سر تیتر خبرها
امیر ماندلا

امیر ماندلا

به جناب امیر انتظام گفتم: خورشید وجود شما باعث شده بانوی محترم شما کمتر که نه، هیچگاه “دیده” نشود. و حال آنکه این بانو، پا به پای شما در این بیست و هشت سال سخت استواری کرده و خم به ابرو نیاورده است. بله، خانم امیر انتظام در این سالهای تلخ، هم مشاور بوده است برای همسرش، هم همراه، هم دوست، هم پرستار، هم وکیل، هم همسر، و هم مدافع و هم مشوق و هم همدل. خنده های آقای امیر انتظام بسیار خواستنی است. این خنده ها در کنار خنده های همسرش خواستنی تر است. پیشنهاد می کنم در یکی از عصر ها از ساعت سه تا پنج به ملاقات این مرد سترگ بروید. کجا؟ بیمارستان ایرانمهر. شریعتی – نرسیده به دو راهی قلهک. ایشان تا پنجشنبه ی هفته ی آینده در این بیمارستان بستری است.
محمد نوری زاد – ششم خرداد نود و سه – تهران

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

54 نظر

  1. هردم از باغ نوایی می رسد . پس شما آقای نوری زاد هم بعله . با جاسوسان میپلکی نکنه خدا نکرده شما هم جاسوس هستید

     
  2. سلام آقای نوری زاد عزیز و گرامی

    “یاران” گرامی با سلام خدمت شما.
    بسیار نیکو یاران گرامی. از قدیم گفته اند هیچ بده را با هیچ بستان کاری نیست!
    تندرست و موفق باشید!

     
  3. با سلام..بتده چنین استنباطی از پیام شما نداشنم..شما هم از پیام بنده چنین استنباطی نداشته باشید.

     
  4. با درودهاي فراوان
    جناب نوري زاد، سركار خانم الهه ميزاني،همسر جناب امير انتظام در ده هفتاد شمسي با ايشان ازدواج نموده و خانمي هستند فوق العاده مهربان و انسان
    يكي از همكاران سابق ايشان

     
  5. سلام آقای نوری زاد عزیز و گرامی
    “یاران” گرامی با سلام خدمت شما.
    پیام شما این را میرساند که از نوشتار من به این نتیجه رسیده اید من مشگل و این همه ظلم وستم و نا رسائی را از دین اسلام یا پیام آن میدانم. درصورتی که چنین نیست! بنده با اسلام هیچ مشگلی ندارم و اگر بفرمائید که چگونه وازکدام قسمت نوشتار من چنین نتیجه ای گرفته اید توضیحات بیشتری خواهم داد.

     
  6. ای محمد ماندلا نوری
    درود بر برادر کبیر مبارز نوری زاد قهرمان
    دیدار شما از عباس امیرانتظام در بیمارستان ایرانمهر نشانه خستگی ناپذیریت است. مرد سرخ پوش تو همه جائی. در جمع سبزاندیشان در جمع سرخ فکران کمونیستی همه و همه کس را سرکشی می کنی. چرا یک روز را اعلام نمی کنید که در میدان انقلاب جمع شویم و دورت حلقه بزنیم و دادخواهی کنیم و سپس پیاده روی بزرگ مائو وار آغاز کنیم و از تهران به دیگر شهرها برویم و در هر شهر عده ای را با خود ببریم.

     
  7. حسین آقای گل
    تشکر از ادب و متانت و آقائیت. ببین دوست عزیز، هر عقدیده ای میتواند به انحراف و ظلم کشیده شود نه بدلیل ماهیتش بلکه بدلیل پیروانش. عقاید صرفا نظریاتی هستند ولی این پیروان هستند که به آن شکل میدهند. شما قطعا موافقید که تعلیمات عشق محور بودا بسیار جذّاب است. ولی بر اساس همین تعالیم انسان دوستانه راهبان بودائی هموطنان حود را در برمه به خاطر مسلمانی میسوزانند. مسلمانان هم همین کار را می کنند و در نزد مسیحیان و یهودیان هم کم از این حرفها نیست. گاندی بزرگ خطاب به مسیحیان جمله جالبی گفته است. او گفت من قبول دارم که مسیح انسانی متعالی و بزرگ بود ولی شما مسیحیانی که این طور سرهای هندیان را میبرید هیچ ربطی به او ندارید. این حکایت در مورد همه هست.
    در مورد اوضاع غمبار خودمان بدرستی نوشتی. ولی دوست من ریشه این مسائل ظلم و ستم کسانی است که حاکم هستند. اینها مجموعه ای از فقها، روحانیون، نظامیان و سیاسیون هستند که در اتّحادی نا مقدس ناموس ایرانیان را بر خود حلال کرده اند. من به شما عرض میکنم این متّحدین خبیث تمام علاقه و سعیشان این است که من و شما را قانع کنند که آنچه اینان میگویند عین اسلام است. در مقابل کسانی مثل آقای دستغیب، موسوی، کروبی ، منتظری ، صانعی و نوریزاد و بسیاری دیگر می گویند این دروغ است. لذا وحشت طرف مقابل این است که این حربه عوامفریبی را از دست بدهد. بنده نمی گویم پس به این لحاظ ما حتما شیعه و مسلمان بشویم. حرف ما این است چه مسلمان باشیم و چه نباشیم باید خودمان به این نتیجه برسیم که پیام اسلام با آنچه این آقایان میگویند فرق دارد. حرفهای اینان برای چپاول است. الان میدان نبرد اینجا است. شما ببینید حرفهای دیروز امامان جمعه تهران و مشهد را. الان دو نظریه در مقابل هم طرح شده. آقای روحانی میگوید نمیشود مردم را با زور به بهشت برد و چنین وظیفه ای نداریم و آن آقایان میگویند نخیر چنین وظیفه ای داریم. مطمئن باشید ساده ترین مردم هم با این نظر موافق نیستند. این یعنی یک گام دیگر در پیروزی مردم. ممنون از توجهتان

     
  8. افرین به این بینش والای شما

     
  9. مردان بی ادعا

     
  10. برای اعتراض به همه ی این ظلم ها به همایش تنفر از دود و دروغ بپیوندید.

    وعده گاه ما پنج شنبه 15 خرداد روز جهانی محیط زیست . ساعت 18 الی 20 ماسک بر دهان .
    در همه ی بوستان ها و تفرج گاه ها
    کمپین همایش ماسک را در فیسبوک امضا کنید .
    شخصیت های محبوب و معروف اجتماع مانند آقای محمد نوری زاد این کمپین را امضا کرده اند .
    عکس محمد نوری زاد را با ماسک در این کمپین ملاحظه کنید
    آدرس كمپين :
    https://www.facebook.com/pages/%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%85%D8%A7%D8%B3%DA%A9/1436976673218948

     
  11. سلام آقای نوری زاد عزیز و گرامی

    “یاران” گرامی با سلام خدمت شما. خیلی ممنون هستم که نظر خودت را گفتی که به من این فرصت را میدهد توضیحات بیشتری عرضه کنم را جع به آنچه که در ذهن دارم و چرائی آن.

    این یک حقیقتی است که همیشه استثنا وجود دارد و مردم را به هر شکل که دست بندی کنیم بالاخره درهر دسته ی خوب چند تا بد هم پیدا میشوند و در هر گروه بد چند تا خوب هم هستند وحتی یک شخصی هم که به بدی در جامعه شناخته شده خوبی هائی هم دارد ولیکن جامعه اکثریت رفتار وکرداراو را قضاوت میکند وبه بدی میشناسد.
    بنده چون نه بدنبال دین ستیزی هستم ونه هرگز خواهان آزرده خاطر کردن انسانها ی خوب درهمینجا از طلبه های خوبی که در شاگردان آیت الله گرامی دستغیب ویا دیگرگروه از طلبه ها هستند ازاین بابت عذرخواهی میکنم! ولیکن دوست عزیز بیهوده گفته نشده که مشت نمونه خروار است و تر وخشک با هم میسوزند. وقتی اکثریت یک گروه “بد” هستند آن گروه به بدی شناخته میشود. ما وقتی در ایران نگاه میکنیم و ملاها و آیت الله ها را می بینیم از چشم این بنده حقیر اکثریت بسیار بزرگی از آنها آنچه مینمایند نیستند. اکثریت بسیار بزرگشان دروغگو ریا کار ودنیا پرست هستند. بنده همینجا از اقای محمد خاتمی که به ایشان ارادت دارم – آیت الله دستغیب گرامی – روان شاد آیت الله منتظری و فرزند ایشان – شیخ شجاع ما آقای کروبی و روحانیان گرامی دیگری که از این اوضاع پدید آمده درکشور هر روز خون دل میخورند بابت این سخنانم عذر میخواهم ولیکن میدانید چه تعداد عظیمی آقایانی که خودشان را روحانی میخوانند و ابا وعمامه میپوشند و از راه دین فروشی زندگی میکنند در کشورپدید آمده؟ بنده نمیدانم ولی سیری درخیابان شهرها میتواند یک نشانی از بزرگی تعداد این نانخوران دین بدهد.

    دانشگاه های ما این همه دکتر ومهندس ومتخصص دیگر تولید کردند همه بی کارمانده اند یا اگر خوش شانس باشند مسافرکشی یا کارهای دیگری که هر بیسواد/کمسواد میتواند انجام دهد میکنند یا در فقر وفلاکت بسرمیبرند ویا از کشور رانده شده به غربت. این در حالی است که حوزه ها اینهمه ملا تولید میکنند یکی از آنها گرسنه نمیماند. اگر در کشور ما هزارتا محمد خاتمی بود یا هزارتا آیت الله دستغیب بود یا هزارتا آیت الله منتظری وجود داشت یا… شما بدانید من چنین احساسی وافکاری نمیداشتم ولیکن چه کنیم که به هر طرف در کشور که مینگری هزاران جعفر شجونی ها یا احمد خاتمی ها یا دیگرریاکاران دین فروش را می یابیم! خوب تمام این روحانیون قبلا طلبه بودند وما چگونه انتظار داشته باشیم که طلبه های امروز بهتر از طلبه های دیروزباشند و البته که استثنا وجود دارد!

    کشور را بیکاری وفقر ودرنتیجه گرسنگی و فحشا گرفته! از چه روی است که روحانیان کشور اجازه دادند وضع کشور و ملت به اینجا برسد؟ از آنروی که شکم خودشان وخانوادشان و اقوامشان سیر است!

    گفتار من در انتهای نظر قبلی هم به این قصد نبود که بگویم ما یا درصف امام حسین (ع) هستیم یا در صف معاویه. آنچه که سعی در بیان آن داشتم آنچیزی است خود ملایان هر بار که پدر من را به مسجد میبرد به گوش من کردند که “کل یوما عاشورا وکل ارض کربلا!”. خوب بنده که ادعای دین داری ندارم و یک فردی هستم با سواد معمولی ولیکن آنها که ابا وعمامه میپوشند و میگویند این لباس پیامبر است و ادعای علم و دین دارند وادعای دلسوزی برای دین چرا به گفته ی خودشان عمل نمیکنند و جلوی اینهمه ظلم وتجاوزبه کرامت انسانها نمایستند؟ مخصوصا آنها که ادعا دارند طلبه یا روحانی “خوب” هستند.

