سر تیتر خبرها
من برای بار دوم به تهران باز گردانده شدم!

من برای بار دوم به تهران باز گردانده شدم!

دیروز ساعت چهار، برادران بار دیگر مرا در یکی از خیابان های شیراز باز داشت کردند و مستقیم بردند به فرودگاه شیراز. هشت ساعت من با آنها بودم . چه در داخل اتومبیل شان و چه در اتاقی در فرودگاه. ساعت دوازده شب مرا به تیم امنیتی داخل هواپیما سپردند و در تهران همان تیم، مرا به گارد ویژه ی سپاه سپرد. افسوس از این که چشمم از رؤیت جمال مبارکِ مادر مجید توکلی بی نصیب ماند. مجیدی که فردا – پنجشنبه – روز تولد اوست. و بی نصیب از رؤیت جمال مبارک دختران و پسران محروم از تحصیل بهایی. اکنون اما آزادم و برای رفتن به قدمگاه آماده می شوم. دوستانی که دیروز به قدمگاه رفتند و مرا در آنجا نیافتند، پوزشم را پذیرا باشند. اگر برادران در کار من نمی پیچیدند، هم این داستان اینگونه دامان نمی گستراند و هم قدمگاه از حضور من تهی نمی ماند. راستی، مغزمان تهی نباشد. که تهی بودن قدمگاه را به جوری می شود مرتفع کرد.

محمد نوری زاد
سی و یکم اردیبهشت نود و سه – تهران
Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

62 نظر

  1. ريشه ها ٨١
    همان عنوان كلى
    منابع يونانى
    فارابى و خواجه نصير افلاطون را حكيم الهى ناميده اند . اين عنوان هر معنايي كه داشته باشد به معناى مقدس نمىتوانيد بود .اصيل ترين منبعى كه براى شناخت سقراط و افلاطون بجا مانده است ديالوگ هايي است كه شخصيت اصلى آنها سقراط است اما افلاطون ايرادى نمى بيند كه حرف هاى خود را در دهان او بگذارد به اين دليل ساده كه نه سقراط براى اافلاطون مقدس است و نه افلاطون براى ارسطو تا گفته از دهان گوينده در مقام منبعى قدسى كسب اعتبار كند .آن چه مبناست فكر است و هيچ فكرى از نقد و ابطال در امان نيست .هيچ چيز مانع آزادى انديشه نمى شود .اين تفاوت فرهنگ يونانى و فرهنگ شرقى اى است كه به باور برخى پژوهشگران افلاطون وام دار آن است

     
    • ادامه كامنت بالا
      ارسطو بر خلاف استادش صورت هاى كلى و معنوى موجودات را جدا از آنها نمى دانست .شيوه حقيقت جويي او به ديدار شهودى و عارفانه راه نمى داد .سيستم او تنها بر برهان متكى بود .صورت ها را نه در عاملى ديگر بلكه حال در موجودات مى دانست .وى پايه گذار منطق بود .منطق ملاكى بدست مى دهد براى تميز گزاره درست از نادرست . مقولات به قول زنده ياد محمود شهآبى أجناس عاليه ماهيات ممكنات هستند . اما همه مقولات خود واقعيت نيز دارند و صرفا مفهوم منطقى نيستند بلكه از حركتى پديد مى آيند كه محرك آن كه عالى ترين مبدأ است خود ديگر متحرك نيست .ارسطو اين محرك نامتحرك برين را اوسيا مى ناميد .مى نمايد كه همين اوسيا در حكمت مشاء به واجب الوجود ارتقا پيدا مى كند .دوستان اين پنجميىن بارى است كه اين قسمت را مشروح تر از اين تايپ كرده و متأسفانه با قطع ارتباط مواجه شده ام .اينجا محل پاسخ است و با پوزش آن را براى امتحان از شما غصب كردم . اگر جا كم بود انتقادات خود را مستقلا بنويسيد .مقدور بود پاسخ مى دهم

       
      • برخی ابهامات رفع شد بسیار متشکر
        نکاتی باقی می ماند از جمله این که گفته می شود حکمای خسروانی و عرفا با زبان رمز و راز سخن گفته اند تا از آسیب متشرعین در امان باشند. البته من تا حدودی قانع شدم که حتی با کنار زدن پرده های اسرار ین عرفا به این نکته می رسیم که تفکر آنان نتوانسته آن طور که باید از استقلال و آزادی و پیراستگی و خود بنیادی بهره مند باشد که شایسته یک فیلسوف و یا حکیم معرفت شناس است. در نتیجه شناخت عرفا نیز لا اقل در دنیای زمینی به بیراهه می رود. شاید بتوان برای آن شانی آن دنیایی در نظر گرفت. غایت این شناخت انسان کامل است که می دانیم یک اوتوپیا بیش نیست.
        جناب کورس گاهی به این وسوسه می افتم که چرا نشود ما به عنوان مصرف کنندگان اندیشه های فلسفی و حکمی و دینی و عرفانی هر یک را در جای مناسب خود قرار دهیم. نه این که تلفیق کنیم و التقاطی عمل کنیم بلکه هر یک را در حیطه خود مورد استفاده قرار دهیم. فلسفه را برای این دنیا عرفان را برای شناخت ما بعد الطبیعه و دین را برای آخرت و حکمت را به صورت تاجی بر سر مجموعه شناخت ها بگذاریم. به نحوی که علاوه بر مادیات معنویات نیز مد نظر قرار گیرد.
        هر چه باشد جامعه بشری از انواع و اقسام افکار و درجات علم و نادانی ترکیب شده و چه بسا بخش های عمده جامعه بدون اعتقادات دینی یا عرفانی به آرامش دست نمی یابند.
        (منظور من اعتقادات دینی به معنی واقعی آن است که خود را از قدرت کنار می کشد و با قلوب مومنان سر و کار دارد)

         
        • دوست عزيز :
          متأسفانه امكانات پيام رسانى من اجازه نمى دهد كه مطالب را مشروح تر بيان كنم .آرزوى شما آرزوى من هم هست .اما فلسفه ها داريم نه فلسفه . به نظر من جاى فلسفه نيز در فضاى عمومى و آكادمى هاست .قدرت اگر فلسفه خاصى را اعم از الهى يا الحادى يا غير آن نمايندگى كند چون اژده هاى سر چشمه جلو جريان آزاد و بى پايان مراوده انديشه ها را سد مى كند ،با اين عنوان كه من در شناخت عالم و آدم معيار مطابقت هستم .مصاحبه بسيار دردناك با آقاى رضا ملك را حتما خوانده ايد .آن تخت شكنجه دقيقا يادآورى تخت خواب پروكروست است .در كل درست مى گوييد .پايدار و سرفراز باشيد

