

      شاید رمز تکامل روح انسان در زندگی زمینی هم همین باشد که
      به دنیا بیائی و نه گرگ باشی و نه گوسفند بلکه مثل یک انسان زندگی کنی!
      البته که اینگونه بودن سخت است اما غیرممکن نیست
      فقط نیازمند آگاهی از فرو شدنهای مکرر در این دو نقش است و اینکه بالاخره
      به جائی برسی که دیگر از بازی کردن در این دو نقش حالت تهوع پیدا کنی
      و به این درک درونی برسی که هر دوی این نقشها موجب تحقیر جایگاه انسان است!

       
  18. امام جمعه مشهد: ماموریت حکومت به بهشت بردن مردم است حتی اگر به زور شلاق باشد

    بهشتت را نمیخواهم،
    ای پیغمبر جهل و تباهی ها
    من از بوسیدن دست خدایان تو بیزارم

    که من در آفرینش، از خدای دیگری هستم
    خدای من ،
    مرا آزاد چون پروانه ها، در گلشن هستی ،
    به دور نور شمع خود ، رهائی داد
    تا تنها برای او، خودم با میل خود،
    بر آستانش سر فرود آرم
    و جنت، یاکه دوزخ را
    بدست خود ، برای خود بنا سازم.

    بهشتت را نمیخواهم
    که تو هستی امام مکتب وآرونه ها ،
    یعنی پلیدی ها
    خدای زشتی و مردم فریبی ، قتل انسانها

    خدای من ، خدای مهربانی هاست
    نشسته در میان شبنم اشک یتیمانی
    که تو سرمایه و هستی اورا زیر و رور کردی

    خدای من بعد از خلقتم ،
    صد بارک الله را طلب فرمود
    و نامم را،
    بگفت فرزند آدم هستی ای انسان،
    نه مشتی از خس و خاشاک

    بهشتی را که تو پیغمبرش باشی نمیخواهم.
    من از بوسیدن دست خدایان تو بیزارم

     
  19. تقدیم به نوری زاد عزیز

    گر تیغ بارد در کوی آن ماه گردن نهادیم الحکم لله
    آیین تقوا ما نیز دانیم لیکن چه چاره با بخت گمراه
    ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم یا جام باده یا قصه کوتاه
    من رند و عاشق در موسم گل آنگاه توبه استغفرالله
    مهر تو عکسی بر ما نیفکند آیینه رویا آه از دلت آه
    الصبر مر و العمر فان ی یا لیت شعری حتام القاه
    حافظ چه نالی گر وصل خواهی خون بایدت خورد در گاه و بی‌گاه

     
  20. درود به آقای محمد(کاوه)نوری زاد
    وهمه همکاران گرامی شما که همت بخرج دادید وزحمت کشیدید واین وب سایت اطلاع رسانی وبحث آزاد را به راه انداختید و هدایت می نمائید.

    از نوشتن چند سطری و افشاء دزدی های آیت الله حائری وفرزندان ایشان بسیار بسیار متشکرم . مشت نمونه خروار است

    ماهیت آخوند ها فرزانگی وانسانیت نیست. این جماعت 1400 سال است که به دروغگوئی و مکر و مغلطه و مفتخوری عادت کرده اند ومردم ساده ودینی ایران را مسخ وشتستوی مغزی کرده اند. با بلغور کردن جملات عربی و ترس از جهنم وطمع به بهشت وحوری ( از صدر اسلام همه شکم پاره وزن باره بوده اند توجه شما را به تاریخ تعداد زنان آنان جلب می کنم ) بعنوان خمس وزکات وحق امام وتأسیس امامزاده های مختلف ، مردم را سر و کیسه کرده اند
    وحالا هم که با گول زدن و فریب مردم تمام در آمد این مملکت بدستشان افتاده است وچپاول وغارت می کنند وتکه استخوانی به طرف چاپلوسان ،سپاه ، بسیج و چماقداران پرتاب می کنند.

    جامعه استبداد و بلا زده ایران احتیاج مبرمی به روشنگری وافشاء دزدان و ریاکاران و شناخت از ادیان ابراهیمی وبویژه دین اسلام دارد وبا ارائه واقیعیت های تاریخی میتوانیم بهتر ماهیت آخوند ها را بشناسیم . از دیدگاه من ، شاید افراطی تلقی شود
    ببخشید ! آخوند بد وخوب وجود ندارد. در تحلیل نهائی همه به یک نوعی از یک کاسه تغذیه می کنند و بنده الله مدینه هستند وآزادی اندیشه و آزادمنشی در ذهنیت آن ها رسوخ نمی کند.

    تندرست وموفق باشید
    وتشکر برای امکان ودرج دیدگاه دگری در وب سایتتان

     
  21. سلام آقای نوریزاد
    از طریق سایت شما میخو اهم به آقای علم الهدی بگویم که اگر شما به بهشت بروید من ترجیح میدهم به جهنم بروم و روی افرادی مثل شما را نبینم البته اگر ایشان به بهشت بروند در عدالت خدا باید شک کرد .
    خدا همیشه یاورتان باشد

     
  22. این همه دزدی این همه کلاهبرداری این همه زد و بند این همه فساد مالی زیر پرچم اقتصاد اسلامی. تمام گزینه ها و منتخب هایکه عقیدتی دینی بودند. عزت مردم ایران بدون ملاها و شیوخ امکان پذیر است

     
  23. با سلام

    در ارتباط با موضوع بحث اين حديث رسول اكرم صلى الله عليه وآله وسلّم حائز اهميت است

    قسمتي ازيك حديث طولاني كه مخاطب حضرت رسول صحابي جليل القدر عبدالله بن مسعود رضي الله عنه مى باشد

    ………………….

    يا ابن مسعود علماؤهم وفقهاؤهم خونة ، فجرة ، ألا إنهم أشرار خلق الله وكذلك أتباعهم ومن يأتيهم ويأخذمنهم ويحبهم ويجالسهم ويشاورهم أشرار خلق الله ، يدخلهم نارجهنم ” صم بكم عمي فهم لايرجعون ” ( 6 ) ” ونحشر هم يوم القيمة على وجوهم عميا وبكما وصما مأويهم جهنم كلما خبت زدنا هم سعيرا ” ( 7 ) ” كلما نضجت جلو دهم
    ____________________________________________________

    ( 6 ) البقرة : 17 .
    ( 7 ) الاسراء : 97 : والخبوت : سكون النار .

    بدلنا هم جلودا غيرها ليذوقوا العذاب ” ( 1 ) ” وإذا القوا فيها سمعوا لها شهيقا وهي تفور * تكاد تميز من الغيظ ” ( 2 ) ” كلما أرادوا أن يخرجوا منها من غم اعيدوا فيها و [ قيل لهم ] ذوقوا عذاب الحريق ” ( 3 ) ” لهم فيها زفير وهم فيها لا يسمعون ” ( 4 ) يدعون أنهم على ديني وسنتي ومنها جي وشرايعي أنهم مني براء وأنا منهم برئ .
    يا ابن مسعود لا تجالسوهم في الملا ولا تبايعوهم في الاسواق ولا تهدوهم الطريق ولا تسقوهم الماء قال الله تعالى : ” من كان يريد الحيوة الدنيا وزينتها نوف إليهم أعمالهم فيها وهم فيها لا يبخسون – الآية ” ( 5 ) يقول الله تعالى : ” من كان يريد حرث الدنيا نؤته منها وماله في الآخرة من نصيب ” ( 6 ) .
    يا ابن مسعود ما بلوا امتي بينهم العداوة والبغضاء والجدال اولئك أذلاء هذه الامة في دنيا هم والذي بعثني بالحق ليخسفن الله بهم ويمسخهم قردة وخنازير .
    قال : فبكى رسول الله وبكينا لبكائه وقلنا : يا رسول الله ما يبكيك قال رحمة للاشقياء يقول الله تعالى : ” ولو ترى إذ فزعوا فلا فوت واخذوا من مكان قريب ” ( 7 ) يعني العلماء والفقهاء .

    …………………………..

    بنده تا كنون حديثي به اين شدت وغلظت در ذمّ و انتقاد بسيار شديد از علماء وفقهاء نديده ام

    ترجمة:اي ابن مسعود ..علماء وفقهاء آن زمان خائن وفاجر هستند

    آنان و پیروانشان بدترين خلق خدا هستند وهمچنین كساني كه آنها را دوست مي دارند و با آنها حشر ونشر دارند

    جزاي آنها آتش جهنم است و روز قيامت كور وكر وگنگ محشور مي شوند

    يدعون أنهم على ديني وسنتي ومنها جي وشرايعي أنهم مني براء وأنا منهم برئ .

    ادعا مي كنند كه بر دين وسنت و راه وروش من وشريعت من هستند آنان بر دين من نيستند ومن از آنها بيزارم

    و سرانجام شرم آوري در انتظار آنان است

    خسف ومسخ به صورت ميمون وخوك …………..

     
  24. سلام استاد وقتی اون قسمت از مطلب شیرازتون که گفته بودید دختر 17 ساله و پدرش رو به جرم بهایی بودن اعدام کردن خوندم اتیش گرفتم شروع کردم به توهین به این حکومت که دین ندارن انسانیت ندارن اینا دیگه چه موجوداتی هستن یک دفعه به یاد داستان حضرت علی افتادم که میگن اونایی رو که اون رو خدا می دیدن همه رو کشت با خودم فکر کردم پس اینا هم مثل امامشون دارن عمل می کنن هرکس اگه دینی که اونا می خوان رو قبول نکنه حتی اگه به کسی اسیبی نزده باشه باید کشت بر خلاف انسانید بعد این فکر شروع به توهین به دینم کردم بعدم از لج با خدادعوا کردم که ای بابا هزاران ساله هر دین مسخره ای به نام تو قربونی می کنه خون می ریزه واسه رضایت تو و تو ساکتی اصلا هستی ؟اقای دست غیب رو دوست داشتم اما با سوالی که از شما کرده در سفرتون به شیراز فهمیدم جمله خودم درسته که( اخوند خوب اخونده مرده است.)مذهبیون از هر دینی نباید به حکومت برسند چون تاقط دیدن رشد دین دیر رو ندارند و مردم رو به خرافات می کشند.یعنی همه نگرانی ایشان به بوسه زدن شما بر پای یه کودک خلاصه می شد؟ اصلا گیرم شما دین شیعه رو رها کرده بی دین شده باشید این دین چه دارد که بشود به ان افتخار کرد مگر نه این است که 35 سال است که شیعه بر کشور حاکم است و مارا بدبخت کرده.من خود شیعه هستم ولی دیگر از ایمانم چیزی نمانده منی که مسجدم ترک نمی شد.چگونه می شود از برده داری امامان شیعه دفاع کرد.چرا کورش هخامنشی 3000 سال قبل برده داری را منع و … را به جهان اموخته اما امامان ما بعد هزار سال برده داری را منع نکردند مگر نه این است که امام دوازده ما حاصل خرید یک زن برده است چگونه ما از چند زنی و کنیزهای امامانمان می توانیم دفاع کنیم.من جز به انسانیت که در درونم هست دیگر به دینی نیستم خدا هم اگر با این دینهاست من با او نیستم ولی فکر نمی کنم خدا با اینا باشد چون او سالهاست که سکوت کرده و هر کس از زبان او سخن می راند حتا پیامبران چگونه است حضرت ادم به هفت هزار سال بر می گردد ولی انسان های پیدا شده به سالها قبل تر از حضرت ادم.چگونه است که برای سرزمین نکبت زده فلستین مانند سرزمین ما که هر چهار قدم یک امامزاده روئیده ،هر چهار قدم یک پیامبر ارمیده ولی برای سرخپوستان امریکا و بومیان استرالیا و جنگل های انبوه شرق اسیا پیامبری نرفته؟دین لعنتی چیست که انسان را به چنان پستی می کشد که یک دختر بچه را که سنبل معصومیت و پاکی و زیبایی و انسانیت و بشریت و مادر بودن و زندگی است می کشد و توقع پاداش بهشت را نیز در سر می پروراند ای خراب شود ان بهشت و جهنم لعنتیت که ما را بدبخت کردیییییییییییییی.حالم خراب است باید به در بگویم که دیوار بشنود.چه زیبا گفته بودی که ما اگر می خواهیم پشیمان نشویم باید انسانیت را برکشیم نه هیچ مذهبی را.امید که مادر طبیعت قدمهایت را نیرو قلمت را بصیرتی نابغه گونه و راهت را اسان گرداند با تشکر بسیار اگه وقت مجالتان داد پاسختان را انتظار می کشم

     
  25. تقدیم به نوری زاد جناب آقا مرتضی و آقا مصلح

    آخوندها اسلام را خراب کرده اند!

    این حکومت ربطی به اسلام ندارد.

    اسلام به ذات خود ندارد عیبی، هرچه عیب است از مسلمانی ماست! اسلام خودش مشکلی نداره، این آخوند ها خرابش کرده اند، اسلام ربطی به آخوند نداره، اینها برای خودشون همه چیز رو عوض کرده اند! حکومت جمهوری اسلامی یک حکومت اسلامی نیست!

    این یکی از رایج ترین سفسطه های رایچ در بین مسلمانان است. مسلمانان از تاریخ عملی دین خود فرار میکنند، زیرا این تاریخ به قدری وحشتناک و زشت است و این کارنامه بقدری سیاه است که آبرویی برای اسلام نمیگذارد. در 1400 سال گذشته هیچوقت و در هیچ یک از سرزمینهایی که مسلمانان در آنجا اکثریت بوده اند، اسلامگرایان نتوانسته اند یک نظام مردمسالار و انسان محور را پدید بیاورند که بتوانند به وجود آن افتخار کنند و آنرا نشانه ای از ایده آل خود بدانند. بلکه همواره اسلامگرایان شعار حکومت اسلامی را میدهند و بعد از اجرای قوانین غیر کاربردی و روشهای نابخردانه اسلامی مشاهده میکنند که گند به بار آورده اند، و بعد از آن ادعا میکنند که این اسلام نبوده است، اشکال از ما بوده است.

    پرسش اساسی این است که، دینی که 1400 سال نتوان آنرا پیاده کرد و پیاده شدن آن تنها حکومتهای فاشیستی و ظالم را پدید آورده است، آیا دینی کاربردی است؟ اندیشه ای که به مدت 1400 سال در بیش از 20 کشور اسلامی به بوته آزمایش گذاشته شود و در امتحان خود رد شود آیا اندیشه ای بدرد نخور و مزخرف نیست؟ چگونه است که اسلامگرایان اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی را سمبل کمونیسم میدانند و نابود شدن آنرا نشان بی ارزش بودن عقاید کمونیستی میدانند، اما نابودی و فلاکتی که اسلام در تمام مدت حیات خود به بار آورده است و نتیجه رقت آوری را که همیشه در اثر اجرا کردن قوانین اسلامی حاصل میشود را نشان غیر کاربردی و بدرد بخور نبودن عقاید دینی خود نمیدانند؟

    اشکال کار اینجا است که مسلمانانی که این ادعا را میکنند اسلام را نمیشناسند. این افراد تنها نام ایده آل های خود را اسلام میگذارند، اسلام را به رنگ افکار خود میبینند، نه اینکه خود رنگ اسلام بگیرند. براستی به افرادی که به نظام آیت الله ها که هرکدام چند دهه را به تحصیل و تدریس علوم دینی پرداخته اند، اتهام نفمیدن اسلام را میزنند باید چه گفت؟ چگونه ممکن است شخصی که خود را روشنفکر میداند، چون ریش و پشم ندارد و یا روسری و چادر ندارد، و یا اینکه مشروب میخورد و یا دوست پسر و دوست دختر دارد، شخصی که در تمام عمر خود به اندازه انگشتان دستش در مورد اسلام کتاب نخوانده، افرادی مثل آیت الله مطهری را که بیش از 50 کتاب راجع به اسلام نوشته است، متهم به کج فهمی اسلام کنند؟ اشکالی که این افراد دارند این است که از آخوند ها بخاطر ریش بلند آنها و شکم گنده آنها بدشان می آید، لذا اسلام آنها را دروغین میدانند، در حالی که این افراد وجود تخیلاتی مثل امام زمان را مدیون همین آخوند ها و روضه خوان ها هستند و باید بسیار ممنون و شاکر آقایان علمای حوزه علمیه قم بدانند، زیرا اکثر مفاهیمی که از آنها برای دفاع از اسلام سود میبرند ساخته و پرداخته همان آخوندها هستند، و این آخوندها هستند که دین آنها را تئوریزه کرده اند و این لقمه جویده شده را در دهان آنها گذاشته اند.

    از این گذشته این افراد دیدگاهی شبهه-نژادپرستانه نسبت به آخوند دارند، به گونه ای صحبت میکنند گویا که این لباس آخوندی معجزه میکند و مغز انسان را مختل میکند، هرکس این لباس را بپوشد تبدیل به آدمکش و دزد و جانی خرافی میشود. این افراد از این واقعیت غافل هستند که آخوند اسلام را خراب نکرده است بلکه اسلام آخوند را خراب کرده است. آخوند نیز یک انسان است با این تفاوت که اسلامگرایی حرفه ای است و اسلامگرایی شغل و تخصص او حساب میشود. آخوند یک دانشمند اسلامی است. هرکس دیگر نیز با اسلام به اندازه آخوندها که در این زمینه تحصیلات رسمی دارند آشنا شود به موجودی پست و نفرت انگیز همچون آخوند تبدیل میشود، کسی که عربی بیاموزد و با تفسیر و حدیث و فلسفه اسلامی و اخلاق اسلامی آشنایی علمی داشته باشد و در این زمینه مطالعه دقیق زیر نظر استاد انجام داده باشد خودبه خود یک آخوند میشود. بدون توجه به اینکه لباس آخوندی را بپوشد یا نپوشد. آخوند منفور است زیرا اسلامگرایی حقیقی است، اگر آخوندی اسلام را کنار بگذارد به انسانی مانند انسانهای دیگر تبدیل میشود، از این گذشته اگر آخوندها را با پیامبر اسلام و یا امام علی مقایسه کنیم و رفتارهای آنها را در کنار یکدیگر بگذاریم خواهیم دید که رفتار آخوندها اگر انسانی تر و بهتر از این دو نباشد، معمولاً بدتر از آنها نیست و آخوند منهای اسلام یک موجود قابل احترام است.

    متاسفانه بسیاری از مردم ایران از اسلام تصوری کاملا خیالی و غیر واقعی در ذهن دارند، این اشخاص بدون اینکه بدانند اسلام چیست و قرآن چه میگوید و پیامبر اسلام چه کرده است و چه نکرده است، تنها نام زیباترین تفکرات و ایده آل های خودشان را اسلام میگذارند، و وقتی میگویند اسلام واقعی منظورشان آن اسلامی نیست که قرآن می آموزد و محمد پیامبرش است، بلکه منظورشان اسلامیست که خودشان پیامبر آن هستند و از تخیلات و ایده آل های خود آنرا در ذهن پرورانده اند. هرچه زیبایی است به اسلام نسبت میدهند و هرچه زشتی است اسلام را از آن بری میدانند و این مطلق اندیشی و جزمیت است که این قوم را به اوج جهالت میرساند. این درحالی است که روش علمی و درست مطالعه یک اندیشه هرگز اینگونه نیست، ما برای درک یک اندیشه باید تمایلات خود را کنار گذاشته و فرضیات پیشین خود را ابطال پذیر فرض کرده، آنگاه به سراغ آن اندیشه برویم، و جوهر آنرا درک کنید، حال اگر این جوهر صحیح (و نه لزوماً خوش آیند) است آنرا پذیرفته و در غیر اینصورت آنرا رد کنید.

    از همان اولین روزهای ظهور اسلام در جزيره العرب، اسلام فرم سیاسی داشته است تا به همین امروز، بعد از محمد که خود حکومت اسلامی تشکیل داد تا زمان ابوبکر، عمر، عثمان،علی، بنی امیه، بنی عباس و تمامی سالهایی که ترکها، عربها، افغانها و مغولها بر ایران حکومت کرده اند همواره اسلام نقش اساسی داشته و خیلی از قوانین و مفاهیم اسلامی پیاده ميشده است، مگر در دورانهای بسیار کوتاه مدتی مثل دوران نادر شاه و یا امیرکبیر و اواخر دوران محمد رضا شاه و اواخر دوران محمد رضا شاه. اما مسلمانان هیچ کدام از اینها حکومت ها و حاکمین را مسلمان یا اسلامی نمیدانند، البته جای شکرش باقی است که حداقل عده ای از اسلامگرایان حداقل حکومت جمهوری اسلامی را اسلامی و بنیانگذار آن روح الله خمینی (اولین نماینده خداوند بر روی زمین بعد از 1400 سال) را مسلمان میدانند! دلیلی که پشت این قضیه وجود دارد این است که تاریخ این حکومتها و حاکمین بقدری کثیف و زشت و ناپسند است که اکثر مسلمانان از بر عهده گیری این حقیقت که این افراد مسلمان بوده اند وحشت دارند!