    آقای خاتمی که رئیس جمهور بود یک سره یک عده طلبه/روحانی کفن پوش در خیابانها می آمدند که چوب لای چرخ ایشان بگذارند. کجا هستند طلیه ها وروحانی های خوب که با کفن بیایند و از برنامه های آقای حسن روحانی – که سعی در بهبود وضع کشوردارد – پشتیبانی کنند؟

    این همه جنایت این همه خون ریزی این همه دزدی این همه صدمه به مردم وکشور برما ایرانیان هموار نشد مگر به نام دین و با حقه بازی های دینی و بدست کی؟ بدست طلاب وروحانیون! متاسفانه این لکه ای نیست که ازدامن روحانیت به سادگی پاک بشود. حال من که روحانیون را مقصر میدانم ولیکن خیلی ها این فساد را ازدین شیعه یا اصولا دین میبینند! این چه بدبختی بزرگی است که ما گرفتان آن شده ایم؟ دینی که باید سرچشمه ی خیروعلم وپیشرفت ورستگاری باشد – واینچنین شناخته شده باشد – نزد بسیاری ازمردم ما ومردمان کشورهای دیگر به سر چشمه ظلم وستم ودزدی وخون ریزی … شناخته شده!

    خشت اول را نهد معمار کج / / / تا ثریا میرود دیوارکج
    به اعتقاد من از اول هرگزنمیباید حکومتی به پا میکردند بر پایه دین! مگر پیامبراکرم یا علی ابن ابیطالب علم ودانش و توانائی آنرا نداشتند که آن مردم نادان آن زمان را فریب دهند وچنان حکومتی اسلامی بنیان کنند که تا ابد ادامه داشته باشد؟ ولی چنین نکردند زیرا دین را خداوند برای اینکار نفرستاد. در هیچ کجای قرآن خداوند نفرمود که این کتاب/آیات رافرستادم تا انسانها جامعه ی خودشان مدیریت کنند. پیامبر اکرم و امامان ما هم هیچموقع چنین نگفتند و …

    ببخشید که سخن خیلی به درزا رفت و بهتر است همینجا خاتمه دهم!
    همانگونه که در اول پیام قبلی گفتم مقصود ازاین گفتاربی احترامی به هیچ فردی نیست واگر کسی را با این گفتار آزرده ام عذر میخواهم!

     
  12. دوست عزیز جناب حسین آقا
    ضمن اینکه نگرانی شما قابل درک است و واقعا هم انچه از دست روحانیون حاکم بر ایران رفته است ناگوار است لیکن فکر می کنم که شما هم با بنده موافق باشید که این واقعیتها مجوز راندن همه اهل این لباس به یک چوب نیست. اینکه شخصی طلبه حوزه باشد و الزاما هم در کار فریب خلق فرض و حکم صوابی نیست چه آنکه خود شما هم بدرستی و با انصاف چند استثنا را نام بردید و بنده به شما عرض می کنم که این استثنا محدود به این تعداد هم نیست.
    بنده بنطرم می رسد که اطلاع شما از طلّاب آقای دستغیب کافی نیست و مقایسه این طلاب با شاگردان آقای مصباح و برابر دانستن آنها هم اصلا صحیح و دقیق نیست. امّا اینکه برخی از ایشان کماکان به آقای خمینی معتقدند هم یک واقعیت است ولی محلی برای مناقشه نیست. آنها با تصوری که از اعمال و افکار او دارند معتقدند این حکومت در مسیر دیکتاتوری حرکت می کند. دیگران هم به نحوی دیگر به این نتیجه رسیده اند. پس وجه مشترک همه منتقدین حکومت بی قانونی، بی کفایتی و نوعی تزویر دینی در حاکمیت است. خوب حال چه الزامی دارد که ما بیایم و خودمان را دسته دسته کنیم؟
    بنده آن نتیجه گیری آخر شما را هم که یا در صف امام حسین باشیم یا یزید زیاد مناسب نمی دانم. طلاب شیرازی با صف حکومتیان نیستند و آسیبهای زیادی هم دیده اند. لذا به این اعتبار بسیار هم حسینی هستند. ولی اینکه باید مشی خاصی را هم بپیمایند که موجب خرسندی بنده و شما باشند حرف درستی نیست.

     
  13. جناب صالح ////!آخه مرد حسابی نفع //// همان منتظری و خاتمی و دیگر ///// برای ما ایرانیان چه بوده جز حقارت و بدبختی و سرافکندگی؟اصلا خمینی و خامنه ای و بقیه هم پیشکش! منتظری کسی بوده که هیولای ولایت فقیه را حقنه کرده و خاتمی هم 8 سال با رای بسیار بالا نازبالش آقا را درست میکرده که مبادا سد علی خابش نبره یعنی 8 سال سر کار گذاشتن کسانیکه به ایشان اعتمادی زوری کردند!//////؟ /////

     
  14. آقای نوریزاد ، قبل از آقای امیر انتظام که در برابر خواسته های ” برادران ” می بایست ( به جاسوسی ) اعتراف کند که نکردند و الآن هم در مرخصی از زندان و بیمار هستد ، ” برادران ” نورالدین کیانوری رهبر حزب توده را هم که از انقلاب سال 1357 و نظام جمهوری اسلامی به دلایل خودش دفاع میکرد ، تا زمان مرگ در زندان نگه داشتند که از این پیرمرد به کار ناکرده ای اعتراف بگیرند که از شوروی سابق اسلحه وارد ایران کرده و این پیرمرد علیرغم شکنجه های مختلف هیچگاه به کار ناکرده اعتراف نکرد . ” برادران ” ارزشی ما برای فشار بیشتر به کیانوری ، همسر ایشان یعنی ” مریم فیروز ” را هم مدتها در زندان نگه داشته بودند . این زن و شوهر در زمان شاهنشاه هم بدلیل کودتا علیه شاه زندانی بودند. ( بهزاد نبوی هم که در زمان شاهنشاه زندانی بود ، چند روز پیش پس از 5 سال از زندان آزاد شد ، علیرغم فشار شدید به این مرد 70 ساله ، ایشان علیه ” میر حسین ” اعترافی نکرد ) .

     
  15. ساسانم ..من از نوشته شما به مصلح واقعا تعجب کردم. شما یکبار دیگر نوشته آنیتا خانم را بخوان ببین توهین به مصلح بعنوان یک طلبه در آن است یا نه؟ این میزان بی انصافی واقعا موجب حیرت است. من در فرهیخته بودن ایشان بحثی ندارم ولی ایشان اشتباها توهین های ناپسندی را می کنند که تا کنون از شما تذکری ندیدم. شاید هم ایشان خرف دل شما را می زنند. مصلح انصافا هیچ بی ادبی نکرده ولی آنیتا انصافا بی به ایشان توهین کرده. این خیلی بد است که ما در مقابل هر حرف همفکرمان هورا بکشیم و وقتی مصلح میگوید بنده دزد نیستم متهم به رفتار بی ادبانه کنیم. این خودش عین بی ادبی و بی انصافی است.

     
  16. ﻣﺤﻤﺪ ﺁﻗﺎﻱ ﻋﺰﻳﺰ ﺑﺎ ﺳﻼﻡ
    ﺩﻳﺪﻥ اﻳﻦ ﻋﻜﺲ ﺳﻪ ﻧﻔﺮﻱ ﺷﻤﺎ ﺁﻗﺎﻱ اﻣﻴﺮ اﻧﺘﻆﺎﻡ و ﻫﻤﺴﺮﺷﺎﻥ ﺩﻝ ﺁﺩﻡ ﺭﻭ ﺟﻼ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ,ﺩﺭﻭﺩ ﺑﺮ ﺷﺮﻑ
    ﻫﺮ ﺳﻪ ﺷﻤﺎ,ﻟﻂﻒ ﺑﻔﺮﻣﺎﻳﻴﺪ اﮔﺮﭼﻪ ﺯﻣﺎﻧﻪ ﺗﻠﺨﻲ اﺳﺖ, ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺭﻫﺎﺗﺮ ﺑﺨﻨﺪﻳﺪ, ﺑﺪ ﻧﻴﺴﺖ
    ﺩﻭﺳﺘﺪاﺭ ﺷﻤﺎ ﻋﻆﻴﻢ

     
  17. آقایان طلاب نقل قولی از امام نوشته اید که من کادر اجرایی با خود نیاوردم کار را به این آقایان سپردم که نه من را می شناختند نه انقلاب را نه….. حال سوال این است اگر نمی شناختند چرا به آنها مسئولیت دادند. ضمنا امام گفت ما روحانیون در مسجد می نشینیم و فقط بر کار حکومت نظارت میکنیم و خودمان دخالتی در کار سیاست نمی کنیم. اما بعد خلاف گفته هایشان عمل کردند.

     
  18. مصباح يزدي ( غير منفور )

    من در تمام عمرم فقط دست بوس پدر و مادرم بوده ام با اشتياق ، عجب اشتياقي وجودم را گرفته تا از اينجا دست ماندلاي ايران ، أمير انتظام را ببوسم و همچنين دست بانوي محترم ايشان را كه ٢٨ سال تمام فشارهاي مرئي و نا مرئي حكومت ضد بشري ج ا ا را تحمل كردند و اكنون دارد با لبخند خود به همه ظالمين حكومتي كه بر او و خانواده آش ظلمها كردند درس انسانيت و أزادگي مي دهد، ٢٨ سال !!!!! حتي تصورش هم برايم سخت است.

     
  19. به احترام این بزرگ مرد و بانوی بزرگوارترشون ایستادم و این مطلب را ایستاده تایپ کردم ! باور کن چاره ای جز ایستادن نداشتم ! این دو بزرگوار خیلی به گردن ایران و ایرانی حق دارند ! خیلی ! خیلی ! خیلی !
    روی ماه آن بزرگمرد و دست بانوی مکرمه ایشان را میبوسم !
    خیلی از شما نوریزاد عزیز تشکر میکنم !
    خداوند جزای خیر عطایتان نماید !