           
      • با درود

        موصوف شدن حکماء و فیلسوفان بوصف “الهی” هرگز بمعنای تقدس و رهایی سخن آنان از نقد نیست ،نه خود آنان مدعی فرا نقدی بودن گفتارهای خویش هستند ،و نه مورخان تاریخ فلسفه که آنان را به الهی موصوف کرده اند،و قویترین شاهد این مطلب این است که همان حکماء الهی سخنان یکدیگر را بنقد کشیده اند، چنانکه شیخ الرئیس سخنان ارسطو را نقد و تهذیب کرده است و شیخ شهاب الدین سهروردی معروف به شیخ اشراقی بسیاری از آراء حکمای مشاء را بترازوی نقد سپرده است و مرحوم ملاصدرای شیرازی همه آراء مشاء و اشراق و عرفان را به بوته نقد گذاشته است …
        آنچه غرض اصلی از این وصف است این است که اینگونه حکماء و فلاسفه قائل به تئولوژی هستند که در بخش الهیات بمعنای اخص از دستگاه فلسفی خود از آن بحث می کنند و بالجمله قائل به مبدا و معاد در هستی شناسی فلسفی خویش هستند ، و در حقیقت اتصاف به این وصف قید احترازی است از ملاحده فلاسفه که ابن سینا در پایان اشارات توصیه به اجتناب از آنان می کند و اینکه حکمت را باید از آنان دریغ داشت.
        این ماجرای رمز گویی و اجتناب از انتشار حکمت از سوی حکیمان قدیم و خصوصا عارفان که کنه سخن خویش را در پرده ها و لفافه ها مخفی کرده اند ،لزوما مربوط به آثار اجتماعی یا خوف و تقیه ها از متشرعین و متظاهرین نبوده است ،که برخی از دوستان عادت کرده اند محتواهای فلسفی و رویکردهای رمز گونه عرفاء و حکمای رمز گو را با توجیهات اجتماعی و سیاسی و خوف از هلاکت نفس توجیه کنند ،اینها البته در برخی موارد بوده است ،اما تعمیم به صورت موجبه کلیه و تنها از این زاویه های اجتماعی و سیاسی به این رمز گویی ها نظر کردن ناصواب است ،باید گفت علت عمده پنهان کاری و رمز گویی آن مطالب مربوط به عمق و ثقالت مباحث است ،رخش باید تا تن رستم کشد ،اینرا خود حکیمان و عارفان در اول و آخر و اثناء کلام خویش به نظم و نثر گفته اند و به شاگردان خویش توصیه کرده اند که حکمت را و عرفان را از نا اهل مصون و مخفی دارید ،که نهادن حکمت نزد نا اهل هم تضییع حکمت است و هم تضییع آن که نا اهل است ،این اساس را نباید در باره سر رمزگویی عارفان و حکیمان از نظر دور داشت ،برای این مطلب شواهد از کتب عرفان و فلسفه فراوان است که ورود به آنها موجب تطویل است.

        جناب کورس عزیز برای اجتناب از منقطع شدن نوشته ها امکان تایپ ابتدایی در ورد و ورد پد و نود پد و کات و انتقال آن به محل کامنت وجود دارد،این طریق را هم آزمایش کنید.

         
        • درود بر جناب مرتضى :
          امروزه هر روز بيش از پيش روشن تر مى شود كه پديده هاى انسانى و فرهنگى بسى به ندرت مى توانند تك علتى باشند .بله ،الهى بودن منافات با بحث و جدل نداشته و اين بر هر كس كه سرى در تاريخ عقايد و جنگ هفتاد و دو ملت داشته باشد پوشيده نيست . اما يك جايي در فرهنگ دينى هست كه مرجع مقدس است و فى نفسه حق محسوب مى شود و اگر اختلافى هست در تفسير آن است نه در اصل حقانيتش .يونانيان پس از گذار از ميتوس به لوگوس ديگر چنين چيزى نداشته اند . افزون بر اين تفسيرها نيز در شرايط خاصى پديد آمده اند نه در كره اى بريده از جهان و ورأى زمان و مكان و فرهنگ . نزاع متفكران در سوفيست افلاطون به جنگ غول ها تعبير مى شود .جنگ بر سر معناى هستى . اما جنگى ديگر هم در پس زمينه بوده است .حتى در يونان هم امر مقدس فرهنگى و اتحاد قدرت و جماعت در اين امر به نسبتى وجود داشته است .ارسطو در اواخر عمر از آتن مى گريزى تا به قول خودش به سرنوشت سقراط دچار نشود .اين غول ها با خط قرمز ها در إويخته اند ،اما در پشت سر ارسطو و افلاطون شريعت ،كتاب مقدس و اراده مطلقه اى كه نماينده اين ها باشد كمابيش وجود نداشته است .خوب يا بدش را كارى ندارم .در اينجا به ارزش گذارى كارى ندارم .براى شناخت لازم است اول موضوع شناخت را در حد وسع خود فارغ از پيش داورى و ارزش گذارى آن طور كه در واقعيت هست بشناسىم . در باره افشاى راز نيز يك بعد ماجرا همان است كه شما مى فرماييد .اما همه علت ها را به يك علت تقليل دادن احتمالا از تمايل درونى ما و همان ها كه چنين و چنان گفته اند بدور نيست .ورنه حافظ مى گويد :
          دانى كه چنگ و عود چه تقرير مى كنند
          پنهان خوريد باده كه تعزير مى كنند
          با سپاس

           
          • درود بر آقای کورس

            کلیت سخن شما مقبول است و من سخن از علت منحصره در این باب نراندم ،به آن عبارت من که:””اینها البته در برخی موارد بوده است ،اما تعمیم به صورت موجبه کلیه و تنها از این زاویه های اجتماعی و سیاسی به این رمز گویی ها نظر کردن ناصواب است “”.
            عنایت کنید که سخن من تصادفا نفی ایجاب کلی و موجبه کلیه بود ،و من عنصر تقیه و هراس از متقشفین و متظاهرین ،نیز تاثرات از آراء و اقوال و فرهنگ و شرائط دیگر را نفی نکردم ،افراط و تفریط از هردو سو ناصواب است ،و باید ناظران در آراء حکمای سلف و شرائط اجتماعی و تنفسی آنان بطور مستند آنها را لحاظ کنند و از آن مهمتر نیک در متن سخنان آن بزرگان بنگرند.در هر حال مقصود ما و شما یکی بود.
            اما در باب اینکه پشت سر ارسطو و افلاطون کتاب مقدس یا اراده مطلقه ای وجود نداشته است .
            البته کسی چنین ادعایی نکرد که مثلا افلاطون پیامبر بوده یا متکی به شریعت خاصی بوده ،بلکه صحبت از وجود تئولوژی و الهیات خاص در دستگاه فلسفی آنهاست ،بگذریم که در برخی روایت ها هست که ارسطو کان نبیا بین قومه فجهله قومه ،مثلا شهرزوری در شرحی که بر حکمه الاشراق سهروردی نوشته است ،می نویسد:

            “”و لمّا رجع عمرو بن العاص من الإسكندريّة سأله عليه السّلام عن عجائبها، فقال: «رأيت قوما متطيلسين يستديرون حول رجل، يبحثون و يذكرون رجلا يقال له أرسطاطاليس لعنه اللّه» ؛ فقال عليه السّلام : «مه يا عمرو! إنّه كان نبيا؛ فجهله قومه‏””.