    اسلامی بودن جمهوری اسلامی را در دو عرصه تئوری و عملی میتوان سنجید. حکومت جمهوری اسلامی کاملا از لحاظ تئوری بر اساس قوانین اسلامی بنا نهاده شده است، کسانی که به این مسئله شک دارند میتوانند اصول اسلامی قوانین اساسی نظام خلافت اسلامی را مطالعه کنند و ببینند که تمام چهارچوب های این حکومت مبتنی بر اسلام است، کلمه اسلام در این 177 اصل بیش از 150 بار کلمه اسلام استفاده شده است، یعنی حدودا در 85% اصول قوانین اساسی کلمه اسلام استفاده شده است، لذا قوانین و نرم افزار حکومت جمهوری اسلامی کاملاً اسلامی هستند. از طرفی دیگر مراجع دینی در نظارت بر این حکومت نقش اساسی دارند، نیمی از شورای نگهبان را فقها تشکیل میدهند و این فقها بر کلیه امور انتخاباتی و همخوان بودن قوانین مجلس با اصول اسلامی نظارت مستقیم دارند، لذا در تولید نرم افزار های حکومت نیز از در تئوری این حکومت کاملاً اسلامی است. تمامی قوانین وحشیانه ای که در جمهوری اسلامی بکار برده میشوند که نمونه هایی از آنها را میتوانید در کتاب مجموعه قوانين مجازات اسلامی گردآورنده بیابید، بطور مستقیم از اصول فقهی اسلامی گرفته شده اند.

    اما در عرصه عمل چگونه باید در مورد جمهوری اسلامی حکم داد؟ چگونه میتوان دانست که این حکومت بر اساس قوانین و اصول اسلامی رفتار کرده است یا نه؟ برخی از قوانین و اصول اسلامی به دلیل اینکه بعضاً بسیار مضحک و نابخردانه هستند اساساً قابل پیاده شدن نیستند، بعنوان مثال مسئله حرمت ربا را در نظر بگیرید. اگر قرار باشد ربا حذف شود اصولا اقتصاد یک کشور ویران میشود و نظام بانکی آن کشور مختل میشود، از همین رو است که پیاده کردن چنین قانون بی خردانه ای اساسا میسر نیست و همواره باید برای آن بهانه تراشید و به روشهایی نشان داد که بهره بانکی و سود سپرده و غیره مغایرتی با اسلام ندارند، درحالی که میدانیم اینگونه نیست. لذا از هیچ حکومتی نمیتوان انتظار داشت اسلام را بطور دقیق پیاده کند.

    از این گذشته اساساً اسلام چیست که کسی بخواهد آنرا پیاده کند یا نکند؟ همانگونه که گفته شد دیدگاه عوام نسبت به اسلام بسیار آرمانگرایانه است، این افراد هرآنچه خود نیک میدانند به اسلام میچسبانند و هرآنچه نیک نمیپندارند آنرا بی ارتباط با اسلام میدانند. به همین دلیل ده ها و هزاران و میلیونها تفسیر مختلف از اسلام وجود دارد. اسلام در حقیقت خود نمیتواند بیش از یک معنی و اسلوب و روش باشد اما به دلیل بی در و پیکر بودن و مبهم بودن و مبین نبودن اسلام، هزاران و ده ها فرقه و روش و قرائت مختلف از اسلام وجود دارد. حال هرکدام از این قرائتهای مختلف قرار باشد پیاده شود، از آنجا که همه این قرائت ها به دلیل وجود مشترکات بسیار بسیار مضر و ناکار آمد، همیشه در عرصه عمل با شکستی مفتضحانه روبرو میشوند، باقی مسلمانان که برداشت و قرائی متفاوت با این برداشت پیاده شده داشته اند، خواهند گفت که آن اسلام، اسلام واقعی نبوده است.

    جدا از اینکه آنچه مسلمان میکند و آنچه اسلام است میتواند متفاوت باشد، اما تاریخ اسلام مسلماً آن چیزیست که مسلمین انجام داده اند! بنابر این تاریخ اعمال زشت و پلید اسلامگرایان را ثبت کرده است و در جلوی ما گذاشته است و ما خود در عصری زندگی میکنیم که پلیدی و زشتی آنچه دانشمندان اسلامی انجام داده اند را شاهد بوده ایم! حال مسلمانان بسیار تلاش دارند تاریخ اسلام را از ماهیت اسلام جدا کنند و به شدت معتقدند تاریخ اسلام ربطی به اسلام ندارد، و حتی جنایات امام علی و محمد و عمر و بعدها بنی امیه و بنی عباس و…. تا سر انجام دستگاه خلافت اسلامی خمینی ربطی به اسلام نداشته و ندارند. چرا ندارند؟ آیا آنچه امروز وضعیت مسلمانان است نتیجه تربیت و محیطی نیست که اسلام برایشان پدید آورده؟ فصل مشترک تمامی کشورهای اسلامی که در فقر و فلاکت و بدبختی یکی بدتر از دیگری هستند چه چیزی به غیر از اسلام میتواند باشد؟ آیا غیر از این است که درهر کشوری که اسلام وجود دارد از دموکراسی و حقوق بشر خبری نیست؟

    حال برداشت واقعی اسلامگرایانی که از تاریخ اسلام فرار میکنند از اسلام چیست که اسلام خود را اسلامی و بقیه اسلام ها را غیر اسلامی میدانند؟ خود تفسیری دیگر و قرائتی دیگر با اندکی تفاوت با اسلامی که پیاده شده است. از همین رو است که تمام مسلمانان تنها خود را مسلمان واقعی میدانند و باقی مسلمانان را به شرک، کفر و نفاق و داخل کردن امیال شخصی در قرائت آنها از اسلام متهم میکنند. همه گمان میکنند که تنها خود آنان به اسلام راستین دست یافته اند و باقی از این گنجینه بدور هستند. جالب است بی پایه و اساس بودن اسلام تا حدی است که اختلافات بسیار فاحش در برخی موارد دیده میشود. مثلا عده ای معتقد به ازدواج موقتی هستند اما عده ای آنرا زنا میدانند. عده ای معتقدند تئوری تکامل با قرآن سازگار است، عده ای این عقیده را باطل میدانند و حتی در هر مذهب و فرقه ای نیز اختلافات شدید وجود دارد. این است که در کل هیچ چیز مشخصی بعنوان اسلام وجود ندارد. اسلام یک دین بدون چهارچوب های مشخص و با ستون های تق و لق است.

    مسلمانان هر روز نماز میخوانند، اما در مورد روش خواندن این نماز با یکدیگر اختلاف نظر دارند. پیامبر اسلام 23 سال پیامبری کرده است یعنی تقریباً 8000 هزار روز زندگی کرده است، و در اگر روزی 5 بار نماز خوانده باشد در کل 40 هزار بار نماز خوانده است، و هر نماز نیز چند رکعت بوده است، اما مسلمانان هنوز سر این مسئله با یکدیگر اختلاف نظر دارند که آیا دستهای محمد هنگام نماز خواندن جمع بوده است یا آویخته بوده است، آیا بر روی مهر نماز میخوانده است یا نه. و حال آنکه نماز ستون دین است، وقتی اساسی ترین مسئله و ستون یک دین اینقدر تق و لغ باشد، چه انتظاری میتوان از سایر مسائل داشت؟

    شاید یکی از راهکارهایی که بتوان برای حل این مشکل از دیدگاه سکولار یافت این باشد که اسلامی را ملاک اسلام بدانیم که قرائت اکثریت اسلامگرایان کشورمان است. و آن اسلام بدون شک اسلام سنتی، یعنی همان اسلامی است که در حوزه ها و توسط آیت الله ه و حجت الاسلامها و در یک کلام آخوندها، تئوریزه، تبلیغ و پیاده میشود. اکثریت مردم همان برداشتی از اسلام را دارند که آخوندها دارند، یعنی برداشت سنتی شیعه دوازده امامی. باید توجه کرد که این انتخاب به معنی اسلام اصیل خواندن این قرائت و برداشت از اسلام نیست، بلکه به این معنی است که اگر قرار باشد اسلامی در این مملکت پیاده شود، قطعاً نظر اکثریت اسلامگرایان ملاک تعریف این اسلام خواهد بود، و آشکار است که تعداد اینگونه اسلامگرایان بسیار بسیار بیشتر از تعداد اسلامگرایانی است که اسلام سنتی را قبول ندارند و مدعی برداشتی جدید و صحیح تر از دین هستند. اگر قرار باشد اسلامی در ایران پیاده شود مطمئناً از آخوندها و آیت الله ها کسی تخصص و علم بیشتری در این زمینه نخواهد داشت و حرف آنها نهایتاً بر کرسی خواهد نشست و همین افراد خبیث و د بشر هستند که باید حکومت شیعه را بگردانند، و البته این جدا از این مسئله است که برداشت اسلامگرایان سنتی (آخوندها) از دین در واقع علی رغم بسیار ضد بشر بودن و غیر انسانی بودن آن، برداشت و قرائتی کاملاً خالصانه و علمی و بدون دخالت امیال از منابع اسلام (قرآن و حدیث) است که توسط هزاران دانشمند و محدث و فیلسوف و فقیه و مفسر تا به امروز در کلاسهای درس و مباحث و مناظرات مختلف توسعه یافته شده است و به شکل امروزی خود رسیده است، و این قرائت از اسلام واقعاً از اصالت و قدرت بسیار بسیار بیشتری نسبت به سایر قرائتهای اشخاصی که خود را «روشنفکر» دینی میدانند برخوردار است، و اسلامی است.

    از کسانیکه مدعی پیاده نشدن دین اسلام در طول تاریخ هستند و برداشت سنتی را قبول ندارند باید پرسید که، اگر اسلام اندیشه ایست که 1400 سال است وجود دارد، و در این همه کشور مسلمان دنیا در طول این مدت وجود داشته و همانطور که خود مسلمانان معترف هستند نتیجه خوبی نداده و هیچ کدام از چنین جوامع اسلامی را به سعادت نرسانده است، و کشورهای اسلامی همه فقیر و جهان سومی و استبدادی و یکی بدبخت تر از دیگری هستند، آیا این بدان معنی نیست که این اندیشه غیر قابل اجرا و بدرد نخور است؟! آیا نباید اندیشه ای که چنین نتایج وحشتناکی را بوجود آورده است و هرجا به قدرت رسیده است اختناق و فقر و پلیدی به بار آورده است را مضر خواند و آنرا دور انداخت؟ آیا بهتر نیست دنبال مفاهیمی باشیم که قابل اجرا باشند؟ و حداقل به کرات نتایج بد ببار نیاورده باشند؟ اگر این همه آدم در این همه کشور دنیا نتوانسته اند اسلام را پیاده کنند، مسلماً این دسته از اسلامگرایان نیز بر اساس قوانین احتمال ریاضی نخواهید توانست! یا احتمال پیاده شدن اسلامی باب میل این افراد آنقدر کم است که در عرصه عمل این ایدئولوژی آنها کاملا مخرب و غیر مفید است. آن اسلام خیالی که مسلمانان از آن حرف میزنند و مدعی آن هستند در واقع پیاده شدنش تلخ ترین نتایج را بوجود خواهد آورد. خودشان نیز آینرا میدانند، میگویند امام زمان با ظهور خود آنقدر آدم خواهد کشت که تا زیر لگام اسبش یا در برخی از روایات تا زیر گردن اسبش خون جمع خواهد شد! اسلامی تر شدن یک جامعه و یک حکومت یعنی چی؟ اسلامی تر شدن یعنی دست دزد را بیشتر قطع کردن، بیشتر سنگسار کردن، بیشتر حکم ارتداد را پیاده کردن، آیا مسلمانان واقعا اینقدر کودن هستند که فکر میکنند با پیاده شدن بیشتر مفاهیم دینیشان، کشور ما پیشرفت خواهند کرد؟

    نتیجه آنکه اگر قرار باشد پیاده شدن اسلام در جامعه را بسنجیم باید اصل را برداشتی از اسلام قرار دهیم که برداشت اکثریت و معروف به برداشت سنتی از دین است، یعنی همان نظرات آیت الله های انسان ستیز و دایناسور حوزه علمیه قم. با قبول این اصل حال باید دید آیا رفتارهای جمهوری اسلامی کاملاً مبتنی بر این برداشت از دین بوده است یا نه؟

    پاسخ به این سوال نه است، از نظر فقه سنتی ربا حرام است، موسیقی حرام است، زناکار را باید سنگسار کرد، دست و پای دزد را باید برید، مرتد را باید کشت، همجنسگرا را باید کشت، اما این قوانین بقدری نابخردانه و غیر انسانی هستند که به دلیل مبارزات فرهنگی و اجتماعی جامعه ایرانی آیت الله ها هرگز نتوانسته اند آنها را به جامعه تحمیل کنند، از طرفی این قوانین بعضاً بسیار مضر هستند، اما به مرور زمان منسوخ شده و از بین خواهند رفت، لذا پیاده کردن این نوع اسلام پرداخت هزینه های زیادی را میطلبد که جامعه ایرانی حاضر به پرداخت آن نشده است، و ما باید بسیار خوشحال و مغرور باشیم که اجازه نداده ایم اسلامگرایان این قوانین وحشیانه را در کشور ما پیاده کنند.

    اما در برخی از موارد، قوانین و اصول اسلامی نه بطور کامل بلکه بطور ضمنی پیاده شده اند، از آنجمله کشتن و ترور مخالفان اسلام است. از نظر اسلامی کسی که عمل آن غیر اسلامی باشد اما ظاهر وی اسلامی باشد و ادعای اسلامی بودن بکند اما در واقع به کفر نزدیکی بیشتری داشته باشد منافق حساب میشود، یعنی همانگونه که آخوندها سازمان مجاهدین را سازمان منافقین مینامند، سازمان مجاهدین نیز آخوند ها را منافق میداند. و این در تاریخ اسلام بسیار رایج بوده است که گروهی از مسلمانان گروه دیگر را به دلیل اختلافات ایدئولوژیک منافقین و خوارج بنامد و آنها را تار و مار کند. بعبارت دیگر دگر اندیش مسلمان در اسلام سیاسی منافق خوانده میشود. در یک مصاحبه که با آیت الله خلخالی قبل از مرگش انجام شده است وی گفته بود،

    » تازه بود که حاکم شرع شده بودم و بنا داشتم تا با منافقين قاطعانه برخورد کنم. براي خيلي از همکارانم سوال بود که چگونه مي شود اين ها را سر جايشان نشاند. عصر از پيش امام بازگشته بودم و با همراهان و همکاران و محافظانم قرار بود شام را در منزلم بخوريم. داشتيم مي آمديم داخل کوچه منزل که از شيشه ماشين ديدم دوتا بچه پانزده ، شانزده ساله گويا مخفيانه چيزي با هم رد و بدل کردند. دستور دادم بگيرند و بگردندشان ببينم ماجرا چيه. خودم از کيف پسره اين روزنامه مجاهدين را در آوردم. يادم هست فاميلش شريعتي بود از خانواده هاي اسمي قم. همانجا پسره را با گلوله زدم و به همراهانم گفتم اينجوري بايد با اين جانوران برخورد کرد! » خلخالي درست مي گفت . امين شريعتي پانزده ساله به دست او اعدام انقلابي شد و در حالي که به خانواده اش گفته بودند فلان روز از زندان آزاد مي شود ، جنازه نوجوان تحويل خانواده اش شد. به سالي نرسيد که مادرش دق کرد و مرد و پدرش راهي دارالمجانين شد. آيت الله گويي با لحظاتي چنين زندگي مي کرد» منبع

    حال این عمل آیت الله خلخالی که مشابه آن، در این حکومت بسیار اتفاق افتاده است را با آیات زیر مقایسه کنید.

    سوره احزاب آیات 60 و 61

    لَئِن لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا. مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا.

    اگر منافقان و کسانی که در دلهايشان مرضی است و آنها که در مدينه شايعه می پراکنند از کار خود باز نايستند ، تو را بر آنها مسلطمی گردانيم تااز آن پس جز اندکی با تو در شهر همسايه نباشند. اينان لعنت شدگانند هر جا يافته شوند بايد دستگير گردند و به سختی کشته شوند.

    در قرآن تاکید شده است که منافق را باید به سختی کشت، یعنی کشتن معمولی برای این افراد کافی نیست، بلکه باید آنها را بگونه ای سخت و درد آور کشت، آیا این کار آیت الله کاملا بر اساس تعالیم الهی اسلام نبوده است؟ آیا اگر چنین آیاتی که آنها را آیات جنایی قرآن مینامیم، در این کتاب وجود نداشتند چنین اتفاقاتی در کشور ما می افتاد و چنین عباراتی استفاده میشد؟ اینجاست که باید دانست آخوندها از اسلام سوء استفاده نمیکنند بلکه از آن استفاده میکنند، و به نام اسلام جنایت نمیکنند بلکه جنایاتشان مبتنی بر بینش و منش اسلامی است.

    مسئله اینجاست که اگر جنایتی رخ دهد باید دید که آیا این جنایت از روی انتخاب شخصی یک فرد بوده است یا جنایتی است که از یک مکتب فکری و یا روش برخورد و ایدئولوژی و دین و سازمان برخاسته است، اگر پشت جنایتی ایدئولوژی وجود داشته باشد آن جنایت یک جنایت سازمانیافته بشمار خواهد آمد، و در چنین شرایطی علاوه بر مجرم، پرواضح است که باید آن سازمان را نیز محکوم و مجازات کرد. این است که بیهوده نیست اگر بگوییم آخوندها اساساً بیگناه هستند، زیرا تمام جرائم آنها از روی اسلام، این راهنمای آدمکشی و خباثت بوده است، و لذا اگر قرار است این جنایت را محکوم کرد قبل از عاملین به این دسئور العمل ها باید خود دستور العمل یعنی اسلام را محکوم کرد، اگر خوب به تاریخ اسلام دقت کنیم و آثار و کلمات باقیمانده از پیامبر را بررسی کنیم خواهیم دید که انسانهایی همچون بن لادن، خمینی، خلخالی و باقی اسلامگرایان سنتی رفتاری کاملاً مطابق با تاریخ اسلام و رفتار پیامبر اسلام انجام داده اند، و حتی میتوان گفت رفتار آنها بسیار انسانی تر از رفتار پیامبر اسلام بوده است. به نمونه ای دیگر در این زمینه توجه کنید.

    اعدامهای سال 1367 و قتل عام زندانیان سیاسی بدون شک از سیاه ترین برگ های تاریخ سیاسی کشور ما هستند و بدون شک این لکه ننگ بر روی چهره کثیف اسلام سیاسی برای نسلهای آینده باقی خواهد ماند. حال باید دید که آیا این اعدامها و رفتاری که با این افراد شد از روی اصول و روش اسلامی بوده است یا خیر. روش کار این بوده است که از زندانیان پرسش میشده است که ایا اسلام را قبول دارند؟ آیا نماز میخوانند، و آیا گروهک خود را محکوم میکنند یا نه؟ و بعد درصورتی که تشخیص داده میشد شخص اسلامگرا نیست یا باور به این مسائل ندارد وی را اعدام میکردند. البته این اتفاق زمانی افتاد که سازمان مجاهدین عملیات مرصاد و یا فروغ جاویدان را آغاز کرده بود، لذا اگر این افراد علاوه بر مرتد و منافق بودن محارب نیز به شمار میرفتند و حکم محارب و مرتد و منافق در اسلام کاملا مشخص است، تمام آنها را باید بی درنگ کشت، مرتد حتی نباید آفتاب روز بعد را ببیند. منافق را باید با درد کشت، به همین دلیل بوده است که تیر را به گلوی این افراد میزدند تا با زجر و شکنجه بمیرند. محارب را نیز باید کشت.

