سر تیتر خبرها
یک خبر فیسبوکی

یک خبر فیسبوکی


این صفحه ی من در فیس بوک: https://www.facebook.com/m.nourizad  مدتها از اراده ی من خارج بود  اما  به حیات خود ادامه می داد و مثل یک کشتی در یک اقیانوس سرگردان بود بی ناخدا. اگر دقت کرده باشید، ماههاست که مطلب تازه ای در آن منتشر نشده. علتش هرچه بود، تلاش من و دوستانم برای باز آوردنِ آن بجایی نرسید. حتی با مدیریتِ فیس بوک مکاتبه کردیم. جوابی نیامد که نیامد. تا….. همین امروز. که ناگهان خبر آمد که: بفرما، این هم صفحه ات. من در این مدت، به صفحه ای دیگر کوچیدم. به این صفحه :

https://www.facebook.com/mohammadnourizad

و دهها مطلب از سفر به کرمانشاه و خوزستان در آن آوردم. بعد از سفر خوزستان، برای باز پس گیری اموالم –که از چهار سال و نیم پیش در دست سپاه و اطلاعات مانده و پس نمی دهند– به قدم زدن های اعتراضی در مقابل درِ شمالی وزارت اطلاعات پرداختم. مرا بارها به کلانتری و دادگاه بردند و با تندی و تنش مرا بازداشت کردند و حتی پیشانی ام را شکافتند اما یک روز نیز برنامه قدم زدن ها را تعطیل نکردم. هر روز نیز گزارش مفصلی از ماجراهای قدم زدن خویش را در همین صفحه ی نو پا نوشتم و منتشر کردم. پیشنهاد می کنم برای اطلاع از نوشته های این روزهای من، به آن صفحه بروید و آن نوشته ها را مطالعه کنید. که البته کمی بعد، آنجا را خواهیم بست و به همین صفحه قناعت خواهیم کرد. سلام به شما. سلام به زندگی. سلام به ایرانِ چشم به راه. و، سلام به راه. راهی که ما را به پیمودنش فرا می خواند.

محمد نوری زاد

نوزدهم فروردین نود و سه – تهرانShare This Post

 

درباره محمد نوری زاد

3 نظر

  1. مصطفي ايل بيگي

    اقاي نوري زاد برايت ارزوي موفقيت دارم. اقا واقعا شما را در محاصره قرار داده اند. بطرق گوناگون سد در برابر راهت ايجاد مي كنند. يه روز فيس بوكت خذاب مي شه يه روز سايتت گير داره. تورو خدا يك كمي به خانواده و همسر بانويت فكر كن كم از ناحيه مبارزه شما صدمه و لطمات مختلف شده است. يك كمي هم ما انتظار داريم شما انقدر عمر كني تا بتواني تمامي مخالفان رژيم در جهان و ايران را زير پرچم سرختر از كمونستها جمع كني. اگه تو نباشي ديگه كي جرئت داره به دستگاه برخورد كند.خلاصه حيف تو كه يك دونه اي. از راه دور برايت دست تكان ميدهم