            ترجمه : وقتی عمرو عاص از سفری که به اسکندریه کرده بود بازگشت ،پیامبر از شگفتیهای آن دیار پرسید ،عمرو پاسخ داد که در آنجا حلقات بحثهایی دیدم که در لابلای بحث ها از مردی ارسطو نام که خدایش لعنت کند یاد می کردند!
            پیامبر فرمود : ساکت باش عمرو ارسطو نبیی بین قوم خویش بود ولی قومش نسبت به او معرفتی نداشتند.
            (الشجره الالهیه،شهرزوری ص 6)
            همین سخن را دیلمی در محبوب القلوب نیز نقل کرده است(محبوب القلوب ،دیلمی ص 16 ط رحلی)

            و مرحوم آخوند ملاصدرای شیرازی در کتاب اسفار خویش می گوید:
            “” «و اعلم أن أعاظم الحكماء و أساطينهم متفقون على اعتقاد حدوث العالم بجميع جواهره و أعراضه و بسائطه و مركباته إلا أن هذه المسئلة لغاية غموضها لم يكن لغيرهم من الباحثين و الناظرين في كتبهم تحقيقها و فهمها على وجه يسلم عن التناقض و الانحراف عن القواعد العقلية، و لعمري أن إصابة الحق في هذه الأمثلة و أمثالها مع التزام القواعد الحكمية و المحافظة على توحيد الباري و تقدّسه عن وصمة التغير و التكثر من قصوى مراتب القوّة النظرية المجاورة للقوّة القدسيّة.
            و اعلم أن أساطين الحكمة المعتبرة عند طائفة ثمانية: ثلاثة من الملطيين ثالس و انكسيمانس و اغاثاذيمون، و من اليونانيين خمسة: أنباذقلس و فيثاغورس و سقراط و أفلاطون و أرسطاليس- قدّس اللّه نفوسهم-، و أشركنا اللّه في صالح دعائهم و بركتهم- فلقد أشرقت أنوار الحكمة في العالم بسببهم و انتشرت علوم الربوبية في القلوب لسعيهم. و هؤلاء الثمانية الأعلون بمنزلة الأصول و المبادي و الآباء و غيرهم كالعيال لهم و ذلك لأنهم كانوا مقتبسين نور الحكمة من مشكوة النبوة، و كلام هؤلاء في الفلسفة يدور على وحدانية الباري و إحاطة علمه بالأشياء كيف هو و كيفية صدور الموجودات و تكوين العالم عنه» “”.
            “”كل هؤلاء كانوا حكماء زهادا عبادا متألهين معرضين عن الدنيا مقبلين إلى الآخرة فهؤلاء يسمون بالحكمة المطلقة””.

            بعد از مباحث طولانی که در باب حدوث عالم جسمانی داشته است فرموده است:بدان که اعاظم حکما و اساطین این فن متفقند بر حدوث عالم با تمام جواهر و اعراض و بسائط و مرکبات آن،الا اینکه این مساله (حدوث عالم) بلحاظ غموض و پیچیدگی محتوایی آن کم اتفاق افتاده است که باحثان و ناظران در آن از تناقض و انحراف از قواعد عقلیه مصون مانده باشند……
            بدان که اساطین معتبر در حکمت هشت نفر بوده اند : از بین ملطیین سه نفر بودند: ثالس (تالس) و انکسیمانس و اغاثاذیمون،و از بین یونانیون پنج نفر بودند که اعتبار بیشتری داشتند که عبارتند از :أنباذقلس و فيثاغورس و سقراط و أفلاطون و أرسطاليس،که خدا نفوس آنان را تزکیه کند…
            این حکیمان کسانی بودند که انوار حکمت و معرفت با سعی و تلاششان در قلوب انتشار یافت،این هشت حکیم بمنزله اساس و پایه های حکمت بوده اند و باقی حکیمان عائله و ریزه خواران سفره اینان بوده اند ،زیرا که این حکیمان هشت گانه نور حکمت را از چراغ نبوت اقتباس کرده اند و کلام این بزرگان در فلسفه دائر مدار وحدانیت باری تعالی و احاطه علمی او بر اشیاء آنچنان که هستند ،و کیفیت صدور اشیاء از او و تکوین عالم از او بوده است….
            این حکما زاهدان و عابدان و متالهانی بوده اند که وارستگان از دنیا و اقبال کنندگان به آخرت بوده اند،اینان هستند که حکیم علی الاطلاق نام دارند..
            (الحکمه المتعالیه فی الاسفار الاربعه العقلیه ،ج 5 ص 206-207 ).
            غرض این نیست که همه روایات یا همه گفتارهای تاریخی و روایت های در تاریخ فلسفه را وحی منزل بدانیم ،غرض آن است که ارتباط و انتشاء حکمت و حکیمان الهی از سفره و تعلیمات انبیاء الهی را براحتی نمیتوان منقطع دانست ،نیز سخنان آنان در تئولوژی و الهیات بمعنی الاخص را نمیتوان براحتی با کلمه ای مثل تقیه یا ترس از ارباب قدرت یا قشریون توجیه کرد و الهیت این بزرگان را انکار کرد.

            با سپاس

             
  2. امان الله اسماعیل پور

    سلام دلاور.در جواب دوست عزیزمان آقای حامد اژدری که کامنت گذاشته اند و گفته اندچرا نوریزاد را آزاد میکنند و با او برخورد نمیکنند مثل بقیه .باید این را به عرض برسانم که دقیقا منظور برادران همین است که مردم به این نقطه نظر جنابعالی برسند و شک در درونشان شکل بگیرد و نوریزاد را باور نکنند.این کار روشی است برای در هم کوبیدن و ناامید کردن نوریزاد .یعنی تخریب نوریزاد .یعنی اینکه …….اما من او را باور دارم .او خود را براستی در آتش انداخته و از دو طرف رنج میکشد .یکی با حکومت و دیگری با امثال دیر باورانی که حتی نمیتوانند فکر کنند که روزی ممکن است حر از لشکر یزید جدا شده و به لشکر امام حسین بپیوندد..قصد مقایسه نداشته و ندارم ولی کلماتی بهتر نتوانستم بنویسم که :برادرم هر کسی مسئول رفتار گذشته خود مباشد و میتواند در هر برهه ای از رفتار گذشته خود پشیمان و عذرخواه باشد.نوری زاد عزیز:حیات و ممات تو اثر گذار خواهد بود .پاینده باشی برادر.

     
  3. زنده باد استاد نوری زاد عزیز
    خوار چشم ظالمان و ستمگران..