    این افراد همچنین اسیر به شمار میرفتند، حال این عمل جمهوری اسلامی را با ماجرای بنی قریظه و جنایتی که پیامبر اسلام در مورد این قبیله یهودی انجام داد مقایسه کنید. برای بحث مفصل و شرح کافی از ماجرای بنی قریظه به نوشتاری با فرنام در ماجرای بنی قریظه واقعا چه اتفاقی افتاد؟ مراجعه کنید. بعد از خواندن این نوشتار خواهید دید که رفتار جمهوری اسلامی با این افراد بسیار انسانی تر از رفتار پیامبر با بنی قریظه بوده است، در هر دو مورد اسرای جنگی به دست اسلامگرایان افتاده بودند. رسم اسلامگرایان این است که وقتی کسی را معدوم میکنند زن و بچه او را باید بین خود بعنوان برده و کنیز تسخیر کنند و اموال وی را نیز برای خود مصادره کنند. اما میبینیم که در جمهوری اسلامی چنین اتفاقی نمی افتد، یعنی محارب را بعد از اینکه معدوم میکنند به زن و بچه اش کاری ندارند، اگر قرار بود، اسلام را واقعا پیاده کنند باید زن و بچه اش را هم میان برادران حزب اللهی تقسیم میکردند، لذا بازهم میبینیم که رفتار جمهوری اسلامی با مخالفانش بسیار انسانی تر از رفتار محمد با مخالفانش بوده است. حال آیا این قتل عام از روی اصول اسلامی و مطابق با رفتار پیامبر اسلام بوده است یا خیر؟ همچنین اگر باور ندارید این رفتارها با یکدیگر همگونی دارند و جنایات جمهوری اسلامی الگو برداری شده از جنایات پیامبر اسلام هستند، این اعتراف را از زبان خود آیت الله خمینی در برگی با فرنام «سخنان آیت الله خمینی در مورد یهود بنی قریظه» بشنوید که ایشان نیز کشتارهای آیت الله خلخالی را مشابه آنچه پیامبر اسلام بر سر یهود بنی قریظه آمده است میداند.

    تروریسم از مسائل دیگر اسلامگرایان است، تروریسم در میان تمام طیفها و تفکرهای اسلامی وجود دارد، اساساً نمیتوان گروهی اسلامگرا را یافت که کنار یکدیگر نشسته باشند و حزبی تشکیل داده باشند یا سازمانی را تدارک دیده باشند که تروریست از آب در نیاید. در کشور ما گروه فدائیان اسلام به سرکردگی نواب صفوی یک گروه اسلامگرا و تروریست بود. حسنعلی منصور توسط یک جوان عضو این گروه که کتاب قرآن (راهنمای تروریسم) و عکس خمینی را در جیب داشت ترور شد. گروه دیگر گروه فرقان طرفدار اندیشه های شریعتی بود که گروهی تروریست از آب در آمد، و آیت الله مطهری را ترور کرد. گروه دیگر حزب الله است که ترورهای بیشماری را انجام داد و گروهی تروریست است. گروه اسلامگرای دیگر سازمان مجاهدین است که آنهم یک سازمان تروریستی است و قبل و بعد از انقلاب به ترورهای متعددی دست زد. در عرصه جهانی نیز سازمان القاعده، حزب الله لبنان، الفتح، حماس، جنبش ابوسیاف، مجاهدین چچن، همه و همه گروه های تروریستی هستند، اساساً محال است عده ای اسلامگرا دور یکدیگر جمع شوند و تروریست نباشند. حال باید دید که این گروه ها با یکدیگر چه چیز در اشتراک دارند که همگی تروریست بشمار میروند؟ آیا چیزی غیر از اسلام در میان آنها مشترک است؟ لذا باید دید که آیا پیامبر اسلام یک تروریست بوده است و این تروریسم اسلامی از روی رفتار او با دشمنانش برخاسته است یا اینکه ابداع و اختراع خود اسلامگرایان بوده است؟

    برای یافتن پاسخ به این قضیه به نوشتارهای زیر مراجعه کنید.

    ترور کعب بن اشرف توسط پیامبر اسلام.

    ترور ابوعفاک توسط پیامبر اسلام.

    ترور عصماء بنت مروان توسط پیامبر اسلام.

    سایر ترور ها و رفتار وحشیانه محمد رسول الله با دشمنان عقیدتی اش را در بخش محمد و ترور دشمنان شخصی اش بیابید.

    حتی دجال صفتی آیت الله خمینی ای و تغییر منش و رفتار وی از پاریس به تهران همان تغییر رفتار و خدعه محمد، که در مکه چیزی و در مدینه چیز دیگر میگفت. هردو وقتی در قدرت نبودند حرفهای انسان دوستانه میزدند اما وقتی به قدرت رسیدند دشمنان خود را از دم تیغ گذراندند. برای اطلاعات بیشتر به نوشتاری با فرنام قتل عام یهودیان.- بخش چهارم مناظره آیت الله منتظری با دکتر علی سینا. مراجعه کنید.

    دزدیهایی که در جمهوری اسلامی انجام میشود مشابه همان انفال و غارتگریهایی است که محمد از غارت و کاروان زنی بدست می آورد؟ برای اطلاعات بیشتر در این زمینه به نوشتاری با فرنام جنگهای پیغمر- بخش دوم مناظره آیت الله منتظری با دکتر علی سینا. مراجعه کنید. البته نباید منکر این قضیه شد که در این راه افراطهایی انجام گرفته است، اما بازهم باید تقصیر را گردن اسلام انداخت زیرا این اسلام است که باعث بوجود آمدن شرایطی شده است که در آن دزدها و غارتگران بر اجتماع حکومت کنند، بنابر این اسلام نه تنها بطور مستقیم بلکه بطور غیر مستقیم نیز ضربه های زیادی را بر پیکر جامعه پدید آورده و می آورد.

    اختناق موجود در این حکومت همان اختناقی است که در زمان حکومت علی وجود داشت و سرکوبهای این حکومت همان سرکوبهایی است که در زمان حکومت علی انجام میگرفت. برای اطلاعات بیشتر در این مورد به نوشتاری با فرنام کارنامه درخشان حضرت علی امام اول شیعیان مراجعه کنید.

    آیا با این همه متشابهات میتوان بدون استدلال و دلیل گفت که آخوند ها به اسلام ربطی ندارند یا این تنها یک سفسطه بی پایه و برگرفته از احساسات و عدم واقع بینی است؟ از کسانی که میگویند اسلام در ایران پیاده نشده است و این حکومت ربطی به اسلام ندارد باید پرسید که چه چیزی از اسلام است که اجرا نشده است؟! آیا شما ندیده اید در این مملکت سنگسار و قصاص و جهاد و … شده است؟! چه چیزی از اسلام مانده است که دانشمندان و علمای دین اسلام آنرا روی ما موشهای آزمایشگاهی آزمایشگاه الهیشان پیاده و آزمایش نکرده باشند؟ آیا هیچ به این فکر کرده اید که با پیاده شدن اسلام در سراسر جهان چندین میلیون نفر باید سنگسار شوند؟ آیا به این فکر کرده اید که در 90% دانشگاه های جهان را باید بست چون علومشان یکسره غیر الهی است؟! آیا شما میتوانید تصور کنید روزی قاضی های دیوان بین المللی لاهه را عمامه بسر ها و اسلامگرایان قضاوت کنند تا بر جهان عدل اسلامی عدالت کند؟ آیا این افراد نمیدانند که خفقان جوامع اسلامی ریشه در خفقان جامعه ای دارد که محمد تشکیل داده بود؟ کشتن مخالفان و تروریسم جمهوری اسلامی آیا همان خشونت و تروریسم محمد رسول الله نیست؟ باید بارها تکرار کرد که مشکل مسلمانان این است که اسلام را نمیشناسند! و الا اگر اسلام را و به ویژه قرآن را به زبان خود بخوانند و مطالعه کنند و از فیلتر عقل و خرد خود عبور دهند هرگز ننگ مسلمان نام نهادن خویش را بر خود ارزانی نخواهند داشت!

    نتیجه آنکه آخوندها از اسلام سوء استفاده نمیکنند، بلکه از آن استفاده میکنند. آخوند خراب است چون اسلام خراب است، آخوند جنایتکار است زیرا اسلام آیین جنایت است، آخوند معلول است و اسلام علت و بجای مبارزه با معلول و رد و پای اژدها شایسته است که با علت و خود اژدها مبارزه کرد، و آن اژدهای پلید خود اسلام است، اسلام ناب محمد

     
    • دوست ارجمند جناب زندیق

      با سلام

      با اینکه خسته بودم ولی بدقت مطلب مطول شما را تا آخر خواندم ،بهرحال علیرغم اختلاف دیدگاه از اینهمه زحمتی که برای تایپ این مطلب طولانی کشیده بودید (کپی که نبود؟) تشکر می کنم ،البته پیام محتوائی آن این بود که آخوند بد نیست بلکه اسلام بد است،و اگر آخوند یا آخوندهایی هم بد هستند اسلام آنها را به بدی کشانده است،این دیدگاه شما بود که البته من با آن مخالفم ولی به دیدگاه شما احترام می گذارم .
      اما در بین همه این مطلب طولانی این جمله شما را دوست داشتم که :

      “”ما برای درک یک اندیشه باید تمایلات خود را کنار گذاشته و فرضیات پیشین خود را ابطال پذیر فرض کرده، آنگاه به سراغ آن اندیشه برویم””.

      مجددا از زحمت شما تشکر می کنم
      با احترام

       
      • اسلام زنا را حرام کرده است اگر ////// چکار میکنی؟ایا مخالفت میکنی؟ پس با این حال با اسلام همراه میشوی. اسلام کشتن را گناه نابخشودنی میداندمخصوصا اگر عمدی باشد.اگرکسی برادرت یا پدرت یا فرزندت را بکشدچکار میکنی قطعاگذشت نمیکنی همانطور که اسلام مشخص کرده است برای قتل عمد یابخشیدن وحلال کردن یاقصاص نفس پس در هردو مورد با اسلام همراهید.اسلام بهتان را بزرگترین گناه برشمرده اگر کسی به خانواده شما بهتان بکندچکار میکنی دلت راضی هست؟ من به جای شما میگویم نه پس اسلام به خاطر اینکه یک نفر به شمابهتان کرده سخت ترین اتش دوزخ را برایش مهیاکرده وبه بهتان کننده بشارت داده .پس در این خصوص هم با اسلام موافق هستید. پس برادر من اسلا بد نیست این ما ادما هستیم به دستورات دین خداعمل نمیکنیم و بد هستیم نه دین اسلام

         
        • جناب ناشناس باسلام

          این جناب زندیق که اسمش مزدک زندیق وملحداست ازاسلام سیلی محکمی خورده وعقلش راازدست داده است وبمرض مالیخولیائی مبتلا شده است ،بنظرم پدرش ویابرادرش به جرمی مرتکب بوده اند که باحکم اسلامی اعدام گشته اند.

          وحالا ایشان بدجوری می سوزند واین حرفهای ضداسلامی اش ازاثرهمان سوزش است وهرچقدر می سوزد دردش التیام نمی پذیرد تاباهمین سوزش بدرک واصل شود ومزه سوزش آنجا راباتمام وجود احساس نماید بانوشیدن اززقوم جهنم همه بدنش سوزش می گیرد وازدرون وبرون سوخته می شود،

          “وبدلناهم جلودا…”برایش محقق می شود و”لترون الجهیم “برایش حق الیقین می گردد؛وهرچقدر بگوید غلط کرده ام گوه خورده ام ،مرا بدنیا برگردانید تاعمل صالح انجام دهم جواب می شنود “اخسئ “،یعنی چیخ وخفه شو واین کلمه به سگهای جهنم گفته می شود.

          وبه اوگفته می شود:”کلا انها کلمه هوقائلها” اگربرگردانیم بفرض محال هم ،اوهمان غلط هارا می کند که می کرد ،اوعذاب رادیده است حالا چنین می گوید ،فقط صرف حرف است.

          وبااین ضدیتش بااسلام هیچ گردی بکبریائی الهی واسلام نمی نشیند ،کسانی که بخواهند نورخدارا خاموش کنند تلاش مذبوحانه ای کرده اند خداوند نور خودش را بکمال می رسانداگرچه برکافران ومشرکان خوشایند نباشد “الذین یریدون ان یطفئوا نورالله والله متم نوره ولوکره الکافرون،و یا،المشرکون”

          اسلام دینی است ازاول آدم تاآخرآدم.

          وغیرازاسلام هیچ دینی درنزد خدا پذیرفته نیست :”ان الدین عندالله الاسلام ومن یبتغ غیرالاسلام دینا فلن یقبل منه”وبمنزله چراغی است فروزان برای انسانیت تاابدالدهر.

          ولذا گفته اند :چراغی که ایزد برفروزد /// هرآنکس پف کند ریشش بسوزد.
          بنده هم می گویم بلکه ریشه اش بسوزد نه تنهاریشش بسوزد.

          ونهایت درجه سوزش مزدک وامثال او به ریشه سوزی خودشان ختم می شود.
          والسلام علی من اتبع الهدی
          دوستدارهمه انسانها ی منصف بادین وبی دین
          مصلح

           
      • جناب نوری زاد

        با سلام

        بنظرم لازم است این ساختار پاسخ ها را اصلاح کنید ،اینطور که پاسخ ها بطور عمودی ردیف می شوند ،بطور واضح مشخص نمی شود که پاسخ ناظر به اصل مطلب است یا پاسخ های دیگر ،الان ناشناس محترم واضح است که ناظر به اصل نوشته جناب زندیق است ،در حالیکه این چینش موهم است که مثلا ناظر به مطلب من خطاب به زندیق است.
        اگر ترتیب فنی داده شود که مثلا با فلش مشخص شود که ناشناس خطاب به زندیق یا خطاب به دیگری بهتر است ،بنظرم وضع فعلی موجب سوء تفاهم بین دوستان خواهد شد.
        خواهش می کنم دوستان هم در این مورد ایده بدهند.
        با پوزش از همه

         
    • خجالت بکش واز خدا بترس وتوبه کن تا به درک واصل نشده ای

       
    • آقای زندیق
      بسیاری از نوشته شما از پایه غلط است و فرضیات شما نیز اشتباهات بسیاری دارد.من فقط به یک مورد اشاره میکنم . اینکه نوشته اید پیامبر اسلام “…د در کل 40 هزار بار نماز خوانده است، و هر نماز نیز چند رکعت بوده است، اما مسلمانان هنوز سر این مسئله با یکدیگر اختلاف نظر دارند که آیا دستهای محمد هنگام نماز خواندن جمع بوده است یا آویخته بوده است”. همه میدانند که پیامبر چگونه نماز خوانده است . اختلاف در نظرات خلفا و فقهای بعد از پیامبراست.اینگونه اختلافات در تمامی ادیان و از جمله اسلام مشاهده میشود و این امر نه بواسطه ذات خود دین که متاثر از این نکته است که آنها که در صدد تفسیر و تشریح شریعت بوده اند چون نتوانستند خود را با کتاب خدا و هدف انبیا تطبیق دهند کتاب خدا را در راستای امیال خود تفسیر کرده اند. اتفاقا جانبعالی غیر مستقیم همین نکته را متذکر شده اید . اما از آنجائیکه در تخطعۀ دین خیلی عجله داشتید مطالب ضد و نقیضی را آورده اید که نشان میدهد اطلاعات دین شناسی شما برخاسته از تخیلاتتان میباشد.من قصد دفاع از دین و یا محکوم کردن شما ندارم . لکن این احساس مسئولیت در شما که وآدارتان کرده چنین متن بلند بالائی را بنویسید مرا برآن داشت که این کامنت را بگذارم.پیشناهد صادقانه من به شما اینست که شما تمامی کتب مطهری را دو بار بخوانید . یکبار برای فهمیدن نظرات ایشان و بار دوم بقصد انتقاد از اسلام. دراینصورت فرمایشات شما میتواند مستمعین زیادی برای خود داشته باشد

       
    • زندیق جان سلام
      پیش خودتان فکر کردید که موضوعِ نقدِ اسلام را که ظرف این چند سال در سایتِ خودتان قرار داده بودید و به آگاه سازیِ جوانان مشغول بودید، می آورید و در این سایت درج میکنید، تا شاید دوستانِ آخوندِ ما هم پس از مطالعۀ آن، جواب مناسبی برایش داشته باشند؟
      زهی خیال باطل.
      جوابِ آخوندمرتضی را که دیدید.بنظرِ این آقا، شما اصلن چیزی ننوشتید و چیزی را زیر سوال نبردید.این آخوند صلاح دید که بگوید “انشااله گربه است” و بحث را کش ندهد.آورین بر این هوش و زکاوت.
      جوابِ آخوند مصلح را هم که دیدید.جوابی سراسر فحش و تهمت.دریغ از یک نقد، به نوشتۀ شما.

      این رویۀ این آقایان است نسبت به همۀ منتقدین.
      نگران نباشید.انشااله خدا خودش شما را هدایت میکند و از این گمراهی در می آیید.

       
      • درجواب ناشناس محترم

        جناب، ایشان مگرغیرازفحاشی چیزی داشت تابرایش جواب بنویسیم جناب آقامرتضی مدظله حرفهای ایشان راتلخیص کرد که گفته ایشان اینست که اسلام بداست وآخوندها هم حرف اسلام را می زنند
        بدهستند؛وگفتند که این نظرشمااست ولیکن من مخالف نظرشما هستم.
        وحرفهای بنده هم برای خالی نبودن جواب فحشهای ایشان بود که حداقل خودش هم بشنودکه چگونه مرض مالیخولیائی گرفته است ،وهمین وگرنه جواب ابلهان خاموشی است آنطور که دین فروش ازشیخش نقل کرددرجواب آنیتای شبه فرهیخته.
        مصلح