     
  20. جایگاه مهندس برای ما خیلی بیش از ماندلا است. او در زمانی که ملتّی فریب خورده تبلیغات باور کردند که جاسوس است پای اعتقادش ایستاد. او توسط کسانی به بند کشیده شد که خود ادعای انقلابی گری داشتند. ماندلا را انقلابی ها به بند نکردند بلکه آپارتاید این کار را کرد.ضمن احترام به آقای ماندلا، شان و مردانگی آقای امیر انتظام حداقل برای ما خیلی بالاتر است. پیشنهاد می کنم همان “امیر انتظام” را بگوییم..ایران هیچگاه این مرد شریف و همسر با وقارش را فراموش نخواهد کرد

     
  21. سلام آقای نوریزاد عزیز و گرامی:
    میبینم راجع به مطلبی که جمعی ازشاگردان آیت الله دستغیب منتشرکردند دراینجا نظراتی هست. من هم آن مطلب را در سایتهای دیگر خواندم و نظرم را بیان میکنم. منظور بی احترامی به هیچکس نیست بلکه منظور آن است که انها که درد این دارند ونگران دین داری مردم هستند بدانند در اذهان مردم چه میگذرد وروز قیامت نگویند ما نمیدانستیم!
    طلبه ها در طلب چه هستند؟
    مفتخوری – مفت گوئی- رسیدن به امیال دنیوی بدون زحمت کشیدن – آقائی بر مردم به نام دین و خداوند و پیامبر- مقام های کشوری ولشگری و . .
    این خواسته ها را چگونه بدست می آورند؟
    دین فروشی – دروغگوئی – ریاکاری – فریب – حقه بازی و زدوبند – ظلم وجنایت و . . .
    چه کسانی قبلا طلبه بودند:
    احمد جنتی – خامنه ای ها – جعفر شجونی – مصباح یزدی – محمد یزدی – اژه ای – مکارم شیرازی – حسین طائب – مهدی طائب – تمام امام جمعه های مفتخور دروغگو مانند علم الهدى (آیت الله اشکنه پیازی) احمد خاتمی . . .
    به ندرت هستند طلبه هائی که شدند آقای محمد خاتمی – آیت الله دستغیب – آیت الله منتظری – شاد روان آقای احمد قابل . . . که در طلب رستگاری و دانش بودند!
    بنده فرقی بین طلبه های مصباح یزدی و آیت الله دستغیب نمیبینم! هر چند که آیت الله دستغیب و مصباح از دو متاع مختلف ساخته شده اند و قابل مقایسه نیستند!
    خداوند انسان را برای دین داری خلق نکرد بلکه پیامبران و دین را برای هدایت انسان فرستاد! بنا بر این انسان بسیار مهمتر از دین است در نتیجه اگر کسی عملی کند یا حرفی بزند که صدمه به دین باشد ما (واین ما ئی که میگویم شامل دینداران بی ایمان و ریا کاران وحقه بازان دینی نمیشود) نباید آنچنان برآشفته شویم که اگر صدمه ای به یکی از آحاد انسانی از هر دینی/طایفه ای یا گروهی وارد شود!
    این همه صدمه به مردم از هرگروهی وارد آمد این همه خونها ریخته شد این همه ظلمها هر روز در کشور میرود طلبه های آیت الله دستغیب یک اعتراض نکردند. حتی به ظلمی که به آیت الله دستغیب وخود طلبه ها رفت عکس العمل آنچنانی نشان ندادند ولی حال اینچنین برآشفته شده اند به اقای نوری زاد برای آنکه گفت هر آنچه که گفت. و چرا؟ برای اینکه این خط همان خط ظالمان وزور گویان زمان است وایشان نه تنها ازاینکار صدمه ای نخواهند دید بلکه شاید از این خوان چیزی به آنها برسد!
    آقایان طلبه ها: سفره گشاد دین و دکان داری دین در حال برچیده شدن است بروید حرفه ای را بیاموزید که به درد فردایتان بخورد! مردم آنقدر فریب دین فروشان را خورده اند وصدمه اش را دیده اند که خریدار این مطاع نیستند. اگر دلتان برای دین میسوزد اگر میخواهید مردم دین دار باشند نمونه ای باشید از دین داری. راستگو باشید. امانت دارباشید. بخشنده و مهربان باشید. دانشمند باشید ودانشجو. در کمال فقر با سخاوت و بخشنده باشید. نیکو کار و نیکو پندار باشید. و و و آنموقع ادعا کنید که یک انسان و شاید یک مسلمان باشید! در چنین حالت است که هر که با شما نشست وبرخواست کند به اعتقادات شما احترام میگذارد وشاید خریدار آن باشد!
    آقایان طلبه ها: در روز عاشورا هم امام حسین (ع) وهمراهان نماز گزاشتند هم همراهان ولشگریان یزید و معاویه! شما جزو کدام گروه ازنمازگزاران هستید؟!
    کل یوما عاشورا وکل ارض کربلا!

     
  22. خادم الاهرامه

    كاش از پرتو خورشيد اميد
    ——-برفها يكسره باران گردد
    —————خون به رگهاى زمستان گردد…

     
  23. مهدی کوثری

    من به نامه ی طلاب شیراز به جناب نوری زاد رای خوب دادم چون اولا مودبانه نوشته شده بود و مهمتر اینکه احساس کردم به غیر از برخی مواردی کوتاه، احتمالا با صداقت نوشته شده. اما طلاب بد نبود که اشاره میکردند که تعداد امضاء کنندگان این نامه چند نفر از میان چه تعداد طلبه بوده است. بنده در مسائل دینی تخصصی ندارم و طلاب عزیز هم باید توجه داشته باشند که بغیر از مسلمانها ،دیگر اقلیت ها ی مذهبی هم در ایران هستند و بقول امام حسین شاید افرادی هم هستند که دین ندارند اما آزاده هستند . تجزیه و تحلیل مسائل سیاسی و اجتماعی ایران باید همه جانبه در نظر گرفته شود و مسائل دینی مطرح شده نیز ، باید با عقل و خرد انسانی ، همخوانی داشته باشد. پیشنهاد می کنم پس از خواندن نظریان گوناگون، جناب نوری زاد بعد از اطمینان از اینکه نامه واقعی بوده و از طرف طلاب شیراز است، خودشان با یک تیتر در صفحه ی اصلی سایت در زمان مناسب به آن پاسخ بدهند.

     
  24. بچّه جوادیه

    حاج اقا با سرعت پیچید تو راهرو و با فریاد به آژدان دم در گفت: آوردی اون بی پدر و مادر را؟..آژدان که ترسیده بود گفت : نه حاج آقا ویزا می خواد و بلیط هواپیما..ولی تو روزنامه ها زدن. حاجی با خشم داد زد: مگه دستم بهش نرسه..برای من رو صورتت کتاب میزاری بدبخت؟ صورت کتابی!..چند دقیقه بعد آژدان دوان دوان در حالی که دست یکی رو می کشید اومد تو و گفت: حاج آقا پسر عموشوش گرفتم..حاجی یه نگاهی کرد و گفت این کیه؟.سرباز کمی پا به پا شد و گفت قربان: مسئول “هند بوک”.! پسر عموی مسئول “فیس بوک” ..بعد به نفسی چاق کرد . گفت” تو مغازه بغل مسجد دنبال “هند بوک” کامپیوتر می گشت!!
    حاجی یه نگاهی کرد و با لهجه شیرازی جیغی کشید که نامرد..کاکو..خوب گیر افتادی..حالا همچین هند بوکی بدم دستت که تا حافظیه دنبال “فیس بوک “بدوئی!.
    مرد هند بوکی که گیج شده بود . هاج و واج به حاجی نگاه میکرد اومد چیزی بگه که یه دستبند اومد رو دستش..حاجی داد زد: ببراین هند بوکو پاسارگاد تا جای “فیس بوکو ” رو کنه..بعد سری سوی آسمان بلند کرد که خدایا شکرت..”فیس” تو ” فیس” اگه نشد حداقل “هندشو” دادی دستم و “هند” به “هند” شدیم!!

     
  25. ” شخصی شکایت کرد ازطلبه ای که دزدی کرده، ایشان فرمود: نگویید طلبه دزدی کرده بلکه بگویید دزدی رفته در لباس طلبه”!
    از متن طلاب حوزه علميه ابوصالح به آقاى نوريزاد

    استدلال را ملاحظه كنيد. فرض بر اين گذاشته شده كه روحانيت منزه است. هر مورد نقضى، منطقاً بايد اين فرضيه را باطل كند ولى براى اينكه فرضيه باطل نشود، از مغالطه كمك گرفته مى شود. آن دزد روحانى نيست بلكه دزديست در لباس روحانى!

    نتيجه: قايق استدلالتان سوراخ است؟ باكى نيست. واقعيتهايى را كه وجود دارند ولى مطلوبتان نيستند را بگيريد، محكم مچاله كنيد و بتپانيد داخل سوراخ!

     
    • با درود خدمت سرکار خانم آنیتا
      خوشحالم که فعالانه در گفت و گو ها شرکت می کنید
      اجازه دهید نقدی بر نوشتار شما وارد کنم چرا که مغالطه ملایان کمی پوشیده تر و مخفیانه تر است
      این گفته که اگر طلبه ای دزدی کرد طلبه نیست بلکه دزدی است در لباس طلبگی متناقض نیست.
      اشاره به این است که اگر کسی بر خلاف اعتقاداتش عمل کند شایسته لقبی نیست که از طریق این اعتقادات به وی عاریتا اعطا شده است. یعنی طلبه تا زمانی طلبه است که به اعتقاداتش وفادار است. وقتی نقض کرد لقب طلبگی خود به خود از وی ساقط است.
      مشکل کار این جا است که ///////
      ———————

      سلام دوست گرامی،
      با اجازه، ادامه ی این نوشته به این دلیل که شاید تفسیر به توهین شود، حذف شد.
      با احترام

       
      • جناب نوری زاد
        ضمن تشکر از این که این نوشتار را هر چند با تاخیر آوردید خدمت شما عرض می کنم طرح این گونه سوال ها که اینجا سانسور شده در حقیقت نه تنها نباید موجب دل آزردگی کسی شود بلکه فرد با انصاف متشکر نیز خواهد شد.
        چرا؟ چون سوالاتی است که به هر تقدیر در سطح جامعه به خصوص نزد آزاد اندیشان مطرح است و چه بهتر پاسخی به آن داده شود. زندگی فلاسفه را مطالعه کنید. اولین کاری که می کنند نوشته ها و افکار خود را در معرض نقد همگان قرار می دهند و تقاضا می کنند اگر نقدی بر آن است وارد کنند و اگر در کارشان خطایی هست به نقد بکشند. اینان پیش از آن که دیگران به کار آنان انتقاد ورزند خود مدت ها با نگاهی انتقاد ی نوشته خود را می سنجند و از هر کس که نقدی به میان آورد تشکر می کنند.
        این تنها طایفه دین داران هستند که به دلیل ماهیت دگمی دین نقد پذیر نیستند و با ابداع مجازات هایی که می دانیم سعی در ترساندن مردم و به خیال خود پیش گیری از انتقادات دارند.
        آن چه نوشتم و شما نیاوردید واکنش دنیای ارزشی مدرن است به دگماتیسم دینی. در این دنیای دگم دگر اندیشان فاقد حق و حقوق هستند و یا حق و حقوق برابر با دین داران ندارند. چنین نگرشی خود به خود متناقض است و به سادگی تناقض آن را می توان آشکار ساخت. دین بر خلاف ادعایش به امری هوا و هوسی تبدیل شده است. هر کس برداشتی که دلش می خواهد از آن ارایه می دهد. اشکال از افراد نیست. مشکل در واقعیات طبیعی و غیر طبیعی است که اقتضا می کند احکام دین که در اصل غیر قابل تغییر هستند منطبق شوند بر واقعیات طبیعی و به ویژه واقعیات غیر طبیعی که همانا تحولات روابط اجتماعی است. متکلمه با درک این امر فقه و اجتهاد را جعل کرده اند تا بتوانند اسلام را با تغییرات دنیا وفق دهند و در اجتهاد عنصر عقلانیت را قرار داده اند. با این حال عنصر عقلانیت در اجتهاد عقیم شده چرا که رفته رفته بر متشرعین و مجتهدین معلوم شده که با ادامه تعقل احکام الهی تعطیل می شوند و ادامه این راه به تعطیل شدن دین منجر خواهد شد و حاضر نیستند از خطوط قرمز پا فرا تر نهند!!!!
        این قضییه خطوط قرمز نیز موضوع جالبی است که اگر از کسی مثل گالیله بپرسید خطوط قرمز تو کجاست به شما می خندد!
        اگر از گالیله سوالی کنید پاسخش ساده است یا می گوید پاسخ را می دانم و توضیح می دهد و یا می گوید نمی دانم هیچ گاه به غیرتش بر نمی خورد. حتی اگر کسی به گالیله بگوید خورشید همچنان به دور زمین می گردد هرگز بر افروخته نمی شود بلکه قلم و کاغذ می آورد و دانش خود را با ادله به اثبات می رساند و ما هم یقه یکدیگر را که نگرفته ایم. هر یک استدلال می کند و قضاوت با خوانندگان است و خرد جمعی همین جمع کوچک است که نتیجه گیری می کند. وانگهی آن ها که مجاب نشده اند می توانند دیگران را ارجاع به فقها و دانشمندان و فلاسفه و کتاب های آنان دهند.
        از این گونه سوال هایی که بنده طرح کرده بودم و شما به هر دلیل سانسور کردید باید نقل مجالس طلبگی باشد تا بتوانند در دنیای امروز سر بلند کنند و از دین به بهترین وجه ممکن دفاع کنند.