     
  4. ريشه ها٨١ ( قسمت ٧٩ و ٨٠ ذيل پست قبلى )
    خبر دستگيرى نوريزاد تمامى وجودم را غرقه اندوه ساخت و خبر آزادى اش سرور انگيز بود . آزادى نوريزاد دلاور آزادى يكى از معدود نام آورانى است كه هردم از نو به ياد مان مى آورد كه بسيارى از هم ميهنان ما به جرم شرافت و انسانيت در زندانند و ما نبايد بگذاريم كه به فراموشى سپرده شوند .مادام كه تمامى هم ميهنان در بند ما بى قيد و شرط آزاد نشده اند ،مادام كه هنوز شكنجه و سانسور و ترس از بيان و نشر حقائق و انديشه ها بر فضاى عمومى سايه افكنده است ،مادام كه شرايط امن و برابر گفتگو براى هركس با هر دين و مرام و مسلك و قوميتى در ساختار قانونى و اجرايي مناسبات قدرت نهادينه و تضمين نشده است ،مادام كه ساختار غير دموكراتيك نظام استبداد را مزورانه با صورتكى فريبنده از دموكراسى مى پوشآنند و اين ساختار امكان چپاول هاى نجومى ثروت ملى و سوء استفاده از قدرت به اليگارشى خويش سالار و اوباش پرور حاكم مى دهد ،مادام كه رسانه هاى همگانى در انحصار حاكمانى است كه خود را چوپان مردم مى پندارند ،مادام كه مردم در تعيين سياست و اقتصاد ملى نقش اول و إخر ندارند و منافع مردم قربانى منافع عده معدودى از خويشاوندان مافيايي مى گردد ،و مادام كه اقتصاد و سياست تابع بى قيد و شرط دموكراسى راستين نشده است خواب آسوده بر ما حرام است .درود بر نوريزاد و همه انسان هاى شريفى كه با اين مرد آزاده و دردمند به هر طريق ممكن همراهى مى كنند

     
    • با پوزش بسيار از همه دوستان :اين كامنت به سلسله گفتار هاى ريشه ها مربوط نيست .متعاقبا قسمت ٨١ را تقديم خواهم كرد

       
  5. سلام به همه
    61 سال سن دارم دلم میخواد پشت بام برم برقصم و برقصم تا مرا دوساعته شناسایی و نیم دقیقه ای بازداشت کنند .مطمئنن بعد از پی بردن به بیهودگی کارشان 20 ساعته مرا نیمه آزاد می کنند ! شاد باشید دنیا محل شاد بودنه

     
  6. به دزدان و اختلاسگران محل خود رقص در پشت بآم را بياموزيد تا ظرف ٢ ساعت شناسايي و ظرف ٦ ساعت بأزداشت شوند !

     
  7. با سلام خدمت بزرگ مرد ایران
    از اینکه سلامت هستی خیلی خوشحالم.
    آقای نوری زاد عمر جمهوری اسلامی به شمارش افتاده
    مطمعن باش که سحر نزدیک است.

     
  8. ای شیر مرد پیروز پاینده باشی صدای شکستن استخوانهای ظالمان بگوش می رسد.صدای شکستن ترس و بی عدالتی ها صدای زنگ آزادی با وجود شما شجاعان از خود گذشته به امید روزهای خوب برای ملت ایران عزیز.

     
  9. نوری زاد عزیز
    حاکمان مستبد با تو وارد بازی باخت باخت شده اند.
    زندانی ات کنند می بازند و آزادت گذارند هم می بازند.
    این طبیعت جنگ حق و باطل است.

     
  10. این مامور ها که شما را به طور غیر قانونی نقل مکان دادند شرم و حیا ندارند؟
    شما می گویید مامورند و معذور ولی میانه راه لا اقل یک معذرت خواهی نمی کنند که فلانی ببخش ما را ما چاره ای نداریم؟
    این ها یعنی مامور حفظ امنیت چه چیز هستند؟ این ها وظیفه دارند مراقب جان شهروندان ایرانی باشند. مراقب باشند حق آزادی بیان آن ها پایمال نشود. مواظب باشند وقتی جایی چند شهروند ایرانی گرد هم می آیند کسی متعرض به این شهروندان نشود.
    به واقع نانی که می خورند حرامشان باد. من به عنوان یک شهروند ایرانی اعلام می کنم راضی نیستم از سرمایه و ثروت های ملی که متعلق به تک تک ایرانی ها است و بخشی از آن سهم من است به این افراد یک ریال حقوق پرداخت شود. اداره ای که در آن کار می کنند غصبی است و نماز و عبادت این ماموران در آن باطل است.
    این افراد از مقام خود سو استفاده می کنند و تحت یک حکومت غاصب به ابزاری برای سرکوب مردم و پایمال شدن حقوق انسانی و شهروندی ایرانیان تبدیل شده اند و اگر آخرتی در کار باشد به طور حتم آن ها را مورد مواخذه قرار خواهم داد.

     
  11. دوستان مارا چه ميشود ،،،،،،،،،،،

     
  12. جناب مصلح شما که باید لاقل تاریخ سنتی اسلام را خوب خوانده باشید! ابوذر و مقداد و میثم و سایر اصحاب صفه در حقیقت همان یارانه بگیران اولیه در حکومت محمد بودند.چون این گروه نه جایگاه درستی داشتند و نه خود مردمانی کاری یا جنگاور و یا ایل و طایفه دار بودند. تقریبا تمام افراد یاران صفه بردها و یا نوکران و کارکنانی بودند که برای اشراف مکه مزدوری میکردند . بعد هم که به مکه آمدند هیچ کاری بجز دعا خواندن و از غارت مسلمین استفاده کردن کاری نمی کردند.در یک کلام آدمهایی مثل همین آخوندهای کنونی //// بودند.یعنی در یک کلام اگر //// آخوندها نفعی برای ایران ////آنها هم برای مسلمین داشته اند! و جالب ایکه همین افراد دوستان علی بودند!بنابراین چپ و راست فردی مثل نوریزاد و یا دیگر ان را که هم دسترنج خود را میخورند و هم بار دیگران بر دوش می کشند بنام ابوذر نامیدن درحقیقت توهین بسیار بزرگی به آنهاست!

     
    • سلام برهمه ناظران
      جناب مزدک این نظرشمااست ولیکن اگرخوب بنگری وتعصب کوریت را کناربگذاری می فهمی که درنظرنوری زادجناب” اباذر”علیه الرحمه- چقدر بلندمرتبه وازجایگاه بالای انسانیت وحق پرستی وحقجوئی برخورداربوده که اسم پسرش رااباذرنهاده است ،واین کنایه ازعشق به کمالات اواست .

      اباذر-ره-باظلم خلفای جور،ستیزعلنی داشت وازشجاعت وجسارت فوق العاده برخورداربودکه اورا تبعیدبشام وازآنجابمدینه برگردانده شدبخاطرمبارزه باستم معاویه وبازدرمدینه نیزساکت ننشست وازسوی عثمان اورا به ربذه تبعیدکردند وتنها کسانی که اورابدرقه کردندعلی -ع- وحسنینش بودند واورادعوت به صبوری کردند وگفتتند اقدامات وحرکات توهمه اش برای رضای خدابوده وهست ودرنزدخداوندماجوری ودرربذه تنها ودرکناریگانه دخترش جان بحق سپرد؛رحمت الله علیه.
      پس اگر اباذر نامیدن نوری زادتوهین باشد چرانوری زاداسم پسرش را اباذر نامیده است؟؟؟

      ودرثانی همین آخوندهای حاکم دراین26سال اول خدمت کمی به ایران نکرده اند منتها چشم بینا می خواهد تاخوب ببیندمتاسفانه شماندارید البته این را میدانید که بنده ازسال1376ازمظالم اینان آاگاه شدم وازاعمالشان تبری جستم.