         
  26. جهت اطلاع امت شهید پرور

    هیجده ونیم ملیارد دلار یکی ار نمونه های اختلاس در جمهوری اسلامی

    نزدیک به سه سال پیش در اوج بحران اقتصادی جهان شش کانتینر بزرگ پلمب شده از تهران به فرانکفورت فرستاده میشود و از آنجا به آنکارا فرستاده میشود . وکانتینرها به گمرگ آنکارا میرسد و آنجا همچنان پلمب شده منتظر ترخیص شدندنشان بودند و در همان زمان یک کامیون بزرگ که رویش یک کانتینر پلمب شده سوار بود از مرز ایران خارج و وارد ترکیه میشود و راننده کامیون نزدیک آنکارا وقتی ایست بازسی پلیس را در جاده جلوتر می بنید و هول میکند و وقتی نزدیکتر می رسد پلیس از او میخواهد که کامیون را باز کند و راننده که خیلی ترسیده بود ادعا میکند که کلیدها را گم کرده و باید کانتینر روی کامینونش را پلمب شده به گمرک برساند . و وقتی پلیس او را توجیح میکند.راننده وانمود میکند که سعی در پیدا کردن کلیدها دارد و کامیون را کنار ایست بازرسی پارک میکند و از مامورین وقت میخواهد تا کلید ها را پیدا کند. وقتی مامورین سرگرم بازرسی ماشینهای دیگر بودند .راننده بدون اینکه کسی متوجه بشود پیاده و یا احتمالا با همدستش فرار میکنند . مامورین پلیس پس از چند ساعت متوجه میشوند که از راننده خبری نیست و اینجاست که پلیس ترکیه مشغول باز کردن در کانتینر کامیون میشوند و وقتی در کانتینر روی کامیون را باز میکنند . با کمال ناباوری متوجه میشوند که کامیون تا لب پر از دلار و شمش طلای 24 عیار و است . و وقتی قسمت جلو و وسایل راننده را بازرسی میکنند متوجه اسناد و بارنامه های واسناد شش کانتینر دیگری که چند روز پیش از فرانکفورت به آنکارا رسیده است (همان شش کانتینری که از تهران به فرانکفورت و از فرانکفورت به آنکارا آمده بود ) و طبق بارنامه ها و مدارکی که راننده از ترس در کامیون جا گذاشته بود و فرار کرده بود قرار بود شش کانتینر و یک کانتینر روی کامیون همگی از آنکارا به کشور دیگری فرستاده شوند .وقتی پلیس در شش کانتینری که در گمرک ترکیه بودند را باز میکنند . متوجه میشوند که آنها هم پر از اسکناس صد دلاری و شمش طلای است .ارزش کل این شش کانتینر و یک کانتینر سوار بر کامیون یعنی هفت کانتینر رقم هجده و نیم ملیارد دلار برآورد میشود . فقط نزدیک به بیست هزار کیلو یعنی بیست تن شمش طلای 24 عیار و هفت ونیم ملیارد دلار آمریکا . چندماه بعد فردی بنام اسماعیل صفاریان نسب از طرق مکاتبه ای یعنی تلفنی و نامه ای وکیلی را استخدام میکند که این هجده و نیم دلار ملیارد توقیف شده در گمرک انکارا به او باز گرداند و فردی که خود را اسماعیل صفاریان نسب معرفی میکند و کپی پاسپورتش را برای وکیل میفرستد .ادعا میکند که این محموله ثروت شخصی اوست و مدارکی را از بانک مرکزی ایران به این وکیل میفرستد . وکیل ترکیه ای میگوید او هرگز آقای صفاریان نسب را ندیدهاست .او از طریق نامه وتلفنی با او صحبت کرده و دستمزدش هم به او حواله شده است و خلاصه دولت ترکیه به وکیل این شخص میفهماند که این محموله در بانک مرکزی ترکیه توقیف شده و پس نخواهد شد و کسی که ادعا میکند که این ثروت انبوه مال اوست شخصا باید در ترکیه حضور یابد و به سوالاتی پاسخ دهد و باید اثبات کند که این شمشها و سنگهای قیمیتی و دلارها را از کجا تهیه کرده و این شخص که از افراد بیت رهبری و علی خامنه ای است متوجه میشود که دولت ترکیه قصد پس دادن پولها را ندارد و هر چقدر دنبال این مسله را بگیرند گندش بیشتر در می آید . اینجاست فردی که خودرا پشت تلفن صفاریان نسب معرفی میکند دیگر دنبال ماجرا را نمی گیرد و غیب میشود . (کشش ندهد) و یک ماه بعد از آن نخست وزیر ترکیه در یک نشست با افراد حزب خود با کمال غرور اعلان میکند( من سعی میکنم کلمات خود اقای اردغان را برای شما ترجمه کنم ) آقای اردغان میگوید در این روزهای سخت که دنیا گرفتار مشکل اقتصادی است فکر میکنید من چقدر پول برای این مملکت آورده ام ؟؟ و ادامه میدهد مبلغ 18.5 ملیارد دلار . بله 18.5 ملیارد دلار را خدا به ما داد . این عین گفته آقای اردغان است ( که در فیلم می بینید ). بله 18.5ملیارد دلار را خدا به ما داد . جالب این است بعد از این موضوع ناگهان آقای اردغان طرفدار مردم فلسطین می شود و در نشستی ریس جمهور اسراییل را به جنایتکاری و کشتن بچه های فلسطینی متهم کرد . و شروع کرد به بهبود رابطه اش با جمهوری اسلامی و از آنجا که تا به امروز هیچ مقامی وحتی احمدینژاد جرایت حرف زدن و انتقاد در این مورد را نداشته .پس خیلی ساده میتوان پی برد که این دزدی بزرگ و این ثروت انبوه متعلق به علی خامنه ای است که هیچکس جرایت حرف زدنش را هم ندارد.واز آنجایی که هیچوقت همچین دزدی بزرگی پنهان نمیماند . شماره کدهای بین الملی که به بانک مرکزی فروخته شده است بر روی این شمشهای طلا است وخیلی راحت میشود ثابت کرد که این شمشها را دولت ایران از کجا خریداری کرده است و مدارکی که ثابت میکند این دزدی بزرگ از کجا آمدهاست توسط وکیل ترکیه ای در اختیار ما قرار گرفته و من هم این کدها را برروی وبلاگم قرار میدهم و جالب اینجاست که کسی که خود را تاجر بین الملی معرفی میکند جناب اسماعیل صفاریان نسب در هیچ کجا هیچ اسمی از او ثبت نشده و هیچ ایرانی او را نمیشناسد و شخصی که هیجده ملیاردلار ثروت داشته باشد به یقین فرد معروفی است و من فکر نمیکنم کسی در ایران وجود داشته باشد هیجد ملیارد دلار پول یکجا داشته باشد و اصلا معروف نباشد . همه اینها ثابت میکند که پشت این قضایا علی خامنه ای است که صدای هیچکس در نمیاید . از دوستانی که در بانک مرکزی و دولت وپستهای حکومتی کار میکنند و انسانهای شریفی هستند و یا مدارکی در مورد تکمیل کردن این پازل و دزدی بزرگ دارند .تمنا میکنم برای افشایی حقیقت مدارکشان را برای ما ارسال دارند.این هم کدهای رهیگیر بانک مرکزی ایران CSFRT644823X-CXZRSUVXOP878-VDC8643IFKLNMXZQS4IVWUTO012NBV692CFFLNM .2008.12.28 .

     
    • سلام استاد.
      به گمانم نمیدانید چه کار میکنید. شاید هم که میدانید. کارتان قابل توصیف نیست.
      فقط خواستم عرض ارادتی کنم. همین استاد.
      ببخشید استاد جای این مطلب اینجا نیست. شما انتشاراتی نمیشناسید تا شعر یا داستان چاپ کند با هزینه ی خودشان سودش نصف نصف؟
      با احترام.

       
  27. به نظر شما کدامیک از عبارات زیر، نقل قول آقای علم الهدا در نماز جمعه امروز است؟

    1) شلاق که سهل است، با همه قدرت جلوی کسانی که مانع اجرای عدالت درباره متهمان اصلی اختلاس بانکی سال 90 شوند خواهیم ایستاد.

    2) شلاق که سهل است، با همه قدرت جلوی کسانی که مانع اجرای عدالت برای قاتل ستار بهشتی شوند خواهیم ایستاد.

    3) شلاق که سهل است، با همه قدرت جلوی کسانی که مانع برخورد با ریشه های ناپیدای مفاسد اقتصادی شوند خواهیم ایستاد.

    4) شلاق که سهل است، با همه قدرت جلوی کسانی که مانع بهشت رفتن مردم شوند خواهیم ایستاد.

    5) شلاق که سهل است، با همه قدرت جلوی کسانی که حقوق شهروندی سایر ادیان را نادیده بگیرند خواهیم ایستاد.

    6) شلاق که سهل است، با همه قدرت جلوی کسانی که باعث شدند ایرانمان به این خواری و دریوزگی در مقابل روسیه و چین افتد خواهیم ایستاد.

    7) شلاق که سهل است، با همه قدرت جلوی کسانی که فقر و بیکاری و اعتیاد را به دامان ما انداختند خواهیم ایستاد.

    پاسخ را در سایت بی بی سی ببینید.

     
  28. دست طمع که می کنی پیش کسان دراز
    پل بسته ا ی که بگذ ر ی از ابروی خو یش
    —————————————————
    می شود گوهر اگر جمع تواند کردن
    ابرویی که بد ر یو زه گد ا می ر یز د
    —————————————–
    فغان که کا سه ز ر ین بی نیا ز ی را
    گرسنه چشمی ماکاسه گدایی کرد
    ——————————————–
    صائب تبریزی.

     
  29. تا انجا که من اطلاع دارم خود اقای حایری از فروش این باغات منتفع نکردیده ولی تا بخواهید پول مردم برای باغاتی که معلوم نیست کجاست توسط اطرافیان اقای حایری به باد فنا رفت
    مردم به اعتبار اقای حایری پولشان را به این افراد دادند و حالا باید دنبال پولشان بدوند. ودستشان بجایی بند نیست

     
  30. موافقت وزارت کشور با درخواست تجمع حزب اراده ملت .
    بد نیست که سبزها از این فرصت به نحو احسن استفاده کنند و به خیابان بیایند.

     
  31. ///// ( علم الهدی ) خودش جاش مشخص نیست واسه مردم نسخه بهشت می پیچه . آخه حماقت هم حدی داره… خدایا چه کنیم از دست این شیاطین؟

     
  32. یک خبر داغ: جام نیوز و سایت تابناک و تعداد دیگری از سایتها خبر دادند که گروهبان جمشید دانایی فر امروز جمعه وارد آمریکا شده و تقاضای پناهندگی کرده است.

     
  33. چرا حالا طلاب شیراز)شاگردان ایت الله دستغیب(نمی آیند و در مورد این اتهاماتی که به آقای حایری شیرازی و فرزندان ایشان وارد شده نظر دهند?

     
  34. سلام: من شیطان هستم (البته نه شیطان رجیم) در جواب یکی از بندگان خدا که خواسته بود من از یکی از نوچه هایم بنام حایری شیرازی که موسوی و کروبی را از من( شیطان) دانسته بودند تاییدیه یا تکذیبیه صادر کنم بدینوسیله ضمن تکذیب حرفهای ایشان در مورد آن آقایان اعلام میدارم که من شیطان در مقابل این آقا و هم لباسهایش کم آورده ام و هر حرفی که به نقل از من میزنند حرف خودشان است نه من .

     
  35. یک منبع محلی گفته که روز چهارشنبه ۱۷ اردبیهشت مامورین نیروی انتظامی به سوی سه کولبر کرد در مناطق مرزی کردستان شلیک کرده که طی آن هر سه نفر جان خود را از دست داده اند. نیروی انتظامی دلیل تیر اندازی را احتمال حمل کالای قاچاق از سوی سرنشینان آن خودرو آن عنوان کرده است. در اثر برخورد گلوله به لاستیک، این خودرو از جاده منحرف شد و در دره سقوط کرده.

    راستی یاد “آوین عثمانی”، نوعروس پرپر شده سال گذشته در همین مناطق هم گرامی.

    اگر مایلید درباره خبر بیشتر بدانید، می توانید اینجا را بخوانید:
    http://www.irangreenvoice.com/article/2014/may/30/43777

     
  36. داستانی شنیدم در یک شهر ایران روحانی خوبی بود برای مردم احترام داشت نوکر که نمی شود گفت ملازمش که سالها برای او کار می کرد روزی وقتی برای این روحانی شهر کاری واجب جهت شرکت در مراسم ختم پیش آمده بود و می خواست به شهر دیگر برود به روحانی اصرار می ورزد که مرا نیز با ماشین خودتان به ان شهر ببرید روحانی قبول نمی کند ملازم بر می آشوبد که: ما را باش اینها مارا به فلان شهر نمی برند حال ما سالها خدمتشان می کنیم و انتظار داریم ما را هم با خود به بهشت ببرند.قابل توجه انهایی که چشم بسته فرامین این حاکمان را عمل می کنند به امید بهشت.داستان را خاتمه دهم روحانی که مرد خوبی بود و دستنشانده مردم بود نه حکومت از این سخن ملازم به خنده می افتد و اورا نیز با خود می برد.

     
  37. زمین خواری به دستور آخوند حائری، نماینده فقیه در شیراز / نقش آخوند حائری در خشک شدن چشمه پیربنو و سکوت مسئولان حکومت مافیا

    زمین خوار معروف شیرازی: هرکاری کردم به دستور حائری بود/ همه درآمدها به حساب امام جمعه شیراز واریز می‌شد

    صبح امید: به دنبال اعلام نام «عبدالله نبی‌زاده فرد شیرازی» رئیس سابق ستاد نمازجمعه شیراز ـ در زمان تصدی آیت‌الله حائری شیرازی در سمت امامت جمعه شیراز ـ در لیست زمین خواران توسط فرماندار شیراز، وی در نامه‌ای اعلام کرد: هرکاری کردم به دستور حائری بود.

    عبداله نبی‌زاده با انتشار نامه‌ای خطاب به رسانه‌های فارس نوشت: اینجانب عبدالله نبی زاده فردشیرازی پس از مسئولیت آموزش و پرورش ناحیه ۲ شیراز در تاریخ ۱۵/۱۱/۷۶ با ابلاغ حضرت آیت‌الله حائری شیرازی نماینده محترم ولی فقیه و امام جمعه محترم شیراز به عنوان مسئول ستاد نمازجمعه شیراز منصوب شدم.

    در سال ۱۳۷۸ طی حکم م/۱۸۲ از طرف معظم له به سمت مدیرعامل موسسه اقتصادی سازمان تبلیغات اسلامی (موسسه احسان) منصوب شده و در سال ۱۳۸۰ طی حکم شماره دن/۹۵۲۲ مورخ ۱۵/۹/۱۳۸۰ به عنوان مدیرعامل موسسه فلاحت در فراغت فارس منصوب شدم و در سال ۱۳۸۲ نیز طی حکم شماره ۷۲۱۹- ۲۶/۷/۸۲ به عنوان دبیر اجرایی بنیاد بین‌الملللی غدیر منصوب گردیده و تا تاریخ ۱۵/۲/۱۳۸۶ در همه سمت‌های فوق الذکر مشغول انجام وظیفه بوده و کلیه فعالیت‌های انجام شده در این ۱۰ سال در مناصب فوق الذکر تحت اشراف و هدایت نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه وقت شیراز بوده است.

    بدیهی است که تمامی فعالیت‌های اینجانب در این مناصب ناشی از و متاثر از شخصیت حقوق و نه حقیقی و با هماهنگی کامل موسس محترم و هیات مدیره محترم و صد البته بر اساس تاکیدات همیشگی معظم له بر اساس مر قانون بوده و بدیهی است که تمام فعالیت‌ها بر اساس مجوزهای قانونی مراجع ذیصلاح می‌باشد. (کلیه مستندات قانونی مربوط به فعالیت‌ها موجود و قابل ارائه به مراجع قانونی است) و تمامی درآمدهای این فعالیت‌ها به حساب موسسه که متعلق به دفتر نماینده ولی فقیه در استان بوده، واریز گریده و هزینه شده است و هر ساله توسط موسسه حسابرسی مفید راهبر «تحت اشراف دفتر مقام معظم رهبری» حساب‌های این موسسه مورد بررسی و حسابرسی صورت گرفته و صحت آن تائید شده است.

    (کلیه مدارک ومستندات در این زمینه موجود است) بنابراین اینجانب در طول ۱۰ سال فعالیت در مناصب فوق به صورت شخصی و برای زمینی یا وجهی دریافت نکرده‌ام که ‌متهم به زمین خواری گردم. به گزارش صبح امید: دفتر نماینده ولی فقیه در استان فارس و امام جمعه شیراز در آذرماه ۸۶ به دنبال افزایش شدید تخلفات مالی و ارضی عبدالله نبی‌زاده در ۲ موسسه احسان و فلاحت در فراغت، با انتشار نامه‌ای که در مطبوعات فارس هم منتشر شد، وی را از تمامی سمت‌های یاد شده برکنار کرد.

    نبی‌زاده از اوائل سال ۸۹ نیز تحت تعقیب قانونی قرار گرفته بود، که البته گفته می‌شد، وی به همراه بسیاری از اسناد مربوطه متواری است. بزرگترین تخلفات نبی زاده تصرف بیش از ۸۰۰ هکتار زمین در اراضی دوکوهک، سیاخ دارنگون، تنگ خیاره، پشت کوه و غرب شیراز است.

    نبی زاده در انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی هم کاندید شد اما ابراهیم عزیزی فرماندار وقت شیراز به دلیل انچه فساد مالی نبی زاده نامید، از تائید صلاحیت وی خودداری کرده و مانع از حضورش شد. حائری مسوول ستاد خود را مفت فروخت آخوند حائری شیرازی امام جمعه سابق شیراز به دنبال «افشای نام چهار زمین­خوار در شیراز» ـ که از اعضای دفتر امام جمعه سابق شیراز بودند ـ در نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه خواستار محاکمه متخلفان شد.

    در نامه حائری شیرازی آمده است:

    ریاست محترم قوه قضائیه حضرت آیت­الله لاریجانی دامت برکاته

    با سلام و احترام خلاف قانون و خلاف مقررات و خرید افراد برای عبور از قانون در هر صورت از دید اینجانب مردود است. در مورد افرادی که در گذشته با اینجانب کار می­کردند هیچ تفاوتی با دیگران نیست. بلکه مسئولیت آنان سنگین­تر است اگر خلاف ثابت نشود مفتری هر چند از مسئولین باشد باید معرفی و مجازات شود.

    والسلام محی­الدین حائری شیرازی به گزارش صبح امید، پیش از این عبدالله نبی زاده فرد شیرازی رئیس سابق ستاد نمازجمعه شیراز که به زمین‌خواری متهم شده است، در نامه‌ای اعلام کرد: همه اقدامات من با دستور آیت‌الله حائری بوده و تمامی درآمدها به حساب دفتر امام جمعه ـ در زمان تصدی آیت‌الله حائری شیرازی ـ واریز کرده است.

    http://www.parsdailynews.com/73578.htm

    ====================================

    نقش آیت الله حائری و علیرضا مسعودی در خشک شدن چشمه پیربنو (پیر بن آب) مردم شیراز سال‌هاست با تأسف شاهد خشک شدن چشمه پیربنو (پیر بن آب) در جنوب شهر شیراز و در حاشیه کوه قبله (سبزپوشان) هستند ولی شاید کمتر کسی علت خشک شدن این چشمه را بداند؟

    به گزارش صبح امید ، چشمه بزرگ پیربنو از آثار تاریخی و از جاذبه‌های گردشگری و تفریحی شهر شیراز و استان فارس بود و شهرت فراوان داشت. نام این چشمه عظیم از آرامگاه شیخ اقطع گرفته شده و در این مکان آثار تاریخی و قبور بعضی از شخصیت‌های تاریخی فارس قرار دارد. تا اواخر سال‌های ۱۳۶۰ هنوز چشمه پیربناب فوران می‌کرد و به‌ویژه در روزهای تعطیل پذیرای صدها نفر از مردم شیراز بود که برای دیدن این جاذبه کم‌نظیر طبیعی به حاشیه کوه سبزپوشان می‌رفتند و روزی را تا شب به فراغ‌بال می‌گذرانیدند.

    سرانجام، در حوالی سال ۱۳۷۵ آیت‌الله حائری شیرازی در جنوب کوه سبزپوشان مراتعی پهناور را کشف کرد و به این ترتیب مؤسسه فلاحت در فراغت، به مدیرعاملی علیرضا مسعودی، برنامه خود را برای تصرف این مراتع و تفکیک و فروش آن، تحت عنوان «باغ‌شهر»، آغاز نمود. به این ترتیب، اخراج مالکین و دامداران و تصاحب این مراتع و تبدیل آن به قطعات باغات هلو و شفتالو و غیره آغاز شد.

    این ماجرا در زمان خود تشنج بزرگی را ایجاد کرد که با سرکوب شدید و بازداشت و زندانی کردن مرتع‌داران و مالکان محلی و حتی زنان آن‌ها به سود حائری شیرازی به‌طور موقت حل شد. معضل مهم تأمین آب قریب به دو هزار هکتار مراتع فوق بود برای تبدیل آن به باغ‌شهر زیرا اراضی فوق از قدیم فاقد آب زیرزمینی بود و به همین دلیل هیچگاه به اراضی زراعی تبدیل نشد و مرتع باقی ماند. حائری شیرازی و علیرضا مسعودی برای حل مسئله آب به اقدامی عجیب دست زدند و پنج حلقه چاه آهکی حفر نمودند.

    چاه آهکی نوعی از چاه است که از لایه‌های بسیار پائین زمین تغذیه می‌کند و برای آب آشامیدنی شهرها، مانند شیراز، حفر می‌شود. از نظر قانونی حفر چاه آهکی فقط برای آب آشامیدنی مناطق پرجمعیت مجاز است زیرا تخلیه وسیع آب‌های جمع شده در لایه‌های بالاتر را موجب می‌شود. به این ترتیب، با سکوت مقامات سازمان آب منطقه فارس، حائری و مسعودی به حفر چاه‌های آهکی در مراتع فوق دست زدند و اراضی را تفکیک کرده و فروختند.

    حفر غیرمجاز چاه‌های آهکی نه تنها موجب شد که چشمه تاریخی پیربناب خشک شود (چشمه پیربناب در حاشیه شمالی کوه سبزپوشان و چاه‌های آهکی فوق در حاشیه جنوبی کوه فوق قرار دارد) بلکه دشت بزرگ سیاخ دارنگون، که از مناطق مهم کشاورزی استان فارس است، نیز با کاهش شدید سطح آب زیرزمینی مواجه شود.

    با خشکسالی چهار سال اخیر، وضع منطقه سیاخ دارنگون در جنوب کوه سبزپوشان و چشمه پیربنو در شمال آن وضعی فاجعه‌بار یافته ولی هنوز مقامات سازمان منطقه‌ای آب فارس در برابر حفاری‌های غیرمجاز مؤسسه فلاحت و مؤسسات مشابه، مانند احرار فارس و غیره، در برخی دیگر از مناطق استان فارس، مانند دشت دالین، ساکت‌اند.