         
    • خانم آنیتا سلام

      من نمی دانم ازسوی طلبه ها که همان دزدبوده است نه طلبه ،چه ضربه سنگینی خورده ای وبدجوری می سوزی وبه هربهانه ای می خواهی انتقام بگیری .
      وآن مساله دزدی که لباس طلبه رادزدیده بود ودزدی دیگری هم کرده بود ؛خبربه آقا شیخ عبدالکریم حائری بردند که ایشان گفت اوطلبه نبوده است بلکه دزدی است که لباس طلبه را هم دزدیده است؛واین استدلال هیچ ایرادی ندارد که نقض شود،
      ومغالطه شما پرواضح است.
      واما درجواب حسین، می گویم شما یک طلبه ای که دزدی کرده باشد بما به اسم سراغ بدهید آنوقت حکمتان را جاری سازید
      بله عده ای نون به نرخ روز می خورند واعتقادشان براینست که از نظام ولایت فقیه دفاع کنند امثال علم الهدی ومصباح اما دزدی نکرده اند بلکه همه دزدها ازجنس شما کت وشلواری ها بودند دراین 8 سال چاپیدند ودزدیدند وهنوز هم گنددزدی هایشان یک به یک فاش می شود وصدای معاون اول رئیس جمهور درآمد که یک مشت دزد حرفه ای مثل خوره بجان نظام افتاده بودند، وآن رفیقدوست هم ازجنس نامبارک شما بود که رفیقش اعدام شدواوماند بیشتردزدی کند .

      طلبه کارش تبلیغ دین است هرکس متدین است حرف دینی او را می پذیرد وغیر متدین ها هم اگرازانسانیت بوئی برده باشند بدیگران نباید توهین کنند ویا افترا ببندند.
      اگرصداقتی پیداشودبازاولین صداقتمداران طلبه ها هستند نه امثال شماها که احمدی نزادهای دزد درآستین داریدوازخودتان بوده وبدیگران نسبت می دهید.

      امثال آیت الله منتظری مرحوم وخاتمی وقابل مرحوم وکدیور زیادهستند وتابحال زبان اعتراض را گشوده اند ومی کنند ولیکن شماها ترسو وبزدل هستید ازآنان پشتیبانی نمی کنید واگرچراغی روشن شود باز ازسوی عالمان دین است نه ازسوی شما سکولارهای بی بوته وبی بخار ونق زن وغرزن.
      باپوزش ازمیزبان ودیگرناظران محترم.
      مصلح

       
      • از شما که محاسنی سپید کرده اید انتظار نمی رود این گونه به دور از آداب با یک خانم محترم و فرهیخته سخن برانید. ایشان هیچ گاه به شخص شما اهانتی نکرده اند و تنها نظرات پر ارزش خود را پیرامون موضوعات مورد بحث در این وبسایت عنوان می کنند. رفتار شما اهانتی به تمام زنان است خواهش می کنم ابتدایی ترین اصول ادب و نزاکت را مراعات کنید.

         
        • جناب نوری زاد عزیز
          ای کاش نوشته های من را سانسور نمی کردی چرا که این کار حل مسله نیست و تنها پاک شدن صورت مسله است. ای کاش طلبه های قم و نجف و شیراز و نیویورک و مریخ و هر جا که هستند می آمدند و با کلام متین و شیرین خود اگر در ما درشتی هست آن را به نرمی تبدیل می کردند.

           
      • آقای مصلح شما از آن خلق عظیم چه بهره ای برده اید؟ اصلا برای چه اینجایید؟ اینگونه صحبت کردن که نقض غرض است. چرا توبه فرمایان خود توبه کمتر می کنند؟

         
  26. آرمان عزیز
    فقط خواستم یک جمله بگم: یک دنیا از بزرگانی چون دکترسروش گرفته تا نسرین ستوده، جعفر پناهی، دکتر ملکی، دکتر بازرگان و صدها اندیشمند و فرهیخته و آزادمرد به استاد نوریزاد ارادت دارند و به او می نازد و او به تو می نازد. انسان فقط و فقط یک بار خلق می شود و دیگر کی تو یک تک یاخته ای شوی آن یک سلول در رحم مادرت تقسیم شود از میان آنها چشمان و گوشان و زبانت برویند دارای قلبی شوی گریه کنی عاشق شوی. سر سفره هفت سین بگی یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر الیل و النهار یا محول الحول و الاحوال.
    راستی فهمیدی چرا خدا تمام ملائکه را (کلهم اجمعون) به سجده تو درآورد و یکی که سجده نکرد آنچنان مطرود کرد؟ آن اسما چه بودند؟ آن کلماتی که پدرت آدم از پروردگارش تلقی کرد چه بود؟ فهمیدی حضرت یحیی چرا آنقدر گریه کرد که گوشت صورتش آسیب دید؟ فهمیدی چرا فرعون نماد سرکشی گفت آمنت برب هارون و موسی؟ فهمیدی یونس در ظلمات چه ندا کرد و ایوب در اوج بلا به خدا چه گفت؟
    فهمیدی آشنایی لیلی و مجنون از مکتبخانه بود؟ وقت سحر حافظ را با چه از غصه نجات دادند؟ سعدی از خواب عاقبت به بوی چه بلند می شود؟ دهان مولانا زنخ بربسته و در گور خفته چه چیز می خاید؟
    فهمیدی اباعبدالله چرا خونش را به صورتش می مالید؟ عباس چرا از آن آب ننوشید؟ علی اکبر را پدرش چگونه سیراب کرد؟
    منو ببخش اگه نتونستم حسم رو بهت منتقل کنم.

     
  27. مهدی کوثری

    من هیچگونه پند و اندرزی برای آرمان ندارم فقط وی را به تجربیات خودش و دوستان ارجاع میدهم.دوره های خوشی و شادی و غم و اندوه برای همه ی ما همیشه بوده و هست .طبق تجارب آرمان و همه ی ما، در این رهگذر هر چه قویتر باشیم دوره غم و اندوه کوتاهتر و دوره ی خوشی و شادی طولانی تر خواهد بود .بقول فردوسی:
    چنین است رسم سرای سپنج…..یکی زو تن آسان و دیگر به رنج
    براین و برآن نیز هم بگذرد…………خردمند مردم چرا غم خورد

     
  28. سلام
    این آقای نوریزاد هم حکایتی شده است بس عجیب و غریب. هر کس هر جا هر عرض اندامی می‌‌کند که گفته باشد از طایفهٔ متفکرینیم و چون ما کمتر کسانند که به ظرافت‌ها و نکته سنجی‌هایی‌ پی‌ برده باشند، از منجمله رشک و حسد ماسکی می‌‌سازد و هی‌ به شکلی ناشیانه، تازیانه‌هایی‌ بر این آقای نوری زاد می‌‌نوازد. اگر خوانده باشید یک “آقایی” در سایت گویا شلم شوربایی را ردیف کرده و بر آن مقاله گون نیز نام قدرت و خشونت در…داده تا به خیالی حساب امثال نوریزاد را هم یک جای رسیده باشد. آقا مجبوری بنویسی‌؟ نوشته‌ای به غایت نامربوط، مغشوش و گسیخته و گاه بی‌ ارتباط به اصل طرح موضوع.

     
  29. با درودی بی پایان به نوری زاد عزیز

    وبا سلام به طلاب علوم دینی

    طلاب محترم جواب دهند

    آیا خطوت قرمزی که طلاب نام میبرند وقتی در عرصه اجتماع بویژه عرصه حکومتی مطرح شود رضایت مردمی که همانند شما حق دارند نسبت به حکومت نظر داشته باشند رعایت میگردد ؟آیا این خطوت قرمز در عرصه حاکمیتی نباید قراردای باشد وهمه ویا اکثریت بر آن توافق کرده باشند وقتی شما میگوئید هیچ قانونی خلاف قوانین اسلامی نباید وضع شود دیگر این توافق به چه دردی میخورد وقتی شما حق وتو دارید اعتبار نظر دیگرانی که خلاف شما می اندیشند چیست این باورهای شما سوئ استفاده از دمکراسی واعتبار رای است وتا کنون هم همین طور بوده وقتی شما میگوئید ما به تکلیف خود عمل میکنیم ونتیجه هرچه میخواهد باشد آیا جائی برای رای ونظر کسانی که با شما متفاوت میاندیشند میماند پس شما در جائی با دیگران موافقید که همه چیز به سود شما باشد ویا اینکه دیگران در خدمت شما باشند وشما در مقابل دیگران تعهدی نداشته باشید.آیا شما میتوانید بگوئید رضایت مردم در یک حکومت دینی تا کجاست ؟حضرت امام گفتند نسل گذشته نمیتواند برای نسل کنونی وآینده تعین تکلیف کند وهر نسلی باید خود برای خود تعیین سرنوشت کند آیا امروز حاکمیت اجازه میدهد مردم آزادانه نسبت به حکومتی که برانها حاکم است نظر دهند.اینکه میگوئید سخن نوریزاد منطقا وعرفا غلط است آیا شرط رضایت مردم که امروزه در انتخاب آزادانه است کجای آن منطقا وعرفا غلط است منظور نوریزاد در ارتباط با حکومت کردن روحانیون است نه صرفا زیر سئال بردن کل باورهای دینی .نقل است مردی یک گربه وشتری را به بازار آورد وگفت قیمت شتر یک دینار وقیمت گربه صد دینار اما شرط آن این است که هردو را با هم بخرید. شما پشتوانه و خواست اکثریت مردم را شرط گذاشته اید اگر روزگاری مردم به حکومتی که امتحانی پس نداده رای دادند وبعداز ناکامی ان حکومت نظر خود را تغییر دادند ایا میتوان گفت رای اول اعتبار دارد و رای های بعدی فقط با تایید حکومت اعتبار دارند؟ آیا شما میتوانید تکلیف الهی خود را بر مردمی که رضایت ندارند بدون توجه به نتایج این تکلیف تحمیل کنید .شما میگوئید اگر دین ندارید آزادمرد باشد وما به شما میگوئیم اگر دین دارید آزادمرد هم باشید .شما میگوئید حفظ نظام از اوجب واجبات است بلافاصله میگوئید از محدوه شرع نباید خروج کرد وبرای شرع ورای رای مردم اعتبار قائل میشوید در صورتی که هیچ حکومتی بدون رضایت مردم اعتبار ندارد همان طور که امام علی حضور مردم را برای قبول مسئولیت معتبر میداند .اگر حقیقت در چنگ شماست وشما به تکلیف شرعی خود عمل میکنید اعتبار انتخاب ورای مردم چیست.