      واما شما بااین حرفهای متناقض که گاهی وجود محمد -ص- راانکارمی کنید وگاهی قرآن رابغیرخدا نسبت می دهید،وبااین اسلام ستیزی بجائی نمی رسی وبااین نژادپرستی کاربجائی نمی بری.

      شکرخدا جناب عبدالله بت پرستی کورش را ازمنابع دست اول ارائه دادند -سعیه مشکور-واثبات کردند وخرافه پرستی شما وامثال آنیتا خانم وحامیانش هم که بخاطر حرف زیباکلام جنجال برپاکرده بودند ثابت گشت که شما چه اندازه کهنه پرست وخرافه پرست هستید دراین زمان مشعشع طلائی دوران علم وخردگرائی وانفجار اطلاعات شما هنوز کورش بت پرست وخرافه پرست را می پرستید،وازترجیح زیباکلام پیامبرش را برصدها کورش وجمشید ،رگ گردن شماها ی خرافه پرست متورم گشته وداداز کهنه پرستی قلم فرسائی وازتوهین به آن فرهیخته دیندار دریغ نکردید.

      والآن همین اطلاعات ودانش اندک شما مرهون تلاش های دانش گستری جمهوری اسلامی است وشما چنان ناسپاسی می کنید وازموئسس وبانی آن که همه ملت وبارهبری آخوندها بوده است ،ازهرفحاشی وبی ادبی فروگذاری نمی کنید وملت فهیم را متهم به نادانی ونفهمی می کنید.
      بله باید برشما امثال پهلوی ها وقجرها حکم برانند ودرزیر چکمه های ستمشان جان بسپارید وآخ هم نتوانید بگوئید وسرمایه ملی راهم آمریکائی ها وغربی ها وروس ها غارت کنند وحق اعتراض هم نداشته باشید.

      تابحال این ملت ایران ازاین شاهان حاکم برایران چه خیری دیده اند و دیده ایددراین چندقرن گذشته بجزدوره کوتاه صفویه که ایران را یک پارچه ومتحدکردند وسروسامانی دادند .شمافقط بلدید که نق بزنید آنهم درفضای مجازی نوری زاد واین هم ازبرکت آموزه های اسلامی وی است.

      آیارفاه جامعه فعلی با جامعه زمان شاهی یکسان است ؟؟؟ یک مقدار انصاف بخرج دهید بی انصافها؟؟؟

      اینهمه سدسازی ورونق کشاورزی وتاسیسات کارخانجات تولیدی ومقاوم سازی ارتش ونیروی مسلح وازدیادجمعیت دوبرابری واینهمه گسترش آموزش وپرورش ونیروپروری واینهمه گسترش دانشگاه وفارغ التحصیلانش مگرکارکمی است واینهمه نخبگانی که دراین مدت پرورش یافته اند مگرکار کمی است؟؟؟

      بله ازسال 84باسپردن سرنوشت ملک وملت بدست نادانی چون شما بنام احمدی نزادها سرمایه اندوخته شده را که باخته هیچ ودراین زمان 8سال باندازه چهل سال بلکه بیشتر نفت رافروخت واین سرمایه ملی را بتاراج گذاشت وهمه ذخائررا دزدیده اند وازاعلام نام دزدها هم ابادارندواینهمه خرابکاری ازجنس شما کت وشلواری ها بنام آخوندها تمام شده است والبته آخوندی که درراس قرار گرفته است همه مسئولیت هابگردن اواست وبس وبایدپاسخگو باشد.

      ودادوفریاد نوری زاد وامثال او همین است که چرا مسئول درراس نظام نباید پاسخگوی اعمال زشتش باشد؟؟؟
      وگرنه همه آخوندها ونخبگان وهمه ملت خواستار سرافرازی ایران وایرانی است.
      بادرود برهمه ناظران محترم
      مصلح

       
  13. فدای نوری زاد و هرآنکس که آزاده است
    بخدا یقین کامل دارم پایان شب سیه سپید است
    بخدا طلوع سحر را به زلالی تابش خورشید در سپیده دمان می بینم
    آری سحر نزدیک است
    ای آنانی که هنوز چشم و گوش بسته اید
    ای آنانی که خود را بر خواب زده اید و از دیدن روشنایی هراسناکید
    بخود آیید
    پایان شب تار می رسد آری می رسد

     
  14. من فقط موندم که اینهمه نیرو و امکانات این مردم را این ارازل و اوباش حکومتی در چه راههایی بهدر می دهند.با یک حساب سرانگشتی یک انسان حسابگر اگر حساب کند( از تجاوز به حقوق و آزادی این فرد و میگذریم) که همین ماجرای دستگیری و نگهداری و دیپورت فردی آنهم دوبار از شیراز به تهران و هزینه گذاشتن روی دست آن فرد و تلف کردن وقت همه کسانیکه دست اندرکارند بخصوص مزدوران حکومتی که بدون شک مفتخوران و اجیرشدنگانند به مخارجی که این ارازل و اوباش در این 35 سال صرف سرکوب و تجاوز به حقوق مردم و محروم کردن ایرانیان از حقوق طبیعی خود و اواره گی بسیارانی و سلاخی کردن هزاران ایرانی و بر باد دادن سرمایه ایرانیان و محروم کردن ایرانیان از آزاد اندیشی و داشتن یک حکومت مردمی با قوانین عرفی پی خواهد برد.وعلت بدبختیها و فقر و ذلت ایرانیان را که رزیم اسلامی و ضد مردمی اشغالگر ایران است را درک خواهد کرد. بله جناب نوریزاد نسلی که باعث نازل شدن این نکبت و بلا بر ایرانیان شد نه تنها خود را بلکه تا نسلها بعد از خود را خاکستر نموده و ایران را از مسیر ترقی و پیشرفت آنچنان منحرف کرده که نسلها تاوان بی خردی و جهل نسل 57 را خواهند پرداخت! آدم زبانش از بی خردی و جهل و گرفتاری این ارازل در مشتی خرافات و احادیث و دروغ بند می آید.آخر چگونه انسانی در قرن 21 می تواند تا اینحد احمق باشد که بخواهد با افکار مشتی دزد و غارتگر و آدمکش 1400 سال بر مردمیکه در 200 سال پیش نه تنها انقلابی برای آزادی و حکومتی مردمی با قوانین نسبتا عرفی کرده اند بلکه کسانی بین آنها حتی اسلام را بصورتی در آورده اند که قابل قبول 90% مسلمین نیست و در 200 سال پیش فردی (محمد علی باب) در بینشان ادعای پیغمبری کرده و اسلام را عملا منسوخ نموده حکومت کند؟آیا چنین کسانی بجز کشتن و ترساندن و سوختن و سلاخی کردن و تجاوز به ابتدایی ترین حقوق افراد جامعه و یا اواره کردن گروهی و ویرانه کردن ملک راهی دارند؟