     
  38. حزب الله شیراز

    آقازاده تبرئه شد!

    اختصاصی حزب الله شیراز؛ محمدطاهر(شجاع الدین) حائری شیرازی فرزند حضرت آیت الله حائری شیرازی که 8ماه پیش در دادگاه بدوی به جرم زمین خواری به شش سال حبس و برگرداندن اموال مردم محکوم شده بود، در حکمی عجیب به یکباره از تمام اتهامات تبرئه شد.

    گفته می شود شجاع الدین حائری در چارچوب شرکتی، چند صد قطعه زمین که هیچ مالکیتی بر آنها نداشت را به عنوان باغشهر با قطعات چند میلیون تومانی به دهها نفر فروخته بود. وی با تعداد دیگری از مرتبطین خود، نقش عمده ای در زمین خواری های منطقه مذکور داشته اند.

    این آقازاده بیش از 3 سال، نه تنها حاضر به باز گرداندن پول مردم نشد، بلکه به خریدارانی که اکثرا از طبقه متوسط بودند می گفت که اگر اعتراض دارید، می توانید شکایت کنید! تا اینکه با شکایت تعداد زیادی از مردم مال باخته وی 8ماه پیش محکوم شد.

    اما وی یکبار با وثیقه 700میلیونی آزاد شده بود و بعد از حکم 8 ماه پیش نیز تا به امروز با وثیقه ای بیش از 1500000000(یک و نیم میلیارد) تومانی آزاد بود. تا اینکه اخیرا دادگاه تجدید نظر از تمامی اتهامات و حکم قبلی خود تبرئه شد.

    این در حالیست که تفاوت رای دادگاه از شش سال حبس و جریمه سنگین نقدی تا تبرئه کامل برای این آقازاده موجب تعجب و سوال همگان گشته است. که چگونه با وجود اسناد زیادی مبنی بر زمین خواری در فارس و اظهارات مسئولین درباره این فساد عمیق به یکباره متهم پرونده تبرئه می شود.

    قابل ذکر است رئیس کل سازمان بازرسی کشور آقای پورمحمدی در شیراز در اظهاراتی گفته بود:”زمین خواری در فارس فساد اکبر است.” یا مدیر املاک مسکن و شهرسازی استان فارس آقای کریمی گفته بود:” هم اکنون حکم ‌١۶٣ هکتار زمین تصرفی قطعی شده و آماده اجرا داریم .”

    حتی از طرفی برادر شجاع الدین حائری، یعنی شهاب حائری چندی پیش صراحتا در مصاحبه ای می گوید: ” چنانکه اطلاع یافته ام ظاهرا آقا شجاع در یک معامله، زمینی را از فردی می خرد تا پس از تبدیل آن به باغ به علاقه مندان واگذار کند ولی گویا زمین از منابع طبیعی بود. حالا پولی که از مردم بابت پیش فروش گرفته شده بابت خرید کلی زمین رفته و با توجه به منابع طبیعی بودن زمین قانون باغی هم برای واگذاری در دست نیست. طبیعی است که زیان کننده ها شاکی باشند و دادگاه هم به وظیفه خود عمل کند و او را محکوم نماید باید از قوه قضائیه سپاسگزار بود که به پرونده نزدیکان روحانیان با سابقه و صاحب نفوذ رسیدگی کند و هر جا حقی از مردم ضایع شود کوتاه نمی آید.”

    همانطور که ذکر شد پرونده زمین خواری در فارس آنقدر نمایان بود که برادر متهم به زمین خواری نیز اعتراف به تخلفات وی می کند. حتی کار بجایی می رسد که شخص حضرت آیت الله حائری شیرازی نیز در نامه ای به ریاست قوه ی قضائیه می نویسد:” خلاف قانون و خلاف مقررات و خرید افراد برای عبور از قانون در هر صورت از دید اینجانب مردود است. در مورد افرادی که در گذشته با اینجانب کار می­کردند هیچ تفاوتی با دیگران نیست. بلکه مسئولیت آنان سنگین­تر است ولی اگر خلاف ثابت نشود مفتری هر چند از مسئولین باشد باید معرفی و مجازات شود.”

    اکنون با توجه به تمام این مصادیق و اسناد غیرقابل انکار معلوم نیست چه اتفاقی در پس پرده ها افتاده است که چنین حکم اظهرمن الشمسی در تجدیدنظر کاملا ملغی می شود و شجاع تبرئه!

    امروز دستگاه قضایی استان فارس و جناب آقای خدائیان در میدان آزمایش دیگری قرار دارند و افکار عمومی که از زمین خواری در استان فارس آسیب دیده است منتظر برخورد جدی با تمام متخلفین در هر رده و مقامی می باشد.

    همانطور که امام خامنه ای روحی له الفداه در پیام هشت ماده ای خود در سال 80 فرمودند:” در امر مبارزه با فساد نباید هیچ تبعیضى دیده شود. هیچکس و هیچ نهاد و دستگاهى نباید استثنا شود . هیچ شخص یا نهادى نمیتواند با عذر انتساب به اینجانب یا دیگر مسئولان کشور، خود را از حساب کشى معاف بشمارد. با فساد در هر جا و هرمسند باید برخورد یکسان صورت گیرد.”

     
  39. حائری متهم ردیف اول زمین خواری فارس است .

    با شروع حرکت مبارزه با مفاسد اقتصادی در استان فارس توسط دانشجویان انقلابی و عدالتخواه ، مافیای مفسد استان دست به هجمه رسانه ای سنگینی بر ضد چند دانشجوی بی پناه زدند و شایعات و تهمت های فراوان برای خاموش کردن این حرکت اصیل که در سفر رهبر انقلاب به تائید ایشان رسید نیز براه انداختند . اما امروز با گذشت 3 سال از آن روزها و خوابیدن فضای دروغ وتهمت میتوان با منطق و نگاه منصفانه به تماشای عملکرد آقایان مسئول بخصوص متهم اصلی پرونده آقای حائری طی این حوادث نشست .

    با صدور اولین بیانیه دانشجویان عدالتخواه که درآن از نمایندگان سه قوا در استان یعنی دادگستری ونمایندگان مجلس و استاندار خواسته بودند با قدرت و بدون محافظه کاری حقیقت این ماجرا را روشن کنند .

    هنوز یک هفته نگذشته بود که آقای حائری در خطبه های نماز جمعه در حالی که انتظارمی رفت در موضعی منطقی و اسلامی خواستارتحقیق وتفحص و روشن شدن حقیقت شایعات در مورد ستاد نماز جمعه و شرکتهای باغشهری ، فرزندان خود شوند دانشجویان را مورد هجمه قرار داده و با جملاتی که به ظاهر بخشش و عفو را در برداشت گفتند : من این دانشجویانی که باسم عدالتخواهی به من تهمت زده اند را نیز مانند منافقین سال شصت می بخشم .

    این البته اولین دفعه ای نبود که جناب حائری بجای پاسخگویی درمورد عملکرد خود واطرافیان به دفاع همه جانبه از باغشهرها می پرداخت دست اندرکاران استان بخوبی میدانند که اقای حائری بارها و بارها در حمایت عملی از اطرافیان مفسد خود تا انجا پیش می رفت که بیش از ده بار تهدید به استعفا کردند وهر بار نیز افرادی ناشناخته طوماری از طرف مردم شیراز امضا کرده وخواستار ماندن ایشان در این پست می شدند ولی بعد از استعفای ایشان بنا بر اعلام مسئول ائمه جمعه فارس ایشان ۳ بار بیشتر استعفا نداده است و آن هم بعد از سفر رهبری بوده وی چندین بار نهادهای امنیتی که قصد برخورد با اطرافیان را داشتند نیز از این کار منع کرده بود ، وی با علم کامل به عملکرد اطرافیان و با بالا گرفتن فساد برخی را اخراج می کرد و پس از مدتی دوباره انها را بکار می گرفت ولی در روند باغشهری خللی ایجاد نمی شد.

    بلطف خدای متعال فضای مبارزه با مفاسدی که توسط چند دانشجوی انقلابی با کمترین امکانات بوجود آمد آنچنان ضریب گرفت که مافیای باغشهری بواسطه پیش بینی برخورد قاطع و قریب الوقوع رهبر انقلاب با آن با استعفای آقای حائری از هم پاشید و در گامهای بعدی پستهای کلیدی استان بمرور از دست آنان خارج شد .روی کار آمدن احمد زاده استاندار جدید که روحیه ای عدالتخواه و انقلابی از خود نشان داد امید جدیدی در دل عدالتخواهان ایجاد کرد وی با حذف چهره های سیاسی و وابسته به جناح راست که همگی بالاتفاق همراهی خود را چه با سکوت خود چه همراهی مشترک با مافیای باغشهری نشان داده بودند دستهای قدرت این گروه را از فضای استان قطع کرد اگر چه که روند عملکرد بعدی وی به سوی دیگری رفت.

    در این میان قاسمی رئیس حراست استانداری ، فرماندار شیراز شد وی از همان شروع دوره مسئولیت خود شمشیرمبارزه با مفسدین استان را که قبلاٌ با استفاده از اختیارات خود در حراست استانداری سوابق و روابط آنها را شناخته بود از رو بست و وارد گود شد بمرور نام مفسدین مستقر در ستاد نماز جمعه و شرکتهای باغشهری اعلام شده و پرونده آنها به دادگستری ارجاع داده شد .

    از جمله این اسامی مسئول سابق ستاد نمازجمعه و شرکت فلاحت در فراغت بود وی نامه ای نوشت و طی نامه ای چنین گفت کليه فعاليت‌هاي انجام شده در اين ‌١٠ سال در مناصب فوق‌الذکر تحت اشراف و هدايت نماينده ولي‌فقيه در استان و امام جمعه وقت شيراز (آقای حائری ) بوده است.

    و قبلاْ مدعی شده بود از تمام دستورات ایشان نسخه کتبی دارد .

    این سخن مسئول سابق ستاد نمازجمعه و شرکت فلاحت در فراغت بر آقای حائری بسیار گران آمد و وی نیز برای رفع اتهام نامه ای به دادگستری نوشت و چنین گفت .

    «خلاف قانون و خلاف مقررات و خريد افراد براي عبور از قانون در هر صورت از ديد اينجانب مردود است. در مورد افرادي که در گذشته با اينجانب کار مي‌کردند، هيچ تفاوتي با ديگران نيست. بلکه مسئوليت آنان سنگين‌تر است. اگر خلاف ثابت نشود مفتري هر چند از مسئولين باشد، بايد معرفي و مجازات شود.»

    حائری اگر چه با این نامه سعی در رفع اتهام از خود کرد اما این سئوال در اذهان باقی ماند که:

    چرا این نامه و تقاضای برخورد با فساد در دفتر ایشان و شفاف سازی حقیقت برای مردم و دلسوزان انقلاب که به دفتر نماینده رهبری به چشم دیگری می نگریستند وبرایشان باور این همه فساد و ظلم از سوی اطرافیان نماینده رهبر بعید می نمود زودتر صادر نشد ؟

    چرا در این همه سال که حرف و حدیث فساد در باغشهرها در زبان مردم می گشت ایشان با استفاده از اختیارات خود برای فعالیت اطرافیان حاشیه امن ایجاد می کردند ؟ وچرا امروزکه خود آقای حائری در مظان اتهام قرار دارد چنین ژست عدم تفاوت میان مفسدین نزدیک و غیر گرفته اند.

    در همین حین جلسات سخنرانی با نام ولایت فقیه در دانشگاه شیراز براه افتاد که در عمل به تریبونی برای ترمیم چهره آقای حائری تبدیل شده بود .

    پس از اتفاقات فوق الذکر دانشجویان عدالتخواه نامه ای به آقای حائری نوشتند و درآن از وی خواستند با توجه به نامه مسئول سابق دفتر نمازجمعه که اعلام کرده بود تمام فعالیتهای بنده زیر نظر آقای حائری انجام شده در جلسه ای دانشجویی حاضر شوند و پاسخگوی سئوالات دانشجویان باشند .

    جالب اینکه اقای حائری با تعطیل کردن جلسات به بهانه اولویت داشتن سخنرانی نماینده حاضر ولی فقیه در استان جناب آقای ایمانی در مورد ولایت فقیه هیچ پاسخی برای این سئوال نداد .

    چندی بعد پسر آقای حائری نیز بعنوان مفسد اقتصادی اعلام شد که این البته یکی از ده ها پرونده ماست مالی شده وی بود که با فشار قاسمی به مرحله حکم رسیده بود ، مسئول دفتر آقای حائری در مصاحبه ای با برائت جستن از طرف ایشان از پسرشان سعی در رفع اتهام از ایشان کرد و ضمنا اعتراف کرد که پدر از فعالیتهای پسر اطلاع داشته است .

    چندی بعد تر قاسمی با فشار متنفذین استان و روابط پنهانی مفسدین بر کنار شد .

    حائری دانسته یا نادانسته ، در نقش مقصر یا مدیری بی عرضه که اطرافیانش با سو استفاده از او واین همه سال بهره بردن از جایگاه وی برای رانت و زمین خواری و ظلم به مردم بیچاره استان متهم ردیف اول پرونده زمین خواری در استان است .

    البته پرونده سیاه دادگستری فارس در ماست مالی تضییع حقوق مردم و عدم رسیدگی به مفاسد اقتصادی این مافیای فارس همچنان مفتوح است بقول رهبری با دستمال کثیف نمی توان شیشه را پاک کرد .

    بعد نوشت:

    با برکناری قاسمی و باز پس گیری مناصب استان توسط جناح راست و یک دست شدن فضای استان به سمت راست و حذف هر تفکر دیگر پسر جناب حائری با حکم دادگاه تجدید نظر در دوران رئیس دادگستری فارس که چندی پیش خبر داده بود در فارس چیزی بنام زمین خواری وجود ندارد از شش سال حبس و پرداخت 366400000 ( سیصدو شصت و شش میلیون و چهارصد هزار) تومان و 402400000( چهارصدو دو میلیون و چهارصد هزار) تومان جزای نقدی و رد وجوه مآخوذه تبرئه شد و پرونده فسادی که پدر نیز به آن معترف بود ماست مالی شده و به بایگانی رفت .

     
  40. چندی پیش بنابر الزام، اقدام به واردات یک فقره ماشین راه سازی کاترپیلار کردیم. حدود یکصد میلیون تومان قیمت ماشین و هشتاد میلیون تومان هم گمرکی این وسیله شد. در جاده در حین انتقال به شهرستان، پلیس راه ماشین را ضبط کرد. با اسناد و برگ سبز گمرکی جهت ترخیص به پلیس مراجعه کردیم ولی گفتند باید از نمایندگی کاترپیلار اجازه نامه بیاورید. خلاصه دفتری در ونک پیدا کردیم با نام کاترپیلار و موفق به دیدار مدیرعامل آن شدیم. آقای افشین پیروانی.

    از دیدن ایشان سرگیجه گرفتیم که چه ربطی این کار با فوتبال دارد؟ آقای پیروانی گفتند که تنها راه حل شما اینست که ماشین خود را به یکصد و هشتاد میلیون به ما بفروشید و دوباره آنرا از نمایندگی به چهارصد و هشتاد میلیون بخرید!

    حسابی کلافه شدیم و به فروشنده ماشین در اروپا اعتراض کردیم که چرا ماشین را با داشتن نمایندگی در ایران به ما فروخته اند؟ شرکت کاترپیلار آمریکا (بین الملل) به ما اعلان کرد که نماینده ای در ایران ندارد و این شرکت در ایران نماینده خود خوانده است. حالا ماجرا جالبتر است. بعد از شکایت های متعدد و مراجعه به دفاتر بزرگان برای احیای حق، متوجه شدیم آقای پیروانی تنها یک کارگزار و ویترین است و اصل تشکیلات متعلق به آیت الله نوری همدانی است که داماد معظم له آن را می چرخاند. تا آخر ماجرا را خودتان بخوانید!

     
    • باسلام خدمت استاد گرامی اقای نوری زاد عزیز

      اقای نوری زاد یک پیشنهاد دارم لطفا در سایتتان یک استعلام از مردم تمامی استانها در مورد اموال نمایندگان محترم رهبری درخواست نمایید .فکر می کنم امار جالبی هرچند غیر دقیق ولی قرین به واقعیت حاصل خواهد شد .برای مثال اموال حجت الاسلام غلامرضا حسنی نماینده سابق ولی //// در اذر بایجان غربی بالای صد میلیارد تومان می باشد در حالی که در همین استان خانواده هایی هستند که کل دارای منقول غیر منقولشان پنج میلیون تومان هم نمی شود.

       
  41. محمد مهدوي فر

    دوستان عزیزم
    من کمپین حمایت از محیط زیست را برای تنفر از دود و دروغ امضا کردم و به فراخوان آقای دکتر خزعلی و سایر زندانیان سیاسی جواب مثبت دادم .
    15 خرداد روز جهانی محیط زیست ساعت 18 الی 20 به همراه فرزندانم با زدن ماسک به نزدیک ترین بوستان محل سکونت خود خواهم رفت . از شما دوستان می خواهم این پیامک را از هم اکنون به تمامی دوستان خود ارسال کنید .
    «15 خرداد روز جهانی محیط زیست ساعت 18 الی 20 فراخوان تنفر از دود و دروغ – میلیونها ایرانی ماسک بر دهان در همه بوستانها – ارسال فوری به دوستان»

     
  42. عباس انعامی

    بدبختیه بخدا زندگی کردن دراین مملکت.اقا خانم خدا پیغمبر فلان وفلان به کی بگیم باور واعتقاد هرکس به خودش مربوطه.به کس دیگری هیچ ربطی نداره.مهم انسانیت هست.اساس انسان بودن هم ربطی به هیچ دین وایینی نداره.بشرمطابق فطرت خود وبراساس تجربه تاریخی به کارکرد خوبیها پی برده وبرعکس.مثلا قبل از اسلام ویا یهودیت راستی بوده کمک به هم نوع بوده وخوبی هم به شمارمیرفته.دروغ همیشه وهرجا مذمت شده(مگرامروزه ودراین مملکت بی دروپیکر)وربطی به دین ومذهب ندارد.همان تجربه تاریخی نشان داده درجوامعی که دین به نحوی درجامعه بسط داده شده فساد وتباهی هم بیشتربوده وبرعکس.فلان کس روحانی ست.ایت الله است .حجته الاسلام است.یعنی چه؟اگرشخصی مثل حائری ایت الله است ونشانه خدا پس طبیعت زیبای اردبیل چیست؟نشانه شیطان؟

     
  43. کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم/صدق الله/حایری شیرازی گرچه خودرا عالم مینامد نمیداند اخلاق راباعمل به دیگران آموخت

     
  44. كمال افتخار

    اي داد اي بيداد اي هوار پس كجاست حاج شيخ كاذب آملي لاريجاني تادزد را بگيرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟واي از اين همه گوسفند اصلا لجم گرفت حايري كار خوبي مي كنه تا ///// .

     
  45. با سلام به پدرم نوری زاد و آرزوی سلامتی برای او .
    پسر هنوز نیامده ام _نیک رای_ این نیک پی پور با فرهی من مانند من و پدرش درگیر نان نیست او میتواند ساعتها به تو و قدم هایت بیاندیشد از من و پدرش که رمقی حتی به سعی ساقی نیز نمانده است مگر پسرمان کاری کند . برای او بمان برای او بخوان .

    ——————

    سلام زهرای خوبم
    به پسرت بیاموز اعتقادش را در سینه حبس کند مبادا بدزدندش. و این که: موسی به دین خود عیسی به دین خود. ظاهرا آسایش دوگیتی به همین ” رجوع به انسانیت” شکل می گیرد و لاغیر. پسرت را مذهبی بار نیاور. انسانی بار بیاور. که همه ی پیامبران آمده اند تا به انسان بگویند: انسان باش.
    قدمش پیشاپیش مبارک نازنینم

     
    • زهرا خانوم عزیز، امیدوارم فرزند در راهتان پیشانی، و بخت و تختی بلند داشته باشد.