     
  30. برادران طلبه ایا بهتر نبود درمورد صحبت های ایشان بدون درنطر گرفتن مصلحت بررسی میکردید سپس اقدام به انتشار میکردیدنکندفاصله 900 کیلومتری باعث نرسیدن اخبار صحیح گردیده

     
  31. با درود به نوریزاد و کاربران محترم من دوباره یکی دو کامنت بنام ناشناس در سایت گذاشتم که یکی خطاب به ارمان عزیز بود.

    چه کنبم که بعدا پشیمان نشویم؟ سؤالی بس ساده که برایش جوابی انچنان گسترده می توان یافت که در حقیقت با تمام گسترده گی تنها بخشی از جواب خواهد بود. شاید چنین سؤالی به اندازه عمر تمدن بشری است. انسانها در زندگی روزمره خود و در برخورد با دیگران و در مجامع مختلف و اجتماعات گوناگون چنین سؤالی را پرسیده اند. ولی آیا جوابی عملی و درست یافت شده؟مقطعی شاید ولی در درازمدت نه! اشتباه و خطا جزیی از زندگیست و بدون آن زندگی میسر نیست.زیرا تکامل و پیشرفت در بیشتر موارد نتیجه خطاهایی بوده که بشر مرتکب شده است.همین انقلاب 57 ایرانیان را ملاحظه کنید که توسط یکی از صادقترین و پرشورترین و دلیر ترین و پاکبازترین نسلی از فرزندان این آب و خاک پا گرفت و از جو جهانی و بی خردی و نا توانی استبداد در پاسخگویی به نیاز روز جامعه نیرو و توان گرفت و ببار نشست(کاری به درستی و نادرستی و خوبی و بدی …ندارم) گرچه نتیجه اش حاکمیت //// آخوند ///// اسلام و قربانی شدن همان دلاوران و پاکبازان و کسانیکه سخاوتمندانه زندگی و هستی خویش را در طبق اخلاص گذاشته و به انقلاب هدیه کردند و بر کشیدن مرتجع ترین و خبیث ترین و سیاهکار ترین قشر جامعه شد ولی باعث بوجود آمدن موج روشنگری و روشنفکری و شناخت عمیق از موضوعات تاثیر گذار در سیاست و جامعه مثل پدیده//// آخوند و دین و تقدس گرایی و دگم اندیشی و مقوله هایی چون حقوق فردی و آزادی اندیشه و اهمیت احزاب و از همه مهمتر پاسخگو بودن مسؤلین در هر لباسی و برابر بودن انسانها در مقابل قانون و بی ارزشی شرع و ایدیولوژی خاصی در برابر قانون و از همه مهمتر پخش و پراکنده کردن قدرت و مسؤل بودن فردی که مقامی را داراست و جدایی و استقلال قوای سه گانه و پاسخگو بودن آنها در برابر نمایندگان مردمی و بی قدرت بودن قدرتمندان!و… شد.

    پس می بینیم که اشتباه 57 با وجود تمام نکبتها ////که اسلامیان بر ما نازل کردند در حقیقت کمک بزرگی به ایرانیان کرده تا بتوانند یکبار برای همیشه همانطور که از شر مؤبدان زرتشتی در امر حکومت خلاص شدند برای همیشه از /// اسلام و یا هردینی در قدرت در آینده رهاشوند و این یعنی رنسانس و تکامل!شاید دوستان بگویند که هم در تاریخ ما و هم در اروپا جنین کاری تکرار شده بود و ما بهتر بود از آنها درس میگرفتیم ولی باید گفت که نسل 57 آماده شنیدن چنین حرفهایی نبود همه چیز شاید در تحلیل می توانست اندکی متنوع باشد ولی در عمل سیاه و یا سفید بود!سمبل مبارزاتی نسل 57 لنین و چگوارا و علی چگوارا شده و محمد لنین گشته بود نه مثل نسلی که اکنون تجربیات دنیای بعد از فرو پاشیدن دیوارهای آهنین و رزیمهای ببر کاغذی و دنیای آزاد را و نتیجه شوم انقلاب 57 و جنگ خانمان برانداز هشت ساله و ملیونها قربانیان جهل و جنایت و سلاخی عزیزان و آواره گی ملیونها ایرانی…. را تجربه کرده اند.بنابراین می بینید که جواب ساده ای برای چنین پرسش ساده نیست.ولی می توان بعضی اصول را پیشنهاد کرد مثلا در موقع تصمیم درمورد هر موضوعی بنظر من باید تا آنجا که می توانیم در باره موضوع اطلاعات از منابع مختلف کسب کنیم و در تصمیم عجله بخرج ندهیم .باید با دیدی انتقادی با هر موضوعی برخورد کرد حتی اگر قبلا هزاران انسان دیگر در مورد آن نظر داده باشند.

    هیچ راه حلی را نمی توان تنها و بهترین راه حل دانست بلکه هر فردی باید بهترین راه حل خود را با توجه به شرایط زمانی و مکانی و امکانات و توانایی خود برگزیند.پرهیز از ناموسی و مقدس کردن موضوعات داشته باشیم هیچ عارضه ای بد تراز سر غیرت آوردن فرد و یا مقدس ساختن موضوعات در زندگی نیست.قربانی نکردن خود و انسانها در برابر هیچ پدیده ای چه دینی و یا ایدیولوژیکی و یا حتی قوانین از هر سنخی!باید همیشه به این موضوع مهم توجه داشت که هر چه در جامعه بدست انسانها و یا با فکر آنها آفریده شده برای خوشبختی و زندگی کردن انسانهاست .هیچ پدیده ای و یا مقوله ای و یا کتابی مکتبی دینی و اموزه ای آنقدر ارزش ندارد که جان انسانی را در راهش فدا کنند!فرهنگ شهادت جز نان و دکانی برای دینخویان و مفتخوران ومشتی خرافات نیست!آنچه در پایان باید گفت ارزشمندی جان و خرد انسانی و حیات بطور کلی است که ما را رهنمایی خواهد بود که اگر خطایی هم مرتکب شویم لاقل نتیجه اش چنان هولناک نخواهد بود که دامن خود و ملیونها انسان دیگر را گرفته و همچون آفت خمینی بر دودمان ملیونها ایرانی را برباد دهد!

     
  32. با سلام

    اين مطلب را به دوست عزيز بي كنش تقديم مي كنم

    طرفة بن العبد الشيباني

    نسب بني شيبان به بكر بن وائل مي رسد بنابراين اين شاعر معروف به طرفة بن العبد بكري نيز مشهور است

    طَرَفة بن العبد فرزند سفیان (در حدود ۸۶ – ۶۰ ق. هـ ـ ۵۳۹ – ۵۶۴ م). در بحرین متولد شد. نام کامل وی: ( طرفة بن العبد بن سفیان بن سعد بن مالک بن ضبیعة بن قیس بن ثعلبة بن عکابة بن صعب بن علی بن بکر ابن وائل بن قاسط بن هنب بن أفصی بن دعمی بن جدیلة بن أسد بن ربیعة بن نزار بن معدّ بن عدنان ) .

    از شاعران عرب دوران جاهلی بود، طرفه و دایی‌اش متلمّس هر دو در دستگاه عمرو بن هند امیر حیره از ستایشگران او بودند.

    هنگامی که نعمان امیر حیره، طرفه و دائی‌اش متلمّس را شایسته کیفر دانست آنها را برای کیفر با نامه‌ای نزد دادفروز گشنسبان، مرزبان ایرانی در بحرین و عمان، فرستاد ولی این دو در میانه راه گریختند. پدرش، عمویش «المرقشان» و دائیی‌اش «المتلمس» از شعراء فحول بودند.
    این چند بیت از مطلعهٔ معلقهٔ مشهور «طرفه بن عبد» که به معلقهٔ (لِخَـوْلَةَ أطْـلالٌ بِبُرْقَةِ ثَهْمَـدِ ) معروف است:

    مطلع معلقهلِخَـوْلَةَ أطْـلالٌ بِبُرْقَةِ ثَهْمَـدِ تلُوحُ كَبَاقِي الوَشْمِ فِي ظَاهِرِ اليَدِ
    وُقُـوْفاً بِهَا صَحْبِي عَليَّ مَطِيَّهُـمْ يَقُـوْلُوْنَ لا تَهْلِكْ أسیً وتَجَلَّـدِ
    كَـأنَّ حُـدُوجَ المَالِكِيَّةِ غُـدْوَةً خَلاَيَا سَفِيْنٍ بِالنَّوَاصِـفِ مِنْ دَدِ
    عَدَوْلِيَّةٌ أَوْ مِنْ سَفِيْنِ ابْنَ يَامِـنٍ يَجُوْرُ بِهَا المَلاَّحُ طَوْراً ويَهْتَـدِي
    يَشُـقُّ حَبَابَ المَاءِ حَيْزُومُهَا بِهَـا كَمَـا قَسَمَ التُّرْبَ المُفَايِلَ بِاليَـدِ
    وفِي الحَيِّ أَحْوَی يَنْفُضُ المَرْدَ شَادِنٌ مُظَـاهِرُ سِمْطَيْ لُؤْلُؤٍ وزَبَرْجَـدِ
    خَـذُولٌ تُرَاعِـي رَبْرَباً بِخَمِيْلَـةٍ تَنَـاوَلُ أطْرَافَ البَرِيْرِ وتَرْتَـدِي
    وتَبْسِـمُ عَنْ أَلْمَی كَأَنَّ مُنَـوَّراً تَخَلَّلَ حُرَّ الرَّمْلِ دِعْصٍ لَهُ نَـدِ
    سَقَتْـهُ إيَاةُ الشَّمْـسِ إلاّ لِثَاتِـهِ أُسِـفَّ وَلَمْ تَكْدِمْ عَلَيْهِ بِإثْمِـدِ
    ووَجْهٍ كَأَنَّ الشَّمْسَ ألْقتْ رِدَاءهَا عَلَيْـهِ نَقِيِّ اللَّـوْنِ لَمْ يَتَخَـدَّدِ
    وإِنِّي لأُمْضِي الهَمَّ عِنْدَ احْتِضَارِهِ بِعَوْجَاءَ مِرْقَالٍ تَلُوحُ وتَغْتَـدِي
    أَمُـوْنٍ كَأَلْوَاحِ الإِرَانِ نَصَأْتُهَـا عَلَی لاحِبٍ كَأَنَّهُ ظَهْرُ بُرْجُـدِ
    جُـمَالِيَّةٍ وَجْنَاءَ تَرْدَی كَأَنَّهَـا سَفَنَّجَـةٌ تَبْـرِي لأزْعَرَ أرْبَـدِ
    تُبَارِي عِتَاقاً نَاجِيَاتٍ وأَتْبَعَـتْ وظِيْفـاً وظِيْفاً فَوْقَ مَوْرٍ مُعْبَّـدِ
    تَرَبَّعْتِ القُفَّيْنِ فِي الشَّوْلِ تَرْتَعِي حَدَائِـقَ مَوْلِیَّ الأَسِـرَّةِ أَغْيَـدِ

    دادافروز گشنسبان سردار معروف خسرو پرویز بود که نگهداری امنیت بخش بزرگی از مناطق عرب‌نشین را به عهده داشت

    معلقة طرفة بن العبد

    http://www.youtube.com/watch?v=pgL8yLZblbA

     
    • با سپاسى بى حد و حصر از شما دوست و برادر عزيز
      اطلاعات مفيد و ارزشمندى نيز كه در پى ان بودم را شما در اين نوشته در اختيارم نهاديد، مجددا از شما تشكر و سپاسگذارى مى كنم، ارادتمند شما ؛ بى كنش.