     
  15. با درود فراوان
    نميدانم چرا با اين همه دزدي، فساد ، رشوه خواري، قتل عمد ، جرم و جنايت زير سايه اين حكومت امام زمان كه حتي مرزهاي ايران را درنورديده است و ما هر روز شاهد بدتر و بدتر شدن اوضاع هستيم چرا آيات عظام هيچگونه عكسل العمل جدي از خود نشان نميدهند و مثل كبك سرشان را به زير برف كرده اند اگر اشتباه نكنم شايد تمام اين مصيبت ها را ميتوان در ٢ چيز خلاصه كرد قدرت و پول و به جرات ميتوانم بگويم كه اين ٢ اهرم انها را در چنگ خود گرفتار كرده است. و خط بطاني بر تمام انچه مردم را متعهد به ان ميكردند كشيده است و بايد انها بدانند كه در فرداي روشن ايران بايد جوابگوي تمامي ظلم ها باشند . بعد از جنگ جهاني دوم خيلي از كساني كه با هيتلر خويشاوندي نزديك داشند با خواست خود خود را عقيم كردند تا اين نطفه كثيف در جاي ديگر سر باز نكند كه باعث قتل ميليون ها انسان بيگناه ديگر شود بايد همين اخوند ها همين كار را بكنند تا ايران و ايراني و جهانيان از دست انها ارامش از دست رفته خود را باز يابند

     
    • جناب بشیر سلام
      اینهمه که ازخرابکاری وظلم وستم برشمردید ،فردی ازجنس شما کت وشلواریها دراین دوره 8ساله انجام داده وشماهم به آن رای مثبت دادده بودید.وعلمای ربانی وآیت الله هاهم گرفتار همان خفقانی است که ایشان ایجاد کرده است والبته یک آخوندی که پیرو هوای نفس خویش است با آن آقای محمودخان مسئول هستند وعلما هم ازترس جانشان نمی توانند حرفی بزنند

      ،بااینهمه خفقان باز ازعلمای دین گهگاهی صدای اعتراضی برمی آید واماشماها به لاک خود فرورفته اید ومنتظر فرجی ازسوی علما وبدون پشتی بانی شما.
      واین رویه راه بجائی نمی برد مگراینکه همه به خیابان بدون ترس بریزند وخواستاراصلاح شوند. والسلام
      مصلح

       
      • با درود
        اقای مصلح هر ایات شیطانی که برای شما استخاره کرده قطعن ادرس غلط در رابطه به من به شما داده است. خرد یار و نگهدارت باشد.

         
  16. از کردستان سنگر آزادیخواهان ، بە نوریزاد عزیز درود می فرستیم

    بجز آخوند و شیخ و ملا کە غارتگرند بنی آدم اعضای یکدیگرند

     
  17. عمر شب کوتاه است. انشالا بزودی آقای نوری زاد و تمام زندانی های سیاسی آزاد خواهند شد. به امید اون روز.
    ——————
    شنبه هاي سپيد شنبه هاي آزادي /
    از 3 خرداد 93 / استفاده از روسري سفيدرنگ / حرکتي ديگر در جهت احقاق حقوق از دست رفته ايرانيان
    سلام بچه ها لطفا هر جا که ميتونيد اطلاع رساني کنيد بخاطر اينکه مدت زمان زيادي تا شروع اين حرکت اعتراضي باقي نمونده. قراره از روز شنبه / سوم خرداد ، حرکت تازه اي در جهت احقاق حقوق نه تنها بانوان بلکه تمام مردم ايران شروع بشه. از اين به بعد ديگه شنبه هاي تو يه تقويم ايران يک روز معمولي نيستند روزي هستند به اسم آزادي و براي آزادي. از اين به بعد هر شنبه اي که فرا برسه يه روز خاصه . در اين روز بانوان ايران کساني که اين توانايي و امکان رو دارند به صورت اختياري حجاب خودشون رو برميدارند و کساني که اين امکان رو ندارند ( به خاطر مسائل شغلي و … ) براي هم صدايي با ساير همنوعاشون براي اينکه بدونند تنها نيستند با استفاده از روسري يا شال سفيد رنگ در اين حرکت اعتراضي شرکت مي کنند. آقايون هم ميتونن با پوشيدن تيشرت يا پيراهن سفيد در اين روز هفته از اين حرکت خانمها حمايت کنند. اين روز و اين حرکت تا هنگامي که نه تنها بانوان بلکه تمام مردم ايران طعم واقعي آزادي رو حس کنند ادامه خواهد داشت. به اميد ايراني آباد و آزاد

     
  18. حسین عباسی

    سلام
    آقای محمد نوری زاد
    من هنوز نفهمیدم شما دنبال چه چیزی هستید. دارید صعود میکنید یا سقوط ، چرا با این روش ، ولی با عرض پوزش چند نکته به عرض جنابعالی می رسانم خواهشمندم کمی تامل فرمایید:
    1- خداوند در قرآن چگونه با ما حرف می زند : ساده ، روشن ، بی پرده و واضح ، پیچیده ، نامفهوم و … جنابعالی چگونه دید گاهی دارید و چگونه قرآن را چراغ را قرار می دهید؟ آیا براهید؟
    2- پیامبران الهی : ابراهیم ، موسی ، عیسی و محمد به عنوان اسوه در ابتدا مردم و حاکمان را به چه چیزی دعوت می کردند ، چرا و چگونه؟
    3- با توجه به دو نکته بالا ریشه مشکلات ما در چیست و راه حل آن چیست؟
    4- نکند روزی برسد که نه دیگر فرصتی باقی مانده و نه زمانی برای جبران؟نکند آنکه درس دین می داد از خدا بی خبر باشد.
    5- آیا مسیر دیگر وجود دارد و می توان به رستگاری رسید.یا نه فقط همینو همین .
    خدا حافظ

     
    • با سلام
      با اجازه آقای نوری زاد من پاسخ سوال شما را که خیلی هم تکراری است میدهم
      آقای نوری زاد برای دوستانی مثل شما که هنوز نفهمیدن داستان چیست صورت مسله را ساده کردن و بارها گفتند که به دنبال اموال غارت شده و حق و حقوق پایمال شده خویش هستند تا همیحا را بفهمید کفایت میکند بیش تر از آن را عاقلان دانند .

       
  19. يعني دکتر موندم به اين اراده‌اي که شما داري، بخدا افتخار مي‌کنم در سرزميني زندگي مي‌کنم که امثال شما و ميرحسين و … زندگي ميکنن. اون قضيه که مي‌گن خدا بخاطر بعضي از بنده‌هاش به برخي ديگه رحم ميکنه حکايت شماهاست که با اينهمه ظلم و ستم حاکم در اين سرزمين وجود نازنيناني مثل شما باعث جلوگيري از خشم خداونده.
    هر روز نوشته‌هاي شما رو با شوق مي‌خونم و مثل قدمگاه که شما عادت کرديد بهش من هم به نوشته‌هاي شما عادت کردم

     
  20. اقای نوریزاد عزیز چرا شب اول ورود به شیراز ما را بی خبرگذاشتید مهمان ما شیرازیها بودید و از خجالت و ناراحتی تا صبح نخوابیدیم به هر حال از حضورتان در شیراز لذت بردیم گر چه زمان بسیار کوتاهی بود و فردایی را که به ما وعده دادید دیدار میسر نشد.ما دوباره منتظر شما در شیراز میمانیم .خداوند نگهدار شما و تمامی ازاد مردان و ازاد زنان .