       
    • جناب نوری زاد سلام
      همینکه پیامبران آمده اند به انسانها بگویند انسان باش ،همین خودش مذهب است . خیلی ضدمذهب شده ای بطورافراطی
      بنظرم بامزدک زندیق چندان فرقی نداری دردین زدائی ومذهب زدائی فقط اوآشکارا ضددین است شما درنهان.
      مصلح

       
  46. آقای نوری زاد

    خدا نگهدارت!

    متوجه که می شوی!؟

     
  47. – این بابا همونی هست که میگفتند قراره جای مطهری رو بگیره و یه مطهری دومه؟
    – بوی رنسانس اسلامی رو حس میکنید؟… :o)

     
  48. آشنای مغضوب

    مذهب چيست؟

    يک فيلسوف تابحال هرگز يک روحاني را نکشته است،

    در حاليکه روحانيون فلاسفه زيادي را کشته اند….

    “دنيس ديروت”

    وقتي که مردم بيشتر آگاه مي شوند،

    کمتر به روحاني و بيشتر به معلم توجه مي کنند.

    “رابرت گرين اينگر سول”

    دين بهترين وسيله

    براي ساکت نگه داشتن عوام است.

    “ناپلئون بناپارت”

    وقتي مروجين مذهبي به سرزمين ما آمدند،

    در دست شان کتاب مقدس داشتند و ما در دست زمين هايمان را داشتيم.

    پنجاه سال بعد، ما در دست کتاب هاي مقدس داشتيم و آنها در دست زمين هاي
    ما را داشتند.

    ” جومو کيانتا”

    روحانى نسبت به برهنگى و رابطه طبيعى دو جنس حساسيت دارد،

    اما از کنار فقر و فلاکت مى گذرد.

    “سوزان ارتس”

    قسمت هايى از انجيل را که من نمى فهمم ناراحتم نمى کنند،

    قسمت هايى از آن را که مى فهمم معذبم مى کنند.

    “مارک تواين”

    به من بگو قبل از تولد کجا بوده اي

    تا به تو بگويم پس از مرگ کجا خواهي رفت.

    “نيچه”

    مذهب مردم را متقاعد كرده كه : مردی نامرئي در آسمانها زندگي مي كند

    كه تمام رفتارهاي تو را زير نظر دارد، لحظه به لحظه آن را.

    و اين مرد نامرئي ليستي دارد از تمام كارهايي كه تو نبايد آنها را انجام دهي،

    و اگر يكي از اين كارها را انجام دهي،

    او تو را به جايي مي فرستد كه پر از آتش و دود و سوختن

    و شكنجه شدن و ناراحتي است و بايد تا ابد در آنجا زندگي كني،

    رنج بكشي، بسوزي و فرياد و ناله كني

    ولي او تو را دوست دارد… !

    ” جورج كارلين”

    يكي از بزرگترين تراژدي هاي بشريت اين است كه

    اخلاقيات بوسيله دين دزديده شده است.

    ” آرتور سي كلارك”

    آنجا كه علم پايان مي يابد،

    مذهب آغاز ميگردد .

    ” بنجامين ديزرائيلي”

    دين،

    افساري است که به گردن تان مي اندازند،

    تا خوب سواري دهيد،

    و هرگز پياده نمي شوند،

    باشد که رستگار شويد…

    “کائوچيو”

    اولين روحاني جهان

    اولین شيادی بود

    که به اولین ابله رسيد.

    “ولتر”

     
  49. نامه ای به خدا:

    سلام خدای خوبم،
    من از یک پناهگاه موقت در سرزمینی به نام ایران برات می نویسم. پناهگاه که می گم نه که منظورم جای بدی باشه، نه! من و شاید خیلی ها این پناهگاه رو دوست داریم. صاحبشو شاید بشناسی. آدمیه به نام نوری زاد. من از نوجوونی میشناختمش، پنج سالیه که دوستش دارم و یه سالیه که سخت طرفدارشم. چون حس که نه، کاملا مطمئنم که دروغ نمی گه. چیزی که من تو آدمای دیگه ندیدم. تو هیچکس هیچکس دیگه ندیدم. راستش از تو چه پنهان که این نوری زادی که می گم اینقدر خوبه که بعضی وقتا منو به شک میندازه، نه به خوب و پاک بودنش ها! نه! نه! بل به اینکه آیا بعد از این همه سال، چشمای من داره درست می بینه؟ نکنه مثل اون بازم هستند و ما نمی شناسیم! ما چه سالایی رو بدون این آدما از دست دادیم.

    آدمایی که به این پناهگاه می آند هم از فقرایند هم از ثروتمندان، هم از خداباوران و هم خداناباوران. بعضی هاشون پزشکند، بعضیها نویسنده، بعضی ها روحانی های خوش باطن و درستکار، بعضی ها فلسفه خوب می دونند، بعضیا دانشجوئن، بعضی ها آدمای فهیمی اند که درغربتند و دلشون اینجا، بعضی ها به شاهنامه اونقدر مسلطند که حتی می تونن شخصیت های اون روزگارو به قالب آدمهای امروز تصور کنند و … اما همشون یک وجه مشترک دارند و آن فهم و خردشان است. من فکر می کنم اومدن ماها به اینجا یک جور اعتراضه. به چی؟ به بی عدالتی، به دروغ، به ریا، به استحمار شدنمون، به جهل گستری مزوران در لباس دین رفته. بعضیامون هم عهد کرده ایم که تا اصلاح امور همینجا بسط بنشینیم.

    اما من از تو گله ای دارم. می پرسی چی؟ از سکوتت. اینها کیستند که خودشونو نماینده و “آیت” و “نشانه” تو معرفی می کنند؟ من اگه بخوام دنبال نشونه های تو روی زمین بگردم می شینم به یک شاخه گل رز، یا به یه زنبور عسل نگاه می کنم، یا به ستاره های آسمون کویرت. خوب تو چرا اعاده حیثیت نمی کنی از اینها؟ راست میگه این شیخ احمد خاتمی که راه بهشت تو را اون بلده؟ یا این مصباح یزدی را تو برای هدایت من فرستادی؟ یا کی بود اونیکه چندسال پیش مارو گوساله و بزغاله خوند؟ آهان علم الهدی. آیا اون سفیر توئه. اگر بله که خوب آخه چرا تویی که خالق این همه لطافت، از گل و درخت بگبر تا پروانه و زنبور و پرنده هستی، سفیرانت اینقدر تند و عبوس و بد زبان و عصبیند، و اگه نیستند که چرا اجازه میدی تورو اینجوری از چشم ما بندازند؟

    گفتم که از ایران برات می نویسم. می شناسی که، همون کشور چهارفصل با آب و هوای متضاد در شمال و جنوب و موقعیت بی نظیرش در دسترسی به آبهای آزاد. همون سرزمینی که روزی پرشیا خوانده می شد و اقتدار و قدرت به ذهن دشمن رومیش به ذهن می آورد. همون سرزمینی که بزرگترین ذخایر گاز دنیا رو داره با کلی معادن دست نخورده. اینها که می گویند تو رو نمایندگی می کنند پس چرا اینجا را اینجوری کردند؟ تا یادم نرفته بپرسم راست میگه این شیخ مکارم شیرازی که تو دوست داری جمعیت ماها دوبرابر و چند برابر شه؟ یا راسته که تو از اینا خواستی “مردم رو به بهشت و سعادت اخروی ببرند؟” یه آقایی هست که ادعا می کنه تو خیلی دوسش داری اسمشم بووووود…حداد عادل، گفته که سانسور و دروغ برای محافظت جوانان لازمه. راست می گه؟ یا یکی از اونایی که می گه نماینده توئه، فکر کنم اسمش حائری شیرازی باشه، گفته که “موسوی و کروبی در وادی شیطان سیر می کنند”. می شه اینبار شیطانو دیدی ازش بخوای تاییدیه یا تکذیبیه صادر کنه؟

    خدای خوبم من این آدما رو دوست ندارم. اصلا حس خیلی خیلی بدی بهشون دارم. امیدوارم ازم دلخور نشی ولی ازت می خوام سکوتت رو بشکنی. اگه اینا راست می گن که نماینده توئن، و اگه قراره بهشتت از اونا پر باشه، خوب من ترجیح می دم با نوری زادها و دکتر ملکی ها و نسرین ستوده ها و هدی صابرها و هاله سحابی ها یراست برم جهنم. فقط قول بده اونجا زیاد بهمون سخت نگیری.

     
    • سلام بندگان عزیزم!
      این حرفها چیست که می گویید؟ سالهاست که شما ایرانیان که زمانی از اقوام موحد روی زمین بودید مشرک و بت پرست شده اید. اون چه کاری بود که با خودتان کردید؟ چرا چشم و گوش بسته همه مقدراتتان را دادید دست یک پیرمرد قدرت طلبی که اعمالش برخلاف قرآن من و عقل شما بود؟ همونی که عکسش را در ماه دیدید و به پرستش اش رو آوردید. چرا در مقابل جنایات عمالش سکوت کردید و می کنید؟ می گویی موضعگیری کنم؟ من عقل را برای چه به شما داده ام؟
      شما مردم ایران الان از چشم من افتاده اید چون از یگانه پرستی رفتید سراغ بت پرستی و الان هم پول پرست شده اید. من از شما مردم ایران گله دارم. و البته شما را دوست هم دارم چون همه مخلوقانم را از جمله سگ و گربه و سوسک و … را دوست دارم.

      ” این جواب را به عنوان طنز در جهت یادآوری برخی چیزها به خودمان نوشته ام و امیدوارم به کسی بر نخورده باشد که جای خدا جواب میدم”

       
    • احسنت ،مناجات زیبائی بود و حس زیبایی داشت ،بیاد موسی و شبان مولوی افتادم.

      بنظرم سزاوار بود جناب نوری زاد این نوشته را بعنوان یک پست مستقل درج می کردند تا دوستان دیگر ذیل آن نظر دهند.

      صحبت از مناجات شد،دریغم آمد از مناجات شعبانیه که در اعمال ماه شعبان وارد شده است سخنی نگویم ،توصیه میکنم همه اعم از مذهبی و غیر مذهبی این مناجات پر راز و رمز را که مشحون از مطالب عمیق عرفانی و چگونگی راز و نیاز عبد با خالق است ،مطالعه دقیق کنند.
      سپاس از خانم فائزه که سبب خیر شدند

       
      • با درودی دگر باره بر استاد و دوست بسیار عزیز جناب مرتضی
        بدین وسیله خواستم ضمن عرض ادب، تشکری دوباره از زحمات بی وقفه جنابعالی به عمل اورم و خسته نباشیدی نثار پشتکارتان کنم، من اگر چه با جنابعالی دارای اختلاف دیدگاه می باشم ولی تماما نوشته های ارزشمند شما را مطالعه می کنم و اقرار می کنم که درسها از ان اموخته ام ، پایداری شما را ارزومندم ، همچنین اگر بعضا نوشته های من به لحاظ تعارض با مبانی ایدولوژیک شما، سبب رنجش و یا تکدر خاطرتان می گردد ، صمیمانه از شما و سایر دوستان منجمله عبدالله عزیز و بسیار گرامی که من شرمنده بزرگواریشان هستم و مصلح عزیز و گرامی که من همواره در دل صداقت کلام ایشان را می ستایم ، پوزش می طلبم. سربلندی شما دوستان را از صمیم قلب ارزو می کنم. با عرض احترامی مجدد.

        —————-

        سلام دوستان خوبم
        ومن، چه مشعوفم از این گفتا گفت و نوشانوش ادب و خرد و مدارا
        سپاس شمایان را
        من و سری فرود آمده در برابر بزرگی های شعوری شمایان
        سپاس

         
        • سلام بر دوست عزیز بزرگوار آقای بیکنش

          تشکر وافر از ابراز محبت شما ،من نیز کما کان نوشته های تفسیری شما بر شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی را مطالعه می کنم ،اگرچه حظ و دانش من از شعر و محتواهای شعری ناچیز است ،همینطور متقابلا به اختلاف دیدگاههای شما احترام و ارج می نهم،رفع اختلاف دیدگاهها و حرکت بسمت ائتلاف دیدگاهها مطلوبی است که رهین گفتارهای مودبانه و توام با احترام و اجتناب از الحان هیجانی و شداد و غلاظ است.
          تاکید بر اشتراکات (ولو قلیل) نشانه خردمندی و دور اندیشی است ، چنانکه در روایتی از پیامبر رحمت نقل شده است که :
          “”َ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص التَّوَدُّدُ إِلَى النَّاسِ نِصْفُ الْعَقْل‏””” ”
          دوستی و محبت با مردم نیمی از عقلانیت است

          پایدار باشید

           
    • سلام برفائزه خانم مکرم ودیگرناظران محترم

      خواهرگرامی من ،می گویند صبرخدا حداقلش 40 سال است وقتی حضرت موسی -ع-بمانندشما ازخداوند گله کرد که به فرعون همه امکانات را داده ای “وقال موسی ربنا انک آتیت فرعون وملاه زینه واموالا فی الحیوه الدنیا ربنا لیضلواعن سبیلک ربنااطمس علی اموالهم واشددعلی قلوبهم فلایوئمنوا حتی یروا العذاب الالیم = موسی گفت:پروردگارا،توبه فرعون واشراف قوم اوزیور واموالی درزندگی دنیا داده ای،پروردگارا،درنتیجه آنان مردم راازراه توگمراه می کنند.پرودگارااموالشان رانابودکن ودلهایشان راسخت گردان که ایمان نیاورند تاعذاب دردناک را ببینند. “88/یونس}
      ومارا هم برای نجات بنی اسرائیل مامورکرده ای بااین معجزات یدوبیضائی پس نصرتت کو؟
      بما وعده دادی که من باشماهستم وزیرنظرمن هستید.

      گویند خداوند بعدازچهل سال این دعای حضرت موسی -ع- را پذیرفت وبه اجابت رساند ودرجواب موسی گفت :{قال قداجیبت دعوتکما فاستقیما ولاتتبعان سبیل الذین لایعلمون =خداگفت:دعای شمادوتن_موسی وهارون-پذیرفته شد؛پس ایستادگی کنید وراه کسانی را که نمی دانند -وجاهل هستند-پیروی نکنید.89/یونس}.

      وآیات بعدی رسیدن نصرت خدا ونجات بنی اسرائیل ازستم فرعونیان وغرق شدن آنان دردریای احمر است که فرعون توبه می کند وایمان می آورد وخداوند به اومیگوید حالا که نفست به حلقومت رسیده است وقت توبه نیست وتوازمفسدان بودی “ءالآن وقدعصیت قبل وکنت من المفسدین. 91/یونس}

      پس بایدازاین داستان فهمید که صبر خداوند زیاداست تا مفسدان به نهایت درجه شقاوت برسند تا آنوقت عذاب استیصال برآنان نازل شود ونوبت دیگر عدالت جویان برسد وآیندگان آنهارا ببینند که چگونه اجرای عدالت می کنند؟

      ودرخبرها آمده است که سرنوشت مامسلمانان بعینه بمانند سرنوشت بنی اسرائیل است طابق النعل بالنعل.

      زندگی خوب نسبی اعتدالی وعدالتمدارانه دردنیاآنطوری که درخبرها آمده است فقط دردوره ظهور منجی بشریت حضرت بقیه الله الاعظم است -ص-که غالب وقاهر است برهرسرکشی وبه هیچکس حتی به کافری درذمه اسلام ظلم وستم نخواهدشد. واین وعده خدا وپیامبر اکرم-ص- است ،خواه برخی بپذیرند ویانپذیرند مامعتقد هستیم رزقنا الله وایاکن .
      والسلام علی من اتبع الهدی
      مصلح بینوا

       
    • ضمن درود و سپاس به فائضه خانم با اجازه شما يكبار هم كه شده من در مقام آيت الله از قول خدا به شما ميگم كه اين آيات كيستند كه خودشون رو نماينده خدا مى دونند .آن هم بنا به يك حديث از اين قرار : خلق الله آدم على صورته .هاء الله را مضموم و ميم آدم را مفتوح بخوانيد تا معنا بشود :خدا آدم را به صورت خودش آفريد .حالا براى شناخت اين آيات جاى فتحه و ضمه را عوض كنيد تا معنا بشود :آدم خدا را به صورت خودش آفريد .فتأمل .
      بهانه اى بود بود براى سپاس از نوشته هاى صادقانه و دردمندانه شما .جدى نگيريد .من نه آيت الله هستم و نه خود و خواهش هاى خود را به نام كسى جز خودم ثبت مى كنم . البته همه را هم به يك چوب نمى رانم.آفرين بر شما و نوشته خوب و صادقانه تان

       
      • جنا آیه الله کورس سلام

        آن حدیث یک خبر واحداست وبرفرض صحتش ازپیامبر -ص- “خلق الله آدم علی صورته”بنا برتفسیر برخی بزرگان حدیث ودرایه ،ضمیرمتصل درواژه “صورته” به لفظ آدم مرجوع است نه به لفظ جلاله “الله”
        پس معنا چنین می شود :خداوندآدم را برصورت خودآدم آفریده است.

        وازنظرادبی هم همین صحیح است که ضمیر به اقرب ونزدیکترین اسم برمی گردد نه دور ترین.

        وبااین تفسیردقیق ازتشبیه آدم بخدا احترازشده است که ذات باریتعالی بی چون وبی نظیر وبی ند وبی شبیه است ،ازهرشبیه وتشبیهی مصون است و”لیس کمثله شیئ “ازمحکمات قرآن است.
        ودردعای جوشن کبیرهم این جمله آمده است:”یاشبیه من لاشبیه له”
        باپوزش ازکورس گرامی
        مصلح

         
        • سلام مجددبرآیه الله کورس

          این بنده حقیروناچیزشما را دعوت می کنم بمطالعه کتاب بارزش “تحریر تمهیدالقواعد،صائن الدین علی بن محمدالترکه”تالیف آیه الله عبدالله جوادی آملی”.

          دراین کتاب که به شرح فارسی است یک دوره عرفان ناب است که بافلسفه صدرائی درآمیخته است که استاد -مدظله-دردرس عرفان بیان داشته اند واین حدیث “خلق الله آدم علی صورته “ازتوحیدصدوق -ره- درص 565تحریر التمهید،به تفصیل بیان گشته است.
          موفقیت شماراآرزومندم
          مصلح

           
          • اقاى مصلح
            نه صدها بلكه هزاران جوادى املى بايد نه صدسال بلكه هزاران سال نه شاگردى كورس كه شاگردى شاگردان كورس را كنند تا شايد بتوانند نه قطره اى بلكه ملوكولى از درياى علم و ادب كورس را نه دريابند بلكه صرفا ملاحضه كنند- انوقت شما ايشان را به كناب ان شخص ارجاع مىدهيد؟؟!!! عجبا!!؟؟؟

             
          • مصلح عزيز : من خواستم مطايبه اى كنم با اين معنا : خداى كسانى كه در مقابل ظلم سكوت مى كنند يا در ظلم شريك مى شوند خدايي است كه آن را بر وفق مطامع خود ساخته اند .مثلا خدا در كجا گفته كه جور مسؤولين نبايد علنى شود و جور ديده از دزد به شاه دزد شكايت برد .اين مضمون يكى از فتوا هاى پدر سالار است .به علاوه واضح است كه هرچيزى بر صورت خود است .شما بر صورت من نيستيد و من بر صورت شما نيستم .مگر به مصداق / متحد جان هاى مردان خداست / كسانى هم صورت و هم سيرت شوند و من چنين سعادتى نداشته ام .يعنى آن بزرگان نعوذا بالله مى فرمايند خداوند توضيح واضحات داده است ؟

             
      • سلامی مجددبرآیت الله کورس
        جناب ،مطایبه شما مطیب بود،واما بزرگان هم توضیح واضحات نفرموده اند؛بلکه آن حدیث درموردی ایرادشده شده است بنا برنقل شیخ مفید-ره- درکتاب اعتقادات :شخصی درحضورپیامبر-ص-بشخص دیگری درغیابش گفت :قبح الله وجهه،پیامبرفرمودچنین مگوکه خداوند آدم را بصورت خودآدم آفریده است،=خلق الله آدم علی صورته.یعنی هرکسی را بصورت خاص خودش آفریده است،وهرآفریده خدانیکواست پس تقبیح توسزاوارنیست.
        واما اینکه فرمودید سکوت درمقابل ظلم ،خودش ظلم است،صحیح است اما باید دید اعتراض به ظلم چه اندازه موثراست واین تاثیررا هم بایددرنظرگرفت.بله ظالمان خدای خودرا خودشان ساخته وپرداخته اند ،جای هیچ شکی نیست.