       
  33. سلام آقای نوری زاد عزیز وگرامی
    منتظر این مطلب وعکس بودم! ار همت شما به قدر کافی نمیشود تشکرکرد!
    آقای نوری زاد خیلی ممنون که به دیدار این بزرگ مرد ایران زمین رفتید!!
    آقای نوری زاد خیلی ممنون ازعکسها. نمیدانید دیدن لبخند اقا امیر انتظام و خانم گرامی ایشان چه حالی و شادی در من ایجاد کرد در حالی که اشکهایم سرازیرشده بود و باری دیگر بر کیبورد من چکید!
    با درود و دعای خیر بسیار به شما و خانواده و آقای امیر انتظام و خانم صبور ایشان!
    ای کاش عقل حاکم شود و این زمستان به سرآید!
    یک هموطن کوچک

     
  34. سلام دوستان عزیز،

    به مقاله جالبی‌ از آقای واحدی برخوردم که خطاب به علی‌ خامنه‌ای نوشته است. این نوشتار از قرار زیر است:

    آقای سد علی خامنه ای

    گمان می کنم “سلام” را اعتباری است که نباید آن را با تقدیم به شما، ضایع نمود. پس بدون سلام و مقدمه، سخن خود را آغاز می کنم. شما در یست و پنج سال گذشته، هر کار که خواسته اید انجام داده اید و برای پیشبرد اغراض خود تحمیل هر هزینه ای بر ملت ایران را مباح دانسته اید. آدم کشته اید، ثروت ملت را صرف گروههای آدمکش و ماجراجو در سراسر جهان نموده اید، با حمایت از دولتمردان فاسد وبی کفایت، موجب محرومیت ملت و عقب ماندگی کشور شده اید، با کلام و رفتار خود، فرهنگ گستاخی و بی شرمی را رواج داده اید، با گسترش فقر در ایران، بسیاری از ایرانیان را مجبور کرده اید به کارهایی تن دهند که هیچگاه مطلوب آنان نبوده است و …..اما در چند سال اخیر، ویژگی دیگری از خصائل غیر انسانی و غیر اخلاقی خود را به نمایش گذاشته اید. شما زمانی که می خواستید منتقدان اقتصادی دولت هاشمی رفسنجانی را سرکوب کنید به شیخ ویرانگر قوه قضائیه دستور دادید برای آنان پرونده جاسوسی و ارتباط با اجانب بسازد اما در چهار سال اخیر با وقاحت تمام عده ای را به زندان انداختید ودستگاه قضایی که رسماً زیر نظر برادران قاچاقچی سپاه فعالیت می کند علناً اتهام مخالفت با دولت فاسد احمدی نژاد را متوجه بسیاری از آنان کرد. البته وقاحت شما در این حد متوقف نشد و هنگامی که به خاطر اختلافات درون جناحی، بخشی از مفاسد دولت احمدی نژاد افشا گردید شما علناً در برابر دوربین های تلویزیونی دستور ” کش ندهید ” صادر کردید تا به همگان ثابت کنید خود را مالک ایران می دانید و هر نوع اعمال مالکیت بر این ملک غصبی را جایز می شمارید. شما قبلاً به صورت مخفیانه برای تروریست های حامی خود در سراسر جهان، پول و سلاح می فرستادید اما امروز به صورت علنی، ثروت و اعتبار ایران و ایرانیان را صرف حمایت از جنایتکار هم پالکی خود – بشار اسد می نمایید. در سالهای گذشته، بارها عوامل کینه جوی شما، زندانیان مظلوم را مورد ضرب و شتم قرار دادند اما همواره این عقده گشایی ها علیه زندانیان، تکذیب می شد. در حالی که در دوره ” وقاحت رهبر” رئیس بی سر و پای قوه قضائیه، عربده کشی می کند و ضمن اتهام افکنی دروغین علیه زندانیان، آنان را به سرکوب بیشتر تهدید می نماید. زمانی که مرید متعفن شما، جلال الدین فارسی، مرحوم رضا خانی را به قتل رساند شیخ محمد یزدی که روی قاضی شریح را سفید کرده، شخصاً دستور آزادی او را صادر کرد . در عین حال، برای آرام کردن فضا، از جلال الدین قاتل خواستید مدت ها از حضور در محافل عمومی خودداری کند. اما در دوره وقاحت شما، قاضی مرتضوی، سردار رادان وسایر آدمکشان کهریزک، ارتقا مقام پیدا کردند و در مناصبی مهم تر مستقر شدند و همه روزه با حضور در رسانه ها، نمک بر زخم خانواده های داغدار پاشیدند و…

    مطمئنم بسیاری از هموطنانم می توانند لیست بلند بالایی از اقدامات ضد انسانی شما ارائه نمایند که فساد و دیکتاتوری همراه با گستاخی رهبر تحمیلی را اثبات می نماید. پس من به فقط به یک نمونه دیگر اشاره می نمایم. شما در گذشته، بسیاری از مخالفان خود را در حصر یا حبس کشته اید یا یا تعلل در مداوای ایشان، موجب مرگ آنها شده اید. معروفترین قربانیان این جنایت پیشگی شما و مزدورانتان، مرحوم آیت اله شریعتمداری، مرحوم سعیدی سیرجانی و شهید هدی صابر بودند. اما در موارد ذکر شده، شما و مزد بگیرانتان، معمولاً مسئولیت جنایت خویش را نمی پذیرفتید. حتی تا همین اواخر، محرومیت روحانی منتقد، کاظمینی بروجردی از امکانات پزشکی، مخفی نگاه داشته می شد. اما اکنون که شما در رفتاری” نمرود گونه” خود را مالک جان زندانیان، نشان می دهید دو چهره سرشناس کشور در زندان خانگی با انواع بیماری ها دست و پنجه نرم می کنند و شما با آگاهی از وضعیت جسمی آنان، دستور تعلل در مداوای آنان را صادر می نمایید.

    آقای خامنه ای! نگویید در جریان بیماری موسوی و کروبی نیستید. لابد به باد دارید که چند ماه قبل، مهندس موسوی دچار ناراحتی قلبی شد و عوامل شما به دروغ گفتند بیماری او، آپاندیس است و حتی او را برای عمل جراحی آماده کردند. در آن زمان، تنها مقاومت خانواده موسوی، مانع عمل جراحی آپاندیس بر روی موسوی شد. آیا فراموش کرده اید که خودتان در این مورد به آقای رفسنجانی، چه گفتید؟ آیا پس از آن سخن وقیحانه، می توانید ارتباط تنگاتنگ زندانبانان موسوی با خود را تکذیب کنید؟ در مورد شیخ کروبی هم وضعیت مشابهی همراه با نگرانی بیشتر وجود دارد . جهار سال قبل و قبل از آغاز حبس خانگی شیخ، یکی از عوامل مافیای شما یعنی صفار هرندی، از بیماری صعب العلاج آقای کروبی خبر داد و چندی پس از آن، همین ادعا توسط سایت جهان نیوز تکرار شد. روز پنجم اردیبهشت سال هشتاد و نه، خانم کروبی اعلام کرد همسرش سابقه هیچگونه بیماری خطرناک نداشته است و کسانی که این مسائل را مطرح می کنند لابد نقشه ای در سر دارند.. در همان زمان، عده ای دیگر نیز این موضوع را مطرح کردند که شاید دستگاههای آدمکش حکومتی، روشهای ویژه برای ” بیمار سازی ” شیخ در پیش گرفته اند و سخنان صفار هرندی، مقدمه چینی برای توجیه بیماری برنامه ریزی شده برای کروبی است.

    آقای خامنه ای! خودتان بهتر از هر کس می دانید چقدر از حذف شیخ و میر، خوشحال خواهید شد. این خصلتی است که تنها در دیکتاتور های حقیر مانند شما می توان سراغ گرفت. اما خیلی خوشحال نباشید. اگر اجل به شما مهلت دهد که روزهای بدون موسوی و کروبی را ببینید آن ایام برای شما بسیار پردردسر خواهد بود. اگر امروز بسیاری از منتقدان شجاع در داخل کشور در برابر ولایت فقیه که پدیده ای غیر عقلانی و ضد انسانی است موضع گیری نمی کنند نه به خاطر روحانی و رفسنجانی است نه به دلیل توصیه خاتمی برای بخشش متقابل ظالم و مظلوم. آنها تنها به پاس ایستادگی کروبی و موسوی، ترجیح می دهند که در مورد کلیت نظام، موضعی متفاوت با مواضع موسوی و کروبی اتخاذ نکنند. اما اگر نقشه شما برای محروم کردن مردم از وجود این دو قهرمان و خانم رهنورد عملی شود آنگاه سکوت هایی که تنها دلیل آن، احترام به کروبی و موسوی است شکسته خواهد شد. در آن روز کمتر کسی حاضر خواهد بود ننگ حمایت از نظامی را بپذیرد که این همه مصیبت، بر سر ملت و کشور آورده است . اگر چه احتمال قوی می دهم موسوی و کروبی هم که قبل از حصر، در مورد ولی فقیه به نتایج جدیدی رسیده بودند اکنون به نتایج بسیار سازنده ای در خصوص تئوری ولایت فقیه هم رسیده اند و به دنبال راهی برای خلاصی ملت و کشور از این پدیده هزینه ساز هستند. تردید ندارم در فقدان موسوی و کروبی، قطعاً موج حملات متوجه بنیان نظام و ولایت فقیه خواهد شد. پس مطمئن باشید خوشحالی از چیزی که بیست ونه سال، منتظر آن بوده اید چندان تداوم نخواهد داشت . این را می گویم تا اگر کینه های شخصی، شما را به زمینه سازی برای حذف فیزیکی کروبی و موسوی تشویق می کند بیش از حد ذوق زده نشوید و برای رسیدن به این آرزوی دیرین، خود را به آب و آتش نزنید. چون فقدان آنها، روند حذف همراه با رسوایی شما را تسریع خواهد کرد.

    اما کلام آخر! شما در سالهای اخیر، بسبار قدرت نمایی کرده اید اما موارد فراوانی هم وجود داشته که آرزوهای شما، به حسرت تبدیل شده است. این سنت الهی است که حتی بسیاری از تدابیر بندگان خوب خدا با تقدیر الهی خنثی می شود چه رسد به تدابیر شما که یکی از روسیاه ترین بندگان خدا در دوره اخیر هستید. ضمن آنکه با شناختی که از شیخ کروبی دارم و بر اساس آنچه از میر حسین عزیز شنیده ام حتی اگر با صراحتی بیشتر، دستور قتل رهنورد، کروبی و موسوی را هم صادر کنید قطعاٌ آرزوی تسلیم آنها را به گور خواهید برد. پس تا می توانید بتازید تا بیش از گذشته، خود را رسوا کنید. رسوایی شما غنیمتی بزرگ برای ملت و کشور ایران خواهد بودو نخستین دستاورد این رسوایی، افتادن تئوری ولایت مطلقه فقیه به زباله دان تاریخ است. پس تا آن روز هرچه می خواهید خود را به آب و آتش بزنید.