     
  21. در یوتیوپ سرچ کنید…………..احکام تجاوز در اسلام از امام خمینی ………از بهرام مشیری

     
  22. درود بر شما
    خوشحالیم که سالم و سرافرازید
    عجب کارهایی میکنند این برادران ! برادرانی که مهارتشان در شکار خانگی است !
    شکار خانگی یعنی اینکه مرغ خودت را توی حیاط با تیرکمان بزنی ! همان قتل و غارت و چپاول شرعی

     
  23. زنده باد شیراز، شیراز پیروز، شیراز قهرمان و غیره

    دیروز که اخبار مربوطه را دیدم، ناخود آگاه غزل خوشا شیراز و وضع بی مثالش به ذهنم خطور کرد. گویا خود حافظ آمده بود تا از اطلاعاتی های شیراز بپرسد “که نام قند مصری برد آنجا؟”
    علی اکبر ابراهیمی

     
  24. خواهر شهید

    باسلام خدمت برادر گرامی آقای نوریزاد اینجانب در نمایشگاه نقاشی تهران از اصفهان خدمت رسیدم از همه زحمات شما متشکرم از شما دعوت می کنم روز سه شنبه 13 خرداد ساعت 7 بعدازظهر در مراسم سالگرد آیت الله طاهری در کنار ما ذر محل گلزار شهدا (بر سر مزار آقای طاهری) شرکت فرمایید منتظر قدوم سبز همه دوستداران آن عزیز سفر کرده هستیم.

     
  25. خواهرشهید

    باسلام و خسنه نباشید خدمت برادر گرامی آقای نوریزاد. اینجانب در نمایشگاه نقاشی شما در تهران خدمت رسیدم. از اصفهان با شور و شوق رسیدم خدمتتان . برادر گرامی از شما دعوت می کنم در روز سه شنبه 13 خرداد عصر ساعت 7 جهت بزرگداشت سالگرد فوت آیت الله طاهری در محل گلزارشهدا (بر سر مزار آیت الله طاهری ) همراه ما باشید بی صبرانه منتظر قدم سبز همه دوستداران آن عزیز سفر کرده هستیم.

     
  26. درود بر ازاديخواهان و صلح جويان إز هر مرام و مكتبي و اقاي نوريزاد و همكاران سايتش خصوصا هموطنان و كاربران ارجمند، دوست عزيز كار إز اينها كذشته كه بكويم مواظب خودت باش شما وارد يك معبر و راهي شديد كه در عوض شما حاكمان ضد ازادي و حقوق انساني داخل تقاطعي شدند كه ١ – يا يكي إز مراجع محترم فتواي مرتد شما مي دهد شما را به يك نحوي سر به نيست كنند، ٢ – شما را به زنجير بكشند و به سياهجالهاي قرون وسطايي تفتيش عقائد بفرستند، ٣ – يا شما را همينطور رها كذارند كه علم مخالفت را برافرازيد اما در كنارش زندكي را به كام شما و خانواده تان تلخ كنند، اما فكر نمي كنم هيجكدام إز الترناتيوهاي نظام نامقدس تاثيري در عزم و اراده شما داشته بأشد، به هر حال من هم مثل خيلي إز هموطنان نكران شما بودم، البته اقاي نوريزاد صادقانه بكويم هوادار و طرفدار شما نيستم اما بينهايت به انسانهاي شجاع و إز خود كذشته احترام مي كذارم، و اين شجاعت را بيشتر زماني در شما ديدم كه به اشتباه خود در كذشته كه حمايت إز اين نظام نامقدس بود اعتراف كرديد و اين قله شجاعت است كه كسي به اشتباه خود واقف شود، موفق باشيد و تنها نيستيد  

     
  27. جناب نودی زاد شجاعتتان را تحسین می کنم اما به نقد شما از تشیع نقد دارم و آن را نمی فهمم شاید منظورتان از تعصبات شیعه ابزار شدن شیعه برای اهداف دیگریست تا به امروز اگر بر همه چیز شک کردیم و دروغین یافتیم ولی به مذهبمان. به تنها ریسمان نجاتمان امید بسته ایم وکاملا اطمینان دارم تشیع با هیچکدام از اقلیت های آسمانی و غیر آسمانی. سر ناسازگاری و دشمنی ندارد و هر آنچه که است کردار خودمان است

     
  28. نوری زاد عزیز ای بهترین معلم آزادی و آزاد اندیشی دوستت داریم.

     
  29. نوری زاد عزیز دقت کردید تا کنون این همه خودجوش و ذوب در ولایت در این مملکت علیه آزادی پوشش تجمع خودجوش! راه انداخته اند و کلی دلواپس شده اند اما یکبار علیه فساد اقتصادی و اختلاس ها دلواپس نشده اند و خودجوش! راهپیمایی نکرده اند عجیب نیست؟ یعنی این همه
    اختلاس های چند هزار میلیاردی که منجر به فقر و فحشا می شود دلواپسی ندارد؟ سیاهی لشکرهای چادر به سر و یقه آخوندی چرا خودجوش دلواپس این همه ثروت مملکت که به یغما می رود نمی شوند؟!!!

     
  30. سلام
    احتمالا بخاطر ممانعت از دیدار آقای دستغیب هست که شما رو مرتبا بر می گردونن تهران. آخه خیلی ضایع میشن که شما با عضو خبرگان رهبری دیدار کنید. می دونید این یعنی چی؟ یعنی انتقاد از رهبر کشیده میشه به مجلسی که جز تملق گویی و بله قربان به شخص رهبر کار دیگه ای نکرده .خوب اینم یعنی زنگ خطر…

     
  31. والا دیگه من دارم شک میکنم…
    یعنی اینا یه جایی خوب تو زندان ندارند که کاملا قانونی وبدون سر وصدا شما را جا بدن؟
    اینا که تا بحال همه بد نامی ها رو بجون خریدن نمی تونن با یک دادگاه کوچک و کاملا قانونی و علنی شما رو در یک بند زندان استاندارد که هیچ حرفی هم توش نباشه جا بدن؟
    من که متحیرم…

     
    • تصور کنین آقای نوریزاد تنها فرد مصون در کشور از همه مصیبتها از جمله شکنجه زندان و غیره باشند. و این حکم مصونیت از شخص خود سید علی خامنه ای باشه. و مسیولینی که با اعتراضات واقعی مدنی ایشان (خط قرمزها ) تلاش به شکستن نوریزاد و خانواده ایشان کنندء مورد توبیخ و تعقیب دستگاه امنیتی بیت رهبری گردند. آیا در دو روی سکه پیروزی نیست ؟ هم سید علی خامنه ای این مستکبران نفوذی عمامه دار یا بی عمامه و چاپلوسان تکیده به رهبری را که عمریست جان و مال و ناموس مردم ایران را مکیده اند شناسایی و به بند کشیده و هم آقای نوریزاد پرچمداری این پاکساری ها باشند. این آبرومندترین و عاقلانه و انسان دوستانه ترین تصمیم در آخرین لحضات زندگی یک رهبر عاجز به امورات فرمانبرای مسلح خویش در یک حیطه خواهد بود.
      تصور کنید اگر این نباشد مطمئنأ آقای نوریزاد به راه خود ادامه خواهند داد تا جایی که زندگی گذشته جهالت و خطا های خویش را به خوش نامی جه بدست ضاربین چه در خلوت زندان پایان برند.