         
  50. تن آدمی شریف است به جان آدمیت
    نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
    امثال اینها که ظاهرا آیت الله نامیده می شوند نمایندگان شیطان بزرگ هستند و بس. مگر شیطان بزرگ کم چپاول کرده اونم نماینده اش هست دیگه. ولی فقیه مطلق = شیطان بزرگ

     
    • پادشاهان خودرا ظل الاه می خواندندیعنی سایه خدا..انگلیس همان شیطان بزرگ این عنوانها که شمانوشتید برای ایادی خودشان درمقابل ان عنوان کردند

       
  51. فاروق گرامی!

    ﺣﺎﺋﺮی شیرازی ﺧﻮد ﻣﯽ‌داﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﻣﻪ‌اش ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﻧﻤﯽ‌رﺳﺪ و اﮔﺮھﻢ ﺑﺮﺳﺪ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﻮد ﻧﻤﯽ¬رﺳﺪ
    ﻋﺒﺪاﻟﮑﺮﯾﻢ ﺳﺮوش
    ﻣﺤﻤﺪ اﻗﺒﺎل ﻻھﻮری، ﺣﮑﯿﻢ و ﺷﺎﻋﺮ ﻣﺴﻠﻤﺎن ھﻨﺪی، در «اﺳﺮار ﺧﻮدی» ﻣﯽ‌آورد ﮐﻪدر ﻣﺮﻏﺰاری، ﺷﯿﺮان ﺑﺮﮔﻮﺳﻔﻨﺪان ﻣﺠﺎورھﺠﻮم ﻣﯽ‌ﺑﺮدﻧﺪ و آن‌ها را طﻌﻤﮥ ﺧﻮد ﻣﯽﮐﺮدﻧﺪ. ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ زﯾﺮﮐﯽ ﺧﻄﺮ ﮐﺮد و ﻣﻨﺒﺮ ﻣﻮﻋﻈﻪ نهاد وﺷﯿﺮان را ﭘﻨﺪھﻤﯽ داد ﮐﻪ ﮔﻮﺷﺘ‌ﺨﻮاری ﺑﺪ اﺳﺖ و ﻋﻠﻒ از ﮔﻮﺷﺖ بهداﺷﺘﯽ‌ﺗﺮ اﺳﺖ و «ﺗﻨﮕﺪﺳﺘﯽ از اﻣﺎرت بهتراﺳﺖ» و ذﺑﺢ ﺷﺪن بهتراز ذﺑﺢ ﮐﺮدن است:
    ﺧﯿﻞ ﺷﯿﺮ از ﺳﺨﺖ ﮐﻮﺷﯽ ﺧسته ﺑﻮد دل ﺑﻪ ذوق ﺗﻦ ﭘﺮﺳﺘﯽ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮد
    آﻣﺪش اﯾﻦ ﭘﻨﺪ ﺧﻮاب آور ﭘﺴﻨﺪ ﺧﻮرد از ﺧﺎﻣﯽ ﻓﺴﻮن ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ
    آن که کردی ﮔﻮﺳﻔﻨﺪان را ﺷﮑﺎر کرد دین گوسفندی اختیار
    ﺣﺎﻻ ﺣﮑﺎﯾﺖ آﻗﺎی ﻣﺤﯽ اﻟّﺪﯾﻦ ﺷﯿﺮازی اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ‌ﺧﻮاھﺪ ﺑﻪ ﺷﯿﺮان ﺑﯿﺸﻪ ﻣﻘﺎوﻣﺖ، ﻣﻮﺳﻮی و ﮐﺮّوﺑﯽ، درس زﺑﻮﻧﯽ و ﭘﻨﺪ ﮔﻮﺳﭙﻨﺪی ﺑﺪھﺪ و ﺷﯿﺮی و دﻟﯿﺮی آﻧﺎن را ﺑﺮﺑﺎﯾﺪ و ﭼﻨﺎن که ﺑﺮ ﺟﻨﺎزه ﻋﺴﮕﺮاوﻻدی، ﺗﻠﻘﯿﻦ ﻣﯿّﺖ ﺧﻮاﻧﺪ، ﺑﺮ ﮔﻮش اﯾﻨﺎن ﺗﻠﻘﯿﻦ ﺗﻮﺑﻪ و ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺑﺨﻮاﻧﺪ وﻋﺰّت ﺣﻖ را مقهورذﻟّﺖ اﻋﺘﺮاف ﮔﺮداﻧﺪ و ﺣﻖ‌طﻠﺒﺎن را از ﻣﻄﺎﻟﺒﮥ ﺣﻖ و ﻣﺒﺎرزۀ ﺑﺎ ﻧﺎﺣﻖ ﺷﺮﻣﻨﺪه ﮐﻨﺪ، ﻣﮕﺮ آن ﻣﺤﺼﻮران ﻣﻈﻠﻮم، ﭘﺸﺖ ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺖ دوﺗﺎ ﮐﻨﻨﺪ و ﭘﻮزش ﺑﻄﻠﺒﻨﺪ و ﺑﻪ «راﺷﯿﺘﯿﺴﻢ ﺳﯿﺎﺳﯽ نظام» رﺿﺎﯾﺖ ندھﻨﺪ!
    ﭼﻪ ﺷﺒﺎھﺖ ﻏﺮﯾﺒﯽ دارد رﻓﺘﺎر اﯾﻦ روﺣﺎﻧﯿﺎن ﺣﮑﻮﻣﺘﯽ ﺑﺎ ھﻢ! ﻧﺎﺻﺮ ﻣﮑﺎرم ﺷﯿﺮازی ھﻢ ﺑﻪ ﺻﺎﺣﺐ اﯾﻦ ﻗﻠﻢ ﺳﻔﺎرش ﮐﺮد از ﻧﻈﺮﯾﻪ «ﻗﺮآن، ﮐﻼم ﻣﺤّﻤﺪ» ﺗﻮﺑﻪ ﮐﻨﺪ و ﻣﻦ در جواب اوﻧﻮﺷﺘﻢ ﮐﻪ: ﺗﻮﺑﻪ از ﻣﻌﺼﯿﺖ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ ﻧﻪ از ﻣﻌﺮﻓﺖ! روﺣﺎﻧﯿﺖ رﺳﻤﯽ و ﺧﻔﺘﻪ و ﺗﮑﻠﯿﻒ اﻧﺪﯾﺶ ﻣﺎ ﮐﻪ در ﭼﻨﺘﻪ ﺳﻔﺎﻟﯿﻦ ﻣﻌﺮﻓﺖ، ﭼﯿﺰی ﺟﺰﺧﺰف ﺧرده‌ھﺎی ﺗﮑﻠﯿﻒ و ﻣﻌﺼﯿﺖ ﻧﺪارد و ﻣﻄﻠﻘﺎً از ﺣﻘﻮق ﻣﺪرن و ﻣﺪﻧﯿﺖ ﺑﯽ ﺧﺒﺮ اﺳﺖ، ﻋﺠﺐ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺣﻖ طﻠﺒﯽ را ﮔﻨﺎه و ﺣﻖ طﻠﺒﺎن را ﻣﮑﻠّﻔﺎﻧﯽ ﺑﺎﻏﯽ و رﻋﺎﯾﺎﯾﯽ ﯾﺎﻏﯽ ﺷﻤﺎرد ﮐﻪ ﭘﺎ از ﮔﻠﯿﻢ ﺗﮑﻠﯿﻒ درازﺗﺮ ﮐﺮده اﻧﺪ و ﺑﻪ ﻓﮑﺮ اﺣﻘﺎق ﺣﻘﻮق اﻓﺘﺎده اﻧﺪ؛ و ﻧﻤﯽ ﺑﯿﻨﺪ و ﻧﻤﯽ داﻧﺪ ﮐﻪ دﺳﺖ ﮐﻢ ﺻﺪ ﺳﺎل اﺳﺖ دراﯾﻦ دﯾﺎر، رﻋﺎﯾﺎی ﻣﮑﻠّﻒ ﺟﺎی ﺧﻮد را ﺑﻪ شهروﻧﺪان ﻣﺤّﻖ داده اﻧﺪ ﮐﻪ در رﯾﺎﺳﺖ و ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ دﯾﮕﺮ ﻣﯽ‌ﻧﮕﺮﻧﺪ و اجتهاد ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺧﻮد را ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﻣﻮاﻋﻆ ﺳﺮد و ﻓﺘﺎوای ﺧﺎم روﺣﺎﻧﯿﺎن رطﺐ ﺧﻮرده ﻧﻤﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ.
    ﻣﺮدم ﻣﺎ هیچ‌گاه از ﯾﺎد ﻧﻤﯽ‌ﺑﺮﻧﺪ ﮐﻪ ھﻤﯿﻦ آﻗﺎی ﺣﺎﺋﺮی در اﯾﺎم ﭘﺮﻣﻈﻠﻤﮥ اﻧﺘﺨﺎﺑﺎت ودر ﺑﺤﺒﻮﺣﮥ ﭘﺮﺷﻮر اﻋﺘﺮاﺿﺎت ﺳﺎل ۸۸، در ﺻﻨﺪوق ﺻﻮت و ﺻﻮرت ظﺎھﺮ ﺷﺪ و ﭘﺎی ﻗﺴﺎوت ﺑﺮ ﻏﺮور زﺧﻢ ﺧﻮردۀ ﻣﺮدم نهاد و ﭼﻮن ژﻧﺮاﻟﯽ ژاژﺧﺎی و ژﻧﺪه ﭘﻮش، ﺑﺴﯿﺠﯿﺎن را ﻓﺮﻣﺎن داد ﮐﻪ ﻣﺼﺪوﻣﺎن و ﻣﺠﺮوﺣﺎن را ﺑﻪ دادﮔﺎه و داروﻏﻪ ﻧﺴﭙﺎرﻧﺪ، ﺑﻞ در ھﻤﺎن ﺧﯿﺎﺑﺎن ﮐﺎرﺷﺎن را ﺑﺴﺎزﻧﺪ و ﯾﮑﺴﺮ رواﻧﻪ ﮔﻮرﺳﺘﺎن ﮐﻨﻨﺪ. ﺣﺎﻻ ﭼﻨﯿﻦ ﺳﯿﺎھﺮوی ﺳﻮدازده‌ای دﻣﺎغ ﺷﻔﺎﻋﺖ ﻣﯽ‌ﭘﺰد و دﺳﺖ ﻧﺼﯿﺤﺖ از آﺳﺘﯿﻦ ﺷﺮﯾﻌﺖ ﺑﯿﺮون ﻣﯽ‌آورد و از ﻧﻤﺎدھﺎی ﻧﺠﺎﺑﺖ و ﻣﻘﺎوﻣﺖ و ﺳﺘﻮن‌ھﺎی ﺻﻼﺑﺖ و ﻣﻨﺎﻋﺖ، ﮐﺮّوﺑﯽ و ﻣﻮﺳﻮی، درﯾﻮزۀ ﺗﻮﺑﻪ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ و ﻗﻮل ﻣﻐﻔﺮت ﻣﯽ‌دھﺪ؟ ﺑﻪ اﯾﻦ طﺎﺋﺮ ﺣﺎﺋﺮ ﺗﻨﮓ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﻔﺖ:
    ﺑﺮو اﯾﻦ دام ﺑﺮﻣﺮغ دﮔﺮﻧﻪ ﮐﻪ ﻋﻨﻘﺎ را ﺑﻠﻨﺪ اﺳﺖ آﺷﯿﺎﻧﻪ
    ﻧﺎﻣﻪ ﻣﺤﯽ اﻟﺪﯾﻦ ﺷﯿﺮازی ﻧﺸﺎﻧﮥ نهایت اﺳﺘﯿﺼﺎل ﻧﻈﺎم اﺳﺖ در ﻣﻘﺎﺑِﻞ ﺳﻪ قهرمان (۱) ﮐﻪ وﻻﯾﺖ ﻣﻄﻠﻘﻪ را ﺑﻪ ﺳﺨﺮه ﮔﺮﻓﺘﻪ‌اﻧﺪ و ﻣﺸﻌﻞ ﻣﻘﺎوﻣﺖ را ﺑﺮ ﻣﻨﺎرۀ ﺷﺠﺎﻋﺖ ﻓﺮوزان ﻧﮕﺎه داﺷﺘﻪ اﻧﺪ و ﭼﻮن ﻣﻮﺳﯽ در ﺧﯿﻤﻪ و ﺧﺮﮔﺎه ﻓﺮﻋﻮﻧﯽ زاده و ﺳﺮﺑﺮآورده‌اﻧﺪ و ﺑﻪ آﻟﺘﺮﻧﺎﺗﯿﻮی ﺳﻤﺞ و ﺳﺮﺑﻠﻨﺪ ﺑﺪل ﺷﺪه‌اﻧﺪ و از ﺣﺼﺮ، ﺣﻤﺎﺳﻪ‌ای ﭘﺮﺣﺸﻤﺖ ﺳﺎﺧﺘﻪ‌اﻧﺪ.
    ﻓﺮﻋﻮﻧﯿﺎن از ﻣﻮﺳﯽ ﻣﯽ‌ﺗﺮﺳﻨﺪ و ﺧﻠﻘﺎن را ﺑﺸﺎرت ﺑﺎد ﮐﻪ ﻣﻮﺳﺎی ﻓﺮﻋﻮن‌ﺷﮑﻦ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﺷﺪه اﺳﺖ.
    ﺑﯽ‌جهت ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ اﯾﻦ واﻋﻆ ﻻﻓﻆ، ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ‌ھﺎیﮐﻼن ﻗﺪﺳﯽ را از ﻗﺮآن و ﺣﺪﯾﺚ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗﺎ اﻧﺠﯿﻞ ﺑﺮﻧﺎﺑﺎ و ﻗﺼﮥ اﺑﻠﯿﺲ در ﮐﻤﺎن ﺗﺰوﯾﺮﻣﯽنهد و ﻋﺰّت و ﮐﺮاﻣﺖ آن ﻋﺰﯾﺰان درﺑﻨﺪ را ﻧﺸﺎﻧﻪ می گیرد ﺗﺎ ﻧﺎﮐﺎﻣﺎﻧﻪ آﻧﺎن را زﺧﻤﯽ ﺗﺴﻠﯿﻢ کند!
    هیچ‌کس ﺑﻪ ﺗﻮﺑﻪ و اﺳﺘﻐﻔﺎر، ﻣﺤﺘﺎج‌تر از اﯾﻦ ﺧﺮﻗﻪ ﭘﻮﺷﺎن ﺧﺪﻋﻪ‌ﮔﺮ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ در ﺧﻮن ﻏﻠﺘﯿﺪن ﺟﻮاﻧﺎن، ﺗﺠﺎوز ﺑﻪ زﻧﺪاﻧﯿﺎن، ﺗﻌﺮّض ﺑﻪ ﻣﺮدان و زﻧﺎن و ﺟﻮر و ﺟﻔﺎی ﺟﻨﺎﯾﺘﮑﺎران را دﯾﺪﻧﺪ و ﺷﻨﯿﺪﻧﺪ، اّﻣﺎ ﻟﺐ از ﻟﻘﻤﮥ ﻟﻄﯿﻒ ﺑﺮﻧﮕﺮﻓﺘﻨﺪ و ﺳﺮ از ﺑﺎﻟﺶ ﻋﺎﻓﯿﺖ ﺑﺮﻧﺪاﺷﺘﻨﺪ و ﺳﺨﻨﯽ درﺷﺖ ﺑﺎ ظﺎﻟﻤﺎن ﻧﮕﻔﺘﻨﺪ و ﺑﻪ ﭘﺎس ﻋﺪاﻟﺖ، ﺗﺮک راﺣﺖ ﻧﮑﺮدﻧﺪ و اﺷﮑﯽ ﺑﺮ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﻣﻈﻠﻮﻣﯽ ﻧﯿﻔﺸﺎﻧﺪﻧﺪ و ﻣﺮھﻤﯽ ﺑﺮ زﺧﻤﯽ ننهادند و ﺑﺎﻧﮕﯽ ﺑﻪ اﻋﺘﺮاض ﺑﺮﻧﯿﺎوردﻧﺪ و اﻧﮑﺎر ﻣﻨﮑﺮی ﻧﮑﺮدﻧﺪ، ﺑﻞ ﻓﺘﻮا ﺑﻪ ﻗﺘﻞ و ﺟﺮح و ﺗﻄﺎول دادﻧﺪ. ﺣﺎﻻ آﻣﺪه اﻧﺪ و ﮔﺮﯾﺒﺎن ﮔـُﺮدان را ﮔﺮﻓﺘﻪ اﻧﺪ ﮐﻪ ﭼﺮا در ﺟﺎﻧﺐ ﺣﻖ و ﻋﺪاﻟﺖ اﯾﺴﺘﺎدﻧﺪ و در ﺑﺮاﺑﺮ ظﺎﻟﻤﺎن زاﻧﻮی ذﻟّﺖ ﻧﺰدﻧﺪ و ﺳﺮ ﺑﻪ ﻏﻼﻣﯽ ﺧﻢ ﻧﮑﺮدﻧﺪ.
    ﭘﺲ ﻋﺰا ﺑﺮ ﺧﻮد ﮐﻨﯿﺪ‌ ای ﺧﻔﺘﮕﺎن زان که ﺑﺪ ﻣﺮﮔﯽ اﺳﺖ اﯾﻦ ﺧﻮاب ﮔﺮان
    آﻣﺪه اﻧﺪ و رﯾﺎﮐﺎراﻧﻪ ﺑﺮ آن ﺷﯿﺮﻣﺮدان ﮐﻪ ﻣﺸﺖ آﺳﻤﺎن‌کوب ﺧﻮد را ﺑﺮ ﺳﺮ دﯾﻮان ﮐﻮﻓﺘﻨﺪ ﺑﺎران آﯾﺎت و رواﯾﺎت ﻣﯽ‌ﺑﺎرﻧﺪ ﮐﻪ رو ﺑﻪ ﺧﺪا ﮐﻨﯿﺪ و ﻧﻔﺲ اﻣﺎّره را رھﺎ ﮐﻨﯿﺪ و اﻋﺘﺮاف ﺑﻪ ﺧﻄﺎ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ در ﺑﺤﺎر ﻣﻐﻔﺮت ﺷﻨﺎ ﮐﻨﯿﺪ!
    ﺣﺎﺋﺮی ﺧﻮد ﻣﯽ‌داﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﻣﻪ‌اش ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﻧﻤﯽ‌رﺳﺪ و اﮔﺮھﻢ ﺑﺮﺳﺪ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﻮد ﻧﻤﯽ رﺳﺪ، ﭼﻪ آن‌که آن اﺳﯿﺮان را ﻧﻪ رﺧﺼﺖ ﻣﮑﺎﺗﺒﺖ ھﺴﺖ و ﻧﻪ رﻏﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﻮﺑﻪ و اﻧﺎﺑﺖ؛ و اﯾﻦ ﺧﺪﻣﮥ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻓﻘﻂ در ھﻤﯿﻦ ﺧﻄﺒﻪ ھﺎی ﺑﯽ ﻣﺨﺎطﺐ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﺒﺮه اﻧﺪ. دوﻟﺖ روﺣﺎﻧﯽ ﻧﯿﺰ ﻧﯿﮏ ﻣﯽ‌داﻧﺪ ﮐﻪ ﮔﺮۀ اﯾﻦ ﻣﻌّﻤﺎ، ﻧﻪ ﺑﺎ ﺗﻮﺑﮥ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺷﮑﻨﺎﻧﻪ ﺑﺎز ﻣﯽ ﺷﻮد ﻧﻪ ﺑﺎ ﻋﻔﻮ ﻣﻨّﺖ ﻓﺮوﺷﺎﻧﻪ. ﺷﯿﺮان را از روبهان ﺗﻤﻨّﺎﯾﯽ ﻧﯿﺴﺖ. ﺗﺎ ﺳﺨﻦ آن ﻣﺤﺼﻮران ﻣﻈﻠﻮم ﺑﻪ ﮔﻮش ھﻤﮕﺎن ﻧﺮﺳﺪ و ﺗﺎ ﺳﺘﻤﯽ ﮐﻪ ﺑﺮآﻧﺎن و ﺑﺮاﯾﺮاﻧﯿﺎن رﻓﺘﻪ، دادﮔﺮاﻧﻪ ﺟﺒﺮان ﻧﺸﻮد و ﺗﺎ اﮐﺎﺑﺮ تبهکاران ﺑﻪ ﮐﯿﻔﺮ ﮐﺒﺎﺋﺮ ﺧﻮد ﻧﺮﺳﻨﺪ و ﺗﺎ زﻧﺪاﻧﯿﺎن ﺣﻖ طﻠﺐ روی رھﺎﯾﯽ ﻧﺒﯿﻨﻨﺪ،عقدۀ اﺳﺘﯿﺼﺎل ﻧﻈﺎم ھﻤﭽﻨﺎن ﻣﻨﻌﻘﺪ ﺧﻮاھﺪ ﻣﺎﻧﺪ .ﻟﮑﮥ ﻧﻨﮓ اﯾﻦ ﻣﻈﻠﻤﻪ از ﮐﺎرﻧﺎﻣﮥ ﺳﺘﻤﮕﺮان البته هرگز ﭘﺎک ﻧﺨﻮاھﺪ ﺷﺪ
    ***
    ﻓﺎﺗﺤﺖ ﺳﺨﻦ ﺑﺎ ﺣﺪﯾﺜﯽ از اﻗﺒﺎل ﺑﻮد ، ﺧﺎﺗﻤﺖ آﻧﺮا ﺑﺎ ﺣﺪﯾﺚ دﯾﮕﺮی از ﻣﻮﻻﻧﺎ ﺟﻼل اﻟﺪﯾﻦ، ﻣﺮاد ﻣﺤّﻤﺪ اﻗﺒﺎل، زﯾﻮر ﻣﯽ‌ﺑﻨﺪم ﮐﻪ ﮔﻔﺖ:
    آﻣﺪ از آﻓﺎق ﯾﺎری مهربان ﯾﻮﺳﻒ ﺻّﺪﯾﻖ را ﺷﺪ میهمان
    از اﺣﻮال ﯾﻮﺳﻒ ﭘﺮﺳﯿﺪ و از ﺷﺮح ﺣﺼﺮ و ﺣﺒﺲ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺳﺎﻟﮥ او. ﭘﺎﺳﺦِ ﯾﻮﺳﻒ ﺟﺰ اﯾﻦ ﻧﺒﻮد:
    ﻋﺎر ﻧﺒﻮد ﺷﯿﺮ را از ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﺎ را از رﺿﺎی ﺣﻖ ﮔﻠﻪ
    ﺷﯿﺮ را ﺑﺮ ﮔﺮدن ار زﻧﺠﯿﺮ ﺑﻮد ﺑﺮ ھﻤﻪ زﻧﺠﯿﺮﺳﺎزان “ﻣﯿـﺮ” ﺑﻮد
    ﺑﻠﯽ؛
    ﺷﯿﺮھﻢ ﺷﯿﺮ ﺑﻮد، ﮔﺮﭼﻪ ﺑﻪ زﻧﺠﯿﺮ ﺑﻮد ﻧﺒﺮد ﺑﻨﺪ و ﻗﻼده ﺷﺮف ﺷﯿﺮ ژﯾﺎن
    ﻋﺒﺪاﻟﮑﺮﯾﻢ ﺳﺮوش
    اردیبهشت ۱۳۹۳
    ————————–
    1. حائری شیرازی در نامه خود از خانم دکتر زهرا رهنورد نام نمی¬برد¬،گویی او را چون یک بانوست از فرط کوته بینی نمی¬بیند!