     
  2. ريشه ها ٢٩ ( قسمت ٢٨ ذيل پست ستار بهشتى در قدمگاه )
    انقلاب
    جمع بندى
    ٢: انقلاب بى خشونت ديگر از نوع انقلاب از نوع كلاسيك نيست . انقلاب ٥٧ آخرين انقلاب كلاسيك جهان بود . امروزه همه جا خشونت را تقبيح مى كنند .براى حكومتى كه مدارش بر خشونت و ارعاب مى گردد و همزمان فضاى عمومى را از هر نوع مجموعه مدنى مستقل و نيرومندى تهى كرده است چه بهتر از اين . مگر نه اين است كه زور مادى با زور مادى از بين مىتواند رفت ؟ از سوى ديگر قبح خشونت به سادگى دستاويزى به حكومت زورمدار مى دهد تا اعتراضات را به صفت قبيح خشونت متصف كند و خود با خشن ترين شيوه آنها را سركوب كند . صانع ژاله را بكشد و به گردن معترضان اندازد . نام معترضان جان باخته را در ليست بسيجيان جا بزند . اگر خشونت را به طور. مطلق تقبيح كنيم در باره دفاع زنى كه در معرض تجاوز به عنف است چگونه بايد داورى كنيم .؟ تقبيح مطلق خشونت مشكلاتى پديد مى آورد كه دفاع در برابر متجاوز فقط يك مورد آن است .
    خشونت در انقلاب دو مرحله دارد : خشونت مردم و نظام سابق پيش از پيروزى و خشونت رهزنان انقلاب پس از پيروزى. مريم فيروز و كيانورى و اخيرا آقاى مطهرى در توجيه خشونت هاى خونبار دهه شصت انقلاب ٥٧ را با ديگر انقلاب ها مى سنجندد و با حق بجانبى بيرحمانه اى به كفه سبك تر أجساد انقلاب ٥٧ مى نگرند .به همين آسانى از جانب مردگانى كه ديگر نيستند تا احقاق حق كنند حق آنها را مشمول مرور زمان مى كنند .فراموش مى كنند كه انقلاب فرانسه در قرن ١٨ و انقلاب روسيه در سرزمين عقب مانده تزارها در اواخر جنگ جهانى اول رخ داده اند .فراموش مى كنند كه در انقلاب فرانسه مردم قبل از پيروزى به راه به ها در علن تجاوز كردند ،كشيش كشان راه انداختند و گورهاى دسته جمعى بر پا ساختند .فراموش مى كنند كه داورى در باره خشونت انقلاب بايد نسبت خشونت مرحله اول و دوم را نيز لحاظ كند .خشونت فاتحان را با خشونت ستمديدگان به يك چوب ورزند .همه اين ها البته از نگاه كسى است كه انقلاب را هنوز قابل دفاع مى داند .در انقلاب ايران خشونت حكومت انقلابى هم از خشونت رژيم سابق و هم از خشونت مردم به مراتب بيشتر ، شديد تر و كثيف تر بوده است .اغلب شكنجه هاى ساواك براى أخذ سريع اطلاعات تا پيش از عوض شدن خانه تيمى بود .در آن زمان به شكنجه و تجاوز به باكرگان اسير و بى فرياد رس خون الهياتى تزريق نمى شد .گفتند شاه گورستان ها را آباد كرد .و حرص شديدى داشتند تا شاه را بيرحم تر از آنچه بود جلوه دهند .بعدتر معلوم شد كه شايعه غرق صمد بهرنگى ساخته جلال آل احمد بوده و سندى از دخالت سازمان امنيت در خودكشى تختى به دست نيامد و سرانجام نيز راز سينما ركس فاش خواهد شد .همان طور كه معلوم شد صانع ژاله را خودشان كشته اند .اگر آباد شدن گورستان ها به دست شاه گزافه بود گورستان هاى جمعى جمهورى جسمانى هرگز گزافه نيست .نه تنها كميت خشونت بل كيفيت به شدت رذيلانه خشونت را نيز بايد در داورى راجع به خشونت حكومت انقلابى ما به دست كسانى كه اساسا از روشنفكر عقده شخصى داشتند به حساب آورد .پاينده و سرفراز ايران و درود بر نوريزاد و همه دوستان .ادامه دارد ٥٧

     
    • کورس عزیز ماجرای سینما رکس آبادان هم افشا شد و مشخص گردید که عاملان و مباشرینش همین افرادی بودند که بعداً در مقامات بالای حکومتی قرار گرفتند و برای سرپوش گذاشتن بر واقعیت آقای سید حسین موسوی تبریزی به عنوان حاکم شرع، شخصی بنام تکبعلی زاده را که در آبادان شهرت به دیوانگی داشت محکوم به اعدام نمود و علیرغم مخالفت مردم آبادان حکم اعدام او را در تعقیب و گریز با مردم آبادان اجرا نمود، برای اطلاع دقیق می توانید به آرشیو برنامه صفحه آخر آقای مهدی فلاحتی و بازگوئی خاطرات فرمانده وقت شهربانی آبادان مراجعه فرمائید .

       

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

90 queries in 1683 seconds.