     
  35. دوستداران آیت الله سیدعلی محمد دستغیب به نوری زاد

    بسمه تعالی

    حضور محترم جناب آقای محمد نوری زاد
    سلام علیکم
    در رابطه با سخنان شما پس از دیدار حضرتعالی با مرجع عالیقدر و آزاده حضرت آیت الله العظمی سید علی محمد دستغیب (مدظله) در جمع بعضی ازطلاب، ازجانب شما مسائلی مطرح گردیده که مورد تأیید استاد عزیز و همچنین طلاب ایشان نمی باشد. توضیح مطلب اینکه :

    1- تعدادی از طلاب که پس از دیدارتان با حضرت آقا در حوزه به رسم ادب ومیهمان نوازی شما را مورد تفقّد قرار دادند، اکثرا طلبه های جوان ومبتدی وجدید الورود بودند که آگاهی جامعی در مورد تاریخ انقلاب و فرمایشات امام خمینی ورهنمود های ایشان نداشتند. لذا در مقابل مواضع نا صواب جنابعالی نسبت به امام خمینی (رحمه الله) بدرستی نتوانستند دفاع کنند؛ ودر خصوص طلبه ای هم که طبق برداشت شما، فریاد زده است، برفرض صحّت باید رفتارش را اصلاح کند و علتش شاید تند روی شما بوده یا اینکه او حرف شنوی کامل از استادش نداشته است.

    2- خطوط قرمز ما طلاب آیت الله سیدعلی محمد دستغیب همانند ایشان چیزی جز اوامر و نواهی خدای تعالی که از طریق قرآن و روایات معصومین در دسترس همگان است، نمی باشد وهمچنین اعتقاد قلبی ما اینست که پیر خمین حضرت آیت الله العظمی امام خمینی به تأسّی از اجداد طاهرینش برطبق شرع مقدس (قرآن وسنت) یعنی اسلام ناب محمدی، به خواست خدای تعالی، پرچم توحید مبارزه با طاغوت را در ایران به پشتوانه و خواست اکثریت مردم برافراشت و از آنجا که ایشان پایبند و عامل به احکام الهی بود نزد مردم به عنوان ولیّ فقیهِ متعهد ومسئول شناخته شد و پس از تدوین قانون اساسی که برگرفته از شرع مقدس بود خود را بدان ملزم نمود.
    البته بر ملت شریف ایران پوشیده نیست که مقام عصمت، مخصوص حضرات معصومین یعنی محمد ابن عبدالله وعلی ابن ابیطالب و فاطمه زهرا و یازده فرزند ایشان صلوات الله علیهم اجمعین می باشد. لذا خود امام امت (رحمه الله) در مدت تقریبی یک دهه زمامداری مسلمین فرمودند: بنده درفلان موضع و فلان موضع اشتباه کردم و درجایی فرمودند مرد آنست که حرفش دوتا شود، یعنی خلاف نفس کردن ایشان برهمگان روشن است وهیچگاه نه راضی به خلاف شرع بودند و نه توصیه می کردند.

    3- جناب آقای نوری زاد طلاب و روحانیون در بین مردم معروف هستند به سربازان امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، چرا؟ چون یکی از وظایف اصلی امام زمان نشر احکام و معارف الهی است که این امر در زمان غیبت به عهده شاگردان ایشان است و تا روز قیامت این سنت مستدام خواهد بود. حال چگونه می گویید دوره شما آخوندها به سر آمده! ( هرچند که منظورتان افراد خاصی است)این سخن شما منطقا وعرفا غلط است. از صدر اسلام تابه حال علماءِ عامل و متقی، ملجأ و پناهگاه مردم بوده اند و خواهند بود. بلی دوره ظلم و ستم کردن، به بهانه حفظ نظام هرخلافی را مرتکب شدن، به سرآمده و مردم فهیم ایران بخوبی، سره را از ناسره تشخیص می دهند.
    نقل است که در زمان آیت الله بروجردی یا شیخ مرتضی انصاری (رحمهما الله) شخصی شکایت کرد ازطلبه ای که دزدی کرده، ایشان فرمود: نگویید طلبه دزدی کرده بلکه بگویید دزدی رفته در لباس طلبه! آیت الله سید جعفر کریمی از شاگردان حضرت امام و از قضات منصوب ایشان، در مورد تضییع حقوق مردم توسط مسئولین، به امام شکوه می کند . امام پس ازشنیدن گزارش با اظهار تأثّر می فرماید: من چه بکنم؟ من یک طلبه ضعیفی بودم مشغول درس وبحث، از نجف آمدم خدا کمک کرد و مردم یاری کردند این انقلاب پیروز شد و من کادر اجرایی (به تعبیر نقل کننده) درست نکردم و با خود نیاوردم، کارها را به این آقایان سپردم و این آقایان نه انقلاب راشناختند و نه من را شناختند و نه مردم را شناختند! لذا به این صورت در آمد که می بینید.
    4- اما درخصوص حضرت امام ، استاد عزیز روز بعد از ملاقات شما با ایشان پس از درس خارجشان در دفاع از امام خمینی و مردود بودن سخنان توهین آمیز شما نسبت به امام خمینی با نقل خاطره ای از ایشان فرمودند: اینجانب به اتفاق اخوی حضرت آیت الله سید علی اصغر دستغیب به محضر امام رفتیم و راجع به خلع لباس یکی از روحانیونی که مرتبط با ساواک بود و به دستور ایشان خلع شده بود اعتراض کردیم ایشان فرمود : من که گفتم او را خلع لبلس کنید آیا گفتم که محاسن او را هم بتراشید؟!
    و همچنین استاد عزیز فرمودند: انقلاب امام خمینی توسط فقهاء عدول و عارفان بزرگی مانند آیت الله العظمی شیخ حسنعلی نجابت (رحمه الله) تأیید شده بود.
    منظور اینستکه بسیاری از تندروی ها ی صورت گرفته مورد تأیید امام نبود و آن قتلهایی که شما ادعا می کنید مخفیانه انجام گرفت و بعد از مدتها به امام گزارش داده شد.

    5- در مورد جمله حفظ نظام از اوجب واجبات است این سخن امام صحیح است و “مخوف” نیست بلکه با کج فهمی عامدانه آن را به غلط تفسیر می کنند، هرشخص فهیم ومنطقی می داند که حفظ نظام اسلامی با کارهای خلاف شرع و غیر اسلامی ممکن نیست. نقد و انتقاد درست است که جاری کننده آب است و خاصیت گند زدایی دارد، اما باید توجه داشت در این راه از محدوده شرع نباید خروج کرد، ای کاش از فرصت ملاقات با استاد عزیز استفاده کرده بودید و از ایشان راه وروش صحیح عدالتخواهی دینی را طلب می نمودید. حضرت سید الشهدا میفرمایند: اگر دین ندارید لااقل آزاد مرد باشید. پس چه خوب است شما متدینین آزاد مرد، با تقوا پیشگی بیشتر در تمامی امور رنگ وجلای دیگری به آزادیخواهی بدهید تا راه بهانه جویی و زبان درازی های افراطیون “غیر خود سر” که از بدو انتخابات 76 با آمدن آقای خاتمی شروع شد و الان در اوج است، بر بندید.

    6- جناب آقای نوری زاد سخن شما در مورد طلبه های برادر (به تعبیر شما)، که به برادران بالاتر مخابره می کنند صحیح است و ما با این مطلب مشکلی نداریم اما به قول استاد عزیز، ای کاش این برادران مطالب را به همان نحو مطرح شده به برادران بالا گزارش می دادند. چه کنیم که این مأموران امانتداران خوبی نیستند و با فهم ناقص خود وتحلیلهای سوء به مؤمنین خیانت می کنند . لازم به ذکر است که استاد عزیز همواره درصدد عمل کردن به تکلیف الهی خویش هستند و ان شاءالله طلاب و شاگردان ایشان هم در این مهم موفق باشند.

    7- آنچه به نظر می رسد اینستکه اتفاقات و فجایع آن هشت سال خصوصا بعد از 88 در جهت نفی وضدیت کامل با راه و اهداف امام خمینی؛ امام زدایی کامل از جمهوری اسلامی و تبدیل کردن به حکومت غیر اسلامی بود ! که در رأس آن انجمن حجتیه قرار داشت؛ تشکلی که دندانِ تیز کرده خود را در این هشت سال بخوبی به مردم نشان داد و کرد آنچه را که در زمان امام نتوانسته بود عملی کند.

    جناب آقای نوری زاد متأسفانه حضرتعالی و برخی از دوستان دیگر خواسته یا ناخواسته بر اثر ظلمها و بی عدالتیهای بسیاری که بر مردم وارد شده در دام افراطیون، آنهایی که پوستین وارونه از اسلام به تن دارند، گرفتارشدید و دراین بازی به نفع منافع شوم آنها یعنی از بین بردن راه امام و دوستداران صدیق امام در حرکتید. بهتر است تجدید نظر کنید و در صورت قانع نشدن حوزه علمیه ابو صالح در جهت رفع شبهات آمادگی دارد.

    درپایان سؤالی از برادران اطلاعات وسپاهی داریم .
    حضرات پاسدار و حافظین امنیت این مرز و بوم ، شما به خاطر دارید که اوایل انقلاب صلاحیت همه پاسداران معمولا از طریق روحانیون و عالمان متدین آن شهر تأیید و امضاء می شد، حال چه شده است که همان عالمان به صرف انتقاد آن هم از روی دلسوزی، آنها را به بی بصیرتی یا ضدیت با ولایت فقیه متهم می کنید ؟! خوب اگر معرِّف شما برفرض محال خطاکار شده، خوب خود شما به طریق اولی خطا کار هستید!!

    آیا زمان آن نرسیده است که به خود بیایید؟
    اگر تاریخ را تورق کنید به راحتی در مییابید که حکومتها هر وقت خواستند غیر مستقیم یا موَجهانه بر ملتی استبداد کنند به بهانه امنیت به تمامی مطامع خود دست یافته اند. به طور مثال فرعون برای بقای حکومت خود به بهانه امنیت فرزندان ذکور هر خانواده تازه متولد شده ای را می کشت و کسی حق سخن گفتن نداشت. در زمان حال آمریکا به بهانه امنیت به عراق وافغانستان حمله می کند وتمامی جوامع را با همین توجیه قانع ساخته است. در ایران به بهانه امنیت، زبان منتقدین و معترضین را می بندند و هیچکس حق اعتراض ندارد چون امنیت ملی درخطر است!! آخر این چه امنیتی است که با اندک انتقاد اساس آن در هم فرو می ریزد .
    أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوۤاْ أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ ٱللَّهِ…
    والسلام
    تعدادی از شاگردان مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سید علی محمد دستغیب
    حوزه علمیه ابوصالح 5/3/1393

     
    • رهگذری که گذشت !