     
  52. جناب نوریزاد با سلام
    عجب است که چنین ایت الله هایی در شیراز اجازه دادن درس اخلاق دارند و ازادانه میگردند ولی بهاییان شیراز را بخاطر معلمی کلاسهای درس اخلاق و عبادت و نیایش بازداشت میکنند:

    در بهمن ماه سال ۸۹ بود که عده‌ای از هموطنان بهایی به جرم مسافرت به کشورهای هند و امارات دستگیر و همه آنان پس از بازجویی‌های مکرر در اداره اطلاعات شیراز٬ روانه زندان عادل آباد این شهر شدند.
    اما پس از پیگیری‌های خانواده‌ها و تلاش وکیل٬ این ۱۵ تن به قید وثیقه آزاد شدند.
    بنا به گزارش خبرنگار سحام٬‌ بنا به آنچه مطرح شده جرم اکثر آنان مسافرت به دبی و نیز کشور هند و بازدید از معبدشان در این کشور بوده است.
    همچنین از دیگر اتهاماتی که به این افراد زده شده می‌توان به تشکیل کلاس برای کودکان زیر پنج سال و نوجوانان و جوانان بهایی اشاره نمود.

    با انجام پیگیری‌های مکرر توسط گیتی پورفاضل٬‌ وکیل این متهمان٬‌ سرانجام آخرین دفاع از ایشان در جلسه هشتم اردیبهشت ماه سال جاری صورت گرفت و خانم‌پور فاضل نیز لایحه دفاعیه‌ای را تقدیم دادگاه نموده است.

    به گزارش سحام نکته قابل تامل این بود که درست در‌‌ همان روز دادگاه٬ قبرستان بهاییان در شیراز توسط افرادی خاص تخریب و زیر و رو شده بود.
    در حال حاضر علاوه بر گیتی پورفاضل٬ سه تن از وکلای شیرازی نیز به نام‌های رفوگران٬ طراوت و دادفر از این افراد و اتهامات وارده به ایشان دفاع می‌کنند.
    متن این لایحه که نسخه‌ای از آن به دست خبرنگار سحام رسیده بدین شرح است:

    ریاست محترم شعبه سوم دادگاه عمومی وانقلاب اسلامی شهرستان شیراز
    بازگشت به پرونده شماره ۹۱/۱۳۶۵ درپیوند با اتهامهای موکلان بهایی که نامشان درزیرمی آید:
    خانم‌ها ۱- یکتا فهندژ ۲ – مژده فلاح ۳- مژگان عمادی ۴ – سُمیترا ممتازیان و آقایان ۵ – هومن زارعی ۶ – نیما دهقان ۷ – کاووس صمیمی ۸ – کامبیزحبیبی ۹- محمد صادق نوریان ۱۰ – فریدعمادی – ۱۱- فرشید یزدانی ۱۲- سام جابری ۱۳- سینا ساریخانی ۱۴- پیام تسلیمی ۱۵- ایمان رحمت پناه، به استحضارمیرساند.

    ازآنجا که یک کیفرخواست برای همه مته‌مان پرونده درپیوندباعنوان یک جرم وانطباق آن باماده ۴۹۸ قانون مجازات اسلامی صادرگردیده وهمه دریک پرونده ویک جا برای حضوردردادرسی نیزاحضارشده‌اند لذابا نگاهی به کیفرخواست درمقام دفاع ازنامبردگان اشعارمیدارد:
    نخست ناگزیرازتعریف جرم وعناصرتشکیل دهندآن می‌باشم تاروشنگراین باشد که آیا اعمال وکردار انتسابی به موکلان می‌تواندعنوان جرم گیرد یا نه؟ در تعریف جرم آورده شده که فعل یا ترک فعلی که موجبات اضراربه جامعه یا افرادی را فراهم کند عنوان بزه دارد وآن دارای عناصر زیر است:

    نخستین عنصر تشکیل دهندهرجرمی عنصر قانونی است یعنی کلیه افعالی که قانون به روشنی زیرچنبره خودگردآورده وارتکاب آن افعال راجرم دانسته وبرایش مجازات تعیین کرده است لذا «عقاب بلابیان» جرم محسوب نمی‌شود پس هرگاه فعل یا ترک فعل فردی با عنوانهای موجود درقانون مطابقت پیدا کند بزه بشمار می‌آید. دوم عنصرمادیست، باعنایت باصل برائت هرگاه بگونه‌ای ازرفتارانسانی فعلی مثبت سرزندکه اورامتهم جلوه دهدبایسته است اتهام بادلایل ومدارک قانونی غیرقابل انکارکه درعنصرقانونی تعریف شده است انطباق داشته باشد درغیراینصورت اتهام نمی‌تواند ثابت گردد.
    سومین عنصرتشکیل دهندجرم رکن معنوی وآن داشتن انگیزه‌ای ویژه وسوء نیت است که لازمه اثباتش داشتن دلایل ومدارک معتبریست که علت ارتکاب جرم را آشکارسازد.

    اکنون باید درجستجوی این سه عنصردرپرونده متهمانی باشیم که افعال وکردارشان بی‌وجود هیج دلیل و مدرکی عنوان جرم یافته ودرکیفرخواست با ماده ۴۹۸ منطبق گردیده است.
    باخوانش وژرف نگری درپرونده هیچ مدرکی که نشانگراتهامهای آورده شده درکیفرخواست باشد نه تنها یافته نشد بلکه به گمانه زنی ضابطان نسبت به مته‌مان بسنده شده است نوشته هاودفترهاوابزارهای بدست آمده بهنگام زیروروکردن خانه‌های دستگیرشدگان ازسوی ماموران اطلاعات هیچیک دلیلی بربزهکاری موکلان این پرونده نیست زیراهمه آن نوشته‌ها ودفترهادرپیوندباچگونگی نیایش وستایش خداوند یکتا ویا شیوه پرورش کودکان ونوجوانان ودرسفارش به پاک ماندن ودوری گزیدن آنان ازکردارهای ناپسندیست که درجامعه‌ی آلوده امروزماروبه گسترش است، می‌دانیم اعتیاد وفحشاء (مُروسیگری وروسپیگری) در جهان بویژه درکشورما که ثبات اقتصادیش رااز دست داده چه بیدادمی کند. هنجارشکنی وروبه فزونی بودن بزهکاری درمیان نوجوانان وجوانان سرچشمه درتنگنا‌های مالی با تورم روزافزون یاداشتن پدرو مادرمعتاد یاجدایی درخانواده‌های نابسامان است.
    خانواده‌های هممیهنان بهایی ما برخوردارازروشی نیکودرگرامیداشت پیمان زناشویی ودارای نگرشی ویژه برای آموزش وپرورش کودکان وجوان است این شیوه تربیتی سبب گردیده تا درمیان ایشان معتاد یاخلافکاردیده نشوداین روش نه تنهابرای جامعه آلوده مابلکه برای جامعه بشری که شوربختانه ازنگاهی دچارفقرمادی وبه تبع آن فقرفرهنگی شده که هوده آن گسترش مروسیگری وروسپیگریست راه وروشی بس کارسازبشمار می‌آید، امروزجامعه جهانی درهنجارشکنی ورواج تباهی زندگی جوانان دراوج نکبت و شوربختی بسرمی بردبنابراین هرشیوه خوب آموزشی که بتواندهنجارشکنی را کاهش دهد بسیار ارزنده است که باید آموخت وآن را گسترش داد تا شاید جامعه بشری ازگرداب اعتیاد وفحشا که هرروزبر دامنه‌اش افزوده می‌شودرهایی یابد، اندیشه وکرداروگفتارنیکورا ازهرکس که باشد جدای ازاینکه آیین وباورش چیست بایدآموخت وبکارگرفت مگرکشورمسلمان ایران ازشیوه‌های فن آوری ملل غیرمسلمان که حتی برخی بت پرست هستندبرای پیشبردآماجهای انسان دوستانه بهره نمی‌گیرد؟

    چگونه است که ما دراین برهه از زمان نبایدبرای تندرستی جامعه ازارزشهای تربیتی هممیهنان غیرمسلمان خویش که آشکارا موفق هم بوده بهره نجوییم و برای این امرآنان رابه دادگاه بکشانیم که چرا این روش پسندیده را بکارمی برند. اتهام موکلان وجرایم انتسابی به ایشان فاقد عناصر تشکیل دهند جرم آنگونه که درتعریف بالا آمده است بدلایل زیرمی باشد:

    ۱ – گردآمدن افرادخانواده دورهم ویاچندنفرازدوستانی که دارای رفت وآمدخانوادگی هستند بدون داشتن هدف سیاسی ویاسوء نیت ویاعنادباسیستم موجوددرایران جرم بشمارنمی آیدبویژه اگراینگونه گردآمدن‌ها تنهابرای آموزش دادن جوانانشان وگرامیداشت آنچه خداوندازنیکی‌ها دراختیارشان گذاشته است باشد که از آنهابه شیوه‌ای درست بهره جویندوآینده روشنی رابرای خودرقم زنند، ازسویی دیگرنوشته‌ها ودفتر‌ها و وآنچه توقیف ودردسترس دستگاههای قضایی واطلاعاتی گذاشته شده است درمحتوایشان نشانی ازدشمنی بادستگاه حاکمه یاترغیب بشورش ویا تبلیغ علیه نظام نیست بلکه محتوایشان ایجادمهروصلح وآشتی میان بندگان خداست، افزون براین تشکیل گروه زمانی ازموجبات بهم زدن امنیت کشوربه حساب می‌آید که ترویج فتنه وآشوب کند وجوانان رابه بیراهه کشاند.

    ۲– خواندن پیامهای بیت العدل باکسانی که مادران وپدرانشان به این آیین درسده‌های پیشین گرویده وبا دستور‌ها وباور‌هایش رشد یافته وبالیده‌اند راکه نمی‌توان عنوان جرم داد به ویژآنکه دراصل بیست وسوم قانون اساسی تفتیش عقاید ممنوع وهیچکس را نمی‌توان بصرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض ومواخذه قرارداد، چگونه است که بهاییان بدلیل داشتن باوری وعقیده‌ای که تنها بوی انسانیت می‌دهد گروه گروه دستگیروبه دادگاه کشانیده وموردایذاء قرارمیگیرند؟

    ۳- گزارشهای ضابطان دادگستری تنها استنباطِ بدون سندومدرک است ایشان درپندارخویش اعمال وکردا کردارمته‌مان را بصِرف مسافرت به خارج که برخی بیشتربرای سیاحت یا دیدارهای خانوادگی بوده است جرم دانسته وبازهم درپندارخویش بدون درنظرگرفتن اصل برائت باروشهای غیرانسانی درگرفتن اقرار ازهیچ فشاری نه تنها فروگذارنبوده اندکه حتی برخی ازآقایان اظهارمیدارند افزون برفشارهای روحی بر خورد فیزیکی هم دربازجوییهابا آنان شده است زهی افسوس شاهدچه بیدادی دراین برهه اززمان هستیم ارزش‌ها وکرامت انسانی چگونه لگدکوب می‌شود ومردمی که بباورخویش برای حفظ حقوق ونگهبانی از شأن انسانی می‌کوشند چه می‌بینند.

    ۴- یکی ازجرایم انتسابی بموکلان راه اندازی شبکه وارتباط با بیت العدل است، با توجه به اینکه از سال ۱۳۸۵ بهاییان هیچ تشکیلاتی ندارند، پیامهای بیت العدل را دررایانه می‌بینند ویایکی ازافراد بهایی پیامهاراپرینت گرفته ودرجمع خویش می‌خوانند که این امرعنوان تشکیلات بخودنمیگیرد زیرا راه اندازی تشکیلات مستلزم ابزارهایی است که این مته‌مان ندارندازجمله داشتن جای مشخص وعضوگیری وانتشار خبرنامه وغیره که چنین موردی درپرونده بچشم نمی‌خورد، کتاب‌ها ونوشته‌ها واشیاء توقیف شده همه وهمه شخصی بوده است که باید به صاحبانشان بازگردانیده شود.

    ۵- تقسیم بندی شهرنیزازجهت این بوده که بهاییان هرمنطقه بتوانند با یکدیگرآشنا شده ومراوده داشته باشند، هیچ‌گاه نیزدرپی تغییرباوریک غیربهایی ونیزترغیبش به بهاییت نبوده‌اند درپرونده نام کسی که خانواده‌اش بهایی نبوده وبهایی شده باشدیافته نمی‌شود زیراموکلان درپی تبلیغ باور‌هایشان نبوده ونیستند.

    ۶- درکیفرخواست چنین آمده که شماری مسلمان شیعه جذب اهداف بهاییت شده‌اند بی‌آنکه حتی از یک نفرنام برده یا کسی ادعا کرده باشد که یکی ازموکلان درصدد تغییردرباورش بوده ورفتاری داشته که او را جذب کند، شوربختانه دراینگونه پرونده‌ها وهم وخیال نقشی پررنگ ترازواقعیت وسند ومدرک متقن دارند زیرا ضابطان باگزارشهای غلیظ می‌کوشندافکارواندیشه وبرداشتهای شخصی خویش را بدون ارائه دلیل ومدرک محکمه پسند درپرونده بگنجانند تا به هرطریق ممکن مجرم بودن متهم را به دادگاه بقبولانند

    ۷- ازآنجاکه هرایرانی جدای ازاندیشه وباوری که داردازحقوق شهروندی برخورداراست ونیزبرابراصل سی وهشتم قانون اساسی هیچکس رانبایدباشکنجه روحی یا جسمی واداربه اقرارکرد واینگونه اقرارهای زوری فاقدارزش واعتبارقانونیست ومتخلف ازاین اصل باید طبق قانون مجازات شود لذا موکلانی که در هنگام بازجویی درفشارروحی قرارگرفته یابابرخوردفیزیکی روبروبوده‌اند درخواست محاکمه وکیفرباز جویانشان رادارندهرگونه کوتاهی دراین خصوص مردم جامعه رانسبت بعدالت اسلامی بدبین خواهدکرد. شوربختانه پس ازانقلاب بدلیل سلیقه‌ای عمل کردن برخی از دست‌اند کاران بویژه دردستگاههای حساس قضایی واطلاعاتی کشور، مردم شاهد رخدادهای نا‌موجهی بوده‌اند که با گذرزمان هرچند زخم آن التیام لیکن چون سالکی برپیکرجامعه نشسته که یادشان نمی‌رود این روندتلخ که همچنان ادامه دارد نه تنهاموج نارضایتی‌ها راهرروزگسترده ترمیسازد بلکه روزی چشم می‌گشاییم که دیگرجای سالمی برپیکرپُرسالک و رنجدیده سراغی نیست.
    ازنظرماموران گزارشگر، بااقرارهای گرفته شده آنچنان که دربالا اشاره شد جرم ازدیدگاه آنان محرز و متقن شناخته شده است لیکن آنجا که پرونده نزد قاضی که انسانی است سردوگرم چشیده وآگاه به امور می‌رود تا سلامت شاخصه‌های اینگونه احراز‌ها روشن شود برای مته‌مان ایجاد دلگرمی می‌کند ومیدانند که هرحرکت یا کرداری نمی‌تواند عنوان جرم گیرد وزندگی بیگناه ویا بیگناهانی را تباه سازد.
    درساختارپرونده‌هایی ازاین دست باگزارش بی‌سند ومدرک ویا مدارکی که وجه قانونی ندارندازسوی ماموران اطلاعات که تنها به سلیقه وباورواستنباط شخصی وبرداشت سلیقه‌ای بازمیگرددنقش پررنگی راایفا می‌کند، بیان اینکه دلایل محرمانه وقابل بازگویی حتی درمحضردادگاه نیست این نقش مجهول در سیستم قضایی روند دادرسی رابیش ازپیش مخدوش می‌سازد زیرا متهم نمی‌داندباکدام دلیل مستندگناهکار ومستوجب کیفرگردیده است زیراهراتهامی بایدبامدرک ویامدارک مستندوقابل رویت باشخاص واردآیدتا بتوان متهم رابه محاکمه کشید وتن‌ها اطلاع دادرس ازمدارک بدون رویت متهم ووکیل اوکافی ووافی برای دادرسی نیست درغیراینصورت فرشته عدالت نمی‌تواندباچشمان بازوبیناشاهد یک دادرسی دادگرانه باشد. خوشبختانه واژه‌های زبان شیرین پارسی دارای بارمعنایی ژرفی است که‌گاه ازنگرش به آن‌ها غفلت می‌شودمانند واژه دادیا دات به معنی قانون پس دادرس کسی است که بداد ستمدیده‌ای می‌رسد ودرمحلی بنام دادگاه دادخواهی‌اش مورد بررسی وبرایش دادنامه نوشته می‌شود ویا دادستان، دادیاروغیره … که همه واژههای جداشده باپسوندویا پیشونداز «داد» برای هرکسی که با این واژه‌ها سروکاردارد وخویشکاری ویژه‌ای بدوشش گذاشته شده رابایدبشیوه‌ای خداپسندانه بانجام برساندتا مبادابردادخواهی بیداد رود.
    ادامه لایحه دفاعیه:
    http://www.iran-emrooz.net/index.php/news2/50760/

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

91 queries in 2482 seconds.