       
  32. کاکو شیرازی

    ای عاشق,

    خیام چنین گفت:

    گویند که دوزخی بود عاشق و مست قولیست خلاف دل بران نتوان بست
    گر عاشق و مست دوزخی خواهد بود فردا باشد بهشت همچون کف دست

    فکر کنم صدها سفر استانی و بین المللی احمدی نژ اد که آخریش با همه ایل و طوا ر به نیویورک رفته بود یا سفرهای پر از هلیکوپتر و همراهی خیل بسیجیان ولایت پرست , به اندازه همین سفر دو نیم روزه شما به شیراز دستاورد نداشت.

    بقول شیرازیا:
    آ مو زدی تو خالا
    با ریکلو آغو

    درود بر نوریزاد

     
  33. سلام خدمت فرزند ایران محمد نوریزاد
    معلم عزیز، مرد استوار، ای کاش مصدق و شریعتی زنده بودن و یک همچین روزی رو میدیدن، مثل شیر برای آزادی وطن…
    استاد بزرگ، من از شما درس مردانگی یاد میگیرم.

     
  34. نظر دهندگان محترم
    مسئول بوجود آمدن حکومت استبدادی و دیکتاتور ی مردم میباشند.
    1- طرز برخورد و نوع دستگیری و مصاحبه تلویزیونی با چند جوان خوشحال، رژیم ولایت مطلقه فقیه یکیبار دیگر نشان داد که به حدی از درجه سقوط رسیده است که از سایه خود هم حراس دارد.
    2 – آقای خامنه ای و باندش با مهارت هر چه تمامتر خواسته یا نا خواسته دین و مذهب را در ایران و جهان تبدیل به یک غول ترسناک و وحشتناک کردهاند که روز به روز تنفر انسانها از دین و ایین آخوندها بیشتر میگردد.
    به امید روزی که عقل و خرد و اندیشه در همه ما ایرانیان به حد اعلا برسد تا فرهنگ سکولاری (جدائی دین از دولت) – شروع تاسیس دموکراسی و ازادی- در فرهنگمان نهادینه شود و دولتی منتخب مردم و برای مردم و پاسخگو به مردم را برپا کنیم.
    مهدی

     
  35. نوری زاده عزیز شدی خارچشم سپاه و اطلاعات روزی می آید که نتیجه زحماتت را می گیری

     
  36. درود به آقای محمد(کاوه)نوری زاد
    وهمکاران ودوستداران شما وآزادیخواهان

    در این شرایط واوضاع واحوال بلبشو وستم وجور وخفقان ایران ، واقعأ به تمام معنی که (کاوه) یک ایرانی شجاع وسر سخت ودلیری هست و جان بر کف علیه این قشر فاسد ومنحط ودروغگو ومکار آخوند، ایستاده ومبارزه مدنی می کند. ایکاش ایرانی های بیشتری این دل وجرأت را بخرج می دادند.
    تندرست باشید
    به امید آزادی واستقلال ملی وعدالت اجتماعی

     
  37. استاد نوری زاد عزیز هروقت شما را میبینم نجابت ایرانی برایم تداعی میشود ،فدای قدمتان

     
  38. بازتاب گسترده دستگیری بازی گران ویدیوی هپی!
    آفرین بر ملایان استبدادی بی مغز!
    بزرگترین دشمن اسلام شمایید!
    دنیا به هر چه مقدسات شما است بد و بیراه می گوید
    سری به دنیای اینترنت بزنید
    موجی به راه افتاده!
    شما تحمل شادی انسان ها را ندارید!
    احمق تر از این انسانی هست؟
    مجازات رقصیدن و شادی چیست؟
    آری اسلام را به دنیا معرفی کنید!
    زمستان به سر خواهد رسید و رو سیاهی بر ذغال باقی خواهد ماند

     
  39. با سلام

    اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

    وَلاَ تَحْسَبَنَّ اللّهَ غَافِلاً عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الأَبْصَارُ………

    و مپندار که خدا از کردار ستمکاران غافل است عذابشان را تا آن روز که چشمها در آن خيره می ماند ، به تاخير می افکند….

    ………………………………………………..

    عاقبت پاسداران شكم فربه از مال حرام بدون شك جهنم است

     
    • سلام آقای نوری زاد عزیز وگرامی
      شما اباذرزمان هستید واین عثمانیان، تهران را برای شما ربذه قرارداده اند وشیرازرادارالسلام ولایتمداران خاص.
      گریمنی پیش منی ،هرجاکه هستی تواویسی بادلی پرازمحبت وشوق وعشق به اسوه عدالتخواهی وباتنفری شدیدازظلم وبیدادهای ظا لمان زمانه ،الیس الصبح بقریب؟؟؟

       
  40. نحوه دستگیری جوانان موسیقی هپی!
    این جوانان پیام های جداگانه ای دریافت می کنند که دوستشان دچار سانحه شده و نیاز به کمک دارد
    وقتی برای کمک به دوست خود در محل حاضر می شوند نیروی انتظامی آنان را دستگیر می کند!!
    زشت تر از این می شود؟

     
    • دوستدار هپپى

      اين اصل اسلام اقايان است ،،،،دروغ وخدعه

       
    • اینها نمی دانند که مردم با این کارها به هم بد بین می شوند و دیگر به پیام های هم به چشم بد بینی نگاه می کنند ؟ لابد بعد دستگیری نیش شان حسابی باز شده از عظمت این پیروزی ؟ زهی انسانیت .اگه این آقایان پیام می دادند که لطفا به کلانتری بیایید یقینا آنها می آمدند . چون جوانان پاک دلی هستند .

       
  41. جمهوری اسلامی به سیم آخر زده!
    باستان شناس فرانسوی دیپورت شد! با وجود ویزا و دعوت به همایش باستان شناسی…..

     
  42. مهدی کوثری

    از اینکه31+82 سالم به تهران و قدمگاه بازگشت، خوشحال و منتظر اخبار شیراز و گزارش 83 هستم.

     
  43. ملایان حاکم یک جاییشان می سوزد
    بد جوری می سوزد
    درمانی هم ندارد

     
  44. “اگر برادران در کار من نمی پیچیدند”
    برادران آبروی خود را بردند
    چه می گویم چگونه کسی که آبرو ندارد آبرویش می رود؟

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

96 queries in 2494 seconds.