      با سلام به انسان بودن شما.
      بدون مقدمه میروم سر اصل مطلب. 1–مشکل اساسی در این نوشته شما که فقط یک نمونه هست، خود و مذهب خود را حق دانستن است. هیچ دلیل عقلی و منطقی و علمی بر حق بودن شما و مذهبتان — که خود در نوجوانی در ان بیراهه بسیار وقت گذراندم— نیست. 2- شما هنوز این خمینی //// که خود گفت “خدعه” کرده و اتش جهل و درغ و فساد به خانه و کاشانه ما ایرانیان زد، شاقول قرار میدهید. 3– این خدعه گر حکم کشتار دست جمعی داده، و شما طفره میروید و توجیه میکنید. 3– من خود در شیراز بودم و از نزدیک میدانم که همین علی محمد دستغیب دادستان انقلاب شیراز بود و و و و و ان برادر علی اصقر دستغیب همه کاره در شیراز، مخصوصا سپاه، و هنوز هم عضو مجلس خبرگان نظام است.

      به امید روزی که ما در ایران برای انسان حق قایل باشیم و برای بودن!

       
    • دوست داران آیت الله سید علی محمد دستغیب
      با درود
      از این که این وبسایت مورد توجه دوستان گرامی و بزرگوار واقع شده از صمیم قلب متشکرم.
      یک خواهش کوچک خدمت دوستان دارم و آن این که به هر نحو مقتضی که می دانید در گفت و گو های این جمع حاضر شوید و در باب شبهات و ابهامات کوچک و بزرگ و کم اهمیت یا پر اهمیتی که برخی کاربران مطرح می کنند آن جا که صلاح می دانید توضیحات متناسب ارایه فرمایید تا بدون واسطه و بدون مغالطه از نظرات دوستان آگاهی یابیم.

       
    • ۱. طلاب عزیز متاسفانه یا خوشبختانه نه تنها دوره آخوندها سرآمده که اساسا دوران دینداری ایرانیان سرآمده است. و به شما دوستان عزیز سفارش میکنم بیشتر با جامعه دمخور شوید تا عمق فاصله آحاد مردم با دین را دریابید. حتی الامکان با لباس روحانیت در میان مردم نروید که چیزی نخواهند گفت بلکه همشکل مردم شوید شاید بتوانید از اوضاع مطلع شوید.

      ۲. و امام خمینی! لابد می دانید که آقای امام خمینی قبل از به قدرت رسیدن چه قولهایی به مردم دادند و بعدا چه کردند. لابد می دانید که خلخالی جنایات و قتل های بدون محاکمه را با اطمینان از تایید آقا انجام می دادند و هم می دانید که این اطمینان قلبی آقای خلخالی نیز درست بود و برخوردی با ایشان نشد. و به یاد آورید قتل عام تابستان ۶۷ را.
      من از هم لباسهایتان شنیده ام که هر اتفاقی در سرزمین های تحتوحاکمیت حامی بیافتد آن حاکم مسوول است. لابد داستان امام علی و کمکش به بیوه ای که شویش را در جنگ های علی از دست داده بود خوانده اید و همچنین سر بردن علی در تنور آتش را.
      ۳. طلاب عزیز به جای سرزنش آقای نوری زاد بابت حقایقی که گفته اند، خود دست به کار مطالعه و تحقیق شوید.

       
    • مصباح يزدي ( غير منفور )

      ممنونم كه نشان داديد از ترس حكومت مجبور به پاسخگويي و بنوعي برايت جويي شديد. جنايات خميني حدو حساب ندارد. مگر در فرانسه نگفت كمونيستها حتي در دانشگاه حق تدريس كمونيسم را خواهند داشت؟ پس كو؟ مگر نگفتند مي روند قم پس چرا نرفتند؟ أن همه بي رحمانه و نا حوانمردانه و عمر مابانه كشت بعد در تشيع جنازه ان پاسدار گفت :::: اميدوارم خدا مرا ببخشد كه اگر انقلابي عمل كرده بودم امروز شاهد تشييع جنازه اين پاسدار نبودم. اين يعني اگر همه مخالفان را مي كشتم امروز اين پاسدار زنده بود. خميني يك هيتلر جديد بود، ٣٣.٠٠٠ نفر را دستور مي دهد بكشند و شما مي گوييد بعد از كشتار به او اطلاع دادند، $!!!!!!! با دروغ و يا جهالت حقايق را نمي شود پوشاند. شمايي كه قال صادق و قال باقر مي گوييد نبايد بدون تحقيق سخن بگوييد. مصاحبه منتظري را بخوانيد ايشان مي گويد أمد ند گفتند امام تاييد كرده اينها را بكشيم ، شما هم تاييد كنيد. كه ايشان جواب دادند مگر بز افقه هستم. خدا به راه درست كه نفي جنايات خميني است هدايتتان كند

       
    • سلام برطلاب فهیم مدرسه ابوصالح وشاگردان فقیه فهیم وظلم ستیز حضرت آیت الله دستغیب مدظله العالی
      نوشته جالبی بود که افراطی های نوری زادرا مبرهن می نمود سعادت وسلامتی شمارا ازخداوند منان خواستارم.
      مصلح

       
  36. جناب نوریزاد از خود گذشته و عزیز که شوق زیستن را در من افزون کرده ای

    آسمان شدی
    ابر شدی
    باران باریدی
    بر همه
    ناودان ها چه بارش کنند یا نه
    لطف آفرین کجا شوند
    شادا شکوه تو
    شادا شکوه امیر و میر
    بلندا نام کروبیان ما
    که رهنورد عبور صعب
    راه آبادی و آزادی ما شدید
    سلام و سپاس کهتران ومهتران ما
    بر شما و بر
    هر آن که زنده شد دلش به عشق
    دوامتان بر جریده عالم
    بی گفت این و آن
    ثبت است

    راهتان هموار تر باد

     
  37. جناب آقای سید علی خامنه ای
    به دیدن امیر انتظام بروید. از او عذرخواهی کنید و حلالیت بطلبید. مرگ نزدیک و فرصت کم است. امروز و فردا به سراغمان می آید. تا فرصت هست بروید. باور کنید شما را می بخشد، او مرد بزرگی است. می دانید که با او چه کردید؟ بله میدانید و دچار عذاب وجدان هستید.به همین خاطر هم به او مرخصی نا محدود داده اید.آقا بلند شو و بدیدنش برو. پیشانیشس را ببوس و طلب عفو کن.

     
    • عباس انعامی

      دراین صورت مطمئن باش نام خودر ادر تاریخ اینده جاودانه می سازد.اما بعیدمیدانم.چرا؟چون اغلب بشر خیر وصلاح خود را نمی داند.واغلب بایست دیگران راه رو به اونشان بدن.

       
  38. با درود بسیار فراوان بر آرمان بسیار گرامی

    آرمان جان، نوشته ی سرشار از درد، رنج و ناامیدی توی نازنین را خواندم و بسیار آزرده شدم! آرمان جان، باور دارم در درازای زندگی ات، ارمغان و یادگارهای گوناگون از خانواده و نیز دیگران گرفته ای، ولی یکی از ارمغان و یادگارهای بسیار نیکی که از پدر و مادر گرامی ات گرفته ای، نام بسیار زیبا و پارسی «آرمان» است، یعنی آرزوی بزرگ! آرمان جان، آیا هیچ می دانی هنگامیکه نامی زیبا و پر معنایی که بر ما می نهند، خویشکاری (وظیفه) بزرگ ما این است که از آن به بهترین گون نگهداری کنیم، تا شرمنده ی آن نام و نهاننده اش نشویم و بر آن بنازیم!؟ برای نمونه، نام محمّد نوری زاد، با آنکه محمّد و نور هر دو تازی اند (عربی) ولی معنای نیکی دارند، محمّد یعنی ستایش شده، آنکه منش و ویژگیهای پسندیده اش بسیار است، نور هم که یعنی روشنایی، زاد هم پارسی است و از زاییدن می آید، نوری زاد یعنی آنکه زاده روشنایی است، و نوری زاد با کار بزرگی که کرد، لکه ی پلیدی که بر نامش چسبیده بود پاک کرد و شرمنده ی نام و نهاننده اش نشد! هر چند داستان تو گونه ی دیگری است، ولی باز این را گفتم که بدانی، نام آرمان، نامی بسیار زیبا و ژرف است، پس کاری مکن که تلخین شود و پدران و مادران آینده نخواهند نام آرمان بر فرزندشان نهند! آرمان جان، تو نیاز به کمک داری، پس خواهش دارم در خانه منشین، برو بیرون و راهی برای درمان خود پرس و جو کن، باور کن راه بسیار است! دیگر اینکه، بهار است، هر روز به طبیعت برو، با گلها، درختها، چشمه ها و رودها دوست شو و گفتگو کن، باور کن تو را خواهند شنید و به تو امید و نیرو خواهند داد و با دیگران نیز بجوش، تو توانایی ولی نمی دانی! تو باید بمانی و پلید، پست و زشتی ماننده جلاالدین فارسی را که نام زیبای پارسی را لکه دار کرد، دادگاهی کنی، تو باید آزادی ایران را از دست آدمخوارن اسلامی ببینی و نیز ببینی که آخوندان و هم اندیشانشان سرانجام برای همیشه به مسجد باز گرداننده می شوند و در آنجا تا می توانند روز و شب نماز، روضه و قرآن بخوانند، تو سر و سینه ی خود بزنند، از سر و کول همدیگر بالا روند، هر خاکی که می خواهند توی سر خودشان بریزنند و دیگر مزاحم مردم نشوند! آرمان جان، درد و رنج من، تو و دهها میلیون ایرانی یکی است، پس باید همدیگر را تنها نگذاریم، من هم ماننده تو و بسیاری دیگر، از این سی پنج سال، بویژه در دهه ی بس تلخ و سیاه شصت، یادواره های بسیار تلخی دارم، ولی باید ایستادگی کنیم و نگذاریم مُردابیان اهریمنی اسلامی جشن بگیرند! آرمان جان، سرانجام آنکه، تو اکنون در بند دیوی، دیو ناامیدی، پس بلند شو، کمک بگیر، دیو ناامیدی را به بند بکش و نام آرمان و روان پدر گرامی ات را شرمنده مکن و همیشه آرمان بمان و به ریش گردانندگان دستگاه اهریمنی اسلامی بخند!

    چشم براه خبرهای خوشم!
    برادر نازنینم،
    دوستت دارم!

    آبی که برآسود زمینش بخورد زود
    دریا شود آن رود که پیوسته روان است

    هوشنگ ابتهاج

    ——————–

    سلام دیوبند گرامی
    از شما بخاطر نگارش این متن خوب سپاس مندم. شاید قلم شریف شمایان این جوان را از اندوه بدر آرد و ذات زندگی را برایش شیرین و خواستنی کند.
    سپاس

     
    • بابا این چرندیات چیه میگید افسردگی صرفنظر از دلیل ور یشه اش به هم خوردن کارکرد مغز در تنظیم هورمون سروتونین و دوپامین است که باید روانکاوی و دارودرمانی همزمان انجام بگیرد
      این گیلاس خوشمزه است و اینها برای ادم سالمه نه افسرده ای که میخواد خودکشی کنه
      انشاله به حق جارده معصوم همتون افسردگی شدید بگیرید تا بفهمید شعر نگید

       
      • پدرجان ِ خود شما گفتید درمان افسردگی احتیاج به روانکاوی داره٬ خوب دوستانی هم که کامنت گذاشتن عملا همین کار را انجام دادن.پس چرا نفرینشان میکنی!؟

         

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

93 queries in 1839 seconds.